ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

دوشنبه, 29 آبان 1396 14:42

داستان شراء نفس چیست؟

داستان شراء نفس چیست؟

 

در سال ۱۳ بعثت وقتی قریش بر آزار و تحت فشار قرار دادن مسلمانان و مجبور ساختن آنان بر دست برداشتن از آیین اسلام و دلسرد کردن آن‌ها از یاری حضرت محمد(صلی الله و علیه وآله) پرداختند، پیامبر اکرم(صلی الله و علیه وآله) به یاران خود فرمان هجرت به مدینه را دادند، و یاران وی نیز در چند مرحله به صورت دسته‌های کوچک و پنهانی و دور از چشم قریش رهسپار مدینه شدند.

 

داستان شراء نفس چیست؟

 

 

تجمع مشرکان در دارالندوه:
قریش از هجرت پیامبر(ص) هراس داشت و برای جلوگیری از آن در دارالندوه جمع شدند، تا در این‌باره تصمیم بگیرند.
طبق خواست یکی از آنان تصمیم گرفتند، از هر قبیله جوانی دلیر انتخاب شود و شبانه بر او حمله کنند و دسته جمعی او را در خانه اش بکشند؛ زیرا در این صورت، خون او در میان همه قبایل پراکنده می‌شود و بنی هاشم
نمی توانند با همه طوایف قریش بجنگند و ناچار به گرفتن دیه می‌شوند وما هم دیه اش را می پردازیم.
نزول آیه و آگاهی پیامبر(ص):
به دنبال تصمیم قریش بر قتل پیامبر اکرم(ص)، جبرئیل نازل شد و او را از نقشه مشرکان آگاه ساخت و دستور خداوند را ابلاغ کرد.


《وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ》
به یاد آور، هنگامی که کافران از در نیرنگ وارد شده و تصمیم گرفتند، که تو رازندانی کنند و یا بکشند و یا تبعید نمایند، آنان مکر می ورزند، خدا نیز مکر آنان را خنثی می‌سازد خداوند از همه چاره جوتر است.


پس پیامبر(ص)تصمیم گرفت قبل از آمدن مشرکان، خانه خود را به طرف یثرب ترک کند.
ماجرای لیله المبیت:
پیامبر(ص) در شب اول ماه ربیع‌الاول، به امام علی (ع) فرمود: مشرکان می‌خواهند امشب مرا به قتل برسانند، آیا تو در جای من می‌خوابی تا من به غار ثور بروم؟ علی (ع)گفت: در این صورت شما سالم می‌مانید؟
پیامبر(ص) فرمود: آری.
علی(ع) تبسمی کرد و سجدهٔ شکر به‌جای آورد، وقتی که سر از سجده برداشت عرض کرد:
آنچه را که مأمور شده‌ای انجام ده که چشم، گوش و قلبم فدای تو باد! به هر چه می‌خواهی فرمانم بده که همانند دستیار شما هستم، همان‌گونه که مقصود شماست در آن وارد می شوم و موفقیتم تنها از ناحیه خداست.
سپس پیامبر(ص)، علی(ع) را در آغوش گرفت و هر دو گریه کردند و از هم جدا شدند.


محاصره خانه ،توسط مشرکان:
مشرکان از ابتدای شب، خانه پیامبر(ص) را محاصره کردند و قرار بود حمله در نیمه شب صورت گیرد، اما ابولهب گفت: در این وقت، زنان و فرزندان در داخل خانه هستند و بعدها عرب در باره ما می گویند حرمت فرزندان عموی خویش را شکستند.
از طرفی نیز علی(ع) درهای خانه را بست و پرده‌ها را کشید، آنان با سنگ بر علی(ع) که در بستر خوابیده بود، می‌زدند تا مطمئن شوند کسی در بستر خوابیده است، البته شک نداشتند که وی رسول خداست. و صبح که با شمشیرهای برهنه به خانه هجوم بردند، وقتی علی (ع)را در بستر محمد مشاهده کردند، گفتند: محمد کجاست؟
علی(ع) فرمود:
مگر او را به من سپرده بودید که از من می‌خواهید؟ کاری کردید که او ناچار شد خانه را ترک کند.


نزول آیه ی شراء نفس:
چنانچه مفسیرین شیعه و بسیاری از علمای اهل تسنن می گویند، آیه《وَ مِنَ النَّاسِ مَن یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ》بعضی از مردم، جان خود را در برابر خشنودی‌های خدا می‌فروشند و خدا نسبت به بندگان رؤوف است.
در شان امام علی(ع) در ماجرای لیلة المبیت نازل شده است.

 

منابع :
۱)انفال۳۰
۲)بقره ۲۰۷
۳)تفسیر المیزان،ج۲،ص۱۴۶
۴)شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید،ج۴،ص۱۸۶
۵)فروغ ابدیت، ج ۱، ص۴۲۰
۶)سیره حلبی، ج۲، ص 37

مهمترين صفحه سرنوشت ساز در زندگی امام رضا علیه‌السلام

 

در تحليل و بررسي زندگي امام رضا علیه السلام سوالات مهمي برايمان پيش مي آيد؛ اينكه هدف مأمون از پيشنهاد ولايت عهدي به امام رضا چه بود؟ امام رضا با اينكه مي دانست مامون خليفه فاسق و فاسد و ظالمي است چرا اين منصب حكومتي را قبول كرد؟

 

مهمترين صفحه سرنوشت ساز در زندگی امام رضا علیه‌السلام

 

 

امروز روز شهادت امام رضا (علیه السلام) مي باشد در چنين روز مهمي خواست قلبي همه شيعيان و ارزو مندان ايشان ارتباط ملكوتي با ذات مقدس و معرفت نسبت به ابعاد روحي امام مي باشد.
مناسب ديديم با تحليل و بررسي شمه اي از تاريخ زندگي ايشان معرفت خود را بالا ببريم و چراغ راهمان را در اين كوره راه دنيا روشن سازيم .

جریان سازان تاریخ بشریت

رودخانه هاي عظيم هر آنچه را در مسير مي يابند با خود همراه مي كنند تا جايي كه سنگ هاي كف رودخانه را هم صاف و صيقلي مي سازند. انسان ها نيز چنين اند، بعضي انسان ها جريان سازند و مسير تاريخ راعوض مي كنند. ويژگي اصلي اينان اين است كه تاثير گذارند، وقتي كنارشان قرار مي گيري آنچنان در مغناطيس و جاذبه وجوديشان غرق مي شوي كه گويي كهكشاني تو را در خود بلعيده و تو با همه توان هيچ اختياري از خود نداري. قدرت روحي آنان باعث مي شود كه در كالبد جان انسان ها نفوذ كنند.
انسان هاي كامل در كل تاريخ بشر مهم ترين جريانات تاريخي را رقم زده اند و نه تنها معاصران و تا نسل ها و قرن هاي بعد از خود بلكه خونشان در شاهرگ انسان ها تا قيام قيامت مي جوشد و آنان را متحول مي سازد.

مامون قصد داشت با ولايت عهدي امام رضا مهر تاييد برظلم و ستم هاي خويش قراردهد درصورتي كه امام با دانايي خاصي براي او پيش شرط گذاشت؛ اينكه درهيچ امر حكومتي نظر ندهد و در هيچ عزل ونصبي دخالت نكند .


ائمه معصومين (علیهم السلام) جريان سازان كل تاريخ بشريت هستند. سفر تاريخي امام رضا (علیه السلام)، جريان ولايتعهدي ايشان و شهادت حضرت به دست مامون از مهمترين  صفحات سرنوشت ساز در دفتر تاريخ شيعه مي باشد.
در تحليل و بررسي  زندگي امام رضا علیه السلام سوالات مهمي برايمان پيش مي آيد؛ اينكه هدف مأمون از پيشنهاد ولايت عهدي  به امام رضا چه بود؟ امام رضا با اينكه مي دانست مأمون خليفه فاسق و فاسد و ظالمي است چرا اين منصب حكومتي را قبول كرد؟

بررسي ابعاد زندگاني امام رضا (علیه السلام)

امام رضا (علیه السلام) دركل حيات خود شخصيت فعال وجريان سازي دارد كه وقايع عظيم تاريخي به دست مبارك ايشان رقم خورده و اتفاقاتي كه همه با هدف احياء دين اسلام صورت مي گرفته است.
علی‌ ابن موسی (ملقب به رضا)، در 11 ذیقعده سال 148 هجری قمری در مدینه به دنیا آمدند، بر اساس اسناد موجود، پدر ایشان حضرت امام موسی ابن جعفر (علیه السلام) و نام مادرش را نجمه، سمانه و تُکْتَمْ و ام‌ البنین بیان کرده اند.
امام رضا (علیه السلام) بعد از شهادت پدر، در 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت امامت و حفظ مبانی اسلامی و رهبری شیعیان می‌شود، البته مدت امامت این امام، حدود 20 سال بود که می‌‌ توان آن را به سه بخش جداگانه تقسیم کرد: 10 سال اول امامت آن حضرت که همزمان با دوره زمامداری هارون بود، پنج سال بعد از آن که مقارن با خلافت امین، فرزند هارون بود و پنج سال آخر امامت آن بزرگوار که مصادف با خلافت مأمون و تسلط او بر قلمرو اسلامی آن روز بود .

علت پيشنهاد ولايت عهدي به  امام

بعد از مرگ هارون فرزندش محمد امين بر منصب خلافت نشست و خليفه عباسيان شد . ديري نپاييد كه ميان مأمون و امين بر سر قدرت نزاع درگرفت و اختلاف دو برادر باعث جنگ و در نهايت قتل امين به دستور مامون شد.
مامون بعد از نشستن بر مسند خلافت، مشكلات متعددي داشت؛ اول اينكه مردم بغداد و كوفه با او بيعت نكردند و اهل مدينه، مكه و بصره هم او را تاييد نكردند زيرا شيعيان با خاندان عباسي ناسازگار بودند و از طرفي قتل امين را جرم نابخشودني دانسته و آن را قابل توجيه نمي دانستند.
مشكل دوم ناامني هاي موجود در گوشه و كنار مملكت اسلامي بود و مهم ترين مساله، شخصيت برجسته، ممتاز، مورد توجه و احترام مردم يعني علي بن موسي الرضا بود كه حس حسادت او را شديداً تحريك مي كرد زيرا مركز توجه عالم اسلام حضرت امام رضا علیه السلام بود.
پس براي بيعت، توجه و تاييد مردم نسبت به خود فكري نو انديشيد تا يكباره همه مسايل را حل كند. نهايتا پيشنهاد ولايت عهدي به امام رضا علیه السلام را مطرح كرد و در صدد قبول آن از جانب امام بر آمد و اين كار را عملي كرد و با اينكه امام آن منصب را قبول نمي كرد، به زور و تهديد متوسل شد.

اهداف مامون

مامون مرد بسيار زيرك و سياسی بود. با پيشنهاد منصب حكومتي به امام رضا (علیه السلام) اهداف خاصي را دنبال مي كرد كه به قرار ذيل مي باشد:
الف – کاستن از تضاد علویان با عباسیان
ب – فرو نشاندن نهضت ها
ج- نظارت بر امام و محدود ساختن آن حضرت
د- مخدوش ساختن قداست امام علیه السلام
ه- مشروع جلوه دادن خلافت
و- یافتن پایگاه مردمی

اهداف و تدابير امام

امام بايد انتخاب درست و شايسته اي مي كرد تا جان و مال و ناموس شيعيان به خطر نيفتد زيرا درصورت عدم پذيرش ولايتعهدي، هر خطري از سوي مامون جامعه شيعيان را تهديد مي كرد. پس تصميم امام در جهت حفظ جان خويش نبود بلكه مصالح عامه مسلمانان را در نظر مي گرفت .
امام در كل اين سفر لحظه اي از تبليغ دين و هدايت انسان ها دست بر نمي دارد؛ زيرا هدف اصلي امامت، هدايت مردم به سمت كمال مي باشد. ايشان در زمينه مسائل اعتقادي، سیاسي به آگاه سازي مردم مي پردازد و با آغاز سفر و حركت خود سبك زندگي ديني و سياسي امامان پيش را تاييد مي كند.
مامون قصد داشت با ولايت عهدي امام رضا مهر تاييد بر ظلم و ستم هاي خويش قرار دهد در صورتي كه امام با دانايي خاصي براي او پيش شرط گذاشت؛ اينكه درهيچ امر حكومتي نظر ندهد و در هيچ عزل و نصبي دخالت نكند .
نوع زندگي و مشي اجتماعي و ارتباطات امام در طول مسیر حركت از مدينه تا مرو نظر مردمان را نسبت به مراتب علم و عمل و زهد و معنويت و اخلاق آن حضرت روشن و شفاف كرد و جلوه علمي امام را در مناظرات و مباحثات بزرگ بين اديان تجلي ساخت واز طرفي با ارتباط با شيعيان و ارائه رهنمودهاي لازم به افشاي چهره دشمن (مأمون) پرداخت.
مجموعۀ این تدابیر و عوامل سبب گردید تا امام بر خلافت پندار مأمون بیش از پیش در میان مردم شناخته شود و محبوب قلب ها واقع گردد و در فاصله ای نه چندان طولانی مأمون از ترفند سیاسی خود، احساس نارضایتی کند و در اندیشۀ محدود ساختن امام و حتّی از میان بردن آن حضرت برآید.

شهادت امام

در نحوه به شهادت رسیدن امام نقل شده است که مأمون به یکی از خدمتکاران خویش دستور داده بود تا ناخن‌ های دستش را بلند نگه دارد و بعد به او دستور داد تا دست خود را به زهر مخصوصی آلوده کند و در بین ناخن‌ هایش زهر قرار دهد و اناری را با دستان زهر‌آلودش دانه کند و او دستور مأمون را اجابت کرد.

دشمن در همه ادوار تاريخ سعي در باطل نشان دادن حق و كتمان حق دارد. ولايتعهدي امام رضا دسيسه خوبي براي اين بود كه مامون فاسق حرام خوار در پشت منصب امام رضا علیه السلام حق جلوه داده شود و بر تمام ظلم و فسادهايش، مهر تاييد اسلام زده شود كه اين امر صدمات جبران ناپذيري بر پيكره اسلام وارد مي كرد و درنتيجه دين فاسد تحويل مردم داده مي شد كه الحمدالله نقشه شان نقش بر آب شد.


مأمون نیز انار زهرآلوده را خدمت حضرت گذارد و اصرار کرد که امام از آن انار تناول کنند. اما حضرت از خوردن امتناع فرمودند و مأمون اصرار کرد تا جایی که حضرت را تهدید به مرگ نمود و حضرت به جبر، قدری از آن انار مسموم تناول فرمودند. بعد از گذشت چند ساعت زهر اثر کرد و حال حضرت دگرگون گردید و صبح روز بعد در سحرگاه روز 29 صفر سال 203 هجری قمری امام رضا (علیه السلام) به شهادت رسیدند.

هدف دشمن

دشمن در همه ادوار تاريخ سعي در باطل نشان دادن حق و كتمان حق دارد. ولايتعهدي امام رضا دسيسه خوبي براي اين بود كه مامون فاسق حرام خوار در پشت منصب امام رضا علیه السلام حق جلوه داده شود و بر تمام ظلم و فسادهايش، مهر تاييد اسلام زده شود كه اين امر صدمات جبران ناپذيري بر پيكره اسلام وارد مي كرد و در نتيجه دين فاسد تحويل مردم داده مي شد كه الحمدالله  نقشه شان نقش بر آب شد.
امروز نيز دشمنان دين قصد دارند زير پرچم قرآن و اسلام هر غلطي را مرتكب شوند ولي ما بايد هشيارانه عمل كنيم و در اين مسير مه الود حق را از باطل تشخيص دهيم.


ویژگی‌های منتظران قائم در کلام امام رئوف

 

 

تربیت نسل منتظر که از اصلی ترین مباحث مهدوی است در فرمایشات حضرت ثامن الحجج (ع) به شکل خاص مورد توجه قرار گرفته، همچنین در نگاه ایشان «آمادگی برای خدمت» از ویژگی های منتظران است.

 

ویژگی‌های منتظران قائم در کلام امام رئوف


 حجت الاسلام محمدحسین اجرایی درباره «آموزه مهدویت در سیره رضوی»، اظهار کرد: مباحث مهدویت یکی از مباحث بسیار اساسی و زیربنایی است که هم در قرآن کریم به صورت جدی به آن پرداخته شده و هم وجود مقدس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) درباره آن صحبت کرده و مواضع جدّی در این ارتباط داشته اند. به حدّی که وقتی از امام صادق (علیه السلام) درباره امام مهدی (علیه السلام) سوال می شود حضرت می فرمایند: «اگر من زمان او را درک می کردم تا آخر عمر در خدمت او بودم» یعنی بحث مهدویت تا این حدّ برای ائمه(علیهم السلام) مهم بوده است.

وی افزود: امام رضا (علیه السلام) به همین شکل در مورد آن بزرگوار کلماتی دارند که بررسی آنها نشان از اهمیت و جایگاه ویژه موضوع مهدویت در نگاه امام رضا (علیه السلام) دارد و حضرت در موقعیت های مختلفی به این مسئله اشاره کرده اند. کسی که منتظر امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) است از نظر حضرت ثامن الحجج (علیه السلام) باید شاخصه هایی داشته باشد. به عبارت دیگر، حضرت ثامن الحجج(علیه السلام) برای فرد منتظر ویژگی ها و خصوصیاتی را لازم می دانند که نخستینِ آنها «خدامحوری» است.

کارشناس مرکز تخصصی مهدویت تصریح کرد: فرد منتظر باید نگاهی الهی داشته باشد. در کلمات امام رضا (علیه السلام) می خوانیم که می فرمایند: «اول الایمان هو توحید و الاقرار لله تبارک و تعالی بالوحدانیة؛ سرآغاز ایمان، توحید و اقرار به وحدانیت خداوند تبارک و تعالی است» این نشان می دهد کسی که می خواهد منتظر امام عصر(عجل الله تعالی فرجه) باشد باید توحید در عمق جانش جای داشته باشد.

حجت الاسلام اجرایی «دین محوری» را دومین ویژگی منتظر دانست که امام رضا (علیه السلام) به آن اشاره می فرمایند و گفت: حضرت رضا(علیه السلام) یکی از ویژگی های امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) را آشکار کردن دین الهی می دانند و می فرمایند: «التاسعُ مِن وُلدُکَ یا حسین! هو القائمُ بالحقّ، المُظهِرُبِالدّین» بنابراین یکی از ویژگی های شخص امام مهدی عجل الله تعالی فرجه و همچنین از ویژگی های منتظران ایشان، دین محوری است.

عضو هیئت مدیره اتحادیه شکل های قرآن و عترت(علیه السلام) کشور در بخشی از سخنان خود با اشاره به ویژگی های نسل جوان امروز کشور در رابطه با دین مداری، ابراز کرد: امروز در میان نسل جوان می بینیم که جوانان ما در صحنه های مختلف دینی حضور فعّال و گسترده دارند. امروز امثال محسن حججی ها و جوانانی که مشتاقانه در پیاده روی اربعین حاضر می شوند و از هیچ خدمتی دریغ نمی کنند، کم نیستند. نسل جوان ما امروز در عرصه دین محوری و دینداری جدّی است.

وی تاکید کرد: ویژگی دیگری که می توان از حضرت ثامن الحجج (علیه السلام) در این باره بیان کرد «توجه و ایمان به آینده» است. آن حضرت در موارد گوناگونی به این مسئله اشاره دارند از جمله در کلامی می فرمایند: «حجت قائم که در غیبتش همه انتظارش را می کشند و در ظهورش مُطاع (مورد اطاعت) باشد، اگر از دنیا یک روز باقی مانده باشد خدا آن روز را به قدری طولانی می کند تا او ظهور کرده و زمین را سرشار از عدل نماید» این کلام حضرت(علیه السلام) دربردارنده این خبر خوش و نوید برای ماست که باید نسبت به آینده ای روشن برای جامعه امیدوار باشیم.

کارشناس مرکز تخصصی مهدویت ادامه داد: امید به چنین آینده روشنی انسان را در انجام وظایفش مشتاق تر و محکم تر می کند. بنابراین، هم منتظران و هم نسل منتظر باید به گونه ای پرورش و تربیت پیدا کنند که امید و ایمان به آینده در وجود آنها نهادینه شده و در این زمینه جدیت داشته باشند.

حجت الاسلام اجرایی تصریح کرد: «آمادگی برای خدمت» و «پا به رکاب حضرت حجت علیه السلام بودن» از دیگر نکاتی است که در کلام امام هشتم(علیه السلام) درباره مباحث مهدوی و منتظران وجود دارد. این روایت از حضرت رضا (علیه السلام) نقل شده که از قول جد بزرگوارشان(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «افضل الاعمال انتظار الفرج الله؛ برترین اعمال انتظار فرج خداوند است» یعنی فرجی که باید از جانب خدا به ما برسد؛ به عبارت دیگر، این انتظار کشیدن، آمادگی و تلاش کردن برای آمدن امام غایب(عجل الله تعالی فرجه) یکی از شاخصه های جامعه منتظر است، مانند کسی که روزه بوده و منتظر افطار باشد.

پنجمین ویژگی یاران و منتظران حضرت حجت (علیه السلام) که این کارشناس مباحث مهدوی آن را عنوان کرد «زندگی کردن با یاد امام عصر(عجل الله تعالی فرجه)» است. وی در این رابطه گفت: منِ منتظر باید با یاد حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه) زندگی کنم و دعای سلامتی ایشان روزانه ورد زبان من باشد، دعاهای ندبه و دعاهای عهد روزانه ام فراموش نباید فراموش شود. ویژگی دیگر منتظران «زندگی با تفکر جهانی» است. منتظر باید جهانی بیندیشد و از پرداختن به مسایل جزیی بپرهیزد، از خودمحوری درآید، جامعه و فرد منتظر می بایست نگاه وسیعی به جهان داشته باشند.

اجرایی ادامه داد: روایتی از امام رضا (علیه السلام) نقل است که حضرت فرمودند: «در روز ظهور حضرت حجت علیه السلام منادی از آسمان ندا می دهد و همه مردم را خطاب می کند که ای مردم زمین! حجت خدا در کنار خانه خدا آشکار شده و ظهور کرده، پس از او تبعیت کنید و بدانید که حق با اوست»؛ بنابراین، ما باید فرزندان و نسل آینده خود را با این نگاه و این نوع تفکر تربیت کنیم. امروز در تربیت فرزندان مان توجه داشته باشیم که آنها را به گونه ای تربیت کنیم که به کار امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) بیایند و دردی از جامعه امام عصر(عجل الله تعالی فرجه) درمان کنند.

عضو هئیت مدیره اتحادیه تشکل های قرآن و عترت(علیه السلام) کشور خاطرنشان کرد: «عدالتخواهی» از دیگر مواردی است که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد. جامعه منتظر باید مطالبه گرِ عدالت باشد. دین معمولا همه جوانب زندگی را مدنظر دارد و فراتر از رفع نیازهای موضعی و مادی است، بنابراین، اگر من دین مدار باشم، تفکر من نیز باید تفکر«عدالت محور» باشد. باید به هر نحو ممکن و به هر شکل با هر نوع ظلمی مخالف باشم. حضرت امام رضا (علیه السلام) در این باره می فرمایند: «امام مهدی (علیه السلام) وقتی ظهور کند زمین را به نور خود روشن می کند و عدل را در میان مردم نشر می دهد.»

وی در پایان خاطرنشان کرد: تربیت نسل منتظر که یکی از اصلی ترین و اساسی ترین مباحث مهدوی است در فرمایشات حضرت ثامن الحجج (علیه السلام) به شکل خاص مورد توجه قرار گرفته است. از جمله ایشان در این باره می فرمایند: «اگر جوانی از جوانان شیعه را ببینم که به دنبال علم آموزی نباشد برای تنبیه، او را تازیانه می زنم.» یعنی حضرت رضا(علیه السلام) تا این حد نسبت به علم آموزی و آموزش جوانان (در مسایل دینی و دنیایی خود) جدیّت دارند. در رابطه با خانواده طراز اسلامی نیز ایشان فرمایشات گهربار فراوان و سفارشات بی مانندی دارند که در مجالی دیگر باید به آن پرداخت.

منبع: خبرگزار رسا

بررسی آخرین گرایش‌های سیستم‌های پاداش‌دهی (بخش نخست)

 

 

مترجم: مریم مرادخانی
منبع: shrm.org :
 
 
این روزها به دلیل رقابت تنگاتنگ بر سر استعدادها، جذب نیرو به یک چالش بزرگ تبدیل شده است. محققان در انجمن مدیریت منابع انسانی (SHRM) طی تحقیقات اخیر خود دریافتند که برای جذب و حفظ استعدادهای برتر، یک ابزار قدرتمند وجود دارد: «مزایای شغلی».
 
 

 

 

در ژانویه و فوریه امسال، نظرسنجی سالانه انجمن مدیریت منابع انسانی با هدف جمع‌آوری اطلاعات درباره مزایای شغلی برگزار شد. در این نظرسنجی، از شرکت‌کنندگان که مدیران منابع انسانی شرکت‌های آمریکایی بودند، خواسته شد تا پس از مطالعه لیستی از سیصد مزیت شغلی، به این سوال پاسخ دهند: «در شرکت شما کدام‌یک از این مزایا به کارکنان ارائه می‌شود؟» در بخش نخست این مقاله، با اتکا به نتایج نظرسنجی به بررسی سه موضوع اصلی خواهیم پرداخت: افزایش اهمیت مزایای شغلی طی سال‌های اخیر، چگونگی استفاده از مزایا به‌عنوان یک اهرم رقابتی و بررسی اهمیت خدمات درمانی از دیدگاه کارکنان. شرکت‌ها می‌توانند با مطالعه این گزارش، استراتژی خود در رابطه با مزایای شغلی را مورد بازبینی قرار دهند.

گرایش‌های کلی

در ایالات‌متحده، بیش از یک‌سوم سازمان‌ها طی یک سال گذشته مزایای خود را افزایش داده‌اند و بیشترین تمرکز خود را بر حوزه خدمات درمانی (با ۲۲ درصد افزایش) و سلامت کارکنان (با ۲۴ درصد افزایش) معطوف کرده‌اند (منظور از سلامت، برنامه‌هایی هستند که با هدف ارتقای تندرستی کارکنان اجرا می‌شوند، مثل راه‌اندازی باشگاه ورزشی در ادارات یا تشویق کارکنان به استفاده از میان‌وعده‌های سالم یا برنامه‌های ترک سیگار). انگیزه اصلی شرکت‌ها از افزایش مزایا، ماندن در میدان رقابت است. در سال ۲۰۱۶، بیش از دوسوم شرکت‌ها با مشکل جذب نیرو و کمبود مهارت‌ها مواجه بوده‌اند. به همین علت، شرکت‌ها می‌توانند از مزایای شغلی به‌عنوان اهرمی برای جذب و حفظ استعدادهای برتر استفاده کنند. مزایای شغلی همچنین کمک می‌کنند تا از استراتژی‌های جذب نیرو به بهترین نحو بهره ببرید. رایج‌ترین این استراتژی‌ها عبارتند از: اقداماتی در راستای حفظ کارکنان، آموزش نیروهای جدید، برنامه‌های رجوع به کارکنان، کار انعطاف‌پذیر، مشوق‌های پولی برای ایجاد انگیزه در متقاضیان (مثل پاداش امضای قرارداد) و مزایای جدید و مبتکرانه. کارشناسان منابع انسانی تاکید می‌کنند که از میان این استراتژی‌ها، «انعطاف‌پذیری» از همه موثرتر بوده است. این نظرسنجی همچنین نشان می‌دهد که حدود ۶ درصد از شرکت‌ها مزایای خود را کاهش داده‌اند. شرکت‌های بزرگ، بیش از سایر شرکت‌ها به کاهش مزایا گرایش داشته‌اند. این سازمان‌ها از روی ناچاری مزایای خود را کاهش داده‌اند تا به ثبات مالی برسند، خواه منشأ مشکلات مالی، نوسانات اقتصادی بوده باشد، خواه سوءعملکرد سازمان یا هزینه‌های سرسام‌آور مزایای شغلی.

بسیاری از این سازمان‌ها برای کاهش مزایا، دیواری کوتاه‌تر از خدمات درمانی پیدا نکرده‌اند. برخی نیز برنامه‌های سلامت را کاهش داده‌اند. اما بعضی سازمان‌ها برنامه‌های سلامت را گسترش داده‌اند تا کاهش خدمات درمانی را جبران کنند. از نظر آنها برنامه‌های سلامت می‌تواند جایگزین مناسب و ارزان‌تری برای خدمات درمانی باشد. در تحقیقات دیگر، بیش از سه‌چهارم سازمان‌ها تاکید کرده‌اند که برنامه‌های سلامت کارکنان، در کاهش هزینه‌های خدمات درمانی موثر بوده و ۸۸درصد گفته‌اند که این اقدامات در بهبود سلامت کارکنان تاثیر داشته‌اند. ۱۵ درصد شرکت‌ها نیز انعطاف‌پذیری شغلی را افزایش دادند. آنها معتقدند که در دوران تحولات سازمانی یا بحران‌های مالی، یکی از اقدامات مقرون‌به‌صرفه که می‌تواند به‌عنوان مزیت شغلی به کارکنان ارائه شود، افزایش انعطاف‌پذیری است.

از سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۷، در اغلب سازمان‌ها تغییر چندانی در میزان مزایا دیده نمی‌شود اما در بسیاری از شرکت‌ها شاهد تغییرات جزئی در بعضی مزایا بوده‌ایم که رایج‌ترین آنها، افزایش برنامه‌های سلامت و فرصت‌های پیشرفت شغلی بوده است. سازمان‌هایی که قصد دارند نیروی کار خود را از میان جوان‌ها انتخاب کنند، احتمالا بیشتر از سایر سازمان‌ها روی پیشرفت حرفه‌ای تمرکز می‌کنند چراکه برای جوانانی که تازه وارد بازار کار شده‌اند، پیشرفت شغلی بسیار مهم است.به‌طور کلی، حدود یک‌چهارم سازمان‌ها خدمات درمانی و برنامه‌های سلامت کارکنان را گسترش داده‌اند. در ایالات‌متحده بسیاری از بیمه‌های خدمات درمانی، تحت‌تاثیر تحولات صنعت بیمه، لایحه خدمات مقرون‌به‌صرفه (ACA) و افزایش هزینه‌های درمانی بوده‌اند. شرکت‌ها باید برای رفع این چالش راهی پیدا کنند و خدمات درمانی قابل‌قبولی را به کارکنان ارائه دهند چراکه خدمات درمانی، یکی از مهم‌ترین جنبه‌های رضایت شغلی است. ۹۱ درصد کارکنان معتقدند که بیمه درمانی از سایر مزایا مهم‌تر است.

  چرا مزایا مهمند؟

کارشناسان منابع انسانی به خوبی واقفند که مزایای شغلی، نقش مهمی در حفظ کارکنان دارند. این نظرسنجی نشان می‌دهد که گرچه بسیاری از کارکنان (۸۹ درصد) از شغل فعلی خود راضی هستند، اما۴۰ درصد آنها احتمالا تا سال آینده شغل خود را ترک خواهند کرد. انگیزه اصلی آنها، کسب درآمد بیشتر است (۵۶ درصد) و مزایای شغلی در رتبه دوم قرار دارد (۲۹ درصد). دلایل دیگری نیز وجود دارند که کارکنان را به سازمان‌های دیگر سوق می‌دهند، مثل امکان پیشرفت (۲۱ درصد) و انعطاف‌پذیری و توازن میان کار و زندگی (۱۸ درصد). اما چه انگیزه‌هایی باعث ماندن کارکنان می‌شوند؟ حقوق و پاداش با ۴۴ درصد در صدر جدول قرار دارد. انعطاف‌پذیری و مزایای شغلی به ترتیب در رتبه دوم و سوم قرار دارند. بنابراین اگر پکیج مزایای شما جذاب باشد و انعطاف‌پذیری و پیشرفت شغلی در آن لحاظ شده باشد، شما یک‌قدم از رقبای خود جلو هستید. در سال ۲۰۱۷، ۱۶ درصد سازمان‌ها مزایای مربوط به پیشرفت شغلی و ۱۴ درصد آنها انعطاف‌پذیری را افزایش داده‌اند. (نمودار)

  هزینه مزایا

طبق داده‌های اداره آمار کار آمریکا در سال ۲۰۱۶، یک سوم از مجموع مبالغی که به کارکنان پرداخت شده (اعم از حقوق، پاداش و مزایا)، مربوط به مزایای شغلی بوده است، چه در بخش خصوصی و چه در ادارات دولتی. از آنجا که مزایای شغلی برای کارکنان، مهم و برای کارفرمایان، هزینه‌بر است، سازمان‌ها باید از تمامی پتانسیل‌های مزایا به بهترین نحو استفاده کنند.

  استفاده از مزایا به‌عنوان یک اهرم رقابتی

۱. برگزاری نظرسنجی: از کارکنان نظرسنجی کنید و داده‌ها را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید تا ببینید کدام مزایا برای کارکنان مهم‌ترند و آیا میان خواسته‌های آنها و امکاناتی که در اختیار دارند، شکافی وجود دارد یا خیر. به یاد داشته باشید که هدف از نظرسنجی، تغییر یا اصلاح مزایای شغلی است. شما باید بر اساس نتایج نظرسنجی، هدف خود را تعیین و سپس برنامه‌ریزی کنید. کارکنان را در جریان قرار دهید. آنها باید بدانند که هدف شما چیست و چه اتفاقی در انتظار آنهاست.

۲. مقایسه: مزایای سازمان خود را با سایر سازمان‌هایی که در صنعت شما فعالیت می‌کنند، مقایسه کنید. به دنبال نارسایی‌ها و شکاف‌هایی بگردید که شما را از رقبایتان عقب انداخته است. با استفاده از این اطلاعات و آگاهی از ترجیحات کارکنان، می‌توانید آگاهانه تصمیم بگیرید که روی چه مزایایی تمرکز کنید. اطلاعات مربوط به مزایای شغلی را در وب‌سایت شرکت و آگهی‌های استخدام درج کنید.

۳. همسوسازی: مزایای شغلی باید با استراتژی، ارزش‌ها و فرهنگ سازمان همسو باشند تا بتوانید تعهد و مشارکت کارکنان را جلب کنید. به‌عنوان مثال، اگر کمک به جامعه در سازمان شما ارزش تلقی می‌شود، باید فرصت‌هایی فراهم کنید تا کارکنان به فعالیت‌های داوطلبانه بپردازند.

۴. کنترل هزینه‌ها: استراتژی‌هایی وجود دارند که با استفاده از آنها می‌توانید هزینه‌های مزایا را کنترل کنید. به‌عنوان مثال، دو استراتژی عمده که سازمان‌ها برای کنترل هزینه‌های خدمات درمانی به کار می‌برند از این قرارند: ۱. برنامه‌های سلامتی مشتری‌گردان (مثل بازگشایی حساب‌های پس‌انداز بانکی توسط کارفرما با هدف پرداخت هزینه‌های درمانی کارکنان). ۲. ایجاد فرهنگی برای ترویج سلامتی. می‌توانید از روش تحلیل «هزینه-سود» استفاده کنید (یعنی سود و هزینه‌های یک مزیت شغلی را برآورد کنید و ببینید سودش بیشتر است یا هزینه‌هایش).

۵. بازبینی استراتژی ابلاغ: شما باید مزایای شغلی را به سراسر سازمان ابلاغ کنید و این مزایا را برای کارکنان توضیح دهید. باید اطمینان حاصل کنید که کارکنان، مزایا را درک کرده و از آنها استفاده می‌کنند. در مورد مزایایی که کاربرد یا کاربران زیادی ندارند، می‌توانید استراتژی خود را تغییر دهید. درباره این مزایا بیشتر توضیح دهید یا استفاده از این مزایا را دائما به کارکنان یادآوری کنید. هر چه توضیحات و یادآوری‌ها بیشتر باشد، امکان استفاده از مزایا بیشتر است. همانطور که رضایت کارکنان تا حد زیادی به مزایای شغلی بستگی دارد، رضایت کارکنان از مزایا نیز به چند عامل وابسته است، از جمله نحوه ابلاغ و توضیح مزایا، مشارکت آنها در برنامه‌ریزی‌های مرتبط و انتخاب طرح‌های بیمه.

  خدمات درمانی

در سال ۲۰۱۷ در اغلب سازمان‌ها، کارکنان تمام‌وقت تحت پوشش بیمه خدمات درمانی قرار داشته‌اند و طی چهار سال گذشته، میزان پوشش بیمه تغییر چندانی نکرده است. تقریبا تمام سازمان‌ها بخشی از هزینه‌های درمان کارکنان را تقبل می‌کنند و ۱۶درصد آنها، تمامی هزینه‌ها را بر عهده دارند. تعداد سازمان‌هایی که کارکنان نیمه‌وقت را بیمه می‌کنند، رو به افزایش است (از ۲۷درصد در سال ۲۰۱۶ تا ۳۴درصد در سال ۲۰۱۷). اغلب سازمان‌ها بخشی از حق بیمه کارکنان نیمه‌وقت را پرداخت می‌کنند. تعداد معدودی از سازمان‌ها نیز حق بیمه این کارکنان را به‌طور کامل پرداخت می‌کنند.  یکی دیگر از استراتژی‌ها برای جذب و حفظ استعدادها، ارائه خدمات درمانی به همسر و فرزندان کارکنان است. به این ترتیب، هزینه‌های درمانی خانواده کاهش می‌یابد و هم کارمند و هم خانواده‌اش از خدمات درمانی مشابهی برخوردار خواهند بود.

شرکت‌هایی که در جذب و حفظ نیرو با مشکل مواجه‌ هستند، می‌توانند با انجام یک تحلیل رقابتی، وضعیت رقیبان خود را بررسی کنند تا ببینند آیا در آن سازمان‌ها، خانواده کارکنان از خدمات درمانی برخوردارند یا خیر.گرچه سازمان‌ها می‌کوشند تا اعضای خانواده کارکنان را تحت پوشش بیمه قرار دهند، بسیاری از آنها نگران هزینه‌های خدمات درمانی هستند. از سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۷، هزینه‌های بیمه خدمات درمانی در ۷۹ درصد سازمان‌ها افزایش یافته است. برخی از سازمان‌ها برای کنترل این هزینه‌ها، محدودیت‌هایی برای ارائه خدمات درمانی به خانواده کارکنان قائل شده‌اند، مثل پوشش ثانویه یا پرداخت بخشی از هزینه‌های درمان.در ایالات متحده، استفاده از طرح پوشش PPO همچنان رایج است. اما بعضی از سازمان‌ها اقدام به اجرای برنامه‌های جانبی کرده‌اند، مثل افتتاح حساب‌هایی موسوم به پس‌انداز سلامت (HSA).

  نقش تکنولوژی

تکنولوژی تمام جنبه‌های زندگی انسان در خانه و محیط کار را دگرگون کرده است. در صنعت خدمات درمانی، درمان بیماری‌ها، مدیریت اطلاعات و ارائه خدمات به شدت تحت تاثیر تکنولوژی بوده است. از جمله گرایش‌هایی که طی یک سال گذشته رواج یافته است، پزشکی از راه دور (telemedicine) است که تشخیص، تجویز و درمان از راه دور را ممکن می‌سازد. افزایش قیمت داروهایی که نیاز به تجویز پزشک دارند، باعث شده تا شرکت‌ها پرداخت هزینه‌های این داروها را نیز در پوشش بیمه بگنجانند.

جمع‌بندی

پیش از ایجاد تغییرات در مزایا چه نکاتی را باید در نظر بگیریم؟

- یک استراتژی تعیین کنید و تمامی کارکنان را در جریان این تغییرات قرار دهید.

- به کارکنان اطلاع‌رسانی کنید و توضیح دهید که چرا این تغییرات ایجاد می‌شوند.

- به آنها فرصت بدهید تا برنامه‌ریزی کنند و مزایای دلخواه خود را انتخاب کنند.

در بخش دوم این مقاله به بررسی سایر مزایای شغلی، از جمله برنامه‌های سلامت کارکنان، مرخصی با حقوق، مزایای مالی، توازن میان کار و زندگی و بازنشستگی خواهیم پرداخت.

مدیران

 
دوشنبه, 29 آبان 1396 12:55

ضرورت درس از شکست !

چگونه کوکاکولا، نتفلیکس و آمازون از شکست‌ها درس می‌گیرند؟

 

مترجم: آناهیتا جمشیدنژاد
منبع: HBR :
 
 
چرا ناگهان بسیاری از رهبران کسب‌و‌کارهای موفق، شرکت‌ها و همکاران خود را به انجام اشتباهات و پذیرش شکست‌های بیشتر ترغیب می‌کنند؟

 

برای پاسخ به این سوال باید بدانیم که شکست بخش اجتناب‌ناپذیر در رسیدن به موفقیت است. می‌توان گفت همه کارآفرینان موفق مانند استیو جابز، جف بزوس یا مارک زوکربرگ نیز این موضوع را تجربه کرده‌اند. آنها پذیرفته‌اند که شکست گامی به سوی موفقیت و پیروزی است. در این مقاله تجربیات چند مدیر ارشد اجرایی را برایتان بازگو می‌کنیم.

در ماه مه، درست پس از آنکه جیمز کوئینسی، مدیر ارشد اجرایی شرکت کوکاکولا شد، از کارمندان خود خواست تا پس از شکست مفتضحانه « New Coke» که در سالیان خیلی قبل اتفاق افتاده بود، ترس از شکست که شرکت را دچار تردید می‌کند کنار بگذارند. از نظر او «اگر ما اشتباه نمی‌کنیم، به این معنی است که به اندازه کافی سخت کار نمی‌کنیم.» رید هاستینگز مدیر ارشد اجرایی نتفلیکس، در ماه ژوئن حتی پس از موفقیت‌های بی‌نظیر شرکتش با مشترکان، اظهار نگرانی کرد: «سرویس‌ها و محصولات ما به‌طور عجیبی در حال فروش موفقیت‌آمیز است. اینکه در چند ماه اخیر هیچ برنامه‌ای را به‌دلیل کیفیت پایین از روی آنتن خارج نکرده‌ایم من را نگران می‌کند.» او در یک کنفرانس تکنولوژی گفته است :«هم‌اکنون میزان بینندگان ما بسیار بالاست. ما باید ریسک‌های بیشتری انجام دهیم؛ کارهای دیوانه‌وار بیشتری را امتحان کنیم؛ ما باید نرخ شکست بالاتری داشته باشیم.»

حتی جف بزوس، مدیر ارشد اجرایی آمازون که بدون شک یکی از موفق‌ترین کارآفرینان در سراسر جهان است، مستقیما اظهار کرده است که رشد و نوآوری شرکتش براساس شکست‌های آن بوده است. او اندکی پس از اینکه آمازون شرکت Whole Foods را خریداری کرد، گفت: «اگر شما حرکت‌های جسورانه انجام دهید، آنها تبدیل به تجربه خواهند شد و اگر آنها تجربه شوند، پیش از مدت معین نمی‌دانید که آنها موثر واقع می‌شوند یا خیر. تجربیات به واسطه ماهیت‌شان مستعد شکست هستند. اما چند موفقیت بزرگ جبران چندین کاری را که مفید واقع نشده است می‌کنند.» درک این پیام برای این مدیران ارشد اجرایی همان‌قدر آسان است که عملی کردن آن برای اکثر ما دشوار و شاید غیرقابل تصور باشد. نمی‌توانم بگویم چه تعداد رهبران کسب‌و‌کار را ملاقات و چه تعداد سازمان‌ها را بازدید کرده‌ام که از مزیت نوآوری و خلاقیت حمایت می‌کنند. اما هنوز تعداد بسیار زیادی از این رهبران و سازمان‌های مشابه با ترس از شکست، قدم‌های اشتباه و ناامیدی‌ها زندگی می‌کنند و این دلیلی است که چرا آنها نوآوری و خلاقیت بسیار کمی دارند. اگر برای شکست آماده نیستید، پس برای یادگیری نیز آمادگی ندارید. تا زمانی که سازمان‌ها نتوانند به همان سرعتی که جهان در حال تغییر است، روند یادگیری را مدیریت کنند، هرگز نخواهند توانست به رشد و تکامل دست یابند.

بنابراین راه درست برای انجام اشتباه چیست؟ آیا تکنیک‌هایی وجود دارند که به سازمان‌ها و افراد اجازه دهند که ارتباط ضروری بین شکست‌های کوچک و موفقیت‌های بزرگ را بپذیرند؟

دانشکده اسمیت، دانشکده دخترانه‌ای در ماساچوست، برنامه‌ای به نام «خوب شکست خوردن» ایجاد کرده است تا به دانش‌آموزانش آموزش دهد که همه ما باید برای یادگیری ایستادگی به خرج دهیم.ریچل سیمونز که این برنامه را راه‌اندازی کرده است در مقاله‌ای در نیویورک تایمز می‌گوید «آنچه در تلاش هستیم تا یاد بگیریم این است که شکست اشکال یادگیری نیست؛ بلکه ویژگی آن است.» در واقع وقتی دانش‌آموزان در این برنامه ثبت‌نام می‌کنند، یک «گواهی شکست» دریافت می‌کنند که اظهار می‌کند آنها به این وسیله در یک رابطه، پروژه، تست یا هر ابتکار دیگری برای خرابکاری یا شکست مجاز هستند.دانش‌آموزانی که برای مدیریت شکست آماده هستند، کمتر ضعیفند و نسبت به کسانی که انتظار عملکرد بی‌نقص و تمام و کمال را دارند جسورانه‌تر رفتار می‌کنند.

این درسی است که ارزش به‌کارگیری در کسب‌و‌کار را نیز دارد. پاتریک دایل، مدیر ارشد اجرایی پیتزا دومینو از سال ۲۰۱۰، یکی از موفق‌ترین دوره‌های هفت ساله رهبری کسب‌و‌کار را در هر زمینه‌ای داشته است. اما او معتقد است که همه پیروزی‌های شرکتش به‌خاطر میل او برای مواجهه و به چالش کشیدن احتمال اشتباهات و گام‌های غلط است. دایل در یک ارائه برای مدیران ارشد اجرایی دیگر، دو چالش بزرگ را توصیف کرد که در مسیر شرکت‌ها و افرادی وجود دارد که نسبت به شکست صادق‌تر هستند.

به گفته او، اولین چالش آن چیزی است که او «سوگیری حذف»۱ می‌نامد؛ واقعیتی که اکثر افراد با یک ایده جدید، پیگیری ایده‌شان را دنبال نمی‌کنند چون اگر آنها چیزی را امتحان کنند و آن کار به سرانجام نرسد، این عقب‌نشینی ممکن است به شغل آنها آسیب برساند. دومین چالش فائق آمدن بر آن چیزی است که او «ضررگریزی»۲  می‌نامد؛ گرایشی که موجب می‌شود افراد ترجیح دهند به‌جای تلاش برای برنده شدن، چیزی را از دست ندهند چون برای اکثر ما «درد از دست دادن دو برابر لذت به‌دست آوردن است.» دایل می‌گوید «اجازه برای شکست خوردن، انرژی‌بخش و شرط ضروری برای موفقیت است» و شاید این مهم‌ترین درس برای همه باشد. کافی است تنها از رید هاستینگ، جف بزوس یا مدیر ارشد اجرایی جدید کوکاکولا بپرسید: بدون شکست خوردن هیچ نوع یادگیری وجود ندارد و بدون شکست هیچ موفقیتی ممکن نخواهد بود.

 

پی‌نوشت:

۱. omission bias

۲. loss aversion

 

  خلق و خو و مکارم امام رضا علیه‌السلام

 

پیامبران و امامان برترین مردمان عصر خود بودند. هرچند میان بسیاری از آنان، پیوند خانوادگی است اما برتری آنان از خون و نژاد نیست، بلکه از فضیلت‌ هایی است که خود را بدان آراستند.

                                      

امام رضا علیه السلام

             

به دوزخ بـرد مـرد را خــــوی زشت
                                                                     که اخلاق نیک آمده‌ست از بهشت[1]

 

برتری خَلق با برتری خُلق

برخلاف آنچه پاره‌ای از مردم می ‌پندارند، آنچه مایه رونق و گسترش اسلام شد، جنگ و جنگاوری و فتوحات نبود، بلکه ماندگاری اسلام، مدیون اخلاق نیکوست. شاهد آن که وقتی جنگاوری چون خالد بن ولید در زمان پیامبر صلی الله علیه واله به یمن می‌ رود تا مردم را به اسلام فرا خواند، توفیقی حاصل نمی‌ کند اما با حضور امام علی علیه السلام در همان منطقه، در یک روز، چندین نفر ایمان آوردند. حتی بعدها مردم یمن، انتظار داشتند که حاکمانشان مانند حکومت چند ماهه امام در یمن، حکمرانی کنند.

ائمه معصومین علیهم السلام با شیوه زندگی خود ثابت کرده‌اند که با اینکه آنان از نسل پیامبر اعظم صلی الله علیه واله هستند، اما هرگز به «ژن خوب» اعتقادی نداشته و خود را مانند سایر بندگان خدا می‌ دانستند؛ این تواضع و خاکساری، نه برای تعارف کردن یا ریا کاری، بلکه بر اساس باور و ایمان آنان بود. اصلاً شایستگی آنان برای جانشینی پیامبر نیز به دلیل داشتن همین فضایل بود.


شاید مهم ترین پلیدی که اهل بیت علیهم السلام از آن مبرا هستند، پلیدی بداخلاقی باشد: إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّـهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ؛[2] همانا خداوند می‌ خواهد که از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید.
امام علی بن موسی الرضا علیه السلام یکی از شخصیت‌ های تابناک این آسمان است. نیکویی اخلاق ایشان نه فقط در میان شیعیان، بلکه در میان غیر شیعه نیز زبانزد بود. اصلاً همین ویژگی بود که موجب شد بزرگان برخی گروه‌ ها مثل صوفیه نه تنها در برابر آستان ایشان، سر تعظیم فرود بیاورند، بلکه در صدد یافتن پیوندی با امام، برآیند.[3]

به سوی اهل بیت

باید در زندگی مواظب بود و فریب بدل‌ ها را نخورد. همیشه چنین نیست که بدی‌ها در لباس بدی، خود را بنمایانند، بلکه گاهی در لباسی به ظاهر نیکو جلوه‌ گری می‌کنند و پاره‌ ای مردم فریب می‌ خورند و می‌ پندارند با برخی رفتارها و فضایل ظاهری، صاحب مقامات شده‌اند. اما همین گمانشان، آن ‌ها را به زمین می ‌زند.
در مسیر اهل بیت نیز، عده‌ای حاشیه را بر اصل ترجیح می‌ دهند و با فراموش کردن ریشه ‌ها، تنها به شاخه‌ ها می‌ پردازند غافل از اینکه خدا كارهاى بزرگ و مرتفع را دوست مى‏ دارد، و از چيزهاى پست بدش مى ‏آيد؛ إنَّ اللَّهَ يُحِبُّ مَعَالِيَ الْأُمُورِ وَ يَكْرَهُ سَفْسَافَهَا.[4]

یکی از ریشه‌ ها

بزنطی نقل کرده است که روزی امام رضا علیه السلام برای من مرکبی فرستاد تا نزدش بروم. کارم نزد امام به درازا کشید تا اینکه پاسی از شب گذشت. امام فرمود که در آن موقع شب، نمی‌ توانی برگردی. امام پیشنهاد داد تا شب را نزد ایشان بمانم و من پذیرفتم.
امام فرمود که رختخوابش را برای بزنظی بیندازند. بزنظی که این صحنه را دید، همه ماجرای آن روز را در ذهن مرور کرد؛ «امام، مرکب خودش را برای او فرستاد و الان هم تشک و ملحفه و بالش خود را به او داد.» هیچکس به چنین افتخاری نرسیده است.
امام که بزنطی را چنان دید فرمود: ابن صوحان، مریض شده بود و امام علی علیه السلام به ملاقاتش رفت. او به این دلیل که امام به ملاقاتش رفته بود، به مردم فخر فروخت. تو مواظب خودت باش که دچار فخرفروشی نشوی. برای خداوند، خاکساری کن.[5]
از همان لحظه‌ای که جایگاه خویش را برتر از دیگران دیدیم و خود را در راه حق، ثابت قدم شمردیم، انحراف آغاز می‌شود. باید در هر لحظه به خدا پناه برد. نباید خود را برتر از دیگران دانست چرا که صراط مستقیم و نامستقیم، برای همه مردمان، یکسان است. این، سبک زندگی امامان ما بود که با داشتن همه فضایل و درجات، از موضوع برتری‌ جویی و فخرفروشی به مردم نگاه نکردند.

حمام پندآموز

امام رضا علیه السلام، پوستی گندمگون داشت. عادت بر این بود که حمام را برای ایشان قُرُق می‌ کردند. روزی امام به حمام رفت. حمامی، در همان زمان حضور امام، برای حاجتی، حمام را ترک کرد. ناگهان شخصی روستایی از راه رسید، لباس‌ هایش را بیرون آورد و وارد حمام شد. او وقتی امام رضا علیه السلام را دید، گمان کرد که ایشان یکی از خدمتکاران حمامی است. از این رو به ایشان دستور داد تا برایش آب بیاورد. امام رضا علیه السلام نیز به پا خاست و دستورش را اجابت فرمود. مرد روستایی دستورهای دیگری هم داشت و امام، همه آن‌ ها را ،یک به یک، انجام داد.

آنچه مایه رونق و گسترش اسلام شد، جنگ و جنگاوری و فتوحات نبود، بلکه ماندگاری اسلام، مدیون اخلاق نیکوست. شاهد آن که وقتی جنگاوری چون خالد بن ولید در زمان پیامبر صلی الله علیه واله به یمن می‌ رود تا مردم را به اسلام فرا خواند، توفیقی حاصل نمی‌ کند اما با حضور امام علی علیه السلام در همان منطقه، در یک روز، چندین نفر ایمان آوردند. حتی بعدها مردم یمن، انتظار داشتند که حاکمانشان مانند حکومت چند ماهه امام در یمن، حکمرانی کنند.


وقتی حمامی برگشت و لباس‌ های آن روستایی را دید و سخن گفتنش با امام رضا علیه السلام را شنید ترسید و فرار کرد و آن دو را تنها گذاشت. امام هنگام خروج از حمام، جویای حمامی شد. گفتند که او به دلیل این اتفاق فرار کرده. امام بدین مضمون پاسخ داد که تقصیری بر او نبود، بلکه رنگ پوست، موجب شد تا روستایی، امام را خدمتکار بپندارد.[6]

کلام آخر

این ماجرا، یک اتفاق نبود، بلکه سبک زندگی امام بود که در همه حالات ایشان جریان داشت. هم سُفرگی امام با غلامان و ابا نداشتن از همنشینی با آنان جلوه دیگری از فروتنی امام نسبت به مردم بود.
اساساً ائمه معصومین علیهم السلام با شیوه زندگی خود ثابت کرده‌اند که با اینکه آنان از نسل پیامبر اعظم صلی الله علیه واله هستند، اما هرگز به «ژن خوب» اعتقادی نداشته و خود را مانند سایر بندگان خدا می‌ دانستند؛ این تواضع و خاکساری، نه برای تعارف کردن یا ریا کاری، بلکه بر اساس باور و ایمان آنان بود. اصلاً شایستگی آنان برای جانشینی پیامبر نیز به دلیل داشتن همین فضایل بود.
پی نوشت ها:
[1] . سعدی
[2] . سوره احزاب: آیه33
[3] . پاره‌ای از سلسله‌های صوفیه، سلسله خود را از طرق شخصی به نام معروف کرخی، به امام رضا علیه السلام متصل کرده‌اند.
[4] . حر عاملی، وسائل الشیعه، ج17 ص73
[5] . مجلسی، بحارالأنوار، ج49 ص36
[6]. خرگوشی، تهذیب الأسرار ، ص196


شنبه, 27 آبان 1396 11:01

آیا قدمگاه سندیت دارد؟

آیا قدمگاه سندیت دارد؟

 

در قدمگاه نیشابور سنگی وجود دارد که عنوان می‌شود به صورت اعجازآمیز، اثر پای امام رضا(ع) بر آن نقش بسته است. آیا این موضوع دارای سند تاریخی و روایی است؟


قدمگاه امام رضا

 

پرسش


آیا اثر پای امام رضا(ع) بر سنگ در قدمگاه نیشابور واقعی است؟ چرا آن‌را به آزمایشگاه نمی‌فرستند؟

پاسخ اجمالی


اصل حضور امام رضا(ع) در شهر نیشابور در منابع گوناگونی گزارش شده است، اما تا آن‌جا که ما جست‌وجو کردیم، اولین گزارشی که مربوط به وجود چنین قدمگاهی است در کتابی که در سده یازدهم و یا دوازدهم تألیف شده وجود دارد و در منابع کهن، به این جایگاه و بارگاه اشاره‌ای نشده است؛ اما به هر حال، با توجه به این‌که این قدمگاه، به عنوان نمادی از حضور حضرتشان در این شهر است، باید مورد احترام قرار گیرد. توضیحات بیشتر را در پاسخ تفصیلی بخوانید.

پاسخ تفصیلی

 

معنای قدمگاه


«قَدَم»، به معنای «پا» و جمع آن «أقدام» است.[1] در قرآن می‌خوانیم: «یعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِیماهُمْ فَیؤْخَذُ بِالنَّواصِی وَ الْأَقْدامِ‏»؛[2] گناه‌کاران با علامتشان شناخته می‌شوند و از موهاى پیشانى و پاهایشان گرفتار می‌گردند.
در فرهنگ اسلامی، قدمگاه به مکانی گفته می‌شود که پای پیامبر، امام و یا قدیس دیگری به آن‌جا رسیده باشد و یا گمان رود که اثر پایی که در سنگ و مانند آن دیده می‌شود جای پای پیامبر و یا امامی است.[3]
اصل قدمگاه در آیات و روایات
در جهان اسلام قدمگاه‌هایی منسوب به پیامبران بنی اسرائیل، پیامبر اکرم(ص) و امامان(ع) وجود دارد.
مهم‌ترین قدمگاه معتبری که در جهان اسلام وجود دارد، مقام حضرت ابراهیم(ع) در مسجد الحرام است که به صراحت در قرآن کریم به آن اشاره شده است. [4]
در روایتی نیز به نقل از «عاصم کوفى» می‌خوانیم:
بر امام عسگرى(ع) وارد شدم، حضرت فرمودند: «به زیر پایت بنگر تو بر بساطى قدم می‌نهى که بسیارى از پیامبران و امامان بر آن گذر کرده‌اند». آن‌گاه به معجزه آن‌حضرت، ردپاهایى را مشاهده نمودم، امام(ع) فرمودند: «این جاى پاى آدم(ع) و این‌جا قدمگاه‏ هابیل و این‌جا محل نشستن شیث است». آن‌گاه جاى پاى بقیه پیامبران و اوصیاى آنها را معرفى نمودند ... سپس به دستور آن‌حضرت براى لحظه‌اى دیده بر هم نهادم و چون چشم گشودم دیگر چیزى از آن ردپاها ندیدم.[5]

قدمگاه امام رضا(ع) در نیشابور


امام رضا(ع) در طول سفر مدینه به مرو، در ایران از شهرهایی عبور کردند که شهر نیشابور یکی از آنها بود که شیخ صدوق در سرفصلی به نام «باب دخول الرضا(ع) بنیسابور» به بیان برخی جزئیات این حضور پرداخته‌اند:
« ... حضرت رضا(ع) وقتی داخل نیشابور شد در محله غَربیّ که معروف به لاشاباذ است و در خانه جدّ خدیجه بنت حمدان بن بسنده وارد شده است ...».[6]
شیخ طوسی نیز تصریح می‌کند که روایت معروف «وَ مَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ عَذَابِی»،[7] از سوی امام رضا(ع) را در هنگام ورود آن‌حضرت به نیشابور مطرح می‌کند.
بنابراین، اصل حضور امام رضا(ع) در شهر نیشابور مسلّم و قابل پذیرش است.
اما آنچه جای بحث و بررسی دارد این است که آیا آنچه در فاصله 26 کیلومترى شهر کنونى نیشابور به عنوان قدمگاه على بن موسى الرضا(ع) شهرت یافته است،[8] مستندی دارد یا خیر؟
تا آن‌جا که ما جستجو کردیم، اولین فردی که وجود این قدمگاه را گزارش کرده است، افندی از اندیشمندان قرن یازدهم و دوازدهم می‌باشد. او در گزارشی چنین می‌نگارد:
«و در آخر عمر و نهایت پیرى مولانا از شهر نیشابور بده اسفریس که به قدمگاه امام رضا(ع) مشهور است نقل فرمودى باغى داشت در آن‌جا بسر مى‌برد و با مردم کم اختلاط کردى، روزى جمعى عزیزان به زیارت مولانا رفتند دیدند که در حجره بسته است چندانکه در زدند کسى جواب نداد گمان بردند که مولانا عمداً جواب نمى‌دهد، یکى از آن مردم بسر بام آمد دید که سر به سجده نهاده فرود آمد و درش را بگشود تا عزیزان درآیند، مولانا سر برنمى‌داشت، یکى سر مولانا را از سجده‌گاه برداشت دید که مرغ روح پر فتوحش از قفس تن پرواز کرده، یاران چون باران اشک خونین در فراق آن در دریاى وحدت ریختند، مولانا را بعد از شرایط اسلام در قدمگاه امام معصوم امام رضا علیه التحیة و الدعاء دفن کردند».[9]
بسطامی (م 1306ق) نیز در کتاب «تحفة الرضویة» درباره این مکان می‌نویسد: «هنگامى که حضرت رضا(ع) از نیشابور خارج شد، در راه به چشمه آبى رسید و در کنار آن چشمه سنگى بود، حضرت بر روى آن سنگ ایستاد و به نماز مشغول شد، نقش قدم مبارکش بر آن سنگ ظاهر گشت و الحال آن سنگ را بریده و به دیوار نصب کرده‌اند و بقعه‌اى براى آن ساخته‌اند».[10]
برخی از نویسندگان معاصر ادعا کرده‌اند که بنای قدمگاه به دستور شاه عباس صفوی و با طراحی شیخ بهایی ساخته شده است.[11] اما منبع قابل استنادی برای اثبات این ادعا نیافتیم.
به هر حال؛ ممکن است امام رضا(ع) در آن مکان بر سنگی ایستاده باشد و بعدها اثر پایی به عنوان یک نماد بر روی این سنگ حک شده باشد، نه آن‌که فرورفتن پای امام در سنگ را معجزه و کرامتی برای حضرتشان در نظر بگیریم. مؤیّد این مطلب آن است که در کتاب‌های «عیون اخبار الرضا(ع)» و «امالی شیخ طوسی» و نیز منابعی از این دست، که به بیان تفصیلی حضور امام و کرامات آن‌حضرت در نیشابور پرداخته‌اند، اشاره‌ای به اعجاز فرو رفتن پای امام رضا(ع) نشده است.
شاید درباره فلسفه احداث چنین جایی باید گفت؛ هجرت امام رضا(ع) از مدینه به مرو، زمینه را برای رساندن کرامات به مناطق مختلف فراهم کرد. برای نمونه؛ ماجراى «چشمه کهلان»[12] در نیشابور،[13] ماجرای وارد شدن بر منزل جدّ خدیجه، حَمدان بن بَسَنده در محله «غَربیّ» که معروف به «لاشاباد» است‏،[14] ماجرای نزدیک شدن به محله «حمراء»،[15] ماجراى طبابت امام رضا(ع) در رباط سعد،[16] و کرامات دیگری که از امام(ع) در طول این سفر دیده شده است.
از این‌رو، یکی از دلایل ساختن این مکان‌ها -از جمله قدمگاه امام رضا(ع)- توجه‌دادن مردم به این کرامات و یادبود ورود تاریخی آن امام(ع) به این مناطق و نمادی از حضور مقدسشان باشد.
البته این امکان نیز وجود دارد که برخی با اهداف دنیوی و مادی و با سوء استفاده از اعتقادات مذهبی مردم اقدام به بنای چنین مکان‌هایی نموده باشند، چنانچه برخی اندیشمندان معاصر در مورد جاى پایى که در سنگ درست می‌کنند و نامش را قدمگاه‏ می‌گذارند، می‌گوید: «گویا این سخن را افرادی از پیش خود انتشار داده تا توجه مردم را به آن نقطه جلب کند، و مردم به زیارتش بروند، و نذوراتى و هدایایى براى آن مکان ببرند».[17]

حکم رفتن به قدمگاه


در پایان می‌توان نتیجه گرفت که چون امروزه این قدمگاه به عنوانی نمادی از ورود حضرتشان به خراسان می‌باشد و به این جهت این‌که مؤمنان را به یاد آن‌حضرت می‌اندازد، رفتن به آن‌جا مشکلی نداشته بلکه دارای پاداش است، چنان‌که امام رضا(ع) به‌طور کلی فرمود: «هر کسی در مجلسی بنشیند که امر ما اهل‌بیت در آن احیا می‌شود، قلب او در روزی که قلب‌ها می‌میرند، نمی‌میرد». [18]
توجه به حفظ آثار بر جاى مانده از مسیر امام رضا(ع) در شهرها و مناطقى که به نحوى محل استقرار امام بوده، نشان از علاقه ویژه شیعى در میان مردم است، هر چند ممکن است درباره برخى از این مکان‌ها و ارتباط آنها با امام رضا(ع) خبر درستى در دست نداشته باشیم‏،[19] اما تا مستنداتی از منابع معتبر و کهن یافت نشود، نباید به صورت قطع و یقین، اثر باقیمانده بر روی آن سنگ را اثر پای حضرتشان و نیز معجزه‌ای از ایشان دانست.
ما نیز اگر در آینده به گزارش‌های معتبر دیگری در این مورد برخورد کردیم، آنها را بدین پاسخ خواهیم افزود.

پی نوشت:
[1]. قرشى‏، سید على اکبر، قاموس قرآن‏، ج ‏6، ص 256، تهران، اسلامیه‏، چاپ ششم، 1371ش؛ راغب اصفهانى، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، ص 660، دمشق، بیروت، دار العلم، الدار الشامیة، چاپ اول، 1412ق‏.
[2]. رحمن،41.
[3]. دهخدا، لغت نامه، واژه «قدمگاه».
[4]. بقره، 125 و آل عمران، 97.
[5]. خصیبى، حسین بن حمدان‏، الهدایة الکبرى، ص 335 – 336، بیروت، البلاغ‏، 1419ق‏.
[6]. ابن بابویه، محمد بن على‏، عیون أخبار الرضا(ع)، محقق، لاجوردى، مهدى‏، ج ‏2، ص 132، تهران، نشر جهان‏، چاپ اول، 1378ق.
[7]. طوسى، محمد بن الحسن‏، الأمالی، ص 589، قم، دار الثقافة، چاپ اول، 1414ق‏.
[8]‌. عرفان‌منش، جلیل، جغرافیاى تاریخى هجرت امام رضا(ع) از مدینه تا مرو، ص 133، مشهد، بنیاد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى‏، چاپ دوم، 1376ش‏.
[9]. افندى(م 1130ق)، عبدالله بن عیسی‌بیگ‏، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، ج ‏4، ص 425، بیروت، مؤسسة التاریخ العربی‏، چاپ اول، 1431ق.
[10]. فاضل بسطامی، نوروز علی بن محمدباقر، تحفة الرضویة، ص 108، مرکز تحقیقات رایانه‌ای قائمیه اصفهان.
[11]. گرایلی، فریدون، نیشابور شهر فیروزه، ص 349، مشهد، خاوران، 1374ش.
[12]. عیون أخبار الرضا(ع)، ج ‏2، ص 135 – 136.
[13]. بنابر آنچه مورّخان معاصر ذکر کرده‌اند، این چشمه که بعد از آن به حمام رضا(ع) معروف شد همچنان در شهر نیشابور وجود دارد. جغرافیاى تاریخى هجرت امام رضا(ع) از مدینه تا مرو، ص 133.
[14]. عیون أخبار الرضا(ع)، ج ‏2، ص 132.
[15]. همان، ص 136.
[16]. همان، ص 211.
[17]. طباطبایى، سید محمد حسین‏، المیزان فى تفسیر القرآن‏، ج 5، ص 321، قم، دفتر انتشارات اسلامى‏، چاپ پنجم، 1417ق‏.
[18] ابن بابویه، محمد بن على‏، الأمالی، ص 73، بیروت، اعلمى، ‏چاپ پنجم، 1400ق.
[19]. جعفریان، رسول، حیات فکرى و سیاسى ائمه، ص 463، قم، انصاریان‏، چاپ ششم‏، 1381ش.


منبع : اسلام کوئست

وقتی قلبتان دیگر برای کارتان نمی‌تپد!

 

 

اندی مالینسکی
ترجمه: علی رضا نعمتی
منبع: HBR :
 
در یک دنیای ایده‌آل زندگی کاری ما کاملا رضایت‌بخش، سرشار از معنا و فی‌نفسه انگیزه‌بخش است. اما اگر واقعا این‌طور نباشد چه؟ اگر شما درگیر شغل یا کاری باشید که اول عاشقش بودید اما قلبتان دیگر با آن نیست چه؟ افراد زیادی بیشتر از آنکه فکر کنید، با این شرایط روبه‌رو هستند. براساس نظرسنجی موسسه گالوپ در سال ۲۰۱۷، تنها یک سوم کارکنان آمریکا به کارشان تعلق خاطر دارند. به عبارتی از هرسه کارگر تنها یک نفر همیشه نسبت به کارش در سطح بالایی از انگیزه، تعهد، اشتیاق و بهره‌وری قرار دارد. ضمن اینکه این نظرسنجی از تعداد بالای کارکنانی که رضایت شغلی کمتری دارند نیز صرف‌نظر می‌کند.
 

حقیقت این است که برای این حس کسالت در کار می‌توان هر دلیلی را برشمرد. ممکن است احساس کنید دارید کار مشابهی را مدام تکرار می‌کنید. یا ممکن است بخواهید بدانید معنای واقعی کاری که می‌کنید چیست. یا شاید احساس کنید که شرکتتان دچار خرده مدیریت‌گرایی شده یا مدیران شرکت چیزی در مورد آموزش و رشد شما نمی‌دانند یا برایشان مهم نیست. یا شاید رشد و پیشرفت شما از زمان شروع کارتان باعث شده علایق و اولویت‌های شما در زندگی تغییر کند. من همیشه مثال‌های زیادی در مورد روزمره‌گی شغلی را در کارم به‌عنوان آموزش و یاد دادن به افراد شرکت‌ها، در مباحثی که در گفت‌وگوهای مشارکتی جاری است و در گفت‌وگو با خانواده و دوستان می‌بینم و می‌شنوم. از آنجا که بعضی از ما در این وضعیت راحت تسلیم می‌شویم، تحقیق علمی پیش رو راه‌هایی برای باز انگاری -یا رویاپردازی- یک موجود حرفه‌ای کم انگیزه را پیشنهاد می‌کند.

آنچه از کارتان انتظار دارید را در این لحظه از زندگی ارزیابی کنید : همه به‌دنبال کسب مقام عالی در کار نیستند. در حقیقت براساس تحقیق امی ورزسنیوسکی (استاد دانشگاه ییل)، آدم‌ها تمایل دارند جزو این سه دسته باشند: بعضی‌ها به‌عنوان یک کارگر به کارشان نگاه می‌کنند. بعضی دیگر فکر می‌کنند شغلشان این است و در آخر بعضی به‌عنوان یک حرفه به آن نگاه می‌کنند. این سومین گروه هستند که به‌طور شگفت‌آوری عملکرد بالاتر و حس بزرگ‌تری از رضایت را درمورد شغلشان به نمایش می‌گذارند. نکته این است که شما باید تعیین کنید اکنون چه چیزی برایتان مهم است و از همین‌جا بسازیدش: چه چیزی محرک شما برای پیشروی است، به چه چیزی اشتیاق دارید، چه چیزی واقعا به شما انگیزه می‌دهد؟ محتمل است کاری که در بیست سالگی انجام می‌دادید دیگر جذابیت نداشته باشد. تلاش نکنید تا حس ۴۰، ۵۰ و ۶۰ سالگی با بلند پروازی ۲۰ سالگی یکی باشد. حتی اگر حرفه واقعی‌تان را پیدا نمی‌کنید، حداقل می‌توانید شانس داشتن تجربه کاری معنادار را افزایش دهید.

ببینید چه بخش‌هایی از کارتان به‌درد بخور هستند: تحقیق قابل‌توجهی در مورد ایده شغل‌سازی وجود دارد که نشان می‌دهد شما جنبه‌های مشخصی از شغل‌تان را که منجر به دستیابی به حس بالاتری از رضایت می‌شود و معنادارتر است، دنبال می‌کنید. تحقیقی به‌وسیله پژوهشگران رفتار سازمانی با نام‌های جاستین برگ، جین دیوتن و امی ورزسنیوسکی نشان داده است که آدم‌ها در بازانگاری طراحی شغل‌شان با روش‌های معنادار شخصی می‌توانند بسیار مبتکر و موثر باشند. به‌طور مثال اگر شما از تحلیل داده‌ها لذت می‌برید اما از فروش نه، آیا می‌توانید وظایف و مسوولیت‌هایتان را با آن مسیر وفق بدهید؟ اگر شما عاشق ارتباط با دیگران هستید اما احساس تنهایی می‌کنید، می‌توانید راهی پیدا کنید تا همکاری بیشتری در پروژه‌ها داشته باشید؟ شرکت‌کننده‌ای از این تحقیق، شغل بازاریابی‌اش را برای اینکه بیشتر شامل برنامه‌ریزی رویداد باشد و با وجود آنکه ربطی به شغلش نداشت، از نو طراحی کرد. دلیلش بسیار ساده بود: او این کار را دوست داشت و در آن وارد بود و با انجام این کار می‌توانست همزمان هم برای شرکت و هم تجربه کاری خودش ارزش‌افزایی کند  یا این فعالیت را در نظر بگیرید: تصور کنید شما طراح شغل هستید و با اجرای روش «قبل» و «بعد» برای وظایف شغلتان، با «قبل» وضعیت ناامیدکننده و با «بعد» مسوولیت‌های آینده را نشان می‌دهید. چه تغییرات جدیدی را هرچند ناچیز  برای طراحی مجدد شغلتان می‌توانید ایجاد کنید؟ گاهی اوقات حتی کوچک‌ترین ریزه‌کاری‌ها می‌تواند به تغییرات معنادار با کیفیت در تجربه کاریتان منجر شود.

آتش اشتیاقتان را در بیرون کار روشن کنید:  اینکه یا به علت یک پروژه شخصی که مرتبط با شغل یا کارتان نیست یا فعالیتی جنبی که با ایده‌های کارآفرینانه و بدیع در مقیاسی کوچک‌تر تجربه می‌کنید به خودتان گفته باشید وقتش را ندارید، ممکن است یک لذت پنهانی باشد. اگر اشتیاق بیرون از کار بتواند به یک خروجی منجر بشود، می‌تواند یکنواختی کار روزانه از ساعت ۹تا ۵ عصر را خنثی کند. چنین کوشش‌های الهام‌بخشی حتی می‌تواند سرشار از آثار مثبت ناخواسته‌ای در کار شود که به شما انرژی و انگیزه ساختن شغل یا سازگاری مجدد با بخش‌هایی از کارتان را که دوست دارید، اعطا کند.

اگر همه روش‌ها شکست می‌خورد، تغییرش بدهید: در مورد تغییر کارتان فکر کنید می‌خواهید خانه‌تان را عوض کنید. آن اوایل وقتی شما خانه‌تان را خریدید احتیاجات مشخصی داشتید. اما بعد از آن اولویت‌های شما ممکن است تغییر کرده باشد یا به‌سادگی از آن صرف‌نظر کرده باشید. آیا جابه‌جا می‌شوید، خانه را بازسازی می‌کنید یا بدون تغییر رهایش می‌کنید؟ دقیقا به همین شکل می‌توانید در مورد شغل و کارتان فکر کنید. آیا اولویت‌ها و احتیاجات شما تغییر کرده است؟ آیا می‌توانید شغلتان را سازگار یا بازسازی کنید؟ یا آیا نیاز به این دارید که به همین وضع ادامه بدهید؟ البته اگر انتخاب کنید که کارتان را تغییر دهید، لازم است درباره‌اش خوب فکر کنید و برای اینکه جفت پا بپرید بیرون اول خودتان را آماده کنید! قبل از اینکه چیزی را تغییر بدهید با افراد با تجربه در تخصص‌های مورد علاقه‌تان ارتباط برقرار کنید، هزینه‌هایتان را درنظر بگیرید و به صورت آزمایشی مدتی شغل جدید را بررسی کنید (مثلا با قبول کار در آخر هفته یا شب‌ها). تغییر ناگهانی هر چیزی جرات می‌خواهد اما اگر واقعا احساس می‌کنید کارتان کسالت‌آور شده، خیلی مهم است که واقعا کاری بکنید. همچنین اگر فکر کردید علاقه‌تان به‌کار کم شده، مهم است که ناامید نشوید. راه‌هایی پیدا می‌شود که اشتیاقتان را شعله‌ور کند یا حداقل تغییرات کوچکی ایجاد کنید تا خیلی احساس ناامیدی نکنید. وقتی بفهمید همین‌طور که در مسیر بازسازی شغلی حرکت می‌کنید چقدر قوی و مبتکر هستید، واقعا شگفت زده خواهید شد.

مزایا و معایب حضور تلفن همراه در زندگی افراد جامعه

 

عاقله ترابی
 
بیشتر ما این تجربه را داشته‌ایم که وقتی از خانه بیرون می‌رویم متوجه می‌شویم موبایلمان را در خانه جا گذاشته‌ایم. خیلی بعید است که از کنار این موضوع خونسرد و آرام بگذریم. بی‌شک در وهله اول به برگشتن به خانه و برداشتن موبایل فکر می‌کنیم. اگر هم شرایط به‌گونه‌ای باشد که نتوانیم برگردیم خانه آن روزمان فلج خوهد بود. احساس می‌کنیم امروز ارتباطمان با دنیا قطع است و اضطراب و نگرانی وجودمان را پر می‌کند. البته این ناراحتی پر بیراه هم نیست. حتما آن روز مهم‌ترین تلفن دنیا به شما می‌شود که اگر موبایلتان را جا نمی‌گذاشتید زندگی‌تان عوض می‌شد! شبیه این اتفاق زمان‌هایی که به سفر هم می‌روید، می‌افتد. سفرهایی که به نقاط دورافتاده می‌روید و پوشش‌دهی آنتن موبایل شما را ناامید می‌کند و به این نتیجه می‌رسید که این چند روز نمی‌توانید از موبایلتان استفاده کنید. بی‌شک در شرایط اینچنینی هم سفر به شما آنطور که باید خوش نمی‌آید و روزها و ساعت‌ها را می‌شمارید تا زمان بازگشت به زندگی آنتن‌دار و اینترنت‌دار برسد.
 

 

اما آیا به این فکر کرده‌اید که اگر تلفن همراه ساخته و روانه بازارها نشده بود چه اتفاقی می‌افتاد؟ آیا راحت‌تر می‌شدیم و از این دغدغه‌ها رها بودیم یا بدتر بود؟ چندی پیش خبری در همین باره در فضای مجازی منتشر شد با این عنوان که اگر موبایل نبود صدها میلیون نفر اینترنت نداشتند. این گزارش استفاده از اینترنت افراد را به دو دسته تقسیم کرده که شامل کسانی می‌شود که از اینترنت روی موبایل خود استفاده می‌کنند یا دستگاه‌های دیگر. طبق این گزارش، در ایالات متحده آمریکا اینترنت همه‌جا هست. بیشتر افراد در خانه‌هایشان اینترنت دارند و برای کسانی هم که در خانه‌هایشان اینترنت ندارند بازهم اینترنت در بیرون خانه در دسترس‌شان هست؛ در کافه‌ها، در کتابخانه‌ها و حتی در مدارس و مراکز آموزشی.  اما در کشورهای توسعه‌یافته وضعیت فرق می‌کند. در این کشورها اگر تلفن‌های همراه اینترنت نداشته باشند میلیون‌ها نفر دسترسی به اینترنت نخواهند داشت.

طبق بررسی‌های این گزارش بیشتر مردم هند و اندونزی از اینترنت به‌طور انحصاری روی دستگاه‌های تلفن همراه استفاده می‌کنند. البته این نموداری که مشاهده می‌کنید بر مبنای ۱۳ بازار محدود شده اما داده‌های هند و اندونزی می‌تواند نشانگر بازارهای دیگر در آسیا و آفریقا باشد که دسترسی به اینترنت چیزی شبیه آن است. در کشور ما هم طبق آخرین آماری که دفتر بررسی‌های فنی اقتصادی وزارت ارتباطات منتشر کرد ۴۱ میلیون نفر از اینترنت موبایل استفاده می‌کنند و این خود به‌تنهایی بیانگر آن است که چه‌ درصد بالایی از افراد جامعه محدود به اینترنت موبایل هستند و اگر موبایل نداشته باشند چه حجم بالایی بدون اینترنت می‌مانند. در اینکه وجود تلفن همراه در زندگی افراد ضروری است یا نه اختلاف نظرهای بسیاری وجود دارد. در وهله نخست پاسخ این است که بی‌شک بدون موبایل وضعیت زندگی افراد کیفیت الان را نداشت و با کمبودهای بسیاری مواجه می‌شدیم. ولی از نظر برخی، ضرر و زیان‌های تلفن‌های همراه آنقدر زیاد است که بهتر است عطایش را به لقایش ببخشیم. در ادامه به برخی مزایا و معایب حضور موبایل در زندگی افراد می‌پردازیم و نتیجه‌گیری را به شما می‌سپاریم که ترجیح می‌دهید دنیایمان بدون موبایل بود یا با آن.

سختی‌های بی‌موبایلی

 قرارهای آشفته

نخستین مزیت تلفن همراه هنگام ظهور همین بود که دیگر پس از آن افراد می‌توانستند به‌راحتی با یکدیگر قرار بگذارند و بدون اینکه بلاتکلیف در خیابان یا حتی در خانه منتظر باشند با یک تماس تلفنی از وضعیت مخاطبشان مطلع شوند. برای اغلب افرادی که روزگار پیش از تولد موبایل را تجربه کرده‌اند پیش آمده که هنگام قرارگذاشتن با شخصی به مشکلاتی بر خورده باشند. اگر مشکلی پیش آمده باشد نمی‌توانستند به شخصی که با او قرار گذاشته‌اند، اطلاع بدهند که دیرتر می‌رسند یا کلا نمی‌توانند امروز سر قرار حاضر شوند. عکس این موضوع هم اتفاق افتاده که برای مدت طولانی در خیابان منتظر می‌ماندیم بدون اینکه از طرف مقابلمان خبری داشته باشیم که در چه وضعیتی است در نگرانی به سر می‌بردیم. تلفن همراه این مشکل را حل کرده و حالا نسل جدیدی که همزمان با تلفن همراه پا به دنیا گذاشته‌اند حتی نمی‌توانند تصور کنند چطور می‌شود بدون تلفن همراه با کسی در خیابان قرار گذاشت. همچنین یکی دیگر از مشکلاتی که تلفن همراه حل کرده کمک‌‌گرفتن در مواقع اضطراری است. بارها پیش آمده که وسط جاده یا در منطقه‌ای دورافتاده به علت خرابی خودرو یا هر علت دیگر کمک نیاز داشته باشیم و درخواست کمک جز موبایل امکان‌پذیر نیست؛ مزیتی که نسل گذشته نداشتند.

 نبود خدمات آنلاین

با حضور اینترنت در موبایل‌ها وضع از این هم بهتر شد. حالا دیگر راحتی‌ و آسایش بیشتری به افراد جامعه افزوده شد. انواع خدمات آنلاین با اپلیکیشن‌های متعدد که به موبایل‌ها وارد شد زندگی را برای بسیاری ساده کرد. از حمله تاکسی‌های آنلاین که باعث شد دیگر در زمان و مکان‌هایی که گرفتن تاکسی سخت و حتی گاهی ناممکن است به سراغ این تاکسی‌یاب‌های آنلاین برویم و به‌راحتی به مقصد دلخواهمان برسیم. یکی دیگر از این خدمات آنلاین موسیقی است که دنیا را برای بسیاری از موسیقی‌دوستان زیبا کرده است. برای رسیدن به محل کار یا خانه یا هر مقصد دیگری اغلب ما زمان قابل توجهی را در مسیر از دست می‌دهیم که یکی از بهترین راه‌ها برای استفاده مفید از این زمان گوش‌ دادن به موسیقی است. کافی است یک تلفن همراه مجهز به اینترنت و یک برنامه پخش موسیقی داشته باشیم تا از اینکه چه زود به مقصد رسیده‌ایم تعجب کنیم.

 نبود بازی‌های موبایلی

اولین بازی موبایلی مشهور را همه می‌شناسیم حتی اگر بازی نکرده باشیم. اسنیک یک بازی بسیار ساده و در عین حال جذاب بود که توانست جای خود را در دل همه باز کند. با پیشرفت و توسعه موبایل‌ها و قابلیت‌های جدیدی که به آنها افزوده شد بازی‌های موبایلی هم رشد پیدا کردند تا جایی که حالا به یک صنعت مهم در این حوزه تبدیل شده است. حالا دیگر بسیاری از بازی‌سازان مطرح به سراغ بازی‌های موبایلی آمده‌اند و رقابت شدیدی هم در این میان شکل گرفته است. بنا بر آخرین پیش‌بینی‌ها سهم بازار موبایل از صنعت بازی‌ها تا سال ۲۰۲۰ با سهم دیگر کنسول‌ها و رایانه‌ها مساوی خواهد بود و درواقع به ۵۰درصد کل صنعت بازی خواهد رسید.

 نداشتن ارتباط لحظه‌‌ای با دنیا

یکی دیگر از مزایای تلفن‌های همراه مجهز به اینترنت ارتباط آنلاین با اخبار روز دنیا است. حالا دیگر از طریق انوع اپلیکیشن‌ها هر کاربری می‌تواند به اخبار لحظه‌ای دنیا دسترسی داشته باشد بدون اینکه نیاز باشد منتظر اخبار چاپی یا رادیو و تلویزیون باشد. موضوعی که پیش از ظهور تلفن همراه گریبانگیر افراد بود و حالا دیگر کسی به این توجه نمی‌کند که به خاطر تلفن همراهش به چه امکانات قابل توجهی دست یافته که تا همین ۲۰ سال پیش آرزوی هر فردی بود.

آنچه خوب است

کنار گذاشتن موبایل برای ما اگر غیر‌ممکن نباشد کار بسیار مشکلی است. حتی تصور اینکه پس از بیدار شدن از خواب خبری از موبایل نباشد یک شوک بزرگ است. یکی از نویسندگان وب‌سایت مشهور  EliteDaily تصمیم گرفت موبایل خود را کنار بگذارد آن هم نه برای چند روز یا چند هفته، بلکه برای ۱۶ ماه که زمان قابل توجهی در عصر تکنولوژی است. تام گروت‌ول بیشتر از یک سال بدون موبایل زندگی کرده و می‌گوید زندگی او در این مدت بسیار بهتر بوده است. او خوبی‌های نداشتن موبایل را به چهار قسمت تقسیم کرده است که خواندن آنها خالی از لطف نیست.

 همزمان در دو جا بودن مساوی با هیچ‌جا نبودن

شاید شما هم فکر کنید با موبایل می‌شود همزمان چندجا حضور داشت. مثلا هم در منزل بود و هم در محل کار، اما واقعیت این نیست. درواقع شما هیچ‌جا نیستید یعنی هم حضور شما در محل کار مجازی و ناقص است و هم حضور فیزیکی شما در منزل، درحالی که با تلفن صحبت می‌کنید، فایده‌ای برای اهالی خانه ندارد. یک مثال عینی را می‌گویم که در این یک سال و نیم دیده‌ام، برای خوردن غذا به یک رستوران معمولی رفتم و داشتم از سیب‌زمینی سرخ‌کرده و همبرگری که سفارش داده بودم لذت می‌بردم. نداشتن موبایل حتی طعم غذا را هم بهتر می‌کند! در همین حال یک زن‌وشوهر جوان هم روبه‌روی من نشسته بودند در حالی که آقا در حال صحبت با صدای بلند پای تلفن بود و خانم هم با بی‌میلی با سالاد بازی می‌کرد و گاهی هم به موبایلش نگاهی می‌انداخت. صحبت که تمام شد آقا شروع کرد به تعریف دعوای خود با همکارش و وسط تعریف دوباره موبایل او زنگ خورد و ماجرا ادامه پیدا کرد، اما من پس از غذایی که با لذت خورده بودم آنها را تنها گذاشتم و به خانه رفتم.

  بی نیازی به مراجعه فیزیکی

سال‌ها پیش اگر می‌خواستید با کسی مستقیم صحبت کنید یا باید به محل او مراجعه می‌کردید یا برایش نامه می‌نوشتید، تا سال‌های بعد که تلفن‌های ثابت وارد بازی شدند که خوشبختانه نمی‌شد آنها را با خود به بیرون از خانه برد. پس از گذشت سال‌ها تلفن‌های همراه به بازار آمدند و بسیاری مشکلات را هم با خود آوردند. زمانی که قرار است به دیدار جمعی بروید مدام به شما زنگ می‌زنند و شما را مشغول می‌کنند یا پدر و مادرانی که از سر نگرانی واکنش‌های بیش از حد نشان می‌دهند و فرزندان را با تماس‌های زیاد خود کلافه می‌کنند. در این یک سال و نیم حتی یک‌بار هم با همسرم تلفنی صحبت نکردم و نوشتن نامه برای او جذابیت و لذتی بی‌نظیر داشت و او هم از تصمیم من استقبال زیادی کرد.

 چشم در چشم شدن

عبارتی است که در سال‌های اخیر فقط معنی آن را باید در دیکشنری پیدا کرد. بدون موبایل شما به همه اطراف و انسان‌های دور و بر خود توجه می‌کنید و با سایر انسان‌ها تعامل دوستانه خواهید داشت، اما امروزه همه درحال راه رفتن به موبایل خود نگاه می‌کنند و تبدیل به روبات‌های انسان‌نما شده‌اند. اگر با همین روش پیش برویم کم‌کم انسان‌ها نمی‌توانند سر خود را بالا نگه دارند و نیاز پزشکی هم پیدا خواهند کرد.

 پایان تنهایی

شاید این جمله غلط را شما هم شنیده باشید: «داشتن موبایل مانند همراه داشتن همیشه یک دوست است.» اگر اینچنین فکر می‌کنید کاملا در اشتباه هستید و با لذت قدم زدن بدون دغدغه، صمیمانه گپ زدن با مردم در پارک و... خداحافظی کنید. ما این روزها به قدری به موبایل‌ها وابسته شده‌ایم که به محض دیدن اخطار باتری بدن‌هایمان سرد می‌شود و نگرانی وجودمان را فرا می‌گیرد و رفتاری شبیه به معتادها از خود نشان می‌دهیم. درواقع موبایل باعث تنهایی واقعی و در برخی موارد حتی افسردگی است. در مهمانی‌های امروزه تقریبا همه سر در موبایل دارند و با دوستان مجازی در حال صحبت هستند در حالی که امکان صحبت با دوستان واقعی خود را از دست می‌دهند.

بازار دیجیتال

«قیامت باوران» تا روز مرگ در حال اصلاح عمل و اخلاق خود هستند

 

محقق، مفسر و پژوهشگر قرآنی گفت: کسی که قیامت را باور دارد، تا روز مرگ در حال اصلاح خودش، فکرش، عملش و اخلاقش است؛ قیامت حقیقت است و خداوند در 114 کتاب و توسط 124 هزار پیغمبر و 12 امام، خبر آن را داده است.

 

انصاریان

حجت‌الاسلام استاد حسین انصاریان، محقق، مفسر و پژوهشگر قرآنی در ادامه مجالس سخنرانی‌های خود، در دهه سوم ماه صفر به سخنرانی در حسینیه نیاوران تهران پرداخته است. بخشی از مهمترین سخنان این استاد فرزانه را در ادامه می‌خوانیم؛

مشکل اکثر مردم طول تاریخ در باور کردن قیامت است، اکثر مردم می‌دیدند امت‌ها، ملت‌ها به‌صورت طبیعی، با بلاها از جمله زلزله، طوفان و صاعقه‌های آسمانی می‌میرند، بعد از مدتی بدنشان می‌پوسد و به خاک تبدیل می‌شود و هیچ اثری از آن بدن باقی نمی‌ماند. وقتی سفیران الهی به آنها می‌گفتند که پروردگار عالم این خاک‌های مُردگان را یک‌روزی به نام روز قیامت، محشر و حساب زنده می‌کند، باورکردنش برای آنها بسیار سخت بود. مردم در زمان رسول خدا هم این بیماری عدم باور‌کردن قیامت را با توجه به خاک‌شدن مردگان داشتند؛ بسیار تعجب می‌کردند که پیغمبر یا انبیای گذشته که می‌گفتند این بدن‌های پوسیده خاک‌شده زنده می‌شود، چطور زنده می‌شود!؟ مگر می‌شود که این خاک دومرتبه به‌صورت یک انسان کامل، جامع، به چنین بدنی که اکنون داریم، برگردد!؟

خداوند دلیل زنده‌شدن مردگان را از خود مردم به مردم ارائه کرد



یکی از دلایل مهمی که پروردگار عالم بر وقوع زنده‌شدن مردگان برای باورکردن مردم ارائه داد، از وجود خود مردم بود؛ سه آیه پایانی سوره مبارکه یس زنده‌کردن مُرده برای پروردگار عالم در قیامت را مورد اشاره قرار می دهد، نه ‌اینکه کار بسیار آسانی است بلکه کاری تکراری است.

خداوند در قیامت میلیاردها نفر را زنده می‌کند و بار اول او نیست که انسان تعجب کند و شگفت‌زده شود و سؤال کند که مگر چنین اتفاقی ممکن است؟ مگر در قدرت کسی است که خاک نرمِ قبر را به یک انسان زندهٔ آراسته تبدیل کند؟ پروردگار در این سه آیه می‌فرماید: این که خیلی از آن تعجب کرده‌اید و تعجب‌ شما هم کاملاً بی‌جاست، کار اول من نیست و من یکبار از خاک مُرده کره زمین، آن‌هم منزل‌به‌منزل و به‌تدریج، شما را به‌صورت یک موجود زنده ساختم. من که شما را بار اول انسان زنده از خاک مرده بیرون آوردم، برای بار دوم هم این کار را می‌کنم؛ اما فرق آن، این است که وقتی می‌خواستم شما را بار اول بسازم، منزل‌به‌منزل ساختم و در قیامت ناگهان می‌سازم؛ یعنی بدون به‌کارگرفتن زمان و مدت، فقط با یک دمیدن.  

کل انسان‌ها از جمله بی‌دین، با دین، لائیک، غیرلائیک، شرقی، غربی، آگاه هستند؛ «أَوَلَمْ یَرَ الْإِنسَانُ»، کسی نیست که نداند و همه می‌دانند «أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ نُطْفَةٍ»، که ما آنها را از یک آبِ گندیده بدبوی روان آفریده‌ایم که قبل از این حالت نطفه، خاک روی زمین بود و این خاک مرده علف، نباتات، میوه‌جات و سبزیجات را رویاند، حیوانات مثل گاو و گوسفند و بز از این خاک آفریده شدند.

سپس یک زن و مرد آمدند و با هم ازدواج کردند، محصول این خاک مُرده را که گیاه و میوه و گوشت بود، خوردند «بین اَلصُّلْبِ وَ اَلتَّرٰائِبِ»، ما مقداری از این مادهٔ غذایی را به نطفهٔ مرد تبدیل کردیم که خارجی‌ها اسم آن را «اسپرم» گذاشته‌اند و یک مقداری را به نطفهٔ زن تبدیل کردیم که خارجی‌ها اسم آن را «اوول» گذاشته‌اند. پانزده قرن قبل هم اسم آن را قرآن مجید در اولین سورهٔ نازل‌شده «علق» گذاشته است. خاک علق شد و علق کم‌کم گوشت شد، استخوان بر این گوشت و گوشت بر این استخوان رویید؛ بعد از چندماه، من آن خاک را در تاریک‌خانهٔ رحم به یک موجود زندهٔ ذی‌شعور به‌نام جنین تبدیل کردم؛ آنها را از آن تاریک‌خانه به دنیا آوردم و زنان و مردان شدند.

پروردگار عالم در چند آیه بیان کرده که نطفه از خاک به وجود آمده است، انسانی که می‌داند من او را از نطفه آفریده‌ام، نزد پیغمبر من بحث، مباحثه، ستیز و جدال می‌کند، زنده شدن مُردگان در قیامت را باور نمی‌کند و با مسخره از پیامبر خداوند سؤال می‌کند، دستش را باز می‌کند و استخوان پوسیده یک قبری را آورده و بین مُشت خودش فشار می‌دهد و این استخوان پوسیده مثل یک خاکستر نرم از دستش می‌ریزد، به پیغمبر می‌گوید: «قٰالَ مَنْ یحْی اَلْعِظٰامَ وَ هِی رَمِیمٌ»﴿یس، 78﴾، این استخوان پوسیده تبدیل‌شده به خاک نرم و حالت خاکستر را چه‌کسی می‌تواند زنده کند که مدام بلند می‌شوی و سخنرانی می‌کنی که شما بعد از مرگتان در یک روزی به نام قیامت زنده می‌شوید؛ چه‌کسی می‌تواند این را زنده کند!؟  

پروردگار به پیغمبر می‌فرماید: جواب او را بده! «قُلْ یحیی‌ها اَلَّذِی أَنْشَأَهٰا أَوَّلَ مَرَّةٍ»، یکبار که آدمیزاد خاک بود و من او را آفریدم، چه‌کسی می‌تواند این خاک را به‌صورت انسان زنده دربیاورد، بگو همانی که یکبار خاک را به‌صورت خودت خلق کرد. این مساله را که دیگر نمی‌تواند منکر شود!

انسان نطفه بوده و نطفه‌ او از خاک است، خداوند در رحم مادر آن خاک را به‌تدریج یک انسان زنده ساخت، او که یک بار خاک را به انسان تبدیل کرد، برای بار دوم هم می تواند خاک را به انسان تبدیل کند یا به عبارتی مرُدگان که با خاک یکی شدند را زنده کند؛ پروردگار به آفریدن آگاه و داناست و به خلق‌کردن جهل ندارد.

برخی چنان تاریک روح، سنگدل، بدفکر و پَست هستند که در برابر دلیل قرار می‌گیرند



قدرت وجود مقدس خداوند بی‌نهایت و فراگیر به «کل شیء» است، قدرت او زنده‌کردن مرده از خاک نرم فراگیر و راحت است، اما برخی چنان تاریک روح، سنگدل، بدفکر و پَست هستند که در برابر دلیل قرار می‌گیرند و می‌گویند باورمان نمی‌شود و سخت‌ترین دشمنی را با علم می‌کنند؛ این در حالی است که دلیل یک مسئلهٔ علمی، طبیعی، فلسفی، عرفانی و عقلی است و ردکردن دلیل بر این دلیل است که انسان از چهارچوب انسانیت و عقلانیت درآمده و یک موجود پوچ است.

باور قیامت عاری از جبر است؛ هیچ یک از ائمه و پیامبر باورکردن قیامت را به زور به مردم تحمیل نکردند، بسیاری هستند که قیامت را باور نمی‌کنند؛ برای این افراد هر آیه، روایت و سخنی از ائمه بخوانید و دلیل عقلی، فلسفی، طبیعی و عُرفی بیاورید، نمی پذیرند و باور ندارند، قرآن در مورد این افراد می فرماید: این دسته از افراد را «ذرهم» رها کن که آنها هیزم جهنم هستند؛ گوشی ندارند که بشنوند، عقلی ندارند که بفهمند و چشمی ندارند که ببینند.

 «لَهُمْ قُلُوبٌ لاٰ یفْقَهُونَ بِهٰا وَ لَهُمْ أَعْینٌ لاٰ یبْصِرُونَ بِهٰا وَ لَهُمْ آذٰانٌ لاٰ یسْمَعُونَ بِهٰا أُولٰئِک کالْأَنْعٰامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولٰئِک هُمُ اَلْغٰافِلُونَ»﴿الأعراف، 179﴾.

همین افراد جاهل هستند که در حال حاضر در فضای مجازی به ائمه بد می‌گویند، قرآن، دلیل، برهان، عقل و معجزه را رد می‌کنند و وقتی می‌خواهند به روحانیون ناسزا بگویند، همه را یکی می دانند و خوب های این گروه را جدا نمی کنند.

من به شخصه بیست‌ سفر اروپایی و چندین کشور آزاده شده شوروی رفتم، اما نشنیدم که یک جوان، مرد، زن یا یک دانشجو به کشیش، کاردینال، پاپ، هاخام یهودی، آخوند زرتشتی یا آخوند صابئیان که در گوشهٔ عراق هستند، فحش بدهند؛ تنها فحشی که در این دنیا به روحانیت داده می‌شود، از مردم ایران است، آن‌هم به آخوند شیعه! هیچ ملت دیگری به آخوندهای خود فحش نمی‌دهد؛ به مردم ایران هم باید توصیه کرد که اگر هم می خواهید فحش بدهید به بدکاران این گروه و به کسانی که این لباس را دزدیده‌اند، بگویید؛ هنوز انسان‌های زاهد، عابد، گریه‌کن، دقیق در مال امام و دقیق در زندگی فراوان هستند. 

کسی که قیامت را باور دارد، تا روز مرگ درحال اصلاح خودش، فکرش، عملش و اخلاقش است؛ آگاه باشید که قیامت حقیقت است و خداوند در 114 کتاب و توسط 124 هزار پیغمبر و 12 امام، خبر قیامت را داده است.

 



منبع : فارس