
rezas
طراحی محیط کار پاسخگو برای همه نسلها
اهمیت ایجاد فضای کاری متناسب برای سبکهای کاری مختلف
این برای آینده محیط کار چه معنایی خواهد داشت؟ اولا، ما شاهد شرکتهایی هستیم که کارکنانی از چهار تا پنج نسل مختلف در آنها کار میکنند اما در طراحیشان، ۶۵ درصد این افراد و خواستههایشان عملا نادیده گرفته میشوند. پس تکلیف آن ۵۳ میلیون نفر چه میشود؟ همان افراد میانسالی که ۵۱ درصد سمتهای ارشد مدیریتی در سراسر دنیا را بر عهده دارند. تکلیف بیبی بومرها چه میشود؟ همان افراد سالخوردهای که تعدادشان ۲۵ میلیون نفر است و بخش اعظمی از قدرت شرکتها در دست آنهاست؟ همانهایی که در ۶۰ یا ۷۰ سالگی، هنوز فعال و موفقند. چه کسی موقع طراحی محیط کار، آنها را در نظر میگیرد؟ و حالا هم که یک نسل جدید پا به بازار کار گذاشته: جوانان نسل Z که به مرور از مدرسه فارغالتحصیل میشوند. آنها از فوتوفن همه چیز سر در میآورند. تعدادشان در بازار کار، فعلا ۵ میلیون نفر است اما این رقم رو به افزایش است. در حال حاضر بسیاری از مقالات مرتبط با طراحی محیط کار، برای جوانان نسل هزاره و مطابق با نیازهای آنها نوشته میشوند و از بقیه نسلها غفلت میشود. اما باید محیط کار را طوری طراحی کنیم که پاسخگوی نیاز همه سنین باشد.
یکی از عوامل مهمی که نسلها را از هم تفکیک میکند، تکنولوژی است. این به یک باور عمومی تبدیل شده که جوانان نسل هزاره بهطور ذاتی از تکنولوژی سر در میآورند اما میانسالها، همیشه عقبند و هر کاری کنند، به جوانان نمیرسند. اما در بعضی موارد، میانسالان (نسل X) بهتر از جوانان میتوانند اپلیکیشنها و سایر ابزارهای تکنولوژی را در زندگی حرفهای خود بگنجانند. شاید دلیلش این است که میانسالها از ترس آنکه از قافله عقب بمانند، همواره در تلاشند تا با تکنولوژیهای روز آشنا شوند. اما جوانان نسل هزاره با شبکههای اجتماعی و اپلیکیشنها بزرگ شدهاند. آنها تکنولوژی را مثل زبان مادریشان بلدند و در تعاملات اجتماعی از آن استفاده میکنند اما هرگز به دنبال این نبودهاند که از تکنولوژی در محیط کار استفاده کنند. درباره تفاوتهای میان نسلها باورهای عامهای وجود دارد که تعمیم دادن این باورها باعث میشود از نیازها و خواستههای نسلهای مختلف، درک درستی نداشته باشیم.
محیط کار نباید تنها نیازهای یک نسل، جنس، گروه سنی یا نژاد خاص را تامین کند. برای ایجاد یک محیط کار موفق، طراحان باید از کلیگوییها و تعمیم دادنها فراتر روند و تمام نیازهای کارکنان را برآورده کنند تا کارها، نه تنها انجام شوند، بلکه به بهترین نحو انجام شوند. یک طراحی خوب باید هم متناسب با رفتارهای فعلی کارکنان باشد و هم رفتارهایی را که مد نظر دارید در آنان تقویت کند، مثل مشارکت، تعاملات، نوآوری و تولید. یک محیط کار موفق و متنوع، مطلقا سن و سال نمیشناسد.
طراحی بر اساس وظایف و رفتارها
اینکه چطور کارتان را با موفقیت انجام دهید، یک معادله است. وقتی عامل سن را از معادله حذف میکنید، دو چیز باقی میماند: وظایف و رفتارها. چه وظایفی را باید انجام دهم و میخواهم چطور انجامشان دهم؟ اینها سوالاتی است که باید بپرسیم تا برای طراحی یک محیط کار پربازده، اطلاعات داشته باشیم. وقتی درباره وظایف سوال میکنیم، میخواهیم بدانیم که روزانه و در طول هفته چه کارهایی را انجام میدهید. آیا یکسری کارهای روزمره دارید یا وظایفتان مکررا تغییر میکنند؟ آیا محیط کارتان قابل پیشبینی است یا متغیر؟ یا هر دو؟ با کمک این اطلاعات، خواهیم فهمید شما بهعنوان یک فرد یا در مقیاس گستردهتر، یک سازمان، چطور در محل کار رفتار میکنید. بهعلاوه، این پرسش و پاسخها به ما این جسارت را میدهد که از رفتارهای امروز شما فراتر رویم و به این سوال پاسخ دهیم که «میخواهید در آینده چگونه رفتار کنید؟» آیا سرتان به کار خودتان است و فقط روی انجام کارها تمرکز دارید (متمرکز) یا دائما به دنبال فرصتهای جدید و مشارکت با دیگران هستید (مشارکتی)؟ البته دو گزینه متمرکز و مشارکتی، دو سر یک طیف وسیع هستند. بسیاری از شرکتها جایی میان این دو قرار دارند و تقریبا هیچ شرکتی مطلقا متمرکز یا مشارکتی نیست. این دو ناقض یکدیگر نیستند اما به ما کمک میکنند که نوع سازمان شما و لازمههای موفقیتتان را شناسایی کنیم.
تجربه به ما نشان داده که شرکتها برای افزایش بازدهی فردی و نوآوری جمعی، دو سبک مشارکتی و متمرکز را با یکدیگر تلفیق میکنند. ما به این نتیجه رسیدهایم که میزان زمانی که یک فرد برای انجام یک کار صرف میکند، لزوما ربطی به سن او ندارد، بلکه بیشتر به نقش و مسوولیت او و ترجیحات و مهارتهایش بستگی دارد. شما ممکن است در یک محیط باز و نزدیک به اعضای تیم، بتوانید کاری را به بهترین نحو انجام دهید در حالی که همکارتان، کار کردن در یک گوشه دنج و روبهروی پنجره و تعامل تلفنی را ترجیح دهد. این البته به عوامل دیگری نیز بستگی دارد، مثل روز و زمان انجام کار (مثلا سهشنبه صبح یا پنجشنبه عصر) و اینکه آیا کار، مهلتدار است و باید فورا انجام شود یا میتواند به آرامی انجام شود. این متغیرها و سناریوها گواهی بر این ادعا هستند که یکی از لازمههای موفقیت و بازدهی افراد و تیمها، این است که انواع و اقسام فضاها در دسترسشان قرار بگیرد.
همکاری چگونه اتفاق میافتد؟
اینکه بدانید کارکنان از چه راههایی با هم مشارکت میکنند، چه بهصورت حضوری و چه از راه دور، کمک میکند تا فضایی با ابعاد مناسب و متناسب با نیازهایشان را برایشان فراهم کنید. بعضی از کارکنان بیشتر دور میزها جمع میشوند و با هم تعامل میکنند. برخی دیگر، کنار دیوار یا بورد و برخی پشت درهای بسته و اتاقهای کنفرانس. یکی از ایرادهای ادارات سنتی این است که وقتی مدیران اجرایی به سفر میروند، فضاها بلااستفاده میمانند، در حالی که کارکنان تقلا میکنند جایی برای تعامل با یکدیگر پیدا کنند. طراحی محیط کار باید به گونهای باشد که نه تنها هنجارها و ضوابط فعلی را تقویت کند، بلکه الهامبخش کارکنان باشد و آنها را به رفتارهای جدید تشویق کند.
سبکهای سه گانه
یک شرکت بینالمللی تکنولوژی از ما برای طراحی دفتر کارش کمک خواست. آنها میخواستند ترکیبی از فضاهای باز و بسته را برایشان طراحی کنیم، هم برای انجام کارهای مشارکتی و هم کارهایی که نیاز به تمرکز داشتند. برای آنکه نیازهایشان را بشناسیم و میان آنها توازن برقرار کنیم، مستقیما به سراغ منبع نیازها رفتیم: کارکنان. از تمام کارکنان نظرسنجی کردیم و معیارها و دادههایشان را بررسی کردیم تا یک تصویر کلی از سازمان داشته باشیم. بررسیها نشان داد که سبکهای کاری کاملا متفاوتی در این شرکت وجود دارد. ما سه سبک کار کردن را شناسایی کردیم:
انفرادی: کسانی که دست کم ۶۰ درصد از زمان خود را در دفتر کار و پشت میزشان میگذراندند. این افراد، یک محیط کاملا مجهز و ارگونومیک (متناسب با نیازها و فعالیتهایشان) نیاز داشتند، با دو مانیتور (برای گفتوگوی اینترنتی) و یک کیبورد. فضا باید طوری میبود که حتیالمقدور، هیچ صدا و تصویری حواس کارمند را پرت نکند. اما در عین حال به فضاهایی در نزدیکی خود نیاز داشتند، برای تبادلنظر و جلسات حل مساله.
ترکیبی: این افراد نیز دستکم ۶۰ درصد از زمان خود را در دفتر کار میگذراندند، منتها بیشتر روز را دور از میزشان بودند. بیشتر مشارکت میکردند و دائما با افراد و تیمها در تعامل بودند. این افراد به یک دفتر کاملا مجهز نیاز نداشتند اما به یک فضا نیاز داشتند تا هر از گاهی برای انجام بعضی از کارها به آنجا بروند و پس از اتمام کار، دوباره بیرون بیایند. در این فضا باید جایی برای نشستن در نظر گرفته میشد تا مهمانان بتوانند با کارمند مربوطه، گفتوگوی حضوری داشته باشند.
ترکیبی متحرک: گروهی که کمتر از ۴۰ درصد از زمان خود را در محل کار میگذراندند و بخش اعظمی از هفته، در رفت و آمد میان شعبههای مختلف بودند. این افراد اصلا به محل کار شخصی نیاز نداشتند بلکه به فضاهای موقتیای نیاز داشتند که وقتی به محل کار آمدند، بتوانند کارهای متمرکز یا مشارکتیشان را انجام دهند.
سبک کاری به چه عاملی بستگی دارد؟
یکی از جالبترین یافتههای تحقیقات ما این بود که این سبکها، ربطی به «سن، سابقه کار و سمت» افراد نداشتند. «نقش، وظایف و مسوولیتهای» افراد و واحدها بود که سبک کاری آنها را تعیین میکرد. بهعنوان مثال، محققان، تحلیلگران و توسعهدهندگان، از جمله افرادی بودند که در گروه اول، یعنی انفرادی قرار میگرفتند و سرشان به کار خودشان بود. این در حالی است که مدیران، کارکنان پشتیبانی و عملیاتی، در گروه ترکیبیها قرار داشتند. این افراد عموما به یک شکل کار میکردند، صرف نظر از سن، سابقه و سطحشان.
البته بعضی از ویژگیهایی که به نسلهای مختلف نسبت داده میشود، حقیقت دارند که اگر اینطور نبود، باورهای عامه و کلیشهها شکل نمیگرفتند. اما وظیفه ما طراحان، طراحی محیطی است که عملیاتهای کسب وکار را بهبود بخشد که لازمه آن، شناخت نیازهای کارکنان بر اساس رفتارشان است، نه بر اساس برچسبهایی که جامعه به آنها میزند. فضا باید جایی برای جذب و حفظ استعدادها باشد و مجموعهای از سبکهای کاری مختلف را انعکاس دهد. با طراحی محیطی که پاسخگوی نیاز همه نسلهاست، میتوانید مشارکت داوطلبانه کارکنان را جلب کنید و دهها حق انتخاب به آنها بدهید تا بتوانند کار خود را به شیوه خودشان و در جایی که دوست دارند انجام دهند. وقت آن رسیده که از توجه ویژه به جوانان فراتر روید و محیطی طراحی کنید که مناسب همه انسانها باشد.
هوش مصنوعی و تحولات جهانی آن
هوش مصنوعی و تحولات جهانی آن
رافائل ریف، رئیس دانشگاه MIT تاکید کرد که دپارتمان جدید هم بهعنوان مرکزی جهانی برای آموزش و تحقیق علوم کامپیوتر و هم بهعنوان بنیادی برای تولید ابزارهای قدرتمند مبتنی بر هوش مصنوعی فعالیت خواهد کرد. اقداماتی از این دست حاکی از آن است که هوش مصنوعی شاید برجستهترین انقلابی باشد که قرار است تمامی ارکان زندگی بشر – اعم از شخصی و حرفهای – را تحت تاثیر قرار بدهد. هوش مصنوعی از چند زیر رشته اصلی ایجاد شده که هر یک به تنهایی منشأ تحولات جدی بوده است. یادگیری ماشین(Machine Learning)، شبکههای عصبی مصنوعی(Artificial Neural Networks)، سیستمهای خبره(Expert Systems)، بینایی ماشین(Machine vision)، پردازش زبان طبیعی(Natural Language Processing) و سیستمهای چندعامله غیر متمرکز(Decentralized Multi-agent systems) از جمله مهمترین زیررشتههای هوش مصنوعی میباشند. از تجهیزات نانو مقیاس گرفته مثل طراحی الگوریتمهای محاسباتی برای نانوکامپیوترها (Nano-computers) تا هدایت موشکهای فضاپیما به کمک سیستمهای کنترلی هوشمند همه و همه نشان از گستره کاربردهای هوش مصنوعی دارد.
از جمله رایجترین کاربردهای هوش مصنوعی میتوان به اتوماسیون فعالیتهای حسابداری (Automated Accounting)، امنیت داده (Data security)، امنیت در دنیای واقعی(Real-world security)، سیستمهای پشتیبان تصمیمهای مالی(Financial Decision support systems)، سرویسهای سلامتی و مراقبتهای بهداشتی، کشاورزی هوشمند(Smart Agriculture)، حمل و نقل هوشمند، بازاریابی و فروش محصول، جلوگیری از تقلبات بیمهای(Fraud detection)، پیش بینی آب و هوا، تحلیل رفتار بازار و بهرهگیری از کلان داده و اینترنت اشیا اشاره کرد. در پژوهشی که اخیرا توسط موسسه گارتنر صورت گرفته این نکته نشان داده شده که تا ۱۰ سال آینده تقریبا ۴۰ درصد از مشاغل توسط هوش مصنوعی از بین خواهند رفت و حجم وسیعی از فرصتهای شغلی جدید نیز ایجاد خواهد شد.
کاخ سفید در گزارشی که در دسامبر ۲۰۱۸ منتشر کرد نشان داده است بالغ بر ۸۳ درصد از مشاغلی که در آن مردم کمتر از ۲۰دلار در ساعت درمی آورند به زودی در معرض اتوماسیون قرار خواهند گرفت. چنین روندی به آمریکاییها هشدار عصری از بیکاری ۶۰درصدی را میدهد. استاتیستا در مطالعهای اقدام به بررسی اندازه بازار جهانی هوش مصنوعی از سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۵ کرده است. در سال ۲۰۱۸، بازار جهانی هوش مصنوعی تقریبا ۳۵/ ۷۳۴۵ میلیون دلار بوده است و پیش بینی میشود که در سال ۲۰۲۵ به رقمی معادل ۲۶/ ۸۹۸۴۷ میلیون دلار برسد.
سناریوهای تحریم اینترنت ایران
«دنیای اقتصاد» بررسی میکند
موضوع حاکمیت اینترنت یا بهطور ساده اینکه چه کسی اینترنت را کنترل میکند موضوع جدیدی در فضای دیپلماسی اینترنت نیست. این موضوع از اوایل سال ۲۰۰۰ از مسیر اجلاس جامعه اطلاعاتی (WSIS) به بحث گذاشته شده است و تاکنون نیز ادامه داشته است. اجلاس سران جامعه اطلاعاتی که در سال ۲۰۰۳ با حضور روسای جمهور بسیاری از کشورها ازجمله ایران در ژنو سوئیس برگزار شد و سپس در ادامه آن در سال ۲۰۰۵ موضوع مدیریت اینترنت و ایجاد ساختاری برای دخالت دادن کشورهای مختلف در نهادهای مدیریتی اینترنت بهطور جدی به بحث گذاشته شد. بخشی مهمی از کشورهای در حال توسعه جهان از مسیر این اجلاس که توسط سازمان ملل برگزار میشد از آمریکا و دیگر کشورهای غربی خواستند تا سهمی از مدیریت اینترنت داشته باشند. آمریکا و دیگر کشورهای غربی همواره با مدل درخواست کشورهای درحال توسعه مخالفت میکردند و اعتقاد داشتند ساختار اینترنت دموکراتیک است و نیاز به تغییر ندارد. به جز دولت آمریکا نهادهای اینترنتی غیر انتفاعی که مدیریت بخشی از منابع را برعهده داشتهاند و همچنین شرکتهای بزرگی چون گوگل و مایکروسافت نیز با تغییر مدل حاکمیت اینترنتی مخالفت میکردند.
نتیجه فشار دولتهای در حال توسعه برای ایجاد مسیری برای حضور در فضای مدیریتی اینترنت که با هدف مصونسازی اینترنت از ایجاد اهرم فشاری علیه کشورهای متخاصم با آمریکا صورت میگرفت، طی یک دهه به مستقلتر شدن این نهادها – از جمله آیکن نهاد مدیریت نامها و آدرسهای اینترنتی – از دولت آمریکا منجر شد و از سوی دیگر با ایجاد کمیته مشورتی دولتی (GAC) مسیری نیز برای دریافت پیشنهادها و نظرات دیگر دولتها – از جمله ایران، روسیه و... – برای نحوه اداره اینترنت فراهم شد.
با وجود این مسیرهای جدید و یک دهه دیپلماسی دیجیتالی در این عرصه هنوز پاسخ دقیقی برای این پرسش که آیا آمریکا قادر به قطع اینترنت کشوری مثل ایران است یا نه داده نشده است. بهخصوص که میدانیم اینترنت در آمریکا متولد شده و به رغم شیفت از بخش نظامی به بخش تجاری و خصوصی بخش عمده منابع اینترنتی هماکنون در اختیار شرکتهای خصوصی آمریکایی یا شرکتهایی است که با آمریکا مراوده زیادی دارند. حتی بعضی معتقدند نهادهای اصلی اینترنتی از شخصیتهایی تشکیل شده که به رغم تنوع ملیت به نوعی آمریکایی محسوب میشوند. آیا تحریمهای جدید میتواند منجر به قطع همکاری این کشورها با ایران شود؟
امیر ناظمی، رئیس سازمان فناوری اطلاعات با اعلام اینکه هیچ یک از سناریوهای احتمالی تحریم منجربه قطع اینترنت نمیشود، به پنج روش قابل امکان برای تحریم اینترنت ایران اشاره کرد. این پنج روش شامل ایجاد محدودیت برای میزبانی مالکان سایتهای ایرانی روی دیتاسنترهای خارجی، قطع دسترسی کاربران ایرانی به خدمات سایتها و اپلیکیشنهای مختلف از یک عرضهکننده خارجی، تحریمهای TLD) Top Level Domain) مربوط به نام دامنههای اینترنتی، اختلال در دسترسی به سایتهای ایرانی یا سایتهایی که به ایرانیان خدمات میدهد و تحریمهایی که به ایجاد محدودیت در تبادلات مالی میانجامد است که میتواند از سوی آمریکا اعمال شود.
مکانیزم حقوقی اجازه اختلال اینترنت ایران را نمیدهد
اما چگونگی اجرای تحریمها و تاثیر آنها بر اینترنت سازوکاری دارد که به سادگی قابل اجرا نیست؛ به خصوص آنکه ساختار اینترنت به گونهای توزیع شده که همه کشورها در آن سهم دارند. علیرضا کاشیان یک کارشناس در زمینه مدیریت اینترنت که در اجلاس مختلف سازمان ملل و آیکن شرکت کرده معتقد است از لحاظ فنی ساختار شبکه عنکبوتی و پیچیده اینترنت در جهان به گونهای رشد و گسترش یافته است که قطع شدن کامل یک کشور از اینترنت (شبکه جهانی) تا حدودی غیر عملی است. او درباره اینکه آیا معماری امروز اینترنت در جهان اجازه قطع اینترنت یک کشور را میدهد به «دنیای اقتصاد» میگوید: «اگر مفهوم قطع شدن را به شکل اختلال در سرویس تفسیر کنیم، امکان ایجاد اختلال از طریق کاهش پهنای باند، تولید خطای تعمدی در تبادل داده در لینکهای ارتباطی یا قطع کردن آن لینکها از طریق عدم اجرای تعهدات و قرارداد فیمابین ارائهدهندگان اتصالات بینالمللی یا حتی بهصورت فنی دخالت در DNS سرورهای ریشه یا روترهای میان گذر ممکن است.
در بعضی از تعاریف فنی قطع شدن گاهی به مفهوم از دست دادن نیمی از پهنای باند عادی است. بنابراین مثلا اگر فشار آب در یک ساختمان ناگهان به یک سوم کاهش یابد، امکان استفاده از آن برای طبقات بالا سختتر میشود و عملا به قطع آب منجر میشود با اینکه آب همچنان جریان دارد. بنابراین اینکه مکانیزم حقوقی اجازه ایجاد اختلال را میدهد باید گفت خیر و آمریکا به شکل حقوقی حق چنین کاری ندارد؛ ولی مکانیزمهای فنی و سایبری برای ایجاد اختلال وجود دارد.»
کاشیان درباره سابقه قطع شدن اینترنت یک کشور از سوی آمریکا میگوید: «قطع شدن اینترنت یک بخش از یک کشور یا یک جزیره در سالهای دورتر اتفاق افتاده است، البته عمدتا به شکل غیر عمدی بوده و به دلیل اختلالات ماهوارهای یا کابلهای زمینی و دریایی بوده است. این موضوع بهخصوص برای نقاطی از کره زمین که تنها از یک یا دو کانال زمینی و هوایی به شبکه جهانی اینترنت متصل هستند بسیار محتملتر است. اما قطع کردن اینترنت یک کشور مستقل به دلیل جنگ یا رویارویی یک یا چند کشور با کشور دیگری سابقه تاریخی ندارد ولی همواره بهعنوان نگرانی از طرف کشورهای قدرتمند مورد توجه بوده است که در صورت بروز یک جنگ سایبری و قطع شدن فیزیکی اتصالات فیبرنوری بینالمللی چه میزان اختلالات گسترده ایجاد خواهد شد.»
کاشیان درباره اینکه آیا شبکه ملی اطلاعات و آنچه امروز تحت این نام داریم اجازه ارتباط بدون نیاز به اینترنت جهانی را به ایران میدهد، معتقد است: «شبکه اینترنت به مفهوم شبکهای از شبکههاست؛ کاملا شبیه ارتباطات تلفنی و موبایلی و حتی پست نامه و مرسولات که در کشور داریم. بنابراین اگر کشورهای دیگر از قبول نامهها و مرسولات ما خودداری کنند، همچنان شبکه پستی توان انتقال نامه درون شبکه داخل ایران را دارد یا مکالمات تلفنی داخل ایران بدون اختلال خواهد بود. در این شرایط کلیه سرویس و سرورهای داخل ایران در شبکه ملی اطلاعات، قادر به سرویسدهی خواهند بود و هر سرویس و سروری که در بیرون از ایران قرار گرفته باشد، دچار اختلال میشود.
خوشبختانه با توسعه دیتاسنترها در ایران در طول سالهای اخیر میزبانی سایتهای ایرانی مختلف به داخل منتقل شده است و علاوه بر افزایش سرعت دسترسی به آنها، اطمینان فنی بیشتری را حاصل کرده است. با این حال نباید فراموش کنیم که بعضی از خدمات مهم که همه شهروندان ایرانی روزانه از آنها استفاده میکنند در بیرون از مرزهای ایران سرویسدهی میشوند که اختلال در دسترسی به آنها، آسیبهای مادی و معنوی ایجاد خواهد کرد.
او در جواب به این سوال که طی سالهای گذشته تحریم اینترنتی ایران چه مقدار روی نهادهای مدیریت اینترنت و تعامل آنها با ایران تاثیر داشت؟ مثلا آیا شرکتهای آمریکایی نمونهای از تبعیت از سیاستهای دولت آمریکا علیه ایران را اجرا کردند، میگوید: «اگر منظور از نهادهای سیاستگذار و کنترلکننده منابع اینترنتی نهادی مانند ICANN باشد، باید گفت که ICANN بهدلیل اساسنامه خود در حوزه سرویس یا محتوا در اینترنت به هیچوجه تاکنون ورود نکرده است و بیشتر در حوزه سیاستگذاری چگونگی تقسیم منابع اینترنتی مانند IP آدرسها و دامنهها درگیر بوده است. تحریم آمریکا علیه ایران، شرکتهای سرویسدهنده آمریکایی را بیشتر تحت فشار گذاشته است که از ارائه خدمات به ایران خودداری کنند. در همین موضوع تعارضات و پارادوکس خاصی بهوجود آمده است.
بهعنوان مثال شرکت Verisign که از طریق آیکن بهعنوان Registry و کنترلکننده اصلی ثبت دامنههایCOM. وNET. تعیین شده است، با تمامی شرکتهای Registrar در سراسر دنیا قرارداد ایجاد دسترسی برای ثبت دامنه در بانک اطلاعاتی خود منعقد کرده است ولی هیچ شرکت ایرانی تاکنون قادر به عقد قرارداد با Verisign نشده است و بنابراین هیچ Registrar رسمی در این حوزه در ایران وجود ندارد. مفهوم دقیقتر این موضوع آن است که آیکن مجوز یک خدمت بسیار بزرگ و مهمی را به یک شرکت آمریکایی سپرده است که آن شرکت از ارائه خدمات به ایران خودداری میکند.»
به گفته او این موضوع البته در سطح آیکن توسط نمایندگان ایران مطرح شده است ولی سیطره و قدرت شرکتهای آمریکایی و عدم توانایی آیکن در تغییر دادن بعضی از مصوبات قدیمی راه را برای ترمیم این وضعیت بسیار دشوار کرده است: «فرض کنید بانک جهانی مکانیزم کنترل انتقال پول بین همه بانکهای جهان را به شرکت خاصی سپرده باشد و این شرکت از ارائه سرویس به ایران به دلیل تحریمهای ایران خودداری کند. در این حالت باید از بانک جهانی پرسید چرا این کنترل را به شرکتی سپرده است که این شرکت تحت تاثیر ضوابط تنبیهی آمریکا قرار میگیرد؟ موضوعی به نام مصونیت شرکتهای آمریکایی بهخصوص در بخش دارو از قوانین تنبیهی آمریکا نیز وجود دارد که یک شرکت میتواند تقاضای مصونیت و استثنا از تحریمها بکند ولی بهطور نمونه Verisign هیچ زمانی چنین تقاضایی نداده است.»
کاشیان با اشاره به فعالیت سالهای اخیر ایران در زمینه نزدیک شدن به نهادهای مدیریت اینترنت و تاثیر این قابلیت در مصونیتسازی اقداماتی مثل قطع اینترنت معتقد است:« در حال حاضر حضور ایران در کمیته مشورتی دولتی آیکن در سالهای اخیر پررنگ بوده است ولی این حضور بیشتر در راستای حفظ منافع دسترسی به منابع اینترنتی برای ایرانیان بوده است و موضوع اتصالات و لینکهای فیبر نوری یا قراردادهای سرویس بین یک کشور و سایر شرکتهای خارجی در دستور کار این کمیته نیست. لذا حضور ایران در آیکن به مفهوم کمک به جلوگیری قطع سرویس و اتصالات اینترنت نیست.
با این حال نباید فراموش کرد که عدم حضور و غیبت در جلسات سیاستگذاری آیکن، به مفهوم دادن مجوز به کشورهای دیگر برای تصویب سیاستهایی است که اصولا منافع ایران در آنها تامین نمیشود و کشورها بعدا به دلیل غیبت در این نشستها اصولا مدعی تضییع حقوق خود نمیتوانند باشند زیرا آیکن ادعا دارد که میکروفن برای همه ذینفعها و بازیگران باز هست و اگر کسی از این میکروفن استفاده نمیکند، دچار خودتحریمی شده است.» به گفته او در دورههای مختلف بعضی از کشورها از حضور در آیکن سرباز میزدند و وجود آیکن را به رسمیت نمیشناختند ولی با همه این تفاسیر آیکن به دلیل بعد تاریخی و میراثی توسعه اینترنت در آمریکا، خواه یا ناخواه تحت تاثیر میراث خواهان آن قرار دارد و تلاشهای مختلف برای تغییر مدیریت منابع اینترنت و انتقال آن به زیرمجموعهای از سازمان ملل هنوز به نتیجه نرسیده است.»
نیاز به افزایش ظرفیت مسیرهای ارتباطی
بدون شک ایران نیز در سالهای اخیر بیتوجه به ایجاد مسیرهای آسان تر برای ارتباطی با شبکههای اصلی در جهان نبوده و در یک نمونه در دولت یازدهم وزارت ارتباطات با امضای یک قرارداد میان یک شرکت ایتالیایی اقدام به راهاندازی چهارمین مرکز تبادل اطلاعات خاورمیانه پس از مراکز (POP) امارات، عمان و استانبول کرد تا به جای آنکه مسیر ترانزیت ارتباطی کشورهای منطقه به اروپا برود، مستقیم در تهران مدیریت شود. امکانی که باعث افزایش کیفیت و کاهش قیمت سرویس اینترنت برای خدماتدهندگان اینترنت بینالملل شد.
رضا هاشمی یک کارشناس حوزه اینترنت درباره ساختارهای مقابلهای برای رویارویی این احتمال میگوید: «اینترنت را نباید با یک شبکه تماس داخلی اشتباه گرفت. اینترنت یک دارایی بزرگ برای هر کشور در عرصه رقابت جهانی است و حفظ و توسعه ارتباط با شبکه اینترنت از شاخصهای رشداقتصادی و اجتماعی و ضامن تداوم حضور جهانی و امنیت ملی است. بدون شک قطع شدن اینترنت نشانه ضعف و یک خسارت بزرگ ملی است و از نظر راهبردی باید در جستوجوی روشهایی بود که از این نظر مصون باشیم. اینکه شبکه داخلی داریم که میتواند ارتباطات داخلی بانکی و سازمانی و دولت الکترونیک و تجارت الکترونیک را فراهم کند کاملا متفاوت از موضوع اینترنت است. به نظر میرسد با افزایش تعداد و ظرفیت مسیرهای ارتباطی از طریق همسایگان مختلف و ایجاد پیمانهای چند جانبه و تسریع عبور بزرگراههای اصلی اینترنت از داخل کشور میتوان ضامن تداوم این اتصال شد.»
او به «دنیای اقتصاد» میگوید:« اینترنت متعلق به کشور خاصی نیست ولیکن با وجود اینکه برخی نهادهای اینترنتی در سال ۲۰۱۶ از حاکمیت مستقیم دولت آمریکا خارج و به نهادهای با استقلال بیشتر محول شده است همچنان نمیتوان منکر نقش رهبری آمریکا در سازمانهای حاکمیت اینترنت شد.» به گفته او اغلب این سازمانها تابع قوانین آمریکا هستند و برای ایران باید مجوز ویژه معافیت از تحریم دریافت کنند. مشکل اینجاست که آنها اجباری به این کار ندارند و باید آنها را مجاب به پیگیری و اخذ معافیتهای مختلف کنیم. متاسفانه در این زمینه ضعف عملکرد مشهود است و باید از افراد خبره و کاردان در امور بینالمللی که نگاه کلان دارند و منافع کشور را تامین میکنند بهره جست تا بیش از این فرصتها از دست نرود.
با همه این تحلیلها به نظر میرسد پاسخ به این پرسش که آیا اینترنت ایران در صورت ادامه تحریمها قطع میشود یا دچار اختلال خواهد شد ساده نیست. اخیرا جزئیات طرحی از سوی یک کمیسیون مجلس برای خارج کردن اختیار شرکت زیرساخت از سیطره وزارت ارتباطات و سپردن آن به نهادهای امنیتی و نظامی منتشر شده که به گفته کارشناسان میتواند شانس تحریمهای گستردهتر علیه شبکه ارتباطی کشور را بیشتر کند. قطع کامل اینترنت در بدبینانهترین سناریوها هم محتمل نیست ولی گسترش دامنه تحریمها میتواند تاثیرات نامطلوبی بر شبکه داشته باشد. آنچه مشخص است تاثیر منفی همه این موارد بر مردم و کاربران اینترنت است.
واقف مسجد گوهرشاد مشهدالرضا
بانو گوهر شاد واقف مسجد گوهرشاد مشهدالرضا

كنار مرقد مطهر حضرت ثامن الائمه، به منظور عبادت زائران و طاعت مطیعان و تدریس مدرسان به مسجدی نیاز بود تا اینكه خانمی دین دار، موسوم به گوهرشاد، همسر شاهرخ میرزا به این فكر افتاد. او تمام خانه ها و زمین های اطراف را برای ساختن مسجد خرید و تنها یك پیرزن حاضر نشد محل مسكونی خود را بفروشد. گوهرشاد خانم از خریدن آن منصرف شد؛ زیرا نمی خواست در ساختن مسجد به احدی كمترین ظلمی شود. پس از ساخته شدن مسجد، آن پیرزن هم خانه خود را به عنوان محل عبادت وقف كرد و سالیان دراز در وسط مسجد گوهرشاد، مسجد پیرزن تجلی داشت.
از طرفی دستور داد در آوردن مصالح ساختمانی، كسی حق ندارد حیوان باركشی را تند براند یا با تازیانه و چوب بزند همچنین دستور داد با كارگران و زیردستان در كمال محبت رفتار كنند و به زیردستان خود در برنامه كار تحكم نكنند و سعی كنند كارگران را در كمیت كار آزاد بگذارند. ازاین رو، این مسجد یكی از پربركت ترین مساجد روی زمین است و ساعتی در شبانه روز نیست كه در این مسجد عبادت و نماز و قرآن و دعا و تعلیم و تعلم برپا نشود.
ساختن مسجد شروع شد و گوهرشاد خانم هر چند روز یكبار جهت سركشی به ساختمان به محوطه كار می آمد و دستورهای لازم را به معماران و استادكاران می داد. روزی برای سركشی ساختمان آمد، باد مختصری وزیدن گرفت گوشه چادر خانم به وسیله باد كنار رفت. یكی از عمله ها چهره او را دید و دل باخته آن زن شد. جرئت اظهارنظر برای او نبود؛ زیرا بیم آن داشت كه او را اعدام كنند. عمله و اظهار عشق به ملكه مملكت!!
دو سه روزی نگذشت كه آن كارگر مریض شد. پرستارش تنها مادر دردمندش بود. طبیب از علاج او عاجز شد، مادر مهربان كنار بستر تنها فرزندش گریه می كرد. فرزند چاره ای ندید جز اینكه دردش را به مادر اظهار كند. مادر ساده دل، برای رفع این مشكل به گوهرشاد خانم مراجعه كرد و درد فرزندش را با او در میان گذاشت و علاج آن را از آن زن بزرگوار خواست و به او گفت اگر اقدام نكنی، تنها پسرم از دستم می رود و در قیامت، دامن تو را جهت خون خواهی فرزندم خواهم گرفت.
گوهرشاد خانم از این داستان بسیار ناراحت شد و به آن مادر دل سوخته گفت: چرا این مشكل را زودتر با من در میان نگذاشتی تا بنده ای از بندگان خدا را از گرفتاری نجات دهم. آن گاه گفت: ای مادر به خانه برو و سلام مرا به او برسان و بگو من حاضرم با تو ازدواج كنم، ولی شرطی را باید من رعایت كنم و شرطی را باید تو رعایت كنی. شرطی كه من باید رعایت كنم، جدایی از شاهرخ است، ولی شرطی كه تو باید رعایت كنی، پرداختن مهریه من است و آن مهریه این است كه چهل شبانه روز در محراب زیر گنبد مسجد نماز بخوانی و ثوابش را به عنوان مهریه من قرار دهی.
مادر به خانه برگشت و تمام مسائل را با پسر خود در میان گذاشت. پسر از شدت تعجب خیره شد و از این خبر چنان شادمان شد كه به زودی از بستر رنج برخاست و با كمال اشتیاق، پرداختِ این مهریه را به عهده گرفت و پیش خود گفت، چهل روز كه چیزی نیست. اگر چند سال به من پیشنهاد می شد، حاضر به اجرای آن بودم. در هر صورت به محراب عبادت رفت و چهل شبانه روز برای رسیدن به وصال گوهرشاد خانم عبادت كرد، ولی به تدریج، به توفیق حضرت الهی به راه دیگر افتاد.
پس از چهل شبانه روز، نماینده گوهرشاد خانم به محراب عبادت آمد تا از حال او خبردار شود چون با او سخن گفت، دید اهمیتی نمی دهد. گفت من نماینده گوهرشاد هستم و جهت خبر گرفتن از حال تو و گزارش به خانم آمده ام. گفت: به خانم بگو من نمی توانم برای رسیدن به وصال تو از محبوبِ واقعیِ عالمِ حقیقی جهان دست بردارم، برو به او بگو:
اگر لذت ترك لذت بدانی
دگر لذت نفس، لذت نخوانی
منبع: وبسایت فرهنگی اخلاقی ذکر یک
هوش دیدی-فضایی-مکانی گاردنر
بخش سوم هوش های 9 گانه گاردنر

یادگیری در این افراد از راه فیلم، تصویر و ویدیو بهتر صورت می گیرد ماکت و نمایش یکی دیگر از راه های یادگیری برای آن هاست.
افراد برای نشان دادن ایده هایشان، از نقاشی،مجسمه سازی و ترسیم خطوط استفاده می کند. آن ها احساسات و حس و حال خود را از طریق هنر بیان می کند.
درنقشه خوانی و تحصیل نمودارها بر دیگران برتری دارند. و از حل معماهای مار"مارپیچ" و جورچین لذت می برند . هوش فضایی یا تجسم فضایی در آن ها به صورت تخیل و همزاد پنداری بروز می کند. ذهن این افراد نسبت به رنگ، شکل، فرم فضا و ارتباط بین این عوامل حساس است. مثلاً: برای رنگ آبی اگر در افراد دیگر فقط با نام آبی شناخته می شود این افراد بر اساس غلظت یا رقیق بودن روشن یا تیره بودن یا ترکیب آن با انواع رنگ های دیگر با نام های آبی نفتی ، آبی بوشی، آبی آسمانی،آبی فیروزه ای، آبی تیره، سورمه ای، آبی روشن و غیره ... شناخته می شود.
از سرگرمی های تصویری لذت می برد، توانایی درک فضایی با پرسپکتیو اشیاء را دارند مثلاً: یک سیب وقتی از بالا به آن نگاه کنی یا از کنار یا از پایین چطور به نظر می رسد.
وقتی در حال فکر کردن هستند اگر قلم و کاغذی در دستشان باشد مدام در حال خط خطی و در غیر این صورت در ذهن مشغول ترسیم و تجسم اشیاء هستند. از کلاس های طراحی،نقاشی حتی خطاطی و مجسمه سازی لذت می برد.
اولین وسایلی که خریداری می کنند دوربین عکاسی و دوربین فیلم برداری است. به جمع آوری، اسلاید، عکس و تصاویر زیبا علاقه مند هستند، همچنین در جمع آوری نقشه و کره ی جغرافیایی ساعت ها وقتشان را به خودش اختصاص می دهد. در ضمن کلاس های جغرافیا نیز از ساعت های خوشایندشان هست. از ساختن ماکت، کلاژ و دیگر اشکال سه بعدی لذت می برد.
گاهی اگر کتابی خوانده اند، فیلمی دیده اند، یا موسیقی شنیده اند صفحه هایی از آن را تخیل و به تصویر کشیده اند. برنامه ی اتوکد auto cad و نرم افزارهای گرافیکی از موارد مورد علاقه ی آن هاست.
گاهی داستان سرایی تخیلی می کنند. در فعالیت های هنری سرآمد هستند. خیال پردازند. از کشف خطاهای دیداری لذت می برند.
1.گرافیست
2.نقاش
3.مجسمه ساز
4.عکاس
5.فیلم بردار
6.کارتوگراف(ترسیم نقشه های جغرافیایی)
7.کارشناس نقشه های هوایی و تحلیل آن ها
8.معمار-آرشیتکت(طراحی داخلی-نما)
9.شکارچی
10.دریانورد و کاپیتان
11.دیده ور
12.تورلیدرtour leader
13.مخترع
14.پیشاهنگ
15.راهنما
16.نقشه بردار و نقشه کش
17.خلبان
مطالب مرتبط:
هوش های چند گانه ی گاردنر
هوش کلامی، زبانی - هوش های 9گانه گاردنر بخش اول
هوش ریاضی-منطق - بخش دوم هوش های 9گانه گاردنر
هوش دیدی-فضایی-مکانی بخش سوم هوش های 9گانه گاردنر
هوش موسیقیایی-ریتمیک-موزون(بخش چهارم: هوش های 9گانه گاردنر)
هوش حرکتی – جسمی(بخش پنجم: هوش های 9گانه گاردنر)
هوش برون فردی(بخش ششم:هوش های 9گانه گاردنر)
هوش درون فردی(بخش هفتم: هوش های 9 گانه گاردنر)
هوش طبیعت گرا - هوش هستی گرا ( بخش هشتم و نهم هوش های 9گانه گاردنر)
غیبت؛ خورش سگهای جهنم
هرچه باید درباره یک گناه کبیره بدانیم
در چه مواردی میتوان غیبت کرد؟

به دور و اطرافمان که نگاه کنیم برخی را میبینیم که مانند گرگی از بدن هر آنکس که میشناختهاند تکهای گوشت را کندهاند! افرادی که مانند دیگران لباس میپوشند، هرروز به سرکار میروند، میگویند و میخندند، اما دهانشان به خون دیگران آغشته است! اینها چه کسانی هستند؟
پیامبر خدا (ص) میفرمایند: «در شب معراج گروهی را در آتش دیدم درحالیکه مردار (موجود مرده) میخوردند! از جبرئیل پرسیدم: اینها چه کسانی هستند؟ گفت: اینها کسانی هستند که در دنیا گوشت مردم را میخوردند»(1) یعنی غیبت میکردند.
در روایات احادیث فراوانی بر مذمت غیبت دیگران آمده است. غیبت در دین مقدس اسلام بهشدت مذموم است تا آنجا که در زمان پیامبر اسلام، مردی که در محضر پیامبر بود از جای خود برمیخیزد. حاضران که دیدند او در برخاستنش ناتوان است گفتند: چه اندازه فلانی ناتوان است! پیامبر (ص) فرمودند: گوشت برادر خود را خوردید و غیبت او را کردید. (2)
در شب معراج گروهی را در آتش دیدم درحالیکه مردار (موجود مرده) میخوردند! از جبرئیل پرسیدم: اینها چه کسانی هستند؟ گفت: اینها کسانی هستند که در دنیا گوشت مردم را میخوردند
غیبت برادر مؤمن بهمانند گرگی هار، وحشیانه اعمال نیک غیبت کننده را میدَرَد و بر هیزم اعمال او شعلهای را میاندازد تا اعمالش از بین بروند. امام صادق (ع) میفرمایند: «غیبت بر هر مسلمانی حرام است و جز این نیست که غیبت حَسَنات را میخورد و از بین میبرد مانند از بین رفتن هیزم بهوسیله آتش». (3)
امروزه غیبت دارای تعاریف مختلفی شده است. خیلیها بهزعم خود و بر اساس تشخیصشان که در بسیاری از موارد هیچ مبنای دینی هم ندارد، اجازه غیبت مؤمنان را نه فقط برای خود، بلکه برای دیگران نیز صادر میکنند! برای روشن شدن این مسئله به تعریف غیبت میپردازیم.
معنای غیبت و موارد آن
رسول خدا (ص) پیرامون آنکه غیبت چیست میفرمایند: «غیبت آن است که برادر دینیات را به آنچه کراهت دارد یاد کنی». (4) این یعنی اگر فلان دوست یا آشنای کسی در رفتار و یا زندگی خود مسئله یا نقصی را داشته باشد که مایل به دانستن دیگران نباشد و کسی که باخبر گشته آن را برای دیگران مطرح کند، غیبت او را کرده است. با این توضیح یعنی اگر کسی از بازگو کردن هر چیزی که مربوط به او است کراهت داشته باشد پس ما نباید از آن دَم بزنیم؟
تفاوت غیبت و بهتان در چیست؟
امام موسی بن جعفر (ع) به این پرسش پاسخ دادهاند: «هرکس درباره کسی که حاضر نیست چیزی را که در او هست و مردم هم آن را میدانند چیزی بگوید، غیبت نیست و اگر چیزی را که در او هست و مردم نمیدانند بگوید غیبتش را کرده و اگر چیزی را که در او نیست را بگوید، به او بهتان زده است». (5)
این یعنی اگر فلان دوست یا آشنای کسی در رفتار و یا زندگی خود مسئله یا نقصی را داشته باشد که مایل به دانستن دیگران نباشد و کسی که باخبر گشته آن را برای دیگران مطرح کند، غیبت او را کرده است
چرا اسلام غیبت را حرام کرده؟
حرام دانستن غیبت توسط دین مبین اسلام میتواند دلایل مختلفی را داشته باشد. یکی از مهمترین آنها ترویج گناه است. یعنی کسی کار خطایی را انجام میدهد و دیگری آن عمل را برای دیگران مطرح کرده و بهبیاندیگر آن را نشر میدهد. ترویج یا اصطلاحاً اشاعه گناه یکی از موارد ممنوعه در دین اسلام به شمار میرود.
در قرآن کریم سوره نور آیه 19 آمده است: «کسانی که دوست دارند کارِ زشت در میان مؤمنان شایع شود، برای آنان در دنیا و آخرت عذابی دردناک خواهد بود.»
آثار و عواقب غیبت
برای غیبت هم مانند بسیاری از گناهان دیگر آثار و عوارضی وجود دارد. عوارضی که غیبتکننده را با مشکلات جدی روبهرو میکند. پیامبر مکرم اسلام (ص) دراینباره میفرمایند: «عیبهای مؤمنین را دنبال نکنید، زیرا کسی که به دنبال عیبهای مؤمنان باشد خداوند عیبهای او را دنبال میکند و کسی که خداوند عیبهای او را دنبال کند او را رسوا سازد اگرچه درون خانهاش باشد». (6)
با توجه به این روایت، یعنی صِرف غیبت کردن از کسی حتی اگر خودِ غیبت کننده با عمل آن شخص مخالف هم بوده باشد، اما او را به رسوایی دچار خواهد کرد.
همچنین حضرت زینالعابدین (ع) پیرامون عوارض غیبت میفرمایند: «هرکس مردم را به عیبهایی که دارند هدف قرار میدهد، مردم او را به عیبهایی که ندارد هدف قرار میدهند». (7)
هرکس مردم را به عیبهایی که دارند هدف قرار میدهد، مردم او را به عیبهایی که ندارد هدف قرار میدهند
آیا باید غیبت شونده را از وقوع غیبت مطلع کنیم؟
در اینجا شاید عدهای بگویند او درباره فلانی حرف زده پس من باید شخص غیبت شده را باخبر کنم. نکتهای که اینجاست آن است که از این باخبر کردن چه چیزی عاید شخصِ غیبت شده میشود؟ در بسیاری از موارد صرفاً رابطه آن دو بههمخورده و هیچ اتفاق مثبتی صورت نمیگیرد. به روش برخورد امام سجاد (ع) با کسی که خبر غیبت ایشان را برایشان برده توجه کنید:
از غیبت بپرهیز که خورش سگ های جهنم است
مردی به علی بن الحسین (ع) عرض کرد: فلان کس شما را به گمراهی و بدعتگذاری نسبت میدهد. علی بن الحسین (ع) فرمودند: «تو حق همنشینی با او را رعایت نکردی که سخن او را برای من نقل کردی و حق مرا هم رعایت نکردی که سخن برادرم را که من از آن خبر نداشتم به من رساندی. همانا مرگ همه ما را دربرمی و معاد محشر ماست و قیامت وعدهگاه ما و خداوند در میان ما حکم میکند. از غیبت بپرهیز که خورش سگهای جهنم است و آگاه باش که هرکس عیبهای مردم را زیاد بگوید همان زیادهگویی گواهی میدهد که به اندازهای که خودش معیوب است به دنبال عیبهای دیگران است». (8)
شنیدن غیبت
آنچه که گفته شد پیرامون غیبت کردن و عوارض آن بود. اما درجایی که کسی جلوی ما از دیگری غیبت میکند چه باید بکنیم؟ آیا شنیدن غیبت هم اشکال شرعی دارد؟
از غیبت بپرهیز که خورش سگهای جهنم است و آگاه باش که هرکس عیبهای مردم را زیاد بگوید همان زیادهگویی گواهی میدهد که به اندازهای که خودش معیوب است به دنبال عیبهای دیگران است
پاسخ این پرسش را از پیامبر اسلام (ص) نقل میکنیم: «شنونده غیبت در حکم غیبت کننده است و گوش دهنده به غیبت، یکی از غیبت کنندگان است». (9) حضرت صادق (ع) نیز دراینباره چنین میفرمایند:«غیبت کردن از مسلمان بهمنزله کفر، و شنیدن آن و راضی بودن به آن بهمنزله شِرک است». (10)
حاجآقا رحیم ارباب یکی از علما و حکمای بزرگ اصفهان در اواخر عمر خود که نزدیک به یک قرن میشد میگوید: در طول صدسال زندگیام نه غیبت کردهام و نه گذاشتهام کسی جلوی من غیبت کند.
اینکه این عالم بزرگ حتی از شنیدن غیبت هم اینچنین دوری نموده است میتواند دلایل متعددی ازجمله آن دو روایتی را که در این زمینه ذکر کردیم داشته باشد. همچنین شرع مقدس برای جلوگیری از هتک آبروی مؤمنی که قرار است با غیبت شدنش صورت بگیرد، اجر و پاداشی را در نظر گرفته است.
نبی معظم اسلام (ص) میفرمایند: «کسی که در مجلسی بشنود که از برادر (مسلمانش) غیبت میشود و از آن جلوگیری کند، خداوند هزار باب از شر دنیا و آخرت را از او دور میگرداند». (11)
باید توجه کنیم که غیبت کردن در موارد بسیاری هیچ منفعت و سودی را برای کسی که مرتکب آن میشود در پی ندارد. شاید کسی برای تفریح و گذراندن وقت و شاید هم برای آنکه از فلانی خوشش نمیآید به این رذیله اخلاقی روی بیاورد. شاید کسی هم گمان کند که غیبت کردن از دیگری زندگی خودش و یا شنونده آن غیبت را نجات میدهد. ازآنجایی که در تشخیص این مسئله افراد زیادی به راه اشتباه میروند پس در پایان به موارد جواز غیبت که ده مورد است و اسلام آن را مجاز شمرده، از کتاب گناهان کبیره تألیف شهید آیتالله سید عبدالحسین دستغیب میپردازیم.
در این موارد غیبت حرام نیست
اول؛ غیبت کردن از کسی که فسقش آشکار باشد نه پنهان، مثلاینکه ظرف شراب را آشکارا در خیابان و بازار بهدست گرفته بیاشامد و همچنین کسی که پرده حیا را انداخت، یعنی در حضور مردم از گناه کردن حیا نکرد. باید دانست که قدر مسَلَم جواز غیبت همان گناهی است که در آشکارا بهجا میآورد و نیز باید دانست که غیبت متجاهر به فسق، در صورتی جایز است که خودش اقرار به گناه داشته باشد بنابراین اگر برای عمل خود عذر صحیحی اظهار کند غیبتش جایز نیست.
دوم؛ در مقام شکایت مظلوم از ظالمی که به او ستم کرده و بیان ظلمی که به او شده، غیبت دیگر مانعی ندارد. و احتیاط آن است که اظهار تظلم نزد کسی کند که امید دادخواهی از او داشته باشد.
سوم؛ هرگاه مسلمانی از کسی مشورت کرد در باب معاملهای که با شخص معینی میخواهد انجام بدهد، و طرف مشورت، عیبی از آن شخص میداند که اگر نگوید معامله صورت میگیرد و آن مسلمان بهزحمت و در ضرر میافتد، و در حقیقت بهواسطه اظهار نکردن، مسلمانی را در ضرر انداخته و به او خیانت کرده است. باید دانست که احتیاط در این مسئله، رعایت کردن دو چیز است: یکی آنکه در صورتی عیب آن شخص را بگوید، که ضررِ مفسدهی نگفتن، بیشتر باشد. و دوم آنکه ذکر عیب آن شخص در صورتی جایز است که از ذکر آن برای جلوگیری از مفسده معاملهی با او، ناچار باشد. پس اگر بدون ذکر عیب کفایت میکند، مثلاً همینقدر که بگوید صلاحت را در این معامله نمیدانم و او هم میپذیرد، باید به همان اکتفا کرد.
چهارم؛ غیبت کردن بهقصد نهی از منکر، به این معنی که هرگاه منکری را از مسلمانی ببیند و بداند که اگر غیبتش را بکند آن را ترک میکند. ولی اگر احتمال بدهد که ترک کرده، ذکر آن جایز نیست و اگر آن گناه نهانی است، نقل آن برای دیگران حرام است و با اجتماع شرایط نهی از منکر، باید او را از آن گناه بازدارد و اگر بازداشته نشود و بداند که اگر گناه او را برای دیگران نقل کند، ترک خواهد کرد در این صورت نقل گناه او جایز است؛ لیکن بهشرط اینکه ترک آن گناه از ریخته شدن آبروی آن مسلمان مهمتر باشد.
پنجم؛ غیبت و ظاهر کردن عیب کسی که گمراه و گمراهکننده است و در دین خدا بدعت گذاشته، بهقصد اینکه مردمفریبش را نخورند و در دامش نیفتند.
ششم؛ غیبت کردن از فاسقی که روایتی نقل کرده یا بر امری شهادت داده، بهقصد اینکه فسق او را بشناسند و به قولش ترتیب اثر ندهند.
هفتم؛ ذکر کردن کسی به عیب و نقصی که به آن مشهور و نشانهاش شده، مانند اعمش (کسی که مبتلابه ضعف بینایی و آب چشم است) و احول (چشم چپ) و اعرج (شَل) و نظایرش. لیکن درصورتیکه قصد عیب گذاری نداشته و فقط به منظور معرفی و شناسانیدن آن شخص باشد و طرف هم به ذکر این القاب ناراحت نباشد. وگرنه باید خودداری کرد و به جهت دیگری او را شناسانید.
هشتم؛ رد کردن کسی که بهدروغ ادعای نَسَبی کند (ادعای فامیل بودن).
نهم؛ در کتاب کشف الریبه، از بعضی فقها نقل کرده که هرگاه دو نفر، گناهی از شخصی ببینند و در غیابش با یکدیگر نقل کنند، جایز است. زیرا گوینده چیز پنهانی ازنظر شنونده برایش نگفته، بلکه چیزی را که خودش دیده برایش بازگو میکند.
دهم؛ بهطورکلی هر موردی که مصلحت غیبت کردن، از مفسده هتک احترام مؤمن بیشتر باشد. (مانند غیبت خانم یا آقایی جهت شناسانیدن آنها در جواب کسی که برای تحقیق ازدواج آمده است.)
پی نوشت:
1. گناهان کبیره، صفحه 273
2. العهود المحمدیه صفحه 855
3. گناهان کبیره ص 275
4. مکاسب محرمه
5. اصول کافی جلد 2 صفحه 358
6. نهج الرسول صفحه 507
7. اعلام الدین صفحه 299
8. نهج السجاد صفحه 294
9. مستدرک الوسائل کتاب حج باب 136
10. کشف الریبه
11. مکارم الاخلاق صفحه 430
کندی یا توقف رشد در بچهها را چگونه تشخیص دهیم؟
اختلالات رشد در کودکان زیر 5 سال

بهتر است ابتدا به این پرسش پاسخ دهیم که چه وقت میتوان گفت کودکی در رشد خود دچار اختلال شده است؟ رشد کودکان زیر 5 سال در 3 زمینه اندازهگیری میشود. در واقع منظور از رشد افزایش تعداد و اندازه سلولهای بدن کودک است، مثلاً اگر هنگام تولد کودک 3 کیلوگرم باشد، بعد از 1 سال 3 برابر میشود؛ یعنی به طور کلی وزن و اندازه هر سلول بزرگتر میشود و طبق «منحنی رشد استاندارد» هر کودک در گوشهای از این نمودار قرار میگیرد، یا نزدیک خط حداقل یا پایین حداکثر و... وزنگیری کودک مطابق با معیارهای این منحنی انجام میشود. وقتی منحنی رشد کودک با یکی از منحنیهای داخل کادر رشد استاندارد موازی نباشد، در واقع رشد او مختل شده است. به عبارت دیگر میتوان گفت کودک وزن گرفته اما نه به اندازه توقع و انتظار چون مطابق با منحنی رشد طبیعی کودک نیست و دچار «کندی رشد» شده است. گاهی هم کودک دچار «توقف رشد» میشود. به این ترتیب مثلاً اگر در 6 ماهگی 6 کیلوگرم بوده در 7 ماهگی هم همان 6 کیلوگرم باقی مانده و وزنش تغییری نکرده است. گاهی هم نه تنها کودک افزایش وزن نداشته، بلکه وزنش کمتر هم شده که این هم یکی دیگر از اختلالات رشد کودک است. همه این اختلالات به توجه و درمان نیاز دارند و حتماً باید توسط کارشناس تغذیه یا متخصص کودک بررسی و اصلاح شوند.
برای تشخیص درست تأخیر رشد سرشتی با اختلالات هورمونی باید قبل از هر آزمایشی از کودک عکس مچ دست گرفت تا بتوان سن استخوانی او را پیدا کرد. در این حالت سن استخوانی مطابق سن واقعی کودک است که به آن حالت «کوچک بودن ژنتیکی» گفته میشود
ملاک ما فقط وزن کودک نیست
توجه داشته باشید اختلالات وزنی را نمیتوان به تنهایی ارزیابی کرد، بلکه باید کنار اختلالات دیگری مانند اختلالات قدی به آنها نیز توجه داشت تا بتوان به تفسیر درستی در این خصوص رسید؛ یعنی اگر اختلالات کندی یا توقف در مورد قد یا دور سر کودک هم وجود داشته باشد مجموعه این مشکلات را حتماً باید با همدیگر بررسی کرد. شایعترین اختلالات رشد کودک یا بیشترین اختلالی که کودکان با آن مواجه میشوند زمانی است که قد و دور سر کودک طبیعی است اما وزن کاهش پیدا کرده است. این حالت شکست یا «اختلال رشد نوع 1» نامیده میشود که بیشتر مربوط به تغذیه است و حتماً باید بررسی شود. در بعضی دیگر از اختلالات، دور سر در محدوده طبیعی است اما قد و وزن هر دو شکست در رشد داشتهاند. این اختلال «اختلال رشد نوع 2» نامیده میشود؛ یعنی کودک مشکل تغذیه ندارد که حالات احتمالی زیادی را میتوان برای آن در نظر گرفت. شایعترین حالت «تأخیر رشد سرشتی» است؛ یعنی کودک تا 13- 11 ماهگی قد، وزن و دور سر طبیعی دارد ولی به تدریج رشد دور سر طبیعی است اما قد و وزن پایینتر میرود. با توجه به اینکه قد و وزن کم میشود، این مشکل مربوط به تغذیه نیست، بلکه جنبه وراثتی دارد. میتوان گفت نوعی از رشد است؛ یعنی رشد کودک تا حدود بلوغ به طور ناگهانی به همان قد و وزن طبیعی خود میرسد که در اصطلاح عامیانه به آن «استخوان ترکاندن» گفته میشود که در واقع همان معادل پزشکی و علمی «تأخیر رشد سرشتی» است.
تشخیص درست با رادیوگرافی از مچ دست کودک
برای تشخیص درست تأخیر رشد سرشتی با اختلالات هورمونی باید قبل از هر آزمایشی از کودک عکس مچ دست گرفت تا بتوان سن استخوانی او را پیدا کرد. در این حالت سن استخوانی مطابق سن واقعی کودک است که به آن حالت «کوچک بودن ژنتیکی» گفته میشود؛ یعنی به طور کلی در مقایسه با همسن و سالان خود کوچکتر خواهد بود. البته فراموش نکنید پزشک تمام این موارد را در معاینههای دورهای تشخیص میدهد. به طور کلی مادر باید حتماً کودک را برای معاینههای ادواری نزد پزشک ببرد. البته گاهی هم وزن و قد کودک نسبت به همسالانش کمتر است، به همین دلیل نیاز به معاینات بیشتری دارد. معمولاً یکی از بهترین راههایی که مادران میتوانند متوجه اختلالات فرزند خود شوند، مقایسه او با همسالان خودش است. البته در مجموع این کار خیلی درست نیست و نمیتوان به آن استناد کرد ولی در بعضی سنین کودک، این مقایسه رشدی زیاد هم خطا نیست. میتوان گفت تا قبل از اینکه عوامل ژنتیکی بتوانند مؤثر باشند شاید با همین گونه مقایسههای ساده هم بتوان تفاوتهای قابل توجه را در کودکان تشخیص داد.
والدین آگاه میتوانند کشف کنند
در سنینی که تغذیه بیش از موارد دیگر در رشد کودک مؤثر است، والدین میتوانند در مقایسه با سایر همسالان کودک متوجه مشکل او شوند ولی به طور کلی نشانه بالینی در اختلال رشد کودکان وجود ندارد. گاهی کودکان دچار سوءتغذیه هستند که البته جزو اختلالات رشد نیست ولی اگر به آن توجه نشود، بعد از مدتی به اختلال رشد تغذیهای تبدیل میشود که میتواند حاد یا مزمن باشد و والدین متوجه آن خواهند شد. ممکن است مواردی مانند مشکلاتی در تکلم یا نشستن و راه رفتن دیرهنگام هم در این مقایسه با همسالان توجه والدین را جلب کند. این موارد جزو اختلالات تکاملی هستند. تکامل در واقع تخصصی شدن عملکرد سلولهای دستگاههای مختلف بدن است، مثلاً هنگام تولد حرکت دست و پا بیهدف است و اراده در آن نقشی ندارد چون سیستم اسکلتی- عضلانی هنوز تکامل لازم را ندارد و حرکات تخصصی نشدهاند. از 4 یا 5 ماهگی به تدریج تغییراتی ایجاد میشود؛ کلام و تکامل گفتاری شکل میگیرد که به آن «تخصصی شدن عملکرد سلولهای بدن» گفته میشود و در واقع همان تکامل یا رشدونمو است. رشد هم همان اندازه و نمو تخصصی شدن حرکتها و سلولهاست.
منبع: هفته نامه سلامت - دکتر ناصر کلانتری، متخصص کودکان
کدام همسران به یکدیگر شک می کنند؟
کدام همسران به یکدیگر شک می کنند؟
برای هر کسی ممکن است اتفاق بیفتد. فرقی نمی کند چه در ارتباط و روابط بین زن و شوهر و چه سایر روابط دیگری که افراد با هم دارند ممکن است این احساس با زمینه های تند و کمرنگ ایجاد شود. اما آنچه ما امروز شاهد آن هستیم اینکه "شک کردن" در ارتباطات بین همسران بیش از سایر افراد شکل می گیرد.
شک داشتن انسان را از درون تهی می کند و رفته رفته به مرز نابودی خانواده او را می کشاند. افکاری که بذر نادرستی دارند و خود ما آنقدر آن را می پروانیم تا رشد کند و تبدیل به ریشه های ناسالمی شود که درون فرد را در بر می گیرد و راه زندگی و نفس را از او می گیرد.
در اولین مجموعه از سلسله برنامه های "ضربان زندگی تبیان" به منظور پاسخ دادن به سوالات پرتکراری که مخاطبان در ارتباط با "شک به همسر" با ما در میان گذاشته بودند، به گفتگو با دکتر سرور سعیدی، مشاور و روان درمانگر، نشسته ایم. وی به سوالات مطرح شده مخاطبان این گونه پاسخ می دهد:
بحث شک چه قبل و چه بعد از ازدواج در روابط بین همسران به نحوی اثرگذار است. اینکه ما چقدر می توانیم به همسرمان نسبت به روابط اش وقتی از ما دور است اعتماد کنیم و مطمئن باشیم.
*در بین سوال های مطرح شده با تبیان در زمینه شک؛ خانمی اعتقاد داشتند روابط جاری ایشان با همسرشان خارج از حد متعارف است و نگران یک رابطه فراتر بودند، یا زنی که نگران نگاه های همسرشان به سایر زنان بودند و احساس دوست داشته نشدن از سوی همسرشان داشتند، یا شک هایی که در ارتباط با واکنش های استفاده از فضای مجازی از سوی مرد یا زن انجام می شود، درمواردی مردان از ادامه تحصیل همسرشان در دانشگاه یا کار کردن و انجام دادن فعالیت های اجتماعی مخالف هستند به این سبب که ممکن است روابطی خارج از روابط متعارف با هم کلاسی یا همکار بوجود بیاید.
سرور سعیدی این گونه پاسخ می دهد که: در تمام سوال ها آن چیزی که فرد را خیلی آزار می دهد شک است؛ شک به این معنا که "من مطمئن نیستم وقتی همسرم با من نیست چه کاری انجام می دهد؟ و اطمینان از سلامت رفتارش نداشته باشم". نگران از اینکه یک رابطه موازی و فرازناشویی ایجاد شود و این رابطه تهدیدی برای آرامش زندگی شان باشد. در تمامی این مسائل و سوال ها دو عامل باعث می شود شک در زندگی رخنه کند. یکی بحث اعتماد و دیگری بحث احترام است.
شک یعنی؛ اعتماد نسبت به همدیگر نداریم و پایه های اعتمادی که باید به طور نسبی بین زن و شوهر وجود داشته باشد از بین می رود. برای بهتر شدن رابطه زناشویی دو خط قرمز باید وجود داشته باشد و آن همان چیزی است که به آن اشاره کردیم اعتماد و احترام.
دشمن اعتماد و احترام در زندگی زناشویی شک است. اینکه ما در مسیر رشد گاهی اوقات دچار شک ش.یم این دارای ارزش است و مشکلی نمی تواند ایجاد کند اما وقتی که در روابط شک وارد شود بسیار می تواند آسیب زننده باشد.
چرا شک مخرب است؟
شک ذره ذره اعتماد را از بین می برد و فرد به خودش اجازه می دهد که همسرش را کنترل کند. وقتی که ما نسبت به همسرمان و روابط مان اعتماد داریم به خودمان اجازه نمی دهیم که دست به کنترل گری بزنیم ولی وقتی شک وارد روابط می شود ما به خودمان این اجازه را می دهیم که همسرمان را کنترل کنیم و وقتی کنترل گری وارد روابط شود چیزی که از بین می رود احترام است.
کنترل گری و عدم اعتماد که به طبع باعث رفتارهایی می شود که احترام در آن جایی ندارد همسر ما را وارد یک دایره معیوب لجبازی می کند. چون وقتی به خودمان اجازه میدهیم او را کنترل کنیم رفتارهای سرزنش گونه ای از ما سر می زند که احترام را از بین می برد و این را بدانید که از پی سرزنش افراد انسان های بهتری بار نمی آیند و ما نمی توانیم روابط سالمی در پی کنترل و سرزنش داشته باشیم.
بحث شک با بحث خیانت متفاوت است
شک یک باور و خیانت یک اتفاق است که می افتد. گاهی همان گونه که گفتیم کنترل گری، عدم اعتماد و انجام رفتارهای به دور از احترام و رفتاهایی که همراه با تحقیر و سرزنش است باعث می شود که اتفاقی چون خیانت ایجاد شود. ما از دایره معیوب لجبازی گفتیم که حاصل همان کنترل گری و عدم اعتماد است که همه اینها وقتی ایجاد می شود که ما به شک اجازه می دهیم وارد روابط زناشویی ما شود.
شک از کجا می آید؟
خیلی از ما وقتی همسرمان را دوست داریم احساس می کنیم مالک او هستیم و وقتی مالک او باشیم به خودمان اجازه می دهیم که او را کنترل کنیم و این کنترل گری همان گونه که گفتیم عاملی می شود برای رفتارهای ناسالم و دایره معیوب لجبازی و راهی برای ورود به مسئله خیانت.
احساس مالکلیت همیشه با یک ترس درونی همراه است؛ ترس از دست دادن و ترس طرد شدن. پشت رفتارهای کنترل گرایانه و شکاکانه این حس از دست دادن وجود دارد. حس مالکیت و کنترل گری را به فرد می دهد به این فکر که "او رو دوست دارم و بدون او نمی توانم زندگی کنم" و این باور یک باور غلط است. باورهای غلطی که گاهی اوقات در عمق روابط مان وجود دارد و بسیار به ارتباط ما آسیب می زند.
گاهی اوقات آدم ها به علت کمبودهایی و ترس هایی که دارند به جای اعتماد کردن، شک می کنند به این امید که بتوانند زندگی بهتری را داشته باشند و این تلاش به جای اینکه زندگی را به مسیر بهتری هدایت کند مداوم به زندگی ضربه می زند و افراد را از هم دورتر می کند. این ترس از خلاهای درونی سرچشمه می گیرد اینکه فرد مداوم به خودش این تلقین را کند که : "تو دوست داشتنی نیستی، تو لیاقت همسرت رو نداری، و تو نمی توانی مورد مناسبی برای همسرت باشی و آنقدر خوب نیستی که همسرت با تو بماند" این تفکرات غلط باعث می شود شک وارد زندگی و متقابلا رفتارهایی را انجام دهیم که کنترل را زیاد می کند و ممکن است اتفاق های ناخوشایند دیگری در پیش گرفته شود.
چگونه با شک مقابله باید کرد؟
هر گاه شک به سراغتان آمد قبل از اینکه بر روی رفتارهای طرف مقابلتان تمرکز کنید و سعی کنید دیگری را تغییر دهید اول از همه سراغ خودتان بروید و ببینید چه ترس هایی در وجود خودتان هست که باید به آنها بپردازید ترس از دست دادن، طرد شدن و هم اینهایی که خودباروی و عزت نفش ما را خدشه دار و ما را وارد روابط ناسالم و معیوب می کند. وقتی شما خودتان را ارزشمند می دانید و همسرتان را دوست دارید. اعتماد و اطمینان داشته باشید که چیزی به اسم شک وارد زندگی تان نشود و بتوانید همراه با ارامش در کنار همسران زندگی کنید.
گاهی شک ایجاد شده ناشی از باور ما می شود اما گاهی با یکسری واقعیات هایی روبرو می شوید که ممکن است به شک شما دامن بزند و با تلاش شما به یقین تبدیل شود در این صورت شما با یکسری عوامل واقعی طرف هستید که نباید در شک خودتان بمانید و این حالت برزخی را ادامه دهید باید تمام داده هایی که فکر می کنید می تواند به شما کمک کند را جدی بگیرید و آنقدر به سمت جمع آوری اطلاعات درست بروید تا به حقیقت برسید. در این مواقع همان ترس که اشاره کردیم نباید به سراغ شما بیاید و اینکه نکند اتفاقی افتاده باشد نباید منجر به رفتاهای نامناسب و به روابط سالم شما آسیب برساند.
در این بین با یک خطا کل شخصیت فرد را قضاوت نکنید حتما با همسرتان صحبت کنید و تمام یافته های خودتان را دراختیارش قرار دهید و از او سوال کنید و در واقع صحبت کردن می تواند تمام آن مه های غلیظ سردرگمی و برزخی را از بین ببرد و شما را به یقین برساند. حالت دیگر این است که شما شک کردید و همسرتان متوجه این شک شما شده است. در این صورت بهترین حالت این است که با او صحبت کنید و از اینکه اجازه داده اید ذهن تان خطا برود از او معذرت خواهی کنید.
حالت دیگر اینکه به همسرتان شک کردید ولی او متوجه این شک شما نشده است بهترین حالت این است که ذهنتان را به سمت خودتان ببرید، خودباوری و عزت نفس را دوباره محک برنیدو تنها کاری که در این زمان از شما بر می آید محبت به همسرتان است. اما گاهی اوقات آنقدر اجازه می دهیم که در ذهن ما رخنه کند که که کم کم تبدیل به بیماری می شود آنگاه کثیر الشک می شویم و نسبت به همه کس و همه چیز شک داریم و این جا مشاجرات و بحث ها وارد زندکی می شود. آن اختلال و بیماری بر ما عارض می شود و به ما اجازه نمی دهد درست فکر کنیم و تصمیم های درستی داشته باشیم. در این زمان بهتر است به فردی به عنوان شخص سوم که می تواند به ما کمک کند و در انتخاب ها و باورهای درست ما را یاری دهد مراجعه کنیم تا بتواند ما را به سمت زندگی همراه با آرامش رهنمون سازد.
استفاده بی رویه از گوشی های هوشمند و افسردگی دانش آموزان
استفاده بی رویه از گوشی های هوشمند موجب افسردگی دانش آموزان می شود

محققان کُره ای تاکید میکنند، اعتیاد به اینترنت و گوشی های هوشمند منجر به بی تعادلی شیمیایی در مغز دانش آموزان میشود و همین موضوع آن ها را در معرض استرس، اضطراب و در نهایت افسردگی قرار می دهد.
مطالب مرتبط:
با افسردگی دانش آموز چه کنیم؟
بیش فعالی / کمبود توجه و تمرکز
اینترنت کودکان در دستور کار وزارت ارتباطات
هوش ریاضی-منطق گاردنر
بخش دوم هوش های 9گانه گاردنر
محبوبه همت - مرکز یادگیری تبیان

کسانی که از هوش ریاضی-منطقی برخوردارند:
1.دروس ریاضی و علوم را بر دیگر دروس ترجیح می دهند.
2.از شرکت در مسابقه هایی که موضوع آن ها حل معما یا مسأله ای باشد که به تفکر منطقی نیاز داشته باشد خوشحال می شوند.
3.از بازآفرینی آزمایش ها و تجارب علمی که در مدرسه یا فیلم های علمی از آن ها مطلع می شود لذت می برند. مثلاً شخصاً آزمایش نور-آب و هوا در ریشه ی گیاه را در منزل بازسازی می کنند.
4.به خرید وسایل آزمایشگاهی و علمی مانند: ذره بین، میکروسکوپ وغیره وتشکیل یک آزمایشگاه خانگی در منزل علاقمند هستند.
5.از شنیدن و دنبال کردن و انتقال دادن اطلاعات در مورد آخرین دستاوردهای علمی،پزشکی، الکترونیکی و ریزپردازهای کامپیوتری و نرم افزاری-سخت افزاری.... لذت می برند.
6.چرا؟چگونه؟چطور؟کلمه های پرسشی هستند که بسامد فراوانی در کلام او دارند و سوالاتی مثل: چه می شد اگر....؟؟؟
7.رفتن به موزه های فن آوری، تاریخ فن آوری-طبیعی،نمایشگاه های کامپیوتری و نرم افزاری از موضوعات مورد علاقه ی آن هاست.
8.بازی های کامپیوتری مخصوصاً آن هایی که نیاز به پیدا کردن یک گنج مخفی به کمک نشانه ها، علامت ها،اعداد و.... مانند بازی” Never hood” لذت می برد.
9.از بازی شطرنج و انواع بازی های فکری لذت می بد.
10.از طبقه بندی هر موضوعی لذت می برند و اصولاً یکی از راه های به خاطر سپردن و فهمیدن موضوعات طبقه بندی و دسته بندی آن هاست. مثلاً اگر تعدادی دکمه های مختلف،از نظر رنگ، اندازه، جنس، تعداد سوراخ... به او بدهید و از او بخواهید که آن ها را از جنبه های مختلف دسته بندی کند، شاید دانش آموزان دیگر همه را فقط در زیر یک عنوان دکمه ببینند در حالی که او، چندین دسته وطبقه و دسته های فرعی از آن ها استخراج می کند.
11.از خواندن یا دیدن فیلم های مربوط به زندگی نامه ی دانشمندان لذت می برند.
12.از رفتن به آسمان نماها، و مطالعه درباره ی نجوم و کهکشان ها لذت می برند.
13.از دیدن فیلم های کمدی مثل پت و مت pat and mat که موضوع آن ها نشان دادن کودنی شخصیت ها در حل مسایل است لذت می برد.
14.از کد گزاری شخصی یا کشف کدهایی که می بیند مثل علایم راهنمایی و رانندگی-شماره ی پلاک ماشین ها... خوشش می آید و برای به خاطر سپردن اسامی متعدد یک مجموعه، از کدگزاری استفاده می کند.
مثلاً برای به خاطر سپردن اسامی شهرهای یک استان از ساختن یک کلمه باحرف اول شهرهای مورد نظر کلمه ای می سازد که بتواند بعدا آن ها را به یاد بیاورد.
مشاغل و حرفه هایی که این دسته از دانش آموزان در آن ها موفق خواهند شد:
1.حسابرس
2.حسابدار
3.نماینده فروش
4.پذیره نویس
5.بیمه گر
6.ریاضی دان
7.دانشمند
8.آمارشناس و کارشناس آمار و احتمالات
9.تحلیل گر کامپیوتر
10.اقتصاددان
11.برنامه ریز اقتصادی
12.متخصص بودجه
13.معلم و استاد علوم ریاضی
14.برنامه نویس کامپیوتری
15.منطق دان
مطالب مرتبط:
هوش های چند گانه ی گاردنر
هوش کلامی، زبانی(بخش اول: هوش های 9گانه گاردنر)
هوش ریاضی-منطق - بخش دوم هوش های 9گانه گاردنر
هوش دیدی-فضایی-مکانی(بخش سوم: هوش های 9گانه گاردنر)
هوش موسیقیایی-ریتمیک-موزون(بخش چهارم: هوش های 9گانه گاردنر)
هوش حرکتی – جسمی(بخش پنجم: هوش های 9گانه گاردنر)
هوش برون فردی(بخش ششم:هوش های 9گانه گاردنر)
هوش درون فردی(بخش هفتم: هوش های 9 گانه گاردنر)
هوش طبیعت گرا - هوش هستی گرا ( بخش هشتم و نهم هوش های 9گانه گاردنر)

