
rezas
4 کلید مدیریت افراد اخلالگر و چالشطلب در سخنرانی
4 کلید مدیریت افراد اخلالگر و چالشطلب در سخنرانی
نمیدانیم دقیقا چه قدر تلخی و شیرینیهای سخنرانی را تجربه کردهاید و چه قدر در این مسیر آبدیده شدهاید اما به هر صورت قطعا مطلع هستید که گردهمایی و هر مجمعی که افراد مختلف با افکار، اهداف و سلایق مختلف در آن حضور دارند کاندید ایجاد تناقضات، اختلافات، ناسازگاری و چالش میباشد. سخنرانی هم از این موضوع مستثنی نیست و صحنه رویارویی چندین و چند سلیقه و فکر مختلف است که هر یک با مقصود خاصی در این جلسه شرکت کردهاند. قطعا تنوع فکری باعث میشود که گروههای مختلفی در این جمع حضور داشته باشند و یکی از گروههای پررنگ و قابل توجهی که تمرکز و حوصله بیشتری از سخنران میطلبد گروه افرادی است که به اصطلاحا ساز مخالف میزنند و از همان اول سر ناسازگاری دارند! افرادی که کاملا غیرقابل پیشبینی هستند و هر لحظه ممکن است شاهد عکسالعملهایی از آنها باشیم که سبب اختلال در سخنرانی میشود. به همین سبب است که در مبحث دیگری از فنون بیان و سخنوری به مدیریت افراد اخلالگر و چالشطلب در سخنرانی میپردازیم. مبحثی که خیلی کمتر بدان توجه میشود.
قبلا در دانشگاه زندگی راهکارهایی برای مدیریت بازخورد و نظرات سخنرانی که دلتان را به درد میآورند را به بحث نشستیم. اما امروز صحبت درباره آن دسته از افرادی است که تنها باعث آزردگی شما نمیشوند؛ بلکه قصد دارند کل جلسه سخنرانی را مختل کنند و شاید هم با اهداف دیگری اعتبار و جایگاه فعلی شما را خدشهدار کنند.
افراد اخلالگر و چالشطلب معمولا مشخصات ثابتی در سخنرانی ندارند. همین که فردی مدام مابین سخنان شما وقفه ایجاد کند و حرفهایتان را قطع کند، بحثهای جانبی را به درازا بکشاند و سعی کند حاشیه بحث را قویتر از بدنه اصلی بحث کند و در صورتی که قانع نشود برخوردی توهینآمیز نشان دهد کافی است تا آن را اخلالگر یا چالشطلب بخوانیم.
مشاهده مقاله 8 راهکار برای این که بدون فریاد، بلندتر از همیشه سخنرانی کنید!
حضور چنین افرادی در سخنرانیها اصلا دور از انتظار نیست. البته نگران نباشید. دانشگاه زندگی همچنان مثل گذشته با ردیابی جزئیترین پارامترهای سخنرانی سعی دارد راهگشای مشکلات پیش روی سخنرانان باشد. با مرور 6 کلید مدیریت افراد اخلالگر و چالشطلب در سخنرانی همراه ما باشید.
4 کلید مدیریت افراد اخلالگر و چالشطلب در سخنرانی
اخلالگر از دید شما چه کسی است؟ تجربه رویارویی با این افراد را داشتهاید؟ بگذارید بدون هیچ مقدمهای به سراغ این 6 کلید برویم:
در مدیریت اخلالگران، عواطف خود را مدیریت کنید
شاید انتظارش را نداشتید اما اولین قدم یا پیشنیاز مدیریت بحران در سخنرانی برای مدیریت این افراد در طول سخنرانی کرامت و بزرگواری شما است! چرا که حتی اگر جسارت این کار را داشته باشید که دستور دهید افراد اخلالگر را از جلسات خارج کنید ممکن است با بازخوردهای منفی سایر مخاطبان رو به رو شوید. بنابراین اولین پیشنیاز مدیریت افکارتان است. اصلا برخی از این افکار هستند که آغازکننده چالش میشوند. مثلا اگر فکر میکنید اگر فردی بیش از 3 ثانیه صحبت کند یا مدام به تناقض به شما برمیخیزد باید شیوه تفکر خود را نسبت به همین فرد تعدیل کنید.
در حالی که مشغول مطالعه این مطلب با گوشی یا کامپیوتر هستید احتمالا انکار کردن چنین رفتارهایی ساده و شیرین به نظر برسد اما وقتی که در حال سخنرانی هستید ذهنتان با دیدن این واکنشها یک دستور قاطع دارد: دشمن است و باید از میان برداشته شود!
برای مدیریت افراد اخلالگر و چالشطلب از طریق افکارتان لازم است یک باور عمیق و اساسی داشته باشید تا بتوانید عکسالعملهایتان را ملایمتر و منطقیتر کنید.
مشاهده مقاله سخنوری برای موفقیت: چه طور با سخنانمان ایجاد انگیزه کنیم؟
بگذارید فرد مخالف با شما راحت ابراز عقیده کند
شاید در وهله اول دیدن چنین افرادی که به صورت طولانی بحث میکنند و متوقف نمیشوند از هر نظر ناراحتکننده باشد؛ خصوصا وقتی که کسالت و خستگی افراد دیگر در سخنرانی را میبینید. اما بهترین راه برای متوقف کردن این افراد این است که بگذارید حرف بزنند و تا جایی که میتوانند ساز مخالف بزنند؛ واگرنه خیلی از اوقات شما با منطق و آرامش نمیتوانید مانع از ادامه مسیری که این افراد پیش گرفتهاند شوید.
تجربه نشان داده است که فقط اگر کمی زمان بیشتری در اختیار این افراد باشد کافی است تا خودشان از میدان مسابقات کنارهگیری کنند!
پیش از پاسخ دادن، به صورت بازتابی به مخالفان گوش دهید
افراد اخلالگر و چالشطلب معمولا به دنبال واکنش هستند و میخواهند شما را محک بزنند. بنابراین اولویت آن است که طوری واکنش نشان دهید که بدانند شما آنها را درک کردهاید. افراد چالشطلب و اخلالگر افرادی فراموشکار و بیتوجه هستند و ممکن است این توجه شما را نادیده بگیرند. بنابراین برای پیشگیری از ادامه این بحران سعی کنید کامل و عادلانه شنونده سخنان آنها باشید.
همیشه پاسخگوی افراد اخلالگر باشید
شاید بدترین اشتباه در مدیریت افراد اخلالگر و چالشطلب نادیده گرفتن سخنان آنها و بیجواب گذاشتن رفتاری است که از آنها سر میزند. البته منظور از پاسخگویی مقابله به مثل نیست؛ بلکه باید در پاسخ به این افراد، عقیده شخصیتان را بعد از تفکر کامل خطاب به کل جمعیت و نه شخص اخلالگر بیان کنید.
در پاسخ دادن به این افراد، جوابهای طولانی و راضیکننده داشته باشید و اگرنه هر لحظه که مکث کنید و یک لحظه که نگاهتان با آنها گره بخورد احتمالا فکر میکنند که باید نظر موافق یا مخالفشان را همان جا اعلام کنند!
منبع:www.daneshgahezendegi.com
آزمونهای صبر زینب(س)؛ از 5 تا 55 سالگی
در گفتوگو با دکتر محمود مهدوی دامغانی، استاد و مترجم برجسته تاریخ اسلام مطرح شد:

وجود مقدس آن بانوی بزرگوار، در آغازین روزهای ماه جمادیالاول سال پنجم هجری در خانه ساده، اما نورانی مولیالموحدین، امیرمؤمنان، امام علی(ع)، پا به عرصه گیتی نهاد و جهان را با قدوم منوّر خود، نورانی کرد. حضرت زینب(س)، در دامان بهترین مادر تاریخ پرورش یافت؛ فاطمه(س) دختر گرامی حضرت ختمیمرتبت(ص) که سرور بانوان عالم و اسوه و الگوی بزرگ بشریت است. زیستن با خوبان و قریحه خداداد، از بانوی دشت نینوا، زنی ساخت چنان که اسلام را باید. او در سراسر عمر با برکتش، بنده خوب خدا، مددرسان خلق و حامی جایگاه امامت و ولایت بود.
در سالروز ولادت باسعادت دختر ارجمند امیرالمؤمنین(ع)، با استاد ارجمند و محقق فرزانه، دکتر محمود مهدوی دامغانی به گفتوگو پرداختیم، تا در کلام عالمانه او که ترجمههای نابش از آثار برجسته تاریخ اسلام، همچون «طبقات ابنسعد»، «مغازی واقدی»، «شمائل النبی»، «الجمل» و دهها اثر دیگر، زبان فارسی را مفتخر کرده است، از خصایل و سیره بانوی دشت کربلا، بیشتر بشنویم و بدانیم.
استاد مهدوی دامغانی، افزون بر نگارش و تدوین آثار ماندگار، سالها استاد دانشگاه فردوسی مشهد بودهاست و بسیاری از دوستداران دانش و معرفت، خوشهچین خرمن علم وی بودهاند؛ او هنوز هم، مباحث گوناگونی را برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاههای مشهد، تدریس میکند.

تمام گنجی که زینب(س)، طی 50 سال صبوری اندوخته بود، در کربلا به یاریاش آمد.
پُر واضح است که دلبستگی رسولخدا(ص)، به نوه دختریاش، آنهم برگزیده دختری مانند زینب(س) چقدر زیاد بوده و آن بانوی گرامی نیز، جد بزرگوارش را تا چه پایه دوست میداشتهاست. همین دلبستگی زمینهساز نخستین آزمون صبوری زینب کبری(س) شد؛ او در پنج سالگی، طعم تلخ هجران جدّ بزرگوارش را کشید و طبق نقل قول مشهور، 95 روز پس از آن، در سوگ مادر گرامیاش، حضرت فاطمه زهرا(س) نشست. این دو رویداد پرمحنت، رنجی مضاعف را بر دوش دختر صبور خاندان علوی گذاشت.
او در همان دوران هم، بار رنج برادران و پدر بزرگوارش را بر دوش میکشید و غمخوار مهربان امیرمؤمنان و حسنین(ع) بود. دستهای مهربان و کوچک زینب کبری(س)، گرد و غبار غربت و رنج ناشی از آن را، از صورت نورانی پدر می زدود و مادریهای او برای پدرش، یادآور سیره مادر بزرگوارش بود. کودکی زینب کبری(س) در چنین شرایطی گذشت.
این صبر فوقالعاده، چه تأثیری بر زندگی حضرت زینب(س) گذاشت و آیا جلوههایی از آن را میتوان در دوران جوانی ایشان هم احصا کرد؟
شاید یکی از مخفیترین صفحات زندگی زینب کبری(س)، برای شیعیان و البته، خوانندگان محترم، حلم و بردباری او در احترام گذاشتن و همراهی با مادر شوهر بزرگوارش، اسماء بنت عمیس باشد. اسماء، پیش از ازدواج با حضرت علی(ع)، ابتدا زوجه برادر بزرگوار آن حضرت، یعنی جعفر بن ابوطالب بود و مادر عبدا... بن جعفر محسوب میشد.
وی پس از ازدواج با امیرمؤمنان(ع)، در خانه آن حضرت حضور داشت. میان اسماء و زینب کبری(س)، چه قبل و چه بعد از ازدواج با عبدا...، هیچ گزارشی مبنی بر اختلاف یا تنش، توسط مورخان نقل نشده است. این مسئله، برای نسل امروز که در آن، اختلاف میان عروس و مادر شوهر را، یک امر بدیهی میدانند، بسیار پندآموز است. این دو بانوی بزرگوار، در هر شرایطی، احترام یکدیگر را نگه میداشتند و تردیدی نیست که بخش مهمی از این علاقه پایدار و ناگسستنی، به واسطه صبوری و حلم حضرت زینب(س) ایجاد شد.
یکی از مخفیترین صفحات زندگی زینب کبری(س)، برای شیعیان و البته، خوانندگان محترم، حلم و بردباری او در احترام گذاشتن و همراهی با مادر شوهر بزرگوارش، اسماء بنت عمیس باشد.
آزمون بعدی بانوی قهرمان کربلا، با شهادت جانسوز پدر بزرگوارش، امیرمؤمنان، علی(ع) رقم خورد؛ پدری که آسمان، پس از رسولخدا(ص)، بر چون اویی سایه نیفکنده بود و زینب(س)، چه نیکو از پس این آزمون برآمد و چه استوار برادران و اهلبیت خود را آرامش بخشید.
حسنین(ع)، هنگام شدت گرفتن سختی و رنج، از مهربانیهای خواهری دانشمند و حکیم بهره میبردند و در سایهسار صبر مثالزدنی او، آرامش مییافتند.
اما دیری نگذشت که آزمون دیگری از راه رسید؛ زهر جفا، شهادت سبط اکبر(ع) را رقم زد؛ اما آن بانوی ارجمند، باز صبوری پیشه کرد و استقامتش در متون تاریخی و روایی شیعه و اهلسنت، ضربالمثل شد.
و کربلا؟
تمام گنجی که زینب(س)، طی 50 سال صبوری اندوخته بود، در کربلا به یاریاش آمد. در آن شب حساس، شب عاشورا، زمانی که حق به تمامی در برابر باطل قرار گرفته و شهادت امام حسین(ع) و یارانش حتمی بود؛ زینب(س)، در آن فضای پر خطر و بیم، باز به صبوری خود متوسل شد و با جملاتی که از لبان مبارک برادر خود شنید، آرامش یافت. او تا آخرین نفس پایداری کرد؛ گویی صبوری، بخشی جداناپذیر از وجود آن بانوی ممتاز و الهی بود؛ انگار مولوی این بیت را با الهام از صبوری دختر امیرمؤمنان(ع) نوشته است:«از دوست به یادگار دردی دارم
کآن درد به صد هزار درمان ندهم»
آن بانوی یگانه، سرانجام در سال 65 هجری، رحلت فرمود.
بررسی صحت و سقم شرط ازدواج حضرت زینب (س)
بررسی صحت و سقم شرط ازدواج حضرت زینب (س)

خبرگزاری تسنیم در ایام میلاد پربرکت حضرت زینب سلامالله علیها، گفتوگویی با دکتر محمدحسین رجبی دوانی، استاد دانشگاه و محقق و نویسنده تاریخ اسلام انجام داده است تا پاسخ برخی از شبهات و سؤالات مطرح شده در خصوص زندگی این بانوی گرامی اسلام را از این پژوهشگر برجسته تاریخی دریافت کند. آن طور که دکتر رجبی دوانی شرح داده است، درباره فرزندان حضرت زینب سلامالله علیها میان منابع تاریخی اختلافنظرهایی وجود دارد و به طور دقیق اطلاع درستی از فرزندان بانوی مکرم اسلام نداریم. بیشترین و مشهورترین نقل این است که ایشان یک دختر و چهار پسر داشتند. نام پسران ایشان عبارت بوده از: علی، محمد، عون و عباس. برخی هم اعتقاد دارند که دو پسر این بانوی مکرم که در واقعه جانسوز کربلا به شهادت رسیدند، محمد و عون بودند و عدهای از تاریخ نویسان هم معتقد هستند که نام آن دو فرزند گرامی، عبدالله و عون بوده است.
شرط ازدواج حضرت زینب سلامالله علیها
یکی از مواردی که در بعضی مداحیها و یا سخنرانیها عنوان میشود، آن است که گفته میشود حضرت زینب سلامالله علیها قبل از ازدواج با همسر خود شرط گذاشته بودند که همیشه همراه امام حسین علیه السلام باشند. آیا طبق شواهد و آثار تاریخ اسلام، چنین مطلبی صحت دارد؟نه خیر. وقتی منابع تاریخی مستند و دست اول و همچنین سیره زندگی حضرت زینب سلامالله علیها را بررسی میکنیم، در هیچ یک از موارد با چنین مطلبی برخورد نمیکنیم که آن بانوی گرامی چنین شرطی برای ازدواج خود گذاشته باشند. حتی در احادیث هم به این موضوع اشارهای نشده است. گویا این مطلبی غیرواقعی است که ساخته و پرداخته ذهن افراد است.
این در حالی است که وقتی مشاهده میکنیم حضرت زینب سلامالله علیها همراه امام زمان خود یعنی امام حسین علیه السلام حرکت کرده و راهی سرزمین کربلا میشوند، درواقع حرکتی بر مبنای مسئولیت اسلامی و وظیفه شرعی را انجام دادهاند و قصد دفاع از امام خود را داشتهاند که در معرض خطر دشمن و تهدیدهای شدید قرار گرفته بودند. در چنین اوضاعی میدانیم که حتی زنان هم مسئولیت دینی و شرعی دارند که ساکت و بیاعتنا نبوده و از امام خود و دین اسلام دفاع کنند. چنین مسئولیتی نیازی به اجازه و اذن گرفتن از شوهر ندارد که حضرت زینب سلامالله علیها بخواهند چنین شرطی با همسر خود بگذارند.
فرزندان حضرت زینب سلامالله علیها
ابهام دیگری که درباره زندگی حضرت زینب سلامالله علیها عنوان میشود، آن است که شناخت درستی از فرزندان آن بانوی گرامی نداریم و عموماً میدانیم که دو پسر ایشان در جریان حادثه عاشورا و در دفاع از دین، به شهادت رسیدند. آیا ایشان فرزند دیگری هم داشتهاند؟ در این صورت چرا آنها در کربلا حضور نداشتند؟درباره فرزندان حضرت زینب سلامالله علیها میان منابع تاریخی اختلاف نظرهایی وجود دارد و به طور دقیق اطلاع درستی از فرزندان بانوی مکرم اسلام نداریم. بیشترین و مشهورترین نقل این است که ایشان یک دختر و چهار پسر داشتند. نام پسران ایشان عبارت بوده از: علی، محمد، عون و عباس.
در این مورد عدهای هم اعتقاد دارند که همسر حضرت زینب سلامالله علیها، یعنی عبدالله بن جعفر، همسر دیگری جز آن بانوی گرامی داشته و محمد فرزندی حضرت زینب سلامالله علیها نیست، بلکه فرزند همسر دیگر جناب عبدالله است. در عین حال برخی هم اعتقاد دارند که دو پسر این بانوی مکرم که در واقعه جانسوز کربلا به شهادت رسیدند، محمد و عون بودند و عدهای از تاریخ نویسان هم معتقد هستند که نام آن دو فرزند گرامی، عبدالله و عون بوده است؛ اما در مورد سایر فرزندان حضرت زینب سلامالله علیها اطلاعات درست و دقیقی وجود ندارد و به درستی نمیدانیم که آنها چه سرنوشتی داشتند و چگونه زندگی کردند.
ظاهراً حضرت زینب سلامالله علیها خالهای هم به همین نام داشتهاند؟
همین طور است. طبق روایتها پیغمبر اسلام صلیالله علیه و آله از حضرت خدیجه سلامالله علیها صاحب شش فرزند شدند. البته یک فرزند هم از ماریه قبطیه داشتند. فرزندان ایشان از حضرت خدیجه سلامالله علیها، دو پسر به نامهای قاسم و عبدالله بودند که به همین علت، نبی مکرم اسلام را ابوالقاسم هم میخواندند ولی هر دو در کودکی از دنیا رفتند. چهار دختر هم برای رسول خدا صلیالله علیه و آله نام بردهاند که برخی از منابع میگویند اینها جز حضرت زهرا سلامالله علیها فرزندان حضرت خدیجه علیها سلام، از همسران پیشین او بودهاند ولی شواهد نشان میدهد که اینها همه فرزندان آن بانوی مکرم از نبی مکرم اسلام بودهاند.
در هیچ منبع تاریخی مستند و دست اول و همچنین سیره زندگی حضرت زینب سلامالله علیها برخورد نمیکنیم که آن بانوی گرامی شرطی برای ازدواج خود گذاشته باشند که همیشه همراه امام حسین علیه السلام باشند
دختران پیغمبر اکرم صلیالله علیه و آله به نامهای زینب، بعد از او رقیه و امکلثوم و حضرت فاطمه زهرا سلامالله علیها بودهاند. زینب که خاله حضرت زینب سلامالله علیها است، به خواست حضرت خدیجه علیها سلام، به همسری پسرخاله خود درآمد و دختری هم داشت به نام امامه، که حضرت زهرا سلامالله علیها در بستر شهادت به امام علی علیه السلام وصیت کردند با امامه دختر خواهرش ازدواج کند که میتواند برای فرزندانش مادری کند.
آیا حضرت زینب سلامالله علیها در سوریه دفن شدهاند؟
در خصوص مکان دفن شدن حضرت زینب سلامالله علیها هم شبهاتی وجود دارد. هرچند که امروزه محلی در سوریه به عنوان مزار مطهر ایشان شناخته شده و زیارت میشود، اما ظاهراً نقلی هم وجود دارد که ایشان در مصر دفن شدهاند. در این میان، کدام روایت صحیحتر به نظر میرسد و چرا اطلاع درستی از محل دفن شدن این بانوی ارجمند نداریم؟درست است. روایتهایی در منابع تاریخی وجود دارد که به این نکته اشاره کردهاند که حضرت زینب سلامالله علیها در سوریه دفن شدهاند. البته باید توجه کنید که سوریه امروزی همان محلی است که در گذشته با عنوان «شام» شناخته میشد و معاویه و یزید ملعون هم مدتی در آنجا حاکم بوده و حکمرانی میکردند.
میدانیم که محل زندگی آن حضرت، مدینه بوده؛ چطور شد که در شام یا همان سوریه فعلی دفن شدهاند؟
روایتی در این زمینه وجود دارد که به این سؤال پاسخ میدهد. طبق این نقل، عنوان شده که یک سال مدینه دچار قحطی شد و مواد غذایی به شدت کاهش پیدا کرد. در آن دوران، عبدالله به جعفر یعنی همسر حضرت زینب سلامالله علیها که به شغل تجارت هم مشغول بود، املاک و زمینهایی در شهر شام داشت. به همین علت آن بانوی گرامی را به شام آورد و به این دلیل که آن حضرت خاطرات بسیار بدی از شام داشتند، به دمشق وارد نشدند بلکه به روستایی به نام راویه رفتند. البته املاک و زمینهای همسرشان هم در همین روستا قرار داشت. بعد از مدتی حضرت زینب سلامالله علیها در همین روستا از دنیا رفتند و در همان محل دفن شدند.
بررسی اسناد مربوط به محل دفن پیامآور کربلا
این نقل چقدر صحت دارد؟ درواقع میخواهیم بدانیم تا چه اندازه میتوان به این روایت اعتنا کرد؟این مطلب را بعضی از محققان و تاریخ شناسان مورد تردید قرار دادهاند. با این استناد که حضرت زینب سلامالله علیها پس از فاجعه جانسوز کربلا فقط یک سال و نیم عمر کردند و در این دنیا زندگی کرده بودند. در تاریخ نوشته نشده که در آن دوران قحطی و خشکسالی در مدینه روی داده باشد. تنها در همین نقل به آن ماجرای قحطی اشاره شده و سند دیگری در این باره در دست نیست. در این صورت معنا و دلیلی نداشته که آن بانوی بزرگوار به سمت دمشق رفته باشند.
روایتی که به دفن حضرت در مصر اشاره دارد
در همین زمینه گاهی عنوان میشود که حضرت زینب سلامالله علیها در مصر دفن شدهاند. آیا سند و مدرک تاریخی درست و مستندی در این زمینه وجود دارد؟راوی این مطلب که حضرت زینب سلامالله علیها به مصر رفته و در آن سرزمین دفن شدهاند، خانمی به نام رقیه است که دختر فرمانروای معاویه و یزید ملعون در مصر است. او عنوان کرده که وقتی حضرت زینب سلامالله علیها در مجلس یزید ملعون به افشاگری اقدام کرده و سخنرانیهای کوبندهای داشتند، حاکم مدینه برای یزید نامهای نوشت با این مضمون که این بانو مدینه را برای تو تباه میکند و موقعیت تو را به خطر میاندازد.
بر همین اساس یزید ملعون هم دستور داده که حضرت زینب سلامالله علیها را تبعید کنند و بر اساس این فرمان، ایشان را به مصر منتقل کردند.
رقیه که دختر حاکم مصر بوده، عنوان کرده که در زمان ورود حضرت زینب سلامالله علیها به سرزمین آنها، پدرش به استقبال ایشان رفت و حتی شهادت امام حسین علیه السلام را تسلیت گفت. در عین حال سخنان و مطالبی را به حضرت زینب سلامالله علیها نسبت داده است. طبق این مطلب، آن بانوی ارجمند مدتی پس از ورود به مصر از دنیا رحلت کردند و حاکم مصر بر پیکر ایشان نماز خوانده و ایشان را در همان سرزمین دفن کرد.
این نقل را هم بهخاطر راوی آن و برخی مسائل دیگر رد کرده و نمیپذیرند و میگویند زینبی که در مصر دفن است، یکی دیگر از نوادگان اهل بیت علیهمالسلام است و نه حضرت زینب سلامالله علیها، دختر امیرالمؤمنین علی علیه السلام.
رویکرد علمای دین
رویکرد علمای دینی نسبت به این موضوعات چگونه است؟بعضی از علما و دانشمندان دینی از جمله علامه عمید عاملی این دو نقل را رد کردهاند. ایشان میگویند حضرت زینب سلامالله علیها در مدینه سکونت داشتند و قطعاً در همان شهر رحلت کردهاند و بر این اساس، باید در بقیع دفن شده باشند.
اصل، ابراز ارادت به ساحت مقدس این بانوی عظیمالشأن اسلام است؛ چه در سوریه، چه در مصر و چه در بقیع. اگر بخواهیم عرض ارادت به آن بزرگوار داشته باشیم، جا و مکانش مهم نیست
هرچند که اما نظر ایشان را هم بعضی دیگر رد میکنند و میگویند مدفونان در بقیع، مورد توجه تاریخ قرار گرفتهاند. حتی افرادی که از نظر مقام و موقعیت در حد حضرت زینب سلامالله علیها نبودند، اسمشان در تاریخ ثبت شده است. این در حالی است که حضرت زینب سلامالله علیها نوه پیغمبر اسلام صلیالله علیه و آله بوده و شخصیت عظیمی در تاریخ اسلام دارند. پس اگر در بقیع دفن شده باشند باید در تاریخ ثبت میشد.
در هر حال در میان این سه نقل تاریخی نمیتوانیم هیچ کدام را به طور یقین قبول کنیم و یا رد کنیم. چون ادله لازم در این زمینه را در دست نداریم. اگرچه که بعضی از عالمان دینی همین سوریه را بیشتر ترجیح داده و آن را پذیرفتهاند؛ اما بنده معتقدم اصل، ابراز ارادت به ساحت مقدس این بانوی عظیمالشأن اسلام است؛ چه در سوریه، چه در مصر و چه در بقیع. اگر بخواهیم عرض ارادت به آن بزرگوار داشته باشیم، جا و مکانش مهم نیست. اصل، ابراز ارادت است. حال که در سوریه برخی از علما این نظر را پذیرفتهاند و آن را تائید کردهاند، ما هم اگر به آنجا رفتیم و این زیارتگاه را به نام و یاد حضرت زینب سلامالله علیها زیارت کردیم.
جایگاه چادر در قیام عاشورا
یکی از وجوه مهم و شناخته شده حضرت زینب سلامالله علیها رعایت حجاب و حفظ آن در تمام مراحل زندگی است. به طوری که عنوان شده آن بانوی گرامی حتی در بحرانهای روز عاشورا نیز حجاب خود را به درستی حفظ میکردند. این نکته در روایات معتبر و اسناد تاریخی به چه صورت عنوان شده است؟در ماجرای قیام عاشورا به استفاده زنان بنی هاشم و همسران شهدای کربلا و به خصوص حضرت زینب سلامالله علیها از چادر و یا پوششی شبیه به آن اشاره شده است. آن طور که سید بن طاووس در کتاب لهوف، به این نکته اشاره کرده است که: حضرت زینب کبری سلامالله علیها و دیگر زنان در طول مدت جنگ، به هیچ وجه در مقابل مصیبتهای جانگداز، اختیار خود را از دست نداده و از چادر خود را رها نکردند. حتی در زمانی که امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند و لشکر غارتگر ابن سعد به قصد تاراج به سمت خیمههای بنی هاشم هجوم آورد، زنان هرگز از حریم عفاف خارج نشدند.
در زمانی که امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند و لشکر غارتگر ابن سعد به قصد تاراج به سمت خیمههای بنی هاشم هجوم آورد، زنان هرگز از حریم عفاف خارج نشدند
ادعایی که در دوران امام هادی علیه السلام مطرح شد
گفته شده که در زمان امام هادی علیه السلام، زنی مدعی شده بود که حضرت زینب دختر حضرت فاطمه سلامالله علیها است. این ماجرا چه بوده و چرا در تاریخ این اندازه شهرت پیدا کرده است؟در زمان امامت امام هادی علیه السلام، یک زن فرصتطلب ادعا کرد که حضرت زینب سلامالله علیها و دختر حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و حضرت زهرا سلامالله علیها است. همین ادعای او باعث ایجاد فتنهای در میان مردم شد.
وقتی به امام هادی علیه السلام این خبر را رساندند، آن حضرت به دستگاه حکومت فرمود: «خون فرزندان فاطمه سلامالله علیها بر درندگان حرام است. اگر او چنین ادعایی دارد او را مقابل درندگانی بیفکنید. اگر زنده ماند دلیل بر این است که ادعای او درست است و در غیر این صورت دروغگو است». وقتی آن زن متوجه شد که میخواهند او را به این صورت آزمایش کنند، از ادعای خودش برگشت و قبول کرد که دروغ گفته و ادعای بیجایی کرده است.
منبع: خبرگزاری تسنیم
همسر حضرت زینب (س) چه کسی بود؟
همسر حضرت زینب (س) چه کسی بود؟

او که پسر جناب جعفر طیار بود، در خردسالی همراه پدر و مادرش با پیامبر اسلام صلیالله علیه و آله بیعت کرد تا سبک زندگی اسلامی را از آن حضرت بیاموزد. زمانی هم که به همسری حضرت زینب سلامالله علیها درآمد ولایتپذیری را بیشتر از قبل به نمایش گذاشت و آنقدری اهل بصیرت بود که دو پسر جوانش در ماجرای کربلا در رکاب حضرت سیدالشهدا علیه السلام به شهادت رسیدند.
خبرگزاری تسنیم برای آشنایی بیشتر با سبک زندگی و خصلتهای همسر حضرت زینب سلامالله علیها، گفتوگویی با دکتر محمدرضا سنگری، نویسنده و پژوهشگر تاریخ عاشورا انجام داده است. آن طور که این استاد دانشگاه و محقق عاشورایی شرح میدهد، جناب عبدالله بن جعفر طیار مردی ولایتپذیر و تابع امامت بوده و همین امر موجب شد تا خواستگار دختر حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام باشد. او همیشه در خانه عمویش، امام علی علیه السلام رفت و آمد داشت و از آن حضرت تبعیت میکرد. پس از ازدواج با حضرت زینب سلامالله علیها هم در کنار آن حضرت زندگی کرد و لحظهای خانواده آن حضرت را تنها نگذاشت. در عین حال در تاریخ نوشته شده که عبدالله به ویژگیهای بسیار خوب اخلاقی آراسته بود. او دانا، زیرک، نکتهسنج، مهربان، خوشاخلاق، پاکدامن، بسیار شریف و بخشنده بود، به اندازهای که او را با لقب بحرالجود یعنی دریای جود و سخاوت صدا میکردند. نمونهای از بخشندگی او هم روزی بود که حتی لباسهای تن خودش را درآورد و آنها را به فرد مستحق و نیازمندی داد.
ازدواج با حضرت زینب سلامالله علیها
چه شد که حضرت زینب سلامالله علیها با پسر جناب جعفر طیار ازدواج کردند؟عبدالله، پدر و مادر عظیمالشأن و محترمی داشت. با این نسبی که او داشت، لازم بود که داماد خانوادهای شریف و محترم باشد. این طور بود که به خواستگاری دختر عمویش، یعنی حضرت زینب کبری سلامالله علیها رفت. چون همان طور که میدانیم امام علی علیه السلام با جناب جعفر برادر بودند.
او دانا، زیرک، نکتهسنج، مهربان، خوشاخلاق، پاکدامن، بسیار شریف و بخشنده بود، به اندازهای که او را با لقب بحرالجود یعنی دریای جود و سخاوت صدا میکردند
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام که عبدالله را به سخاوتمندی و درستکاری میشناخت، او را به دامادی پذیرفت و به این ترتیب حضرت زینب سلامالله علیها به صلاحدید پدر از میان خواستگارانش، عبدالله را انتخاب کرد و به خانه او رفت.
نسبت جناب عبدالله با اهلبیت علیهمالسلام
امام علی علیه السلام تا چه اندازه نسبت به جناب عبدالله شناخت داشتند که او را به عنوان همسر دختر خود قبول کردند؟جناب عبدالله هنوز کودک بود که با پیامبر اسلام صلیالله علیه و آله بیعت کرد اما آشنایی و بیعتش با پیامبر نکات جالبی دارد. پدر عبدالله، جعفر طیار و مادرش هم اسماء بنت عمیس بود. جعفر پسر ابوطالب مشهور به «جعفر طیار» برادر حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و پسرعموی پیغمبر اسلام صلیالله علیه و آله است.
جعفر طیار جزء اولین مردم مکه است که به اسلام مشرف شد و سن و سال زیادی نداشت که با دختری به نام اسماء بنت عمیس از قبیله بنی هاشم ازدواج کرد. مدتی بعد خداوند پسری به آنها داد که نامش را «عبدالله» گذاشتند. در تاریخ نوشته شده که عبدالله اولین نوزاد مسلمانان مهاجر است که در سرزمین حبشه به دنیا آمده است.
بیعت با پیامبر در کودکی
پس امام علی علیه السلام عموی همسر حضرت زینب بود.بله. البته از سال تولد عبدالله تاریخ دقیقی در دست نیست. عبدالله در روز رحلت پیغمبر صلیالله علیه و آله ده سال داشت. به همین دلیل میتوان حدس زد که او در سالهای ابتدایی هجرت پیغمبر صلیالله علیه و آله متولد شده باشد.
در بعضی از روایتها هم نوشته شده که عبدالله سه سال بعد از مبعث در حبشه به دنیا آمد. این نظر نمیتواند درست باشد، چون دعوت پیامبر صلیالله علیه و آله در آن زمان آشکارا نبود تا کافران با آن حضرت مقابله کنند و درنتیجه هجرت به حبشه اتفاق بیافتد. پس درستتر است که بگوییم عبدالله در همان سالهای اولیه هجرت به دنیا آمد.
بعد از آن، در سال هفتم هجرت بود که عبدالله همراه پدر و مادرش به مدینه برگشت و در همان کودکی با پیغمبر اسلام صلیالله علیه و آله بیعت کرد تا زندگیاش را به رنگ و عطر دین اسلام آراسته کند.
ماجرای دعای پیامبر (ص) برای رونق گرفتن کسب و کار عبدالله
عبدالله کم سن و سال بود که پدرش جعفر طیار در جنگ موته به شهادت رسید. وقتی خبر شهادت جعفر به پیامبر اسلام صلیالله علیه و آله رسید، آن حضرت به خانه جعفر رفت. فرزندانش را در آغوش گرفت و گریه کرد. آن حضرت پس از شهادت جعفر همیشه حامی عبدالله و خانوادهاش بود.در عین حال عبدالله که در خردسالی یتیم شده بود، ناگزیر بود که مخارج خانواده را تأمین کند. دلدار و شجاع بود و به همین دلیل خیلی زود به فکر کسب و کار افتاد. او از کودکی علاقه زیادی به تجارت و خرید و فروش داشت و دعای پیامبر صلیالله علیه و آله در حق او باعث شد که کسب و کارش رونق بگیرد.
چرا پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله چنین دعایی در حق عبدالله کردند؟
ماجرا از این قرار بود که عبدالله در بازیهای دوران کودکیاش علاقه زیادی به فروشندگی داشت. او موقع بازی با بچهها، با گِل شکلهای آدم و پرنده میساخت و آنها را به بچههایی که در کوچهها مشغول بازی بودند میفروخت. یک روز پیامبر صلیالله علیه و آله از کوچهای رد شد و عبدالله خردسال را مشغول این کار دید، او را تشویق کرد و دعا کرد: «خدایا! به کسب و کار عبدالله رونق بده.» همین دعا زمینه رشد و ارتقای تجاری عبدالله در طول زندگیاش شد تا اینکه در زمان بزرگسالی به یکی از تاجران بزرگ و موفق تبدیل شد. به طوری که مردم عربستان، عبدالله را با تجارتهایش میشناختند.
سبک زندگی و خلقوخوی همسر حضرت زینب سلامالله علیها
او تا چه اندازه امور اسلامی و شرعی را در تجارت و کسب و کار خود رعایت میکرد؟نکته مهم در تجارت عبدالله، درستکاری و امانتداری او بود که باعث میشد افراد زیادی مایل به همکاری با او باشند. آنقدر که آوازه درستکاریاش از مکه و مدینه فراتر رفته بود و مردم سرزمینهای دیگر هم عبدالله را با همین اخلاق خوبش در داد و ستد میشناختند.
ویژگی دیگر عبدالله در کارهای تجاری، تلاش او برای آبادانی بود. در منابع تاریخی نوشته شده که عبدالله هر زمینی را که میخرید، فوراً به آباد کردن آن میپرداخت. همین خصلت باعث شد که زمینهای بایر زیادی آباد شود و مردم بسیاری از آن سود ببرند.
ادب عبدالله در برابر اهل بیت علیهم السلام یکی دیگر از خصلتهای پسندیدهاش بود.
در تاریخ نوشته شده که عبدالله به ویژگیهای بسیار خوب اخلاقی آراسته بود. او دانا، زیرک، نکتهسنج، مهربان، خوشاخلاق، پاکدامن، بسیار شریف و بخشنده بود، به اندازهای که او را با لقب بحرالجود یعنی دریای جود و سخاوت صدا میکردند. نمونهای از بخشندگی او هم روزی بود که حتی لباسهای تن خودش را درآورد و آنها را به فرد مستحق و نیازمندی داد.
درباره زندگی حضرت زینب سلامالله علیها پس از ازدواج اطلاعات کمی داریم. زندگی ایشان در این دوران چگونهبود؟
بعد از اینکه آن بانوی گرامی با جناب عبدالله ازدواج کردند، زندگی سعادتمندانهای را در کنار هم گذراندند. تا آنجا که وقتی حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام مدینه را به سمت کوفه ترک کرد، عبدالله هم با حضرت زینب سلامالله علیها به کوفه مهاجرت کرد تا همسرش در کوفه علاوه بر اداره خانه خود، در خدمت پدر هم باشد.
روایت شده که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام چندین روز را در خانه حضرت زینب سلامالله علیها به سر میبرده و مهمان عبدالله و دخترش میشدند. به این ترتیب میتوان ارادت نسبت به خانواده اهل بیت علیهم السلام و همچنین مهماننوازی را به خصلتهای پسندیده عبدالله اضافه کرد که موجب میشد با خانواده همسرش رابطه خوبی را برقرار کند.
امام علی علیه السلام مدافع او بود
البته پیوستگی خانوادگی در خاندان بنی هاشم تنها به عبدالله اختصاص نداشت. حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام هم همیشه مدافع و حامی او بود و این موضوع هم نشاندهنده شأن و مقام عبدالله است. به طوری که در تاریخ نوشته شده که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام همیشه مدافع جان عبدالله بود و از او همان طوری محافظت میکرد که از امام حسن و امام حسین علیه السلام و محمد بن حنفیه محافظت میکرد.محبت جناب عبدالله نسبت به امام علی علیه السلام
«فرزندان خود را با محبت امیرالمؤمنین علی علیه السلام تربیت کنید.» این جملهای است که همه ما بارها شنیدهایم اما شاید نمیدانیم در زمان حیات امیرالمؤمنین علیه السلام شیعیان تا چه اندازه به این موضوع اهتمام داشتند.جناب عبدالله این دغدغه را حتی در دوران قبل از ازدواج داشته و همین امر موجب شد تا خواستگار دختر حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام باشد. او همیشه در خانه عمویش امام علی علیه السلام رفت و آمد داشت و از آن حضرت تبعیت میکرد. پس از ازدواج با حضرت زینب سلامالله علیها هم در کنار آن حضرت زندگی کرد و لحظهای خانواده آن حضرت را تنها نگذاشت.
موضع همسر حضرت زینب سلامالله علیها در برابر ولایت و امامت
بعد از شهادت امام علی علیه السلام رویکرد و موضع جناب عبدالله چگونه بود؟ درواقع میخواهیم بدانیم آیا اماحسن و امام حسین علیهماالسلام را به عنوان امام زمان خود پذیرفته و با ایشان بیعت کرده بود؟بله. بعد از شهادت آن حضرت در کنار امام حسن علیه السلام بود و سپس با امام حسین علیه السلام بیعت کرد. آنقدر از بزرگواریها و رشادتهای حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام برای فرزندانش گفت که نام دو پسرش، عون و محمد را در زمره شهدای کربلا ثبت کرد.،
بعضی افراد عدم حضور عبدالله در صحنه کربلا را به دلیل نداشتن بصیرت او میدانند؛ اما باید توجه داشت که بیشتر بزرگان اعتقاد دارند که عبدالله در آن زمان به شدت بیمار بوده و شاید امام حسین علیه السلام به دلیل کهنسالیاش از او نخواسته بود تا در کاروانش حاضر شود.
جناب عبدالله همیشه تابع ولایت و امامت بود. نمونهای از این رفتار او را در ماجرای برخوردش با معاویه میتوان پیدا کرد. این ماجرا که نشاندهنده ولایتپذیری جناب عبدالله است، این است که وقتی معاویه او را با عنوان سید بنیهاشم صدا زد، عبدالله این لقب را قبول نکرد و آن را مختص به امام حسن و امام حسین علیه السلام دانست.
ادب او در برابر اهل بیت علیهم السلام یکی دیگر از خصلتهای پسندیدهاش بود. او که از دوران کودکی نسبت به امام حسن و امام حسین علیه السلام علاقه و ارادت زیادی داشت، همیشه آنها را بر خودش سرور و بزرگتر میدانست. حتی در روایتها نوشته شده که وقتی آنها مبلغی را به نیازمند و مسکین میدادند، عبدالله به احترام آنها مبلغ کمتری را به نیازمند میبخشید تا سروری آنها در هر حالی محفوظ باشد.
ظاهراً در دورهای هم یزید ملعون دختر جناب عبدالله و حضرت زینب سلامالله علیها را برای پسرش خواستگاریکرده بود. موضع و پاسخ عبدالله در این زمان چه بود؟
این رویداد هم نمونه دیگری از ادب او در برابر امامت است که در ماجرای خواستگاری دخترش بود. قضیه از این قرار بود که یزید دختر عبدالله را برای پسرش خواستگاری کرد، اما عبدالله پاسخ داد که: «اختیار زنان و دختران ما با امام حسن بن علی علیه السلام است.» به این ترتیب ماجرا به عرض امام حسن علیه السلام رسید و آن حضرت، فوراً دختر عبدالله و حضرت زینب سلامالله علیها را به عقد پسرعمویش به نام قاسم بن محمد بن جعفر درآورد.
عبدالله در جریان واقعه کربلا
میدانیم که حضرت زینب سلامالله علیها همراه کاروان امام حسین علیه السلام به کربلا رفت و در روز عاشورا دو فرزند او و عبدالله به نامهای عون و محمد شهید شدند. در اینجا این پرسش مطرح میشود که موضع عبدالله، به عنوان همسر حضرت زینب سلامالله علیها و پدر دو شهید کربلا، در برابر ماجرای قیام امام حسین علیه السلام چه بود و چرا در محرم سال 61 هجری در صحرای کربلا حضور نداشت؟در این باره نظرهای متفاوتی وجود دارد. برخی آن را دلیل کم بودن بصیرت جناب عبدالله میدانند و طبق بخشی از روایتهای تاریخ او در آن زمان به شدت بیمار بود. به طوری که نوشته شده جناب عبدالله در زمان حرکت امام حسین علیه السلام از مکه به سمت کوفه، توسط پسرانش برای امام حسین علیه السلام نامهای نوشت و در آن نامه، آن حضرت را به عنوان پرچم هدایت و امید اهل ایمان خواند و از ایشان خواست تا به کوفه نرود. او حتی از عمرو بن سعید که فرماندار مکه بود برای امام حسین علیه السلام اماننامه گرفت تا جان آن حضرت حفظ شود.
در بعضی از روایتها نوشته شده که عبدالله با دربار یزید در ارتباط بود. آیا این مطلب صحت دارد؟
اگر عبدالله با یزید و دربار او ارتباطی داشت، چطور ممکن است همسرش در واقعه عاشورا حاضر باشد و دو پسرش هم در سپاه امام حسین علیه السلام به شهادت برسند؟! به همین دلیل میتوان گفت ماجرای ارتباط عبدالله با یزیدیان تهمتی است که به او زده شده است. چراکه او آنقدر اهل بصیرت بوده که فرزندانی تربیت کرده که در سن و سال نوجوانی و جوانی بهترین مردم در طول تاریخ بودهاند و در راه دفاع از دین اسلام و امام خود به شهادت رسیدند.
نکته مهم دیگر درباره زندگی عبدالله این است که با وجود معرفتی که نسبت به امام حسین علیه السلام داشت و با وجود اینکه مانع از همراهی همسر و فرزندانش با آن حضرت نشد، چرا خودش در کربلا به یاری امام حسین علیه السلام نرفته بود؟ به هر حال واقعه کربلا واقعهای بود که همه یاران اهل بیت وظیفه داشتند به یاری امام حسین علیه السلام بیایند اما چرا عبدالله در واقعه کربلا حضور نداشت؟
همان طور که اشاره شد، بعضی افراد عدم حضور عبدالله در صحنه کربلا را به دلیل نداشتن بصیرت او میدانند؛ اما باید توجه داشت که بیشتر بزرگان اعتقاد دارند که عبدالله در آن زمان به شدت بیمار بوده و شاید امام حسین علیه السلام به دلیل کهنسالیاش از او نخواسته بود تا در کاروانش حاضر شود.
حتی در روایتهایی نوشته شده که در آن زمان دو چشم عبدالله نابینا شده بود. به همین دلیل نتوانست به کاروان امام حسین علیه السلام ملحق شود. او حتی بعد از واقعه عاشورا از اینکه نتوانسته بود همراه آن حضرت باشد تأسف میخورد.
وفات جناب عبدالله بن جعفر طیار
در مورد زمان رحلت و محل دفن همسر حضرت زینب سلامالله علیها اطلاعات کمی داریم. ایشان در کجا و چطور از دنیا رفتند؟وفات عبدالله بن جعفر طیار با شهادت رقم نخورد. او در سنی حدود هشتاد تا نود سالگی در مدینه از دنیا رفت و پیکرش را در قبرستان بقیع، در نزدیکی مزار شریف امام حسن مجتبی علیه السلام دفن کردند.
همچنین خوب است به این نکته توجه شود که هرچند رحلت عبدالله بن جعفر طیار با شهادت رقم نخورد، اما این افتخار را داشت که از چند جهت با شهدا نسبت داشته باشد. پدرش، جعفر بن ابیطالب در جنگ موته به شهادت رسید. برادرش، عون بن جعفر هم در واقعه کربلا شهید شد. دو پسرش به نامهای عون و محمد هم از جمله شهدای بنیهاشمی کربلا بودند. البته در بعضی از منابع نوشته شده که دو پسر دیگر او به نامهای ابوبکر و اصغر هم در واقعه حره در مدینه شهید شدند.
منبع: خبرگزاری تسنیم
عواملی که سلامت روانی کودکان را تهدید میکنند
بهداشت روان در کودکان

مواردی که میتواند در سلامت روانی کودک دخیل باشد:
- سلامت جسمی با رعایت یک رژیم متعادل و انجام فعالیتهای منظم ورزشی- بازی در داخل و خارج از خانه
- داشتن خانوادهای سالم
- انتخاب مدرسه مناسب
- شرکت در فعالیتهای گروهی
کودکانی که از سلامت روان برخوردارند چه ویژگیهایی دارند؟
- احساس دوست داشتن، اعتماد، درک، باارزش بودن و ایمن بودن دارند.- علاقهمند به زندگی و داشتن فرصتهایی برای لذت بردن از خود هستند.
- امیدوار و خوشبین هستند.
- قادر به یادگیری و داشتن فرصت برای موفقیت هستند.
- خوب و بد را از هم تشخیص میدهند.
- احساس تعلق به خانواده، مدرسه و جامعه دارند.
-احساس میکنند کنترل زندگی را به دست دارند و هنگام مقابله با مشکلات با تمام توان برای حل مشکل تلاش میکنند.
بیشتر کودکان از لحاظ روحی سالم زندگی میکنند مگر اینکه به دلایلی تغییراتی در شیوه زندگی آنها به وجود بیاید. تغییراتی مثل رفتن به مدرسه، تولد یک خواهر یا برادر جدید و ...
بعضی از کودکان از رفتن به مدرسه و پیدا کردن دوستان جدید و انجام فعالیتهای جدید هیجانزده میشوند و عدهای هم از ورود به محیط جدید مضطرب میشوند. رشد ذهنی و بدنی در دوران نوجوانی نیز ممکن است زندگی آنها را دچار آشفتگی کرده و بر سلامت روان نوجوانان تاثیر بگذارد.
عوامل بروز مشکلات روحی در کودکان و نوجوانان
- داشتن یک بیماری جسمی طولانیمدت- داشتن والدینی که دارای مشکلات روحی و روانی بوده و هستند
- تجربه مرگ یکی از عزیزان
- داشتن والدینی که طلاق گرفته و یا جدا از هم زندگی میکنند
- مورد آزار و اذیت شدید جسمی یا جنسی قرار گرفتن
- زندگی در خانواده فقیر و بیخانمان
- تجربه کردن تبعیض جنسیتی و یا هر تبعیض دیگری
- داشتن مشکلات آموزشی
تغییراتی مثل رفتن به مدرسه، تولد یک خواهر یا برادر جدید، تجربه مرگ عزیزان، مورد آزار جسمی و جنسی قرار گرفتن و... تغییراتی است که ممکن است سلامت روانی کودکان را تحت تأثیر قرار دهد
برخی مشکلات بهداشت روان در کودکان و نوجوانان
افسردگیدر چند دهه گذشته افسردگی تنها در بین بزرگسالان شایع بود ولی امروزه در بین کودکان و نوجوانان نیز دیده میشود و نوجوانان بیشتر از کودکان خردسال دچار افسردگی میشوند.
خودآزاری
یکی از مشکلات شایع در بین نوجوانانی که از زندگی خود ناامید هستند و میلی به زندگی ندارد خودآزاری است. مثلاً از طریق برش یا سوزاندن قسمتی از پوست، به خود آسیب میزنند.
اختلال اضطراب جدایی
یکی از شایعترین اختلالات اضطراب در کودکان، اضطراب جدایی است که معمولاً در اوایل ورود به مهدکودک و یا مدرسه خودنمایی میکند به این صورت که هنگام جدایی از والدین ابراز نگرانی و ترس و ناراحتی افراطی میکنند.
اختلال استرس پس از سانحه
این اختلال بیشتر در مواقعی مثل زنده ماندن از یک فاجعه، قربانی خشونت و یا زورگویی شدید شدن، مشاهده چیزهای بسیار ترسناک و یا مورد سوءاستفاده جسمی یا جنسی قرار گرفتن، به وجود میآید.
این اختلال نیز بیشتر در دوران کودکی ایجاد میشود و حدود 10 درصد از کل کودکان به این اختلال مبتلا میشوند و در پسران شایعتر از دختران است.
بیتا صدیقیان؛ مشاور اختلالات حسی و بیش فعالی در کودکان میگوید: "کودکان بیش فعال، از نوع کمتوجه، کودکانی هستند که به طور پیوسته در حال رویاپردازی هستند و این موجب تمرکز نداشتن در این کودکان میشود که این مشکل هم در مدرسه بیشتر خود را نشان میدهد. بیش فعالی در این کودکان منجر میشود این کودکان علاقهای به انجام تکلیفهایی که نیاز به دقت زیادی دارد، نداشته و برای درس خواندن مشکل داشته باشند."

این اختلال بیشتر در نوجوانی شروع میشود و اشکال مختلفی دارد اعم از بیاشتهایی عصبی و یا بولیمیا که بیشتر در دختران دیده میشود و میتواند عواقب جدی برای سلامتی و رشد جسمی به همراه داشته باشد.
چگونه به کودکانی که از مشکلات روحی رنج میبرند کمک کنیم؟
ایجاد رابطهای گرم و صمیمی با کودکانوالدین با ایجاد رابطهای صمیمی با کودکانشان این امکان را به آنها میدهند تا احساس امنیت کرده و مشکلاتشان را با آنها در میان بگذارند. والدین نیز بهتر است با گوش دادن و جدی گرفتن احساسات و در آغوش کشیدن آنها کمک کنند تا مشکلاتشان را حل کنند. با اینکه احساسات منفی در کودکان و نوجوان معمولاً گذراست ولی پشتیبانی والدین کمک میکند تا جلوی احساسات منفی آنها گرفته شود.
اگر فرزند شما یک دانش آموزان است ممکن است در مدرسه؛ معلم، مشاور یا معلم تربیتی بتواند کمکش کند در غیر این صورت لازم است از مشاوران حرفهای که در این زمینه همکاری میکنند کمک بگیرید. برای این کار میتوانید از خط ارتباطی "123" تیم سیار اورژانس اجتماعی که در بیشتر شهرها نیز فعالیت میکنند و متشکل از روانشناسان و مددکاران اجتماعی هستند نیز کمک بگیرید.
گفتگو درمانی
بنابه نظر مشاوران تربیت کودک و ارزیابیها و تجربیات حاصل از معالجه کودکانی که مشکلات روحی و روانی داشتند، بهترین راهکار برای رفع مشکلات روحی کودکان گفتگو از طریق بازی است.
دارو
کودکان و نوجوانان قبل از تجویز دارویی باید توسط یک متخصص ارزیابی شوند. شواهد زیادی وجود دارد مبنی بر این که صحبت کردن با روشهای درمانی میتواند برای کودکان موثرتر باشد، اما ممکن است در بعضی موارد داروها نیز کمک کنند.
پول عالی، کتاب خالی
پول عالی، کتاب خالی


کتابهای لاکچری، شکلی مثل کتاب دارند و ظاهرشان هیچ فرقی با کتابهای معمولی ندارد، اما تصاویر روی جلدشان را برندهای مشهور خارجی آراسته است. رنگ، مدل و سایزهای مختلفی دارند و اگرچه در برخورد اول با کتاب عادی تفاوتی ندارند، اما سبک بوده و درونشان خالیِ خالیِ خالی است!

منبع: خبرگزاری فارس - نفیسه اسماعیلی
درسی زیبا از زینب کبری سلام الله علیها برای زندگی امروز ما
درسی زیبا از زینب کبری سلام الله علیها برای زندگی امروز ما

توجه به زندگی و گفتههای اولیای خدا برای ما همیشه درس آموز است و این امر نباید مختص به ایام ولادت و شهادت آن بزرگواران باشد. در اینجا میخواهیم با نگاه به یکی از رویدادهای زندگی حضرت زینب سلام الله علیها، درسهایی برای زندگی خود استخراج کنیم.
سخن حقی که از آن استفاده باطل شد
زینب کبری سلام الله علیها در فن بیان و سخنوری هیچ کم نداشت؛ با این حال حیای الهی او را از سخنوری در جمع مردان باز میداشت. با این حال مساله مهمی به وجود آمد که باعث شد آن بانو – با وجود مصیبتها و دردهای جسمی و روحی فراوانش - در مجلس یزید لب به سخن بگشاید. مساله از این قرار بود که یزید این آیه را بر زبان آورد:
«قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُوْتِی الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِیَدِكَ الْخَیْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ ».(1)
یزید میخواست به بهانه این آیه بگوید که خداست که او را پادشاه و عزتمند، و حسینیان را به ظاهر ذلیل گردانیده است.
این جا فرصت کوتاه و مغتنمی داریم که قدری درباره این آیه بیندیشیم. این آیه در عین کوتاهی بسیار پرمغز است. در عظمت این آیه همین بس که میتوان آن را به عنوان تعقیب نمازهای واجب قرائت کرد زیرا مطابق آنچه از امام صادق علیه السلام نقل شده است این آیه و چند آیه دیگر(2) هنگام نزول، به خدا گفتند: ما را به سوی چه کسانی نازل میکنی؟ به اهل خطا و گناه؟ خدا فرمود که به سوی زمین پایین بروید که هر کس از آل محمد و شیعیانشان شما را بعد از نماز تلاوت کند، با چشم پنهان خود، روزانه با هفتاد نگاه به او مینگرم که در هر نگاه هفتاد حاجتش را برآورم و ...(3)
آیهای که شایسته یک عمر تفکر است
در این آیه خدا به پیامبر صلی الله علیه و آله میگوید که به مردم بگو که خدایا تو "مالک المُلک" هستی یعنی سلطنت همه پادشاهان تحت مالکیت توست یعنی بالاترین مراحل مالکیت خودش تحت تسلط توست؛ بنابراین هر که را مشیت کنی مُلک میدهی و از هر که مشیت کنی مُلک را میستانی و هر که را مشیت کنی عزتمند میکنی و هر که را مشیت کنی ذلیل میکنی، خیر و اختیار امور فقط به دست توست که تو به هر کاری توانمند هستی.
تفکر در این آیه راهنمای خوبی برای درک روابط خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و مُلک و مالکیت، عزت و ذلت و اختیار و خیر و قدرت است. خوانندگان محترم را به مطالعه تفاسیر و سپس تفکر بیشتر در این آیه دعوت میکنیم و ادعا میکنیم که بعد از سال ها تفکر نیز نکات تازهای از این آیه قابل فهم است.
پاسخ روشنگرانه بانو به دشمن کاذب
اما یزید از فهم همه این زیبایی ها و عمق کلام در آیه فوق به دور بود و تنها میخواست از ظاهر آیه سوء استفاده کند و حکومت خود را "الهی" قلمداد کند و عاشورا را "ذلت" معرفی کند که از جانب خدا بر امام حسین علیه السلام و یارانش آمده است. در اینجاست که دختر امیرالمومنین علیه السلام سکوت را روا ندانست و فرمود:
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَ آلِهِ أَجْمَعِینَ
خدا راست گفت و این گونه میگوید که " ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذینَ أَساوُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها یَسْتَهْزِوُنَ "(4)؛

آن گاه بدترین سرانجام، سرانجام كسانى بود كه مرتكب زشتى شدند به سبب اینكه آیات خدا را تكذیب كردند و همواره آنها را به مسخره مىگرفتند.
اى یزید! آیا گمان كردى از این كه آسمان و زمین را بر ما تنگ گرفتى و مانند اسیران ما را به شهرها و دیارها كشاندى، ما در نزد خداوند خوار و پستیم ولى تو قدر و منزلت دارى؟! و با این خیال باد به دماغ افكندى و با نگاه غرور و نخوت به اطراف خود مىنگرى؟! در حالى كه مسرور و فرحناكى از این كه دنیایت آباد شده و كار بر مراد تو مىرود و مقام و منصبى كه شایسته و سزاوار ماست در دست گرفتى!؟ (اگر چنین تصور باطلى كردى) آرام باش. مگر فراموش كردى گفتار خداى را كه در قرآن مىگوید:
«گمان نكنند آنها كه به راه كفر بازگشتند كه آنچه ما براى آنها پیش مىآوریم و آنها را مهلت مىدهیم به نفع آنان و به خیر و سعادت آنهاست؟! نه، بلكه این مهلت براى این است كه بر گناهان خود بیفزایند و براى آنها عذاب خواركننده در پیش است».
ادامه خطبه نیز خواندنی و زیباست، که در اینجا به آن نمیپردازیم. آن بانو آیهای را تلاوت کردند تا هم جوابی برای یزید باشد و هم کمکی برای تفسیر صحیح آن آیه که یزید به دنبال تحریف معنایش بود:
وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ كَفَروا أنَّما نُمْلى لَهُمْ خَیْرٌ لِانْفُسِهِمْ انَّما نُمْلى لَهُمْ لِیَزْدادوا اثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهینٌ (5)
در حقیقت شخص كافر نمىتواند از امکانات و وسائل فراوان دنیا در راه حق و در راه سعادت واقعى بهرهبردارى كند در نتیجه اموالش برایش و بال است و هرچه داراتر باشد بدبخت تر است. (6)
10 درس کاربردی برای زندگی امروز ما
برای کسانی که به حوادث تاریخی به دیده عبرت نگاه میکنند، هر واقعه سرشار از درسهایی است که به زندگی امروزه آنان مربوط میشود. برخی از این درسها را در اینجا ذکر میکنیم:
اول) همیشه کسانی پیدا میشوند که آیات قرآن را به سود خود به شکل وارونه معنا کنند.
دوم) این خطر برای ثروتمندان و حاکمان و بزرگان کمتر از مردم عادی نیست.
سوم) عموم مردم خود را از معانی قرآن دور نگه میدارند و به این وسیله به فریبکاری دروغگویان به نام دین تن میدهند.
چهارم) همیشه در جامعه افرادی هستند که حقیقت دین را در یافتهاند. آنان وظیفه دارند به روشنگری و افشاگری بپردازند.
پنجم) مبارزه با بدعتها و تفسیرهای غلط از آیات قرآن نیاز به وقت شناسی هم دارد. هرگونه عجله یا اهمال کاری در این کار، باعث کم اثر شدن آن میشود.
ششم) برای فهم معنای آیات قرآن باید از آیات دیگر قرآن نیز کمک بگیریم و الا ممکن است به خطا بیفتیم.
هفتم) اگر برای فهمیدن قرآن همت نکنیم، ممکن است به وسیله همین قرآن گمراه شویم؛ همانگونه که آیه فوق بسیاری را گمراه کرد.
هشتم) محبت الهی و علاقه داشتن به انجام وظایف دینی، میتواند در سخت ترین شرایط ما را به دشوار ترین کارها موفق کند؛ همانگونه که زینب کبری سلام الله علیها بدان موفق شد.
نهم) قرآن حاوی همه حقایق عالم است؛ ولی ما به یک گوینده از سنخ "انسان" نیاز داریم که ترجمان آن حقایق برای ما باشد.
دهم) دوران ما به دروغ به عنوان "عصر اطلاع رسانی" نام گرفته؛ زیرا عمق این گروه آیات قرآنی و سخنان پرمغزی هم چون خطبههای زینب کبری سلام الله علیها که در صدر گفتههای بشری است در ابزارهای ارتباط جمعی دنیا مطرح نمیشود
پی نوشت:
1. آل عمران، 26
2. این آیات عبارتند از سوره حمد؛ آیه 18 آل عمران؛ آیة الکرسی؛ آیه 26 آل عمران
3. کافی، ج2، ص620
4. سوره روم، آیه 10
5. آل عمران، آیه 178
6. مجموعه آثار شهید مطهرى، ج 26، ص368
روح الله رستگارصفت
کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
مطالب مرتبط:
حقایقی که ثابت میکند شیر مادر یک ابَرقدرت است
12 فایدهی شیر مادر

اجازه دهید این طور شروع کنیم که نشستن و بدون هیچ ورزش و حرکت اضافی وزن کم کردن به خودی خود یک پدیدهی شگفتانگیز است و این کاری است که شیردهی میتواند انجام بدهد. اما قدرت و شگفتی شیر مادر فقط این نیست که تازه مادر را بعد از زایمان به وزن و اندام سابقش برمیگرداند، بلکه خاصیتی جادویی از نظر بیولوژیکی، روحی و روانی، هم برای مادر و هم برای کودک دارد.
شیردهی کمک میکند مادر راحتتر وزن کم کند
تولید شیر و شیردهی، کار سختی برای بدن یک زن است. در واقع این کار میتواند 500 کالری در روز بسوزاند. به همین دلیل خیلی از تازه مادرها بعد از زایمان شروع به کاهش وزن میکنند: آنها کالری بیشتر از آنچه مصرف میکنند میسوزانند و بدون اینکه ورزش کنند، شروع به از دست دادن وزن اضافی خود میکنند.
بدن مادر کودک نارس، شیری تولید میکند که حاوی میزان بیشتری چربی، کلسیم و دیگر املاح است که همگی برای رشد مغز و استخوان بسیار مهماند و این خاصیت شیر مادر، از ابتلای کودک به بیماری و عفونتها پیشگیری میکند
بدن مادر شیری تولید میکند که رنگ و طعم آن تغییر میکند
بو و مزهی شیر مادر طبق چیزی که میخورد متغیر است. این تغییرپذیری بسیار مفید است زیرا میتواند طی دورهی شیرخوارگی، مزههای گوناگون را به کودک بچشاند و بعدها که شروع به خوردن غذاهای جامد کرد، کمتر بدغذایی و بهانهگیری کند. ضمناً یک واقعیت جالب دیگر اینکه شیر مادر همیشه سفید نیست و رنگ آن بسته به غذا و ویتامینهایی که مادر مصرف میکند تغییر میکند. رنگ شیر مادر ممکن است به آبی، سبز، زرد و یا صورتی بزند!
بدن مادر، ترکیبات شیر را تغییر میدهد تا نیازهای کودک تأمین شود
بچهها زود رشد میکنند و طبق مراحل رشد خود، پیوسته به پروتئین، املاح و ویتامینهای بیشتری نیاز خواهند داشت. ضمناً نیاز کودک در زمان بیماری نیز تغییر میکند و شیر مادر میتواند به خوبی پاسخگوی این نیاز باشد. به همین دلیل گفته میشود شیر مادر، «هوشمند» است. شیر مادر، فرمولاسیون خود را تغییر میدهد تا نیازهای کودک را تأمین کند. این اتفاق میتواند هفته به هفته یا حتی روز به روز رخ بدهد.
شیر مادر، سلولهای بنیادین برای کودک فراهم میکند
یک کودک در حال رشد به کمک مادر نیاز دارد تا همچنان به رشد خود ادامه دهد. شیر مادر، رمز موفقیت این پروسه است زیرا حاوی سلولهای زنده یا مهمتر از آن، سلولهای بنیادین است که در بدن کودک حرکت میکنند تا بخشی از مغز، قلب، کلیهها و یا بافت استخوان شوند.
شیر مادر، مادر و کودک را شاد میکند
شیردهی، مغز مادر و کودک را تحریک میکند تا اکسی توسین ترشح کنند که مسئول احساس شادی و امنیت است. شیردهی، مادر را آرام میکند و میزان استرس و اضطراب او را تا حدی کاهش میدهد.
شیردهی، احتمال ابتلا به سرطان و دیگر بیماریها را کاهش میدهد
زنانی که به کودک خود شیر میدهند، کمتر در معرض ابتلا به برخی از سرطانها، مانند سرطان سینه، سرطان تخمدان و سایر بیماریها مانند بیماری قلبی، افسردگی پس از زایمان و سکته مغزی هستند. هر چه طول مدت شیردهی در زندگی یک زن بیشتر باشد، او محافظت بیشتری در برابر بیماریها خواهد داشت.
شیر مادر از کودک در برابر بیماریها محافظت میکند
دانشمندان تایید میکنند کودکانی که از شیر مادر تغذیه میکنند، خیلی کمتر در معرض ابتلا به عفونتهایی مانند عفونت گوش، سیستم تنفسی و عفونتهای گوارشی هستند. شیر مادر دارای خاصیت محافظتکنندگی بوده و از او در برابر انواع عفونتها محافظت میکند.
شیر مادر، حافظه و هوش کودک را تقویت میکند
شیر مادر میتواند کودک را باهوشتر کند. طبق یافتههای علمی، هر چه کودک بیشتر از شیر مادر تغذیه کند، خصوصاً طی 28 روز اول بعد از تولد، تأثیر مثبت شیر مادر بر رشد مغزی او بیشتر خواهد بود که باعث میشود تواناییهای ادراکی کودک بیشتر شده و ضریب هوشی او بالاتر رود.
بدن زن شیری تولید میکند که پروتئین بیشتری برای نوزاد نارس دارد
مادرانی که نوزاد نارس به دنیا میآورند، شیری تولید میکنند که دارای پروتئین بیشتری برای کمک به رشد کودکی است که زودتر از رحم مادر خارج شده است. ضمناً، بدن مادر کودک نارس، شیری تولید میکند که حاوی میزان بیشتری چربی، کلسیم و دیگر املاح است که همگی برای رشد مغز و استخوان بسیار مهماند و این خاصیت شیر مادر، از ابتلای کودک به بیماری و عفونتها پیشگیری میکند.
شیر مادر کمک میکند کودک وزن سالمی داشته باشد
شیر مادر منجر به وزن گیری سالم کودک شده و کمک میکند در سالهای بعدی زندگی، کودک دچار چاقی نشود. تحقیقات نشان میدهد کودکانی که از شیر مادر تغذیه میکنند، 30 درصد کمتر در معرض چاقیاند. هر ماه که کودک از شیر مادر تغذیه میکند، ریسک چاقیاش 4 درصد کمتر میشود. دانشمندان عقیده دارند بچههایی که با شیر مادر تغذیه شدهاند، مقدار بیشتری باکتری خوب در رودههای خود دارند که بر میزان انباشت چربی در بدن اثر میگذارد.
شیردهی یکی از بهترین راهها برای پیوند عاطفی با کودک است
مطالعات گستردهای نشان دادهاند شیردهی یکی از راههای اصلی ارتباط عاطفی مادر و کودک است. اکسی توسین به مادر و کودک کمک میکند احساس یکی بودن و عشق کنند. ضمناً شیردهی به مادر کمک میکند حس مادریاش را تقویت کرده و این حس را تا سالها ادامه دهد. مادرانی که به فرزند خود شیر میدهند، سریعتر به کودک خود پاسخ میدهند و رفتارهایشان انعطافپذیرتر است و ایما و اشارههای فرزند خود را بهتر متوجه میشوند. از طرفی دیگر، کودکی که با شیر مادر تغذیه میشود نیز احساس امنیت بیشتری میکند.
شیردهی استخوانهای مادر را تقویت میکند
اگر نگران این هستید که کودک شیرخوارتان کلسیم را از بدنتان میگیرد، اشتباه میکنید. کارشناسان عقیده دارند بارداری و شیردهی میتواند باعث شود بدن زن، کلسیم بیشتری تولید کند، بنابراین وقتی کودک شش ماهه است، استخوانهای مادر، متراکمتر از زمانی است که او متوجه شده بود باردار است. حتی شیردهی میتواند ریسک پوکی استخوان را کاهش بدهد.
چگونه رزق و روزیام زیاد شود؟
از قرآن بپرسیم
شاید
بیراه نباشد اگر بگوییم امروز مسئله معیشت و اقتصاد مهمترین دغدغه خانوادهها به شمار میرود و هر فردی دنبال این است که برای خانوادهاش رفاه و آسایش فراهم کند. دیدن خانههای مجلل و ماشینهای لاکچری پولدارها هم به این خواست مردم دامن میزند که بخواهند زندگی در رفاه را لمس کنند. اما چگونه میتوان پولدار شد؟ اصلا اسلام دست و پای ما را برای داشتن رفاه و آسایش مادی باز گذاشته؟ آیا زنان هم در بهبود معیشت خانواده نقش دارند؟ قرآن به عنوان کتاب زندگی، درباره معیشت و اقتصاد خانواده، حرفهایی دارد که در ادامه به بخشی از این موضوعات میپردازیم.
دوست دارم پولدار شوم تا خانوادهام در رفاه باشند، این اشتباه است؟
اسلام نه با ثروت و رفاه مخالف است و نه بر فقیر ماندن تاکید میکند. در گفتمان دینی، کسب درآمد حلال، ارزش است(1) خداوند در آیه 172 سوره بقره مادیات را مقدمه رسیدن به معنویات بیان میکند و استفاده از نعمتهای خدا را حق همه بندگان میداند. البته قرآن مال و ثروت را مادامی که علاقه افراطی به آن وجود نداشته باشد خیر میداند(2) و تاکید میکند که انسان نباید تمام همتش برای جمعآوری و افزودن ثروت باشد که در این صورت از امور مهم دیگر غافل میشود.(3)
قرآن سفارش میکند اگر تنگدست شدید از آنچه خدا به شما داده انفاق کنید. در سوره بقره آیه 261 پاداش صدقهی انفاق کنندگان را مانند دانهای مثال زده که هفت خوشه از آن میروید و هر خوشه صد دانه دارد
در احادیث هم آمده مردی که در راه خانواده زحمت میکشد، مانند مجاهد در راه خداست.(4) همچنین گفته شده، بر صاحبان نعمت واجب است كه بر افراد تحت سرپرستى خود، توسعه دهند و به زندگى آنان گشایش بخشند.(5)
من اهل نماز و روزهام، ولی چرا باز هم در معیشت مشکل دارم؟
بعضی از متدینین توقع دارند چون اهل عبادت و نماز و روزه هستند، وضع معیشتی خوبی هم داشته باشند، اما غافل از اینکه نابرده رنج گنج میسر نمیشود. قرآن تنها راه موفقیت و بهرهمندی انسان را سعی و کوشش میداند(6) و این که منتظر مال بادآورده باشیم در اسلام جایگاهی ندارد.
امیرالمومنین(علیهالسلام) فرموده کسی که پیوسته تنبلی کند، در رسیدن به آرزویش ناکام میشود.(7) از ابن عباس هم نقل شده که پیامبر(ص) هرگاه به کسى نگاه مىکرد و از او خوشش مىآمد، مىفرمود: شغلى هم دارد؟ اگر مىگفتند: نه، مىفرمود: از چشمم افتاد.(8)
البته تنها کار و تلاش ملاک نیست، بلکه تخصص، تعهد و امانتداری هم مورد توجه است. قرآن در آیه 26 سوره قصص به بیان اهمیت تخصص و تعهد، پرداخته است. امروزه برای جذب نیروی کار، کارآمدی و تخصص حرف اول را میزند. بیشک کسی که توانمند و با استعداد، درستکار و امانتدار بوده و اهل خیانت نباشد، بیکار نمیماند. بنابراین بهتر است سرپرست خانواده شرایطی فراهم کند که اعضای خانواده تخصصی متناسب با علاقه و استعدادشان داشته باشند، تا هیچوقت نگران درآمد و روزی خود نباشند.
چگونه رزق و روزی خود را افزایش دهم؟
قرآن جدا از اینکه کار و تلاش را پایه و اساس پیشرفت و موفقیت معرفی میکند، راهکارهایی هم برای افزایش رزق و روزی بیان کرده است. قرآن سفارش میکند اگر تنگدست شدید از آنچه خدا به شما داده انفاق کنید.(9) در سوره بقره آیه 261 پاداش صدقهی انفاق کنندگان را مانند دانهای مثال زده که هفت خوشه از آن میروید و هر خوشه صد دانه دارد.
شاید اینکه انفاق میتواند فقرزدایی کند، با عقل ما سازگار نباشد، اما منطق توحیدی قرآن یاد میدهد که با هر دست بدهی از همان دست پس میگیری. در احادیث زیادی هم آمده که صدقه بر روزى و دارایى صدقه دهنده مىافزاید(10) و یا هر وقت فقیر شدید، صدقه دهید و با خدا تجارت کنید.(11)
ایمان، تقوا و دوری از گناه(12) و همچنین شکر نعمتهای خدا (13) از دیگر مواردی است، نعمتتان را افزون میکند. البته منظور از شکرگزاری، فقط گفتن ذکر «الحمدلله» و «خدا را شکر» نیست که این فقط شکر زبانی است. شکر، سه مرحله قلبی، زبانی و عملی دارد که باعث افزایش رزق و روزی میشود.
اینکه همسرم شاغل است و در مخارج زندگی کمک میکند اشکال دارد؟
حال و هوای معیشت مردم، این روزها خیلی خوش نیست و مشکلات اقتصادی سفرههای مردم را کوچک کرده است. زن و مرد دوشادوش هم کار میکنند، اما باز هم هشتشان گرو نهشان است. اما با همه این اوصاف، اسلام مرد را مدیر اقتصادی خانواده میداند و زنان را در درجه اول مسئول درآوردن خرجی نمیداند. با توجه به آیه 32 سوره نساء، اگر زنی بخواهد کار کند و فعالیت اقتصادی داشته باشد، درآمدش متعلق به خودش است و وظیفهای نسبت به هزینههای زندگی ندارد. البته این نکته برای آن است که مردان بدانند نباید همسرشان را مجبور به کار کردن کنند، وگرنه اگر زنی با اختیار خودش بخواهد بخشی از مخارج خانه را به عهده بگیرد، حتما کار پسندیدهای انجام داده و بنیان خانواده را مستحکم کرده است.
پینوشت:
1. مائده/2
2. عادیات/8
3. همزه/2
4. من لایحضره الفقیه، ج3، ص 168
5. اصول كافى، ج 4، ص11
6. نجم/39
7. منتخب میزان الحکمه، ص ۳۱۴
8. بحارالانوار، ج100، ص9
.9. طلاق/7
10. الأمالی للطوسی، بخش 18، ص14
11. نهجالبلاغه، حكمت ۲۵۸
12. اعراف/96
13. ابراهیم/7
اینجا بازار سیاه سیگارهای لاکچری بچه پولدارهای تهران است
بازار سیاه خریدو فروش سیگارهای گران قیمت، لاکچری و قاچاق در کوچه احمدی داغ است؛ کوچهای در محله قدیمی مولوی منطقه ۱۲ پایتخت که مشتریانش بچه پولدارهای تهران هستند.
به گزارش عصرایران به نقل از همشهری، به گفته اهالی و کسبه، شوتیها (قاچاقبرها با وسایل نقلیه سواری و شخصی) از ساعت ۳ تا ۵ صبح باکس سیگارهای خارجی قاچاق را در کوچههای خلوت خالی میکنند تا دلالان از ساعت حوالی ۱۰ صبح با بساطگستری محسوس و نامحسوس کار فروش غیرمجاز سیگارهای عجیب و غریب را آغاز کنند.
این روایت هر روز بازار سیگارفروشان تهران است که نظارت بر آن از سوی مسئولان دستاورد مؤثری ندارد. آنقدر که اغلب دلالان برای ارائه خدمات بهتر و بیشتر به مشتریان با دایره گسترده سلایق، حتی پیک موتوری و بازاریاب نیز استخدام میکنند. به همین دلیل روزانه بر تنوع قیمت سیگار از نخی ۵۰ تا ۸۹۰ هزار تومان و کیفیت انواع سیگارهای قاچاق از تنباکو تا مت آمفتامین در آن افزوده میشود. این گزارش حاصل یک روز بازارگردی در کوچه احمدی است.

مافیای فربه سیگار
همان ابتدای بازار سیگارفروشها در کسوت مشتری وارد یکی از مغازهها میشوم. مغازه کوچکی که انبوه بستههای مختلف سیگارهای ایرانی و خارجی در آن از کف تا نزدیکی سقف روی هم تلنبار شدهاند.
«محمد» مهندس برق است و کشتیگیر که نزدیک به ۲سال پیش این مغازه جمع و جور را اجاره کردهاست. هیکل ورزشکاری و درشتش را به سختی میان بستههای سیگار پشت صندوق تکان میدهد و میگوید: «آنهایی که اینجا مغازهدارند در واقع عاملیتهای مجازی هستند که عمده فروشند و همه خرید وفروشهایشان در سامانه جامع ثبت میشود. این کار را هم انجام میدهیم که مثلاً جلو قاچاق سیگار گرفته شود. اما چه پیشگیری و جلوگیری؟ اگرترتیب اثری داشت که مافیای سیگار هر روز فربهتر نمیشد و دلالها و قاچاقچیهای سیگار، روزها این وسط برای خودشان جولان نمیدادند.
فعالیتهای غیرمجاز آنها کسب و کار ما را کساد کردهاست. حالا این وسط خلافهای دیگر هم انجام میشود که کسی پیگیرش نیست. مثلاً سیگارهای دستسازی را که محتوای اغلب آنها مواد شیمیایی و مرگبار است به اسم سیگارهای لاکچری و وارداتی به قیمتهای نجومی میفروشند. گاهی مأموری میآید و میرود اما اتفاق خاصی نمیافتد.»
او بستههای سیگار خارجی و گران قیمت را در ویترین جابهجا میکند تا بیشتر به چشم بیاید. حوصلهاش از سؤالهایم سر رفتهاست. به همین دلیل با یک عذرخواهی میگوید: «ببخشید من خیلی کار دارم.»

بفرما سیگار با طعم شراب قرمز
از مغازه که بیرون میآیم چند پسر جوان دورهام میکنند و میپرسند: «دنبال سیگارهای مسافری هستی؟ تنوع سیگاری که ما داریم هیچکس در تهران ندارد آبجی. بیا اینجا یک نگاه بینداز...» بساطشان را داخل یک جعبه محکم جا دادهاند و جعبه را روی زین موتوری زهوار در رفته گذاشتهاند.
یکیشان که «دانیال» صدایش میکنند، پارچه برزنتی را از روی جعبه کنار میزند و میگوید: «سیگار سبک زنانه اگر بخواهی سیگار با طعم شراب قرمز دارم یا لوئیکس ۱۵ سانتی جعبه فلزی برای هدیه دادن. خلاصه هرچه بخواهی داریم. سیگارهای برگ هم داریم که برای شما کمی سنگین است اما خب شاید بخواهید مثل بعضیها کلکسیونتان را با آن کامل کنید. حالا شماچی میخواهید؟» بیمعطلی میگویم: «گرانترین سیگار را میخواهم؟»
حالت صورتش عوض میشود و میپرسد: «برای مهمانی میخواهی؟ اگر برای مهمانی باشد که باید تا عصر صبر کنی چون جنسهای خاص را اینجا نگه نمیداریم.»
گفتوگو به اینجا که میرسد «وحید» دوست دانیال به حرف میآید و میگوید: «مهمانیتان چند نفره است؟» نگاه دیگری به بساطشان میاندازم و پاسخ میدهم: «۲۰ نفره. برای هدیه دادنچی دارید؟» وحید از لابهلای بساط یک جعبه فلزی صورتی رنگ بیرون میکشد و با صدایی آرام میگوید: «۱۰ بسته ۶ تایی داخل جعبه است. امریکایی است؛ با طعم بلوبری. خیلی مشتری دارد. برای شما یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان میزنیم. خوب است؟ کادوی خیلی شیکی میشود.»
بازاریابی سیگارهای لاکچری
کوچه احمدی را کمی جلوتر میروم. چند نفر کنار پیادهراه با خیال آسوده بساط کردهاند. بساط اولی برای مرد میانسالی است که «باشور» نام دارد. گرانترین بسته سیگارش را در گاوصندوق مغازه مقابل گذاشته تا اگر مشتری را به خرید متقاعد کرد از آن رونمایی کند.
میپرسم: «این سیگارهای عجیب و گران قیمتتان را چه کسانی میخرند؟» میخندد و میگوید: «آدم بیدغدغه و پولدار زیاد است که حتی به خودشان زحمت هم نمیدهند به این محله و بازار پا بگذارند. به همین دلیل به رابط یا همان بازاریابهایمان زنگ میزنند و ما هم با پیک برایشان ارسال میکنیم. فروش غیرحضوریما بیشتر از فروش حضوری است. از بستهای ۴۰۰ هزار تومان دارم تا بستهای ۲ میلیون تومان.
البته یکسری از سیگارها هم هست که قیمتشان خیلی بالاست؛ مثلاً هر نخ آن را حدود ۵۰۰ هزار تا یک میلیون تومان قیمت میگذارند. این سری از سیگارها را اول سفارش میگیریم بعد به آدمهایی که آن طرف آب سراغ داریم میگوییم برایمان بیاورند. در ماه ۲، ۳ بار پیش میآید که سفارشهای لاکچری داشته باشیم. بقیهفروشهایمان هم روزانه بد نیست. بعضیها میگویند ما از مغازهدارهای اینجا بیشتر میفروشیم اما همیشه اینطور نیست. مثلاً سال گذشته که بازار سیگار یک نوسان قیمت باورنکردنی داشت همه سود کردند.»

سیگار دانشجویی هم داریم!
ساعت نزدیک ۱۰ صبح است. حتی سردی غیرمنتظره هوای پاییزی هم مانع از تردد کاسبان و مشتریان در این بازار سیاه نمیشود.
«ناصر» معروف به «ناصر قرقی» بساطش انتهای راسته سیگارفروشها خوش نمایی میکند. ظاهر بساط او با باقی بساطها فرقی ندارد اما همه در این بازار میدانند که انواع سیگار از سوپر لاکچری تا برگهای دست پیچ هندی با طعم واقعی تنباکوی اصل و ملزومات آن را میتوان در بساط ناصر قرقی یافت.
بعضی به کنایه از او بهعنوان یکی از مهرههای اصلی مافیای سیگار که نگذاشته است مالیات واردات سیگار افزایش یابد یاد میکنند! تا نگاهش به من میافتد میپرسد: «سیگار دانشجویی میخواهی آبجی؟» میپرسم: «سیگار دانشجویی؟» میگوید: «همان سیگارهایی که کشیدنش فقط در حیاط دانشگاه فاز میدهد. بوی بدی ندارد و بعد از کشیدنش انگار تازه از خواب صد ساله بیدار شده ای!»
میپرسم: «هر پاکت چند؟» از سمت چپ بساطش یک پاکت با طراحی رنگارنگ و فانتزی برمیدارد و پاسخ میدهد: «پاکت ۱۰ تاییاش میشود ۱۰۷ هزار تومان. البته طعمهای سبکتر آن کمی گرانتر است. چون فیلترش مرغوبتر است. جعبه سیگار قلمکاری شده، فندک اورجینال با روکش طلا، زیرسیگاری عتیقه و انواع سیگار گیاهی هم بخواهی داریم. این شمارهام را هم بگیر تا هر وقت از شبانهروز خواستی به ویزیتورهایم بگویم برایت هرچه میخواهی بیاورند. بین دوستانت هم ما را تبلیغ کن.»
پُکهای طلایی
آنقدری که بساطیها و دلالان میانه کوچه احمدی سرشان شلوغ است، مغازهدارها بیمشتری و بیحوصله ساعت میگذرانند. «امین» همراه دوستش «سیاوش» منتظر بسته سفارشیشان گوشهای از بازار ایستادهاند.
نزدیک میشوم و میپرسم: «کاسب خوب سراغ دارید؟» امین پاسخ میدهد: «اگر از ناصر قرقی یک بار خرید کنی دیگر مشتری ثابتاش میشوی. اهل مهمانی دادن هم کهباشی با سیگارهای او محبوب همگانخواهی شد. مثلاً همین بسته سیگارهای وان پلاس انرژی زا را از هر جا قیمت گرفتیم زیر یک میلیون و صد هزار تومان نبود اما ناصر قرقی جنس خوب آن را میدهد ۹۹۰ هزار تومان.
چند وقت پیش یکی از دوستان ما دنبال سیگاری با روکش طلا بود که همینجا پیدا کرد. درست است که گران شد، نخی ۸۹۰ تومان اما خودش میگفت چنان لذتی بردم که تا به حال تجربه نکرده بودم. کاش ما هم آنقدر بچه پولدار بودیم که از این روکش طلاها دود میکردیم. تازه میگفت آن سیگار اصلاً مضرات سیگارهای معمولی را ندارد.»
سیاوش کم حرف است و به گفتن چند جمله کوتاه بسنده میکند: «تنوع سیگارهای اینجا را دوست دارم. سیگار با چاشنی پرتقال و ۷توتفرنگی؟؟ تا انواع مشروبات خنثی و تلخ که همه جور سلیقه را در بر میگیرد. تازه بوهای مشکوک و بدی هم ندارند. تفریح ما هم همینهاست دیگر. اینکهپز دود کردن طلا به هم بدهیم و یکدیگر را به پکهایی بکر یا لوکس مهمان کنیم!»

اماناللهقرایی، جامعهشناس و مدرس دانشگاه: آسیب سیگارهای قاچاق را جدی بگیرید
«اماناللهقرایی» جامعهشناس و مدرس دانشگاه درباره آسیبهای مصرف رو به افزایش سیگارهای جدید و به اصطلاح لاکچری برندهای معروف حرفهایی برای گفتن دارد.
او میگوید: «آمارهای متفاوتی از سازمانهای مربوطه در بازههای زمانی مختلف منتشر میشود که همگی حکایت از افزایش فزاینده مصرف سیگار و دخانیات جدید در بین گروههای مختلف جامعه دارد. سود و گردش مالی هنگفت حاصل از تولید و فروش انواع آن موضوعی است که در مجال و مقالی دیگر باید پیرامونش بحث کرد.
آنچه پاسخ پرسش شماست این است که استفاده از سیگارهای جدید با محتواهای نامعلوم، مرز عادت و مدگرایی بین نوجوانان و حتی بانوان را درنوردیده است و به جایگاه خطرناکی رسیده که تضمینکننده افزایش ضریب احتمال گرایش به سایر دخانیات کشنده است. البته باید ضریب ابتلا به بیماریهای قلبی و عروقی، تنفسی، سرطانها و در نهایت مرگ زودهنگام را نیز در نظر گرفت.
به موارد بالا میتوان کاهش روند آگاهی نسبت به مسائل و درگیری با امور سطحی، تخریب جهان بینی فردی و اجتماعی افراد را اضافه کرد. در دهههای گذشته پژوهشها نشان میداد که از نظر روانشناختی افرادی با شخصیت وابسته و افرادی با شخصیت ضد اجتماعی گرایش بیشتری به استفاده از سیگار دارند و اما واقعیت حال حاضر این است که به سبب عملکرد ضعیف و غیرتخصصی مدیران در نهادهای درگیر در ارائه آموزشهای لازم به افراد جامعه در سنین پایه، معرفی نکردن الگوهای رفتاری و اجتماعی مورد تأیید، فقر آموزش با موضوع سواد رابطه بین دوستان و همسالان اغلب شخصیتها حتی در شرایطهای گوناگون محیطی از آسیبهای جدی این دخانیات بینصیب نیستند.
روشن است که با توجه به این افزایش آمار استفاده از سیگار، شرکتهای تولیدکننده سیگار در برون از مرزها، نیز بازار خود را در ایران پیدا کردهاند. بازاری که روز به روز به کمک قاچاقچیان سیگار و تعریف مالیاتهای غیرمنطقی واردات آن رونق میگیرد و اقتصاد زیرزمینی این محصول انسان کش را توانمند میکند. در گام نخست خانوادهها و گام بعدی آموزش و پرورش باید از نسل آینده در برابر آسیبهای سیگار حفاظت کنند.»
پاسخ مسئول
عطاءالله معروف خانی، رئیس مرکز برنامهریزی و نظارت بر دخانیات:
افزایش مالیات برابر با افزایش قاچاق سیگارت
رئیس مرکز برنامهریزی و نظارت بر دخانیات کشور درباره چگونگی نظارت بر بازار سیاه و قاچاق سیگار میگوید: «سالانه بیش از ۶۵ میلیارد نخ سیگار در کشور مصرف میشود که با توجه به تبصره ۳ ماده ۱۰۲ قانون برنامه پنجم توسعه کشور برابر با قانون ممنوعیت ورود کالاهای غیرضروری به کشور از ابتدای سال ۱۳۹۷ تاکنون هیچگونه مجوزی برای واردات سیگار صادر نشده است.
به همین دلیل نظارت بر بازار محصولات دخانی قاچاق یا جعلی مثل محدوده مولوی که به بورسی برای این کالا شهرت یافته از طریق گشتهای بازرسی آن هم با مشارکت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، تعزیرات حکومتی، سازمان حمایت از مصرفکننده و تولیدکننده، کمرگ، نیروی انتظامی، وزارت اطلاعات و ستاد مبارزه با قاچاق کالا انجام میشود.»
«عطاءالله معروف خانی» با رد خبر ورود سیگارهای آلوده به موادمخدر کشنده به کشور ادامه میدهد: «سیگارهایی که از مبادی قانونی وارد کشور میشود مهر تأیید سازمان بهداشت و استاندارد دارد که این موضوع خود به نوعی کنترل کیفیت محصول به شمار میآید. اما در خصوص سیگارهایی که غیرقانونی و مسافری وارد بازار مصرفکنندگان کشور میشود این تأییدیه وجود ندارد.»
او همچنین از نتیجه معکوس افزایش مالیات بر واردات سیگار میگوید: «مالیات واردات سیگار برابر با میزان حقوق و عوارض گمرکی برای سیگار ۹۱درصد ارزش سیف کالا شامل ۱۲درصد مالیات ارزش افزوده، ۴۰درصد عوارض واردات و تولید، ۱۰درصد حق انحصار واردات، یکدرصد عوارض هلالاحمر، ۳درصد عوارض شهرداری، ۲۰درصد سود بازرگانی، ۵درصد حقوق ورودی، ۶۰۰ ریال به ازای هر نخ عوارض بودجه در سال ۱۳۹۸ تعیین شده است.
با این حال بسیاری از متولیان در حوزه وزارت بهداشت و درمان یا آموزش و پرورش معتقدند که با افزایش عوارض و مالیات میتوان به روند کاهش مصرف دخانیات کمک کرد اما واقعیت این است که این امر در عمل نه تنها میزان مصرف را کاهش نمیدهد بلکه باعث ورود بیش از حد کالاهای دخانی قاچاق غیراستاندارد به داخل کشور میشود که عواید قانونی دولت را نیز تحت تأثیر منفی قرار میدهد.»
گزارش از: سحر جعفریان