rezas
چگونه بین کار و زندگی تعادل ایجاد کنید؟
تصمیم هایی برای سال بهتر
سال جدید ، می تواند با برنامه های جدید شروع شود ، برنامه هایی که کیفیت زندگی تان را بالا می برد ویکی از مهم ترین آن ها ، تصمیم برای ایجاد تعادل در برنامه های تان است. کار به جای خود ، زندگی به جای خود.

سرعت زندگی امروز آنقدر بالا رفته است که دیگر متقاعد شده ایم اگر ندویم از قافله جا خواهیم ماند. در نتیجه بیشتر ساعات عمرمان را با کار کردن سپری می کنیم به این امید که بتوانیم زندگی بهتری را برای خود و خانواده مان بسازیم؛ غافل از آنکه در اصل داریم زندگی مان را پای کار کردن می بازیم. بنابراین مهم است که بدانیم در این دنیای پر سرعت و پر مشغله چطور می توانیم بین کار و زندگی خود تعادل ایجاد کنیم؟
تعادل، رمز موفقیت
با اینکه همه ما می دانیم که تعادل چیز خوب و بسیار مهمی است، اما واقعیت آن است که گاهی در برخی از زمینه های مهم زندگی حساب تعادل از دستمان در می رود و گرفتار یک سری افراط و تفریط ها می شویم. اصولاً وقتی هم که تعادل از دست برود، موفقیتی به دست نخواهیم آورد و یا اگر هم موفق بشویم، مجبوریم در ازای آن هزینه های گزاف و گاهاً جبران ناپذیری را بپردازیم. مانند کسی که در کارش موفق شده است اما در ازای این موفقیت، لذت تماشای بزرگ شدن فرزندانش و یا فرصت های ارتباط برقرار کردن با همسرش را از دست داده است. بدون شک وقتی که تعادل بین کار و زندگی دچار اختلال بشود، هیچ موفقیت بزرگی هم نمی تواند حال دل افراد را خوب کند؛ درست مثل آن می ماند که اصلاً موفقیتی به دست نیامده باشد. پس اگر دوست دارید طعم واقعی موفقیت را بچشید، لطفاً در هر زمینه ای تعادل را فراموش نکنید، به خصوص بین کار و زندگی تان.
چند راهکار ساده برای برقراری تعادل بین کار و زندگی
حرکت کردن در مسیر تعادل، شاید در ابتدا کمی سخت به نظر برسد اما آنقدر نتایج درخشانی در زندگی به جا می گذارد که ارزش تحمل هر گونه سختی را دارد. اگر شما هم دوست دارید بین کار و زندگی تان تعادل بیشتری برقرار کنید، چند نکته ریز را وارد جغرافیای رفتاری تان بکنید:
1. گاهی از سرعت تان کم کنید.
در قدم اول برای خودتان ساعاتی در هفته را در نظر بگیرید و در طی آن بی تفاوت بودن نسبت به عجله کردن های همیشگی را تمرین کنید. برای مثال تکنولوژی پرسرعت را کنار بگذارید و یا یک نیمروز را بدون ساعت به تفریح بروید.
2. چند کاره بودن را کنار بگذارید.
فهرستی از کارهای ریز و درشتی را که باید در هر روز انجام بدهید بنویسید و ضمن اولویت بندی کردن آنها از لحاظ اهمیت، در هر لحظه روی یک کار تمرکز کنید و بعد از انجام آن به سراغ کار بعدی بروید.
3. کارهایی را که کرده اید بنویسید.
تا یک هفته کارهای ریز و درشتی را که در طی روز انجام داده اید بنویسید تا از میزان وقتی که بیهوده تلف کرده اید اطلاع پیدا کنید. بعد از آگاهی از این اوقات تلف شده، برای آنها برنامه ریزی کنید.
4.نه بگویید.
در مواقعی که لازم است نه بگویید تا گرفتار مسئولیت های دیگران نشوید.
5. مسئولیت ها را تقسیم کنید.
از اعضای خانواده و یا همکارانتان بخواهید که بخشی از انجام کارها را به عهده بگیرند.
6. وقتی نمره قبولی بهتر از بیست است.
به دنبال این باشید که هر کاری را به صورت درست انجام بدهید و نه لزوماً صد در صد کامل.
7. هزینه ها را مدیریت کنید.
سبک زندگی خودتان را داشته باشید و بر اساس دخلتان برای خرج تان نقشه بکشید.
8. مراقب جسم و روانتان باشید.
برای کار از خوابتان نزنید. برای کار از خوراکتان نزنید. برای کار از ورزشتان نزنید.
9.آگاهانه تر زندگی کنید.
برای مثال اگر آگاهانه تر کار کنید، شاید با صرف وقت کمتری بتوانید همان نتیجه خوب را بگیرید. و یا اگر خودآگاهی تان را بیشتر کنید می توانید در همان ساعات کمی که در روز با خانواده تان هستید، رابطه با کیفیت تری را تجربه کنید. به علاوه اگر خودآگاهی تان را افزایش بدهید بهتر می توانید مرز بین کار و خانواده را رعایت کنید؛ به عبارت دیگر خودآگاهی به شما کمک می کند تا مسائل کاری را به خانه نیاورید و مسائل خانه را هم به کار نبرید.
10. برای تفریح خانوادگی برنامه داشته باشید.
باور کنید که تفریح هم بخشی از زندگی است و به معنای اتلاف وقت نیست. برای مثال هفته ای سه چهار ساعت با خانواده تان به گردش بروید و حتماً دقایقی را هم به بازی کردن با بچه ها اختصاص بدهید.
11.برای صحبت کردن خانوادگی برنامه داشته باشید.
حداقل کاری که می توانید بکنید آن است که از اعضای خانواده تان بخواهید تا برای مثال یک ساعت در هفته دور هم بنشینید و با هم از احساسات و تجربه هایی که داشته اید سخن بگویید.
12. در ساعات استراحت کاری، با خانواده تان در ارتباط باشید.
از تکنولوژی استفاده خوب بکنید؛ برای مثال در ساعت ناهار با فرزندتان تماس کوتاهی بگیرید و یا در فضای مجازی برای همسرتان مطالب عاطفی یا یک احوالپرسی ساده بفرستید.
13. وقتی را هم به خودتان اختصاص بدهید.
شما مانند هر انسان دیگری نیاز دارید دست کم دقایقی را به دنبال خواسته ها و علاقمندی های خودتان بروید. حتی اگر شده که هفته ای یک ساعت به برنامه مورد علاقه فردی خودتان برسید، حتماً این کار بکنید.
تجاوز؛ طعم تلخ زندگی کودکان کار + فیلم
کودکان کار را نجات دهید
فرض کنید پیامبری که نسبت به سلام کردن به کودکان خودش را مسئول می داند، با وجود کودکانی که همه کودکی خود را در خشن ترین شرائط، پای کار، ذبح می کنند و یا مورد تجاوز قرار می گیرند چطور برخورد می کند؟ اگر رسول الله امروز در بین ما حضور داشت آیا راضی به این رویه بودند؟

شاید فکر کنید پدیده کودکان کار مسئله ای تکراری و نخ نما شده باشد اما در حقیقت موضوعی فاسد که هر روز با آن روبرو می شویم و از طرفی هر روز در حال افزایش است، مادامی که ریشه کن نشود باید تکرار شود.
در این آخرین روزهای سال همچنان که عده ای در حال تهیه مقدمات تعطیلات نوروزی هستند، بسیاری از کودکان فارغ از اینکه معنی عید را بدانند، فقط کار می کنند و اصلا شاید کودک بودن خودشان را هم فراموش کرده باشند و این موضوع موجب شد دوباره این پرونده قدیمی را به جریان بیندازیم.
در این یادداشت به بعضی از آسیب های متوجه این کودکان، عزت و احترام کودک در اسلام و تقصیر یا کم کاری ها خواهیم پرداخت.
کودکان روسپی
در تعریف کودک کار گفته اند: کودکی که ابزار کار باشد، اعم از اینکه بخواهد در معدن، کارخانه و سر چهارراه ها کار کند و یا ابزار جنسی قرار بگیرد.
آمارهای آزار و اذیت جنسی کودکان بسیار دلخراش و خطرناک است. رضا قدیمی مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران اعلام کرد: «در سه ماهی که طرح حمایت از کودکان بدسرپرست اجرایی شد، ٤٤٠٠ نفر کودک و بزرگسال از ٢٢ منطقه تهران جذب شدهاند. از این تعداد ٤٠٠ نفر کودک هستند. متاسفانه از ٤٠٠ تایی که مددکاران بهزیستی با آنها صحبت کردهاند، به نزدیک به ٩٠ درصدشان تعرض شده است.»[1]
فرزندان ما آینده ساز ما هستند و قرار است همین کودکان در آینده همچون تیر در تیردان محافظ منافع ما باشند. حالا اگر کودکانی را تضعیف کنیم و یا اجازه دهیم در محیطی ناسالم پرورش پیدا کنند، در حقیقت آینده کشور را از همین امروز در دام فساد های اجتماعی انداخته ایم. این کودکان اگر امروز به مسیر صحیح بازنگردند، احتمال دارد در آینده خلافکاران و روسپی ها و بزهکاران همین جامعه شوند.
جامعه ای فاسد و مریض
این آمارها علاوه بر اینکه نسبت به کودکان، بسیار ناراحت کننده است، مفهومی خطرناک تر و منزجر کننده تر دارد و آن اینکه بعضی از افراد جامعه به چه حدی از مریض بودن و ناپاکی رسیده اند که به کودکی بی پناه و معصوم دست درازی می کنند.
متاسفانه مسئولان فرهنگی ما غافل از امراض جنسی افراد جامعه شده اند و خیال می کنند مردم ما مشکل شهوت چندانی ندارند. اما چرا کودک کار باید قربانی نالایق بودن مسئولین شود؟
عزت و احترام کودک در اسلام
پیامبر اکرم توجه ویژه و خاصی نسبت به کودکان داشتند و این اکرام کودک منحصر در فرزندان خود حضرت نبود بلکه ایشان به همه کودکان علاقه داشتند.
پیامبر حتی نسبت به سلام کردن به کودکان هم ارزش قائل بودند. پیامبر در این باره فرمودند:
«خمسٌ لا أدعهُنَّ حتّی المَمَاتِ [... الی ان قال] و التسلیم عَلَی الصّبیَانِ لِتَکُونَ سُنَّةً مِنْ بعدی؛[2] پنج چیز را تا هنگام مرگ ترک نخواهم کرد [... تا اینکه فرمود] و (پنجمین عمل) سلام کردن به کودکان (است) برای اینکه سنّتی باشد (و) پس از من (باقی بماند).»
حالا فرض کنید پیامبری که نسبت به سلام کردن به کودکان خودش را مسئول می داند، با وجود کودکانی که همه کودکی خود را در خشن ترین شرائط، پای کار، ذبح می کنند و یا مورد تجاوز قرار می گیرند چطور برخورد می کند؟ اگر رسول الله امروز در بین ما حضور داشت آیا راضی به این رویه بودند؟
فلسفه احترام به کودک
حضرت رسول در عبارتی کوتاه اهمیت احترام به کودک را این چنین بیان می کنند:
«انّما ابنکَ سهمٌ من کنانتِک؛ [3] فرزندت تیری از تیرهای تیردان توست.»
یعنی فرزندان ما آینده ساز ما هستند و قرار است همین کودکان در آینده همچون تیر در تیردان محافظ منافع ما باشند. حالا اگر کودکانی را تضعیف کنیم و یا اجازه دهیم در محیطی ناسالم پرورش پیدا کنند، در حقیقت آینده کشور را از همین امروز در دام فساد های اجتماعی انداخته ایم. این کودکان اگر امروز به مسیر صحیح بازنگردند، احتمال دارد در آینده خلافکاران و روسپی ها و بزهکاران همین جامعه شوند.
و در آخر
کودکان بی سرپرست یا بد سرپرست باید تحت حمایت نظام اسلامی قرار بگیرند و ذره ای کوتاهی علاوه بر گناه بودن آن، فسادی به مراتب گسترده تر از امروز را در آینده ای نه چندان دور به وجود خواهد آورد.
اما اینکه مسئولیت به دوش نظام و دولت است به این معنا نیست که مومنین هیچ وظیفه ای در این قبال ندارند. خوشبختانه عده ای از خیرین برای این کودکان مدرسه و سرپناه ساخته اند که این نوع کارها باید با قوت بیشتری ادامه یابد. بدانید که قرآن می فرماید: «هر کس نفسی را حیات بخشد مثل آن است که همه مردم را حیات بخشیده است.»[4]
پی نوشت ها:
[1] به نقل از سایت عصر ایران
[2] وسائل الشیعه، ج 8، ص 441.
[3] کنزالعمال، ج 16، ص 584.
[4] سوره مائده، آیه32
بدمعاشرتی زنان با خانواده همسر
کجای رابطه ی شما با خانواده همسرتان اشتباه است ؟
معاشرت شایسته زنان با خانواده همسر از جمله مسائلی است که برای سلامت اخلاقی و آرامش یک خانواده و تکریم مرد در خانواده لازم است. عروس افادهای، عروس تنبل، عروس سخنچین و مداخله گر، عروس حسود و پرتوقع و... نمونه هایی از بدمعاشرتی زنان با خانواده همسر است.

شرکت در مناسبات و مراسم های مهم، رعایت حرمت و آبروی خانواده همسر در حضور دیگران، رعایت احترام والدین همسر و برخی دیگر از این قبیل از وظایف زنان در مقابل خانواده همسر است که عدم رعایت و عمل به این وظایف میتواند رنج های فراوانی برای طرفین به ارمغان بیاورد.
حسن معاشرت و مزایای آن
حسن معاشرت با خانواده و اقوام شوهر منفعت های زیادی دارد که مخصوصا در طول زمان این منفعت ها بهتر روشن میشود. البته حسن معاشرت، لزوما به معنای ایجاد صمیمیت و رفت و آمد زیاد یا انجام خدمات زیاد در خانواده شوهر نیست. حسن معاشرت میتواند حتی به معنای حفظ معاشرت حداقلی هم باشد به شرط آنکه معاشرتی سالم و محترمانه و بدون آزار در کار باشد. چنانچه زن اصرار بر مالکیت مرد در معاشرت با خانواده همسر نداشته باشد، و مانع روابط سالم مرد با خانواده و بستگانش نباشد، و قلب و ذهن همسرش را از ایشان مکدر نکند، دارای حسن معاشرت است.
اشتباه های زنان در معاشرت با خانواده همسر
اشتباه بعضی از زنان این است که در ابتدا با حسن نیت اما عجولانه و بدون شناخت کامل و کافی، وارد یک رابطه صمیمانه میشوند و خیلی هم برای این صمیمیت تلاش میکنند اما بعدها به دلیل حساسیت های فراوانی که به لحاظ عاطفی بین مادرشوهر، شوهر و همسر ممکن است به وجود آید یا به دلیل اختلافات فرهنگی و سلیقه ای و یا هر چیز دیگر، به یکباره دلسرد شده و عقب میکشند. در مقابل، اشتباه برخی دیگر این است که با پیش داوری های منفی در مورد رابطه با خانواده شوهر، همواره با نوعی سیاست و تکبر، به بهانه های مختلف سعی در گریز از معاشرت با خانواده همسر دارند. در هر دو صورت این نوع رفتارها شامل بدمعاشرتی و سوء معاشرت با خانواده همسر است و نتایج تلخ خود را همواره شامل حال زوجین و همه اعضای خانواده میکند.
آهسته و پیوسته
بدیهی است که دوستی و رفاقت و داشتن حس همدلی با همه انسانها چیز خوبی است و همیشه این عواطف مثبت نتایج مثبت دارد اما حقیقتا چنین روابطی در هر موقعیتی و با همه افراد امکان پذیر نیست. چنانچه به هر دلیلی مایل هستید تا از احتیاط بیشتری در معاشرت خود بهره بگیرید، و از دردسرهای افراط و تفریط به دور باشید بهترین نوع رابطه، رابطه ای آهسته و پیوسته است. سعی کنید همواره، احترام و رعایت حقوق یکدیگررا اصل قرار دهید و به اصطلاح نه آب بیاورید و نه کوزه بشکنید. البته گفتنی است که به هیچ وجه این وضعیت، شامل حال همسرتان نیست و او هر چه در خدمت والدین خود باشد حتی اگر هرروز هم با ایشان دیدار و ملاقات کند، خوب و از جوانمردی است.
تاثیر معاشرت زنان بر ارتباط فرزندان با اقوام پدری
متاسفانه در بسیاری از خانواده ها، آن طور که فرزندان با دایی و خاله خود مانوس هستند، با عمه و عموی خود دوست و صمیمی نیستند و این به صلاح بچه ها نیست. روابط خونی و خویشاوندی باید قوی باشد و اقوام نزدیک همیشه حامی و دوستدار هم باشند. ناراحتی ها و دلگیری های امروز ما نباید فرزند ما را فرضا از حمایت ها و محبت های عموی خود در آینده محروم کند یا به عکس مانع حمایت و دستگیری فرزندان از مادربزرگ پیرشان شود.
البته در این مورد، لزوما زنان مقصر نیستند بلکه، کم کاری و کم لطفی خود مردان و... میتواند عامل ایجاد این مشکل باشد. اما در این مقاله به این موضوع صرفا از جهت کیفیت معاشرت زنان با خانواده همسر نگاه شده است.
الگوسازی برای فرزندان
علاوه بر اینها رفتار ناسالم یک زن با خانواده همسر بدترین الگوی معاشرت برای فرزندان در زندگی فردای خودشان خواهد بود. معمولا پسرها و دخترانی که در چنین خانواده هایی بزرگ می شوند نمی توانند روابط خوبی با همسر و اقوام همسر خود داشته باشند این افراد بسیار زودرنج و پرتوقع عمل می کنند و زندگی خود را در معرض خطر جدایی قرار میدهند. پسری که شاهد، بدمعاشرتی مادر خود با خانواده پدر یا شاهد قطع این ارتباط توسط مادر بوده، احتمال اینکه، مردی بسیار ضعیف و بی اراده بار بیاید و در مقابل زیاده خواهی ها و بدمعاشرتی های همسر خود نیز در آینده ساکت بماند، زیاد است. فرزندان دختر نیز در چنین خانواده هایی بدبین و زیاده خواه می شوند.این دخترها با پیش داوری های منفی در مورد خانواده شوهر وارد زندگی مشترک می شوند وبا همسر و اقوام همسری خود مشکل پیدا می کنند.
بیشتر بخوانید :
بهترین راه جلوگیری از دخالت خانواده همسر
12نکته طلایی برای جا شدن در دل خانواده همسر
خانواده ی همسر کنترلگر!
دستورالعملی ارزنده براي سير و سلوک
دعا و انقطاع الي الله
انسان بدون دعا نميتواند در كارش موفّق شود. استغاثه به درگاه حضرت احدیّت و تضرّع و خدا خدا گفتن، موجب میشود خداوند متعال به یاری بندهاش بشتابد و از او دستگيري كند. خصوصاً وقتی که دعا با انقطاع همراه باشد.

دعا و انقطاع الي الله (قسمت اول)
دستورالعمل ديگري که خداي سبحان به رسول خويش ابلاغ فرمود، دعا، تضرّع به درگاه پروردگار و بریدن از ماسوی الله است. از اينرو، ميفرمايد:
«وَ تَبَتَّلْ إلَيهِ تَبْتيلاً؛ و (در دل) از همه چيز به سوي او منقطع شو».(2)
انسان بدون دعا نميتواند در كارش موفّق شود. استغاثه به درگاه حضرت احدیّت و تضرّع و خدا خدا گفتن، موجب میشود خداوند متعال به یاری بندهاش بشتابد و از او دستگيري كند. خصوصاً وقتی که دعا با انقطاع همراه باشد.
نياز يك زندگي موفّق، تضرّع و خواندن پروردگار متعال است. همه براي آبادي و عمران سراي آخرت، به راز و نياز به درگاه خداوند نيازمندند. از اينرو، كتاب «مفاتيحالجنان» محدّث قمي را بايد يك كارخانۀ آدمسازي ناميد.
دعا در زندگي انسان بسيار سازنده است. به همين دليل حضرت سجاد«سلام الله علیه» وقتي ديدند در مقابل آن همه فتنههاي آل ابوسفيان و آل مروان و آل زياد نميتوانند بعد از واقعۀ عاشورا كاري انجام دهند، با دعا و راز و نياز، مهمترين طريق مبارزه را برگزيدند و كتاب ارزشمند «صحيفۀ سجاديّه» يا «زبور آل محمد«صلی الله علیه و آله و سلم» را به عنوان روشي براي مبارزه با پليديها به بشريّت ارائه فرمودند.
جاي بسي تأسّف است که فرهنگ و طريقۀ دعا و مناجات در جامعه كهنه شده است. حتّي در ميان افراد مذهبي توجّه به اين مهم كمرنگ شده است. در گذشته در كتابخانههاي علما و بزرگان، كتابهاي دعا فروان بود. رسم بود علمای بزرگ يك كتاب دعا مينوشتند و اكنون اين رسم چندان رونقي ندارد. مجالس دعا و مناجات مانند گذشته نيست و بالأخره چندان که شايسته است به دعا اهميّت داده نميشود.
اهميّت دعا
دعا و راز و نياز با خداوند متعال در تعاليم ديني از جايگاه سترگي برخوردار است. از اينرو، در روايات ميخوانيم: «الدُّعاءُ مُخُّ الْعِبادَة؛ عصاره و شيرۀ عبادات مناجات و راز و نياز با خداست»(3) و در روايات دیگری از دعا بهعنوان قویترین و برترینِ عبادات یاد شده است.(4) خداوند متعال دل مؤمن را با دعا کردن زندگی میبخشد(5) و هر بلائی، هرچند قطعی شده باشد را به واسطۀ دعا از بندگان خود دور مینماید. ، 6قرآن کریم نيز اهميّت دعا را تا آنجا مهم ميداند كه ميفرمايد:
«قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُم؛ اگر دعای بندگان نبود، خداوند به آنان اعتنائی نداشت».(7)
بنابراين، سالک بايد برنامهاي براي راز و نياز و دعا به درگاه حق تعالی داشته باشد.
دعا يعني سخن گفتن با معبود كه اين بالاترين لذّتهاست. لذّتی بالاتر از سخن گفتن انسان با معبود و معشوق خود، خداوند متعال، وجود ندارد. توجّه به اين نكته عبادت و دعا را بسيار شيرين و لذّتبخش ميگرداند.
اهل سير و سلوک، حاضرند هستي خود را براي لحظهاي و ساعتي سخن گفتن با معشوق فدا كنند. متأسّفانه بسياري از انسانها از لذّتهاي معنوي محروم هستند. از لذّت تهجّد و مناجات در دل شب، از لذّت تلاوت قرآن و در يك كلام، گفتگو با معشوق؛ زيرا خواندن قرآن، صحبت كردن خداوند با بندگان خود است و دعا و مناجات، سخن گفتن بنده با معشوق است.
قرآن را «كلام نازل» و دعا را «كلام صاعد» مينامند؛ يعني قرآن كريم از طرف خداوند تبارك و تعالي نازل شده است؛ اما دعا كلام صاعد است، يعني فرصتي است كه در دل شب براي بنده فراهم ميشود: «شب مردان خدا روز جهان افروز است.»
پيامبر اكرم«صلی الله علیه و آله و سلم» براساس اين دستورالعمل، با جدّيت و همّت والا به اين برنامه عمل ميكردند و دليل موفّقيت آن حضرت در فراگيري اسلام در مدّتي محدود، همين برنامۀ ارتباط ايشان با ربّالعالمين بود.
خوشا به حال كسي كه برنامۀ عبادي و راز و نياز و توسّل به اهل بيت«سلام الله علیهم» فراتر از يك عادت لازمۀ زندگي او شود. هنگامي كه لحظات مرگ و احتضار چنين کسي فرا ميرسد، يعني آن لحظههايي كه شعور و تدبير از آدمي گرفته ميشود، طبق برنامهاي كه در سراسر زندگي خود بدان مأنوس بوده است، لب به مناجات و تلاوت قرآن و توسّل ميگشايد. و با ادعيه و اذکاري که با آنها مأنوس بوده است جان به جان آفرين تسليم ميكند.
منزلت دعا و راز و نیاز با خدای سبحان با ذکر یک مثال روشنتر میگردد. اگر انسان در نظر بگیرد که شخصی بزرگ و والامقام، نامهای به او نوشته و او را برای صحبت و گفتگو به منزل خود دعوت نموده است، از فرط خوشحالي در پوست خود نمیگنجد و بعد از آن ملاقات نیز، نزد مردم افتخار ميكند كه من با فلان انسان بزرگ، صحبت كردهام و ايشان هم به من ملاطفت نموده است.
حال اگر آدمی باور کند که خدای متعال چنین نامهای به او نوشته و او را به صحبت و مناجات با خودش دعوت کرده است، چقدر باید شائق چنین دیدار و مصاحبتی باشد؟
توفيق قرار گرفتن در محضر خداوند متعال و صحبت كردن با او، افتخار بزرگي برای انسان محسوب میگردد و باید کمال بهرهبرداری را از این توفیق عظیم بنماید. بعضي انسانها به واسطۀ اعمالی که مرتکب شدهاند، توفيق دعا كردن ندارند و خداوند اجازۀ حضور در محضر خودش را به آنان نميدهد و این مصیبت بزرگی است.
اهمیّت به دعا برای سالک یک امر ضروری است، همانطور که انس با قرآن برای او لازم است. فقهای وارسته برای مقولۀ دعا، اهمیّت فراوان قائل بودهاند. برخی از آن بزرگواران نظیر شيخ كليني، شيخ طوسي، سيد ابن طاوس، علامه مجلسي و ... در باب دعا كردن، كتبي نوشتهاند و نسل کنونی باید لااقل از این کتب دعا استفاده نماید.
قرآن کریم پس از آن همه تأکید که در مورد لزوم دعا و راز و نیاز با خداوند دارد و پس از آنکه عدم وجود دعا و نیایش در زندگی را موجب شقاوت و بدبختی انسانها میداند، تصریح مینماید که اصلاً دعا به منظور رشد و تعالی بندگان است.(8) وگرنه آن قادر متعال نیازی به عبادت و یا دعا و نیایش بندگان خود ندارد.
روح خداجويي و دعاكردن در درون همۀ انسانها وجود دارد، ولي اغلب آنان به اين نداي دروني پاسخ نميدهند و فقط در مـواردي كه دچار مشكل شده و مطمئن ميشوند كسي نميتواند به آنها كمك كند، دست به دعا بر ميدارند. مثال این افراد چندين مرتبه در قرآن کریم بیان شده است تا انسانها بيدار شوند و از اين لطفي كه خداوند به آنان كرده است، بهرهمند گردند. قرآن شريف میفرماید:
«فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَي الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ؛ و چون به كشتى سوار شوند خدا را مىخوانند در حالى كه ايمان و اعتقاد را براى او خالص سازند، و همين كه آنها را به سوى خشكى رساند و نجات داد، پس به ناگاه شرك مىورزند».(9)
واي به كسي كه پس از نجات یافتن از خطر و دستیابی به سلامت، خداي خود را فراموش كند. اين كمال بيوفائي است كه خدا انسان را نجات دهد و انسان به جاي اين كه سرمشق بگيرد و دست از دعا بر ندارد، به همان حالت غفلت قبلي خود برگردد.
استجابت دعا
خداوند متعال در قرآن کریم وعده داده که حتماً دعای بندگان را مستجاب نماید:
«وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادي عَنِّي فَإِنِّي قَريبٌ أُجيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجيبُوا لي وَ لْيُؤْمِنُوا بي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ؛ و چون بندگان من از تو درباره من بپرسند، (بگو) من حتماً (به همه) نزديکم، دعاي دعاکننده را هنگامي که مرا بخواند اجابت ميکنم، پس بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان آورند، شايد که راه يابند».(10)
اين آیه در مورد دعا كردن منحصر به فرد است و از لطافت و زیبایی خاصّی هم برخوردار میباشد. خداوند متعال با تأكيدات فراوان و منحصر بفردی ميفرمايد: بندۀ من بيا نزديك و هر چه ميخواهي بگو، بين من و تو حجابي نيست. تو بندۀ من هستي و من مولاي تو هستم، اي عزيز من بيا و دعا كن و يقين داشته باش كه من به تو نظر لطف دارم. در ادامۀ آیه خداوند سبحان ميفرمايد: يقين داشته باش كه صلاح و رشد تو در دعا كردن است.
استاد بزرگوار ما علامۀ طباطبائي«ره» در ذيل این آیۀ شریفه ميفرمودند: از جمله تأكيدات منحصر بهفرد كه در اين آیه وجود دارد، این است که هفت مرتبه ضمير متكلّم وحده در آن به كار رفته و اين عنايتی خاص و ويژه از طرف خداوند متعال به شمار میرود.(11)
بزرگان دين در مورد اثبات اجابت دعا از برهاني به نام «برهان لمّي» استفاده ميكنند. این برهان به اين صورت بيان ميشود كه آيا خداوند به حال بندگان خویش عالم است يا خیر؟ مسلّماً عالم است. آيا خداوند بر رفع مشكلات انسان قادر است يا خیر؟ اگر بگوييم قادر نيست؛ العياذ بالله؛ ديگر خدا نيست. پس ميدانيم كه بر رفع مشكلات ما قادر است. آيا خداوند نسبت به مخلوقات خود رئوف و مهربان است يا خیر؟ یقیناً خداوند مهربانترينِ مهربانان است. حتّي براي وصف مهرباني خدا گفته شده است كه از هفتاد پدر و مادر مهربان، مهربانتر است. خداوند از باب رحمت و لطف خودش در اوّل هر سوره از قرآن کریم، «بسم الله الرحمن الرحيم» را ذكر نموده است. فقط سورۀ توبه چون مربوط به قهر خدا ميشود، «بسم الله الرحمن الرحيم» ندارد و در عوض در سورۀ نمل دو مرتبه «بسم الله الرحمن الرحيم» ذکر شده است. تکرار این جملۀ شریف در اوّل سورههای قرآن کریم، حکایت از رحمت عام خداوند براي همۀ موجودات و رحمت خاص او براي مؤمنین دارد. پس در رأفت و لطف ومهربانی خدا شکّی نیست. آيا خداوند حكيم است يا نه؟ در صورتي كه خداوند حكيم نباشد، العياذ بالله ديگر خدا نیست. قطعاً خداوند حكيم است.
با توجّه به این برهان، اگر دعا مستجاب شود، محض حكمت خدا بوده است و چنانچه دعا مستجاب نشود، آن هم محض حکمت خداوند حکیم است. همۀ امور عالم هستی از روي حكمت خداوند صورت میپذیرد. یکی از دانشمندان ميگويد: اگر پشهاي در اين جهان يك بال زيادتر یا یک بال کمتر بزند، عالم مضمحل خواهد شد.
پس وقتی بدانیم خداوند عالِم به حال بندگان است، قدرت رفع مشکلات آنان را دارد، نسبت به آنان رئوف و مهربان است و مهمتر اینکه، حکیم است، طلبكاريِ از خداوند متعال عين جهل است. پرودگار عالم از روي لطفی كه به بندگان دارد، از اين گونه طلبکاریها ميگذرد، و الا برخی تصوراتی که مردم در مورد خدا و استجابت دعا دارند و برخی صحبتها که دراین باره بر زبان میرانند، مستوجب عقاب شدیدی است.
وقتی خداوند ميفرمايد: «اُدعوني أستَجِب لَكُم»، اجابت دعا قطعی است. اگر صلاح بنده در استجابت آن دعا باشد، اجابت میشود وگرنه حتماَ نظير آن عطا ميشود و اگر اصلاً در دنیا مصلحت او در استجابت دعا نباشد، در آخرت اجابت خواهد شد. بالاخره خداوند متعال جواب دعا را خواهد داد. در روايات آمده است گاهي بناست بلائي براي بنده يا افراد وابسته به او جلو بيايد، بنده دعا ميکند و مصلحت نيست آنچه ميخواهد به او داده شود. پروردگار عالم به واسطۀ آن دعا رفع آن بلا را ميکند. اگر هم به هيچ وجه استجابت مصلحت نباشد، خداوند تبارک و تعالي در قيامت از بندهاش عذرخواهي ميکند و به او ميفرماید: اگر دعاي تو مستجاب نشد، مصلحت تو نبود و علّت آن را براي او روشن ميکند و به گونهاي براي او جبران مينمايد که آن بنده ميگويد اي کاش هيچ يک از دعاهايم در دنيا مستجاب نشده بود.(12)
توجّه به این نکته هم مناسب است که وظیفۀ انسان دعا کردن است ولی تعیین وظیفه برای خدا را از او نخواستهاند. لذا خوب است انسان فقط دعا کند و يقين داشته باشد آنچه مصلحت اوست به او عطا میشود. دعاي سحر دعاي خيلي خوبي است که همۀ ائمۀ طاهرين«سلام الله علیهم» آن دعا را ميخواندهاند. در اين دعا از اوّل تا آخر نميگويد خدايا چه ميخواهم. فقط ميگويد «خدا خدا خدا، به حق محمد و آل محمد» ولي نميگويد چه ميخواهم.
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نکن
که خواجـه خود روش بندهپروری داند
افزون بر این، اگر آدمی منزلت قرارگرفتن در محضر حیّ متعال را درک کند و بداند خداوند چه توفیق عظیمی به وی عطا فرموده است، دیگر به فکر استجابت دعای خود نمیافتد و صرفاً مایل است در فرصت گرانبهائی که در اختیار دارد، با خدای خویش راز و نیاز کند. بنابراین اگر هم به فرض محال، دعا هیچ نتیجهای نداشت، همين اندازه كه خداوند توفيق دعا به انسان ميدهد و بنده را به محضر خویش میپذیرد، بالاترين افتخار براي او است و موجب پیشرفت وی خواهد شد.
خداوند رحمان و رحیم بیش از حدّ قابل تصور به بندگان خود نزدیک است و به آنان تلطّف و مهربانی میکند. اين بندگان هستند که از او فاصله گرفتهاند و او را دور میپندارند:
«وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ؛ و بدانيد که خدا ميان مرد و قلب او است و همه شما (در آخرت) به سوى او گردآورى مىشويد».(13)
خدا از تو به قلبت نزديكتر است و در حقيقت او از تو به خود تو نزدیکتر است.
يار نزديكتر از من به من است
وين عجب بين كه من از وى دورم
چنین خدایی میفرماید: بايد دعا كني و ايمان داشته باش كه دعاي تو فایده و ارزش دارد؛ زيرا رستگاری دنیا و آخرت را در پی خواهد داشت. در واقع ميشود گفت: حسن عاقبت، تأمین آتيه براي اولاد، راحتي روز قيامت و قبر و برزخ، در گرو دعا و راز و نیاز با خدا است. به عبارت ديگر اگر کسی بخواهد دست عنايت خداي سبحان در دنيا و آخرت روي سر او باشد بايد دعا كند و به هیچ وجه رویگردان از دعا نباشد.
منابع:
1- برگرفته شده از مباحث اخلاقی حضرت آیت الله مظاهری حفظه الله
2- المزّمّل / 8
3- شیخ حر عاملی. وسائل الشّيعة، موسسه آل البیت. قم 1409ق، ج 7، ص 28
4- شیخ طوسی. تهذيب الاحکام، دارالکتب الاسلامیة. تهران. 1407ق. ، ج 2، ص 104
5- أبو شجاع الديلميّ، شيرويه بن شهردار. الفردوس بمأثور الخطاب. المحقق: السعيد بن بسيوني زغلول. دار الكتب العلمية – بيروت. الطبعة: الأولى، 1406 هـ - 1986م. ج1. ص 168
6- كوفى، محمد بن محمد اشعث. الجعفريات- الأشعثيات. مكتبة نينوى الحديثة. تهران. ص 220
7- الفرقان / 77
8- البقرة / 186
9- العنکبوت / 65
10- البقرة / 186
11- علامه طباطبایی، سید محمد حسين. الميزان في تفسير القرآن. منشورات اسماعيليان. قم. ج 2، ص 31-30.
12- کلینی، محمدبن یعقوب. الکافی. دارالکتب الاسلامیة. تهران. 1407ق ، ج 2، ص 491-490
13- الأنفال / 24
گروه حوزه علمیه تبیان – علی محمد سرلک
سی ویژگی یک شهروند مسئولیت پذیر
سی ویژگی یک شهروند مسئولیت پذیر
۱- آینده خود را تابع تلاش و خلاقیت خود می داند؛
۲- هر کاری را با مشورت های تخصصی انجام می دهد؛
۳- از کسانی که برای مدیریت کشور انتخاب کرده در برابر قدرت و اختیاراتی که دارند، مسئولیت مطالبه می کند؛
۴- براساس نظریه سیستم ها و نگاه درازمدت به زندگی، راستگوست؛
۵- مانع رشد دیگران نمی شود: بلکه با آنها رقابت می کند؛
۶- حداقل یک ساعت در روز کتاب می خواند؛
۷- از شخصی که زیاد دروغ می گوید، فاصله می گیرد؛
۸- در انجام کارها، از توان عقلی خود، چندین برابرِ هوش خود بهره می گیرد؛
۹- به دلایل حقوقی، به شدت مراقب سخنان خود است؛
۱۰- تا از قضاوتی مطمئن نباشد، مطرح نمی کند؛
۱۱- منتظر نمی نشیند تا دیگران، گره های زندگی او را باز کنند: بلکه با ابتکار و سخت کوشی، زندگی خود را مدیریت می کند؛
۱۲- رعایت حقوق مردم در جامعه را وظیفه خود می داند؛
۱۳- حداقل یک متر با فاصله از شخصی که در حال استفاده از خودپرداز بانک است، می ایستد؛
۱۴- وقتی قرار است ساعت ۸ جایی باشد، ساعت ۷:۵۰ دقیقه دَمِ دَر ایستاده است؛
۱۵- در قدرت و سِمَت بیش از ۸ سال نمیماند زیرا ۸ سال برای نوآوری حداکثری، کافی است؛
۱۶- حتی سه نصف شب و بدون آنکه دوربینی باشد، پشت چراغ قرمز می ایستد؛
۱۷- بسیار سفر می کند تا بیاموزد و بلوغ فکری و رفتاری را تجربه کند؛
۱۸- وقتی از یک خیابان فرعی به اصلی می رسد، اتومبیل خود را متوقف می کند و پس از ایمنی کامل، حرکت می کند؛
۱۹- آنقدر Search میکند تا Fact را ازPropaganda تفکیک کند؛
۲۰- کوله پشتی خود را در اتوبوس و مترو در دست می گیرد تا مزاحمتی برای دیگران ایجاد نکند؛
۲۱- به دیگران القاب منتسب نمی کند: بلکه انگیزه ها و افکار آنان را تحلیل می کند؛
۲۲- از شخصی که با رانت ثروتمند شده است، فاصله می گیرد؛
۲۳- زندگی خود را مانند لوگوی المپیک در پنج دایره متداخل طراحی می کند: رشد فردی، توجه به خانواده، حرفه، افزایش سطح دانش تخصصی و خدمات مدنی؛
۲۴- فقط یک شغل دارد و وظایف آن را به بهترین نحو انجام می دهد؛
۲۵- بسیار می گوید: من نمیدانم یا این موضوع را به درستی نمیفهمم؛
۲۶- آنقدر حوصله به خرج می دهد تا موضوعی را دقیق بفهمد بعد واکنش نشان دهد؛
۲۷- دفترچه کوچکی دارد که صفحه اول آن نوشته شده: ضعفهای من و روشهای اصلاح؛
۲۸- خمیرمایه ذهنی او این گونه شکل گرفته: ۲۰ درصد اظهارنظر کردن و ۸۰ درصد سئوال کردن؛
۲۹- برای جلب اعتماد دیگران، سیگنال های متناقض نمی فرستد؛
۳۰- چون خودشناسی مقدمه توسعه یافتگی مدنی است، آنقدر از خود شناخت دارد که ۵۰ صفحه در مورد افکار و روحیات خود می تواند بنویسد.
دکتر محمود سریع القلم
11 نشانه سلامتی
این نشانهها میگویند سالمتر هستید
سلامتی بزرگ ترین نعمت است. اگر بیماری و ناخوشی علائمی دارد، سالم بودن نیز علائم خود را دارد. شاید به نظر عجیب بیاید اما حتی میل و اشتیاق شما به زندگی نشانه سلامتی است. اگر نشانه های زیر را در خود می بینید، بیشتر قدردان سلامتی تان باشید.

از ایده ها و کارهای جدید استقبال می کنید
اگر در هر سنی که هستید دلتان می خواهد کارهای جدیدی را تجربه کنید، ایده پردازی کنید و کلاس های جدید ثبت نام می کنید، نشان می دهد انرژی تان از افراد بسیاری بالاتر است. اینکه در سنین بالا نیز به دنبال یادگیری زبان جدید هستید یا دلتان می خواهد ساز یاد بگیرید، نشان دهنده روحیه و انگیزه بالای شماست.
با وجود اضافه وزن، سنگین و تنبل نیستید
احساس سبکی داشتن در هر سن و با هر وزنی می تواند نشانه سلامتی باشد. خیلی از افراد با داشتن وزنی متناسب، تنبلی می کنند و به اصطلاح سنگین هستند. اما برعکس آن، نشانه سلامتی بهتر است که نشان می دهد با کمی تلاش می توانید به وزن ایده آل نیز برسید.
در هر لباسی جذاب و زیبا به نظر می آیید
اگر بعد از پوشیدن هر لباسی با وجود تنگ یا گشاد بودن احساس می کنید به شما می آید و ظاهرتان را زیباتر می کند نشان می دهد که اندام تان متناسب است و از نظر سلامتی در سطح بهتری قرار دارید. این امر همچنین نشان دهنده سلامت روحی است که خود را در هر شکلی زیبا ببینید.
پزشک از نتیجه آزمایشات تان راضی است
اگر جزو افرادی هستید که به طور مرتب آزمایش می دهند و وضعیت بدنی تان را چکاپ می کنید نشان می دهد به سلامتی تان اهمیت می دهید و در نتیجه امکان سالم تر بودن تان بیشتر است. علاوه براین اگر هر بار جواب آزمایش هایتان از دفعات قبل بهتر است باید خشنود باشید. چون این وضعیت نشان دهنده بهبود وضعیت کلسترول، قند خون و غیره است. در نتیجه بیماری ها کمتر به سراغ شما می آید.
| بیشتر بخوانید: 7 باور غلط درباره سلامتی بدن 12 شایعه غلط درباره سلامتی (1) 12 شایعه غلط درباره سلامتی (2) 18 توصیه از 6 پزشک متخصص 8 قانون سلامتی که پزشکان هرگز نقض نمی کنند |
مراقب وزن تان هستید
لاغر بودن الزاما به معنای سالم بودن نیست. خیلی از افراد لاغر هستند اما سلامتی شان در حد مطلوب نیست. مهم این است که شما مراقب وزن خود باشید و آن را در حد ایده آل نگه دارید. به گفته متخصصان افرادی که میزان کالری دریافتی شان بین 1500 تا 2000 کالری باشد قلب سالم تری دارند. برای این میزان کافیست سبک زندگی تان را اصلاح کنید.
نیمه پر لیوان را می بینید
یکی از نشانه های سالم بودن از نظر روانی، خوش بین بودن است. اگر در زندگی فرد خوش بینی هستید نشان دهنده تولید هورمون هایی در مغز است که انرژی را افزایش داده و به شما احساس نشاط می دهد. در نتیجه احساس سلامتی بیشتری دارید.
ناخن ها، پوست و موهایتان سالم است
وضعیت پوست و موها و همچنین ناخن ها نشان دهنده سلامت درونی است. اگر ناخن، پوست و موهایتان زیبا و سالم هستند به این معنی است که اعضای حیاتی بدن تان یعنی کبد و غده تیروئیدتان عملکرد خوبی دارد. علاوه براین وضعیت خوب این بخش ها نشان دهنده دریافت مواد مغذی مورد نیاز بدن است. در نتیجه شما آدم سالمی هستید.
علاقه زیادی به ورزش دارید
میل و رغبت بالا نسبت به ورزش و تحرک بدن نشانه خوبی است. اینکه وضعیت سلامتی تان نسبت به افراد زیادی بهتر است و شما فرد سالم تری هستید. با ورزش کردن وزن تان کنترل می شود(حتی اگر لاغر نشوید). ورزش باعث تولید هر چه بیشتر آندورفین در مغز می شود. این هورمون تاثیر ضداسترسی دارد و روحیه تان را بهتر می کند. علاوه بر این، ورزش از نظر جسمی نیز سلامتی تان را ارتقا می دهد چون قلب و عضلاتتان سالم تر می شوند.
مواد غذایی سالم را به هله هوله ها ترجیح می دهید
اگر به جای هله هوله و مواد غذایی ناسالم به سراغ میوه می روید، روغن کم و باکیفیتی مصرف می کنید، به جای شیرینیجات، خرما یا کشمش و مواد غذایی سالم میل می کنید نشان می دهد به تغذیه تان اهمیت می دهید در نتیجه فرد سالم تری هستید. توصیه می شود مصرف میوه و سبزیجات را افزایش دهید، غلات کامل مصرف کنید، سراغ مواد غذایی صنعتی نروید و تا جایی که امکان دارد تغذیه سالمی داشته باشید.
آپنه خواب ندارید
اگر شب ها در خواب خروپف نمی کنید، نشانه بسیار مثبتی است و بیانگر این است که از وضعیت سلامتی خوبی برخوردار هستید. خر و پف علامت آپنه خواب است، به این معنی که در طول خواب تنفس فرد دچار مشکل شده و برای لحظاتی قطع می شود. در برخی موارد مسدود شدن مجاری تنفسی تا 70 بار در ساعت اتفاق می افتد که خبر خوبی نیست. این مشکل در صورت درمان نشدن ممکن است باعث افزایش فشار خون، افزایش وزن، افسردگی و مشکلات مربوط به حافظه شود. اگر شما این مشکل را ندارید، سه برابر بیشتر از افرادی که شب ها خروپف می کنند عمر می کنید.
هر سال به دندانپزشکی سر می زنید
سلامت دهان و دندان روی سلامتی کل بدن تاثیر دارد. اگر مراقب بهداشت دهان و دندان هایتان هست و هر سال چکاپ می شوید، نه تنها دندان های سالم تری خواهید داشت، بلکه قلب تان نیز سالمتر خواهد ماند. چون عدم رعایت بهداشت دهان و دندان باعث ورود یک باکتری به نام استرپتوکوک به بدن می شود که لخته های خونی ایجاد می کند. اگر به طور مرتب مسواک می زنید و نخ دندان می کشید، به احتمال خیلی زیاد بیماری هایی مانند دیابت و سرطان و غیره کمتر به سراغ تان می آید.
کراش، سبک جدید عشقبازی
شیوه جدید ابراز عشق در بین جوانان
تابحال عاشق کسی شدهاید که از عشق شما خبر نداشته باشد و شما این مسیر عاطفی را به تنهایی طی کرده باشید؟! اگر چنین است شما به "کراش" مبتلا شدهاید.

این روزها پدیدهای عاطفی در میان قشر جوان به ویژه دانشجویان گسترش یافته که نوعی از ابراز عشق پنهانی و یکطرفه است که آن را کراش می نامند. یکی از ابزار این روند عاطفی؛ استفاده از فضای مجازی است. برخی از بیخطر بودن این روند سخن میگویند و برخی دیگر به آسیبهای احتمالی آن اشاره میکنند و آن را عشقهای یواشکی مینامند.
کراش چیست؟
اصطلاح کراش به معنای این است که کسی را عمیقا دوست داشته باشید، اما این دوست داشتن را ابراز نکنید و این موضوع در درونتان مخفی بماند. رنج دوست داشتن کسی که هیچ علاقهای به شما ندارد، مشکل و توام با احساس ناامیدی، یاس و افسردگی است و زمانی که یقین پیدا میکنید آن فرد، دقیقاً همان شخص مورد نظر شما است، این احساسات قوت بیشتری میگیرد.
بیشتر افراد به امید اینکه روزی بتوانند به هر قیمتی و با هر وسیلهای به وصال محبوب برسند روزگار میگذرانند، اما حقیقتا، اکثر این امیدها هیچوقت به واقعیت تبدیل نمیشوند، در نتیجه این افراد احساس ناکامی لاینفکی میکنند.
باید توجه داشت که در برخی موارد نیز، این روند به خوبی پیش میرود و عنوان کراش تنها تا زمانی بر علاقهای میماند که بینتیجه و پنهانی باشد اما به محض باخبر شدن معشوق از این عشق، فرد از حالت کراش خارج میشود.
چرا کراش ایجاد شد؟
در کراش فاصله بین دنیای ذهنی با واقعی فرد افزایش پیدا میکند در نتیجه شخص دچار اضطراب و افسردگی میشود.
در جریان کراش فرد، عشق یکطرفه را با خیال خود پر و بال میدهد، بنابراین بدون اینکه شخص از طرف مقابل پاسخ منفی بشنود این فرصت را دارد که عشقبازی را تجربه کند؛ افرادی که تحمل شنیدن پاسخ منفی معشوق را نداشته یا تمایل ندارند که با واقعیت روبرو شوند جذب کانالهای کراشیاب از طریق فضای مجازی میشوند. افرادی که در روند کراشیاب قرار میگیرند به دو دسته تقسیم میشوند: دسته اول؛ اشخاصی هوسباز هستند که برای تامین نیازهای روحی خود در این مسیر قدم گذاشتهاند و دسته دوم؛ آنهایی هستند که از سر کنجکاوی و سرگرمی عضو چنین کانالهایی شدهاند.
عشق واقعی چه نشانههایی دارد؟
عشق واقعی زمانی ایجاد میشود که دو طرف از نظر احساسی و ذهنی در همه احساساتشان با هم شریک هستند. در عشق واقعی معشوق دوست دارد بداند که شما چه علایقی دارید و از چه چیزهایی خوشتان نمیآید؛ همچنین در این عشق، هر دو نفر از موفقیت و شادی یکدیگر خوشحال میشوند؛ افرادی که یکدیگر را دوست دارند در بدترین و بهترین شرایط زندگی در کنار هم هستند و از هم حمایت میکنند.
کسی که به شما علاقه داشته باشد زمانی را هر چند کوتاه با شما سپری میکند، اشخاصی که یکدیگر را دوست دارند از با هم بودن لذت میبرند، همچنین در صورتی که فردی صبورانه به شما کمک میکند که مشکلات شخصی خود را حل کنید این به آن معناست که آن شخص به شما علاقه دارد؛ فردی که به شما علاقهمند است حتی به جزئیترین کارها و صحبتهای شما هم توجه میکند و پس از گذشت مدت زمانی طولانی حتی جزئیترین صحبتهای شما را هم به یاد میآورد.
نشانههای عشق یک طرفه یا بیمارگونه چیست؟
عشق یک طرفه عشقی است که در آن میل به معشوق، موضوعی ذهنی است یعنی عاشق در افکار و پیش فرضهایش باور دارد که معشوقش به او علاقهمند است و او از احساسات معشوقش بی اطلاع است.
عواقب ناگوار "کراش" برای جوانان
اشخاص در کراش عشقی خیالی را تجربه میکنند؛ خیال ابزاری است که اگر مهار نشود میتواند فرد را مستعد ابتلا به بیماریهای گوناگون کند؛ در کراش فرد با ناکامی و محدودیتهای عالم واقعیت روبرو نمیشود؛ کراش موجب میشود که مشکلات روانی شخص گسترش پیدا کند و فرد تنها شود، زیرا آن لذتی را که از پرورش خیال نصیبش میشود در عالم واقعیت نمیتواند احساس کند، بنابراین فرد دچار لذتی کاذب میشود که این لذت شخص را مستعد ابتلا به بیماریهای روحی و روانی میکند.
در کراش فاصله بین دنیای ذهنی با واقعی فرد افزایش پیدا میکند در نتیجه شخص دچار اضطراب و افسردگی میشود. جوانان در دانشگاهها باید یاد بگیرند، اگر نسبت به شخصی علاقه ای دارند، از این علاقه بتوانند فرصتی برای دوست داشته شدن واقعی و ساختن یک زندگی حقیقی ایجاد کنند، ولی در کراش عشق پنهانی و یکطرفه است و به سرانجام نمیرسد.
اگر دانشجویان در دانشگاهها وارد کانالهای کراشیاب شوند، به تدریج نسبت به یادگیری دروس بیانگیزه میشوند بنابراین آنها نمیتوانند مهارتهای لازم را در دانشگاهها کسب کنند. طبق بررسی صورت گرفته بازده آموزشی زن و مرد متاهل در دانشگاهها نسبت به دختر و پسر مجرد مختلط یا دختر و پسر مجرد تک جنس بیشتر است.
کراش به کجا ختم میشود؟
در اکثر موارد، کراش به رابطهای با چارچوب و نهایتا ازدواج ختم نمیشود، زیرا رابطهای پنهانی است که معشوق از آن اطلاع ندارد، در رابطههای حقیقی و واقعی هر دو طرف سعی در شناخت همدیگر دارند و همین طور که یک شخص علاقهاش را ابراز میکند به طرف مقابل هم فرصت میدهد که علاقه یا عدم آن را بیان کند. حال آن که در روند کراش، اوضاع چنین نبوده و به همین خاطر آسیبهای فراوانی را ایجاد میکند.
پی نوشت:
1- عشقبازی به سبک کراش؛ توهم یا واقعیت، باشگاه خبرنگاران جوان، اسفند 1396
2- کراش داشتن یعنی چه، مجله آنلاین، دی ماه 1396
هدف؛ شیک پوشی خانم های چادری است!
جدیدترین چادرهای مشکی در بازار
ماجرای طراحی و تنوع مدل های چادر، به افزودن تزئینات و یراق آلات مختلف رسیده است و این ماجرا همچنان پیش می رود.

چند سالی است که چادر سنتی ایرانی، به دست اهالی ذوق و سلیقه و فکر، به تنوع و فراوانی قابل توجهی در طرح و مدل رسیده است. به عبارت دیگر، حالا وقتی سخن از چادر به میان می آید، دیگر ذهن ها فقط به یک مدل چادر سنتی ایرانی با یک مدل دوخت مشخص متوجه نمی شود. بعضی مدلها، پوشش چادر را برای بانوان کارمند، دانشجو یا بچه دار، کاربردی تر و آسان تر کرد اما بعضی مدل ها، صرفاً برای ایجاد تنوع در بازار طراحی شده و با اسامی مختلف ارائه می شوند.
کم کم ماجرای طراحی و تنوع مدل های چادر، به افزودن تزئینات و یراق آلات مختلف رسید و این ماجرا همچنان پیش می رود. قصد بررسی طرح و مدل در مورد چادر را نداریم. این کار را به اهل فن و هنر می سپاریم اما می خواهیم یک چالش کمی فلسفی را مطرح کنیم.
اینکه چادر مدل دار از نظر دین، پذیرفته می شود یا نه، پاسخ مطلق ندارد. در واقع پاسخ این است که: بستگی دارد.
دین، در این مورد، مانند بسیاری از حوزه های دیگر، معیار و ملاک می دهد و تشخیص مصداق را به عهده ی فرد مؤمن می گذارد. با این روش، قوانین و ملاک های دین، کهنه نشده و قابلیت این را دارند که پاسخگوی مصداق های نو به نو در هر عصر باشند.
در مورد چادرهای جدید، چیزی که بیشتر بحث برانگیز است، تزئینات مختلف روی چادر است. از دوخت تزئینات برّاق تا نقاشی های رنگی جذاب روی چادرهای مشکی. در واقع با رجوع به قرآن و فرهنگ دین، به این نکته می رسیم که "چادر مشکی" تزئین شده، نقض غرض می کند.
لازم نیست برای همیشه، به حالت تدافعی، مدام تلاش کنیم که خودمان را اثبات کنیم و گاهی برای این اثبات کردن، خدای نکرده از معیارهای اصلی خود منحرف شویم. همین که سعی کنیم در چهارچوب اصول اسلامی و با رعایت فروع دقیق و ظریفی که برای ظاهر آراسته ی یک مسلمان در نظر گرفته زندگی کنیم، و در هر جا و هر موقعیتی حاضر شویم، ناخودآگاه مُبلغ دین هستیم.
چادر، پوشش حضور است. حضور بانوی مسلمان در موقعیت هایی از اجتماع که نامحرم نیز حضور دارد. دستور دین به بانوان در این موقعیت، این است که غیر از گردی صورت و دست ها تا مچ، باقی بدن و تمام زینت های خود را از نامحرم بپوشاند. این بیانی از حد حجاب اسلامی است.
برای تحقق این پوشش، شاید مانتوی مناسب با مقنعه یا روسری مناسب هم سودبخش باشد اما بانوی مسلمانی که می خواهد پوشش برتر و نافع تر را انتخاب کند، از چادر استفاده می کند. پس در موقعیت هایی که ذکر شد، کاربرد چادر و غرض از پوشیدن آن، پوشاندن زینت است. "زینت" کلید واژه ای است که قرآن در مسئله ی وجوب و حد حجاب، آن را بیان می کند: "و زینت های خود را جز آن مقدار که پیدا و ظاهر است، آشکار نکنند." [1]
پس اگر غرض از پوشیدن چادر، پوشاندن زینتها برای حفظ حجاب است، زینت دادن به خود چادر، غرض ما را نقض می کند و چادر را در تقابل با حجاب اسلامی قرار می دهد.
هدف ما شیک پوش بودن خانم های چادری است
از طرفداران و بعضی طراحان و تولیدکنندگان چادر زینت دار می شنویم که می گویند هدف ما این است که نشان دهیم چادری ها شیک پوش و خوش سلیقه و آراسته اند. اگر نیتشان واقعاً و صرفا همین مسئله باشد، نیت با ارزشی است اما در این مسئله نیز، کمی اما و اگر وجود دارد.
| بیشتر بخوانیم: حجابی که هست، حجابی که باید باشد مهم ترین عامل بدحجابی و بی حجابی در جامعه اگر حجاب آزاد شود، ولع مردان از بین می رود!! تلاش برای برهنه کردن آدم ها، قدمتی دیرینه دارد |
بر خلاف همه ی تبلیغات منفی، اسلام طرفدار واقعی زیبایی و آراستگی و زینت پوشی است. برای زیبایی، حرف دارد؛ طرح دارد؛ تشویق می کند و حتی سهل انگاران این مقوله را مورد عتاب قرار می دهد.[2] اگر تا زمانی، مسلمانان و مذهبی ها، متهم بودند که اهل سلیقه و زیبا پسندی و شیک پوشی نیستند، امروزه اما دیگر چنین تصور و چنین اتهامی، بچگانه به نظر می رسد. به اذعان بسیاری از توریست هایی که مهمان کشور عزیز اسلامی ما بوده اند و از نزدیک شهر و دیار و مردم ما را دیده اند، ایران اسلامی، کشوری زیبا و پیشرفته است و مردمانی با فرهنگ، سلیقه، و خونگرم و آراسته دارد.
اینها مقدمه ی این حرف بود که: لازم نیست برای همیشه، به حالت تدافعی، مدام تلاش کنیم که خودمان را اثبات کنیم و گاهی برای این اثبات کردن، خدای نکرده از معیارهای اصلی خود منحرف شویم. همین که سعی کنیم در چهارچوب اصول اسلامی و با رعایت فروع دقیق و ظریفی که برای ظاهر آراسته ی یک مسلمان در نظر گرفته زندگی کنیم، در هر جا و هر موقعیتی حاضر شویم، ناخودآگاه مُبلغ دین هستیم.
چادری ها هم شیک پوشند
بگذارید دایره ی بحث را کوچکتر کنیم. درون جامعه ی خودمان، زمانی بود که نگاه مثبتی روی مذهبی ها و چادری ها نبود. گمان می رفت که مذهبی بودن و چادری بودن، با تمیز بودن و آراسته نمودن منافات دارد. می پنداشتند اگر چادری باشی، دیگر نمی توانی شیک و با کلاس باشی. اگرچه این نگاه، تنها تعمیم نادرست رفتارهای غلط عده ای، بر همه بود.
اگر غرض از پوشیدن چادر، پوشاندن زینتها برای حفظ حجاب است، زینت دادن به خود چادر، غرض ما را نقض می کند و چادر را در تقابل با حجاب اسلامی قرار می دهد.
اما امروزه این اتهام و نگاه غلط، مدتهاست که از میان رفته. حضور جدی، پر رنگ و صحیح عده ی زیادی از قشر مذهبی تحصیل کرده و با فرهنگ و خوش رفتار در موقعیت های مختلف جامعه، و در عرصه های علمی، تخصصی، دانشگاهی، صنعتی، هنری و دیگر حوزه ها، جلوه ی واقعی یک فرد اهل دین را بسیار بیش از قبل، بروز داده است.
در نقش های اجتماعی زنان، در میان پزشکان متخصص، اساتید دانشگاه، مدیران ارشد، معلمان با تجربه، مجریان و برنامه سازان تلویزیون، خبرنگاران فعال، آرایشگران ماهر و خیلی حوزه های دیگر، بانوانی که پوشش چادر دارند و به خوبی در نقش اجتماعی خود نیز فعال اند، کم نیستند.
پس برای اثبات اینکه چادری ها اهل شیک پوشی و تشخص هستند، دلایل متقن فراوانی داریم و نیازی به افزودن ظواهر نیست. ضمن اینکه جایگاه سنجش این مطلب، برای یک بانوی مسلمان و متدین و به ویژه چادری، در مجامع عمومی نیست بلکه در محافلی که نامحرم حضور ندارد می توان خیلی بهتر به سلیقه و آراستگی بانوهای محجبه پی برد.
خلاصه اینکه در روند طراحی و متنوع سازی چادر، جای تأمل و بازاندیشی وجود دارد تا حجاب برترمان، همچنان برتر بماند.
پی نوشت:
1- "و لا یبدین زینتهنّ الا ما ظهر منها" (نور، 31)
2- " قل من حرّم زینة الله التی أخرج لعباده" بگو چه کسی زینت هایی را که خدا برای بندگانش پدید آورده حرام کرده است؟ (اعراف، 32)
منظور از خوف و رجا چیست؟
منظور از خوف و رجا چیست؟
از نظر قرآن یکی از نشانههای علم هر کسی آن است که نسبت به روش خوف و رجا آگاهی درست و دقیقی داشته باشد و آن را برای خود و دیگران تجویز کند.

یکی از آموزهها و دستورهای قرآنی برای سالکان راه حقیقت و کمال، تاکید بر مسئله خوف و رجاست. از این رو همواره استادان حوزههای علوم تربیتی و اخلاقی و عرفان از خوف و رجا به عنوان فضیلت و ارزش انسانی سخن میگویند و آن را عاملی مهم در دستیابی شخص به کمالات و فضایل برتر انسانی بر میشمارند. نوشتار حاضر تلاشی برای فهم اهمیت و ارزش خوف و رجا براساس تحلیل قرآن است.
میانهروی؛ یک فضیلت
خوف به معنای ترس (لغتنامه دهخدا، ج 6 ص 8895) در حقیقت به حالتی از احوال انسانی گفته میشود که شخص در آن حالت در انتظار چیزی ناخوشایند به سبب وجود نشانهها و علایم ظنی و یا علمی بهسرمیبرد و هرآن منتظر است که گرفتار چیز ناخوشایندی شود. (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی ص 303)
حالت ترس دارای مراتب و درجات شدت و ضعف بسیاری است و با توجه به علل و عوامل ظنی و قطعی و یا روحیات اشخاص تفاوتهایی دارد. از این رو در ادبیات زبان عربی واژههایی برای بیان حالات مختلف و متنوع آن وضع شده است که از آن میان میتوان به واژههایی چون رعب، رهب، حذر، خشیت، فزع، شفق، وجل اشاره کرد. در زبان فارسی نیز واژگان چون ترس و هراس برای بیان حالات یاد شده به کار میرود. البته به سبب محدودیت واژگانی، زبان فارسی برای بیان حالات و مراتب مختلف ترس از گستردگی چون زبان عربی برخوردار نمیباشد و بر این اساس مترجمان همواره در تنگنا قرار میگیرند. رجا که به معنای امید است حالتی از حالات نفس انسانی است که شخص در انتظار دستیابی به امر خویشایندی میباشد. از این رو میتوان رجا و امید را در برابر حالت ترس و خوف قرار داد و این دو حالت را متضاد هم دانست.
براین اساس هنگامی که سخن از خوف و رجا به میان میآید تحقق دو حالت متضاد در آدمی است که در همان حال که شخص منتظر امر ناخوشایندی است در انتظار دستیابی به چیز خوشایند نیز میباشد.
از آنجا که تحقق حالت متضاد در آدمی امری شدنی است نمیتوان گفت که خواسته متضاد امری نادرست و خلاف عقل است؛ زیرا آدمی به سبب قابلیتها به ویژه در حوزه فرامادی یعنی روح و روان به گونهای است که میتواند حالات متضاد را در خود به وجود آورد. از این رو نه تنها در دو لحظه دو حالت متضاد را میتواند به خود بگیرد بلکه در یک دم میتواند دو حالت را دارا شود. از این رو گفتهاند انسان، مظهر کامل و تام خداوندی است که منشا امور متضاد است و خداوند در توصیف خود در قرآن میفرماید: هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن (حدید، 3-4) این بدان معناست که خداوند در همان حال که اول است آخر و در همان حال که ظاهر است باطن و نهان میباشد. این حالت در آدمی نیز متحقق میشود و آدمی نه تنها جامع امور متضاد بلکه متناقض میباشد و سلب و ایجاب به یک مفهومی در او امری طبیعی و شدنی است.
با توجه به اینکه آدمی همواره در هر چیزی راه افراط و تفریط را میپیماید و از مسیر کمالی و اعتدالی خارج میشود، هدف از بیان حالت خوف و رجا، دستیابی شخص به حالت اعتدال است؛ زیرا خوف دایمی و یا امید و طمع همیشگی موجب میشود که شخص یا در دام ترس و یا امید بیفتد و رفتارهای متعادلی از خود نشان ندهد.
در آیات متعددی بیان شده که ترس و امید موجب عدم تعادل روانی آدمی میشود. آدمی در برابر ترس از حوادث و رخدادها از حالت طبیعی خارج شده و واکنشهای تند و عصبی از خود نشان میدهد. این مطلب در آیات 43 سوره ابراهیم و 10 و 13 و 19 سوره احزاب به خوبی به تصویر کشیده و بیان شده است. در آیه 19 سوره احزاب حتی به آثار ترس در بدن و ظاهر اشخاص توجه داده شده و بیان میگردد که چشمان آدمی در هنگام ترس شدید به گردش درمیآید و از حالت عادی بیرون رفته(ابراهیم آیه 43) و گاه حالت مرگ به وی دست میدهد.(احزاب آیه 10 و 19)
در حالت امید و رجای افراطی نیز چنین حالتی در آدمی پدید میآید. به این معنا که اگر در حالت ترس رنگ از رخسار میپرد و خون از چهره میگریزد و چشمان به چرخش و گردش در میآید و یا واکنشهای تند و عصبی از خود بروز میدهد در حالت رجا و امید شدید نیز چهرهها برافروخته میشود و چشمان به شکل شگفتی خودنمایی میکند و واکنشهای افراطی چون سرمستی و نشاط زیاد به شخص دست میدهد و از حالت طبیعی و اعتدال بیرون میرود.
از این رو خداوند برای ایجاد تعادل به مسئله خوف و رجا توجه میدهد تا واکنشهای آدمی همواره به شکل طبیعی و معقول باشد و تحت تصرف احساسات و عواطف شدید و هیجانات قلبی و احساسی قرار نگیرد.
ترس و امید شدید موجب میشود که هیجانات و عواطف، اختیار نفس آدمی را در دست گیرد و مدیریت عقل به کناری نهاده شود. از این رو واکنشها و کنشهای شخص همواره تحت مدیریت هیجانات و احساسات خواهد بود و از حوزه عقلانیت بیرون میرود.
خوف و رجا؛ اقتضای ربوبیت
از نظر قرآن قرار گرفتن شخص در حالت متعادل میان خوف و رجا برای دستیابی به کمال است. لذا گفتهاند مقتضای ربوبیت و پروردگاری الهی آن است که شخص در حالت خوف و رجا باشد. این معنا به اشکال مختلف در قرآن بیان شده است.
خداوند در آیه 56 سوره اعراف از مومنان میخواهد که در راستای دستیابی به کمال شایسته، همواره از خداوند خواسته کمالی داشته باشند و همان اندازه که از جلال الهی و هیبت او میهراسند به جمال الهی دل ببندند. بنابراین یکی از آموزههای قرآنی در حوزه دعا و نیایش و آداب آن خواندن خداوند به خوف و رجاست. از این رو میفرماید: وادعوه خوفا و طمعا؛ او را در حالت ترس و طمع بخوانید.
آیات 15 و 16 سوره سجده نیز بر لزوم خوف از مقام ربوبیت جلالی همراه با امید و طمع به مقام جمال الهی هنگام نیایش و دعا توجه میدهد تا بر مسئله اعتدال تاکید شود.
تاکید بر خوف و رجا و ایجاد تعادل میان آن میتواند به شکلی بیانگر لزوم اعتدال میان عقل و دل باشد؛ زیرا آن چیزی که حکم به ترس و خوف از مقام جلالی خداوند میکند، عقل و آدمی است و آنچه مایه امیدواری میشود و طمع را در آدمی برمیانگیزد نیز دل و احساسات رقیق آدمی است که همواره ناظر به مقام رحمانیت الهی و لطف و عنایت اوست.
از آنجا که توجه افراطی به هر یک از مقام جلال و جمال خداوندی و یا تفریط نسبت به آن دو، موجب خروج آدمی از حالت اعتدال میشود خداوند از مومنان میخواهد که همواره حالت اعتدال را در خود تقویت کنند و به هر یک از دو حالت به شکل افراطی و یا تفریطی نگرایند.
تاکید بر حالت خوف و رجا و موازنه در حالت نیایش در حقیقت تاکید و توجه دادن به این نکته است که آدمی همواره میبایست حالت اعتدال را در خود حفظ کند و با انجام آن در حالت نیایش، خود را برای حالتهایی که به طور طبیعی تحت تاثیر یکی از عوامل خوفی و یا رجایی قرار میگیرد آماده سازد.
به عنوان نمونه اگر شخص در حالت عادی، نیایش خود را در مسیر اعتدال قرار دهد و همواره امید و خوف در او زنده باشد و با این بینش و نگرش، به خدا و خود و هستی بنگرد و تحلیل داشته باشد در هنگام ورود عوامل خوفناک و یا طمعافزا چون زلزله و یا مرگ بستگان و خویشان و یا وفور و فراوانی نعمت میتواند حالت اعتدال را حفظ کرده و زمام امور خویش را به دست هیجانات و عواطف و احساسات ندهد.
از نظر قرآن بهترین حالت و مفیدترین واکنش آن است که در چارچوب اعتدالی عقل و دل باشد و هیچ یک نتواند بر دیگری مسلط شود؛ زیرا تسلط عقل موجب میشود که امید از دل بیرون رفته و آدمی دچار یاس ونومیدی شود، چنانکه تسلط دل نیز موجب میشود که نسبت به رفتارهای خویش تدبیر نکرده و خشم و غضب الهی را به جان بخرد.
خداوند برای اینکه آدمی را در این مسیر تربیت کند همواره از خوف و رجا بهره میگیرد تا اعتدال در آدمی حفظ شود. از این رو با نشان دادن برقهای آسمانی امیدزا و خوفآفرین میکوشد تا انسان در مسیر اعتدال بماند. (رعد آیه 12) چنین حالتی هم امید را در دلها برمیانگیزد و هم ترس را در آن حفظ میکند. (روم آیه 24)
خوف از آخرت و یا امید به رحمت الهی روشی است که خداوند در پرورش و آموزش انسان از آن بهره میگیرد و این مسئله از مقتضیات مقام ربوبیت اوست. در آیه 9 سوره زمر با اشاره به این روش پرورشی از دیگران میخواهد تا آن را روشی مناسب برای پرورش دیگران قرار دهند و از آن سود برند. به نظر قرآن اگر در این روش آموزشی و پرورشی خداوند توجه شود به خوبی درک میشود که این روش تا چه اندازه میتوان کارساز و مفید برای بشریت باشد. خردمندان و کسانی که توانایی پندگیری دارند میتوانند به عمق این مسئله برسند و از فواید و آثار آموزشی و پرورشی آن بهره ببرند.
به نظر قرآن قرار گرفتن در حالت اعتدال خوف و رجا میتواند آدمی را از کفر و شرک دور سازد و او را در مسیر کمالی اعتدال قرار دهد. (زمر آیات 8 و 9) کسانی که با دقت و تامل در این روش خداوندی تفکر کردند، خود را به مقام علم میرسانند و از فواید آن بهرهمند میشوند.
ازنظر قرآن یکی از نشانههای علم هر کسی آن است که نسبت به روش خوف و رجا آگاهی درست و دقیقی داشته باشد و آن را برای خود و دیگران تجویز کند. (زمر آیه 9) این، روشی است که پیامبران بزرگ خداوند با آنکه در مقام بلندی نشسته و از مقام قرب الهی برخوردارند از آن استفاده میکنند بلکه خود نیز در این مسیر اعتدالی گام برمیدارند و همواره در زندگی شخصی و اجتماعی خود در مقام خوف و رجا زیست میکنند و گام به افراط و تفریط برنمیدارند و متمایل به خوف شدید و یا امید واهی نمیشوند. (انبیاء آیه 90)
ازنظر قرآن مومن واقعی و کامل کسی است که در مقام خوف و رجا قرار دارد و این حالت در وی به مقام تبدیل شده است. به این معنا که همواره مومن بر این روش میرود و میان خوف و رجا حرکت میکند. براساس همین روش است که شبانگاهان برای رهایی از جلال خدا و دستیابی به جمال الهی از بستر نرم وگرم خود بیرون آمده و به تهجد و شبزندهداری میپردازد. بنابراین از نظر قرآن مقام خوف و رجا حالت مومنان واقعی است که به شکل تهجد شبانه خودنمایی میکند. (سجده آیات 15 و 16)
آثار خوف و رجا
خوف و رجا در آدمی آثار مهم و مفیدی به جا میگذارد که یکی از مهمترین آنها رهایی از کفر و شرک و نیز فسق و فجور است. بسیاری از مردمان به سبب افراط در دو سوی امید و ترس است که یا گرفتار کفر میشوند و یا به دامن فسق و فجور میافتند. محبت و مهربانی بیش از اندازه، این توهم را در کودک و نوجوان ایجاد میکند که هر کاری بکند مجاز است و تنبیه نخواهد شد.
در آن سو برخی دیگر با انجام رفتارهای خشونتآمیز زمینه فرار کودکان و نوجوانان را فراهم میآورند. افراط در ایجاد ترس با بهرهگیری از هیبت و مانند آن میتواند شخص را بهراسند و چون امیدی در وی نیست به وادی ناکجاآباد بکشاند.
خداوند با توجه به این مسئله طبیعی و پیامدهای آن است که برحالت بینابین خوف و رجا تاکید میکند تا شخص نه گرفتار تکبر شود و به دام طمع جمالی افتد و نه غرق در جلال الهی شده و خود را ببازد.
از نظر قرآن امید به رحمت خدا و بیم از عذاب او، برانگیزاننده مقربان الهی به یافتن وسیلهای برای تقرب بیشتر است. درحقیقت حالت بینابینی موجب میشود تا هر چه بیشتر به سوی خداوند کشیده و جلب او شود و در مسیر کمالی حرکت کند. (اسراء آیه 57)
در آیه 56 سوره اعراف ازجمله آثاری که برای حالت خوف و رجا بیان میشود بهرهمندی از رحمت خداوند است؛ زیرا شخص هم از عظمت جلالی خداوند آگاه است و هم امید به رحمت جمالی او دارد و این مسئله شناخت و عمل براساس آن خود عاملی برای جلب رحمت الهی میشود.
انسان به سبب گناهان، گرفتار خشم و عذاب الهی میشود و یا به مصیبتها و رنجهایی دچار میگردد که میبایست از آن توبه و استغفار کند. زمانی آدمی میتواند استغفار کند و به سوی خداوند توبه و بازگشت نماید که امید به پذیرش آن داشته باشد. از این رو ازنظر قرآن حالت خوف و رجا عاملی مهم در گرایش آدمی به دعا و نیایش و درنتیجه دستیابی به استجابت دعا میشود.(انبیاء آیه 90)
منبع : خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا
بی توجهی به واسطه ها مانع استجابت دعا
بی توجهی به واسطه ها مانع استجابت دعا
در برخی احادیث از کسانی که بدون توجه به وسائلی که خداوند قرار داده است، رفع مشکل خود را می طلبند یاد شده است. این گونه افراد در پنج دسته ذیل قرار می گیرند:

خداوند متعال خالق هستی و پدیدآورنده نظام و سنن حاکم بر آن است، لذا دوست دارد انسانها به این نظام احترام گذاشته، و در وصول به خواسته هایشان آن را از نظر دور نداشته و در عین حالی که تاثیر وسایل را در مقاصد خود به ذات حق مستند می کنند، برای برآورده شدن نیازهای خود، آنها را نیز به کار بندند.
بر این اساس قرآن کریم برای دفع شر کفار راه جهاد را پیش روی مومنان گذارده است و می فرماید: «و قاتلوهم یعذبهم الله بایدیکم …»[1] با آنها بجنگید، تاخداوند با دست شما کافران را به سزای کارشان برساند.
در جای دیگر کسانی را که در خانه نشسته و به امید فتح از سوی خدا دست روی دست گذاشته و اقدامی نمی کنند توبیخ می کند.
شخصی به امام صادق علیه السلام عرض کرد: دعا فرما تا خداوند به من روزی راحتی بدهد، حضرت فرمود: «برایت دعا نمی کنم. برو همان طور که خداوند دستور داده، سعی و تلاش کن ».
در برخی احادیث از کسانی که بدون توجه به وسائلی که خداوند قرار داده است، رفع مشکل خود را می طلبند یاد شده است. این گونه افراد در پنج دسته ذیل قرار می گیرند:
1- شخصی که خداوند مالی به او عنایت کرده، و او با اسراف و تبذیر و مصرف نابجا اموالش را به هدر می دهد و از خداتقاضای روزی می کند.
2- مردی که از سوء خلق همسر خود و اذیت های پی در پی او به تنگ آمده و از خدا می خواهد تا او را از دست آن زن راحت کند، حال آنکه خدا راه طلاق را در پیش روی او گذاشته است.
3- شخصی که از آزار مکرر همسایه اش شکوه می کند و او را به خاطر آن نفرین می کند، در حالی که می تواند خانه اش را بفروشد و در جای مناسبی منزل اختیار کند.
4- آنکه در خانه نشسته، کار نمی کند و از خدا طلب رزق می کند در حالی که خداوند راههای روزی را پیش روی او قرار داده است.
5- کسی که مالی را به دیگری قرض داده است و مقروض انکار می کند. سپس دست به دعا برداشته و از خدا برگشت مال خویش را می طلبد، در صورتی که خداوند به او دستور شاهد گرفتن داده است.
بنابراین انسان اول باید به اسباب و واسطه های که خداوند در اختیار او گذاشته توجه داشته و با کار گرفتن از آنها به صورت طبیعی اهداف خود را به دست آورد تا زمانی که از اسباب طبیعی نا امید نشده و نیاز و هدفش به واسطه آنها قابل تحقق باشد خداوند دعای او را در همان مورد اجابت نمی کند.
پی نوشت:
[1] . توبه، 14.
منبع: حوزه نت