ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

یکشنبه, 19 آذر 1396 11:50

ثبت احوال دیجیتالی

همه دستگاه‌های سیم‌کارت‌دار برای خرید و فروش در سامانه «همتا» باید ثبت شوند

 

لیدا ایاز
 
با گذشت کمتر از یک هفته از اجرای طرح رجیستری که به مرحله دوم رسیده است حالا سامانه‌ای با عنوان «همتا» در دسترس عموم مردم قرار گرفته تا هنگام خرید و فروش کالاهایی که مشمول طرح ثبت نام در این طرح هستند مورد استفاده قرار گیرد. سامانه‌ای که به‌طور رسمی زیر نظر کارگروه اجرای طرح رجیستری و از نظر فنی باید با پشتیبانی مسوولان مرکز توسعه تجارت الکترونیک فعال باشد اما رمضانعلی صادق‌زاده، رئیس مرکز توسعه تجارت الکترونیکی به «دنیای اقتصاد» می‌گوید که راه‌اندازی سامانه زیر نظر این مرکز بوده اما متولی اجرای طرح رجیستری چه از نظر فنی و چه اطلاع‌رسانی درباره نحوه کارکرد این سامانه، وزارت ارتباطات و سازمان تنظیم مقررات رادیویی است. حالا به نظر می‌رسد توپی که چندی پیش گفته شد از زمین وزارت صنعت خارج شده در حال دست به دست شدن است و بار دیگر به زمین وزارت صنعت برگشته است. رئیس مرکز توسعه تجارت الکترونیکی هم هرچند این موضوع را در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد» تایید می‌کند اما معتقد است که نماینده این مرکز برای همکاری گروهی در کارگروهی که برای اجرای طرح رجیستری تشکیل شده حضور دارد اما تمامی مسوولیت بر عهده وزارت ارتباطات است.
 
 

 

 

از سوی دیگر سامانه مرکز توسعه تجارت الکترونیکی که مسوولیت اعطای نماد اطمینان به کسب و کارهای مجازی را بر عهده دارد خود در ماه‌های گذشته با اختلالاتی در صدور «ای نماد» مواجه شده بود و به مدت یک ماه در ارائه سرویس به متقاضیان خارج از دسترس بود. سامانه‌ای که طیف مخاطبان آن محدود است اما حالا با راه‌اندازی سامانه «همتا» که به احتمال زیاد مخاطبان ده‌ها میلیونی خواهد داشت این سوال مطرح می‌شود که پشتیبانی فنی از این سامانه با اختلالاتی همچون این نماد مواجه نخواهد شد؟ با شروع فاز دوم اجرای طرح رجیستری که حالا نام برند و راهکارهای خرید و فروش آن مشخص شده، حالا سازمان تنظیم مقررات رادیویی با اعلام هشدارهایی به مصرف‌کنندگان، آنها را به سامانه «همتا» ارجاع داده است. بر اساس اطلاعاتی که درباره چگونگی اجرای طرح رجیستر کردن گوشی‌ها در دسترس عموم قرار گرفته، این طرح قرار است مشکلات طرح رجیستری را که در سال ۸۵ با شکست مواجه شده بود نداشته باشد.

 IMEI‌های غیر قابل کپی

اطلاعاتی که سامانه «همتا» روی پرتابل خود قرار داده حاکی است در سال ۸۵ عده‌ای با استفاده از ماهیت قابل جعل و تغییر IMEI گوشی‌های قاچاق به IMEI یک گوشی مجاز وارداتی، اقدام به فروش کالای قاچاق می‌کردند. کپی کردن کد IMEI به یک پدیده‌ عادی تبدیل شده بود. در نتیجه‌ این اقدام امکان پیگیری گوشی مسروقه هم از بین می‌رفت. اما ظاهرا حالا این طرح اصلاح شده و در طرح جدید، لیست IMEI‌های وارداتی در مرز گمرکی از بازرگان دریافت شده و در سامانه جامع تجارت ایران ثبت می‌شود. در سامانه جامع تجارت، به هر یک از IMEI‌های وارد شده به کشور، یک کد فعالسازی منحصر به‌فرد اختصاص داده می‌شود. هنگام خرید تلفن همراه، باید این کد منحصر به‌فرد در اختیار خریدار قرار گیرد. خریدار تلفن همراه، برای فعالسازی دستگاه خود، باید شماره IMEI، کد فعالسازی و شماره تلفـن همراه خود را از طریـق یکی از درگـاه‌های ارتباطـی (USSD، Web، پیامک و...) به سامانه همتا ارسال کند. سامانه همتا در صورت تطابق IMEI و کد فعالسازی ارسال شده، تجهیز موردنظر را برای شماره تلفن خریدار فعال کرده و اطلاعات IMEI و شماره سیم‌کارت خریدار را برای ارائه خدمات مخابراتی به اطلاع سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی و اپراتورهای تلفن همراه می‌رساند.

پس از فعالسازی دستگاه، با مراجعه به یکی از درگاه‌های سامانه همتا مصرف‌کننده می‌تواند از خدماتی نظیر مشاهده اطلاعات تجهیزات فعال سیم‌کارت خود، اعلام سرقت و مشاهده تاریخچه تجهیز بهره‌مند شود. روابط عمومی سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات نیز جزئیاتی از چگونگی استفاده از این سامانه را تشریح کرده است. به این ترتیب خریداران هنگام خرید باید از اصالت گوشی تلفن همراه و تجهیزات دارای سیم‌کارت مطمئن شوند به همین منظور می‌توانند شناسه ۱۵ رقمی (IMEI) روی جعبه دستگاه را به شماره ۷۷۷۷ پیامک کنند یا با استفاده از کد دستوری #۷۷۷۷* و انتخاب گزینه استعلام اصالت، قبل از خرید و پرداخت هزینه، از اصالت گوشی مطمئن شوند. پس از خرید دستگاه، باید فاکتور رسمی با مهر فروشگاه که شماره شناسه ۱۵ رقمی (IMEI) دستگاه روی آن درج شده را از فروشنده دریافت کنند و درصورت بروز هرگونه مشکل در مورد غیرقانونی بودن گوشی یا تجهیز، فروشنده باید پاسخگو باشد.

همچنین خریداران پس از خرید گوشی تلفن همراه و تجهیزات دارای سیم‌کارت با شماره‌گیری کد دستوری #۰۶#*، شناسه بین‌المللی ۱۵ رقمی (IMEI) گوشی را دریافت می‌کنند که این شناسه باید با شناسه ثبت شده روی جعبه دستگاه یکسان باشد. گوشی‌های دو سیم کارته دارای دو شناسه IMEI و گوشی‌های چند سیم کارته دارای چند IMEI هستند. دستگاه باید در شبکه اپراتوری فعال شود، برای این کار خریدار باید کد فعال‌سازی (Activation Code) را هنگام خرید از فروشنده دریافت کند. توصیه می‌شود خریداران برای پیشگیری از هرگونه سوء استفاده احتمالی کد فعال‌سازی را بلافاصله استفاده و دستگاه را فعال کنند. برای فعال‌سازی تجهیز در شبکه اپراتوری، خریدار کد دستوری #۷۷۷۷#* را شماره‌گیری کرده و عدد مربوط به گزینه فعال‌سازی را انتخاب می‌کند. پس از آن شناسه بین‌المللی ۱۵ رقمی (IMEI) دستگاه و کد فعال‌سازی مربوط به دستگاه و شماره سیم‌کارت دستگاهی را که قصد فعال‌سازی آن را دارد به ترتیب وارد می‌کند. پس از تایید اطلاعات وارد شده، پیام موفقیت‌آمیز بودن فرآیند را دریافت می‌کند.

کاربران پس از فعال‌سازی، تلفن همراه فقط روی سیم‌کارت فعال شده قابلیت استفاده از شبکه را خواهند داشت و در صورتی که دارنده گوشی یا تجهیز بخواهد از سیم‌کارت دیگری استفاده کند باید فرآیند انتقال بهره‌بردار را طی کند. در غیر این‌صورت تلفن همراه روی سیم‌کارت جدید فقط به مدت ۳۰ روز قابل استفاده خواهد بود. درباره مسافرانی که از خارج کشور گوشی تلفن همراه یا تجهیز دارای سیم کارت به کشور وارد می‌کنند نیز مقررات خاصی وجود دارد. این افراد باید شناسه بین‌المللی ۱۵رقمی (IMEI) تجهیز خریداری شده را در گمرک محل ورود خود ثبت کنند. مسافران هنگام ثبت شناسه گوشی تلفن همراه خود باید عوارض گمرکی آن را پرداخت کرده و رسید آن را نزد خود نگهداری کنند. همچنین مسافران پس از دریافت کد فعالسازی از وزارت صنعت، معدن و تجارت باید آن را در سامانه همتا به آدرس Hamta.ntsw.ir ثبت کنند.

بر اساس اطلاعیه سازمان تنظیم مقررات رادیویی درصورت وجود شکایت با ماهیت فنی شامل دریافت نکردن سرویس از شبکه تلفن همراه به‌رغم طی کردن تمام مراحل فعال‌سازی و دریافت پیامک تاییدیه فعال شدن گوشی تلفن همراه کاربران می‌توانند با مرکز تماس طرح به شماره ۰۹۶۳۶۶ تماس بگیرند. اگرچه هنوز کاربران زیادی در تماس با این سامانه نیستند اما تماس‌های آزمایشی با این سامانه نشان داد که توضیحات مختصر در این زمینه از سوی اپراتورهای خودکار کاربران را در صورت بروز مشکل در قطع ارتباط به اپراتورهای همراه یا فروشنده ارجاع می‌دهند. با وجود تمامی این مراحل سازمان تنظیم مقررات رادیویی اعلام کرده که ثبت و فعالسازی گوشی تلفن همراه یا سایر تجهیزات دارای سیم‌کارت برای کاربران کاملا رایگان بوده و خریداران نباید بابت آن هیچ هزینه‌ای پرداخت کنند.

موضوعی که به نظر می‌رسد در همین روزهای آغازین به دست فراموشی سپرده شود چراکه کاربران معمولی که دانش کافی را در ثبت این اطلاعات نخواهند داشت آن را به فروشندگان در لحظه خرید واگذار می‌کنند و همین اقدام منجر به بازار غیررسمی ثبت رجیستری همراه با پرداخت هزینه برای مشترک خواهد شد. با وجود اینکه هنوز افراد زیادی در چند روز گذشته مشتری سامانه «همتا» نبوده‌اند اما به نظر می‌رسد با افزایش یافتن طیف مخاطبان این سامانه اطلاعیه‌های بیشتری برای مصرف‌کنندگان از سوی سازمان تنظیم مقررات رادیویی صادر شود.

 

در کتاب «کاوشی در معنویت‌های نوظهور صورت گرفته است؛
نویسنده در این کتاب بر اساس روش عقلی و منطقی، آموزه‌های عرفان‌ها و معنویت‌های نوظهور و چالش‌های پیش‌روی آنها را بررسی کرده است.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
نشر معارف، کتاب «کاوشی در معنویت‌های نوظهور؛ بررسی ده جریان فعال در ایران» را به قلم حمزه شریفی دوست منتشر کرده است.

در معرفی پشت جلد این کتاب چنین آمده است:

عرفان حلقه، شیطان پرستی، قانون جذب، اشو، پائلو کوئلیو، وله، وین دایر، دالایی لاما، یوگا و عرفان سرخ پوستی ده جریان فعال در ایران است که شناخت و کاوش در آنها می‌تواند راه را از بیراه برای اهل معنا بازشناساند. ظهور معنویت‌های نوپدید در ایران چندی است مورد توجه جوانان این مرز و بوم قرار گرفته و از همین‌رو ضرورت شناخت و مطالعه آنها روزافزون گشته است.

 نویسنده در این کتاب نه بر اساس نقد درون دینی؛ بلکه بر اساس روش عقلی و منطقی، آموزه‌های این مکاتب را معرفی کرده و چالش‌های پیش‌روی آنها را با بیانی شیوا، همه فهم و به دور از پیچیدگی و طرح مسائل دشوار فهم، بررسی کرده است.

 

وی در مقدمه اهداف و ضرورت نگارش این کتاب را این گونه شرح می‌دهد:

در ابتدای این نوشتار، یادآوری نکته‌ای در باب عرفان‌های نوظهور ضروری است و آن اینکه، برخی گمان می‌کنند که پرداختن به نقد عرفان‌های بدلی و معنویت‌های جدید لازم نیست؛ چرا که باعث ترویج آنها می‌شود؛ یادآور می‌شویم که خطر این نگرش مقدس مأبانه کمتر از تبلیغ معنویت‌های بدلی نیست.

بی‌شک مأموریت اصلی متولیان تربیت دینی در دراز مدت، عرضه معنویت اسلامی، آن هم به روش مناسب و متناسب با نیاز و شرایط مخاطب است. این اقدام نه راهکار؛ که یک استراتژی در حوزه فرهنگ عمومی است.

 در کنار این سیاست اساسی، در کوتاه مدت نمی‌توان و نباید در مقابل هجمه‌های سنگین معنویت‌های جدید سر به زیر برف برد و فضای عمومی جامعه را به حال خود رها کرد.

به نظر می‌رسد حتی باید افرادی را که تفسیرهای جدید را نمی‌شاسند، با کلیات این تأویل‌ها و یافته‌ها آشنا کرد و خطر قرائت‌های جدید را گوشزد نمود؛ چرا که مخاطبان این گروه‌ها اگر ذهنیت پیشین در مورد آسیب‌زایی و غیردینی بودن این اندیشه‌ها داشته باشند، عموما با تردید و ابهام با این افکار مواجه می‌شوند و از آنجا که احتمال غیردینی بودن این گروه‌ها برایشان تقویت می‌شود؛ حس مقاومت درونی در آنها شکل می‌گیرد و با نگاه نقادانه به مصافشان می‌روند.

 مشاهدات نشان می‌دهد بیشتر آسیب‌دیده‌ها کسانی بوده‌اند که احتمال انحراف در مورد این گروه‌ها نمی‌دادند و با ذهن خالی با این جریان‌ها روبه‌ور شده و دربست تعالیم جدید را پذیرفته و به حال دلدادگی رسیده‌اند؛ بلکه به عکس، تجربه نشان داده افرادی که ذهنیت قبلی در مورد غیر دینی بودن این عرفان‌ها داشته‌اند؛ در ارتباط با آنها به حالت دلدادگی نرسیده و آسیب جدی ندیده‌اند.

 چنین نیازی برای افراد متدین شدیدتر است؛ چرا که دل بستگان به معارف اسلامی، آنگاه که احتمال انحراف داده‌اند، در هیچ جریانی هضم نشده‌اند و برای این گروه کافی است که «احتمال اصیل نبودن» یک اندیشه مطرح شود؛ اگر این احتمال با اطلاع‌رسانی قبلی تقویت شود؛ مصونیت دو چندان دارد.

 امروز شاهد افزایش آمار افرادی هستیم که دچار استرس، اختلال روانی و روان‌پریشی‌اند. همچنین از نگاه روان‌شناسی، وجود «بحران» در بعد روح و روان نشانه هایی دارد و فقط به بعضی از این عوارض، بحران گفته شده است. از این‌رو، مؤلف زیر عنوان «در بستر رویش یا علت پیدایش معنویت‌های نوظهور» چنین آورده است:

همین رنجش‌های درونی و ناملایمات روانی بوده که یکی از علل پیدایش معنویت‌های جدید است و این عامل نه بستر و زمینه؛ بلکه علت پیدایش بسیاری از جنبش‌های معنویت‌های جدید است. جالب اینکه امروزه شمار بسیاری از کسانی که حامل یک پیام معنوی و صاحب مسلکی عرفانی‌اند، افرادی هستند که دوره‌ای از بحران را پشت سر گذاشته‌اند و به مدد دسته‌ای از عوامل توانسته‌اند «برون رفت از بحران» را تجربه کنند.

 تجربه موفق ایشان در فرار از بحران و یا احیانا فرونشاندن و مهار آن، باعث شده «عوامل برون رفت» را به جای معنویت و گاهی با نام عرفان، مطرح و تبلیغ کنند.

 بررسی‌های میدانی در غرب حاکی از آن است که فشارهای شکننده زندگی ماشینی، تشدید بیماری روانی، انزوا و بی‌اعتمادی از یک سو و دسترسی نداشتن به معنویت ناب و عرفان حقیقت از دیگر سو؛ در شکل‌گیری معنویت‌های نوپدید سهم جدی داشته است.

نشر معارف، کتاب «کاوشی در معنویت‌ها نوظهور؛ بررسی ده جریان فعال در ایران» را با شمارگان ۲۵۰۰ نسخه در ۵۱۲ صفحه به قیمت ۱۱۸۰۰ تومان منتشر کرده است.

شنبه, 18 آذر 1396 12:16

محرومیت از امام، چرا؟!

محرومیت از امام، چرا؟!

 

 

در طول تاریخ بشریت پیامبران زیادی مأموریت داشتند تا بشر را به سوی نور رهنمون کنند. در هر برهه ای از زمان بشر به طرق مختلف با ایشان برخورد نمود. یکی را در آتش سوزاند، یکی را به تمسخر گرفت و دیگری را دیوانه خواند و آن یکی را تکذیب نمود. این روند در مورد امامان نیز اجرا شد و جز گروه اندکی به آنها ایمان نیاوردند و حاکمان جور یازده نور را به شهادت رساندند و اینک تنها یک منجی و هادی برای بشر باقی مانده است و راه نجات دیگری برای بشر متصور نیست . حال درد بزرگ جامعه بشر این است که به غیبت تنها منجی اش دچار شده، چرا؟!

 


امام زمان، فرج، تعجیل در فرج

 

 

علت وقوع این حادثه تلخ چه می تواند باشد؟
آیا حکمت خداوند اقتضا می کند که بشر را در تاریکی ها رها کند؟
پاسخ های گوناگونی می توان به این سوال ها داد:

1.  غیبت سری از اسرار الهی

برخی از روایات غیبت را سرّی از اسرار الهی می دانند و حکمت آن را نزد خدا ، که از بندگان پوشیده شده و تا بعد از ظهور حضرت حجت (عج) روشن نخواهد شد.
جابر از رسول خدا پرسید: آیا قائمی که از فرزندان توست غیبت دارد؟ حضرت فرمود: به خدا سوگند! چنین است ، تا در آن غیبت، مؤمنان باز شناخته شده و کافران نابود شوند. ای جابر ! این امر، از امور الهی و سری از اسرار ربوبی و مستور از بندگان خداست. (کمال الدین و تمام النعمه/ج1/باب 25/ ح 7)

2.  ترس از کشته شدن

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: برخداوند لازم است که بندگانش را امتحان کند. آن موقع است که اهل باطل، تردید خواهند کردحضرت (عج) در پرده غیبت قرار گرفتند تا جان شان حفظ شود چرا که دشمنان در پی کشتن ایشان  هستند. در تاریخ ذکر شده که بنی عباس از روایات اسلامی فهمیده بودند که کسی در خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) به دنیا می آید تا حکومت ستمکاران را نابود کند . از این رو بسیار در پی ایشان بودند تا وی را بیبند و بکشند. (کمال الدین و تمام النعمه/ ج 2/باب 32/ ح51) امام صادق (علیه السلام) از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل می کنند: آن جوان ناچار باید غایب شود. عرض کردند: یا رسول الله(صلی الله علیه و آله) برای چه غیبت می کند؟ فرمود: می ترسد او را بکشند. ( بحار الانوار/ ج52/ ص 90/ ح1)

3. به گردن نداشتن بیعت ظالمان

این امر نیز از مصالح غیبت است که حضرت مهدی (عج) ناچار نشود تا پیش از ظهور ، از راه تقیه، با زمامداران و حاکمان جور بیعت کند از این رو، وقتی  ظهور می کند بیعت کسی بر گردنش نیست.
ابو بصیر از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند: صاحب این امر ، ولادتش بر این خلق پنهان است ؛ تا چون ظهور کند. بیعت احدی بر گردنش نباشد. (کمال الدین تمام النعمه/ ج2/ باب/ 44/ ح 6)

4.آزمودن و غربال انسان ها

آزمایش یکی از سنت های الهی در فراز و نشیب زندگی است تا مقدار استواری آنها سنجیده شود. غیبت امام عصر (عج) یکی از آزمون های دشوار است تا دینداران شناخته نشوند و به آنچه سزاوارند برسند.

اگر شیعیان ما، که خداوند در انجام طاعت موفق شان بدارد در وفا کردن به عهد ما، همدل و وفادار بودند یک لحظه ملاقات ما از آنها به تاخیر نمی افتاد و ما را از آن ها پوشیده نمی دارد

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: برخداوند لازم است که بندگانش را امتحان کند. آن موقع است که اهل باطل، تردید خواهند کرد. (بحار الانوار / ج 52/ ص 130/ ح26)

5. تأدیب مردم

 شکر نعمت نعمتت افزون کند                   کفر نعمت از کفت بیرون کند
ناسپاسی انسان در نعمت الهی و کفران آن باعث محرومیت آن ها می شود. نعمت ولایت و امامت نیز نعمت بی بدیلی است که ناسپاس بودن در مورد آن موجب محروم شدن انسان از رهبری الهی خواهد شد.

امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: وقتی خداوند همراهی و همنشینی ما را برای قومی خوش ندارد، ما را از میان آنها برگیرد .(علل الشرایع/ ص 244/ باب 179/ ح 2)

اما ورای همه ی این دلایل می توان سبب اصلی غایب شدن امام از انظار مردم را خود مردم دانست . چنانچه خواجه نصیر در تجرید الاعتقاد نیز همین امر را علت اصلی غیبت می داند. حضرت حجت(عج) نیز در نامه ای به شیخ مفید بیان نمودند که عدم همدلی و وفاداری شیعیان باعث غیبت ایشان است:

اگر شیعیان ما، که خداوند در انجام طاعت موفق شان بدارد در وفا کردن به عهد ما، همدل و وفادار بودند یک لحظه ملاقات ما از آنها به تاخیر نمی افتاد و ما را از آن ها پوشیده نمی دارد. (بحار الانوار/ ج 53/ ص 176)

فرهنگ خیانت و خمودگی در بین مردم نیز باعث اصلی غیبت و محرومیتشان از وجود امام و تاخیر افتادن ظهور حضرت (عج) است. چرا که ظهور در محیطی محقق خواهد شد که مجاهدت ، ایثار و بستر گسترده ی قدرت و اعتماد وجود داشته باشد . بشر با وجود قدرت و حکومت دچار رخوتی است که گویی به غیبت امام خویش عادت نموده . در جایی که افراد شاخص یک جامعه دست به خیانت می زنند و عهد شکنی می کنند امام (عج) با تکیه بر کدام نیروز قیام کند؟!
چنانچه اگر مردم از خود بی لیاقتی نشان نمی دادند و معصوم را کنار نمی زدند و آماده پذیرش وی بودند غایب نمی شد!!

چرا همسرتان زبان شما را نمی فهمد؟

 

اصولاً چطور باید صحبت كنیم تا منظور را درست به همسرمان برسانیم و او كلمه به كلمه حرف هایمان را درك كند برای چندمین مرتبه به همسرتان یادآوری می كنید كه پاركینگ را تمیز كند اما فردای همان روز باز می بینید تمام آشغال ها و خرت وپرت های دور ریختنی را روی زمین پخش كرده و جمع نكرده است

 

همسر، رمانتیک، طعنه و کنایه، سرزنش، متهم کردن، هدیه تولد، روابط عاشقانه، خانواده ایرانی،ازدواج و خانواده، عشاق موفق

 

او به زبان فارسی صحبت می‌كند، شما هم فارسی صحبت می‌كنید. اما باز هم حرف‌های یكدیگر را نمی‌فهمید.
● چرا همسرتان زبان شما را نمی‌فهمد؟ اصولاً چطور باید صحبت كنیم تا منظور را درست به همسرمان برسانیم و او كلمه به كلمه حرف‌هایمان را درك كند؟ برای چندمین مرتبه به همسرتان یادآوری می‌كنید كه پاركینگ را تمیز كند. اما فردای همان روز باز می‌بینید تمام آشغال‌ها و خرت‌وپرت‌های دور ریختنی را روی زمین پخش كرده و جمع نكرده است‌...‌ چند بار اشاره كرده‌اید كه از عروسك‌های كوچولوی دوست داشتنی و موزیكال خوشتان می‌آید ولی باز هم برای تولدتان یك آدم آهنی ز‌مخت و خشن كه از آن نفرت دارید خریده است! در این مواقع همیشه زن‌ها از خود می‌پرسند مگر او صدای مرا نمی‌شنود؟ یا اینكه حرف‌های مرا نمی‌فهمد؟

در واقع مشكل اصلی اینجاست كه لحن شما در گفتن جملات، با سبك ارتباط برقرار كردن همسرتان تفاوت دارد. دكتر لوری پان، نویسنده كتاب <لحن كلام چگونه زندگی را تغییر می‌دهد> می‌گوید: <مردم برای بیان حالات و درخواست‌های خود از روش‌های متفاوت استفاده می‌كنند.> اگر همسر شما با رفتار و نوع گفتار شما آشنایی كافی نداشته باشد، بعد از هر گفتگویی سوءتفاهم‌ها آغاز می‌شود. برای این كه شكاف میان این فاصله‌های رفتاری و گفتاری برطرف شود، این تست را با دقت مطالعه كنید و در هر وضعیتی كه شرح داده شده، نزدیك‌ترین پاسخ را انتخاب كنید. سپس با توجه به پاسخ‌هایتان، راه حل‌های مشكل را بخوانید تا دیگر لحظه‌هایتان را با دعوا بر سر سوءتفاهم‌ها هدر ندهید.

● وقتی از كار منزل خسته می‌شوید...
الف) همسرتان را متهم می‌كنید كه بار مسوِولیت خودش را به دوش نمی‌كشد. ب) با طعنه و كنایه نشان می‌دهید كه دیگر توان ندارید و در دل امیدوارید همسرتان متوجه منظورتان شود و در كار خانه كمكتان كند. ج) هیچ چیز نمی‌گویید و خودتان كارها را انجام می‌دهید. چون معتقدید اگر خودتان كارها را بكنید، راحت‌تر است تا این كه ۲ ساعت وقت بگذارید و به او یاد بدهید چطور با ماشین ظرف‌شویی كار كند. د) از همسرتان خواهش می‌كنید چند روز در هفته كارها را انجام دهد تا شما هم كمی استراحت كنید.

● همسرتان از شما می‌خواهد روز تعطیل آخر هفته را به سینما بروید و فیلم علمی ‌- تخیلی مورد علاقه او را ببیند، در حالی كه شما از این نوع فیلم‌ها متنفرید...

الف) او را سرزنش می‌كنید و می‌گویید این بدترین پیشنهادی است كه او می‌توانسته بدهد و بهتر است به كار خودش برسد. ب) می‌گویید: <آ‌... نمی‌دانم...‌اما اگر واقعاً دوست داری برویم،...> و در دل آرزو می‌كنید كاش نظرش عوض شود. ج) با او می‌روید. شاید فیلمش خیلی هم بد نباشد. د) به او می‌گویید هرگز این فیلم‌ها را دوست ندارید و بهتر است كه فیلم دیگری انتخاب كند‌‌...

● همسرتان عادت بدی دارد كه شما را ‌آزار می‌دهد. یك‌بار، وقتی كه دوباره آن عادت را انجام داد...
الف) از كوره در می‌روید. مثلا می‌گویید چند بار گفتم طوری مسواك بزن كه كف خمیر دندان به آینه دستشویی نپاشد؟ ب) خود شما هر بار پس از مسواك زدن با دستمال آینه را پاك می‌كنید و امیدوارید او نیز یاد بگیرد. ج) به خود می‌قبولانید كه هیچ انسانی ایده‌آل نیست و بی‌عیب و نقص آفریده نشده است. د) صبر می‌كنید تا كارش تمام شود. سپس مشكل را مطرح می‌كنید و پیشنهاد می‌دهید وقتی شب‌ها دوش می‌گیرد، زیر دوش مسواك بزند یا هر راه‌حل دیگری كه خودش فكر می‌كند از آن راه مشكل حل می‌‌شود، را انجام دهید.

● همسرتان از شما می‌پرسد برای هدیه تولدتان چه هدیه‌ای می‌خواهید؟...
الف) تمام مشخصات، رنگ، مدل و مارك یك قهوه‌جوش را به او می‌دهید و تا‡كید می‌كنید مبادا چیزی مغایر با سلیقه شما بخرد. ب) می‌گویید <هرچه خودت می‌خواهی> و بعد با اشاره به او می‌فهمانید كه دوست دارید به كنسرت خواننده محبوبتان بروید. ج) می‌گویید <هر چه خودت انتخاب كنی و بخری، قبول دارم> و بعد به خودتان می‌گویید كه توی این سن و سال دیگر كادوی تولد چیز بی‌مزه‌ای است و نیازی به آن نیست. د) به او می‌گویید خواننده محبوبتان در سالن اصلی شهر كنسرت دارد و خیلی دوست دارید كه بلیت كنسرت به عنوان كادوی تولد از او هدیه بگیرید.

● شما درباره مشكلاتی كه در محل‌كار برایتان پیش آمده صحبت می‌كنید. همسرتان یك پیشنهاد می‌دهد كه زیاد مورد پسند شما نیست.
الف) او را متهم می‌كنید كه همیشه فقط مشكل را بیشتر می‌كند و پیشنهادش بسیار بد است و بهتر است دیگر راجع به آن صحبت نكند. ب) در طول شام، ساكت می‌مانید و با او صحبت نمی‌كنید تا خودش متوجه شود اشتباه كرده است. ج) از او به خاطر پیشنهادش تشكر می‌كنید و می‌كوشید به طریقی آن پیشنهاد را عملی كنید. د) می‌گویید پیشنهادش را انجام داده‌اید، اما فایده‌ای نداشته است.

● همسرتان با پس‌اندازی كه از حقوقش جمع كرده، بدون مشورت با شما یك تلویزیون مدل جدید و بزرگ خریده است.
الف) به او می‌گویید برود و آن را پس بدهد. ب) شما هم یك مرتبه وقتی با او به خرید می‌روید، حسابی ولخرجی می‌كنید تا او هم به فكر فرو رود و بفهمد اسراف و ولخرجی كار بدی است. ج) چیزی نمی‌گویید و با خود می‌اندیشید او برای پول درآوردن زحمت زیادی كشیده است وحق دارد گاهی پولش را هر طور كه دوست دارد خرج كند. د) به او می‌گویید دفعه بعد اگر خواستی چیزی بخری، با من مشورت كن و اگر پول زیادی پس‌انداز كردی و نمی‌دانستی چكارش كنی، بهتر است با هم برویم اوراق مشاركت بخریم.

● تعطیلات فرا رسیده و می‌خواهید با خانواده به مسافرت بروید. شما می‌گویید شیراز و همسرتان می‌گوید كیش.
الف) پیشنهاد بدی داده است. چون در كیش باید پول كلان خرج كرد و زیاد هم خوش نمی‌گذرد. ب) موقع راه‌رفتن سرتان را پایین می‌اندازید و پاهایتان را طوری روی زمین می‌كشید تا نشان دهید از رفتن به كیش ناراضی هستید و دوست دارید به شیراز بروید. ج) به این فكر می‌كنید كه كیش چه منظره‌های زیبا و خاطره‌انگیزی دارد، می‌توانید از ساحل زیبای آن استفاده كنید و به خرید بروید. پس در آنجا هم خوش خواهد گذشت. د) با همسرتان قول و قرار می‌گذارید كه امسال به كیش بروید و سال بعد به شیراز.

● او روز تولد شما را فراموش می‌كند.
الف) با ناراحتی فراوان می‌گویید به جهنم كه فراموش كرد! ب) به او می‌گویید اشكالی ندارد، اما با خودتان فكر می‌كنید ماه آینده هم من سالگرد تولد او را فراموش می‌كنم تا ببینم خوشش می‌آید یا نه! ج) با خود عهد می‌بندید سال دیگر خودتان حتما به یادش بیندازید فردا روز تولدتان است. د) به او می‌گویید بسیار ناراحت و ناامید شده‌اید و برای این كه فراموش كنید، پیشنهاد می‌دهید به یك رستوران چینی كه در آن خاطرات زیادی دارید، بروید.

● همسرتان تصمیم دارد برای خواهرش كه تازه ازدواج كرده، یك كادو بخرد. از صبح به بازار رفته‌اید و او هنوز چیزی نخریده است. از خستگی عرقتان در آمده ...
الف) اعصابتان خرد می‌شود و خودتان با عصبانیت یك چیزی می‌خرید. ب) مرتب به دست‌های خالی همسرتان اشاره می‌كنید و طعنه می‌زنید تا شاید بهش بربخورد و بالاخره چیزی بخرد. ج) پشت‌سر او به آرامی می‌آیید و صبر می‌كنید تا بالاخره چیزی پیدا كند و بخرد. د) به او می‌گویید اگر با من مشورت كرده بودی، به تو می‌گفتم كه جمعه‌ها مغازه‌های بازار اكثراً تعطیل است و یك روز دیگر با هم به خرید می‌رفتیم.

● احساس می‌كنید مدتی است روابط عاشقانه و رمانتیك در زندگیتان كمرنگ شده است...
الف) از همسرتان انتقاد می‌كنید كه هیچ‌وقت كاری نكرده تا شما احساس خاص و رمانتیكی‌ پیدا كنید. ب) به او می‌گویید شوهر <نازنین> بدون هیچ دلیلی برای همسرش یك سبد گل خریده است و امیدوارید او منظور شما را درك كند. ج) به خودتان نهیب می‌زنید بیدار شو! رمانتیك بودن برای نوجوانان و شخصیت‌های رمان‌های دانیل ‌استیل است، نه برای تو. د) به او می‌گویید احساس می‌كنم روابطمان كمی سرد و بی‌روح شده است. بهتر است برای این كه از این كسالت بیرون بیاییم، هفته‌ای یك شب برویم بیرون و تفریح كنیم. ‌پاسخ‌های خود را علامت زدید؟ حالا تعداد دفعاتی كه الف، ب، ج یا د را انتخاب كرده‌اید، با هم جمع كنید و ببینید كدام بیشتر امتیاز می‌آورند. سپس كلید پاسخ‌ها را بخوانید. برای هر پاسخ، یك توضیح كامل ارائه داده شده است. در هر توضیح، خصوصیات خوب و خصوصیات بد شما ارائه می‌‌شود و نیز این كه چطور صحبت كنید تا همسرتان دركتان كند و حرف‌هایتان را بفهمد.

 


منبع : آفتاب

چرایی رشد فزاینده شبهات نوپدید پیرامون حجاب بانوان

 

 

اگرچه در ظاهر، مساله کشف حجاب در کشورهای اسلامی، تقلیدی کورکورانه و تجددمآبانه بوده است و با امید دستیابی به رشد و پیشرفت جوامع اسلامی انجام پذیرفته اما باید گفت که نقش موثر غربی ها در گسترش و ترویج فرهنگ خود آن هم با روشی تهاجمی و استعماری، امری انکار پذیر است.


 

حجاب، پوشش، چادر

 


به طور معمول افزایش پرسش ها پیرامون زوایای تاریک یک موضوع می تواند نشانه توجه عالمانه بشر به آن مساله و رشد دانائی و آگاهی انسان باشد. اما در موضوع حجاب باید گفت که چنین مساله ای صادق نیست.
زیرا حجم وسیع شبهات نوپدید و پرسش های چالش آفرین پیرامون این مساله، با هدف سلطه فرهنگی غرب بر اندیشه ناب اسلامی و غارت همه جانبه فرهنگ مسلمانان و استثمار فکری و اعتقادی آنها است و به هیچ وجه ریشه در جستجوی عالمانه و کنکاش فهیمانه ندارد.
دنیای غرب در پی آن است که تفکر و اندیشه خود را از یک سو و حاکمیت و نفوذ سیاسی و اجتماعی خود را از سوی دیگر بر تمامی جهان بگستراند. اما مهمترین سدّ در پیش روی خود را اندیشه اسلام و حاکمیت آن بر قلب ها می داند.
به همین جهت با هجومی سازمان دهی شده، ناجوانمردانه و ساختار شکنانه به تمامی مبانی فکری، فرهنگی و اجتماعی مسلمانان حمله ور شده است و مطمئنا در این مسیر از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد بود.
اگرچه در ظاهر، مساله کشف حجاب در کشورهای اسلامی، تقلیدی کورکورانه و تجددمآبانه بوده است و با امید دستیابی به رشد و پیشرفت جوامع اسلامی انجام پذیرفته اما باید گفت که نقش موثر غربی ها در گسترش و ترویج فرهنگ خود آن هم با روشی تهاجمی و استعماری، امری انکار پذیر است.
نگاهی کوتاه به تفاوت کشف حجاب در غرب و دنیای اسلام نشانگر تفاوت ماهوی این دو نوع حرکت اجتماعی است. بنابراین می توان چنین نتیجه گرفت که رشد فزاینده شبهات نوپدید در دنیای اسلامی ریشه در تهاجم فرهنگی دنیای غرب داشته و یک چالش و موج ساختگی در راستای دستیابی به اهداف شوم آنها است.
 

تفاوت کشف حجاب در غرب و دنیای اسلام

کشف حجاب عمومی در میان بانوان کشورهای اسلامی از حدود صد سال پیش توسط سردمداران فاسد سه کشور ترکیه، ایران و افغانستان، با اجبار و فشار حاکمیتی به وقوع پیوست اما ریشه اصلی آن از یک سو باید در تحولات فکری و اندیشه ای دنیای غرب و از سوی دیگر در دگرگونی های فرهنگی و اجتماعی غرب جستجو کرد.
با این حال اگرچه کشف حجاب در کشورهای اسلامی، تقلید و الگوبرداری از تحولات غرب بوده است اما همانطور که در ادامه خواهیم گفت، نوع و سنخ این رخداد در دنیای غرب و جهان اسلام تفاوت بسیار زیادی با هم دارد.
مهمترین دلیل برای این تفاوت ماهوی میان کشف حجاب در غرب و جهان اسلام، اختیاری بودن ظاهری این حرکت در غرب و اجباری بودن آن در کشورهای اسلامی است.

ترکیه در این مساله شباهت بیشتری به اروپا دارد و با فشار و جبر کمتری به کشف حجاب روی آورده اما وجه اشتراک کشف حجاب در میان این سه کشور خصوصا ایران و افغانستان، اجباری بودن آن و تشدید اقدامات خشونت آمیز برای ترویج بی‌حجابی در جامعه بوده است. در ایران و در زمان حکومت رضاشاه چادر از سر زنان با زور و اجبار برداشته می‌شد و اجرای سیاست کشف حجاب با خشونت همراه بود. در افغانستان نیز شبیه همین وضعیت به وجود آمد و همین خشونت و اجبار بود که نهایتاً منجر به شورشهایی بر علیه امان‌الله خان شد و به حکومت وی پایان داد.

وارداتی بودن این سیاست و عدم تمایل قاطبه مردم نسبت به «مسئله کشف حجاب» در این سه کشور، مساله ای غیر قابل انکار می باشد. در واقع یکی از مهمترین نقاط تشابه پدیده و پروژه کشف حجاب در این کشورها و حتی کشورهای دیگری نظیر مصر، الجزایر و ...، وارداتی بودن این پدیده و عدم وجود ریشه‌های داخلی و تمایلات درونی و مردمی برای این مسئله بوده است. در حالیکه تحولات اجتماعی اروپا پس از تحولات فکری، اعتقادی و اندیشه ای صورت پذیرفته است.

اصولاً این سه کشور در آن مقطع زمانی کاملاً سنتی و مذهبی بوده و نه تنها تمایلی به کشف حجاب نداشتند، بلکه کاملاً مقید به تقیدات دینی و پوشش و حجاب اسلامی بودند. در این بین سیاستهای کشف حجاب در ترکیه، به دلیل نزدیکی جغرافیایی این کشور به غرب با موفقیت بیشتری همراه بوده و به دلیل گستره وسیع ارتباطات این کشور با کشورهای غربی، سیاست کشف حجاب در این کشور ـ بر خلاف ایران و افغانستان ـ با موفقیت چشمگیری مواجه بوده و در بسیاری از نواحی ریشه دوانید و گسترش یافت. (پروژه «کشف حجاب» چرا و چگونه انجام گرفت؟، سید محمد موسوی، موسسه مطالعات تاریخ ایران)

پوشش و لباس روبنای تغییر و تحولات فرهنگی

این کشف حجاب موازی در این سه کشور بزرگ اسلامی، آغازی بر هجوم همه جانبه غرب به فرهنگ اصیل اسلامی بود که خود را در قالب پوشش و لباس عموم مردم خصوصا بانوان، نمایان کرد. در واقع پوشش هر جامعه ای رونمای تمدن و تفکر و فرهنگ آن جامعه به حساب می آید که دگرگونی و تغییر و تحول در آن ارتباط مستقیم با تغییر و تحول در اندیشه و اعتقادات و فرهنگ آن جامعه خواهد داشت.

به بیان دیگر می توان گفت همانطور که لباس و نوع پوشش زنان و مردان هر جامعه ای نشانگر اعتقادات و نوع تفکر آن جامعه است، تغییر در فرهنگ و تفکر هر جامعه ای نیز می تواند از تحول در پوشش و ظاهر عموم مردم آغاز گردد و فرهنگ و تفکر آن اجتماع را به سمت و سویی دیگر بکشاند. بنابراین باید گفت که میان نوع پوشش و فرهنگ عمومی هر اجتماعی رابطه ای دو طرفه و ارتباطی مستقیم وجود دارد.

با این مقدمه می توان گفت که اگرچه تغییر پوشش در جهان اسلام ریشه در تحولات دنیای غرب و تغییر پوشش در آن دیار داشته است، اما نوع و سنخ این تغییرات با هم متفاوت است. چراکه برهنگی در اروپا پس از تغییر و تحولات فکری، اجتماعی و فرهنگی در آن دیار صورت پذیرفته اما کشف حجاب در جهان اسلام بیشتر به عنوان آغازی برای گرایش به تفکر غربی و پذیرش اندیشه آنان صورت گرفته است. در واقع کشف حجاب در جهان اسلام به عنوان ابزار و دست آویزی برای گرایشات فرهنگی و اجتماعی مردم به سوی تفکرات و فرهنگ غرب به حساب می آید.
در بعد تغییر و تحولات اجتماعی نیز باید گفت که غرب در اثر تعصبات و تنگ نظری های دوران قرون وسطی در کلیسا، به دوران نوزائی (رنسانس) و آزادی طلبی بی حد و مرز رسید و برای رهائی از زندان نادانی و تعصبات کور مذهبی، به چاه عمیق سکولاریسم و جدائی دین از زندگی اجتماعی و سیاسی گرفتار شد، اما کشورهای اسلامی بدون آنکه تصوری از این مساله داشته باشند تنها با یک تهاجم فرهنگی همه جانبه از سوی غرب مواجه شدند و خود را در برابر سیلی از تفکرات، اعتقادات، تمایلات، شبهات و خرده فرهنگ های بیگانه یافتند. به همین جهت مساله حجاب در کشورهای اسلامی را نیز باید از این منظر نگاه کرد و به عنوان یک چالش غرب گرایانه به آن نظر افکند.
در واقع سردمداران و روشن فکر مآبان در جوامع اسلامی به امید دستیابی به پیشرفت های صنعتی و اقتصادی دنیای غرب، خود را به ورطه تباهی فرهنگی و اجتماعی برآمده از تفکرات نوپدید غرب انداختند و گمان کردند که دلیل رشد اقتصادی غرب، همین تحولات اجتماعی و فرهنگی پوچ و قهقرا گونه است.
ادامه دارد .....

شماره های قبل :
ریشه یابی تاریخی چالش حجاب بانوان در دنیای اسلام
تحولات اجتماعی غرب و تاثیر فزاینده آن بر حجاب بانوان در دنیای اسلام

جذاب تر از فیلم های مستهجن!

 

 

زمانه عوض شده است، بازی ها تغییر کرده است و حتی می توانم بگوییم تفریح ها هم رنگ و بوی دیگری گرفته است! زمانی تفریح نوجوانان بود که ظهر ها که از مدرسه تعطیل می شدند بعد از کمی استراحت با بچه‌های محله در کوچه قرار می گذاشتند که فوتبال بازی کنند... گاهی از صدای داد و خنده ی آنها نمی‌توانستیم چند دقیقه چشم بر هم بزنیم و بخوابیم! اما نوجوانان امروز آرام گرفته‌اند... آرام خطرناک شده اند....!

 

ابزار جنسی مستهجن تلفن همراه گیف جنسی اینستاگرام نوجوان تصاویر غیر اخلاقی خانواده ایرانی مشکلات و انحرافات نوجوانی

 

 

این روزها کوچه و خانه ها ساکت شده است... دیگر همه  راحت و بدون سر و صدا خوابیده اند که خوابیده اند! پدر و مادرتازه از سرکار آمده اند و  در اتاقشان در حال استراحت هستند و بچه ها هم که تازه از مدرسه امده اند هر کدام در اتاق خودشان حتما در حال استراحت هستند اما نه!  انها هنوز انرژی دارند و اکنون در حال بازی و گردش هستند البته از نوع مستهجنش!

تا به حال گردش مستهجن به گوشتان خورده است؟! گردشی که قلبتان را به تپش می اندازد و شوق ادامه دادن را در شما زنده می‌کند...آن قدر پیش می روید تا در این گردش مستهجن دچار سانحه ی روحی می شوید ...

متاسفانه این روزها باتوجه به در دسترس بودن تلفن همراه در دست کودکان و نوجوانان دستیابی به تصاویر و فیلم‌های هرزه نگاری هم به سهولت امکان پذیر است . اگر تا چند دهه قبل دستیابی به تصاویر غیر اخلاقی تنها با فیلتر‌شکن امکان پذیر بود اما  امروز همه چیز برای شما باز است! ایسنتاگرام ، گیف های جنسی، گروه های مختلط جنسی، روابط ناسالم در ملاعام و ...



این ابزار جنسی تقدیم تو باد!


اگر به چند دهه قبل برگردید به یاد می اورید زمانی را که  حتی روابط پدر و مادرها هم در حضور فرزندانشان دست و پا شکسته و با احتیاط بود که مبادا فرزندان دچار اختلالات جنسی شوند اما این روزها این خود پدر و مادرها هستند که ابزارهای جنسی را دو دستی تقدیم فرزندانشان می کنند...

بارها از پدر و مادرهایی که برای نوجوانشان موبایل خریده اند شنیده ایم که میگویند : " وقتی دست دوستانش موبایل می بیند خب او هم دوست دارد که داشته باشد بعد هم که فرزند ما خواهر و برادری ندارد که با او بازی و تفریح کند دلش به همین موبایل خوش است!" اما آیا می دانید که شما پدر و مادر به اصطلاح دلسوز نوجوانتان را در دام هرزگی انداختید؟! شما امدید او را از تنهایی در اوردید و خودتان را خلاص کنید اما او را با هزار و یک مشکل رو برو کردید...

شما علاوه بر اینکه ابزار جنسی را در اختیار فرزندتان قرار دادید حتی در روابط زناشویی هم حرمت ها را نگه نداشتید و با هر نوع لباس و پوشششی در حضور نوجوانتان در کنار همسرتان طنازی کردید و آسیب‌هایی همچون بلوغ زودرس ، تقلید از رفتارهای جنسی، خودارضایی و... را در نوجوانتان تقویت کردید.

بدانید که  نوجوان شما در  سن حساسی قرار دارد . مهم‌ترین پدیده‌ای که در این دوره رخ می‌دهد این است که افراد به دوره‌ی کودکی خود باز می‌گردندو مثل دوران کودکی خود سرکش  و کنجکاو می‌شوند، زیرا بچه‌های کوچک لجبازهستند و صحبت‌های کسی را گوش نمی‌دهند و در نهایت به علت ترسی که از پدرو مادر خود دارندمجبور می‌شوند صحبت‌های آنها را اجرا کنند و در نهایت کاری را که دلشان می خواهد در خفا از پدر و مادر انجام دهند.



چه باید کرد؟


1)ما در جامعه ای زندگی می کنیم که مسائل جنسی نوعی تابو محسوب می شود تا جایی که هنوز بسیاری ازوالدین نمی دانند که چگونه باب گفتگو درباره مسال جنسی را با فرزندانشان باز کنند. اکثر والدین به گونه ای نقش کنترل گر را بازی می کنند که فرزندان حتی به خودشان اجازه نمی دهند که حتی اگر در زمینه جنسی به مشکل برخورد کردند از والدینشان سوالی بپرسند لذا در حالی که هیچ منبع معتبری برای ارضای حس کنجکاویشان نمی یابند مجبور می شوند که خودشان دست به کار شوند و از طریق کسب اطلاعات ممنوعه! به جواب مور نظر دست یابند.

2)خیلی وقت‌ها والدین شواهدی مبنی بر مشاهده فیلم‌ها و تصاویر مستهجن از طرف فرزندانشان دارند اما گمان می‌کنند سکوت سبب می‌شود حرمت بینشان حفظ شود، در حالی که برخی فرزندان از این سکوت سوء‌استفاده می‌کنند لذا اگر با یکی از محصولات هرزه‌نگاری مواجه شدید بدون این‌که پرخاشگری کنید یا او را از امکاناتش محروم کنید با او حرف بزنید، حتی می‌توانید از این فرصت استفاده کنید و درباره آموزش این مسائل با او سخن بگویید.

3) همانطور که اشاره شد نوجوانی سن حساسی است که نیاز به توجه و انگیزه دارد لذا هنگامی که نوجوان در این سن با کمبود توجه مواجه می شود و در یک خانه هر کس مشغول به کار خودش باشد نوجوان ناخواسته تن به هم کلام شدن با افراد ناشناس در فضای مجازی می دهد و جذابیت های حضور در فضای مجازی به مراتب برای او بیشتر از در کنار خانواده بودن می شود لذا یکی از راهکارهای اساسی برای دور کردن نوجوانان از فضای اینترنتی و مجازی توجه و فراهم کردن محیطی شاد برای نوجوانان است . خانواده ها می توانند با برنامه ریزی های مناسب تفریحات و ورزش‌های مفرح بخشی را تدارک ببیند به گونه ای که نوجوان از طرفی فرصت برای حضور در شبکه های مجازی را نداشته باشد و از طرفی به گونه ای از لحاظ عاطفی تامین شود که دیگر نیازی به ارتباطات مجازی نداشته باشد اما از انجایی که دنیای امروز دنیای ارتباطات و فناوری است منع کردن نوجوانان از تلفن همراه به صورت قطعی هم امکان پذیر نیست بنابراین والدین می توانند تلفن همراه خود را برای چند ساعتی در حضور خود  به فرزندنشان قرض دهند ...
در نهایت می توان گفت که یکی از مهم ترین و اصل ترین دلایل حضور نوجوانان در شبکه های مجازی خودِ والدین هستند که با کمبود محبت و توجه ،پوشش های نامناسب و ارتباط هایی خارج از حریم زناشویی ، فراهم کردن تلفن همراه شخصی و ..فرزندانشان را به سمت فضای مجازی و درنهایت تماشای فیلم های مستهجن سوق می دهند. پس بیاییم برای فرزندانمان خانواده‌ای  جذاب باشیم حتی جذاب تر از فیلم های مستهجن!

 

درس‌ها و محدودیت‌های الگوریتم‌ها برای مدیران

 

نویسنده: Nicos Savva
مترجم: مریم رضایی
 
در گذشته‌ای نه‌چندان دور، تصمیم‌گیری‌ها بر اساس قضاوت و نظر انسان صورت می‌گرفت. حالا، سیستم‌های اتوماتیک‌ به مردم کمک می‌کنند تصمیم‌های مهم بگیرند. موسسات مالی از الگوریتم‌هایی خاص برای متقاضیان وام استفاده می‌کنند. شرکت‌های کاریابی سیستم‌هایی را به کار می‌برند که به کمک تکنولوژی زبان، متقاضیان کار را به پست‌های خالی وصل می‌کند. حتی سیستم‌های قضایی از الگوریتم‌های پیش‌بینی‌کننده برای محاکمه مجرمان استفاده می‌کنند.
 
 

 

 

صدها نمونه مثل اینها وجود دارد و استفاده از اتوماسیون الگوریتمی تصمیم‌گیری در مسیر صعودی قرار دارد. چرا؟ ابتدا باید گفت طبق «قانون مور» (که می‌گوید تعداد ترانزیستورهای یک تراشه با مساحت ثابت در هر ۱۸ ماه تقریبا دو برابر می‌شود) قدرت رایانشی هر روز ارزان‌‌قیمت‌تر می‌شود. دوم، ما در حال ایجاد الگوریتم‌هایی هستیم که می‌توانند مواد خام و داده‌های ساختاربندی‌ نشده را به اطلاعات قابل هضمی تبدیل کنند که بر همه چیز – از حوزه دیجیتال گرفته تا سلامت مالی – اثرگذارند. سوم، دسترسی ما به داده‌ها بیشتر شده و رو به افزایش است. هر جنبه‌ای از زندگی ما ردپایی دیجیتال را دنبال می‌کند که می‌توان از آن برای تشخیص بهتر رفتار انسانی بهره‌برداری و آینده را پیش‌بینی کرد.

فرصت‌های موجود

برخی افراد می‌گویند الگوریتم‌ها هیچ‌وقت نمی‌توانند با توانایی انسانی برای تصمیم‌گیری هماهنگ شوند، چون بیش از حد بر وظایف خاص متمرکز می‌شوند. اما آیا انسان هم کامل و بی‌نقص است؟ مطالعات متعدد نشان داده انسان‌ها می‌توانند تحت تاثیر احساسات خود قرار بگیرند، می‌توانند کند عمل کنند، می‌توانند خودخواه باشند و در تصمیم‌گیری‌های خود تبعیض قائل شوند.

سه محدودیت اصلی

این درست است که الگوریتم‌ها عاری از کاستی‌های انسانی مثل خسته شدن، در معرض اشتباه بودن یا غرور هستند، اما وقتی برای تصمیم‌گیری‌ها فقط بر الگوریتم‌ها متکی هستیم، با محدودیت‌هایی مواجه می‌شویم و مهم است بدانیم که این محدودیت‌ها کدامند.

۱) شفافیت: الگوریتم‌ها جعبه سیاه هستند، یعنی اگر ندانیم چه کاربردی دارند، خیلی سخت است که تشخیص دهیم برای هدف‌مان مناسب هستند یا نه.

۲) سوگیری: الگوریتم‌ها طوری تنظیم شده‌اند که بر اساس داده‌هایی که همواره نمونه‌ای از کل نیستند، توصیه‌‌هایی ارائه می‌کنند - سوگیری‌های سیستماتیک می‌توانند مورد توجه قرار نگیرند و این سوگیری‌ها در طول زمان بیشتر و بیشتر می‌شوند.

۳) دقت: ما الگوریتم‌ها را مصون از خطا می‌دانیم. اما در واقعیت، آنها طوری طراحی شده‌اند که به‌طور متوسط، عملکرد خوبی داشته باشند.

یک مثال از سیستم قضایی می‌تواند کمک کند این محدودیت‌ها را بهتر بررسی کنیم. اریک لومیس در فوریه ۲۰۱۳ به جرم رانندگی با ماشینی که از آن در یک تیراندازی استفاده شده بود و لومیس آن را به پلیس اطلاع نداده بود، در آمریکا دستگیر شد. قاضی دادگاه عالی ویسکانزین او را به ۶ سال حبس محکوم کرد. بخشی از این فرآیند تصمیم‌گیری با الگوریتم COMPAS صورت گرفته بود. این الگوریتم اختصاصی برای محاسبه احتمال ارتکاب مجدد یک فرد به جرم مورد استفاده قرار می‌گیرد. COMPAS دسته‌بندی‌هایی مثل شخصیت مجرم، اعتیاد به مواد مخدر و انزوای اجتماعی را می‌سنجد. افراد در هر دسته‌بندی، از ۱ (پایین‌ترین ریسک) تا ۱۰ (بالاترین ریسک) رتبه‌بندی می‌شوند. لومیس قاضی را به خاطر به کار بردن COMPAS به چالش کشید، چون بر خلاف دیگر شواهدی که علیه او استفاده شده بود، وکیل او نمی‌توانست در این الگوریتم موشکافی کند. اولین محدودیت آشکار شد. اتکای قاضی بر این امتیاز، فاکتورهای در نظر گرفته شده و وزنی که در فرآیند تصمیم‌گیری به داده‌ها داده شده بود، همه مبنای محکومیت او قرار گرفتند.

محدودیت دوم، که می‌گوید الگوریتم‌ها فقط به اندازه داده‌هایی که برای آموزش دادن به آنها استفاده می‌شوند کاربرد دارند، مساله دیگری است. الگوریتم COMPAS از داده‌های جنایی استفاده می‌کند که اساسا مربوط به دستگیری هستند. داده‌های دستگیری مجرمان معمولا استناد می‌کنند به اینکه پلیس در زمان درست در جای درستی قرار گرفته باشد. اگر منطقه‌ای جرم‌خیز باشد، پلیس بیشتر در آن حضور دارد، بیشتر احتمال دستگیری هست و داده‌های بیشتری گزارش می‌شود. این اطلاعات اغلب برای پیش‌بینی جرایم آینده مورد استفاده قرار می‌گیرند. حالا مشکل کجاست؟ اتفاقی که در اینجا افتاده، «خودجاودانه‌سازی» است. اگر منطقه‌ای به پایبندی به قانون شهرت داشته باشد و جرمی در آن گزارش نشود چه اتفاقی می‌افتد؟ اگر پلیس به آن منطقه توجهی نکند چه؟ عدم حضور پلیس، یعنی عدم دستگیری و نبود داده‌ در مورد آن منطقه.

بررسی‌هایی که چند محقق انجام داده‌اند، نشان می‌دهد توصیه به یکدیگر بر اساس نظرات مصرف‌کنندگان نیز دچار این چرخه‌ خودجاودانه‌سازی است. به‌عنوان مثال، نظر مثبت یک مشتری در مورد هتلی در سایت TripAdvisor منجر به درخواست‌های بیشتر افراد دیگر برای استفاده از آن هتل می‌شود. مشتریان بیشتر، یعنی ابراز نظر بیشتر و شهرت اجتماعی بیشتر. به این صورت،‌ موفقیت یک هتل، می‌تواند عامل تقویت آینده آن باشد. اما اگر گزینه بهتری که کمتر شناخته شده وجود داشته باشد، چه می‌شود؟ یک هتل با شرایط بهتر که کمتر مورد توجه قرار گرفته، خیلی سخت می‌تواند برتری خود را اثبات کند.  چرخه‌های خودجاودانه‌سازی می‌توانند در الگوریتم‌ها، سوگیری ایجاد کنند. گاهی عامل سوگیری، یک اتفاق ساده‌تر است. تصور کنید می‌خواهید با استفاده از دوستانی که در فیس‌بوک دارید، به یک کامپیوتر آموزش تشخیص چهره بدهید.

کامپیوترها در داده‌هایی که به آنها داده می‌شود، الگوهایی می‌یابند؛ این همان یادگیری ماشینی است. مشکل اینجا است که چهره دوستان شما نماینده همه انسان‌های کره‌زمین نیست. شما ندانسته، با استفاده از اطلاعاتی که روی شبکه شخصی خودتان دارید، الگوریتمی ایجاد می‌کنید که فقط چهره افرادی را که نزدیک به دوستان شما است شناسایی می‌کند و از شناسایی چهره‌هایی که کاملا با آنها تفاوت دارند،‌ ناتوان است. همین اتفاق در مورد داده‌هایی که مربوط به گذشته هستند و حال و آینده را دربرنمی‌گیرند، رخ می‌دهد. به این صورت، سوگیری‌های انسانی ما بخشی از تکنولوژی می‌شود که ایجاد می‌کنیم. غول‌های عرصه تکنولوژی مثل گوگل، آموزش به افراد در مورد این سوگیری‌ها را شروع کرده‌اند، اما هنوز راه زیادی در پیش است.  در نهایت، حتی اگر داده‌هایی که برای آموزش یک الگوریتم استفاده می‌شوند، عاری از سوگیری‌های توصیف شده باشند، باز هم مشکلاتی در این الگوریتم‌ها وجود دارد. چرا؟ چون کاربران بیش از حد به توصیه‌های دیگران تکیه می‌کنند.

ابتدا باید گفت ما فراموش می‌کنیم که پیش‌بینی‌ها همیشه عالی و کامل نیستند. اگر به مثال COMPAS برگردیم، باید بگوییم یک بازرس به همراه یک شرکت غیرانتفاعی به نام ProPublica در تحقیقات خود دریافتند محکومانی که بدترین امتیاز ممکن را دریافت می‌کنند (۱۰ از ۱۰)، ۲۰ درصد احتمال ارتکاب مجدد جرم را دارند. برعکس، محکومانی که بهترین امتیاز را دریافت می‌کنند (۱ از ۱۰)، همچنان ۲۵ درصد احتمال ارتکاب مجدد جرم را دارند، بنابراین الگوریتم‌ها می‌توانند اشتباه کنند. دوم، الگوریتم‌ها به ناچار پیش‌بینی‌هایی انجام می‌دهند که علیه گروه‌هایی که با میانگین فاصله دارند، تبعیض قائل می‌شود. به‌عنوان مثال COMPAS افراد را بر اساس بیش از ۱۰۰ فاکتور مثل سوابق مجرم، جنسیت و سن رتبه‌بندی می‌کند و مساله نژاد را موردتوجه قرار نمی‌دهد. در واقع، وقتی الگوریتم موشکافی‌های ریاضی انجام می‌دهد، به‌نظر می‌رسد تبعیض نژادی را محاسبه نمی‌کند و کسی که با ریسک بالا رتبه‌بندی می‌شود، بدون توجه به نژادش، میزانی از احتمال ارتکاب مجدد جرم را دارد. اما وقتی موشکافی‌های بیشتری صورت می‌گیرد، نتایج بدون تعادلی به‌دست می‌آید، به‌طوری که درصد بالاتری از محکومان سیاه‌پوست که دوباره مرتکب جرم نمی‌شوند، در مقایسه با آمار میانگین، جزو افراد با ریسک بالای ارتکاب جرم دسته‌بندی شده‌اند.

در توضیح این موضوع باید گفت درست است که فاکتور نژاد در داده‌های مورد استفاده لحاظ نشده، اما فاکتورهایی که احتمال ارتکاب مجدد جرم را پیش‌بینی می‌کنند، تفاوت‌هایی بر اساس نژاد دارند. مثلا اگر رابطه مستقیمی بین جرم‌های قبلی و تمایل به ارتکاب جرم مجدد وجود داشته باشد و اگر محکومان سیاه‌پوست قبلا بیشتر جرائمی مرتکب شده‌ باشند، الگوریتمی که از این داده‌ها برای محاسبه ریسک استفاده می‌کند، محکومان سیاه‌پوست را نسبت به سفیدپوست‌ها با ریسک بالاتری رتبه‌بندی می‌کند. در این صورت، اگر دسته‌بندی افرادی که ریسک بالاتری دارند همیشه درست نباشد، درصد بیشتری از محکومان سیاه‌پوست که دوباره مرتکب جرم نمی‌شوند، جزو افرادی با ریسک بالا دسته‌بندی می‌شوند. این بر خلاف دقت پیش‌بینی الگوریتم‌ها است که باید عادلانه و بدون تبعیض نژادی کار کنند و البته از نظر ریاضی چنین چیزی اجتناب‌ناپذیر است.

چهار درس برای افراد (نه ماشین‌ها)

این درست است که الگوریتم‌ها می‌توانند نتایج سوگیری‌ شده‌ای به بار بیاورند که در صورت چک نشدن، این نتایج بیشتر و بیشتر می‌شوند اما به هر حال آنها کاری را انجام می‌دهند که برای آن طراحی شده‌اند. اگر خواهان عینیت و یکنواختی هستیم، بهتر است مسوولیت را روی دوش افرادی بگذاریم که می‌توانند طراحی، کارآیی و بازبینی الگوریتم‌ها را ارتقا دهند.

۱) از الگوریتم‌ها تنها به‌عنوان یک بخش از فرآیند تصمیم‌گیری استفاده کنید

استانیسلاو پتروف که در ماه مه گذشته از دنیا رفت، افسر درجه‌داری در نیروی پدافند هوایی اتحاد جماهیر شوروی سابق بود و برخی او را به‌عنوان مردی که توانست دنیا را نجات دهد می‌شناسند. در روز ۲۶ سپتامبر ۱۹۸۳، یک الگوریتم که از داده‌های ماهواره‌ای استفاده می‌کرد، به پتروف اطلاع داد که آمریکا پنج موشک بالستیک قاره‌پیما مجهز به تسلیحات هسته‌ای پرتاب کرده است. پتروف در مصاحبه‌ای گفته بود «آژیر به صدا درآمد، اما من چند ثانیه در جای خودم نشستم و به صفحه قرمز رنگ بزرگی که دکمه «پرتاب» روی آن بود نگاه می‌کردم.» احساس درونی او می‌گفت در آن زمان یک جای کار می‌لنگد و اگر قرار باشد جنگی هسته‌ای درگیرد، چرا فقط چند موشک شلیک شده است؟ او بر خلاف پروتکل رایج رفتار کرد و برای تلافی، دکمه پرتاب را فشار نداد. به نظر می‌رسید یک نقص کامپیوتری رخ داده باشد و پتروف با عدم اطلاع‌دهی به مقامات مافوق خود از یک جنگ هسته‌ای ویرانگر جلوگیری کرد. در واقع، او تصمیم گرفت بیشتر از اطلاعاتی که از یک کامپیوتر هوشمند دریافت می‌کند، بر قضاوت خودش متکی باشد. بنابراین وقتی ابزارهای تصمیم‌گیری که از الگوریتم استفاده می‌کنند را طراحی می‌کنیم، باید فرآیندهایی ایجاد کنیم که به افراد امکان می‌دهند همچنان از قضاوت‌ها و عقل خودشان استفاده کنند.

۲) به کاربران در مورد محدودیت‌های الگوریتم‌ها آموزش دهید

همان‌طور که مثال پتروف نشان می‌دهد، محاسبات الگوریتم‌ها تنها احتمال یک موضوع را نشان می‌دهند،‌ نه قطعیت را. پتروف به این موضوع پی برد ولی ممکن است بسیاری از کاربران دیگر مثل برنامه‌ریز‌ها، رهبران کسب‌وکار، سیاست‌گذاران و ... به آن پی نبرند. مطمئنا برای استفاده موثر و مسوولانه از الگوریتم‌ها، باید به افراد آموزش رسمی داده شود. همچنین توصیه‌هایی که در این آموزش‌ها داده می‌شود، باید به‌صورتی باشد که محدودیت‌‌ها را روشن و شفاف کند.

۳- برای حسابرسی الگوریتم‌ها آماده شوید

شرکت‌ها باید همان‌طور که کارهای حسابرسی در مورد آنها صورت می‌گیرد، تولید و کاربرد الگوریتم‌ها را پیاده کنند. در سال ۲۰۱۵، کمیسیون تجارت فدرال آمریکا که وظیفه حمایت از مصرف‌کنندگان را بر عهده دارد، «دفتر بازرسی و تحقیق تکنولوژی» را ایجاد کرد. کار این دفتر این است که اطمینان حاصل کند مصرف‌کنندگان از مزایای پیشرفت تکنولوژی بدون آسیب دیدن از ریسک اقدامات ناعادلانه، بهره می‌برند. این دفتر به‌عنوان یک منبع اطلاعاتی مطمئن، مطالعات مستقل انجام می‌دهد، فعالیت‌های بازاریابی جدید را ارزیابی می‌کند و مصرف‌کنندگان، کسب‌وکارها و سیاست‌گذاران را راهنمایی می‌کند.

۴- با بازبینی انسانی، از مصرف‌کنندگان و کارکنان حمایت کنید

در مه ۲۰۱۸ قانون جدیدی با عنوان «قانون عمومی حفاظت از داده‌ها» (GDPR) در اروپا تصویب می‌شود که بر اساس آن، شرکت‌ها ملزم می‌شوند داده‌های خود را بهتر اداره کنند. یکی از وظایف این قانون این است که از افرادی که به واسطه تصمیم‌گیری‌های اشتباه بدون دخالت انسانی آسیب دیده‌اند، حمایت شود. بنابراین، اگر مثلا شما به‌صورت آنلاین تقاضای وام کرده باشید و درخواست شما به‌صورت خودکار توسط یک الگوریتم رد شده باشد، حق بازبینی توسط یک نیروی انسانی برای شما ایجاد می‌شود.

چه زمانی باید روی الگوریتم‌ها حساب کنیم؟

یک حلقه بازخورد، مکانیزم قدرتمندی محسوب می‌شود که به افراد امکان می‌دهد طراحی الگوریتم‌های تصمیم‌گیری را به‌طور دائم ارتقا دهند. اتومبیل‌های خودران را در نظر بگیرید. وقتی یک اتومبیل خودران اشتباهی مرتکب شود و تصادفی ایجاد کند یا یکی از قوانین راهنمایی را نقض کند، طراحان الگوریتم آن، مطلع می‌شوند. با چنین اطلاعاتی، آنها می‌توانند توالی رویدادهایی را که منجر به اشتباه می‌شود موشکافی کنند و به بازطراحی الگوریتم بپردازند تا از تکرار همان اشتباه در آینده جلوگیری شود. البته در مورد صدور احکام قضایی نمی‌توان به این حلقه‌های بازخورد استناد کرد. بین اتخاذ یک تصمیم و پی بردن به درست بودن آن (اینکه احتمال ارتکاب مجدد وجود دارد یا نه)، فاصله زمانی زیادی وجود دارد. پس چه زمانی می‌توانیم روی الگوریتم‌ها حساب باز کنیم؟ وقتی بتوان اشتباه‌ها را دقیقا تشخیص داد و بازخوردهای قابل استناد، سریع و قابل پیگیری دریافت کرد. باید در نظر داشت از الگوریتم‌ها به‌عنوان یک بخش از فرآیند تصمیم‌گیری استفاده کرد، محدودیت‌های آن را تشخیص داد و آن را برای بازبینی‌های انسانی آماده کرد.

منبع: London Business School

 
پنج شنبه, 16 آذر 1396 12:01

اپل دارم پس هستم

اپل دارم پس هستم

 

 

اپل گوشی همراه گران قیمتی است که مطمئنا هرکسی توان خریدنش را ندارد ولی این روزها در دستان خیلی‌ها می‌بینیم، چه عواملی باعث می‌شود که خرید اپل برای قشر متوسط و ضعیف واجب شود؟

 

گوشی اپل

 

 

قیمت های بالای محصولات اپل همیشه در کنار قیمت انواع دیگر مدل‌های گوشی تلفن همراه موضوعی عجیب و بدون چاره به نظر می‌رسد. دلیل این قیمت بالا چیست؟ بعضی‌ها عقیده دارند که کیفیت اپل بالا است  و بعضی دیگر عقیده درند که محصولات اپل برای اسم اپل این قیمت را دارند و باید قیمت بالایی داشته باشند چرا که -اپل داران - اپل می‌خرند تا -اپل دار -باشند نه چیز دیگری!
گرچه نمی‌توان گفت قیمت اپل یک سراب است و اپل به راستی امکاناتی را برای دستگاه‌های تلفن همراه تولیدی خود طراحی کرده که گوشی‌های اندرویدی ندارند مانند لمس سه بعدی، تصاویر زنده برای عکاسی بهتر، استفاده آسان، به‌روز‌رسانی سریع و اکثر اپلیکیشن‌های محبوب مانند اینستاگرام ابتدا برای سیستم عامل اپل عرضه شده‌اند، خدمات پس از فروش و احترام به مشتری در سطح بسیار عالی و مناسب.

 

اپل در ایران

اپل هم زمان با توافق برجام پیش بینی کرد که  با توجه به جمعیت جوان ایران و علاقه وافر به تصاحب آخرین محصولات وابسته به تکنولوژی و سطح سواد 98 درصدی جوانان 19 تا 24 ساله بازار بسیار مناسبی در ایران داشته باشد.

انسان نیاز دارد به تحسین شدن گاهی این تحسین از راه کسب مال است گاهی کسب دانش گاهی هم خرج مال است.


اپل گوشی همراه بازیگران و افراد مشهور مانند دیوید بکهام، ویکتوریا بکهام، کتی پری و ایرانی ها ترانه علیدوستی، احسان علیخانی، رامبد جوان و ... است و از آنجا که افراد مشهور  الگوی جوانان هستند، برای کسانی که مشکل مالی نداشته گزینه مناسبی است اما کسانی که از نظر مالی ضعیف تر هستند نمی‌خواهند در این بازار عقب بیفتند و هرجور که شده گوشی گران را انتخاب کرده و از آن استفاده می‌کنند حتا در سال های گذشته همانطور که دیدیم بودند کسانی که به طرق غیر معمول و عجیب مانند فروش کلیه خود این گوشی را خریداری کردند در کنار این‌ها امروز داشتن گوشی مانند روزهای اول ورود این تکنولوژی به بازار برای اطلاع و خبر از حال و احوال خانواده و دوستان و... نیست بلکه وسیله‌ی پز دادن، نشان با کلاس بودن یا بی کلاسی، نشان ثروت خانوادگی و مواردی از این قبیل دارد گرچه مهم نیست که اصلا از خصوصیات گوشی باخبر باشیم یا خیر.
این در حالی است که 33 درصد از مردم ایران زیر خط فقر هستند یعنی برای خانه دار شدن باید یک سوم حقوق خود را به مدت 96 سال پس انداز کنند در کشورهای با نرخ تورم پایین تر این زمان به 14 سال می‌رسد. اما بر کسی میزان علاقه ایرانی‌ها به داشتن آخرین مدل گوشی پوشیده نیست به راستی دلیل این علاقه چیست و آیا این علاقه منطقی است یا خیر؟
بنا بر گفته فروشندگان تلفن همراه تنها 10 درصد از خریداران اپل از توانایی ها و مزیت های اپل آگاه هستند و گوشی را با دید باز خریداری می‌کنند و بقیه 90 درصد تنها برای پز دادن و چشم و هم چشمی و تجمل گرایی!
اپل نه تنها در ایران بلکه در کل دنیا مردم را به سمت چشم و هم چشمی سوق داده و از این اتفاق کمال استفاده را می‌برد ولی چه عقل سلیمی جنس را با آگاهی و از روی اختیار به قیمت گزاف می‌خرد ؟ شرکت اپل با تبلیغات مناسب تمام خریدارانش را یا 90 درصد را مجاب کرده که اینکار را انجام بدهند.
به نظر می آید جای نظرسنجی ها و ریشه یابی های جامعه شناسان و مردم شناسان در مورد این علاقه وافر در ایران خالی باشد جامعه شناسان و مردم شناسان برای شناخت بهتر مردم، باید دلیل این انتخاب را توسط مردم مد نظر قرار بدهند، چرا جامعه به سمت مصرف گرایی و تجمل گرایی می‌رود؟ چرا دلیل موفقیت و خوشحالی ثروت بیشتر شده و چراهای دیگر از این قبیل.....

نیاز

انسان موجودی اجتماعی است و تمام عمر خود را در بین همنوعان خود می‌گذراند و در تعامل با دیگران است از آرزوها، امیدها، داشته ها و نداشته‌هایش سخن می‌گوید پس حس ابراز یا همان پز دادن در جهت جلب تحسین دیگران است انسان نیاز دارد به تحسین شدن گاهی این تحسین از راه کسب مال است گاهی کسب دانش گاهی هم خرج مال است گرچه هرچیز دیگری هم در این مقوله می‌گنجد پس نمی‌توان گفت اگر میل داریم گوشی گران دستمان بگیریم مرتکب بزرگترین اشتباه عمرمان شده ایم فقط آیا پول کافی برای این میل داریم یا خیر؟

 

اپل داران  اپل می‌خرند تا -اپل دار -باشند نه چیز دیگری!

امروز داشتن گوشی مانند روزهای اول ورود این تکنولوژی به بازار برای اطلاع و خبر از حال و احوال خانواده و دوستان و... نیست بلکه وسیله ی پز دادن، نشان با کلاس بودن یا بی کلاسی، نشان ثروت خانوادگی و مواردی از این قبیل دارد.

با شبیه خود ازدواج کنیم یا مکمل؟

 

 

«شاید تو درست بگی ولی من فکر می‌کنم این پسر مکمل منه. ما مث دو تا نیم‌دایره‌ایم که همدیگه رو کامل می‌کنیم»، «کدوم 2 تا آدم آخه کاملا به هم شبیه هستن؟»

ازدواج، مکمل بودن، مشابه بودن، زن وشوهر، زن شاغل، اشتغال زنان، زندگی زناشویی، تحقیقات، کلوب ازدواج، انتخاب با چشمان باز

 

مشابه یا مکمل؟ مسئله این است


«اصلا همین تفاوتاس که زندگی رو معنادار می‌کنه»، «ببین! تصور کن من که خودخواهم، حالا اگه زن آینده‌ام هم خودخواه باشه که دیگه زندگی‌مون جهنم می‌شه!»، «نمی‌دونم چی کار کنم... دوستش دارم ولی انگار من تو یه دنیای دیگه‌ام، اون تو یه دنیای دیگه»
شما هم احتمالا بارها وقتی که با بهترین دوستتان دارید در مورد ازدواج حرف می‌زنید این جمله‌ها را گفته یا شنیده‌اید اما آیا مثل گوینده جمله آخر تا به حال تردید کرده‌اید؟ آیا رفته‌اید بالاتر از حستان و از آن بالا ، رابطه فعلی و آینده‌تان را ببینید و تصمیم بگیرید که همسر آینده‌تان مشابه‌تان باشد یا مکمل؟ می‌خواهید بدانید روان‌شناس‌ها با کدام فرضیه بیشتر موافق‌اند و چرا؟



زن و شوهر شبیه یکدیگر باشند بهتر است یا اینکه یکدیگر را تکمیل کنند؟
لطیفی جامعه شناس  : زمانی که بحث انتخاب پیش می آید باید دید مطالبات ما چیست.انسان ها افرادی را انتخاب می کنند که نیازهایشان را تامین کنند.به عنوان مثال یک انسان خیلی عصبی است و به دنبال فردی است که صبور باشد و دامنه تحمل بالاتری داشته باشد.

در برخی موارد افراد ضعف هایی دارند که به دنبال شخصی هستند که این ضعف ها را هم پوشانی کند.بنابراین شناخت بسیار اهمیت دارد.

متغیر اصلی مکمل بودن تضاد است و باید به دنبال کسی باشیم که آن تضاد را دارا باشد.

این تضاد نباید منفی باشد.به عنوان مثال برخی از افراد سلطه جو هستند و همیشه حس غالب بودن را دارند .این افراد باید به دنبال شخصی باشند که مهارت لازم داشته باشد که بدون توهین به شخصیت چیرگی را داشته باشد.

در نهاد خانواده زن نقش عاطفی دارد و در حال حاضر با اشتغال زنان قدری این حالت بهم ریخته است چون زنها با کارکردن وقت کمتری برای خانه دارند.بنابراین فردی که زن شاغل را برای همسری برمی گزیند باید این موارد را در نظر بگیرد.

پیر خائفی استاد دانشگاه و روانشناس  : تمام تحقیقاتی که بر روی انسان ها صورت گرفته بیانگر این مطلب است که هر چقدر انسان ها شبیه تر باشند کمتر دچار چالش میشوند و مسیر رضایت سریعتر به وجود می آید.و افرادی که مکمل هم هستند به دنبال چالش و ارتقا هستند.

اگر بر روی مدل رفتاری و شخصیت انسانها که بیان می کند از زندگی چه می خواهند.

برخی زندگی بدون دغدغه و دردسر می خواهند و همسری که این آرامش را ایجاد کند.در این حالت اگر شبیه به هم باشند تعارضات به حداقل می رسد.

اما گروهی از انسان ها که ماجراجو هستند و چالش طلب هستند و خواهان این هستند که سربه سر همسر خود بگذارند و خلاقیت در زندگی خود را بالا ببرند.این دسته از انسان ها اگر با افراد شبیه خود ازدواج کنند زندگی خسته کننده ای خواهند داشت.

شاید دلیل خانه گریزی ها در زندگی مشترک همین اختلافات است.یعنی یک فرد ماجراجو با یک فردی که از چالش به دور است ازدواج می کند.



زن و شوهر برای مکمل بودن چه شاخص هایی باید داشته باشند و چگونه رفتار کنند که تضاد میان آنها سبب تکامل شود؟
پیرخائفی : مکمل بودن پیش نیازهایی دارد.یکی از این موارد خلاقیت است یعنی توانایی نگاه به زندگی از زوایای مختلف را داشته باشند.

از سوی دیگر باید انعطاف پذیر باشند و زمانی که در معرض نقد و ارزیابی قرار می گیریم باید بتوانیم جلوه های متعدد آن را با یک ظرفیت بالا در نظر بگیریم.

هوشیاری و آگاهی بسیار اهمیت دارد تا ما فضای زندگی را کلیشه ای  تجسم نکنیم.

ظرفیت پذیرش و تحمل و سازگاری در فضای مکمل بودن بسیار نیاز است.



تحقیقات چه می‌گویند؟
تقریبا تمام پژوهش‌هایی که در نیمه‌ی دوم قرن بیستم در مورد رابطه تشابه شخصیتی و دوستی انجام شده، به این نتیجه رسیده‌اند که شباهت، دوستی عمیق‌تری می‌آورد. مثلا در یک تحقیق بی‌رحمانه در دهه‌ی شصت میلادی دانشجویان دانشگاه میشیگان بدون این که بدانند در دو گروه جداگانه به خوابگاه فرستاده شدند. بعضی دانشجوها در کنار هم‌اتاقی‌های شبیه‌تر و بعضی در کنار هم‌اتاقی‌های بی‌شباهت. بعد از یک‌سال آنهایی که شباهت بیشتری در شخصیت داشتند، بیشتر با هم دوست بودند. بعضی از روان‌شناسان این قضیه را این جور تببیین می‌کنند که انسان ذاتا «خود دوست» است. هر کسی برای دیدگاه‌های خودش ارزش قایل است و ترجیح می‌دهد با کسانی زندگی کنند، که به این دیدگاه‌ها معتقد باشند، بنابراین او را تایید کنند و بنابراین اعتماد به نفسش بالا رود. شما خودتان ترجیح می‌دهید مرتب بروید یک جایی که با یک نفر باشید که نگاهش زمین تا آسمان با شما فرق کند و بنابراین دیدگاه‌های شما را قبول نداشته باشد و در نتیجه هی شخصیت‌تان را لگد‌مال کند؟ می‌گویید این‌جوری‌ها هم نیست؟ اما متاسفانه در زندگی طولانی مدت این اتفاق می‌افتد.

در یک تحقیق مشهور که در آن چند روان‌شناس در طول ده سال چندین زوج اعم از مشابه و غیر‌مشابه را تحت نظر داشتند معلوم شد که زوج‌هایی که بیشترین شباهت شخصیت را با هم دارند‌، تفریحات روزانه مشابهی هم دارند. مثلاً هر دو آنها موافقند به دیدار دوستان بروند، گاهی بیرون شام بخورند، و فعالیت‌های اجتماعی یا فرهنگی مشخصی را دنبال کنند. بر خلاف فرضیه آنهایی که به مکمل بودن زوج معتقدند، زوج‌های مشابه در مقایسه با آن‌ها که شباهت کمتری به هم دارند(شما بخوانید مکمل)‌، با هم تعارض کمتری دارند، بیشتر با هم صمیمی و رفیقند و در نتیجه، از زندگی زناشویی‌شان رضایت بیشتری دارند.

 


منابع : سپیده دانایی/ آکا ایران / تسنیم 

گوشه ه‏اى از اخلاق عظيم پيامبر (صلی الله علیه و آله)

 

 

روزهاى بس شيرين و به‏ يادماندنى و تاريخ ساز پيامبر را نمى‏توان با الفاظ و سخنان ناقص انسانهاى ناقص ‏توصيف و تعريف كرد.

 


محمدرسول الله

 

 

او هرگز در واژه‌‏ها نمى‌‏گنجد. تمام افلاك و موجودات را خدا به خاطر او آفريد و اگر او نبود، هيچ چيز نبود. «لولاك لما خلقت الافلاك‏» انسانى كه تا قاب قوسين او ادنى بالا رفت و به جايى رسيد كه ‏جبرئيل، واسطه‌ی وحى الهى به آن‌جا هرگز نرسید و به او عرض كرد: «اگر يك مو بالاتر روم، به نور تجلى‏ بسوزد پرم».
 
روزهاي بس شيرين و به ‏ياد ماندنى و تاريخ‌ساز پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم را نمى‏‌توان با الفاظ و سخنان ناقص انسان‌هاى ناقص ‏توصيف و تعريف كرد.

او هرگز در اين واژه‌‏ها نمى‌‏گنجد و فراتر از آن است. انسان‏ كاملى كه تمام افلاك و موجودات را خدا به خاطر او آفريد و اگر او نبود، هيچ چيز نبود. «لولاك لما خلقت الافلاك‏» و الّا انسانى كه تا قاب قوسين او ادنى بالا رفت و به جايى رسيد كه ‏جبرئيل، آن ملك مقرب و واسطه‌ی وحى الهى به آن‌جا هرگز نرسد و با صراحت‏ به او عرض كرد: «اگر يك مو بالاتر روم، به نور تجلى‏ بسوزد پرم». ولى رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم رفت و به جايى رفت كه نه در خرد آيد و نه بر ورق نگاشته شود و نه حتى در وهم و خيال! اوست كسى كه‏ خدايش درباره‌‏اش فرمود: «و انك لعلى خلق عظيم‏». پس ما به جاى ‏اين‌كه حرفى بزنيم كه نه آغازش و نه انجامش ما را به جايى‏ مى‏‌رساند، چرا كه جز آفريده‌‏اش و برادرش كسى او را نخواهد شناخت؛ ‏«يا على! ما عرف الله الّا أنا و أنت و ما عرفنى الا الله و أنت و ما عرفك الا الله و أنا». پس روا است كه لب فرو بنديم و سخن كمتر گوئيم.

بيائيم در اين سخن ربّانى كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم را داراى منشى سترگ و اخلاقى عظيم معرفى مى‏‌كند بيانديشيم و از زبان روايت، نمى از اين ‏اقيانوس پرفيض برگيريم. شايد برخى عزيزان به كار بندند و از رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم الگوى زندگى بگيرند كه قرآن فرمود: «و لكم فى رسول‏الله اسوة حسنه‏».

جمله‌‏هايى كوتاه در منش و روش زندگى حضرت بيان مى‏‌شود كه هم ‏بركت است و پر مايه بركتى است و هم برنامه به زيستى و خداپسندانه:

(1) آن‌قدر حضرت متواضع و فروتن بود كه متن روايت او را «خاضع الطرف‏» مى‌‏نامد. يعنى به زمين نگاه مى‏‌كرد و سر را كمتر بالا مى‏‌برد. اين چنين باوقار و متين... باادب و فروتن. چنان ‏در برابر خالقش خاضع و خاشع بود كه بيشتر سر فرود مى‌‏آورد و كمتر سر را بلند مى‌‏كرد. چرا که پيوسته خدا را حاضر و ناظر مى‏‌ديد و لحظه‌‏اى‏، بلكه كمتر از لحظه‌‏اى هم از ياد و ذكر خدا غافل نبود.

(2) يكى ديگر از نشانه‌‏هاى بارز تواضع و خوى نيكويش اين بود كه ‏به هركه مى‌‏رسيد، پيش‌قدم در سلام كردن بر او بود. سلام كه خود تحيّت اسلامى است و پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم آن را به ما ياد داده، خود نيز بيش از همه و پيش از همه به آن عمل مى‏‌كرد و قبل از آن‌كه ديگرى بر او سلام كند، او خود سلام مى‌‏كرد. هرگز پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم ملاحظه نمى‌‏كرد كه آن‏ فرد بزرگ است ‏يا كوچك، دانشمند است‏ يا بى‌‏سواد، ثروتمند است‏ يا فقير. آرى، حضرت آن‌قدر عظمت داشت كه بر همه افراد بدون ملاحظه‌‏هاى ‏ايسمى، شغلى، خطّى، مسئوليتى، مالى و... سلام مى‌‏كرد و او با اين‌كه بزرگ‌ترين از هر نظر بود، بر كوچك‌ترين انسان‌ها از هر نظر سلام مى‌‏كرد و بيشتر براى اين‌كه ما را به اين سنّت ‏حسنه ‏تشويق كند، مى‌‏فرمود: «سلام را نود و نه حسنه است و جوابش يك حسنه.»

(3) پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم هرگز بدون جهت ‏سخن نمى‌‏گفت و اگر سخنى مى‌‏گفت ‏بيشتر جنبه‌ی موعظه و پند داشت. يا مطلبى را مى‏‌آموخت و يا به معروف و خيرى امر مى‌‏كرد و يا از شرّ و منكرى مردم را باز مى‌‏داشت. تمام ‏سخنانش سودمند و يك كلمه، نه بلكه يك حرف، پوچ و بى‌‏ارزش نبود، زيرا خوب مى‏‌دانست كه: «و ما يلفظ من قول الا لديه رقيب عتيد». وانگهى پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم اسوه است و الگو و اوست انسان كامل. پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم كسى ‏است كه نخستين آفريده‌ی پروردگار، نور مباركش است: «اول ما خلق‏ الله نورى‏». (سیره حلبیه، ج 1، ص 159) پس، از اين نور كامل چيزى تراوش نمى‏‌كند جز نور و هر چه مى‏‌گويد گفته‌ی خدا است؛ «و ما ينطق عن الهوى ان هو الا وحى‏يوحى‏». (نجم، آیه 3 و 4)

(4) پيامبر هرگز از ذكر خدا غافل نمى‌‏شد. در روايت است: «و لايجلس و لايقوم الا على ذكر»؛ او نمى‌‏نشست و برنمى‌‏خاست جز با ذكر و ياد خدا. پيامبر در هر آن قرين و هم‌نشين ذكر خدا بود، چه بر زبان آورد و چه در دل گويد. او خود ذكر خدا را كفاره مجلس ‏مى‌‏دانست و اعلام مى‌‏داشت كه اگر در مجلسى ياد خدا نباشد، يا ذكرى‏ از اهل‌بيت علیهم‌السلام كه آن نيز ياد خدا است، پس آن مجلس بر اهلش وزر و وبال است و نحس است و شوم. اگر حضرت مى‌‏خنديد از تبسّم تجاوز نمى‌‏كرد؛ «جل ضحكه التبسم‏»، زيرا قهقهه و خنده‌ی با صدا، با شئون ‏انسان مؤدّب منافات دارد، چه رسد به انسان كامل و چه رسد به اشرف ‏مخلوقات.

(5) يكى ديگر از موارد تواضع و فروتنى حضرت اين بود كه هر وقت‏ وارد مجلس مى‏‌شد، هر جا كه جاى خالى بود مى‏‌نشست. مانند ما خودخواهان يا نادانان نبود كه دنبال صدر مجلس هستيم، و خيال ‏مى‌‏كنيم كه بايد بالا و بالاتر نشست. اصلاً آن‌جا كه انسان والا مى‌‏نشيند، والا است، نه آن‌كه انسان والا بايد در جاى والا نشيند.

عزيزانم! قطعاً اين از تواضع است كه انسان در جايى كه خالى ‏است ‏بنشيند و هرگز منتظر نباشد كه ديگران در برابرش قد علم ‏كنند و برخيزند تا آن جناب را در صدر مجلس بنشانند. اين حالت‏، بدون ترديد برخاسته از هواى نفس است و تكبّر كه بايد زدوده شود و گاهى، بلكه بيشتر به خاطر عقده‏‌هاى درونى و محروميت‌‏هاى ديرينه ‏است كه شخص مى‏‌خواهد از اين راه خودى نشان دهد!!

(6) پيامبر آرام و آهسته سخن مى‌‏گفت و هيچ‌گاه فرياد نمى‌‏زد و صدا را بلند نمى‌‏كرد. مجلس آن حضرت نيز از چنان آرامشى ‏برخوردار بود كه عين ادب و تواضع است و كسى در مجلس پيامبر بلند سخن نمى‌‏گفت؛ «و اغضض من صوتك‏» (لقمان، آیه 19) و دستور هم همين بود كه ‏كسى صدايش را بالاتر از صداى رسول الله نكند «لاترفعوا اصواتكم‏فوق صوت النبى‏» (حجرات، آیه 2) و چون خود حضرت آهسته و آرام سخن مى‏‌گفت، لذا مجلسش بسيار آرام و باوقار بود كه حتى صداى به هم زدن بال ‏پرنده به گوش مى‏‌رسيد.

(7) «لايقطع على احد كلامه‏»؛ هرگز سخن كسى را قطع نمى‏‌كرد و تا شخصى مشغول سخن گفتن بود، به او خوب گوش مى‏‌داد و پس از تمام ‏شدن سخنش، آرام پاسخش را مى‌‏گفت. چنان اصحابش را تربيت كرده ‏بود كه هرگاه لب مباركش به سخن وا مى‌‏شد، تمام حاضران ساكت ‏مى‌‏شده و سراپا گوش مى‌‏شدند؛ «كان على رووسهم الطير» و هرگاه ‏سخن حضرت تمام مى‏‌شد، بدون آن‌كه سخنانشان با هم تزاحم كند، با هر يك به نوبت ‏حرف مى‏‌زد.

(8) نكته ديگرى كه بسيار جالب و ارزنده است و بايد مد نظر قرار گيرد اين است كه حضرت در هنگام سخن گفتن، به افراد يكسان نگاه‏ مى‌‏كرد؛ «و كان يساوى فى النظر والاستماع للناس‏» و بايد سخنگويان محترم اين مطلب را دقت كنند كه يكسان و مساوى درحال حرف زدن به اين طرف و آن طرف نگاه كنند، زيرا اين نكته‏ ظريف اخلاقى است كه در نگريستن به افراد (هنگام صحبت كردن) انسان ‏فرق بين اين و آن نگذارد و همه را به يك ديد بنگرد كه ‏اميدواريم در موارد ديگر نيز اين تساوى و يكسان‏‌نگرى حفظ شود. راستى چه زيبا است تربيت رسول الله! بنابراين، هر كه‏ بخواهد بيشتر به پيامبر نزديك گردد، بايد رفتار و اخلاقش را با آن حضرت نزديك‌تر كند.

(9) «و كان يجالس الفقراء و يواكل المساكين‏»؛ او نه تنها با مالداران و دارايان مجالست مى‏‌كرد، بلكه با فقرا و مستمندان نيز هم‌نشين بود، بلكه قطعاً حضرت از نشستن با فقرا بيشتر لذت مى‌‏برد و اگر با ثروتمندان مى‌‏نشست‏ به خاطر هدايت كردن آنان بود نه چيز ديگر.

(10) هرگاه پيامبر مى‌‏خواست ‏به مجلس وارد شود و با مردم ‏برخورد كند، خود را طبق موازين اسلامى آرايش مى‏‌داد، يعنى در آينه مى‏‌نگريست و موهاى خود را شانه مى‌‏زد و چنين در روايت آمده‏است: «و كان ينظر فى المرآه و يتمشط‏» و نه تنها حضرت لباس ‏تميز و مرتب مى‌‏پوشيد و محاسن مبارك را شانه مى‌‏زد، بلكه پيوسته ‏بوى خوش عطر از حضرت از مسافتى دور استشمام مى‏‌شد. بگذريم ‏كه خود حضرت خوشبو بود و بوى خوشش دوست و دشمن را جذب مى‌‏كرد، كه همواره از عطر نيز استفاده مى‌‏نمود. راوى مى‏‌گويد: قبل از آن‌كه حضرت به مسجد وارد شود، ما خبردار مى‏‌شديم، زيرا بوى عطرش‏ از مسافتى به مشاممان مى‏‌خورد و متوجه ورود حضرت مى‏‌شديم. خود حضرت نيز مى‏‌فرمايد: «ان الله يحب من عبده اذا خرج الى اخوانه‏ ان يتهيا لهم و يتجمل‏»؛ خداوند دوست دارد كه بنده‌‏اش هرگاه‏ مى‏‌خواهد با برادرانش ملاقات كند، خود را آماده كند و براى آن‌ها آرايش نمايد.

اسلام دستور آراستن داده است، نه مانند برخى ساده‌لوحان كه با موهاى ژوليده و لباس نامرتب مى‌‏آيند و خيال مى‌‏كنند اين از زهد است. نه! اين از زهد اسلامى كاملاً به دور است. زهد اين است كه به ‏دنيا و ملذاتش دل نبنديم، نه اين‌كه صوفى منشانه زندگى كنيم و ژوليده سيما در ميان مردم حاضر شويم!

(11) پيامبر اگر سواره بود هرگز نمى‌‏پذيرفت كه شخصى همراه و همگام او پياده راه رود. از او مى‌‏خواست كه بر مركبش در كنارش ‏سوار شود و اگر قبول نمى‌‏كرد يا امكان نداشت، به او مى‏‌فرمود: «از من جلوتر برو تا من در پس تو آيم و به تو برسم.» اين چه عظمت ‏و بزرگوارى است. انسان‌‏ها را سرگردان مى‌‏كند و به حيرت وامى‌‏دارد.

(12) اگر سه روز مى‌‏گذشت و دوستش يا برادر دينى‌‏اش را نمى‌‏ديد از او سؤال مى‏‌كرد، پس اگر به مسافرت رفته بود برايش دعا مى‏‌كرد و اگر در شهر بود، حتماً از احوالش تفقّد مى‌‏نمود و به زيارتش مى‏‌رفت ‏و اگر بيمار بود به عيادتش مى‏‌شتافت.

(13) پيامبر آن‌قدر مهمان‌نواز بود و مهمانش را احترام و تقدير مى‏‌كرد كه هرگاه كسى بر او وارد مى‏‌شد، حضرت متكا و مسند خود را به او مى‌‏داد و اگر نمى‌‏پذيرفت آن‌قدر اصرار مى‏‌كرد تا قبول كند.

(14) حضرت ضمن اين‌كه بسيار هيبت داشت، براى اين‌كه حاضرين از ديدارش هراس نكنند و ديدارش آنان را نرنجاند، گاهى شوخى مى‏‌كرد و لطيفه‌‏اى در حد ميزان شرعى مى‏‌گفت كه هيبتش حاضران را به ‏وحشت نيندازد و جرأت سخن گفتن را از آنان سلب نكند. بويژه ‏اگر مى‏‌يافت كه يكى از يارانش ناراحت و غمگين است ‏با او شوخى ‏مى‌‏كرد تا غمش را بزدايد و اصلاً پيامبر آن‌گونه با افراد سخن‏ مى‏‌گفت كه مناسب با وضعيت علمى و حالت روانى آنان بود. در روايت‏ آمده است: «و كان يخاطب جلساءه بما يناسب‏»؛ و به اندازه عقل و دركشان با آنان سخن مى‌‏گفت و مى‌‏فرمود: «ما پيامبران مأموريت‏ داريم كه با مردم به اندازه عقولشان سخن بگوئيم‏.»

15) مى‌‏فرمود: «اكرم اخلاق النبيين و الصديقين البشاشه اذا تراووا و المصافحه اذا تلاقوا»؛ برترين اخلاق پيامبران و رادمردان خوشروئى است هنگامى كه به هم مى‏‌رسند و مصافحه و دست‏ دادن به يكديگر است هنگامى كه با هم ملاقات مى‌‏كنند و لذا هر وقت ‏پيامبر مسلمانى را مى‌‏ديد فوراً با او مصافحه مى‌‏كرد و به او دست‏ مى‏‌داد و بر اين امر بسيار تأكيد مى‏‌نمود. در روايت است كه‏ هرگاه دو مؤمن به هم برسند و مصافحه كنند، گناهانشان مى‏‌ريزد، مانند برگ درختان.

اين بود چند جمله كوتاه ولى پرفايده از سيره و منش ‏پيامبر كه براى استفاده عموم عرض شد تا شايد در اين ایام ‏به كار گيريم و با هم پيوند صلح و صفا بنديم و دل‌ها را از رشك و حسد و زيغ و رين پاك كنيم و گذشته‌‏ها را به خاطر خدا ناديده ‏بگيريم و از لغزش‌‏هاى برادرانمان بگذريم (كه خود نيز بسيار لغزش‏ داريم) و وحدت را نه در سخن و گفتار كه در عمل و كردار اجرا كنيم و قلب‌ها را از كينه و عداوت دور سازيم و با هم چنان‌كه خدا و رسولش خواهد، برادروار زندگى كنيم و اگر از ديگرى انتقاد داريم، تلاش كنيم كه انتقادمان سازنده و برادرانه باشد، نه كينه‏‌توزانه و انتقام‌‏گرانه. باشد كه روح رسول الله و روح فرزندش‏ روح‌‏الله از ما خشنود گردد و كشورمان رنگ صفا و محبت‏ به خود گيرد و راه نفوذ دشمنان قطع شود و دوستان، دشمنى را كنار گذارند و ولى حميم گردند و عهد اخوت و برادرى را دوباره تجديد كنيم والسلام.

 


منبع: ماهنامه پاسدار اسلام شماره 222