ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

شنبه, 16 ارديبهشت 1396 10:34

تذکری تکان دهنده !

گزارشی تکان دهنده از قرآن کریم

این درد خیلی قیمت دارد و بر خلاف سایر دردهاست. چرا همه می خواهند مثل حافظ شوند اما نمی‌شوند، چون یک درد قیمتی در دلش بود که می گفت: درد عشقی کشیده ام که مپرس

 

فرآوری: زهرا اجلال- بخش قرآن تبیان
دعا 

 

 

عده ای از ما آدم ها فکر می کنیم تنها وقتی گرفتاریم و حاجتی داریم؛ دعا تنها برای زمانی است که مریض هستیم، مریض داریم، چکمان پاس نشده و خلاصه گره ای به کارمان افتاده است ... در واقع تصر بر این است که دعا برای زمان درماندگی و بیچارگی درست شده و مثل دواست و دوا را در حال سلامتی خوردن، خودش نوعی بیماری است و هر کس دارو مصرف می کند، دیگران برای سلامتی ایشان دعا می کنند چون می فهمند که طرف حتماً بیمار است والا دارو نمی خورد و برایش شعر حافظ می خوانند که:

به ناز طبیبان نیازمند مباد   وجود نازکت آزرده گزند مباد

اما در نگاه آیات قرآن کریم و بیانات اهل بیت علیهم السلام داستان این گونه نیست؛ چنانچه قرآن کسانی را که در هنگام ضعف و بدبختی دست به دعا بر می دارند توبیخ کرده و در آیه 60 سوره مؤمن می فرماید؛ زمانی که به انسان زیان و رنجی برسد به هر حال که باشد نشسته، خفته، ایستاده، فورا ما را به دعا می خواند. آن گاه که رنج و زیانش برطرف شود باز به حال غفلت و غرور چنان باز می گردد که گویی هیچ ما را برای دفع ضرر و رنج خود نخوانده و همان کفر و غفلت است که اعمال زشت بندگان را در نظرشان زیبا نموده است. در بیانی نیز امیر مؤمنان علی علیه السلام می فرمایند: وَ قَالَ [علیه السلام] مَا الْمُبْتَلَى الَّذِى قَدِ اشْتَدَّ بِهِ الْبَلَاءُ بِأَحْوَجَ إِلَى الدُّعَاءِ الَّذِى لَا یَأْمَنُ الْبَلَاءَ : آن كس كه به شدت گرفتار دردى است نیازش به دعا بیشتر از تندرستى است كه از بلا در امان است نمى باشد. (حکمت 302) 

حتما شنیده اید که می گویند وقتی می خواهید دعا کنید دستتان را بالا بیارید، در این بالا آوردن دست چه سری نهفته است؟!

به این خاطره ای که حتما شده هم تجربه اش کرده اید توجه کنید؛

زمان دانش آموزی و دانشجویی قانون بر این بود که استاد و معلم در کلاس، اسم تک تک دانشجوها را می خواند و ما یک یک دست بلند می کردیم و نشان می دادیم که هستیم و هشیار ... نکته ی قابل توجه اینکه این مرام و رفتار و عملکرد را قرآن کریم به نوعی بیان و تأیید می کند ... آن جا که می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ ...: ای مومنین وقتی خدا و پیامبرش، شما را می خوانند، (دست بلند کنید) پاسخشان را بدهید. ... (انفال/24)

و مگر نه این است که دعا را خواندن معنی کرده اند و حضرت علی (علیه السلام) در مناجات شعبانیه و چه زیباتر است که در ادامه می فرماید:  ای مومنین جواب خدا و پیغمبر را بدهید: إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ- یعنی اگر دستتان را بالا ببرید مثل کلاس (فرموده اند هنگام دعا خواندن دست هایتان را به سمت آسمان بلند کنید) این نشانه حضور و زنده بودنتان هست. به عبارت واضح تر، تنها کسانی در این عالم زنده اند که وقتی خداوند، آنها را می خواند، آنها هم خدا را بخوانند.

پس به دعا باید به عنوان یک عامل مهم زنده ماندن توجه کرد؛ دقیقا مثل هوا و آب و غذا ...

کسانی را که در هنگام ضعف و بدبختی دست به دعا بر می دارند توبیخ کرده و در آیه 60 سوره مؤمن می فرماید؛ زمانی که به انسان زیان و رنجی برسد به هر حال که باشد نشسته، خفته، ایستاده، فورا ما را به دعا می خواند. آن گاه که رنج و زیانش برطرف شود باز به حال غفلت و غرور چنان باز می گردد که گویی هیچ ما را برای دفع ضرر و رنج خود نخوانده و همان کفر و غفلت است که اعمال زشت بندگان را در نظرشان زیبا نموده است.

مهم این است که چه کسی ما را و ما چه کسی را صدا می کنیم

نکته لطیف دعا اینجا است که به تناسب شخصیتی که ما را می خواند می شود حدس زد که با ما چه کار دارد اگر، گدائی شما را ندا دهد و بخواند، ناگفته پیداست که ندای گدا برای چیست. اگر استاد تاپ و فرهیخته ای، دانشجویش را به اطاقش بخواند معلوم است که حتماً یک کار علمی دارد، اگر جوان بیکاره ای سر چهارراه، خانمی را دعوت کند و بخواند ... و خلاصه بقول مولوی:

چون حق تو را بخواند سوی خودش کشاند

و حتما یا برای خودتان یا نسبت به دانشجویان دیگر این صحنه دیده شده که وقتی استادی دانشجویی را صدا می کند، دانشجو جوری وانمود می کند که صدای استاد را نشنیده است و قرآن کریم چه گزارش تکان دهنده ای از چنین نمونه ماجرا هایی می دهد که از زبان حضرت نوح می فرماید: کلّما دعوتهم لتغفر لهم جعلوا اصابهم فی اذانهم (نوح/ 7)

خدایا هرچه، اینها را می خوانم تا تو آنها را مورد رحمت خود قرار دهی  (نه سر انگشت خود) انگشتانشان را در گوش می کنند تا نشنوند.

کلام آخر

بنابر این تنها در سختی ها و مشکلات یاد خدا نباشیم و او را صدا نزنیم، برای خودمان برنامه ای بریزیم و روزانه ارتباطی با خالق زیبایمان برقرار کنیم تا زنده بودنمان را اثبات کنیم ... او را بخوانیم و با او صحبت کنیم ... حتما می شنود و پاسخش را خواهیم شنید


منابع:

برنامه کوی محبت؛ حجت الاسلام زائری

ویژه نامه با من بمان؛ نوشته ناصر تقویان

سایت حدیث نت؛ تحلیلى درباره بلند كردن دست به سوى آسمان در هنگام دعا

از خودشیفتگی تا خود آزاری !

برای آنکه در زندگی به آرامش برسید نیاز دارید تا به تعادل رفتاری برسید و در عین حال که خودتان را دوست دارید ، زیاده روی نکنید.

 

شکوفه شیبانی - بخش خانواده تبیان
خوشیفتگی

 

 

 وقتی این تصویر را می بینید چه چیزی به ذهن شما خطور می کند؟ شاید عبارات متفاوتی در این باره به ذهن هر کسی خطور کند اما احتمالا نقطه اشتراک چیزی جز خودزنی و خودآزاری نخواهد بود. چکشی که به جای آن که توانمندی و ظرفیت خود را صرف ساخت و تولید و شکوفایی کند،  مثل گردبادی در خود می پیچد و میخ هایی که مثلا  باید صرف ساختن یک صندلی یا میز یا کتابخانه شود بر دسته خود می کوبد. این تصویرسازی یکی از بهترین  تجسم ها برای موضوع مهمی به نام خودزنی یا خودآزاری است.

روی خط تعادل

 واقعیت آن است که رسیدن به تعادل رفتاری کار ساده ای نیست، بنابراین ما به سادگی ممکن است در دام رفتارهای افراطی بیفتیم، مثلا ممکن است کسی با خود بیندیشد که خودشیفتگی یکی از رذیلت های رفتاری است و مثلا وقتی به خودشیفتگی در روابط بین زوج ها بپردازیم، یکی از نشانه های مهم در آسیب های میان زوج ها خواهد بود با این توضیح که فی المثل فرد خودشیفته در یک نزاع یا بگو مگو یا یک بحث حاضر نیست که حتی اندکی از موضع خود عقب نشینی کند و به خود این فرصت را بدهد که از چشم دیگری به موضوع مورد بحث نگاه کند، حال چنین فردی که می خواهد از خودشیفتگی فرار کند ممکن است از آن طرف بام بیفتد و تصورش این باشد که هرقدر خودزنی یا خودآزاری داشته باشد بهتر خواهد بود.

چقدر خوب است که زوج ها در خانواده بین خودشان و فرزندان خود این تفکر را اشاعه دهند که داشتن تصویر مثبت از

واقعیت آن است که رسیدن به تعادل رفتاری کار ساده ای نیست، بنابراین ما به سادگی ممکن است در دام رفتارهای افراطی بیفتیم.

 خود و امیدوار بودن به خود، داشتن اعتماد به نفس به هیچ عنوان به معنای خودشیفتگی نیست و از آن سو خودزنی و خودآزاری کردن و شمشیر کشیدن به روی خود نشانه سلامت روان نیست. همچنان که اشاره شد برخی از افراد در جامعه ما در سال های اخیر با موضع گرفتن درباره خودشفیتگی عملا فضایی را فراهم آورده اند که انگار هر کسی تصویر مثبتی از خود و توانمندی هایش داشته باشد خودشیفته است اما به واقع این طور نیست.

شاید این مثال واضح بتواند تا حدود زیادی منظور نگارنده را منعکس کند. فرض کنید  شیری در برابر آینه ایستاده و تصویر یک شیر را در آینه می بیند. آیا اگر آن شیر بگوید که من در آینه شیری دیده ام او دچار خودشیفتگی شده است؟ حال گربه ای را تصور کنید که روبروی آینه ایستاده است و در آینه، تصویر یک شیر را می بیند. اگر آن گربه به ما بگوید که من شیری در آینه می بینم ما می پذیریم که گربه دچار خودشیفتگی شده است اما نکته این جاست که اگر یک شیر به تصویر خود در آینه نگاه کند و بگوید من گربه ای در آینه می بینم این نشانه تواضع یا فروتنی شیر نیست بلکه عملا او دچار خودزنی شده و منکر توانمندی و استعداد و ظرفیت های درونی ش شده است.

واقعیت آن است که گاه ما در نامیدن اوصاف و منضم کردن آن ها به خودمان دچار خطاهای معرفتی می شویم، تصور ما بر این است که اگر ما منکر توانمندی خودمان باشیم یا شبانه روز در حال انتقاد از خودمان به سر ببریم ما یک انسان سالم و متواضع هستیم در حالی که این طور نیست. کسی که از سلامت ذهن و روان برخوردار است البته می کوشد در حال تصحیح و ترمیم توانمندی های خود باشد و در برابر انتقادهایی که از او می شود بی توجه نباشد اما این به آن معنا نیست که فرد به روی خود شمشیر بکشد و مثلا در برابر خطایی که مرتکب شده خود را چنان در تنگنا قرار دهد که عملا خود را به مثابه غریبه ای غیر قابل اعتماد به حساب آورد.

 زوج ها و خانواده ها بایستی این فرهنگ را در میان خود رواج دهند که اگر خودشیفتگی به حال انسان و اطرافیان او مضر است و می تواند تفرقه ایجاد کند و دل ها را برنجاند، خودآزاری هم انسان را از درون مچاله می کند و اجازه ارتباط گرفتن صحیح انسان با دیگران را سلب می کند بنابراین روا نیست که در فرار از خودشیفتگی به دام خودآزاری و خودزنی بیفتیم. 

شنبه, 16 ارديبهشت 1396 10:18

بهترین عمل در ماه شعبان !

بهترین عمل در ماه شعبان !

 

ماه شعبان فرارسیده است. یکی از سه ماهی که بطور ویژه انسان در معرض نسیم رحمت خداوند قرار می گیرد. رجب، آغاز سلوک است و شعبان نیمه راه و رمضان پایانه سیر است.

 

عبدالکریم خالکی- دکترای کلام اسلامی
ماه شعبان

 

 

اگرکسی منزلت این دعوت عظیم را بشناسد ناچار است که توجه کند تا مشمول دعوت شده و در آن داخل شود. شعبان برای سالک به سوی خدای تعالی یکی از منازل سلوک در عمر انسان است و برای آن شأن عظیم و فضیلت کثیری است و در آن به بیان برخی بزرگان، شبی از شب های قدر واقع شده و مولودی در آن بوجود آمده است که خداوند به وسیله او زمین را پر از عدل و داد می کند. از این جهت فضا جهت نزدیک شدن به امام زمان (علیه السلام) بسیار مهیا شده و حفظ رابطه قلبی با ایشان آسان تر می شود.

وظیفه اخلاقی ما در ماه شعبان، آن است که تا جایی که می توانیم یاد خدا و توجه به خدا را چنان در دل خود زنده کنیم که کانه در حال نگاه کردن به چشمان خدا هستیم! جهت حفظ یاد خدا نیز غیر از یادآوری قلبی و بدون واسطه، اذکاری هم بیان شده است. در حقیقت اذکار مختلف توجه انسان را به یکی از جهات خداوندی سوق می دهند. 

این ماه به پیامبر (صلی الله و علیه وآله) منسوب شده است و از روایات مختلف می توان ارزش و اهمیت این ماه را فهمید؛ 

مثلاً از پیامبر روایت شده است که "شعبان شهری رحم اللّه من أعاننی علی شهری" شعبان ماه من است خدا بیامرزد کسی که مرا به ماه من اعانت کند. « وسایل الشیعه، ج 10، ص 497»

همچنین از امام علی (علیه السلام) روایت شده است که " ما فاتنی صوم شعبان مذ سمعت منادی رسول اللّه (صلی الله و علیه وآله) ینادی تلی شعبان فلن یفوتنی ایّام حیاتی صوم شعبان ان شاء اللّه"

روزه ماه شعبان از من فوت نشد از زمانی که شنیدم منادی رسول خدا(صلی الله و علیه وآله) فریاد می کرد. بنابراین هرگز روزه ماه شعبان از من در ایام زندگانی ام فوت نخواهد شد.اگر خدا بخواهد.

همینطور از امام جعفر صادق (علیه السلام) روایت است که چون ماه شعبان داخل مى‌شد، حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) اصحاب خود را جمع مى‌ کرد و مى‌ فرمود: اى گروه اصحاب من! مى‌دانید این چه ماهى است، این ماه شعبان است و حضرت رسول (صلی الله و علیه وآله) مى ‌فرمود: شعبان ماه من است، پس در این ماه روزه بدارید، براى محبت پیغمبر خود و براى تقرب به سوى پروردگار خود، به حق آن خدایى که جان على بن الحسین به دست قدرت اوست، سوگند یاد مى‌ کنم که از پدرم حسین بن على (علیه السلام) شنیدم که فرمود شنیدم از امیرالمؤمنین (علیه السلام) که هر که شعبان را  روزه دارد، براى محبت پیغمبر خدا و تقرب به سوى خدا، خدا او را دوست دارد و نزدیک گرداند او را به کرامت خود در روز قیامت و بهشت را براى او واجب گرداند.

همچنین روایت شده که روزه دو ماه شعبان و رمضان توبه و مغفرت از خداست.

مناجات شعبانیه

در کتاب المراقبات در باره مناجات شعبانیه چنین آمده است: "و مناجات شعبانیه آن حضرت معروف است و آن مناجاتی است که برای اهلش عزیز و گرامیست و برای خاطر آن به ماه شعبان مانوس می شوند بلکه انتظار آن را می کشند و مشتاق آمدن ماه شعبان می گردند و در آن مناجات علوم سرشاری در کیفیت معامله بنده با خدا (جل جلاله) مندرج، و وجوه ادب در طریق معرفت حق و سوال و دعا و استغفار نسبت به خدای (جل جلاله) بیان شده است. و استدلالات لطیفه ای که سزاوار مقام عبودیت برای استحکام مقام امیدواری مناسب حال مناجات است، ذکر کرده و دلالت صریحه واضحه ای (در معنای قرب و لقای خداوند و دیدار او)تنظیم شده است که به آن وسیله شبهات سالکان و شکوک منکران و وحشت اهل ریبه را برطرف کرده و بطوری که شخصی از اهل معرفت تفسیر نموده، اشاره ای به معرفت نفس است که طریق معرفت رب می باشد." 

حضرت رسول (صلی الله و علیه وآله) مى ‌فرمود: شعبان ماه من است، پس در این ماه روزه بدارید، براى محبت پیغمبر خود و براى تقرب به سوى پروردگار خود، به حق آن خدایى که جان على بن الحسین به دست قدرت اوست، سوگند یاد مى‌ کنم که از پدرم حسین بن على (علیه السلام) شنیدم که فرمود شنیدم از امیرالمؤمنین (علیه السلام) که هر که شعبان را  روزه دارد، براى محبت پیغمبر خدا و تقرب به سوى خدا، خدا او را دوست دارد و نزدیک گرداند او را به کرامت خود در روز قیامت و بهشت را براى او واجب گرداند.

همچنین روایت شده که روزه دو ماه شعبان و رمضان توبه و مغفرت از خداست.

همچنین برخی، از مراتب سه گانه انسان نام برده اند که در این دعا به آنها توجه شده است.

مراقبه در ماه شعبان

بزرگانی از عرفا توصیه های خاصی برای استفاده هر چه بهتر از ماه های رجب، شعبان و رمضان ارائه می داده اند. ممکن است بپرسیم چه عملی بهتر است که در این ماه انجام شود؟ جواب این است که هر عملی در واقع توجه دادن انسان به آن چیز است. عمل صالح آن عملی است که انسان را به خدا توجه می دهد و مراقبه همان توجه دائمی به خداوند و در نظر گرفتن او در هر حال است. بنابراین وظیفه اخلاقی ما در ماه شعبان، آن است که تا جایی که می توانیمیاد خدا و توجه به خدا را چنان در دل خود زنده کنیم که کانه در حال نگاه کردن به چشمان خدا هستیم! جهت حفظ یاد خدا نیز غیر از یادآوری قلبی و بدون واسطه، اذکاری هم بیان شده است. در حقیقت اذکار مختلف توجه انسان را به یکی از جهات خداوندی سوق می دهند.

البته اگر به این توجه بکنیم که انسان در هر کاری از توجه کردن اجتناب ناپذیر است، اهمیت این توجه را در می یابیم. چه اینکه کنترل توجه و نفی خطورات یکی از مراتب سلوکی می باشد.

اعمال مخصوص به شعبان

اعمال مخصوص این ماه که شامل صوات شعبانیه، مناجات شعبانیه و گفتن و خواندن برخی اذکار و ادعیه خاص این ماه حتماً زمینه استفاده بهتر از این ماه را فراهم می سازد. بنابراین حق اینست که تلاش خود را برای بهره مندی از این ماه بکار گیریم.

جمعه, 15 ارديبهشت 1396 15:15

افزایش امنیت تلگرام

روشهای افزایش امنیت تلگرام

 

امنیت تلگرام به عوامل متعددی وابسته است که در این مقاله به موارد مربوط به خود تلگرام بحث می شود. تلگرام Telegram نرم افزاری مبتنی بر شبکه های اجتماعی است که به دلیل امنیت و امکانات بالای خود، توجه کاربران زیادی را به خود جلب کرده است. به عنوان مثال در ماه فوریه 2015 برنامه واتس آپ به مدت چهار ساعت خارج از دسترس بوده و در همان زمان برنامه telegram بیش از 5 میلیون ثبت نام جدید داشته است.

امنیت تلگرام

اپلیکیشن تلگرام چت را به دو روش متفاوت ارائه کرده است.
روش استاندارد : که با کلیک روی هر کاربر صفحه چت را باز کرده و می توانید پیام خود را ارسال کنید.

روش secret chat : امتیازی که استفاده از این روش چت دارد این است که امکان چت کردن به صورت Multi-Platform را محیا کرده است که برای داشتن یک گفتگوی کد شده یا رمزگذاری شده باید از گزینه secret chat استفاده کنید. امنیت تلگرام در پیامهای کد شده یا رمزگذاری شده یه صورت نامتقارن با سیستم های کد کننده ASA 256bit و RSA 2048bit تضمین شده است و بهترین قسمت موضوع این است که کاربر برای استفاده از این ابزار امنیتی نیاز به اقدام خاصی ندارد. مدیران تلگرام به قدری از امنیت خود مطمئن هستند که جایزه هایی برای کسانی که بتوانند این برنامه را هک کنند در نظر گرفته اند. نکته دیگری که قابل توجه می باشد سرعت بالای آن است که علی رغم این که پیام ها به صورت کد شده یا رمزگذاری شده هستند ولی سرعت بالایی دارند و این به دلیل استفاده از پروتکل MTProto می باشد و دلیل دیگر آن استفاده از سرورهای مختلف در سراسر جهان بصورت هاست ابری می باشد آنرا پایدار می سازد.

افزایش امنیت تلگرام

افزایش امنیت تلگرام با روش های متعددی قابل انجام است. ممکن است بپرسید امنیت تلگرام چقدر است و یا چگونه از هک شدن تلگرام جلوگیری کنیم

ما در این مقاله جلوگیری از هک تلگرام با افزایش امنیت اکانت تلگرام را به شما خواهیم آموخت. پیشنهاد می کنیم برای تامین پیشنیازهای امنیت مقاله جلوگیری از هک وای فای را نیز مطالعه کنید.

روش اول : رمز گذاری روی برنامه تلگرام
1- وارد برنامه تلگرام شوید.
2- به قسمت تنظیمات (settings ) وارد شوید.
3- گزینه privacy and security را انتخاب کنید.
4- گزینه passcode lock را انتخاب کنید.
5- در این مرحله رمز مورد نظر خود را وارد کنید.
6- عملیات رمزگذاری در این مرحله به پایان رسیده است و در قسمت بالا آیکون قفل باز ظاهر شده است.

اما این امکان وجود دارد که هنگام خروج فراموش کنید روی قفل کلیک کنید که اگر بخواهید به صورت اتوماتیک این کار انجام شود در قسمتpassword lock  گزینهAuto lock  را انتخاب و مقدار آن را به زمان دلخواه خود تغییر دهید تا در زمان تنظیم شده به طور اتوماتیک تلگرام قفل شود.
تا اینجا برای امنیت تلگرام خود تنها یک قدم برداشته اید.

روش دوم : تایید دو مرحله ای یا two–step verification
1- وارد برنامه تلگرام شوید.
2- به قسمت تنظیمات (settings ) وارد شوید.
3- وارد قسمت privacy and security شوید.
4- گزینه two–step verification را انتخاب نمایید.
5- روی گزینه set additional password کلیک کنید.
6- در این قسمت Email و Password را با دقت وارد کنید چرا که این پسورد در آینده برای شما نیاز خواهد بود.
پس از وارد کردن پسورد و ایمیل با پیغام زیر روبه رو می شوید که می بایست ایمیل خودتان را چک کنید.

ورود 2 مرحله ای تلگرام
7- ایمیل ارسالی دارای یک لینک می باشد که کلیک بر روی آن به منزله تایید است و شما باید این کار را انجام دهید تا عملیات انجام شده با موفقیت ثبت شود. پس از کلیک روی لینک تصویر زیر را مشاهده خواهید کرد.

تایید هویت تلگرام

حال اگر کسی قصد ورود به تلگرام با شماره شما را داشته باشد اگر کد ارسال شده توسط تلگرام را داشته باشد نیاز به پسوردی که در این مرحله تعین کرده اید دارد تا بتواند وارد اکانت شما شود.

روش سوم : کنترل و مشاهده دستگاه های وارد شده – active sessions
در ابتدا توضیح مختصری درباره این روش می دهیم تا بیان مطلب بهتر صورت گیرد. اگر فردی با شماره شما وارد تلگرام شود و در صورتی که کد ارسالی تلگرام را هم به نوعی به دست بیاورد پیغامی از جانب تلگرام برای شما ارسال می شود که سیستمی با این مشخصات وارد اکانت شما شده است که برای جلوگیری و قطع ارتباط آن می توانید از روش زیر استفاده کنید.
1- وارد برنامه تلگرام شوید.
2- به قسمت تنظیمات (settings ) وارد شوید.
3- وارد قسمت privacy and security شوید.
4- به قسمت active sessions وارد شوید.
در تصویر زیر مشاهده می کنید که دستگاه دیگری نیز از این اکانت استفاده می کند که این موضوع در صورتی که توسط شما انجام نشده باشد امنیت تلگرام شما را به خطر می اندازد چون تمام اطلاعات ارسالی و دریافتی دیگر ما از طریق شخص دیگری در حال رصد شدن می باشد که امکان سواستفاده از آن میسر می شود.

telegram active sessions
5- اگر بخواهید کاربری که از اکانت شما استفاده می کند را از اکانت خارج کنید دستکاه مورد نظر را انتخاب و گزینه ok را بزنید.
6- اگر بخواهید همه کاربران اضافی را از اکانت خارج کنید گزینه Terminate All Other Sessions را انتخاب و ok کنید.
اپلیکیشن تلگرام زمانی که کاربر دیگری قصد استفاده از اکانت شما را دارد به شما از طریق پیام اطلاع می دهد که در آن IP شخصی که وارد شده است مشخص می شود.

روش چهارم : عدم نمایش آنلاین بودن در تلگرام – Last Seen
در برخی مواقع نیاز هست که کسی از آنلاین بودن شما با خبر نشود برای این که زمان آنلاین شدن قابل رویت دیگران نباشد طبق روش زیر عمل کنید.
1- وارد برنامه تلگرام شوید.
2- به قسمت تنظیمات (settings ) وارد شوید.
3- وارد قسمت privacy and security شوید.
4- گزینه Last Seen را انتخاب کنید.
5- در قسمت اول 3 گزینه وجود دارد که Everybody اشتراک عمومی بوده و همه می توانند آنلاین بودن شما را رویت کنند.
6- گزینه دوم My Contacts نفراتی که شماره آنها در دفترچه تلفن شما ذخیره شده است می توانند مشاهده کنند.
7- گزینه سوم Nobody بوده و هیچ کس نمی تواند زمان آنلاین بودن شما را مشاهده کند.
در برخی منابع این روش برای مخفی کردن عکس پروفایل نیز گفته شده که این روش هیچ ربطی به تصویر پروفایل ندارد.

به طور کلی امنیت در تلفن همراه به چند نکته بستگی دارد که با رعایت آنها می توان زمینه سو استفاده از حریم خصوصی را کاهش داد.
– تهیه اپلیکیشن یا نرم افزارهای کاربردی از منبع اصلی یا معتبر که شرکت طراح نرم افزار آن را تایید کرده است.( گاهی اپلیکیشن های دیگر در تلفن همراه نقش بدافزار را برای کاربران ایفا می کنند که برای جلوگیری از این امر تهیه اپلیکیشن از منبع اصلی پیشنهاد می شود.)
– استفاده از اینترنت و شبکه امن ( از هر شبکه مخصوصا شبکه های رایگان و آزاد در اماکن عمومی برای اتصال به اینترنت استفاده نشود. امنیت شبکه های آزاد بسیار کم می باشد.)
– از اپلیکیشن های مشابه استفاده نکنید. ( برای برنامه تلگرام اپلیکیشن های مشابهی وجود دارد که گاهی امکانات این اپلیکیشن ها از خود برنامه تلگرام بیشتر می باشد ولی چون شرکت طراح آن را تایید نکرده است شاید امنیت تلگرام را به خطر بیندازد.)
– از قرار دادن تلفن همراه ، تبلت یا رایانه شخصی خود به دیگران خوداری کنید.
– لینک هایی که با پسوند ( bot. ) می باشد اعتماد و لمس نکنید زیرا این لینک ها ربات بوده و احتمال بدافزار بودن آنها وجود دارد.
– روی لینک های ارسالی از منابع نامعتبر کلیک نکرده و  آنها را منتشر نکنید. ( گاهی لینک ها دارای بدافزارهایی هستند که شما متوجه اجرای آنها نمی شوید و در ظاهر شاید کار مورد نظر شما انجام شود اما واقعیت چیز دیگری است.)

جلوگیری از هک تلگرام

جلوگیری از هک تلگرام

جلوگیری از هک تلگرام با چند اقدام ساده قابل انجام است. با روش های ذکر شده امکان  را خواهید داشت و قادر خواهید بود تا امنیت اکانت تلگرام خود را حفظ کنید.

پنج شنبه, 14 ارديبهشت 1396 19:55

مشکلات روحی کارکنان !

 
با مشکلات روحی کارکنان چه کنیم؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مترجم: مریم رضایی
نویسنده: Richard Daniel Curtis

افراد معمولا آنقدر که به سلامت جسم اهمیت می‌دهند، سلامت روان را جدی نمی‌گیرند. آمارهایی که در مورد عدم درمان مشکلات روحی وجود دارد، تکان‌دهنده است. این آمارها زمانی وحشتناک‌تر می‌شود که بدانیم جوانان نسل هزاره که در حال حاضر بیشترین جمعیت نیروی کار دنیا را تشکیل می‌دهند، بیش از نسل‌های گذشته درگیر مشکلات روحی هستند. این موضوع برخی اظهارات رایج را در مورد اینکه نسل هزاره تنبل است و به اخلاق کاری پایبند نیست، به چالش می‌کشد. آیا می‌توان گفت آنها نسبت به دنیایی که در حال تحول است، حساس‌ترند؟ واقعیت این است که احتمال اینکه همه ما در طول زندگی درگیر مشکلات روحی و روانی – چه به صورت موقت و چه بلندمدت - شویم زیاد است. این روزها، بدون توجه به سلامت روان نمی‌توان با نیازهای احساسی کار مقابله کرد. اطرافتان را در محیط کار نگاه کنید. به احتمال زیاد بالاخره یک نفر را پیدا می‌کنید که چنین مشکلی داشته باشد، اما در سکوت از بیماری خود رنج می‌برد. صحبت کردن در مورد اوقاتی که دچار تنش می‌شویم، به یک تابو تبدیل شده است. بسیاری افراد از اینکه نمی‌دانند چه باید بگویند یا چه کاری باید انجام دهند، آشفته می‌شوند. برخی حتی از این واقعیت که این دشمن پنهان می‌تواند در هر کدام از ما ظهور کند، می‌ترسند. بیماری‌های روحی به شرایطی بیولوژیک گفته می‌شود که به تفکرات، احساسات، حالات، تعاملات و توانایی عملکرد افراد مربوط می‌شود. بیشتر این مشکلات که افراد با آن سروکار دارند، به این خاطر است که نمی‌توانند احساساتشان را در مواقع خاص کنترل کنند.

 

رفتارهایی که می‌توانند نشانه مشکل روحی باشند

اگر همکارتان رفتار ناشایستی از خود نشان می‌دهد، می‌تواند نشانه این باشد که اتفاق عمیق‌تری در زندگی او در جریان است. طبق اعلام سازمان سلامت روان آمریکا، رفتارهای زیر نشان‌دهنده این هستند که یک کارمند درگیر مشکلات روحی است.

• رعایت‌ نکردن سررسیدهای تحویل کار

• سرعت بسیار پایین در کار

• غیبت و تاخیر مداوم

• نشان دادن خشونت و زودرنجی بدون منطق

• دشواری در تمرکز کردن و اتخاذ تصمیم‌های درست

• منزوی بودن و خالی از احساس بودن

• فراموش کردن دائم دستورالعمل‌ها و رویه‌های کاری

• افراط در کار

• سخت کنار آمدن با تغییرات در کارهای روتین

البته وجود این علائم در یک فرد لزوما به این معنا نیست که او از نظر روحی بیمار است. اگر متوجه یک الگوی منفی از تغییرات در رفتار همکارانتان شدید یا دریافتید که عملکرد یا رویکرد آنها به میزان قابل توجهی روند نزولی داشته، به‌طور قطعی نتیجه‌ نگیرید که پای بیماری روحی در میان است. شما در مقام تشخیص نیستید. به علاوه، با توجه به اینکه دید خوبی نسبت به بیماری‌های روحی در جامعه وجود ندارد، برچسب‌ زدن می‌تواند دید بقیه را نسبت به یک فرد منفی کند.

 

افسردگی، بارزترین مشکل روحی در محیط کار

در میان مشکلات روحی، افسردگی متداول‌ترین بیماری است. برخی آمارها حاکی از آن است که تا سال 2020 افسردگی دومین دلیل از کارافتادگی در سراسر دنیا خواهد بود. همین آمارها نشان می‌دهند نسل هزاره‌ای‌ها نسبت به نسل‌های گذشته خود بیشتر به افسردگی مبتلا می‌شوند.  طبق اعلام موسسه Mashable این تعداد به 20 درصد یا یک نفر از هر 5 نفر می‌رسد. اما این در عمل به چه معنا است؟ محیطی که در آن یک نفر از هر پنج نفر در یک نسل نشانه‌های افسردگی دارند، چه نتایجی را منتقل می‌کند؟ برای شروع باید این ایده را که افسردگی صرفا «احساس ناراحتی» است کنار بگذاریم. افسردگی یک بیماری تشخیصی و بازگشتی است که اشتباه تفسیر شده است و با اینکه می‌توان آن را درمان کرد، اما علاج قطعی ندارد. معمولا افسردگی با غیبت‌های متوالی در کار نمود پیدا می‌کند، اما سطح دیگری از علائم وجود دارد که خیلی مشهود نیست و متاسفانه ممکن است در دائمی کردن برخی ویژگی‌ها که به کل افراد این نسل تعمیم داده می‌شود، نقش داشته باشد. سایت Mashable می‌گوید بیش از دو سوم نسل هزاره‌ای‌های افسرده می‌گویند علائم بیماری آنها ممکن است آنقدر شدید نباشد که آنها را در خانه نگه دارد، اما ظرفیتشان برای ارائه کار مفید کاهش می‌یابد.

آیا اینها همان کسالت و رخوتی است که نسل هزاره عمدتا به آن متهم می‌شود؟ شاید این گونه باشد. متاسفانه این تنها نیمی از دور تسلسل افسردگی را توصیف می‌کند. نظرسنجی از 300 هزار آمریکایی نشان داده 4/ 12 درصد از افرادی که شغل ندارند دچار افسردگی هستند. می‌توانید چنین چیزی را نادیده بگیرید؟ این یک چرخه مستقل است. افسردگی عملکرد کاری را بدتر می‌کند که این خود به بیکاری و سپس افسردگی بیشتر منجر می‌شود.  ما می‌توانیم خیلی راحت غرق جزئیات و پیچیدگی‌ها شویم، اما باید بدانیم هیچ چیز به جز یک کمپین آگاهی‌دهنده در سطح کشوری نمی‌تواند به‌طور جدی سلامت روان را مورد توجه قرار دهد؛ آنقدر جدی که آن را جزو پوشش‌های درمانی رایج قرار دهد؛ چیزی که در حال حاضر در بیشتر کشورها اصلا متداول نیست و به اندازه مشکلات جسمی مورد توجه قرار نمی‌گیرد.

سوالی که در نهایت مطرح می‌شود این است: آیا کارفرماها برای از بین بردن این تابو باید تلاش بیشتری کنند؟ بسیاری از نشانه‌های مشکلات روانی به واسطه دسترسی به یک شبکه حمایتی کاهش می‌یابند. محل کار جایی است که ساعات زیادی از عمر خودمان را در آن می‌گذرانیم. پس مطمئنا کارفرماها می‌توانند کاری انجام دهند.  اما این جمله که «این یک مساله بسیار پیچیده است و به متخصص‌های حرفه‌ای نیاز دارد...» بهانه‌ای است که زیاد به گوشمان خورده است. برخی کارفرماها طرح‌ها، کلاس‌ها و آموزش‌های فعالی برای ارتقای سلامت کارکنان خود دارند. برخی دیگر به‌طور فعال هدفشان را شناسایی دلایل مشکلات محیط کار که بر سلامت روان افراد تاثیرگذار است، قرار می‌دهند. اما این فعالیت‌ها باید گسترده‌تر باشد و رفاه احساسی کارکنان را مد نظر قرار دهد.

پنج شنبه, 14 ارديبهشت 1396 19:45

مدرسه مناسب فرزندم !

   
ویژگی های مدرسه مناسب فرزندمان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

محسن سودمند
دکترای تخصصی روانشناسی
تلگرام: ravandarmandegy@

انتخاب مدرسه برای ثبت‌نام فرزندان همیشه یکی از شایع‌ترین نگرانی‌های والدین بوده است. خانواده‌ها در برابر تنوعِ فریبنده مدارس و ادعاهای بعضا گزاف مدیران آشفته شده و سعی می‌کنند با جمع‌آوری اطلاعات از منابع مختلف، بهترین تصمیم ممکن را برای آینده فرزند خود بگیرند. چه در ایران و چه در اکثر کشورهای جهان، نظام‌های آموزشی در قالب مدارس دولتی و غیردولتی اداره می‌شوند. در این مقاله سعی خواهم کرد فارغ از ماهیت (دولتی یا غیر‌دولتی بودن) مدارس به ویژگی‌های یک مدرسه مناسب بپردازم. بی‌شک، با توجه به ضعف ساختاری سیستم آموزشی کشور، در نظر گرفتن تمام ویژگی‌های مورد اشاره ممکن نخواهد بود، اما امیدوارم با در نظر گرفتن این ویژگی‌ها والدین عزیز بتوانند انتخاب مفیدتری داشته باشند.

 

1- معلمانِ آموزش‌دیده: یکی از ارکان اصلی مدرسه معلمان هستند. معلم خوب فردی است که پیش از حضور در کلاس (و نه در حین آن) حداقل در چهار حوزه مهم، آموزش‌های اساسی دریافت کرده باشد. الف) دانش‌آموزشگری (پداگوژیک): یعنی معلم باید بداند که چگونه برای دانش‌آموزان کلاس فرصت‌های یادگیری برابر و متنوعی ایجاد کند و در مورد نحوه انتقالِ مطلب و فنون تدریس به‌خوبی آموزش دیده باشد. ب) دانش مربوط به یادگیرندگان: معلم آموزش‌دیده به‌خوبی از فرآیندهای رشدی و ویژگی‌های روانشناختی دانش‌آموزان در سنین مختلف مطلع است (تسلط بر روانشناسی رشد). دانش‌آموزان در سنین رشدی مختلف ویژگی‌ها و مهارت‌های هیجانی، شناختی، جسمانی، اجتماعی مختلفی دارند. پ) دانش مربوط به یادگیری: معلمان ماهر از سبک‌های متنوع یادگیری آگاه بوده و در مورد کارکرد حافظه، تمرکز و هوش اطلاعات مناسبی دارند. ت) دانش مربوط به محتوای درس: شاید اساسی‌ترین وظیفه هر آموزگاری این است که خودش فردی پرسشگر، خلاق، جست‌وجوگر و علمی باشد و تسلط کافی به موضوع تدریس داشته باشد. معلمانِ خلاق با مهارت تمام می‌توانند از محتوای آموزشی کتاب‌ها فراتر رفته و آموخته‌های نظری دانش‌آموزان را به زندگی واقعی مرتبط کنند. بی‌شک کاربردی‌سازیِ یادگیری در زندگی فردی است که دانشِ کودکان را ماندگار و درونی‌تر کرده و کفایت آنها را افزایش خواهد داد.

2- پرهیز از قواعد انضباطی بی‌معنی: در مدارس موفق، معلمان و سیستم مدرسه برای حفظ نظم از تهدید، فریب یا تنبیه استفاده نمی‌کنند. چنین مدارسی برای نظم‌بخشی به مدرسه سعی می‌کنند با آموزش مهارت‌های خودیاری و درونی‌سازی احترام به قواعد، از روش‌های بی‌پایه و اساس انضباطی اجتناب کنند. همچنین از طریق مرزگذاری‌های روشن، به دانش‌آموزان مشکل آفرین کمک می‌کنند به سوی رفتارهای قابل پذیرش حرکت کنند.

3- فضا و امکانات آموزشی مناسب: مدارس موفق از تجهیزات آموزشی مناسبی برخوردارند و از این امکانات به‌عنوان دکورِ ویترین ثبت‌نام استفاده نمی‌کنند (مثل استفاده‌ای که در برخی مدارس از تخته‌های هوشمند می‌شود). محوطه‌ای ایمن و بزرگ برای زنگ‌های تفریح، آزمایشگاهی با تجهیزات کافی و متصدی فهیم، کتابخانه غنی، فضای استاندارد داخل کلاس‌ها به نسبت تعداد دانش‌آموزان و در اختیار داشتن محیطی آرام برای صرف وعده‌ها و میان وعده‌های غذایی، سطح کیفی مدارس را افزایش می‌دهد.

4- برتری آموزشی: در مدارس موفق، انتظارات آموزشی کاملا مشخص بوده و برنامه‌ریزی‌های هدفمند و انعطاف‌پذیری برای ارتقای توانِ آموزشی آماده شده است. چنین مدارسی برای پنهان ساختن ماهیت تجاری و بازاری‌مسلک خود به کلاس‌های فوق‌برنامهِ بی‌فایده ولی پرطمطراق پناه نمی‌برند؛ از آزمون‌های استعداد و پیشرفت تحصیلی صرفا برای سنجش دوره‌ای و منظم دانش‌آموزان استفاده می‌کنند و سرافرازی و کفایت دانش‌آموزان را به رقابت‌طلبی‌های درسی بیمارگونه وابسته نمی‌کنند.

5- رازداری: مدارس موفق با وضع قوانین سخت‌گیرانه، نظارت دقیقی بر حفظ اطلاعات و حریم خانواده‌ها و دانش‌آموزان دارند. در چنین مدارسی سطح دسترسی اعضای مدرسه (از قبیل مدیر، روانشناس و معلمان) به اطلاعات محرمانهِ خانواده‌ها کاملا مشخص بوده و از رازهای خانواده‌ها محافظت می‌شود. افشای غیرمجازِ موضوعاتی چون طلاق، مشکلات اقتصادی، سوءمصرف مواد، حضانت فرزند و ابتلا به بیماری‌های خاص می‌تواند کانون بحران‌های بسیاری باشد. همچنین متولیان مدرسه اجازه ندارند بدون آگاهی و رضایت والدین و دانش‌آموزان، تصاویر، فیلم‌ها و مستندات آموزشی آنان را در شبکه‌های مجازی به اشتراک بگذارند. متاسفانه گاهی برخی دست‌اندرکاران آموزشی از پیامدهای روانشناختی هولناک انتشار چنین اطلاعاتی آگاهی ندارند و خواسته یا ناخواسته به گسترش رفتارهای غیراخلاقی دامن می‌زنند.

6- در نظر گرفتن‌تفاوت‌های فردی: در برخی کشورها طرحی در دست بررسی است که در آن دانش‌آموزان سنین مختلف در ساعات صبحگاهی مختلفی کلاس خود را شروع می‌کنند (مثلا کلاس‌های نوجوانان از ساعت یازده صبح آغاز می‌شود). چنین برنامه‌هایی نشان از این دارد که دانش‌آموزان سنین مختلف، از رسش جسمانی و مغزی مختلفی نیز در مورد خواب، تمرکز، حافظه و... برخوردارند. فارغ از تفاوت‌های غیر‌قابل انکار بین دانش‌آموزان پیش‌دبستانی و دبستانی با دانش‌آموزان متوسطه اول و دوم، هر یک از دانش‌آموزان نیز با یکدیگر متفاوتند. روانشناسان و متخصصان حوزه تعلیم و تربیت بر این باورند که انکار خصلت‌های متمایزکننده دانش‌آموزان و برخورد فله‌ای با آنان آسیب‌های جدی به رشد و شکوفایی دانش‌آموزان وارد خواهد کرد. در مدارس موفق، مدیر و سایر آموزگاران از ویژگی‌های زیستی(مثل حساسیت‌های غذایی و بیماری‌ها)، روانشناختی (سابقه اختلالات، میزان تمرکز، حافظه و...) و جامعه شناختی (فرهنگ، زبان یا قومیت) هر دانش‌آموز آگاهی کاملی دارند و برای یکایک دانش‌آموزانی که از میانگین کلاس فراتر یا فروتر هستند برنامه‌های مدونی دارند.

7- تعداد دانش‌آموزان: یادگیری امری «فردی» است که در زمان «حال» رخ می‌دهد. این جمله به این معناست که معلمان آموزش دیده به‌خوبی می‌دانند باید از تمام لحظات آموزشی به نفع دانش‌آموزان استفاده کنند. اگر آموزگاری بخواهد تفاوت‌های فردی هر دانش‌آموز را در نظر داشته باشد و بر مبنای تفاوت‌های منحصر به فرد هر دانش‌آموز فرآیند آموزشی‌اش را تدوین کند، ضروری است که تعداد دانش‌آموزان در هر کلاس علاوه‌بر در نظر گرفتن گنجایش فضای آموزشی، با توان پاسخگویی آموزگار نیز تنظیم شود. مدارس خوب، استعداد و پتانسیل یادگیری دانش‌آموزان خود را قربانی تعداد زیاد ثبت‌نامی‌ها (و کیفیت پایین آموزشی) نمی‌کنند.

8- ارتباط عمیق با والدین: ارتباط نزدیک بین خانواده‌ها و تیم هدایت‌کننده مدرسه می‌تواند در ارتقای توان یادگیری دانش‌آموزان بسیار با اهمیت باشد. در کشور ما ایران چنین ارتباطی صرفا از طریق انجمن اولیا و مربیان یا نمایندگان کلاس‌ها شکل می‌گیرد. انتخابات این انجمن در ابتدای هر سال آموزشی انجام شده و والدین نمایندگان خود را برای ارتباط با مدرسه انتخاب می‌کنند. در نظر نگرفتن مطالبات والدین و عدم پیگیری درخواست‌ها و شکایات کوچک (که گاهی بسیار مهم نیز هستند) در کنار عدم همکاری برخی والدین با این انجمن‌ها (مثل بی‌اعتنایی به شرکت در انتخابات اعضا) منجر به این می‌شود که در نهایت چنین انجمن‌هایی صرفا حالت تشریفاتی یافته و غیر‌از رسیدگی به شکایات نگران‌کننده‌ای چون گزارش آزارها و کنجکاوی‌های جنسی خاص، جمع‌آوری عیدی یا پاداش برای آموزگاران و پرسنل مدرسه یا پرداختن به اوضاع فرزندِ عضو انجمن(!) عملا کارکرد کلیدی خود را از دست دهد. دربرخی کشورها چنین انجمن‌هایی قدرت اجرایی بسیار بالایی داشته و حتی توان تغییر مدیر مدرسه را نیز دارند. مدارس موفق به‌خوبی از قدرت حیرت‌انگیز خودِ والدین در ارتباط با سایر خانواده‌ها و دانش‌آموزان استفاده بهینه کرده و سعی می‌کنند از انرژی خانواده‌ها در همکاری با مدرسه استفاده کنند. گفتن این نکته نیز ضروری است که خانواده‌ها برای ارتقای آموزشی مدرسه باید در کنار مسوولان مدرسه باشند، نه در برابر آنان.

9- در نظر گرفتن ابعاد روانشناختی دانش‌آموزان: مدارس موفق با استفاده از روانشناسان مجرب و مستقر در مدرسه آسیب‌های احتمالی را به حداقل می‌رسانند. مشاوران و روانشناسان مدرسه می‌توانند با برگزاری جلسات آموزشی منظم و هدفمند و آموزش خانواده‌ها، دانش‌آموزان و اعضای مدرسه از وقوع مشکلات روانشناختی پیشگیری کنند. همچنین، مدارس موفق به تقویت مهارت‌های اجتماعی، ارتقای سطح همکاری، آموزش احترام به دیگران و افزایش احساس امنیت در دانش‌آموزان پرداخته و رشد هیجانی و رفتار بالنده و رشدیافته را افزایش می‌دهند. در برخی مدارس نیز، روانشناس طی چند جلسه کوتاه پیش از آغاز سال تحصیلی به رانندگان سرویس مدرسه آموزش‌های ضروری را در مورد نحوه مراقبت از کودکان ارایه می‌دهند. مثلا اینکه رانندگان در صورتی که با توهین یا رفتار ناشایست کودکان مواجه شوند اجازه برخورد مستقیم با دانش‌آموز را نداشته و باید در اسرع وقت مسوولین اجرایی مدرسه را در جریان بگذارند.

10- ایمنی و مسایل بهداشتی: مدارس موفق محیطی بی‌خطر، ایمن، پاکیزه و سالم برای دانش‌آموزان فراهم می‌کنند و با استقرار مسوول بهداشت محیط در مدرسه نظارت دقیق و مداومی بر پیشگیری از شیوع بیماری‌های واگیردار، نحوه توزیع غذا، تمیزی سرویس‌های بهداشتی و آموزش مسایل بهداشتی به دانش‌آموزان دارند. متاسفانه ایمنی محیط مدرسه چندان مورد توجه متولیان مدرسه قرار نمی‌گیرد. محیط مدارسی که دانش‌آموزان پیش دبستانی و دبستانی دارند باید فاقد لبه‌های تیز و بُرنده باشد؛ تمام پله‌ها مجهز به نرده‌های حفاظتی باشند و کپسول‌های آتش نشانی مطابق استانداردها در مکان‌های مناسب نصب شده باشند. در آزمایشگاه‌ها نیز مواد شیمیایی و آسیب رسان باید دور از دسترس کودکان باشد؛ چراکه کنجکاوی و ماجراجوییِ طبیعی، گاهی کودکان حیرت‌زده را در مسیر کشفِ جهان به قسمت‌های مختلف مدسه می‌کشاند.

از طریق نصب حفاظ روی پنجره طبقات نیز می‌توان از شکستن شیشه‌ها (مثلا به‌دلیل برخورد توپ) و سقوطِ احتمالی کودکان جلوگیری کرد. فارغ از موارد ذکر شده عوامل دیگری نیز در انتخاب مدرسه مناسب دخیل هستند که برای خانواده‌ها میزان اهمیت متفاوتی دارد. نزدیکی مدرسه به محل سکونت، هزینه‌های جانبی مدارس، سخت‌گیری‌های آموزشی و ساعت تعطیلی مدرسه از این جمله‌اند. نکته آخر اینکه، بهتر است والدین به فرزند خود اجازه دهند در انتخاب مدرسه‌اش سهیم باشد و خانواده‌ها با نگاهی واقع‌بینانه به محدودیت‌های خود و متولیان مدرسه سعی کنند سال‌های به یادماندنی و خاطره‌انگیزی برای خود و فرزندشان ایجاد کنند.

پنج شنبه, 14 ارديبهشت 1396 19:39

رهایی از وابستگی مخل !

  ویژه نامه دنیای اقتصاد - شماره 4036 1396/02/14 

 

در اینجا به هفت مورد مهم که به شما کمک بزرگی می‌کند، اشاره می‌کنیم:

 

1- بر شخصیت و شناخت خود کار کنید. این کار را به تنهایی نمی‌توانید انجام دهید و باید از یک متخصص کاردان کمک بگیرید. اما حتما و قطعا باید درمان خود را پیگیری کنید و مداومت داشته باشید تا پروسه درمان کامل شود. فکر نکنید که با شش یا ده جلسه مشاوره مشکل شما حل می‌شود، حداقل باید یک سال زمان بگذارید و پیگیری مستمر داشته باشید. خودآگاهی به شما کمک می‌کند که معنای جدیدی برای زندگی پیدا کنید. این مهارت شما را به خودتان باز می‌گرداند و روش صحیح زندگی کردن را به شما می‌آموزد. این مهارت بهترین و بدترین فرد زندگی‌تان را به شما نشان می‌دهد و یاد می‌دهد که چطور این دو را دوست بدارید. این مهارت شما را به سفر اعجاب انگیز درون‌تان می‌برد. در طول درمان شما باید خود را، احساسات، علایق، نفرت‌ها، غم‌ها، خشم‌ها، رنجش‌ها، رفتار‌ها، عادات و ده‌ها مساله دیگر درباره خود را کشف کرده و بشناسید. نگویید من خودم را می‌شناسم، شما اصلا خود را نمی‌شناسید؛ اطلاعات شما از خودتان ذره‌ای بیش نیست.

2. مسائل سرکوب شده درون خود را شناسایی کرده و به کمک یک مشاور یا درمانگر کاردان راهکار‌های لازم برای بهبودی آنها را پیش بگیرید. سرکوب یکی از مهم‌ترین دلایل ابتلا به افسردگی است. خشم‌ها، رنجش‌ها، خواسته‌ها، حرف‌ها و ترس‌های سرکوب شده همگی نیروی قدرتمندی هستند که افراد را دچار افسردگی می‌کنند.

3. صحبت کنید. نه با هر کسی! بلکه با یک متخصص جلساتی را بگذرانید که در آن جلسات فقط صحبت کنید. برای این جلسات باید مدت زمان تعریف شود، یعنی به‌عنوان مثال، بیست، سی یا پنجاه جلسه. اگر زمان و تعداد جلسات را نبندید، جلسات از حالت درمانی خارج شده و به درد دل با فرد معمولی تبدیل می‌شود.

4. تمرین کنید خودخواه شوید! می‌دانیم که بزرگ‌ترین باور شما عدم خودخواهی و رسیدگی به دیگران است، اما اگر می‌خواهید درمان شوید باید خودخواه شوید. باید توجه‌تان را از روی دیگران برداشته و به خودتان معطوف کنید. مهم نیست چه می‌گویند و چه قضاوتی دارند. مهم نیست چه توقعی دارند. مهم نیست درباره شما چه فکری می‌کنند. شما مسوول انجام وظایف آنها نیستید. مهم نیست اگر گاهی از شما ناراحت و یا عصبانی می‌شوند. تنها کسی که فعلا مهم است و بیشترین نیاز را به کمک، محبت و توجه دارد، خود شما هستید. سلامتی شما در اولویت است. کار‌هایی که دوست دارید و خوشحال‌تان می‌کند را در زندگی خود انجام دهید و از پرستاری افراطی دیگران دست بردارید. بعد‌ها که حال‌تان بهتر شد می‌توانید به حالت تعادل بازگردید.

5- الگوی غذایی خود را تغییر دهید. غذا‌هایی بخورید که مواد مورد نیاز بدن شما را تامین کنند. غذا‌هایی میل کنید که شادی‌آور باشند. غذا‌های سالم میل کنید. لطفا در این زمینه هم از یک متخصص کمک بگیرید و نگویید که خودم بلد هستم. به صراحت بگوییم که شما اگر بلد بودید افسرده نمی‌شدید!

6- از فضا‌ها و افراد سمی دوری کنید. درون شما در حال حاضر پر از سم است. بنابراین، نیاز به سم بیشتر ندارید! پس از فضا‌ها و افرادی که انرژی منفی می‌دهند دوری کنید. زمانی که سم موجود در شما دفع شد و قوی‌تر شدید آن وقت یاد می‌گیرید که چطور با افراد و موقعیت‌های سمی برخورد کنید. فعلا از خود مراقبت کنید و دور از این افراد باشید.

7- بینش‌های غلط خود را اصلاح کنید. باور‌های مهر طلبانه، تعصب‌های بیهوده، دیدگاه برنده-بازنده، پنهان کاری احساسات، باور قربانی بودن، باور نا لایق بودن، کافی نبودن، دوست داشتنی نبودن، متعلق نبودن، بر آوردن توقعات دیگران و ده‌ها بینش غلط دیگر را شناسایی کرده و یک به یک آنها را تغییر دهید. باز هم فراموش نکنید که مسیر بهبودی از افسردگی باید با حمایت یک فرد کاردان صورت بگیرد.

پنج شنبه, 14 ارديبهشت 1396 19:32

شش رفتار مدیران موفق

روزنامه دنیای اقتصاد - شماره 4036
شش رفتار مدیران موفق چیست؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

همه ما می‌دانیم که امروزه اگر مدیران می‌خواهند موفق باشند باید قبل از آن رهبری را نیز بیاموزند. در حقیقت مدیر موفق کسی است که رهبری تاثیرگذار باشد. در این مقاله به شش رفتار مدیران موفق و مدیران معمولی اشاره می‌کنیم:

 

1. مدیران موفق دیکتاتور نیستند. اگر می‌خواهید مدیر موفقی باشد، لطفا دیکتاتوری را کنار بگذارید. دیدگاه سنتی از مدیران و روسا فردی را می‌سازد که دستور می‌دهد، امر و نهی می‌کند و افرادی «بله قربان گو» را تربیت می‌کند. این نوع از مدیران افرادی که در مقابل آنها تعظیم نکنند و بی‌چون و چرا بله نگویند را طرد می‌کنند. آنها برای سازمان خود افرادی را نیاز دارند که مطیع و منفعل باشند و تحت هر شرایطی صدایشان در نیاید!  یک مدیر موفق همکاری گروهی را در سازمان خود تقویت می‌کند و از خود محوری و دیکتاتور مآبی فاصله می‌گیرد. این در حالی است که مدیران معمولی سعی می‌کنند خود را راس و محور امور قرار دهند و به همه بگویند باید طبق میل من رفتار کنید.  مدیر موفق سعی می‌کند با رفتار‌های مناسب و بالغانه، همدلی و همکاری گروهی، به‌طور غیر مستقیم بر گروه تاثیر بگذارد اما مدیر معمولی سعی می‌کند مستقیما و با دستور دادن گروه را مدیریت کند.

2. مدیران موفق سر وقت حقوق می‌دهند، طرح تشویقی می‌گذارند و ترفیع مالی یا مقامی را در برنامه کاری سازمان خود قرار می‌دهند. مدیران معمولی در پرداخت حقوق پرسنل ضعیف عمل می‌کنند و تاخیر دارند، آنها طرح‌های تشویقی برای ایجاد انگیزه در پرسنل در سازمان خود مشخص نمی‌کنند و ترفیع مالی و مقامی برای آنها تعیین نمی‌کنند. در حالی که مدیران موفق می‌دانند برای رشد سازمان باید مسائل مالی پرسنل را نیز جدی بگیرند، زیرا یکی از بزرگ‌ترین اهداف مردم برای کار کردن، دریافت پول است. وقتی که شما حقوق پرسنل خود را دیر یا کمتر پرداخت می‌کنید آنها احساس می‌کنند که مورد توجه، همدلی و حتی قدردانی قرار نگرفته‌اند و دلزده می‌شوند. این موضوع مخصوصا درباره کسانی صدق می‌کند که عادت به نگه داشتن پول مردم نزد خود دارند. جالب است، اما واقعا چنین عادتی در برخی از مردم وجود دارد. برای رشد و ایجاد انگیزه در پرسنل خود بهتر است از طرح‌های تشویقی نیز استفاده کنید و ترفیع مالی و مقامی را نیز در برنامه خود قرار دهید. سازمانی که ترفیع را در برنامه خود نداشته باشد، در طولانی مدت راکد و کسل‌کننده می‌شود.

3. مدیران موفق ذهنی باز دارند و چارچوب‌های سخت برای پرسنل خود تعریف نمی‌کنند. متاسفانه، برخی از مدیران ذهن بسته دارند و بر اساس ایده‌آل‌ها و ذهنیت خود چارچوب‌های سخت و انعطاف ناپذیری را برای پرسنل خود تعیین می‌کنند. دیده شده است که این نوع مدیران حتی در زندگی شخصی و خانوادگی خود هم چنین رفتاری را اعمال می‌کنند. مدیران بسته، متعصب و زورگو اصلا دوست داشتنی نیستند. آنها افرادی «بله قربان‌گو!» ، منفعل، مهرطلب و تایید طلب را اطراف خود پرورش داده و نگه می‌دارند و افراد آزاد در کنار آنها جایی ندارند.  در حالی که مدیرانی که رهبران خوبی هستند، می‌دانند که انعطاف‌پذیری یکی از مهارت‌های مفید برای آنها در جهت ایجاد حس تعلق، شادی و امید در پرسنل است. آنها هر فکری را با ذهن باز می‌شنوند و سپس، نه با ذهنیت و چارچوب‌های ذهنی خود، بلکه با فکری باز آنها را بررسی می‌کنند. آنها دیگران را مجازات و تنبیه نمی‌کنند و آنها را آزاد می‌گذارند تا هر کسی برای خود فردیت داشته باشد.

4. مدیران موفق بیشتر از آنکه حرف بزنند، شنوندگان خوبی هستند.  گوش دادن موثر و گوش دادن فعالانه یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی است که هر مدیری باید آنها کسب کند. مدیرانی که شنوندگان خوبی نیستند دچار تعارضات زیادی با پرسنل خود می‌شوند. شنوندگی فقط به این نیست که شما حرف‌ها و صداهایی که از دهان یک فرد خارج می‌شود را بشنوید. شنوندگی یعنی شما حرف‌های ناگفته و مفهوم و منظور گوینده را هم بشنوید و درک کنید. مدیران موفق، می‌شنوند که درک کنند، نه اینکه آنچه خود می‌خواهند را بر کرسی بنشانند.

5. مدیران موفق بیشتر از آنکه ادعا کنند، عمل می‌کنند.  بسیاری از مدیران فریب جایگاه‌شان را می‌خورند اما از این حقیقت غافل هستند که مدیریت به معنای همه چیز دانی و بهترین اعمال نیست! مدیریت بدون عمل، فقط یک جایگاه و مقام است. مدیران معمولی بیشتر از اینکه خود را بشناسند و به دانسته‌هایشان عمل کنند، دیگران را ارشاد و راهنمایی می‌کنند. آنها غالبا همه چیز را می‌دانند و بلد هستند اما به عمل که می‌رسد ناقض تمام دانسته‌های خود هستند. مدیران موفق ابتدا خود را به معنای واقعی ارتقا و رشد می‌دهند، سپس دیگران را آموزش می‌دهند.

6. مدیران موفق به دیگران فرصت رشد می‌دهند. مدیران معمولی این پیام را به پرسنل می‌دهند که « همه می‌توانید رشد کنید اما آنطور و در آن چارچوبی که من تعریف می‌کنم و مال من است.» در حالی که مدیران موفق امکان رشد را برای همه و متناسب با خود آنها تعریف می‌کنند. آنها حق پرسنل را به او می‌دهند و خصومت‌های شخصی و روانی با پرسنل راه نمی‌اندازند. آنها تحقیر نمی‌کنند و تشویق می‌کنند. آنها در سازمان خود از زد و بند‌های رابطه‌ای که موجب تجاوز به حقوق بقیه کارکنان می‌شود استفاده نکرده و عدالت را برقرار می‌کنند.

پنج شنبه, 14 ارديبهشت 1396 19:28

طرز تفکر و اضطراب !

 

 

میترا فتحی
مربی بین‌المللی هوش هیجانی و اجتماعی

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

بخشی از اضطراب ما به افکار ما مربوط می‌شود. برخی از افکار ما تولیدکننده اضطراب هستند. اینکه چه افکاری را در طول شبانه روز در سر می‌پرورانید، موضوع بسیار مهمی در مدیریت اضطراب است. شما با تغییر فکر خود می‌توانید اضطراب و نگرانی را کاهش دهید اما نکته قابل توجه این است که به جای گفتن جملاتی نظیر «نمی‌توانم افکارم را تغییر دهیم، هر چه تلاش می‌کنم موفق نمی‌شوم.»، از حمایت یک مشاور کاردان استفاده کنید تا بتوانید با اراده قوی‌تر این اقدام بزرگ را انجام دهید. لطفا دست روی دست نگذارید و از همین حالا اقدام کنید. تمام انسان‌های روی زمین قادر به تغییر افکار خود هستند، فقط اگر بخواهند و اراده کنند. در این مقاله می‌خواهیم به پنج فکر منفی که باعث تولید و تشدید اضطراب در شما می‌شوند اشاره کنیم:

 

 

1. هرگز نباید شکست بخورم. یکی از افکاری که کامل‌گرایی را در ما تقویت می‌کند و باعث ایجاد اضطراب در ما می‌شود این دیدگاه غلط است که فکر می‌کنیم هرگز نباید شکست بخوریم. از این رو، یا با وسواس زیادی کاری را انجام می‌دهیم یا اینکه از انجام کار‌ها، از ترس شکست خوردن، فرار می‌کنیم. اینکه برخی از افراد باور دارند که هرگز نباید شکست بخورند، باوری بسیار اشتباه و غیر واقعی است.  شما می‌توانید این دیدگاه غلط را تغییر دهید. فقط روزی ده دقیقه زمان بگذارید و طی این مدت این باور را به خود دهید که «مسیر موفقیت، پر از شکست است. شکست‌های ما راه موفقیت را به ما نشان می‌دهند. اگر کسی به سوی موفقیت می‌رود و شکست متوجه او نمی‌شود، قطعا باید به مسیر خود شک کند.» دیدگاه‌تان را درباره «شکست» تغییر دهید.

2. من هرگز نباید اشتباه کنم. این باور هم کامل‌گرایی و هم وسواس را به‌وجود آورده و تشدید می‌کند. باور اینکه هرگز نباید اشتباه کنید یکی از بزرگ‌ترین باور‌های غلط و غیر واقعی است که اضطراب شدیدی را در شما به‌وجود می‌آورد. همچنین، این باور باعث می‌شود که قضاوت دیگران برایتان بسیار مهم شود. علاوه بر این، خجالت را در شما تقویت می‌کند.  واقعیت می‌گوید که «همه انسان‌ها اشتباه می‌کنند زیرا آگاهی انسان‌ها کامل نیست. همه انسان‌ها باید اشتباه کنند تا درس بگیرند و بزرگ شوند. هیچ انسانی در دنیا نیست که اشتباه نکند. شما حق اشتباه کردن را دارید!» دیدگاه‌تان را تغییر دهید. شما اگر خلاف قوانین دنیا حرکت کنید، بیمار می‌شوید. این باور که هرگز نباید اشتباه کنید هم خلاف واقعیت جاری است.

3. برای اینکه ارزشمند باشم همه باید مرا تایید کنند. باور غلط سوم این است که ارزشمند بودن خود را به تایید دیگران گره بزنیم و فکر کنیم زمانی ارزشمند هستیم که دیگران ما را تایید کنند و عدم تایید دیگران یعنی ارزشمند نبودن ما! اینجا نوعی وابستگی را میان فرد با دیگران مشاهده می‌کنیم. افرادی که عزت نفس ناسالم دارند عموما احساس ارزشمند نبودن داشته و سعی می‌کنند این کمبود را توسط دیگران جبران نمایند.  برای تمرین می‌توانید کار‌هایی را انجام دهید که دیگران شما را تایید نکنند. با این کار شما وارد ترس خود از تایید نشدن می‌شوید اما از آن جایی که رهایی از تایید طلبی مستلزم متعادل‌سازی تیپ‌های شخصیتی شما است، بهتر است که از یک متخصص کمک بگیرید.

4. همه چیز باید طبق تعاریف و چارچوب‌های من باشد. چهارمین باور اشتباه که اضطراب را در ما به‌وجود آورده و تشدید می‌کند این باور است که همه چیز باید آنطور که من می‌گویم و می‌خواهم باشد. این یک توقع است و توقع در ما دیکتاتوری ایجاد می‌کند. اینکه ما دائما توقع داشته باشیم جهان باب میل ما بچرخد و آدم‌ها طبق چارچوب‌ها و میل ما رفتار کنند، در حقیقت خود را برای رنجی عظیم آماده کرده‌ایم. دنیا قوانین خود را دارد و طبق قوانین جاری است و به اینکه چارچوب‌های ما چه هستند اهمیتی نمی‌دهد و زمانی که ما متوجه می‌شویم خواسته ما انجام نشده است دچار اضطراب و نگرانی می‌شویم.

5. اگر دیگران را تحت تاثیر قرار ندهم مرا دوست نخواهند داشت. باور اشتباه پنجم این است که فکر کنیم برای دوست داشتنی بودن باید سرسختانه تلاش کنیم و دیگران را تحت تاثیر قرار دهیم. جالب است بدانید که برای دوست‌داشتنی بودن لازم نیست کاری انجام دهید، فقط کافی است خودتان را کشف کرده و خودتان باشید، همچنین، نحوه برقراری ارتباط موثر را یاد بگیرید.  مهم است که بدانید شما هر کاری هم انجام دهید، همیشه عده‌ای هستند که به هر دلیلی شما را دوست نخواهند داشت. مهم است که بدانید شما مسوول احساسات دیگران نیستید. شما مسوول رعایت حال دیگران و آسیب نرساندن به آنها هستید اما مسوولیت اینکه چه احساسی را می‌خواهند داشته باشند بر عهده شما نیست.  تغییر افکار یکی از راه‌های کاهش اضطراب است. برای کاهش برخی از اضطراب‌ها باید روش‌های دیگر را امتحان کنید. فراموش نکنید که در تغییر افکار چیزی به نام «نتوانستن» وجود ندارد، فقط کافی است که اراده کنید و کمک بگیرید تا به مرور آنها را تغییر دهید.

 

پنج شنبه, 14 ارديبهشت 1396 19:21

شبکه‌های اجتماعی و سانسور !

روزنامه دنیای اقتصاد - شماره 40361396/02/14
 
شبکه های اجتماعی در تنگنای سیاست

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سازمان «خانه آزادی» هر ساله دست به انتشار گزارش‌هایی پیرامون وضعیت آسانی دسترسی به شبکه اینترنت در کشورهای گوناگون جهان می‌زند. در گزارشی که این سازمان در سال 2016 منتشر کرده است، آزادی اینترنت در جهان برای ششمین سال متوالی کاهش یافته است. بر اساس اطلاعات مندرج در این گزارش، دو سوم کاربران اینترنت در کشورهایی زندگی می‌کنند که در آن انتقادات از دولت، نظامیان یا برخی افراد صاحب منصب دیگر مورد سانسور قرار می‌گیرد. کاربران شبکه‌های اجتماعی نیز در برخی موارد با جریمه‌های بی‌سابقه‌ای روبه‌رو هستند. برای مثال در 38 کشور مانند مصر دستگیری‌هایی براساس پست‌های منتشر شده در طول سال انجام شده است. در سراسر جهان، 27 درصد از تمام کاربران اینترنت در کشورهایی زندگی می‌کنند که افراد ممکن است به‌دلیل انتشار، به اشتراک‌گذاری یا حتی لایک کردن محتواهایی در فیس‌بوک به زندان بیفتند. تجربه نشان داده است که برخی دولت‌ها مانند مصر و ترکیه به‌طور فزاینده‌ای به‌دنبال نرم‌افزارهای پیام‌رسانی همچون واتس‌آپ و تلگرام هستند که می‌توانند به‌طور گسترده‌ای با سرعت و با اطمینان پیام‌ها را منتقل کنند و کند کردن سرعت انتشار اطلاعات می‌تواند ابزاری برای دولت‌ها به‌ویژه در جریان مواردی همچون انتخابات و اعتراضات باشند.

 

این افزایش کنترل و تلاش دولت‌ها برای اثرگذاری بر این رسانه‌های جمعی، نشان‌دهنده اهمیت رو به رشد شبکه‌های اجتماعی و ارتباطات آنلاین برای خواست‌های اجتماعی و کنش‌های سیاسی است. برخی ابزارهای ارتباطی جمعی به همین دلیل در برهه‌ای دچار مشکل می‌شوند و این امر می‌تواند هزینه‌های اجتماعی علاوه بر زیان‌های اقتصادی داشته باشد، زیرا کاربرد این نوع شبکه‌ها نظام گسترده‌ای از روابط اقتصادی و اجتماعی را سامان داده است و قطع یا اختلال در آن حتی ممکن است به عواقب انسانی، زیان‌های تجاری و اجتماعی منجر شود. به گزارش سازمان خانه آزادی، از مجموع کاربران اینترنت در سال 2016 و در سراسر جهان، بیش از یک سوم یعنی 35 درصد به هیچ وجه آزاد نیستند، 29 درصد از آنها تا حدودی آزادی‌هایی دارند و 24 درصد از آنها نیز دسترسی آزاد و فارغ از دخالت‌های فیلترینگ دولت در اینترنت دارند. 12 درصد از کاربران اینترنت در جهان نیز در این ارزیابی لحاظ نشده‌اند. به گزارش این سازمان، کاربران در برخی از کشورها در مواردی همچون لایک زدن در فیس‌بوک یا فعالیت در صفحات مجازی با ممنوعیت‌ها و حتی جریمه‌های سنگینی روبه‌رو شده‌اند.

مواردی از این دست را می‌توان توهین به سگ پادشاه تایلند در فضای مجازی که منجر به زندانی و محکوم شدن فرد متهم شد و نیز گسترش بازداشت‌های این چنینی در عربستان سعودی ذکر کرد. به گزارش این سازمان، تعداد کشورهایی که در آنها دستگیری‌هایی به‌دلیل فعالیت در فضای مجازی رخ داده است، از سال 2013 با افزایش 50 درصدی روبه‌رو بوده است. همچنین این سازمان در ادامه گزارش خود خاطر نشان کرده است که سانسورهای دولتی، محتوای متنوع‌تری را تجربه خواهند کرد. در واقع به نظر می‌رسد در برخی کشورها همچون چین این فعالیت‌های فیلترینگ تشدید شود. از میان 65 کشوری که در این گزارش مورد بررسی قرار گرفته‌‌اند، از 34 مورد تصویری منفی ارائه شده است. بیشترین میزان افت در این زمینه را کشورهایی همچون اوگاندا، بنگلادش، کامبوج، اکوادور و لیبی تجربه کرده‌اند. در اوگاندا دولت تلاش کرده بود تا تمرکز شدیدی بر ممنوعیت آزادی استفاده از اینترنت به‌خصوص در دوران رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری و به قدرت رسیدن در نیمه نخست سال 2016 انجام دهد و به همین منظور نیز رسانه‌های اجتماعی و خدمات ارتباطی نظیر فیس‌بوک، توییتر و واتس‌آپ را به مدت چند روز مسدود کرده بود. در بنگلادش نیز اسلامگرایان افراطی مسوول کشتن یک وبلاگ‌نویس قلمداد می‌شوند.

در کامبوج، قانونی در مورد ارتباطات راه دور تصویب شده است که این صنعت باید تحت کنترل دولت باشد. این امر در این کشور منجر به زیان فراهم آورندگان چنین خدماتی شده و علاوه بر آن، امنیت کاربران کامبوجی را نیز با تهدید مواجه می‌کند. افزون بر این، پلیس کامبوج چند نفر را به‌دلیل پست‌های فیس‌بوکی بازداشت کرده است.  براساس این گزارش، چین در سال گذشته میلادی بدترین دولتی بود که از آزادی اینترنت سوءاستفاده می‌کرد. این کشور با به قدرت رسیدن شی جین پینگ، سیاست «امنیت اطلاعات» را در پیش گرفته است که با مخالفان سانسور اینترنتی در این کشور مبارزه می‌کند. ترکیه و برزیل نیز در این گزارش با کاهش شدیدی روبه‌رو شده‌اند‌ و وضعیت آنها بدتر شده است. برزیل که با تنش‌های سیاسی در سال 2016 میلادی دست و پنجه نرم می‌کرد، از وضعیت دسترسی آزاد به اینترنت به دسترسی تا حدودی آزاد تغییر وضعیت پیدا کرده است. این تغییر را می‌توان در کشور ترکیه نیز که با دشواری‌های فراوان سیاسی از جمله کودتا و درگیری‌های درون منطقه‌ای و درون کشوری در سال گذشته میلادی روبه‌رو شد، مشاهده کرد. ترکیه امروز جزو کشورهایی محسوب می‌شود که دسترسی آزاد به اینترنت ندارند.