
rezas
تجارب حضور در شبکههای اجتماعی
3 نگاه به اینستاگرام !

شبکههای اجتماعی و پیامرسانها از نخستین روزهای ورود به ایران، حواشی فراوانی را بههمراه داشتند. حواشی خاصی که گواه عدم آگاهی و ضرورت گسترش سواد رسانهای بود. حضور بیوقفه در این قبیل فضاها و عدم چارچوببندی مطلوب و سازگار با فرهنگ ایرانی_اسلامی و انتشار انواع محتوا بدون محدودیتی خاص موجب ابراز نگرانی بسیاری از کارشناسان و متخصصین علوم ارتباطات شده است. اما آیا عموم مردم نیز در این حوزه احساس خطر کردهاند؟
برای ملموستر شدن این موضوع، پای سخنان مادران و پدرانی نشستیم که هم خود از شبکههای اجتماعی بهویژه "اینستاگرام" استفاده میکنند و هم فرزندانشان. آنها تجربیات شخصی خود را بیان و به تبیین راهکارهایی برای جلوگیری از تاثیرات سوء این فضا بر فرزندانشان پرداختند.
کنترل رفتار اینستاگرامی فرزندم
"مریم 37 ساله"، اینستاگرام را مفید میداند و میگوید: «اینستاگرام اجازه دسترسی به اخبار نامحدود و غیر رسمی که عموم رسانهها از انتشار آنها دوری میکنند را به همگان میدهد. علاوه بر این، من در این فضا با انواع سبک زندگیها، رژیمهای لاغری و... آشنا شدم و توانستم دوستان قدیمیام را پیدا کنم که برایم بسیار ارزشمند بود. من منکر محتوای نامناسب و آسیبهای این قبیل فضاها نیستم اما از آنجایی که پسر 8 سالهام علاقه بسیاری به حضور در اینستاگرام دارد، بهجای منع او سعی کردم راهکاری پیدا کنم. پس از صحبت با 2 مشاور کودک، با پسرم پیجی راهاندازی کردیم و آن صفحه را روی گوشی خودم هم سوئیچ کردم تا بتوانم تا حدودی حضور پسرم در اینستاگرام را کنترل کنم.»
تکنولوژیهای ارتباطاتی مانند تیغ دو لبهای هستند که هم میتوانند مفید باشند و هم مضر و ما نمیتوانیم این تکنولوژیها را مطلقأ نفی و یا تأیید کنیم.
مدیریت شبکههای اجتماعی
"ابوالقاسم 40 ساله"، اینستاگرام را یکی از موثرین شبکههای اجتماعی میداند و میگوید: «من از این فضا استفادههای گوناگونی دارم. یکی از مهمترین آنها دسترسی به اخبار و سخنان افراد خاص و مسئولین است. این روزها زیاد میشنویم که قرار بر فیلتر شدن اینستاگرام است که بهنظرم این کار تاثیرات منفی فراوانی دارد چون در فیلترینگ تلگرام تجربه کردیم و مشاهده شد که بسیاری از افراد بهویژه جوانان و نوجوانان برای دور زدن آن از انواع فیلترشکنها استفاده کردند و به علت راهاندازی فیلترشکن روی تبلت و تلفنهای همراه، خواسته و ناخواسته به تصاویر، فیلمها و محتوای پورن و مستهجن نیز دسترسی پیدا کردند و عملأ این فیلتر کردن، نه تنها نتیجهی مساعدی نداشت بلکه مخرب نیز بود.»
ابوالقاسم که پدر که 1 دختر و 1 پسر است، برای کنترل فرزندان در این فضا میگوید: «تکنولوژیهای ارتباطاتی مانند تیغ دو لبهای هستند که هم میتوانند مفید باشند و هم مضر؛ ما نمیتوانیم این تکنولوژیها را مطلقأ نفی و یا تأیید کنیم، اما میتوانیم فضای مجازی را مدیریت کنیم و اشکالی بهوجود نمیآید که اجازه دهیم فرزندانمان از شبکههای اجتماعی، بهصورت مدیریت شده استفاده کنند. بهنظر من یکی از راهکارهایی که میتواند در این زمینه راهگشا باشد، طراحی سیمکارتهایی مخصوص کودکان و نوجوانان است که محدودیتهای خاصی برای دسترسی به فضای مجازی و شبکههای اجتماعی داشته باشد. قبلا ما شبکه محلی داشتیم که در این شبکه، محتوای طبقهبندی و مدیریت شده، متناسب با سن افراد ارائه میشد. از طرفی هم، سیم کارتهایی با یک سری برنامههای پیش فرض داشتیم که فعالسازی اینترنت آن محدودیتهای خاصی داشت و میدان دسترسی به گجتها و فضای مجازی از پیش تعیین شده بود. اپراتورها میتوانند این کار را احیا کنند.»

برای مشاهده اینفوگرافی در سایز اصلی اینجا کلیک کنید
بچهها دور زدن را بلدند
"سمیه" مادر دختری 12 ساله است که درباره حضور دخترش در اینستاگرام میگوید: «برای اینترنت وایفای منزل رمز گذاشتم. البته من برای دخترم تبلت و گوشی هم نخریدهام، اما یک صفحه اینستاگرام با نام خودش درست کردم که تنها روی گوشی خودم قابل روئیت است و برای استفاده از این فضا باید در حضور من وارد اینستاگرام شود. من شاغل هستم و در میان همکارانم زیاد شنیدهام که برای برنامه اینستاگرام رمز گذاشتهاند و یا حافظهی جستجو فرزندانشان را در این فضا چک میکنند، اما من اصلا این موارد را قبول ندارم چون امروزه، بچهها به انواع تکنولوژیها و راههای دور زدن آنها آشنا هستند و بهراحتی میتوانند سابقه جستجو خود در اینستاگرام را پاک کنند، پس این روش نمیتواند راه حل مناسبی باشد.»
والدین؛ عاملی اصلی مُدگرایی کودکان (2)
چگونه تمایل کودکان به مدگرایی را مدیریت کنیم؟

علاقه به مدگرایی این روزها در بین کودکان به وضوح دیده میشود، چنانچه آنها تمایل دارند حداقل برخی از آخرین مدها- گوش دادن به سبک موسیقی های جدید، کوتاه کردن مو، سوراخ کردن قسمتهای مختلف گوش، آرایش کردن، پوشیدن شلوارهای پاره و... را برای یک بار هم که شده امتحان کنند.
کودکان علاقه دارند خود را شبیه بزرگسالان درآورند حتی ممکن است این جمله را از کودکتان شنیده باشید که "فلان لباس از مد افتاده، هزار بار این لباس را پوشیدهام و همه آن را دیدهاند و..."، یا اگر دقت کنید کودکان با دیدن هر وسیله بازی در دست کودکان هم سن و سالشان آن را میخواهند و این نشان از الگو پذیری کودکان دارد.
تفاوت مدگرایی در بزرگسالان با کودکان در این است که بزرگسالان فرق بین زشت و زیبا، ماندگاری و غیر ماندگاری مد روز را میدانند و بر اساس آنها به تقلید میپردازند اما تنها ملاک کودکان برای تقلید از مد، الگوپذیری و شبیه شدن است. کودکان تنها به زیبایی یک چیزی نگاه میکنند و به ارزش آن فکر نمیکنند. اغلب دیدهاید که والدین در رابطه با مدگرایی کودکان دچار تنش میشوند و در مواجهه با آن نظر مخالفی از خود نشان میدهند که"تو نباید آرایش کنی، این موسیقیها رو نباید گوش کنی، تو خیلی بچه ای هنوز نباید گوشتو دو سه تا سوراخ کنی و..."؛ در واقع تقلید ازبرخی مدها که از نظر والدین احمقانه یا به درد نخور است به نظر کودک و یا نوجوان مهم و مد روز است به همین دلیل وقتی کودکان و نوجوانان با مخالفت والدین مواجهه میشوند حالت تدافعی به خودشان میگیرند.
والدین مسبب مدگرایی کودکان
یکی از شاخصهای دوران نوجوانی و پایان دوران کودکی تمایل به تنوع، تمایز و توجه بیش از حد به ظاهر است. این کاملا طبیعی است که بچهها دوست دارند دیده شوند و مورد توجه قرار بگیرند. در واقع ظاهر و پوشش در نظر بچهها مورد اهمیت است اما اهمیت به ظاهر با مدگرایی متفاوت است. مدگرایی به معنای توجه افراطی به مد و پیروی جدی از آن است لذا کودکان و نوجوانان مدگرا سعی دارند تا به تقلید از بزرگسالان مانند آنها لباس بپوشند و رفتار کنند اما پریسا قیاسی روانشناس کودک معتقد است: مسبب اصلی مدگرایی کودکان، والدین هستند چرا که اگر آنان از ابتدا الگوی صحیحی را برای فرزند ایجاد کنند و نیاز کودک را به شکل صحیح برآورده سازند، کودک تمایل به مدگرایی پیدا نمیکند. به عنوان مثال با پوشیدن یک لباس، کودک را مورد ارزیابی زیبایی و زشتی قرار ندهید و همچنین اگر جایی نیاز کودک مطابق با خواستهٔ شماست آن را برآورده سازید و در غیر اینصورت دلیل منطقی برای رد خواستهاش بیاورید.
قیاسی اشاره میکند: گاهی کودکان خلأهایی دارند که سعی میکنند آنها را با تقلید از آنچه میبینند پر کنند اما زمانی که این تقلیدها مناسب با فرهنگمان نباشد، با برخوردهای شدید از طرف والدین همراه است و این باعث میشود که کودکان از خانواده بیشتر فاصله بگیرند و احساس کنند که آنها درکشان نمیکنند.
قیاسی صحیحترین روش مقابله با مدگرایی کودک را ایجاد ارزش برای کودک میداند و میگوید: برای آنکه کودک تمایل به مدگرایی پیدا نکند باید کاری کنیم که او دیده شود و برخوردهای مناسب، توانمندیها و رفتارهای مناسب او را مورد توجه و ارزش قرار دهیم.
تأثیر رسانه در مدگرایی کودکان
امروزه تلویزیون نقش مهمی را در تربیت کودکان ایفا می کند و بخش مهمی از زندگی آنها شده است؛ تماشای تلویزیون جایگزین سایر فعالیت های کودکان از جمله بازی با دوستان، ورزش، مطالعه و... شده است؛ مشاهده برنامه های تلویزونی در پرخاشگری، ترس، رشد، سلامت و مدگرایی کودکان تاثرگذار است.
والدین باید مراقب باشند هنگامیکه شبکهای را تماشا میکنند که پوشش و رفتارهای نامتعارفی در آن استفادهشده است، این مسئله در ذهن کودک تأثیرگذار است چراکه کودکان با دیدن وضع نامناسب پوشش نمیتوانند رابطهٔ منطقی بین آن صحنهی دیدهشده و زندگی واقعی برقرار کنند لذا میبایست کودکان را از تماشای برنامههایی که مختص بزرگسالان است محافظت کرد.
ده نکته طلایی و آموزنده در طول سال تحصیلی
ده نکته طلایی و آموزنده در طول سال تحصیلی

1- شب ها به موقع بخوابید تا صبح ها سرحال و به موقع بیدار شوید.
2- از دیدن سریال های مختلف و فوتبال تا نیمه های شب خودداری کنید.
4- برای زنگ تفریح از منزل تغذیه سالم بردارید.
5- در مدرسه و کلاس درس تمام حواس تان را به معلم بدهید.
6- درس هر روز را پیش خوانی کنید و سپس در کلاس درس با آمادگی حاضر شوید.
7- بعد از آمدن از مدرسه، درس هر روز را همان روز بخوانید و نکته برداری کنید.
8- برای درسی مثل ریاضی سؤالات متعدد در منزل حل کنید.
9- بعد از مطالعه کامل کتاب های درسی به سراغ حل و مطالعه کتاب های کمک آموزشی بروید و آنها را همگام با کتاب های درسی حل کنید.
10- برای درس خواندن در منزل مکان آرامی را انتخاب کنید و سعی کنید بعد از یک ساعت مطالعه حتماً ده دقیقه استراحت کنید. تمام ساعات واقعی مطالعه خود را در دفتر برنامه ریزی تان وارد کنید.
آغاز سال تحصیلی و حفظ روحیه ترقی و تعالی
پایانی خوش برای سال تحصیلی
معیارهای انتخاب یک مدرسه خوب برای فرزندان مان چیست؟
رسانه را با منبر اشتباه نگیریم
پنج دلیل عدمموفقیت برنامههای دینی تلویزیون

عصر تکنولوژی همهچیز را دستخوش تغییر کرده و در این انقلاب جهانی، حتی نحوه ارتباطات و تبلیغات هم از الگوهای سنتی کمتر تبعیت میکنند.
زمانی فقط نوشتن کتاب یا سخنرانی کردن به عنوانراهکاری برای انتقال اندیشه مطرح بود، اما امروز رسانههای نوین باقدرتی مضاعف و اعجابانگیز و با مخاطبینی گسترده، زمینه را برای اطلاعرسانی در ابعاد مختلف فراهم میکنند.
مبلغان دینی و اندیشهای در سراسر جهان، از ابزارهای جدید تبلیغی بهره میگیرند و بیش از روشهای سنتی به آن اهمیت میدهند و برای آن هزینه میکنند.
البته در جامعه ایران و حوزههای علمیه؛ بهعنوان نهاد متولی فهم و تبلیغ دین، این موضوع به جدیت مکاتب و مذاهب دیگر جهان دنبال نمیشود و گویا هنوز رسانههای نوین به عنوان وسایلی قدرتمند در ترویج گفتمان و اقناع سازی، جای خود را آنگونه که باید در امر تبلیغ باز نکرده است. روحانیت و پژوهشگران دینی حوزه و دانشگاه باید در این ساختار قرار بگیرند و بهجای اینکه درباره بسیاری از گزارههای دینی صرفا سخنرانی کنند، آن را در قالب های جدید و جذاب به نمایش درآورند.
البته پس از انقلاب پژوهشگران دینی با تلویزیون و رادیو در ارتباط بودهاند و دستاندرکاران صداوسیما در ساخت برنامههای دینی تلاشهایی داشتهاند، اما همچنان برنامههای دینی موفقیت لازم را در جذب مخاطب کسب نکرده و عملاً در حاشیه کنداکتور شبکههای تلویزیون قرار دارد.
با توجه به اهمیت رسانه دینی، بد نیست به دلایل عدم موفقیت برخی برنامههای دینی در رسانهها نگاهی داشته باشیم.
اشتباه گرفتن رسانه منبر با رسانههای دیگر
شایعترین و مهمترین اشتباه برنامهسازان دینی، در منبر فرض کردن رسانه است. رسانههای جدید زبان و منطق خاص خودشان را دارند، همانطور که منابر هم از اسلوب مخصوص خود پیروی می کنند. اما در واقع نمیتوان توقع داشت با ضبط تصویری و پخش سخنرانیهای مذهبی وظیفه تبلیغ رسانهای به سرانجام رسیده باشد.
در برنامههای دینی کارشناس محور، گفتوگو با مردم شکل نمیگیرد. معمولاً کارشناس و مجری ساعتی را با هم صحبت میکنند و دغدغه مردم و جوانان بهدرستی تبیین نمیشود.
باید به فرمها و قالبهای رسانه ای در ساخت برنامههای دینی دقت شود. به عنوان مثال لازم نیست برای بیان اهمیت احترام به پدر و مادر از زبان یک روحانی و در قالب گفتوگو آیه «و بالوالدین احسانا» را بشنویم، بلکه میتوان از فرمهای سینمایی استفاده کرد.
البته متاسفانه وقتی عدهای در مسیر سینمای دینی حرکت میکنند، فیلمهای سینمایی یا سریالهایی میسازند که پر از شعارهای گلدرشت است و به همین دلیل نمیتوانند جوانی که مخاطب آثار حرفه ای سینمایی است را به خود جذب کنند. سریالهای بدساختی تولید میشوند که بیشتر جنبه فولکوریک و طنز داشته و نمیتوانند حس همزادپنداری را در مخاطب زنده کرده و داستان را برای او باورپذیر کنند.
در همین راستا، حجتالاسلام زائری، در نظر نگرفتن تفاوت میان منبر و رسانه را آغاز مشکلات رسانه دانسته و معتقد است: اگرچه مخاطب منبر و رسانه، افراد هستند ولی زمانی که تفاوت رسانه را در پوشش گستره مخاطب درنظر میگیریم و به سایر ضرورتهای آن توجه نمیکنیم، مشکلات آغاز میشود. مسئولان باید با اقتضائات رسانههای جدید آشنا شوند.(1)
مونولوگ به جای دیالوگ
در برنامههای دینی کارشناس محور، گفتوگو با مردم شکل نمیگیرد. معمولاً کارشناس و مجری ساعتی را با هم صحبت میکنند و دغدغه مردم و جوانان بهدرستی تبیین نمیشود.
برای حل این مشکل بهتر است برنامههای مشاورهای بیشتری ساخته شود و یا فضایی شکل بگیرد که جوانان بتوانند مستقیم با کارشناسان مذهبی ارتباط بگیرند و سؤالات خود را مطرح کنند.
پخش در ساعتهای مرده صداوسیما
یکی از آفات برنامههای دینی صداوسیما، پخش آنها در ساعاتی از شبانهروز است که تلویزیون کمترین مخاطب را دارد. مثلاً ساعت پنج تا هفت صبح، بیشترین زمان پخش سخنرانیها و برنامههای دینی است که کم مخاطبترین ساعت روز محسوب میشود.
بعد کارکردهای اجتماعی، اقتصادی، روانشناسی و سیاسی اسلام برای مردم مبهم و مشکوک است، اما هنوز مباحث کلیشهای کمکاربرد بیش از مباحث دیگر در برنامه های دینی اولویت دارند.
البته این آسیب علاوه بر مسئولین رسانه ملی، متوجه برنامهسازان است. صداوسیما برای به دست آوردن مخاطب حداکثری، پخش برنامههای دینی با مخاطب خاص و محدود را به ساعات کمبیننده اختصاص می دهد. از طرفی برنامههای جذابی در حوزه دین ساخته نمیشود که تا بتوان از صداوسیما توقع داشت آن را در بهترین زمان پخش قرار دهد.
اما بی شک اگر برنامهای ارزشمند و مطابف سلیقه مخاطب ساخته شود؛ در ساعات مناسب روز پخش خواهد شد مثل برنامه ماه عسل که به دلیل خوشساخت بودن بهترین زمان پخش را به خود اختصاص داد.
سطحی، محدود و کلیشهای
موضوعات دینی شامل اعتقادات، اخلاق، مسائل فقهی و حقوقی، دستورالعملهای اجتماعی و... میشود، اما بیشتر برنامههای دینی، بهخصوص برنامههای گفتوگو محور را مسائل اخلاقی آن هم در قالب توصیهای تشکیل میدهد.
هنوز برخی از نیازهای روز جامعه در ابعاد مختلف بیپاسخمانده و ظرفیتهای رسانه باید در راستای رفع این موضوعات بر زمینمانده بکار گرفته شود.
بعد کارکردهای اجتماعی، اقتصادی، روانشناسی و سیاسی اسلام برای مردم مبهم و مشکوک است، اما هنوز مباحث کلیشهای بیش از مباحث دیگر در برنامه های دینی اولویت دارند.
غفلت از کارشناسان متخصص و محبوب
کارشناسان دینی باید دو عنصر محبوبیت و تخصص را حتماً دارا باشند. محبوبیت کارشناس در گرو حفظ ظاهر مناسب، رعایت اصول فن بیان، پیگیری دغدغه های واقعی جامعه و سنجیده سخن گفتن است به طوری که زمینه سوء استفاده بدخواهان دین را فراهم نکند؛ به تعبیر دیگر کارشناس دینی باید اقتضائات زمانه را بشناسد. این مؤلفه ها برای مردم ارزشمند است و تأثیرگذاری بر مخاطب را افزایش میدهد.
اما این که یک کارشناسی محبوب باشد کافی نیست، بلکه باید متخصص امر دین باشد و قدرت و توانایی فهم و استنباط گزارههای دینی و تطبیق آن با نیازهای روز جامعه را داشته باشد.
بیشک بیشتر پژوهشگران دینی فعال در رسانه ملی هم محبوبیت دارند و هم تا سطوح عالی علم دینی پیش رفتهاند، اما گاهی این قاعده نقض میشود و هزینههای بالایی را متوجه بدنه متدین میکند.
پینوشت:
1. ششمین نشست گفتوگوی آیینی
دخترانی که تمایلی به "بله گفتن" ندارند...
دخترانی که تمایلی به "بله گفتن" ندارند...
گروه اجتماعی الف، ۱۸ دی ۱۳۹۷، ۰۸:۰۹ 
این روزها با نگاه اجمالی به خانواده خود، دوستان و آشنایان به دختران مجردی بر میخوریم که سن مناسب ازدواج را گذرانده ولی تمایلی به تشکیل خانواده و گفتن بله به خواستگارهای پشت در ندارند.
دخترانی که تجرد را انتخاب کردهاند، اغلب برای اینکه زیر بار ازدواج بروند معیارهای سختگیرانهای دارند و حاضر نیستند به خاطر حرف مردم، فشارهای خانواده و ... به پسری که شرایطش چنگی به دل نمیزند جواب مثبت بدهند. بالا رفتن سن ازدواج و افزایش آمار تجرد قطعی در دختران حکایت از تغییرات اجتماعی و فرهنگی دارد که عدهای را بابت تضعیف بنیان خانواده، مواجه با بحران جمعیت پیر در سالهای آینده، کاهش معنادار ازدواج، کاهش آمار تولد و ... نگران میکند و پرچم عدهای را هم به بهانه نزدیک شدن به تحقق حقوق زنان، دستیابی به آزادی و دستیابی به هویت مستقل برای کسانی که همیشه جنس دوم بودهاند بالا میبرد...
نمیخواهم اسم هیچ مردی در شناسنامهام باشد
سمیرا 28 ساله در پاسخ به اینکه چرا تاکنون ازدواج نکرده میگوید: من همیشه به دنبال حفظ استقلال، حریم شخصی و آزادیهایم بودهام و به عقیده شخصی ام ممکن است ازدواج نه تنها به حفظ هویت فردی کمک نکند بلکه حقوقی که در دوران مجردی وجود دارد را هم تحتالشعاع قرار دهد.
وی دراین باره توضیح میدهد: برخی دختران مجرد امروزی میتوانند سفرهای خارجی داشته باشند، در هر رشتهای که دوست دارند ادامه تحصیل دهند، در هر زمان که دلشان بخواهد با دوستانشان مراوده کنند و ... ولی گاهی وقتی اسم مردی در شناسنامه آنها ثبت شود، اوضاع تغییر میکند.
وی معتقد است: متاسفانه در کشور ما در برخی موارد بین حقوق زن و مرد متاهل توازنی وجود ندارد و همین باعث شده برخی دختران بعد از ازدواج دلشان برای دوران مجردی تنگ شود. من تا حالا با سه نفر از خواستگارانم درباره این مسائل صحبت کرده و آنچه از زندگی مشترک انتظار دارم را توضیح دادهام، همه آنها حرفهای من را قبول داشتند و نگرانی برای حفظ حقوقم را حقی طبیعی میدانستند ولی همین که کار به این میرسید که این حقوق جزء شروط ضمن عقد ثبت شوند، پا پس کشیدند و فکر کردند با این کار بهشان ظلم میشود.
سمیرا تاکید میکند: من به شدت اعتقاد دارم بعد از ازدواج هم لازم است حریم شخصی و استقلال فردی زن و شوهر حفظ شود، با این حساب، ترجیح میدهم تا زمان پیدا شدن کسی که با این خواستهها مخالفتی نداشته باشد، مجرد بمانم.
مهسا 36 ساله هم با اشاره به دلایل مجرد ماندنش میگوید:" راستش من در خانواده مرفهی بزرگ شدهام و حاضر نیستم با هر شرایطی تن به ازدواج دهم، الان در خانه پدری وضعیت خوبی دارم و در این شرایط جز گاه گداری که ترس از تنهایی در دوران پیری به سراغم میآید به فکر ازدواج نمیافتم. من بیشتر وقتم را با شغل و تفریحات مورد علاقهام پر میکنم و اینطوری کمتر خلاء نبودن کسی به عنوان شریک زندگی به سراغم میآید. برخی دخترها با انگیزه مادر شدن ازدواج میکنند و بنده نیز اگر روزی تصمیم به بچه دار شدن بگیرم، ترجیح میدهم برای کودکی از پرورشگاه مادری کنم."
وی در پاسخ به اینکه آیا تا به حال با کسی به طور جدی برای تشکیل زندگی مشترک صحبت کرده یا نه میگوید: "قطعاً خواستگارانی داشتم و از بعضی از آنها خوشم آمده ولی چون نمیتوانستند توقعات مرا در زندگی برآورده کنند ردشان کردم. بدیهی است منی که در ناز و نعمت بزرگ شدهام می خواهم بعد از ازدواج از لحاظ مالی وضعیتم بهتر از خانه پدری باشد والا چه لزومی دارد خودم را به سختی بیندازم؟"
پول برایم خیلی مهم است
وی با بیان اینکه وضعیت مالی مناسب یکی از فاکتورهای اصلی برخی دختران امروز برای گفتن بله به خواستگار است، میگوید: شاید انتظار من به نسبت اغلب دخترها از وضعیت مالی کسی که قرار است چندین سال با هم زندگی کنیم بالا باشد ولی عقیده دارم کسی که توان مالی برای فراهم کردن یک زندگی راحت و بی دغدغه را برای همسرش ندارد، بهتر است زن نگیرد!
وی اضافه میکند: "امروز برخی پسرها بدون داشتن شغل مناسب، پس انداز و حتی پول کافی برای خرید یک خانه به خواستگاری دختران میروند و بدیهی است بسیاری از آنها جواب دلخواه را نمیگیرند. درست که مهر و محبت در رابطه زناشویی مهم است ولی از این واقعیت نمیتوان فرار کرد که مردی که صبح تا شب دنبال یک لقمه نان باشد و همیشه خدا هشتش گروی نهش باشد، حوصله و انگیزه چندانی برای خوشبخت کردن همسرش ندارد."
مهسا با بیان اینکه بسیاری از مشکلات زن و شوهرها ریشه اقتصادی دارد، ادامه می دهد: متاسفانه بسیاری از اختلافات زن و مرد ناشی از مشکلات مالی است. وقتی مردی نتواند توقعات همسرش را برآورده کند، نباید انتظار داشته باشند اوضاع به شکل گل و بلبل و بدون هیچ مشکلی پیش برود.
نگرش به سن ازدواج تغییر کرده است
در ادامه این گزارش بیتا 26 ساله با اشاره به اینکه با بالا رفتن سن ازدواج دختران با خیال راحتتر میتوانند از دوران مجردی خود لذت ببرند، میگوید: تا دو- سه دهه پیش وقتی سن دختر از 22 سالگی میگذشت، به اصطلاح عامیانه ترشیده محسوب میشد و باید قید ازدواج با پسران جوان را میزد و چشم انتظار مردی سندار، طلاق گرفته یا کسی که همسرش را از دست داده بود مینشست.
وی ادامه میدهد: خوشبختانه طی چند سال اخیر شاهد تغییر نگرش مردم نسبت به سن مناسب ازدواج برای دختران بودهایم، امروز اگر دختری به 34 سالگی رسیده و مجرد مانده باشد، ترحم و دلسوزی بیجای مردم برانگیخته نمیشود؛ خوشبختانه در حال گذر از دورانی هستیم که حرف و حدیثها پشت دختران مجرد کمتر شده و به ندرت پیش میآید خانوادهای به خاطر حرف مردم دخترشان را به زور شوهر بدهند.
وی اضافه میکند: بدون شک شرایط هنوز برای دختران مجرد ساکن در برخی روستاها و مناطق کوچک سخت است ولی با کمک رسانهها و شبکههای اجتماعی مردم کم کم آگاهتر میشوند و به این نتیجه میرسند که مجرد بودن گاه یک انتخاب است نه اجبار. باید به جایی برسیم که در هیچ جای ایران دختران نه به واسطه فشار خانواده و نگاههای مردم بلکه از روی علاقه قلبی و با فراغ بال مردی که به ایده آل هایشان نزدیک است را انتخاب و تشکیل خانواده بدهند.
پسرها مقصر بالا رفتن سن ازدواج دختران هستند
فاطمه 33 ساله هم با اشاره به اینکه اغلب پسران امروزی معیار واقعی و درستی از ازدواج و تشکیل خانواده ندارند میگوید: بیشتر پسران حتی نمیدانند از چه دختری و با چه ویژگیهایی خوششان میآید و به نوعی بین سنت و مدرنیته گیر کردهاند.
وی اظهار میکند: به عنوان مثال آنها یک روز از ما انتظار یک زن اجتماعی و شاغل را دارند و یک روز دیگر توقع دارند دستپختمان به همان خوبی یک زن خانهدار باشد، یک روز میگویند هیچکس نباید مانع پیشرفت دیگری شود و روز دیگر میگویند وظیفه زن فقط این است که بنشیند خانه و بچه بزرگ کند، یک بار زنی با معیارهای گذشته را الگو قرار میدهند و یک بار زن موفق معاصری را در آن سوی دنیا.
وی توضیح میدهد: این سردرگمی باعث تردید در دختران برای انتخاب پسرانی شده که معیار مشخصی از مفهوم زن ندارند و در فضای فکری و فرهنگی متشنجی غوطهور هستند.
وی همچنین به دیگر دلایل ترس برخی از دختران از ازدواج اشاره کرده و میگوید: گاهی روابط عاطفی شکست خورده و دوستیهای از بین رفته و بی اعتمادی ناشی از آنها مانع از وارد شدن برخی دختران به روابط با هدف ازدواج میشود، البته شنیدن تجربیات تلخ دیگران از زندگی زناشویی هم گاهی مزید بر علت میشود تا دختران قید ازدواج را بزنند.
مهتاب یکی دیگر از دخترانی که سن ازدواج را سر گذارنده در توضیح مجرد ماندنش میگوید: دو سال بعد از اینکه دانشگاه قبول شدم از خانواده جدا شده و برای خودم خانه مستقلی اجاره کردم، همزمان با تحصیلم کارم هم میکردم و این باعث شد کم کم وابستگی اقتصادیام به خانواده قطع شود. حالا حدود 14 سال است مستقل زندگی میکنم.
وی اضافه میکند: به عقیده شخصی بنده برخی دختران با انگیزه مستقل شدن و تجربه زندگی جدید به سمت ازدواج کشیده میشوند.
وی ادامه میدهد: نمیگویم احساس تنهایی نمیکنم، نمیگویم فکر کردن به آینده نگرانم نمیکند، نمیگویم گاهی دلم نمیخواهد یک رابطه عاطفی پایدار داشته باشم و مادر بودن را تجربه کنم. اینطور نیست. گاهی این احساسها خیلی هم شدت میگیرد؛ ولی وقتی به زندگی بعضی از دوستانم نگاه میکنم که چطور بدون علاقه و تفاهم و فقط به خاطر فرار کردن از حرف مردم تن به زندگی مشترک دادهاند و نارضایتی را در چشمشان میبینم، از تصمیمی که گرفتهام احساس رضایت میکنم.
مهتاب در ادامه راحت طلبی پسران امروزی را به عنوان یکی دیگر از دلایل دلسردیش برای ازدواج عنوان کرده و توضیح میدهد: واقعیتش این است جای بسیاری از دختران و پسران در جامعه ما عوض شده است. من دوستانی دارم که از ترس تنها ماندن پول توجیبی پسری که دوستش دارند را هم میدهند و این برای من اصلا توجیه پذیر نیست.
وی خاطر نشان می کند: مرد و مردانگی تعریفی دارد که با رفتار بسیاری از پسران امروزی همخوانی ندارد. از قدیم زنها به مردها تکیه میکردند ولی در جامعه ما این روند دارد شکل معکوس به خود میگیرد.
وی میگوید: برخی پسران امروزی در اولین جلسه آشنایی بیش از اینکه به دنبال شناخت طرف مقابلشان باشند، کنجکاوند که بدانند دختری که ممکن است همسرشان شود کجا کار میکند؟، پس اندازش چقدر است و چقدر حقوق میگیرد؟ بدون شک پسری که به ازدواج به شکل معامله نگاه میکند و میخواهد از طرف مقابلش بیشترین سود را ببرد فرد مطمئنی برای زندگی نیست.
مهتاب بیان میکند: البته دلایل کم رنگ شدن انگیزه ازدواج در دختران تنها به موارد مطرح شده محدود نیست و دلایل فرهنگی، اجتماعی و روانشناختی بسیاری دارد که بسته به سن، شخصیت ، تفکر و ... دختران کم رنگ و پررنگ میشود.
دخترانی که از زندگی مشترک غول بی شاخ و دم ساختهاند
در ادامه این گزارش یک دکترای مشاوره خانواده با بیان اینکه بالا رفتن سن ازدواج در دختران از فاکتورهای مختلفی ناشی میشود، میگوید: دخترانی که میل به ازدواج ندارند اغلب معیارهای تقریباً غیرقابل عبوری به عنوان ملاک انتخاب همسر برای خود تعیین کردهاند؛ معیارهای سفت و سخت آنها در مورد همسر آینده میتواند دلیل این تنهایی باشد اما باید کمی منطق را هم وارد این معیارها کرد.
رضوانه جباری ادامه میدهد: برخی دختران به امید اینکه در آینده خواستگاران بهتری سراغشان میآید، دچار وسواس فکری شده و موقعیتهای فعلی خود را از دست میدهند. بدون شک در هر زمینهای ممکن است انتخاب بهتری وجود داشته باشد ولی نباید فراموش کنیم انتظار برای ازدواج با مرد ایده آل منطقی نیست چون هیچ فرد کاملی در دنیا وجود ندارد و هنر زندگی مشترک رسیدن به تفاهم و تلاش برای اصلاح طرف مقابل است.
وی توضیح میدهد: دخترانی که در سن ازدواج قرار دارند باید نیازهای واقعی خود در زندگی زناشویی را بشناسند و از جنسیت روانی خود و جنسیت روانی طرف مقابل اطلاعات مفیدی به دست بیاورند.
وی ادامه میدهد: هیچ کس بیشتر از خودمان مسئول تصمیماتی که میگیریم نیست به همین دلیل دخترانی که برای ازدواج دو دل هستند و از زندگی زناشویی غول بیشاخ و دمی برای خود ساختهاند باید شجاعت تصمیم گیری را به خود بدهند و پای انتخاب خود بایستند.
در زندگی مشترک، سلامت مرد، مسئولیت پذیری، علاقه و اعتماد حرف اول را میزند
این دکترای مشاوره خانواده میگوید: در زندگی مشترک سلامت مرد، مسئولیت پذیری، علاقه و اعتماد حرف اول را میزند و موارد دیگری مثل وضعیت اقتصادی در پلههای پایینتر قرار دارند.
وی اضافه می کند: بدون شک 99 درصد دختران نمیتوانند با مردی که آنها را در پول غرق میکند ولی دوستشان ندارد، شکاک و بددهن است و برای موجودیت آنها ارزشی قائل نمیشود زندگی کنند به همین دلیل باید برای ازدواج به دنبال فاکتورهای زندگی ساز در طرف مقابلشان باشند و از پرداختن به حواشی خودداری کنند.
جباری توضیح میدهد: دختران برای آنکه بتوانند ازدواج کنند باید در ایدهآلها و الگوها و معیارهای آرمانی خود تجدید نظر کنند و فکر نکنند پسری که قرار است به خواستگاریشان بیاید سوار بر اسبی است که به دنیا آمده تا در مسیر زندگی آنها قرار گیرد و خوشبختشان کند.
وی با اشاره به اینکه همه دلایل بالارفتن ازدواج به سختگیریهای دختران مرتبط نیست، میگوید: طی چند دهه گذشته شاهد تغییر نگرش عموم مردم نسبت به سن مناسب ازدواج برای دختران بودهایم. در کنار این، آشنایی زنان با حقوق طبیعی خود، افزایش آگاهی آنها، پررنگ شدن حضور آنها در جامعه، ایجاد امکان برای طی کردن مدارج بالای تحصیلی، افزایش سهم آنان در اشتغال و ... هم در بالا رفتن سن ازدواج دختران بیتاثیر نبوده است.
این دکتری مشاوره خانواده توضیح میدهد: با نگاهی به جمعیت مجرد کشور، به این نتیجه می رسیم این تصمیمگیران هستند که باید برای مدیریت این شرایط وارد عرصه شوند. مسئولان باید در عین حالی که برای ازدواج و افزایش جمعیت، برنامهریزی میکنند، به فکر جمعیت مجرد کشور هم باشند و آنها را به رسمیت بشناسند.
دولت با حمایتهای بیمهای و اعطای وام مسکن کمی از سختیهای مجردان جامعه کم کند
جباری عنوان میکند: دولت در شرایط فعلی باید حمایت از این افراد به ویژه دختران مجرد را در برنامههای خود قرار دهد و با طرحهایی مثل حمایتهای بیمهای، اعطای وام مسکن، وامهای ضروری و ... کمی از سختیهای مجردان جامعه کم کند.
البرز در جایگاه هفتم تجرد قطعی مردان و 23 تجرد قطعی زنان
یک روانشناس با اشاره به اینکه سن تجرد قطعی در کشور 50 سالگی در نظر گرفته میشود، ادامه میدهد: طبق اطلاعات دریافتی از مرکز آمار، در سال 95 نسبت مردانی که در استان البرز تا 50 سالگی دست کم یک بار ازدواج کردهاند 97.51 است که با محاسبه این رقم رتبه کشوری البرز 25 است.
نگار کریمی با اشاره به وضعیت زنان در این حوزه میگوید: 95.46 درصد از خانمهای البرزی هم تا سن 50 سالگی ازدواج را تجربه کردهاند و با این اوصاف رتبه کشوری البرز 9 است.
وی توضیح میدهد: در البرز 4.54 درصد زنان به سن تجرد قطعی رسیدهاند، این یعنی البرز از این حیث بیست و سومین استان کشور است، این رقم برای مردان 2.49 درصد است که البرز را در جایگاه هفتم کشور در تجرد قطعی مردان قرار داده است.
وی خاطرنشان میکند: با توجه به وضعیت تجرد قطعی آقایان در استان اتفاقاً باید بیشتر نگران وضعیت آقایان مجرد استان بود. البته دختران زیادی در استان هستند که هنوز به سن 50 سالگی نرسیده و ازدواج نکردهاند ولی چون به سن تجرد قطعی نرسیدهاند، در آمارگیریها لحاظ نمیشوند.
کریمی تاکید میکند: چون جامعه ما در حال گذار از مرحله سنتی به مدرن است، شاهد تغییر هنجارها و ساختارهای ازدواج هستیم. در حال حاضر اغلب خانوادههای ایرانی نه نگاه سنتی به ازدواج دارند و نه به طور کامل مدرنیته شدن در این امر را پذیرفتهاند. تا زمانی که نگرش کلی جامعه به مقوله ازدواج در حالت توازن و تعادل قرار نگیرد شاهد مشکلاتی از قبیل بالا رفتن سن ازدواج، افزایش آمار افراد مجرد و ... خواهیم بود.
تو رو خدا مرا کتک نزنید!
والدینی که فرزندنشان را تنبیه می کنند، بخوانند

در گذشته یکی از روشهای تربیتی در مدارس و مکتبخانهها تنبیه بدنی بود. والدین هم اکثراً به این روش راضی بودند و خودشان هم گاهی از تنبیه بدنی استفاده میکردند؛ در آن دوران از فلک کردن، کتک زدن با خط کش آهنی، گذاشتن قاشق داغ بر روی دست و لبها و...برای تنبیه کودکان استفاده میکردند. آنها معتقد بودند تنبیه بدنی موجب پخته، باتجربه و باادب شدن فرزندشان می شود؛ عقیده ای که همچنان در میان برخی از والدین نه بهشدت فلک کردن و قاشق داغ اما با همان تفکر کتک زدن وجود دارد و بهنوعی یک شیوه تربیتی برای آنها بهحساب میآید.
این در حالی است که تربیت صحیح کودکان یکی از مهمترین مسئولیتهای والدین است. تنبیه کودکان یکی از بخشهای قابلتوجه در امر تربیت کودکان به شمار میآید. همچنین بنا بر اصل یادگیری و مشاهدهای در تربیت، تنبیه بدنی کودک باعث می شود که او رفتار کتک زدن را بیاموزد و در ارتباط با اطرافیان خود -خواهر، برادر و همکلاسیها- از کتک زدن برای بروز خشم و حل مسئله استفاده کند. نکته قابلتوجه درزمینه تنبیه بدنی ماندگاری اثرات آن در وجود کودک و بروز مشکلات رفتاری متعدد در آینده است چنانچه سید شهرام علیزاده روانشناس و مشاور کودک و نوجوان به تبیان میگوید: تنبیه بدنی کودکان بهصورت کلی امری مشکلساز است و والدین نبایستی از آن استفاده کنند. تنبیه بدنی موجب الگو گیری منفی، صدمات جسمی و مقاوم شدن کودک نسبت به تنبیه خواهد شد.
گاهی پیشنهاد میشود که والدین بهجای تنبیه بدنی از تنبیه کلامی استفاده کنند؛ علیزاده در این مورد میگوید: بیشتر تنبیههای کلامی مورداستفاده والدین بهصورت سرکوفت زدن، مقایسه کردن و تهدید دیده میشود؛ بیشک شما نیز جمله "بذار برسیم خونه تا به حسابت برسم"را شنیدهاید. جملهای که در بسیاری از مواقع عملی نمیشود و همین مسئله باعث میشود تا کودکان پس از مدتی تهدیدهای والدین را جدی نگیرند لذا تنبیههای کلامی، مقایسه و سرکوفت زدن نیز اعتمادبهنفس کودکان را نشانه میرود و پس از مدتی اضطراب و افسردگی آنها را در پی خواهد داشت.
شهرام علیزاده روانشناس کودک روش هایی به عنوان جایگزین تنبیه بدنی به والدین معرفی می کند: عوامل مختلفی ازجمله نوع بدرفتاری، سن و وضعیت جسمی کودک در نوع تنبیه انتخابی مؤثر است لذا دو روش پیشنهادی برای جایگزین تنبیه بدنی وجود دارد که عبارتاند از:
گام اول
نادیده گرفتن: والدین میتوانند در قبال رفتارهایی که شدید و صدمه زا نیست از این نوع تنبیه استفاده کنند. درصورتیکه کودک گریه میکند یا جیغ میزند ارتباط چشمی، کلامی و فیزیکی خود را با کودک قطع کنید و به او توجه نکنید ولی بهمحض آرام شدن با او مانند یک والد معمولی رفتار کنید.
درصورتیکه گریه کردن و جیغ زدن کودک همراه با کتک زدن و پرخاشگری است بایستی دستهای او را بگیرید و اجازه بروز پرخاشگری را به او ندهید. در این مواقع والدین ارتباط چشمی خود را تا زمانی که کودک به بدرفتاری خود ادامه میدهد قطع میکنند.
گام دوم
محرومسازی: کودک را به مدت محدود از چیزی که موردعلاقه اش است محروم کنید. این محرومیت نیازهای اولیه کودک همچون غذا را شامل نمیشود. توصیه میشود که زمان محرومیت بیش از ۱۵ تا ۲۵ دقیقه نباشد چون بهاحتمالزیاد کودک را در حال انجام سرگرمی جدیدی خواهید دید.
علیزاده به نکاتی اشاره میکند که رعایت آنها در تنبیه کودکان بسیار مؤثر است:
۱. اگر قانونی را در مورد تنبیه کودک وضع کردید به آن پایبند بمانید. مثلاً اگر قانونتان این است که فرزندتان به مدت ۲۵ دقیقه از تماشای تلویزیون محروم باشد عدم تماشای تلویزیون در این ۲۵ دقیقه را باوجود خواهش و اصرار کودکتان در دستور کار قرار دهید.
۲. محرومیت از چیزی باشد که وجود دارد نه چیزی که قرار است در آینده بوجود آید.
۳. راههای فرار کودکان را ببندید و با شنیدن جملاتی همچون "مامان بار آخرم بود و قسم میخورم که دیگه تکرار نشه" قوانین خود را زیر پا نگذارید.
۴. راههایی را به کودک پیشنهاد کنید تا بتواند در هنگام عصبانیت احساس خشم خود را بروز دهد. برای مثال خطخطی کردن کاغذ میتواند راه مناسبی برای بروز خشم باشد.
بازخوانی یا بازیابی؟ مسئله این است
بازخوانی یا بازیابی؟ مسئله این است

برخی افراد برای حفظ آموخته های خود، مطالب را بازخوانی میکنند؛ یعنی مطالب را مکرراً از روی متن اصلی میخوانند. تحقیقات دانشگاهی نشان می دهد که این کار هیچ تأثیر مثبتی بر یادگیری ندارد. علاوه بر این، سه نکته منفی دیگر دارد:
1.بسیار وقت گیر است؛ زیرا باید همه مطالب چه آن هایی که بلد هستید و چه آن هایی که بلد نیستید را بخوانید.
2.بسیار کسل کننده است؛ زیرا مطالب برای شما تکراری است و هیچ چالش ذهنی دلپذیری برای شما ایجاد نمیکند.
3.شدیداً احساس کاذب (توهم) یادگیری ایجاد میکند؛ زیرا مطالب کلیدی که شما بلد نیستید، لا به لای مطالب بدیهی که بلد هستید، پنهان میشوند.
در مقابل برخی افراد برای حفظ آموختههای خود مطالب را بازیابی میکنند؛ یعنی بدون نگاه کردن به متن اصلی، به ذهن خود فشار می آورند تا مطالب را به خاطر بیاورند. تحقیقات دانشگاهی نشان می دهد که این کار تأثیر زیادی بر یادگیری دارد. به علاوه، چون شما همه مطالب را نمی خوانید، هم زمان کم تری صرف می کنید، هم از چالش های ذهنی لذت میبرید و هم دچار توهم بلد بودن همه مطالب نمی شوید.
اما راهکار عملی برای بازیابی چیست؟
دو نوع بازیابی وجود دارد: نوع اول بازیابی آزاد است؛ یعنی پس از خواندن مطلب بدون اینکه به متن اصلی نگاه کنید، به ذهن خود فشار میآورید تا حداکثر مطالب را به خاطر آورده و به زبان خود آنها را بازگویی و بازنویسی کنید. ممکن است بتوانید طبقه بندی جدیدی از مطالب ارائه کنید، نتایج جدیدی استنتاج کنید، مطالب را از زبان فارسی به زبان علمی یا بالعکس ترجمه کنید یا حتی نمودارها و اشکال جدیدی ترسیم کنید. این نوع بازیابی بسیار لذت بخش است؛ زیرا اولاً خلاقانه است و منجر به تولید دانش جدید میشود، ثانیاً یادگیری عمیقی ایجاد میکند. ایراد آن این است که ممکن است فقط بخش کوچکی از مطالب را به خوبی بازیابی کنید و از سایر مطالب غافل شوید. به بیان دیگر، میزان پوشش این روش روی مطالب اندک است.
نوع دوم بازیابی با سؤال یا همان آزمون است؛ یعنی شما پس از خواندن مطالب در فواصل زمانی منظم از همه مطالب آموختهشده آزمون میدهید. سپس برای یادگیریِ بخش هایی که بلد نبودهاید (به سؤالات جواب غلط داده یا اصلاً جواب نداده اید)، فقط صفحات مرتبط با این بخش ها را در متن اصلی می خوانید. اگرچه این روش به لذت بخشی روش اول نیست، دو حسن دارد. اول این که اگر آزمونی که می دهید استاندارد بوده و همه مطالب را پوشش دهد، مطمئن میشوید که همه مطالب را بازیابی کرده اید. ثانیاً با توجه به نتایج آزمون میتوانید بفهمید کدام بخشها را فراموش کرده یا ناقص یاد گرفتهاید و سریعاً یادگیری خود را اصلاح و کامل میکنید.
برای آماده شدن برای امتحاناتی که فاصله زیادی با زمان یادگیری شما دارند، مانند کنکور یا امتحانات مدرسه، برای اطمینان از به خاطر داشتن همه مطالب، مسیر بازیابی را با کمک آزمون های منظم کانون در پیش بگیرید.
مطالب مرتبط:
همراه با شما تا آزمون سراسری
آزمون سراسری در راه است
آزمون سراسری و آخرین گام ها
منبع: کانون قلم چی
بچههای امروز چه قصههایی دوست دارند؟
مریم صادقیان امین از یک تجربه میگوید

مریم صادقیان امین که سینما خوانده، چه شد که به سمت دنیای قصه و قصهگویی رفت؟
قصهها از کودکی همراه من بودند و من از قصهها تجربههای لذت بخشی داشتم. علاوه بر اینکه ارتباط خوبی هم با پدربزرگ و مادربزرگم بهواسطه قصهگویی آنها وجود داشت. یکی از افسوسهای همیشگیام مکتوب نکردن قصههایی است که بارها از زبان آنها شنیدهام. شاید باورکردنی نباشد اما وقتی برای بچهها قصه میگویم، انگار پدربزرگم در حال تماشای من است و از این کاری که انجام میدهم، رضایت دارد. پدر و مادر من در کودکی برایم کتاب میخریدند و میخواندند و در بزرگسالی هم همیشه مشوق من بودند. من با قصه و کتاب بزرگشدهام و با کتاب خواندن دنیایی را تجربه میکنم یا باشخصیتهایی آشنا میشوم که ممکن است به آنها دسترسی نداشته باشم.قصه برایم مهم است و دوست دارم بچههای امروز را هم در این تجربه دوستداشتنی سهیم کنم.
قصهها اهمیت و تأثیر زیادی در دنیای کودکان دارد. شما که در این زمینه تجربه دارید درباره تاثیر آن توضیح می دهید؟
قصه، کودکان را وارد دنیای جدیدی میکند که تابهحال آن را تجربه نکردهاند. قصه باعث فعال شدن تخیل کودک می شود، بهنحویکه هرچه بیشتر بخواند یا بشنود، فکرهای تازهتری در ذهن او ایجاد شود.ایجاد بستر متنوع برای کودک به او کمک میکند در بزرگسالی انتخابهای بیشتر داشته باشد.
شاید پرسشی که ذهن بزرگترها را درگیر کند این باشد که بچهها چه قصهای را بیشتر دوست دارند؟ یا کودک ما به چه قصهای بیشتر علاقه دارد؟ طبعاً برای پاسخ به این مسئله باید با دغدغههای کودکان آشنا باشیم
بچههای امروز چه قصههایی را دوست دارند؟
کلاً بچهها قصهها را دوست دارند. چه بشنوند و چه بخوانند، از آن لذت میبرند؛ اما شاید پرسشی که ذهن بزرگترها را درگیر کند این باشد که بچهها چه قصهای را بیشتر دوست دارند؟ یا کودک ما به چه قصهای بیشتر علاقه دارد؟ طبعاً برای پاسخ به این مسئله باید با دغدغههای کودکان آشنا باشیم. اینکه کودک چه دغدغهای دارد و درباره چه چیزهایی بیشتر فکر میکند. مثلاً اگر بچهای از دایناسور خوشش میآید، لازم نیست قصهها یا کتابهای علمی برایش تهیه کنیم. کافی است حرفمان را از زبان شخصیت دوستداشتنی او که در اینجا دایناسور است، بیان کنیم.
پس فرم و شکل قصهگویی هم اهمیت دارد؟
قطعاً فرم و اجرای قصهگویی در جذب مخاطب، خصوصاً اگر کودک باشد، بسیار مهم است. اینکه چگونه، کی و کجا برای کودک قصه گفته شود و او در چه شرایطی است، اهمیت زیادی دارد. باید حواسمان باشد او چه وقتی طالب شنیدن قصههای ماست و به آن گوش میدهد. این نکتهای است که حتی میتواند در آینده روی کتاب خواندنش هم تأثیر بگذارد.
توجه رسانهها به قصهگویی نسبت به دهههای گذشته کمتر است؟ اخیرا بهرام شاه محمد لو هم نسبت بهجای خالی قصه در تلویزیون هشدار داده است.
این سؤالی است که باید همان برنامهسازان رسانه به آن پاسخ دهند؛ اما آنچه به نظر میآید این است که بزرگترهای برنامهساز، از دنیای واقعی بچهها کمی دور هستند. یا اینکه فضای آنها در حد بچههای فامیل یا دوروبرشان است. گاهی هم این تصور وجود دارد که بسیاری از قصهها بارها گفته و شنیدهشده و اصطلاحاً تکراری است. درحالیکه با تولد هر کودک، همه قصهها شعر و داستانها و بازیها دوباره متولد میشوند و هر کودک در این دنیای کودکانه، تجربه منحصربهفرد خودش را دارد.
شما تجربه قصهگویی در فضای مجازی بهشکل زنده را هم دارید. از این تجربه جدید بگویید.
به نظرم تجربه فوقالعادهای بود و البته در ابتدا کمی ترسناک. ازاینجهت که وقتی در فضای مجازی برای مخاطب قصه میخوانید برخلاف کلاس یا جمعهای حضوری، شنونده و واکنشهایش را نمیبینید.در اینستاگرام فقط من بهعنوان راوی دیده میشوم. حتی هنوز هم وقتی قصه گفتن را در فضای مجازی و بهصورت زنده آغاز میکنم، دریکی دو دقیقه اول استرس دارم.
چه واکنشها و پاسخهایی از این شکل قصهگویی دریافت کردید؟
معمولاً کامنت ها یا پیامهای جالبی از طرف مخاطبان به دستم میرسد. مثلاً بچهای بود که دوست داشت، شهر خود را رنگ کند. پاسخها غیرمنتظره و هیجانانگیز بود.یا در یک تجربه قصهگویی، همراه با مادربزرگم حضور داشتم. اکثر بچهها به یاد مادربزرگ خودشان افتاده بودند یا بعداً از آنها خواسته بودند که برایشان قصه بگوید.
پدر و مادرها دغدغه انتخاب کتاب خوب برای بچه ها را چگونه برطرف کنند؟
توصیه من این است که در وهله اول کتاب را بخوانند یا حداقل ورق بزنند. ببینند چه کتابی مناسب فرهنگ خانوادهشان است. اگر هم هیچ شناختی نسبت به یک کتاب ندارند، بهتر است از مراجع مطمئن که کارشان معرفی کتاب کودک و نوجوان است، کمک بگیرند. مثل کتابهای لاکپشت پرنده یا کتابهایی که نشان شورای کتاب کودک رادارند.
فکر میکنید، بزرگترها هم دلشان قصه میخواهد؟ اینکه مثل بچهها بنشینند و به یک قصه گوش دهند؟
بله! بزرگترها هم دوست دارند برایشان قصه گفته شود. اتفاقاً تجربه قصهگویی برای بزرگترها و حتی پدربزرگها را هم دارم. وقتی برای پدر و مادرها قصه میگویم، این نیاز فراموششده یعنی شنیدن قصه را در وجودشان حس میکنم. البته باید توجه کنیم که شرایط و حس و حال آنها را هم مثل کوچکترها بسنجیم و بعد به قصه شنیدن دعوتشان کنیم تا از این فضای جذاب و دلچسب قصهگویی لذت ببرند.
فوایدی از ورزش که خیلی زود خواهید دید
نتایج فوری فعالیت بدنی

اما تمرینات قدرتی سازگاریهای دیگری در بدن ایجاد میکنند. وقتی عضلات خود را در برابر مقاومت تمرین میدهید، فیبرهای آن مدام آسیب میبینند و ترمیم میشوند. طی این فرایند، عضلات رشد میکنند. افزایش سایز عضله همراه با تغییرات نورولوژیکی مرتبط با تمرینات بدنسازی است.
این تغییرات زمانبرند؛ اما چیزی که این میان تعجببرانگیز است، برخی از فواید ورزش است که تقریباً فوراً روی میدهد. به عبارتی دیگر، شما حتی بعد از یک جلسه تمرین شاهد این فواید خواهید بود.
ورزش کردن باعث ترشح اندورفین میشود که هورمونی آرامشبخش و بهبوددهندهی خلق و خو است. این هورمون، همان گیرندهها در مغز را فعال میکند که داروها رویشان اثر میگذارند
فواید فوری ورزش هوازی
میدانیم که ورزش به کاهش فشارخون کمک میکند. مطالعات نشان دادهاند تمرینات هوازی از فشارخون در افراد سالم و افراد دچار فشارخون بالا میکاهند. در واقع، یک متاآنالیز منتشر شده در Annals of Internal Medicine نشان داد که تمرین هوازی، فشارخون سیستولیک را به طور متوسط به میزان 3.84 میلیمتر جیوه و دیاستولی را 2.58 میلیمتر جیوه کاهش داد؛ اما علاوه بر این، ورزش هوازی، تأثیر فوری بر فشارخون نیز دارد، یعنی تنها یک جلسه تمرین هوازی میتواند به مدت 13 ساعت بعد از تمرینات با شدت متوسط تا شدید، فشارخون را پایین بیاورد.به همین ترتیب، یک جلسه ورزش، حساسیت به انسولین را بهبود میبخشد، یعنی سلولها به گلوکز بهتر جواب خواهند داد. بعد از یک جلسه تمرین، سلولها راحتتر میتوانند گلوکز را دریافت کنند جوری که لوزالمعده مجبور نخواهد بود زیاد انسولین ترشح کند. در نتیجه ریسک دیابت نوع دوم و بیماری قلبی کاهش مییابد.
مطالعهای که روی افراد چاق انجام شد دریافت انجام تمرین هوازی با 50 درصد توان (شدت کم) برای تنها یک جلسه که کالری سوزی آن چیزی در حدود 350 کیلوکالری بود، حساسیت به انسولین به مدت 19 ساعت، در وضعیت بهبود یافتهای ثابت باقی ماند.
با توجه به این نتایج به راحتی میتوانیم بفهمیم چرا کارشناسان توصیه میکنند کسانی که دیابت نوع دوم یا سندرم متابولیک دارند ورزش کنند. ورزش کردن به کنترل قند خون کمک میکند.
فواید روانی ورزش
مطالعات نشان میدهند فعالیت بدنی منظم، خلق و خو را بهتر کرده و ریسک افسردگی را پایین میآورد و به کنترل استرس و اضطراب کمک میکند.شاید فکر کنید یک جلسه ورزش میتواند استرس را تسکین بدهد اما اینطور نیست: برخی پژوهشها نشان دادهاند حتی ده دقیقه تمرین با شدت متوسط، مانند پیادهروی میتواند به طور موقت از احساس اضطراب بکاهد و حالتان را بهتر کند.
شاید شنیده باشید ورزش کردن باعث ترشح اندورفین میشود که هورمونی آرامشبخش و بهبوددهندهی خلق و خو است. این هورمون، همان گیرندهها در مغز را فعال میکند که داروها رویشان اثر میگذارند.
بعد از یک جلسه تمرین، سلولها راحتتر میتوانند گلوکز را دریافت کنند جوری که لوزالمعده مجبور نخواهد بود زیاد انسولین ترشح کند. در نتیجه ریسک دیابت نوع دوم و بیماری قلبی کاهش مییابد
هنوز معلوم نیست با چه شدتی باید ورزش کنید تا اندورفینتان بیشتر شود، اما برخی مطالعات توصیه کردهاند تنها 10 دقیقه ورزش هوازی کافی است تا اندورفین را افزایش دهد، و پژوهشهای دیگری نیز گفتهاند به 20 تا 30 دقیقه فعالیت نیاز است تا اندورفین بیشتر ترشح شود.
اینکه چه زمانی اثر افزایش اندورفین را احساس میکنید بسته به کیفیت تمرین، نوع تمرین و مدت تمرین میتواند متفاوت باشد. ضمناً انجام درست تمرینات به تمرکز و دقت و نظم نیاز دارد و وقتی بتوانید از پس همهی اینها بهخوبی بربیایید، حتماً احساس خوبی خواهید داشت. این حس خوب میتواند تمام روز با شما باشد. ورزش باعث پمپاژ خون به سمت مغز میشود و یک جلسه تمرینی شدید به مدت 30 دقیقه یا بیشتر، بخشی از مغز را که به تمرکز کمک میکند فعال خواهد کرد. بنابراین شما بعد از یک جلسه تمرین و عرق ریختن، نسبت به قبل از آن، متمرکزتر خواهید بود که این هم فایدهی فوری دیگری از ورزش است.
منابع و آثار منحصربه فرد کتابخانه مسجد اعظم قم
مسئول کتابخانه حضرت آیت الله بروجردی:

وی در مورد کتابخانه فیضیه و مسجد اعظم گفت : این دو مجموعه بزرگ،بطور مستقیم زیر نظر معاونت پژوهش حوزه فعال است و این دو از کتابخانه های نمونه و خوب کشور و جزو ده کتابخانه برتر در ایران هستند و مراجعات زیادی به این کتابخانه صورت می گیرد. راهنورد بیان کرد: حوزه علمیه کتابخانه های خوبی دارد و خوشبختانه این کتابخانهها تاکنون به گونه ای مدیریت و اداره شده اند که با همه استانداردهای روز کتابداری هماهنگ هستند و همان استانداردها که در کتابخانه ملی رعایت می شود، در اینجا نیز وجود دارد.
وی تصریح کرد: هم اکنون نیز بهترین نرم افزار و دیجیتال کشور در خدمت کتابخانه است و خدماتی که به حوزه ارائه می دهیم، همگام با دانش نوین است و اشتراک مرکز منطقه ای با 4 میلیون و 200 هزار سند علمی بر روی روی آی پی مرکز مدیریت به مدت سه سال فعال است و حوزه های علمیه سراسر کشور به طور رایگان از این ظرفیت استفاده می کنند. مسئول کتابخانه آیت الله بروجردی اظهار داشت: با چنین ظرفیتی رسماً در قم به عنوان شاخه انتخاب شده ایم. در واقع، در قم مرکز منطقه ای چند شاخه دارد که یکی از آنها مسجد اعظم است.
4میلیون و 200 هزار پایاننامه
وی خاطرنشان کرد: در حال حاضر، 4 میلیون و 200 هزار پایا نامه و مقاله و سند روی پایگاه بارگذاری شده که از منابع بزرگی به شمار می رود و در کشور بی نظیر است؛ البته در قم مرکز نور را نیز داریم و این مجموعه همچون مراکز معتبر، حرفی برای گفتن دارد.
بیش از 7 هزار نسخه خطی روی سایت بارگذاری شده است
راهنورد گفت: باید این فعالیت ها اطلاع رسانی شود تا حوزوی ها بتوانند از چنین ظرفیتی استفاده کنند. در این راستا به مدت 6 سال نسخه های خطی را روی وب گذاشته ایم و چاپ های سنگی و سربی را به صورت اسکن بارگذاری کرده ایم و به طور کلی، بیش از 7 هزار نسخه خطی روی سایت بارگذاری شده است.
وی افزود: منابع کتابخانه انحصاری است و در جاهای دیگر وجود ندارد. این بسیار مهم است تا علاقهمندان نسخه خطی را از طریق سایت ببیند، در این ارتباط، بیش از 5 هزار عنوان نسخه چاپ سنگی روی پایگاه بارگذاری شده است. مسئول کتابخانه آیت الله بروجردی عنوان کرد: در پروسه بارگذاری، پس از اسکن ، تصاویر اصلی را می گذاریم و به صورت پی دی اف شده از طریق سامانه اختیار علاقهمندان قرار می دهیم.
در پشتیبانی از آموزش و پژوهش نیاز به کتابخانه های تخصصی داریم
وی خاطرنشان کرد: این کتابخانه برند هستند و کارهای تخصصی در آن صورت می گیرد. در پشتیبانی از آموزش و پژوهش به کتابخانه های تخصصی نیاز داریم. در سال های اخیر کتابخانه هایی در قم بازسازی شده اند؛ اما کتابخانه جدیدی با وجود افزایش تعداد طلاب نداریم. راهنورد بیان کرد: در اینجا برخی متقاضیِ باز بودن کتابخانه در ایام تعطیل و شبها هستند. با توجه به اینکه آموزش را در حوزه پژوهشمحور کرده ایم، نیازهای جدیدی ایجاد شده است. تا دیروز طلبه ای نبود که پایاننامه بنویسد؛ اما امروز مجبور است برای منابع پژوهشی به کتابخانه مراجعه کند. بسیاری از کتابخانه ها فاقد این منابع هستند.
وی گفت: روزانه بیش از 100 نفر از اساتید سطح عالی حوزه به کتابخانه مراجعه می کنند. این ظرفیتهای علمی به اطلاع رسانی نیاز دارد، شور و شوق در کتابخانه در فصل تابستان، حتی در گرمترین ساعات وجود دارد و با وجود 400 صندلی، با کمبود فضا مواجه هستیم. مسئول کتابخانه آیت الله بروجردی، با اشاره به استقبال بانوان نیز بیان کرد: بسیاری از اساتید و بانوان و دانشجویان در رشته های علوم اسلامی که تحصیلات تکمیلی را سپری می کنند، به کتابخانه مراجعه می کنند.
وی عنوان کرد: بازدید و نشست هایی از سوی گروههای علمی خارجی وجود دارد و تنها کتابخانه ای هستیم که نشست علمی دورهمی کتابداران قم را هر هفته برگزار می کنیم. روزهای پنجشنبه کارگاه علمی سطح بالایی برگزار می شود که اکثراً دانشجویان ارشد و دکترای کتابداری از آن استفاده می کنند. راهنورد بیان کرد: بخشی از منابع کتابخانه اهدایی است که بخش عمده آن تکراری هستند و عنوان اضافه نمی شود، بلکه جلد اضافه می شود، در 7 سال گذشته، بیش از 20 هزار عنوان کتاب افزوده شده که چاپ های سال 91 به بعد است.
وی معمم بودن را یکی از شرایط ثبت نام از طلاب عنوان کرد و افزود: این کتابخانه ویژه دانشجویان رشته های علوم و معارف اسلامی که در مقاطع تحصیلات تکمیلی و دوران پایاننامه نویسی را سپری می کنند، می باشد، همچنین برای طلابی که سطح حوزه را به اتمام رسانده و برای پایان نامه و یا برای درس خارج نیاز به منابع علمی دارند ضمن ثبت نام خدمات علمی ارائه می کند. مسئول کتابخانه آیت الله بروجردی اظهار کرد: برای رشته های علوم انسانی، ازجمله اقتصاد، ظرفیت های کتابخانه فیضیه بهتر است و ما معمولاً در برخی از موضوعات همپوشانی داریم.
وی گفت: با توجه به هزینه های بالای خرید کتاب، نمی توانیم کتاب ها را در دو کتابخانه تأمین کنیم و بودجه ای قطرهچکانی داریم. راهنورد ادامه داد: وضعیت مطالعه نسبت به گذشته رشد داشته است و مردم باسواد شده اند. عضو رسمی در کتابخانه بیش از 7 هزار نفر هستند و روزانه 1000 مراجعهکننده داریم که در بخش آقایان، 700 نفر و بانوان، 300 نفر مراجعهکننده هستند؛ البته فیضیه از 1500 تا 3500 نفر روزانه پذیرش دارد. وی تصریح کرد: منابع و آثار منحصر به فردی در کتابخانه مسجد اعظم گردآوری شده است و هر بخشی از کتابخانه به معرفی نیاز دارد، مرحوم حاج محمد رمضانی، صاحب انتشارات کلالهخاور، در سال 1301 یک مجموعه سازی را با سرمایه شخصی و در بدترین شرایط معیشتی تا سال 46 آغاز می کند و با عشق به کتاب، این مجموعه غنی را جمعآوری می نماید.
مسئول کتابخانه آیت الله بروجردی تأکید کرد: این مجموعه به معرفی نیاز دارد؛ چراکه در این مجموعه آثاری وجود دارد که کتابخانه های ملی و دیگر کتابخانه ها وجود ندارد و ایشان با نگاهی خاص، منابع را جمعآوری کرده است. وی افزود: همزمان با کتابخانه کنگره که بخش فارسی را تأسیس و منابع را جمعآوری نمود، ایشان نیز همین کار را در تهران آغاز کردند که فردا نیازمند اجنبی و بیگانه در تأمین منابع نباشیم. وی با چنین نگاهی، این رسالت را به سرانجام رسانده و امروز کارشناسان کتابخانه های بزرگ جهان در بازدید می گویند این مجموعه منحصر به فرد است. راهنورد عنوان کرد: سالنامه هایی که در طول تاریخ در کشور چاپ شده است که قدیمی ترین آن در 1290 قمری بوده، در این کتابخانه موجود است و اولین های کتاب چاپی در ایران را مرحوم رمضانی گردآوری کرده است.
وی اظهار کرد: مرحوم رمضانی همچنین مجموعه های کتاب درسی کتابخانه را جمع آوری کرده است که بیش از 3200 عنوان در 4200 نسخه است، این مجموعه را خود وزارت آموزش و پرورش هم ندارد.
منبع: خبرگزاری رسمی حوزه
