تكثير ياوران
نمي دانم چرا هرگاه از ياران آن موعود جان، حضرت صاحب الزمان -سلام الله عليه - سخن به ميان مي آيد،از سيصد و سيزده يا ده هزار ياور او در هنگام ظهور سخن مي رود ؟ در حاليكه در طول روزگاران غيبتش هزاران ياور او را در اهداف و برنامه هاي امامتش ياوري كرده و خواهند كرد اگرچه او را نديده يا توفيق زيارتش را نيافته باشند ؛ چنانكه پيامبران و امامان را هم ياوراني بوده است در وسعت تاريخ و جغرافيا كه آنها را با دست و زبان و قلم و ثروت و نبرد و انديشه ياوري كرده اند و يقيناً همه آنها توفيق مصاحبت و ملازمت با آن انوار مقدسه را نداشته اند...
عبارت زيبا و گويائي دريكي از دعاهاي موثق مهدوي است كه از خدا مي خواهيم ياران و انصار و اعوان او را زياد گرداند:
"و كٓثّرٓ أنصاركٓ و أعوانكٓ و أنجزٓ لك ما وعدك..."(دعاي مشهور " سلام الله الكامل التام"...)
و اين دعا بر تكثير ياوران(انصار و اعوان)،عدد يا زمان يا مكان خاصي را در بر نمي گيرد و شمولش عام است .صدها محدث و عالم و خطيب و خيّر و واقف و كاتب و مولف و معلم و نقاش و طراح و كاسب و كشاورز و خادم و هنرمند و مبلغ و شاعر و پزشك و معمار و مترجم و...خلاصه از همه طبقات اجتماع از زن و مرد ، زلف خود را با زلف آن طلعت نوراني گره زده و دل به مهرش سپرده و هستي خود را به پايش ريخته و از او حمايت كرده وياريش داده اند كه بي انصافي است آنان را ياوران و اعوان و انصارش نناميم و تقاضاي تكثير آنها را نداشته باشيم....
هرچه اين ياوران افزون شوند نام و ياد و راه آن مولي الموالي بلندآوازه تر خواهد شد.اما وظيفه هريك از ما در اين تكثير چيست ؟
تربيت و پرورش "ناصر" و "عون"از سنخ توليد انبوه كالا و خدمات نيست كه آسان باشد بلكه با انسان سر وكار دارد و فرايندي دشوار و طولاني و طاقت سوز و البته خوش فرجام و مبارك اثر است كه مبتني بر تلاش و صبر و ايماني قوي در والدين و مربيان است تا ياوراني شيراوژن را در همه عرصه ها براي مولا پديد آورد كه هريك به مثابه يك امت توان تأثيرگذاري و هويت بخشي و فرهنگ آفريني بالا داشته باشند و در زمانه فتنه ها دستگير مردم شوند و نگذارند شياطين مردم را از امام جداسازند.
ما را چنين آرزوست كه از چنان ياوران باشيم ، از اين روست كه هماره مي خوانيم:
اللهم اجعلنا من انصاره و اعوانه...
یاران وليّ خود فزون كن / فارغ زشمار و چند و چون كن
خدمت كن و بي نشان و مخلص/ ناپاك زجمعشان برون كن
اعوان ورا به كثرت آور / انصار ورا زحد فزون كن
هرمدعي ياوريش را/ با سختي و درد آزمون كن
از جنس بشر كه ياورش شد/ ازجنس ملائكش قشون كن
از حاشيه ها رهي نبستيم / اين درس ،سراسر از متون كن
ما كان چو حاكمش نمودي / چيره به تمام ما يكون كن
افسر زسر پليدكاران / بردار و بساطشان زبون كن
هركس كه نداد دست ياري / قلبش زعناد غرق خون كن
دجال به پيش ارتش او / بيچاره و خوار و سرنگون كن
آن شيطنتش به تيغ بشكن / با خوف زبونش از درون كن
چون مكر كنند در مسيرش / تو نيز به كارشان فسون كن
گر در قدمش نگشت چرخي / آن چرخ برار و واژگون كن
روح القدسش مويد اور / ازلشكر غيبي ات ستون كن
از پيش و پسش سپاه بفرست / حفظش ز ظواهر و بطون كن
اين مزرع خشك و مرده بردار / چون دشت بهشت لاله گون كن
آن خم شده بازوي كمان را / از بهر نبرد در كمون كن
چون دست مسيح ياريش داد / ترسا و يهود رهنمون كن
سر را به علومش آشنا ساز/ دل را به نواش ارغنون كن
توحيد و محبت و صفا را /حاكم كن و شأني از شئون كن
آرايه عالمي نشانش / اين قرن نه بلكه هر قرون كن
افلاك به خدمتش درآور/ فرمانده چرخ بي سكون كن
با نام مقدسش به دوران / اين خانه عشق پر شكون كن
اين "منتظر"ار ذوق كمي داشت/ آن ذوق به لطف خود فزون كن