ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

به مناسبت سوم ربیع‌الاول سالگرد آتش زدن کعبه

 

 

سرانجام در روز سوم ربیع‌الاول سال۶۴ هجری لشکر حصین بن نمیر با تصرف محله‌های اطراف مکه و کوه‌های بالای مسجدالحرام به نصب منجنیق‌های بزرگ برای هدف قرار دادن کعبه پرداختند. آتش و سنگ و نفت از اطراف مسجدالحرام به سوی کعبه پرتاب می‌شد تا جایی کعبه ویران شد


خانه کعبه

 

 

در مدت کمتر از چهار سال حکومت یزید بن معاویه دومین خلیفه بنی امیه فجیع‌ترین وقایع تاریخ اسلام به وقوع پیوست. واقعه کربلا و جنایت سپاه شام و کوفه به فرمان یزید بن معاویه در برابر قیام حق‌طلبانه سیدالشهدا علیه السلام به عنوان مهمترین حرکت اصلاح‌طلبانه توحیدی تاریخ برای زدودن فساد از امت رسول‌الله شروع شرم‌آور و قبیحی برای دوران کوتاه و ننگین حکومت فرزند معاویه بود.


شراب‌خوار و سگ‌بازی که به خلافت نشاندن وی برای پدرش بسیار هزینه برداشت. معاویه مجبور به قتل امام حسن و تعداد دیگری از افراد موثر در دنیای آن روز اسلام شد و به عبدالله پسر خلیفه دوم و منذر پسر زبیر بن عوام برای سکوت در مقابل خلافت پسر فاسق خود حق‌السکوت پرداخت نمود. (رجوع کنید به کتاب فتح الباری فی شرح صحیح‌البخاری ج ۱۳ ص۶۰)


ولی این خباثت‌ها بی‌فایده بود و تقریبا تمام دوران خلافت یزید به جنگ و خونریزی برای گرفتن بیعت از مخالفین حکومت غیرشرعی خود و سرکوب آنان گذشت. پس از واقعه کربلا در عاشورای سال ۶۱ هجری و شهادت امام حسین و اصحاب آن بزرگوار و به اسارات درآوردن اهل بیت رسول‌الله قیام‌های مختلف و با اهداف و مقاصد گوناگون اتفاق افتاد.


از جمله مهمترین قیام‌ها قیام مردم مدینه علیه یزید بود. مردم مدینه به دلیل علنی شدن فساد یزید و جنایت او علیه امام حسین علیه السلام و بیعت برخی از مردم با عبدالله بن زیبر بر ضد امویان شوریدند.


آنها والی مدینه و نماینده امویان در این شهر یعنی عثمان بن محمد را عزل کردند و با عبدالله پسر حنظله غسیل‌الملائکه بیعت کردند. در نتیجه این شورش یزید مسلم بن عقبه را که از شدت قساوت و خونریزی به مسرف لقب داشت برای سرکوب مردم راهی مدینه کرد که در جریان این حمله وحشیانه و خیانت بنی‌امیه واقعه حره به وقوع پیوست که به موجب آن هزاران نفر از مردم مدینه به قتل رسیدند و تا سه روز جان و مال و ناموس مردم مدینه برای سپاه شام حلال اعلام گردید.


سیدالساجدین امام سجاد علیه السلام و جماعتی که به منزل زین‌العابدین علیه السلام پناه آورده بودند در امنیت قرار داشتند زیرا ایشان بنا به دلایلی از همراهی با شورشیان و تحریکات عبدالله بن زبیر منع داشتند. عبدالله بن عمر و ابوسعید خدری و جابر بن عبدالله انصاری نیز از شورشیان حمایت نکردند.


پس از واقعه تلخ حره یزید که عزم خود را برای از بین بردن آخرین مخالف حکومت ننگین خود جزم کرده بود دستور حمله به مکه و قتل عبدالله بن زیبر داد و سپاه شام روانه مکه شد. در بین راه مسلم بن عقبه فرمانده سپاه شام از دنیا رفت و به درک واصل شد. جانشین او حصین بن نمیر فرماندهی سپاه شام را بر عهده گرفت.


حصین و لشکریان او مکه را محاصره نمودند و مردم مکه ماه محرم و ماه صفر و سه روز ابتدایی ماه ربیع‌الاول در مقابل سپاه شام مقاومت کردند. عبدالله بن زبیر به علت غلبه ترس و خوف هلاکت به خانه خدا پناه برده بود زیرا در احکام اسلام تخریب کعبه به هر نیتی طبق آیات قرآن و روایات حرام است و به هیچ وجه قابل توجیه نیست و هرکس که داخل آن شود در امان است


اما سرانجام در روز سوم ربیع‌الاول سال۶۴ هجری لشکر حصین بن نمیر با تصرف محله‌های اطراف مکه و کوه‌های بالای مسجدالحرام به نصب منجنیق‌های بزرگ برای هدف قرار دادن کعبه پرداختند. آتش و سنگ و نفت از اطراف مسجدالحرام به سوی کعبه پرتاب می‌شد تا جایی کعبه ویران شد و حرم امن الهی که بازیچه دست آقازاده‌های هوس‌باز قرار گرفته بود در ناامنی و وحشیگری سپاه یزید به ویرانه تبدیل شد. حصین بن نمیر به لشکریان خود دستور داده بود تا روزی ده‌هزار سنگ به سمت مکه پرتاب کنند. 


جالب آن که یازده روز پس از این حادثه یزید در جریان عیاشی‌های خود از دنیا رفت و سپاه شام بی‌انگیزه و خسته و بی‌آنکه عبدالله بن زبیر را دستگیر کنند یا به قتل برسانند به محاصره مکه پایان دادند. 


گویا پس از شهادت سیدالشهدا و زمانی که زمام امور مسلمین بین هوس‌بازان و جاهلان و قدرت‌طلبان دست به دست می‌شد و ائمه معصومین مظلومانه مجبور به خانه‌نشینی و سکوت و حفظ اقلیت شیعیان و انتقال معارف و احکام دین به محبین خود بودند دیگر خانه خدا و شهر پیغمبر احترام و امنیت نداشت و تاریخ به ما می‌آموخت که حرمت بیت‌الله الحرام همان زمانی از بین رفت که پسر مولود این خانه که خود ولی‌الله و خلیفه‌الله بود با لب تشنه سر از بدنش جدا شد و اهل بیت او مظلومانه به اسارت درآمدند. چرا که حسین تن به بیعت با فاسق نداد و اصلاح این فساد بزرگ در امت پیامبر را با اهدای خون پاک خود را که هزاران بار از دیوارهای کعبه مقدس‌تر است به مقدس‌مآبی و حیات به ظاهر عزتمندانه در کنار ظالمین ترجیح داد.

 



منبع : فردا نیوز

بعد از اتش زدن کعبه چرا عذاب بر یزیدیان نازل نشد؟

 

وقتی که یزید لشکریانش را به آتش زدن کعبه دستور داد اگر انجام شد چرا عذاب بر آنان نازل نشد؟


کعبه

 

پاسخ اجمالی


در زمان کوتاه حکومت یزید سه جرم کریه و زشتی انجام شد که اوّلش کشتن امام حسین (ع) است، دوم واقعه حرّه، سومش هم به آتش کشاندن کعبه. زمانی که به تاریخ این ستمکاران نگاه می کنیم می بینیم که در دنیا نیز عذاب الاهی بر آنان نازل شد، اما نه به صورت گروهی و دست جمعی که در پاسخ تفصیلی به آن پرداختیم و شاید حکمت آن در دو چیز باشد.

 

اوّل: مسئله عذاب و نوع آن به اراده و قدرت پروردگار مربوط می شود. در برخی موارد خداوند عذاب را به طور مستقیم و به وسیله سربازان غیبی نازل می کند؛ مانند عذابی که بر لشکریان أبرهه حبشی نازل نمود و کسی که این قضیه را مورد مطالعه قرار دهد به طور واضح می بیند که در آن جا، اصل کعبه مورد تهدید و خطر قرار گرفت و کسی هم در مقابل سپاه قدرتمند أبرهه، توان دفاع از آن را نداشت، بنابر این می بینیم در این قضیه اراده الاهی بر حفظ کعبه تعلّق گرفت در نتیجه عذاب بر سر مهاجمان نازل شد، امّا در حادثه ای که در زمان یزید اتفاق افتاد و از طرف لشکریانش کعبه به آتش کشیده شد، اصل کعبه در معرض خطر نبود، بله در این حادثه هم، نسبت به یکی از مقدّس ترین و محترم ترین مقدّسات مسلمانان و حرم خداوند متعال بی حرمتی صورت گرفت، ولی اگر آن ستم گران دوباره بر آن مسلّط می شدند و مکه را به اشغال خود در می آوردند، کعبه را دوباره می ساختند.

دوم: در هر قضیه ای کمک غیبی دلالت می کند که صاحب آن حرکت که کرامت به دست او انجام شد بر حقّ است و با توجه به این که رهبر نیروهای انقلابی مکّه که بر ضدّ یزید قیام نمودند، عبدالله بن زبیر بود و معروف است که او برای آرمان ها و آرزوهای شخصیش تلاش می نمود و می جنگید و کاری با حق و حقیقت و دین نداشت، علاوه بر این، او از بزرگ ترین دشمنان امیر مؤمنان علی (ع) محسوب می شد تا حدّی که مشهور است آن حضرت (ع) نسبت به او فرمود: زبیر از ما بود تا زمانی که فرزند بد یمن او (عبدالله) بزرگ شد، انجام کرامت به دست ابن زبیر در حقیقت قداست و شرعیت بخشیدن به او بود، از این رو خداوند متعال نخواست تا این کرامت به نفع ابن زبیر انجام شود، امّا در عین حال باز همانگونه که در پاسخ تفصیلی می آید، متجاوزان به حریم مقدس کعبه را به سزای عمل زشتشان رساند.

پاسخ تفصیلی


از لحن و کیفیت پرسش چنین برداشت می شود که در سوختن کعبه از طرف یزید تردیدی وجود دارد، از این رو لازم است نخست در ضمن چند نکته این مسئله روشن شود.

 
1. شناخت یزید و فاصله زیاد تربیتی او از ارزش های اسلامی.
 2. حوادثی که در زمان حکومت او واقع شد.
3. سخنان دانشمندان در حق او و این که چگونه خداوند افرادی را که به خون خواهی امام حسین و یارانش قیام کردند بر او و لشکریانش مسلّط نموده است.
 
امّا در مورد شخصیت یزید بن معاویه (لع)، تاریخ نگاران و کسانی که به زندگی او پرداختند سخنانی بیان کردند که نشانگر آن است که یزید در اصل شخصیت فردی، فرومایه، پست و حقیر بود چه رسد به شخصیت دینی.
نخست سخنی است که مسعودی در مروج الذهب می گوید: "یزید صاحب آلات لهو و لعب، سگ، میمون و یوز پلنگ بوده و همواره شراب می نوشید ... و در زمان او بود که غنا در مکه و مدینه علنی شده و آلات لهو لعب به کار گرفته شده و مردم علناً شراب می خوردند..." [1] .

دوم سخنی است که طبری و دیگر مورخان گفته اند: گروهی از مردم مدینه که میانشان عبد الله بن حنظله انصاری غسیل الملائکه بود پیش یزید رفتند زمانی که آنان به مدینه برگشتند در جمع مردم حاضر شدند و فسق و فجور یزید و عتبه را برای مردم آشکار ساختند،[2] از جمله گفتند: ما از بیش کسی برگشتیم که بی دین و شارب الخمر بوده و طنبور می نواخت، ما دست از بیعت او برمی داریم، مردم نیز از آنان پیروی کردند.

 سوم سخنانی است که طبری و هم چنین ابن اثیر در کامل بیان کردند: وقتی معاویه خواست برای یزید بیعت بگیرد به زیاد بن ابیه نامه نوشت تا از او مشورت بگیرد و زیاد نیز برای عبید الله بن کعب پیام فرستاد و گفت: امیر مؤمنان (معاویه) به من نامه نوشت فکر می کنم تصمیم دارد برای یزید بیعت بگیرد، اما ترس این دارد که مردم نفرت داشته باشند ... و یزید آدم بی حال و تنبلی است. [3]
 
چهارم سخنانی است که ابن قتیبه در کتاب امامت و سیاست از امام حسین (ع) نقل نموده که آن حضرت زمانی که معاویه می خواست برای ولایت عهدی یزید بیعت بگیرد به او گفت: هرگز هرگز ای معاویه ... مثل این که از کسی حرف می زنی که پشت پرده یا مخفی است یا از کسی حرف می زنی که اطلاعات تازه ای از او داری، عمل یزید خود بر شخصیت و صلاحیتش دلالت دارد، در مورد یزید همان را بگو که در او است؛ او با سگ، بازی می کند و با کبوترها به سر می برد و طبل و دهل می نوازد و با لهو و لعب سرگرم است می بینی او در این امور زشت خبیر و اهل فن است، پس، از این سخنان بپرهیز. [4]

پنجم سخنی است که سیوطی در کتاب "تاریخ الخلفاء" بیان داشت، او می گوید: سبب عزل یزید از طرف اهل مدینه این بود که او در گناه غوطه ور بود.
این نصوصی که بیان شد از شخصیت بی ارزش و بی قید یزید در امور اجتماعی و دینی پرده بر می دارد.

حوادثی که در زمان حکومت یزید (لعنة الله علیه) رخ داد

بدون شک در زمان کوتاه حکومت یزید زشت ترین اتفاقات تاریخی رخ داد که در رأس آن شهادت امام حسین (ع) و اصحاب و اهل بیت آن حضرت بود، در این حادثه کسی حتّی عوام مردم نیز تردید نمی کنند چه رسد به خواص از دانشمندان و تاریخ نگاران.
 
حادثه دوم، حادثه حرّه
این از قضایای مشهوری است که در زمان یزید بن معاویه رخ داد، این واقعه را همه تاریخ نگاران بیان کردند و اتفاق دارند بر این که شامیان در این حادثه تعداد زیادی از صحابه از میان مهاجرین و انصار را به قتل رساندند و با اجازه یزید به مدت سه روز مدینه را برای لشکریانشان مباح کردند. [5]

ابن اثیر در کتاب کاملش می گوید: واقعه حرّه نخست از آن جا شروع شد که مردم مدینه بیعت خود با یزید را شکستند ... یزید مسلم بن عقبه مرّی را که (به دلیل خون ریزی زیاد) به او مسرف گفته می شد و آدم مسن و مریضی نیز بود در جریان گذاشته و مأمور نمود به سوی مدینه حرکت کند و مسلم از یزید خواست که مدینه سه روز برای لشکریانش مباح باشد و هر چه از مال و حیوان و کالا و سلاح در مدینه وجود دارد برای لشکریانش باشد و پس از سه روز دست از مردم بکشد ... در این رویایی مردم شکست خوردند ... مسلم نیز سه روز مدینه را برای لشکریانش مباح نمود در این سه روز مردم را می کشتند و کالا و اموالشان را به تصرف در آوردند که همه مردم و صحابه پیامبر (ص) ناله سر داده بودند ... او مردم را دعوت کرد که با یزید به عنوان بندگى او که در خون و مال و خانواده آنها هر حکمى خواست بکند بیعت کنند هر کس از چنین بیعتى سرپیچى کرد او را بقتل رسانده که گروهى در این راه کشته شدند.

واقعه حرّه در سال شصت و سه دو روز مانده به آخر ذی حجه اتفاق افتاد. [6]

نزدیک به همین عبارت را طبری نیز در تاریخش نقل کرده است.[7]
 
ما در این جا در صدد بیان تمام جوانب و اتفاقات واقعه حرّه نیستیم، بلکه به ذکر برخی از موارد کریه و زشت و فجیع آن اکتفا می کنیم، علاوه بر مطالبی که از پیش نقل کردیم ابن قتیبه نیز می گوید: در روز واقعه حرّه هشتاد نفر از اصحاب پیامبر (ص) کشته شدند که پس از آن هیچ بدریّی وجود نداشت. و از قریش و انصار هفتصد نفر و از بقیه مردم اعم از موالی و عرب و تابعین ده هزار نفر کشته شدند. [8]
 
و شنیع تر از این بیانی است که یعقوبی دارد او می گوید: در واقعه حرّه بر اهل مدینه یورش بردند ... و شهر پیامبر (ص) را مباح کردند تا این که دختران باکره فرزندانی به دنیا آوردند که پدرانشان شناخته شده نبودند. [9]

حادثه سوم: جنگ مکه مکرمه و سوزاندن کعبه مشرفه

این همان واقعه ای است که پرسش پیرامون آن مطرح شده است این آخرین حادثه ای است که با آن زندگی ننگین و پر از شرارت یزید به پایان رسید.
 
تاریخ نگاران تصریح کردند پس از آن که عمرو بن سعید أشدق و عبید الله بن زیاد دستور یزید بن معاویه مبنی بر حمله به مکه را نپذیرفتند یزید به مسلم بن عقبه دستور حمله را صادر کرد. [10]
 
ابن اثیر در تاریخش ماجرا را این گونه تشریح می کند: پس از آن که کار مسلم از کشتار مردم مدینه و غارتشان به اتمام رسید با همراهانش برای نابودی ابن زبیر به سوی مکه حرکت کردند ... پس از آن که به منطقه "مشلل" رسیدند مرگ او را امان نداد و جانش را گرفت. بعد از مرگ او حصین بن نمیر لشکریان را حرکت داد تا به مکه رسیدند ... مردم مکه مقاومت کردند از باقیمانده محرم و تمام صفر و سه روز از ربیع الاوّل را با هم جنگیدند که در نهایت با منجنیق به خانه خدا حمله کرده و آن را به آتش کشیدند و بدین وسیله ابن زبیر را محاصره نمودند... . [11]
 
ابن قتیبه در کتابش امامت و سیاست می گوید: (حصین) بن نمیر حرکت کرد تا به مکه رسید و گروهی را فرستاد تا بخش مسفله (محله پایین) مکه را تصرّف کردند که منجنیق هایشان را در آن جا نصب کردند و به لشکریانش دستور داد که هر روز تعداد ده هزار سنگ بزرگ و صخره به سمت مسجد الحرام پرت کنند. [12]

یعقوبی نیز مثل همین سخن را در تاریخش آورده است.[13]

در ضمن این مطالب گذشته روشن شد این کارهایی که لشکریان یزید به دستور او انجام دادند از امور مسلم تاریخی است که جای هیچ شک و تردیدی نیست.

چرا بر لشکریان یزید عذاب الاهی نازل نشد


این بخش اساسی از سؤالی است که مطرح شده و در پاسخ گفته می شود:

 مسئله عذاب و نوع آن به اراده و قدرت پروردگار مربوط می شود در برخی موارد، خداوند عذاب را به طور مستقیم و به وسیله سربازان غیبی نازل می کند مانند عذابی که بر لشکریان أبرهه حبشی نازل نمود که در سوره فیل به آن اشاره نمود و در آن جا خداوند قدرتش را نمایان نمود " و بر سر آنها پرندگانى را گروه گروه فرستاد، که با سنگ هاى کوچکى آنان را هدف قرار مى‏دادند". [14]

کسی که این قضیه را مورد مطالعه قرار دهد به طور واضح می بیند که در آن جا اصل کعبه مورد تهدید و خطر قرار گرفت و کسی هم در مقابل سپاه قدرتمند أبرهه، توان دفاع از آن را نداشت تا جایی که بزرگ قریش عبدالمطّلب به أبرهه گفت: من صاحب شتر هستم و خانه نیز صاحبی دارد که مانع تعرّض آن خواهد شد. ابرهه گفت: کسی نمی تواند مانع سر راه من شود. وی گفت: تو هستی و او، تا ببینیم. [15]

در این قضیه اراده الاهی بر حفظ کعبه تعلّق گرفت در نتیجه عذاب بر سر مهاجمان نازل شد که به تعبیر قرآن "کعصف مأکول"[16] اما در حادثه ای که در حکومت یزید اتفاق افتاد و از طرف لشکریانش کعبه به آتش کشیده شد اصل کعبه در معرض خطر نبود اگر چه ساختمانش آسیب دیده بود. [17] بله در این قضیه هم نسبت به یکی از مقدّس ترین مقدّسات مسلمانان و حرم خداوند متعال بی حرمتی صورت گرفت که برای هیچ مسلمان غیرتمند دین داری قابل تحمّل و پذیرش نیست، ولی اگر آن ستمگران دوباره بر آن مسلّط می شدند و مکه را به اشغال خود در می آوردند کعبه را دوباره می ساختند. [18]

پس در این قضیه اصل کعبه مورد تهدید نبود این از یک طرف و از طرفی دیگر مسئله این طور نیست که برخی فکر می کنند که هیچ عذابی بر آنان نازل نشد بله زمانی که ما به تاریخ مراجعه می کنیم عذاب دست جمعی و مستقیم شبیه آن چه که بر اصحاب فیل نازل شد را شاهد نیستیم، ولی بعد از تأمل در تاریخ می بینیم؛ مثلاً تمام آن کسانی که در کشتن امام حسین (ع) شرکت داشتند در همین دنیا به کیفرشان رسیدند که بیشترشان به دست مختار به سزای اعمالشان رسیدند و تنها کسی که از دست مختار توانست فرار کند سنان بن أنس متّهم اوّل جدا کردن سر امام حسین (ع) است. [19]

تاریخ می گوید بعد از دیدار سنان با حجاج و افتخارش به کشتن امام حسین (ع) زمانی که به خانه اش برگشت زبانش بند آمد و عقلش از بین رفت و پس از آن کارش این بود که فقط می خورد و در همان جایش ادرار می کرد و... .[20] آیا بر شخص عاقل عذاب دنیوی سخت تر از این وجود دارد؟ و عذاب اخروی از این هم سخت است.
 
اما یزید، روشن است که او نیز در همین دنیا به عذاب الاهی مبتلا شد. چگونگی مرگ یزید (لعنة الله علیه) به طور آشکارا دست غیبی را در هلاکت او به نمایش می گذارد. بلاذری می گوید: سبب مرگ یزید این بود که او در حالی که مست بوده میمونش را بر الاغ سوار کرد و خود بر پشت آن سوار شد و در این حال از الاغ افتاد، گردنش شکست یا از درونش چیزی پاره شد. [21]
 
تاریخ می گوید: ماه ها خانه خدا را محاصره کرده بودند تا این که خبر هلاکت یزید در سال 64 هجری به آنان رسید و با هلاکت او حکومت سلسله سفیانی به پایان رسید که پس از یزید کسی جز پسرش معاویه دوم حکومت نکرد که بنابر قول قوی با دسیسه ای سم خورانده شد و از بین رفت. [22]
 
پس از کشته شدن معاویه دوم که فقط چهل روز حکومت کرد[23] در میان امویان اختلاف هویدا شد و کم کم زمزمه جدایی سر گرفت.
 
برخی از شعرا به این نکته اشاره کرده و گفتند: من فتنه ای را می بینم که دیکش به جوش آمده بعد از ابی لیلی[24] سلطنت مال کسی است که پیروز شود. [25]
 
امّا فرماندهان لشکر:
مسلم بن عقبه معروف به مسرف در میانه راه به مکه به هلاکت رسید و حصین بن نمیر و عبید الله بن زیاد به دست ابراهیم بن مالک اشتر کشته شدند. [26]
البته این نکته را نباید فراموش نمود تاریخی که پیش ماست چنین بازگو می کند: سلاطینی که سرکار آمدند کوشش بسیاری جهت محو و نابودی حقایق و پنهان کردن تمام چیزهایی که جایگاه حکام را خدشه دار می کند و عیوب گذشتگانشان را نمایان می کند نموده اند.
نکته پایانی که لازم است به آن اشاره شود این است که در هر قضیه ای کمک غیبی دلالت می کند که صاحب آن حرکت که کرامت به دست او انجام شد بر حق است و با توجه به این که رهبر نیروهای انقلابی که در مکه بر ضد یزید قیام نمودند عبدالله بن زبیر بود و معروف است که او برای آرزوهای شخصیش تلاش می نمود و کاری با حق و حقیقت و دین نداشت و از بزرگ ترین دشمنان امیر مؤمنان علی (ع) محسوب می شد تا حدّی که آن حضرت فرمود: زبیر از ما بود تا زمانی که فرزند بد یمن او (عبدالله) بزرگ شد[27]، انجام کرامت به دست ابن زبیر در حقیقت قداست و شرعیت بخشیدن به او بود، از این رو خداوند متعال نمی خواست تا این کرامت به دست ابن زبیر انجام شود، امّا در عین حال به گونه ای که بیان شد خودش متجاوزان به حریم مقدس کعبه را مجازات نمود.

 
پی نوشت:
[1]مسعودی، ابی الحسن علی بن حسین، مروج الذهب، ج 3، ص 77، دار الفکر برای چاپ و نشر.

[2] ابن أثیر شیبانی جزری، ابو الحسن علی بن ابی کرم ، الکامل فی التاریخ ، حوادث سال 62"ذکر وفد أهل المدینة إلى الشام"، ناشر دار الکتاب العربی بیروت ـ لبنان، چاپ سوم، 1400 هـ 1980 م.
[3]تاریخ طبری، ج 4، ص 224 و 225 ، الکامل فی التاریخ، ج 3، ص 249 و 250 ، فی سیر أعلام النبلاء ج 4، ص 38، یزید در حالی که مست بود می رقصید که با سر بر زمین افتاد سرش شکافت.
[4]ابن قتیبة، ابو محمد عبدالله بن مسلم، الامامة و السیاسة، معروف به تاریخ الخلفاء، ج 1، ص186، شرکة مکتبة و مطبعة مصطفى البابی الحلبی و فرزندانش در مصر. و ابن أعثم فی کتاب الفتوح عن الحسین قریب به این مضمون را در موارد متعدد نقل نمود، ج 5، ص 18 و ج 4،ص 241 .
[5]  حافظ ابو الفداء دمشقی، اسماعیل بن کثیر؛ البدایة و النهایة، ج 8، ص 225، دار احیاء التراث العربی؛ کتاب الفتوح، ج 5، ص 292؛ ابن العماد حنبلی دمشقی، عبدالحی بن أحمد بن محمد، ابن العماد الامام شهاب الدین ابی الفلاح عکری حنبلی دمشقی، شذرات الذهب فی أخبار من ذهب، ج 1، ص 276 و 278، ، دار ابن کثیر ، دمشق ـ بیروت ، چاپ اول، حافظ مؤرّخ شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام حوادث سال 64 هـ ، ص 25 748 هـ ، دار الکتاب العربی ، چاپ اول.
[6] بلاذری، أحمد بن یحیى بن جابر، أنساب الاشراف، قسم چهارم، ج 1، ص 323. تاریخ الطبری ج 4، ص 372 ،  و نک. محمد صنقور، پیشین سابق، ص 80 - 82.
[7] تاریخ طبری ج 4، ص 372؛ بلاذری، أحمد بن یحیى بن جابر، أنساب الاشراف، بخش چهارم ، ج 1، ص 323. و نک: محمد صنقور مصدر پیشین، ص 80 - 82.
[8] الامامة و السیاسة، ج1، 216، ابن کثیر در البدایة و النهایة از زهری نقل کرد که: « کشتار روز حرّه هفتصد نفر از سرشناسان از از مهاجر و انصار و موالیانی که نمی دانم آزاد بودند یا برده ده هزار نفر» ج 8، ص 242 ، تاریخ ابن الوردی، ج1، ص 233 ، کنز الدرر ابی بکر دواداری، ج 4، ص 117.
[9] ابن واضج اخباری، أحمد بن ابی یعقوب بن جعفر بن وهب، تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 250 و 251، دار صادر. و ابن کثیر فی البدایة والنهایة گفت: «با زنان مواقعه کردند تا آن جا که گفته شد هزار دختر بدون شوهر حامله شدند، مدائنی از ابی قرة نقل می کند که هشام گفت: بعد از واقعه حره هزار دختر بدون شوهر بچه به دنیا آوردند» ج 8، 242 ، و در "تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام" می کوید: «مسرف (مسلم)بن عقبة سه روز در مدینه چپاول و غارت کرد و از آن هزار دختر باکره گرفتند». حوادث سال 64 هـ، ص 26، اخبار طوال، ص 265.
[10]  تاریخ الطبری، ج 4، ص 371 ، الکامل فی التاریخ، ج 3، ص 311.
[11] الکامل فی التاریخ، ج 3، ص 316؛ البدایة و النهایة، ج 8، ص 246.
[12] الامامة و السیاسة، ج 2، ص 12، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام حوادث سال 64 هـ،ص 34؛ شذرات الذهب فی أخبار من ذهب ، ج 1، ص 287 ، و ابن أعثم فی کتاب الفتوح (العلامة ابی محمد أحمد بن أعثم کوفی،دار الندوة الجدیدة بیروت، چاپ اول):نقل می کند: «همواره مکه را مورد حمله منجنیق قرار داده بود ... پیوسته لشکریان مسجدالحرام و کعبه را با آتش و سنگ مورد حمله قرار دادند » ج 5، ص 302؛ تاریخ ابن الوردی، ج ، ص 234؛ ابی حنیفة أحمد بن داوود الدینوری، الاخبار الطوال، ص 268، چاپ اول، القاهرة 1960 م، مرآة الجنان، ج 1، ص 113، المنتظم، ج 6، ص 22.
[13] تاریخ الیعقوبی، ج 2، ص 251.
[14] فیل، 3 و 4.
[15] نک: سهیلی، الروض الأُنف، عبدالرحمن الوکیل ،موضوع عبد الله وأبرهة، دار إحیاء التراث العربی ـ مؤسسة التاریخ ـ بیروت ، ط1 ـ 1992م؛ و نک: ابن کثیر، السیرة النبویة ، ج1، ص34 و غیر اینها از مصادری که متعرض بیان داستان اصحاب فیل شدند.
[16] فیل، 5، سرانجام آنها را هم چون کاه خورده‏شده (و متلاشى) قرار داد.
[17] نک: تبانی جزائری، محمد، تحذیر العبقری عن محاضرات الخضری، ج 1، ص 51، دار الکتب العلمیة بیروت، چاپ اول، 1955م.
[18] نک: کتاب هایی که متعرض ساخت کعبه شدند.
[19] نک: آل عگلة، طاهر، رأس الحسین،ص 29، نشر دار السلام، چاپپ اول، بیروت.
[20] حافظ ابو القاسم، علی بن الحسن بن هبة الله بن عبدالله شافعی، تاریخ مدینة دمشق، ج 14، ص 231، دار الفکر؛ و المنتخب من ذیل المذیل، ص 16، نقل از کتاب رأس الحسین (ع)، ص31.
[21] بلاذری، أنساب الاشراف، ج 2، ص 177، باب "ترجمه "زندگی نامه" یزید"، بحش "أمر یزید بن معاویة".
[22] مسعودی، مروج الذهب، ج 3، ص 89.
[23] مؤرج السدوسی، حذف من نسب قریش، مصدر الکتاب : موقع الوراق.
[24] کنیة معاویة الثانی.
[25] زبیری، مصعب، نسب قریش، ج 1، ص 44، موقع الوراق،http://www.alwarraq.com،[ صفحات کتاب موجود در سایت با چاپ موافق نیست].
[26] ابن عساکر، تاریخ دمشق، ج 58، ص236،الکتاب مذیل با حواشی محقق علی شیری.
[27] معتزلی، ابن ابی الحدید،شرح نهج البلاغه، ج 4، ص 480 چاپ اول، مصر؛ محمّد عبده، شرح نهج البلاغه، ج 3، ص 260 حکمة 354، چاپ استقامت، و أبو عمر در کتاب "الاستیعاب" در بخش زندگی نامه ابن زبیر همین عبارت را بدون کلمه "مشئوم" نقل کرد،گمان می کنم که برای او نقل شده اما او حذف کرد.
و ابن أثیر در أسد الغابة، ج 3، ص 162 نیز نقل نموده است(عز الدین بن أثیر ابی الحسن علی بن محمد جزری، دار احیاء التراث العربی، بیروت ـ لبنان)فی زندگی نامه ابن زبیر . هم چنان که ابن عبد ربه در العقد الفرید، ج 5، ص 72، نیز نقل نموده است، چاپ لجنة التألیف و الترجمة و النشر، و در ج 3، ص 96 چاپ دیگر، و مفید در الجمل ، ص 192، نقل نموده است و همین مطلب در نهج البلاغة نسخه جدید تحقیق شده ومورد اطمینان، تحقیق و توثیق دکتر صبری إبراهیم سیّد، دانشگاه عین شمس و دانشگاه قطر. و نک: موسوعة ابن عباس، ج 2، ص 127.


منبع : اسلام کوئست

پنج شنبه, 02 آذر 1396 15:51

از نازی تا داعش؛

 

داعش و یورش به تاریخ

 

شش سال قبل فتنه ای خطرناک شبیه فتنه های زمان امیرالمؤمنین (علیه السلام) که فرصت و حلاوت درک حقیقی اسلام ناب محمدی (ص) را از مسلمانان سلب نمود این بار پیچیده و آغشته به سمّ صهیونیسم و استکبار همچون طوفانی ویرانگر، عالم اسلامی را درنوردید.

داعش

 

قسمتی از سخنان سردار سلیمانی در تعریف داعش

این فتنه خطرناک و مسموم با هدف آتش افروزی وسیع در عالم اسلامی و درگیر نمودن مسلمانان با یکدیگر، توسط دشمنان اسلام ایجاد گردید. حرکت خبیثانه ای که تحت نام "حکومت اسلامی عراق و شام" در همان ماه های اولیه موفق شد با اغفال دهها هزار جوان مسلمان دو کشور ، بسیار اثر گذار و سرنوشت ساز عالم اسلامی "عراق" و "سوریه" را دچار بحران بسیار خطرناکی کند و صد ها هزار کیلومتر مربع از اراضی این کشورها را همراه با هزاران روستا، شهر و مراکز مهم استانی به تصرف درآورد و هزاران کارگاه و کارخانه و زیرساخت های مهم این کشور ها از جمله، راهها، پل ها، پالایشگاهها، چاه‌ها و خطوط نفت و گاز و نیروگاه های برق و موارد دیگری از این نوع را تخریب نمودند و شهرهای مهمی همراه با آثار گران بهای تاریخی و تمدن ملی آنها را با بمب گذاری از بین برده و یا سوزاندند.

اگر چه آمار خسارت های وارده قابل احصاء نیست اما بررسی های اولیه حاکی از پانصد میلیارد دلار می باشد.

مردم مسلمان این کشورها متحیر از این طوفان مسموم, بخشی گرفتار خنجرهای برنده جنایتکاران تکفیری گردیدند و میلیون ها نفر دیگر خانه و کاشانه خود را رها کرده و آواره شهرها و کشورهای دیگر شدند.


در این فتنه سیاه، هزاران مسجد و مراکز مقدس مسلمانان تخریب و یا ویران گردید و بعضاً مسجد را به همراه امام جماعت و نماز گزاران آن با هم منفجر نمودند.
بیش از شش هزار جوان فریب خورده به نام دفاع از اسلام به صورت انتحاری با خودروهای پر از مواد منفجره خود را در میادین، مساجد، مدارس، حتی بیمارستانها و مراکز عمومی مسلمان ها منفجر کردند؛ که در نتیجه این اعمال جنایتکارانه ده ها هزار مرد، زن و کودک بی گناه به شهادت رسیدند.

یورش به آثار تاریخی

در طی قرون متمادی گروه‌های پیکارجو و رژیم‌های تندرو نه تنها جان افراد بی‌گناه را گرفته‌اند بلکه آثار فرهنگی و باستانی که توسط قربانیانشان نگهداری می‌شد را نیز از بین برده‌اند. در افغانستان این کار توسط طالبان صورت گرفت. در سال ۲۰۰۱ طالبان دو مجسمهٔ سنگی بودا در درهٔ بامیان متعلق به قرن ششم میلادی را با دینامت منفجر کرد. اما این نخستین بار نبود که این مجسمه‌ها هدف حمله قرار می‌گرفتند. بری بیراک در سال ۲۰۰۱ در نیویورک‌تایمز نوشت که این مجسمه‌ها سال‌ها پیش از آنکه توسط طالبان از بین بروند در قرن هفدهم به دستور اورنگ زیب امپراتور مغول هدف حمله قرار گرفتند.


خمرهای سرخ در کامبوج نیز چنین جنایاتی را مرتکب شده‌اند. این رژیم طی سال‌های ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۹ جان دو میلیون نفر را گرفت. تس دیویس، رئیس وکلای «کمیتهٔ محافظت از آثار باستانی»، کمیتهٔ مستقر در واشنگتن، در لس‌آنجلس تایمز نوشت: «خمرهای سرخ و دیگر گروه‌ها در پی یافتن آثار گران‌بها برای فروش در بازار هنری بین‌المللی، اماکن باستانی کشور را تخریب کردند.»

در آلمان، نازی‌ها چنین نقشی را بر عهده گرفتند. در دوران حکومت رایش سوم در سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ صد‌ها هزار اثر با ارزش هنری ناپدید شده و یا از بین رفتند. دعاوی حقوقی تا به امروز بر سر مالکیت آثار هنری که نازی‌ها به زور از دلالان هنری یهودی مصادره کرده بودند ادامه دارد.

آخرین گروهی که به این فهرست پیوست، گروه دولت اسلامی داعش است. ویدیویی توسط این گروه منتشر شد و موسسهٔ غیرانتفاعی مطالعات خاورمیانه در واشنگتن این ویدیو را روی شبکهٔ یوتیوب گذاشت تا نشان دهد پیکارجویان داعش چگونه با شتاب مشغول تخریب آثار باستانی هستند.


در این ویدیو یک مرد ناشناس می‌گوید: «پیامبر به ما دستور داده تا از شر مجسمه‌ها خلاص شویم، پیروان پیامبر نیز که پس از او به تسخیر دیگر کشور‌ها پرداختند، چنین کردند.» در ادامهٔ ویدیو مردانی را می‌بینیم که با چکش و مته به جان آثار عتیقهٔ موزهٔ موصل افتاده‌اند و ظرف چند ثانیه یادگارهای تاریخی اعصار گذشته را به مشتی خاک بدل می‌کنند.
به گزارش آژانس خبری آلمان، کارشناسان می‌گویند: «چندین مجسمه که قدمتشان به قرن هفتم پیش از میلاد باز می‌گردد و متعلق به شهر نینوا بوده‌اند - شهری که شاید مهم‌ترین و بزرگترین شهر دنیا در آن دوران باشد - به طور جبران‌ناپذیری تخریب شده‌اند.»


ایرینا بوکووا، مدیرکل سازمان علمی، فرهنگی و تربیتی ملل متحد (یونسکو)، این تخریب را «یورشی به فرهنگ و تاریخ هزاران سالهٔ عراق» نامید. بوکووا اضافه کرد که «بدون اتلاف وقت با رئیس شورای امنیت تماس گرفتم و او را متقاعد کردم که جلسه‌ای اضطراری در شورای امنیت تشکیل شود و حفاظت از میراث فرهنگی عراق به عنوان یکی از عناصر امنیت این کشور، در دستور کار جلسه قرار بگیرد.»
نابودی این آثار با ارزش، بسیاری از تاریخ‌پژوهان هنر و هنردوستان را متاثر کرده است. توماس کمپبل، رئیس موزهٔ متروپولیتن نیویورک به بلومبرگ گفت: «این تهاجم احمقانه به آثار هنری، تاریخ و دانش بشری نه تنها یورشی تاسف‌بار به موزهٔ موصل است، بلکه تجاوزی است به تعهدات همهٔ مردم جهان برای بهره‌گیری از هنر به منظور اتحاد میان مردم و گسترش دانش بشری.»

 


منابع:تاریخ ایرانی،فارس

گزارش وضعیت شبکه‌های اجتماعی کشورهای عربی (۲۰۱۷) منتشر شد

 

دنیای اقتصاد :
 
گزارش جدید نحوه استفاده و گسترش شبکه‌های اجتماعی در کشورهای عربی نشان دهنده رشد قابل توجه این شبکه‌ها در این کشورهاست. این گزارش که از سوی یک نهاد دولتی در دبی منتشر شده همچنین نمایانگر نحوه کنترل دیتا در کشورهای عرب‌زبان، پتانسیل‌ها و نگرانی‌های مردم در این فضا نیز هست.این گزارش از سوی انستیتوی تحقیقاتی محمد بن رشید دبی منتشر شده و روی چند موضوع متمرکز است از جمله اینکه چگونه ملت‌ها و دولت‌های عرب از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند؟ جنسیت و زبان استفاده‌کنندگان از این شبکه‌ها چگونه است؟ مولفه‌های تاثیر‌گذار در رشد استفاده از شبکه‌های اجتماعی در این منطقه چه چیزهایی بوده است و بالاخره اینکه میزان تاثیر شبکه‌های اجتماعی در سیاست‌های عمومی و دولتی چقدر بوده است؟
 

طی دهه‌های گذشته رشد شبکه‌های اجتماعی در همه نقاط جهان شگفت‌آور بوده است به‌طوری که امروزه شبکه‌های اجتماعی به یک وسیله مهم حاکمیتی، دیپلماتیک و همچنین تجاری تبدیل شده است. در همین حال رشد همزمان بیگ‌دیتا و هوش مصنوعی در جهان و رابطه آن با رشد استفاده از شبکه‌های اجتماعی افق‌های تازه‌ای را در فضای مجازی گشوده است.در میان انبوهی از شبکه‌های اجتماعی مورد استفاده مردم و دولت‌ها طی یک سال گذشته دو شبکه فیس‌بوک و توییتر بیشترین نقش و تاثیر را داشته‌اند. فیس‌بوک در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و برخی وقایع در اروپا با موضوع توزیع اخبار غیر‌واقعی (Fake News) جنجالی جهانی آفرید که هنوز هم دامنه تاثیر آن در سایر شبکه‌های اجتماعی مشاهده می‌شود. در همین حال از ابتدای سال ۲۰۱۷ شاهد رشد قابل توجه استفاده دولت‌های عرب از توییتر بودیم. شبکه اجتماعی که به نحو گسترده از سوی نخبگان مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این میان برخی دولت‌های عرب از شبکه‌های اجتماعی تجربه‌ای برای فهم و ایجاد رابطه با مردم استفاده کردند که همین رابطه حکومت و مردم را از طریق این وسیله نیز تعریف شد. با این حال حتی یافته‌های این مطالعه به خوبی نشان دهنده نگرانی مردم جهان عرب از اظهار نظر آزادانه در شبکه‌های اجتماعی است.

 نگرانی از دسترسی دولت به اطلاعات شهروندان

این مطالعه نشان می‌دهد بخش قابل توجه مردم در کشورهای عربی نسبت به نوع جمع‌آوری داده‌های شخصی و استفاده از بیگ دیتا از طرف دولت نگرانند. به همین دلیل حدود یک سوم شرکت‌کنندگان در نظرسنجی این تحقیق گفته‌اند که هنگام استفاده از شبکه‌های اجتماعی سرویس مکان یاب دستگاه (موبایل یا تبلت) خود را به خاطر نگرانی از پیگیری دولت خاموش می‌کنند. در همین حال حدود ۴۶ درصد از پاسخ دهندگان نیز گفته‌اند که در یک شبکه اجتماعی چندین اکانت دارند. در همین حال ۱۵ درصد از پاسخ‌دهندگان گفته‌اند که از اطلاعات کاملا اشتباه برای معرفی خود در شبکه‌های اجتماعی استفاده کرده‌اند. نام شخص، سن شخص و محل زندگی او بالاترین سهم را در میان اطلاعات اشتباه به خود اختصاص می‌دهند. بیشترین اطلاعات اشتباه معرفی کاربران در فیس‌بوک (۴۰ درصد) و توییتر (۱۶ درصد) اینستاگرام و پینترست (۱۰درصد) بوده است.

در همین حال این مطالعه نشان دهنده این است که حدود ۴۴ درصد کاربران تنها طی یک سال گذشته تجربه مسدود کردن (اختیاری) اکانت شبکه‌های اجتماعی را داشته‌اند. کاربران شبکه‌های فیس‌بوک، توییتر و اینستاگرام بیشترین میزان مسدود کردن اکانت خود را طی یک سال گذشته داشته‌اند.در همین حال گزارش نشان‌دهنده این است که ۳۱ درصد کل کاربران سرویس‌های مکان محور خود را کاملا مسدود کرده‌اند (تا دیگر مکان آنها از سوی شبکه‌های اجتماعی دیده نشود) و ۳۸ درصد تنها به بعضی از شبکه‌های اجتماعی اجازه محدود دسترسی به مکان خود را داده‌اند. بیشترین سرویسی که کاربران اجازه دسترسی به مکان را به آن داده‌اند اپلیکیشن‌های مبتنی بر نقشه مانند فورسکوئر است.گزارش نحوه استفاده مردم کشورهای عربی از شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد مردم این کشورها به‌طور گسترده خود را با مدل‌های مختلف استفاده از شبکه‌های اجتماعی از جمله ارتباط با دولت وفق داده‌اند. اما به جز زمانی که آ‌نها از سرویس‌های دولتی استفاده می‌کنند آیا مایل به ابراز عقیده و دیدگاه در مورد سیاست‌ها و مشکلات عمومی جامعه از این طریق هستند؟ این مطالعه می‌گوید که حدود ۵۸ درصد مردم شرکت‌کننده در این مطالعه به آن پاسخ مثبت و ۳۶ درصد پاسخ منفی داده‌اند. این ابراز عقیده هم شامل عقاید مثبت و هم نظرات منفی در مورد سیاست‌های دولتی می‌شده است. بخش عمده شرکت‌کنندگان (۸۶ درصد) گفته‌اند عقاید خود را درباره سیاست‌های عمومی از طریق فیس‌بوک بیان کرده‌اند البته حدود ۲۸درصد نیز گفته‌اند از توییتر نیز برای ابراز عقیده در این زمینه استفاده می‌کنند.

حدود ۷۶ درصد مردم شرکت‌کننده گفته‌اند که این ابراز عقیده را از طریق دکمه‌های Like، Dislike یا Favorite انجام داده‌اند. حدود ۵۰ درصد گفته‌اند واکنش آنها با ایموجی بوده است. تنها ۳۰ درصد از شرکت‌کنندگان گفته‌اند که برای اظهار‌نظر در زمینه یک موضوع عمومی یا دولتی از نوشتن کلمات استفاده کرده‌اند.از شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی که از مردم عرب کشورهای مختلف بوده‌اند سوال شد که وقتی از یک سیاست دولتی ناراضی‌ هستند این نارضایتی را چگونه در شبکه‌های اجتماعی بروز می‌دهند. تنها ۲۹ درصد گفته‌اند که به‌طور مستقیم با نوشتن یک پست در شبکه‌های اجتماعی به آن موضوع انتقاد می‌کنند. ۲۴درصد گفته‌اند که خودشان را هنگام ابراز عقیده در مورد چنین موضوعاتی سانسور می‌کنند. حدود ۲۰ درصد گفته‌اند که از کنایه یا عبارات غیر‌مستقیم برای اشاره به آن موضوع استفاده می‌کنند. نکته جالب اینکه حدود ۲۱درصد گفته‌اند که به سیاست‌های دولت که با آن مخالف هستند در شبکه‌های اجتماعی واکنشی نشان نمی‌دهند.

 نحوه تعامل دولت‌های عرب با اطلاعات شهروندان

این مطالعه همچنین نشان دهنده نگرانی عمیق شهروندان از نحوه تعامل دولت‌ها با اطلاعات شهروندان در شبکه‌های اجتماعی است. برای آگاه شدن نظرات شهروندان در این زمینه از آنها در مورد مدل‌های مختلف دریافت اطلاعات از سوی دولت‌ها سوال شد از جمله استفاده از بات‌های شبکه‌های اجتماعی گرفته تا دنبال کردن مکان کاربران، ارتباط دادن اطلاعات شبکه‌های اجتماعی با سایر اطلاعات شهروندان، آنالیز رفتاری کاربران، تخمین رفتار آینده کاربران بر اساس اطلاعات اکانت‌های اجتماعی آنان و...

عمده کاربران نسبت به این مدل جمع‌آوری اطلاعات کاربران ابراز نگرانی کردند اما هرچقدر تحلیل این اطلاعات از سمت جمع آوری اطلاعات شخصی به سمت تحلیل اطلاعات رفتار عمومی کاربران میل می‌کرد، از نگرانی کاربران نیز کاسته شد. در همین حال کاربران در این مطالعه نشان دادند بیشتر تمایل دارند که دولت‌ها از تحلیل اطلاعات خروجی‌های مثبت استخراج کنند. وقتی از کاربران پرسیده شد اگر تحلیل شبکه‌های اجتماعی از سوی دولت‌ها به بهبود سیاست‌های عمومی منجر شود آیا با آن موافقند حدود ۳۴ درصد بسیار موافق و ۳۴درصد نیز موافق همراه با نگرانی بوده‌اند.همچنین کاربران مورد پرسش در این مطالعه گفته‌اند که استفاده از اطلاعات آنها برای برخی استفاده‌ها مثل موضوعات مربوط به سلامت (۷۰درصد مثبت)، موضوعات مربوط به آموزش (۶۹ درصد مثبت)، سیاست‌های مربوط به توریسم (۶۹ درصد مثبت)، و سیاست‌های مربوط به حمل و نقل (۶۸ درصد مثبت) و سیاست‌های مربوط به امنیت (۶۴ درصد مثبت) در صدر موضوعات مورد موافقت شهروندان عرب قرار داشته است. در همین حال حدود ۲۰ درصد از شهروندان مخالف هرگونه استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای موضوعات مربوط به امنیت بوده‌اند.این گزارش به‌طور خلاصه نشان دهنده این است که به رغم رشد گسترده شبکه‌های اجتماعی و حضور دولت‌های عرب در این شبکه‌ها، مردم کشورهای عرب با احتیاط در مورد سیاست‌های عمومی و دولتی اظهار نظر می‌کنند. در عین حال بخش قابل توجهی از مردم نسبت به نوع استفاده از اطلاعات شخصی خود از سوی دولت نگرانند هرچند با استفاده از اطلاعات جمع‌آوری شده در این زمینه برای سیاست‌های بهبود‌دهنده بخش‌هایی چون آموزش و توریسم مخالفت چندانی ندارند.

بازار دیجیتال

حجت الاسلام حيدري کاشاني؛

لقمه ها حلال شود امر تربيت آسان خواهد گشت

 

 

استاد حوزه علميه قم اصلي ترين دغدغه يک انسان تربيت يافته مکتب پيامبر(ص) را لقمه حلال عنوان کرد و گفت: اگر لقمه ها حلال شد امر تربيت انسان ها و رادمردان مکتب الهي آسان خواهد شد.

 

لقمه حلال

 

 


حجت الاسلام حيدري کاشاني روز سه شنبه در آستان مقدس حضرت معصومه(س) با اشاره به اين که رسول خدا(ص) زير بناي يک نظام اقتصادي پاک و طاهر را حلال خوري و حلال يابي مي دانستند، گفت: حضرت رسول(ص) همواره به مردم عرضه مي داشتند که موفقيت هاي دنيوي و اخروي در گرو حلال خوري و حلال يابي است و مي فرمودند که حرام خواري عاقبت به شر مي شود.
وي با بيان اين که رسول خدا(ص) بت پرستي امت خود را به واسطه اطاعت از شيطان در دنيا گرايي و دنيا دوستي عنوان مي کردند، افزود: از آن جايي که شيطان مي دانست امت پيامبر خاتم(ص) به واسطه پرستش بت هايي از سنگ و چوب جهنمي نخواهند شد به همين دليل بت پرستي امت پيالمبر خاتم(ص) را در دنيا پرستي و دنيا دوستي قرار داد و از اين راه امت پيامبر خاتم(ص)را به جهنم کشاند و جهنمي خواهد کرد.

استاد حوزه علميه قم تصريح کرد: شيطان براي اينکه انسان را دچار حرام خواري کند او از راه هاي کسب مال غافل کرده و انسان را از اين فکر که چه درصد از درآمدهاي او حلال و چه ميزان حرام است غافل مي کند، همچنين راه ديگر شيطان براي ابتلاء انسان به حرام اين است که انسان درآمد خود را در راه حرام خرج کند.

حجت الاسلام حيدري کاشاني علت عمده ريزش ها را در امت پيامبر ختمي مرتبت ابتلاء به حرام عنوان کرد و گفت: حضرت رسول(ص) مي فرمايند که هر امتي مانند امت بني اسرائيل گوساله سامري دارد که به واسطه آن بت پرست مي شود و گوساله سامري در امت من درهم و دينار است.

وي افزود: در روايت ها بيان شده که کسي که دغدغه ندارد که مال خود را از چه راهي به دست مي آورد خداوند نيز دغدغه نخواهد داشت که او را از چه راهي وارد جهنم کند.

استاد حوزه علميه قم اصلي ترين دغدغه يک انسان تربيت يافته مکتب پيامبر(ص) را لقمه حلال عنوان کرد و گفت: اگر لقمه ها حلال شد امر تربيت انسان ها و رادمردان مکتب الهي آسان خواهد شد و الا اگر مواظبت نداشته باشيم جهنمي شدن در کمين ماست.

حجت الاسلام حيدري کاشاني با اشاره به اين که مال و لقمه حلال پشتوانه عزت و مکنت آدمي است، يادآور شد: مَثل مؤمن حقيقي مثل کبوتر دانه چيني است که در هنگام جمع کردن دانه از روي زمين دقت مي کند که دانه هاي سالم گندم را بردارد و از سوي ديگر مواظب جان خويش است تا شکارچي به او حمله نکرده و جانش در معرض آسيب قرار نگيرد و به عبارت ديگر هم دغدغه نان دارد و هم دغدغه جان و حاضر نيست که سرمايه وجودي خود را به خاطر چند دانه گندم در معرض تهديد قرار دهد و مؤمن به خداوند در مراقبت از لقمه و سرمايه وجودي خود مانند همين کبوتردانه چين عمل مي کند.

چهارشنبه, 01 آذر 1396 23:35

ربیع آمده است

ربیع آمده است

 

دو شعر،سروده عبدالمجیدفرائی به مناسبت حلول ماه ربیع الاول.

 

حلول ماه ربیع الاول

 


ربیع آمده است


سرودحضرت باران،ربیع آمده است
دهیدمژده به یاران،ربیع آمده است

ز تلخکامی ماه صفر، دلم خون شد
برای چاره ودرمان،ربیع آمده است


با آمدن ربیع،جان گشت خلاص

اندوه محرم و صفر،کشت مرا
خونابه ز دیدگان تر،کشت مرا

با آمدن ربیع،جان گشت خلاص
بگذشت، بدون نیشترکشت مرا

 


منبع: تبیان

مـحکمه ی تفتیش عقائد یا «انگیزیسیون»

 

معنای این جمله‌ شاید بعضی از خوانندگان عزیز نام‌ انـگیزیسیون‌ یـا‌ دیـوان تفتیش عقائد را شنیده و کم و بیش از ماجرای آن اطلاعی داشته باشند ولی اغلب‌ اشخاص از آن اطلاع صحیح و جامعی نـدارند، انگیزیسیون یا دیوان تفتیش عقائد نام‌ دادگاهی است که برای‌ نابودی‌ مخالفین «کـاتولیک» در اروپا برقرار شد، و در دوران حکومت خـود کـه چندین قرن به طول انجامید جنایت ها و سفاکی های زیادی مرتکب گردید، و از آنجا که تاریخ آن شامل یک سلسله نکاتی است که‌ خوانندگان‌ محترم را به حقیقت «کاتولیک» و دربار پاپ و روح کلیسا و کارگردانان آن و به طور کلی به ریاکاری و فجایع عده‌ای از نصرانی ها آشـنا می کند، نگارنده آن را به صورت‌ مقاله ی مختصری درآورده و در معرض مطالعه و قضاوت خوانندگان گرامی‌ قرار‌ داده است.

 


مسیحیت

 

مذاهب سه گانه مسیحی


مذهب مسیح با یک تأنی و آرامی خاصی پیش رفت، و بالاخره بعد از مرور چند قـرن در بـیشتر منطقه ی آسیای صغیر و اروپا گسترش و نفوذ یافت‌.

در‌ آن هنگام که هنوز از این اختلافات وسیع و دامنه ‌دار مذهبی نصرانیت که اکنون‌ موجود است، خبری نبود اداره هر یک از شهرهای مسیحی به «اسقفی» محول بود و از اجـتماع چـند‌ شهر‌ ولایتی تشکیل می یافت، و سرپرستی ولایت به عهده خلیفه و پاپ ریاست‌ اعظم نصرانیت را داشت و در تمام امور شرعیه حتی انتخاب و نصب خلفا مداخله داشت؛ من جمله خلیفه ‌ای هم از‌ طرف‌ پاپ‌ در رومیة الصـغری کـه مقر‌ خلافت‌ آن‌ قسطنطنیه بود برقرار می شد.

رفته رفته خلفای قسطنطنیه به این خیال افتادند که از تبعیت پاپ خارج شوند؛ و حوزه‌ای‌ جداگانه و مستقل‌ تشکیل‌ دهند‌؛ و در امور شرعیه برای خودشان قـضاوت کـنند، اخـتلافات مذهبی‌ و خرافات دینی و نارضایتی بـعضی از دسـتگاه رئیـس اعظم نیز فکر آنها را تقویت کرده‌ زمزمه ی مخالفت آنها آغاز شد‌ و به گوش‌ پاپ‌ رسید، و بعد از آن چندین بار بین پاپ و خلفای‌ قسطنطنیه‌ نزاع شـدیدی درگـرفت تـا بالاخره در سال 1052 میلادی میان آنها جدائی‌ کامل افـتاد و امـت نصاری به دو قسمت‌ شد‌؛ اروپای‌ شرقی که شامل ملت بلغار و روسی می شد تسلیم روحانیت قسطنطنیه‌ گردید‌، و خود را «ارتـدکس» یـعنی صـاحب دیانت حقه نامید و اروپای غربی که از لهستان تا اسپانیا امتداد‌ داشـت‌ در‌ اطاعت پاپ باقیماند و خود را «کاتولیک» یعنی صاحب دیانت جامعه خواند.( تاریخ عمومی البرماله)

این‌ دو‌ طایفه‌ در مذهب دو روش متباین و اصول و عقائد متضادی داشته‌اند و یـکدیگر را تـخطئه کـرده و تکفیر‌ می نمودند‌.

تا‌ اینکه در اوائل قرن 16 میلادی مذهب دیگری در اروپا رواج یافته و طرفداران‌ زیـادی‌ پیـدا‌ کرد، این مذهب مشی خاصی داشت و با هر دو مذهب متقدم متباین بود‌ و از‌ آنجا‌ که مؤسسین ایـن مـذهب (لوتـر، کالون و...) در مورد گناه بخشی و بهشت فروشی و بعضی‌ موضوعات‌ دیگر‌ با پاپ مخالفت کـرده و بـه اسم «پروتـستان» یعنی معترضین معروف شده اند طرفداران این‌ مذهب‌ را‌ نیز به نام پروتستان خواندند.

با ایـن تـرتیب مـذهب ساده و روشن حضرت مسیح (علیه السلام) در اثر خرافات‌ و بدعت ها‌ که‌ به وجود آمد به سه شعبه متباین تـقسیم گـردید و در نتیجه صفای اولیه ی‌ آن‌ از‌ بین رفته به صورت یک‌ سلسله اصول و عقائد کنونی درآمـد.

ظـهور مـرتدین و تأسیس انگیزیسیون


در اروپای ‌«کاتولیک‌»  با‌ وجود قدرت مطلقه ی پاپ در قرن دوازذهم و سیزدهم بدعت ها یعنی عـقایدی که در‌ نـزد‌ پاپ و سایر ارباب دیانت مردود بود، زیاد شد.

از جمله عقایدی که کاملا با روح کاتولیک مـخالف‌ بـود‌، عـقیده‌ای بود که پیروانش آن را عقیده ی پاک می خواندند و کانون اصلی آن شهر‌ آلب‌ بود و بدین مناسبت طرفداران ایـن عـقیده را‌ مرتدین‌ آلبی‌ می گفتند.

این عقیده ترکیبی از مسیحیت و مذهب‌ مانی‌ نقاش بزرگ ایـران قـدیم بـود که از طریق سوریه و مصر بطرابلس و قرطاجنه یعنی‌ لیبی‌ و تونس امروزی سرایت کرده و از‌ آنجا‌ به ایتالیا و فـرانسه‌ راه‌ یـافته‌ بود.( تاریخ عمومی‌ البرماله‌ و غیره.)

طرفداران این عقیده مـی گفتند جـهان هستی دو«خدا» دارد: یکی خدای‌ خیر‌ که‌ ارواح آفرید و دیگر خدای شر‌ که ارواح را در‌ زندان‌ جسد اسیر کرده اسـت و مـسیح‌ (علیه السلام) در‌ نظر ایشان فرشته‌ای بود که خداوند خیر او را فرستاد تا ارواح زندانی‌ را‌ نجات بـخشد و نـجات را فقط‌ در‌ پیروی‌ از مسیح (علیه السلام) و انجام‌ فرایض‌ مذهبی مـی دانستند و بـهشت فـروشی‌ و گناه‌ بخشی را اموری غلط و ناروا می انـگاشتند، و نـیز عقائد دیگر که روح آن کاملا‌ با‌ مذهب‌ «کاتولیک» مباینت داشت و در اینجا‌ مجال‌ ذکر آنـها‌ نـیست‌.

این‌ عقیده در لاندوک به سرعت‌ انـتشار یـافت و طرفداران زیـادی پیـدا کـرد و حاکم فوآ و نایب الحکومه بزیه بـه این عـقیده گرویدند و رایمون‌ ششم‌ حاکم تولوز(شهرها و نواحی الب و تولوز ولاندوک و فوآ و بزیه قسمتی از جنوب کشور فرانسه می باشند.) با این عقیده و طرفدارانش‌ نظر‌ مساعد‌ پیـدا‌ کـرد‌، ظهور و پیشرفت این‌ عقیده‌ باعث تـشویش پاپ و سایر کاتولیک ها شد تـا ایـنکه در سال 1207 میلادی پادشاه فرانسه فـیلیپ اکـوست‌ از‌ طرف‌ پاپ‌ گریگوار نهم مأمور قلع و قمع آنها‌ شد‌.( تاریخ عمومی‌ البرماله(

هنوز‌ جنگی‌ بر‌ علیه‌ آنـها آغـاز نشده بود که ناگهان خـبر رسـید کـه امیر آخور حـاکم تـولوز سفیر پاپ را کشته است، پاپ بـه مجرد شـنیدن این خبر اعلام داشت که عموم‌ ملت کاتولیک به ضبط و تملک دارائی حاکم تولوز مجاز اسـت و افـرادی که در این نبرد حاضر شوند همانند جـنگجویان صـلیبی که در جـبهه مـشرق‌ بـا مسلمانان پیکار می کنند و از نـظر ثواب برابر‌ می باشند‌. منطقه تولوز در آن عصر سرشار از نعمت و ثروت و خزائن آن مملو از پول و کالا بود،اعلامیهء پاپ هـیجان شـدیدی در مردم‌ ایجاد کرد و بالاخره جنگ بـر عـلیه رایـمون‌ شـشم‌ و بـطور کلی مرتدین‌ الهـی آغـاز شد بسیاری از امرای شمال فرانسه و امرای آلمان در این جنگ شرکت کردند ولی فیلیپ اکوست نتوانست در‌ آن‌ جـنگ حـاضر شـود، این جنگ‌ از‌ سال 1208 میلادی‌ تا 1231 ادامه داشـت،هـر چـه قـدرت داشـتند بـه کار بردند گروهی را به آتش سوزاندند و جمعی‌ را در چاه های عمیق انداختند و با‌ سنگ‌ انباشتند و دسته‌ ای را در‌ زندان ها‌ حبس کردند تا از گرسنگی و عفونت و بی پناهی از سرما و گرما مردند ولی نتوانستند ای عقیده را از آنجا بـر اندازند بر عکس به جاهای دیگر سرایت کرده و رو به افزایش می رفت‌ زیرا‌ این گونه اعمال نسبت‌ به یک مذهب و پیروانش یعنی توسل به زور و شدت مجازات بر علیه آن عقیده و طرفدارانش نه تنها آن را از بـین نـمی برد بلکه بر عکس سبب اشاعه و نفوذ آن‌ و باعث‌ زیاد شدن‌ پیروانش می شود، این عمل گـرچه جـمعی را نابود می کند ولی عده ی بیشتری‌ را‌ به سوی‌ آن عقیده می کشاند و آن را راسخ تر و محکم می سازد، درست همانند غلطاندن یک گلوله برف بر روی زمین ‌‌پر‌ برف است کـه هـر چه غلطانده شود زمین را پاک مـی کند ولی خـود‌ برف‌ را‌ بزرگ تر کرده‌ و بادوام تر می سازد.

علاوه بر عقیده ی پاک، مذاهب مبتدعه ی دیگری در میان مردم‌ بوجود آمد تا اینکه بالاخره‌ به منظور جلوگیری از پیشرفت اینگونه مـذاهب در سـال‌ 1215 میلادی (دائرة‌ المعارف‌ وجـدی) فرمانی از‌ طرف‌‌ پاپ مـزبور صـادر گردید به موجب این فرمان در تمام شهرها اداره‌ای به نام انگیزیسیون یا دیوان‌ تفتیش عقاید تشکیل یافت و آنهائی که متهم به بدعت بودند بدانجا احضار گشته مکافات‌ می یافتند، مرکز این‌ اداره کاخ با عـظمت واتـیکان بود(واتـیکان یا مقر زندگی و حکومت پاپ ساختمانی‌ است‌ در وسط رم پایتخت ایتالیا که از کشور ایتالیا جدا و مستقل است و دارای 15 هزار اطاق و همه گونه تأسیسات‌ اداری‌‌ و سیاسی‌ می باشد.) و شعبات مختلف آن در تمام‌ شهرهای ممالک ایتالیا و فرانسه و اسپانیا و آلمان و لهستان و سایر کشورهای مسیحی انجام‌ وظیفه می کرد.

تشدید مجازات


یکی از این شعبه‌ها در‌«تولوز‌» بود که در سال 1231 میلادی از طرف پاپ مزبور بـرقرار گـردید منظور اصـلی از تأسیس این اداره در تولوز از بین بردن عقیده پاک و پیروانش‌ بود ولی بالتبع سایر‌ بدعت‌ گذاران نیز بدان جا احضار گشته و مـؤاخذه می شدند، کارگردانان‌ این اداره هرچه می خواستند می کردند همه کس را به مجرد سـوء ظن یـا مکاتب بی امضا امر به‌ توقیف صادر می‌ کردند‌. محاکمات که در بدو امر علنی بود بالاخره سـری ‌ ‌شـد کسی که مورد تهمت بود با تهمت زننده مواجه نمی گردید و حتی نام آن را نـمی دانست و وکـیل مدافع هم‌ نداشت(تاریخ عمومی البرماله (

برای‌ اقرار‌ متهم‌ از شکنجه و آزار استفاده می کردند‌ همه‌ کس‌ مجرم محسوب می شـدند و لازم بود برای برائت خود شاهد و دلیل اقامه کنند گویا اصل مطاع در تفتیش عـقاید این بود‌ که اگر صد معصوم بـمیرد از‌ آن بهتر که گناهکاری بگریزد) راهـزنان(

یکی از اعضاء فرقه سان فرانسوا که مخالف با این دیوان بودند‌ در‌ این‌ باره می نویسد: اگر«پطرس» و«پولس سعید» به این دیوان احضار می شدند‌ برائت‌ ذمه حاصل نـمی کردند؛( تاریخ عمومی البرماله) بـرای شکار: ملحدین طرق مختلفی بکار می بردند یکی از این طرق فرمان ایمان‌ بود‌ به موجب‌ این فرمان تمام مؤمنین!! باید خبرچینی کنند هر چند یکبار کوئی از‌ کوی های‌‌ شهر‌ سرکشی می شد و فرمانی صـادر مـی گردید که اگر کسی چیزی از ارتداد دیگران خبر دارد‌ آن را‌ برملا‌ سازد زیرا اگر چنین نکند مستحق کیفری دردناک خواهد بود لذا احدی از سوء‌ ظن‌ همسایه یا اعضای خانواده ی خود در امان نـبود) راهزنان)

جـالب توجه این بود که‌ اعضای‌ این‌ دیوان را از میان خشن ترین اقوام و افراد انتخاب می کردند.

هیئتی که در آغاز‌ قرن‌ 14 میلادی از طرف پاپ وقت «کلمان پنجم» معین و انتخاب شد ستمگری دیوان‌ تـفتیش‌ عـقاید‌ را آشـکار ساخت به این معنی که بـعضی از مـتهمین هـشت سال بود که در زندان‌ مانده‌ و ابدا تحقیقی از آنها به عمل نیامده بود و گروهی به اطاق های بد بو دچار و به عقاب‌ زندانبان ها‌ گرفتار‌ بودند.( البرماله)

قابل تـوجه آنـکه کـارگردانان این محکمه لعنتی به هر کس که پشته هـیزمی بـر سوختنگاه‌‌ می گذاشت‌ عطوفت‌ می کردند ولی هیچ گاه حکم اعدام صادر نمی نمودند،چرا؟ زیرا کلیسا از خونریزی‌ بیزار‌ بود و حاضر نبود دست خـود را بـه خون مـردم بیالاید فقط حکم به ارتداد می کردند و محکومین بیچاره را‌ به مقامات‌ غیر روحـانی یعنی مأمورین شاه و سرکردگان‌ تحویل می دادند، و حتی ریاکارانه می سپردند که‌ با‌ محکوم به محبت و ملایمت رفتار شود!!!.

ولی احدی‌ ایـن‌ دسـتورات‌ را مـراعات نمی نمود زیرا چاره ای‌ نبود‌ جز آنکه فرمان مرگ‌ صـادر و اجـرا شود اگر غیر از این می کردند خود‌ آنها‌ به عنوان الحاد به دادگاه فرا خوانده می شدند‌ و حکم‌ تکفیر آنها‌ صـادر‌ مـی شد‌.( راهزنان)

انـواع کشتارهای ظالمانه


یکی از امور‌ وحشت‌ انگیز این دادگاه طرق مختلفه ی کشتار مـحکومین بـود و آتـش‌ زدن طریقه ی بسیار‌ معمولی‌ این دادگاه به شمار می رفت فقط در‌ سال 1239 میلادی در‌ یکبار‌ 183 نفر را زنده در‌«شـامپانی‌»سـوزاندند.( البرماله(

دفاع از عقیده‌ قلب‌ ماهیت


دیوان تفتیش عـقاید کـه‌ بدو‌ امر‌ برای تعقیب ملحدین‌ تشکیل‌ شده بود تدریجا هولناکترین‌ اداره‌ ای شد کـه حـتی از مـزخرفترین اصول و عقاید دفاع می نمود چه بسیار افرادی‌ که‌ در‌ آنجا محاکمه و نابود شدند زیرا آنـان‌ بـه‌ اصول و عقاید‌ مزخرفی که‌ دربار‌ پاپ آنها را به رسمیت‌ شناخته بود و به صورت یک سلسله اصول و عقاید مـسلم و قـطعی بـه مردم تلقین کرده بود مخالفت داشتند.

یکی‌ از‌ این عقاید خرافی که خون های زیادی‌ در‌ راه‌ آن‌ ریـخته‌ شـد عقیده ی قلب‌ ماهیت‌‌ است و خلاصه ی آن بدین شرح است که آرد بسیار نرمی در کـلیسا حـاضر کـرده و آن را خمیر‌ نموده‌ و نان‌ فطیر می پزند و شرابی نیز تهیه و آماده‌ می نمایند‌، آنگاه‌ کشیش‌ آیـاتی‌ را‌ کـه‌ حـضرت مسیح(علیه السلام)بر نان و شراب عشاء ربانی خواند بر آن نان و شراب می خواند سـپس خـود کشیش نان و شراب را سجده می کند و در سجده می گوید: ای خداوند‌ ما عیسی مسیح! تو ما را به خون خود از آتـش جـهنم نجات دادی و در فردوس را بروی ما باز کردی بر ما گناهکاران‌ رحم بـفرما بـعد همه نان را به همه ی‌ نصرانیانی‌ که حاضرند ارائه مـی دهد و هـمه آنـها به سجده می افتند و کلمات مذکور را می گویند پس از آن نان را ریـز ریـز می کنند بعد کشیش نان ریزه‌ها را به دامن خود ریخته یکی‌ یکی‌ از حاضرین نزد او مـی روند و کـشیش یک ریزه از آن نان ریزه‌ ها را در حـالی که بـا آهنگ مـخصوص دعـا مـی خواند به دهان او می گذارد‌ عقیده ی‌ آنها در این زمـینه ایـن‌‌ است‌ که در هر ریزه از این نان یک مسیح کامل است و معتقدند کـه ایـن نان و شراب هنگام‌ خوردن تغییر مـاهیت داده مبدل به جسم و خون‌ عـیسی‌ مـی شود.

اصل این عقیده‌ از‌ انجیل لوقـا گـرفته شده و پاپ در تحمیل این عقیده به ملت کاتولیک‌ پا فشاری زیادی می کند ولی ملت های مختلفی از نصاری بـا ایـن عقیده مخالفت کرده و آن را تـخطئه مـی کنند از آن جمله‌ پروتستان های‌ پیرو لوتـر هـستند و آیات انجیل لوقا را کـه حـضرت‌ عیسی در عید فصح درباره ی نان و شراب عشاء ربانی فرموده بود این نان را بخورید کـه جـسم‌ من است و این شراب‌ را‌ بنوشید کـه‌ خـون من اسـت بـر مـجاز تأویل می نمایند.

برای تـثبیت عقیده ی قلب ماهیت و دفاع از آن و تعقیب منکرین‌ آن در سال 1539 میلادی قانونی به نام مقررات خونین یا شش‌ مـقاله‌ در‌ انـگلستان وضع و از آن تاریخ به بعد هزاران نـفر بـه جرم انـکار ایـن عـقیده ی سخیف به دست جـلادان دیـوان ‌‌تفتیش‌ عقاید و سایر پیروان پاپ‌ به قتل رسیدند، مثلا در سال 1546 میلادی زنی به نام‌ مادام‌ ان‌ اسکیو با سـه نـفر دیـگر به جرم مخالفت‌ با این عقیده در آتش سـوختند. (مـحمد و قـرآن‌(

مـبارزه بـا خـرافات!



در تاریخ می خوانیم که ادوارد اول پادشاه انگلیس فیلسوف نامی‌ بیگن را از بحث‌ کردن‌ در‌ علم شیمی منع کرد و نگذاشت در موضوع این علم در دانشگاه اکسفورد سخنرانی‌ کند و حتی او را به پاریس تبعید کردند کـه زیر نظر کلیسا قرار گیرد مردم کاتولیک توجه‌ بیگن را‌ به دانش جزء کوته نظری می پنداشتند و بحث در حقیقت و فهم اشیاء را مربوط به ارتباط با شیاطین می دانستند! به این ملاحظه به بیگن رو کرده فریاد مـی زدند دسـت این جادوگر را کوتاه‌ کنید، این‌ مسلمان‌ را از کار بیاندازید!!( مجموعه انتشار‌ تـبلیغات‌ ‌ ‌اسـلامی‌)

غرض آنکه اعتقاد به جادو و سایر خرافات به اندازه‌ای در میان ملت کاتولیک نفوذ داشت‌ که اعمال عجیب و خارق العادات را مربوط به ارتباط با شـیاطین مـی دانستند!.

یکی از‌ مواد‌ برنامه انگیزیسیون مبارزه با خرافات و جادو و جلو گیری از عملیات‌ جادوگران بود. مثلا در سال 1601 میلادی این دیوان در پرتقال اسب یک نفر انگلیسی را کـه حـیوانی ورزیده و تربیت‌ شده‌ بود و نـمایش هائی مـی داد به تهمت اینکه تحت تأثیر جادو قرار گرفته محکوم نموده در آتش سوزاندند.( محمد و قرآن)

جلوگیری از پیشرفت علوم



دوران حکومت انگیزیسیون در اروپا را باید عصر اختناق‌ علوم‌ نام‌ نهاد چـون در ایـن‌ دوران‌، فعالیت‌ و پیشرفت‌ قـابل مـلاحظه‌ای در علوم مشاهده نشد زیرا احدی از ناحیه حکومت‌ مأذون نبود که در علوم قدیم بررسی کند، و به نتایج‌ مثبت‌ و روشن‌ تری برسد تاریخ این‌ دوران پر است از‌ محاکمه‌ و اعدام دانشمندانی که با نظریات فلسفه قـدیم مـخالفت کرده، و نظریات جدیدی اظهار داشته‌اند ما برای نمونه فقط  به ذکر دو نفر‌ از‌ دانشمندان‌ این دوره‌ و معامله ی انگیزیسیون با آنان اکتفا می کنیم:

1-اعدام ژیوردانو‌ برونو

یکی از مسائلی که امروز جزء مسلمات علوم طـبیعی به شمار می آید حـرکت زمین و به طور کلی حرکت همه سیارات‌ به دور‌ خورشید‌ است.

این مسئله برای اولین بار توسط «فیلولائوس فـیثاغورث» دانشمند بزرگ‌ باستانی‌‌ ابراز گردید ولی چون متکی به ادله و براهین روشنی نـبود مـورد پسـند طبع مردم آن عصر واقع‌ نشد‌ و بعد‌ از چندی نظریه دانشمند معروف بطلمیوس دائر بر مرکزیت و سکون زمین به ظهور رسید، و مورد قبول عامه واقع شده حتی در نزد پاپ هـا‌ و سـایر‌ دیـنداران‌ مسیحی‌ به صورت وحی آسمانی تلقی گردید!

این نظریه تا چند قرن قبل یکی از‌ تئوری های‌ مـسلم علمی به شمار می رفت و در دانشگاه های‌ کوچک و بزرگ جهان تدریس می شد تا‌ این که‌ دانـشمند‌ عالیقدر کوپر نیک لهـستانی قـدم به میدان‌ علم و دانش گذاشت و این تئوری را باطل کرد‌ و نظریه‌ فیثاغورث را که می رفت فراموش‌ شود دوباره زنده کرد.

«کوپر نیک» در اثر‌ تحقیقات‌ و مطالعات‌ عمیق و مشاهده اجرام آسمانی با دستگاهی که‌ خودش ساخته بـود به گردش زمین به دور خورشید در مدت‌ یک سال ‌(حرکت انتقالی) و گردش‌ به دور خود در مدت یک شبانه روز(حرکت وضعی) پی‌ برد‌، ولی‌ در ابتداء افکار و عقیده ی خود را منتشر نکرد زیرا طوفان آینده و طغیان دینداران مسیحی را‌ بـر‌ عـلیه‌ خود حدس زده بود، ولی بعد از چندی بالاخره ترس و وحشت را‌ کنار‌ گذاشت و به نشر افکار خود اقدام کرد و آن را به صورت کتابی به نام «درباره دوران اجسام آسمانی» منتشر کرد‌.

چند‌ روز از تاریخ انتشار کتابه گذشت و روز 24 مـاه مـه 1543 میلادی‌ فرا‌ رسید و این دانشمند گرانمایه برای همیشه چشم‌ از‌ جهان‌ بر بست، آری او بدون هیاهو و جنجال‌ و هیچ گونه‌ خطری جان سپرد ولی بعدها طرفدارانش به دست دژخیمان خطرناک انگیزیسیون‌ دچار شدند.

از‌ جمله‌ ژیـوردانو بـرونو بود که به علت‌ دفاع‌ از عقیده‌ کوپر‌ نیک‌ و پشتیبانی از تعدد عوالم مسکون در‌ سال‌ 1600 میلادی از طرف انگیزیسیون در آتش سوخت ‌)تاریخ علوم پی‌ یر‌ روسو(

 


منبع:
«درس هایی از مکتب اسلام» آذر 1340، سال سوم - شماره 10

چهارشنبه, 01 آذر 1396 23:20

مواظب دکمه قرمز همسرتان باشید

مواظب دکمه قرمز همسرتان باشید

 

داشتن زندگی مشترک بدون تنش و بحث مداوم و بی نتیجه، برای بعضی از همسران به آرزو تبدیل شده است. زن و شوهرهایی که با رعایت چند توصیه می توانند به زندگی شان رنگ آرامش بزنند اما آنقدر این کار را نکرده اند که راه حلی بهتر از طلاق نیافته‌اند. بنابراین بعد از خواندن نکته به نکته این مطلب، برای عمل کردن به این توصیه ها برنامه ریزی کنید تا آرامش را در زندگی مشترک احساس کنید.

 

همسر، پنهان کاریف خیانت، زندگی مشترک، عصبی، خانواده ایرانی، ازدواج و خانواده، عشاق موفق

 

 

اگر شنیدید فکر کنید نشنیدید! 
گاهی همسرمان عصبی است و حرف هایی می زند که خودش هم واقعا به آن حرف ها اعتقادی ندارد؛ اگر آن حرف ها را معیار رفتار خودمان قرار بدهیم، وارد بازی قدرت می شویم که کمکی به زندگی مشترک و افزایش صمیمیت ما نخواهد کرد. وقتی می دانید همسرتان حرف خودش را باور ندارد چه دلیلی وجود دارد که بخواهید به او ثابت کنید اشتباه کرده است!

جنگ منجر به شکست را شروع نکنید
درباره اختلاف های خودتان می توانید بدون سرزنش، تحقیر و انتقاد با هم گفتگو کنید اما تلاش برای تغییر همه رفتارهای همسرتان به معنی زندگی مشترک نیست، به معنی یک جنگ منجر به شکست است. همه نظرات دیگران را جدی نگیرید. این که اطرافیان درباره شما و همسرتان چه قضاوتی دارند مهم نیست! مهم این است که از زندگی مشترک با همسرتان لذت ببرید و به توصیه های غیرمنطقی دیگران توجه نکنید.

اجازه دهید همسرتان اشتباه کند
معمولا اگر به همسرتان آزادی اشتباه کردن بدهید، محیط زندگی تنش کمتری پیدا می کند اما بهتر است بازخورد و رفتار شما بدون تنش باشد تا همسرتان دوباره آن اشتباه را تکرار نکند.

به دکمه حساسیت زا دست نزنید
بعد از این که چند ماهی از شروع زندگی مشترک بگذرد، دکمه قرمز همسرمان را پیدا می کنیم و می فهمیم که با کدام دکمه عصبانی، با کدام دکمه بی حوصله و با کدام دکمه ناراحت می شود.

استفاده از دکمه های قرمز برای باج گیری، انتقام، تنبیه، سرزنش، حال گیری و ... شما را وارد بازی قدرت می کند و بازی قدرت جایی شروع می شود که صمیمیت و در نتیجه شادی تمام می شود.

اشتباهات تان را بپذیرید
اگر هر دو پذیرفته باشید که جدل بی فایده است بعد از اندکی بحث و جدل و مناظره دست از فهماندن مسئله برمی دارید و به جای جنگ کلامی قدرت، دنبال راه حل موثرتری می گردید. استفاده از زبان برای بیان مفاهیم به سوءتفاهم دامن می زند و دخالت احساس و هیجان به طور پنهان و آشکار، ماجرا را پیچیده تر می کند.

پنهان کاری را فراموش کنید
اگر همسرتان به اشتباه فکر می کند شما به او خیانت کرده اید، لازم نیست برای اثبات وفاداری، خودتان را بکشید بلکه کافی است شفاف و روراست باشید؛ هم در مسائل مالی، هم در مسائل دیگری که برای همسرتان مهم است.

قبل از حرف زدن فکر کنید
ممکن است بدون فکر کردن، به همسرتان حرفی بزنید و چهل سال بعد همسرتان به شما بگوید که تو همانی هستی که فلان جمله را گفتی! البته نتیجه گفتن یک حرف اشتباه در این حد مسئله مهمی نیست، مهم این است که وقتی حرف می زنید، بعد اصرار دارید سر حرف تان باقی بمانید و بازی کودکانه «لجبازی» شروع می شود.


منبع:ماهنامه مطب

تحولات اجتماعی غرب و تاثیر فزاینده آن بر حجاب بانوان در دنیای اسلام

 

موضوع حجاب بانوان یکی از مسائل چالشی دنیای امروز است که شبهات و پرسش های متعددی را تداعی می کند اما باید دانست که چالش های کنونی در مساله حجاب و پوشش بانوان، مساله ای نوپدید است که نه از لحاظ مبنائی و فکری و اعتقادی و نه از لحاظ اجتماعی و فرهنگی ریشه در گذشته مسلمانان ندارد.


حجاب، پوشش، چادر

 

 


مسلمانان از همان ابتدا به جهت ایمان و اعتقاد سرشاری که به اسلام و آموزه های آن داشته اند، به خوبی به این قانون الهی تمکین کرده و در گذر زمان آن را به عنوان نمادی مبارک برای خود و جامعه اسلامی قرار داده اند.

اما گذر زمان و تحولات فراگیر دنیای غرب پس از رنسانس و رسوخ آن به دنیای اسلام، سبب شد تا دنیای اسلام نیز درگیر این چالش نامبارک شود.

بررسی های تاریخی نشان می دهد که هجوم فراگیر به فرهنگ حجاب و عفاف در غرب از حدود سیصد سال پیش و در پی آن در جهان اسلام از حدود صد سال پیش آغاز گردیده است. به همین جهت تحولات فرهنگی در کشورهای اسلامی پیرامون این مساله را باید در تحولات دنیای غرب جستجو کرد.

تحولات فرهنگی و اعتقادی غرب، ریشه اصلی شبهات نوپدید پیرامون حجاب


هجوم فرهنگی دنیای غرب، تمدن سه کشور مهم و تاثیرگذار اسلامی را به چالش کشید و سردمداران به ظاهر مسلمان آن را با امید دستیابی به پیشرفت صنعتی و اقتصادی، به همسان سازی فرهنگی با جوامع غربی کشاند.

دنیای غرب که پس از رنسانس دچار دگرگونی های مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی شده بود، تحولات خود را به سرعت به دیگر کشورها نیز سرایت داد و در راستای دستیابی به حاکمیت همه جانبه در عالم، روی به تهاجم اندیشه ای و فرهنگی آورد.

اگرچه انقلاب صنعتی و پیشرفت اقتصادی دنیای غرب، تحولات چشمگیر اجتماعی و فرهنگی را نیز در پی داشت اما دنیای غرب با خوی انحصار طلبانه خود در پی حاکمیت مطلق اندیشه، فرهنگ و سیاست خود بر سایر تمدن های بشری بوده است.

 

آغاز تهاجم به فرهنگ حجاب بانوان در دنیای اسلام

 

هجوم فرهنگی دنیای غرب، تمدن سه کشور مهم و تاثیرگذار اسلامی را به چالش کشید و سردمداران به ظاهر مسلمان آن را با امید دستیابی به پیشرفت صنعتی و اقتصادی، به همسان سازی فرهنگی با جوامع غربی کشاند

ترکیه، ایران و افغانستان سه تمدن پراهمیت دنیای اسلام در دنیای معاصر به حساب می آید که به صورت موازی پذیرای هجوم سهمگین فرهنگ بیگانه شد. البته این هجوم فرهنگی تنها مختص به کشورهای اسلامی نبود و پیش از این دیگر تمدن های شرقی نظیر تمدن هند گورکانی را نیز تحت الشعاع همه جانبه خود قرار داد.

تهاجم فرهنگی دنیای غرب در ایران همچون دیگر کشورها خود را با تغییر لباس و کشف حجاب در عصر رضاشاه نمایان کرد. اما این نفوذ فرهنگی امری نبود که مختص به ایران باشد بلکه کشورهایی مانند ترکیه، مصر، افغانستان و الجزایر نیز از این تهاجم فرهنگی در امان نماندند و همگی به نحوی با آن مواجه شدند.

شاید بتوان مصر را آغازگر این حرکت نامیمون دانست. اسماعیل پاشا که در مصر در 1863 میلادی بر تخت سلطنت نشست در 1870 به آزادی زنان با مفهوم اروپائی آن در کشورش رسمیت داد. او که خود تحصیل کرده فرانسه بود و شیفته سلوک غربیان و تحصیلکرده های اروپا بود، می خواست مصر را به صورت بخشی از اروپا درآورد.

قاسم امین یکی از قلم بدستان غرب گرا در آن روزگار که در زمینه نهضت آزادی زنان فعالیت داشت، می گوید: شرط هر تحولی رفع حجاب است. (مساله حجاب و تاثیر اندیشه هاى قاسم امین مصرى در ایران، رسول جعفریان، آیینه پژوهش، 1380، شماره 70)

از امان‌الله خان در افغانستان، رضاخان در ایران و آتاترک در ترکیه به عنوان مهره‌های ترویج فرهنگ سکولار و اشاعۀ غرب‌گرایی در این سه کشور یاد می‌شود. امان‌الله خان ۱٠ سال، آتاترک ۱٨ سال و رضاخان ٢٠ سال بر کشورهای‌شان حکومت کردند که حداقل ٨ سال از این سال‌ها حکومت‌شان همزمان بوده است. (سالهای ۱٣٠٧-۱٢۹۹) این سه نفر در این ٨ سال، اقدامات فرهنگی فراوانی به موازات یکدیگر در کشورهای خود به‌وجود آوردند که در این میان کشور ترکیه به‌دلیل مجاورت با اروپا سریع‌تر از ایران و افغانستان شاهد مظاهر فرهنگ غرب بود. از این ‌رو رضاشاه و امان‌الله خان را می توان تاثیر یافته از روحیات آتاترک دانست. (‏زهرا پور قربان، «کشف حجاب موازی در سه کشور بزرگ خاورمیانه»، ۱۶ دی ۱۳۹۵، ‪http://bahejab.com /29298/‎.)

 کشف حجاب در ایران متاثر از ترکیه


اگرچه رضا خان در ایران به عنوان پایه گذار بی حجابی و تغییر و تحول در لباس زنان و مردان ایران بوده، اما باید گفت که این ثمره تلاش چندین ساله عوامل استعمار و غربیان و غرب گرایان و اروپاییان بوده و رضاشاه تنها یک مجری و عامل دست نشانده بوده است.

در خرداد ماه 1313، رضاشاه تنها مسافرت خارجي خود را با حركت به سمت تركيه آغاز كرد. سفر به تركيه تأثير عميقي بر روحيات رضاشاه گذاشت. او به ويژه در بخش بي‌حجابي زنان بيش از ساير مشاهدات خود تحت تأثير قرار گرفته بود.

رضا شاه 2 سال پس از پايان سفر خود به تركيه در آذر 1314 به محمود جم رئيس‌الوزرا چنين گفت:
«نزديك دو سال است كه اين موضوع ـ كشف حجاب ـ سخت فكر مرا به خود مشغول داشته است،‌ خصوصاً از وقتي كه به تركيه رفتم و زنهاي آنها را ديدم كه «پيچه» و «حجاب» را دور انداخته و دوش بدوش مردهايشان در كارهاي مملكت به آنها كمك مي‌كنند، ديگر از هر چه زن چادري است بدم آمده است. اصلاً چادر و چاقچور دشمن ترقي و پيشرفت مردم است



«مستشارالدوله» سفیر كبير ايران در تركيه مي‌گويد اولين اظهارات رضاشاه در عمارت حزب خلق ترکیه حاكي از تأثيرپذيري وي در زمينه مشاهداتش از زنان تركيه می باشد.

او پاسي از شب نخوابيد و در تالار بزرگ خانة ملت قدم ميزد و فكر مي‌كرد و گاه گاه بلند مي‌گفت: عجب!عجب! و بعد به من گفت: «من تصور نمي كردم تركها تا اين اندازه ترقي كرده و در اخذ تمدن اروپا جلو رفته باشند. حالا مي‌بينيم كه ما خيلي عقب هستيم مخصوصاً در قسمت تربيت دختران و بانوان». (تاريخ بيست ساله ايران، حسين مكي، جلد ششم، ص 157)

رضا شاه 2 سال پس از پايان سفر خود به تركيه در آذر 1314 به محمود جم رئيس‌الوزرا چنين گفت:

«نزديك دو سال است كه اين موضوع ـ كشف حجاب ـ سخت فكر مرا به خود مشغول داشته است،‌ خصوصاً از وقتي كه به تركيه رفتم و زنهاي آنها را ديدم كه «پيچه» و «حجاب» را دور انداخته و دوش بدوش مردهايشان در كارهاي مملكت به آنها كمك مي‌كنند، ديگر از هر چه زن چادري است بدم آمده است. اصلاً چادر و چاقچور دشمن ترقي و پيشرفت مردم است.» (كشف حجاب، زمينه‌ها، ‌پيامدها و واكنش‌ها، مهدي صلاح، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي، ص 118.)

 

الگو برداری ناقص از فرهنگ نوپدید و مخرب غرب


راهی که آتاتورک به اشتباه آغاز کرده بود تا نژاد ترک را با عجله از نردبان تجدّد بالا بکشد، رضا شاه نیز در پیش گرفت؛ امّا با بررسی آنچه در ایران و ترکیّه‌ تجدّد زده روی داد، می‌توان گفت آتاتورک الگوی ناقص و نامناسبی از تجدّد اروپایی را اجرا کرد، امّا بدتر از آن، الگوبرداری ناقص‌تر رضا شاه از شیوه آتاتورک بود!

نکته قابل اهمیت این است که آتاتورک، حجاب را در ترکیّه ممنوع کرد؛ امّا بر خلاف رضا شاه هرگز به تعقیب وحشیانه و کتک زدن زنانِ با حجاب دست نـزد!

در ترکیّه، قانون بی‌حجابی بیشتر در آنکارا و استانبول که بخشی از ساکنانش غیر مسلمان و اروپایی بودند، اجرا شد؛ امّا رضاخان این سیاست ناشیانه را در شهرهای مقدّس قم و مشهد نیز به زور اجرا کرد که با عکس العمل های شدید مردم و علما روبرو شد. (علی بیگدلی، تجدّد به رسم آتاتورکی و رضاخانی، ماهنامه زمانه، سال هفتم، شماره ۷۵-۷۶، آذر –دی ۱۳۸۷، ص ۲۳)

ادامه دارد ...........
ریشه یابی تاریخی چالش حجاب بانوان در دنیای اسلام

چهارشنبه, 01 آذر 1396 23:11

خیانت زنان به یکدیگر!

خیانت زنان به یکدیگر!

 

هنوز با من هم سفره می شود ، صحبت می کند، می خوابد و می خندد دیگر خودم هم معنی خنده هایش را نمی فهمم انگار به من می خندد و می گوید: چقدر ساده ای تو!...نمی داند که من همه چیز را میدانم! می‌گویند واقعیت تلخ است اما نه به تلخی خیانت...خیانت واژه ی تلخیست؛ به راستی که خیانت حقیقتی زهر آگین فرود دشنه پی در پی بر پیکره زندگی است . هرگز «بخشیدہ» نمیشود آنکه به فروپاشی آشیانه ی عشق برخاست و دلی را پژمرد...

 

خیانت، زنان ،آرایش غلیظ ،بدحجابی ،بی حیایی، عشوه گری ،همسر زندگی ،زناشویی ،کمبودها ،بیماری، اعتیاد ،تنوع طلبی، خیانتکار ،خیانت دیده ،عاشقی ،خانواده ایرانی، آسیب ها

 

 

راستی شما حواستان به دور و برتان هست؟! این روزها روابط فرا زناشویی زیادی به گوشمان می رسد نمونه اش خبر فرود اضطراری هواپیما به دلیل دعوای زن و شوهر ایرانی بر سر خیانت بودکه برخی از ما بخاطر جالب بودن خبر خندمان گرفت و برخی گفتیم بیچاره آن زن! اما باید دچار خیانت شده باشید تا درد آن را متوجه شوید.
متاسفانه حتی گاهی می بینیم که مردان و یا زنانی دست به خیانت می زنند که به زبان اظهار عشق به همسرشان را می‌کنند و از حیا زبان زد هستند اما سوال اینجاست که چه می شود خیانت رخ می دهد؟

خیانت بی حجاب ها!
چگونه می توانی زن باشی و به هم جنست خیانت کنی؟!
 آری! تو گاهی بی آنکه خودت بخواهی و یا حتی بدانی که در حال فروپاشی یک زندگی هستی به هم جنست خیانت می کنی... می دانی!بدحجابی هم نوعی خیانت است.همان موقعی که با بدحجابی و آرایش و اندامت ،پاکی را از چشمان شوهرم گرفتی و مرا از قلب شوهرم بیرون کردی و خانه گرممان را ویران کردی... آیا این چیزی غیر از خیانت است؟!
تو فقط به من بگو باید چقدر جان و زمان و انرژی داشته باشم تا در مسابقه عشوه گری های خیابانی  شما چشم و قلب همسرم را نگه دارم؟!

خیانت زنان به یکدیگر
لازم است این را بدانید که غالب بر ۹۰درصد مردان به صورت فطری اهل خیانت به همسرشان نیستند اما متاسفانه بدحجابی موجود در جامعه است که باعث می شود آقایان که به صورت فطری به دنبال لذت های زودرس و در لحظه هستند با یک نگاه دلشان بلرزد و ارتباط برقرار کنند و در آخر دست به خیانت بزنند  لذا این خود ما زن ها هستیم که با آرایش غلیظ و پوشش های زننده زمینه ی خیانت را فراهم می کنیم چرا که زنان به سبب آن که دارای جاذبه‌های جنسی هستند به سادگی می‌توانند مردانی را به سمت خود جذب کنند اما سوال من از شما این است که اگر شما زن هستید پس به درستی می توانید خود را جای یک زن خیانت دیده بگذارید و احساسات او را درک کنید پس چگونه است که نمی توانید در برخورد و نوع پوشش تان اخلاق را رعایت کنید و باعث ویرانی یک زندگی نشوید ؟! به راستی که زنانی که هیچ گونه حد و مرزی در برخورد با مردان قائل نیستند و در عشوه‌گری برای مردان متاهل استاد هستند آنها شیاطینی بیش نیستند چنانکه خداوند همواره از مکر و حیله زنان خائن سخن به میان می آورد. آیات 51 و 52 سوره یوسف از خیانت زنان اشراف مصر با مکر و حیله بر ضد یوسف سخن می گوید تا نشان دهد که زنان چگونه می کوشند با هر وسیله ای به هدف خویش برسند هر چند که به حکم قانون الهی و سنت خداوندی رسوا شده و شکست می خورندو در نهایت بدنام می‌شوند.

اما دلیل خیانت مردان به زنان تنها به این مورد ختم نمی شود مواردی دیگری وجود دارد که باعت میشود که مردان دست به خیانت بزنند :

1- یکی از علل خیانت کمبود است؛ کمبود در زمینه های مختلف : کمبود توجه،  کمبود تایید ، کمبود رفتار مناسب ، کمبود خلق‌و‌خوی شاد ، کمبود رابطه جنسی رضایتبخش ، کمبود روابط عاطفی ،کمبود عشق ، کمبود یک همصحبتی دلچسب ،  کمبود حضور و وجود فعال در خانه و هر کمبودی که زن یا مرد را توخالی و پوچ می کند که برای بالانس کردن احساساتش ترجیح می دهد خلاش را در جای دیگری پر کند .

2- گاهی علت خیانت کمبود نیست بلکه حتی همسر سنگ تمام میگذارد ، همه حسردت داشتن چنین همسری را می خورند پس اگر در زندگی و رابطه جنسی  چیزی کم ندارد مرض دارد خیانت می کند ؟ بله دقیقا مرض دارد ولی مرضش لاعلاج نیست درمانپذیراست . مهمترین بیماریهایی که یک شخص را با وجود تاهل به سمت خیانت سوق میدهد عبارتند از:

 بیماری افسردگی و اضطراب ، بیماری اختلال خلق به خصوص وقتی خلق شان به سمت سرخوشی یعنی مانیک میرود.

این افراد برای بالانس کردن سروتونین و دوپامین مغزشان رو می آورند به سمت یک نفر دیگر. این افراد فقط تا سه چهار ماه نهایت شش ماه با معشوق دوام می آورند چراکه  مجددا سروتونین و دوپامین افت می کند و جنگ و دعواشان شروع می شود به همین دلیل این افراد مکررا خیانت می کنند به عبارتی این افراد مدام دنبال هیجان تازه ای هستند و این هیجان را با خیانت کردن تامین می کنند لذا یکی از دلایل خیانت بیماری است که باید درمان شود .

3- دلیل دیگر خیانت اعتیاد به خیانت است. این افراد دقیقا مثل معتادین چندین بار ترک می کنند و قسم می‌خورند که  دیگر به سمت چنین کاری نمیروند و طولی نمی کشد که دوباره دست به خیانت می زنند. این افراد چه متاهل باشند چه مجرد فرقی ندارد . این مورد مشابه همان پایین آمدن سرتونینه که در بالا توضیح داده شد .

4- دلیل بعدی خیانت تنوع طلبی است یعنی شخص خیلی زود از یک نفر خسته و دلزده میشود و چهره ای جدید می خواهد، رفتار جدید می خواهد، صدای جدید می خواهد...که البته این مسئله بستگی به ذات مرد دارد که برخی از مردان متاسفانه ذاتا تنوع طلب هستند...

5- دلیل مهم دیگر خیانت نارضایتی احساسی است. گاهی آنقدر سرمان شلوغ است، و آنقدر غرق کارها و وظایف روزمره می شویم که بیشتر به نظر می رسد که همکار هستیم تا زن و شوهر. نارضایتی احساسی، و نه جنسی، مهمترین دلیلی است که مردان خیانت خود را به آن نسبت می دهند. تنها چیزی که مردان به آن نیاز دارند احساس دوست داشته شدن و ارزشمندی است. اگر شما این نیاز او را تامین نکنید، برای تامین آن به دیگران پناه خواهند برد. روش پیشگیری برای این دسته از افراد این است که زمان بیشتری را با همسرشان سپری کنند و حداقل 30 دقیقه از وقت خود را در طول روز به کنار هم بودن اختصاص دهند .

مردان خیانتکار...
 برخی اشتباهات بعید است که از سمت همسرتان بخشیده شود اشتباهاتی مانند خیانت، بی‌بند و باری جنسی، پنهان کاری، دروغ گفتن و..بنابراین مراقب باشید از این دست اشتباهات مرتکب نشوید چرا که اکثر خیانت ها از روی لجبازی و هوا و هوس زودگذر اتفاق می افتد و در نهایت پشیمانی در پی خواهد داشت.
خیانت گذشته از اینکه از نظر اخلاقی کار ناشایست و بازی کردن با احساسات و عواطف همسر است از نظر دینی هم حرام و گناه است .
خداوند خیانتکاری را در آیات 161 و 162 سوره آل عمران زمینه ساز خشم و غضب الهی بر می شمارد و در آیاتی چون 107 سوره نساء‌ و 58 سوره انفال و 38 سوره حج آن را یکی از علل و عوامل محرومیت از محبت الهی معرفی می کند. خداوند در آیاتی چند تبیین می کند که سنت و قانون الهی بر این قرار گرفته است که هرگز شخصی با خیانت نمی تواند به اهداف و مقاصد خود برسد و کسی که بخواهد از این راه به مقصد و هدف برسد همواره از مقصد و هدف باز خواهد ماند و بدان نمی رسد.
خداوند از مرد و زن خواسته است که نسبت به هم وفادار باشند و خیانت نورزند ؛ زیرا خیانت به همسر نه تنها خیانت به خود می‌باشد بلکه خیانت به جامعه نیز محسوب می شود و جامعه را از درون فرومی پاشد و اطمینان و اعتماد عمومی را سلب می کند.

زنان خیانت دیده...
کمی صبور باشید... انسان ممکن الخطاست.
همین طوری همه چیز را رها نکنید و بروید . کمی اهل جنگ باشید. با مشکلات زندگی تان بجنگید.
بمانید و به بقیه بفهمانید که حتما مشکلی رخ داده است. زود کنار نکشید و جا را برای دیگری خالی نکنید.
زنی، ضعیفی باشد قبول ،اما من همیشه  به تو لقب قوی بودن داده ام
بمانید و به همسرتان ثابت کنید که عطر ادکلن رغیب برای فریب اوست و عطر قرمه سبزی تو از روز کاری پر از عشق در اشپزخانه است
زن عاشق هرگز میدان را خالی نمی کند،بمانید و نشان بدهید که زندگیتان چقدر برایتان ارزشمند است
بانو...میدانم سخت است اما خیانت بیشتر از کمبودها شروع می شود لطفا مسئله را حل کنید، صورت مسئله‌های پاک شده ثابت کرده اند راه حل خوبی نیستند...