rezas
گوش هایتان را در اختیار همسر بگذارید
مثل یک حرفه ای به حرف های همسرتان گوش بدهید
گوش های ما همیشه در دسترس ماست، بنابراین نیاز چندانی به گوش دادن حرفه ای در خود نمی بینیم. اما به این فکر کنید که شما مثل یک حرفه ای به حرف های همسر یا فرزند خود گوش دهید چقدر می تواند این گوش دادن زندگی شما را دستخوش تغییرات مثبت کند.
حتما تا به حال آدم هایی را دیده اید که از این که حرف هایشان شنیده نمی شود بسیار شاکی اند. احتمالا خودتان نیز تجربه ای از این دست داشته اید. رفته اید اداره و با مدیران تان می خواستید حرف بزنید و با این که مدیرتان شما را پذیرفته و یک در میان می گفته که بگو! گوش می کنم شما کاملا مطمئن بوده اید که او به شما گوش نمی دهد با این که ظاهرا با شما حرف می زده و ظاهرا پاسخ هایی هم به شما می داده است اما تردیدی نداشته اید که آن مدیر به شما گوش نمی کرده است. چقدر این وضعیت برای شما برخورنده است؟ حالا آیا نمی توان همین حق را به فرزند یا همسرتان بدهید که وقتی شما برخورد مشابهی داشته اید از دست شما دلگیر شده باشند.
گوش دادن را زمان دار و مکان دار کنید
اول از همه گوش دادن را زمان دار و مکان دار کنید. آیا شما قبول می کنید که کسی بدون پذیرش مکان و زمان شنا کند؟ وقتی کسی به شما پیشنهاد می کند که برویم شنا، شما اول از همه به دو چیز فکر می کنید: زمان و مکان شنا، کِی و کدام استخر؟ چون می دانید که نمی شود روی هوا شنا کرد. اما چرا چنین گمانی را درباره گوش دادن ندارید؟ چالش دقیقا از همین نقطه شروع می شود که ما ارزش و اعتبار گوش دادن را که می تواند در سرنوشت ما کاملا تعیین کننده باشد بسیار کم تر از یک شنای معمولی می دانیم. اگر کسی چند جلسه شنا نرود یا حتی شنا را یاد نگیرد احتمالا چالش بزرگی در زندگی او پیش نخواهد آمد، همچنان که افراد زیادی هستند که یک عمر زندگی می کنند و شنا یاد نمی گیرند اما اگر نتوانیم گوش بدهیم چه؟ جز این است که بسیاری از چالش های زندگی از جمله چالش های خانوادگی ما به خاطر این است که مهارت گوش دادن فعالانه و حرفه ای در ما وجود ندارد؟ بنابراین اگر می خواهید به حرف های کسی از جمله همسر یا فرزند خود گوش بدهید، بدانید که این کار کم تر از یک شنا رفتن نیست، پس مکان و زمانی را برای این کار در نظر بگیرید و برای گوش دادن خود تشخص و شخصیت قائل باشید نه این که بین آشپزی یا پخش آگهی های بازرگانی بین دو نیمه از فوتبال یا اوقات مرده ای از این دست که چندان جدی و مرغوب نیستند بخواهید گفتگوهای جدی با همسر یا فرزند خود داشته باشید.
توجه کنید که گلایه و شکوه بسیاری از زنان از همسران خود مبنی بر این که آن ها به حرف هایشان خوب گوش نمی دهند به خاطر این است که به این اصل مهم بی توجه هستند که آیا قبل از تقاضای گوش دادن شرایط زمانی و مکانی آن را برای همسر خود فراهم کرده اند؟ آیا وقتی همسرشان دارد غذای خود را می خورد زمان مناسبی برای گوش دادن فعالانه است؟
وقتی گوش می دهید هیاهوها و جنجالهای ذهنی را خاموش کنید
نکته مهم دیگر در این باره این است: وقتی گوش می دهید هیاهوها، پیش فرض ها و پیش داوری های خود را تا حد امکان در گفتگو دخالت ندهید . اجازه بدهید که ذهن تان در آرام ترین حالت خود پذیرای سخنان باشد. هیچ چیز یک گفتگو را به اندازه یک گوش دادن جهت گیرانه و با دخالت دادن انواع سوء تفاهم ها و برداشت های تنگ نظرانه خراب نمی کند. گفتگویی می تواند ادامه داشته باشد که طرفین بتوانند با بلندنظری گوش بدهند.
چطور در محل کار دقیق و حرفه ای گوش می دهید اما در خانه ...
باور کنید که ارزش زندگی خانوادگی شما از ارزش زندگی کاری و شغلی شما کم تر نیست و چه بسا نه تنها کم تر نیست بلکه زندگی کاری شما از زندگی خانوادگی تان تغذیه می کند و آرامش یا تلاطمی که شما با خودتان به محیط کار می برید به میزان قابل توجهی از خانواده تان می آید، بنابراین چطور وقتی در یک نشست کاری و جلسه قرارداد، سر تا پا گوش می شوید تا نکته ای را از دست ندهید - چون ممکن است شرکت تان متضرر شود - با همان دقت به حرف های همسر و فرزندان خود گوش دهید.
باور کنید بسیاری از چالش هایی که ما در خانواده ها داریم دقیقا از این نقطه می آید که ما فکر می کنیم گوش دادن محترمانه، حرفه ای و دقیق فقط مربوط به محل کار می شود. چطور شما وقتی در یک نشست کاری هستید حتی اگر کسی از حاضران بی احترامی کند سعی می کنید به خاطر منافع درازمدت، خودتان را کنترل کنید و از کوره درنروید و رفتار تندی نداشته باشید دقیقا با همان روحیه در خانه حاضر شوید و به آنچه همسر و فرزند خود می گویند گوش بسپارید آن وقت در کوتاه مدت و میان مدت و درازمدت خواهید دید که این گوش دادن فعالانه و محترمانه و با سعه صدر چه معجزه هایی می تواند در زتدگی تان رقم بزند.
ما عموما گوش دادن فعالانه و محترمانه و حرفه ای را به وقتی دیگر می اندازیم یا بدترین و نامرغوب ترین زمان هایمان را به آن می دهیم اما همان طور که یک فرد معتقد، زمان های مرغوب خود را به نیایش با معبود می دهد و مکان و زمان مرغوبی برای آن در نظر می گیرد و همه حواشی ای را که ممکن است در گفتگوی خود با معبود خلل ایجاد کند از میان برمی دارد ما هم یاد بگیریم که به گوش دادن فعالانه و حرفه ای در خانه به چشم یک امر مهم توجه کنیم.
عملی که روز قیامت شفیع انسان میشود
از اعمال بافضیلت ماه شعبان
عملی که روز قیامت شفیع انسان میشود

بر اساس منابع دینی ماه شعبان یکی از ماههای پر فضیلت سال است. از جمله کتاب های معروفی که به گزارش روایات مربوط به فضیلت این ماه پرداخته است کتاب "فضائل الاشهر الثلاثة" اثر محدث عالی مقام شیخ صدوق (متوفی381ق) است که بخش قابل توجهی از آن به گزارش روایات مربوط به ماه شعبان، اختصاص دارد.
یکی از اعمال پر فضیلت ماه شعبان- ماه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله- روزه این ماه است.
محدث بزرگ شیعه شیخ محمد کلینی به سند معتبر از حلبی روایت میکند که از امام صادق علیه السلام پرسیدم از پدران شما آیا کسی ماه شعبان را روزه گرفته است؟ امام فرمودند: «بهترین پدر من رسول خدا آن را روزه گرفته است.»
روزه عبادت پر ارزشی است که آثار و برکات زیادی دارد [1] و تقارن آن با اوقات خاص میتواند بر ارزش و تأثیر آن بیافزاید.
روایات متعددی درباره فضیلت و ثواب روزه این ماه در مجامع روایی شیعه و سنی نقل شده است که طالبان قرب الهی را به شوق آورده و اهل طاعت را دلگرم مینماید. شیخ حرعاملی (متوفی1104ق) -نویسنده کتاب ارزشمند وسائل الشیعة- در مورد روزه ماه شعبان 31 روایت نقل نموده است.
با وجود اینکه مجالی برای گزارش همه روایات مرتبط با بحث "روزه شعبان" نیست اما جهت تذکر و مرور برخی از آنها بد نیست:
روایت اول: محدث بزرگ شیعه شیخ محمد کلینی به سند معتبر از حلبی روایت میکند که از امام صادق علیه السلام پرسیدم از پدران شما آیا کسی ماه شعبان را روزه گرفته است؟ امام فرمودند: «بهترین پدر من رسول خدا آن را روزه گرفته است.»[2]
از روایات متعددی استفاده میشود که پیامبر خدا صلی الله و علیه وآله اهتمام خاصی برای روزه گرفتن در این ماه داشتند. به برخی از روایات دیگر هم اشاره خواهیم کرد.
روایت دوم: همچنین مرحوم کلینی به سند معتبر از فضیل بن یسار روایت کرده که میگوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: «خدای متعال در طول سال روزه ماه رمضان را واجب نمود و پیامبر[هم] روزه ماه شعبان و سه روز روزه هر ماه[3] را-دو برابر روزه واجب- سنت قرار داد و خداوند این حکم را تأیید کرد.»[4]
روایت سوم: شیخ صدوق به سند خود از امام رضا علیه السلام نقل میکند که فرمودند: «پیامبر خدا صلی الله و علیه وآله در ماه شعبان زیاد روزه میگرفتند و میفرمودند: شعبان ماه من است و پس از ماه رمضان برترین ماه است. هرکس یک روز آن را روزه بگیرد، در روز قیامت شفیع او خواهم بود.»[5]
وعده شفاعت پیامبر مطلب بسیار پر ارزشی است که بسادگی نمیتوان از آن گذشت.
روایت چهارم: شیخ صدوق به سند خود از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که از امیرالمؤمنین علیه السلام روایت کردند که آقا فرمودند:« هرکس شعبان را از روی محبت پیامبر خدا صو با تقرب به خدای عزوجلّ روزه بگیرد، خدا او را دوست میدارد و روز قیامت وی را به کرامت خود نزدیک نموده و بهشت را برایش مقرر خواهد نمود.»[6]
روایت پنجم: شیخ صدوق به سند خود از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمودند:« هرکس روز اول شعبان را روزه بگیرد حتما بهشت برای او ثابت میشود و هر کس دو روز از آن را روزه بگیرد خداوند هر روز و شب در دنیا به او نگاه میکند و این نگاه در بهشت ادامه خواهد داشت و هر کس سه روز در این ماه روزه بگیرد، در بهشت خدا را -در عرشش- هر روز زیارت میکند.»[7]
پاداش بزرگی را به ما وعده دادند. آیا توجه میکنیم؟
کمک به پیامبر خدا صلی الله و علیه وآله
عالم ربانی مرحوم آقا میرزا جواد ملکی تبریزی (ره) در کتاب ارزشمند المراقبات درباره روزه ماه شعبان نکته جالبی دارد. وی می نویسد:« افضل این است که در این ماه زیاد روزه بگیرد تا در دعای مقدس پیامبر صلی الله و علیه وآله نسبت به کمک کردن به ایشان داخل شود و گمان نمیکنم با یک یا دو روز روزه چنین چیزی صدق کند.»[8]
هرکس روز اول شعبان را روزه بگیرد حتما بهشت برای او ثابت میشود و هر کس دو روز از آن را روزه بگیرد خداوند هر روز و شب در دنیا به او نگاه میکند و این نگاه در بهشت ادامه خواهد داشت و هر کس سه روز در این ماه روزه بگیرد، در بهشت خدا را -در عرشش- هر روز زیارت میکند
اشاره ایشان به روایت معروف نبوی است که شیخ مفید در المقنعة و شیخ طوسی در مصباح المتهجد نقل میکنند. به موجب نقل مصباح امام صادق علیه السلام فرمودند: هرگاه پیامبر هلال ماه شعبان را میدیدند دستور میدادند یک نفر در شهر بگردد و اعلام کند که پیامبر مرا فرستاده و فرموده :« شعبان ماه من است و خدا رحمت کند کسی را که در ماه من به من کمک نماید: شعبان شهری و فرحم الله من اعاننی علی شهری.» امام در دنباله میگوید: امیر المؤمنین علیه السلام گفتند از وقتی که این ندا را شنیدم تا کنون روزه شعبان از من فوت نشده و ان شاء الله ترک نخواهد شد.[9]
آیا ما نمیخواهیم به پیامبر خود کمک نماییم و مشمول دعای حضرتش باشیم؟!
خدا به همه ما توفیق عنایت فرماید که تا عمر و سلامتی باقی است از فرصتها استفاده کنیم و قدر این ماه شریف را بدانیم.
پی نوشت:
[1] -نگاه کنید: وسائل الشیعة 10/395
[2] -وسائل الشیعة 10/486
[3] - چنانکه در روایات دیگر آمده است مراد روزه "پنجشنبه اول و آخر و چهارشنبه وسط" ماه قمری است.
[4] -وسائل الشیعة 10/487
[5] -وسائل الشیعة 10/490
[6] -وسائل الشیعة 10/491
[7] -مصباح المتهجد 645؛ وسائل الشیعة 10/489
[8] -المراقبات132
[9] - مصباح المتهجد 646؛ وسائل الشیعة 10/493
خودت را برای مهمانی خدا آماده کرده ای؟
خودت را برای مهمانی خدا آماده کرده ای؟

اباصلت در آخرین جمعه ماه شعبان، میرود خدمت حضرت امام رضا(علیه السلام). حضرت ابتدا به او میفرماید: ای اباصلت ماه شعبان بیشترش گذشت و این جمعه آخر آن است، پس آنچه از اعمال خیر که در این ماه در انجام آن کوتاهی کردهای در این چند روزی که باقی مانده تدارک کن، و بر تو باد به انجام آنچه به حال تو مفید است و ترک آنچه برای تو فائدهای ندارد، و دعا و استغفار و تلاوت قرآن را افزون کن، و از گناهان و نافرمانیهایت بهسوی خدا بازگرد و توبه نما، تا این ماه خدا به تو رو کرده باشد در حالی که تو با خدایت- عزّوجلّ- اخلاص ورزیده باشی، و امانتی بر گردن خود باقی مگذار مگر آنکه آن را ادا کنی، و نیز در دلت کینه هیچ مؤمنی نباشد مگر اینکه آن را از دل بیرون کنی، و هیچ گناهی را که مرتکب بودهای وامگذار مگر آنکه آن را رها کرده و از آن دوری گزینی، و از خداوند پروا داشته باش، و در امور نهان و آشکارت بر او توکّل و اعتماد کن، و هر کس بر خدا توکّل کند همانا خداوند او را کافی است، زیرا خداوند کار خود را به انجام میرساند، و برای هر چیز اندازهای قرار داده است، و در باقیمانده این ماه زیاد این ذکر را بگو: «اللّهم إن لم تکن قد غفرت لنا فی ما مضی من شعبان فاغفر لنا فیما بقی منه». (یعنی: پروردگارا! اگر تاکنون در این ماه ما را نبخشیدهای، پس از تو میخواهیم که در باقیمانده این ماه ما را ببخشی و بیامرزی). زیرا خداوند تبارک و تعالی در این ماه مردم بسیاری را به جهت احترام ماه مبارک رمضان از آتش آزاد میکند.
حضرت به او گوشزد میکند که این ماه شعبان این همه برکات داشت، و چه بسا تو از آن غفلت کرده باشی. بیا از بقیهای که از ماه شعبان مانده است استفاده کن. در مابقی ماه شعبان کوتاهیات را جبران کن. بعد هم فرموده: «وَ أَکْثِرْ مِنَ الدُّعَاءِ وَ الِاسْتِغْفَارِ وَ تِلَاوَةِ الْقُرْآنِ». دعا، استغفار و تلاوت قرآن را زیاد انجام بده. این همانی است که پیغمبر اکرم فرمود: «وَ شَهْرُ شَعْبَانَ تَتَشَعَّبُ فِیهِ الْخَیْرَاتُ»؛ خدا خیرات را در ماه شعبان برای امتش پراکنده میکند. بیا فکر کن ببین در این ماه چهقدر از این خیرات نصیب تو شده است؟ من حرفم این است. امام هشتم(علیهالسلام) میگوید خیلی از خیرات را از دست دادی؛ پس بیا در این بقیه ماه شعبان جبران کن.
دست آخر هم میفرماید زیاد این دعا را در مابقی ماه شعبان زیاد بگو: «اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَکُنْ قَدْ غَفَرْتَ لَنَا فِی مَا مَضَی مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِیمَا بَقِیَ مِنْهُ»؛ خدایا اگر در آنچه از ماه شعبان گذشت من را مورد مغفرتت قرار ندادی، در این مابقیاش من را مورد آمرزش قرار بده.
چرا باید این کار را بکنی؟ برای اینکه خودت را خالص کنی، پاک کنی، تر و تمیز کنی؛ چون میخواهی وارد بشوی در ماه رمضان. ماه رمضان ماه ضیافت الهی است. خدا تو را دعوتت کرده، میخواهی بروی سر سفرهاش بنشینی، پس خودت را تطهیر کن.
همینطور که داری از اینجا میروی بر این ذکر مداومت کن و بگو: «اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَکُنْ قَدْ غَفَرْتَ لَنَا فِی مَا مَضَی مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِیمَا بَقِیَ مِنْهُ». تا شب نشده این را پشت سر هم بگو. شاید انشاءالله خدا عنایتی کند و با یک روح باصفا و تطهیر شده و تزکیه شده، وارد ماه مبارک رمضان شوی.
برگرفته از سخنرانی حاج آقا مجتبی تهرانی، چهارشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۹ – ۳۰ شعبان۱۴۳۱. مسجد جامع بازار تهران
پی نوشت:
وسائل الشيعة، جلد۱۰، صفحه ۳۱۵.
متن کامل این روایت بدین شرح است: عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ صَالِحٍ الْهَرَوِيِّ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع فِي آخِرِ جُمُعَةٍ مِنْ شَعْبَانَ فَقَالَ لِي يَا أَبَا الصَّلْتِ إِنَّ شَعْبَانَ قَدْ مَضَى أَكْثَرُهُ وَ هَذَا آخِرُ جُمُعَةٍ مِنْهُ فَتَدَارَكْ فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ تَقْصِيرَكَ فِيمَا مَضَى مِنْهُ وَ عَلَيْكَ بِالْإِقْبَالِ عَلَى مَا يَعْنِيكَ وَ تَرْكِ مَا لَا يَعْنِيكَ وَ أَكْثِرْ مِنَ الدُّعَاءِ وَ الِاسْتِغْفَارِ وَ تِلَاوَةِ الْقُرْآنِ وَ تُبْ إِلَى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِكَ لِيُقْبِلَ شَهْرُ اللَّهِ إِلَيْكَ وَ أَنْتَ مُخْلِصٌ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا تَدَعَنَّ أَمَانَةً فِي عُنُقِكَ إِلَّا أَدَّيْتَهَا وَ لَا فِي قَلْبِكَ حِقْداً عَلَى مُؤْمِنٍ إِلَّا نَزَعْتَهُ وَ لَا ذَنْباً أَنْتَ مُرْتَكِبُهُ إِلَّا قَلَعْتَ عَنْهُ وَ اتَّقِ اللَّهَ وَ تَوَكَّلْ عَلَيْهِ فِي سِرِّ أَمْرِكَ وَ عَلَانِيَتِكَ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً وَ أَكْثِرْ مِنْ أَنْ تَقُولَ فِيمَا بَقِيَ مِنْ هَذَا الشَّهْرِ اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ قَدْ غَفَرْتَ لَنَا فِي مَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يُعْتِقُ فِي هَذَا الشَّهْرِ رِقَاباً مِنَ النَّارِ لِحُرْمَةِ شَهْرِ رَمَضَان. «عیون اخبار الرضا، جلد۲، صفحه ۵۱».
منبع : شهرسوال
عامل اصلی گره های کور زندگی
"دوستت دارم"هایی که با روح آدمی بازی می کنند

آيا كسي غير از ما مي تواند در خوشبختي يا بدبختي ما سهم موثري داشته باشد ؟
بايد در زواياي نهفته مسيري كه آمديم خوب جستجو كنيم و در نهانخانه دلمان ببينيم چه کرده ایم، دفتر حساب و كتاب را بگشاييم و روشنايي و تاريكي آن را بررسي كنيم، اين همان محاسبه است. قرآن جواب اين سوالات پيچ در پيچ ذهنمان را به زيبايي پاسخ مي دهد.
كسي كه مومني را اندوهگين سازد، آن گاه دنيا را به او ببخشد، اين بخشش گناه او را جبران نمي كند .
وَمَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ(1) هر مصیبتی به شما رسد به خاطر اعمالی است که انجام دادهاید، و بسیاری را نیز عفو میکند.
آري بسياري از مشكلات و مصائب بدستان خود ما در زندگي ايجاد شده است، زيرا زندگي ما محصول اعمال و رفتار ماست گاهي حقوقي كه برگردن ماست و ما آگاهانه يا ناآگاهانه در اداء آن غفلت مي كنيم، آثار و عواقبي در زندگي ما به جا مي گذارد كه جبران آن بسيار سخت است .
حق الناس گره كور زندگي
شريفترين مخلوق خداوند كه صاحب حق است انسان مي باشد. به همين علت رعايت و ناديده گرفتن حق، ارتباط مستقيمي با عدالت خداوند دارد. حقوق مردم، براي خداوند بسيار باارزش است تا جايي كه خداوند از حق خود مي گذرد اما از حق مردم نمي گذرد. اين بيانگر اين امر است كه احترام به حقوق ديگران و اداي آن يكي از اساسي ترين اهداف اديان اسماني است.
قرآن كريم در آيات بسياري مومنان را چه در باب مسائل اقتصادي و چه در باب حقوق اجتماعي دعوت به احترام حقوق مردم نموده است .
حق الناس حقوقي است كه انسان در رابطه با ديگران بايد رعايت كند و رعايت نكردن حقوق ديگران باعث گرفتاري انسان در دنيا و قيامت مي شود .
امام جعفر صادق (علیه السلام) مي فرمايد: ما عبدالله شيء افضل من اداء حقوق المومن: هيچ عبادتي بالاتر از اداء حق مومن نيست.(2)
ارزش مؤمن
انسان از حرمت بالايي برخوردار است پس بايد شخصيت او حفظ گردد. هرگونه تحقير، تمسخر ضربه اي بر پيكره روح شخص وارد مي سازد كه تا سالها اين آسيب چون زخمي وجود آن شخص را نابود مي كند. علت اينكه در آيات و روايات به حق الناس اهميت فراواني داده شده به خاطر صدمه هايي است كه به شخصيت انسان در مسير رشد وارد مي شود.
حق الناس فقط در مسايل مالي نيست بلكه دل شكستن از مصاديق بارز حق الناس است كه غالبا به اين امر مهم بي توجه هستيم، به راحتي به عرض و آبروي مسلمان صدمه مي زنيم، دلي را مي شكنيم، توهين مي كنيم، شخصيتي را خرد مي كنيم و رد مي شويم غافل از اينكه با اين كار گره كوري به زندگي خود زده ایم و تا جبران مافات نكنيم آن گره باز نمي گردد.
كفاره دل شكستن
آزار و اذيت مؤمن در اسلام حرام است و به طور كلي شكستن دل انسان مومن كه به تعبير روايات احترام او از كعبه بيشتر بوده و داراي آثار وضعي و جانبي فراواني است زيرا دلي كه شكست به سادگي التيام نمي يابد و جبران آن دشوار است.
در حديث از معصوم روايت شده است كه :من احزن مومنا ثم اعطاه الدنيا ،لم يكن ذلك كفارته ولم يوجر عليه: كسي كه مومني را اندوهگين سازد، آن گاه دنيا را به او ببخشد، اين بخشش گناه او را جبران نمي كند .
پس در مرحله اول بايد انسان مراقب باشد دلي را نشكند و قلبي را جريحه دار نسازد و اگر خداي ناكرده اين اتفاق افتاد بايد به سرعت جبران و تلافي كند و دل شكسته را التيام بخشد و آن را بدست آورد .
در حديث آمده است كه خداوند مي فرمايد: انا عندالمنكسره قلوبهم: من همدم قلب هاي شكسته هستم. انسان دل شكسته در پيشگاه خداوند داراي جايگاه ويژه اي است .
صدمات جبران ناپذير
شايد از خود سوال كنيد چرا اين قدر اين مساله مهم است ؟ در جواب مي گوييم آيا تابه حال انسان هايي را ديده ايد كه دچار بيماري هاي رواني چون؛ خساست، لجبازی، بيش از حد تميز و وسواس گونه بودن، داراي افسردگي سنگين، دچار اضطراب فراگير، مبتلا به خشم انفجاري، بدجنسي و كينه توزي يا بيش از حد شكاك بودن، باشند؟
همه اين ها آسيب هايي است كه در دوران كودكي به فرد وارد شده و مسلماً با محبت و توجه و عشق نمي شود اين همه صدمه زد. همه اين بيماري ها با شكستن روح و روان آدمي ايجاد مي شود و ديگران بدون توجه به اهميت اين امر ضربات خود را وارد مي كنند و به راحتي رد مي شوند و گاهي سالها انساني بيمار مي شود و تمام ابعاد زندگي فرد درگير اين مشكل مي گردد و روح او را فلج مي سازد زيرا بعضي چيزها گران بدست مي آيند و ارزان از دست مي روند. شايد نتوان باور كرد كه شخصيت يك انسان محصول يك عمر زندگي و تلاش و سختي است كه ممكن است در يك لحظه از دست برود و خدشه دار شود.
چگونه مي شود روح زخمي انساني را التيام بخشيد؟ آيا بهتر نيست اندكي تأمل و صبر كنيم و به راحتي در شكستن دل ها و زخم زبان ها تعجيل نكنيم.
در قرآن کریم آیات بسیاری وجود دارد که به این موارد اشاره نموده و در واقع، به ریشه و دلیل آزرده خاطر شدن دیگران پرداخته و توصیه هایی در این زمینه ارائه فرموده اند که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
الف. برخی آنچه از آنها نهی شده است:
مسخره کردن دیگران: "یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى أَنْ یکُونُوا خَیراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى أَنْ یکُنَّ خَیراً مِنْهُن"؛ اى افراد با ایمان! گروهى از مردان شما گروهی دیگر را مسخره نکنند، شاید آن مسخره شدگان بهتر از آنها باشند. و گروهى از زنان شما نیز دیگران را مسخره کند، شاید آن مسخره شدگان بهتر از آنها باشند.(3)
عیب جویی: "وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُم"؛ به عیب جویی از یکدیگر مپردازید.(4)
یکدیگر را با نام زشت خواندن:"وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقاب"؛ با نامهای زشت، یکدیگر را مورد خطاب قرار ندهید.(5)
حق الناس فقط در مسايل مالي نيست بلكه دل شكستن از مصاديق بارز حق الناس است كه غالبا به اين امر مهم بي توجه هستيم، به راحتي به عرض و آبروي مسلمان صدمه مي زنيم، دلي را مي شكنيم، توهين مي كنيم، شخصيتي را خرد مي كنيم و رد مي شويم غافل از اينكه با اين كار گره كوري به زندگي خود زده ایم و تا جبران مافات نكنيم آن گره باز نمي گردد.
روی از دیگران برگرداندن: "وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاس"؛ با بی اعتنایی از مردم رو مگردان.(6)
با تکبر و غرور راه رفتن: "لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحا"؛ هنگام راه رفتن، باد نخوت بر گلو مینداز!(7)
سر از کار دیگران در آوردن و غیبت کردن: "وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضا"؛ به دنبال سر درآوردن از کار دیگران نبوده و غیبت نکنید.(8)
دوستی هایی که حق الناس ایجاد می کنند
روي صحبتم با جوانان است وقتي به كسي مي گوييم دوستش داريم در قبال او مسئوليم اين هم ازمصاديق حق الناس است ، براحتي نمي توانيم بعد از مدتي خانه دلش را خراب كنيم و رد شويم و دلش را بشكنيم زيرا آسيب هاي جدي بر او وارد مي سازيم كه گاهي تا چندين سال او نياز به ترميم روحي دارد.
امروزه كلمه دوست داشتن متاع بي ارزشي شده كه سر هر كوي و بامي خريد و فروش مي شود، غافل از آثار و پيامدهاي سوئي كه رد پايش بر جان و روح انسان ها باقي مي ماند هستيم.
دل كه بازار نيست تا محل عبور و مرور باشد دل حريم امن الهي است پس مواظب باشيم با جهل و غفلت هايمان جان و روح هاي پاك راخط خطي نكنيم.
پی نوشت:
1- شوري/٣٠
2- بحار/ج٧٤/ص٢٤٢
3- حجرات/١١
4- حجرات/١١
5- حجرات/١١
6- لقمان /١٨
7- لقمان/١٨
8- حجرات /١٢
راز خلقت و هدف از آفرینش انسان
راز خلقت و هدف از آفرینش انسان چیست؟

تصور ما از انجام کارها، معمولا به دست آوردن سود یا رفع یک نیاز است؛ زیرا ما انسان ها موجوداتی محدود و ناقص هستیم و همواره اعمال ما به یکی از این دو امر برمی گردد؛ اما خداوند، هیچ نقصی ندارد تا با افعالش، قصد رفع آن را داشته باشد. خدا فاقد هیچ کمالی نیست تا به کمال رسیدن برای او متصور باشد؛ بلکه خدایی او اقتضای آفرینش دارد؛ زیرا «آفریدن» به معنای ایجاد کردن است. هر وجودی، خیر است و لازمه فیاض (بخشنده) بودن خداوند، عطا کردن او است. خداوند در قرآن می فرماید:
«و ما کان عطاء ربک محظورا؛[۱] عطای پروردگارت منع نشده است».
هر چیزی که اقتضای وجود و هستی داشته یا امکان وجود داشتن آن باشد، فیض وجود از خدا دریافت می کند. خداوند بخل در وجود و هستی دادن ندارد تا موجودی که امکان وجود آن است، وجود را دریافت نکند.
جهان هستی با تمام نظم و زیبایی هایش نمادی از لطف، مهربانی، علم، قدرت و حکمت خداست؛ به طوری که بدون آفرینش، صفات جمال و جلال خدا مخفی و پنهان می ماند.
هر «بود»ی، «نمود»ی دارد. نمی شود خدا فیاض باشد، اما فیضی نداشته باشد. همان گونه که نمی تواند نور باشد. اما روشنایی نداشته باشد و رحمت باشد، اما بخشش نداشته باشد. بنابراین، از همین جا می توان نتیجه گرفت که خلقت جهان و از جمله انسان، نتیجه صفات خداوند است.
خداوند فیض و بخشش دارد و لازمه آن این است که هر چه امکان وجود دارد، فیض و هستی خداوند را دریافت کند. چون قابلیت وجود برای جهان هستی بود، خداوند آن را آفرید. بنابراین، جهان هستی نشان دهنده و نتیجه صفات خداوند است . از این رو، خلقت جهان هستی با تمامی نظم و زیباییش، جلوه گر جلال و جمال خداست.
خداوند از آن جا که "علم" و "قدرت" و "فضل" و "جود" بی نهایت دارد، جهان و انسان را آفریده است. لازمه این صفات آن است که اولا، جهان را بیافریند. ثانیا، خلقت او بهترین و کاملترین آفرینش باشد. در مجموعه هستی اگر وجود مخلوقی، زیبایی و کمال آفرینش مجموعه عالم را افزایش دهد، لازم است خدا آن موجود را خلق کند؛ زیرا عدم خلقت آن موجود، ناشی از عدم اطلاع و آگاهی از زیبایی آن است، یا در اثر ضعف و ناتوانی از خلقت آن است.
چنانچه خدا با توجه به علم و قدرت بی نهایت، باز آن زیبایی را خلق نکند، ناشی از عدم "فضل" و "جود" و بخشندگی است و خدا از بخل، منزه است. "جود" و رحمت و بخشندگی او بی نهایت است. پس جهانی که خدا خلق می کند، باید کاملترین صورت ممکن را داشته باشد. هر چه امکان تحقق دارد، از طرف خداوند فیض وجود دریافت می کند. هدف نهایی تک تک موجودات و مجموعه عالم هستی، اعم از دنیا و آخرت، همین است.
در حقیقت، غایت و هدف افعال الهی همان خود اوست . خداوند چون خداست، میآفریند. آفرینش، لازمه خدایی اوست؛ زیرا وجود بهتر و ارزشمند تر از عدم است. خداوند این فیض را از عام دریغ نمی نماید؛ در عین حال، آفرینش خداوند هم بر اساس صفات حکمت و علم او در نهایت اتقان و استحکام و هدف مندی است . همچنین مسیری معین برای موجودات آن تعبیه شده است . سرانجامی دقیق و محاسبه ای کامل در برابر رفتارها و کنش های اختیاری موجودات مختار، در نظر گرفته شده است.
بر این اساس، آخرت و معاد هم در همین جهت، ضرورت وجود می یابد؛ چون به شکوه بیش از پیش این مجموعه و عادلانه بودن ساختار عالم کمک می کند. این امر همخوان با روح جاودانگی طلب انسان است و بستر رسیدن به کمالات وجودی انسان را که برترین مخلوق خداوند است، مهیا می سازد.
البته این موضوع از منظر غایت فاعل و هدفی است که علت ایجاد عالم در آفرینش دارد. در کنار این امر، این عالم و خود مخلوق خداوند هم به نوعی دارای هدف و مقصدی است که در مسیر حرکت خود در نهایت به آن منتهی می گردد.
در پايان، براي درك حقيقت هدف خداوند تذكر اين نكته ضروري است كه ما دو هدف داریم: یکی هدف فعل و دیگری هدف فاعل. بین این دو تفاوت وجود دارد. به این مثال توجه نمایید:
صنعتگری موتوری را می سازد که قادر به حرکت با سرعت ۸۰۰ کیلومتر در ساعت است. هدف این موتور که فعل صنعتگر است، رسیدن به سرعت مورد نظر است. اما هدف اصلی سازنده موتور، نشان دادن توانمندی خود یا رسیدن به شهرت و مانند آن است. با این توضیح باید گفت که فارغ از هدف خداوند در خلقت عالم و اقتضای ذات و صفاتش، این عالم هم مسیر و مقصدی را در پیش دارد که هدف آن به شمار می رود. اين هدف، تکامل انسان و رسیدن به غایت نهایی ذات انسانی اوست.
در آیات قرآن آزمایش [۲] و عبادت[۳] به عنوان علّت آفرینش انسان شناخته شده است. در عین حال، آفرینش بسیاری از مظاهر خلقت مانند آنچه در زمین است، برای او تعریف شده است.[۴] از این امر می توان نتیجه گرفت که غایت حکیمانه ای که خداوند در مسیر خلقت عالم در نظر گرفته، تکامل انسان و رسیدن او به درجات والای وجودی و در نهایت، بهره مندی او از این کمالات و رشد و پیشرفت آدمی است.
پی نوشت:
[۱]. اسراء (۱۷) آیه ۲۰.
[۲]. ملک (۶۷) آیه ۲.
[۳]. ذاریات (۵۱) آیه ۵۶.
[۴]. بقره (۲) آیه ۲۹.
منبع : شهرسوال
لرزه بر اندام غولهای اینترنتی
لرزه بر اندام غولهای اینترنتی

رشد گستردگی اطلاعات را بررسی کنید. حالا نسل سوم وب در راه است تا ما را از چیزی که هستیم فراتر ببرد. پیشنهاد میکنم در کنار این مقاله، مقالهی مکمل آن یعنی «چرا ارزهای دیجیتال و تمرکز زدایی اجتناب ناپذیر هستند؟» را هم مطالعه فرمایید.
آرامش قبل از طوفان
تولد بلاک چین جنبشی را ایجاد کرد که هدفش تحول تمام صنعت فناوری است. عاشقان بلاک چین و رمزنگاری، این دوره را Web 3.0 وب ۳ یا به زبان خودمان نسل سوم وب می نامند. نسل سوم وب آمده تا تمام فرایندهای سنتی و آزاردهنده قبلی را نابود کند.
اکوسیستم نسل سوم وب در حال حاضر شامل بیش از ۳,۰۰۰ ارزدیجیتال شناخته شده و بیش از ۹۰۰ برنامه غیر متمرکز فعال است. با اینکه این صنعت بسیار نوپا است، گرایشات بسیار زیادی حول آن وجود دارد.
آزادی، برابری، برادری
این شعار رسمی جمهوری فرانسه است اما هم خودمان و هم خودشان میدانند که احتمال برابری قانونی کامل حتی با بلاک چین هم وجود ندارد. با این وجود شاید در نسل سوم وب نمودهایی از این کلمات نمایان شوند.
مطمئنا غولهای اینترنت سعی در انطباق با شرایط آینده را دارند. بعضی از آنها موفق میشود و باقیخواهند ماند و برخی دیگر که این شرایط را نپذیرند، حذف خواهند شد اما نتیجه هر چه که باشد به نفع کاربران اینترنت آینده است.
غول های اینترنت چیزی جز کنترل کامل نمیخواهند. به عنوان مثال بنیاد Internet.org، ابتکار مارک زاکربرگ برای ارائه دسترسی آزاد و رایگان به اینترنت در کشورهای محروم است. هر چند که این عمل بسیار تحسین شده است اما خواهناخواه او میتواند در نرم افزاری که ارائه داده است بر اطلاعات کنترل داشته باشد و یا حتی برخی از مناطق محروم در ایده او جایی نداشته باشند.
مدیر عامل فیس بوک برای حفظ امپراطوری خود، اطلاعات و پول زیادی در اختیار دارد. زاکربرگ فقط یکی از غولهای اینترنت است. جف بیزوس، مالک آمازون چهار سال پیش قدیمیترین روزنامه آمریکا یعنی واشینگتون پست را با قیمت ۲۵۰ میلیون دلار خرید. با توجه به اینکه میزان خالص دارایی او بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار است، او فقط از ۰٫۲۵ درصد از سرمایهاش برای خرید این روزنامه استفاده کرده است. خرید این چیزها برای او مثل آب خوردن است.
زندگینامه وب
نسل اول وب
درست به مانند قرون وسطی، نسل اول وب برای علاقهمندان مشقت بار بود. چیزی که به عنوان «شبکه جهانی وب»، شناخته میشد، فقط مجموعه ای از اطلاعات مختصر در صفحات ثابت و بدون هرگونه محتوای تعاملی بود. اتصال به اینترنت از طریق دیالآپ بود که افراد داخل خانه را از تلفن محروم میکرد.
سپس نسل دوم وب
مودمهای کم حافظه پرسر و صدا و رابط های کاربری کسل کننده آرام آرام گورشان را گم کردند. سرعت اینترنت مسیر را برای محتوای تعاملی باز کرد. اینترنتی که در نسل اول فقط برای مشاهده اطلاعات یک شرکت یا سازمان استفاده میشد، به فضایی برای مشارکت بدل گشت. با اشتراک گذاری جهانی اطلاعات، وارد عصر رسانه های اجتماعی یا Social Media شدیم . یوتیوب، ویکی پدیا، فلیکر و فیس بوک، صدای بی صدا شدند.
نشانههای سقوط نسل دوم وب
انتقال به یک سیستم بدون نیاز به اعتماد، ضد فساد و ضد سانسور نه تنها لازم بلکه اجتناب ناپذیر است. اولین نشانههای سقوط نسل دوم وب از زمانی که برای اولین بار از ایده بلاک چین در بیت کوین استفاده شد، نمایان شد.
خدمات مبادله
مشکلات صرافیهای متمرکز قابل چشم پوشی نیست. هک، اختلاس، کنترل بر داراییها از قبیل مشکلاتی هستند که نهایتا ایجاد کننده یک نیاز است ! با فناوری بلاک چین و ایجاد صرافیهای غیرمتمرکز این نیاز حل خواهد شد. چند هفته پیش خبری از بزرگترین صرافی ارزهای دیجیتال حال حاضر جهان، بایننس رسید که قصد ایجاد یک صرافی غیرمتمرکز را دارد. در صورت رخ دادن این اتفاق، باینسس و مردم هر دو برنده خواهند بود.
خدمات ذخیره سازی
در حال حاضر نرم افزارهای غیرمتمرکزی مانند Storj، Filecoin و Maidsafe فضای ذخیره سازی غیرمتمرکز ارائه میدهند. شما میتوانید فضای ذخیره کامپیوتر خود را در اختیار این شبکهها قرار دهید و پاداش دریافت کنید. در این سیستمها فایلها به صورت کاملا غیرمتمرکز ذخیره میشوند و هیچ کس قادر به تغییر یا دسترسی اطلاعات درون این شبکهها نیست مگر مالک آنها.
بیمه و بانکداری
فساد، تجارت نفوذی، حرص و طمع. این کلمات مترادف با صنایع بیمه و بانکداری هستند. ما مجبوریم تا کورکورانه به این نهادها اعتماد کنیم، زیرا چارهی دیگری نداریم. تصمیم گیری ها در پشت درهای بسته انجام میگیرند و مشتری هیچگونه نقشی ندارد. تصمیماتی که اتخاذ میشود اول در جهت منافع شرکت است و بعد مشتری.
صنعت ویدئو
از سال ۲۰۰۵، یوتیوب (که متعلق به گوگل است) به سرعت رشد کرد و محبوبیت زیادی میان کاربران بهدست آورد. یوتوب یک نیاز اساسی در اینترنت را حل کرد اما با گذشت زمان با اقدامات شرکت در جهت سوددهی، به آرامی، اما مطمئنا تغییرات زیادی را دیدیم. این سایت بزرگ خدمات رایگان میدهد، اما ما در قبال این خدمات اطلاعات شخصی (رفتارهای وبگردی، مورد علاقه ها و عادتهای خرید) را به آنها میدهیم. این درحالی است که تولید کنندگان محتوا فقط درصد کمی از سود تبلیغات را دریافت میکنند.
موسیقی
برای هنرمندهای حرفهای هایی که نیازهای زندگی خود را از این راه تامین میکنند، ۳۰ درصد کارمزد واسطهها بسیار ناعادلانه است. در واقع زحمت اصلی را هنرمندان میکشند و سود بیشتر را واسطهها میبرند. در نسل سوم وب، واسطهها حذف میشوند و سود به صورت عادلانه تقسیم میشود.
پذیرش
همانطور که مهاجرت از دوره اینترنت ذغالی و تثبیت نسل دوم وب، مدت زمان زیادی به طول انجامید، به نسل سوم وب هم کمی زمان بدهیم. مردم امروزه با نسل کنونی وب خو گرفته اند و اکنون توسعهدهندگان پرتلاشی در حال چیدن مقدمات مهاجرت هستند. نسل سوم وب هنوز نقصهای فراوانی دارد و آگاهی عموم هنوز به شکلی که باید باشد نیست.
منبع: ارز دیجیتال
آیا سازمان شما آماده مواجهه با آینده است؟
آیا سازمان شما آماده مواجهه با آینده است؟
«ما بهواسطه تکنولوژی اطلاعات بهعنوان موتور پیشرفت بشر، وارد عصر جدیدی شدهایم. انستیتو جهانی مکنزی، دادههای بزرگ را بهعنوان سرحد بعدی برای نوآوری، رقابت و تولید نامگذاری کرده است. اما ما دیدگاه متفاوتی داریم. ما معتقدیم که این امر برای دادههای بزرگ و تحلیلهای پیشرفته مبالغهآمیز است. این موارد به مرور به تکنیکهای مهمی برای باقیماندن در میدان رقابت تبدیل خواهند شد، اما به این دلیل که اطلاعات هرروزه بیشتر و ارزانتر در دسترس خواهد بود، ظرفیت آنها برای ارائه هرگونه سازمان مدرنی با مرزهای پیشرو، کاهش مییابد.» این تنها مشکل نیست. اطلاعات مازاد در سطح فردی منجر به سرگردانی و پیچیدهشدن فرآیند تصمیمگیری میشود. در سطح شرکتها، ما بهواسطه مباحثات بیپایان و تعصب به شواهد علمی مستدل از درک مستقیم یا حس درونی مساله عاجز میشویم، در نتیجه شرکتهای بسیاری درحالیکه جهان پیرامون سرعت میگیرد، درجا میزنند.
صراحت عمل، اعتقاد راسخ درونی: با این اوصاف، جایگزین موسساتی با سرعت عمل کم چهخواهد بود؟ مدیران مدبر، درک صحیحی از هردو بعد فرصتها و تهدیدهای اطلاعات دارند. آنها تشخیص دادهاند که مزیت رقابتی، زودگذرتر از چیزی است که بهنظر میرسد. آنها روشی را که ما آنرا روش پیشران مینامیم، برای کسبوکار انتخاب کردهاند. آنها بر صراحت عمل در مقابل جزئیات آنالیز تاکید میکنند و بهراحتی بر قضاوتهای عقلانی مطمئن تکیه میکنند. بهعنوان مثال، رشد فوقالعاده آمازون تمام قوانین ایجادشده در رابطه با تمرکز شرکت روی هسته رقابتی آن را به چالش کشیده است. موفقیت آنها از بینش عمیق از نیازهای مشتریان شکل گرفتهاست و این فرض که، اگر ارزشی برای مشتریان ایجاد کنید، رشد و سود بهدنبال خواهد داشت. جف بزوس، مغز متفکر و بنیانگذار این شرکت، کارش را با توسعه مدلهای ریاضی برای صندوق سرمایهگذاری شرکت شروع کرده و قویا معتقد به تحلیلهای سیستماتیک است، اما در عین حال، او برای آنچه شرکتهای پیشرو «برداشت از نامطمئنها» مینامند، شهرتیافته است. تصمیمات مهم وی براساس منابع و تحقیقات نیست، بلکه او روی ایدههایی فراتر از محکهای خرد مقیاس، قمار میکند. به عبارت دیگر، شرکتهای پیشران به جای فرورفتن در آنالیزها و درونگرایی، ذهن بازی دارند و به فرهنگی که اقدام و تجربه را ترویج میدهد، عمل میکنند. رهبران آنها میدانند که چه زمانی به دادهها گوش کنند و چه زمانی تصمیم بگیرند. به گفته جف بزوس «بهترین نوع تصمیمات، آن دسته از تصمیماتی هستند که بر مبنای تحلیل دادهها قابل اتخاذند. این تصمیمات، متکی بر واقعیتها هستند. اما متاسفانه، مجموعه دیگری از تصمیمات وجود دارند که شما نهایتا نمیتوانید بهعنوان مساله ریاضی با آن روبهرو شوید.» جولیان و همکارانش در این مقاله توصیه میکنند که درآینده دو استراتژی الزامآور ظاهر میشود. «در آینده شرکتهایی با قدرت پردازش بزرگ یا دادههای علمی عالی نیستند که پیشرو میدان خواهند بود، بلکه آنهایی که زودتر از بقیه ظرفیتشان را برای صراحت عمل توسعه میدهند، توفیق بیشتری در این امر خواهند داشت: توانایی شناسایی بهموقع فرصتها و تجربه پیشنهادهای جدید و قدرت ریسک روی آنها در مواقع نیاز.» اما اقدام بدون جهتگیری اتفاق خطرناکی است. برای هدایت آن به مسیر موثر، شرکتها نیاز دارند باورهای حسی خود را تقویت کنند– به شواهد حسی خود گوش دهند و مفهومی برای کارمندان و مشتریان خود ایجاد کنند. یک ذهن تکبعدی بر دانش ریاضی و منطقی تاکید میکند که به شرکتها برای ایجاد پیشنهادهای منحصر بهفردکمک میکند، اما با این خطر که خبری از زیبایی، لذت، هیجان، ناگهانی و یکتایی در آن نیست. در تمامی صنایع همواره جدالی بین برندهای تکنیکالتر (مانندسامسونگ و تویوتا) با برندهای احساسیتر (مانند اپل و BMW) وجود دارد. درحالیکه هر دو گروه میتوانند موفق باشند، اما گروه دوم میتواند اذهان را تسخیر کند و معمولا حاشیه بالاتری داشته باشد. این دوگانه ضروری، صراحت عمل و اعتقاد راسخ درونی، نتایجی در سطوح چندگانه تحلیلی دارند:
استراتژی: رویکرد کلاسیک به استراتژیهای سازمان این بوده است که به تصمیمات پشتسر هم فکر کنیم: چرا میخواهیم موفق شویم، در چه بستری و چگونه به آن دست خواهیم یافت؟ این منطق در یک محیط پایدار موثر است، اما در یک جهان متغیر، سریع و پیچیده، از ساختارهای کندی برخوردار است. در مقابل، بینش مبتنی بر تعامل با مشتریان، منجر به روند بازاندیشی و حساسسازی میشود که در نهایت دورنمایی از استراتژی را شکل میدهد.
سازمان: مدل مدیریت قراردادی و معمول در عصر صنعتی، بوروکراسی بوده است - که هماهنگی فعالیتها از طریق قوانین استاندارد، روشها و سلسلهمراتب رسمی افراد انجام میشود. در عصر ارتباطات کنونی معمولا شایستهسالاری طرفدار بیشتری دارد – که هماهنگی فعالیتها در این روش بر مبنای قضاوت متقابل از علاقه شخصی و دانش فردی و تخصص انجام میشود. مدل ایجاد شده که ما به آن باور داریم و اکنون مورد نیاز است، عدالت است – که فعالیتها در آن بر اساس فرصتهای خارجی پیرامونی و اعمال فرد هماهنگ میشود، مخصوصا اگر با اعتقاد درونی نیز پشتیبانی شود.
موردکاوی ING، غول بانکداری آمستردام، با ۵۲ هزار کارمند در دنیا: در طول دهه گذشته مجریان این مجموعه یک برنامه تحول جاهطلبانه را آغاز کردهاند، در ابتدا همه فرآیندهای داخلی را پاکسازی و سادهسازی کردهاند، سپس بهطور استراتژیک به سمت بانکداری دیجیتال حرکت کردهاند. اکنون بیش از دو سال است که ۳۵۰۰ کارمندش را با قوانین «چابک» آشنا کرده است. هر کس در گروههای ۹نفره کار میکند که بر خدماترسانی مخصوص نیازهای مشتریان متمرکز شدهاند و در نوع، نحوه کار و فضای فیزیکی کارشان آزاد هستند. این کار به صورت متمرکز بر عملکرد، منعطف و سریع است و آنها هماکنون سود سهامشان را بر اساس رضایت مشتری، اشتیاق کارمند و نسبت هزینه بر درآمد پرداخت میکنند.
رهبری سازمانی: با استفاده از روشهای بوروکراتیک یا شایستهسالارانه، رهبران میتوانند بهصورت سنتی و بهشیوه از بالا به پایین کار کنند. اما اگر کسبوکار شما براساس صراحت عمل و اعتقاد راسخ احساسی شکلگرفته باشد، باید مطمئن شوید که افراد در سازمانتان، مفهوم، انگیزه و فرصت برای کارآفرینی دارند - تا هر وقت فرصتها پدیدار شدند آنها را دنبال کنند.
برگرفته از کتاب «سریع / رو به جلو: کمپانی خود را برای آینده آماده کنید»، انتشارات دانشگاه استنفورد ۲۰۱۷
با مشاجره ناتمام والدینم چه کنم؟
حل مشاجره پدر و مادرتان به دست شماست؟
به عنوان یک فرد بزرگسال و پس از عبور از همه بحرانهای خانوادگی و رسیدن به استقلال فردی شما همچنان شاهد مشاجرههای بیپایان پدرومادرتان هستید اما این وظیفه شما نیست که برای حل این معضل کار بکنید.

شما تصمیم گرفتهاید آخر هفته سری به والدینتان بزنید و اوقاتی را در کنارشان بگذرانید اما به خوبی میدانید که رفتن به خانه والدین و سپری کردن وقت در آنجا هیچ چیز تازهای ندارد جز اینکه باز هم مثل گذشته شاهد بحث و گفتوگوی آنها بر سر موضوعات حل نشده خواهید بود. چه بسا وضعیت در حال حاضر بدتر از گذشته هم باشد چون پس از عمری زندگی و انباشته شدن اختلافات کهنه اکنون بحثها و تنشها پیچیدهتر هم شدهاند.
برای شما بسیار سخت خواهد بود که ببینید والدینتان همچنان بر سر موضوعات مختلف با هم دچار مشکل هستند. به نظر میرسد که آنها از حضور شما در زندگیشان خوشحال هستند و هیچ چیز برایشان دلپذیرتر از دیدار با شما نیست اما اوقاتی که شما میتوانستید به خوشی بگذرانید همیشه آمیخته با تلخی متلکها، طعنهها، فریادها و انتقادهای دائمی است.
لابد بارها از خودتان پرسیدهاید که چرا با وجود اینهمه مساله حل نشده آنها حاضر به ادامه زندگی شدهاند. البته آنچه که آزاردهندهتر است ادامه این روند ظاهرا بیپایان است. برای شما همیشه این سوال پیش میآید که بعد از یک عمر زندگی چرا یکی از آنها کوتاه نمیآید تا این چرخه معیوب متوقف شود؟ نکته عجیب دیگری که وجود دارد این است که آنها طوری رفتار میکنند که گویی همهچیز طبیعی است.
احتمالا شما بارها تلاش کردهاید که این رابطه را بهبود بدهید. با پدر و مادرتان حرف زدهاید و از آنها خواستهاید تا این روند را ادامه ندهند. ممکن است حتی از موضع خشم و عصبانیت سعی کرده باشید آنها را با تاثیر رفتارشان بر زندگیتان تحریک کنید. حتما انتقاداتی کردهاید و به هر شکلی خواستهاید میان جروبحثهای همیشگی آنها میانجیگری کنید. اما متاسفانه تلاشهای شما هیچ تاثیری نداشتهاند و آنها هرگز تغییری در رفتار خود ندادهاند.
اکنون پس از این همه سال چه باید بکنید؟ چگونه باید با وجود خاطرات بد درگیریها و بحثهای همیشگی با آنها کنار بیایید؟ چگونه میتوانید یک روز خود را در کنار آنها بگذرانید بدون اینکه رفتارهایشان باعث آزارتان شود؟ آیا واقعا باید کاری برای پایان این مشاجرات انجام بدهید؟
بیطرف و خنثی
واقعیت این است که پس از چند دهه زندگی مشترک در حالی که مشاجره در مورد هر مسالهای به عادت تبدیل شده است تغییر و اصلاح رفتار کار دشواری است. لااقل این وظیفه شما نیست که اکنون وقت و انرژی خود را صرف این کار کنید. بنابراین بهتر است فقط از اوقاتی که در کنار آنها میگذرانید بهره بهتری ببرید. اولین قدم این است که یاد بگیرید وقتی دعوا و بحث بالا گرفت بیطرف باقی بمانید و تمرکز خود را از روی بحث بردارید. سعی نکنید جانب کسی را بگیرید و یا در بحث مشارکت کنید. همین که شما دخالت نکنید بحث زودتر خاتمه پیدا میکند چون والدین اغلب تمایل دارند در میان بحثها یارکشی کنند. زمانی که شما بیطرف باشید آنها ناچار میشود بحث را تمام کنند.
نادیده گرفتن
مشاهده درگیری و تنش والدین شما را در هر سنی که باشید عصبی، پریشان و به شدت غمگین و مضطرب میکند. واقعیت این است که پس از یک عمر دعوا شما به این مساله عادت نخواهید کرد. از سوی دیگر شما دیگر کودک نیستید که نتوانید نسبت به آن واکنش مشخصی داشته باشید. ممکن است مداخله کنید و بخواهید حرفی بزنید، عصبانیت و خشمتان را نشان بدهید و یا شما هم تبدیل به یکی از طرفهای درگیری شوید. اما بهترین کار این است که اساسا حرف و تنش را نادیده بگیرید. اگر احساس میکنید این بحثها شما را عصبی و پریشان کرده است از موقعیت دور شوید. اتاق را ترک کنید، خود را مشغول کاری کنید و یا به بهانهای خانه را برای مدت کوتاهی ترک کنید.
تقویت روابط
یکی از بزرگترین آسیبهای روابط پر تنش والدین این است که شما به عنوان یک فرد بزرگسال هم نمیتوانید یک رابطه صمیمی و نزدیک با آنها برقرار کنید. همیشه فاصلهای وجود دارد که شما را آزار میدهد. والدینی که مدام با یکدیگر مشاجره میکنند اغلب این رفتار را با فرزندان خود نیز دارند و هیچ بعید نیست که خود شما هم هنگام مکالمه با آنها از همین الگو پیروی کنید و بحثهایتان به تنش کشیده شود. با این حال شما نیاز به روابط قوی عاطفی دارید. اگر نمیتوانید این رابطه را با والدین خود شکل بدهید به دنبال یک دوست، یک تکیهگاه و رابطه عاطفی خوب باشید تا بتوانید با حمایت و دریافت توجه کافی کمی از مشکل ارتباطی خود را حل کنید. در این صورت کمتر خود را درگیر مشکلات والدین میکنید و اجازه میدهید زندگی شما و آنها پیش برود.
یک قدم بیشتر
اگر برایتان پذیرش این واقعیت سخت است و نمیخواهید آنها را به حال خود رها کنید و اگر هنوز امید دارید که بتوانید اندکی در تغییر رفتار آنها تاثیر گذار باشید میتوانید یک قدم بیشتر بردارید. با والدین خود درباره تاثیر رفتارشان حرف بزنید. شاید شما بتوانید یادشان بدهید که چگونه میتوانند یک بحث بد را به یک بحث خوب تبدیل کنند.
به والدین پیشنهاد بدهید که درباره بحث و بد و بحث خوب چیزهای تازهای یاد بگیرند. همیشه این امکان وجود دارند که با مطالعه و آموزش عادتهای اشتباه تغییر کنند. تنها امید شما میتواند این باشد که آنها را درگیر روند آموزش نحوه گفتگو کنید.
از سوی دیگر برخی از والدین اصولا متوجه تاثیر رفتار خود بر دیگران نیستند. اگر شما کسی هستید که هرگز درمورد احساسات خود حرفی نزدهاید اکنون میتوانید این شانس را امتحان کنید و به آنها بگویید که این رفتارها چقدر برایتان آزاردهنده است. شاید لازم باشد درباره احساس ناامنی خود حرف بزنید و به آنها یادآور شوید که چگونه بیتوجهی آنها به تاثیر رفتارشان باعث ناراحتی شما شده است.
در نهایت شما میتوانید یک الگوی مناسب باشید؛ این یعنی راه آنها را در زندگیتان پیروی نکنید. سعی کنید آرام و صبور باشید. شنونده خوبی باشید و تلاش کنید بدون جانبداری با آنها به اندازهای که لازم است همدلی کنید. همدلی کردن به معنای تایید رفتارهای اشتباه آنها نیست اما به این معنی است که به پدرومادرتان بفهمانید که متوجه احساس و عواطف و نیازهایشان هستید.
واقعیت این است که ناکام ماندن تلاشهای شما در رابطه با چنین والدینی بسیار محتمل است. اگر به این نتیجه رسیدهاید که کاری از عهده شما بر نمیآید و آنها تغییر ناپذیرند سعی کنید فقط بخاطر خودتان روی موضوعات و روشهایی تمرکز کنید که باعث میشود از ارتباط محدود خود با آنها لذت ببرید.
منبع: اطلاعات
وضو و غسل با ابروی مصنوعی
وضو و غسل با ابروی مصنوعی
طبق نظر مقام معظم رهبری؛ کسی که از ابروی مصنوعی استفاده می کند اگر امکان برداشتن آن وجود داشته باشد، واجب است براى غسل و وضو آن را بردارد و الا غسل و وضوی جبيرهای مجزی است.

سوال: حکم وضو و غسل کسی که به دلیل ریزش مو، ابروی مصنوعی چسبانده است، چیست؟
پاسخ:
مقام معظم رهبری: در فرض سؤال اگر امکان برداشتن آن وجود داشته باشد، واجب است براى غسل و وضو آن را بردارد، ولى اگر بر پوست سركاشته شده باشد و برداشتن آن باعث عسر و حرجى شود كه عادتاً قابل تحمل نيست، غسل و وضوی جبيرهاي با آن مجزى است. [1]
آیت الله مکارم: در صورتي که ضرورتي براي اين کار نباشد آن را ترک کنند، و چنانچه ضرورتي وجود داشته باشد و امکان جداسازي آن، به هنگام غسل و وضو نباشد، بصورت عادي، وضو يا غسل را انجام مي دهد. [2]
آیت الله سیستانی: غسل و وضو با آن باطل است وگذاشتن آن خلاف احتياط واجب است. [3]
آیت الله شبیری زنجانی: اگر عدم استفاده از چنین ابرویی حرجی باشد، جایز است و باید بنابر احتیاط علاوه بر وضو یا غسل، تیمم کند و در وضو و غسل و تیمم بر محل وجود مانع هم دست بکشد. [4]
آیت الله وحید: در فرضِ سؤال، این کار حرام است و غسل و وضوء و نماز و روزه را باطل می کند. [5]
آیت الله فاضل: اگر از باب ناچاری و ضرورت نا چار به چسباندن ابروی مصنوعی است اشکال ندارد، اگر در وقت وضو و غسل قابل برداشتن باشد باید آن را بردارد و اگر برداشتن آن ممکن نباشد یا حرجی باشد وضو و غسل را به صورت جبیره ای بجا بیاورد. [6]
پی نوشت:
[1]. استفتاء اینترنتی پایگاه اطلاع رسانی آیت الله خامنه ای، شماره استفتاء: OKfB9kU48Vg.
[2]. استفتاء اينترنتی پايگاه اطلاع رسانی حضرت آيت الله مکارم، کد رهگیری: 9509160004.
[3]. استفتاء اينترنتی پايگاه اطلاع رسانی حضرت آيت الله سیستانی، کد استفتا: 558747.
[4]. استفتاء اينترنتی پايگاه اطلاع رسانی حضرت آيت الله شبیری زنجانی، شماره سوال: 36182.
[5]. استفتاء اينترنتی پايگاه اطلاع رسانی حضرت آيت الله وحید، شماره سوال: 26379.
[6]. استفتاء اينترنتی پايگاه اطلاع رسانی حضرت آيت الله فاضل لنکرانی، کد رهگیری: 9502789.
منبع:
رهروان ولایت
با مردگان دوست نشوید!
اهمیت انتخاب دوست
در انتخاب دوست و همنشین معیارهایی بایستی مدنظر قرار گیرند که شخصیت آدمی را شخصیتی الهی پرورش دهند. به راستی با چه کسانی باید دوستی کرد؟

انسان موجودی اجتماعی است که در صورت قرار گرفتن در اجتماع رشد و پرورش می یابد. مناسبات اجتماعی نقشی موثر در شکل گیری شخصیت انسان دارند. از این رو انسان تنها و بدون دوست و همنشین نمی تواند ادامه ی حیات بدهد! امّا در انتخاب دوست و همنشین معیارهایی بایستی مدنظر قرار گیرند که شخصیت آدمی را شخصیتی الهی پرورش دهند. به راستی با چه کسانی باید دوستی کرد؟
در روز قیامت که دارای صحنه های متعدد و عجیبی است، ظالمان از گذشته ی خویش در حسرت می افتند و گناهکاران می گویند: ای وای بر ما! کاش فلان شخص گمراه را دوست خود انتخاب نکرده بودیم. بیداری و آگاهی به سراغ مان آمده بود ولی این دوست بی ایمان ما را گمراه کرد.
دوست و همنشین خوب کیست؟
توجه به انتخاب همنشین و دوست از اهمیت بالایی برخوردار است تا جایی که شخصیت و شاکله ی وجودی انسان در مناسبات و روابط اجتماعی و دوستانه او شکل می گیرد و می تواند مورد تغییر و تحول قرار گیرد. مهم ترین و ماندگارترین دوست و همنشین هر کس نیز همسر اوست که در زیر یک سقف و ساعت ها و روزهای بسیاری را با او سپری می کند. برای انتخاب یک دوست و رفیق راه و یا یک همسر همراه و صمیمی بایستی معیارهای الهی را مورد توجه قرار داد تا مبادا انسان دچار خسران و حسرت گردد.
دوست بد مرا گمراه کرد!
در روز قیامت که دارای صحنه های متعدد و عجیبی است، ظالمان از گذشته ی خویش در حسرت می افتند و گناهکاران می گویند: ای وای بر ما! کاش فلان شخص گمراه را دوست خود انتخاب نکرده بودیم. بیداری و آگاهی به سراغ مان آمده بود ولی این دوست بی ایمان ما را گمراه کرد:«یا و یلنی لیتنی لم اتّخذ فلاناً حلنلاً لقدأ ضلنّی عن الذّکر بعد إذجاء نی و کان الشیطان الانسان خذولاً؛ ای وای بر من، کاهش فلان شخص (گمراه) را دوست خود انتخاب نکرده بودم. او مرا از یاد حق گمراه ساخت، پس از آن که آگاهی به سراغ آمده بود و شیطان همیشه خوار کننده و تنها گذارنده ی انسان بوده است.»(1) (فرقان/ 29- 28)
بدون شک عامل سازنده ی شخصیت انسان پس از اراده و خواست و تصمیم او امور مختلفی است که از مهم ترین آن ها همنشین و دوست است. چرا که انسان بخش مهمی از افکار و صفات اخلاقی خود را از طریق دوستانش می گیرد. این حقیقت از طریق علمی و تجربی و نیز مشاهدات حسی نیز به ثبوت رسیده است. تأثیرپذیری انسان از دوست خود تا جایی است که در روایات اسلامی برای شناخت انسان توصیه شده است که به دوستان او مراجعه شود.
دوست و همسر!
در همین راستا برای انتخاب شریک زندگی و دوست همراه مسیر زندگی بایستی بسیار توجه نمود که کسی را انتخاب نکنیم که ما را دچار حسرت و خسران در روز قیامت نماید! او باید کسی باشد که ذکر و یاد الهی را در جان خویش قرار داده باشد و از شیطان دوری گزیند. به همین دلیل در روایات ما مهم ترین نکته برای انتخاب دوست و یا همسر توصیه به توجه به «ایمان» در اوست! ایمان فرد را از دوستی با شیطان و دشمنی با خدا برحذر می دارد و قلب او را جایگاه الهی قرار می دهد. همنشینی و دوستی با چنین کسی سبب اصلاح انسان و خوشبختی او در دو سرا خواهد بود.
قلب های مرده یا زنده!
در همین راستا تأثیرپذیری از دوست و همنشین بایستی کسی را برگزید که سبب حیات جاودانه انسان و زنده شدن قلب آدمی باشد. کسی که به توصیه ی روایات دیدن او انسان را به یاد خدا بیندازد و از شیطان دور نماید. از پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) نقل شده که فرمودند: قلب انسان می میرد که یکی از عوامل آن همنشینی با مردگان است! پرسیدند: ای رسول خدا مردگان چه کسانی هستند؟! حضرت رسول (صلی الله علیه واله وسلم) فرمودند: ثروتمندانی که غرق در ثروت اند.
براساس این روایت شریفه دوستی و همنشینی با ثروتمند و دنیا پرستانی که مال و ثروت آن ها را از یاد خدا غافل نموده است و در جاده هوا و هوس شیطانی قرار داده است، سبب مرده شدن قلب آدمی می شود. زیرا آن ها خود مردگانی هستند که گرد مرگ را در قلب ها می پاشند! به خصوص اگر این دوست همسر ما نیز باشد!
زندگی و همسری با یک مرده! کسانی که در رقابت ها و چشم و هم چشمی های مالی خود را به مرگ دچار می کنند و در ثروت و مال اندورزی از یکدیگر پیشی می گیرند!
غرق شدن در ثروت و مال و فراموش کردن یاد خدا و غفلت از واجبات و بی ایمانی ثمری جز بی روح شدن زندگی نخواهد داشت که این البته نتیجه ی آن در این دنیاست! در آخرت بنا به آیه ی شریفه ی قرآن حسرت و ندامت ابدی از گزینش دوستی که انسان را از یاد خدا غافل نموده است، عذاب دردناک الهی را به دنبال خواهد داشت!
دوستی با دوستان خدا!
در روایات ما مهم ترین نکته برای انتخاب دوست و یا همسر توصیه به توجه به «ایمان» در اوست! ایمان فرد را از دوستی با شیطان و دشمنی با خدا برحذر می دارد و قلب او را جایگاه الهی قرار می دهد. همنشینی و دوستی با چنین کسی سبب اصلاح انسان و خوشبختی او در دو سرا خواهد بود
بنابراین برای سعادت و خوشبختی در دنیا و آخرت انتخاب دوست و همراه در زندگی برای شکل دادن به شخصیت اجتماعی و اخلاقی انسان بایستی براساس معیارهای الهی انجام پذیرد. دوستی با دوستان خدا که ایمان را سر لوحه ی زندگانی خویش قرار می دهند و از یاد الهی غفلت نمی ورزند و دشمنی با دشمنان الهی که راه رسیدن به خدا را بر انسان می بندند و او را در دنیا و آخرت از چشیدن طعم واقعی سعادت و خوشبختی محروم می سازند!
نتیجه گیری
برای شکل گیری شاکله و شخصیت اجتماعی و اخلاقی خویش انتخاب دوست و یا همسر را جدّی بگیریم تا در دنیا و آخرت دچار خسران و حسرت نشویم!
منابع:
1- تفسیر نمونه- زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی
2- تفسیر نور- حجة الاسلام محسن قرائتی
3- تفسیرالمیزان- علامه طباطبائی(رحمه الله)- ترجمه آیت الله همدانی
4- ضیافت- کانون قرآن و نهج البلاغه- ش 15-
5- تسنیم- آیت الله جواد آملی(رحمه الله)