ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

 

استراتژی‌هایی برای تقویت کنجکاوی در کارمندان و خدمتگزاران

 

 

نویسنده: Francesca Gino
مترجم: آناهیتا جمشیدنژاد
منبع: HBR :
 
 
در مقاله هفته گذشته بیان کردیم که بهترین رهبران سازمانی همیشه رو به جلو حرکت می‌کنند. آنها هرگز دچار رکود نمی‌شوند و در مورد خودشان و محیط پیرامون‌شان کنجکاو هستند و مدام نوآوری می‌کنند. آنها استعدادهای خود را به‌طور عقلانی، فیزیکی، احساسی و حرفه‌ای بهبود می‌بخشند. در مقاله این هفته روش‌هایی برای تقویت کنجکاوی بیان می‌کنیم.
 
 
 
 

 

 

 

تقویت کنجکاوی زمان و تمرکز بسیار زیادی می‌طلبد. در اینجا چهار استراتژی که رهبران سازمانی می‌توانند به‌کار گیرند، آورده شده است.

۱- افراد را به خاطر کنجکاوی‌شان استخدام کنید

در سال ۲۰۰۴ یک بیلبورد بدون نام در یکی از بزرگراه‌های آمریکا، در قلب سیلیکون‌ولی نصب شد که این پازل را مطرح می‌کرد: «اولین عدد اول ده رقمی که در رشته اعداد عدد e پیدا می‌شود.com»

پاسخ این سوال ۷۴۲۷۴۶۶۳۹۱.com بود که افراد کنجکاو را به این سایت هدایت می‌کرد؛ جایی که آنها معادله دیگری را برای حل کردن می‌یافتند. افرادی که تعداد آنها اندک بود این معادله را حل کرده بودند برای ارائه رزومه به شرکت گوگل دعوت می‌شدند. گوگل از این نگرش غیرمعمول برای یافتن کاندیداهای شغلی استفاده کرد چرا که این شرکت پاداشی برای کنجکاوی در نظر گرفته بود. (توجه کنید که حتی نیاز نبود که افراد مهندس باشند.» همان‌طور که اریک اشمیت، مدیر ارشد اجرایی گوگل از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۱، می‌گوید «ما این شرکت را بر اساس سوالات و نه پاسخ‌ها راه‌اندازی کرده‌ایم.»

همچنین گوگل افراد کنجکاو را از طریق سوالات مصاحبه مانند این شناسایی می‌کند: «آیا تاکنون پیش آمده که نتوانید از یادگیری چیزی که هرگز پیش‌تر با آن مواجه نشده بودید، دست بکشید؟ چرا؟ چه چیزی شما را مصر نگه می‌داشت؟» پاسخ‌ها معمولا یا یک هدف خاص را برجسته می‌کرد که منجر به پرس‌و‌جوی کاندیدا می‌شد (مثلا «یافتن پاسخ شغل من بوده است.» یا یک کنجکاوی واقعی را نشان می‌داد («من باید پاسخ را می‌یافتم.»)

IDEO، شرکت طراحی و مشاوره، به دنبال استخدام کارمندان «T‌شکل» است: افرادی با مهارت‌های عمیق که به آنها اجازه می‌دهد تا در این فرآیند خلاقانه مشارکت کنند (ستون عمودی T) و زمینه‌ای برای همکاری در سراسر سازمان است؛ یک ویژگی که نیاز به همدلی و کنجکاوی دارد (محور افقی T). در واقع محور افقی T نشان‌دهنده توانایی‌های فرد برای همکاری با دیگران در سرتاسر سازمان در زمینه‌هایی غیر از تخصص خود است.

این شرکت می‌داند که همدلی و کنجکاوی به هم مرتبط هستند: همدلی به کارمندان اجازه می‌دهد تا با دقت گوش فرا دهند و مشکلات و تصمیمات را از زاویه دید فرد دیگری ببینند؛ در حالی که کنجکاوی برای علاقه‌مند شدن به اصول فرد دیگر گسترش می‌یابد؛ تا این حد که ممکن است یک نفر شروع به تمرین آنها کند. کنجکاوی تصدیق می‌کند که اکثر افراد به بهترین شکل عمل می‌کنند؛ اما نه به‌خاطر اینکه متخصص هستند، بلکه به این دلیل که مهارت عمیق آنها با یک کنجکاوی ذهنی همراه است و منجر به این می‌شود که آنها سوال بپرسند، جست‌وجو کنند و همکاری داشته باشند.

IDEO برای شناسایی کارمندان بالقوه که تی‌شکل هستند، به این نکته توجه می‌کند که کاندیداها چگونه در مورد پروژه‌های گذشته صحبت می‌کنند. فردی که تنها بر همکاری‌های خودش تمرکز می‌کند، ممکن است فاقد درکی از همکاری باشد. کاندیداهای تی‌شکل به احتمال بیشتری در مورد نحوه رسیدن به موفقیت با کمک دیگران و بیان علاقه در فعالیت همکارانه روی پروژه‌های آینده صحبت می‌کنند.

کارفرمایان برای ارزیابی کنجکاوی، می‌توانند از کاندیداها در مورد علایق خود خارج از محیط کار سوال کنند. کتاب خواندن غیرمرتبط با حوزه تخصص فرد و کشف سوالات تنها به منظور دانستن پاسخ‌ها از شاخصه‌های کنجکاوی در افراد است. شرکت‌ها می‌توانند ارزیابی‌هایی برای سنجش کنجکاوی انجام دهند که در هزاران مطالعه معتبر بوده است. این ارزیابی‌ها سنجش می‌کنند که آیا افراد چیزهایی را که نمی‌شناسند، جست‌وجو می‌کنند؟ آیا داده‌ها را برای آشکار کردن ایده‌های نو تجزیه‌و‌تحلیل می‌کنند؟ آیا خارج از حوزه خود مطالعه گسترده دارند؟ آیا علایق مختلف خارج از کار دارند؟ آیا در مورد فرصت‌های یادگیری هیجان‌زده هستند؟

۲- کنجکاوی را مدل‌سازی کنید

رهبران سازمانی می‌توانند تلاش کنند تا خودشان فردی کنجکاو باشند و از این طریق کنجکاوی را در سراسر سازمان‌شان تشویق کنند. در سال ۲۰۰۰، وقتی گرگ دایک مدیر اجرایی شبکه رسانه‌ای بی‌بی‌سی شد اما هنوز این سمت را بر عهده نگرفته بود، ۵ ماه را صرف بازدید از مکان‌های مهم بی‌بی‌سی کرد و در هر نقطه کارمندان را دور هم جمع می‌کرد. کارمندان انتظار یک ارائه طولانی داشتند، اما در عوض یک سوال ساده دریافت کردند: «برای اینکه اوضاع را برای شما بهتر کنم، باید چه کاری انجام دهم؟» رایک با دقت به پاسخ‌ها گوش می‌داد و سپس می‌پرسید: «برای اینکه اوضاع را برای بینندگان و شنوندگان خود بهتر کنم، باید چه کاری انجام دهم؟»

کارمندان بی‌بی‌سی اینکه رئیس‌ جدیدشان زمانی را برای سوال پرسیدن و شنیدن جواب‌ها اختصاص می‌داد بسیار محترم می‌شمردند. دایک از پاسخ‌های آنها برای آگاهی از تفکر آنها در مورد تغییرات موردنیاز برای حل مشکلات و شناسایی گام اول در حل مسائل استفاده کرد. پس از اینکه دایک به‌طور رسمی زمام امور را به‌دست گرفت، سخنرانی برای پرسنل انجام داد که آنچه یاد گرفته بود را بازتاب می‌داد و به کارمندان نشان می‌داد که او واقعا به آنچه آنها گفته‌اند علاقه‌مند بوده است.

دایک با پرسیدن سوالات و گوش دادن خالصانه به پاسخ‌های آنها، اهمیت این رفتارها را مدل‌سازی کرد. همچنین این حقیقت را برجسته کرد که گوش دادن درست به اندازه صحبت کردن مهم است: این کار به ما کمک می‌کند تا شکاف‌های دانش‌مان را پر کنیم و سوالات دیگر برای پرسیدن را شناسایی کنیم.

تحقیقات من نشان می‌دهد که ما اغلب ترجیح می‌دهیم به‌جای گوش دادن همراه با کنجکاوی، صحبت کنیم. به‌عنوان مثال، وقتی از برخی از ۲۳۰ رهبر سازمان بلندپایه در کلاس‌های آموزش اجرایی پرسیدم که اگر با یک بحران سازمانی مواجه شوند که ریشه در مسائل مالی و فرهنگی دارد چه خواهند کرد، اکثر آنها بیان کردند که وارد عمل خواهند شد: برای توقف بریز و بپاش‌های مالی اقدام می‌کنند و ابتکاراتی برای بهتر شدن فرهنگ معرفی خواهند کرد. تنها تعداد اندکی بیان کردند که به‌جای تحمیل ایده‌هایشان به دیگران، سوال خواهند پرسید. کتاب‌های مدیریتی معمولا رهبران سازمانی که موقعیت‌های جدید را عهده‌دار می‌شوند، تشویق می‌کنند تا به‌جای اینکه از کارمندان بپرسند که چگونه می‌توانند مفید باشند، دیدگاه‌های خود را از همان ابتدا بیان کنند. این توصیه‌ای بسیار بد است.

اما چرا اغلب از سوال پرسیدن خودداری می‌کنیم؟ چون از این موضوع هراس داریم که به‌عنوان فردی نالایق، بدون قاطعیت یا بی‌استعداد قضاوت شویم. علاوه بر این، زمان ارزشمند است و ما نمی‌خواهیم تا مزاحم کسی شویم. تجربه و تخصص این مشکل را تشدید می‌کند: وقتی افراد از نردبان سازمانی بالا می‌روند، تصور می‌کنند که چیزهای کمتری برای یادگیری دارند. همچنین رهبران سازمانی می‌خواهند باور کنند که از آنها انتظار می‌رود تا صحبت کنند و پاسخ ارائه دهند؛ نه اینکه سوال بپرسند.

تحقیق اخیر من نشان می‌دهد که چنین ترس‌ها و باورهایی اشتباه است. وقتی ما با سوال پرسیدن کنجکاوی خود را در مورد دیگران نشان می‌دهیم، افراد ما را بیشتر دوست خواهند داشت و ما را شایسته‌تر خواهند دید و این اعتماد بالاتر روابط ما را جذاب‌تر و صمیمی‌تر خواهد کرد. با سوال پرسیدن، ارتباطات معنادارتر و نتایج خلاقانه‌تری را ایجاد می‌کنیم.

۳- بر اهداف یادگیری تاکید کنید

وقتی از خلبان چلسی، سالی سالنبرگر، پرسیدم که چگونه توانسته بود یک هواپیمای تجاری را به سلامت در رودخانه هادسون فرود بیاورد، او علاقه‌اش را برای یادگیری مداوم بیان کرد. گرچه پروازهای تجاری تقریبا یک امر عادی است، اما هر بار که او از گیت پرواز می‌کرد، به خودش یادآوری می‌کرد که باید برای اتفاقات غیرمنتظره آماده باشد. او با خودش فکر می‌کند که «چه چیزی می‌توانم بیاموزم؟» وقتی در آن روز سرد ماه ژانویه در سال ۲۰۰۹، آن اتفاق غیرمنتظره رخ داد، سالی توانسته بود، با فرض گزینه‌های دردسترس، از خودش بپرسد که چه «می‌توانست» انجام دهد و یک راه‌حل خلاقانه به ذهنش خطور کند. او با موفقیت بر میل به متوسل شدن به د‌ر دسترس‌ترین گزینه (یعنی فرود آمدن در نزدیک‌ترین فرودگاه) فائق آمد. ما به‌خصوص زمانی که تحت فشار هستیم، خودمان را به آن چیزی که به نظر می‌رسد بهترین راهکار ممکن است محدود می‌کنیم. اما آنهایی که به یادگیری مداوم علاقه‌ دارند، به طیف وسیعی از گزینه‌ها و دیدگاه‌ها می‌اندیشند. همان‌طور که گزارش تصادف نشان می‌دهد، سالی با دقت چندین آلترناتیو را در ۲۰۸ ثانیه- بین زمانی که فهمید موتور هواپیما فاقد رانش است و فرود هواپیما در هادسون- بررسی کرد.

مجموعه‌ای از تحقیقات نشان می‌دهد که کار کردن حول اهداف یادگیری (توسعه شایستگی، دستیابی به مهارت‌ها، تسلط بر موقعیت‌های جدید و مانند اینها) به‌جای اهداف عملکردی (دستیابی به اهداف، اثبات شایستگی ما، تحت‌تاثیر قرار دادن دیگران) انگیزه‌ها را بالا می‌برد و ما وقتی با اهداف یادگیری انگیزه پیدا می‌کنیم، مهارت‌های متنوع‌تری به‌دست می‌آوریم، در محیط کار بهتر عمل می‌کنیم، به درجات بالاتری در دانشگاه می‌رسیم، در حل مشکلات بهتر عمل می‌کنیم و پس از آموزش، به رتبه‌های بالاتری دست می‌یابیم. متاسفانه، سازمان‌ها اغلب اهداف عملکردی را اولویت‌بندی می‌کنند.

مدیران می‌توانند با بیان اهمیت یادگیری و پاداش دادن به کارمندان نه تنها بابت عملکردشان بلکه به خاطر یادگیری لازم برای رسیدن به آن سطح از عملکرد، کاری کنند که کارمندان در پس زمینه ذهنشان همیشه یادگیری را در نظر داشته باشند. شرکت دیلویت این مسیر را در پیش گرفت: در سال ۲۰۱۳، این شرکت سیستم مدیریت عملکرد خود را با سیستمی جایگزین کرد که هم یادگیری و هم عملکرد را دنبال می‌کند. کارمندان به‌طور منظم با یک مربی ملاقات دارند تا در مورد توسعه و یادگیری‌شان همراه با حمایتی که برای رشد مداوم نیاز دارند بحث و تبادل‌نظر کنند.

رهبران سازمانی می‌توانند با واکنش مثبت نسبت به ایده‌هایی که ممکن است به خودی‌ خود در حد متوسط باشند، اما بتوانند محرکی برای ایده‌های بهتر باشند، بر ارزش یادگیری تاکید کنند. نویسندگان و روسا در شرکت پیکسار تکنیکی به نام «plussing» را آموخته‌اند که ایجاد ایده‌ها بدون استفاده از زبان قضاوت را شامل می‌شود. به‌عنوان مثال، به‌جای رد یک نسخه آزمایشی، یک رئیس می‌تواند با گفتن این جمله که «من دیدگاه وودی را دوست دارم اما چه می‌شود اگر ما...» یک نقطه شروع ایجاد کند. ممکن است فرد دیگری نکته جدیدی اضافه کند. این تکنیک به افراد اجازه می‌دهد تا کنجکاو باقی بمانند، فعالانه گوش کنند، به ایده‌های دیگران احترام بگذارند و به نوبه خود همکاری کنند. با توسعه این فرآیند که به همه ایده‌ها اجازه کشف می‌دهد، رهبران سازمانی یک پیام واضح ارسال می‌کنند که یادگیری یک هدف کلیدی است حتی اگر همیشه به موفقیت منجر نشود.

۴- به کارمندان اجازه دهید تا علایق خود را کشف کنند و توسعه دهند

سازمان‌ها می‌توانند با ارائه زمان و منابع برای جست‌وجوی علایق‌شان، کنجکاوی را پرورش دهند. یکی از محبوب‌ترین مثال‌های من مربوط به کشور ایتالیا است. شرکت Olivetti اولین کارخانه ماشین تحریر در ایتالیا است که در سال ۱۹۰۸ در دامنه‌های رشته کوه آلپ تاسیس شد. در دهه ۱۹۳۰ برخی کارمندان یکی از همکاران را در حالی دستگیر کردند که با کیسه‌ای پر از قطعات آهن و ماشین‌آلات در حال خروج از کارخانه بود. آنها او را متهم به دزدی کردند و از شرکت خواستند تا او را اخراج کند. کارگر مذکور به مدیر ارشد اجرایی شرکت، آدریانو اولیوتی، گفت که در حال بردن این قطعات به خانه‌‌اش بود تا در آخر هفته روی یک ماشین جدید کار کند؛ چرا که در زمان انجام شغل عادی‌اش در کارخانه زمان کافی در اختیار نداشت. اولیوتی به‌جای اخراج این فرد، به او زمان داد تا ماشین گفته شده را خلق کند و با نظارت بر محصولش از او حمایت کرد. نتیجه کار Divisumma اولین ماشین‌حساب الکترونیکی بود. Divisumma در دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ در سراسر جهان فروش خوبی داشت و اولیوتی کارگر مذکور را به سمت مدیر فنی ترفیع داد. برخلاف رهبران سازمانی که اگر جای اولیوتی بودند احتمالا او را اخراج می‌‌کردند، اولیوتی به او فضایی برای جست‌وجوی کنجکاوی داد که به نتایج قابل‌توجهی انجامید.

رهبران سازمانی همچنین می‌توانند با طراحی دقیق تیم‌هایشان کنجکاوی کارمندان را افزایش دهند. ماسیمو بوتورا، مالک رستوران سه ستاره میشلن به نام Osteria Francescana در ایتالیا را در نظر بگیرید که در رده‌بندی جهانی در سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۸ به‌عنوان بهترین رستوران جهان رتبه‌بندی شده است. کمک‌ سرآشپزهای او دیوید دی فابیو از ایتالیا و ماندو تاکاهیکو از ژاپن هستند. دو نفری که نه تنها در ملیت‌شان بلکه در نقاط قوت خود نیز متفاوتند: دی فابیو در ارائه‌های غذاهای جدید بسیار راحت است؛ در حالی که تاکاهیکو در دقت و ظرافت خبره است. بوتورا معتقد است که این تلاقی در آشپزخانه این رستوران را نوآورتر می‌کند و کنجکاوی را در سایر پرسنل افزایش می‌دهد.

  نتیجه

در اکثر سازمان‌ها، رهبران سازمانی و کارمندان به‌طور یکسان این پیام ضمنی را دریافت می‌کنند که سوال پرسیدن یک چالش ناخواسته برای راس قدرت سازمان است. آنها برای تمرکز بر کارشان بدون نگاه نزدیک به فرآیند یا اهداف کلی‌شان آموزش دیده‌اند. اما حفظ حس کنجکاوی «نیاز به دانستن» برای خلاقیت و نوآوری ضروری است. موثرترین رهبران سازمانی به دنبال روش‌هایی برای تقویت کنجکاوی کارمندان‌شان هستند تا یادگیری و کشف را تحریک کنند.

سه شنبه, 20 شهریور 1397 14:57

یک برنامه خانوادگی برای ایام محرم

برنامه‌ای ویژه برای روزهای خاص

 

 

اگر می‌خواهید از روضه‌ها و هیئت‌ها و سخنرانی‌های روز و شب‌های محرم نهایت استفاده را ببرید، بهتر است با برنامه‌ای درست که از قبل به آن فکر کرده‌اید پیش بروید.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 6 دقیقه
ماه محرم ،خانواده ایرانی ،خانه فیروزه ای ،فرزندان ،خانواده ،عزاداری، هیئت، برنامه ریزی

 

 

بوی محرم و صدای مداحی، کوچه‌ها و آدم‌هایی که سیاه‌پوش شده‌اند و خانه‌هایی که به سر در آن‌ها پرچم «به عزای حسین (ع) خوش‌آمدید» نصب‌شده است، همگی ما را برای عزاداری در ماه محرم آماده کرده‌اند.

همه خانواده‌ها دوست دارند در این مراسم‌های عزاداری شرکت کنند، اما شرکت در این مراسم‌ها، مخصوصاً به‌صورت خانوادگی الزامات خاص خودش را دارد. اگر قرار باشد ماه محرم تغییر مثبتی در سبک زندگی‌مان ایجاد کند، باید تلاش کنیم با برنامه‌ریزی درست استفاده بهتری از هیئت‌ها و عزاداری‌ها داشته باشیم.

 برنامه‌ای ویژه برای روزهای خاص

اگر می‌خواهید از روضه‌ها و هیئت‌ها و سخنرانی‌های روز و شب‌های محرم نهایت استفاده را ببرید، بهتر است با برنامه‌ای درست که از قبل به آن فکر کرده‌اید پیش بروید. در این‌گونه مناسبت‌ها هرچقدر برنامه‌ریزی فردی مهم باشد، لزوم برنامه‌ریزی جمعی در خانواده بیشتر احساس می‌شود زیرا قرار است چند نفر در کنار هم کارهایی انجام دهند که مستلزم هماهنگی و رضایت آن‌هاست. برای برنامه‌ریزی جمعی باید منعطف‌تر بود و آداب گفت‌وگو و تصمیم‌گیری را هم یاد گرفت.

می‌توانید همین امروز عصر که تعطیلات آخر هفته شروع می‌شود باهم صحبت کنید و با توجه به شرایطتان برای استفاده معنوی بیشتر، برنامه‌ریزی کنید؛ مثلاً هر شب بعد از نماز مغرب همه اعضای خانواده باهم به یک مجلس خاص بروید یا مثلاً در روزهای آتی شما به‌عنوان مادر خانواده برای سخنرانی خاصی که صبح‌ها برگزار می‌شود، برنامه بریزید و یا به‌عنوان پدر خانواده به مجالسی که عصر و شب برقرار است، بروید و برای روزهای تاسوعا و عاشورا مجالس بیشتری را در نظر بگیرید.

همیشه باهم، به یک شرط

اینکه شما بتوانید به‌نوعی شرکت در مراسم را انتخاب کنید که باهم بودنتان در هر شرایطی حفظ شود، یک نکته مثبت است، اما به شرطی که به اصل برنامه لطمه نزند. برای مثال، بتوانید همگی یک سخنران خاص را انتخاب کنید، باهم بروید و بچه‌ها را هم همراه خود ببرید. این کار چند فایده دارد: اول‌ از همه حس باهم بودن و کنار هم بودن را در افراد خانواده تقویت می‌کند، در قدم دوم به همفکری و هم اعتقادی بیشتر شما می‌انجامد و در مرحله سوم اینکه بعد از مجلس عزاداری می‌توانید در مورد برخی موضوعات باهم صحبت کنید و اگر فرزند نوجوانی هم دارید او را وارد بحث‌های اعتقادی ویژه‌ای کنید که برای سن او بسیار مفید است.

اما ممکن است مثلاً شوهرتان به مداح خاصی علاقه داشته باشد که شما نتوانید به مجلس او بروید یا به خاطر داشتن فرزند کوچک، رفتن به آن مجلس خاص سخت باشد، اصلاً ممکن است هرکدام مجلس و واعظ خاص و متفاوتی را دوست داشته باشید، می‌توانید در چنین شرایطی برنامه‌های تک‌نفره بریزید؛ البته با رضایت طرف مقابل. از آن‌طرف همسرتان هم می‌تواند در نگهداری بچه‌ها به شما کمک کند که شما به مجلسی که دوست دارید بروید. درنهایت این روزها بهانه خوبی است تا همیار هم باشید برای استفاده معنوی بیشتر؛ چراکه این همیاری و همکاری، حال رابطه‌تان را هم بهتر خواهد کرد. یکی از بزرگ‌ترین ویژگی‌های همسر خوب یاری‌رساندن به شریک زندگی‌اش در اطاعت خداوند است؟

روضه‌هایی زیر سقف خانه

درست است که استفاده از سخنرانان و مداحان در این ماه می‌تواند برای بالا بردن معارف عاشورایی همه اعضای خانواده بسیار مفید باشد و در دین ما هم به شرکت در جلسات و دعای دسته‌جمعی سفارش شده است، اما برگزاری جلسات کوچک خانگی می‌تواند، هم حال و هوای خانه‌تان را بیشتر محرمی کند و هم بچه‌ها در موقعیتی آرام و مناسب در عزاداری شرکت کنند. شما و همسرتان می‌توانید کتاب‌هایی در خصوص عاشورا مطالعه کرده و مطالبش را به زبان سنی کودکتان بازگو کنید. اینکه خانه را سیاه‌پوش کنید و مانند یک جلسه عزاداری بنشینید و صحبت کنید و دعا بخوانید می‌تواند تجربه خوبی برای همه‌تان باشد.
یکی دیگر از کارهایی که خوب است انجام دهید تشویق بچه‌ها برای خواندن از روی کتاب یا بازگو کردن چیزهایی است که در مجالس عزاداری شنیده‌اند. برخی از کودکان به مداحی علاقه دارند و می‌توانید از آن‌ها بخواهید این کار را انجام دهند. جز مجالس کوچک درون خانوادگی، می‌شود عزاداری‌های مختصر با حضور چند نفر از دوستان و فامیل هم در خانه ترتیب داد که هم بچه‌ها راحت باشند و هم برکت برگزاری این محافل به خانه برسد. یکی از فواید چنین جمع‌هایی، مخصوصاً اگر فرزند نوجوان داشته باشید، مطرح کردن سؤالات از جانب بچه‌هاست و بحث در مورد چیزهایی که برای آن‌ها علامت سؤال است؛ درصورتی‌که جواب را خودتان بدانید پاسخ می‌دهید و در غیر این صورت می‌توانید از فرد آگاه‌تری بپرسید.

آداب عزاداری با کوچولوها

با بچه‌ها به هیئت رفتن آداب خاص خود را دارد. از ۲ جنبه باید به این موضوع توجه کنید؛ یکی اینکه دیگران ممکن است مانند شما حوصله سروصدای بچه را نداشته باشند و اذیت شوند و حتی برخوردی با فرزندتان کنند که تأثیر منفی ازاین‌گونه مراسم در ذهنش باقی بماند، پس برای این موضوع باید فکری بکنید. اما این‌همه ماجرا نیست و باید مراسم و شرایطی را انتخاب کنید که فرزندتان خسته نشود و برایش جذابیت داشته باشد تا به آمدن به این‌گونه مکان‌ها علاقه‌مند شود.
انتخاب نوع هیئت بسیار مهم است. مراسم طولانی در مکان‌های خیلی شلوغ و دربسته برای بچه‌ها جذابیت ندارد و آن‌ها را خسته می‌کند؛ حتی ممکن است به آن‌ها آسیب هم برسد. جایی را انتخاب کنید که امکان استفاده از سرویس بهداشتی سخت نباشد. برای فرزندتان خوراکی، آب و وسایل بازی به همراه ببرید و حتی طوری برنامه‌ریزی کنید که با یکی از دوستان و اقوام که فرزند هم‌سن‌وسالی دارد به مراسم بروید که هردوی آن‌ها به بازی باهم مشغول باشند. در چنین شرایطی جایی که برای نشستن انتخاب می‌کنید، مهم است تا دیگران اذیت نشوند. با توجه به مناسب بودن هوا هیئت‌هایی که در فضای باز برگزار می‌شوند یا حیاطی برای بچه‌ها دارند، می‌توانند انتخاب خوبی باشند. برای همراه بردن بچه‌ها هم با همسرتان تعامل کنید. این‌طور نباشد که وظیفه نگهداری فقط بر عهده یکی باشد.

قوانین محرمی

برای اینکه فرزند شما بداند این ایام برای همه کاملاً متفاوت است، می‌توانید کارهایی انجام دهید که مسئله حرمت عاشورا برایش پررنگ‌تر شود؛ مثلاً در تمام این ماه لباس تیره بپوشید و برای او هم بخرید تا اگر دوست داشت بپوشد. قوانینی وضع کنید که با همسر و فرزندتان خانه را سیاه‌پوش کنید یا نذری بپزید و باهم در این کار مشارکت کنید. لازم نیست حتماً نذری‌تان خیلی گسترده باشد، اما همین‌که سعی کنید سهم کوچکی داشته باشید، کافی است؛ مثلاً غذایی بپزید و به نذر شهدای این روزها، شام کارگرهای یک ساختمان نیمه آماده در محله‌تان را تأمین کنید.


 

منبع : فردا نیوز

آداب سوگواری معصومین(ع)بر سیدالشهدا

 

 

امـام بـاقر درباره روز عاشورا فرمودند: اگر توانستی در پی برآوردن حاجتی نروی، نرو؛ چرا که روز عاشورا، روز شومی اسـت و حـاجتی در آن، برآورده نمی‌شود و اگر هم برآورده شـود بـرکتی ندارد و پیشـرفتی نمی‌بینی.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 6 دقیقه
 
محرم
 
 

اعمال شب اول ماه محرم

سیّد ابن طاووس در کتاب «اقبال» براى این شب، چند نماز ذکر فرموده: اوّل: صد رکعت که در هر رکعت سوره‌هاى «حمد» و سوره «توحید» خوانده می‌شود.

 از حضرت رضا علیه السّلام روایت شده هرکه در این روز روزه بدارد، و خدا را بخواند خدا دعاى او را مستجاب کند، چنانکه دعاى زکرّیا را اجابت فرمود. 

دوّم: دو رکعت که در رکعت اول سوره‌هاى «حمد» و «انعام» ، و در رکعت دوم سوره‌هاى «حمد» و «یس» خوانده می‌شود.
 
سوم: دو رکعت که در هر رکعت سوره «حمد» و یازده سوره «توحید» خوانده مى‌شود.
 
از رسول خدا(ص) روایت شده: هرکه این دو رکعت نماز را در این شب بجا آورد، و فردایش را که اول سال است روزه بدارد، مانند کسى است که همه طول سال را همواره کار خیر کرده، و در آن سال محفوظ باشد، و اگر بمیرد به بهشت می‌رود

اعمال روز اول ماه محرم

در روایت ریّان بن شبیب از حضرت رضا(ع)روایت شده هر که در این روز روزه بدارد، و خدا را بخواند خدا دعاى او را مستجاب کند، چنانکه دعاى زکرّیا را اجابت فرمود. 

و اینکه: از حضرت رضا(ع) روایت شده: رسول خدا(ص) روز اول محرّم دو رکعت نماز به جای می‌آورد، و چون فارغ می‌شد، دست‌ها را به آسمان برمی‌داشت و این دعا را سه مرتبه می‌خواند:

اللَّهُمَّ أَنْتَ الْإِلَهُ الْقَدِیمُ وَ هَذِهِ سَنَةٌ جَدِیدَةٌ فَأَسْأَلُکَ فِیهَا الْعِصْمَةَ مِنَ الشَّیْطَانِ وَ الْقُوَّةَ عَلَى هَذِهِ النَّفْسِ الْأَمَّارَةِ بِالسُّوءِ وَ الاشْتِغَالَ بِمَا یُقَرِّبُنِی إِلَیْکَ یَا کَرِیمُ یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ یَا عِمَادَ مَنْ لا عِمَادَ لَهُ یَا ذَخِیرَةَ مَنْ لا ذَخِیرَةَ لَهُ یَا حِرْزَ مَنْ لا حِرْزَ لَهُ یَا غِیَاثَ مَنْ لا غِیَاثَ لَهُ یَا سَنَدَ مَنْ لا سَنَدَ لَهُ یَا کَنْزَ مَنْ لا کَنْزَ لَهُ یَا حَسَنَ الْبَلاءِ یَا عَظِیمَ الرَّجَاءِ یَا عِزَّ الضُّعَفَاءِ یَا مُنْقِذَ الْغَرْقَى یَا مُنْجِیَ الْهَلْکَى یَا مُنْعِمُ یَا مُجْمِلُ یَا مُفْضِلُ یَا مُحْسِنُ،

خدایا تویی معبود ازلی، و این است سال نو، در این سال از تو درخواست می‌کنم حفظ شدنم را از شیطان، و قدرت و غلبه و بر نفس فرمانده به گناه، و مشغول بودن به آنچه که مرا به تو نزدیک می‌کند، ای صاحب بزرگی و بزرگواری، ای تکیه گاه کسی که تکیه گاهی ندارد، ای اندوخته کسی که اندوخته‌ای ندارد، ای پناهگاه کسی که پناهگاهی ندارد، ای فریادرس کسی که فریادرسی ندارد، ای پشتوانه کسی که پشتوانه‌ای ندارد، ای گنجینه کسی که گنجی ندارد، ای نیکو آزمایش، ای بزرگ امید، ای عزّت ناتوان، ای نجات بخش غرق شدگان، ای رهاننده هلاک شدگان، ای نعمت دهنده، ای زیباکار، ای فزون بخش، ای نیکوکار،

أَنْتَ الَّذِی سَجَدَ لَکَ سَوَادُ اللَّیْلِ وَ نُورُ النَّهَارِ وَ ضَوْءُ الْقَمَرِ وَ شُعَاعُ الشَّمْسِ وَ دَوِیُّ الْمَاءِ وَ حَفِیفُ الشَّجَرِ یَا اللَّهُ لا شَرِیکَ لَکَ اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا خَیْرا مِمَّا یَظُنُّونَ وَ اغْفِرْ لَنَا مَا لا یَعْلَمُونَ وَ لا تُؤَاخِذْنَا بِمَا یَقُولُونَ حَسْبِیَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَ مَا یَذَّکَّرُ إِلا أُولُوا الْأَلْبَابِ رَبَّنَا لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ.

تویی که برایت سجده کرد، سیاهی شب، و روشنی روز، و تابش ماه، و شعاع خورشید، و خروش آب و صدای برگ درختان، ای خدا شرکی برای تو نیست. خدایا ما را بهتر از آنچه گمان می‌کنند قرار ده، و از ما آنچه را نمی‌دانند بیامرز، و به آنچه از ما می گویند سرزنشمان مکن، خدا مرا بس است، معبودی جز او نیست، بر او تکیه کردم، و او پروردگار عرش بزرگ است، به او ایمان آوردیم. همه چیزها از جانب پروردگار ماست، و یادآور نشوند مگر صاحبان خرد، پروردگارا دلهای ما را بعد از آنکه هدایتمان فرمودی منحرف مکن، و از نزد خود رحمتی به ما ببخش، همانا تو بخشنده‌ای.


آداب سوگواری معصومین(ع) بر سیدالشهدا

سوگواری و عزاداری ائمه اطهار بر امام حسین، دارای آدابی بوده‌ است که در اینجا به بیان مـهم‌تـرین آن‌ها پرداخته می‌شود.

لباس سیاه‌ پوشیدن‌

تقریباً در همه جای عـالم از دیربـاز لباس سیاه، نشانه ماتم و عزا بوده است. پیامبر و اهل بیت نیز به هـنگام مـصیبت، سیاهپوش می‌شدند و دیگران را نیز بـه این کـار سفارش می‌کردند.

برپایی مجالس عزاداری

ائمه همواره با گفتار و رفتار خود بر عزاداری سیدالشهدا، به ویژه در اول محرم، تاکید می‌کردند. علقمة بن محمد حضرمی نقل می‌کند که حضرت باقر بـر امـام حسین گـریه می‌کرد و دستور می‌داد به افرادی که در خانه بودند و از آنان تقیه نمی‌کرد، بر حسین گریه کنند. آن حضرت در خـانه خود، مجلس عزا برپا می‌داشت و به یکدیگر مصیبت حسین را تسلیت می‌گفتند.[1] 

نوحه خوانی

امـام بـاقر درباره روز عاشورا فرمودند: اگر توانستی در پی برآوردن حاجتی نروی، نرو؛ چرا که روز عاشورا، روز شومی اسـت و حـاجتی در آن، برآورده نمی‌شود و اگر هم برآورده شـود بـرکتی ندارد

یکی از شیوه‌های مرسوم نزد امامان شیعه در بـرگزاری عـزاداری بر امام حسین و زنده نگه داشـتن یاد و خـاطره قیام عـاشورا، نـوحه خـوانی است. نوحه خوانی و بـیان مصیبت که بیشتر با خواندن اشعار همراه است.

ابوعماره منشد می‌گوید:
محضر امام صادق مشرف شدیم. حضرت فرمود: ای ابوعماره! شعری در مرثیه حسین بخوان. چون مرثیه خود را آغاز کردم، آن حضرت شروع به گـریستن نمود. به خدا سوگند! آن قدر گریست که خانه با گریه آن حضرت، هم آواز گشت و من گریه خانه را شنیدم.[2]

 ترک زینت

صاحبان عزا برای نشاندادن غم و اندوه خود، زینـت را تـرک می‌کردند. امامان معصوم این رسم را تأیید و به آن عمل می‌نمودند.

امام صادق درباره سوگواری زنان بنی هاشم بر امـام حـسین فرمودند: در سوگ سیدالشهدا، هیچ زن هاشمیه ای به چشمانش سرمه نزد و به موهایش حـنا نـمالید تا این که عبیدالله بن زیاد کشته شد.[3]  

ترک کسب و کار در روز عاشورا

یکی از سنت‌های رایج در سـیره ائمـه معصومین ترک کسب و کار در وفـات شخصیت‌های بزرگ مذهبی و عـلمی بـه ویژه امامان بوده است.

امـام بـاقر درباره روز عاشورا فرمودند: اگر توانستی در پی برآوردن حاجتی نروی، نرو؛ چرا که روز عاشورا، روز شومی اسـت و حـاجتی در آن، برآورده نمی‌شود و اگر هم برآورده شـود بـرکتی ندارد و پیشـرفتی نمی‌بینی. هـمچنین در این روز برای خانه‌ات چیزی را ذخـیره نکن؛ چراکه هر کس در روز عاشورا برای خانه‌اش چیزی بیندوزد در اندوخته‌اش برکتی نخواهد بود و در خانوادهاش نـیز بـرکتی نخواهد دید [4]

 
 
پی‌نوشت‌ها:
[1]وسائل الشیعة‌ ؛ حرعاملی، ج١٤‌، ص٥٠٩‌
[2]کامل الزیارات، ص ١٠٥؛
[3]بحارالانوار، ج٤٥، ص٣٨٦
[4]کامل الزیارات، ص١٧٤؛ بحارالانوار، ج 101، ص٢٩٠‌.



 
 
منابع:
- مقاله "آداب و اهداف سوگواری معصومین علیهم السلام بر سیدالشهدا علیه السلام" به قلم پیمان صالحی و مهدی اکبرنژاد که در شماره 3 مجله "پژوهش نامه معارف حسینی" منتشر شده است؛
-مفاتیح الجنان؛ شیخ عباس قمی.
سه شنبه, 20 شهریور 1397 14:36

ملائکه چه وظایفی به عهده دارند؟

شناخت عقلی ملائکه

 

 

ملائکه واسطه رسیدن فیض الهی به بقیه موجودات هستند، بنابراین در همه امور عالم دخیل هستند و فعلی در عالم انجام نمی‌گیرد، جز آنکه ملائکه انجام می‌دهند.
 
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 6 دقیقه

 

فرشته

 

 


ایمان به ملائکه جزو معتقدات دین اسلام است و در قریب به 90 آیه از قرآن کریم به این مسئله اشاره شده است. در برخی از آیات، ایمان به ملائکه بعد از ایمان به خدا آمده است و آنچه از ظواهر دین برمی‌آید ملائکه مجاری فیض الهی هستند.

دلیل بر وجود ملائکه

یکی از دلایل عقلی‌ای که بر وجود ملائکه می‌توان آورد برهان امکان اشرف است. در حقیقت بعد از آنکه وجود خداوند را اثبات نمودیم و بیان کردیم که وجود بی‌محدودیت است، این سؤال پیش می‌آید که آیا بین خداوند که بی‌نهایت است و موجودات دنیایی، واسطه یا واسطه‌هایی وجود دارند؟

اگر بیان کردیم که ملائکه واسطه رسیدن فیض الهی به بقیه موجودات هستند، بنابراین در همه امور عالم دخیل هستند و فعلی در عالم انجام نمی‌گیرد جز آنکه ملائکه انجام می‌دهند.


بر اساس قاعده امکان اشرف به لحاظ عقلی، "طفره" محال است. این بدین معناست که خلقت مانند جویباری است که اگر بخواهد به پایین‌ترین مرتبه برسد باید مسیری که در این میان است را طی کند. به تعبیر دیگر خداوند فیضش، مرتبه به مرتبه پایین می‌آید و همه مراحل را طی می‌نماید تا به پایین‌ترین مرتبه برسد. بنابراین اگر خداوند پایین‌ترین مرتبه که عالم دنیاست را خلق کرده پس همه عوالم بین خدا و دنیا را نیز خلق کرده است و همه موجوداتی که در این بین، واسطه رسیدن فیض هستند را نیز خلق نموده است.

ملائکه یکی از این موجودات هستند که بی نهایت مطلق نیستند، اما محدودیت‌های دنیایی را نیز ندارند و بنابراین نقش واسطه وصول فیض خداوند تا مخلوقات هستند. (1) فلاسفه مسلمان دلایل دیگری نیز جهت اثبات وجود ملائکه آورده‌اند که به آنها نمی‌پردازیم.

حقیقت ملائکه

اگر بیان کردیم که ملائکه واسطه رسیدن فیض الهی به بقیه موجودات هستند، بنابراین در همه امور عالم دخیل هستند و فعلی در عالم انجام نمی‌گیرد، جز آنکه ملائکه انجام می‌دهند. البته این مسأله با اراده الهی و اختیار انسان‌ها مشکلی ایجاد نمی‌کند؛ زیرا رابطه، طولی است.

از طرف دیگر چون می‌دانیم که پیامبر (ص) اشرف مخلوقات است سوالی که مطرح می‌شود این است که چگونه جبرئیل علمی دارد که پیامبر (ص) آن را ندارد؟ و در تحلیل این مسأله آشکار می‌شود که جبرئیل در حقیقت شأنی از شئون خود پیامبر (ص) بوده و تنزل یافته خود پیامبر است.

علم ملائکه

گاهی درباره امری فکر می‌کنیم و ناگهان جرقه‌ای در ذهن ما می‌زند و راه حل آن مسأله را می‌فهمیم. خب آیا خود ما به جواب رسیدیم؟ اصطلاحاً گفته می‌شود که "فاقد شیء معطی شیء" نیست. یعنی موجودی که خودش چیزی را ندارد نمی‌تواند آن چیز را اعطا کند. اگر ما علمی را نداریم نمی‌توانیم خودمان به خودمان آن علم را اعطا کنیم. پس چه کسی این علم را به قلب یا عقل ما الهام می‌کند؟

البته راه ارتباط با ملائکه تقوای الهی و توجه به خداست. گاهی نیز شخصی که با اجنه ارتباط دارد، گمان می‌کند که با ملائکه ارتباط دارد که اشتباه می‌کند.


این علم لاجرم باید از ناحیه‌ای اعطا شده باشد که دارای این علم است و به ما اعطا کرده. خب اسم این موجود را فرشته می‌گذاریم. به تعبیر دیگر یکی از کارهای فرشتگان الهام علوم به انسان‌هاست. بله ما هر لحظه با ملائکه زندگی می‌کنیم و هر لحظه با آنها ارتباط داریم.

جالب است که برخی از انسان‌ها به دنبال علوم غیبی می‌روند و این علوم را از اجنه طلب می‌کنند! بله اجنه هم از برخی مسائل که از انسان پوشیده است خبر دارند. لکن ارتباط با اجنه ضررهای بسیاری برای انسان دارد و در بسیاری موارد نه تنها جلوی رشد انسان را می‌گیرد بلکه به گمراهی کشانده و عاقبت به شر می‌شود. همین اخبار غیبی را از طریق ملائکه نیز می‌توان دریافت کرد و اتفاقاً ارتباط با ملائکه که موجوداتی نورانی هستند باعث نورانیت انسان می‌شود. البته راه ارتباط با ملائکه تقوای الهی و توجه به خداست. گاهی نیز شخصی که با اجنه ارتباط دارد، گمان می‌کند که با ملائکه ارتباط دارد که اشتباه می‌کند.

علم ملائکه از نوع علم حضوری و به تعبیر دیگر علم یقینی است. یعنی با مفهوم نبوده و شک در آن راهی ندارد. (2) همچنین علم ملائکه زمانمند نیست که به مرور زمان امور را متوجه بشوند، بلکه همه علمشان بی‌زمان برای آنها وجود دارد. علتش هم این است که اصل وجودشان در عالمی است که ماده وجود ندارد و ماده نداشتن به معنای عدم تغییر است. بنابراین نه اصل وجودشان و نه علمشان هیچ تغییری ندارند و به هر جایی که می‌توانستند برسند، رسیده‌اند.

خستگی‌ناپذیری ملائکه

خستگی در ملائکه راه ندارد «یُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ هُمْ لا یَسْأَمُون»(3) این عدم خستگی در ملائکه در حالی است که دائماً و به‌طور یکنواخت در حال انجام اعمال خاصی هستند. و از این سخن فهمیده می‌شود که یکنواختی در عمل موجب خستگی نمی‌گردد. چه بسا نیز بتوان گفت که اگر انسان نیز همانند ملائکه باشد و هیچ توجهی به غیر خدا نکند خسته نمی‌شود.

چه اینکه در احوال بهشتیان آمده است «خالِدینَ فی‌ها لا یَبْغُونَ عَنْها حِوَلا» یعنی بهشتیان در بهشت هیچ تغییری را طلب نمی‌کنند. این به معنای آن است که بهشتیان مانند ملائکه از یکنواختی خسته نمی‌شوند و شاید بتوان این‌گونه توضیح داد که عالمی که ملائکه در آن حضور دارند خستگی ندارد و هرکسی در آن عالم حضورداشته باشد دیگر دچار خستگی نمی‌شود. (4)

توجه به ملائکه همان ادراک حیات است و همین مسأله سرّ عدم خستگی انسان در ارتباط با ملائکه است.


حتماً برای شما نیز اتفاق افتاده است که پای صحبت برخی از افراد انسان خسته نمی‌شود. و یا چه بسا انسان‌هایی که دائماً خسته‌اند. جایی به خداوند و ملائکه به عنوان تجلی خداوند توجه می‌کنیم، در حقیقت، به موجودی که عین حیات است توجه کرده‌ایم و چون ادراک انسان بر اساس توجه انسان است، بنابراین توجه به ملائکه همان ادراک حیات است و همین مسأله سرّ عدم خستگی انسان در ارتباط با ملائکه است.

 

 


 پی نوشت:
1. اسفار، ملاصدرا، ج‏7 ؛ ص109
2. تفسیر القرآن الکریم، ملاصدرا، ج‏2 ؛ صص 308-309
3. فصلت- 38
4. ر.ک: مجموعه آثار شهید مطهری، ج3، ص368

 

روضه‌های جانسوز امام علی(ع) برای شهدای کربلا

 

 

 

هنگامی که با علی بن ابی طالب (ع) به طرف صفّین می‌رفتیم، به منطقه کربلا رسیدیم. امام در کناره لشکر ایستاد و سپس به چپ و راست نگریست، گریست و فرمود: «به خدا سوگند، این جا خوابگاه مرکب‌ها و جای کشته شدن آنهاست.»
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 6 دقیقه
محرم
 
 
 
 
 
یکی از موضوعات دینی و تاریخی که در منابع روایی مورد توجه و دقت اندیشمندان اسلامی قرار داشته، مسأله علم امام علی (ع) به اموری غیبی و پیشگویی‌های ایشان نسبت به اتفاقات و تحولات سیاسی- اجتماعی است که بعدها اتفاق خواهد افتاد؛ از جمله‌ی این پیشگویی‌ها خبر دادن از حادثه دردناک سال 61 هجری است که در سرزمین کربلا اتفاق می افتاد.

پیش بینی امام علی(ع) از حادثه بزرگ سال 61 هجری

یکی از جگرسوزترین روایاتی که خبر از یک حادثه بزرگ و دردناک می‌دهد، روایتی است که راوی آن ابن‌عباس بوده که خبری را از امام علی (ع) نقل می‌کند، روایتی که در آن امام علی (ع) بعد از جنگ صفین با وارد شدن در سرزمین نینوا پرده از اتفاقی بزرگ بر می‌دارد:

صدوق در کتاب امالی از ابن عباس روایت می‌کند که گفت: من در آن سفری که حضرت امیر متوجه صفین شد با آن بزرگوار بودم. وقتی حضرت امیر به نینوا که نزدیک شط فرات است، رسید با بلندترین صدا به من فرمود: «آیا میدانی اینجا چه موضعی است؟» گفتم: نه یا امیر المؤمنین. فرمود: «اگر تو نظیر من از این موضع آگاه می‌بودی از اینجا عبور نمی‌کردی تا مثل من گریه کنی!!» آنگاه آن بزرگوار به‌قدری گریه کرد که ریش مبارکش خیس شد و اشک‌هایش به سینه مقدسش فرو ریخت! ما نیز با آن حضرت شروع به گریه نمودیم آن بزرگوار می‌فرمود: «آه! آه! مرا با آل ابوسفیان چه کار! مرا با آل حرب که حزب شیطان است و دوستداران کفر چه کار! ای ابا عبداللَّه! صابر باش، زیرا پدر تو نیز مثل آنچه تو از ایشان خواهی دید، دیده است.»[1]

پسر عزیزم! بشنو و ببین، پیش از آن که بر تو در آید. سوگند به آن که جانم به دست اوست، بنی امیّه خونت را خواهند ریخت؛ ولی نمی‌توانند تو را از دینت جدا کنند و خدا را از یاد تو ببرند.»[2]


پیشگویی امام علی از اوضاع اجتماعی، سیاسی سال 61 هجری

از جمله پیشگویی‌های حیرت آور امام علی(ع) افشا کردن تحرکات سیاسی، اجتماعی و نظامی برخی اقوام از جمله قوم بنی امیه و جامعه کوفه در سال 61 هجری بود. شاید هیچ کس فکر نمی‌کرد که قومی که با نیرنگ و دغل بازی منبر پیامبر اکرم (ص) را وسیله‌ای برای نفوذ در بین صفوف مسلمین قرار داده روزی در مقابل بهترین مردان خدا ایستاده و خون آنها را مباح کنند.

1-قوم شوم و تبهکار بنی امیه

در کتاب کامل الزیارات ‌ به نقل از جابر، از امام صادق (ع): امام علی (ع) به امام حسین (ع) فرمود: «ای ابا عبداللّه! تو هماره اسوه بوده‌ای [و هستی]». حسین (ع) فرمود: فدایت شوم! حال من، چگونه خواهد بود؟ علی (ع) فرمود: «تو آنچه را آنان ندانستند، دانستی و دانا به زودی از دانش خود، سود می‌بَرد. پسر عزیزم! بشنو و ببین، پیش از آن که بر تو در آید. سوگند به آن که جانم به دست اوست، بنی امیّه خونت را خواهند ریخت؛ ولی نمی‌توانند تو را از دینت جدا کنند و خدا را از یاد تو ببرند.»[2]

2-شرح حال بی وفایی کوفیان از زبان امام علی(ع)

المعجم الکبیر طبرانی که مسند حدیث نزد اهل سنت به شمار می‌آید نیز به نقل از ابو حبره آورده است: همراه علی (ع) بودم تا به کوفه رسید و بر منبر، رفت و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: «شما در چه حالی خواهید بود، هنگامی که فرزندان پیامبرتان به میان شما آیند؟.» پاسخ دادند: آن گاه ما از این آزمون، سربلند بیرون می‌آییم. على (ع) فرمود: «سوگند به آن که جانم به دست اوست، نزدیک شما می‌آیند و شما به سوی ایشان بیرون می‌روید و بی تردید، آنها را می‌کشید.»، سپس رو کرد و چنین فرمود: آنان، ایشان را به فریب آوردند و خود، روی گردانیدند. می‌خواستند نجات یابند؛ ولی نه نجاتی هست و نه عذری.»[3]

روضه جانسوز امام علی(ع) برای شهدای کربلا

از جمله جانسوز ترین اخبار غیبی که توسط امام علی (ع) در منابع روایی نقل شده بیان گوشه‌هایی از صحنه دلخراش کربلاست، امام علی (ع) با علم لدنی که خدای متعال به او عنایت کرده بود سال‌ها پیش از ورود سالار کربلا به سرزمین نینوا اخبار غیبی را بیان کردند که چشم هر آزاداندیشی را غرق در اشک و خون می‌نماید.

1-روضه مکتوب  ورود به کربلا از زبان امام علی(ع)

اینجا کربلاست:
الإرشاد به نقل از جویریّة بن مسهر عبدی: هنگامی که با امیر مؤمنان علی بن ابی طالب (ع) به طرف صفّین می‌رفتیم، به منطقه کربلا رسیدیم. امام (ع) در کناره لشکر ایستاد و سپس به چپ و راست نگریست و گریست و سپس فرمود: «به خدا سوگند، این جا خوابگاه مرکب‌ها و جای کشته شدن آنهاست.»، به او گفته شد: ای امیرمؤمنان! این جا کجاست؟ فرمود: «این جا کربلاست. گروهی در آن، کشته می‌شوند که بدون حساب به بهشت وارد می‌شوند» و سپس حرکت کرد. [4]

على (ع) به کربلا آمد و در آن جا ایستاد. به او گفته شد: ای امیر مؤمنان! این جا، کربلاست. فرمود: «آمیخته با کَرب (رنج) و بلا».آن گاه با دستش به مکانی اشاره کرد و فرمود: «این جا خونشان ریخته می‌شود.»


كربلا، جاى كَرب و بلا

وقعة صفّین به نقل از حسن بن کثیر، از پدرش: على (ع) به کربلا آمد و در آن جا ایستاد. به او گفته شد: ای امیر مؤمنان! این جا، کربلاست. فرمود: «آمیخته با کَرب (رنج) و بلا». آن گاه با دستش به مکانی اشاره کرد و فرمود: «این جا، جایگاه اسباب سفر و خوابگاه مرکب‌های آنان است» و به جایی دیگر اشاره کرد و فرمود: «این جا خونشان ریخته می‌شود.»[5]

2-روضه  مکتوب شط فرات از زبان امام علی(ع)

در كنار رود فرات، صبر كن، اى ابا عبد اللّه!
مُسنَد ابن حنبل به نقل از عبد اللّه بن نُجَی، لشکر در مسیر صفین هنگامی که از کنار نینوا می‌گذشت، امام على (ع) ندا داد: «صبر داشته باش، ابا عبداللّه! صبر داشته باش، ابا عبداللّه! در کنار فرات!». گفتم: یعنی چه؟ فرمود: «روزی بر پیامبر (ص) وارد شدم و چشمانش اشکبار بود. پرسیدم: ای پیامبر خدا! آیا کسی شما را ناراحت کرده است؟ چرا اشک از چشمانت سرازیر است؟ پیامبر (ص) فرمود: جبرئیل، اندکی پیش، از نزدم رفت. او برایم گفت که حسین در کنار رود فرات، کشته می‌شود. پیامبر (ص) فرمود: جبرئیل گفت: آیا می‌خواهی خاک آن جا را ببویی؟ گفتم: آری. و جبرئیل، دستش را دراز کرد و مشتی از خاک آن جا را به من داد و من دیگر نتوانستم جلوی ریزش اشک خود را بگیرم.»
 
 
 

پی نوشت:
[1]. الأمالی( للصدوق)، ص597، ح5.
[2]. كامل الزیارات: ص 149 ح 178؛ بحار الأنوار: ج 44 ص 262 ح 17.
[3]. المعجم الكبیر: ج 3 ص 110 ح 2823.
[4]. الإرشاد: ج 1 ص 332، كشف الیقین: ص 100 ح 92.
[5]. وقعة صفّین: ص 142، بحار الأنوار: ج 32 ص 420 ح 385.

واکنش امام حسین(ع) به خبر شهادت مسلم

 

 

 

وقتی خبر شهادت مسلم به امام حسین(ع) رسید، حضرت گریست و جملاتی در وصف وی گفت.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 2 دقیقه
همراه با کاروان نور

 

 


کاروان حسینی عرصه ظهور برترین ارزش‌های دینی و سرپرست آن از برترین معلمان عالم هستی از ازل تا به ابد است. این کاروان که حرکت خود را از مکه به قصد کربلا آغاز کرده بود، در طول مسیر و در صحنه‌های مختلف در کلاس درس امام حسین(ع)، این آموزگار مکتب وحی قرار می‌گرفت و فقط افرادی در کاروان باقی می‌ماندند که در این کلاس درس نمره قبولی دریافت می‌کردند. شاید بتوان گفت مهم‌ترین شاخصه اصحاب حقیقی اباعبدالله(ع) تبعیت و اطاعت محض از امام خویش و نیز عبور از جان و مال خویش در راه دستیابی به لقای خداوند بود. 

کاروان حسینی در ادامه مسیر خود به منزلگاهی به نام «زباله» رسید. در این منزل بود که خبر شهادت مسلم به او رسید. حضرت به عدّه‌‏اى که به دنبال او بودند خبر شهادت مسلم را داد. افرادى که به طمع دنیا بودند و یقین‏شان کامل نبود، پس از شنیدن خبر شهادت مسلم از گرد آن حضرت پراکنده شدند و فقط خانواده او و برگزیدگان از یاران، با امام(ع) باقى ماندند.

راوى گفت: چون خبر شهادت مسلم رسید صداى شیون و گریه‏ فضاى بیابان را پر کرد و سیلاب اشک‌ها جارى شد. سپس حسین به مقصدى که خدا دعوتش فرموده بود روانه شد.

فرزدق شاعر به خدمتش رسید سلام داد و عرض کرد: اى پسر پیغمبر چگونه بر اهل کوفه اعتماد می‌کنى؟ اینان همان‏اند که پسر عموى تو مسلم بن عقیل و یاران او را کشتند. اشک از دیدگان حسین جاری شد و فرمود:

خدا مسلم را رحمت کند، او به روح و ریحان و بهشت و رضوان خدا بازگشت. مسلم وظیفه‌‏اى که بر عهده داشت انجام داد و اکنون نوبت ماست که آنچه بر ماست انجام دهیم.


 سپس اشعارى به این مضمون انشاء فرمود:



دنیا اگر بچشم لئیمان گرانبها است  / پاداش حق گرانتر و برتر نزد ماست

گر بهر مرگ پیکر ما را سرشته‏اند / در راه دوست کشته شدن افتخار ماست

چون سهم ما ز روزى دنیا مقدّر است/ زیباتر آن که حرص طلب در دلش بکاست

چون جمع مال عاقبتش ترک گفتن است / مالى چنین بخیل شدن بهر وى چراست

 

إنّ الحسین سار قاصداً لما دعاه الله إلیه ، فلقیه الفرزدق الشاعر فسلّم علیه وقال : یا ابن رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) ! کیف ترکن إلى أهل الکوفة ، وهم الذین قتلوا ابن عمّک مسلم بن عقیل وشیعته ؟ قال : فاستعبر الحسین ( علیه السلام ) باکیاً ، ثمّ قال : رَحِمَ اللهُ مُسْلِماً فَلَقَدْ صارَ إِلى رَوْحِ اللهِ وَ رَیْحانِهِ وَجَنَّتِهِ وَ رِضْوانِهِ ، أما إِنَّهُ قَدْ قَضى ما عَلَیْهِ وَبَقی ما عَلَیْنا. ثمّ أنشأ یقول :

فَإِنْ تَکُنِ الدُّنْیا تُعَدُّ نَفیسَةً * فَانّ [ فَدارُ ] ثَوابَ اللهِ أَعْلى وَأَنْبَلُ

وَإِنْ تَکُنِ الأْبْدانُ لِلْمَوْتِ أُنْشِئَتْ * فَقَتْلُ امْرِىءٍ بِالسَّیْفِ فیِ اللهِ أَفْضَلُ

وَإِنْ تَکُنِ الاْرْزاقُ قِسْماً مُقَدَّراً * فَقِلَّةُ حِرْصِ الْمَرْءِ فی الرِّزْقِ أَجْمَلُ

وَإِنْ تَکُنِ الأْمْوالُ لِلتَّرْکِ جَمْعُها * فَما بالُ مَتْرُوک بِهِ الْمَرْءُ یَبْخَلُ

 


منابع:
اللهوف على قتلى الطفوف / ترجمه فهرى، ص74.
تسلیةالمجالس و زینةالمجالس، ج2، ص240.


 

روزی که بی‌وفایان، دور سفیر سیدالشهدا (ع) را خالی کردند

گروه ویدئو الف،  ۲۰ شهریور ۱۳۹۷، 

 

 

 

نام مبارک حضرت مسلم بن عقیل (ع) همیشه با غربت و تنهایی آمیخته بوده است؛ تنهایی و غربتی که در یک روز رقم خورد و حتی کمتر از یک روز طول کشید تا چند هزار مرد به ظاهر عاشق و سینه‌چاک، دور سفیر سیدالشهدا (ع) را خالی کنند.

نام مبارک حضرت مسلم بن عقیل (ع) همیشه با غربت آمیخته است. غربتی که در یک روز رقم خورد. حتی کمتر از یک روز طول کشید و چند هزار صحابی، دور حضرت را خالی کردند. آن شب در کوفه یک مرد بود، آن هم زن بود. پیرزنی به نام طوعه که وقتی فهمید مسلم از خاندان رسالت است، به او پناه داد. فردای آن روز بود که حضرت مسلم از بالای دارالعماره، با چشمانی اشکبار، شاید زیر لب زمزمه می‌کرد: حسین میا به کوفه، کوفه وفا ندارد...

 

مقتل حضرت مسلم بن عقیل (ع)

وقتی خبر دستگیری هانی به گوش حضرت مسلم رسید، به همراه کسانی که با او بیعت کرده بودند از خانه خارج شد تا به جنگ ابن زیاد برود؛ ولی با تهدید اطرافیان ابن زیاد، و فرارسیدن شب یارانش از گرد او پراکنده شدند. غیر از حدود ۱۰ نفر که آن‌ها هم پس از نماز مغرب او را ترک کردند.

وقتی حضرت مسلم این وضع را مشاهده کرد به تنهایی از مسجد خارج شدودر کوچه‌ها حیران و سرگردان می‌گشت تا اینکه به خانه زنی رسید که نامش «طوعه» بود. و از او خواست که پناهش دهد. پسر طوعه که از طرفداران ابن زیاد بود او را آگاه کرد. ابن زیاد، محمد بن اشعث را به دستگیری مسلم فرستاد

حضرت مسلم به جنگ با آن‌ها پرداخت. پس ازنبردی دلیرانه جراحات و زخم‌های زیادی بر بدن مطهرش وارد آمده بود. محمد بن اشعث به مسلم امان داد؛ اما حضرت مسلم در جواب فرمود: به امان افراد حیله‌گر و نابکار، اطمینانی نیست. بااین حال به طور جمعی به سوی حضرت مسلم حمله کردند. او روی زمین افتاد و به اسارت در آمد. محمد بن اشعث، مسلم بن عقیل را به قصر آورد و چون وارد شد، جریان مسلم را گفت و امانی که به او داده بود.اما ابن زیاد امان را نپذیرفت.

در آن حال تشنگی بر آن جناب غلبه کرده بود فرمود: جرعه‌ای آب به من بدهید! مسلم بن عمرو گفت: می‌بینی چقدر این آب سرد است؟ به خدا قطره از آن نخواهی چشید تا حمیم جهنم را بچشی!

آنگاه نشست و تکیه به دیواری داد، عمرو بن حریث غلام خود را فرستاد. کوزه آبی آورد و به او گفت: بیاشام. مسلم قدح را گرفت و چون می‌خواست بیاشامد، دهانش پر از خون می‌شد و نتوانست بیاشامد تا سهبار، بار سوم که خواست بیاشامد دندان‌های پیشین آن جناب در قدح افتاد.

پس فرمود: سپاس خدای را اگر روزی من شده بود خورده بودم. چنین قسمت شده که من تشنه باشم پس اورا به حضور ابن زیاد بردند ، آن ملعون گفت: ای نافرمان! بر ضد پیشوایت خروج کرده، تفرقه ایجاد کرده و فتنه برافروخته‌ای.

مسلم گفت: دروغ می‌گویی. به خدا که معاویه، به اجماع مردم خلیفه نبود؛ بلکه با نیرنگ بر وصی پیامبر غلبه یافت و غاصبانه خلافت را از او گرفت. پسرش یزید نیز چنین کرد؛ اما فتنه را تو و پدرت برانگیختی. امیدوارم که خداوند، شهادت به دست شقی‌ترین مردم را نصیبم سازد.

پس مسلم به عمر سعد خصوصی وصیت کرد وگفت: اسب و سلاحم را از اینان بگیر و بفروش و 700 درهم قرض مرادرکوفه ادا کن. دیگر آنکه وقتی مرا کشتند، جنازه‌ام را خاک بسپار و سوم نامه‌ای به حسین بن علی (ع) بنویسی که اینجا نیاید که مثل من کشته می‌شود.

عمر سعد وصایای مسلم را به ابن زیاد گفت وابن زیاد گفت: ای پسر عقیل! مساله قرضت، مال توست و از آن جلوگیری نمی‌کنیم و جسدت، اختیارش با ماست. اما حسین. اگر با ما کاری نداشته باشد با او کاری نداریم؛ ولی اگر به قصد ما آید، از او دست برنمی‌داریم. ولی دوست دارم بدانم برای چه به این شهر آمدی وکار مردم را به تفرقه کشاندی؟

مسلم گفت: برای آشوب به این شهر نیامدم؛ ولی شما زشتی‌ها را آشکار و خوبی‌ها را دفن کردید، بدون رضای مردم بر آنان حکومت یافتید و آنان را به غیر خواسته خدا وادار ساختید و رفتاری چون کسری و قیصر پیش گرفتید. آمدیم تا امر به معروف و نهی از منکر کنیم و مردم را به کتاب و سنت فراخوانیم و ما شایسته این بودیم و از آن زمان که امیرالمومنین به شهادت رسید، خلافت برای ما بود و همچنان برای ماست و به زور از ما گرفتند. شما نخستین کسانی بودید که بر امام هدایت شوریدید و وحدت مسلمانان را گسستید و حکومت را غصب کرده و با شایستگان آن ظالمانه به نزاع پرداختید. برای ما و شما مثلی نمی‌دانم جز این آیه قرآن «و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون.»

ابن زیاد ملعون به ناسزا گفتن به حضرت علی، امام حسن و امام حسین علیهم‌السلام پرداخت. سپس به بکیر بن حمران دستور داد که حضرت را روی بام قصر برده و او را به قتل برساند. بکیر حضرت مسلم را در حالی که ذکر خدا و استغفار و صلوات بر پیامبر (ص) بر زبان داشت گردن زد و او را از بالای قصر به پایین انداخت.

خبر شهادت مسلم به امام حسین (ع) رسید. امام از کسی که از کوفه می‌آمد، پرسید: از کجا می‌آیی؟ گفت: از کوفه. از آنجا بیرون نیامدم؛ جز آنکه مسلم بن عقیل و ‌هانی بن عروه را کشته و به دار آویخته در بازار قصابان دیدم؛ در حالی که سرهایشان را برای یزید فرستاده بودند. امام حسین گریست و فرمود: انا لله و انا الیه راجعون.

 

بنویسید مرا یار اباعبدالله

اولین بنده دربار اباعبدالله

منتظر مانده دیدار اباعبدالله

من کجا و سر بازار اباعبدالله

تا خدا هست خریدار اباعبدالله

* * *

عاشق آن است که دیدار کند یارش را

بارها جان بدهد دید اگر دارش را

باز آماده کند جان دگر بارش را

فاطمه پیش خدا، پیش برد کارش را

هرکه افتاد پی کار اباعبدالله

* * *

من پرم را به روی دست گرفتم، دیدم

جگرم را به روی دست گرفتم دیدم

سپرم را به روی دست گرفتم دیدم

تا سرم را به روی دست گرفتم دیدم…

… راهم افتاده به بازار اباعبدالله

* * *

وقت هجران به گریبان چه نیازی دارم

به دل بی‌سر و سامان چه نیازی دارم

با لب پاره به دندان چه نیازی دارم

به سرشانه اینان چه نیازی دارم

تا سرم هست به دیوار اباعبدالله

* * *

قبل از آنی که بیاید خبرم را ببرید

زیرپایش مژه چشم ترم را ببرید

محضرش دست به دست این جگرم را ببرید

گر سرم را و سر دو پسرم را ببرید

…باز هستیم بدهکار اباعبدالله

* * *

سنگ‌ها خوب نشستند به پای لب من

لب من ریخت و پیچید صدای لب من

طیب الله به این لطف و وفای لب من

بعد از این آب حرام است برای لب من

بس که لبریزم و سرشار اباعبدالله

* * *

مانده از جلوه والای تو حیران، مسلم

جان خود ریخت به پای تو به یک آن، مسلم

عیدقربان شهان، هست فراوان مسلم

من به قربان تو نه…جان هزاران مسلم

….تازه قربان علمدار اباعبدالله

* * *

به ولای تو نداده ست اذان، هیچکسی

وا نکرده ست به شان تو دهان، هیچکسی

مثل مسلم نبوَد دل نگران، هیچکسی

به خداوند که در هر دو جهان، هیچکسی…

….مثل من نیست گرفتار اباعبدالله

* * *

پیکرم وقف نوک پا زدن طفلان شد

کوچه کوچه سر من بود که سرگردان شد

چه خیالی ست که بازیچه این و آن شد

یا که بر عکس به میخی تنم آویزان شد

دست حق باد نگهدار اباعبدالله

علت گرایش کودکان به شخصیت‌های بازی‌های رایانه‌ای؟

 

 

ايسنا :
 
معاون پژوهش بنیاد ملی بازیهای رایانه‌ای با اشاره به علت گرایش کودکان به برخی از شخصیت‌های بازی‌های رایانه‌ای تاکید کرد: گرایش کودکان به برخی از شخصیت‌های بازی‌های رایانه‌ای متاثر از دستکاری و تحت کنترل بودن شخصیت قهرمان درون بازی توسط کودک است، چراکه در این زمان احساس خیال‌پردازی در کودک تقویت شده و تا حدودی اوج می‌گیرد تا کودک خود را بخشی از داستان و محیط بازی تصور و بتواند با شخصیت‌های دیگر بازی ارتباط عاطفی و احساسی برقرار ‌کند.
 

سید محمدعلی سید حسینی در گفت‌وگویی با ایسنا، با اشاره به تاثیر بازیهای رایانه‌ای در شکل‌گیری شخصیت کودکان بیان کرد: تقویت حس خیال و گسترش تجربه همراه با افزایش مهارت‌های شناختی از قبیل تمرکز، مهارت درک فضایی، حافظه، مهارت حل مسئله و ... می‌تواند در فرآیند رشد کودک خصوصا در سال‌های اولیه زندگی کمک شایان توجهی کرده و او را برای زندگی در آینده آماده سازد. به عبارت دیگر، گسترش تجربه‌های کودک در بازی‌ها به موازات فعالیت‌های انجام یافته در دنیای واقعی می‌تواند دو بالی باشد که به کودک در آسمان زندگی خود قدرت پرواز دهد.

 

سید حسینی با بیان اینکه بازی‌های دیجیتال به شکل رسانه‌ای نوین در دنیای امروز جایگاه ویژه‌ای را به خود اختصاص داده‌ است و یکی از مخاطبان این بازی‌ها کودکان هستند، به مزایا و معایب این بازی‌ها توسط کودکان اشاره‌ای کرد گفت: به جهت آسیب‌های احتمالی برای این کودکان، اگر این بازی‌ها با الگوی درستی استفاده نشود و در استفاده از آن افراط شود تبعات منفی را مانند همه رسانه‌های دیگر در پی خواهد داشت.

 

او ادامه داد: اگر کودکان بازی‌هایی که برای رده سنی آنها مناسب نیست را استفاده کنند قطعا در معرض آسیب‌های جدی قرار می‌گیرند، اما اگر خانواده‌ها در استفاده به اندازه و صحیح کودکان نظارت داشته باشند، این بازی‌ها نه تنها آسیبی برای کودکان ایجاد نخواهد کرد بلکه می‌تواند نقش فوق العاده‌ای در رشد و پیشرفت ذهنی کودک ایفا کرده و او را توانمند کند.

 

وی افزود: زمانی که کودکان به بازی کردن با بازی‌های دیجیتال مشغول هستند، مغز آنها تمرین کاملی را انجام می‌دهد چراکه برای برنده شدن در این بازی‌ها، به سطح بالایی از تفکر انتزاعی نیاز است. مهارت‌هایی که ممکن است حتی در دوران مدرسه بدست نیاید.

 

معاون پژوهش بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای با بیان اینکه بازی‌های رایانه‌ای موجب تقویت منطق و مهارت حل مسئله می‌شوند بیان کرد: زمانیکه کودک بازی‌های کامپیوتری را انجام می‌دهد در واقع ذهن او تمرین می‌کند تا با روش‌های خلاقانه به حل مسئله و معماها بپردازد به طور مثال، بازی‌های ژانر ماجراجویی و پازل به طور خاص با توجه به کثرت معماهای خود می‌توانند موجب تقویت این مهارت ذهنی در کودکان شوند.

 

سیدحسینی با اشاره به مزایای دیگر در استفاده از بازی‌های رایانه‌ای توسط کودکان گفت: این بازی‌ها می‌توانند موجب افزایش مهارت‌های حرکتی و درک فضایی ‌شوند، به طور مثال در بازی‌هایی با سبک تیراندازی، شخصیت اصلی ممکن است به طور موازی و همزمان، بدود و شلیک کند که این نوع بازی نیازمند آن است تا بازیکن از اینکه جهت کاراکتر اصلی به کدام سمت است، چه سرعتی دارد، اسلحه او کجا را نشانه گرفته ؟ و ... آگاهی داشته باشد، که همه این عوامل نیازمند این است تا به صورت همزمان دیده شود، همچنین بازیکن باید تفسیر مغزی خود را با واکنش حرکتی در دست‌ها و انگشتانش هماهنگ کند که این فرآیند به رابطه مهم میان هماهنگی اندام، چشم و قابلیت تصور یا درک فضایی برای موفق شدن نیاز دارد. حتی مطالعاتی وجود دارد که نشان می‌دهد برخی از بازی‌های رایانه‌ای موجب تقویت مهارت جراحی در پزشکان شده‌ است.

 

او افزود: بازی‌ها می‌توانند توانایی آمایش، مدیریت منابع و برنامه‌ریزی را در کودکان بالا ببرند، بازیکن در برخی از بازی‌ها می‌تواند مدیریت منابعی را که محدود هستند بیاموزد و بهترین استفاده را از آنها در بازی انجام دهد؛ که این مهارت در بازی‌های سبک شبیه‌سازی و استراتژی شبیهسازی می‌شوند. 

 

وی با اشاره به اینکه بازی‌های رایانه‌ای باعث یادگیری استدلال و آزمون فرضیه در کودکان می‌شود گفت: تحقیقات نشان می‌دهد که ‌بازی‌های دیجیتال شبیه فعالیت بر روی مسئله علمی است؛ برای مثال بازیکن باید به طور دائم سلاح‌ها و توانایی‌های شخصیت اصلی بازی را برای شکست دادن دشمن‌های مختلف مورد آزمایش قرار دهد و از آنها نمونه‌گیری کند. اگر یکی از آنها در مقابل یکی از دشمنان بازی درست کار نکند، او فرضیه‌اش را تغییر می‌دهد و یک راه دیگر را آزمایش می‌کند.

 

معاون پژوهش بنیاد ملی بازیهای رایانه‌ای با بیان اینکه مزایای بازی‌های دیجیتال تنها به نکات ذکر شده خلاصه نمی‌شود، تاکید کرد: با توجه به ظرفیت موجود در رسانه نوین، روز به روز بر فواید استفاده از آن افزوده شده و پژوهش‌ها موارد جدیدی از منافع استفاده از بازی‌ها را کشف می‌کنند. آموزش نظری و مهارتی از طریق بازی و استفاده از بازی‌ها در جهت پیشگیری، تشخیص، درمان بیماری‌ها و همچنین توان‌بخشی به بیماران، استفاده از بازی‌ها برای تقویت رفتارهای جامعه پسند و موضوعات بسیاری دیگر نشان از منافع ویژه این رسانه برای کاربرد در عرصه‌های مختلف فردی و اجتماعی دارد. 

 

سیدحسینی با اشاره به همزاد پنداری برخی از کودکان با بازی‌های رایانه‌ای گفت: بازی‌های دیجیتال رسانه‌ای نوین و تعاملی محسوب می‌شوند که ماهیتا با رسانه‌های پیش از خود مانند تلویزیون، متفاوت هستند. وجه غالب این تفاوت نیز در تعاملی بودن آن است، به این معنی که اگر در تلویزیون کودک صرفا انیمیشنی تماشا و داستان را همراه با قهرمانانش دنبال می‌کند، در یک بازی دیجیتال، کودک می‌تواند به جای قهرمان بازی ایفای نقش کرده و در داستان تغییراتی ایجاد کند که همین قابلیت در این بازی‌ها موجب افزایش درگیری و غوطه‌وری کودک با بازی شده و همذات پنداری را در او تقویت می‌کند.

 

وی در بخش دیگری از صحبتهای خود به اعتیاد بعضی از کودکان تا دوران نوجوانی به این بازی‌ها اشاره کرد و گفت: وابستگی و استفاده از بازی‌های دیجیتال در سنین بالا (حتی در سنین کهنسالی) امری طبیعی است، مثل استفاده از رسانه‌های دیگر از قبیل کتاب، مطبوعات، سینما، رادیو، تلویزیون و ... و نیاز به نگرانی ندارد، اما تنها مسئله نگران کننده در این موضوع استفاده بی حد و حصر از این گونه بازی‌هاست. 

 

او ادامه داد: همانطور که بازی‌کردن زیاد باعث آسیب‌های جسمی و روانی می‌شود، برای تماشای بیش از حد تلویزیون نیز این آسیب‌ها متصور است اما بحث اعتیاد به بازی‌های رایانه‌ای مسئله‌ای است که بسیار مرتبط با شیوه صحیح استفاده است و اگر والدین بتوانند استفاده از این بازی‌ها را برای کودکان خویش به زمان‌های خاصی در روز محدود کنند و از طرفی دیگر در بعضی مواقع کودکان را در این بازی‌ها همراهی کنند تا از این راه بر محتواهای بازی کودکان خود  نیز نظارت داشته باشند، می‌توانند الگوی استفاده مناسبی را برای کودک خود از دوران کودکی تدارک دیده تا آنها در دوران نوجوانی دچار مشکلات احتمالی نشوند.

سه شنبه, 20 شهریور 1397 12:39

انقلاب فناوری‌ها در آینده نزدیک

«نظام جامع تنظیم مقررات در فضای مجازی» آماده می‌شود

 

 

مهر : پیش بینی‌ها نشان می‌دهد به زودی تغییرات جدی در فضای مجازی رخ خواهد داد و عواملی مانند «رایانش ابری»، «بیگ دیتا»، «اینترنت اشیا» و «نسل پنجم ارتباطات همراه» ریشه این تغییرات خواهند بود. این تغییرات که به سمت هوشمندسازی در حرکت است، محیطی کاملا هوشمند برای انسان به ارمغان می‌آورد. محیطی که در آن کلیه تجهیزات و اشیای مرتبط با انسان از ابزارهای زندگی گرفته تا وسایل شخصی وی دچار تغییر جدی می‌شود. به همین دلیل همگام با کشورهای دیگر، در کشور ما نیز تلاش برای بهره‌گیری از این فناوری‌ها آغاز شده و در گام نخست تبیین اسناد راهبردی توسعه این فناوری‌ها و نیز نحوه مواجهه و رویارویی با این موج تغییر، در دستور کار قرار گرفته است. از این رو شورای عالی فضای مجازی، تصمیم به تهیه و تدوین سند توسعه سیستم‌های هوشمند و اینترنت اشیا البته با رعایت اصول اقتصاد مقاومتی گرفت و تصویب «نظام جامع تنظیم مقررات فضای مجازی کشور» را از جمله مهم‌ترین اولویت‌های تعیین شده برای سال ۹۷ اعلام کرد.
 
 
 
 

 

 

جهش تولید اطلاعات با رایانش ابری

تکنولوژی رایانش ابری الگوی محاسباتی است که با سرورهای از راه دور که با یکدیگر شبکه هستند، اقدام به ذخیره‌سازی متمرکز اطلاعات و داده‌ها و دسترسی آنلاین به سرویس‌ها و منابع کامپیوتری می‌کند. با این تعریف می‌توان گفت که رایانش ابری (کلاد) دستیابی به منابع محاسباتی از طریق اینترنت است و ما در عمل به جای اینکه اطلاعات‌مان را روی هارد دیسک خود نگه داریم یا برنامه‌های کاربردی مورد نیازمان را به‌طور مستمر به روزرسانی کنیم، از سرویس رایانش ابری روی اینترنت برای برآوردن این نیازها استفاده خواهیم کرد. با این وجود، زمانی که ما تصاویر را به جای کامپیوتر شخصی خود، به‌صورت آنلاین ذخیره می‌کنیم یا از سرویس‌های ایمیل یا سایت شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنیم، در واقع از رایانش ابری بهره برده‌ایم؛ با ظهور این تکنولوژی، هزینه محاسبات، میزبانی برنامه‌های کاربردی، ذخیره‌سازی محتوا و تحویل سرویس‌ها به‌طور قابل توجهی کاهش خواهد یافت.

اتصال انسان و اشیا با اینترنت اشیا

فناوری اینترنت اشیا مهم‌ترین انقلاب عرصه فناوری‌های نوین است که اتصال در هر زمان و هر مکان و با هر چیزی و هر شخصی را برای ما فراهم می‌کند. هدف اینترنت اشیا به‌عنوان چهارمین انقلاب صنعتی، توانمندسازی اشیا برای اتصال در هر موقعیتی است تا بتوان از هر مسیر، شبکه یا سرویسی به‌صورت ایده آل استفاده کرد؛ این فناوری جدید جهانی که به شکل واقعی، دیجیتال و مجازی است، شکل‌گیری محیط‌های هوشمند و همگرا را فراهم می‌کند. به بیان دیگر با اینترنت اشیا ما در آستانه یک تحول تکنولوژیکی قرار داریم که روش زندگی افراد را تغییر خواهد داد. این تحول جدید، شبیه به هیچ یک از تغییر و تحولاتی که بشر تا به حال تجربه کرده نخواهد بود و با شکل‌گیری این انقلاب، مرزهای میان حوزه‌های فیزیکی، دیجیتالی و بیولوژیکی محو خواهد شد.

پردازش حجم عظیمی از اطلاعات با بیگ‌دیتا

ردپای دیجیتالی کاربران در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی داده‌های قابل توجهی را در این فضا ایجاد کرده و به سرعت نیز بر حجم این اطلاعات افزوده می‌شود. به این داده‌های عظیم که اندازه آنها فراتر از حدی است که بتوان با نرم‌افزارهای معمول، آنها را در یک‌زمان معقول و دقیق، پردازش کرد، «بیگ دیتا» گفته می‌شود؛ به بیان دیگر دارایی‌های اطلاعاتی با حجم بالا، شتاب بالا و تنوع بالا که نیازمند اشکال جدید پردازشی است، بیگ دیتا نام گرفته است.

جمع‌آوری و پردازش این حجم عظیم از اطلاعات امروزه با پیشرفت هوش مصنوعی و گسترش متدهای داده‌کاوی امکان‌پذیر شده است؛ به زبان ساده‌تر، «بیگ دیتا»، داده‌های انبوه حاصل از فعالیت کاربران را در فضای اینترنت و شبکه‌های اجتماعی به وسیله روبات‌های هوشمند جمع‌آوری می‌کند. در مرحله بعد، داده‌های خام جمع‌آوری شده به وسیله الگوریتم‌های هوش مصنوعی، پردازش شده و به اطلاعات معناداری تبدیل و آماده آنالیز و تحلیل می‌شود. براین اساس کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند که به زودی انسان با استفاده از دانش مبتنی بر حجم عظیمی از داده‌ها، به خِردی می‌رسد که می‌تواند موجب تصمیم‌سازی‌های استراتژیک و هوشمندانه‌ شود.

انتقال سریع اطلاعات با ۵G

با گسترش شبکه‌های تلفن همراه و قابلیت جابه‌جایی اطلاعات روی موبایل، نسل‌های شبکه ارتباطات سیار یکی پس از دیگری برای انتقال سریع‌تر اطلاعات آماده می‌شوند و این بار نسل پنجم ارتباطات سیار پتانسیل آن را دارد که ۴۰ برابر سریع‌تر از نسل چهارم، اطلاعات را منتقل کند. از آنجایی که با وجود برنامه‌های کاربردی آینده، نسل چهارم همراه (۴G) مناسب نیست، پیش بینی می‌شود که نسخه پنجم شبکه تلفن سیار تا سال ۲۰۲۰ عرضه شود؛ به این ترتیب قرار است فناوری نسل پنجم شبکه‌های همراه با قابلیت اتصال بی قید و شرط به اینترنت، زندگی دیجیتالی ما را به کلی متحول کند. افزایش نرخ انتقال داده و سرعت و نیز کاهش تاخیر در ارسال اطلاعات مهم ترین ویژگی‌های شبکه نسل پنجم موبایل است که به کارآمدی اپلیکیشن‌های مرتبط با اینترنت اشیا می‌تواند کمک کند. به‌عنوان مثال در هدایت ماشین‌های خودکار و شبکه هوشمند حمل و نقل، این فناوری به شدت مورد نیاز است.

برای «اینترنت آینده» آماده می‌شویم

عباس آسوشه، معاون مرکز ملی فضای مجازی در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر، درخصوص نحوه مواجهه با اینترنت آینده و ابزارهای مرتبط با این فناوری در آینده نزدیک توضیح می‌دهد. وی با اشاره به تغییرات جدی در فضای مجازی که در حال شکل‌گیری است و نحوه مواجهه با عواملی مانند رایانش ابری، داده‌های عظیم، اینترنت اشیا و نسل پنجم موبایل به‌عنوان ریشه این تغییرات می‌گوید: در آینده نزدیک فضای ارتباطی انسان‌ها از مدلی که امروز با آن مواجه هستیم فراتر خواهد رفت.» معاون مرکز ملی فضای مجازی با بیان اینکه در فضای اینترنت آینده، نرخ تولید اطلاعات و تنوع آن با سیر قابل‌توجهی افزایش می‌یابد، تاکید می‌کند: در فضای اینترنت آینده، نرخ تولید اطلاعات و تنوع آن با سیر قابل‌توجهی افزایش می‌یابد. در مواجهه با این فضا اگر برای خودمان قوانین خاص مانند قانون مالکیت معنوی، حریم خصوصی و احرازهویت را آماده و ویرایش نکنیم، با سیلی مواجه می‌شویم که مجبور خواهیم بود برای آن سد بگذاریم.»

معاون مرکز ملی فضای مجازی با اشاره به اینکه باید برای فضای آینده کلیدواژه «مواجهه فعال و هوشمندانه» را به‌جای «مقابله» به کار بگیریم، ادامه می‌دهد: نوع تعامل در فضای مجازی در حال تغییر است. این تغییرات در مباحث مختلف اقتصادی - اجتماعی ما تاثیر می‌گذارد و فرهنگ و نوع باورمان را به‌شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد.»  به گفته آسوشه، دیگر معنی ندارد که سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی برای همه فضای مجازی مقررات تعیین کند، بلکه وزارت بهداشت نیز برای فضای بهداشتی، وزارت ارشاد برای محتوا، وزارتخانه‌های علوم و آموزش و پرورش برای کارهای آموزشی و... باید دست‌به‌کار شوند. به عبارت دیگر باید یک بسیج عمومی شکل گیرد تا همه ورود پیدا کنند و مساله حل شود.

 معاون مرکز ملی فضای مجازی با بیان اینکه در این فضا البته مهم‌ترین عامل و بازیگر خود مردم هستند، تاکید می‌کند موضوع شناسایی‌ آی‌پی آدرس، هویت سیم‌کارت‌ها و گوشی‌های موبایل در طرح رجیستری، از جمله اقداماتی است که در راستای طرح احراز هویت فضای مجازی درحال انجام است. آسوشه از آماده‌سازی «نظام جامع تنظیم مقررات در فضای مجازی» از سوی مرکز ملی فضای مجازی خبر داد که در نوبت انتظار طرح در شورای عالی فضای مجازی است.

رواج تعبیر خواب در زمان حضرت یوسف(ع)

 

 

 

در دوران یوسف(ع) آنچه رایج بود به قرینه آنچه در قرآن آمده، عده‌ای از عالمان در دربارها بودند که اینها معبّر خواب بودند. یعنی تعبیر خواب آن دوره رایج بود.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه

 

تعبیر خواب

 

 

 


روایت زیبایی است که انبیاء که مبعوث می‌شدند، هرکدام در هر زمانی که مبعوث می‌شدند معجزه‌شان مرتبط با آن علم رایج آن دوره بوده است؛ زمانی که موسی(ع) مبعوث شد، اژدها شدن عصا از سنخ سحر نبود ولی در آن ردیف بود. چون آنها ریسمان‌ها را می‌انداختند و حرکت می‌کرد، مردم خیال می‌کردند اینها تکان می‌خورند. اما موسی عصا را انداخت «فَإِذا هِیَ حَیَّةٌ تَسْعى‏» (طه/20) یک اژدهای واقعی شد. همین جریان زمان عیسی(ع) وقتی طب در آن زمان بود، عیسی(ع) مرده را زنده کرد. عیسی (ع) مریضی‌های لاعلاج را شفا می‌داد که طب از آن قطع امید کرده بود. در زنده شدن مرده که قطعاً برای آنها راهی در این نبود تا از این منظر اول عالمان آن زمان مورد خطاب باشند. قشر فرهیخته آن دوره مورد خطاب قرار بگیرند. در دوره پیامبر که فصاحت و بلاغت بود باز قرآن آمد که هم از جهت بلاغت و فصاحت ظاهری در اوج بود و هم از جهت بلاغت و فصاحت باطنی یعنی نظام معنا که بهترین معانی، بالاترین معانی، هدایتگری نهایی در این بود که جاودانه هم هست.

رواج تعبیر خواب در زمان حضرت یوسف(ع)

در دوران یوسف(ع) آنچه رایج بود به قرینه آنچه در قرآن آمده، عده‌ای از عالمان در دربارها بودند که اینها معبّر خواب بودند. یعنی تعبیر خواب آن دوره رایج بود. علمی بود که خیلی ترویج داشت، لذا یوسف از همین درون زندان، همین مسأله زمینه چینی می‌شود برای تعبیر خوابی که بعداً همه معبرین از تعبیر آن عاجز می‌شوند.

تعبیر خواب را خدا به یوسف(ع) عنایت کرده است

تعبیر خواب یوسف در زندان مربوط به علم رایج آن زمان است منتهی «ممّا عَلّمنی ربّی» نه مثل آنها با کسبشان و تحصیلشان و خواندنشان یاد گرفته باشند، خدا عنایت کرده است. لذا می‌گوید: تعبیری که از خواب شما بیان می‌کنم «ممّا علّمَنی ربّی» این نشان می‌دهد آدم باید حواسش باشد. هرکس به دنبال علم هست، هرگاه طهارت وجودی‌اش بیشتر باشد، خدای متعال افاضه می‌کند و علمش «علّمنی ربّی» می‌شود. اگر علم کسی «مِمَّا عَلَّمَنِی رَبِّی» شد، این پایان ندارد، هلاکت ندارد و بقاء دارد.

علم تأویل و تعبیر حضرت یوسف (ع) ز سنخ علوم بشری نیست

«قالَ لا یَأْتِیكُما طَعامٌ تُرْزَقانِهِ إِلَّا نَبَّأْتُكُما بِتَأْوِیلِهِ قَبْلَ أَنْ یَأْتِیَكُما ذلِكُما مِمَّا عَلَّمَنِی رَبِّی إِنِّی تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ» این آیه شریفه پس از آن بود که دو نفر همراه یوسف وارد زندان شدند و پس از مدت‌ها که در زندان بودند، احوال حضرت یوسف را دیدند که از محسنین است و از کارهای همه گره‌گشایی دارد، اینها هم خوابی دیدند، خدمت حضرت آمدند خوابشان را عرضه کنند تا گره از کار اینها گشوده شود. لذا خوابی که داشتند این بود که یکی دیده بود دارد انگورها را می‌فشرد تا برای شاه و پادشاه خمر و شراب را آماده کند و دیگری خواب دیده بود طبقی از نان بر سرش است و حرکت می‌کند و پرندگان از این طبق می‌خورند. آمدند به حضرت یوسف عرض کردند: ما این دو خواب را دیدیم. برای ما تعبیر کنید! حضرت فرمود: قبل از اینکه غذا بیاورند من به شما می‌گویم که این غذایی که امروز می‌آورند چیست و چه خصوصیاتی دارد و چیست. اینکه حضرت می‌فرماید: قبل از اینکه غذا بیاورند من برای شما می‌گویم به چه معناست؟ چرا حضرت یک چنین تعبیر رؤیا را به این مسأله موکول کردند؟

علت اینکه حضرت این را مقدم کرد برای این بود که می‌خواست بیان کند تعبیر خوابی که می‌خواهم برای شما بکنم تعبیر یقینی است و ظنی و گمانی نیست. چون تعبیر خواب‌ها همه به احتمال است و هیچکدام از معبرّین با قاطعیت نمی‌توانند بگویند این چیست. آنهایی که به کسب به این علم می‌رسند یعنی دنبال علم می‌ روند، هیچگاه با قطع و یقین نمی‌توانند بگویند: تعبیر خواب و تفسیرش چیست. اما حضرت یوسف(ع) می‌خواست نشان بدهد که علم تأویل و تعبیری که دارد از سنخ علوم بشری نیست لذا با قطع و یقین برای شما می‌گویم. برای اینکه این را برای اینها ملموس و محسوس کند و باور ایجاد کند از غذایی که معلوم نیست چیست، به اینها اخبار می‌کند این غذا چیست تا اینها از این یقین کنند که آن هم قطعی خواهد بود. حضرت می‌خواهد از این یقین استفاده کند تا تبلیغ توحید را محقق کند. «عَلَّمَنِی رَبِّی» تعلیم خداست نه کسب من!

مدیت بحران؛ علم دیگری از حضرت یوسف(ع)

تعبیر دیگر این هست که «مِمَّا عَلَّمَنِی رَبِّی»، «مِمَّا» یعنی این بعضی از علومی است که از خدا به من افاضه شده، یعنی من علوم دیگری هم دارم. این عرضه است به اینکه دیگران هم بیایند به دنبال علوم دیگر هم باشند که بعد در مدیریت بحران که در وضع قحطی پیش آمد، مدیریت بحران جزء علومی بود که یوسف داشت و توانست به بهترین وجه بروز بدهد و پیاده کند و بتواند مردم را از قحطی نجات بدهد.

اگر در نظامی مؤمنین طهارت وجودی‌شان را بیشتر کنند، در همین علوم کسبی هم خدای سبحان افاضات بیشتری دارد، یعنی گاهی می‌بینید که راه حل در وقتی انسان به دنبالش است و طهارت در وجودش نیست، تضرع در وجودش به جانب خدا نیست، گاهی جلوی دستش است ولی متوجه نمی‌شود. هرچه این رابطه را با خدا قوی‌تر کند منتقل می‌شود به فرمولی که باید پیدا کند، می‌بیند جلوی دستش بود و تا الآن از آن غافل بود.

لذا هرکسی در ظرف خانواده و اجتماعش، هرچقدر وجودشان را طاهرتر بکنند، تضرعشان را به درگاه الهی بیشتر کنند، عنایت خدا در نشان دادن راه به آنها بیشتر می‌شود. لذا مسئولین اگر وقت زیادی برای خدمت به مردم می‌گذارند، این نوع تضرع و رابطه را هم جزء برنامه‌هایشان ببینند. خدای سبحان وعده داده در این مواقع امداد بکند.

 


 

منبع:
برنامه سمت خدا؛ "سیره تربیتی حضرت یوسف(ع) در قرآن کریم، شرح آیات 37 و 38"؛ حجت الاسلام عابدینی