ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

تساوی و برابریی حقوق زن و مرد

 

 

زن و مرد در جوهره و حقیقت انسانیت یکسان‌اند تفاوت‌های آن‌ها به جسم و برخی ویژگی‌های روحی و عاطفی آنان برمی‌گردد و بر اساس همین تفاوت‌ها بر عهده‌ی هر یک وظایفی نهاده شده است.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 6 دقیقه
حقوق زن و مرد

 

چرا شوهر بعد از مرگ زن از تمام اموال او ارث می برد ولی اگر شوهر بمیرد همسرش از زمین ارث نمی برد و از ساختمان و درخت و کشتزار نیز فقط از قیمت آنها ارث میبرد نه اصل آنها؟


تساوی و برابری حقوق زن و مرد به معنای تشابه حقوق نیست این اشتباه است که تساوی را با تشابه اشتباه بگیریم بدون شک اختلاف دامنه‌داری بین نیروهاى جسمى و روحى زن و مرد وجود دارد، (که اتفاقاً همین تفاوت‌ها از شاهکارهای خلقت الهی است به‌گونه‌ای که این دو مکمل یکدیگر و مایه‌ی آرامش یکدیگرند) این تفاوت‌ها، حقوق متفاوت و وظایف متفاوتی را در برخی از زمینه‌ها می‌طلبد که وقتی مجموع این حقوق و وظایف متفاوت زن و مرد در دو کفه‌ی ترازو قرار گیرد باهم مساوی خواهند بود لذا تساوی حقوق و وظایف غیر از تشابه آن‌هاست.

قرآن كریم با صراحت لهجه می‌فرماید: (شما را زن و مرد و اقوام و قبایل مختلف آفریدیم تا بدانید همانا گرامی‌ترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست.) زن و مرد در جوهره و حقیقت انسانیت یکسان‌اند تفاوت‌های آن‌ها به جسم و برخی ویژگی‌های روحی و عاطفی آنان برمی‌گردد و بر اساس همین تفاوت‌ها بر عهده‌ی هر یک وظایفی نهاده شده است.

بررسى جامع و همه‌جانبه این مسئله درخور تحقیقى ژرف و گسترده است، لیكن در اینجا چند نكته را به‌اختصار یادآور مى‏ شویم:

الف- در نظام حقوقى اسلام بیش از هر مكتب دیگرى تساوى حقوق زن و مرد رعایت گردیده است. در آغاز باید فرق بین تساوى و تشابه را به‌خوبی دریافت. بى‏ توجهى به این مسئله موجب خلط و مغالطه بسیارى مى‏ شود.

تشابه به معناى همانندى و هم‌شکلی روبناهاى حقوقى است. این همان جریانى است كه فمینیسم (Feminism) غربى در دام آن گرفتار آمد و پنداشت كه تبعیض زدایی در روابط زن و مرد درگرو وضع حقوق كاملاً مشابه است. درحالی‌که این رویكرد نه سودى براى مرد در پى داشت و نه براى زن؛ بلكه روند انهدام بنیان خانواده را سرعت بخشید و برآیندهاى ناگوارى براى جامعه بشرى در پی‌آورد.

تساوى به معناى برابرى است، نه یكنواختى. در تساوى شرایط گوناگون، تفاوت‏هاى طبیعى، وظایف و جوانب مختلف ملاحظه مى ‏شود و چه‌بسا احكام نامشابهى وضع مى‏ گردد بدون آن‌که بر كسى ستمى روا شود ولى در تشابه همه این امور نادیده انگاشته شده و فقط به یكنواختى روبناهاى حقوقى بسنده مى‏ شود؛ بنابراین باید توجه داشت كه هرگونه نایكسانى قواعد حقوقى به‌منزله نفى تساوى نیست و هر نوع تشابه و یكنواختى به‌منزله رعایت تساوى نیست.

ب- تفاوت‌های حقوقى به معناى تفاوت در ارزش‏ها و كمالات انسانى نیست و اسلام بر برابرى زن و مرد در كرامت‏هاى انسانى تأكید فراوان دارد.

ج- مسئله ارث و دیه زن در نظام حقوقى اسلام جزئى از كل است و نگاه به آن به‌صورت گسسته و بى ‏ارتباط با دیگر اجزاى این مجموعه راهزن اندیشه و موجب برداشت‏ هاى ناصواب مى‏ شود.

د- دیه و ارث زن در همه موارد كمتر از مرد نیست، بلكه در مواردى كاملاً یكسان و در مواردى ارث زن بیش از مرد است، ازجمله:

1- دیه زن در كمتر از ثلث با مرد برابر است.

2- میراث پدر و مادر یا بستگان مادرى بین زن و مرد یكسان است. هم‏چنین در کلاله‌امی طرف مادرى بر طرف پدرى مقدم مى ‏شود و اگر زن نسبت به میت نزدیک‌تر از مرد باشد، چیزى به مرد نمى ‏رسد.

3- اگر در مواردى ارث و دیه زن كمتر از مرد هست، این مسئله مبتنى بر مصالحى در نظام خانوادگى و روابط زن و مرد هست و در مقابل نه‌تنها به نیكوترین وجهى جبران شده است، بلكه اساساً حقوق زن در چنین نظامى بسیار بیش از مرد و فراتر از چیزى است كه در «فمینیسم» غربى وجود دارد.

زن و مرد در جوهره و حقیقت انسانیت یکسان‌اند تفاوت‌های آن‌ها به جسم و برخی ویژگی‌های روحی و عاطفی آنان برمی‌گردد و بر اساس همین تفاوت‌ها بر عهده‌ی هر یک وظایفی نهاده شده است.


توضیح این‌که:
الف) اسلام در شرایطى به زن حق ارث بردن داد كه به‌کلی زن از این حق محروم بود و نه‌تنها از مرد ارث نمى‏ برد، بلكه خود همچون كالایى به ارث برده مى ‏شد.

ب) اسلام به زن استقلال اقتصادى داد و او را در تصرف دارایى خود استقلال بخشید.

ج) علاوه بر استقلال اقتصادى، اسلام در هیچ شرایطى زن را موظف به تأمین نیازمندى‏ هاى خود و خانواده قرار نداده است؛ بنابراین دارایى‏ هاى خود را در هر راه مشروعى مى‏ تواند صرف كند و درعین‌حال براى رفع نیازمندى‏ هاى خود تأمین جداگانه بر عهده مرد دارد.

ه) اسلام دو حق اقتصادى براى زن بر عهده مرد قرار داده است:
1- مهریه؛ كه افزون بر اصل مهریه، حق تعیین میزان آن نیز به دست خود زن هست.

2- نفقه و تأمین مالى نیازمندى‏ هاى زندگى؛ اما در كشورهاى غربى و داراى نگرش فمینیستى كه در تبلیغات پرهیاهوى جهانى خود را بزرگ‌ترین حامیان حقوق زن قلمداد مى‏ كنند، چه مى‏ گذرد؟ در آنجا: اولاً؛ چیزى به نام حق نفقه وجود ندارد و زن نیز مجبور است براى تأمین معاش خود به تلاش و فعالیت بپردازد. درحالی‌که در حقوق اسلامى زن اگر كارى هم بكند، درآمد بالایى نیز كسب كند، دارایى ‏اش براى خودش محفوظ است و تأمین نیازمندى‏ هاى او بر عهده مرد است.

ثانیاً؛ در جهان غرب شخص مى ‏تواند با وصیت، شخص واحدى را وارث تمام دارایى خود بگرداند و اندكى از آن را به زن ندهد. شگفت اینجا است كه در موارد متعددى دیده‌ شده است كه ثروتمندان بزرگى تمام دارایى خود را طبق وصیت براى گربه یا سگ خود به ارث نهاده و تمام اعضاى خانواده را از آن محروم ساخته ‏اند! درحالی‌که در حقوق اسلامى ماترک میت بر اساس حكم معین الهى تقسیم و توزیع مى ‏شود و كسى نمى ‏تواند زن و فرزند را از حقوق خود محروم سازد؛ بنابراین اگر مشاهده مى ‏شود كه در مواردى در حقوق اسلامى دیه و یا میراث زن نصف مرد هست از این‏رو است كه مرد باید دارایى خود را براى زن به مصرف برساند، درحالی‌که چنین وظیفه‏ اى براى زن مقرر نشده است.

علامه طباطبایى در تفسیر گران‌سنگ «المیزان» مى ‏نویسد: «نتیجه این‌گونه تقسیم ارث بین مرد و زن آن است كه در مرحله «تملک»، مرد دو برابر زن، مالک مى‏ شود. ولى در مرحله «مصرف»، همیشه زن دو برابر مرد بهره مى ‏برد؛ زیرا زن، سهم و دارایى خود را براى خود نگه مى‏ دارد ولى مرد باید نفقه زن را نیز بپردازد و در واقع نیمى از دارایى خود را صرف زن مى ‏كند»، (المیزان فى تفسیر القرآن، ج 4، ص 215). براى آگاهى بیشتر ر.ك: نظام حقوق زن در اسلام، شهید مطهرى 


منبع: پرسش و پاسخ های عمومی مشاوره مذهبی مرکز مشاوره تبیان

تغییرات سالم در میانسالی

 

 

مطالعات نشان می‌دهند سن و سال تنها یک بهانه است! تغییر عادت سبک زندگی در هر سنی که باشید مؤثر است.
 
 
بازدید : 537
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه
سبک زندگی سالم در میانسالی
 
 
 
 
بیشتر روزهای عمرتان، سیب زمینی سرخ کرده خورده‌اید و نوشابه سر کشیده‌اید. یخچالتان پُر است از انواع کیک خامه‌ای و ... اما به ندرت میوه و سبزی در آن‌ها یافت می‌شود. اما حالا که در میانسالی هستید نمی‌دانید برای ایجاد تغییرات اساسی در سبک زندگی‌تان دیر است یا نه. شاید پیش خودتان فکر می‌کنید به بدنتان آسیب‌ را وارد کرده‌اید و دیگر نمی‌توانید جلوی ضرر را بگیرید، پس چه لزومی دارد این سال‌های باقیمانده‌ی عمرتان را هم به لذت و خوشی و راحتی سپری نکنید؟ آیا واقعاً همین‌طور است؟

نظر علم در مورد تغییرات سبک زندگی در میانسالی و سالمندی

بر طبق مطالعه‌ای که در Annals of Internal Medicine چاپ شده است، اگر در سنین میانسالی هستید و یا حتی از 50 سالگی هم عبور کرده‌اید، هنوز هم برای اصلاح رژیم غذایی و سبک زندگی خود وقت دارید.
محققان، عادات غذایی 10670 زن را مورد بررسی قرار دادند. این زن‌ها به طور متوسط 59 سال داشتند و در شروع مطالعه سالم بودند. پژوهشگران از پرسشنامه‌هایی برای ارزیابی عادات غذایی آن‌ها استفاده کردند. سپس آن‌ها را به مدت 15 سال تحت نظر گرفتند.
نتایج این آزمایش حاکی از خبری خوب برای تمام کسانی است که تازه تصمیم به رژیم غذایی سالم گرفته‌اند. محققان دریافتند خوردن غذاهای سالم‌تر و باکیفیت‌تر طی میانسالی و سالمندی، ارتباط آشکاری با وضعیت فیزیکی و روحی بهتر در سال‌های بعد دارد.
مطالعه‌ی دیگری که در New England Journal of Medicine سال 2017 چاپ شد نیز نشان داد حتی تغییرات کوچک و جزئی توانسته بودند ریسک مرگ را پایین بیاورند. این نکته‌ی مهمی است زیرا تغییرات کوچک معمولاً تداوم پذیرتر از تغییرات بزرگ و سخت هستند. اینکه تصمیم بگیرید هر روز یک وعده بیشتر میوه مصرف کنید، راحت‌تر است تا اینکه تصمیم بگیرید تمام وعده‌های اصلی و میان وعده‌های روزانه‌تان را تغییر دهید.
 

تغییرات سبک زندگی به عنوان یک هدف کلی

یک رژیم غذایی سالم، مهم‌ترین عامل برای داشتن یک سبک زندگی سالم است؛ اما تنها عامل نیست. ترکیب رژیم غذایی سالم با ورزش و فعالیت معجزه می‌کند. مطالعات نشان می‌دهند خوردن پنج وعده میوه و سبزی در روز، حفظ وزن سالم، سیگار نکشیدن و ورزش کردن دست‌کم دو ساعت و نیم در هفته به میزان 40 درصد از احتمال مرگ می‌کاهد. بنابراین لازم نیست رژیم‌های سفت و سخت سم زدایی را در پیش بگیرید یا ورزش‌های سنگین انجام دهید تا ریسک مرگ زودهنگامتان را پایین بیاورید. کافی است به اصول زیر پایبند باشید:
تحرک داشته باشید، کمتر غذاهای فرآوری شده مصرف کنید و اجازه ندهید وزنتان بالا برود، راه‌هایی برای کنترل استرستان در پیش بگیرید و خوب هم بخوابید. مطالعات نشان می‌دهند سن و سال تنها یک بهانه است! تغییر عادت سبک زندگی در هر سنی که باشید مؤثر است.

یک رژیم غذایی سالم، مهم‌ترین عامل یک سبک زندگی سالم است اما تنها عامل نیست. ترکیب رژیم غذایی سالم با ورزش و فعالیت معجزه می‌کند


در پژوهش‌های صورت گرفته، اشاره به ورزش خاصی نشده است و صرفاً تحرک بدنی مهم است؛ اما پیاده‌روی ایده‌آل است. ضمناً شما به تمرینات قدرتی هم نیاز دارید تا جلوی کاهش توده عضلانی ناشی از افزایش سن را بگیرید. "سارکوپنیا" یا همان "کاهش توده عضلانی ناشی از بالا رفتن سن" می‌تواند موجب ضعف و مشکلات متابولیسمی مانند مقاومت به انسولین شود. یکی از بهترین راه‌های جلوگیری از سارکوپنیا، تمرین دادن عضلات با وزنه است. تمرینات اینتروال شدید نیز کمکتان می‌کنند چربی‌های شکمی را کاهش داده و قدم مفیدی برای سلامتی‌تان بردارید.

اثر سبک زندگی از ژنتیک بیشتر است

ژن‌هایی که به ارث می‌بریم در ریسک ابتلا به برخی از بیماری‌ها تاثیرگذارند اما این ارتباط آن‌قدرها هم که فکر می‌کنید قوی نیست. مطالعاتی که روی دوقلوها انجام شده نشان می‌دهد ژنتیک فقط 25 درصد در ریسک بیماری نقش دارد در حالی که سبک زندگی، 75 درصد دخیل است. رژیم غذایی و سبک زندگی که در پیش می‌گیرید حتی بر بیان ژن‌هایی که به ارث برده‌اید نیز اثر می‌گذارد. مثلاً شاید شما ژن بیماری قلبی را به ارث برده باشید اما اگر ورزش کنید، رژیم غذایی سالم و مناسب برای سلامت قلب در پیش بگیرید، سیگار نکشید، خوب بخوابید و استرس را کنترل کنید، این ژن‌های بد فرصت بسیار کمی برای بروز خواهند داشت، چون توپ در زمین شماست!
 

نیازی نیست تغییرات بزرگی در سبک زندگی‌تان ایجاد کنید تا از سلامت خود مراقبت کنید. همان‌گونه که تحقیقات نشان داده‌اند حتی تغییراتی کوچک نیز می‌توانند کارهای بزرگی انجام دهند. پس شرایط را برای خودتان سخت نکنید. اگر وقت تهیه‌ی میوه و سبزی تازه را ندارید، نوع منجمد آن‌ها را خریداری کنید. یا اینکه می‌توانید اول هفته غذای کل هفته را بپزید و منجمد کنید و در طول هفته استفاده کنید. اگر فرصت باشگاه رفتن ندارید در خانه ورزش کنید؛ ده دقیقه صبح، ده دقیقه ظهر و ... . باور کنید زمانی که صرف تغذیه‌ی درست جسم و روحتان می‌کنید یک سرمایه‌گذاری بلندمدت و بسیار ارزشمند است.
چهارشنبه, 10 بهمن 1397 11:21

4 افسانه دردسرساز در زندگی مشترک

بررسی طلاق عاطفی مبتنی بر پذیرش و تعهد (18)

 

 

تمام همسرانی که باهم زندگی می‌کنند و شاید خشنود و راضی نیستند، بی‌شک در روزهایی از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشته‌اند. شاید عاشق هم نبوده‌اند اما کنار هم بودن برای یک‌عمر زندگی را انتخاب کرده‌اند. چه می‌شود که گاهی عشق پایان می‌پذیرد و هیچ ردی از خود به‌جا نمی‌گذارد؟ چه می‌شود که خشم، ترس، غم، تنهایی و شاید پشیمانی جای صمیمیت روزهای ابتدای ازدواج را می‌گیرد؟
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه
افسانه ازدواج

 

 


اما واقعیت این است که هورمون ناشی از عشق‌های رمانتیک، اگر مداوم و بی‌وقفه ترشح شود، انسان‌ها خواهند مُرد؛ مثلاً در عالم ادبیات اگر شمس تبریزی مولانا را ترک نمی‌کرد، مولانا زنده نمی‌ماند. فراز و نشیب، خاصیت عشق است. این تصور غلطی است که عشق و صمیمیت را بپذیریم اما آسیب و صدمه‌اش را نخواهیم.

عشق و درد، شرکای جدایی‌ناپذیری هستند. به تجربیات خود رجوع کنید، آیا تجربه رابطه صمیمی و عالی باکسی را داشته‌اید که زمان زیادی بدون هیچ‌گونه احساس ناراحتی، درد و رنجی بین دو طرف، طول کشیده باشد؟ پس چطور این‌قدر زود از رابطه زناشویی خود ناامید و از انتخاب‌تان پیشمان می‌شوید؟

شریک شدن زندگی با دیگری شگفت‌انگیز، تعالی‌بخش و همراه با آرزوهای عجیب‌وغریب است اما هم‌زمان می‌تواند وحشتناک و سخت هم باشد؛ این را باید بپذیرید. همه ما با دنیایی از انتظارات غیرواقعی از عشق، روابط و صمیمیت زندگی می‌کنیم؛ عقایدی که مداوم فیلم‌ها، داستان‌ها، بازی‌ها، آوازها، مجلات آنها را تقویت می‌کنند. متأسفانه اگر اجازه دهیم این عقاید غلط به زندگی‌مان جهت دهد و سعی کنیم روابط‌مان را بر اساس آنها  بسازیم، خود را در حلقه‌ای شیطانی خواهیم یافت که در آن کوشش بسیار می‌کنیم تا عشق پایداری بسازیم، اما نتیجه عکس می‌دهد.

تلاش‌های نادرست و گمراه‌کننده ما برای به دست آوردن عشق، به ابزاری ویرانگر در دنیای مدرن تبدیل‌شده است. در بیشتر کشورهای غربی میزان طلاق به 50 درصد رسیده است. از طرف دیگر بسیاری از ازدواج‌های به‌ظاهر پایدار، عاری از هرگونه عشق و احساس است و در تنهایی سپری می‌شود. به‌طور فزاینده مردمی که می‌کوشند زندگی پایداری داشته باشند، نگرانند که زندگی‌شان به اشک، زخم‌زبان و دادگاه ختم شود. تعجبی ندارد که در حال حاضر، میزان بزرگسالان مجرد و تنها خیلی بیشتر از گذشته است.

با افسانه‌ها زندگی نکنیم

زندگی ما پر از افسانه‌ها است؛ افسانه‌هایی که ذهن ما را مسحور کرده و بارها و بارها در انتخاب‌ها و تصمیمات زندگی مؤثر بوده است. این افسانه‌های موهوم، از اولین داستان‌های شاه و پریان که همیشه با این جمله تمام می‌شد "و ملکه و پادشاه سالیان سال با خوشحالی در کنار هم زندگی کردند"، تا فیلم‌های هالیوودی که همیشه با خوبی و خوشی به پایان می‌رسید همه و همه، در ذهن ما از ازدواج، افسانه‌هایی ساخته‌اند که تماماً غلط و مهمل است. اینکه انتظار داشته باشیم بعد از انتخاب یک همسر ایده‌ال، همه‌چیز همان‌طور خوب و عالی ادامه داشته باشد فقط سهم قصه‌ها و بهانه فروش شرکت‌های سینمایی است .

در این مقاله به بررسی 4 افسانه موهوم و غلط که بین زوجین شکل می‌گیرد، می‌پردازیم :

 

افسانه اول : شریک کامل

«در دنیای بیکران، هر کس جفتی خاص دارد که منتظر شماست. شما باید جستجو کنید و او را بیابید. او به همه رویاها و تخیلات شما جامه عمل می‌پوشاند، نیازهایتان را برآورده می‌کند و عاشقانه برای همیشه در کنار شما زندگی خواهد کرد »

باور به این افسانه، سبب مقایسه مداوم همسر فعلی با یک انسان کامل می‌شود؛ کسی در ذهن خود متصور می‌شود قرار بوده با او ازدواج کنید ولی به علت اشتباه در انتخاب درست، این ازدواج صورت نگرفته است. مقایسه با یک مجسمه که نماد خوبی و بی‌عیب و نقص بودن است، سبب می‌شود که زوج یا زوجه اشکالات ارتباطی خود را نبیند و همه‌چیز را غیرمسئولانه گردن همسرش بیندازد. هیچ‌کس جز خودتان قادر به تأمین نیازهای بنیادین شما نیست.

افسانه دوم: تو نیمه گمشده منی

تلاش برای یافتن نیمه گمشده کمکی به شما نمی‌کند؛ زیرا القاء می‌نماید که «شما بدون همسرتان ناکامل هستید و مستعد رویارویی با مشکلات. شما نیازمندید، وابسته‌اید و از تنهایی می‌ترسید.» این موارد به سبب القای وابستگی و نیازمندی بی‌شک شایسته یک زندگی سالم و اثربخش نیست.

افسانه سوم : عشق باید راحت و بی‌دردسر باشد

زمانی همه‌چیز عالی و راحت است که میان دو شریک هیچ‌وجه تفاوتی وجود ندارد و همه‌چیز شبیه به هم است. هیچ دو انسانی در این کره خاکی وجود ندارد که کاملاً شبیه به یکدیگر باشند. انتظار بی‌دردسر بودن از روابط زناشویی و هر نوع شراکت دیگر افسانه‌ای بی‌سرانجام است. انسان‌ها ازنظر افکار، احساسات، علایق، عادات، ذائقه‌ها و... باهم متفاوت هستند و اگر فردی متوقع است که شریک زندگی‌اش مثل او فکر و رفتار کند و احساساتش هم شبیه او باشد، زمینه را برای ناکامی و ناامیدی خود فراهم کرده است.

افسانه چهارم: عشق جاودانه

تعریف عشق چیست؟ عشق، حالتی عاطف_هیجانی است و ترکیبی شگفت‌انگیز از افکار، احساسات و حس‌های مختلف. از زمانی که عشق در چارچوب یک احساس تعریف می‌شود، هرگز همیشگی و جاودانه نخواهد بود.

افراد در ابتدای روابط‌شان، تا زمانی که درگیر عشق رمانتیک آتشین هستند اصلاً به ذهن‌شان خطور نمی‌کند که ممکن است روزی این آتش گرم سرد شود؛ آن‌ها در" ماه‌عسل " قرار دارند و خود را در آن جاودانه می‌پندارند.

این سرمستی از تصورات عاشقانه و رویایی، برای اکثر روابط، بین شش تا هجده ماه و به‌ندرت تا سه سال طول می‌کشد. در این مرحله "فقدان" شروع می‌شود؛ آن مجسمه بی‌عیب و نقص می‌شکند، شوالیه درخشان، فردی سراپا خاکی می‌شود و اسب سفید به گورخری خاکستری تبدیل می‌شود. همسران از هم می‌بُرند و می‌گویند "من دیگر عاشق نیستم، این فرد شریک زندگی من نیست، من شایسته بهتر از این هستم."

در این مرحله از زندگی تازه روابط معنادار و موفق آغاز می‌شود. ماه‌عسل تمام‌شده و واقعیات زندگی با تمام فرازونشیب هایش نمایان می‌شود. این حالت بااینکه شوک‌آور است، اما بیتوته‌ای است که فرصت ساخت یک ارتباط صمیمی و قابل‌اعتماد و موفق را بین زوجی که خودِ واقعی یکدیگر را می‌بینند، فراهم می‌کند و همین‌طور که این ارتباط گسترش می‌یابد، احساسات جدیدی از عشق به آنها دست می‌دهد؛ شاید نه یک حس شدید یا مست‌گونه بلکه عشقی غنی، کامروا و همیشگی .


در مقاله بعد به اینکه «چگونه می‌توان در ورای افسانه‌ها حرکت کرد؟» خواهیم پرداخت.

چهارشنبه, 10 بهمن 1397 11:02

ماموریت خود را فراموش نکنید!

ماموریت خود را فراموش نکنید!

 

 

لئونارد شرمن
مترجم: مهدی نیکوئی
برگرفته از کتاب: اگر در جنگِ سگي هستي، گربه شو! :
 
 
 
 
واژه «موفق» به شرکتی اطلاق می‌شود که عملکردی بهتر از متوسط رقبا دارد. اما حتی بسیاری از موفق‌ترین شرکت‌ها هم به راحتی نمی‌توانند دو دهه به پیشگامی خود در بازار ادامه دهند. بررسی‌ها حاکی است که حتی ۸۷ درصد از ۱۰۰ شرکت برتر فورچون، نتوانسته‌اند به چنین دستاوردی برسند و عملکردشان در بلندمدت، بالاتر از متوسط بازار نبوده است. این مشکل از آنجا نشات می‌گیرد که هر محصول و خدمتی، طول عمر محدودی دارد و در نهایت، میزان فروش و سودآوری آن کاهش می‌یابد. در این میان، شرکت‌هایی مانند نوکیا و بلک‌بری که نمی‌توانند محصولات و خدمات قدرتمند جدیدی به بازار معرفی کنند، جایگاه خود را از دست می‌دهند. در شرایطی که طول عمر محصولات در پی فناوری‌های اطلاعات و دیجیتال، کوتاه‌تر از پیش شده، باید قبل از هر اقدامی روی ماموریت سازمان تمرکز کرد.
 
 

 

 

ماموریت و ایدئولوژی سازمان باید ضمن آنکه الهام‌بخش و تعیین‌کننده استراتژی حرکتی است، از وضوح بالایی برخوردار باشد و تمام ذی‌نفعان بتوانند به سادگی از اولویت‌های سازمان اطلاع یابند. داشتن یک ماموریت سازمانی معتبر، معنادار و عملیاتی در شرایطی که محیط‌های بازار بیش از همیشه پویایی دارد، به شدت مهم است. در هر کسب‌وکاری، محصولات جدید می‌آیند و می‌روند، فناوری‌های نوآورانه ظهور می‌کنند، تمایلات مشتریان تغییر می‌کنند، اقدامات مدیریتی تحول می‌یابند و مدیران جدید عهده‌دار مسوولیت می‌شوند. با تمام این تغییر و تحول‌ها، ماموریت سازمان مانند یک چسب باعث می‌شود تا تمام تغییر و تحولات بدون آسیب زدن به هویت سازمان صورت بگیرند.

متاسفانه مدیران عامل، اغلب ارتباط خود با ماموریت سازمانی را از دست می‌دهند و به جای آن اولویت‌های مدیریتی خود را حول نتایج عملکردی کوتاه‌مدت مانند سودآوری فصلی سهام، شکل می‌دهند. مشکل چنین تصمیم‌گیری‌هایی آن است که در بسیاری از مواقع برنامه‌ها بر خلاف استراتژی‌ها، تدوین شده و بقای شرکت را به خطر می‌اندازند.

به‌عنوان مثال، تعدادی از مدیران عامل جدید شرکت هیولت پاکارد (HP) به تازگی تلاش کرده‌اند تا رشد شرکت خود را از طریق تملک‌های کم‌پشتوانه یا کاهش هزینه‌های تحقیق و توسعه، بازیابی کنند. پیامدهای این تصمیم‌ها، ضربه زدن به میراث فناوری‌محور شرکت، از دست رفتن برتری محصولات و در نهایت شکست در رشد سودآور بود. در شرکت اچ‌پی امروز، به راحتی نمی‌توان آموزه‌ها و ایدئولوژی محوری بنیان‌گذار آن را یافت؛ ایدئولوژی شاخصی که شامل «احترام عمیق به افراد، تمرکز بر کیفیت و قابلیت اتکای مقرون‌به‌صرفه، تعهد به مسوولیت اجتماعی و دیدگاهی که پیشرفت‌های فناوری برای خدمت و رفاه بشریت است»، می‌شد. رشد درآمدها و سودآوری شرکت اچ‌پی بیش از یک دهه است که از رقبای خود عقب افتاده و (به ویژه در حوزه‌های فناوری‌محور مانند محاسبات راه دور و محاسبات ابری) به‌طور مستمر مجبور به کوچک‌سازی ساختارهای خود بوده است.

فولکس واگن، شرکت دیگری است که از ماموریت سازمانی خود برای جذب و حفظ مشتریان راضی از طریق بهبود مستمر عملکرد و ارزش خودروهای طراحی شده خود، عقب نشست. مارتین وینترکورن، پیش از استعفا از مدیرعاملی این شرکت، عنوان کرد که مهم‌ترین اولویتش، مطرح کردن فولکس واگن به‌عنوان «سودآورترین، جذاب‌ترین و پایدارترین خودروساز جهان» بوده است. اهداف رشد وینترکورن بیش از حد جاه‌طلبانه بودند و او همواره دنبال آن بود که جای تویوتا و جی‌ام را در بازار جهان بگیرد. اما نگاه کوتاه‌مدت او باعث می‌شد که بارها گرفتار مشکلات عملیاتی شود. از طرف دیگر، گفته می‌شود که او هیچ تمایلی به دریافت اخبار بد نداشت و اطرافیانش هر وقت که می‌خواستند خبر بدی به او بدهند، باید اطمینان حاصل می‌کردند که یک خبر خوب هم دارند.

نیازی به توضیح نیست که چنین نگرش‌هایی باعث ترویج یک فرهنگ فاسد در شرکت می‌شود و کارکنان برای رسیدن به اهداف تعیین‌شده، استفاده از هر ابزاری را مجاز تصور می‌کنند. داستان کلاهبرداری و فریب بزرگ فولکس‌واگن در مورد میزان آلایندگی خودروهایش نتیجه چنین رویه‌هایی بود که به معکوس شدن تمام اهداف تعیین شده شرکت انجامید. در پی این رسوایی، فولکس‌واگن به ناگاه غیرسودآور شد، وجهه اجتماعی آن از دست رفت و مشخص شد که دقیقا در خلاف جهت پایداری در حرکت است.

برخلاف شرکت‌هایی مانند اچ‌پی و فولکس‌واگن که ماموریت‌های سازمانی خود را فراموش کردند و اسیر اهداف کوتاه‌مدت شدند، شرکت‌هایی مشابه اپل، آمازون و استارباکس هم می‌توان یافت که همچنان به رشد سودآور خود ادامه می‌دهند. هر کدام از این شرکت‌ها، مشتریان را در مرکز ماموریت سازمانی خود قرار داده‌اند و چه در اوضاع مساعد و چه در شرایط دشوار، دست از ایدئولوژی‌های خود برنمی‌دارند.

به‌عنوان مثال، ماموریت اولیه استیو جابز برای اپل، «نقش سازنده داشتن در جهان از طریق ابزارهایی برای ذهن بود که بتوانند بشریت را به پیش ببرند» نه جابز و نه تیم کوک که پس از او بر سر کار آمد، از این ماموریت والا کوتاه نیامد و تصمیم نگرفت که تنها سودآورترین یا باارزش‌ترین شرکت جهان شود. در حقیقت، حتی اهداف دیگر هم مانند ساخت محصولات زیبا، فناورانه و ساده‌ای که زندگی مشتریان را غنی کنند، در راستای همین نگاه و ماموریت محوری شرکت بود.

به‌عنوان یک مثال دیگر، هوارد شولتز، بنیان‌گذار استارباکس را در نظر بگیرید که یک ماموریت و چشم‌انداز بزرگ برای شرکتش داشت: «الهام‌بخشی و پرورش روح بشر، یک فرد، یک فنجان، یک محله در هر لحظه.» این چشم‌انداز مانند یک ستاره قطبی بود که در هر شرایطی استارباکس را به سمت ارائه خدمات متمایز و برتر به مشتریان سوق می‌داد و در هر دو دوره‌ای که شولتز، مسوولیت اداره این شرکت را بر عهده داشت، شاهد رشد سریع آن در عرصه جهانی بودیم؛ هر چند رشد و سودآوری به‌عنوان ماموریت آن در نظر گرفته نشده بود و تنها در راستای ماموریت و اهداف بالاتر استارباکس قرار داشت.

 

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

چهارشنبه, 10 بهمن 1397 10:56

10 مکان دیدنی در تهران

 10 مکان دیدنی در تهران

تهران فقط یک پایتخت شلوغ و پرجمعیت نیست که هویتش را کار و هیاهوی روزمره بسازد. این شهر هم همان‌طور که از پایتخت کشوری بزرگ انتظار می‌رود، جاهای دیدنی بسیار دارد. بازدید از مکان‌های دیدنی و مکان‌های تفریحی تهران هم اوقات فراغت پایتخت شینان را پر می‌کند و هم روزهای گردش در شهر مسافران. جاهایی که به این شهر پرجمعیت ایران هویت تازه‌ای می‌دهند. از موزه‌ها و بناهای مهم تا پارک‌ها و فضاهای سبز شهری. دیدنی‌های تهران هم مثل همه شهرهای دیگر جهان، داستان‌هایی دارند. داستان‌هایی جذابی که دیدنی‌ترشان هم می‌کند.

جاهای دیدنی تهران برای کشف تجربه‌های تازه

برج میلاد؛ ستاره درخشان شهر

برج میلاد تهرانبرج میلاد تهران | عکس از www.venusglass.net

برج میلاد از آن مکان‌های دیدنی تهران است که نمی‌شود ساکن تهران باشید یا به تهران سفر کنید و یک بار به آن سر نزنید. برج معروف و بلند پایتخت که از ارتفاعات مثل ستاره‌ای درخشان در شمال غرب تهران خودنمایی می‌کند. برج میلاد از نظر بلندی ششمین برج مخابراتی دنیاست که درواقع برای بهبود ارتباطات بی‌سیم و رادیو و تلویزیون ساخته شد. از سال ۱۳۸۷ که این برج افتتاح شده است تا امروز، تعداد زیادی از تهرانی‌ها و مسافران ایرانی و خارجی به این برج سر زده‌اند. به‌جز برنامه‌های فرهنگی مثل کنسرت و جشن‌های مهمی که در این برج برگزار می‌شوند، سرگرمی‌های دیگری هم در آن پیدا می‌کنید. موزه مشاهیر و موزه دست‌نوشته‌ها و هدایای شهرداری، دلفیناریوم، گنبد آسمان، سکوی دید باز، سینما گیم و کاربازیا بخشی از امکانات تفریحی برج میلاد است. چند رستوران خوب و پرطرف‌دار هم این‌جا برای میزبانی از شما آماده است. پیشنهاد می‌کنیم رستوران گردان برج میلاد را که در هر یک ساعت یک دور به دور خودش می‌چرخد حتما امتحان کنید. برج میلاد در میان اتوبان‌های شیخ فضل‌الله، همت، حکیم و چمران قرار گرفته است.

پل طبیعت؛ نقطه اتصال زیبایی‌های تهران

پل طبیعت تهرانپل طبیعت | عکس از: ttnotes.com

پل طبیعت تهران یک پل دو طبقه مخصوص پیاده‌روی است که از عرض اتوبان مدرس می‌گذرد و دو پارک آب و آتش و طالقانی را به هم متصل می‌کند. این پل که در سال ۹۳ رونمایی‌ شده، به‌قدری مورد استقبال مردم قرار گرفته است که با وجود قدمت نه‌چندان طولانی خیلی زود به یکی از نمادها و مکان‌های تفریحی تهران تبدیل شده است. اگر دوست داشتید در تهران هم پیاده‌روی کنید و هم از بلندی‌ها منظره‌های زیبای شهر را ببینید، پل طبیعت یکی از انتخاب‌های مناسب برای این کار است. پارک آب و آتش و طالقانی هم از بهترین پارک‌های تهران برای پیک‌نیک و دور هم جمع شدن‌اند. چند رستوران و کافه با مناظر زیبا روی پل، یک فود کورت و چند رستوران و کافه در داخل پارک آب و آتش هم برای غذا خوردن بعد از چند ساعت تفریح در دسترس‌تان است.

کاخ گلستان؛ مجموعه‌ای از دیدنی‌های تهران

کاخ گلستان تهرانکاخ گلستان | عکس از: ncatravels.com

کاخ گلستان از آن مکان‌های دیدنی تهران است که با بازدید از آن با یک تیر چند نشان می‌زنید. هم از کاخ و عمارتی تاریخی دیدن می‌کنید و هم می‌توانید هم‌زمان به دیدن چند موزه‌ی مهم شهر تهران بروید. ساخت کاخ گلستان از دوران صفویه شروع و در دوران قاجار تکمیل شد. عمارت شمس‌العماره، تالار سلام، تالار آینه، ایوان تخت مرمر، تالار برلیان و موزه مردم شناسی فقط بخشی از این کاخ‌اند که از دیدن آن‌ها حتما هیجان‌زده خواهید شد؛ بخش‌هایی که هرکدام قسمتی از تاریخ را در دل‌شان شرح می‌دهند و شبیه به همه موزه‌های جهان پر هستند از چیزهای باارش و دیدنی. به‌جز بخش‌های داخلی کاخ گلستان، محوطه بیرونی با فضای سبز و درختان زیبایش برای استراحت و عکاسی بازدیدکنندگان مناسب است. کاخ گلستان در خیابان ۱۵ خرداد، میدان ارگ قرار دارد.

بیشتر بخوانید :   ورزشگاه آزادی، خاطرات روزهای فراموش نشدنی ایرانیان

کاخ سعدآباد؛ بازدید از زندگی شاهان ایرانی

کاخ سعادت آباد تهرانکاخ سعدآباد | عکس از: en.sadmu.ir

کاخ موزه سعدآباد در شمال تهران در زمان قاجار ساخته شده و ییلاق خوش آب‌وهوای شاهان قاجاری بوده است. بعد از آن به بناهای این مجموعه اضافه شد و در زمان محمدرضا پهلوی تکمیل آن به پایان رسید. امروزه کاخ سعدآباد تبدیل به موزه‌ای در تهران شده که می‌توانید در آن تاریخ چند صد ساله ایران را ببینید و با شیوه زندگی شاهان ایرانی آشنا شوید. ساختمان بهمن (کاخ بهمن)، کاخ احمد شاهی، کاخ اختصاصی، ساختمان جمهور (کاخ ملکه مادر)، کاخ سبز (کاخ شهوند، کاخ رضا شاه پهلوی)، کاخ‌موزه‌ی سفید (کاخ ملت، کاخ شاه پهلوی)، موزه آب (دفتر رئیس تشریفات کاخ، دفتر مسئول حفاظت ارتش)، موزه استاد بهزاد (کاخ کرباس، کاخ ولیعهدی)، موزه برادران امیدوار (کالسکه‌خانه قجری)، موزه چهره‌های ماندگار (کاخ ملکه توران امیرسلیمانی، همسر رضا شاه پهلوی)، موزه خط و کتابت میرعماد (کاخ فرحناز و علی‌رضا)، موزه ظروف سلطنتی (موزه ظروف، کاخ اشرف پهلوی)، موزه مردم‌شناسی (کاخ شمس پهلوی)، موزه مینیاتور استاد آبکار (کاخ لیلا پهلوی)، موزه فرشچیان (کاخ ملکه عصمت دولتشاهی، همسر رضا شاه پهلوی) و موزه نظامی (کاخ شهرام) بخش‌هایی از مجموعه سعدآباد هستند. این موزه در خیابان ولیعصر، خیابان فلاحی (زعفرانیه)، انتهای خیابان طاهری قرار دارد.

گنجینه جواهرات ملی؛ میراث گران‌بها

موزه جواهرات ملی ایرانموزه جواهرات ملی ایران | عکس از ttnotes.com

گنجینه جواهرات ملی یا موزه‌ی جواهرات ملی که در خزانه بانک مرکزی قرار دارد، یکی از موزه‌های تهران است که بازدید از آن شما را با بخشی از تاریخ ایران آشنا می‌کند. این گنجینه شامل جواهراتی است که از دوره صفویه تا پهلوی جمع‌آوری شده است. بخشی از این جواهرات مربوط به هدایایی است که از طرف پادشاهان کشورهای دیگر به شاهان ایرانی اعطا شده. الماس دریای نور، تاج فرح پهلوی، تاج کیانی و کره جواهرنشان بخشی از این جواهرات گران‌بهای گنجینه ملی هستند. موزه‌ی جواهرات ملی در میدان امام خمینی، خیابان فردوسی، نرسیده به چهارراه استانبول، ساختمان بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران قرار دارد.

موزه ملی ایران؛ به وسعت تاریخ

موزه ملی ایرانموزه ملی ایران | عکس از: en.wikipedia.org

بزرگی موزه ملی ایران به وسعت تاریخ پر بار ایران است؛ از دوران پیش از تاریخ گرفته تا دوران اسلامی ایرانی. موزه ملی ایران که یکی از مهم‌ترین جاهای دیدنی تهران است، شامل دو بخش می‌شود؛ بخش موزه ایران باستان و بخش موزه دوران اسلامی که هرکدام در دو ساختمان مجزا هستند. این‌جا می‌توانید در تاریخ ایران قدم بزنید و به کشف‌های هیجان‌انگیز برسید؛ از اولین لوازم کاربردی ساخته شده توسط انسان‌ها تا اولین پیکرتراشی‌ها و اولین سکه‌ها. برای رفتن به موزه ملی ایران، باید در خیابان سی تیر وارد خیابان پروفسور رولن شوید.

دریاچه چیتگر؛ شب‌های روشن تهران

دریاچه چیتگر تهراندریاچه چیتگر | عکس از: en.tehran.ir

دریاچه چیتگر یا دریاچه شهدای خلیج فارس بزرگ‌ترین دریاچه مصنوعی ایران است که در شمال غرب تهران بنا شده است. یکی از جاهای دیدنی تهران که هم برای پیاده‌روی مناسب است و هم برای خرید و شکم‌چرانی‌های شبانه. مراکز خرید و رستوران‌های این مجموعه که به بام‌لند معروف‌اند هم خیلی وقت‌ها دلیل اصلی بازدید مردم از دریاچه چیتگرند. منظره‌ی دریاچه به‌ویژه در شب با نورهای درخشان و زیبایش حتما نظرتان را جلب می‌کند. برای بازدید از دریاچه چیتگر باید خودتان را به اتوبان شهید خرازی، خروجی دریاچه برسانید.

بیشتر بخوانید :   راهنمای گردش در تهران، شهر آزادی و میلاد

باغ ایرانی؛ جشنواره لاله‌های رنگی

بوستان باغ ایرانی تهرانبوستان باغ ایرانی | عکس از: www.tabnak.ir

اگر بعد از کارهای روزمره و برای رفع خستگی یک هفته شلوغ به دنبال یک مکان امن و آرام هستید تا چند ساعتی هم استراحت کنید و هم از محیط اطراف‌تان لذت ببرید، خودتان را به باغ ایرانی برسانید. باغ ایرانی یکی از بهترین پارک‌های تهران است که در خیابان شیخ‌بهایی شمالی، ۲۰ متری پیروزان قرار دارد. این بوستان که براساس الگوهای طراحی باغ‌های ایرانی ساخته شده، به آب‌راه‌ها و حوض مرکزی‌اش، عمارتی که در وسط باغ قرار دارد و تقارنی که در طراحی باغ درنظر گرفته شده، معروف است. اگر در فروردین و اردیبهشت به باغ ایرانی سر بزنید، لاله‌های رنگارنگی که در جاهای مختلف پارک خودنمایی می‌کنند نظرتان را جلب خواهد کرد. وسایل بازی کودکان، وسایل ورزش، جای مناسب برای پیک‌نیک‌های خانوادگی، کتاب‌خانه و نمازخانه از امکانات عمومی پارک باغ ایرانی در شمال تهران است.

خانه و موزه مقدم؛ کلکسیون تاریخی

موزه مقدم تهرانخانه و موزه مقدم | عکس از: commons.wikimedia.org

خانه مقدم در دوران قاجار ساخته شد و همان دوران هم محل زندگی یکی از درباریان قاجار بود؛ اما بعد از آن دوران، این خانه به محسن مقدم رسید که در سال‌های زندگی‌اش چیزهای زیادی به آن اضافه کرد. محسن مقدم به همراه همسرش در این مدت اشیاء ارزشمند را از دوران مختلف جمع‌آوری کرد و با ذوق و سلیقه در جای جای این خانه قرار داد و آن را به یکی از مکان‌های دیدنی تهران تبدیل کرد. اگر گذرتان به خانه و موزه مقدم افتاد، در این‌جا هم می‌توانید یکی از زیباترین بناهای دوران قاجار را ببینید و هم از اشیاء گران‌بهای دوران تاریخی ایران دیدن کنید. اشیائی مثل کاشی‌ها، سفالینه‌ها، تمبرها و سازه‌هایی مثل پایه‌ستون‌های کاخ‌های دوران قاجار. خانه و موزه مقدم در خیابان امام خمینی، بعد از خیابان شیخ‌هادی قرار دارد.

موزه آبگینه و سفالینه؛ ساختمان پر رمز و راز

موزه ابگینه تهرانموزه آبگینه و سفالینه‎های ایران | عکس از: ifpnews.com

موزه آبگینه و سفالینه یکی از معروف‌ترین جاهای دیدنی تهران است که هرسال تعداد زیادی بازدیدکننده به آن سر می‌زنند. وقتی به این موزه سربزنید، فقط اشیاء سفالی و ظروف زیبا با قدمت چندین هزار سال نظرتان را جلب نمی‌کند، بلکه معماری تلفیقی ایرانی و اروپایی ساختمان این موزه بیش از هرچیز شگفت‌زده‌تان می‌کند. خانه‌ای که زمان ساختش به دوران قاجار برمی‌گردد و در زمان پهلوی دوباره بازسازی شد. تالار صدف، تالار زرین و تالار لاجورد از بخش‌های اصلی این موزه هستند که در هرکدام گنجینه‌ای بزرگ از ظرف‌ها و پیکره‌های سفالی و شیشه‌ای را می‌بینید. برای رفتن به موزه آبگینه و سفالینه تهران باید خودتان را به خیابان سی تیر برسانید.

چرا سال اول زندگی مشترک سخت و پر تنش است؟

 

 

 

بسیاری از زوج‌های جوان سال اول ازدواج را یکی از سخت‌ترین دوران روابط زناشویی شان می‌دانند. ‏شما انتظار دارید در اولین سال زندگی زناشویی‌تان همه چیز بر وفق مراد باشد تا بتوانید سالیان سال کنار هم در آینده زندگی کنید.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 6 دقیقه
زندذگی مشترک، سال اول زندگی، ازدواج،زن و مرد، استقلال فکری، همسر، تحمل کردن، مسئولیت پذیری، خانواده ایرانی، عشاق موفق

 

 

اولین مساله‌ای که با آن مواجه می‌شوید این است که چطور «من» را به «ما» تبدیل کنید. حرف زدن در این مورد راحت است اما عملی کردن آن واقعا کار سختی است. زمانی که مجرد بودید همه چیز حول محور خودتان بود «من چطور فکر می‌کنم»، «من چطور احساس می‌کنم؟»، «من چطور هستم؟»، «من چطور باید باشم.»‏

اکنون ازدواج کرده‌اید و باید تعادلی میان هویت و استقلال فردی‌تان ایجاد کنید و در عین حال همبستگی و همراهی‌تان را با همسرتان داشته باشید. صرف نظر از اینکه شما چقدر خودتان و خواسته‌هایتان را دوست دارید باید تمرین کنید که برای «ما» شدن در مواردی اولویت را به گروه بدهید و نه به فرد. «ما چه می‌خواهیم؟»، «ما چه تصمیمی بگیریم؟»، «ما چطور رفتار کنیم». در مرحله بعد باید نیازهای شخصی خودتان و همسرتان را از هم تفکیک کنید و به طور هدفمند آنها را نیز در نظر بگیرید «او چه چیزی دوست دارد؟»، «او چه کاری دارد؟»، «او چه مشکلی دارد؟»‏

روی سه مساله کار کنید؛ چیزی که شما می‌خواهید، چیزی که همسرتان می‌خواهد و کاری که باید برای رابطه انجام دهید.

موضوع دیگری که از همان روزهای اول زندگی با آن مواجه می‌شوید ناتوانی در برقراری یک ارتباط صحیح است. «ما زبان هم را نمی‌فهمیم»؛ این ساده‌ترین توضیح این نکته است. در این موقعیت شما باید تفاوت زنانه و مردانه را درک کنید. شما دو جنس متفاوت و از دو فرهنگ متفاوت هستید. این کاملا طبیعی است که در بسیاری از موارد آن هم در ابتدای زندگی دچار سوءتفاهم‌های زبانی یا رفتاری شوید. ‏

خانمی در دهمین سال زندگیش تعریف می‌کرد «من یک جروبحث شدید و فراموش نشدنی داشتم. آن موقع مشغول حرف زدن با کسی بودم اما همسرم مدام حرفم رو قطع می‌کرد و از من می‌خواست یه چیزی رو براش ببرم و بعد دوباره صدام می‌کرد تا یه کار دیگه‌ای رو انجام بدم. من فقط ازش خواسته بودم اینجور موقع‌ها کمی صبور‌تر باشه و یا خواستش رو یک بار اعلام کنه و مطمئن باشه که من فراموش نمی‌کنم. پاسخ این خواسته من این بود؛ اصلا نمی‌خوام. خودم کارامو می‌کنم تو برو به مکالمات خیلی مهمت برس و برای همین موضوع ساده ما چندین روز پیاپی باهم درگیر بودیم» این وضعیت بارها و بارها برای شما هم اتفاق افتاده است. معنی تلویحی این حرف‌ها این است؛ «مهم نیست. من خودم می‌کنم چون تو کوچیک‌ترین چیزی یادت نمی‌مونه. چون دیگران برات مهم‌تر از من هستند. تو وقتی برای من نداری و…» در حالی‌که همسر می‌توانست با کمی درک متقابل و کمی اعتماد بگوید «مهم نیست اگر بتونم خودم انجامش می‌دم و یا میذارم برای فرصت مناسب.» واکنش این فرد کاملا آزار دهنده و تدافعی است. موارد مشابه دیگری نیز وجود دارند که نشانه یک ضعف بزرگ و آشکار در رابطه است؛ ناتوانی در شنیدن و گوش سپردن. ‏

ارزش گوش سپردن  در رابطه زناشویی مساله‌ای است که در سال اول ازدواج به خوبی درک نمی‌شود. ‏

‏ ـ ما باید از خود بپرسیم چه منظوری داریم؛ قبل از اینکه بخواهیم در ذهن دیگری فرضیه‌های نامناسب ایجاد کنیم و ذهنش را به سوی موارد اشتباه منحرف کنیم.
ـ ما باید پیش فرض اصلی را بر این اصل بگذاریم که «همسرم نمی‌خواهد اذیتم کند و او احساس خوبی نسبت به من دارد‎»
‎‏ ـ ما باید بپذیریم همسر نمی‌تواند ذهن خوانی کند. ‏
ـ ما باید بپذیریم همسرمان با افراد دیگری که می‌شناسیم با پدر، مادر، دوستان و اعضای فامیل فرق دارد. و این ناعادلانه است که با او مثل افراد دیگر رفتار کنیم. ‏
ـ هرکدام از ما مسائل شخصی خود را داریم که باید در تعامل مشترک آنها را حل و رفع کنیم. ‏

سومین مساله‌ای که در سال اول ازدواج زن وشوهر را دچار مشکل می‌کند کم تحملی و بی صبری است. قبل از اینکه حرف منفی بزنید یا احساسات بدتان را بیان کنید، کمی صبر داشته باشید. در سال اول زندگی مشترک اشتباهات زیادی می‌کنید. اما به تدریج یاد می‌گیرید چطور بنیان رابطه را با کمی صبر و بردباری و ایجاد درک متقابل محکم کنید. ‏

چیزهایی که رابطه را سخت و پرتنش می‌کنند:

ـ انتظارات غیرواقعی از زندگی زناشویی. تصور و فانتزی شما از ازدواج بعد از شروع زندگی بهم می‌ریزد. یادتان باشد تخیلات با حقیقت فرق دارند. حقیقت را بپذیرید نه فانتزی‌ها و رویاهای دوران نوجوانی و کودکی را. ‏

ـ ناتوانی در مطابقت با شرایط جدید زندگی؛سختی‌ها و ناهماهنگی‌ها. ‏

ـ از دست دادن بسیاری از روابط دوران مجردی و حتی عادت‌ها برای تطبیق بیشتر با زندگی زناشویی ممکن است شما را دچار نگرانی و استرس کند و از خودتان بپرسید «اصلا! چرا اینکارو کردم؟»

‎ـ حوادث و اتفاقات غیرمنتظره مثل از دست دادن شغل، درآمد کم، تصادف، اجاره نشینی، بیماری و بی کاری اگر در سال اول ازدواج اتفاق بیفتد احساس شما را در این رابطه تحت تاثیر قرار می‌دهد. ‏

ـ ناهماهنگی و کنار نیامدن با عادت‌های شریک زندگی تان و تفاوت‌های فردی می‌تواند باعث آزارتان بشود. ‏

ـ مقایسه آنچه از زندگی می‌خواستید، از همسرتان انتظار داشتید و برای زندگی برنامه ریزی کرده بودید با آنچه حقیقت دارد ممکن است این ارتباط را سخت کند.

ـ جروبحث مداوم باهم، آزار و اذیت و استفاده از روش‌های خشونت‌آمیز در سال اول ازدواج زنگ هشداری برای ادامه رابطه برای شما خواهد بود. ‏

ـ عدم توافق درباره خرج کردن، اولویت‌های مالی زندگی، پرداخت وام‌ها و مدیریت مالی در سال‌های اولیه برای زن و شوهر دلسردی ایجاد می‌کند. ‏

ـ مدیریت کارهای خانه و مسئولیت پذیری هر دو نفر در رسیدگی به امور خانه یکی از کشمکش‌های سال‌های اول زندگی است. ‏

ـ خودخواهی به عنوان یک ویژگی بارز در یکی از دونفر یا هر دو، این رابطه را سخت‌تر می‌کند. ‏

ـ ناهماهنگی و ناتوانی در بیان خواسته‌های جنسی و زمان رابطه و شکل رابطه در سال‌های اول زندگی رابطه را پیچیده می‌کند. ‏

ـ برقراری تعادل میان کار و زندگی خانوادگی چالشی برای رابطه شما است. ‏

ـ زندگی زیر یک سقف به طور کلی تغییری اساسی است که به همراه تغییرات دیگر شما را تحت تاثیری عمیق قرار می‌دهد. ‏

 زندگی زناشویی یک سفر طولانی است. نمی‌توانید تعیین کنید در چه سالی از زندگی تان بهترین تجربه‌ها و در چه سال‌هایی سخت‌ترین لحظات را داشته‌اید. 
سال اول زندگی مشترک می‌تواند بهترین سال در دوران زندگی زناشویی تان باشد این بستگی به میزان صبر و تحمل شما، بلوغ و آگاهی از آنچه پیش روی شماست نیز دارد. در واقع همه سال‌های بعد نیز اینگونه هستند.


 

منبع : بیتوته

یکشنبه, 07 بهمن 1397 12:01

ایمان در دنیای الکترونیکی

کتاب «دین و تکنولوژی در قرن بیست و یکم» از چه سخن می‌گوید

 

 

کتاب «دین و تکنولوژی در قرن بیست و یکم» اثر سوزان جرج، سعی دارد دو عرصه به‌ظاهر متفاوت دین و تکنولوژی را در ساختاری هم‌افزا (Synergic) و مرتبط با یکدیگر توصیف کند. اگر در گذشته سعی بر این بود که ارتباط دین و علم بررسی شود، سوزان جرج تأکید دارد که اکنون تکنولوژی به‌عنوان محصول ملموس علم در دنیای حاضر است که باید مرکز توجه قرار گیرد.
 
 
 
نویسنده : مریم سمیعی
زمان تقریبی مطالعه : 4 دقیقه
دین و تکنولوژی در قرن بیست و یکم

 

 

جرج برخلاف نگاه‌های ضدونقیضی که یکی دین را برتر از تکنولوژی و دیگری تکنولوژی را نسبت به دین ارجح می‌دانند، سعی کرده است نشان دهد که هردوی این حوزه‌ها در  تأمین جنبه‌ای از نیازهای بشری کاربرد دارند؛ تکنولوژی در خدمت نیاز انسان برای تسلط هرچه بیشتر بر طبیعت و رفع محدودیت‌ها است و دین در خدمت پر کردن خلأها و ارائهٔ تعریفی از محدودیت‌های بشر از قبیل مرگ. در ساختار هم‌افزای میان این دو، هم تکنولوژی از بنیان‌های دینی وسیع‌تری بهره‌مند می گردد و هم دین به‌واسطهٔ تکنولوژی تقویت می‌شود.

جرج نشان می‌دهد که چطور تکنولوژی طرز بیان دینی را در فرهنگ‌های گوناگون متحول کرده است. شکل گرفتن جماعت‌های اینترنتی، گردهمایی‌های مجازی و دین از راه دور، معادلات گذشته را دگرگون کرده است.ارتباطات نوین هم اجتماعات گذشته را دگرگون کرده و هم کیفیتی دلخواه در خدمت آن نهاده است. از سوی دیگر دین با کمکی که در عرصهٔ هوش مصنوعی و فلسفه آن می‌کند، بنیان‌ها و داده‌های وسیع‌تری در خدمت تکنولوژی قرار می‌دهد. هوش مصنوعی نه‌تنها در پی بازتولید توانایی‌های انسان است بلکه سعی دارد رفتار انسانی را نیز استعلا بخشد. به‌عبارت‌دیگر شناخت تنها به محاسبه محدود نمی‌شود بلکه ملاحظهٔ جنبه‌های دیگر معنوی انسان از طریق مطالعه فلسفه هوش مصنوعی توسط الهیات است که تا اندازهٔ زیادی راه را روشن می‌کند.

 سوزان جرج با توصیف چنین جهانی که با محوریت تکنولوژی دگرگون‌شده است سعی دارد جایگاه الهیات و دین را نشان دهد. دین هم با چنین فضایی متحول شده و از اجتماع‌های فیزیکی به اجتماع‌های مجازی تغییر پیداکرده است و هم اینکه خود با ارائه فلسفه معنوی و الهیاتی توانسته شکاف‌ها و پرسش‌های فلسفی در عرصه هوش مصنوعی را پاسخ گوید.



در این مسیر نویسنده ابتدا نگاهی به تفاوت تکنولوژی و علم در دنیای حاضر می‌اندازد. برخلاف علم که در فضای آزمایشگاه‌ها محصور است، تکنولوژی در دانشگاه، خیابان، محل کار و خانه حضور دارد. از سمتی دیگر اگر علم ادعای عینیت‌گرایی می‌کند و تمام تلاشش این است که بی‌طرف باشد، تکنولوژی نمی‌تواند خنثی باشد. به‌عبارت‌دیگر تکنولوژی نمی‌تواند از این پرسش طفره برود که آیا کاربردش اخلاقی است یا خیر.

فلسفه تکنولوژی نیز از چند جهت موردتوجه است. در مرحله اول بحث جبر تکنولوژی مطرح است؛ یا به‌عبارت‌دیگر ترس از اینکه تکنولوژی به قهر و اجبار، جامعه را به سمتی سوق دهد که خارج از اراده افراد است. با بهره‌گیری از تکنولوژی ما به‌طور ناخودآگاه از انتخاب‌های فرهنگی بهره گرفته‌ایم. برای نمونه احداث یک پل بین دو روستا تنها بحث حمل‌ونقل را مطرح نمی‌کند بلکه قلمروی کلی از وابستگی‌های دیگر انسان‌ها را نیز در برمی‌گیرد.

تکنولوژی به نظر می‌رسد که معنا را از زندگی ما زدوده است. برای نمونه درگذشته برای رنگ کردن یک اتاق ممکن بود روزها زمان لازم باشد. از چشم‌انداز معنایی، زمانی که صرف این کار می‌شد لذت‌بخش بود و انسان به آن معنا می‌بخشید. این در حالی است که هم‌اکنون با تکنولوژی بمب رنگ، آنچه اهمیت دارد غایت است. با این تکنولوژی اتاق به‌سرعت رنگ می‌شود بی‌آنکه زمانی صرف شود. به‌عبارت‌دیگر صرف کردن زمان نوعی تلف کردن وقت تلقی می‌شود. ازاین‌رو می‌توانیم بگوییم که با تکنولوژی از چشم‌انداز معنایی به سمت چشم‌انداز غایی حرکت کرده‌ایم.

تکنولوژی همچنین در تعریف هویت جدید برای افراد جامعه نیز دخیل است. افراد در دنیای حاضر خودبسنده تر، خودکفاتر و خودمختارتر شده‌اند و این تأکید بیشتری بر فردیت آن‌هاست که به نظر ذره‌ذره نیاز انسان به انسان‌های دیگر را کمتر می‌کند. نتیجه این که هویت اشخاص نیز دچار دگرگونی و آشفتگی می‌شود. تکنولوژی همچنین می‌تواند تنزل معنوی ایجاد کند و انسان‌ها را در جامعه تولیدی و مصرفی به ماشین تقلیل دهد.

جرج در بخش فنّاوری‌های قرن بیست و یکم به تکنولوژی ICT به‌عنوان ستون فقرات جامعه حاضر نظر دارد. هوش مصنوعی مجازی از دیگر تکنولوژی‌هایی است که در دنیای حاضر انقلابی به پا کرده‌است. این روند هرروز بیشتر و بیشتر متحول می‌شود و پرسش‌های جدیدی نسبت به انتها و غایت این جریان متحول کننده مطرح می‌کند. فن‌هراسی و ترس از استفاده از فنّاوری‌های جدید از یک‌سو و فن‌دوستی و استقبال از آن‌ها از سوی دیگر و همچنین فن‌تنشی و اضطراب و تنش حاصل از خرابی تکنولوژی‌ای که انسان با آن احساس نزدیکی داشته و بعد از خرابی آن احساس کرده که خودش سقوط کرده است، از مشخصه‌های عصر جدید بشمار می‌رود.

سوزان جرج با توصیف چنین جهانی که با محوریت تکنولوژی دگرگون‌شده است سعی دارد جایگاه الهیات و دین را نشان دهد. دین هم با چنین فضایی متحول شده و از اجتماع‌های فیزیکی به اجتماع‌های مجازی تغییر پیداکرده است و هم اینکه خود با ارائه فلسفه معنوی و الهیاتی توانسته شکاف‌ها و پرسش‌های فلسفی در عرصه هوش مصنوعی را پاسخ گوید. جرج هم‌زیستی دو حوزه دین و تکنولوژی را در دوازده فصل با بهره‌گیری از نظریه‌پردازان و اتکا به نمونه‌های عینی برای مخاطب خود ترسیم می‌کند و وادی جدیدی را مقابل دیدگان مخاطب خود نمایان می‌کند.

برای صد ساله شدن باید نخست متولد شد

 

 

مترجم: سید‌حسین علوی لنگرودی
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
منبع: HRM :
 
 
حفظ افرادی که عملکرد ضعیفی دارند، چه بخواهیم و چه نخواهیم یک نوع مجازات برای افرادی محسوب می‌شود که عملکرد عالی و درخشان دارند چرا که آنها هم به این نتیجه می‌رسند که تفاوتی در ارائه عملکرد قوی و ضعیف وجود نداشته و در نتیجه از انگیزه آنها برای کار مضاعف و عالی کاسته می‌شود.

 

 

علاوه بر این،انفعال در برابر برخورد با موضوع عملکرد بد و عدم برخورد قاطعانه با آن، به ضرر تمام تیم خواهد بود چرا که اگر بخشی از کار درست انجام نشود یا به‌طور کلی انجام نشده باقی بماند، این مشکل بار سنگینی را بر کلیت تیم وارد خواهد آورد و بیشتر از همه، توانمندترین و قوی‌ترین اعضای تیم را تحت فشار قرار خواهد داد. بنابراین، حذف هر چه سریع‌تر عامل ناکارآمدی و ضعف در یک مجموعه، نه تنها مشکل‌ساز و خطرناک نیست بلکه امری لازم و ضروری است که هرگونه تاخیر و تعللی در آن می‌تواند برای کل مجموعه، دردسرساز شود. اما سوال اساسی اینجاست که چرا و به چه علت برخی از کارکنان شروع به ارائه عملکرد ضعیف و سطح پایینی از خود می‌کنند و به این رویه منفی ادامه می‌دهند.

یکی از معماهای حل نشده در دنیای مدیریت منابع انسانی و رفتار سازمانی از آنجا سرچشمه می‌گیرد که چطور می‌شود فردی که به تدریج در حال یادگیری مسیرها و فعالیت‌هاست و با مسائل و چند و چون امور آشناتر می‌شود و قاعدتا باید در کارش بهتر و بهتر شود، در جهت عکس عمل کرده و عملکرد ضعیف‌تر و بدتر از گذشته ارائه می‌دهد. برای توجیه این مساله و حل این معما چهار دلیل ذکر خواهم کرد.

۱- نقش اشتباه: گاهی اوقات، فردی بزرگ و توانمند را در شغل و موقعیتی اشتباه به کار می‌گیرید. در این حالت، شما به‌عنوان مدیری که این انتخاب اشتباه را انجام داده، مسوول و مقصر شناخته می‌شوید. به‌عنوان مثال اگر فردی را که همیشه با تیم‌های کوچک کاری و با تعداد کم مدیریت کرده به مدیریت و رهبری یک تیم کاری بزرگ و گسترده بگمارید هرگونه ضعف عملکردی آن فرد به شما برمی گردد و هرگونه فشار شما بر آن فرد برای ارائه عملکرد بهتر، بی‌ثمر خواهد بود چرا که انتخاب شما از همان ابتدا نادرست بوده و انتظار معجزه از این تیم، امری غیرمنطقی خواهد بود.

۲- انتظار عملکردی خارق‌العاده از تازه‌واردها: هنگامی که شما فردی را به تازگی به خدمت می‌گیرید که هیچ سابقه‌ای در کار ندارد، باید صبور باشید و به او فرصت یادگیری و کسب تجربه بدهید. با این همه شاهد هستیم که برخی مدیران عالی رتبه، انتظاراتی غیرواقعی از افراد تازه‌کار و کم تجربه دارند و فکر می‌کنند با فشار آوردن بیشتر بر آن فرد، می‌توانند او را به سمت ارائه عملکردی درخشان سوق دهند در حالی که انتظار از افراد باید منطبق با واقعیت‌ها و منطق کار باشد و نباید از فردی که به تازگی در یک بخش مشغول به کار شده، انتظار جهش و پیشرفت‌های سریع و چشمگیر داشت.

۳- وجود مشکلات فردی: در برخی موارد شاهد آن هستیم، افرادی که عملکرد درخشانی در کار داشته‌اند، به دلیل بروز مساله‌ای در زندگی شخصی شان که کارشان را هم تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، ناگهان دچار ضعف عملکردی می‌شوند. این مشکل فردی اگر موقتی و کوتاه‌مدت باشد به آسانی و از طریق فرصت دادن به افراد قابل مدیریت و حل کردن است. به یاد دارم وقتی کارمند گوگل بودم دچار یک بحران خانوادگی شدم که مرا از کار و زندگی انداخت. در آن زمان، وقتی رئیسم حال و روز من را دید با اقتدار تمام به من گفت: «یک بلیت هواپیما بگیر و به خانه برو و هر چقدر که می‌خواهی به زندگی ات برس و اصلا نگران گوگل نباش، در ضمن این روزها جزو مرخصی‌ات حساب نخواهد شد. ما هوای تو را داریم.» تمام این جملات هنوز در گوش من طنین‌انداز است و به داشتن چنین رئیسی افتخار کرده و می‌کنم.

۴- عدم تناسب کافی با تیم: بعضی وقت ها، یک فرد در یک نقش یا جایگاه بسیار عالی عمل می‌کند و از توانایی و تخصص کافی در آن زمینه برخوردار است اما نمی‌تواند خود را با یک مجموعه یا تیم کاری هماهنگ و همراه کند و در نتیجه فرهنگ حاکم بر آن مجموعه برای او قابل هضم نیست. وقتی در گوگل کار می‌کردم، فرهنگ غالب در شرکت گوگل مبتنی بر آزمون و خطا بود، جایی که افراد هر ایده‌ای را که به ذهن‌شان می‌رسید به محک آزمایش گذاشته و سپس آن را می‌پروراندند و تجربه می‌کردند. یادم می‌آید یکی از موفق‌ترین همکارانم درگوگل پس از مدتی به شرکت اپل پیوست که فرهنگ غالب آن مبتنی بر کار روی ایده‌ها و سنجیدن ابعاد مختلف آنها قبل از عملی ساختن و پیاده‌سازی ایده‌ها بود که نقطه عکس شرکت گوگل محسوب می‌شد. دیگر لازم نیست بگویم چه بر سر آن نیروی کارآمد و زبده شرکت گوگل در محیط جدید آمد و موجب بر باد رفتن اعتبار کاری اش شد.

لطفا برای توصیف افراد از ماژیک ثابت استفاده نکنید: افراد تغییر می‌کنند و شما هم مجبور به تغییر کردن همراه با آنها هستید.

یکی از واقعیت‌های دنیای مدیریت این است که هیچ گاه نباید و نمی‌توان نگرش و دیدگاه مدیران را در مورد کارکنان امری ثابت و دائمی درنظر گرفت. به عبارت روشن تر، مدیران بعضی از کارکنان را سوپراستار و برخی دیگر را ستاره‌های معمولی می‌نامند و می‌توانند و باید در برهه‌های زمانی مشخص، قضاوت‌های خود را مورد تجدیدنظر قرار داده و برخی کارکنان را از سطح سوپراستاری به ستاره معمولی و بالعکس جابه جا کنند.

علاوه براین، مدیران می‌توانند با دادن نقش‌های متفاوت به افراد، آنها را سنجیده و براساس عملکردشان در هر کدام از نقش‌ها، برچسبی که برای آنها در نظر می‌گیرد را تغییر دهند.

مدیران باید به یاد داشته باشند که عملکرد و کارکرد افراد در طول زمان دستخوش تغییر و تحول می‌شود و این وظیفه مدیران است که با تیزبینی فراوان، این تغییر و تحولات را شناسایی کرده و در قضاوت‌های بعدی خود لحاظ کنند. این تغییر در قضاوت‌ها حتی می‌تواند به‌صورت روزانه انجام پذیرد به‌طوری که نگرش و قضاوت یک مدیر در مورد تک تک کارکنانش در هر روز می‌تواند متفاوت از دیروز باشد. این روابط که هر روز تجدید می‌شود، می‌تواند از نظر کیفی با تمام ارتباطات گذشته متفاوت باشد.

زندگی مشترک‌تان را با این مثلث بسنجید

 

 

 

 

فایده دانستن و به کار بردن مدل مثلثی عشق، این است که می توانید درباره زندگی مشترک تان با دید باز تصمیم بگیرید و تعیین تکلیف کنید.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه
مثلث زندگی
 
 
 
 
دکتر "رابرت استرنبرگ"، رئیس پیشین انجمن روان شناسان آمریکا و یکی از 60 چهره برگزیده روان شناسی جهان در قرن بیستم است. شهرت او عمدتاً به دلیل ارائه "مدل مثلثی عشق" است. او در این مدل کوشیده است فرمولی قابل بررسی در روابط همسران را ارائه دهد.

بر اساس این نظریه، رابطه همسری، مثلثی است که هر زاویه آن نامی دارد:

1 - صمیمیت
صمیمیت بین همسران به معنای رابطه نزدیک فکری، درک متقابل، همدلی، غمخواری، دریافت و ارائه عاطفی، در میان نهادن رازهای زندگی، روی هم حساب کردن و داشتن تجربه خوشایند مشترک است.

2 - اشتیاق
اشتیاق عمدتاً مبتنی بر غریزه است و شامل بعد جسمی و جذابیت های جنسی می شود. هر انسانی می خواهد با غیرهمجنس خود زندگی مشترک داشته باشد و این نیاز حتی در دوران کهنسالی که روابط جنسی کمرنگ می شود ادامه می یابد. این اشتیاق، لازمه زندگی مشترک است.

3 - تعهد
تعهد مبتنی بر احساس مسؤولیت متقابل همسران برای با هم بودن، مراقبت از همدیگر و وفاداری نسبت به همدیگر است.

حال بر اساس وضعیتی که همسران در این سه مورد (صمیمیت،اشتیاق،تعهد) دارند، می توان گفت که دارای چه نوع عشقی هستند:

وضعیت بی ضلعی

1 - بی عشقی مطلق
زمانی که زوج ها نه صمیمی اند، نه شور و اشتیاقی به هم دارند و نه نسبت به هم متعهد هستند. بازسازی چنین زندگی مشترکی بسیار سخت است و ای بسا، جدایی بهترین راه برای رهایی از این وضعیت نابهنجار باشد.

وضعیت های یک ضلعی

2 - فقط صمیمیت = رابطه دوستی
اگر در رابطه ای فقط صمیمیت وجود داشته باشد، آن دو صرفاً با همدیگر رفیق هستند (مانند دو دوست همجنس). چنین رابطه ای را نمی توان رابطه مطلوب همسری دانست و حداکثر می توان نام "رابطه دوستی" بر آن نهاد.

3 - فقط اشتیاق = دلباختگی
افراد، فقط جذابیت های جسمی و جنسی باشد، مدارهای انتقادی در مغز تحت تأثیر هورمون های جنسی موقتاً خاموش می شوند و فرد، جز زیبایی و کمال در طرف مقابل نمی بیند. اما بعد از وصال و فروکش کردن اشتیاق جنسی، زندگی مشترک متزلزل می شود چون دو ضلع دیگر را ندارد. به وضعیتی که در آن فقط اشتیاق حاکم است، "دلباختگی" می گوییم.

4 - فقط تعهد = رابطه پوچ
این وضعیت در روابط بسیاری از همسران جاری است: آنها نه صمیمتی با هم دارند و نه نسبت به یکدیگر اشتیاقی. آنها صرفاً در چارچوب یک تعهد در کنار یکدیگر مانده اند: "چون فرزندان مشترک داریم... چون به تنهایی از عهده کارهایمان بر نمی آییم... چون فشار اجتماعی،فرهنگی،خانوادگی زیاد است... ."
بعضاً برای توصیف این وضعیت، از اصطلاح "طلاق عاطفی" استفاده می شود. چنین وضعیتی را "رابطه پوچ" می نامیم.

وضعیت های دو ضلعی

5 - صمیمیت + اشتیاق = عشق رمانتیک
این نوع از رابطه، دوستی و شوق وجود دارد ولی خالی از عنصر تعهد است. بنابراین، عمق ندارد. نام این رابطه "عشق رمانتیک" است و چون تعهدی در آن وجود ندارد، بسیار لزران است.

6 - اشتیاق + تعهد = عشق نابخردانه
کسانی که بر اساس جذابیت های جنسی طرف مقابل، دل به او می سپارند و تن به تعهد ازدواج می دهند،دچار "عشق نابخردانه" هستند.

7 - صمیمیت + تعهد = عشق دوستانه
نوع پیشرفته تری از روابط همسران است که هر دو با هم صمیمی هستند و در عین حال نسبت به یکدیگر تعهد دارند. با این حال رفتارهای جنسی در آن کمرنگ است. البته این کمرنگی در هر دوره سنّی معنای خاص خود را دارد. مثلاً اگر زوج تازه ازدواج کرده در هر ماه فقط یک بار با یکدیگر رابطه جنسی داشته باشند، می توان گفت عنصر اشتیاق در زندگی مشترک شان کمرنگ است اما برای زوج های با سن بالاتر باید بر مبنای سن و مقتضیات جسمی قضاوت کرد. این نوع از رابطه "عشق دوستانه" نام دارد و با افزایش سن همسران، بیشتر خود را نشان می دهد.

وضعیت سه ضلعی

8 - صمیمیت + اشتیاق + تعهد = عشق کامل و آرمانی
اگر همسران بتوانند هر سه مؤلفه عشق، یعنی صمیمیت، اشتیاق و تعهد را همزمان داشته باشند، به "عشق کامل و آرمانی" رسیده اند و می توانند با تمام وجود بگویند که "خوشبخت" هستند.

چه کنیم؟
زندگی مشترک تان را با توجه به این سه ضلع عشقی، بررسی کنید و ببینید در کدام بخش دچار مشکل هستید؟

عدم شناسایی دقیق مشکل، مشکلات بعدی به وجود می آورد. مثلاً زوجی دارای "اشتیاق+تعهد" است ولی بین شان صمیمیت وجود ندارد و دچار مشکل و تنش هستند؛ در این حال اطرافیان به آنها می گویند بچه دار شوید تا روابط تان بهتر شود.

با بچه دار شدن، عنصر "تعهد" که از قبل وجود داشته، تقویت می شود ولی "صمیمیت" به همان وضعیت قبلی باقی می ماند.
در واقع توصیه کنندگان می خواستند فرمول "صمیمیت + اشتیاق + تعهد" را ایجاد کنند ولی آنچه به دست می آید این فرمول است: "اشتیاق + تعهد به توان 2" که باز از "صمیمیت" خبری در آن نیست.

بعد از این که متوجه شدید کدام عنصر یا عناصر در زندگی مشترک تان کمرنگ یا مفقود است، باید روی آن متمرکز شوید و برای بازسازی همان ضلع انرژی بگذارید و وقت تان را صرف اضلاع دیگر نکنید؛ در این صورت:
الف) اگر بتوانید ضلع آسیب دیده یا مفقود را بازسازی کنید، زندگی مشترک تان را نجات می دهید.
ب) در غیر این صورت:
- در یکی از انواع ناقص زندگی مشترک، دچار فرسودگی تدریجی می شوید.
- یا باید به چنان زندگی مشترکی پایان دهید.

فایده دانستن و به کار بردن مدل مثلثی عشق، این است که می توانید درباره زندگی مشترک تان با دید باز تصمیم بگیرید و تعیین تکلیف کنید.


 
منبع: عصر ایران- سواد زندگی

راهکارهای موثر برای موفقیت در گفت‌وگو با همسر

 

 

شرایط زندگی، داشتن شغل‌های چندگانه و فرصت اندک کنارهم بودن زوج‌ها، کار را به جایی رسانده است که موضوع مهم «گفت و گو» را به یک غنیمت برای زوجین تبدیل کرده است.
 
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه
 هنگامی كه دو نفر ارتباط عاطفی با هم ندارند، به هنگام پیش آمدن اختلاف، نمی‏توانند از دعوا، اجتناب كنند. زن و شوهرها، هنگام دعوا و مشاجره، خیلی ساده، مسائل را به موارد شخصی و خصوصی، ربط می‏دهند. به جای مشاجره و بزرگ كردن نكات منفی، باید با یكدیگر گفت‏ وگو كرد.

 

 

آرام‌آرام چهار‌راه ولیعصر را به سمت بالا می‌روند. گاهی به هم نگاهی می‌اندازند و گاهی هم به مغازه‌های اطراف. جلوتر که می‌روم حواسم جمع می‌شود به گام‌های آهسته و دست‌های گره‌خورده زوجی که تازه وارد کهنسالی شده‌اند. هماهنگی ویژه‌ای در رفتارشان، طرز نگاه و حتی نحوه راه رفتنشان دیده می‌شود. یکدیگر را با اسم کوچک و پسوند جان صدا می‌زنند و در بین راه با هم درودل می‌کنند. در هم مسیر شدن با آنها تنها به این فکر می‌کنم، این روزها که آمار رسمی میزان طلاق افزایش یافته است، دیدن زوج‌های پیری که با وجود مشکلات و فراز و نشیب‌های زندگی همچنان عاشقانه کنار هم ایستاده‌اند و گفت‌و‌گوهایشان چیزی فراتر از فهرست‌های خرید و رویدادهای روزانه‌شان است، چقدر می‌تواند احساس خوشایندی را ایجاد ‌کند.

یکی از راه‌های شناخت همسران و مأنوس شدن آنها با یکدیگر، گفت‌و‌گوی صادقانه، صریح و سازنده‌ است. در ابتدا بسیار مهم است که موقعیت مناسبی را برای صحبت با همسر انتخاب کنید که هر دو از لحاظ روحی و جسمی آمادگی گوش دادن به صحبت‌های یکدیگر را داشته باشید. هنر گوش دادن به حدی مهم و حیاتی است که می‌تواند نیمی از مشکلات زوجین را حل کند؛ تا زمانی‌که زوجین راه گوش دادن به حرف‌های یکدیگر را یاد نگیرند و به قول معروف، یک طرفه به قاضی روند و راضی برگردند، هیچ مشکلی حل نخواهد شد. آنچه باید بدانید این است که یک گفت‌و‌گوی خوب و مؤثر با همسر ویژگی‌هایی دارد که ما در ادامه به آنها اشاره  خواهیم کرد:

1-صمیمانه به حرف‌های همسرتان گوش کنید

در زمان بحث و گفت‌و‌گو معمولا بیش از گوش دادن به همسر، به جواب‌های‌تان فکر می‌کنید و حتی ممکن است ناخودآگاه صحبت‌های طرف مقابل را قطع کنید؛ اما عاقلانه این است که ابتدا خوب گوش دهید و سپس اظهارنظر کنید، چرا‌که در غیر این‌صورت ممکن است از روی هیجان و احساس (بدون توجه به حرف‌های طرف مقابل) حرف نسنجیده‎ای بزنید که تنها رابطه را برهم بزند و باعث ایجاد سوءتفاهم بیشتر شود.

2- متوجه موضوع بحث و یا گفت‌وگو شوید

زوج‌ها غالباً بدون آنکه متوجه شوند دعوا بر سر چیست جروبحث راه می‌اندازند و بدون آنکه نظر همسرشان را درک کنند، درستی آن را زیر سؤال می‌برند یا با آن مخالفت می‌کنند؛ توجه به موضوع مورد بحث کمک می‌کند تا شما به‌عنوان شنونده، گوش و ذهن خود را بر آن فعال کنید و در این صورت فرد‌مقابل احساس می‌کند به حرف او گوش‌داده شده است.

3- اهداف مکالمه خود را شناسایی کنید

مشخص کنید هدفتان از مکالمه، سرزنش و بحث‌وجدل است یا پیروزی و صلح؛ هدف از مکالمه، یافتن راه‌حل برای مشکلات است. قبل از انجام آن از خودتان بپرسید هدف در اینجا چه چیزی است؛ این به شما کمک می‌کند تا با هدف رسیدن به صلح و آرامش به گفت‌وگو بپردازید.(1)

4- آنچه شریک زندگیتان می‌گوید را تکرار کنید

برای گفت‌وگوی مسالمت‌آمیز با همسر، صحبت‌های او را گوش کنید و سپس حرف‌های او را مقدمه‌ای برای اظهار نظر و نتیجه‌گیری خود قرار دهید. به عبارتی بعد از مدتی که از صحبت‌های همسرتان می‌گذرد به او خلاصه‌ای از آنچه گفته را بیان کنید. با این کار همسر شما متوجه می‌شود کاملاً به حرف‌های او گوش داده‌اید و به صحبت کردن با شما ترغیب می‌شود. این مرحله شمارا تشویق می‌کند که شنونده خوبی باشید؛ همچنین به شما کمک می‌کند تا احساس طرف مقابل‌تان را بهتر درک کنید.(2)

5- متناسب با طرف مقابلتان صحبت کنید

مردان نتیجه محور و زنان فرایند محور هستند؛ مردان دوست ندارند زیاد وارد جزئیات شوند و بالعکس زنان از بیان جزئیات لذت می‌برند لذا اگر تمایل دارید طرف مقابل به حرف‌هایتان گوش دهد:

_ اگر خانم هستید هوای مغز همسرتان را در هنگام حرف زدن داشته باشید چراکه مردها تحمل شنیدن حرف‌های طولانی را ندارند. اگر هم می‌خواهید به هر دلیلی فرایندی را توضیح دهید، ابتدا نتیجه و پایان حرفتان را بگویید تا همسرتان انتظار نکشد و حرص نخورد.

_اگر هم آقا هستید و قصد بیان مسئله‌ای برای همسرتان را دارید، بهتر است کمی با جزئیات با او حرف بزنید چراکه او فرایند محور است و با صحبت‌های کوتاه و مختصر شما قانع نمی‌شود.

6- خود را مشتاق شنیدن نشان دهید

باجان و دل گوش دادن به صحبت‌های طرف مقابل باعث می‌شود که میل و رغبت برای گفت‌وگوی طرفین بیشتر شود. اشتیاق خود را برای شنیدن حرف‌های همسرتان به این نحو نشان دهید که اگر همسرتان نشسته است، شما نیز بنشیند؛ اگر ایستاده است، شما نیز بایستید؛ به‌طرف او برگردید و حرف‌هایش را با سر تأیید کنید؛ شما با این رفتار این حس را به همسرتان منتقل می‌کنید که همیشه برای شنیدن حرف‌هایش آماده هستید. اشتیاق شما در گوش دادن به صحبت‌های طرف مقابل باعث احساس آرامش و امنیت در او خواهد شد و او راحت‌تر با شما صحبت خواهد کرد. 

 


پی‌نوشت‌ها:
1- گرازش از مقاله " 11 Tips For More Productive Conversations With Your Partner" که در سایت bustle منتشرشده است.
 
2-گزارش از مقاله"  How to Actively Listen to Your Spouse" که در سایت chabad منتشرشده است.

صفحه74 از365