
rezas
خلاقیت؛ پایه تحکیم زندگی مشترک
بررسی طلاق عاطفی از دیدگاه تئوری انتخاب (16)

گاهی ممکن است روابط مان با دیگران دچار تنش و ناراحتی شود؛ معمولاً میتوان برای رفع این ناراحتی از طرف مقابل فاصله گرفت، تا رابطه مقداری بهبود و تسکین یابد. در روابط با دیگری اغلب هیچ ریسمانی شما را به یکدیگر گره نزده است. پس از مدتی دوری گزیدن هنگامی که به سوی یکدیگر بازمی گردید، زمان مشکلات را حل کرده است. اما در ازدواج شما به هم گره خوردهاید و نمیتوانید بدون به خطر انداختن زندگی مشترکتان از یکدیگر فاصله بگیرید. این گره خوردن در ازدواج معمای پیچیده آن است که طی سلسله مقالاتی با کمک گرفتن از تئوری انتخاب در روان شناسی در پی حل آن هستیم.
آسیبهای همیشه باهم بودن
چون شما باور دارید که نمیتوانید از هم فاصله بگیرید بیش از هرنوع رابطه دیگر، از هفت رفتار مخرب (که در مقالات قبل بررسی شد) استفاده میکنید که این رفتارها بی شک بر ازدواج شما صدمه وارد میکند. بر اساس این باور، هر یک از زوجین میخواهند حرف خودشان را به کرسی بنشانند، بحث را با حرف نیش دارتری به خاتمه برسانند، همسر خود را تغییر دهند، به دیگری بقبولانند که اشتباه میکند، دیگری را به خاطر مشکلی که پیش آمده سرزنش کنند، مداوم دیگری را متهم به عدم توجه داشتن به نیازها (نیازها و حل اختلاف نیازها در مقالات قبل بررسی شد) و حل مسائل زندگی می کنند.
این رفتارهای مخرب چاشنی هر روزه روابط ما با همسرمان است. عادت به این گفتار و رفتارها، متاسفانه هر روز روابط را به سمت سردی و جدایی عاطفی بیشتر سوق میدهد؛ مگر اینکه ایستاد، اندیشید، روابط را بررسی کرد و مسیراین قطار را بر ریل دیگری انداخت.
چگونه میتوان با این باور، خوب زندگی کرد؟
پاسخ این سؤال، چالش اساسی روابط زناشویی است و آنچه ما تا به حال در این مقالات پیشنهاد کردهایم، راههایی برای اجتناب از بروز چنین وضعیتی است. برآنیم تا در این مقاله، به موضوع مهم و جدیدی اشاره کنیم که بی شک میتواند در بهبود روابط زناشوییمؤثر باشد؛ "خلاقیت"
زمانی که احساس میکنید هیچ ابزاری برای کمک به رابطه شما وجود ندارد، شاید خلاقیت بیش از هر زمان دیگری بتواند مفید واقع شود. زمانی که همسران با هم دچار تعارض میشوند خلاقیت و راهکار جدید شاید بتواند ریل مناسبی برای قطار زندگی پیدا کند.
موضوع خلاقیت در تئوری انتخاب، بحث پیچیدهای است و در این مقاله به صورت کامل نمیگنجد. به سبب مهم بودن این عامل تاثیرگذار در انتخابهای زوجین نتوانستم از طرح این موضوع چشم پوشی کنیم و تلاش داریم با کمک مثالهای مناسب، مفهوم اصلی را به شما عزیزان منتقل نماییم.
در این مجال ابتدا بهتر است واژه تعارض را بررسی کنیم:
تعارض
تعارض زمانی ایجاد میشود که دو تصویر مغایر باهم در دنیای مطلوب وجود دارد (بحث دنیای مطوب را در دو مقاله قبل بررسی کردیم)، و هیچ راهی برای هماهنگ کردن آنها به نظر نمیرسد. مثلاً، در ازدواجتان هیچ گونه توجه و محبتی از طرف همسرتان دریافت نمیکنید و ممکن است بخواهید زندگی را رها کنید؛ شما تشنه محبت هستید و بی توجهی شما را آزرده می کند. اما از طرف دیگر نمیخواهید خانواده تان از هم پاشیده شود؛ همسر شما پدر فرزندانتان است. در این شرایط هیچ راهکاری مؤثر نیست؛ نه میتوانید بروید نه بمانید و نه هیچ کس دیگری میتواند به شما کمک کند.
وقتی شما در چنین تعارضی قرار میگیرید، فرقی نمیکند چه راهی را انتخاب کنید در هر صورت چنانچه نتوانید این دو تصویر مغایر را با هم هماهنگ کنید، تعارض همچنان باقی خواهد ماند. به غیر از تلاش برای مهار کردن عصبانیت، هر رنج دیگری را انتخاب کنید، به عنوان مثال افسردگی باز هم بیهوده است. هنگام تعارض راه دیگری وجود دارد که میتوانید به آن اعتماد کنید؛ خلاقیت شما.
تعریف تئوری انتخاب از خلاقیت
نکته امیدبخش این است که همه ما از خلاقیت برخورداریم فقط نمیدانیم چگونه از این منبع خوب استفاده کنیم. همگی ما در مغزمان سیستمی داریم که آن را سیستم خلاق مینامند. این سیستم همیشه به شیوه عملکرد ما در زندگی توجه میکند، هرچندما از آن آگاهی نداریم. به اعتقاد تئوری انتخاب اگر بتوانیم به وجود چنین سیستمی در مغزمان، هشیار و آگاه شویم میتوانیم از این آگاهی استفاده کنیم و به خلاقیت این سیستم دست یابیم.
هنگامی از قدرت این سیستم آگاه میشویم که ایده جدید یا دید تازهای به ما بدهد؛ همان طور که به ادیسون ایده نور الکتریسته و به انیشین تئوری نسبیت را الهام کرد. خلاقیت به نوابغ محدود نمیشود. هرآنچه در جهان طبیعی نیست، حاصل خلاقیت بشر است؛ چیزهای عادیای مثل پست و نامه رسانی، با وجود آنکه برایمان ارزشمندند، حاصل فکر افراد نابغه نبوده است .
سیستم خلاق زنی که هیچ عشقی در زندگیاش وجود ندارد، ممکن است به اوبگوید " این زندگی را رها کن، نگران آینده نباش، فقط برو و به خودت فرصت بده که بتوانی به تنهایی با مشکلات مواجه شوی". این جملات برای یک زن در آن شرایط خلاقانه و جدید است ولی آیا عقلانی هم هست؟ نکته مهم در رابطه با راهکارهای سیستم خلاق این است که تمام آنچه به عنوان راه حل جدید به ذهن فرد میرسد منطقی و اخلاقی نیست. مطمئنا فکر ترک شوهر، فکر چندان جدیدی در جهان نیست اما موضوع این است که این فکر برای او جدید محسوب میشود.
با راه حلهای سیستم خلاق ذهنمان چه کنیم؟
اگر خلاقیت به شکل ایده یا فکری جدید باشدمعمولاً فقط به صورت الهام، راهکاری را به فرد پیشنهاد میکند. آن زن میتواند این پیشنهاد را قبول یا رد کند. اما گاهی اوقات پا را فراتر از یک الهام میگذارد و به شکل یک هذیان، بر فکر شما سایه میاندازد یا ادراکات شما را به شکل توهم مختل میسازد.
اگر خلاقیتتان به شما ایده یا رفتاری پیشنهاد میدهد که به نظر شما جدید است و انگاردر خواب روشی به شما الهام شده، نباید به این ایدهها بیش از آنچه به یک رؤیا بها میدهیم توجه کنیم. رویاها هم نوعی خلاقیت محض هستند.
وقتی تمامی آنچه به ذهن میرسد ناامید کننده است، مثل تکرار مداوم "دیگه فایدهای نداره"، سیستم خلاق به شما نقطه حرکت را نشان میدهد. سیستم خلاق شما هرگز شکست نمیخورد و در تمام موقعیتها پیشنهادی ارائه میدهد. اما این شمائید که اول باید به پیشنهادهایش با دقت گوش دهید، قدم بعدی این است که انتخاب کنید که این راهکارها را عملی سازید یا نسازید. اگر زندگی یک سبد لیمو جلوی پایتان قرار داد، آن را دور نیندازید بلکه با شربت آبلیمو درست کنید.
در اینجا نکته مهم این است که بپذیریم همگی ما همیشه به صورت شگفت انگیزی خلاق هستیم اما اکثرا هرگز از این نیروی بالقوه درست استفاده نمیکنیم، چون برای ما دشوار است که اکثر پیشنهادهای خلاق ذهنمان را بپذیریم.
هنگامی که در شرایط دشواری مانند یک ازدواج ناخشنود گیر میکنیم، مسلماً احساس نمیکنیم که خلاق هستیم و به همین دلیل به رفتارهای عادتی و غیرخلاق میچسبیم، مثل مردی که به دنبال روابط موازی میرود و زنی که بی تفاوتی عاطفی و جنسی را انتخاب میکند.
بهترین راه
بهترین راه دستیابی به صمیمیت و نزدیکی در یک رابطه پایدار "خلاقیت" است، دائماً در جستجوی راه جدیدی باشیم که بتوانیم برای ازدواجمان انجام دهیم.
چگونه؟
برای به کار انداختن سیستم خلاقتان، بهترین راه این است که خود شما یا ترجیحاً شما و همسرتان، به پیشنهادهای سیستم خلاقتان توجه داشته باشید و ببینید چه راهکار جدیدی به شما پیشنهاد میدهد که در عمل شما را به هم نزدیکتر میکند.
برای دسترسی آسانتر به خلاقیت، ذهن خود را به این نگرش مجهز کنید که دیگر خواهان راه حلهای قدیمی نیستید، میخواهید تنوع ایجاد کنید و به دنبال راههای جدید هستید و بعدصبر داشته باشید.
اگر ذهن خود را به روی این سیستم خلاق باز کردید، انتظار ورود هزاران فکر بی معنا یا بی ارزش را نیز داشته باشید. صرفاً به خاطر اینکه این افکار را رد میکنی ، خودتان را سرزنش نکنید و نگویید هیچ چیزی به ذهنتان نمیرسد.
انتقاد از خود، سیستم خلاق را از کار می اندازد. صبور باشید. اگر رفتارهای مخرب را در مورد خودتان به کار نبرید، سیستم خلاقتان شروع به کار خواهد کرد و ایده خواهد داد. اگر از این ایدهها استفاده کنید فرصت خواهید یافت صمیمیتی را که مستلزم صبر و بردباری است، در زندگیتان خلق کنید.
بدون به کارگیری خلاقیت زیاد هیچ راهی وجود ندارد که شما بتوانید یک عمر را در کنار فرد دیگری با رضایت و خشنودی بگذرانید. نیازی به راه اندازی موتور این سیستم نیست، این سیستم همین الان که شما این مقاله را میخوانید نیز مشغول کار است. مهم این است که این سیستم را خاموش نکنید.
شاید بتوان گفت خلاقیت معمایی فراتر از ازدواج است. باوجوداینکه خلاقیت بحثی رمزآلود است، پایه و اساس تمام زندگی ما را تشکیل میدهد.
آیا باید کودکان را در جریان مشکلات اقتصادی قرار داد؟
روان شناسان کودک به این سوال پاسخ می دهند:

ممکن است برای شما هم پیش آمده باشد که در حضور کودکتان گفتهاید: « امروز دلار رفته بالا از فردا دیگه هیچی نمی تونیم بخریم!»، «میوه چقدر گران شده»،« با این تورم دیگه نمی تونیم خانهمان را عوض کنیم» و...اما باید دقت کنید بیان این عبارات بار منفی زیادی را در ذهن کودکان ایجاد میکند.
بیان مشکلات مالی در حضور کودکان میتواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ گاهی بیان مشکلات اقتصادی باعث سبک شدن والدین میشود و گاهی آنها با هدف خاصی به بیان مشکلات مالی میپردازند تا کودک توقع و انتظار خرید هر چیزی را نداشته باشد. آیا این تصور والدین برای آشنا کردن کودکان با مسائل مالی درست است؟ چه تاثیراتی میتواند بر کودک بگذارد؟
پریسا قیاسی روانشناس کودک به تبیان می گوید: گاهی لازم است که کودکان در جریان مشکلات مالی قرار بگیرند. حتی تربیت و هوش مالی از مسائلی است که این روزها شیوه ها و روش های خاص خودش را دارد، لذا آشنا شدن بچه ها با مفهوم پول، اقتصاد، پس انداز و استفاده صحیح از منابع مالی مورد اهمیت است اما این بدین معنا نیست که ما بچه ها را در جریان مشکلات اقتصادی قرار دهیم. کودکان چون درک درستی از مشکلات مالی ندارند و تنها یک چیز از این؛ مسائل دستگیرشان می شود اینکه اتفاق بدی در حال رخ دادن است که باعث نگرانی خانواده شده، لذا چون کودک درک درستی از موضوع ندارد اغلب با ترس نسبت به آن روبرو می شود و گاهی نمی تواند هیجان منفی خودش را کنترل کند.
وقتی کودکان مشکلات مالی را میشنوند چون قدرت تجزیه و تحلیل مسائل را ندارند دچار تنش، اضطراب و استرس میشوند و در واقع ما از این طریق احساس عدم امنیت را به کودک منتقل میکنیم؛ چرا که کودک تاثیری در بهبود وضعیت اقتصادی ندارد و نمیتواند با صرفه جویی مشکلات مالی خانواده را حل کند و در این وضعیت کودک تنها متضرر میشود.
یکی دیگر از مشکلات مطرح کردن مسائل مالی با کودکان این است که باعث میشود نگاه کودکان مالی شود و در بزرگسالی تنها به ثروت زیاد و جمع آوری پول فکر کنند.
سومین مسئله این است که مطرح کردن مشکلات مالی در حضور کودکان باعث میشود ترس، اضطراب و عدم امنیت کودک در بزرگسالی هم ادامه پیدا کند و فرد همیشه یک احساس عدم امنیت برای از دست دادن شغل، سرمایه و... داشته باشد اما آنچه در اینجا اهمیت دارد این است که والدین در هنگام مواجهه با مشکلات مالی باید چگونه برخورد کنند؟ و آیا در هنگام مواجهه با مشکلات مالی باید کودکان را از مادیات محروم کرد؟
آذر دخت داوری مشاور و روانشناس بالینی در پاسخ به این سوال به تبیان می گوید: محروم کردن کودکان از مادیات باعث ایجاد ناامنی در کودک میشود لذا والدین باید در حد وسعشان به کودک اجازه دهند که از مواهب و امکانات مالی که موجود است ،استفاده کند.
نگرانی والدین قابلدرک است. داشتن یک زندگی مرفه و برآوردن نیازهای کودک به توان مالی وابسته است. کار خوب پیدا نمیکنید، حقوقتان کفاف زندگی را نمیدهد، از پسکرایه خانهبر نمیآید، نگران تحصیل و آینده فرزندتان هستید، هزینه سفر ندارید و هزار و یک مشکل دیگر دارید اما همه اینها به کودکتان ربطی ندارد.
اینکه مداوم از نداشته هایتان گلایه کنید چیزی درست نمیشود؛ باور کنید کودکتان نمیتواند شما را تسکین دهد و اگر او یک بسته کمتر لواشک و آدامس بخورد مشکلات شما حل نمیشود بنابراین او را درگیر موضوعاتی نکنید که نهتنها فهم و درکی از آنها ندارد بلکه آنان را دچار نوعی تنش میکند لذا بهجای مطرح کردن مشکلات مالی و ایجاد محدودیت مالی برای کودکتان سعی کنید مدیریت خرج کردن را به او یاد دهید. به آنها بگویید که مبلغ و مقدار پول مهم نیست بلکه نحوه خرج کردن مهم است و هرکسی با توجه به توان مالی خودش بودجهای را در اختیار فرزندش قرار میدهد، لذا بهجای آنکه کودکتان را از فقر، بیکاری، گرانی و آینده بترسانید به او اهمیت و جایگاه پول در زندگی و مدیریت آن را آموزش دهید.
آیا اقتصاد تعیین کننده غم و شادی مردم است؟
میانسال هایی که اسباب بازی "اسباببازیها" شده اند
استفاده از تلفن همراه؛ شرطی یا آگاهانه؟

هر چقدر اسباب بازی ها مدرن تر و پیچیده تر می شوند بیشتر ما را به کنترل خود درمی آورند. اگر قبلا اعتیاد به ابزارهای مدرن در حد بازی های رایانه ای بود و بیشتر نوجوان ها، جوان ها و کودکان را بخود درگیر می کرد، حال این اعتیاد صورتی تازه به خود گرفته و اکثر گروه های سنی به ویژه میانسالان را که قشر فعال جامعه هستند درگیر خود کرده است. اگر میانسال ها نتوانند زمان را مدیریت کنند خسارت های فراوانی متوجه خانه ها خواهد بود. میانسال ها در متن مدیریت بسیاری از کلیدی ترین روابط از جمله رابطه همسران و رابطه با فرزندان هستند و اگر این روابط تحت الشعاع اعتیاد به یک اسباب بازی جدید و نوظهور به نام گوشی های تلفن همراه هوشمند قرار گیرد در آن صورت خانه های ما آسیب پذیرتر از گذشته می شوند.
ابزار زدگی هایی که خانه ها را تهدید می کند
هر چقدر که پیشرفت کرده ایم ابزارزدگی در زندگی ما تشدید شده است. خودرو یک ابزار است، ساخته شده است که ما را به مسیر و مقصدمان برساند اما اگر به شکل بیمارگونه به خودرو وابسته شویم در آن صورت از حالت ابزار یا وسیله خارج خواهد شد. آنگاه دائما نگران دزدیده شدن آن هستیم. مثل یک کودک که آن قدر وابسته به کفش های نو خود است که شب ها در رختخواب می خواهد کفش هایش را با خودش بخواباند. برخی از ما امروز ابزارزده هستیم و در این میان یکی از مهم ترین مصداق ها و مظاهر ابزارزدگی را می توان در وابستگی اعتیادگونه به تلفن همراه و شبکه های اجتماعی دانست. آیا امروز بسیاری از ما زیر جلد و پوست همان کودکی نرفته ایم که کفش های نو خود را به رختخواب می برد؟ غیر از این است که اسباب بازی مدرن خود یعنی تلفن همراه را به رختخواب می بریم و تا پاسی از شب در شبکه های احتماعی می چرخیم؟
لمس های شرطی شده شبکه های اجتماعی
اگر به عنوان یک میانسال که مسئولیت مهم پدری و مادری را برعهده دارید می خواهید میزان وابستگی تان به تلفن همراه را محاسبه کنید، نگاه کنید به این که در طول روز چند بار صفحه نمایشگر تلفن همراه را لمس کرده اید و چه میزان از این لمس ها آگاهانه و نه شرطی شده بوده است. ده بار؟ بیست بار؟ پنجاه بار؟ صدها بار؟ آیا این من هستم که لمس تلفن همراه خود را انتخاب می کنم یا نه ذهن من عملا در فضای شرطی شدگی و عادت مخرب قرار گرفته است و بی اختیار وقت و بی وقت سراغ تلفن همراه خود می روم؟
فهمیدن این شرطی شدگی یا انتخاب آگاهانه مراجعه به تلفن همراه کار دشواری نیست. هر کدام از ما اگر صادق باشیم و برای چند روز رابطه مان با تلفن همراه و حضور در شبکه های اجتماعی را زیر نظر بگیریم متوجه خواهیم شد لمس صفحه نمایشگر تلفن همراه از سر انتخاب بوده است یا شرطی شدگی؟ بنابراین اگر من تقریبا به صورت شبانه روزی آنلاین هستم یک جایی از کار باید از خود بپرسم واقعا کجا می روم و چه حفره های روانی را با تلفن همراه پر می کنم؟ در واقع جنبه مثبت قضیه این است که اگر من آگاه باشم به اینکه رابطه من با تلفن همراهم چگونه است مواجهه من با این ابزار بسیاری از حفره های درونی مرا به من نشان خواهد داد؛ مثل کسی که از سر بی حوصلگی و ملال درونی مداوم در یخچال را باز و بسته می کند اما اگر همین فرد خود را زیر نظر بگیرد به رابطه شرطی شده اش با آن ابزار –یخچال – ملال، افسردگی و حفره درونی اش پی خواهد برد.
تناقض های عملکرد ما در دنیای مجازی و واقعی
ما گاهی از شدت اعتیاد به حضور در شبکه های اجتماعی متوجه نیستیم که تا چه اندازه عملکرد ما در فضای مجازی و فضاهای واقعی متناقض است. مثلا بارها و بارها در شبکه های اجتماعی متن هایی درباره حقوق انسان ها، حقوق کودکان یا روابط زوج ها را باز ارسال می کنیم اما نسبت به ما به ازاهای بیرونی آن در روابط واقعی مان بی اعتنا می مانیم. فرض کنید شما متنی را درباره اهمیت دادن به تربیت کودک و ظرایف تربیت او در یک شبکه اجتماعی ارسال می کنید همان لحظه کودک شما خواستار آن است که با او بازی کنید اما توجهی به خواست کودک ندارید، بدون آنکه به چند لحظه پیش نگاه کنید که متنی را در راستای ارتباط و تربیت کودک لایک یا ارسال کرده اید.
نشانه های تعیین کننده را ردیابی کنید
اگر می خواهید خانه تان را از اعتیاد به شبکه های اجتماعی مصون نگه دارید و اجازه ندهید روابط زوج ها با والدین یا فرزندان خود تحت تاثیر این اعتیاد قرار گیرد با خود صادق باشید و به عنوان تماشاگر رفتار خود زیر نظر بگیرید که چه عاملی در چک کردن مداوم شبکه های اجتماعی در شما تعیین کننده است. این عامل نشانه های درست را به شما نشان خواهد داد.
چند روش برای مقابله با بیحالی مزمن
چطور از خستگی دائمی خلاص شویم؟

در مطلب قبل به بیان دلایل موثر بر ایجاد بیحالی و خستگی مزمن پرداختیم. در این مطلب 12 روش برخورد با بیحالی مزمن را معرفی خواهیم کرد که میتوان با استفاده از آنها احساس سرحالی بیشتری را تجربه کرد.
1- حقیقت مسئله را بیابیم
شاید برخی افراد بتوانند خستگی و بیحالی تمام مدت را نادیده بگیرند که باید بگوییم این مسئله در درازمدت هیچ کمکی به بهبود اوضاع نخواهد کرد.
بهترین گزینه برای نابودی این بیحالی، باید شناسایی دلایل و حقایق پشت ماجراست. به بیان بهتر باید دلایلی که باعث افت انرژی و خستگی ما شده را بیابیم. بنابراین زمانی که بهطور صادقانه فعالیتهای خود را که باعث کاهش انرژی میشوند و مرتبا ایجاد خستگی و بیحالی میکنند را شناسایی کردیم و پذیرفتیم، میتوانیم برای خود برنامه و تعهداتی برای توقف این کارها ایجاد کنیم.
درواقع چیزی که برای شکست خستگی و بیحالی مزمن نیاز داریم موجود است اما این اتفاق تا زمانی که حقیقت را نیافته و یا نپذیرفتهایم رخ نخواهد داد. بهبیاندیگر اولین چیزی که باید برای خلاص شدن از خستگی و بیحالی دائمی نیاز داریم، تغییر خودمان است.
اولین قدم برای این امر شناختن علائم و نشانهها است. زمانی که احساس میکنید دچار استرس شدهاید، بیشازحد خسته شدهاید و یا آن کارایی معمولی همیشگی را ندارید و سطح انرژیتان آن حالت طبیعی را ندارد باید موارد زیر را بررسی کنید و به آنها پاسخ دهید:
-- چه احساسی داریم و حالات ما چگونه است؟
-- این اتفاق چه زمانی از روز رخ میدهد؟
-- چه اتفاق یا اتفاقهایی میتوانند در احساس خستگی و بیحالی ما موثر بوده باشند؟
-- عکسالعمل و واکنش بدن و ذهن ما چگونه است و چه تغییری کرده است؟
پاسخ به این سوالات میتواند به شناسایی، تحلیل و بررسی، فهم و سپس از بین بردن عوامل این خستگی کمک بسیار موثری داشته باشد.
2- تعهدات خود را کاهش دهیم
هنگامیکه یک فرد وظایف و تعهدات شخصی و حرفهای بسیار زیادی را بر دوش بکشد و بخواهد به همهی آنها بهتنهایی رسیدگی کند، اصطلاحا به "کشیدگی بیشازحد" دچار میشود که این کشیدگی بیشازحد درنهایت به خستگی و بیحالی مزمن ختم خواهد شد. منظور از کشیدگی بیشازحد این است که بهطور مثال فردی فعالیتهای بسیار متعددی را در طول یک روز انجام میدهد که باعث میشود حضور ذهنی و فیزیکی این فرد در جاهای مختلفی وجود داشته باشد و اصطلاحا به اینسو و آنسو کشیده شود.
آیا میدانستید چرت زدن میتواند قدرت یادگیری و حافظه را بهبود بخشد و سطح انرژی را افزایش دهد؟
اگر به انجام چیزهایی که انجام آنها را دوست نداریم، تعهد داشته باشیم، این اتفاق باعث تحریکپذیری و کاهش تعامل عاطفی میشود. گفتنی است انباشته شدن این فعالیتها در طول روز و هفته به افزایش استرس منجر میشود.
وقتی این تعهدات deadline (مهلت انجام) داشته باشند، ممکن است فرد تلاش بسیار زیاد و بیشازحدی را در یک زمان کوتاه بخواهد انجام دهد. این اتفاق منجر به افزایش استرس میشود و میتواند بر توانایی تصمیمگیری فرد تاثیر بگذارد. زمان آن رسیده که در مورد توانایی انجام کار خود به واقعبینی برسیم. بنابراین میتوان تعهدات خود را کاهش داد یا برای انجام آنها، زمان بیشتری برای خود در نظر گرفت.
3- اولویتهای خود را مشخص کنیم
اگر کار کردن روی "لیست کارهایی که باید انجام دهید" و یا اهداف روزانه خود خیلی سنگین به نظر میآید، باید به اولویتدار کردن مهمترین کارهایی که باید انجام دهیم، بپردازیم و آنها را در حد توان خود کاهش دهیم.
سعی کنید هر روز 3 کار را در اولویت کاری خود قرار دهید. زمانی که این 3 کار را به اتمام رساندید، با افزایش انرژی، رضایت و اعتمادبهنفس مواجه خواهید شد. اگر در تلاش برای پیگیری کارهای زیادی هستید و میخواهید یک فرد Multi-Tasking (چند وظیفهای) باشید، باید بدانید که انرژی شما رو به تحلیل خواهد رفت و دیگر آن تمرکز و کارایی لازم را نخواهید داشت.
گفتنی است کارها و وظایف ناتمام میتواند باعث بروز خود-بحرانی و احساس گناه شود که در نهایت علاوه بر فقدان کارایی منجر به تقلیل انرژی نیز میشود. بنابراین سعی کنید یک لیست 3تایی از مهمترین کارهایی که فردا باید انجام دهید را قبل از رفتن به خواب آماده کنید. این کار باعث رهایی از تعهدات اضافی فرد میشود و همچنین انگیزه و هیجان فرد برای اتفاقات و نتایج فردا را افزایش خواهد داد.
4- ابراز قدردانی بیشتر
قدرشناسی و اعتمادبهنفس به شدت به هم مرتبط هستند. درواقع متشکر بودن برای چیزهایی که داریم و چیزهایی که به دست میآوریم، اعتمادبهنفس را افزایش میدهد و باعث میشود فردی خوشبینتر باشیم.
این کار میتواند حس "خوب بودن" را در ما افزایش و بهبود بخشد که حس لذت و اشتیاق را در پی دارد. بنابراین سعی کنید از روشهای "افزایش قدردانی از خود" استفاده کنید و یا اینکه هر روز 3 چیزی که باعث قدردانی از خودتان میشود را برای خود بنویسید و یادآوری کنید.
5- روی خودمان تمرکز کنیم
خستگی بیشازحد و بیحالی میتواند ناشی از "تمرکز کردن بر روی نیازهای سایرین به جای تمرکز بر نیازها و خواستههای خود در تمام مدت" باشد. همه ما میدانیم که در زندگی ما تعهدات کاری، تعهدات خانوادگی، تعهدات اجتماعی و بسیاری از تعهدات و وظایف دیگری وجود دارند. افرادی که بیشازحد خود را وقف دیگران میکنند درواقع نیت و هدف بسیار خوبی دارند.
ارائه بهترین عملکرد در کار یا بهترین والدین دنیا بودن و به بیان کلی کمک کردن به دیگران بسیار خوب و پسندیده است؛ اما گاهی اوقات ما خودمان را تحتفشار قرار داده و برای کمک به دیگران پا را فراتر از محدودیتهای فیزیکی و ذهنی خود میگذاریم. دوام این رفتار دقیقا همان چیزی است که میتواند باعث تقلیل شدید انرژی شود که منجر به بیحالی مزمن و دائمی خواهد شد. همه ما دوست داریم که خوب باشیم و بهترین خدمات را به دیگران ارائه کنیم، که البته در این بین به یک تعادل نیازمندیم. بنابراین نیاز به زمانی برای بازسازی و بازیابی انرژی خود داریم.
6- زمانی برای استراحت و بازیابی
استراحتی کوتاه، استراحتی چند ساعته، استراحتی یک روزه و شاید هم رفتن به یک تعطیلات. بالاخره یک استراحت برای بازیابی انرژی و توان تمرکز برای ما ضروری است. استراحت کردن و بازیابی به ما جهت دفع خستگیهای ذهنی کمک میکند و شرایط آرامش را فراهم میآورد. توجه داشته باشید که هدف از این کار رها شدن از چالشهای روزانهای است که به خستگی و بیحالی بیشتر منجر میشوند و به هیچ وجه نباید تنبلی و فرار از کار را با این موضوع یکسان دانست.
7- گاهی چُرت بزنیم
اگر خیلی خسته و بیحال هستید و برای 20 دقیقه چرت زدن هم زمان دارید، قطعا از این فرصت استفاده کنید چراکه این کار میتواند تاثیر بسزایی در کارایی افراد در روز داشته باشد. جالب است بدانید که چرت زدن میتواند قدرت یادگیری و حافظه را بهبود بخشد و سطح انرژی را افزایش دهد.
8- بیشتر تمرینات ورزشی و فعالیت بدنی داشته باشیم
بهسادگی میتوان با اضافه کردن چند فعالیت فیزیکی به روز خود، تغییرات بزرگی در زندگی ایجاد کرد. این کار باعث افزایش میزان انرژی، احساس بهتر نسبت به خود و دوری از بیحالی و خستگی دائمی میشود.
پیادهروی، دویدن، شنا کردن، به باشگاه ورزشی رفتن یا هر نوع فعالیت فیزیکی اینچنینی که بتوان در زندگی روزانه گنجانید موثر خواهد بود.
9- کیفیت خواب خود را افزایش دهیم
برای دوری از بیحالی و خستگی مزمن، داشتن خواب باکیفیت کافی بسیار مهم است. بدن ما به خواب برای بازیابی انرژی نیاز دارد. بنابراین داشتن مقدار کافی خواب در شبانهروز میتواند سلامتی را بهبود بخشد، استرس را کاهش دهد و همچنین حافظه و تواناییهای یادگیری را افزایش دهد.
در مطالب "6 درمان طبیعی بیخوابی"، "5 مرحله خواب را بشناسید تا بهتر بخوابید" و "چرا در نیمههای شب از خواب میپریم؟"میتوانید مطالب مفیدی در این رابطه بیاموزید.
10- رژیم غذایی خود را بهبود بخشیم
وعدههای غذایی سنگین و یا چرب میتوانند باعث تنبلی و خستگی شوند. البته برخی رژیمهای غذایی و استراتژیها نیز آثار متفاوتی در بدن را ایجاد میکنند. شاید برخی در زندگی خود به دنبال مصرف خوراکیهای شیرین و با قند زیاد باشند که از این طریق انرژی زیادی دریافت کنند. متاسفانه باید بگوییم این افراد در اشتباه هستند چراکه افزایش سریع سطح انرژی در بدن، محو شدن سریع انرژی را نیز بهدنبال خواهد داشت.
از سویی دیگر، دانههای کامل و چربیهای سالم غیراشباع میتوانند ذخایر انرژی را برای استفاده در تمام طول روز پشتیبانی کنند. بنابراین برای بالا نگه داشتن سطح انرژی، خوب است که مصرف شکر تصفیهشده و نشاسته را محدود کنیم.
خوردن وعدههای غذایی کوچک و سالم هر چند ساعت یکبار در طول روز یک ذخیره ثابت از مواد مغذی موردنیاز بدن و مغز را فراهم میکند. نکته مهم دیگر این است که هرگز از خوردن صبحانه غافل نشوید. داشتن یک رژیم غذایی متعادل به حفظ قند خون در حدود طبیعی کمک میکند و از احساس خستگی و تنبلی در حین کاهش قند خون جلوگیری میکند.
11- مدیریت استرس
استرس یکی از مواردی است که منجر به خستگی و بیحالی مزمن میشود و همچنین میتواند آثار جدی بر سلامت انسان داشته باشد. بنابراین زمانی که فردی دچار استرس در محل کار، محل زندگی و یا هر جای دیگر میشود، احساس خستگی و بیحالی در وی بسیار طبیعی و محتمل است.
شناخت عوامل استرسزا و سپس مقابله با آن عوامل باید در اولویت ما باشد. اینجا میتوانید "3 کار برای کاهش استرس" روزانه را ببینید.
12- هیدراته باشیم
شاید برخی از روزها به قدری مشغله داشته باشیم که فراموش کنیم به بدن خود به میزان کافی آبرسانی کنیم. گفتنی است حدودا 60 درصد از وزن بدن ما از آب تشکیلشده است که برای حفظ عملکرد صحیح بدن بسیار ضروری است.
بنابراین اگر به بدن آبرسانی کافی صورت نگیرد، آثار ناخوشایندی بر عملکرد ذهنی و فیزیکی خواهد داشت که میتواند منجر به بیحالی و خستگی دائمی شود. میزان توصیهشده روزانه چیزی در حدود 2 لیتر آب در روز است. خوب است همیشه یک بطری آب همراه خود داشته باشید و بدن را در حالت هیدراته نگه دارید.
در پایان
این 12 راهکار میتوانند باعث کاهش احساس خستگی و بیحالی مزمن شوند. اثرگذاری این روشها در افراد مختلف ممکن است متفاوت باشد چراکه انسانها و شرایط زندگی آنها باهم متفاوت است. بنابراین ممکن است یکی از این روشها در یک فرد موثرتر باشد و در فردی دیگر، روشی دیگر، اثر بهتری داشته باشد.
فایل الکترونیکی عصر ظهور
کتاب عصر ظهور
تالیف حجت الاسلام علی کورانی
لطفا جهت دانلود کتاب به فایل پیوست مراجعه شود.
عِطر مسیحا (ویژه نامه سال روز ولادت حضرت عیسی علیه السلام)
عِطر مسیحا (ویژه نامه سال روز ولادت حضرت عیسی علیه السلام)
با کلیک کردن بر روی هر مطلب فرعی از لیست موضوعات ویژه نامه در ذیل، به مقاله مرتبط مطلب جهت مطالعه دسترسی خواهید یافت.
برگی از دفتر زندگانی حضرت عیسی علیه السلام
حضرت عیسی بن مریم(ع)، پیامبر بزرگ الهی، در روز ۲۵ دسامبر سال اول میلادی یعنی ۶۲۲ سال قبل از هجرت پیامبر بزرگ اسلام(ص)، در بیت لحم واقع در سرزمین فلسطین به دنیا آمد؛ امّا با این حال تاریخ تولد حضرت عیسی(ع) دقیق نبوده و در این زمینه اختلاف نظر وجود دارد. در این ایام مسیحیان جهان؛ به دلیل آغاز سال نو میلادی و سال روز میلاد حضرت عیسی علیه السلام؛ در جشن و سرور و شادی به سر می برند. حضرت عیسی علیه السلام چهارمین پیامبر اولوالعزم است. پیامبری که علاوه بر موعظه کردن، بیماران را شفا می داد و ارواح خبیث را از روان جن زدگان بیرون می راند؛ یاور مستضعفان و محرومان اجتماعی بود، به زنان و کودکان بسیار احسان می کرد و با سختگیری های برخی از فریسیان و تندروی های انقلابی متعصبان مخالف بود.
حضرت عیسی(ع) پیامبر صلح و مهربانی
قرآن و انجیل کدام یک عیسی را مقدس می دانند
آشنایی با آئین مسیحیت
ادیان الهی مدافع توحید هستند. مسیحیت هم یکی از ادیان توحیدی است اما وقتی مسیحیت را یکی از سه دین ابراهیمی می دانیم. ادیان مسیحیت، یهودیت و اسلام ادیان ابراهیمی هستند. ادیان ابراهیمی توحید را بیان می کنند.
اگر مسیحیت امروز به تثلیث معتقد است، به نظر می رسد در یک مقطع تاریخی این موضوع از مسیر اصلی خود منحرف شده؛ البته مسیحیان مدعی هستند برداشت آن ها از تثلیث با توحید سازگاری دارد.
قرآن کریم تفسیر مسیحیان از تثلیث را به شدت رد می کند. باید متوجه این نکته بود که نوع گفتمان مسیحیت از تثلیث، گزاره ای عقل ستیز است؛ چراکه گزاره های دینی یا عقل پذیرند و مشکلی ندارند و یا عقل گریزند که عقل به توجیه و تعدیل آن ها پرداخته و مشکل را حل می کند، پس برخی گزینه ها عقل ستیز هستند و اعتقاد به تثلیث نیز از گزاره های عقل ستیز است. اینکه عدد سه مساوی با عدد یک شود، با نوع نگاه و تفسیری که مسیحیان دارند، یک گزاره عقل ستیز است. لذا بعد از همه تلاش هایی که مسیحیت برای دفاع از این اعتقاد ارائه می دهد می گوید: اعتقاد به تثلیث یک راز است.
تفاوت های علم کلام مسیحیت با تشیع
دو رؤیای سرنوشت ساز در تحریف مسیحیت
آیا تثلیث در آیین هندو است یا مسیحیت؟
مسیح شفیع نزد خداوند، نه خونبهای گنهکاران
کتاب مقدس
انجیل کلمه ای یونانی به معنی مژده است و مسیحیان از این جهت آن را مژده می دانند که به اعتقاد آن ها، حضرت عیسی(ع) خود را فدای مردم کرد تا همه مردم را از آتش دوزخ بخرد و این کتب اناجیل آن ها، مژده بهشت است. نام این کتاب دوازده بار در قرآن مجید ذکر شده است. قرآن انجیل را کتاب خدا می داند، ولی آن انجیلی را کتاب آسمانی می خواند که مشتمل بر احکام و تکالیف بشر باشد؛ زندگی او را تنظیم کند و سر و سامان بخشد؛ چنان که شأن ادیان الهی است. انجیل های کنونی نزد مسیحیان، چهار انجیل است: انجیل مَرقُس که از همه اناجیل قدیمی تر است و به احتمال قوی در شهر انطاکیه در حدود سال های 65-70 میلادی به رشته تحریر درآمده است. انجیل متی و لوقا پس از مَرقُس و انجیل یوحنّا شصت سال پس از مسیح یعنی سال 93 میلادی نوشته شده است. لازم به ذکر است که مسیحیان در کنار این چهار انجیل، به مجموعه ای دیگر از مکتوبات و رسالات اعتقاد دارند که به مجموعه آن ها عهد جدید اطلاق می شود. آنچه که برای هدایت انسان ها توسط حضرت عیسی(ع) آورده شده، از دسترس ما خارج است و آنچه که به نام اناجیل در کتاب مقدس دیده می شود، محصول تلاش مسیحیان و رسولان دوره اول مسیحیت می باشد.(تفسیر نمونه، ج2، ص421، به نقل از نامه جامعه، شماره 60)
منظور قرآن از تورات و انجیل کدام است؟
نظری کوتاه به داستان مسیح و انجیل
بشارت مسیح علیه السلام
حضرت مسیح بشارت به آمدن «فارقلیط» داد. این واژه یونانی و در اصل «پرکلیتوس» است (به کسر پ و ر) چون معرب شد «فارقلیط» شد. پرکلیتوس کسی است که نام او بر سر زبان ها باشد و همه کس او را ستایش کنند، و معنای «احمد» همین است. حتی معنای تفضیلی که در «احمد» (یعنی ستوده تر) است و در «محمد» نیست، از کلمه «پرکلیتوس» یونانی نیز فهمیده می شود. مسیحیان امروز به جای این کلمه در ترجمه های انجیل «تسلی دهنده» می آورند و خوانندگان هر جا این کلمه را دیدند بدانند در اصل انجیل به جای آن کلمه «فارقلیط» است و به عقیده مسیحیان کلمه «پرکلیتوس» (به فتح پ و ر) است. گفته اند اگر به کسر این دو حرف بود به معنای «احمد» بود چون به فتح است به معنای تسلی دهنده است.
«تسلی بخش» کیست یا چیست؟ کشیشان و شارحان انجیل بر این باورند که این تسلّی بخش همان موجود پاک آسمانی است که روح القدس نامیده می شود، اوست که مسیحیان را آموزش می دهد، ایمانشان را تقویت می کند و در برابر شیطان از آنان دفاع خواهد کرد! ولی دو پرسش باقی می ماند: اول آنکه مسیح از خداوند خواسته که «تسلّی بخش دیگری» به مردم بدهد، بنابراین تسلّی بخش آینده باید کسی مانند مسیح باشد! دوم آنکه آمدن تسلّی بخش پس از رفتن مسیح است، در حالی که روح القدس از ابتدای پیامبری بر مسیح فرستاده شد. بلکه با هر کسی که به مسیح ایمان می آورد، همراه می شد! و پیش از تولد مسیح، برمادرش مریم فرستاده شد! پس تسلّی بخش روح القدس نیست! کسی مانند مسیح است که پس از رفتن او می آید، همچون مسیح، مردم را آموزش می دهد و گفته های مسیح را به یادشان می آورد!
قرآن کریم و بشارت های پیامبران
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در عهدین
بازخوانی بشارت های انبیاء (ع)به ظهور و بعثت پیامبر آخرالزمان (ص)
سیمای محمد (ص) در تورات و انجیل
مسیح علیه السلام در قرآن
قرآن مجید با صراحت دامان حضرت مسیح(ع) را از هر گونه ادّعای ناروا در زمینه الوهیت پاک می شمرد و با صراحت می گوید:
«وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُوني وَ أُمِّيَ إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ ما في نَفْسي وَ لا أَعْلَمُ ما في نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ*ما قُلْتُ لَهُمْ إِلاَّ ما أَمَرْتَني بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ وَ كُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهيداً ما دُمْتُ فيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَني كُنْتَ أَنْتَ الرَّقيبَ عَلَيْهِمْ وَ أَنْتَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهيدٌ»
به خاطر بیاور هنگامی را که خداوند (در روز قیامت) به عیسی بن مریم(ع) می گوید آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را معبود قرار دهید،عیسی(ع) می گوید:خداوندا منزهی،من هرگزحق ندارم آنچه شایسته من نیست بگویم اگر چنین گفته بودم تو می دانستی، آنچه را در دل من است میدانی و من آنچه در ذات تو است نمی دانم و تو دانای اسرار پنهانی ـ من به آنها چیزی نگفتم جز آنچه به من امر فرمودی که (تنها) خدا را بپرستید که پروردگار من و شما است و تا زمانی که من در میان آنها بودم گواه ایشان بودم (تا از سیر توحید به سوی شرک منحرف نشوند)اما هنگامی که مرا بازگرفتی تو مراقب آنان بودی و تو بر هر چیزی گواهی.(مائده/117 ـ 116)
تولد مسیح «علیه السلام» در قرآن و انجیل
تقدیس حضرت مسیح(ع) از عقاید خرافی
داستان حضرت عیسی (مقایسه قرآن با تورات و انجیل)
داستانهایی از مسیح علیه السلام
عیسی علیه السلام به حواریین گفت: «من خواهش و حاجتی دارم، اگر قول می دهید آن را برآورید بگویم.» حواریین گفتند: «هر چه امر کنی اطاعت می کنیم.»
عیسی از جا حرکت کرد و پاهای یکایک آنها را شست. حواریین در خود احساس ناراحتی می کردند، ولی چون قول داده بودند خواهش عیسی را بپذیرند تسلیم شدند و عیسی پای همه را شست. همینکه کار به انجام رسید، حواریین گفتند: «تو معلم ما هستی، شایسته این بود که ما پای تو را می شستیم نه تو پای ما را.»
عیسی فرمود: «این کار را کردم برای اینکه به شما بفهمانم که از همه مردم سزاوارتر به اینکه خدمت مردم را به عهده بگیرد «عالم» است. این کار را کردم تا تواضع کرده باشم و شما درس تواضع را فرا گیرید و بعد از من که عهده دار تعلیم و ارشاد مردم می شوید راه و روش خود را تواضع و خدمت خلق قرار دهید. اساسا حکمت در زمینه تواضع رشد می کند نه در زمینه تکبر، همان گونه که گیاه در زمین نرم دشت می روید نه در زمین سخت کوهستان.» (وسائل، ج 2/ص 457، به نقل از مجموعه آثار شهید مطهری جلد 18)
سفری با عیسی مسیح (علیه السلام)
عروج مسیح علیه السلام
حضرت عیسی که معتقدیم نزد خدا عروج کرده و زنده است، عروجش به صورت جسمانی بوده است؟ با توجه به آیه 55 سوره آل عمران: «إِذْ قالَ اللَّهُ يا عيسى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَ رافِعُكَ إِلَي» زنده بودن ایشان مورد سؤال است.
نخست باید دانست کلمه «متوفیک» - چنان که ابن فارس در کتاب معجم مقاییس اللغه می نویسد - از فعل وفی یوفی به معنای گرفتن کامل است و در قرآن تنها در مورد مرگ به کار نرفته، به معنای دیگری مانند «گرفتن و حفظ کردن» نیز آمده است که آیه 55 سوره آل عمران نمونه ای از آن است. بنابراین، با توجه به معنای صحیح «متوفیک» و تامل در آیات 157 - 159 سوره نساء، مراد از «انی متوفیک و رافعک الی » آن است که خداوند حضرت عیسی (ع) را از میان مردم بنی اسرائیل گرفت و از دیدگان آنان مخفی ساخت و به جایگاهی رفیع نزد خود بالا برد. از این رو، احتمال زنده بودن ایشان فراوان است و مطابق برخی از روایات، همراه با امام زمان (عج) ظهور خواهد کرد. نظر بسیاری از مفسران، از جمله علامه طباطبایی، در مورد عروج حضرت عیسی (ع) و عبارت «رافعک الی» آن است که چون مکانی برای خداوند متصور نیست، عروج حضرت عیسی (ع) عروجی معنوی و بالا رفتن مقام قرب وی در نزد خدا است نه بالا رفتن فیزیکی به سمت بالا یا آسمان، چنان که مسیحیان بدان معتقدند; و جمله «مطهرک من الذین کفروا» به روشنی بر این سخن دلالت دارد. (پرسمان شهریور 1382، شماره 12)
عروج حضرت عیسی علیه السلام به آسمان
21رمضان؛ عروج عیسی(ع) به آسمان ها
تصلیب یا عروج عیسی(ع)؟ بر اساس منابع اسلامی و مسیحی
موعود و مسیح علیهما السلام
ضرورت همة ادیان الهی ظهور منجی حقیقی در آخرالزمان است و وعده خداوند و پیامبران بزرگ الهی در ظهور آن بزرگوار و برقراری صلح و عدالت در جهان است.
قرآن کریم و روایات اسلامی نیز بر این معنا تأکید و تصریح دارد که صالحان، وارثان زمین خواهند شد.
آری مهدی(عج) دوازدهمین امام از اهل بیت عصمت و طهارت است. خصوصیات آن بزرگوار از لحاظ پدر، مادر، ولادت، نواب خاص و عام، زمان ولادت، کیفیت ولادت، غیبت صغری و کبرای آن بزرگوار، شرایط عصر غیبت و عصر ظهور، و ده ها مسئله دیگر توضیح داده شده است.
در زمان ظهور آن حضرت، مسیح(ع) نزول خواهند کرد و در رکاب آن بزرگوار و پشت سر آن بزرگوار اقامه نماز خواهند نمود و این به مفهوم خاتمیت و خاتم الاوصیاء بودن آن بزرگوار است و در روایت آمده که آن بزرگوار به حضرت مسیح(ع) احترام نموده و مسیح(ع) گوید، کسی را نرسد که بر ائمه اهل البیت(ع) تقدم بجوید و حق تقدم با شماست. کتاب منتخب الاثر 25 حدیث در این رابطه نقل نموده است. و در بحارالانوار از جابر نقل شده که امام عصر(عج) به حضرت عیسی(ع) می گوید: بیایید بر ما امامت کنید.
و حضرت عیسی(ع) می گوید:
بعضی از شما بر بعضی دیگر امارت دارد و این عنایت خداوند نسبت به این امت است.
همه پیامبرانی که قرار است امام مهدی(عج) را یاری دهند
ظهور حضرت مسیح در عصر حضرت مهدی (ع)
اقتدای حضرت عیسی به امام مهدی علیهماالسلام
مصاحبه با آیة الله امامی کاشانی
همگرایی اسلام و مسیحیت
صلوات و سلام خدای بزرگ بر حضرت عیسی بن مریم، روح اللّه و پیامبر عظیم الشأن که مردگان را احیا و خفتگان را بیدار فرمود. صلوات و سلام خدای بزرگ بر مادر عظیم الشأنش، مریم عذرا و صدیقه حورا که با نفخه الهی، چنین فرزند بزرگی را به تشنگان رحمت الهی تسلیم نمود. درود بر روحانیون، احبار و رهبانان که با تعالیم عیسی مسیح، نفس سرکششان را به آرامی دعوت می کنند. درود بر ملت آزاده مسیح که از تعالیم آسمانی عیسی روح الله برخوردارند. (پيام تبريك به مسيحيان جهان به مناسبت ميلاد حضرت عيسى «ع»؛ صحيفه امام، ج5، ص: 272)
من متأسفم كه شما غربيها معنويات را فداى ماديات كرديد و مصالح مادى را بر معنويات مقدم داشتيد. همين امر موجب اين بدبختيهاست. آنچه بشر را مترقى مىكند معنويات است. معنويات مىتواند بشر را سعادتمند كند و آرامش ايجاد كند. ماديات است كه بشر را به جان هم انداخته. من توصيه مىكنم كه شما غربيها به معنويات توجه كنيد. شما مدعى هستيد كه مسيحى هستيد؛ ببينيد سيره حضرت مسيح چه بوده است. سيره حضرت مسيح را روش خود قرار دهيد تا سعادت براى شما حاصل شود. ما مىخواهيم رژيمى ايجاد كنيم كه روش حضرت مسيح در آن مورد توجه است. (مصاحبه با خبرنگار فرانسوى؛ صحيفه امام، ج5، ص: 543)
درآمدی بر گفت و گوی اسلام و مسیحیت
قرآن از منظر مسیحیان به مناسبت 4 دی میلاد حضرت عیسی(ع)
تعامل جهان اسلام و مسیحیت (در گفتگو با حجت الا سلام و المسلمین علی شیخ)
در سایه سار قلم
مسیح(ع) نه نخستین پیام آور خدا بود، و نه آخرین فرستاده آسمان؛ بلکه روحی لطیف در کالبد همه زمان هاست و نامش، بهارِ مهربانی در خزان زندگانی است.
دل هایی که زنگاری نشده اند، از نام او آرامش می یابند و به اطمینان می رسند.
او عصاره افلاک در میان خاکیان بود و جز پیام دوستی و شفقت، سخنی با مردم خود نگفت.
مهربانانه ترین پیام او با جهانیان، بشارت ظهور پیامبری بود که راه او را به مقصد رساند و نام او را از صلیب جهل و کینه، بر عرش سینه ها نشاند.
عیسی(ع) شادترین کلمه خدا با غمگینان خاکی بود و همو این شادی را نذر محمّد(ص) کرد و خود بر آستان او بوسه امتنان زد. (اشارات، شماره 15)
می آیی؛ بر بال های نازک پروانه ها
مسیح علیه السلام در هنر هفتم
با شکل گیری صنعت سینما، فیلم های مختلفی درباره ی حضرت مسیح(ع) ساخته شد، فیلم هایی که هر کدام ذهنیت کارگردان ها را نشان می داد، نه واقعیت را.
در انجیل ها، مسیح به صلیب کشیده می شود، اما به گفته ی قرآن، مسیح به آسمان ها می رود و کسی که به مسیح خیانت کرده و شبیه مسیح بود، به صلیب کشیده می شود.
جالب است بدانید کارگردان برای ساخت فیلم بشارت منجی، تنها از قرآن استفاده نکرده، بلکه از انجیلی به نام انجیل برنابا بهره برده که واقعیت های زمان حضرت مسیح(ع) را نوشته است.
فیلم بشارت منجی، واقعی و با وسواس بسیاری ساخته شده است. فیلم از نگاه برنابا که یکی از حواریون اصلی حضرت مسیح(ع) بوده و انجیل برنابا را نوشته است، روایت می شود.
درباره ی این فیلم چنین نوشته اند: «در روزگاری که کاهنان، رومی ها و حکومت فاسد هیرودس، زمام امور یهودیه (فلسطین) را در دست داشتند، پیامبری با نشانه ی توحید و عرفان ظهور کرد. وی در برابر زور و فساد هیرودس و رومی ها مقاومت کرد، اما تزویر کاهنان مؤثر افتاد و او به خواست خدای خود لبیک گفت و عروج کرد.»
مسیح این بار مصلوب نمی شود: گفت وگویی با نادر طالب زاده، تهیه کننده و کارگردان فیلم بشارت منجی
پاپ و آموزه های مسیحایی در مصائب مسیح(1) (2)
لینکهای مرتبط
کتابخانه: حضرت عیسی علیه السلام
پیشرفت تحصیلی و عوامل موثر بر آن ؟
پیشرفت تحصیلی چیست و عوامل موثر بر آن کدام است؟

در خانواده هایی که والدین از طریق کلام و رفتار به علم دانش آموز و معلم او احترام می گذارند موفقیت تحصیلی در این خانواده ها بیشتر مشاهده می شود. هم چنین در خانواده هایی که والدین با کتاب، روزنامه و مطالعه سروکار دارند علاقمندی فرزند هم به مطالعه و بخصوص درس افزایش می یابد.
آرامش روانی و عاطفی خانواده:
در خانواده هایی که فرزندان احساس امنیت روانی می کنند و پیوسته پدر و مادر را حامی و پشتوانه خود می دانند انرژی های روانی آن ها برای تحصیل و موفقیت صرف می شود.
نوع دوستان دانش آموز و ویژگی های آن ها:
داشتن دوستان صمیمی، نیکوکار، شاداب، سالم و درسخوان زمینه علمی بودن و به مطالب علمی پرداختن را فراهم می کند. ارتباط با دوستان علمی و تلاشگر، جذب گروه علمی شدن و توانایی های خود را نشان دادن باعث می شود رفتارهای علمی هم شکل بگیرد.
آموزش های تقویتی:
والدین باید این اصل تربیتی را بیاموزند که همه دانش آموزان در یک زمان ثابت به یک سطح یادگیری نمی رسند بلکه زمان برای آن ها متفاوت است. گاهی لازم است ساعات درسی افزایش یابد و یا استفاده از معلم کمکی، کتاب راهنما، سی دی های آموزشی و حضور در کلاس های جبرانی بسیار مناسب و مفید خواهد بود.
انجام منظم تکالیف درسی در منزل:
انجام منظم تکالیف، آموخته ها را پایدار میکند. بین دانش آموز و مطالب درسی ارتباط شناختی ایجاد می کند. نظم در انجام کارها و آموزش، مغز را برای یادگیری فعال تر می کند و این دانش آموزان درس ها را خوب یاد گرفته و پیشرفت می کنند.
آشنایی والدین با ویژگی های روانی فرزندان:
در خانواده هایی که والدین با ویژگی های روانی و شخصیتی فرزندان خود آشنایی دارند و آن ها را ارضاء می کنند، تشویق فرزندان و پاداش دهی به موقع، علاقمندی آن ها را برای یادگیری بالا برده و موجب پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می شود.
رفتار معلم و نوع برخورد او در کلاس:
یک تحقیق نشان می دهد 71% دانش آموزان علت پیشرفت تحصیلی خود را “همدلی معلم” با آن ها می دانند. آن ها گفته اند ما در کلاس با این معلم راحت بودیم و این راحتی باعث می شد ما مطالب را راحت تر یاد بگیریم. یک معلم مهربان و صمیمی می تواند حتی خلاء عاطفی و روانی دانش آموزان را که با مشکلات خانواده ارتباط دارد پر کند. تشویق زبانی معلم و پاداش دادن او انرژی های روانی فرد را فعال کرده و روز به روز پیشرفت تحصیلی و تعادل رفتاری دانش آموز بهتر خواهد شد.
مطالب مرتبط:
ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و ضرورت توصیف نتایج
اُفت و پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان
تکلیف شب و پیشرفت تحصیلی
بهترین فاصله بین عقد و عروسی
فواید و معایب طولانی شدن فاصله ی بین عقد و عروسی

توافق خانواده ها بر سر فاصله عقد تا عروسی فرزندانشان به فرهنگ و رسومی که در هر منطقه و قومیت حاکم است، بستگی دارد. این مدت از یک ماه تا سه سال بنا بر آداب و شرایط زوجین و خانواده ها متغیر است. طولانی شدن فاصله عقد تا عروسی از یک سال به دوسال و بیشتر ، صبر عروس و داماد را لبریز و راه را برای اختلافات و انتظارات بین خانواده ها هموار می سازد؛ خانواده دختر توقع دارند بعد گذشت مدتها از این زمان عروسی و خانه ای که برای دخترشان تهیه می کنند کم و کسری نداشته باشد و در مقابل خانواده داماد نیز انتظار دارند در این بازه زمانی پدر عروس جهیزیه سنگینی را خریداری کرده باشد.
شرایط اقتصادی امروز علاوه بر نظرات خانواده ها عاملی برای تعیین حد فاصل بین عقد تا عروسی شده است. نوسانات بازار برای خرید لوازم و برگزاری یک مراسم ساده موجب شده تا حتی جوان هایی که تمایل دارند مدت کوتاهی در عقد بمانند، مجبور به طولانی کردن این زمان شوند. از سوی دیگر خانواده ها عموما با هدف شناخت طرف مقابل و تامین کامل امکانات این فاصله را طولانی می کنند در حالی که زوجین ترجیح می دهند زودتر زندگی مشترک خود را با وجود کم و کسری ها ابتدای زندگی آغاز کنند و مخالفت خانواده ها سدی در برابر عروس و داماد می شود. اما اینکه چه فاصله ای بین عقد تا عروسی مناسب است تا زوجین و خانواده ها با یکدیگر در روابط دچار مشکل نشوند، موضوع بحثی است که ما در ادامه به آن خواهیم پرداخت.
فاصله ی 6 تا 12 ماه
دکتر مرضیه مشتاقی، عضو انستیتو روانکاوی ایران معتقد است: بهترین فاصله ی بین عقد و عروسی 6 تا 12 ماه است. او از دوران عقد به عنوان دوران شناخت یاد می کند که البته این شناخت با محدودیت بیشتری در دوره نامزی نیز قابل کسب است.
وی می گوید: فاصله 6 تا 12 ماه از زمان آشنایی شروع می شود و در واقع برای شناخت قبل از عقد 4 ماه زمان لازم است چرا که در دو هفته ی اول آشنایی طرفین سعی در جلوه دادن نکات مثبت یکدیگر دارند و تلاش می کنند خود را به خوبی جلوه دهند اما بعد از گذشت چهار ماه تا حدی افراد خود واقعیشان را نشان می دهند.
فاصله 9 تا 12 ماه
دکتر پرویز رزاقی روانشناس بهترین فاصله ی عقد تا عروسی را 9 تا 12 ماه می داند و می گوید: در مدت 9 ماه، شناخت نسبتا کاملی از طرف مقابل به دست می آید و فاصله ی بیشتر از یک سال بین عقد و عروسی باعث می شود که انگیزه و هیجان دختر و پسر برای تشکیل خانواده کاهش پیدا کند.
فلسفه ی فاصله ی عقد و عروسی چیست؟
در پاسخ به این سوال نطرات متفاوتی وجود دارد؛ محمد شجاعی مشاوره خانواده به فسلفه ی فاصله بین زمان عقد و عروسی اشاره می کند و به تبیان می گوید: از نظر اسلام زندگی زناشویی از زمان خوانده شدن خطبه ی عقد آغاز می شود اما دوران عقد را می توان بهترین فرصت شناخت دانست. در واقع اولین و مهمترین فایده ی فاصله ی عقد و عروسی شناخت طرفین از یکدیگر است که در این زمان دختر و پسر می توانند به هنجارها، آداب و رسوم و اخلاق خانواده طرف مقابل پی ببرند. آشنایی و شناخت در دروان عقد به دختر و پسر فرصت می دهد تا آنان خودشان را برای زندگی آینده آماده کنند و به تفاهم با یکدیگر برسند. همچنین در این مدت دختر و پسر می توانند نقاط قوت و ضعف یکدیگر را بشناسند و به تقویت نقاط ضعف خود بپردازند.
شجاعی ضمن تاکید به اهمیت دوران عقد می گوید: در دوران عقد، دختر و پسر از هر جهت باید خود را برای زندگی آینده آماده کنند چنانچه تجربه ثابت کرده است که خودسازی در دوران عقد بسیار آسانتر از بعد آن است. عروس و داماد فرصت می کنند زندگی مستقلی را چه از نظر تربیتی و چه از نظر اقتصادی پایه ریزی کنند؛ همچنین فنون و شیوه های همسرداری را یاد بگیرند.
همچنین فایده ی دیگری که فاصله ی بین دوران عقد و عروسی می تواند داشته باشد آمادگی روحی و روانی پسر و به خصوص دختر برای ورود به زندگی مشترک است؛ چرا که معمولا دختر ها به دلیل انس به خانواده اگر قرار باشد در فاصله ی کوتاهی به خانه ی بخت بروند ممکن است آمادگی لازم برای مواجهه شدن با شرایط جدید را نداشته باشند و دچار مشکلات روحی و روانی شوند لذا دوران عقد می تواند این آمادگی را ایجاد کند.
شجاعی به افزایش انس و محبت بین زن و شوهر در دوران عقد اشاره می کند و می گوید: دوران عقد فرصت خوبی است تا محبت بین زن و شوهر بیشتر شود و باعث شود تا آنان با اخلاق و روحیات یکدیگر بیشتر آشنا شوند و با یکدیگر انس بگیرند.
شجاعی مشاوره خانواده ضمن اشاره به فواید فاصله ی دوران عقد و عروسی از طولانی شدن این دوران به عنوان معایب آن یاد می کند:
کم نیستند دختران و پسرانی که نتوانستند دوران عقدشان را به آخر برسانند و به دلیل دخالت و فتنه انگیزی های دیگران زندگیشان نابود شده است. لذا دختر و پسرها باید مراقب باشند که ضمن احترام به بزرگترها زندگیشان را حفظ کنند و با گذشت و صبوری این دوران را بدون آفت سپری کنند.
فراز و نشیب ها معمولا تا عروسی و حتی بعد از عروسی وجود دارد و ممکن است خانواده ها به دلیل هیجانات حرف هایی بزنند که ناخواسته باشد و باعث دلخوری و کدورت شود اما طرفین باید گذشت کنند و آینده ی دختر و پسر را در نظر بگیرند. در بهترین خانواده ها هم اختلاف سلیقه وجود دارد لذا با تعقل باید این دوران را سپری کرد.
یکی از مشکلات اساسی در دوران عقد بیان وقایع و اتفاقات گذشته برای طرف مقابل است. باید به گونه ای به بیان دوران گذشته پرداخت که تنها نکات مثبت ذکر شود؛ چه لزومی دارد که اگر قبلا به کسی علاقه مند بودید یا قبلا اخلاق خاصی داشتید را برای شریک زندگیتان توضیح دهید؟!؛ مهم این است که در حال حاضر نه اخلاق خاصی دارید و نه فرد دیگری را جز همسرتان دوست دارید لذا از دوان عقد می توان به عنوان دوران شناخت، درس گرفتن، کسب تجربه و شیرین کردن زندگی آینده استفاده کرد و از تلخی های آن با شیرینی گذشت.
افزایش آمار فقیران نامرئی
در حاشیه یک تحقیق جدید مطرح شد:

کاربران چینی "آیفون" در مقایسه با کاربران "هوآوی" در این کشور، سطح تحصیلات پایینتر و درآمد کمتری دارند. این نتیجه یک تحقیق در این کشور است که توسط آژانس موبدیتا (MobData) انجام شده و نشان میدهد کاربران آیفون در دستهی افرادی تجت عنوان "فقیران نامرئی" قرار دارند و بیشتر آنها را زنان مجرد ۱۸ تا ۳۴ ساله که تحصیلات دبیرستانی و درآمد کمی دارند، تشکیل میدهند.
اما همین تحقیق، درباره کاربران محصولات ارتباطی "هوآوی" نتیجهی متفاوتی داشته است. اکثرا کاربران هوآوی، مردان متاهل بین ۲۵ تا ۳۴ سالهای هستند که تحصیلات دانشگاهی و درآمد خوبی دارند. بر اساس این تحقیق دارندگان هوآوی، خانه و خودروی شخصی دارند، درحالی که کاربران اپل ساکن خانههای اجارهای گزارش شدهاند.(1)
باید اذعان داشت که این آمار در کشور ما زیاد هم ناملموس نیست! در اطراف ما نیز داشتن آیفون برای برخی از افراد یک پرستیژ اجتماعی محسوب نمیشود. امروزه استفاده از انواع ابزار ارتباطی لوکس این در راستای به دست آوردن جایگاه اجتماعی تعریف میشود. مشاهدات میدانی به راحتی رشد صعودی مصرفگرایی و تجملگرایی را در سبک زندگی نشان میدهد. روندی که در حال تغییر دادن ارزشها و در ادامهی آن ایجاد آسیبهای اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی در خانوادهها و دیگر سطوح جامعه است.
امروزه جامعه ما، در یک دور باطل مبتنی بر "فخرفروشی" و "پُز اجتماعی" مبتنی بر ثروت گرفتار شده است. اگر متغیر مدرک را کنار بگذاریم همچنان تغییر و تنزل در سطح اخلاق و شعور اجتماعی قابل احصا میباشد. قشر کم درآمد برای پیدا کردن جایگاه اجتماعی بالاتر، خود را شبیه قشر پردرآمدی میکند که سعی دارد با ثروت خود برتریجویی و فخرفروشی کند! سبک رفتاری که متاسفانه فرهنگ اشتباهی را برای تعیین جایگاه و پرستیژ اجتماعی در جامعه شکل داده است.
جهالت مدرن تفاخر به مال را ارزش محسوب میکند و فقر را در میزان بهرهمندی از ثروت تعریف میکند در حالی که باید پرسید سیر خوابیدن در صورت داشتن همسایه یا اطرافیان گرسنه و دردمند، نقض قانون با ماشینهای لوکس و تجملگرایی با ریاضت اقتصادی چه معنی میدهد؟
اما این مسئله چه ربطی به فقر دارد؟ اصولا فرهنگ فقر در جوامع بگونه ای دیگری تعریف میشود. جواب اینجا است که ما در جامعه با آسیبی خطرناکتر از فرهنگ فقر روبرو هستیم، موردی که به مشکلات اقتصادی و آسیبهای ناشی از آن دامن میزند: "فقر فرهنگی".(2)
انسانها در صورت تربیت مناسب با رعایت اخلاق فردی و اجتماعی و حقوق دیگران بعنوان عنصری موثر در جامعه حضور یافته و به پیشرفت آن کمک میکنند اما فقر فرهنگی باعث میشود عدهای حضور مثبتی در جامعه نداشته و ضمن پریشانی خود حقوق افراد دیگر و اخلاق اجتماعی را نقض و فرهنگ جامعه را نیز مسموم کنند.
آنچه بیش از گذشته دامن جامعه را گرفته است دنیاطلبی، حرص و طمع است. امروز شاهد هستیم که قناعت و استغنا بعنوان یک فضیلت اخلاقی و دارایی ارزشمند در جامعه کاهش یافته و افراد در رقابت تجملگرایی جامعه دست و پا میزنند. طمع چیز جز "فقری فراگیر و محدودكننده" نیست، امام علی علیه السلام این فقر را بدترین فقرها دانستهاند.(3)
مصادیق فقر فرهنگی در جامعه چیست؟
طمع و فرهنگ تجملگرایی مقتل بسیاری از فضیلتهای اخلاقی مانند بخشش، قناعت و دستگیری از دیگران که هر کدام موثر در حل مشکلات اقتصادی جامعه هستند، شده است. اخلاق و خرد ثروتی است که در جامعه ما ذبح ثروت اندوزی شده است.
مدرک گرایی
هیچ فقری بدتر از نادانی نیست و علم ثروت بزرگی است که افراد یک جامعه میتوانند داشته باشند اما زمانی که مدرک همطراز علم شده و مدرکگرایی یک اصل به جای علم آموزی محسوب میشود می بایست دنبال نشانههای فقر فرهنگی در جامعه بود که معلول این فرهنگ اشتباه و هم مولد آن است.
روند آموزشی در بسیاری از واحدهای آموزش عالی تبدیل به مدرک فروشی قانونی! شده است. بنا به گفته کارشناسان، این نوع تب مدرکگرایی و افزوده شدن آن به رکنی از سبک زندگی در جامعه میتواند حتی خشونت هم بازتولید کند چراکه این نوع نگاه بر شکاف طبقاتی دامن خواهد زد، تضاد ایجاد خواهد کرد"
صورت سرخ
استغنا، قناعت کردن و حفظ آبرو در صورت مشکلات مالی از ویژگیهای مثبت اخلاقی است اما سرخ نگه داشتن صورت با تحمیل فشار اقتصادی بر خود و خانواده برای به دست آوردن پرستیز اجتماعی یکی از آسیبهای اخلاقی است که بخشی از جامعه بدان دچار شده است.
در واقع برخی در مدیریت اقتصادی خانواده به قول قدیمی ها "عقل معاش" ندارند! نمونه بارز این رفتار در زندگی کسانی قابل مشاهده است که تناسبی میان درآمد و لوکسگرایی آنها نیست. چند نفر را میشناسید که زندگی در خانهای کوچک را تحمل میکنند اما قیمت خودروی آنها برابر کل سرمایهشان است! خانوادههایی که بعضا در تنگناهای مالی ناشی از مدیریت اقتصادی نادرست در گذران زندگی خصوصی و روابط خانوادگی دچار مشکل میشوند.
جامعه ما در یک دور باطل مبتنی بر فخرفروشی و پز اجتماعی مبتنی بر ثروت گرفتار شده است. اگر متغیر مدرک را کنار بگذاریم همچنان تغییر و تنزل در سطح اخلاق و شعور اجتماعی قابل احصا میباشد.
سایه اقتصاد روی سر ازدواج!
باالا رفتن سن ازدواج دلایل مختلفی دارد که از مهمترین آنها میتوان به مسائل مالی اشاره کرد. جامعه به دلیل اصرار بر آداب و رسومهای اشتباه و دست و پاگیر در روند ازدواج جوانان خلل ایجاد کرده تا جایی آنها ترجیح میدهند تن به زندگی مشترک ندهند و این خود آغازی بر بسیاری از آسیبهای اجتماعی و اخلاقی و همچنین مسائلی ملی چون بحث جمعیت کشور است. تحت تاثیر گرفتن ازدواج و زندگی مشترک از مسائل مالی تا جایی که این سنت حسنه جای خود را با آسیبهایی چون ازدواج سفید جابجا کند قطعا نشان از فقر فرهنگی دارد.
محتاجان لایک
استقبال از پیچ بچه پولدارها و تعداد پستهای به اشتراک گذاشته شده برای خود پولدار نمایی و همچنین اقداماتی چون دوردورهای خیابانی برای فخرفروشی همه در راستای به دست آوردن آنچه است که پرستیژ اجتماعی مینامندش و فرهنگی است زاییده مصرفگرایی، تجملگرایی، فخرفروشی و تکبر که صرفا یک رفتار آسیبزا نیستند بلکه نشان از سطحی از فقر بخشی از متمولان جامعه و مقلدان سبک رفتاری غلط آنها دارد.
فقر فرهنگی داریم
در کشوری که آمار سرانه مطالعهاش 13 دقیقه و میانگین ساعت کار مفید آن 22 دقیقه است در حالی که میانگین میزان استفادهاش از شبکههای اجتماعی بیش از 5 ساعت است شیوع فقر فرهنگی دور از انتظار نیست. ثروت و رفاه اقتصادی برای یک جامعه معیار کافی برای توسعه نیست آنچه یک جامعه برای پیشرفت پایدار و مطلوب نیاز دارد فرهنگ صحیح است.
جهالت مدرن تفاخر به مال را ارزش محسوب میکند و فقر را در میزان بهرهمندی از ثروت تعریف میکند در حالی که باید پرسید سیر خوابیدن در صورت داشتن همسایه یا اطرافیان گرسنه و دردمند، نقض قانون با ماشینهای لوکس و تجملگرایی با ریاضت اقتصادی چه معنی میدهد؟
پی نوشت:
1-" اپل گوشی فقرا در چین"؛ ام بی ای نیوز؛ 1397
2- فقر یا تهیدستی یا تنگدستی به معنای وضعیتی است که فرد فاقدِ میزان معینی داراییهای مادی یا پول است
3- " الطمع فقر حاصر" امام علی علیه السلام (غررالحكم، ج 6، ص 352)
چرا بعد از بیدار شدن از خواب همچنان خسته ایم؟
دلایل احساس خستگی اول صبح

مدتی است که صبحها زمانی که از خواب بیدار می شوم احساس سرحالی نمی کنم و خسته هستم و در نتیجه باعث می شود که در طول روز هم بازده لازم را نداشته باشم و برعکس شب ها ذهنم فعال می شود. لطفاً بفرمایید برای درمان چگونه اقدام کنم؟
مکان خواب و کیفیت خواب ازجمله عوامل مؤثری است که میتواند در میزان انرژی دهی به شما پس از بیدار شدن بااهمیت باشد.
مکان خواب باید در عین اینکه ازنظر سرما و گرما اعتدال لازم را داشته باشد از میزان کافی اکسیژن هم برخوردار باشد. احساس تنگی نفس در خواب که یک نوع اختلال خواب محسوب میشود که شما مکرراً دچار قطع خواب شوید؛ و این اتفاق اغلب در شب میافتد و در هر بار تنگی نفس شما به مدت طولانی بیدار مانده و چرخه منظم خواب شما دچار اختلال خواهد شد.
تنها نشان این اختلال نیز خستگی مداوم است که به همراه دارد. در این اختلال مجرای فوقانی تنفس دچار انسداد میشود و در افراد چاق و با اضافهوزن پیش میآید.
خروپف کردن یکی از نشانههای این اختلال است در برخی از موارد که تنبلی و خستگی در طول روز برای شما وجود دارد میتوان به کمکاری تیروئید مشکوک شد؛ و چنین موضوعی نیاز به بررسی پزشکی دارد. در برخی از موارد بالش کهنه و نامناسب باعث میشود تمام شب در تخت خواب غلت بزنید و درنتیجه صبح با خستگی از خواب بیدار شوید هوای تازه خواب راحتتری نیز ایجاد میکند.
سعی کنید در ساعت صرف ناهار از ساختمان خارج شوید و یا اگر در منزل هستید برای پیادهروی به بیرون بروید. هنگامیکه هوا کمی گرم است درها و پنجرهها را باز کنید و بگذارید هوای تازه و نور خورشید برای مقدار ساعتی وارد منزل شود. هوای تازه اکسیژن، نور خورشید و ویتامین D۳ عاملی است که علاوه بر تقویت انرژی بدن موجب بیدار شدن و سرحال بودن شما نیز میشود و سیستم دفاعی بدن را تقویت میکند.
اگر بهتازگی مصرف نوشیدنیهای حاوی کافئین و یا شکلات کاکائویی را کنار گذاشتهاید، ازآنجاکه بدن به آن عادت کرده است برای چند روز دچار خستگی و بیخوابی خواهید شد اما با خارج شدن باقیمانده آن از بدن خواب بهتری خواهید داشت.
اختلالات فصلی میتواند یکی از عوامل بیحوصلگیها و بیحالیها باشد. این اختلالات در فصل زمستان که بدن ما میزان نور کمتری را دریافت میکند شایعتر است. افرادی که از اختلالات فصلی رنج میبرند برای تقویت روحیه و میزان انرژی، نیاز به قرار گرفتن در معرض نور خورشید دارند.
مکان خواب و کیفیت خواب ازجمله عوامل مؤثری است که میتواند در میزان انرژی دهی به شما پس از بیدار شدن بااهمیت باشد.
کمخوابیهای مکرر نیز موجب میشود تا شما پس از بیدار شدن از خواب احساس آرامش و سرحالی نداشته باشید. لذا برای استراحت بیشتر و خواب کافی زمان بگذارید. اگر خستگی باعث اختلال در کارهای روزانه شده و صرفاً یک احساس گرفتگی در عضلات را شامل نمیشود بسیار مهم است و باید آزمایشهای داخلی از قبیل تیروئید، قند، کلیه و ... بررسی شود.
در نظر داشته باشید که آلودگی هوا نیز که در فصلهای سرد سال تشدید میشود میتواند علتی برای این احساس خوابآلودگی و خستگی باشد؛ بنابراین از لبنیات بیشتری برای دفع این سموم استفاده کنید. افرادی که دچار افسردگی و اضطراب هستند معمولاً خواب باکیفیتی ندارند. افرادی که به کارهای روزانه خود بسیار اهمیت میدهند و با مشغله فکری زیادی به خواب میروند هم اغلب خواب راحتی ندارند؛ بنابراین این موضوع را درون خود بررسی کنید.
پیش از خواب تمرین ریلکسیشن داشته باشید. از افکار پراکنده بپرهیزید. پیش از خواب نوشیدنیهای کافئین دار نخورید. از گفتگو در مورد مباحث مهیج و پراسترس دوریکنید. نرمش سبکی داشته باشید. برای زمانی اندک پنجره را بازکنید تا هوای اتاق تغییر کند به ویژه اگر هوای اتاق را بسیار گرم تنظیم می کنید.
از خوردن شام سنگین و چرب خودداری کنید. یک لیوان شیر همراه یا بدون موز یا عسل بنوشید. در طول روز از استرس اجتناب کنید. فعالیت های ورزشی داشته باشید. سعی کنید فضای اتاق خواب تاریک و بدون صدا باشد. بهتر است قبل و بعد از خواب دوش بگیرید. اگر داروهای خاصی استفاده می کنید در مورد آن با پزشک خود مشورت کنید. پیش از رفتن به محل کار حتماً برای ده دقیقه یا بیشتر پیادهروی کنید.
