ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

۵ چیزی که شما را در زندگی عقب می‌اندازند

 

 

 

عادت‌ها؛ چیزهایی هستند که ما به صورت روزانه یا هفتگی یا در کل به صورت تکرارشونده در فواصل منظم انجامشان می‌دهیم.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 6 دقیقه
۵ چیزی که شما را در زندگی عقب می‌اندازند

 

 


 بعد از گذراندن حدوداً یک‌چهارم از عمرتان ممکن است با خودتان فکر کنید چیزهایی که در کودکی به دست آورده‌اید، تعریف‌کننده‌ی مابقی زندگی‌تان خواهد بود. بااینکه خیلی از عادت‌ها و رفتارهای شخصی که کسب کرده‌ایم باعث عقب افتادن ما در زندگی می‌شوند، مغزمان معمولاً تخریب‌های ناشی از آن را نادیده می‌گیرد و درمقابل هرگونه تغییر مقاومت می‌کند.

از این گذشته، سرعت بالای زندگی، با بچه یا بدون آن، و یک کار مشخص ممکن است باعث شود بخواهید یک برنامه‌ی منظم داشته باشید که مخصوص خودتان باشد و کمکتان کند با همه‌چیز کنار بیایید. ولی اگر این برنامه‌ی منظم برای سلامت روانی و پیشرفت فردی شما مخرب است، شاید زمان تغییر فرا رسیده باشد.

عادت‌های ما و افرادی که به صورت روزانه می‌بینیم ممکن است گاهی ما را در زندگی عقب بیندازند و جلوی ما را برای رسیدن به اهدافمان بگیرند. خیلی مهم است که این تاثیرات منفی را شناسایی کنید و خودتان را از آنها بالاتر بکشانید. اولین قدم این است که تشخیص دهید دچار رکود شده‌اید. رکود در زندگی علائم مختلفی دارد که در اینجا به مواردی از آن اشاره می‌کنیم.

منفی‌گرایی

تا به حال شده شروع به برنامه‌ریزی برای کاری کنید که می‌تواند زندگی‌تان را عوض کند/پولدارتان کند/مهارت‌هایتان را ارتقا دهد و بعد کاغذ برنامه‌ریزی‌تان را تا کرده و پشت ذهنتان بگذارید چون فکر می‌کنید مطمئناً موفق نخواهید شد؟ از این اتفاق‌ها زیاد می‌افتد. وضعیت کنونی جهان (که هیچوقت بهتر از این نبوده است)، جایگاه شما و نداشتن اراده‌ی کافی باعث می‌شود همیشه در یک نقطه بمانید. وضعیت امروز دنیا به‌گونه‌ای است که انگار بهترین زمان برای منفی‌بافی باشد.

خبر مهم: گذشته همیشه تاریک‌تر از آینده بوده است. تا سال ۱۹۶۴ برای سیاهپوستان ایالات متحده آمریکا تبعیدنژادی وجود داشت، با این حال این جلوی آدم‌هایی مثل رِی چارلز، جان اچ. جانسون، جکی رابینسون، تامی اسمیت و جان کارلوس را برای جلو بردن زندگی‌شان نگرفت.

امروز آدم‌ها نسبت به همیشه آزادی بسیار بیشتری دارند. دلیلی ندارد که تصور کنید چون ایده‌ای عمل نخواهد کرد پس شکست خواهید خورد. تا زمانی‌که امتحانش نکنید نمی‌توانید به این تصمیم‌گیری برسید.

ولی منفی‌بافی فقط تقصیر شما نیست، عوامل زیر هم می‌توانند در این منفی‌بافی موثر باشند.

محیط منفی

از خانواده و دوستانتان شروع می‌شود ولی محدود به آنها نیست. خیلی وقت‌ها دوستانتان در برنامه‌هایتان اخلال ایجاد می‌کنند چون می‌خواهند شما را به وضعیت سابقتان برگردانند. این کار را با نیت بد نمی‌کنند، تصورشان این است که با شما صادق‌اند و خیر شما را می‌خواهند. آدم‌ها همیشه شما را همانطور که همیشه بودید می‌خواهند و طاقت تغییر کردنتان را ندارند چون منطقه‌ی امن خودشان را به خطر می‌اندازد و آنها را در موقعیتی قرار می‌دهد که آمادگی‌اش را نداشته‌اند. البته همه‌ی اینها با منطق خودشان هم جور در نمی‌آید و این کار را آگاهانه انجام نمی‌دهند.

البته این دلیل بر آن نیست که دوستانتان را به کل کنار بگذارید و همه‌ی ارتباطاتتان را قطع کنید. ولی گاهی تغییر محیط خیلی به کمکتان می‌آید. سرگرمی‌ جدیدی برای خودتان پیدا کرده‌اید؟ شروع کنید با آدم‌هایی معاشرت کنید که آنها هم همان سرگرمی را دارند. یا تنها در رستوران یا کافه بنشینید و سعی کنید با یک آدمِ جدید آشنا شوید. آشنا شدن با آدم‌های جدید همیشه رویکرد جدیدی از زندگی به شما نشان می‌دهد. بعضی‌وقت‌ها این تنها چیزی است که شما را به جلو هُل می‌دهد.

کل تاریخچه انسان یک روند آزمایش و خطا بوده است و بدون آن به هیچ‌عنوان به جایی که امروز هستیم نمی‌رسیدیم. موضوع «من نمی‌توانم این کار را انجام دهم» نیست، موضوع «من الان شکست خوردم ولی می‌دانم دفعه‌ی بعد چه بکنم» است.

 

ناتوانی در برنامه‌ریزی و متعهد شدن به آن

وقتی بالاخره برنامه‌ای می‌ریزید، سخت‌ترین قسمت متعهد شدن به آن است. مثلاً می‌خواهید با رفتن به باشگاه ورزشی سلامت جسمی‌تان را بهتر کنید. برنامه‌ی ورزشی‌ای پیدا کرده‌اید که کمکتان می‌کند به تناسب‌اندام برسید و مستلزم ورزش کردن روزانه است.

سه یا چهار روز ممکن است آن را انجام دهید و بعد یک روز باشگاه نمی‌روید با این تصور که بالاخره به یک استراحت نیاز دارید. یا از همان روز اول رفتن به باشگاه را به تعویق می‌اندازید و با خودتان می‌گویید که فردا دو برابر بیشتر ورزش خواهید کرد.

این روش نمی‌گذارد تغییر ایجاد کنید. مهم‌ترین قسمت یک برنامه متعهد شدن به آن است. به اراده‌ی زیادی نیاز دارد ولی تغییری که می‌بینید ارزش تلاش کردن دارد. می‌توانید انجامش دهید و می‌توانید همین امروز انجامش دهید. نه کار دو برابر برای فردا، همین امروز، چون امروز تنها روزی است که می‌توانید چیزی که برایش برنامه‌ریزی کرده‌اید را انجام دهید. همه‌اش به خودتان بستگی دارد.

قلمرو امن

وضعیت امروز دنیا طوری شده که نمی‌توانی حرفی بزنی که حداقل یک نفر را نرنجاند. همه‌‌ی آدم‌ها قلمرو امن خودشان را دارند که مثل حبابی از اعتقادات و عادت‌هایی است که موجب راحتی‌تان می‌شود و به شما می‌گوید همه چیز مرتب است و نیاز به هیچ تغییری نیست. گاهی‌اوقات وقتی یک قدم از آن بیرون بیایید، حتی فقط برای یک لحظه، پر از استرس، ترس و انکار می‌شوید.

اگر متمایل به تغییر باشید، چیزهای زیادی برای تغییر کردن خارج از این حباب وجود دارد. باید کارهایی را بکنید که تا حالا انجامشان نداده بودید یا حتی نشنیده بودید. برگشتن به منطقه‌ی امن  و احساس رضایت از داشته‌هایتان همیشه ساده‌تر از این است که بیرون بمانید و احساس کنید گمشده‌اید. ولی این کار باید انجام شود. این تنها راه رسیدن به پیشرفت فردی است.

هیچکس در اولین تلاش نتیجه‌ی عالی نمی‌گیرد. کل تاریخچه انسان یک روند آزمایش و خطا بوده است و بدون آن به هیچ‌عنوان به جایی که امروز هستیم نمی‌رسیدیم. موضوع «من نمی‌توانم این کار را انجام دهم» نیست، موضوع «من الان شکست خوردم ولی می‌دانم دفعه‌ی بعد چه بکنم» است.

مشخص نکردن ضعف‌ها

عادت‌هایی که در طول کودکی و نوجوانی کسب می‌کنید به‌تدریج کل زندگی شما را می‌گیرند. همه‌ی ما به دنبال ثبات هستیم. وقتی زیر کوه عادت‌هایتان دفن شوید ممکن است نبینید که بعضی از این عادت‌ها ممکن است ازجمله ضعف‌های شما باشند.

تا حالا نشده عادتی پیدا کنید که به سلامتتان (جسمی و روانی) اثر منفی بگذارد؟ تا حالا شده کلی کار برای انجام دادن داشته باشید ولی بنشینید سر بازی‌؟ ممکن است با خودتان فکر کنید که این عادت‌ها به شما برای ریلکس کردن و آزاد کردن ذهنتان کمک می‌کنند ولی باید بدانید که از آن طرف نمی‌گذارند ببینید که چطور به شما آسیب می‌زنند.

وقتی متوجه شدید که یک ضعف دارید، می‌توانید تصمیم بگیرید که خودتان اصلاحش کنید ولی خُب همیشه امکان پذیر نیست. بعضی عادت‌های یک‌جوری به ما می‌چسبند که جدا کردنشان خیلی سخت است. در چنین مواقعی باید از یک متخصص کمک بگیرید.

اصولاً عادت‌ها ما را در زندگی عقب می‌اندازند. دنیا در حال تغییر مداوم است و ما هم اگر می‌خواهید بر فراز آن بایستیم باید تغییر کنیم. داشتن یک زندگی ایدآل هیچ دستورالعمل خاصی ندارد. باید خودتان را به چالش بکشید و از قلمرو امن‌تان بیرون بیایید. بعد از مدتی احساس خواهید کرد که ارزشش را داشته و زندگی دوباره برایتان معنادار خواهد شد.


 

منبع: مردمان

دوشنبه, 22 مرداد 1397 13:12

چند مهارت لازم قبل از ازدواج !

 

چند مهارتی که دخترها و پسرها قبل از ازدواج باید یاد بگیرند

 

 

 

کفویت یک موضوع جدی در امر ازدواج بوده که طی مقدماتی برای دختر و پسر بوجود می‌آید. این مقدمات باید قبل از ازدواج از همان دوران جوانی آموزش داده شود و در جلسه خواستگاری طی پرسش و پاسخ کشف شود.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 13 دقیقه
ازدواج

 

 

ازدواج مقوله بسیار مهمی است که انجام آن را به کامل شدن دین تعبیر کرده اند. اما متاسفانه گاها برخی از ازدواج ها با مشکلات رو به رو می شوند که بخشی از این مشکلات به دلیل عدم توجه به زمینه های معنوی و توصیه های دینی است که بزرگان کرده اند و نسبت به رعایت آن غفلت شده است. 
در سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) با دکتر طاهره همیز، کارشناس دینی خانواده درباره توصیه های بزرگان دین در خصوص ازدواج به گفت‌وگو نشسته ایم. 

تبیان: با توجه به اهمیت موضوع کفویت در امر ازدواج، نگاه اسلام به این موضوع چگونه می‌باشد؟
کفویت در لغت یعنی زبان مشترک داشتن در باورها، ارزش ها، نگرش ها و گرایش ها.دو نفر اگر زبان مشترک درباره اطلاعاتی که در درونشان به باور تبدیل شده پیدا کنند و ارزشش ها، نگرش ها و گرایش هایشان مثل هم باشد می شوند هم کفو هم. و این بوجود نمی آید مگر با آموزش.

معنای کفویت در اسلام خیلی متفاوت است، می فرماید اصل در امر ازدواج بر ایمان است، به این معنا که اگر مرد و زن ایمان داشته باشند می توانند با هم ازدواج کنند.



به عبارتی برای رساندن دختر و پسر به یک سطحی از کفویت باید اطلاعات صحیح و کافی به هر دو داده شود تا در این مسیر به غنای فکری و رفتاری رسیده و بتوانند در کنار هم به راحتی حل مسأله داشته باشند چراکه زندگی یعنی حل مسأله.

من همیشه می گویم که زندگی تنها احساس نیست و به قول یکی از نویسندگان خارجی "عشق هرگز کافی نیست. شاید گرمای زندگی باشد و حتما هم هست ولیکن در طول زندگی انقدر مسائل به طور ناگهانی و حوادث مترقبه در رفتارهای اجتماعی برای دو طرف بوجود می آید که باید به زیبایی بتوانند از آن ها عبور کنند  و وقتی توانستند از آن ها عبور کنند آن وقت است که زندگی تعمیق پیدا می کرده و طولانی می شود و با احساس رضایت در کنار هم زندگی خواهند کرد.

اما کفویت در دین این طور که در لغت معنا شده  به معنی مساوات در دین است؛ یعنی دو طرف هم دین باشند،  اینکه اگر یکی از امت یهود باشد یکی مسلمان یا یکی از امت مسیح است،  این ها هم کفو نیستند.
کفویت در عرف جامعه؛ حسب و نسب و مسائل اقتصادی و شهرت و این جور مسائل و چیزهایی که اوامر ظاهری را شامل شده که تقریباً در همه ی جهانیان مشترک است، می باشد.

معنای کفویت در اسلام خیلی متفاوت است، می فرماید اصل در امر ازدواج بر ایمان است، به این معنا که اگر مرد و زن ایمان داشته باشند می توانند با هم ازدواج کنند حال می خواهند سیاه پوست باشند یا سفید پوست، سرخ پوست یا زرد پوست؛ برای آمریکا باشند یا آفریقا؛ اگر هر دو مسلمان بوده و ایمان داشته باشند این ها هم کفو هستند.

ایمان به طول رکوع و سجود در نماز نیست

امروز در جامعه عده ای، افراد را  بر اساس ظاهر قضاوت می کنند، مثلا بعضی فکر می کنند که طرف چون چادری است یا در صورتش محاسن دارد و یا در نماز جماعت شرکت می کند پس حتما با ایمان بوده و ایمانش کامل است. این در حالی است که امام صادق علیه السلام می فرماید: ایمان به طول رکوع و سجود در نماز نیست چه برسد به لباس و ظواهر.

از امام صادق سؤال می شود نشانه های ایمان چیست؟ امام می فرمایند: ایمان سه شاخصه دارد؛ راستگویی،امانتداری و وفای به عهد. در بحث ایمان افراد باید گفت که این سه شاخصه در فردی امکان ندارد مگر این که ذاتی او شده باشد. به عبارتی کفویت ایمانی که دارای این سه شاخصه است برخواسته از تفکر قوی به مبدأ و معاد است. کسانی که خدا را ناظر بر عالم هستی، قادر بر همه چیز و همه کس دانسته و او را همچون شاهد حکیمی که حاکم روز قیامت است بدانند طبیعتاً ایمان در ذاتشان شکل گرفته و نهادینه شده است.

کثیف‌ترین گناه دروغ است

به تعبیر امام صادق (ع) یکی از فاکتورهای مهم ایمانی صداقت است.یادمان نرود که دروغ شوخی هم نشانه این است که فرد ایمان واقعی ندارد، چرا که دروغ کثیف ترین گناه است چه شوخی و چه جدی. در روایات داریم که که اگر همه گناهان را در اطاقی جمع کنند، کلیدش شراب است و از شراب بدتر دروغ و دروغگویی است.  راستگویی یک فضیلت است،چنانچه امام علی(ع) می فرماید: النجاة فی الصدق: در راستگویی نجات است.

ارزش و اهمیت امانتداری

نکته دیگر امانتدار بودن است. این امانتداری بسیار نکته مهم است تا جایی که امام سجاد (ع) می فرماید: اگر قاتل پدرم خنجرش را نزد من امانت بگذارد، من آن امانت را به او پس می دهم. امانتداری یک ارزش است.

مراقب پیشامدهای ناگوار باشید

از حضرت محمد(ص) روایت است که کسی که عهدش را می شکند از پیشامدهای بد و ناگوار در امان نیست.

تبیان: چگونه می‌توان ایمان و فاکتورهای ایمانی را در طرف مقابل شناخت و کشف کرد؟

امانتداری بسیار نکته مهم است تا جایی که امام سجاد (ع) می فرماید: اگر قاتل پدرم خنجرش را نزد من امانت بگذارد، من آن امانت را به او پس می دهم. امانتداری یک ارزش است.


در جلسات خواستگاری ضمن سؤال و جواب هایی که دو طرف از هم دارند، این ها به طرق مختلفی باید پرسیده شوند. بعد هم در تحقیقاتی که دو طرف از دوستان و اطرافیان دارند، راجع به این سؤال ها تحقیق و پرس و جو شود. از دوستانشان تحقیق و سؤال کنید  که وقتی قول می دهد چقدر به قولش عمل  می کند؟ تا حالا امانتی به او داده اید؟ چگونه با آن برخورد کرده؟ صداقت در کلامش تا چه حد نمایان است؟ و امثال این گونه سؤالات.
بسیاری از موارد حقایق و دروغ ها در تحقیقات آشکار می شود. اگر باز احساس می کنید در تحقیقات صداقت افراد در پاسخ به سؤالات کافی نبوده و چیزی دستتان نیامده، نماز استخاره بخوانید. نماز استخاره خیلی جواب می دهد.

از نماز استخاره غافل نباشید

نماز استخاره بسیاری از پنهانی ها را آشکار می کند و به تجربه این امر ثابت شده و همه کسانی که این نماز را در موارد مختلفی که در تصمیماتشان مانده بوده اند و خوانده اند این را تایید کرده اند. که دستور این نماز در مفاتیح موجود است.. نماز استخاره که خوانده می شود اگر آن مورد در خیر و صلاحت نباشد انقدر مانع بوجود می آید که قطع می شود و  اگر خوب باشد درها به روی رسیدن به آن باز می شود.
پس نگران دروغ هایی که ممکن است در تحقیقات صورت بگیرد نباشید، نماز استخاره آن ها را برملا می کند. این کفویت ها باید کشف شود .

تبیان: این معیارهای ایمانی که فرمودید، در شناخت کفویت دو طرف موضوعیت دارند یا برای کشف هر یک از طرفین معیارها و ویژگی‌های خاصی مطرح شده است؟
یک مقدار کفویت در دیدگاه زنانه و مردانه متفاوت است. از امام صادق (ع) سؤال کردند پسری که به خواستگاری دخترم می آید باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟ در جواب می فرمایند: کسی را که ایمان، صداقت، امانتدار و وفای به عهد داشته باشد، به او دختر بدهید که اگر به چنین فردی دختر ندهید در دنیا فساد کرده اید.

اما برای آقایان معیارهایی که برای انتخاب همسر گفته شده، کمی تخصصی تر است.  مثلا در روایات بیان شده که زنی را بگیرید که مادر خوبی برای بچه هایتان باشد. در جایی دیگر در تأیید آیه قرآن کریم که می فرماید: وانکحوهن باهلهن از خانواده زن بگیرید و دختر انتخاب کنید نه از خیابان. دختر را از محیط و بستر خانواده انتخاب کنید. از طرفی هم حضرت محمد (ص) می فرماید: زن زیبایی که خانواده ای ندارد مثل گلی است در مرداب. گلی است در مزبله(یعنی ریشه ندارد.) 

نماز استخاره که خوانده می‌شود اگر آن مورد در خیر و صلاح نباشد انقدر مانع بوجود می آید که قطع می‌شود و اگر خوب باشد درها به روی رسیدن به آن باز می‌شود.



با زن احمق ازدواج نکنید

به مردها بسیار سفارش شده که با زن احمق ازدواج نکنید. چون گاهی اوقات مردها به دنبال زیبایی چهره می روند و علم و فهم را نادیده می گیرند. در مواردی گفته می شود که ما الان زن احمق نداریم و الان زن ها تحصیل کرده هستند؛ در تبیین این موضوع باید توجه داشته باشید که زن تحصیلکرده ای که علم زندگی را نداند، زندگی مشترک زوجیتی بلد نباشد، این در واقع از علم تهی است و جهل دارد که در روایت هم بیان شده که ازدواج با زنی که جهل داشته باشد هم عمرت ضایع شده و هم بچه ات ستمگر می شود.

زن و شوهر همسفر هستند تا بهشت

تبیان: با توجه به اینکه ازدواج یک قرارداد است، موضوع کفویت در این قرارداد چه جایگاهی می‌تواند داشته باشد؟
مقام معظم رهبری جمله زیبایی در رابطه با ازدواج دارند که می فرمایند: زن و شوهر همسفر هستند تا بهشت. خیلی نکته ی زیبایی است اینکه می فرمایند: همسفر یعنی غلام و کنیز همدیگر نیستند، این گونه نیست که مرد مالک زن باشد. در حقیقت این ها در مسیر حرکت به سوی الله به خاطر آن محبت و ودّی که خداوند بین آن ها قرار داده همسفر و همراه هستند. در این مسیر کمک و همیار هم هستند.

خانم‌ها قبل از ازدواج باید سه توانمندی و مهارت برسند

تبیان: با توجه به نکاتی که فرمودید، این برداشت حاصل می شود که "کفویت خود به خود به وجود نمی‌آید و نیازمند کسب توانمندی‌هایی در دو طرف است." این توانمندی‌ها چگونه ایجاد می‌شود؟

نکته ای که بیان کردید، نکته ی بسیار مهمی است و در حقیقت حلقه مفقوده آموزش ها است که حتی در مباحث روانشناسی در نگاه کلان هم به آن توجه نمی شود.

خانم ها قبل از ازدواج باید سه توانمندی مهم در آن ها طی آموزش های صحیح حاصل شود؛ اولین توانمندی و مهارت این است رابطه خوبی با پدرشان داشته و در جهت اصلاح این رابطه برآیند. شاید بپرسید اصلاح رابطه پدر و دختر چه ارتباطی به کفویت با همسر دارد؟

دختر قبل از ورود به خانه شوهر باید بتواند برای ناهمواری‌ها و بحران‌هایی که احیاناً مادرش با خانواده پدرش داشته راه حل پیدا کند و توانایی حل مسأله را داشته باشد. به این نکته توجه شود که ما نمی‌گوییم که باید زن آن‌ها را تحمل کند،کنار بیاید و غصه بخورد، نه! او باید بتواند با راه‌حل‌های درست با آن‌ها برخورد کرده و مسائل را حل کند.


 باید توجه شود که همان طور تا زمانی که دختر در خانه پدرش است و پدر نفقه او را می دهد و بر او ولایت دارد، پس از ازدواج نفقه این خانم بر عهده شوهرش قرار می گیرد و شوهر بر او ولایت پیدا می کند.  در حقیقت بین رابطه پدر و دختری و شوهر بر همسر رابطه هایی وجود دارد که اگر در رابطه اول دختر توانایی پیدا کند، حتما در رابطه با همسر و رسیدن به نقطه کفویت هم موفق خواهد بود.

به دخترانمان آموزش دهیم که در خانه با ا مدن پدر به استقبال او بروند تا این برایش عادت شود که در آینده در مقابل همسر هم تکبر نداشته و تواضع کند.آن وقت است که همسر از وجود چنین زنی لذت می برد و زندگی به آرامش می رسد.

دومین مهارتی که باید دختران ما به آن برسند، توانایی برقراری صحیح با خانواده همسر است. به عبارتی دختر قبل از ورود به خانه شوهر باید بتواند برای ناهمواری ها و بحران هایی که احیاناً مادرش با خانواده پدرش داشته راه حل پیدا کند و توانایی حل مسأله را داشته باشد. به این نکته توجه شود که ما نمی گوییم که باید زن آن ها تحمل کند،کنار بیاید و غصه بخورد، نه! او باید بتواند با راه حل های درست با آن ها برخورد کرده و مسائل را حل کند.

در آیه 34 سوره فصلت نیز به زیبایی به این نکته اشاره می کند که : ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ، نمی گوید غصه بخور تا از بین بروی، می فرماید با روش حسن آن را دفع کن. باز قرآن یک نکته روانشناسی زیبا را اشاره می کند که نتیجه این توانایی در حل مسأله این می شود که شما که با هم اختلاف و دشمنی داشتید، طی این رفتار حسن دوستان گرم و صمیمی می شوید؛ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ.

و این توانایی در همه دختران و زنان ما وجود دارد و می توانند به مهارت حل مسأله برسند.خانم ها باید بدانند که این مسائل مشکل نیست و نباید احساس بدی به آن ها دست بدهد، بدانند که این مسائل حل شدنی است.

مهارت سومی که باید به دختران آموزش داده شود، این است که بتوانند درست مانند مادرانشان یک زندگی را در تمام ابعادش مدیریت کنند. برای این امر مثلاً در تابستان ها مدیریت خانه به دختر سپرده شود. با این کار دختران آزمون و خطاها را در خانه پدر یاد می گیرند و احساس خوبی هم پیدا می کنند. وقتی در کنار درس خواندن به مدیریت خانه هم می پردازند، در حقیقت به نوعی کمال می رسند.

وقتی دختر خانم قبل از ازدواج این سه مهارت را توانایی پیدا کند، با ورود به خانه همسر و ازدواج در حقیقت وارد یک بهشت شده است چرا که در تعامل با خانواده همسر مهارت لازم برای حل مسائل را قبلا آموزش دیده و توانایی دارد. در مدیریت خانه و همراهی کار خانه با فرزند داری و درس خواندن و مسائل حاشیه ای هم تبحر دارد و می تواند به زیبایی آن ها را مدیریت کند. و نیز در مسیر محبت به همسر هم با اصلاح رابطه اش با پدر، آموزش هایی را دیده و با توجه به اینکه مردها هم اسیر محبت هستند، برای همیشه در دل و قلب همسرش جای می گیرد و چنین خانواده ای در حکم بهشت واقعی است.

دوشنبه, 22 مرداد 1397 13:08

گفتگوهای جنسی قبل از ازدواج

 

چه زمانی درباره مسائل جنسی در خواستگاری صحبت کنیم؟

 

 

 

در زمانه ما، یکی از دلایل افزایش طلاق وجود مشکلات جنسی و نگرش منفی زن یا مرد به آن است. متاسفانه هنوز هم بسیاری از دختران و پسران طی گفت‌وگوهای قبل از ازدواج، به نگرش و انتظارهای خود از رابطه زناشویی اشاره نمی‌کنند. اما واقعیت این است که برآورده‌نشدن توقعات در رابطه زناشویی می‌تواند باعث سردی رابطه و نابسامانی‌های دیگر شود.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 4 دقیقه
مسائل جنسی، خواستگاری، ازدواج، رابطه زناشویی، مشاوران خانواده، تمایل جنسی، زندگی زناشویی،کلوب ازدواج، انتخاب با چشمان باز
 
 
 

چرا باید درباره مسائل جنسی صحبت کنیم؟

اگر از دختر و پسری که حتی تاریخ ازدواجشان را تعیین کرده‌اند سوال شود: «آیا راجع به مسایل زناشویی با همدیگر صحبت کرده‌اید یا نه؟» در بیشتر موارد می‌گویند: «نه، ما فکر نمی‌کردیم این موضوع مهم باشد» یا می‌گویند: «ما این جور صحبت‌ها را به بعد از ازدواج موکول کرده‌ایم، به‌دلیل اینکه بعد راحت‌تر می‌توانیم در مورد آن صحبت کنیم.»

چنین زوج‌هایی نمی‌دانند اینگونه صحبت‌ها به قبل از تصمیم‌گیری نهایی برای ازدواج مربوط است، نه بعد از ازدواج. آیا شما هم معتقدید گفت‌وگو راجع به مسایل زناشویی باید به بعد از ازدواج موکول شود؟ آیا بعد از ازدواج برای اینگونه صحبت‌ها دیر نیست؟ اگر بعد از ازدواج همسران متوجه شدند که با یکدیگر در این‌باره توافق ندارند، راه‌حل چیست؟ آیا می‌توانند به‌راحتی در ازدواج خود تجدیدنظر کنند؟

کی صحبت کنیم؟

رابطه بین زن و شوهر، با سایر رابطه‌های اجتماعی، دوستی و خانوادگی متفاوت است. این رابطه 4 اصل دارد و وجود مشکلات جدی در هر کدام از این اصول، موثرنبودن تلاش‌های زوج در حل این مشکلات و ناامیدی یا دست از تلاش برداشتن، می‌تواند خطر جدی برای سلامت و آینده رابطه باشد. پایه‌های اصلی رابطه زناشویی عبارت است از: چارچوب (ویژگی‌ها و شرایط مشابه)، علاقه و رابطه عاطفی، داشتن رابطه زناشویی رضایت‌بخش و تعهد و احساس مسوولیت نسبت به یكدیگر.

در دین و فرهنگ‌ ما و بسیاری از فرهنگ‌ها، برقراری رابطه زناشویی قبل از ازدواج، مشروع و پذیرفته نیست. اما برخی می‌پرسند که:

آیابدون داشتن چنین تجربه‌ای می‌توان در این حیطه، اطلاعاتی راجع به خودشان و طرف مقابل به‌دست آورد؟

پاسخ این است که قبل از ازدواج لازم است دختران و پسران از طریق مطالعه و گفت‌وگو با افراد واجد صلاحیت، آموزش‌هایی را در مورد رابطه زناشویی ببینند و تا حدودی به ارزیابی نگرش، انتظارها و تمایل خود نسبت به این رابطه بپردازند. در این گفت‌وگوها نكته‌هایی مطرح می‌شود که همسران از طریق آن می‌توانند اطلاعات بیشتری در مورد رابطه زناشویی بعد از ازدواجشان به‌دست آورند.

زمانی که همسران آینده، در مورد بیشتر معیارهای خود، با طرف مقابل به توافق رسیدند، لازم است خجالت را کنار بگذارند و گفتگو‌هایی را با حفظ چارچوب‌های اخلاقی به این مساله اختصاص دهند.

با توجه به اینکه گفت‌وگو درباره این موضوع آسان نیست یا ممکن است شناخت كافی نسبت به تمایل مزاجی خود نداشته باشند، بهتر است برای این کار از مشاوران خانواده کمک بگیرند و در خصوص این مسایل با هم صحبت كنند.

میزان اشتیاق و تمایل هر فرد به رابطه زناشویی متفاوت است. بعضی افراد اشتیاق بیشتر و بعضی‌ها اشتیاق کمتری برای این رابطه دارند. تمایل به رابطه زناشویی در افراد از روزی چند بار تا سالی یکبار متفاوت است. تفاوت افراد در میزان اشتیاق جنسی هم به دلیل تفاوت‌های جسمی یا هورمونی و هم به علت خصایص روانی افراد است. حال تصور کنید که تمایل جنسی زن یا مرد بسیار بالا و تمایل طرف مقابلش بسیار کم باشد. قطعا این تفاوت، رضایت و سلامت زناشویی چنین زوجی را به خطر می‌اندازد. بنابراین باید انتظارها و سلیقه‌های جنسی خود را با همسر آینده‌تان در میان بگذارید.

بعد از ازدواج

درست است که رابطه زناشویی طبیعی و معمول در همه انسان‌ها تقریبا به یک شکل انجام می‌گیرد اما هر فرد انتظارها و سلیقه‌های خاصی دارد. بنابراین بیشتر از گذشته، لازم است زوج‌ها راجع به این رفتار با همدیگر تعامل و گفت‌وگو داشته باشند. مهم این است که زن و شوهر در این انتظارات، توافق داشته باشند. خیلی از همسران به دلیل سلیقه‌های جنسی متفاوت و متضاد، دچار تعارض می‌شوند و تجربه نشان داده است که هرچند این انتظارات تا حدودی قابل اصلاح و تغییر است اما به‌طور کامل تغییر نمی‌کند و زن یا شوهری که انتظاراتش در روابط زناشویی برآورده نشود، ممکن است احساس سرخوردگی كند.

این سرخوردگی نیز احتمالا زمینه‌ساز سردی رابطه یا خطا‌های اخلاقی دیگر خواهد شد. علاوه بر اینها،‌ زن و شوهر باید بعد از ازدواج در مورد حاشیه‌های روابط زناشویی با همدیگر به توافق برسند. منظور از حاشیه روابط، نظر افراد راجع به عوامل زمینه‌ساز مطلوب برای شروع و ادامه رابطه است؛ مانند چگونگی گفت‌وگو‌های عاطفی، نوازش و لمس قبل از رابطه، محل و فضای مطلوب برای برقراری رابطه و... یکی دیگر از مسایل و مشکلات نادیده‌گرفتن بعضی از تعهدات اخلاقی عاطفی و جنسی در زندگی زناشویی، از سوی یک یا هر دو است که می‌تواند باعث بروز اختلاف‌های شدید و بحران‌های غیرقابل جبران در زندگی مشترک بشود. قبل از ازدواج، لازم است که همسران از عقاید مربوط به تعهدات جنسی و اخلاقی همدیگر مطلع شوند.
 


منبع : سلامت

نگاهی به ضرورت دانش رسانه‌ای در میان اقشار مختلف جامعه

 

 

سواد رسانه‌ای در دنیای امروز دانشی است الزامی، که نه سن و سال می‌شناسد نه زن و مرد و نه شاغل و بیکار همه به آن نیاز دارند نیازی که شاید بخشی از آن با کمک و حمایت دولت بر طرف شود.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 4 دقیقه
سواد رسانه ای

 

 

مهر ماه امسال سومین سالی است که کتاب تفکر و سواد رسانه‌ای در پایه یازدهم در مدارس تدریس می‌شود. اگر چه به این کتاب به لحاظ فنی و محتوایی نقدهای بسیاری وارد است اما کور سوی امیدی است بر یادآوری اهمیت موضوع سواد رسانه‌ای!

در دنیای امروز افراد فارغ از سن و سال، تحصیلات، طبقه و... همگی در معرض پیام‌های رسانه‌ای هستند. امروز تاثیر رسانه بر زندگی مخاطبان با گذشته قابل مقایسه نیست. چرا که به مدد پیشرفت تکنولوژی و پیچیده شدن روابط اجتماعی دیگر تنها خانواده و مدارس و... مسئول تربیت فرزندان نیستند. بلکه بخشی از این تربیت و جامعه پذیر شدن در دنیای وب و فضاهای رسانه‌ای شده صورت می‌گیرد.

بدیهی است که این شرایط در کنار همه ویژگی‌های مثبتی که دارد خطراتی را نیز برای هر فرد به دنبال دارد که راه حل مواجهه به آن «سواد رسانه‌ای» است. باید یادآور شد که این خطرات تنها مربوط به کودکان نیست چرا که امروز همه ما در هر سن و سال موقعیتی در معرض انبوه پیام‌های رسانه‌ای هستیم.

کتاب تفکر و سواد رسانه‌ای به نوجوانان بخش‌های مهمی از ملزومات برای مواجهه با پیام‌های رسانه‌ای را آموزش می‌دهد، اما آیا این فقط نوجوانان هستند که نیاز به سواد رسانه‌ای دارند؟

مخاطب با داشتن سواد رسانه‌ای محتوای نامرئی هر پیام را در می‌یابد، معنای خاص در پس هر واژه را رمزگشایی می‌کند.

 


آیا فقط نوجوانان در معرض پیام‌های رسانه‌ای هستند؟

کودکان و بزرگسالان و حتی افراد کهن سال هر روز در معرض تلویزیون، تبلیغات، بیلبردهای خیابانی و... انواع مختلفی از پیام‌های رسانه‌ای  قرار می‌گیرند. پس «سواد رسانه‌ای» امروز برای همه افراد امری ضروری به شمار می‌رود! چرا که فقدان این سواد می‌تواند آسیب‌های جدی از سطح خرد تا کلان  در سطح جامعه بزند. از جمله این آسیب‌ها می‌توان به شایعه پراکنی‌ها اشاره کرد که در جامعه‌ای که اعضای آن سواد رسانه‌ای ندارد شایعه‌ها با سرعت بیشتری به افکار عمومی نفوذ می‌کند. یا در مثالی دیگر در مورد لزوم سواد رسانه‌ای می‌توان به نحوه و میزان استفاده کودکان و نوجوانان از وسایل ارتباط جمعی از تلویزیون گرفته تا تلفن همراه اشاره کرد.

بنابراین در می‌یابیم که در دنیای امروز همه افراد با پیام‌های رسانه‌ای مواجهه هستند، و نیاز به ابزاری دارند تا به واسطه آن دریابند که کدام بخش از یک پیام واقعیت دارد و کدام بخش از حقیقت به دور است، چه بخشی از پیام را باید دریافت کند و از کدام بخش از پیام باید دوری کند تمام این‌ها به واسطه ابزاری به دست می‌آید که ما آن را «سواد رسانه‌ای» می‌نامیم. ابزاری که به وسیله آن افراد برای خود یک حریم و چارچوب امن در برابر پیام‌های رسانه‌ای می‌سازند.

سواد رسانه‌ای در حقیقت زبان فهم پیام‌های رسانه‌ای است. مخاطب با داشتن سواد رسانه‌ای محتوای نامرئی هر پیام را در می‌یابد، معنای خاص در پس هر واژه را رمزگشایی می‌کند و درنهایت هم به مفهوم و هم به مقصود و غرض تولید کننده آن پیام پی می‌برد!

اما راهکار چیست؟ چگونه می‌توان این دانش را فراگرفت؟

تا کنون دریافتیم که همه افراد با هر سن و جنسیت و  میزان تحصیلاتی به  سواد رسانه‌ای نیازمند هستند. اما از کجا باید آموزش ببینند؟ بخشی از این آموزش می‌تواند فردی باشد (خصوصا در میان بزرگسالان) آن‌ها می‌توانند با مطالعه کتاب‌هایی در این خصوص تا حد مطلوبی به سواد رسانه‌ای دست پیدا کنند و آن را به کودکان خود نیز آموزش دهند.

این سخت‌ترین و ایده آل ترین روش آموزش سواد رسانه‌ای است. اما می‌دانیم که بسیاری از افراد ممکن است لزوم سواد رسانه‌ای را درک نکنند یا حتی از وجود آن نیز بی اطلاع باشند، یا به هر دلیلی دغدغه دریافتن این دانش توام با مهارت در آن ها وجود نداشته باشد در این صورت چه باید کرد؟ مثلی قدیمی است که می‌گوید: دوای هر چیز خود آن است» دولت‌ها با استفاده از رسانه‌هایی که در اختیار دارند می‌توانند به ارتقاع سطح سواد رسانه‌ای مردم کمک کنند. مثلا تلویزیون می‌تواند برنامه‌هایی در این خصوص بسازد یا رادیو از کارشناسان این امر استفاده کند. حتی شهرداری‌ها نیز ظرفیت‌های رسانه‌ای مهمی چون بیلبردهای شهری دارند که می‌توانند از آن‌ها برای ارتقا سطح سواد رسانه‌ای مردم استفاده کنند.

در پایان می‌توان گفت که سواد رسانه‌ای در دنیای امروز دانشی است الزامی، که نه سن و سال می‌شناسد نه زن و مرد و نه شاغل و بیکار همه به آن نیاز دارند نیازی که شاید بخشی از آن با کمک و حمایت دولت بر طرف شود اما بهتر آن که هر کس برای ارتقا آن و آموزش این امر مهم به فرزندان خود تلاش، مطالعه و تحقیق کند.

دوشنبه, 22 مرداد 1397 12:10

مخابرات در عصر دیجیتال

تکنولوژی‌های ارتباطی کاربرمحور و سرمایه‌‌پذیر می‌‌شوند

 

 

دکتر سید مصطفی سید هاشمی / رئیس اسبق هیات‌مدیره شرکت مخابرات ایران
 
 
 
امروزه صنعت مخابرات از یک حوزه سرمایه‌بر (Capital intensive) به یک حوزه خدماتی کاربر محور (User-centric services ) تغییر جهت داده است. این تغییر که غالبا از آن به‌عنوان دگرگونی دیجیتال (Digital Transformation) یاد می‌شود در تمام بخش‌های جهان مشهود است.
 
 
 

 

 

شاید چنین تحولی را بتوان نتیجه همگرایی تدریجی اینترنت و مخابرات دانست. به هرحال، پر واضح است که این همگرایی قویا در حال دگرگونی شرکت‌های مخابراتی است. به‌عنوان نمونه، خدمات سنتی صوت ارائه شده توسط شبکه‌های سوئیچ عمومی تلفن (Public switch telephone network) امروزه از سوی فناوری‌های OTT نظیر واتس‌آپ، وایبر و تلگرام و... با چالش‌های تهدید‌کننده‌ای روبه‌رو شده است. تحول دیجیتال دارای پنج رکن و زمینه بسیار مهم و مرتبط به هم است و در صورتی که شرکت‌های مخابراتی -و به‌طور کلی بنگاه‌های ICT- برنامه‌های خود را بر اساس این ارکان تنظیم کنند به منابع پایداری از درآمد خواهند رسید در غیر این صورت چالش‌های جدی در انتظار آنهاست. این ارکان و زمینه‌ها شامل ۱-اتصال‌پذیری و اینترنت اشیا، ۲-رشد داده و کلان داده، ۳- تمایل به پهن باند سیار در قیاس با پهن باند ثابت، ۴- اهمیت یافتن محتوا، به‌خصوص محتوای ویدئویی و ۵- فناوری ابری هستند.

۱- اتصال‌پذیری بالا و شکل‌گیری اینترنت اشیا: رشد انفجاری دستگاه‌های متصل به‌هم به‌عنوان یکی از ویژگی‌های اصلی تحول دیجیتال در حال نوردیدن دنیای ICT است. اینترنت اشیا (IOT) تا سال ۲۰۲۰ میلیاردها دستگاه را به‌هم متصل و اقیانوسی از داده را ایجاد خواهد کرد. بنابر گزارش‌های موسسه گارتنر تعداد تجهیزات با قابلیت اتصال به شبکه در سال ۲۰۱۴ برابر ۱۳/  ۳میلیارد بود که تنها ۳/  ۵ میلیارد آن شامل تجهیزات ارتباطات عمودی -یعنی تجهیزاتی غیر از تلفن‌های همراه، تبلت‌ها و رایانه‌ها- مانند سنسورهای مورد استفاده در ماشین‌های متصل و تجهیزات هوشمندسازی خانگی بودند. این در حالی است که تعداد تجهیزات متصل در سال ۲۰۲۴ به عدد ۳۹ میلیارد افزایش خواهد یافت که حدود ۶۹‌درصد آن از نوع ارتباطات عمودی خواهد بود. روند اینترنت اشیا بیش از هر چیز موید افزایش بسیار چشمگیر در حجم و تنوع داده است.

۲- رشد سریع داده و شکل‌گیری کلان داده: یکی از دیگر ویژگی‌های تحول دیجیتال رشد سریع داده است که منجر به مفهومی به‌نام کلان داده (Big data) شده است. شاید تمثیلی از حجم فیزیکی داده تولید شده در اینترنت بسیار جالب باشد، روزانه بالغ بر ۲۵۰۰ پتابایت (یعنی ۲.۵۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ بایت داده). اگر بخواهیم این حجم داده را در دیسک‌های بلو- ری (Blu-ray disc) ۵۰گیگابایتی ذخیره کنیم، باید از ۵۰ میلیون دیسک استفاده کنیم. چیدن دو و نیم میلیون دیسک بلو- ری روی هم می‌شود تقریبا ۳۲۵ متر یعنی معادل ارتفاع برج ایفل. بنابراین استدلال می‌توان گفت حجم داده تولید شده در روز تقریبا معادل طول ۲۰ برج ایفل روی هم است ( یعنی اگر در دیسک‌های بلو- ری ۵۰ گیگاباتی ذخیره شوند). به هرحال، رشد سریع داده اثر بسیار گسترده‌ای بر سبد درآمدی اپراتورها نهاده است. به‌عنوان نمونه پیش‌بینی موسسه گارتنر نشان می‌دهد که درآمد سالانه سرویس پیام کوتاه (SMS) تا سال ۲۰۱۸ حدودا ۲۳ میلیارد دلار کاهش خواهد یافت به گونه‌ای که این درآمد از ۱۲۰میلیارد دلار در سال ۲۰۱۳ به ۷/  ۹۶میلیارد دلار در سال ۲۰۱۸ خواهد رسید. این وضعیت نیز در ایران قابل مشاهده است. در سال ۱۳۹۴، حدود ۱/  ۷۴درصد از درآمد ۲۰هزار میلیاردی تلکام به صوت و پیامک متعلق بود و فقط ۶/  ۴‌درصد آن به داده مربوط می‌شد و پیش‌بینی داخلی آن است که در سال ۱۳۹۹ بالغ بر ۱/  ۳۵‌درصد از درآمد ۶۷۰۰۰ هزار میلیارد تومانی تلکام به صوت و پیامک و ۶/  ۲۹‌درصد آن به داده مربوط شود. این رخداد حکایت از نصف شدن تقریبی سهم صوت و پیامک و شش برابر شدن تقریبی سهم داده در سبد درآمدی اپراتورها دارد.

۳- تمایل به پهن‌باند سیار در قیاس با پهن‌باند ثابت: پیش‌بینی‌ها حکایت از آن دارد که تا سال ۲۰۲۲ تعداد مشترکان موبایل به ۹/  ۸ میلیارد نفر خواهد رسید که ۸ میلیارد آنها مشترکان پهن‌باند موبایل خواهند بود و ۱/  ۶ نفر منحصرا از تلفن هوشمند موبایل استفاده می‌کنند. با توجه به انتشار وسیع تجهیزات هوشمند و تقاضای فزاینده برای خدمات استریمینگ چند رسانه‌ای، حجم ترافیک داده موبایل به نحوی چشمگیر افزایش یافته است. دسترسی سریع به داده موبایل یکی از مهم‌ترین خواسته‌های مشترکان تلفن‌های همراه هوشمند بوده است. حاملان شبکه برای ارائه داده بهتر هزینه‌های تحقیق و توسعه فراوانی صرف کرده‌اند. تلاش اپراتورها در این راستا منجر به توسعه قابل‌توجهی در پهن باند سیار شده است. آمار و ارقام نشان دهنده آن است که در جهان مشترکان پهن باند سیار به رشدی به مراتب بیشتر از مشترکان پهن باند ثابت رسیده‌اند. به گونه‌ای که نرخ رشد مشترکان پهن باند ثابت از ۹/  ۰‌درصد در سال ۲۰۱۲ به ۹/  ۱۱‌درصد در سال ۲۰۱۶ رسیده است. حال آنکه نرخ رشد پهن باند سیار از ۷/  ۲۱‌درصد در سال ۲۰۱۲ به ۴/  ۴۹‌درصد در ۲۰۱۶ رسیده است در ایران نیز مشترکان پهن باند سیار رشد به مراتب بیشتری از مشترکان پهن باند ثابت داشته‌اند. نرخ رشد مشترکان پهن باند ثابت در ایران از ۸۱/  ۲‌درصد در تابستان ۲۰۱۲ به ۱۲‌درصد در بهار ۲۰۱۷رسیده است. این در حالی است که نرخ رشد پهن باند سیار از ۹۲/  ۱‌درصد در تابستان ۲۰۱۲ به ۵/  ۴۲‌درصد در بهار ۲۰۱۷ رسیده است.

۴- اهمیت یافتن محتوا به خصوص محتوای ویدئویی: تولید محتوا امروزه به یکی از اهداف اصلی شرکت‌های بزرگ مخابراتی مبدل شده است. یکی از نشانه‌های بسیار جالب «اهمیت تولید محتوا» را می‌توان در اقدامات اخیر شرکت‌های بزرگ مخابراتی در ادغام و تملیک‌ شرکت‌های تولید محتوا مشاهده کرد. به‌عنوان نمونه خرید سازمان تایم وارنر (یکی از غول‌های تولید محتوا) ازسوی AT&T و خرید یاهو توسط Verizon اشاره به تلاش اپراتورهای بزرگ جهانی در موفقیت در عرصه محتوا دارند؛ در واقع در بازار مخابرات ما امروزه شاهد یک استراتژی یکپارچگی عمودی هستیم. افزون بر حجم محتوا، نوع آن نیز اهمیت یافته است به‌طوری که بنابر گزارشی از اریکسون در سال ۲۰۱۶ از ترافیک داده موبایل ۸/  ۸ اگزابایتی تولید شده بالغ بر ۵۰‌درصد آن یعنی ۴/  ۴ اگزابایت متعلق به محتوای ویدئویی بوده است. پیش‌بینی می‌شود، ترافیک داده موبایل تا سال ۲۰۲۲ به ۷۱‌درصد ( یعنی بیش از ۸ برابر) برسد که ۷۵‌درصد آن  (۲۵/  ۵۳ اگزابایت) متعلق به محتوای ویدئویی است.

۵- فناوری ابری: آسان‌تر و ارزان‌تر شدن روزافزون اتصال‌پذیری و تاثیر مستقیم آن بر ایجاد کلان داده به همراه تحولات تمایلات مشترکان بدون وجود زیرساخت مناسب امکان بهره برداری اقتصادی را نخواهد داشت. کلان داده‌ها برای ذخیره‌سازی و تجزیه و تحلیل اطلاعات، نیازمند زیرساخت‌هایی از جمله انواع نرم‌افزارها و ابزارها هستند که فراهم آوردن این زیرساخت‌ها نیز هزینه‌ها و مشکلاتی را به دنبال دارد.

در این میان ابزارهایی نیز برای کنترل و مدیریت و تبدیل این مشکلات و تهدیدات به فرصت به وجود آمده است، که کاربردی‌ترین و نوین‌ترین آنها رایانش ابری است.  در ژانویه سال ۲۰۱۱ موسسه‌ بین‌المللی استانداردها و فناوری (National Institute of Standard and technology) این تعریف عمومی را برای رایانش ابری ارائه داده است: «رایانش ابری مدلی از محاسبات است که تلاش می‌کند منابع محاسباتی قابل پیکربندی مانند شبکه‌ها، سرورها، منابع ذخیر‌ه‌‌سازی و سرویس‌های کاربری را در اختیار کاربران قرار دهد؛ به‌طوری که هر کاربر به ‌راحتی از هرنقطه و در هر زمان درلحظه بتواند از این منابع استفاده و آنها را آزاد سازد.»

رایانش ابری یک سیستم توزیع‌شده در مقیاس بالاست که صرفه‌جویی اقتصادی در مقیاس را به همراه دارد. در این سیستم‌ها منابع به‌صورت انتزاعی تجمیع و مجازی‌سازی می‌شوند که این‌کار به مقیاس‌پذیر شدن این منابع کمک می‌کند. درواقع قابلیت مدیریت توان محاسباتی، فضای ذخیره‌سازی، زیرساخت و ارائه‌ خدمات براساس تقاضای مصرف‌کنندگان فراهم می‌شود. در مدل‌های رایانش ابری هزینه‌ها با عنوان حق اشتراک و به‌صورت دوره‌ای پرداخت می‌شود و مشتری نیازی به پرداخت یکجای هزینه ندارد. مهم‌ترین ویژگی‌های رایانش ابری را می‌توان در این موارد خلاصه کرد: ارائه‌ خدمات بر مبنای میزان تقاضا (On Demand Service)و صرفه‌جویی در منابع، مقیاس‌پذیری(Scalability) بسیار بالا در سطح بین‌المللی، ارائه‌ دید یکپارچه از خدمات و امکانات به کاربران خارج از محیط ابری، ایجاد صرفه‌ ‌اقتصادی در مقیاس گسترده و دارای قابلیت تنظیم خدمات به‌صورت پویا از طریق مجازی‌سازی (virtualization).

در واقع فناوری ابری زیرساخت و پیشران اصلی اینترنت اشیا و کلان داده است. این فناوری در سه قالب ابر عمومی (Public Cloud)، ابرخصوصی (Private Cloud) و ابرترکیبی (Hybrid Cloud) به کار گرفته می‌شود که بر اساس نوع و سطح منابع به اشتراک گذاشته (shared sources) و سرویس‌های ارائه شده به کاربران در قالب سه سطح از سرویس زیر ارائه می‌شود:

نرم‌افزار به‌عنوان خدمت (Software as a service): به مدد این لایه کاربران می‌توانند از راه دور برنامه‌های کاربردی را در فضای ابری اجرا کنند. این دسته متداول‌ترین نوع خدمت ابری محسوب می‌شود. از نمونه‌های مطرح این دسته می‌توان به نام‌هایی نظیر جی‌میل و نت‌فلیکس اشاره کرد.

پلت‌فرم به‌عنوان خدمت (Platform as a service): این سطح استقرار برنامه‌های کاربردی را بدون هزینه و درگیر شدن در پیچیدگی خرید و همچنین فارغ از نیاز به مدیریت لایه‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری زیرین فراهم می‌سازد. در واقع در این سطح، سیستم عامل، زیرساخت پایگاه‌های داده، زبان‌های برنامه‌نویسی مانند جاوا و پایتون با یک رابط کاربری (UI) تحت عنوان یک خدمت یکپارچه(Integrated service) در اختیار کاربران قرار می‌گیرند. این خدمات شامل نرم‌افزار و سرویس‌هایی است که به کاربران اجازه می‌دهد با استفاده از ابزارهای عرضه شده ازسوی ارائه‌دهنده، برنامه‌های کاربردی بنویسند. از نمونه‌های مطرح این دسته می‌توان به نام‌هایی نظیر Microsoft Azure و Google AppEngine اشاره کرد.

زیرساخت به‌عنوان خدمت (Infrastructure as a service): زمانی که سرویس ارائه شده ازسوی کلود در برگیرنده‌ منابع پردازشی نظیر سخت‌افزار سرور، پهنای باند شبکه، یا سیستم‌های بالانس بار باشد، در چنین حالتی گفته می‌شود که این ابر ارائه‌کننده‌ زیرساخت است. یک نمونه‌ شناخته شده از این نوع، سرویس‌های وب آمازون است.

نتیجه‌گیری

مایکل پورتر استاد برجسته دانشگاه هاروارد بر آن است که استراتژی بنگاه (Corporate strategy) به دو شق کلی تقسیم می‌شود. به عقیده او شق نخست به «انتخاب کسب‌و‌کار» و شق دوم به «ایجاد هماهنگی بین کسب‌و‌کارها» اشاره دارد. با توجه به نقشی که شق نخست در شکل‌دهی استراتژی بنگاه دارد، ضروری است که تمام بنگاه‌های ICT ( نه فقط مخابراتی) در انتخاب کسب‌و‌کارهای خود به دقت ارکان و زمینه‌های تحول دیجیتال را مد نظر داشته باشند. زیرا شناخت صحیح این ارکان به برنامه‌ریزان صنعت این امکان را می‌دهد تا کسب‌و‌کارهای خوش‌آتیه صنعت ICT را به نحوی مناسب شناسایی کرده و در مسیر تحقق آنها اقدام کنند.

 

منابع:

education.systemgroup.net

Ericsson mobility report June ۲۰۱۷

Porter, Michael E. ۱۹۸۵. “Competitive Advantage: Creating and Sustaining Superior Performance.” New York: Free Press.

www.zoomit.ir/  ۲۰۱۴/  ۸/  ۲۸/  ۱۳۴۸۲/  what-is-cloud/  

www.qz.com

 

خلاصی از اوقات فراغتِ زندگی ماشینی

 

 

چه باید کرد تا انسان معاصر از ابتلاء به اوقات غافل کننده فراغت خلاصى یابد و مهیاى گذر از عقبه ها و گردنه هاى مهیب حیات کوتاه مدتش شود؟
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 7 دقیقه

 

مدرن

 

 

امروزه، وسایل نقلیه مدرن و سریع السیر، مردم را بى احساس رنج سفر از یک گوشه جهان به اقصى نقاط عالم منتقل مى سازد. دستگاه هاى مدرن مخابراتى نیز ارتباطات را سهل نموده و انسان را از بسیارى رفت و آمدها بى نیاز ساخته است.

رشد ابزار تولید، اتوماسیون (خودکارشدن) کارخانه ها و ساخته شدن ماشین آلات بزرگ نیاز مؤسسات را به داشتن نیروى انسانى کم و کمتر نموده است.

زندگى ماشینى، محدود شدن سال هاى فعالیت به ۳۰ یا حداکثر ۴۰ سال و بالاخره عرضه انواع و اقسام اطعمه و اشربه آماده و بسته بندى شده، همگى در زمره عواملى هستند که باعث افزایش ایام و ساعاتى شده اند که به اوقات فراغت معروف است.

تاریخ جدید بشر که با رنسانس مغرب زمین آغاز شد، تاریخ جدایى انسان از دو امر جدى حیات بود. زیرا، آدمى از سویى به تبع این جریان- رنسانس- بى تاریخ، بى گذشته و بى بنیاد شد و از دیگر سو فاقد آینده اى روشن.

یعنى انسان، در این دوره تاریخى همه تلاش خویش را مصروف درک «حال» نمود. این رویگردانى از هویت دینى و معنوى و مورد تردید قرار گرفتن همه دریافت هاى گذشته ملت ها به وسیله اندیشمندان غربى موجب شد تا وجه‏ صرفا جسمانى دریافت هاى عقل تجربى و بالاخره «اصالت حال» وجه نظر انسان شود و بدین وسیله گذشته هاى خویش را با همه ویژگی هایش به دست فراموشى سپارد.

چشم پوشى از عالم ماوراء ماده و انکار عالم غیب نیز موجب بود تا این دو پاى عجول به جهان پس از مرگ با دیده تردید بنگرد. تردیدى که آینده را نیز از این موجود گرفت.

اوغات فراغت؛ فراغت از چیست؟

گفتیم که اوقات فراغت عارضه عصرى انسان است. انسانى که سرخود و رها در کویر برهوت طى طریق مى کند. حال باید پرسید که صاحبان کدام اندیشه و کدام تعریف از مرگ براى آدم اوقاتى را به عنوان «اوقات فراغت» قائلند!؟

فراغ از چه!؟ از رفتن!؟ از کشتن!؟ از مهیا شدن!؟ فراغت از سرنوشت محتوم پس از مرگ!؟ فراغت از دغدغه دهشتناک فرود پیک مرگ!؟ فراغت از ذکر، تسبیح و تهلیل!؟ فراغت از خود، هویت و حقیقت گرفتار آمده در طاق نسیان!؟ فراغت از خصم درونى «نفس»!؟ فراغت از خصم بیرونى «شیطان»!؟ فراغت از جوانى زودگذر و پیرى زودرس که بسرعت همه فرصتها رااز بین مى برد!؟ فراغت از تعلیم و تعلم اصول و فروعى که این مسافر را در رفتن به سر منزل مقصود یارى مى دهد!؟ فراغت از تحکیم بنیان عمل!؟ فراغت از تبیین مفاهیم اخلاقى که آدمى را مهیاى کسب معرفت مى کند!؟ فراغت از همه معارفى که پشت مردان مرد را در کسب این فضیلت خم مى سازد!؟ فراغت از بار بزرگى که آدمى بر دوش گرفته و باید به سر منزل برساند!؟

جا دارد تا از منادیان و مبشران «اوقات فراغت» و غنى سازان آن اوقات سؤال شود که آیا از آنچه گفته شد غفلت کرده اند یا مفروض خود را استغنا انسان از آن همه قرار داده اند!؟

آیا جز این است که نسخه هاى پرکننده اوقات فراغتى که مى پیچند در زمره بازیها و لهو و لعبى هستند که کودکان را مى فریبد و کودک صفتان را به هلاکت مى اندازد؟

به نظر مى رسد که «اوقات فراغت» را که محصول ابتلا انسان معاصر در فلک زدگى است ضرورت وجود آدمى فرض کرده اند که براى پر کردن آن برنامه ریزى مى کنند و گر نه مى بایست بر عکس عمل مى کردند.

چگونه از اوقات غافل کننده خلاص شویم؟

چه باید کرد تا انسان معاصر از ابتلاء به اوقات غافل کننده فراغت خلاصى یابد و مهیاى گذر از عقبه ها و گردنه هاى مهیب حیات کوتاه مدتش شود؟

انسان فارغ، فراموشکارى است که تصویر و سیاهه شهر دور دست آرمانى را از تیررس نگاه خویش دورساخته است و در میان ابتلائات زمان، جویاى اسبابى براى تحمل دوران غفلت خویش است.

ابتلاء مهلک غربزدگى و گسترش آن در میان ملل غیرغربى نیز خود موجب نشر آن مباحث در میان اینگونه اقوام شده است. بویژه تحصیلکردگان علوم جدید به هیچ روى از تبعات این آموخته ها در امان نبوده اند.

ضعف اعتقادات مذهبى و در حاشیه قرار گرفتن علوم دینى خود در قوام بخشیدن آن مباحث و رسمیت یافتن آنها در میان معلمان و مجریان امور فرهنگى و مدنى ملت هاى به اصطلاح امروز جهان‏ سومى مؤثر بوده است اگر نگارنده را متهم به بدبینى نفرمایند، عمل سردمداران استکبار و امپریالیسم نیز نقش بسزایى در ایجاد وضعیت درهم ریخته فرهنگى و مدنى مردم جهان داشته است.

انواع و اقسام وسایل سرگرم کننده- که به اقتضاى زیستن در عالم غربى حاصل آمده اند- همچون تلویزیون، ماهواره، ویدئو و انواع و اقسام بازی ها که با عنوان فنون ورزشى امکان سرگرم کردن این انسان را فراهم مى آورند. همان که راز پنهان همه برنامه هاى ورزشى و همه محصولات کمپانیهاى فیلم سازى است. «غافل ساختن عموم از آنچه در پنهان مى گذرد.»

حال اگر هوشیارى در صفحه ذهن و قلب جوانان خانه کند، خطرات بسیارى براى قدرت هاى استکبارى به وجود خواهد آورد پس چه بهتر که با انواع و اقسام وسایل، ابزار و راههاى ایجاد غفلت سدى در مقابل هوشیارى سیاسى و فرهنگى ایجاد شود. تعمق و غور در این مساله روشن مى سازد که طرح موضوع «اوقات فراغت» و گفت وگو درباره «نحوه پر کردن این اوقات» از سویى به نوع تفکرى بر مى گردد که بر جهان امروز مستولى شده و انسان را در مدار تنگ دنیا و دنیامدارى اسیر ساخته است و از دیگر سو به مجموعه عوامل سیاسى و اقتصادى بر مى گردد که به سبب جایگیر شدن آن تعاریف و علمى شدن آنها سعى در استفاده از این وضع دارند تا انواع اطعمه، اشربه و البسه خود را به فروش رسانده و سیطره سیاسى خود را نیز گسترش دهند.

سالهاست که همگى از بحرانى دم مى زنیم که اساس اخلاق و زندگى مردم را به خطر انداخته است.

آیا هیچ پرسیده ایم که این بحران از میان کدام بستر برخاسته است؟
مگر نه این است که بحران، محصول طبیعى درگیرى نیروهاى متناقض است؟
آیا هیچ پرسیده ایم که میان آنچه براى انسانها عرضه مى کنیم و خاستگاه نهاد آدمى چه نسبتى وجود دارد!؟
آیا هیچ پرسیده ایم که این همه دستورالعملهاى اجتماعى و اخلاقى و … را از میان کدام منابع و با کدامین مبانى استخراج کرده ایم!؟
آیا اینها در جایى انسان را با خود و با فرایند حاصله از تناقض و کشمکش نیروها درگیر نمى سازد!؟

پس چگونه است که خود از بحران دم مى زنیم و در همان حال عاملى براى بسط بحرانها مى شویم باید توجه کرد که بحران مخربى که بسیارى از مناسبات مادى و فرهنگى ملتهاى مسلمان را در برگرفته ناشى از خلاء مطالعات فرهنگى است. هیهات که برنامه ریزان، سیاستگذاران و مجریان پیش از مطالعه فراگیر درباره مسایل نظرى و فرهنگى و کشف رابطه میان اعمال و مناسبات خرد و کلان و در باب سابقه تاریخى موضوعات، برنامه هاى اجرایى را تدوین نموده و امر به اجراء داده اند.

هشدار که تا غول بیابان نفریبد به سرابت‏.


منبع:
"اوقات فراغت، عارضه بزرگ جوامع بشرى در عصر حاضر" یادداشت اسماعیل شفیعی سروستانی، مدیر موسسه موعود/پایگاه خبری تحلیلی طلیعه

درمان کودکان مبتلا به ویروس فضای مجازی

 

 

علت اینکه بچه‌های ما این قدر میل و شوق دارند که وارد فضای مجازی شوند و ارتباطات و سرگرمی‌شان را تامین کنند، این است که موضوع ارتباط و تعامل با دیگران، تفریح و بازی که جزو نیازهای بدیهی شان است دیگر در خانواده و محیط واقعی تامین نمی شود.
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 4 دقیقه
فضای مجازی

 

 

«توجه داشته باشیم علت اینکه بچه های ما این قدر میل و شوق دارند که وارد فضای مجازی شوند و ارتباطات و سرگرمی شان را تامیین کنند، این است که موضوع ارتباط و تعامل با دیگران، تفریح و بازی که جزو نیازهای بدیهی و اولیه شان است دیگر در خانواده و محیط واقعی تامین نمی شود و عموماً به دلیل سنت های جدیدی که بر خانواده حاکم شده، این نیازها بدون پاسخ باقی می مانند.»

این جملات بخش هایی از سخنان حجت الاسلام محمد کهوند، کارشناس و پژوهشگر فضای مجازی است که در مورد آثار سوء استفاده افراطی از این فضا بر سبک زندگی نسل آینده مطرح شده است. در ادامه مشروح این گفت وگو  تقدیم حضورتان می شود:

با توجه به اینکه افراد در سنین کودکی شخصیت شان شکل می گیرد، به نظرتان ورود کودکان به فضای مجازی آن هم در سنینی که باید سرگرم بازی کردن باشند چه اثرات منفی دارد؟

برای آنکه تاثیر فضای مجازی روی کودکان را بررسی کنیم باید ببینیم که آیا این فضا بر افراد تاثیر می گذارد؟ بدیهی است که اثر دارد و قابل انکار نیست، اما برخی تاثیرات این فضا جزو اقتضائات اش است، مثل اینکه انسان ها ارتباطات‌شان با دنیای واقعی کم می شود، اینکه آدم ها از هم دور می شوند و اینکه انسان در عصر ارتباطات در فقر ارتباطات عاطفی به سر می برد و این جزو مسایل فضای مجازی است، یعنی حتی اگر این گستره بومی شود باز هم این خروجی ها را به نوعی شاهد خواهیم بود.

شب بیداری ها، محتوایی که در وب ارایه می شود و ... همه از جمله مسایلی است که روی سبک زندگی افراد تاثیر می گذارد. افراد عموما زمان وبگردی خود را شب ها انتخاب می کنند، چرا که سر و صدا کمتر است و در فضای خلوتی قرار می گیرند.

آیا درمانی برای این ویروس که ذره ذره در حال از بین بردن بسیاری از ارزش های دینی بومی ما است، وجود دارد؟

کسانی که به دنبال درمان هستند باید سنت های حسنه ترک شده را احیاء کنند. خانواده ها به فکر صله رحم باشند، فرزندآوری کنند. این مواردی است که دین بر آنها تاکید دارد.

خانواده هایی که می خواهند پیشگیری کنند باید مسئولیت پذیر باشند، بسیاری از والدین فکر می کنند این وظیفه آموزش و پرورش، صدا و سیما، روحانیت و .. است در حالی که حتی اگر همه این موارد به صورت جدی کار کنند و خانواده همراه نباش،د به هیچ وجه نمی توان نتیجه مطلوب را گرفت.

از سوی دیگر بچه ها باید مسئولیت پذیر تربیت شوند، وقتی که چنین باشد در برابر خدا، در برابر جامعه و در برابر خانواده احساس مسئولیت کرده و دست به هر کاری نمی زند. نکته دوم اینکه باید اصل مدیریت را راه اندازی و ذیل آن نسبت به پنج حوزه توجه کنیم. اولا باید مدیریت محتوا داشته باشیم. یعنی قبل از تهیه ابزار، محتوا را پیش بینی و فیلم و عکس خوب برایشان تهیه کنیم.

مسئله دوم مدیریت ابزار است؛ یعنی هر ابزاری را در اختیار فرزندان قرار ندهیم؛ مسئله دیگر مدیریت نیاز است، والدین ملزم به تهیه نیازهای کاذب بچه ها نیستند، بلکه باید ابزار مورد نیاز را تهیه کنند. چهارمین مسئله مدیریت زمان است، یعنی در زمان مشخص استفاده مشخص از فضای مجازی شود. علاوه بر این باید مدیریت مکان داشته باشیم یعنی باید این فرهنگ در خانواده جا بیفتد که هر جایی از فضای مجازی استفاده نکنند.

از سوی دیگر بحث ایمن سازی بچه ها بسیار مهم است، فرزندان ما با خداوند و با مراکز دینی ارتباط داشته باشند؛ منظور از ارتباط با خدا ارتباط عاطفی است که این مهم هم ذیل آموزش و وجود معنویت در قالب نماز و قرآن و دعا متبلور می شود.

آیا درمان قطعی برای معضلات ایجاد شده در خانواده ها ناشی از استفاده افراطی از فضای مجازی وجود دارد؟
این آسیب ها یکی دو روزه ایجاد نشده که سریع هم حل شود.،شاید مدت ها طول بکشد تا عوارض این مسائل از خانواده ها خارج شود. ابعاد آموزشی باید مثل گذشته در خانواده ها زنده شود، والدین در گذشته با فرزندان ارتباط خاص تری داشتند، احکام، اخلاق و مسایل زندگی را برایشان طرح می کردند. از تربیت فرزند ناامید نمی شدند؛ باید این  رویکرد مربی گونه والدین برگردد.

از سوی دیگر در حوزه بازی های رایانه ای هم باید از مدل های بومی استفاده کرد، اکنون بسیاری از این بازی ها در کافه بازار وجود دارد.

نکته آخر نیز آن است که والدین تا زمانی که استقلال در فضای مجازی ایجاد نشده و این فضا در کشور بومی نشده است خودشان مطالبه گر باشند و از مسئولان ذیربط شبکه ملی اطلاعات را مطالبه کنند.


 

منبع:
"عواقب دوستی بی حد و مرز کودکان با فضای مجازی/چگونه نسل آینده را با واقعیت آشتی دهیم؟"/مصاحبه خبرگزاری شبستان با حجت الاسلام محمد کهوند

من بهشت را براى تو ضمانت مي‌كنم

 

 

اگر انسان‌ها از طاغوت ها فرمان نمی بردند و خدا را رب خود قرار می‌دادند، جهان اسلام به فساد کشیده نمی‌شد و خون‌ها ریخته نمی شد.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه
تضمین بهشت

 

 


﴿الَّذينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ميثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُون ﴾[1]آنان كسانى هستند كه پيمان خدا را [كه توحيد و وحى و نبوت است ] پس از استوارى اش [با دلايل عقلى و علمى و براهين منطقى با عدم وفاى به آن ] مى شكنند و آنچه را خدا پيوند خوردن به آن فرمان داده است [مانند پيوند با پيامبران و كتاب هاى آسمانى و اهل بيت طاهرين و خويشان ] قطع مى نمايند و در زمين تباهى و فساد بر پا مى كنند، آنانند كه زيانكارند.

گروهی وفادار به این عهد و گروهی نقض کنندۀ این عهد

انسان ها در مواجۀ با پیمان های خداوند دو گروه می شوند: گروهی وفادار به این عهد و گروهی نقض کنندۀ این عهد. عهدهای خداوند برای تأمین سعادت دنیا و آخرت انسان ارائه شده است.

خداوند پیمان های خود را از طریق علمی که به انبیاء داده است و یا نازل کردن کتب الهی ارائه می دهد. قبول و عمل کردن به این پیمان ها، مصداق وفاداری به آن است و همچنین عدم قبول و عمل نکردن به آن ها مصداق نقض پیمان ها است.

مفسرین بزرگ قرآن بر اساس آیات و روایات پیمان های خداوند را در چند مصداق بیان کرده اند. ربوبیت خداوند یکی از حقایق و عهدهایی است که به تمام انسان ها ارائه شده است. در قرآن مجید ربوبیت خداوند به طور صریح بیان شده که به نوعی ابطال تمام بت ها، ربّ ها و فرهنگ های باطل است. ربوبیت این نکته را بیان می کند که مالک در تمام عوالم هستی، یکتاست و او پرورش دهنده چه در عالم تکوین و چه در مسائل پرورش حقیقی است. ربّ یعنی وجود مقدسی که مالک، مدبر، پرورش دهنده و متصرف است.

انواع تربیت های خداوند

تربیت و پرورش دادن خداوند دو نوع است: نوع اول پرورش و تربیت تکوینی است. نطفه در صلب تولید می شود و انتقال به رحم پیدا می کند. پروردگار عالم در پشت آن سه تاریکی و ظلمت (تاریکی شکم، تاریکی رحم و تاریکی بچه دان)[2] صورتگری کرده است و علقه را مضغه و مضغه را به استخوان بندی تبدیل کرده و بعد بر استخوان ها گوشت رویانده و زمانی که آماده حیات شد، روح به آن دمیده است. [3]

این نوع پرورش تکوینی در انسان، حیوانات و جمادات توسط رب یکتا صورت می گیرد.

نوع دوم پرورش و تربیت تشریعی است. زمانی که انسان به سن تکلیف می رسد، تربیت تشریعی خداوند آغاز می شود. یعنی انسان مکلف به اموری می شود که باعث پرورش و تربیت اوست. پروردگار عالم بهترین و صحیح ترین روش تربیت را برای انسان ارائه داده است. تمام مکاتبی که در مقابل خداوند به وجود آمده دارای عیب و نقص اند و در طول حیات انسان کاربرد واقعی ندارند. پیروی از روش های تربیتی تشریعی خداوند، باعث هدایت انسان و پیروی از مکاتب دیگر، باعث ضلالت و گمراهی انسان می شود که این امر را تجربه زندگی بشر نیز ثابت کرده است. [4]

اگر انسان‌ها درست عمل می‌کردند، بستر فساد در جوامع ایجاد نمی‌شد

على بن ابى حمزه مي گويد: دوستى داشتم كه از نويسندگان دفاتر بنى اميه بود، به من گفت: از حضرت صادق براى من اجازه بگير تا خدمت آن جناب مشرف شوم. من براى او اذن حضور گرفتم، هنگامى كه به محضر امام رسيد، سلام كرد و نشست، سپس گفت: فدايت گردم من در ديوان بنى اميه به شغل كتابت مشغول بودم، و از اين راه ثروت انبوهى به دست آورده ام، فعلاً از چنين درآمدى چشم پوشيده ام.

امام صادق فرمود: اگر بنى اميه كسى را براى كتابت امورشان نمي يافتند و مأمورى را براى جمع كردن ماليات پيدا نمي كردند و كسى نبود كه به سودشان بجنگد و در جماعتشان حاضر شود، قدرت بر سلب حق ما اهل بيت را نداشتند. اگر همه مردم آنان را ترك مي نمودند، و با آنچه داشتند رها مي شدند، به جز اندك مالى كه در اختيارشان بود، چیزی نداشتند. به طور قطع با کمبود نيرو و ثروت  در ميان  امت کاری از دستشان برنمي آمد.

كاتب بني اميه به آن حضرت گفت: از آنچه که به آن گرفتار شده ام راه نجاتى هست؟ حضرت فرمود: اگر تو را براى رسيدن به ساحل نجات راهنمایى كنم مي پذيرى؟ عرضه داشت: آرى مي پذيرم. فرمود: از آنچه از این طريق حقوق گرفته شده و در اختيار دارى جدا شو، چنانچه صاحب اموال را مي شناسى به آنان برگردان، و اگر نمي شناسى همه آن ها را در راه خدا صدقه بده، در صورت انجام اين كار، من بهشت را براى تو ضمانت مي كنم.

على بن ابي حمزه مي گويد: جوان كاتب مدتى طولانى سر به زير انداخت، سپس به حضرت گفت: فدايت شوم انجام مي دهم.[5]

اگر انسان ها از طاغوت ها فرمان نمی بردند و خدا را رب خود قرار می دادند، جهان اسلام به فساد کشیده نمی شد و خون ها ریخته نمی شد. خداوند در آیۀ عهد[6] ، از میان تمام اسماء خود، فقط اسم «رب» را ذکر می کند و این خود دلیلی بر اهمیت ارائه ربوبیت است.

 


 

پی نوشت:
[1]. بقره (2) : 27.
[2]. مؤلف : «خداوند در سوره زمر ، آیه شش بیان کرده که نطفه در پشت سه تاریکی پنهان است و این یکی از معجزات قرآن است که مطلبی را بیان کرده که در آن زمان کسی از آن اطلاع نداشته است. «يَخْلُقُكُمْ في بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ في ظُلُماتٍ ثَلاث »، شما را در شكم هاى مادرانتان آفرينشى پس از آفرينشى ديگر در ميان تاريكى هاى سه گانه [شكم و رحم و مشيمه ] به وجود آورد.»
[3]. مؤمنون (22) : 14.
[4]. یونس (10) : 32.
[5]. کافی : 5/106؛ وافی : 17/153.
[6]. أعراف (7) : 172.

 


منبع :
پایگاه عرفان

یکشنبه, 21 مرداد 1397 13:53

فرازهائی اززندگی امام جواد (ع)

فرازهائی اززندگی امام جواد (ع)

 

 

 
emam javadروز بیست ونهم ذیقعده (یکشنبه 21مرداد 97) مصادف است باسالروز شهادت امام نهم شیعیان، امام جواد (ع) درسال 220 هق... درجریان زندگی امام جواد ونوع موضعگیری هایشان درراستای رهبری وزعامت شیعه، اززمان حضورشان یک سلسله سؤالات و شبهاتی مطرح شده که به چند مورد آن اشاره می شود. ودرحدّ وسع اطلاعات خود به بررسی آن ها پرداخته می شود.
 
 بسم الله الرحمان الرحیم
 
 فرازهائی اززندگی امام جواد (ع)
به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر
اَلسَّلامُ عَلی مُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ الجَوادِ (ع)
 
 
روز بیست ونهم ذیقعده (یکشنبه 21مرداد 97) مصادف است باسالروز شهادت امام نهم شیعیان، امام جواد (ع) درسال 220 هق. امام محمّدتقی از سنّ 8 سالگی پس از شهادت امام رضا (ع ) به امامت رسیدند ودوران امامتشان 17 سال طول کشید. ودرسنّ 25 سالگی به شهادت رسیدند. 
دوران زندگی امام جواد (ع) به ویژه پس از هجرت امام رضا(ع) به ایران، دوران قوّت گرفتن مخفی شیعیان، وبه وجود آمدن انقلاباتی از جانب علویان دراطراف واکناف کشور اسلامی و به خصوص درایران بود. 
وبه خاطر این که این مجموعه ی اقلّیّت شیعه بتواند به حرکت و رشد خود ادامه دهد. از زمان آن امام، سازمان وکالت ائمّه علیهم السّلام شکل گرفت. وکلا از برجستگان شیعه بودند که واسطه ی بین امام ومردم شدند. وتا پایان دوران غیبت صغرای امام زمان (عج) نام 24 نفر ازآن ها درتاریخ ثبت شده است. از جمله علی بن مهزیار اهوازی وفضل بن شاذان نیشابوری وعبد العظیم حسنی و... رامی توان نام برد. 
درجریان زندگی امام جواد ونوع موضعگیری هایشان درراستای رهبری وزعامت شیعه، اززمان حضورشان یک سلسله سؤالات و شبهاتی مطرح شده که به چند مورد آن اشاره می شود. ودرحدّ وسع اطلاعات خود به بررسی آن ها پرداخته می شود. 
 
 
سؤال اوّل:
چرا امام جواد (ع) با امّ الفضل دختر مأمون ازدواج کرد، درحالی که مأمون پدر گرامیشان را به شهادت رسانده بود؟ 
 
پاسخ: 
مسئله ی ازدواج حضرت از دوجهت قابل بررسی است: یکی هدف مأمون از وادار کردن امام به این ازدواج، ودیگر دلیل تن دادن امام به این مسئله است 
  مأمون از این ازدواج چه هدفی داشت؟ 
1 – با فرستادن دختر خود به خانه ی امام جواد (ع) همیشه بتواند فعّالیّت های او را زیر نظر داشته باشد.
2 – باخیال خام خود می خواست امام را به خانواده ی فاسد وغرق درعیش ونوش خودش متّصل کند، دربین مردم اورا حقیر وقداست او را ازبین ببرد. 
3 – بااین وصلت می خواست اعتراض علویان برعلیه خودش را از بین ببرد. 
4 – عوام فریبی کند و بگوید که من می خواهم نوه ی من از فرزندان رسول الله باشد وبه آن افتخارکنم.
( البته دخترش فرزندی نیاورد، وفرزندان امام (ع ) ازهمسر دیگر امام هستند به نام سمانه مغربیه، که امام هادی اورا عارفه وسیّده نامیده است)
چرا امام تن به این ازدواج داده است؟
1 – این ازدواج براثر فشاری بود که مأمون برحضرت آورد وحتّی اورا تهدید کرد. 
2 – نزدیکی امام به مأمون می توانست مانع ترور حضرت بعد از مأمون توسّط معتصم، خلیفه ی بعدی باشد. وسران شیعه هم از فتنه ی خلفا درامان بمانند.
3 – فرصتی برای امام فراهم می شد که هم از نظر علمی، شیعه را تقویت کند، وهم از نظر اجتماعی وسیاسی با به وجود آوردن مسئله ی وکالت، سروسامانی به زندگی شیعه بدهد که درزمان امام هادی (ع) وبعداز آن حضرت، انقلابات علویان، وحکومت آن ها درطبرستان، درهمان دوران خلافت عبّاسی شکل گرفت. 
البتّه معتصم، وجود حضرت را نتوانست تحمّل کند وبا کمک پسرمأمون به نام جعفر وهمسر امام (ع) اورا مسموم وشهید کرد.   
 
 
سؤال دوّم: 
رهبری وامامت وزعامت جامعه درسنّ 8 سالگی چگونه باورکردنی وقابل توجیه است؟ 
 
پاسخ: 
1 – قرآن، پیامبرانی را معرّفی می فرماید که درسنین کودکی به پیامبری رسیدند، مانند حضرت عیسی و حضرت یحیی وحضرت یوسف علیهم السلام. جزء شرایط نبوّت وامامت، سنّ بالا نیست. شایستگی زعامت ورهبری دینی ازجانب خدا است. 
2 – درجریان ازدواج امام جواد(ع) باامُّ الفضل ومخالفت بنی عبّاس با این مسئله، مأمون برای نشان دادن جایگاه علمی حضرت، مجلس مناظره ی با یحیی بن اکثم قاضی القضاة خلافت عبّاسی ترتیب داد. که داستان مناظره دربحث صید درحرم خدا ودرحال احرام و... معروف است. پس از پاسخ های زیبائی که امام (ع) به یحیی دادند، مأمون خطاب به حاضران درمناظره گفت:
«آیا هیچ کس جوابی به این قاطعیّت می توانست بدهد؟ گفتند: خیر، به خدا قاضی هم نمی توانست. مأمون گفت: وای برشما، اهل این خانه – اهل بیت – ازهمه ی شما جداهستند. آیا نمی دانید که رسول خدا با امام حسن و امام حسین(ع) درحالی که کودک و نابالغ بودند بیعت کرد. وبا هیچ طفلی غیراز آن ها بیعت نکرد. وآیا نمی دانید که پدرشان علی (ع) به پیامبر(ص) درسنّ ده سالگی ایمان آورد، وخدا ورسول ایمانش را پذیرفتند، امّا از هیچ طفلی غیر او پذیرفته نشد، وپیامبر(ص) غیر از علی(ع) هیچ کودکی را به ایمان دعوت نکرد. آیا نمی دانید که آن ها ذرّیه ای هستند (بعضی از آن ها ازبعضی دیگر) هرچه برای اوّلینشان جریان دارد برای آخرینشان هم جریان دارد. همه گفتند تو بهتر می دانی» (تفسیر قمی 1/185 )
  3 – دربرخی از احتجاجات امام جواد ( ع) درهمان سنین نوجوانی با یحیی بن اکثم چنین نقل شده:
«یحیی به امام (ع) عرض کرد: ای پسررسول خدا چه می گوئی در مورد خبری که روایت شده که جبرئیل برپیامبرنازل شد وگفت: ای محمّد(ص) خداوند به تو سلام می رساند و می فرماید، از ابابکر بپرس آیا او از من راضی است؟ من که از اوراضی ام. امام جواد باتوجّه به شرایط مجلس گفتگو فرمودند: من منکر فضل ابوبکر نیستم، امّا برکسی که این خبررا آورده واجب است که خبر دیگری را از پیامبر (ص) نقل کند که رسول خدا درحجّة الوداع فرمودند: دروغ گویان حدیث درمورد من زیاد شده اند، وبعد از این هم بیشتر می شوند، کسی که عمداً به من دروغی رانسبت دهد جایگاهش در جهنّم خواهد بود. اگر درمورد من حدیثی به شما رسید آن را به کتاب خدا وسنّت من عرضه کنید. اگر موافق کتاب وسنّت من بود بپذیرید، واگر آن چه مخالف کتاب وسنّت من بود نپذیرید. واین خبری که درمورد ابوبکر گفتی موافق کتاب خدا نیست، زیرا خداوند می فرماید: (ما انسان را خلق کردیم ومی دانیم آن چه که در نفسش او را وسوسه می کند و ما از رگ گردن به او نزدیک تر هستیم – سوره ق 16 ) آیا رضایت وخشم ابوبکر برای خدا پنهان بوده؟ این از نظر عقلی محال است. 
سپس یحیی گفت: روایت شده مثل ابوبکر وعمر درزمین مانند جبرئیل و میکائیل درآسمان ها است. حضرت فرمودند: جبرئیل و میکائیل دوفرشته ی مقرّب خدا هستند که هرگز معصیت خدا نکرده اند ویک لحظه از اطاعت او جدا نشده اند، درحالی که عمر و ابوبکر قبلاً مشرک بوده اند و بعد مسلمان شده اند، محال است مثل جبرئیل ومیکائیل باشند. 
یحیی گفت: روایت شده که عمر و ابوبکر آقای پیر مردهای بهشتند... حضرت فرمودند: اهل بهشت همه جوانند ودرآن ها پیر مردی نیست. این روایت جعلی بنی امیّه است دربرابرسخن پیامبر(ص) درمورد امام حسن و امام حسین(ع ) که فرمودند: (این دو آقای جوانان اهل بهشتند)...
یحیی گفت: روایت شده، که پیامبر (ص) فرمود: اگر من به پیامبری مبعوث نمی شدم عمر مبعوث می شد. حضرت فرمودند: خداوند درآیه ی 7 سوره ی احزاب می فرماید که از انبیا و از تو ای پیامبر و از حضرت نوح پیمان نبوّت گرفته است. خداوندی که صادق است، چگونه می توان باور کرد که به میثاق ووعده اش عمل نکند. واز طرفی انبیا درچشم به هم زدنی مشرک نبوده اند. چگونه خداوند کسی را که بیشترین زمان عمرش را مشرک بوده به نبوّت برمی گزیند؟ وحضرت رسول فرمود: من پیامبربودم درحالی که آدم بین روح و جسد بود. 
یحیی گفت: روایت شده که پیامبر(ص) فرمود: هرگز وحی از من قطع نمی شد مگر این که گمان می کردم که وحی برآل خطّاب نازل می شود. امام جواد (ع) فرمودند: جایز نیست که پیامبر در نبوّتش شک کند... وچگونه ممکن است که نبوّت از کسی که خداوند برگزیده به یک مشرک منتقل شود؟...»  ( بحار الانوار 50/80)
نمونه ی این بحث ها که بخشی از آن نقل شده، درسنین نوجوانی جایگاه امامت وولایت را تثبیت کرد.
 
 
سؤال سوّم:
به نظر می آید که درجامعه ی تشیّع به ویژه از زمان امام صادق(ع ) توجّه به ظهور منجی ومسئله ی غیبت وظهور قائم آل محمّد(عج) در تبلیغات ورهنمود های ائمّه(ع) بابرنامه ریزی دقیق پی گیری می شد. با توجّه به شرایط زمان امام جواد (ع)، توجّه امام به این مسئله تاچه اندازه بوده است؟
 
پاسخ: 
از تشکیل سازمان وکالت، وبسیاری از سخنان ودعاهای امام برمی آید که هم شیعه را برای برخورد منطقی با دوران غیبت امام زمان(عج) آماده می کردند.و هم امید نجات مستضعفان را درجامعه ی موعود دردل ها زنده نگه می داشتند. وهم وظائف شیعه را دردوران غیبت تاظهور برای حفظ وحراست از ارزش های الهی مشخّص می فرمودند. به عنوان نمونه به فراز کوتاهی از دعای قنوت امام جواد(ع) در این رابطه توجّه می کنیم:
«...خداوندا دشمنان، تمام زمین تو را درفضای لالی وکوری وتاریکی شدید وسخت رها کردند. چشم هایشان باز ودل هایشان نابینا است... خداوندا برای آن ها دربرابر تو حجّتی باقی نمانده. خداوندا تو خود آن ها را از عذابت برحذر داشتی وکیفرت را بیان کردی. وبه انسان های مطیع، احسانت را وعده دادی... پس عدّه ای ایمان آوردند، پس تأیید کن کسانی را که ایمان آورده اند بردشمنانت و دشمنان اولیای خودت، تا آن ها پیروز گردند وبه حق دعوت کنند، وتابع امام منتظر قائم به عدل باشند... خداوندا برمحمّد وآل او(ص) درود فرست وضعف انسان های مخلص درگاهت را با محبّت قوّت ببخش، آن هاکه ازما درراه مواسات با یکدیگر پیروی می کنند ویاد مارا دراجتماع خودشان دوست دارند. خداوندا ارکان زندگی این منتظران را تقویت کن، وآن دینی را که برای آن ها پسندیده ای برایشان استوار گردان، ونعمت خود را برآن ها تمام کن، وآن ها را خلاصی بخش...خداوندا راه فقر را برآن ها سدّ کن، وپراکندگی وفلاکتشان را ترمیم نما...»  ربیع الانام 94 تا 96
 
هجر تو باما کارخود راکرد برگرد
مجنونمان کرد وبیابان گرد برگرد
دیدی که مهرت مبتلامان ساخت تاسوخت
دیدی که غم برما چها آورد برگرد
مائیم وصبر و دیده ای بیدار، خونبار
مائیم وتیغ یک جهان نا مرد برگرد
آقا نبودی عاشقی خون خورد تا مرد
آقا نبودی باغمان شد زرد برگرد

 

چرا در نیازهای مادی به امام جواد متوسل می‌شویم؟

 

 

علما، دانشمندان و اهل ذوق برای ورود به قلب امام رضا، جلب نظر ایشان و نیز برای محبوب شدن نزد امام رضا علیه السلام امام جواد را واسطه قرار می دهند و بیان می کنند که برای ورود به محضر امام رضا علیه السلام از "باب الجواد" وارد شوید
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 15 دقیقه
شهادت امام جواد

 

 

 

به مناسبت شهادت امام نهم، امام محمد تقی علیه السلام گفتگویی داریم با دکتر ابراهیم عزیزی بهروز، استاد حوزه و دانشگاه.

تبیان: از توجهات امام رضا (ع) به فرزندشان امام جواد (ع) برایمان بفرمایید؟
برای شناخت جایگاه امام جواد در نگاه امام رضا باید پیشینه و بستری را مورد بررسی قرار داد تا ریشه این توجهات و شدت علاقه و سفارشاتی که نسبت به امام جواد علیه السلام شده است، در بیاید.

امام جواد علیه السلام امام نهم شیعیان، پدر ارجمندشان امام رضا علیه السلام می باشد. به زمان امام رضا علیه السلام  نگاهی می اندازیم و آن این که قبل از تولد امام جواد علیه السلام، جامعه و دوران امام رضا با چند مشکل و بحران اساسی مواجه بود؛

«ابو یحیاى صنعانى» مى‌گوید: روزى در محضر امام رضا(ع)، فرزندش ابو‌جعفر را که خردسال بود، آوردند. امام فرمود: «هذَا الْمَوْلُودُ الَّذی لَمْ یُولَدْ مُوْلُودٌ اَعْظَمُ بَرَکَةً عَلی شیعَتِنا مِنْهُ؛ این مولودی است که با برکت تر از او برای شیعیان ما زاده نشده است.


اولاً؛ از یک سو پس از شهادت امام کاظم(علیه السلام) گروهى که به «واقفیّه» معروف شدند، امامت حضرت رضا(علیه السلام) را انکار کردند. آن ها کسانی بودند که در جریان امامت امام کاظم علیه السلام توقف کردند. بدین جهت به واقفیه و توقف کنندگان مشهور شده اند.

در حقیقت این گروه همان هفت امامی ها هستند. اعتقاد آن ها این بود که امام کاظم علیه السلام از دنیا نرفته و به آسمان عروج کرده و منجی آخر الزمان ایشان هستند. غلوهایی در رابطه با امام کاظم داشتند و بیان می کردند که امامت بعد از امام کاظم علیه السلام دیگر ادامه نداشته و امامی نخواهد آمد.
 
ثانیاً: حکام و حاکمان زمان امام رضا با نفاق و ریا، دسیسه هایی را برای ایشان برنامه ریزی می کردند. جلسات و مباحثی را بر پا می کردند، دشمنی مخالفان را نسبت به امام رضا علیه السلام تشدید می کردند و خلاصه شرایط بسیار سختی برای امام رضا پیش امده بود.

ثالثاً: از سویی امام رضا(علیه السلام) به نقل از روایات تا 40 و اندی سالگی پسری نداشتند. حتی در مورد دختر داشتن امام هم قول های مختلفی وجود دارد. نکته مهم و البته عامل اصلی که دشمنان برای کنایه به امام رضا به آن تمسک جستند فقدان فرزند پسر  براى امام رضا(علیه السلام) بود که، هم امامت خود آن حضرت، و هم تداوم امامت را زیر سوال مى برد و واقفی ها این موضوع را دستاویز قرار داده امامت حضرت رضا(علیه السلام) را انکار مى کردند.

«ابن قیاما» که از سران «واقفیه» بوده است، طى نامه اى به امام رضا(علیه السلام) او را متهم به عقیمى کرد و نوشت: چگونه ممکن است امام باشى در صورتى که فرزندى ندارى؟! امام در پاسخ نوشت: از کجا مى دانى که من داراى فرزندى نخواهم بود، سوگند به خدا بیش از چند روز نمى گذرد که خداوند پسرى به من عطا مى کند که حق را از باطل جدا مى کند.

این نوع پرسش ها گاهاً از طرف عده ای از دوستداران و طرفداران امام که معرفت و بصیرت لازم را نداشتند هم ایجاد شبهه می کرد تا جایی که غیر مستقیم و گاهی مستقیم به امام رضا در باب امامت بعد از ایشان به دلیل فقدان فرزند پسر، اظهار ناراحتی و نگرانی می کردند که امام در جواب این ها می فرمودند که خداوند به من پسری خواهد داد و امامت ادامه دارد.

تولد امام جواد علیه السلام در حقیقت خاتمه‌ای البته موقت بر سم پاشی های موجود در جامعه بود که با این رویداد یک اعتبار و قوتی به مکتب تشیع داده شد و عده ای را به سکوت وا داشت.

تبیان: چرا امام رضا(ع) زندگی امام جواد(ع) را پر خیر و برکت‌تر از دیگران اعلام فرموده است؟
روایتی در کتاب کافی، جلد 2، ص 106 روایت نهم آمده که «ابو یحیاى صنعانى» مى گوید: روزى در محضر امام رضا(علیه السلام)، فرزندش ابوجعفر را که خردسال بود، آوردند. امام فرمود: «هذَا الْمَوْلُودُ الَّذی لَمْ یُولَدْ مُوْلُودٌ اَعْظَمُ بَرَکَةً عَلی شیعَتِنا مِنْهُ؛ این مولودی است که با برکت تر از او برای شیعیان ما زاده نشده است.

در حقیقت امام رضا (ع) بعد از به دنیا آمدن فرزندشان امام جواد(ع)، یک فرج و گشایشی را برای تشیع در زمان خود و زمان امام جواد و نیز برای آیندگان توصیف می کنند. این فرج، گشایش و برکت در حقیقت نقطه شروعی است برای توسل به این امام در طول زندگی.

خیر و برکات امام جواد علیه السلام از همان روز ولادت ایشان آغاز شد. ضمن اینکه اسم با مسمای این امام به نام جواد یعنی بسیار بخشنده و بسیار جود کننده، خود تأییدی بر وجود با برکت ایشان می باشد.

تبیان: واقفیه در نسب شناسی امام رضا(ع) شبهه ای نداشتند؟
این سکوت و آرامشی که با تولد امام جواد (ع) به وجود امده بود، دیری نپایید که شبهات و سؤالات دیگری مطرح شد و آن اینکه عده ای ادعا کردند که حضرت جواد، فرزند على بن موسى نیست!!و می پرسیدند اگر شما نبودید، ما به چه کسی رجوع کنیم؟ امام می فرمودند: به همین کودک. این کودک بسیار برکت دارد و  بعد از من امام است.

یکی از دلایل سنگینی فضا در زمان امام رضا(ع) بی ادبی ها و ایجاد شک و تردید در نسب شناسی امام رضا(ع) است. بسیاری از مخالفان، کار را به جایی می رسانند که به امام رضا (ع) با کمال بی ادبی و بی احترامی بیان می کردند که این پسر فرزند امام رضا (ع) نیست و برای اطمینان در این نسب شناسی باید افراد چهره شناس و نسب شناس آن را تأیید کنند.

 علما،دانشمندان و اهل ذوق این موضوع را متوجه شده‌اند و برای ورود به قلب امام رضا و  برای محبوب شدن نزد امام رضا (ع) امام جواد را واسطه قرار می دهند و بیان می کنند که برای ورود به محضر امام رضا (ع)  از "باب الجواد" وارد شوید. برای این تقرب توصیه شده که امام رضا را به مولود با برکتشان قسم داده شوند.



با اکراه امام رضا(ع)، مساله به این جا می رسد که چهره شناسان را می آورند و امام رضا را بین چند نفر دیگر می نشانند و لباس امام را عوض کرده و کلاهی بر سر امام می گذارند و از چهره شناسان می خواهند که بگویند پدر این کودک کدام یک از این ها هستند.

نقل است که چهره شناسان همین طور که کودک را می بینند تسلیم می شوند و اقرار می کنند که این کودک بسیار مبارک است. چرا که آن ها نشانه هایی را در این کودک و امام جواد علیه السلام می دیدند. ضمن اینکه تا آن جمعیت را دیدند اعلام کرده و اشاره می کنند که پدر این کودک نیز آن مرد بزرگوار است و وقتی این کرامت و بزرگی را می بینند محل را ترک می کنند.

تبیان: شنیده می شود که که برای حضور به محضر امام رضا(ع) بهتر است از "باب الجواد" وارد شده و خدمت حضرت برسیم. اهمیت این بیان را چگونه ارزیابی می فرمایید؟
امام جواد چندبعدی گشایش گر است. ضمن این که علما،دانشمندان و اهل ذوق این موضوع را متوجه شده اند و برای ورود به قلب امام رضا و گرفتن نظر از ایشان و نیز برای محبوب شدن نزد امام رضا علیه السلام امام جواد را واسطه قرار می دهند و بیان می کنند که برای ورود به محضر امام رضا علیه السلام از "باب الجواد" وارد شوید. برای این تقرب توصیه شده که امام رضا به مولود با برکتشان قسم داده شوند.

از طرفی نیز باید گفته شود که این مسأله نه اینکه در روایات به آن اشاره نشده باشد اما از آن جا که این مسائل یک رویکرد ذوقی و احساسی دارد، روی این روایات و اسناد خیلی اتقان نیست ضمن اینکه نمی توان رد کرد.

دانشمندان حدیث روی مباحث و احادیث فقهی بسیار ظریف و دقیق وارد می شوند اما در زمینه های ذوقی و احساسی و مقداری هم اخلاقی خیلی به طور دقیق وارد نشده لذا به این موارد می توان تکیه کرد اما در عین حال به آن ها نمی توان خیلی اتقان استناد داد.

این مسأله یک حالت دریافتی، دلی و ذوقی است که امام رضا (ع) از تولد این فرزند خوشحال شده و وعده گشایشگر بودن و خیرات و برکات را در این تولد می دهند، همین دستاویز بزرگ و مبارکی برای ما شیعیان است و قطعاً هم این گونه است که به تجربه هم اثبات شده خود امام جواد (ع) و نزدیک شدن به امام رضا(ع) به واسطه امام جواد (ع) می تواند نتایج بسیار شگرفی حاصل کند.


تبیان: خیر و برکتی که امام جواد (ع) برای تشیع داشته اند را در چه نکته اساسی می توان یافت؟
امام جواد علیه السلام در کودکی به امامت می رسند و عمر شریف ایشان کمتر از 26 سال (در روایات 25 سال و چند ماه) نقل شده است اما برکتی که برای تشیع داشتند و می توان از آن یاد کرد این است که آن عقده و گره ای که در زمان امام رضا علیه السلام مطرح شده بود، با تولد ایشان برطرف شد. ضمن اینکه قبل از تولد امام جواد علیه السلام، امام رضا تأکید داشتند که این مولود پر برکت ترین مولود نسبت به شیعیان ما هستند.

شرایط زمان مختلف ایجاب می‌کرد که در زمان های مختلف ائمه، مردم برای موضوعات خاصی به امام رجوع می‌کردند و این در اذهان و دل و شوق مردم مانده و چون ارادت در این زمینه بیشتر شده، این مشهوریت هم برای امام پیش آمده است.

 این نکات در کنار هم شدت علاقه امام رضا علیه السلام نسبت به امام جواد علیه السلام را بیان می‌کند.

تبیان: با توجه به اینکه ما اعتقاد داریم "امامان نور واحد هستند"، اما در موضوعات مختلف می بینیم هر یک از ائمه به موضوعی خاص شهره شده اند؛ چنانچه برای امور مادی و دنیوی به توسل به "امام جواد (ع)" توصیه شده. این نگاه را چگونه ارزیابی می کنید؟
ما معتقد هستیم که ائمه علیهم السلام نور واحد بوده؛ یعنی امامان هر کدام در جایگاه امام معصوم دیگری بودند خط و سیر فکری و حرکتی آن ها یکی بوده است، چرا که آن ها انسان کامل هستند و هیچ گاه غلبه هوای نفس و خواسته های دنیوی بر آن ها وجود نداشته و همیشه به مسائل نگاه متکاملی داشته اند. 

ضمن اینکه ما قبول داریم امامان نور واحد بودند اما مباحثی چون همین موضوعی که اشاره فرمودید مطرح می شود. در تبیین این موضوع باید این گونه گفت که به خاطر بعضی شرایط ویژه ای که برای امامی در زمان ایشان پیش آمده، آن امام معصوم به آن موضوع شهره شده و مردم در رابطه به آن موضوع به آن امام خاص گرایش پیدا کرده اند.

مثلاً در باب انتقام از ظالم مشهور است که به امام علی علیه السلام متوسل شوید. برای پناه بردن از دست ظالم به امام رضا علیه السلام؛ مثل داستانی که در رابطه به آهویی که امام رضا پناه آورده بود مطرح شده است. از این موضوعات بوده و این گرایشات و توصیه ها سینه به سینه چرخیده است.


همان طور که عرض شد شرایط زمان این گونه بود که در زمان‌های مختلف ائمه، مردم برای موضوعات خاصی به امام رجوع می کردند و این در اذهان و دل و شوق مردم مانده و چون ارادت در این زمینه بیشتر شده، این شهرت هم برای امام پیش آمده است.

ضمن اینکه امام جواد علیه السلام به خاطر اسمی که داشته اند، به خاطر شرایطی که در آن عصر بوده و نیز به خاطر علاقمندی و گرایش مردم و مراجعات و درخواست های آن ها که در موضوعات مادی به امام داشته اند، توصیه هایی از این دست از طریق علما و اهل دل شده که مردم نیز به واسطه ایمانی که به اهل بیت دارند، جواب هایی از این توسلات گرفته اند و این نقل و شهرت وجود دارد. که مواردی را به عنوان مصادیقی در رابطه با این موضوع عرض می کنیم:

کتاب بحار ،ج 50 روایتی را نقل می کند که فردی به نام "اسماعیل بن عباس هاشمی" روز عیدی به دیدن امام جواد علیه السلام می رود و ابراز تنگی معیشت کرده و بابت اوضاع اقتصادی اش گله می کند. حضرت جواد علیه السلام از زیر سجاده شان قطعه طلایی را به این فرد می دهد که نوشته اند 16 مثقال طلا بوده که این را جزو کرامات امام جواد علیه السلام بیان کرده اند. داریم که به مناسبات مختلفی که مردم در باب معیشت و موضوعات مالی و اقتصادی به امام رجوع می کردند، ناامید نشده و دست پر از محضر امام خارج می شدند.

کفعمی در کتاب مصابیح‌الجنان می‌گوید: در شبانه‌روز ساعتی مخصوص امام جواد (ع) است و برای وسعت روزی نقش بسیار مهم و مؤثری دارد. شیخ طوسی نیز ساعتی را برای توسل به امام جواد (ع) با معرفی دعایی خاص بیان می کند. این بزرگان اذعان دارند که دو ساعت بعد از نماز عصر ساعت توسل به امام جواد (ع) می باشد.



در احوال بزرگان و علما نیز آمده که بزرگانی چون عبدالکریم کشمیری در کتاب روح و ریحان ص 101 می فرمایند که قرائت سوره یس و هدیه کردن ثواب آن به امام جواد علیه السلام برای روزی بسیار گشاینده است.

علامه محمد باقر مجلسی در بیان دعای؛ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِ‏ وَلِيِّكَ‏ مُحَمَّدِ بْنِ‏ عَلِيٍ‏ إِلَّا جُدْتَ‏ بِهِ عَلَيَّ مِنْ فَضْلِكَ وَ تَفَضَّلْتَ بِهِ عَلَى مَنْ وَسِعَكَ وَ وَسَّعْتَ عَلَيَّ رِزْقَكَ وَ أَغْنَيْتَنِي عَمَّنْ سِوَاكَ وَ جَعَلْتَ حَاجَتِي إِلَيْكَ وَ قَضَاهَا عَلَيْكَ إِنَّكَ لِمَا تَشَاءُ قَدِيرٌ، می فرماید این دعا که در حقیقت توسلی به امام جواد بوده و طلب واسطه گری از امام در امر روزی است، بسیار مؤثر می باشد.

کفعمی در کتاب مصابیح الجنان می گوید: در شبانه روز ساعتی مخصوص امام جواد علیه السلام است و برای وسعت روزی نقش بسیار مهم و مؤثری دارد. شیخ طوسی نیز ساعتی را برای توسل به امام جواد علیه السلام با معرفی دعایی خاص بیان می کند. این بزرگان اذعان دارند که دو ساعت بعد از نماز عصر ساعت توسل به امام جواد (ع) می باشد.

سعی و تلاش ما است که زمینه‌ساز اجابت ادعیه است

نکته ای که در باب تکمله بحث رزق و روزی باید بیان شود این است که این ادعیه به تنهایی بدون کار و تلاش و داشتن مدیریت صحیح هیچ بازخورد و نتیجه ای نخواهد داشت. از آیات قرآن کریم است که می فرماید: وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى ﴿سوره نجم،آیه 39﴾ اشاره به این حقیقت می کند که سعی و تلاش ما است که زمینه ساز اجابت ادعیه است. بدون تلاش و مدیریت صحیح در امور اقتصادی دعایی به استجابت نمی رسد.

در روایات گروهی به عنوان ملعونین نزد خدا یاد شده اند؛ یک دسته از آن ها کسانی هستند که در خانه بنشیند و بدون هیچ تلاش و کوششی فقط دعا کرده و از خداوند درخواست رزق و روزی کنند. در حقیقت دعا به همراه عملکرد صحیح ما است که جواب می دهد. عملکرد ما زمینه ساز لازم و ضروری برای استجابت دعا است و بدون عملکرد قطعاً نتیجه ای نخواهد داشت.