چرا افراد آنچه که یاد می گیرند، فراموش می کنند؟ (1)
ایده های بسیار گسترده و متفاوتی در یادگیری سازمانی مطرح شده مبنی بر این که افراد چگونه و با چه سرعتی اطلاعات را فراموش می کنند و مطالبی که فرا گرفته اند را از یاد می برند. تحقیقات مختلفی که براساس نقطه نظرات متفاوت شکل گرفته نشان می دهد که میزان و نرخی که افراد اطلاعات را فراموش می کنند وابسته به چگونگی کسب اطلاعات است.
شاید به مشابه جمله زیر را زیاد شنیده باشید.
" ما 10% مواردی را که می خوانیم، 20% چیزهایی که می شنویم و 30% آیتم هایی را که می بینیم، به یاد می آوریم."
به شکل زیر نگاه کنید. شاید این منحنی به چشم شما آشنا باشد. این منحنی به نام منحنی فراموشی یا (Ebbinghaus) شهرت یافته است.

هرمان ابینگ هاوس (۲۴ ژانویه ۱۸۵۰ — ۲۶ فوریه ۱۹۰۹) روانشناس آلمانی به عنوان پیشرو مطالعات تجربی حافظه شناخته میشود، همچنین منحنی فراموشی و وقفه در یادگیری ابداعی وی از شهرت بسیاری برخوردار است . او اولین فردی است که منحنی آموزش را توصیف کرد. او همچنین پدر و توسعه دهنده فلسفه نئو کانتی فیلسوف ژولیس ابینگ هاوس بود.
ابینگ هاوس منحنی خود را این گونه توصیف می کند که:
" انسان به واسطه این منحنی فراموش می کند و عامل این اتفاق، عدم تقویت ذهن است."
در حقیقت پروسه فراموشی بسیار سریع اتفاق می افتد اگر تقویت ذهن رخ ندهد. خط سبز نمودار نشان دهنده فراموشی بدون تقویت ذهن است.
به نظر شما آیا چنین ایده برای فراموشی صحیح است؟ آیا این نمودار می تواند درک ما را نسبت به فراموشی به صورت کامل پوشش دهد. این یک مفهوم بسیار مهم است چرا که آن نکاتی را که ما در مورد فراموشی می دانیم و نسبت به آن اطمینان داریم بر چگونگی به خاطر سپردن آموزش هایمان تاثیرگذار خواهد بود. این که ما بدانیم با چگونه مطالعه کردن، دیرتر فراموش می کنیم در یادگیری ما تاثیرگذار است.
سوالات زیر را خوانده و پاسخ صحیح را انتخاب کنید. در ادامه به بررسی تحقیق خود در این زمینه می پردازیم و در مورد آن بحث خواهیم کرد.

سوال: آیا میزان فراموشی اطلاعات بستگی به چگونگی دریافت اطلاعات دارد؟ چه مدتی از زمان دریافت اطلاعات شما می گذرد؟
A. بله، فراموش کردن وابسته به چگونگی دریافت اطلاعات و مدت زمانی که از آن می گذرد، بستگی دارد.
B. خیر، فراموش کردن فقط به چگونگی اطلاعات بستگی دارد.
C. خیر، فراموش کردن فقط به مدت زمانی که از دریافت اطلاعات می گذرد، بستگی دارد.
D. خیر، فراموش کردن به چگونگی یادگیری اطلاعات بستگی دارد.
قبل از شروع بحث، این نکته را به یاد داشته باشید که درصدهایی که در مورد چگونگی فراموش کردن افراد هستند و از سمت فردی دیگر به دست شما می رسد، صرفا براساس برخی نظریات یا تجربیات ساخته شده چرا که فراموشی، از قانون خاصی پیروی نمی کند. (منظور همان 10% خواندنی ها، 20% شنیدنی ها، 30 % دیدنی ها و .... است.)
اگر از نظر شما این آمار مضحک به نظر می رسد قطعا همینطور است چرا که در واقعیت نیز این ها درصد هستند و در این موضوع می بایست به خود نگاه کنید.
حال اجازه دهید که در خصوص منحنی فراموشی معروف Ebbinghaus صحبت کنیم. منحنی که امروزه تحقیقات آموزشی بسیاری براساس آن حرکت کرده و بسیار جذاب واقع شده است. در سال 1885، Ebbinghaus هجاهای سمبل های بی معنی را حفظ کرد و سعی کرد تا توانایی خود را در به خاطر آوردن آن ها در طول یک دوره زمانی و در یک نمودار رسم کند. نتیجه تحقیقات به دست آمده در حال حاضر به منحنی فراموشی مشهور تبدیل شده است. آیا مطالعه ای که بر مبنای ذهن یک نفر اندازه گیری شده به لحاظ کیفی قابل قبول است؟ به صورت معمول ما برای آن که بتوانیم در مورد یک تحقیق به نتیجه ای جامع دست یابیم نیاز به تعداد افراد بیشتری داریم.
آیا فراموش کردن یک سری هجا یا سمبل های بی معنی همانند نکات معنادار و ذاتی هم روند هستند؟
خیر قطعا یکسان نیست. بنابراین می توانیم نمودار Ebbinghaus را به عنوان یک نمونه اولیه در نظر گرفته و آن را به عنوان یک محقق حافظه اولیه در نظر بگیریم. قطعا از آن زمان تا به امروز تحقیقات زیادی در این حوزه انجام شده و به نتایج مختلفی رسیده اند. بنابراین از نظر ما پاسخ صحیح پرسش بالا گزینه D خواهد بود. گزینه C نیز می تواند پاسخ شایسته و مناسبی باشد در صورتی که کلمه فقط را از آن برداریم. این موضوع باعث می شود تا شما نیاز به آموزش در زمان احتیاج را درک کنید. ( اگر زمانی که به داشتن مهارتی نیازمند هستید، آن را فرا گیرید مطمئنا آن را به خاطر خواهید داشت و فراموش نمی کنید.)
منابع:
What Do You Know: Why Do People Forget What They Learn?” Patti Shank”
www.td.org
Replication and Analysis of Ebbinghaus’ Forgetting Curve
بخش آموزش الکترونیکی سایت تبیان، تهیه : سید خاموشی
تنظیم: زینب شاه مرادی
چرا افراد آنچه که یاد می گیرند، فراموش می کنند؟ (2)
شاید بر این باورهستید که افراد باهوش و یا حتی نوابغ چیزی را فراموش نمی کنند اما فراموش نکنید که هر موردی حتی کوچک ترین را اگر در کار و عمل استفاده نکنید مطمئنا به دست فراموشی سپرده می شود. کار کردن براساس محتوای فراگرفته سبب می شود آن را با تمام وجود حس کنیم و این نکته ای است در جهت دیرتر از یاد بردن موضوعات.
در قسمت قبل عنوان کردیم که عامل اصلی فراموشی، عدم تقویت ذهن است. همچنین چگونگی یادگیری مطالب نیز بر فراموشی تاثیرگذار است. به کارگیری محتوایی که می آوریم، به خاطر اوردن آن ها را برایمان آسوده تر می سازد.

چرا مردم فراموش می کنند؟
علم یادگیری متنوع و گسترده بوده و مطالبی که انسان ها یاد می گیرند بسیار وسیع است اما در تمامی آن ها فراموشی وجود دارد و در تمامی آن ها نوع فراموشی تفاوتی ندارد. بسیاری از مردم بر این باورند که ما چیزی را که می بینیم و می شنویم، ثبت می کنیم اما در حقیقت این طور نیست و همه چیز را ثبت نمی کنیم. شاید یکی از دلایل اصلی فراموشی، به خاطر نسپردن موضوعات در وهله اول است. زمانی مطلبی را به یاد می آوریم که ان را با تمام وجود یاد گرفته باشیم چرا که محتوا می بایست در حافظه بلندمدت ما کدگذاری شده باشد. توجه داشته باشید که در مطلب قبلی در مورد فرآیند کاری حافظه صحبت کردیم. موضوع می بایست در حافظه کاری ما جا افتاده باشد و به حافظه بلندمدت ما سپرده شده باشد و در نهایت با کدگذاری آن، قادر به یادآوری آن ها باشیم. اگر به درستی یاد نگرفته باشیم، کدگذاری صحیح بر روی آن شکل نمی گیرد.
در اینجا با دو مبحث رو به رو هستیم:
• خوب یاد بگیریم
• بعد از خوب یاد گرفتن چه اتفاقی رخ می دهد که فراموش می کنیم.
در مقالات بعدی در مور داین فرایند که "چطور می توانیم کاری انجام دهیم که بهتر بیاموزیم" صحبت خواهیم کرد.
در ادامه مقاله فرض بر این است که یادگیری رخ داده و در حال حاضر اتفاقی پیش آمده که شما یادتان می رود.
در سال 2016 مقاله ای در Psychological Science توسط آقای Talya Sadeh و همکارانش ارائه شد. در این مقاله بر روی علم حافظه بحث شده که چرا ما فراموش می کنیم. همچنین به تمریناتی در حوزه یادگیری و چگونگی توسعه تمرین جهت با خاطر داشتن موضوع نیز اشاره شد. دانشمندانی که بر روی حافظه انسانی تحقیق می کنند معتقدند که فراموشی به دو دلیل رخ می دهد: decay و interference
Decay بدین معناست که حافظه در طول زمان محو می شود اگر نادیده گرفته شود و به میزان کافی به ان مراجعه نشود. در حقیقت اطلاعاتی که به ان ها مراجعه نمی شود، محو می شوند.
Interference به معنای تداخل است. زمانی که در حافظه خود اطلاعاتی را دارید اگر اطلاعاتی مشابه با اطلاعات قبلی را به ذهنتان بسپارید موضوعات قبلی مشابه پاک خواهند شد. Sadeh و همکارانش به این نتیجه رسیدند که نوع فراموشی به صورت عمده وابسته به حافظه اولیه ایجاد شده است. به گفته دانشمندانی که بر روی حافظه انسانی کار می کنند که به نام حافظه اخباری شناخته شده است برای به خاطر آوردن چیزهایی که به آن نیاز داریم به دو شکل عمل می کند: familiarity و recollection(به صورت آشنایی و تجدید خاطره)

حافظه familiarity حافظه ای است که دارای جزییات نیست. به عنوان مثال من با وام مسکن آشنا هستم و یک سری اطلاعات در این زمینه دارم که کدام یک بهتر است. اما اطلاعاتی در خصوص جزییات کار نمی دانم و فقط از تجربیات استفاده می کنم. اگر فردی متخصص در این حوزه سوالات هدفمندی از من بپرسد مطمئنا به کم عمق و محدود بودن اطلاعات من پی خواهد برد. حافظه های مبتنی بر آشنایی تمایل به جنگ های فیسبوکی دارند یا به عبارتی بحث های کم عمقی که در بین افراد به وجود آمده و هیچ یک اطلاعات کاملی از موضوع بیان شده ندارند.
حافظه Recollection (تجدید خاطره) می تواند اطلاعات قابل توجه ای را با جزییات فراوان در زمینه ای خاص بازیابی کند. به عنوان مثال اگر بخواهیم در حوزه ای مانند پخت در دماهای مختلف که آن را به خوبی انجام داده ایم، صحبت کنیم می توانیم آن را با جزییات بیان کنیم. مثلا می توان گفت که با پایین آوردن دما، غذا مغز پخت می شود اما با بالا بردن دما ممکن است غذای شما بیش از اندازه سرخ شود. زمانی که شما به این شکل در مورد موضوعی فکر کنید و راه حل بدهید می توان گفت که تجدید خاطره کرده اید. در نهایت حافظه تجدید خاطره مسائل را در کنار ریز جزییات نگه داری می کند. اگر شما موضوعی را با تمام وجود حس کرده باشید به راحتی قادر هستید تا ریز جزییات مربوط به ان را به یاد آورید.
منابع:
What Do You Know: Why Do People Forget What They Learn?” Patti Shank”
www.td.org
Replication and Analysis of Ebbinghaus’ Forgetting Curve
بخش آموزش الکترونیکی سایت تبیان، تهیه: سید خاموشی
تنظیم: زینب شاه مرادی
چرا افراد آنچه که یاد می گیرند، فراموش می کنند؟ (3)
اغلب اطلاعات به سرعت فراموش می شوند و این امری است که نمی توان آن را انکار کرد. مغز آدمی نمی تواند تشخیص دهد کدام اطلاعات به حافظه سپرده شده برای شما از اهمیت بالاتری برخوردار است و کدام نیست. به همین دلیل آن هایی را که بعد از گذشت مدت ها کنار گذاشته اید و سری به ان ها نمی زنید را پاک می کند تا جایی برای اطلاعات جدیدتر باز شود!!
هر چه اطلاعات را از طریق مراجعات پی در پی با اهمیت تر نشان دهید مطمئنا دیرتر دچار پوسیدگی و محو شدن خواهند شد. در صورتی که بتوانید با برنامه ریزی های مناسب مطالب فراگرفته را در فعالیت های روزمره خود به کار بگیرید می توانید از فراموشی آن ها هر چه دیرتر جلوگیری کنید. استفاده هر چه بیشتر از مهارت عای کسب شده به عنوان فرصت های تقویتی ذهن به شمار می ایند.

اگر هدف شما این است که مطالب را هر چه طولانی تر در ذهن خود نگه دارید، این نکته را فراموش نکنید که آنچه که بعد از یادگیری انجام می دهید مهم تر از چیزی است که در حین یادگیری انجام می دهید. فراموش نکنید که مراجعه نکردن به اطلاعات مساوی با محو شدن آن هاست.
همان طور که در قسمت قبل اشاره کردیم حافظه familiarity کاری با جزییات ندارد و دقیقا در مقابل حافظه Recollection قرار گرفته است. حافظه تجدید خاطره ما را در به یاد آوردن موضوعات با جزییات بیشتر یاری می دهد تا به راحتی قادر به انجام دادن فعالیت مربوطه باشید.
حافظه آشنایی و تجدید خاطره در بخش های متفاوتی از مغز ذخیره می شوند. آیا می توانید حدس بزنید که کدام یک از حافظه های عنوان شده در مقابل تداخل مقاوم ترند؟ کدام یک به مدت طولانی تری در حافظه ما باقی می مانند؟ اگر حدس شما حافظه خاطره ای (Recollection) است به درستی پاسخ داده اید. این نوع حافظه در مورد مشکل تداخل مقاوم تر عمل کرده اما در مقابل مسئله پوسیدگی نمایش ضعیفی دارد. (در صورت عدم مراجعه به آن، محو می شود.) حال از موارد ذکر شده چگونه می توان برای طراحی مفاهیم آموزشی و نوع عملکرد استفاده کرد.

جمع بندی
تداخل: هر چیزی که عمیقا به دست نیاید به دست فراموشی سپرده می شود. هر موضوعی که آن را فرا می گیرید اگر در زندگی روزمره و یا کارتان از آن استفاده نکنید و یا با آن درگیری نشوید، بی شک تمامی آموخته های خود را فراموش خواهید کرد. اگر قصد طراحی دوره ای را دارید که قرار است به راحتی فراموش شود بهتر است منابی را برای افراد فراهم کنید که در عمل با آن ها رو به رو شده و از آن ها استفاده کنند.
پوسیدگی: طراحی کاربردی برای یک شغل بدین معناست که بدانید شغل افراد چیست؟ افراد در طول روز مشغول چه کاری هستند؟ مواردی که عمیقا یاد گرفته نشوند در معرض فروپاشی و محو شدن قرار می گیرند. علوم شناختی ما نشان می دهد که چطور می توانیم در برابر پوسیدگی و محو شدن مقاومت کنیم. بهترین راه حل استفاده منظم و به یاد آوردن مرتب موضوعات است. حفظ کردن طوطی وار مطالب و گذشتن از ان ها فراموشی را بیشتر به رخ افراد می کشد. هر چه درک ما نسبت به موضوعی که می خواهیم آن را بیاموزیم بیشتر باشد حافظه در نگه داشتن آن بهتر عمل می کند به شرط آن که مطالعه حول آن موضوع را فراموش نکنیم. سعی کنید مهارت هایی که به شما آموزش می دهند از عمق وجودی درک کرده و با علاقه آن ها را به ذهن خود بسپارید. این اصل به طور قابل توجهی قدرت یادآوری شما را افزایش می دهد.
اطلاعات ورودی به ذهن به هیچ وجه فراموش نمی شوند و به صورت ناخود آگاه در ذهن شما وجود دارند تنها دلیلی که باعث می شود به اطلاعات دسترسی پیدا نکنیم، عدم مراجعه به آن ها و تداخل آن با اطلاعات دیگر در ذهن شماست.
راه های زیادی در جهت مقاوت در برابر پوسیدگی وجود دارد. شما می توانید کاری کنید تا افراد از موارد آموزش دیده به صورت منظم در کار خود استفاده کرده و آن ها را به یاد آورند. آیا می توانید برخی از این موارد را نام ببرید؟ نکته ای به ذهنتان می رسد؟ اگر راهی ارائه دهیم تا افراد از نکات آموزش دیده در اتفاقات روزمرده خود استفاده کنند، در پاسخ دادن به این سوال موفق خواهیم بود. چگونه می توان آموزشی به افراد ارائه کرد که تا حد زیادی تاثیرگذار باشد و تا مدت ها آن را به خاطر داشته باشند؟ بهتر است آیتم هایی ارائه شود تا افراد آن را به یاد داشته و از معادله فراموشی خارج شود. به زودی از روش هایی می گوییم تا فراگیران بتوانند بیشتر اطلاعات دریافتی را به یاد داشته باشند.
منابع:
What Do You Know: Why Do People Forget What They Learn?” Patti Shank”
www.td.org
Replication and Analysis of Ebbinghaus’ Forgetting Curve
بخش آموزش الکترونیکی سایت تبیان، تهیه: سید خاموشی
تنظیم: زینب شاه مرادی