ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

 
 
 

همه چیز درباره بازی‌های رایانه‌ای و شرکت‌های سازنده آن‌ها

 

 یکی از مقالات منتخب مجله الکترونیکی فقه بازیهای مجازی

 

اختصاصی شبکه اجتهاد:سید امین سنجری به‌عنوان یکی از سازندگان بازی‌های رایانه‌ای در کشور، در این یادداشت، به توضیح انواع مختلف بازی‌های رایانه‌ای و شرکت‌های متنوعی که این بازی‌ها را عرضه می‌کنند، پرداخته است.


شرکت‌های بازی‌سازی

شرکت‌های سازنده بازی به دو دسته تقسیم می‌شوند: مستقل و غیرمستقل.

شرکت‌های غیرمستقل، شرکت‌هایی هستند که ناشران بزرگ مثل اکتی ویژن، کنامی، کپکام، ناتی داگ، ایی اِی اسپورتس، بلیزارد و… حامی آن‌ها هستند. این ناشران، پول و نیروی فراوانی در اختیار دارند و بازی‌های پرخرج را حمایت می‌کنند. گاهی برای یک بازی حتی تا چهار سال زمان و بیش از دویست میلیون دلار هزینه می‌شود. البته این پول از فروش بازی‌ها به شرکت باز‌می‌گردد. گاهی این ناشران با هم متحد شده و از ساخت بازی حمایت می‌کنند.

شرکت‌های مستقل که نوعاً بازی‌ها را به‌صورت دیجیتالی ارائه می‌دهند، چون ناشر ندارند و تبلیغات برایشان هزینه‌بردار است، بازی را به‌صورت فیزیکی، عرضه نمی‌کنند.

مشخصه بازی‌های غیرمستقل، این است که عموماً فضای زیادی را اشغال می‌کنند، جزئیات گرافیکی زیادی داشته و صحنه‌های سینماتیکی را ارائه می‌دهند. این بازی‌ها دیالوگ‌های فراوان همراه با داستان نسبتاً مفصل و کارگردانی حرفه‌ای دارند و معمولاً درجه سختی این بازی‌ها به‌گونه‌ای است که مخاطبان بیشتری را دربر بگیرد تا بتواند هزینه ساخت بازی را درآورد، در ‌نتیجه برای تمام کردن بازی به مشکل خاصی برنمی‌خوریم اما در مقابل بازی‌های مستقل سعی می‌کنند با خلاقیت و تمرکز بر روی چند نقطه قوت، این خلأ را جبران کنند. بیشتر آن‌ها گیم پلی و گرافیک خاص‌تر و خلاقانه‌تر و چالش‌های جدی‌تری نسبت به بازی‌های بزرگ دارند و رویکرد آن‌ها خلاقیت در بازی و ساخت با هزینه کم است. بازی‌های مستقل، مخاطبان خاص خود را دارند.

ناشرهای بازی، برخی فقط پول را در نظر می‌گیرند و برخی لذت از بازی را هم در نظر دارند. گاهی هم اهداف بالاتری را دنبال می‌کنند و می‌خواهند پیامی را به مخاطبان خود القا کنند و گاهی بازی آن‌ها همراه با شعار است.

گاهی ناشران بزرگ به سفارش سازمانی خاص، بازی را طراحی می‌کنند.

سبک‌های بازی‌ها

۱. اکشن

معروف‌ترین سبک بازی، اکشن است و تقریباً اکثر بازی‌هایی که الآن استفاده می‌شوند، به‌نوعی زیرشاخه اکشن هستند و یا حداقل قسمت‌هایی از بازی، اکشن است. چون اکثر بازی‌ها، سرعت عمل و عکس‌العمل را به چالش می‌کشند.

اکشن یک‌سری زیرشاخه دارد که معروف‌ترینش شوتر است. بازی‌هایی مثل کال آف دیوتی، کانتر، بتل فیلد و… بازی‌های شوتر (تیراندازی) هستند.

در این بازی‌ها شوتر اول‌شخص است. نوع دیگر آن شوتر سوم شخص است. در کل دنیا، بازی شوتر اول‌شخص، محبوب‌تر است، مثل کال آف دیوتی و کانتر. مثال بازی شوتر سوم شخص، بازی جی تی ای(Grand Theft Auto)، آن‌چارتد (Uncharted)، تامب ریدر (Tomb Raider)، اسپلینتر سل (Splinter Cell)  و… است. در این نوع بازی، دوربین بالا و پشت سر قرار دارد. این بازی‌ها نیز از محبوبیت زیادی برخوردارند.

نوع دیگر سبک اکشن، پلت‌فرمر است. این بازی‌ها را اصطلاحاً، دوبعدی و دونیم بعدی می‌گویند؛ مثل بازی ری من (Rayman)، اوری (Ori)، قارچ خور (Super Mario) و بازی‌های سگا و میکرو که عموماً پلت‌فرمر بودند.

نوعی از بازی اکشن، همراه بازی‌های مخفی‌کاری یا Stealt است. مخفی‌کاری بیشتر با سبک‌های دیگر ترکیب می‌شود، مثل مخفی‌کاری و اکشن که بازی‌هایی مثل “اسپلینترسل” معروف‌ترین مثال آن است.

اکشن ادونچر (Action Advanture)، سبک معروف دیگری از اکشن است و امروزه خیلی از بازی‌های پرفروش و محبوب به این سبک ساخته می‌شوند. در نوع اکشن ماجراجویی، صحنه‌های سینماتیک زیاد، دیالوگ‌های فراوان، داستان مفصل، نقاط اوج بالا و پایین حماسی و احساسی زیاد است و به‌نوعی به فیلم‌های سینمایی می‌ماند.

این بازی‌ها به‌گونه‌ای ساخته ‌شده‌اند که گویی در حال تماشای فیلم هستیم و می‌توانیم دیالوگ و تصمیمات شخصیت داستان را انتخاب ‌کنیم. معمولاً این سبک بازی‌ها، یک‌سری حل معما و هر از چند گاهی صحنه‌های اکشن نه‌چندان جدی هم دارند.

۲. ادونچر (ماجراجویی)

بازی ادونچر، نوعی از بازی هست که در آن اکشن وجود ندارد.

شرکت معروفی که بازی‌های ماجراجویانه پرطرفدار می‌سازد، شرکت تل تیل (Tell Tale) است. از ‌جمله بازی‌های ساخته‌شده در این شرکت، بازی “واکینگ دِد” است که با اقتباس از سریال معروف واکینگ دِد ساخته شد. بازی‌کننده، فقط دیالوگ را انتخاب می‌کند و تصمیم می‌گیرد. این تصمیمات باعث می‌شود یک شخصیت بمیرد و یکی زنده بماند و یک‌سری معما و صحنه‌های اکشن نه‌چندان جدی هم وجود دارد.

بازی ادونچر ممکن است اشاره‌ای و کلیکی باشد که بیشتر با موس کار می‌شود. مثلاً در یک محوطه، باید یک‌سری اشیا را بر طبق داستان پیدا کنیم. تمام بازی با اشاره و کلیک است. امروزه بازی‌های اشاره‌ای و کلیکی زیاد شده است؛ مثل بازی‌های سبک اشیای پنهان (Hidden Object) که زیرشاخه بازی اشاره‌ای و کلیک است. بازی‌های جورچین و معمایی هم بخش دیگری از این سبک هستند.

۳. رول پلیینگ (Role-Playing-Game) معروف به (RPG)

سبک معروف و پرطرفدار دیگر، سبک رول پلی‌اینگ یا مخفف آن آرپی‌جی است. معنای آن به فارسی‌ “نقش‌آفرینی” است. همیشه یک قهرمان در این سبک بازی‌ها وجود دارد که در روند بازی کم‌کم پرورش‌ می‌یابد، چه از لحاظ شخصیتی و چه از لحاظ ظاهری (ظاهر لباس و زره و شمشیر و تفنگ). در حین بازی می‌توانیم شخصیت قهرمان را شکل دهیم. در بعضی از این بازی‌ها با تصمیم‌هایی که در بازی می‌گیریم، می‌توانیم شخصیت خیلی مثبت و خوب یا شخصیت بد و منفی باشیم. مشخصه خاص این سبک نسبت به سبک‌های دیگر، شخصیت‌سازی مفصل است. سبک رول پلی‌اینگ چند زیرشاخه دارد؛ مثل اکشن آرپی‌جی.

یک ام ام او آرپی‌جی (MMORPG) هم وجود دارد که خیلی معروف بوده و کلاً آنلاین است. ام ام او مخفف مولتی ماسیو آنلاین (Multi Massive Online) است که یعنی تعداد خیلی زیادی از کاربران حتی تا ده‌ها میلیون نفر هم‌زمان با همدیگر بازی می‌کنند.

بازی خیلی معروف ورلد آف وار کرفت، نوعی بازی ام ام او آرپی‌جی است. در این بازی، یک قهرمان داریم که شخصیت‌اش را می‌سازیم. ارتقای این قهرمان، ماه‌ها طول می‌کشد. این قهرمان، با افراد دیگر در هر جای دنیا می‌جنگد. جنگ وی بر‌خلاف کلش او کلنز، هم‌زمان است.

۴. استراتژی (Strategy)

سبک استراتژی بسیار معروف است. از اولین بازی‌های محبوب و مشهور این سبک می‌توان به بازی قلعه یا همان استرانگ هولد Strong Hold، وارکرفت (WarCraft) و استارکرفت (StarCraft) اشاره کرد. در بازی‌هایی مثل کلش آف کلنز، معمولاً دوربین در بالا قرار دارد که در انگلیسی ایزومتریک نامیده می‌شود. در این سبک، در یک پایگاه، قسمتی را کم‌کم ارتقا داده و بزرگ‌تر می‌کنند، بعد نیرو درست کرده و به یک پایگاه دیگر حمله می‌کنند. این سبک بازی‌ها به دو دسته اصلی تقسیم می‌شوند: ریل تایم Real Time و نوبتی Turn Base. ریل تایم یعنی بازی در لحظه انجام می‌شود و وقتی یک بازیکن در حال ارتقا بازی است، آن‌طرف زمین هم یک بازیکن دیگر، نیرویش را ارتقا  می‌دهد و هم‌زمان می‌توانند به همدیگر حمله کرده و درگیر شوند.

بازی استراتژی نوبتی مثل کلش آف کلنز است. در این نوع بازی، هم‌زمان با همدیگر درگیر نمی‌شوید و باید منتظر بمانید تا طرف دیگر بازی کند، سپس شما حمله کنید.

معروف‌ترین بازی استراتژی نوبتی، بازی شطرنج است. در این سبک‌، بازی‌های زیادی داریم، مثل ایکس کام که خیلی معروف بوده و فروش زیادی هم داشته است. بازی اوریجینال سین هم نوعی بازی استراتژی نوبتی است. سبک دیگر استراتژی که معمولاً زیرشاخه ریل تایم قرار می‌گیرد، تاور دیفنس است. این نوع در بازی‌های موبایل بیش‌تر طرفدار دارد. بازی تاور دیفنس در شکل‌های متنوعی تولید شده است. در این بازی به‌طور‌ کلی، دشمن از مسیرهای مشخصی می‌آید تا به پایگاه بازیکن برسد، بازیکن باید در این مسیر یک‌سری تاور یا برج بگذارد تا دشمن را از بین ببرد. این سبک هم خیلی پرطرفدار است و از نمونه بازی‌های معروف این سبک می‌شود به Plants Vs Zombies و KingDom Rush اشاره کرد.

۵. سیمیولیشین (Simulation)

سبک سیمیولیشین یا شبیه‌سازی. مثال آن بازی سیمز است که شبیه‌سازی زندگی را انجام می‌دهد. شبیه‌سازی ماشین‌سواری، شبیه‌سازی هواپیما یا سایر موارد هم وجود دارد. امروزه بازی شبیه‌سازی بسیار متنوع شده و از حالت سرگرمی خارج‌ شده است. این سبک بازی معمولاً برای آموزش‌هایی مثل آموزش خلبانی، ورزش‌های رزمی و دیگر موارد استفاده می‌شود.

بازی سیمس، شبیه‌سازی زندگی است. فرد می‌تواند در بازی از دوران کودکی شروع کرده و خانواده خود را انتخاب کند. سطح اجتماعی، درآمد، شغل، تحصیلات و سایر موارد را انتخاب کرده و مسیر زندگی خود را ترسیم کند. البته این بازی تفصیل و پیچیدگی زیادی ندارد، ولی خیلی پر‌طرفدار شد و فروش زیادی هم داشت.

۶. ورزشی (Sports)

سبک ورزشی تمام بازی‌های ورزشی مثل فوتبال، والیبال، ورزش‌های رزمی و… را در برمی‌گیرد. بازی ماشین‌سواری و مسابقه‌ای و بازی‌هایی مثل تیکن و مورتال کومبت هم در این سبک قرار می‌گیرند.

اسپورتس بیس فایتینگ که ورزشی بر اساس جنگ است هم در این گروه قرار دارد.

بازی مولتی ماسیو آنلاین مثل پوکمون گو مثال دیگری است که در آن با فناوری AR یک‌سری هیولا در محیط واقعی پیدا کرده و پرورش می‌دهند، با هیولاهای دیگر می‌جنگند، گروه و باشگاه درست کرده و در باشگاه، هیولا را تمرین می‌دهند، بازیکن و کاربران دیگر می‌توانند گروه تشکیل داده و با سایر گروه‌ها  بجنگند.

۷. کژوال (Casual game)

کژوال گیم به معنی بازی‌های تفننی و دورهمی است. این بازی‌ها، چالش و پیچیدگی خاصی ندارند. در مقابل کژوال، اصطلاح هارد کور Hard Core را داریم. هارد کور یعنی هسته سخت و به بازی‌هایی گفته می‌شود که هسته بازی، سخت و چالش‌برانگیز است. خیلی از بازی‌های اندرویدی زیرشاخه کژوال هم هستند.

۸. موزیک گیم (Music game)

مثل بازی راک بِند یا بازی گیتار هیرو. این بازی‌ها یک‌سری تایل یا نقاط دارند که باید در زمان مناسب، روی آن‌ها کلیک کرد. این نقاط پشت سر هم و در چند لاین می‌آیند و اگر درست زده شوند، نُت موسیقی درست اجرا می‌شود و فرد احساس می‌کند دارد موسیقی می‌نوازد. این‌ بازی‌ امروزه خیلی محبوب شده و دسته‌های مخصوصی هم برایش ساخته‌ شده است.

سبک منطقی یا لاجیک گیم را هم می‌توان در این گروه قرارداد. این بازی‌ها، منطق فرد را به چالش می‌کشند؛ مثل بازی ۲۰۴۸ که پرطرفدار هم هست. البته این‌ها اکثراً اکشن هم هستند و سرعت عمل در آن‌ها مهم است.

۹. ویدئو گیم Video game genres by purpose

ویدئو گیم، بازی‌هایی هستند که با هدف خاصی درست می‌شوند، مثل ترویج یک دین یا آموزش تحصیلی و علمی خاص. هدف از ساخت این بازی‌ها، جذاب کردن موضوع و جلب‌ توجه گروه هدف است. مثلاً برای آموزش مهارت به معلولان و یا آموزش قرآن و احکام برای کودکان که هم بازی است و هم آموزش.

در انتها باید متذکر شویم که بیش از ۱۲ عنوان اصلی سبک بازی با بیش از ۵۶ عنوان زیرمجموعه وجود دارد که در این یادداشت ما مهم‌ترین سبک‌هایی را که ساخته می‌شود و مخاطبان فراوانی دارد عنوان کردیم.

 
 

کارکردها و آسیب‌های تربیتی بازی‌های رایانه‌ای

 

یکی از مقالات منتخب مجله الکترونیکی فقه بازیهای مجازی 

 

اختصاصی شبکه اجتهاد:

حسین ادبی، استاد و پژوهشگر حوزه علمیه مشهد، در این یادداشت به بررسی کارکردها و آسیب‌های بازی‌های رایانه‌ای می‌پردازد. او با بررسی آماری تعداد بازی‌کنندگان بازی‌های رایانه‌ای در کشور، نقاط مثبت و منفی ترویج بازی‌های رایانه‌ای در میان جوانان و نوجوانان را بررسی می‌کند.

 


طبق آمارهای سال ۱۳۹۵، حدود ۲۳ میلیون نفر در ایران به بازی رایانه‌ای می‌پردازند که از این تعداد، ۱۸ میلیون نفر نوجوان و جوان هستند. اهمیت این موضوع وقتی روشن می‌شود که بدانیم کل جمعیت کودک، نوجوان و جوان کشور طبق آمار سال ۱۳۹۴ چیزی حدود ۴۰ میلیون نفر است. بر این اساس، اگر سهم کودکان را از این میان، ده درصد این تعداد بدانیم، بدین معناست که ۲۳ میلیون نفر از جمعیت ۳۰ میلیونی نوجوان و جوان کشور مشغول به بازی‌های رایانه‌ای هستند.

این نکته بر همگان روشن است که انسان به‌ویژه در سنین نوجوانی و جوانی نیازمند تفریح است و باید فشار تحصیل و فعالیت‌های روزانه را با انجام یک تفریح سالم از بین ببرد، اما آیا بازی‌های رایانه‌ای تفریح سالم محسوب می‌شود؟

بازی‌های رایانه‌ای مثل هر ابزار دیگری، روی مثبت و روی منفی دارد. بازی رایانه‌ای یک قالب است که می‌تواند با محتوای مناسب تربیتی و همسو با فرهنگ ملی تولید شود و نیز می‌تواند عامل تهاجم فرهنگی بیگانگان شده و ارزش‌های فرهنگی جامعه را تخریب کند. اما فارغ از محتوای آن نیز می‌توان اثرات تربیتی را در نفس استفاده از بازی‌های رایانه‌ای مورد بررسی قرار داد.

با رشد فنّاوری تولید این بازی‌ها، شاهد تولید بازی‌های سه‌بعدی هستیم که تمامی ابعاد یک زندگی را به صوت یک فیلم سینمایی به تصویر می‌کشد. این ویژگی باعث می‌شود مخاطب نسبت به کاراکتر منتخب خود، احساس همزادپنداری بیشتری کند، به‌گونه‌ای که پس از انجام بازی و در زندگی حقیقی، خود را در جایگاه کاراکتر بازی گذاشته و به انجام تمامی الگوهای رفتاری او می‌پردازد. اینجاست که محتوای القائی بازی، اهمیت فوق‌العاده زیادی می‌یابد. تصور کنید در یک بازی خشن، نقش یک مبارز را دارید. از آنجا که این بازی‌ها مانند بازی‌های قدیمی نیستند که از الگویی خاص در حرکات خود استفاده کنند، بنابراین با این شعار که برای زنده ماندن باید بکشید، شما را به کشتار بی‌ضابطه دعوت می‌کنند. اصولاً ترویج خشونت در بازی‌های رایانه‌ای فعلی همچون ترویج خشونت در بازی‌های قدیمی همچون «سگا» نیست. در بازی‌های قدیمی خشونت ضابطه‌مند به فرد تلقین می‌شد که اگرچه خود، آسیب‌هایی به همراه داشت، اما اخلاق مبارزه را کمتر زیر سؤال می‌برد. اما در بازی‌های فعلی، خشونت بی‌ضابطه، بازی‌کننده را به زیر پا گذاشتن اخلاق مبارزه دعوت می‌کند. خشونتی که قساوت و بی‌تفاوتی را در او تقویت کرده و به او القا می‌کند که هیچ‌چیز ارزش از بین بردن زندگی تو را ندارد و تو مُجازی برای زنده ماندن دست به هر کاری بزنی. این تفکر برگرفته از باورهای اومانیستی، انسان را در محور عالم هستی قرار داده و هدف او برای زنده ماندن را توجیه کننده تمام ابزارهایی معرفی می‌کند که در این راه به کار گرفته می‌شود.

نکته دیگر درباره بازی‌های رایانه‌ای خشن این است که این بازی‌ها، خودخواهی و قانون‌گریزی را در ذهن بازی‌کننده تقویت می‌کند. بازتاب تربیتی این دو، میل به هرج و مرج و تخلف و مبارزه با قانونگزاران و مجریان قانون است. حال چه این قانون مربوط به محیط خانواده باشد، یا اجتماع یا محیط کار و یا هر جای دیگر.

اگر از بازی‌های خشن فاصله گرفته و نگاهی به بازی‌های شبیه‌ساز سبک زندگی بیندازیم، فاجعه‌ای بس عظیم‌تر را در آن‌ها می‌یابیم. بازی‌های خشن با محوریت خشونت انجام می‌شد و برای افراد قابل فهم بود که خطر اصلی از چه ناحیه‌ای ممکن است او را تهدید کند، اما در بازی‌های شبیه‌ساز سبک زندگی با ارائه مجموعه‌ای از رفتارهای فردی و اجتماعی مواجهیم که تمام ابعاد زندگی مخاطب را هدف قرار داده است. شاید بتوان اولین و مهم‌ترین نمونه از این سری بازی‌ها را سیمز ۳ دانست. این بازی به شما امکان می‌دهد که خود را از سرتاپا بسازید. رنگ مو و چشمتان را خودتان انتخاب کنید؛ اندام خود را بسازید و تمام نداشته‌های خود را در قالب شخصیتی مجازی به تصویر بکشید و با او در اجتماع بازی حضور بیابید، با افراد تعامل کنید و تمام کارهایی را که در جامعه حقیقی اجازه انجام آن را ندارید، در این دنیا و با شخصیت خودساخته انجام دهید. با افراد تعامل کنید و تمام کارهایی را که در جامعه حقیقی اجازه انجام آن را ندارید، در این دنیا و با شخصیت خودساخته انجام دهید.

به دلیل همزادپنداری بالای بازیکن با کاراکتر بازی، خیلی زود تحت تأثیر رفتارهای او قرار می‌گیرد و ناخودآگاه در محیط حقیقی زندگی نیز به انجام آن اعمال و رفتارها می‌پردازد. نتیجه این نوع رفتار دو چیز است: یا خانواده و محیط با او کنار می‌آیند که باعث می‌شود سبک زندگی او تغییر کرده و تحت القائات بازی، به اعمالی دست بزند که ساختارشکنانه و غیر قابل درک عرفی باشد؛ و یا اینکه با واکنش‌های عرفی مواجه می‌شود که نتیجه‌اش، انزوا و گوشه‌گیری و فاصله گرفتن از اجتماع است.

بهترین راهکار جهت کاهش آسیب‌های این‌چنینی، تولید بازی‌های استراتژیک بر مبنای فرهنگ بومی است. اگر ارزش‌های فرهنگ بومی در بازی تعریف شود و فرد در بازی به تمرین انجام کنش‌ها و واکنش‌های ارزشمند عرفی بپردازد، در زندگی حقیقی نیز به موفقیت‌های بسیاری در عرصه تعاملات اجتماعی دست خواهد یافت.

آسیب‌های تربیتی بازی‌های رایانه‌ای بسیار بیش از این است که بتوان در این نوشتار به آن پرداخت، اما با توجه به اهمیت دو مورد فوق، این دو بررسی شد. آسیب‌هایی همچون تنبلی ذهن، ازخودبیگانگی، از بین رفتن ارزش‌های اخلاقی، دینی و ملی در ذهن بازی‌کننده و تقویت حس پرخاشگری از جمله این موارد است.

در پایان باید اشاره شود که علی‌رغم اینکه برخی فواید برای بازی‌های رایانه‌ای معرفی می‌شود، نگارنده بر این باور است که نفس این بازی‌ها فارغ از محتوای آن‌ها آسیب‌های جبران ناپذیری را به همراه دارد که با هیچ محتوای سودمندی نیز نمی‌توان آن را جبران نمود. بنابراین توصیه اکید می‌شود که خانواده‌ها فرصت با هم بودن و انجام بازی‌های حرکتی در محیط باز را در اولویت تفریحات خود قرار دهند و جای آن را به بهانه گرفتاری و شلوغ بودن سر، با بازی‌های رایانه‌ای پر نکنند.

اگر برای یک محصول پولی پرداخت نمی‌کنید، یعنی خود شما محصول هستید

 

 

حمید جعفری متخصص روابط‌عمومی و ارتباطات بازاریابی
 
 
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
 
 
 
بی‌مقدمه و بدون اشاره به انواع اثرگذاری شبکه‌های اجتماعی در زندگی بشر می‌خواهم شما را به تماشای فیلم مستندی به‌نام «The Social Dilemma» به کارگردانی «جف اورلوسکی» که توسط پلت‌فرم نتفلیکس اکران شده دعوت کنم. هرتصوری درباره شبکه‌های اجتماعی دارید را فراموش کنید و برای یک ساعت و نیم موبایل‌تان را کنار بگذارید و این مستند را تماشا کنید. «The Social Dilemma» روایتی از سیستم‌های نظارتی نظام سرمایه‌داری است که بر استخراج اطلاعات کاربران متمرکز است. راویان این مستند «تریستان هریس» یکی از مدیران سابق واحد طراحی قوانین اخلاقی گوگل، «جاستین رزنتین»، طراح گزینه لایک فیس‌بوک، «شوشانا زابوف»، استاد دانشگاه هاروارد، «تیم کندال»، مدیرعامل سابق پینترست و... هستند.

 آنها به نحوه طراحی شبکه‌های اجتماعی می‌پردازند و به‌زعم خود زنگ خطر استفاده از شبکه‌های اجتماعی را به‌صدا درآورده‌اند. در این مستند کارشناسان شبکه‌های اجتماعی معتقدند: «اگر شما برای یک محصول پولی پرداخت نمی‌کنید، یعنی خود شما محصول هستید؛ این گزاره در مورد کاربران شبکه‌های اجتماعی صادق است.» حالا ارتباط این مستند با حوزه روابط عمومی چیست؟  فرض کنید نتفلیکس مستندی درباره کسب‌و‌کار شما اکران کرده و دائم در آن اشاره کند که مشتریان این کسب‌و‌کار محصول آن کسب‌و‌کار هستند و این کسب‌و‌کار مشتریان و اطلاعات‌شان را به فروش گذاشته است. علاوه‌بر این با طراحی الگوریتم‌های محتوایی اطلاعات گمراه‌کننده به مشتریانش می‌دهد. در این شرایط خاص روابط عمومی کسب‌و‌کار شما باید وارد ماجرا شود و با واکنشی به‌موقع به ادعاهای مطرح شده پاسخ دهد. تمام این ادعاها در مستند «The Social Dilemma» پخش شده توسط نتفلیکس علیه شبکه‌های اجتماعی مطرح شده و فیس‌بوک را وادار به واکنش کرده است.  فیس‌بوک با انتشار بیانیه‌ای هفت قسمتی با عنوان What ‘The Social Dilemma’ Gets Wrong تلاش کرد تا به ادعاهای مطرح شده در این مستند پاسخ دهد. در بخشی از این بیانیه آمده: «فیلم به جای ارائه‌ نگاهی دقیق به تکنولوژی شبکه‌های اجتماعی، نگاهی تحریف‌شده به نمایش می‌گذارد تا برای مشکلات پیچیده اجتماعی مقصری معرفی کند. در این فیلم نظر متخصصانی که در این شرکت‌ها مشغول به فعالیت هستند و نگاهی متفاوت دارند گنجانده نشده است. فیس‌بوک یک پلت‌فرم پشتیبانی شده با تبلیغات است به این معنی که فروش تبلیغات به ما این امکان را می‌دهد که ارتباط همه با هم به‌صورت رایگان میسر شود. این مدل به کسب‌وکار‌های کوچک امکان رشد و رقابت با برند‌های بزرگ‌تر را می‌دهد. اما حتی وقتی کسب‌وکارها در فیس‌بوک سفارش تبلیغات می‌دهند نمی‌دانند که شما چه کسی هستید.» اما نکته جالب بیانیه فیس‌بوک بخشی است که دقیقا برگرفته از ادعاهای مطرح شده در این مستند درباره الگوریتم‌های محتوایی است. این فیلم الگوریتم‌ها در شبکه‌های اجتماعی را متهم کرده که قدرت تصمیم‌گیری را از مخاطبان می‌گیرند و محتوای گزینش شده و محدودی را به آنها نشان می‌دهند. فیس‌بوک انتقاد نتفلیکس نسبت به الگوریتم خودش را به سمت خود نتفلیکس برمی‌گرداند و می‌گوید: «فیس‌بوک از الگوریتم استفاده می‌کند تا تجربه کاربرانش را بهتر کند. درست مثل آمازون، اوبر و اپلیکیشن‌های بی‌شمار دیگری که با مشتری در ارتباط هستند. این شامل خود نتفلیکس هم می‌شود که از الگوریتم استفاده می‌کند تا تشخیص بدهد کدام کاربران باید این فیلم را ببینند و آن را به آنها پیشنهاد کند. این در مورد هر محتوایی که روی این پلت‌فرم نشان داده می‌شود صادق است.»

طرز کار الگوریتم‌های محتوایی این پلت‌فرم‌ها در درجه اول براساس علایق کاربران تنظیم می‌شود. یعنی فیس‌بوک، اینستاگرام، توییتر و سایر پلت‌فرم‌هایی که محتواها را براساس یک الگوریتم طبقه‌بندی می‌کنند قبل از هر چیز به تمایل خود مخاطب نگاه می‌کنند تا بتوانند برای او یک فید یا صفحه شخصی بسازند که محتواهای مورد علاقه او را داشته باشد. برای مثال، زمانی که نوع خاصی از محتوا را در اینستاگرام بیشتر باز می‌کنید (مثلا مدل‌های لباس)، برای آنها کامنت می‌گذارید یا حتی وقت بیشتری را روی تماشای یک پست صرف می‌کنید، کم کم محتواهای مشابه آن را بیشتر خواهید دید. اینستاگرام براساس تمایل شخصی شما پیشنهادهای مشابهی را پیش روی‌تان می‌گذارد. اینستاگرام و پلت‌فرم‌های مشابه به‌طور منظم اطلاعات شما را ضبط می‌کنند و از آن به دو منظور استفاده می‌کنند: اول اینکه وقتی صفحه شما پر از محتوای دلخواه‌تان باشد، شما زمان بیشتری در این پلت‌فرم سپری خواهید کرد و از بودن در آن راضی‌تر خواهید بود. دوم اینکه براساس همین اطلاعاتی که در زمان فعالیت در شبکه اجتماعی به آن می‌دهید تبلیغات مرتبطی که احتمالا به آنها توجه خواهید کرد به شما نمایش داده می‌شود. در واقع مدل کسب‌وکار این پلت‌فرم‌ها جمع‌آوری اطلاعات برای نمایش دادن تبلیغات به مرتبط‌ترین مخاطبان است. گرچه کسی از جزئیات ریز نحوه طبقه‌بندی این اطلاعات خبر ندارد، اما همین میزان اطلاعات موجود هم نقدهای مختلفی را نسبت به این شکل از الگوریتم‌ها وارد کرده است. به جز مشکل فروش اطلاعات کاربران به تبلیغ‌دهندگان، نقدهای دیگری هم به این پلت‌فرم‌ها وارد شده است. برخی معتقدند این نحوه طبقه‌بندی براساس علاقه کاربر باعث می‌شود کاربران تنها موضوعات مورد علاقه خود را ببینند و پس از مدتی هر گونه عقیده مخالف از نظرشان محو شود. به این ترتیب تصور غلطی در ذهن مخاطب- به‌خصوص کسانی که از طرز کار این الگوریتم‌ها آگاه نیستند- ایجاد می‌شود که همه دنیا مثل او فکر می‌کنند. درحالی که این‌طور نیست و او تنها گزیده‌ای از محتواهایی را که احتمالا به آنها علاقه‌مند است می‌بیند. شبکه‌های اجتماعی وارد دوران جدیدی شده‌اند. حالا دعوا بر سر اینکه شما محصول هستید یا نیستید بالا گرفته و باید برای دوری از دام الگوریتم‌های محتوایی به ارتقای سواد رسانه‌ای توجه ویژه‌ای کرد.

 

 

 لطفا از طریق لینک ذیل ، ویژه نامه فقه بازیهای مجازی را ملاحظه و مطالعه فرمایید.

 

  http://mag.ijtihadnet.ir/magazine/%d9%81%d9%82%d9%87-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d8%b2%db%8c/

 

  http://ijtihadnet.ir/%d8%a8%d8%a7%db%8c%da%af%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%a7%d8%aa%d8%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%88%db%8c%da%98/

 

فقه عفاف جنسی، از فقه فردی تا فقه اجتماعی

 

تازه‌های نشر؛

فقه عفاف جنسی، از فقه فردی تا فقه اجتماعی

کتاب «فقه عفاف جنسی فقه فردی» و «فقه عفاف جنسی فقه اجتماعی» اثر حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حسین بستان، نویسنده و محقق حوزه فقه زنان و عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه به زیور طبع آراسته شد.

به گزارش خبرنگار اجتهاد، فقه عفاف جنسی، بخشی از علم فقه است که به بررسی احکام شرعی رفتارهای جنسی می‌پردازد. مباحث عفاف جنسی با توجه به حجم بالای آیات و روایاتِ مربوط به این موضوع از یک‌سو و کثرت مسائل مورد ابتلا در این زمینه از سوی دیگر، ظرفیت وسیعی برای تبدیل شدن به یک باب مستقل فقهی را داشته‌اند.

با این حال، از آنجا که این مباحث به طور پراکنده در ابواب مختلف فقهی، به‌ویژه در کتاب‌های صلاه، نکاح و حدود مطرح شده‌اند، اهتمامی از سوی فقهای بزرگوار در جهت مستقل کردن این مباحث صورت نگرفته است. تألیف این اثر گامی در جهت تحقق این امر بوده است.

مباحث این پژوهش در دو محور سامان یافته‌اند: فقه فردی که به بررسی وظایف افراد می‌پردازد و فقه اجتماعی که به بررسی مسئولیت‌های اجتماعی و نهادی اختصاص دارد.

مباحث فقه اجتماعی در ضمن سه محور تعلیم و تربیت، حمایت و نظارت می‌پردازد و در ذیل هر محور، افزون بر برخی احکام عام و مشترک، وظائف خاصِ افراد، هویت‌های جمعی و نهادهای اجتماعی، شامل خانـواده، خویشاوندان، همسایگان، عموم مردم، روحانیت و حکومت را بررسی می‌کند.

آنچه در کتاب «فقه عفاف جنسی فقه اجتماعی» عرضه شده است، گامی ابتدایی را به نمایش می‌گذارد که باید از طـریق گسترش جستجو و تحلیل دیدگاه‌های فقها، بهره‌گیری از رویکردهای قرآنی و جستجو و تحلیل دیدگاه‌های مفسران، تکمیل بررسی‌های حدیثی، گسترش مطالعات فقه تطبیقی، گسترش جنبه‌های موضوع‌شناسی و نهایتاً عمق‌بخشی به تأملات و استدلال‌ها، در جهت بسط و توسعه آن کوشید. با این حال، این کتاب حاوی چارچوبی نسبتاً جامع برای تنظیم مباحث فقه اجتماعی است که می‌تواند در موضوعات مشابه نیز به کار گرفته شود.

این مباحث طی دوره‌ای سه‌ساله، ابتدا در قالب سلسله درس‌هایی برای جمعی از طلاب فعال در زمینه عفاف و حجاب ارائه و پس از پیاده‌سازی و تنظیم درس‌ها و بازبینی و تکمیل مباحث، اینک در قالب این سلسله مباحث عرضه شده‌اند.

برخلاف مباحث فقه فردی که عمدتاً ناظر به مسائلی بودند که ارتباطی خاص و مستقیم با حوزه عفاف و حجاب داشتند، مباحث فقه اجتماعی اغلب درباره قواعد کلی یا احکام عامی هستند که دایره وسیع‌تری از حوزه احکام عفاف جنسی را پوشش می‌دهند و معمولاً از باب تطبیق کلی بر جزئی به این حوزه مربوط می‌شوند.

روش بحث اثر، روش متعارف اجتهادی با رعایت اختصار است؛ به این ترتیب که پس از مرور آیات و روایات مربوط به هر بحث که با اشاره به مضمون آن‌ها با ترجمه آن‌ها همراه است و با اشاره به دیدگاه‌های فقهی به‌ویژه در موارد اختلاف فتاوا، نویسنده به جمع‌بندی می‌پردازد؛ همچنان که از نظر ملاحظات سندی، اصل را بر اختصار قرار داده و بدون اشاره به سلسله سند روایات، تنها در مواردی که حجیت روایت، قابل اثبات به نظر می‌رسیده، از عناوین صحیحه، موثقه یا معتبر استفاده شده و در مورد سایر روایات به ذکر عنوان روایت بسنده شده است.

گفتنی است، چاپ اول کتاب «فقه عفاف جنسی فقه فردی» در ۳۰۳ صفحه، به قیمت ۳۸ هزار تومان و کتاب «فقه عفاف جنسی فقه اجتماعی» در ۲۳۹ صفحه، به قیمت ۳۰ هزار تومان از سوی نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چاپ و روانه بازار شده است.

 

ارتباط هوش مصنوعی با علوم انسانی و اسلامی/ نیاز ویژه به اصول فقهی در بازی‌های رایانه‌ای

 

در نشستی مطرح شد؛

ارتباط هوش مصنوعی با علوم انسانی و اسلامی/ نیاز ویژه به اصول فقهی در بازی‌های رایانه‌ای

در نشست نخستین همایش ملی هوش مصنوعی و علوم انسانی از رویکرد مدیریت جدید در پاسخگویی به مسائل مختلف جامعه با نگاه علمی و ارتباط هوش مصنوعی با علوم انسانی و اسلامی صحبت و بر نیاز ویژه به اصول فقهی در بازی‌های رایانه‌ای تاکید شد.

به گزارش شبکه اجتهاد، نشست نخستین همایش ملی هوش مصنوعی و علوم انسانی با شعار استفاده از فناوری اطلاعات و فضای مجازی در خبرگزاری فارس برگزار شد. حجت‌الاسلام محمدحسین بهرامی نایب رئیس شورای سیاستگذاری همایش و مرکز تحقیقات علوم انسانی در این نشست خبری درباره همایش ملی هوش مصنوعی و علوم انسانی گفت: رویکرد این همایش پاسخگویی در حوزه‌ها و مسائل مختلف جامعه است که از منظر علمی پاسخ داده می‌شود. در واقع در این همایش، تدوین نظام جامعه و فضای مجازی و همچنین تدوین رشته‌های سطح سه به هفت گرایش و رشته‌های سطح چهار با سه گرایش، تخصصی برگزار می‌شود. به طوری که رشته تخصصی دین و فضای مجازی از شاخص‌های این همایش است. از طرفی باید به این نکته اشاره کنم که تشکیل گروه علمی با موضوع فضای مجازی از برنامه‌های این همایش است که به بازآفرینی فعالیت حوزه در فضای مجازی می‌پردازد.

رویکرد جدیدی برای پاسخگویی به مسائل مختلف جامعه برنامه‌ریزی شد

وی افزود: حوزه‌های علمیه در گذشته در مجمع تحقیقات کامپیوتری فعالیت می‌کردند و به تحقیق و توسعه و همچنین برچسب‌گذاری آیات و روایات در قالب نرم‌افزار می‌پرداختند، اما با همکاری مرکز تحقیقات علوم انسانی و مرکز حوزه علمیه، رویکرد جدیدی برای پاسخگویی به مسائل مختلف جامعه برنامه‌ریزی شد به طوری که ظرفیت‌پذیری در حوزه پژوهش‌ها برای توسعه پژوهش‌ها در حوزه علوم انسانی و فقه از محورهای اصلی این همکاری است، چرا که با این رویکرد، فقها می‌توانند به پژوهش فقهی و همچنین حوزه جدید دانشی با نگاه تمدن‌سازی بپردازند.

ارتباط هوش مصنوعی با علوم انسانی و اسلامی

بهروز مینایی دبیر علمی همایش و رئیس دانشکده کامپیوتر دانشگاه علم و صنعت درباره همایش ملی هوش مصنوعی و علوم انسانی گفت: از مهمترین اهداف این همایش، ارتباط هوش مصنوعی با علوم انسانی و اسلامی است. در واقع در این همایش، طبق برنامه‌ریزی که انجام داده‌ایم، متونی که برای پژوهشگر مورد نیاز بوده را دراختیار آنها قرار می‌دهیم. از طرفی باید بگویم در این همایش محور اصلی روایت دقیق هوش مصنوعی و شبیه سازی تفکر انسانی و یا همان فرایند استدلال است، به طوری که ماشین به گونه‌‌ای مجهز می‌شود که کارکردش تبدیل به حل مسائل و مشکلاتی که در سر راه پژوهشگران است، باشد. همچنین در این فعالیت، نیازسنجی‌های مختلف و مستمری انجام می‌شود، چرا که بتوان با حس کارکرد، جستجوی معنایی همراه به کشف تناقض‌های بین مبانی مختلف حاصل شود.

هوش مصنوعی توانایی قابل قبولی دراختیار پژوهشگران قرار می‌دهد

وی افزود: مقصود ما از هوش مصنوعی این است که بتوانیم توانایی قابل قبولی را در اختیار پژوهشگران قرار دهیم. در واقع هوش مصنوعی و علوم اسلامی به عنوان جایگزینی در قالب دستیار برای پژوهشگران مورد استفاده قرار می‌گیرد، به طوری که در قالب یک شبکه اجتماعی خاص، شبکه پژوهشگران را با یکدیگر متصل می‌کند که نتیجه آن پاسخگویی سؤالات دینی مردم است.

مینایی ادامه داد: در مجموع باید بگویم فرایند الگوریتم این کار فواید زیادی برای جامعه و مردم خواهد داشت. از طرفی باید به این نکته اشاره کنم که از سال ۹۷ ارتباط هوش مصنوعی و علوم انسانی با حمایت رئیس حوزه علمیه قم آغاز شد به طوری که یک مخزن از دانش اسلامی در فضای شیعه و اهل سنت وجود دارد که دراختیار پروژه قرار گرفته و داده‌های هر دو به اشتراک گذاشته می‌شود. همچنین از نظر محتوای علمی کمک زیادی برای ناشران خواهد بود. این در حالی است که ما در ارتباط هوش مصنوعی و علوم انسانی یک تحریر طراحی کردیم که فرایند استدلال علوم اسلامی در آن به راحتی انجام می‌شود. همچنین یک جستجوگر دیگری به نام جهد به صورت برخط راه‌اندازی شده است که متصل به اینترنت بوده و دارای اطلاعات زیادی است که این کار در چند حوزه علمیه در کشور به صورت پایلوت در حال اجرا است. در واقع یکی از کارکردهای آن، ایجاد مدرسه مشکات در قالب و بستر پلتفرم در هوشمندسازی مدارس است.

چشم انداز ۱۰ ساله شروع ارتباط هوش مصنوعی و علوم اسلامی

وی افزود: ارتباط هوش مصنوعی و علوم اسلامی در قالب یک همایش به اتمام نمی‌رسد بلکه ما یک چشم‌انداز یکساله داریم که دانش عصبی با هوش مصنوعی برای رفع ابهام از معانی از جمله برنامه‌های ما است. از طرفی باید به این نکته اشاره کنم که به طورکلی مسیر حرکت ما برنامه‌ریزی ده ساله است که شروع ارتباط هوش مصنوعی و علوم اسلامی با این همایش آغاز شده و سال آینده در گام دوم مسئله هسته‌شناسی معانی در قالب اتصال مفاهیم به داخل متن را انجام می‌دهیم. همچنین گام سوم ما برای دو سال آینده خواهد بود که در آن به استخراج مفاهیم قابل تأمل از دل متن خواهیم پرداخت.

در بازی‌های رایانه‌ای نیاز ویژه‌ای به اصول فقهی داریم

وی اضافه کرد: یکی از مهمترین اهداف ما در ارتباط هوش مصنوعی و علوم اسلامی این است که هر کسی که راجع به هوش مصنوعی و متن اطلاعاتی داشته باشد می‌تواند به شبکه‌ای که ما برای محققان و پژوهشگران راه‌اندازی می‌کنیم متصل شود. در واقع در این شبکه کاربست هوش مصنوعی در علوم اسلامی، پیکره‌های زیرساختی، چالش و فرصت برای حوزه فقه هوش مصنوعی یعنی وارد شدن آن به زندگی مردم در راستای تفکرات علوم اسلامی است. همچنین باید به این نکته اشاره کنم که اکنون ما در دوره بازی‌های رایانه‌ای نیاز ویژه‌ای به اصول فقهی داریم که در این رابطه درس‌های خارج را در این زمینه راه‌اندازی خواهیم کرد.

مقالات برتر در ژورنال‌های معتبر منتشر خواهد شد

مینایی گفت: همایش ملی هوش مصنوعی و علوم انسانی ۷۲ مقاله ارائه شده است که ۶۰ داور از دانشگاه‌های تهران و شهرستان‌های مختلف کشور به ارزیابی مقالات خواهند پرداخت. از تعداد دانشگاه‌هایی که در این همایش با ما همکاری دارد از ۱۸ دانشگاه داوران به انتخاب مقالات برتر می‌پردازند به طوری که ۳۱ مقاله که ۴۱ درصد از مقالات را به خود اختصاص می‌دهد انتخاب شده است و ۲۲ درصد دیگر از مقالات که ۲۴ درصد مقالات را شامل می‌شود در قالب مقالات پوستری انتخاب شده است به طوری که مقالات برتر در ژورنال‌های معتبر منتشر خواهد شد.

وی گفت: یکی از مظاهر اصلی پیوند حوزه و دانشگاه در این همایش شکل خواهد گرفت که دانش هوش مصنوعی تحول بسیار خوبی در حوزه ایجاد خواهد کرد، چرا که استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی اتفاقات خوبی را در عرصه دانش اسلامی رقم می‌زند.

محمدرضا قاسمی دبیر اجرایی همایش هوش مصنوعی و معاون پشتیبانی حوزه صدر درباره همایش گفت: در حال حاضر برگزاری همایش هوش مصنوعی در مرحله دولت‌سازی قرار دارد. البته ما نیاز به نظریه‌پردازی داریم، چرا که اتفاقات خوب و اثربخش بدون نظریه موفق نخواهد شد. از طرفی،‌ یکی از ویژگی همایش کثرت منابع، پرداختن به فناوری حوزه با استفاده دقیق‌تر از هوش مصنوعی است.

نگاه راهبردی و عمیق نسبت به مقوله فقه داریم و بر روی این موضوع متمرکز شده‌ایم

وی افزود: در حال حاضر فقهایی داریم که با استفاده از ابزار مجازی به استنباط و موضوعات مختلف می‌رسند. از آنجایی که تکنولوژی مقوله اجتناب‌ناپذیر است، حوزه‌های علمیه در یک رویداد مشارکت می‌کنند که بعضی از نهادهای علمی و پژوهشی این ظرفیت را تاکنون مهیا نکرده‌اند، اما ما در این همایش استارت این کار را فراهم می‌کنیم. در واقع نگاه راهبردی و عمیق نسبت به مقوله فقه داریم و بر روی این موضوع متمرکز شده‌ایم.

وی افزود: برای ارتباط هوش مصنوعی و علوم انسانی و همچنین برگزاری همایش یک شورای سیاستگذاری در آذر سال ۹۸ تشکیل شد و محورهای علمی این همایش پس از مشخص شدن، فراخوان زدیم که در این رابطه از دانشگاه‌ها و حوزه‌ها مشارکت خوبی انجام شد. سپس دبیرخانه این همایش را در تهران و قم مستقر کردیم و با ارتباط با مراکز علمی تفاهم‌نامه‌هایی را برای مشارکت‌های اجرایی منعقد کردیم. همچنین ۱۰ پیش‌نشست در مراکز دانشگاه‌ها و حوزه‌ها برای این همایش تاکنون برگزار شده است.

همایش به دنبال شبکه‌سازی و جریان‌سازی در حوزه هوش مصنوعی و علوم اسلامی است

قاسمی گفت: با تعدادی از فقها دغدغه‌هایی در زمینه هوش مصنوعی و علوم اسلامی عنوان شد و مورد تحلیل قرار گرفت به طوری که از ۲۸ فروردین برنامه‌ریزی‌های مختلفی برای بخش‌های مختلف این همایش درنظر گرفته شد. از طرفی باید به این نکته اشاره کنم که همایش ملی هوش مصنوعی و علوم اسلامی از ۲۸ مهرماه به مدت سه روز به صورت وبینار با انتخاب مقالات برتر برگزار خواهد شد این در حالی است که این همایش به دنبال شبکه‌سازی و جریان‌سازی در حوزه هوش مصنوعی و علوم اسلامی است، این در حالی است که کتاب مقالات را در روز برگزاری همایش رونمایی می‌کنیم. همچنین از سایر دستاوردهای پروژه طرح هوش مصنوعی و علوم اسلامی رونمایی خواهد شد.

وی در پایان گفت: دبیرخانه دائمی همایش در روز افتتاحیه فعال می‌شود و به عنوان مرکز دستاوردها فعالیت خود را شروع کرده و از ظرفیت‌های ایجاد شده استفاده می‌کند./ فارس

 

سید کمال حیدری با طرح این شبهات، نه فقهی را پویا کرد و نه خود توانست پاسخ درستی به آن‌ها بدهد/ کدام مرجع و استادی گفته است بیایید از ما شفا بگیرید؟!/ تکفیر و تفسیق، راه مقابله با انحرافات نیست

 

استاد خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم، در گفتگوی اختصاصی با شبکه اجتهاد:

سید کمال حیدری با طرح این شبهات، نه فقهی را پویا کرد و نه خود توانست پاسخ درستی به آن‌ها بدهد/ کدام مرجع و استادی گفته است بیایید از ما شفا بگیرید؟!/ تکفیر و تفسیق، راه مقابله با انحرافات نیست

اختصاصی شبکه اجتهاد: استاد سید مجتبی نورمفیدی، سال‌هاست که در حوزه علمیه قم به تدریس خارج فقه و اصول مشغول است. او علاوه بر درس پررونق و کتاب‌های متعددش، علاقه فراوانی نیز به مباحث جدید دارد. شاید بتوان گفت او در میانه سنت و روشنفکری ایستاده است. هم طرفدار فقه جواهری است و هم موافق آزادی بیان. هم با شبهه پراکنی مخالف است و هم تکفیر و تفسیق را مذمت می‌کند. عضو هیئت امنا مرکز فقهی ائمه اطهار (ع)، در این گفتگو، از سید کمال حیدری و ناکامی‌اش در رسیدن به اهدافش گفت. او البته بارها تأسف عمیق خود را از جفایی که این سخنان به ساحت فقه شیعی و اساتید و مراجع می‌کند ابراز کرد. مشروح گفتگوی اختصاصی شبکه اجتهاد با رئیس مؤسسه دارالمعرفه قم از نگاه شما می‌گذرد.

اجتهاد: اخیراً جناب آقای سید کمال حیدری گفتگویی با شبکه الاخباریه داشتند و در ضمن این گفتگو قائل به تکفیر مسلمانان از سوی فقهای شیعه شدند؛ نظر حضرت‌عالی در این رابطه چیست؟

نورمفیدی: در مورد این اظهارات و اظهارات مشابه آن، گمان می‌کنم مهم‌تر از پرداختن به یک سخن خاص، بررسی رویکردی است که ایشان اتخاذ کرده است. ایشان قبل از آن هم مطالبی ازاین‌دست مطرح کرده بود. مثلاً سخنانی که درباره جوامع روایی شیعه یا مسئله مهدویت گفتند یا این حرف که به نظر بنده هم خیلی عجیب بود که یکی از برکات شیوع ویروس کرونا، این است که قرائت رسمی از اسلام را در حوزه‌های شیعه و سنی به زمین زد!

یا مثلاً در مورد احکام مربوط به زنان، ایشان ادعا کرده که نود درصد احکام مربوط به زنان که در منابع دینی ذکر شده مربوط به شرایط خاص بوده و الآن قابل‌اجرا نیست و نیز درباره حجاب، به‌خصوص این ادعا را مطرح کرده است. همچنین در مورد الگو بودن حضرت زهرا (س) در حجاب.

خوش‌بینانه‌ترین تحلیلی که ما می‌توانیم برای این رویکرد ذکر کنیم، (بر اساس آنچه مجموعه منسوب به ایشان ادعا کرده‏ است) این است که ایشان در مقام بیان برداشت و فهم و قرائت نادرست و نامعقول برخی از عالمان دینی را که موجب ناکارآمدی هستند است، آن هم به دو هدف:

یکی به غرض طرح سؤال و شبهه و درگیر شدن اذهان خواص، بلکه عموم مردم که فایده‌اش این است که یک نوع پویایی در افکار جامعه ایجاد کند و باب بحث‌های تحلیلی و انتقادی باز می‌شود. دیگر اینکه ایشان به‌عنوان یک عالم دینی یک پاسخ صحیح به این شبهات بدهد و درصدد دفاع از ساحت دین در برابر این شبهات می‎آید.

اما هیچ‌یک از این دو هدف نه‌تنها محقق نشده، بلکه به ضد خودش تبدیل شده است. اینکه در زوایای پنهان و گوشه و کنار کتاب‌های فقهی یا تفسیری یا کلامی جستجو شود و این قرائت‌ها در ویترین گذاشته شود تا ذهن جامعه و حتی عموم مردم با این شبهات آشنا شود و علما در پی پاسخ بربیایند و به‌نوعی این شبهات از چهره دین دفع و زدوده شود، کاری غیرمنصفانه است که بیانگر همه فقه و معرف چهره همه فقها نیست بلکه ارائه چهره‎ای ناقص از آنان است. لذا این شبهات نه‌تنها رفع نشده، بلکه در ذهن بسیاری از افراد رسوخ پیدا کرده چه در درون جامعه دینی و شیعی، بلکه در جامعه اسلامی و حتی در خارج از دایره محیط اسلامی اثر نامطلوب گذاشته است.

در بخش دوم هم ایشان توفیق نداشتند؛ یعنی پاسخ‌هایی هم که به‌زعم خودشان برای رفع آن اشکالات و شبهات و ارائه یک قرائت صحیح‌تر از دین داده‌اند، آن پاسخ‌ها هم آن‌چنان نبودند که مشکل را برطرف کنند.

ایشان هم تصریح می‌کند که پیام‌های زیادی به ایشان رسیده که مثلاً در فلان حکم شرعی برای ما تردید ایجاد شده است. خود بنده با افرادی مواجه شدم که به استناد برخی از همین مطالب، در بسیاری از مسائل تردید کرده‎اند و چه‌بسا منجر به انکار هم شده است. در نزد مخالفان شیعه به‌خصوص سلفی‌ها و تکفیری‌ها، مخصوصاً این انعکاس و بازتاب خیلی بدتر بوده است. یک صحبتی از عرعور مفتی وهابی سعودی پخش شد که عجیب بود. می‌گفت: ما قبول داریم فرقه‌های تکفیری مانند خوارج، داعش و امثال آن‌ها در امت اسلامی وجود دارند ولی آقای حیدری ادعا کرده ترک تکفیر امکان‌پذیر نیست مگر اینکه خود را از تشیع جدا کنیم. بعد می‌گوید ابن تیمیه، محمد بن عبدالوهاب، ابوحنیفه و شافعی این حرف‌ها را نزدند. این شخص از کتاب‌های خودشان دارد این حرف‌ها می‌زند تا دنیا بداند تکفیری کیست. عجیب‌تر این است که بعدازاین سخنان می‌گوید: من موشک‌ها و موشک‌اندازهایی را آماده کرده بودم اما این سخنان من را زمین‌گیر کرد چون او یک موشک شیعی آورد و با آن شیعه را زد. ببینید این دیگر هیچ نیازی به تحلیل ندارد که یک حرف در یک چنین محیطی با این دستگاه تبلیغی که این‌ها دارند، چه تأثیر مخربی داشته و واقعاً با هیچ منطقی نمی‌شود از این حرف دفاع کرد. کسانی که خودشان رأس تکفیرند و به‌واسطه تکفیر و فتواهای آن‌ها خون‌های بسیاری در عالم اسلامی ریخته شده، بیایند استناد کنند به این مطالب.

البته دیدم ایشان توضیحاتی داده و گفته این‌ها سخنان مرا تقطیع کرده‌اند. من گفته‎ام کفر کلامی نه کفر فقهی. ولی ببینید بحث همین است که زاویه طرح سخن در این شرایط خیلی مهم است. گفتن این مطالب آن‌هم برای شنوندگانی که تمایزی بین اقسام کفر قائل نیستند، معلوم است چه نتیجه‎ای دارد؛ یعنی ما این مراتب و مراحل را برای کفر تصویر می‌کنیم و ارائه می‌دهیم، اما در نزد عموم مردم و مخاطبین دستگاه‌های تبلیغی در این شرایط، این تفاوت‌ها و تمایزها نیست. بلکه فقط این جمله عنوان می‌شود که فقهای شیعه قائل به تکفیر سایر فرقه‌های اسلامی هستند و همگی را تکفیر می‌کنند.

علاوه بر این قطعاً دستگاه استکبار به دنبال این است که به این منازعات دامن بزند و در شرایطی که همه می‌دانند عالم اسلامی در چه وضعیتی به سر می‌برد، لذا این حرف‌ها دستمایه مناسب و عرصه تازه‌ای برای شعله‌ور کردن این آتش است.

اما در بخش دوم که ایشان خواسته مشکل را مطرح و بعد علاجش را بیان کند هم به‌هیچ‌وجه موفق نبوده ‎است. پاسخ‌هایی هم که ایشان در این زمینه‌ها داده، واقعاً پاسخ‌هایی نیست که چندان بشود آن‌ها را پذیرفت. گاهی کسی مثل آیت‌الله سیستانی در این شرایط فتوا می‌دهد که پیروان فرق اسلامی ظاهراً و باطناً مسلمان‌اند و اگر عمل به تکالیف بکنند، مبرء ذمه است. کاش جناب حیدری هم بدون بیان آن جستجوهای ناقص، مثل آیت‌الله سیستانی، فعالیتی ایجابی می‌کرد و قائل به اسلام باطنی و ظاهری همه فرق اسلامی می‌شد. نهایت بی‌ذوقی در طرح این مطالب وجود دارد البته اگر نگوییم بی‌انصافی. بالاخره اگر ما می‌خواهیم انظار و آراء را مطرح کنیم، کامل و جامع باید مطرح کنیم. بنده نمی‌گویم همه آنچه ایشان گفته دروغ است، ولی کاملاً هم راست نیست. انسان باید هر راستی را هم ببینید در چه ظرفی می‌خواهد بیان کند.

اجتهاد: چه‌بسا آقای حیدری گمان می‎کند که سؤالات اساسی را مطرح می‌کند. شاید یکی از چالشهای فقه شیعی این است که ما در سؤالات فرعی و حاشیه‌ای گرفتار شده‌ایم. ایشان پرسش‌هایی که مطرح می‌کند اساسی است و سال‌ها در این مسیر حرکت می‎کند. در مورد تاریخ علم هم شما ملاحظه می‌کنید که کسانی موجب تحول شدند که سؤالات اساسی مطرح کردند. ما هم لازم نیست از همه فرمایشات فقها دفاع کنیم و باید بین فهم فقها و منابع متقن فرق بگذاریم.

نورمفیدی: قطعاً این‌چنین است که باید بین فهم فقیهان و منابع فرق گذاشت. اطلاق کلمات فقها و عالمان با اطلاق کلام قانون‌گذار فرق دارد. گمان می‎کنم کسی که در مقام تشریع و قانون‌گذاری سخنی می‌گوید و سخن او اطلاق دارد، با اطلاق کلام یک فقیه در یک‌زمان خاص فرق دارد، آن اطلاقش چون از موضع قانون‌گذاری است و باملاحظه همه خصوصیات القاء شده است؛ اما کلام کسی مانند صاحب جواهر یا امثال او این‌جور نیست. یک بخشی از آن ممکن است متأثر از قضایایی باشد که در آن زمان اتفاق افتاده. ما هم قرار نیست ازآنچه هر فقیهی گفته است دفاع کنیم. لذا شما می‌بینید در کتاب‌ها خود فقها نسبت به یکدیگر خیلی اشکال و ایراد دارند. مشکل اصلی این است که این مطلب به حیثیت عمومی فقها مربوط است. می‌گوید فقهای شیعه قائل به تکفیر همه فرقه‌های اسلامی هستند، درحالی‌که چنین نیست. این کلام که فقهای زیادی هم گفته‌اند، به‌راحتی قابل توجیه است معلوم است منظور این‌ها چیست.

نظیر این را در مورد برخی از شیعه‌ها هم داریم؛ که اگر یک شیعه فلان کار را بکند، کافر محشور می‌شود مثلاً تارکُ الصلاۀ یا کسی که خودکشی کند. ما وقتی در روایاتمان و فتاوایمان این تعبیر (نسبت دادن کفر حتی به شیعه‌ها) را داریم، این کفر معنایش معلوم است. واقعاً من فکر می‌کنم اینجا به فقه شیعه جفا شده است.

اگر تحول از راهی دنبال شود که بابش به‌کلی مسدود شود، این نقض غرض است. اصلاح باید به‌تدریج باشد، اصلاح شرایط و لوازمی دارد. مثلاً یک نسلی از فقیهان با دیدگاه‌های امام (ره) تربیت شوند، با مبانی فقهی امام، شهید صدر، یا فقهای دیگری که الآن در این دوره تعدادشان دارد بیشتر می‌شود، این مؤثرتر است یا این نحوه برخورد و اظهارنظر؟

اجتهاد: به نظر حضرت‌عالی، شیوه صحیح برخورد با انحرافات دینی و فقهی که از جانب برخی بیان می‌شود چیست؟

نورمفیدی: برای این منظور، بهترین راه و شیوه، همان راه و شیوهایی است که در قرآن کریم و در روایات وارده از ائمه معصومین (علیهم‌السلام) بیان‌شده، ما باید روش و سیره بزرگان، علمای سلف را مدنظر قرار دهیم و نصبُ العین ما باشد.

به نظر ما شبهه و سؤال و پرسش، حسابش با عناد، لجاجت، انکار و جحد فرق می‌کند. نمی‌شود این‌ها را یکسان دید و نسخه واحد پیچید. وقتی می‌گوییم شبهه و پرسش، فرق نمی‌کند که از ناحیه چه کسی مطرح شود. ممکن است این از ناحیه یک مؤمن معتقد مسلمان مطرح شود و یا از ناحیه یک کافر و غیر موحد مطرح شود. قطعاً در مواجهه با پرسش بهترین راه، استدلال، منطق، برهان، گفتگو، مناظره و اقناع است؛ یعنی واقعاً هر سؤال و شبهه‌ای ولو درباره ذات اقدس الهی لزوماً به معنای انکار نیست. ما می‌بینیم در روش و سیره اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، واقعاً در برابر سؤالات و پرسش‌ها حتی پرسش‌هایی که بعضاً درباره بعضی از مسلمات عقایدی ما مطرح می‌شده، چگونه ائمه مجال می‌دادند و اجازه می‌دادند طرح شود و با احترام و حسن خلق برخورد می‌کردند و واقعاً به دنبال اقناع بودند. این چیزی است که خود خداوند هم مجالش را برای انسان فراهم کرده است. ذهن انسان جستجوگر، پرسش‌گر و کنجکاو است. میل به دانستن یک امر فطری است که در نهاد انسان وجود دارد و برای همین هم مسئله اکراه در دین به‌شدت نفی شده است. دین چیزی است که باید با اعتقاد و باور باشد.

اما مسئله عناد و انکار همراه با لجاجت، مسئله‌اش متفاوت است. در مواجهه با آن‌ها دیگر بحث پاسخگویی و استدلال و منطق به‌تنهایی کافی نیست. مثلاً در مورد بعضی از فرقه‌های اسلامی مانند غلات یا مرجئه می‌بینیم که امام (ع) می‌فرماید: خدا لعنت کند غلات را و یا خدا لعنت کند مرجئه را. درست است که لعنت غیر از سب و ناسزا است ولی درهرحال محدودیت‌هایی از ناحیه ائمه در ارتباط با غلات اعمال شده است. مثلاً به پیروانشان می‌فرماید که مراقب باشید فرزندانتان با این‌ها ارتباط نداشته باشند. آن‌ها را از غلات دور کنید.

متأسفانه در مورد این امور یکسان نگری و یکسان‌سازی می‌شود؛ یعنی یک عده می‌گویند که همواره و همه‌جا باید با منطق و استدلال و برهان گفتگو برخورد شود، یک عده هم می‌گویند باید چکش‌وار برخورد کرد و باید هر شبهه و سؤالی را در نطفه خفه کرد و از بین برد. اینکه چگونه می‌شود بین این‌ها تفکیک کرد بحثش جدا است.

برداشت من از تعالیم و آموزه‌های دینی این است که اهل‌بیت اصل و اساس را بر استدلال، منطق، مواجهه برهانی، اقناع و حتی مجال و میدان دادن برای طرح پرسش گذاشته بودند؛ اما درعین‌حال همین ائمه در مواجهه با برخی از کسانی که سابقه خوب و روشنی نداشتند و معلوم بود که قصد این‌ها بحث علمی نیست، یک روش دیگری را اعمال می‌کردند. البته این خیلی مهم است که رفتار و سخن ما در برابر لجاجت‌ها هم باید به نحوی باشد که اثر سوء نداشته باشد. باید مراقب باشیم که رفتار ما چه بازتابی در بین دیگران دارد. چون ممکن است همین رفتار باعث شود که او قیافه حق‌به‌جانب بگیرد و اتفاقاً بیشتر انحرافش در جامعه تأثیر بگذارد. لذا هوشمندی زیادی می‌خواهد و احتیاج به ظرفیت و تحمل دارد. تکفیر و تفسیق راه برخورد با این اشکالات نیست.

اجتهاد: آیا با تنقیح مناط از ادله حرمت انتشار کتب ضاله می‌توان مانع از انتشار این حرف‌ها شد و این سخنان را بایکوت کرد؟

نورمفیدی: قبل از اینکه سراغ تنقیح مناط برویم، چه‌بسا گفته شود خود این ادله شامل این‌ها می‎شود. کتب ضلال هم ازنظر مفهومی، هم ازنظر مصداقی و هم ازنظر مستثنیات، تطورات بسیاری داشته است. بحث در این است که آیا فقط منظور کتاب‌هایی است که مربوط به ادیان منسوخه است و یا غیر آن را هم می‌گیرد؟ برخی دامنه را توسعه دادند و شامل مخالفین حق هم کردند. به نظر برخی دامنه کتب ضلال آن‌قدر توسعه دارد که هر چیزی که موجب ضلال و گمراهی بشود را در برمی‌گیرد. بعضی از آقایان، حتی برخی از کتب حکما و عرفا را جزء کتب ضلال می‌دانند.

 اگر دامنه کتب ضلال را توسعه دهیم و یک نگاه حداکثری به آن داشته باشیم و بگوییم هر چیزی که موجب خروج جامعه از راه هدایت است و هدایت را هم بر طبق تشخیص خودمان بدانیم. طبیعتاً از این دیدگاه، این‌ها می‌شود مصداق همان کتب ضاله، ولی این دیدگاه قطعاً محل اشکال است.

بنابراین اگر این را بردیم داخل در دایره کتب ضلال، طبیعتاً به‌عنوان اولی داریم ارزیابی می‌کنیم و به این عنوان مشکل است ادله را شامل آن بدانیم ولی از زاویه دیگری و به‌عنوان ثانوی واقعاً انتشارش جایز نیست. واقعاً به خاطر جامعه اسلامی و حفظ وحدت امت اسلامی، آثار مخربی که در اذهان جوانان دارد، بنده انتشارش را صحیح نمی‌دانم.

اینکه بگوییم ویروس کرونا باعث شد قرائت رسمی از اسلام در حوزه‌های علمیه شیعه و سنی به زمین بخورد. بنده واقعاً نمی‌فهمم این دو مسئله با یکدیگر چه ربطی دارد؟ ویروس کرونا کدام قرائت رسمی از اسلام را به زمین زد؟

اجتهاد: منظور ایشان قرائت حداکثری است که می‌گوید ما اگر شیعه شویم و مسلمان شویم با ائمه ارتباط پیدا می‌کنیم و این مشکلات حل می‎شود.

نورمفیدی: چه کسی این حرف را زده؟ آیا این قرائت رسمی حوزه‌ها است؟ اگر چند تا منبری کم‌سواد مطالبی ازاین‌دست گفته‎اند چه ربطی به حوزه دارد؟ ایشان می‌گوید قرائت رسمی از اسلام در حوزه‌های علمیه به زمین خورد. همین الآن در قم، نجف همه مراجع به لزوم تبعیت و رعایت توصیه‌های بهداشتی فتوا ‌دادند. کدام مرجع تقلیدی مدعی بوده که ما این اپیدمی را در زمان خودمان حل می‌کنیم؟ زمانی که طاعون، وبا بود کدام فقیهی گفته به حوزه مراجعه کنید تا ما شما را شفا دهیم؟ لذا در همین‌جا هم جفا شد. همان‌قدر که این حرف را مضر می‌دانم و می‌گویم انتشارش نادرست است، آن‌کسی هم که می‌گوید شفا در حرم امام رضا (ع) است و این حرف‌ها را دور بریزید و بیایید اینجا شفا بگیرید، این هم مضر است، این دو حرف به یک اندازه مضر است. واقعاً کدام مرجع تقلید محترمی، کدام عالمی، کدام استادی چنین گفته است؟ واقعاً این بی‌انصافی است. اینکه ابتدای سخنم گفتم هم بی‌ذوقی و بی‌انصافی است یعنی این. کدام استاد حوزه علمیه از این هزار و اندی استاد گفت أیها الناس اگر می‌خواهید شفا بگیرید بیایید سراغ ما؟ اگر چند نفر هم گفته‌اند، اصلاً در این عدد قابل‌توجه نیست. لذا اینکه یک عده محدودی بخواهند دعا و توسل را جایگزین کنند، نباید به‌حساب حوزه‌های علمیه گذاشت.

اجتهاد: برخی با تمسک به حدیث معروف «باهتوهم»، تهمت‌های دیگری را به منحرفین می‌زنند. نظر حضرت‌عالی در رابطه با امکان استناد به این حدیث چیست؟

نورمفیدی: همان‌طور که اهل لغت و فقیهان مانند صاحب جواهر، شهید ثانی، فیض کاشانی گفته‌اند، «باهتوهم» به معنای استدلال محکم و قوی است به‌نحوی‌که پاسخی نداشته باشند. فقهایی مانند صاحب جواهر و شهید ثانی در مورد اهل بدعت و کسانی که مشمول روایت پیامبر هستند، فرمودند نسبت‌هایی که در آن‌ها نیست به آن‌ها ندهید. در بحث قذف، صاحب جواهر می‌گوید: نمی‌شود نسبت‌هایی که در آن‌ها نیست را داد. این کذب است. اینکه این آمیخته شد با مسئله مصلحت و اینکه مصلحت اقتضا می‌کند برای اینکه از گرد آن‌ها پراکنده شوند، آن‌ها را با انواع تهمت‌ها روبرو کنید این چیزی نیست که بتوانیم آن را بپذیریم؛ بنابراین، این روایت معنای روشنی دارد و قرائنی هم دارد.

اساساً منظومه معارف دینی با این معنا سازگار نیست. انصاف و عدالت از بنیادهای اخلاقی ائمه معصومین (علیهم‌السلام) است. واقعاً آن بزرگواران که انصاف و عدالت را حتی در رابطه با دشمنان قسم‌خورده خود رعایت می‎کردند، چگونه اقتضا می‎کند که بهتان و تهمت به آنان زده شود. من معتقدم ائمه (علیهم‌السلام) پنج بنیاد دارند در اخلاق اجتماعی که این را در رابطه با دوست و دشمن و موافق و مخالف حفظ کردند و هیچ‌وقت این‌ها را کنار نگذاشتند. در رابطه با معاندترین آدم‌ها هم از جاده انصاف و عدالت خارج نشدند. آن‌وقت با این وصف چگونه می‎توان ‎‎چنین چیزی را توجیه کرد. منظومه معارف دینی و سیره اهل‌بیت و همان‌طوری که عرض کردم نظر برخی از فقهیان بزرگ ما بر این است که جایز نیست ما این کار را انجام دهیم. ممکن است بالاخره این به‌نوعی در کوتاه‌مدت و آنی ضرری را دفع کند، ولی وقتی به آثار درازمدت این رفتار نگاه می‌کنیم، این چیزی نیست که مکتوم بماند. آن‎وقت اگر شما حتی چیزهای راست را هم در مورد او بیان کنید باور نمی‌کنند. می‌گویند که دارند دروغ می‌گویند؛ یعنی وقتی شما به‌دروغ بگویی که این آقا چنین و چنان است، مطالب راست را هم دیگر باور نمی‌کنند. پس ممکن است این روش در کوتاه‌مدت منافع را تأمین کند، اما در درازمدت موجب بی‌اعتمادی به زعمای دین می‌شود و دیگر سخنان صدق و راست آن‌ها را هم نخواهند پذیرفت. بنده از هر زاویه‎ای که نگاه می‌کنم نمی‌توانم بپذیرم که معنای روایت این باشد. تجربه و شواهد بسیاری هم وجود دارد که به‌طورکلی این روش‌ها کارساز نیست بلکه نتیجه عکس می‎دهد. باید خیلی مراقب بود. اگر این مسئله یک رویه شود دیگر نمی‌توانیم آن را کنترل کنیم و به ابزاری در دست نااهلان بدل می‌شود که با آن، اهل حق و عدالت را ذبح می‌کنند.

چهارشنبه, 07 آبان 1399 13:43

یازدهمین حجت و مسأله غیبت

 

یازدهمین حجت و مسأله غیبت

 

 

یازدهمین حجت و مسأله غیبت

شبکه اجتهاد: به علت فشارهای روز افزون عباسیان بر امامان معصوم و آزار و شکنجه آنان و نیز آماده نبودن جامعه برای پذیرش امامت حضرت مهدی موعود(عج)، مشیّت الهی چنین تعلق گرفت که آخرین وصی پیامبر در غیبت فرو رود؛ تا وجود مقدسش از گزند حوادث زمان، مصون بماند، در فرصت مناسبی به میان مردم بیایند و مردم از وجود پرفروغ آن امام بهره‌مند شوند.

طبیعی است که مردم و جامعه می‌بایست آمادگی‌های لازم را می‌داشتند تا موضوع غیبت امام را بپذیرند و دچار سردرگمی و انحراف در دین نشوند. از این رو، امام عسکری علیه السلام، با انجام اقداماتی حکیمانه، در مسیر زمینه سازی و آماده کردن مردم برای پذیرش امر مهم غیبت امام دوازدهم (عج) قدم‌های بسیار مؤثری برداشتند؛ که در این نوشتار به آن می‌پردازیم.

خبر از غیبت

از جمله اقدامات مهم امام حسن عسکری علیه السلام، در زمینه سازی غیبت امام زمان (عج)، طرح پیشاپیش مسأله غیبت بود. ‌ایشان در موارد متعددی، غیبت فرزندشان را ـ که جانشین پس از خودشان محسوب می‌شد ـ خبر دادند و اینگونه مردم و جامعه را برای پذیرش غیبت آماده کردند.

 

موسوی بغدادی نقل می‌کند: از امام حسن عسکری علیه السلام، شنیدم که می‌فرمود: «گویا شما را می‌بینم که پس از من درباره جانشینم اختلاف می‌کنید. آگاه باشید که هر کس به ائمه بعد از رسول خدا، اقرار کند، اما منکر فرزندم شود؛ مانند کسی است که به همه انبیای الهی و رسولانش اقرار داشته باشد، اما نبوت رسول اکرم، را انکار کند؛ زیرا اطاعت از آخرین نفر ما، مانند اطاعت از اولین ماست و منکر آخرین نفر ما مانند منکر اولین ماست. آگاه باشید که برای فرزندم، غیبتی است که مردم در آن شک می‌کنند؛ مگر کسی که خدای تعالی وی را حفظ فرماید. »(۱)

 

یکی از وجوه روی آوری ائمه علیهم السلام، به تشکیل این نهاد، آماده سازی شیعیان برای پذیرش وضعیت جدید در عصر غیبت بود؛ عصری که شیعه در آن جز از طریق سفرا و وکلای امام، امکان ارتباط با ایشان را نداشت

 

علی بن همام نیز از محمد بن عثمان عمری و او از پدرش نقل کرده است: من نزد امام عسکری علیه السلام بودم که از آن حضرت درباره خبری که از پدران بزرگوارش روایت شده است، مبنی بر این که: زمین از حجت الهی تا روز قیامت خالی نمی‌ماند و کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت در گذشته است، پرسیدند. ایشان فرمود: «این سخنان، حق است؛ همچنان که روز روشن، حقیقت دارد». گفتند: ای فرزند رسول خدا! حجت و امام پس از شما کیست؟ فرمود: «فرزندم محمد؛ او امام و حجت پس از من است هر که بمیرد و او را نشناسد به مرگ جاهلیت درگذشته است. آگاه باشید که برای او غیبتی است که نادانان در آن سرگردان شوند، مبطلان در آن هلاک گردند و کسانی که برای آن، وقت، معیّن کنند، دروغ گویند. سپس خروج می‌کند و گویا به پرچم‌های سپیدی می‌نگرم که بر بالای سر او در نجف و کوفه در اهتراز است. »(۲)

ارتباطات کمرنگ

امام عسکری علیه السلام، برای مهیا نمودن ذهنیت مردم و خصوصاً شیعه، درباره امر غیبت، شیوه نهان سازی خود را بیش از آنچه در زندگی امام‌هادی علیه السلام، مورد توجه بود، به کار گرفت. از این رو، ایشان به جز ایامی که به دستور معتمد، برای دیدار وی از خانه بیرون می‌رفت و یا به جهت مصالحی که در نظر داشت، به کسی اجازه ملاقات می‌داد، یا خود، شخصاً به دیدار آنها می‌رفت، دیدار و ملاقات دیگری با مردم نداشت.(۳) به گفته مسعودی، امام حتی برای شیعیان خود ظاهر نمی‌شد و از پشت پرده، با آنان سخن می‌گفت.(۴)

این عمل حضرت عسکری و پدر بزرگوارش علیهماالسلام، مقدمه‌ای برای غیبت صاحب الزمان(عج) بود تا شیعیان با آن مأنوس شده و منکر غیبت نشوند؛ چرا که اگر غیبت امام عصر(عج)، به صورت ناگهانی رخ می‌داد، وضعیت بسیار سخت و غیر قابل تحمّلی برای شیعیان به وجود می‌آمد و چه بسا درک غیبت امام زمان(عج)، برای یاران و اصحاب خاص حضرت هم مشکل می‌شد؛ تا چه رسد به مردم عادی که مدت‌های زیادی با امام و حجت خدا به طور مستقیم ارتباط برقرار می‌کردند. در آن شرایط، حتی ممکن بود در اصل وجود حضرت مهدی(عج)، نیز شبهه ایجاد شود.

امام عسکری علیه السلام، برای مهیا نمودن ذهنیت مردم و خصوصاً شیعه، درباره امر غیبت، شیوه نهان سازی خود را بیش از آنچه در زندگی امام‌هادی علیه السلام، مورد توجه بود، به کار گرفت

از سوی دیگر، امام عسکری علیه السلام چون در پادگان نظامی سامراء، تحت کنترل شدید حکام عباسی بودند، غالباً با شیعیان فاصله داشتند و امور و ارتباطات ایشان از طریق مکاتبات و توقیعات و وکلا بود؛ مثلاً از طریق مکاتبه به سؤالات شیعیان پاسخ می‌دادند؛(۵) تا جایی که «محمد بن یحیی» نقل کرده که «احمد بن اسحاق قمی» از امام عسکری علیه السلام، طلب دست خطی نمود تا بدان وسیله، خط حضرت را از غیر آن باز شناسد.(۶)

بنابراین، می‌توان ارتباط مخفیانه و پنهانی امام با شیعیان را از تمهیدات مؤثر ایشان در زمینه سازی غیبت امام عصر(عج)، دانست.

سازمان وکالت

اقدام دیگر امام حسن عسکری علیه السلام، برای زمینه سازی غیبت، ایجاد سازمان وکالت و تقویت آن بود. این نهاد در عصر امام صادق علیه السلام، تشکیل شد با فعالیت‌های مختلف و با نظارت امامان معصوم علیهم السلام، کار خود را آغاز کرد و به تدریج تا زمان امام حسن عسکری علیه السلام، شکل منسجم نظام مندی به خود گرفت.

بدون تردید، یکی از وجوه روی آوری ائمه علیهم السلام، به تشکیل این نهاد، آماده سازی شیعیان برای پذیرش وضعیت جدید در عصر غیبت بود؛ عصری که شیعه در آن جز از طریق سفرا و وکلای امام، امکان ارتباط با ایشان را نداشت. با توجه به همین حقیقت بود که هرچه شیعه به عصر غیبت نزدیک‌تر می‌شد، راه ارتباط مستقیم او با امام نیز محدودتر می‌گشت و در مقابل، نهاد وکالت نیز تقویت می‌شد؛ تا حدی که در زمان امامین عسگریین علیهماالسلام غالب ارتباطات شیعه با این دو امام بزرگوار، از راه مکاتبه و یا وکلا و نمایندگان، صورت می‌گرفت. از این رو، می‌توان گفت که حداقل در عصر دو امام‌هادی و عسگری علیهماالسلام، تقویت نهاد وکالت به خاطر تمهید و زمینه چینی برای ورود شیعه به عصر غیبت بوده است.(۷)/ تبیان

———————————

پی نوشت:

 

۱) إکمال الدین و إتمام النعمه، ج۲، ص۱۱۹.

 

۲) همان، ص۱۱۸.

 

۳) با خورشید سامرا، ص۲۱۴.

 

۴) همان، به نقل از اثبات الوصیه.

 

۵) تاریخ عصر غیبت، ص۱۶۸.

 

۶) الکافی، ج۱، ص۵۱۳.

 

۷) تاریخ عصر غیبت، ص۱۴۱.

 

جُستاری در باب مواضعِ شیخ مفید نسبت به محدثان/ مهدی قندی

 

یادداشت علمی؛

جُستاری در باب مواضعِ شیخ مفید نسبت به محدثان/ مهدی قندی

شبکه اجتهاد: شیخ مفید در مواجهه با مخالفینِ مکتب اهل بیت علیهم السلام رویکرد خاصی را دنبال کرده است؛ او در پیِ به حداقل رساندن عقاید و تقلیل آن در حد متواترات و حتی خیلی کمتر از متواترات است تا مبادا تعابیرِ متشابه و مبهمِ موجود در برخی از روایات، اسبابِ طعنِ بر مذهب نشود؛ در حالیکه رویکرد محدّثانِ بزرگی چون شیخ کلینی و شیخ صدوق، با اجتناب از حذفِ گزینشیِ روایات و پرهیز از به حداقل رساندن آنها، به گستره‌ی وسیعی از خردمندان و حق جویان با درجات معرفتیِ متفاوت و در اعصار مختلف، اجازه می‌دهند که در بوستان حدیث شیعه گردش کنند و از عطر و نور کلام اهل بیت در مراتب مختلفش لذت ببرند و معجزه الهی بودن این بیانات را در اوج مراتب معرفتیِ اهل بیت به تماشا بنشینند.

۱-بیان مسأله:

شیخ مفید همچنانکه در سامان بخشیدن به نظام فکری شیعه در قبال مکاتب مخالف کوشید، رشد و ارتقای اندیشه شیعیان را نیز به شدت مورد توجه قرار داد. وی بر آن بود که تلاشهای محدثان شیعه، در جهت تدوین مکتب از حیث عقلانیت کافی نبوده و بر متکلمان ضروری است گامهایی را که توسط محدثان پیموده نشده بپیمایند.

منابع متعدد از جمله فهرست طوسی و رجال نجاشی نشان می‌دهد که وی محدثی آگاه بوده است و به جهت بیگانگی با اخبار و روایات نبوده که به گسترش ابعاد عقلانیت روی آورده بود. وی در نقل میراث شیعی به نسلهای بعد نقش بسیار مهمی داشته است و چنانکه پیشتر ذکر شد، ابن‌ندیم او را پیشوای شیعه در عصر خود، از جهت فقه، کلام و هم چنین حدیث دانسته است.

با این حال باید توجه داشت که بیشتر تألیفات شخصی شیخ را که به دست ما رسیده نمی‌توان اثر حدیثی به معنای متداولش دانست.[۳] حتی در کتاب ارزشمند “الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد” که اثری است با اقتضاءات حدیثی و تاریخی، حدیث و تاریخ به جهت یک هدف کلامی گردآوری شده‌اند. به علاوه شیخ در این اثر مرتباً اشاره می‌کند که من در اینجا تنها به ذکر برخی نمونه‌ها از نصوص و دلایل امامت ائمه اشاره می‌کنم و کسانی که جویای مطالب بیشتر هستند به کتب محدثان مراجعه نمایند. به عنوان مثال وی در ذیل ذکر نصوص امامت حضرت حجه بن الحسن ارواحنا فداه مخاطب را به کتب اصحاب حدیث، از جمله الغیبه نعمانی ارجاع می‌دهد.

«وهذا طرف یسیر مما جاء فی النصوص على الثانی عشر من الأئمه علیهم‌السلام، والروایات فی ذلک کثیره قد دونها أصحاب الحدیث من هذه العصابه وأثبتوها فی کتبهم المصنفه، فممن أثبتها عل الشرح والتفصیل محمد بن إبراهیم المکنى أبا عبد الله النعمانی فی کتابه الذی صنفه فی الغیبه، فلا حاجه بنا مع ما ذکرناه إلى إثباتها على التفصیل فی هذا المکان.»[۴]

دقت در این معانی آشکار می‌سازد که مفید خود را وارث محدثان و مستمدّ از همت ایشان می‌بیند، لیکن برای پیشبرد و ارتقای علمی شیعه، بر مواضعی تمرکز داشته که بیشتر جنبه کلامی و فقهی دارد تا نقل حدیث.

۲- وجوه تمایز رویکردهای شیخ مفید با محدّثان

در بیشترِ پژوهش‌های انجام شده، بر فرض که حق مطلب درباره عقل‌گرایی شیخ مفید ادا شده باشد، بسیاری از حقوق محدثان ضایع شده و دقت و تلاش‌های ایشان در جانب توسعه عقلانیت نادیده گرفته شده است. چنانکه در ادامه اشاره خواهد شد، مکتب شیخ مفید بیش از آنکه بخواهد از حیث عقلانیت در برابر مکتب محدثان تلقی شود، مکمل آن بوده است که در قالب عناوین ذیل مورد بررسی قرار می گیرد:

۱-۲ـ تکمیل نظام دانش و اندیشه

شیخ مفید اندیشه‌ای بسیار نظام‌مند و منسجم دارد. وی از ثبت و ذخیره داده‌ها (Data) بدون اینکه از آنها اطلاعات آگاهی‌بخش (Information) به دست آید، بسیار پرهیز می‌کند.

طبیعی است که وی سلیقه محدثانی را که در مجموعه کتب تبویب‌ناشده‌ی خود احادیث را ولو با تمام دقت ثبت می‌کنند، نپسندد. یقیناً اگر وی در شمار اصحاب ائمه بود و در مقام ثبت احادیث بر می‌آمد، برای هر موضوع دفتر ویژه‌ای را اختصاص می‌داد، درست همان گونه که شیوخ اصحاب همچون یونس بن عبدالرحمن تألیفات موضوعی داشتند. با این حال باید توجه داشته باشیم که این امر وجه افتراق او از محدثانی همچون برقی، کلینی و صدوق نیست. پیشتر بیان شد که از ویژگیهای آثار این بزرگواران آن است که در آنها بر تدوین موضوعی احادیث و ترتیب نظام‌مند کتب و ابواب دقت شده است. شیخ مفید راهی را که آنان در جهت نظام‌مند کردن داده‌های دین تا جایی پیموده بودند تکمیل کرد. به نظر می‌رسد وی دیگر جای خالی‌ای برای تدوین و نظام دادن موضوعی به احادیث نمی‌دیده است از این رو تلاش خود را به دیگر داده‌های قابل استفاده، معطوف ساخته بود.

به عنوان مثال کتاب “اوائل المقالات” تدوین مرتبی از عقاید و اقوال علمای مخالف و موافق در موضوعات اعتقادی و کلامی است. وی در سرآغاز کتاب بیان می‌دارد که این کتاب را می‌نگارد تا اصل معتمَدی برای نقد و بررسی عقاید گردد. ترتیب موضوعی مطالب، نگاه تطبیقی و روشنگر، اختصار و گویایی متن و آزاداندیشی در گزارش نظرات موافق و مخالف از ویژگی‌های این اثر است.

شیخ همین کار را در مورد آراء و فتاوای فقهی نیز انجام داده و در کتاب “الاعلام بما اتفقت علیه الامامیه من الحکام” گرد آورده است. وی چنانکه خود در مقدمه الاعلام بیان داشته این کتاب را جهت تکمیل
“اوائل المقالات” و ظاهرا به درخواست سید رضی تدوین کرده است. شیخ تصریح می‌کند که نظام معقولی که در این اثر هست، در کتاب‌های قبل سابقه ندارد.

«أما بعد، أدام الله للسید الشریف التأیید، ووصل له التوفیق والتسدید، فإنی ممتثل ما رسمه من جمع ما اتفقت علیه الإمامیه من الأحکام الشرعیه، على الآثار المجتمع علیها بینهم عن الأئمه المهدیه من آل محمد صلوات الله علیهم، مما اتفقت العامه على خلافهم فیه، من جمله ما طابقهم علیه جماعتهم، أو فریق منهم على حسب اختلافهم فی ذلک، لاختلافهم فی الآراء والمذاهب، لتنضاف إلى کتاب (أوائل المقالات فی المذاهب المختارات)، ویجتمع بهما للناظر فیهما علم خواص الأصول والفروع، ویحصل له منهما ما لم یسبق أحد إلى ترتیبه على النظام فی المعقول.»[۵]

شیخ مفید، علاوه بر تدوین اقوال کلامی و فقهی، به نظام‌بخشی حوزه دیگری از داده‌های مؤثر در اندیشه دینی نیز پرداخته است. این داده‌ها، همان اخبار تاریخی است. از شیخ مفید کتاب‌های تاریخی‌ای نیز به یادگار مانده که نشان‌دهنده‌ی وسعت اطلاعات تاریخی او هستند. با این حال به نظر می‌رسد که وی صرفاً در صدد ثبت اخبار و گزارش‌های تاریخی و نقل آنها برای آیندگان نبوده، بلکه دغدغه وی نظام دادن به داده‌های تاریخی جهت نیل به فهم درست از آن بوده است.

ایشان در مقدمه الجمل به وجود نقیصه‌ای بزرگ در این زمینه و عزم خود بر جبران آن در کتاب خود اشاره می‌کند و الحق در تدوین کتاب، توانایی خود را در انجام این کار نشان می‌دهد.

ایشان در مقدمه الجمل می‌نویسد:

«أیدک الله بتوفیقه سألت أن أورد لک ذکر الاختلاف بین أهل القبله فی حدیث الفتنه بالبصره، وما کان بین أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب علیه السلام وبین عائشه وطلحه والزبیر من الحرب المهوله والقتال، ومذهب کل فریق من الأمه فیه على شرح له وبیان، وإثبات سبب هذه الفتنه والأخبار التی جاءت فیما جرى بین القوم، من القتال والفعال. فإن کل کتاب صنف فی هذا الفن قد تضمن أخبارا تلتبس معانیها على جمهور الناس ولم یأت أحد من المصنفین بذکر الحرب فی هذه الفتنه على الترتیب والنظام بل خلطوا الأخبار فیها خلطا لم یحصل معه تصور الخلل فیما کان بین الجمیع منه على الظهور والتبیان للذی جاء. فقد جمعت لک أیدک الله کلما صدر عنهم، وأثبت فی هذا الکتاب برهانا یفضی الناظر فیه إلى صحه الاعتقاد فی أحکام القوم بأسمائهم بأعمالهم وما فیها من الکفر والإیمان والطاعه والعصیان والتبین والضلال. لتعلم وفقک الله بالنظر والاعتبار وتخرج بذلک من التقلید الموبق لصاحبه ولتظفر بالحق ویزول عنک الاشتباه الذی التبس علیک أمره فیما کان هناک وأجبتک إلى ما سألت معتصما بالله عز وجل وسائلا لک التوفیق والرشاد وبالله أستعین.»[۶]

شیخ حتی در تدوین کتاب المزار که مشتمل بر آداب زیارت امیرالمؤمینن و امام حسین است قصد داشته که به احادیث مربوطه نظم بخشد تا کسی که قصد عمل به آداب مندرج در احادیث دارد، سردرگم نشود.

«أما بعد – وبالله التوفیق – فإنی قد اعتزمت على ترتیب مناسک زیاره الإمامین (أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب، والحسین بن علی صلوات الله علیهما) ووصف ما یجب من العمل عند الخروج إلیهما، ویلزم من الفعل فی مشهدیهما، وما یتبع ذلک فی منازله، ویتعلق بأوصافه فی مراتبه. وأذکر على التقدیم فی صدره طرفا مما جاء به الأثر فی فضله، فإنی لم أجده على الحدود التی أؤمها منه فی شئ مما تقدم من مصنفات أصحابنا – رضوان الله علیهم – وتأخر، وإن کان موجودا فیها على غیرها – مما یتعذر على القاصد العمل بها لأجل الجمع بینها، ویصعب علیه الاتیان على النسق والنظام بها – وهو اختلاف محالها من الأماکن، وتباین أجناسها من المواضع، واختلاط المعنی منها بخلافه، ومجاوزه الباب فی الغرض لبعیده، ومباینه المناسب فی المواطن لقریبه. فعمدت تلخیص ذلک على اختصار، وتحریت تألیفه للحفظ والتذکار، وبالله أستعین، وعلیه أتوکل، وهو حسبی، ونعم الوکیل.»[۷]

۲-۲- در نظر گرفتن نتایج مترتب بر متون در تفسیر آنها

 از ویژگی‌های شیخ مفید، فرار نکردن از مسائل پیچیده، مواجهه شجاعانه با سخت‌ترین مسائل و تلاش برای باقی نگذاشتن هیچ گونه ابهام است. وی در مناظرات کلامی‌اش نیز نشان داده که گاه از خود مخالفان در تبیین نظرات آنان قوی تر است و از تقریر اشکالات آنان در کتب خود هیچ ابایی ندارد، چرا که به خوبی از عهده نقد آنها بر می‌آید.

یک محدّث از آن جهت که محدّث است، ضرورتاً این توانایی را ندارد و لذا بر عهده او نیست که بتواند پس از عرضه هر حدیث، همه نقاط ابهام آن را مشخص کرده و سپس تبیین کند؛ احادیث معارض با آن را معرفی کرده، رفع اختلاف نماید؛ نتایج کلامی مترتب بر حدیث را استخراج کرده، به وسیله آن به نقد حدیث بپردازد. اینها اموری است که از یک متکلم یا فقیه مطالبه می‌شود.

شیخ مفید یکی از نقاط ضعف محدثان را داشتن ذهنی بی‌آلایش می‌داند که موجب بهره ی اندک آنها در درایه الحدیث و ضعف نقد محتوایی روایات شده است.

وی در این باره می‌نویسد:

«أصحابنا المتعلقین بالأخبار أصحاب سلامه وبعد ذهن وقله فطنه یمرون على وجوههم فیما سمعوه من الأحادیث ولا ینظرون فی سندها، ولا یفرقون بین حقها وباطلها، ولا یفهمون ما یدخل علیهم فی إثباتها، ولا یحصلون معانی ما یطلقونه منها.»[۸]

اصل ادعای شیخ، سخن به جایی است و ما در زمان حاضر نیز شاهد تفاوت توانایی افراد در فهم متون و نقد محتوایی آنها هستیم. با این حال نباید از نظر دور داشت که کسی که محدث است ضرورتاً از فقه و کلام بیگانه نیست.

برای مثال شیخ صدوق، صرفاً یک محدث نبوده‌ بلکه به گفت شیخ طوسی نقاد حدیث و به بیان نجاشی فقیه بزرگ طایفه شیعه در خراسان بوده است. گو اینکه وی در حوزه کلام، بعضاً از متون و بیانات کلامی متکلمان شیعه بهره گرفته است و این امر نشان دهنده آن است که تسلط او در کلام به پایه تسلط او در فقه و حدیث نبوده است. شگفت اینجاست که شیخ مفید تندترین انتقادات خود را به محدثان، به مناسبت بررسی آرای کلامی و اعتقادی شیخ صدوق ارائه کرده است، طوری که خوانندگان گمان می‌کنند که شیخ صدوق کسی بوده که نه تنها از دقتهای کلامی بی‌بهره بوده،بلکه حتی در نقد حدیث نیز بی‌دقت بوده است! اگر نتوانیم هیچ گونه توجیهی برای نقدهای تند شیخ مفید بیابیم تا آن را حمل بر صحت کنیم، به ناچار با توجه به اطلاعاتی که درباره شخصیت شیخ صدوق داریم می‌بایست حداقل شماری از اتهامات شیخ مفید را درباره ی صدوق نپذیریم.

به هر تقدیر به نظر می‌رسد تصور شیخ مفید از مرحوم صدوق آن بوده که ایشان بیشتر یک محدث است تا فقیه. در این صورت اگر صدوق اقدام به تألیف کتاب اعتقادات الامامیه نمی‌کرد و در موضوعاتی چون سهو النبی موضع‌گیری شدید نمی‌نمود، شیخ مفید برآشفته نمی‌شد. شیخ مفید در یکی از عبارات کتاب تصحیح الاعتقادات به این امر اشاره کرده است. وی در مورد توضیح شیخ صدوق در باب قضاء و قدر می‌نویسد:

«و قد کان ینبغی له لمّا لم یکن یعرف للقضاء معنی ان یهمل الکلام فیه.»[۹]

وی همچنین در باب سخن شیخ صدوق درباره نفس و روح می‌نویسد:

«کلام أبی جعفر فی النفس والروح على مذهب الحدس دون التحقیق، ولو اقتصر على الأخبار ولم یتعاط ذکر معانیها کان أسلم له من الدخول فی باب یضیق عنه سلوکه.»[۱۰]

صرف نظر از درستی قضاوت شیخ مفید در مورد شخص صدوق، اساس نکته‌ای که وی مورد توجه قرار داده درست است. کسی که نتواند نتایج کلامی یک متن را متوجه شود و بدین ترتیب نتواند معنای درست و روشنی از متن ارائه دهد، بهتر آن است که در مقام تحلیل و نتیجه‌گیری از احادیث بر نیاید. ما البته این اتهام را درباره شیخ صدوق و به خصوص در همین مورد قضا و قدر درست نمی‌بینیم؛ چه آنکه قضا و قدر در آیات و احادیث به معانی مختلفی ذکر شده و یکی از آنها اشاره به همان معنایی دارد که مورد توجه صدوق بوده است.

نمونه دیگری از این رویکردهایِ شیخ مفید، نوعِ مواجه ی وی در تحلیل روایات عالم ذر است. شیخ مفید علیرغم وجود روایات فراوان درباره تحقّق عالم ذر و معرفی خداوند در آن عالم به ارواح، منکر وجود چنین عالمی است. مهمترین استدلال او در این باره آن است که ما هرگز عالم مزبور را به یاد نمی‌آوریم؛ در حالیکه همه ی  دوره‌های مهم زندگی خود را به یاد داریم. به بیان دیگر وجود خصیصه یادآوری گذشته‌های مهم در انسان که ما شاهد آن هستیم، نشان دهنده ی نبودِ چنان عالمی است. از این رو وی به کلی منکر اخذ معنای ظاهری این گونه احادیث است. او در انتقاد از شیخ صدوق به جهت التزام وی به ظاهر این احادیث می‌نویسد:

«فأما ما ذکره الشیخ أبو جعفر ورواه: أن الأرواح مخلوقه قبل الأجساد بألفی عام؟ فما تعارف منها ائتلف، وما تناکر منها اختلف، فهو حدیث من أحادیث الآحاد وخبر من طرق الأفراد… فتوهموا أن الذوات الفعاله المأموره والمنهیه کانت مخلوقه فی الذر تتعارف وتعقل وتفهم وتنطق، ثم خلق الله لها أجسادا من بعد ذلک فرکبها فیها، ولو کان ذلک کذلک لکنا نعرف نحن ما کنا علیه وإذا ذکرنا به ذکرناه ولا یخفى علینا الحال فیه، ألا ترى أن من نشأ ببلد من البلاد فأقام فیه حولا ثم انتقل إلى غیره لم یذهب عنه علم ذلک وإن خفی علیه لسهوه عنه فذکر به ذکره، ولولا أن الأمر کذلک لجاز أن یولد إنسان منا ببغداد وینشأ بها ویقیم عشرین سنه فیها ثم ینتقل إلى مصر آخر فینسى حاله ببغداد ولا یذکر منها شیئا، وإن ذکر به وعدد علیه علامات حاله ومکانه ونشوئه أنکرها، وهذا ما لا یذهب إلیه عاقل.»[۱۱]

شیخ مفید همین مطالب را در المسائل السرویه نیز ذکر کرده و در توجیه حدیث مربوط به خلقت ارواح قبل از ابدان بر فرض قبول صحت آن، می‌نویسد:

«وأما الخبر بأن الله تعالى خلق الأرواح قبل الأجساد بألفی عام فهو من أخبار الآحاد… وإن ثبت القول فالمعنى فیه: إن الله تعالى قدر الأرواح فی عمله قبل اختراع الأجساد واخترع الأجساد، ثم اخترع لها الأرواح، فالخلق للأرواح قبل الأجساد خلق تقدیر فی العلم کما قدمناه، ولیس بخلق لذواتها کما وصفناه.»[۱۲]

او در پایان دلیل خود را در عدول از ظاهر روایت، مخالفت آن با همین واقعیت عینی بیان می‌کند:

«ولیس المراد بتلک أن ما تعارف منها فی الذر ائتلف، کما یذهب إلیه الحشویه، وکما بیناه من أنه لا علم للإنسان بحال کان علیها قبل ظهوره فی هذا العالم، ولو ذکر بکل شئ ما ذکر ذلک.»[۱۳]

البته برخی از دانشمندان شیعه اشاره کرده‌اند که شیخ مفید در استدلال خود دچار اشتباه شده است[۱۴] چه آنکه نمونه‌های چشمگیری وجود دارد که انسان، اتفاقات مهم زندگی خود را فراموش می‌کند. برای مثال برخی انسانها در اثر سوانحی، بخشهای مهمی از حافظه خود را از دست می‌دهند طوری که زندگی سابق را هرگز به یاد نمی‌آورند و نه تنها نزدیکان خود را نمی‌شناسند، نام و نشان و رفتارهای خود را نیز نمی‌توانند به خاطر آورند. هم چنین مکرر اتفاق افتاده که ما حقایقی را که در عالم خواب دیده‌ایم، اصلاً به خاطر نمی‌آوریم در حالیکه آنچه که در خواب دیده‌ایم تأثیر خود را بر ما باقی می‌گذارد و مثلاً احساس ترس، خستگی، بهجت و غیر آن، برای مدتی پایدار می ماند. خصوصاً با توجه به آنکه عالَمِ تعارفِ ارواح، مشابه با عالم خواب است و ما در عالم ذر به شکل ترکیبی کنونی یعنی حالت تعلق روح به جسم حضور نداشتیم، می‌توانیم به آیتیت این مثالها درک کنیم که به یاد نیاوردن یک دوره ی حیات واقعی روحی، امری کاملاً معقول است. به نظر می‌رسد که اگر شیخ مفید متذکر مثالهایی از این قبیل می‌شد، ضرورتی برای نفی ظاهر روایات مزبور نمی‌دید و روایات را بر ظاهر خود حمل می‌نمود.

۳-۲ـ عدم قناعت به بیانهای مجمل

از ویژگی‌های تصنیفات شیخ مفید، آن است که هرگاه به آیه یا حدیثی استناد می‌کند، برداشت خود را از آن به صورت شفاف و روشن بیان می‌کند. وی تأکید دارد که متکلم در مقام تعلیم عقاید باید روشن سخن بگوید و الا کار خود را درست انجام نداده است. یکی از انتقادهای وی به محدثانی که مورد مراجعه مردم‌اند آن است که بهتر است آنان در این مقام بیش از آنکه احادیث فراوان ذکر کنند و فهم تفصیلی معانی آنها را به خواننده واگذار نمایند، گزیده‌ای از احادیث را بیاورند و اجمال آنها را برطرف نمایند تا آنکه مخاطب بتواند معنای محصّلی را دریافت کند.

مفید یکی از نقش‌های متکلم را همین امر می‌داند و معتقد است کسی مثل شیخ صدوق، اصطلاحات و روایاتی را که ذکر کرده، به خوبی توضیح نداده و در اجمال باقی گذاشته است. این موضوع بخش عمده‌ای از تصحیحات مفید را درکتاب “تصحیح اعتقادات الامامیه” دربرمی گیرد.

در این موارد شیخ مفید در برابر برداشت مرحوم صدوق نمی‌ایستد بلکه اجمال او را به تفصیل در می‌آورد و به تعبیر خود معنای محصّلی از عبارات عرضه می‌کند. ما در اینجا چند نمونه از مواردی را که شیخ مفید از اجمال موجود در عبارات مرحوم صدوق گله کرده، می‌آوریم.

الف- شیخ در باب معنای مشیت و اراده می‌نویسد: “الذی ذکره الشیخ ابوجعفر رحمه الله فی هذا الباب لا یتحصل”[۱۵]

ب- وی در باب معنای فطرت می‌نویسد: “ذکر ابوجعفر الفطره و لم یبین معناها و اورد الحدیث علی وجهه و لم یذکر فائدته” [۱۶]

ج- ایشان در باب قضا و قدر می‌نویسد: “لم یقل فیه قولا محصلا”[۱۷]

د- وی هم‌چنین در باب تقیه می‌نویسد: “و ابو جعفر اجمل القول فی هذا و لم یفصله”[۱۸]

هـ- شیخ در باب احادیث مختلفه نیز می‌نویسد:”و الذی اثبته ابوجعفر – رحمه الله- من مجمل القول فیه لم یجد نفعا”[۱۹]

۴-۲ـ تعهد در قبال حداقل عقاید به جای حداکثر معارف

حسنِ تصنیفات محدثان که در آن کمتر نگران معنا و تفسیر احادیث بودند و به صرف وثوق به صدور حدیث از معصوم، آن را نقل می‌کردند، آن بود که راه آیندگان را برای دسترسی به اصل کلمات اهل بیت باز گذاشت. اگر محدثان به مانند متکلمانی چون شیخ مفید، تنها احادیثی را نقل می‌کردند که به نظرشان عاری از مشکل محتوایی بود، راه تفقه را بر کسانی که از آنان فقیه‌تر بودند تنگ می‌کردند. محدثان به این کلام درخشان توجه داشتند که” ربّ حامل فقه الی من هو افقه منه”. به نظر می‌رسد که حدیث‌نگاران شیعه در راستای ثبت و انتقال حداکثریِ معارف رسیده از اهل بیت کوشش خود را انجام دادند و از این حیث سزاوار تقدیرند.

اما متکلمان از بُعدی دیگر به نیازهای جامعه می‌نگریستند. درست همان گونه که نیاز محققان دسترسی به منابع دست اول و تفسیر نشده است، نیاز جامعه ی عمومی دسترسی به مجموعه‌های گزیده با محتواهای پایه‌ای و ضروری است. متکلمان در مقام تدوین و تبیین و دفاع از مکتب تنها عهده‌دار متونی می‌شدند که خودشان و محتوایشان کاملا قابل دفاع باشد. یکی از تفاوت‌های عملکرد شیخ مفید با محدثان، از آن حیث که محدثند در همین نکته است.

شیخ مفید در ضمن بیان خود در توجیه معنای احادیثی که از کلام نهی کرده‌اند دو معنا ذکر می‌کند و سپس می‌گوید این توجیهات بر فرض صحت احادیث مزبور ضروری است، لیکن اگر در اسناد آنها اشکال مبطل یا حتی اختلالی وجود داشته باشد، بار توجیه آن‌ها از عهده ما ساقط می‌شود.

«هذا إن سلمنا الأخبار التی رواها أبو جعفر – رحمه الله. فأما إن بطلت أو اختل سندها فقد سقط عنا عهده الکلام فیها.»[۲۰]

شاید با همین رویکرد است که عمده متکلمان، خبر واحد را بدون وجود دلیلی که قرینه صحتش باشد نمی‌پذیرند و آن را موجب علم و موجب عمل نمی‌دانند. شیخ مفید بارها به عدم حجیت خبر واحدی که محفوف به قرائن صحت نباشد تصریح کرده است.

وی در “التذکره باصول الفقه” می‌نویسد:

«والأخبار الموصله إلى العلم بما ذکرناه ثلاثه أخبار: خبر متواتر، وخبر واحد معه قرینه تشهد بصدقه، وخبر مرسل فی الإسناد یعمل به أهل الحق على الاتفاق.»[۲۱]

شیخ مفید در همین رساله پس از ارائه تعریف دقیقی از حدیث متواتر، به شرح خبر واحدِ قاطع عذر و دلیلی که باید همراه آن باشد، می‌پردازد و می‌نویسد:

«فأما خبر الواحد القاطع للعذر، فهو الذی یقترن إلیه دلیل یفضی بالناظر فیه إلى العلم بصحه مخبره، وربما کان الدلیل حجه من عقل، وربما کان شاهدا من عرف، وربما کان إجماعا بغیر خلف فمتى خلا خبر الواحد من دلاله یقطع بها على صحه مخبره، فإنه کما قدمناه لیس بحجه، ولا موجب علما ولا عملا على کل وجه.»[۲۲]

البته ایشان در اوائل المقالات بیان می‌کند که جمهور شیعه، ضرورت مقارنه خبر واحد را با دلیلی که نشان دهنده نقل درست توسط راوی است، قبول دارند.

«القول فی أخبار الآحاد وأقول: إنه لا یجب العلم ولا العمل بشئ من أخبار الآحاد، ولا یجوز لأحد أن یقطع بخبر الواحد فی الدین إلا أن یقترن به ما یدل على صدق راویه على البیان. وهذا مذهب جمهور الشیعه وکثیر من المعتزله والمحکمه وطائفه من المرجئه وهو خلاف لما علیه متفقهه العامه وأصحاب الرأی.»[۲۳]

وی در المسائل الجارودیه به دلائل عقلی‌ای که اخبار واحد مشتمل بر نصوص امامت ائمه را تایید می‌کنند اشاره می‌کند و می‌نویسد:

«فإن قال قائل من أهل الخلاف: إن النصوص التی یروونها الإمامیه موضوعه والأخبار بها آحاد، وإلا فلیذکروا طرقها أو یدلوا على صحتها بما یزیل الشک فیها والارتیاب. قیل له: لیس یضر الإمامیه فی مذهبها الذی وصفناه عدم التواتر فی أخبار النصوص على أئمتهم علیهم‌السلام، ولا یمنع من الحجه لهم بها کونها أخبار آحاد لما اقترن إلیها من الدلائل العقلیه فیما سمیناه وشرحناه من وجوب الإمامه وصفات الأئمه علیهم‌السلام بدلاله أنها لو کانت باطله على ما تتوهم الخصوم لبطل بذلک دلائل العقول الموجبه لورود النصوص على الأئمه بما بیناه، وعدم ذلک فی سوى من ذکرناه من أئمتنا علیهم‌السلام بالاتفاق والظاهر الذی لا یوجد اختلاف وهذا بین – بحمد الله ومنه – لمن کان له عقل یدرک به الأشیاء. وهو طرف من جمله قد بسطتها فی غیر هذا الکتاب من کتبی وأمالی فی الإمامه واستقصیت فیها الکلام.»[۲۴]

به نظر می‌رسد محدود کردن احادیث موجب علم و عمل به شرایطی سخت‌گیرانه برای تعیین حداقل‌های ضروری دین و مذهب و نسبت دادن فهم خود از متون به خدا و رسول و اهل بیت بر پایه دلیل محکم، امری عاقلانه است که توسط متکلمانی چون شیخ مفید تعقیب شده است، ضمن آن که ثبت حداکثری معارف برای باز گذاشتن راه فهم بهتر از احادیث برای آیندگان، که توسط محدثان پیگیری شده، نیز اهمیت خاص خود را داشته و هر دو ضروری بوده‌اند.

تلاش متکلمان برای تبیین حداقل های اعتقادی را می توان به شناسایی و حراست از مرزهای تشیع تعبیر کرد.

این تلاش در سرحدات کشور معرفتی شیعه است.

همان طور که بزرگترین ذخایر علمی و صنعتی و معدنی یک کشور همیشه بر سر مرزهای آن واقع نیست بلکه بعضا در مرکزی ترین نقاط کشور و بسیار دور از مرزها قرار دارد والاترین معارف دینی هم در اجمال آیات قرآن نهفته و تفصیل آنها در عمق روایات صعب و مستصعب اهل بیت وانهاده شده است.

به این ترتیب متکلمان در مرزهای اسلام و تشیع مشغول به جهاد و مرابطه اند تا در سایه حراست از آن مرزها معادن و قلل معرفت در داخل تشیع حفظ شود.  چنین است که کلام به حفظ معارف کمک می رساند؛امّا جای آن را پر نمی کند.

فی المثل اگر خداشناسی به انحطاط تعطیل یا تشبیه فروغلتد، یا مرز نبوت و خاتمیت رسول اکرم مورد تهاجم قرار گیرد یا اصل امامت زیر سوال رود، در این صورت قرآن و روایات، از اساس مهجور می شوند و لذا چشمه معارف نیز می خشکد. این نقش حمایتگرِ کلام از گنجینه ی معارف است.

با این حال، گاه تبیین گستردگی معارف نیز در حراست از حداقل های عقیدتی و حفظ اصل تشیع بسیار موثر است.

تبیین نقش حمایتی معارف برای حفظ عقیده شیعیان به اَشکال مختلف میسر است. از جمله اینکه برای مردمان بلندنظر و صاحب فکر، تشنگیِ علمی تنها با ارائه و تثبیت حداقلها برطرف نمی شود. به تعبیر دیگر از نظر این افراد دین خاتم نمی تواند دینِ حداقلها باشد.

کسانی که با آفاق علم و فلسفه و عرفان ملل آشنا شده اند و از ریزبینی های فلسفی بهره مند و از برخی معنویتهای سلوکی عرفانی مطلعند (و البته بعضاً به شبهات بزرگ فلسفی و عرفانی گرفتار آمده اند) به دنبال این پرسش اند که آیا اسلام و تشیع نیز در این حوزه های علمی و سلوکی، نور و معرفت و موضعگیری روشنی دارد یا نه؟ و آیا برای سؤالات و شبهاتی که برای اینان پیدا شده (هر چند عموم مردم از آنها بی خبر باشند) در معارفِ این دین قویم، بیانی آمده یا نه؟

در این جا نقش حاملین علوم و معارف اهل بیت (اعم از فقها و محدثان) در کنار متکلمان هویدا می شود. چنانکه شیخ طوسی درباب خلقت نوری اهل بیت ع، در امالی، حدیثی را نقل می کند[۲۵] که در تلخیص الشافی و دیگر کتب کلامی اش به آن نمی پردازد.

به این ترتیب در مواجهه با هجمه مخالفین شیعه همان گونه که شیخ مفید نقش آفرینی می کند، شیخ کلینی وشیخ صدوق هم نقش آفرینی می کنند. شیخ مفید، مرزبان سرحدات اعتقادی شیعه است؛ امّا شیخ کلینی و شیخ صدوق، گنجینه ی ارزشمند معارف تشیّع را که آیتِ حقّانیّتِ آن نسبت به نحله ها و جریانات دیگر است، حفظ و به نسلهای بعدی ارائه کرده اند.

۲ـ۵ـ طرح استبعاد به جای استدلال در نقدِ مواضعِ محدّثان

برای روشن شدن مقصودمان از این عنوان، یک مثال کاربردی می زنیم. مرحوم شیخ مفید وقتی می خواهد استدلال کند که عالم ذر وجود نداشته و روایات مربوط به آن را نباید پذیرفت می گویند:

(مقدمه اول) اگر ما مدتی در شهری اقامت داشته باشیم و بعد از آنجا کوچ کنیم ممکن نیست علممان در باره زندگی خود در آنجا مخدوش شود و حتی اگر هم یادمان رفته باشد به مدد تذکار دیگران حتماً آن را به یاد می آوریم.

(مقدمه دوم) درباره عالم ذر حتی با تذکار هم ماجراهای آنجا به خاطرمان نمی آید.

 و (نتیجه) می گیرند که پس عالم ذر نمی توانسته وجود داشته باشد.

مقدمه اول و دوم، “مواد استدلال” شیخ را تشکیل می دهند. ایشان مدعی است که هیچ عاقلی منکر مقدمه اول نمی شود؛ این سخن شیخ مفید در حالی بیان می شود که ما امروزه به خوبی می دانیم که حافظه، ذاتی ما نیست و اگر خدا بخواهد، حافظه را از ما می گیرد. تجربه های عینی فراوانی هم وجود دارد که نشان می دهد انسان در اثر عواملی مانند ضربه مغزی ممکن است بخشی از حافظه خود را از دست دهد و مثلا دیگر یادش نیاید چه کسی بوده و خانواده اش چه کسانی بوده اند؟ با آنکه عمری با آنها زندگی کرده است. جالب اینکه در همین حال ممکن است خواندن و نوشتن از یادش نرفته باشد.  می بینید که مقدمه اول جناب شیخ چیزی جز یک استبعاد غلط، بر اساس یک استقراء ناقص نبوده است. بر اساس همین ماده ی نادرست، یک نتیجه گیری نادرستی صورت می گیرد و سپس ایشان با استناد به آن نتیجه غلط، تعداد فوق العاده زیادی از روایات را کنار می نهد.

آشکارا معلوم است که آن چه به عنوان “عقل” مورد استناد شیخ مفید قرار گرفته بود ، تنها یک “استبعاد و تعجب” بود و نه دلیلِ عقلی؛ از این رو نادیده گرفتنِ روایاتی که در حدّ تواتر معنوی در این موضوع نقل شده است، کار موجّهی نیست.

نویسندگان: مهدی قندی (دانش آموخته مقطع دکتری قرآن وحدیث دانشگاه تهران) و مصطفی آذرخشی (عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)

—————————————–

فهرست منابع:

۱-ابن بابویه، محمد بن علی، الاعتقادات فی دین الإمامیه، بیروت، دار المفید للطباعه والنشر والتوزیع ،۱۴۱۴ – ۱۹۹۳

۲-همو، التوحید، قم، منشورات جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه، بی تا

۳-همو، علل الشرائع، نجف الاشرف، منشورات المکتبه الحیدریه ، ۱۳۸۵ – ۱۹۶۶ م

۴-طوسی، محمد بن حسن، الامالی، قم، انتشارات دارالثقافه،۱۴۱۴ق

۵-مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحارالانوار،بیروت، دارالوفاء،۱۴۰۴ق

۶-مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الإرشاد، الثانیه، بیروت، دار المفید للطباعه والنشر والتوزیع ،۱۴۱۴ – ۱۹۹۳ م

۷-همو، الإعلام،  بیروت، دار المفید للطباعه والنشر والتوزیع، ۱۴۱۴ – ۱۹۹۳ م،

۸-همو، أوائل المقالات،  بیروت، دار المفید للطباعه والنشر والتوزیع، ۱۴۱۴ – ۱۹۹۳ م

۹-همو، التذکره بأصول الفقه، بیروت، دار المفید للطباعه والنشر والتوزیع، ۱۴۱۴ – ۱۹۹۳ م،

۱۰-همو، تصحیح اعتقادات الإمامیه، الثانیه، بیروت، دار المفید للطباعه والنشر والتوزیع، ۱۴۱۴ – ۱۹۹۳ م

۱۱-همو، الجمل، قم، مکتبه الداوری، بی تا

۱۲-همو، المزار،  بیروت، دار المفید للطباعه والنشر والتوزیع، ۱۴۱۴ – ۱۹۹۳ م،

۱۳-همو، المسائل الجارودیه، بیروت، دار المفید للطباعه والنشر والتوزیع، ۱۴۱۴ – ۱۹۹۳ م،

۱۴-همو، المسائل السرویه، بیروت، دار المفید للطباعه والنشر والتوزیع، ۱۴۱۴ – ۱۹۹۳ م

[۱] – دانش آموخته ی مقطع دکتری قرآن وحدیث دانشگاه تهران

[۲] – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

[۳]. امالی شیخ در این زمینه یک استثنا به شمار می‌رود.

[۴]. مفید، الإرشاد، پیشین، ج ۲، ص ۳۴۹ و ۳۵۰.

[۵]. مفید، محمد بن محمد، الإعلام، الثانیه، بیروت، دار المفید للطباعه والنشر والتوزیع، ۱۴۱۴ – ۱۹۹۳ م، ص ۱۵ و ۱۶.

[۶]. مفید، محمد بن محمد، الجمل، قم، مکتبه الداوری، ص ۱۸ و ۱۹.

[۷]. مفید، محمد بن محمد، المزار، الثانیه، بیروت، دار المفید للطباعه والنشر والتوزیع، ۱۴۱۴ – ۱۹۹۳ م، ص ۳ و ۴.

[۸]. مفید، تصحیح اعتقادات الإمامیه، پیشین، ص ۸۷ و ۸۸.

[۹]. همان، ص ۵۵.

[۱۰]. همان، ص ۷۹.

[۱۱]. مفید، تصحیح اعتقادات الإمامیه، پیشین، ، ص ۸۰ تا ۸۶.

[۱۲]. مفید، المسائل السرویه، پیشین، ص ۵۲ تا ۵۵.

[۱۳]. همان، ص ۵۴ و ۵۵.

[۱۴] – همانند علامه مجلسی در بحارالانوار، ج۶ ص۲۵۵ و ۲۵۶ و نیز ج۵۸ ص ۱۴۲

[۱۵]. همان، ص ۴۹.

[۱۶]. همان، ص ۶۰.

[۱۷]. همان، ص ۵۴.

[۱۸]. همان، ص ۱۳۷.

[۱۹]. همان، ص ۱۴۶.

[۲۰]. همان، ص ۵۹.

[۲۱]. مفید، التذکره بأصول الفقه، پیشین، ص ۲۸ و ۲۹.

[۲۲]. همان، ص ۴۴ و ۴۵.

[۲۳]. مفید، أوائل المقالات، پیشین، ص ۱۲۲.

[۲۴]. مفید، محمد بن محمد، المسائل الجارودیه، ۱۴۱۴ – ۱۹۹۳ م،ص ۴۶ و ۴۷.

[۲۵] – امالی شیخ طوسی، ص۶۵۴

پنج شنبه, 01 آبان 1399 10:39

مشخصات کارمندان ۵ سال آینده

آینده محیط‌های کاری در ۲۰۲۵

 

 

مترجم: سارا نظیفی‌فرد
منبع: Businessmanager :
 
 
نسل جدید کارمندان طی پنج سال آینده، رهبران سازمان‌ها و کسب‌وکارها را با چالش «نحوه چیدمان محیط کار و انعطاف قواعد کاری» روبه‌رو می‌کند. مطابق تحقیقات جهانی تا سال ۲۰۲۵، ۷۰ درصد کارمندان افرادی هستند که به «سازگاری هدف سازمان با ارزش‌های خود» اهمیت می‌دهند. فضای کار مجهز به ابزارهای دیجیتال یک رمز موفقیت مدیران آینده است.
 
 
 

 

 

آینده محیط‌های کاری در واقع درباره آینده افراد آن است. همان‌طور که ما هر چه بیشتر تغییر می‌کنیم- به‌طور فزاینده‌ای به تلفن‌های همراه وابسته‌تر شده و در مقابل ناکارآمدی پروسه‌ها و تکنولوژی تحمل کمتری از خود نشان می‌دهیم- به همان میزان توقع ایجاد تغییر در محل کارمان را نیز خواهیم داشت. شرکت‌ها و کارفرمایان هم باید به‌جای تلاش برای کنترل یا محدود کردن این تغییرات، آنها را مهار کنند. محیط‌های کاری آینده مکان‌هایی خواهند بود که می‌توانند روند کارها را تسریع کرده و با استفاده از روش‌های جدید میزان بهره‌وری را بالا ببرند.

آینده‌پژوهان همه چیز را پیش‌بینی کرده‌اند. از دفترهای کارآمد با میزهای قابل حمل با کاناپه‌های دایره‌ای شکل به همراه روشنایی ملایم گرفته تا پروژکتورهای تصویربرداری هولوگرافیک سه بعدی برای جلسات توفان فکری. امایک ویژگی مشترک در چشم اندازهای آینده این است که آنها کاملا کارمند محور هستند.

طراحی فیزیکی محل کار هرچه باشد، مفاهیم پایه‌ای در مورد تغییر ماهیت کار و کارمندان وجود دارند که هر شرکتی باید آنها را برای ایجاد هرگونه تغییر در نظر بگیرد. در غیر این صورت، نه‌تنها آنها از مزایای بهره‌وری و تفکر نوآورانه غافل می‌شوند، بلکه بر توانایی آنها در جذب و نگهداری کارکنان تاثیر گذاشته و جذابیت خود را فدای تغییرات نادرست می‌کنند.

اکثر مشاغل بر اینکه آینده کاری ریشه در تکنولوژی دارد، اتفاق‌نظر دارند، از کاربرد نرم‌افزار‌های مبتنی بر ابر تا هوش مصنوعی. اما تکنولوژی به تنهایی کافی نیست. این افراد هستند که در کنار تکنولوژی آینده کاری را تعریف می‌کنند. دنیا با سرعتی بیش از آنچه که ما فکرش را می‌کنیم، درحال حرکت است. همان‌طور که نسل جدید وارد بازار کار می‌شوند، به غیر از انتظاراتی که از مناسب بودن ابزار موجود دارند، خواسته‌هایی نسبت به خود کار نیز وجود خواهد داشت. آنها انتظار دارند بتوانند بدون درخواست اجازه با دیگر اعضای مجموعه ارتباط بگیرند، حق اظهارنظر داشته باشند و نظراتشان شنیده شود و همچنین امکانات جدیدی در اختیارشان قرار بگیرد. درک اینکه آینده کاری چطور به نظر خواهد رسید بستگی به نیازها، انتظارات و حتی خواسته‌های کارمندان نسل هزاره خواهد داشت. با هم نگاهی به جنبه‌های کلیدی که آینده را تغییر خواهند داد، داشته باشیم.

۱-  رهبری سازمانی - کار هدفمند

در آینده خواسته افراد تنها کار کردن برای یک شرکت یا سازمان نخواهد بود. آنها خواستار فعالیت در مجموعه‌ای هستند که هدف مشخصی را دنبال کرده و با ارزش‌های شخصی آنها مطابقت داشته باشد. توجه به هدفمندی، نویدبخش کارفرمایان در آینده خواهد بود، جایی که به انجام رساندن وظایف از هر زمان دیگری مهم‌تر است. آینده شغلی براساس همکاری انسان‌ها و ماشین‌ها پایه‌ریزی شده و به عملکرد افراد معنای واقعی می‌بخشد. مجموعه‌هایی که هدف مشخصی را دنبال می‌کنند، مطمئنا با ارائه دلیل عمیق‌تر به کارمندان، بهترین استعدادها را جذب خواهند کرد.

۲- ارتباطات - چند مدلی

انقلاب ایجاد شده به‌وسیله تلفن‌های همراه، باعث ایجاد تحول عظیم در نحوه ارتباط مردم شده است. ما از دنیایی که ایمیل کاربردی‌ترین وسیله ارتباطی آن بود به جهانی جهش کردیم که ویدئو، پیامک، ایموجی و عکس، همه و همه نقش موثری در ارتباطات ما دارند.

۳- تکنولوژی - یکپارچه و دیجیتال

افراد همیشه می‌خواهند برای انجام وظایف از ابزارهای مختلف استفاده کنند. از این رو، در آینده باید این انعطاف‌پذیری لازم را با استفاده از بهترین‌های روش‌های نرم‌افزاری و دیگر وسایل لازم فراهم کرد. اگر به‌دلیل ناسازگاری نرم‌افزاری نتوانید به لینک یا فایل فردی در یک تیم دیگر دسترسی پیدا کنید، قطعا ناامید خواهید شد. این مشکلی است که در سیستم‌های کامپیوتری قدیمی پیش می‌آید. اما ابزارهایی که ما در محیط‌های کاری استفاده می‌کنیم از همان ابتدا یکپارچه‌سازی خواهند شد. دفترهای کاری امروزه به سمت دیجیتال شدن پیش می‌روند. به‌هرحال، برنامه‌ای بیش از دیجیتال‌سازی نیاز است. همچنین، برای دیجیتال‌سازی حقیقی تنها یک استراتژی کافی نیست. این باید بخشی از وظایف همه، از منابع انسانی گرفته تا بازاریابی و تیم مدیران ارشد باشد. تلاش برای ایجاد این نوع تغییر باید به فرهنگ سازمانی القا شود.

۴- فرهنگ

تغییرات جمعیتی، ابتکارات گوناگون و خلاقانه، کمبود استعداد، اتوماسیون، تکنولوژی درحال تکامل و هجوم داده‌ها برای ایجاد تغییرات فوری و بلندمدت در فرهنگ محل کار همگرایی دارند. تیم‌های کاری در آینده متنوع‌تر و فراگیرتر خواهند بود و ممکن است اختلافات زیادی در زمینه‌های مختلف با یکدیگر داشته باشند. ضریب اعتماد افراد نیز به‌مراتب زیرکانه‌تر تعیین خواهد شد، زیرا کارفرمایان به داده‌های بیشتری در رابطه با کارمندان، بهره‌وری و الگوهای کاری دسترسی خواهند داشت. کارمندان هم باید به کارفرمایانی که از داده‌های جمع‌آوری‌شده در مورد آنها محافظت می‌کنند، اطمینان داشته باشند.

تا سال ۲۰۲۵، تقریبا ۷۵ درصد از نیروی کار جهانی از نسل هزاره خواهند بود. فرهنگ سازمانی اکثر سازمان‌های بزرگ مستقیما با عادت‌ها و انتظارات این نسل شکل می‌گیرد. فراهم آوردن فضایی که افراد احساس ارزشمند بودن، استقلال و عضو بودن در یک تیم کنند بیش از هر زمان دیگری اهمیت خواهد یافت. همچنین، انعطاف‌پذیری برای کار خارج از اداره، یعنی «کار از خانه» یا کار از راه دور الزامی خواهد بود.

۵- ساختار

سازمان‌های با عملکرد بالا به‌عنوان شبکه‌های توانمند عمل می‌کنند، از طریق فرهنگ، سیستم‌های اطلاعاتی و تحرک استعدادها هماهنگ می‌شوند. شرکت‌ها بر طراحی مجدد سازمان خود برای آینده متمرکز شده‌اند و بسیاری از سازمان‌ها نه‌تنها درحال طراحی، بلکه ساخت این سازمان جدید هستند. از آنجا که شبکه‌ها و اکوسیستم‌ها جایگزین سلسله مراتب سازمانی می‌شوند، سوال سنتی «برای چه کسی کار می‌کنید؟» جایگزین «با چه کسی کار می‌کنید؟» شده است. طراحی و تغییر سازمانی پیچیده است. بسیاری از طراحی‌های مجدد سازمانی با شکست روبه‌رو می‌شود، زیرا به یک تلاش برای کاهش هزینه‌ها تبدیل می‌شوند. برخی با مقاومت مدیریت سازمان روبه‌رو می‌شوند. در حقیقت، بسیاری از بنگاه‌های مشاوره‌ای گزارش می‌دهند که تا ۷۰ درصد از سازماندهی‌های مجدد به‌دلیل «نافرمانی» از تیم اجرایی بی‌سرانجام می‌مانند. ناامیدی نیز معمول است. طراحی سازمان آینده پروژه‌ای دشوار و گاه مملو از آزمون و خطا است، نه تمرینی روی کاغذ. این یک روند مداوم، پویا و به تعبیری بی‌پایان است. با این حال، برای شرکت‌هایی که با چالش روبه‌رو هستند، بازده از نظر عملکرد مالی، بهره‌وری، مشارکت کارکنان و مجموعه مزایای دیگر می‌تواند بسیار زیاد باشد. در گذشته، بیشتر سازمان‌ها برای کارآیی و اثربخشی طراحی می‌شدند، که منجر به ایجاد سازمان‌های پیچیده و نامناسب می‌شد. مدل‌های تجاری حاصل، که براساس الگوهای تجاری قابل پیش‌بینی بود، برای تغییرپذیری در آینده مناسب نیستند. به جای کارآیی صرف، سازمان‌های موفق برای سرعت، چابکی و سازگاری طراحی خواهند شد تا آنها را قادر به رقابت و پیروزی در فضای کسب‌وکار جهانی کنند.

سازمان‌ها به اهمیت یک مدل تیم محور پی برده‌اند. برای اینکه یک شرکت سریع و چابک بماند، تیم‌ها باید بتوانند به سرعت تشکیل و منحل شوند. شرکت‌های با عملکرد بالا ممکن است یک تیم «تجربه مشتری دیجیتال» ایجاد کنند، افراد را برای تیم انتخاب کنند و از آنها بخواهند ظرف یک یا دو سال محصول یا خدمات جدیدی را طراحی و تولید کنند. پس از آن، وقتی اعضای تیم به سمت پروژه‌های جدید می‌روند، تیم متفرق می‌شود. این توانایی جابه‌جایی بین تیم بدون متحمل شدن ریسک یکی از ویژگی‌های مهم شرکت‌های با عملکرد بالا است.

۶- فرآیند‌های کاری

محل کار آینده یک حس مشترک از هدف، فرهنگ همکاری، راهی برای بهره‌برداری از اکوسیستمی است که به‌طور ویژه برای ایجاد ارزش تجاری شما ساخته شده است. این افراد را قادر می‌سازد و به آنها الهام می‌کند تا کار خود را به بهترین نحو انجام دهند- اقدام به برقراری ارتباط کنند، همکاری کرده و مشکلات را حل کنند. این تعامل را عمیق‌تر و بهره‌وری را تحریک می‌کند. مشخصه محل کار آینده کارمندان انسانی خواهد بود که در کنار کارمندان دیجیتال کار می‌کنند. یافتن موفقیت در این مدل جدید نیاز به یک رویکرد جامع برای قابلیت دیجیتال دارد. از آنجا که محل کار آینده بستر‌ها را به هم متصل می‌کند و محصولات و خدمات دیجیتالی جدید را با هم ادغام می‌کند، به شخصیت‌ها، سیستم‌ها، فرآیندها و نقش‌های جدیدی برای پشتیبانی از چشم‌انداز دیجیتال نیاز دارد. قابلیت دیجیتال یک روش ساختاری برای بهبود مداوم تجربه کاربر، افزایش صلاحیت‌های دیجیتال و ارتقای چابکی کسب‌وکار است. تغییر توانایی‌های کارمندان به رهبرانی نیاز دارد تا به‌طور مداوم شکاف‌ها و کارکنان دارای مهارت و مهارت‌های متقابل را شناسایی کنند تا آماده انجام وظایف شغلی جدید شوند. محل کار آینده سازمانی چابک خواهد بود که می‌تواند فرآیندها و خدمات را به روشی استراتژیک برای افزایش عملکرد و کاهش هزینه‌ها متحول کند.

برنامه‌ریزی برای تغییر در آینده هرگز آسان نیست. بینش‌های به اشتراک گذاشته شده در بالا ممکن است به کسانی که در مورد استفاده از محل کار خود برای رقابت در بازاری که به سرعت درحال تغییر است، فکر می‌کنند، کمک کند. گام‌های کوچکی که اکنون با توجه به هرجنبه کلیدی با تمرکز بر رفاه‌، شخصی‌سازی سریع، الهام‌گیری، اتصال و توجه به نیاز کارمندان برداشته می‌شود‌، به سازمان‌ها کمک می‌کند تا در میان دریای شرکت‌های بزرگ در آینده برجسته شوند.

صفحه25 از365