ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

یکشنبه, 09 ارديبهشت 1397 13:12

اگر برای مدیری سنت‌گرا کار می‌کنید

برای صد ساله شدن باید نخست متولد شد

 

مترجم: سید‌حسین علوی لنگرودی
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
منبع: گالوپ :
بخش دوم
 
در بخش اول این مطلب گفتیم که مدیران بزرگ هنوز در اقلیت هستند و کارکنان اندکی در جهان این شانس را دارند تا در خدمت مدیران بزرگ و تاثیرگذاری کار کنند که استاد ایجاد تعادل بین رفتار گرم و دوستانه و فرماندهی، بین حمایت‌کنندگی و اقتدار انگیزه‌بخش و کنترل هستند. متاسفانه اغلب کارمندان در حال حاضر برای مدیرانی کار می‌کنند که تهدید و محدود کردن کارمندان را بیشتر می‌پسندند و بر نقاط ضعف کارمندان بیش از نقاط قوت تمرکز دارند. این نوع مدیران زمان زیادی را صرف اعلام دستورات به کارمندانشان می‌کنند درحالی‌که گوش شنوایی برای شنیدن درد دل‌ها و خواسته کارمندان ندارند.
 

 

 

چنین مدیرانی همان گونه با افرادشان رفتار می‌کنند که دوست دارند با خودشان رفتار شود. آنها زمانی برای صحبت با همه کارکنان درباره عملکردشان اختصاص نمی‌دهند و به برگزاری جلسات سالانه و کوتاه‌مدت ارزیابی اکتفا می‌کنند. چنین مدیرانی به کارمندان اعتماد ندارند و اگر چه برای موفقیت‌های آنها اعتبار و ارزش قائل هستند، اما با ناکامی‌های آنها به شکل منفی و مخربی برخورد کرده و به شدت سرزنش می‌کنند. در بخش اول این مطلب به دو مورد از مشکلات و چالش‌های پیش روی کارکنانی که برای مدیرانی سنت‌گرا و ناموفق کار می‌کنند اشاره و راهکارهایی برای مقابله با آنها ارائه شد. در ادامه به سه مورد دیگر از این چالش‌ها و راه حل‌های مقابله با آنها اشاره خواهد شد.

ج) اگر مدیرتان به شکلی نامطلوب یا در زمانی نامناسب از شما تعریف می‌کند:  اگر عملکردتان آنقدر مطلوب است که بارها از سوی مدیرتان مورد تقدیر و تشویق قرار می‌گیرید، اما از نحوه و شکل این تشویق‌ها یا زمان و مکان انجام آن خرسند نیستید، حتما این مساله را با مدیرتان در میان بگذارید و روش‌های جایگزین را پیشنهاد دهید. برای این کار می‌توانید توضیح دهید که مثلا به صورت خصوصی یا در برابر دیگران از شما تقدیر و تشکر کنند. ناگفته پیداست که نباید به صورت علنی و در برابر دیگران، به عنوان مثال در یک مراسم تقدیر و تشکر از کارکنان، این موضوع را مطرح سازید، بلکه بهتر است به صورت خصوصی از او بخواهید و چه زمانی بهتر از زمان برگزاری جلسات برنامه‌ریزی و ارزیابی عملکرد. اعلام این موضوع در چنین جلسه‌ای به مدیرتان نشان خواهد داد که چه چیزهایی برای شما اهمیت دارند و اینکه شما چه توقعاتی از مدیرتان دارید.

اما اگر مشکل شما این نیست که چگونه و کجا مورد تقدیر و تشویق قرار بگیرید، بلکه مشکل این است که اصلا مورد تشویق قرار نمی‌گیرید و مدیرتان توجهی به این موضوع ندارد، آن گاه دو راه پیش روی شماست: یکی اینکه اگر جزو آن دسته از کارمندان هستید که به صورت طبیعی «خودآغازگر» بوده و نیاز چندانی به شارژ شدن از بیرون ندارد، می‌توانید حتی بدون انتظار تشویق شدن، از طرف مدیرتان به کارتان ادامه دهید. اما اگر به‌دلیل تشویق نشدن دچار بی‌انگیزگی می‌شوید و انرژی‌تان را از دست می‌دهید برای یافتن محیط کاری جدیدی که در آن بیشتر و بهتر به شما توجه می‌شود، اقدام کنید.

د) اگر مدیرتان دائم از شما درباره جزئیات مسائل کاری سوال می‌کند: به شکلی مودبانه به مدیرتان بفهمانید که این سوالات نمی‌تواند موثر و مفید باشد و اینکه حواستان به تمام این جزئیات هست و لازم نیست او با توجه به این جزئیات وقت خودش را بگیرد. البته این مساله باید به شکلی ظریف مطرح شود تا این تلقی در مدیرتان به وجود نیاید که نقش مدیریت او را انکار می‌کنید. برای موفقیت در این زمینه باید خود را آن‌قدر مقتدر و مسلط به این جزئیات نشان دهید که این اطمینان در مدیرتان ایجاد شود که می‌تواند به شما اعتماد کند و نیازی به سرک کشیدن در کارتان وجود ندارد. بدترین واکنش یک کارمند نسبت به حساسیت مدیریت درباره جزئیات این است که برای مدیرش تعیین تکلیف کرده و مثلا به او بگوید: «من دوست دارم به جای اینکه هر روز درباره جزئیات کار صحبت کنیم، این کار را به هفته‌ای یک یا ماهی یک بار تقلیل دهم.» چنین واکنش‌هایی به‌طور حتم باعث حساس‌تر شدن مدیر و بدتر شدن شرایط خواهد شد. در واقع با این نوع حساسیت‌های طبیعی و توجیه‌پذیر مدیران، به هیچ عنوان نباید احساسی و عاطفی برخورد کرد بلکه باید آن را به شکلی معقول مدیریت کرد.

با این همه اگر دیدید که حساسیت مدیرتان درباره جزئیات کار به وسواس و تردید اساسی تبدیل شده است، دیگر کار از کار گذشته و باید به تغییر شغل و کار با مدیر دیگری فکر کنید.هـ) اگر مدیرتان به شما توجه و اعتماد ندارد، شما را به خاطر اشتباهات خود سرزنش و به شما بی‌احترامی می‌کند: تمام این رفتارها از جانب یک مدیر، کارکنان را به فکر جابه‌جایی در درون شرکت و کار با مدیری دیگر یا نقل مکان به شرکتی دیگر می‌اندازد. در چنین شرایطی باید موقعیت را به‌طور کامل بسنجید و قبل از اقدام برای جدا شدن از شرکت، تمام راه‌های دیگر را بیازمایید. از جمله صحبت با مقام مافوق مدیرتان، بیان مساله با اعضای هیات‌مدیره، کمک گرفتن از مشاور برای تغییر رفتار مدیران.

واقعیت این است که بعضی از مدیران نمی‌توانند و نباید مدیریت کنند چرا که برای این کار ساخته نشده و استعداد مدیریت ندارند. سوء مدیریت این افراد نه در رفتار نادرست یا اشتباهات مدیریتی بلکه در ناتوانی آنها ریشه دارد و درصورت بروز رفتارهای ناشایست و اتخاذ تصمیمات نادرست از سوی این به اصطلاح مدیران که به‌طور حتم به بروز مشکلات و شکست‌های فراوانی منتهی خواهد شد، تقصیری متوجه کارمندان مستعد و توانمند مجموعه زیر نظر آنها نخواهد بود و این همان چیزی است که از آن با عنوان «خطای مدیریتی و شکست مدیران» یاد می‌شود.آری این مدیران و رهبران یک سازمان یا شرکت هستند که هم می‌توانند کشتی‌های تحت رهبری‌شان را از دریاهای پرتلاطم و توفان‌زده نجات دهند و به آب‌های آرام و زیبا هدایت کنند و هم می‌توانند کشتی‌هایی را که در ساحل آرامش قرار دارند به سمت دریاهای توفان‌زده و مهلکی بکشانند که هیچ راه گریز و فراری از آنها نیست.

 

امید به وجود امام غایب ، حلقه ی گمشده

 

 

 

ناامیدی یعنی وداع گفتن با بهانه و سرالاسرار آفرینش آدمی؛ که همان پیمودن چرخه تکامل است، ناامیدی یعنی شکستن نردبان معراج، ناامیدی یعنی از پای درآوردن کفش های سلوک الی الله، ناامیدی یعنی پس دادن بلیت سفر به نیستان اصل خویش، ناامیدی یعنی قبول شکست.

 

 

ظهور، امام زمان

 

 

خدای حکیم برای رساندن بشر به هدف آفرینش از هیچ امری کوتاهی نکرده و نمی کند چرا که آفریدگار همه هستی حکیم است، حکیم کار لغو بیهوده انجام نخواهد داد.

مرا آفریده تا به کمال مطلوب خود برسم؛ پس چطور امام و پیشوای مرا پنهان کرده؟ وجود پنهان او چه فایده ای خواهد داشت؟ آیا وجود نقشه بدون حضور کسی که بتوان آن را بخواند مرا به سر منزل مقصود خواهد رساند؟

وجود امام غایب و منجی جهانی ارجمندترین سرمایه معنوی بشر و چشمه جوشان انرژی روانی برای بشر است. اهل علم فواید بسیاری برای وجود امام غایب بیان نمودند اما شاید زیباترین آن امید است. امید بر هر در بسته ای  کلید است، شاهراه موفقیت و رمز پیروزی اهل عالم است.

انتظار فرج قلب های مجروح را مرهم و روح های مضطرب را آرام می کند . اگرچه اجتناب از ناامیدی اصلی اساسی است اما مهمتر از آن متعلق امید است که نباید امری موهوم و غیر حقیقی باشد.


این اصل اساسی و موتور محرک نشاط اگر از زندگی انسان حذف شود ادامه راه برای او غیر ممکن خواهد بود چرا که دیگر امکان برداشتن گام های تعیین کننده برای وی چه در عرصه فردی و چه در عرصه ی اجتماعی وجود نخواهد داشت. امید زمانی از ویژگی بارز مومنین خواهد بود که او را به سمت جلو سوق دهد وگرنه امید بدون حرکت فایده ای نخواهد داشت. خداوند حکیم می فرمایند:
لَا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ[1] ؛ از رحمت‏ خدا نوميد مباشيد زيرا جز گروه كافران كسى از رحمت‏ خدا نوميد نمى ‏شود.

چرا که بزرگترین پرتگاهی که شیطان برای آدمی در نظر گرفته است و بوسیله آن همه ی حیثیت آدمی را ذبح خواهد کرد نا امیدی است.

ناامیدی یعنی وداع گفتن با بهانه و سرالاسرار آفرینش آدمی؛ که همان پیمودن چرخه تکامل است، ناامیدی یعنی شکستن نردبان معراج، ناامیدی یعنی از پای درآوردن کفش های سلوک الی الله، ناامیدی یعنی پس دادن بلیت سفر به نیستان اصل خویش، ناامیدی یعنی قبول شکست.[2]

در اندیشه شیعه، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فلسفه ی بقای هستی است او رابطه واسطه فیض است حتی اگر پشت ابر باشد. خورشیدی که مرکز منظومه شمسی است جاذبه اش حافظ زمین و حرارتش سبب حیات جانداران است . این اثرات با پشت ابر بودن آن منافاتی ندارد. بنابراین اگرچه بشر از حضور امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) محروم است اما غیبت وی از هدایت بخشی او هیچ نمی کاهد .

بزرگترین پرتگاهی که شیطان برای آدمی در نظر گرفته است و بوسیله آن همه ی حیثیت آدمی را ذبح خواهد کرد نا امیدی است.


امام واسطه ی
امید به آینده ای روشن است. زنده نگه داشتن روح امید از برترین اسباب پیشرفت در هدف است . هر گروهی ناامیدی خانه دلشان را تاریک کند هرگز کامیاب نخواهند شد. انتظار فرج قلب های مجروح را مرهم و روح های مضطرب را آرام می کند . اگرچه اجتناب از ناامیدی اصلی اساسی است اما مهمتر از آن متعلق امید است که  نباید امری موهوم و غیر حقیقی باشد.

آرمان تشکیل حکومتی فضیلت گستر و عدل پرور و محقق شدن جامعه ای آرمانی و مدینه فاضله بر سر هر اندیشمندی که به دنبال کمال جویی است وجود دارد. حتی اگر این دغدغه ها منجر به طرح پیشنهاد و سیاست راهبری شود لازمه آن بستر مناسب برای اجرا و ضمانت اجرایی آن است. لذا در اینجا شیعیان این حلقه ی گمشده را لزوم امید داشتن به مدد الهی و وجود منجی غایبی می دانند که با حضورش قامت خمیده ی عدالت را راست می کند، و زمین را از لوث وجود مستکبران پاک خواهد کرد.

 


 

پی نوشت:
[1] . یوسف 87
[2]  در انتظار ققنوس، ص 274

شنبه, 08 ارديبهشت 1397 12:22

بترس از کسی که سکوت می کند

 

شکستن قلب دیگران بی پاسخ نخواهد بود

 

 

 

ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﺳﯿﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ، ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺳﺮﺕ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺸﯿﺪ ...ﻭ ﺗﻮ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺩﺭﮎ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ، ﭼﺮﺍ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ :ﺩﻧﯿﺎ ، ﺩﺍر ﻣﮑﺎﻓﺎﺕ ﺍﺳﺖ !

 

شکستن قلب دیگران بی پاسخ نخواهد بود

 

 

همیشه رفتار یک سری از آدم ها ذهن من را به خودش درگیر کرده و سؤالی را برایم بی جواب گذاشته است؛ کسانی که  
که غرور کسی را له می کنند،بنده ای را نادیده می انگارند،آنانی که کاخ آرزوهای کسی را به ویرانی می کشانند،شمع امید کسی را خاموش می کنند،گوششان را می بندند تا صدای خورد شدن غروری را نشنوند،  
این نوع از آدم ها که این گونه در برابر بندگان خدا رفتار می کنند، دستانشان را به سوی کدام آسمان دراز می کنند تا برای خوشبختی خودشان دعا کنند؟!!

کسی که برای شکستن دل انسان مؤمن حرمتی قائل نیست، دلی که احترامش را بیش از احترام کعبه دانسته اند، دل شکسته ای که خود خداوند همنشینش می شود و هوایش را دارد؛ انا عند المنکسره قلوبهم،(1) آیا به آثار وضعی خواسته و ناخواسته اش توجه کرده است؟

یا بنی! ایاک و ظلم من لاتجد علیک ناصرا الا الله" ؛ پسر عزیزم! از ظلم و ستم به کسی که یار و یاوری جز خدا ندارد بپرهیز

و چه زیبا گفته شده؛
ﺑﺘﺮﺱ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮐﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﺮﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺘﯽ ...
ﺍﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺟﺎﯼ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺯﺩ ...
ﻭ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺏ ﮔﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺧﻮﺏﺗﺮ ﯾﺎﺩﺵ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ
ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﺳﯿﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ
ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺳﺮﺕ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺸﯿﺪ ...
ﻭ ﺗﻮ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺩﺭﮎ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ
ﭼﺮﺍ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ : ﺩﻧﯿﺎ ، ﺩﺍر ﻣﮑﺎﻓﺎﺕ ﺍﺳﺖ ! ؛ "إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لأَنفُسِکمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا"(2)

انسان ها نتیجه اعمال خود را تا حدودی به شکل های گوناگون در دنیا می بینند، این حقیقتی است که در آیات و روایات به آن اشاره شده است، اما جزای حقیقی اعمال در سرای دیگر است، در عین حال این منافات با بعضی از کیفرها و پاداش های موقت نسبت به بعضی از اعمال در دنیا ندارد؛ این که گفته می شود جزای اعمال در دنیا دیده می­شود، جزای تمام اعمال نیست، بلکه جزای برخی از اعمال و آن هم برای آگاهی و بیداری انسان ها و بازگشت از اعمال و کردار ناپسند یا برای تشویق آن ها و انگیزه یافتن برای خوبی و بندگی است.

دل شکستن دیگران هم از رفتارها و اعمالی است که افراد در دنیا نتیجه ای از آن را به طرق و شکل های مختلف خواهند دید.

نکته ی مهمی که در این سکانس از زندگی باید بدانیم آن است که از لحظات زندگی درس بگیریم و درس هایی که روزگار به ما می دهد را فراموش نکنیم و با این درس ها فلسفه زندگیمان را همیشه به روز رسانی کنیم .. چرا که با فراموش کردن درس های روزگار پدیده هایی برایمان رخ می دهد که با فراموش نکردن هایشان سرنوشتمان می توانست جور دیگری رقم بخورد. تجربه هایی که اگر فراموش نمی شدند دیگر داستان دل شکستن ها ادامه پیدا نمی کرد و حال آنکه دل شکستن ها هنوز ادامه دارد .. با وجود اینکه می دانیم شکستن دل دیگران به ناحق، بدون عقوبت نخواهد بود ولی در شرایط مختلف باز مرتکب آن می شویم .. و به همین شکل روز به روز دل هایمان به دست یکدیگر شکسته می شوند.

تنها راه این است که از خداوند مدد جوئیم. از او بخواهیم که ما را در رسیدن به خلق و خوی نیکو، درستکاری و حفظ حریم و حرمت دیگران یاری دهد. ما را یاری دهد که قلب کسی را بنا حق نشکنیم. باید به یاد بیاوریم که چه لطمات سخت و جبران ناپذیری از آه دلهایی که شکستیم متحمل شدیم. باید از تکرار اشتباهاتمان جلوگیری کنیم. 

از چنین انسانی سخت بترس

دل شکسته در پیشگاه خداوند جایگاه ویژه ای دارد و چنان مورد توجه است که به دعا و نفرین انسان دل شکسته خیلی زود اثر می بخشد.
اهمیت این امر به حدی است که امام زین العابدین (علیه السلام) در حدیث شریفی می فرماید: پدرم در لحظات آخر عمر عزیزش، در آن شرایط سخت روز عاشورا در حالی که خون در رگ هایش می غلطید مرا در آغوش گرفت و به من فرمود تو را به آن چه پدرم نزدیک وفاتش به من فرمود وصیت می کنم و آن این که : "یا بنی! ایاک و ظلم من لاتجد علیک ناصرا الا الله" ؛ پسر عزیزم! از ظلم و ستم به کسی که یار و یاوری جز خدا ندارد بپرهیز."(3)  

راه جبران دل شکسته

باید به طور جدّ، مراقب زبان و حرکات و سکنات خود باشیم که مبادا اسباب دل شکستن کسی را فراهم آوریم و اگر چنین کاری رخ داد بعد از توبه و استغفار جدی به درگاه ربوبی، باید، عملا جبران کنیم و پیش آن شخص برویم و دلش را به دست آوریم و اگر به او دسترسی نداریم در کنار کار خیری مانند قرآن و نماز خواندن به نیت او،صدقه‌ای هم به عنوان رد مظالم به فقیر بدهیم. 
دل شکستن آثار بدی به دنبال دارد و شکستگی او در اعمال و زندگی و آسایش ما تاثیر منفی دارد و اگر جبران نشود، علاوه بر  ناخشنودی الهی، عذاب اخروی را در پی دارد.

 

راه هایی که منجر شکستن دل می شود

باید به طور جدّ، مراقب زبان و حرکات و سکنات خود باشیم که مبادا اسباب دل شکستن کسی را فراهم آوریم و اگر چنین کاری رخ داد بعد از توبه و استغفار جدی به درگاه ربوبی، باید، عملا جبران کنیم و پیش آن شخص برویم و دلش را به دست آوریم و اگر به او دسترسی نداریم در کنار کار خیری مانند قرآن و نماز خواندن به نیت او،صدقه‌ای هم به عنوان رد مظالم به فقیر بدهیم. 

1. مسخره کردن دیگران: "یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ أَنْ یکُونُوا خَیراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ أَنْ یکُنَّ خَیراً مِنْهُن‏"؛(4)


2. عیب جویی: "وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُم‏"؛(5)

3. یکدیگر را با نام زشت خواندن: "وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقاب‏"؛(6)

4. روی از دیگران برگرداندن: "وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاس‏"؛(7)

5. با تکبر و غرور راه رفتن: "لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحا"؛(8)

6. سر از کار دیگران در آوردن و غیبت کردن: "وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضا"؛(9)


 

پی نوشت:
1- تفسير صدرالمتألهين
2-اسراء،7.
3- منتهی الامال، ج 1، ص 713
4- حجرات، 11.
5-همان.
6-همان.
7-لقمان، 18.
8-همان.
9-حجرات،12.

 

منابع:
سایت حوزه
پاسخگو
پرسمان

 

چرا نوجوانان از پدر و مادرشان فاصله می‌گیرند؟

 

 

 

ایجاد برخی محدودیت‌های غیرقابل توجیه، محیط خشن، نبود رابطه دوستانه بین والدین و فرزند، ترس از والدین و... از جمله مهم‌ترین دلایل کمرنگ شدن ارتباط میان فرزند و والدین است.

 

والدین، نوجوانان، پدر و مادر، ارتباط خانوادگی، روابطه دوستانه، ترس، اعتقادات مذهبی،خانواده ایرانی

 

 

ورود اینترنت و شبکه‌های ماهواره‌ای به خانه‌ها در سال‌های اخیر سبک زندگی‌ها را تغییر داده است به طوری که برخی نوجوانان تا حدی از فضای سنتی خانواده دور شده‌اند و به انزوا یا به سمت گروه همسالان نا‌شناس کشیده است. هر چه فرزند به دوره نوجوانی نزدیک‌تر می‌شود از خانواده بیشتر کناره‌ می‌گیرد و به سمت گروه همسالان جذب می‌شود.
در این وضعیت والدین احساس نگرانی می‌کنند به طوری که سعی دارند تا ارتباط فرزند با دوستان خود کم‌رنگ شود، همین اختلاف نظر‌ها موجب بروز پدیده‌ای با عنوان شکاف بین فرزند و والدین می‌شود. «محمد پیروی خامنه»، رفتار‌شناس، در این باره توضیح می‌دهد.

* چرا در دوره نوجوانی ارتباط با خانواده کم رنگ می‌شود؟
+ ایجاد برخی محدودیت‌های غیرقابل توجیه، محیط خشن، نبود رابطه دوستانه بین والدین و فرزند، ترس از والدین و... از جمله مهم‌ترین دلایل کمرنگ شدن ارتباط میان فرزند و والدین است. کسانی که در سن نوجوانی قرار دارند همسالان خود را عاقل‌تر از والدین خود می‌دانند بر این اساس پاسخ سؤال‌های خود را در گروه دوستان جستجو می‌کنند.

* عواقب کم‌رنگ شدن رابطه والدین با فرزندان چیست؟
+ افسردگی، افزایش روحیه ضد خانواده، پرخاشگری وستیزه‌جویی نتیجه این برخوردهاست؛ هر چه این رابطه با شکاف بیشتری باشد این عکس‌العمل‌ها بیشتر است تا جایی که این موضوع موجب می‌شود تا فرد به سوی گروه همسالان کشیده شوند و در این زمان افراد سودجو از خلأ نبود ارتباط فرزند با والدین استفاده می‌کنند و فرد را به بیراهه می‌کشند. به طوری که در باندهای فساد، قاچاق مواد مخدر، اعتیاد و.. وارد شده و در همین مراکز است که ممکن است رفتارهای پرخطر جنسی نیز از سوی بچه‌ها امتحان می‌شود. البته نباید نقش ارزش‌های دینی را نادیده گرفت زیرا با کم‌رنگ شدن اعتقادهای مذهبی، زمینه بسیاری از فساد‌ها فراهم می‌شود.

* تعداد فرزندان چه تأثیری در بهبود روابط خانوادگی دارد؟
+ متأسفانه در سال‌های اخیر تک فرزندی در کشور رواج یافته در کنار آن اشتغال والدین نیز به دلیل مشکلات مالی جدی و همه‌گیر شده است این اتفاق‌ها به طور ناخودآگاه کودک را مجبور می‌کند برای فرار از تنهایی به سمت گروه‌های همسالان نا‌شناس برود. دهه‌های قبل این خلأ توسط پدر بزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، بچه‌های همسال فامیل و خواهر و برادر پر می‌شد اما امروز این روابط وجود ندارد و در کنار آن ورود اینترنت و شبکه‌های مجازی به داخل خانه‌ها و پر شدن وقت بچه‌ها به استفاده از این وسایل باعث بروز آسیب‌های زیادی شده است، حداقل آسیب این فضا پر کردن تنهایی در فضای مجازی با دوست‌های مجازی است. برخی از بچه‌های امروز خیلی با آدم‌های حقیقی ارتباط خوبی ندارند.

* وظیفه پدر و مادر‌ها در این میان چیست؟
 پدر و مادر‌ها باید توجه داشته باشند که سن نوجوانی دوره‌ای بحرانی است و باید با فرزندان خود رابطه دوستی برقرار کنند؛ اما عملاً شاهد این اتفاق نیستیم، والدین خسته از روزمرگی‌ها توان صبر در برابر پرخاشگری بچه‌ها را ندارند و اوضاع هر روز بد‌تر می‌شود. والدین باید در شبانه روز ساعاتی را به صحبت کردن با بچه‌ها اختصاص دهند، پای صحبت‌های فرزندان خود بنشینند در این صحبت‌ها بچه‌ها مهارت‌هایی را یاد می‌گیرند که به هیچ عنوان از طرق دیگر به آن دست نمی‌یابند . والدین بدانند که بیشتر نوجوانان مهارت‌های زندگی را آموزش ندیده‌اند و به راهکارهای مقابله با مشکل آشنایی ندارند بنابراین راه‌های انحراف برای آنان باز است.

پس والدین باید از جایگاه مدیری سختگیر به دوستی مهربان تغییر مسیر دهند تا بتوانند اعتماد فرزندان خود را جلب کنند سپس آموزش و پرورش و رسانه‌ها می‌توانند با آموزش‌های مهارت ارتباط در این زمینه به میدان بیایند. این را نیز در نظر بگیرید که بهتر است پسر با پدر و دختر با مادر خود رابطه خوبی داشته باشد و از هم‌جنس خود مهارت‌های مختلف بیاموزد اما متأسفانه گاهی اوقات پدر‌ها با وجود روحیه پرخاشگری ارتباط کمتری با فرزندان خود به خصوص پسر برقرار می‌کنند که ادامه این روند به صلاح نیست. اگر پدر مادر‌ها می‌دانند که مثلا فرزندشان با دوست نابابی ارتباط دارد نباید خواستار قطع رابطه او شوند.

بهتر است آنان با یک بزرگ‌تر یا دوست نوجوانی که روی فرزندشان تاثیر می‌گذارد صحبت کنند تا با فرزندشان همراه شود. بهتر است والدین دوست فرزند خود را بشناسند و به این کار وقت کافی اختصاص دهند، به‌طور خلاصه نکته‌ای که در مورد دوستان نوجوان باید مورد توجه قرار دهید این است که نوجوان خودش دوستانش را انتخاب می‌کند و والدین هیچ تاثیری در این انتخاب ندارند. آن‌ها می‌توانند به طور غیرمستقیم بر انتخاب‌های فرزند خود اثر بگذارند پس باید بسیار هوشمند باشند.


 

منبع : آفتاب

شنبه, 08 ارديبهشت 1397 12:08

به جوانان احترام بگذارید

به بهانه میلاد حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان

 

گردانندگان جامعه باید افرادی خوش فکر، خلاق، با انگیزه و پر همت باشند که برای رسیدن به قله افتخار از هیچ کاری دریغ نکنند. ویژگی که در جوانان اگر دست های پشت پرده داخل و خارج اجازه بدهند به سهولت یافت می شود.

 

جوانان

 

 


نیروی  انسانی برای هر کشوری سرمایه ملی محسوب می شود.  به هر میزانی که این نیروی انسانی فعال و پویاتر باشد، روند پیشرفت و رشد جامعه سرعت بیشتری خواهد گرفت. در بین اقشار مختلف انسانی در یک جامعه، نیروی انسانی جوان از اهمیت بالایی برخوردار هستند. به تعبیری می توان جوانان را موتور محرکه برای یک کشور دانست. همت، امید به زندگی، تلاش و پشتکار، خلاقیت ، طالب علم بودن و  هزارن ویژگی دیگری که مخصوص این رده سنی است همه و همه می تواند روند رو به رشدی را برای یک جامعه رقم بزند.

بر اساس داده های سازمان آمار کشور، ميانگين سنى كشور  ٣١.١ و میانه سنی 30 سال می باشد بر این اساس ٥٠ درصد جمعیت زیر ٣٠ سال قرار دارند.[1] از این رو نیمی از جمعیت کشور را جوانان تشکیل داده اند. کسانی که می توانند در عرصه های مختلف علمی، کاری، خلاقیت، زندگی و... یک تحول بزرگی را به وجود بیاورند. در ایران از چند سال گذشته پنجره طلایی جمعیتی که منظور فزونی جمعیت جوان نسبت به سایر گروه های سنی است باز شده است که البته این گروه های سنی در منحنی های جمعیت روند رو به کاهشی را در پی گرفته اند.

تمرکز بر جوانان
با توجه به اینکه جوانان نقطه انقلاب و تحولات در جامعه به حساب می آیند، تلاش های بسیاری از خارج و حتی در برخی موارد در داخل برای طرد و منزوی کردن آنها می شود. ایجاد نگرش منفی نسبت به آینده زندگی در کشور، عدم بها دادن به جوانان، درگیر کردن جوانان با امور هوای نفس، همگام شدن با مد و  سبک زندگی های مدرن و غربی و.... تمام تلاش دیگر کشورها علیه ایران است تا جوانانش احساس غیرمفید بودن و برای انجام فعالیت های بزرگ بی انگیزه شوند.

مقام معظم رهبری در یکی از سخنرانی های خود می فرمایند: دشمن روی جوانان سرمایه‌گذاری‌های زیادی می‌کند؛ حواستان جمع باشد. عده‌‌ای را به بی‌تفاوتی می‌کشاند و عده‌ای را دلسرد و مأیوس می‌کند. یأس، بزرگترین آفت جوان است. جوان‌ها بدانند که متأسفانه یأس به روح جوان زودتر راه پیدا می‌کند؛ همچنان که امید این‌گونه است. در مقابل یأسی که دشمن می‌خواهد به جوان‌ها تلقین و تزریق کند، خودتان را مصونیت بدهید.[2]

 از سوی دیگر در داخل با عدم ایجاد اشتغال و به کار گرفتن این گروه های سنی فعال، اعتماد نکردن و عدم اجازه به گرفتن پست و منصب های مهم، خام و بی تجربه قلمداد کردن، شور و هیجان بودن و .... فشار مضاعفی را بر این گروه سنی در جامعه ایجاد کرده اند. همچنین نبود امکانات مناسب برای شکوفایی خلاقیت های جوانان، عرصه به نمایش گذاشتن فعالیت های این گروه سنی را تنگ تر می سازد.


طرد گروه سنی طلایی در جامعه
گیدنز در کتاب جامعه شناسی خود می نویسد: جوانان در حال ورود به نقطه اوج شکوفایی زندگی خویش، شروع زندگی حرفه ای و تشکیل خانواده، و بنا ساختن آینده خویش هستند. اما گذر از جوانی به بزرگسالی، مرحله خطیر و پر چالشی است. بسیاری از جوانان برای ادغام شدن  در جامعه تلاش و تقلای زیادی می کنند اما از جهات گوناگون از آن طرد می شوند.

همچنین گیدنز تغییر و تحولات در جامعه ها را یکی از علل طرد شدن جوانان می داند و می نویسد: نخستین تغییر به تحولات بازار کارمربوط می شود. در روزگار گذشته، گذار به بزرگسالی معمولا در آغاز زندگی شغلی فرد رخ می داد. اکنون بازار کار جوانان  بی ثبات تر از گذشته است  و این گذار به زندگی مستقل بزرگسالی را دشوار می سازد. بسیاری از جوانان برای پیدا کردن شغل با مشکل و دشواری مواجه می شوند. همچنی تغیییر در خدمات و مزایای رفاهی نیز بر الگوهای طرد در میان جوانان اثر گذاشته است. با اینکه ج.انان هنوز از حقوق و منزلت سیاسی برخوردارند، اما حقوق اجتماعی آنها در زمینه اشتغال، تحصیل، مسکن رو به کاهش می رود. همچنین نظام آموزشی شمار رو به رشدی از جوانان را از خود طرد می کنند -هم به صورت رسمی و هم غیر رسمی - تحول الگوهای اشتغال موجب شده که تحصیل برای بسیاری از جوانان بی اهمیت و نامربوط به نظر برسد.

افراد با رسیدن به سن جوانان، آرزو و آرمان و اهدافی را پیش روی خود قرار می دهد و برای رسیدن به آن انیگزه و امید زیادی دارد. امید به آنکه در آینده ای نزدیک یک نخبه علمی، فرهنگی، هنری، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فنی، دینی و... تبدیل می شود و آنگاه سیری از پیشرفت و توسعه را برای جامعه اش به ارمغان می آورد. اما در ابتدای راه با یاس و نا امیدی که از سوی دیگران به او تزریق می شود، رشته های انگیزشی او نیز نخ نما و گاهی پاره می شود. جوان دارای عزت نفسی است که اگر مورد خدشه قرار بگیرد ترمیم و بهبود آن زمان زیادی می برد و شاید آنقدر که دیگر فرد دوره جوانی خود را بدون هیچ فعالیتی پشت سر گذاشته است.

جوانان باید این سه خصوصیت را دنبال کنند:
دوره‌ جوانی، دوره‌ توانایی است. این توانایی در چه چیزهایی باید به کار برود؟ به اعتقاد من، باید عمدتا در تحصیل علم، در ایجاد صفای نفس و روحیه تقوا در خود و ایجاد نیروی جسمانی در خود - که ورزش باشد - به کار رود. این سه مورد، عمده است. یعنی اگر در یک جمله‌ کوتاه از من بپرسند که شما از جوان چه می‌خواهید؟ خواهم گفت: تحصیل، تهذیب و ورزش. من فکر می‌کنم که جوانان باید این سه خصوصیت را دنبال کنند.[3]

مردان پا به سن گذاشته در سیاست، اقتصاد، فرهنگ، هنر، امور فنی و... باید اینک جای خود را به جوانان بدهند تا جامعه شاهد شکوفایی باشد. متاسفانه در عرصه های مختلف می بینیم که جوانان به دلیل عدم سابقه کاری طرد و افرادی بازنشسته با سنی بالا مجددا به کار گرفته می شوند.  در این صورت نیم توان انتظار یک تحول انقلابی رو به شکوفایی که می توانست توسط جوانان رقم بخورد اما این فرصت به آنها داده نشد را داشته باشیم. جوان نیاز به احترام دارد. نیاز به دادن انگیزه و فرصت و اعتماد دارد. نیاز دارند تا علم و دانش و تخصص و حرفه خود را به نمایش بگذارند.

اگر به الگوهای افراد جوان و موفق نگاه کنیم می بینیم که نتیجه اعتماد کردن به آنها، چیزی جز سربلندی و موفقیت بر جای نگذاشته است. الگویی چون حضرت علی اکبر (ع)؛ یک جوان که با اذن و اعتماد پدر کارزاریی تماشایی بوجود آورد و اکنون بعد از گذشت حدود 1400 سال هنوز به عنوان مهمترین الگوی  سربلندی برای جوانان شناخته می شود. الگویی چون شهید حججی که حجت خداوند در مقابل میلیاردها چشم شد، الگویی چون شهید دهقان که دانشگاه را رها کرد، الگویی چون چندصد شهید مدافع حرمی که خاطره جوانان دهه 40 و 50 در جنگ تحمیلی را زنده کردند. این الگوها در عرصه های مختلف علمی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی کم نیستند. در هر یک از این بخش ها اگر رونقی را می بنیم به علت وجود یک جوان خوش فکر و متفکر بوده که با تلاش و همت خود و حفظ انگیزه با وجود اختلاف نظرها و حتی سنگ جلوی پای انداختن ها باز راه خود را در پیش گرفته و به قله ای که در ذهنش متصور است خود را نزدیک می کند تا پرچم پیروزی و افتخار برای خود و کشورش را در آنجا علم کند.



 

پی نوشت:
[1]سایت سازمان آمار ایران
[2]سخنرانی در دیدار با گروه کثیری از دانشجویان و دانش‌آموزان، به‌مناسبت سیزدهم آبان ماه 68/8/10
[3] گفت و شنود در دیدار جمعی از جوانان به مناسبت هفته‌ی جوان 77/2/7

کتاب الکترونیکی آشتی با امام عصر (ع)

تالیف :دکتر علی هراتیان

 

غفلت و بی خبری از امام عصر علیه السلام سرمنشا تمامی سیاه روزیهای انسان این عصر است ،این نوشتار به قصد آشتی با او و توبه از گذشته های آکنده از غفلت و نیز به منظور جلب توجهات و عنایات آن امام مظلوم و غریب به رشته تحریر در آمده، بدان امید که :

تذکری برای مومنان،

قوت قلبی برای منتظران،

روشنی چشمی برای عاشقان،

هشداری برای غافلان،

واتمام حجتی برای همگان باشد.

 

برای دانلود به فایل پیوست مراجعه نمایید.

چهارشنبه, 05 ارديبهشت 1397 15:31

اصول تنظیم مبایعه‌نامه

در تنظیم مبایعه‌نامه چه مواردی باید رعایت شود؟

 

مبایعه‌نامه یا فروش‌نامه ورقه‌ای است که در آن مشخصات طرفین معامله (خریدار و فروشنده)، مورد معامله، مبلغ معامله، توضیحات لازم در مورد جزئیات معامله، محل امضاء خریدار و فروشنده و محل امضا و مهر متصدی مشاور بنگاه معاملات ملکی نوشته می‌شود.

 

مبایعه نامه

 

 

امروزه با توجه به افزایش حجم معاملات، لزوم آگاهی حقوقی بیش از پیش احساس می‌شود. از جمله هنگام خرید و فروش خانه با عنایت به مبلغی که در این نوع معاملات داد و ستد می‌شود، آشنایی با قوانین امری ضروری می‌نماید. لذا در این مطلب برآن شدیم تا مختصرا مبایعه‌نامه را بررسی نماییم.

تعریف مبایعه نامه

مبایعه‌نامه یا فروش‌نامه ورقه‌ای است که در آن مشخصات طرفین معامله (خریدار و فروشنده)، مورد معامله، مبلغ معامله، توضیحات لازم در مورد جزئیات معامله، محل امضاء خریدار و فروشنده و محل امضاء و مهر متصدی مشاور  بنگاه معاملات ملکی نوشته می‌شود. مبایعه نامه در سه نسخه تهیه می‌شود که نسخه اول در اختیار خریدار، نسخه دوم در اختیار فروشنده و نسخه سوم جهت بایگانی در بنگاه معاملات ملکی، قرار می‌گیرد.


ذیلا به بعضی از مهمترین موارد در تنظیم مبایعه‌نامه اشاره  می‌شود:
_اطمینان از اصالت اسناد و اینکه قابل معامله و واگذاری به غیر می‌باشد.
_اطمینان از هویت متعاملین و مطابقت با کارت شناسایی.
_انطباق مشخصات هویت با مشخصات مدارک اسناد رسمی.
_ بررسی اعتبار وکالت‌نامه و حدود اختیارات وکالت، در صورتی که یک یا چند نفر به وکالت از دیگران معامله می‌نمایند.
_صرف نوشتن معامله در اوراق چاپی مشاور املاک کافی نبوده، باید حتما کد رهگیری از سامانه اطلاعات مدیریت معاملات و مستغلات کشور گرفته شود. همچنین لازم است کد پستی ملک مورد معامله دریافت شود. مرحله بعدی تنظیم سند رسمی می‌باشد، شروط مربوط به تنظیم سند نظیر تاریخ حضور در دفتر خانه اسناد رسمی از مواری است که در توضیحات مبایعه نامه ذکر می‌شود. در مواقعی که فروشنده از حضور جهت تنظیم سند رسمی خودداری نماید، دادخواست الزام به تنظیم سند رسمی توسط فروشنده به دادگاه مطرح می‌شود.

ماده 70 قانون ثبت: "سندی كه مطابق قوانین به ثبت رسیده رسمی است و تمام محتویات و امضاهای مندرجه در آن معتبر خواهد بود مگر اینكه مجعولیت آن سند ثابت شود."


_در صورتی که  اسناد تجاری مانند چک سفته و سایر اوراق بهادار نزد مشاور املاک به امانت گذاشته شده در قرارداد آورده شده و قید می‌شود که تحت چه شرایطی و چه زمانی این اسناد به چه شخص یا اشخاصی باید مسترد شود.
_اسنادی که نزد صاحب متصدی املاک به امانت گذاشته می‌شود کاملا در قرارداد تنظیم شود.
_قبل از تنظیم قرارداد بررسی شود که آیا ملک یا ساختمان در مالکیت فروشنده قرار دارد و میزان مالکیت فروشنده به چه صورت است.
_بررسی ملک از حیث رهن و توقیف؛ اگر فروشنده به خریدار بگوید ملک در رهن بانک است و مبلغی از بازپرداخت آن باقی مانده است، هردو باید در بانک حاضر شوند و توافقی نوشته و امضا می‌شود و شخص خریدار به نوعی قائم مقام فروشنده در باز پرداخت وام می گردد. برخی اوقات طرفین به اختلاف برمی‌خورند و علیرغم توافق عمل میکنند که در این حالت دادخواست حقوقی الزام به تنظیم سند رسمی انتقال الزامی می‌شود.(1)
_مساحت و حدود ملک بطور کامل و دقیق قید شود.
_توابع و منضمات و ملحقات و مشاعات ملک مشخصا توصیف شده باشد.
_طبق قانون اصلاح موادی از قانون خدمت وظیفه عمومی مصوب سال 1390 کارت پایان خدمت از مدارک لازم برای نقل و انتقال در دفترخانه های رسمی حذف گردیده است. بند «و» این ماده پیش از این مقرر می‌داشت ثبت هرگونه نقل و انتقال غیرقهری اموال به‌طور مستقیم و غیرمستقیم در دفاتر اسناد رسمی نیاز به بررسی وضعیت مشمول دارد.

سند

مطابق ماده 1284 قانون مدنی، سند عبارت است از هر نوشته که در مقام دعوی یا دفاع قابل استناد باشد.
ماده 1293 قانون مدنی: "هر گاه سند به وسیله‌ی یکی از مامورین رسمی تنظیم اسنادتهیه شده لیکن مامور، صلاحیت تنظیم آن سند را نداشته و یا رعایت ترتیبات مقرره‌ی قانونی را در تنظیم سند نکرده باشد سند مزبور در صورتی که دارای امضا یا مهر طرف باشد، عادی است."

ماده 1287 قانون مدنی: "اسنادی که در اداره ثبت اسناد و املاک و یا دفاتراسناد رسمی یا در نزد سایر مامورین رسمی در حدود صلاحیت آن ها برطبق مقررات قانونی تنظیم شده باشند رسمی است."
 

سند رسمی از منظر قانون ثبت

از مجموع مواد استنباط می‌شود که سند رسمی از منظر قانون ثبت، سندی است که مطابق قوانین در دفاتر اسناد رسمی ثبت شده باشد. سند رسمی در قانون ثبت، با سند رسمی قانون مدنی در آثار متفاوتند؛ سندی که قانون ثبت به آن رسمی می‌گوید بدون حکم دادگاه قابل اجرا است و اگر اشتباهی در تنظیم آن باشد حسب مورد در اداره کل امور اسناد سازمان ثبت یا در هیات نظارت و شورای عالی ثبت مطرح می شود در صورتی که سند رسمی مشمول قانون مدنی مانند شناسنامه و گواهینامه رانندکی و سایر اسناد رسمی که سایر ماموران دولت تنظیم می شود قابلیت طرح در هیات نظارت یا لازم الاجرا شدن را ندارد.

ماده 70 قانون ثبت: "سندی كه مطابق قوانین به ثبت رسیده رسمی است و تمام محتویات و امضاهای مندرجه در آن معتبر خواهد بود مگر اینكه مجعولیت آن سند ثابت شود." بدیهی است که در این ماده منظور قانون گذار ثبت در دفاتر اسناد رسمی است.

بند 7 ماده 25 قانون ثبت: "هرگاه در طرز تنظیم اسناد و تطبیق مفاد آنها با قوانین اشكال یا اشتباهی پیش آیاد رفع اشكال و اشتباه و صدور دستور لازم باهیات نظارت خواهد بود."

مدارک لازم برای معامله مال غیر منقول

_اصل سند مالکیت
_بنچاق آخرین معامله
_استعلام ثبتی
_پایان کار شهرداری، چنانچه آپارتمان یا اعياني موجود قبل از سال ۴۹ احداث گرديده باشد طبق تبصره ماده ۱۰۰ قانون شهرداريها نيازي به اخذ پايان كار نمی‌باشد.
_مفاصاحساب نوسازی
_گواهی انحصار وراثت در صورتیکه فروشنده وارث است.
_اخذ مفاصا حساب های مالیاتی راجع به مالیاتهای مستغلات شغلی

کلام آخر

بعضا مواردی مشاهده شده که اشخاص بدون احراز هویت فروشنده به تنظیم قرارداد بیع مبادرت نموده‌اند و بعدا متوجه شده‌اند فروشنده مالکیتی در ملک نداشته‌است یا به عنوان مثال اگر خود را وکیل فروشنده معرفی کرده است، در زمان انعقاد قرار داد، اعتبار وکالت‌نامه به پایان رسیده بوده و این فرد سمت نمایندگی نداشته است یا اینکه در وکالت او اختیار فروش قید نشده بوده، که در نهایت این سهل انگاری‌ها منجر به مشکلات بزرگی شده است. بنابراین بررسی این موارد و نظارت بر درج صحیح اطلاعات ثبتی ملک در قرارداد بسیار حایز اهمیت است.

در این مطلب تنها به بخشی از مهمترین مواردی که هنگام مبایعه‌نامه باید به آن توجه شود اشاره شد، حال آنکه مثلا اگر قصد خرید خانه ای را داشته باشیم که هنوز به اتمام نرسیده، بندهای دیگری نیز باید در متن قرارداد گنجانده شود مانند نوع کلید و پریزها، کف پوش، در ها و سایر قسمت ها قرار است از چه مصالحی استفاده شود.

 



پی نوشت: تکلیف املاک در رهن بانک در هنگام معامله، رادیو گفتگو، ۱۳۹۶/۰۵/۰۴

چهارشنبه, 05 ارديبهشت 1397 15:23

مهم ترین ویژگی یک پدر خوب

 

ارزش حسنات در شعبان هفتاد برابر می شود

 

 

 

از آن روى آن را شعبان ناميده ‏اند كه ارزاق مؤمنان به خاطر ماه رمضان در آن تقسيم مى‏ شود، و آن ماه عمل است و حسنات در آن هفتاد برابر مى‏ شود، و بدي ها فرو مى ‏ريزد، و گناهان آمرزيده مى‏ شود، و حسنات پذيرفته مى ‏گردد، و خداوند بزرگ در اين ماه به بندگان خود مباهات مى‏ كند، و از عرش خود به روزه داران و عبادت‏ كنندگان نظر رحمت مى‏ افكند و به آنان بر حاملان عرش خود مباهات مى ‏نمايد.

 

ارزش حسنات در شعبان هفتاد برابر می شود

 

 

با چشم بر هم زدنی ماه مبارک رجب به پایان رسید در یک ماه زیبا و با عظمت دیگری وارد شدیم. ماهی که هر لحظه اش حال و هوای خاصی دارد، چرا که پیشواز این ماه، ماه مبارک رجب، ماهی که متعلق به امیر المؤمنین علیه السلام بوده است و حالا هم خود ماه شعبان، ماه رحمت، شده است پیشواز و بدرقه ای برای عظیم ترین و پر خیر و برکت ترین ماه خدا یعنی ماه مبارک رمضان.

شعبان در لغت:

به معنای شعبه شعبه شدن و انتشار یافتن است.(1)

شعبان در اصطلاح :

شعبان را شعبان گفته اند چون که در ماه شعبان‏ خيرات منشعب و پراكنده شود و شيوع می يابد.(2) 

شعبان ماه‏ من است و ماه رمضان ماه خداى عز و جل هر کسی يك روز از ماه مرا روزه دارد من روز قيامت شفيع او باشم و هر كه دو روز از ماه مرا روزه دارد گناهانش آمرزيده گردد و هر كه سه روز از ماه مرا روزه دارد به او گويند كار خود از سر گير.



مهم ترین ویژگی یک پدر خوب

از ویژگی های یک پدر خوب و مهربان این است که فرزندان را به گونه ای هدایت کند که سعادت آنها را قطعی کند و به بهترین طریق ممکن آنها را به یک خوشبختی ماندگار برساند .

ماه مبارک رمضان ماه خداست یعنی خداوند متعال رحمت ویژه خود را بر بندگان می فرستد که فقط یک مورد آن شب قدر است که از هزار ماه با ارزش تر است . اما یک مشکل بزرگ وجود دارد و آن این است که وقتی که یک شخص کریم به مردم مثلا عسل مجانی می دهد هر فردی که ظرف نداشته باشد یا ظرفش کثیف باشد یا اینکه ظرفش کوچک باشد؛ بی بهره یا کم بهره می ماند. 

اما پدر معنوی همه ما انسان ها یعنی پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله برای اینکه سعادت را برای ما مقدورتر و نزدیک تر بفرماید و تا جایی که ممکن است ظرف وجودی ما را پاک و وسیع بگرداند برای اینکه رحمت خداوند بزرگ در ماه مبارک رمضان بیشتر و بیشتر به بندگان برسد؛ یک ماه قبل از ماه مبارک رمضان را به نام خود مزین کرده است و فرموده است که شعبان ماه من است و انگار که در این ماه وساطت ویژه فرموده که گناهان بندگان به صورت خاص آمرزیده شود، اعمال به صورت ویژه پذیرفته شود و بالا رود که همه اینها موجب پاک شدن و وسیع شدن ظرف وجودی ما برای دریافت روزی و رحمت خاص خداوند متعال است .


از رسول‏ خدا صلی الله و علیه وآله نقل شده که می فرمایند: شعبان ماه‏ من است و ماه رمضان ماه خداى عز و جل هر کسی يك روز از ماه مرا روزه دارد من روز قيامت شفيع او باشم و هر كه دو روز از ماه مرا روزه دارد گناهانش آمرزيده گردد و هر كه سه روز از ماه مرا روزه دارد به او گويند كار خود از سر گير و هر كه ماه رمضان را روزه دارد و فرج و زبان خود نگه  دارد و آزار به مردم ندهد خدا گذشته و آينده گناهانش را بيامرزد و از دوزخ آزادش كند و به دار القرارش در آورد و شفاعتش درباره شماره ريگ تپه عالج از گنهكاران يگانه ‏پرست بپذيرد.(3)

پدر معنوی همه ما انسان ها یعنی پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله برای اینکه سعادت را برای ما مقدورتر و نزدیک تر بفرماید و ظرف وجودی ما را پاک و وسیع بگرداند برای اینکه رحمت خداوند بزرگ در ماه مبارک رمضان بیشتر و بیشتر به بندگان برسد؛ یک ماه قبل از ماه مبارک رمضان را به نام خود مزین کرده است و گویی که در این ماه وساطت ویژه فرموده که گناهان بندگان به صورت خاص آمرزیده شود.



ابن عباس مى‏ گويد: رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) در حالى كه يارانش نزد او از فضايل شعبان‏ سخن مى ‏گفتند- فرمود: شعبان ماه‏ شريفى است، و آن ماه من است، و حاملان عرش آن را بزرگ مى‏ شمارند و قدرش را مى‏ شناسند، و آن ماهى است كه ارزاق مؤمنان به خاطر ماه رمضان در آن افزون مى ‏شود، و بهشت را در آن ماه مى‏ آرايند، و از آن روى آن را شعبان ناميده ‏اند كه ارزاق مؤمنان به خاطر ماه رمضان در آن تقسيم مى‏ شود، و آن ماه عمل است و حسنات در آن هفتاد برابر مى‏ شود، و بدي ها فرو مى ‏ريزد، و گناهان آمرزيده مى‏ شود، و حسنات پذيرفته مى ‏گردد، و خداوند بزرگ در اين ماه به بندگان خود مباهات مى‏ كند، و از عرش خود به روزه داران و عبادت‏ كنندگان نظر رحمت مى‏ افكند و به آنان بر حاملان عرش خود مباهات مى ‏نمايد.

این بخش کوچکی بود از روایاتی که در مورد ماه معظم شعبان آمده و پدر معنوی همه ما یعنی رسول اکرم صلی الله علیه و آله از اراده جدی خود بر کمک به انسان ها برای ورود به رحمت بی کران الهی. باشد که ما هم مانند شهدا و صالحین و اولیای خداوند بتوانیم بهترین بهره را از عمر خود ببریم و به سعادت برسم .

 


 

پی نوشت:
1- لسان العرب، ج‏1، ص: 499
2- مستفاد از بیان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در کتاب عيون أخبار الرضا عليه السلام / ترجمه آقا نجفى، ج‏2، ص: 306
3- در الأمالي (للصدوق) / ترجمه كمره‏اى، متن، ص: 20

چهارشنبه, 05 ارديبهشت 1397 15:17

رفع خستگی مغز!

رفع خستگی مغز!

 

 

خستگی معمولاً حاصل از دوره‌های طولانی‌مدت تحمل استرس ناشی از انتظارات برآورده نشده، شکست یا برآورده نشدن انتظارات غیرمنطقی است.

 

فعالیت مغزی

 

 

برای قدم گذاشتن در مسیر بهبودی، نیازمند به یکی از قدرتمندترین سلاح‌های مغز هستید- دوپامین! دوپامین هورمونی است که در بدن ایجاد شادی می‌کند، سبب انگیزش کنجکاوی و انگیزه و بهبود حافظه می‌شود. دوپامین زمانی ترشح می‌شود که مغز شما متوجه می‌شود تا به یکی از اهداف خود دست پیداکرده‌اید (حتی به‌سادگی درک یک جوک یا حس رضایت از تکمیل یک جورچین).

برای دستیابی به لذت ناشی از دوپامین، نیازمند به برنامه‌ریزی هستید تا مغز شما بتواند پیشرفت و دست‌یابی به موفقیت را تجربه کند. در اینجا باید یک هدف برای خود تنظیم کنید. این هدف باید بر اساس ارزش و جاذبه آن هدف و قابلیت شما به تقسیم‌بندی فرآیند دستیابی به آن هدف انتخاب شود. درحالی‌که مغز شما خسته است نباید به دنبال هدف‌های بزرگ یا سخت بود. و اینکه مرحله‌ای کردن پیشرفت سبب می‌شود مغز شما در فواصل زمانی کوتاه‌تری پیشرفت در هر مرحله را تشخیص دهد و در طی مسیر دستیابی به هدف فعال باشد.

الآن زمان آن نیست که خود را با اهداف بزرگ به چالش بکشید یا چیزی باشد که خیلی علاقه‌ای به آن ندارید، مانند رژیم گرفتن.

دست‌یابی به یک هدف سبب ایجاد لذت می‌شود. به این صورت دوباره حس‌های خوش‌بینی، انتظارات مثبت درباره عملکرد خود به شما بازگشته و بر روی احساسات خود کنترل بیشتری داشته و قوه تخیل و قدرت حل مسئله شما تقویت می‌شوند.


این اهداف همان‌هایی هستند که شما همیشه دوست دارید انجام بدهید اما وقتی برای آن‌ها ندارید زیرا زمان‌بر هستند و همیشه فکر می‌کرده‌اید که وقتی برای آن‌ها ندارید. اهداف اولیه می‌توانند نتایج مشهود داشته باشند (مانند گل‌کاری، سفالگری یا نواختن یک ساز یا یادگرفتن یک ورزش جدید)، اما شاید هم هدف شما صرف زمان بیشتر برای فعالیت‌های کنونی شما باشد، مانند خاطره‌نویسی، یوگا یا نقاشی.

هدف خود را به‌خوبی برنامه‌ریزی کنید. اگر از دویدن لذت می‌برید، ممکن است بخواهید بتوانید 10 کیلومتر را راحت بدوید. آهسته شروع کنید. ابتدا تنها مسافتی که برای شما ساده است را بدوید. سپس طبق یک برنامه منظم این فاصله را بیشتر کنید، مثلاً روزی 100 متر بیشتر بدوید. با این کار یک هدف چالش‌برانگیز و هم ‌دست‌یافتنی دارید. زمانی که به هدف خود رسیدید شاید بخواهید هدف دیگری تعیین کنید، مثلاً دویدن 10 کیلومتر درزمانی کمتر و با سرعتی بیشتر.

اوقات فراغت: کارهای فوق‌برنامه همگی فرصت‌هایی هستند برای بهبود فرآیندهای مغزی. در اینجا نیز سعی کنید یک پیشرفت پله‌ای را فراهم کنید. برای مثال بازی دارت. از فاصله کم شروع کنید، فاصله باید کم اما چالش‌برانگیز باشد. هرچه بهتر می‌شوید عقب‌تر بروید. می‌توانید تمام پیشرفت را ثبت کنید تا میزان موفقیت خود را مشهود ببینید.

تمرینات مدیتیشن و خودآگاهی نیز از مداخله‌های مهم برای بهبود خستگی ذهنی هستند.

تکرار تجربیات تولیدکننده پاداش دوپامینی براثر مشاهده پیشرفت در تمرینات و تفریحات می‌تواند مدارهای عصبی ذهن شمارا تغییر داده و به شما نیروی ذهنی تازه ببخشد. چنین تجربیاتی سبب ایجاد نتایج مثبت در شبکه‌های عصبی مغز شما می‌شود. این تغییر به این دلیل ایجاد می‌شود که مغز شما ارتباطاتی قوی‌تر را در الگوی حافظه شما ایجاد می‌کند. دست‌یابی به یک هدف سبب ایجاد لذت می‌شود. به این صورت دوباره حس‌های خوش‌بینی، انتظارات مثبت درباره عملکرد خود به شما بازگشته و بر روی احساسات خود کنترل بیشتری داشته و قوه تخیل و قدرت حل مسئله شما تقویت می‌شوند.

حتماً سعی کنید که اهداف خود را به چالش‌های کوچک‌تر تقسیم کنید تا پیشرفت پله‌ای را شاهد باشید. این روش، با تأمین دوپامین برای شما در حفظ انگیزه و به پیشروی در مسیر رسیدن به اهدافتان کمک می‌کند.

 


منبع: کانون فرهنگی قلم‌چی

چهارشنبه, 05 ارديبهشت 1397 15:06

ترازوی سنجش اعمال انسان

ترازوی سنجش اعمال انسان

 

 

در روز رستاخیز اعمال انسان با وسیله خاصی سنجیده می شود نه با ترازوهایی همانند ترازوهای دنیا، و چه بسا آن وسیله، همان وجود انبیاء، امامان و افراد صالح بوده باشد، و در روایاتی که از طرق اهل بیت(علیهم السلام) به ما رسیده این مطلب به خوبی دیده می شود.

 

ترازوی اعمال

 

سوال

ترازوی سنجش اعمال چیست؟

پاسخ

درباره چگونگی توزین اعمال در روز رستاخیز، بحث فراوانی در میان مفسران و متکلمان شده است، و از آنجا که بعضی چنین تصور کرده اند، «وزن» و «ترازو»، در آن جهان، همانند وزن و ترازو در این جهان است، و از طرفی اعمال انسان سنگینی و وزنی ندارد که بتوان آن را با ترازو سنجید، ناچار شده اند، از طریق تجسم اعمال، و یا این که خود اشخاص را به جای اعمالشان در آن روز وزن می کنند، مشکل را حل نمایند، و حتی عبارتی از «عبید بن عمیر» نقل شده است که می گوید: یُؤْتی بِالرَّجُلِ الطَّوِیْلِ الْعَظِیْمِ فَلا یَزِنُ جَناحَ بَعُوضَة: «در آن روز، فرد بزرگ جثه ای را می آورند که در ترازوی سنجش به اندازه بال مگسی وزن ندارد»! اشاره به این که ظاهراً آدم های باشخصیتی بودند و در باطن هیچ! ولی اگر مسأله مقایسه زندگی آن جهان را با زندگی دنیا کنار بگذاریم و توجه داشته باشیم که: همه چیز در آنجا با اینجا متفاوت است، درست همانند تفاوتی که میان زندگی جنین در عالم رحم، با زندگی انسان در این دنیا وجود دارد. و نیز توجه داشته باشیم که: در فهم معانی الفاظ، نباید همیشه، به دنبال مصداق های موجود و معین برویم، بلکه مفاهیم را از نظر نتیجه بررسی کنیم، مسأله «وزن در روز رستاخیز» کاملاً حل خواهد شد. توضیح این که: در گذشته هنگامی که مثلاً نام «چراغ» برده می شد، ظرفی به نظر می رسید که مقداری ماده روغنی در آن ریخته شده بود و فتیله ای در میان آن نصب گردیده، و احتمالاً حبابی نیز روی آن برای تنظیم هوا قرار داده شده بود. در حالی که امروز از کلمه «چراغ» چیز دیگری می فهمیم، دستگاهی که نه ظرفی برای روغن دارد،نه فتیله ای، و نه حبابی برای تنظیم هوا، اما آنچه چراغ امروز را با دیروز پیوند می دهد، همان هدف و نتیجه آن است، یعنی وسیله ای که تاریکی را از میان می برد. در مسأله «میزان» نیز چنین است، در همین جهان می بینیم با گذشت زمان «ترازوها» چه اندازه دگرگون شده اند، و حتی لفظ میزان به وسائل دیگر سنجش نیز گفته می شود، مانند: میزان الحراره:«وسیله سنجش گرما»، میزان الهوا: «وسیله سنجش هوا» و مانند آن. بنابراین، آنچه مسلّم است این است که: در روز رستاخیز اعمال انسان با وسیله خاصی سنجیده می شود نه با ترازوهایی همانند ترازوهای دنیا، و چه بسا آن وسیله، همان وجود انبیاء، امامان و افراد صالح بوده باشد، و در روایاتی که از طرق اهل بیت(علیهم السلام) به ما رسیده این مطلب به خوبی دیده می شود.

در «بحار الانوار» از امام صادق(علیه السلام) در پاسخ سؤال از تفسیر آیه «وَ نَضَعُ الْمَوازِیْنَ الْقِسْطَ» چنین می خوانیم: وَ الْمَوازِیْنُ الأَنْبِیاءُ وَ الأَوْصِیاءُ وَ مِنَ الْخَلْقِ مَنْ یَدْخُلُ الْجَنَّةَ بِغَیْرِ حِساب!: «میزان سنجش در آن روز پیامبران و اوصیای آنها هستند و از مردم کسانی می باشند که بدون حساب وارد بهشت می شوند»! (یعنی کسانی که در پرونده اعمال آنها نقطه تاریکی وجود ندارد). و در روایت دیگری چنین نقل شده است: إِنَّ أَمِیْرَ الْمُؤْمِنِیْنَ وَ الأَئِمَّةَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ هُمُ الْمَوازِیْنُ: «یعنی امیر مؤمنان و امامان از فرزندان او ترازوهای سنجش اند».

و در یکی از زیارات مطلقه امیر مؤمنان علی(علیه السلام) می خوانیم: اَلسَّلامُ عَلی مِیْزانِ الأَعْمال:«سلام بر میزان سنجش اعمال»! در واقع مردان و زنان نمونه جهان، مقیاس های سنجش اعمال انسان ها هستند و هر کس به آن اندازه که به آنها شباهت دارد، وزن دارد، و آنها که از ایشان بیگانه اند، کم وزن یا بی وزنند.

حتی در این جهان نیز دوستان خدا مقیاس سنجشند، ولی از آنجا که بسیاری از حقایق در این عالم در پرده ابهام می ماند، و در روز قیامت که به مقتضای «وَ بَرَزُوا لِلّهِ الْواحِدِ الْقَهّار» روز بروز و ظهور است این واقعیت ها آشکار می گردد. و از اینجا روشن می شود که: چرا «موازین» جمع بسته شده است، زیرا اولیای حق که ترازوهای سنجشند، متعددند. این احتمال نیز وجود دارد که هر کدام از آنها در صفتی ممتاز بوده اند، بنابراین، هر یک میزان سنجش یکی از صفات و اعمال آدمی هستند و چون اعمال و صفات انسان ها مختلف است، الگوها و ترازوهای سنجش نیز باید مختلف باشد. و نیز از اینجا روشن می شود که: آنچه در بعضی از روایات مانند روایتی از امام صادق(علیه السلام) وارد شده که پرسیدند: ما مَعْنَی الْمِیْزانِ قالَ الْعَدْلُ: «معنی میزان چیست؟ فرمود: عدل است»



 



منبع : پایگاه حوزه