ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
چهارشنبه, 05 مهر 1391 22:58

دیدن روی تو چشم دگری میخواهد

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

دیدن روی تو چشم دگری میخواهد

 

 

             ای دل شیدای ما گرم تمنای تو               کی شود آخر عیان طلعت زیبای تو

            نیمه شعبان بود روز امید بشر                 شادی امروز ماست نهضت فردای تو . . .

 

 

پانزدهم شعبان میلاد دوازدهمین گل بوستان امامت و ولایت، حضرت ولی عصر (عج) بر تمامی شیفتگان ظهورش مبارک باد

 

 

 

 

Ya Sahabazzaman

 

 

 وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَی اللّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلَی عَالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُکُمْ بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ 

 

مردِ عالِمي شاگرداني داشت که در ميان آن­ها تنها به يکي دل بسته بود. شاگردان سبب اين محبت را از استاد پرسيدند، گفت: فردا هر يک مرغي بستانيد و در قربانگاه خلوتي سرش ببُريد که هيچ کس آن­جا نباشد؛ آن گاه مرغ را به مکتب­خانه‌آورید. فردا هريک از شاگردان به اطاعت استاد، مرغ کشته­اي را با خود آوردند و آن شاگرد ِتيزهوش مرغي زنده. استاد سبب ِزنده نگاه داشتن مرغ را از او پرسيد. گفت: به هر خلوتي رفتم که تيغ  به گلويش بکشم، خدا را حاضر و ناظر ديدم و به ناچار از کشتن صرف نظر کردم؛ پس شاگردان علت محبوبيت او دانستند.

اما داستان به همين جا ختم نمي­شود؛ خدا مي­بيند؛ ولي...

چشمان ديگري نيز در ميان من و شما مأمور به ديدن­اند؛

چشماني که شاهد اعمال ما هستند.

به اين داستان دقت کنيد:

عبدالله، روغن فروشي بود که مدتي در خدمت امام رضا عليه­السلام مجاور بود. او يک بار که به محضر ايشان شرف ياب شد، عرض کرد: برای خود و خانواده­ام از شما التماس دعا دارم.

حضرت فرمودند:«آيا (فکر مي­کني) من شما را دعا نمی‌کنم؟! همانا اعمال شما هر روز و شب بر من نمايانده مي­شود.»

عبدالله گفت: پذيرفتن اين مطلب (که امام بر همه­ي اعمال ما آگاه است) بر من سنگين آمد. حضرت فرمودند:

آيا در کتاب خداي عزوجل نمي­خواني: ﴿ وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَی اللهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ المُؤْمِنُونَ[1]: ﴿و بگو: عمل کنيد که خدا و رسولِ او و مؤمنان عمل شما را مي­بينند.

سپس حضرت فرمودند:« قسم به خدا منظور از مؤمنان (در اين آيه)، علي بن ابي­طالب عليهماالسلام است.»[2]

بر اساسِ اين آيه، مؤمنان - که همانا امامانِ معصوم­اند- اعمالِ ما را مي­نگرند.

يکي از شيعيانِ زمان امير­المؤمنين عليه­السلام به نام رميله مي­گويد:

سخت بيمار شده بودم. نزد اميرالمؤمنين عليه­السلام رفتم. ايشان به من فرمودند:

« ای رميله! هيچ مؤمني بيمار نمي­شود؛ مگر اين­که ما هم به خاطر ِبيماري او بيمار مي­شويم و غمگين نمي­شود؛ مگر آن­که ما هم غمگين مي­شويم و دعايي نمي­کند؛ مگر آن­که به دعاي او آمين مي­گوييم و سکوت نمي­کند؛ مگر آن­که ما برایش دعا مي­کنيم.»

عرض کردم: ای اميرمؤمنان! فدايت گردم، اين مربوط به کساني است که با شما در اين مکان هستند. آن کساني که در اطراف زمين اند چه­طور؟

فرمودند:« ای رميله! هيچ مؤمني در شرق و غرب زمين از ما غايب نيست.»[3]

بر اين اساس، امامِ معصوم اعمالِ انسان­ها را در همه­ي نقاط زمين مشاهده مي­کند.

امام زمان عليه­السلام در نوشته­اي به شيخ مفيد رحمه­الله فرمودند:

 

« ما به آن­چه بر شما مي­گذرد احاطه علمی داريم و هيچ يک از خبرهای شما از ما پوشيده نيست... ما نسبت به رعايت حال شما کوتاهي نمي­کنيم و ياد شما را فراموش نمي­کنيم.»[4]

با اين که امام عصر عليه­السلام غايب از چشم مردم­اند، به شرق و غرب عالم آگاهي دارند و نسبت به مؤمنان توجه خاصي مي­کنند.

با اين وجود تنها عده­ي کمي هستند که اين حضور فراگير امام را به گونه­اي احساس کنند که خود را در حضور امام بيابند و از انجام گناه شرم کنند.

چه بسيار افرادي که از انجام گناه در حضورِ کودکی احساس شرم مي­کنند؛ اما غافل­اند که خدا و رسول و ائمه عليهم­السلام در همان حال نظاره­گر عملِ آن­ها می‌باشند!

چه کنيم که اين حال در ما ايجاد شود که حضور امام غايب را بيش از پيش احساس کنيم؟
حديث زير، راهي فرا روي ما مي­نهد:

امام سجاد عليه­السلام به ابو خالد کابلي مي­فرمايند:

« ای ابو خالد! همانا اهل زمانِ غيبتِ او (حضرت مهدی عليه­السلام) که اعتقاد به امامتش دارند و در انتظار ظهورش هستند، از مردمِ همه­ي زمان­ها بهترند؛ زيرا خداي تبارک­و­تعالي چنان عقل و فهم و معرفتي به آن­ها عنايت فرموده که غيبت برای آن­ها به منزله­ي ديدار حضوري شده است...»[5]

آري! تنها بايد به خودِ آن حجت خداوند توسل کرد که چشم عقل و فهم ما را بينا کند تا ايشان را حاضر و ناظر ببينيم.

ابو­بصير از شيعيان امام باقر عليه­السلام مي­گويد:

با حضرت باقر عليه­السلام داخل مسجد شديم و مردم در حالِ آمد­و­شد بودند. حضرت فرمودند:

« از مردم  سؤال کن آيا مرا مي­بينند.»

هرکس از آن­جا رد می‌شد از او مي­پرسيدم: آيا ابوجعفر عليه­السلام را نديدي­؟ مي­گفت: نه، و متوجه حضور امام نمي­شد. تا اين­که ابو­هارون نابينا وارد شد. گفتم: آيا ابو جعفر عليه­السلام را نديدي؟ گفت: مگر نه همين است که اين­جا ايستاده؟ گفتم: از کجا دانستي؟ گفت: چه­طور ندانم در حالي که او نوري درخشنده و تابناک است.[6]

آري! احساس ِحضور امام زمان عليه­السلام چشم دگري مي­خواهد:

 

ديدن روي تو چشم دگري مي­خواهد            دلم از آتشِ مهرت شرري مي­خواهد

بايد از هر دو جهان بي­خبرش گرداني       هرکه از کوي وصالت اثري مي­خواهد

تا   مگر  تير دعايم به اجابت برسد                 ناله از سوز و نوايم اثري مي­خواهد

لب خندان تو را ديدن و لبخند زدن         چشمِ گريانِ زِگُل پاک­تري مي­خواهد

 

دلم سخت گرفتار توست؛ مي­خواهم از اين پس در هواي جان­فزاي حضور تو نفسي تازه کنم و با تمامِ وجود حضور پدرانه­ات را احساس کنم.

اي مولاي من! برای رسيدن به شيرينيِ احساس حضورت کمکم کن!

 


[1]. توبه(9): 105.

[2]. وسائل الشيعه 11: 387، ح5.

[3]. بصائرالدرجات: 259، باب 16، ح1.

[4]. احتجاج طبرسي 2: 323.

[5]. کمال الدين، باب 31، ح 2.

[6]. بحارالانوار 46: 243، ح 31.

خواندن 2892 دفعه آخرین ویرایش در جمعه, 26 دی 1393 19:21