
rezas
چرا دیگران را قضاوت میکنیم؟
گامهایی برای کسب یک مهارت؛

در اتوبوس میبینیم جوانی راحت نشسته و در همان لحظه پیرمرد، پیرزن یا خانم بچه بغلی وارد میشود. جوان بلند نمیشود. چه اتفاقی میافتد؟ غیر از این است که همان لحظه است در ذهن شروع به قضاوت میکنیم؟ چقدر جوونا بیادب شدن، احترام به بزرگترها از بین رفته، ما هم یه دورهای جوون بودیم و ...
تا قضاوت کردید سریع به خودتان بگویید؛ تو چکارهای؟ چرا قضاوت میکنی؟ آیا منبع قضاوتت درست است؟
واقعاً به این فکر کردهاید که چقدر از این قضاوتها احتمال دارد که غلط باشد؟ میتوان هزاران دلیل و گمان برد که چرا این جوان نشسته و بلند نمیشود، ما باید بلد باشیم جور دیگری فکر کنیم؛ در ظاهر سالم است اما شاید مشکلی در پاهایش وجود دارد و نمیتواند بلند شود، شاید حواسش نیست، درگیری و مشغولیت ذهنی داشته و اصلاً حواسش نیست و .... اما متأسفانه عادت بسیاری از ما این شده که سریع بر اساس حدسیات، شنیدههای بیسند و خواندنیهای غیرقابل اعتماد آدمها را قضاوت میکنیم.
این نمونهای از صدها هزار قضاوت غلطی است که ما در رابطه با آدمها، فرزندانمان، همسرمان، همکار، همسایه، دوست، مشتری و صاحب مغازه انجام میدهیم. چه قضاوتهایی که باعث قهر، کدورت و محرومیتها شده؛ فرصتهایی که میتوانستیم پای صحبتهای فلان استاد و عالم نشسته و از او بهرهمند شویم اما به خاطر گفته و یا شنیدههای غلط این و آن از این امر محروم شدیم، و یا دوستی که همیشه نمازهایش را در مسجد میخواند به واسطه قضاوتهای غلط ما در رابطه با هیات امنا و بسیج و.. ذهنیت منفی به مسجد پیدا کرده تا جایی که دیگر پایش را در مسجد نمیگذارد.
چرا دیگران را قضاوت میکنیم؟
1- پنهان کردن ناتواناییهای خود
افراد ناتوان و ضعیف سعی میکنند با قضاوت و تحقیر کردن، توجه و ذهنها را به سمت دیگران برده و ناتواناییهای خود را بپوشانند.
2- حسادت
آدمهای حسود به دلیل ویژگی اخلاقی و ضعف شخصیتی که دارند نمیتوانند موفقیت و محبوبیت دیگران را ببینند و سعی میکنند با قضاوتهایشان افراد را از چشم دیگران بیاندازند.
3- دور شدن از عیوب خود
عدهای از افراد هستند که مدام در پی عیب و رفتارهای غلط دیگران بوده و اصلاً فکر نمیکنند که خودشان هم در شرایط و حوزههای مختلف خالی از عیب و اشکال نیستند.
4- درک نداشتن
کسانی که قدرت درک ندارند، با دیدن هر رفتاری از دیگران به جای اینکه شرایط طرف مقابل را درک کرده و خود را جای او بگذارند شروع به قضاوت میکنند.
آدمهای حسود به دلیل ویژگی اخلاقی و ضعف شخصیتی که دارند نمیتوانند موفقیت و محبوبیت دیگران را ببینند و سعی میکنند با قضاوتهایشان افراد را از چشم دیگران بیاندازند
5- ظاهربینی
ظاهر و باطن بسیاری از اتفاقات و مسائل با هم متفاوت است. مثلاً در خیابان مادری بچه خود را میزند، عدهای سریع قضاوت میکنند که عجب مادر سنگدل و بی رحمی. غافل از این که ممکن است باطن داستان چیز دیگری باشد؛ توان جسمی مادر کم شده، بیمار است و ...
6- عجول بودن
در بسیاری موارد قضاوتها ناشی از عجله و بیتوجهی به منبع مطلب و کلام اتفاق می افتد.
7- اعتماد به نفس پایین
افرادی که اعتمادبهنفس پایین دارند، به جهت اینکه نظر دیگران برایشان مهم بوده و جزء باورهایشان قرار میگیرد، درباره دیگران بیشتر قضاوت میکنند.
8- تربیت نادرست
با وجود تمام زحمات پدر و مادرها برای تربیت فرزندان خود، گاهی به واسطه عدم آگاهی آنان در شکل و روش صحیح تربیتی، فرزندان عجول در قضاوت تربیت شدهاند.
9- تحقیر و خودکمبینی
کسانی که خودکمبینی دارند، دائماً با قضاوتها و گفتگوهای خود دیگران را تحقیر کرده تا خودشان را بالا بیاورند.
دلایل قضاوت کردن دربارهی دیگران
مهمترین ویژگی مثبت فرهنگ غرب «قضاوتنکردن دربارۀ دیگران» است
چطور بیخیال قضاوت کردن دیگران شویم؟
راهکارهایی برای کسب مهارت قضاوت نکردن
تغییر دادن یک رویه در زندگی میتواند سختتر از آنچه که فکرش را بکنید باشد. این که بتوانیم کمتر قضاوتگر باشیم به تمرین و زمان نیاز دارد، اما همیشه روشهایی برای تغییر وجود دارد:
1- حمل بر صحت کنید
یاد بگیرید به ابعاد مثبت آدمها توجه کرده و از هر رفتاری، بر جنبه مثبت آن متمرکز شوید.
2- آیا من عیب ندارم؟
روی عیبهای خود متمرکز شده، هرگاه عیبی را در کسی دیده و خواستید بر اساس آن آدمها را قضاوت کنید، سریع به خودتان رجوع کنید که آیا من در حوزههای دیگر عیب ندارم؟
3- قضاوتهایتان را به چالش بکشید
تا قضاوت کردید سریع به خودتان بگویید؛ تو چکارهای؟ چرا قضاوت میکنی؟ آیا منبع قضاوتت درست است؟ و ...
4- به جنبههای مثبت خود توجه داشته باشید
توجه به جنبههای مثبت خود باعث میشود راحتتر بتوانید خوبیهای دیگران را دیده و روی آنها تمرکز کنید.
5- راههایی پیدا کنید تا در مورد خود احساس خوبی بهدست آورید
زمانی که شما ظاهر و باطن خوبی پیدا کنید، اعتمادبهنفستان بالا رفته و موفقیتهای ریز و درشت به دست آوردید، دیگر دست به قضاوت دیگران نخواهید زد.
6- درک داشته باشید
خودتان را جای طرف مقابل بگذارید. از خودتان بپرسید اگر من هم در شرایط او زندگی کرده، امکانات و کمبودهای او را داشتم، چه رفتاری میکردم و زندگیام چطور بود؟ وقتی به درک طرف مقابل رسیدید از قضاوت و بیاحترامی کردن درامانید.
افرادی که اعتمادبهنفس پایین دارند، به جهت اینکه نظر دیگران برایشان مهم بوده و جزء باورهایشان قرار میگیرد، درباره دیگران بیشتر قضاوت میکنند
7- عمومیت ندهید
رفتارهای گروهی را به فرد نسبت ندهید. به عنوان مثال اگر که یک نفر از یک گروه، قوم و طایفهای فرد موجه و توانمندی است، او را به دلایل تصویری که از گروه یا قوم او در ذهنها نقش بسته مقایسه نکرده و این را باور کنید که ممکن است تصورات در مورد یک گروه بد باشد ولی لزوماً این شخص بد نبوده و این موضوع را تعمیم ندهید.
فواید سحرخیزی برای سلامت جسم و روح
زود بیدار شدن؛ عادتی که زندگی شما را تغییر خواهد داد

به غیر از لذت بردن از زیباییهای طبیعت، مهمترین تأثیر سحرخیزی تنظیم ریتم شبانهروزی است. ریتم شبانهروزی، چرخه 24 ساعته در فرآیند فیزیولوژیکی همه موجودات زنده از جمله گیاهان و حیوانات است. این چرخه الگوی تغذیه و خواب ما، فعالیت موج مغز، تولید هورمون، بازسازی سلول و سایر فعالیتهای بیولوژیکی ما را تعیین میکند.
برای سحرخیز بودن باید شبها زودتر خوابید. میزان خواب توصیه شده برای انسان 7-9 ساعت است. بدون خواب کافی سیستم مغز و بدن عملکرد طبیعی نخواهد داشت. بسیاری از مطالعات نشان میدهند که خواب همه چیز را بهبود میبخشد، یک خواب خوب فعالیت مغزی خوبی به ما میدهد.
با طبیعت همراه شوید، زود بخوابید و برای یک زندگی سالم زود از خواب بیدار شوید. بیایید مزایای دیگر سحرخیزی را با هم مرور کنیم:
افزایش انرژی و نشاط
هنگامی که روز خود را صبح زود شروع میکنید، احساس میکنید در طول روز انرژی و نشاط بیشتری دارید. دیدن زیباییهای صبحگاهی شما را سرحال و روبهراه خواهد کرد.
زمانی برای سپاسگزاری
وقتی سحرخیز باشید زمان بیشتری برای شکرگزاری و عبادت دارید. علاوه بر تشکر و سپاسگزاری از خدای بزرگ، از طبیعت، دوستان، خانواده و هر کسی که برای شما کاری کرده است وقت بگذارید. فهرستی برای شکرگزاری داشته باشید و هر روز به آن اضافه کنید تا ببینید که چه قدر خوشبخت هستید.
کارایی و تمرکز بیشتر
پنجاه درصد کار خود را با تنها 1 یا 2 ساعت زود بلند شدن از خواب، زودتر از حد معمول به پایان میرسانید. حواسپرتی کمتر در اوایل صبح باعث میشود بیشتر در کار خود تمرکز و توجه کنید. سحرخیزها کاریتر هستند و نسبت به بقیه مولدترند.
برای اینکه صبحها بتوانید زودتر از خواب بیدار شوید باید شبها زودتر بخوابید و این باعث میشود که هورمونهای سیری و گرسنگی تنظیم شوند و کنترل اشتها راحتتر باشد. به همین دلیل پایبندی به رژیم و حفظ تناسباندام راحتتر خواهد بود
وقت بیشتر برای فعالیت بدنی
این روزها فعالیت بدنی کمتر شده است. اغلب ما سبک زندگی بیتحرکی داریم که منجر به چاقی، دیابت زودرس، کلسترول بالا و مشکلات قلبی عروقی میشود. در برنامهی شلوغ ما هیچوقت برای ورزش وقت نداریم، صبحها زودتر از خواب بیدار شوید تا این مشکلتان برطرف شود. با 10 تا 15 دقیقه تمرین ساده شروع کنید. بهآرامی تمرینهای تقویتی و استقامتی را برای حفظ سلامتی بدن خود اضافه کنید. ورزش صبحگاهی باعث افزایش انرژی جسمی و روحی شما میشود. از طرفی ورزش به بهتر خوابیدن شما هم کمک میکند.
کمتر در ترافیک ماندن
زود بیدار شدن از خواب باعث میشود که بتوانید زودتر از خانه خارج شده و در ترافیک کمتری بمانید. مطالعات نشان میدهد که رفت و آمد در ساعات اوج ترافیک منجر به بالا رفتن فشارخون میشود. فشارخون بالا نیز منجر به بیماریهای قلبی میشود. وقتی کمتر در ترافیک بمانید، دچار تنش کمتری شده و روز بهتری را خواهید گذراند.
خوب پیش رفتن برنامهریزی
سحرخیزها زمان بیشتری برای اجرا و سازماندهی برنامههایشان خواهند داشت. آنها وقت بیشتری دارند تا برای کارهای مختلف برنامهریزی کنند و تعیین اهداف بهتری خواهند داشت.
عقبماندگی در کار نیست
سحرخیزها کارهایشان عقب نمیافتد. حتی در بدترین حالت آنها برای اتمام کارشان وقت پیدا میکنند. زود بلند شدن باعث میشود کارها با سرعت بهتری پیش رود.
موفقیت در حرفه و شغل
سحرخیزها در حرفهشان موفقتر هستند. در هر جایگاهی که باشند، یک دانشآموز یا کارآفرین، پزشک یا معلم ... آنها در حرفهشان بسیار موفق هستند. همهی اینها به دلیل تمرکز، توجه، فداکاری و استفاده از صبح زود است.
آرامش و زندگی شادتر
سحرخیزان معمولاً آرامش بیشتری دارند و زندگی شاد و سالمی را در پیش میگیرند. آنها در زندگی روزمره خوشحالتر هستند. آنها در شرایط بحرانی متفکران بهتری هستند و مهارتهای حل مسئلهی بهتری از دیگران دارند. خوشبینترین افراد کسانی هستند که سحرخیزترند. مهارتهای مدیریت زمان بهتر، خوب سازماندهی کردن و تفکر بهتر برخی از دلایل خوشبختی و شاد بودن هستند.
وقت بیشتر برای خانواده
گذراندن وقت با خانواده مهمترین بخش در زندگی همه و یکی از راههای رسیدن به خوشبختی است. به اشتراک گذاشتن ایدهها، در کنار هم بودن، سرگرمی و تفریح موجب قویتر و سالمتر شدن روابط میشود. با سحرخیزی دست یافتن به همهی اینها خیلی راحتتر خواهد بود و نیازی نیست منتظر تعطیلات آخر باشید. در واقع با سحرخیزی میتوان هر روز وقت مشخصی را با خانواده گذراند و زندگی بهتر و شادتری را تجربه کرد.
کاهش احتمال ابتلا به بیماریها
طبق تحقیقات انجام شده افرادی که شبها بیدارند و خواب کافی شبانه ندارند احتمال ابتلا به بیماریهایی مانند سرطان در آنها زیادتر است زیرا شببیداری موجب اختلال در ریتم شبانهروزی میشود.
کمک به تغذیهی سالم
وقتی صبحها زود از خواب بلند میشوید وقت کافی خواهید داشت تا صبحانهی کامل و سالمی را برای خودتان آماده کنید و دیگر با کیک و کلوچه و ... خودتان را سیر نمیکنید. علاوه بر مصرف صبحانهی سالم برای تهیهی میان وعده و ناهار هم وقت کافی خواهید داشت و همهی اینها در طولانیمدت موجب تغذیهی سالمتر و در نتیجه سلامتی بیشتر خواهد شد.
تناسباندام و زیبایی
برای اینکه صبحها بتوانید زودتر از خواب بیدار شوید باید شبها زودتر بخوابید و این باعث میشود که هورمونهای سیری و گرسنگی تنظیم شوند و کنترل اشتها راحتتر باشد. به همین دلیل پایبندی به رژیم و حفظ تناسباندام راحتتر خواهد بود. از طرفی وقتی شبها زودتر بخوابید و صبحها زود بیدار شوید حلقهی پفآلود و تیره دور چشمهایتان تشکیل نخواهد شد.
میناگران رومینا
میناگران رومینا
(پدران دختردار بخوانند!)
دکترمحمدعلی فیاضبخش
در این مکتوب بنا ندارم فیلسوفی کنم -که هیچگاه نکردهام- نیز قصد جامعهشناسی ندارم -که بلدش نیستم- و ژست روشنفکری نمیگیرم -که هیچگاه نبودهام- نیز وارد مباحث روانشناختی نمیشوم -که جایش این مکتوب نیست- ایضاً به فقه کاری ندارم -که اگر هم سوادش را میداشتم، جرئتش را ندارم- تنهای هم بر سیاست نمیزنم -که تنِ ما را با ازمابهترانِ این وادی طنطنهای نیست- حتی نمیخواهم بر روال ادبیات حاکم بر این ستون بنویسم تا شاکیان همیشگی، مجبور به کناردستداشتن کتاب لغت نشوند. فقط میخواهم با پدران دختردار، در هر سطح و سیاق دانش و گرایش، احساس پدریام را به مشارکت بگذارم و به ایشان بگویم:
پدری، مالکیت نیست؛ رابطهی ارباب و رعیتی و تخت سلطنت نیست؛ نمایش هیمنه و هیبت نیست؛ حتی مسئولیت نیست.
خواهید گفت: پس چیست؟ آری، پدری، محبت است؛ نوازش است؛ پذیرش است؛ گذشت است؛ یک کلام، پدری، زندگی است و زندگی با داس و داغ و درفش کاملاً بیگانه است.
از سال ۸۵ تا ۹۷، بیش از یک دهه یکسره در کلاسهای آموزش خانواده در مدارس تهران و شهرستانها با پدرها و مادرها چهرهبهچهره سخن گفتم و پیش از این تاریخ نیز؛ لیک در این دهه، فشردهتر و سیستماتیکتر. در اینکلاسها چندین برابر توصیههای تعاملات زوجینی، به رفتارهای والد-فرزندی توجه و دقت دادهام و بیتالغزل همهی این آموزشها را (بعد از نیمعمری مطالعه و پژوهش و کسب تجربه) در این جملهی امیرالمؤمنین علیهالسلام به فرزندش یافتم که:
«تو را پارهای از وجودم؛ نه، نه، همهی وجودم یافتم». (نامهی شمارهی ۳۱ نهجالبلاغه)
کسانی که فرزندشان را «همهی وجودشان» یافتهاند، نه بر او تحکم میکنند و نه بداخلاقی؛ نه به او دستور میدهند و نه حکم سربهراهی؛ نه انتظار اطاعت میبرند و نه تکلیف ارادت؛ نه تنبیهش میکنند و نه حتی تشویق؛ خواهید گفت: پس چه میکنند؟! میگویم: آدم با خودش چه میکند؟ یک کلام: زندگی! پس با بچههاتان زندگی کنید! شعار میدهم و کلیگویی میکنم؟ نه؛ صبر کنید:
زندگی یعنی اگر خلافی کردی، دلت میخواهد کسی متوجه نشود؛ پس خلاف و گناه فرزندت، یعنی «خودت»، را چماق مکن!
زندگی یعنی دوست داری گاهی برای خودت باشی و آنگونه -که خوشحالت میکند- بگذرانی؛ پس برای «همهی وجودت»، یعنی فرزندت نیز روا بدار!
زندگی یعنی هزار آزمون و خطایی که تو را به اینجا رسانده و شانس آوردی و تذکر و راهنمایی شنیدی و به خودت آمدی؛ پس به فرزندت زیر نگاه راهنماییات (و نه پاسبانی و ژاندارمیات) فرصت آزمون و خطا بده!
زندگی یعنی مهر ورزیدن و بهرهگیری از مهرورزی دیگری؛ حالا اگر آن نیمهی وجودت، نه، نه، همهی وجودت، یعنی «فرزندت»، خواست مهر بورزد یا مهری بر او بوزد، باید علفهرزهاش ببینی و داس بر گردنش نهی؟
رومینا البته بدشانسترین نیمهی وجود یک پدر بود که با داس در خواب، از کشتزار زندگی سبزش درو شد؛ اما چه بسیار رامینها و رومیناها که در طول رشد نوجوانی وجوانیشان روزی صدبار در بیداری داسی میشوند؛ اما زجرکُش.
از این که اگر در خانه ژاندارمی نکنید، سرِ رشته از دستتان میرود، نترسید. تو پدر، ژاندارم نشو تا دخترت ژاندارکی شود؛ همچو دوشیزهی اورلئان، پاک و قدیس.
پدر جان!
دختر بالغشدهات را در آغوش بگیر -گناه فقهی اندک لمس لباس به گردن من!- تا او بچشد مزهی محبتی را که در ابتدای بیداری غریزهاش طبیعی است.
دستی بر موهایش بکش تا بر این زیباترین بافتهی خلقتش باور آورَد، تا نه خرج رنگش کند و نه به هر هرزهی بَنگیاش وانهد.
او را ببوس تا با مزهی محبتِ اصل پدری، تشنهی کاذبِ بدلیها نمانَد.
با او حرف بزن؛ اما نصیحتش نکن؛ اگر قرار بود نصیحتها کاری کنند، الان قطعهای از بهشت در این گوشهی خاورمیانه بنا شدهبود!
با او بگو و بخند؛
دست در دستش در پارک قدم بزن تا او به دوستانش بگوید بهترین دوستْپسرش، پدرش است.
با او در خیابان بستنی بلیس و بلال گاز بزن؛ نگران ساقط شدنت از عدالت(!) نباش؛ گیرم دونفر کمتر پشت سرت نماز بخوانند!
هیولاهای تاتاری با آرایش چهرههای تیموری و چنگیزی و لجنباریهای کلامی و هنجارشکنیهای حیوانی، فقط فالورهایی را به دنبال خود میکشند که مانده از خود و رانده از خانهاند؛ وگرنه هر آدم طبیعی، بوی تعفن فحش و فضیحت و روی تهوعآور فحاشان مفتضح را درک میکند؛ ولیکن چرا برایشان دست میزنند و پای میکوبند و لایک میکنند؟ نه فقط بدان تحلیل(!) که ذائقهی زمانه عوض شده؛ بلکه بدان سبب که هاضمهها درگیر گَند شده و گَندزداها نایاب.
پدرجان!
برخلاف دشمنان و مخالفان فضاهای مجازی -که خود در همهی فضاهای قانونی و غیرقانونی، سجادهشان پهن است- تو دشمنی بیمنطق مکن. اولاً فضاهای حقیقی را بر فرزندت زنده کن؛ از حضور و شادی و شنوایی و پذیراییِ دل و دیده؛ ثانیاً در کنار او و با حوصله در چند فضای مجازی دوردور کن تا اگر هم میخواهی بجنگی، عِدّه و عُدّهی حریفت را پیشتر بشناسی.
پدرجان!
گیرم از تاوان و قصاص گناه دخترکشیات (بر اساس فقه رایج) رَستی و به عنوان ولیّدم (همزمان با جرم قتل) گوشهی عافیت نشستی؛ رُستنگاه وجدانت را تا روز رستاخیز چگونه از هرزکاریات میروبی؟!
پدرجانها!
داسها را بر زمین بگذارید و دستها را بر گردن و شانهی دخترانتان حلقه کنید و به آنها بگویید: دوستشان دارید. دلتانکافی نیست که برایشان بتپد؛ زبانتان باید به اظهار مهر و عشق بچرخد.
واعظجانها!
اندکی زبان نصیحتتان را نرم کنید و دوران نوجوانی خودتان را یادآورید و خدایگانی در زمین فروگذارید و فروتنانه، عجالتاً دلمشغول پسران و دختران خودتان باشید و وظیفهی تربیت و محبت پدری به فرزندان را بر عهدهی خودِ پدران بگذارید. کاسهی داغتر از آش نشوید. دایهگونه ومهربانتر از مادر، با اشتلمهای خود، تیغ مرهمگذارِ زبان پدرها ومادرها را بر فرزندانشان کند نکنید.
اگر خود را رسالتمدار دین خدا میدانید، کتاب خدا میگوید: «علیکم أنفسکم...: به خویشتن برسید...(مائده: ۱۰۵)»؛ و نیز: «أتأمرون الناس بالبرّ و تنسون أنفسکم...: آیا در حالی که از خود غافلاید، مردم را به خوبی و نیکی فرا میخوانید؟...(بقره: ۴۴)». ...و اگر اهل حدیثاید، از خانوادهی خود شروع کنید: «خیرکم خیرکم لأهله و أنا خیرکم لأهلي: بهترین شما کسی است که نیکوترین رفتار را با خانوادهاش داشتهباشد و من بهترینِ شما در این امر هستم. (پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله: وسایلالشیعه،ج۱۴، ص۱۲۲)».
پدرجان!
پیش از آن که داس غیرت برکِشی، تاس همت بینداز و در قمار محبت، یکسره خودت را به او بباز تا ببینی که او چگونه دست طلب به آستانت مییازد و دل و دینش را یکجا به پایت میبازد. او را امشب دو بوسه بیش بر گونه نِه، یک دستْ پیش بر شانهاش گذار، لَختی بر سخن بیتابانهاش تاب آور، کنار بسترش پیش از خواب، به چشم عشقش بنگر و به گوش مهرش بشنو و به دست گرمش بنواز؛ رومینایت را تو با مینای مهر به کیمیای زندگیات تبدیل کن.
کیمیا داری که تبدیلش کنی
گرچه جوی خون بُوَد، نیلش کنی!
(مثنوی، دفتر دوم، بیت ۶۹۶)
چه شد که صورت قبور ائمه بقیع سالم ماند؟
چه شد که صورت قبور ائمه بقیع سالم ماند؟
رسول جعفریان، نویسنده و محقق تاریخ:
«همیشه برای بنده این پرسش مطرح بود که چه طور شد که وهابیان پس از تخریب بقاع بقیع، صورت قبور امامان و برخی از صحابه و تابعین را حفظ کردند؟ چرا وهابیان این بخش بقیع را مانند قسمت های دیگر بقیع صاف نکردند؟ بخشی از علت آن ماجرا را در داستان شگفتی که در مجله خرد سال ۱۳۲۸ ش چاپ شده است، میتوان یافت.»
وی افزوده است: «داستان از این قرار است که پس از تسلط وهابیان، مسلمانان از رفتن به حج خودداری کردند. در این میان، یکی از روحانیون تهران در سال ۱۳۴۴ (یا ۱۳۴۵) ق با نام شیخ عبدالرحیم صاحب فصول همراه حدود هزار نفر از راه شام عزیمت حج کرد. عبدالعزیز سعودی از این حرکت استقبال کرده و سعی کرد با استقبال از آنان نشان دهد که مشکلی با سایر مسلمانان ندارد و چنین نیست که آنان را کافر بشمارد. به هر روی این عالم دینی، در بحبوحه ماجرای منازعه وهابیان با مسلمانان به همراه شمار زیادی ایرانی راهی حج میشود...
پس از فراغت از حج، عبدالعزیز نماینده خود را برای عرض تبریک و تقاضای بازدید معظم له فرستاد و ساعتی را برای ملاقات وعده دادند... بعد از گفت و گوهای این جلسه، عبدالعزیز دستور میدهد تا متن آنچه بر آن توافق شده است روی کاغذی مارک دیوان جلاله نوشته و ثبت شود و برای آیتالله فصولی ارسال شود.»
متن توافقی که نوشته شد این بوده است:
«از عبدالعزیز پسر عبدالرحمن آل فیصل بسوی حضرت فاضل محترم الشیخ عبدالرحیم صاحب الفصول.
سلام بر شما و رحمت خدا و برکات او.
و بعد تأکید میکنیم برای شما که قبه پیغمبری را احدی به بدی دست نخواهد زند و هرگز چنین چیزی به خاطر ما خطور نکرده است که کسی به بدی به آن دست بزنند (یعنی تخریب نخواهد شد). و برای پیغمبر حرمتی قائل هستیم که قابل مقایسه با هیچ حرمتی نیست.
اما مسائل قبور بقیع و آنچه از بنا متعلق به آن است، ما چنان چه به شما خبر دادیم، تابع شریعت اسلامیم، نه اهل بدعت، ما آمادهایم که از نظر شخصی مذهبی خود صرف نظر نموده، اوامر علمای مسلمین را از هر مذهب که باشد محترم بشماریم.
اما راجع به مذاکرات دیگر به زودی نظریه خود را برای شما بیان میکنیم. پس بزودی امر میکنیم که قبور بقیع را نظیف نموده و صاف کنند، مطابق آنچه در شرع جایز است، با کشیدن دیواری در اطراف آن که از پلیدی حفظ شود و باز برای شما تأکید میکنیم که ما منع نمی کنیم هیچ کس را از زیارت قبور بقیع.
تا وقتی که زائرین طریق شرعیه و آداب دینیه را در زیارت پیروی کنند. ما دستور دادیم تا این نوشته شده در میان مردم انتشار یابد. این چیزی است که بیان آن لازم بود. خداوند شما را حفظ کند.»
شناسایی کودکان تیزهوش در 3 سوت!

فایل الکترونیکی کتاب بقیع در بستر تاریخ
کتاب بقیع در بستر تاریخ
نویسنده: محمدامین پورامینی
مترجم : حسن سجادی پور
موضوع: تاریخ اسلام
تعداد جلد : ۱ جلد
تعداد صفحات: 468 صفحه
به مناسبت فرارسیدن سالروز تخریب قبور ائمه بقیع (علیهم السلام)
لطفا جهت دانلود به فایل پیوست مراجعه شود.
خلاصه کتاب درمان تعلل
خلاصه کتاب درمان تعلل
بهبود فردی
زمان تقریبی مطالعه: 9 دقیقه

افرادی که کارها را به تعویق میاندازند، معمولا به دلیل نگرشها و هیجانات تاخیرهایی را به وجود میآورند. برخی کمالگرایانی هستند که نمیتوانند پروژههایی را شروع کنند؛ به این دلیل که میدانند نمیتوانند آنها را بهخوبی به پایان برسانند. دیگران مشکلات هر کس دیگری را برطرف میکنند و زمانی برای بهبود زندگی خودشان ندارند.
اگر در کارهایتان از مشکل تعلل رنج میبرید، جفری کامز، چند درمان عملی پیشنهاد میدهد. راهنمای مفید او شامل دیدگاههای جالبی در مورد «روانشناسی فوری» و گونههای شخصیتی افرادی که کارهای را به تعویق میاندازند است و نکات درمانی خوبی را ارائه میدهد. اگر تعلل بلای جان شما شده، مدیر سبز این کتاب موشکافانه را به شما توصیه میکند. شاید مایل باشید دیگر کارها را به تعویق نیندازید. پس این خلاصه کتاب را همین حالا بخوانید!
ماهیت مخرب تاخیر
عبارت «تعلل» از یک فعل لاتین به معنی «کنار گذاشتن چیزی تا فردا» ریشه گرفته است. اهمالکاران با تاخیر در کارهایی که میتواند آنها را در کار و زندگی شخصی پیش ببرد، خود را تخریب میکنند.
بسیاری از مردم درک درستی از ماهیت عمل تعلل ندارند و آن را مسبب مشکلات خود میدانند. هرچند که این مشکل اصلا غیر جدی نیست؛ ناشی از تلاش برای جلوگیری از فعالیتهای دردآور، است. بهجای درگیر شدن در فعالیتهای چالشبرانگیزی که شاید سخت باشند و به شکست بینجامند، این افراد اغلب کارهای ساده و اولیه که انجامشان دردآور نیست را برای انجام دادن پیدا میکنند. جهتگیری اصلی آنها این است که فعالیتهای ساده و جالب را انجام دهند و از زیر کارهای سخت که شاید باعث اضطراب شوند در بروند. مردم همچنین برای برطرف کردنِ عدم اطمینان، دودلی و زحمت وقتکشی میکنند.
تنها راه حل کردن مشکل تعلل این است که بهصورت ریشهای بفهمید که چرا شما – یا هر یک از کارکنان و نزدیکان- از زیر مسئولیتهایتان فرار میکنید. اگر فقط روی اثر مشکل متمرکز شوید و نه بر دلایل احساسی و نگرشی پشت آن، کار زیادی پیش نخواهید برد. مثلا افرادی هستند که میخواهند وزن کم کنند و فقط بر تاکتیکهای کاهش وزن متمرکز میشوند و توجهی به دلایل پرخوری خود ندارند.
تعلل در تاریخ
800 سال قبل از میلاد مسیح یک شاعر یونانی نه نام هیسوید، از تعلل بهعنوان گناه یاد کرد. چه مردم آن را قصور بدانند چه نه، هنوز بهعنوان یک مشکل اجتماعی شایع مطرح است. زندگی مدرن برای افراد متعلل بهانههای زیادی جور میکند، معمولا در قالب حواسپرتیهای الکترونیکی. شخص بهجای انجام کاری که باید انجام دهد، میتواند درگیر وبگردی، تماشای تلویزیون و بازیهای رایانهای شود.
بسیاری از مردم خود را گول میزنند که اینگونه فعالیتها میتواند سازنده باشد، مانند مشتری پیدا کردن از طریق شبکههای اجتماعی. بحثی نیست که میتوانید در شبکههای اجتماعی با افراد زیادی آشنا شوید؛ اما باید در مقابل وسوسه مشغول شدن با پستهای متنوع که با مشتریسازی مرتبط نیستند، مقاومت کنید.
تعلل هزینههای زیادی را تحمیل میکند: 40 درصد از آمریکاییها به دلیل تعلل ضرر مالی دیدهاند. در سال 2002 آمریکاییها 473 میلیون دلار بیشتر از میزان مقرر مالیات پرداختند. چرا؟ بسیاری از آنها برای بستن پرونده مالیاتی خود تا لحظه آخر صبر کردند و در حین عجله اشتباهات هزینهبری انجام دادند. تعلل نقطه عکس بهرهوری است و باعث میشود احساس بسیار بدی داشته باشید. بهرهوری باعث میشود که احساس فوقالعادهای داشته باشید.
مدیریت مغز چپ
افراد دچار مشکل تعلل، بسیار بیشتر از دیگران از عصبانیت و استرس و مشکلات سلامتی رنج میبرند. بسیاری از آنها وقتکشی میکنند تا از دردی که باکارهای سختشان مرتبط میدانند، فرار کنند. هرچند که انجام ندادن کارها فقط بر تنش شما میافزاید. مغز شما با ترشح مواد اعتیادآور مانند کورتیزول، آدرنالین، دوپامین و سروتونین به این احساسات و هیجانات واکنش شیمیایی نشان میدهد. به دلیل ترشح آدرنالین، عادت «تعلل» ادامه پیدا میکند، هرچند که شکستهای بزرگی را در پی داشته باشد.
درک اینکه مغز چپ شما یک مرکز کنترل بسیار قدرتمند است، راهی فراهم میکند که اضطرابتان را کم کنید و واکنشهای مثبتی نشان دهید. بهعنوان مثال، مغز چپ گفتگوی درونی شما را کنترل میکند، همان صدایی که میگوید : «احتمالا در این کار شکست خواهی خورد.» این پیامها دردآور هستند. در عوض، گفتگوی درونی مثبتی به وجود بیاورید. به خودتان بگویید «بهاندازهی کافی خوب هستم. من دوستداشتنی هستم. من توانمند هستم». این جملات تاکیدی را با اعمال مثبتی همراه کنید تا احساس شادتر و حالت روحی ایدهآلتری را تجربه کنید. وقتی احساس خوبی داشته باشید احتمال اینکه کارها را به تعویق بیندازید کمتر میشود. برای همین، داشتن خودآگاهی یکی از بخشهای حیاتی برای غلبه بر تعلل است.
به نسخهی جدیدی از خودتان نیاز داری تا از تعلل ممانعت کنید. دیگر خود را یک اهمالکار نبینید. در عوض به خودتان بگویید «من دیگر کارها را به تعویق نمیاندازم. من فرایند بهبود خود را شروع کردهام.» فلسفه جدید شما در این عبارت خلاصه میشود: «الان انجامش بده!»
گفتگوی درونی مثبت یک قدم اولیه بزرگ است، اما بهتنهایی برای خلاص شدن از شر گرایش شما برای تعلل کافی نیست. باید دلایل واقعی این مشکل را بیابید.
مقداری وقت صرف کنید و شخصیت و هیجانات خود را بررسی کنید تا خودآگاهی خود را بیشتر کنید. این کار شما را در جایگاه بهتری قرار خواهد داد تا گرایش تعلل را برطرف کنید. افراد دچار مشکل تعلل بهطور کلی در یکی از این شش گونه شخصیتی قرار میگیرند.
1. «کمالگرایان وسواسی»
این فرد باید هر کاری را کامل و عالی انجام دهد. البته، این ممکن نیست. این تناقض موجب درد شدید روانشناختی میشود، چیزی که این افراد با به تعویق انداختن کارها از آن دوری میکنند. برای تغییر کردن، دیگر فکر نکنید که باید در همهچیز عالی و کامل باشید. در عوض به یک «کمالگرای عملگرا» تبدیل شوید؛ به این معنی که سعی نکنید به کمالهای غیرممکن دست پیدا کنید. در عوض سعی کنید که خوب باشید و لزومی ندارد همیشه عالی باشید.
2. «دنبالکنندگان اهداف جاهطلبانه»
این افراد غیر واقعبین، معمولا تواناییهای خوبی دارند، اما عادتهایشان وحشتناک است. آنها آرزوهای جاهطلبانه دارند، اما طرحی برای دستیابی به آنها ندارند. برای ایجاد تغییر، سعی کنید در مورد کارهایی که میتوانید انجام دهید، واقعبینتر باشید. از دور به موفقیتی که خواهان دستیابی به آن هستید نگاه کنید. قدمهای کوچک و پیوستهای بهطرف هدف خود بردارید. اگر با عجله کردن به کسی آسیبی رساندهاید، معذرتخواهی کنید.
3. «غمخورندگان مزمن»
این افراد اغلب با سناریوهای «چه میشد اگر» درگیر هستند. این کار به نگرانی، عصبی بودن، اضطراب و حملههای عصبی ختم میشود. افراد بهشدت اخمو بهراحتی دچار افسردگی میشوند. دقت کنید که وقتی بدن شما کاملا دور از استرس است، از لحاظ روانی هم احساس بهتری دارید، بنابراین مواظب جسمتان باشید. سعی کنید بیشازحد در مورد همهچیز فکر نکنید.
4. «طفرهروندههای سرکش»
این افراد پرخاشگر-انفعالی، وسواسی و همیشه عصبانی، ظاهرا خوب عمل میکنند. اما اگر کمی عمیقتر نگاه کنید، خواهید دید که زندگی آنها از لحاظ احساسی آشفته است. تناقض بر زندگیشان حاکم است که مانع از بهرهوریشان میشود. اگر این توصیف برای شما هم صدق میکند، سعی کنید بهجای جنگیدن، با افراد همکاری و ارتباط داشته باشید. انرژیای را که برای عصبانی شدن هدر میدهید را برای افزایش خلاقیت و بهرهوری خود استفاده کنید.
5. «معتادین به شور و هیجان»
بهطور معمول فردی که کارها را به تعویق میاندازد، همهچیز را تا لحظهی آخر نگه میدارد و آن موقع برای جلوگیری از فاجعه، کاری تقریبا جادویی صورت میدهد. معتادین به شور و هیجان، از آدرنالین و کورتیزولی که بدنشان تحتفشار ترشح میکند شدیدا لذت میبرند؛ به همین دلیل مشکلاتشان را تا لحظات آخر حل نمیکنند. برای تغییر این الگو، باید کمی واقعبینی به زندگی خود اضافه کنید. هر روز از خود بپرسید که آیا کارهایتان را طوری مدیریت کردهاید که به یک شرایط دراماتیک برسید؟ اگر جواب مثبت است، قدم بعدی این است که بیاموزید که آرامش خود را حفظ کنید و برای حرکت روبهجلو برنامهریزی کنید. با گفتن این عبارات تاکیدی به خود، آرامش را حفظ کنید: «من در حال ترک اعتیادم به شور و هیجان هستم، من دیگر به این هیجان نیاز ندارم».
6. «خیرین عصبانی»
این افراد زندگی خود را صرف خدمت به دیگران میکنند. این کار باعث میشود که بار غیرقابلحملی بر دوششان قرار گیرد. افرادی که مسئولیتهای بیش از توانشان بر عهده میگیرند نیز در همین دسته قرار میگیرند. ازآنجاییکه همیشه بر کمک به دیگران متمرکز هستند، هرگز وقت کافی برای خودشان ندارند؛ به همین دلیل کارهای خودشان را به تعویق میاندازند. این افراد برای اینکه تغییر کنند، باید موقرانه از دیگران درخواست کمک کنند. یک عبارت تاکیدی مفید: «من احساس خوبی در مورد خودم و درخواست چیزهایی که مستحقشان هستم، دارم».
درمان تعلل
درحالیکه ممکن است یک یا چند تا از ویژگیهای شخصیتی ذکرشده را در خود داشته باشید، به خود نگویید که شما هم یکی از آنها هستید. آن شخصیت را برای خود برنگزینید. دیدن خودتان بهعنوان یک فرد اهمالکار، بهانه خوبی است که کارها را به تعویق بیندازید.
در عوض خود را یک اهمالکار تحت درمان ببینید. اگر این مانند برنامهای برای ترک اعتیاد بهنظر میآید، باید هم همینگونه باشد. درست مانند معتادانی که در حال ترک اعتیاد هستند، یک اهمالکار تحت درمان فردی است که با روبرو شدن با عوامل مشکل، از خود شجاعت نشان میدهد که تغییر کند. برای شروع، اول قبول کنید که به تعویق انداختن یک مشکل است، سپس دنبال دلایل این مشکل بگردید.
زمان بگذارید و موانع فیزیکی و مسایل احساسی را که بر دوش شما سنگینی میکنند و مانع میشوند که در مواقع لازم فورا دست به عمل شوید را رفع کنید. چگونه؟ شروع کنید و فقط یک جنبه از زندگی خود را سروسامان دهید. کیسهزباله بزرگی بردارید و هر چیزی را که نیاز ندارید و سد راه شما میشوند و بهانهای برای تعلل به شما میدهند را دور بریزید. شروع کنید و در لحظه حال زندگی کنید؛ «همین حالا». زمان دوست شما است، از آن استفاده کنید.
برای راهحل زندگی کنید. برای دستیابی به خواستهها الان دستبهکار شوید. گفتگوی درونی منفی خود را به گفتارهای تاکیدی مثبت مانند «یک روز از شر به تعویق انداختن خلاص میشوم» جایگزین کنید. بر اعتیادها متمرکز شوید و هرچه که شما را ضعیف نگه میدارد را بزدایید. به کارهای جدیدی که میتوانید در آنها بهترین باشید مشغول شوید. در راه سلامتی و تناسباندام قدم بردارید، برای روابط و معنویت خود وقت بگذارید. حسرت نخورید. مثبت فکر کنید و عمل کنید؛ اما تعهدهای جدید غیرواقعی به دوش خود نیفزایید. از کوچک شروع کنید و به راه خود ادامه دهید؛ هر زمان فقط یک چالش. صبور باشید.
این مطلب خلاصه کتاب The Procrastination Cure نوشته Jeffery Combs است.
روشهای موثر برای درمان کسالت
دلایل علمی بیحوصلگی را بشناسید

معمولاً افراد در زمان تنهایی، اندوه، عصبانیت، نگرانی، خواب ناکافی، استرس و... دچار بیحوصلگی میشوند اما گاهی همه چیز بر وفق مراد است و شما نمیدانید چرا بیحوصله هستید!
دلیل بیحوصلگیهای بیعلت چیست؟!
حقیقت این است که انسان هیچگاه بدون دلیل دچار کسالت و بیحوصلگی نمیشود. برخی مواقع شما میدانید به دلیل تنهایی، غم و اندوه، استرس، رویداد بد و... بیحوصله شدهاید اما یکزمانی احساس میکنید بدون دلیل کسل شدهاید درحالیکه کسالت و بیحوصلگی گاهی ناشی از دلایل ریز و جزئی است که شاید شما متوجه آنها نباشید؛ این عوامل عبارتاند از:1. یکنواختی ذهن
بعضی وقتها بیحوصلگی ناشی از خستگی ذهن است که در اثر تکرار و عدم علاقه به انجام وظایف ایجاد میشود؛ مثلاً کسانی که برای کارشان به تمرکز دائمی نیاز دارند، زندانیان و کسانی که در فرودگاه انتظار میکشند، بیحوصلگی را تجربه میکنند.
2. عدم علاقه و هیجان در انجام کارها
تا به حال شده کاری را انجام دهید و در طی آن نه خستگی را احساس کنید و نه گذر زمان را و بعد از انجام کار احساس خوب رضایت و سرخوشی داشته باشید؟! این دقیقاً به خاطر علاقه و دلبستگی شما نسبت به انجام آن کار است که حداکثر انرژیتان را صرف آن میکنید. از طرف دیگر انجام کارهای خیلی ساده معمولاً کسلکننده و در مقابل کارهای بسیار سخت هیجانانگیز هستند؛ بنابراین فقدان علاقه و شور و هیجان در انجام کارها میتواند باعث بیحوصلگی در شما شود.
3. نبود تنوع در زندگی
معمولاً افرادی که نیاز زیادی بهتازگی، تنوع و هیجان دارند بیشتر در معرض بیحوصلگی و کسالت قرار میگیرند. افراد برونگرا جزو آن دسته افرادی هستند که نیاز به تحریک بیرونی دارند؛ به همین دلیل آنها بسیار مستعد بیحوصلگی هستند و تنوعطلبی و ریسکپذیری راهی برای درمان کسالت در این افراد است.
4. پوشیدن لباس نامناسب
لباسهای تنگ و تیره میتواند تأثیر به سزایی در خلقوخوی شما داشته باشد. لباسهای رنگ تیره و چسبان گاهی شما را کلافه میکند و باعث میشود احساس کسالت و ناراحتی کنید؛ بنابراین اگر بیحوصله شدید یک نگاهی به خودتان بیندازید شاید علتش لباستان باشد!
5. گوش دادن به اخبار بد
قرار گرفتن در معرض پیامهای منفی در اخبار، تلویزیون یا شبکههای اجتماعی میتواند تا حد زیادی بر روحیه شما تأثیر بگذارد و سطح شادی شما را کاهش دهد. سعی کنید تا حد امکان از گوش دادن به اخبار منفی خودداری کرده و یا سریع ذهن خود را بهجای دیگری متمرکز کنید.
6. سایر عوامل
تیروئید، اختلال دوقطبی، اختلال اضطرابی، سندروم پیش از قاعدگی، عادات غذایی نادرست (خوردن فست فود و سیبزمینی سرخ شده)، چیدمان تکراری خانه و... از دیگر عواملی است که میتواند باعث بیحوصلگی شما شود.
چگونه بیحوصلگیهایمان را درمان کنیم؟
خیلی از افراد هنگام کسالت و بیحوصلگی علاقه به انجام هیچ کاری ندارند و این مسئله باعث میشود تا غلبه و رفع بیحوصلگی کمی دشوار شود اما خواستن، توانستن است. روشهای درمان بیحوصلگی تا حدودی شبیه افسردگی است منتها بیحوصلگی برخلاف افسردگی ممکن است با یک چیز کوچکی که حالتان را خوب میکند از بین برود اما درمان افسردگی نیاز به مداومت دارد.روشهای بسیاری وجود دارد که میتوانید از حالت کسلی خارج شوید؛ فقط باید اراده کنید و از بین پیشنهادات زیر کارهای موردعلاقه خود را انجام دهید:
1- کتاب بخوانید
اینیک روش عالی برای غلبه بر بیحوصلگی است. کتابهایی را انتخاب کنید که از خواندن آنها لذت میبرید اما
تیروئید، اختلال دوقطبی، اختلال اضطرابی، سندروم پیش از قاعدگی، عادات غذایی نادرست (خوردن فست فود و سیبزمینی سرخ شده)، چیدمان تکراری خانه و... از دیگر عواملی است که میتواند باعث بیحوصلگی شما شود.
2- نقاشی یا رنگآمیزی کنید
تحقیقات نشان میدهد که خطخطی کردن کاغذ، نقاشی و یا رنگآمیزی باعث تحریک مرکز هیپوکامپ مغز و آزاد شدن هورمون دوپامین میشود. هورمون دوپامین به هورمون شادی و نشاط معروف است. به همین خاطر کارشناسان توصیه میکنند درصورت احساس ناراحتی، استرس، عصبانیت و یا بیحوصلگی، نقاشی یا رنگآمیزی کنید؛ این کار علاوه بر کاهش استرس، خونرسانی به مغز را افزایش داده و ذهن را به تکاپو میاندازد.
3- شروع به نوشتن کنید
نوشتن به منحرف کردن ذهن کمک کرده و باعث میشود شما بهجای فکر کردن به بیحوصلگی، روی آنچه مینویسید تمرکز کنید. نیازی نیست نویسنده توانمند و باتجربهای باشید زیرا نوشتن خلاقانه برای رفع بیحوصلگی حتی ممکن است کسالت شما را تشدید کند؛ بنابراین برای رفع بیحوصلگی میتوانید شروع به نوشتن خاطرات خوش زندگیتان کنید و یا نوشته خود را با جملاتی مانند «من خیلی بیحوصلهام» شروع کرده و کسالت خود را شرح دهید.
4- ورزش کنید
وقتی بیحوصله هستید کاری که میتواند حالتان را بدتر کند، بیتحرکی و نشستن در خانه است. فعال نگهداشتن بدن به فعال نگهداشتن ذهن کمک کرده و باعث تسکین بیحوصلگی میشود. برای فعال بودن نیازی به انجام فعالیتهای سنگین مانند بسکتبال و فوتبال نیست؛ شما میتوانید با پیادهروی در پارک یا خیابان ذهن و فکر خود را فعال کرده و از بیحوصلگی خلاص شوید.
5- فیلم و عکسهای قدیمی نگاه کنید
تماشای عکسها و فیلمهای دوران کودکی یا نوجوانیتان میتواند یک روش عالی برای رفع بیحوصلگی باشد. اگر فیلم و عکس قدیمی در دسترس ندارید، میتوانید با یک دوست قدیمی تلفنی صحبت کنید و یا با او قرار ملاقات بگذارید.
6- به فروشگاه بروید
تحقیقات نشان داده است که به خرید رفتن حتی اگر چیزی نخرید، میتواند باعث خوشحالی شود. بنابراین اگر پول کافی برای خرید ندارید، مهم نیست؛ میتوانید با قدم زدن در پاساژها و یا فروشگاههای زنجیرهای برای خودتان حال خوب بخرید!
7- فیلم ببینید
تماشای فیلم و سریال باعث میشود شما با داستان فیلم همسو شده و بیحوصلگی خود را فراموش کنید اما دیدن هر فیلمی در هنگام بیحوصلگی توصیه نمیشود زیرا برخی فیلمها باعث میشود علاوه بر بیحوصلگی دچار غم و اندوه زیادی شوید؛ بنابراین در انتخاب فیلم دقت کنید. دیدن فیلمهایی که شمارا به هقهق میاندازند یا از زندگی ناامیدتان میکند، بیهیچ وجه توصیه نمیشود؛ در عوض فیلمهای رمانتیک که سبب میشوند شما بهآرامی اشک بریزید یا فیلمهای کمدی که شما را به خنده میاندازد باعث آزاد شدن هورمون دوپامین و اندورفین میشوند و حالتان را خوب میکنند.
کودکانی که خانه پدری برایشان امن نیست
کودکانی که خانه پدری برایشان امن نیست

کودکآزاری تنها در کشتن و تجاوز جنسی خلاصه نمیشود بلکه گاهی بسیاری از رفتارهای بزرگسالان بهخصوص والدین، مصداق کودکآزاری است. بههرحال، خانه پدری برای برخی از کودکان و دختران جای امنی نیست؛ چنانچه "براساس برآورد صندوق جمعیت سازمان ملل، سالانه 5 هزار نفر در دنیا بر اثر قتل ناموسی کشته میشوند و برخی بررسیها نشان میدهد، در ایران شایعترین قتلها به مسائل جنسی و ناموسی مربوط است." (جزئیاتی درباره قتلهای ناموسی در ایران - خبرگزاری ایسنا)
دکتر علینقی فقیهی روانشناس تربیتی در رابطه با مفهوم دقیق کودکآزاری به تبیان میگوید: «هر نوع آسیبی اعم از آسیب جسمی، عاطفی و جنسی که از جانب دیگری به کودک وارد شود، کودکآزاری محسوب میشود. این اعمال معمولاً از جانب والدین صورت میگیرد. همچنین انجام ندادن یک سری از وظایف از سوی والدین، موجب آسیب رساندن به کودک میشود که این ترک فعلها هم مصداق کودکآزاری است. از جمله وظایف پدر و مادر، به کارگیری شیوههای رفتاری مناسب در تربیت کودک است؛ حال اگر در این فرآیند تربیتی مسئلهای از ناحیه پدر و مادر سر بزند و عملکرد آنها باعث شود که رشد طبیعی کودک در زمینه عاطفی، دینی، اخلاقی و... با مشکل مواجه شود، مصداق آسیب و کودکآزاری است. کودکآزاری همیشه از روی عمد و با قصد نیست بلکه گاهی والدین با جهل در وظایف تربیتی، زمینه آسیب را فراهم میکنند.»
بسیاری از کودکآزاریها و همچنین قتلهای ناموسی ناشی از عدم درک والدین نسبت به فرزندشان است؛ بنابراین اگر والدین نحوه تربیت کودک را آموزش ببینند و بدانند که در هر مرحله از فرآیند تربیتی، چه تصمیمات صحیح و بنیادی را باید اتخاذ کنند، به آسیب و کودکآزاری ختم نخواهد شد
این استاد دانشگاه در خصوص ریشه کودکآزاری توسط والدین گفت: «آسیب به کودک گاهی عمدی است و گاهی سهوی. اگر کودکآزاری والدین از روی عمد باشد طبیعتاً این ناشی از شخصیت و اختلالات روانپزشکی والدین است اما بسیاری از آسیبهایی که از سوی والدین نسبت به فرزندان صورت میگیرد، سهوی و ناشی از جهل والدین است. در واقع یکی از دلایل اصلی کودکآزاری توسط والدین ناآگاهی و عدم شناخت روشهای تربیتی کودک و در مرحله بعد اختلالات روانپزشکی است.»
فقیهی ادامه میدهد: «پدر و مادرها قبل از بچهدار شدن باید زمینههای سالمسازی پدید آمدن یک بچه را در خود به وجود بیاورند زیرا یک سری ویژگیهای اخلاقی از طریق وراثت به بچه منتقل میشود. همچنین والدین باید روشهای تربیتی را بیاموزند تا بدانند که چگونه باید با فرزندشان تعامل داشته باشند چراکه بسیاری از کودکآزاریها و همچنین قتلهای ناموسی ناشی از عدم درک والدین نسبت به فرزندشان است؛ بنابراین اگر والدین نحوه تربیت کودک را آموزش ببینند و بدانند که در هر مرحله از فرآیند تربیتی، چه تصمیمات صحیح و بنیادی را باید اتخاذ کنند، به آسیب و کودکآزاری ختم نخواهد شد.»
این روانشناس تربیتی با اشاره به توجیه غیرت و ناموسپرستی در قتلهای ناموسی میگوید: «در مورد قتل رومینا، دختر 14 سالهای که توسط پدرش به قتل رسید باید بگویم که پدر این دختر بدون توجه به نیازهای عاطفی و جنسی فرزندش، او را مورد مجازات قرار داده در حالی که بهتر بود پدر و مادر بستر ازدواج را فراهم میکردند. از نظر شرعی وظیفه پدر و مادر این نیست که هرچه خودشان میخواهند به فرزندشان تحمیل کنند بلکه اگر بچه علاقهمند به ازدواج است باید او را نزد مشاور برده و با توجه به مصلحت کودک، با ازدواج او موافقت یا مخالفت کنند اما والدین حق این که فرزندشان را وادار به ازدواج کنند و یا مانع ازدواج او شوند را ندارند.»
او ادامه می دهد: «یکی از عوامل اصلی چنین اتفاقی که دختری 14 ساله تصمیم به ازدواج با فردی 16 سال بزرگتر از خودش را میگیرد و بعد از خانه فرار میکند، خود والدین هستند. در واقع کمبود محبت در دوران کودکی و نوجوانی و اختلافات خانوادگی میتواند انگیزهای برای ازدواج در سنین پایین و فرار از خانه باشد.»
فقیهی در پاسخ به این سوال که چرا در چنین قتلهای ناموسی پدر قصاص نمیشود تا درست عبرتی برای دیگران باشد، به تبیان می گوید: «سالیان سال است که عدهای به دنبال تغییر و ارتقای قانون هستند اما حقیقت این است که معافیت پدر از قصاص به قتل فرزندش، ریشه فقهی دارد؛ انگیزه، علت، شرایط و حتی تساوی دین پدر و فرزند هیچکدام نمیتواند دلیل بر قصاص پدر باشد. بر همین اساس اگر پدری، فرزند خود اعم از دختر یا پسر را بکشد، قصاص نمیشود اما طبق ماده ۶۱۲ قانون به مجازات تعزیری از 3 سال تا 10 سال محکوم میشود.»
والدینی که کودکشان را از راه به دَر میکنند
کارهایی که والدین هرگز نباید جلوی کودکان انجام دهند

تقلید از بزرگسالان، نقش مهمی در رشد کودکان داشته و بخش مهمی از بزرگ شدن است. تحقیقات نشان داده که نوزادان تازه متولد شده شروع به تقلید از مادر خود میکنند. با این حال، کودکان خردسال هنگام تقلید فرقی میان خوب و بد قائل نیستند و آنها هر کاری که والدین انجام میدهند، تقلید میکنند؛ بنابراین بسیار مهم است که والدین نسبت به انجام کارهایی که در مقابل کودکان انجام میدهند، هوشیار باشند. در این مقاله به برخی از رفتارهایی که هر گز نباید در مقابل کودکان انجام داد میپردازیم:
1- بحث و دعوا
در هنگام جروبحث با همسرتان طبیعتاً دچار خشم و عصبانیت میشوید و در همان حال ممکن است جملات و کلمات ناخوشایند و زشتی از دهانتان خارج شود اما این بحث و دعواها بر کودکان تأثیرات منفی زیادی میگذارد؛ بهگونهای که آنها میتوانند تمام احساسات منفی شمارا درک کنند. مطالعهای که توسط دانشگاه آنگلیای شرقی در انگلستان انجام شده نشان میدهد کودکانی که در خانوادهای با مشکلات خانوادگی خفیف تا متوسط رشد کردهاند، نسبت به سایر بچهها مخچه کوچکتری دارند. (مخچه بخشی از مغز است که با بیماریهای روانی مرتبط است)؛ بنابراین بهجای دعوا و داد و بیداد راه انداختن، بهتر است مانند دو فرد عاقل و بالغ بنشینید و با یکدیگر گفتگو کنید؛ این امر نهتنها تأثیر چشمگیر و مثبتی در بهبود روابطتان دارد بلکه باعث میشود کودک یاد بگیرد که چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند و دچار ترس و اضطراب نشود.
2- رفتارهای جنسی
یکی دیگر از رفتارهای بسیار پرخطری که والدین هرگز نباید در مقابل کودکان انجام دهند، برقراری رابطه جنسی و یا حتی رفتارهای شیطنتآمیز جنسی در مقابل کودکان است. متأسفانه برخی از والدین با این توجیهات که "کودک متوجه نمیشود یا اینگونه رفتارها باعث میشود کودک عشق و محبت به دیگران را یاد بگیرد و..." در مقابل کودک شروع به عشقبازی میکنند اما والدین باید توجه کنند که یکی از دلایل بلوغ زودرس در کودکان، قرار گرفتن در معرض صحنههای جنسی از طریق والدین، فیلم، موسیقی، اینترنت و... است. کودکان باید از طریق تماس جسمی سالم یاد بگیرند که چگونه عشق، محبت و همدلی را به دیگران نشان دهند؛ بنابراین در حالی که توصیه میشود والدین از برقراری رفتارهای جنسی در برابر کودک خودداری کنند، لازم است کودک با رفتارهای محبتآمیز کلامی و فیزیکی مثل در آغوش گرفتن یکدیگر، بوسیدن و ابزار عشق، مهارتهای مهم اجتماعی و شخصی را بیاموزد.
3- استفاده طولانیمدت از موبایل
کودکان امروزی علاقه زیادی به بازی با تلفنهای هوشمند دارند اما شاید یکی از مهمترین دلایل آنها این است که
والدین باید توجه داشته باشند که بههیچ عنوان در مقابل کودکان دروغ نگویند یا آنها را در دروغ خود شریک نکنند و همچنین برای تشویق به راستگویی کودک، از خطا و اشتباهات او به خاطر صداقتش بگذرند
والدین در طول روز وقت زیادی را با موبایل، تبلت یا لب تاپ سپری میکنند؛ بنابراین با توجه به تقلیدی بودن کودکان، آنها هم موبایل را بهترین وسیله برای سرگرم شدن میدانند. این در حالی که است که روانشناسان کودک بهشدت توصیه میکنند که والدین باید در مقابل کودکان تا حد امکان تلفن همراه یا لب تاپ خود را کنار بگذارند و در مقابل، وقت بیشتری را به کتاب خواندن و بازی کردن با کودک اختصاص دهند.
4- بددهانی یا بدرفتاری با دیگران
ممکن است ما به کودک بگوییم فحش دادن زشت است اما او نگاه میکند تا ببیند والدین چهکاری انجام میدهند. اگر فحش دادید و اقدام به ناسزاگویی کردید، او الگو میگیرد؛ بنابراین والدین باید حواسشان به طرز صحبت کردنشان در مقابل کودک باشد. حال اگر والدین سهواً کلمات ناخوشایندی از زبانشان خارج شد، بلافاصله باید از کودک عذرخواهی کرده و ابراز پشیمانی کنند. دقت کنید که کودکان بسیار هوشیارند؛ بنابراین اگر هر بار بخواهید از روی عمد یا سهو جلوی کودک بددهانی کرده و سپس عذرخواهی کنید، این رفتار تأثیر منفی بیشتری بر روی کودک خواهد داشت.
5- سیگار کشیدن
والدین باید از سیگار کشیدن در مقابل بچهها خودداری کنند زیرا احتمال بسیار زیادی وجود دارد که آنها بهطور مخفیانه در سنین پایین سیگار را تجربه کنند. علاوه براین، سیگار کشیدن میتواند کودکان را مستعد ابتلا به مشکلات تنفسی، آسم، عفونت، سرفه و عطسه کند زیرا دودی که اطرافیان افراد سیگاری استنشاق میکنند، حاوی 7 هزار ماده شیمیایی است که صدتای آنها سمی و 70 ماده شیمیایی آن سرطانزا هستند.
6- دروغ گفتن
گاهی خودمان دروغ میگوییم و گاهی هم کودکانمان را وادار بهدروغ گفتن میکنیم؛ مثل این که فرزندتان برای رفتن به مدرسه خواب میماند و شما بهدروغ میگویید تصادف کردید و به همین خاطر فرزندتان دیر به مدرسه رسیده است یا تلفن زنگ میزند و کودکتان را وادار میکنید که بهدروغ بگویید شما خانه نیستید.
با دروغ گفتن شما به فرزند خود این تصور غلط را القا میکنید که دروغ گفتن کاملاً خوب است و گاهی میتوان برای حفظ مصلحت خویش و دوری از عواقب کارها دروغ گفت؛ بنابراین والدین باید توجه داشته باشند که بههیچ عنوان در مقابل کودکان دروغ نگویند یا آنها را در دروغ خود شریک نکنند و همچنین برای تشویق به راستگویی کودک، از خطا و اشتباهات او به خاطر صداقتش بگذرند.
