سید مرتضی شریف عسکری مشهور به علامه عسکری (۱۳۳۲ق/۱۲۹۳ش - ۱۴۲۸ق/۱۳۸۶ش)، از دانشمندان شیعه ایرانیتبار در حوزه علمیه سامرا است. پدر و پدربزرگ وی از شهر ساوه در ایران به عراق و سامرا هجرت کرده بودند. او دینپژوهی بود که تلاش میکرد با نگاهی محققانه، به بررسی تاریخ اسلام بپردازد. نتیجه این روش هم کتابهای تألیفی وی است که در جهان اسلام تأثیرگذار بوده است. مهمترین کتابهای وی عبارتاند از خمسون و مائه صحابی مختلق، التوسل بالنبی (ص) و التبرک بآثاره، عبدالله بن سباء و اساطیر اخری. وی از روحانیان فعال علیه رژیم بعثی عراق و مدت ها از اعضای کادر اصلی حزب الدعوة الاسلامیة بود.
ولادت
سید مرتضی عسکری در روز دوشنبه ۱۸ جمادی الثانی ۱۳۳۲ق/۱۲۹۳ش. در شهر سامرا متولد شد.[۱] اجداد وی در زمره فقیهان و محدثان عصر خود بودند. جد پدری سید مرتضی، آیت الله سید اسماعیل حسینی (متوفای ۱۳۰۶ق) فرزند سید محمد کوچک ساوجی و جد مادری ایشان آیت الله میرزا محمد شریف عسکری تهرانی (متوفای ۱۳۷۱ق) بوده است.[۲] اجداد وی در عصر صفوی از سبزوار به ساوه دعوت شده و لقب شیخ الاسلام گرفتند. منصب شیخ الاسلامی، منصبی شبیه به امام جمعه در آن عصر بوده است. بنابر نقل وی، سنیان بسیاری در این شهر، به دست اجدادش، مستبصر گشته و شیعه شدهاند. تمامی بزرگان این خاندان مشهور به شیخ الاسلام بودند به جز سید مرتضی که به سبب تولد در سامراء، به عسکری معروف شده است. با وفات پدر، سید مرتضی از کودکی در دامان جد مادری خود تربیت میشود.[۳]
شفایافتن در کودکی
سید مرتضی عسکری نقل میکند: « در ایام کودکی به حصبه مبتلا شدم و حالم هر روز وخیم تر میشد. مادرم مرا به کاظمین برد و هر طبیبی بر بالینم میآمد، افاقه نمیکرد. تا اینکه دیدم حضرت عزرائیل با چهرهای زیبا، خوش منظر و لباسی سفید وارد اتاق شد و پس از ایشان، پنج تن آل عبا هم وارد شدند. همه نشستند و مرا تسکین دادند و با هم مشغول گفتگو شدیم.
ناگهان من با چشم دل دیدم که مادرم، روی پشت بام مسافرخانه رو به گنبد مطهّر موسی بن جعفر (ع) کرده، عرض میکند: « یا موسی بن جعفر (ع)!، شما راضی هستی که من بچهام را اینجا دفن کنم و تنها برگردم؟ حاشا و کلا.» با این درخواست مادرم، حضرت کاظم (ع)، به اتاق ما تشریف آوردند و به رسول الله (ص) عرض کردند: « خواهش میکنم تقاضای مادر این سید را بپذیرید!» رسول الله (ص) هم رو به عزرائیل کرده، فرمودند: « برو! خداوند به واسطهٔ توسل مادرش، عمر او را تمدید کرده است، ما هم میرویم.» وی نقل میکند که به قدری از دست مادرم عصبانی بودم که حد نداشت و به مادرم گفتم: « من داشتم با حضرات معصومین (ع) میرفتم، تو نگذاشتی.»[۴]
تحصیلات
سید مرتضی از ده سالگی وارد حوزه علمیه سامراء شد و کتابهای رسمی حوزه عراق همچون سیوطی، شرح جامی، شرح ابن عقیل، مغنی، حاشیه، مختصر و ... را آموخت.[۵]
حضور در حوزه قم
با شروع دیکتاتوری رضاخانی وی مجبور به ترک سامراء شده و عازم ایران و حضور در حوزه علمیه قم شد. او مهاجرت خود به ایران را شبیه به توفیقی اجباری توصیف نموده و در مورد علت آن میگوید:
مقدمات و ادبیات را در سامرا خواندم. مخارج تحصیلم از املاکی که در ساوه داشتیم، تهیه میشد؛ لذا از سهم امام استفاده نمیکردم امّا از زمانی که طاغوت رضاخان فرستادن پول به عراق را منع کرد، مجبور شدم در زمان مرحوم آشیخ عبدالکریم حائری (سالهای ۱۳۵۱، ۵۲ و ۵۳ ق)ـ به حوزه علمیه قم آمده، در یکی از حجرههای مدرسه فیضیه، با آشیخ علی آقای صافی، هم حجره شوم ...[۶]
اساتید
آیت الله عسکری در قم محضر اساتیدی همچون امام خمینی (ره) و در سامراء در محضر آیت الله شیخ حبیب الله اشتهاردی معروف به مدرس عسکری، آیت الله سید احمد مرعشی شوشتری زانوی تلمذ زد.[۷]
بازگشت به سامراء
حضور آیت الله عسکری در حوزه علمیه قم، کوتاه بود. ظاهرا در آن ایام، در حوزه علمیه قم خبری از تدریس تفسیر قرآن و حدیث نبوده است. با ابتکار عسکری و همراهی تنی چند از فضلاء، میرزا خلیل کمرهای را راضی به تدریس تفسیر میکنند؛ اما این کار به مذاق قاطبه طلاب آن دوره خوش نمیآید و سعی میکنند که این کلاس را تعطیل کنند. چون این گروه طلبه هم فکر از نظر مالی خود را وابسته به حوزه نمیدیدند، به ناچار مدیریت وقت حوزه علمیه با فشار بر اساتید ایشان، کلاسها را تعطیل میکنند. این قضیه موجب ناراحتی وی شده و موجب میشود که وی مجدداً به سامراء باز گردد.[۸]
مکتب سامراء
سبک آموزشی که میرزای شیرازی در سامراء پایه ریزی نمود به مکتب سامراء معروف شد. میرزا تحولات عجیبی را در نوع نگرش به تعلیم و تربیت در حوزه پدید آورد. میرزای شیرازی، فلسفه، حدیث، تفسیر، کلام و ... را همراه با فقه و اصول، در برنامههای درسی حوزه سامراء گنجاند و در کنار تحصیل، تهذیب نفس و چگونگی تعامل با مردم اعم از مخالف و موافق را نیز سرلوحه آموزشهای حوزه قرار داد.
از طرف دیگر، اطلاع علامه از شرایط فکری، سیاسی و اجتماعی ایران و درک فشار و خفقان رضاخانی و همچنین بازگشت ایشان به سامراء که مقارن با اوج فعالیت احزاب و جریانهای سیاسی و فرهنگی در عراق بود. همه این مسائل دست به دست هم داد تا مسیر حیات علمی ایشان، به سمت فعالیت در راستای بهبود زندگی شیعیان و به طور کلی مسلمانان باشد.
تأسیس دانشگاه
وی جزء نخستین اندیشمندانی بود که به حقیقت روش تعلیم و تربیت در ممالک شرقی پی برد. علامه بر این واقعیت واقف گردیده بود که تحصیل و تدریس به شیوه ای که مستشاران غربی برای نظام آموزشی شرق ترتیب دادهاند، پاسخ گوی مسائل روز افزون جامعه اسلامی و تحولات آن نیست و یکی از علل عقب ماندگی شرقیان همین نظام آموزشی است؛ بنابراین تصمیم گرفت با عده ای از همفکران خود دست به تحول و تغییر در سبک آموزشی حوزه بزند وبه آن معلوماتی اضافه نماید که در ترویج مکتب حقه جعفری به توان بدان اتکا نمود.
اصلاحات و ابداعات علامه عسکری در هر دو زمینه علمی و عملی صورت گرفت. علامه عسکری در فعالیتهای عملی خود دست به تأسیس دانشکده ای کارآمد و مدرن به نام اصول الدین در بغداد زد.
دروس تفسیر، حدیث شناسی، عقاید و کلام تطبیقی اسلامی با دعوت از اساتید بزرگ آن دوره، در این دانشکده تدریس میشد، هرچند متاسفانه این ابتکار ویژه، با کودتای حزب بعث و تحت تعقیب قرار گرفتن علامه از طرف حکومت، به تعطیلی کشیده شد و ناکام ماند.[۹]
عضویت در حزب الدعوة الاسلامیة عراق
در تابستان ۱۳۳۷ش/۱۹۵۸ به توصیۀ سید محمد باقر صدر، سید مرتضی عسکری (متوفی ۱۳۸۶ش) از بغداد به حزب الدعوة پیوست. نشست بعدی مؤسسان حزب الدعوة چند ماه پس از کودتای ۲۳ تیر ۱۳۳۷ / ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸، در کربلا برگزار شد، که در آن سید محمدباقر صدر، سید مرتضی عسکری، سید محمد مهدی حکیم و محمدصادق قاموسی به شورای رهبری برگزیده شدند.[۱۰]
نوشتار اصلی: حزب الدعوة الاسلامیة
علاقه به تاریخ
ایشان بیشتر مطالعات خود را بر تاریخ متمرکز کرده بود که ثمرهٔ عملی آن در نوشتههای ایشان نمایان است. وی در این مورد مینویسد:
«از همان آغاز [طلبگی] به مطالعه کتابهای سیره و تاریخ پیامبر اسلام(ص) و اصحاب و فتنههای صدر اسلام و سفرنامه ها علاقه داشتم و داستان استعمار استعمارگران نسبت به کشورهای اسلامی را دنبال میکردم.»[۱۱]
تألیفات
او به وحدت اسلامی و تقریب بین مذاهب اعتقاد داشت. در نظر او اگر شیعه از تهمتهای تاریخی رهانیده شود آن هنگام است که سخنش مقبول میافتد. در طول تاریخ با این افترائات بود که دشمنان اسلام توانستند میان شیعه وسنی کینه وعداوت ایجاد نمایند. اگر پیشانی شیعه از تهمتهای ناروا پاک گردد و برادران اهل سنت، شیعه را بشناسند، همه دشمنیها کنار میرود؛ بنابراین هم وغم خود را صرف کشف و رفع این ستمها به شیعه کرد. مجموعه این تلاشها در اکثر آثار قلمی و اجتماعی ایشان نمایان است و زحمات وی در راستای ایجاد فضایی سالم به منظور فراهم کردن وحدت اسلامی از شاخصههای اصلی این آثار میباشد. او جهت ترویج مذهب حقه جعفری بیش از پنجاه کتاب تألیف نمود که برخی از آنها عبارتند از:
- عبدالله بن سبأ و اساطیر اخری (۲ جلد)، ترجمه فارسی عبدالله بن سباء و دیگر افسانه های تاریخی؛
- خمسون و مائه صحابی مختلق (۳ جلد)، یک صد و پنجاه صحابی ساختگی؛
- معالم المدرستین (۳جلد)، ویژگی ها و دیدگاه های دو مکتب در اسلام.؛
- سقیفه (بررسی نحوه شکل گیریِ حکومت بعد از رحات پیامبر اکرم (ص)؛
- آیت تطهیر در کتب دو مکتب؛
- امامان این امت دوازده نفرند؛
- مصحف در روایات و اخبار؛
- القرآن الکریم و روایات المدرستین (۳ جلد)؛
- البکاء علی المیت، گریه بر میت از سنت های رسول خدا (ص)؛
- التوسل بالنبی (ص) و التبرک بآثاره؛
- البناء علی قبور الأنبیاء و الاوصیاء و اتخاذها مساجد و اماکن للعبادة، بازسازی قبور انبیاء و اولیاء و عبادت در آنها.؛
- شیعیان اهل پیامبر (ص)؛
- بزرگداشت یاد انبیاء و بندگان صالح خدا؛
- عدالت صحابه؛
- صلوات بر محمد و آل محمد از سنت های رسول الله (ص) بوده است؛
- ادیان آسمانی و مسأله تحریف؛
- عقائد الاسلام من القرآن الکریم (۳ جلد)؛
- الاسطورة السبائیه (۳ جلد)؛
- قیام الأئمة باحیاء السنة؛
- مع ابی الفتوح التلیدی فی کتابه «الأنوار الباهره»؛
- نقش ائمه در احیاء دین (۱۶ جلد)؛
- امامت و مهدویت در مکتب خلفاء؛
معرفی برخی کتب
دغدغه همیشگی علامه این بود که در کنار وحی بیانی (قرآن)، باید به وحی غیر بیانی (سنت و گفتار معصومین) هم پرداخته شود. این کار را بدون هیچ تعصبی با بررسی کتب شیعه با تکیه بر کتاب وسنت و احادیث و نیز اهل سنت یا به قول خودش مکتب خلفا را هم به بوته تحلیل و نقد کشاند و این عدم تعصب باعث شد که کتب او حتی برای اهل تسنن، مرجع قابل اعتمادی بشمار برود. البته بیان روشن ونثر بسیار روان علامه که خواننده را بسوی خود میکشاند وی را در این امر به میزان زیادی یاری کرده است.
عبدالله بن سباء و اسطورههای دیگر
به نظر علامه عسکری با رحلت حضرت رسول (ص)، منافقین چون معارضی در مقابل خود نمیدیدند دست به تخریب چهره واقعی اسلام زدند. برخی از مغرضین هم در این میان، مقام نبوت و رسالت را در حد یک مجتهد پایین آوردند تا اصحاب را همسنگ او قرار دهند تا محملی برای اقدامات چندش آور آن قبیل اصحاب تراشیده شود. برخی در روایات سیره و تاریخ به قدری نعل وارونه زدند که جای شب و روز، ظالم و مظلوم عوض شود. این موجب گردید تا اسلام بد آموخته شود.[۱۲] علامه عسکری با کنکاش در مجموعه این روایات رسیده از صحابه، با اثبات جعلی بودن شخصیتی به نام عبدالله بن سبا، شیعه حقیقی را به جوامع علمی جهان اسلام شناساند. جهانی که همگی بر این باور غلط با تکیه بر این احادیث جعلی، سرسختانه معتقد بودند.
این حرکت علمی علامه یعنی نگارش کتاب عبدالله بن سبا، مایه مسرت علمای اعلام آن دوره گردید و حتی تعجب ایشان را برمی انگیخت. علامه درباره این موضوع میفرماید:
«... به کاظمین رفتم، این مجموعه را به شیخ راضی آل یاسین صاحب کتاب صلح امام الحسن(علیه السلام) که با هم دوست بودیم، نشان دادم. ایشان در مجلسی که عصرها علمای عرب دور هم جمع میشدند، نشسته بود. وقتی این را دید، ایستاد و گفت: «اعرفتَ ماذا سمعت؟ رفعت عارا عن جبین الشیعة من یعرف سیف سمی عبدالله بن سبا».
انتشار این کتاب، بسیاری از مسلمات غلط اهل سنت را از بین برد و در اندک زمانی در میان طالبان حقیقت دست به دست میشد. علامه توانست با کمترین هزینه، بیشترین بازدهی را برای شیعه بدست آورد.
احادیث اُم المؤمنین عایشه
نوشتار اصلی: نقش عایشه در تاریخ اسلام
به نظر علامه عسکری، غیرِ شیعه پیامبر (ص) را از طریق احادیث عایشه میشناسند؛ حال آنکه، آن پیامبری که در این روایات معرفی میشود، قابل ایمان آوردن نیست. این کتاب به برخی وقایع و حوادث زندگی عایشه میپردازد و هدف آن نشان دادن زوایای تاریک و مغفول زندگی وی است تا وضع اخلاقی شخصیت و چهره واقعی راوی آن همه احادیث به مخاطب شناسانده شود و عیار و ارزش روایات او روشن شود.[۱۳]
یکصد و پنجاه صحابهٔ ساختگی
علامه این کتاب را پس از کتاب عبدالله سباء نوشته است. با روشن شدن شخصیت جعلی عبدالله بن سباء، علامه عسکری با تحقیقی گسترده، صد و پنجاه صحابی ساختگی دیگر در کتب حدیثی اهل سنت را با مستندات و دلایل اهل سنت، معرفی میکند.[۱۴]
معالم المدرستین
نوشتار اصلی: بازشناسی دو مکتب
یکی از کتب پرتأثیر در جهان عرب بشمار میرود. علامه در این کتاب بدون هیچ توهین و بدزبانی، به تمام ادلهٔ اهل سنت پاسخ میدهد. نقل شده که حتی داشتن این کتاب در برخی از کشورهای عربی جرم بوده و هست.[۱۵]
مناظرات
نگارش کتابهایی جنجالی، شهرت علامه عسکری را روزافزون کرده بود، بنابراین در جاهای مختلف، افراد مختلفی درصدد مقابله و مناظره با وی بودند که به گواه تاریخ، در تمامی مناظرات در مقابل علامه، شکست میخوردند. مناظره با بن باز مفتی اعظم سابق وهابیت، ابوعلی مودودی دانشمند اهل سنت، خطیب رقّه و... از مناظرات مهم او به شمار میرود.[۱۶]
وفات
علامه عسکری در ۲۵ شهریور۱۳۸۶ش / چهارم رمضان۱۴۲۸ق، در سن ۹۳ سالگی پس از یک دوره بیماری، در بیمارستان میلاد تهران درگذشت،[۱۷] و در جوار حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) به خاک سپرده شد.
پانویس
- ادیبی لاریجانی، مرزدار مکتب اهل بیت (ع)، ص ۶۱
- ادیبی لاریجانی، مرزدار مکتب اهل بیت (ع)، صص ۶۶-۷۱
- مصاحبه با علامه عسکری در برنامه «دیدار با فرزانگان» در سال ۱۳۸۰ش
- حسینی، معادشناس، ج۱، ص۲۸۳-۲۸۵
- ادیبی لاریجانی، مرزدار مکتب اهل بیت (ع)، ص ۷۵-۷۶.
- ادیبی لاریجانی، مرزدار مکتب اهل بیت (ع)، ص۷۶-۷۷
- ادیبی لاریجانی، مرزدار مکتب اهل بیت (ع)، ص۷۹-۸۵؛ مجله علوم حدیث، شماره ۲۰، ص ۸۵، گفتگو با علامه عسکری؛ مصاحبه با علامه عسکری در برنامه دیدار با فرزانگان
- ادیبی لاریجانی، مرزدار مکتب اهل بیت (ع)، ص ۸۰-۸۱
- مجله کتاب ماه دین، اردیبهشت ۱۳۷۷، شماره ۷ و ۶، ص ۱۲.
- حسینی، ص۶۸ - ۷۴؛ خرسان، ص۵۵ - ۵۶، ۶۳ - ۶۴؛ عاملی، ج۱، ص۲۵۵ - ۲۵۶؛ به نقل از مدخل حزب الدعوة الاسلامیة در دانشنامه جهان اسلام
- مجله علوم حدیث، شماره ۲۰، ص ۷۹.
- کیهان فرهنگی، دی ۱۳۸۰، شماره ۱۸۳، مقاله کتابشناسی علامه عسگری، ص ۲۱.
- ادیبی لاریجانی، مرزدار مکتب اهل بیت (ع)، ص۱۶۴-۱۶۶؛ نقش عایشه در تاریخ اسلام، مقدمه، ج۲، ص۱۲
- ادیبی لاریجانی، مرزدار مکتب اهل بیت (ع)، صص ۱۶۶-۱۶۷.
- ادیبی لاریجانی، مرزدار مکتب اهل بیت (ع)، ص۱۶۸-۱۶۹؛ مصاحبه با علامه عسکری در برنامه دیدار با فرزانگان در سال ۱۳۸۰
- ادیبی لاریجانی، مرزدار مکتب اهل بیت (ع)، صص ۱۷۵-۱۸۲.
- ادیبی لاریجانی، مرزدار مکتب اهل بیت (ع)، صص