ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
سه شنبه, 10 تیر 1393 15:04

منزلتهای امام زمانمان در تذکرات تربیت وار بیدارعقل (2):

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
منزلت 11:السلام علیک یا"ربیع الانام و نضرة الایام"سلام بر تو ای بهار دل ها،ای شادی روزگاران. همگی به شماره ی سالیان عمرمان دیده ایم که بهار زیبا با طبیعت مرده ی زمستان زده،چه می کند!دیده ایم بی برگ و بار درختان به خواب رفته ی مرگ گرفته را چگونه بیدار و زنده می سازد! چگونه وجودشان را شکوفانده،از خشکی رهانده،به ثمر و میوه و گل نشانده،چگونه سراسر زمین را،یکپارچه مملو از طراوت و خرمی و نشاط می گرداند. اینها اوصاف بهاران کوهها و درختان و سبزه هاست. اما بهار ما کجاست؟!ما آدمیان را، آیا بهاری نیست؟! درخت بی ثمر غمگرفته وجودمان را شکفتنی نخواهد بود؟!اصلا آیا هیچ سراغ بهارمان را گرفته ایم؟؟افسوس که دچار توهمیم.گمان می کنیم که زنده ایم و پر از ثمر وشکوفه، غافل از آنکه...خدایا بر ما ببخش.بر خود ستم کرده ایم.راه بهار را بر دلهای پژمرده ی زنگ گرفته مان بسته ایم.خدایا به بهارت قسم! سرشار از بهارمان کن.
 
 منزلت 12:اللهم اصلح "عبدک"و خلیفتک ... مولایمان"بنده"و"عبد" خداست.مقام عبودیت تامه،و بندگی محض خدا،مقامی است که مختص خلفاءالله سلام الله علیهم است.این مقام،تصریح است بر آنکه اولا مولایمان،خالق نیست،مخلوق است. خدا نیست،گدای خداست؛ و هر که هست و هرچه دارد   از خدا و به توفیق او دارد؛ لا اله الا الله و ما توفیقی الا بالله.    ثانیا انجام واجبات و مستحبات بتمامه، ترک محرمات و مکروهات بتمامه تنها درمولایمان ظهور می یابد. او تنها کسی  است که در سراسر زمین، در ولایت خدا تماما مستغرق است.ما بیچارگان که در سراسر عمرمان نیم رکعت نماز هم نخوانده ایم! در این روزگار به او، و تنها هم به اوست که  خدا بندگی میشود. خدایا به مهدی و بندگی اش،به تسبیح و تحمید و تهلیل و تکبیرش،به نماز و روزه اش،به قیام و قعود و رکوع و سجودش سوگند، که تابش نورمعرفت و محبتش را بر قلوب ما روز افزون نمایی.
 
 
 
  منصب 13: اللهم صل علی...الولی الناصح "سفینة النجاة" و علم الهدی...    تا کنون به حال زار کشتی شکستگان گرفتار در دریای طوفانی اندیشیده اید؟ سایه ی سهمگین مرگ را با تمام وجودشان احساس می کنند. در این بین اگر کشتی نجاتی سر رسد، آیا کسی در سوار شدن و رهاندن خویش از چنگال مرگ لحظه ای درنگ خواهد کرد؟ مسلما خیر؛ مگر آن کس که به حال اغماء افتاده باشد. تعبیرات توصیف گر اهل بیت، شاعرانه نیست؛ حاق واقع است. امام زمان، کشتی نجات است. اگر بر کشتی نجات خدایی سوار نشده ایم، اگر به تکه پاره چوبهای شناور بر آب بسنده کرده ایم، شک نکنیم که در حالت اغماء به سر می بریم و هلاکت سرنوشت ماست. بیاییم  به جای اتکای به زورق های شکسته ی ناامن، به کشتی امن خدا ملتجی شویم. علممان، دینمان، معارفمان، اعتقادمان، ادبمان، اخلاق مان  همه و همه را از او و از طریق او بگیریم.  
 
 
 منصب14:السلام علیک یا"حجة الله"و دلیل ارادته.سلام بر تو ای حجت خدا و ای دلالت کننده بر اراده ی او.احتمالا دیده ایم کسانی را که از خدا و دین خدا،از رابطه ی خدا با مخلوق و از زمین و زمان سخن می گویند و شاید بسیار دلنشین و دل انگیز هم می گویند! اما،سر تا به پای سخنانشان، نقل قول از ادبا و حکما و شعرا و...از ملل و نحل مختلف است و هیچ ذکری از حجتهای خدا در میان حرفهایشان نیست.آیا خدا تضمینی به ما سپرده است که از ما،چنین اعتقاداتی را که همگی غیر مأخوذ از حجتهای اوست بپذیرد؟!یا اینکه به عکس،از چشم و گوش و دل سپردن به غیر حجج خویش برحذرمان داشته است.امام زمان حجت خداست.خدا به او و به اجداد طاهرینش بر ما اتمام حجت کرده است.با این حجج است که خدا روش بندگی خود،راه تقرب به سوی خویش، و تمام "راست ها"را به ما نمایانده است. برادرم،خواهرم، بهوش باشیم! به"دروغ ها" گوش و دل نسپریم.
 
 
  عنوان ۱۵، الامام "الوالد الشفیق". امام، مهربان پدری دلسوز است. آری؛ پدری که دلش برای بچه هایش می تپد، می لرزد، دعا می کند و به یاد آنها و به فکر سرنوشت آنهاست...سالیان سال است که چنین است؛ و اینک اما، هزار و صد و هشتاد و یکمین سال زندگانی پدر فرا رسیده است و ما، همه ی فرزندانش، ولادتش را به جشن نشسته ایم. سراسر شهر را، آذین بسته ایم؛ همه جا چراغانی شده است، اما پدر، خود، در میانمان نیست.درست بگویم: درمیانمان هست اما غریب، تنها، خسته و ترسان ز ما و ز وحشت سرای شهر! سالیان سال است که نازنین قلب مهربانش از ما و کارهایمان رنجیده و شکسته است.پدر را با رنجهایش تنها گذاشته ایم. البته گهگاهی هم پدر! پدر! کرده ایم اما، برای خودمان،نه برای او. ایکاش در بین این همه چراغ، تکچراغی هم  برای او و فقط هم برای او افروخته باشیم! و اینک اما پدر همچنان نگران و چشم انتظار ما!آیا او را برای خودش خواهیم خواست؟
 
 
  منصب 16: السلام علیک یا"باب الله الذی لا یوتی الا منه" سلام بر تو ای درگاه خدا، که کسی واصل به خدا نمی شود جز از طریق همین درگاه.  اگر کسی خواهان کمال حقیقی و رحمت ویژه ی خداست،اگر عنایات او و قرب به او را می جوید، اگرفیوضات و الطاف و لقای او را می طلبد، بایستی از باب خدا وارد شود و باب خدا امام زمان است. اگر به کسی عطایی شود، از همین درگاه است.بزرگترین تلاش ابلیس، تلقین این مطلب بود که خدا را درگاه خاصی و باب تعریف شده ای نیست. شیطان از شدت حسادت و بغضش نسبت به خلفاء خدا،شروع به وسوسه کرد: ای بندگان خدا، هر کدامتان راهی و بابی از جانب خودتان برای خدا بسازید. خیالتان راحت!هیچ آدابی مجویید!...آری چنین بود که شیطان با وسوسه هایش در مسدود کردن ابواب خدا و منحرف کردن آدمیان از باب های راستین هدایت و رحمت حق کوشید و بابهای باطل و دروغ را گشود. مراقب باشیم که از باب خدا به جانبی دیگر رو نکنیم.
 
 
 منصب17:اللهم صل علی..."القائم بقسطک"... مولایمان قیام کننده به قسط و عدل الهی است... خدای مهربان و حکیم، جهان را آفرید، چه نیکو، زیبا و حکیمانه! آسمانها و زمین، درختان و جانداران، جانوران و آدمیان همه به خواست او موجود شدند. پیامبران خدا در میان آدمیان مبعوث شدند تا حق خدا و اولیائش را برآنان و حقوق آنان را نسبت بهم یادآور شوند؛ تا بخوانند آنان را به قسط، که رعایت حقوق الهی است. افسوس و صد افسوس! حقوق الهی زیر پا نهاده شد. در حق خدا و اولیائش ستم گردید، که بماند! که در حق خودمان، ارحاممان، دوستانمان و در حق همه ی همنوعانمان نیز! حتی دشتها و دریاها از آسیب های ما مصون نماند. افراط ها و تفریط های ما آدمیان، زمین را از ظلم و ستم آکنده کرد. ولی کیست آن مرد خدایی که در برابر یکایک ستم های آشکار و نهان، عدل و قسط الهی را به اجرا در آورد. خدایا به خودت قسم، ظهورش برسان.
 
 
 
 منصب18:"الذی  یملأ الارض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما".مولایمان زمین آکنده ز ظلم را مملو ز داد خواهد کرد.شنیدن واژه ی ظلم عمدتا ما را به یاد چنگیزها و هیتلرها می اندازد در صورتی که دامنه ی حضور ظلم بسیار وسیع است:به شکل معاصی در رابط ی بین انسان و خدا،بین انسان و اولیاء خدا، انسان و طبیعت،انسان و حیوانات،بین پدر و فرزند،زن و شوهر، کاسب و مشتری و خلاصه در جای جای زندگانی ما.اگر به خود و اطراف خود نیک بنگریم،علاوه برظلم های آشکار،ظلمهای زیادی پنهانی اند و در قالب عرف لباس حق و عدل پوشیده اند. پیامبران و اولیای خدا همگی قائم به قسطند و امام زمان در این منصب-شماره 17-با آنان شریک است اما منصب18 یعنی آکنده کردن زمین ازقسط و عدل،مشخصه مولایمان است و با کسی شریک نیست.خدایا از ستمهایی که می کنیم و می بینیم،از ظلمهایی که با ما و زندگانی ما عجین شده اند،سخت به تنگ آمده ایم.خداوندا نجاتمان بخش
 
 منصب19:"الغوث" رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره مهدی سلام الله علیه فرمودند: آنگاه که کارد به گلویت رسید، به او استغاثه کن، او پناهگاه و فریادرس هر کسی است که به او استغاثه کند. (بحار-ج91-ص35-اواخر ح22)  انسانهای مدهوش، جان به گلو شدن را تنها در بیماری، گرفتاری، داغ عزیز و شرایطی اینگونه میدانند.به نظر شما شرایط زیر، شرایط وخیم تری نیست: فرزندی بی نماز؟ خواهری بی حجاب؟ برادری بی بند و بار؟ شیعه ای که از امامش بریده و از یادش برده؟جامعه ای که سخت به خواب رفته؟جهانی که با مقدسات خدا وداع گفته؟و...کدامین کارد به گلو شدنی از اینها سخت تر؟ المستغاث بک یا صاحب الزمان! گرفتاریم! دستمان بگیر.اسیر دنیا شده ایم!آزادمان کن. خود را ز یاد برده ایم، به یادمان آر.به خواب آرمیده ایم،بیدارمان کن و اما خدا را تو ای غوث، به فریادمان رس؛ درمانده ایم، درمانمان کن.و دشوارتر الغوث!  از تو دوریم، نزدیکمان کن.
 
 منصب20:السلام علی"الکهف الحصین" سلام بر تو ای پناهگاه امن،ای دژ محکم و استوار.در فرمایش پیامبرمان ذیل منصب19از مولایمان به کهف نیز تعبیر شده بود. اگر خدای مهربان به شیطان و عفاریتش اجازه داده تا بتوانند بر سر راه بندگان او بنشینند و وسوسه کنند،در مقابل، پناهگاهی محکم و امن را تعبیه کرده و آن امام زمان است.استعاذه ی حقیقی به خدا از شر شیطان،پناهندگی و ورود حقیقی به قلعه ی مستحکم و ایمن امام زمان است. افسوس که ابلیس،کار خود را کرده است: وسوسه های او ما را به آلونک های سستی که دست سازه های گدایانی چون خودمان است،سوق داده است.بسیاری از آنها نیز منازلی است که دست ساخته ی خود ابلیس است. برادرم،خواهرم؛ عمرتان دراز باشد ولی وقت خیلی کم است.بیایید همین لحظه علیه"خود"کهنه و کاذبمان قیام کنیم.از خودمان و معاصیمان توبه کنیم و به حرم امن خدا وارد شویم.مطمئن باشیم مولایمان ورودمان را خوشآمد خواهد گفت
خواندن 1848 دفعه آخرین ویرایش در جمعه, 26 دی 1393 19:17