rezas
برای قیام امام حسین (ع) تعیین تکلیف نکنیم
برای قیام امام حسین (ع) تعیین تکلیف نکنیم

آیا این موضوع صحیح است که چند روز مانده به ماه محرم خود را آماده عزاداری کنیم؟
پاسخ این سئوال دو گروه را در برمیگیرد؛ برای دستاندرکاران هیئات مذهبی خیلی هم دیر شده است. وقتی ما میخواهیم یک همایش یا یک میهمانی سادهای برای چندصد نفر که اتفاقاً قرار است در آن مراسم احساسات آنها درگیر شود برگزار کنیم حتماً باید آئینی برگزار شود.
اما برای افراد عادی که در طول سال در جلسات حضور دارند، در این ایام احساس میکنند که کاروان حضرت سیدالشهدا (ع) به کربلا نزدیک میشود. عدهای هم هستند که در طول سال خیلی در جلسات حضور ندارند، اما این دهه بهعنوان دهه ویژه سال طوری است که جمعیت کثیری از مردم را درگیر خود میکند و بهخاطر همین از الان براساس ذائقه خود برنامهریزی میکنند که کدام هیئت بروند.
مخالفین برگزاری مجالس حضرت سیدالشهدا (ع)
یکی از دلایل مخالفان برگزاری مجالس سید الشهدا (ع) توسعه قیام امام حسین (ع) توسط این جلسات میباشد. هیچ روزی مثل عاشورای سال 61 نیست، اما میشود بهسمت آن حرکت کرد. وقتی آن را نگاه میکنیم برای همه اقشار جامعه در کربلا، نمونه وجود دارد.
شیوه مدیریت حماسه و حزن در مجالس عزاداری
نگاه ما به حادثه کربلا خیلی با پیشفرضهای ما ارتباط دارد. سکولارها نمیتوانند عاشورا را حماسه ببینند، چون اگر اینگونه ببینند و بخواهند از این حرکت اصلاحگری برداشت کنند کار به امروز میکشد که با مبانی آنها جور نیست و لذا دو تفسیر جداگانه برای آن تعریف میکنند؛ یا فرار را انتخاب میکنند و یا تفسیر مسیحایی را برمیگزینند.
جنبه عاطفی قیام حضرت اباعبداللهالحسین (ع)
در کربلا عطوفت و مهربانی در اوج قرار دارد و درباره به میدان رفتن دو نوجوان جابری باید گفت؛ وقتی این دو نوجوان قصد عزیمت به میدان نبرد را داشتند اشک میریختند که بعد از کشتهشدن آنها چه بلایی قرار است سر خیمههای امام حسین (ع) بیاید.
رابطه عاطفی در زندگی اهل بیت (ع) موج میزند و این را در وداعهای کربلا میبینید. وقتی پسر امام حسن (ع) برای وداع بهسمت امام حسین (ع) میرود، گزارشگر دشمن زیر آفتاب او را تحسین میکند و مینویسد؛ حسین، ماهپارهای را در آغوش کشید. این روابط عاطفی در حالی است که شرایط بحرانی و دشمن مشغول تیرباران است که حتی چند تیر به بازوی بعضی از مخدرات هم اصابت میکند.
زمانیکه چند نفر از اصحاب باقیمانده حضرت سیدالشهداالشهدا (ع) به میدان کارزار میروند و محاصره میشوند قمر بنیهاشم آنها از محاصره نجات میدهد و به آنها که زخمی شدند میگوید برگردید، اما آنها میگویند ما زخمی هستیم و وبال شما میشویم، شاید ماندن ما باعث شود جان یکی از دشمنان را بگیریم.
این حزن، بهجتافزاست
این حزن ما، غمانگیز هم نیست، همانطور که در بهشت، ملائک برای امام حسین (ع) گریه میکنند و میدانیم که آنجا خبری از نقمت و انقباض روحی نیست. این حزن، بهجتافزاست. پس بهتر است برای قیام امام حسین (ع) تعیین تکلیف نکنیم و همین متون گزارشهای واقعه عاشورا را بخوانیم که شاید شمایل کوچکی از آن واقعه عظیم را شرح داده باشد تا در آن همه خصائل والای اخلاقی را در نقطه اوجش ببینیم.
عاقبت خودمان را در حادثه کربلا مشاهده کنیم
در حادثههای خیر و شر کربلا میتوانیم خودمان و عاقبتمان را تماشا کنیم که کجا قرار داریم، آیا بهخاطر همسر و فرزندانمان از حق میگذریم یا خیر. نمیخواهم چنین افرادی را که نگران خانواده خود هستند تخطئه کنم، اما وقتی قرار است به حق عمل کنیم و تعلقاتی داریم، خوب است به نمونههای آن در کربلا نگاه بیندازیم که در یکی از آنها پدری توسط پسر خود به شهادت میرسد.
عنصری مهم در پرشوری مجالس حسینی
حس مشارکت در برپاکردن مجالس عزای امام حسین (ع) عنصری مهم در پرشوری این مجالس است. همان پسربچهای که موقع چایدادن خم میشود و به عزاداران قند تعارف میکند، درست است ظاهراً جلوی عزاداران خم میشود، اما صدها جفت چشم به او خیره شده و شاید هیچوقت نتواند اینگونه بروز کند، چون نقش گرفته و به احترام امام حسین (ع) احترام پیدا کرده است. وقتی چایدادن و دربانی این آستان اینقدر احترام دارد، خیلی از افراد برای هزینهکردن آن ورود میکنند و طبیعتاً اینگونه اداره میشود.
نمونههایی از آسیبشناسیهای اشتباه
نگاه آسیبشناسانه باید خیلی دقیق باشد، چون بعضی اوقات خود این آسیبشناسیها، آسیبشناسی لازم دارد. جایی که دل و جان مردم حضور دارد باید طوری ورود کرد که موجب واکنش و حساسیت آنها نشود.
در وهابیت هم گفته شده که نگویید عبدالحسین هستیم، بلکه همگی ما بنده خدا هستیم! واقعاً کدامیک از عزاداران امام حسین (ع) میگوید خدا را نمیپرستم و امام حسین (ع) را میپرستم؟
این در حالی است که در قرآن آیه داریم کسانی را که ازدواج نکردهاند را بههم برسانید و اگر بنده خوبی هم دارید آنها را متأهل کنید. لفظ قرآن برای این افراد «عبادکم» است. عبد معانی مختلف دارد. فراوان داریم علمایی که نامشان عبدالحسین بوده است. بهنظر میرسد اینگونه رفتارها، خودیها را هم ناامید میکند.
میگویند نگویید اربابم حسین است، چون جمع «رب» است. درصورتی که یکی از معانی آن خداوند است، یکی دیگر مربی و متولی امر است. وقتی ابرهه حمله کرد حضرت عبدالمطلب (س) شترهای خود را برداشت و رفت و گفت «انا رب الابل»، این رب نسبت صاحب به بنده است، همچنانکه پدر خانواده ربالبیت را میگویند.
منبع:
بررسی هیأت و هیأت داری محرم و صفر در برنامه جهانآرا: پاسخ حجتالاسلام حامد کاشانی به شبهات مطرح شده درباره عزاداری
برای محرم چه کتابی بخوانیم؟!
برای محرم چه کتابی بخوانیم؟!

محمد باعزم
تاریخ و سیره معصومین
1. کتاب تاملی در نهضت عاشورا/رسول جعفریان/نشر علم
رسول جعفریان از پرکارترین و دقیق ترین متخصصین تاریخ می باشد که با تالیف کتب متعدد با اسلوب جدید در زمینه تاریخ اسلام توانسته جایگاه ویژه ای را در میان متخصصین این علم کسب کند. وی در کتاب تاملی در نهضت عاشورا در نظر داشته است تا به مسائلی که در زمینه عاشورا مطرح است به صورت جامع و گذرا بپردازد.
نویسنده در این کتاب به دنبال آن ارائه گزارشی صحیح و مستند از واقعه عاشورا و اربعین حضرت و بررسی حکمت و آثار قیام و شهادت حضرت می باشد که ناگزیر برای این هدف به بررسی منابع دسته اول عاشورا و تحریفاتی که در این زمینه اتفاق افتاده بصورت مختصر پرداخته است.
2. نامیرا/ صادق کامیار/ نشر نیستان
وقتی این کتاب را می خوانید ناخودآگاه حس تنفر و بغض شدیدی نسبت به مردم کوفه پیدا می کنید. اینکه چگونه هجده هزار نامه برای امام حسین (علیه السلام) می نویسند، ایشان را به کوفه دعوت می کنند و چگونه بر روی ایشان شمشیر می کشند! هرگز باور نمی کنید این حوادث به این سرعت اتفاق افتاده باشد. در سرتاسر داستان خود را در جایگاه انتخاب می بینید. تماماً این سوال در ذهن شما وجود دارد که اگر شما در این موقعیت بودید چه می کردید؟ نقش خواص در به وجود آمدن واقعه کربلا در این کتاب به خوبی مشهود است. و در پایان داستان، شما به جایی می رسید که هرگز تصور آن را نمی کردید.
3. دو چشم ناتمام/ محبوبه زارع/ بوستان کتاب
عبدالله و قاسم فرزندان امام حسن (علیه السلام) هستند . عبدالله فرزند کوچک امام در پی یافتن پاسخی برای سوالات خود در مورد علت صلح پدر و عدم مبارزه اش با ظلم روانه کربلا شد . عبدالله که دلی پر سوال داشت ابتدا از مادر جویای علت صلح پدر می شود مادر توان سخن گفتن را در خود نمی بیند اشک بر چشمانش حلقه می زند که من به این کودک چه بگویم تا بفهمد که پدرش چقدر غریب بود .
عبدالله به خودش قول می دهد که حتما از عمویش پرس و جو کند. شبی عبدالله که دیگران توان صبر را نداشت دست ابا عبدالله(علیه السلام) را می گیرد و او را در پشت خیام می برد تا دیگر کسی مزاحم پرسش او نباشد. عمو چرا بابا نجنگید و صلح کرد؟ اصلا تا قبل از آن بابای من به میدان نبرد رفته است اباعبدالله(علیه السلام) پاسخ می دهد بله پدر شما در میدان جنگ مبارزه کرده است مثلا در جنگ صفین شجاعت بسیاری از خود نشان داد. اما در مورد علت صلح ، پدرت غریب بود به طوری که خود با اشاره به گله گوسفندانی که از جایی کوچ داده می شدند فرمود اگر تنها این مقدار یار داشتم جهاد می کردم . عبدالله گفت چرا بابا غریب بود؟
قصه غربت داستان بی انتهای علی و اولاد اوست و تنها محدود به جریان عاشورا نیست. نوجوان امام حسن(علیه السلام) از عمو اذن میدان می خواهد اما حسین(علیه السلام) نمی پذیرد قاسم پس از اصرار فراوان عاقبت به یاد گفته پدر می افتد که اگر روزی دلت خیلی به درد آمد به سراغ این نامه برو. نامه را یافت به عمو نشان داد و اذن میدان را گرفت عاشقانه به میدان رفت و رجز خوانی کرد و در هنگام شهادت عمو را صدا کرد عمو کمکم کن...
مطالعه این کتاب ها، تا حدودی می تواند خواننده را از وقایع مهم و تاریخی قیام امام حسین علیه السلام مطلع و آگاه سازد.
منابع:
1. تاملی در نهضت عاشورا
2. دو چشم ناتمام
3. فارس نیوز
4. خبرآنلاین
چگونه حال و هوای خانه را محرمی کنیم؟
در مشکلات از زیارت عاشورا غافل نباشید

در ایام سوگواری سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) هستیم. در این فرصت بر آن شده ایم در رابطه با سوگواری و عزاداری در فضای خانه و خانواده و کیفیت آن با طاهره همیز، کارشناس دینی و مذهبی و مشاور خانواده گفت و گویی داشته باشیم.
تبیان: چگونه یک خانواده می تواند در محیط خانوادگی خود حرمت ایام عزاداری اهل بیت مخصوصاً ایام سوگواری سالار شهیدان را حفظ کرده و مورد لطف و محبت اهل بیت(ع) قرار بگیرد؟
حقیقا ما به شدت مدیون امام حسین و قیام ایشان و خانواده اهل بیت هستیم. جالب است که در زیارت عاشورا به این بزرگواران تا زمانی که شب و روز وجود دارد و تا قیامت سلام می دهیم؛ چرا که فوق العاده ترین بخش زندگی جامعه جهانی تفکر بوجود مقدس امام حسین (ع) است.
امام خمینی (ره) جمله بسیار زیبایی فرمودند: اسلام از محرم و صفر زنده مانده است و به واقع هم این گونه است. ما نیز باید این دو ماه محرم و صفر را بزرگ بداریم.
پیشرفت اسلام، متكی به شمشیر نبوده، بلكه با فداكاری والای حسین(ع) به دست آمده است. من از او یاد گرفتم چطور پیروز شوم در حالی كه مظلوم ستمدیده هستم.
من خودم خاطره قشنگی دارم؛ استادی داشتم که همیشه به ما می گفتند برای شهادت ائمه خانه هایتان را سیاه پوش کنید، غذای ساده ای درست کنید، که بچه ها احساس کنند که این روز با روزهای دیگر فرق کرده و وقتی سؤال می کنند که چه خبر شده، بگویید شهادت فلان امام است و مقداری از زندگی آن امام را بنا بر سن و شرایط روحی فرزند برایش تعریف کنید.
روز تولد اهل بیت ریسه رنگی در خانه بزنید، غذای خوش آب و رنگ که مورد علاقه فرزندتان است درست کنید، به طرق مختلف بچه ها را شاد کنید، شیرینی بذارید، کیکی تهیه کنید که دقیقا بچه ها مثل تولد خودشان که کیک می برند این حس و حال در آن ها نهادینه شود.
یا مثلا چیزهایی که بچه ها از لباس و وسیله نیاز دارند را در روز تولد اهل بیت برایشان تهیه کنید که خاطره شیرینی برایشان باقی بماند و این ها بعداً هم که بزرگ شوند از این رفتارها الگو برداری کرده و در زندگی های خودشان پیاده خواهند کرد.
و این گونه است که در مسیر فرمایش اهل بیت حرکت خواهیم کرد که فرموده اند؛ در شادی ما شاد باشید و در غم ما غمگین، و برای محرم و صفر به طور تخصصی تری باید این عزاداری برقرار باشد چرا که اهل بیت علیهم السلام نیز به این امر تأکید بسیار دارند.
تبیان: عده ای اشکال وارد می کنند که شما چرا قبل از عاشورا در دهه اول که هنوز کشتار و شهادتی رخ نداده، مراسم عزاداری برپا می کنید؟
باید گفته شود که این کار دلایلی دارد؛
سفارشاتی که از خود اهل بیت رسیده است چنانچه داریم که امام رضا (ع) در منزل حضور داشتند، یکی از اصحابشان به اسم شبیب وارد می شود و از آقا سؤال می کند که چرا امروز شما انقدر غمگین هستید؟ حضرت می فرمایند؛ مگر نمی دانی امروز روز اول محرم است، روز عزای جدم حسین(ع) شروع شد، بعد می فرمایند: اگر کسی با شنیدن مصیبت های اباعبدالله الحسین(ع) چشمهایش تر شده و نمناک شود یعنی از این غصه اشکی به چشمش بنشیند، خداوند گناهانش را می بخشد و اگر این ها اشکی شوند و بر گونه اش روان شود، بهشت بر او واجب می شود.(1)
در بیانی دیگر داریم که امام رضا(ع) فرمودند: هنگامی که ماه محرم شروع میشد، دیگر کسی پدرم را خندان نمیدید و هر روز ناراحتی او بیشتر میشد تا روز دهم محرم. پس وقتی روز دهم میرسید، آن روز روز مصیبت و اندوه و گریۀ او بود.(2)
دلیل دیگر شاید این باشد که عزاداران قبل از عاشورا با ده شب عزاداری بتوانند خود را برای حضور در غم بزرگ عاشورا آماده کنند. اینکه پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً»(3) این حرارت را هر کسی حس کرده باشد، میداند بیمقدمه وارد روز عاشورا شدن بسیار دشوار است.
از زیارت عاشورا غافل نمانید
زیارت عاشورا که به نوعی شناسنامه کربلا است را زیاد بخوانید. به معنای اش توجه کنید؛ نکته مهمی که در این زیارت می توان دریافت کرد این است که می بینیم همان اول چهار لعنت را بیان می کند؛ فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْكُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ؛ پس خدا لعنت کند مردمى را که ریختند شالوده ستم و بیدادگرى را بر شما خاندان
وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ و َاَزالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتى رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فیها؛ و خدا لعنت کند مردمى را که کنار زدند شما را از مقام مخصوصتان و دور کردند شما را از آن مرتبه هائى که خداوند آن رتبه ها را به شما داده بود
و َلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْكینِ مِنْ قِتالِكُمْ ؛ و خدا لعنت کند مردمى که شما را کشتند و خدا لعنت کند آنانكه تهیه اسباب کردند براى کشندگان شما تا آنها توانستند با شما بجنگند
توجه کنید که امت به چه معنایی می باشد؟ امت یعنی فکر. می خواهد بیان کند آن که باعث کشته شدن پسر فاطمه شد، یک فرد و یک شخص نبود، بلکه یک فکر و تفکر بود که منجر به چنین جنایتی در تاریخ شد. در علم حقوق می گویند؛ مرزهای جغرافیایی، ملت می شود مرزهای عقیدتی. در زیارت عاشورا مرتب می گوییم که یک امت و یک سری رهبران فکری با یاران موافقشان تو را کشتند.
اگر کسی با شنیدن مصیبتهای اباعبدالله الحسین(ع) چشمهایش تر شده و نمناک شود یعنی از این غصه اشکی به چشمش بنشیند، خداوند گناهانش را میبخشد و اگر اینها اشکی شوند و بر گونه اش روان شود، بهشت بر او واجب میشود.
تبیان: آیا در رابطه با اهمیت زیارت عاشورا و کیفیت آن در روایات تأکیداتی وجود دارد؟
در فرمایشی امام صادق(ع) می فرمایند؛ اگر مشکل سختی برایتان پیش آمد که هیچ جور نمی توانستید آن را حل کنید، غسل زیارت امام حسین(ع) بکنید ، دو رکعت نماز زیارت امام حسین (ع) بخوانید ، زیارت عاشورا با صد لعن و صد سلام خوانده و بعد دعای علقمه را بخوانید. مشکلتان حل می شود.
در بیانی از امام حسن عسکری داریم که در خواندن صد لعن و صد سلام، در لعن کافی است؛ اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ. اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَیْنَ وَ شایَعَتْ وَ بایَعَتْ وَ تابَعَتْ عَلى قَتْلِهِ اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً یک بار و بعد اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً را 99 بار بگویی. و در سلام نیز؛ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَیْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِكُمْ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ یک بار و بعد؛ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ 99 بار گفته شود.
که به تجربه ثابت شده این گونه خواندن زیارت عاشورا و بعد خواندن دعای علقمه 20 دقیقه طول می کشد. سعی کنید با این زیارت انس پیدا کرده و هر روز آن را بخوانید.
لعن دشمنان چه فایدهای دارد؟
ممکن است گفته شود اهل بیت که اکنون در بهشت هستند، دیگر لعن دشمنان چه فایده ای دارد؟ پاسخ را بر اساس روایتی از کتاب سیاحت غرب آیت الله قوچانی، مجتهد و شاگرد و نائب بلافصل آیت الله قاضی طباطبائی بزرگ نقل می کنیم؛
آیت الله قوچانی در کتاب سیاحت غربش می گویند؛ که در وادی برهوتی دیدم که عده ای از انسان های در آن جا تیرهایی در حال باریدن بر سر آن ها است. پرسیدم این ها چیست؟ گفتند اینها قاتلان حسین هستند و این تیرها همان لعن هایی است که در دنیا به آن ها می فرستید، لعن ها همچون تیرهایی بر سر آن ها می بارید.
زیارت عاشورا با این تعبیر به زیبایی تجسم و تفسیر می شود و این گونه است که می بینیم لعن ها اثر دارد. بنابراین ما این را باید به مردم توضیح دهیم که این زیارت عاشورا این گونه اثر دارد.
تبیان: بسیار شنیده میشود که امام حسین (ع) تحولاتی را نه تنها برای مسلمانان بلکه برای بشریت به ارمغان آوردند. در این رابطه برایمان بفرمایید.
تحولاتی که امام حسین علیه السلام بر زندگی ها دارد بسیار وسیع و گسترده است چنانچه داریم ماهاتما گاندی رکن اصلی موفقیت قیامش را علیه انگلیس، الگوگیری از قیام مقدس عاشورا معرفی می کند. چنانچه می گوید: «من برای مردم هند چیز تازه ای نیاوردم، فقط نتیجه ای كه از مطالعات و تحقیقات درباره تاریخ زندگی قهرمانان كربلا به دست آورده بودم، ارمغان ملت هند كردم، اگر بخواهیم هند را نجات دهیم، واجب است همه ما راهی را بپیماییم كه حسین بن علی(ع) پیمود.»
نیز در در سخن دیگری می گوید: «من زندگی امام حسین، آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده ام و توجه كافی به صفحات كربلا كرده ام و بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد یك كشور پیروز شود، بایستی از سرمشق امام حسین(ع) پیروی كند.»
پیشرفت اسلام، متكی به شمشیر نبوده، بلكه با فداكاری والای حسین(ع) به دست آمده است. من از او یاد گرفتم چطور پیروز شوم در حالی كه مظلوم ستمدیده هستم.»
با اینكه گاندی یك هندو و غیر مسلمان بود، اما می گفت كه روح آزادی و آزادی طلبی و خروج از استعمار را از قیام امام حسین(ع) فهمیده و یاد گرفته است. گاندی در جایی در همین خصوص می گوید: «پیشرفت اسلام، متكی به شمشیر نبوده، بلكه با فداكاری والای حسین(ع) به دست آمده است. من از او یاد گرفتم چطور پیروز شوم در حالی كه مظلوم ستمدیده هستم.»
عزای اشرف اولاد آدم است
این جمله که محتشم کاشانی می فرمایند: "سرهای قدسیان همه بر زانو غم است گویا عزای اشرف اولاد آدم است" خیلی جدی است؛ حتی میرزا جواد ملکی (ره) در کتاب مراقباتشان می فرمایند که اگر می خواهی ببینی که شیعه هستی یا نه، ببین وقتی ماه محرم حلول می کند تو چه احساسی داری؟ اگر غم بر دلت می نشیند خدا را شکر کن و شاد شو که قلبت مالامال از حب حسین است.
پی نوشت:
1- امالی صدوق/۱۳۰
2-كَانَ أَبِی إِذَا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ... امالی صدوق/۱۲۸
3- مستدرک الوسائل/۱۰/۳۱۸
شیوههای عجیب عزاداری در عصر صفویه
ارتباط حاکمیت با مردم در عزاداریها-1

عزاداری تأثیراتی در واکنشهای اجتماعی مردم میگذارد، بهطوری که منجر به عکسالعملهای متفاوتی از سوی حکومت، چه مثبت و چه منفی، در برخورد با این واکنشها میشود. البته نوع برخورد حکومت با عزاداری، میزان همسویی آن (حکومت) را با دین نیز نشان میدهد و با توجه به سیاست های خود، میتواند از این پتانسیل اجتماعی استفاده کند و سیاست خود را همسو یا مخالف عزاداری قرار دهد.
پس از مواجهه با این سوال که عزاداری دارای چه پتانسیلی است که حکومتها میتوانند در رسیدن به اهداف و سیاستهایشان، از آن استفاده کنند و یا از آن احساس خطر کنند، این سوال مطرح میشود که واکنش حکومتها از دوره صفویه تا پهلوی نسبت به عزاداری چگونه است؟
عزاداری در دوره شاه اسماعیل
از آنجا که تا قبل از دوره صفویه، علما و شیعیان نمیتوانستند به صورت علنی به عزاداری و ابراز عقیده بپردازند، با روی کار آمدن این حکومت، شیعیان و علما عزاداری را بیشتر از آنکه جنبه سیاسی ببخشند، به جنبه احساسی آن اکتفا کردند و در ادامه هم بیان خواهد شد که حکومت صفویه هم با عزاداری آنان همسو بود.
صفویان شاعران را نیز تشویق می کردند به جای تعریف و تمجید از آنان به منقبت ائمه اطهار و ذکر مصیبت امام حسین (ع) بپردازند که نمونه بارز آن شعر محتشم کاشانی است
علت التزام شاهان صفوی به برپایی عزاداری
در عصر صفویه، از آنجایی که خود حاکمان، شیعه بودند، خود را ملزم به برپایی و ترویج مکتب اهل بیت و اشاعه مذهب شیعه می دانستند، یاد و ذکر شهادت امام حسین (ع) هم که از شعائر و نمادهای مهم تشیع بوده است، به رشد و شکوفایی می رسد. الزام این امر بدین خاطر بوده که آنان خود را از اولاد امام علی (ع) معرفی کرده و بنیان سلطنت خود را با ترویج و تبلیغ مذهب شیعه و مبارزه با مخالفان و منکران این مذهب استوار ساخته بودند.
ذکر مصیبت امام حسین (ع) برتر از تمجید شاهان صفوی
صفویان شاعران را نیز تشویق می کردند به جای تعریف و تمجید از آنان به منقبت ائمه اطهار و ذکر مصیبت امام حسین (ع) بپردازند که نمونه بارز آن شعر محتشم کاشانی است که در این دوره سروده شد و اثر ماندگاری از دوره صفویه به یادگار گذاشت. علاوه بر این، شاهان صفوی نسبت به شعارهای مذهبی و شیعی، تعصب خاصی داشتند که در این باره نصر الله فلسفی می نویسد: «در ده روز اول محرم از طرف شاه و بزرگان و اعیان کشور در پایتخت و شهرهای دیگر، مجالس روضهخوانی دائر میشد و در شب و روز عاشورا و در روز 21 ماه رمضان دستههای سینه زنی به راه می افتاد.»
شریعتی و تمجید از حرکت صفویه
دکتر شریعتی که از منتقدان حکومت صفویه است، می گوید: «صفویه شاهکار عجیبی که کرد این بود که شیعه خون و شهادت و قیام، یعنی تشیع عاشورا را نگه داشت و حسین (ع) را محور همه تبلیغاتش کرد و علی (ع) را مظهر همه نهضتش معرفی کرد. کاری کرد که شدیدترین حالت تحریک و شور و حرکتش را شیعه حفظ کند و هر سال یک ماه و دو ماه و حتی تمام سال را از عاشورا دم زند.»
به تعویق انداختن نوروز، زمانی که مقارن با محرم شود
این حمایت شاهان صفویه از عزاداری بود که باعث شد ایام عزاداری برای امام حسین (ع) از ابتدای محرم تا پایان صفر شناخته شود و به صورت فرهنگ غالب مردم در بیاید که حتی بر مراسم ملی برتری یافت؛ چنانکه اگر سالی ایام عاشورا با عید نوروز مقارن میشد، برای رعایت ایام سوگواری، جشن نوروز را به تعویق می انداختند.
برخورد سخت شاه عباس با بیاحترامی به مقدسات
در زمان شاه عباس مراسم عزاداری که تا قبل از آن محدود به جنبههای خالصانه و عامیانه بود، به مراسم بزرگ کشوری و مذهبی تبدیل شد.
در مورد وضعیت برپایی عزاداری در دوره شاه عباس باید بیان شود که خود شاه عباس به مذهب شیعه و خصوصاً امام علی (ع) و اولاد آن حضرت سخت متعصب بود. وی اگر میشنید کسی نسبت به مقدسات دین اسلام جسارتی کرده است، آن فرد را به سختی مجازات میکرد، از جمله در سال 1020(ه.ق) هنگامی که شاه عباس در شهر مشهد بود، از میر حیدر معمایی شنید که شاعری به نام قاضیزاده داوری از امام سجاد (ع) در اشعارش به زشتی نام برده است.
شاه عباس او را فراخواند. داوری وقتی قضیه را شنید مدعی شد که چنین اشعاری را نگفته است. شاه عباس دستور داد در حضور شاعر، اشعارش را بخوانند. وقتی اشعار خوانده شد داوری گفت که او این اشعار را در هجو میر حیدر معمایی گفته است نه درباره امام سجاد. وی دوبیتی را که درباره میر حیدر گفته و از اشعارش افتاده بود را برای شاه عباس خواند و چون بی گناهی اش ثابت شد، او را آزاد کردند.
عزاداری شاه عباس در سفرهای جنگی
شاه عباس حتی در سفرهای جنگی هم عزاداری امام حسین(ع) را برگزار میکرد؛ از جمله در ماه محرم سال 1013(ه.ق) که قلعه ایروان را محاصره کرده بود و با ترکان عثمانی در حال جنگ بود، مراسم عزاداری را برپا میکرد. در شب عاشورا از پایگاه و قرارگاه شاه عباس چنان فریاد فغان و روضه برخواسته بود که افراد در قلعه وحشت کردند و به گمان اینکه شاه عباس فرمان حمله شبانه و ناگهانی را صادر کرده تسلیم شدند.
همچنین شاه عباس در جنگ دشوار با اُزبکها مراسم عاشورای سال 1011 (ه.ق) را با سربازانش در سواحل رودخانه خطب برگزار کرد.
خشونتهای دوطرفه، ویژگی بارز عزاداری در دوران شاه عباس
باید بیان کرد که در زمان شاه عباس مراسم عزاداری که تا قبل از آن محدود به جنبههای خالصانه و عامیانه بود، به مراسم بزرگ کشوری و مذهبی تبدیل شد. در زمان او علاوه بر جلسات عزاداری و مراسم دستههای در حال حرکت در خیابانهای شهر، خشونت های دوطرفه هم از ویژگی های عزاداری درآمد؛ بدین شرح که به طرفهای برگزار کننده مراسم عزاداری اجازه داده بود که در طول عزاداری فقط با سنگ و چوب با هم بجنگند، البته این کار باعث فروکش کردن خشم مردم هم میشد. این روش شاه عباس باعث میشد مردم به جای اینکه خشم خود را بر سر حکومت و شاه خالی کنند و نارضایتی سیاسی و اجتماعی خود را در برابر حکومت قرار دهند، در یک خشونت مهار شده که توسط حکومت هم کنترل میشد، بروز دهند.
البته عدهای بر این اعتقادند که شاه عباس با برگزاری مراسم عزاداری بدین نحو، در اصل میخواسته شور و هیجان جنگجویی را در میان مردم خود حفظ کند؛ چون که شاه عباس بیشتر عمر خود را در جنگ بوده (به همین خاطر هم روزههای قرض زیادی داشته است).
نوآوری عزاداری در دوره شاه عباس
در دوره شاه عباس تغییر و تحولاتی در نحوه برگزاری مراسم عزاداری هم بوجود آمد؛ برای مثال قبل از شاه عباس مرسوم بود که زنان سوار شتر بودند به همراه بچههای گریان، اما در دوران وی ما با جنازه کودکان مواجه هستیم که تابوتشان همراه دسته حرکت میکرد و شور و سوز بیشتری بوجود میآورد. علاوه بر این اصلاحاتی هم در روضه خوانی بوجود آمد که سند آن مربوط می شود به گزارشی که در اواخر دوره شاه عباس از «دار الحفاظ» اردبیل نوشته شده است.
منبع: "فراز و فرودهای عزاداری از صدر اسلام تا عصر صفویه" و "عزاداری و تحولاتی عمیق در دوره شاه اسماعیل صفوی" و "عزاداری شاه عباس که منجر به تسلیم دشمن شد" به قلم حامد صفایی / خبرگزاری دانشجو
دیندار دراستی باشید نه وراثتی
چگونه حسینی شویم؟
زهد؛ نداری نیست، عدم وابستگی است

امیر المؤمنین علی علیه السلام در نامه 53 به مالک اشتر با توصیف نابودی دین اینگونه می فرمایند که این دین گرفتار اشرار شده، اشراری که از سقیفه روی کار آمدند و با تمام نقایص و جهالت هایی که داشتند امام بر حق را کنار گذاشته و رهبری امت را به عهده گرفتند تا جایی که به جهالت و گمراهی کشانده شدند. اوج این ضلالت و گمراهی در دستگاه بنی امیه با ظهور معاویة بن ابی سفیان و یزید بن معاویة بن ابی سفیان بود.
نصیبت را از دنیا فراموش نکن و از طرفی هم متذکر میشود؛ به دنیا جوری وارد نشو که به آخرت ضرر برساند؛ به عبارتی نه دو دستی به آن بچسب و نه آن را رها کن. بهره را داشته باش. این میزان از بینش باعث میشود که هر وقت لازم باشد از دنیا چشم بپوشی چون دنیا برایتان وسیله برای رسیدن به اخرت تعریف شده است نه هدف.
این جهت گیری در جامعه سبب می شود که در دوران علی (ع) حفاظت از دین در گرو سکوت و در دوران حسین (ع) در عدم سکوت و شمشیر کشیدن انجام شود، چنانچه داریم امام حسین (ع) استراتژیک حرکت خود را حفظ دین معرفی می کنند؛ و بعد در خطبه ای این گونه طلب یاری می کنند؛ هر کس آماده است خون خود را در راه ما نثار کند و خود را آماده لقاى خداوند سازد، با ما رهسپار شود، چرا که من ـ به خواست خداوند ـ فردا صبح حرکت خواهم کرد).(1)
بعد می بینیم که آن 60 هزارنامه ای که پای هر نامه آن 120 هزار مهر و تأیید از مردم و دعوت کنندگان امام به کوفه بود، به امام پشت می کنند و تنها عده ای که به نقل مشهور 72 تن بودند، برای یاری امامشان ثابت قدم و پایدار می مانند و حاضر شدند از جانشان که عزیزترین سرمایه آدمی است در راه دفاع از امام نثار کنند.
یارانی که حضرت سید الشهدا در فرمایشی در رابطه با آن ها فرمودند: شایسته تر، وفادارتر و بهتر از اصحاب خودم کسی را نمی شناسم. و نیز در زیارت ناحیه مقدسه درباره این بزرگواران فرموده اند؛ سلام بر شما ای بهترین یاوران (به تعبیری حضرت بیان می کنند که اصحاب من از مالک اشتر و تمام صحابی ائمه برتر هستند و نظیر ندارند)
در این فرصت بر آن هستیم در مثلث؛ خاندان اهل بیت، اصحاب و خود امام حسین (ع)، در رابطه با چند ویژگی اصحاب امام گذری داشته باشیم تا بتوانیم این ویژگی ها را در خود تسرّی داده تا در زمانی که قرار است برای مولا و امام زمانمان جانفشانی کنیم، همچون 2000 نفری که در تاریخ آمده شب عاشورا بعد از صحبت های امام منوط بر اینکه "فردا من و هر کسی که با من است کشته می شود، حکومت و پاداش و مزد دنیوی در کار نیست، هر که می خواهد برود" همه رفتند جز تعداد قلیل، اماممان را تنها نگذاریم.
اصحاب و یاران سید الشهدا 4 دسته تقسیم می شوند
اصحاب اولی؛ کسانی که در خروج از مکه با امام بودند؛ مثل عابس بن شبیب شاکری، حجاج بن مسروق جعفی، بریربن خضیر همدانی، عمربن جناده.
گرروه دوم، اصحاب طریق هستند؛ کسانی که در بین راه مکه و کربلا به امام پیوستند؛ مثل نافع بن هلال بجلی، مسلم بن کثیر ازدی، زهیر بن قین بجلی،ابوثمامه صائدی، یزید بن زیاد بن مهاصر کندی.
گروه سوم از اصحاب کربلا، خود به سه دسته تقسیم می شوند؛
یا افرادی از کوفه بودند که آمدند و ملحق می شوند؛ مثل دو پیرمردی به نام های مسلم بن عوسجه یا حبیب بن مظاهر
عده ای هم از جدا شدگان از لشگر عمر سعدبودند که به امام ملحق شدند؛ در رأسشان حر بن یزید ریاحی و 30 نفر دیگر هستند.
گروه دیگر بعد از واقعه عاشورا (فردای عاشورا تا روز یازدهم) و به تعبیری بعد از شهادت امام پیوستند؛ مثل هفهاف بن مهند راسبی که وقتی آمد و اوضاع را دید، شمشیر برداشته و به لشگر ابن سعد حمله کرده، عده ای را به درک رساند و و در نهایت به شهادت رسید.
گروه چهارم اصحاب بنی هاشم هستند که صحبت در رابطه با شناخت حقیقت این شخصیت ها از لسان ناقص ما بر نمی آید؛ اصحابی چون قمر بنی هاشم، حضرت قاسم و علی اکبر.
خصایص ویژه اصحاب امام حسین(ع)
اولین خصیصه این بود که آن ها تفقّه در دین داشتند. آگاه در دین و دین فهم بودند. دین را وراثتی نداشتند، دراستی داشتند. دین را آموخته بودند.
این گونه نبودند که چون پدرانشان مسلمان باشند، این ها هم بدون هیچ تفقه و دلیلی ادامه دهنده این راه باشند.
نکته ای که در دینداری وراثتی باید توجه شود این است که این نحو مسلمانی و ایمان تا زمانی جواب می دهد که همه چیز خوب باشد اما همین که مقداری از آسایش و زندگی آن ها اوضاعش تغییر کند به همه چیز بد بین و بی اعتماد می شود. چرا که این دین آگاهنه نیامده و با یک نسیم هم از بین می رود.
چنانچه دربیانی امام حسین (ع) می فرمایند: به راستى كه مردم بنده دنیا هستند و دین لقلقه زبان آنهاست، تا جایى كه دین وسیله زندگى آنهاست، دین دارند و چون در معرض امتحان قرار گیرند، دینداران كم مىشوند.(2)
در بیانی امام باقر (ع) نیز می فرمایند: مؤمن از کوه سخت تر است. از کوه کم می شود اما از دین مؤمن چیزی کاسته نمی گردد.(3)
کسی که دین را دراستی می آموزد عوض نمی شود دچار تغییر کمی و کیفی نمی شود.
در رکاب امیرالمؤمنین نمازخوان ها بودند اما خبری از دین آگاهان نبود. عده ای بودند که در مقابل معاویه ایستادند اما ناگهان دسیسه هایی شیطانی قرآن را به نیزه کردند و چون اینان بطن عمیقی از دین و آگاهی را در خود نداشتند نتوانستند دین و قرآن حقیقی را تشخیص دهند و آن جا بود که فریب خوردند و مقابل علی رسیدند.
اما در مقابل می بینیم که لشگر و یاران سید الشهدا نمازخواندن های عمر سعد را هم می دیدند ولی به نماز آن ها توجهی نداشتند چون فهم دین داشتند، می فهمیدند و آگاهی داشتند که نماز آن ها نماز واقعی نیست و آن وقت است دور امامشان حلقه زده و محافظت می کنند تا امامشان نماز بخواند.
در روایتی داریم که پیامبر (ص) می فرمایند؛ اگر دنیا در نزد خداوند به اندازه بال پشه اى مى ارزید، چیزى از آن را به كافر و منافق نمى داد.
یادمان باشد منشأ تدین آگاهانه، تفکر و آموزش است تا بتوان دین را دراستی یاد گرفت، چرا که دین وراثتی مقطعی بوده و امروز با این همه شبهه کارساز نیست.
دو اصل اعتقادی و عملیاتی
دومین ویژگی یاران امام حسین(ع) تولی و تبری است. که این دو تنها در ناحیه قلب و اعتقاد قلبی کارساز نیست، در بیانی امام باقر(ع) می فرماید: به ولایت و سرپرستی ما نمی رسد مگر به واسطه عمل، نه فقط حرف. این دوست داشتن و اعلام برائت را باید هم در قلب و هم در لسان و هم عمل نشان داد. اینکه به حسب زبان یا علی می گویم اما در رفتار سر سفره دشمنان باشم، این تعریف و جایگاهی ندارد.
در تعبیری از امام صادق (ع) داریم ایمان را این گونه تعریف می کنند؛ هَلِ اَلْإِیمَانُ إِلاَّ اَلْحُبُّ وَ اَلْبُغْضُ . در حقیقت این اصل ایمان است و کسی که در مرز دین حب و بغضی نداشته باشد اصلا دینی ندارد؛ چرا که شاخصه اصلی دینداری و ایمان و ولایت حضرت حق، تولی و تبری است.
چگونه می توان به ولایت الله رسید؟
در بیانی قرآن کریم می فرماید: اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنوا؛ خدا سرپرست اهل ایمان است. اهل ایمان باید چگونه عمل کنند تا تحت سرپرستی حق باشند؟ امام حسن عسگری پاسخ را از قول پیغمبر اكرم این گونه می فرمایند: روزی حضرت به یكی از اصحابشان فرمودند: ای بنده خدا! تو به ولایت الهی دسترسی پیدا نمی كنی، مگر آن كه برای خدا دوست بداری و برای خدا دشمن بداری! (4)
چرا که اگر کسی تحت سرپرستی خدا نباشد، طاغوت و شیطان سرپرستی او را بر عهده خواهند گرفت. بنابر این با نماز و روزه زیاد کسی به ولایت حضرت حق نمی رسد مگر اینکه تولی و تبری داشته باشد.
دوستدار و دشمن چه کسی باشیم؟
رسول اکرم (ص) مسیر حب و بغض را برای ما بیان می کنند؛ ولایت على بن ابیطالب (علیه السلام) ولایت خداست، دوستی او عبادت خداست، پیروی او فریضه (و واجب) خداست، دوستان او دوستان خدایند، دشمنان او دشمنان خدایند و جنگ با او جنگ با خداست و صلح و آشتی با او آشتی با خداوند عزوجل است.(5)
آخرت هرکسی پیامد عمل او در دنیاست
خصوصیت سوم اصحاب سید الشهدا آزاد و رها بودن آن ها از تعلقات دنیوی بود، به طوری که هیچ وابستگی به دنیا نداشتند. آن ها مصداق کاملی از آیات قرآن کریم بودند و در حدی به دنیا اهمیت می دادند که جهت گیری برای رسیدن به اخرت باشد؛ چرا که به این اصل باور داشتند که آخرت هر چه باشد پیامد عمل در دنیا است. اگر بهشتی می شویم نتیجه این است که در دنیا خوب و بهشتی عمل کردیم و اگر جهنمی شدیم نشان می دهد که دنیا را خراب کرده ایم.
بنابر این دنیا تنها وسیله ای است برای آباد کردن آخرت. چنانچه در قرآن کریم، آیه 77 سوره قصص، ضمن توصیه ای می فرماید که نصیبت را از دنیا فراموش نکن و از طرفی هم متذکر می شود؛ به دنیا جوری وارد نشو که به آخرت ضرر برساند؛ به عبارتی نه دو دستی به آن بچسب و نه آن را رها کن. بهره را داشته باش. این میزان از بینش باعث می شود که هر وقت لازم باشد از دنیا چشم بپوشی چون دنیا برایتان وسیله برای رسیدن به اخرت تعریف شده است نه هدف.
چنانچه در روایتی داریم که پیامبر (ص) می فرمایند؛ اگر دنیا در نزد خداوند به اندازه بال پشه اى مى ارزید، چیزى از آن را به كافر و منافق نمى داد.(6)
خدا سرپرست اهل ایمان است. اهل ایمان باید چگونه عمل کنند تا تحت سرپرستی حق باشند؟ امام حسن عسگری پاسخ را از قول پیغمبر اكرم این گونه می فرمایند: روزی حضرت به یكی از اصحابشان فرمودند: ای بنده خدا! تو به ولایت الهی دسترسی پیدا نمی كنی، مگر آن كه برای خدا دوست بداری و برای خدا دشمن بداری!
یا در بیانی دیگر فرمودند؛ ناز و نعمت دنیا در نزد خداوند ، كمتر و كوچك تر از فضله یك پشه ریز است. اگر دنیا در نظر خداوند به اندازه بال مگسى ارزش داشت، نه مسلمانى به آن مى رسید و نه كافرى از آن بهره اى مى یافت. (7)
این بینش و نگاه به دنیا داشتن، حقیقت زهد است؛ فراموش نکنیم که زهد نداری نیست؛ عدم وابستگی است، رهایی است رهایی انسان ها از دنیا که البته در این میان می تواند فردی ثروتمند باشد اما وابسته به دنیا نباشد و از طرفی دیگری فرد دیگری یک وجب از مال دنیا داشته باشد اما تعلق به دنیا نداشته باشد.
اما اینکه چگونه می توان به این بینش رسید؟ اصلا زهد در چه کسی پیدا می شود؛ آیا کسی که زیاد نماز و روزه دارد، زاهد است؟ امام صادق (ع) در بیانی به زیبایی پاسخ این سؤال را می فرمایند؛ در مناجات موسى علیه السلام آمده است كه : اى موسى بندگان شایسته من باندازه دانششان در دنیا زهد ورزیدند، و دیگران باندازه نادانیشان بدان رغبت كردند.(8)
بنابر این زهد به زیادی نماز و روزه نیست، به نوع نگاهی است که انسان ها به دنیا دارند.
واین گونه بود که 72 تن از یاران حقیقی سید الشهدا پای در رکاب مولایشان ایستادند چرا که این ها توانستند دنیا را کنار بگذارند کاری که افرادی چون عمر سعد نتوانستند.
پی نوشت:
1- ملهوف (لهوف)، ص 126 و بحارالانوار، ج 46، ص 366 و 367.
2- تحف العقول، ص 245.
3- الکافی، ۲ / ۲۴۱ / ۳۷ .
4- بحار/ 27/54.
5- الأمالی (للصدوق)، النص، ص: ۳۲
6- تحف العقول : ص 40، بحار الأنوار : ج 72 ص 52 ح 72 ؛ كنز العمّال : ج 3 ص 213.
7- الخَلاق : النَّصیب (المصباح المنیر : ص 180 «خلق»)/ تاریخ المدینة : ج 2 ص 557 عن الشعبی.
8- اصول كافى جلد 4 صفحه 5.
منابع:
بیانات حجت الاسلام علوی تهرانی در محرم 96
پایان نامه "هوی پرستی و بررسی ریشه های آن از دیدگاه قرآن و سنت"؛ نوشته محدثه ملائی امام زاده
پایان نامه "آثار تربیتی، سیاسی و اجتماعی تولی و تبری"؛ نوشته نیکویی، علی
کتاب مراحل اخلاق در قرآن کریم؛ نوشته جوادی آملی، عبدالله
مقاله "تاثیرات اجتماعی فهم نادرست از دین"؛ نوشته ملکیان، مصطفی که در شماره 29 مجله بازتاب اندیشه، منتشر شده است.
فایل الکترونیکی کتاب البکاء للحسین علیه السلام
فایل الکترونیکی کتاب البکاء للحسین علیه السلام
تالیف علامه سید محمدحسن طباطبایی میر جهانی اصفهانی
تحقیق حامد فدوی اردستانی
در ثواب گریستن و عزاداری بر حضرت سیدالسهداء علیه السلام و وظایف تعزیه داری
و شرح احادیث ناب این مبحث.
لطفا جهت داتلود به فایل پیوست مراجعه شود.
چرا بعد از ختم نبوت نیاز به امام معصوم داریم؟
چرا بعد از ختم نبوت نیاز به امام معصوم داریم؟

اولا: انسان موجودی خردمند و مختار و در عین حال کمال جو است؛ از این رو و با توجه به کمی آگاهی، نیاز به هادی و راهنما دارد، تا او را در مسیر کمال و تعالی هدایت و راهنمایی کند. و این هادیان بشر- كه ضرورت وجودشان ذكر شد- گاهی در کسوت پیامبر و نبی و زمانی، در کسوت امام اند.
طبق قانون ثابت و ضروری هدایت عمومی، هر نوع آفرینش از راه تکوین و آفرینش به سوی کمال و سعادت، هدایت و رهبری میشود؛ نوع انسان نیز- که یکی از انواع آفرینش است- از کلیت این قانون عمومی مستثنی نیست. انسان از راه غریزه واقع بینی و تفکر اجتماعی در زندگی خود به روشی خاص باید هدایت شود که سعادت دنیا و آخرتش را تأمین نماید!
لذا باید به نوعی، اعتقادات و وظایف عملی خود را درک نموده، روش زندگی خود را با آن ها تطبیق کند تا سعادت و کمال انسانی خود را به دست آورد.
تنها راه درک این برنامه زندگی- که به نام دین نامیده میشود- راه عقل نیست؛ بلکه از راه دیگری هم - كه به نام وحی و نبوت كه در برخی از پاکان جهان بشریت به نام انبیا یافت میشود- میتواند باشد.
پیامبران، وظایف انسانی مردم را به وسیله وحی از جانب خدا دریافت داشته، به مردم میرسانند تا در اثر به کار بستن آن ها تامین سعادت کنند. روشن است که این دلیل، چنان که لزوم و ضرورت چنین درکی را در میان افراد بشر به ثبوت میرساند، هم چنین لزوم و ضرورت پیدایش افرادی را هم که پیکره دست نخورده این برنامه را حفظ کنند و در صورت لزوم به مردم برسانند، به ثبوت میرساند.
چنان که از راه عنایت خدایی لازم است اشخاصی پیدا شوند که وظایف انسانی را از راه وحی درک نموده، به مردم تعلیم کنند، هم چنان لازم است که این وظایف انسانی آسمانی برای همیشه در جهان انسانی محفوظ بماند و در صورت لزوم به مردم تعلیم داده شود، یعنی پیوسته اشخاصی باید وجود داشته باشند که دین خدا نزدشان محفوظ باشد و در وقت لزوم، در متن جامعهی بشری پیاده گردد. کسی که متصدی حفظ و نگاهداری دین آسمانی است و از جانب خدا به این سمت اختصاص یافته، امام نامیده میشود.
بنابراین به همان دلیل که انسان برای حیات معنوی و به دست آوردن معارف وحیانی نیاز به پیامبر دارد، به همان دلیل هم نیاز به امام دارد، چون انسان، موجودی مکلف است و تکالیف دینی خود را از طریق پیامبر و بعد از او، از طریق امام معصوم به دست میآورد و راه دیگری برای آن وجود ندارد.در این میان، مناظره هشام با برخی از عالمان اهل سنت شنیدنی است.
هشام میگوید:روزی نزد عمرو بن عبید، عالم اهل بصره رفتم و به او گفتم : مسافرم، اجازه دهید سؤالی از شما داشته باشم، اجازه داد؛
گفتم : چشم دارید؟
گفت : این چه سؤالی است كه میپرسی؟
گفتم :سؤالات من از همین نوع است!
گفت: گرچه سؤال احمقانهایی است، ولی بپرس.
سؤال خود را مجددا تكرار كردم.
گفت: بلی چشم دارم.
گفتم: با آن چكار میكنید؟
گفت: رنگ ها را میبینم.
سؤال كردم: آیا زبان دارید؟
گفت: بلی.
گفتم :با آن چكار میكنید؟
گفت: طعم غذا را میچشم.
سؤال كردم: قلب دارید؟
گفت: بلی.
گفتم: با آن چكار میكنید؟
گفت: هرچه حواس پنجگانه درك كند، با آن تمییز و تشخیص میدهم.
گفتم: آیا این حواس، از قلب تو بینیاز نیست؟
گفت: هر گاه حواس در درك آنچه مییابند، دچار اشتباه شوند، به قلب مراجعه میكنند و مشكل دركشان را برطرف میسازند.
به او گفتم :پس خدا قلب را برای برطرف كردن شك و اشتباه در درك حواس پنجگانه آفریده، پس چگونه خداوند بندگان خود را بدون امام و راهنما رها كند كه هنگام حیرت، شك و اختلاف به او مراجعه نكنند؟
او سكوت كرد و چیزی نگفت. (۱)
بنابراین معلوم میشود كه نیاز انسان به امام معصوم كم تر از نیاز اعضا و حواس او به قلب نیست! اگر انسان در زندگی به قلب نیاز دارد، در امور حیات معنوی هم به امام معصوم نیازمند است.
ثانیا: نیاز انسان به امام معصوم (ع) در ساحت امامت و هدایت باطنی اعمال اوست؛ امام همچنان که نسبت به ظاهر اعمال بشر پیشوا و راهنماست، در باطن نیز سمت پیشوایی و رهبری دارد؛ اوست قافله سالار کاروان انسانیت که از راه باطن به سوی خدا سیر میکند.
بسیار اتفاق میافتد که یکی از ما کسی را به امری نیک یا بد راهنمایی میکند، در حالی که به گفته خود عامل نمیباشد، ولی هرگز در انبیا و امامان معصوم (ع) که هدایت و رهبریشان به امر خداست، این حالت تحقق پیدا نمیکند. ایشان به راهی که هدایت میکنند و رهبری آن را برعهده دارند، خود نیز عاملاند.
این هادیان خود در تحت هدایت خالق هستی قرار دارند و آنها با هدایت الهی، هادیان دیگران به سوی حیات معنوی میباشند؛ زیرا خدا، تا زمانی كه کسی را هدایت نکند، هدایت دیگران را به دست او نمیسپارد و هدایت خاص خدایی، هرگز تخلف بردار نیست.
بنابراین امام معصوم- که نه تنها در ساحت ظاهر- بلکه در ساحت باطنی و حیات معنوی نیز رهبر بشر است و حقایق اعمال با رهبری او سیر میکند و انسان به وجود چنین فرد معصوم و هدایتگری نیاز مبرم دارد؛ زیرا ولایت و رهبری باطنی اعمال بر عهده اوست. اوست که حیات معنوی مردم را تنظیم می کند و حقایق اعمال را به سوی خدا سوق میدهد.
پس: بدیهی است که حضور و غیبت جسمانی امام در این گونه امور تفاوتی ندارد. امام از راه باطن به نفوس و ارواح مردم اشراف و اتصال دارد، اگر چه از چشم جسمانی آن ها پوشیده است.(۲)
ثالثا: امام معصوم نه تنها برای آدمیان در ساحت تشریعی و اموری نظیر هدایت ظاهری و باطنی که به تفصیل بیان شد، مورد نیاز است، بلکه وجودش در نظام آفرینش لازم است و عالم و آدم به او نیازمندند، از این رو در آموزههای دینی در این باب آمده: «لو بقیت الارض بغیر امام لساخت ؛(۳) اگر زمین بدون امام بماند، از هم متلاشی می گردد».
در روایت دیگری فرمود: «لو ان الامام رفع من الارض ساعه لماجت باهلها کما یموج البحر باهله؛ (۴) اگر امام لحظهایی روی زمین نباشد، زمین همانند دریا دچار تلاطم شده و بر ساکنانش موج پیدا میکند».
بر اساس این گونه روایات که تعدادشان هم زیاد است(۵) به دست میآید که نیاز عالم و آدم به وجود امام از نیاز آن ها به هوا و اکسیژن بیش تر است؛ زیرا با نبود هوا تنها موجودات زنده از حیات ساقط میگردند، ولی با نبود امام عالم از هستی ساقط میشود.
از این رو در برخی دعاها درباره وجود مقدس حضرت مهدی (عج)آمده: «ثم الحجه الخلف القائم المنتظر المهدی المرجی الذی ببقائه بقیت الدنیا و بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبت الارض و السماء؛(۶)
سپس حجت جانشین، قائم منتظر مهدی که امید جهانیان به اوست، آن که عالم به برکت فیض وجود او باقی است و به یمن وجود او مردم روزی می خورند و به وجود او، آسمان و زمین استوار و برقرار است». بنابراین از هر نظر انسان نیازمند امام است و بدون امام، نظام هستی در هر دو ساحت تکوین و تشریع، دچار مشكل خواهد شد؛ بلکه از هم فرو خواهد پاشید.
پینوشتها:
۱. کلینی، كافی ج۱، ص۱۷۰، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۸ ق.
۲. علامه طباطبائی، شیعه در اسلام، ص ۱۱۹ تا ۱۵۲، نشر دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۴۸ ش.
۳. کافی ج ۱، ص ۱۷۹، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۸ ق.
۴. همان .
۵. همان .
۶. مفاتیح الجنان، ص ۱۵۶.
آیا همراهی بانوان با دستههای عزاداری جائز است؟+ استفتائات عزاداری
پاسخ به سوالات کاربردی ماه محرم

شرکت زنان در دسته سینهزنی و زنجیرزنی
س: آیا جایز است زنان با حفظ حجاب و پوشیدن لباس خاصی که بدن آنان را بپوشاند، در دستههای سینهزنی و زنجیرزنی شرکت کنند؟
ج: اگر مصداق اختلاط محرم و نامحرم باشد حرام است و حدودی برای این مسئله مشخص شده است و همین جا توصیه میکنیم در هیئتها و در مجالس عزا، همه جا باید این رعایت شود و خانمها حجابشان را مراعات کنند و همه نگاهشان را نگه دارند؛ [1]
برخی از مادحین یا سخنرانها برای گرم کردن مجلس به روضههای بی اساس تمسک میکنند که از نظر مراجع عظام، استفاده از اینگونه روضهها جائز نیست.
نوحه خوانی زنان
س: آیا خواندن زن در مجالس عزاداری با علم او به اینکه مردان نامحرم صدای او را میشوند جایز است؟
ج: اگر خوف مفسده باشد باید از آن اجتناب شود. [2]
ج2: اگر صدای آنان موجب لذتبردن مردان و تحریک شهوت گردد، جایز نیست. [3]
آرایش و زینت کردن در ایام عزاداری
س: آیا سرمه کشیدن و حنا بستن در ایام عزاداری نیز مانند غیر عزاداری همچنان مستحب است یا ترک آن در این گونه ایام بهتر میباشد؟
ج: سرمه کشیدن مانعی ندارد ولی حنا بستن چون نشانه شادی است در ایام عزاداری بهتر است ترک شود.[4]
نگاه کردن زنان به مردان برهنه عزادار
س: آیا بانوان میتوانند اندام مردانی را که برای عزاداری (سینه زنی و زنجیر زنی ) لباس خود را در میآورند ، نگاه کنند؟
ج: بنابر احتیاط واجب، چنان نکنند. [5]
مداحی با ریتم موسیقی و غنا
س: آیا مداحی كه با ریتم موسیقی و به صورت غنا خوانده شود، حرام است؟
ج: بلی، حرام است.[6]
بر خلاف تصور برخی از مردم، پوشیدن لباس مشکی برای عزای ائمه، نه تنها اشکال ندارد، بلکه اجر و ثواب هم دارد.
خواندن روضههای بی اساس
س: خواندن روضه بیاساس یا مشكوك توسط مدّاح و یا سخنران، چه حكمی دارد؟
ج: خواندن روضه بیاساس، جائز نیست، و خواندن چیزی که احتمال صحت آن را میدهد اگر به صورت احتمال باشد، اشکال ندارد. [7]
الفاظ عزاداری
س: آیا استفاده از الفاظی چون « ما همه سگ حسینیم » در مجالس عزاداری امام حسین (ع) اشکال دارد؟
ج: عزاداری خامس آل عبا از مهمترین شعائر دینی است ولی باید از سخنان و اشعاری که متناسب با عزاداران اهل البیت نیست جداً خودداری شود زیرا حضرت سیدالشهدا از این گونه امور بی زار است.[8]
آلات صوتی عزاداری
س: استفاده از طبل و سنج و شیپور و همچنین زنجیرهایى که داراى تیغ هستند در مجالس و دستههاى عزادارى چه حکمى دارد؟
ج: اگر استفاده از زنجیرهاى مزبور موجب وهن مذهب در برابر مردم شود و یا باعث ضرر بدنى قابل توجهى گردد، جایز نیست ولى استفاده از شیپور و طبل و سنج به نحو متعارف اشکال ندارد. [9]
س: باتوجه به اینکه در اعراب مرسوم بوده جهت اعلان خبر مهمی به مردم از طبل و صنج و نی استفاده مینمودند در زمان ما استفاده از این ابزار جهت امر عزاداری چه حکمی دارد؟
ج: استعمال آلات مذکوره جایز نیست و شرکت در اینگونه عزاداریها هم اگر همراهی با آنها و ترویج آنها باشد، اشکال دارد. [10]
پوشیدن لباس مشکی
س: آیا پوشیدن لباس سیاه در عزاى امامان معصوم «علیهم السلام» مكروه است؟
ج: كراهت آن ثابت نیست، بلكه اگر براى تعظیم شعائر باشد داراى اجر و ثواب نیز خواهد بود.[11]
س: حکم لباس مشکی در دو ماه محرم و صفر مستحب است یا مکروه ؟
ج: کار شایسته و پسندیدهای است.[12]
هروله کردن
س: آیا هروله کردن در سینه زنی صحیح است یا خیر؟
ج: انجام چنین حرکاتی در شأن عزاداری سید الشهدا(علیه السلام) که از افضل قربات محسوب می شود نیست.[13]
از نظر برخی از مراجع، قربانی کردن جلوی دستههای عزاداری، رسم غلطی است که نتیجهاش آلوده شدن محیط و نجس شدن مساجد و حسینیهها است.
قمه زنی
س: قمه زنى در روز عاشورا چه حكمى دارد؟
ج: قمه زنی علاوه براینکه عرفاً از مظاهر حزن و اندوه شمرده نمیشود و در زمان ائمه (علیهم السلام) و پس از آن نیز سابقه ندارد و تأییدی از ائمه معصومین (علیهم السلام) نیز در مورد آن - نه به شکل عام و نه به شکل خاص - نشده است، در حال حاضر وهن مذهب شمرده میشود و جایز نیست. [14]
خراشیدن صورت
س: برخی در جلسات سینهزنی و عزاداری معصومین علیهمالسلام در حال عزاداری صورت خود را خراش انداخته و به صورتشان خون جاری میشود؛ عزاداری به این شکل چه حکمی دارد؟
ج: معلوم نیست که این کارها به عنوان ابراز شدت تألم بر مصائب اهلبیت(ع) و عزاداری برای آن بزرگواران وهن باشد. بلی، اگر موجب ضرر قابل اعتنا شود جائز نیست. [15]
مصرف باقیمانده نذورات
س: باقیمانده اموالی که به عنوان هزینههای مراسم عاشورای امام حسین (علیهالسلام) جمعآوری میشود، در چه موردی باید خرج شود؟
ج: میتوان اموال باقیمانده را با کسب اجازه اهداءکنندگان آنها در امور خیریه مصرف کرد و یا آنها را برای مصرف در مجالس عزاداری آینده نگه داشت. [16]
س: حکم اضافات نذورات نقدی و جنسی از قبیل روغن - گوشت و... که بعضاً جنبه فاسد شدن نیز دارند در ایام عاشورای حسینی یا دیگر ایام چیست؟
ج: میتوانید در مجالس دیگر مصرف کنید و اگر آنها هم نیاز ندارند آن را بفروشید و پول آن را در مجالس عزاداری آینده در همان مکان صرف کنید. [17]
کشتن گوسفند جلوی دستهها
س: آیا کشتن گوسفند جلوی دستههای عزاداری با توجه به مزاحمتها و آلودگیهایی که تولید میکند جایز است و اگر کسی چنین نذری کرده باشد وظیفهاش چیست؟
ج: رسم غلطِ کشتن گوسفند جلوی دستههای عزاداری علاوه بر آلوده کردن محیط در مواردی باعث نجس شدن مساجد و حسینیهها نیز میشود؛ لذا مقید کردن نذر قربانی به کشتن آن جلوی دسته عزاداری مشروع نیست ولی اصل نذر صحیح است و باید قربانی را در محلی دیگر انجام دهند.[18]
فوت واجبات بخاطر عزاداری
س: اگر بعضی از واجبات از مکلّف به سبب شرکت در مجالس عزاداری فوت شود مثلاً نماز صبح قضا شود، آیا بهتر است بعد از این در این مجالس شرکت نکند یا اینکه عدم شرکت او باعث دوری از اهل بیت (علیهم السلام) میشود؟
ج: بدیهی است که نمازِ واجب، مقدم بر فضیلت شرکت در مجالس عزاداری اهلبیت (علیهم السلام) است و ترک نماز و فوت شدن آن به بهانه شرکت در عزاداری امام حسین (علیه السلام) جایز نیست، ولی شرکت در عزاداری بهگونهای که مزاحم نماز نباشد ممکن و از مستحبات مؤکد است.[19]
صدای بلندگوی مجالس
س: از ساختمان حسینیه صدای قرائت قرآن و مجالس حسینی بسیار بلند پخش میشود بهطوری که صدای آن از بیرون شهر هم شنیده میشود واین امر منجر به سلب آسایش همسایگان شده است و مسئولان و سخنرانان حسینیه اصرار به ادامه آن دارند، این عمل چه حکمی دارد؟
ج: اگر چه اقامه مراسم و شعائر دینی در زمانهای مناسب در حسینیه از بهترین کارها و جزء مستحبات مؤکد میباشد، ولی واجب است برگزار کنندگان مراسم و عزاداران تا حد امکان از اذیّت و ایجاد مزاحمت برای همسایگان بپرهیزند هرچند با کمکردن صدای بلندگو و تغییر جهت آن به طرف داخل حسینیه باشد. [20]
عزاداری و ایجاد مزاحمت در معابر
س: نظر شریف حضرتعالی نسبت به ادامه حرکت دستههای عزاداری در شبهای محرم تا نصف شب همراه با استفاده از طبل و نی چیست؟
ج: به راه انداختن دستههای عزاداری برای سیدالشهدا و اصحاب او و شرکت در امثال این مراسم امر بسیار پسندیده و مطلوبی است و از بزرگترین اعمالی است که انسان را به خداوند نزدیک میکند، ولی باید از هر عملی که باعث اذیّت دیگران میشود و یا فی نفسه از نظر شرعی حرام است، پرهیز کرد. [21]
پینوشتها:
[1] اجوبه الاستفتائات رهبری
[2]همان
[3]استفتائات مکتوب دفتر آیت الله صافی گلپایگانی
[4]سایت آیت الله مکارم شیرازی
[5]سایت آیت الله سیستانی
[6]استفتائات مکتوب دفتر آیت الله صافی گلپایگانی
[7]همان
[8]سایت آیت الله مکارم شیرازی
[9]اجوبه الاستفتائات رهبری
[10]استفتائات مکتوب دفتر آیت الله صافی گلپایگانی
[11]سایت رهبری
[12]سایت آیت الله سیستانی
[13]سایت آیت الله مکارم شیرازی
[14] اجوبه الاستفتائات رهبری
[15]استفتائات مکتوب دفتر آیت الله صافی گلپایگانی
[16]اجوبه الاستفتائات رهبری
[17]سایت آیت الله مکارم شیرازی
[18]همان
[19]اجوبه الاستفتائات رهبری
[20]همان
[21]همان
گروهی که اعضایش برای هم جان می دهند
ایثار و فداکاری؛ کارکردهایی که فقط از طریق خانواده منتتقل می شود

کارکرد خانواده برای والدین و فرزندان متفاوت است و هیچ نهاد اجتماعی دیگری نمیتواند این کارکردها را داشته باشد. حمایت و مراقبت، جامعه پذیری، مدیریت اقتصادی، بینش اعتقادی صحیح، کنترل روابط اجتماعی، و پایبندی به مکارم اخلاقی، برخی از کارکردهای مهمی است که در خانواده آموخته میشود و در مدرسه تمرین و در جامعه و محیط اشتغال، به کار بسته میشود و نمود پیدا میکند.
از دیگر زمینههای اهمیت خانواده و جایگاه آن، نقش حمایتی و پشتیبانی زوجین برای یکدیگر یا فرزندان در مواجهه با مشکلات است. خانواده پناهگاهی امن، جهت تأمین آسایش و آرامش روانی برای اعضاء میباشد که البته همهٔ اینها بخشی از تعریف کامل و صحیح خانواده است. خصوصیاتی فراتر از مواردی که ذکر شد، در بنیان خانواده نهفته که نیازمند تبیین در مقالات تخصصی و مفصلتر است. ما در این مقاله به دنبال تبیین چگونگی شکل گیری روحیه ایثار و فداکاری در خانواده هستیم.
نکته قابل توجه و مورد ذکر اینکه، کارکردهای ویژه فقط از طریق خانواده قابل انتقال به انسان است و در فضاهای تربیتی دیگر، درصد تاثیرگذاری و پایداری این آموزهها و مهارتها قابل مقایسه با نهاد خانواده نیست. به عنوان مثال کشور یا شهری را تصور کنید که تمامی افراد جامعه آن، انسانهایی باشند که بدون خانواده بزرگ شده باشند، مثلاً در مراکز نگهداری کودکان بی سرپرست و پرورشگاهها زندگی کرده باشند، هر چند که با فرآیندهای تربیتی متفاوتی در قالب برنامههای آموزشی و به صورت دسته جمعی تلاش میشود که ارزشهای اخلاقی در این کودکان ایجاد شود اما باز هم نتیجهٔ مطلوبی به دست نخواهد آمد. این کودکان درک حقیقی از ایثار مادرانه و فداکاری پدرانه پیدا نخواهند کرد. اینجاست که نوع متفاوت تاثیرگذاری و اثربخشی خانواده در مقایسه با سایر نهادهای اجتماعی به خوبی مشخص میشود.
خانواده= ایثار جمعی برای یک نفر
کار گروهی منظم و هماهنگ اعضاء خانواده در راستای رسیدن به یک هدف مشترک، از ضروریترین عناصر شکل گیری و تحقق خانواده موفق است. در این بستر هر عضو به خوبی میآموزد که چگونه کار خودش را به درستی و بدون نقص انجام دهد، ایثار کند، تلاش مضاعف داشته باشد و کمترین هزینهها را به خانواده تحمیل کند.
اگر خانواده در عملکرد دارای وحدت رویه باشد و والدین و فرزندان برای رسیدن به هدف، به صورت هماهنگ حرکت کنند، زیباترین تصویر عالم هستی رخ خواهد داد. امری که بسیاری از جوامع به آن فقر شدیدی دارند و تا به امروز نتوانستهاند با مکانیزم های کار تیمی و گروهی، آن را در فضایی خارج از خانواده ایجاد کنند، حتی به محض رسیدن نوجوان به بلوغ قانونی، شاهد استقلال مفرط جوانان با استفاده از خانههای مجردی و فاصله از والدین هستیم. این معضل در کشورهای اروپایی در دهههای اخیر بیشتر فراگیر شده و در حال ورود به کشورهای متمدن و اسلامی همچون ایران با فرهنگهای اصیل و سنتی است.
زنگ هشدار را برای خانوادهها به صدا درآمده است و اگر نسبت به برخی از اصول تربیتی بی تفاوت باشند، با مشکلات جدی در تربیت فرزندان مواجه خواهند شد.
سرآغاز تمامی آسیبهای روانی و اخلاقی و اجتماعی برای فرزندان، "خانواده گریزی" است، پدیده ای که در اغلب موارد والدین عامل اصلی آن هستند. پسندیده است پدر و مادر با مطالعه و تحقیق و مهارت آموزی، از رفتارهای غلط احتمالی فاصله بگیرند و کانون خانواده را برای فرزندان همیشه امن و دوست داشتنی نگه دارند و از رفتارهای نفرت زا و بیزار کننده برای نسل جوان خودداری کنند.
مادری که از سرمایهٔ وجودیاش برای تعالی و رشد فرزندانش، مایه میگذارد و پدری که مشقت و سختیهای فراوانی را متحمل میشود بلکه بتواند، رفاه بیشتری را فراهم کند، اینها فقط با معادلات مادی حاصل نمیشود، بلکه اعتقاد به قیامت و پاداش معنوی، و جلب رضایت پروردگار و عمل به وظیفهٔ انسانی و دینی، انگیزههای انسان را شکل میدهند و او را به چشیدن و تحمل رنج ایثار و فداکاری دعوت مینمایند.
اهل بیت سیدالشهدا (ع)؛ خاندان ایثارگر عالم
متعالیترین سطح و بالاترین درجه از ایثار و فداکاری را تنها در خانوادهای شاهد هستیم که نوع روابط و نسبت افراد دنیایی نباشد، بلکه پیرنگ آن الهی است و همواره عواطف و احساسات مبتنی بر آموزههای دینی، رکن اصلی شکلگیری روابط مستحکم بین اعضاء است. اصول اعتقادی و اخلاقی در این خانواده حاکم است و درنتیجه با جهانبینی الهی و خدا نگری، افراد حاضر به فدا کردن منافع خود برای رشد خانواده هستند.
راهکار عملیاتی و کاربردی برای تمامی والدین دلسوز و دغدغه مند، الگوبرداری و تبعیت از معصومین است، انسانهای کاملی که بدون هرگونه خطا و اشتباهی، همیشه افعال و کردار درستی را انجام دادند. در این راستا زیباترین الگو و اوج تجلی این تعالی و تکامل و رشد بشریت را میتوان در خانوادهٔ امام حسین علیهالسلام مشاهده نمود.
ایثار و ازخودگذشتگی در بالاترین درجه، یعنی جانفشانی و فدا کردن زندگانی، که بالاتر از این، مصداقی برای ایثار نیست، از سوی مردان این خانواده و در مرحلهٔ بعدی، تحمل اسارت و شکنجه و تحقیر و زندان، توسط زنان و کودکان این خانواده، فقط برای رسیدن به هدف والای جلب رضایت خداوند و حفظ دین که مأموریت و وظیفهٔ الهی امام معصوم است، در کل تاریخ چنان برجسته و درخشنده و بینظیر است که بعد از 1400 سال از رویداد این حادثه و فاجعهٔ کربلا، امروزه شاهد آن هستیم که الگویی مافوق آن اتفاق نیفتاده و تمامی آزادی خواهان جهان به عظمت این خانواده اذعان دارند و برای ارائه الگوی بیعیب و نقص و متکامل، وامدار سیرهٔ سید الشهداء میشوند.
نظام تربیتی حاکم در این خانوادهٔ نورانی، مبتنی بر یکچیز است، رضایت الهی. برای همین است که از طفل صغیر تا پیرمرد کهنسال، در ایثار و ازخودگذشتگی و جانفشانی برای حفظ دین خدا و جلب رضایتش از یکدیگر سبقت میگیرند. بهراستی اگر هدف این باشد تمامی سختیها آسان میشود و دیگر شکایت و گلایهای در بین اعضاء خانواده نیست.
اما چگونه میتوان به این سطح از رشد و تعالی در تربیت و پیشرفت اخلاقی رسید که ایثار و فداکاری در بین اعضاء خانواده به یک ارزش تبدیل شود و درنهایت نهادینه شود؟
والدین باید توجه داشته باشند که فرزندان با مشاهدهٔ رفتار والدین، عملکرد خود را منطبق میکنند، و دقیقاً تقلید عملی میکنند، اگر رابطهٔ بین زوجین بر اساس ایثار و فداکاری و ازخودگذشتگی باشد و حتی ارتباط والدین با فرزندان بر این اصل استوار باشد سریعترین راه تأثیرگذاری و عمیقترین شیوه تربیتی فراهمشده است و نیازی به تلاشی بیش از این توسط والدین نیست.
کافی است لذت و شیرینی معنوی ایثار در خانواده توسط اعضاء برای یکبار تجربه و چشیده شود، تا این رفتار نیک ملکهٔ ذهن و عمل فرزندان شود و البته تثبیت اینگونه مکارم اخلاق در خانواده نیازمند تشویق و حمایت والدین نیز است.
چرا امام با خانواده به کربلا رفت؟
زوجینی که رابطه آشفته ای دارند، بخوانند
راه هایی برای رفع بی انگیزگی و سردی روابط همسران

در برخی از زندگی های مشترک روابط گرم و صمیمی به سردی تبدیل می شود به گونه ای که زوجین تنها حکم هم خانه را برای یکدیگر خواهند داشت که البته این سرد شدن روابط در زندگی زناشویی محال است که یک دفعه به وجود آمده باشد چرا که در این صورت چنین اتفاقی باید در تمام زندگی های مشترک به وجود می آمد لذا عواملی در این قضیه نقش دارند که آگاهی از آنها می تواند بهترین سلاح برای مقابله با اتفاقات ناخوشایند بعد از زندگی مشترک باشد.
انتخاب غیر اصولی
دکتر مصطفی فروتن روانشناس خانواده نخستین عامل سردی میان زوجین پس از ازدواج را ناشی از انتخاب غیراصولی دانست و تصریح کرد: به طور کلی انتخاب همسر کمتر بر اساس چک لیست هایی که هر فردی در نظردارد اتفاق می افتد.
وی ادامه داد: یعنی بخش قابل توجهی از انتخاب ها بر اساس رویکردهای اقتصادی و ظاهری، دوستی های خیابانی- ازدواج های سنتی و... صورت می گیردکه انتخاب های غیر اصولی محسوب می شوند.
فقدان مهارت های زندگی
فروتن گفت: گاهی مواقع نیز به رغم انتخاب اصولی ولی به دلیل فقدان مهارت های زندگی، رابطه زن و شوهرها به سمت سردی پیش می رود.
حل نکردن اختلافات در زمان مناسب
زن و شوهر هر چقدر هم که زندگی خوبی داشته باشند بالاخره گاهی اختلاف پیدا کرده و ممکن است در حین بگو مگو حرف هایی را که نباید، بگویند. بعضی از همسران کدورت ها را از بین نمی برند، راجع به آن با یکدیگر حرف نمی زنند و بدین صورت گره های کوچک را تبدیل به گره یی کور می کنند که به این سادگی ها قابل گشودن نیست و همین باعث می شود تا هرگاه به زندگی مشترک شان فکر می کنند، یاد ناملایمات و خاطرات تلخ شان بیفتند.
تغییر در طول زمان
بین دو نفر که تصمیم به ازدواج می گیرند نقاط مشترک زیادی وجود دارد، ولی از آن جا که انسان ها در طول زمان تغییر می کنند هر کدام از همسران هم در طول سالیان تغییر کرده، اما با هم و به یک سمت تغییر نمی کنند. به همین دلیل بعد از ده سال هر کدام کیلومترها از نقطه ی آغاز و در مسیرهای مختلف فاصله گرفتند.
ارتباط کلامی نامناسب
ارتباط کلامی نامناسب از حرمت و احترام زن و شوهر می کاهد و موجب بی علاقگی می شود. از آنجا که در مشاجره، زن و شوهر از انجام رفتارهای مناسب سرباز می زنند، بهتر است از جدالهای بی مورد، بی فایده و تکراری خودداری کنید.
کم شدن ارتباطات کلامی در خانواده که متاثر از قدرت رسانه و تغییر الگوهای ارتباطی و فشارهای شغلی است، صدمه زننده به رابطه ی زن و شوهر است و با تغییر سطح مطالبات زن و شوهر از یکدیگر زمینه توافق و هم سازی طرفین را کاهش می دهد. عدم همدلی زن و شوهر و اهمیت ندادن به نگرش و احساس یکدیگر، جو بیگانگی و سردی عاطفی را به همراه دارد. در حالیکه همدلی موجب جلب اعتماد همسر، شناخت بهتر او، امنیت روانی، آرامش و صمیمت هر دو را افزایش می دهد. آنچه که بیش از همه موجب رضایتمندی، ثبات زندگی زن و شوهر و مانع یکنواختی و سردی رابطه می شود، ابراز محبت و علاقه به یکدیگر است.
اهمیت ندادن به همسر و درک نکردن وی
زنان با توجه به روح لطیفی که دارند، بیشتر از مردان تحت تاثیر عوامل محیطی قرار میگیرند. بی شک وقتی زنی روحیهاش خراب باشد، جسم او نیز تحت تاثیر قرار میگیرد. از این رو مردان باید به نیازهای جسمی و روحی همسر خود بیشتر توجه کنند. از یاد نبرید زنان سیستم یک پارچه دارند، به محض اینکه با یک مشکل روبرو شوند، تمام سیستم روحی و جسمی آنان تحت تاثیر قرار میگیرد. این در حالی است که مردان به راحتی میتوانند با این گونه مشکلات کنار بیایند. یکی از بهترین روشها که باعث عمیق و قویتر شدن ارتباط زناشویی میشود، صحبت کردن زوجین با هم است. البته توجه به حرفهایی که بین زوجین رد و بدل میشود، نیز از جایگاه بسیار ویژهای برخوردار است. این مورد در زنان بیشتر دیده میشود؛ چرا که اگر مردی به سخنان زنش با دقت گوش نکند، همسر وی دچار احساس بدی میشود. این مورد شاید برای مردان از جایگاه خاصی برخوردار نباشد، اما زنان اگر مورد توجه قرار نگیرند از نظر روحی آسیب میبینند و این آسیب دیدگی روحی میتواند خیلی زود روی جسمشان نیز تاثیر منفی بگذارد. از این رو به مردان توصیه میشود که وقتی همسرشان در حال صحبت کردن است، توجه بیشتری به وی داشته باشند تا زن با احساس خوشایندتری روبهرو شود.
زوجینی که رابطه آشفته ای دارند و بی انگیزه شده اند چطور می توانند دوباره شادابی را به زندگی مشترک برگردانند؟
زمانی که از مشکلات کوچک که به مرور رابطه شیرین ما را خراب می کنند، غفلت می کنیم و اهمیتی به بازسازی این رابطه نمی دهیم، در نتیجه مشکلات روز به روز بزرگتر می شود و صمیمیت ها را از بین می برد. باید به مسأله بازنگری درست نگاه کنیم و برای تعمیر ارتباطات گام های درست برداریم. هر اندازه که آگاهانه تر عمل کنیم، فضای خانوادگی از طراوت و تازگی بیشتری برخوردار خواهد شد، چون بازنگری خواهد شد.
گام مؤثر دیگر این که امکان اشتباه از طرف خود را اذعان کنیم. "شاید من اشتباه کرده باشم". اگر انسان فکرکند که هیچ وقت اشتباه نکرده و همیشه حق با او بوده، فاصله ها بیشتر و بیشتر می شود.
در تعبیرات کلامی و تفسیرهایی که از تعاملات داریم بازنگری کنیم. یکی از ریشه های مشکلات زناشویی این است که کلمات اتوماتیک وار و بدون توجه به بار معنایی به کار برده می شود. به این مثال دقت کنید: " کجا بودی که این قدر دیر اومدی؟" و " وقتی دیر می آیی من خیلی نگران می شوم." این دو جمله دو تعبیر متفاوت از یک حالت است که در قالب کلمات و لحن متفاوت، قطعاً احساس متفاوت را به مخاطب القا می کند. توجه داشته باشید که کلمات گاه فضای عاطفی را آشفته می کنند؛ پس آگاهانه انتخاب کنید تا برقراری ارتباط به صورت عمیق و درست شکل گیرد.
در کنار آگاهی نسبت به کلام و بارهای منفی آن در تعاملات، به رفتارهای غیر کلامی نیز توجه داشته باشیم. وقتی راجع به خاطرات خوب صحبت می کنیم ، قطعاً موج مثبت آن به مخاطب منتقل می شود. صمیمیت در نگاه، کلام و رفتار ارتباط ها را عمیق تر می کند. برای اینکه صمیمیت استوار و در ابعاد گسترده جاری باشد، باید اصیل باشد، چون در شکل ساختگی و تصنعی تأثیری نخواهد داشت. برای داشتن رفتار عاشقانه نخست باید قلبی عاشق داشت و زمانی قلب عاشق می شود که محبت را در وجود خود جاری کنیم.
کسانی که با خود مهربان نیستند و وجودشان آکنده از سختی هاست، نمی توانند با دیگران نیز مهربان باشند. برای اینکه بتوان محبت را نثار دیگران کرد، باید به خواسته ها، نیازها و دغدغه های آنها توجه نمود. درک احساس طرف مقابل می تواند منجر به صمیمیت در خانواده شود.
گفتگو زمانی صمیمانه و عاطفی خواهد بود که صرفاً به رد و بدل کردن اطلاعات پرداخته نشود. فردا ساعت چند برمی گردی؟ حتما میوه بخری، مراقب بچه ها باش و... این صحبت های روزمره ظاهراً گفتگوست، اما فضای صمیمانه ایجاد نمی کند. زمانی می تواند بارعاطفی داشته باشد که با درک عاطفی و هیجان همراه باشد و این یکی از نیازهای اساسی انسان است. سعی کنیم شنونده خوبی باشیم و نسبت به سخنان طرف مقابل واکنش های مناسب را نشان دهیم.
چشم پوشی باعث می شود، صفا وصمیمیت همچنان در فضای خانواده حاکم باشد. آگاهانه اشتباهات همدیگر را نادیده بگیرید و آگاهانه ببخشید و عفو کنید. همه ما همیشه نیازمند نوازش های عاطفی هستیم، پس به نیاز عزیزمان احترام بگذاریم.
منابع : خبر آنلاین / شیعه نیوز / فردا نیوز / بیتوته / نمناک