زمانی برای خودِخودِخودت ( مصاحبه)
آدم ها باید در لحظه هایی از زندگی برای خود خودشان باشند، یعنی باید به دور از اینکه قرار است فلان کار را کنیم و بهمان عمل را انجام دهیم، روی کاناپه دراز بکشند و کارهایی کنند که حال دلشان با آنها خوب می شود. ممکن است کتابی، سفری، گردشی، صحبت کردن با همسر و فرزند و هزاران کار دیگه باعث شود که لبخند رضایت از آرامش روی لب های افراد بنشیند.

در میان هیاهوی تکنولوژی های جذاب و شبکه های مختلف اجتماعی که به تنهایی می تواند ساعت های خالی همه افراد را پر کند، گذراندن ساعتی به گفتگو و پرداختن به کارهایی که حال دل را خوب کند می تواند آرامش روانی برای نه فقط خود فرد بلکه خانواده او نیز به ارمغان بیاورد. به این منظور برای واکاوی اینکه اوقات فراغت در خانواده در عصر حاضر به چه صورت است با دکتر مریم رفعت جاه دانشیار گروه انسان شناسی دانشگاه تهران به گفتگو پرداخته ایم.
زمانی که از اوقات فراغت صحبت به میان می آید، این تصور می شود که در تعطیلات عید و تابستان باید این فراغت را داشته باشیم، این نگرش درستی در ارتباط با اوقات فراغت است؟
اوقات فراغت گاهی با داشتن وقت آزاد ممکن است اشتباه شود. وقت آزاد به زمانی گفته می شود که افراد از کار آزاد می شوند. یعنی کارهایی جدی که حالا ممکن است کار شغلی و یا کارهایی که وظیفه خود می دانند باید انجام بدهند، برای انجام ندارند. در تعاریف علمی اوقات فراغت، آن بخش از وقت آزاد است که افراد نیاز نیست کارهای شخصی مثل امور بهداشتی خود و یا حتی خوابیدن که استراحتی برای انجام مجدد کارها است را انجام دهند. بلکه در واقع وقتی است که افراد هرگونه که دوست داشته باشند آن را بگذرانند و درصرف آن وقت می توانند انتخاب کنند که چه کاری را انجام بدهند. البته در تعاریف آکادمیک چند برداشت در این رابطه وجود دارد. یکی به معنای وقت است یعنی بخشی از وقت آزاد، یکی به معنای فعالیت یا مشغولیتی است که آدم ها در بخشی از زمان آزاد انجام می دهند و باعث بازآفرینی قوای روانی و جسمانی آنها می شود. اما آنچه خود بنده به آن اعتقاد دارم و به نگرش اسلامی نزدیک است، پیدا کردن یک حالتی از فراغ بال است که افراد در آن هیچ مشکلی ندارند. این شکل ممکن است منفعلانه باشد و با تأمل انجام شود و این چیزی است که که غربی ها در اصطلاح به آن meditation و ما در فرهنگ اسلامی به آن طمأنینه می گوییم. اگر فرد کاری را انجام دهد که به فراغت بال و رضایت روانی وی منجر شود، این شکل از حالت روانشناختی که آرامش روانی و رضایت روانی را برای فرد به همراه دارد جزئی از اوقات فراغت محسوب می شود و اوقات فرااغت ارتباطی با زمان خاصی ندارد.
در کشورمان تا چندی پیش بیشتر آن چیزی که تحت عنوان اوقات فراغت مطرح می شد، ارتباط با اقوام و فراغت های درون خانوادگی بود، اما امروزه با تغییراتی که در سبک زندگی افراد رخ داده است، این فراغت ها از درون به بیرون خانواده انتقال یافته است. این تغییر به چه امری بستگی دارد؟
در جامعه امروز، به خاطر فردیت و فردگرایی که رایج شده است و لحاظ کردن حقوق فردی که هر کسی برای خود قائل است، رسیدن به علایق فردی را هم به دنبال داشته است. اگر در گذشته فراغت ها جمع گرایانه و خانوادگی بود امروزه فردگرایانه شده است. یعنی فرد دوست دارد اوقات فراغت خود را به صورت تنهایی یا در نهایت با یکی از دوستان خود که دوست دارد، سپری کند. بخشی از این امر ممکن است به علت تفاوت های سلیقه ای و روان شناختی افراد باشد که ایجاب می کند زمانی را به صورت انفرادی کتاب بخوانند، سینما بروند یا ... پذیرفتنی باشد. اما مشکل این است که این به خاطر تفاوت سلیقه ای فردی نیست که ایجاد شده بلکه به علت فردگرایی است که محصول مدرنیته است و به جامعه ما هم انتقال پیدا کرده است. افراد از شیوه های فراغت جمع گرایی به سوی الگووار به فراغت های برون خانوادگی و غیر خانواگی میل می کنند. در این شکل نظارت بر خانواده نیز کاهش یافته و این قضیه باید تعدیل پیدا کند. در فرهنگ گذشته ایرانی که اجتماعات پدرسالارانه بود علاوه بر مشخص بودن روابط بین فرزند و پدر، روابط و حریم خاصی بین زن و شوهر وجود داشت. همچنین ارزش هایی که موجب حفظ تحکیم خانواده می شد اما الان این ارزش ها حتی در بین زوجین نیز کمرنگ شده است. افراد به جای تعریف های خانواگی به سوی مصالح فردی می روند. حتی گاها فرزندان به عنوان مانع و دست و پاگیر در مصالح فردی و فراغت فردی پدر و مادر به حساب می آیند. اما زن و شوهرها هم خیلی برای یکدیگر وقت نمیگذارند و فراغتی را به صورت مشترک ندارند که این صمیمت را فرزندان ببینند و بین آنها هم توسعه پیدا کند.
اگر فرد کاری را انجام دهد که به فراغت بال و رضایت روانی وی منجر شود، این شکل از حالت روانشناختی که در واقع بازآفرینی قوای جسمانی و روانی محسوب می شود و اوقات فرااغت ارتباطی با زمان خاصی ندارد.
گاها والدینی که به فعالیت های بیرون خانه مشغول هستند، درگیری های روزمره فرصت های باهم بودن آنها را نیز محدود و کم کرده است. این قضیه را به عنوان یک فرض می توانیم بپذیریم یا خیر؟
این اشتباه است که بگوییم مشغله و اشتغال افراد در خارج از خانه مانع با هم بودن آنهاست. کیفیت فراغت و زمانی که زن و شوهر به عنوان دو فردی که بیش از همه بهم نزدیک هستند مهم است نه کمیت. یک زمانی فردی ممکن است دو ساعت در خانه باشد ولی حضورش با کیفیت و محبت و صمیمیت باشد. زن و شوهر حداقل در طول روز باید دقایقی را کاملا محبت آمیز و صمیمی کنار هم داشته باشند. اما مسئله اینجاست که امروزه حتی زمانی که زوجین با هم حرف می زنند به صورت همدیگر هم نگاه نمی کنند، نگاهی که می تواند در ارتباط آنها موثر باشد. آخر هفته ها فرصت خوبی است که پدر و مادر برای گذران یک روز به عنوان اوقات فراغت خانواده برنامه ریزی داشته باشند. همه اینها از پدر و مادر شروع می شود و این احساس صمیمیت و محبت به فرزندان هم سرایت می کند.
تفریحات و بیرون رفتن ها امروزه کم شده است بخشی به این علت که آدم ها خسته می شوند و ترافیک زیاد است امام برخی هم به علت تکنولوژی جدید که موجب شده تنها به خوش گذرانی و لذت و خوش باشی خود فقط فکر کنیم. و ما ایرانی ها فراموش کرده ایم که رضایت و سعادت ما در گرو خوشحالی عزیزانمان است. این امر برای ما اهمیت دارد اما فراموش کردیم و رسانه ها باید دوباره این را به ما یادآوری کنند و این را تعدیل کنند که میزان استفاده از موبایل و اوقات فراغت فردی تا چه حد است.
افراد برای گذران اوقات فراغت نیازمند فضاهایی هستند که بتوانند از ان استفاده کنند در کشور ما این فضاهای فراغتی به چه صورتی است؟
در کشور ما فضاهای فراغتی کافی نیست. بویژه این امر برای زنان بیشتر از مردان است. باید در سطح کشور اگر تمایل زنان به ورزش و باشگاه رفتن است فضاها و باشگاه های ورزشی بیشتری برای آنها ساخته شود. پیست های دوچرخه سواری مخصوص آنها راه اندازی شود. اما با کاستی های موجود در فضاهای فراغتی جامعه، یک روز را با خانواده نگذراندن و باهم نبودن، بهانه است. اگر بخواهیم کاری کنیم بقیه چیزها درست می شود. خانواده اگر بخواهند پارک بروند یا مرکز خریدی برای گذراندن فراغت و چند قلم کالای ضروری خود را خرید کنند یا فرهنگسرا یا تئاتر بروند همه این موارد امکان پذیر است . سطح خانواده ها در کشور، خانواده های متوسط است و تعداد اعضای هم 4یا 5 نفره، پس می توانند یک روز به سینمایی که بلیط آن 8 تا 10 هزار تومان است بروند.
طبقه اجتماعی پایین که فراغت آنها منفعل است چرا که با توجه تامین نیازهای اولیه خود نیاز به استراحت بیشتری دارند. مرحله دوم سرگرمی و تفریح است در واقع افراد تفریح می کنند تا روحشان دوباره به زندگی برگردد. و سطح سوم اوقات فراغت، فراغت های خلاقانه است و برای کسانی که می خواهند تفریح کند تا روحشان دوباره به زندگی برگردد. سطح سوم فعالیت های خلاقانه است. فعالیت هایی که نتیجه بدهد که این سطح برای کسانی که سرمایه اجتماعی پایین دارند امکان حضور ندارد.
با توجه به عرف رایج درکشور، اینگونه بر می آید که مردان به نسبت زنان از فرصت فراغتی بیشتری برخوردار هستند؟
مهمترین علت این است که برخی زنان ایران برای خودشان حق فراغت قائل نمی شوند. و همچنین نه تنها خودشان بلکه دیگران هم این حق را برای آنها در نظر نمی گیرند. این تصور وجود دارد که زن موجودی است که باید کارهای دیگران را انجام دهد. وقتی مادر می شود این نقش پررنگ تر می شود اما حتی زمانی که دختر است به عنوان یک دختر یا در نقش خواهر نیز اوقات فراغت زیادی برای خودشان متصور نیستند.
در این حوزه باید یک تغییر نگرش به این سمت داشته باشیم، مادری که از اوقات فراغت خود استفاده بهتری می کند در مقابل در زندگی اثرات موثر و بهتری نیز می تواند بگذارد. در دوره جدید که زنان بیشتر شاغل و یا درگیر فعالیت های اجتماعی هستند و فرصت کمتری دارند باید خانواده حق فراغتی برای آنها ایجاد کند.
زنان کشور ما حتی زمانی که مثلا به عنوان اوقات فراغت می خواهند یک فیلم تماشا کنند هم علاوه بر تلویزیون دیدن خود را مشغول اتو زدن لباس، درست کردن مواد غذایی یا بافتنی و ... می کنند گویی اصلا نباید یک زمان فراغتی مناسب داشته باشند و مداوم باید یک کاری انجام دهند. البته گاهی نگاه برخی از اعضای خانواده این را نیز می رساند که چرا مشغول تماشای فیلم هستی و کار دیگری انجام نمی دهی.
این فرهنگ باید در جامعه جا بیفتد که زن هم نیاز دارد که قوای خود را از نظر روانی و جسمانی بازآفرینی کند. این بازآفرینی ممکن است با کارهایی مثل شنیدن موسیقی، مطالعه کتاب و حتی انجام دادن کارهای هنری صورت بگیرد و از انجام آن لذت ببرند.
فراغت همیشه انفعال نیست، گاهی انجام یک کار مثل کشیدن نقاشی هم جزئی از فراغت محسوب می شود. اما نکته مهم این است که فراغت های کاربردی آنهایی هستند که از قبل برای آنها فکر شده باشد.
فراغت همیشه انفعال نیست، گاهی انجام یک کار مثل کشیدن نقاشی هم جزئی از فراغت محسوب می شود. اما نکته مهم این است که فراغت های کاربردی آنهایی هستند که از قبل برای آنها فکر شده باشد.
الگو یا مدلی برای اوقات فراغت یک خانواده در جامعه تا کنون ترسیم شده است؟
فارغ البال بودن به فراغت هایی بر می گردد که آدم را راضی می کند. این رضایت به ارزش های افراد نیز مربوط می شود و چون افراد متفاوتی داریم پس شکل رضایت های آنها هم مختلف می شود. در نتیجه نمی توانیم یک الگو به همه خانواده ها ارائه بدهیم. اما می توانیم به زوج های جوان بگوییم که زمان هایی در روز برای حرف زدن به همدیگر بگذارند، در آخر هفته ها یک کاری که رضایتشان را به شکل مشترک جلب می کند انجام بدهند. به خانواده هایی که فرزند کوچک دارند باید بگوییم که در این خانواده ها چون مادر زیاد درگیر فرزند است، پدر برای ساعتی از فرزندش به طور کامل نگهداری کند تا زن بتواند قوای خود را بویژه از نظر روانی بازآفرینی کند. یا به خانواده هایی که فرزندان آنها سر خانه و زندگی خودشان رفته اند باید بگوییم که الان فرصت مناسبی برای سفر رفتن است. اما در این سن مردان بیشتر دوست دارند که کار انجام بدهند و کاری را کار می دانند که در قبال آن پول دریافت کنند. در مشاغل دانشگاهی و آزاد و .... می بینیم که مرد حتی در سن 74 سالگی هنوز مشغول کار است. پس سهم خانواده و پرداختن به آنها چه زمانی می رسد؟ در دین ما حضرت رسول (ص) می فرمایند که زمانی را برای خانواده خود اختصاص دهید.
این الگوهای کلی است اما به دلیل نسبیت فراغت و فراغت هایی که برای هر کسی ممکن است درجه ای از مسئولیت را داشته باشد نمی توان یک الگوی واحد به همه ارائه داد. ارزش ها و سطح وجودی افراد بسته به سرمایه فرهنگی آنها متفاوت است. در این حوزه سه سطح در جامعه داریم، طبقه اجتماعی پایین که فراغت آنها منفعل است چرا که با توجه تامین نیازهای اولیه خود نیاز به استراحت بیشتری دارند. مرحله دوم سرگرمی و تفریح است در واقع افراد تفریح می کنند تا روحشان دوباره به زندگی برگردد. و سطح سوم اوقات فراغت، فراغت های خلاقانه است و برای کسانی که می خواهند تفریح کند تا روحشان دوباره به زندگی برگردد. سطح سوم فعالیت های خلاقانه است. فعالیت هایی که نتیجه بدهد که این سطح برای کسانی که سرمایه اجتماعی پایین دارند امکان حضور ندارد.