ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

چهارشنبه, 27 مرداد 1395 13:06

معجزه زنان

زنان، چگونه معجزه می‌کنند؟

«زن می‌تواند خانه را به صورت بهشت برین درآورد و هم می‌تواند به صورت جهنمی سوزان تبدیلش سازد. می‌تواند شوهرش را به اوج ترقی برساند و هم می‌تواند به خاک سیاهش بنشاند.»

محمد دهقانی زاده ـ بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
زن، خانواده، معجزه زن

قدرت خانم‌ها نه در فیزیک و جسم، بلکه در روان و جان است. شاید یک خانم قدرت بدنی کمتری نسبت به یک مرد داشته باشد اما قطعاً قدرت روانی‌اش بی‌رقیب است. به قول آیت الله امینی دام ظله: «زن می‌تواند خانه را به صورت بهشت برین درآورد و هم می‌تواند به صورت جهنمی سوزان تبدیلش سازد. می‌تواند شوهرش را به اوج ترقی برساند و هم می‌تواند به خاک سیاهش بنشاند.» (آیین همسرداری؛ ص 27)
خانم‌ها ازدواج با مرد ضعیف و بی‌اراده را نمی‌پسندند؛ آن‌ها دوست دارند شوهری داشته باشند که بتوانند در طول زندگی مشترک با خیال راحت به او تکیه کنند. هرچند برخی اقتدار مرد را در ثروت او می‌بینند؛ ولی خانم‌های فهیم و آگاه بسیاری هستند که می‌دانند اقتدار مرد در مال او نیست وگرنه بسیاری از مردان مال دار، مقتدر نیستند و در زیر بار زندگی نمی‌توان به آن‌ها دل خوش کرد.
اگر همسر مقتدر واقعی دارید اقتدار همسرتان را پاس بدارید و در تقویت آن بکوشید. اگر هم مرد مقتدری انتخاب نکرده‌اید یا اینکه تازه ازدواج کرده‌اید و از الآن نمی‌خواهید ضعف شوهرتان را ببینند؛ به ادامه سخن آیت الله امینی توجه کنید: «زن اگر به فن شوهرداری آشنا باشد و وظایفی را که خدا برایش مقرر فرموده انجام دهد می‌تواند از یک مرد عادی بلکه از یک مرد بی‌عرضه و بی‌لیاقت یک شوهر لایق و آبرومند بسازد» (آیین همسرداری؛ ص 27)

لطفاً ببینید!

یک خانم شایسته می‌داند چگونه مربی خوبی برای همسرش باشد تا او را برای مسابقات آینده زندگی آماده کند. او روان‌شناس ماهری است که می‌داند چگونه رفتار کند تا اندوه همسرش را بیرون کند. چنین همسر صالحی است که امام صادق علیه السلام او را بهترین سود برای یک مرد شمرده است

اگر یک مغازه‌دار چند روز با اقبال مشتریان مواجه نشود از کارش دلسرد می‌شود و چه بسا مغازه را به کلی تعطیل کند. چرا که هدف او از راه‌ اندازی یک مغازه، جلب مشتری است و وقتی این هدف برآورده نشود دلیلی برای ادامه کار نمی‌بیند و اگر مجبور به ادامه باشد سرد و بی‌نشاط خواهد بود.
وقتی خانم خانه ، تلاش مرد برای آسایش خانواده را نبیند و ارج ننهد، او را دلسرد می‌کند. وقتی مرد ببیند در میان خانواده‌اش جایگاهی ندارد از شور و حال، تهی می‌شود. در حقیقت برخی مردان ارزش کارشان را در بازخورد اطرافیان جستجو می‌کنند و وقتی اثری از رضایت نبینند رغبتی برای ادامه ندارند. از این روست که امام صادق علیه السلام زنان برتر را چنین توصیف می‌کند: اگر شوهرش چیزی برایش آورد از او تشکر می‌کند و اگر چیزی نیاورد راضی است. (بحارالأنوار؛ ج 100؛ ص 239)

لطفاً امید دهید!

هرچند به مرد توصیه می‌شود که خستگی بیرون را داخل منزل نیاورد اما نمی‌توان از آسیب‌های مشکلات کاری بر روح مرد، غافل شد؛ آسیب‌هایی که در ابتدا یک خراش کوچکند اما رفته رفته با تکرارشان روح مرد را خسته می‌کنند و امید او را به زانو در می‌آورند.
درست مثل کشتی‌گیری که مسابقات کشتی، او را خسته کرده است. با اینکه کسی منکر قدرت آن کشتی‌گیر نیست اما باید خستگی او را نیز درک کرد. در این مواقع، مربی به او روحیه می‌دهد تا کشتی‌گیر بتواند خودش را برای مسابقه بعدی بازیابی کند. حتی شده از یک روان‌شناس حاذق هم کمک می‌گیرد تا با او کارشناسانه‌ تر رفتار کند.
شده‌ام خراب و بدنام و هنوز امیدوارم  که به همت عزیزان برسم به نیک نامی (حافظ)
یک خانم شایسته می‌داند چگونه مربی خوبی برای همسرش باشد تا او را برای مسابقات آینده زندگی آماده کند. او روان‌شناس ماهری است که می‌داند چگونه رفتار کند تا اندوه همسرش را بیرون کند. چنین همسر صالحی است که امام صادق علیه السلام او را بهترین سود برای یک مرد شمرده است. (بحارالأنوار؛ ج 100؛ ص 217)

لطفاً ارتقا دهید!

«زن اگر به فن شوهرداری آشنا باشد و وظایفی را که خدا برایش مقرر فرموده انجام دهد می‌تواند از یک مرد عادی بلکه از یک مرد بی‌عرضه و بی‌لیاقت یک شوهر لایق و آبرومند بسازد» (آیین همسرداری؛ ؛ ص 27)

خانم ‌ها خوب می‌ دانند که یکرنگی و رکود، ملالت‌آور است. از همین روست که آن‌ها بیش از آقایان  به دنبال تنوع در پوشش و تفریح و خوراک هستند. البته این روحیه اختصاص به خانم‌ها ندارد، اما نمودش در خانم‌ها واضح‌تر است. مردان شاید چندان به تنوع، اهمیت ندهند، اما چنین نیست که از آن تأثیر نپذیرند. حتماً زنان این تأثیرپذیری را با تنوعی که در پوشش و آرایششان ایجاد می‌کنند در چهره همسرشان دیده‌اند.
زندگی یکنواخت برای مردان کسالت‌آور است خصوصاً برای کسانی که کار یکنواخت دارند؛ مثل کارمندان. این امر می‌تواند اقتدار مرد را دچار آسیب کند. از سوی دیگر، انسان به دنبال کمال است. این میل در فطرت همه انسان‌ها وجود دارد. همه دوست دارند ترقی کنند و از پله‌های آن بالا روند.
از این رو کمک به شوهر در خروج از رکود و حرکت دادن او به سمت کمال، نتایج پرباری خواهد داشت؛ نتایجی که سودش تنها به شوهر نمی‌رسد و نصیب خانم هم خواهد شد. تشویق همسر به ادامه تحصیل، ایجاد فرهنگ مطالعه در خانواده و سوق دادن همسر به کتاب و کتاب‌خوانی، ورزش حرفه‌ای و ابراز علاقه به ترفیع درجه و ارتقاء شغلی همسر گزینه‌های مناسبی است.

لطفاً کارگزار خدا باشید!

مردی نزد رسول خدا صلی الله علیه و اله آمد و گفت: همسری دارم که هرگاه به خانه می‌روم استقبالم می‌کند و وقتی از خانه بیرون می‌آیم بدرقه ‌ام می‌کند و اگر مرا اندوهگین ببیند می ‌گوید: چرا اندوهگینی؟ اگر نگران روزیت هستی، دیگری (خدا) آن را برایت عهده‌دار شده و اگر اندیشناک آخرتت هستی، خدا اندیشناکیت را بیشتر کند.
رسول خدا صلی الله علیه واله فرمود: «خداوند کارگزارانی دارد که همسر تو یکی از آن کارگزاران خداست و پاداشی برابر نیمی از پاداش شهید را دارد.» (وسائل الشیعه؛ ج 20؛ ص 32)
وقتی خانم جایگاه شوهرش را چنین نمایش دهد و برای دل خودش و مصلحت زندگیش و سرافرازی فرزندانش و رضایت پروردگارش از شوکت همسرش پاسداری کند و از خودش حُسن تَبَعُّل نشان دهد؛ «اینجاست که همدمی و امیدبخشی زن، معجزه‌ای است که مرد را حیاتی نو می‌بخشد.» (فرهنگ خانواده؛ ص 276)


منابع:
1. امینی ابراهیم، آیین همسرداری، اسلامی، تهران، بهار 1382 ش، 49.
2. حر عاملی، وسائل الشیعه، آل البیت علیهم السلام، قم، 1409 ق، اول.
3. مجلسی محمدباقر، بحارالأنوار، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، 1403 ق، دوم.
4. مظاهری علی‌اکبر، فرهنگ خانواده، نورالزهرا سلام الله علیها، قم، 1393 ش، اول.

درباره درخت، بر اساس میوه اش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش

 
درخت
بیرامی/   الهه نظام‌آبادی**

با پیشرفت روزافزون دانش، تکنولوژی و جریان گسترده اطلاعات، امروزه جامعه ما نیازمند آموزش و خلاقیت است که با خلق افکار نو به سوی یک جامعه سعادتمند قدم بردارند. رشد فزاینده اطلاعات، سبب شده است که هر انسانی از تجربه، علم و دانشی برخوردار باشد که دیگری فرصت کسب آنها را نداشته باشد. مطالعه درباره خلاقیت و نوآوری حداقل از اوایل قرن بیستم مورد توجه قرارگرفته و در نیمه دوم قرن بیستم به‌عنوان یک حوزه علمی پژوهشی فعال، مطالعات زیادی توسط پژوهشگران متعدد درکشورهای مختلف انجام شده است. جنبش‏های جهانی نوآوری در سازمان‏ها ‏تلاش‏های گسترده‏ای در تربیت کادر قهرمانان نوآور و تشکیل تیم‏های خلاقیت و نوآوری داشته‏اند، این برنامه‏ها با تعیین مدیر تیم‏های نوآوری و خلاقیت شروع به‌کار کردند. در بسیاری از کشورها انجمن‏های حرفه‏ای تشکیل شده‏اند که از جمله برنامه‏های آنها تقویت تفکر خلاق، حل مساله و اجلاس‏های سالانه خلاقیت و نوآوری است.

 

تاثیر مولفه‏های گوناگون بر خلاقیت سازمانی

براساس پژوهش‌های گسترده، می‌توانیم سه گزاره را بیان کنیم. اول اینکه ساختارهای مکانیکی اثری مثبت بر نوآوری دارند زیرا تخصص کاری آنها پایین‌تر است، قوانین کمتری دارند و عدم تمرکز در آنها بیشتر از ساختارهای مکانیستی است. همچنین انعطاف‏پذیری، قدرت انطباق و بارور کردن را بیشتر می‌کنند. دوم اینکه دسترسی آسان به منابع فراوان عامل کلیدی نوآوری است. در نهایت ارتباط بین واحدها با تسریع در کنش متقابل خطوط سازمانی به شکستن سدهای احتمالی در برابر نوآوری مدد می‌رساند، البته هیچ‌یک از این سه متغیر نمی‌تواند وجود داشته باشد مگر اینکه مدیران ارشد به این سه عامل متعهد باشند.

تاثیر فرهنگ سازمانی بر نوآوری: سازمان‌های نوآور، فرهنگی مشابه دارند. آنها تجربه کردن را تشویق می‌کنند و هم به موفقیت‌ها و شکست‌ها پاداش می‌دهند. از اشتباهات تجربه کسب می‌کنند. یک فرهنگ نوآور دارای هفت ویژگی زیر است:

• پذیرش ابهام، شکیبایی در امور غیرعملی، کنترل‌های بیرونی کم، بردباری در مخاطرات، شکیبایی در برخوردها، تاکید بر نتایج، تاکید بر نظام باز.

تاثیر مولفه‏های منابع انسانی بر نوآوری: در این مقوله درمی‌یابیم که سازمان‌های نوآور فعالانه آموزش و توسعه دانش اعضای خود را آن‌طور که روزآمد باشد تشویق می‌کنند. امنیت شغلی در سطح عالی برای کارکنان خود فراهم می‌آورند تا ترس از اخراج به خاطر اشتباه را کاهش دهند.

 

خصوصیات افراد خلاق و نوآور

بررسی‏ها نشان می‏دهد که هر چند افراد خلاق از هوش بالاتر از متوسط برخوردار هستند، اما فرد خلاق ضرورتا نابغه نیست. برای آنکه بتوانیم یک فرد خلاق باشیم لازم است به نکات زیر نیز توجه کنیم:

1- تفاوت بین افراد خلاق و افرادی که دارای این خصوصیت نیستند، تنها یک باور ساده است. 2- تفکر خلاق یک نوع کار است. باید عزم جدی داشت تا خود را در فرآیند ایجاد ایده‏های جدید غرق کرد. 3- مغز یک کامپیوتر نیست، بلکه یک سیستم پویا است، به‌جای اینکه الگوهای خود را مانند یک کامپیوتر محاسبه کند، آنها را تکمیل و از طریق انرژی خلاق که از بازخورد تجارب واقعی یا ساختگی به‌دست آمده است، رشد می‏دهد. 4- هنگام تلاش برای تولید ایده، آنها را سانسور و یا ارزیابی نکنید. هیچ چیزی سریع‏تر از خودسانسوری ایده‏ها در هنگام تولید، از بین نمی‏‏برد. 5- به غرایز خود اعتماد کنید و اجازه ناامیدی ندهید. 6. چیزی به نام شکست وجود ندارد. زمانی که شما برای انجام کاری تلاش می‏کنید و موفق نمی‏شوید، شکست نمی‏خورید بلکه چیزی را که اجرا نمی‏شود یا نمی‌توانید اجرایی کنید، یاد گرفته‏اید. 7. شما موارد را آن‏گونه که هستند نمی‌بینید. شما هستید که تجربیات خود را تفسیر می‏کنید درحالیکه همه تجارب خنثی هستند. 8. هرگز به اولین تصویری که از یک مشکل دریافت می‏کنید اعتماد نکنید، زیرا آن موضوع باعث تفکر مغرضانه خواهد شد. همواره به مساله، از چند وجه نگاه کنید. 9. یاد بگیرید که به‌صورت غیرمعمول فکر کنید. نابغه‏های خلاق به صورت تحلیلی و منطقی فکر نمی‏کنند.

 

مهم‌ترین مدل‌های نوآوری و خلاقیت

مدل فشار تکنولوژی: قدیمی‏ترین مدل نوآوری سازمانی است و بیشتر براساس فلسفه «تولیدگرایی» شکل گرفته است. بدین معنی که «هرچه تولید کنیم می‏توانیم بفروشیم». نتیجه چنین مدلی این بود که 80 درصد از محصولات جدید در بازار شکست خوردند و فقط 20 درصد توانستند موفق شوند.

مدل جذب بازار: این مدل براساس فلسفه «بازارگرایی» شکل گرفت، بنابراین ابتدا نیاز بازار را شناختند و بعد از بازاریابی به طراحی و ساخت محصول دست زدند. آمار نشان می‏دهد 80 درصد از محصولات جدید موفق، از این مدل استفاده کرده‏اند. اما این مدل نیز مسائل و مشکلاتی به همراه داشت از جمله اینکه تولید‏کننده بعد از تحقیقات بازار و بازاریابی، هنگام طراحی و ساخت متوجه بسیاری از کمبودها و ناسازگاری‏ها و مشکلات می‏شد.

مدل یکپارچه: مدل جذب بازار باعث شد مدل یکپارچه شکل گیرد که محیط سازمان‏های نوآور بهترین بستر برای اجرای آن است، مدل جذب بازار و فشار تکنولوژی را با سایر امکانات و ظرفیت‏های سازمان یکپارچه می‏کند. در زیر فرآیند خلاقیت بر اساس مدل‏های مذکور با توجه به سیر تاریخی آنها مورد بررسی قرار می‏گیرد.

مدل والاس: یکی از نخستین مدل‏های فرآیند خلاقیت توسط گراهام والاس ارائه و دارای چهارمرحله است:

آمادگی: جمع‏آوری داده‏های مرتبط با مساله؛ نهفتگی: اشاره به فعالیت ناخودآگاه روی مساله؛ اشراق: الهام از لحظه‏ای آغاز می‏شود که ایده یا راه‌حل مساله کشف می‏شود؛ اثبات: آزمون کردن ایده ناشی از مرحله اشراق است.

مدل روسمن : روسمن فرآیند خلاقیت را به هفت مرحله تقسیم‏بندی کرد:

مشاهده یک نیاز یا مشکل؛تجزیه و تحلیل نیاز؛ بررسی تمامی اطلاعات در دسترس؛ فرموله کردن تمامی راه‏حل‏های مشکل؛ تجزیه و تحلیل آن‏ها؛ تولید ایده جدید ؛ بررسی و آزمون راه حل، انتخاب و تکمیل آن.

مدل اسبورن: اسبورن این فرآیند را شامل 6مرحله می‏داند:

تعریف مساله.آماده‌سازی. ایده‏یابی.توسعه ایده‏ها. ارزیابی ایده‏. انتخاب ایده.

مدل آمابیل: آمابیل در سال 1983 از طریق تعیین روابط بین مراحل و اجزای خلاقیت مدلی کاربردی از آن ارائه کرده که دارای پنج مرحله به شرح زیر است: ارائه مساله ؛ آمادگی؛ تولید ایده‏ها؛ اثبات؛ ارزیابی پیامد

مدل پلسک : پلسک در سال 1996 براساس تحقیقاتش در مورد مدل‏های فرآیند خلاقیت، مدل خود را تحت عنوان چرخه خلاقیت جهت‏دار ارائه کرد که تلفیقی از مدل‏های قبلی است.

1- مدل پیشنهادی CIG

برای نیل به نوآوری و خلاقیت بدانگونه که بتواند جامعه را به رشد و تعالی برساند، به فعالیت‌ها و شرایطی نیازمندیم که براساس مدل زیر به‌طور کلی آنها را در سه سطح دسته‏بندی می‌کنیم (شکل 1):

سطح اول: سطح اول معطوف به فرد است که نیازمند چند پارامتر اساسی است:

1) درک متفاوت: افراد خلاق درک متفاوتی از موضوعات و جهان دارند و از زوایای متفاوت به یک موضوع می‏نگرند که همین امر سبب دید و یافتن راه‌حل‌های متفاوت و خلاقیت ‌آنان می‌شود.

2) تخیل: «آلبرت انیشتین» یک سخن معروف دارد: تخیل مهم‏تر از دانش است. دانش محدود به چیزهایی است که ما در حال حاضر می‏دانیم و درک می‏کنیم، درحالی‌که تخیل همه جهان را در بر می‏گیرد.

3) الهام‌گیری: باید دقت کرد پاسخ مسائل و یافتن ایده‏های جدید لزوما در درون موضوع مورد بررسی نیست. با الهام گرفتن از موضوعات دیگر افکار و گفته‏‌های دیگران، حتی افراد غیرمتخصص می‌توان به گونه‌ای دیگر به موضوعات نگریست و ایده‌های نو و خلاقانه‌ای برای مشکلات موجود یافت.

4) پرورش و تلاش: باید با پرورش خود در تمام زمینه‏ها، خود را خلاق‌تر کنیم. با افزایش دانش خود موضوعات و راه‌حل‌های بیشتری در اختیار خواهیم داشت و همچنین با تمرین و ممارست ذهن خود را خلاق‌تر خواهیم یافت.

سطح دوم : سطح دوم معطوف به جامعه است. اصلی‌ترین زمینه‌هایی که جامعه باید به آن توجه کرده تا بسترهای لازم را در جهت افزایش خلاقیت و نوآوری بارور کند، می‌توان بدین شکل نام برد:

1) فرهنگ: فرهنگ به‌عنوان بستر نوآوری ایفای نقش می‏کند. در صورتی‌که فرهنگ حاکم، برای ایده‏ها و ایده‏پردازی‏ها ارزش قائل نبوده و به آن ارج ننهد، هر نوآوری قبل از بروز در نطفه خفه می‏شود.

2) تمدن سیستمی: مفهوم تمدن از مدنیت گرفته شده و منظور از تمدن سیستمی همان پایداری و نظم یک سیستم است که در خلاقیت و نوآوری بی‏تاثیر نیست.

3) جو سازمانی: در کنار فرهنگ و تمدن سیستمی، جو سازمانی مثبت، رضایت کارکنان، جامعه، فراهم کردن فضای مناسب در کنار ایجاد رفاه روانی باعث خلاقیت و نوآوری می‏شود.

4)ارزش سازمانی: تعاریف مختلفی از ارزش‌های سازمانی وجود دارد که یکی از آنها عبارت است از: ارزش‌های سازمانی، به آن دسته از ارزش‌هایی اشاره دارند که هدایت‌گر رفتار، کردار و اندیشه کارکنان و مدیران سازمان بوده و بر آنها تاثیر می‌گذارند.

سطح سوم: سطح سوم مربوط به مواردی است که باید درون سازمان شکل گرفته و به آنها توجه شود تا رشد خلاقیت و نوآوری را نوید دهد.

1) انگیزش: سازمان‌های نوآور فعالانه آموزش و توسعه دانش اعضای خود را آن‌طور که روزآمد باشد تشویق می‏کنند. امنیت شغلی در سطح عالی برای کارکنان خود فراهم می‌آورند تا ترس از اخراج به خاطر اشتباه را کاهش دهند و به افراد جرات می‌بخشند که تغییرپذیر باشند.

2) مشارکت: عقاید بیان نشده بسیاری در سازمان وجود دارد که منتظر ظهور هستند. این پیشرفت نیازمند فرآیندی است که خارج و داخل، مشتریان، فراهم‏کنندگان مواد اولیه و رقبا، تغییرات جمعیت شناختی، روندها، محیط اقتصادی، قوانین و مقررات و محیط سیاسی را مورد بررسی قرار دهد.

3) کار تیمی: این موضوع فارغ از آنکه سبب انجام بهتر یک کار به علت تعدد افراد و توانایی‌هایشان می‌شود، زمینه‌ای را ایجاد می‌کند تا افراد ضمن آشنایی با ایده‏های یکدیگر، ایده‌های خود را بهبود و گسترش داده و ایده‌های نو و تازه‌تری شکل گیرد.

4) تعهد سازمانی: آنچه از آن به‌عنوان تعهد سازمانی نام برده ‌می‌شود رویه‌ای دوسویه است که سبب می‌شود فرد در عین اعتماد یافتن به سازمان، خود را متعهد به اصول اصلی سازمان بداند.

5) تفویض اختیار: باید به افراد اختیار داده شود تا فرد در عین داشتن مسوولیت بتواند انتخاب کند نه آنکه مانند یک ماشین تنها یک عملگر صرف باشد.

6) آموزش و پرورش: ایجاد یک فرآیند یادگیری و آموزش به روز، به موقع و فعال می‏تواند کسب نتایج مطلوب و اثربخش را از تیم‏های نوآوری تضمین کند، مانند آموختن هر نوع مهارت جدید.

7) بهره‌وری شغلی و تحصیلی: یکی از مهم‌ترین فاکتورهایی که باید به آن توجه داشت این است که افراد در زمینه‌های اصلی تحصیلی و شغلی خود به‌کار گرفته شوند تا بتواند موثرتر باشند.

8) تفکر بهبود مداوم: ایستایی و عدم سعی در بهبود شرایط از اصلی‌ترین مواردی ا‌ست که خلاقیت و نوآوری را در سازمان از بین می‌برد.

9) زیرساخت‌ها: برای آنکه ایده‌های نو متولد شوند، هر سازمان باید زیر ساخت‌های اصلی را مهیا کند. این زیرساخت‌ها اعم از سیستمی و فرآیندهای سازمانی تا اجرایی و فنی مورد نیاز است.

10) استفاده از تکنیک‌ها: برای آنکه افراد یک سازمان را به سمت خلاقیت و نوآوری سوق داد، لازم است که ابتدا خود سازمان از تکنیک‌های فناوری‌های نو استفاده کند.

11) دانش داده‌کاوی: دانش داده‌کاوی که براساس تحقیقات و تجزیه و تحلیل در سازمان‏ها حائز اهمیت است. براساس اعلام دانشگاه MIT دانش داده‌کاوی یکی از 10 دانش در حال توسعه‏ای است که دهه آینده را با انقلاب تکنولوژیک مواجه خواهد کرد و به این رو در سال‏های اخیر در دنیا گسترش فوق‌العاده سریعی داشته است.

12) سیستم ایده‌پردازی: وجود سیستمی اثربخش که ایده‏ها را اخذ و تعدیل کرده و افراد را درگیر فرآیندهای اجرایی سازد و ارزیابی کند یک جزء اساسی و حیاتی در فرآیند نوآوری است.

13) ارتباط بین ایده‌پردازان: کاملا طبیعی و ضروری است که برای افزایش بهره‌وری و خلاقیت، باید شرایطی را ایجاد کرد که ایده‌پردازان بتوانند با یکدیگر ارتباط داشته و تعامل کنند.

14) چسبندگی کارکنان (رضایت کارکنان): سازمان‌هایی که به خلاقیت و نوآوری اهمیت می‌دهند، بر تمام توان بالقوه کارکنان خود در سطوح فردی، تیمی و سازمانی مدیریت می‌کنند. این سازمان‌ها به‌گونه‌ای از کارکنان تقدیر می‌کنند و به آنها پاداش می‌پردازند، که انگیزش و تعهد برای به‌کارگیری مهارت و دانششان در جهت منافع سازمانی و پدیدار شدن ایده به‌وجود می‌آید.

15) جو سیاسی: اندیشه شهروندی خلاق و مشارکت جو، به مثابه هدف و راهبرد می‏تواند در راستای تحولات تاریخی شکل‌گیری ایده‏های جدید، راهبردی برای خروج از یکنواختی حاکم بر فرآیندها و جامعه ما در مقطع زمانی حاضر باشد.

با توجه به مدل پیشنهادی CIG این نتیجه محرز می‌شود که در یک محیط معین این فرضیه وجود دارد که برای رسیدن به اهداف گوناگون می‏توان از راه‏های گوناگون استفاده کرد. آنچه اکنون باید به آن پرداخت تداوم رویه خلاقیت و نوآوری است.

*beiramy. moshavereh@gmail. com

**2eli. nezamabadi@gmail. com

چهارشنبه, 20 مرداد 1395 13:03

نظام آموزشی عامل بیکاری !؟

  

 مقصر بیکاری جوانان، نظام‌آموزشی است، البته سیستم کارآفرینی هم می‌تواند دخیل باشد.

 نماینده مردم تهران گفت: همه مشکل که برسر راه افراد تحصیلکرده بیکاراست برمی گردد به نظام آموزشی که در گذشته این نسل در آن تحصیل کرده اند و متاسفانه بعد از گذشت سالها به هیچ اتفاق خوشایندی منجر نشده است.

نیروی انسانی توانمند وتحصیلکرده مهم ترین و ارزشمند ترین دارایی و ثروت یک کشور است. افرادی که بتوانند با توجه به نیاز جامعه و البته مهارت های خود شغل مناسبی پیدا کنند قطعا می توانند در شکوفایی و رشد یک کشور تاثیر گذار باشند. در حالی که چندی پیش علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی اظهار کرد 96 درصد فارغ التحصیلان دانشگاهی کشور مهارت برای اشتغال ندارند و تنها چهار درصد فارغ التحصیلان کشور متناسب با بازار کار تحصیلات کسب کرده اند؛ سهیلا جلودارزاده نماینده مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با خبرآنلاین نسبت بانوان تحصیلکرده بیکار را دو برابر مردان تحصیلکرده عنوان می کند.

جلودارزاده پیش از انتخاب به عنوان نماینده مردم تهران در مجلس، مشاور وزیر صنعت، معدن و تجارت در امور زنان بود. او معتقد است که عمده معضل بیکاری زنان تحصیل کرده از فارغ التحصیلان علوم انسانی است. به عقیده این نماینده مجلس نظام آموزشی باید تغییراتی در این زمینه داشته باشد. 

مشروح گفتگوی خبرآنلاین با عضو فراکسیون کارآفرینی مجلس دهم را در ادامه می‌خوانید؛

بیکاری در جامعه ایرانی معضلی نیست که افراد کم سواد و کم مهارت با آن دست به گریبان باشند؛ متاسفانه این روزها تعداد افراد تحصیلکرده بدون شغل رو به افزایش است. در این میان تعداد بانوان تحصیلکرده بدون شغل بیشتر از آقایان است. دولت یازدهم و البته فراکسیون کارآفرینی که به تازگی در مجلس شورای اسلامی شکل گرفته است چه برنامه ای برای رفع این معضل دارد؟

هم در دولت پیگیر این موضوع بوده ایم و هم در مجلس شورای اسلامی در صدد هستیم تا با شکل گیری نهضت کارآفرینی جهش و گامی بلند در راستای رفع این معضل برداریم. خوشبختانه نهضت کار آفرینی در مجلس شورای اسلامی در قالب فراکسیون شکل گرفته است و هنوز نو پا است اما امید داریم با عزم و اراده اعضاء این فراکسیون بتواند کارهای مفیدی برای کارآفرینان و افراد جویای شغل انجام دهد . این حرکت نه تنها درمجلس بلکه در دولت هم در حال پیگیری و انجام است و بزودی در کشور اجرایی می شود. دولت وظیفه دارد بسترها را مطالعه ، پژوهش و بررسی کرده و سپس اعلام کند. نکته دارای اهمیت آن است که اجرای آن مسئله ای نیست که دولت در آن دخیل باشد و یا فراکسیون کارآفرینی بخواهد آن را اجرایی کند. مسئولان در این زمینه از خود مردم کمک می خواهند . اجرای هر برنامه ای در این راستا برعهده کسانی است که جویای اشتغال و کارآفرینی هستند.

یعنی دولت تنها نقش بررسی و ریشه یابی معضل بیکاری را دارد؟ این در حالی‌ست که همگی بر این باور هستیم که دولت باید بیکاری را ریشه کن کند و این معضل را برای همیشه پایان دهد.

دولت تسهیلگر است، یعنی عوامل توسعه و اشتغال را بررسی می کند و شرایط را برای افرادی که جویای شغل هستند فراهم می کند. مسیر توسعه اشتغالزایی را فراهم می کند و راهنمای مردم در مسیر ناشناخته ای است که بسیاری حتی آن را نمی شناسند. در بسیاری از موارد افراد بیکار می توانند صاحب در آمد و شغل شوند اما نمی دانند باید از کدام مسیر حرکت کنند و هدفشان کجاست. بسیاری حتی نمی دانند چه شغلی می خواهند، چه اندازه در آمد باید داشته باشند و مسیر برایشان تاریک است. دراین رابطه باید عنوان کرد که وجود راهنما برای صرفه جویی در زمان و بهره وری بیشتر از انرژی می تواند فرد را سریعتر به مقصد برساند. در صدد پررنگ تر کردن نقش راهنما و تلاش مسئولان در این رابطه هستیم.

آیا نگاه ویژه ای در این رابطه به اشتغال بانوان شده است و مسئولان در صدد رفع معضل بیکاری زنان تحصیلکرده هستند؟

فراکسیون کار آفرینی مجلس شورای اسلامی برای همه افرادی که بیکار هستند تلاش خواهد کرد و در حال برنامه ریزی است . در واقع این فراکسیون برای آحاد جامعه تشکیل شده است اما حتما می دانید که بانوان تحصیلکرده بدون شغل تعدادی دو برابر آقایان دارند. در نگاه بسیاری مسئله بیکاری بانوان کم اهمیت جلوه می کند اما باید در نظر داشته باشیم که برای تحصیلات این افراد زمان و هزینه صرف شده است که از منابع مهم بشمار می روند بنابراین جامعه باید از میزان سواد و آگاهی این افراد بهره وری کند . در این خصوص نگاه ویژه ای به زنان نشده است

بانوان تحصیلکرده بدون شغل معمولا در چه رشته هایی به دنبال شغل هستند؟

اتفاقا سوال خوبی کردید؛ معمولا افرادی که در رشته های علوم انسانی تحصیلکرده اند ، به ویژه فارغ التحصیلان رشته حقوق بیشتر به دنبال شغل هستند و آماربیکاری بانوان در این رشته ها بیشتر است. بانوان تحصیلکرده ای که رشته های مهارتی را فراگرفته اند معمولا شاغل هستند. پرستاران، مهندسان، هنرمندان و رشته هایی از این قبیل .

بنابراین بخشی ازمشکل بیکاری بین افراد تحصیلکرده در جامعه ناشی از روش نادرست انتخاب رشته و نگرش ناآگاهانه به بازار کار است ؟

بیشتر مشکلات ما یا بهتراست بگویم همه مشکل که برسر راه افراد تحصیلکرده بیکاراست برمی گردد به نظام آموزشی که در گذشته این نسل در آن تحصیل کرده اند و متاسفانه بعد از گذشت سالها به هیچ اتفاق خوشایندی منجر نشده است. حتما بیاد دارید روزهایی را که دختران و حتی پسران در دوران راهنمایی تنها دو درس یا واحد طرح کاد یا حرفه و فن داشتند و فقط همین . نظام آموزشی درآن دوران دانش آموزان را با مهارت آموزی واهمیت آن آشنا نکرد. حال در این زمینه باید عنوان کنم که اکنون با نسلی بدون شغل روبرو هستیم که دانش آموزان همان دوران هستند. حال نیاز به زمان داریم تا با همکاری و همفکری دولت و مجلس بتوانیم نقایص را برطرف سازیم و دانش آموزان و دانشجویان را به سمت و سویی سوق دهیم که مهارت آموزی اهمیت بیشتری داشته باشد.

فراکسیون کارآفرینی در این زمینه برنامه ای دارد؟

فراکسیون کارآفرینی همین موضوعات را بررسی می کند ، یا مطالعه و پژوهشی که در دولت اتفاق می افتد مبنی برهمین واقعیت هاست. تا بتوان معضل را ریشه کن کرد. این اتفاق هم خواهد افتاد و دور از ذهن نیست که بیکاری از بین برود. مجلس کارخود را شروع کرده و درمسیر پیشرفت قراردارد. در این راستا اتاق فکری به بررسی مشکلات می پردازد . این موانع در هفت حوزه شناسایی شده است. ایده، پول، سرمایه، اخذ مجوزها، بازاریابی، ایجاد شرایط فرهنگی در جامعه، یافتن بازار سرمایه و نیروی انسانی از جمله مهمترین آنهاست.

چقدر زمان لازم است تا ایران کمترین آمار افراد تحصیلکرده بدون شغل داشته باشد و این تعداد به حداقل برسد؟

تمام تلاش خود را می کنیم تا آخر برنامه پنج ساله ششم بتوانیم مشکل را رفع کنیم. این هدفی است که هم دولت و هم فراکسیون کارآفرینی بر آن اصرار دارد. تصور می کنم این زمان برای انجام مطالعات، پژوهش و اجرا زمان کافی و مناسبی باشد. ضمن اینکه باید مبانی آموزشی را هم متحول کرد.

به طور کلی در گفتگو با شما به این نتیجه رسیدم که ریشه مشکلات بیکاری در نظام و سیستم آموزشی است.

اتفاقا همه مسئله به نظام آموزشی بر نمی گردد؛ یقینا عاملی چون نقص در سیستم کارآفرینی کشور هم می تواند در این ماجرا دخیل باشد. سیستم کارآفرینی باید از ظرفیتی برخوردار باشد که افراد دارای تحصیلات را در مسیر کسب تجربه تبدیل به افرادی کارآفرین کند. من منشاء این ناقص بودن را نظام آموزشی می دانم. خوشبختانه باید اظهار کرد وقتی مسئولان در موضوعی به اتفاق نظر می رسند ، مشکلات خیلی زودتر رفع می شود.

برای اشتغالزایی زنان تحصیلکرده پیش از این در وزارت صنعت معدن و تجارت گام هایی برداشته شد، در این رابطه توضیح دهید و آیا فعالیت ها ادامه پیدا خواهند کرد؟

۴۰ درصد از فارغ التحصیلان زن جویای کار مشکل اشتغال دارند که در این شرایط طرح‌هایی مانند خود اشتغالی، اشتغال خانگی، تعاونی و مجتمع‌های تولیدی و صنعتی در شش رشته مورد نیاز زنان از سوی وزارت صنعت معدن تجارت تشکیل شده است. کمیته‌ای دراداره کل وزارت صنعت، معدن و تجارت نیز راه اندازی شده است و به فعالیت خود ادامه می دهد. زنان تحصیلکرده کشور ما توانمندی آن را دارند تا در زمینه های علمی، فناوری پژوهشی و فناوری به جایگاه بسیار بالایی دست پیدا کنند.

چهارشنبه, 20 مرداد 1395 12:29

پیرامون معضل بیکاری و اشتغال

 

نتایج مطالعات جدید نشان می‌دهد که خواسته اول و مهم خانواده‌ها برای اشتغال فرزندانشان، استخدام دولتی در وزارتخانه‌ها و بدنه دولت است و جامعه همچنان اعتمادی به اشتغال خصوصی ندارد.

به گزارش خبرنگار مهر، نگاه جامعه و خانواده ها به اشتغال فرزندان و آینده آنها در حال تغییر است و حالا پدر و مادرها تلاش می کنند تا امکانات و روش های بهتری برای تحصیل و اشتغال فرزندان خود فراهم کنند. به صورت مشخص، فکر استعدادیابی و شناخت توانمندی های بچه ها، موضوعی است که در چند سال گذشته مطرح و بسیاری از خانواده ها را به دنبال خود کشانده است.

حالا خانواده ها می خواهند بدانند که فرزندانشان در چه بخش های توانمندی و مهارت دارند و در آینده چه نوع مشاغلی می تواند برای آنها مناسب بوده و افراد در آن بخش ها موفق باشند. با این وجود، همچنان به دلیل اداره بازار کار ایران به روش سُنتی، انتخاب اول خانواده ها برای اشتغال فرزندان کار دولتی و استخدامی است.

به دلیل وجود ناامنی ها و مخاطرات اشتغال افراد در بخش خصوصی، بسیاری ترجیح می دهند برای جلوگیری از ریسک و هرگونه خطر کردن در آینده، شغلی دولتی به دست بیاورند. این مسئله باعث شده تا با وجود ظرفیت محدود اشتغال در این بخش، صف طولانی و ترافیک درخواست های شغلی در بدنه دولت شکل بگیرد.

صف تقاضای کار در بخش دولتی

کارشناسان عقیده دارند در ایران زیرساخت ها و ملزومات کافی برای هدایت شغلی افراد وجود ندارد، از اینرو حتی اگر استعدادیابی نیز انجام شود، افراد نسبت به آینده شغلی که انتخاب می کنند اطلاع چندانی به دست نخواهند آورد.

در برخی کشورها بانک هاب اطلاعاتی و سایت هایی وجود دارد که تمامی مشاغل موجود در جامعه را جمع آوری کرده، ظرفیت ها مشخص است، آینده شغلی، وضعت درآمدی و حتی تحلیلی از دورنمای کار نیز قابل دریافت است؛ از اینرو انتخاب شغل آینده و سرمایه گذاری در چنین فضایی قطعا با درصد موفقیت بسیار بیشتری همراه خواهد بود.

مسلم خانی در گفتگو با مهر با بیان اینکه اولین و مهم ترین گام در یافتن مسیر شغلی برای جوانان نهاد خانواده است گفت: این نهاد به عنوان بزرگترین نهاد آموزشی است که پایه های توسعه هر جامعه ای محسوب می شود را با موضوع کشف استعداد جوانان آشنا کنیم.

این کارشناس عالی کارآفرینی اظهارداشت: ممکن است پرسیده شود که چگونه و از چه راهی باید استعداد فرزندان شناسایی شود؟ آیا از طریق بازی هایی که انجام می دهد و یا بر اساس مهارت ها و تخصص های اجتمالی و یا ارتباطات با دوستان؟

خانی ادامه داد: در سایت وزارت کار آمریکا شناسایی استعدادهای افراد به این طریق است که اگر به عنوان نمونه فردی علاقمند است قصاب شود مشاوره های با ارزشی ارائه می شود. در اولین گام پراکندگی کل مشاغل قصابی در ایالات ۵۲ گانه آمریکا به شما نشان داده می شود. کسانی که در این شغل هستند چقدر درآمد دارند و شرایط احراز این شغل چگونه است.

این کارشناس عالی بازار کار تصریح کرد: بنابراین در این سامانه یک تصویر کلی از شغل قصابی در آمریکا ارائه شده و شما می توانید وضعیت درآمدهای نسبی این شغل را بدانید. حال ما به عنوان نهاد خانواده وقتی ما می خواهیم فرزندانمان را هدایت کنیم که در چه رشته ای درس بخوانند و بعدا به چه شغلی در آینده برسند، این سایت ها امکان آشنایی با طیف گسترده ای از مشاغل را می دهند.

بروز پدیده «مدزدگی» اشتغال

وی افزود: یک از نکات با اهمیت و اطلاعاتی که در اینگونه سایت ها ارائه می شود دورنمای شغلی است که ما می توانیم درباره ۵ تا ۲۰ سال آینده شغلی که انتخاب می کنیم اطلاعات مفیدی را به دست بیاوریم. دورنمای شغلی به ما می گوید که برخی مشاغل هر روز روند رو به رشد و صعودی طی می کنند و تعداد تقاضاها نسبت به آنها در حال افزایش است. در عین حال، در برخی مشاغل مانند موادغذایی روند رشد خطی است و گرایش به آنها رشد چندانی ندارد و در برخی موارد گرایش به مشاغل رو به افول است.

به گفته خانی، بنابراین شما به عنوان یک دانش آموز و یا دانشجو باید اطلاعات کافی داشته باشید نسبت به اینکه در آینده ممکن است چه شغل هایی وجود نداشته باشند. اخیرا موضوع مهمی را در قالب تعیین الگوی شغلی بررسی کردیم که مشاغل نو را مورد تاکید قرار می دهد.

این کارشناس عالی کارآفرینی افزود: در طراحی مسیر شغلی و بررسی های انجام شده به این مسئله توجه شده که ما بنا به شرایط زمانی و مکانی مشاغلی را از دست می دهیم و از آنسو برخی مشاغل جدید نیز به وجود می آیند؛ بنابراین باید به این مسائل توجه داشته باشیم.

وی خاطرنشان کرد: ما در بازار کار با «مدزدگی شغلی» هم مواجه می شویم و به عنوان نمونه در حال حاضر مُد شده که افراد به سمت کسب و کارهایی در حوزه واردات بروند. همچنین در حوزه پوشاک نیز فعالیت شغلی مُد شده است.

این کارشناس عالی کارآفرینی گفت: در کارآفرینی قهری مدل و الگو نداریم و این موضوع در کشورهای کمتر توسعه یافته و یا در حال توسعه دیده می شود. از آنسو امروز با دستگاه ها و وزارتخانه های متعددی در صدور مجوز کسب و کار مواجه ایم.

خانی تصریح کرد: یکی از دلایلی که با تکرار کسب و کارها مواجه می شویم و در نهایت آن شغل از رونق می افتد این است که مدل هدایت شغلی و طراحی نقشه شغل در کشور وجود ندارد و به این ترتیب صدور مجوزهای کسب و کار جدید هیچ رابطه ای با وضعیت و اشباع شدگی آن شغل در بازار کار و اقتصاد ندارد.

این کارشناس عالی بازار کار اظهارداشت: ما در حوزه اقتصاد دچار مشکل هستیم و نتوانسته ایم به بخش خصوصی اعتماد کنیم و میدان داری واقعی را به آنها بسپاریم؛ بنابراین مجموعه دُم اقتصاد دولتی ایران بسیار پهن شده است.

وی تصریح کرد: شما امروز به هر بخشی از اقتصاد دست بگذارید و حتی در صدور مجوزهای کسب و کار که ساده ترین نوع اقدامات کشورهای توسعه یافته است، باز هم با دولت و حاکمیت مواجه می شوید. بنابراین ما اگر بخواهیم نقشه راه کسب و کارها را به درستی بچینیم، یکی از الزامات این است که صدور مجوزهای قانونی را به نهادهای تخصصی واگذار کنیم.

این کارشناس عالی کارآفرینی بیان داشت: اگر ما توانستیم الگوهای توسعه کارآفرینی را از نهاد حاکمیت به نهاد ملت منتقل کنیم حتما راه درست را رفته ایم. ما اگر توانستیم موضوعی را به بدنه جامعه و نهاد مردم بسپاریم دولت ها مجبور خواهند بود خودشان را با آن مطابقت دهند.

به گفته خانی، در الگوی تعیین مسیر شغلی اگر به این باور برسیم که مدل های مردم ماندگارتر و کم هزینه تر هستند و اگر دولت ها بتوانند نقش مردم را بپذیرند و به حاکمیت آنها اعتماد کنند و سپس تصدی گری ها را واگذار نماید، بخش بزرگی از کارآفرینی واقعی در کشور اتفاق می افتد.

این کارشناس عالی بازار کار اظهارداشت: ایران در حال حاضر در مولفه صدور مجوزهای کسب و کار در بین سایر کشورها کمترین امتیاز را دارد و در بخش واردات و صادرات نیز با تعرفه های دولتی مواجه هستیم. شروع کسب و کار نیز در اختیار دولت ها است و آنها همه کاره هستند.

مدیران اتوبوسی و پرتابی

وی ادامه داد: اصل شایستگی نیز بسیار حائز اهمیت است. امروز ما در کشورهای توسعه یافته حتی وزیر در سایه داریم و افراد برای سال های متمادی در مشاغل مختلف آموزش می بینند و کسب تجربه می کنند. ما در الگوی شایسته سالاری «مدیر اتوبوسی» و «مدیر پرتابی» نداریم که یک نفر بتواند از دانشگاه به یکباره بدون طی مراحل کسب تجربه و تخصص به یکباره در پُست مهمی قرار بگیرد.

این کارشناس عالی کارآفرینی گفت: در دنیا بزرگترین سرمایه انسان ها هستند و نفت، گاز و منابع به پایان می رسند؛ بنابراین در الگوی هدایت مسیر شغلی و مردمی کردن اقتصاد اگر بتوانیم مدل شایستگی را در کشور طراحی کنیم و به عنوان نمونه فردی که می خواهد در پسُتی قرار بگیرد، قبل از آن مراحل کسب تخصص را طی کرده باشد، به موفقیت خواهیم رسید.

خانی تاکید کرد: افراد باید از فیلترهای صلاحیت رد شده باشند و در الگوی هدایت مسیر شغلی با مدیرانی مواجه می شویم که سلسله مراتب قدرت را طی کرده اند و آموزش های لازم را دیده اند. بر اساس قانون برنامه چهارم و پنجم توسعه مکلف به کوچک سازی دولت بودیم.

به گفته وی، بررسی وضعیت فکری جامعه درباره شغل به نحوی است که به عنوان نمونه افراد می خواهند فرزندانشان در شغلی استخدام شوند با اولویت اشتغال در وزارتخانه های دولتی؛ بنابراین بخش خصوصی باید بزرگ شود تا مردم به آنها اعتماد کنند.

این کارشناس عالی بازار کار با تاکید بر اینکه امروز مهم ترین اولویت شغلی برای مردم استخدام در بدنه دولتی است گفت: پس اگر به شرایطی برسیم که در قالب الگوی شایسته سالاری افراد در جایگاه های واقعی خود قرار بگیرند آنوقت شاهد نقش آفرینی های جدی آنها خواهیم بود.

چهارشنبه, 20 مرداد 1395 11:55

افزایش بهره وری

پند‌های مدیریتی
 

مترجم: سید حسین علوی لنگرودی

منبع:HBR

شاید شما بخواهید حین ارسال ایمیل‌های مختلف یک فنجان قهوه بنوشید یا اینکه بخواهید به‌طور همزمان چند کار را با هم انجام دهید، اما نمی‌توانید در این کار موفق شوید. این ناتوانی ممکن است باعث محدود شدن بهره‌وری تان شود. پس به جای ایجاد دگرگونی‌های کند و آهسته سعی کنید تحولاتی بنیادین ایجاد کنید تا خیلی زود نتایج مثبت آن را مشاهده کنید.

 

شما نباید نیازهای حیاتی‌تان را فراموش کنید

همه افراد به زمانی برای پردازش افکار و انتقال از یک کار به کاری جدید نیاز دارند. البته این درست است که باید کارها را خیلی سریع و قاطعانه انجام داد، اما آیا از خود پرسیده‌اید که در پایان یک روز سخت و طولانی، چه احساسی در شما به وجود می‌آید؟ آیا در چنین مواردی از انرژی کافی برای بودن در کنار خانواده و دوستانتان و لذت بردن از آنها برخوردارید؟ مغز همه ما مانند اسفنج همیشه آمادگی جذب اطلاعات را دارد. اما همین مغز گاه نیازمند تخلیه و سبک شدن است تا سالم و شاداب بماند. همه ما به مسافرت و تعطیلات نیازمندیم و پس از چند روز تعطیلی لذت بخش، با انرژی و انگیزه قابل‌توجهی به سرکار باز می‌گردیم. در این شرایط است که ایده‌های نو و ناب به سراغ ما می‌آیند.

 

به‌طور مداوم مغزتان را پالایش کنید

تمام اطلاعاتی که در مغز ما جای می‌گیرند، نیازمند پالایش و ویرایش هستند و در غیر این صورت کارآیی خود را از دست می‌دهند. اگر شما آنقدر بروید و بروید تا از پا بیفتید کار درستی نکرده‌اید، چرا که اصل برخورداری از وقت استراحت و تجدید قوا را از یاد برده‌اید. استراحت همیشه، برای سلامتی مفید است. اما بسیاری از ما استراحت را به چند دقیقه استراحت کوتاه در صبح و عصر محدود می‌کنیم درحالی‌که این به هیچ عنوان کافی نیست و علاوه‌بر این در همین وقت‌های استراحت محدود هم، ذهن ما آنقدر نگران مسائل مختلف است که احساس یک وقت استراحت آرامش بخش در ما به وجود نمی‌آید. اگر می‌خواهید وقت استراحت باعث احیای احساسات شما شود باید چندین وقت استراحت کوتاه‌مدت در فواصل انجام کارهای‌تان داشته باشید. مثلا پس از پایان نوشتن یک ایمیل 30 ثانیه به خود استراحت دهید، سپس کار بعدی‌تان را شروع کنید.

 

چهار گام برای انگیزه بیشتر و استرس کمتر

گام اول: هنگامی که یک کار کوچک را به اتمام رساندید زمان آن فرا می‌رسد که برای یک لحظه به خود استراحت داده و یک نفس عمیق بکشید و خود را مهیای شروعی تازه کنید. در این لحظه می‌دانید چه می‌خواهید انجام دهید و با همین آگاهی به سراغ انجام آن کار می‌روید. هنگام بیرون دادن نفس به آرامی به خود بگویید: «با این نفسی که بیرون می‌دهم، استرس‌های درونم هم خارج می‌شود» و با نفسی که فرو می‌دهید به خود بگویید: «با این نفس به آرامش می‌رسم.»

گام دوم: فرض کنیم که باید یک گزارش سه صفحه‌ای را ویرایش کنید. اول باید به صندلی تان تکیه کنید، سپس برخیزید و چند حرکت کششی انجام دهید تا افکارتان متمرکز شود. به چشمانتان نیز برای 30 ثانیه استراحت دهید و پس از کسب آرامش لازم و به یاد آوردن اطلاعات لازم برای انجام کار، ‌ویرایش آن گزارش را آغاز کنید و مطمئن باشید که قادر خواهید بود آن کار را به نحو احسن انجام دهید.

گام سوم: قبل از خیز برداشتن برای انجام کار بعدی، به مدت 10ثانیه با خود سخن بگویید و به خود بگویید که چه می‌خواهید انجام دهید و آن کار چقدر طول می‌کشد. این کار به شما کمک می‌کند تا با آمادگی ذهنی کافی به سراغ کار جدید بروید.

گام چهارم: دقیقا قبل از شروع کار جدید، ‌ببینید که چه احساسی دارید این گام آخر از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. چرا؟ چون که به عنوان مرحله نهایی و نتیجه گیری شما از مراحل پیشین به حساب می‌آید. تنها راه برای تغییر یک عادت بد و جایگزین کردن آن با یک عادت خوب عبارت است از نشان دادن این موضوع که عادت جدید ارزشمند و مفید است و باید آن را انجام داد.» اگر شما این چهار گام را هر یک ساعت یک بار انجام دهید، در هر روز کاری حدود هشت دقیقه به خود استراحت داده‌اید. هشت دقیقه‌ای که تاثیر مثبت و شگفت انگیزی در پی خواهد داشت و استرس‌ها را از ما دور کرده و بر بهره‌وری ما خواهد افزود.

نتایج: اختصاص دادن وقت برای استراحت کردن بین کارهای مختلف به افزایش انگیزه و بهبود عملکرد مغزتان کمک می‌کند. این جایزه‌های کوچک که شما به خودتان می‌دهید آرامش قابل توجهی به شما می‌دهند و موجب می‌شوند تا پس از بازگشت به خانه احساس خستگی نکنید. همه شما می‌توانید کارتان را با ریتم طبیعی خود هماهنگ و متناسب سازید. برای این کار به کمی اراده، تمرین و تکرار نیازمندید تا پس از مدت کوتاهی آن را به یکی از عادت‌های زندگی خود تبدیل کنید.

 

عوامل بیرونی به آرامش درون اضافه می‌شوند

همه ما، روزهایی توام با به هم ریختگی در محیط پیرامون را تجربه کرده‌ایم. در روزهایی که طی آنها احساس می‌کنیم همه چیز مطابق نظم و ترتیب همیشگی نیست و تا زمانی که نظم لازم به وجود نیاید امکان انجام کار طبق روال عادی وجود ندارد. این مساله عمدتا از فقدان سازماندهی و انضباط به وجود می‌آید و پس از شکل گیری سازمان و نظم لازم مشکلات حل می‌شود. کافی است محل کارتان را مرتب کنید تا به آرامش لازم برای کار کردن دست یابید و با انگیزه و انرژی مضاعف به سراغ کارتان بروید. همه ما باید سیستمی را به وجود بیاوریم که در آن سیستم احساس آرامش و فراغ بال کنیم. پس دفعه بعد که می‌خواهید روی یک پروژه مهم و بزرگ کار کنید، اول میزتان را مرتب کرده و برای چند دقیقه به یک آهنگ ملایم گوش فرادهید و پس از کنترل احساس و به دست آوردن تمرکز لازم، شروع به‌کار روی آن پروژه کنید. با آگاهی یافتن از چگونگی تاثیرگذاری محیط بیرونی بر احساستان قادر خواهید بود وظایف محوله را به بهترین نحو ممکن انجام داده و بهترین دستاوردها را داشته باشید. برای نظم بخشیدن به محیط اطراف خود، بیش از هرچیز به انگیزه نیاز دارید. تصور یک میز و اتاق مرتب و تمیز پیش از آغاز یک پروژه جدید، به نحو چشمگیری مثبت و انرژی‌دهنده خواهد بود.

چهارشنبه, 20 مرداد 1395 11:36

هنر تاثیرگذاری

مهارت‌های مدیریتی و آموزشی
 

مترجم: هوتسا عسکری‌نسب

منبع: Entrepreneur

«امی کادی»، روانشناس مدرسه کسب‌وکار هاروارد، بیش از 10 سال است که روی تاثیرات اولیه در ارتباطات مطالعه می‌کند او و همکارانش متوجه شدند که مردم همواره قضاوت‌های ناگهانی درباره دیگران انجام می‌دهند که این قضاوت‌ها به دو پرسش ابتدایی ذهن پاسخ می‌گویند: اول، آیا می‌توانم به این شخص اعتماد کنم و دوم آیا می‌توانم به قابلیت‌های این شخص احترام بگذارم؟ با توجه به مطالعات «کادی» 80 تا 90 درصد از برداشت‌های اولیه بر اساس این دو ویژگی شکل می‌گیرد. شما و افرادی که یکدیگر را ملاقات می‌کنید ناخودآگاه از خود می‌پرسید می‌توانم اعتماد کنم که نیت این فرد نسبت به من مثبت است؟ یا اینکه او فرد دانایی است؟

 

 

 

اغلب تصور می‌کنیم صلاحیت فرد مقابل، مهم‌ترین عامل در اولین برخورد به شمار می‌رود و مردم هنگامی که با فردی ملاقات می‌کنند به روی این مساله تاکید دارند، هرچند براساس تحقیقات «کادی» اعتماد به مخاطب، اصلی‌ترین عامل به‌شمار می‌رود. بنابراین اگر می‌خواهید صلاحیت خود را به معرض نمایش بگذارید، ابتدا اعتماد طرف مقابل را جلب کنید. اگر اعتمادی در میان نباشد، مردم در واقع شایستگی را به‌عنوان عامل منفی در نظر می‌گیرند. طبق نظر «کادی»: «یک فرد صمیمی و مورد اعتماد که شخصیت قوی هم دارد می‌تواند تحسین برانگیز باشد اما تنها پس از اینکه اعتماد کند و در آن زمان است که توانایی به جای تهدید یک موهبت به حساب می‌آید.»

 

چگونه در برخورد با افراد جدید مهارت پیدا کنیم

تنها چند ثانیه طول می‌کشد فردی تصمیم بگیرد که آیا شما قابل اعتماد و شایسته هستید یا خیر. مطالعات نیز نشان می‌دهد تغییر برداشت اولیه بسیار دشوار است، استرس موجود از ملاقات افراد جدید شدید است. اگر در ابتدا سعی در ایجاد صمیمیت بدون شکل‌گیری اعتماد داشته باشید تلاش شما نتیجه معکوس خواهد داشت. هیچکس نمی‌خواهد فردی محترم اما منفور باشد. طبق نظر «کادی»: «اگر فردی که قصد نفوذ و تاثیرگذاری روی او را دارید به شما اطمینان نداشته باشد، متاسفانه پیشرفت زیادی نخواهید کرد. درحقیقت، حتی امکان دارد موجب سوء ظن او شوید زیرا با شما به‌عنوان فردی که تنها دارای شخصیت کنترل‌کننده‌ای است، برخورد می‌کند. هنگامی که به ارجحیت مورد اعتماد بودن نسبت به شایستگی پی ببرید می‌توانید روی اولین برداشت‌ها از خود، کنترل داشته باشید. این مقاله شامل نکاتی است که به هنگام برخورد با افراد جدید مورد استفاده قرار می‌گیرد.

1. اجازه دهید ابتدا طرف مقابل صحبت کند : بگذارید طرف مقابل جریان گفت‌وگو را به دست بگیرد در ضمن شما هم می‌توانید برای تسریع بخشیدن به جریان مکالمه، سوالات مناسبی را مطرح کنید. شروع به صحبت بلافاصله، نشان‌دهنده تسلط است و هیچ گونه کمکی به شما برای ایجاد اعتماد نخواهد کرد. اعتماد و صمیمیت زمانی به وجود می‌آید که مردم احساس کنند دیگران آنها را درک می‌کنند و لازم است کارهای زیادی در این زمینه انجام دهند.

2. استفاده مناسب از زبان بدن: آگاهی داشتن از حرکات، حالات، لحن صدا و اطمینان یافتن از اینکه تمامی این رفتارها مثبت هستند مردم را به سوی شما جذب خواهد کرد. استفاده از لحنی سرشار از اشتیاق و انرژی، دست به سینه نبودن، حفظ تماس چشمی و نشان دادن اشتیاق برای شنیدن سخنان طرف مقابل، تماما حالات مثبت زبان بدن محسوب می‌شوند که باعث بروز همه تفاوت‌ها می‌شوند.

3. گوشی تلفن خود را کنار بگذارید: اگر حواستان به گوشی تلفن تان باشد غیرممکن است بتوانید اعتماد طرف مقابل را جلب کنید. هیچ چیزی مانند دریافت یک پیام کوتاه بین گفت‌وگو یا حتی چک کردن تلفن به مدت کوتاه نمی‌تواند فرد مقابل را بی‌حوصله و بی‌انگیزه کند. هنگام گفت‌وگو، سعی کنید تمام انرژی خود را روی مکالمه با طرف مقابل بگذارید. زمانی که خود را غرق در مکالمات کنید مکالمات لذت‌بخش‌تر و تاثیرگذارتر خواهند شد.

4. زمان کوتاهی را صرف مکالمات روزمره کنید: پنج دقیقه گفت‌وگوی کوتاه در مورد مسائلی غیر از مسائل کاری در ابتدای جلسات ممکن است بی‌اهمیت به نظر برسد اما تحقیقات نشان می‌دهد که نتایج بهتری به دنبال خواهد داشت. بسیاری از افراد اصولی مانند گفت‌وگوی غیررسمی را که سبب جلب اطمینان می‌شود را عامل هدر رفتن وقت می‌دانند زیرا درک درستی از هدف واقعی ندارند.

5. تمرین گوش دادن فعال: گوش دادن فعال به این معنا است که روی گفته‌های گوینده تمرکز داشته باشید نه اینکه به گفته‌های بعدی خود فکر کنید. مطرح کردن سوالات زیرکانه، روش عالی برای نشان دادن این نکته است که شما واقعا به موضوع گفت‌وگو توجه دارید. اگر در حین گفت‌وگو، از طرف مقابل سوالی نپرسید، در حقیقت مکالمه‌ای صورت نمی‌گیرد. نه‌تنها فکر کردن درباره آنچه می‌خواهید بعدا مطرح کنید باعث عدم تمرکز شما می‌شود، بلکه قطع سخنان طرف مقابل نشان‌دهنده این است که مساله مهمتری برای بیان کردن دارید پس بهتر است راه حلی برای مشکلات موجود ارائه ندهید و صحبت او را به هیچ وجه قطع نکنید. این طبیعت انسان است که دوست دارد به افراد دیگر کمک کند اما نکته‌ای وجود دارد که بسیاری از افراد متوجه آن نیستند، زمانی که با نصیحت و ارائه راه‌حل، حرف طرف را قطع می‌کنیم شخصیت او را خرد کرده و اعتماد به نفس او را از بین می‌بریم. اساسا یک راهکار مورد قبول‌تر وجود دارد و اینکه بگویید حرف‌هایت را قبول دارم و الان می‌توانی حرفت را متوقف کنی. این گفته نیز همان تاثیر را دارد.

6. انجام تکالیف: مردم عاشق این هستند تا دیگران درباره آنها مطالبی بدانند البته نه مطالب غیرعادی بلکه واقعیت‌های ساده‌ای از زندگی که می‌توان از طریق صفحه لینکدین یا وب سایت شرکت محل کار با صرف کمی زمان، متوجه آنها شد. شاید این گونه اطلاعات برای ملاقات‌های ناگهانی و پیش‌بینی نشده زیاد کارآیی نداشته باشد اما برای ملاقات‌های از پیش طراحی شده مانند مصاحبه شغلی یا مشاوره با یک مشتری بالقوه بسیار مهم است. تا جایی که امکان دارد درباره تمام افراد، شرکت و چالش‌های اصلی شرکت و... اطلاعات کسب کنید. با این کار، خلاقیت و مسوولیت‌پذیری خود را به نمایش می‌گذارید و به مخاطب خود ثابت می‌کنید که می‌تواند به شما اطمینان کند و شما صلاحیت لازم را دارید. موارد اندکی اولین برخورد را به یادماندنی می‌کنند و اهمیت ایجاد اعتماد نمی‌تواند اغراق‌آمیز باشد.

شنبه, 16 مرداد 1395 15:37

راز تاثیر و تربیت

 

چگونه یک خانواده با کرامت داشته باشیم

بعضی از خصیصه ها طوری هستند که هر انسانی در اعماق وجودش دوست دارد با آنها شناخته بشود. یکی از این خصایص، کرامت است. شما چقدر انسان با کرامتی هستید؟ و فکر می کنید که برای ترویج این خصیصه نیکو در خانواده تان باید چه کارهایی بکنید؟

راحله فلاح - کارشناسی ارشد روانشناسی
موفقیت

دانه های باران که از آسمان به سوی زمین رها می شوند، حسی از آرامش را هم با خود به همراه می آورند. شاید مهم ترین دلیل این آسودگی خیال، پیامی است که این پدیده زیبا برای ما انسان ها و حتی موجودات دیگر می آورد؛ پیام گستردگی بی پایان سفره کرامت خداوند. کرامت، در معنی لغوی آن به معنای بزرگواری، سخاوت، احسان و جوانمردی است. منظور ما هم از کرامت در این یادداشت همین معنی است چرا که دستیابی به این معنی از کرامت برای اکثر ما امکان پذیرتر است. کرامت ورزیدن نسبت به دیگران، یک مصداق مثالی از باران است که بی منت و بی شرط و شروط بر سر همه به طور یکسان می بارد، اول از همه هم بر کسی که در زندگی اش کرامت ورزیدن را مورد توجه قرار می دهد.

چه کنیم که خانواده مان اهل کرامت باشند؟

در کرامت ورزیدن، رازداری و آبروداری حرف اول را می زند. فرزندانتان را با این موضوع نیز آشنا کنید که کرامت وقتی معنای واقعی پیدا می کند که قبل از اینکه طرف مقابل برای درخواستی خودش را کوچک کند ما برای رفع نیاز او کاری کرده باشیم

شاید برای شما جالب باشد که بدانید خصیصه های مثبت چقدر در سلامتی و طول عمر ما موثر هستند. یافته های دانشمندان نشان داده است که کسانی که اهل کرامت و سخاوت هستند قلب سالم تری دارند، کمتر به بیماری های روانپزشکی دچار می شوند، استرس و افسردگی کمتری دارند و شادتر هستند. پس اگر می خواهید دست کم خانواده سالم تری داشته باشید، از ترویج کرامت در بین اعضای خانواده خود غفلت نکنید. برای اینکه بتوانید کرامت ورزیدن را در خانواده تان جا بیندازید، می توانید راهکارهای زیر را امتحان کنید:

عالم با عمل باشید

 اگر شما به عنوان پدر یا مادر، اهل کرامت ورزیدن باشید می توانید امیدوار باشید که فرزندانتان هم به کرامت توجه نشان بدهند.

از کودکی شروع کنید

اگر می خواهید فرزندان با کرامتی داشته باشید، زمان را غنیمت بشمرید و از زمانی که آنها کودک هستند، با قصه و بازی ایشان را با کرامت و اهمیت آن آشنا کنید. برای مثال اگر کودک شما در پارک با اسباب بازی ای بازی می کند که یک بچه دیگر هم نسبت به آن علاقه نشان می دهد، او را برای به اشتراک گذاشتن اسباب بازی اش با آن کودک تشویق کنید.

تأثیر کرامت را بروز بدهید

 اگر شما با فرد دیگری با کرامت و سخاوت رفتار کنید و بتوانید احساس خوب بعد از این رفتار را به صورت عملی به فرزندتان و یا دیگر اعضای خانواده نشان بدهید، احتمال بیشتری وجود خواهد داشت که فرزندان شما و یا دیگر اعضای خانواده تان بخواهند از شما الگو بگیرند. برای مثال اگر فرزند شما ببیند که حال شما بعد از کرامت ورزیدن، بهتر شده مثلاً آرام تر یا شادمان تر شده اید، تلقی مثبتی از این رفتار پیدا خواهد کرد و نسبت به آن رغبت بیشتری نشان خواهد داد.

کارهای کوچک را دست کم نگیرید

موقعیت هایی پیش آمده که در آنها پدر و مادری که خودشان اهل سخاوت و کرامت بوده اند، با کرامت های بزرگتر فرزندانشان مواجه شده اند

برای اینکه بتوانید کرامت کردن را به دیگر اعضای خانواده تان منتقل کنید، لازم نیست که کار بزرگ و عجیبی انجام بدهید. همین که متوجه اطرافتان باشید، به نیازهای دیگران توجه نشان بدهید و از خودتان بیرون بیایید کار بزرگی کرده اید. برای مثال اگر همسر شما به خاطر نگهداری از مادر بیمارش چند روزی است که خواب درستی نداشته می توانید با به عهده گرفتن چند ساعت مراقبت از مادر او و دادن فرصت یک خواب آرام به او کرامت خودتان را به مرحله عمل برسانید. یا مثلاً اگر رازی درباره کسی می دانید که گفتنش موجب آبروریزی از او می شود و شما با وجود اینکه از دست او به شدت عصبانی و دلخور هستید اما رازش را فاش نمی کنید، قدم دیگری در مسیر کرامت برداشته اید. اگر هم وسع مالیتان آنقدر است که از لحاظ مادی به دیگران ببخشید که دیگر فبها! اما به طور کلی آن چه که مهم است، این است که شما برای کرامت ورزیدن حرکت کنید حالا چه به صورت معنوی و چه به صورت مادی. 

طرح های کرامت ورزی خانوادگی بریزید

 برای مثال اگر کسی در فامیل و یا همسایگی تان است که می دانید مشکل دارد با خانواده تان صحبت کنید تا با مشورت و کمک هم بتوانید راهی برای رفع و یا تسکین مشکل آن فرد پیدا کنید. در کرامت ورزیدن، رازداری(205147) و آبروداری حرف اول را می زند. فرزندانتان را با این موضوع نیز آشنا کنید که کرامت وقتی معنای واقعی پیدا می کند که قبل از اینکه طرف مقابل برای درخواستی خودش را کوچک کند ما برای رفع نیاز او کاری کرده باشیم. می توانید از وسایل ارتباطی جدید هم برای اطلاع رسانی به سایر اعضای خانواده تان استفاده کنید.

از کرامت بچه هایتان الگوبرداری کنید

 این یک واقعیت است که بچه ها زودتر و راحت تر از پدر و مادرهایشان بخشش و سخاوت می کنند. موقعیت هایی پیش آمده که در آنها پدر و مادری که خودشان اهل سخاوت و کرامت بوده اند، با کرامت های بزرگتر فرزندانشان مواجه شده اند. برای مثال پسر بچه هشت ساله ای که برای هزینه اجاره خانه ی کسی که نمی شناخت و فقط شنیده بود که پدر و مادرش با کمک فامیل و دوستان دارند برای کمک به او پول جمع می کنند، تمام پولی را که در طی یکسال به زحمت برای خرید تبلت جمع کرده بود بخشید. هیچگاه از یاد گرفتن غفلت نکنید و از این موقعیت ها برای تقویت فضای عاطفی در خانواده تان استفاده کنید.

شنبه, 16 مرداد 1395 15:00

زیبایی،تاثیر،تربیت،اسلام

 

فردی که محاسنش را رنگ می کرد...

انسان به اقتضای فطرت خویش به دنبال زیبایی و آراستگی است و از ژولیدگی و ناآراستگی بی زار است. این آراستگی و زیبایی می تواند در ابعاد مختلف خود را نشان دهد؛ زیبایی ظاهری، زیبایی باطنی، زیبایی در اندیشه ، زیبایی در اخلاق...

 
محاسن

زیبایی ظاهری یکی از بزرگترین مظاهر زیبایی است، افراد در اولین برخورد با دیگران ظاهر او را مورد ارزیابی قرار می دهند ، برای شناخت سایر ابعاد دیگر نیاز به تعامل و معاشرت اجتماعی وجود دارد به همین دلیل است که توجه به زیبایی ظاهری دارای اهمیت فوق العاده است.
برخی از افراد در مورد زیبایی ظاهری دچار سوء برداشت هستند آنها گمان می کنند اصل زیبایی ظاهری با زهد و تقوا و دین داری در مغایرت است و کسی که به زیبایی ظاهرش رسیدگی کند از زیبایی های باطنی غفلت کرده است در حالیکه رجوع به سیره معصومین این مسئله را به طور کلی نفی می کند.

پیامبر و رنگ زیبای محاسن

زیبایی ظاهری یکی از بزرگترین مظاهر زیبایی است، افراد در اولین برخورد با دیگران ظاهر او را مورد ارزیابی قرار می دهند

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «روزی یكی از مسلمانان به محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد، در حالی كه ریشش را با رنگ زرد خضاب كرده بود، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: این چقدر زیبا است. او رفت و پس از چند روز نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد در حالی كه محاسنش را با حنا رنگ نموده بود، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) لبخندی نمود و فرمود: این رنگ بهتر از آن رنگ قبل است. او رفت و بعد از مدتی آمد در حالی كه محاسنش را با رنگ مشكی، سیاه نموده بود، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خندید و فرمود: این رنگ، از رنگ قبل، و رنگ پیش از آن زیباتر است.»(1)
کمی به روایت بالا دقت کنید پیامبر مردی را که محاسن خود را خضاب می نمود تشویق کرده و هر بار از زیبایی بیشتر ظاهر او تعریف کردند این مسئله نشان دهنده اهمیتی است که پیامبر گرامی اسلام برای زیبایی ظاهری افراد قائل بودند.

زاهد و امام صادق

روزی سفیان ثوری (كه زاهد نمای عصر امام صادق (علیه السلام) بود) در كنار كعبه امام صادق (علیه السلام) را دید كه بسیار آراسته و دارای لباس زیبا و نسبتاً ارزشمند است، به عنوان اعتراض به آن حضرت گفت: پدران و اجدادت و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و علی (علیه السلام) چنین لباسی نمی پوشیدند، شما چرا پوشیده ای؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در عصری می زیست كه نوع مردم فقیر بودند (و بر او لازم بود كه همسانی با آحاد مردم را رعایت كند) ولی امروز اوضاع اقتصادی مردم خوب شده است، و افراد شایسته به پوشیدن لباس های آراسته و زیبا سزاوارتر هستند، آنگاه این آیه را خواند: «قل من حرم زینه الله...» سپس آن حضرت لباس زیرین خود را به سفیان نشان داد و فرمود: این لباس زیرین را كه موئین و خشن است، برای رام كردن نفس خود می پوشم، و این لباس روئین زیبا را برای مردم و جامعه. آنگاه امام لباس سفیان را گرفت، و فرمود: ولی لباس زیرین تو نرم است، و لباس روئین تو زبر و خشن است، لباس روئین را برای خودنمایی در برابر مردم می پوشی، ولی برای آرامش تن خود لباس نرم را در زیر می پوشی این است فرق بین من و تو. سفیان از این پاسخ درمانده شد و چیزی نگفت.(2)

به طور مثال فرد دیندار دارای ظاهری ژولیده باشد آیا می تواند کسی را به دینداری علاقه مند سازد حتی اگر دارای باطنی بسیار زیبا باشد؟

در حدیث بالا نکته ای ظریف وجود دارد امام صادق (ع) می فرمایند: این لباس روئین و زیبا را برای مردم و جامعه می پوشم.

انسان موجودی اجتماعی است و برای رسیدن به کمال نیازمند حضور در میان همنوعان، از این رو نیازمند این است که خود را به اقسام زیبایی های حلال مورد پسند جامعه مزین کند تا دیگران را به خود مجذوب نماید، علی الخصوص انسان های دیندار می توانند در عین اینکه از یاد خدا و روز واپسین عفلتن ورزند به ظاهر خود رسیدگی کند و به این وسیله دین و دینداری رادر چشم دیگران زیبا جلوه داده و آنها را به سوی دینداری جذب نمایند.
حال اگر نقطه مقابل این امر صدق کند به طور مثال فرد دیندار دارای ظاهری ژولیده باشد آیا می تواند کسی را به دینداری علاقه مند سازد حتی اگر دارای باطنی بسیار زیبا باشد؟

خدا زیباست و زیبایی را...

امام علی (ع) فرمود: « خداوند جمیل است و جمال و زیبایی را دوست دارد و همچنین دوست دارد اثر نعمتهای خود را در مردم مشاهده فرماید.»(3)
این حدیث خود سند گویایی است که نشان می دهد اسلام بیشترین توجه را به موضوع آراستگی و زیبایی دارد و در این حدیث تاکید شده است که پروردگار عالمیان از اینکه بندگانش از نعمتهای او بهره مند گردند خشنود است. پس با توجه با احادیث و روایت ذکر شده می توان نتیجه گرفت انسان دیندار و جامه مسلمین باید بر پاگیزگی و آراستگی و زیبایی خود توجه نمایند تا زیبایی ظاهری تبدیل به یکی از مظاهر اسلام گردد و مسلمانان به زیبایی ظاهری و باطنی در میان سایر اقوام شناخته شوند.

پی نوشت:
1)بحارالانوار ، ج 76، ص 102
2)فروع کافی، ج 6، ص442.
3)فروع کافی ، ج 6، ص 487.

 
 
 

سهل انگاری و موشکافی، دو کمینگاه شیطانی

احکام شرعی،  درحقیقت دستورهای خدا برای انسان است. مردم درباره عمل به احکام شرعی و نیز مهم دانستن آن، بسیار گوناگون هستند. عده ای پایبند هستند که به دقت آن را اجرا کنند و عده  ای اهمیت چندانی به آن نمی  دهند. سهل انگاری و بی  اهمیتی به انجام آن، اطاعت از شیطان است و نشان دهنده بی  اهمیتی به دستور خدا و خود خداست و نیز موشکافی  های وسواس گونه در احکام نیز راه دیگر نفوذ شیطان در انسان می  باشد.

روح الله رستگار صفت - بخش قرآن تبیان
ماهواره، وسوسه

رابطه دو طرفه میان عمل و معرفت

در حقیقت بخشی از دین را احکام شرعی تشکیل می  دهد و احکام شرعی،  درحقیقت همان دستورهای اجرایی خدا برای انسان است. بنابراین سهل انگاری در آن، نافرمانی خداست.
شکی نیست که ایمان به خدا مهم است؛ اما ایمانی که بدون عمل باشد، ایمان کاملی نیست زیرا عمل جزء مهمی از ایمان را تشکیل می  دهد. منظور از معرفت همان شناخت و فهم است. این ارتباط به زیبایی در کلامی به نقل از امام صادق علیه السلام به ما رسیده  است:
خدا عملی را قبول نمی  کند مگر با معرفت و معرفتی وجود ندارد مگر با عمل پس هر کس معرفت پیدا کند،  آن معرفت او را به عمل سوق می  دهد و هرکه عمل نکند،  اساساً معرفتی ندارد. آگاه باشید که ایمان جزئی به هم پیوسته و به هم مرتبط است: لَا یَقْبَلُ اللَّهُ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَةٍ وَ لَا مَعْرِفَةَ إِلَّا بِعَمَلٍ فَمَنْ عَرَفَ دَلَّتْهُ الْمَعْرِفَةُ عَلَى الْعَمَلِ وَ مَنْ لَمْ یَعْمَلْ فَلَا مَعْرِفَةَ لَهُ أَلَا إِنَّ الْإِیمَانَ بَعْضُهُ مِنْ بَعْضٍ .(1)

اولین راه برای هموار کردن مسیر شیطان

ایمان و اقرار ما به یگانگی خدا باید در عملمان نیز ظاهر شود و خود را با دستورات دین هماهنگ کنیم تا آنجا که همت ما آن باشد که همه واجبات الهی را انجام دهیم و هیچ عمل حرامی از ما سر نزند.

عبد الله بن سنان به امام صادق علیه السلام درباره شخصی اینگونه گفت: فلانی مدام مشغول وضو گرفتن و نماز خواندن است (یعنی وسواسی است)؛ اما در عین حال مردی عاقل است. امام صادق علیه السلام در جواب عبدالله سنان فرمودند: چگونه می  گویی که او مردی عاقل است و حال آنکه او شیطان را اطاعت می  کند!

از اینجا واضح می  شود که بعضی از این عبارت ها که ممکن است به ذهنمان خطور کند یا از زبان دیگران بشنویم، چقدر نادرست است. عباراتی مثل "باز هم خدا می  بخشه" یا "مهم اینه که دلت پاک باشه" یا "سخت نگیر" یا "یک گناه که عیب نداره"... همه رو بنایی برای فرار از مسئولیت بندگی است و در حقیقت هموار کردن راه برای شیطان است.
به عبارت دیگر ما چاره ای بجز عبادت نداریم ولی اینکه از چه کسی عبادت کنیم تحت اختیار خودمان است. اگر از عبادت خدا رویگردان شدیم، در واقع به عبادت شیطان پرداخته ایم.

دقت های وسواس گونه در دین، راه دوم شیطان

دانستیم ترک اعمال عبادی و انجام گناه، راه را برای شیطان هموار می  کند؛ اما آیا این سخن به معنای موشکافی و اجرای دقت های فوق عادی در انجام واجبات و ترک محرمات است؟ آیا خدا از ما می  خواهد که انرژی های خود را صرف تمرکز بر امور جزئی در نماز و عبادات کنیم و به اصطلاح عمومی، "وسواسی" شویم؟
از سخنان امام صادق علیه السلام راهنمایی می  گیریم. عبد الله بن سنان به امام صادق علیه السلام درباره شخصی اینگونه گفت: فلانی مدام مشغول وضو گرفتن و نماز خواندن است (یعنی وسواسی است)؛ اما در عین حال مردی عاقل است. امام صادق علیه السلام در جواب عبدالله سنان فرمودند: چگونه می  گویی که او مردی عاقل است و حال آنکه او شیطان را اطاعت می  کند!(2)
بنابراین، دقت های مافوق معمول در ریزه  کاری های عبادات، ما را از هدف اصلی عبادات دور می  کند؛ بلکه ما را به نقطه مقابل آن یعنی عبادت شیطان می  کشاند.

ملاک درستی اعمال وضو، ریز بینی  های میکروسکوپی نیست، بلکه ملاک، قضاوت عادی مردم است.
سایر واجبات نیز به همین شکل باید انجام شود یعنی درست اما بدون دقت بیمارگونه. مثلاً نحوه تلفظ و قرائت نماز، جهت قبله، ادای امانت، محاسبه خمس و زکات، مناسک حج، حفظ پوشش، امر به معروف و ... همگی باید بر همین مبنای متعادل انجام شود

به عبارت دیگر، شیطان به دو گونه یارکشی می  کند؛ عده  ای را از سهل انگاری و ترک واجب ها و انجام حرام ها به دنبال خود می  کشاند و عده  ای را نیز از راه دقت های بیمارگونه و توجه به امور حاشیه ای. هر دوی این امور سرانجامش کفر و ناسپاسی خداست.
به عنوان مثال، وضو را در نظر بگیرید که مقدمه مهم نماز است و نحوه انجام آن در ظاهر و باطن نماز تأثیر گذار است. بی  نماز ها خود را از آن محروم کرده  اند و راه را برای ناسپاسی خدایشان باز کرده  اند؛ در مقابل، اگر کسی برای انجام نماز و وضوی خود آنچنان دقتی به خرج دهد که فوق طاقت افراد عادی است، وارد گرداب دیگری از گرداب های شیطان شده است. آنچه خدا در آیه وضو از ما خواسته است، شستن دست و صورت و کشیدن دست بر سر و پاست.(3) یعنی ظاهر وضوی ما طوری باشد که مردم بگویند "دست و صورتش را شست و بر سر و پایش دست کشید." یعنی ملاک درستی اعمال وضو، ریز بینی  های میکروسکوپی نیست، بلکه ملاک، قضاوت عادی مردم است.
سایر واجبات نیز به همین شکل باید انجام شود یعنی درست اما بدون دقت بیمارگونه. مثلاً نحوه تلفظ و قرائت نماز، جهت قبله، ادای امانت، محاسبه خمس و زکات، مناسک حج، حفظ پوشش، امر به معروف و ... همگی باید بر همین مبنای متعادل انجام شود.
این اصل درباره محرمات نیز صادق است. باید همت کنیم تا هیچ حرامی از ما سر نزند، اما دقت های وسواس گونه در اجتناب از غیبت، دروغ، نگاه حرام و هر دقت وسواس گونه در راه دوری از حرام ها، خودش امری ناپسند است. مثلاً شخصی را در نظر بگیرید که ساعت ها فکر می  کند که فلان حرفی که زده است راست بوده یا دروغ، غیبت بوده یا خیر و یا نماز دیروزش را مخلصانه خوانده یا در آن ریا کرده است! چنین شخصی دچار دقت های بیمار گونه شده است. در حالیکه مومنان سالم  اندیش احکام دروغ و غیبت را رعایت می  کنند بدون اینکه در بحر آن دقت های وسواس  گونه به خرج دهند.

 

دقت افراطی، نشانه بی  توجهی افراطی

هرگاه که دچار وسواس شدیم یا هرگاه حالتی به ما دست دهد که توجهمان کاملاً معطوف به یکی از واجب ها یا یکی از حرام ها شده باشد، باید از خود بپرسیم "در کجای کار کم  کاری کرد ه  ام که باعث شده است نفسم مرا به این دقت ها بیندازد؟"

در حقیقت توجه زیاد به امور جزئی و دقت های میکروسکوپی در عبادات، نه تنها خبر از پیشرفت ما در راه خدا نمی  دهد، بلکه نشانه بی  توجهی  های زیاد ما و رها کردن امور مهم دیگر است. بنابراین هرگاه که دچار وسواس شدیم یا هرگاه حالتی به ما دست دهد که توجهمان کاملاً معطوف به یکی از واجب ها یا یکی از حرام ها شده باشد، باید از خود بپرسیم "در کجای کار کم  کاری کرد ه  ام که باعث شده است نفسم مرا به این دقت ها بیندازد؟"
به عنوان مثال، به "نهی از منکر" بیندیشیم. ذهنمان به چه چیز خطور می  کند؟ نگاه مومنانه به این مسأله، لیست بلند بالایی از منکرها را در مقابل چشم ما قرار می  دهد. در نگاه مومنانه، کسی که می  خواهد از بدی ها نهی کند، از همه انواع بدی ها نهی می کند که شامل بدی های ظاهری و باطنی، فردی و اجتماعی، فکری و عملی، خرد و کلان، کوتاه مدت و بلند مدت و ... است؛ اما نگاه بیمارگونه تنها ما را به بدحجابی و امثال آن می  اندازد.
واجبات نیز به همین معنا،  پرتعداد هستند و همه آنها در رساله توضیح المسائل نیامده است. اگر کسی تمام همتش در زندگی منحصر به روزه و نماز شود، نشانه آن است که بر بخشی از واجات تمرکز کرده و بخش وسیع دیگری را رها نموده است.
از اینجا می توانیم بیاموزیم که هرگاه یک مسأله تمام فکر و ذکر ما را به خود مشغول کند، در حقیقت از بقیه امور باز مانده  ایم. اگر هم و غم زندگی ما مثلاً در یک سال تنها معطوف به یک یا دو واجب الهی باشد، نشانه آن است که از مسیر متوازن بندگی خدا دور شده  ایم. رعایت اعتدال در عمل به کلیه واجب ها و دوری از همه حرام ها نکته  ای کلیدی برای کسانی است که به رشد خود علاقمند هستند.

پی نوشت ها:
1. کافی؛ ج1، ص44
2. کافی، ج1، ص12
3. آیه وضو؛ سوره مائده، آیه6: اى اهل ایمان! هنگامى كه به [قصدِ] نماز برخیزید، صورت و دست هایتان را تا آرنج بشویید و بخشى از سرتان و روى پاهایتان را تا برآمدگى پشت پا مسح كنید