ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

خبر بد را بهتر است چه کسی بگوید؟ مرد یا زن؟

 

 

 

خبر اخراج شدن از کار، بیماری و یا مرگ عزیزان، تصادف و ... خبرهای ناخوشایندی هستند که انتقال دادن چنین خبرهایی از شنیدن انها سخت تر است لذا نحوه ی انتقال دادن خبرهای بد نیاز به مهارت هایی دارد که لازم است تنها افراد با تجربه دست به چنین کارهایی بزنند و یا برای پیش قدم شدن باید بدانید که چطور می توانید خبرهای بد را منتقل کنید ؟
 

 

 

به گفته ی محققان، خبر بد را باید بدون شاخ و برگ دادن بدهید؛ این چیزی است که طرف مقابل تان ترجیح می دهد. همه ی ما به احتمال زیاد زمانی در زندگی مان ناچارا مجبور می شویم خبر بدی را به کسی برسانیم. خبر طلاق، اخراج شدن از کار، رد یک درخواست و یا نتیجه ی یک آزمایش که حاکی از یک بیماری سخت است، خبرهایی از این دست چیزهایی هستند که متاسفانه گاهی وظیفه ی رساندن شان را به مخاطب خواهیم داشت.

وقتی در چنین شرایطی قرار می گیریم همیشه این سوال مطرح می شود که چطور باید این خبر را بدهیم. آیا باید مستقیما بگوییم یا در لفافه و با کلماتی تسلی بخش سعی کنیم تا جایی که امکان دارد طرف مقابل را پریشان نکنیم؟

تحقیقات جدید در دانشگاه بریگم یانگ و دانشگاه آلابامای جنوبی می گوید، بهترین کار این است که خبر ناخوشایند را به سرعت بدهیم، دست کم این چیزی است که فرد مقابل ترجیح می دهد!  این نتیجه ای است که محققان به آن دست یافته اند اما نظر پزشکان در اینباره چیست ؟

خبر بد را بهتر است چه کسی بگوید؟ مرد یا زن؟

این به خبر بستگی دارد؛ مثلا اگر خبر بد در مورد فوت فرزند یک زن است، بهتر است یک زن این کار را انجام دهد چون او به‌عنوان یک مادر می‌تواند احساس همدردی بیشتری داشته باشد و با ظرافت بیشتری این خبر را به یک مادر بگوید ولی آقایان معمولا در چنین مواردی نمی‌توانند زیاد موفق باشند. از طرفی دیگر، گفتن بعضی خبر‌ها به‌وسیله همسر(مرد) بهتر است چون زنی که با همسرش احساس راحتی ‌می‌کند، شنیدن خبر بد از زبان او برایش راحت‌تر است و از طرفی شوهر احساسات همسرش را بیشتر می‌شناسد و مثلا می‌داند خبر را در خانه بگوید یا رستوران و اصلا همسرش در چه ساعتی از روز سرحال‌تر است.

چه شرايطي براي گفتن خبر بد نامناسب است؟

دکتر اربابي، روانپزشک و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهران می گوید: بدترين کار، گفتن ناگهاني است. گفتن ناگهاني و بدون همدردي، آني و سريع، کار غلطي است و مشکلات هيجاني فرد را زياد مي‌کند. سعي کنيم که تلفني اين کار را انجام ندهيم و در واقع پيش از دادن خبر بد، بايد شرايط مناسب را مهيا کنيم.

گاهي اوقات خبر را مستقيم به فرد نمي‌گويند و ترجيح مي‌دهند او را به مراسم سوگواري ببرند تا همان جا با مسأله مواجه شود. اين کار درستي است؟

نه، چون ما از هرگونه اقدام ناگهاني و بدون مقدمه بايد پرهيز کنيم. ناگهاني گفتن ممکن است فرد را دچار اضطراب شديد و شوک رواني کند؛ براي مثال، اينکه تلفن را برداريم و بگوييم آن عزيز مرد، تمام شد، به فرد شوک وارد مي‌کند و آن لحظه تلفن ممکن است تا مدت‌ها و سال‌ها بعد توي گوش او بماند. پس براي گفتن چنين خبرهايي بايد شخص را پله‌به‌پله و مرحله‌به‌مرحله آماده کنيم.

 

بعضی برای گفتن خبر بد، پزشکان را واسطه می‌کنند

این کار، کار مناسبی نیست.  بهتر است خبر بد را نزدیک‌ترین فرد به شخص مورد نظر بگوید چون بیشتر و بهتر با خصوصیات شنونده خبر آشنایی دارد. البته زمان گفتن خبر هم مهم است؛ مثلا بارها پیش آمده کسی مریض بوده و به فردی که خارج از کشور بوده اطلاع نداده‌اند و آنقدر این خبر را پنهان کرده‌اند که فرد فوت کرده است. گاهی فکر می‌کنیم شاید نرساندن خبر بد به صلاح فرد مورد نظر باشد و مصلحت در آن باشد که خبر یا بخش‌هایی از خبر را مخفی کنیم در حالی که بسیاری از پنهانکاری‌هایی که از روی دلسوزی و نگرانی صورت می‌گیرد، برای فردی که خبر به او مربوط است، مشکلات بیشتری ایجاد خواهد کرد.

ويژگي‌هاي فردي که خبر بد مي‌دهد

چون موقعيت دشواري است، بايد کسي عهده‌دار اين کار شود که اول خودش مايل باشد نه به اجبار او را مسوول اين کار کنند، چون کسي که چنين وظيفه‌اي را به عهده مي‌گيرد، خود دچار اضطراب مي‌شود و حتي تا چند ساعت هم اين اضطراب را خواهد داشت. پس او بايد توانايي اين کار را در خود احساس کند و بتواند شرايط را تحمل کند و پاسخ‌هاي هيجاني مناسبي نشان دهد.

بهتر است يک بزرگ‌تر انتخاب شود که از کنترل هيجاني مناسبي برخوردار باشد، با اينکه گاهي واقعا سخت است که آدم بتواند بر خودش مسلط باشد.

بهتر است اين شخص از فرهنگ اين خانواده يا اجتماع مطلع باشد چون براي فرهنگ‌هاي گوناگون از روش‌هاي متعددي بايد استفاده کرد.

کلام آخر اينکه کار ما پس از گفتن خبر تمام نمي‌شود، بلکه تازه وقت حمايت عاطفي از فرد داغ‌ديده است که نبايد حس تنها بودن يا رهاشدگي داشته باشد که خوشبختانه آداب و رسوم مذهبي و فرهنگي ما، به برگزاري مراسم متعدد و حضور در کنار خانواده داغديده تأکيد دارد و در رابطه با خبرهایی غیر از مرگ هم باید با طرف مقابل همدردی شود و با روش های مناسب همچون تفریح ،مسافرت و  بودن در کنار فرد آسیب دیده سعی کنید حواس او را از موضوع پیش امده پرت کنید و ذهنش را بر موضوعات دیگری متمرکز کنید.

 


 

منابع : نمناک / ایران سلامت و وب سایت دکتر حامد محمدی کنگرانی

یکشنبه, 07 مرداد 1397 22:18

خرافات دردسرساز!

 

وقت عطسه به جای "صبر اومد" بگوییم "الحمدلله"

 

 

 

این باور خرافی که با عطسه کردن، باید برای هر کار و اقدامی صبر کرد وگرنه آن کار به فرجام نمی­رسد یا خطری ما را تهدید می­کند، هیچ اساس علمی یا ماورائی یا دینی ندارد. و همان­طور که دهان به دهان به عصر ما رسیده، می­تواند کم کم رخت بربندد و فراموش شود.
 
 
 
 
عطسه

 

 


سفره عقد خیلی با سلیقه چیده شده. همه چیزهایی که نشان از برکت و شیرین­کامی و محبت باشد، توی سفره گذاشته­اند؛ خانواده­ عروس و داماد با ذوق و لبخند، آماده و منتظر! عروس و داماد بعد از مقدمات فراوان و گذر از مراحلی شبیه هفت خان رستم، دل توی دلشان نیست که تا چند دقیقه دیگه، به هم پیوند می­خورند؛ اضطراب و شیرینی، طعم متضادی دارند؛ اما با هم گلوی عروس و داماد را کمی خشک کرده­اند. عاقد، مرد محترمی است که بیرون درب مهمان­خانه روی صندلی نشسته و دفتر بزرگ و سنگینی روی میز روبرویش باز کرده، او هم منتظر است تا همهمه بخوابد و مأموریت شیرینش را آغاز کند.

عطسه دردسرساز!

بالاخره مادر داماد دستهایش را بلند می­کند و میهمان­ها را دعوت به سکوت می­کند تا صدای عاقد برسد. تا عاقد خواند: "النکاح سنتی" خاله عروس بلند عطسه کرد! ناگهان توجه همه جلب صدای عطسه شد و سه تا دختر بچه­­ای که پشت سر عروس با تور لباسش بازی می­کردند، ریز ریز خندیدند. خاله که خودش عطسه کرده بود، خودش بلند گفت: "آقا صبر اومد نخون خطبه رو!" عاقد با لحنی پدرانه گفت: صلوات بفرستید؛ خیره ان­شالله خواهر. و تا آمد از عروس وکالت بگیرد، عمه داماد نگذاشت: "نه! بالاخره صبر اومده، یه چیزی هست دیگه! بذارید برا یه روز دیگه." دوباره همهمه و نگاه نگران عروس و داماد که به هم دوخته شد، عاقد با دفتر بزرگش از خانه رفته بود!

این اتفاق، تراژدی تلخی است که مثل فیلم­ها می­ماند اما تلخ­تر از آن، این است که هنوز در جامعه ما به واقعیت می­رسد! هنوز آدم­های زیادی هستند که ترس­های ریشه­دار و قوی دارند و ایمان­های سطحی و ضعیف؛ و برای آرام کردن و جبران ترس و ضعفشان، به باورهای عجیب و بی­پایه دامن می­زنند.

عطسه؛ موجب ایجاد خطر یا مخبر حادثه ناگوار در آینده؟

برای خیلی­‌ها روشن است که هیچ ارتباط علت و معلولی بین عطسه­کردن با خطبه عقدی که قرار است خوانده شود یا سفری که خانواده راهی آن هستند یا هر تصمیم ریز و درشت دیگری، وجود ندارد. عطسه نه موجب ایجاد خطری می­شود نه خبر از حادثه ناگواری در آینده می­دهد؛ بلکه تنها یکی از عوامل دفاعی بدن است که می­تواند برخی از میکروب­ها را دفع کند. پس امر مفیدی است برای بدن اما هیچ ارتباطی با اتفاقات پیرامون ندارد که لازم باشد دست از کار و تصمیم و اقدام بشوییم و صبر کنیم و منتظر بمانیم که چه می­شود!

اما پافشاری برخی اطرافیان بر اعتقاد به این باور خرافی و ایجاد جوّ ترس، گاهی افراد آگاه و روشن را هم در موضع انفعال قرار می­دهد و در عمل، به این باور بی­پایه میدان داده می­شود.

اسلام عزیز دستورات عملی آسانی دارد که اگر در سبک زندگی ما وارد شود و در رفتارهایمان ماندگار باشد، ناخودآگاه  و به مرور، فضا عوض می­شود. مثلاً در مورد عطسه، دو دستور داریم؛ هم برای کسی که عطسه می­کند و هم برای کسانی که در کنار او هستند و شاهد عطسه او هستند.

بر عطسه کننده مستحب است وقتی عطسه کرد، خدای متعال را حمد کند. از امام باقر عليه السلام روايت شده است كه فرمود: «هنگامى كه انسان عطسه زد اين ذكر را بگويد: «اَلْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَصَلَّى اللهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَيْتِهِ.»[1]

از حضرت رسول صلى الله عليه و آله روايت شده است كه فرمود: «هرگاه كسى عطسه زد او را دعا كنيد، هر چند فاصله بسيارى در ميان شما باشد" [2] از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود: «حقّ مسلمان بر برادر مسلمانش آن است كه هنگام ملاقات به او سلام كند و هنگام بيمارى از او عيادت كند و در غياب وى خيرخواه او باشد و هرگاه عطسه زند او را دعا كند. كسى كه عطسه زد بگويد: «اَلْحَمْدُ للهِِ رَبِّ الْعالَمينَ، لا شَريکَ لَهُ» و ديگران به او بگويند : «رَحِمَکَ اللهُ» و او در پاسخ بگويد: «يَهْديكُمُ اللهُ وَيُصْلِحُ بالَكُمْ" [3]

روایاتی که ذکر کردیم، حکایت­گر نکات زیبایی هستند:
اول- حتی فعل ساده و طبیعی عطسه، با یاد خدا و حمد و ثنای او برای نعمت سلامتی و همه نعمات الهی همراه می­شود و این یعنی، ریز و درشت زندگی مسلمان، باید رنگ و بوی بندگی داشته باشد و وصل به خدا شود.

دوم- وقتی با هر عطسه، (به اصطلاح) دیالوگی شکل می­گیرد که یاد و نام خداست، فضا، فضای معنویت می­شود و بر ترس­های بی­اساس از خطر و حادثه ناگوار، غلبه می­کند.

سوم- اسلام از هر فرصتی برای تحکیم محبت میان مؤمنان بهره می­گیرد؛ با عطسه ساده یک انسان مؤمن، مؤمنان دیگر را به دعا کردن برای او دعوت می­کند.

این باور خرافی که با عطسه کردن، باید برای هر کار و اقدامی صبر کرد وگرنه آن کار به فرجام نمی­رسد یا خطری ما را تهدید می­کند، هیچ اساس علمی یا ماورائی یا دینی ندارد. و همان­طور که دهان به دهان به عصر ما رسیده و متأسفانه در عقیده خیلی از ما جا گرفته، می­تواند کم کم رخت بربندد و فراموش شود.

با بهره از نکات عملی زیبا و پرمعنای اسلامی، می­توان به جای جمله بی­سند و بی­جای "صبر اومد"، هنگام عطسه­ جمله "الحمدلله " و هنگام شنیدن صدای عطسه دیگران "یرحمکم الله" بگوییم.

 

پی‌نوشت:
[1] - کافی، ج2، ص654، ح9
[2] - کافی، ج2، ص653، ح2
[3] - کافی، ج2، ص653، ح1

هر كه در دنيا در صراط باشد، در آخرت هم در صراط است

 

 

 

از حضرت پرسيدند که صراط مستقيم را تعريف كنيد، حضرت فرمودند: يك عده هستند كه خدا به آنها نعمت خاص داده است که اين نعمت همان نعمت هدايت و توحيد است، همان نعمت ولايت است، بر اينها ديگر غضب نمي شود.

 

 

صراط دنیا و آخرت

 

 


نور الهي كه همه عوالم با آن هدايت مي شوند، مُتمثل در وجود نبي اكرم(ص) است. آن چراغي كه در همه كائنات برافروخته شده و انوار هدايت الهي در او مجسم و متجلي شده، وجود مقدس ايشان است. انوار هدايت ايشان، شبكه نوري است كه آن شبکه نور، اهل بيت معصومين (ع) هستند.

تجلي انوار هدايت در خانه هاي خاندان عصمت و طهارت

در آيه مبارکه نور آمده: «فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ، يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ. رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ»(نور/36)

انوار هدايت الهي و تجليات نبي اكرم(ص) در بيوتي است كه همان خانه هاي اهل بيت عليهم السلام است. لذا اولين جمله در اذن دخول مشاهد مشرفه اين است که: «اَللّهُمَّ اِنّي وَقَفْتُ عَلي بابٍ مِنْ اَبْوابِ بُيُوتِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ»(1)

همه خانه هاي اهل بيت چه خانه هاي ظاهريشان و چه خانه هاي باطني شان كه بيت ولايتشان است، بيوت نبي اكرم(ص) است. خانه هاي ولايت اهل بيت، تنها خانه هايي است كه «أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ»(نور/36) يعني هر كسي وارد وادي هدايت شد به مقام ذكر مي رسد و جاهاي ديگر وادي غفلت، ضلالت و حيرت است.

نسبت مقام «ذکر» با سير در وادي ولايت اهل بيت(ع)

پس اگر كسي به خانه اهل بيت كه وادي ولايت آنهاست، راه پيدا كرد، به مقام ذکر مي رسد و جزء آن كساني مي شود كه «يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ»(نور/37) يعني رجال و شخصيت هايي كه هيچ تجارتي آنها را از ياد خدا غافل نمي كند و همه زندگيشان ذكر است.

اولين مصداق اين ذکر اهل بيت (ع) هستند و بعد شيعيان اهل بيت(ع) و كساني كه وارد وادي ولايت عِلم نبي اكرم(ص) و اهل بيت مي شوند؛ «انا دارالحكمة و علي بابها»(2)

كساني كه وارد وادي توحيد و ولايت مي شوند به مقام ذكر مي رسند و ما بقي در وادي ضلت و حيرتند. لذا منظور از صراط مستقيم كه در مقابل صراط مغضوبين و ضالين است، همين وادي ولايت اهل بيت(ع)است.

در روايات اهل بيت عليهم السلام صراط مستقيم به صراط معرفت و صراط محبت تفسير شده است(3) لذا اگر كسي در صراط مستقيم گام نهاد، هر قدمي كه بر مي دارد سيري است در معرفت و محبت الهي و به مقام اخلاص در محبت و معرفت مي رسد.

در معاني الاخبار مرحوم صدوق، صراط مستقيم به طريق و صراط معرفت الله تفسير گرديده که اين صراط از دنيا شروع مي شود و در آخرت ادامه دارد؛ «هو الطريق الي معرفه الله عزوجل و هما صراطان: صراط في الدنيا و صراط في الاخره»(4) هر كه در دنيا در صراط باشد، در آخرت هم در صراط است و الا در آخرت كسي نمي تواند از صراط عبور كند و وارد وادي جنت بشود. اين صراط در دنيا وجود مقدس امام(ع) است؛ «اما الصراط في الدنيا فهو الامام المفترض الطاعه»(5)

از حضرت پرسيدند که صراط مستقيم را تعريف كنيد، حضرت فرمودند: «صراط الذين انعمت عليهم»؛ يك عده هستند كه خدا به آنها نعمت خاص داده است که اين نعمت همان نعمت هدايت و توحيد است، همان نعمت ولايت است، بر اينها ديگر غضب نمي شود اما كساني كه به اين نعمت نرسيدند همه در حيرتند؛ «الذين أنعمت عليهم بولاية عليّ بن أبي طالب، لم يغضب عليهم ولم يضلّوا»(6)
حضرت فرمود: قرآن شما را به بهترين راه و صراط مستقيم هدايت مي كند بعد فرمود: صراط مستقيم؛ ما اهل بيت هستيم.

 


 

پی نوشت:
(1) اذن دخول مسجد النبي(ص) و مشاهد ائمه (ع). مفاتيح الجنان، ص 311.
(2) كشف اليقين في فضائل أمير المؤمنين عليه السلام، ص 51.
(3) «قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الصَّادِقُ ع فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ قَالَ يَقُولُ أَرْشِدْنَا إِلَي الصِّرَاطِ الْمُسْتَقِيمِ أَرْشِدْنَا لِلُزُومِ الطَّرِيقِ الْمُؤَدِّي إِلَي مَحَبَّتِكَ». معاني الأخبار، ص 33.
(4) معاني الأخبار، ص 33.
(5) همان.
(6) معاني الأخبار، ص 36.


منبع:
سخنرانی "مدرنيته، بزرگترين حجاب معاصر در مقابل ظهور نور ولايت"؛ به نقل از پایگاه آیت الله سید محمد مهدی میرباقری

یکشنبه, 07 مرداد 1397 22:06

شیطان بر انسان سلطه ندارد

شیطان بر انسان سلطه ندارد

 

 

 

ملکات نفسانی انسان اعم از خوب و بد تا قیامت همراه انسان است و انسان با این ملکات، زندگی آخرت خود را رقم می‌زند.
 
 
 
 
شیطان بر انسان سلطه ندارد

 

 


همان طور که آب در صد درجه به جوش می‌آید و در صفر درجه یخ می‌زند، اگر کسی تقوا داشته باشد، خدا خودش آموزشش می‌دهد، بله اگر تقوا واقعا باشد، آنجا دیگر نمایش نیست، واقع است؛ شما نمی‌توانی بگویی من تقوا داشتم و «یعلمکم الله» نیامد، بلکه برای انسان حاصل می‌شود.

اگر عمل ما بر طبق ایمان ما و ایمان ما بر طبق علم ما بود، یعنی ما علم پیدا کردیم به یک حقیقتی ایمان آوردیم عمل کردیم مقدمه می‌شود، برای علم بالاتر، علم بالاتر مقدمه می‌شود برای ایمان بالاتر، و این چرخه روبه افزایش است، عکسش هم هست؛ اگر خدای نکرده انسان علم پیدا کرد و عمل نکرد، عقاب می‌شود؛ یعنی ایمان نداشت و در نتیجه عمل نکرد، چون آنی که علم دارد و عمل نمی‌کند؛ یعنی ایمان ندارد، عقابش از کسی که علم ندارد به مراتب بیشتر است.

۷۰ گناه جاهل بخشیده می‌شود

اینکه در روایات دارد ۷۰ گناه جاهل بخشیده می‌شود تا یک گناه عالم بخشیده بشود، ناظر به این است که عالم به خاطر علمش عقابش سنگین می‌شود می‌گویند می‌دانستی، آن که نمی‌دانسته لااقل ممکن است بهانه‌ای عذری داشته باشد بگوید نمی‌دانستم تو که می‌دانستی.

عمل انسان باعث می‌شود در انسان یک صفتی پیدا می‌شود، این دیگر بحث علم اخلاق است، علم اخلاق علم خلقیات انسان است و بعضی‌ها متوجه نیستند اصلاً اخلاق ناظر به امر واقعی و تکوینی است و فقه ناظر به امور اعتباری است؛ در مسیحیت، چون شریعت توسط سنتپول القا شد در نتیجه فقه و اخلاق در هم آمیخته شد، آن‌ها دین را دو بخشی می‌دانند؛ یک بخش عقاید تئولوژی و یک بخش مورالیتی یا اتیکس، ولی در اصطلاح اسلامی که ما تقسیم سه‌گانه داریم نه دوگانه، عقاید شریعت یا فقه و اخلاق این دو تا مرزشان از هم جدا است، ما در اخلاق از خلقیات انسان صحبت می‌کنیم، بین این خلقیات انسان و عمل انسان ارتباط است، انسان یک عملی که انجام می‌دهد اگر بر آن عمل مداومت کند، تبدیل می‌شود به یک خلق، خلق یک امر ثابت است، به یک ملکه تبدیل می‌شود.

منافقین، دائم قسم می‌خوردند

آیاتی از سوره مجادله بر این مسئله تصریح دارد که در دنیا، منافقین، چون دائم قسم می‌خوردند، این ملکه‌شان شده، این ملکات با نفس انسان متحد می‌شود، و شما وقتی از دنیا می‌روید، نفس که از این دنیا می‌رود، همراه خودش ملکات را هم می‌برد، آن کسی که بخشنده است با خود این صفت را می‌برد، آن کسی که که بخیل است می‌برد، آن کسی که دروغگو است، دروغگویی در او ملکه شده؛ آن کسی که صادق است صداقت در او ملکه شده است.

من که سلطه بر شما نداشتم

خداوند تبارک و تعالی در آیه ۲۲ سوره ابراهیم از قول شیطان مطلبی را نقل می‌کند من که سلطه بر شما نداشتم، برای همین آنجا شیطان می‌گوید «فَلَا تَلُومُونِی»، شما من را ملامت نکنید، «وَلُومُوا أَنْفُسَکُمْ»، خودتان را ملامت کنید، حالا اینجا خدا می‌فرماید «استحوذ علیهم الشیطان»، شیطان بر این‌ها غلبه کرد، این غلبه کرد را اشتباه معنا نکنیم، نگوییم که شیطان بر آن‌ها سلطه پیدا کرد، نه قرآن گفته شیطان هیچ وقت بر هیچ انسانی سلطه پیدا نمی‌کند، شیطان می‌گوید که من شما‌ها را دعوت کردم خودش هم گفت: «إِنَّ اللَّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدْتُکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ» می‌گوید من شما را دعوت کردم «فَاسْتَجَبْتُمْ لِی»، شما من را اجابت کردید و خدا را اجابت نکردید.

بعد می‌گوید «مَا أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ» من فریادرس شما‌ها نیستم، فکر نکنید یک عمر در دنیا دنبال من دویدید، روز قیامت من به دردتان می‌خورم، نه بابا من به درد شما‌ها روز قیامت هم نمی‌خورم. البته «مَا أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ»، شما‌ها هم فریادرس من نیستید، ولی ببینید آنجا که می‌رسد شیطان را ببینید چه می‌گوید، می‌گوید: شما‌ها شرک ورزیدید، راه افتادید دنبال من، دنبال خدا نرفتید، ولی من خودم قبول ندارم آن راه را، به این که شما شرک ورزیدید من کافرم و من خودم قبول ندارم.

شیطان، انسان را از یاد خدا غافل می‌کند

شیطان کاری که می‌کند این است که انسان یاد خدا را فراموش کند؛ حالا شما ببینید برای اینکه بفهمی این رفیقت خوب است یا بد است، این مجلسی که می‌روی خوب است یا بد است، این حرف‌هایی که می‌زنی خوب است یا بد است، این کاری که می‌خواهی بکنی خوب است یا بد است یک ملاک دارد قرآن به شما می‌دهد، اگر این رفیقت، این جایی، این مجلسی که می‌روی، این کاری که می‌کنی تو را از ذکر خدا غافل می‌کند.

شیطان همیشه به اسم مخالفت با دین نمی‌آید

بعضی وقت‌ها شیطان در لباس دین می‌آید شیطان هدفش این است تو را از خدا غافل کند، هر جور غافل بشوی چه فرقی برای او می‌کند؛ با این یا با آن، و خدا دارد ملاک می‌دهد به شما که آقاجان بزرگ، جوان، پیر، بچه، زن، مرد، هر چیزی که شما را از ذکر خدا غافل می‌کند فراموش می‌کنید خدا را، این شیطانی است، به همین سادگی، حالا دیگر خودتان بهتر مصادیق آن را تشخیص می‌دهید.


 

منبع:
سخنان با موضوع"ملکات نفسانی تا قیامت همراه انسان است/ عدم سلطه شیطان بر انسان" به نقل از دفتر آیت الله هادوی تهرانی

در گفتگوی "تبیان" با دکتر دانشوریان مطرح شد:

نباید آموزش جنسی را با کنترل جنسی اشتباه کرد

 

 

نیاز جنسی از دیرباز تاکنون به عنوان یکی از بحث انگیزترین نیازهای مطرح و همواره یکی از دغدغه ها و دل مشغولی های انسان بوده است و رفتار او را در ابعاد متفاوت تحت تاثیر قرار می دهد اما مسئله نگران کننده در این رابطه بحران های جنسی است که نوجوانان در گیر آن می شوند.
 
 
 
 چرا مسائل جنسی در نوجوانان بحرانی شده است ؟

 

 

این روزها داشتن تلفن همراه، استفاده از فیلتر شکن، حضور در شبکه های مجازی و ارتباط با جنس مخالف مسائلی است که نوجوانان دغدغه ی آنها را دارند و بیشتر از هر چیزی به  این ابزارهای ارتباطی فکر می کنند.

به استناد نامه‌ای از وزارت آموزش و پرورش و بر اساس نتایج تحقیق بر روی ۱۴۱ هزار و ۵۵۵ دانش‌آموز دختر و پسر دوره متوسطه در سال تحصیلی ۱۳۸۷-۱۳۸۶، 105 هزار و 46 نفر از دانش آموزان یعنی نزدیک به 75 درصد دارای رابطه غیر مجاز با جنس مخالف هستند.(1) اما این آمار با گذشت 16 سال افزایش چشم گیری داشته است و روز به روز بیشتر از قبل شاهد ارتباط جنسی ناسالم و به طور کلی پایین آمدن سن بلوغ جنسی هستیم؛ در این میان نقش والدین و راه های کنترل و ارضای صحیح نیازهای جنسی در نوجوانان مسئله ی مهمی است .
این مسئله نگران کننده ما را بر این امر واداشت تا در این زمینه با دکتر کتایون دانشوریان مشاور خانواده و متخصص اختلالات جنسی به گفتگو  بنشینیم.

تبیان : بلوغ جنسی چیست ؟چه علائمی دارد و به طور طبیعی از چه سنی این علائم ظاهر می شوند ؟
بلوغ یک لحظه و نقطه نیست، بلکه مرحله ی پیچیده ای است که در دختران و پسران متفاوت ظاهر می شود. در دختران حدودا از 9 تا 19 سالگی و در پسران از 15تا 19 سالگی می باشد. در واقع بلوغ دوره ای گذرا از مرحله ی کودکی به بزرگسالی است و مهمترین چیزی که در مورد بلوغ جنسی می توانیم بگوییم این که در واقع نوجوانان در این سن توانایی بارور شدن پیدا می کنند.

در بلوغ یکسری غدد درون ریز مثل غده ی هیپوفیز، تیروئید، فوق کلیه و مهمترین آن غده ی جنسی است که فعالیت می کنند. غدد جنسی در دختران شامل تخمدان ها و در پسران شامل بیضه‌ها می شود .این غدد در زمان بلوغ تغییر فعالیت پیدا می کنند و هورمون های بیشتری  تولید که باعث به وجود امدن علائم بلوغ می شوند.

شروع بلوغ در دختران با رشد موها در ناحیه ژنیتال و زیر بغل و همچنین عادت ماهانه همراه است و در پسران حدودا از 13 سالگی شاهد رشد موهای صورت و زیر بغل و نهایتا انزال خواهیم بود که انزال در واقع نشانه ی یک بلوغ کامل است.این علائم تا 19 سالگی ادامه دارند و رشد می کنند.

تبیان :چه عواملی در زمینه ی بحران جنسی و بلوغ زودرس دخیل هستند؟
ما اگر واقع بین باشیم می توانیم عوامل مختلفی را در این زمینه دخیل بدانیم مثلا امروزه گفته می شود ماهواره، اینترنت و فیلم هایی که نوجوانان زودتر از سن شان نگاه می کنند بلوغ  زودرس را به همراه دارد اما واقعیت این است که عوامل مختلفی در این زمینه دخالت دارند . مهمترین عاملی که من می توانم به آن اشاره کنم " بالا رفتن سطح بهداشت جنسی " است.

این را نباید از نظر دور داشت که بچه ای که در روستای دور افتاده ای زندگی می کند و تغذیه ی خوبی ندارد ممکن است دیرتر بالغ شود و بچه ای که در شهر زندگی می کند و خانواده ی مرفهی دارد قاعدتا زودتر بالغ می شود گرچه که فرهنگ و بافت خانواده و ارتباط اجتماعی هم در این زمینه بی تاثیر نیستند اما اساس بلوغ ژنتیک است و نژاد در آن دخالت دارد هر چند که عوامل دیگری هم به ان اضافه شده است . مثلا تحقیقات نشان می دهند که بچه هایی که حدودا 20-30 درصد بیشتر از وزن مطلوب سن خودشان را دارند اینها زودتر بالغ می شوند؛  به طور کلی چاقی و همین طور لاغری  خارج از حد طبیعی می تواند بلوغ را جلو بیندازد.

همچنین شرایط محیطی (در مناطق گرمسیری و استوایی بلوغ زودتر از مناطق سردسیریست)، افزایش تکنولوژیهای  ارتباطی  نوین و روابط اجتماعی ازاد با جنس مخالف هم از دیگر عواملی است که در پایین امدن سن بلوغ بی تاثیر نیست.

 

تبیان : با توجه به نیازهای جنسی نوجوانان که طبیعی و البته گاهی غیر قابل کنترل است انها از سر نیاز به سمت خود‌ارضایی و یا رابطه با هم جنس و یا جنس مخالف می روند. به نظر شما چگونه می توانیم نیازهای جنسی نوجوانان را کنترل کنیم ؟
ما به یکباره نمی توانیم نیازهای جنسی را در دوران بلوغ کنترل کنیم بلکه کنترل نیازهای جنسی نیاز به آموزش جنسی دارد که این اموزش از همان دوران کودکی آغاز می شود و مادر و خانواده در این آموزش نقش بسیار مهمی را ایفا می کند. اما نباید آموزش جنسی را با کنترل جنسی اشتباه کرد ؛ هر زمان که واژه ی کنترل مطرح می شود ما با شکست مواجه خواهیم شد چرا که اساسا کنترل میل جنسی امکان ناپذیر است. کنترل جنسی در واقع جنگ با طبیعت انسان است و شکست خواهد خورد اما من ارضای صحیح نیازهای جنسی را پیشنهاد می کنم. نیازهای جنسی نوجوانان باید از راه های سالم ارضا شود نه اینکه سرکوب شود و در هر مکتب و مذهب و سبک فکری راه هایی برای ارضای نیازهای جنسی انسان در هر سنی وجود دارد.
در دوران نوجوانی ما با انفجار عظیمی از هورمون ها مواجهه هستیم که کنترل آن به دست والدین است.
والدین باید بچه ها را به سه سمت سوق دهند :« هنر، ورزش و علم» که البته نسبت به هیچ کدام نباید تاکیدی وجود داشته باشد چرا که بچه ها ویژگی های مختلفی دارند و هرکس به چیزی علاقه مند است. ما با این روش در واقع لذت را از یک مقوله ای که مذهب و سن مان اجازه ی ارضای ان را  نمی دهد به چیز دیگری منتقل می کنیم لذا بچه ای که از هنر یا ورزش لذت می برد میل جنسی اش تا حد زیادی تحت کنترل در می آید .

تبیان : نظرتان در رابطه با آموزش جنسی در مدارس چیست ؟
من کاملا موافق هستم اما اصلا موافق این نیستم که متولی این مسئله آموزش و پرورش باشد بلکه پیشنهاد می کنم متولی آموزش جنسی در مدارس وزرات بهداشت و درمان و سازمان نظام روانشناسی باشد که از روانشناسان و روانپزشکانی استفاده می کنند که با روح و جسم و روان آدمی آشنا هستند و به شکل صحیح انها را اموزش می دهند.


 

پی نوشت : 1- آیا با "ویرانگری جنسی" در میان دانش آموزان روبروییم؟/ فرارو

شنبه, 06 مرداد 1397 16:41

خواستگاری و شرایط آن

خواستگاری و شرایط آن

 

 

 

در اصطلاح فقهی (منبعث از آیه ۲۳۵ سوره بقره)، عمل خواستگاری را «خِطبه» نامیده‌اند. لذا به مردی که از زنی خواستگاری می‌کند، «خاطِب» و به زنی که از وی خواستگاری می شود «مخطوبه» می‌گویند
 
 
 
خواستگاری

 

 

در متون حقوقی تعاریف متعددی از خواستگاری بیان شده است، اما به نظر می‌رسد در بیانی جامع و مانع باید گفت: «خواستگاری این است که از زنی تقاضای ازدواج کنند».

خواستگاری قبل از مراسم عقد و اجرای صیغه نکاح صورت می‌گیرد و چنانچه مورد قبول واقع شود فاصله میان خواستگاری و اجرای مراسم عقد را «دوره نامزدی» می‌گویند. به مقطع زمانی میان خواستگاری و وقوع عقد نکاح نیز نامزدی گفته می‌شود.

فقها خواستگاری را از آن جهت که در سیره پیامبر (ص) بر آن تاکید شده و می‌تواند به منظور شناخت بیشتر طرفین از یکدیگر، انجام ازدواج سنجیده و مبتنی بر شناخت و نهایتاً تحکیم بنیان خانواده مفید و مؤثر واقع شود؛ اتفاقاً و اجماعاً مستحب دانسته‌اند.

در این گونه موارد اصل عدم علم و آگاهی از ممنوعیت نکاح با مخطوبه است زیرا که عقلا همه می دانند چنین ازدواجی به نتیجه نمی‌رسد، بنابراین بار اثبات به عهده مدعی خسارت خواهد بود.



خواستگاری ممکن است یا به صورت صریح و روشن واقع شود مانند آن که به زنی گفته شود: با من ازدواج می‌کنی؟ یا به صورت تعریض و کنایه.

مقصود از کنایه این است که لفظی استفاده شود که مستقیماً دلالت بر ازدواج ننماید و لکن غیر مستقیم و با توجه به اوضاع و احوال وشرایط زن و مرد بر این مطلب دلالت داشته باشد، مثل این که مردی به زنی بگوید: من تو را دوست دارم، یا تو چقدر زیبا هستی!

شرایط صحت خواستگاری

خواستگاری مانند هر عمل حقوقی دیگر تابع شرایط عمومی صحت است: طرفین باید قاصد و راضی باشند و برای توافقی که می کنند اهل محسوب شوند.

علاوه بر شرایط عمومی صحت، برای آن که خواستگاری صحیح واقع شده و عاری از خلل و ابهاماتی باشد که ازدواج آینده نامزدها را با مشکل مواجه می سازند، عدم موانعی در زنی که از وی خواستگاری شده، ضروری است. این موانع در دو بخش عمده قابل بررسی است:

الف. ازدواج با آن زن حرام نباشد.

ماده ۱۰۳۴ قانون مدنی در این باره آورده است: «هر زنی را که خالی از موانع نکاح باشد می توان خواستگاری نمود». چنانکه از متن ماده برمی‌آید ملاک صحت خواستگاری آن است که به هنگام خواستگاری امکان ازدواج با آن زن وجود داشته باشد. بنابراین حتی وجود مانعی که بیدرنگ پس از خواستگاری بر طرف می شود نیز از حرمت خواستگاری نخواهد کاست.

خواستگاری از زنی که دارای مانعی برای نکاح است مانند زن شوهردار یا زنی که از محارم نسبی یا سببی شخص محسوب می‌شود مجاز نیست. هم چنین است زنی که در عده رجعیه است.

برای دست یافتن به ملاک مناسب جهت تشخیص موضوع باید گفت: در صورتی که ازدواج با زنی حرام باشد، خواستگاری از او نیز حرام است، خواه حرمت دائمی باشد مانند عمه یا خاله؛ یا موقت، مانند خواهر زن پیش از آن که نکاح خواهر قبلی منحل شده باشد.

همچنین است همسر دیگری. زنی که در دوره عده طلاق رجعی به سر می برد از آن جهت که حق رجوع به وی برای شوهرش به رسمیت شناخته شده است، مانند زن شوهردار دانسته شده و خواستگاری از وی از آن جهت که به مثابه تجاوز به حق رجوع کننده می باشد، ممنوع است.

ب. زن موضوع خواستگاری دیگری نباشد.

در کلیه مذاهب اهل سنت خواستگاری از زنی که قبلا توسط مرد دیگری از وی خواستگاری شده و آن زن موافقت خود را با آن اعلام کرده به استناد تصریح احادیثی از پیامبر مطلقاً حرام دانسته شده است.

برخی از فقهای شیعه از قبیل شیخ طوسی و شهید اول با عنایت به همان احادیث، این خواستگاری را به شرط موافقت سابق زن با خواستگاری اول و توافق بر ازدواج با خواستگار اول حرام دانسته اند.

عده ای دیگر مانند شهید ثانی و محقق حلی با استناد به این که اصل عدم حرمت است و وعده ازدواج فی نفسه بین زن و مرد علقه ای ایجاد نمیکند، این خواستگاری را مکروه دانسته و بیان داشته اند همان طور که طرفین حق بر هم زدن نامزدی را دارند خواستگاری دیگران نیز از زنی که خواستگاری سابق را قبول کرده، بلامانع است.

این استدلال با اصول آزادی طرفین و حاکمیت اراده سازگارتر است. ماده ۱۰۳۵ قانون مدنی نیز با اقتباس از این نظریه تصریح می کند: «وعده ازدواج ایجاد علقه زوجیت نمی‌کند اگر چه تمام یا قسمتی از مهریه که بین طرفین برای موقع ازدواج مقرر گردیده پرداخته شده باشد...»

بنابر این هرگاه خواستگاری از زنی که خواستگاری دیگری را قبول کرده است، به ازدواج انجامید این عمل عدول ضمنی از نامزدی پیشین تلقی شده و ازدواج صحیح است، و برای زن و خواستگار جدید مسئولیتی نمی آفریند.

مسئولیت ناشی از خواستگاری غیر مجاز

خواستگاری غیرمجاز حسب مورد دارای مسئولیت مدنی یا کیفری است. هر کس آگاهانه و به عمد به خواستگاری زنی برود که خواستگاری او ممنوع است، و در نتیجه این عمل زیانی به دیگری وارد آید، زیان دیده از این جهت می‌تواند از مقصر مطالبه خسارت نماید.

همچنین اگر با این خواستگاری مزاحمتی برای کسی ایجاد نماید یا توهین تلقی شود، مزاحم با عنایت به ماده ۶۱۹ قانون مجازات اسلامی ۱۳۷۵ مستوجب کیفر و مشمول مقررات تعزیری است.

در این گونه موارد اصل عدم علم و آگاهی از ممنوعیت نکاح با مخطوبه است زیرا که عقلا همه می دانند چنین ازدواجی به نتیجه نمی‌رسد، بنابراین بار اثبات به عهده مدعی خسارت خواهد بود.


 

منبع: همشهری آنلاین

چگونه مفاهیم درست را به کودکان یاد دهیم؟

 

 

رشد اخلاق از دوران کودکی آغاز می شود و در همین سنین باید آموزش به آنها را شروع کرد. چگونگی آموزش آن با توجه به سنین کودک و نوجوان متفاوت است.
 
 
 
 
تقلید از والدین

 

 


انتقال مفاهیم و یادگیری مناسب، نیازمند بکارگیری اصول درست است. لازم است در انتقال آن شرایط یادگیری خوشایند، با کشف و تاملات درونی همراه با محبت، صداقت، مهربانی و سعه صدر و با جذابیت همراه باشد. یادگیری مفاهیم در دوران کودکی توام با بازی، عینی و محسوس بودن و در نوجوانی با استدلال، بحث و گفتگو و آشنا شدن با دیدگاههای مختلف باید همراه باشد. بهتر است کودک و نوجوان در یادگیری سهیم باشند تا  برایشان ارزشمندتر شود. آموزش نباید حتما به صورت مستقیم انجام شود بلکه با فراهم سازی شرایط مناسب فرصت دهید تا مطالب را با تاملات درونی حتی با تاخیر کشف کنند و جزئی از یادگیری آنها شود.

کودکان؛ مُقلدین کوچک خانه

در سال های اولیه کودکی، رفتارهای او  تحت تاثیر محیط خانوادگی، اطرافیان، برنامه‌های الکترونیکی و...  قرار می‌گیرد. برنامه‌های الکترونیکی شامل کارتون، انیمیشنها، شبکه‌های اجتماعی، ماهواره و هرچیزی که در محیط خانوادگی وجود دارد، تاثیرگذار بر آنان است. امروزه ثابت شده دیدن 6 ثانیه برنامه، تاثیرات طولانی مدتی در ذهن دارد که در هنگام نیاز از آنها استفاده می‌شود. علاوه براین دیدن هر نوع برنامه، الگو و سرمشق جدیدی را در اختیار کودک و نوجوان قرار می‌دهد که می تواند در پررنگ یا کم رنگ کردن ارزشها خانوادگی نقش بسزایی داشته باشد. بنابراین لازم است پدر و مادر فرزند خود را در دیدن برنامه همراهی کنند و از او بپرسند از این برنامه چه نکاتی را یاد گرفته است، چه نکات خوب یا منفی در این برنامه وجود دارد؟ آیا دیدن چنین برنامه های را برای خود توصیه می‌کند؟

علاوه بر سالم سازی محیط، دیدگاه انتقادی و موشکافانه را به او آموزش  دهید تا نوع برنامه‌ها را خود فرزندتان هم نظارت کنند. البته مسلم است در دروان کودکی والدین باید نظارت بیشتری داشته باشند و آموزشها و مهارتهای لازم را در اختیار او قرار دهند. در دروان نوجوانی تمایل آنها بیشتر از بکار بردن و استفاده کردن مهارت هایی است که تاکنون از سوی والدین و بسترهای دیگر آموزش دیده و یاد گرفته اند. در دوران کودکی، فرزندان تابع والدین هستند بهترین زمان انتقال ارزشها و هدایت آنهاست و در دوران نوجوانی نظارتهای غیر محسوس خانواده ضروری است که در این راستا با فراهم  کردن زمینه گفتگو و استدلال، به گفتگوهای آنها گوش دهید و در بحث های دوستانه آنها را هدایت کنید.

- تقلید و سرمشق‌گیری از والدین: یکی از بهترین روشهای یاددهی، تقلید و سرمشق قرار دادن الگوی مناسب است. والدین بدلیل همراه بودن دائمی با فرزندان، بهترین سرمشق هستند و تمام رفتارهای آنان توسط فرزندان الگوبرداری می شود.

-داستان و مثل: از داستانها و مَثل ها در قالب آموزش غیرمستقیم نکات ارزشمندی را به فرزندتان آموزش دهید. خواندن منظم و مداوم قران از جمله باارزشترین کتابهاست. هرشب چند معنی آیه آنرا بخوانید، درباره آن توضیح و بحث کنید و مطمئن شوید آنچه خواندید فرزندتان درک کرده است.

-گفتگو با خالق: از دوران کودکی به فرزندتان یاد دهید بهترین کسی که به حرفهایش گوش میدهد و بهترین دوست اوست، خداوند است. گفتگو با خداوند از بهترین روشهای آموزش معنویت برای فرزندان محسوب می شود.

-قرار گرفتن در معرض افکار و اندیشه‌های سطح بالاتر: قرار دادن کودک و نوجوان در معرض افکار و اندیشه های سطح بالاتر از خود، به رشد بهتر اخلاقیات کمک می‌کند. در زمینه‌های مختلف اخلاقی به استدلالهای و حرف های آنان گوش دهید. سعی کنید محیطی را فراهم کنید تا با یکدیگر در مورد موضوعات پیش آمده در طول روز گفتگو کنید زیرا مسئله و مشکلاتی که کودکان و نوجوانان در طی روز با آن درگیر می شوند درگیرنده مفاهیم مختلف، بخشش، مهربانی، درستکاری، عبادت و نماز، کنترل خشم، رازدار بودن، و...است که بهترین زمینه آموزشی را فراهم می‌کند. در جلسه های تبادل نظر سعی کنید سطح آنان را بالاتر ببرید و حتی آنها را در معرض تناقضات قرار دهید. زیرا تناقضات باعث می شود بیشتر فکر کنند. فکر کردن و جستجو زمینه ساز یادگیری عمیق است. به استدلالهای که فرزنداتان بکار می‌برد، توجه کنید نارساییها و نقصهای آنها را پیدا کنید و به رفع این نقصها بپردازید.

کودکان در موقعیتهای چالش برانگیز قرار دهید، بعنوان مثال دوستت کتابش را نیاورده و دلت نمی خواهد با هم کتاب بخوانید ولی او از شما خواهش می‌کند در این شرایط چه کاری انجام می‌دهی، از انجام این کار چه احساسی پیدا میکنی؟ چه چیزی را یاد می گیری؟

-ارتباط با دوستان و خانواده‌ها: چگونگی ارتباط با دوستان و خانواده‌های مختلف، منبع و الگوی برای فرزندان است. آگاه کردن آنان در این باره که دوستان خود را براساس ارزشهای خانوادگی انتخاب کند، ضروری است.

 

دختران و پسران خواهان چه همسری هستند؟

 

 

 

هر دختری برای انتخاب همسر آینده اش معیارهایی دارد که با دیگری متفاوت است اما برخی از ویژگی ها است که 99% دختران خواهان آن هستند و از نظر آنها پسری که این ویژگی ها را دارا باشد مرد ایده آل برای زندگی است. فهمیدن اینکه آیا یکی از همین مرد‌های اطراف‌تان، مرد زندگی شماست یا نه، کمی زمان می‌برد. پس با نشانه‌های یک مرد رویایی آشنا شوید و ببینید که چه کسی در اطراف‌تان این نشانه‌ها را در رفتارهایش بروز می‌دهد.
 
 
 
اخلاق، دختران، بد اخلاقی، مرد ایده آل، معاشرت، ازدواج، انزوا، جاه طلبی، خواستگار، کلوب ازدواج، پیش نیازهای ازدواج

 

 

اخلاق، مهم ترین معیار دختران

زمانی که معیارهای ازدواج پرسیده می شود همه افراد ابعاد معنوی را بیان می کنند اما بسیاری از دختران معقدند این معیارها صرفاً برای همسر مناسب بیان می شود و طبیعتاً مرد ایده آل ویژگی های بسیار برتری دارد.
منصوره، 33 ساله و دارای مدرک کارشناسی ریاضی محض است. او در مورد ویژگی های مورد نظرش برای انتخاب همسر مناسب می گوید:«مهربون، صمیمی، محکم (طوری که بشه بهش تکیه کرد)، خوش رو، شوخ، اهل مدارا، صبور و هرچه خوبی را داشته باشد. از نظر ظاهر تا حد معمول باشد که به دل بشیند.
ترلان، 22 ساله، معلم و دانشجوی ژنتیک معتقد است:«از نظر خلقیات آدمیزاد ناخودآگاه تمام حسن های رفتاری را دوست دارد؛ مهر و محبت، ادب و نزاکت، صبر و شکیبایی (دیر عصبانی شدن) مخصوصاً این که پدر من به خاطر دیابت زود عصبانی می شود و این قضیه در ذهنم پررنگه، تعادل روانی، صداقت، انجام دادن واجبات مثل خودم نه کمتر نه خیلی بیشتر و جدی تر (در حد نماز و روزه.)»
در زمینه خلقیات تأکید بسیاری از دختران روی عصبی نبودن مرد است. سونا، 32 ساله، دارای مدرک کارشناسی ارشد آموزش زبان آلمانی می گوید:«مرد باید تا حدی مهربون و صبور باشد. مرد عصبی به هیچ دردی نمی خورد. در هر شرایطی آداب معاشرت را رعایت کند.»
فائزه 21 ساله هم معتقد است:«مرد باید صبور، مسئولیت پذیر، شجاع و انتقادپذیر باشه. عجول و لوس نباشه. صادق باشه؛ این که قبل از ازدواج چی بوده مهم نیست، ولی بعدش حتماً باید با هم صادق باشیم. متعهد باشه یعنی وقتی قولی داد، پاش بایسته، مثلاً همسرت قول می ده در سخت ترین لحظه ها کنارت باشه، ولی نباشه یعنی متعهد نبوده.»

مرد تودار!

مرد ایده آل با همسرش حرف می زند. مسائل زندگی در ابتدا از طریق ارتباط کلامی، به ویژه بحث درمورد افکار، احساسات و آرزوهای ما مطرح  و با یکدیگر در میان گذاشته می شود. افکار، احساسات و آرزوها را نمی توان با رفتار ما مشاهده کرد و به آنها پی برد. یکی از عمیق ترین آرزوهای یک زن این است که همسرش را بشناسد.
وقتی همسر از افکار، احساسات و آرزوهای خود حرف می زند زن احساس می کند همسر، اجازه ورود به دنیای خودش را به او داده است. وقتی شوهری مدت های طولانی درباره احساساتش حرف نمی زند، زن احساس می کند که همسر رابطه اش را با او قطع کرده و در نتیجه، او احساس انزوا و تنهایی می کند. زنان، مردانی که خیلی تودار هستند را نمی پسندند و در عوض دوست دارند شریک شان درمورد احساسات و باورهایش با آنها صحبت کند. آنها از مردان مرموز بیزارند.

ظاهر بد

در جامعه مدرن امروزی که همه توجه بیشتری به ظاهر خود دارند، نظافت خوب، اهمیت زیادی دارد. این مسئله نقش مهمی در تصمیم‌گیری خانم‌ها در قبول دعوت یک مرد دارد.
اولین تاثیرات با ظاهر شروع می‌شود، پس مطمئن شوید که نظافتتان در بهترین و کامل‌ترین وضعیت باشد. تمیز بودن دندان‌ها اهمیت زیادی دارد و نشانه مسلم این است که شما به خودتان می‌رسید.
اگر سیگاری هستید یا زیاد قهوه می‌خورید، برای برداشتن لکه‌های روی دندان‌هایتان و سفید و تمیز نگه داشتن آنها تلاش کنید. بدبو بودن نفستان هم می‌تواند یک نشانه خیلی بد برای خانم‌ها باشد. حتماً از خوشبو‌کننده‌های نعناعی استفاده کنید. موهایتان هم خیلی مهم است و برای اینکه پاسخ «نه» نشنوید حتماً آن را مرتب و زیبا نگه دارید.

مدل‌موی هرکس متفاوت است و کاملاً به خودتان بستگی دارد که چطور آن را آرایش کنید اما حتماً دقت کنید که موهایتان کاملاً تمیز باشد. از همه اینها مهمتر این است که کاملاً بدنی تمیز و خوشبو داشته باشید. هیچکس دوست ندارد با مردی بیرون برود که بوی بدنی آزاردهنده دارد. اگر زیاد عرق می‌کنید، حتماً قبل از بیرون رفتن دوش بگیرید یا حمام کنید و از عطر و ادوکلن استفاده کنید.

لباس‌هایتان هم خیلی مهم است. این به آن معنا نیست که حتماً باید کت و شلوار تنتان کنید. نه، فقط کافی است خوش‌لباس و مرتب باشید. لباس‌های کهنه یا کثیف باعث می‌شود نامرتب به نظر برسید. هرچه که بپوشید، پیراهن و شلوار یا تی‌شرت و شلوار جین، دقت کنید که تمیز ، پارگی نداشته و مناسب آن محل باشند.

فقدان حس جاه‌طلبی و چشم‌انداز شغلی

در نظر خانم‌ها فقدان جاه‌طلبی در آقایان یک امتیاز منفی است. خانم‌ها مردهایی را دوست دارند که جهتی مشخص در زندگی داشته باشند. اگر هنوز در خانه نشسته‌اید و مشغول بازی‌های کامپیوتری هستید و نمی‌دانید می‌خواهید با زندگی‌تان چه کنید، مطمئن باشید که جواب «نه» می‌شنوید. زن‌ها توانایی مردان برای برقراری رابطه و مناسب بودن آنها را برحسب اینکه بعنوان یک شخص که هستند، می‌سنجند. هیچکس‌ نمی‌گوید باید در سطح بیل‌گیتس باشید اما لازم است که بدانید که می‌خواهید با زندگی‌تان چه بکنید، مخصوصاً اگر دهه ۲۰ سالگی را به پایان رسانده و در اوایل دهه ۳۰ خود باشید.
داشتن چشم انداز شغلی خوب هم برای خانم‌ها خیلی مهم است زیرا به آنها نشان می‌دهد که می‌توانید از عهده حمایت مالی آنها برآیید یا خیر. نکته مهم اینکه خانم‌ها مردهایی را ترجیح می‌دهند که استقلال مالی داشته باشند نه کسانیکه هنوز به خانواده و دیگران متکی هستند.

زن‌ها هم درست مثل مردان به آینده نگاه دارند، حتی اگر برای لحظه‌ای کوتاه باشد، و برای این منظور باید توانایی مالی پشتیبانی مالی آنها را داشته باشید. بااینکه در زندگی مدرن زنان هم به دنبال استقلال مالی خود هستند اما مطمئناً نمی‌خواهند مجبور باشند همه هزینه‌ها را خودشان به تنهایی متقبل شوند. راه‌حل این است که اگر نمی‌خواهید ردتان کنند، دست به کار شوید و کمی به زندگی کاری خود سروسامان دهید.

حس‌تان به شما می‌گوید...

حتی اگر خواستگارتان تمام نشانه‌هایی که یک همسر ایده‌آل باید داشته باشد را دارد، باز هم به معنای این نیست که او مردی است که برای آرامش شما آفریده شده است. با وجود بررسی تمام این موضوعات، دست آخر باید به این فکر کنید که چه حسی درباره این مرد دارید. حسی که شما باید به همسر آینده‌تان داشته باشید، بسیار مهم است ، حسی که اگر نباشد، ‌با وجود تمام ویژگی‌های مثبت هم نمی‌تواند شما را به ماندن در یک زندگی دلگرم کند.


منبع : زندگی انلاین

دعایی که نباید بالای منابر خوانده شود

 

 

 

در بحث مربوط به تولی و تبری، برخی مردم با تمسک به موضوع تبری، خواسته‌های نفسانی خود را برآورده می‌کنند.باید به محضر حضرت صادق و امیرالمومنین (ع) برویم و اظهار تبری را از ایشان فرا بگیریم. پاسخ امیرالمومنین(ع) به سوال ما از عملکرد ایشان در قرائت دعای موسوم به صنمَی قریش در قنوت نماز شب مشخص می‌شود.
 
 

 دعای صنمی قریش

 

 

حرمت دشنام به دشمنان حق‌تعالی

این آیه‌ی کریمه، آیه‌ی صد و هشت از سوره‌ی مبارکه‌ی انعام، سومین سوره از قرآن کریم است. از لحاظ ادبی، اولین کلمه در این آیه‌ی کریمه نهی است. همان گونه که امر، ظاهر در وجوب و الزام است، نهی هم ظاهر در حرمت و الزام به ترک است. ترجمه‌ی این آیه‌ی کریمه این است که به کسانی که بهره‌ی از ایمان ندارند دشنام ندهید. دلیل این حکم نهیی و حرمتی در جمله‌ی بعد آیه‌ی کریمه آمده است: «فَیَسُبُّوا اللّه‏ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ» یعنی به کسانی که با خدای متعال کار ندارند فحش و دشنام ندهید. این افراد مانند مشرکین، یا مانند قاتلین ابی‌عبدالله صلوات‌الله‌علیه از کفاری هستند که طبق روایات، خدای متعال هیچ شفاعتی را در مورد آن‌ها نمی‌پذیرد. طبق روایات معتبر، حق‌تعالی اراده فرموده است که این‌ها به جهنم بروند.

حق‌تعالی در قرآن کریم می‌فرماید: «وَلا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّه». حتی به افرادی منحرف مانند شمر دشنام ندهید. خدای متعال دلیل این فرمان خود را این‌گونه بیان می‌فرماید: «فَیَسُبُّوا اللّه‏ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ». یعنی آن فرد در جواب دشنام شما به مقدسات شما که در راس آن حق‌تعالی قرار دارد، توهین خواهد کرد. عُقلا هم در این شرایط فرد دشنام دهنده‌ی اول را که رفتار او منجر به چنین پاسخی شده است را مقصر می‌دانند و عمل او را تقبیح می‌کنند.

ضرورت الگوبرداری از معصوم صلوات‌الله‌علیهم در لعن دشمنان خدای متعال

برای روشن شدن این‌که در هر جلسه‌ای با توجه به حضور افراد مختلف چگونه باید سخن گفت به عملکرد معصوم صلوات‌الله‌علیهم توجه می‌کنیم. در زیارت عاشورا ابتدا به صورت کلی لعن ذکر می‌شود. پس از سلام، به صورت مشخص‌تر، اولی و دومی و سومی و چهارمی و یزید به عنوان نفر پنجم مورد لعن قرار می‌گیرد. ما حق نداریم از معصوم صلوات‌الله‌علیهم بازخواست کنیم که چرا در ابتدا با تعبیر «اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلی ذلک» این لعن را مطرح کردید و سپس صریح‌تر آن را بیان فرمودید. ما می‌توانیم از یکدیگر مطالبه دلیل کنیم ولی فرمایش معصوم صلوات‌الله‌علیهم دقیقا مطابق اراده حق‌تعالی است.

حضرت شب هشتم ذی‌الحجه سال شصت در مکه فرمودند: «رِضا اللهِ رِضانا أَهْلَ الْبَیْتِ، نَصْبِرُ عَلی بَلائِهِ،َ یُوَفّینا أُجُورَ الصّابِرینَ» رضای ما و رضای حق‌تعالی یکی است. این جمله تعارف نیست، بلکه حداقل اعتقاد شیعه است و ارادت کمتر از این به اهل بیت صلوات‌الله‌علیهم به معنای شیعه نبودن است.

حق خواندن دعای صنمی قریش در بالای منبر نداریم

از سلمان رضوان‌الله علیه نقل شده است که نیمه شب به منزل امیرالمومنین صلوات‌الله‌علیه رفت. حضرت مشغول قرائت قنوت نماز شب بودند و در قنوت خود دعایی می‌خواندند. این دعا به عنوان صَنَمَی قریش از سلمان برای ما نقل شده است. از این نقل ما می‌فهمیم که این لعن را باید در قنوت نماز شب خواند و ما حق خواندن آن‌را در بالای منبر نداریم. مگر این‌که مشخص شود که معصوم صلوات‌الله‌علیهم یک بار آن را در خطبه‌ای به صورت عمومی خوانده‌اند. تا هر کجا که حضرت صادق صلوات‌الله‌علیه پیش رفته است ما حق پیش‌روی داریم. با کنایه یا تصریح سخن گفتن معصوم صلوات‌الله‌علیهم الگوی ما است.

در بحث مربوط به تولی و تبری، برخی مردم با تمسک به موضوع تبری، خواسته‌های نفسانی خود را برآورده می‌کنند. اول باید تصمیم بگیریم که بفهمیم، آن‌گاه باید از کلمه‌ی میزان استفاده کنیم و به محضر حضرت صادق صلوات‌الله‌علیه و امیرالمومنین صلوات‌الله‌علیه برویم و اظهار تبری را از ایشان فرا بگیریم. پاسخ امیرالمومنین صلوات‌الله‌علیه به سوال ما از عملکرد ایشان در قرائت دعای موسوم به صنمَی قریش در قنوت نماز شب مشخص می‌شود.


 

منبع:
قسمت هایی از سخنرانی آیت الله مرتضی تهرانی در مورد آیه «وَلا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّه‏ فَیَسُبُّوا اللّه‏ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ» در جلسه پنج‌شنبه، ۱۸ آذر ۱۳۹۵؛ به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ام ابیها

شنبه, 06 مرداد 1397 16:20

شروط ضمن عقد

 

 آشنایی با شروط ضمن عقد مندرج در قباله ازدواج

 

 

 

زوج موظف است تا نصف دارایی موجود را که در ایام زناشویی با او به‌ دست آورده یا معادل آن را طبق نظر دادگاه، بلاعوض به زوجه منتقل کند.
 
 
 
شروط ضمن عقد

 

 

لطفا بفرمایید امضاهایی که در زمان عقد از ما گرفته می شود برای چیست؟


شروطی که در قباله‌های ازدواج مندرج بوده، به قرار زیر است:
شرط تحصیل: زوج، زوجه را در ادامه تحصیل تا هر مرحله که زوجه لازم بداند و در هر کجا که شرایط ایجاب کند، مخیر می‌سازد.

شرط اشتغال: مطابق قانون، اگر شغل زن منافی با مصالح خانواده یا حیثیت شوهر یا زن باشد، مرد می‌تواند همسر خود را از آن شغل منع کند. با توجه به این که امکان تفسیرهای مختلف از این متن قانونی وجود دارد، گنجاندن عبارت زیر در سند ازدواج پیشنهاد می‌شود: زوج، زوجه را در اشتغال به هر شغلی که مایل باشد، در هر کجا که شرایط ایجاب کند، مخیر می‌سازد.

شرط وکالت زوجه در صدور جواز خروج از کشور: مطابق قانون گذرنامه، زنان متأهل فقط با اجاره‌ کتبی همسر خود می‌توانند از کشور خارج شوند. یا توجه به اینکه این مسأله در عمل مشکلات فراوانی را ایجاد می‌کند، عبارت زیر به منزله‌ شرط در حین عقد ازدواج پیشنهاد می‌شود: زوج به زوجه، وکالت بلاعزل می‌دهد که با همه اختیارات قانونی بدون نیاز به اجازه شفاهی یا کتبی مجدد شوهر، از کشور خارج شود. تعیین مدت، مقصد و شرایط مربوط به مسافرت به خارج از کشور به صلاحدید خود زن است.

شرط تقسیم اموال موجود میان شوهر و زن پس از جدایی: زوج متعهد می‌شود هنگام جدایی، اعم از آن که به درخواست مرد باشد یا به درخواست زن، نیمی از دارایی موجود خود را (اعم از منقول و غیرمنقول که طی مدت ازدواج به دست آورده است) به زن منتقل کند. بر این اساس، زوج ضمن عقد ازدواج متعهد می‌شود که هر گاه طلاق به‌درخواست زوجه نباشد و طبق تشخیص دادگاه تقاضای طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسرداری یا سوءاخلاق و رفتار او نباشد، زوج موظف است تا نصف دارایی موجود را که در ایام زناشویی با او به‌ دست آورده یا معادل آن را طبق نظر دادگاه، بلاعوض به زوجه منتقل کند.

حضانت فرزندان پس از طلاق: زوجین ضمن عقد خارج لازمی توافق ‌کنند اولویت در حضانت فرزند یا فرزندان مشترک در صورت طلاق با مادر باشد یا زوجین ضمن عقد خارج لازمی توافق کنند حضانت فرزند یا فرزندان مشترک در صورت طلاق با هر کدام از والدین خواهد بود که بنا بر مصلحت طفل باشد. تعیین مصلحت طفل بر عهده کارشناس یا داور مرضی‌الطرفین خواهد بود.

شرط وکالت مطلق زوجه در طلاق: زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل به غیر می‌دهد تا زوجه در هر زمان و تحت هر شرایطی از جانب زوج، به مطلقه کردن خود از قید زوجیت زوج به هر طریق اعم از اخذ یا بذل مهریه اقدام کند. بر این اساس، ضمن عقد نکاح، زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل غیر می‌دهد تا در موارد مشروحه ذیل با رجوع به دادگاه و اخذ مجوز دادگاه پس از انتخاب نوع طلاق، خود را مطلقه کند که این موارد عبارتند از:
1. استنکاف شوهر از دادن نفقه به مدت 6 ماه به هر عنوان و عدم امکان الزام او به تأدیه نفقه همچنین در موردی که شوهر سایر حقوق واجبه زن را به مدت 6 ماه ایفا نکند و اجبار او به ایفا هم ممکن نباشد.

2. سوء رفتار یا سوء معاشرت زوج به حدی که ادامه زندگی را برای زوجه غیرقابل تحمل کند.

3. ابتلای زوج به امراض صعب‌العلاج به نحوی که دوام زناشویی برای زوجه مخاطره‌انگیز باشد.

4. جنون زوج در مواردی که فسخ نکاح شرعا ممکن نباشد. (منظور جنون ادواری است.)

5. عدم رعایت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال زوج به شغلی که طبق نظر دادگاه صالح، منافی با مصالح خانوادگی و حیثیت زوجه باشد (مثلا زوج گدایی کند)

6. محکومیت شوهر به حکم قطعی به مجازات 5 سال حبس یا بیشتر یا به جزای نقدی که مجموعا منتهی به 5 سال یا بیشتر بازداشت شود و حکم مجازات در حال اجرا باشد. در تمام این موارد، در صورتی حق طرح دعوای طلاق برای زن ایجاد می‌شود که حکم قطعی محکومیت شوهر صادر شود و مرد در زندان باشد.

7. ابتلای زوج به هرگونه اعتیاد مضری که به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و ادامه زندگی را برای زوجه دشوار کند.

8. زوج، زندگی خانوادگی را بدون عذر موجه ترک کند (تشخیص ترک زندگی خانوادگی و تشخیص عذر موجه با دادگاه است) یا 6 ماه متوالی بدون عذر موجه از نظر دادگاه غیبت کند.

9. محکومیت قطعی زوج در اثر ارتکاب جرم و اجرای هرگونه مجازات اعم از حد و تعزیر در اثر ارتکاب جرمی که مغایر با حیثیت خانوادگی و شئون زوجه باشد. تشخیص اینکه مجازات مغایر با حیثیت خانوادگی بوده، با توجه به وضع و موقعیت زوجه و عرف و موازین دیگر با دادگاه است.

10. در صورتی که پس از گذشت 5 سال، زوجه از شوهر خود به جهت عقیم بودن یا عوارض جسمی دیگر صاحب فرزند نشود.

11. در صورتی که زوج مفقودالاثر شود و ظرف 6 ماه پس از مراجعه زوجه به دادگاه پیدا نشود.

12. زوج بدون رضایت زوجه همسر دیگری اختیار کند یا به تشخیص دادگاه بین همسران خود به عدالت رفتار نکند.


 

منبع: پرسش و پاسخ های عمومی مشاوره حقوقی مرکز مشاوره تبیان