rezas
کتاب الکترونیکی دیدار در عصر غیبت
تبیین موضوع کتاب
ديدار و ملاقات از نظر زمان ديدار، سه گونه است
الف( ديدار در زمان كودكي امام
ب( در زمان غيبت صغری
ت( در زمان غيبت كبری
انواع ملاقات با امام مهدي علیه السلام نيز سه حال دارد:
الف( ديدار در خواب؛
ب( در حال مکاشفه؛
ت( در بيداري
ديداردرعصر غیبت
ديدار از نظر شناخت امام نيز سه نوع است:
الف( ملاقات كننده هرگز امام را نمي شناسد؛
ب( بعد از ملاقات، امام را می شناسد؛
ت( هنگام ملاقات، امام را می شناسد
در اين كتاب، به بشرح انواع اين ملاقات ها و بيان حکم هر نوع و
نيز ذكر دلیل امکان ذاتي و وقوعي ملاقات و پاسخ گويي به
اشکال هاي گرفته شده بر آن می پردازيم گفتني است به دليل
اشکال هايي كه به تازگي، به ديدار در عصر غيبت كبری گرفته شده
است ، ملاقات در بيداري كه امام هنگام يا بعد از ملاقات شناخته شود،
مهمترین قسمت بحث به شمار ميرود.
جهت دانلود کتاب به فایل پیوست مراجعه نمایید
تحلیلی بر احتمال وجود امامزادگان جعلی
امامزادگان ساختگی!
مسئولین اداره اوقاف قائلند که هیچ امامزاده ای که ساختگی یا جعلی باشد وجود ندارد. اما روند صعودی آمار و ارقام اماکن مقدسه از یک طرف و عدم اعتبار سندی همه امامزادگان از سوی دیگر شک و شبهه هایی ایجاد می کند که نیاز است به آن پاسخ در خوری داده شود.

چند روز قبل فیلمی از ساخته شدن یک امامزاده در نزدیکی تخت جمشید منتشر شد. گرچه مسئولین اوقاف استان این موضوع را انکار کردند و از قدمت این امامزاده و پروژه بازسازی ساختمان آن خبر دادند، ولی این موضوع بهانه ای شد برای کنکاش در مسئله امامزادگان ساختگی و یا اساسا قداست مقبره آن ها و موضوعات مرتبط با آن.
قضاوت زود هنگام ممنوع
یک دید غلطی که در بین ما به وفور وجود دارد این است که عادت کرده ایم به هر خبری اعتقاد پیدا کنیم. یک نفر مغرضانه و یا به اشتباه فیلمی را منتشر می کند و ما هم بدون اینکه تحقیق کنیم بی برو برگرد باورمان می شود. خوب است اگر خبری شنیدیم بی طرفانه بدون آنکه رد یا قبولی داشته باشیم در پی تحقیق از آن موضوع برویم، به خصوص زمانی که با مسائل دینی و یا اماکن مقدسه و قبور اهل بیت و امامزادگان مواجه می شویم. باید در این امور مقدس احتیاط بیشتری کنیم و و بدون تحقیق نه هر صحبتی را بپذیریم و نه آن را نشر دهیم.
امامزاده همانطور که از اسمش مشخص است فردی از ذریّه و اولاد ائمه و منتسب به آن ها است. پس باید فرزند امام بودن آن ها، حالا چه بلا واسطه و چه با واسطه احراز شود. یعنی باید اسناد تاریخی و یا به اصطلاح شجره نامه ای برای اثبات امام زاده بودن شخص مدفون در قبر وجود داشته باشد.
آیا امامزاده ساختگی داریم؟
مسئولین اداره اوقاف قائلند که هیچ امامزاده ای که ساختگی یا جعلی باشد وجود ندارد. اما روند صعودی آمار و ارقام اماکن مقدسه از یک طرف و عدم اعتبار سندی همه امامزادگان از سوی دیگر شک و شبهه هایی ایجاد می کند.
به هر حال در بین چند هزار امام زاده ای که در کشورمان به خاک سپرده شده اند، امکان عقلی و وقوعی این شبهه وجود دارد که عده ای از این قبور را مردم ساده روستاها اشتباه گرفته باشند و یا عده ای سودجو با سوء استفاده از اعتقادات و محبت مردم نسبت به اهل بیت و فرزندان آن ها، در جایی بارگاهی و ضریح و گنبدی بسازند، تا بتوانند مردم را به سمت شهر خود بکشانند و یا سوء استفاده های دیگری کنند.
اما با توجه به مهاجرت بسیاری از امامزادگان به ایران و پناه بردن به ایرانی ها، به نظر می رسد اصل را باید بر صحت انتساب اماکن مقدسه به امامان گذاشت مگر آنکه خلافش ثابت شود.
چگونه به امامزادگان باور پیدا کنیم؟
درباره امام زادگان و اماکن مقدسه ای که پیکر این بزرگواران در آنجا مدفون است، دو نکته ضروری به نظر می رسد.
یکی آنکه امامزاده همانطور که از اسمش مشخص است فردی از ذریّه و اولاد ائمه و منتسب به آن ها است. پس باید فرزند امام بودن آن ها، حالا چه بلا واسطه و چه با واسطه احراز شود. یعنی باید اسناد تاریخی و یا به اصطلاح شجره نامه ای برای اثبات امام زاده بودن شخص مدفون در قبر وجود داشته باشد.
و نکته دوم این است که صرف انتساب به امامان معصوم قداست نمی آورد. هستند شخصیت هایی در تاریخ که فرزند امام معصوم بودند اما خطا کار بودن آن ها در تاریخ محرز و مسلم است. به عنوان نمونه می توان به جعفر کذاب اشاره کرد. هر چند بعضی می گویند او اواخر عمرش توبه کرد، اما می تواند مثال خوبی برای امکان خطا در امامزادگان باشد. حضرت امام هادی (علیه السلام) درباره او فرمود: «از فرزندم جعفر دوری کنید ، نسبت او به من همچون نسبت کنعان به نوح (ع) است. » [1]
پس ممکن است در یک مصداقی ثابت شود که فرزند امام است اما این کافی نیست و باید این هم ثابت شود که لایق زیارتگاه و زیارت شدن هم بوده است. به یک تعبیر ساده دنباله روی پدرانش هم بوده باشد و فقط از نسل آن ها نبوده باشد.
تاکید پایانی
حرف آخر اینکه بحث فرزندان امام مسئله مهم و قابل توجهی است که وظیفه بررسی آن بر گردن اداره اوقاف است. اوقاف باید ساز و کار جدی تری را برای تمییز امامزادگان راستین از ساختگی در نظر بگیرید و حتی لازم است شجره نامه امامزادگان معتبر هر شهر را منتشر کند.
شاید اگر به این مسائل توجه نشود اعتقادات مردم به خطر بیفتد و نسبت به قبور مسلم امامان و امامزادگان دیگر هم شک و شبهه ایجاد شود. علاوه بر اینکه در امامزاده ها شاهد صحنه هایی وهن آور برای دین هستیم. مثلا در محیط برخی از امامزاده ها تا چشم کار می کند گاو صندوق برای جمع آوری نذورات قرار داده اند که این حرکت جلوه خوبی ندارد. اوقاف باید برای شان و حرمت امامزادگان جدی تر عمل کند.
اما با همه این نقدها و اشکالات باید مراقب باشیم به ورطه بی اعتمادی و بی احترامی نیفتیم و تا دلیل محکم و یقینی نداشتیم درباره صحت و سقم انتساب امامزادگان قضاوت نکنیم.
پی نوشت ها:
[1] حضرت مهدی فروغ تابان ولایت، فصل اول
پوشش من به خودم مربوط است
نگاهی به ماجرای دختران خیابان انقلاب
حجاب یکی از ضروریات مسلم دینی و اسلامی است که وجوب و لزوم آن در قرآن کریم مورد توجه و بیان قرار گرفته است. با این وجود در سال های اخیر برخی افراد با برپایی کمپین هایی از جنس چهارشنبه سفید سعی کرده اند به نوعی ماهیت و شرعیت این واجب دینی را زیر پا گذاشته و اهمیت و لزوم آن را در جامعه لگدمال کنند، یکی از استدلالات این افراد این است که حجاب همانند نماز و روزه مقوله ای فردی است از این رو نباید در جامعه دیگران نیز ملزم به رعایت آن باشند. در این نوشتار سعی داریم به بررسی و حل این شبهه بپردازیم.

دین مجموعه ای از دستورات فردی و اجتماعی
قبل از بیان هر مطلبی باید به این موضوع اشاره کنیم که دین مجموعه ای از دستورات اعتقادی، عبادی و اخلاقی است. بسیاری از این دستورات تک بعدی نبوده، چرا که در ارتباط با دیگران و جامعه معنا و مفهوم پیدا می کنند. در تأیید این مطلب جان مک موری از جامعه شناسان دینی در تأکید بر جنبه های اجتماعی دین می نویسد: «دین زنده با ماهیتی که دارد، باید رابطه اجتماعی را خلق کرده و از آن نگهداری کند، بنابراین دین منحصراً یک امر فردی نیست، بلکه وجوه اجتماعی آن در انجام اعمال و مناسک مذهبی کاملاً پدیدار است.»[1]
در واقع اگر انسان را موجودی به دور از جامعه و در یک اتاق در بسته فرض کنیم که رفتار و نوع عملکرد او هیچ گونه ارتباطی با دیگران نداشته باشد، در این صورت شاید بتوان گفت اعمال و رفتار او یک امر شخصی است که هیچ گونه رابطه اجتماعی با دیگران در آن معنا و مفهوم ندارد. این در حالی است که خدای متعال انسان را موجودی اجتماعی خلق کرده است؛ که در خود ارتباط و تعامل با دیگران را مشاهده می کند. شاید به جرأت بتوان گفت که در آیین اسلام نماز نیز یک امر فردی نیست، چرا که دارای کارکردهایی روشن و مهم اجتماعی است. وقتی که خدای متعال در توصیف نماز می فرماید: «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ.»[2]، به این مطلب رهنمود می کند که انسان متقی و نمازگزار در ارتباط با جامعه خود را ملزم به رعایت تقوا می کند و نه تنها از ارتکاب گناه در خلوت بلکه به طریق اولی در جامعه و در ارتباط با دیگران نیز از گناه خودداری می کند.
زن با کشف حجاب خود در جامعه علاوه بر اینکه موجب سلب آرامش و روان مردان در جامعه می شود، زمینه را برای تهیج شهوانی مردان فراهم می کند، و این موضوعی است که به روشنی خود بستر فراهم شدن گناه در جامعه می شود.
اثبات اجتماعی بودن حجاب در پنج دقیقه
1- دقت در معنا و مفهوم حجاب: آیا زنان و یا حتی مردان فقط در حین ارتباط با خدای متعال باید نوع خاصی از پوشش و ستر را رعایت کنند، یا طبق دستورات دینی و اسلامی در حین تعامل و ارتباط با سایر انسان ها نیز باید از یک قاعده روشن اسلامی پیروی و تبعیت کنند، به عبارت دیگر اگر این حکم الهی ناظر به نوع پوشش زنان در خلوت و تنهایی است، می پذیرفتیم که این دستور الهی یک حکم شخصی و فردی است. این در حالی است که خدای متعال در قرآن کریم می فرماید: «اى پيامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: «پوششهاى خود را بر خود فروتر گيرند. اين براى آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند.»[2]، اینکه خدای متعال زنان را به رعایت پوشش امر می کنند و در ادامه می فرماید: « يُعْرَفْنَ» و «فَلا يُؤْذَيْن» آیا مقصود این است که زن در خانه شناخته شود و مورد آزار قرار نگیرد یا مقصود این است که این زن با این پوشش در «جامعه» شناخته شود و مورد «آزار و اذیت» شهوت پرستان قرار نگیرد، به طور قطع مقصود حضور در اجتماع است؛ چرا که زنان در حریم خصوصی منزل و در کنار محارم خود، نیاز نیست پوشش کامل را رعایت کنند و این مطلب خود به تنهایی گویای فلسفه اجتماعی بودن حجاب است.
2- اگر انسان بدون مسئولیت آفریده شده بود: از موضوعاتی که به واقع مؤید اجتماعی بودن مسأله حجاب به شمار می آید موضوع مسئولیت های اجتماعی افراد است. در آیین و شریعت اسلامی همه افراد در قبال همنوعان خود مسئولیت دارند.[3]، هیچ کس نمی تواند در جامعه نسبت به هم نوع خود بی تفاوت زندگی کند؛ چرا که خدای متعال برای او وظایف مشخصی را تعریف و تعیین کرده است. به واقع اگر انسان در اجتماع دارای مسئولیت خاص و معین نبود شاید راه برای اثبات فردی بودن حجاب می شد. یعنی اگر زنی که در جامعه با کشف حجاب خود مرتکب یک گناه می شود، در قبال عملکرد خود و نوع تأثیر آن بر افراد مسئول نبود یا اینکه وقتی دیگران او را در حین ترک یک واجب دینی می بییند و او را در حال ارتکاب یک گناه مشاهده می کنند؛ امر به معروف و نهی از منکر بر آنها واجب نبود.[4]، شاید حجاب یک موضوعی فردی در اسلام شناخته می شد، این در حالی است که جایگاه مسئولیت های دینی در این خصوص مشخص است.
3- اشاعه فحشا: اگر حضور زن بی حجاب در جامعه و کشف حجاب او در خیابان مصداق روشن اشاعه فحشا نبود، و این که زن آزاد بود در جامعه با هر تیپ و قیافه ای در جامعه حاضر شود، شاید حجاب یک مسئله فردی به شمار می آمد، این در حالی است که در آیات و روایات اسلامی لزوم حجاب به اثبات رسیده است و هر گونه دهن کجی به آن و رعایت نکردن این قانون الهی در جامعه مصداق روشن اشاعه گناه و فحشا در جامعه است که در شریعت اسلامی از آن نهی شده است.[5]
در واقع اگر انسان را موجودی به دور از جامعه و در یک اتاق در بسته فرض کنیم که رفتار و نوع عملکرد او هیچ گونه ارتباطی با دیگران نداشته باشد، در این صورت شاید بتوان گفت اعمال و رفتار او یک امر شخصی است که هیچ گونه رابطه اجتماعی با دیگران در آن معنا و مفهوم ندارد.
4- کمک به تقویت گناه: یکی از قواعد مهم فقهی، قاعده ی حرمت اعانت بر «اثم» است که فرد یا افراد دیگری گنهکار را در انجام عنصر مادی یاری و کمک میکنند، به عبارت دیگر در شریعت و آیین مقدس اسلام هر گونه کمک رسانی و تقویت برگناه در جامعه حرام شناخته شده است. از طرفی کمک و یاری رساندن در تقویت نیکی و تقوا در جامعه لازم شمرده شده است.[6]، در واقع زن با کشف حجاب خود در جامعه علاوه بر اینکه موجب سلب آرامش و روان مردان در جامعه می شود، زمینه را برای تهیج شهوانی مردان فراهم می کند، و این موضوعی است که به روشنی خود بستر فراهم شدن گناه در جامعه می شود. در واقع رعایت حجاب در جامعه علاوه بر اینکه موجب تقویت پاکی زنان می شود، زمینه دوری گناه در مردان را نیز افزایش می دهد.[7] رابطه حجاب با پاکی قلوب را می توان در آیه 53 سوره مبارکه احزاب مشاهده کرد بخصوص زمانی که خدای متعال با عباراتی این چنین می فرماید: «ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ؛ اين كار براى پاكى دلهاى شما و آنها بهتر است!»
سخن آخر:
بنا بر مطالب یاد شده حتی بر اساس اندیشه لیبرالیسم هم نمی توانیم ادعا کنیم که رعایت حجاب در جامعه امری اختیاری و فردی است؛ چرا که «جان استوارت میل»، اولین متفکر غربی که به محدوده حقوق فردی و خصوصی پرداخته، معتقد است: «هر نوع عملی که بدون علت مشروعی موجب آسیب دیدن دیگران شود رواست که توسط عقاید عمومی و در موارد شدیدتر، با دخالت قانون ممنوع شود، آزادی فرد باید محدود به آن باشد که به دیگران آسیب نرساند.»[8]
پی نوشت:
[1]. یوآخیم واخ و جامعه شناسی دینی، جمشید آموزگار. به نقل از حجاب و مسئولیت ها و اختیارات دولت اسلامی، پژوهشکده فقه و حقوق، به کوشش ابراهیم شفیعی سروستانی، ج2، ص545.
[2]. احزاب، آیه 59. «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْن...»
[3]. روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه، ج5، ص515. «كُلُّكُم رَاعٍ و كُلَّكُم مَسْؤُولٌ عن رَعِيَّتِه؛ به راستی كه همه شما حافظ و سرپرستید و همه شما جوابگوی مردم زیردست خود هستید.»
[4]. سوره آل عمران، آیه 110.«شما بهترین امتی بودید که به سود انسانها آفریده شده اند ؛(چه اینکه) امر به معروف و نی از منکر میکنید و به خدا ایمان دارید.»
[5]. سوره نور، آیه19. «كسانى كه دوست دارند زشتيها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد، عذاب دردناكى براى آنان در دنيا و آخرت است و خداوند مىداند و شما نمىدانيد!»
[6]. مائده، آیه2.« وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوان»
[7]. احزاب، آیه53. «إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ»
[8]. جان استوارت میل، در باره آزادی، ترجمعه محمود صناعی، ص129.
گنابادی ها؛ از انحراف تا آشوب
نگاهی به باورهای فرقه گنابادی
نور علی تابنده تنها یک حقوقدان است که مطالعاتی جسته و گریخته در حوزه دین داشته است. و کسی که در زمینه دین، که به واقع علمی پیچیده و مشکل است تخصص ندارد، چگونه می خواهد رهبری عده ای کثیر را بر عهده بگیرد؟ و چگونه می تواند ادعا کند که دین را برای مردم تبیین می کند؟

در چند روز گذشته شاهد درگیری هایی بین نیروهای امنیتی و دراویش و مریدان مجذوبعلیشاه یا همان نور علی تابنده بوده ایم. دلیل این اختلافات که به درگیری شدید و آسیب رسیدن به پلیس و اموال عمومی ختم شد، شاید نگرانی مریدان فرقه گنابادی از دستگیری احتمالی قطبشان باشد.
اما فارغ از مباحث سیاسی، این موضوع ما را بر آن داشت که نگاهی به سابقه تشکیل شاخه و جریان گنابادی ها و تفکرات افراطی آن ها در امر دینداری بیندازیم. ولی قبل از آنکه این مباحث را مطرح کنیم نگاهی گذرا به تصوف و نگاه معصومین به این جریانات خواهیم داشت.
تصوت و انحرافات
تصوت سابقه ای به درازای تاریخ اسلام دارد. دکتر زرین کوب در این باره می گوید: «از جمله زهاد عراق در این زمان (قرن دوم هجری قمری) ابوهاشم کوفی بود که گویند در بین مسلمین اولین کسی که به نام صوفی مشهور شد، او بود.»[1]
اما از همان ابتدا زیاده روی های متصوفه و منافات رفتار و عقائدشان با مضامین دینی، موجب اعتراض ائمه معصومین شد و امامان برخورد تندی با این جماعت داشتند.
امام صادق(علیه السلام) در پاسخ به کسی که از صوفیه سوال کرده بود می فرمایند:
«آنها (صوفيان) دشمنان ما هستند، پس هر کس به آنها ميل پيدا کند از آنان است و با آنها محشور خواهد شد به زودي کساني پيدا مي شوند که ادعاي محبت ما را مي کنند و به ايشان نيز تمايل نشان مي دهند، خود را به ايشان تشبيه نموده و لقب آنان را بر خود مي گذارند و گفتارشان را تأويل مي کنند. بدان که هر کس به ايشان تمايل نشان دهد؛ از ما نيست و ما از او بيزاريم و هر کس آنها را رد کند مانند کسي است که در حضور پيامبر(صلی الله علیه و آله) با کفار جهاد کرده است.»[2]
اما شاید سوال کنید متصوفه آن زمان با آنچه که امروز به عنوان تصوف مطرح می شود متفاوت است؛ اما به نظر می رسد فرقه های فعال امروز تفاوت چندانی با انحرافات و افراط های سابق پیدا نکرده اند.
اما از همان ابتدا زیاده روی های متصوفه و منافات رفتار و عقائدشان با مضامین دینی، موجب اعتراض ائمه معصومین شد و امامان برخورد تندی با این جماعت داشتند.
گنابادی ها و تصوف
سلسله گنابادی ها بازگشتشان به شاه نعمت الله است.
فرقه گنابادی تا به حال اقطاب مختلفی داشته است، اما امروز نورعلی تابنده رهبری این گروه را به عهده دارد. ایشان که به مجذوبعلی شاه مشهورند، در 21 مهر 1306 متولد شده و در جوانی موفق به اخذ لیسانس در رشته حقوق شد و برای ادامه تحصیل به فرانسه رفته و موفق به اخذ دکتری در همین رشته شد.[3] وی از سال 1371 و بعد از وفات رضا علیشاه در جایگاه قطب مورد توجه قرار گرفته است.
نقدی بر انحرافات فرقه گنابادی
عالم دین نبودن قطب این سلسله
جناب نورعلی تابنده تنها یک حقوقدان است که مطالعاتی جسته و گریخته در حوزه دین داشته است، و کسی که در زمینه دین، که به واقع علمی پیچیده و مشکل است تخصص ندارد، چگونه می خواهد رهبری عده ای کثیر را بر عهده بگیرد؟ و چگونه می تواند ادعا کند که دین را برای مردم تبیین می کند؟
باور به قطب، باور انحرافی
در باور صوفیه قطب جایگاه ویژه ای دارد. در تعریف قطب گفته اند: «قطب در دیدگاه صوفیه انسان کامل و ولیّ خداست که در هر زمان فقط یکی وجود دارد که برخی از آنان علاوه بر خلافت باطنی و معنوی دارای خلافت ظاهری هم می باشند.»
اما متصوفه و دراویش و مریدان فرقه گنابادی برای قطب مقامی الهی قائلند که باید از طریق او به خدا رسید. سلطان عليشاه گنابادي در ولايتنامه ميگويد: «مريد در هر حال چه در نماز و چه در غير نماز از اذكار، توجه تام به مرشد ظاهري نمايد و صورت او را در نظر آورد، تا اينكه ميگويد: «مرشد مظهر تمام اسماء و صفات، بلكه عين اسما و صفات خدا مي باشد.» [4]
بدیهی است که چنین باوری نسبت به یک شخص معمولی خلاف عقلانیت است، علاوه بر اینکه اگر بخواهیم مقام الهی برای کسی قائل شویم، حتما باید از معصومین در تایید آن شخص یا جریان نصی وجود داشته باشد.درباره متصوفه از جمله گنابادی ها، نه تنها نصی وجود ندارد بلکه رد و نهی هم وجود دارد.
سماع؛ رقاصی ابتذالی
یکی از مراسم های متصوفه و همچنین فرقه گنابادی ها مجلس سماع است. گرچه سماع در ادبیات عرفای به حالتی گفته می شود که عارف در اثر ارتباط با خالق خود از خود بی خود می شود، اما این مسئله تبدیل به بهانه ای برای رقصیدن زن و مرد با هم در یک مکان شده است. بطلان این مطلب، یعنی حرکات عجیب برای ارتباط با خدا از لحاظ شرعی، روشن تر از نور خورشید است.
تصوفه و دراویش و مریدان فرقه گنابادی برای قطب مقامی الهی قائلند که باید از طریق او به خدا رسید. سلطان عليشاه گنابادي در ولايتنامه ميگويد: «مريد در هر حال چه در نماز و چه در غير نماز از اذكار، توجه تام به مرشد ظاهري نمايد و صورت او را در نظر آورد، تا اينكه ميگويد: «مرشد مظهر تمام اسماء و صفات، بلكه عين اسما و صفات خدا مي باشد.
آشوبگری
طرفداران فرقه تصوف گنابادی در دو گذشته دست به آشوب های شدیدی زده اند. در سال 84 در قم بلوایی به پا کردند که امنیت شهر قم را به خطر انداختند و حتی از آسیب رساندن به مردم عادی و بی گناه هم ابایی نداشتند.
همچنین در سال 87 در شهر بروجرد به مسجدی حمله کردند و امام جماعت و تعدادی از مردم را گروگان گرفتند.
این حوادث نشان از این دارد که این جماعت باید تحت نظر باشند تا تعصبات انحرافی و افراطیشان موجب آسیب به مردم نشود.
و در آخر
به نظر می رسد دوره این گونه رفتارهای عجیب به نام دین پایان یافته است و لازم است دین همانگونه که هست به مردم عرضه شود. دین هیچگاه از ما سیبیل بلند و یا پوشیدن خرقه و یا ذکرها و اوراد عجیب و یا رقصیدن برای رسیدن به خدا را نخواسته است. دین بسیار ساده تر از آن چیز هایی است که متصوفه می گویند.
پی نوشت:
[1] ارزش میراث صوفیه، ص 54
[2] سفينة البحار، ج2، ص 54
[3] تاريخچه سلسله صوفيّه نعمتاللهيّه و فرق منشعبه، ص 135
[4] ولایت نامه تهران، ص 198
روشهای کاربردی برای افزایش سرعت عملکرد ویندوز10
روشهای کاربردی برای افزایش سرعت عملکرد ویندوز ۱۰
ریاستارت کنید: اگر سیستم بهشدت کند عمل میکند، یک بار آن را ریاستارت کنید. این روش بسیار پیشپا افتاده به نظر میرسد؛ اما خیلی از کاربران از آن غافل میشوند. حالت آمادهباش یاهایبرنیت، هر دو باعث ذخیره انرژی میشوند؛ اما فقط یک راهاندازی مجددِ کامل است که موارد مزاحم را از ذهن ویندوز پاک میکند و باعث شروع بهکار بهتر میشود. اگر سیستم شما خیلی کند است، هر روز این کار را انجام دهید.
حالت عملکرد سریع را فعال کنید: ویندوز بهصورت پیش فرض، عملکردی بهینه از لحاظ مصرف برق ارائه میکند؛ اما چنانچه مشکلی با افزایش مصرف انرژی ندارید میتوانید در مقابل مصرف بالاتر، سرعت بیشتری تجربه کنید. از این روش تنها زمانی استفاده کنید که با بالا رفتن مبلغ قبض برق مشکلی ندارید یا بازدهی باتری برای شما اهمیت چندانی ندارد. روی دکمه Start راست کلیک کنید و از فهرست بازشده Power Options را انتخاب کنید. در پنجره control Panel روی گزینه Show additional plans کلیک کنید و High performance را انتخاب کنید. توجه داشته باشید اگر سیستم شما خیلی قدیمی است، ممکن است فاقد چنین گزینهای باشد.
موارد تجملاتی را غیرفعال کنید: ویندوز تمام تلاش خود را میکند که تصویری شکیل و خوانا ارائه دهد؛ اما اگر سیستم شما به اندازه کافی قدرتمند نیست میتوانید از برخی زیباییهای ویندوز چشمپوشی کنید تا کمی به سرعت عملکرد سیستم خود بیفزایید. روی دکمه استارت راست کلیک کنید و System را انتخاب کنید. در پنجره کنترل پنل بازشده در سمت چپ، روی Advanced system settings کلیک کنید. این کار پنجره مربوط به System Properties و زبانه Advanced را پیشروی شما قرار خواهد داد. روی Settings در باکس Performance که اولین دکمه Settings موجود در این زبانه است کلیک کنید. در باکس باز شده جدید، میتوانید تیک برخی موارد را بردارید یا به راحتی Adjust for best performance (تنظیم برای بهترین عملکرد) را انتخاب کنید.
جلوگیری از اجرای خودکار برنامهها: برنامههای زیادی تمایل به بارگذاری خودکار در زمان بوت یا بالا آمدن سیستم دارند. تکتک این برنامهها باعث افزایش زمان بوت دستگاه شما میشوند. برخی از آنها حتی بعد از بوت نیز باعث کاهش سرعت و افت عملکرد رایانه میشوند. البته تمام این برنامهها بد نیستند. طبیعی است که برنامه آنتیویروس شما هنگام بالا آمدن ویندوز باید شروع بهکار کند و مادامی که سیستم روشن است بهکار خود ادامه دهد. برخی برنامههای دیگر نظیر Onedrive که اجرای آنها در پسزمینه لازم است نیز باید هنگام بوت بارگذاری شوند. برای اینکه ببینید اوضاع چقدر وخیم است روی نوار وظیفه یا تسکبار راست کلیک کنید و Task Manager را انتخاب کنید. وارد زبانه Startup شوید. اگر در بالای پنجره حاضر هیچ زبانهای مشاهده نمیکنید روی More details در گوشه پایین سمت چپ کلیک کنید. زبانه استارتآپ، تمام برنامههایی را که بهصورت خودکار اجرا میشوند نمایش میدهد. وقتی که این فهرست را بررسی میکنید، به این فکر کنید که به کدام برنامهها واقعا احتیاج ندارید یا نمیخواهید مدام درحال اجرا باشند. برای حذف هرکدام از این برنامهها از فهرست مذکور کافی است روی آن راست کلیک کنید و Disable را انتخاب کنید. چنانچه از نام برنامه مورد نظر متوجه کارکرد آن نمیشوید، میتوانید روی آن راست کلیک کنید و با استفاده از گزینه Search online، از اینترنت درخصوص آن اطلاعات کسب کنید.
فرآیندهای سنگین و اضافه را ببندید: رایانه شما ممکن است درحال اجرای برنامهای باشد که از نظر برنامهنویسی ضعیف است و بار پردازشی زیادی روی سختافزار شما قرار میدهد. برای اطلاع از این موضوع، روی نوار وظیفه راست کلیک کنید و Task Manager را انتخاب کنید. مجددا اگر زبانهها را مشاهده نمیکنید، روی More Details کلیک کنید. در زبانه Processes روی ستون CPU کلیک کنید تا برنامهها براساس میزان استفاده آنها از پردازنده مرتب شوند. برنامههایی که در صدر قرار میگیرند، همان مواردی هستند که پردازنده شما را تحت فشار قرار میدهند. چنانچه مشاهده کردید که فرآیندهای قرارگرفته در صدر، صفر درصد از پردازنده را اشغال کردهاند، مرتبسازی به درستی صورت نگرفته است و باید مجددا روی قسمت بالایی ستون CPU کلیک کنید. اینطور تصور نکنید که تمام فرآیندهایی که در بالای این فهرست قرار میگیرند لزوما پرمصرف هستند. برخی برنامهها ارزش این را دارند که از پردازنده کار بکشند. یکی از راههای برخورد با این قبیل برنامهها بستن کامل آنها بعد از استفاده است. راه دیگر شاید جایگزین کردن آنها با برنامههای مشابه و کممصرف باشد. از داخل Task Manager میتوانید یک فرآیند را ببندید. کافی است فرآیند مربوطه را انتخاب و روی دکمه End task کلیک کنید و پیغام بازشده را تایید کنید. پس از آن به ستون Memory بروید و وضعیت را بررسی کنید و مجددا سراغ فرآیند بعدی بروید.
فهرستسازی در جستوجو را غیرفعال کنید: در ویندوز وقتی بین تمام فایلها و اسناد خود دنبال یک عبارت میگردید، نتایج جستوجو به سرعت به نمایش درمیآیند. این امکان فوقالعاده جذابی است؛ اما به قیمت کند شدن دستگاه شما تمام میشود؛ چراکه وقتی درحال جستوجوی چیزی نیستید، ساخت فهرستهایی که منجر به نمایش سریع نتایج جستوجوها میشود، سرعت دستگاه شما را پایین میآورد. برای غیرفعال کردن فهرستسازی ابتدا ویندوز اکسپلورر را باز کنید، روی درایو C راست کلیک کنید و Properties را انتخاب کنید. در زبانه General یا عمومی تیک گزینه Allow files on this drive to have contents indexed in addition to file properties را بردارید. در پنجره هشداری که پس از انجام مرحله ۲ نمایان میشود با انتخاب Apply changes to drive C:/ , subfolders and files تغییر فوق را در فایلها و محتویات پوشهها نیز اعمال کنید. ویندوز برای غیرفعال کردن این قابلیت ممکن است به کمی زمان نیاز داشته باشد. بنابراین سعی کنید صبور باشید. گزینه دیگری نیز وجود دارد که به شما این امکان را میدهد که به جای غیرفعال کردن کامل فهرستسازی، قسمتی از آن را غیرفعال کنید. در فیلد کورتانا عبارت indexing را تایپ کنید. Indexing Options را انتخاب کنید. در پنجره بازشده روی دکمه Modify موجود در پایین سمت چپ کلیک کنید. این کار پنجره دیگری را پیش روی شما قرار خواهد داد که شامل دو بخش است. با کلیک روی هرکدام گزینههای موجود در قسمت بالایی این پنجره تغییر پیدا خواهند کرد. تیک هر کدام از محلهای موجود در قسمت بالایی این پنجره را بردارید، آن محل از فهرستسازی معاف خواهد شد.
گزینه Windows tips را غیرفعال کنید: ویندوز ۱۰ هر از چندگاهی نکاتی را در راستای کمک به استفاده بهتر از سیستمعامل بهکاربر نشان میدهد. مشکل اینجا است که برای نشان دادن به موقع این نکات باید کار کردن شما با رایانه را زیر نظر بگیرد. جدا از نگرانیهای امنیتی، این عمل باعث کند شدن رایانه شخصی شما میشود. برای خاموش یا غیرفعال کردن این قابلیت از منوی استارت وارد Settings شوید. ابتدا System و سپس Notifications & actions را در منوی سمت چپ انتخاب کنید. در قسمت پایینی بخش Notifications گزینه Get tips, tricks, and suggestions as you use windows را غیرفعال کنید. ممکن است مایل باشید سایر گزینههای مربوط به نوتیفیکیشن را نیز بررسی کنید. البته بعید است سایر موارد تداخلی در سرعت عملکرد ویندوز ایجاد کنند؛ اما اگر دوست دارید میتوانید چند مورد دیگر را غیرفعال کنید تا مزاحم کار شما نشوند.
حافظه رایانه خود را پاکسازی کنید: اگر حافظه دستگاه تقریبا پر شود، چه درایو سخت باشد چه از نوع SSD، سیستم شما دچار افت سرعت عملکرد خواهد شد. در صورتی که مقدار زیادی فضای خالی در حافظه رایانه خود دارید، میتوانید از این مرحله رد شوید. برای پاکسازی، از برنامه Disk Cleanup موجود در ویندوز ۱۰ استفاده کنید. به این منظور، در فیلد کورتانا کلمه disk را تایپ کنید و Disk Cleanup را انتخاب کنید. صبر کنید تا برنامه محتویات درایو شما را مورد بررسی قرار دهد. روی دکمه Cleanup system files کلیک کنید. توجه داشته باشید که در این قسمت نیاز به پسورد administrator دارید. پس از انجام این کار، برای بررسی مجدد منتظر بمانید. گزینههای موجود را بررسی کنید. اگر گزینهای به نام (Previous Windows installation(s مشاهده کردید، حتما آن را تیک بزنید؛ چراکه با فعال کردن این گزینه و کلیک روی OK احتمالا مقدار زیادی فضا در حافظه سیستم شما آزاد خواهد شد. سایر گزینهها را نیز در صورت لزوم امتحان کنید. نکته دیگری که شاید لازم باشد مد نظر قرار دهید پاک کردن یا لغو نصب برنامههایی است که دیگر از آنها استفاده نمیکنید.
بررسی وجود بدافزار: میتوانید برای بررسی دقیق این موضوع که آیا سیستم شما بهگونهای از ویروس و بدافزار آلوده است یا خیر، از انواع و اقسام آنتی ویروسها و جستوجوگرهای بدافزار موجود استفاده کنید. این آموزش شما را در تشخیص و حذف بدافزارها یاری خواهد کرد. در صورتی که با هیچیک از روشهای فوق عملکرد سیستم شما بهبود پیدا نکرد، شاید بهتر باشد به فکر ارتقای سختافزاری رایانه خود باشید.
آغاز فصلی جدید در زندگی
زمانی برای پرداختن به کارهایی که به آنها علاقه داریم
در ذهن همه افراد پیری یک دوره مردگی در زندگی است که نه امکان کار کردن در آن وجود دارد و نه می توان به تفریحات و استراحت به علت بیماری هایی که به سراغ انسان می آید پرداخت. اما انسان ها همان تصور و تلقینی را که از میانسالی دارند با آن مواجه می شوند، اگرسراسر این دوره را منفی بنگرند در آینده دوره پیری منفی خواهند داشت.

در چرخش روزگار، همه انسان ها به سنین میانسالی و پیری خواهند رسید. در جوامع و ملل مختلف دیدگاه ها و اقدامات متفاوتی برای افراد در این سن در نظر گرفته شده است. در برخی از کشورها با شروع این سن افراد دچار استرس و ترس های ناشی از کار افتادگی و پیری خود می شوند ولی ممکن است در کشورهای دیگری افراد در این سن به استراحت و کارهایی را که تا آن لحظه فرصت پرداختن به آن را نداشته اند، بپردازند و از این دوران بسیار لذت ببرند. یکی از دلایل مطالعه و درک فرایند پیری آن است که همه افراد را با چالش ها و سازگاری هایی مواجه می سازد.
برداشت های منفی و ترسهایی که بسیاری از ما از پیری داریم می تواند به یک پیشگویی خود کامرواساز منفی منجر شود. اگر شما انتظار داشته باشید که پیری منفی و ترسناک باشد، مطمئناً اینطور خواهد شد. اگر فکر کنید که افراد پیر کُند، فراموش کار و ناتوان هستند به احتمال زیاد وقتی که پیر شدید همان طور خواهید شد.
مطالعه در ارتباط با جامعه سالمندی را می توان جدید دانست. تنها در 20 سال گذشته بود که روانشناسان توجهشان را به مطالعه پیری معطوف کردهاند. علت این بود که بخش اعظم جامعه بشری آمادگی مواجه شدن یا تجربه سالمندی را نداشتند. علت دیگر پیشرفت این حوزه پژوهشی، ناشی از این واقعیت بود که جمعیت سالمندان در جهان به طور دائم در حال افزایش است. با توجه به این که افراد سالمند بخش بزرگی از جمعیت را تشکیل می دهند، از این رو در آینده از قدرت و نفوذ کافی برای تضمین رفتار بهتر جامعه با خود برخوردار خواهند شد. به همین دلیل شناخت ویژگی های آن و ترسیم و تدبیر راه های مناسب مواجه شدن با آن، برای حفظ سلامت جوامع انسانی اثرگذار و ضروری است.
| بیشتر بخوانید: زنده بهگور شدن سالمندان! برخورد با سالمندان |
مشکلات جسمانی دوران پیری
پیری با دو مشکل عمده همراه است. مشکل اول، جسمی است که نتیجه افت اجتناب ناپذیری است که با بالا رفتن سن در بدن ایجاد می شود. مشکل دوم، روانشناختی است و از نیاز انسان به غلبه یافتن پیری، حفظ عزت نفس، تسلط و احساس شایستگی خود ناشی می شود که در ارتباط با این موضوع و هم چنین مهارت های مقابله با مسائل دوران سالخوردگی در مقاله هایی مجزا به آنها خواهیم پرداخت.
مشکلات جسمی دوران پیری: رایجترین مشکلات پزشکی که افراد سالمند به آن دچار می شوند، عبارت اند از:
آرتروز: بیماری رایجی است که هیچ درمان پزشکی ندارد.
مشکلات استخوانی: استخوان ها در پیری ضعیف شده و به آسانی می شکند. (برای توصیه و تجویز یک رژیم غذایی مناسب و برنامه ورزش با یک پزشک مشورت کنید).
روده ها: یبوست و به هم خوردن نظم روده ها در اواخر زندگی معمول است. (برای تجویز رژیم غذایی مناسب شامل میوه ها و سایر غذاهایی سلولزدار یا یک پزشک مشورت کنید).
سینه: سرطان سینه یکی از نگرانی های خانمهاست. (باید آزمایشات منظمی از خود به عمل آورید).
چشم ها: آب مروارید بیماری رایجی است ولی به طور معمول قابل درمان است. در سالمندی چشم بیشتر افراد پیر، دوربین می شود.
قلب: آرترواسکاروزیس، حملات قلبی و نارسایی و سایر مشکلات شایع است.
(اقدامات سلام بخش مانند سیگار نکشیدن و رژیم غذایی درست و ورزش منظم در سنین جوانی بسیار مهم است.)
حرکت: حرکت دچار مشکل می شود و مشکلات فزاینده ای در راه رفتن ایجاد می شود.
پروستات: مشکل پروستات در مردان سالمند شایع است. (معاینات منظمی از خود به عمل آورید.)
سکته مغزی: سکته مغزی از شایع ترین علل گذاشتن افراد سالمند در خانه سالمندان و یا فشارهای روانی است. اگر چه بیشتر افراد سالمند برخی از این مشکلات را دارند؛ ولی از لحاظ سرعت و آهنگ پیر شدن بین افراد تفاوت های زیادی وجود دارد.
یک بررسی در افراد سالمند نشان داده که آنها مشکلات جسمی زیر را تجربه کرده اند. 40% از پاسخدهندگان مشکل در بالا و پایین رفتن از پله ها، 35% در شستشو و حمام کردن، 25% در نظافت خانه، 15% در لباس پوشیدن و 19% در غذا پختن مشکل داشتند. این افت های جسمی خوشایند نیست، با این حال افراد سالمند با مقایسه عملکردشان با عملکرد همسالان خود، با این مشکلات کنار میآیند.
| بیشتر بخوانید: 4 خطر حمام برای سالمندان |
سالمندی؛ شروع یک زندگی جدید
اگر چه پیر شدن برای افراد سالمند مشکلاتی ایجاد می کند، اما ذکر این نکته ارزشمند است که این مشکلات آن قدر هم که جوانترها می پندارند بد نیست. در یک نظر سنجی اوئیس هاریس و همکارانش (1975) عقاید جوانان و سالمندان آمریکایی را درباره میزان ناراحتی افراد سالمند از مشکلاتی مانند: ترس از جنایت، تهیه منزل و لباس مناسب، مراقبت پزشکی و حمایت اجتماعی که متحمل می شوند مقایسه کرده اند. جالب است که برآوردی که افراد جوانتر از میزان ناراحتی سالمندان از این مسایل کرده بودند بسیار بیشتر از گزارش های واقعی خود سالمندان بود. همچنین ذکر این نکته حائز اهمیت است که در یک بررسی ملی افراد گروه سنی 65- 85 سال خودشان را بسیار خوشبختتر از افراد سایر گروه های سنی ارزیابی کردند.
در همان بررسی افراد سالمند بیان کرده اند که در مقایسه با افراد جوانتر و میان سالان مسایل مالی و تنهایی برای آنها کمتر مشکلزاست. همچنین افراد سالمند به طور معمول از وضعیت سلامتی خود راضی و خشنود بودند. بیش از 80% از سالمندانی که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته بودند با عبارات زیر موافق بودند.
1- وقتی به زندگی گذشته ام نگاه می کنم آن را نسبتاً رضایت بخش می بینم.
2- در مقایسه با سایر افراد هم سن خودم از ریخت و ظاهر خوبی برخوردارم.
3- آنچه را که از زندگیم انتظار داشتم تا حدود زیادی به دست آورده ام.
ظاهراً ما از پیری و سالمندی می ترسیم و فکر می کنیم که بسیار بدتر از آن است که ما می پنداریم. در حالی که بررسی ها حاکی از آن است که افراد مسن دید مثبتتری به زندگی خود دارند. برداشت های منفی و ترسهایی که بسیاری از ما از پیری داریم می تواند به یک پیشگویی خود کامرواساز منفی منجر شود. اگر شما انتظار داشته باشید که پیری منفی و ترسناک باشد، مطمئناً اینطور خواهد شد. اگر فکر کنید که افراد پیر کُند، فراموش کار و ناتوان هستند به احتمال زیاد وقتی که پیر شدید همان طور خواهید شد. یعنی هر نگرشی به پیری داشته باشید ناخودآگاه به آن گرفتار خواهید شد. اگر شما انعطاف پذیر باشید و این نکته را درک کنید که پیر شدن جنبه های مثبت نیز دارد کمتر دچار یأس و ناامیدی خواهید شد. بنابراین بهتر است با دیدی مثبت و با عزت نفس قوی و منطقی با پیری مواجه شوید تا از این مرحله از زندگی خود لذّت بیشتری ببرید.
منبع: برگرفته از کتاب "مهارت های اساسی زندگی سالم" نوشته خسرو امیرحسینی
رد پای بهائیت در خیابان انقلاب
پروژهی غرب در بیهویت سازی زن مسلمان
اغتشاشات اخیر، با هدف به چالش کشیدن اوضاع اقتصادی و معیشتی راهاندازی شد و با شکست آن، جریان "دختر خیابان انقلاب" با هدف به چالش کشیدن حجاب و ایجاد التهاب در فضای جامعه به راه افتاد تا شاید برگ برندهای باشد در دستان معاندان نظام.

متاسفانه امسال در آستانه چهلمین سالگرد انقلاب شکوهمند اسلامی، شاهد حرکاتی نابهنجار و ضدارزشی از جمله، کمپین "دختر خیابان انقلاب" بودیم که با هدف "حجاب زدائی" از جامعه زنان ایرانی کلید خورد.
باید توجه داشت که اغتشاشات اخیر، با هدف به چالش کشیدن اوضاع اقتصادی و معیشتی راهاندازی شد و با شکست آن، جریان "دختر خیابان انقلاب" با هدف به چالش کشیدن حجاب و ایجاد التهاب در فضای جامعه به راه افتاد تا شاید برگ برندهای باشد در دستان معاندان نظام. در واقع این پدیده مهندسی شده به راه افتاد تا دشمن بتواند دوقطبیهای سیاسی را گسترش دهد.
تحریک تعصبات قومی و مذهبی، تحقیر فرهنگ مقاومت ملی و حاکم سازی فرهنگ ناامیدی، با هدفگیری عفت عمومی و به بهانه اعتراض به حجاب اجباری، اقدام جدیدی در همین راستا محسوب میشود.
نقش بهائیت در انسجام بی حجابی
دشمن، در موضوع "حجاب زدائی" از خط شکن هایی جهت تخریب ساختارها استفاده می کند که الگو گرفته از سمبلهای آزادگی و نوگرایی و حتی بعنوان پیشگامان فمینیسم، مطرح است. یکی از این نمونهها، "طاهره برغانی" است که به اسم "قره العین" معروف است. قهرمان مضحک و پوشالی حزب بهاییت که امروزه پیروانش دقیقا به شیوه و سبک او اقدام به ساختار شکنی در حوزه حجاب میکنند.
با قطعیت نقش بهاییت و سازمان مخفی آن در همه تحریکات براندازانه و حمایت های آشکاری که طی چند روز اخیر مدیریت بهاییان حاکم بر BBC فارسی از خود در راه اندازی کارناوال دختران خیابان انقلاب بیپرده آشکارساخته، محرز میشود. جا دارد به نقشی که اولین ساختار شکن این فرقه در هجمه به حجاب و عفاف ایفاء نمود و امروز از آن الگوگیری میشود اشاره کنیم:
"قره العین" یا همان "طاهره برغانی" در تشکیلات جدید باب به عنوان تبلیغ برای آیین او، در سال 1263 از کربلا به قزوین بازگشت و با بهره مندی از حضور تعداد قابل توجهی از اقوام و نزدیکانش، تبلیغ جنبش بابیت را در قزوین علنی ساخت و توانست به کمک سایر بابیها ادعای قائمیت "باب" کند و در آن با حیله هایی خاص و با تظاهر به اینکه پرده حائل بین او و مستمعین اتفاقی کنار رفته با حالت مکشوف و بدون حجاب خود را نشان دهد و این آغاز برنامه کشف حجاب و برقراری ارتباط جنسی بی محابای او شد که به مرور به شیوه جذابی برای یارگیری این فرقه تبدیل شد.(1)
واکنش مردم به برداشتن روسری دختران در خیابان
روزی که دختری روی جعبه مخابراتی یکی از خیابانهای میدان انقلاب، روسری خود را بر چوبی گذاشت و آن را تکان داد، با انتشار عکس و فیلم این اقدام در فضای مجازی، کم و بیش دختران دیگری از روش او پیروی کردند.
واکنشها به پدیده بیحجابی
- خانم جلودارزاده نماینده مجلس،معتقد است: "زمانی برای زنان محدودیت قائل میشدیم و آنها را در تنگنا قرار میدادیم، همین مسئله موجب شد تا این فشارها طغیان ایجاد کند و دختران خیابان انقلاب روسریهایشان را سر چوب بگذارند. این کارها به خاطر رفتار اشتباه خود ما است." البته خانم جلودارزاده نگفت که چه تنگناهایی موجب این حرکت شده؟ بیتردید این رفتارهای ناهنجار بیشتر ناشی از آزادی مفرط و بیمسئولیتی است.
- ناهید تاجالدین در حساب توییتر خود نوشت: "دختران خیابان انقلاب، همان دخترانی هستند که سالهاست برای سهمیه قبولی کنکور، برای اشتغال، برای مشارکت سیاسی، برای تصدی پستهای مدیریتی، برای حضور در ورزشگاهها، برای اجرای موسیقی زنده روی سن و … پشت دروازههای تبعیض جنسیتی ماندهاند. از ماست که بر ماست."
ایشان هم دغدغه جنسیت را عامل بیحجابی دانسته، در حالی که به گواه آمار، بیشترین تعداد دانشجویان کشور و کارمندان را زنان تشکیل میدهند که در تئاترها، کنسرتها و ... شرکت میکنند.
- امام جمعه اصفهان، حجت الاسلام یوسف طباطبایینژاد نیز در خطبههای نماز جمعه گفت: "بسیاری از انسانهای فاسقی که در خیابانی در تهران روسری را از سر خود برمیدارند، دستور دارند و با قصد کمرنگکردن حجاب در میان مردم مؤمن این اعمال را انجام میدهند."
- دادستان کل کشور هم در اینباره معتقد است که برداشتن روسری در خیابان حرکتی بسیار بچگانه است. کسانی که این کار را میکنند بیشتر از نادانی و فریبخوردگی است و از روی القائاتی است که از خارج کشور میشوند.
- علی مطهری هم معتقد است که هیچ اجباری برای حجاب زنان در جامعه دیده نمیشود و بسیاری از آنان با هر وضعی که دوست دارند در جامعه حضور پیدا میکنند، پس اجباری در کار نیست. اینکه چهار نفر روسری خود را هوا میکنند، اتفاق مهمی نیست.
جرم بیحجابی در قانون
بر اساس قانون مجازات اسلامی، ماده ۱۰۲ قانون تعزیرات، مصوب سال ۱۳۶۲ "زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند، به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه و یا از ۵۰ هزار تا ۵۰۰ هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد." حال سوال اصلی این جاست که چرا دولت بر رعایت حجاب نظارت کافی ندارد؟(2)
سخن آخر
حال که روشن شد دستان پشت پرده برای در هم شکستن سنگر حجاب و عفاف زنان و دختران ایران زمین، فتنه گرانی هستند که از دشمنان خارج نشین، فرمان میگیرند و با نشستن در حواشی امن داخل کشور، هر روز شورشی را تدارک میبینند و مورد حمایت شکست خوردگان فتنه 88 نیز هستند، مردم عزیز ما باید با هشیاری با این صحنه ها برخورد کنند و تسلیم جو نشوند و مسئولین محترم نیز با اعمال قانون، راه را بر هنجارشکنان ببندند.
پی نوشت:
1-دختران خیابان انقلاب؛ دوقطبیهای ساختگی سیاسی- اجتماعی ، پایگاه خبری تحلیلی پارس، بهمن ۱۳۹۶
2- واکنش به برداشتن روسری دختران در خیابان /جرم بی حجابی در قانون، تهران نیوز، بهمن1396
زمان مناسب برای مدیریت نوآوری در آموزش
زمان مناسب برای مدیریت نوآوری در مدارس
دلیل دیگر برای مهیا بودن امکان نوآوری در آموزش به شکافی بازمیگردد که میان دارا و ندار وجود دارد. به این معنا که خانوادههای مرفه که میتوانند برای تحصیل فرزندان پول خوبی خرج کنند فرزندانشان را در مدارس غیردولتی ثبت نام کنند، به فرزندان خود امکان میدهند تا در کلاسهای کم جمعیت تحصیل کنند، با دانشآموزان نخبه و درسخوان همکلاس شوند و به معلمانی دسترسی داشته باشند که بیش از سایر همکارانشان از اشتغال به حرفه شریف معلمی لذت میبرند. برخی دیگر که در قشر متوسط جامعه طبقهبندی میشوند از تدریس خصوصی کمک میگیرند یا اینکه برای ثبت نام فرزندان خود در مدارس نمونه دولتی تلاش میکنند اما با تمام این تفاسیر هنوز عده زیادی از اولیا هستند که نه میتوانند فرزند خود را در مدرسه غیر دولتی ثبت نام کنند، نه میتوانند برای وی معلم خصوصی بگیرند و نه بخت نامنویسی در مدارس نمونه دولتی را به دست میآورند. بر اثر این شکاف اقتصادی امروزه شاهد افزایش ناآرامیها و آسیبهای اجتماعی در سطح جامعه هستیم. علاوهبر این مسائل، نگرانیها در مورد وضعیت نظام آموزشی در کشورهای صنعتی و مشکلات موجود در این نظام در سالهای اخیر به طرز بیسابقهای افزایش پیدا کرده است.
دوم اینکه بسیاری از علل اجتماعی و تاریخی که زمینهساز شکلگیری مدارس صنعتی بودهاند، امروزه دیگر وجود خارجی ندارند و از میان رفتهاند که بخشی از این مساله به تغییرات جمعیتی جوامع باز میگردد. برای نمونه بخش عمدهای از جمعیت زنان جامعه که در سالهای گذشته قرار بود تا نیروی انسانی مورد نیاز مدارس را فراهم کند، در سالهای اخیر اجازه پیدا کرده است تا برای انتخاب شغل با گزینههای متعددی روبهرو باشد و حرفههای پر درآمدتری را نیز نسبت به معلمی برای خود برگزیند. از سوی دیگر هنجارهای اجتماعی و ساختار خانوادگی که وجود مدارس به شکل و سیاق سنتی را امکانپذیر میساخت امروز دیگر در جوامعی مانند ایالاتمتحده آمریکا محلی از اعراب ندارد. در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی تعریف آمریکاییها از خانواده معمولی خانوادهای بود که از پدری شاغل و مادری خانهدار تشکیل شده بود، اما خانواده امروز آمریکا یا پدر و مادری را شامل میشود که هر دو کار میکنند یا خانوادهای است که تنها پدر یا مادری که از همسر خود جدا شده است را در بر میگیرد. این مساله باعث شده است تا امروزه مدارس بیش از وظیفه خود درگیر بحث تربیت فرزندان شوند و به جای آنکه تمرکز خود را تنها معطوف به نیازهای آموزشی و روانی دانشآموزان کنند، بیشتر برای کاهش فشارهای روانی ناشی از زندگی در خانواده طلاق از روی دوش دانشآموزان تلاش کنند. در چنین وضعیتی حرکت با الگوهای نظام آموزشی استاندارد شده از قبل نیز دشوارتر خواهد شد.
صد سال پیش دانشآموز مدرسه تقریبا هیچ دانشی به جز آنچه در مدرسه و خانه میآموخت در ذهن نداشت اما امروزه دانشآموزان نسبت به معلم یا اولیای خود به مراتب به منابع اطلاعاتی بیشتری دسترسی دارند. افزون بر اینها پیشرفت فناوری و ابداع شبکههای اجتماعی و گوشیهای هوشمند شیوه نوینی از یادگیری را به دانشآموزان عرضه میکند که با آنچه در مدرسه آموزش داده میشود، متفاوت است و بازی و شادی را با محتوای درسی در هم آمیخته است. به این ترتیب هر زمان که مایل باشد و آمادگی داشته باشد سر کلاس مجازیاش حاضر میشود با محتوای آموزش داده شده تعاملی دو سویه و فعال دارد و در کنار همسالانی که ویژگیهای فردی نزدیک به او دارند، یاد میگیرد و میآموزد. تغییر در ساختار خانواده بر اثرگذاری رسانهها در عصر ارتباطات افزوده است، چرا که در غیبت والدین این رسانهها هستند که جای پدر یا مادر غایب را برای دانشآموزان پر میکنند.
حتی اگر چشمان خود را روی این تغییرات شگرف ببندیم باید قبول کنیم که بازار کار در دنیای معاصر دیگر نیازی به کارگران خط تولید ندارد. پژوهشگرانی مانند دنیل پینک نشان دادهاند که طی سالهای گذشته شاهد تغییر در تقاضای بازار کار بودهایم و هر چه جلوتر میرویم تقاضا برای کارگران ساده که تنها کارهای از پیش دستور داده شده را انجام میدهند کمتر میشود و به جای آن جستوجو برای نیروی کار ماهری که اهل نوآوری و خلاقیت باشد، بیشتر میشود. تحقیقی که در سال ۲۰۰۵ میلادی انجام شده است نشان میدهد که ۳۰ درصد از رشد مشاغل به حرفهها و صنوفی که چرخشان به دست کارگران ساده میچرخیده، اختصاص داشته و در مقابل ۷۰ درصد رشد نیز در بخشی اتفاق افتاده که از توان کاری نیروهای خلاق و نوآور بهره میبردهاند. ما در دورهای زندگی میکنیم که توافق کلی بر سر اینکه نیازمند اهداف تازهای برای نظام آموزشی هستیم در بین افراد وجود دارد و مطالعاتی مانند بررسی «آیا دانشآموزان واقعا ما آماده ورود به بازار کار هستند؟» نشان میدهد که در نظر عموم نیز نیروی کار عصر حاضر به مهارتهای تازهای ورای آنچه در عصر ماشین به دانشآموزان آموزش داده میشد، نیاز دارد. مهارتهایی از قبیل توانایی حل مساله در شرایط دشوار، همکاری، به نتیجه رساندن امور در شرایط عدم قطعیت و وجود ابهام، توانایی خود کنترلی و برخورداری از تعهد اجتماعی تمامی از جمله ویژگیهایی هستند که نیروی کار دنیای جدید به آنها نیاز خواهد داشت.
هر چند با سرعت اندک اما شواهد نشان میدهند که این نگرش تازه نسبت به اهداف و الزامات نظام آموزشی در دنیای جدید ما در حال توسعه یافتن و همهگیر شدن است. اما هنوز این تحولخواهیها چیزی کم دارند با این مطلب نمیتوان با راهحلی ساده، یک شبه تمام مشکلات نظام آموزشی را رفع و رجوع کرد. در این مورد باید به این مساله توجه داشت که اصلا تفکر اینکه میتوان مشکلات را «درست» یا «رفع و رجوع» کرد، یکی از آن باورهای غلطی است که از عصر صنعت و نگاه ماشینی به مسائل انسانی برای ما به ارث رسیده است. بسیاری از پژوهشگران نیز در بررسیهای خود نشان دادهاند که بسیاری از راهحلهای خیرخواهانه به خاطر اینکه برای درست کردن مشکلات نظام آموزشی طراحی شده بودند، در عمل مشکلی را برطرف نکردند و از قضا مشکل تازهای را نیز به مشکلات پیشین افزودهاند. بنابراین باید توجه داشت که مدرسه ماشین خرابی نیست که نیازمند تعمیر باشد، بلکه مدارس نهادهای اجتماعی هستند که باید رشد یابند و تکامل پیدا کنند.
هوش مصنوعی؛ عرصه جنگ سرد بعدی
تکنولوژی آینده جهان را دگرگون میکند
اخیرا ادعاها و لفاظیهای روسیه درباره اهمیت هوش مصنوعی بیشتر شده است که دلایل منطقی دارد؛ با توسعه نرمافزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی، این کشور میتواند به کمک دادههای بیشتر تصمیمگیریهای دقیقتر و سریعتری انجام دهد. این کیفیتی است که نمیتوان تنها با پشتوانه نیروهای انسانی بهدست آورد. هوش مصنوعی که حالا کاربردهای مهم و مفیدی در حوزههای مختلف از پهپادها، خودروهای خودران گرفته تا امنیت سایبری دارد، میتواند دوره جدیدی از جنگ سرد را هم شکل دهد که نگرانیهای جدی مردم سراسر دنیا را به دنبال خواهد داشت.
جنگ سرد مدرن
درست مانند دوران جنگ سرد در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰، هر کدام از طرفین نگرانیهای جدی از دسترسی طرف مقابل به امکانات و تکنولوژیهای بهتر و جدیدتر که بتوانند دست بالا را به آن بدهند، داشتند. ولادیمیر پوتین رئیسجمهوری روسیه در جلسه اخیر آکادمی موشکی استراتژیک در نزدیکی مسکو اعلام کرد که هوش مصنوعی همان راهی است که به کمک آن روسیه میتواند توازن قدرت ایجاد شده از سوی ایالات متحده را تغییر دهد. روسیه هر سال بخش عمدهای از بودجه سالانه کشورش را صرف توسعه توان دفاعیاش میکند. این در حالی است که شبکه رسانهای دولتی RT این کشور اخیرا در گزارشی اعلام کرده هوش مصنوعی راهکاری کلیدی برای غلبه روسیه بر آمریکا در حوزه سیستمهای دفاعی خواهد بود.
این شرایط بسیار شبیه به زمان جنگ سرد است؛ دورهای که در آن ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی آنقدر سلاحهای هستهای ساخته بودند که برای از بین بردن تمام مردم کره زمین کافی بود. این روند در نهایت به ایجاد مفهومی به نام «تخریب حتمی متقابل» منجر شد که در آن هیچ کدام از طرفین قدرت ریسک شروع جنگ بدون در نظر گرفتن ویرانی و نابودی کشورش را نداشت. در مقابل هر دو طرف شروع کردند به ذخیره سلاحها و همچنین مقابله غیرمستقیم در درگیریهای کوچکتر و مناقشات سیاسی.
حالا بعد از گذشت بیش از ۳۰ سال از پایان جنگ سرد آن هم در زمانی که تنشها همچنان در حال بیشتر شدن هستند، آمریکا و روسیه دهها هزار سلاح هستهای را منهدم کردهاند. در واقع هر جنگ سردی در عصر حاضر شامل حملات سایبری خواهد بود و قدرتهای هستهای اغلب به پیروزی در نبردهای سیاسی کمک میکنند؛ اتفاقی که در حال حاضر رخ میدهد. هر دو این کشورها دیپلماتهای یکدیگر را اخراج کردهاند. روسیه بخشی از شبه جزیره کریمه را به قلمرو خودش ضمیمه کرده است و بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران معتقدند که جنگ مرزی ترکیه و سوریه هم در واقع جنگ نیابتی میان آمریکا و روسیه است. آمریکا و روسیه و بسیاری از کشورهای دیگر همچنان سلاحهای هستهای دارند، اما استفاده از این سلاحها هنوز غیرقابل تصور است. این در حالی است که اخیرا گزارشهای منتشر شده که نشان از افزایش نگرانیهای عمومی درباره کشورهایی دارد که ممکن است از سلاحهای هستهای خود استفاده کنند.
دنیای مبارزات سایبری
با این همه اما همچنان استفاده از سلاحهای سایبری - مخصوصا آنهایی که مبتنی بر هوش مصنوعی هستند- از نظر هر دو طرف اقدام عادلانهای به نظر نمیرسند. روسیه و هکرهای پشتیبان آن که جاسوسی الکترونیکی میکنند، حملات سایبری مختلفی علیه نیروگاهها، بانکها، بیمارستانها، سیستمهای حمل و نقل و حتی انتخابات آمریکا انجام دادهاند. هکرهای روسی حملاتی را هم علیه اوکراین و متحدان آمریکا یعنی بریتانیا و آلمان انجام دادهاند. ایالات متحده قطعا توانایی پاسخگویی به این حملات را دارد و شاید این کار را هم بکند.
پوتین گفته است که هوش مصنوعی نه تنها آینده روسیه، بلکه آینده بشر است. او در ماه سپتامبر سال ۲۰۱۷ خطاب به دانشآموزان گفته بود کشوری که رهبری عرصه هوشمصنوعی را بهدست بگیرد، فرمانروای جهان خواهد شد. پوتین درباره ارائه کدهای انجام حملات هستهای به کامپیوترها صحبت نمیکند، اما همه میدانند که علوم و تکنولوژیهای جدید میتوانند امکان انجام این کار را به دست کامپیوترها بسپارند. او بارها درباره کاربردهای فراوان هوش مصنوعی در حوزههای مختلف هم صحبت کرده است.
کنترل سلاحهای هستهای و غیرهستهای با هوش مصنوعی
تهدیدهای مختلف از سوی زیردریاییهای مجهز به سلاحهای هستهای و سلاحهایی که در نزدیکی مرزهای یک کشور قرار دارند، ممکن است باعث شود که بعضی کشورها تاکتیکهای دفاعی خودشان را به سیستمهای سریع و دقیق مبتنی بر هوش مصنوعی بسپارند. در مورد یک حمله، هوش مصنوعی میتواند سریعتر و بدون تردیدهای رایج یا دخالت اپراتورهای انسانی، تصمیم گرفته و اقدامات لازم را انجام دهد. توانایی پاسخگویی سریع و خودکار میتواند تضمین کند که دشمنان بالقوه چنین کشوری را با توان بالا و آماده دفاع در نظر گرفته و اثر بازدارندگی «تخریب اطمینان متقابل» را هم داشته باشد.
هوش مصنوعی همچنین میتواند برای کنترل سلاحهای غیرهستهای شامل وسایل نقلیه بدون سرنشین مانند پهپادها و سلاحهای سایبری هم بهکار برده شود. وسایل نقلیه بدون سرنشین باید امکان کار در شرایطی که ارتباطاتشان ضعیف است را هم داشته باشند. فراهم آوردن این امکان نیاز به کنترل هوش مصنوعی دارد. کنترل هوش مصنوعی همچنین میتواند از حملات احتمالی توسط پهپادها و دیگر دستگاههای مدرن جاسوسی، بهصورت فیزیکی و الکترونیکی جلوگیری کند.
سلاحهای سایبری هم بهتر است بدون نیاز به ارتباطات مداوم عمل کنند. چنین کاری نیاز به پاسخگویی سریع و دقیق دارد که در حالحاضر تنها سیستمهای کنترلشده توسط هوش مصنوعی امکان انجام آن را دارند. حملات هماهنگشده توسط هوش مصنوعی میتوانند سلاحهای واقعی یا سایبری را به شکل فوری و مستقیم در دسترس قرار دهند؛ سلاحهایی که امکان تصمیمگیری برای حمله را بسیار سریعتر از انسانها دارند. سیستمهای هوش مصنوعی میتوانند اهداف و تکنیکها را سریعتر از انسان درک کرده و بر اساس هر تغییر ایجادشده، تصمیم جدیدی بگیرند. بهعنوان مثال یک سیستم هوش مصنوعی ممکن است دستور حمله پهپادی به یک کارخانه را صادر کند. این سیستم در حالی که همزمان فعالیت پهپادها برای حفظ امنیتشان را بررسی میکند، بهترین و سریعترین زمان حمله را هم بدون هیچ درنگی مشخص و ارسال میکند.
اهمیت توسعه هوش مصنوعی
کشوری که فکر میکند دشمنانش سلاحهای مبتنی بر هوش مصنوعی دارند یا خواهند داشت، میخواهد با آنها مقابله کند. با این حال انتظار میرود استفاده گسترده از حملات سایبری مبتنی بر سیستمهای هوش مصنوعی همچنان چندان نزدیک نباشد. کشورها ممکن است با طرح محدود کردن مبارزات هوشمصنوعی مطرحشده در کنوانسیون دیجیتال ژنو موافقت کنند، با این حال اما این اقدام هم نمیتواند جلوی حملات سایبری مبتنی بر هوش مصنوعی را که از سوی گروههای مستقل، نظامیان و سازمانهای تروریستی و افراطیون انجام میشود، بگیرد. تقریبا واضح است که هوش مصنوعی در آیندهای نهچندان دور بهعنوان سلاحی قدرتمند مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
پیشرفتهای ایجاد شده در حوزه هوشمصنوعی میتواند علاوه بر کاربردهای نظامی، مزایای اقتصادی و تجاری زیادی برای کشورها داشته باشد، بنابراین در اختیار نداشتن سیستمهای هوش مصنوعی ممکن است ضررهای قابلتوجهی به کشورها بزند. در اختیار داشتن این سیستمها همچنین میتواند توان دفاعی و بازدارندگی خوبی در مقابل حملات سایبری آینده به کشورها بدهد؛ درست مانند سلاحهای هستهای در زمان جنگ سرد.
فحش دادن و بد زبانی در روایات و راه درمان
فحش دادن و بد زبانی در روایات و راه درمان
فحش دادن و هرزه گویی باعث می شود که خوبان و نیکان از فحش دهنده تنفر و انزجار پیدا کنند و در نتیجه از او دوری گزینند و در عوض بدان و پستان دور او را بگیرند و غرق در فساد و تباهی شوند. امیرمؤمنان در این رابطه می فرماید: از هر کلام زشت و سخن ناروا پرهیز کن زیرا با گفتن آن پستان و رذلان به تو روی می آورند و کریمان از تو می گریزند. دشنام دادن باعث کینه توزی و دشمنی می شود.

یکی از کارهای زشت و حرام که متأسفانه جوامع انسانی به آن گرفتار هستند، دادن القاب زشت و فحش به همدیگر است.
یکی از آفات زبان، دشنام و ناسزاگویی است و آن عبارت است از این که انسان از امور قبیح و مستهجن با عبارات و الفاظ صریح تعبیر کند و کلمات ناشایست و دور از شأن آدمی را بر زبان جاری نماید که در اصطلاح به آن سب یا فحش می گویند. فحش مفهوم وسیعی دارد که شامل نسبت های زشت ناموسی نیز می شود.
البته الفاظ و عباراتی که اراذل و اوباش در سخنان خویش به کار می گیرند دارای مراتب مختلفی است که بعضی از آن ها از بعضی دیگر زشت تر است و به حسب عادات و موارد با هم فرق می کند لذا بعضی از فحش ها حرام و بعضی دیگر مکروه و مذموم است.
بنابراین، مؤمن باید از به کار بردن الفاظ و عباراتی که بر اشیاء قبیح و مستهجن دلالت دارد اجتناب ورزد و در هنگام ضرورت نیز نباید به آن ها تصریح کند، بلکه باید به صورت کنایه و رمز به آن ها اشاره نماید، چنان که خداوند حتی به امور زناشویی تصریح ننموده، بلکه به صورت کنایه از آن به مس[1] و لمس[2] تعبیر فرموده است.
اسباب فحش
الف) غضب:
وقتی شخصی از فردی ناراحت و خشمگین می شود و قصد آزار و اذیت او را داشته باشد به او ناسزا و دشنام می دهد.
ب) عادت:
وقتی شخصی با فساق و فجار، اراذل و اوباش، افراد پست و فرومایه، مجالست و هم نشینی کند و با آن ها رفیق و مأنوس گردد به تدریج روحیات، خلقیات و عبارات آن ها در او اثر می گذارد و از آن جا که سخنان عادی آن ها توأم با هرزه گویی و فحاشی به یکدیگر است به او هم سرایت می کند و ابتدا گهگاهی آن الفاظ رکیک را بر زبان جاری می سازد و به زشتی آن کلمات توجه دارد ولی بعد از مدتی قبح آن الفاظ از نظرش زائل شده و فحش دادن و فحش شنیدن برایش به صورت امری عادی در می آید و به جایی می رسد که در شرایط معمولی به طور ناخودآگاه این الفاظ زشت بر زبانش جاری می شود و کمتر سخنی می گوید که چاشنی آن فحش و ناسزا نباشد.
معالجه این آفت به این است که:
1.انسان از مقدمات پیدایش غضب اجتناب کند تا نسبت به مؤمنان به خشم نیاید.
2.غضب خود را فرو نشاند و بر اعصاب خود مسلط شود.
۳.از معاشرت با اهل فسق و فساد پرهیز نماید تا بتواند زبان خود را از فحش باز دارد.
بررسی روایات در مورد فحش دادن و میزان گناه آن
۱ـ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «فحش دادن ظلم است و ظالم در آتش دوزخ قرار دارد.»[3]
۲ـ پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «خداوند بهشت را حرام کرده بر هر دشنام دهنده بی ابروی بی حیایی که از آن چه می گوید و از آن چه به او گفته می شود باکی ندارد و متاثر و ناراحت نمی شود.»[4]
۳ـ و نیز فرمود: « هرگاه شخصی را دیدید که نسبت به آنچه می گوید یا درباره او گفته می شود بی مبالات و بی تفاوت است پس همانا او یا زنازاده است و یا شیطان شریک او بوده است.»[5]
۴ـ و نیز فرمود: « فحش به مؤمن مانند نزدیک شدن به مرگ است.»[6]
۵ـ همچنین فرمو.د، فحش به مؤمن فسق و جنگ با او کفر است.»[7]
چند نکته
۱ـ اگر کسی پیامبر و ائمه معصومین و فاطمه زهرا، (صلوات الله علیهم أجمعین) را سب و لعن کند و به آن ها دشنام و ناسزا بگوید کشتن او واجب است[8] و هر کسی که دشنام و سب آن ها را بشنود بر او واجب است که دشنام دهنده را به قتل برساند و قتل او بر اذن ولی فقیه و حاکم شرع متوقف نیست البته به شرطی که بر جان و مال و عرض خود و یا سایر مؤمنان از ناحیه دشنام دهنده و طرفداران او خسارت جبران ناپذیری وارد نشود.
باید توجه داشت که سب یکی از ائمه به سب پیامبر، و سب پیامبر به سب خدا بر می گردد و سب خدا شرک به خدا و سب به پیامبر کفر به خدا است، و پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود هر کسی که علی را دشنام دهد مرا دشنام داده و هر کس مرا دشنام دهد خدا را دشنام داده است.[9]
همچنین سب مؤمن تعزیر دارد، چنان که از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد درباره کسی که مؤمنی را دشنام دهد (غیر از دشنام های ناموسی) آیا بر او شلاق زده می شود؟ حضرت فرمود: « تعزیر دارد.»[10]
۲ـ پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «مردگان را دشنام ندهید، زیرا آن ها به آنچه پیش فرستاده اند می رسند پس اگر مؤمن باشند که مثل زندگان دشنام به آنها جایز نیست و اگر فاسق باشند با اعمال بدی که انجام داده اند خود را گرفتار و محروم از رحمت الهی ساخته اند، بنابراین، شما به آنان دشنام ندهید.»[11]
۳ـ فحش دادن و هرزه گویی باعث می شود که خوبان و نیکان از فحش دهنده تنفر و انزجار پیدا کنند و در نتیجه از او دوری گزینند و در عوض بدان و پستان دور او را بگیرند و غرق در فساد و تباهی شوند. امیرمؤمنان در این رابطه می فرماید: از هر کلام زشت و سخن ناروا پرهیز کن زیرا با گفتن آن پستان و رذلان به تو روی می آورند و کریمان از تو می گریزند.[12]
۴ـ دشنام دادن باعث کینه توزی و دشمنی می شود، شخصی از قبیله بنی تمیم به خدمت پیامبر رسید و عرض کرد مرا موعظه کنید در بین مواعظ حضرت این جمله بود: به مردم فحش مده که باعث دشمنی آن ها می شود.[13]
۵ـ کسی که فحش دادن را شروع کرده از آن که جواب فحش او را می دهد ستمکارتر است و گناه فحش دهنده و پاسخ گوینده هر دو به عهده ابتداء کننده فحش است مگر در صورتی که فحش دهنده از طرف مقابل پوزش بطلبد یا پاسخ دهنده از حد تجاوز کند.[14] علت این که گناه هر دو طرف دشنام به عهده آغاز کننده است این است که اگر او شروع به فحاشی نمی کرد طرف مقابل به او دشنام نمی داد و در واقع او در مقام تلافی بوده و به عبارت دیگر عکس العمل عادی فحش جواب شنیدن است، البته به این معنی نیست که هر کس جواب دشنام را با دشنام بدهد ولی اگر نتوانست ناسزا های فحاش را تحمل کند و خواست جواب او را بدهد گر چه کار مذمومی مرتکب گشته ولی گناه به حساب آغاز کننده فحش می باشد.
۶ـ جواب دشنام نباید از حد تجاوز کند بلکه باید به مثل آن[15]و یا ضعیف تر از آن باشد. تجاوز از حد دو صورت دارد:
الف) تکرار دشنام بلفظ یا مترادف آن
ب) دشنام به لفظ زشت تر و رکیک تر.
و لذا پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «دو نفر که به یکدیگر فحش و دشنام می دهند پس گناه هر دو بر عهده آغاز کننده است مگر این که جواب دهنده از حد تجاوز کند در این صورت گناه هر یک بر عهده خود او می باشد.»[16]
۷ـ یکی از بزرگترین تعالیم اخلاقی اسلام محترم شمردن مقدسات جامعه است. هر فردی وقتی برای چیزی قداست خاصی قائل شد به آن احترام می گذارد و از حریم آن دفاع می کند و به هیچ وجه راضی نمی شود که دیگری به مقدسات او اهانت کند و آن ها را به باد فحش بگیرد و کوچکترین توهینی به مقدسات او (هر چند پوچ و خرافی باشد) باعث می شود که او هم به خاطر تعصب جاهلی خود متقابلاً به مقدسات مؤمنین فحش و ناسزا بگوید و به ساحت قدس الهی اهانت کند.
قرآن برای حفظ مقدسات دینی از نیش زبان و گزند مشرکان، مؤمنان را از دشنام دادن به بت ها به شدت منع می کند و می فرماید: نباید شما مؤمنان به بت های آنان دشنام بدهید زیرا عکس العمل آنان نیز این خواهد بود که از روی جهالت و لجاجت معبود حقیقی و پروردگار شما را دشنام دهند.[17]
امام صادق (علیه السلام) فرمود: «مراد از دشنام به خدا دشنام به اولیاء خدا است» زیرا هر کس یکی از اولیاء خدا را دشنام دهد خدا را دشنام داده است که در نکته اول به آن اشاره شد.
مسعده بن صدقه از امام صادق (علیه السلام) سئوال می کند که معنی کلام پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) چیست که فرمود: « شرک از حرکت مورچه بر روی یک سنگ صاف در شب تاریک مخفی تر است؟!» امام (علیه السلام) فرمود: «مؤمنان به بت های مشرکان دشنام می دهند و در نتیجه مشرکان هم به معبود مؤمنان ناسزا می گویند پس خداوند از دشنام به بت ها نهی فرموده تا کافران معبود مؤمنان را دشنام ندهند پس مؤمنان به واسطه دشنام به بت ها، مشرک می شوند در حالی که خود نمی دانند.»[18]
به همین جهت ملاحظه می کنیم امیر مؤمنان (علیه السلام) هنگامی که در جنگ صفین شنید جمعی از اصحاب، معاویه و پیروان او را دشنام می دهند فرمود: «من دوست ندارم که شما فحاش باشید لکن اگر شما به جای دشنام اعمال آن ها را توصیه و احوال آن ها را ذکر کنید به حق نزدیک نر و برای اتمام حجت بهتر است.»[19]
۸ـ یکی از بدترین موارد دشنام بعد از اولیاء الهی، دشنام به پدر و مادر می باشد و به دو صورت است.
الف) فرزند مستقیماً به پدر و مادرش دشنام دهد و به آنان ناسزا گوید که در قرآن از آن نهی[20] شده است.
ب) فرزند به پدر و مادر دیگری فحش دهد که او هم متقابلاً به پدر و مادر او فحاشی کند، هنگامی که پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «کسی که به پدر و مادرش دشنام بدهد ملعون و دور از رحمت الهی است از حضرت سؤال شد، چگونه انسان به پدر و مادرش دشنام می دهد؟ فرمود: شخص به پدر دیگری فحش می دهد او هم پدر او را دشنام می گوید.»[21] و در جای دیگر از حضرت سؤال می شود آیا کسی پدر و مادرش را دشنام می دهد؟ فرمود: «آری انسان پدر و مادر دیگران را دشنام می دهد و دیگری هم در مقام پاسخگویی به پدر و مادر او دشنام می دهد.»[22]
نتیجه
در خاتمه باید متذکر شد که ملاک حرمت سب مؤمن حفظ کرامت انسان است بنابراین اگر انسان مرتکب اعمالی شود که مغایر با کرامت و ارزش های والای انسانی باشد دیگر احترامی ندارد و سب او جایز می شود کما اینکه لعن و غیبت او نیز جایز می باشد مانند متجاهرین به کفر و فسق و ظلم، بدعت گزاران در دین و انسان های لاابالی و بی قید و بند که هر چه درباره آن ها گفته شود متأثر نمی شوند و آن را برای خود عیب و عار نمی دانند لذا پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «هر گاه بعد از من با اهل بدعت مواجه شدید از آن ها اظهار برائت کنید و به آن ها بسیار دشنام دهید.[23]
ـ
ــــــــــــــــ
پی نوشت ها
[1] قالت ربی انی یکون لی ولد و لم یمسسنی بشر. (آل عمران/۴۷؛ مریم/۲۰).
[2] لامستم النساء. (نساء/۴۳).
[3] البداء من الجفاء و الجفاء فی النار. (کافی، ج۲، ص۳۲۵؛ وسائل، ج۱۱، ص۳۳۰).
[4] ان الله حرم الجنه علی کل فحاش بدی قلیل الحیاء لایبال ما قال و لا ما قیل له (کافی، ج۲، ص۳۲۳؛ وسائل، ج۱۱، ص۳۲۹؛ تحف العقول، ص۴۱۶).
[5] اذا رأیتم الرجل لایبالی ما قال او ما قیل له فانه لغیه او شرک شیطان. (کافی، ج۲، ص۳۲۳؛ وسائل، ۱۱، ص۳۲۹؛ تحف العقول، ص۴۳).
[6] سباب المؤمن کالمشرف علی الهلکه. (کافی، ج۲، ص۳۵۹؛ وسائل، ج۸، ص۶۱۱).
[7] سباب المؤمن فسوق و قتاله کفر. (کافی، ج۲، ص۳۶۰؛ وسائل
[8] تحریر الوسیله، ج۲، ص۴۷۶؛ مختصر النافع، ص۲۹۹٫
[9] من سب علیا فقد سبنی و من سبنی فقد سب الله عز و جل. (امالی، ص۹۷؛ عیون اخبار الرضا، ب۳۰).
[10] عن رجل سب رجلاً بغیر قذف یعرض به هل یجلد؟ قال: علیه تعزیر. (فروع کافی، ج۵، ص۲۴۰).
[11] لاتسبوا الاموات فانهم قد افضوا الی ماقدموا. (المحجه الیبضاء، ج۵، ص۲۲۴).
[12] ایاک و ما یستهجن من الکلام فانه یحبس علیک اللئام و ینفر عنک الکرام. (غرر و درر، ف ۵، ح۹۱).
[13] لاتسبوا الناس فتکسبوا العدواه لهم او بینهم. (کافی، ج۲، ص۳۶۰؛ وسائل، ج۸، ص۶۱۰).
[14] فی رجلین یتسابان، قال: البادی منهما اظلم و وزره وزر صاحبه علیه ما لم یعتذر الی المظوم او ما لم یعتد المظلوم. (همان سند؛ تحف العقول،ص۴۳۵).
[15] فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم. (بقره/۱۹۴).
[16] المتسابان ما قلا فعلی البادی حتی یعتدی المظلوم. (المحجه البیضاء، ج۵، ص۲۱۷).
[17] ولاتسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدوا بغیر علم. (انعام/۱۰۸).
[18] وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۹۸٫
[19] انی اکره لکم ان تکونوا سبابین و لکنکم لو وصفتم اعمالهم و ذکرتم حالهم کان اصوب فی القول و ابلغ من العذر.(نهج البلاغه، خطبه ۱۹۹).
[20] فلاتقل لهما اف ولا تنهرهما. (بنی اسرائیل/۲۳).
[21] ملعون من سب و الدیه: قالوا: یا رسول اله و کیف یسب و الدیه؟ فقال یسب الرجل فیسب اباه فیسب الاخر اباه. (المحجه البیضاء، ج۵، ص۲۱۸).
[22] هل من احد یسب ابویه؟ فقال نعم یسب ابوی غیره فیسبون ابویه (المحجه البیضاء، ج۳، ص۳۷۷).
[23] اذا رأیتم اهل الریب و البدع من بعدی فاظهروا البرائه منهم و اکثروا من سبهم. (کافی، ج۲، ص۳۷۵).
منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه
