ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

یکشنبه, 05 آذر 1396 16:42

ظهور مخدرهای دیجیتالی

نوع تازه ای از مخدرها و محرکهای نوظهور به بازارهای جهانی رسیده که به صورت دیجیتالی تولیدو در دنیای مجازی، دست به دست می‌شود؛ مخدرهایی که از طریق امواج صوتی، همان تاثیر مخدرهای سنتی را دارند.
محرک‌ها و مخدرهای صوتی، همان تاثیر مخدرهای سنتی و گاهی قوی تر از آن را برای مصرف کنندگانشان به ارمغان می‌آورند؛ امواجی که به عنوان «مخدرهای دیجیتالی» در میان جوانان شناخته می‌ شود.
 
Digital Drug و I-DOSINGها بخشی از Binural Beats هایی است که این روزها به مخدرهای صوتی شهرت یافته‌اند؛ فایل‌های صوتی خاصی که می‌توانند با پالس‌های تولیدشده با فرکانس‌های متفاوت برای هر گوش، تاثیر خاصی بر بخش‌های مختلف مغز بگذارند و تجربه متفاوت مواد مخدر و محرک صنعتی و سنتی را در مغز به وجود آورند؛ این اختلاف فرکانس‌های پخش شده در هر گوش می‌توانند اثر متفاوت هر یک از مواد مخدر و محرک همچون کوکائین، تریاک، اسید، مورفین، آدرنالین، کراک، هروئین، حشیش، ماریجوانا، ریتالین و بسیاری از مواد دیگر و حتی الکل را در مغز مصرف کنندگان شبیه سازی کنند.
 
 
فرکانس هایی برای مغز
 
این درحالی است که حتی برخی سایت‌های ارائه دهنده این مخدرهای دیجیتالی، با توجه به تاثیر هریک از آنها، این مخدرها و محرک‌ها را در بخش‌های مختلف و مطابق با تاثیر هریک از مخدرها و محرک‌های موجود، طبقه بندی کرده‌اند.
 
دکتر حمید رضا صفاتیان، رئیس کارگروه کاهش تقاضا در کمیته مستقل مبارزه با مواد مخدر مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتگو با خبرنگار مهر درباره این مواد گفت: مخدرهای شنیداری نام فرکانس‌های توهم‌زایی است که به راحتی از فضای مجازی قابل دریافت کردن هستند و همین موضوع دلیل بر نگرانی‌ها است.
 
البته تاریخچه شناخت اثر شنیدن فرکانس‌های متفاوت از هر گوش، به سال ۱۸۳۹ برمی‌گردد که «هاینریش ویلهلم داو» توانست این اثر را کشف کند و خیلی زود سوء استفاده از آن همه گیر شد.
 
 
مخدرهای دیجیتالی
 
از اوائل قرن بیستم، پزشکان به تاثیر این فرکانس‌ها در مباحث درمانی و کنترل درد و خاصیت تسکینی آن دست‌ یافتند. البته این خاصیت، بر اثر ایجاد ضربان میان دو فرکانس صوتی پخش شده در هر گوش به وجود می‌آید، به شرط آنکه اختلاف فرکانس، کمتر از ۳۰ هرتز باشد.
 
همچنین با دستکاری این ضربان و فرکانس ورودی به هریک از گوش‌ها می‌توان اثر مخدرها و محرک‌های مختلف را شبیه سازی کرد. برخی‌ مدعی اند این اصوات می‌تواند در کاهش وزن، میزان یادگیری، تقویت حافظه و غیره نیز اثرگذار باشد. مصرف این مواد در سال ۲۰۱۰ در کشورهای غربی به اندازه‌ای بود که حتی روزنامه واشنگتن پست هم در واکنش به این موضوع، مطلبی را منتشر کرد و به ادعاهای والدین و برخی مخاطبان این مخدرهای دیجیتالی پرداخت.
 
 
متخصص های بالا بردن دوپامین مغز
 
خطر حضور مواد مخدر دیجیتالی از سال ۸۸  در ایران مطرح شد، اما اطلاعات چندان زیادی درباره آن وجود نداشت. نکته قابل توجه این است که این مخدرها فرکانس‌هایی هستند که می‌توانند میزان دوپامین مغز را افزایش داده و موجب خوشحالی کاذب شوند.
 
 
هنوز موردی مشاهده نکردیم
 
سردار علی مویدی رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر درباره وجود مواد مخدر صوتی و دیجیتالی در کشور می گوید: تاکنون جدا از مواد مخدری که از قبل وجود داشت، ماده مخدر جدیدی شناسایی نشده است. آزمایشگاه های دقیق و مجهز پلیس مبارزه با مواد مخدر دائما در حال رصد مواد استفاده شده از سوی معتادان هستند به موجب شناسایی کوچکترین ماده مخدر جدید عوارض و آسیب های ناشی از مصرف آن به خانواده ها اطلاع رسانی می شود. مواد مخدر مختلفی در شهرها و کشورهای دیگر وجود دارد، اما من این اطمینان را می دهم که هیچ گزارشی مبنی بر استفاده از هروئین چینی با مواد مخدر صوتی و دیجیتالی در کشورمان وجوذ ندارد. هر چند من هم آمار و گزارش های رواج این مواد در کشورهای عربی و غربی را دیده ام ولی کارشناسان پلیس مبارزه با مواد مخدر هنوز گزارشی را در این زمینه تایید نکرده اند.
 
سردار مویدی با اطمینان به خانواده ها می گوید: وجود چنین مواد مخدری را در کشور تایید نمی کنم، هرچند شناسایی این مواد در دستور کار بررسی علمی همکارانم قرار دارد.
 
وی درباره وجود مخدرهای جدید در دنیا به خبرنگار مهر می گوید: باید به این نکته توجه داشت که مخدر جدیدی تولید نشده است اما سوداگران مرگ در یک بازی تجاری با تغییر نام برخی از مخدرها سعی می کنند تا بازار جدیدی را برای به دام انداختن جوانان فراهم کنند.
 
سردار مویدی می افزاید: در برخورد با هروئین چینی هم دقیقا همین حساسیت ها به وجود آمده بود بررسی تیم های کارشناسی کارشناسان پلیس مبارزه با مواد مخدر نشان می داد که هروئین چینی ماده مخدر جدیدی نیست همان هروئین فشرده شده است. هروئینی که انتشار نام آن باعث واکنش سفیر چین در ایران شد.
 
 
 
سردار مویدی ادامه می دهد: مخدرهای شنیداری هم در همین دسته قرار می گیرند. تاکنون هیچ موردی درباره استفاده از این مخدرها گزارش نشده است اما از آنجایی که دانلود این موزیک ها در دنیای مجازی به صورت کاملا رایگان انجام می شود، کارشناسان پلیس مبارزه با مواد مخدر با همکاری کارشناسان پلیس فتا در حال رصد سایت هایی هستند که اقدام به فروش و یا دانلود این موزیک های مخدر می کنند.
 
 
وقتی مغز شرطی می شود
 
عادت به مصرف و استفاده از هر چیزی اعتیاد به آن را به دنبال خواهد داشت. دکتر صفاتیان، درباره تاثیر این موسیقی ها می گوید: گوش کردن طولانی مدت به این فایل‌های صوتی اعتیاد به همراه می‌آورد. تا جایی که مجبور می‌شود هر نوع فعالیت اجتماعی را همراه با گوش کردن به این فایل‌های صوتی انجام دهد زیرا به مرور ترشح دوپامین در مغز وابسته به شنیدن این فرکانس‌ها می شود و در موارد عادی مغز دیگر قادر به ترشح دوپامین نیست.
 
 
ساقی های مفت و دیجیتالی
 
این روزها بسیاری از فایل‌های صوتی از اینترنت به صورت رایگان در اختیار جوانان قرار می‌گیرد و فضای مجازی را تبدیل به یک ساقی بدون پول و مفت کرده است.
 
دکتر صفاتیان، درباره حضور و استفاده این نوع مخدرها در کشور می گوید: هنوز در مرحله‌ای نیستیم که نسبت به شیوع این مواد هشدار دهیم، اما بسیاری از سایت‌های اینترنتی، اقدام به فروش و حتی تحویل رایگان این موزیک‌ها برای مخاطبانشان می‌کنند تا راحت‌تر در اختیار عموم قرار گیرند و باعث ترویج هرچه زودتر این مخدرها شوند.
 
موضوع استفاده از مخدرهای دیجیتالی، به اندازه‌ای جدی است که حتی سایت‌های منتشرکننده این مخدرها نیز با هشدارها و پیام‌های WARNING، نسبت به ورود به صفحات دانلود این موزیک‌ ها و استفاده از آن برای افرادی که از مشکلات ذهنی و روحی رنج می‌ برند، هشدار داده‌ اند و در فیلم‌های منتشر شده از آثار مصرف این مخدرها نیز، تاثیر خطرناک استفاده از آنها کاملاً هویداست.
 
 
اعتیاد دیجیتالی داریم
 
دکتر «الهام روحی» روانپزشکی که در یک مرکز ترک اعتیاد فعال است درباره نوع عملکرد این فرکانس ها در مغز می‌گوید: کلا اعتیاد به مواد مخدر از طریق دوپامین ایجاد می‌شود. سیستم دوپامین، سیستم پاداش مغزی است به خصوص در موادی مثل شیشه و محرک‌ها؛ مثل وقتی که یکباره به فردی پاداش زیادی داده می شود و بعد از آن دیگر هیچ پاداشی برای او خوشایند نیست فرد با مصرف این مواد، پاداش زیادی به مغزش می‌دهد و لذتی که ایجاد می‌شود آن‌قدر شدید است که فرد دیگر بدون مصرف آن احساس لذت نمی‌کند و بعد نسبت به آن محرک شرطی می‌شود و به سمت مصرف مجدد می‌رود.
 
او می‌گوید: موزیک‌هایی هست که این حالت را ایجاد می‌کند حتی اگر با ناباوری به آن نگاه کنیم.
 
وی می گوید البته نوع دیگر اعتیاد هم عادت به چیزی است مثل وقتی که بحث اعتیاد به اینترنت به وجود آمد خیلی‌ها باور نکردند اما اعتیاد به اینترنت، فقط یک اصطلاح نیست. اعتیاد به اینترنت وجود دارد و در کشورهای دیگر سال‌ها پیش به عنوان اعتیاد درمان می‌شده است. در واقع هر وابستگی که اثرات مخربی روی جسم و روان فرد بگذارد و باعث شود که فرد دیگر بازدهی نداشته باشد به آن اعتیاد می‌گویند.
 
به گفته روحی، ما انواع اعتیادها را در دنیا داریم مثل اعتیاد به مواد مخدر، به داروهای خاص، به اینترنت و بازی‌های کامپیوتری که در دنیا به شکل تحقیقی روی اینها کار شده است و کلینیک‌های درمان اعتیاد اینترنت در دنیا فعال‌اند همین‌طور برای انواع این اعتیادها درمان وجود دارد پس در این مورد هم حتما تحقیقاتی شده است او به ما سایتی را معرفی می‌کند که در آن نتیجه تحقیقات پزشکان غربی روی اثرات مخرب این نوع موسیقی آورده شده است. نتیجه تحقیقات کاملا علمی بیان شده اما نکته جالب این است که از این نوع صوت از اصطلاح ضرب و شتم گوش استفاده شده است!
 
 
زنگ های خطری که به صدا در آمده اند
 
از سال ۸۸ زنگ خطر ورود مواد مخدر شنیداری به صدا در آمد و با توجه به آنچه گفته شد مشخص است که مخدرهایی صوتی وجود دارند که در صورت غفلت می توانند به شکلی کاملا غیرمحسوس بین افراد به خصوص جوانان و نوجوانان که هم در این دوره سنی علاقه خاصی به شنیدن موسیقی های مختلف دارند و هم دسترسی آسان به اینترنت و ...، رواج پیدا کنند و این وظیفه دولت و پلیس فضای مجازی است که با کنترل به موقع و آگاهی بخشی مناسب از بروز مشکلات مرتبط با این وابستگی و اعتیاد جلوگیری کند و همچنین خانواده ها نیز باید با آگاهی از این موضوع بر این نکته توجه داشته باشند و زمینه های گرفتاری جوانان به این نوع مخدرها را شناخته و آن را کنترل کنند.
 

چطور ذهن را از خیالات گناه آلود خالی کنیم؟

 

 

مردی متاهل هستم که متاسفانه چند وقتی است ذهنم درگیر خانم متاهلی شده، هرچه استغفار می کنم از ذهنم بیرون بره فایده نداره! چکار کنم به گناه آلوده نشم؟


گناه

 

 

حفظ ایمان مانند مراقبت از نهال برای رسیدن به ثمر بسیار پر رنج است.
برای رویارویی با خطورات نفسانی و شیطانی از راهكارهای زیر كمك بگیرید:

۱- حتی المقدور از مواجهه و رویارویی با ایشان اجتناب كنید.
۲- خودتان خیال پردازی ها را دامن نزنید ولی خیالات را مدیریت كنید. آمدن باران دست ما نیست ولی رفتن زیر سقف و استفاده از چتر دست ما است.

۳- از روش های پرت كردن حواس و توجه برگردانی كمك بگیرید:
زمزمه سوره ناس، محاسبات ریاضی مثلا ضرب دو عدد در هم، زمزمه شعر، آواز خواندن، تمركز اغراق آمیز بر امری مثلا ابری در آسمان.

۴- توجه به اجری معنوی مدیریت این افكار.
در روایتی پیامبر (ص) برای مهار این افكار اجر شهید را بیان كرده اند.
بله، مدیریت ذهن از این افكارسخت است اجرش هم زیاد است.

۵- ذكر قلبی و همراهی آن باز ذكر زبانی به طوری كه قلب دائما به یاد خدا و صفات او باشد و فرصتی ندهد كه شیطان وسوسه كند.
«إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ؛» (سوره اعراف آیه ۲۰۱)
«كسانی كه متقی و پرهیزكارند هر گاه برسد ایشان را وسوسه ای از شیطان هشیار و متذكر خدا می شوند، پس به واسطه تذكر دیده بصیرت ایشان بینا و از چنگ وساوس رها می گردد.»

۶- اگر با همسرتان مشكل یا كدورتی دارید آن را با گفتگو یا كمك از واسطه ای امین و مورد اعتماد هر دو، یا مشاوره حضوری حل كنید.
۷- برنامه محاسبه نفس و خودمدیریتی قوی داشته باشید. نماز انسان را از بدی ها حفظ می كند نمازتان را با طهارت ظاهر و باطن به جا آورید.

۸- كتاب آداب الصلاه را بگیرید روزی چند صفحه بخوانید.
نماز عرفانی، انسان را از بدی ها باز می دارد و بدی ها انسان را از نماز عرفانی و لذت مناجات.
 نماز با آدابش خودش می تواند مدیریت قوه خیال ما را به عهده بگیرد.

۹- خداوند و ائمه مقلب القلوب هستند از دعا و توسل و نذر برای مهار این افكار كمك بگیرید.
۱۰- اضطراب و وسواس و افسردگی می تواند به این افكار دامن بزند اگر گرفتار این اختلالات هستید درمان را برای مدیریت ذهن و زندگی خود جدی بگیرید.

۱۱- با پر کردن وقت خود، فکرتان را از آزاد ماندن و فکر منفی کنترل نمایید.
اميرالمؤمنين عليه السلام مى‏ فرمايند:
النَّفْسُ انْ لَمْ تَشْغَلْهُ شَغَلَكَ. (غرر الحکم، حدیث ۸۵۵۶)
يعنى: اگر تو نفس را به كارى مشغول نكنى، او تو را به خودش مشغول مى ‏كند.
هميشه بايد يك كارى داشته باشد كه ذهن را متمركز كند و وادار به آن كار نمايد و الّا اگر شما به او كار نداشته باشيد، او شما را به آنچه كه دلش مى‏ خواهد وادار مى‏ كند و آن وقت است كه دريچه خيال به روى انسان باز مى‏ شود؛ در رختخواب فكر مى‏ كند، در بازار فكر مى‏ كند، همين‏طور خيال خيال خيال، و همين خيالات است كه انسان را به هزاران نوع گناه مى‏ كشاند. اما برعكس، وقتى كه انسان يك كار و يك شغل دارد، آن كار و شغل، او را به سوى خود مى‏ كشد و جذب مى‏ كند و به او مجال براى فكر و خيال باطل نمى‏ دهد.

۱۲-  نتیجه این که، با توکل بر خدا و توسل به ائمه اطهار (ع) می توان بر هر مشکلی – چه روحی و چه جسمی – پیروز شد و افکار شیطانی در مورد گناهی را کنترل کرده و به مرور زمان از ذهن پاک کرد و این هم صبر و استقامت می خواهد؛ اما این توکل و توسل باید همراه با انجام یک سری اعمالی باشد که ذکر شد.

 


 

منبع : شهر سوال
مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

ایـن شـکست اخـلاقی از کجا بوجود آمد؟!

 

 

ما عبد الله بشی‌ء افضل من‌ عفة‌ بطن‌‌ و فـرج (کـافی از امـام محمد باقر-علیه السلام): پروردگار جهان هرگز به برتر و بالاتر از عفت شکم‌ و فرج عبادت نشده است‌.

 

ایـن شـکست اخـلاقی از کجا بوجود آمد؟!

 

 

کلمه «زنده و مرده» نوعا در موجودات جاندار گفته می شود. اگر در موجود جانداری جنبش و حرکت دیدند گویند: زنده است، می جنبد؛ فعالیت‌ دارد و اگر عین و اثری از حرکت در او ندیدند می گویند مرده است.

کـلمات مـرده و بی جان

اگر از مـوجودات جاندار بگذریم دیده می شود که این کلمه زنده و مرده در حقایق بی جان‌ هم استعمال می گردد مثلا‌ می گویند‌ زبان بر دو گونه است زبان زنده و آن عبارت است از زبانی که نوشتن و خواندن و حرف زدن ملتی و یـا مـلت هائی بوسیله آن صورت پذیرد هر کس‌ این زبان را‌ بلد‌ باشد به هر کجا که برود می تواند مقاصد خود را نمایان سازد.
ولی قسم دوم زبان مرده است و آن عبارت است از زبانی که نوعا سخنگوئی بـه این زبـان‌ پیدا نشود‌. چنین‌ زبانی مرده است گرچه آن زبان دارای اسلوب صحیح و قواعد متقنی باشد. چه وقتی زبانی از گفتن و نوشتن افتاده باشد چنین زبانی را باید مرده دانست. تعالی و انحطاط‌ مـلت‌ هـا‌ در زنده و مرده بودن زبان‌ ها‌ اثر‌ عمیقی دارد چه بسیار است شکست های‌ نظامی که شکست های زبان را بوجود آورده است.

کلمه «زنده و مرده» نوعا در موجودات جاندار گفته می شود. اگر در موجود جانداری جنبش و حرکت دیدند گویند: زنده است، می جنبد؛ فعالیت‌ دارد و اگر عین و اثری از حرکت در او ندیدند می گویند مرده است.


این حقیقتی که بدان اشاره‌ شد‌ در‌ خود یک زبان هم وجـود دارد بـرخی از‌ کـلمات‌ روی برخی از علل رونق و رواج بیشتری مـی یابد و در عـوض بـرخی از کلمات دیگر همین زبان از رواج افتاده‌ در‌ گفت‌ و شنود نام و نشانی از آن کلمه دیده نمی شود.
آنچه ما‌ به خاطر داریم در زمان های پیشین برخی از کـلمات اسـتعمالات فـراوانی داشته‌ ولی امروزه در اثر پیشرفت هائی‌ که‌ نصیب‌ نـسل حـاضر شده عین و اثری از آنها دیده نمی شود ... در سابق‌ کلمه‌ برده و غلام و کنیز زیاد استعمال می شد در اجتماعات بشری افرادی به این‌ کـلمات خـوانده مـی شدند.
یکی از‌ امتعه‌ بازار‌ در گذشته برده فروشی بود و قلم درشتی از صـادرات‌ تجارتی شمرده می شد‌ ولی‌ زمانی‌ که برده فروشی ممنوع و منسوخ گردید این کلمه نیز استعمال‌ خارجی خود را از‌ دسـت‌ داده در خـانه خود (کتب لغت) به تقاعد نشست.
مشابه این کلمات که در دیروز گـذشته‌ در‌ ردیـف کلمات زنده جای داشتند و اکنون دوران‌ احتضار خود را می گذرانند بسیار است‌ یکی‌ از‌ آنها کلمه «عفت» اسـت. پیـش از آنـکه تمدن کاباره‌ ی غرب به سرزمین ما وارد شود‌ این‌ کلمه در تمام شئون اجتماعی مـا جـای داشـت، همه جا استعمال‌ می شد.خاصه‌ در‌ میان‌ طبقات زنان اعم از زن و دختر این کلمه موقعیت خـاصی داشـت.
دخـتران شوهر نکرده درباره‌ این‌ کلمه بسیار اندیشه می کردند افعال و حرکات خود را با این کـلمه مـطابقت‌ می دادند‌، در‌ اجتماع احترام زیادی برای این کلمه قائل بودند. اگر احیانا در گوشه و کـناری حـرکتی زشـت‌ و زننده‌ دیده‌ می شد نوع افراد اجتماع به عنوان اینکه‌ این حرکت با عفت عمومی سـازگاری‌ نـدارد‌ به مخالفت برمی خاستند و آن عمل را ممنوع و حرام می دانستند.
این کلمه در تمام شئون اجتماعی راه داشت‌ در‌ خـانه؛ در کـوچه، در بـازار، در گفت و شنود آثار وجودی آن نمایان‌ بود‌ وقتی دختری می خواست به خانه شوهر برود بزرگترین‌ جهیزیه‌ای‌ کـه‌ تـازه عروس به خانه داماد می برد عبارت‌ بود‌ از سرمایه‌ عفت و عصمت ولی از آن روزی که آزادی بـی بـند و بار غـربی در‌ اجتماع‌ و شئون زندگی ما راه پیدا‌ کرد‌ آغاز محدودیت‌ این‌ کلمه‌ بود.
هر چه مظاهر تـمدن غـربی‌ در‌ اجـتماع ما بیشتر می شد محدودیت این کلمه فروان تر می گردید. امروزه کار‌ بدان جا کشیده شده است‌ که‌ می بایستی بدون اغراق اعتراف کرد‌ که‌ بـسیاری از مـواردی که این کلمه بکار می رود استعمال خود را از دست‌ داده‌ است آثار وجـودی ایـن کلمه‌‌ از‌ میان‌ رفته است. عفت‌ دختران‌ و پسـران، عـفت زنـان و مردان‌؛ عفت‌ فردی و اجتماعی‌ عفت زبان و عـفت قـلم همه و همه از میان رفته است و اگر گفته‌ شود‌ که باز این کلمه از اسـتعمال‌ نـیفتاده‌ است چه‌ در‌ اجتماع‌ کنونی بـاز در سـر‌ زبان ها آورده مـی شود در جـواب بـاید گفت متأسفانه معنائی که امروز از کـلمه نـجابت و عفت‌ به خاطره‌ ها‌ می گذرد با آن مفهومی که در‌ دیروز‌ گذشته‌ از‌ این‌ کلمه بدست مـی آمد‌ مـغایر‌ می باشد.
چه امروزه اگر دختری بـه تمام آداب‌ و رسوم تمدن عـصری آشـنائی داشته و به طرز معاشرت و رفت و آمـدهای‌ اجـتماعی‌ آشنا‌ باشد گویند دختری است باادب و اگر دختری‌ از‌ چنین‌ مسائلی‌ اطلاع‌ نداشته‌ و از ایـن نـوع معاشرت ها بیزار باشد گـویند دخـترک بـی‌ ادب و بی‌ حیائی می باشد...چـنین دخـتری نامش در ستون‌ دختران امـل ضـبط خواهد شد...البته ناگفته نماند که این‌ پدیده عصری در طبقه خاصی رواج‌ کامل دارد ولی در بـسیاری از خـانواده ها هنوز اصول اصلی و اساسی عـفت رعـایت می گردد...

ایـن شـکست اخـلاقی از کجا بوجود آمد؟!...

به یـقین می توان‌ گفت‌ که یکی از عواملی که در شیوع این بی عفتی و بی حیائی مؤثر بوده‌ و تأثیرات عـمیقه‌ ی آن را حـتی ملل جهان تصدیق دارند عبارت از «سـینما و تـلویزیون»... تـعلیم و تـربیتی کـه‌ به وسیله‌ دیدن حـاصل مـی شود هرگز قابل مقایسه با شنیدن و استماع‌ کردن نمی باشد و علاوه بر این اثرات این عوامل در موقعی کـه دخـتران و پسـران اجتماع‌ در‌ بحرانی ترین دوران عمر خود‌ می باشند‌ بـسیار شـدید مـی باشد.
و هـمین آشـنائی بـا محیط سینماست که اذهان دختران و پسران را مشوب می کند و نتیجتاً این گروه از جوانان صحنه های زندگی خود‌ را‌ بر روی رفتار و حرکات‌ هنرپیشگان‌ سینما قرار می دهند در اصول اخلاقی و کیفیت مـعاشرت از آنها پیروی و تقلید می نمایند و بنا به گفته‌ یکی از شخصیت های برجسته هنوز بسیاری از زنان و دختران اجتماع ما نمی دانند که وضع‌ و حال‌ زنان غربی با هنرپیشگان مغایرت دارد.
چه این گروه از هنرمندان‌ بـرای بـدست آوردن منافع مادی مانند عروسکان خود را بزک کرده با وضع زننده‌ای خود را در سینما ظاهر‌ می سازند‌ و وظیفه هنرمندی‌ خود را انجام می دهند و چیزی که در نظر این گروه‌ از هنرمندان ارزشی ندارد همان مـسائل اخـلاقی‌ و عصمت و عفت فردی و اجتماعی است.
آری یکی از خطاهای دختران ما‌ این است‌ که‌ دروس زندگی خود را از سینما شروع‌ می کنند و این خطای بزرگی است که زیان هـای جـبران ناپذیری ‌‌دارد‌ روی همین نکته‌ است کـه پسـران ادای هنرپیشگان مرد و دختران ادای هنرپیشه‌گان زن‌ را‌ در‌ می آورند.
غافل از اینکه شاید به همان مقداری که برخی از زنان و دختران اجتماع ما آرزوی‌‌ دیدار و برخورد بعضی از هنرپیشگان را دارند و دلشـان مـی خواهد که از نزدیک قد‌ و بـالای بـرخی‌ از هنرپیشگان‌ را‌ ورانداز کنند.
به همین نسبت و شاید هم بیشتر بسیاری از زنان غرب از دیدار هنرپیشگان نفرت داشته در هنگام برخورد با آنها روی خود را از آنها بر می گردانند چه اینان‌ عفت و حیای اجتماعی و فـردی را بـازیچه قرار داده‌اند.

کاسه از آش داغ تر

یکی دیگر از علل این فساد و تباهی آزادی بی حد و حصر دختران و پسران ما می باشد کسانی که به کشورهای‌ غربی‌ سفر کرده و وضع و روحیات افراد آن ممالک را بررسی‌ کرده مـورد مـطالعه قرار داده اند، همگی به اتفاق می گویند که در ممالک غرب دختر تا مادامی که به خانه شوهر نرفته است آزاد‌ است‌ ولی چون قـدم در زندگی خانوادگی گذارد و به خانه شوهر وارد شد دوران مقید بودن او آغاز می شود در ایـن وضـع دیـگر عین و اثری از آزادی‌ بی بند و بار دیده‌ نمی شود‌.
در زمان گذشته وضع خانواده‌ها چنین ایجاب می کرد که دخـتران ‌ ‌مـا روی تعالیم دینی‌ و تربیت خانوادگی اصولا از آزادی مطلق محروم بودند و قوانین اخلاقی و مذهبی حدود اخـتیارات آنـها را‌ تـعیین‌ کرده‌ بود و اگر به خانه شوهر می رفت‌ باز‌ این‌ وضع چندان تفاوتی‌ نمی کرد ولی آنچه مسلم اسـت این نکته است که در برخی از خانواده‌ ها این تعالیم اخلاقی از میان‌‌ رفته‌ و سنن‌ و آداب غـربی جای آن را گرفته اسـت روی ایـن‌ اقتباس‌ دختران پیش از ازدواج از آزادی مطلقی برخوردار می باشند و از همه جالب تر اینکه این بهره برداری از آزادی‌‌ پس‌ از‌ ازدواج هم ادامه دارد و اینجاست که یکبار دیگر مثل معروف‌ کاسه از آش داغ‌ تر خودنمائی می نماید.

میعادگاه های عشاق تـهران

برای اینکه خوانندگان ارجمند گفتار ما را مبالغه‌ آمیز‌ ندانسته‌ و تصدیق کنند که این‌ امر واقعیت داشته و گوشه کوچکی از فساد‌ اخلاقی‌ اجتماعی عیان گردد ناچار خوانندگان‌ عزیز را به مقاله‌ای که «در اطلاعات هفتگی» تـحت عـنوان «میعاد گاه های‌ عشاق‌‌ تهران‌ کجاست» متوجه می کنیم و چون این مقاله مفصل است لذا به فرازهائی از آن‌ اکتفا می شود‌: عده‌ای‌ از دختران و پسران بی آنکه از حقیقت زندگی بوئی برده باشند اسیر احساسات خود‌ شده‌‌ بـه دنبال‌ هـوس های زودگذر و بچگانه خود می روند و به قول خود عاشق می شوند هیچ شکی نیست‌ این عشق ها‌ خیلی‌ زود فراموش می شود و غالبا اثر و نتیجه جز ندامت و پشیمانی ندارد.
سپس نویسنده از‌ میعاد‌ گاه‌ های عـشاق تـهران نام برده نام خیابان ها را یکایک می شمارد و طرز برخورد آنها را‌ بیان‌ می کند و ضمنا اعتراف می کند که سینماهای تهران نقش عمده‌ای را در زندگی عاشقانه‌ مردم‌ عاشق‌ پیشه تهران بازی می کند و بـهترین اوقـات بـرای اینکار از ساعت‌ 2 تا 4 بعد از ظـهر اسـت‌ در‌ ایـن ساعات تمام صندلی ها بوسیله‌ ی عشاق اشغال شده است آن وقت این نویسنده‌ از‌ خیابان ها‌ و سینماها و اتومبیل گذشته می گوید تلفن هم یکی از وسائل روابـط عـاشقانه اسـت و طبق اظهار یک‌ مقام‌ مطلع‌ از اداره تلفن روزانه بـیش از ده هـزار تلفن‌ عاشقانه در تهران‌ می‌ شود و اگر روزی این تلفن ها کنترل شود بسیاری از روابط عاشقانه و اسرار مگو برملاء می‌ شـود‌.
در خـاتمه نـویسنده از مدار انصاف خارج نشده اعتراف‌ می کند که در‌ تهران‌ روی هم رفـته صدی چهل روابط عاشقانه‌ به علت‌ اخلاق‌ متنوع پسند مردان پس از یکی دو‌ ماه‌ سرد و خاموش می شود. صدی چهل نـیز بـه اختلاف و نـزاع و دادسرا می کشد و صدی بیست‌ به‌ ازدواج منجر می گردد و متأسفانه فراوان‌ دیده‌ شـده اسـت‌ که‌ اینگونه‌‌ ازدواج ها نیز پایان خوشی نداشته و به جدائی‌ انجامیده‌ است یکی از نکات برجسته این مقاله‌ اعـترافی اسـت کـه نویسنده ضمنا‌ نموده‌ می گوید هشتاد و پنج درصد این جوانان‌ را دانشجویان؛ دانش آمـوزان‌ و کـارمندان‌ ادارات تـشکیل می دهند، البته آغاز‌ این‌‌ صحنه‌ها یا از سینما یا از مجله و یا از دانشگاه و بالاخره از جلوی‌ در‌ دبـیرستان دخـترانه‌ مـی باشد.

یکی از خطاهای دختران ما‌ این است‌ که‌ دروس زندگی خود را از سینما شروع‌ می کنند و این خطای بزرگی است که زیان هـای جـبران ناپذیری ‌‌دارد‌ روی همین نکته‌ است کـه پسـران ادای هنرپیشگان مرد و دختران ادای هنرپیشه‌گان زن‌ را‌ در‌ می آورند.

غافل از اینکه شاید به همان مقداری که برخی از زنان و دختران اجتماع ما آرزوی‌‌ دیدار و برخورد بعضی از هنرپیشگان را دارند و دلشـان مـی خواهد که از نزدیک قد‌ و بـالای بـرخی‌ از هنرپیشگان‌ را‌ ورانداز کنند.
به همین نسبت و شاید هم بیشتر بسیاری از زنان غرب از دیدار هنرپیشگان نفرت داشته در هنگام برخورد با آنها روی خود را از آنها بر می گردانند چه اینان‌ عفت و حیای اجتماعی و فـردی را بـازیچه قرار داده‌اند.


از‌ همه‌ بدتر‌ اینکه نویسنده می گوید‌ اکنون‌ دختران و زنان خود را‌ در‌ ابراز عشق علنی‌ مـحق دانـسته بسیاری از جوانان نامه های متعددی از جانب دختران‌ دریافت‌ می کنند که در آن‌ جوانان را‌ بـه میعادگاه‌ عـشق دعـوت‌ کرده‌اند‌.
در‌ اینجا خوبست رشته سخن‌ را متوجه زنان بیدار و هشیار که دم از آزادی زده برای‌ رسیدن به کرسی وکـالت تـلاش‌ می کنند‌ نموده از آنها سؤال شود آیا‌ شرکت‌ در‌ مجلس‌ شوری‌‌ و قبول وکالت برای‌ شـما‌ ارزش واقـعی دارد یـا اینکه هر یک از این بانوان مجانی و بلاعوض‌ به عنوان راهنمای دختران در‌ دبیرستان‌ های‌ دختران شرکت کـرده و حـقایق زندگی را برای‌‌ آنها‌ تدریس‌ می کردید‌ و بی‌ اساسی‌ هوس های‌ زودگذر آنان را تشریح می نمودید؟
کدامیک از این دو ضـروری اسـت و اگـر از پذیرفتن این سمت افتخاری معذور بودید لااقل از بنیان گذاران‌ فرهنگ تقاضا می کردید که خوب است یـک صدم‌ از مـخارجی کـه برای تربیت جسمی‌ دختران بعنوان ورزش به مصرف می رسد برای تربیت روحی دختران و پسـران اخـتصاص‌ داده میشد و اما راجع به آزادی زنان شوهردار عفت قلم و موقعیت مجله ارجمند اجازه‌ نمی دهد‌ در این باره سـخن بـه میان آید ولی خوانندگان عزیز خود می دانند و در روزنامه ها خوانده‌ اند که‌ افسر جوانی در شـمیران زن خـود را هدف گلوله قرار داد و خود نیز‌ با‌ دو گـلوله خـودکشی کـرد و هر دو فدای بهره برداری از آزادی های بی حـد و حـصر شدند چه می گویند این افسر با غیرت زن‌...

 


 

منبع:
«درس هایی از مکتب اسلام » آذر 1340، سال سوم - شماره 10

فناوری تبدیل گفتار به نوشتار در کروم

 

 

انتخاب : به تازگی گوگل ویژگی جدید نرم افزار Google Docs که با استفاده از آن می توان گفتار خود را تبدیل به نوشتار کرد معرفی نمود. ظاهراً برای آن که بتوان از این ویژگی استفاده کرد می بایست نرم افزار Google Docs به شکل مداوم بر روی دستگاه اجرا شود، اما گویا سیستم عامل کروم قرار است به زودی این ویژگی را بدون آن که لزومی برای این کار باشد عرضه کند.
 

این کار کروم، یعنی عرضه ی ویژگی تبدیل گفتار به نوشتار بدون نیاز به اجرای مداوم نرم افزار گوگل داکس، به سبب درخواست اعمال برخی تغییرات در کدها بوده است. این درخواست موارد دیگری را نیز شامل شده. این موارد عبارتند از: امکان ساپورت ویژگی دیکته در سیستم عامل کروم، راه اندازی این سیستم با استفاده از کلیدهای Ctrl+Alt+S، آغاز یک فرآیند دیکته ی جدید همزمان با فشردن هر میان بر، فعال شدن آیکون صدا همزمان با شروع فرآیند دیکته ی جدید، تشخیص اتمام دیکته به واسطه ی سکوت کاربر.

بنابراین اگر این تغییرات در این ویژگی اعمال شوند و از طریق سیستم عامل کروم قابل استفاده باشند، دیگر به راحتی می توان با فشردن کلیدهای Ctrl+Alt+S از این ویژگی و امکانات اش استفاده کرد. لازم به ذکر است که برای اولین بار دسترسی به این میان بر بایستی به صورت دستی تنظیم شود.

اگر تنها یک نصیحت برای والدین در مورد استفاده کودکان از تکنولوژی داشته باشید، آن چیست؟

اگر مایل هستند در زندگی دیجیتال کودکان شان نقش موثر و فعالی ایفا نمایند باید خود را با زندگی فناورانه امروز وفق دهند و سعی در آموختن و همراه بودن با فرزندان شان داشته باشند

 

 

چگونه والدین می توانند میزان استفاده از وسایل الکترونیکی و هوشمند را مدیریت کنند؟
بهترین نسخه برای تعیین میزان استفاده از صفحات نمایشگر برای کودکان 30 تا 60 دقیقه در روز است که البته این میزان می تواند با ورود نوجوانان به سن 13 و بالاتر، کمی افزایش یابد



❓چه زمانی برای خریدن اولین تلفن هوشمند برای کودکان مناسب است؟
پاسخ به این سوال نیز بستگی به خود خانواده ها و برداشت آنها از میزان رشد و بلوغ فکری و نیاز فرزندان شان دارد. اما معمولا حداقل سن برای داشتن تلفن همراه هوشمند 13 سال است.



❓چگونه والدین می توانند کودکان را برای استفاده از شبکه های اجتماعی آماده کنند؟
اولین کار والدین این است که به نحو مثبت و موثر و آگاهی بخشی در مورد کارکرد شبکه های اجتماعی صحبت کنند. همچنین نقاط قوت و ضعف، مزایا و خطرات شبکه های اجتماعی مجازی را مورد بحث و بررسی قرار دهند و کودکان و نوجوانان خود را مطمئن نمایند که هر زمان که احساس خطر یا نیاز نمودند والدین برای مشورت و راهنمایی حاضرند و بدون قضاوت می توانند به حرف های او گوش دهند و راهنمایی کنند.

❓چطور امنیت اینترنتی را برای فرزندان مان تامین کنیم؟
امروزه به سبب گستردگی امکانات استفاده از اینترنت و شبکه های اجتماعی، همه مردم و از جمله کودکان و نوجوانان به راحتی ممکن است در معرض خطر آزارگران دیجیتال قرار بگیرند. این آزارها می تواند انواع مختلفی داشته باشد از باج خواهی گرفته تا ارسال تصاویر و متون مستهجن و هرزه نگاری و از آزار کلامی در اظهار نظر روی عکس ها گرفته تا وارد کردن نوجوان در باندهای خلاف کاری. بنابراین همیشه مراقب باشید به فرزندان تان در مورد روی تاریک فضای مجازی نیز به خوبی توضیح دهید. معمولا در چنین مواردی موعظه کردن چندان مفید نیست بهترین روش این است که فرزندان را وارد یک بحث و تعامل دوجانبه کنید هم بگوئید و هم از او بشنوید و بخواهید تجارب خود و دوستانش را برای شما تعریف کند و با هم به دنبال راه حل بگردید و نشانه ها را شناسایی کنید.
حریم خصوصی از جمله مفاهیمی است که باید در دنیای دیجیتال و مرتبط امروز مورد بحث و بازتعریف قرار گیرد. اینکه فرزند شما بداند اسم و مشخصات خود و خانواده اش، نشانی منزل و حساب بانکی و عکس های خانوادگی جز و حریم شخصی به شمار می آیند و نباید بدون دلیل و بدون اطمینان از نیت طرف مقابل، با دیگران به اشتراک گذاشته شود.

 

 زینب شاه مرادی - مرکز یادگیری تبیان


منبع: پرتال جامع آموزش و تدریس

اینفوگرافیک - زخم های بازی های رایانه ای

 

 

بازی های رایانه ای با بهره گیری از تصاویر پرتحرک و صداهای مهیج ، دنیایی از هیجان را به کاربران تشنه جنب و جوش می دهد وهمین جذبه و کشش زیاد است که روح و جسم آنان را برده وار ، مطیع خود می سازد. این بازی ها با ترفندهای گوناگون چنان تاثیری بر فکر و اعصاب فرد می گذارند که در واقع خود او نیز جزئی از مجموعه ماشینی می شود .

 

الف) آسیب های جسمانی
ـ چشمان فرد، به دلیل خیره شدن مداوم به صفحه نمایش رایانه، به شدت تحت فشار نور قرار می گیرد و دچار عوارض منفی می شود؛
ـ مشاهده ها نشان می دهد که نوجوانان، چنان غرق بازی می شوند که توجه نمی کنند به دلیل درگیر شدن در ماجرای بازی، تا چه حد از لحاظ بینایی و ذهنی، به خود فشار می آورند؛
ـ به دلیل این که نوجوان در یک وضعیت ثابت تا ساعت ها می نشیند، ستون فقرات و استخوان بندی اش دچار اشکال شده و فرد، مبتلا به آرتروز می شود. همچنین احساس سوزش و سفت شدن گردن، کتف ها و مچ دست، از دیگر عوارض کار ثابت و طولانی مدت با رایانه است؛
ـ هیجان همیشگی هنگام بازی، بر روی ارگانیسم فرد تاثیر گذاشته و پی آمدهای منفی بر دستگاه گردش خون و گوارش می گذارد، هم چنین این هیجان های دروغین، سلامت روانی کودک را به خطر می اندازد؛
ـ پوست فرد، در معرض بمباران همیشگی پرتو هایی قرار می گیرد که از صفحه رایانه پخش می شود؛
ـ ایجاد تهوع و سرگیجه، بویژه در کودکان و نوجوانانی که زمینه صرع دارند، از دیگر عوارض این بازی هاست؛
ـ به نظر برخی از متخصصان اعصاب و روان، بازی های پرهیجان رایانه ای که طی آن، صفحه نمایش گر رایانه، از فلاش ها و شعا ع های خیره کننده نوری پوشیده می شود، سبب بروز هیجان های شدید عصبی در نوجوانانی می شود که از نظر عصبی ضعیف هستند و برای ابتلا به صرع، آمادگی دارند.
به گفته پزشکان، دلیل عمده ناراحتی صرع، مربوط به کسانی می شود که نسبت به نور حساسیت دارند و تحمل چشمک های پی در پی نور در بازی های رایانه ای برای آنان دشوار است.
به گفته انجمن بیماران صرع انگلیس، حدود یک درصد از نوجوانان غیرمبتلا به بیماری صرع، به نور حساسیت دارند؛ در حالی که این رقم در میان بیماران مبتلا به این بیماری، پنج درصد است که حتی در مواردی هنگام بازی صرع به مرگ گزارش شده است.
مادر یک نوجوان 14 ساله در یک بررسی که روزنامه انگلیسی «سان» در این باره انجام داد گفت: پسرم بر اثر بازی رایانه ای «نینتندو» جان سپرده است. وی افزود که پسرش پس از یک ساعت بازی، دچار تشنج شد و به زمین افتاد و چند دقیقه بعد، جان سپرد.

ب) آسیب های روانی ـ تربیتی
1. تقویت حس پرخاش گری
مهم ترین ویژگی بازی های رایانه ای، حالت جنگی بیش تر آن هاست و این که فرد باید برای رسیدن به مرحله بعدی بازی، با نیروهای به اصطلاح دشمن بجنگند. استمرار چنین بازی هایی، نوجوان را پرخاش گر و ستیزه جو می سازد و تلاش می کند خواست هایش را با زور و تهاجم به دست آورد.

2. انزوا طلبی
نوجوانانی که همیشه با بازی های رایانه ای درگیرند، به انزوا و درون گرایی متمایل شده و در برقراری ارتباط اجتماعی پویا با دیگران ناتوان خواهند بود. این روحیه انزواطلبی باعث می شود که نوجوان از گروه هم سالان جدا شود که این خود زمینه ساز ناهنجاری های دیگر است.
مادری در این باره می گوید: فرزندم به این بازی معتاد شده است. او هر روز با تردستی و شیرین کاری، خود را به صفحه تلویزیون می رساند و از دنیای بیرون به کلی بی خبر است؛ حتی متوجه رفت و آمد میهمان نمی شود؛ و همیشه پس از دست کشیدن از این برنامه، با سردرد و کسالت مواجه می شود.

3. تنبل شدن ذهن
در این بازی ها، به دلیل این که بیش تر، کودک و نوجوان با ساخته ها و برنامه های دیگران روبه روست و کم تر قدرت دخالت و تصرف در آن ها را می یابد، حالت انفعال گرفته و اعتماد به نفس او در برابر ساخته ها و پیش رفت دیگران، متزلزل می شود. دکتر شهلا کاظمی پور (مشاور علمی مرکز سنجش برنامه ای صداوسیما) می گوید: بیش تر خانواده ها تصور می کنند در بازی های رایانه ای، فرد در بازی، مداخله فکری همیشگی دارد. به نظر من این مداخله، فکری نیست؛ بلکه این بازی ها سلول های مغزی را فریب می دهند. از نظر حرکتی نیز این بازی ها تنها چند انگشت کودک را حرکت می دهند. ما هرچه در این مسیر حرکت کنیم و این بازی ها را گسترش دهیم، انسان هایی را تحویل جامعه خواهیم داد که سرخورده، افسرده، غیرمتحرک و غیرسازنده می باشند، خوداتکایی آن ها بسیار کم خواهد بود و ابتکار عمل نخواهند داشت؛ در حالی که برای جامعه، نیاز به انسان هایی خلاق، مبتکر و متفکر داریم.

4. پی آمد منفی در روابط خانوادگی
در دوره کنونی که زندگی ها به سوی ماشینی شدن پیش می رود، خود به خود، روابط عاطفی رنگ باخته و در کنار هم بودن خانواده کم تر شده است. در چنین وضعی، بسیاری از مردم از وجود تلویزیون به عنوان جعبه جادویی که باعث سردی روابط خانوادگی شده است، یاد می کنند؛ در حالی که جعبه جادویی دیگری با جاذبه سحرآمیزتری به نام رایانه نیز به زندگی ماشینی ما وارد شده و دشواری ها را دو چندان کرده است.
خانمی می گوید: همسرم برای انجام پژوهش های دانشگاهی اش یک رایانه به منزل آورد که چند دیسک بازی هم ضمیمه آن بود. دو پسر من در طول روز با آن سرگرم بازی می شدند وحتی سرشب ها ترجیح می داند با این وسیله سرگرم کننده نوین، وقت بگذرانند. طولی نکشید که همسرم هم به این بازی ها جلب شد. کم کم دریافتم که تمرکز و صرف وقت آنان به این ترتیب، روابط خانوادگی و عادی را تحت تاثیر قرار داده است؛ به خود آمدم و با قاطعیت از همسرم خواستم که رایانه را به محل کارش منتقل کند.
خانواده دیگری این گونه شکایت می کند: در تعطیلات تابستانی قصد مسافرت داشتیم. مخارج و مقدمات آن نیز از پیش تامین شده بود؛ اما اشتغال بیش از حد و علاقمندی بچه ها به بازی رایانه ای، آنان را از این تفریح سالم و شاد، محروم کرد.

5. افت اخلاقی
برخی از برنامه های رایانه ای، با بازی های ساده آغاز شروع شده و به تصاویر مستهجن ختم می شوند؛ در برخی از این بازی ها، جایزه پیروزی، ظاهر شدن عکس های مستهجن بر روی صفحه رایانه شماست.
بی تردید در ساخت و تولید این بازی ها، دست سازمان های جاسوسی سیا، موساد و... در کار است و می خواهند ذهن و روان کودکان ما را مسموم کنند.

6. افت تحصیلی
به دلیل جاذبه مسحور کننده این بازی ها، نوجوانان وقت بسیاری را صرف آن می کنند و در واقع، با مصرف انرژی عصبی و روانی خویش و با چشمان و ذهنی خسته به بستر می روند و گاه، صبح زودتر از وقت معمولی بیدار می شوند تا پیش از مدرسه نیز اندکی بازی کنند. بی تردید، این علاقه، سبب افت تحصیلی خواهد شد.

7. زمینه ساز از خود بیگانگی
دنیای مجازی ولی نزدیک به واقعیتی که در بازی های رایانه ای به تصویر کشیده می شود، آن قدر مسحور کننده و جذاب است که مخاطب کودک و نوجوان در معرض تاثیر تمام باورهایی قرار می گیرد که از سوی طراحان این بازی ها به او القا می شود.
فرد، دچار از خودبیگانگی شده و مانند آن ها می اندیشد. برای نوجوانی که در حال بازی است فرقی نمی کند که دشمن کیست؛ دشمن همان است که بازی می گوید. در میان انبوه بازی های رایانه ای که اکنون به آسانی در دسترس کودکان قرار می گیرند، بازی هایی وجود دارند که در آن مسایل اعتقادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشورهای مسلمان بویژه ایران، مورد گستاخی قرار می گیرد.
در یک بازی به نام 111ـF پنج کشور مسلمان که در میان آن ها نام ایران هم دیده می شود، به عنوان کشورهای حامی تروریسم معرفی می شوند؛ سپس بچه ها در قالب خلبان هواپیمای جنگنده ماموریت می یابند تا نقاط حساس این کشورها هم چون مراکز اقتصادی و نظامی را بمباران کنند.
در واقع، ترویج گران تروریسم، این بازی ها را میدان مناسبی برای تاخت و تاز عقید ه ها و آرای خود در میان کودکان و نوجوانان یافته اند و حقیقت ها و واقعیت های موجود را به آسانی وارونه جلوه می دهند.
در بازی دیگر، یک ناو آمریکایی به خلیج فارس می آید، سپس در جریان بازی، محل ماموریت بچه ها در کشتی تعیین می شود و آنان وظیفه دارند تا از ناو آمریکایی در برابر قایق های تندروی ایرانی که در آن تیپ های حزب اللهی دیده می شوند محافظت کنند.
متاسفانه این گونه بازی ها، بی هیچ کنترل و نظارتی از سوی مراجع ذی صلاح، به آسانی در دسترس فرزندان مان قرار می گیرد.

اینفوگرافیک - زخم های بازی های رایانه ای

رهنمودها
اگر چنان چه قرار است از بازی های رایانه ای بهره بگیرید، بهتر است بازی های تصویری خلاق که باید به وسیله آن ها، معماهایی را حل کرد، بیش از بازی های دیگر مورد توجه قرار گیرد.
بازی های دسته جمعی، کم تر مسئله ساز است؛ این بازی ها، زمانی بیش تر ویران گر است که ما را به تنهایی برای ساعت های طولانی، مسحور خود کند.
ضروری است که همیشه بین دو نوبت بازی استراحت کنیم. دو شرکت بزرگ ژاپنی سازنده بازی های رایانه ای موسوم به «نینتند» و ـ سگا به خریداران هشدار داده و توصیه می کنند که بین بازی ها، به طور منظم به خود استراحت دهید.
صفحه نمایش گر رایانه، اندکی پایین تر از چشم ها قرار داده شود تا چشم ها مسلط به صفحه رایانه باشد.
روشنایی اتاق به نحوی تنظیم شود که بازتابش و زنندگی نور به حداقل برسد.
بهتر است با خودمان عهد ببندیم که مثلاً تنها در روزهای تعطیلی مجاز به بهره گیری از این بازی ها باشیم.
آسیب های رایانه و آفت های آن را هیچ وقت فراموش نکنیم.

 


زینب شاه مرادی - مرکز یادگیری تبیان

منبع: http://tizland.ir

 

پاسخ حیرت انگیز امام علی (ع) به سوال مشهور «علم بهتر است یا ثروت؟»

 

گروه اجتماعی الف،  ۴ آذر ۱۳۹۶،  

 

امیرالمومنین علی (ع) در مواجهه با سوالی درباره برتری علم یا ثروت، جواب‌های گوناگونی دادند.

 

در کتاب کشکول بحرانی اینگونه آمده است:

جمعیت زیادی دور حضرت علی (ع)حلقه زده بودند. مردی وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید: «یا علی! سؤالی دارم، علم بهتر است یا ثروت؟»، علی(ع) در پاسخ گفت: «علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد.» مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد.

 در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان‌طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید: «اباالحسن! سؤالی دارم، می‌توانم بپرسم؟» امام در پاسخ آن مرد گفت: «بپرس!»، مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید: «علم بهتر است یا ثروت؟»، علی فرمود: «علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ می‌کند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی.» نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همان‌‌جا که ایستاده بود نشست.

 در همین حال، سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد، و امام در پاسخش فرمود: «علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار!» هنوز سخن امام به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. اودر حالی که کنار دوستانش می‌نشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید: «یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟» حضرت ‌علی در پاسخ به آن مرد فرمودند: «علم بهتر است؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم می‌شود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده می‌شود.»

 نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنار ستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تکرار کرد. حضرت‌ علی در پاسخ به او فرمودند: «علم بهتر است؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل می‌دانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد می‌کنند.»

  با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه کردند، یکی از میان جمعیت گفت: «حتماً این هم می‌خواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت!»، کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند. مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد: «یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟»، امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت: «علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد.» مرد ساکت شد.

 همهمه‌ای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را می‌پرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت‌ علی و گاهی به تازه‌واردها دوخته می‌شد. در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت  وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید: «یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟» امام فرمودند: «علم بهتر است؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه می‌شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.»

  در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید که امام در پاسخش فرمود: «علم بهتر است؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش می‌ماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.» سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمی‌گفت. همه از پاسخ‌‌های امام شگفت‌زده شده بودند که، نهمین نفر هم وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید: «یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟»، امام در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود: «علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل می‌کند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان می‌شود.»

  نگاه‌های متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را می‌کشیدند. در همین حال مردی که دست کودکی در دستش بود، وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به روبه‌رو چشم دوخت. مردم که فکر نمی‌کردند دیگر کسی چیزی بپرسد، سرهایشان را برگرداندند، که در این هنگام مرد پرسید: «یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟»، نگاه‌های متعجب مردم به عقب برگشت. با شنیدن صدای علی (ع) مردم به خود آمدند: «علم بهتر است؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی می‌کنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع‌اند.» فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود.

 سؤال کنندگان، آرام و بی‌صدا از میان جمعیت برخاستند. هنگامی‌که آنان مسجد را ترک می‌کردند. صدای امام را شنیدند که می‌گفت: «اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من می‌پرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی می‌دادم.»

 

 

 منبع: کشکول بحرانی، ج1، ص27. به نقل از امام علی‌بن‌ابی‌طالب، ص142.

محدثی گرانقدر از دیار طبرستان ؛ محدث نوری

 

 

روزهای جمعه برنامه او تغییر می‌کرد. صبحها بعد از آنکه از حرم باز می‌گشت به مطالعه برای منبر می‌پرداخت و یک ساعت بعد از طلوع خورشید به مجلس عمومی خود می‌رفت و سخنانی بلیغ و گهربار افاده می‌کرد.

 


تقریباً در صد سال پیش، مرحوم حاج میرزا حسین نوری، کتابی به نام «لؤلؤ و مرجان، در شرایط پله‌ی اول و دوم منبر روضه‌خوانان» نوشت. آن زمان، یک محدث که دلسوز، روشن‌فکر و آگاه بود، به فکر این بود که پله‌ی اول و دوم منبر، هرکدام شرایطی دارد؛ بی‌شرط نمی‌شود وارد این میدان شد. شاید در آن روز، روضه‌خوانان و مرثیه‌خوانان روی پله‌ی اول، و وعاظ روی پله دوم می‌نشستند. آن روز، آن بزرگوار می‌نوشت و در محدوده‌ی دید آن زمان می‌دید؛ اما امروز شما در یک محدوده‌ی وسیع‌تر می‌بینید و می‌توانید آن را عمل بکنید: چه کسی به صورت مجاز منبر برود و مورد قبول جامعه‌ای که بر این کار نظارت دارد، باشد؟ چه بگوید؟ کی و کجا بگوید؟ این، به معنای نسخه‌نویسی و دست این و آن دادن نیست. در کشورهای اسلامی دیگر این‌گونه است که مأموران دولتی چیزی را می‌نویسند و در اختیار امام جمعه‌ای می‌گذارند و می‌گویند این را بخوان. نه، تفکر و مطالعه و بررسی و استفاده‌ی از اساتید فن و پیش‌کسوتهای این میدان لازم است و باید با معیارهایی، مناسب‌گویی و درست‌خوانی، با هدف اصلاح خواندن و گفتن، انجام بگیرد. امروز در بسیاری از زمینه‌ها ضابطه وجود دارد. خوشبختانه حوزه‌های علمیه و در رأس آن‌ها حوزه‌ی مبارکه‌ی علمیه‌ی قم، در جهت سازماندهی و طبقه‌بندی و مراتب‌سازی پیش می‌رود. این، حرکت مبارکی است که اگرچه دیر آغاز شده، اما بالاخره شروع گردیده است. در این میدان هم چنین کاری بایستی انجام بگیرد. البته دشوار است و فکر و زحمت و پشتکار لازم دارد؛ اما باید بشود. آن نسلی که می‌خواهد از سخن دینی ما استفاده کند، اگر ما آن را پیراسته نکنیم، از ما نمی‌گذرد. (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از روحانیون ۱۳۷۰/۰۴/۲۰)

سخن در این مقال از بزرگ مردی است که در پاسداری از حریم قدسی فرستادگان خداوند سبحان از هیچ تلاشی فروگزار ننمود و هرچه در توان داشت در این مسیر در طبق اخلاص گذارد و تقدیم مولای صاحب العصرش ارواحنا فداه نهاد.

محدثی گرانقدر از دیار طبرستان که اهالی آن از دیرباز در زمره فروتنانِ مقابل امامان معصوم علیهم السلام بودند. شیخ میرزا حسین بن محمد تقی بن علی محمد نوری طبرسی (۱۲۵۴-۱۳۲۰ق) معروف به محدث نوری و حاجی نوری از محدثان شیعه در قرن چهاردهم هجری. شهرت محدث نوری بیشتر به سبب تالیف کتاب مستدرک الوسائل است.

پدرش عالم فاضل شیخ محمد تقی بن علی محمد بن تقی نوری (1201 - 1263) که از سرشناسان علما و فقهای عصر بود که برایش مهارت تمام در فقه و اصول و علوم العقلیّۀ [فلسفه] ذکر کرده اند که البته در سرودن شعر هم صاحب ذوق بود. هنوز هشت سال او تمام نشده بود که غبار یتیمی بر چهره او نشست و پدر بزرگوار خود را، از دست داد.

زندگی علمی
حسین در خانواده‌ای اهل علم به دنیا آمده بود. لذا علاقه ای وافر به علم و دانش و سلسله جلیل روحانیت داشت. از همان کودکی به درس فقیه بزرگ آن دیار، مولا محمد علی محلاتی، رفت و علم و دانش را از محضر آن عالم بزرگ فرا گرفت.
میرزا در آغاز جوانی به شهر تهران سفر کرد تا از علمای بزرگ آن شهر نیز بهره‌مند گردد. او در مجلس درس عالم جلیل شیخ عبدالرحیم بروجردی حاضر شد و از خرمن علم و دانش آن دانشمند بزرگ خوشه چید.

وی به تدریج محضر استوانه های علم و فضل و تقوا را درک نمود. از آن جمله می توان اشاره کرد به:
1. شیخِ اعظم مرتضی انصاری. مرحوم محدث چند ماهی بیش محضر بحث شیخ را درک ننمود و در سال 1280 ق از ایشان اجازه نقل حدیث گرفت.
2. فقیهِ گران سنگ مولی محمد علی محلاتی
3. شیخ العراقین، شیخ عبدالحسین طهرانی. ایشان اولین کسی بود که به مرحوم محدث نوری در سال 1276 ق اجازه [اجتهاد یا نقل حدیث] داد.
4. عالم جلیل القدر شیخ عبدالرحیم بروجردی
5. مولی فتحعلی سلطان آبادی
6. فقیه گرانمایه مولی شیخ علی خلیلی
7. سید مهدی قزوینی
8. محقق میرزا محمد هاشم پسر میرزا زین العابدین موسوی خوانساری. ایشان نیز از کسانی است که به مرحوم محدث اجازه داد.
9. فقیه بزرگ میرزا حسن شیرازی
10. عالم بزرگ حاج مولی علی کنی

شاگرد وی مرحوم آغا بزرگ تهرانی در کتاب نقباء البشر درباره ایشان می گوید:
اگر انسان بر آنچه از کتب گران سنگ و تالیفات با ارزش که همچون دریایی موّاج از تحقیق و دقت نظر است؛ و همچنین بر وسعت اطلاعات بی نظیر او، کمی تامل و تفکر نماید؛ بدون شک پی خواهد برد که او به تاییدات روح القدس (از ملائکه مقربین) مویَّد [مورد تایید] بوده است.

وی در جایی دیگر می افزاید:
به راستی که او نفسش را نذرِ خدمت به علم کرد و هیچ چیز به اندازه بحث، جست و جو و کاوش برایش اهمیت نداشت و ... این ها [همه] از فضل خداست و به هرکس که بخواهد عطا می کند و خداوند واسع و علیم است.
مرتبه علمی ایشان تا اندازه ای بالاست که علمای بعد از او به آراء و نظرات ایشان استدلال می کنند و ایشان را به دلیل شدت دقت و عمق دانائیش در استناد کردن کافی می دانند.

مرحوم استاد مطهری در کتاب ده گفتار درباره حدیث مشهور (ان الله یبعث لهذه الامه علی راس کل مائۀ سنۀ من یجدّد لها دینها) می نویسد:
برای این حدیث هیچ طریقی از طرق روایی شیعی موجود نیست، چرا که حاجی نوری آن را از کتاب های اهل سنت نقل نموده و این بزرگترین دلیل بر عدم وجود آن در کتب شیعی است و گرنه حاجی نوری [که بسیار اهل تتبّع بوده است] آن را نقل می کرد.

و یا این که استاد کیوان سمیعی در خصوص نادرست بودن انتساب آل وحید بهبهانی به شیخ مفید این گونه می نویسد:
حاجی میرزا حسین نوری که از نظر تتبُّع در حدیث و رجال کم نظیر است، آن [انتساب آل وحید بهبهانی به شیخ مفید] را در کتاب "فیض القدسی" و "خاتمه مستدرک الوسائل" ذکر نکرده است و این دلیل بر عدم صحت آن است.

ونظیر آنچه که آمد از مولی کاظم خراسانی و سید محسن امین [مؤلف اعیان الشیعۀ] و دیگر بزرگان بسیار نقل شده که جملگی از عظمت تسلط محدث نوری بر حدیث و رجال حکایت می کند و ما اینجا به ذکر همین دو مورد بسنده می کنیم.

آثار و تالیفات
ایشان از دایره سلسله ای عظیم از علمای شیعه است که مسئولیت محکم کردن پیمان ولایت میان شیعیان و امام عصرشان علیه السلام را به گردن گرفت و در اثبات وجود آن امام حیّ و حاضر (ولی از دیده شناختِ اغیار غائب) اهتمام فراوان می ورزید. همچنین در بر طرف کردن شبهاتی که نسبت به امام عصر ارواحنا فداه بود از اشخاص شیعه تلاش می نمود.

همچنین عمل می کرد به آنچه که امامش به آن راضی بود. می بینیم که کتابی تالیف کرده است که نامش چنین است:
"کشف الاستار فی احوال الامام الغائب عن الابصار" که در رد بر شاعری است که در شعرش نسبت به وجود آن حضرت شک و شبهه وارد کرده بود.

و کتابی دیگر با نام:
"جنۀ المأوی فیمن فاز بلقاء الحجۀ -علیه السلام- [له او معجزته] فی الغیبۀ الکبری" که در آن از 59 نفر از علاقمندان آن حضرت یاد می کند تا عنایت امام علیه السلام در عصر غیبت را بر همگان آشکار سازد.

تالیفات ایشان :
کتاب هایی که به عربی تالیف نموده اند:
1. اخبار حفظ القرآن
2. الاربعونیات به جمع چهل امر از اموری که در روایات معصومین علیهم السلام به عدد اربعین اشاره دارد.
3. البدر المشعشع در بیان ذره جناب موسی المبرقع علیه الرحمۀ
4. تحیّۀ الزائر
5. جنۀ المأوی فیمن فاز بلقاء الحجۀ -علیه السلام- فی الغیبۀ الکبری
6. دارالسلام فیما یتعلق بالرویا و المنام
7. رسالۀ فی موالید الائمّه علیهم السلام
8. الصحیفۀ الثانیۀ العلویۀ شامل 103 دعا از ادعیه آن حضرت علیه السلام
9. الصحیفۀ الرابعۀ السجادیۀ که در آن 77 دعا از امام سجاد علیه السلام را جمع کرده است که در صحف سجادیه پیشین ذکر نشده است.
10. ظلمات الهاویۀ فی مقالب معاویه
11. الفیض القدسی فی ترجمۀ علامۀ المجلسی
12. کشف الاستار عن وجه الغائب عن الابصار
13. مستدرک مزار البحار که از جمله تصنیفات ایشان است که چاپ نشد.
14. مستدرک الوسائل
15. معالم العِبَر فی استدراک "البحار" السابع عشر
16. نفس الرحمان فی فضائل سیدنا سلمان

کتاب هایی که به فارسی تالیف کرده اند:
1. ترجمه جلد دوم دارالسلام
2. سلامۀ المرصاد
3. شاخه طوبی
4. کلمه طیبه
5. لؤلؤ و مرجان در شرط پله اول و دوم روضه خوان: در آداب روضه خوانی
6. النجم الثاقب فی احوال الامام الغائب
و بسیاری از کتب دیگر که برای جلو گیری از اطاله مقاله از نام بردن آن ها خود داری می شود.

سیره زندگی
محدث نوری (اعلی الله مقامه) پیوسته ملتزم به وظایف شرعی بود و برای هر ساعتی از شبانه روز برنامه‌ای داشت که از آن تخلف نمی‌کرد.
شاگردش آقا بزرگ تهرانی برنامه زندگی وی در نجف اشرف را این گونه بیان می‌فرماید:
زمان نوشتن وی بعد از نماز عصر تا هنگام غروب بود و زمان مطالعه وی بعد از نماز عشا تا هنگام خواب بود.
او همیشه با وضو می‌خوابید و شب‌ها هم کم می‌خوابید، دو ساعت قبل از طلوع فجر بیدار می‌شد و وضو می‌گرفت. یک ساعت قبل از طلوع فجر به حرم حضرت امیرمؤمنان علی علیه‌السّلام مشرف می‌شد و این برنامه در زمستان و تابستان ادامه داشت.
او پشت «در قبله» می‌رفت و نماز شب می‌خواند تا سید داود نائب، کلید دار حرم، می‌آمد و در را باز می‌کرد و محدث نوری اولین کسی بود که وارد حرم می‌شد.

او به سید داود در روشن کردن چراغهای حرم کمک می‌کرد آنگاه بالای سر ضریح حضرت می‌ایستاد و زیارت می‌خواند. بعد از طلوع فجر نماز صبح را به جماعت اقامه می‌کرد و تا هنگام طلوع خورشید به تعقیبات نماز و دعا می‌پرداخت.

بعد از آن به کتابخانه بزرگ خود می‌رفت. آن کتابخانه شامل هزاران جلد کتاب نفیس و نسخه‌های خطی ارزشمند و گران‌بها و کم‌نظیر و یا منحصر به فرد بود. او به جز به هنگام ضرورت از کتابخانه خارج نمی‌شد. بعد از ساعتی برخی از شاگردانش مانند علامه شیخ علی بن ابراهیم قمی و شیخ عباس قمی، صاحب مفاتیح الجنان و مولی محمدتقی قمی برای تصحیح و مقابله و نگارش و یا نسخه برداری به کمک او می‌آمدند.

بعد از پایان کار کمی غذا می‌خورد و استراحت می‌کرد و بعد، نماز ظهر را در اول وقت می‌خواند و بعد از نماز عصر، دوباره همان برنامه را ادامه می‌داد.

روزهای جمعه برنامه او تغییر می‌کرد. صبحها بعد از آنکه از حرم باز می‌گشت به مطالعه برای منبر می‌پرداخت و یک ساعت بعد از طلوع خورشید به مجلس عمومی خود می‌رفت و سخنانی بلیغ و گهربار افاده می‌کرد.

او سعی بر آن داشت تا هر چه بالای منبر می‌گوید یقینی باشد و مطالب مشکوک را مطرح نمی‌کرد و هنگام ذکر مصیبت اهل‌بیت علیهم‌السّلام اشک بر محاسن شریفش جاری می‌شد.

بعد از مجلس به مستحبات روز جمعه مانند کوتاه کردن ناخن و شارب و غسل روز جمعه و دعاها و آداب و مستحبات دیگر می‌پرداخت. عصر روز جمعه هم چیزی نمی‌نوشت و به حرم می‌رفت و مشغول انجام زیارت و دعاهای وارده می‌شد و این برنامه ایشان تا هنگام وفات ادامه داشت.

حکایتی از حاج میرزا حسین نوری
مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی در کتاب «الکلام یجر الکلام» ضمن توصیه به اینکه " انسان در هر راه باشد، باز بايد راه باريكى با خدا داشته باشد" حکایت آموزنده ای را ذکر می کنند. این حکایت را فردی برای مرحوم میرزای نوری نقل کرده اند:
« من در ميان قافله‏ اى بودم. عدهّ‏اى از اعراب، جلوى قافله را گرفتند، مشغول لخت نمودن اهالى قافله گرديدند. من وجهى داشتم كه تمام اميدواري ام در اين سفر، بر آن بود كه اگر آن از دست من مى ‏رفت، در نهايت اضطرار واقع مى ‏شدم. خواستم آن را در يك نقطه‏ اى به خاك بسپارم، ديدم آن ها در تحت نظر گرفته، مراقبند. در اين اثناء، نظرم به يك شيخ عربى افتاد كه سجّاده‏اى پهن كرده، مشغول نماز شب بود. من پول را پيش او برده، به او سپردم تا آن ها از غارت قافله فارغ گرديدند. در غارت كردن، جانب انصاف را نيز مراعات مى ‏نمودند. آن هائى كه خرجى كم داشتند، چيزى از آن ها نمى ‏گرفتند و از سايرين نيز، همه ما في يد آن ها را نمى‏ گرفتند. به نسبت، يك چيزى مى ‏گرفتند و يك چيزى هم باقى مى‏ گذاردند. يك وقت من ملتفت شدم كه آن شيخ عرب كه من پول به او سپردم، رئيس همين دزدها بوده. با خود گفتم: من عجب كارى كردم، گوسفند را به دست خود به گرگ سپردم. نطقم بسته شد. نفسم به شماره افتاد. نه جرأت مطالبه داشتم و نه اميد ردّ نمودن. در ميان درياى اندوه غوطه خوردم. در اين اثناء ديدم كه خود شيخ، مرا صدا زد كه بيا امانتت را ببر. رفتم تحويل گرفتم، بى ‏آن كه دستى به آن زده باشد. من متحيّر شدم، گفتم: من از اين كارهاى تو خيلى در عجبم؛ آن نماز شب و امانت دارى تو و آن گاه رياست اين جماعت دزدان. اين معمّا را براى من حل كن.
گفت: اين ها همگى طايفه منند. در ترك اين كار منحوس كه آن ها بر خود شغل گرفته ‏اند، از من حرف شنوى ندارند؛ ولى در تقليل آن و رعايت جانب انصاف، يك قدرى از من حرف مى‏ شنوند. من هميشه به آن ها پند مى‏ دهم كه انسان در همه حال، راهى با خدا داشته باشد؛ حتّى در همين غارتگرى و آزار مردم نيز بايد آن راه را به روى خود نبندد. مثلاً آن هايى كه عاجز و فقيرند، متعرّض حال آن ها نشوند و سايرين را هم مضطرّ و لاعلاج ننمايند و راه چاره را به كلّى بر آن ها نبندند؛ و براى همين غرض كه جلوى بى ‏انصافى آن ها را بگيرم، گاه با آن ها مى ‏آيم كه مرا ملاحظه نموده، پا از جاده انصاف كنار نگذارند؛ و الا در اصل مظالم آن ها، به هيچ وجه من شركت ندارم».

وفات
آن محدث جلیل القدر در شب چهارشنبه سه روز مانده به آخر جمادی الثانی در سال 1320 و در شهر نجف اشرف دار فانی را به سمت دیار باقی ترک گفت.
شیخ مهدی مشهور به پائین شهری که از ایشان اجازه نقل حدیث داشت، متولی غسل ایشان شد و بنا بر وصیت آن عزیز بین کتاب و عترت یعنی در ایوان سوم از سمت راست ورودی صحن مطهر از سوی باب القبله دفن شد.

 

منابع :
khamenei.ir
دانشنامه مجازی مکتب اهل بیت.(ع) http://fa.wikishia.net مدخل: میرزا حسین نوری.
پایگاه اینترنتی تراث
http://zanjani.net/index.aspx?pid=99&articleid=199268 سایت آیت الله شبیری زنجانی.
ویکی فقه

 

گروه حوزه علمیه تبیان علی محمد سرلک

آیا مؤمنان را از اثر سجده‌‌هایشان می‌‌توان شناخت؟

 

 

معیاری که در قرآن اعلام شده مبنی بر اینکه مؤمنان را از اثر سجده‌هایشان می‌توان شناخت، آیا باعث تحریک حس نفاق و ریاکاری در بین افراد نمی‌شود؟



 

پرسش


آیه 29 سوره فتح که می‌گوید «مؤمنان را از اثر سجده‌‌هایشان می‌‌توان شناخت»، آیا باعث تحریک حس نفاق و ریاکاری در بین مؤمنان نمی‌شود؟

پاسخ اجمالی

در آیه 29 سوره فتح می‌خوانیم: «محمد، فرستاده خداست؛ و کسانى که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند؛ پیوسته آنان را در حال رکوع و سجود می‌بینى در حالى که همواره فضل خدا و رضاى او را می‌طلبند؛ نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است؛ این توصیف آنان در تورات و توصیف آنان در انجیل است».
در این آیه مبارکه، خداوند در مقام توصیف پیامبر اسلام(ص) و یاران واقعی حضرتشان است. اولین ویژگی آنان شدت عمل در برابر کفار و رحمت و مهربانی‌شان با یاران و مسلمانان است. در وصف بعدی، خداوند آنان را انسان‌هایی معرفی می‌کند که همواره در حال عبادت خداوند بوده و همه اعمالشان برای او می‌باشد و دائم در رکوع و سجود و همیشه به دنبال فضل و رضایت پروردگارشان هستند. بعد از این توصیفات، قرآن نشانه‌ای برای آنان بیان می‌کند که همان وجود اثر سجده در صورت‌های آنان است:

«سِیماهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُود».
«سیما» در اصل به معناى علامت و هیئت است، خواه این علامت در صورت باشد، یا در جاى دیگر بدن، هر چند در استعمالات روزمره فارسى به نشانه‏هاى صورت و وضع ظاهرى چهره گفته مى‏شود.
به تعبیرى دیگرى "قیافه" آنها به خوبى نشان مى‏دهد که آنها انسان‌هایى خاضع در برابر خداوند و حق و قانون و عدالت‌اند، نه تنها در صورت آنها که در تمام وجود و زندگى آنان این علامت منعکس است.[1]


با توجه به مطالب بالا؛ چند معنا برای اثر سجود در آیه می‌توان گفت:


1. یکی از آشکارترین معانی برای این قسمت از آیه، همان وجود نشانه‌های سجده در پیشانی است.[2]


2. یکی دیگر از معانی اثر سجود که در روایات آمده، اثری است که بیداری شب‌ها جهت مناجات و اقامه نماز در جسم انسان می‌گذارد. این اثر می‌تواند همان اثر بی‌خوابی باشد و یا می‌تواند آن نورانیتی باشد که بر اثر نماز و سجده در سحر نصیب انسان‌های شب زنده‌دار می‌شود. در روایتی از امام صادق(ع) درباره این قسمت از آیه سؤال می‌شود و حضرت می‌فرماید: «مراد از این آیه، اثری است که به دنبال شب زنده‌داری در جسم انسان مشاهده می‌شود».[3] در روایات دیگر، اقامه برخی از نمازها (مثل نماز شب) از دلایل نورانیت صورت و وجه بیان شده است.[4]


3. شاید هم یکی از معانی آیه، ظهور و آشکار شدن این اثر (اثر سجود) در قیامت باشد، همان‌طور که در آیه دیگر می‌خوانیم: «روزی که چهره‌هایی روشن و سفیدرو می‌شوند».[5] بنابراین، مراد از اثر سجود نشانه‌ای است که در قیامت آشکار می‌شود.[6]
البته جمع میان این معانى کاملاً ممکن است.[7]
اگر مراد از اثر سجود، معنای سوم باشد که اشکال مطرح شده در پرسش، جایگاهی ندارد و اگر معنای اول و دوم مراد باشد باید گفت:
اگرچه برخی از عبادات مثل روزه در معرض دید نبوده و شخص روزه‌دار می‌تواند بدون آن‌که کسی مطلع شود روزها روزه بگیرد، اما طبیعی است که برخی عبادات این‌گونه نیست، مانند نماز جماعت که خود شارع نیز توصیه فراوان بدان کرده و مانند حج که نمی‌توان آن را مخفیانه انجام داد.


طبیعی است که هر عبادت ظاهری و هر نشانه‌ای از عبادت مخفیانه می‌تواند حس ریا و خودنمایی را در افراد تحریک کند، اما در نگاهی دیگر، این تهدیدات که اعمال خالصانه را تهدید می‌کند چیز بدی نیست؛ انسان مؤمن می‌داند قصد ریا و خود‌نمائی در عبادت، موجب نابودی اثر حقیقی آن است و قرار گرفتن در چنین موقعیتهایی باعث می‌شود که درجه اخلاص افراد به آزمایش گذاشته شود و آنها باید بیشتر تلاش ‌کنند تا چنین وسوسه‌هایی را از خود دور نمایند و بدیهی است که برای این تلاش هم، خداوند اجر و ثواب مضاعف به آنان خواهد داد.

 


پی نوشت:
[1]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 22، ص 115، تهران، دار الکتب، 1371ش.
[2]. همان.
[3]. صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 473، قم، دفتر نشر اسلامی، 1413ق.
[4]. نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، ج 12، ص 173، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، 1408ق.
[5]. آل عمران، 106.
[6]. دهقان، اکبر، نسیم رحمت، ج 12، ص 226، قم، حرم، 1392ش.
[7]. تفسیر نمونه، ج 22، ص 115.

 


 

منبع : اسلام کوئست

شنبه, 04 آذر 1396 11:46

ارتباط عاطفی با نامحرم

ارتباط عاطفی با نامحرم

 

 

حکم ارتباط عاطفی با نامحرم چیست؟ اگر فرد مذکری کلماتی از قبیل : عزیزم و از این قسم کلمات به جنس مخالف بزند حکمش چیست ؟ در صورتی که از بردن این کلمات هیچ گونه احساسی نداشته باشد .

 


  ارتباط عاطفی با نامحرم

 

 

پاسخ:
 آیت الله خامنه ای :‌ به‌طور كلى ارتباط مذکور با نامحرم كه مستلزم مفسده بوده و يا خوف ارتكاب گناه در ميان باشد، جايز نيست.


آیت الله سیستانی:‌ جایز نیست .


آیت الله مکارم: در فرض سوال از بکار بردن اینگونه الفاظ در ارتباط با نامحرم باید به صورت جدی اجتناب نمود.


آیت الله شبیری: هر نوع رفتار و گفتار با نامحرم، که انسان را در معرض گناه قرار می دهد یا نوعا محرک شهوت دیگری است جایز نیست .


آیت الله فاضل: گفتن کلماتی تحریک آمیز مانند عزیزم و امثال آن با نامحرم جایز نیست چون مفسده دارد، هرچند خود قصد خاصی نداشته باشد برای طرف مقابل ممکن است ایجاد مفسده نماید. در مورد خطاب کلمه شما یا تو با نامحرم اشکال ندارد و گفتن شما نیز به عنوان احترام ایجاد مفسده نمی کند.
هم چنین صحبت کردن غیر ضروری با نامحرم ایجاد مفسده می کند و باید از صحبت های غیر ضروری نیز خودداری شود

 


 

منبع:
مرکز نشر احکام