ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

دوشنبه, 13 خرداد 1398 10:10

بازسازی سازمان‌های ورشکسته

بازسازی سازمان‌های ورشکسته

 

 

 

نویسندگان: دکتر رحمن عابدین‌زاده نیاسر - پوریا روانستان/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
 
 
تمامی موجودات زنده از جمله گیاهان، حیوانات و انسان‌ها همگی از منحنی عمر و یا سیکل حیات ( Life cycle) پیروی می‌کنند. سازمان‌ها نیز مانند موجودات زنده دارای منحنی عمر هستند. اصولا سازمان‌ها در روند حرکتی و در مراحل مختلف حیات خود پیوسته با مشکلات متنوع داخلی و خارجی مواجه می‌شوند که حتی می‌تواند آنها را به سمت شکست پیش ببرد. شرکت‌هایی که شکست می‌خورند برنامه‌های خوبی برای بهبود سوددهی ندارند، فعالیت‌های زیان‌ده را نمی‌فروشند و اجازه نمی‌دهند که یک شرکت قوی‌تر مسوولیت را برعهده بگیرد. لجاجت آنها در عدم استفاده از راه‌های نجات معمولا به دلیل تک محوری بودن آنهاست. شرکت‌هایی که همیشه شکست می‌خورند سعی می‌کنند خود را با یک نقشه بلند پروازانه از سکون خارج کنند که معمولا باعث از دست رفتن آخرین اعتبارات موجود آنها می‌شود. شکست پدیده‌ای طبیعی برای هر سازمان محسوب می‌شود؛ نکته بسیار مهم این است که شرکت‌ها بتوانند بر اساس یک مدیریت بازسازی استراتژیک از بحران‌های ناشی از شکست خارج شده و به روند عادی حیات خود بازگردند. قبل از اینکه به مدیریت بازسازی کسب‌وکار بپردازیم، بهتر است به بررسی برخی واژگان تخصصی پرداخته شود:
 

شکست: شکست را می‌توان از چهار بعد بررسی کرد:

بعد اجتماعی: شرکت شکست خورده هزینه‌های زیادی برای صاحبان، کارمندان و طلبکاران خود به همراه دارد، ولی نباید فراموش کرد که یکی از اثرات بزرگ شکست، اثر متقابل جامعه بر شرکت است. به هر اندازه‌ که ارتباطات شرکت گسترده باشد، اثر شکست نیز بیشتر خواهد بود.

بعد اقتصادی: درصورت پایین بودن نرخ بازده نسبت به سرمایه‌گذاری مشابه، شکست اقتصادی صورت می‌گیرد.

بعد قانونی: زمانی‌که توانایی پرداخت بدهی شرکت درحال کاهش است، به عبارتی دیگر حمایت مالی لازم را ندارد، شرکت وارد بعد قانونی شکست می‌شود. در این موقعیت، بدهی‌های شرکت بزرگ‌ترین نقش را ایفا می‌کنند.

بعد مدیریتی: شرکت پیش از اینکه در موقعیت شکست اقتصادی قرار گیرد و حتی خیلی قبل‌تر از اینکه به‌عنوان شکست خورده قانونی شناخته شود، ممکن است از لحاظ مدیریتی شکست خورده باشد. درمیان عوامل داخلی، مدیریت بیشترین نقش را در شکست شرکت دارد.

سقوط: سقوط، شکست کسب‌‌وکار از جنبه مدیریتی است. سقوط را به معنی چند سال کاهش سودآوری در نظر می‌گیرند ولی این کاهش سودآوری لزوما در سال‌های متوالی نیست و از طرفی، این سال‌ها فاصله زیادی با هم ندارند. تمام شرکت‌های شکست خورده از سقوط آسیب دیده‌اند. در موقعیتی که چند پدیده مضر داخلی و خارجی به‌صورت همزمان شکل می‌گیرند، شرکت را در معرض اولین سقوط خود قرار می‌دهند. این پدیده‌ها به شکلی هستند که حتی شرکت‌های موفق را نیز مجبور به عقب نشینی می‌کنند؛ ولی بیشترین تاثیر خود را در شرکت‌های ضعیف دارند تا جایی که آنها را در موقعیت شکست قرار می‌دهند.

شرکت‌های غرق شده: در برخی موارد مشاهده می‌شود که شرکت سعی دارد تمام فعالیت‌های خود را حفظ کند. در این میان فعالیت‌های ضررده نیز وجود دارند که وضعیت مالی شرکت را از وضعیت کنونی بدتر می‌کنند. در چنین وضعیتی متوسط عملکرد شرکت ثابت و بدون رشد باقی می‌ماند، شرکت قدرت رقابتی خود ار از دست داده و به شدت بدهکار می‌شود. چنین شرکتی را غرق شده می‌نامند.

انحلال: یکی از راهکارهایی که شرکت غرق شده در پیش می‌گیرد، انحلال است. در وضعیت انحلال، شرکت شکست خورده تمام فعالیت‌های خود را متوقف می‌کند. شرکت برای پرداخت بدهی خود فعالیت‌های زیان‌ده و درصورت لزوم تمام دارایی‌های خود را می‌فروشد.

ورشکستگی: شرکت شکست خورده در وضعیتی که حمایت مالی نداشته باشد و نتواند آن را از منابع داخلی یا خارجی به روش مرسوم تامین کند، به شرکتی ورشکسته تبدیل می‌شود.

تمامی تعاریف ذکر شده در بالا می‌توانند به‌صورت همزمان یا به‌صورت دوره‌ای یک سازمان را در برگرفته و آن را به سمت شکستی بزرگ بکشانند. نکته مهم این است که عوامل شکست و سقوط کسب‌وکارها می‌توانند عوامل غیر قابل کنترل داخلی و خارجی باشند. به گونه‌ای که پروفسور جان آرجنتی، رهبر بزرگ بازسازی می‌گوید: «شکست یک شرکت از خیلی جهات شبیه غرق شدن یک کشتی است. اگر کشتی در شرایط خوبی باشد و ناخدا فردی متخصص، تقریبا غیر ممکن است که موج یا امواجی بتوانند آن را غرق کنند. حتی اگر توفانی رخ دهد ناخدای متخصص، پیش‌بینی هواشناسی را شنیده و تمام موارد لازم را انجام داده است. فقط توفان مهیبی که به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته باشد می‌تواند این کشتی را غرق کند.»

عامل اصلی داخلی که موجب شکست یا سقوط شرکت‌ها می‌شود، مدیریت شرکت است به گونه‌ای که در بررسی‌های صورت گرفته توسط دکتر دونالد بی بییلویت، بیش از ۷۰ درصد شکست‌ها در اثر مدیریت بد بوده است. عوامل کلیدی مدیریت بد بر اساس تحقیقات صورت گرفته و تجربیات اجرایی شامل: مدیریت تک محوری، نبود مدیریت عمیق، مشکلات جانشینی مدیریت، مدیریت بوروکراتیک ذاتی، مدیر مالی ضعیف، تیم نامتوازن مدیریت ارشد و در نهایت هیات‌مدیره غیرمشارکتی هستند. همچنین عواملی از قبیل تغییرات اقتصادی، رقابتی، اجتماعی، تکنولوژیک و محدودیت‌های دولتی می‌توانند به‌عنوان عوامل خارجی زمینه ساز شکست و سقوط شرکت‌ها باشند. سازمان‌ها و کسب‌و‌کارهایی که به سمت شکست می‌روند، نشانه‌های عمومی و اختصاصی مشخصی دارند که در بیشتر موارد یکسان بوده و تنها نوع و عمق آنها متفاوت است. رهبران بازسازی می‌توانند این نشانه‌ها را قبل از وقوع، پیش‌بینی کنند. بر این اساس شکست و سقوط به هر دلیلی که باشد، اکثر مواقع با مدیریت بازسازی قوی، قابل کنترل و مدیریت است که به این اقدام مدیریت بازسازی یا احیای سازمان ورشکسته گفته می‌شود.

بازسازی: مدیریت بازسازی یا احیای سازمان‌های شکست خورده، امری بسیار پیچیده و حساس است که توسط رهبران بازسازی انجام می‌گیرد. دونالد بی بییلویت بازسازی را یک تغییر مثبت بزرگ و پایدار در عملکرد کسب‌وکار معرفی می‌کند که می‌تواند در انواع مختلفی از قبیل بازسازی فرآیند مدیریت، بازسازی اقتصادی یا چرخه کسب‌وکار، بازسازی محیط رقابتی، بازسازی پیشرفت محصول و در نهایت بازسازی مربوط به دولت صورت گیرد. اما تمامی انواع بازسازی‌ها دارای مدل منحصر به فردی هستند که شاکله اصلی مدیریت بازسازی استراتژیک را تشکیل می‌دهد.

در ادامه، مدیریت بازسازی و مدل ۵ مرحله‌ای آن به‌صورت کامل تشریح خواهد شد.

افتتاح دیجی‌کالا نکست برای حضور بهتر استارت‌آپ‌ها

 

 

 

 دیجی‌کالا نکست، بازوی نوآوری دیجی‌کالا با هدف اتصال بزرگ‌ترین پلت‌فرم تجارت الکترونیک ایران به استارت‌آپ‌های برتر کشور شکل گرفته است.
 

به گزارش روابط‌عمومی دیجی کالا،در دیجی‌کالا نکست ایده‌های نوآورانه و تکنولوژی محور به‌طور عمومی و تمرکز بر حوزه هوش مصنوعی در سال‌جاری، به راهکارهایی برای حل مسائل روز کسب وکارهای آنلاین و تکنولوژی محور می‌انجامند. دیجی‌کالا نکست برای توسعه این تکنولوژی‌ها حامی استارت‌آپ‌ها و طرح‌های نوآورانه در زمینه تجارت الکترونیک، سرویس‌های ابری، لاجستیک و اینترنت اشیا است که امسال تمرکز این سرمایه‌گذاری‌ها در حوزه هوش‌ مصنوعی (AI) خواهد بود. براساس این گزارش، در نخستین بخش این افتتاحیه، حمید محمدی و سعید محمدی، بنیان‌گذاران و مدیران عامل دیجی‌کالا، راه‌اندازی مرکز نوآوری و فناوری دیجی‌کالا را یکی از اتفاقات مهم و سرنوشت‌ساز دیجی‌کالا معرفی کردند که می‌تواند برای کشور هم اتفاق مهمی باشد. در ادامه سهیل مقدم، معاون ارشد تکنولوژی دیجی‌کالا و فواد نصرتی، یکی از مدیران تکنولوژی دیجی‌کالا، در بخشی از صحبت‌های خود از فعالیت دیجی‌کالا گفتند که به‌عنوان یک خرده‌فروشی آنلاین شروع به کار کرد و با خلق تجربه کاربری متفاوت نسبت به همه فروشگاه‌های آنلاین دیگر، خود را به‌عنوان مهم‌ترین بازیگر این حوزه معرفی کرد. در ۱۳ سال گذشته، بهترین مهندسان ایرانی و خارجی در تیم فنی دیجی‌کالا مشغول به کار شدند و زیرساخت‌هایی طراحی کردند که امروز به مهم‌ترین ابزارهای فنی این حوزه در کشور تبدیل شده است.

همچنین دیجی‌کالا از دو سال پیش امکان استفاده از پلت‌فرم مارکت‌پِلیس (Marketplace) را برای همه فروشندگان ایرانی ایجاد کرد. به این ترتیب همه می‌توانند کسب‌وکارهای خود را در این بستر در بازاری به وسعت ایران راه‌اندازی و محصولات خود را در شرایط عادلانه در بازار خرده‌فروشی آنلاین عرضه کنند. ارائه داده‌های دیجی‌کالا به‌صورت عمومی یکی از دستاوردهای تیم فنی دیجی‌کالا و دیجی‌کالا نکست است تا برای مثال یک گروه استارت‌آپی بتوانند با استفاده از داده‌های واقعی، با ابزارهای هوش مصنوعی مصرف سوخت را در کشور بهینه کنند. این موضوع نمونه‌ای کوچک از امکاناتی است که اکنون دیجی‌کالا می‌تواند در اختیار محققان و پژوهشگران حوزه‌های مرتبط قرار دهد. روح‌الله رحمانی رئیس هیات‌مدیره و امیر صالحی مدیرعامل مرکز نوآوری‌های دیجی‌کالا در این برنامه فرصت‌های سرمایه‌گذاری در حوزه‌های اینترنت اشیا، رایانش ابری، تجارت الکترونیک، لجستیک و … را معرفی کردند و هدف از راه‌اندازی دیجی‌کالا نکست را سرمایه‌گذاری در فناوری، پژوهش مستقیم از طریق پروژه دانشگاهی و ایجاد امکان استفاده از داده‌های باز (Open Data) عنوان کردند. دیجی‌کالا نکست فرصت‌هایی به منظور سرمایه‌گذاری در تکنولوژی‌های مرتبط با هوش مصنوعی در حوزه‌هایی مثل تجارت الکترونیک (E-Commerce)، هوش تجاری، ابزارهای تحلیلی نظارت در قیمت‌گذاری، محتوا و مرکز داده، لجستیک و بازاریابی برای فعالان این حوزه فراهم کرده است.

به همین منظور کمپ استارت‌آپی هوش مصنوعی دیجی‌کالا‌نکست از ۱۵ تیر تا ۱۵ مهر برگزار می‌شود. کمپ استارت‌آپی دیجی‌کالا نکست، برنامه‌ای استارت‌آپی است که در آن دانشجویان، متخصصان و فعالان حوزه هوش مصنوعی با حمایت دیجی‌کالا نکست، می‌توانند تیم‌سازی و توسعه محصول خود را از اینجا آغاز کنند. در این برنامه افراد یا تیم‌های حوزه هوش مصنوعی پس از یک هفته آموزش اولیه و مربیگری، تیم‌سازی می‌کنند و سپس در یک دوره سه ماهه به توسعه محصول اولیه می‌پردازند و در این مسیر از مربیگری تخصصی بهره‌مند می‌شوند.

یکشنبه, 12 خرداد 1398 13:08

ماه رمضان از لبنان تا سنگاپور

قوانین ماه رمضان در کشورهای مختلف جهان

 

 

روزه گرفتن در ماه مبارک رمضان یکی از آیین‌های مشترک مسلمانان در سراسر دنیا است. روزه با آداب خاصی همچون امساک از خوردن و آشامیدن از طلوع خورشید تا غروب آفتاب همراه است که تقریباً در تمام دنیا یکسان است اما وجه تفاوت جوامع مختلف مسلمان، اجرای قوانین و آداب‌ورسوم در ماه رمضان است؛ به‌گونه‌ای که هرکدام از کشورها از سنت‌های خاصی برای گرامی داشت این ماه مقدس پیروی می‌کنند که ما در ادامه به آنها اشاره می‌کنیم.
 
زمان تقریبی مطالعه : 6 دقیقه
اندونزی،قوانین کشورها، ماه رمضان، مسلمانان، فروشندگان مواد غذایی، رستوران، الکل،قوانین ماه رمضان،روزه داران، شهروندانف گردشگران، عربستان سعودی، ساعات اداری، پوشش، اردن، مراکش، فلسطین، سنت رمضان، طلاق، زوجین، خانواده

اندونزی

اندونزی، بزرگ‌ترین جمعیت مسلمان جهان را تشکیل می‌دهد؛ به همین دلیل ماه رمضان در این کشور از اهمیت، سنت و قوانین خاصی برخوردار است. یکی از سنت‌های جالب مردم اندونزی این است که قبل از ماه رمضان، از گورهای خویشاوندان مرده خود دیدن می‌کنند؛ اندونزی‌ها این سنت را «نایکر»یا «گل دادن» می‌نامند. برای استقبال از ماه رمضان، مردم قبرهای خانواده خود را با گل و عطرهای زیبا می‌پوشانند.

همچنین در طول ماه رمضان گروه‌های کوچکی از مردم معمولاً در ساعت 2 صبح تا 3 صبح شروع می‌کنند به راهپیمایی در خیابان‌های اصلی تا مردم را برای سحر بیدار کنند؛ آنها برای این کار از ابزار موسیقی استفاده می‌کنند.

در طی ماه مبارک رمضان فروشندگان مواد غذایی و برخی از رستوران‌ها در طول روز بسته هستند و رستوران‌هایی هم که در طول روز باز هستند، پنجره‌های رستوران را به احترام مردم روزه‌دار با پرده پوشش می‌دهند. کاهش ساعات کار ادارات دولتی و خصوصی هم از دیگر قوانین ماه رمضان در کشور اندونزی است.
یکی از رسوم جالب کشور اندونزی در ماه رمضان دادن مقداری بنزین مجانی در مقابل یک جز قرآن خواندن است لذا  در بعضی از جایگاه‌های سوخت نمازخانه‌هایی به همین منظور ایجاد شده است.

افطار،اندونزی،ماه رمضان

سنگاپور

مسلمانان حدود 15% جمعیت سنگاپور را تشکیل می‌دهند لذا ازآنجاکه سنگاپور یک کشور مسلمان نیست، ممنوعیت خوردن و آشامیدن روزانه در طول ماه رمضان وجود ندارد و رستوران‌ها و کافه‌ها هم در طول روز باز هستند؛ در واقع در این کشور، مسلمان و غیرمسلمان با دین یکدیگر کنار آمده‌اند و هرکدام پیرو دین خودشان هستند. چنانچه در طول ماه رمضان، مسلمانان اعمال و عبادات خود را انجام می‌دهند و همه‌ساله مساجد این کشور با سفره‌های رنگین، میزبان روزه‌داران می‌شوند؛ نکته قابل‌توجه این است که حتی گردشگران و شهروندان غیرمسلمان هم در این ضیافت گرداگرد میزهای افطار می‌نشینند و همراه مسلمانان افطار می‌کنند.
یکی دیگر از سنت‌های مسلمانان سنگاپور در طول ماه رمضان تأکید بر غذا خوردن با یکدیگر در یک سینی است.

سنگاپور، ماه رمضان، مساجد، افطار

تغییر ساعت کاری ادارات هم از جمله قوانین ماه رمضان در سنگاپور است؛ چنانچه بسیاری از شرکت‌ها با حذف ساعت ناهار، اجازه می‌دهند که کارمندان یک ساعت زودتر محل کار را تعطیل کنند.

عربستان سعودی

عربستان، یک کشور کاملاً مسلمان است که روزه‌داری در این کشور اجباری است. آثار ماه مبارک رمضان در تمام بخش‌ها و شهرهای آن به‌راحتی مشاهده می‌شود؛ چنانچه مردم عربستان در زمان افطار، در سر چهارراه‌ها برای کسانی که از منزلشان دور هستند و صدای اذان را شنیده‌اند وعده‌های افطاری سبکی را توزیع می‌کنند. از دیگر عادت و رسوم این کشور که هیچ ارتباطی به اسلام ندارد، اسراف و تجمل‌گرایی است؛ به‌گونه‌ای که زنان در راستای تجمل‌گرایی وقت زیادی را صرف طبخ غذاهای رنگارنگ برای افطار و سحر می‌کنند.

افطار، عربستان سعودی، سحر، ماه رمضان

در رابطه با قوانین ماه رمضان در این کشور باید گفت که تمام رستوران‌های این کشور در طور روز بسته و به هنگام غروب باز می‌شود(بعضی از فروشندگان مواد غذایی، در حدود ساعت پنج بعدازظهر تا زمان صبح مغازه‌های خود را باز می‌کنند)

مدارس محلی در طول ماه رمضان تعطیل هستند و ساعات اداری(به‌خصوص دفاتر دولتی) برای رعایت حال روزه‌داران به 6 ساعت كاهش می‌یابد؛ این به مسلمانان فرصت می‌دهد که اگر بخواهند بیشتر بخوابند، قرآن بخوانند، نماز بخوانند، به مکه یا مدینه، یا مسجد نزدیکشان بروند.

مراکش

مسلمانان مراکش برای مژده شروع و پایان رمضان در تمام خیابان ها شیپور می‌نوازند. آنها در ماه رمضان از خوردن، نوشیدن یا سیگار کشیدن در طول روز خودداری می‌کنند؛ البته برخی از مراکشی‌ها خود را در روزه گرفتن و نگرفتن آزاد می‌دانند و گردشگران هم از روزه معاف هستند اما بااین‌حال باید از خوردن، نوشیدن یا سیگار کشیدن در ملأعام اجتناب کنند و به افراد روزه‌دار احترام بگذارند.
نحوه پوشش لباس زنان مراکشی در ماه رمضان تغییر می‌کند و زنان باید پاها، شانه‌ها و سینه خود را بپوشانند. همچنین ساعت کار ادارات دولتی در طول ماه رمضان از ساعت 9 صبح تا 3 بعدازظهر است.

مراکش، ماه رمضان، پوشش

اردن

92 درصد جمعیت اردن مسلمان سنی و حدود 6 درصد مسیحی هستند. ماه رمضان در اردن دارای سنت‌های فراوانی است؛ ازجمله با شروع ماه مبارک رمضان مردم خانه‌های خود را با اسم‌ها و فانوس‌ها و آویزان کردن چراغ‌ها به شکل هلال ماه و ستاره تزئین می‌کنند؛ خواندن نماز تراویح در اکثریت مساجد، صله‌رحم و برگزاری افطار و صدقه دادن به نیازمندان ازدیگر سنت‌های ماه رمضان در میان مردم اردن است.

اردن، ماه رمضان، افطار

در طول ماه رمضان، بسیاری از فروشگاه‌ها، بانک‌ها و دفاتر ساعت 9 صبح باز و ساعت 14:00 بسته می‌شوند. در اردن، فروش الکل در مغازه‌ها و برخی رستوران‌ها در ماه رمضان غیرقانونی است.

لبنان

لبنان دارای یک جامعه بزرگ مسیحی است؛ بنابراین روزه گرفتن در این کشور بیشتر به‌عنوان یک انتخاب شخصی مورد توجه است تا سنت جمعی اما بااین‌وجود روزه‌خواری در ملأعام رایج نیست. برخلاف دیگر کشورهای عربی، لبنان در طول رمضان از جهت زندگی روزمره تغییرات زیادی نمی‌کند و رستوران‌ها وکافه‌ها در طول روز باز هستند.
قبل از ماه رمضان، مردم لبنان با چراغانی کردن خیابان‌ها به استقبال این ماه می‌روند و  در شب‌های ماه رمضان هم در سطح شهر موزیک‌هایی پخش می‌شود و مردم به شادی می‌پردازند اما آنها در عین شادی با شعار «شهرالله» ویژه برنامه‌هایی را هم در مساجد و امکان مذهبی برگزار می‌کنند.

لبنان، افطار، ماه رمضان

فلسطین

مردم فلسطین باوجود شرایط سخت و تأسف‌بار همچنان به استقبال ماه رمضان  می‌روند و آداب‌ورسوم خود را اجرا می‌کنند. آنها با مشاهده هلال روز اول ماه رمضان از مناره‌های مساجد صدای الله‌اکبر سر می‌دهند و خیابان‌ها را چراغانی می‌کنند. مردم فلسطین اعتقاد زیادی به صدقه، زکات و کمک به نیازمندان در این ماه دارند و به مناسبت این ماه، مؤسسات خیریه برای کمک به فقرا، فعالیت خود را از قبل از ماه رمضان آغاز می‌کنند.

افطار، ماه رمضان، فلسطین

یکی از سنت‌های بسیار جالب‌توجه این کشور ممنوعیت طلاق در ماه رمضان است؛ چنانچه بر اساس بیانیه دادگاه‌های شریعت فلسطین، پذیرش درخواست طلاق زوجین تا پایان ماه مبارک رمضان ممنوع است، زیرا گرسنگی و خودداری از کشیدن سیگار می‌تواند احتمال تصمیم عجولانه را افزایش دهد و باعث شود تا برخی از زوجین در حالت روزه‌داری به‌سرعت و به‌اشتباه دراین‌باره تصمیم بگیرند؛ به همین منظور درخواست طلاق تا پایان ماه رمضان پذیرفته نخواهد شد و تنها در شرایط اضطراری درخواست‌های استثنایی به هدایت سازمان رهبری خانواده ممکن است پذیرفته شود.

شنبه, 11 خرداد 1398 13:40

علل سلب توفیق؛

 

10 عامل زمینه ساز گناه

 

 

 

بدون تردید یکی از زمینه‌های گناه، محیط فاسد و ناپاک است. محیط از نظر کیفی و کمی دارای اقسامی است؛ مانند محیط مدرسه، خانه، اداره، روستا،‌ شهر، دانشگاه و... که هرکدام به نحوی بر انسان تأثیر می‌گذارند؛ بنابراین محیط زندگی در انسان و فرزندان او اثر شگرفی دارد.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه
گناه

 

 

عوامل زمینه‌ساز گناه چیست؟
در بررسی زمینه‌های گناه، می‌توان به زمینه‌های فرهنگی و تربیتی، خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی، روانی و سیاسی اشاره کرد که هرکدام با کمیت و کیفیت خاصی، زمینه‌ساز گناه هستند.

جهل و حماقت

جهل و حماقت زمینه گناه را در انسان به وجود آورده و او را به‌سوی گناه می‌کشاند، جهل به خدا، جهل به هدف از آفرینش، جهل به نوامیس خلقت، جهل به آثار گناه و جهل به مصرف کردن انرژی در راه صحیح آن. همین جهل و ناآگاهی است که متأسفانه امروزه، سبب شده تا دشمن با شبیخون فرهنگی بی‌رحمانه‌ای که به عقاید و افکار ما زده، بیشتر از همه، افکار جوانان ما را مورد هدف قرار دهد و آنان را از هویت دینی و ملی خویش تهی سازد.

حرام‌خواری

یکی دیگر از عوامل مهم در وقوع جرم و گناه، لقمه حرام هست، وقتی به بزهکاران اطراف خود می‌نگریم، می‌بینیم که بعضی از آن‌ها تحصیل‌کرده‌اند و دارای شناخت‌های علمی و دینی هم هستند، اما باوجوداین، گناهان عجیب‌وغریبی از آنان سر می‌زند، حتی از یک جاهل نیز گناهکارترند. از نظر علم و دین، مسلم است که همان‌گونه که غذا در جسم انسان، اثر دارد و موجب حفظ جسم و تقویت آن می‌گردد، در روح انسان نیز اثر دارد.

خانواده

یکی از پایگاه‌های قوی در تربیت انسان خانواده است. خانواده، کانون هنجار و ناهنجاری‌های فردی و اجتماعی است. از همین مرکز حیاتی و سرنوشت‌ساز است که بدی یا نیکی در سطح جامعه منتشر می‌شود؛ بنابراین زمینه‌های بد خانوادگی، نقش بسزایی برای سوق دادن انسان به‌سوی گناه دارد. چنانکه زمینه‌های نیک خانوادگی، اثر بسیار خوبی در اجتناب از گناه خواهد داشت.

فقدان تربیت

یکی از عوامل ناهنجاری انسان در جامعه، رشد مادی و فیزیکی به‌دور از رشد تربیتی است. توسعه نامتوازن در هر مجموعه‌ای، زشت و ملال‌انگیز است. مثلاً اگر در بدن انسان دست‌ها، بیش از پا یا انگشتان یکدست، بیش از انگشتان دست دیگر رشد کند، توازن و هماهنگی بدن را به هم می‌ریزد؛ و چهره‌ای نازیبا به نمایش می‌گذارد. فقدان تربیت در آدمی نیز چنین وضعیتی را جلوه‌گر می‌کند؛ یعنی رشد بدنی او کامل شده، اما عناصر تربیتی را در خود نگرفته است. چنین موجودی وقتی وارد اجتماع می‌شود، ناهمگون با جامعه است. لذا دست به اقداماتی می‌زند که از نظر اجتماعی بزه‌کار و نابهنجار و از لحاظ دینی معصیت و گناه محسوب می‌شود.

آلودگی محیط زندگی

بدون تردید یکی از زمینه‌های گناه، محیط فاسد و ناپاک است. محیط از نظر کیفی و کمی دارای اقسامی است؛ مانند محیط مدرسه، خانه، اداره، روستا،‌ شهر، دانشگاه و... که هرکدام به نحوی بر انسان تأثیر می‌گذارند؛ بنابراین محیط زندگی در انسان و فرزندان او اثر شگرفی دارد.

دوستان ناباب

دوستی از مسائل ضروری زندگی انسان است که بر سرنوشت دنیا و آخرت او تأثیر می‌گذارد و نیک و بدکردارهای آدمی را رقم‌زده و جهت می‌دهد. گاهی دیده می‌شود که همه عوامل تربیتی برای یک فرد فراهم بوده اما دوستان ناباب، او را منحرف کرده و از هدایت و رشد بازداشته‌اند. از طرف دیگر نیز به تجربه ثابت‌شده که به دوستان عاقل و کاردان، بزهکارانی را از ورطه‌های سقوط و هلاکت نجات داده و به ساحل نجات رسانده‌اند.
اساساً استعدادها و توانایی‌های آدمی در ارتباط صمیمی، صادقانه و دوستانه با دیگر افراد شکوفا می‌شود. پس ضرورت دوست داشتن و معاشرت از یک سوء و پرهیز از دوستان ناباب ما را بر آن می‌دارد تا در «آیین دوست‌یابی» دقت کنیم.

تقلید به معنای عدم استقلال، وابستگی ذلت‌بار به دیگران و به دنبال آن، مدپرستی و هرزه‌گرایی و زندگی پوچ و طفیلی، یکی از موضوعات زمینه‌ساز گناه هست

 

فقدان بینش سیاسی اجتماعی

منظور از فقدان بینش سیاسی اجتماعی، آن است که انسان زمان خود و افراد آن را نشناسد و با چشم و گوش بسته به حیات طبیعی خویش ادامه دهد. این‌چنین شخصی احتمال فریب خوردنش توسط افراد حیله‌باز و شیّاد، بسیار زیاد است. چه‌بسا از همین راه خسارت‌های جبران‌ناپذیری بر وی و نیز اجتماع وارد آید.

تقلید کورکورانه

تقلید؛ یعنی پیروی از افکار و اندیشه‌ها و یا کردارهای شخصی و اجتماعی فرد یا گروهی. این تقلید، گاه آگاهانه و از سر بینش است و گاه هم کورکورانه آنچه باعث ناهنجاری می‌شود، دنباله‌روی و پیروی کورکورانه و بی‌قیدوشرط است. ما در جامعه افرادی را می‌بینیم که پوشش و گفتار و رفتارشان، متناسب با یک جامعه و فرهنگ اسلامی نیست بلکه الگوبرداری از فرهنگ غربی است. این‌چنین افرادی به این صورت تمردّهایی را علیه ارزش‌های حاکم بر روابط اجتماعی در جامعه اسلامی روا می‌دارند.
بنابراین تقلید به معنای عدم استقلال، وابستگی ذلت‌بار به دیگران و به دنبال آن، مدپرستی و هرزه‌گرایی و زندگی پوچ و طفیلی، یکی از موضوعات زمینه‌ساز گناه هست.

غفلت زدگی

یکی از عوامل ناهنجاری و سرانجام، بزهکاری از دیدگاه قرآن و روایات اهل‌بیت علیه‌السلام غفلت است. این بیماری یکی از امراض مهم قلب و روان انسان است که سبب بیماری‌های دیگر می‌شود چون هر نوع نابهنجاری و بزهکاری که از انسان سر می‌زند از اعضا و جوارح اوست. 

آری، قلبی که از خدا بریده و به معاد نرسیده و از راهنمایی و روشنایی نور وحی استفاده نکرده باشد چنین قلبی، قلب غافل نام دارد، چون چنین قلبی در مقام فرماندهی اعضا و جوارح قرار دارد و منشأ انواع و اقسام علیه ارزش‌ها می‌گردد که از دیدگاه دین معصیت و نافرمانی خدا و در جامعه به‌عنوان ناهنجاری و بزهکاری شناخته می‌شود.

پیروی از هوی و هوس

در درون انسان امیال و کشش‌هایی وجود دارد که آدمی را به تحریک وا‌می‌دارد و مبنای حرکت‌های فردی و اجتماعی را رقم می‌زند. برخی از این امیال، الهی‌اند و ریشه کردارهای نیک‌اند و بعضی هم شیطانی و از سر هوا و هوس و ریشه کردارهای زشت آنچه به‌عنوان عامل ناهنجاری گناه شمرده می‌شود همین «نفس اماره» است. هرگاه که از هواپرستی، سخنی به میان می‌آید منظور همین نفس است.

هواپرستی درواقع ثمره تلخ غفلت زدگی و درست در مقابل خداپرستی است؛ به‌عبارت‌دیگر هواپرستی پذیرش نابخردانه حکومت نفس اماره و شیطان درون است.

سفری به سوی ایجاد یک سازمان چابک

 

 

 

مترجم: مریم رضایی
منبع: McKinsey :
 
 
چابکی مفهومی است که این روزها بسیار سر زبان‌ها افتاده و مزیت‌های تحول‌آفرین آن هر روز بیش از پیش شناخته می‌شود. اما روی آوردن به یک مدیر عملیاتی چابک کار سختی است؛ به‌ویژه برای شرکت‌های پیشکسوت و بزرگ. مسیرهای زیادی به سوی چابکی وجود دارد و نقاط شروع هم بسیار متفاوتند؛ اما تحولات چابک موفق همگی ویژگی‌های مشترکی دارند که در این مطلب به آنها اشاره می‌شود.
 
 
 

 

 

سازمان‌های چابک متفاوت هستند. سازمان‌های سنتی ساختار سلسله مراتبی ایستا با محوریت افراد دارند، در حالی که سازمان‌های چابک را شبکه‌ای از تیم‌ها تشکیل می‌دهند که در چرخه‌های یادگیری و تصمیم‌گیری سریع کار می‌کنند. سازمان‌های سنتی بدنه‌های حاکمیت و نظارتی خود را در صدر کارها قرار می‌دهند و حق تصمیم‌گیری به جایگاه افراد در سلسه مراتب برمی‌گردد؛ در مقابل، سازمان‌های چابک یک هدف مشترک را جلوی چشم خود قرار می‌دهند و از داده‌های جدید برای واگذاری حق تصمیم‌گیری به تیم‌هایی که به این اطلاعات نزدیک هستند، استفاده می‌کنند. یک سازمان چابک می‌تواند به شکل ایده‌آلی سرعت و سازگارپذیری را با ثبات و اثربخشی ترکیب کند.

تحول به سوی مدل عملیاتی چابک

هر تحول چابک در سطح یک بنگاه اقتصادی باید هم کامل و جامع باشد و هم قابل تکرار. باید جامع باشد تا استراتژی، ساختار، افراد، فرآیندها و تکنولوژی را دربربگیرد و باید قابل تکرار، چون هر چیزی امکان برنامه‌ریزی از قبل را ندارد. مسیرهای زیادی به سوی چابکی بنگاه اقتصادی وجود دارد. بعضی سازمان‌ها از ابتدا چابک زاده می‌‌شوند و از همان شروع کارشان از مدل عملیاتی چابک استفاده می‌کنند. اما برای سازمان‌های دیگر که تعدادشان هم بیشتر است، سه نوع مسیر به سوی چابکی وجود دارد: مسیر گام به گام، مسیر همه‌جانبه و مسیر نوظهور که در ادامه هر یک از آنها توضیح داده خواهند شد. سازمان‌هایی که خودشان از ابتدا چابک ایجاد می‌شوند، معمولا در بخش تکنولوژی فعال هستند (مثل شرکت اسپاتیفای). البته نمونه‌های انگشت‌شماری در صنایع دیگر هم پیدا می‌شوند (مثل شرکت نفت وگاز Hilcorp). بیشتر سازمان‌ها برای رسیدن به چابکی باید یک تحول بزرگ را پشت سر بگذارند. این تحولات از نظر سرعت، دامنه و رویکرد با هم فرق دارند؛ اما همگی از یکسری عوامل مشترک در دو مرحله برخوردارند.

در مرحله اول، تحولات موفق با تلاش برای هدف‌گذاری، طراحی و آزمایش کردن یک مدل عملیاتی چابک جدید شروع می‌شوند. این عوامل اغلب موازی با هم پیش می‌روند. در مرحله دوم، برای بزرگ شدن و پیشرفت کردن، باید تعداد سلول‌های چابک را افزایش داد. سازمان‌هایی که چابکی را در میان اجزای تشکیل‌دهنده خود پیاده می‌کنند، ممکن است بارها این دو مرحله را تکرار کنند.

۱- هدفمندی، طراحی و آزمایش کردن

بیشتر تحولات با شناختی که تیم ارشد به دست آورده و هدفی که برای خود تعیین کرده، ایجاد طرح اولیه برای دانستن اینکه چابکی چگونه ارزش افزوده ایجاد می‌کند، و یاد گرفتن چیزهای جدید با استفاده از انجام آزمایش‌های اولیه چابک شروع می‌شوند. این سه عامل منبع اطلاعات برای هم هستند و اغلب هم‌پوشانی دارند. درک و هدفمندی تیم ارشد: تحولات چابک موفق به رهبری سازمانی قوی و متحد از سطوح بالا نیاز دارد. داشتن یک هدف بلندپروازانه مشترک که برای همه قابل فهم باشد، برای رسیدن به موفقیت لازم و حیاتی است. به‌کارگیری یک مدل عملیاتی چابک می‌تواند چالش‌های موجود یک سازمان را کم کند (مثل مسوولیت‌پذیری نامشخص یا تصمیم‌گیری کند). با این حال صرفا کم شدن مشکلات و چالش‌ها کافی نیست و جایزه بزرگ‌تری در کار است. یکی از مدیران عاملی که تحول چابک را اجرایی کرده می‌گوید این کار را انجام داده، چون شرکت به تحولی اساسی نیاز دارد تا بتواند در آینده رقابت کند. تیم‌های ارشد برای به دست آوردن شناخت و تعیین هدف خود در این راستا، باید شرکت‌های نمونه‌ای را که طرح‌های تحول چابک را پیاده کرده‌اند مورد مطالعه قرار دهند.

طرح اولیه: طرح اولیه یک مدل عملیاتی چابک فراتر از یک چارت سازمانی معمولی است و باید بینش واضحی داشته باشد و دقیقا بگوید یک مدل عملیاتی جدید چگونه کار می‌کند. یک تحول چابک روش انجام کار را اساسا تغییر می‌دهد، بنابراین یک طرح اولیه هم باید تغییرات افراد، فرآیندها و عوامل تکنولوژیک مدل عملیاتی را شناسایی کند. طرح مذکور در درجه اول باید یک نسخه اولیه قابل اجرا باشد که سریع طراحی شده باشد و سازمان را برای تست کردن آن به اندازه کافی راهنمایی کند. اولین قدم برای تهیه طرح اولیه این است که به‌طور واضح مشخص کنیم ارزش‌ها کجا قرار می‌گیرند؛ یعنی چگونه ارزش در صنعت ایجاد می‌شود و هر سازمان چگونه می‌تواند این ارزش را ایجاد کند. این موضوع به‌طور مستقیم به استراتژی ربط پیدا می‌کند. مرحله بعد ساختار است. یک سازمان چابک بر اساس چارت‌های سازمانی قدیمی تقسیم وظایف نمی‌کند، بلکه مجموعه گروه‌های کوچکی با ماموریت مشخص تشکیل می‌شوند و یک نقشه راه ترسیم می‌شود تا هر گروه بداند چه کارهایی باید انجام بدهد. همچنین یک چارت سازمانی جدید تدوین می‌شود که نشان می‌دهد کدام گروه‌ها چه مجموعه مهارت‌های مشترکی دارند. آخرین مرحله ساختن طرح اولیه، ارائه نمای کلی نقشه اجرا است. این نقشه راه باید حداقل چشم‌انداز کلی دامنه و سرعت تحول و لیست وظایفی را که باید انجام شود دربربگیرد.

مراحل تهیه طرح اولیه یک رویکرد منسجم را تشکیل می‌دهند. یک شرکت بیمه‌گر تجاری در آمریکای شمالی از طرح اولیه چابک برای سرعت بخشیدن به نوآوری فرآیندهای کسب‌وکار و فرآیند دیجیتال خود استفاده کرد. این شرکت یک ساختار سازمانی قسمت‌بندی‌شده تعریف کرده و سازمان جدیدی از مدیران محصول را به وجود آورد تا تیم‌ها را به سوی دستاوردهای کسب‌وکار هدایت کنند. این مدیران ساختاری را تعریف کردند که بیشتر با مشتریان شرکت سازگار بود و تیم‌ها به‌صورت اختصاصی برای رشد دادن کسب‌وکارهای منتخب کار می‌کردند. آنها یک برنامه‌ریزی ثابت، یک چارچوب مدیریت عملکرد و یک فرهنگ ریسک‌پذیری ایجاد کردند و نقشه‌ راهی ۱۸ ماهه را دنبال کردند تا پست‌های جدید ایجاد کنند، پرسنل را در نقش‌های جدید آموزش دهند و تغییر را به طور کامل پیاده‌سازی کنند.

آزمایش‌های چابک: هدف طرح آزمایشی این است که ارزش روش‌های چابک کار کردن را از طریق دستاوردهای ملموس کسب‌وکار به نمایش بگذارد. آزمایش‌های اولیه ممکن است به تیم‌های انفرادی محدود باشد، اما بیشتر آنها با چند تیم سروکار دارند تا عوامل گسترده‌تری از چابکی یک بنگاه اقتصادی را تست کنند. هیچ چیزی مثل تیم‌هایی متشکل از کارکنان شرکت نمی‌تواند مدیران مردد را برای پروژه‌های چابک متقاعد کند. به‌عنوان مثال، یک شرکت نفت و گاز، مجموعه آزمایش‌های چابکی را شروع کرد که به واسطه آن تیم‌هایی با کارکردهای مختلف چاه‌های استخراج را ۵۰ تا ۷۵ درصد کمتر از میانگین مدت زمان متداول طراحی کردند. دامنه طرح آزمایشی چابک باید از ابتدا مشخص باشد و تیم هدفی عملی پیش روی خود داشته باشد. این هدف عملی پرسنل تشکیل‌دهنده تیم، ساختار، فضای کار، تاسیسات و منابع را دربرمی‌گیرد. در مرحله بعد، نمای کلی روش انجام آزمایش بر اساس ساختار، فرآیند و افرادی که انتخاب شده‌اند، باید مشخص شود.

۲- بزرگ شدن و پیشرفت کردن

بزرگ شدن مقیاس کار بعد از چند آزمایش اولیه، اتفاق ساده‌ای نیست؛ این همان مرحله‌ای است که بیشتر تحولات چابک با شکست مواجه می‌شوند. رهبری سازمان باید بداند که بزرگ شدن مقیاس به ذهنیت تکرارشونده نیاز دارد. در این مرحله، یادگیری باید گنجانده شود و زمان کافی باید به طراحی ذهنیت‌ها و رفتارهای جدید اختصاص یابد. یکی از ویژگی‌های تحولات چابک این است که همه چیز را نمی‌توان شناسایی و برای آن برنامه‌ریزی کرد، بنابراین بهترین روش اجرا این است که با پیشبرد کار، خود را با شرایط تطبیق دهید.

به‌کارگیری سلول‌ها و پشتیبانی چابک: بزرگ شدن مقیاس ابتدا و بیش از هر چیز به استفاده از سلول‌های چابک نیاز دارد. اما یک سازمان نمی‌تواند مسیر اصلی خود را به سوی چابکی آزمایش کند. طرح تحول باید با حرکات، زمینه و هدف بلندپروازانه سازمان همخوانی داشته باشد. اما لازم است تا حدی به سوی مدل عملیاتی چابک جدید، روش‌های کار کردن و فرهنگ هم حرکت کرد. خیلی از سازما‌ن‌ها ترجیح می‌دهند قبل از رفتن به سراغ واحدهای خط مقدم شرکت که به‌طور مستقیم با مشتری سروکار دارند (مراکز پاسخگوی تلفنی، فروشگاه‌ها و تاسیسات تولیدی)، تحول را با دفاتر مرکزی و توسعه محصول خود شروع کنند. این امکان وجود دارد که یک کارخانه یا یک فرآیند سفر مشتری را در یک زمان تغییر داد، اما از آنجا که وظایف واحدهای مختلف به هم وابسته است، بهتر است یک رویکرد تحول کلی اتخاذ شود. اندازه و دامنه موج‌های تغییر، به زمینه و هدف بلندپروازانه سازمان بستگی دارد.  منابع لازم برای پشتیبانی سلول‌های چابک – مثل دسترس‌پذیری مربیان یا فضای کاری مناسب – ممکن است سرعت بزرگ شدن سازمان را محدود کند. شکست در پشتیبانی از سلول‌های چابک جدید، در برنامه اصطکاک ایجاد می‌کند و تحول را به تاخیر می‌اندازد.

تحول پیکره اصلی: پیکره اصلی مشخص می‌کند که تصمیم‌‌ها چگونه اتخاذ می‌شوند؛ افراد، بودجه و سرمایه چگونه به کار گرفته می‌شود و ریسک‌ها چگونه مدیریت می‌شوند. هدایت یک سازمان به سوی مدل عملیاتی چابک مستلزم تحول پیکره اصلی آن است. شتاب‌دهنده قابلیت‌ها و مهارت‌ها: بزرگ شدن برنامه چابک نیازمند به‌کارگیری مهارت‌ها، رفتارها و ذهنیت‌های جدید در کل یک سازمان است. این موضوع بسیار مهم است و مرحله جامعی از تحول چابک را دربرمی‌گیرد. بیشتر سازمان‌ها نیازمند آن هستند که کارکنان فعلی نقش‌ها و مسوولیت‌های جدید را بر عهده بگیرند و در نتیجه به روش جدیدی برای به وجود آوردن مهارت‌ها و قابلیت‌های جدید نیاز دارند. به‌طور خاص، هر تحول چابک موفقی یک شتاب‌دهنده قابلیت ایجاد می‌کند تا به کارکنان مهارت‌های جدید را آموزش دهد.

مسیر توسعه قابلیت‌های افراد چند مرحله دارد. اول، سازمان‌ها باید تعداد مربیان لازم را شناسایی کنند و به‌کارگیری آنها را شروع کنند. دوم، سازمان به‌عنوان بخشی از برنامه توسعه قابلیت‌ها باید نقش‌های چابک جدیدی را تعریف کند (مثلا مربیان چابک، سرپرستان گروه و مالکان محصول) و همچنین دقیقا مشخص کند در هر نقش موفقیت یعنی چه. سوم، یادگیری و مسیر شغلی باید برای همه کارکنان مشخص باشد و فرصت‌هایی که تحول چابک فراهم می‌کند، روشن شود. چهارم، سازمان باید امکان یادگیری و پیشرفت مداوم را فراهم کند. و در نهایت، لازم است یک حرکت در کل سازمان طراحی شود تا مهارت‌های چابک پرورش یابند و اطمینان حاصل شود که کارکنان جدید به خوبی آموزش دیده‌اند. سازمان‌های بزرگ برای استحکام و رسمی‌سازی این عملیات معمولا یک آموزشگاه راه‌اندازی می‌کنند.

تمرکز بر تیم فرهنگ و تغییر

تیم فرهنگ و تغییر، یک عامل هماهنگ‌کننده ضروری در تحول چابک است. اما کار این تیم مثل یک تیم مدیریت پروژه سنتی نیست، بلکه تاکید آن باید روی توانمند کردن دیگر عوامل تحول باشد و به برطرف کردن موانع و تسریع تحول فرهنگی کمک کند. در سفر به سوی چابکی، نمی‌توان اهمیت سرمایه‌گذاری در فرهنگ و تغییر را بیش از حد مورد تاکید قرار داد. چابکی بیش از هر چیز یک ذهنیت است. بدون داشتن ذهنیت درست، دیگر بخش‌های سیستم عملیاتی چابک درست کار نمی‌کنند و شرکت‌ها مزیت چندانی از آن به دست نمی‌آورند. در مقابل، وقتی تیم‌ها و رهبران سازمانی یک ذهنیت چابک قوی داشته باشند، یک هدف والای روشن و واضح به تنهایی کافی است تا مدل عملیاتی چابک با موفقیت به سرانجام برسد.

شناخت نمونه‌های اولیه تحول

همه تحولات چابکی که به موفقیت می‌رسند، عواملی را که تاکنون به آنها اشاره شد دربرمی‌گیرند، اما همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، سه مسیر اصلی برای حرکت به سوی چابکی وجود دارد:

مسیر گام به گام: تحول به سوی یک سازمان چابک، برای مدیران ارشد اغلب مثل قدم گذاشتن در تاریکی مطلق است. به همین دلیل، تحول تدریجی و گام به گام، متداول‌ترین نوع آن است. خیلی از شرکت‌ها چند بار طرح اولیه را آزمایش می‌کنند و قبل از اینکه بخواهند آن را در کل سازمان گسترش دهند، تکرارش می‌کنند. بنابراین غیرطبیعی نیست که این فرآیند یک تا دو سال طول بکشد تا به مدیران ثابت شود روش‌های چابک کار می‌تواند برای سازمان ارزش ایجاد کند.

مسیر همه‌جانبه: با اینکه این اتفاق کمتر پیش می‌آید، اما برخی سازمان‌ها این روزها از همان ابتدا متقاعد می‌شوند که کل سازمان را به سوی مدل چابک حرکت دهند. رهبران این سازمان‌ها طرحی را تعریف می‌کنند که بر اساس آن کلیه مراحل رویکرد تحول را با حداکثر سرعت اجرا می‌کنند. حتی در این نوع تحول هم کل سازمان نمی‌تواند در یک «اتفاق بزرگ» ناگهانی به سوی یک مدل چابک تحول پیدا کند، بلکه تحول از طریق تعدادی امواج برنامه‌ریزی شده رخ می‌دهد.

مسیر نوظهور: غیرممکن است که بتوان یک تحول چابک را از همان ابتدا با جزئیات کامل طراحی کرد. بیشتر تحولات چابک عوامل نوظهور دارند. برخی سازمان‌ها ترجیح می‌دهند کل تحول چابک خود را از طریق یک رویکرد نوظهور پایین به بالا پیش ببرند. در این نوع مسیر، هدف بلندپروازانه رهبران سازمان می‌تواند مسیر روشنی تعیین کند و تلاش‌های قابل‌توجهی صورت می‌گیرد تا ذهنیت و قابلیت‌های چابک بین این رهبران ایجاد شود.  هدایت کردن یک سازمان به سوی مدل عملیاتی چابک کار ساده‌ای نیست. شاید عوامل این تحول که در این مقاله توصیف شدند، راهنمای خوبی باشند.

صحبت‌های تکان‌دهنده دختری پشیمان از ازدواج سفید

 

 

 

گروه اجتماعی الف،  ۹ خرداد ۱۳۹۸، ۰۷:۴۹  

«تانیا» دختر جوانی است که در زندگی ۲۸ ساله‌اش شش ماه «ازدواج سفید» را تجربه کرده‌ است.

بعضی زخم‌ها را هر زمان که بشکافی باز چرکش بیرون می‌ریزد، عفونتش به همه جا می‌پاشد و دوباره همه‌چیز مثل روز اول می‌شود. انگار نه انگار که سال‌ها از آن گذشته‌است. برای همین «تانیا» بریده بریده حرف می‌زند. برای گفتن بعضی جمله‌ها نفس عمیق می‌کشد. یک جایی زیر پوستش لابه‌لای استخوان‌هایش تیر می‌کشد. وقتی می‌پرسم مگر نمی‌گویی اولش همه چیز خوب بود، پس چرا آنقدر زود همه چیز خراب شد؟ وقتی از ارتباطش می‌پرسم و او می‌گوید که فکر می‌کند از او سوء‌استفاده شده، نفس عمیق می‌کشد، کم می‌آورد و صریح می‌گوید: «می‌شود دیگر در این باره حرف نزنیم؟ واقعا حالم دارد به هم می‌خورد.»

تانیا یکی از دختران این شهر است که دانشجوی خوب دانشگاهش بوده. معماری خوانده، در مقطع ارشد شرکت کرده، سه ترم خوانده، اما زندگی ناچارش کرده که انصراف بدهد. یکی از دختران این شهر که از شهری دیگر به تهران آمده و قرار بوده حسابی زندگی کند. به سبک و سیاق چیزی که فکر می‌کرده همان‌قدر رمانتیک و عاشقانه، شبیه فیلم‌های هالیوودی موردعلاقه‌اش، اما حالا توی تنهاییش سیر می‌کند با زخم‌هایی که وقتی درباره‌اش حرف می‌زند دوباره چرک می‌کند و دوباره عفونتش به همه جا می‌پاشد.

صحبت‌های تکان‌دهنده دختری پشیمان از ازدواج سفید/ تانیا: اصلا فکر نمی‌کردم با سوء استفاده‌هایش زندگی‌ام این همه سیاه شود!

سراغ تانیا که این روز‌ها در یک آرایشگاه زنانه کار می‌کند و می‌گوید دیگر به هیچ کسی اعتماد ندارد، رفته‌ایم. روایت زندگی تلخ این دختر ۲۸ ساله را در ادامه می‌خوانید.

کرمانشاه به دنیا آمدم. سال ۱۳۷۰. خانواده مذهبی نداشتم، اما سنتی بودند. ساعت ورود و خروجم برایشان خیلی مهم بود.  آدم گاهی دلش می‌خواهد بعد از کلاس با دوستهایش برود بیرون، چیزی بخورد. تفریحی بکند. برای همین مجبور شدم از کلاس‌های دانشگاهم بزنم که بتوانم حداقل کمی با دوستانم بیرون بروم. مادرم برای این کار دلیل هم داشت مدام می‌گفت جامعه بد است و ممکن است تو هم بد شوی!

خاله‌ام مرا تحریک به رفتن از خانه پدرم کرد

با یکی از خاله‌هایم خیلی دوست بودم. از خانه زدم بیرون و رفتم خانه خاله‌ام ماندم. راستش من با حرف‌های خاله‌ام از خانه زدم بیرون. یکبار داشتیم با هم حرف می‌زدیم. من از مادرم گله می‌کردم. خاله‌ام می‌گفت وقتی به تو هیچ احترامی نمی‌گذارد؛ تو چرا به خودت هیچ احترامی نمی‌گذاری و اجازه می‌دهی اینطوری اذیتت کند. شاید اگر آن روز خاله‌ام این حرف‌ها را نمی‌زد و به جایش من را به راه درست و راست هدایت می‌کرد، من دست به چنین کاری نمی‌زدم، ولی حرف‌های خاله‌ام حسابی مرا بهم ریخت. از خانه بیرون زدم و یک هفته خانه خاله‌ام ماندم تا اینکه پدرم دنبالم آمد و گفت به خاطر من برگرد. هرچه باشد مادرت است و بیشتر از هرکس صلاح تو را می‌داند و من هم برگشتم.

برایم یک جلسه خانوادگی برگزار کردند

وقتی فهمیدند با کسی رابطه دارم، پدرم یک هفته با من حرف نزد بعد هم که به حرف آمد گفت: «دیگه اسممو نیار»، اما مادرم همه جوره بحث را بالا کشید. کلامی و غیرکلامی با من درگیر بود. می‌گفت دیگر اجازه نمی‌دهم به دانشگاه بروی، باید انصراف بدهی! خودم هم کار‌های انصراف را انجام می‌دهم. من آن موقع دانشجوی ممتاز دانشگاه بودم. من هم داد و بیداد می‌کردم که من عاشق درس و رشته‌ام هستم و شما هم نمی‌توانید جای من تصمیم بگیرید. خاله‌ام پشت مرا گرفت و دوباره رفتم به خانه‌اش و این بار دو هفته آن‌جا ماندم. خاله و مادرم رابطه چندان خوبی باهم ندارند مثل بعضی خواهر و برادر‌ها از بچگی بین‌شان کینه است. مادر زن برادرم هم بود و قصه را کمی پیچیده می‌کرد. دست آخر قرار شد یک جلسه بزرگ خانوادگی برای رسیدگی به وضعیت من تشکیل شود. از این جلسه‌ها که ریش سفید و بزرگتر‌های فامیل دور هم جمع می‌شوند. تصمیم این جلسه هم بر این شد که من بگویم غلط کردم و آدم می‌شوم و هر چیزی مادرم بگوید بگویم چشم، تا اینکه برگردم خانه.

پدرم گفت به شرط آنکه صیغه بخوانید؛ نخواندیم

با «پژمان» توی کافی‌نت آشنا شدم. من داشتم پروژه دانشگاهم را انجام می‌دادم و او هم داشت کار‌های آزمون جامع دکترایش را انجام می‌داد. آنجا سر همین چیز‌ها سر صحبت باز شد. من معماری می‌خواندم، او مکانیک می‌خواند. اوایلش فقط می‌خواست برای پایان‌نامه کمکم کند، اما رابطه‌مان کم کم بیشتر شد. من به چشم یک دوست نگاهش می‌کردم و برای همین از وضعیت زندگی‌ام برایش می‌گفتم تا اینکه پژمان به من پیشنهاد داد باهم زندگی کنیم. بعد از پیشنهاد پژمان یک روز آمدم تهران تا با دایی‌ام در این رابطه صحبت کنم. دایی‌ام موافقت کرد و قرار شد حمایتم کند. پدرم گفت فقط یک شرط دارم و شرطش این بود که ما صیغه محرمیت بخوانیم. دایی‌ام گفت این ماجرا با من! اما هیچوقت این صیغه خوانده نشد و دایی‌ام به راحتی مساله را پشت گوش انداخت. پدر و مادرم خیال می‌کردند ما به هم محرم شدیم و من تهران ماندنی شدم تا با پژمان زندگی کنم.

با گل و شمع شروع شد، اما زود ته کشید

رابطه ما مثل همه رابطه‌ها با شمع و گل و هدیه و خیلی رمانتیک شروع شد. آنقدر خوب که نمی‌توانید تصورش را بکنید. با یک چمدان رفتم یک خانه نقلی، که همه چیزش برای زندگی دو نفر آدم که همدیگر را دوست دارند مناسب بود. روز اول ناهار را بیرون خوردیم و حسابی خوش گذشت، طاقت نیاوردیم شام را هم دوباره بیرون رفتیم و خوردیم. درست مثل فیلم‌ها بودیم. همه فیلم‌های رمانتیک دختر و پسری و عشق و عاشقی، اما این احساسات به ظاهر خوب، فقط یک ماه بیشتر دوام نداشت! بعد از یک ماه حس و حالم تغییر کرد. همه چیز عوض شد. حس می‌کردم کسی هستم که برای نظافت خانه آن پسر آمده‌ام. انگار آمده‌ام که همیشه خانه و زندگی‌اش را مرتب نگهدارم. آن‌قدر یک ماه اول به من خوش گذشته بود که حرف‌های پدرم و محرم شدن‌مان برایم خیلی اهمیت نداشت. بعد‌ها هم وقتی هربار به پژمان می‌گفتم بیا عقد کنیم می‌گفت این کاغذبازی‌ها چه اهمیتی دارد؟ ما باهم خوبیم. همدیگر را دوست داریم و بقیه‌اش هیچ اهمیتی ندارد!

مرا به خانواده‌اش نشان نمی‌داد

هیچوقت نفهمیدم پژمان کارش چیست و چه کار می‌کند. هربار که می‌پرسیدم می‌گفت چه اهمیتی دارد؟ مهم این است من پول برای خانه بیاورم که می‌آورم. من هم تبدیل به یک زن نظافت‌کار دربست شده بودم. هیچ چیزی از او نمی‌دانستم جز اینکه دکترا دارد و یک کار‌هایی دارد انجام می‌دهد. از خانواده‌اش هم چیزی نمی‌دانستم. آن‌ها هم از من چیزی نمی‌دانستند. اصلا نمی‌دانستند پسرشان دارد با دختری مثل من زندگی می‌کند. هربار که می‌گفتم مرا با خانواده‌ات آشنا کن، فرار می‌کرد و می‌گفت: «نه الان زمانش نیست من باید قبلش با آن‌ها حسابی صحبت کنم. چون خیلی سنتی و مذهبی هستند و عقد مرا با یکی بسته‌اند و تورا به چشم بدی نگاه می‌کنند. من هم نمی‌خواهم اینطور باشد و برای همین فعلا صبر کنیم.»

صحبت‌های تکان‌دهنده دختر نادم از یک ازدواج سفید/ تانیا: اصلا فکرش را نمی‌کردم زندگی‌ام این همه سیاه شود!

‌می‌ترسیدم مرا سر به نیست کند

غذا درست می‌کردم، لب نمی‌زد. می‌گفت این چیست؟ غذا را پرت می‌کرد. به خودم می‌گفتم لابد من یک کاری کرده‌ام. می‌گفتم تو بگو من چه کار کرده‌ام؟ بگو من خودم را اصلاح می‌کنم. اما می‌گفت برو من نمی‌خواهم ببینمت وقتی من در خانه هستم تو برو داخل اتاق که دیگر نبینمت. هیچوقت نفهمیدم با کسی ارتباط دارد یا نه. چیزی از او نمی‌دانستم. از تهران هم چیزی نمی‌دانستم. نمی‌دانستم حتی زندگی کردن در شهر به این بزرگی و شلوغی چگونه است. می‌ترسیدم حتی با کسی حرف بزنم. حتی با دایی‌ام. می‌گفتم اگر پژمان بفهمد من با کسی درد و دل می‌کنم ممکن است مرا سر به نیست کند. مادرم درست می‌گفت که کارم و راهم اشتباه است و من هرچه می‌گذشت از خودم بیشتر بدم می‌آمد. احساس گناه می‌کردم از اینکه وقتی می‌خواستم با پژمان زندگی کنم با مادرم خیلی بد حرف زدم.

از جسم و جانم سوءاستفاده کرد

زندگی‌ام جهنم شده بود. مدام به پژمان می‌گفتم چرا نمی‌خواهی مرا به خانواده‌ات معرفی کنی؟ می‌گفت: «اوه، چی را معرفی کنم؟ چه کسی را معرفی کنم؟ دختری که بدون هیچی حاضر است با یک پسر زیر یک سقف زندگی کند؟» می‌گفتم: «من به تو تعهد دارم. دوست داری بروم با یک پسر دیگر ارتباط بگیرم؟» می‌گفت: «برو، راه دراز، جاده دراز برو» می‌دانست من نمی‌روم. می‌دانست میان خانواده‌ام چه وضعیتی داشتم و حالا هرچه بگوید نمی‌روم. سوءاستفاده می‌کرد. آخری‌ها بند کرده بودم بیا برویم عقد کنیم. هیچ‌جوره زیر بار نمی‌رفت. به خودم آمدم دیدم دارم بدون هیچ حق و حقوقی یک مرد را‌ تر و خشک می‌کنم و جوانی‌ام را به پایش می‌ریزم. بدون اینکه هیچ حقی در زندگی‌اش داشته باشم با مردی ارتباط داشتم که با من بد دهنی می‌کرد، تحقیرم می‌کرد و حتی یکبار از روی عصبانیت طوری توی دهانم زد که هنوز فکر می‌کنم دندان‌هایم لق شده. حس می‌کردم دارد از همه جسمم، روحم روانم سوء استفاده می‌کند.

کاش عقد خوانده بودیم!

اگر صیغه عقد را خوانده بودیم خیلی چیز‌ها فرق می‌کرد. شاید عده‌ای مثل پژمان بگویند چه فرقی می‌کند؟ آدمی که بخواهد خیانت کند و نسازد همه جوره نمی‌سازد و صیغه و عقد و کاغذ جلویش را نمی‌گیرد. من می‌گویم فرق می‌کند، چون با هیچی زندگی کرده‌ام. می‌توانستم عقدنامه‌ام را بکوبم جلوی خانواده‌اش، جلوی قانون و بگویم این آدم نسبت به من مسوول است. اما دستم به هیچ جا بند نبود. می‌رفتم چه می‌گفتم؟ می‌گفتم که من همینجوری الکی حاضر شده‌ام بدون هیچ تعهدی بیایم با پسر شما زندگی کنم و الان ناراضی‌ام؟ بقیه چه جوابی به من می‌دادند؟ قانون برایم چه کار می‌کرد؟

اصلا فکرش را نمی‌کردم زندگی‌ام این همه سیاه شود

کم آورده بودم. هرکس مرا می‌دید از چهره‌ام می‌فهمید چه حالی دارم. دوباره و این بار درب و داغان و به هم ریخته رفتم خانه دایی‌ام و از احوالاتم گفتم. آنقدر لاغر شده بودم که اصلا لازم نبود دهان باز کنم و از شرایطم بگویم. کل امیدم پژمان بود که او هم مرا حسابی دور زده بود. هیچ چیزی برای خودم نداشتم. حتی یک لقمه نان برای خانه نمی‌آورد که حس کنم مسئوولیتی دارد. دوباره به خانه دایی‌ام رفتم. دایی‌ام که همه زندگی‌اش الگوی من شده بود.

وقتی سرشکسته برگشتم توقع داشتم مادرم هوایم را داشته باشد. توقع داشتم حالا که شکست خورده‌ام و نیازمند حمایت عاطفی‌اش هستم، حواسش بیشتر به من باشد. چندبار خودم زبانی گفتم که من حمایت عاطفی‌ات را می‌خواهم، اما هیچ چیزی تغییر نکرد. جز اینکه مدام گفت: خودت کردی، می‌خواستی نکنی. از من کاری بر نمی‌آید.

به هیچ‌کس اعتماد ندارم

از همه مرد‌ها بدم می‌آید. هرکسی سراغم بیاید فرار می‌کنم. حتی اگر بگوید می‌خواهم ازدواج کنیم. دیگر هیچ‌کسی نمی‌تواند اعتماد مرا به خودش جلب کند. من آدمی را دیدم که دکترا داشت. با سواد بود. قربان صدقه‌ام می‌رفت. دوستم داشت، اما یکماهه همه چی از هم پاشید. دوستی و ازدواج سفید که هیچ. ازدواجی که اسمش را بیخودی ازدواج گذاشته‌اند. این سبک زندگی هیچ چیز نیست. همه چیزت را می‌دهی، اما هیچ‌چیزی به دست نمی‌آوری. یک برگ کاغذ نداری که بروی سراغ قانون ظلمی را که می‌کشی بگویی! تازه همه هم سرزنشت می‌کنند که خودت خواستی!

منبع:فارس

با انگیزه باشید تا موفقیت را دریابید

 

 

 

داشتن انگیزه در انجام هر کاری، بهترین موتور محرک و اساسی‌ترین عامل حرکت و رسیدن به هدف است؛ پس هر چه قدر هم تلاش کنید، اما انگیزه‌ای برای درس خواندن و آمادگی برای کنکور نداشته باشید، پایان راه و کسب نتیجه مطلوب مشکل خواهد بود. عوامل مختلفی ممکن است که مانع ایجاد انگیزه درس خواندن شما شود. از جمله این عوامل می‌توان به مشکلات خانوادگی، محتوای کتاب‌های درسی و علاقه نداشتن داوطلب به آنها، احساس ترس یا نگرانی داوطلب از وضعیت خود در مقابل داوطلبان دیگر، نداشتن هدف، برنامه و امکانات آموزشی برای مطالعه خوب و اصولی، مشکلات جسمی و روحی و ... اشاره کرد.
 
 
 
بازدید : 444
زمان تقریبی مطالعه : 14 دقیقه

محبوبه همت -مرکز یادگیری تبیان

با انگیزه باشید تا موفقیت را دریابید

 

 

 

«دست و دلم به درس خوندن نمی‌ره و هر چی می‌خوام خودم رو متقاعد کنم که باید درس بخونم، نمی‌تونم. چه کار کنم»؟ این جمله را ممکن است شمار قابل ملاحظه‌ای از داوطلبان در طی دوره آمادگی برای کنکور بگویند. نداشتن انگیزه ممکن است که از همان ابتدا، یک داوطلب را از مطالعه بازدارد یا در طی دوران آمادگی و به دلایل مختلفی پیش آید و او را از ادامه مسیر ناامید سازد. به دلیل اینکه نداشتن انگیزه به صورت کوتاه مدت، از چند دقیقه گرفته تا چند روز و حتی چند ماه، برای مطالعه و آمادگی داوطلبان مشکل ایجاد می‌کند، در این مقاله سعی خواهیم کرد تا درباره نقش انگیزه در موفقیت و علل و زمینه‌های از بین رفتن و ایجاد آن در طول آمادگی برای کنکور، صحبت کنیم.

قبل از هر چیز به این نکته توجه داشته باشید که داشتن انگیزه در انجام هر کاری، بهترین موتور محرک و اساسی‌ترین عامل حرکت و رسیدن به هدف است؛ پس هر چه قدر هم تلاش کنید، اما انگیزه‌ای برای درس خواندن و آمادگی برای کنکور نداشته باشید، پایان راه و کسب نتیجه مطلوب مشکل خواهد بود. عوامل مختلفی ممکن است که مانع ایجاد انگیزه درس خواندن شما شود. از جمله این عوامل می‌توان به مشکلات خانوادگی، محتوای کتاب‌های درسی و علاقه نداشتن داوطلب به آنها، احساس ترس یا نگرانی داوطلب از وضعیت خود در مقابل داوطلبان دیگر، نداشتن هدف، برنامه و امکانات آموزشی برای مطالعه خوب و اصولی، مشکلات جسمی و روحی و ... اشاره کرد. با توجه به اینکه شما داوطلبان عزیز تقریباً در مراحل آغازین زمان مطالعه و آمادگی برای کنکور هستید، بهتر است که از همین الان به ایجاد یا تقویت انگیزه‌های خود درباره آمادگی برای کنکور بپردازید. برای تحقق چنین هدفی لازم است کارهایی را انجام دهید. از جمله مهم‌ترین این کارها عبارتند از:

1 ـ هدف داشته باشید
هر رفتاری که انسان انجام می‌دهد، ناشی از تعامل سه عنصر هدف، انگیزه و نیاز است. چرا وقتی ما تشنه می‌شویم، سراسیمه به هر طرفی می‌رویم تا آب به دست آوریم و رفع عطش کنیم؟ زیرا نیاز به آب داریم و کمبود آب در بدن ما، ایجاد انگیزه می‌کند و در نتیجه، برای رسیدن به هدف، یعنی آب، همه سعی و تلاش خود را به کار می‌گیریم. اگر شما می‌خواهید انگیزه مطالعه کردن بیشتری پیدا کنید، در مرحله اول باید هدف خود را مشخص کنید. وقتی مشخص شد که شما چه هدفی دارید، طبعاً برای رسیدن به آن هدف، احساس می‌کنید نیازمند چیزهایی هستید که از طریق مطالعه و درس خواندن به دست می‌آیند و در نتیجه، برای دستیابی به آن چیزها، برنامه‌ریزی و سپس بر اساس آن برنامه، عمل می‌کنید.

پس برای اینکه انگیزه کافی برای درس خواندن پیدا کنید به این فکر کنید که برای چه مطالعه می‌کنید. به آینده‌ای روشن بیندیشید که باید با دستان خود آن را رقم بزنید، و اکنون ابزار شما داوطلب عزیز برای رسیدن به این آینده، درس خواندن است. به این فکر کنید که از خود برای گذراندن یک کنکور قابل قبول، چه انتظاری دارید و این انتظار، تا چه حد مطابق با توان شما یا حتی بسیار کمتر از آن است. ممکن است که در طول مسیر، بارها ناامید یا دلزده شوید؛ اما با تمام قوا تلاش کنید تا همچنان قوی بمانید و به «اما» و «اگر»ها فکر نکنید و فقط و فقط به «باید»ها فکر کنید و اینکه شما حتماً در راه رسیدن هدفی که در پیش گرفته‌اید، موفق خواهید شد؛ پس هر آنچه را که شما را از این راه باز می‌دارد، از سر راه خود بردارید و به هیچ سدی اجازه‌ خودنمایی در مقابل خودتان را ندهید و همه‌ سدهای ناامیدی، خستگی، بی‌حالی و «نمی‌توانم»‌ها را نابود کنید و با فکر کردن به هدف، انگیزه پیدا کرده و محکم و قوی قدم در راه بگذارید.

2ـ زبان گردانی کنید
وقتی شما چند دوست دارید، دوستی را که به شما بیشتر شبیه است، عاطفه و روحیه شما را دارد و به زبان شما سخن می‌گوید، بیشتر دوست دارید و به حرف‌هایش بیشتر توجه می‌کنید و حتی او را بیشتر به خاطر می‌سپارید. زبان کتاب، یک زبان عمومی و همگانی است و باید همچنین باشد. این شما هستید که باید پس از مطالعه، کتاب و متن، نمودار و فرمول‌ها را به زبان خود بیان کنید. به این کار در اصطلاح، زبان گردانی گفته می‌شود. زبان گردانی، یکی از اصول مطالعه است. فقط کافی است که برای انجام این کار حوصله به خرج دهید؛ به این ترتیب که پیچیده‌ترین مطالب علمی را، همین طور که مطالعه می‌کنید و جلو می‌روید، به زبان ساده، قابل فهم و بیان خوشایند خودتان برگردانید. از خود مثال بزنید و حتی آن متن را یک بار دیگر به زبان ساده خودتان بنویسید. اگر بخواهید عیناً مطالب کتاب را بخوانید و حفظ کنید عملاً نمی‌توانید یادگیری عمیقی داشته باشید؛ اما اگر با زبان گردانی، مطالب را یاد بگیرید، خیلی راحت‌تر همه مطالب کتاب را بیان خواهید کرد و مفاد آن را به خاطر خواهید سپرد.

3ـ با کتاب شوخی کنید
وقتی تلویزیون تماشا می‌کنید یا با دوستتان صحبت می‌کنید، لبخندی بر لب دارید و راحتید؛ اما وقتی از کتاب و مطالعه صحبت می‌شود و به سراغ درس‌ها می‌روید، جدی و محکم و اخمو می‌شوید. در روان‌شناسی حافظه و یادگیری گفته می‌شود: مطالبی که بار هیجانی بیشتری دارند، بیشتر در حافظه می‌مانند و بهتر به خاطر آورده می‌شوند؛ چرا که هیجان، علاقه، تمرکز و ورود مطلب به حافظه را راحت‌تر می‌کند.

برای یاد سپاری بهتر مطالب کتاب، مثال‌هایی مهیج، شادی آفرین و حتی خنده‌دار بزنید. این موضوع به علاقه و تمرکز شما کمک زیادی می‌کند؛ مثلاً بعد از اینکه خواندید الکترون در سیم حرکت می‌کند و به مقاومتی مثل لامپ برخورد می‌کند و لامپ را روشن می‌نماید، به زبان خودتان بگویید: موتور سوار (الکترون) در خیابانی خلوت (سیم) به سرعت حرکت می‌کند که ناگهان به دیواری (مقاومت) برخورد می‌کند و آن وقت احساس می‌کند که پروانه‌ها دور سرش می‌چرخند (روشن می‌شود)! هر چه می‌توانید به سخت‌ترین مطالب کتاب، بار هیجانی مثبت بدهید و آن را بخوانید تا مطالب، بهتر و بیشتر در ذهن شما بماند. برای انجام این کار، مثال‌های مهیج بزنید و آن چنان با کتاب، شاد و مهیج برخورد کنید که گویی به دوست داشتنی‌ترین دوست خود رسیده‌اید.

4ـ به لذت‌های نهایی توجه کنید، نه دشواری‌های مسیر
برای شروع هر کار، باید این نکته را قبول کنید که دشواری‌هایی در مسیر وجود دارد و باید تلاش کنید تا به اهداف خود و آنچه برایتان لذت بخش است، برسید. پذیرش دشواری مسیری که در پیش دارید، شما را برای مقابله با سختی‌های راه و پیشرفت آماده می‌کند. هر کاری که ما به انجام آن مبادرت می‌کنیم، حتماً، بسته به نوع کار، سختی‌ها و مشکلاتی را با خود به همراه دارد. اگر شما این موضوع را قبول نکنید که در مسیر راه آمادگی برای کنکور ممکن است دچار سختی شوید یا مجبور شوید که از انجام بسیاری از کارهای مورد علاقه خود در این مدت صرف‌نظر کنید، حتماً انگیزه خود را از دست خواهید داد و نخواهید توانست به خوبی قدم در راه گذاشته و پیشرفت کنید. این موضوع، به خصوص در ابتدای کار و تا وقتی که کارهایتان در مسیر خود جریان پیدا نکرده، ممکن است که برای شما سخت باشد؛ پس حتماً و برای اینکه انگیزه خود را از دست ندهید، به دشواری‌ها به عنوان یکی از جذابیت‌های مسیر رسیدن به هدف فکر کنید و نه به مثابه موانعی که بر سر راه شماست و شما توان مقابله با آن را ندارید.

اگر باید روزی 40 صفحه مطالعه کنید، فکر خود را به رنج روزی 40 صفحه مطالعه کردن متمرکز نکنید؛ بلکه به لذت‌های نهایی که نصیبتان می‌شود، توجه کنید. آنچه شما را به تلاش پیگیر و مستمر وا‌ می‌دارد، میل به جذب لذت‌هاست. کسانی از کوه بالا می‌روند و قله را فتح می‌کنند که لذت رسیدن به قله را در ذهن خود بپرورانند. این افراد در طول مسیر هرگز به دشواری راه نمی‌اندیشند؛ بلکه خود را در آن بالا مجسم می‌کنند و به این فکر می‌کنند که از آن بالا همه چیز زیباست. همین شوق ذهنی باعث می‌شود که آنها به راحتی، دشواری مسیر را بپذیرند و پیش بروند؛ حال آنکه اگر آنان، تمام ذهنشان را معطوف به دشواری مسیر می‌کردند و مدام به این فکر می‌کردند که چقدر تا پایان راه باقی است، این رنج که در ذهنشان مجسم می‌شد، به سرعت آنها را خسته می‌کرد.

5 ـ به خودتان پاداش بدهید
یکی از کارهای بسیار مهمی که انجام آن باعث می‌شود انگیزه شما برای مطالعه بهتر و یادگیری ماندگارتر بیشتر شود این است که پس از هر مطالعه رضایت بخش یا حل تمرین‌ها، که با برنامه‌ریزی و به صورت اصولی صورت گرفته است، از خودتان تشکر کنید و برای انجام این کار به خودتان پاداش دهید. این جایزه می‌تواند تماسی کوتاه با یک دوست صمیمی یا دیدن قسمتی از فیلم و کارتون مورد علاقه‌‌تان یا هر کار دیگری باشد که شما دوست دارید در آن لحظه انجام دهید؛ حتی می‌توانید برای مطالعه بهتر، به خودتان وعده دهید که اگر درس خاصی از ریاضی یا زیست شناسی را به خوبی یاد گرفتید به خود جایزه بدهید. این جایزه دادن‌ها و تشکر کردن‌ها از خودتان، باعث می‌شود تا انگیزه و تلاش شما برای یادگیری، بهتر و بیشتر شود.

6 ـ از افکار منفی بپرهیزید
یکی از مخرب‌ترین و بدترین کارهایی که می‌تواند انگیزه شما را برای یادگیری پایین آورده یا آن را از بین ببرد، این است که شما در طی زمان مطالعه و آمادگی برای کنکور، به شکست‌ها فکر کنید و ناامید شوید. افکار منفی مانند اینکه: «داوطلبان بسیار قوی زیادی وجود دارند که من نمی‌توانم با آنها مقابله کنم»، «من پیشرفت خوبی نکرد‌ه‌ام و با این همه درس خوانده نشده، نمی‌توانم نتیجه خوبی به دست بیاورم»، «من در درس ریاضی و عربی ضعیف هستم و این درس‌ها، درس‌های مهمی برای کنکورند و من هم نمی‌توانم ضعف‌های خودم را در این درس‌ها از بین ببرم» و ... می‌تواند بر انگیزه و روحیه شما آسیب جدی‌ وارد کند. برای آمادگی بهتر و تقویت انگیزه، نه تنها حتی به افکار منفی فکر نکنید، بلکه افکار خنثی را هم از ذهن خود بیرون کرده و فقط به نکات مثبت خود و توانایی‌هایتان فکر کنید تا بتوانید محکم در ادامه راه حاضر باشید.

7ـ برای کارهایتان برنامه‌ مشخص داشته باشید
برنامه‌ریزی، یکی از ارکان اصلی و مهم آمادگی برای کنکور است؛ پس حتماً برای دوره‌های کوتاه مدت و بلند مدت آمادگی برای کنکور خود برنامه داشته باشید و بر اساس آن حرکت کنید و هر شب، میزان هماهنگی خود را با برنامه، ارزیابی کنید. در این برنامه‌ریزی، به هدف خود توجه خاص و همیشگی داشته باشید؛ زیرا بدون تعیین اهداف، برنامه‌ریزی، غیرممکن، و بدون برنامه‌ریزی، ایجاد نظم نا میسر است. داشتن برنامه و عمل کردن به آن، باعث می‌شود تا انگیزه شما برای مطالعه بهتر و ادامه مسیر آمادگیش برای کنکور، با پشتکار بیشتر افزایش یابد.

به منظور اینکه انگیزه خود را برای مطالعه بیشتر کنید به نکات زیر نیز توجه داشته باشید:

1- توکل به خدای متعال را در هیچ لحظه‌ای از دست ندهید؛ بلکه در مواقع حساس و دشواری که برایتان پیش می‌آید، بیشتر از همیشه، به نیروی ایمان به خدا، تکیه کنید و او را در همه حال، ناظر بر خود و پشتیبان واقعی تان بدانید که در چنین صورتی، به یاری حق، موفقیت در انتظار شما خواهد بود.

2- ورزش کنید وبه اندازه‌ کافی بخوابید.

3- نقاط قوت خود را بشناسید. فهرستی از توانمندی‌های خود تهیه کنید و روزی دو یا سه بار با صدای بلند آنها را بخوانید؛ مثلاً بگویید: من شخص با استعدادی هستم و ....

4- بیان مطالبی ناامیدانه، انگیزه و آرامش روانی فرد را کاهش می‌دهند. برای رفع این مشکل باید از ارتباط با افراد منفی‌باف اجتناب کرد.

5- هر زمانی که احساس می‌کنید علاقه‌ای به زندگی، تحصیل، ارتباط با دیگران و ... ندارید، با مشاوران زبده و دلسوز صحبت کنید تا مشکل شما ریشه یابی و حل شود.

6- سوء تغذیه و مشکلات جسمانی یا روانی نیز در بی‌رغبتی و کاهش انگیزه تاثیر دارد؛ بنابراین، اگر در این زمینه مشکلاتی دارید حتماً آنها را برطرف کنید.

7- اگر در گذشته خوب مطالعه نکرده یا نتیجه خوبی به دست نیاورده‌اید، فقط به عنوان یک تجربه به آن نگاه کنید و نه به مثابهش وسیله‌ای برای شماتت و سرزنش کردن خودتان. احساس گناه می‌تواند نشاط و انگیزه انسان را در ادامه دادن راه از بین ببرد.

8- از اینکه کمی به خود سختی دهید نهراسید. بزرگترین مانع برای رسیدن به استعدادهای درونی، همین راحت طلبی است. اتفاق‌های مهم، زمانی رخ می‌دهند که شما قدری تلاش و سختی را هم تحمل کنید.

9- از اشتباه کردن هرگز نهراسید.

10- فکر خود را به مسایل معمولی محدود نکنید و سعی کنید که بزرگ و وسیع فکر کنید.

11- شاد بودن را در زندگی خود انتخاب کنید. افراد شاد، همیشه انگیزه بیشتری برای انجام امور دارند. شادی حق مسلّم شماست و آن را با هیچ چیز دیگری عوض نکنید.

12- به خود یاد بدهید که کاری را که آغاز کرده‌اید، باید تمام کنید. بسیاری از ما، پیش از پایان یک کار یا انجام یک تصمیم، سراغ کار دیگری می‌رویم. این موضوع، به هیچ وجه خوب نیست. توجه داشته باشید که همیشه کارهای خود را تمام کنید.

13- در «حال» زندگی کنید. وقتی در گذشته‌ها گیر کرده‌اید یا در آینده‌ای که نیامده است، سیر می‌کنید، نمی‌توانید از لحظه‌های کنونی خود به خوبی استفاده کنید و تصمیمات درست بگیرید.

14- وقتی درمانده می‌شوید یا شکست می‌خورید، هرگز عقب نشینی نکنید؛ شاید موفقیت در چند قدمی شما ایستاده باشد!

15- همیشه آرزوهای بزرگی در سر بپرورانید. اگر چیزی فراتر از سطح انتظارمان باشد، ما همه تلاش خود را می‌کنیم تا آن آرزو و خواسته را برآورده کنیم.

16- فهرستی از فواید مادی، معنوی و موقعیتی درس خواندن و کسب موفقیت تحصیلی خود را تهیه کنید و آن را هر روز مرور کنید و در هر فرصت، کمی روی یکی از آن فایده‌ها فکر کنید.

17- فهرستی از پیامدهای منفی درس نخواندن را تهیه و با تامل در مورد آنها، این پیامدهای منفی را برای خود، جدی، بزرگ و معضل آفرین معرفی کنید.

18- در مشورت با افراد خبره، نحوه درس خواندن خود را اصلاح کرده و برای اوقات شبانه روز خود برنامه‌ریزی کنید.

 

مطالب مرتبط:
با انرژی و انگیزه پیش بروید
افراد پیروز و موفق در این زمان از دیگران سبقت می‌گیرند

 

منبع: پیک سنجش

نسخه الکترونیکی تفسیر مناهج البیان (جلد 29)

تالیف آیت الله شیخ محمد باقر ملکی میانجی

لطفا جهت دانلود کتاب به فایل پیوست مراجعه نمایید.

خورشید عدالت (شهادت امام علی علیه السلام)

 

با کلیک کردن بر روی هر مطلب فرعی از لیست موضوعات ویژه نامه در ذیل، به مقاله مرتبط مطلب جهت مطالعه دسترسی خواهید یافت.

 

 
 
 
آنگاه که سیاهی شب، آسمان خاموش کوفه را فرا گرفته بود علی آمد و آخرین اذان سرخ را تا اوج عروج پرواز داد و در محراب محبوب، به نماز ايستاد. لحظه‏ ای بعد، سر بر آستان دوست گذاشت تا خویش را تا ابد، رستگار سازد و زمانه را داغدار خويش نمايد. ويژه نامه خورشيد عدالت مرهمی است بر سينه های داغدار عاشقان علی.
 
 

تاریخ بروزرسانی: 31 اردیبهشت 1398

برگی هایی از صفحات زندگی امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام

تاریخ تولّد: سیزدهم ماه رجب، روز جمعه، سی سال پس از تولّد رسول خدا صلی الله علیه و آله و عام الفیل، در حدود سال 600 میلادی، بیست سال قبل از هجرت. محلّ تولد: شهر مکه، در اندرون خانه خدا، یعنی کعبه. پدر: ابوطالب، عمو و بزرگ ترین حامی رسول اللّه صلی الله علیه و آله که از سر کیاست و فراست ایمان و اسلام خود را همیشه از کافران و مشرکان پوشیده داشت تا در سال معروف به «عام الحزن / سال اندوه و غم» به جهان باقی شتافت. مادر: فاطمه بنت اسد، دخترِ عموی پدرِ رسول اللّه صلی الله علیه و آله. نام ها: علی، حیدر. کنیه ها: ابوالحسن، ابوتراب، ابوالائمّه، ابوالایتام. لقب ها و شهرت ها: اسداللّه ، یداللّه ، سیف اللّه ، باب اللّه ، ولی الله ، وصی رسول اللّه ، عین اللّه ، انسان کامل، عادل، حجّة اللّه ، اوّل المسلمین، یعسوب الدّین، امام المتّقین، اخ الرسول، حیدر کرّار، صاحبِ ذوالفقار، امام الابرار، مولی، مولی المتّقین، امام العادلین، المخلصُ للّه ، امیرالمؤمنین و ده ها لقب و شهرت دیگر.

سالشمار زندگانی امام علی علیه السلام

مثلث شخصیت امام علی علیه السلام

اولین نمازگزار

آن شب، آن آیه

خواستگاری امام علی (ع) از حضرت زهرا (س)

حماسه ذوالفقار در احد

جایگاه امام علی در جنگ خندق

خیبر به جستجوی حیدر

غدیر، مهمترین سند ولایت امام علی علیه السلام

شرح حال امام علی (ع)

تاملی در مصحف امام علی علیه السلام

حکومت علوی اصلاحات اقتصادی، توسعه و رفاه

شرطة الخمیس دردوران خلافت امیرالمومنان (ع)

رفتار شناسی امیرالمومنین علی علیه السلام در برخورد با فتنه ها

چشمه سار فضائل

اميرالمؤمنين على عليه السلام به شهادت تاريخ واعتراف دوست و دشمن در كمالات انسانى نقيص ه‏اى نداشته و در فضائل اسلامى نمونه كاملى از تربيت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله بود. بحث ‏هايى كه در اطراف شخصيت او شده و كتاب‏هايى كه در اين باره شيعه و سنى و ساير مطلعين و كنجكاوان نوشته‏اند، درباره هيچ‏يك از شخصيت‏هاى تاريخ اتفاق نيفتاده است. على عليه السلام در علم ودانش داناترين ياران پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سايراهل اسلام بود و نخستين كسى است در اسلام كه در بيانات علمى خود، در استدلال آزاد و برهان را باز كرد و در معارف الهيه بحث فلسفى نمود و در باطن قرآن سخن گفت و براى نگهدارى لفظش دستور زبان عربى را وضع فرمود و تواناترين عرب بود. على عليه السلام در شجاعت ضرب المثل بود در آن ‏همه جنگ‏ها كه در زمان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و پس از آن شركت كرد، هرگز ترس و اضطراب از خود نشان نداد و با اين‏كه بارها و ضمن حوادثى مانند جنگ احد و جنگ حنين و جنگ خيبر و جنگ خندق، ياران پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و لشكريان اسلام لرزيدند و يا پراكنده شده فرار نمودند، وى هرگز پشت به دشمن نكرد و هرگز نشد كه كسى از ابطال و مردان جنگى با وى درآويزد و جان به سلامت برد و در عين حال با كمال توانايى ناتوانى را نمی کشت و فرارى را دنبال نمی کرد و شبيخون نمی زد و آب بر روى دشمن نمی بست. (برگرفته از شیعه در اسلام، علامه طباطبائی(ره))

قرآن ناطق

تنها مولود کعبه

دلاوری علی (ع)

شریف ترین مؤمنان

جوانمردی و سخاوت

ملائکه به صورت علی(ع)

در رثای امام علی(ع) رهبر راستین

انکار فضایل علی (ع) کفر به خداست

کسی که در میدان و مسجد پیوسته با خدا بود

سیره های نورانی

على عليه السلام در تقواى دينى و عبادت حق يگانه بود، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در پاسخ كسانى‏ كه نزد وى از تندى على عليه السلام گله مى‏كردند می فرمايد: «على را سرزنش نكنيد، زيرا وى شيفته خداست». ابودردا صحابى، جسد آن حضرت را در يكى از نخلستان‏هاى مدينه ديد كه مانند چوب خشك افتاده است براى اطلاع به خانه آن حضرت آمد و به همسر گرامى وى كه دختر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله بود، درگذشت همسرش را تسليت گفت، دختر پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: پسر عم من نمرده است بلكه در عبادت از خوف خدا غش نموده است و اين‏حال براى وى بسيار اتفاق می افتاد.

على عليه السلام در مهربانى به زير دستان و دل سوزى به بينوايان و بيچارگان و كرم و سخا به فقرا و مستمندان قصص و حكايات بسيار دارد. آن حضرت هر چه را به دستش می رسيد در راه خدا به مستمندان و بيچارگان می داد و خود با سخت‏ترين و ساده‏ترين وضعى زندگى می كرد. آن حضرت كشاورزى را دوست می داشت و غالباً به استخراج قنوات و درخت كارى و آباد كردن زمين‏هاى باير می ‏پرداخت ولى از اين راه هر ملكى را كه آباد می کرد و يا هر قناتى را كه بيرون می ‏آورد وقف فقرا می ‏فرمود و اوقاف آن حضرت كه به صدقات على معروف بود در اواخر عهد وى عوايد ساليانه قابل توجهى (بيست و چهار هزار دينار طلا) داشت‏. (برگرفته از شیعه در اسلام، علامه طباطبائی(ره))

شب های علی

پدر نوازشگر ایتام

علی، اسوه عدالت پیشگان

سبک زندگی امیرمؤمنان علی(ع)

اصول اخلاقی علی علیه السلام با دشمنان

انسجام اسلامی در سیره حضرت علی (علیه السلام)

سیره امام علی(ع) در پاسخ به تهدیدات نظامی دشمن

تصویرهایی کوتاه از زندگی امام علی علیه السلام

امام علی علیه السلام به سمت کوفه حرکت می کرد که با یک کافر ذمی همراه شد. آن مرد به امام علی علیه السلام عرض کرد به کجا می روی؟ حضرت علیه السلام فرمود: به کوفه می روم. وقتی بر سر دو راهی رسیدند و خواستند از یکدیگر جدا شوند امام علیه السلام از مسیر خود خارج شد و در مسیر او حرکت کرد. مرد ذمی گفت: مگر به کوفه نمی روی؟ امام علیه السلام: بله به کوفه می روم. مرد ذمی: چرا راه کوفه را رها کردی؟ امام علیه السلام: این کمال حسن همراهی است که مرد رفیق راهش را در هنگام جدائی چند قدمی بدرقه کند و این دستوری است که پیامبر صلی اللّه علیه و آله به ما داده است. مرد ذمی: پیامبر شما چنین دستوری داده است؟ امام علیه السلام: آری. مرد ذمی: پس هر کس از او پیروی کرده است بخاطر همین رفتارهای بزرگوارانه بوده است و من تو را گواه می گیرم که پیرو دین تو باشم. آنگاه همراه امام علیه السلام به کوفه رفت و چون او را شناخت اسلام آورد.

زره

ابرهای تیره

اگر علی (ع) نبود

حالا که می توانم...

شوخی امام علی (ع)

غروب خورشید عدالت

جنگ نهروان ضربت سختی بر خوارج وارد کرد که دیگر نتوانستند آن طور که انتظار می رفت جایی برای خود در عالم اسلام باز کنند. مبارزه علی با آنها بهترین سندی بود برای خلفای بعدی که جهاد با اینها را مشروع و لازم جلوه دهند. اما باقیمانده خوارج دست از فعالیت برنداشتند: سه نفر از اینان، در مکه، دور هم جمع شدند و به خیال خود به بررسی اوضاع عالم اسلام پرداختند، چنین نتیجه گرفتند که تمام بدبختیها و بیچارگیهای عالم اسلام زیر سر سه نفر است: علی، معاویه و عمرو بن العاص. علی همان کسی بود که اینها ابتدا سرباز او بودند. معاویه و عمرو بن العاص هم همانهایی بودند که حیله سیاسی و خدعه نظامیشان موجب تشکیل چنین فرقه خطرناک و بی باکی شده بود.

این سه نفر - که یکی عبد الرحمن بن ملجم بود و دیگری برک بن عبد الله نام داشت و سومی عمرو بن بکر تمیمی - در کعبه با هم پیمان بستند و هم قسم شدند که آن سه نفر را که در راس مسلمین قرار دارند در یک شب یعنی در شب نوزدهم رمضان (یا هفدهم رمضان) بکشند. عبد الرحمن نامزد قتل علی و برک مامور قتل معاویه و عمرو بن بکر متعهد کشتن عمرو بن العاص شد. با این پیمان و تصمیم از یکدیگر جدا شدند و هر کدام به طرف حوزه مأموریت خود حرکت کردند.

کابین خون

مثلث شوم!

آخرین توصیه ها

آخرین حرف ها به آخرین نفرات

شهادت علی علیه السلام

 

مرثیه آفتاب

کمر بند عزمت را برای مرگ محکم کن

که مرگ به دیدار تو خواهد آمد

و مرگ پریشانت نکند

آن هنگام که به حضورت خواهد رسید

... و این سرود، ترنّم سحرگاه تو بود؛ سحرگاه شبی که تنها با سه لقمه، افطار کردی و فرمودی: «دوست دارم گرسنه به دیدار خدا بروم»

حکایت غریبی است... غم های جهان به پیشواز دلم آمده اند. طوفانی در راه است. بوی یتیمی در مشام جهان پیچیده است و آسمان، گرفته و غمگین است. حکایت غریبی است؟ حکایت مسجد، سحر، سجده و سجاده. و غریب تر، قصّه مظلومی است که صبورانه زیست و در آخرین سجده، سرود رهایی سر داد، سرود «فُزتُ وَ رَبِّ الْکعبِه»

آن شب، شبِ قدر را سحر کرد علی/با شوق وصال، ترک سر کرد علی

با زمزمه «فُزْتُ وَ رَبِّ الْکعبه»/از خاک به افلاک سفر کرد علی

 

مظلومی مولا

فجر و شفق

شب قدر(1) (2) (3) (4)

عطر یار

روشنترین ستاره شب زنده دارها

هفت پشت خورشید

آن شب قدر

شبهای کوفه

روح دعا را کشتند

به نام رب علی

حدیث منظوم کیفیت شب و روز ضربت خوردن امیرالمؤمنین علی علیه السلام

ضربت خوردن امام علی(ع)

شهادت امام علی(ع)

خسوفی ترین شب تاریخ

جرعه هایی از زلال سخن مولا

کتابهایی که سخنان آن حضرت را گرد آورده اند:

1- نهج البلاغه که توسط شریف رضی جمع آوری شده و تا کنون چندین بار به چاپ رسیده است.

2- مافات نهج البلاغه من کلامه (سخنان آن حضرت که در نهج البلاغه نیامده است) جمع آوری شده توسط فاضل معاصر شیخ هادی بن شیخ عباس بن شیخ جعفر فقیه نجفی (این کتاب به چاپ رسیده است).

3- مائة کلمه جمع آوری شده توسط جاحظ (مطبوع).

4- غرر الحکم و درر الکلم گردآوری شده توسط عبد الواحد بن محمد بن عبد الواحد آمدی تمیمی.وی این سخنان را از کلمات کوتاه آن حضرت جمع آوری کرده و با نهج البلاغه نزدیک است.انگیزه آمدی در تالیف این کتاب، کاری بود که جاحظ در تالیف مائة الکلمه به انجام رسانده بود. (مطبوع)...

آثار علمی امیر المؤمنین (ع)

اخلاق كارگزاران در نهج‌البلاغه

نهج البلاغه؛ چراغ راه سبک زندگی

خطبه بدون الف امام علی علیه السلام

خطبه بدون نقطه امام علی علیه السلام

هفت کلید طلایی موفقیت در نهج البلاغه

ساده زیستی و قناعت در کلام حضرت علی(ع)

پیامدهای شهوت پرستی در کلام امیرالمؤمنین(ع)

نگاهی به وصایای امام علی(علیه السلام) به جوانان

سخنان امام علی علیه السلام در مورد شب زنده داران

گزیده ای از توصیه های بهداشتی امام علی علیه السلام

امیرالمؤمنین علیه السلام در کلام دیگران

ابی بردة سلمی می گوید: از رسول خدا(ص) شنیدم که اینچنین حضرت علی(ع) را مخاطب قرار می داد: یا علی؛ خداوند متعال در هفت مورد تو را با من شاهد قرار داد:

1- شبی که به معراج رفتم جبرئیل به من گفت: برادرت کجاست؟ گفتم: او را ورای خودم جانشین قرار دادم. جبرئیل گفت: خداوند را بخوان پس در هنگام خواندن مثال تو همراه من بود.

در این هنگام دسته ای از ملائکه را دیدم که به صف ایستاده اند ! گفتم: ای جبرئیل! اینان کیستند که به صف ایستاده اند؟ گفت: اینان کسانی هستند که روز قیامت به خاطر وجود تو خداوند را مباهات می کنند.

پس نزدیک آنان شدم و از آنچه بوده و تا روز قیامت خواهد شد با آنان حرف زدم (در حالی که مثال تو همراه من بود.)...

علی(ع) در هفت جایگاه با پیامبر(ص) شاهد است

علی(ع) از زبان پیامبر اکرم(ص) در منابع اهل سنّت

علی علیه السلام از نگاه دانشمندان و نویسندگان

یک واحد علی شناسی در دانشگاه کلمات

درباره علی بن ابی طالب علیه السلام به روایت ابن ابی الحدید معتزلی

سیمای درخشان امام علی(ع) از منظر دیگران

علي‌شناسي

بر آستان جانان

صفوان جمّال مى‌گويد: با امام صادق (ع) به كوفه رسيديم؛ امام فرمود: اين‌جا حرم جدم اميرالمؤمنين (ع) است. سپس به سوى آن حركت كرد و به من فرمود: قدم‌هايت را كوتاه بردار و سرت را پايين بيانداز؛ زيرا براى هر قدمى، براى تو صدهزار حسنه نوشته مى‌شود و صدهزار كار بد از تو پاك مى‌گردد و صدهزار درجه بالا برده مى‌شود و صدهزار خواسته‌ات برآورده مى‌شود و پاداش هر صديق و شهيد براى تو ثبت مى‌گردد.

در حديث ديگرى، امام صادق (ع) مى‌فرمايد: «من زار اميرالمؤمنين ماشياً، كتب الله له بكلّ خطوة حجّة و عمرة، فإن رَجَع ماشياً كتب الله له بكل خطوة حجّتين و عمرتين» كسى كه اميرمؤمنان (ع) را با پاى پياده زيارت كند، خداوند براى هر قدمى يك حج و يك عمره بنويسد؛ پس اگر با پاى پياده هم بازگردد، براى هر قدمى دو حج و دو عمره خواهد نوشت. سپس به راوى فرمود: اين حديث را با آب طلا بنويس.

در روايت ديگرى از امام ششم آمده است كه فرمود: هر كس جدم را در حالى كه عارف به حق اوست زيارت كند، خداوند براى هر قدمش يك حج مقبول و يك عمره نيكو مى‌نويسد، و به خدا قسم قدمى كه در زيارت حضرت امير (ع) غبارآلود شود، سواره باشد يا پياده، آتش جهنم را نصيب آن قدم نمى‌كند.

فضيلت زيارت امام على (ع)

مرقد اميرالمومنان عليه السلام از نهان تا عيان

سیمای عمومی نجف اشرف

نگارخانه

عظمت امیرالمؤمنین علیه السلام

حب علی(ع)، اصلی ترین عامل استجابت دعا

مناجات حضرت علی (ع) در مسجد کوفه

تهدمت والله ارکان الهدی

ایوان نجف عجب صفایی دارد

ساحل نجات

لینک های مرتبط

دانشنامه: امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام

کتابخانه:

امام علی (ع) در آینه معراج

امیرالمؤمنین (ع) اسوه وحدت

امام علی (ع) عقلانیت و حکومت

حیدرانه ها (داستان های شیرین و مستند از شجاعت حضرت علی (ع))
شنبه, 04 خرداد 1398 12:47

ویژه نامه شب قدر

شب قدر

با کلیک کردن بر روی هر مطلب فرعی از لیست موضوعات ویژه نامه در ذیل، به مقاله مرتبط مطلب جهت مطالعه دسترسی خواهید یافت.

 

 
 
 
برترین شب، شب قدر، یکی از شب های ماه رمضان، شبی که از هزار ماه برتر است. شب نزول قرآن، تقدیر امور، بخشش گناهان است. شب قدر بزرگترین سند امامت و تداوم آن در طول زمان است. شب زنده داران باید تلاش کنند تا غفران الهی در این شب شامل حالشان گردد.
 
 

تاریخ بروزرسانی: 23 اردیبهشت 1398

حقیقت شب قدر

«قدر» در لغت به معنای اندازه و اندازه گیری است و «تقدیر» نیز به معنای اندازه گیری و تعیین است؛ اما معنای اصطلاحی «قدر»، عبارت است از ویژگی هستی و وجود هر چیز و چگونگی آفرینش آن و به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودی هر چیزی «قدر» نام دارد.

بنابر دیدگاه حکمت الهی، در نظام آفرینش، هر چیزی اندازه ای خاص دارد و هیچ چیزی بی حساب و کتاب نیست. جهان حساب و کتاب دارد و بر اساس نظم ریاضی تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند.

شب قدر، شبی است که همه مقدرات سالانه انسان با ملاحظه، اراده، اختیار و قابلیت های انسان تقدیر می گردد. شب قدر یکی از شب های نیمه دوم ماه رمضان است که طبق روایات ما، یکی از شب های نوزدهم یا بیست و یکم و به احتمال زیادتر، بیست و سوم ماه مبارک رمضان است. دراین شب - که شب نزول قرآن به شمار می آید - امور خیر و شر مردم، ولادت، مرگ، روزی، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثه ای که در طول سال متناسب با اراده، دعا و قابلیت انسان واقع می شود، تقدیر می گردد. شب قدر، همیشه و هر سال تکرار می شود. عبادت در آن شب، فضیلت فراوان دارد و بهره برداری از آن در نیکویی سرنوشت یک ساله، بسیار مؤثر است. در این شب، تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه می شود و وی از سرنوشت خود و دیگران با خبر می گردد.

برتر از هزار ماه

حقیقت شب قدر

نزول فرشتگان در شب قدر

چرا این شب، شب قدر نامیده شده؟

آیا شب قدر با اختیار سازگاری دارد؟

لیلة القدر در نگاه علامه طباطبایی (رحمه الله)

آیا سرنوشت ما در یک شب (شب قدر) تعیین می شود؟

فضلیت شب قدر با توجه به افق های متفاوت، چگونه قابل درک است؟

چرا باید شب قدر وجود داشته باشد و اصولا عظمت و قداست این شب به چیست؟

فضیلت شب قدر

شب قدر از شب‌هاي باعظمت و بااهميت سال است. دليل فضيلت اين شب بر ديگر شب‌ها، اموري است كه در اين شب محقق مي‌شود كه به برخي از اين فضيلت‌ها اشاره مي‌كنيم:
1.آمرزش گناهان: امام صادق عليه السلام فرموده است: شب قدر آغاز و انجام سال است. امام كاظم عليه السلام فرموده است: هر كس‏ شب‏ قدر غسل كند و تا طلوع سپيده شب‏زنده‏داري نمايد، از گناهان خود بيرون مي‏رود.
2.قلب رمضان: امام صادق عليه السلام فرمود: «از كتاب خدا استفاده مي‌شود كه شماره ماه‌هاي سال نزد خداوند دوازده ماه است و سرآمد ماه‌ها ماه رمضان است و قلب ماه رمضان، ليلة‌القدر است»

3.برتر از هزار ماه: نزول همه فرشتگان و روح در شب قدر بر زمين و سلام دادن به بندگان خدا، نشانه شرافت آن بر هزار ماه است. درباره اين شب در قرآن مي‌خوانيم: «لَيلَةُ القَدرِ خَيرٌ مِن اَلفِ شَهرٍ» و در دعاي چهل و چهارم از صحیفه سجادیه آمده است: «فَضلُ لَيلَةٌ واحِدَةُ مِن لَياليهِ، عَلَي لَيالي اَلفَ شَهرٍ و سمّاهَا لَيلَةَ القَدرِ؛ فضيلت يكي از شب‌هاي ماه رمضان از شب‌هاي هزار ماه برتر است؛ شبي كه خدا آن را شب قدر نام نهاده است»

4.سَرور شب‌ها: پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله فرمود: شب قدر، سَروَر شب‌هاست.

شب‌هاي قدر

آغاز شب های قدر

شب قدر را قدر بدانیم

فضیلت شب قدر (1)

فضیلت شب قدر (2)

جایگاه و اهمیت شب قدر

اهمیت شب قدر و راز مخفی بودن آن

نزول قرآن در شب قدر

آنچه از آیات قرآن به دست می آید، بیانگر نزول قرآن در شبی از شب های ماه مبارک رمضان است:

1.«شَهرُ رَمَضانَ الَّذِی اُنزِلَ فیهِ القُرءانُ» (بقره / 185)

2.«اِنّا اَنزَلنهُ فی لَیلَةٍ مُبرَکةٍ» (دخان / 3)

3.«اِنّا اَنزَلنهُ فی لَیلَةِ القَدر» (قدر / 1)

از آیه اول بدست می آید که قرآن در ماه رمضان نازل شده است. از آیه دوم می توان دریافت که این نزول، دریک شب مبارکی انجام گرفته است. با توجه به این دو آیه، روشن می شود که این شب مبارک، یکی از شب های ماه رمضان است. در آیه سوم، خداوند می فرماید: «ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم.» از ضمیمه این سه آیه، می توان چنین نتیجه گرفت: در ماه رمضان، شب بابرکتی به نام شب قدر، وجود دارد که قرآن در آن شب، نازل شده است. 

قرآن چگونه نازل شده؟

آیا نخستین وحی در ماه رمضان بود؟

چگونگی نزول قرآن از دیدگاه قرآن

تفسیر سوره قدر

دانستنی هایی از قرآن(1) (2)

شب قدر و اهل بیت علیهم السلام

خدای متعال در سورة قدر می فرماید: «تَنَزَّلُ الْمَلَائِکةُ وَ الرُّوحُ...». طبق ادبیات عرب، تنزّل، فعل مضارع است و بر استمرار دلالت دارد و این مطلب گویای آن است که در هر شب قدری در هر سال ملائکه نازل می شوند.

حال سؤال این است که از زمان وفات پیامبرصلی الله علیه و آله تا زمان حاضر ـ که شب قدر، موجود و تنزل ملائکه ادامه داشته ـ فرشتگان بر چه کسی نازل شده اند؟! آیا بر بزرگان و علمای شیعه یا اهل سنت و یا بر مردم هر زمان؟! آیا کسی این ادعا را داشته است که ملائکه بر من نازل می شوند؟

ما معتقدیم مهبط ملائکه در زمان حال، با استناد به روایات شیعه و اهل سنت، فرزند بلا فصل امام عسکری علیهماالسلام می باشد که زنده، حاضر و ناظر ما می باشد.

استمرار قدر

صاحب شب قدر

آب حیاتم دادند

ولایت در سوره مبارکه قدر

همتایی روز غدیر و شب قدر از نگاه حضرت آیت اللّه جوادی آملی

فاطمه زهرا علیهاالسلام سرّ لیلة القدر

شب قدر، اثبات گر وجود حضرت حجت

رابطة شب قدر با حجت زمان و امام عصر

شب قدر در سخن و سیره معصومین علیهم السلام

حضرت موسی علیه السلام به خداوند عرض کرد: خداوندا! می خواهم به تو نزدیک شوم، فرمود: قرب من از آن کسی است که شب قدر بیدار شود، گفت: خداوندا! رحمتت را می خواهم، فرمود: رحمتم از آن کسی است که در شب قدر به مسکینان رحمت کند: گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو می خواهم فرمود: آن، از آن کسی است که در شب قدر صدقه ای بدهد. گفت خداوندا! از درختان بهشت و از میوه هایش می خواهم، فرمود: آنها از آن کسی است که در شب قدر تسبیحش را انجام دهد گفت: خداوندا! رهایی از جهنم را می خواهم، فرمود: آن، از آن کسی است که در شب قدر استغفار کند: گفت خداوندا خشنودی تو را می خواهم، فرمود: خشنودی من از آن کسی است که در شب قدر دو رکعت نماز بگذارد.

لیله القدر(1) (2)

علائم و منزلت لیلة القدر

سیره معصومان«ع» درشب قدر

همراه با معصومان علیهم السلام در شب قدر

شب قدر در سخن و سیره بزرگان

گاهی هواپیما برای فرود آمدن به طرف فرودگاه می آید ولی به خلبان پیغام می دهند به علت شلوغ بودن و فرود هواپیماهای زیادی در فرودگاه، فعلا فرود آمدن ممکن نیست. شب قدر هم، ملائکه بر قلب ما نازل می شوند لکن جای خالی برای فرود آمدن پیدا نمی کنند (زیرا قلب ما پر از محبت دنیا، خانه، ماشین، پست و مقام، پول و ثروت و حب معروفیت و مشهوریت و. .. است) لذا بر می گردند. قلب خودت را از غیر خدا خالی کن تا نور خدا و ملائکه خدا بر قلب تو نازل شود. شخصی به حضرت امیر مؤمنان علی علیه السلام عرض کرد: شما چگونه به این مقام رسیدید؟ حضرت فرمودند: جلوی در خانه دل نشستم و غیر خدا را راه ندادم.

در کندوی زنبورها همیشه چند زنبور ایستاده اند و اگر اجنبی یا زنبوری که روی گل های بدبو نشسته بخواهد داخل شود، جلوی او را می گیرند و نمی گذارند داخل شود، ما هم باید از این زنبورها یاد بگیریم. شخصی نزد آیت الله العظمی اراکی رحمه الله آمد و تقاضای موعظه کرد، آقا از او پرسیدند: شغلت چیست؟ گفت: نجّار. آقا به او فرمودند: یک در هم برای خود بساز و بگذار جلوی دلت!

ای یکدله و صد دله، دل یک دله کن

مهر دگران را ز دل خود یله کن

(نکات اخلاقی از آیت الله مجتبی تهرانی(ره))

شب قدر

ادب بندگی

شنیده ایم که تقدیر یک ساله در چنین شبی رقم می خورد. گفته اند برخی از بندگان خالص خدا در چنین شبی به چه برکات و فضائل و جوائزی نائل شده اند و هر چه بیشتر گفته اند و شنیده ایم و خوانده ایم، این پرسش در نهانخانه ذهن ما بیشتر روییده است که به راستی راز تفاوت دریافت ها در ماه مبارک رمضان و به ویژه در شب قدر و شب عید فطر چیست؟

آیا خداوند به شماری از بندگان خویش نظری خاص و اعطایی مخصوص دارد؟ آیا میزان تلاش افراد و تعداد رکعات نماز و اذکار گفته شده یا میزان انفاق و اطعام و مانند آن و یا... و یا...

آیا این ها است که حد و اندازه دریافت ما را از فیض و لطف و عنایت حق تعالی تعیین می کند؟! بی تردید نمی توان این گونه امور را به کلی بی تأثیر دانست؛ اما آنچه در آموزه های اهل بیت علی به عنوان یک کلید بزرگ و فوق العاده مهم بدان اشاره شده است، چیز دیگری است.

از امیرالمؤمنین علیه السلام چنین نقل شده است:

«عَلَی قَدرِ النِّیه تَکُونُ مِنَ اللهِ العَطیه؛ عطیه و بخشش خداوند به اندازه نیت انسان ها است.»

معنای این سخن از این جهت روشن است که آدمیان به تناسب نیت های گوناگون و رنگارنگ خود، به گونه ای متفاوت از هدایا و عطایای حضرت حق بهره می برند. اگر نیت انسان ها را ظرف وجود آن ها بدانیم، در حقیقت، اختلاف نیت ها است که اختلاف ظرف ها و ظرفیت ها را در پی دارد.

قدر و نیت

صلوات و دعا برای فرج آل محمد علیهم السلام

دعایی که سرنوشت را تغییر خواهد داد

شب های قدر و راه های درمان رنج های روانی

آغازی دوباره با خاطری آسوده

اعمال شب قدر

اعمال شبهای قدر بر دو نوع است یکی آنکه در هر سه شب باید کرد و دیگر آنکه مخصوص است به هر شبی امّا اوّل پس ‍آن چند چیز است:

اوّل: غسل است علاّمه مجلسی فرموده که غسل این شبها را مقارن غروب آفتاب کردن بهتر است که نماز شام را با غسل بکند.

دوّم: دو رکعت نماز است در هر رکعت بعد از حمد هفت مرتبه توحید بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَاَتُوبُ اِلَیْهِ بگوید در روایت نبوی صَلَّی اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله است که از جای خود برنخیزد تا حقّ تعالی او را و پدر و مادرش را بیامرزد. (الخبر(

سوّم: قرآن مجید را بگشاید و بگذارد در مقابل خود و بگوید: اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِکِتابِکَ الْمُنْزَلِ وَما فیهِ وَ فیهِ اسْمُکَ الاْکْبَرُ وَ اَسْماَّؤُکَ الْحُسْنی وَ ما یُخافُ وَ یُرْجی اَنْ تَجْعَلَنی مِنْ عُتَقاَّئِکَ مِنَ النّارِ

چهارم: آنکه مُصحَف شریف را بگیرد و بر سر بگذارد و بگوید: اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الْقُرْآنِ وَ بِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ وَ بِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ پس ده مرتبه بگوید بِکَ یا اَللّهُ و ده مرتبه بِمُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِعَلی و ده مرتبه بِفاطِمَةَ و ده مرتبه بِالْحَسَنِ و ده مرتبه بِالْحُسَیْنِ و ده مرتبه بِعَلِیّ بْنِ الْحُسَیْنِ و ده مرتبه بُمَحَمَّدِ بْنِ عَلِی و ده مرتبه بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِمُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ و ده مرتبه بِعَلِیِّ بْنِ مُوسی و ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِی و ده مرتبه بِعَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِی و ده مرتبه بِالْحُجَّةِ

اعمال و فضائل لیالی قدر در نوشته های آیت الله مظاهری

اعمال مشترکه شب های قدر

دعا و اعمال شب نوزدهم

اعمال شب بیست و یکم

دعای شب بیست و یکم

دعای شب بیست و سوم

متن دعای جوشن کبیر

 

رشحاتی از قلم

کارنامه پشت کارنامه بالا می آید، امضا می شود و برمی گردد؛ کارنامه سیاه و سفید اعمال یک سال یک عالمه آدم خاکستری، آن پایین، دست هایشان را بالا گرفته اند و چشم هایشان را به آسمان دوخته اند. هر قطره اشکی که می چکد، پایین نمی افتد، بالا می آید و یک کلمه سیاه از کارنامه صاحب آن چشم را پاک می کند.

ساکنان آسمان ایستاده اند به تماشا. خدا می گوید: اشک این جوان ها را که از عشق من می گریند. چه دوست می دارم! فرشته ها از هم سبقت می گیرند تا در زلال اشک های جوان، بال و پر بشوید.

فضا پر از نور است، سرشار از عطر حضور فرشته هایی که نازل می شوند و سلام و برکات الهی را بر زمین می پاشند. آدم ها یک جا جمع شده اند تا دسته جمعی رحمت الهی را طلب کنند و غرق نور و عرفان، سالی آسمانی تر و نورانی تر را آغاز کنند.

در این میان، جوان ها کاسه های خالی تر و تمیزتر و بزرگ تری را سر دست گرفته اند تا با پیمانه جان های تشنه شان، می ناب رحمت و غفران را بچشند و بچشانند.

شب قدر است؛ زیباترین شب آفرینش؛ شبی که سرنوشت زمینیان و آسمانیان به هم گره می خورد و رفت وآمد ملایک، دامن دامن نور و سلام و عشق به زمین می آورد.

باید بروم. باید دیوارهای سکوت و فاصله را بشکنم و بال در بال ملایک، تا آسمان رحمتت پر گشایم.

کوچه

عطر یار

صدای بال فرشتگان

کاسه های خالی(1) (2)

شب قدر (متن ادبی)

شب های قدر(1) (2) (3)

نگارخانه

فیلم

شب قدر کدام یک از سه شب است؟

خمس دادن در شب قدر

احیاء شب قدر

معجزه شب قدر

خصوصیات و اعمال شب قدر

شب قدر و روابط اجتماعی

سید بحرالعلوم در شب قدر از خدا چه خواست

راه بخشیده شدن در شب قدر

شب های قدر را قدر بدانید

آداب مـــهــــم دعـــــا در شــــب قــــــدر

خودتان را برای مهمانی شب قدر آماده کنید

خودتان را برای مهمانی شب قدر آماده کنید

سید بحرالعلوم در شب قدر از خدا چه خواست؟

سخنان علامه حسن زاده آملی پیرامون شب قدر

انجام گناه در شب قدر(علامه حسن زاده آملی)

فیلم: حب علی(ع)، اصلی ترین عامل استجابت دعا

صوت

منزلت شب قدر

شب قدر و نزول قرآن

مساله نزول قرآن در شب قدر

سخنرانی استاد فاطمی نیا – شب قدر

شب قدر در بیان علامه حسن زاده آملی

سخنرانی تکان‌دهنده آقامجتبی تهرانی در شب قدر

صوت: دعای جوشن کبیر

 لینکهای مرتبط

ویژه نامه: شهادت امام علی علیه السلام

صفحه62 از365