rezas
لباس ها همه چيز را مي فهمند
لباس ها رازدار نیستند و درونیات انسان را لو می دهند

"شاهیدها.باری" استاد رمانتیسيم در دانشگاه كوين مري لندن، در مقاله اي با عنوان ?What do clothes say (لباس ها چه می گویند؟) به بررسي اين موضوع مي پردازد كه بايد نگاهي عميق و زيبايي شناسانه به لباس ها داشته باشيم. لباس ها نكات مثبت و منفي و اموري متضاد درون خود دارند. لباس ها هم چنان كه ما را از خطرات بيروني در امان مي دارند؛ از برخي زيبايي هاي عالم دور نگه مي دارند؛ هم چون لطافت باد يا زيبايي هاي نور خورشيد. لباس ها نمي توانند امانت داران خوبي براي ما باشند. چراكه دير يا زود اسرار ما را لو مي دهند. از نظر باري بايد نگاهمان را به لباس ها عوض كنيم و نگاهي زيباشناسانه به آنها داشته باشيم. در ادامه ترجمه اين مقاله به تفصيل مي آيد.
لباس هایی که می پوشیم، اسرار ما را با خودشان اين ور و آن ور مي كشند و در هر نوبت بيشتر از ان چه مي دانيم يا قصد فهم ان را داريم؛ به ما نشان مي دهند. از طریق آنها جايگاهمان در عالم، اعتماد به نفس و تعلقاتمان را اعلام مي كنيم. هرچند كه شايد پرده اي از نيرنگ و فريب نيز در لباس پوشيدن مان به كار ببنديم.
هنگامي كه زبان از بيان امور قاصر مي شود؛ لباس ها به ميان مي آيند و سخن مي گويند. ايده هايي كه در مورد شان تخيل مي كنيم، در کتاب ها و اشعار قابل یافتن هستند، در ساختمان ها و نقاشی هایی پيش چشمان مان نمودار مي شوند، در گزاره های فلسفی و محاسبات ریاضی از آنها استفاده می کنیم، در کلاس درس آموخته می شوند؛ به زبان، شماره و نمودار می گوییم. شايد سخت باشد كه بپذیريم لباس ها نیز ممکن است هم چون شکلي از تفکر، بازتاب و انعكاس امور ذهني و تاملات آدمي باشند. هم چنان كه افكار و درونيات مان را از طريق شعر یا معادلات رياضي بيان مي كنيم، لباس هاي ما نيز بيان گر انديشه ها و تاملات ما هستند. لباسها صرفا بازتابی از شخصیت و نشان دهنده ترجیحات پيش پاافتاده و مبهم ما نيستند، بلكه به نحوي عمیق تر نشان دهنده شیوه هایی زندگي انساني، مدركي مادي از تجربيات ما و بیاني براي جاه طلبی و آرزوهاي ما هستند.
لباس ها حافظه و معنا را با خودشان حمل مي كنند
بعضی از مردم لباس ها را عاشقانه دوست دارند؛ آنها را جمع آوری می کنند، مراقب آنها هستند و حتي بر سرشان فرياد مي زنند؛ خودشان را به زحمت مي اندازند تا به نحو مطلوبي در ميان جمع حاضر شوند؛ با جديت خاصي خريد مي كنند. برای برخي ديگر ، ساخت و پوشیدن لباس ها یک شکل هنری است که نشانگر ذوق و سليقه و حتي درك و بينش آنها است، اين نوع نگرش به لباس است كه بيانگر تمايز چنين افرادي است. برای برخي ديگر، لباس ها حكم يونيفرم را براي افراد بازي مي كنند. در نظر چنين افرادي لباس ها به ندرت بر تفكري فراتر از مشخصه هاي ضروري هم چون دما و نرمال هاي اجتماعي گواهي مي دهند. اما لباس ها حافظه و معنا را با خودشان حمل مي كنند: هم چون گره ها كه شما را مقيد و محصور مي كند. در لباس ها، ما به افراد و مکان های دیگر در مسيري پیچیده، قدرتمند و سركش متصل می شویم، لباس ها زبان و وسيله اي براي بيان اند که در همه جا یافت می شوند؛ البته اين درصورتي اتفاق مي افتد كه ما قصد خوانش و فهم آنها را داشته باشيم.
همه شکلهای انتزاعی و والاي شخصيت، فرديت و روح و زندگی خصوصي ما لباس مي پوشند.
اگر لباس ها توجه ما را به عنوان روش درک و فهم امور مطالبه مي كنند، به این علت است که همه شکلهای انتزاعی و والاي شخصيت، فرديت و روح و زندگی خصوصي ما لباس مي پوشند. چه طور مي توانيم وانمود كنيم، راههاي كه ما لباس مي پوشيم و لباس هايمان را انتخاب مي كنيم با انگيزه هاي ما براي انجام و انكار امور، هيجان ها و بي حوصلگي هاي ما، افرادي كه دوستشان داريم و آنهايي كه ما را دوست دارند؛ ارتباطي ندارند؟! لباس هایی که می پوشیم، اسرار ما را با خودشان اين ور و آن ور مي كشند و در هر نوبت بيشتر از ان چه مي دانيم يا قصد فهم ان را داريم؛ به ما نشان مي دهند. از طریق آنها جايگاهمان در عالم، اعتماد به نفس و تعلقاتمان را اعلام مي كنيم. هرچند كه شايد پرده اي از نيرنگ و فريب نيز در لباس پوشيدن مان به كار ببنديم.
سگ ها به لباس احترام می گذارند و به شما حمله نمی کنند
لباس های قديمي دوست داشتني، می تواند حكم عاشقان وفادار را داشته باشد، با اين وصف زمانی که لباس هاي جديد، افراد را خيره مي كنند، خيانت گرند؛ چنين خيانتي در زمانه كنوني براي افراد نيازي حياتي به شمار مي رود. در راه های خطرناکی که ما به لباس ها اعتماد مي كنيم، ساده لوحي وجود دارد. شکسپیر این موضوع را به خوبي می دانست. کینگ لیر اصرار می ورزد که: " در لباس هاي ژنده و پاره پاره فسادهاي بزرگ ظاهر مي شوند. اين در حالي است كه لباس هاي گشاد و پوشيده همه چيز را از نگاه سايرين پنهان مي كند؛ حتي زماني كه ثروت و توانگري فرد، ياراي پنهان كردن ورشكستي اخلاقي فرد را نداشته باشد. امرسون، نيز بيان ما را تصحیح می کند وقتی که می نویسد: " دليلي ديگر براي خوب لباس پوشيدن وجود دارد... یعنی سگ ها به آن احترام می گذارند و به شما حمله نمی کنند."
دنياي زشت و منفور واقعي ما در لباس ها پوشانده نمي شوند
با این حال، لباس هرگز وعده نمی دهد که ما را از تجاوز خارجی یا ترس های داخلی مصون سازد. همان طور كه خليل جبران مي گويد. وقتي نساج از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در عالم رويا خواست تا در مورد لباس ها سخن بگويد؛ پيامبر در پاسخ گفت:
لباس ها زيبايي شما را پنهان مي كنند؛ در حالي كه ناشايستگي هاي شما را پنهان نمي كنند و هرچند در لباسهایتان به دنبال آزادی حریم خصوصی هستید، ممکن است در آنها یک مهار و زنجیر پیدا کنید. چراكه خورشید و باد را بیشتر با پوست خود و کمتر با لباس هاي خود لمس مي کنید. نفس زندگی در نور خورشید است و دست زندگی در باد است.
پوست، نور خورشيد را انعكاس مي دهد. شادي و هيجان در اين است كه بتوانيم خودمان را نمايش دهيم اما واقعيت آن است كه دنياي زشت و منفور واقعي ما در لباس ها پوشانده نمي شوند. همان طور كه جبران خليل جبران به ما مي گويد:
لباس می توانند ما را مقيد و محصور کنند. مجموع تنظيمات و كنترل هاي لباس ما را از واقعیت های راست تر، آزادتر و برهنه تر دور مي كند. با این حال، لباس ها می توانند پناهگاهي براي ما باشند و سايباني براي ما فراهم كنند تا از خودمان در برابر ترس ها و عذاب هايي كه از اطراف به ما حمله ور مي شوند، محافظت كنيم.
اگر نااميدي در درون زندگي ما ريشه دوانده باشد مي توانيم پشت لباس هايمان آن را پنهان كنيم و نااميدي مان را به آرامش و سكوت دعوت كنيم. هرچند زماني كه رازهايمان را پيش لباس هايمان به امانت مي گذاريم تا برايمان نگه داري كنند؛ هنوز هم اغواگرانه و فريبنده است. چراكه لباس هاي ما نمي توانند امانت دار خوبي براي رازهاي ما باشند و دير يا زود ما را لو مي دهند.
برای برخی از مردم، لباس نوعي مبدل محسوب مي شود که با آن تغيير قيافه مي دهيم و خود را درآن حل مي كنيم. نوعی استتار که اجازه می دهد چیزهايی از خودمان را براي خودمان ذخيره كنيم. هم چنان كه نمي توانيم بگوييم آن چه ما هستيم و امري شخصي براي ما محسوب مي شود؛ لزوما در لباس هاي بيروني ما نمود پيدا نمي كند و بيان نمي شود. در واقع نمي توانيم منكر آن شويم كه لباس ها بيروني ما در نهايت درونيات ما را بازگو مي كنند.
برای برخي ديگر، لباسها تصديق هشیاری نسبت به زندگی هستند؛ ما چنين هشياري را هنگامي نشان مي دهيم كه ماهرانه و حتي جاه طلبانه كمربندمان را مي بنديم؛ پین های جواهراتمان را می زنیم. لباس ها جنبه هاي زيبايي شناختي خاص خود را نيز دارا هستند: لباسهایی مورد علاقه ما، مثل دوستان مان هستند، آنها نرمی و ملايمت را با خود همراه دارند. سطوح بدن ما را می پوشانند، آنها اندازه گیری ها و نسبت هایی که به نظر می رسد تقریبا با قلب یاد گرفته شده اند را براي ما تداعي مي كنند.
لباس ها لحظات خاص و خصوصي را براي ما تداعي مي كنند و البته در بسياري مواقع لحظاتي عاشقانه را براي ما رقم مي زنند. لباس ها ساعاتي طولاني همراه و يا شايد همدم ما باشند. لباس ها همه چيز را مي فهمند؛ حتي چيزهايي را كه نمي توانيم براي بيان انها واژه اي مناسب پيدا كنيم.
نرم افزار دانشنامه تاریخ تشیع موسسه نور
نرم افزار دانشنامه تاریخ تشیع موسسه نور
منابع و اطلاعات نرمافزار دانشنامه تاریخ تشیع در قالب بخشهای مختلفی چون، کتابخانه، درختواره، بانک مقالات، نگارخانه و مشاهیر و دانشمندان گردآوری و دستهبندی شده است و مجموعه اطلاعات ارزندهای درباره مذهب تشیع و فعالیتهای شیعیان از زمان پیدایش این مذهب تا قرن حاضر را در اختیار پژوهشگران قرار میدهد.
این گزارش میافزاید، ارائه 300 عنوان کتاب از مهمترین کتابهای مرتبط با تاریخ تشیع در موضوعات، پیدایش و گسترش تشیع، باورهای اعتقادی شیعۀ امامیه، فرقههای شیعی، قبایل و خاندانهای شیعی، جنبشها و قیامهای شیعی، دولتهای شیعی، فرهنگ و تمدن شیعی، پراکندگی جغرافیایی شیعیان، شیعه از نگاه دیگران و ردیهها و دفاعیهها، محتوای بخش کتابخانۀ این نرمافزار فاخر را تشکیل میدهند.
همچنین، برای نخستین بار در نرمافزارهای ارائه شده توسط مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی(نور)، حدود 1200 مقالۀ تخصصی ارزشمند در زمینۀ تاریخ تشیع از پایگاه مجلات تخصصی نور (نورمگز)، استخراج و بهصورت دستهبندی درختی در نرمافزار تاریخ تشیع عرضه شده است که کاربر پس از انتخاب مقاله و مشاهدۀ اطلاعات مقالهشناسی و لینک و تصویر صفحه اول مقاله، میتواند متن کامل مقالۀ مورد نظر را در پایگاه نورمگز، مشاهده نماید.
گفتنی است در این نرمافزار، اطلاعات 120 جلد از کتابهای مرتبط با تاریخ تشیع بهصورت تخصصی و منظم در یک درخت با بیش از 40000 ارجاع، ارائه شده است که پژوهشگر با مراجعه به آن میتواند در کمترین زمان به مطلب مورد نظر خود در منابع معتبر، دست یابد.
همچنین، در این بخش از نرمافزار جهت کمک به به فهم و درک بهتر مطلب، درخت اطلاعات تاریخ تشیع با مقالات و تصاویر و نقشهها بارور گردیده تا کاربر هنگام مطالعۀ متون و منابع مرتبط، بهصورت همزمان به افزونههای مفید دیگری نیز دسترسی داشته باشد.
لازم به ذکر است، یکی از نقاط قوت نرمافزار تاریخ تشیع، شرح حال مشاهیر و دانشمندان شیعی با بیش از 50000 ارجاع متنی است که در آن، اطلاعات پراکندۀ کتب تراجمی مرتبط با زندگی دانشمندان شیعه در فیشهای منظم و بدیعی گردآوری و درخت مشاهیر شیعی را تشکیل داده است که با انتخاب نام هر فرد، اطلاعات زندگی فردی و علمی و جایگاه و موقعیتهای مختلف شخص در طول زندگی، در دسترسی پژوهشگر قرار میگیرد.
همچنین، گردآوری و ارائه تصویر و درخت بیش از 400 نقشۀ تخصصی تاریخ تشیع و قریب 300 تصویر از علما و دانشمندان طراز اول تشیع از دیگر امکانات کاربردی نرمافزار تاریخ تشیع به حساب میآید که میتواند بهعنوان ابزاری کمکی، محققان و پژوهشگران را در مطالعات تاریخی، کمک نماید.
این گزارش میافزاید، از خصوصیات قابل توجه این نرمافزار، ارائه آن در قالب جدید دانشنامه استاندارد میباشد که این قالب، علاوه بر قابلیتهای فنی و پژوهشی تولیدات گذشته مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی(نور)، مانند جستجوی ساده و پیشرفته در کتابها، انتقال متنن به نرم افزار word، دسترسی سریع به بخشهای مفید لغتنامه، قرآن، کتابشناسی و .... ویژگیهای تازه و مفیدی را در خود جای داده است.
برطرف شدن محدودیت در خصوص ابعاد صفحه نمایش دستگاههای مختلف، امکان بهروزرسانی مستقیم نرمافزار از طریق اینترنت توسط کاربر، در نظر گرفتن میز پژوهشی برای محقق، جستجو در متن کتابها با قابلیت اولویتدهی به نتایج و با عملگرهای استاندارد، بهبود نتایج جستجو بر اساس کتاب، نویسنده و زبان و ... از جمله قابلیتهای این قالب جدید به شمار میرود.
همچنین این قالب به کاربران نرم افزار، این اجازه را میدهد که بر هر قسمت دلخواه از متن کتاب، یادداشتنویسی کنند؛ همچنین امکان رنگی کردن، نوشتن عنوان و انتساب چند نمایه برای جستجوی سریعتر نیز برای کاربر فراهم شده است که همه این یادداشتها، نمایهها و ... در یک ابزار واحد به نام پژوهنگار جمع آوری شده و قابل مدیریت توسط کاربر میباشد.
غدیر رمز وحدت
غدیر رمز وحدت
همه ی دلسوزان جامعه ی اسلامی به این امر حیاتی واقفند، امّا آن چه مهم و اساسی است، چگونگی برخورد با این مسئله و شناخت رمز وحدت در جامعه اسلامی است. در دهه های اخیر در راستای رمز گشایی وحدت اسلامی دیدگاه های مختلفی از اهل تسنّن و تشیّع مطرح شده است که بعضی از آن ها تاکید بر توجّه به مسایل مشترک دو مکتب، و بعضی دیگر تاکید بر پرهیز و کنار گذاشتن موارد اختلافی دارند. چرا ذکر و دعا مشکلات ما را حل نمیکند؟
پاسخ به یک سوال مهم و فراگیر!

در دنیای پرسرعتی زندگی میکنیم که وادارمان میکند برای دستیابی به هر چیزی، به دنبال سریعترین و نزدیکترین و راحتترین راه بگردیم. برای موفقیت، برای حل مشکل ازدواج، برای کسب درآمد و پول بیشتر و حتی برای جاشدن در دل و قلب کسی که دوستش داریم. آیا راهی آسمانی وجود دارد که با کمک نیروهای غیبی، ما را زودتر به مقصد و مقصودمان برساند؟ سادهتر بگویم آیا ذکر یا ورد خاصی هست که با گفتنش مشکلمان حل شود؟
پوستین خالی عمل، مقبول اسلام نیست
مکتب اصیل قرآن و اهل بیت (ع) در پاسخ به سؤال بالا، به ما میگوید که بله هست؛ اما مانند خیلی امور دیگر، بشرطها و شروطها! در احادیث ائمه اطهار (ع) به مناسبتهای مختلف و گاه در پاسخ به مراجعه کنندهای که جویای حل مشکلی بوده، گفتن برخی اذکار را توصیه کردهاند که شاید مشهورترین آنها، ذکر تسبیحات حضرت زهرا (س) باشد. اذکاری خاص با تعیین عددی خاص که برای حل یک مشکل خاص، پیامبر بزرگوار اسلام به حضرت صدیقه طاهره (س) تعلیم فرمودند.
ائمه اطهار برخی اذکار را توصیه کردهاند که شاید مشهورترین آنها، ذکر تسبیحات حضرت زهرا (س) باشد. اذکاری خاص با تعیین عددی خاص که برای حل یک مشکل خاص، پیامبر بزرگوار اسلام به حضرت صدیقه طاهره (س) تعلیم فرمودند.
اما اگر شنیدهاید که مثلا با گفتن 70 مرتبه یک ذکر خاص، فلان مشکل رفع میشود، باید همه مقدمات تأثیر آن ذکر را مهیا کنید تا نتیجه بگیرید؛ چرا که اسلام ناب محمدی(ص) به پوسته خالی هیچ چیزی راضی نمیشود؛ هیچ عمل بی روحی را به رسمیت نمیشناسد. برای هر عمل عبادی و حتی هر کار معمولی که شاید به ظاهر جزو عبادات مرسوم نباشد، شرایط، مقدمات و اصولی را لازم میداند.
در مسئله اذکار و اورادی که برای هر کدام اثر خاصی گفته شده و این روزها رواج بیشتری پیدا کرده، چند نکته اهمیت دارد:
1- صحت و اصالت ذکر را بررسی کنید
اذکار الهی، متاع ناب و ارزشمندی است که بدل قلابی فراوان دارد. علت هم این است که مردم بر اساس فطرتی که بسوی خدای کریم میکشاندشان، و او را پناه و مأوای خود میدانند، به سوی هر نشانی از آن ملجأ و مأوا، جذب میشوند؛ و همین میتواند فرصتی باشد برای سودجویانی که از این طریق، ثروت یا شهرتی بدست آورند.
ذکر را نمیتوان از هر کسی آموخت و در این مورد به هر کسی اعتماد کرد
پس دست به اختراع اذکار و اورادی میزنند که هیچ منبع و منشأ معتبری در منابع دینی ندارد، یا اذکار اصیل را تحریف نموده است. نکته مهم این است که ذکر، یک داروی معنوی است و اگر احیاناً به صورت ناآگاهانه و به غلط استفاده شود، ممکن است اثرات مخربی داشته باشد و این یک هشدار جدی را میطلبد. بنابراین ذکر را نمیتوان از هر کسی آموخت و در این مورد به هر کسی اعتماد کرد.
| بیشتر بخوانیم: چه کنیم ذکرهایمان اثر داشته باشد؟ خواص اذکار الهی |
2- ذکر گفتن، بخشی از مجموعه دینمداری است
پیامبر عزیز اسلام (ص)، ذکر را به عنوان قطعهای از پازل ایمان، در کنار چند ویژگی اساسی دیگر برشمردهاند: "برترين ايمان آن است كه براي خدا دوست بداري، براي خدا دشمن بداري، زبانت را در ذكر خدا به كار گيري، آنچه براي خود دوست داري، براي مردم نيز دوست داشته باشي و آنچه را بر خود نمي پسندي براي مردم نيز نپسندي، و به نيكي سخن گويي يا خاموش بمانى." (1)
پس ذکر زبانی، مطلوب و یکی از شروط لازم است؛ اما شرط کافی نیست. دلی که کینه همسایه و فامیل را در خود دارد یا به خواهر و برادر حسادت میورزد، چگونه میتواند با گفتن چند ذکر زبانی به ملکوت پرواز کند؟
نمونهای دیگر از سیره عملی ائمه اطهار (ع): امام صادق (ع) میفرمایند: پدرم (ع) بسيار ذكر خدا مي گفت، هر وقت با ايشان راه ميرفتم ميديدم ذكر خدا ميگويد. هر وقت با ايشان غذا مي خوردم مي ديدم ذكر خدا مي گويد. با مردم مشغول صحبت كردن بود، امّا اين كار او را از ذكر خدا باز نمي داشت. مي ديدم زبانش به كامش چسبيده است و لا إله إلاّ اللّه مي گويد. او ما را جمع مي كرد و دستور مي داد تا هنگام طلوع آفتاب ذكر بگوييم. به كساني از ما كه قرآن بلد بوديم مي فرمود قرآن بخوانيم و به كساني كه قرآن خواندن نمي دانستند، دستور مي داد ذكر بگويند.(2)
روایت بالا نشان میدهد که ذکر، با تمام شئونات زندگی امام، ممزوج است و یک امر مقطعی و فقط برای حل یک مشکل خاص نبوده است. البته قطعاً این منافاتی ندارد با اینکه ذکر را گاهی به عنوان دارویی برای درمان یک مسئله خاص بکار گیریم؛ اما بر اساس مشی و مرام اهل بیت علیهم السلام، اصل، این است که ذکر الهی، بخشی از زندگی ما باشد.
ذکر، با تمام شئونات زندگی امام، ممزوج است و یک امر مقطعی و فقط برای حل یک مشکل خاص نبوده است
اگر چنین نباشد یا اگر خدای نکرده، ذکر گفتن ما با سایر اجزای زندگی و مرام ما در تناقض باشد، چگونه میشود به اثرگذاری ذکر گفتن، امید داشت؟ مثلاً کسی که خدای نکرده نماز را ترک کرده است، در بیان رسول خدا، به مرز کفر رسیده است؛ پيامبر خدا (ص) فرمودهاند: ميان مسلمان و كافر فاصله اى جز اين نيست كه نماز واجب را عمداً ترك كند يا آن را سبك شمارد و نخواند. (3) آیا از چنین کسی میتوان انتظار داشت که ذکر مقبول و مؤثری بگوید؟
گفتن اذکار الهی، به عنوان بخشی از توصیههای دینی، میتواند آثار مطلوب شایانی داشته باشد؛ از ایجاد آرامش روحی که در اثر ارتباط و اتصال با حضرت معبود حاصل میشود (الا بذکرالله تطمئن القلوب) تا راهگشایی و گرهگشایی در مشکلات زندگی. اما ذکر باید از منبع موثق و معتبر دینی برگرفته باشد و در کنار سایر اجزای دینمداری، با روح و معنای واقعیاش، در زندگی ما جاری باشد نه اینکه تنها وردی بر زبان باشد.
پینوشت:
1. میزان الحکمه، ج1،ص436
2.میزان الحکمه، ج1،ص 345
3. ثواب الأعمال : ٢٧٥/١
ما موجوداتی ابزارساز، اما غیرابزاریم
ما موجوداتی ابزارساز، اما غیرابزاریم

دنياي تكنولوژي علي رغم همه فرصت هايي كه براي بشريت به ارمغان آورده، مشكلات خاصي را نيز همراه داشته است. از جمله اين كه دائما اعتياد ما به تكنولوژي و ملحقات آن بيشتر و بيشتر مي شود. البته اعتيادي متفاوت. طراحي بازي ها و انواع نرم افزارها به گونه اي است كه بر اعتياد ما دامن مي زنند. اغراق نیست اگر بگوییم که دکمۀ لایک تا چه اندازه روانشناسی استفاده از فیسبوک را تغییر داده است. آنچه بهعنوان روشی منفعل برای دنبالکردن زندگی دوستانتان آغاز شده بود، امری عمیقاً تعاملی بود، و دقیقاً با همان نوع از بازخورد پیشبینیناپذیر که به کبوترهای زیلر انگیزه میبخشید. ما، همانند کبوترها، آن قدر بر دكمه نوك مي زنيم تا در مقابل چيزي دريافت كنيم و هنگامی که بازخورد تضمین نشده باشد، بیشتر به جستجوی آن تحریک میشویم.
فیسبوک نخستین قدرت بزرگ در فضای شبکههای اجتماعی
در اين ميان کاربران عملا قمار میکنند، هر بار که یک عکس، لینک یک سایت یا بهروزرسانی صفحۀ خود را به اشتراک میگذارند. یک پست بدون «لایک» تنها بهطور خصوصی دردناک نيست، بلکه همچنین نوعی سرزنش عمومی بود: یا شما بهاندازۀ کافی دوستان آنلاین ندارید، یا، بدتر از آن، دوستان آنلاین شما تحت تأثیر قرار نگرفتهاند.. فیسبوک نخستین قدرت بزرگ در فضای شبکههای اجتماعی بودکه دکمۀ لایک را معرفی کرد، اما اکنون دیگران نیز کارکردهایی مشابه را ارائه میدهند. شما میتوانید توئیتها را در توئیتر، تصاویر را در اینستاگرام، پستها را در گوگلپلاس، ستونها را در لینکداین و ویدیوها را در یوتیوب لایک کنید و دوباره پست کنید.
شما میتوانید توئیتها را در توئیتر، تصاویر را در اینستاگرام، پستها را در گوگلپلاس، ستونها را در لینکداین و ویدیوها را در یوتیوب لایک کنید و دوباره پست کنید.
لایککردن یکی از آداب معاشرت
عمل لایککردن به موضوع بحثهای آداب معاشرت تبدیل شد. خودداری از لایککردن پست یک دوست چه معنایی دارد؟ اگر شما یکسوم پستها را لایک کنید، آیا این بهمعنای نکوهش ضمنی دیگر پستها است؟ لایککردن به صورتی از حمایت اجتماعی بنیادی تبدیل شد، معادل آنلاین خندیدن به جوک یک دوست در میان جمع.
برخی تجارب تكنولوژيكي طوری طراحی شدهاند که اعتیادآور باشند تا مصرفکنندگان نگونبخت را به دام بیاندازند، اما برخی دیگر بر حسب اتفاق اعتیادآور میشوند هرچند در وهلۀ اول برای آن طراحی شدهاند که لذتبخش و جذاب باشند. مرز بین این دو بسیار باریک است: تفاوت بین این دو، تا حدود زیادی به قصد طراح بستگی دارد. اما فارغ از آن كه تكنولوژي ما را معتاد مي كند؛ تكنولوژي چه مشكلاتي براي ما ايجاد كرده است. در ادامه به برخي از اين مشكلات مي پردازيم.
اينترنت: امیدی کاملاً جدید برای آیندۀ تمدن در حال ظهور
چندین سال پیش زمانی که لباسهایی با طرحهای چرک و پاره، در فروشگاههای بزرگ زنجیرهای، داشت بهسرعت به مد روز تبدیل میشد، امیدی کاملاً جدید نیز، برای آیندۀ تمدن، در حال ظهور بود. سیاستمداران، منتقدین اجتماعی و بسیاری از دانشگاهیان اینگونه توصیف و تمجید کردند که اینترنتْ جهان را یکسره آزاد و دموکراسی را در همهجا برقرار خواهد کرد. اینترنت جریان اطلاعات و مبادلۀ کالاها را آزاد خواهد ساخت. با تمامی نیروهایی که اینترنت به ارمغان میآورْد، هر شخص، خود، مؤلف میشد. اینترنت به کاربران امکان میداد تا با هویتهای خود بازی کنند و در برابر پذیرش مفاهیم قدیمی و ثابتِ خویشتن مقاومت کنند. نظریهپردازان ادعا میکردند که خاصیت غیرمتمرکز و همهجاییبودنِ اینترنت در برابر تمامیتخواهی مقاومت میکند. بیل کلینتون، طی سفری به چین، به گزارشگران چنین گفت که محدودکردن اینترنت «تقریباً مثل آن است که بخواهید ژله را به دیوار بچسبانید »
اینترنتْ جهان را یکسره آزاد و دموکراسی را در همهجا برقرار خواهد کرد. اینترنت جریان اطلاعات و مبادلۀ کالاها را آزاد خواهد ساخت. با تمامی نیروهایی که اینترنت به ارمغان میآورْد، هر شخص، خود، مؤلف میشد. اینترنت به کاربران امکان میداد تا با هویتهای خود بازی کنند و در برابر پذیرش مفاهیم قدیمی و ثابتِ خویشتن مقاومت کنند.
وضعیت فیلترینگ در چین
تقریبا دو دهه از آن موقع گذشته است و دولت چین یک دیوار بسیار بزرگ دارد. در چین و جاهای دیگر، فیلترینگ الکترونیکی، تغییر مسیر در دسترسی به وب سایتها، نظارت و دستکاری محتوا در اینترنت رایج است. در توصیفِ توانِ آزادیبخشیِ اینترنت بسیار غلو شده بود. هم از نظر سیاسی و هم اقتصادی، سرمایه هنوز در دست تعداد محدودی باقی است و تنها نحوۀ سرمایهگذاریشان تغییر کرده است.
در اینجا اشتباه عمیق دیگری نیز وجود دارد و آن نهتنها به اینترنت بلکه بهطور کلی به تکنولوژی مربوط میشود. این اشتباه عبارت است از انتظار ما از اینکه تکنولوژی میتواند مشکلات را حل کند و چنین نیز خواهد کرد؛ اینکه آینده بهتر خواهد بود، تکنولوژی آینده را بهتر خواهد ساخت؛ اینکه بسیاری از ما منتظر دستگاهها و کُدنویسیها هستیم تا مشکلات را حل کنند.
سادهانگارانه است که باور کنیم نوآوریهای تکنولوژیک همواره اهداف مدنظرِ ما را در برمیگیرند یا اینکه فقط چنین اهدافی را محقق خواهند ساخت. واضح است که مهندسان و دانشمندانْ ابزارها و وسایل را صرفاً به این دلیل نمیسازند که برای نتیجه اهمیت قائلاند. متخصصان در پارهای مواقع به این دلیل کار میکنند که از کارِ خود لذت میبرند، نه به این دلیل که برای رفاه جامعۀ خود اهمیت وافری قائل هستند.
آنچه محل ابهام و تردید است این باور است که دلیل وجود ابزارکها مفیدبودن آنهاست، درحالیکه برخی مواقع پیدایش آنها تنها از سر کنجکاوی بوده است. اغلب، انگیزههای دیگری نوآوری را بر میانگیزند و به پیش میبرند. آنچه تکنولوژی را از لحاظ مالی تأمین میکند و در مسیر نوآوری تحرک میبخشد، در بیشتر مواقع، اهدافی متفاوت با خریداران و مصرفکنندگان دارد.
بهعبارتدیگر، هدف نهاییِ بسیاری از محصولات سود مالی است و نه کارآیی؛ ارزش مبادلهای، نه ارزش کاربردی. چنین منطقی میتواند، بیش از حل مسئله، مصیبت به بار بیاورد. هنگامی که بنگاههای اقتصادی عمدتاً با عایدی و سود صاحبان سهام به تحرک میافتند و پیش میروند، نباید تعجب کنیم که ابزارکهای تولیدیِ آن بنگاههای اقتصادی در بهترین حالت «سطحی»اند و با چربزبانی و وعدهوعیدِ بیپایه به فروش میرسند تا چند دلار سود کسب شود.
|
کنترلکردن مخالفان بهجای بهبود حاشیۀ سود
خوشبینان به تکنولوژی از استفاده از ابزارها نیز غافلاند. دولت چین از بسیاری از ابزارهایی استفاده میکند که شرکتهای تجاری در غرب نیز از آنها استفاه میکنند و درحقیقت، در اغلب مواقع، این دولت از همکاری آنان نیز برخوردار است. اما اهداف این دو متفاوت است: کنترلکردن مخالفان بهجای بهبود حاشیۀ سود. عین همین موضوع برای دولتهای غربی صادق است. درحالیکه سیاستمداران بهطور علنی آزادی و حریم خصوصی را تمجید میکنند، نهادهای آنها به حوزۀ خصوصی افراد تعدی میکنند. اطلاعات شخصیِ افراد را از بنگاههای اقتصادی مختلف جمعآوری میکنند، به سِرورها و کابلهای زیر دریا نفوذ میکنند و شرکتهای مختلف را قانع میکنند که شیوۀ رمزگذاری دادهها را در اختیارشان بگذارند. همۀ اینها در حالی است که اطلاعاتِ خود را بهبهانۀ محرمانهبودنِ فعالیت تجاری یا امنیت ملی از دسترس خارج نگه میدارند. این امر نه آزادیخواهانه است و نه به مبارزهای آشکار میان خودمختاری و اقتدار اشاره میکند.
وجود انسانی با تضاد ارزشها سروکار دارد
بهعبارتی کلیتر، وجود انسانی با تضاد ارزشها سروکار دارد. ارسطو بر این نظر بود و هانا آرنت نیز آن را تأیید کرد که ما انسانها حیوانات سیاسی هستیم. نه به این خاطر که ما بهعنوان عضوی از احزاب سیاسی فعالیت میکنیم، بلکه به این دلیل که ما را از وضعیت متکثر اجتماعی گریزی نیست. هیچ فضای معجزهآسایی جدا از مجاهدۀ سیاسی و اخلاقی وجود ندارد و ابلهانه است اگر باورکنیم که میتوان از تکنولوژی استفاده کرد بدون آنکه مصادره به مطلوبِ اهداف انسانی شود.
ارسطو بر این نظر بود و هانا آرنت نیز آن را تأیید کرد که ما انسانها حیوانات سیاسی هستیم. نه به این خاطر که ما بهعنوان عضوی از احزاب سیاسی فعالیت میکنیم، بلکه به این دلیل که ما را از وضعیت متکثر اجتماعی گریزی نیست.
درست به همین دلیل، سادهلوحانه است اگر باور کنیم که این مشکلات در آینده حل خواهند شد. صرفنظر از اینکه تکنولوژی با چه سرعتی توسعه یابد، هرگز زمانی نخواهد آمد که هیچ اختلافی در میان نباشد. حتی اگر همۀ افراد بر سر مشکلات و حل آنها توافق داشته باشند ( یک «اگر» بسیار بزرگ)، هیچچیزی وجود نخواهد داشت که بتواند گروههای ذینفع را از راهورسم خودخواهانهشان بهکلی دور سازد. انسانها موجوداتی متفرق و چموش هستند.
مسائلی نیز وجود دارد که تکنولوژی قادر به حل آنها نیست. نه به این دلیل که تکنولوژی بسیار کُند یا شکننده است یا از دقت و حساسیتِ خوبی برخوردار نیست، بلکه به این دلیل که همۀ مسائل ابزاری نیستند. ماشینها از اخلاق سر درنمیآورند، چون گرفتار بحران وجودی نمیشوند. میتوانند کمک کنند که شرایط تغییر کند، اما نمیتوانند دربارۀ ارزش یا اخلاقیاتِ خود بیندیشند. برای مثال، یک پمپ آب ارزان میتواند در زمان خشکسالی به افزایش تأمین آب کمک کند و از درگیریهای خشونتبار جلوگیری کند. اما تکنولوژی نمیتواند جامعهای را به نصب، بهرهبرداری و نگهداریِ این پمپ متقاعد کند یا نمیتواند به سازمانها کمک کند که، بهجای برنامۀ توزیع لپتاپ ارزان، از این پروژه حمایت کنند.
ما موجوداتی ابزارساز هستیم، اما خودمان ابزار نیستیم
این مسئله ارتباط نزدیک اما نامتقارن میان بشریت و ابزارهایش را برجسته میسازد. ما موجوداتی ابزارساز هستیم، اما خودمان ابزار نیستیم. ما برای خود اهدافی داریم؛ درحقیقت ما خودِ اهدافیم. تکنولوژی میتواند ترغیب کند، تشویق نماید یا برانگیزاند؛ میتواند تقویت یا تضعیف کند؛ میتواند سرعت ببخشد یا سرعت را کاهش دهد. تکنولوژیْ ناظری بیطرف و خنثی نیست. بااینحال عاملیت او محدود است و از آگاهی برخوردار نیست. ما باید تصمیم بگیریم که چه چشماندازی از یک زندگیِ خوب ما را برمیانگیزاند و سپس به آن متعهد شویم. بشریت سؤالی است پاینده و جاری و تکنولوژی نمیتواند از جانب ما به آن پاسخی دهد.
در نهايت بايد گفت: تمایل ما برای آسایش، به همراه قدرت تکنولوژیکیای که در دست ماست، پیشامد ناخوشایندی را رقم خواهد زد؛ که اگر مراقب نباشیم، تکامل تکنولوژیک، ما را بجای اینکه به سوی شگفتیها رهنمون کند به سمت بیتحرکی هدایت خواهد کرد. آیندهای که اینچنین تعریف شود، نه توسط اندیشه کمال طلب بلکه توسط عدم وجود سختی و محنت تعریف شده است.
به عنوان گونههای انسانی، ما به ماشینها برای اینکه بشریت را در مسیر نگه داریم نیاز داریم. صنعت تکنولوژیک که تلاش فراوانی را صرف تعریف انسان میکند، بجای اینکه صرفاً نیازهای محدودمان را برآورده کند، همچنین وظیفه دارد ما را در رسیدن به تکامل یاری نماید. تکنولوژی به طور بالقوه هم فرصت و هم ابزار رسیدن به چیزی والاتر را در خود دارد؛ و ما به عنوان مصرفکنندهها باید یادمان باشد که تقاضاهای جمعیمان است که سرنوشتمان و شرایط پساانسان را مشخص خواهد کرد.
منابع:
1.مطلبي با عنوان «How technology gets us hooked» كه در وبسایت گاردین منتشر شده، و وبسایت ترجمان این مطلب را با عنوان «تکنولوژی چگونه ما را در دام اعتیاد گرفتار میکند؟» ترجمه و منتشر کرده است.
2. مطلبي با عنوان «As Technology Gets Better, Will Society Get Worse» در نیویورکر منتشر شده و وبسایت ترجمان آن را با عنوان «آیا با پیشرفت تکنولوژی، وضعیت جامعه بدتر میشود؟» ترجمه و منتشر کرده است.
3. مطلبي با عنوان «Can technology save us»در وبسایت نیوفیلاسافر منتشر شده و وبسایت ترجمان این مطلب را با عنوان «آیا تکنولوژی میتواند ما را نجات دهد؟» ترجمه و منتشر کرده است.
توصیه هایی برای انتخاب اسم کودک
چگونه برای کودک خود اسم انتخاب کنیم؟

فراموش نکنید که در این وضعیت توافق با همسر مهمترین نکته است چرا که او هم در این نامگذاری شریک است پس بهتر است نامی را انتخاب کنید که مورد علاقه ی هر دو باشد. با یکدیگر بنیشینید و راجع به جزئیات اسمی که می خواهید انتخاب کنید صحبت کنید مثلا آیا اسمی سنتی را انتخاب کنیم ؟ اسم فرزندمان تک اسمی باشد یا دو اسمی؟ آیا باید از نظر دیگران هم استفاده کنیم یا اسم مورد علاقه مان را انتخاب و به دیگران اعلام کنیم ؟ در نهایت انتخاب اسم حق هر دوی شما است و هیچ یک از طرفین نباید نظرش را به دیگری تحمیل کند اما لازم است در انتخاب اسم به نکاتی دقت کنید که ما در ادامه به نکات می پردازیم.
مشورت بگیرید
ایرادی ندارد اگر از کسی مشورت بگیرید اما لزومی ندارد نظر آنها را تمام و کمال بپذیرید. گاهی افراد دلایل و خاطرات شخصی در مورد اسامی دارند که لزوما برای شما صدق نمی کند.
اگر در پی مخفی کردن تصمیم تان نیستید گاهی اعلام آن برای دیدن واکنش اولیه سایرین فکر خوبی است. گاهی نیز، برای حل اختلاف، مثلا بین چند اسم، نظر یک دوست یا همکار به خاطر عدم وابستگی خانوادگی به کودک می تواند کمک بهتری نسبت به نزدیکان کند.
فرهنگتان را هم در نظر بگیرید
به میراث قومیتی خود توجه داشته باشید. زبان ها و گویش های مختلف در جای جای کشورمان اسامی زیبای مخصوص خود را نیز دارند. البته متوجه باشید که اسمی که انتخاب می کنید چندان نامأنوس نباشد و تلفظ سختی برای کسانی که هم زبان شما نیستند نداشته باشد. مخصوصا اگر همسرتان هم زبان شما نیست. اما در هنگام انتخاب اسم، مجموعه اسامی که ریشه در زبان و گویش اجدادی تان دارند را هم در نظر داشته باشید. نامی را انتخاب کنید که متناسب با حال و شرافت و کرامت انسانى او باشد.
انتخاب اسمی شبیه بهم یا متفاوت با اسم سایر خواهرها و برادرها است
بعضی از زوجها دوست دارند فرزندانشان اسمهایی کاملا شبیه به هم داشته باشند مثل «کامیاب، کامران، کامیار». اما، بعضی دیگر بر این باور هستند که انتخاب اسم به این سبک و سیاق درست نیست چون ممکن است در صدا کردن نام بچهها دچار مشکل شوند. بسته به اعتقادی که در این زمینه دارید میتوانید تصمیم خودتان را در رابطه با اسم فرزندتان اتخاذ کنید.
پیش از انتخاب یک اسم، فرزندتان را در وضعیت بزرگسالی تصور کنید
بسیاری از آدمها به پیدا کردن یک اسم «جدی» برای فرزندشان دقت نمیکنند. آنها به این فکر نمیکنند که انتخاب اسمی مانند «ریزعلی» یا «ظریفه» برای بچه، در بزرگسالی ممکن است باعث خجالت زدگی او شود (به خصوص اگر مثلا از هیکلی درشت برخوردار باشد). گذاشتن چنین اسمهایی اصلا خوب نیست. یادتان باشد که یک اسم خوب به افزایش اعتماد به نفس فرزندتان نیز کمک میکند پس از این توصیهها برای انتخاب اسم بچه غفلت نکنید.
گویا بودن اسم
یکی از مهم ترین ویژگی های یک اسم گویا بودن آن است. گویا بودن اسم به این معناست که آیا زمانی که نام کودک را به زبان می آورید احساس خوبی به اطرافیان دست می دهد؟ آیا نحوه ادا نمودن نام خشن و بی روح نیست؟ و آیا نام کودک با فامیلیش همخوانی دارد؟
برای مثال بعضی از پدر و مادرها فکر می کنند نام های بلند با فامیلی کوتاه تطابق دارد، در حالی که بعضی دیگر برعکس فکر می کنند. بعضی دیگر از والدین فکر می کنند که اسامی ترکیبی بهتر است که با حرف صدا دار تمام شود در حالی که این ایده خوبی نمی باشد.
باید این نکته را در نظر بگیرید که این نام تنها برای یک کودک خردسال نیست. فراموشتان نشود که این کودک قرار است روزی بزرگ شود و اسمی برای او انتخاب نکنیم که خجالت بکشد.
حتما معنی اسمها را بررسی کنید
والدین اغلب اسم فرزندشان را با توجه به معانی خاصی که دارند انتخاب میکنند. مثلا «پارسا» به معنی «پاکدامن» یا «ملیکا» به معنی «ملکه».
در کل یک اسم باید تداعی کنندهی خوشبختی و زیبایی باشد؛ به نوعی منعکس کنندهی ویژگیها و خصایص آن شخص. شما میتوانید اسم کودکتان را از روی اسم فامیلی خود انتخاب کنید تا مثلا ارثیهای فامیلی برای او به جا گذاشته باشید… اما یک اسم خاص و منحصر به فرد باعث به چشم آمدن و برجسته شدن فرزندتان میشود. برای تحلیل اسمهای مختلف، میتوانید دربارهی محبوبترین اسامی ۱۰ تا ۲۰ سال اخیر تحقیق کنید. بعد بهترین اسمها را در یک فهرست خاص بنویسید و این فهرست اسامی را با ریشهها و معانی آن اسامی بارها مرور کنید. این پایگاه دادهها هر روزه به روز رسانی میشوند پس حتما سعی کنید دربارهی معنی اسمی که برای بچه انتخاب میکنید بهروزترین اطلاعات را داشته باشید.
در انتخاب اسم عجله نکنید
ممکن است برای انتخاب اسم و ثبت آن در شناسنامه عجله داشته باشید یا برایتان ضربالعجلی از سوی نهادهای مسؤل تعیین شده باشد. بنابراین، حتما پیش از آنکه مهلتتان سر برسد و یا جریمه شوید سعی کنید در مورد انتخاب اسم به نتیجه برسید.
قبل از انتخاب یک اسم با تلفظی غیر متداول برای فرزندتان، به دقت فکر کنید. به علاوه، باید حواستان به اسامی اعضای فامیل و اقوام نیز باشد. مطمئن شوید که در فامیل نزدیک نامی مشابه اسمی که میخواهید برای فرزندتان انتخاب کنید وجود نداشته باشد. اگر مطمئن نیستید، از تک تک آنها سوال کنید تا از یک پشیمانی بزرگ در آینده جلوگیری کنید.
به هر حال، تمام والدین دوست دارند یک اسم دوستداشتنی برای فرزندشان انتخاب کنند که تا آخر عمر همراه همیشگی او باشد، اما نهایتا هر اسمی که برای فرزندتان انتخاب کنید ظرف چند روز، آن اسم برایتان جا خواهد افتاد و بعد از آن مانوس و آشنا جلوه خواهد کرد.
بهترین و بدترین اسم ها از نظر اسلام
در تعالیم اخلاقی اسلام معیارها و ضوابطی برای نام نیک افراد انسان بیان شده است از جمله:
1. درست ترین نام آن است که بر بندگی دلالت نماید؛ مانند: عبدالله، عبدالرحمن و عبدالرحیم و ....
2. اسامی پیامبران (ع) و ائمه اطهار (ع)، در روایت وارد شده است بهترین نام ها، اسامی پیامبران (ص) است.[1] امام صادق (ع) از پیامبر اسلام (ص) نقل می کند که فرمود: کسی که سه فرزند پسر داشته باشد و نام هیچ کدام را محمّد نگذارد بر من جفا کرده است.[2]
3. دارای معنای زشت یا از اسامی افراد بد نام نباشد.
در روایتی امام باقر (ع) از پیامبر (ص) نقل نمودند که آن حضرت (ص) بهترین و بدترین اسم را چنین برمی شمرد.
بهترین اسم: عبدالله، عبدالرحمن و ... بدترین اسم: ضرار، مرة، حرب و ظالم.[3] در برخی دیگر از روایات نام های حکم، و حکیم و خالد و مالک نیز بر این نام ها افزوده شده است.[4]
پیامبر اسلام (ص) فرمود: "یکی از حقوق فرزند بر پدر این است که نام نیک و زیبا برای او انتخاب کند."[5]
در بین اسامی خوب و زیبا نیز بعضی از بعض دیگر با ارزش تر و بالاتر هستند. هرکس باید سعی کند بهترین اسم را که دارای امتیازات و معیار های بیشتری است انتخاب نماید.
اسم هویت فرزندتان خواهد شد
و در نهایت، بدانید که اسمی که انتخاب می کنید به هویت فرزندتان تبدیل خواهد شد و تا پایان زندگی اش با او خواهد رفت. خودخواه نباشید و در تصمیم گیری تان به زندگی او با این نام فکر کنید. شما ممکن است در مقابل دوستان تان در دفاع از نام فرزندتان سینه سپر کنید، اما کودک هفت ساله ساکت و آرام شما در مورد همکلاسی هایی که دنبال سوژه می گردند شاید نتواند از خودش دفاع کند.
پی نوشت ها :
1-بحارالأنوار، ج 101، ص 130.
2-بحارالأنوار ج : 101 ص : 130و 131.
3-حرعاملی، وسائل الشیعة، ج 21، ص 399، 27403، المکتبة الاسلامیة، چاپ پنجم، 1398ق.
4-حرعاملی، وسائلالشیعة، ج 21،ص398
5-"حق الولد على والده ان یحسن اسمه و ادبه".
*برگرفته از منابع: ترجمه از سایت vkool / نت شهر / باشگاه خبرنگاران
قابلیتهای بینظیر تکنولوژی یادگیری عمیق
با مزایای هوش مصنوعی بیشتر آشنا شوید
یادگیری عمیق چیست؟
یادگیری ماشینی و یادگیری عمیق هردو از زیرشاخههای هوش مصنوعی بهحساب میآیند اما یادگیری عمیق در اصل نسخه ارتقا یافته و پیشرفته همان یادگیری ماشینی است. در یادگیری ماشینی، الگوریتمهای ساخته شده توسط انسانها مسوولیت یادگیری از طریق دیتاها را برعهده دارند. در این روش تصمیمات براساس آنچه که از دیتاها بهدست آمده گرفته میشوند اما یادگیری عمیق از طریق شبکههای عصبی مصنوعی که شباهت زیادی به کارکرد مغز دارند، انجام میگیرد و تحلیل اطلاعات در این روش شباهت زیادی به روش مغز انسانها دارد. سیستمهای یادگیری عمیق نیازی به دستورات و راهنمایی برنامهنویسهای انسانی ندارند. در اینجا میتوانید با نمونههای بینظیری از بهکارگیری یادگیری عمیق آشنا شوید.
ارتقای خدمات مشتریان: یادگیری ماشینی در حالحاضر توسط بسیاری از کسب و کارها و بهمنظور ارتقای سطح تجربیات مشتریان بهکارگرفته میشود. از جمله آنها هم میتوان به خدمات اتوماتیک آنلاین مانند «چتبات»ها اشاره کرد که نیاز به پشتیبانهای انسانی را تا حدود زیادی از بین بردهاند و قادرند به دقت و سرعت بالا به نیازها و سوالات مشتریان پاسخ دهند. انتظار میرود در آینده نزدیک از یادگیری عمیق در این بخش استفاده قابلتوجهی شود.
ترجمه: اگرچه تکنولوژی ترجمه اتوماتیک ماشینی خیلی جدید نیست اما یادگیری عمیق در حال ارتقای ترجمه اتوماتیک متنها با استفاده از شبکههای عصبی است که در نتیجه آن ترجمه متن درون تصاویر هم انجام میگیرد. این روش میتواند سرعت و کیفیت ترجمهها را تا حدود زیادی ارتقا دهد.
رنگی کردن تصاویر و ویدئوهای سیاه و سفید: در گذشته برای رنگی کردن تصاویر و ویدئوهای قدیمی باید زمان و حوصله بسیار زیادی صرف میشد که این کار امروزه بهصورت اتوماتیک و در زمان بسیار کم توسط یادگیری عمیق قابل انجام است.
تشخیص زبان: سیستمهای یادگیری عمیق امروزه در حال تشخیص تفاوت بین زبانهای مختلف هستند. با استفاده از این تکنولوژی سیستم میتواند تشخیص دهد که فرد در حال صحبت به زبان انگلیسی است یا به زبان دیگری صجت میکند و حتی قادر است لهجه او را هم تشخیص دهد. این پروسههای پیچیده همگی بدون نیاز به انسان و تنها توسط یادگیری عمیق قابلانجام است.
خودروهای اتوماتیک: امروزه تمامی خودروهای اتوماتیک که قادرند بدون راننده حرکت کنند، مجهز به نوعی هوش مصنوعی هستند. برخی از مدلهای یادگیری عمیق در این خودروها در زمینه تشخیص علامتهای کنار جاده فعالیت میکنند. پس از حرکت خودرو، مدلهای مختلف یادگیری عمیق به خودرو دستورات لازم در جهت حرکت امن و هوشمند را میدهند.
چشم کامپیوتر: یادگیری عمیق توانسته دقت باورنکردنی را در دسته بندی، نگهداری و تقسیمبندی تصاویر توسط کامپیوترها را به ارمغان بیاورد. یادگیری عمیق با استفاده از شبکههای عصبی وسیع خود به ماشینها یاد میدهد وظایف را بهصورت اتوماتیک و بدون نیاز به نظارت مستقیم و بصری توسط انسانها انجام دهد.
تولید متن: سیستمهای یادگیری عمیق میتوانند نحوه نقطهگذاری در انتهای جملات، گرامر و حتی سبک نوشتن یک متن را یاد بگیرند و از آن بهعنوان یک مدل در جهت خلق یک متن کاملا جدید و متفاوت با رعایت قوانین دستوری صحیح استفاده کنند.
نوشتن توضیحات برای تصاویر (کپشن نویسی): یکی دیکر از قابلیتهای شگفتانگیز یادگیری عمیق، شناسایی تصویر و توانایی خلق کپشن مرتبط با تصویر به شکل کاملا صحیح و قابل درک است. درست همانطور که انسانها تصاویر را با یک یا دو جمله توصیف میکنند.
فیلترسازی اخبار بر اساس سلیقه: شاید شما هم بخواهید اخباری را که در طول روز میشنوید فیلتر کنید تا از این طریق از شنیدن اخبار بد و منفی جلوگیری کنید. خوشبختانه یادگیری عمیق میتواند اخبار را بر اساس سلایق و تمایلات شما فیلتر و دستهبندی کند و تنها اخباری را برای شما پوشش دهد که مایل به دیدن و شنیدن آنها هستید.
روباتهای یادگیری عمیق: یادگیری عمیق قادر است با استفاده از توانایی بینظیر خود در ساخت روباتها نقش ویژهای ایفا کند. مثلا یادگیری عمیق میتواند در تعلیم روباتهای خانگی تنها با مشاهده رفتارها و اعمال انسانها کمک کند و از این طریق روباتهایی خلق شود که قادرند وظایف داخل منزل را همانند انسانها انجام دهند. این نوع روباتها با استفاده از یادگیری عمیق و مدلهای مختلف هوش مصنوعی میتواند همانند انسانی که از تجربیات گذشته، حسهای فعلی و دیگر دیتاهای موجود برای انجام کارهای خود استفاده میکند، کارهای روزانه مختلف را با دقت بالایی انجام دهند. طبق برآورد دانشمندان، رشد مدلهای یادگیری عمیق در چند سال آینده با شتاب بیشتر و البته با خلاقیت و تنوع خیلی گستردهتر انجام خواهد گرفت.
از برنامهنویسی در ایران تا سرمایهگذاری در سیلیکون ولی
راز موفقیت برادران پرتوی
برادران پرتوی چگونه بزرگ شدند؟
علی پرتوی: دوقلو بودن خیلی جالب است به خاطر اینکه شما همیشه فکر میکنید چیزی دارید که دیگران ندارند به خاطر اینکه شما یک دوست خوب کنارتان دارید و میتوانید هرکاری با هم انجام دهید؛ کسی که بهترین دوست شماست و تلاش میکنید به خوبی او باشید.
چه شباهتها و چه تفاوتهایی با هم دارید؟
هادی پرتوی: از جهت شباهت هردو ما اهل رقابت و پیشرفت هستیم، هر دو در علوم کامپیوتری در هاروارد درس خواندیم. ما تنها دوقلوهایی هستیم که یک شرکت به مایکروسافت فروختهاند! در مورد تفاوت فکر میکنم مربوط به شخصیت ما باشد که من کمی استرسی هستم اما برادرم با موضوعات راحت کنار میآید.
شما در تهران به دنیا آمدید و وقتی شش سالتان بود جنگ ایران و عراق شروع شد، زندگی آن موقع چگونه بود؟
علی پرتوی: خیلی ترسناک بود به خصوص که محل زندگی ما در جایی بود که همیشه نگران بودیم مورد حمله قرار گیرد. شبهای زیادی در پناهگاه میخوابیدیم. بعدها فهمیدیم این سختیها خیلی تاثیرگذار بود به خصوص در حل و فصل سادهتر موضوعات و در مواجهه روزانه با مشکلات.
شغل والدینتان چه بود؟
هادی پرتوی: پدرم - پروفسور پرتوی - یکی از بنیانگذاران دانشگاه شریف بود که دانشگاه اصلی تکنولوژی در ایران است. مادرم هم تحلیلگر سیستمهای کامپیوتری بود.
شما در چه سنی کدنویسی را یاد گرفتید؟
۹، ۱۰ سالگی.
و هنوز در ایران بودید؟
علی: پدرم یک فیزیکدان بود. وقتی به یک کنفرانس فیزیک رفته بود برای ما یک کامپیوتر کومودور ۶۴ آورد. هنوز هیچ بازی و اپلیکیشنی روی آن نبود و صرفا برای برنامهنویسی بیسیک میشد از آن استفاده کرد. ما هر دو شروع کردیم به کدنویسی. چیزی که جذاب بود تصورات و تخیلات شما بود که به کد تبدیل میشد. شما تصور میکنید که چه چیزی میخواهید داشته باشید.
وقتی به این مرحله رسیدید، میدانستید که شغل ایدهآل خود را پیدا کردهاید و همین راه را ادامه خواهید داد یا این اتفاق بعدا رخ داد؟
هادی: برنامهنویسی کامپیوتر تنها نقطه روشن باقیمانده در زندگی ما بود. تمام دیگر اعضای خانواده ایران را به مقصد آمریکا ترک کرده بودند. برنامهنویسی برای ما حکم نقطه امنی را داشت که میتوانستیم مشکلات زندگی را از آن دور نگه داریم و هر چه میخواهیم در آن خلق کنیم.
پس در سن ۱۱ سالگی به آمریکا مهاجرت کردید؟
علی: بله، ترک کشوری مانند ایران برای افرادی که هیچ تجربهای ندارند، میتواند بسیار مشکل باشد. به خصوص که آن زمان در ایران جنگ بود و پروسه رسمی مهاجرت ما زمان زیادی طول کشید. ما اول به اروپا مهاجرت کردیم و کل تابستان آن سال به دنبال ویزای آمریکا بودیم. یک بار هم درخواست ما رد شد. به یاد دارم زمانی که آپارتمانی در ایتالیا اجاره کرده بودیم، شبی تلفن زنگ خورد. مادرمان تلفن را برداشت و بعد از شنیدن خبر رد شدن ویزا شروع کرد به گریه کردن و خواهش کرد که یک فرصت دیگر به آنها بدهند. نمیدانم چطور ولی بالاخره راضی شدند که به خانواده ما ویزا بدهند. در هر صورت، ممکن بود ما هرگز نتوانیم وارد آمریکا شویم.
ضربالمثلی هست که میگوید اگر میخواهید کاری انجام شود، مادرتان را برای انجام آن بفرستید! ایران الان جزو لیست کشورهای ممنوعالسفر قرار گرفته است. بهعنوان یک ایرانی مهاجر که در زمان ریاست جمهوری ترامپ در این کشور زندگی میکند، چه احساسی دارید؟
مهاجرت ما قطعا سخت بود ولی بالاخره موفق شدیم. ولی بدون شک اگر مهاجرت ما قرار بود حالا اتفاق بیفتد، غیر ممکن بود. فکر میکنم برای مهاجران هر کشوری وجود چنین قوانین مهاجرتی قطعا شرایط را مشکلتر خواهد کرد ولی من معتقدم که آمریکا بدون وجود مهاجران، این آمریکای کنونی نبود. اگر این اتفاق آن زمان برای ما نمیافتاد، بدون شک حالا بیش از اندازه سخت بود.
خانواده شما تقریبا خانواده بسیار موفقی است. دارا خسروشاهی که مدیر عامل اوبر است پسرخاله شماست. یکی دیگر از پسرخالههای شما شرکت تکنولوژی Nirvana Systems را پایهگذاری کرده. تمام این اتفاقات قاعدتا باید یک درس بزرگ برای رئیسجمهور ترامپ باشد. درست است؟
هادی: افراد موفق زیاد دیگری نیز در مهاجران ایرانی داریم مانند آرش فردوسی موسس Dropbox، پیر امیدیار موسس Ebay که موفق شدهاند شرکتهای بزرگ خوبی ایجاد کرده و شغلهای زیادی در این کشور تولید کنند. مهاجران همیشه میتوانند فرصتهایی در کشور پذیرنده ایجاد کنند که در آن کشور عموما وجود ندارد.
هر دو شما در دانشگاه هاروارد رشته کامپیوتر تحصیل کردید. چه شد که به آنجا رسیدید و بعد از آن چه اتفاقی افتاد؟
هادی: ما در دورن دبیرستان تلاش زیادی کردیم که نمرههای خوبی بگیریم و بتوانیم برای ثبتنام در دانشگاه هاروارد اقدام کنیم. خوش شانس هم بودیم که این دانشگاه برای تامین مخارج تحصیل به ما کمک کرد. ما در سال ۱۹۹۴ از دانشگاه فارغ التحصیل شدیم که زمان بسیار مناسبی بود زیرا اکثر شرکتهای حوزه کامپیوتر و تکنولوژی عملا تازه شروع به کار کرده بودند. فکر میکنیم یکی از بزرگترین شانسهایمان، بودن به موقع در جایی درست بود.
شما(اشاره به هادی) بعد از آن شروع به کار در مایکروسافت و شما(اشاره به علی) شروع به کار در اوراکل کردید. آن زمان دقیقا مصادف بود با شکوفایی دات کام. آن زمان چه حسی داشتید؟
علی: شغل هادی عملا از شغل من بسیار بهتر بود به همین دلیل دو سال بعد از فارغالتحصیلی اوراکل را ترک کردم و به استارتآپ دیگری ملحق شدم که آن زمان سابقه درخشانی نداشت. همه اینها در حالی بود که هادی به تیم مرورگر مایکروسافت- Internet explorer-پیوسته بود که جایگاه شغلی بسیار هیجان انگیزی در آن زمان بود. او آن موقع تنها ۲۳ سال داشت و یکی از بهترین جایگاههای شغلی را در کل صنعت تکنولوژی داشت.
شما عملا تاثیرگذارترین لیست سرمایهگذاری پیوسته را دارید و الان سهامدار شرکتهایی مانند فیسبوک، Airbnb، اوبر، دراپ باکس و... هستید. چگونه تمام این سرمایهگذاریها را مدیریت کردید؟
هادی: به نظر من مهمترین فاکتور در سرمایهگذاری، انتخاب گزینه سرمایهگذاری مناسب و شخص صاحب کسب و کار مناسب است.
شما حتی روی مارک زاکربرگ نیز سرمایهگذاری کردهاید. چطور آن زمان متوجه شدید باید روی او سرمایهگذاری کرد؟
هادی: وقتی فیسبوک تیم کوچکی بود، ما با آن آشنا شدیم و دیدن رشد و ترقی این شرکت در سالهای بعد، هیجان زیادی برای ما داشت. آن زمان بسیاری از ما میپرسیدند که اصلا چرا باید چنین شرکتی را برای سرمایهگذاری انتخاب کنید؟ اما من به یاد دارم از همان ملاقات اولم با مارک به این فکر کردم که این شخص بیش از هر شخص دیگری به بیل گیتس شباهت دارد.
علی: دراپ باکس شاید شرکت مورد علاقه من محسوب شود، زیرا شامل تمام بخشهایی است که من و هادی برای سرمایهگذاری در نظر گرفته بودیم. ما وقتی میخواهیم روی شرکتی سرمایهگذاری کنیم حتما از موسس آن امتحان تکنیکی میگیریم تا ببینیم تا چه اندازه با برنامهنویسی آشناست. بعد از آشنایی با موسسان دراپ باکس از جمله آرش فردوسی، تصمیم گرفتیم روی این شرکت سرمایهگذاری کنیم.
در مورد اوبر چطور؟
هادی: در مورد اوبر آرزو میکردیم زودتر این سرمایهگذاری را انجام داده بودیم. هسته اصلی کسب و کاری این شرکت بسیار سالم و قوی است. دارا (خسروشاهی) آنقدر انسان با شخصیت و متواضعی است که هر کسی با او آشنا میشود آرزو میکند در کارش موفق شود. خوبی خالصی که در شخصیت داراخسروشاهی وجود دارد میتواند شرایط را به نفع شرکت تغییر دهد.
شخصیتهایی که در داستان شما جایشان خالی است و حرفی از آنها زیاد زده نشده، زنها هستند. نقش زنها را در دوران اولیه شکوفایی اینترنت چگونه میبینید؟
هادی: کمبود نقش زنها در دنیای تکنولوژی، فکر میکنم همه را آزار میدهد. مادرم شخصی بود که فوق لیسانس کامپیوتر داشت یعنی من با زنی بزرگ شدم که در دنیای تکنولوژی متبحر بود. کاری که ما برای جبران این کمبود تنوع جنسیتی کردیم این بود که روی ریشهها و از پایه کار کردیم. وقتی فارغالتحصیلان زن و مرد یکسان نیستند قطعا نیروی کاری که در آینده خواهیم داشت این تنوع را شاهد نخواهد بود و غیر متعادل خواهد شد. کاری که ما در code.org انجام دادیم این بود که برنامه آموزش مفاهیم کدنویسی و برنامهنویسی را از سن پایین ارائه میکنیم که این سیستم الان ۲۵ میلیون دانشآموز دارد و ۴۵ درصد این جمعیت دختر هستند. پس عملا ۲ میلیون دختر از طریق Code.org کدنویسی یاد میگیرند. مهمترین عاملی که ما نیز روی آن سرمایهگذاری کردهایم، معلمها هستند. برنامههای Code.org رایگان هستند و حتی از طریق مدارس نیز در اختیار دانشآموزان قرار میگیرند. اگر این سیستم آموزش کدنویسی وارد برنامه مدارس شود قطعا تاثیر خیلی بالاتری خواهد داشت. معلمها در این بین حرف اول را میزنند. معلمهایی که ما انتخاب میکنیم لازم نیست محقق علم کامپیوتر باشند بلکه خودشان را نیز تشویق به یادگیری بیشتر این علم میکنیم. این معلمهایی که ما استخدام میکنیم مدارس را قانع میکنند تا از این سیستم استفاده کنند. آنها میتوانند معلم هر رشتهای باشند. این معلمها موارد آموزشی سیستم ما را میبینند و خود به این نتیجه میرسند که باید از آن در سیستم آموزشی مدرسه خود استفاده کنند.
چالشهایی که در حال حاضر با آنها روبهرو هستید چیست؟
هادی: تغییر سیستم آموزشی مدارس کار سختی است. پیدا کردن سرمایه پشتیبان نیز مشکل است. Code.org نیز یک شرکت غیر دولتی است. آمازون، مایکروسافت و فیسبوک سه شرکت بزرگ حامی این سیستم هستند. ما با موقعیتی روبهرو هستیم که دانشگاهها ظرفیت پذیرش این میزان بالای تقاضا برای دانشجویان رشته کامپیوتر را ندارند به همین دلیل آنها متقاضیان را بر اساس نمره فیلتر کرده و بقیه را رد میکنند مانند دانشگاه واشنگتن که اخیرا تعداد زیادی از متقاضیهای این رشته را رد کرد. به نظر ما هر کسی لیاقت امتحان کردن شانس خود را در این رشته دارد. سیستم دانشگاهی هم باید این موضوع را درک کند که باید رشته مورد علاقه دانشجویان را بیشتر به آنها ارائه دهند و در غیر این صورت آنها از راههای دیگر قطعا برای یادگرفتن آن اقدام خواهند کرد. پیشنهاد من برای والدین این است که مطمئن شوند مدرسه فرزندشان درس کامپیوتر را جزو برنامه درسی خود به دانشآموزان ارائه میدهد. مدرسه و معلم درس کامپیوتر در این میان حرف اصلی را میزنند.
علی NEO شرکت جدید شماست. این شرکت دقیقا چه کار میکند؟
علی: وظیفه اصلی ما در این شرکت پیدا کردن رهبران تکنولوژیک آینده است. ما میخواهیم افراد با استعداد را خیلی زود حتی وقتی در کالج هستند پیدا کنیم. با همین هدف این مهندسان را شناسایی، وارد جامعه خود و روی آنها سرمایهگذاری میکنیم.
چه پیشنهادی برای دختران و پسرانی که عاشق سیلیکون ولی هستند و میخواهند راهی برای ورود به آن پیدا کنند، دارید؟
علی: اولین و مهمترین چیز این است که اول به خود ایمان داشته باشند. در صنعت تکنولوژی ثابت شده که میتوانید ورود خیلی ضعیفی داشته باشید اما سختکوشی و ایدهپردازی چیزی است که شما را به خواسته اصلیتان میرساند. مثل دیگر رشتهها، در زمینههایی مانند موسیقی یا ورزش، رشته کامپیوتر نیز حوزهای است که هر کسی میتواند وارد آن شود ولی تداوم در آن نیاز به سختکوشی و اراده قوی دارد.
هادی: حتی اگر نمیخواهید کدنویس شوید، یادگیری علم کامپیوتر میتواند در هر رشتهای شما را موفقتر کند. یادگیری بیسیک کامپیوتر، ساده و جذاب است و تقریبا همه از پس آن بر میآیند و میتواند در اصلی ورود و موفق شدن در بسیاری از رشتهها، از جمله صنعت تکنولوژی باشد.
فایل الکترونیکی ترجمه کتاب المراجعات
فایل الکترونیکی کتاب المراجعات
تالیف علامه سید شرف الدین
این کتاب مجموعه نامه هایی است که میان علامه سید شرف الدین و ریس جامعه الازهر، علامه شیخ سلیم بشری در موضوعات امامت و خلافت و دفاع از صاحب غدیر... رد و بدل شده است.
در مباحثات این کتاب بخاطر فروتنی و خضوع در مقابل مطالب حق و دوری از غرور علمی، غنی ترین آموزشها و تعلیمات، در آداب مباحثه و مناظره نیز موج میزند و محتوای مباحث میتواند سندی گویا و رافع اختلاف فریقین یاشد.
شرح حال و آثار علامه سید شرف الدین در اثر ارزشمند استاد محمدرضا حکیمی بنام شرف الدین کتاب چهارم از سلسله مرزبانان حماسه جاوید توصیه میگردد.
لطفا برای دانلود کتاب به فایل پیوست مراجعه شود
جمشید معانی، محکی برای بهائیت!
از این رو پیشوایان بهائی، با طرح بحث لزوم تطابق دین با اقتضائات هر عصری و ادعای این که آموزه های اسلام، با روح عصر آنان هم خوانی نداشته؛ مدعی شدند: «هر دوره ای برای خود اقتضائی دارد و خداوند، مردمان را متناسب با مقتضیات هر زمان از فیض خود بهره مند می کند. دین باید مطابق مقتضیات وقت باشد».[2]
اما جالب است بدانیم که حدود یک قرن پس از مرگ دین سازان بهائیت، شخصی به نام جمشید معانی، با ارائه ی نوشته جاتی عربی و دلایلی مشابه دلایل پیشوایان بهائیت، مدعی دریافت وحی و نسخ بهائیت شد.[3]
اما تشکیلات بهائیت که همواره استمرار فیض الهی در تجدید ادیان را دلیل بر نسخ اسلام و حقانیت خود برمی شمرد، در مواجه با این شخصیت (که دلایلش مشابه پیشوایان بهائیت بود) موضع گیری کرده و پیروان خود را از هرگونه ارتباط و نزدیکی با وی بر حذر داشته است! اما به راستی، اگر به لزوم تجدید ادیان معتقد باشیم، می بایست نسخ بهائیت به وسیله ی جمشید معانی را نیز باور داشته باشیم. چرا که با پیشرفت روز افزون بشری، بدون شک تاریخ انقضای بهائیت نیز در طول یک قرن تمام شده است. آری؛ تشکیلاتی که همواره مسلمانان را به خاطر اعتقاد به خاتمیت حضرت محمّد (صلّی الله علیه و آله) تخطئه می کند، عملاً به این اعتقاد در مورد پیامبرخوانده ی خود پایبند است و به استدلال های مشابه پیشوایان خود، گردن نمی نهد!منبع: جام نیوز
پی نوشت:
[1]. ر.ک: عبدالبهاء، خطابات، بی جا: موسسه ی ملی مطبوعات امری، بی تا، ج 2، ص150-151.
[2]. اشراق خاوری، ...
