
rezas
ویژه نامه شهادت امام جواد علیه السلام
ویژه نامه شهادت امام جواد علیه السلام
با کلیک کردن بر روی هر مطلب فرعی از لیست موضوعات ویژه نامه در ذیل، به مقاله مرتبط مطلب جهت مطالعه دسترسی خواهید یافت.
تاریخ بروزرسانی: 10 مرداد 1398
شناسنامه امام جواد علیه السلام
امام محمّد تقى (ع): نهمين امام شيعيان نام مباركش على و يازدهمين تن از چهارده معصوم (ع) است. به سال 195 ه. در مدينه زاده شد و در بيست و پنج سالگى به شهادت رسيد. پدر ارجمندش امام رضا (ع) هشتمين امام معصوم و مادرش خيزران (سَبيكه) است.
از لقبهاى مشهور او است: جواد و تقى و كنيه گرامىاش ابو جعفر ثانى است. به دلیل اشتراک کنیه آن حضرت با کنیه امام محمدباقر علیهالسلام، در منابع رجال و حدیث شیعه از وی با کنیه ابوجعفر ثانی یاد شده است. کنیه خاص آن حضرت ابوعلی است.
شناسنامه امام جواد(علیه السلام)
آثار و سيماى پيشواى نهم(علیه السلام)
كنيه ها و القاب امام جواد(علیه السلام)
همسران امام جواد علیه السلام
سمانه مغربیه همسر امام جواد(ع)، زنی است که در عصر خود همه او را بانویی باتقوا، مؤمن، هوشمند و خردمند می دانستند. امام هادی(ع) بخشی از دانش مادر خود را این چنین بیان می داشت: «امی عارفة بحقی؛ مادرم عارف به حق من در امامت است.» مأمون پس از ولایتعهدی امامرضا علیهالسلام، دخترش امحبیب را بهعقد وی و دختر دیگرش، امفضل، را به عقد امامجواد علیهالسلام درآورد. در اینکه ازدواج حضرت با امفضل، پیش یا پس از وفات امامرضا بوده، اختلاف هست.
سمانه مغربيه همسر امام جواد(علیه السلام)
ازدواج امام جواد(علیه السلام) با دختر مامون
چرا امام جواد(ع) با دختر مامون ازدواج کرد؟
فرزندان امام جواد علیه السلام
در همه منابع از دو پسر امام به نام های علیالهادی (امامدهم شیعیان) و موسی مُبَرقَع یاد شده است که نسل امام از طریق این دو ادامه یافت. در برخی کتابهای انساب، با اختلاف، پسران دیگری به امام نسبت داده شده است. که در منابع کهن ذکری از آنان نیست. نامهای دختران گوناگون ذکر شده است؛ شیخمفید از دو دختر وی به نامهای فاطمه و اَمامه یاد کردهاست، اما در دلائلالامامه نام دخترانامام، خدیجه، حکیمه و امکلثوم ضبط شده است. فخر رازی نامهای بهجت و بَریهه را نیز بر آنها افزوده و یادآور شده که از هیچیک از دختران نسلی نمانده است. ظاهراً مادر همگی فرزندان امام، سمانه بوده است.
سید موسی مبرقع، شاخه ای از شجره نبوی و علوی
امام جواد علیه السلام از ولادت تا شهادت
امام جواد علیهالسلام هفت سال و اندی از عمر پدرش، امام رضا علیهالسلام، را درک کرد و با دو خلیفه عباسی، مأمون و معتصم، معاصر بود. آگاهیهای تاریخی درباره وقایع زندگی امامجواد علیهالسلام اندک است.
افزون بر محدودیتهای سیاسی، که مانع نشر اخبار راجع به امامان میشد، کوتاهی عمر آن حضرت نیز عامل مؤثری در نبود اخبار در منابع تاریخی است. به علاوه، امام بیشتر عمر خود را در مدینه، دور از مرکز خلافت، به سر آورده است.
رويدادهاى عصر امام جواد(علیه السلام)
اسوه های بشریت (حضرت امام جواد «ع»)
بر کرانه امام جود و سخا، امام جواد علیه السلام
امام جواد علیه السلام در سایه پدر
در سال۲۰۰، رجاء بن ابیضحاک (از امرای مأمون) به دستور مأمون، امام رضا علیهالسلام را از مدینه به مرو فرستاد. به نوشته بیهقی در تاریخ بیهق ، امام جواد در ۲۰۲، برای زیارت پدرش، از راه بیهق به طوس رفت. گزارش برخی منابع مبنی بر اینکه مأمون در همان سال دختر خود، امحبیب، را به عقد امام رضا علیهالسلام و دختر دیگرش، امفضل، را به عقد امام جواد علیهالسلام در آورد، میتواند قرینهای بر درستی گزارش بیهقی باشد همچنین بنابر پارهای روایات شیعی ، امامجواد، که در زمان شهادت پدرش در سال۲۰۳، در مدینه اقامت داشت، برای غسل دادنِ پدر و اقامه نماز بر پیکر او، به طوس رفت.
نگاهی به زندگانی امام جواد علیه السلام پیش از امامت
وداع امام رضا(علیه السلام) با پسر
امامت در کودکی
امام جواد (علیه السلام) نخستین تن از دوازده امام شیعه بود که در خردسالی به امامت رسید. پس از ایشان، امام هادی (علیه السلام) و امام مهدی) علیه السلام) نیز در خردسالی به امامت رسیدند. برخی این موضوع را به عنوان شبهه مطرح ساخته و کوشیدهاند مسئله امامت ایشان را به ابهام کشانند. هر چند در تاریخ بشر، کسانی را میتوان یافت که در کودکی از نبوغ ذاتی فوق العادهای بهرهمند بودهاند و بدین روی، نمیتوان خردسالی امام (علیه السلام) را دلیلی بر ردّ امامت ایشان به شمار آورد، امّا شیعیان دلایلی دیگر نیز بر این افزودهاند..
بررسي امامت حضرت جواد(علیه السلام) در خردسالي
امامتِ حضرت امام جواد علیه السلام در یک نگاه
ابن الرضا، امام جواد الائمه عليه السلام
اوضاع سیاسی و اجتماعی دوران امامت امام جواد علیه السلام
مهمترين برنامه امامت امام محمّد تقى (ع) ادامه راه پدر و پى جستن برنامههاى ايشان براى گسترش مذهب تشيّع و هدايت امّت بود. نخستين گام امام (ع) در اين راه آن بود كه پايتخت عبّاسيان را ترك جست و به مدينه رفت. اين كار به معناى ردّ مشروعيّت حكومت عبّاسى و گونهاى مقابله با آن تلقّى مىگشت. با حضور امام (ع) در مدينه، فقيهان و عالمان بسيارى پيرامونش گرد آمدند و از محضرش كسب فيض كردند. امام (ع) براى پيگيرى برنامههاى خود، دانشمندانى را به بلاد اسلامى گسيل كرد كه با عنوان «ثقات» مشهورند. آنان وظيفه داشتند مردم را از علوم آل محمّد (ع) بهرهمند سازند و تعاليم اصيل دينى را بگسترانند
نگاهى به امامت امام جواد (علیه السلام)
چهارمین دورۀ تاریخی امامت [امام جواد (ع)]
نیرنگ مأمون [و رفتار معتصم] به امام جواد (ع)
مقام علمى ـ سیاسى امام جواد (علیه السلام)
امام جواد(علیه السلام) تجسم صلابت
سيرۀ سیاسی امام جواد علیه السلام
در منابع، در باره اوصاف ظاهری امام روایاتی آوردهاند، اما بیش از همه، بر صفات و رفتارهای اخلاقی ایشان تأکید شدهاست؛ چنان که لقب جواد حاکی از آن است که آن حضرت اهل دهش و بخشش و به سخاوت مشهور بود. ایشان در آغاز هر ماه صدقه میداد، با مردم به نیکی معاشرت و به ایشان سلام میکرد، برای رفع گرفتاریهای مردم نزد صاحبان مناصب شفاعت میکرد، از خطاها درمیگذشت و برای اصحابش دعا میفرمود. مردم نیز به او احتراممیگذاشتند و به او علاقهمند بودند.
تأملی در سیرۀ سیاسی امام جواد (ع)
سیره سیاسی - اجتماعی امام محمد تقی (ع) در هدایت شیعیان
درآمدی بر تقسیم و تحلیل روایات سیاسی - اجتماعی امام جواد (ع)
سیره فرهنگی و تبلیغی امام جواد علیه السلام
امام محمّدتقی همانند دیگر امامان معصوم (علیهم السلام) در خصال نیک و اخلاق پسندیده همچون جدّ خویش، پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله)بود. در عبادت و طاعت شهرتی تمام داشت و بیشتر روزها در روزه بود و شبها به عبادت و راز و نیاز. پیوسته این حدیث پیامبر (صلی الله علیه وآله)را بر زبان داشت که «هر کس نماز شب بگزارد، چهرهاش در روز زیبا و نورانی گردد.» جود و بخشش او زبانزد همه بود و امروزه نیز آن امام (علیه السلام) را بدین صفت میشناسند و بدین روی از القاب مشهورش «جواد الائمّه» است. هر کس نیازی بدو میآورد، حاجت روا بازمیگشت. آنچه از موقوفات بنیهاشم و پدران معصومش به دست میآورد، میان نیازمندان تقسیم میکرد.
نگاهى به سيره ى تبليغى امام جواد(علیه السلام)
مبارزات فرهنگی امام جواد (علیه السلام)
امام جواد علیه السلام و بحث های آزاداندیشی
معارف توحیدی در کلام امام جواد(ع)
مناسبات امام جواد (ع) با شیعیان ساکن منطقه جبال ایران
غالیان دوره امام جواد (ع) و نوع برخورد آن حضرت(ع) با آن ها
نقش امام جواد علیه السلام در آماده سازی جامعه شیعی برای دوران غیبت
شهادت امام جواد علیه السلام
اغلب منابع کهن به صراحت سخنی از شهادت امام جواد علیهالسلام به میان نیاوردهاند. اما در کتاب اثبات الوصیه ، منسوب به مسعودی، درباره مسموم شدن امام به دست همسرش، ام فضل، گزارش مفصّلی آمده است. بنابراین گزارش، امفضل به تحریک معتصم عباسی و جعفر، برادر تنی امفضل، و از روی حسادت به همسر دیگر امام، امام را مسموم کرد، اما بعد پشیمان شد. بنا بر روایاتی دیگر، یکی از وزرای معتصم به دستور خلیفه، امام جواد علیهالسلام را مسموم کرد.
علّت شهادت امام جواد علیه السلام
شهادت امام محمدتقی علیهالسلام
امام جواد عليه السلام غريب بغداد
سوء قصد به امام جواد (ع) و شهادت ایشان
فضائل و مناقب امام جواد علیه السلام
امام جواد علیه السّلام همانند پدران گرامی اش آینه تمام نمای والایی ها و بزرگواری هایی بود که دارنده آن ها را شایسته امامت و رهبری انقلابی- الهی می کرد. حضرتش در هفت سالگی، امامت عامه را برعهده گرفت. اگرچه در آن روزگار رهبری و امامت خردسالی امری نامأنوس بود و شاید بودند کسانی که کینه توزانه بر آن خرده می گرفتند، اما حکمت الهی پیش از او نیز چنین اقتضا کرده بود و حضرت عیسی بن مریم علیه السّلام نوزاد در حالی که در گهواره بود به مقام نبوت دست یافت.
تاریخ در لابه لای امامت زودهنگام امام جواد علیه السّلام این باور و اعتقاد شیعه دوازده امامی را تأیید کرد که «امامت منصبی الهی است و خداوند آن را به شایستگان و کمال یافتگان همه روزگاران می بخشد»، چرا که آن بزرگوار، در عین خردسالی با عالمان بزرگ عصر خود مباحثه نمود و با دانش خدا داده و برهان رسایش بر آنان پیروز شد، آن چنان که عالمان و حاکمان عصر او در برابر آن سر تسلیم فرود آورده، بدان اعتراف کردند.
فقیهان، راویان و عالمان بزرگ گرد وجود مبارک امام هفت ساله حلقه زدند و از چشمه جوشان دانش سرشار او سیراب شدند و بی شمار مسائل اعتقادی، فلسفی، کلامی، فقهی، تفسیری و دیگر دانش های روز بشری را از حضرتش روایت کردند.
نمی از یم فضائل امام جواد علیه السلام
تجلی آیات در سیره امام جواد (ع)
حج گزاردن امام جواد علیه السّلام
پرتوی از علم امام جواد علیه السلام
دارایی علمی، فاکتوری تأثیرگذار بر پویایی، تعالی، قدرت و آراستگی حضرت امام جواد (ع) است. ایشان با آراسته شدن به زیور علم، آمادگی رو یارو یی با شرایط اجتماعی و توانمندی حل مسایل و مشکلات پیچیده جامعه را داراست و از این روست که علم حضرت در جهت بیان حقانیت اندیشه های شیعی قرار می گیرد.
حضرت امام جواد(ع) در هنگامه بروز شبهات و دشمنی برای تضعیف جایگاه رفیع شیعه با شمشیر علم خود، از دین محافظت می نماید و به گونه ای یادآو ر علم لدنی اوست که قرآن کریم به آن اشاره دارد «فَوَجَدٰا عَبْداً مِنْ عِبٰادِنٰا آتَینٰاهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنٰا وَ عَلَّمْنٰاهُ مِنْ لَدُنّٰا عِلْماً» (الکهف، 18/65)؛ [«در آن جا] بندهای از بندگان ما را یافتند که رحمت [و موهبت عظیمی] از سوی خود به او داده، و علم فراوانی از نزد خود به او آموخته بودیم.»
برای ارزیابی علمی حضرت امام جواد (ع) مأمون گفت: ای یحیی از أبو جعفر مسأله ای فقهی بپرس تا در یابی جایگاه او در فقه و علم دین چگونه است، یحیی گفت: ای أبوجعفر- خداوند بر صلاحت بیفزاید- در باره فردی که در حال احرام، شکار ی را بکشد نظرت چیست؟ حضرت (ع) فرمود: «آیا او، آن را در حرم کشته یا خارج از آن؟ دانای به مسأله و حکم بوده یا جاهل؟ از رو ی عمد کشته یا به خطا؟ بنده بوده یا آزاد؟ صغیر بوده یا کبیر؟ بار نخستش بوده یا قبلاً نیز انجام داده؟ صید از پرندگان بوده یا از دیگر جانوران؟ کوچک بوده یا بزرگ؟ بر کاری که کرده اصرار دارد یا نادم است و پشیمان؟
-یعنی: قصد توبه دارد یا نه- آیا در شب و در لانه اش آن را کشته یا به رو ز و آشکارا؟ آیا آن فرد در حال احرام حج بوده یا احرام عمره؟» [با شنیدین این توضیحات] یحیی به گونهای درمانده و ز بون شد که آن امر بر هیچ یک از أهل مجلس پوشیده نماند، و همه از پاسخ امام (ع) غرق در حیرت شدند.
نگاهی گذرا به سیره قرآنی حضرت جواد الائمه(علیه السلام)
سیره علمی امام جواد علیه السلام و آداب مناظره
امام جواد عليه السلام پاسدار حريم وحى
ورقی از زندگی امام جواد علیه السلام از ولادت تا شهادت
امام جواد (علیه السلام) مبتکر آزاداندیشی
روش شناسی تفسیر امام جواد (علیه السلام)
بحث کوتاهی درباره جواد الائمه، ابا جعفر الثانی، محمدبن علی، امام نهم (ع)
کرامات امام جواد علیه السلام
در منابع شیعی ، برخی کرامات و امور خارقالعاده به امامجواد علیهالسلام نسبت داده شده است، از جمله سخن گفتن در هنگامولادت، طیالارض از مدینه به خراسان برای مراسم تجهیز امامرضا علیهالسلام شفا دادن بیماران استجابت دعاهای او برای یاران و علیه دشمنانش، اطلاع دادن از باطن و اسرار درونی افراد خبر دادن از رویدادهایآینده؛ و آگاهی از زمان شهادت خود. این کرامات و، به ویژه اظهاراتی که نشانه علم غیرمتعارف آن حضرت بود، حتیدر دل مخالفان و منکران آن حضرت تأثیر میگذاشت، به طوری که امامت او را تصدیق میکردند.
معجزه ها و کرامت های امام جواد علیه السّلام
قطره ای از دریای عنایات حضرت جواد علیه السلام
دست خدا(معجزات و کرامات جوادالائمه(علیه السلام) )
امام جواد (ع) و حِرزی که به مأمون داد!
توطئه دشمن دوست نما و جعل نامه
در منقبت امام جواد علیه السلام
سخنان نورانی امام جواد علیه السلام
با اینکه امامجواد علیهالسلام در خردسالی به امامت رسید و مدت امامتش هم کوتاه بود، در منابع شیعی و شماری از منابع اهلسنّت ، بیش از دویست حدیث به آن حضرت منسوب است که نشان از مقام علمی و احاطه وی بر مسائل فقهی، تفسیری، اعتقادی و اخلاقی دارد. شرایط دشوار سیاسی باعث شد که حضرت مدتی امامت خود را پنهانکند؛ از اینرو، سادهترین راه ارتباط شیعیان با امام، نامه نگاریبود. بسیاری از معارف و مطالبی که از آن حضرت باقی مانده، در نامههای وی به شیعیان مندرج است. شیعیان در نامههایشان سؤالات خود را، که بیشتر در مسائل فقهی بود، طرح میکردند و امام به آنان پاسخ میداد.
نمی از یمِ سخنان امام جواد (علیه السلام)
سخنان امام جواد(علیه السلام) در وادی اعتقادات
موعظه های امام علی (ع) به روایت امام جواد
مهدویت در روایات امام جواد (ع)
طرح اندیشه مهدویت در کلمات امام جواد و امام هادی علیه السلام
احادیثی از امام جواد(علیه السلام)
تکیه بر غیر خدا و عمل بدون علم
ضرورت علم و معرفت قبل از اقدام به هر کاری
احتجاجات، و مناظرات امام جواد علیه السلام
بخش دیگری از احادیث روایت شده از آن حضرت، متضمن مناظرات و احتجاجات وی در مسائل فقهی و کلامیاست. امامجواد علیهالسلام از جانب دو گروه به مناظره خواندهشد: از سوی برخی شیعیان به دلیل خردسالیاش، و از سوی مأمون و معتصم ، در اصل برای به چالشکشیدن مسئله علمالاهی ائمه علیهمالسلام، و در ظاهر به سبب علم دوستی و علاقه به امامان.
مناظرات امام جواد(علیه السلام)
مناظرهاى از امام جواد(علیه السلام)
غالیان دوره امام جواد (ع) و نوع برخورد آن حضرت(ع) با آنها
اصحاب و شاگردان امام جواد علیه السلام
راویان احادیث حضرتجواد علیهالسلام فراواناند. شیخطوسی یکصد و شانزدهتن از آنان را برشمرده است؛ گرچه فقط تعدادی از آنان اصحاب خاص و معتمد بودهاند. علی بن مهزیار اهوازی ، ابوهاشم داوود بن قاسم جعفری ، عبدالعظیم حسنی ، احمد بن محمد بَزَنطی و علی بن اسباط کوفی ، از اصحاب معتمد و ثقه امام بوده و، بیش از دیگران از وی حدیث نقل کردهاند. همچنین احمد بن ابیخالد و موفق بن هارون ، هر دو از خادمان امام، و عثمان بن سعید عَمْری و عمرو بن فرات ، بابهای حضرت بوده، از وی روایت کردهاند.
جرعه نوشان اقیانوس بیکران جواد الائمه(علیه السلام)
نگاهی کوتاه به زندگی و شخصیت حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام)
برداشت هایی از سبک زندگی امام جواد علیه السلام
امام جواد علیه السلام هر روز هنگام زوال به مسجد رسول الله صلی الله علیه و آله رفته و پس از سلام و صلوات بر رسول خدا صلی الله علیه و آله، به سراغ خانه مادرش زهرا علیها السلام که در همان نزدیکی قبر پیامبر صلی الله علیه و آله است می رفت و کفشها را در آورده و با نهایت ادب و خضوع، داخل خانه شده و در آنجا نماز و دعا می خواند و دقایقی طولانی به عبادت مشغول می شد و هرگز دیده نشد به زیارت رسول صلی الله علیه و آله برود و سراغ مادرش را نگیرد.
مطالعه سیره امام جواد (ع) در زمینه کسب و کار
تحلیلی بر سیره اقتصادی امام جواد (ع)
دوستی و تعامل با همنوعان در سیره امام جواد(علیه السلام)
خدمت در سيره و سخن جواد الائمه(علیه السلام)
از حضرت جواد الائمه علیه السلام بیاموزیم (1)
امام جواد علیه السلام از نگاه دیگران
امام جواد علیه السلام مانند دیگر ائمه معصومین برای ما اسوه و مقتدا و نمونه است. زندگی کوتاه این بنده شایسته خدا، به جهاد با کفر و طغیان گذشت. در نوجوانی به رهبری امت اسلام منصوب شد و در سالهایی کوتاه، جهادی فشرده، با دشمن خدا کرد به طوری که در سن ۲۵ سالگی یعنی هنوز در جوانی، وجودش برای دشمنان خدا غیر قابل تحمل شد و او را با زهر شهید کردند. همان طوری که ائمه دیگر ما علیهم السلام با جهاد خودشان هر کدام برگی بر تاریخ پر افتخار اسلام افزودند، این امام بزرگوار هم گوشه مهمی از جهاد همه جانبه اسلام را در عمل خود پیاده کرد و درس بزرگی را به ما آموخت. آن درس بزرگ این است که در هنگامی که در مقابل قدرتهای منافق و ریاکار قرار می گیریم، باید همت کنیم که هوشیاری مردم را برای مقابله با این قدرتها برانگیزیم. اگر دشمن، صریح و آشکار دشمنی بکند و اگر ادعا و ریاکاری نداشته باشد، کار او آسان تر است. اما وقتی دشمنی مانند مأمون عباسی چهره ای از قداست و طرفداری از اسلام برای خود می آراید، شناختن او برای مردم مشکل است. در دوران ما و در همه دورانهای تاریخ، قدرتمندان همیشه سعی کرده اند وقتی از مقابله رویاروی با مردم عاجز شدند دست به حیله ریاکاری و نفاق بزنند.
گزیده ای از بیانات رهبر معظم انقلاب پیرامون امام جواد علیه السلام
راه رسیدن به درجات عالی انسانیت
امام جواد(علیه السلام) به روايت اهل سنّت
اعتراف اهل سنت به علم سرشار امام جواد(ع) در کودکی
زيارتگاه امام جواد علیه السلام و ستارگان حرم
مدفن حضرت جواد علیهالسلام مقابر قریش در بغداد، پشت قبر جدّش، موسی بن جعفر علیهماالسلام، است که امروزه کاظمین نامیده میشود.
از آن پس که امام کاظم(ع) در 25 رجب 183 هجری در 55 سالگی در تربت پاکش آرمید، سپس امام جواد(ع) در آخر ذی قعده 220 هجری در این شهر به خاک سپرده شد، این شهر به تدریج به «کاظمین » شهرت یافت. این دو نور، هر دوجلوه ای از یک حقیقت ناب بودند. بدین سبب این حرم شریف را حرم کاظمین و حرم جوادین هم گفته اند، چرا که امام کاظم، همان امام جواد است و هر دو، هم کاظمندو هم جواد. هر دو «باب الحوائج » و برآورنده نیازهای سائلان و متوسلانند.
زیارت مرقد امام کاظم(ع) در روایات، همپای زیارت پیامبر و امیر مومنان وسیدالشهدا(ع) به حساب آمده است. در دورانهایی هم همچون کربلا، مورد سختگیری سلطه های جور بوده و زیارت قبر این دو امام، آسان و بی خطر نبوده است.
وقتی به کاظمین و بغداد می روی، علاوه بر زیارت قبر این دو امام، قبور دیگری را هم زیارت می کنی. به بعضی از این ها اشاره می شود:
1- قبر شیخ مفید، از علمای بزرگ شیعه در قرن چهارم، در بخش شرقی حرم کاظمین در ایوان قرار دارد.
2- قبر خواجه نصیر طوسی، از دانشمندان برجسته که در سال 672 درگذشته، در رواق غربی حرم است.
3- آرامگاه سید رضی و سید مرتضی که هر دو از بزرگترین علمای شیعه در قرن چهارم بودند، به صورت جدا از هم و با فاصله ای اندک، بیرون از صحن کاظمین در قسمت جنوب حرم قرار دارد که هر دو، بقعه و گنبدی جداگانه دارند و یک خیابان بین مرقد آن دو و حرم ائمّه فاصله انداخته است.
4- ابن قولویه قمی که از راویان حدیث و از علمای شیعه بود و در سال 368 هجری از دنیا رفت، داخل حرم مدفون است.
در سایه سار شعر
جواد بود و شه کشور امامت بود
یگانه در ثمین یم کرامت بود
به سرو گو نکند ناز پیش قامت او
که سرو قامت او غطبه قیامت بود
بیا قدم به رهش نه که اسوه دین است
درود باد بر او مظهر شجاعت بود
به غیر رسم و ره آن امام حق کی جست
هر آنکه در دو جهان طالب سلامت بود
جهاد و معرفت و عشق حق به هم آمیخت
همیشه در ره تقواش راست قامت بود
زنی که شهد شهادت به کام پاکش ریخت
اسیر رنج و پریشانی و عزامت بود
لب تشنه بود، تشنه ی یک جرعه آب بود
در ستایش سلطان ملک صفا، سر حلقهی اهل تقوا، امام جواد علیهالسلام
در مدح حضرت جواد الائمه علیهالسلام
رشحاتی از قلم
در محفل سوگ تو، اشک ها زودتر از هر دعایی به سویِ آسمان می روند، لحظه ها به انتظار دیدار جمالِ دل آرایت در بغضِ ثانیه ها می تپند، گل های سجّاده ات، محراب را بوسه می زنند، جبرییل، چون شمع، بیقرارانه می سوزد و صدایِ گریه های مداوم، در و دیوار را غرق در ماتم می کند.
پله پله تا خدا رفتنت را ستاره ها در گوش زمین نجوا کردند؛ آن گاه که عرش، تو را در هاله ای از نور، به سوی معراج دل باختگان بُرد.
جواد الائمه! بعد از تو، دنیا سرگردان است و شادمانی رنگ باخته، شهادت به مقامِ والایت غبطه می خورد و دل های سوگوار، جز اشک و آه، حرفی ندارند.
شانه های آسمان، از یاد آوری سیمای روحانی ات می لرزد و بغضِ ناشناخته ای گلوی زمین را می فشارد و دوریِ تو، چونان رعد، افلاک را به آتش می کشد
مولا جان! بی تو، روح تشنه ی هستی، با کدامین زمزم سیراب شوند و ضمیرهای مشتاق، با شمیمِ کدامین نسیم رحمت، آکنده از روحِ عبادت گردند؟ افسوس که از بارِ سنگین مظلومیتِ تو آینه ی زمان در هم شکست و کشتیِ ایثار و گذشت، در دریایِ وجود تو به اشک نشست.
ای که دعایت در سحرگاهانِ نیایش موجب نزول برکات است و عبادتت در دلِ شب هایِ اِستغاثه، مایه ی پراکندگی نفحات قدسی!
محراب خالی، اشک های آسمان و بغض فرو خورده ی افلاکیان، بهانه ی سوگوارای داغداران تو است.
کتاب شناسی امام جواد علیه السلام
در کتاب ها و متون فراوانی چون کشف الغمه اثر علی بن عیسی اربلی، ارشاد شیخ مفید، بحارالانوار از علامه محمدباقر مجلسی، سیره پیشوایان نوشته مهدی پیشوائی، روضة الواعظین اثر محمد فتال نیشابوری، وسائل الشیعه به قلم محم بن حسن حر عاملی، معدن الجواهر نوشته ابوالفتح کراجکی و المستطرف از محمد بن احمد ابشیهی، روایات و اشارات های گوناگونی از امام جواد(ع) یا درباره ایشان نقل شده است.
كتابشناسى امام جواد عليه السلام
کتابشناسی تازه ترین آثار درباره امام جواد(ع)
نگارخانه
عکس نوشته شهادت جوادالائمه علیه السلام
درس بزرگ امام جواد علیه السلام به شیعیان در کلام رهبر معظم انقلاب
شرح حدیث امام رضا (ع) درباره برکت امام جواد (ع)
چهل حدیث تصویری زیبا از امام جواد (ع)
حدیث (حقیقت مرگ از زبان امام جواد (ع))
حدیث (نمونه ای از بخشش های امام جواد (ع))
امام جواد علیه السلام مظهر علم الهی
مناظره ای کوتاه بین یحیی بن اکثم و امام جواد(علیه السّلام)
چرا بچههایی که با خاک و گِل بازی میکنند سالمتر و قویترند؟
فواید طبیعت برای سلامت جسم و روح کودکان

این طبیعی است که والدین، نگران سلامتی و بهداشت فرزندان خود باشند. برخی از پدر و مادرها ترجیح میدهند بچهها فقط در فضاهای بسته و کاملاً بهداشتی بازی کنند تا در فضای آزاد و کمی آلوده. بچههای امروز بیشتر با تکنولوژی سرگرماند و با طبیعت قطع ارتباط کردهاند. در ادامه به مواردی اشاره میکنیم که نشان میدهد بهتر است بگذاریم کودکانمان وقت بیشتری را در طبیعت سپری کنند.
کمی آلودگی به کسی آسیبی نمیزند
تقریباً همهی پزشکان و کارشناسان عقیده دارند بچهها باید با میکروارگانیسمهایی که در خاک و چمن وجود دارند تماس داشته باشند تا سیستم ایمنیشان به خوبی تقویت و تکمیل شود. شاید تمیز کردن لباسها و دست و پاهای گِلی و کثیف کمی سخت باشد اما اگر کمی به فواید گِل بازی فکر کنید شاید دیدتان عوض شود. البته همیشه باید حد اعتدال را رعایت کنید. به هر حال فراموش نکنید که انواعی از بازیهای غیربهداشتی برای بچهها لازماند!
تماس داشتن بچهها با باکتریهایی که به تکامل سیستم ایمنیشان کمک میکنند باعث میشود قدرت دفاعی بچهها در برابر بیماریها و آلرژیها بالا برود. ضمناً فعالیتهای فضای باز برای کاهش استرس و افسردگی مفید بوده و به رشد ادراکی بچهها نیز کمک میکند.
تماس مستقیم با طبیعت، جسم و جان کودکتان را تغذیه میکند. بچههایی که مدام با طبیعت در تماس هستند، مهارتهای حرکتی و انعطافپذیریشان تقویت میشود و حس بینایی و لامسهشان قویتر شده و از التهاب در بدنشان کاسته میشود
سیستم ایمنی چگونه کار میکند؟
سیستم ایمنی یک سیستم دفاعی در بدن است که از ما در برابر مهاجمان بیرونی مانند میکروبها و باکتریهایی که میتوانند سلامت ما را به خطر بیندازند محافظت میکند. سیستم ایمنی کار دفاعی خود را با شناسایی پاتوژنهایی که بیماری تولید میکنند و عفونتهایی که در بدن ایجاد میشوند و سپس مبارزه با آنها، انجام میدهد؛ اما برای اینکه حملهی سیستم ایمنی موفقیت آمیز باشد، این سیستم باید با میکروارگانیسمهای بیرون سازگاری پیدا کرده باشد. با رشد بچهها، آنها نسبت به انواع خاصی از میکروبها مقاوم میشوند و این اتفاق به این دلیل روی میدهد که در معرض چنین میکروبهایی قرار گرفتهاند و سیستم ایمنیشان در حال حاضر میداند با چه مهاجمانی روبروست و چگونه باید به آنها حمله کند.
فواید طبیعت برای سلامت جسم و روح کودک
طبیعتی که ما در تلویزیون میبینیم با دنیای واقعی بسیار تفاوت دارد. بنابراین تنها راه تجربهی طبیعت این است که از خانه بیرون بزنید و به دل طبیعت بروید. پرندههایی که آواز میخوانند، زنبورهایی که ویز ویز میکنند، طعم بینظیر تمشکهای وحشی، غروب زیبای خورشید و تمام معجزههای باصدا و بیصدای طبیعت، بهانههایی هستند که شما را سر جایتان میخکوب کنند تا لذت طبیعت را بچشید و از آن آرامش بگیرید. چطور ممکن است بخواهید کودکتان را از این لذتها محروم کنید؟!
تماس مستقیم با طبیعت، جسم و جان کودکتان را تغذیه میکند. بچههایی که مدام با طبیعت در تماس هستند، مهارتهای حرکتی و انعطافپذیریشان تقویت میشود و حس بینایی و لامسهشان قویتر شده و از التهاب در بدنشان کاسته میشود. ضمناً تماس با طبیعت به کودک شما کمک میکند در تحصیل آکادمیک خود نیز از عملکرد و تمرکز خوبی برخوردار باشد.
طبق مطالعات علمی، بچههایی که در مزرعه بزرگ میشوند و از همان سنین پایین با حیوانات اهلی یا انواع و اقسام حشرات و کرمها در تماس هستند، احتمال ابتلا به آلرژیشان کاهش مییابد. این بچهها مدام در معرض اندوتوکسینهایی هستند که نوعی باکتری موجود در خاک بوده و به تقویت سیستم ایمنی کمک میکند.
تقویت اعتماد به نفس در کودکان
اعتماد به نفس واقعی با برنده شدن در یک بازی ویدیویی به دست نمیآید. از طریق جنگ لفظی با همسالان نیز اعتماد به نفس کودکتان تقویت نمیشود؛ اما شما میتوانید با فراهم کردن امکان تماس با طبیعت برای کودکتان، اعتماد به نفس او را بالا ببرید، چون طبیعت جایی است که کودک شما با دنیای واقعی روبرو میشود. طبیعت میتواند ابزار التیامبخش بسیار مؤثری برای بچههایی باشد که اعتماد به نفس ضعیفی دارند. کودکانی که با طبیعت تعامل دارند، خودکنترلی را به معنای واقعی تجربه میکنند، نظم و احتیاط را یاد میگیرند و میفهمند آرامش واقعی یعنی چه. مجهز بودن کودک شما به چنین سلاحهایی مطمئناً اعتماد به نفس او را افزایش میدهد و زمینه را برای فراگیری مهارتهای لازم فراهم میکند.

پیامدهای دور نگه داشتن بچهها از فضای باز
بدون تماس با میکروارگانیسمها، سیستم ایمنی نسبت به موادی که لزوماً بیماریزا نیستند، مانند گردهها یا موی حیوانات، حساستر و آسیبپذیرتر شده و باعث میشود بچهها دچار آلرژی شوند. منع کودک از تعامل با طبیعت، رشد و خلاقیت او را محدود میکند. بچههایی که با محیط پیرامون خود تماس ندارند، فعالیت بدنیشان کم است و چیز جدیدی را تجربه نمیکنند که به رشدشان کمک کند.
فعالیت بدنی که بچهها در فضای باز انجام میدهند، مشغولیتی سالم است که جلوی چاقی آنها را میگیرد. چاقی، مشکل درصد زیادی از کودکان در تمام دنیاست و علت آن هم چیزی جز بیتحرکی و مدام در فضای بسته ماندن نیست. بنابراین بهتر است باور کنید که نداشتن فعالیت بدنی در فضای باز و طبیعت، خطری برای سلامت روحی و جسمی کودکتان محسوب میشود.
از تیپ شوهرم بدم میاد
عدم رضایت از ظاهر همسر

در گام اول باید از خود بپرسید که تصمیم من در مورد ادامه زندگی با این مرد چیست؟ در بسیاری از موارد عدم رضایت زن از ظاهر همسر باعث بهانهجوییهای مکرر و بداخلاقی و بدرفتاری در منزل میگردد. این نوع رفتارهای وی گاه همسر را درمانده و دچار استیصال میکند چون کاملاً مشخص است که این رفتارها تنها بهانهگیری است و پوششی بر یک مشکل و ناراحتی دیگر است که همسر نمیتواند آن را کشف کند.
ادامه پیدا کردن این وضعیت مخل احساس خوشبختی و مانع ادامه زندگی موفق است. از طرف دیگر مسلماً اکثر افرادی که دچار این مشکل هستند، از بیان مستقیم این موضوع (عدم رضایت از ظاهر) به همسرشان خودداری میکنند. لذا پیشنهاد میشود که در اولین گام حتماً زوجین مراجعه حضوری نزد مشاور خانواده داشته باشند.
در برخی موارد ممکن است نوشتن یک نامه عاشقانه برای شوهرتان نیز یک روش مناسب باشد. ضمن اینکه توجه بیشتر به نکات مثبت همسرتان یعنی همان عواملی که باعث شد ایشان را برای ازدواج برگزیدید کمک زیادی به ایجاد عشق و علقه بیشتر میان شما و همسرتان میگردد. مهم نیست که چند وقت از ازدواج شما میگذرد. صمیمیت و به هم احترام گذاشتن هرگز ضد هم نیستند؛ بنابراین در گفتگوهای خود از کلماتی مانند لطفاً، متشکرم، متأسفم، ببخشید و ... استفاده کنید.
طرز گفتار و رفتار شما نشان میدهد چقدر برای همسرتان ارزش قائل هستید و به او احترام میگذارید.
اگر هم خواهان ایجاد تغییر و تنوع در طرز لباس پوشیدن همسرتان هستید، لازم است که این تغییرات را آرام آرام ایجاد کنید نه اینکه یک دفعه سعی در تغییر پوشش همسرتان داشته باشید
- به علایق یکدیگر اهمیت دهید. زوج خوشبخت، زوجی هستند که به علایق و سرگرمیهای یکدیگر توجه نشان بدهند و هر یک سعی کند تا زندگی را مطابق علایق و سلایق دیگری پیش ببرد. لذا در زندگی سرگرمیهای مشترکی بیابید و آنها را در اولویت قرار دهید مثل ورزش صبحگاهی، کوهنوردی، تماشای فیلم و ... انجام دادن کارها باهم و در کنار هم بسیار لذتبخش است.
توصیههایی براش خوش لباس کردن همسر
- لباسهای رنگ پریده و چرک مرده و نامناسب همسرتان را به او نشان دهید و برایش توضیح دهید که این لباسها دیگر مناسب پوشیدن نیست و بهتر است دیگر از آنها استفاده نکند.- یک سبد تهیه کنید و لباسهای نامناسب همسر و خودتان را در آن قرار دهید. بعد از مدتی که این سبد پر شد با نظر و صلاحدید همسرتان این لباسها را دور بریزید.
- همیشه لازم نیست که او برای خرید لباس با شما همراه باشد بلکه در عدم حضور ایشان نیز میتوانید خودتان با توجه به سلیقهای که از همسرتان سراغ دارید برای او لباسهای مناسب تهیه کنید. اگر هم خواهان ایجاد تغییر و تنوع در طرز لباس پوشیدن همسرتان هستید، لازم است که این تغییرات را آرام آرام ایجاد کنید نه اینکه یک دفعه سعی در تغییر پوشش همسرتان داشته باشید.
- برای مناسبتهای خاص، روز تولد، سالگرد ازدواج و ... برایش لباس تهیه کنید.
- لباسهای جدیدی را که برای همسرتان تهیه میکنید جایگزین لباسهای قدیمیتر کنید. مثلاً اگر شوهرتان به پیراهن آبی علاقه ای خاص دارد، پیراهن آبی قدیمی او را با پیراهن آبی جدیدی که برایش تهیه کردهاید جابجا کنید.
- همیشه مراقب باشید که لباسهای تمیز و اتو کشیده همسرتان را خودتان جایگزین لباسهای نامرتب و کثیف کنید.
- علاوه بر لباس به تمیزی و واکس کفشهای همسرتان نیز اهمیت دهید.
- زمانی که همسرتان برای رفتن به مهمانی از لباسهای جدیدی که برایش تهیه کردهاید پوشید، به او بگویید که چقدر جذابتر شده و چقدر ظاهر جدیدش را بیشتر دوست دارید و از توجه او به ظاهر و کیفیت لباس پوشیدنش تشکر کنید.
منبع: مرکز مشاوره تبیان
مدیریت رشد به جای مدیریت استعداد
برای مدیران تازهکار- قسمت ۱۶۳
بهطور کلی، با استفاده از چارچوب مبتنی بر مدیریت رشد، یک مدیر میتواند بین انواع مختلف عملکردها در درون تیمها و سازمانها تفکیک قائل شود و در همان حال، نگرش و تفکرات خاص خود را در زمینه مدیریت به تمام اعضای تیم تزریق کند و از این طریق تداوم رشد تدریجی اما پیوسته امور را تضمین کند. حال سوال اینجاست که برای پیادهسازی اصول و مبانی مدیریت رشد در یک شرکت یا سازمان چه باید کرد و چگونه باید در این مسیر گام برداشت؟ مهمترین کاری که میتوان برای پیادهسازی مدیریت رشد در هر مجموعه تیمی انجام داد عبارت است از اینکه بدانیم هر یک از اعضای تیم چگونه میتواند خود را با نیازها و فرصتهای موجود در تیم هماهنگ و همراه سازد. برای نیل به این مقصود، بهتر است گزارشهای دریافتی از اعضای هر تیم در سطح فردی بررسی شود تا به دیدگاه درست و موثقی در ارتباط با عملکرد گذشته افراد و چشم انداز رشد آینده آنها دست یافت. در این چارچوب، عملکرد گذشته افراد که از «خوب» تا «بد» درجهبندی میشود در محور عمودی قرار داشته و چشمانداز رشد آینده که بهطور عمده بر مبنای میزان ثبات و پایداری در ارائه عملکردی مشخص توسط افراد معلوم میشود، در محور افقی گنجانده میشود.
بهطور کلی، در هنگام بررسی عملکرد گذشته افراد، لازم و مفید است که هم به نتایج کارها بنگریم و هم به ابعاد غیرملموس اما کلیدی مانند توانایی کار تیمی نگاه دقیقی داشته باشیم. این ابعاد غیرملموس را اگر چه نمیتوان بهطور دقیق اندازهگیری کرد، اما بررسی و توصیف آنها امر محالی نیست. از سوی دیگر، عملکرد یک موضوع ثابت و تغییرناپذیر نیست و هیچ گاه نمیتوان فردی را یافت که عملکردی بینظیر و بدون نقص داشته باشد. با این همه، باید دانست که فهم و شناخت گذشته به مراتب آسانتر و سادهتر از فهم و پیشبینی آینده است هر چند که عملکرد آینده افراد را میتوان با بررسی عملکرد گذشته و روند رشد قبلی تا حدی پیشبینی کرد.
درک اینکه چه چیزی مهم است و چرا؟
برای رسیدن به عملکرد موفق و نتایج درخشان لازم است بدانیم چه چیزهایی افراد حاضر در تیم را تحریک و تشویق میکند. همچنین باید بیاموزیم که خواستهها و تمایلات قدیمی و بلندمدت هرکدام از اعضای تیم کدامند و آیا شرایط کنونی حاکم بر تیم با خواسته ها، نیازها و اهداف اعضای تیم هماهنگی و همراهی دارد یا خیر؟ بهطور کلی مفهوم «رشد سریع» که از طریق آموختن پی در پی مهارتهای جدید و تعمیق و تحکیم مهارتهای قبلی در کوتاهترین زمان ممکن به دست میآید، نباید و لازم نیست بهطور حتم در قالب ارتقای مقام و رسیدن به پستهای بالاتر تعریف شود، چه بسا کارکنانی که در تمام دوران خدمتشان، یک روند رو به رشد و مطلوب و سریع را طی کرده اما هیچگاه به مقام مدیریت نرسیده و همیشه بهعنوان کارمندی موفق و عالی شناخته شدهاند. در واقع، رشد سریع، مفهومی است درباره برخورداری از توان تاثیرگذاری رو به افزایش بر محیط پیرامون، در طول زمان.
اما «رشد تدریجی» با مفهوم ثبات و پایداری پیوند خورده است بهطوری که افراد دارای رشد تدریجی پیوسته، اما آهسته در کارشان چیره دست میشوند و این افزایش و رشد مهارتی نه بهصورت ناگهانی بلکه به نحوی گام به گام و تدریجی رخ میدهد، در واقع، نشانههای توانایی و قدرت انجام یکسری پروژهها و وظایف بهصورت تدریجی در این افراد هویدا میشود و با حمایت مدیران، این نشانهها روز به روز بیشتر خواهد شد. بسیاری از افراد مرتب بین رشد سریع و رشد تدریجی در حرکت هستند بهطوری که در برههای از زندگیشان شاهد رشد سریع و فوق العاده بوده و در دورهای دیگر، رشد تدریجی و گام به گام را تجربه میکنند و به همین دلیل هم هست که نمیتوان برچسب دائمی «رشد سریع» یا «رشد تدریجی» را برای همیشه به افراد زد. در مجموع دلایل متعددی وجود دارد که افراد از رشد تدریجی به رشد سریع میرسند یا اینکه از رشد فوقالعاده آنها به تدریج کم شده و آنها رشدی گام به گام و آهسته از خود بروز میدهند.
امروز شعارهایی مانند «وارد آوردن یک ضربه به جهان» و «اثر گذاشتن بر محیط پیرامون» (که استیو جابز فقید برای اولین بار آنها را بهعنوان شعار مطرح کرد) در جایی مثل سیلیکون ولی طرفداران بسیاری دارد، با این همه باید دانست که انگیزهها و محرکهای لازم برای کار کردن و رشد و پیشرفت، به شدت فردی و درون زا هستند و باید از درون ذهن خود افراد تراوش کنند نه اینکه از جانب مدیران مافوق ابلاغ شوند. البته این وظیفه رئیس یا مدیر یک مجموعه است که تمام اعضای تیم تحت رهبریاش را در موقعیت مورد نظر قرار دهد و به نوعی، دلایل و انگیزههای فردی خود برای کار کردن یا اجرای یک پروژه را با اعضای تیم خود در میان بگذارد و به آنها کمک کند تا محرک و انگیزه خود را بهتر بشناسند اما باید دانست که این تمام قضیه نیست و بخش قابل توجهی از این فرآیند باید توسط خود افراد و اعضای تیم صورت پذیرد و نقش و کارکرد مدیر یک مجموعه، نقشی مکمل و هدایتگر خواهد بود. جایی که مدیر میکوشد تا شرایط کاری حاکم بر مجموعه را به گونهای سازمان دهد که به هر فردی این امکان داده شود تا معنایی که مدنظرش هست و به آن علاقه بیشتری دارد در کاری که انجام میدهد، جستوجو کرده و بیابد.
هدف از آفرینش انسان
به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر
وبه نام ولیّ خدا امام مهدی عج
از جمله دغدغه های فکری انسان ها درطول تاریخ، پرسش از چرائی آفرینش، وهدف نهائی از خلقت او است. این پرسش، ریشه ای ترین علامت سؤال بشر است. زیرا با یافتن پاسخ آن، همه ی حرکات و سکنات، و آمدن ها و رفتن ها، صلح ها و جنگ ها ومرگ ها و زندگی ها و... معنای منطقی پیدا می کند. و با نداشتن و یا نیافتن پاسخ آن، تمام زندگی عبث و پوچ و بی معنا خواهد بود.
روی همین اصل دائماً انسان ها از خود پرسیده اند:
از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟ به کجا می روم آخر ننمائی وطنم؟
ویا امام علیّ بن ابیطالب (ع) می فرمایند:
«خدا رحمت کند انسانی را که بداند از کجا آمده؟ و درکجا است؟ و به کجا می رود»(وافی 1/116)
و از نظر قرآن زندگی وخلقت جهان بازیچه وبی هدف نیست:
«ما آسمان ها و زمین و آن چه بین آن ها است به بازیچه نیافریدیم. اگر می خواستیم بازیچه ای بگیریم قطعاً آن را از پیش خود اختیار می کردیم.» ( انبیا 16 و17 )
اگرنظام خلقت وآفرینش انسان براساس مقصدی متعالی است آن هدف کدام است؟
درپاسخ به این پرسش، ابتدا باید به چند نکته توجّه کرد:
1 – هدف از به وجود آمدن یک پدیده ویا یک اختراع را باید از پدید آورنده ویا مخترع آن پرسید که خود خالق وموجد وپدید آورنده ی آن است. هدف از خلقت انسان را باید از خالق انسان که خود خالق وآفریننده ی او است پرسید، ومخلوق ومصنوع نمی تواند براساس تخیّلات وتوهّمات وظنّ و گمان های خود، ویا براساس فلسفه وعرفان های خود ساخته به این پرسش پاسخ دهد. خود خداوند وخالق هستی به این پرسش درقرآن پاسخ داده و مبیّنان قرآن به بیان آن پرداخته اند که به شرح آن خواهیم پرداخت.
2 – هدف، گاهی ممکن است درراستای قصد وعزم ومنافع فاعل باشد، که آن را هدف فاعل می گویند. وگاهی ممکن است درراستای لطف و فیض ورحمت برای فعل باشد، که آن را هدف فعل می گویند.
مسلّماً چون خداوند غنیّ بالذّات وغنیّ مطلق است هیچ کاری را برای تأمین منافع خود، وهدف فاعل انجام نمی دهد. وبلکه هدف او هدف فعل، وفیض بخشی وجود به مخلوقات، از جمله انسان است.
3 – ومسلّماً ذرّه ذرّه ی وجود یک پدیده وتمام اعضا وجوارح وروح وجسم انسان هماهنگ با هدف نهائی خلقت او تکوّن یافته وطرّاحی شده است. واگر هر عضوی برخلاف جهت هدف به وجود آید تمام نظام آن پدیده را به هم زند.
حال با این مقدّمه به بیان قرآن وروایات درمورد هدف از خلقت انسان اشاره می کنیم:
1 – تجلّی رحمت خدا:
رحمت، به معنای مهربانی به همراه عطا واحسان است. همه ی هستی تجلّی رحمت خدا است. قرآن می فرماید:
«رحمت وعلم پروردگار ما برهمه ی اشیا وموجودات وسعت دارد» ( غافر 7 )
روی همین مبنا درآیات 118 و119 سوره ی هود، یکی از اهداف آفرینش انسان را عطا واحسان خویش براو مطرح می کند:
«...وَلایَزالُونَ مُختَلِفینَ اِلّا مَن رَحِمَ رَبُّکَ وَلِذالِکَ خَلَقَهُم... مردم دائماً در اختلافند مگر آن که خداوند به آن ها رحمت آورد، و به خاطر همین آن هارا آفرید »
دربیان این آیه امام صادق (ع) می فرمایند:
« خداوند انسان هارا آفرید تا کارهائی انجام دهند که شایسته ی رحمت خدا شوند. وخداوند به آن ها رحم کند. » ( توحید صدوق 403 )
2 – آزمایش انسان:
خداوند درسوره ی ملک آیه ی 2 می فرماید:
« اَلَّذی خَلَقَ المَوتَ وَالحَیاةَ لِیَبلُوَکُم اَحسَنُ عَمَلاً. خداوند مرگ وزندگی را آفرید تاشمارا بیازماید که کدام یک نیکوتر رفتار می کنید »
طبق معمول، آزمون ها درمورد انسان ها یا به خاطر این است که استاد از استعداد وتوان شاگرد مطّلع شود ویا برای خود دانشجو مشخّص شود که تاچه اندازه، توان دارد، ویا این که استاد ومربّی بتواند به این وسیله امکانات رشد وپویائی شاگرد را فراهم سازد.
درمورد آزمون های الهی هدف اوّل مفهومی ندارد، زیرا علم او برهمه ی هستی، حتّی براسرار نهان انسان احاطه دارد. امّا می توان دو هدف دیگر را در ارتباط با آزمون های الهی (اتمام حجّت برانسان و رشد انسان ها) مطرح کرد.
3 – بندگی خدا:
آن چه که درارتباط با هدف ازآفرینش انسان بیشترمورد توجّه قرار گرفته عبودیّت وبندگی خدا است که قرآن درآیه ی 56 سوره ی ذاریات به آن اشاره می فرماید:
«وَماخَلَقتُ الجِنَّ وَ الِانسَ اِلّا لِیَعبُدُونَ. جنّ وانسان را نیافریدم مگر برای این که مرا عبادت کنند.»
ذکراین هدف، این سؤال را به ذهن می آورد که مگر خداوند نیازی به عبادت انسان ها ومخلوقات دارد که بفرماید هدف از خلقت انسان وجنِّ عبادت من است؟
درپاسخ به این شبهه ابتدا عبادت را باید معنی کرد:
عبادت از ریشه ی (عبد) و به معنای اظهار تذلّل باتقدیس، وبه مفهوم اطاعت است. راهی که با رفتن درآن هموار شده باشد طریق مُعَبَّد می گویند. وبه این معنا عابد کسی است که طریق اطاعت را هموار کند ومطیع محض باشد.
مهمّ ترین نکته در عبودیّت آن است که انسان ذاتاً وبراساس فطرت خویش عبد وبنده آفریده شده است. چون سراپا نیاز وفقر و وابستگی است. منتهی اگر نخواهد بندگی خدا را بپذیرد، خواه ناخواه بنده ی غیر خدا وطاغوت خواهد بود. قرآن در آیات 60 و61 سوره ی یس به این حقیقت اشاره می کند:
«اَلَم اَعهَد اِلَیکُم یابَنی آدَمَ اَن لاتَعبُدُو الشَّیطانَ اِنَّهُ لَکُم عَدُوٌّ مُبینٌ - وَاَنِ اعبُدُونی هذا صِراطٌ مَستَقیمٌ»
(ای فرزندان آدم آیا باشما پیمان نبستم که شیطان را عبادت نکنید که او دشمن آشکار شما است – واین که مرا عبادت کنید این راه راست است)
وبراساس همین آیه، عبادت براساس عهد وپیمان با خدا درانسان نهادینه شده، واین عهد درمورد هیچ کدام از موجودات دیگر مطرح نشده است. وجالب است که درهمین آیه ی 56 سوره ی ذاریات، هدف، عبادت به صورت مطلق نیست، بلکه عبادت خدا مورد توجّه است.
موضوع دیگر این که تصوّرعامیانه درمورد عبادت فقط شامل نماز وروزه ومراسم ظاهری می شود. درحالی که امام صادق (ع) می فرمایند:
«پرستش وعبادت سجده ورکوع نیست، بلکه پرستش همان اطاعت است، هرکسی مخلوقی را درنافرمانی ومعصیت خدای تعالی اطاعت کند اورا عبادت کرده است.» (تفسیر قمّی 2/55)
چون عبد بودن به معنای مطیع بودن است پس هر کاری ویا هر اندیشه ای وگفتاری که درراستای اطاعت از فرامین الهی باشد عبادت است. حتّی تلاش برای به دست آوردن روزی حلال درحکم مجاهده ی در راه خدا است. نفس نفس انسان عابد ومطیع عبادت است.
اطاعت خدا که عبادت او است به اطاعت وپیروی از رسولان و اولیائش حاصل می شود. ونافرمانی رسول واولی الامر نافرمانی خدا است. اطاعت رسول خدا واولیای او عبادت آن ها به حساب نمی آید بلکه عبادت وپرستش خدای تعالی است. ومسلّم است که انجام تمام اعمال ظاهری وباطنی شریعت چون فرمان خدا است، بندگی او است. واز سوئی چون همه ی فرامین الهی موجب رشد وکمال انسان خواهد شد هدف خلقت انسان می شود. (البتّه درک حقیقت این مسئله نیازمند مطالعه ی عمیق معارف وفرامین الهی، از طریق قرآن واهل بیت «ع» است)
4 – بازگشت به سوی خدا:
یکی دیگر از اهدافی که درباب خلقت درقرآن مطرح شده است آیه ی 115 سوره ی مؤمنون است که می فرماید:
«اَفَحَسِبتُم اَنَّما خَلَقناکُم عَبَثاً وَاَنَّکُم اِلَینا لاتُرجَعُونَ – آیا گمان کرده اید که شما را بیهوده آفریدیم وبه سوی ما باز نمی گردید؟»
مفهوم عکس آیه این است که اگر باز گشت به سوی خدا نباشد دنیا وخلقت پوچ وعبث وبیهوده است.
( فلسفه ی پوچی ونیهیلسم دردنیای امروز نتیجه ی عدم توجّه به این پیام اساسی است. )
وبراساس همین مبنا درآیه ی 16 و17 انبیا می خوانیم:
« ما آسمان ها وزمین و آن چه بین آن ها است به بازیچه نیافریدیم. اگر می خواستیم بازیچه ای بگیریم قطعاً آن را از پیش خود اختیار می کردیم.»
پس چون نظام هستی درید مالکیّت مطلق او است وبازگشت همه به سوی او، عبث و پوچ نیست. وآفرینش در بازگشت به سوی او معنا و هدف می یابد ( اِنّا لِلّه وَاِنّا اِلَیهِ راجِعُونَ )
دریک نگاه کلّی:
از مجموع آیات ظاهراً به نظر می آید بین اهدافی که دربحث آفرینش انسان درآن ها مطرح شده تناسبی وجود ندارد. واگربه روایات دیگری راهم که در این مورد مطرح شده توجّه کنیم موضوع حسّاس تر می شود. به عنوان نمونه:
درحدیثی قدسی خداوند می فرماید:
«بنده ی من، تمام موجودات را به خاطر تو آفریدم وتو را برای خودم خلق کردم» ( مشارق 283 )
ویا درحدیث قدسی دیگر می خوانیم:
«من گنجی مخفی بودم و دوست داشتم که شناخته شوم. مخلوقات را آفریدم تاشناخته شوم»
(شرح نهج البلاغه 11/127 )
وخداوند به حضرت موسی (ع) می فرماید: ( من تو را برای خودم ساختم – 41طه )
باتوجّه به همه ی این مسائل هدف اصلی از آفرینش انسان کدام است؟
درپاسخ باید گفت:
1 – هدف ها در مورد هر پدیده به دو بخش تقسیم می شوند: هدف های متوسّط، وهدف های غائی ونهائی. دراهدافی که درچندآیه وروایات مطرح شد تعدادی از این اهداف اهداف متوسّط ویکی از آن ها هدف اصلی نظام خلقت است.
تجلّی رحمت خدا، وآزمایش انسان، اهداف متوسّط نظام خلقتند که بنده را یاری می کنند واورا درمسیر رسیدن به هدف اصلی رشد می دهند. باز گشت به سوی خدا، وبرای خود خدا شدن، جز از طریق عبودیّت واطاعت خدا امکان ندارد. ومهم تر این که تمام عبادت های انسان ها باید برمبنای (قربةً الی الله = به نیت نزدیکی به خدا) یعنی همان باز گشت به سوی خدا وخالص شدن برای او باشد. که اگر چنین شد، کجای دنیا شاهد بی عدالتی وفساد وتجاوز وکفر ونفاق خواهد بود؟
وپایان کلام:
خداوند درآیه ی 55 سوره ی نور، درمورد جامعه ی آرمانی امام زمان (ع) می فرمایند:
(خداوند به مؤمنانِ از شما وکسانی که کارهای شایسته انجام می دهند وعده داده است که آن ها را جانشین خود در زمین قرار دهد، همچنان که قبل از آن ها دیگران را جانشین ساخت. و آن دینی راکه برایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند. وبیمشان را به ایمنی مبدّل گرداند تا مرا عبادت کنند. وچیزی را بامن شریک نگردانند و...)
وبا این ترتیب هدف نهائی از آفرینش انسان (عبودیّت وبندگی خدا) در قیام وانقلاب جهانی امام حجّة بن الحسن المهدی ( ارواحنا فداه ) متجلّی می شود.
(وسلام برعبد صالح خدا)
کاری نکنید فرزندانتان از خانه فراری باشند

این جامعهشناس اجتماعی افزود: بهترین سن برای آموزشپذیری معمولاً دو و سه سال قبل از بلوغ میباشد که افراد بیشترین آموزشپذیری را دارند.
گنجی ادامه داد: در مورد آسیبهای اجتماعی چون اعتیاد و موادمخدر باید قبل از بلوغ و تا سن ٢٤-٢٥ سالگی آموزشها و آگاهیبخشیها به نوجوانان و جوانان داده شود تا این آموزشها مثمرثمر واقع شود.
او در ادامه به چگونگی رفتار خانوادهها با فرزندان اشاره کرد و گفت: با توجه به اینکه هر خانواده و فردی مشخصه و مولفهی شخصی خودش را دارد، نمیشود یک فرمول مشخص و از پیش تعیین شده را داشت که رفتار خانواده با فرزندشان چگونه باشد اما مسئله مهم آن است که رفتار خانواده باید طوری باشد که فرزند فضای بیرون خانواده را به فضای درون خانواده ترجیح ندهد.
این جامعهشناس اجتماعی بیان کرد: برای حل این موضوع که بچهها در سنین رشد فضای بیرون از خانه برایشان اولویت دارد، باید پدر و مادر فضای خانه را طوری آماده کنند که بچهها مشتاق حضور در خانه و هم صحبتی با والدین باشند و همچنین مشارکت در امور خانه داشته باشند.
گنجی ادامه داد: در خانوادههایی که پدر و مادر گوش شنوا برای فرزندانشان هستند و بدون سرزنش و با آگاهی با فرزندانشان ارتباط برقرار میکنند تقریبا فرزندان از آسیبهای اجتماعی و پیامدهای آن در امان هستند، زیرا فرزند مهارتهای زندگی را آموخته و میتواند در مواجه با آسیب واکنش مناسبی نشان دهد.
او با اشاره به هرم رفتاری مازلو گفت: یکی از نیازهای انسان از نظر هرم مازلو که یک هرم رفتاری و مدیریتی است خودشکوفایی شخصیتی و احترام اجتماعی داشتن در جامعه میباشد بنابراین یکی از مسائلی است که انسان رو پایبند به قوانین و دور نگه داشتن ازآسیبها میکند، استقلال و شخصیت دادن به افراد است.
به گزارش روابط عمومی ستاد مبارزه با مواد مخدر ؛ گنجی در انتها با تاکید بر موضوع شخصیت دادن به فرزندان از کودکی گفت: خانوادهها و پس از آن مدارس و محیطهای فرهنگی که بچهها با آنها سرو کار دارد، باید با دادن مهارتهای رفتاری و با بالابردن شخصیت هر فرد برای مصون نگه داشتن هر فرد، خانواده و همچنین جامعه از آسیبهای اجتماعی بالاخص مواد مخدر تلاش کنند این فرزندان امروز پدران و مادران فردا هستند، پس برای داشتن جامعهای سالم باید از دوران کودکی بهصورت پایهای آموزش داد و عمل کرد.
شبکههای مجازی خارجی قتلگاه فرهنگی جامعه
امروزه پس از سینما و تلویزیون موج سوم تأثیر بر جوامع بهواسطه فضای مجازی بهوجود آمده است بهگونهای که باید گفت فضای مجازی، بهعنوان فضای دومی از زندگی واقعی است که مانند فضای واقعی، نیازمند فرهنگ است. منظور از فرهنگ فضای مجازی، فرهنگی است که از سوی شبکههای اجتماعی تحمیل میشود و نه بخشهای جدی فضای مجازی مانند سایت های خبری، از این روست که در عصر حاضر گرایش به شبکههای مجازی و تقویت ارکان آن مورد توجه کشورهای پیشرفته دنیا قرار گرفته است؛ همان کشورهایی که سعی دارند با القای فرهنگ مطلوب خود که همان الگوی غربی است، سایر جوامع را در پازل جهانی شدن «Globalization» قرار دهند؛ سرمایهگذاری کلان سیاستگذاران غربی و سرویسهای اطلاعاتی و امنیتی غرب و حمایت مالی و همهجانبه صهیونیستها از این شبکههای مجازی تأییدی بر این حقیقت تلخ است.
در چنین فضایی عدم درک بایسته این شاهرگ اساسی کشور از سوی برخی متولیان امر و باز کردن مسیر شبکههای مجازی خارجی بهروی کشور و نیز عدم تقویت سرویسهای بومی و همچنین عدم ساماندهی مناسب شبکه ملی اینترنت جامعه را با چالشهای متعددی روبهرو کرده است. موضوع فیلترینگ از جمله این چالشها محسوب میشود.
در میزگردی که با حضور محسن غفاری، مدیر عامل پیامرسان ایتا، سلمان افشار، مدیر پست الکترونیک چاپار و محمدعلی سراجیان، کارشناس امنیت در حوزه فضای مجازی تشکیل داد، این چالش مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
اهم موضوعات مطروحه در این میزگرد بهقرار ذیل است:
کمکاری متولیان فضای مجازی و هجمه فرهنگی دشمن فیلترینگ را ضروری کرد
برخورد نرم در خروج از شبکههای مجازی خارجی مطلوب است
برخورد نرم در محدودیت فضای مجازی خارجی فرهنگ جامعه را با مخاطره مواجه میکند
نگاه امنیتی به بستر فضای مجازی اشتباه مدیران فضای مجازی ماست
* به نظر میرسد اصلاح و ارتقای فضای مجازی بستگی به بسترسازیهای فرهنگی متولیان این امر دارد؛ آیا این اتفاق رخ داده است؟
افشار: ما همان گونه که در حوزه موشکی پیشرفت میکنیم، به همین ترتیب میتوانیم در ارتقای فضای مجازی موفق باشیم؛ منتها اهمیت و ضرورت آن از سوی برخی مسئولان امر درک نشده است؛ مثلاً ما برای اینکه بهرهوری شرکتمان را افزایش دهیم، باید دو سه لایه مرتبط دیگر را اصلاح کنیم. در مسئلهای مثل فضای مجازی نیز همین گونه است. این عدم درک ضرورت فضای مجازی باعث میشود نه تنها بسترهای فرهنگی فراهم نشود بلکه اعتبارات لازم برای مدیران این شبکههای مجازی یا صندوقهای پستی فراهم نشود.
متأسفانه دولتها برای اینکه تریبون رسانهای داشته باشند، جلوی یکسری فضاهای مجازی مثل تلگرام را نگرفتند. نکته دیگر اینکه دولتها برای آنکه بمانند و جذاب باشند، خیلی علاقه دارند کاری را انجام دهند که مردم میپسندند. حالا شما ممکن است بگویید ذائقه مردم را ساختند؛ اما این مسئله یک اتفاق زیرپوستی است.
از دیگر سو نباید از حقایق بگذریم؛ عدم اعتماد مردم خود باعث زدودن فرهنگ استفاده از پیامرسانهای داخلی است. شما بدون محدودیت در اینستاگرام میتوانی مطلبی منتشر کنی و کسی با شما کاری ندارد، اما اگر در آپارات منتشر کنی، از چند نهاد سراغ شما میآیند، در این صورت مردم به هر حال به سوی اینستاگرام میروند. با خوب و بد آن کاری ندارم، از بُعد آسیبشناسی یا فرصتشناسی عرض میکنم. سیاستگذاریهای ما در فضای مجازی با سیاستگذاریهای خارجی تفاوت داشته است. هرچند معتقدم سیاستگذاریهای بایسته صورت نگرفته و با قوانین نانوشتهای مواجه هستیم.
دولتها برای اینکه تریبون رسانهای داشته باشند، جلوی یکسری فضاهای مجازی مثل تلگرام را نگرفتند. نکته دیگر اینکه دولتها برای آنکه بمانند و جذاب باشند، خیلی علاقه دارند کاری را انجام دهند که مردم میپسندند. حالا شما ممکن است بگویید ذائقه مردم را ساختند؛ اما این مسئله یک اتفاق زیرپوستی است.
آمریکاییها سیاستگذاریهای خود را بسیار هوشمندانه تعریف میکنند. آنها به قدری به صورت نرم وارد میشوند که کسی تصور نمیکند در پازل آنها قرار دارد. تفاوت موفقیت آنها نسبت به ما در این گزارههاست. وقتی ابزار را تولید میکند، به گونهای عمل میکند که شما ضمن استفاده از آن ابزار، هیچ گاه احساس نمیکنی هدف او چیست.
غفاری: من با نظر شما موافق نیستم. اینگونه نیست که مطلقاً بگوییم آنها به گونهای رفتار میکنند که کسی متوجه نشود. اتفاقاً شما همین الان ضد اسرائیل یک مطلب قرار بدهید، صفحهتان را میبندند.
افشار: اما علت آن را به شما توضیح میدهد؛ مثلاً عنوان میکند شما مطالب خشونتآمیز مطرح کردید. حرفم این است که یک سیاستی را تمیز عمل میکند و حساب و کتاب دارد. بیبیسی همان سیاست دولت انگلیس را پیش میبرد، اما میداند چگونه اخبار را زیرپوستی مطرح کند. این مسئله مهم است که در رفتار رسانهای خود چگونه عمل کنیم؛ مثلاً اگر یک رسانه داخلی داشتیم و چیز بدی قرار داد، نباید آن را ببندی. من میگویم اهدافی داریم، اما نمیدانیم چگونه آنها را عملیاتی کنیم.
غفاری: اینکه میگویید آمریکاییها آزاد میگذارند و صفحه را نمیبندد و آزادی وجود دارد و فقط در ایران این اتفاق میافتد کاملاً اشتباه است. همان طور که گفتم همین الان اگر مطلبی در جهت غیر از سیاستهای آنها قرار دهی، برخورد میکنند.
افشار: منظور بنده این است زمانی هم که میبندد، به کاربر احساس منفی دست نمیدهد. آنها صفحات سپاه پاسداران ما را نمیبستند؛ لحظهای مسدود کردند که بهانه دستشان آمد. بهانهشان هم تصویب تروریست شمردن به ناحق آن بود. این یعنی برخورد نرم. هجمههای رسانهای هرچند علیه این سیاست آمریکا بود، اما این هجمهها به اینستاگرام نبود. آنها توجیه پیدا کردند. حرف کلی من این است که باید به صورت نرم و حساب و کتاب شده رفتار کرد.
غفاری:قبل از آن هم بسته بود. شما ببینید صفحه برخی مسئولان ارشد سپاه و حزبالله را چند بار بسته بودند.
افشار: وقتی صفحات را مسدود میکند که دلایل مشخصی داشته باشد؛ چون از آن دیتا پول در میآورد.
برخی مدیر فرهنگیاند، اما به فرهنگ اسلامی کاری ندارند
غفاری: نخیر؛ زمانی صفحات مجازی افراد و ارگانها را میبندد که در جبهه اثرگذاری شما، وزن شما به سمت بالا حرکت کند. به نظر شما اینستاگرام بیشتر کاربر دارد یا فیسبوک؟ به طور قطع فیسبوک بیشتر است. اما چرا در ایران جا نیفتاد؟ چون فیلترینگ شد. متأسفانه ما مسئولان و مدیرانی داریم که اصلاً اعتقادی به جمهوری اسلامی ندارند. مدیر فرهنگی هستند، اما به فرهنگ اسلامی کاری ندارند. آنها اینستاگرام را مضر نمیدانند. مشکل ما اینجاست. آن زمانی که باید میبستند، این کار را نکردند. چرا الان برای جامعه هزینه میتراشند و آبروی نظام را میبرند تا بخواهند اینستاگرام را ببندند؟ قبلاً که هشدار داده بودیم.
افشار: با بستن سخت نمیتوان مشکل را حل کرد. من باز هم معتقدم باید به صورت نرم وارد شد. همان گونه که وایبر را نرم بستیم.
برخورد نرم در محدودیت فضای مجازی خارجی فرهنگ جامعه را با مخاطره مواجه میکند
غفاری: دقیقاً این تفکر اشتباهی است. زمانی که مدیران ما کمکاری میکنند، نمیتوان دست روی دست گذاشت تا فرهنگ جامعه به قهقرا رود. ما ناچار وارد مرحله فیلترینگ شدیم؛ برخورد نرم پاسخگو نیست. ما زمانی که فیلتر کردیم پیشرفت کردیم اما هر کجا مسامحه به خرج دادیم، یا خودمان را دست کم گرفتیم و به تولیدات خود متکی نشدیم، ضربه خوردیم. متأسفانه قشر فرهیخته انقلابی ما هم اقدام مناسبی انجام ندادند و گویی موافق فیلتر نبودند. چرا باید خودمان را به این سو سوق دهیم که در زمین دشمن بازی کنیم؟ اواسط 96 مرا به مرکز ملی فضای مجازی دعوت کردند، در زمانی که اینستاگرام حدود هفت ـ هشت میلیون کاربر ایرانی داشت. در جلسه به من گفتند بنا داریم اینستاگرام و تلگرام را فیلتر کنیم. در حالی که بنده از اواخر 93 یا 94 تلگرام را مهندسی معکوس میکردم. سال 96 خواستم رونمایی کنم. آنها در همان مراسم گفتند ابتدا تلگرام سپس اینستاگرام را ببندیم. به آنها گفتم به محض آنکه تلگرام را ببندید، مردم به سمت اینستاگرام میروند. یک چیز واضحی است. به من گفتند چقدر نیاز به اعتبار داری؟ گفتم نزدیک به 50 میلیارد تومان فقط نیاز به سختافزار داریم که حدود 500 سرور میشود. گفتند این مقدار برای نظام جمهوری اسلامی و رهایی از شرّ تلگرام چیزی نیست. آن زمان تلگرام 200 سرور برای فقط cdn داشت. دولت زیرساخت را فراهم کرده بود و تلگرام هم فعالیت میکرد. گفتم ابتدا اینستاگرام را ببندید چرا که اصلاً موضوعیتی ندارد و با فرهنگ ما سازگار نیست. اکنون از طریق این فضا فرهنگ بیبند و باری و خشونت و خیانت را در این مملکت نهادینه میکنند.
غفاری:معقتدم اکنون که فرهنگ جامعه ما متأثر از شبکههای مجازی خارجی دچار آسیب جدی شده است، دولتها باید در قیامت پاسخگوی این چالش باشند. آن زمانی که ما به آنها طرح دادیم و هشدار دادیم گوش ندادند و به هیچ وجه اقدام بایسته صورت نگرفت.
* شما دو بزرگوار با محدودیت شبکههای مجازی خارجی موافقید؛ با این تفاوت که آقای غفاری اعتقاد دارد در وضعیت فعلی فرهنگی و با توجه به کمکاری مسئولان فضای مجازی، باید فیلترینگ کرد و آقای افشار همچنان معتقد است باید به صورت نرم از این شبکهها فاصله گرفت.
غفاری:ببینید، ما در قبال محدودیت فضای مجازی خارجی با دو برخورد مواجهیم: برخورد سلبی و ایجابی. اینکه ما پشت میز خودمان بنشینیم و هیچ اقدامی نکنیم و برنامهای نداشته باشیم و بگوییم با فیلترینگ مخالفیم و باید آزادی باشد، به طور حتم قابل قبول نیست. حداقل یک اقدام مثبت و سازنده انجام دهند و بعد بگویند نشدنی است؛ اما این کار را انجام نمیدهند، زیرساختها را فراهم نمیکنند، حمایت بایسته و شایسته را ندارند، بعد میگویند ما مخالفیم ! زشتترین وشنیعترین رفتار یک متولی فضای مجازی همین رفتار است.ایجابی عمل نمیکنیم و کار به جایی میرسد که باید اقدام سلبی انجام دهیم؛ آن هم به درستی انجام نمیدهند. یعنی نه ایجابی و نه سلبی؛ در این صورت مشخص است جامعه استحاله میشود. از یک طرف باید از یک دهه قبل بسترهای فضای مجازی داخلی را تقویت میکردند که این کار نشد؛ از یک سمت شدت نفوذ به قدری شد که مجبور به اقدام سلبی شدیم اما این کار را هم انجام نمیدهند. فضای مجازی را رها کردند به امان خدا. برخی مدیران ما به دیده سرگرمی به فضای مجازی میپردازند.
لذا من هم با برخورد نرم موافقم اما این کار باید زمینهاش حداقل از 10 سال گذشته فراهم میشد. اکنون فضای مجازی مهمترین بستر نفوذ شده و باید سرسختانه آن را فیلتر کرد؛ چه معنی دارد مدام توپ را زمین مردم بیاندازیم و بگوییم هرچه آنها رضایت داشته باشند. این اوج ضعف مدیریت است. ما باید برای جامعه دروازهبانی کنیم. دولتها میل مردم را شکل میدهند. ما همان ابتدا گفتیم پیامرسانهای خارجی را نرم ببندید، اما وقتی توجه نکردند، باید چکار کرد؟ آیا باید شاهد این باشیم که این فضا دارد تبدیل به قتلگاه میشود؟ آیا باید شاهد باشیم که به سرعت به سمت استحاله فرهنگی حرکت میکنیم؟
افشار: ما طی این 10 سال کارهایی انجام دادیم که نتایج نامطلوبی داشته، ما نباید نتایج قبلی را تکرار کنیم. رفتار سخت پاسخ نمیدهد. با فیلترینگ مدام روی مردم فشار میآوریم.
غفاری: اتفاقاً چیزی که میگویید بر خلاف آن چیزی هست که تاکنون شاهد بودیم؛ ما هرجایی پیشرفت کردیم، ابتدا بستیم. نرمافزار بازار اکنون به 40 میلیون کاربر رسید. چه زمانی این اتفاق افتاد؟ زمانی که گوگلپلی بسته بود. با این حال اکنون که گوگلپلی باز شده است، خللی در بازار ایجاد نشده است. درباره آپارات هم این موضوع صدق میکند. زمانی در آپارات موفق شدیم که یوتوب را بستیم. الان اگر فیلتر را برداریم، باز هم آپارات موفق خواهد بود.
افشار: چرا کافه بازار موفق بود؟ چون اقتصاد پشت آن آمد. در حال حاضر بدون پشتوانه مالی سرویسهای داخلی، ابتدا میخواهیم فیلتر کنیم. آیا این رفتار صحیح است؟ عرضم این است که اگر اقتصاد پشت آن را نگیرد، آن هم زمین میخورد.
سراجیان:آقای افشار صحبت شما از یک وجهی صحیح است، اما وجه دیگر را نادیده میگیرید. ما نباید بحث دشمنشناسی را نادیده بگیریم. آنها شاید برای اهداف خود گاهی دهها برابر بازخورد اقتصادی هزینه میکنند. سرویسهای خارجی از منبع فروش اطلاعات هزینه خود را تأمین میکنند. یک موقع میبینید سرویسی راهاندازی شده و شاید در وهله اول توجیه اقتصادی در ظاهر نداشته باشد. منتها میبینید یک سرمایه هنگفت مالی پشت سر آن خرج میشود. منتها بحث اینجاست اکنون که جامعه ما به مخاطره افتاده نمیتوان دست روی دست گذاشت.
افشار: ما الان همین حمایت مالی و پشتوانه مالی را نداریم.
سراجیان: آرمان و اهداف کلان آنها برایشان مهمتر است. به خاطر این مسئله حاضر است خیلیها را به کشتن دهد. ما گویی دغدغهمند و آدم انقلابی در بستر برخی متولیان فضای مجازی کم داریم.
غفاری:منظور شما این است که همه چیز هم اقتصاد نیست؛ من هم همین را میگویم.
سراجیان: مسئله دشمنشناسی متأسفانه برای اکثر مردم جا نیفتاده است. اصلاً طوری تربیت شدند که اعتقادی به این مسائل ندارند.
افشار: علت این است که کار نرم فرهنگی انجام ندادیم و فشار آن را روی سر مردم انداختیم.
متولیان فضای مجازی نه احساس خطر میکنند و نه احساس نیاز
* آقای سراجیان نظر شما به عنوان کارشناس IT نظرتان درباره محدودیت شبکههای مجازی خارجی چیست؟
سراجیان: میخواهم به دو مطلب برسم: اول برای اینکه این دشمنشناسی صورت بگیرد، یک بازه زمانی بلندمدتی نیاز است که البته این کار صورت نگرفته است. لذا مردم به این بلوغ فکری نرسیدند که دشمن را حقیقتاً دشمن قلمداد کنند. عموم مردم به این باور نرسیدند که دشمن کمر همت بسته تا آنها را هلاک کنند؛ این مسئله تصریح آیات قرآن است آنجا که فرمود آنها قصد هلاکت کشت و نسل را دارند «یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ»؛ حال این کار ممکن است در جنگ سخت اتفاق بیفتد و یا در جنگ نرم.
دوم اینکه در چنین شرایطی آیا میتوان با ذائقه مردم پیش رفت؟ مثل کودکی که از والدین خود درخواست یک خوراکی نامرغوب میکند و شما مدام او را دعوت میکنید از آن نخورد. تا یک حدی نرم رفتار میکنی، اما زمانی که میبینی به خودش آسیب میرساند مجبورید برخورد سخت کنید.
سراجیان:ما کم نخبه در دانشگاه شریف در زمینه برنامهنویسی نداریم منتها از آنها استفاده نمیکنند. اینکه چرا استفاده نمیکنند بحث مجزایی دارد. گاهی به مسئولان گفته میشود فضای مجازی به جامعه آسیب میرساند باید زیرساختی تهیه کنیم، بودجهای تأمین کنیم. نه احساس خطر میکنند و نه احساس نیاز. در چنین جوّی بهترین راهکار بستن به صورت سخت است.
مردم به این بلوغ فکری نرسیدند که دشمن را حقیقتاً دشمن قلمداد کنند. عموم مردم به این باور نرسیدند که دشمن کمر همت بسته تا آنها را هلاک کنند؛ این مسئله تصریح آیات قرآن است آنجا که فرمود آنها قصد هلاکت کشت و نسل را دارند «یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ»؛ حال این کار ممکن است در جنگ سخت اتفاق بیفتد و یا در جنگ نرم. در چنین شرایطی آیا میتوان با ذائقه مردم پیش رفت؟
غفاری: باید گفت هیچ اتفاقی در پیامرسانهای داخلی صورت نمیگیرد، مگر اینکه مدلهای خارجی بسته شود.
افشار: اشتباه فکر میکنیم، اشتباه عمل میکنیم و اشتباه نتیجه میگیریم و دوباره اشتباهات را تکرار میکند. دولت زمانی به دلیل تصمیمی که در شورای عالی فضای مجازی گرفته شد، دو تا پوسته را باز گذاشت. مثل روز روشن بود کسی که پوسته تلگرام را تولید میکند، نمیتواند سرویس تلگرام تولید کند. مثل روز روشن بود. اینکه ما سرویسهای داخلی را در بازه کوتاهی بخواهیم بار سنگینی روی دوش آنها بیندازیم بدیهی است که پاسخ نمیدهد. یعنی مدام سرویسها با کاربریهای مختلف را بستیم، بار آن روی یک سرویس افتاده است. چرا؟ چون برای بستن هم سیاست و برنامه نداشتیم.
نگاه امنیتی به بستر فضای مجازی اشتباه مدیران فضای مجازی ماست
* تاکنون درباره چالشهای فضای مجازی به ویژه فیلترینگ و محدودیت سرویسهای خارجی صحبت شد. مقداری هم درباره راهکارهای اصلاح و ارتقای فضای مجازی صحبت کنیم. آیا راهکاری برای برونرفت از وضعیت فعلی در فضای مجازی وجود دارد؟
غفاری: مشکلات فضای مجازی را مدیران فعلی آن میدانیم. اگر چالشهای فضای مجازی موجود را بررسی کنیم، با سه دیدگاه میتوانیم انجام دهیم: دیدگاه اطلاعاتی، انقلابی و فرهنگی. معتقدم مدیران فعلی دید امنیتی، انقلابی و فرهنگی دارند. این اولویتشان است. نگاه امنیتی سخیفترین نگاه به جامعه است. در این صورت یک مدیر فضای مجازی از یک پیامرسان خارجی توقع دارد زمانی که مردم شورش کردند چه برنامهای برای این امر دارید؟ یا زمانی که چهارشنبه سوری میشود، یک فیلم مهیج نشان دهند. این به این معناست که ما با فرهنگسازی فاصله گرفتیم لذا مدام لطمه میخوریم. معتقدم آنجا که رهبر انقلاب فرمود من اگر رهبر نبودم، رئیس شورای فضای مجازی کشور میشدم، به این معناست که اولویت فضای مجازی را فرهنگی، انقلابی و امنیتی قرار دهیم.
وام 5 میلیاردی را به دلیل عدم توانایی در تأمین زیرساختهای ایتا قبول نکردم
وقتی به مدیری که میخواهد به من 5 میلیارد وام جهت تقویت پیامرسان دهد و من آن را به دلیل عدم تأمین حداقل نیازهایمان نمیپذیریم و او میگوید قوانین به گونهای است که ما باید این مبلغ را بدهیم و به ما گفتند وام را بدهیم، چه توقعی از پیشرفت این فضا دارید؟ اول اینکه 8 درصد سود میگرفتند، دوم اینکه برای تقویت یک پیامرسان مبلغی محسوب نمیشود، هرچند ممکن است برای عموم مردم بسیار بزرگ جلوه دهد. این مبلغ برای عموم مردم شاید بزرگ باشد، منتها در سطح مدیریت شهری میبینید صرفاً برای ساخت یک پل یا تونل هزینه میشود.
به آنها گفتم 50 میلیارد تومان دیتا سنتر ملی تولید کنید تا زیرساخت آن فراهم شود. هر کدام از این پیامرسانها اگر موفق شد، بالا میآید. باور کنید خیلی از مدیران جهت اینکه از سرشان باز کنند، فیلتر کردند. این اتفاق هم زمانی رخ داد که فشار رسانهای وارد شد، انجام دادند.
حال به قول شما چه باید کرد؟
به نظرم ابتدا باید آگاهسازی مردم صورت گیرد. مسئلهای که آقای سراجیان به آن اشاره کردند.
دوم اینکه از این باتلاقی که در فضای مجازی اتفاق میافتد، چه به صورت نرم و چه سخت خارج شویم.
با بستن تلگرام در حال حاضر شاهدیم بزرگترین مزیتها را کسب کردیم. الان تلگرام دیگر ابزاری نیست که بگوییم روی جامعه ما اثرگذار است. مخاطبان آن به شدت کاهش یافته است. منتها نمیتوان مردم را تقبیح کرد که چرا از فیلترشکن استفاده میکنند. قبلاً اگر برای تبادل اطلاعات از آن استفاده میکردند، اکنون حداقل برای برطرف کردن نیازهای ارتباطی از آن استفاده میکنند.
نکته سوم، تقویت "بیگدیتا"ست. به خدا سوگند اگر مزیتهای "بیگ دیتا" را به شما توضیح بدهم و ثمراتی که جامعه از آن بهره میگیرد، تعجب میکنید. چرا ما داریم مدام از غرب ضربه میخوریم؟ زیرا آنها ما را شناختند، سلیقههای مردم جامعه ما را شناسایی کردند. این از مزایای "بیگ دیتا"ست. تحلیلگران غربی "بیگ دیتا" را از نفت مهمتر میدانند. چرا آمریکا روی این قضیه سرمایهگذاری میکند در حالی که درآمدزایی خاصی برایش متصور نیست؟ زیرا این "بیگ دیتا"ست که قدرت تسلط بر دنیا را مشخص میکند. شما با این روش میتوانید متوجه شوید که آیا مردم یک شهر از شهردارشان راضی هستند یا خیر؟ جالب است در جلسات مطرح میکنیم، قبول هم میکنند، اما به عمل که میرسد، کاری صورت نمیگیرد. یا منافع جناحی در میان است یا مسائل سیاسی. از این جهت است که میگویم روز قیامت باید به خدا پاسخ دهند.
چرا ما داریم مدام از غرب ضربه میخوریم؟ زیرا آنها ما را شناختند، سلیقههای مردم جامعه ما را شناسایی کردند. این از مزایای "بیگ دیتا"ست. تحلیلگران غربی "بیگ دیتا" را از نفت مهمتر میدانند. چرا آمریکا روی این قضیه سرمایهگذاری میکند در حالی که درآمدزایی خاصی برایش متصور نیست؟ زیرا این "بیگ دیتا"ست که قدرت تسلط بر دنیا را مشخص میکند.
نکته چهارم اینکه ما گاهی از فرمولهای الهی غافلیم؛ اگر یک جا به فرهنگ جامعه اسلامی که آن را به امانت گرفتیم، خیانت کردیم، مطمئناً چوب آن را خواهیم خورد. این از حداقلهای باورهای یک مسلمان است. اما از آن سو اگر از این حریم مراقبت کنیم، مبنای کارمان را وجدان و تقوا قرار دهیم، خدا مسیرها را به روی ما میگشاید. «وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجا؛ هر که از خدا پروا کند ، خدا براى او راه بیرون شدن [ از مشکلات و تنگناها را ] قرار مىدهد» یا میفرماید «وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا؛ کسانى که براى [به دست آوردن خشنودى] ما [ با جان و مال ] کوشیدند ، بىتردید آنان را به راههاى خود [ راه رشدو سعادت و بهشت و مقام قرب ] راهنمایى مىکنیم». اینها سنتهایی است که خود خداوند پشتش را گرفته است.
چرا دولتها ضربه میخورند؟ چون نگاهش به جای اینکه به سمت خدا و رضایت او باشد، به سوی رضایت مردم است. مردمی که همین دولتها فرهنگشان را تنزل دادهاند. هرگاه نگاه به سمت مردم رفت، ضربه خوردیم.
فیلتر زمانی که ابزار باشد، جواب میدهد، اما زمانی که هدف باشد خیر
افشار: دولتها را از متن مردم میبینم. مدیران و دولت و حاکمیت ما در کنار یکدیگرند. ما برای فیلترینگ میبایست بدانیم چکار میکنیم؟ فیلتر زمانی که ابزار باشد، جواب میدهد، اما زمانی که هدف باشد جواب نمیدهد. از این جهت که فیلترینگ را به عنوان ابزار ندیدیم، لطمه خوردیم. ابزار فیلترینگ باید زمانی استفاده شود که بسترهای داخلی را تقویت کرده باشیم.
اکنون باید به چیزهایی فکر کنیم که هفت هشت سال بعد رخ میدهد. این را هم عرض کنم روند تکنولوژی به سمتی میرود که ابزار فیلترینگ تا 10 سال آینده کار نکند. یعنی کارآیی آن کمتر میشود. ما هر اندازه دیرتر بجنبیم، فضای جلوتر سختتر و غیر قابل دسترستر میشود. از اکنون باید آینده را نگاه کنیم.
اگر از پنج سال قبل به یک طرح فکر کردیم و آن را سیاستگذاری کردیم، امروز برنامهنویس آن را هم داریم. وقتی امروز برنامهنویس آن را داشته باشیم، به تولید فکر میکنیم. وقتی به تولید فکر کردیم، میتوانیم سرمایهگذار پیدا کنیم. وقتی سرمایهگذار پیدا کردیم، میتوانیم سرویس خوب دهیم. این چرخه باید بچرخد. تا لحظهای که نچرخد، میتوانیم مثل ستارهای که میدرخشد و به افول میرود، کارهایی انجام دهیم، اما نمیتوانیم مثل دنیای غرب در عرضه تکنولوژی به ویژه فضای مجازی رشد کنیم.
بخشهای اقتصادی زیادی داریم که ذیل دولتها نیستند. پیشنهادم این است که این بخشها به سوی طرحهای مهم سوق یابند.
وقتی سیاستگذاری نکردی، فشار بر مردم وارد میشود. این یعنی از جیب خرج میکنی. وقتی بدون هیچ برنامهریزی و سیاستگذاری شروع به فیلترینگ کردی، در واقع سرمایه خود که همان مردم هستند، از دست میدهی. ما میتوانستیم بدون هیچ هزینهای مردم را به صورت نرم از این فضاهای مسموم خارج کنیم، اما عادت کردیم از جیب هزینه کنیم.
سراجیان: این مقدار برخورد نرم هم که میفرمایید نقد دارم. در زمانی نباید از روش سخت استفاده کنیم که نه در داخل دوست نادان داشته باشیم و نه در خارج دشمن دانا. اکنون دشمنان از هر ترفندی جهت نفوذ فرهنگی بهره میگیرند. در بحث تخصصی خودم توضیح دهم. در سیاستهای امنیتی یک سازمان، شزمانی میگویند یک سازمان تا چه میزان میتواند نا امنی را تحمل کند؟ یعنی تا جایی که بتوانند درجه آن را کم میکنند؛ به این خاطر که کاربران آن سازمان آسودهخاطر باشند. هر اندازه امنیت را بالا ببرید، میزان نارضایتی افراد بیشتر میشود. اینها تعادلی برقرار میکنند؛ به این معنا که حساب میکنند کاربران تا این مقدار میتوانند موضوع امنیتی کردن را تحمل کنند، سازمان هم به این میزان میتواند ناامنی را تحمل کند. یک زمانی این شرایط نرمال است، اما زمانی که میبینی یک هکر وارد سیستم شد، کاری نداری کاربر تا چه میزان امنیت را میتواند تحمل کند، بلکه کار خودت را میکنی تا کل تشکیلات به هم نریزد.
اکنون جامعه داخل باتلاق میرود. در چنین حالتی بگوییم ابتدا یک استخری با تمام امکانات لازم درست کنیم، بعد داخل آن شویم تا پاک شوند ! قبل از اقدام به این کار افراد غرق باتلاق میشوند. اگر همین مقدار تلگرام و اینستاگرام بسته نشود، الان جامعه تا حدی جلو رفته بود که غیر قابل کنترل بود.
مراقب خلاءهای زندگیتان باشید
پایگاه عاطفی برای همسر

طبیعی است که وقتی دعوا و مشاجره در زندگی زیاد میشود پردههای حیا میان زوجین پاره شده و دیگر ناراحتیهای هم برای دیگری مهم نیست. اگر میخواهید نزد همسرتان مهم باشید باید یک پایگاه عاطفی جدی باشید. محل آرامش و امن باشید، حرمتش را حفظ کنید، به نیازهایش توجه کنید و کلاً بر روی نیازهایش تمرکز کنید و هر مشکل و اختلافنظر کوچکی را به دعوا و جنجال نکشید.
لذا برای رفع این مشکل سعی کنید به خواستههای هم بیشتر توجه کنید، پیرامون مشکلات باهم صحبت کنید نه اینکه شما سردی کنید و سپس ایشان هم درصدد تلافی برآید. لذا به این اصول کلی توجه کنید:
- کاملاً صادقانه و راحت (بیدغدغه) باهم تعامل داشته باشید. درباره نواحی و زمینههایی از زندگیتان که هر دو نسبت به آن خرسند هستید و نیز نواحی که تصور میکنید نیاز بهقدری بهبود و تصحیح دارد باهم گفتگو کنید.
- مهمترین عوامل مشاجراتتان را بشناسید. این امر به شما شانس یادگرفتن نحوه حل مشکلات با یکدیگر را که خود یک مهارت مهم در بهبود ازدواج است میآموزد. بهعنوان مثال اگر یک عامل اصلی دعوا نحوه مدیریت مالی باشد لازم است باهم سعی کنید و همکاری نمایید و سراغ مواردی که هر دوی شما از انجام آن راضی هستید و یا فکر میکنید نیازمند تقویت است بروید.
اگر میخواهید نزد همسرتان مهم باشید باید یک پایگاه عاطفی جدی باشید. محل آرامش و امن باشید، حرمتش را حفظ کنید، به نیازهایش توجه کنید
- بیاموزید که آنچه را که میخواهید به روشی توأم با آرامش و مهربانی بیان کنید. ابراز کردن خواستهها به همسر یک بخش خیلی مهم در زندگی شادکام است. در عین اینکه ممکن است شما دو نفر بهعنوان یک زوج روی یک نکته به توافق و سازگاری برسید اما هیچیک از شما شک ندارید که هر یک علاقهمندیهای خاص خود را دارید. مهم این است که زوجین علاقهمندیهای یکدیگر را کشف و شناسایی کنند نه اینکه بدون آنکه حرفی بزنند تنها آنچه را که دوست ندارند بهمنظور حفظ صلح و آرامش تحمل کنند و یا خواستههای خود را ابراز نکنند.
- مقرراتی وضع کنید که گفتگو را لذتبخش کند. قبل از شروع گفتگو در مورد این اصول به توافق برسید:
1- در سراسر گفتگوها در مورد موضوع خوشحال و سرحال باشید.
2- احساس امنیت را در اولویت قرار دهید. به هنگام گفتگو تهدید نکنید که موجب ناراحتی همسرتان شود حتی اگر گفتگویتان با شکست مواجه شد.
3- اگر در گفتگو به بنبست رسیدید برای مدتی دست بکشید و سپس دوباره موضوع را مورد بحثوگفتگو قرار دهید.
- مشکل را از دیدگاه خود و همسرتان مشخص کنید. قبل از یافتن راهحل برای مشکلات، موضع خود و همسرتان را در مورد مسئله مشخص کنید. هر دو باید خواسته و علت علاقهتان را به آن را توصیف کنید. سپس موقعیتهای دیگری را که موجب احساس رضایت شما میشود، توضیح دهید. قبل از گام برداشتن بهسوی توافق مطمئن شوید که کامل حرف یکدیگر را میفهمید و به اختلاف عقیدهتان احترام بگذارید.
- در یافتن راهحلها با یکدیگر همفکری کنید. به ذهنتان برای یافتن بهترین راهحل فرصت دهید. انواع راهحلهای احتمالی را در نظر بگیرید و همه آنها را بنویسید. اگر به راهحلی برخوردید که موردعلاقهتان نبود، انتقاد نکنید.
- اگر کمی به ذهنتان فرصت دهید سیل راهحلها به سویتان سرازیر میشود. راهحلی انتخاب کنید که موردپسند هر دوی شما باشد. در فهرست راهحلهای احتمالی، اغلب آنها تنها موردپسند یکی از زوجین است؛ اما با جستجو کردن در میان فهرستتان به راهحلهایی میرسید که موردپسند هر دوی شما است.
- از میان راهحلهایی که برای هر دوی شما جذابیت دارد سعی کنید یکی را بهعنوان راه نهایی انتخاب کنید؛ اما اگر نمیتوانید راهحلی پیدا کنید که هر دو بر روی آن توافق داشته باشید باید تلاش و همفکری بیشتری کنید.
به فقرا کمک کنیم یا به حج برویم؛ آیا واقعاً مسئله این است؟!
انساندوستی یا سناریویی برای حذف حج واجب؟

این سؤال پرتکرار هرسال در ایام حج نقل مجالس بسیاری از مردم میشود که به حج برویم یا به فقرا کمک کنیم؟ ریشه بسیاری از این حرف و حدیثها به شبکههای مجازی و سایتهایی برمیگردد که با خبرسازیهای دروغ این شبهه را تقویت میکنند که حج اولویتی ندارد و هزینههای آن، چراغی است که به مسجدالحرام روا نیست؛ مثل خبری که اخیراً درباره انصراف برخی از حجاج به نفع نیازمندان منتشر شده بود، ولی سازمان حج و زیارت آن را تکذیب کرد.
اما در حقیقت این دو گزاره هیچ منافاتی باهم ندارند؛ یعنی اینطور نیست که یا باید حج را بهجا بیاوریم و یا به نیازمندان کمک کنیم، بلکه میتوان هر دو را با هم داشت و اصلا باید هر دو را با هم داشت.
چرا حج تعطیلی بردار نیست؟
بیاییم بدون پیشفرض و منصفانه به مسئله نگاه کنیم. حج از واجبات قطعی اسلام است و از نظر دینی بر هرکسی که استطاعت مالی دارد -یعنی علاوه بر نیازهای عادی زندگی خود مانند مسکن، اثاث منزل و مخارج کسانی که عرفا و شرعاً نفقه آنها بر عهده اوست توان پرداخت هزینه سفر حج را داشته باشد- یکبار واجب میشود.(رجوع شود به آیه 97 آلعمران)
در روایات معصومین همچنین تأکید زیادی بر برپایی حج شده است، تا جایی که وقتی شخصی از پیامبر(ص) سؤال کرد که اگر ثروتم را در راه خدا انفاق کنم و صدقه دهم ثواب حج را میبرم؟ پیامبر فرمود: «به كوه ابوقبیس بنگر، اگر این كوه برایت طلای سرخ شود و آن را در راه خدا خرج كنی به ثواب یك حاجی نخواهی رسید.»[1]
بنابراین از نگاه دینی حج تعطیلی بردار نیست و این اصرار دین برای برپایی حج هم به جهت منافعی است که زیارت هر ساله خانه خدا برای جامعه مسلمین به همراه دارد: «و مردم را دعوت عمومی به حج کن تا شاهد منافع گوناگون خویش (در این برنامه حیاتبخش) باشند»[2]
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه، منافع حج را به دو گونه دنیوی و اخروی تبیین میکند. ایشان درباره سودی که حج برای آبادانی دنیای مسلمین به همراه دارد معتقد است که با گردهمایی مردم از مناطق مختلف زمین، با نژاد، رنگ و آداب مختلف، با وحدت آیین و گفتاری به وحدت در عمل و همیاری و همکاری مسلمین و رفع مشکلات یکدیگر میانجامد و به این وسیله تودهای عظیم از جامعههای کوچک تشکیل میشود که قدرتش سر به فلک کشیده و هیچکس در برابر آن تاب مقاومت نخواهد داشت. درنتیجه وقتی مسلمین به امتی واحد و قدرتمند تبدیل شوند میتوانند هر ناممکنی را ممکن کنند.
اما فارغ از مسئله منافعی که برای حج وجود دارد، امروز حضور حجاج ایرانی بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد و تنها برنده تعطیلی حج، دولتمردان آل سعود خواهند بود که در نبود ایران هم حاکمیت خود را بر جهان اسلام تثبیت کرده و هم بهانهای برای متهم کردن ایرانِ شیعی به ضداسلام بودن و تعطیل کردن واجبات دینی پیدا میکنند تا ایران را در جهان اسلام منزوی کنند. بیتردید اگر ما حج واجب را تعطیل کنیم، مفتیهای وهابی آل سعود خواهند گفت؛ شیعیان میخواهند سفر اربعین را جایگزین حج کرده و بدعتی در دین ایجاد کنند.
چند راهکار، به جای تعطیل کردن حج
باوجود اینکه ترک حج تمتع نه به لحاظ دینی و نه از جهت دیپلماتیک به حق و به صلاح ملت ایران نیست، و همچنین مردم متدین ایران خودشان هم حاضر نیستند این واجب دینی ترک شود، بهتر است بهجای پیشنهاد تعطیل کردن حج که راهحلی امکانناپذیر است، به راهکارهایی فکر کنیم که خلأهای حج را جبران کند.
بههرحال اینیک واقعیت است که سفر حج هزینههای بسیار سنگینی دارد، و مردم هم حق دارند، باوجود مشکلاتی که مردم داخل کشور با آن دستوپنجه نرم میکنند، مطالباتی برای اهتمام بیشتر مسئولین به مسائل داخلی کشور داشته باشند. چند راهکار برای کم شدن ضررهای مالی حج ارائه کرد:
1. اولین نکته این است که مردمی که یکبار به حج واجب رفتهاند، در این شرایط کنونی بهتر است از سفر چندباره خود به نفع مردم نیازمند انصراف دهند که این اقدامی موافق با اعتقاد علما است.
امام خمینی(ره) روز بیست و ششم خردادماه سال 1358 در پیامی به مردم ایران از کسانی که برای استحباب و ثواب به سفرهای مکه و عتبات میروند میخواهد که انصراف دهند و عنوان کردند: «امروز ثوابی بالاتر از اینکه به برادرهای خودتان کمک کنید [نیست] و این سازندگی را همه با هم شروع کنید که ایران خودتان درست ساخته بشود، و برادرهای خودتان نجات پیدا بکنند.»
2. باید حجاج و خانوادههایشان از هزینههای غیرضروری پرهیز کنند. مثلاً لازم نیست چند دام برای یک حاجی کشته شود و یا ولیمههای اعیانی که در شان حجاج نیست گرفته شود.
3. باید مرزهای مطالبات مردم گستردهتر شود. یعنی مردم بدانند فقط با تعطیلی حج و عتبات مشکلات کشور حل نمیشود، بلکه ثروتمندان زیادی در کشور زندگی میکنند که علیرغم اعتقاد نداشتن به حج و نرفتن به سفرهای مذهبی، باز هم آب از دستشان نمیچکد و خیرشان به کسی نمیرسد. باید مطالبه کمک به فقرا و نیازمندان به آن حاجی که فقط 25 میلیون تومان در تمام عمرش برای یک سفر هزینه میکند محدود نشود.
4. مردم از متدینین توقع بیشتری برای کمک کردن به فقرا دارند، بنابراین حجاج نباید به یک حج رفتن اکتفا کنند، بلکه بعد از بازگشت به وطن باید بیشتر از سایر مردم حواسشان به نیازمندان باشد؛ چراکه حجاج استطاعت مالی داشتهاند که توانستند به مکه بروند.
پینوشتها:
[1] وسائل الشیعة، ج 11، ص 113
[2] سوره حج، آیه8
آیا امام زمان (عج) تا کنون به حج رفتهاند؟
پرسش و پاسخهایی پیرامون حج

حج به سه نوع تمتّع، اِفراد و قران تقسیم میشود.
حج تمتع وظیفه کسانی است که فاصله وطن آنها با مکه 16 فرسخ به بالا باشد و قران و افراد وظیفه کسانی است که در مکه و اطراف آنجا در کمتر از 16 فرسخی زندگی میکنند. البته هرکدام از اقسامی که گفته شد یک عمره نیز دارد منتهی عمره در حج تمتع حتماً باید قبل از حج تمتع انجام شود و در یکی از ماههای شوال، ذیالقعده یا ذیالحجه انجام شود؛ اما عمره حج قران و افراد را لازم است بعد از حج انجام دهد.
تفاوتهای حج تمتع با حج افراد و قران:
- میقات در حج تمتع شهر مکه است که افضل مکانهای آن مسجدالحرام است، ولی میقات(محل احرام بستن) برای حج افراد و قران یکی از میقاتهای معروفه خارج مکه است (مثل مسجد شجره).
- در حج تمتع حتماً باید قربانی انجام شود و در حج افراد مستحب است و در حج قران باید قربانی را همراه خود از وطن بیاورد.
- در حج افراد در حال اختیار میشود طواف زیارت و سعی صفا و مروه را بر وقوف در عرفات و مشعر مقدم بدارند ولی در حج تمتع این کار جایز نیست.
- در حج افراد بعد از اینکه حلق (کوتاه کردن مو در مردان) یا تقصیر انجام شد استعمال بوی خوش (مانند عطر) بر حاجی حلال است اگرچه هنوز طواف زیارت و سعی را انجام نداده باشد. برخلاف حج تمتع که بوی خوش بعد از اتمام طواف و سعی بر او حلال میشود.
عمره دو گونه است:
عمره مفرده و عمره تمتع. عمره مفرده آن عمرهای است که همراه با اعمال دیگر (حج) نیست. بلکه خود عمره، مستقل و جدا از حج است. به خلاف عمره تمتع که به پیوست حج هست یعنی بعد از انجام عمل عمره، حج بجا آورده میشود و چون به سبب عمره، 24 چیز بر انسان محرم حرام میشود ولی بعد از انجام عمره این محرمات حلال میشود و تا انجام مناسک بعدی یعنی حج، این زائر بیتالله الحرام از برخی التذاذات و یا تمتعات بهرهمند میگردد مثلاً بوی خوش، ارتباط با همسر و آرایش و ... بدین سبب این عمره را عمره تمتع مینامند.
عمره تمتع فقط در ماههای حج (شوال، ذیالقعده و ذیالحجه) باید انجام شود، ولی عمره مفرده را در تمامی ایام میتوان انجام داد
عمره مفرده با عمره تمتع چهار فرق دارد:
1- محل احرام عمره تمتع یکی از میقاتهای پنجگانه است که برای عمره تمتع مشخصشده است و محل احرام عمره مفرده نزدیکترین جا به حرم از بیرون حرم است. البته برای عمره مفرده از میقاتهای پنجگانه هم میشود احرام بست.
2- در عمره تمتع تقصیر لازم است، ولی در عمره مفرده میتوان تقصیر کرد و میتوان سر را تراشید(حلق).
3- عمره تمتع طواف نساء ندارد، ولی عمره مفرده طواف نساء و نماز طواف نساء دارد.
4- عمره تمتع فقط در ماههای حج (شوال، ذیالقعده و ذیالحجه) باید انجام شود، ولی عمره مفرده را در تمامی ایام میتوان انجام داد.
کسانی که عمره مفرده انجام میدهند حاجی نمیشوند و حج تمتع از گردنشان ساقط نمیشود.
آیا امام زمان (عج) تا کنون به حج رفتهاند؟
وجود مبارک حضرت بقیّة الله، حجة بن الحسن (عجّل الله تعالى فرجه الشریف) هر سال در مراسم حج حضور دارند.(1) و در عرفات و منا حاضر میشوند. همچنین بسیارى از شاگردان خاصشان مانند ابوبصیرها، سدیر صیرفىها و زُهرىها و ... که تربیت شده او هستند در این مراسم حضور دارند.
حضرت (علیهالسلام) مىتواند به شاگردان خود از راه ملکوت بفهماند که چه کسى انسان است و چه کسى حیوان. ممکن است کسى در سرزمین عرفات و منا به وجود مبارک بقیة الله الاعظم دعا هم بکند و دعاى فرج را هم بخواند امّا قلب او قلب انسان نباشد. ممکن است کسى مشکلى داشته باشد و مشکلش ناخودآگاه به برکت حضرت حجت (سلاماللهعلیه) حل شود؛ اما چنین نیست که اگر عملى خارق عادت در حج یا در منا و عرفات پیدا شد، مستقیماً توسط وجود مبارک حضرت حجّت باشد. احتمال دارد خود حضرت باشند و احتمال دارد اولیایى که دستپرورده آن حضرت هستند باشند.
ممکن است سالمندى، زن یا مرد و یا ناواردى راه خیمه و چادر را گم کند یا در بین راه بماند و فردی از اولیاى الهى که تربیتشده مکتب ولایت امام عصر (ارواحنا فداه) است او را راهنمایى کند. گرچه این شخص مع الواسطه خدمت حضرت حجّت رسیده است اما بلاواسطه نبوده است. چنین نیست که هر اثر غیبى در مراسم حج، مستقیماً مربوط به وجود مقدس حضرت ولى عصر (ارواحنا فداه) باشد. خیلى توفیق مىخواهد و چنین تشرّفى براى اَوحَدى از موحّدان پیش مىآید که وجود مبارک حضرت (سلاماللهعلیه) شخصاً به بالین او بیاید. البته عنایت ایشان شامل اولیا، شاگردان، صالحین، صدیقین و شهدایى که تربیتکرده است، مىشود. آنها مأموران ایشان هستند و به دستور ایشان مشکلات دیگران را حل مىکنند و خلاصه اینکه وجود مقدّس حضرت و دست پروردگان ایشان، باطن ما را مىبینند.