ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

سخنان حسین بن علی علیهماالسلام از مدینه تا کربلا
مولف: محمد صادق نجمی
تعداد صفحات:۳۷۸
زبان:فارسی



در این کتاب سخنان امام حسین(ع) به ترتیب زمانی از آغاز نهضت تا لحظه شهادت آورده شده و روی آنها تحلیل و تبیین صورت گرفته است.

 

 

لطفا جهت دانلود به فایل پیوست مراجعه شود.

 کتاب: سحاب رحمت، تاريخ و سوگنامه حضرت سيدالشهداء (ع)
 نویسنده: عباس اسماعیلی یزدی
 ناشر: دلیل ما

 

 

نویسنده به شیوه مقتل نگاری و با استناد به منابع تاریخی و روایی اهل بیت، به ترسیم حوادث قیام امام حسین (ع) و حادثه عاشورا پرداخته است. انگیزه وی از تدوین این اثر، پرمحتوا شدن مجالس و منابر حسینی است. محورهای کتاب عبارت اند از: فضایل و مناقب امام حسین، گریه بر امام حسین، علل قیام امام حسین، گریه های امام در سرزمین کربلا، عطش اهل بیت، ملاقاتهای امام حسین در بین راه، سخنرانیهای امام، شهادت یاران امام حسین، فضایل حضرت عباس، وداع امام حسین، دگرگونی عالم پس از قتل امام، غارت خیمه ها، اسیری اهل بیت امام، خطبه های امام سجاد (ع) و حضرت زینب، ورود اسیران به مدینه، مصایب حضرت زینب.

 

لطفا جهت دانلود به فایل پیوست مراجعه شود.

سه شنبه, 25 شهریور 1399 14:28

معرفی کتاب سیره و خاطرات علما

چنین کنند بزرگان

 

 

محمدجواد محمدحسینی،  ۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ۰۴:۰۰  3990625017

کتاب «سیره و خاطرات علما»، تازه‌ترین تألیف آیت‌الله محمدعلی جاودان است که توسط مؤسسۀ ایمان ماندگار و انتشارات واژه‌پرداز اندیشه به چاپ رسیده‌است. موضوع آن، همانطور که از نامش پیداست، ذکر خاطراتی درس‌آموز و عبرت‌انگیز از علماست

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

«سیره و خاطرات علما»

مؤلف: محمدعلی جاودان

ناشر: واژه‌پرداز اندیشه (قم)، چاپ اول، بهار 1399

گردآورنده: مؤسسۀ ایمان ماندگار

232 صفحه، 32000 تومان

 

****

 

کتاب «سیره و خاطرات علما»، تازه‌ترین تألیف آیت‌الله محمدعلی جاودان است که توسط مؤسسۀ ایمان ماندگار و انتشارات واژه‌پرداز اندیشه به چاپ رسیده‌است. موضوع آن، همانطور که از نامش پیداست، ذکر خاطراتی درس‌آموز و عبرت‌انگیز از علماست. 

نویسنده سعی کرده‌است که کرامات اخلاقی و رفتارهای برگزیدۀ بزرگانی از علما در کتاب گردآوری شود. با توجه به اینکه نویسنده یکی از اساتید اخلاق در شهر تهران است، در این کتاب هم کوشش کرده مطالبی به عنوان سرمشق عملی و تذکری از آخرت و تقوا برای خواننده بیاورد. بسیاری از آنچه در این کتاب آمده، نویسنده آن را از اشخاص موثق شنیده‌است و بعضی از مطالب هم برگرفته از کتاب‌هایی است که در در زمینۀ تاریخ و شرح حال افراد نگارش یافته‌است. البته خیلی از این خاطرات نیاز به سند ندارد؛ چون حاوی نکته‌ای عملی است که هم معقول است و هم باعث تنبه.

با توجه به اینکه نویسندۀ کتاب، نوۀ مرحوم شیخ مرتضی زاهد است و نیز سال‌ها از محضر علامه سید مرتضی عسکری بهره برده‌است، تعداد خاطراتی که از این دو عالم بزرگوار در کتاب ذکر شده، زیاد است. اما به جز این دو عالم، سایر علمایی که از آن‌ها در کتاب، خاطره‌ای نقل شده‌است، از این قرارند:

حضرات آیات و حجج اسلام شیخ محمدحسین زاهد، شیخ عبدالکریم حق‌شناس، میرزا محمدتقی بافقی، فاضل اردکانی، شیخ هادی تهرانی معروف به حاج مقدس، آقا سید جمال الدین گلپایگانی، میرزا ابوالحسن جلوه، سید محمدباقر علوی قزوینی، شیخ انصاری، آخوند ملاحسینقلی همدانی، شیخ آقابزرگ ساوجی، سید عبدالکریم لاهیجی، آخوند ملا فتحعلی سلطان‌آبادی، سید محمد فشارکی، شیخ محمدحسین مسجدشاهی اصفهانی، سید محمدمهدی بحرالعلوم، سید حسین قاضی طباطبایی، میرزا محمدحسن شیرازی (میرزای بزرگ)، میرزا محمدتقی شیرازی، شیخ فضل‌الله نوری، ملا قربانعلی زنجانی، آقا حسین بروجردی، میرزا جواد ملکی تبریزی، سید مهدی قوام، شیخ حسنعلی نخودکی، سید حسن صدر، حاجی اشرفی، میرزا محمدحسن آشتیانی، ابوالقاسم کبیر قمی، سید محمدتقی خوانساری، میرزا محمدعلی شاه‌آبادی، ابوالقاسم خویی، ملا محمدعلی مجتهد رستم‌آبادی، محمدرضا قمشه‌ای، قاضی نورالله شوشتری، میرزا عبدالعلی تهرانی، سید موسی زرآبادی، آخوند خراسانی، ملا حسن یزدی، شیخ هاشم قزوینی، میرزا طاهر تنکابنی، حاج آقا حسین قمی، سردار کابلی، ادیب نیشابوری و سید حسن مدرس.

بعضی از حکایاتی که در این کتاب ذکر شده‌، ناظر به مسائل سیاسی هم هست؛ از جملۀ این حکایات، جریان مباحثۀ شیخ فضل‌الله نوری با آقایان سید عبدالله بهبهانی و سید محمد بروجردی پیرامون مسائل مشروطه است که در زمانی انجام شده که شیخ فضل‌الله به حرم حضرت عبدالعظیم مهاجرت کرده بود. این حکایت 17 صفحه از کتاب را به خود اختصاص داده و حاوی نکات مهم تاریخی پیرامون مشروطه است.

همچنین در یکی از حکایاتی که مربوط به علامه عسکری است، ذکر خیری از شهید بزرگوار، عبدالحمید دیالمه شده و ضمن نقل چگونگی آشنایی این شهید با علامه، از هوش و ذکاوت و استعداد فوق‌العادۀ این شهید عزیز سخن به میان آمده‌است.

با توجه به شخصیت علمی علامه عسکری، خاطرات مربوط به ایشان حاوی نکات علمی نیز هست؛ مثلاً جریان مناظرات ایشان با دانشمندان مسیحی و دانشمندان اهل سنت که در کتاب ذکر شده‌است، حاوی نکاتی مهم در اثبات حقانیت اسلام و تشیع است.

از دیگر نکات مثبت کتاب ، این است که در انتهای آن، نمایۀ اعلام، امکنه و نام کتاب‌ها نیز آورده شده‌است که کار را برای پژوهشگران آسان‌تر می‌کند.

در کنار تمام این نکات مثبت، بهتر بود کتاب «سیره و خاطرات علما» که سبک نگارش آن شبیه مجموعه کتاب‌های ارزشمند «جرعه‌ای از دریا» اثر عالم جلیل‌القدر آیت‌الله شبیری زنجانی است، با نظم و ترتیب تاریخی نگارش می‌یافت و حتی سال وفات تمامی علما کنار نام آن‌ها ذکر می‌شد. نکته‌ای که در کتاب جرعه‌ای از دریا با دقت رعایت شده‌است.

۷ کاری که رایانه‌تان را نابود می‌کند!

 

 

جام جم : با مراقبت اصولی از رایانه، می‌توانیم از اتلاف وقت و ایجاد هزینه‌های اضافی پیشگیری کنیم.

در میان گرانی و بالارفتن سرسام‌آور قیمت لپ‌تاپ و رایانه در بازار، یکی از بدترین اتفاقات این روز‌ها این است که ببینیم رایانه یا لپ‌تاپمان خراب شده و باید به فکر تعویضش باشیم. حتما پیش از این هم برای همه ما اتفاق افتاده است که رایانه‌مان دچار مشکل شود. مشکلاتی که معمولا به دلیل سال‌ها استفاده، فرسودگی یا وجود نقص فنی برای دستگاه‌های دیگری مثل مایکروویو یا ماشین لباسشویی هم پیش می‌آید.

در کنار این دست از مشکلات که گاهی اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسند، برخی مشکلات هم هستند که خودمان عمدتا به دلیل ناآگاهی، سهل‌انگاری یا کمبود وقت در رعایت نکات مراقبت درست از سیستم، آن‌ها را ایجاد می‌کنیم. طبیعتا این نوع خرابی‌ها با رعایت برخی نکات قابل پیشگیری هستند. در ادامه به تعدادی از عوامل خرابی رایانه که به علت ناآگاهی یا سهل‌انگاری کاربران ایجاد می‌شود و به رایانه‌ها آسیب می‌رساند اشاره کرده‌ایم تا در گران‌ترین روز‌های بازار رایانه، بیشتر بتوانید از آن‌ها مراقبت کنید.

آنتی‌ویروس را به‌روزرسانی نمی‌کنید

تولیدکنندگان بدافزار هرروز ویروس جدیدی می‌سازند، شیوه کارشان را تغییر می‌دهند و راه‌های جدید مقابله با آنتی‌ویروس‌هارا پیدا می‌کنند. در مقابل، نرم‌افزار‌های آنتی‌ویروس هم باید به همین سرعت واکنش نشان بدهند. بهتر است بدانید آنتی‌ویروس شما فقط در همان روزی که آن را نصب کرده‌اید صد درصد موثر عمل می‌کند! بیشتر نرم‌افزار‌های آنتی‌ویروس، به‌طور خودکار تعاریف خود را به‌روزرسانی می‌کنند. اما در برخی موارد نیز پیام‌هایی به شما داده می‌شود که در آن‌ها از شما خواسته می‌شود این به‌روزرسانی را به صورت دستی انجام دهید. گاهی نیز پیام‌هایی درباره نیاز به به‌روزرسانی برنامه اصلی روی صفحه نمایش ظاهر می‌شود؛ بنابراین نباید با به‌روز نکردن آنتی‌ویروس توانایی رایانه‌تان برای مقابله با بدافزار‌ها را کاهش دهید. همیشه باید مطمئن شوید نرم‌افزار آنتی‌ویروس‌تان به‌روز است.

هنوز از ویندوز اکس‌پی استفاده می‌کنید!

ویندوز اکس‌پی (XP) را به احتمال زیاد می‌توان موفق‌ترین محصول مایکروسافت و محبوب‌ترین سیستم عامل آن دانست. اما متأسفانه در فروردین ۱۳۹۳/ آوریل ۲۰۱۴ شرکت مایکروسافت پشتیبانی از آن را متوقف کرد. پشتیبانی نشدن این سیستم عامل از سوی شرکت مایکروسافت به معنی ایجاد یک حفره امنیتی مهم و آسیب‌پذیری ویندوز اکس‌پی در برابر ویروس‌هاست! افزون بر این، به‌روزرسانی‌نشدن این سیستم عامل نیز آسیب‌پذیری آن را در مقابل ویروس‌ها به دنبال خواهد داشت. هنوز راه‌هایی برای حفظ امنیت این سیستم وجود دارد، اما با اعلام پشتیبانی نشدن از ویندوز ایکس‌پی، هکر‌ها و افرادی که در پی سرقت اطلاعات و سوء‌استفاده از این موقعیت هستند، دست به کار شده و کاربرانی را که هنوز این سیستم عامل را مورد استفاده قرار می‌دهند، زیر بار حملات خود می‌گیرند؛ بنابراین اگر از ویندوز اکس‌پی استفاده می‌کنید، رایانه شما بسیار آسیب‌پذیر خواهد بود.

از گذرواژه‌های قدرتمندی استفاده نمی‌کنید

بسیاری از دستگاه‌ها و خدماتی که ما از آن‌ها استفاده می‌کنیم به استفاده از گذرواژه (Password) نیاز دارند. اما گذرواژه‌هایی که ما انتخاب می‌کنیم نیز باید به اندازه کافی قوی باشند. حتما می‌دانید که گذرواژه‌هایی شامل نام شما یا عبارت‌های ساده‌ای مثل ۱۲۳۴، انتخاب‌های بدی هستند. کارشناسان امنیت اطلاعات این نوع گذرواژه‌ها را ضعیف می‌دانند.

پسورد

گذرواژه‌های ضعیف به‌آسانی با استفاده از نرم‌افزار‌های ویژه‌ای قابل کشف و رخنه‌کردن هستند. گذرواژه‌های بسیار ضعیف را حتی می‌توان به آسانی حدس زد؛ بنابراین بهتر است اصول ساختن گذرواژه‌های قدرتمند را بیاموزید. نرم‌افزار‌هایی وجود دارند که می‌توانند در مدیریت گذرواژه‌های قدرتمند به شما کمک کنند. عمده‌ترین نکاتی که باید درمورد رمز عبور در نظر داشته باشید موارد زیر را شامل می‌شوند:

از اطلاعات شخصی مانند نام، سال تولد و شماره شناسنامه ساخته نشده باشد.

از کلماتی که در لغتنامه‌های آنلاین وجود دارد، استفاده نشده باشد.

بیشتر از هشت کاراکتر داشته باشد.

در آن علائم ویژه‌ای مانند (؟! @#$%: وجود داشته باشند.

تنها از عدد یا حروف ساخته نشده باشد.

به‌راحتی به‌خاطر سپرده شود.

به‌طور مستمر از داده‌های خود پشتیبان‌گیری نمی‌کنید

یکی از کار‌هایی که حال رایانه و به دنبال آن حال شما را بد می‌کند، پشتیبان‌گیری (Back up) به شیوه‌ای غیرمداوم است. بله، شما باید به‌طور مداوم و تقریبا بدون توقف (حداقل یک بار در دقیقه!) از داده‌های خود، نسخه پشتیبان تهیه کنید. شاید زیاد به‌نظر برسد، اما کار درست همین است. مسلما داده‌های مهم شما (عکس‌ها، فیلم‌ها یا مقاله‌هایی که ساعت‌ها روی آن‌ها کار کرده‌اید) ارزش این کار را دارند. البته می‌توانید از نرم‌افزار‌های سنتی برای پشتیبان‌گیری مداوم روی هارددیسک اکسترنال یا روی درایو شبکه استفاده کنید. اما بهتر است برای این کار به یک سرویس پشتیبان‌گیر آنلاین روی بیاورید. سرویس‌های خوب متعددی وجود دارند که می‌توانند از پاک‌شدن داده‌های مهم شما جلوگیری کنند. پشتیبان‌گیری مداوم در فضای ابری راه مهمی برای جلوگیری از ایجاد مشکل در رایانه شماست. بیشتر گوشی‌های هوشمند هم دارای قابلیت پشتیبان‌گیری داخلی هستند، حتما این قابلیت را در گوشی هوشمندتان در حالت روشن قرار دهید.

بک آپ

به طور منظم یکپارچه‌سازی نمی‌کنید

سرعت اغلب سیستم‌های رایانه‌ای بعد از مدتی کند می‌شود و رایانه دیگر مانند روز‌های اولی که آن را خریده بودید، سرعت بالایی ندارد. این موضوع از مهم‌ترین دغدغه‌های کسانی است که سروکار زیادی با رایانه دارند. کندشدن سرعت رایانه می‌تواند دلایل متفاوتی داشته باشد. یکی از این دلایل یکپارچه نبودن داده‌ها در هارد رایانه است. در اثر ذخیره و پاک شدن فایل‌ها یا نصب و حذف برنامه‌ها، فضا‌های بدون استفاده‌ای روی هارددیسک شما ایجاد می‌شود که می‌تواند باعث کند شدن سرعت اجرای برنامه‌ها یا بوت شدن ویندوزتان شود. هارددیسک یک صفحه مغناطیسی است که مانند گرامافون می‌چرخد و داده‌ها و اطلاعات ما به‌صورت پراکنده و نه لزوما مرتب روی آن ذخیره می‌شود. اتفاقی که می‌افتد این است که با حذف و ثبت اطلاعات جدید، از آنجا که حجم اطلاعات پاک‌شده با اطلاعات جدید یکی نیست، مقداری فضای اضافی روی دیسک به‌وجود می‌آید و باعث می‌شود دیسک کم‌کم از حالت یکپارچه و مرتب اولیه خود خارج و در نتیجه زمان دستیابی به اطلاعات خاص طولانی‌تر شود. برای از بین بردن این فضا‌ها باید عمل یکپارچه‌سازی را روی هارد خود انجام دهید. این کار در سیستم عامل‌های جدید به‌صورت خودکار توسط سیستم عامل انجام می‌شود. اما در سیستم عامل‌های قدیمی شما باید به‌طور دستی این کار را انجام دهید. نرم‌افزار‌های خوبی در این زمینه وجود دارد که می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید.

از نرم‌افزار‌های نامناسبی استفاده می‌کنید

یکی دیگر از اشتباهات بسیار رایجی که می‌تواند به رایانه شما آسیب برساند بارگیری (دانلود) انواع نامناسب نرم‌افزار و پرکردن رایانه با برنامه‌هایی است که هیچ‌وقت از آن‌ها استفاده نمی‌کنید. حتما می‌دانید برنامه‌های نرم‌افزاری رایگان بسیاری را می‌توان در اینترنت یافت. چیزی که شاید ندانید این است که این نرم‌افزار‌های رایگان در سطوح مختلفی ارائه می‌شوند. بعضی از آن‌ها کاملا رایگان هستند در حالی که برخی دیگر را نمی‌توان واقعا رایگان دانست. درواقع، برخی از وبگاه‌ها با تبلیغات خود کاربران را فریب می‌دهند. واقعیت این است تنها چیزی که درمورد این نرم‌افزار‌ها کاملا رایگان است، صرفا روند دانلود نرم‌افزار است. برخی از فایل‌های نصبی مربوط به این برنامه‌ها سعی می‌کنند نرم‌افزار‌های اضافی یا برنامه‌های ناخواسته‌ای را روی رایانه شما نصب کنند. هرچند نصب این نرم افزار‌ها اختیاری است، اما شما گزینه‌ای نمی‌بینید که بتوانید از نصب برنامه‌های اضافه آن‌ها جلوگیری کنید. در حالی که نصب این نرم‌افزار‌های رایگان منافع زیادی را نصیب سازندگان آن‌ها می‌کند، این کار برای شما به‌عنوان یک کاربر و مالک رایانه شخصی می‌تواند فاجعه باشد. زیرا این برنامه‌ها بخش زیادی از حافظه رایانه شما را با محتوای اضافی پر کرده و سرعت رایانه را کند می‌کند.

رایانه‌تان را تمیز نمی‌کنید

تمیز کردن درست و اصولی رایانه، به‌خصوص رایانه رومیزی، کاری در جهت مراقبت از رایانه است که بسیاری از ما معمولا آن را نادیده می‌گیریم، غافل از این‌که نادیده گرفتن این موضوع به‌ظاهر ساده می‌تواند مشکلات جدی برای رایانه ما ایجاد کند. اتفاقی که می‌افتد این است:

گرد و غبار و جرم زیادی در فن‌های رایانه شما جمع می‌شود.

این گرد و غبار و آلودگی‌ها انباشته می‌شود و سرعت فن را کاهش می‌دهد.

قطعاتی از رایانه که با فن‌ها سرد می‌شود شروع به گرم شدن بیش از اندازه می‌کنند.

رایانه شما به شکلی تقریبا دائمی خراب می‌شود.

صفحه کلید

به عبارت دیگر، رایانه کثیف مساوی است با رایانه داغ و رایانه داغ محکوم است به خرابی! اگر خوش‌اقبال باشید، سیستم عامل شما هشدار می‌دهد که برخی از سخت‌افزار‌ها در حال گرم شدن هستند.

اما در بیشتر موارد این‌طور نیست و درنتیجه رایانه شما شروع به از دست دادن نیروی خود می‌کند و دیگر هرگز این نیرو را به‌دست نمی‌آورد. تمیز کردن فن رایانه آسان است. کافی است از یک اسپری هوای فشرده برای تمیزکردن گرد و غبار موجود در فن‌ها استفاده کنید. در رایانه‌های رومیزی، تمیز کردن منبع تغذیه رایانه و کیس را هم فراموش نکنید. سعی کنید راه‌های دیگر جلوگیری از داغ شدن رایانه مثل استفاده از کیت خنک‌کننده آبی را هم امتحان کنید.

نکات مهمی که والدین در آموزش آنلاین فرزندشان باید رعایت کنند

 

 

 

نحوه حضور در مدارس با رعایت پروتکل‌های بهداشتی و آموزش برخی دروس از طریق فضای مجازی یکی از عوامل استرس در برخی دانش‌آموزان است اما والدین می‌توانند با رعایت برخی نکات به فرزندشان کمک کنند تا با استرس‌های سال تحصیلی جدید کنار بیایند.
 
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 6 دقیقه
استرس کودکان،تدریس آنلاین،کرونا،تعطیلی مدارس،فضای مجازی،آموزش حضوری،

 

 

از اواخر اسفند ماه شیوع کرونا تعطیلات اجباری مدارس را رقم زد و این مهمان ناخوانده باعث شد تا دانش‌آموزان از طریق فضای مجازی سال تحصیلی را به پایان برسانند اما این روش باعث اخلال در آموزش و افت تحصیلی بیش از 80 درصد دانش آموزان در سراسر جهان شده است. به ‌گزارش یونیسیف، رابرت جنکیز رئیس بخش آموزش یونیسیف در دفتر مرکزی می‌گوید: «تعطیلی مدارس در سراسر جهان یک واقعه بی‌سابقه است و اگر ما هم‌اکنون نتوانیم برای حمایت از آموزش کودکان اقدام کنیم، جوامع و اقتصادها پس از شکست کرونا، شاهد تبعات طولانی مدت این تعطیلی خواهند بود و همچنین تأثیر تعطیلی مدارس در جوامع آسیب‌پذیرتر تا نسل‌ها ادامه خواهد یافت.»
بازگشایی مدارس در 15 شهریور‌ماه باعث نگرانی والدین شد و واکنش‌های زیادی را درپی ‌داشت؛ این درحالی است که اگرچه آموزش‌ و ‌پرورش تهران اصل را بر آموزش حضوری گذاشته است اما شورای مدارس (شامل نماینده معلمان، نماینده اولیا و شخص مدیر ) این اختیار را دارند که نحوه حضور دانش‌آموزان را مدیریت کنند که البته قطعاً بخشی از آموزش به صورت مجازی خواهد بود اما مسئله مهمی که ممکن است در سال تحصیلی جدید والدین با آن مواجه شوند، استرس برخی کودکان از نحوه حضور در مدارس با رعایت پروتکل‌های بهداشتی و آموزش برخی دروس از طریق فضای مجازی است.
این استرس تا حدی طبیعی است زیرا کودکان به این روش جدید یادگیری عادت ندارند و همچنین نگرانی والدین می‌تواند در کودکان تأثیرگذار باشد.
به دلیل استرس، والدین ممکن است تغییرات رفتاری مانند مشاجرات بیش از حد، مخالفت یا سرپیچی را در فرزند خود مشاهده کنند و عقب افتادن بعضی کودکان از یادگیری دروس امری غیرطبیعی نیست. در این مرحله، حمایت و راهنمایی والدین بسیار مهم و حیاتی بوده و والدین می‌توانند با بهره‌گیری از نکات زیر به کودکشان کمک کنند تا با استرس‌های سال تحصیلی جدید کنار بیایند:

با فرزند خود مهربان باشید

والدین باید با کودک مهربان بوده و آنها را درک کنند تا با این روش آموزش جدید سازگار شوند. نکته دیگری که به والدین توصیه می‌کنیم در شرایط آموزش فعلی رعایت کنند این است که به هیچ عنوان کودکتان را بخاطر عدم‌ یادگیری سرزنش نکنید بلکه با روش‌های دیگر مثل گرفتن معلم خصوصی مشکل عدم ‌یادگیری او را برطرف کرده و یا اگر کودکتان در مسئله خاصی مشکل دارد می‌توانید آن را یادداشت کرده و شخصا از معلم کودکتان بپرسید تا دوباره برای فرزندتان توضیح دهد.

به کودک استراحت دهید

شروع سال تحصیلی به معنای تعطیل شدن بازی و تفریح کودک نیست. بچه‌ها در کنار درس خواندن، نیاز به استراحت دارند و والدین باید در‌عین‌حال که شرایط را برای آموزش مجازی فراهم می‌کنند، به همان ترتیب به نیازها و خواسته های کودک توجه کرده و به آنها گوش فرادهند. اگر کودکان مانند زمانی‌که به مدرسه می‌رفتند نظم و ترتیب‌شان حفظ شود، بهترین عملکرد را خواهند داشت. بنابراین، کلاس مجازی را درست مثل یک کلاس واقعی در نظر بگیرید و در زمان استراحت اجازه دهید کودک خوراکی بخورد و بازی کند تا برای شروع ساعت دوم کلاس و یا انجام تکالیف آماده شود.

گفتگوی آزاد داشته باشید

فرزند خود را تشویق کنید تا احساسات خود را ابراز کند. صبور باشید و او را درک کنید زیرا کودکتان ممکن است

هر چیزی که باعث حواس‌پرتی کودک می‌شود را رفع کنید؛ از باز بودن پنجره و گرم بودن بیش از حد اتاق گرفته تا هر چیز دیگری که می‌تواند تمرکز او را بهم بریزد

 واکنش‌های مختلفی نسبت به استرس داشته باشد. او را تشویق کنید تا در مورد موضوعی که باعث استرس‌اش شده صحبت کند و سعی کنید بدون واکنش منفی، با دلگرمی دادن به او نگرانی‌هایش را رفع کنید؛ مثلا اگر کودکتان می‌گوید: «می‌ترسم نمره‌ام پایین شود»، در جواب به او بگویید: «من می‌دانم که تو درس‌هایت را خوب متوجه می‌شوی حتی اگر نمره‌ات پایین شود.» یا اگر کودک‌تان استرس نحوه یادگیری در فضای مجازی را دارد، به جای دعوا، تحقیر وسرزنش کردن، او را راهنمایی کنید که کلاس مجازی را درست مثل کلاس حضوری در نظر بگیرد، خوب به صحبت‌های معلم گوش کند و اگر جایی عقب افتاد یا چیزی را متوجه نشد، بدون خجالت سوال کند.

به کودکتان اجازه دهید از طریق تماس تصویری با دوستانش ارتباط برقرار کند

یکی دیگر از عوامل استرس، دور شدن کودک از همکلاسی‌ها است. کودک در این فضای آموزشی احساس می‌کند از تفریح و ارتباط با دوستانش محروم شده است. اگرچه ممکن است دیدن حضوری کودک با دوستانش خطرناک باشد اما می‌توانید به کودک اجازه دهید تا به صورت آنلاین با آنها تعامل کند. تماس تصویری غالبا بهترین وسیله برای برقراری ارتباط و راهی عالی برای گذراندن اوقات اجتماعی، بدون خطر انداختن خود و دیگران است.

از مزایای آموزش آنلاین برای فرزندتان بگویید

بازگو کردن مزایای این روش آموزشی می‌تواند به کودکان کمک کند تا با استرس ناشی از آموزش آنلاین کنار بیایند. برای کاهش استرس کودک می‌توانید به او بگویید که: «در آموزش آنلاین برخلاف آموزش حضوری امکان ضبط تدریس معلم وجود دارد؛ بنابراین اگر جایی از درس را متوجه نشدی می‌توانیم بعد از کلاس، مجدد ویدیو را با هم ببینیم و رفع اشکال کنیم. همچنین در این روش تو می‌توانی اشکالات و سؤالاتت را بنویسی و برای معلمت ارسال کنی تا به سؤالت پاسخ دهد.»
همچنین مدت زمان کوتاه، آزادی، انعطاف‌پذیری و عدم رفت‌وآمد به مدرسه در سرما و گرما و ترافیک از دیگر مزایای کلاس آنلاین است که می توانید برای فرزندتان توضیح دهید.

عوامل حواس پرتی را از کودک دور کنید

هر چیزی که باعث حواس‌پرتی کودک می‌شود را رفع کنید؛ از باز بودن پنجره و گرم بودن بیش از حد اتاق گرفته تا هر چیز دیگری که می‌تواند تمرکز او را بهم بریزد. بهتر است از فرزندتان سؤال کنید و ببینید دوست دارد در کدام محل آموزش آنلاین را شروع کند؛ اتاق خواب یا پذیرایی، پشت میز یا روی زمین و...؛ حتی گاهی حضور والدین در کنار کودک می‌تواند باعث استرس و عدم‌یادگیری او شود؛ در چنین شرایطی توصیه می‌کنیم والدین تا حدامکان از دور به کودک نظارت داشته و هنگام تدریس کنار او ننشینند تا حس ترس و خجالت بر او غالب نشود.

ترس و نگرانی خود را به فرزندتان انتقال ندهید

در اکثر موارد کودک هیچگونه ترس و نگرانی از رفتن به مدرسه با رعایت پروتکل بهداشتی و آموزش مجازی  را ندارد اما ترس و اضطراب والدین باعث می‌شود کودک تصور کند سال تحصیلی سختی را در پیش دارد. یکی از نکات مهمی که والدین باید به آن توجه داشته باشند این است که در حضور کودک، چیزی از سختی‌ها و مشکلات درس خواندن از طریق فضای مجازی نگویند و با استفاده از روش‌های فوق، کودک را برای مواجه با شرایط جدید آماده کرده و با حمایت و راهنمایی‌هایشان او را تشویق به درس خواندن در چنین شرایطی کنند.

دوشنبه, 17 شهریور 1399 12:24

قوانین خود مدیریتی

قوانین خود مدیریتی

 

 

دکتر رحمن عابدین‌زاده‌نیاسر، فاطمه وحیدی
www.noyanteam.com
 
 
 
همه ما درگیر وظایفمان، فعالیت‌های طاقت‌فرسایی که به‌طور روزمره انجام می‌دهیم و شغلی که داریم، هستیم. مدیریت چیزی است که شما در حال یادگیری آن هستید. شما مدیریت را فرا می‌گیرید تا قادر باشید مسیرتان را ادامه دهید و پیشرفت کنید. شما می‌توانید در تمام دوره‌های مدیریت که در سراسر جهان برگزار می‌شوند، شرکت کنید. این دوره‌ها همیشه مهارت‌های بدیهی را برای مدیریت دیگران، ارتباط و کار تیمی به شما آموزش می‌دهند اما در این دوره‌ها درباره چیزی که قبل از حرکت برای مدیریت دیگران به آن نیازمند هستید، صحبتی نمی‌شود.

اما به‌طور جدی، اگر نتوانید خودتان را مدیریت کنید، چگونه انتظار دارید بتوانید تیم خود را هدایت و مدیریت کنید؟ ۶ قانون وجود دارد که هنگام مدیریت خود می‌توان به نحو موثری از آنها استفاده کرد. ما این قوانین را به‌صورت خلاصه در اختیار شما قرار می‌دهیم.

۱. سخت کار کنید: لازم است آماده باشید تا سخت کار کنید و انتظار نداشته باشید این شرایط به زودی تغییر کند و باید با آن کنار بیایید. اگر خودتان حاضر نیستید سخت کار کنید، نمی‌توانید از تیم خود نیز چنین انتظاری داشته باشید. در این حوزه مدیریت سازمان و مدیریت زمان امری ضروری است. برای مؤثر بودن باید با زمان خود بی‌رحم باشید و از تک‌تک لحظات آن استفاده کنید و راه‌هایی برای جلوگیری از تعلل پیدا کنید.

۲.به سلامت خود اهمیت دهید: اغلب افراد سختکوشی را همان مشغله زیاد می‌دانند، اما این دو به یک معنا نیستند. در زمان‌هایی که با ترافیک کاری روبه‌رو هستید و مشغله‌های زیادی دارید، اولویت بندی آنچه که می‌خواهید در ابتدا یا در وهله‌های بعدی آن را مدیریت کنید، کاری دشوار است. چیزی که باید قبل از همه آن را مدیریت کنید، سلامت جسم شماست. ممکن است ظاهر شما حقایقی را درباره‌ سلامت بدنتان بیان کند اما نمی‌تواند معیاری برای اتکا باشد. چند بار برای انجام کارتان از نهار خوردن گذشته‌اید؟ اگر می‌خواهید زندگی پرثمری داشته باشید، ابتدا باید به سلامت خود توجه کنید و این همان چیزی است که دائما باید مدیریت کنید.

نکته اصلی که باید به آن توجه کنید نگرانی‌های شماست. سلامت روان به همان اندازه‌ که سلامت جسم شما اهمیت دارد یا حتی بیشتر باید مورد توجه قرار گیرد. وقتی نمی‌توانید شرایطی را کنترل کنید یا آن را تغییر دهید، ابتدا باید آن را بشناسید، سپس آن را بپذیرید و در نهایت خود را با شرایط پیش آمده وفق دهید.

۳.حقیقت را بیان کنید: به درستی که صداقت بهترین سیاست است. بیشتر افراد از جوانی آموخته‌اند که اگر چیز خوبی برای گفتن ندارید، بهتر است اصلا سخن نگویید. این حرف به باوری تبدیل شده که در تمام دوران زندگی به کار گرفته می‌شود. اما حقیقت موجود این است نباید فقط دروغ بگویید. شما با بیان احساس واقعی خود درباره موضوعات، در نظر دیگران منفور نمی‌شوید، بلکه تنها با گفته‌هایتان در جمع شناخته خواهید شد. اینکه به‌خاطر بی‌پروایی و ترس نداشتن از بیان احساساتتان در میان دیگران شناخته شوید، بهتر از این است که دیگران از شما به‌عنوان یک دروغگو یاد کنند.در محیط کار هم این قانون حاکم است و یک کارفرما انتظار دارد وقتی شما را استخدام می‌کند، صداقت داشته باشید و حقایق را بیان کنید. ممکن است دادن خبرهای بد کار دشواری باشد اما برای ایجاد و حفظ ارتباط مطلوب نسبت به عدم بیان حقایق ارجحیت دارد.

۴.اشتراک‌ دانسته‌ها: ما باید همه‌ دانسته‌هایمان را با هم به اشتراک بگذاریم. این امر در مورد هر فرد از مدیر گرفته تا کارمند صدق می‌کند. اصلی وجود دارد که عنوان می‌کند هرچه بیشتر هدیه دهید، بیشتر به خودتان باز می‌گردد.برخی مدیران به اشتباه فکر می‌کنند بین آنها و کارمندانشان رقابت وجود دارد و با این طرز تفکر از انتقال دانسته‌هایشان به کارمندان خود پرهیز می‌کنند. با این وجود چگونه می‌توان انتظار داشت که آنها به‌طور کارآمد در فعالیت‌های تیم شما مشارکت داشته باشند؟

۵.قاطع باشید: هیچ کس دوست ندارد در کنار کسی باشد که جهت‌گیری ندارد و محتاط و بی‌‎طرف است. به خصوص اگر شما با این خصوصیات برای کسی کار کنید و فرد دیگری مدیر شما باشد. شما باید راهی را انتخاب کنید و به سمت آن بروید و کسی باشید که شانس خود را امتحان می‌کند. ممکن است گاهی اوقات دچار اشتباه شوید اما نمی‌توانید پیش‌بینی کنید در آینده چه خواهد شد. آیا شما به نتیجه‌ای مطلوب دست خواهید یافت یا در نهایت متوجه خواهید شد مسیری که برگزیده‌اید اشتباه است؟ این ریسک برای شما جذابیت به همراه دارد.

زمانی ‌که تصمیم‌گیری درخصوص جهت‌گیری‌ها دشوار است، به راحتی می‌توان با این مشکل مقابله کرد. ابتدا تمام حقایق موجود را جمع‌آوری سپس آنها را تجزیه و تحلیل کنید. از اطرافیان خود مشاوره بخواهید، به احساس درونی خود گوش دهید و با بینش به قضایا نگاه کنید. سرانجام، شجاعت تصمیم‌گیری را داشته باشید. باور داشته باشید که اگر مسیر اشتباه را رفتید، می‌توانید از خطاهایتان درس بگیرید و بدانید که اگر دچار اشتباه شدید، اطلاعاتی به دست آورده‌اید که در مراحل بعدی برای تصمیم‌گیری صحیح به شما کمک خواهد کرد.

۶. از کاری که انجام می‌دهید لذت ببرید: به محض اینکه کاری که از انجام آن لذت می‌برید را متوقف کنید، اشتیاقتان را از دست می‌دهید. برای اینکه کاری را به خوبی انجام دهید باید برای انجام آن ذوق و شوق داشته باشید. بهتر است به جای اینکه از خود سوال کنید آیا این واقعا کاری است که می‌خواهم آن را انجام دهم، روی لذت بردن از کاری که دارید به خوبی انجام می‌دهید، تمرکز کنید. در این دنیای پر هرج و مرج، باید پیروزی‌های کوچکی که نصیبتان شده را بشناسید و آنها را جشن بگیرید.

باید در کارتان تعادل ایجاد کنید. بیاموزید اوقاتی که جدیت در امور لازم است جدی باشید اما با وجود این سعی کنید در بیشتر لحظات نکته طنزی پیدا کنید. اگر این‌ مورد را رعایت کنید، متوجه می‌شوید که می‌توانید از تمام وقت خود لذت ببرید.

 

هنری به نام متقاعدسازی

 

 

مترجم: مریم مرادخانی
منبع: HBR :
 
 
 
اگر بخواهید کسی از ایده‌تان حمایت کند، یا محصولتان را بخرد یا رفتارش را تغییر دهد، چه می‌کنید؟ رئیس یا همکار، مشتری یا سرمایه‌گذار، یا شاید کسانی که این روزها از زدن ماسک اجتناب می‌کنند. چه کنیم تا مسائل را همان‌طور ببینند که ما می‌بینیم؟ به خصوص اگر شروع کنند به مخالفت با شما یا اهمیت ندادن به شما یا حتی بدتر، اصلا ندانند که شما وجود دارید.
 
 
 

 

 

تغییر دادن نظر دیگران خیلی سخت است، حتی اگر برایشان دلیل و مدرک محکم بیاوریم یا به احساسات متوسل شویم. بسیاری از ما به شدت به افکار و عادت‌هایمان چسبیده‌ایم. اما جونا برگر، نویسنده و استاد بازاریابی مدرسه وارتون، می‌گوید این امکان وجود دارد که حتی مقاوم‌ترین افراد نسبت به تغییر را هم متقاعد کنیم که نظر و مسیرشان را تغییر دهند. او می‌گوید گام اول متقاعدسازی، شناسایی دلایل است: «که چرا ایجاد تغییر تا این حد سخت است» و سپس باید استراتژی‌هایی برای غلبه بر آن موانع طراحی کنیم.

جونا که نویسنده کتاب «چطور نظر هر کسی را تغییر دهیم» است، اخیرا میهمان الیسون بیرد، از دبیران ارشد مجله کسب‌وکار ‌هاروارد بوده تا بیشتر در این رابطه صحبت کنند. چکیده‌ای از این مصاحبه را با هم می‌خوانیم:

 الیسون: خوش آمدی جونا. همان‌طور که می‌دانیم توانایی متقاعد کردن، خیلی مهم است، هم در کسب‌وکار، هم در سیاست و هم در سایر جنبه‌های زندگی. بعضی‌ها در متقاعدسازی، مهارت بیشتری از بقیه دارند. متداول‌ترین اشتباهی که آدم‌ها در این رابطه مرتکب می‌شوند چیست؟

جونا: می‌دانی، هر کسی می‌خواهد یک چیزی را تغییر دهد. کارمند می‌خواهد نظر رئیسش را عوض کند. بازاریاب می‌خواهد نظر مشتری را تغییر دهد. استارت‌آپ‌ها می‌خواهند صنایع را دگرگون کنند و موسسات خیریه می‌خواهند دنیا را تغییر دهند.

اما تغییر سخت است. هر چه تلاش می‌کنیم هیچ اتفاقی نمی‌افتد. وقتی قصد داریم نظر یا رفتار کسی را تغییر دهیم، معمولا تصور می‌کنیم اگر اطلاعات، حقایق، دلایل، اعداد و ارقام و از این چیزها به طرف مقابل نشان دهیم، از نظرشان کوتاه می‌آیند.

اما آدم‌ها صندلی نیستند که با یک هل دادن جابه‌جا شوند، آن هم در مسیری که ما می‌خواهیم. در دنیای اجتماعی، هر چه بیشتر هل دهیم، یعنی پافشاری کنیم، طرف مقابل هم همان‌قدر مقاومت می‌کند. باید از خودت بپرسی آن آدم چرا تا الان تغییر نکرده؟ چه چیزی مانع از تغییر او شده؟ و چطور آن موانع را کمتر کنیم؟

  چرا آدم‌ها نسبت به تغییر مقاومت دارند، حتی با وجودی که آن تغییر ممکن است به نفعشان باشد؟

همه ما دوست داریم حس کنیم همه چیز را در کنترل داریم. دوست داریم حس کنیم که خودمان داریم به زندگی‌مان شکل و جهت می‌دهیم. حس کنیم که خودمان انتخاب می‌کنیم. و وقتی کسی می‌خواهد نظرمان را تغییر دهد، حس می‌کنیم کنترل را از دست داده‌ایم. گاهی وقتی به کسی می‌گوییم کاری را انجام ندهد، اتفاقا همان کار را انجام می‌دهد. مثل ماجرای چالش خوردن «قرص‌های شوینده» که توسط نوجوانان راه‌اندازی شده بود و باعث مسمومیت ده‌ها نفر شد. و وقتی شرکت سازنده قرص‌ها در تبلیغات و بیانیه‌ها اعلام کرد که «این کار را نکنید»، نتیجه معکوس داد.

 خب، حالا چطور به غریزه و میل به مقاومت که در آدم‌ها وجود دارد غلبه کنیم؟

جالب اینجاست که اگر به کسی بگوییم کاری را انجام دهد که خودش از قبل، قصد انجامش را داشته، ممکن است حس کند احساس آزادی و اختیارش را از او گرفته‌ایم. مثلا از کارمندی که با یک طرح موافق است بخواهیم در جلسه از آن ایده حمایت کند. آن وقت ممکن است حس کند دلیل حمایتش، این نیست که خودش می‌خواهد. دلیلش، درخواست شماست و همین باعث می‌شود نظرش را تغییر دهد.

یک راه برای حل این مشکل، «ارائه یک منو» است. یعنی به طرف مقابل، به جای یک پیشنهاد، چند حق انتخاب بدهیم. مشاورهای کسب‌وکار همیشه این کار را انجام می‌دهند. به جای یک پیشنهاد، مثلا دو تا گزینه به مشتری می‌دهند. اگر به مشتری، یک حق انتخاب بدهی، بلافاصله به این فکر می‌کند که چرا آن را دوست ندارد. اما اگر چند حق انتخاب بدهی، به این فکر می‌کند که کدامشان را بیشتر دوست دارد و احتمالا یکی را انتخاب خواهد کرد.

 موانع دیگری که موقع تلاش برای تغییر دیگران وجود دارد کدامند؟ حالا تغییر در هر چیزی، محصول یا خدماتی که استفاده می‌کنیم یا مثلا تغییر عقیده.

اولی، همانی بود که درباره‌اش صحبت کردیم یعنی مقاومت. دومی، دلبستگی است، یعنی ما معمولا به روشی که الان داریم، وابسته‌ایم. سومی، فاصله است، یعنی از طرف مقابل چیزی را بخواهیم که با طرز تفکرش خیلی فاصله داشته باشد. یا مثلا درخواست زیادی باشد. یکی از موانع بزرگ، «ابهام» است. هر تغییر یا چیز جدیدی، در ما احساس ناامنی ایجاد می‌کند. روش‌های قدیمی به ما حس امنیت می‌دهند حتی اگر بی‌عیب و نقص نباشند یا حتی اگر کم و کاستی‌هایی داشته باشند. حداقل از وجود مشکلات و کاستی‌ها آگاهیم. اما در مورد روش‌های جدید، هیچ چیزی نمی‌دانیم. حتی نمی‌دانیم با چه مشکلاتی مواجه خواهیم شد و همین احساس عدم اطمینان، باعث می‌شود تمایلی به تغییر نداشته باشیم.

هر تغییری یکسری هزینه‌ها دارد. فرض کن داری گوشی موبایلت را عوض می‌کنی. علاوه بر پولی که می‌دهی، زمان و زحمت هم باید بگذاری.

 پس وقتی یک پروژه یا ایده جدید را با رئیست مطرح می‌کنی، او باید علاوه بر هزینه‌های مالی، سایر جوانب را نیز در نظر بگیرد. و ممکن است پس از در نظر گرفتن همه آنها، ایده‌ات را رد کند.

به‌علاوه، هزینه‌های یک تغییر از همان ابتدا مشخصند. اما مزایایش بعدا مشخص می‌شوند و حتی ممکن است مزایایش هیچ‌وقت اتفاق نیفتند. هزینه‌ها قطعی‌اند اما مزایا قطعی نیستند و این هم یکی از موانع تغییر است.

 فرض کن مامور بانک هستی و می‌خواهی مشتری‌ها را متقاعد کنی که از یک اپلیکیشن جدید استفاده کنند. چه کار می‌کنی؟

جالب است که یک تجربه مشابه داشته‌ام. برند «تاکوبل» یک اپلیکیشن جدید طراحی کرده بود که زیاد از آن استقبال نشده بود. ابتدا از خودمان پرسیدیم مشکل از کجاست؟ آیا مردم نمی‌دانند این اپلیکیشن وجود دارد؟ پس باید اطلاع‌رسانی کنیم. آیا می‌دانند وجود دارد اما فکر می‌کنند به درد نمی‌خورد؟ پس باید متقاعدشان کنیم که مفید است. آیا دانلودش می‌کنند، اما استفاده نمی‌کنند؟ این مشکل دیگری است. پس گام اول، شناسایی مشکل است، با پرسیدن این سوال: «چرا مردم تغییر نمی‌کنند؟» مانع کجاست؟ سپس به راه‌حل مشکل فکر کنیم.

 فرض کن مردم از اپلیکیشن خبر دارند اما دانلودش نمی‌کنند.

در این صورت باید چند سوال از خودمان بپرسیم. آیا به اپلیکیشن اعتماد ندارند؟ آیا فکر می‌کنند اطلاعاتشان به خطر می‌افتد؟ اگر مشکل اینجاست، باید از خودمان بپرسیم که «چطور مشکل نبود اعتماد را حل کنیم؟» شاید هم روش استفاده از آن را بلد نیستند. این یک مشکل متفاوت است. و مشکل متفاوت، راه‌حل متفاوت می‌خواهد.

 فرض کن با اعضای تیمت روی یک پروژه کار می‌کنی و می‌خواهی مسیر X را بروید اما اعضای تیم، مسیر Y را ترجیح می‌دهند.

اینکه از آنها بخواهی مسیر را تغییر دهند کافی نیست. حتی ممکن است مقاومت یا حتی لج کنند.

ممکن است درخواستت آنقدر بزرگ باشد و آنقدر با رویکرد آنها فاصله داشته باشد که حتی به آن فکر هم نکنند. در این شرایط، چند راه‌ وجود دارد. یکی اینکه درخواست کوچک‌تری از آنها داشته باشی. مثلا بخواهی که مسیرشان را کمی تغییر دهند. این‌طوری، درخواست اولت، دیگر آنقدرها هم بزرگ به نظر نمی‌رسد.

 سناریوی بعدی. فرض کن درخواست ترفیع یا اضافه حقوق داریم. چطور رئیس را متقاعد کنیم که استحقاقش را داریم؟

در اینجا هم می‌توانی یک منو ارائه دهی. یعنی به جای یک گزینه، چند گزینه در برابر رئیست قرار دهی. مثلا بگویی «اگر می‌شود حقوقم را اضافه کنید یا حداقل، تعداد روزهای کاری‌ام را کمتر کنید.»

قبل از آن، ابتدا بهتر است ارزش خودت را به او نشان دهی. مثلا بگویی «من سال‌هاست اینجا سابقه کار دارم.» سپس بگو که «ممنون می‌شوم اگر حقوقم را زیاد کنید یا مرخصی‌هایم را بیشتر کنید یا اختیاراتم را افزایش دهید.» این جوری، رئیست به جای اینکه حس کند وارد دفترش شده‌ای و گفتی «این کار را انجام بده»، حس می‌کند که چند حق انتخاب دارد.

 وقتی از نفوذ صحبت می‌کنیم، معمولا می‌گویند باید هم در سرها نفوذ کنیم هم در دل‌ها. یعنی هم داده‌های محکمه‌پسند بیاوری، هم از نظر احساسی، فرد را ترغیب کنی. این چه کمکی می‌کند به رفع موانعی که برشمردی؟

مردم معمولا برای کاری که درحال‌حاضر انجام می‌دهند یا چیزی که دارند، ارزش بیشتری قائلند. حتی تحقیقاتی انجام شده که نشان می‌دهد، هر چه بیشتر در یک خانه اقامت کرده باشی آنجا برایت ارزشمندتر است. ما معمولا به چیزهای قدیمی تعلق خاطر داریم. اما موضوع فقط این نیست. ما از چیزهای جدید می‌ترسیم. همین باعث می‌شود دچار تردید شویم.

 آیا این تکنیک‌ها به جایگاه فرد از نظر قدرت، بستگی دارد؟ آیا کسی که در سلسله‌مراتب قدرت، جایگاهش پایین است هم می‌تواند از این تکنیک‌ها استفاده کند؟ و برعکس، آیا یک رئیس، اصلا نیازی دارد از آنها استفاده کند؟

واقعیت این است که هر چه در سازمان بالاتر باشی، قدرتت بیشتر است و حق اظهارنظرت بیشتر. اما به نظر من، چه رئیس باشی، چه یک کارمند رده‌پایین، این تکنیک‌ها به یک اندازه مفید است چون برای آنکه ذهن‌ها و نظرها را واقعا تغییر دهیم، باید موانع را بشناسیم. باید موانع روانشناختی تغییر و روش‌های حذف آنها را بشناسیم.

 آیا ممکن است کسی که سعی در متقاعد کردنش داریم حس کند که فریبش می‌دهیم؟

باید هوشمندانه عمل کنی. مثلا یکی از روش‌ها این است که به جای اینکه «دستور دهی»، «از آنها سوال کنی.» به جای اینکه به شاگردانت بگویی «بیشتر مطالعه کنید»، از آنها سوال بپرس. مثلا «چرا به این کلاس آمده‌اید؟ دوست دارید وارد کدام دانشگاه شوید؟ برای ورود به آنجا، چه نمراتی باید کسب کنید؟ چطور آن نمرات را کسب کنید؟» سپس می‌رسی به آنجا که برای گرفتن آن نمرات، باید چند ساعت درس بخوانیم؟ با پرسیدن یکسری سوالات مناسب، افراد را به مسیری هدایت می‌کنی که به نتیجه دلخواه تو، متعهد شوند. در سازمان هم به همین شکل است. باید یکسری سوالات از کارکنان بپرسی. مثلا بپرسی «ما دوست داریم سازمانمان چه شکلی باشد؟ دوست داریم کجا ایستاده باشیم؟». آنها جواب می‌دهند «یک سازمان فوق‌العاده». این سوالات را می‌پرسیم تا کارمندها به شرکت در کارها تشویق شوند و برای مشکلات، راه‌حل پیدا کنند. اینجوری، در آینده با راه‌حل‌ها مخالفت نخواهند کرد چون پیشنهاد خودشان بوده. با پرسیدن یکسری سوال آنها را در مسیری قرار می‌دهی که احتمال آنکه با تو موافقت کنند، بیشتر خواهد شد.

 و اما سوال آخر. بیا به وجه دیگر ماجرا نگاه کنیم. فرض کن تو آن آدم لجباز هستی. انعطاف‌ناپذیر هستی و حرف، حرف خودت است. دوست نداری تغییر کنی. چطور این را بپذیریم و خودمان را اصلاح کنیم؟

من خودم چنین آدمی هستم و کاملا از آن آگاهم. نسبت به تغییر مقاومت دارم. مثلا سال‌ها طول کشید تا گوشی موبایلم را که به شدت قدیمی شده بود و داشت اذیتم می‌کرد عوض کنم. گوشی‌های جدید را نگاه می‌کردم ولی دلم نمی‌خواست یکی از آنها را داشته باشم، چون خیلی بزرگ بودند. امید داشتم یک روز یک گوشی جدید بسازند که دقیقا شبیه گوشی خودم باشد.  فقط حافظه‌اش بیشتر باشد. به خاطر آن گوشی قدیمی، حتی از یکی از پروازهایم جا ماندم. تا اینکه بالاخره یک گوشی جدید خریدم. شاید فکر کنید این آخر ماجرا بود اما نه. سه ماه طول کشید تا از گوشی جدیدم استفاده کنم. من خودم بیشتر از هر کسی مایل به حفظ وضع موجودم. همه ما کما بیش این‌جوری هستیم. دلیلش این نیست که دیوانه‌ایم یا به روش‌های قدیمی چسبیده‌ایم. برای من دلیلش این است که از دست دادن را دوست ندارم.

 به چیزهای قدیمی دلبستگی دارم چون مزیت‌ چیزهای جدید، آن‌قدرها برایم ارزشمند نیست و معایب چیزهای قدیمی به چشمم نمی‌آید. با درک این موضوع، به نظرم نه تنها می‌توانیم یاد بگیریم که چطور نظر بقیه را عوض کنیم بلکه یاد می‌گیریم نظر و رفتارهای خودمان را هم تغییر دهیم.

 
یکشنبه, 16 شهریور 1399 14:14

اعتراف دختر ۱۴ ساله به قتل مادرش

اعتراف دختر ۱۴ ساله به قتل مادرش

 

 

 

گروه حوادث الف،  ۱۶ شهریور ۱۳۹۹، ۰۹:۲۵  3990616031 ۰ 

درگیری یک مادر و دختر نوجوانش بر سر حضور در شبکه‌های اجتماعی به قتل دلخراش مادر منجر شد.

 

اعتراف دختر ۱۴ ساله به قتل مادرش

 

 

روزنامه جوان نوشت: ساعت ‌۱۵:۴۰ بعدازظهر روز جمعه چهاردهم شهریور قاضی مصطفی واحدی، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران با تماس تلفنی مأموران کلانتری ‌۱۲۱ سلیمانیه از مرگ مشکوک زن جوانی در خانه‌اش با خبر و همراه تیمی از کارآگاهان اداره‌ دهم پلیس‌آگاهی راهی محل شد.

تیم جنایی داخل آشپزخانه طبقه‌ سوم ساختمانی حوالی خیابان پیروزی با جسد زن ۴۰‌ ساله‌ای به نام «مریم» روبه‌رو شدند که به طرز مرموزی به کام مرگ رفته‌ بود. نخستین بررسی‌ها نشان داد فوت زن جوان را دختر ۱۴‌ ساله‌اش به نام «مژگان» به اورژانس اطلاع داده و عوامل اورژانس هم وقتی در محل حادثه زن جوان را معاینه می‌کنند، متوجه مرگ مشکوک وی می‌شوند و موضوع را به مأموران پلیس خبر می‌دهند.

نشانه‌های قتل

تیم جنایی در تن‌پیمایی جسد با شیاری روی گردن مریم روبه‌رو شدند که حکایت از آن داشت وی بر اثر خفگی و فشار بر عناصر حیاتی گردن به قتل رسیده‌ است. همچنین مأموران پلیس در تحقیقات میدانی دریافتند مقتول مدتی است با شوهرش اختلاف پیدا کرده است به طوریکه درگیری‌ها و مشاجره‌های لفظی زیادی با هم داشته‌اند. شوهر وی گفت: ۲۰‌ سال قبل با همسرم ازدواج کردم و زندگی خوبی داشتیم و حاصل زندگی‌مان مژگان است. مدتی بود با هم اختلاف پیدا کرده‌ بودیم و هر از گاهی با هم مشاجره لفظی داشتیم اما درگیری ما آنقدر زیاد و عمیق نبود که تصمیم به قتل یکدیگر بگیریم.

وی ادامه داد: ۲۰‌ روز قبل با همسرم دوباره درگیر شدیم و بگو مگو کردیم که از خانه قهر کردم و همراه دخترم مژگان به خانه مادرم رفتیم. در این چند روز همسرم در خانه تنها بود تا اینکه روز پنجشنبه دخترم گفت دلش برای مادرش تنگ شده و به خانه می‌رود. من هم او را تا نزدیکی خانه بردم و بعد برگشتم. ساعتی قبل دخترم در حالی که هراسان و وحشت‌زده به نظر می‌رسید با من تماس گرفت و ماجرا را شرح داد.

اظهارات دختر ۱۴ ساله

مژگان ۱۴ ساله گفت: پنجشنبه از خانه مادر بزرگم به خانه‌مان آمدم و شب با مادرم خوابیدم تا اینکه صبح وقتی از خواب بیدار شدم با مادرم به خاطر موضوعی بگو مگو کردم و مادرم خیلی ناراحت شد. متوجه شدم قرص خورد و به اتاقش رفت و خوابید. فکر کردم وقتی از خواب بیدار شود حالش خوب می‌شود اما وقتی از خواب بیدار شد حالش بدتر شده بود که داخل آشپزخانه افتاد و بی‌هوش شد.

در ادامه، تیم جنایی متوجه تناقض‌گویی‌های دختر نوجوان شدند و این فرضیه برای آنها قوت گرفت که وی مادرش را به قتل رسانده‌ است، بنابراین قاضی واحدی وی را بازداشت کرد و در نهایت متهم پس از چهار ‌ساعت بازجویی فنی در محل حادثه به قتل مادرش اعتراف کرد.

از قتل مادرم پشیمانم

دختر ۱۴ ساله با اعتراف به قتل مادرش گفت: مادرم همیشه به من گیر می‌داد و با من بگو مگو داشت. او از من ایراد می‌گرفت و می‌گفت چرا اینقدر با دوستانم چت می‌کنم یا تلفنی حرف می‌زنم. مادرم دوست داشت بیشتر درس بخوانم و کمتر وارد فضای مجازی شوم اما من دوست داشتم با دوستانم در گروهای تلگرامی چت کنم. چند روزی بود مادرم را ندیده بودم و دلم برای او تنگ شده بود که از خانه مادر بزرگم به خانه‌مان رفتم. شامگاه پنجشنبه داخل اتاقم در حال چت با یکی از دوستانم بودم که مادرم به اتاقم آمد و دوباره به من گیر داد که با هم درگیر شدیم و دقایقی بعد هم به اتاقش رفت و خوابید. من آن شب استرس داشتم و خوب نخوابیدم و صبح هم قبل از ساعت ۵ صبح از خواب بیدار شدم و از طریق گوشی‌ام وارد فضای مجازی شدم تا سرگرم شوم که مادرم وارد اتاقم شد و وقتی گوشی را دستم دید دوباره با من درگیر شد که چرا این موقع صبح با گوشی‌ام سرگرم شده‌ام. لحظاتی بعد مادرم از اتاق رفت بیرون و به طرف آشپزخانه رفت که خیلی عصبانی شدم و سیم شارژر تلفن همراهم را برداشتم به طرفش رفتم و از پشت سر به دور گردنش انداختم و کشیدم. مادرم سعی کرد سیم را از گردنش جدا کند و کشان‌کشان به طرف آشپزخانه رفت که ناگهان در آشپزخانه دست و پایش شل شد و روی زمین افتاد. وقتی متوجه شدم او فوت کرده است، خیلی ترسیدم و چند ساعتی بالای سر جسد مادرم گریه کردم و در نهایت حدود ساعت ‌۱۵ بعد از ظهر تصمیم گرفتم صحنه‌سازی کنم تا مأموران به من شک نکنند و به پدرم و اورژانس زنگ زدم و گفتم حال مادرم بد شده است.

مژگان ادامه داد: من عصبانی بودم و قصد قتل مادرم را نداشتم و الان هم خیلی پشیمان هستم.

متهم در ادامه به دستور قاضی واحدی در اختیار کانون اصلاح و تربیت قرار گرفت.

یکشنبه, 16 شهریور 1399 11:35

چگونه هم مقتدر باشید هم مهربان؟

مهارت های مدیریتی

برای صد ساله شدن باید نخست متولد شد

 

مترجم: سیدحسین علوی‌لنگرودی
 
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
منبع: Strategic Management :
 
 
 
امروزه تقریبا هر کس با یک رئیس و مافوق سر و کار دارد که ماهیت و کیفیت رابطه آنها تاثیر بسزایی بر کار و زندگی آنها دارد. در این میان، آنچه می‌تواند کمیت و کیفیت این رابطه را ارتقا بخشد، همان چیزی است که ترکیبی هوشمند از اقتدار و مهربانی در حوزه ارتباط بین مدیران و کارکنان به حساب می‌آید. رئیس یک شرکت یا مدیر یک سازمان، هر چقدر هم بتواند محیط کاری مطلوب و لذت‌بخشی را برای کارکنانش به وجود آورد و با آنها در چارچوب روابط سازمانی برخورد کند، باز هم احساس تنهایی می‌کند و خود را از آنها جدا می‌بیند. آنها هم مثل خیلی‌ها فکر می‌کنند از عملکردی ضعیف‌تر از سایر روسا برخوردارند و دیگران بهتر و بیشتر کار می‌کنند. از سوی دیگر آنها هم به دلایل مختلف از کمک خواستن گریزان بوده و آن را نشانه ضعف خود می‌دانند. البته مسلم است که هیچ رئیسی کامل نیست و هر کس نقاط ضعف و محدودیت‌های خاص خودش را دارد.

در واقع اصلا نیازی نیست یک رئیس یا مدیر تمام وقت خود را با کارکنان سپری و آنها را کنترل کند، بلکه می‌تواند با صرف حدود ۱۰ ساعت در هفته، کلیه امور مربوط به کارکنان را مدیریت کرده و باقیمانده زمان را صرف برنامه‌ریزی و ارتباط‌های برون‌سازمانی کند. براساس محاسبات صورت گرفته، یک رئیس می‌تواند علاوه بر ۱۰ ساعت اختصاص یافته در هفته برای امور جاری، ۱۵ ساعت را صرف تفکر و برنامه‌ریزی امور آتی و ۱۵ ساعت دیگر را صرف پرداختن به امور پیش‌بینی نشده و اتفاقات غیرمترقبه کند.

سبک مدیریتی مبتنی بر اقتدار همراه با مهربانی دارای ابعاد کاربردی و آموزنده‌ای برای مدیران و روسایی است که با تنوع نژادی، مذهبی و فرهنگی گسترده‌ای در سازمان خود مواجهند و همین مساله برقراری رابطه موثر و پرعطوفت با کارمندان را برای آنها با مشکل روبه رو می‌سازد چرا که باید با افرادی با تفاوت‌های فرهنگی، زبانی، مذهبی و فکری چشمگیری رو در رو شده و اقتدار همراه با مهربانی را برای تمام آنها به اجرا درآورد.

راهبردهایی بر‌ای ایجاد یک فرهنگ سازمانی مبتنی بر اقتدار همراه با مهربانی در سازمان یا تیم تحت رهبری شما:

• در انتقال تجربیات خود به دیگران قاطع باشید: شما به‌عنوان یک مدیر باید اصول اقتدار همراه با مهربانی را با صراحت و شفافیت تمام با اعضای تیم خود در میان بگذارید تا آنها هم از این اصول آگاهی یابند.تجربه ثابت کرده که انتقال مفاهیم و ایده‌های مدیریتی به کارمندان از طریق روایت داستان‌های خودتان یا دیگران، بسیار بهتر و بیشتر از بیان تئوری‌های مدیریتی بر کارکنان و اعضای تیم تاثیرگذار خواهد بود.

• از کارکنانتان بخواهید از شما انتقاد کنند: از اعضای تیم خود بخواهید انتقاد از شما را شروع کنند و این اطمینان را به آنها بدهید که نه تنها از این انتقادها و به چالش کشیده شدن‌ها، ناراحت نمی‌شوید بلکه از آن استقبال می‌کنید. همیشه به یاد داشته باشید که اگر کارکنان شما انتقاد نمی‌کنند به معنای کامل و بی نقص بودن شما نیست و به‌آن معنا نیست که شما رئیس خیلی مقتدری هستید که هیچ نقصی ندارد.

• به گفت‌وگوهای شغلی اهمیت بدهید: سعی کنید به بهانه‌های مختلف با کارکنان گفت‌وگوهای شغلی مفیدی داشته باشید و می‌توانید این کار را با پرسابقه ترین و قدیمی ترین کارمندان خود شروع کنید. البته به یاد داشته باشید که شکل‌گیری و گسترش گفت‌وگوهای شغلی بین مدیران و کارکنان به به شکل صریح و بدون تعارف در ابتدا به سختی اتفاق می‌افتد و باید در اجرای آنها صبورانه و باحوصله عمل کرد و به تدریج، هم افراد و اعضای تیم‌های کاری را تغییر داد و هم فرهنگ سازمانی حاکم بر تیم‌های کاری را.

• کارکنانتان را به مشاوران صادق خود تبدیل کنید: شما باید در همه جا و همه حال به یاد داشته باشید که در هر شرایطی به مشاوره و کمک‌های فکری دیگران به ویژه کارکنانتان نیازمندید تا آنها بتوانند نکات کلیدی و توصیه‌های کاربردی زیادی را به شما گوشزد کنند. این کار باعث می‌شود تا یک نوع احساس حمایت شدن و حمایت کردن بین تمام بخش‌های سازمان و در درون تیم‌های کاری شکل بگیرد و مدیران هم بتوانند خود و اعضای تیم تحت هدایت خود را بهتر و بیشتر بشناسند و از استعدادها و توان ذهنی همه آگاه شوند.

• اجازه ندهید کارکنان تان از هم بدگویی کنند: اگر مدیری نتواند یا نخواهد جلوی غیبت و بدگویی اعضای تیم خود در مورد یکدیگر را بگیرد و اجازه دهد تا هر کدام از کارکنان، دیگران را متهم به کم‌کاری و ضعف عملکردی کند، آن گاه مجبور خواهد شد جلسات متعددی را برای حل اختلافات به وجود آمده در درون تیم برگزار کند که این امر، زمان و انرژی زیادی را تلف خواهد کرد. بنابراین، عاقلانه‌تر آن است که مدیران، با جلوگیری از شکل‌گیری جو منفی و مملو از بدگویی کارکنان نسبت به هم، جو سازمانی حاکم بر مجموعه را آرام کرده و در نتیجه فرصت کافی برای رسیدگی به وظایف مهم‌تر و کلیدی تر را داشته باشد.

• همیشه زمانی را برای خلوت کردن با خود اختصاص دهید: همیشه به یاد داشته باشید مدیری که سرش را بیش از حد شلوغ کرده لزوما مدیر پربازده‌ای نیست چرا که هر مدیری نیاز دارد در هر روز کاری دقایقی را صرف اندیشیدن و تامل در شرایط و موقعیت‌های کاری کند تا در نتیجه بتواند برنامه‌های بهتری را تدوین کرده و تصمیمات مناسب‌تری را اتخاذ کند. واگذاری پاره‌ای تصمیم‌گیری‌ها و اقدامات به زیردستان مورد اعتماد می‌تواند به مدیران برای اجتناب از تبدیل شدن به مدیرانی پرمشغله و گرفتار کمک کنند.

• به فکر ارتقای کارکنانتان نیز باشید: یک مدیر مقتدر و مهربان نباید فقط به فکر منافع و ارتقای خودش باشد و لذا برنامه ریزی برای آینده تیم‌های کاری و نوشتن یک برنامه مدیریت رشد برای هر کدام از اعضای تیم از جمله وظایف کلیدی و آینده‌ساز مدیران محسوب می‌شود. در این میان مدیران نباید فرض را بر این بگذارند که برنامه‌ریزی برای مدیریت رشد کارکنان فقط به تلاش برای ارتقای آنها محدود می‌شود، چرا که توجه به ستارگان سختکوش و پاداش دادن به آنها به خاطر زحمات‌شان در کنار ارتقا به آنها از جمله وظایف ذاتی مدیران است که آینده آنها و کارکنان را روشن‌تر خواهد ساخت.

یکشنبه, 16 شهریور 1399 11:09

انطباق با جهانی جدید

 

رویارویی با چالش‌های پساکرونا

 

 

 

ترجمه: مهدی نیکوئی
منبع: S+B :
 
 
 
کووید-۱۹ آسیب‌های شخصی، اقتصادی و اجتماعی فراوانی با خود داشت. جان‌های بسیاری گرفت و شرایط کاملا متفاوتی برای افراد و البته کسب‌وکارها پدید آورد. جدای از آن، ضربه‌های شدیدی به مدل‌ها و اصول کسب‌وکاری زد که به ظاهر مستحکم بودند و راهنمای مدیران در چند دهه گذشته. درک این موضوع که واقعا چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است، به‌سادگی امکان‌پذیر نیست. ویروس کرونا مرگبار و غیرقابل پیش‌بینی بوده است؛ ویروسی که بیش از یک قرن مشابهش دیده نشده بود.
 
 

 

 

اثرات آن ضد و نقیض هستند. در حوزه کسب‌وکارها، به‌طور همزمان به عرضه و تقاضا شوک وارد کرده است. کرونا همچنین منجر به رکودی اقتصادی شده است که به‌خوبی نمی‌توان مدت و شدت آن را برآورد کرد؛ هر چند برخی از کشورها به‌تدریج در حال سامان دادن به اوضاع خود هستند. شرایط به شکلی پیش‌رفته است که عده‌ای از مردم اقدام به فعالیت‌های خیریه و بشردوستانه می‌کنند و البته عده‌ای با فرصت‌طلبی و شیادی به دنبال ماهی گرفتن از آب گل‌آلود هستند (نمونه آن افرادی هستند که داروهای تقلبی و تاییدنشده را با قیمت‌هایی نجومی به مردم می‌فروشند). رقابتی شدید بین کشورها و البته بین بخش‌های اقتصادی مختلف هر کشور برای تامین مواد اولیه خود شکل گرفته است و در همین زمان می‌توان نشانه‌های امیدبخشی از همکاری‌های ملی و منطقه‌ای را مشاهده کرد. این بیماری فراگیر، بیش از همه مشکلی برای سیستم بهداشت و درمان کشورها است. اما در همین زمان، اثرات شدیدی بر کسب‌وکارها و همچنین سیاست‌های اقتصادی، مالی و پولی کشورها می‌گذارد. تهدیدهای سلامتی ممکن است ظرف چند ماه پایان یابند و ممکن است چند سال ادامه پیدا کنند. این ویروس شتاب فراوانی به برخی از روندهای موجود (مانند خودکارسازی و مکانیزه کردن فعالیت‌ها و بحث برابری) داده و ترمز تعدادی دیگر از روندهای پرحرارت اخیر (مانند جهانی شدن) را کشیده است.

در هر صورت، کووید- ۱۹ در سال اخیر به یک‌باره تبدیل به مهم‌ترین دغدغه رهبران سازمانی از هر سطحی شده است: دولت‌ها، موسسات مردم‌نهاد و بخش خصوصی. مهم‌ترین سوال هر جلسه هیات‌مدیره‌ای (که البته بیشتر به‌صورت مجازی برگزار می‌شوند) این است که چگونه می‌توان پیامدهای وحشتناک کوتاه‌مدت کرونا را مهار کرد. چالش‌های سلامتی برای میلیون‌ها انسان و وخامت شرایط اقتصادی و اجتماعی کشورهای مختلف جهان آنها را به فکر فرو برده است. در همین زمان، رهبران سازمانی نمی‌توانند مسائل روزمره سازمان خود را (که اغلب وخیم‌تر شده‌اند) نادیده بگیرند.

چالش‌های پیش‌روی سازمان‌های مختلف و البته رهبران آنها، بیش از آنکه فیزیکی و عملی باشند، ماهیتی فلسفی و فکری دارند. به‌عنوان مثال، چنین چالش‌ها و سوالاتی برای آنها مطرح است: چگونه می‌توانیم اقتصاد را از نو بسازیم؛ چگونه می‌توانیم آسیب‌ها را جبران کنیم و چگونه می‌توانیم خود را آماده رویارویی با مشکلات اورژانسی اجتماعی، زیست‌محیطی، جمعیت‌شناختی و اقتصادی کنیم.

ما در شرکت مشاوره مدیریت پی‌دبلیوسی (PwC) به بررسی راهکارهای جامع برای این مشکلات گشتیم. در سال ۲۰۱۷،‌ مجموعه‌ای از چالش‌های فوری، مستقل و در حال شدت یافتن شناسایی کردیم که جهان را تهدید می‌کردند. این چالش‌ها در قالب مدلی به اسم «چارچوب آداپت» (ADAPT framework) گنجانده شدند. هر کدام از حروف این چارچوب، اشاره به ویژگی‌های خاص و بنیادینی از جهانی دارد که در آن زندگی و کار می‌کنیم: نامتقارن بودن، تخریب (به معنای دگردیسی روش‌های رایج فعالیت و تجارت)، سن، قطبی بودن و اعتماد. حتی پیش از شیوع ویروس کرونا هم مشخص بود که جهان در سال ۲۰۲۵ به‌شدت متفاوت خواهد بود و کسب‌وکارهای مختلف برای ادامه بقای خود باید تغییراتی در شکل و فعالیت‌هایشان ایجاد کنند. با شیوع جهانی کرونا،‌ این روندها تسریع شدند و احتمالا بسیار زودتر از آنچه تصور می‌کردیم، شرایط فعالیت شرکت‌ها فرق خواهد کرد. در کتابی که در حال چاپ آن هستیم، پیش‌بینی کرده‌ایم که بشریت «۱۰ سال تا نیمه‌شب سرنوشت‌ساز» فاصله دارد. اکنون به‌نظر می‌رسد که زمان کمتری به آن ساعت سرنوشت‌ساز باقی است. علاوه بر آن، کووید- ۱۹ آخرین ضربه به سیستم موجود نخواهد بود و ضربه بعدی خسارات بیشتری خواهد داشت (مگر آنکه به سرعت و به‌طور گسترده چارچوب آداپت را مدنظر قرار داده و ضمن مدیریت بحران امروز، آماده چالش‌های آینده نیز شویم). این خبر بد بود. اما خبر خوب این است که در سطوح مختلف تحلیلی و جامعه می‌توان کاری برای ساختن یک آینده پایدارتر و تاب‌آور انجام داد که تمام مردم بتوانند در آن به رونق و شکوه برسند. با شناسایی چالش‌های پیش‌روی جهان، درس گرفتن از بحران کرونا و استفاده از ابزارها و فناوری‌های موجود می‌توانیم نقشه‌راهی جدید و انطباق‌پذیرتر برای آینده اقتصادی و اجتماعی خود ترسیم کنیم.

 «چارچوب آداپت» در عصر کرونا

همان‌طور که گفته شد، جهان ما در سطوح مختلف خود چالش‌هایی دارد که باید به آنها بپردازیم:

• نامتقارن بودن (Asymmetry). میزان شکاف به ویژه در ثروت افراد، مناطق، کشورها و نسل‌های مختلف در حال افزایش است. به این صورت شباهت‌ها و تقارن کمتر از همیشه شده است. به دنبال شیوع کرونا، نابرابری ثروت با روندی سریع‌تر افزایش خواهد یافت. از آنجا که رهبران کشورها تصمیمات متفاوتی می‌گیرند و میزان پیامدهای کرونا در هر کشور نیز متفاوت است، نابرابری کشورها نیز بیش از پیش خواهد شد. نابرابری‌های داخلی نیز افزایش خواهد یافت؛ چراکه شکست کسب‌وکارهای کوچک را بیشتر کرده، نرخ بیکاری را تشدید کرده و مثل هر رکود اقتصادی دیگری، به اقشار کم‌درآمد آسیب بیشتری وارد خواهد کرد. نابرابری‌های منطقه‌ای به‌ویژه برای کسانی که از کمبود منابع مالی برای سرمایه‌گذاری رنج می‌برند، شدت خواهد گرفت. در چارچوب پیش از کرونا، ۳ گروه از اجتماع‌ را در ریسک دیده بودیم: افراد نزدیک به بازنشستگی که هم‌اکنون وضعیت مالی خوبی ندارند، جوانانی که به‌تازگی می‌خواهند وارد بازار کار شوند و افرادی که در میانه مسیر شغلی خود هستند و نمی‌توانند شغلشان را از دست بدهند. با شیوع کرونا، باید دسته چهارمی هم به این فهرست اضافه کرد: افرادی که پیش از این روی خط فقر زندگی می‌کردند و اکنون نمی‌توانند هزینه‌های مسکن، غذا و سایر نیازهای اولیه زندگی را تامین کنند.

• تخریب یا دگردیسی محیط (Disruption). فناوری و تغییرات اقلیمی،‌ قدرتمندترین و زنجیروارترین نیروهای تخریب‌گر وضع موجود هستند، نیروهایی که کووید-۱۹ آن را پررنگ‌تر کرده است. پیش‌بینی می‌شود که قدرت و نفوذ شرکت‌های بزرگ فناوری و سایر سازمان‌های ارائه‌دهنده بسترهای کسب‌وکار بیشتر شود. در خلال قرنطینه، بسیاری از ما مجبور شدیم برای ارتباطات اجتماعی و کاری خود به فناوری‌های نوین متوسل شویم. ما با سرگرمی‌های اینترنتی، خرید آنلاین و ارتباط مجازی با دوستان و خانواده خود توانستیم از پیامدهای قرنطینه بکاهیم. فارغ از آنکه استفاده‌های ما از فناوری، بیشتر در حوزه کار از خانه، ویدئوهای آنلاین یا تجارت الکترونیک بوده است، قدرت و درآمدهای شرکت‌های بزرگ فناوری را افزایش داده است. به‌عنوان مثال، در ۳ ماه نخست سال ۲۰۲۰، شبکه تلویزیونی نتفلیکس آمریکا ۱۶ میلیون اشتراک جدید فروخت که دوبرابر میزان اشتراک‌های جدید در دوره ۳ ماهه پیش از آن است. علاوه بر افزایش استفاده از اینترنت و فناوری‌های آنلاین، پیش‌بینی می‌شود که کرونا به روند خودکارسازی و استفاده از هوش مصنوعی، ماشین‌ها و روبات‌ها در صنایع مختلف سرعت بدهد (از آنجا که ماشین‌ها و روبات‌ها نیاز به حفظ فاصله اجتماعی ندارند و نسبت به بیشتر مخاطرات انسانی مصون هستند). همان‌طور که موسسه نظریه‌پردازی بروکینگ (Brookings) پیش‌بینی کرده است، کرونا به دلیل آنکه درآمدهای کسب‌وکارها را کاهش می‌دهد، روند خودکارسازی و ماشینی کردن فعالیت‌های آنها را تسریع می‌کند (به دلیل آنکه با کاهش درآمدها، توان مالی کسب‌وکارها و حتی شرکت‌های بزرگ کم می‌شود و مثل سابق نمی‌توانند هر هزینه حقوق و دستمزدی را پرداخت کنند).

با تمام این موارد، تغییرات اقلیمی همچنان مهم‌ترین عامل تخریب وضع موجود است که بشر و کره زمین با آن مواجه است. اضطراری‌ترین پیامدهای تغییرات اقلیمی (و بحران‌های مرتبط با آن، مانند سقوط تنوع زیستی) به سادگی قابل رفع نیستند؛ حتی اگر کاهش فعالیت‌های اقتصادی تا مدتی از میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای کاسته باشد. مشکل دیگر آن است که بحران کرونا، ذهن‌ها را بیش از حد درگیر کرده و مانع از توجه و سرمایه‌گذاری‌های لازم روی مقابله با تغییرات اقلیمی شود. با وضعیت اضطراری پیش آمده برای دولت‌ها و کسب‌وکارها و همچنین سقوط قیمت نفت به پایین‌ترین سطوح تاریخی خود، انتظار می‌رود که از سرمایه‌گذاری‌ها روی انرژی‌های پاک کاسته شود. از طرف دیگر، ممکن است دولت‌ها در بازطراحی سیستم اقتصادی خود، راهکارهای مقابله با مخاطرات محیط‌زیست را در اولویت بالاتری قرار دهند (مانند اقدامی که دولت کره‌جنوبی انجام داده است). شهروندان نیز ممکن است نسبت به خطرات طبیعی حساسیت بیشتری پیدا کنند و تمایل بیشتری برای مقابله با اثرات این خطرات از خود نشان دهند.

• سن: پیر شدن جمعیت جهان پیامدهای مختلفی برای سیستم‌های اقتصادی و کسب‌وکار دارد. این وضعیت با شیوع کرونا وخیم‌تر شده است و گروه‌های مسن‌تر نیاز به مراقبت‌های بهداشتی و درمانی بیشتری پیدا کرده‌اند. کشورهای جهان نیز از نظر تفاوت سن شهروندان خود به دسته‌های مختلفی تقسیم شده‌اند. کشورهای مسن‌تر با هزینه‌های بالاتر بهداشت و درمان درگیر هستند و کشورهای جوان‌تر باید به فکر افزایش زیرساخت‌های آموزشی و تفریحی باشند. در این بین، کشورهایی وجود دارند که اکثر جمعیت آنها در سن اشتغال قرار دارند و نیازمند افزایش فرصت‌های شغلی و رونق اقتصادی هستند. اگر چنین اقداماتی به نتیجه نرسند، بحران رکود آنها را تهدید خواهد کرد و شغل‌های کمتر و کم‌درآمدتری برای طبقه جوان تامین خواهد شد. به‌عنوان مثال، در مصر نرخ بیکاری قشر ۱۸ تا ۲۹ ساله (که با ۱۹ میلیون نفر، یک‌چهارم جمعیت را تشکیل می‌دهند) حتی پیش از شروع کرونا به ۳۰ درصد رسیده بود. در طرف دیگر طیف که کشورهایی مانند آمریکا در آنها قرار گرفته‌اند، افزایش سن جمعیت به کاهش مستمری‌های بازنشستگی آنها و حتی امکان بازنشسته نشدن عده‌ای از شهروندان می‌انجامد.

• قطبی شدن. جهان در سال‌های گذشته با کاهش اعتماد شهروندان به سیاست‌گذاران و رهبران کسب‌وکارها مواجه بود. با این وضعیت موسسات خیریه و بشردوستانه هم قدرت خود را از دست می‌دادند. شیوع ویروس کرونا باعث شدیدتر شدن این روند شد. سازمان بهداشت جهانی با کاهش منابع مالی مواجه شده است و به سادگی نمی‌تواند نیاز کشورهای متکی به خود را تامین کند. تقلا برای رسیدن به واکسن کرونا و داروهای مرتبط با آن، دولت‌ها را از همکاری اقتصادی با این نهاد بین‌المللی و نهادهای مرتبط با آن بازداشته است. این احتمال وجود دارد که با خروج از این بحران، همکاری‌های بین‌المللی دوباره شکل بگیرند. اما در کوتاه‌مدت، محدودیت در روابط بین‌المللی باعث دسته‌بندی‌ها و قطبی شدن جهان شده است.

• اعتماد. اعتماد به دولت، جامعه مدنی، کسب‌وکارها و موسسات مختلف از مدت‌ها پیش خدشه‌دار شده بود؛ به ویژه در بین طبقات محروم از منافع و مزایا. این کاهش اعتماد، در برخی از منافع به سرپیچی از پیشنهادهای بهداشتی می‌انجامد. به‌عنوان مثال، برخی از مردم فاصله‌گذاری اجتماعی را رعایت نمی‌کنند و فقط به دنبال دستیابی به واکسن هستند. با گسترش کرونا، این فرصت وجود دارد که اعتماد را بار دیگر ساخت یا آسیب بیشتری به آن زد. هر چقدر که اعتماد مردم نسبت به آینده‌ای روشن کاهش یابد، اعتمادسازی دشوارتر خواهد شد. اکنون نیاز به رهبرانی در سطوح مختلف دولت و کسب‌وکارها است که آگاه از شرایط جهان بوده و دغدغه‌های افراد را جدی بگیرند.

 تولد کسب‌وکارهای جدید

شرایط موجود و پیش‌روی جهان، همانطور که براساس چارچوب آداپت گفته شد، بسیار خاص است. فارغ از اقداماتی که دولت‌ها می‌توانند برای کاهش بحران‌ها انجام دهند، می‌توان انتظار تولد کسب‌وکارهایی جدید را داشت؛ کسب‌وکارهایی که نیازی حیاتی به آنها است.

رهبران کسب‌وکارهای جدید باید در حد توان خود برای کاهش نابرابری‌های اجتماعی تلاش کنند و مسوولیت‌های اجتماعی خود را جدی‌تر بگیرند. شرایط اقتصادی، نیازمند نسل جدیدی از کارآفرینان است که زندگی را برای عده‌ای از همنوعانشان راحت‌تر کنند. در این میان، ظهور فناوری‌ها و مشکلات ناشی از بحران‌های زیست‌محیطی پررنگ‌تر از همیشه است. کسب‌وکارهای جدید نیازمند مدل‌های جدید و ارزش‌های اخلاقی نوینی هستند. آنها باید با توجه بیشتر به مسائل زیست‌محیطی، آینده را هم برای نسل‌های آتی حفظ کنند. در این میان، فناوری‌های نوین ضمن آنکه فرصت‌های اقتصادی جدیدی پیش‌روی کسب‌وکارها گسترانده، امکان فعالیت سبزتر و کم‌ریسک را هم فراهم کرده است.

میانگین سنی شهروندان در کشورهای مختلف، تفاوت‌های معناداری با یکدیگر دارند و هر کسب‌وکاری باید با توجه به شرایط کشور خود به برنامه‌ریزی و تدوین استراتژی‌اش اقدام کند. در پایان، غلبه بر مشکلات و چالش‌های پیش‌رو نیازمند افزایش همکاری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی است. برای رسیدن به این همکاری‌ها باید بر منافع مشترک تمرکز کرد و با تامین منافع ذی‌نفعان، اعتماد آنها را نیز بار دیگر به دست آورد.

صفحه27 از365