ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

شنبه, 23 دی 1396 12:01

کنترل شهوت از نظر قرآن

 

چه راه کارهايي براي کنترل شهوت و هواي نفس وجود دارد؟

 


ترک شهوت


پاسخ :

بي‌ترديد يكي از نيرومندترين غرايز، نيروي شهوت و غريزة جنسي است كه از ابتداي زندگي در وجود آدمي نهفته است اين غريزه تا زمان بلوغ همچنان دوران آرام و بي‌تحركي را پشت سر مي‌گذارد، امّا به مجرد شروع دوران نوجواني، آرام آرام زمان بيداري و طغيان آن فرا مي‌رسد و رفته رفته تمام وجود نوجوان و جوان را در برمي‌گيرد. و همه جوانان كما بيش با اين وضعيت روبرو مي‌شوند، بزرگترها نيز اين دوره را پشت سر گذاشته‌اند. آنچه افراد با هم تفاوت دارند، در اين است كه برخي با ايمان قوي و عزم و ارادة استوار در برابر نيروي شهوت مي‌ايستند و مقاومت مي‌كنند، يعني به شخصيت خود احترام قايل‌اند و لذا خود را به كارهاي زشت و ناپسند آلوده نمي‌سازند، امّا عده‌اي هم وجود دارند كه نمي‌توانند مقاومت كنند و نيروي شهوت را در خود كنترل نمايند. اگر در دوران جواني نيروي شهوت قوي است، ارادة جوانان قوي‌تر از آن است.

علي ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: «من كرمت عليه نفسُه، هانت عليه شهواته» كسي كه كرامت و ارزش خود را بشناسد، شهوت نمي‌تواند بر او غلبه كند.

علاوه بر آنكه از نظر شرع حرام است و آبروي انسان را نزد خدا از بين مي‌برد، چه پيامدهاي در زندگي فرد به دنبال دارد؟ که به برخي از آثار آن اشاره كنيم: تحقيقات روان شناختي نشان مي‌دهد كه فكر بيش از حدّ در مورد مسايل جنسي و گرفتار شدن در دام اينگونه اعمال باعث اختلالات رواني در فرد مي‌شود. ضعف ايمان، بيماري جسمي و روحي، گوشه گيري و انزوا، شكست در زندگي، ضعف اعصاب و... برخي از آثار و پيامدهاي آن مي‌باشد. يكي از دانشمندان مي‌گويد: اين كار جوان را بسيار خسته مي‌كند به طوري كه همواره خجل و شرمسار است و خود را مجرم و گناهكار مي‌پندارد.

افرادي كه اين پيامدها را نمي‌دانند ممكن است ناخواسته به دام شهوت مبتلا شوند امّا وقتي اين مسايل را درك كنند،‌قطعاً از آن دست برمي‌دارند. شايد برخي افراد ابتدا باور نكنند امّا وقتي تجربه كردند و پس از مدتي ديدند كه واقعاً احساس گناه سراپاي وجود انسان را فرا مي‌گيرد، جداً تصميم مي‌گيرند كه از آن دست بردارند، توبه كردن هم اينجاها كاربرد دارد.

چند راهکار مي تواند شهوتراني را کنترل کند که به چهار نمونه اشاره مي شود:

1. تقويت ايمان: اگر معنويت و ايمان را در خويشتن تقويت شود، ملكه‌اي در انسان ايجاد مي‌شود كه از انجام هر گونه گناه باز مي‌دارد و به انسان اجازه نمي‌دهد كه ارزش و منزلت خود را با اين كارها از بين ببرد. بسياري از مشكلات ما و اساساً مشكل عصر ما و جوانان جامعه همين كمبود معنويت و ايمان مذهبي است كه اگر اين مشكل حل شود، بسياري از مشكلات ديگر حل خواهد شد. در عمل و رفتار نيز بايد تجديد نظر شود و از رفتارهايي كه ميل جنسي و شهوت را در انسان تحريك مي‌كند، تا حد امکان بايستي دوري کرد.


2. يكي ديگر از عوامل مؤثر در جلوگيري و كنترل شهوت كار مداوم است. كارهاي بدني از رنج روحي مي‌كاهد و از شهوت نيز جلوگيري مي‌كند. كار هم از لحاظ آنكه باعث صرف انرژي و نيروي بدني در اين مي‌شود و هم از لحاظ آنكه فكر و ذهن انسان را به خود مشغول مي‌كند، مي‌تواند از افكار ناسالم و كارهاي نادرست و نابهنجار جلوگيري كند.

3. ورزش يكي ديگر از راهكارهاي جلوگيري از فشارهاي جنسي است. علاوه بر اينها سعي كنيد، در مواقعي كه تنها هستيد، ذهن و فكر خود را از مسايل كه سرانجام به بروز نياز جنسي منجر مي‌شود،‌باز داشته و بيشتر به ياد خدا باشيد. به اين نكته توجه داشته باشيد كه خداوند ناظر بر تمامي اعمال ماست، حتي در جاهاي خلوت كه هيچ كسي نيست، خداوند ما را مي‌بيند، اگر خداي ناكرده گناه كنيم علاوه بر آثار و پيامدهاي منفي كه در جسم و روح ما مي‌گذارد، آبروي ما نزد خدا هم مي‌رود.

4. ازدواج؛ راهكار ديگر اين است كه زمينه ازدواج را فراهم شود. ازدواج با توجه به ملاك‌ها و معيارهايي كه اسلام معرفي كرده است، چندان سخت و مشكل نيست.

البته بايد مقدمات ازدواج را كم كم فراهم شده، و در زمان مناسب عقد انجام گردد. اگر به مقدمات ازدواج اقدام كنيد، ذهن و فكر جوان بيشتر روي آن متمركز مي‌شود و به اميد فرداي بهتر و زندگي آبرومندانه از هر كار ديگري منصرف خواهد شد. خداوند متعال كه آفرينندة‌ انسان است و خصوصيات و فطريات و غرايز او را مي‌داند، آفريدن زن و مرد و قرار گرفتن آنها در كنار يكديگر را سبب مودت و رحمت و آرامش انسان و نيز ارضاي غرايز به صورت صحيح آن مي‌داند. در اين باره مي‌فرمايد: از آيات و نشانه‌هاي حكيمانة خداوند اين است كه براي شما از جنس خودتان همسراني قرار داد، تا در كنار آنان آرامش يابيد و ميان شما مهر و محبت و رحمت قرار داد، به درستي كه در اين كار خداوند دلايل حكيمانه‌اي است.

 


 

منبع : شفقنا

تأثیر نگاه در سرنوشت انسان ها

 

عصری که در آن زندگی می کنیم، با وجود حجمِ گسترده ی رسانه های ارتباط جمعی؛ ماهواره، اینترنت، شبکه های اجتماعی و... زمینه های مثبت و منفی بسیاری را به وجود آورده که اگر استفاده از آن هدفمند و در جهت رشد مادی و معنوی نباشد، انسان را در باتلاقی فرو خواهد برد که دست و پا زدن در آن با مرگِ تدریجی مساوی خواهد بود.

همه چیز از یک نگاه شروع می شود

از جمله نعمت هایی که خداوند آن را در وجود انسان به امانت گذاشته و در حقیقت مهم ترین راه ارتباطی انسان با جهان خارج به حساب می‌آید، نعمت بزرگ بینایی است.
انسان به دو صورت می تواند از نعمت هایی که به او ارزانی شده است، استفاده کند؛ یا آنها را در راه ارتقاء و رشد فضایل انسانی و معنوی خویش و دیگران بکار بَرَد یا اینکه از آن در راه گناه، معصیت و شهوت رانی استفاده کند. بنا به تعبیری که در روایات آمده است چشم می تواند دیدبان و پیکِ دل باشد و از طرف دیگر می تواند دام گاه شیطانبوده و با گوشه چشمی نشان دادن، راهنمایِ فتنه باشد.

شهوت رانی، لذّت جویی و بی بند و باری، علاوه بر این که استعدادهای بالقوه انسان را تباه می کند، زمینه ی انحرافاتِ فکری و کجرویِ اجتماعی را فراهم خواهد نمود که منشاء بسیاری از آنها می تواند از یک «نگاه» آغاز شود.


امیر المومنین درباره «نگاه» می فرمایند: نگاه به نامحرم هر چند اگر بدون قصد تلذّذ باشد عملِ طبیعی و غریزی خود را انجام می دهد و زمینه تحریک شهوت انسان را در زمان نگاه یا بعد از آن ایجاد می کند. (غرر الحکم).
عصری که در آن زندگی می کنیم، با وجود حجمِ گسترده ی رسانه های ارتباط جمعی؛ ماهواره، اینترنت، شبکه های اجتماعی و... زمینه های مثبت و منفی بسیاری را به وجود آورده که اگر استفاده از آن هدفمند و در جهت رشد مادی و معنوی نباشد، انسان را در باتلاقی فرو خواهد برد که دست و پا زدن در آن با مرگِ تدریجی مساوی خواهد بود.

 انحراف و از نابودی نیروی فکری فعّال

سرزمینی که دارای نیرویِ کارِ جوان است، از بزرگ ترینِ نعمت ها برخوردار است. زیرا این جوان است که با نیرویِ تفکر و اندیشه ی خود می تواند زمینه ترقی و پیشرفت روز افزون یک جامعه را فراهم آورد. حال اگر جوان به جای صَرف نیروی جوانی در راه کسبِ علم و معرفت و به دست آوردن مهارت برای رسیدن به رشد در زمینه مادی و معنوی، به دنبال شهوت رانی، لذّت جویی و بی بند و باری باشد، یقیناً علاوه بر این که استعدادهای بالقوه خویش را از تباه خواهد کرد، زمینه ی انحرافاتِ فکری و کجرویِ اجتماعی را فراهم خواهد نمود که منشاء بسیاری از آنها می تواند از یک «نگاه» آغاز شود.
نگاهی که می تواند زمینه ساز بسیاری از رفتارهای سوء باشد. نگاه سوء می تواند به خواهشی نفسانی تبدیل گردد، دل مشغولی به وجود آورده، منجر به عشقی بوالهوسانه و زمینه ساز سردی روابط خانوادگی ، ارعاب، تجاوز، قتل و آدمکشی شده و در نتیجه پایان شومی را برای صاحبش به ارمغان آورد. اینجاست که کلام زیبای امیر المومنین (علیه السلام) را باید به یا آورد که؛ «کور شدنِ چشم بهتر از نگاه کردن به چیزی است که فتنه می آورد.»     

بیشتر بخوانیم:
دختر مورد علاقه ام را دزدکی نگاه می کردم
محدوده ی نگاه به نامحرم
نگاه مجدد به نامحرم بدون قصد لذت

 

توصیه قرآن به مردان و زنان

خداوند در قرآن با بیانی رسا به بحث نگاه می پردازد و می فرماید: «به مومنان بگو چشم هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و عفاف خود را حفظ کنند این براى آنان پاکیزه‏تر است خداوند از آنچه انجام مى‏ دهید آگاه است». ( سوره نور:30)
در این آیه به دنبال کنترل چشم، کنترل اندام جنسی از هرگونه ناپاکی و شهوترانی مطرح شده است. در جوامع امروزی، بی بند و باری در روابط جنسی به اشکال مختلف بین دختران و پسران رواج دارد. این پدیده (انحرافات جنسی) مشکلات زیاد خانوادگی و بیماریهای مقاربتی را به دنبال خواهد داشت. لذا از نظر اسلام روابط جنسی بین مرد و زن، تنها در چارچوب ازدواج مجاز است و خارج از این چارچوب، رابطه جنسی بین آنها به هر نوع و شکلی حرام است.
خداوند در این آیه اول به حفظ چشمان اشاره می کند زیرا چشم است که مقدمات ارتکاب گناه را فراهم می کند. در ادامه آیه به همه انسانها به ویژه مؤمنان هشدار می‌دهد که گمان نکنید نگاه‌ های شما از دید خدا پنهان است، بلکه انگیزه نگاه‌ های شما نیز در نزد خدا معلوم است و او به ظاهر و باطن عمل شما آگاه است. زیرا خداوند نتیجه‌ی نگاه را می داند که اگر انسان چشم خود را رها بگذارد، عاقبت خوبی در انتظارش نخواهد بود و بنا به روایات، حسرتش زیاد خواهد شد. حسرتی که بذر آن در نگاه است.

نگاهی که می تواند زمینه ساز بسیاری از رفتارهای سوء باشد. نگاه سوء می تواند به خواهشی نفسانی تبدیل گردد، دل مشغولی به وجود آورده، منجر به عشقی بوالهوسانه و زمینه ساز سردی روابط خانوادگی ، ارعاب، تجاوز، قتل و آدمکشی شده و در نتیجه پایان شومی را برای صاحبش به ارمغان آورد. اینجاست که کلام زیبای امیر المومنین (علیه السلام) را باید به یا آورد که؛ «کور شدنِ چشم بهتر از نگاه کردن به چیزی است که فتنه می آورد.»

 

لذّتی لحظه ای، با حسرتی دائمی

علی (علیه السلام) می فرماید: «هنگامی که نافرمانی می کنید، از بین رفتن لذت ها و باقی ماندن عواقب آن ها را به خاطر داشته باشید.» (غرر الحکم: ماده ذَنب) لذا شخص هنگامی که به صورت نامحرم نگاه می کند به عواقب ناشی از آن تفکر نمی‌کند. شاید تصور هم نکند که به واسطه نگاه حرام و مداومت بر این گونه نگاه ها، قلب و دل و مغزش پر خواهد شد از مقایسه هایی که به علت تفاوت در انسانها، از شکل، نوع حرف زدن و غیره وجود دارد، در نتیجه دست به مقایسه‌هایی خواهد زد که روابط خانوادگی او را تحت الشعاع قرار داده و آن را به سمت سرد شدن سوق دهد.
قرآن رعایت موازین اخلاقی را به هر دو طرف (زن و مرد) توصیه کرده است؛ یعنی همانطور که مردان باید نگاهشان را کنترل کنند، زنان هم باید این‌گونه بوده و از رفتارهایی که زمینه ایجاد گناه را فراهم می کند(عشوه گری، نازک کردن صدا، پوشیدن لباس های زننده و... پرهیز نمایند زیرا چه بسا اگر زنان مراعات کنند، هیچ نگاهی به سوی آنها جلب نشود.

کلام آخر 

شهوت رانی، لذّت جویی و بی بند و باری، علاوه بر این که استعدادهای بالقوه انسان را تباه می کند، زمینه ی انحرافاتِ فکری و کجرویِ اجتماعی را فراهم خواهد نمود که منشاء بسیاری از آنها می تواند از یک «نگاه» آغاز شود.

به بهانه افزایش آمار خودکشی در جامعه

 

در اکثر موارد افرادی که قصد خودکشی دارند به گونه‌ای این عمل را زمینه سازی می‌کنند. این جریان می‌تواند با گوشه‌گیری، کم‌حرفی، گریه‌های بی‌دلیل و مداوم، بی‌اشتهایی و ... این عوامل را نادیده نگیرید.

 

 

خودکشی

 

 

"خودکشی دو دختر اصفهانی از روی پل"، "تزریق آمپول هوا یک پسر شانزده ساله"، "خودکشی همزمان یک زن و شوهر" و ده‌ها عنوان دیگر از این قبیل تنها گوشه‌ای از آمار خودکشی در سطح جامعه‌ی ما است. بنابه تعریف سازمان جهانی بهداشت، خودکشی به عملی گفته می‌شود که فردی مستقیما و به دور از دخالت دیگری با رفتار غیرعادی به خود آسیب رسانده و نهایتا منجر به مرگ خویش شود.

پدیده خودکشی (Suicide) عموما نشأت گرفته از مشکلات روحی و روانی است. اما نه آنکه فرد قطعا با بیماری روانی دست و پنجه نرم می‌کرده بلکه بسیاری از افراد که دست به خودکشی می‌زنند کسانی هستند که در یک برهه‌ی زمانی خاص و با بروز "جنون آنی" دست به چنین کاری زده‌اند. این افراد موقعیت اجتماعی، آرزوها و اهداف خود را بر باد رفته و زندگی را برای خود بی‌نتیجه می‌انگارند و از این رو تصمیم به اتمام آن می‌گیرند.

بیشتر بخوانید:
کودکان‌ کار زیر پوست شهر
قتل در خانه!

 

عوامل خودکشی

خودکشی به عوامل مختلفی بستگی دارد که در شرایط متفاوت، متغیر است. اما باتوجه به آمارها و نتایج پژوهش‌های روان شناسی و جامعه شناسی در خصوص این معضل اجتماعی، به این نتیجه می‌رسیم که چند علت عمده خودکشی عبارتند از:
- فقر
- اعتیاد
- افسردگی

نمی‌توان برای پدیده‌ی خودکشی محدودیت سنی و جنسی قائل شد چرا که پراکندگی این معضل در تمامی سنین، بین زن و مرد مشاهده می‌شود.


- بی اعتقادی
- شکست عاطفی
- فشارهای مالی ( ورشکستگی)
- معضلات روحی ناشی از دوران کودکی

علائم خودکشی

در اکثر موارد افرادی که قصد خودکشی دارند خواسته و ناخواسته، به گونه‌ای این عمل را زمینه‌سازی می‌کنند. این جریان می‌تواند با گوشه‌گیری، کم‌حرفی، گریه‌های بی‌دلیل و مداوم، بی‌اشتهایی و غیره همراه باشد. متاسفانه اغلب خانواده‌ها این علائم را نادیده گرفته و تصور می‌کنند که چنین رفتاری در فرزند و یا همسرشان، گذرا بوده و بهتر است برای رفع آن به فرد زمان کافی داده شود، غافل از اینکه فرد در همین زمان امکان دارد دست به خودکشی زده و برای کمک به او دیر شده باشد.

خودکشی از نگاه اسلام

معضل خودکشی از دیرباز در جوامع مختلف مشاهده شده و پدیده نوظهوری نیست اما با صنعتی شدن جوامع و شکاف ارتباطی  بین افراد، روند رو به افزایشی به خود گرفته است. باید خاطر نشان کنیم که دین مبین اسلام این امر را ناپسند و مرتکبان به این گناه را بسیار نکوهش می‌کند. چرا که این کار سلب حقِ حیات از خود و یا دیگرى است. خدا انسان را از این امر برحذر داشته و می‌فرماید: "مَن قَتَل نفساً بغَیر نَفس او فَساد فِى الارضِ و فَکانما قَتل الناس جَمیعا"، یعنی آن کس که انسانى را بدون این که قاتل باشد و یا در زمین فساد کند بکشد، گویا همه مردم را کشته است.(1) مرگ و حیات یک نفر، اگر چه مساوى با مرگ و حیات اجتماع نیست، اما شباهتى به آن دارد، از این‏‌رو در جایى که اذن خداوند نیست، انجام دادن آن حرام و گناه است.

روایت شده که امام جعفرصادق(ع) فرموده است: "اگر کسی به‌طور عمد خود را بکشد، همواره در آتش جهنم خواهد بود" و نیز امام علی(ع) می‌فرمایند: "مؤمن ممکن است به هر نوع مرگی بمیرد، اما خودکشی نمی‌کند. پس کسی که بتواند خون خود را حفظ کند و با این وجود از قاتل خود جلوگیری نکند تا کشته شود، قاتل خود خواهد بود."

پدیده خودکشی موضوعی است که با توجه به آمار و ارقام رسمی کشور، غیر قابل انکار بوده و چشم پوشی بر عوامل زمینه‌ساز آن نیز بی‌انصافی محض است. پس بهتر به دو صورت کلان و خرد به آن پرداخته شود.



بحران خودکشی

باید توجه داشت که نمی‌توان برای پدیده‌ی خودکشی محدودیت سنی و جنسی قائل شد چرا که پراکندگی این معضل در تمامی سنین، بین زن و مرد مشاهده می‌شود. در واقع موضوع اصلی عواملی محسوب می‌شوند که بسترساز تصمیم فرد به چنین کاری شده است.

حائز اهمیت آن که در جامعه‌ی ما بیشترین آمار خودکشی بین قشر جوان و به علت شکست عاطفی است. البته موضوع فشار‌های اقتصادی در زندگی را نیز نمی‌توان نادیده گرفت چرا که دومین علت به وقوع پیوستن این پدیده، در زندگی افراد فشاری مالی و حتی بی‌کاری شناخته شده است. در واقع فشار‌های اقتصادی و مالی چه در دوران ورشکستگی‌ افراد سرمایه‌دار و چه در زندگی افرادی که از لحاظ مالی در طبقه‌ی متوسط رو به پایین قرار دارند یکی از عللی است که در برخی موارد فرد را در تنگنای خودکشی قرار می‌دهد.

وقتی فراتر به این موضوع می‌نگریم متوجه می‌شویم که چنین افرادی فاقد مشاور، دوست و یا شریک مالی مناسبی بوده‌اند از  این رو با عدم بازگو کردن مشکلات شخصی مواجه و با نگاهی تک‌بُعدی و عاری از هر گونه مشورت و راهنمایی راهبردی، خود به تنهایی در صدد حل مشکلات بر آمده و نتیجه آن فشارهای مضاعف و رسیدن به نقطه صفر بوده است. پس بهتر است به این نکته‌ی مهم نیز بیشتر اهمیت داده شده و از تلاش برای حل مشکلات، اعم از مالی، عاطفی و ... به صورت فردی دوری کنیم.


کلام آخر

پدیده خودکشی موضوعی است که با توجه به آمار و ارقام رسمی کشور، غیر قابل انکار بوده و چشم پوشی بر عوامل زمینه‌ساز آن نیز بی‌انصافی محض است. پس بهتر است به دو صورت "کلان و خرد" به آن پرداخته شود. مسئولین مربوطه در سطح کلان و کشوری به ریشه‌یابی آن پرداخته و برنامه‌ای مدون و راهبردی برای کاهش این معضل اجتماعی در نظر بگیرند. خانواده‌ها (سطح خُرد) نیز به عنوان سلول‌های اصلی جامعه موظف هستند، روزنه‌هایی که منجر به این آسیب می‌شود را با تدابیر خاص مسدود ساخته و با مشاهده‌ی کوچکترین علائمی در تغییر رفتاری اعضای خانواده به آن واکنش نشان داده و چاره‌ای برای آن بیاندیشند، شاید که شاهد کاهش آمار خودکشی در جامعه باشیم.


پی نوشت:

1- بحران‌های شخصیتی از عوامل اقدام به خودکشی است، خبرگزاری قرآن، شهریور 1393


بررسی نقش مدیران در بهبود رفاه نیروی انسانی

 

مترجم: فریبا ولیزاده
منبع: gallup :
 
 
بر اساس نتایج به دست آمده از تحقیقات موسسه Gallup، کارکنانی که از تمامی پنج مولفه تشکیل‌دهنده در رفاه شغلی (هدف، اجتماع، مالی، ارتباطات و جسمی) برخوردار هستند به احتمال زیاد کمتر از همتایانشان در معرض از دست دادن شغل خود هستند، مشکلات پیش آمده را بهتر حل می‌کنند و در مقایسه با سایر کارکنان آمادگی بیشتری برای پذیرش تغییر دارند.
 

 این گروه از کارکنان هزینه‌های بهداشت و درمان هر سازمانی را به میزان قابل توجهی کاهش می‌دهند و همچنین در مقایسه با کارکنانی که فقط از سلامت جسمی برخوردارند به احتمال ۸۱ درصد کمتر به فکر تغییر شغل خود در سال آتی هستند. با در نظر گرفتن ارتباط تنگاتنگ میان رفاه و آسایش کارکنان و کیفیت عملکرد آنان در سازمان، به نظر منطقی می‌رسد که ۸۰ درصد کارفرمایان به دنبال اطلاعاتی از سلامت جسمی و روانی نیروی انسانی خود باشند. اما در این میان چالش اصلی مدیران، تلاش نافرجام آنان در پیاده‌سازی موفق استراتژی‌های مرتبط است.ازآنجا که مدیران نقشی کلیدی در زندگی حرفه‌ای و شخصی کارکنان ایفا می‌کنند، تعهد آنان نسبت به برنامه‌های مرتبط با رفاه نیروی انسانی یکی از مولفه‌های تاثیرگذار در دستیابی به موفقیت در این زمینه به‌شمار می‌رود. با این حال، اغلب مدیران در ترویج مفهوم رفاه و سلامت نیروی انسانی دچار احساسات ناخوشایندی هستند.

هنگامی که مدیری درخصوص نقش خود در تقویت رفاه کارکنان احساسی گنگ و نامطمئن داشته باشد، سازمان نیز در تلاش برای بهبود آن با موانع جدی روبه‌رو خواهد بود. مدیران تنظیم‌کننده احساسات و آهنگ فعالیت در محیط سازمان هستند و از قدرت هدایت و ترویج فرهنگ رفاه برخوردارند. این به معنی نیاز سازمان به تبیین وظایفی شفاف برای مدیران در زمینه بهبود رفاه نیروی انسانی است. بر اساس یافته‌های Gallup، سازمان‌های پیشرفته توانسته‌اند با تقویت میزان تاثیرگذاری مدیران بر سلامت جسمی و روانی کارکنان به نتایج مثبتی برای کسب‌وکار دست پیدا کنند.

به منظور کمک به سازمان‌ها در تقویت و بهبود رفاه کارکنان Gallup و Sharecare در پروژه‎ای مشترک به بررسی ابعاد مختلف این موضوع پرداخته‌اند. در این راستا بیش از سه میلیون نفر در سراسر جهان از سال ۲۰۰۸ میلادی تاکنون مصاحبه شده‌اند. در نهایت روش‌هایی برای بهبود سلامت جسمی و روحی کارکنان و حفظ یکپارچگی روابط مدیران و نیروی انسانی شناسایی شده است که سازمان‌ها را در تحقق نتایج مثبت و بلندمدت در این زمینه یاری خواهند کرد. بر اساس شاخص رفاه به دست آمده، نقش مدیران در قالب چهار مولفه کلیدی تعریف می‌شود. مدیران با ایجاد محیطی مناسب که مشوق بهبود رفاه نیروی انسانی توسط تک تک کارکنان است به ترویج این مقوله در سازمان می‎پردازند. صرف نظر از اندازه و نوع سازمان چهار مولفه زیر به‌عنوان نقشه راهی برای ایجاد یک فرهنگ رضایت‌بخش در این زمینه معرفی می‌شوند:

۱. دعوت: فرهنگ رفاه به فضای کاری باز و پذیرا دلالت دارد. مدیران باید اهمیت یک زندگی خوب را به کارکنان خود گوشزد کنند و از آنان در راستای بهبود وضعیت جسمی و روحی‌شان حمایت کنند. آنان با ایجاد لحن پذیرش و استقبال از مقوله رفاه نیروی انسانی، کارکنان خود را نسبت به پذیرش مسوولیت و مشارکت در اجرای اصول مربوط به آن آماده می‌کنند.

۲. ایجاد فضای مناسب: مدیران باید بر اساس برنامه‌ای منظم کارمندان خود را با فرصت‌ها و فعالیت‌های مرتبط آشنا کنند. اگرچه کارکنان مسوول اقدامات و تصمیمات خود هستند اما وظیفه یادآوری میزان اهمیت بهبود سطح رفاه نیروی انسانی و دعوت به مشارکت در تقویت آن بر عهده مدیران است. این به معنی در اختیار قرار دادن اطلاعات و فرصت‌های لازم است و نه فقط کمک گرفتن از مشاوران و متخصصان امر. به کمک این رویکرد می‌توان میزان آگاهی کارکنان را به طرز چشمگیری افزایش داد. علاوه بر این، مدیران نقش قابل توجهی در استقبال، تایید و ایجاد فضایی امن دارند که مشوق مشارکت فعال در امور مربوط به رفاه نیروی انسانی باشد. این امر مستلزم حمایت‌های مستمر رهبران سازمان جهت تقویت فرهنگ حمایت از سلامت کارکنان است. ارائه اطلاعات ساده درخصوص سلامت جسم و روان به تنهایی کافی نیست، فرهنگ کار در سازمان باید امکان مشارکت تمام و کمال را برای همگان فراهم کند. حتی بهترین برنامه‌ها هم در غیاب مشارکت کارکنان با شکست سنگینی مواجه خواهند شد.

۳. مدل: کارکنان به نشانه‌های موجود در رفتار مدیران خود توجه می‌کنند و احتمالا زمانی که مدیرانشان بهترین نمونه زندگی کاری و شخصی سالم باشند، نسبت به افزایش سلامتی خود بیشتر ترغیب خواهند شد. به همین دلیل، مدیران باید به مدلی برای سلامت جسم و روان در سازمان تبدیل شوند تا زمینه تشویق کارکنان هم فراهم شود. هیچ یک از استراتژی‌های مربوط - حتی پیشرفته‌ترین‌ها- را تا زمان پذیرش و تبدیل آن به بخشی از رفتار روزمره مدیران نمی‌توان به‌طور کامل در سازمان اجرا کرد. مدیران باید مواضع شخصی خود را درخصوص رفاه و آسایش شغلی و شخصی به نمایش گذاشته و نمونه‌هایی کلامی و غیرکلامی از آنها را در عمل با کارکنان خود به اشتراک بگذارند.

۴. مراقبت: مدیران باید به این نکته اشاره کنند که ابتکارات و طرح‌های مربوط به تقویت رفاه نیروی انسانی در سازمان با هدف بهبود رفاه در زندگی کاری و شخصی کارکنان اجرا می‌شوند و نتایج حاصل از آن در فضای کسب‌وکار تنها گوشه‌ای از دستاوردهای آن است. به این منظور آنها باید به‌صورت فعالانه با کارکنان در ارتباط باشند و میزان اهمیت سلامت روحی و جسمی آنان برای سازمان را به تک تک اعضای سازمان یادآوری نمایند. تشویق کارکنان به تعیین اهداف رفاهی و پیگیری پیشرفت افراد در این زمینه یکی از روش‌هایی است که برای نشان دادن علاقه واقعی سازمان به تقویت رفاه کارکنان می‌توان به‌کار گرفت. در یک فرهنگ غنی مدیران به‌طور شفاف تعهد خود نسبت به بهبود زندگی اجتماعی افراد را نشان می‌دهند.کارکنان از دارایی‌های ارزشمند هر سازمانی به‌شمار می‌روند. بزرگ‌ترین و موفق‌ترین مدیران جهان به خوبی از تاثیر تصمیمات خود بر سلامت روحی و جسمی - مثبت و منفی- کارکنانشان آگاه هستند و همواره در کنار بهبود عملکرد فردی بر موضوع بهبود رفاه نیروی انسانی به‌عنوان بخشی از ماموریت سازمان تاکید دارند.

آیا اموات صدای ما را می شنوند؟

 

 

ضمن عرض سلام و تشکر میخواستم بدانم آیا وقتی بر سر مزار اموات با آنها سخن میگوییم صدای ما را می شنوند؟ آیا برای سخن گفتن با اموات باید حتما بر سر مزارشان برویم.فرضا من اگر بخواهم با پدر از دست رفته ام صحبت بکنم باید چکار بکنم؟

 

روح انسان

 

 


پرسش: آیا اموات صدای ما را می شنوند؟
آیا وقتی بر سر مزار اموات با آن ها سخن می گوییم صدای ما را می شنوند؟

پاسخ:

بر اساس آیات و روایات، ارتباط خاصی میان قبر برزخی و قبر خاکی، یعنی بین روح انسان در برزخ و بدن مادی او در قبر خاکی وجود دارد. این ارتباط، در اصل از ارتباط روح و بدن مادی که در طول زندگی دنیوی با یکدیگر یک نوع اتحاد داشته‏اند، سرچشمه می‏گیرد که با قطع تعلق روح از بدن پس از مرگ به کلی از میان نمی‏رود، بلکه یک نوع ارتباط در حدّ پایین‏تری میان روح برزخی و بدن مادی و خاکی وجود دارد، از همین رو، قبر خاکی با قبر و عالم برزخی روح ارتباطی دارد که نقاط دیگر این ارتباط را ندارند، به همین جهت است که به رغم حضور روح در عالمی فوق ماده، زمان و مکان [برزخ] توجه خاصی به بدن مادی و نقطه‏ای که بدن خاکی در آن است، دارد.


بر اساس ارتباط میان قبر خاکی و قبر برزخی است که دستور و احکام خاصی در باب قبر، تشییع جنازه، کفن، دفن، حرمت قبر، استحباب زیارت قبور، دعا، طلب رحمت و مغفرت بر سر قبور و نظایر آن ها در شریعت اسلامی وجود دارد.
ارتباط روح با قبر خاکی موجب می‏شود که بتوان از این طریق بهتر با روح رابطه برقرار و به او توجه کرده و نیز توجه او را جلب کرد، بدین جهت در روایات تأکید فراوانی بر زیارت قبور، دعا، طلب رحمت و مغفرت و تلاوت قرآن کریم بر سر قبرها شده ، هر چند این آداب در هر جایی برای مردگان خوب است، ولی به دلیل ارتباط قبر برزخی با قبر خاکی بر انجام این آداب بر سر قبرها تأکید بیش تری شده و از استحباب بیش تری برخوردار است. امام رضا(ع) فرمود: "هر کس قبر مؤمنی را زیارت کند و سوره "انّا انزلناه" را هفت بار، بر قبر او بخواند، خداوند او و صاحب قبر را می آمرزد".(1)


از طرفی ارواح نیز بر اساس این ارتباط با بدن مادی و قبر خود از حضور مؤمنان مسرور و شادمان می‏شوند.
حضرت علی(ع) می‏فرماید: "اموات خود را زیارت کنید ،چون آن‏ها به خاطر زیارت شما خوشحال می‏شوند. شخص کنار قبر پدر و مادرش بعد از این که برای آن‏ها دعا کرد، می‏تواند حاجات خود را طلب نماید".(2) در روایات متعددی وارد شده: وقتی مؤمنان به زیارت اهل قبور می‏روند، آن‏ها علم به حضورشان پیدا می‏کنند . از حضور مؤمنان بر سر قبور خود خوشحال می‏شوند . با آن‏ها اُنس می‏گیرند. وقتی که مؤمنان از روی قبر آن‏ها دور می‏شوند، دچار وحشت می‏شوند.(3)


خواندن دعا و قرآن و طلب آمرزش برای اموات و زیارت قبور آنان موجب آرامش اهل قبور و بالا رفتن درجه آن‏ها می‏شود. از امام صادق(ع) سؤال شد: زمانی که شخص بر قبر پدرش و قبر افراد دیگر اعم از این که نزدیک قبر پدرش باشند یا قبوری که دورتر هستند، حضور پیدا کند، آیا نفعی برای اهل قبور دارد؟ امام(ع) فرمود: بله، حضور برای اهل قبور نفع دارد. همان طوری که برای شما هدیه‏ای آورند، شاد و خوشحال می‏شوید، آن‏ها هم از حضور شما خوشحال می‏شوند.(4) ازاين روايات استفاده مي شود كه اموات حضور افراد و همين طور صداي آن ها را متوجه مي شوند.

 


پی نوشت‏ها:
1.صدوق من لا یحضره الفقیه، ، ج 1، ص 115، ح 40.صدوق، دارالأضواء، بیروت
2. وسائل الشیعه، ج 2، ص 878، ح 5،نشر دارالاحیا التراث العربی، بی تا
3. همان، احادیث 4321.
4. میزان الحکمه، ج 2، ص 1200، ح 7988،نشر دارالحدیث، قم، 1416 ق

 


 

منبع : مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

فرشتگانی که تا قیامت در کنار قبر مومن تسبیح می‌گویند

 

 

هنگامى كه خداوند روح مومن را گرفت، دو فرشته مراقب اعمالش به پيشگاه خداوند عرضه مى‌دارند: خدايا فلان بنده‌ات بنده خوبى بود، در طاعت تو شتابان و در نافرمانيت كند بود.

 


قبرستان

 

 


سدیر صیرفی می‌گويد: نزد امام صادق عليه‌السلام بودم. سخن از مومن به ميان آمد. آن حضرت عليه‌السلام به من رو كرده و فرمودند: اى اباالفضل! نمى‌خواهى درباره مقام مومن نزد خداوند برايت سخن بگويم؟
عرض ‍ كردم چرا، بفرماييد.


فرمودند: هنگامى كه خداوند روح مومن را گرفت، دو فرشته مراقب اعمالش به آسمان رفته و به پيشگاه خداوند عرضه مى‌دارند: خدايا فلان بنده‌ات بنده خوبى بود، در طاعت تو شتابان و در نافرمانيت كند بود، و اكنون آن را بسوى خود برده‌اى، در اين حال چه دستورى مى‌فرمايى؟


خداوند به آنها دستور مى‌دهد: به دنيا بازگشته و در كنار قبر بنده ام باشيد. مرا تحميد، تسبيح، تهليل و تكبير نموده (*) و اين اعمال را براى بنده‌ام بنويسيد تا زمانی که او را از قبرش بر انگيزم....

 

متن حدیث:

 

ابى رحمه الله قال حدثنى عبدالله بن جعفر الحميرى عن احمد بن محمد عن الحسن بن محبوب عن سدير الصيرفى قال كنت عند ابى عبدالله عليه السلام فذكروا عنده المومن فاالتفت الى فقال ياا ابا الفضل الا احدثك بحال المومن عند الله قلت بلى فحدثنى قال فقال اذا قبض الله روح المومن صعد ملكاه الى السماء فقالا ربنا عبدك فلان و نعم العبد كان لك سريعا فى طاعتك بطيئا فى معصيتك و قد قبضته اليك فماذا تامرنا من بعده قال فيقول الله لهما اهبطا الى الدنيا و كونا عند قبر عبدى فاحمدانى و سبحانى و هللانى و كبرانى و اكتبا ذلك لعبدى حتى ابعثه من قبره...

 



«ثواب‌الاعمال و عقاب‌الاعمال،صفحه 431»

 

صد بار اگر توبه شکستى باز آی

 

 

اگر فردى توبه کند، ولى بعد توبه اش را بشکند و از این عملش هم پشیمان شود تکلیفش چیست؟

 

توبه

 

 

 


خداوند مهربان براى این گروه از بندگان خود، در را هم چنان باز گذاشته است.

بازآ بازآ هر آنچه هستى بازآ
گر کافر و گبر و بت پرستى بازآ
این درگه ما درگه نومیدى نیست
صد بار اگر توبه شکستى بازآ
گفتنى است که خیر محض کار فرشتگان است، و آمادگى براى شر بدون جبران، خوى شیطان هاست و بازگشت به خیر بعد از شر، طبیعت آدمیان است در طول زندگى انسان ها امکان لغزش ها و خطاها وجود دارد، و اگر درهاى بازگشت و توبه بسته شود، سبب دلسردى و ناکامى آدمى شده و او را از پیمودن راه کمال باز مى دارد؛ از این رو در مکتب انسان ساز اسلام درى را با نام «توبه» بازکرده اند تا تمام آلودگان به گناه براى جبران گذشته و اصلاح نفس خویش به آن در «رحمت» روى آورند.

مرکب توبه، عجایب مرکب است               بر فلک تازد به یک لحظه ز پست
در این راستا، امام سجاد علیه السلام در مناجات تائبین به صورت لطیفى این نکته را بیان مى کند: «الهى انت الّذى فتحت لعبادک بابا الى عفوک سمیّته التّوبه…»؛[۱] «خداى من! تو کسى هستى که به روى بندگانت درى به سوى بخشش گشوده اى و آن را توبه نامیدى، و فرموده اى: به سوى خداوند بازگردید و توبه خالص کنید! که این در رحمت باز است، عذر کسانى که از آن غافل شوند، چیست؟!»

اما بعضى از مواردى که تذکر آن براى عزیزان جوینده سعادت و رستگارى مفید است:
۱ – مجالست و هم نشینى با دوستان و افراد شایسته و صالح
۲ – دورى گزیدن از افراد ناشایست، و کسانى که براى پروردگار حریمى قائل نمى شوند.
۳ – شرکت در محافل مذهبى و معنوى، تا جایى که بر روحیه معنویتان بیفزاید.
۴ – استفاده از موعظه هاى اخلاقى بزرگان دین، بخصوص آیه هاى نورانى و حیات بخش قرآن کریم و سخنان راهگشاى امامان معصوم علیهم السلام
۵ – تفکّر در عقوبت یکایک گناهان و سختى روز جزا
۶ – تأمّل در زندگى کسانى که بدون توبه و دست خالى از این دنیا کوچ کرده و خویش را از رحمت واسعه الهى محروم کردند؛ چون زمان توبه همین دنیاست نه دنیاى دیگر!
۷ – مأیوس شدن از رحمت پروردگار، که نومیدى از رحمت الهى بزرگ ترین گناه به شمار آمده است.

در پایان بد نیست به سراغ یکى از گنهکارانى که چهل سال به دنبال معصیت پرودگار رفته؛ ولى با یک توبه واقعى، رحمت باران بر جمعیتى به خاطر او باریدن گرفت، آشنا شویم تا ببینیم خداى ما چگونه پروردگارى است؟!
در دوران حضرت موسى علیه السلام در بنى اسرائیل قحطى شدیدى پیدا آمد. مؤمنین براى طلب باران هفتاد مرتبه دست به دعا برداشتند، اما دعایشان به اجابت نرسید. شبى موسى بن عمران به کوه طور رفت و بعد از مناجات و گریه زیاد عرض کرد: پروردگارا! اگر مقام و منزلت من نزد تو بى ارزش شده، از تو مى خواهم به مقام پیامبرى که وعده دادى در آخرالزمان مبعوث کنى، باران رحمتت را بر ما نازل فرما!

خطاب آمد: اى موسى! مقام و منزلت تو نزد ما بى ارزش نشده، ولى در میان شما شخصى است که مدت چهل سال آشکارا معصیت مرا مى کند، اگر او را از میان خود بیرون کنید، من باران رحمتم را بر شما نازل مى کنم.
موسى علیه السلام در میان بنى اسرائیل فریاد برآورد: اى بنده اى که چهل سال معصیت پروردگار مى کنى، از میان ما بیرون برو، تا خداوند باران رحمتش را بر ما نازل کند. آن مرد گنهکار نداى حضرت علیه السلام را شنید، فهمید او مانع نزول رحمت الهى است، با خود گفت چه کنم؟ اگر بمانم خداوند باران نمى فرستد، و اگر از میان آنها بیرون بروم، مرا مى شناسند و آبرویم مى رود.
عرض کرد: خداوندا! مى دانم که از روى جهل و نادانى معصیت تو را کردم، حال به درگاه با عظمتت آمده ام، در حالى که از گذشته خویش پشیمانم، توبه ام را قبول کن و رحمتت را از جماعت منع نکن.
هنوز سخنش تمام نشده بود که ابرى ظاهر شد و باران زیادى بارید. حضرت موسى علیه السلام عرض کرد: تو باران رحمت بر ما نازل کردى در حالى که کسى از میان ما نرفت، خطاب رسید: اى موسى! همان کسى که براى او رحمتم را از شما قطع کردم، حال به واسطه او رحمتم را فرو فرستادم. عرض کرد: خداوندا! آن بنده ات را به من نشان بده، خطاب آمد: من او را در حالى که گناه مى کرد رسوا نکردم، حال که توبه کرده مفتضحش کنم؟

نه من تنها به احسانت رهینم
نه تنها من بر آن رحمت قرینم
که عالم غرق احسان تو باشد
جهان جان گلستان تو باشد!

 پی نوشت:
[۱] – مناجات هاى پانزده گانه امام سجاد علیه السلام، مناجات اول، علامه مجلسى، بحارالانوار، ج۹۴، ص۱۴۲٫


رویکرد اسلام در برابر برده داری

 

اسلام هیچگاه موافق برده داری نبوده، ولی از آنجا که روش تبلیغی اسلام بر اصلاح تدریجی و تغییرات غیر مستقیم است به صورت ظاهری و مستقیم با این پدیده شوم اجتماعی مبارزه نکرد.

 

برده داری

 

 


گرچه مساله برده‏ گیرى و برده‏ دارى به عنوان یک دستور حتمى در مورد اسیران جنگى، در قرآن مجید نیامده است ولى انکار نمى ‏توان کرد مطالبی که در قرآن براى بردگان ذکر شده است، اصل وجود بردگى را حتى در زمان پیامبر (ص) و صدر اسلام اثبات مى‏کند ، مانند جواز اسیر گرفتن در جنگها و از آنان به عنوان برده استفاده کردن، احکام ازدواج با بردگان، احکام محرمیت با بردگان یا مساله مکاتبه ( قرارداد براى آزادى بردگان ) که در آیات متعددى از قرآن در سوره نساء ، نحل، مؤمنون، نور ، روم و احزاب آمده است .
اینجا است که بعضى بر اسلام خرده مى‏ گیرند که چرا این آئین الهى با آن همه محتوا و ارزشهاى والاى انسانى مساله بردگى را به کلى الغاء نکرده، و طى یک حکم قطعى و عمومى آزادى همه بردگان را اعلام ننموده است ؟ !

جواب شبهه

چنان که در ابتدا اشاره شد اصلاح عادات غلط و فرهنگ نادرست به زمان نیازمند است. نمی توان یک فرهنگ عمیق و رسوخ کرده در اعماق جامعه را برخوردی ناگهانی و انقلابی برطرف کرد. چنین برخوردهای شعاری اگر در آغاز اعمال می شد، هیچ ضمانت عملی بر دوام آن ها وجود نداشت. چه بسا طرح این قوانین عجین شده در اعماق فرهنگ و باورهای اجتماعی و اقتصادی جامعه، به اصل ایمان و اعتقاد مسلمانان نو ایمان لطمه وارد می ساخت. این نوع برخورد هدفمند، مختص برده داری نبود، بلکه در برخی انحرافات رفتاری دیگر هم اعمال شد.
اسلام نه فقط در زمینه برده داری بلکه در اکثر مفاهیم ارزشی روش ضربتی نداشت و اساسا حوزه فرهنگ نیاز به زمان و فعالیت تبلیغی تدریجی دارد.
اما اسلام برای حل این معضل اجتماعی برنلمه هایی داشت که در ادامه برخی از آن ها را ذکر می کنیم.

بیشتر بخوانیم:
اسلام و برده داری!
خريد و فروش انسان‌ها به صورت كنيز و غلام در اسلام

 

راهکار لغو برده داری

الف - یکى از مصارف هشتگانه زکات در اسلام خریدن بردگان و آزاد کردن آنها است [1] و به این ترتیب یک بودجه دائمى و مستمر براى این امر در بیت المال اسلامى در نظر گرفته شده که تا آزادى کامل بردگان ادامه خواهد داشت .
ب - مقرراتى در اسلام وضع شده که بردگان طبق قراردادى که با مالک خود مى‏ بندند بتوانند از دسترنج خود آزاد شوند ( در فقه اسلامى فصلى در این زمینه تحت عنوان مکاتبه آمده است ) .
ج - آزاد کردن بردگان یکى از مهمترین عبادات و اعمال خیر در اسلام است ، و پیشوایان اسلام در این مساله پیشقدم بودند ، تا آنچه که در حالات على (ع) نوشته‏اند: هزار برده را از دسترنج خود آزاد کردند.[2]
د - پیشوایان اسلام بردگان را به کمترین بهانه‏اى آزاد مى‏ کردند تا سرمشقى براى دیگران باشد ، تا آنجا که یکى از بردگان امام باقر (ع) کار نیکى انجام داد امام (ع) فرمود: برو تو آزادى که من خوش ندارم مردى از اهل بهشت را به خدمت خود درآورم .[3]
در حالات امام سجاد على بن الحسین (ع) آمده است : خدمتکارش آب بر سر حضرت مى‏ریخت ظرف آب افتاد و حضرت را مجروح کرد ، امام (ع) سر را بلند کرد ، خدمتکار گفت : و الکاظمین الغیظ حضرت فرمود : خشمم را فرو بردم عرض کرد : و العافین عن الناس فرمود : خدا تو را ببخشد عرض کرد : و الله یحب المحسنین فرمود : برو براى خدا آزادى .
ه- در بعضى از روایات اسلامى آمده است : بردگان بعد از هفت سال خود به خود آزاد مى‏شوند ، چنانکه از امام صادق (ع) مى‏خوانیم: کسى که ایمان داشته باشد بعد از هفت سال آزاد مى‏شود صاحبش بخواهد یا نخواهد و به خدمت گرفتن کسى که ایمان داشته باشد بعد از هفت سال حلال نیست . [4]

برداشت نهایی

با وجود آشنایی با سبک و روش تبلیغی اسلام می توان دریافت که اسلام هیچگاه در پی مبارزه مستقیم و دفعی با آداب و رسوم مطرح و با سابقه آن ایام نبوده است اما با برنامه هایی غیر مستقیم با بسیاری از آن ها مبارزه می کرد و همیشه رهبران دین با عمل خود مروج ارزش های اخلاقی بوده اند و این بهترین روش ها است چرا که فرمودند «کونوا دُعاةَ الناسِ بِغَیرِ اَلسِنَتِکُم».[5]

 


پی نوشت ها:
[1] توبه ، 60 .
[2] الکافی ج : 5 ص : 74
[3] من‏ لایحضره‏ الفقیه ج : 1 ص : 27
[4] الکافی ج : 6 ص : 196
[5] بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ‏۶۷، ص ۳۰۹.

 


 

منابع:
اسلام کوئست
سوال سیتی

اصول تحقیق کردن از خواستگار

 

می دانید که مراحل خواستگاری تنها به جلسات خواستگاری ختم نمی شود و مرحله ی مهم بعد از این جلسات، تحقیق است که سرنوشت یک عمر زندگی زناشویی را رقم می زند لذا اصول تحقیق کردن در ازدواج بسیار مهم است و لازم است که با شرایط لازم انجام شود .برای انجام چنین کار مهم و ظریفی، باید چند نکته مهم را بدانید:

 

ازدواج، خواستگاری، تحقیق،عقد، خانواده، کلوب ازدواج، انتخاب با چشمان باز

 

 

در هیچ شرایطی نباید از تحقیق غافل شد
در هر شرایطی تحقیق برای ازدواج، کاملا لازم و ضروری است و نباید برای چنین امر مهمی فقط به ظاهرفرد یا ویژگی‌های خانوادگی او اکتفا کرد چراکه امروزه با پیچیده شدن روابط، تغییر الگوهای آشنایی و ازدواج و حتی بالا رفتن مشکلاتی مانند اعتیاد یا بیماری‌های عصبی باید در امر ازدواج تحقیق بیشتری کرد. در واقع‌‌ همان قدر که احتمال ازدواج ناموفق بالا رفته، ضرورت تحقیق و دقت و شناخت هم بیشتر شده است. تحقیق کردن با آشنا بودن با خانواده طرف مقابل هیچ منافاتی ندارد. اینکه یکی از خانواده‌ها فکر می‌کند چون خانواده طرف مقابل را می‌شناسد پس به تحقیق نیازی نیست یک اشتباه بسیار بزرگ است که ممکن است باعث مشکلات زیادی در زندگی فرزندشان شود. همچنین توصیه می‌شود که تحقیقات از خواستگار باید بسیار سختگیرانه باشد تا نتیجه آن شناخت واقعی طرف مقابل باشد.

دو بار باید تحقیق کنید
در ازدواج دو نوع تحقیق وجود دارد؛ تحقیق اولیه و تحقیق اصلی. تحقیق اولیه مختصر است که بدون آن نباید به طرف مقابل

 توصیه می‌شود که تحقیقات از خواستگار باید بسیار سختگیرانه باشد تا نتیجه آن شناخت واقعی طرف مقابل باشد

حتی اجازه ورود به خانه برای خواستگاری کردن بدهیم یا به خواستگاری‌اش برویم. این تحقیق قبل از خواستگاری انجام می‌شود و در آن مسئله همتایی خانواده‌ها از نظر اجتماعی، فرهنگی و دینی مد نظر قرار می‌گیرد. سؤالات اولیه درباره سن، تحصیلات، خدمت نظام وظیفه (درباره آقایان)، شهر محل زندگی و... در‌‌ همان تماس تلفنی برای قرار خواستگاری پرسیده می‌شود، اما تحقیق اصلی پس از خواستگاری و جلسات گفت‌و‌گوی پسر و دختر و با هدف رفع ابهامات انجام می‌شود در زمانی که هر دو طرف تا حدودی شرایط یکدیگر را پسندیده‌اند.

مراحل تحقیق
زمان مناسب برای اولین مراحل تحقیق برای پسر قبل از خواستگاری است. (مختصر و محدود و پنهانی)

یعنی اطلاعات کلی نه جزئی از طریق همسایه ها دریافت می کنیم.

 به طور مثال: چه جور خانواده ای هستند؟ دختر درس می خواند یا نه؟ پدر و مادرش چه کاره هستند؟

تحقیق اولیه برای دختر بعد از خواستگاری است، زیرا آدرسی از آن ها ندارد.

اساسی ترین تحقیق هم برای دختر و هم برای پسر بعد از خواستگاری است.

نکته:

تحقیقات تا زمان عقد ادامه پیدا می کند.

محقق انتخابی باید چه کسی باشد؟
۱) پخته و مصلحت اندیش باشد. (چون بتواند اطلاعات را درست از منابع بگیرد و خراب کاری نکند)

۲) تحلیل گر باشد. (بتواند اطلاعات را دسته بندی کند و تحلیل کند)

۳) صبور باشد. (ممکن است از ۴ منبع به نتیجه نرسیم نباید سریع نا امید شود و تحقیق را ادامه دهد)

۴) صادق باشد. (اطلاعات را نه کم و نه زیاد به ما بگوید)

۵) زیرک و زبل باشد. (بتواند از لا به لای حرف های آن ها سرنخ هایی را به دست آورد)

۶) خوش برخورد و خوش زبان باشد. (بتواند آن ها را ترغیب به حرف زدن بکند)

۷)رازدار و امین باشد. (اطلاعات کسب شده را تا آخر عمر در اختیار کسی قرار ندهد)

سوالات تحقیق
این که چه چیزهایی را درباره خواستگار باید بدانید، نکته مهمی است که خیلی‌ها ساده از کنار آن می‌گذرند. با این توجیه که: شناخت کامل زیر یک سقف به دست می‌آید. اما واقعیت این است که بخش مهمی از شناخت مربوط به همین پرس و جوهاست. شما درباره این ویژگی‌ها باید از اطرافیان عروس خانم یا آقای داماد پرس و جو کنید: الف) خانواده، ب)رفتار فردی و اجتماعی، ج)دوستان، د) مسئولیت‌پذیری ه)رعایت حقوق دیگران، و)اعتقادات مذهبی، ز)توانایی‌های او.
سوالاتتان هم حول و حوش این موضوعات خواهد بود:
- صفت بارز اخلاقی او چیست؟
- تا به حال عصبانی شدنش را دیده‌اید؟ این جور وقت‌ها چطور رفتار می‌کند؟
-رفتار اجتماعی او را چطور می‌بینید؟ روابطش با دوستان و خانواده چطور است؟
-کدام صفات اخلاقی را در او بیشتر می‌بینید؟
- عصبانیت او را در چه مواقعی دیده‌اید؟
-با چه افرادی (چه تیپ شخصیتی) رفت‌وآمد می‌کند؟

سعی کنید با همکار و هم‌مغازه‌ای او قرار ملاقاتی بگذارید و از دوستان او راجع به خصوصیات روحی‌اش سؤال کنید.


- اجتماعی است یا منزوی؟
-تا چه حد به خانواده و دوستان خود وفادار است؟
- چقدر به قولی که می‌دهد پایبند است؟
- تلاش او برای کسب روزی حلال چگونه است؟ و…

نکات مهم در تحقیق
• سعی کنید با همکار و هم‌مغازه‌ای او قرار ملاقاتی بگذارید و از دوستان او راجع به خصوصیات روحی‌اش سؤال کنید.

از مسافرت‌ها و جاهایی که با هم رفته‌اند و از علایق او بپرسید؛

موقعیت آنها و اینکه به چه اسم و عنوانی مشهورند،

چقدر با همسایگان ارتباط دارند

و اینکه چه چیزهایی بیشتر برایشان مهم است.

• قرار نیست نظرتان در تحقیقات هم‌جهت با شخص منبع تحقیق باشد. شما برای کشف حقیقت آمده‌اید نه برای ایجاد ارتباط و تفاهم .هرچند ارتباط مناسب و حسن‌تفاهم می‌تواند به طرف مقابل اطمینان دهد و نکات مهمی بیان کند.

• تغییر و تحول در زندگی فرد خود نشانه‌هایی از حالات و روحیات اوست. در تحقیق به این مسئله توجه کنید.

• کسی که برای تحقیق می‌رود، می‌تواند با موضوع دیگری غیر از ازدواج سؤالاتی بپرسد. سپس موضوعات را به‌طور مستقیم بیان کند.

• موضوعاتی که برایتان اهمیت بیشتری دارد به محقق تأکید کنید و از او بخواهید اهمیت موضوع را بروز ندهد.

• اگر هنگام گفتگو با افراد مختلف به تناقضی رسیدید، تحقیق در آن زمینه را با دقت بیشتر و به‌دور از حساسیت ادامه دهید.

بعد از اتمام تحقیقات ۳ نکته را فراموش نکنید:
1) باید دقت کنیم و ببینیم تحقیقات با صحبت های خودش و خانواده اش جور در می آید یا نه؟

2) اگر حرف ها با هم مغایرت داشت این ازدواج به صلاح نیست.

3)  اگر تحقیقات و حرف ها ی آن ها هم سو بود امیدوار به ازدواج می شویم.

بیشتر بخوانید :
اصالت خانوادگی در ازدواج
4 "میم" برای خوشبختی

 


 

منابع : کلبه سبز / سر رسید/ فردا نیوز

سه شنبه, 19 دی 1396 11:39

میراث عصر صنعتی برای آموزش

میراث عصر صنعتی برای آموزش

 

 

نویسنده: پیتر سنگه
مترجم: کیارش رمضان‌نژاد
منبع:کتاب Schools That Learn :
 
 
از بسیاری جهات، آبشخور فکری عصر صنعت به دانشمندان قرن هفدهمی مانند کپلر، دکارت و نیوتن و نوع نگرش این اندیشمندان نسبت به جهان خلقت باز می‎گردد. در واقع این اندیشمندان معتقد بودند که طبیعت، سیستم منظمی است که مانند ساعت کار می‎کند. بنابراین در تصور این دانشمندان این امری بدیهی بود که جهان طبیعت، دستگاه مکانیکی است که از قطعات مجزای از یکدیگر تشکیل شده است.
 

به همین دلیل نیز این تصور غلط ایجاد شد که اگر بشر بتواند رفتار چند ۱۰ میلیون اتم‌ و ذره را که در دل هر ماده جست‎وخیز می‎کند به درستی مطالعه کند، موفق خواهد شد تا رفتار عنصر مورد نظر را به‌صورت کامل و یکپارچه نیز درک کند، اعتقاد همه‌گیری که تا ۳۵۰ سال یافته‎های علمی را تحت تاثیر خود قرار داد. عقیده‎ای که می‌گوید هر زمان اجزای طبیعت را بشناسیم، از سازو‎کار مجموعه‎ طبیعت نیز اطلاع پیدا می‎کنیم و می‎توانیم بر طبیعت غلبه کنیم و آن را تحت کنترل خود درآوریم. در همین رابطه راسل اکاف اشاره می‎کند: «از آنجا که (اندیشمندان قرن هفدهمی) جهان را به مثابه یک ماشین می‎دیدند، تصور می‎کردند انسان نیز به‌عنوان یکی از مخلوقات خداوند تا زمانی که ماشین‎های دیگری نسازد، نمی‎تواند بر طبیعت چیره شود.» تصور و تمثیل «ماشین» در مورد نحوه‎ کارکرد جهان طبیعت به قدری قدرتمند بود که متفکران و مورخانی چون لوئیس مامفورد نام «عصر‌ماشین» را نیز برای عصر صنعتی پیشنهاد می‎کنند.این تفکر ماشینی، زمانی که فردریک کبیر حاکم پروس، در قرن هجدهم از طریق استانداردسازی، یکپارچه‎سازی و تمرین‎های یکسان موفقیت‎های چشمگیر نظامی به‌دست آورد به بنیان ایجاد سازمان‎ها و مدیریت امور بدل شد.

تا پیش از این اتفاق، به گفته مورخ علم مدیریت، گرت مورگان، ارتش کشورها از مشتی اراذل و اوباش، گدا، مزدور خارجی ناراضی تشکیل می‌شد، اما از این تاریخ به بعد شاهد هستیم که ارتش‎ها مانند یک ماشین از قطعات قابل تعویض (سربازانی که به خوبی آموزش دیده‎اند) تشکیل شده‎اند و هر قسمتی به راحتی می‎تواند جایگزین قسمت دیگر شود و نقش دیگری را بر عهده بگیرد.  تحت تاثیر علم نیوتنی، صنعتی‎گراهای قرن نوزدهمی نیز سازمان‎های خود را مستقیما با توجه به ارتش فردریک کبیر الگوبرداری کردند و رویکردشان در یادگیری را بر پایه‎ ساختارهای ماشینی همچون «سلسله‎مراتب»، «روند خطی»، «امور پرسنلی» و «آموزش و توسعه» بنا نهادند. سازمان به مثابه ماشین در نهایت تصویر ایده‌آل خود را در خط تولید کارخانه پیدا کرد.

جای شگفتی نیست که مربیان تربیتی در میانه‎ قرن نوزدهم تمام آموزه‎های خود را عینا از روش کارخانه‎دارانی که مورد تحسین‌شان بودند، طراحی کردند که نتیجه‎ آن سیستم آموزشی عصر صنعتی بود که حول محور خط تولید به‌عنوان سنگ بنای عصر صنعت بنا‌شده بود. بنابراین سیستم آموزشی نیز مانند سایر سازمان‎های ماشینی در این دوره از چندین مرحله کاملا مجزا تشکیل شده بود که پایه نامیده می‌شدند و بر مبنای سن و سال (درست همان‌طور که خط تولید محصولات مختلف را بر مبنای شرایط ساختشان از یکدیگر جدا می‎کرد) کودکان را از یکدیگر جدا و در دسته‎های مختلف گروه‌بندی می‎کرد. در این سیستم قرار بر این بود که تمام دانش‌آموزان در کنار هم از یک پایه به پایه‎ دیگر وارد شوند. هر پایه یک ناظر گروه داشت که در این سیستم معلم نامیده می‌شد و مراقب بود تا کارها به درستی انجام شود.

کلاس‌ها با شرکت ۲۰ تا ۴۰ دانش‎آموز مطابق تقویم آموزشی در روزهای معینی از سال تحصیلی برگزار می‌شد تا تمام دانش‌آموزان برای شرکت در آزمون نهایی آماده شوند. تصور بر این بود که کل مدرسه باید با سرعت و نظمی یکسان اداره شود و زنگ‌های نصب شده روی دیوار و تقویم غیر قابل تغییر آموزشی نیز موید همین تصور بود. در این سیستم هر معلم صرف‌نظر از اینکه اختیاری در مورد مواد آموزشی که توسط روسا (هیات امنای مدرسه، مدیران، سیاستگذاران) تعیین می‌شد داشته باشد، می‎دانست که قرار است به کدام موضوعات بپردازد تا خط تولید مدرسه با سرعت پیش‌بینی شده به پیش برود و دانش‌آموزانی که محصول آن هستند به موقع فارغ‎التحصیل شوند.  نتیجه‎ این تفکر بر آمده از عصر ماشین، الگویی از مدرسه بود که از زندگی روزمره جدا افتاده است، به‌صورت اقتدارگرایانه اداره می‎شود و بیش از هر چیزی در سودای تولید محصول استانداردی است که در سایه‎ بیشترین میزان کارآمدی تولید می‎شود. در واقع این مدل همان الگویی بود که می‎توانست نیروی کار معمولی را تربیت کند که هر روز بر اثر توسعه‎ بیشتر عصر صنعتی نیاز برای آن فزونی می‎یافت.

در حالی که نظم آموزشی مبتنی بر خط تولید در مدرسه، بهره‎وری و آمارهای فارغ‎التحصیلی دانش‌آموزان را به میزان قابل توجهی افزایش داد، اما در مقابل، مشکلات لاینحلی را نیز به وجود آورد که تا همین امروز گریبان مدیر، معلم، دانش‎آموز و اولیا را رها نکرده است. این نوع نگاه برای عملیاتی کردن امور دانش‌آموزان را به دو دسته‌ زرنگ و کودن تقسیم کرد و تمام دانش‌آموزانی را که به هر دلیل نمی‎توانستند با سرعت در نظر گرفته شده برای خط تولید پیش بیایند یا حذف یا مجبور کرد تا به هر طریق ممکن برای همگام شدن با سرعت تنظیم شده، دست و پا بزنند.

این رویکرد باعث شد مدرس به کنترلچی و مراقب تبدیل شود و سنت استاد-شاگردی از میان برود. همچنین این نوع نگاه سبب شد تا یادگیری معلم محور در مقابل یادگیری دانش‌آموز محور، مورد توجه قرار بگیرد. به این ترتیب ایجاد انگیزه به جای آنکه مشق دانش‎آموزان باشد به وظیفه‌ معلمان تبدیل شد. انضباط نیز به جای آنکه از خود افراد سرچشمه بگیرد به عنصری جدا نشدنی از مقررات وضع شده توسط معلم در کلاس‌های درس بدل شد. در این شرایط ارزشیابی بیش از آنکه به‌صورت عینی توانایی‎های فراگیر را بسنجد به ابزاری برای دریافت تایید معلمان تبدیل شد.  امروزه به نظر می‎رسد که نگاه خط تولیدی مورد انتقاد قرار گرفته است و تولیداتش نمی‎تواند مثل سابق لبخند رضایت بر صورت اعضای جامعه بنشاند. پاسخ این رویکرد به اعتراضات و نارضایتی‌ها، عمل بر مبنای آموزه‎هایی است که از قبل یاد گرفته است یعنی از طریق تکرار و انجام تمام آن کارهایی که تاکنون انجام می‎داده است، البته این بار سخت‎تر و شدیدتر. برای همین هم شاهدیم که تکالیف معلم و دانش‌آموزان بیشتر می‎شود، بر تعداد امتحانات و آزمون‌ها افزوده می‌شود و با این کارها از فرصت‎های معلم برای توجه به نیازهای فردی دانش‌آموزان و خلق موقعیت‎های یادگیری کاسته می‎شود.

در نتیجه‎ همین تکرار شدیدتر از گذشته است که ملاحظه می‎کنیم هر روز کوله‌پشتی دانش‎آموزان مدرسه‎ای سنگین‌تر و سنگین‌تر می‎شود.