ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

تکنیک‌های رفتار سازمانی

 

مترجم: رویا مرسلی
منبع: hbr :
 
 
داشتن اختلاف‌نظر بخش اجتناب‌ناپذیر، طبیعی و سالم ایجاد رابطه با دیگران است. هیچ محیط کاری که بدون تعارض و اختلاف‌نظر باشد وجود ندارد.
 
 
 

 

 

داشتن نظر مخالف اگر خوب مدیریت شود می‌تواند نتایج مثبت بسیاری دربرداشته باشد مثل دستیابی به محصولات بهتر، ایجاد فرصت برای رشد و شکوفایی، روابط بهتر و محیط کار پویاتر. برای رسیدن به این مزایا، لازم است هرگونه ترس از تضاد و تعارض را از خود دور کنید. در اولین گام، از میل به دوست‌داشته‌شدن دست بردارید. به‌جای آنکه سعی کنید محبوبیت خود را بالا ببرید، بر احترام گذاشتن و احترام گرفتن تمرکز کنید. فکر نکنید که مخالفت کردن عملی نامهربانانه است. بیشتر افراد دوست دارند نظرات دیگر را هم بشنوند، مخصوصا اگر با احترام با آنها در میان گذاشته شود. حتی می‌توانید از کسی که در رویارویی با تضاد راحت است تقلید کنید. اگر هنوز در رابطه با گفت‌وگوهای شدید و سخت تبحر پیدا نکرده‌اید؛ از آنهایی که این تبحر را دارند یاد بگیرید. هر تاکتیکی که می‌خواهید به‌کار ببرید، آن را از قبل در مقیاس کوچک امتحان کنید. در گفت‌وگویی که ریسک کمی دارد نظر مستقیم بدهید و ببینید چه اتفاقی می‌افتد. خواهید دید از آنچه گمان می‌کردید بهتر پیش خواهد رفت.

زمانی که به عنوان مشاور مدیر کار می‌کردم یک مشتری داشتم که به نظرم مشتری مشکل‌داری بود. در اینجا او را مارگاریت می‌نامیم. ما چندان با هم روبه‌رو نمی‌شدیم. من با روشی که او پروژه ما را پیش می‌برد، افرادی که انتخاب می‌کرد و سرعت انجام کار که از نظر او مناسب بود چندان موافق نبودم. اما از آنجا که او مشتری ما بود و من تازه وارد این شغل شده بودم، فکر می‌کردم در مقامی نیستم که به‌طور علنی با او مخالفت کنم. به همین خاطر و برای اجتناب از مخالفت مستقیم، همه ایمیل‌های او را به یکی از همکارانم ارسال می‌کردم و از اینکه مارگارت چه تصمیمات بدی می‌گیرد، هیچ تلاشی برای ابهام‌زدایی نمی‌کند، احتمالا دارای شخصیت منفعل- تهاجمی است و مسائل دیگر نزد همکارم از او شکایت می‌کردم.

یک روز، به‌جای آنکه دکمه Forward را در ایمیل بزنم، دکمه Reply را زدم که به خود مارگارت جواب می‌داد. فکر می‌کردم به همکارم ایمیل ارسال می‌کنم اما در واقع همه‌چیز را برای خود مارگارت می‌فرستادم و در ایمیل گفتم احساس می‌کنم مارگارت یک انسان زجرآور است. حدود ۱۵ ثانیه بعد از آنکه دکمه ارسال را زدم، متوجه شدم چه کرده‌ام و فکر کردم «حتما اخراج می‌شوم.»

با خود فکر کردم بهتر است سریع‌تر کاری انجام دهم، به اتاق رئیسم رفتم و آنچه اتفاق افتاده بود را شرح دادم. جای تعجب داشت که او عصبانی نشد و من را تهدید به اخراج نکرد. او فقط گفت «برو و معذرت‌خواهی کن.»

دفتر مارگارت در منهتن ۳۰ بلوک از ما فاصله دارد. رئیسم پیشنهاد کرد سر راه از گل‌فروشی گل تهیه کنم. یک لحظه با خود فکر کردم شاید اخراج شدن بهتر از روبه‌رو شدن با مارگارت و کاری که انجام داده‌ام باشد، اما حق با رئیسم بود. وقتی با دسته‌گلی که به طرز نامناسبی بزرگ بود به آنجا رسیدم و با او روبه‌رو شدم، او شروع به خندیدن کرد. او به من گفت که چنین اتفاقاتی رخ می‌دهند و او ترجیح می‌دهد دفعه بعد بازهم با او مخالفت کنم، من به او گفتم می‌توانیم در این‌باره صحبت کنیم. توصیه او سخاوتمندانه و مفید بود.

مایلم فکر کنم که رفتار من با مارگارت حاصل بی‌تجربگی من بود اما در سال‌های بعد از آن، آنچه در تحقیقات و مصاحبه‌ها در رابطه با تضاد در محیط کار مشاهده کردم این بود که بیشتر افراد نمی‌خواهند مخالفت کنند یا نمی‌دانند چگونه این کار را انجام دهند. در واقع ما استفاده از عباراتی چون «من نظر متفاوتی دارم»  یا «من موافق نیستم» را معادل عصبانی، گستاخ یا نامهربان بودن می‌دانیم و این مساله باعث ترس افراد می‌شود.

عادلانه است اگر بگویم، موافق بودن آسان‌تر از روبه‌رو شدن با فرد دیگر است، حداقل در کوتاه‌مدت چنین است. وقتی یک نفر با نظر ما موافق است و سر تکان می‌دهد و می‌گوید: «من هم دقیقا همین نظر را دارم» به ما احساس خوبی دست می‌دهد. این دقیقا همان کاری است که من دوست داشتم مارگارت انجام دهد و به‌جای آنکه قبول کنم که او مسائل را متفاوت از من می‌بیند، به او برچسب «انسان مشکل‌دار» می‌زدم. این یک اشتباه بود و در نهایت به شرمندگی خودم ختم شد. با داشتن چنین تفکری، من یک رابطه کاری را که به طور بالقوه سازنده بود از دست دادم. تصور کنید اگر من آزادانه و با احترام با مارگارت مخالفت می‌کردم پروژه چقدر بهتر می‌توانست پیش برود.مخالفت کردن، یک بخش اجتناب‌ناپذیر، طبیعی و سالم از برقراری ارتباط با دیگران است. هیچ محیط کار بدون تضادی وجود ندارد. شاید رویای کار کردن در یک مدینه‌فاضله صلح‌آمیز را داشته باشید اما این محیط برای سازمان مناسب نیست، همچنین برای خود شما و کارتان هم مناسب نیست. در واقع نظرات مخالف اگر خوب مدیریت شوند، نتایج مثبت  بسیاری خواهند داشت. در اینجا به ذکر چند نمونه می‌پردازیم:

   نتایج کاری بهتر

وقتی شما و همکاران‌تان همدیگر را به چالش می‌کشید و همواره می‌پرسید آیا راه‌حل بهتری هم وجود دارد؟ این اختلاف‌های مبتکرانه می‌تواند به راه‌حل‌های جدید منجر شود. لیان دیوی به عنوان یکی از موسسان شرکت Coze Inc می‌گوید: «وجود تضاد به تیم‌ها اجازه می‌دهد در موقعیت‌های سخت به نتیجه برسند، نظرات مختلف را با هم ترکیب کنند و مطمئن شوند که روی راه‌حل‌ها خوب فکر شده است.»او همچنین معتقد است: «وجود تضاد، احساس ناراحتی ایجاد می‌کند، اما منبع نوآوری واقعی است و فرآیند مهمی در شناسایی کاهش ریسک‌ها به‌حساب می‌آید.» ارزشی که از مخالفت کردن به‌دست‌ می‌آید  همواره میزان ثابتی نیست. اگر شما و همکارتان به دنبال بهترین راه‌حل برای انجام یک کار جدید هستید، چاره‌ای جز این ندارید که احتمالات و پیامدهای هر روش را کاملا بررسی کرده و در نهایت به بهترین راه‌حل برسید.

  موقعیت‌های یادگیری و رشد

همان‌قدر که به چالش کشیده شدن ایده‌هایتان در شما احساس ناراحتی به‌وجود می‌آورد، به همان میزان برای شما موقعیت یادگیری فراهم است. با گوش دادن و دریافت بازخورد می‌توانید تجربه کسب کنید، با مسائل جدید روبه‌رو شوید و به عنوان یک مدیر تکامل یابید. به عنوان مثال وقتی همکارتان بعد از ارائه شما، شروع به زخم‌زبان‌زدن می‌کند فقط به‌خاطر اینکه به تیم به‌خاطر کارشان اعتبار نداده‌اید یا از آنها اسم نبرده‌اید، این زخم‌زبان شاید برای شما تلخ باشد اما متوجه می‌شوید که دفعه بعد باید از تیم برای کار خوبشان نام ببرید و تشکر کنید.

  بهبود روابط

وقتی در فضای تضاد با هم کار می‌کنید، با افراد و اطرافیان خود احساس نزدیکی بیشتری می‌کنید و درک بهتری از آنچه برای آنها است به‌دست می‌آورید و متوجه می‌شوید چه موضوعاتی برای آنها مهم است و ترجیح می‌دهند چگونه کار کنند.  در ضمن یک سابقه مهم هم ایجاد می‌کنید:‌اینکه می‌توان مبارزه «خوب» داشت و همچنان روبه‌جلو حرکت کرد. دختر ۱۰ ساله من نیز این موضوع را درک کرده است. یک بار که او شب را خانه دوست نزدیکش سپری کرده بود و صبح به خانه بازگشت از او پرسیدم چطور بود و او پاسخ داد: «عالی بود، تمام مدت با هم دعوا کردیم.» من گفتم چگونه ممکن است تمام مدت دعوا کرده باشید و به شما خوش گذشته باشد. او گفت: «چون آن مساله مشکل‌ساز را حل کردیم و حالا بهترین دوستان یکدیگر هستیم.»

  رضایت شغلی بالاتر

وقتی از مخالفت کردن سازنده درباره موضوعات در محیط کار ترس نداشته باشید، احتمالا برای رفتن به محل کار خوشحال‌تر هستید. از آنچه انجام می‌دهید راضی‌تر خواهید بود و از رابطه با همکاران لذت خواهید برد. به جای آنکه احساس کنید قدم‌هایتان سست است، می‌توانید بر تمام کردن کار تمرکز کنید. تحقیقات نیز این مساله را تایید می‌کنند. یک تحقیق از کارمندان آمریکایی و چینی وجود رابطه بین استفاده از روش‌های خاص برای مدیریت تضاد و شادی کارمندان در محیط کار را نشان داد (مدیریت تضاد به معنی حالتی که در آن کارمندان موقعیت برد- برد را مدنظر دارند، به دیگران توجه می‌کنند و بر منابع مشترک تمرکز دارند.)

  یک محیط کاری فراگیرتر

اگر مایل هستید تنوع و فراگیر بودن در سازمانتان وجود داشته باشد، باید برای مخالفت کردن آماده باشید. آنسا پارکر، کارمن مدینا و الیزابت شیل در مقاله مدیریت خود تحت عنوان «مرز جدید تنوع: تنوع اندیشه‌ها» می‌گویند «هرچند گروه‌های همگن از لحاظ کارآیی مطمئن‌تر هستند، گروه‌های متنوع اغلب در انجام وظایف موفق‌تر عمل می‌کنند.»آنها توضیح می‌دهند که مدیران و کارمندان باید پرهیز از تضاد را متوقف کنند و این نظریه را که اجماع بهترین راه برای رسیدن به نتیجه است، رها کنند. در تیم‌های متنوعی که خوب هدایت می‌شوند، ‌لزومی ندارد که مخالفت کردن به یک امر شخصی مبدل شود.

من بسیار با نظر آنها موافق هستم، به خصوص آن بخش که مدیران مسوول خلق تضادهایی هستند که به تیم‌شان اجازه و فضای خلاق و کارآمد بودن را می‌دهد. به طور ساده، ما باید یاد بگیریم چگونه بیشتر مخالفت کنیم و مدیران نیز باید این مسوولیت را بپذیرند که چگونه این کار را برای کارمندان آسان و راحت کنند، طوری که آنها آزادانه بتوانند مخالفت، بحث و عقاید خود را بیان کنند.اگر شما شخصی هستید که از تضاد دوری می‌کند، احتمالا با خواندن این مقاله ناامید شده‌اید اما خوشبختانه این امکان وجود دارد که با به‌کارگیری تکنیک‌هایی در ارتباط با تضاد راحت‌تر باشید. در اینجا به ذکر چند نمونه‌ برای شروع می‌پردازیم.

  احساس نیاز به دوست داشته شدن را کنار بگذارید

بیشتر افراد دوست دارند که مورد علاقه دیگران باشند. این یک امر طبیعی است. جوئل گارفینگل، به عنوان یک راهنمای اجرایی و نویسنده مجموعه «گفت‌وگوهای سخت» اخیرا نوشت:  «هرچند خواستن اینکه مورد علاقه باشیم طبیعی است، اما همیشه مهم‌ترین مساله نیست.» او می‌گوید به جای آنکه سعی کنید محبوبیت خود را افزایش دهید، بر احترام تمرکز کنید (هم دادن و هم گرفتن آن). او می‌گوید: «حتی زمانی که موضوع سختی پیش‌روست، گفت‌وگو می‌تواند مورد حمایت هر دو طرف باشد. به نظرات طرف مقابل احترام بگذارید و از آنها هم انتظار داشته باشید برای نظرات شما احترام قائل باشند.» اگر خودتان راحت‌ باشید و به این نتیجه برسید که احترام مهم‌تر از دوست داشته شدن است، در این صورت برای تیم خود الگویی خواهید شد که مخالفت کردن اشکالی ندارد و فضای بازتری برای بیان ایده‌های آنها مطرح می‌شود. (البته آن طور که تحقیقات نشان می‌دهد، عمل به این توصیه می‌تواند مورد سوء‌استفاده قرار گیرد، مخصوصا برای خانم‌ها.)

  بر تصویر بزرگ تمرکز کنید

در مخالفت کردن اگر با آن به عنوان یک مساله شخصی روبه‌رو شوید، کار مشکلی است، اما تضاد‌ها در محیط کار اغلب با تفاوت‌ها روی اهداف و فرآیندها آغاز می‌شوند. دیمی جن سو، به عنوان یکی از مدیران شرکت پاراویس پرتنرز و یکی از نویسندگان مجموعه «فضا را تصاحب کنید» پیشنهاد می‌کند به موضوعی غیر از آسیبی که مخالفت کردن می‌تواند به  رابطه شما وارد آورد تمرکز کنید.او می‌گوید: «به نیازهای کسب‌و‌کار فکر کنید: چرا اختلاف‌‌نظر شما مبحث مهمی است؟ این اختلاف‌نظر چه کمکی به سازمان می‌کند؟ چه کمکی به تیم یا پروژه‌ای که روی آن کار می‌کنید، می‌کند؟ اینکه بخواهیم دوست داشته شویم مربوط به شخص است، اما اینکه بخواهیم بهترین کار را برای سازمان یا تیم انجام دهیم به میزان زیادی کمتر خودخواهانه است.

  مخالفت کردن را با نامهربانی همسان فرض نکنید

وقتی با افرادی که از تضاد وحشت دارند صحبت می‌کنم و از آنها می‌پرسم چرا از مخالفت کردن گریزانند، اغلب پاسخ می‌شنوم که «نمی‌خواهم احساسات او را جریحه‌دار کنم» یا «نمی‌خواهم مثل یک آدم احمق جلوه کنم». بله، البته افرادی هستند که دوست ندارند با آنها مخالفت شود (مثلا مدیران متزلزل) اما اغلب افراد پذیرای شنیدن نظرات مخالف و متفاوت هستند اگر شما این نظرات را با فکر و با احترام ارائه کنید.از خودتان بپرسید: آیا واقعا این ریسک وجود دارد که باعث جریحه‌دار کردن احساسات همکارتان شوید یا آیا آنها واقعا فکر می‌کنند شما احمق هستید؟ یا اینکه تنها به خاطر اینکه خودتان احساس راحتی کنید از این کار اجتناب می‌ورزید؟

  یک الگو پیدا و از آنها تقلید کنید

خوشبختانه همیشه حداقل یک شخص در زندگی شما هست (مثلا یک همکار، فامیل یا دوست) که در رک بودن و صداقت در بیان اندیشه‌ها و نظراتش بدون حاشیه‌سازی سرآمد باشد. به آن شخص دقت کنید. ببینید چه می‌کند و بعد از او تقلید کنید. یکی از همکارانم اخیرا به من گفت که وقتی در یک موقعیت سخت قرار می‌گیرد وانمود می‌کند یک هنرپیشه است که مهارت خاصی در مواجهه با ناراحتی دارد. او می‌گوید این گونه می‌تواند رفتار خودش را از دور مشاهده کند به جای آنکه در گرداب احساسات خود در آن لحظه غرق شود. این توصیه‌ای است که متخصصان مطرح می‌کنند که اگر توان مواجه شدن با گفت‌وگوهای سخت را ندارید خودتان را جای شخص دیگری قرار دهید که این توانایی را دارد.

از هر تاکتیکی که استفاده می‌کنید، ابتدا آن را در مقیاس کوچک امتحان کنید. در گفت‌وگوهایی که ریسک کمی دارند صریح و رک باشید و ببینید چگونه پیش می‌رود. خوشبختانه خواهید دید که بهتر از آنچه انتظار داشتید، پیش خواهد رفت و اگر این گونه نشد، می‌توانید از آن موقعیت یاد بگیرید و دوباره امتحان کنید. همان‌طور که من به طور تصادفی از ایمیل خود به مارگارت یاد گرفتم، گاهی اوقات مخالفت کردن همان کاری است که طرف مقابل انتظار دارد شما انجام دهید. البته تا زمانی که این کار را با احترام و یکدلی انجام دهید.

شنبه, 20 مرداد 1397 13:19

علوم مهجور در حوزه علمیه!

 اخذ اجتهاد بدون قرآن!

 

 

 

نوشته ی پیش رو بخشی از بیانات مقام معظم رهبری است پیرامون مباحث اجتهاد و اهمیت به قرآن و احتیاج به تأسیس علوم قرآنی در حوزه
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 2 دقیقه
قرآن کریم

 

 

در عین حالی که فقاهت اساس امر است، نباید از دیگر علوم اسلامی در حوزه‌ها غفلت بشود. مثلاً می‌بایست علم قرآن، شناسایی قرآن، فهم قرآن و انس با قرآن به عنوان یک علم و یک رشته در حوزه‌ها وجود داشته باشد. طلاب ما باید قرآن و یا لااقل بخشی از قرآن را حفظ کنند، یا حداقل با آن مأنوس باشند.

چه‌قدر مفاهیم اسلامی در قرآن هست که اگر ما بخواهیم در فقه بحث کنیم، به فکر آنها نمی افتیم.  این انزوای قرآن در حوزه‌های علمیه و عدم انس ما با قرآن، برای ما خیلی مشکلات درست کرده است و بعد از این هم خواهد کرد و به ما تنگ‌نظری خواهد داد.

من یک وقت در سال‌های قبل از انقلاب در مشهد در درس تفسیر، به طلبه‌ها میگفتم که ما از اولِ «بدان ایّدک الله»، تا وقتی که ورقه‌ی اجتهادمان را می‌گیریم، می‌توانیم حتّی یک بار به قرآن مراجعه نکنیم! یعنی وضع درسی ما این‌طوری است که اگر طلبه‌یی از ابتدا حتّی یک بار به قرآن مراجعه نکند، می‌تواند همین رشته‌ی ما را از اول تا آخر سیر کند و مجتهد بشود! چرا؟ چون درس ما اصلاً از قرآن عبور نمی‌کند. متأسفانه حالا هم که نگاه می‌کنم، می‌بینم همان‌طور است. ما در فقه گاهی مثلاً یک آیه‌ی قرآن را ذکر می‌کنیم، آن هم خیلی رویش کار و تحقیق نمی‌شود؛ به قدری که در روایات ما بحث می‌شود و کار می‌شود.

 قرآن از حوزه‌ی ما منزوی است؛ مثلاً علم قرآن، مسائل مربوط به قرآن؛ همین چیزهایی که شما می‌بینید تحت عنوان علوم قرآن الان رایج شده و گذشتگان کتاب‌های زیادی درباره‌ی آن‌ها نوشتند و حالاها هم خوشبختانه بعضی‌ها توجهاتی به آن‌ها می‌کنند. تفسیر هم که یک علم مستقل است، همین‌طور است. حدیث، آشنایی با حدیث، علم حدیث، شناخت حدیث، که غور در این علم، به دسته‌بندی‌های خوب، فهرست‌بندی‌های خوب و استفاده‌های خوب منتهی بشود - که متأسفانه از همه‌ی آنها ما الان محروم هستیم - همین‌طور است. در رجال هم که باید کار و تحقیق بشود، همین‌طور است. اگرچه کتاب‌های خوبی نوشته شده، لیکن درعین‌حال انسان احساس می‌کند که خلأ عظیمی در رجال وجود دارد.

ما از همین شناخت و معرفت رجال است که می‌خواهیم حجت را برای خودمان در باب سنت به دست آوریم؛ باید روی آن کار بشود. تاریخ هم همین‌طور بسیار مهم است. حتّی از تاریخ هم می‌شود در فقه استفاده کرد. بسیاری از مسائل فقهی است که به تاریخ ارتباط پیدا می‌کند؛ ولی ما کمتر به این ارتباط توجه کرده‌ایم و حتّی آن را کشف نکرده‌ایم. البته من تاریخ را به عنوان یک علم مستقل عرض می‌کنم، یک علم اسلامی است؛ بایستی کسانی در آن کار کنند.


 


منبع: وبسایت خانه طلاب

فواید لمس کردن همسران در روز

 

 

 

صمیمیت در یک رابطه طولانی و شاد این است که زوج ها لااقل روزی یک بار یکدیگر را لمس کنند. لمس کردن به سادگی می تواند رابطه میان زوج ها را تحکیم ببخشد و ارتباط عاطفی شما را عاشقانه حفظ کند.
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 4 دقیقه

 

لمس کردن همسر

 

 


زن و شوهر باید از لحاظ جسمی به هم متصل باشند و این امر با لمس کردن روزانه میسر می شود. کارشناسان معتقدند لمس کردن حتی با بزرگ شدن فرزندان نیز نباید در زن و شوهر کم شود. با توجه به مطالعات نوین، لمس کردن محبت آمیز نه تنها دلبستگی در زوج ها را افزایش می دهد بلکه در روابط بلند مدت می تواند به سلامت جسمانی نیز کمک کند. با لمس کردن اساسا ارتباط آغاز می شود و شما با این کار به طرف مقابل می گویید که در کنارت هستم. کارشناسان می گویند وقتی شما لمس می کنید و لمس می شوید، در رفع پریشان خاطری، درد یا کسالت تان بسیار موثر واقع خواهد شد. در ابتدای ازدواج رابطه فیزیکی میان زوجین زیادتر است اما به مرور زمان ممکن است کمرنگ تر شود. لمس کردن می تواند نشانه ای از توجه کردن نسبت به شریک زندگی تان باشد به همین دلیل است که باید تا می توانیم آن را افزایش داده و خجالت کشیدن یا فراموش کردن را بهانه نکنیم.

لمس کردن رابطه شما را تجدید می کند

اگر می خواهید احساسات خود را نسبت به شریک زندگی تان بیان کنید به دنبال فرصتی برای لمس کردن و تماس فیزیکی با او باشید. هلن فیشر متخصص انسان شناسی بیولوژیک و پژوهشگر می گوید: با یکدیگر در تماس باشید. ما فقط برای لمس کردن ساخته شده ایم و در واقع مغز انسان برای انجام این کار ساخته شده است. زمانی که ما به طور عاشقانه لمس می شویم ترشح هورمون اوکسیتوسین که به هورمون عشق شهرت دارد در مغز افزایش می یابد و باعث حفظ احساس دلبستگی عمیق می شود. فیشر توصیه می کند: دستان همدیگر را بگیرید، پاهایتان را به آرامی از زیر میز روی پای دیگری قرار دهید و در آغوش یکدیگر بخوابید.

لمس کردن استرس را کاهش می دهد

یکی از مهم ترین اثرات لمس کردن افزایش توانایی مغز و بدن است. این یک پدیده روانشناسی نوین محسوب می شود. متخصصان سلامت می گویند اگر می خواهید آرامش داشته باشید و به دور از هرگونه استرس قرار بگیرید از شریک زندگی تان بخواهید با لمس کردن شما را در این امر یاری دهد. هنگامی که ما با کسی که به ما نزدیک است تماس بدنی بر قرار می کنیم ترشح سروتونین عصبی افزایش یافته و کورتیزول که هورمون استرس است کاهش می یابد. بدین شکل ضربان قلب و فشار خون کاهش می یابد. طبق مطالعات تحقیقاتی توصیه شده است پیش از یک کار مهم (مثل یک جلسه شغلی) شریک تان را ماساژ دهید. این کار باعث دوری استرس از او می شود و می تواند مسائل را به خوبی مدیریت نماید.

لمس کردن می تواند درد را کاهش دهد

متخصصین می گویند لمس کردن مانند یک داروی ضد درد طبیعی کاربرد دارد. این یک آزمایش ثابت شده است و شما می توانید از این پس آن را بر شریک زندگی خود امتحان کنید. به همین دلیل است که توصیه می شود هنگام زایمان، مردان دست همسر خود را در دست بگیرند زیرا این کار می تواند درد آنها را کاهش دهد. چه چیز می تواند از این شیرین تر باشد؟ همچنین این مطالعات اثبات کرده اند که نگه داشتن دست می تواند در زوج ها موجب تنظیم تنفس و ضربان قلب نیز بشود.

لمس کردن موجب سالم تر شدن و شادتر شدن شما می شود

کارشناسان می گویند وقتی ما لمس می شویم، سلامت کلی بدن در حالت بهتری قرار دارد. در واقع وقتی ما احساس آرامش می کنیم و استرس کمتری داریم، توانایی بیشتری در مبارزه با بیماری و عفونت خواهیم داشت. بسیار مهم است که زوج ها یکدیگر را لمس کنند تا بدین شکل تنش و دردشان کمتر شده و سلامت آنها حفظ شود. تحقیقات نشان می دهد که لمس کردن زوج ها به طور منظم باعث تقویت رابطه و رضایت شریک زندگی می شود. این شگفت انگیز است که امری به این سادگی می تواند روابط ما را تحکیم ببخشد.


 

منبع: آکا ایران

رفتارهایی که تاثیر منفی بر ازدواج می گذارد

 

 

رفتارهای خودخواهانه می‌تواند تاثیر منفی بر ازدواجتان بگذارد. ۵ مورد از متداول‌ترین این رفتارهای مخرب را برایتان عنوان می‌کنیم که ممکن است بدون اینکه بدانید همین حالا در ازدواج شما هم وجود داشته باشد. باید این رفتارها را بشناسید و روش‌های پیشگیری از آنها را هم یاد بگیرید.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 4 دقیقه
خودخواهی، ازدواج، مشاوره خانواده، استرس، نیازهای جنسی، خانواده ایرانی، جوان و ازدواج

 

 


خیلی از زوج‌هایی که پیش مشاوره‌های خانواده می‌روند، هر دو طرف نیت خوبی دارند و می‌خواهند رابطه‌شان را نجات دهند و در آخر متوجه می‌شوند علت اینکه کار رابطه‌شان به اینجا کشیده همین ۵ رفتار خودخواهانه بوده است.

۱. اینکه طی یک بحث یا مشاجره به جای اینکه به حرف‌هایی که طرف‌مقابلتان می‌زند فکر کنید، به فکر واکنش دفاعی خودتان باشید.
این یکی از متداول‌ترین رفتارهایی است که در زوج‌ها می‌توان دید. افراد معمولاً درمورد مشکلات و خستگی‌های خودشان خوب حرف می‌زنند و آنها را ابراز می‌کنند ولی وقتی نوبت به حرف زدن طرف‌مقابلشان می‌رسد، حالت دفاعی به خودشان می‌گیرند. همین باعث می‌شود که خوب به حرف‌های همسرشان گوش نکنند. توصیه ما این است که دقیق به حرف‌های همسرتان گوش کنید و سعی کنید پیامی که می‌خواهد به شما بدهد را درست بگیرید، بدون هیچ بی‌احترامی و تمسخر. حتی نوشتن حرف‌هایی که همسرتان می‌زند برای بالا بردن تمرکزتان می‌تواند مفید باشد.

۲. اینکه درمورد مسائل و مشکلات شخصی و همچنین مشکلاتتان در رابطه با همسرتان صحبت نکنید

مطمئناً هیچ انسانی نمی‌تواند فکر دیگران را بخواند، همسر شما هم از این قاعده مستثنی نیست. خیلی خودخواهانه است که توقع داشته باشید که او دقیقاً بداند که چه خبر است و چه مشکلی دارید و به کمکتان بیاید. ممکن است استرس‌های کاریتان باشد، نگرانی‌های مالی یا رفتارهایی از همسرتان که برایتان آزاردهنده است. این لیست می‌تواند خیلی طولانی باشد و حرف نزدن درمورد آنها موجب خشم و کینه و آزار همدیگر می‌شود. حرف زدن با هم و گوش کردن به حرف‌های همدیگر قسمت زیادی از ناراحتی‌های شما را برطرف خواهد کرد.

۳. اینکه مدام حدس و گمان بزنید: همیشه همه چیز را نباید به خودتان بگیرید!

یکی از عواقب رفتار خودخواهانه قبلی این است که درمورد رفتار طرفتان حدس و گمان بزنید و آن را به خودتان بگیرید. وقتی آدم‌ها دچار استرس می‌شوند، ممکن است رفتارشان هم در رابطه با همسرشان عوض شود. ممکن است مدام عصبانی و زودرنج شوید و این رفتار باعث می‌شود که طرف مقابل آن را به خودش بگیرد و ناراحت و عصبانی شود. در بهترین حالت بهتر است که طرفی که استرس دارد با همسرش صحبت کند اما ازآنجایی که هیچکدام از ما آدم‌های کاملی نیستیم، ممکن است هیچ نگوییم و در اینصورت وظیفه طرف‌مقابل است که با نرمی و لطافت موضوع را مطرح کند و درمورد مشکلات همسرش سوال کند. وقتی می‌خواهید این کار را بکنید، یادتان باشد که پیش‌داوری‌هایتان را کنار بگذارید. به عبارت دیگر، تصور نکنید که همسرتان قصد حمله به شما و آزارتان را داشته است، در عوض به خودتان یادآور شوید که او هنوز هم همان کسی است که شما انتخابش کرده‌اید و عاشقش هستید.

۴. اینکه نگران نیازهای جنسی خودتان باشید و نیازهای جنسی همسرتان را نادیده بگیرید

رابطه‌جنسی بخش بسیار مهمی از ازدواج است و مشکل بسیاری از زوج‌هایی که پیش مشاوره خانواده می‌روند هم همین است. مشکلات مربوط به رابطه‌جنسی معمولاً شامل تفاوت در میزان میل جنسی و انتظارات فرد از آن می‌شود. خیلی مهم است که با هم درمورد این موضوعات صحبت کنید. هیچ اشکالی ندارد که توقعات خودتان را از رابطه‌جنسی با همسرتان در میان بگذارید. بعد از اینکه از انتظارات هم باخبر شدید، باید سعی کنید آنها را در نظر گرفته و به آنها احترام بگذارید. صحبت کردن باهم اهمیت بسیار زیادی در این زمینه دارد.

۵. اینکه فقط به رفتارهایی از همسرتان فکر کنید که برایتان آزاردهنده است، نه رفتارهایی از خودتان که ممکن است باعث آزار همسرتان شود

خیلی از جلسات مشاوره خانواده با این جمله «او این کار را می‌کند»، «و آن کار را می‌کند» شروع می‌شود. این جمله‌ها برای توصیف رفتارها یا خصوصیات اخلاقی استفاده می‌شود که طرف مقابل را دیوانه می‌کند. به جای اینکه روی کاری که همسرتان انجام می‌دهد متمرکز شوید، بهتر است هر کدامتان روی رفتارهای خودتان تمرکز کنید، مخصوصاً رفتارهایی که می‌دانید موجب آزار همسرتان است. منظورمان این نیست که خودتان را عوض کنید، نه. فقط کافی است آگاهی بیشتری نسبت به رفتارهای خودتان پیدا کنید و سعی کنید آنها را اصلاح کنید.
به خاطر داشته باشید که هیچ رابطه‌ی ایدآلی وجود ندارد. اگر تصور می‌کنید که یکی از این رفتارها را دارید، قدم بزرگی برداشته‌اید زیرا آگاهی سخت‌ترین قدم در ایجاد تغییر است.

 


منبع : مردمان

طی ۱۰ سال همه‌چیز تغییر کرده جز اشتیاق مردم به انتشار

 

 

دنیای اقتصاد : امروزه «وردپرس» یکی از موفق‌ترین پلت‌فرم‌های انتشار محتوا در وب به حساب می‌آید. Matt Mullenweg یکی از بنیان‌گذاران وردپرس در گفت‌وگو با کارا سوییشر مجری رویداد Recode درباره این پلت‌فرم بلاگ‌نویسی ۱۳ سال بعد از نخستین عرضه آن صحبت می‌کند. او همچنین از خرید استارت‌آپ روزنامه‌نگاری Atavist توسط وردپرس می‌گوید. وردپرس امروز ۷۵۰کارمند بدون دفتر دارد!
 
 
 
 

 

 

کارا سوییشر: امروز در صندلی قرمز کنار من Matt Mullenweg یکی از بنیان‌گذاران وردپرس نشسته است. حدود یک سوم سایت‌های جهان از این پلت‌فرم استفاده می‌کنند. اصلا از کجا شروع کنیم؟

وردپرس یک سیستم اوپن‌سورس برای وبلاگ نویسی بود و من و برخی از همکارانم هم با آن مشارکت می‌کردیم. این سیستم واقعا بر اساس این شروع شد که برخی افراد معتقد بودند که وب نیاز به استاندارد دارد و آن زمان یادم هست شعار ما این بود «کد شعر است» این همان زمانی بود که سایت خود شما AllthingsD هم سراغ وردپرس آمد.

سال ۲۰۰۷ بود، اگر اشتباه نکنم حدود ده یازده سال قبل؟

بله آن زمان وردپرس چهارساله بود. به‌تدریج و با گذشت زمان وردپرس به یک پلت‌فرم شبیه یک سیستم‌عامل تبدیل شده است.زمانی که به این عرصه – پلت‌فرم‌های انتشار محتوا – وارد شدیم رقبای زیادی وجود داشتند و سهم ما خیلی کوچک بود. در حال‌حاضر حدود ۳۱ درصد از بهترین وب‌سایت‌های جهان روی وردپرس قرار دارند. الان در قدرتمندترین زمان ممکن هستیم و همچنان در حال رشد.

همان‌طور که گفتید تعداد زیادی سرویس شبیه شما وجود داشت، الان اسم دقیق پلت‌فرم‌هایی که آن زمان وجود داشتند را به خاطر ندارم. شما چیزی یادتان هست؟

Six Apart، مویبل تایپ، TypePad و همین طور Blogger.

و بسیاری از آنها امروزه از بین رفته‌اند و شما احتمالا می‌دانید چرا.

یکسری تکنولوژی‌های پایه‌ای و معماری درست داشتیم که ما را پیروز کرد. به‌طور پایه‌ای ما قانون مور را محور قرار دادیم. در آن زمان بزرگ‌ترین رقیب ما که حدود ۹۰ درصد بازار را در اختیار داشت Movable Type بود. آن پلت‌فرم در ابتدای به‌کارگیری خیلی سریع بود اما با افزایش تعداد پست‌ها کند می‌شد. ما روی غنی کردن MySQL و سرعت دادن به صفحات تمرکز کردیم و بعد داینامیک شدن صفحات.

وقتی می‌گویید ۳۱ درصد از بهترین سایت‌ها را میزبانی می‌کنید توضیح بدهید منظورتان چیست و چرا مردم وردپرس را انتخاب می‌کنند؟ به‌خاطر سرویس‌های مختلفی که حالا روی وردپرس اجرا می‌شود اما قبل از آن بگویید وردپرس دات‌کام با وردپرس چه تفاوتی دارد؟

بهترین مدل برای معرفی وردپرس دات‌کام مثال اندروید است. گوگل گوشی پیکسل خود را دارد و ما هم Wordpress.com را داریم، شما می‌توانید وردپرس را از ما بگیرید و ما برای شما آن را به شکل بسیار خوبی اجرا می‌کنیم. (خود وردپرس به شکل مستقل هم قابلیت نصب روی سرور را دارد)

پس احتمالا از چه عدد بزرگی باید الان پشتیبانی کنید.

حدود ۲۰ تا ۳۰ میلیارد صفحه در ماه. ما در سطح وسیع و گسترده‌ای داریم از وردپرس استفاده می‌کنیم و تقریبا این سیستم در برابر مشکلات فنی رویین تن شده است به همین دلیل ما آن را خیلی سریع و با سرعت ارائه می‌دهیم، البته شما همچنین می‌توانید وردپرس را از Godaddy، آمازون، Bluehost و تقریبا هر نوع میزبان وب هم دریافت کنید.

و آنها وردپرس را به‌عنوان سرویس ارائه می‌دهند؟

بله، البته آنها بهترین مشارکت‌کنندگان برای بهبود وردپرس هم هستند. در حال‌حاضر حدود دو هزار نفر که بسیار علاقه‌مندند روی وردپرس کار می‌کنند، نه به خاطر اینکه این شغل آنهاست بلکه به این دلیل که عاشق آن هستند.

شما سرورهای VIP دارید برای سایت‌های خاص؟

در واقع VIP نوعی وردپرس برای استفاده شرکت‌های بزرگ و خاص از این پلت‌فرم است. البته هنوز بخش کوچکی از فعالیت ما را به خود اختصاص داده اما مشتریان جدیدی دارد و یکی از بزرگ‌ترین مشتریان جدید ما فیس‌بوک است، در واقع همه وب‌سایت‌هایی که جزو facebook.com قرار نمی‌گیرد روی سرورهای VIP ما پشتیبانی می‌شوند.

چرا فیس‌بوک این‌کار را (حضور روی سرورهای شما به‌عنوان VIP) انجام می‌دهد؟ مگر خودش نمی‌تواند این‌کار را انجام دهد؟

قطعا می‌توانند. آنها بهترین شرکت تکنولوژی نسل ما هستند. سرورهای VIP ما بسیار امن هستند و بسیار ساده راه‌اندازی می‌شوند، بنابراین اگر مثلا فیس‌بوک تصمیم می‌گیرد internet.org را راه بیندازد یا مثلا انستیتوی چان – زاکربرگ، یا سایت خبرنامه (newsroom.fb.com) از این خدمات ما استفاده می‌کنند.

وردپرس چقدر از آن زمان که به راه افتاد تاکنون تغییر کرده است؟

خب، همه‌چیز عوض شده است. آنچه عوض نشده اشتیاق مردم به انتشار و داشتن لحن اورجینال و خاص است. این چیزی است که همیشه وجود دارد.

از نظر انتشار شما اوضاع امروز را چگونه می‌بینید؟

از چه جهت؟

از جهت استفاده مردم به‌طور مشخص از موبایل. این موضوع بسیار مهمی است مثلا مردم چگونه از موبایلشان استفاده می‌‌کنند و مثلا چگونه باید برای موبایل مطالب را پست کرد؟

از نظر مصرف. مردم بیش از همیشه می‌خوانند. زمانی که نخستین موبایل‌ها به بازار آمدند و صفحه نمایش‌شان بسیار کوچک بود و رزولوشن پایینی داشت ما تصور می‌کردیم هیچ کس مطالب بلند را روی این دستگاه‌ها نخواهد خواند و اکنون اینگونه نیست. ما الان سایت‌های (تولید محتوا) Atavist و Longreads را داریم که برخی از مطالبشان به ۱۵ هزار تا ۲۰ هزار کلمه هم می‌رسد و به‌طور عمومی خواننده هم دارد و خوانندگانشان روی موبایل آنها را می‌خوانند. پس ترافیک بسیار بالا رفته است. زمانی تصور می‌شد که شبکه‌های اجتماعی بلاگ‌ها را نابود خواهند کرد حالا باعث افزایش ترافیک سایت‌های مستقل شده است. این ترافیک بسیار زیادی است و من واقعا برای این اتفاق هیجان زده‌ام. حدود یک سال و نیم روی این موضوع کار کرده‌ام.

در مورد پروژه گوتنبرگ توضیح می‌دهید؟

برای مدت زیادی مردم اول یک جا می‌نوشتند و بعد آن را روی وب کپی می‌کردند. همین الان مردم اول در نرم افزار word می‌نویسند و بعد آن را ایمیل می‌کنند تا یک نفر دیگر آن را روی وب‌پست کند. اما واقعیت این است وب می‌تواند از این چیزی که هست غنی‌تر باشد و این چیزی است که حداقل بخشی از زیرمجموعه‌های شرکت VOX مثل سایت The Verge و سایت‌های مشابه به خوبی آن را نشان داده‌اند. آنها به چیزی تبدیل شده‌اند که شما واقعا می‌خواهید ببینید یا بشنوید. ما در پروژه گوتنبرگ به دنبال چنین چیزی هستیم به چیزی که از نظر فیچر غنی باشد مثلا عکس‌ها را بتوان به شکل زیبایی به‌صورت وایداسکرین دید یا همین طور ویدئوها و اقلام تعاملی دیگر را. یا همین طور فرم‌های تماس، منو، نقشه و... را با آن تولید کرد. گوتنبرگ از سوی وردپرس و ۵۰ هزار پلاگین و انبوهی از ویجت‌های آن پشتیبانی می‌شود. نکته مهم اینکه کار با این پلت‌فرم بسیار ساده است.

پس افراد عادی هم می‌توانند از آن استفاده کنند.

بله الان برای چنین کاری شما یا باید کد‌نویس باشید یا مهندس یا زبان HTML بدانید اما گوتنبرگ بسیار ساده طراحی شده شما با درگ‌اند دراپ به راحتی با آن کار کنید و نکته اینکه با موبایل به خوبی کار می‌کند. می‌توانم بگویم این بزرگ‌ترین تغییر ورد پرس طی ۱۰سال اخیر بوده است.

گوتنبرگ در دیدن وب (‌ویدئو، گرافیک و متن) سرعت بیشتری ایجاد می‌کند؟

بله از طریق گوگل AMP. این تکنولوژی است که به دیدن وب به خصوص روی موبایل سرعت می‌دهد و الان از سوی همه شبکه‌های اجتماعی پشتیبانی می‌شود. یکی از بهترین ویژگی‌های آن دستورالعمل سخت‌گیرانه نمایش آگهی است. سرعت در وب امروزه برای کسب وکارها بسیار حیاتی است. یک مطالعه در مورد آمازون نشان داده که کند شدن ۱۰۰ میلی ثانیه سایت این شرکت باعث افت ۱۰ درصدی فروش این شرکت شده است.

مسیر آینده وردپرس چیست فکر می‌کنید چه زمانی شرکت‌های بزرگ – و نه فقط دوستان شما – به سمت وردپرس می‌آیند؟

ما می‌خواهیم بهترین پلت‌فرم را ایجاد کنیم و من ۱۵ سال از عمرم را روی آن گذاشته‌ام و می‌خواهم بقیه عمرم را هم صرف آن کنم. من می‌توانم این سمت میز بنشینم و بگویم شما سایت‌تان را روی وردپرس بیاورید و اگر شما قبول نکنید من می‌توانم ۱۰ سال صبر کنم. اما ۱۰۰ هزار دلار شرط می‌بندم که طی ۱۰ سال آینده شما به وردپرس سوئیچ خواهید کرد. به عبارت بهتر به جای اختراع چرخ بهترین پلت‌فرم موجود را انتخاب خواهید کرد.

کتاب الکترونیکی مستندات قرآنی زیارت جامعه ی کبیره

تالیف عباس نوری مدرس دانشگاه

مروری بر کتاب
 
مستندات قرآنی زیارت جامعه ی کبیره« موضوع تحقیق رسالة حاضر است که  » در آن از شواهد قرآنی مرتبط با فرازهای زیارت استفاده شده و در پنج فصل تدوین یافته است . 

فصل اوّل کلیات که در آن به ،هدف ، پیشینه ی تحقیق ،روش کار ، مراحل و محدودیت های تحقیق پرداخته شده است .

فصل دوّم که در آن به فهرست اجمالی و چهار چوب زیارت جامعه  ،ترجمه ، متن زیارت جامعة کبیره، ،" بررسی سندی زیارت و جایگاه رجالی راوی آن"موسی بن عبدالله نخعی  . توثیق و تأیید نخعی توسّط بزرگان و تأکید امام زمان ع بر خواندن آن اشارت رفته است

 فصل سوّم به جداول و نمایه ی آیات مفسَّره در زیارت موصوف اختصاص دارد: جدول اوّل بر مبنای ترتیب جملات زیارت تنظیم شده و جدول دوّم مبتنی بر نظم تدوینی قرآن است که بیش از یکصد آیه را شامل می شود

 فصل چهارم مربوط به کتابشناسی زیارت جامعه است که طیّ آن کتابهای چاپی عربی و فارسی ، کتابهای خطّی عربی و فارسی مقالات و پایان نامه ها و آثاری به زبانهای دیگر  دسته بندی و  احصاء شده است .

  در فصل پنجم بیست جمله از متن زیارت جامعه با آیات مرتبط از قرآن کریم بررسی شده است. در هر مورد ، مفردات اقوال مفسّران فریقین ،روایات و بعضاً بیان شارحان آمده و سپس نتیجه گیری کلّی از تلفیق و ترکیب هر جمله با آیه ی مرتبط با آن بیان شده است.

نهایتاً با گفتار واپسین و پیشنهادهایی در راستای گسترش فرهنگ ادعیه و زیارات و احیاء و ترویج علمی و عملی آنها در مدارس و دانشگاه ها این رساله به پایان می رسد.

نویسنده در خلق این اثر به تصریح برخی علما، موید من عند الله بوده است.

 

لطفا جهت دانلود به فایل پیوست مراجعه شود.

 

قانون علیت، تبیین‌گر نقش انسان در زمینه‌سازی ظهور

 

 

 

«ظهور» به عنوان یک پدیده اجتماعی، با رویکرد جامعه شناختی قابل تعریف است. رویکرد جامعه شناختی دارای اقتضائاتی است که در حوادث اجتماعی، از جمله حادثه ظهور ساری و جاری است.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه

 

ظهور

 

 


«ظهور» به عنوان یک پدیده اجتماعی، با رویکرد جامعه شناختی قابل تعریف است. رویکرد جامعه شناختی دارای اقتضائاتی است که در حوادث اجتماعی، از جمله حادثه ظهور ساری و جاری است. قانونمندی و علت مداری در واقع همان اقتضائاتی است که در حوادث اجتماعی به صورت فراگیر وجود دارد.

ظهور که در فرجام تاریخ به وقوع می‌پیوندد، بر اساس همین اقتضائات اجتماعی قابل باز شناسی است؛ زیرا قانون علیت که دارای سه شاخصه عمومیت، سنخیت و حتمیت است؛ با شاخصه عمومیت، شمولیت خویش را بر همه حوادث مادی و معنوی، طبیعی و انسانی، فردی و اجتماعی جاری و با شاخصه سنخیت، تناسب و هماهنگی را میان همه علل و معالیل نهادینه می‌کند و با شاخصه ضرورت، تلازم وجودی و عدمی را میان علل تامه با معالیل، حتمیت می‌بخشد.

آمادگی مردم و نقش آفرینی آن‌ها کلی است، یعنی همین قدر به صورت کلی دانسته می‌شود که اگر مردم آماده باشند، زمان ظهور تقدم پیدا می‌کند و عکس آن اگر مردم آماده نباشند، زمان ظهور به تأخیر می‌افتد


با باز شناسی قانون علیت، قانونمندی جامعه و حوادث اجتماعی، از جمله حادثه ظهور توجیه پذیر می‌شوند؛ زیرا وقتی ظهور را از جمله حوادث اجتماعی و تاریخ را موطن رخداد آن تلقی کنیم، آن‌گاه ظهور به عنوان یک حادثه اجتماعی، اجرای قوانین و قواعد اجتماعی را می‌طلبد و بر همین اساس، علت مداری و قانونمندی در ظهور، وقوع می‌یابد.

آری؛ علت مداری و قانونمندی در ظهور، توجیه‌گر امکان زمینه سازی ظهور است و زمینه سازی ظهور نیز به نوعی توجیه‌کننده تأثیرگذاری بشر بر رخداد ظهور می‌باشد

تحلیل و تبیین فراگیری قانون علیت

در جهان هر چه روی می‌دهد علت یا عللی دارد. پدیده‌ای بدون علت و یا علل در جهان صورت نمی‌بندد. قانون علیت بر اساس مذهب شیعه علاوه بر عوامل طبیعی عوامل انسانی را در بر می‌گیرد و در عوامل انسانی نیز علاوه بر افعال فردی، افعال اجتماعی را شامل می‌شود.

بر اساس داده‌های عقلی، می‌توان به عمومیت قانون علیت پی برد و از عمومیت قانون علیت نیز می‌توان به قانونمندی جامعه دست یازید. بی‌تردید این فرایند، یعنی عمومیت قانون علیت و قانونمندی جامعه مورد تأیید و سفارش قرآن نیز می‌باشد؛ زیرا قرآن در آیات مختلفی به این مسئله به عنوان سنت الهی توجه کرده که همیشه حوادث تاریخی و پدیده‌های اجتماعی، بر اساس قوانین و قواعدی مشخص و همیشه بر اساس علل و عواملی معیّن به وقوع می‌پیوندند.

 

علیت و قانون‌مندی در حوادث اجتماعی

حوادث اجتماعی اولا، قانونمند است؛ ثانیا، قانونمندی حوادث اجتماعی بر اساس قانون علیت توجیه می‌شود؛ ثالثا، دارای شاخصه‌های ضرورت و حتمیت است؛ رابعا، دارای شاخصه‌های سنخیت و تناسب است؛ خامسا؛ اراده بشری جزء تشکیل دهنده علت تامه حوادث اجتماعی است.

پس، اجتماعات انسانی، پدیده‌هایی هستند در حد پدیده‌های طبیعی که بر آن‌ها نیز قوانینی، نظیر قوانین طبیعی حکومت می‌کند و باید پذیرفت که پدیده‌های اجتماعی را نیز عینا نظیر اشیا می‌توان سنجید، وزن کرد، اندازه گرفت و ابعاد و آمار آن‌ها را بررسی کرد .

تبلیغ و آمادگی برای ظهور، آراسته شدن به عدالت و دادگستری است. همه باید این نوع آمادگی را پیدا کنند; یعنی خودشان را به عدل و قسط بیارایند، از مردم عادی گرفته تا سران مملکت .


با این وجود می توان نقش مردم در زمینه سازی ظهور را اینگونه بیان کرد: اولا، مردم در ظهور به‌طور کلی نقش دارند، نه به طور دقیق و جزئی؛ ثانیا، این نقش آفرینی مردم با آمادگی و مهیا بودنشان حاصل می‌شود؛ ثالثا، آمادگی مردم که همان شرط ظهور است، تأثیر گذار بودن را ثابت می‌کند، نه تعیین زمان ظهور را؛ 
و چنان‌که بیان شد، آمادگی مردم و نقش آفرینی آن‌ها کلی است، یعنی همین قدر به صورت کلی دانسته می‌شود که اگر مردم آماده باشند، زمان ظهور تقدم پیدا می‌کند و عکس آن اگر مردم آماده نباشند، زمان ظهور به تأخیر می‌افتد؛ ولی چقدر و به چه میزان؛ یعنی به صورت تفصیلی و جزئی و دقیق دانسته نخواهد شد که در این صورت، نقش مردم و تأثیر گذاری آن‌ها ثابت شده، بدون این‌که زمان ظهور تعیین شود و بدون این که به روایات کذب الوقاتون آسیبی بزند. پس برآیند نظریه مختار، این که آمادگی و عدم آمادگی مردم در تقدم و تأخر بخشی ظهور، نقش اساسی و تأثیر گذار دارد.

چگونه زمینه ساز ظهور باشیم؟

این مساله هم مثل هر مساله دیگر نیاز به دو نوع تمرین دارد: فکری و عملی . تمرین عملی ، با تبلیغ عدالت اسلامی و شناساندن حقیقت دین صورت می پذیرد. تبلیغ و آمادگی برای ظهور، آراسته شدن به عدالت و دادگستری است. همه باید این نوع آمادگی را پیدا کنند; یعنی خودشان را به عدل و قسط بیارایند، از مردم عادی گرفته تا سران مملکت .

به هر حال آنچه مسلم است این است که با تشریف فرمایی امام زمان(ع) هر کسی در مکان و جایگاه شایسته خود می نشیند و این برای خیلی ها سخت خواهد بود. به خاطر همین مهمترین فعالیت برای آماده سازی و ایجاد زمینه برای ظهور حضرتش، عادت دادن عوام و خواص به عدل است. چون مردمی که به عدالت تن ندهند، تحمل حکومت مهدی(ع) بر آنها سخت خواهد بود.

اما تمرین فکری ، با خواندن زیارت نامه هایی مانند «جامعه کبیره » «دعای ندبه » و «عهدنامه » است. همچنین انتظار فرج یک تمرین فکری است چه اینکه گفته اند: «افضل اعمال امتی، انتظار الفرج من الله عزوجل» [1].

 


 

پی نوشت‌:
[1] بحارالانوار، ج 52 ، ص 128


منابع:
- مقاله "عمومیت قانون علیت و قانونمندی جامعه، توجیه گر نقش موثر انسان بر زمینه سازی ظهور" به قلم حسین الهی نژاد که در شماره 53 مجله "انتظار موعود" منتشر شده است.
- "نقش مردم در نسبت با موعود آخرالزمان و ظهور منجی آخرین" مصاحبه مجله "موعود" با آیت الله گرامی، که در شماره 3 این مجله منتشر شده است.

اعتقادات انحرافی فرقه صوفی گنابادی

 

 

یکی از اصول گفتار و ریشه عقاید این جمعیت را می توان يك رشته ذوقيات و شعريات كه به مرور زمان از طرف صاحبان ذوق شعرى و عرفانى ابداع و با دو قسمت سابق آميخته شده است دانست.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 2 دقیقه
اعتقادات انحرافی فرقه صوفی گنابادی

 

 


 اصول گفتار و ريشة عقايد اين جمعيت را مى ‏توان در چهار چيز خلاصه كرد:
1- تعليماتى كه از مؤسسين اين مسلك، هندوها ياشاميها يا غير آنها دست به دست به آنها رسيده است.
2- قسمتى از مطالب و معارف يونان قديم كه پس از ترجمة كتب آنها به زيان عربى و نشر آن در ميان مسلمين به آن ممزوج شده است، از «سر جان ملكم انگليسى» نقل شده كه در كتاب تاريخ خود مى نويسد: «اعاظم اين سلسله» «صوفيه» با اقوال ارسطو و افلاطون آشنايى تمام دارند، و در كتب معروفة ايشان نقل قول افلاطون بسيار است .

تا آنجا كه مى گويد اگر شرح حال و آراء فيثاغورث به فارسى ترجمه شود به عينه شرح حال و عقايد يكى از اولياء صوفيه به خرج خواهد رفت، افسانة دخول وى در اسرار الوهيت و استغراق وى در افكار و خوارق عادت و ميل كلى خاطر او به موسيقى و وضع آموختنش مريدان را و تحمل مشاقى كه كرد و نوعى كه فوتش اتفاق افتاد، همه، بدون كم و بيش، شرح حال يكى از اعاظم متصوفه است».

3- يك رشته ذوقيات و شعريات كه به مرور زمان از طرف صاحبان ذوق شعرى و عرفانى ابداع و با دو قسمت سابق آميخته شده است و به همين جهت است كه بسيارى اوقات، مدرك پاره اى از سخنان ايشان فقط يك مطلب شعرى (به اصطلاح اهل منطق) و يا يك بيت شعر است .

4- قسمتى از معارف و حقائق اسلامى كه تا حدى با اصول سه گانه سابقة نزديك و يا قابل نزديك كردن و تأويل كردن بوده است.

اعتقادات انحرافی فرقه صوفی گنابادی درباره امام زمان (ع)

امام زمان به ما اشراف و آگاهی دارد بر اعمال و رفتار ما ناظر است، وجود مبارک ایشان پشتیبان و سنگربان مسلمانان جهان می باشد.

علاءالدوله سمنانی در کتاب چهل مجلس ص 176 با انکار این واقعیت می گوید: «خدا می داند آنگاه که او (حضرت مهدی عج) غایب شده بود، در طبقه ابدال درآمده و همچنان عمر یافت تا قطب ابدال شد و نوزده سال قطب بود و خدا می داند که او مرده است و او را در مدینه الرسول (علیه السلام) دفن کردند و شبهه ای در این نیست»

خیمه شب بازی اخیر و رقیع شیوخ فرقه گنابادی در همنوای با گروهک سیاسی و نان به نرخ روز خوران مجذوبان کور و فراری سردرگم و معلوم الحال سیدمحمد حسینی جیره خوار (شومن سابق صداوسیما) که کارنامه ی خیانت به جامعه دارد، بیانگر این مسئله است که افکار آلوده شیوخ فرقه گنابادی با پیروی از تفکرات علاء الدوله سمنانی برای بیان این تسمیه که نورعلی تابنده ولی و صاحب الامرشان است!!! با اعتقاد به این نکته، گواه خود را به مستندات و نوشته های پیشینیان فرقه استناد کرده اند و می بینیم که تمامی تحرکات این فرقه بجز تامین منافع فرقه و شیوخ چیز دیگری نیست حتی شیوخ برای تمتع خود دیگر مریدان و غافلین فرقه را فنا می کنند.

 


منبع:
سایت عرفان

چهارشنبه, 17 مرداد 1397 12:51

دوستانی که شما را خوشبخت می کنند

جوانی؛ دوره ی طلایی برای روابط دوستانه است

 

حیات انسان بر دوست داشتن است؛ در غیر این حالت هیچ موجودی زنده نمی ماند. گونه انسان به عنوان تنهاترین موجود روی کره زمین نیاز دارد از طرق مختلف بر این تنهایی غلبه کند و یافتن یک همنشین و دوست می تواند تمام زمان های تنهایی او را پایان ببخشد.
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه

 

رفاقت

 

 

 

اریک فروم روانشناس معروف می گوید انسان ها به دلیل آگاهی و هشیاری که دارند از دیگر عناصر طبیعی فاصله گرفتند و نوعی به تنهایی رسیده اند. این تنهایی باعث تشویش و ترس انسان می شود.  گونه ی انسان به عنوان تنهاترین موجود روی کره زمین نیاز دارد از طرق مختلف بر این تنهایی غلبه کند.آنها برای فرار از منفرد بودن به گروه ها روی می آورند؛ از بزرگ گرفته تا کوچک چون گروه دوستان یا خانواده. بنابراین دوستی  و روابط دوستانه قدمتی به اندازه قدمت  گونه ی انسان دارد.

دوستی ها بخش قابل توجهی از زندگی یک نفر را به خود اختصاص می دهند.  این ارتباط بر خلاف خانواده داوطلبانه شکل می گیرند و به این دلیل که رسمی نیستند از ازدواج متمایز می گردند. افراد در مسیر زندگی خود، به شکل‌های مختلفی با دیگران ارتباط می گیرند و آن را حفظ می‌کنند. بعضی‌ها مستقل‌اند؛ هر جا بروند دوست پیدا می‌کنند و احتمالاً بیشتر رابطه‌هایشان آشنایی‌های دوستانه است تا دوستی‌های عمیق. برخی دیگر مشکل‌پسندند؛ یعنی چند دوست صمیمی دارند و سالیانِ سال با آن‌ها صمیمی می‌مانند، اما این دوستی عمیق بدین معناست که از دست دادن یکی از آنها، فرد را نابود می‌کند. منعطف‌ترین آدم‌ها زیاده‌خواهند؛ یعنی هم با دوستان قدیمی در ارتباط می‌مانند و هم با حرکت در دنیا، دوستان جدید پیدا می‌کنند.

دوره ی جوانی زمان طلایی برای روابط دوستانه است؛ زیرا به واسطه رشد عقلانی و عاطفی افراد قدرت تصمیم گیری و استقلال بیشتری نسبت به دوره های پیشین حاصل شده و می توانند بیشترین وقت را در گروه های دوستانه بگذرانند.

 

دوستی های پایدار در گذر عمر

 در تمام طول زندگی، از دبستان تا خانۀ سالمندان، دوستی دارای فواید ذهنی و جسمی است؛ که هم موجب رشد فرد می گردند و هم تحت تاثیر رشد فرد تغییر کرده و در زمان های مختلف از عمر فرد صورت های گوناگونی به خود میگیرد.

کودکان در ابتدا بهترین دوستان خود را از میان  همبازی های خود انتخاب می کنند.  رفیق برای یک کودک کسی است که بتوان با او بازی کرد.

در مرحله نوجوانی، دوستی ها جنبه ی هویتی پیدا می کنند. در این دوره که برهه ای حساس برای تکوین هویت فردی است،  فرد در جست و جوی هویت خود رو به سوی گروه های دوستی می آورد و سعی می کند از طریق همانند سازی با این گروه ها که دارد به یک هویت مستقل از خانواده برسد. به تدریج در این دوره نزدیکی های شناختی و عاطفی به عنوان ملاک انتخاب دوست برگزیده می شود.

دوره ی جوانی زمان طلایی برای روابط دوستانه است؛ زیرا به واسطه رشد عقلانی و عاطفی  افراد قدرت تصمیم گیری  و استقلال بیشتری نسبت به دوره های پیشین حاصل شده و می توانند بیشترین وقت را در گروه های دوستانه بگذرانند. در این بازه زمانی دوستان نقش تعیین کننده ای در زندگی فرد ایفا می کنند و حتی در تصمیم گیری های بلند مدت فرد و همچنین تکوین شخصیت فرد بسیار موثرند. این دوره، فرد از مسئولیت های خانواده و فرزندان مبراست به همین دلیل زمان برای تعمیق دوستی ها بسیار است. اما به تدریج و با گرفتن مسئولیت های مختلف از قبیل شغل، فرد از گروه فاصله می گیرد و با ازدواج تماس با آنها  به پایین ترین سطح می رسد.

 

دوره بازگشت به سوی دوستان

دلیلِ پایان‌یافتنِ دوستی‌ها پس از اوایل جوانی معمولاً به‌خاطر شرایط است، یعنی چیزهایی که خارج از خود رابطه است. دوستی‌های جدیدی که در میانسالی شکل می‌گیرد، احتمالاً در انواع دیگر رابطه ادغام می‌شود، روابطی نظیر مثلاً همکار یا والدینِ دوستانِ فرزند. کاهش در روابط دوستانه تا دوره ی پیری ادامه می یابد.کارها و وظایفی که وقتمان را می‌گیرند در پیری کمتر می‌شوند. وقتی افراد بازنشست و کودکانشان بزرگ می‌شوند، ظاهراً دوباره وقت بیشتری برای دوستی همراه با زندگی مشترک به وجود می‌آید.

آدم‌ها معمولاً با دوستان قدیمی‌شان که از آن‌ها بی‌خبرند، دوباره ارتباط برقرار می‌کنند. ظاهراً معاشرت با این رفیق ها در این دوره ضروری‌تر هم هست، براساس نظریۀ گزینش‌گری اجتماعی-عاطفی، آدم‌ها در اواخر عمر تجربیاتی را در اولویت قرار می‌دهند که آن‌ها را در لحظه شاد می‌کنند، تجربیاتی نظیر وقت‌گذرانی با دوستان صمیمی و خانواده. علاوه بر این سیر طول دوستی ها انواع متفاوتی هم دارند.
افراد تا دوران میانسالی احتمالاً دوستان زیادی از شغل‌های مختلف و فعالیت‌های مختلف جمع کرده‌اند که اصلاً یکدیگر را نمی‌شناسند. این دوستی‌ها به سه دسته تقسیم می‌شوند: فعال، غیر فعال و خاطره. دوستی فعال زمانی است که مرتب در ارتباط باشید، بتوانید برای حمایت اساسی به آن‌ها سر بزنید و عجیب نخواهد بود اگر بدانید در این لحظه در زندگیشان چه خبر است. دوستی غیر فعال دارای پیشینه است، شاید مدتی با یکدیگر صحبت نکرده باشید، اما هنوز هم آن فرد را دوست خود می‌دانید. خوشحال می‌شوید از آن‌ها باخبر شوید و اگر به شهرشان بروید، قطعاً با آن‌ها دیدار می‌کنید. دوست خاطره‌ای کسی نیست که انتظار داشته باشید خبری از او بشنوید یا او را ببینید، شاید هیچ وقت هم این اتفاق نیفتد. اما آن‌ها روزگاری برایتان مهم بوده‌اند و به همین دلیل خاطرۀ خوبی از آن‌ها دارید و هنوز هم آن‌ها را دوست خود می‌دانید.

روابط دوستانه و به طور کلی روابط افراد با دیگران اهمیت بسزایی در زندگی دارند. پژوهش ها نشان داده اند که رفاقت ها  نقش بسیار پررنگی در میزان خوشبختی افراد دارند.

چهارشنبه, 17 مرداد 1397 12:30

سرانجام متجاوز سریالی مهدورالدم

 

عاقبت جوانی که به ۸۶ نوجوان تجاوز کرده بود

 

 

سایت خوان روزنامه دنیای اقتصاد
تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۵/۱۷ ۰۷:۵۱
شماره خبر: ۳۴۲۴۲۹۱

 

 

 

روزنامه شرق نوشت: کودک‌آزار جوان ساکن یکی از شهرهای غرب کشور که به ۸۶ پسر نوجوان تجاوز کرده و به دست فرد یا افراد ناشناسی کشته شده ‌است، از سوی دادگاه مهدورالدم شناخته شد.
 

جوان مقتول ۱۱ سال قبل در پارکی در یکی از شهر های غربی کشور به قتل رسید. وقتی مأموران جسد او را پیدا کردند، زمان زیادی از قتل او گذشته بود؛ چراکه جسد بو گرفته و در حال متلاشی‌شدن بود.

درحالی‌که مأموران دنبال پیداکردن اولیای‌دم و مشخص‌شدن هویت مرد مقتول بودند، در میان پرونده‌های اعلام فقدانی متوجه شدند خانواده‌ای مفقودشدن پسرشان شاهرخ را به پلیس گزارش کرده و مشخصاتی را ارائه داده‌اند که بسیار با مشخصات مقتول هم‌خوانی دارد.

خانواده شاهرخ به پزشکی قانونی رفتند و پس از دیدن جسد اعلام کردند مقتول، شاهرخ است. با توجه به مشخص‌شدن هویت مقتول تلاش برای پیداکردن عاملان این قتل آغاز شد. پلیس در نخستین گام از تحقیقات به پرس‌وجو از دوستان و خانواده شاهرخ پرداخت و متوجه شد که او در بهار ۸۶ به اتهام ربودن و ایجاد مزاحمت برای چند پسر دانش‌آموز بازداشت و به زندان محکوم شده بود.

درحالی‌که فرضیه جنایت ناموسی قوت گرفته بود، اظهارات یکی از دوستان شاهرخ به نام سیاوش سرنخ مهمی را به پلیس داد.

پلیس فهمید سیاوش از قربانیان شاهرخ بوده و شاهرخ او را به خانه کشانده و مورد تعرض جنسی قرار داده است و از آن صحنه‌ها فیلم گرفته و از فیلم این تعرض استفاده و از سیاوش اخاذی می‌کرده‌ است. سیاوش در بازجویی‌ها به مأموران گفت: من از یک‌سال قبل وقتی که ۱۷ساله بودم، شاهرخ را می‌شناختم. او پسر خلافکاری بود. او بدون اطلاع خانواده‌اش خانه‌ای را در حاشیه شهر برای خودش اجاره کرده بود و عصرها به آنجا می‌رفت.

یک‌بار من را به خانه‌اش دعوت کرد و در آنجا آزارم داد. بعد از این ماجرا شاهرخ مدام از من اخاذی می‌کرد. او حتی مجبورم کرده بود وقتی پسربچه‌های دانش‌آموز را به خانه شیطانی‌اش می‌برد و آنها را آزار می‌داد، من از کارش فیلم بگیرم. من هم از ترس او چندبار این کار را انجام ‌دادم. مدتی بود خودم را از شاهرخ مخفی می‌کردم تا دیگر از من خواسته‌ای نداشته ‌باشد. او از بچه‌ها هم اخاذی می‌کرد و گاهی آنها را وادار می‌کرد تا چندین‌بار به خانه‌ای که برای تجاوز تهیه کرده ‌بود، بروند. او جوان نیرومندی بود؛ کار می‌کرد و درآمد خوبی داشت، با همان درآمد هم توانسته ‌بود برای خودش خانه‌ای اجاره کند. من نمی‌دانم چرا بچه‌ها را اذیت می‌کرد، اما وقتی این کار را می‌کرد حالش خوب بود. شاهرخ بسیار خشن بود.

هیچ‌وقت آدمی در این حد خشن ندیده‌ بودم. به همین دلیل هم خودم را از او مخفی می‌کردم تا دیگر نتواند از من اخاذی کند. تا اینکه شنیدم جنازه او در پارک جنگلی پیدا شده است. من گمان می‌کنم یکی از قربانیان جنایت شاهرخ او را کشته باشد.

درحالی‌که تحقیقات ادامه داشت، روشن شد شاهرخ چندین پسر دانش‌آموز را آزار داده بود. وقتی پلیس دفترچه خاطرات شاهرخ را پیدا کرد، متوجه اقدامات هولناک او علیه پسران نوجوان شد. شاهرخ نام قربانیان خود را در دفترچه نوشته ‌بود؛ ۸۶ کودکی که از سوی شاهرخ مورد آزار قرار گرفته‌ بودند نامشان در این دفترچه بود. او اعمالی را که مرتکب شده بود، با جزئیات کامل در آن دفترچه نوشته بود. با افشای این ماجرا چندین مظنون بازداشت شدند، اما پلیس مدرکی علیه آنها به دست نیاورد. به‌این‌ترتیب، با گذشت ۱۱سال از کشته‌شدن شاهرخ، پدرومادر او به دادگاه رفتند و اعلام کردند چون قاتل پسرشان شناسایی نشده است، تقاضا دارند تا دیه او از صندوق بیت‌المال با آنها پرداخت شود. وقتی برای قضات دادگاه روشن شد قربانی با پسران نوجوان در ارتباط بوده و به آنها تجاوز جنسی می‌کرده ‌است، درخواست اولیای دم مبنی بر دریافت دیه از بیت‌المال را رد کردند، اما با اعتراض اولیای دم پرونده به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. اولیای‌دم در اعتراض خود نوشتند: «شکایتی علیه فرزند ما مطرح نشده است و هیچ‌کدام از کسانی که نامشان در دفترچه خاطرات بوده، علیه پسر ما حرفی نزده‌‌اند و ممکن است این دفترچه متعلق به فرد دیگری باشد. پسر ما یک‌بار جرمی مرتکب شد و مجازاتش را هم تحمل کرد؛ نباید به جرمی که در گذشته مرتکب شده ‌است او را مهدورالدم تشخیص داد». به‌این‌ترتیب، قضات شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران مسئول بررسی این پرونده شدند. آنها پس از بررسی موشکافانه پرونده اعلام کردند با توجه به سابقه بد قربانی، او به‌لحاظ شرعی محقوق‌الحق نیست و خانواده‌اش نیز به‌تبع آن، حق مطالبه دیه از بیت‌المال را ندارند. به‌این‌ترتیب، با درخواست اولیای دم مبنی بر دریافت دیه از صندوق بیت‌المال موافقت نکردند. این رأی در شعبه ۲۸ دیوان‌عالی کشور مهر تأیید خورد و قطعی شد.