rezas
بحار الانوار في تفسير المأثور للقرآن (با دانلود کتاب)
بحار الانوار في تفسير المأثور للقرآن
تفسیر بحاری قرآن تالیف مرحوم کاظم مرادخانی
ترجمة المؤلف: ولد المؤلف عام 1323 ه. ش في اسرة دينية في طهران. وبعد ما قضى عهد الطفولة واجتاز مراحل التعليم في المعاهد العلمية حصلت له رغبة ملحة في المطالعة في الكتب الدينية فأخذ يدأ في مطالعة عميقة في كتب الحديث والاخبار كالكافي (لثقة الاسلام الكليني) والتوحيد (للشيخ الصدوق) وبحار الانوار (للعلامة المجلسي). كان رحمه الله يمتاز بحافظة قوية ومن جرائها تصدى لحفظ جملة وافرة من آى القرآن الكريم، فكان يظهر ذلك في اثناء كلامه، واحاديثه. كان المؤلف رحمه الله يقضى اكثر اوقاته في مطالعة الكتب المفيدة والاثار الدينية فكان يسجل ما انتقاه منها فخلد له آثارا من ذلك. واخيرا ابتلى بمرض مزمن استمر معه حتى الوفاة في سنة 1364 ه. ش فذهب الى رحمة ربه ورضوانه، بعد ان قضى 41 عاما من عمره. مؤلفاته له من المؤلفات الكتب التالية: 1 - المعجم المفهرس لالفاظ ابواب بحار - جزء واحد الانوار للمجلسي (ره) 2 - بحار الانوار في تفسير المأثور للقرآن للمجلسي (ره) جزءان 3 - معجم الفاظ التوحيد للصدوق (ره) جزء واحد 4 - معجم الفاظ الكافي (كتاب التوحيد) للكليني (ره) جزء واحد 5 - الامامة عشرة اجزاء
6 - الرسالة جزءان 7 - التوحيد جزءان 8 - دولة الامام المنتظر عليه السلام جزءان 9 - بحث حول الوهابية جزء واحد 10 - القيامة جزء واحد 11 - معرفة النفس جزءان 12 - في حجية القرآن ثلاثة اجزاء 13 - الامام كلمة الله وآية الامن جزء واحد 14 - شرح دعاء الندبة جزء واحد 15 - الشفاعة تسعة عشر اجزاء 16 - الاتقان خمسة اجزاء 17 - فهرست لالزام الناصب جزء واحد 18 - الكتاب الحكيم (مجموعة المقالات) جزء واحد 19 - مجموعة من الاشعار (العربية والفارسية (جزءان) 20 - تعليم الدين جزء واحد 21 - مقتطف من الحقوق المادية والمعنوية جزء واحد 22 - تعاليم من القرآن جزء واحد 23 - الشفاعة والتوسل (مجموعة احاديث) جزء واحد 24 - الصلاة في الاسلام جزء واحد 25 - استمرار الحياة في الامام المنتظر عليه السلام جزء واحد خصائصه النفسية لم يكن - رغم سعة معلوماته وكثرة اطلاعاته - يتظاهر ويرائى ابدا. فلم يكن يتكلم الا عند الضرورة وله في الدفاع عن ولاية مولاه امير المؤمنين وعترته الطاهرة عليهم السلام وخاصة الامام الثاني عشر ارواحنا فداه لسان لهج وبيان قوى. كان شهيرا بين اقرانه بأدب ومتانة ويعرفون منه الدين وانجذابه نحو الله سبحانه ويعجبهم منه التوكل عليه الله والتسليم لامره والرضا بقضائه. ومن بارز صفاته ولعه الشديد في احياء ذكره المولى بقية الله عجل الله فرجه وقد تربى على يديه عدة من تلامذته متسلحين بسلاح العلم والايمان يدافعون عن
عقيدة راسخة عن الامام المنتظر عليه السلام. كانت له رحمه الله روح عالية فلما كان في فراش المرض كان قد أخبر عن قرب وفاته واشار - مع اطمئنان كامل واستراحة خاطر - الى الاضبارات المنظمة الجامعة لاثارة يريها الى أحد أصدقائه.
كلمة حول الكتاب:
هذه الكتاب من أهم آثار المؤلف تغمده الله برحمة الواسعة وهو في الواقع تنظيم جديد لكتاب " بحار الانوار " تأليف العلامة مولى محمد باقر المجلسي على ترتيب الايات القرآنية، وبعبارة اخرى هو تفسير مأثور جامع. إذا اراد المحقق ان يستخرج احاديث البحار حول كل آية استوعب ذلك أكثر من مأة مجلد ! والحق انه عمل مشكور وجهد واسع لم يتم الا بتسلط كثير على آيات القرآن الكريم. سجل المؤلف الروايات التى اتحدت مواضعها حول كل آية ثم بعد ذلك رتب الايات بحسب ترتيبها في القرآن الكريم بحيث يكفى للمراجع أن يلاحظ الاية التى يطلبها ثم يراجع الى الروايات التى اشير إليها عند كل آية ويجدها في كتاب بحار الانوار. طريق الاستفادة من الكتاب 1. بعد ما علمنا أن الروايات مرتبة على حسب الايات فعلى المراجع ان يبحث عن الاية المطلوبة في القرآن - يفعل هذه بمساعدة كتب كشف الايات أو المعجم المفهرس أو ما شاكلها - ثم يراجع الى تلك الاية في الكتاب. ويجد قبل كل آية رقما بدل على رقم الاية في السورة مثل: (22 - 8) ويطعمون الطعام... مشكورا معناه ان رقم هذا الايات من 8 الى 22. 2. ثم يجد بعد كل آية ثلاثة ارقام. مثل: آيه سورة الكوثر (108) ج - ص - ح (1) انا اعطيناك الكوثر 7 - 298 - 45 معناه ان الاية الاولى من سورة الكوثر توجد في المجلد السابع من البحار في الصفحة 298 في حديث رقم 45 أو يوجد هناك شرحا وتفسيرا لهذه الاية.
سخنى پيرامون كتاب اين كتاب كه از آثار ارزشمند مرحوم كاظم مرداخانى مى باشد ودر واقع تنظيم مجدد بحار الانوار بر اساس آيات قرآن است وبه عبارتي ديگر يك تفسير مأثور بسيار غنى است براساس بحار الانوار كه اگر در ذيل هر آيه روايت مربوطه ويا مطلب مربوطه در بحار الانوار را نقل كنيم شايد بالغ بر يكصد مجلد گردد وبه حق بايد گفت كه كار بسيار پر اهميت ودشوارى را آن مرحوم انجام داده واين مهم صورت نمى پذيرد مگر اينكه بر تمامى آيات قرآن كريم تسلط كافى وكامل داشته باشد. أو تمام روايات ومطالب مندرج در بحار الانوار كه به نحوى به آيه أي از قرآن كريم مربوط مى شه در ذيل همان آيه ثبت كرده است وسپس آيات را بر اساس سوره قرآن كريم منظم نموده است به طوريكه كافى است با داشتن شماره آيه ونام يا شماره سوره، حديث مربوطه را در بحار 110 جلدى پيدا كنند. روش كار با كتاب: 1 - چون روايات بر اساس تنظيم قرآن كريم منظم شده است لذا اول بايد آيه مربوطه را از قرآن پيدا نمود كه براى پيدا كردن آيه مى توان از كشف الايات ها يا معجم المفهرس لالفاظ القرآن ويا ديگر كتب صالح براى اين كار استفاده نمود. بعد با داشتن نام سوره وشماره آيه به بخش مربوطه از كتاب مراجعه مى كنيم وآيه مربوطه را با شماره مشخصه اش پيدا مى كنيم لازم به تذكر است كه قبل از آيه شماره أي مشخص شده كه آن نشانگر شماره آيه در قرآن كريم تحت سوره مربوطه است گاهى در جلو آيه مطلبي مثلا به اين صورت مشخص شده است: (22 - 8) ويطعمون الطعام... مشكورا ومعنى اش آن است كه در اين آدرس از آيه 8 - 22 آمده است.
3. إذا وجد المراجع علامة هكذا: آيه سورة النصر (110) ج - ص - ح (3 - 1) إذا جاء نصر الله... توابا 8 ق - 422 - 39 س معناه ان الايات رقم 1 - 3 من سورة النصر توحيد في المجلد الثامن للبحار من طبعته القديمة 1 في السطر 39 في الصفحة 422 في ضمن رواية أو موضوع آخر. 4. ربما تجد هذه الصورة مثلا: آيه سورة التين (95) ج - ص - ح (1) والتين والزيتون 92 - 326 - 1 اول معناه ان الاية الاولى من سورة التين في صفحة 326 من المجلد 92 في الحديث الاول ولكن من الباب الاول المذكور في تلك الصفحة لان الصفحة تشمل اكثر من باب (الباب 108 فضائل سورة والتين والباب 109 فضائل سورة اقرأ ولكل من البابين حديث رقم 1 فالمقصود هنا الحديث الاول من الباب 108)
(1) الطبعة القديمة الشهيرة بطبعة كمباني وهى في 27 مجلد في قطع كبير وطبع حجري.
2 - در جلو هر آيه سه شماره نوشته شده است به اين صورت: آيه سوره الكوثر (108) ج - ص - ح 1 - انا اعطيناك الكوثر 7 - 298 - 45 معنى اين مطالب آنست كه مثلا آيه اول سورة الكوثر در جلد هفتم صفحه 298 حديث 45 وجود دارد ويا در مورد آن شرح وتفسيري شده است. 3 - گاه مطالبي بدين صورت ملاحظة مى شود: آيه سورة النصر (110) ج - ص - ح (3 - 1) إذا جاء نصر الله... توابا 8 ق - 422 - 39 س كه معنى اين مطالب آنست كه آيه اول تا سوم سورة النصر در جلد هشتم چاپ كمپانى (قديم) 1 صفحه 422 سطر 39 در همان صفحه وجود دارد ودر ضمن رواياتي يا مطالبي آمده است. 4 - وگاه مطالبي بدين صورت ملاحظة مى شود: آيه سوره التين (95) ج - ص - ح 1 - والتين والزيتون 92 - 326 - 1 اول كه معنى اش آن است كه آيه اول سوره التين در جلد 92 صفحه 326 حديث يكم در همان صفحه است اما حديث يكم اولى است چرا كه گاه در يك صفحه دو باب وجود دارد وهر دو باب هم حديث 1 دارد ومعنى مطالب فوق آنست كه حديث اولى مى باشد. مثلا در همان صفحه ياد شده دو باب وجود دارد باب 108 فضائل سورة والتين وباب 109 فضائل سورة القرء باسم ربك وهر دو هم حديث يكم دارند. منظور در اينجا آنست كه حديث يك باب 108 مورد نظر مى باشد.
اولین دلیل شکست توسعه مدیریت سازمانی
اولین دلیل شکست توسعه مدیریت سازمانی
شاید گفتن این حرف بدعت باشد، ولی آموزش در واقع اولین دلیل شکست توسعه مدیریت است. با اینکه بیشتر وقتها آموزش را بهعنوان چیزی مولد میپذیرند اما آموزش بهندرت مولد است. اصطلاحات آموزش و توسعه بهنوعی مترادف یکدیگر شدهاند؛ درحالیکه آشکارا با هم مترادف نیستند. این مساله چیزی بیش از استدلالی بر پایه معناشناسی است و به طور غمانگیزی حقیقت دارد. احتمالا به خاطر اظهاراتم درباره تاثیر منفی صنعت آموزش بر توسعه مدیران به من خرده خواهند گرفت درحالیکه تعمیمهای کلی جایی در این ستون ندارد. با توجه به تجربه کاریام به معنای واقعی کلمه با هزاران مدیر ارشد اظهاراتم تا حد زیادی حقیقت دارد.
شرح مختصر مساله
مشکل من با آموزش این است که این روش نیاز به شستوشوی مغزی سیستمها، فرآیندها و تکنیکها را پیشفرض قرار میدهد. علاوهبر این آموزش فرض میکند که سیستمها، فرآیندها و تکنیکهای مزبور روش درست برای انجام کارها هستند. وقتی یک آموزگار به چیزی با عنوان «بهترین روش» اشاره میکند میتوانید تا حد زیادی مطمئن باشید که اینطور نیست. آموزش روی بهترین روشها تمرکز میکند؛ درحالیکه توسعه روی روشهای بعدی متمرکز است. آموزش بیشتر وقتها فرآیندی طوطیوار، یکسویه، تکبعدی، مناسب برای همه و مستبد است که اطلاعاتی ایستا و منسوخ را به افراد تحمیل میکند. بخش عمده آموزش به جای دیالوگ درون یک مونولوگ (سخنرانی/ ارائه) اتفاق میافتد و شاید بدتر از همه اینکه آموزش معمولا درون یک خلأ که از تجربیات گذشته ایجاد شده اتفاق میافتد و نه از نیازهای آینده.
راهحل
راهحل مشکل آموزش مدیریت این است که آن را به نفع توسعه کنار بگذاریم. به مدیران آموزش ندهید، آنها را هدایت کنید، با آنها رایزنی کنید، به آنها نظم بدهید و شکوفایشان کنید اما لطفا سعی نکنید به آنها آموزش بدهید. آموزش تلاش میکند تا با اختلاط با هنجارها و همرنگ جماعت شدن همه چیز را استاندارد کند اما توسعه میکوشد تا چیزهای منحصربهفرد را فرا بخواند و با شکستن وضع موجود تمایز ایجاد کند. آموزش چیزی است که مدیران از آن وحشت دارند و تلاش میکنند از آن دوری کنند درحالیکه آنها توسعه را با آغوش باز میپذیرند و مشتاقانه منتظرش هستند. توسعه متنوع، وابسته به موقعیت، گروهی، سیال و مهمتر از همه عملی است. ۲۰ موردی که در زیر میآید برخی از تفاوتهای اساسی آموزش و توسعه را مطرح میکند:
۱. آموزش با هنجار درمیآمیزد- توسعه فراتر از هنجار اتفاق میافتد.
۲. آموزش روی تکنیک/ محتوا/ برنامه آموزشی تمرکز دارد- توسعه بر افراد متمرکز است.
۳. آموزش صبر و تحمل افراد را امتحان میکند- توسعه شجاعتشان را.
۴. آموزش بر زمان حال تاکید دارد- توسعه بر آینده.
۵. آموزش به استانداردها وفادار است- توسعه به به حداکثر رساندن قابلیتها.
۶. آموزش تبادلی است- توسعه تحولآمیز است.
۷. آموزش بر نگهداری متمرکز است- توسعه بر رشد.
۸. آموزش مبنیبر نقش است- توسعه مبنیبر فرد.
۹. آموزش القا میکند، توسعه پرورش میدهد.
۱۰. آموزش وضع موجود را حفظ میکند- توسعه به نوآوری سرعت میبخشد.
۱۱. آموزش فرهنگ را سرکوب میکند- توسعه به فرهنگ غنا میبخشد.
۱۲. آموزش تبعیت ایجاد میکند- توسعه بر عملکرد تاکید دارد.
۱۳. آموزش روی کارآیی متمرکز است- توسعه روی اثربخشی.
۱۴. آموزش روی مشکلات تاکید میکند- توسعه روی راهحلها.
۱۵. آموزش روی خطوط گزارشدهی متمرکز است- توسعه تاثیر را بسط میدهد.
۱۶. آموزش افراد را درون یک جعبه قرار میدهد- توسعه آنها را از این جعبه آزاد میکند.
۱۷. آموزش مکانیکی است- توسعه فکری است.
۱۸. آموزش بر شناختهها متمرکز است- توسعه در ناشناختهها کندوکاو میکند.
۱۹. آموزش افراد را در یک منطقه امن قرار میدهد- توسعه آنها را از منطقه امنشان بیرون میآورد.
۲۰. آموزش متناهی است- توسعه نامتناهی است.
اگر دلتان متفکرانی ایستا و ماشینی میخواهد آنها را آموزش دهید. اما اگر به دنبال متفکران نکتهسنج و نوآور میگردید، آنها را توسعه دهید. من همیشه گفتهام داشتن شرکتی رو به رشد و تکامل بدون رشد و تکامل مدیران ممکن نیست.
منبع: این مطلب در ۱۹ دسامبر ۲۰۱۲ در سایت forbes.com منتشر شده است.
راهکارها و موانع تشکیل یک تیم موفق
راهکارها و موانع تشکیل یک تیم موفق
طرح بنویسید
برای تشکیل یک تیم کاری خوب، به هدفی واضح و قابل سنجش برای کاری که میخواهید انجام دهید نیاز دارید. به همین منظور، نکتههای زیر را فراموش نکنید. استخدام خوب به تنهایی کافی نیست: اگر از مدیران ارشد در مورد سبک رهبریشان سوال کنید، احتمالا میشنوید که بیشتر آنها میگویند: «من بهترین افراد را استخدام میکنم و بعد از سر راهشان کنار میروم.» این نظر خوبی است که در یک سطح مشخصی منطقی به نظر میرسد. استخدام افراد مناسب مهمترین بخش از تشکیل یک تیم قوی است و استقلال دادن به افراد یک عامل انگیزهدهنده عالی است. اما مدیریت کردن تیم به این آسانی نیست. رهبران کسبوکار باید نقش فعالتری داشته باشند تا مطمئن شوند گروه، همکاری خوبی با هم دارد و بر اولویتهای درستی متمرکز میماند. برای ایجاد یک فرهنگ قوی از کار تیمی، چند محرک اصلی وجود دارد؛ محرکهایی که اگر به خوبی اجرایی شوند، به طرز قابل توجهی اثرگذار خواهند بود و رویکردهای آن برای هر تیم یا سازمانی، از پنج نفر تا ۵۰۰ هزار نفر قابل اجرا خواهند بود.
نقشه واضح ترسیم کنید: رهبران کسبوکار باید به تیمهای خود همان سوالی را جواب بدهند که کودکان قبل از شروع یک مسافرت از والدین خود میپرسند: «کجا میخواهیم برویم و چطور میخواهیم برسیم؟» به عبارت دیگر، هدف ما چیست و چگونه میخواهیم روند پیشرفتمان را در این مسیر بسنجیم؟
پاسخ به این سوال در ابتدا ممکن است ساده به نظر برسد، اما اغلب یکی از بزرگترین چالشهایی است که تیمها، واحدها و شرکتها با آن مواجهند. موفقیت چه شکلی است؟ اگر قرار باشد تابلو امتیازی نصب کنید که موفقیتتان را در طول زمان دنبال کند، این تابلو چه چیزی را نشان میدهد؟ مشکل اغلب زمانی شروع میشود که رهبران کسبوکار ۵ یا ۷ یا ۱۱ اولویت را لیست میکنند. همانطور که جیم کولینز، نویسنده کتابهای پرفروش مدیریت میگوید: «اگر بیش از سه اولویت دارید، در واقع انگار هیچ اولویتی ندارید.» مشخص کردن این اولویتها و اینکه چگونه قرار است سنجیده شوند، مهمترین کار رهبر تیم است، چون بیشترین کاری که هر کس انجام میدهد، از این اهداف سرچشمه میگیرد. این اولویتها باید با دقت لیست شوند. کوچکترین اشتباه محاسباتی میتواند تیم را در طول زمان از مسیرش دور کند.
یک تابلوی امتیاز مشترک داشته باشید: مزیت دیگر داشتن یک طرح ساده این است که هدف مشترکی ایجاد میکند که تمایل افراد را برای شناخت خودشان بهعنوان بخشی از گروههای کوچکتر متعادل میکند. مثلا یک تیم فوتبال را در نظر بگیرید. پستهای مختلف مثل مهاجم، مدافع، خط نگهدار، دریافتکننده، هافبک تهاجمی و هافبک دفاعی در یک تیم فوتبال وجود دارد. اما به خاطر اینکه هدف تیم واضح و مشخص است و اسکوربوردی وجود دارد که نتایج تیم را به نمایش میگذارد، حس مشارکت در یک تیم فوتبال، قویتر از حس مشارکت در شرکتها است. وقتی چنین اسکوربوردی وجود ندارد، افراد روشهای خودشان را برای سنجش میزان موفقیت پیدا میکنند. اگر شرکتی دارید که در آن هر کس میخواهد امتیاز خودش را به ثبت برساند، شاهد تعارضهای پی در پی خواهید بود و این تعارضها هیچ کمکی به رسیدن به هدف نمیکنند، بلکه فقط به دنبال گرفتن امتیاز هستند. به محض اینکه طرح سادهای فراهم کردید، باید اولویتها را به تیمتان یادآوری کنید، حتی اگر حرفهایتان تکراری باشد.
قوانین راه
در این راه به مجموعهای از ارزشها، رفتارها و رهنمودهای فرهنگی نیاز دارید تا همه بدانند چطور باید با هم همکاری داشته باشند. برای این منظور نکات زیر را در نظر بگیرید.
فرهنگ تیمی خودتان را ایجاد کنید: هر خانوادهای برای خودش ارزشهایی دارد، حتی اگر اعضای آن، این ارزشها را به وضوح به زبان نیاورند. رفتارهای مشخصی وجود دارد که افراد یا به انجام آن تشویق میشوند یا از آن منع میشوند؛ درست مثل قوانین راهنمایی و رانندگی. تیمها هم تقریبا همینطور هستند. وقتی گروهی از افراد را گرد هم جمع میکنند تا روی یک پروژه مشترک کار کنند، فرهنگی منحصر به خودشان ایجاد میکنند. بهعنوان رهبر تیم، میتوانید رویکرد عدم مداخله را اتخاذ کنید و امید داشته باشید که اعضای تیم، خودشان در طول زمان با هم جور میشوند. اما میتوانید به دنبال فرصتهایی هم باشید که رهنمودهای مشترکی را برای نحوه انجام کار مشترک به آنها نشان میدهد. برای ایجاد ارزشهای فرهنگی در یک تیم، قوانین منسجم و مشخصی وجود ندارد. در برخی موارد، موسس شرکت یک سری قوانین مختص خودش را به کارکنان القا میکند. در موارد دیگر، مدیران ارشد تمرینهایی را به کارکنان محول میکنند تا آن را بهصورت پایین به بالا در سازمان رواج دهند.
موانعی که باید از آنها دوری کرد
• لیستتان را طولانی نکنید. بیشتر افراد بیش از سه کار را در روز نمیتوانند به خاطر بسپارند. پس فقط روی کارهایی که برای سازمان یا گروه منحصر به فرد هستند و افراد را با هم متحد میکنند، متمرکز شوید. • خاص بودن بهتر از مبهم بودن است. لیستهای ارزش معمولا کلمات مشترکی مثل فضیلت و یکپارچگی را دربرمیگیرند. اما این مفاهیم کلی میتوانند مشکلاتی ایجاد کنند. هر فردی تفسیر خودش را از کلماتی مثل احترام و جرات دارد. این مفاهیم آنقدر گنگ هستند که به جای متحد کردن افراد، ممکن است تفرقه ایجاد کنند.
منبع: New York Times
نکات آموزنده آمازون برای شرکتهای نوآور
نکات آموزنده آمازون برای شرکتهای نوآور
تلاش مداوم برای تکامل و پیشرفت: بخشی از دلیل اینکه آمازون چنین رشد پایدار و پرشتابی را تجربه میکند بهدلیل این حقیقت است که آنها فعالانه روی سیر تکامل خود کار میکنند. این شرکت هرگز زمانی برای رکود ندارد؛ چرا که همواره در فرآیند تغییری قرار دارد که نوید بازدهیهای بزرگ را میدهد. آمازون از فروش کتاب تا پخش موسیقی، تلویزیون و فیلم، یک مجموعه گلچین از همه چیز ارائه میدهد تا اطمینان یابد که همه چیز را برای همه افراد ارائه داده است. درحالی که سایر شرکتها بر خدمات سادهای تمرکز میکنند که در یک مسیر خاص هستند، تنها چیزی که خدمات آمازون را به یکدیگر مرتبط میکند، میزان راحتی و سهولت دسترسی به آنهاست. آنها در نتیجه رشد پایدارشان، یک توزیع جمعیتی بالقوه دارند که شامل ۱۰۰ درصد جمعیت میشود.
تمایز خود را در فضای رقابتی: راحتی و سهولتی که آمازون ارائه میکند همیشه پاسخی برای نیازهای مشتریان برای خرید آسان بوده است. این همان نگرش رفع نیازهای مشتریان آنهاست که منجر به کسب موفقیت در دیگر محصولات آنها مانند کیندل و Echo شده است. (آمازون اکو که به هنگام توسعه به عنوان داپلر یا پروژه D شناخته میشد و به اختصار اکو نامیده میشود یک بلندگوی هوشمند است که توسط Amazon.com طراحی و توسعه داده شده است.) گرچه شرکتهایی مانند گوگل تلاش کردهاند تا با محصولاتی مانند « عینک گوگل۱» از نقطه آسایش خود خارج شود، اما آمازون با جدیت در نظر میگیرد که پایگاه مشتریانش چه چیزی میخواهند و سپس بهترین روش برای ارسال به آنها را پیدا میکند.
آمازون تا اندازهای این کار را بهدلیل آنچه آنها «قانون دو پیتزا» میخوانند به انجام میرساند. (جف بزوس مدیرعامل شرکت آمازون قانون ۲ عدد پیتزا را مطرح کرده است. این قانون میگوید تعداد تیم کاری باید به قدری باشد که بتوان با ۲ عدد پیتزا آنها را سیر کرد.) گرچه بسیاری از شرکتها تمام انرژی خود را روی ایده بعدیشان میگذارند، آمازون در مقیاس کوچک شروع میکند و سپس به گسترش یک ایده در طول زمان ادامه میدهد. برای اینکه آنها اطمینان یابند که میتوانند بر چندین مورد از این فرصتها تمرکز کنند باید مطمئن شوند که تیمهای خلاق آنها آنقدر کوچک هستند که با دو پیتزا سیر شوند. در نتیجه، آمازون میتواند اطمینان حاصل کند که یک ایده پیش از اینکه آنها میزان زیادی از زمان و انرژی شرکت را برای آن صرف کنند، قابلدوام است.
از ورود به صنایع جدید نمیهراسد: آمازون نه تنها در مخاطرات آنلاین بیباک است؛ بلکه همواره تلاش میکند به صنایع دیگر نیز ورود کند. خرید اخیر زنجیره خواربارفروشی Whole Foods مثال فوقالعادهای از تعهد آنها برای پیگیری صنایع جدید است و از زمانی که این شرکت در ۲۰ سال پیش کارش را شروع کرد، انتظار میرود آمازون صنعت خواربارفروشی را با تغییر بزرگی روبهرو کند. پی.کی.کانان، استاد علوم بازاریابی در دانشگاه مریلند میگوید: «اکنون که آمازون خواهد توانست بازاریابی شخصیسازی شده۲ را برای مشتریان Whole Foods ارسال کند، احتمالا خواربارفروشهای بزرگ دیگر تلاش میکنند مشتری-محورتر باشند. برای مشتریان، این مساله احتمالا نکته خوبی خواهد بود.»
گاهی حرکت بر خلاف جریان آب: گرچه آمازون بهخاطر اینکه یک فروشگاه آنلاین بزرگ است شناخته میشود، اما اخیرا اخباری شنیده شده است که این شرکت تلاش میکند تا خودش را از کسبوکار بر مبنای فرمول آزمون و خطا جدا کند و موقعیت فیزیکی خود را بسازد. فروشگاه بزرگ ۴۰۰ مترمربعی این شرکت که در نیویورک واقع شده است شامل مجموعه بزرگی از کتابها میشود. اما چرا این موضوع مهم است؟ چون مردم هنوز فروشگاههای فیزیکی را دوست دارند. ممکن است این امر در عصر خردهفروشی آنلاین یک عقبگرد به نظر بیاید (بهخصوص اینکه این شرکت خود غول خردهفروشی آنلاین است) اما این هم نمونه دیگری است که نشان میدهد شرکت آمازون نیازهای مردم را میشناسد. گرچه ۶۷ درصد افراد در ایالات متحده آمریکا یک خرید آنلاین در سال گذشته داشتهاند؛ اما هنوز ۹۰ درصد تراکنشها به صورت شخصی انجام میشود. با گسترش موقعیتهای فیزیکی، آمازون میتواند پایگاه مشتریان خود را گسترش دهد.
دادن اولویت اصلی به مشتریان: در نهایت، آمازون اولویت را به مشتریانش میدهد و این مساله همیشه برای کسبوکار خوب است. آمازون از طریق خدمات اختصاصی برای مشتریان، نوآوریهای منظم یا تلاشهای مداوم آنها برای بهبود سرعت و کارآیی، همیشه برای ارائه تجربه بهتر به مشتریانش تلاش میکند. حتی در حال حاضر آنها روی یک سرویس تحویل کار میکنند که به تغییر روش ارسال آنها کمک خواهد کرد.
پینوشت:
۱- یک برنامه تحقیقاتی است که مربوط به تولید اولیه و ساخت یک نمایشگر سربند (head-mounted display) واقعیت افزوده است و توسط شرکت گوگل پشتیبانی میشود.
۲- personalized marketing همانند بازاریابی نفر به نفر شامل شخصیسازی محصولات میشود. شخصیسازی سعی میکند یک محصول منحصربهفرد برای ارائه به هر یک از مشتریان را درست کند.
سادهترین راهکارهای افزایش سرعت گوشیهای اندرویدی
سادهترین راهکارهای افزایش سرعت گوشیهای اندرویدی
ریشهیابی مشکل سختافزاری برای افزایش سرعت گوشی: اگرچه همانطور که گفته شد اندروید یک پلتفرم وابسته به سختافزار است، با این حال گاهی درست کار نکردن برخی از قطعات هم باعث بروز مشکلات ناخواسته میشوند. برای بررسی این موضوع در گوشی اندرویدی یا باید به تعمیرکار مراجعه کنید یا آنکه از برنامههای آنالیز سختافزار استفاده کنید. Trepn Profiler یکی از قابلاعتمادترین برنامههای این حوزه است که توسط کوالکام توسعه یافته و به وسیله آن میتوان از توان مصرفی برنامههای مختلف، میزان فعالیت هستههای پردازشی، میزان لود گرافیک، توان باتری برحسب میلی وات و چندین و چند المان دیگر، در لحظه مطلع شد.
در این برنامه بهصورت لحظهای میتوان میزان بار روی CPU و GPU را با نمودار مشاهده کرد در این حالت هریک از هستههای پردازشی بهصورت جداگانه به نمایش در میآیند. وضعیت شبکه و توان باتری به میلی وات نیز از دیگر مواردی هستند که در این اپلیکیشن به نمایش در میآیند. در Trepn Profiler همچنین امکان تحلیل آفلاین اطلاعات نیز دیده میشود در این حالت میتوانید اطلاعات جمعآوری شده از یک مورد بهخصوص را برای تحلیل در آینده ذخیره کنید.
خالی کردن حافظه ذخیرهسازی: تمام پلتفرمها و سیستمهای موجود برای فعالیت و ارائه پتانسیل کامل، به میزان حافظهای برای ذخیرهسازی فایلهای سیستمی احتیاج دارند و زمانی که حافظه ذخیرهسازی گوشی به شکل قابل توجهی پر شده باشد، امکان بارگذاری فایلهای مذکور وجود نخواهد داشت که نتیجه آن چیزی جز بروز مشکلات ناخواسته و لگهای متعدد نیست. هر از گاهی اپلیکیشنهایی را که روی گوشی اندرویدی نصب کردهاید، مرور کنید. حتما اپلیکیشنهایی وجود دارند که برای مدت طولانی از آنها استفاده نکردهاید. در این صورت به این اپلیکیشنها نیازی ندارید! پس چه بهتر که آنها را حذف کنید و از حافظه گوشی خود برای اپلیکیشنهای مفیدتر استفاده کنید. برای این کار به بخش تنظیمات اصلی دستگاه رفته، سربرگ Storage و سپس Applications را انتخاب کنید تا با فهرستی از تمام برنامههای نصب شده روی حافظه گوشی روبهرو شوید. هرکدام از برنامههایی که مایل به حذف کردن بودید را انتخاب کرده و در صفحه جدید باز شده گزینه uninstall را انتخاب کنید.
ممکن است بخشی از حافظه داخلی گوشی اندرویدی شما را فایلهایی اشغال کرده باشد که دانلود میکنید و بعد از استفاده پاک نمیکنید. فولدری که فایلهای دانلود شده در آن ذخیره میشوند، ممکن است متفاوت باشد؛ اما معمولا مسیری که باید دنبال کنید، اپلیکیشن file manager و فولدر downloads است. همه فایلهایی که دانلود کردهاید، در این فولدر ذخیره شده است. فایلی را که میخواهید پاک کنید، انتخاب کنید و انگشت خود را روی آن نگه دارید. گزینه delete یا آیکون سطل زباله را انتخاب کنید تا فایل پاک شود. اگر میخواهید فایل را بهکارت حافظه گوشی منتقل کنید، آن را انتخاب کنید و نگه دارید. گزینه move to را بزنید و SD را انتخاب کنید.
نکته: ممکن است فکر کنید کش اپلیکیشنها فضای زیادی را نمیگیرد و پاک کردن آن ضرورتی ندارد؛ اما مطلع باشید که عکس این قضیه صدق میکند و همیشه کش اپلیکیشنها را پاک کنید تا به فضای ذخیرهسازی بیشتری دسترسی پیدا کنید. برای این کار به سربرگ گزینه apps یا application manager در بخش تنظیمات اصلی دستگاه رفته و برنامه مدنظر را باز کنید. در این بخش تنها کافی است گزینه clear cashe را انتخاب کنید. با جستوجو در فضای مجازی میتوان اپلیکیشنهایی را یافت که تمام روشهای فوق برای خالی کردن حافظه ذخیرهسازی را بهطور خودکار انجام میدهند، با این حال همیشه وقت در پوشههایی مانند بلوتوث یا پلی لیست، فایلهایی وجود دارند که بهرغم استفاده نشدن توسط کاربر، فضای زیادی را اشغال میکنند؛ از اینرو حتما محتویات این پوشهها را هم مدنظر داشته باشید.
غیرفعال کردن ویجتها: ویجت یا همان برنامک، برنامههای کوچکی است که روی صفحه اصلی تلفن همراه یا تبلت شما جای میگیرد و هر زمان که دستگاه خود را روشن میکنید یا وارد صفحه اصلی میشوید، فعال بوده و اطلاعاتی را در اختیار شما قرار میدهد. اگرچه ویجتها شیوه تعامل و استفاده از گوشی اندرویدی را ارتقا میبخشند، با این حال افزایش تعداد آنها باعث استفاده از حجم بالای منابع سختافزاری میشود. برای غیرفعال کردن ویجتها روش خاصی وجود ندارد و تنها کافی است در صفحه هوم روی آنها بهطور ممتد تاچ کرده و پس از انتخاب شدن، گزینه ضربدر کنار صفحه را انتخاب کنید.
غیرفعال کردن برخی از انیمیشنهای پلتفرم: انیمیشن یا افکتهای رابط کاربری جزو لاینفک هر سیستم عامل یا پلتفرمی محسوب میشوند که هم برای توسعهدهندگان و هم کاربران جذاب هستند. هرچند این قابلیت زیبایی رابط کاربری را دو چندان میکند، اما در گجتهای مقرون به صرفه و میان رده ضرورتی ندارد، چراکه حجمی از منابع سختافزاری را اشغال میکند؛ پس بهتر است آنها را در صورت تمایل غیرفعال کنیم. برای این کار باید ابتدا گزینه developer options را در گوشی اندرویدی خود فعال کنید. برای این کار وارد بخش تنظیمات شده و سپس به سربرگ About Phone بروید. در این صفحه اطلاعات مختلفی میبینید که ما با بخش build number کار داریم. بین اطلاعات جستوجو کنید و این گزینه را پیدا کرده و بعد هفت بار روی آن ضربه بزنید. با این کار در بخش تنظیمات، یک گزینه دیگر ظاهر میشود که عنوان آن Developer Options است. به بخش تنظیمات برگشته و این گزینه را پیدا کرده و آن را باز کنید. وقتی آن را باز کردید به سراغ Drawing بروید. در اینجا انواع مختلفی از انیمیشنهایی که میتوانید آنها را غیرفعال کنید مشاهده میکنید. اکنون کافی است بنا به سلیقه هرکدام را که مایل هستید غیرفعال کنید. با غیرفعال کردن انیمیشنها، گوشی اندرویدی شما عملکرد بهتری خواهد داشت و از سرعت بهتری در اجرای برنامهها، بهرهمند خواهد بود.
بستن کامل برنامهها برای افزایش سرعت گوشی: مالتی تسکنیگ یا چند وظیفگی قابلیتی است که با انتخاب گزینه برگشت، مانع از بسته شدن کامل اپلیکیشنها میشود و کاربر بهواسطه آن قادر خواهد بود میان چند برنامه حرکت کند. البته همانطور که میتوان حدس زد، به میزان برنامهای که در حالت آماده بهکار نگاه داشته شود، میزان حافظه رم بیشتری هم مصرف میشود که همین موضوع میتواند عامل کاهش سرعت گوشی اندرویدی شما هم شود. پس پیشنهاد میشود که در صورت نبود نیاز مبرم اپلیکیشنها را بهصورت کامل ببندید. علاوه بر این در بخش تنظیمات برنامهها سربرگی با عنوان RAM وجود دارد که اگر آن را انتخاب کنید با گزینههایی مانند Clear memory روبهرو خواهید شد که میزان فضای اشغال شده توسط این برنامه از حافظه رم را برای فعالیت در پس زمینه آزاد خواهد کرد.
ریست کردن گوشی: اگر گوشی اندرویدی شما قفل شده یا بسیار آهسته و عجیب و غریب آغاز بهکار میکند اولین کاری که باید انجام دهید سافت ریست است. به تعبیر دیگر باید گوشی خود را خاموش و دوباره روشن کنید. در گوشیهای اندرویدی چند گزینه برای انجام این کار وجود دارد. کلید Power را نگه دارید تا منوی بوت ظاهر شود و آنگاه Restart را انتخاب کنید. البته در برخی از مدلها نیز میتوان با نگاه داشتن ممتد دو کلید کم کردن ولوم و قفل صفحه نمایش به مدت ۵ ثانیه، عملیات سافت ریست کردن را انجام داد.
یافتن برنامههای مشکلساز: برای پیدا کردن برنامههایی که انرژی زیادی برای فعالیت استفاده میکنند به سربرگ Battery در تنظیمات اصلی دستگاه بروید. علاوه بر این میتوان از بخش App Manager میزان حافظه رمی که توسط اپلیکیشنها استفاده میشود را مشاهده کرد. البته پیشنیاز دسترسی به این قسمت فعال بودن بخش توسعه دهندگان است. همانطور که گفته شد برای این کار وارد بخش تنظیمات شده و سپس به سربرگ About Phone بروید. در این صفحه اطلاعات مختلفی میبینید که ما با بخش build number کار داریم. بین اطلاعات جستوجو کنید و این گزینه را پیدا کرده و بعد هفت بار روی آن ضربه بزنید.
تفاوت روزه با ریاضت های غیردینی
تفاوت روزه با ریاضت های غیردینی
آيا روزه نوعى رياضت نيست؟ اگر چنين است تفاوت آن با رياضت هاى غيردينى در چيست؟

1. تحمل رنج و تعب براى تهذيب نفس و تربيت خود يا ديگرى.
2. تمرين و ممارست.
3. كوشش و سعى.
4. گوشه نشينى توأم با عبادت و كفّ نفس[1].
در اصطلاح؛ يعنى، تحمل رنج و مشقت و از نظر جسمانى خود را در محدوديت قرار دادن و در قبال آن به يك توانمندى هاى روحى رسيدن.
انواع رياضت
از يك چشم انداز مى توان رياضت را به دو نوع تقسيم كرد:
1. رياضت به صورت مطلق؛ قطع نظر از آموزه هاى دينى.
2. رياضت در قالب آموزه هاى دينى و براساس معيارهاى شرعى.
فرق هاى اين دو عبارت است از:
يكم. رياضت به معناى مطلق، عبارت است از اينكه انسان از هر راه ممكن، جسم خود را به مشقّت بيندازد تا مهارت ها و توانمندى هايى را در بعد روحى به دست آورد؛ قطع نظر از اينكه آيا چنين عملى از نظر احكام شرعى و مبانى دينى صحيح است يا نه. از اين رو مرتاضانى كه بدون در نظر گرفتن شريعت الهى، رياضت مى كشند، براى رسيدن به هدف خود، هر عملى را انجام مى دهند! حال فرقى نمى كند اين كار از نظر شرعى حرام باشد، يا با كرامت انسانى سازگار نباشد؛ زيرا آنان بر اين باورند كه فلان عمل، موجب تقويت روح يا اراده شان مى شود. حال آنكه در رياضت هاى دينى (مانند روزه)، هرگز فرد از چارچوب شريعت خارج نمى شود و هر قدرت و نيرويى براى او مطلوب نيست. او براساس احكام الهى روزه مى گيرد؛ زيرا اعمال احكام دينى، براى اين است كه انسان را در حوزه عبوديت خدا قرار دهد و او را به مقام قرب الهى برساند. پس نتيجه واثر رياضت هاى شرعى و غيرشرعى كاملاً با هم متفاوت است.
دوم. فرق ديگر رياضت دينى با رياضت غيردينى، اين است كه دين، به انسان اجازه ضرر زدن به خود يا به ديگرى را نمى دهد و اعمال او همواره بايد فايده عقلايى داشته باشد. براى مثال روزه عمل واجبى است كه افراد مكلّف، بايد آن را بگيرند. اما همين روزه اگر در جايى موجب آسيب شديد جسمانى، يا بيمارى و يا تشديد آن گردد، حكم آن لغو مى شود و چنين فردى نبايد روزه بگيرد.
در حالى كه مرتاض، ممكن است عملى را به اين جهت انجام دهد كه موجب تقويت اراده شود و كارى ندارد به اينكه اين عمل ممكن است براى او ضرر داشته باشد يا نه. به عبارت ديگر بر اساس قاعده كلى «لاضرر و لا ضرار فى الاسلام»، ضرر رساندن و ضرر ديدن در اسلام و احكام آن، قرار داده نشده است. همچنين بر اساس قاعده «لا يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْساً إِلاّ وُسْعَها»[2]، خداوند براى هيچ كس بيشتر از توانايى اش تكليف نمى كند. مرتاض اين قواعد و اصول را نه تنها مد نظر ندارد؛ بلكه ممكن است برخلاف آن عمل كند؛ به اين جهت كه مى خواهد با رياضت، ابعاد روحى و روانى خود را تقويت كند. از همين رو بسيارى از احكام اوليه، ممكن است در مورد عده اى، تغيير كند يا آن تكليف اوليه از دوش آنان برداشته شود. براى مثال اگر كسى بيمار است و روزه گرفتن براى او ضرر دارد، يا درمان او را به تأخير مى اندازد و نيز افرادى كه مسافر هستند، نبايد روزه بگيرند.
سوّم. فرق ديگر مربوط به انگيزه و هدفى است كه مرتاض دنبال مى كند. اگر از مرتاض سؤال شود انگيزه و هدف تو از اين عمل چيست، ممكن است بگويد: براى تقويت روح، يا به جهت تقويت اراده، يا به دليل اينكه بتوانم توانايى به دست آورم. اما نخستين شرط روزه اين است كه روزه دار، بايد نيت و قصد «قربت» كند: «انما الاعمال بالنيات»[3]. البته روزه دار نيز ممكن است انگيزه اش دستيابى به بهشت و نعمت هاى بهشتى باشد؛ اما بايد قصد «قربة الى الله» كند. او مى خواهد در قالب بندگى، رضايت خدا را به دست آورد و به دنبال آن، از نعمت هاى مادى و معنوى نيز بهره بگيرد. پس در رياضت هاى الهى، قصد و انگيزه الهى است؛ ولى معلوم نيست مرتاض چنين هدفى را دنبال كند.
چهارم. يكى ديگر از فرق هايى كه بين رياضت هاى غير دينى و رياضت هاى دينى وجود دارد، به كارگيرى محصولات و نتايج رياضت است. يك انسان مؤمن ـ كه در قالب عمل به احكام الهى به كمالاتى دست مى يابد ـ هرگز حاضر نيست از اين كمالى كه به دست آورده، سوء استفاده كند و در راه حرام، آن را به كار گيرد. اما مرتاض ممكن است در اثر رياضت، توانمندى هايى به دست آورد و در راه غيرصحيح و غيرمشروع از آن استفاده كند.
جواب آرى است؛ زيرا رياضت و نتايج آن، تحت نظام علّى و معلولى قرار دارد؛ يعنى، اگر علت (به مشقّت انداختن جسم) ايجاد شد، معلول (تقويت روح در بعدى از ابعاد) نيز حاصل مى شود. حال اين علّت و معلول، ممكن است در قالب يك نظام ارزشى و الهى شكل بگيرد و يا ممكن است خارج از اين نظام باشد. درست مثل يك چاقوى تيز كه مى توانيم در راه صحيح و يا غلط از آن بهره بردارى كنيم و ممكن است اين چاقو از طريق صحيح تيز شده باشد و يا از راه غصبى. بنابراين تقويت روح چيزى شبيه تيز كردن چاقو است. پس در سايه رياضت هاى دينى، علاوه بر اينكه نفس انسان قدرتمند مى شود و او به كمالاتى مى رسد؛ به سعادت واقعى و جاودان نيز دست مى يابد. اين امرى است كه با رياضت هاى غير دينى حاصل نمى شود.
پی نوشت:
[1]. فرهنگ معين.
[2]. بقره 2، آيه 286.
[3]. مستدرك الوسائل، ج 1، ص 90.
آیا ارواح و اجنه میتوانند به انسان حمله کنند؟
آیا ارواح و اجنه میتوانند به انسان حمله کنند؟
اگر چه جن از نظر قدرت فکرى ضعیف است اما داراى قدرت قابل ملاحظهای است که مىتواند با سرعت زیاد کارهاى خارقالعاده انجام دهد.

برای پاسخ به این سئوال که آیا ارواح و اجنه توانایی حمله به انسان و آزار و اذیت او را دارند، باید چند نکته را توضیح دهیم:
1. چیستی جن و روح:
جن در لغت به معناى پوشیدگى و پنهانى است. این واژه در موارد متعددی در قرآن ذکر شده است و سورهاى به همین نام در قرآن وجود دارد که در آن برخی از ویژگیهای این موجود پنهان، بیان شده است. برطبق آیاتی از دیگر سورههای قرآن این موجود همانند انسان مادى بوده و از آتش [1] و یا آمیخته اى از آتش [2] آفریده شده است. و موجودى است با شعور و اراده که به اقتضاى طبیعتش از حواس بشر پوشیده است و در شرایط عادى، قابل درک حسى نیست. او مانند انسان، مکلف است [3] و در آخرت برانگیخته مىشود. و در این جهان مى تواند مطیع یا عاصى، مؤمن یا مشرک باشد. [4] و مؤمنین آنها در خدمت ائمه(ع) بوده و انسانهای مؤمن و شیعه را برادر خود می خوانند. [5]
همچنین حقیقت و ماهیت روح و نحوه فعالیت آن یکی از پیچیدهترین مسائلی است که تا کنون دانش بشری قادر به درک آن نشده است و همین امر باعث اختلاف رأی اندیشمندان درباره آن شده است به گونه ای که «به گفته بعضی از دانشمندان در حدود هزار نظریه پیرامون حقیقت روح و دیگر مسائل مربوط به آن اظهار شده است». [6]
قرآن کریم نیز بر عدم قدرت و توانایی انسان نسبت به شناخت روح تأکید میکند: «و از تو درباره "روح" سؤال مىکنند، بگو: «روح از فرمان پروردگار من است و جز اندکى از دانش، به شما داده نشده است!». [7]
طبق آیات و روایات روح انسان، جوهری است مجرد که زنده و توانا و دانا و مختار است که از آن به نفس ناطقه یا روان هم تعبیر میشود. [8] این موجود محدود و محصور در زمان و مکان نیست. به همین دلیل میتواند پس از مرگ از مسائل دنیا آگاهی پیدا کند.
تعلق روح به بدن تعلق تدبیری است، یعنی روح دارای حیات بالاصاله است و تا به بدن متعلق است بدن نیز از وى کسب حیات میکند و هنگامی که از بدن مفارقت نمود بدن خواص حیات خود را از دست میدهد و به تدریج متلاشى می شود گرچه روح همچنان به حیات خود ادامه میدهد. [9]
2. توانایی های جن و روح:
اگرچه جن از نظر قدرت فکرى ضعیف است زیرا درک او، درکى عقلى و قوى نیست و حداکثر خیالى و وهمى است ولى قدرت فیزیکی او زیاد است،از جمله مىتواند با سرعت زیاد کارهاى خارقالعاده انجام دهد و بارهای سنگینى را در کمترین زمان جابه جا کند. در قرآن مجید داستان حضرت سلیمان (ع)وقتى عفریتى از جن مدعى مىشود که می تواند تخت بلقیس را در زمان بسیار اندکی از سرزمین بسیار دوری منتقل کند و به نزدآن حضرت بیاورد، [10] حضرت سلیمان او را تکذیب نمى کند. [11] این دلیل برقدرت فوق العاده اجنه است.
در باره آزار و اذیت جنیان و ضرر وارد کردن به انسانها، مرحوم شیخ مفید در کتاب «ارشاد» آورده است: «در آثاری از ابن عباس نقل شده: زمانی که پیامبر اسلام (ص) به قصد جنگ با قبیله بنی مصطلق از مدینه خارج شد، هنگام شب به دره وحشتناک و صعب العبوری رسید. اواخر شب جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و خبر داد که طایفه ای از جن در وسط دره جمع شده و قصد مکر و شر و آزار و اذیت شما و اصحابتان را دارند». [12] از این قضیه معلوم میشود که حتی افراد مؤمن و نیکوکار ممکن است مورد آزار و اذیت گروهها و افرادی از جن قرار گیرند. البته باید توجه داشت که اگر چه وجود جن امری واقعی است و آن ها در نوع خود شرور و صالح دارند و قدرت انجام کارهای بزرگ و فوقالعاده ای دارند، اما واقعیت آن است که بیش از اندازه در باره این موجودات بزرگنمایی شده است و دروغها و خرافات زیادى در باره این موجود در اذهان مردم وجود دارد مثل اینکه آنها را صرفا موذی و پرآزار، کینه توز و بد رفتار میدانند که اگر یک ظرف آب داغ بریزید، آنها خانههایى را به آتش مى کشند و موهوماتی از این قبیل که با هیچ عقل و منطقی مناسبت ندارد و قابل قبول نیست [13] علاوه برای انسان این امکان وجود دارد که با اتخاذ شیوه هایی از آزار آنان در امان بماند.
در باره قدرت روح باید گفت از آنجا که روح، یک امر مادّی نیست؛ محدودیت ماده را ندارد و به سان اشعه خورشید که از ورای شیشه و ابر به داخل اتاق و منزل میتابد و هیچ کدام از آنها نمیتواند مانع از حضور و حرکت حیات آفرین ذرّات آن شود، می تواند در همه جا حاضر شود. چنانکه از آیات و روایات استفاده می شود که روح انسانها پس از مرگ می توانند از مسائل دنیا آگاهی پیدا کنند و ارواح مؤمنان بر حسب قدر و اندازه فضیلت شان کم و بیش خانوادهشان را زیارت میکنند . [14] البته طبق روایات این امتیازات ، اختصاص به ارواح مؤمنان داشته که با اذن خداوند از آزادی نسبی برخوردارند، اما ارواح کافران و مشرکان و کسانی که اهل پلیدی و ظلمند، در وادی برهوت به بند کشیده شده و در عقاب اعمال خود گرفتارند و نمی توانند آزادانه رفت و آمد کنند.
بر این اساس نظریه اذیت و آزار ارواح خبیثه و سرگردان و تأثیر گذاری آنان در موفقیت یا عدم موفقیت انسان در کارها فرضیه ای پوچ و تو خالی و عاری از ادله عقلی، تجربی و نقلی است؛ زیرا پر واضح است که نه ارواح آنقدر بیکارند که بی جهت در کار خلق الله دخالت کنند، [15] و نه چنین قدرت و اجازه ای از سوی خداوند دارند؛ زیرا اوست که تنها مؤثر در عالم وجود است.
پی نوشت:
[1] حجر، 27: "والجانَّ خلقناه من قبلُ من نارالسموم"، و جان را از پیش، از آتش زهرآگین آفریدیم.
[2] رحمن، 15: "وخلق الجان من مارج من نار"؛ و جن را از آمیختهاى از آتش آفریدیم.
[3] حِجر، 29-42، جن، 11-15
[4] قاموس قرآن، واژهى جن.
[5] نک: آیا جنیان مسلمان و غیر مسلمان دارند؟ ؛ میزان الحکمه، محمدی ری شهری، ناشر مکتب الاعلام الاسلامی، 1403 ه. ق، 1362 ه. ش، ج 2 ، ص 11، ح 2658؛ اصول کافی (مترجم)، ج 2، کتاب الحجة، "باب آمدن جن نزد ائمه(ع) و پرسیدن از مسایل دینی"، ص 243، ح 4. لازم به یادآوری است 7 حدیث دیگر درباره جن در همین کتاب آورده شده است؛ سفینة البحار، للشیخ عباس القمی، دار الاسوه، الطبعة الثانیة، 1416 ه. ق، ج 1، باب الجیم بعده النون، ص 673؛ معارف قرآن، استاد مصباح یزدی، ص 316 .
[6] نک: مکارم شیرازی، 50 درس اصول عقائد برای جوانان.
[7] اسراء، 85. «وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَ ما أُوتیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلیلا»
[8] آنجا که سخن از ارتباط روح با جسم است و تاثیر متقابل این دو در یکدیگر، نام" روان" را بر آن مىگذاریم و آنجا که پدیدههاى روحى جداى از جسم مورد بحث قرار مى گیرند نام روح را به کار مى بریم.
[9] نک: ترجمه المیزان، ج 19، ص344.
[10] نمل، 40 - 30.
[11] جوادى آملی، عبدالله، تفسیر موضوعى، ج1، ص 119.
[12] شیخ مفید، ارشاد، ص ۳۹۹ . ،به نقل از سایت تبیان
[13] مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 25، دارالکتب الاسلامیه، چاپ نهم، ص155 و 156.(با دخل و تصرف)
[14] مجلسى، بحارالانوار، ج 6، ص 268 .
[15] مکارم شیرازی، ناصر، ارتباط با ارواح، انتشارات نسل جوان، چاپ دهم، ص162.
اختلال اقتصادی قطع اینترنت !
کسبوکارهای اینترنتی تا چه حد به اتصال به شبکه وابستهاند؟
تاثیر برتوسعه استارتآپها
رشد استارتآپها در کشور به خاطر زمینهسازی فنی و بستر مهیا شده زیرساختی رخ داده است. حضور کسبوکارهای اینترنتی مثل اسنپ، تپسی و کارپینو به واسطه این موضوع رخ داده که تکنولوژیهای ارتباطی پرسرعتتر مانند ۴G و ۳G در کشور توزیع شده بود. در عین حال ادامه فعالیت این کسبوکارها به اتصال ارتباط اینترنتی وابسته است. چندصد هزار راننده تاکسیهای اینترنتی در سراسر کشور در صورت قطع اینترنت یا اختلال در آن ممکن است با توقف فعالیت روبهرو شوند. ارائه میلیونها سفارش خرید کالا از فروشگاههای اینترنتی مثل دیجیکالا، بامیلو و... در صورت اختلال ممکن است با وقفه مواجه شود.
علی توسلی نایب رئیس کمیسیون اینترنت سازمان نظام صنفی میگوید: در گذشته بیشترین تاثیر وضعیت اینترنت روی شرکتهای ارائهدهنده اینترنت بود و مثل امروز کسبوکارهای متعدد روی اینترنت ارائه نشده بود؛ اما در حال حاضر اینترنت علاوه بر بستر دسترسی، بستر تجارت کالا و خدمات است و اکنون از محل اختلال اینترنت کسب و کارهای اینترنتی بیش از ارائهدهندگان اینترنت متضرر میشوند. شرکتهای ارائهدهنده اینترنت در این ایام اگرچه سرویس را از قبل فروختهاند اما با کاهش میزان مصرف و افزایش شدید شکایتها روبهرو میشوند و فروش جدید سرویس نیز نخواهند داشت که این موارد به کاهش درآمد آنها منجر خواهد شد.به گفته وی، کسب و کارهای وابسته به اینترنت نیز جایگزینی جز بستر فضای مجازی ندارند و در ایام اختلال در حالی با کاهش درآمد مواجه میشوند که هزینهها وجود دارند یا حتی به دلیل اختلال در سرویسدهی هزینهها به شدت افزایش پیدا میکنند. طی روزهای اخیر بسیاری از استارتآپها و فعالان استارتآپی نسبت به ادامه وضعیت اختلال اینترنتی هشدار دادهاند. به خصوص بعضی اختلالات فنی نامشخص باعث بروز اشکالاتی در ارائه سرویس به مشتریان استارتآپها شده است. همچنین برخی استارتآپها از شبکههای اجتماعی مثل تلگرام و اینستاگرام بهعنوان بستری برای عرضه خدمات استفاده میکردند که با نامشخص بودن وضعیت این اپلیکیشنها کسبوکار این استارتآپها نیز وضعیت نامشخصی پیدا کرده است.
توقف کسبوکارهای خرد اینترنتی
هرچند استارتآپها بخش قابل توجهی از خرید و فروش خدمات وکالا روی اینترنت در داخل کشور را تحت تاثیر قرار دادهاند اما محدودیت فعالیت اینستاگرام وتلگرام نیز روی آن بخش از کسبوکارهایی تاثیر گذاشته که توسط اشخاص و در ابعاد بسیار کوچکتری راهاندازی شده بودند.طی سالهای اخیر شبکههای اجتماعی مثل تلگرام و اینستاگرام به فضای مناسبی برای خرید خرده فروشی و محصولات خانگی روی اینترنت تبدیل شده است. اغلب این کسبوکارها که در قالب یک اکانت تلگرام یا اینستاگرام شکل گرفته توسط یک یا چند خانواده اداره میشد و مجموع آنها عدد قابل توجهی از فروش آنلاین را به خود اختصاص میداد. مسدود شدن شبکههای اجتماعی مثل تلگرام واینستاگرام و آماده نبودن رقبای داخلی برای استقبال از این متقاضیان حالا یکی از مهمترین چالشهای این عرصه است.رضا الفت نسب دبیر انجمن کسب و کارهای اینترنتی معتقد است که کسبوکارها باید به بسترهای داخلی هم توجه کنند. از جمله آنها پیامرسانهای داخلی است که با داشتن لینک پرداخت خرید کالا را بسیار آسان میکند. الفت نسب میگوید: فرصت خوبی است که کسب و کارها بهطور همزمان روی پیامرسان داخلی نیز سرویس ارائه کنند که در صورت بروز هر مشکل موقتی یا دائمی، ادامه فعالیت برای آنها ممکن باشد. نمیتوانیم کنار بکشیم و بگوییم پیامرسان داخلی نمیخواهیم، بلکه باید کمک کنیم که سیستمهای داخلی شکل بگیرند و با حضور در آنها و همفکری و تجربه کاربری، به پیشرفت آنها کمک کنیم.
ضربه به رایانش ابری
بحث رایانش ابری طی سالهای اخیر به یکی از مهمترین بحثهای توسعه زیرساختی اینترنت تبدیل شده است. سرویسهای رایانش ابری هرچند هنوز در ایران به شکل گسترده مورد استفاده سازمانها قرار نمیگیرد اما قدمهای اولیه این موضوع در داخل کشور برداشته شده است. فعالان رایانش ابری طی سالهای اخیر بسیاری از کسبوکارهای سنتی را تشویق کردهاند تا بخش یا تمام فعالیتهای خود را به کلاد منتقل کنند. قطع اینترنت نه تنها شرکتهای مشتری و شرکتهای ارائهدهنده خدمات کلاد را با مشکل مواجه میکند بلکه از سوی دیگر شرکتهای سنتی دیگری را که در اندیشه مهاجرت به فضای ابر بودهاند به این فکر وا میدارد که آیا ریسکهای حضور در کلاد بالاتر از ادامه مسیر از طریق سرویسهای سنتی نیست؟
ضرر به مشترکان
قطعی اینترنت احتمالا تاثیر قابل توجهی روی درآمد اپراتورها (موبایل واینترنت) نداشته است. با توجه به اینکه با تصمیم وزارت ارتباطات اخیرا مدل مصرف اینترنت از مدل حجمی به مدل آزاد (خرید اشتراک در ازای یک بازه زمانی) تغییر کرده قطع اشتراک اینترنت یا کاهش سرعت پهنای باند عملا باعث ضرر به مشترکان میشود چراکه آنها مجبور به پرداخت هزینه کل دوره به شرکتهای اینترنتی یا اپراتورهای موبایل هستند و تقریبا هیچ کدام از این شرکتها تمهیدی برای جبران قطعی اینترنت کاربران نیندیشیدهاند.
اقوام روزگار به اخلاق زنده اند !
اقوام روزگار به اخلاق زنده اند
این بحث از مهمترین مباحث قرآنی است، و از یک نظر مهمترین هدف انبیای الهی را تشکیل می دهد، زیرا بدون اخلاق نه دین برای مردم مفهومی دارد، و نه دنیای آنها سامان می یابد; همان گونه که گفته اند:اقوام روزگار به اخلاق زنده اند

قومی که گشت فاقد اخلاق مردنی است! اصولا زمانی انسان شایسته نام انسان است که دارای اخلاق انسانی باشد و در غیر این صورت حیوان خطرناکی است که با استفاده از هوش سرشار انسانی همه چیز را ویران می کند، و به آتش می کشد; برای رسیدن به منافع نامشروع مادی جنگ به پا می کند، و برای فروش جنگ افزارهای ویرانگر تخم تفرقه و نفاق می پاشد، و بی گناهان را به خاک و خون می کشد!
آری! او ممکن است به ظاهر متمدن باشد ولی در این حال حیوان خوش علفی است، که نه حلال را می شناسد و نه حرام را! نه فرقی میان ظلم و عدالت قائل است و نه تفاوتی در میان ظالم و مظلوم!
با این اشاره به سراغ قرآن می رویم و این حقیقت را از زبان قرآن می شنویم; در آیات زیر دقت کنید:
1 - هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم ویعلمهم الکتاب والحکمة و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین (سوره جمعه، آیه 2)
2 - لقد من الله علی المؤمنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین (سوره آل عمران، 164)
3 - کما ارسلنا فیکم رسولا منکم یتلوا علیکم آیاتنا و یزکیکم و یعلمکم الکتاب و الحکمة و یعلمکم ما لم تکونوا تعلمون (سوره بقره، آیه 151)
4 - ربنا و ابعث فیهم رسولا منهم یتلوا علیهم آیاتک و یعلمهم الکتاب و الحکمة و یزکیهم انک انت العزیز الحکیم (سوره بقره، آیه 129)
5 - قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها (سوره شمس، آیات 9 و 10)
6 - قد افلح من تزکی و ذکر اسم رب-ه فصلی (سوره اعلی، آیات 14 و 15)
7 - و لقد آتینا لقمان الحکمة ان اشکر لله (سوره لقمان، آیه 12)
ترجمه:
1 - او کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها می خواند و آنها را تزکیه می کند و به آنان کتاب و حکمت می آموزد هرچند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند!
2 - خداوند بر مؤمنان منت نهاد (و نعمت بزرگی بخشید) هنگامی که در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنها بخواند، و آنان را پاک کند و کتاب و حکمت به آنها بیاموزد، هرچند پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند.
3 - همان گونه (که با تغییر قبله نعمت خود را بر شما ارزانی داشتیم) رسولی از خودتان در میانتان فرستادیم، تا آیات ما را بر شما بخواند، و شما را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد، و آنچه را نمی دانستید، به شما یاد دهد.
4 - پروردگارا! در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیز! تا آیات تو را بر آنان بخواند، و آنها را کتاب و حکمت بیاموزد و پاکیزه کند، زیرا تو توانا و حکیمی (و بر این کار قادری)!
5 - هرکس نفس خود را پاک و تزکیه کرد، رستگار شد - و آن کس که نفس خویش را با معصیت و گناه آلوده ساخت، نومید و محروم گشت!
6 - به یقین کسی که پاکی جست (و خود را تزکیه کرد) رستگار شد - و (آن کس) نام پروردگارش را یاد کرد، سپس نماز خواند!
7 - ما به لقمان حکمت (ایمان و اخلاق) آموختیم (و به او گفتیم) شکر خدا را به جا آور!
چهار آیه نخستین در واقع یک حقیقت را دنبال می کند، و آن این که یکی از اهداف اصلی بعثت پیامبراسلام صلی الله علیه و آله تزکیه نفوس و تربیت انسانها و پرورش اخلاق حسنه بوده است; حتی می توان گفت تلاوت آیات الهی و تعلیم کتاب و حکمت که در نخستین آیه آمده، مقدمه ای است برای مساله تزکیه نفوس و تربیت انسانها; همان چیزی که هدف اصلی علم اخلاق را تشکیل می دهد.شاید به همین دلیل «تزکیه » در این آیه بر «تعلیم » پیشی گرفته است، چرا که هدف اصلی و نهائی «تزکیه » است هرچند در عمل «تعلیم » مقدم بر آن می باشد.و اگر در سه آیه دیگر (آیه دوم و سوم و چهارم از آیات مورد بحث) «تعلیم » بر «تزکیه اخلاق » پیشی گرفته، ناظر به ترتیب طبیعی و خارجی آن است، که معمولا «تعلیم » مقدمه ای است برای «تربیت و تزکیه »; بنابراین، آیه اول و آیات سه گانه اخیر هر کدام به یکی از ابعاد این مساله می نگرد. (دقت کنید) این احتمال در تفسیر آیات چهارگانه فوق نیز دور نیست که منظور از این تقدیم و تاخیر این است که این دو (تعلیم و تربیت) در یکدیگر تاثیر متقابل دارند; یعنی، همان گونه که آموزشهای صحیح سبب بالا بردن سطح اخلاق و تزکیه نفوس می شود، وجود فضائل اخلاقی در انسان نیز سبب بالابردن سطح علم و دانش اوست; چرا که انسان وقتی می تواند به حقیقت علم برسد که از «لجاجت » و «کبر» و «خودپرستی » و «تعصب کورکورانه » که سد راه پیشرفتهای علمی است خالی باشد، در غیر این صورت این گونه مفاسد اخلاقی حجابی بر چشم و دل او می افکند که نتواند چهره حق را آن چنان که هست مشاهده کند و طبعا از قبول آن وا می ماند.
این نکات نیز در آیات چهارگانه فوق قابل دقت است:
اولین آیه، قیام پیغمبری که معلم اخلاق است به عنوان یکی از نشانه های خداوند ذکر شده، و نقطه مقابل «تعلیم و تربیت » را «ضلال مبین » و گمراهی آشکار شمرده است (و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین) و این نهایت اهتمام قرآن را به اخلاق نشان می دهد.
در دومین آیه، بعثت پیامبری که مربی اخلاقی و معلم کتاب و حکمت است به عنوان منتی بزرگ و نعمتی عظیم از ناحیه خداوند شمرده است; این نیز دلیل دیگری بر اهمیت اخلاق است.
در سومین آیه که بعد از آیات تغییر قبله (از بیت المقدس به کعبه) آمده و این تحول را یک نعمت بزرگ الهی می شمرد، می فرماید: این نعمت همانند اصل نعمت قیام پیامبراسلام صلی الله علیه و آله است که با هدف تعلیم و تربیت و تهذیب نفوس و آموزش اموری که وصول انسان به آن از طرق عادی امکان پذیر نبود انجام گرفته است. (1)
نکته دیگری که در چهارمین آیه قابل دقت است، این است که در این جا با تقاضای ابراهیم و دعای او در پیشگاه خدا روبه رو می شویم; او بعد از بنای کعبه و فراغت از این امر مهم الهی، دعاهایی می کند که یکی از مهمترین آنها تقاضای به وجود آمدن امت مسلمانی از «ذریه » اوست، و بعثت پیامبری که کار او تعلیم کتاب و حکمت و تربیت و تزکیه نفوس باشد.
این نکته نیز در پنجمین آیه جلب توجه می کند که قرآن پس از ذکر طولانی ترین سوگندها که مجموعه ای از یازده سوگند مهم به خالق و مخلوق و زمین و آسمان و ماه و خورشید و نفوس انسانی است، می گوید: «آن کس که نفس خویش را تزکیه کند رستگار شده، و آن کس که آن را آلوده سازد مایوس و ناامید گشته است! (قد افلح من زکاها وقد خاب من دساها)».
این تاکیدهای پی در پی و بی نظیر دلیل روشنی است بر اهمیتی که قرآن مجید برای پرورش اخلاق و تزکیه نفوس قائل است، و گویی همه ارزشها را در این ارزش بزرگ خلاصه می کند، و فلاح و رستگاری و نجات را در آن می شمرد.
همین معنی با مختصر تفاوتی در آیه ششم آمده و جالب این که «تزکیه اخلاق » در آن مقدم بر نماز و یاد خدا ذکر شده که اگر تزکیه نفس و پاکی دل و صفای روح در پرتو فضائل اخلاقی نباشد، نه ذکر خدا به جا می رسد و نه نماز روحانیتی به بار می آورد. و بالاخره در آخرین آیه، از معلم بزرگ اخلاق یعنی لقمان سخن می گوید و از علم اخلاق به «حکمت » تعبیر می کند و می گوید: «ما (موهبت بزرگ) حکمت را به لقمان دادیم، سپس به او دستور دادیم که شکر خدا را در برابر این نعمت بزرگ به جا آورد!(ولقد آتینا لقمان الحکمة ان اشکرلله)».
با توجه به این که ویژگی «لقمان حکیم » آن چنان که از آیات سوره لقمان استفاده می شود تربیت نفوس و پرورش اخلاق بوده است بخوبی روشن می شود که منظور از «حکمت » در این جا همان «حکمت عملی » و آموزشهایی است که منتهی به آن می شود یعنی «تعلیم » برای «تربیت »!
باید توجه داشت که حکمت همان گونه که بارها گفته ایم در اصل به معنی «لجام » اسب و مانند آن است; سپس به هر «امر بازدارنده » اطلاق شده است، و از آنجا که علوم و دانشها و همچنین فضائل اخلاقی انسان را از بدیها و کژیها باز می دارد، این واژه بر آن اطلاق شده است.
نتیجه
آنچه از آیات بالا استفاده می شود اهتمام فوق العاده قرآن مجید به مسائل اخلاقی و تهذیب نفوس به عنوان یک مساله اساسی و زیربنایی است که برنامه های دیگر از آن نشات می گیرد; و به تعبیر دیگر، بر تمام احکام و قوانین اسلامی سایه افکنده است.
آری! تکامل اخلاقی در فرد و جامعه، مهمترین هدفی است که ادیان آسمانی بر آن تکیه می کنند، و ریشه همه اصلاحات اجتماعی و وسیله مبارزه با مفاسد و پدیده های ناهنجار می شمرند.
اکنون به روایات اسلامی باز می گردیم و اهمیت این مساله را در روایات جستجو می کنیم.
اهمیت اخلاق در روایات اسلامی
این مساله در احادیثی که از شخص پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و همچنین از سایر پیشوایان معصوم علیهم السلام رسیده است با اهمیت فوق العاده ای تعقیب شده، که به عنوان نمونه چند حدیث پرمعنای زیر را از نظر می گذرانیم:
1- در حدیث معروفی از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله می خوانیم:
«انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق; من تنها برای تکمیل فضائل اخلاقی مبعوث شده ام.» (2)
و در تعبیر دیگری: «انما بعثت لاتمم حسن الاخلاق » آمده است. (3)
و در تعبیر دیگری: « بعثت بمکارم الاخلاق ومحاسنها» آمده است. (4)
تعبیر به «انما» که به اصطلاح برای حصر است نشان می دهد که تمام اهداف بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله در همین امر یعنی تکامل اخلاقی انسانها خلاصه می شود.
2- در حدیث دیگری از امیرمؤمنان علی علیه السلام می خوانیم که فرمود: «لو کنا لانرجو جنة ولانخشی نارا ولاثوابا ولاعقابا لکان ینبغی لنا ان نطالب بمکارم الاخلاق فانها مما تدل علی سبیل النجاح; اگر ما امید و ایمانی به بهشت و ترس و وحشتی از دوزخ، و انتظار ثواب و عقابی نمی داشتیم، شایسته بود به سراغ فضائل اخلاقی برویم، چرا که آنها راهنمای نجات و پیروزی و موفقیت هستند.» (5)
این حدیث بخوبی نشان می دهد که فضائل اخلاقی نه تنها سبب نجات در قیامت است بلکه زندگی دنیا نیز بدون آن سامان نمی یابد! (در این باره در آینده به خواست خدا بحثهای مشروحتری خواهیم داشت)
3- در حدیث دیگری از رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است که فرمود: «جعل الله سبحانه مکارم الاخلاق صلة بینه وبین عباده فحسب احدکم ان یتمسک بخلق متصل بالله; خداوند سبحان فضائل اخلاقی را وسیله ارتباط میان خودش و بندگانش قرار داده، همین بس که هر یک از شما دست به اخلاقی بزند که او را به خدا مربوط سازد.» (6)
به تعبیر دیگر، خداوند بزرگترین معلم اخلاق و مربی نفوس انسانی و منبع تمام فضائل است، و قرب و نزدیکی به خدا جز از طریق تخلق به اخلاق الهی مکان پذیر نیست! بنابراین، هر فضیلت اخلاقی رابطه ای میان انسان و خدا ایجاد می کند و او را گام به گام به ذات مقدسش نزدیکتر می سازد. زندگی پیشوایان دینی نیز سرتاسر بیانگر همین مساله است که آنها در همه جا به فضائل اخلاقی دعوت می کردند، و خود الگوی زنده و اسوه حسنه ای در این راه بودند و به خواست خدا در مباحث آینده در هر بحثی به نمونه های اخلاقی آنها آشنا خواهیم شد; و همین بس که قرآن مجید به هنگام بیان مقام والای پیامبراسلام صلی الله علیه و آله می فرماید: «وانک لعلی خلق عظیم; تو اخلاق عظیم و برجسته ای داری!» (7)
پی نوشتها
1- در جمله «و یعلمکم ما لم تکونوا تعلمون » به شما اموری تعلیم می دهد که امکان نداشت خودتان آن را بدانید!» دقت کنید که سخن از تعلیم علومی به میان می آورد که وصول به آن برای انسان از غیر طریق وحی غیر ممکن است!
2- کنز العمال، حدیث 52175 (جلد3، صفحه 16).
3- همان مدرک، حدیث 5218.
4- بحار، جلد66، صفحه 405.
5- مستدرک الوسائل، جلد 2، صفحه 283. (چاپ قدیم).
6- تنبیه الخواطر، صفحه 362.
7- سوره قلم، آیه 4.
منبع: پایگاه اینترنتی راسخون
شخصیت کاریزماتیک !
چطور کاریزماتیک باشیم
هزاران سال است که انسانها از طریق ارتباط کلامی با یکدیگر تعامل برقرار میکنند و طی آزمون و خطاهای بسیار توانستهاند راهوچاه خوش درخشیدن در جمع را یاد بگیرند و آموزههای فراوانی را نسلبهنسل برجای بگذارند.

درحالی است که هنوز عدهی زیادی از ما بدون اینکه حتی نیمنگاهی به این آموزههای امتحانپسداده انداخته باشیم، از زمینوزمان گِلهمندیم که چرا هرگز در هیچ جمعی بهاندازهی فلانی موردتوجه قرار نمیگیریم.
کاریزما چیست و چگونه باعث تأثیرگذاری میشود؟
فقط کافی است نگاهی به برجستهترین شخصیتهای کاریزماتیک جهان بیندازید تا به اسرار این قضیه پی ببرید. این افراد میتوانستند مردم را با جادوی کلام به سمت خود بکشند و درست مثل آهنربا طرفدار جذب کنند. برایشان فرقی نمیکرد که چند نفر مخاطبشان است، کلامشان بهقدری نافذ و گیرا بود که گویی هر شنوندهای را شخصا نشانه میگرفت. درواقع، آمیزهی کلام و نحوه استفاده از زبان بدن شان تا حدی هماهنگ و حسابشده بود که مخاطب را بیچونوچرا میخکوب میکرد.
درادامه با ما همراه باشید تا ۴ ویژگی مشترک شخصیتهای کاریزماتیک را به اتفاق بررسی کنیم. با تمرین زیاد و اعتماد به نفس بالا قطعا شما هم میتوانید کاریزماتیکترین شخص در هر جمعی باشید.
۱. برقراری ارتباط احساسی
همهچیز به ادراک احساسی مخاطب بستگی دارد. حتی اگر دهها بار جلوی آینه تمرین کرده باشید و پیامتان را به روراستترین شکل ممکن انتقال بدهید، تا زمانیکه با بین شما و مخاطبانتان ارتباط احساسی شکل نگیرد، کلامتان بهاندازهی کافی تأثیرگذار نخواهد بود.
مخاطب قطعا به دلیلی (مثلا نیاز به یادگیری و انگیزه) پای صحبتتان نشسته است. پس سعی کنید که از همان اول صحبت به دل مخاطبانتان تونل بزنید. اما چگونه؟ لبخند زدن تأثیر خوبی روی مخاطبان میگذارد و معمولا شروع مناسبی برای شکلگیری ارتباط مؤثر بین گوینده و شنونده است. سخنرانان ماهر همچنین از طریق بازی با صدا مخاطب را با خودشان همراه میکنند. مثلا وقتی از لذت، شگفتی، غرور، نگرانی، ترس، امید یا هر احساس دیگری حرف میزنند، قادرند که همان پاسخ احساسی را در مخاطبانشان بهوجود بیاورند.
ما آدمها در کل از اینکه مورداعتماد باشیم و کسی ماجراهای شخصی خود را با ما درمیان بگذارد، احساس خوبی پیدا میکنیم. حالا فرض را بر این بگذارید که دل صدها شنونده را به این طریق بهدست آوردهاید. اینجاست که میتوانید ادعا کنید داستانتان دل همه را برده است.
۲. تسلط بر چم و خم صحبتکردن
خوب صحبت کردن یعنی اینکه بتوانید کلامتان را با افکارتان همگام کنید تا جا نمانید و بهموقع لحن صدایتان را تغییر بدهید تا بیان معنیدارتری داشته باشید. همچنین لازم است که درست نفس بکشید تا کلامتان هرچه شیواتر به گوش برسد.
خیلی مهم است که در طول صحبتتان به مخاطب فرصت بدهید که شنیدههایش را هضم کند. سخنرانان ماهر قادرند بهگونهای با سرعت صحبتکردنشان بازی کنند که مخاطب بتواند افکارش را در فواصل صحبت جمعوجور کند و حتی درمورد آنچه در ادامه گفته خواهد شد، حدسهایی بزند. فقط عدهی کمی از مردم میتوانند همزمان به آنچه میشنوند، فکر کنند. پس یادتان باشد که بخشی از تأثیر کلامتان از مکثهای بهجای شما ناشی میشود.
لحن صدا نیز نقش بسزایی در جذب مخاطب دارد. اگر بتوانید روی صدای خود کنترل داشته باشید و لحن صدایتان را بهموقع تغییر بدهید، شک نداشته باشید که پیامتان بهدرستی به مخاطب منتقل خواهد شد (بد نیست با تکنیکهای جذاب کردن صدا هم آشنا باشید). همچنین اگر زبان بدنتان با کلامتان هماهنگ باشد، راحتتر میتوانید به لحن مناسب دست پیدا کنید.
ضمنا دقت داشته باشید که وقت صحبتکردن به حجم هوای بیشتری نیاز دارید. پس اگر نتوانید درست نفس بکشید، قطعا نفس کم میآورید و مجبور میشوید انتهای جملاتتان را بخورید، درحالیکه خیلی اوقات مغز کلام در همان کلمات انتهایی نهفته است. برای اینکه نفس کم نیاورید، باید از دیافراگم نفس بکشید تا بتوانید نفس کافی برای تمامکردن جملات طولانی داشته باشید.
۳. هماهنگی کلام و زبان بدن
اگر بین آنچه میگویید و حالتی که مقصودتان را بیان میکند، هیچ ارتباط منطقی و موجهی وجود نداشته باشد، قطعا مخاطبانتان را گمراه خواهید کرد. زنگ خطر زمانی به صدا درمیآید که مثلا محتوای کلامتان مثبت اما زبان بدنتان تدافعی باشد. آنوقت است که صداقت کلامتان زیر سؤال خواهد رفت یا مثلا وقتی محتوای کلامتان هیجانی اما زبان بدنتان ساکن باشد، چه انتظاری دارید که مخاطبتان بههیجان دربیاید. پس زبان بدنتان را با کلامتان هماهنگ کنید. با حرکات بدنتان میتوانید کلامتان را برجستهتر بیان کنید. همچنین اگر بتوانید بخش احساسی کلامتان را به کمک حالات صورتتان خوب منتقل کنید، مخاطب را راحتتر با خودتان همراه خواهید کرد.
۴. کلام متقاعدکننده
هرازگاهی گریزی به صندوقچهی خاطراتتان بزنید تا بتوانید ارتباط مؤثرتری با شنونده برقرار کنید. با این ترفند میتوانید سخنرانی بهتری داشته باشید و خودتان را به مخاطب نزدیکتر کنید. یعنی بهجای اینکه صدایی در دوردستها باشید، شنونده احساس خواهد کرد که در کنارش نشستهاید و از ماجراهای زندگیتان برایش میگویید. ما آدمها در کل از اینکه مورداعتماد باشیم و کسی ماجراهای شخصی خود را با ما درمیان بگذارد، احساس خوبی پیدا میکنیم. حالا فرض را بر این بگذارید که دل صدها شنونده را به این طریق بهدست آوردهاید. اینجاست که میتوانید ادعا کنید داستانتان دل همه را برده است!
سخنرانان ماهر حواسشان هست که آنچه میگویند، حول یک موضوع محوری و دارای ساختار منطقی باشد. سپس بر همین اساس، ماجرایی را که قصد دارند در خلال صحبتهایشان تعریف کنند، با موضوع و ساختار اصلی درمیآمیزند. درمجموع، سخنران خوب کسی است که از موضعی معتبر و باورپذیر صحبت کند. به این معنی که اول از همه خودش باید به صحبتهایش باور داشته باشد تا مخاطب نیز بتواند گفتههایش را بپذیرد
منبع: پایگاه خبری چطور

