rezas
چگونه اعتیاد به شبکههای اجتماعی را ترک کنیم؟
چگونه اعتیاد به شبکههای اجتماعی را ترک کنیم؟
این روزها شبکههای اجتماعی در دنیا بسیار فراگیر شده است و عده زیادی از افراد به ویژه جوانها به آن تمایل پیدا کرده اند، اما این شبکهها با وجود مزایای مختلف، سبب آسیب به سلامت روان افراد و جوانان میشود.
از جمله مشکلهایی که جوانان در زمان استفاده از شبکههای اجتماعی با آن مواجهاند میتوان به تعداد زیاد این گونه نرم افزارها و صرف وقت طولانی برای مطالعه مطلبها و صحبت با دوستان و درنتیجه کمبود وقت برای رسیدگی به فعالیتهای روزمره و هدفهای زندگی، ایجاد استرس، اضطراب و ناامیدی به دلیل مقایسه خود با دیگران و نیز بروز موارد فریب و نیرنگ، کلاه برداری، عشقهای مجازی پوچ، ازبین رفتن بنیاد خانواده، بروز خیانت و ازهم گسسته شدن پیوندها اشاره کرد.
یکی از مهمترین اثرهای منفی شبکههای اجتماعی در زندگی افراد کاهش اعتماد به نفس آنها و نیز ایجاد اعتیاد به اینترنت و چک کردن مدام شبکههای اجتماعی و غافل شدن از زندگی و فرصتهای طلایی است.
افرادی که مراجعه به شبکههای اجتماعی را مدیریت و برنامه ریزی میکنند و از زمان خود بهترین بهره را میبرند در زندگی موفقیت بیشتری به دست میآورند.
روانشناسان دریافتند اعتیاد به اینترنت و شبکههای اجتماعی اثری مانند نیکوتین و سایر مواد مخدر بر مغز دارند و وابستگی شدید ایجاد میکنند.
کارشناسان برای حفظ سلامت روانی و رسیدن به موفقیت در کار و زندگی خانوادگی به افراد توصیه میکنند مدت زمان استفاده از شبکههای اجتماعی را محدود کنند، تعداد زیادی از شبکههای اجتماعی که زمان آنها را به هدر میدهد از روی تلفن همراه، رایانه و تبلت خود پاک کنند یا احساب کاربری خود را غیرفعال کنند.
این روزها چک کردن ایمیلهای مختلف، مطالعه و جواب دادن به پیامها در شبکههای اجتماعی و انتظار برای جواب اطرافیان در این شبکهها بازه زمانی زیادی از افراد را به خود اختصاص میدهد و کارشناسان دریافتند میانگین بازده کاری کارکنان و درس دانش آموزان و دانشجویان در سراسردنیا به شدت افت کرده است.
در زمانی که نمیخواهید وارد شبکه اجتماعی شوید، اما به شدت وسوسه برای چک کردن پیام هایتان شده اید به کارهای دیگر بپردازید تا ذهن خود را منحرف کنید. نوشتن خاطرات برروی دفتر کاغذی، مطالعه کتاب، رفتن به مسافرت، دیدار با اقوام و دوستان، خواب و استراحت، انجام ورزش، مکالمه تلفنی با دوستان، رفتن به خرید و تهیه خوراکهای سالم بهترین گزینههای جایگزین دراین بازه زمانی هستند.
فضاهایی و ساعتهایی را در خانه بدون استفاده از فن آوری درنظر بگیرید، میتوانید با نصب کاغذ روی دیوار استفاده نکردن از شبکههای مجازی را درساعتهای خاصی به خود و دیگران یادآور شوید.
در زمان شب تلفن همراه را از اتاق خواب خود خارج کنید، زیرا افزون براحتمال بروز سرطان مغز به دلیل امواج منتشر شده از این وسایل، امکان بی خوابی و بدخوابی به دلیل نورآبی صفحه نمایش آنها وجود دارد. برای بیدارشدن از خواب درساعت مورد نظر ازساعتهای زنگ دار قدیمی استفاده کنید.
اگر به شدت به این شبکهها وابسته شده اید برای خود برنامه ریزی کنید که به طور مثال هر 2 ساعت تنها 10 دقیقه را صرف چک کردن شبکههای اجتماعی کنید و پس از 10 دقیقه از تمامی آنها خارج شوید.
اعلان خودکار یا نوتیفیکیشنهای نرم افزارهای مختلف را خاموش کنید تا به طور مرتب تمرکز شما را برهم نزنند و بتوانید به انجام کارهایتان برسید.
درشبکههای اجتماعی زمان بیهوده صرف خواندن مطلبها و به ویژه پیامهای کاربران نگذارید، زیرا سبب اتلاف وقت ودرگیر کردن ذهن شما میشوند.
به جای ساعتها اتلاف وقت در شبکههای اجتماعی که هیچ مزیتی برایتان ندارد و تنها سبب سردرد، احساس افسردگی و مقایسه خودتان با دیگران و ناراحتی میشود به فعالیتهای شاد و پرانرژی مانند یادگیری یک حرفه یا فن جدید مانند موسیقی، نقاشی کشیدن، کارهای هنری، مهارت آموزی با رایانه، یادگیری زبان خارجی، مطالعه و کسب مدرکهای علمی و تحصیلی بالا بپردازید تا در آینده به موفقیت بیشتری دست یابید.
اگر دوستان شما در شبکههای مجازی فعال هستند وتوقع دارند که با هر پست و پیامی که قرار میدهند شما اظهار نظر درباره آن کنید، خیلی روشن و واضح به آنها بگویید زمان کافی برای انجام این کارها ندارید و برای زندگی خود برنامه ریزی دقیق انجام داده اید.
خودتان را به شکل اغراق شده در شبکههای اجتماعی مطرح نکنید و خودتان باشید، عکس گرفتن با خودروی دیگران یا دگرگون کردن چهره و برطرف کردن نقصها با استفاده از نرم افزار سبب جذابیت ساختگی شما میشود والبته نمیتوانید همیشه واقعیت را مخفی کنید.
با نگاه کردن به عکسها و اتفاقهایی که دوستانتان در شبکههای مجازی به اشتراک میگذارند دچار افسردگی و ناامیدی میشوید به ویژه اگر موقعیت آنها را ندارید. زندگی هرفردی جریان خود را دارد، سعی کنید از زندگی خود نهایت لذت را ببرید و در مسیر موفقیت حرکت کنید.
به جای ساعتها چت و نوشتن پیام در شبکههای مجازی با افراد در دنیای واقعی دیدار کنید و از نزدیک با خصوصیات اخلاقی، وضعیت خانواده و کار آنها آشنا شوید.
پژوهشها نشان میدهند آشنایی در شبکههای اجتماعی در بیشتر موارد به شکست میانجامد، زیرا افراد بخشهایی از زندگی خود را کتمان میکنند و یا تمایلی به دیدن همدیگر در دنیای مجازی ندارند و به دنبال فرصتهای دیگر هستند.
اگر امکان دیدار حضوری با دوستان واعضای خانواده خود را ندارید از تماس تلفنی بهره بگیرید و با آنها صحبت کنید، صحبت و بررسی زبان بدن افراد میتواند اطلاعات فراوانی در اختیار شما قرار دهد که با ساعتها چت و گفت و گو در شبکههای مجازی هرگز به آنها دست پیدا نمیکنید.
با رعایت این راهکارها پس از مدتی اعتیاد و وابستگی شدید شما به شبکههای مجازی از بین میرود و به این ترتیب به حفظ سلامت جسمی و روحی خود کمک میکنید و درزندگی به موفقیت دست مییابید.
معرفی کتب ادوار تاریخ تصوف (2 جلد)
ادوار تاریخ تصوف (2 جلد)
دکتر امین اوحدی، دکتر محمد هادی قندهاری
وزیری / جلد سخت / 1048 صفحه / 75000 تومان
از مهم ترین آثار بررسی تحلیل تایخ تصوف و شناخت عمیق آن، چگونگی اختلاط تصوف و عرفان با فلسفه و حکمت، و ایجاد حکمت عرفانی و یا عرفان حِکمی است؛ حقیقتی که مصداق آن را می توان در حکمت اشراق و مکتب ابن عربی و ... یافت!
هدف از کتاب «ادوار تاریخ تصوف» مطالعه تحلیلی تاریخ تصوف و تبیین مرزها و تفکیک مسلک ها و تحلیل عوامل و لحاظ اولویت های مطالعات تحلیلی است.
این کتاب در 8 دوره، تاریخ تصوف اسلامی را مورد بررسی و ارزیابی قرار داده است:
دوره اول به دوره تقشف و زهدگرایی افراطی موسوم شده است. وجود بعضی از آیات و روایت، و سیره بعضی از مسلمانان صدر اسلام در دوری از دنیا سبب شده که بعضی از اهل تصوف، محققین و مستشرقین، ریشه تصوف را در آیین اسلام جستجو نمایند! در این فصل، ابعاد مختلف این نظریه بررسی شده و نادرستی آن به طرق مختلف اثبات گردیده است.
دوره دوم به دوره تاسیس و شکل گیری تصوف اختصاص دارد. در این فصل از طرق شواهد تاریخی و روایت و استناد به کتب اهل تصوف، اثبات می شود که تصوف، ریشه در نیمه دوم قرن هجری دارد و اصالتی بیش از آن برایش متصور نیست. لذا می توان تصوف را در اسلام ، امری مستحدث به شمار آورد.
دوره سوم، دوره تصوف عاشقانه و چگونگی گذار تصوف از بستر زهد به بستر عشق می باشد. در فصل سوم به نقش آفرینان این تحول نیز اشاره می گردد. مروری بر افکار جدید صوفیانِ این دوران، دلایل مخالفت بیشتر اهل دین و شرع با صوفیه را روشن می سازد.
دوره چهارم، دوره تصوف حلولی و شکل گیری بنیان های فکری اهل تصوف است. مباحث جدید صوفیه در زمینه حلول و اتحاد، نه تنها اهل دین و شرع را به جبهه گیری و مقابله با صوفیه می کشاند، که بعضی از صوفیه را به تقابل فکری و رفتاری با صوفیان حلولی سوق می دهد. در این فصل، تقابل صوفی با صوفی در قالب دو واژه صوفیان صحو و صوفیان سکر معرفی می گردد؛ تقابلی که حتی به تهدید و تکفیر و نهایتا قتل بعضی از صوفیه منجر شده است.
دوره پنجم به دوره تدوین فرهنگ تصوف اختصاص دارد. در این فصل، گذار اهل تصوف در دوری از قیل و قال رسمی و کتاب و مدرسه، و رویکرد بعدی ایشان به حجابِ دفتر و قلم ارزیابی می گردد، و فهرستی از مکتوبات اهل تصوف در قرون مختلف عرضه می شود.
دوره ششم، دوره شکل گیری سلاسل صوفیه و بروز اختلافات فکری و عملی میان اهل تصوف است. در این فصل، عوامل بروز این تنازعات ارزیابی می گردد.
دوره هفتم، به ورود اندیشه وحدت وجود به فرهنگ اهل تصوف اختصاص دارد و نشان می دهد که این اندیشه - قبل از محیی الدین عربی - سابقه ای اصیل میان اهل تصوف نداشته و نضج و فراگیری آن، مدیون تلاش محیی الدین عربی و شاگردان مکتبش می باشد.
دوره هشتم به چگونگی ورود تصوف به مکتب تشیع می پردازد. در این راستا، نخست به این مهم پرداخته می شود که چرا تصوف میان اهل سنت نشو و نما یافت ، اما میان تشیع تا پایان غیبت صغری و حتی در غیبت کبری تا حدود دو قرن رواج نیافت. در ادامه مشخص می گردد که رواج تصوف در شیعه، مدیون تلاش علمایی است که نخست در کتب خود به مواعظ صوفیه استناد جستند و پس از ظهور ابن عربی، از آثار وی و شاگردان مکتبش کاملا تاثیر پذیرفتند! این علما سر انجام به بنیان های فکری ابن عربی پایبند شدند اما سلوک غیر شرعی صوفیه نپذیرفتند، و به جهت تفکیک خود از اهل تصوف، واژه «عارف» را برای معرفی خویش برگزیدند!! در این فصل به معرفی علمایی پرداخته شده که نقشی تعیین کننده در گسترش عرفان در جامعه شیعه داشته اند. از آنجا که رفتار فقهی و شرعی علمای عارف با علمای زاهد تشابه ظاهری دارد، به منظور شناسایی و تفکیک علمای عارف از علمای زاهد، معیارها و ملاک های تشخیص عرفای شیعه نیز در این فصل ذکر شده است.
قم (همراه با ارسال پستی): 02537733413 / تهران: 02166464141 / مشهد: 05132237113 / همراه: 09301511690
خرید اینترنتی: www.dalilema.ir
سنگ قبر عجیب زنان پایتخت!
سنگ قبرهای نوین
این روزها وقتی از قبرستان گذر می کنیم شاهد تصاویری به دور از هر گونه غیرتی می شویم که بیشتر نمایانگر تجمل گرایی، چشم و هم چشمی هستند تا بیانگر فلسفه مرگ و اینکه ما از خاک آمدیم و به سوی خاک بازمیگردیم.

با کمی قدم زدن در فضای قطعات بهشت زهرای تهران شاهد سنگ های قبر عجیب و غریب و حتی هنری خواهید بود که برخی از این سنگ ها به نحوی حکاکی و طراحی شده که شهروندان گاهی با آن عکس سلفی می گیرند.
یک خبرگزاری از اینکه روی برخی از سنگ های قبور، تصاویر بدون حجاب زنان نقش می بندد انتقاد کرده و در توضیح اینکه چرا بهشت زهرای تهران اجازه نصب چنین سنگ هایی را می دهد با یک فروشنده سنگ قبر گفتگو کرده است.
این فروشنده گفته است که اساسا بهشت زهرا اجازه نصب سنگ قبرهای متفاوت را نمی دهد، اما کسانی که مایل به نصب این نوع سنگ ها هستند ، سنگ خود را نصب می کنند.
نگرانی از این که آیا حک کردن تصویر زنان بر روی سنگ قبر ممکن است با قوانین شرع همخوانی نداشته باشد باعث شده است برخی سراغ آیتاللهها بروند و از آنها سوال کنند.
در استفتاء شماره ۱۱۸۳ از دفتر آیتالله خامنهای آمده است: "نگاهکردن به تصویر زن نامحرم، حکم نگاهکردن به خود زن نامحرم را ندارد، بنا بر این اگر نگاه از روى لذّت نبوده و خوف افتادن به گناه نباشد و تصویر هم متعلّق به زن مسلمانى که بیننده آن را می شناسد نباشد، اشکال ندارد."
دفتر آیت الله نوری همدانی در پاسخ به این سوال که آیا میتوان تصویر زن فوت شده را در اگهی تسلیت یا ترحیم یا سنگ قبر وی چاپ کرد یا خیر، اعلام کرده که " اگر مفسده داشته باشد، جائز نیست."
دفتر آیت الله موسوی اردبیلی هم در پاسخ به همین سوال نوشته:" اگر تصویر بانوی فوت شده با حجاب اسلامی باشد و مفسدهای هم نداشته باشد، اشکال ندارد.".
دفتر آیت الله سیستانی در پاسخ به این پرسش که حکم حک کردن تصویر زن بر روی سنگ قبر از نظر شرع مقدس را چیست اعلام کردن که "به احتیاط واجب جایز نیست."
حضرت آیت الله العظمی هاشمی شاهرودی نیز درباره پاسخ به سوال ؛ حک تصویر بانوان بر روی سنگ مزار ، چه حکمی دارد " حک تصویر بانوان بر روی سنگ مزار نیز فی نفسه اشکال ندارد، به شرط آنکه مفسده ای بر آن مترتب نشود"
آیت الله العظمی مکارم شیرازی در پاسخ به سوال به پرسش؛ حکّاکی عکس زن بر روی سنگ قبر یا استعمال سنگ قبرهای گران قیمت چه حکمی دارد؟ "پاسخ : هیچ کدام مناسب نیست."
در میان آگهیهای طراحی سنگ قبر و حکاکی بر روی آن، سنگتراشها در تبلیغاتشان آوردهاند که چاپ عکس و نوشته به صورت کامپیوتری بر روی سنگ قبر انجام میشود.
در این آگهیها تاکید شده که طراحی به صورت کامپیوتری انجام میشود و برای حکاکی عکس و طرح و گل هم از ابزارهای لیزری استفاده میشود.
در حالی که این پدیده سالها است همهگیر شده ، بهتر است این کار انجام نشود، تصویر بانوی فوت شده در معرض نگاه مرد نامحرم نباشد. به خاطر احترام بهتر است که تصویر زن نباشد و کاری نکنیم که مفسده ای اتفاق بیفتد."
منابع :
خبرگزاری مهر
پلاک5
سایت رسمی دفتر مرجع عالیقدر آیت الله سیستانی
پایگاه اطلاع رسانی آیت الله العظمی مکارم شیرازی
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی هاشمی شاهرودی
ازدواج مردان ایرانی با زنان خارجی و غیر مسلمان
ازدواج مردان ایرانی با زنان خارجی و غیر مسلمان
قوانین مربوط به احوال شخصیه، از قبیل نکاح و طلاق و اهلیت اشخاص و ارث، در مورد کلیه اتباع ایران ولو اینکه مقیم در خارج باشند، مجری خواهد بود.

به گزارش تبیان به نقل از پایگاه حقوقی اندیشه کوروش، در مورد ازدواج مرد مسلمان با زن غیر مسلمان باید بیان داشت که قانون ایران ساکت است. اما ظاهر این است که قانونگذار با توجه به فقه اسلامی نخواسته است این ازدواج را منع کند.در فقه اسلامی نکاح مرد مسلمان با زن کتابیه (زنی یهودی،مسیحی... )مجاز است.
علاوه بر اینکه نکاح با زن غیر کتابیه باطل می باشد، این در حالی است که در فقه امامیه قول مشهور این است که فقط نکاح منقطع با زن کتابیه جایز و نکاح دائم باطل است.
حاصل آنکه در حقوق فعلی ایران می توان گفت چون این قول بین فقهای امامیه مشهورتر است، ظاهراً قبول آن مورد نظر قانونگذار بوده و به علاوه این قاعده عرف و عادت مسلم را تشکیل می دهد. پس مرد مسلمان نمی تواند با زن غیر مسلمان کتابیه به عقد نکاح دائم ازدواج کند.
علی ای حال و با توجه به فرض مورد پرسش و در صورتیکه شرایط فوق محقق باشد، شما باید به کنسولگری ایران در آن کشور مراجعه نمایید و ازدواج خود را به ثبت برسانید تا از نظر حقوق ایران نیز زن و شوهر شناخته شوید.
منبع: پایگاه حقوقی اندیشه کوروش
خواندن دعای فرج تا چه زمانی ادامه دارد؟
یادداشتی برای منتظران
دعا برای فرج مهم و واجب است اما مهم تر این است که این دعای زبانی آن هم به شکل صرف تا کی می خواهد ادامه داشته باشد، موضوع سخن ما این است ...

یکی از مسائلی که در موضوع مهدویت در زمانه امروز مورد توجه قرار دارد، موضوع فرج و ظهور و اسباب مربوط به این امر می باشد. به طوری که روزانه و در مناسبت های مختلف ابتدا و انتهای دعاهایمان در ظاهر شده "اللهم عجل لولیک الفرج" ... اما اینکه این دعای ظاهری چه زمانی می خواهد در عمل ظهور پیدا کند، هنوز گویا معلوم نیست.
البته باید گفت که دعا برای فرج مهم و واجب است اما مهم تر این است که این دعای زبانی آن هم به شکل صرف تا کی می خواهد ادامه داشته باشد، موضوع سخن ما این است ...
آیا وقت آن نرسیده که از مرحله زبان و دعای لفظی به مرحله عمل وارد شویم و زندگی هایمان را جوری تنظیم کنیم که زمینه ساز واقعی برای ظهور اماممان فراهم کرده باشیم؟!
نه (این چنین نیست)، لیکن شما اموالی فراوان انباشتید و ضعفای مؤمنین را به زحمت افکندید و پیوند رحمی که در میان خود داشتید، قطع کردید، دیگر (و در این صورت)، چه عذری برای شما خواهد ماند؟
شاید بپرسید: یعنی باید چه کار کنیم؟ اصلا سبب اصلی غیبت و نیامدن حضرت چیست؟
پاسخ این سؤال را می توانیم به صراحت و زیبایی در بیان اهل بیت علیهم السلام و بیان خود امام عصر علیه السلام مشاهده کنیم:
در بیانی امام عصر(عج) خطاب به علی بن ابراهیم بن مهزیار در ضمن دیدار با وی فرمود: «ای اباالحسن! ما شب و روز در انتظار تو بودیم! چه چیزی باعث تأخیر تو در تشرف به سوی ما شد؟»
عرض کردم: آقای من! تاکنون کسی را نیافته ام که مرا به نزد شما راهنمایی کند؛ امام فرمود: « کسی را نیافتی که تو را (به نزد من) راهنمایی کند؟!... نه (این چنین نیست)، لیکن شما اموالی فراوان انباشتید و ضعفای مؤمنین را به زحمت افکندید و پیوند رحمی که در میان خود داشتید، قطع کردید، دیگر (و در این صورت)، چه عذری برای شما خواهد ماند؟» 1
| بیشتر بخوانیم: چه چیز مرا از امام خویش محروم کرد؟ مقصود از انتظار الفرج چیست؟ |
در این بیانی که حضرت می فرمایند خیلی از حرف ها نهفته شده و بسیاری از عذرهایی که من و شما در زمانه غیبت برای دور شدنمان از حضرت می آوریم، پاسخ داده شده است.
سبب غیبت رفتارها و اعمال خود ما است ... اعمال و رفتار ما سبب محروم شدنمان از حضرت شده چنانکه در روایاتی از امام کاظم (علیه السلام) آمده است: «اذا غَضِبَ الله تبارکَ و تَعالی علی خَلقِه نَحّانا عَن جَوارِهِم؛ زمانی که خداوند تبارک و تعالی بر خلقش غضب می کند ما را از همجواری ایشان دور می گرداند.» 2
در بیانی دیگر حضرت بقیة الله علیه السلام در بخشی از نامه و توقیعی که به شیخ مفید (ره) نوشتند، فرمودند: «... چنانچه شیعیان ما که خدا به طاعت خود موفّقشان بدارد- قلباً در وفاى به عهدشان اجتماع مى کردند نه تنها سعادت لقاى ما از ایشان به تأخیر نمى افتاد، كه سعادت مشاهده ما با شتاب به ایشان مى رسید و اینها همه در پرتوی شناخت كامل ما و صداقت محض نسبت به ما مى باشد، بنابراین هیچ چیز ما را از ایشان محبوس نمى دارد جز اخبارى كه از ایشان به ما مى رسد و ما را مكروه و ناراحت مى سازد و از ایشان انتظار نداریم، و تنها از خدا باید یارى خواست و او براى ما كافى و نیكو كارگزار و پشتیبانى است، و صلوات و سلام خداوند بر آقا و سرورمان؛ بشیر و نذیر؛ محمّد و آل پاكش باد.»
در روایاتی از امام کاظم (علیه السلام) آمده است: «اذا غَضِبَ الله تبارکَ و تَعالی علی خَلقِه نَحّانا عَن جَوارِهِم؛ زمانی که خداوند تبارک و تعالی بر خلقش غضب می کند ما را از همجواری ایشان دور می گرداند.»
با توجه به آنچه خود اهل بیت علیهم السلام بیان فرموده اند، علت محقق نشدن ظهور و دوری امام از شیعیان را اعمال و رفتاری می دانند که باعث ناراحتی حضرت می شود؛ رفتارهایی که انتظار انجام ان را از ما ندارند؛ به نظر شما این اعمال، چه نوع رفتارهایی است؟
چه رفتاری از من و شمایی که ادعای مسلمان بودن و شیعه بودن است سر می زند که باعث ناراحتی و دلخوری حضرت و در نتیجه دور شدن ما از ایشان است؟
کم و بیش همه ی ما با کمی توجه و نگاه ریزبینانه در زندگی هایمان به این سؤال می توانیم پاسخ دهیم ...
اگر دوست دارید پاسخ هایتان را با ما در میان بگذارید تا برای پاسخ ها، با همدیگر راه حل هایی پیدا کنیم تا در مسیر کسب رضایت ولی و صاحب امرمان با هم همراه باشیم .
پی نوشت ها:
1- دلائل الإمامة، ص542
2- الکافی، ج1، ص 343
حاضر جوابی های شنیدنی
حاضر جوابی های شنیدنی
یکی از یهودیان، از روی غرض ورزی به امیرمؤمنان علی علیه السلام گفت: شما هنوز جنازه پیامبرتان را دفن نکرده بودید که درباره اش اختلاف نمودید!

حاضر جوابی حضرت علی علیه السلام
یکی از یهودیان، از روی غرض ورزی به امیرمؤمنان علی علیه السلام گفت: شما هنوز جنازه پیامبرتان را دفن نکرده بودید که درباره اش اختلاف نمودید!
حضرت علی علیه السلام در پاسخ فرمود: ما درباره وصی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم اختلاف کردیم نه درباره خودش. اما شما (اجداد شما) یهودیان، پس از آن که به همراه موسی علیه السلام از دریا گذشتید و فرعونیان غرق شدند، به پیامبر خود گفتید: برای ما معبودی (بتی) قرار بده، همان گونه که بت پرستان معبودانی از بت دارند. موسی علیه السلام در جواب فرمود: شما جمعیتی نادان هستید.(۱)
حاضر جوابی عقیل
روزی معاویه در مجلسی بود، که عقیل برادر حضرت علی علیه السلام نیز حضور داشت، به مردم گفت: آیا شما ابولهب را می شناسید؟ که خداوند سوره مسد را درباره او نازل کرده است؟ اهل شام گفتند: نه نمی شناسیم.
معاویه گفت: ابولهب عموی این شخص (اشاره به عقیل) است.
عقیل بی درنگ به مردم گفت: آیا شما زن ابولهب را که خداوند در قرآن در مورد او می فرماید: همسر او هیزم حمل می کرد و در گردنش ریسمانی از لیف خرما آویزان بود، می شناسید؟ مردم شام گفتند:نه.
عقیل گفت: این زن، عمه معاویه است، (زیرا نام او ام جمیل دختر حرب بن امیه، خواهر ابوسفیان بود) این پاسخ عقیل، معاویه را سر افکنده کرد و دیگر زبان بازی ننمود. (۲)
حاضر جوابی مدرس
آورده اند که، آیه الله شهید مدرس در حاضر جوابی بی نظیر بود؛ از جمله نوشته اند: در یکی دو مورد که مدرس نسبت به فرمانفرما انتقاد کرده و ایراد گرفته بود، به مدرس پیغام داد. خواهش می کنم که حضرت آیه الله این قدر پا روی دم من نگذارند. مدرس جواب می دهد: به فرمانفرما بگویید، حدود دم حضرت والا باید معلوم شود، زیرا من هر کجا پا می گذارم دم حضرت والاست. (۳)
حاضر جوابی فقیر در برابر توانگر
شخص فقیری وارد مجلسی شد و نزدیک توانگری نشست. توانگر که از نشستن او در نزدیکش ناراحت شده بود با ترش رویی خطاب به فقیر گفت: میان تو و خر چقدر فرق است؟ فقیر فورا گفت: یک وجب (اشاره به آن که فاصله اش با توانگر بیش از یک وجب نبود) توانگر از این جواب سکوت کرد و سر افکنده شد. (4)
حاضر جوابی کودک
روزی ابوحنیفه از محلی می گذشت، دید طفلی از جای گل آلودی راه می رود. او را صدا زد و گفت: بچه جان مواظب باش نلغزی، طفل بی درنگ در جواب گفت: لغزش من سهل است. تو مواظب خودت باش که نلغزی چون از لغزش تو پیروانت هم می لغزند. ابو حنیفه از هوش و زکاوت آن طفل تعجب کرد! (5)
حاضر جوابی مؤمن طاق
پس از شهادت امام صادق علیه السلام، یکی از مخالفان آن حضرت به مؤمن طاق که از شاگردان آن حضرت بود، به عنوان طعنه گفت: امام تو از دنیا رفت. مؤمن طاق فورا در پاسخ گفت: اما پیشوای تو (شیطان) تا قیامت زنده است. (6)
آیت الله حکیم و بن باز
مرحوم آیه الله العظمی سید محسن حکیم قدس سره که مرجع شیعیان و زعیم حوزه علمیه نجف بود، در سفری که به عربستان داشت، در جلسه ای با بن باز مفتی آن روز آن کشور (که نابینا بود) مواجه شد.
بن باز، ظاهرا به دیدن آقای حکیم رفته بود ولی در واقع قصد داشت با ایشان جدال کند و افکار وهابیگری خود را مطرح نماید.
در این جلسه، بن باز، از آیه الله حکیم پرسید: شما شیعیان چرا به ظواهر قرآن عمل نمی کنید؟ آیه الله حکیم در جواب گفتند: این دیدار جای چنین صحبت هایی نیست، بگذارید به احوال پرسی برگزار شود. بن باز، سماجت کرده و خواستار دریافت جواب شد. آیه الله حکیم، ناچار به بن باز گفتند: اگر قرار باشد به ظاهر قرآن تکیه کنیم و همان را معیار عمل به آن قرار دهیم، باید معتقد شویم که شما به جهنم خواهید رفت! بن باز، با تعجب پرسید چرا؟ آیه الله حکیم گفتند: چون قرآن می فرماید: «و من کان فی هذه اعمی فهو فی الآخره اعمی و اضل سبیلا: کسی که در این جهان از دیدن چهره حق نابینا باشد، در جهان آخرت هم نابینا و گمراه تر خواهد بود.»(۱۳) و شما که از دو چشم نابینا هستید، طبق ظاهر این آیه باید در آخرت هم نابینا باشید و در زمره گمراهان که اهل جهنم اند، قرار بگیرید. بنابراین ظاهر بسیاری از آیات قرآن مقصود نیست!(7)
پی نوشت ها:
1. داستان ها و پندها، ص 137.
2. همان، ج 9، ص 88.
3. گلشن لطایف، ص 311.
4. کشکول طبسی، ج 1، ص 131.
5. انیس الادباء، ص 96.
6. کشکول طبسی، ج 1، ص 147.
7. روزنامه جمهوری اسلامی،3
منبع : سایت گنجینه
زلزله چیست؟/ پاسخ امام صادق (علیه السلام)
زلزله چیست؟/ پاسخ امام صادق (علیه السلام)
هر از چندى شاهد وقوع زلزلهاى تلخ در نقاطی از کشور و جهان هستیم. موقع بروز چنین حوادثى، هر کسى به نوعى تحت تاثیر قرار مىگیرد و به دنبال انجام وظیفهاى مى رود که احساس مىکند بر او لازم است. عدهاى در پى کمک رسانى به آسیب دیدگان مىروند،که البته کارى ضرورى و موقعیتى بزرگ در امتحان الهى است که فردى به کمک مسلمانى دیگر برود.

محمد بن سلیمان دیلمی گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: «زلزله چیست؟» فرمود: «آیتی از آیات پروردگار»، عرض کردم: «سبب آن چیست؟»، فرمود: «خداوند ملکی را بر رگ های زمین گماشته که چون بخواهد زمین را بلزرزاند او را امر کند که فلان رگ را به حرکت در آور، و چون رگ به حرکت در آید آن قسمت زمین که به آن رگ مربوط است بلرزد».
هر از چندى شاهد وقوع زلزلهاى تلخ در نقاطی از کشور و جهان هستیم. موقع بروز چنین حوادثى، هر کسى به نوعى تحت تاثیر قرار مىگیرد و به دنبال انجام وظیفهاى مى رود که احساس مىکند بر او لازم است. عدهاى در پى کمک رسانى به آسیب دیدگان مىروند،که البته کارى ضرورى و موقعیتى بزرگ در امتحان الهى است که فردى به کمک مسلمانى دیگر برود.
برخى نیز در پى یافتن علل مادى زلزله و علل خرابىهاى ناشى از آن مىگردند و به فکر محکم کردن بناها افتاده و به بررسى نحوه ساختمان سازى مىپردازند.
بدیهى است براى کسانى که به عالم غیب و خدا، و نیز به عمل و بازتاب آن معتقدند، و مىدانند که خداوند، خشم و رضا داشته و قدرت ابراز آن را به هر نحوى دارد، و ملاک خشم و رضاى او، فقط عمل بندگان است؛ مسلما تنها بررسى عوامل طبیعى و مادى زلزله، براى این معتقدان قانع کننده نیست، بلکه منتظرند با علل حقیقى و فوق مادى زلزله نیز آشنا شوند تا آنها را رفع کنند.
نیازى به استدلال نیست که زلزله عوامل معنوى دارد و علت حقیقى و اساسى تمامى گرفتاریها و حوادث تلخ براى بشر، گناه اوست؛ این در مکتب قرآن، اصلى استوار است و همه مسلمین با این اصل آشنا هستند.
آیتالله مجتهدی تهرانی میگوید: «دلیل زمین لرزه افزایش گناه (همجنسگرایی زنا و چشم چرانی و غیره) است و در هر کشوری که زنا زیاد بشود آنجا به فرمان خداوند توانا یک ملک مامور تکان دادن زمین میشود.»
از رسول اکرم(صلی الله و علیه وآله) نقل شده است که فرمود: «هرگاه پنج چیز شایع شود، پنج چیز در میان شما جاگزین شود، هرگاه زنا شایع شود؛ زلزلهها ظاهر شود، هرگاه زکات را ندهند، حیوانات بمیرند و هرگاه حکّام در قضاوت جور کنند آسمان باران خود را نگهدارد و هرگاه ربا فاش و شایع گردد، خسف و فرو رفتن به زمین خواهد بود».
باز آن حضرت(صلی الله و علیه وآله) فرمود: «هرگاه در امّت من ده خصلت ظاهر شود خداوند ایشان را به ده چیز عقوبت کند»، گفته شد: «یا رسول الله! آن ده خصلت چیست؟» فرمود: «هرگاه دعا کم کنند بلا نازل شود، هرگاه صدقات (قرض، هدیه، وقف، مطلق قدمهای خیر و انفاقات خیریه) را ترک کنند مرضها زیاد شود، هرگاه زکات را منع کنند چارپایان بمیرند، هرگاه سلطان جور کند منع باران شود، هرگاه زنا در ایشان بسیار شود، مرگ ناگهانی در ایشان زیاد شود، هرگاه ربا زیاد شود، زلزلهها زیاد شود، هرگاه به خلاف آنچه خدا نازل فرموده حکم کنند، دشمن ایشان بر ایشان مسلط شود، و هرگاه نقض عهد و پیمان کنند، خداوند ایشان را مبتلا به قتل سازد و هرگاه کم فروشی کنند، خداوند ایشان را به سالهای خشک و قحط بگیرد.»
سپس این آیه را تلاوت فرمود: «ظهر الفساد فی البرّ و البحر بما کسبت أیدی الناس لیذیقهم بعض الذی عملوا لعلّهم یرجعون»؛ فساد در دریا و خشکی ظاهر شد به سبب آنچه دست مردم کسب کرده تا اینکه بچشاند ایشان را اثر بعضی از آنچه عمل کردهاند، تا شاید برگشت کنند.»
منبع:
افکار نیوز
ثبات معجزه شق القمر پیامبر اکرم توسط دانشمندان ناسا !
اثبات معجزه شق القمر پیامبر اکرم توسط دانشمندان ناسا !
ویدئویی در فضای مجازی منتشر شده که حاکی از مستندات و دلایلی مبنی بر شیارکمربند مانندی به دور ماه است که میتواند معجزه شقالقمر پیامبر (صلی الله و علیه وآله) را به اثبات برساند.

چندی است که ویدئویی با عنوان اثبات معجزه شق القمر پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) به دست دانشمندان ناسا توسط کاربران در فضای مجازی در حال دست به دست شدن است. ویدئویی که طی آن با استناد به تصاویر دریافتی از مرکز ناسا در خصوص کمربندی که دور تادور ماه را فرا گرفته تلاش شده تا دلیلی علمی برای این معجزه منتسب به پیامبر آورده شود.
برخی با مشاهده این ویدئو ایمانشان به آیات الهی هرچه بیشتر شد و برخی نیز آشکارا و پنهان به انکار آن پرداخته و این موضوع را مورد نقد قرار دادند. روایت معجزه پیامبر (صلی الله و علیه وآله) از این قرار است که کفار مکه شبی با هجوم به خانه پیامبر و تهدید ایشان، خواستار معجزهای شدند که صدق دعوی او را اثبات کند. آنها پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) را تهدید کردند در صورتی که خواستهشان اجابت نشود و معجزهای از جانب پیامبر اکرم اتقاق نیفتد، ایشان را به قتل میرسانند.
به همراه کفار ساحرانی بودند که با اشراف به علم سحر و جادو، به دلیل آگاهی از این عقیده که سحر و جادو در آسمان تاثیری ندارد، از رسول خدا خواستند تا معجزهای در آسمان نشانشان دهد. کفار عربستان نیز به تبعیت از این ادعای ساحران اصرار کردند تا پیامبر (صلی الله و علیه وآله) ماه را به دو نیم کند. آنها با تصور اینکه این کار ممکن نیست قول دادند در صورت مشاهده این معجزه ایمان خواهند آورد.
به اذن خداوند این خواسته کفار به دعای پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) محقق و در آن لحظه ماه به دو نیم شد طوری که نیمی از آن در جای خود ثابت مانده و نیم دیگر فاصله گرفته و به سمتی دیگر رفت. فاصله بین دو نیمه به اندازهای بود که کوه نور در میان آنها قرار گرفت ؛ و اما کفار با مشاهده این صحنه نه تنها ایمان نیاوردند که حتی با انکار این واقعه بار دیگر آن را به سحر و جادو نسبت دادند و با خطاب کردن پیامبر اکرم به عنوان ساحر، مدعی شدند که رسول خدا آنها را مسحور کرده است.
بنا شد تا مردم دیگری جز آن چند نفر نیز مشاهده این معجزه را تایید کنند تا صدق آن ثابت شود. در نتیجه منتظر عبور مسافران و رهگذرانی شدند که از آن نزدیکی گذر میکردند. همه آنها هم این اتفاق را تایید کرده و گفتند که شاهد شق القمر بودهاند.
این روایت در سوره قمر در قرآن کریم مستقیما ذکر شده است؛ اقـتـربـت الـسـاعـه و انـشـق الـقـمـر
آن ساعت نزدیک آمد و ماه آسمان شکافته شد.
معجزات قرآن پیش از این نیز توسط دانشمندان در زمینههای مختلف اثبات شده است و شاید به جرأت میتوان گفت دانشمندان بیش از سایر افراد به عظمت و قدرت خداوندی ایمان دارند چرا که با تحقیق و دلیل به درستی آنها پی بردهاند.
انکار حقایق در مورد بعضی اشخاص دقیقا مصداق این ضربالمثل است: " کسی را که خواب است میتوان بیدار کرد، اما آنکه خود را به خواب زده نه.."
برخی این لحظه شکافته شدن ماه را به روز قیامت ارجاع دادهاند و گفتهاند منظور قرآن از این آیه اتفاقاتی است که در قیامت رخ خواهد داد که دو نیم شدن ماه یکی از آنهاست. اما با توجه به زمان ماضی افعال در این آیه، رویدادی که دلالت بر آینده داشته باشد، برداشت نمی شود، بلکه معنای آیه حاکی از حادثه ای است که رخ داده است.
دلیل دیگری که منکران معجزه شق القمر پیامبر (صلی الله و علیه وآله) ذکر کردهاند آیاتی از قرآن کریم است که در آنها خداوند پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) را انسانی عادی و معمولی همچون سایرین معرفی کرده است، شخصی که سواد خواندن و نوشتن هم ندارد. بله این آیات صحت دارد اما دلیل واقعی آن چیست و چرا خداوند پیامبر (صلی الله و علیه وآله) را چنین فردی معرفی کرده است.
از آنجا که کفار عربستان به هیچ چیز ایمان نداشتند و تمام معجزات را سحر و جادو می پنداشتند، اگر پیامبر از سواد کافی برخوردار بود معجزه نزول قرآن را هم چون باقی اتفاقات سحر و جادو قلمداد می کردند و آیات آن را شعرهایی می پنداشتند که پیامبر از خود سروده است، لذا حتما می باید این آیات از جانب شخصی ذکر می شد که هیچ سوادی ندارد تا دلیل محکم تری برای منکرانش باشد. و اینکه مردم با کسی که هم جنس خودشان است ارتباط بهتری برقرار کرده و هدایت می شوند.
برخی از محتوای این آیه به نفع خود سود برده و مدعی شدهاند به دلیل آنکه پیامبر از جنس مردم بوده و یک انسان عادی و معمولی است، پس قادر به انجام چنین معجزاتی نخواهد بود.
شاید در نگاه اول این استدلال منطقی به نظر بیاید اما نکته اینجاست که هیچ کجا گفته نشده است که این کار به دست پیامبر انجام شده بلکه به دعای پیامبر و از جانب خداوند متعال چنین واقعه عظیمی رخ داده است. یعنی اراده پیامبر در طول اراده خداوندی و به اذن اوست. اما از آنجا که این اتفاق به خواست رسول الله از خداوند و در پی تهدید کفار عربستان رخ داده است، به پیامبر انتساب داده شده و از معجزات ایشان محسوب میشود. در راستای اراده خداوند هیچ چیز غیر ممکنی وجود ندارد.
و اما درباره کلیپ منتشر شده هم باید گفت دقیقا همان توجیهی که درباره نقض آیه قرآن آورده شده در مورد ناسا هم ذکر شده است. در پی برنامهای تلویزیونی در آمریکا با محوریت فقر اجتماعی ، سه تن از فضانوردان ناسا به عنوان مهمان برنامه، مورد هجمه سوالی مجری قرار گرفتند.
همانطور که در زمان پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) کفار حتی با وجود چنین معجزهای باز هم ایمان نیاوردند و به کفر و عناد علیه پیامبر (صل یالله و علیه وآله) و دین اسلام ادامه دادند، در عصر حاضر هم عدهای هستند که شقالقمر که هیچ، حتی اگر تمام قرآن هم آیه به آیه برایشان ثابت شود، باز هم تغییر مسیر نداده و به بیراهه خود ادامه میدهند.
این فرد با اشاره به آمار فقر در جامعه از فضانوردان پرسید با وجود این حجم از فقر حاکم بر فضای جامعه، آیا شما با صرف هزینههای میلیاردی به فضا سفر کردید که تنها پرچم کشور را بر سطح ماه برافرازید و بازگردید؟؟!!
این فضانوردان در پاسخ به این سوال گفتند آنها برای انجام یک سری تحقیقات و آزمایشها بر روی عمق ماه به فضا رفتهاند که حین مطالعه و تحقیق متوجه شیار و شکاف عجیبی بر سطح ماه شدند که دور تا دور آن را همچون کمربندی فرا گرفته بود، گویی این کره قبلا یکبار از هم جدا شده و مجددا به هم متصل شده باشد. درک این واقعه برای مسلمانانی که با مطالعه قرآن به خداوند ایمان آوردهاند، کار سختی نیست، چه بسا ادعای ناسا را هم معجزه دیگری از جانب خداوند برای منکران نبوت عصر حاضر می دانند.
همانطور که گفته شد برخورد منکران با ادعای ناسا نیز دقیقا مشابه همان رفتاری است که در مقابل آثار قرآن بوده است. افراد با ادعای اینکه ناسا هیچ کجا سخنی از ارتباط میان این شکاف با معجزه پیامبر نیاورده، این سند را هم رد کردند. بله باز هم ظاهر امر همین را نشان میدهد اما پاسخ این ادعا هم همانی است که قبل تر گفته شد، ناسا از معجزه پیامبر (صلی الله و علیه وآله) چیزی نگفته اما از اعجاب این پدیده و عدم تطابق آن با یافتههای علمی بسیار گفته است.
سه فضانوردی که به ماه سفر کرده بودند این واقعه را پدیدهای عجیب و خارق العاده عنوان و اعتراف کردند تاکنون چیزی مشابه آن را ندیده بودند.
معجزات قرآن پیش از این نیز توسط دانشمندان در زمینههای مختلف اثبات شده است و شاید به جرأت می توان گفت دانشمندان بیش از سایر افراد به عظمت و قدرت خداوندی ایمان دارند چرا که با تحقیق و دلیل به درستی آنها پی بردهاند.
انکار حقایق در مورد بعضی اشخاص دقیقا مصداق این ضربالمثل است: " کسی را که خواب است می توان بیدار کرد، اما آنکه خود را به خواب زده نه.."
همانطور که در زمان پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) کفار حتی با وجود چنین معجزه ای باز هم ایمان نیاوردند و به کفر و عناد علیه پیامبر (صلی الله و علیه وآله) و دین اسلام ادامه دادند، در عصر حاضر هم عدهای هستند که شق القمر که هیچ، حتی اگر تمام قرآن هم آیه به آیه برایشان ثابت شود، باز هم تغییر مسیر نداده و به بیراهه خود ادامه می دهند.
منبع:
افکار نیوز
اپیدمی چند همسری!
به بهانه رشد ازدواجهای پرحاشیه در کشور
در واقع "تعدد زوجات" همواره یکی از مسائل پُرحاشیه در کشور ما بوده که مخالفان و موافقان فراوانی دارد و هر گروه استدلالهای خاصی برای نظر خود بیان میکنند و همین استدلالها و استنادها باعث بروز برخی اختلافها بین جامعه شناسان و کارشناسان دینی شده است.

"رهبر: چیزی بنام تعدد زوجات در قانون مطرح نیست"، این جملات جنجالی را قریب به سه سال پیش یکی از نمایندگان مجلس به نام "فاطمه رهبر" اعلام کرد. وی معتقد است که موضوع تعدد زوجات مسئلهای نیست که در مجلس بحث شود بلکه موضوعی است که در احکام و دستورات دینی آمده و بنای نظام جمهوری اسلامی ایران بر تک همسری است ولی در صورت تعدد زوجات شرایطی که در قانون مصوب سال 53 ذکر شده مطرح میشود.
در واقع "تعدد زوجات" همواره یکی از مسائل پُرحاشیه در کشور ما بوده که مخالفان و موافقان فراوانی دارد و هر گروه استدلالهای خاصی برای نظر خود بیان میکنند و همین استدلالها و استنادها باعث بروز برخی اختلافها بین جامعه شناسان و کارشناسان دینی شده است.
چند همسری
مسئله چند همسری علی رغم آنچه که همگان تصور می کنند قدمتی به بلندای تاریخ بشریت دارد. به زعم عموم مردم، تعدد زوجات نشات گرفته از ظهور اسلام است. حال آنکه اسناد تاریخی خلاف این جریان را به اثبات می رساند. "گوستاولوبون" (Gustave Le Bon) فیلسوف و روانشناس فرانسوی در اینباره متذکر می شود که رسم چند زنی در میان اقوام شرقی از جمله یهود، ایرانی، عرب و غیره شایع بوده است. (1)
با نگاهی به تاریخ ملل مختلف از جمله مصر، هند، آمریکا و غیره مشاهده می کنیم که چند همسری در جوامع آنها نه تنها رایج که در برخی فرهنگها از بدیهیات محسوب میشده است مانند مسیحیت که به گفتهی "وستر مارک" چند زنی به اعتراف کلیسا تا قرن 17 میلادی در مسیحیت وجود داشته است. به هر حال در اینجا مجال واکاوی بیشتر دربارهی فرهنگ "چند زنی" در ادیان و ملل مختلف نیست و به نمونههای آن بسنده میکنیم.
| بیشتر بخوانید: ازدواج استیجاری! ازدواج ساندویچی هم رسید! |
اثرات چند همسری مرد، بر خانوادهی اول
آنچه که از دیرباز تاکنون اهمیت خاصی داشته تشکیل و مستمر نگه داشتن پایه و اساس خانواده بوده است. خانواده سلولهای یک جامعه را تشکیل داده و اجتماع عاری از بنیانهای خانواده غیرممکن است. پس باید به زوایای مختلف آن نگریست و عوامل متزلزل سازی آن را رفع و آنچه بر استحکام بنیانهای خانواده میافزاید را تقویت کنیم.
از آنجایی که موضوع یادداشت ما چند زنی است به برشمردن اجمالی آسیبهای مسئلهی چندهمسری میپردازیم. این جریان از نگاه دین مبین اسلام امری مهم دانسته شده و بر رعایت عدالت بین چند همسر تاکید فراوان شده است. اما براستی چه کسی این عدالت را میسنجد و معیارهای آن چیست؟ آیا تنها رعایت عدالت کافی است و یا رضایت زن اول بر آن اولویت دارد؟
برخی مردان به ویژه در جامعه ما، چند همسری را از حقوق اولیهی خود دانسته و در کمال بیتوجهی به الزامات و رعایت اصول آن به یک یا چند زن به غیر از همسر اول خود تمایل دارند.
بیتردید یکی از الزامات اختیار کردن زنی به غیر از زن اول برای آقایان، رضایت همسر اول است همانطور که یکی از شروط ضمن عقد نیز محسوب شده و تحت عنوان یکی از مفاد ذکر شده در عقدنامه نیز موجود است.
اما اگر نگاهمان را کمی تغییر دهیم و تصور کنیم که اصول رعایت عدالت واضح، مشخص و اعمال میشود، از طرفی هم همسر اول بنا به هر دلیلی مجبور به اعلام رضایت و همسر دوم اختیار شده است. آیا همسر اول با گذشت زمان، دچار مشکلات عدیدهی روحی و روانی نمیشود؟ (به دور از استثناء)
از آنجایی که زن مدیریت داخلی خانه و خانواده را بر عهده دارد و یکی از اصول اساسی آن داشتن روحیهای شاد، پُرانرژی و پُرتوان است، بیشک با رویهی جدید، اختلالات فراوانی را در پیش رو خواهد داشت که ضربات سنگینی را بر پیکرهی خانواده وارد خواهد کرد و همین مهم میتواند آغازی باشد بر پایان خانواده گرایی.
اثرات فردی چندهمسری مرد، بر زن اول
چنانچه گفته شد و همچنین آنچه که در جامعه دیده میشود به طور کلی ازدواج همسر برای زن اول مشکلات روحی و روانی فراوانی را به همراه دارد که مهمترین آنها عبارتند از:
- بدبینی مفرط
- احساس شکست
- کمبود محبت و افسردگی
- خود کم بینی و از دست دادن اعتماد به نفس
دو نگاه به چند همسری
شاید بتوانیم چند همسری را از دو نگاه متفاوت بنگریم. اول؛ اختیار کردن زن دوم بنا به مصلحت که عموما بنا به دلایل خاصی از جمله مشکلات بارداری همسر اول و یا عدم بضاعتِ برخی بانوان که همسری ندارند و با مشکلات مالی و روحی همراه هستند (زنان مطلقه).
دوم، "مسائل اخلاقی"؛ برخی مردان به ویژه در جامعه ما، چند همسری را از حقوق اولیهی خود دانسته و در کمال بیتوجهی به الزامات و رعایت اصول آن به یک یا چند زن به غیر از همسر اول خود تمایل دارند. اینان همان کسانی هستند که نیاز جنسی خود را بر نیاز عاطفی همسر ارجح دانسته و به این مسیر قدم میگذارند.
در مورد اول میتوان تا حدودی حق را به مرد داده و این روند را پذیرفت که البته رعایت شروط آن الزامی است. اما در مورد دوم که متاسفانه طی چند سال اخیر در جامعهی ما بسیار مشاهده میشود، باید علاوه بر نهی، قوانینی برای جلوگیری از اشاعهی آن اتخاذ گردد زیرا این روند میتواند زمینهساز گسترش پارهای موارد غیراخلاقی و پدیدآمدن برخی ازدواجهای نوظهور همچون "ازدواج رنگین کمانی" باشد که آسیبهای غیرقابل جبرانی دارند. پس بهتر است با در نظر گرفتن مواضع جامعه شناسان و همچنین علمای دینی تصمیمات کاربردی و شایستهای برای این روند اتخاذ و از بروز پارهای آسیبهای اجتماعی جلوگیری شود.
پینوشت:
1. بازتاب چند همسری در جامعه، پایگاه اطلاع رسانی حوزه، بهمن ماه 1388
زندگی راحت بدون تلگرام
تجربه زندگی بدون تلگرام
از 10 دی به خاطر فرصت طلبی های عده ای که منفعت خود را در ناامن کردن کشور می دانند تلگرام از دسترس خارج شد و زندگی ایرانیان کمی متفاوت شد! این چند روز انگار یک چیز را گم کردیم اما در عوض یک چیز دیگر را پیدا کردیم .

باجه تلفن های زرد رنگ قدیم را یادتان می آید ؟ همان هایی که گاهی باید در صف می ایستادیم و گاهی با پول خرد به شیشه میزدیم تا طرف زودتر تلفنش را تمام کند.کم کم تلفن در خانه ها وارد شد البته باز هم همه تلفن نداشتند و اگر همسایه ای تلفن داشت اقوام و آشنایان به منزل همسایه زنگ می زدند...هنگامی که تلفن آمد همه خوشحال بودیم از اینکه دیگر نیازی نیست به تلفن همگانی برویم. با گذر زمان تلفن همراه آمد که البته موبایل را هم اوایل تنها مرفهین بی درد داشتند! شاید هیچ وقت فکرش را هم نمی کردیم روزی برسد که در جیب هر کدام از ما تلفن همراهی باشد.آنقدر پیشرفت کردیم که حتی دورهمی هایمان هم آنلاین شد!
با وجود این دورهمی های مجازی گمان کردیم که چقدر همه چیز خوب است. باوجود شبکه های مجازی دیگر تنها نیستیم و
میتوانیم حال اقوام را جویا شویم ، از اخبار روز با خبر شویم و حتی گاهی دوستان جدیدی برای خود پیدا کنیم اما این تنها یک روی سکه بود و روی دیگر آن مشکلاتی بود که سرو کله اش در خانه ی اکثر ما پیدا شده است.
نسلی که خوشبخت نیست!
بهتر است نگاهی به زندگی خودمان بندازیم.هر کداممان گوشی به دست هستیم و حتی گاهی با آنکه به تفریح و گردش می رویم ترجیح می دهیم گوشیهایمان را چک کنیم تا اینکه کمی با یکدیگر گفت و گو کنیم.این روزها این دنیای مجازی مرا می ترساند. ترس از تنهایی که مبادا روزی برسد که حتی تغییر چهره عزیزانمان و چروک های صورت عزیزترین آدم های زندگیمان را در عکس هایی که به اشتراک می گذرانند ببنیم!می ترسم از اینکه آنقدر گوشی و شبکه های مجازی در دستانمان باشد که فرصتی برای گرفتن دست یکدیگر نداشته باشیم. می ترسم از اینکه آنقدر غرق در دنیای مجازی شدیم که کم کم حرفهای خوبمان ته کشیده است و روابطمان در حال سست شدن است.
بماند که شبکه های اجتماعی نکات مثبت فراوانی دارد اما این هم بماند که چقدر زندگی ها را ویران کرده است.می دانید! ما نسل امروز، معنای خوشبختی واقعی را نمی دانیم. خوشبخت واقعی، نسل قبل از ما بودند که زندگی کردنشان، عاشق شدنشان و حتی خیانت کردنشان هم واقعی بود.عاشقانه در کنار هم زندگی می کردند و هنگامی که مرد از سرکار به منزل می امد تنها وقتشان به یکدیگر اختصاص داشت و با یکدیگر می گفتند و می خندید. اگر عاشق می شدند به جای پیامک یا چت با هزار دلهره سر قرار حاضر می شدند و از نزدیک ابراز عشق می کردند. آنها حتی اگر خیانت می کردند هم خیانتشان واقعی و قابل رویت بود اما این روزها برای خیانت کردن دیگر نیازی نیست در محل کار، خیابان یا پارک باشیم! خیانت های امروزی در رختخواب در کنار همسر با یک پیام معنا دار و احساسی در یک گروه شروع می شود و ادامه می یابد.
| بیشتر بخوانید : خانواده منهای تلفن همراه یک دقیقه خوشی! زن و شوهر ها غرق در فضای مجازی اند! |
خلاصه که همه از مجازی شدن زندگی خوشحال شدیم و گمان کردیم که این دنیای مجازی به زندگیمان آمد تا به دنیای واقعی مان کمک کند که کارهایمان بهتر انجام شود اما این دنیای مجازی آنقدر پر رنگ شد که جای همه چیز را پر کرد و زندگی های بسیاری را ویران کرد اما اغتشاشات اخیر اگرچه جو امنیتی جامعه را بهم ریخت و خسارات زیادی را به اموال عمومی جامعه وارد کرد در عوض شب به یادماندنی را برای مردم رقم زد!
از 10 دی به خاطر فرصت طلبی های عده ای که منفعت خود را در ناامن کردن کشور می دانند تلگرام از دسترس خارج شد و زندگی ایرانیان کمی متفاوت شد! این چند روز انگار یک چیز را گم کردیم اما در عوض یک چیز دیگر را پیدا کردیم . تمام گروه ها و کانال های تلگرامی در سکوت مطلق هستند اما در عوض شور و حالی در خانواده ها شکل گرفته است .
از روی عادت گاهی گوشی هایمان را دستمان می گیریم اما تا متوجه قطع تلگرام می شویم خود را سرگرم کارهای خانه و گفت گو با اعضای خانواده می کنیم.
گاهی در زندگی نیاز به یک تلنگر است که قطع تلگرام تلنگری بود تا عده ی زیادی متوجه اعتیادشان به شبکههای مجازی و دوری از خانواده شان شده باشند .
این چند روز تبدیل به آن طنزی شدیم که می گفت: " امروز اینترنتم قطع شده و مجبور شدم با خانواده وقت بگذرانم، به نظرم آدمهای خوبی هستند!”؛ هرچند این مطلب طنز است، اما تلخی یک واقعیت را به رخ ما میکشد.
به هر حال در این چند روز اخیر اتفاقات تنش زا از زلزله تا اغتشاشات و به دنبال آن قطع تلگرام ،خود فرصتی بود تا کمی بیشتر قدر یکدیگر را بدانیم و کمی به خودمان بیاییم،کمی به داشته هایمان فکر کنیم و از بودن در کنار خانواده بیشتر لذت ببریم.به راستی که داشتن یک خانواده آرام ارزشمند تر از هر چیزی در دنیاست. عزیزترین آدم های زندگی ما در چهار دیواری خانه مان و در کنارمان هستند آنها را به دنیای مجازی نفروشیم تا بعدها حسرت یک نگاه و یک لحظه هم نشینی و هم صحبتی با خانواده مان را نخوریم .








