ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

سه شنبه, 28 آذر 1396 15:36

چند گانگی اسم اعظم در حدیث

چند گانگی اسم اعظم در حدیث

 

 

 
نویسنده
کاووس روحی برندق*

استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه تربیت مدرس

 

چکیده
واژه «اسم» و مشتقات آن از واژه‏ های بسیار پرکاربرد در علوم اسلامی (اعم از علوم نقلی و عقلی) است. این مقاله با روش کتابخانه‏ای در گردآوری مطالب و شیوه اسنادی در نقل دیدگاه‏ها و روش تحلیل محتوا در تحلیل داده‏ها این مسأله را بررسی کرده است که از روایات فریقین (شیعه و اهل تسنن) که در آنها اسمای لفظی گوناگون به عنوان اسم اعظم ذکر شده است، وحدت اسم اعظم لفظی مستفاد است و یا تعدد آن؟ و به این نتیجه دست یافته است که اسمای الهی که در احادیث به عنوان اسم اعظم خدا به شمار آمده است، همه در یک ردیف نیستند، بلکه اسم اعظم‏های موجود در احادیث خود دارای مراتب متعدد هستند و در نتیجه، اسم‏های اعظم لفظی معبر از آنها نیز چند گانه است و در این میان، اسمی که از میان اسم‏های اعظم از عالی‌ترین مرحله برخورداراست، «اسم اعظم اعظم» است.
 
 
 
 این مقاله به صورت PDF  قابل دانلود از اینجا می باشد.
سه شنبه, 28 آذر 1396 15:20

اسم الله

الله

488

این مقاله در مورد اسم الله که توسط حضرت ایت الله صافی گلپایگانی تدوین شده است و منبع آن آدرس زیر می باشد:

آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

http://saafi.com/book/1587

«الله» اسم است از براى ذات مستجمع جميع صفات كماليه بدون لحاظ وتعيين صفتى از صفات.

ابن‌خالويه در اعراب ثلاثين سوره مى‌گويد:

«اِسْمٌ لا يَنْبَغِي إِلاّ لِلّٰهِ جَلَّ ثَنآؤُهُ»؛[1]

«اسمى است كه سزاوار نيست مگر براى الله بلندمرتبه».

ودر قول خداى تعالى: (هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيّاً)[2] گفته شده است؛ يعنى آيا در مشرق ومغرب خشكى ودريا وكوه وهموار وهر مكان وهر جايى احدى را كه اسم او الله باشد، غير از او مى‌شناسى؟؛ يعنى نخواهى شناخت.

پيرامون اين اسم، كه به‌تصريح بعضى «اسم اعظم» است ودر اينكه مشتق است يا مشتق نيست ومطالب ديگر، علماى بزرگ ادب ولغت وفلسفه وعرفان بيانات وتحقيقات مهمى در كتاب‌هاى شرح اسماءالحسنى وكتاب‌هاى لغت وتفسير وشرح ادعيه فرموده‌اند، كه آوردن آن مباحث در اين رساله خارج از ظرفيت آن است واهل تحقيق وبررسى‌هاى عميق را همان كتاب‌ها كافى ووافی است.

فقط در اين جا اجمالا مى‌گوييم: «الله»، كه از آن تعبير به اسم جلاله مى‌شود، دلالت دارد بر ذات جامع جميع صفات كمال، مثل علم وقدرت وتفرّد ووحدت؛ بنابراين يك مسّمى ‌بيشتر نخواهد داشت واين دلالت بر تفاوت نمى‌كند واين لفظ مقدّس مشتق باشد يا غيرمشتق ودلالتش بر ذات احديت به وضع تعيّنى باشد يا تعيينى.در هر صورت اين لفظ دلالت بر آن ذات دارد ودر لسان عربى بين اسمای حسنى، اسمى كه به دلالت مطابقى اين دلالت را داشته باشد، در نظر نيست مگر در مثل «هو» اين ادّعا بشود.

راغب مى‌گويد: اصل «الله»، اله است كه همزه‌اش حذف شده وبر آن الف ولام تعريف وارد شده است وسپس مثل ابن‌خالويه به آيه شريفه (هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيّاً)[3](استشهاد نموده است.[4] وبنابر آنكه مشتق باشد، چنان‌كه از بعضى روايات نيز استفاده مى‌شود، در اينكه اصل «الله» اله بوده است، اختلافى نيست. هرچند در اينكه همزه آن حذف شده وبه‌جاى آن الف ولام آورده شده است، يا اينكه الف ولام بر آن داخل شده والف اصلى آن حذف شده است.به‌عبارت‌ ديگر: در اينكه الف ولام تعويض است وقياسى است يا تعويض نيست وبه غيرقياس است، اختلاف است. چنان‌كه در سرّ قرائت آن به قطع همزه ونكات ديگر، بحث‌هاى ادبى لطيفى بين علماى نحو وادب مطرح شده است كه علاقه‌مندان مى‌توانند آنها را در كتاب‌هاى نحو وادب مطالعه فرمايند.

ودر اصل اشتقاق «اله» نيز چند وجه فرموده‌اند:

 

وجه اوّل: اينكه اصل آن از «اَلَه» (به فتح فاء وعين) است كه اسم جنس است بر هر معبودى كه به حقّ يا باطل عبادت شود؛ اعم از اينكه پرستنده معبود باطل فقط آن را معبود بداند وبه ربوبيت «الله» معتقد باشد، مثل بسيارى از مشركين، يا اينكه به ربوبيت آن واتّصافش به صفات كماليه ربانى قائل باشد.

پس به‌عكس آنچه كه فرقه گمراه وهابيت وابن‌تيميه وپيروانش گمان كرده‌اند كه كلمه توحيد فقط دلالت بر توحيد الوهيت ونفى شرك در معبوديت دارد ونفى شرك در ربوبيت واثبات توحيد در ربوبيت از آن استفاده نمى‌شود. اين كلمه طيبه بر نفى مطلق شرك براى حضرت احديت دلالت دارد؛ زيرا شرك در الوهيت ومعبوديت، همچنان‌كه گاه به اعتقاد باطلى مثل عقيده به اينكه شىء وجود تنزيلى خدا در عبادت اوست، حاصل مى‌شود. گاه هم به عقايد باطل ديگر

مثلاً چيزى يا شخصى را در مثل امر خلق ورزق واماته واحيا شريك خدا دانستن واقع مى‌شود. پس وقتى گوينده اين كلمه طيبه نفى هر معبود را نمود، چنان‌كه نفى معبودى را كه مشرك در عبادت به‌واسطه اعتقاد فاسدى آن را مى‌پرستد، مى‌نمايد، معبودى را هم كه مشرك در ربوبيت به‌واسطه اعتقادى از رقم دوم مى‌پرستد، نيز نفى مى‌نمايد ونفى اين دو معبود، نفى اصل ومنشأ عقيده به معبوديت آنهاست وچون موارد شرك در عبادت وپرستش ظهور پيدا مى‌كند، ازاين‌جهت نفى آن شده وبا نفى لازم، نفى ملزوم (يعنى عقايد فاسدى كه منشأ عبادت غيرخدا مى‌گردد) نيز مى‌شود.

بنابراين چنان نيست كه كلمه توحيد فقط شرك در الوهيت را ـبه‌معنايى كه وهابى‌ها مى‌گويند ومجامع با توحيد ربوبيت مى‌شمارند ـ نفى نمايد وبه نفى شرك در ربوبيت ارتباط نداشته باشد؛ بلكه وقتى معبود غير او را نفى كرديم، هرگونه شريكى را هم براى او نفى نمودهايم واين درصورتى است كه «الله» از «اله» (به فتح فاء وعين) مثل «عبد» لفظاً ومعناً باشد والاّ برحسب اشتقاقات ديگر، اين توهم وهابى‌ها كه مى‌خواهند آن را مبدأ يك سلسله دعواهاى باطل ديگر خود قرار دهند، بطلانش به‌صراحت معلوم است.

 

وجه دوم: اين است كه «الله» مشتق از «اَلِه» بر وزن علم (به فتح فاء وكسر عين) به معناى «تحيّر» است؛ چون عقول در درك حقيقت ذات وصفات او متحير وناتوانند، چنان‌كه در قرآن مجيد مى‌فرمايد:

(يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَما خَلْفَهُمْ وَلايُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً)؛[5]

«آنچه را پيش‌ رو دارند، و آنچه را (در دنيا) پشت سر گذاشته‏اند مى‏داند ولى آنها به (علم) او احاطه ندارند!».

از اميرالمؤمنين(علیه السلام) روايت است كه فرمود:

«كَلَّ دُونَ صِفاتِهِ تَحْبِيرُ الصِّفاتِ، وَضَلَّ هُناكَ تَصارِيفُ اللُّغاتِ»؛[6]

ونيز از آن حضرت روايت است كه:

«كَلَّتِ الْاَلْسُنُ عَنْ غايَةِ صِفَتِهِ وَالْعُقُولُ عَنْ كُنْهِ مَعْرِفَتِهِ».[7]

نه ادراك بر كنه ذاتش رسد
نه بر اوج ذاتش پرد مرغ وهم
  نه فكرت به غور صفاتش رسد
نه بر ذيل وصفش رسد دست فهم

ودر ديوان منسوب به حضرت امام علی(علیه السلام) است:

كَيْفِيَّةُ الْمَرْءِ لَيْسَ الْمَرْءُ يُدْرِكُها
هُوَ الَّذِي أَنْشَأَ الْاَشْياءَ مُبْتَدِعاً

  فَكَيْفَ كَيْفِيَّةُ الْجَبّارِ فِي الْقِدَمِ
فَكَيْفَ يُدْرِكُهُ مُسْتَحْدَثُ النَّسَمِ
[8]

«انسان نمی‌تواند چگونگی خود را بشناسد، پس چگونه می‌تواند چگونگی خدا را بشناسد. خدایی که همة اشیا را از عدم به وجود آورده است، پس چگونه می‌تواند انسان حادث غیرقدیم، او را درک کند».

گفتم: همه ملك حسن سرمايه توست
گفتا: غلطى ز ما نشان نتوان يافت
  خورشيد فلك چو ذره در سايه توست
از ما تو هر آنچه ديده‌اى‌ پايه توست

بنا بر اين وجه، دلالت كلمه توحيد بر نفى شرك در ربوبيت ظاهر وبى‌نياز از بيان است.

 

وجه سوم: اينكه مشتق از «وله» است وبنابراين اصل «اله» هم «وله» است كه واو آن به همزه بدل شده است. وخداوند متعال را به اين جهت «اله» گويند كه هر مخلوقى يا به ‌تسخير ويا به ‌اختيار، مايل به اوست، چنان‌كه مى‌فرمايد:

(كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ)؛[9]

«هريك از آنها نماز و تسبيح خود را مى‏داند».

ونيز مى‌فرمايد:

(وَ إِنْ مِن شَيءٍ إِلاّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلكِنْ لاتَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ)؛[10]

«همه تسبيح او مى‏گويند و هر موجودى، تسبيح و حمد او مى‏گويد و لیکن شما تسبیح آنها را نمی‌فهمید».

ونيز مى‌فرمايد:

(إِنّا لِلّٰهِ وَإِنّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ)؛[11]

«ما از آنِ خداييم و به‌سوى او بازمى‏گرديم!».

ودر آيه ديگر فرمود:

(وَ لَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَوَاتِ وَ الْاَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ)؛[12]

«و تمام كسانى كه در آسمان‌ها و زمين هستند، از روى اختيار يا از روى اجبار، در برابرِ (فرمان) او تسليم‌اند، و همه به‌سوى او بازگردانده مى‏شوند».

ازاين‌ جهت است كه بعضى گفته‌اند: «اللهُ مَحْبُوبُ الْاَشْيآءِ كُلِّها».[13]

واين منافات ندارد كه بعضى از افراد انسان به‌سبب برخى كاستى‌ها از او منصرف مى‌شوند وسير اختيارى خود را كه بايد به‌سوى او باشد، به قهقرى مبدل كرده واز او دورى مى‌جويند. با اين ‌حال، در سير كلى، همه به‌سوى او مى‌روند وبازگشت همه به‌سوى اوست.

(فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ)؛[14]

«پس منزّه است خداوندى كه مالكيّت و حاكميّت همه‌چيز در دست اوست و شما را به‌سوى او باز مى‏گردانند».

در لسان‌العرب است كه:

«مَعْنى وَلاهُ: أَنَّ الْخَلْقَ يَولَهُونَ إِلَيهِ فِي حَوائِجِهِمْ؛ وَ يَضْرَعُونَ إِلَيْهِ فِيما يُصِيبُهُمْ وَيَفْزَعُونَ إِلَيْهِ فِي كُلِّ ما يَنُوبُهُمْ».[15]

 

وجه چهارم: اين است كه از «اَلَه، يَلوهُ، لياهاً» به معناى «احتجب» مشتق باشد؛ چون حقيقت ذات او پنهان ومحتجب از عقول وابصار بوده وديده نمى‌شود. در قرآن مجيد نيز به اين معنا اشاره شده است:

(لاتُدْرِكُهُ الْاَبْصارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْاَبْصارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ)؛[16]

«چشم‌ها او را نمى‏بينند ولى او همة چشم‌ها را مى‏بيند و او بخشنده (انواع نعمت‌ها، و با خبر از دقايق موجودات،) و آگاه (از همه) چيز است».

واسم «الباطن» نيز بر آن دلالت دارد. ودر حديث است:

«إِنَّ‌ اللهَ احْتَجَبَ عَنِ الْعُقُولِ كَما احْتَجَبَ عَنِ الْاَبْصارِ، وَإِنَّ الْمَلَاَ الْاَعْلى يَطْلُبُونَهُ كَما تَطْلُبُونَهُ أَنْتُمْ»؛[17]

«خداوند متعال از عقل‌ها محجوب وپنهان است، چنان‌كه از بصرها وچشم‌ها محجوب وپنهان است وبه‌درستى‌كه ملأ اعلى وفرشتگان بالا او را طلب مى‌كنند، همچنان‌كه شما طلب مى‌نماييد».

بنابراين وجه، ووجه سوم نيز، دلالت كلمه توحيد بر نفى شرك در ربوبيت ظاهر است.

 

وجه پنجم: اين است كه از «أله إلى فلان» مشتق است؛ يعنى به او سكون وآرام گرفت، به اين جهت كه عقول به او آرامش مى‌يابد. وجهان‌بينى اهل توحيد به شناخت او باوربخش وموجب اعتماد مى‌گردد ودل‌ها به ياد او اطمينان پيدا مى‌كند، چنان‌كه مى‌فرمايد:

(أَلا بِذِكْرِ اللّٰهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ)؛[18]

«آگاه باش تنها با ياد خدا دل‌ها آرام مى‌گردد»؛

ودر دعاى عرفه است:

«ماذا وَجَدَ مَن فَقَدَكَ وَما الّذي فَقَدَ مَن وَجَدك»؛[19]

«چه چيزى را پيدا كرد كسى كه تو را گم كرد؟ و چه چيزى را گم كرد كسى كه تو را پيدا كرد؟».

 

وجه ششم: اينكه «اله» مشتق از «أَلِه» (به فتح فاء وكسر عين) است كه به‌ معناى پناه ‌جستن وپناه‌ گرفتن باشد. وبه خدا از‌اين‌ جهت «اله» گويند که پناه حقيقى ومفزع همه است. بنا بر اين وجه ووجه پنجم نيز، كلمه توحيد مطلق شريك را نفى مى‌نمايد. اين بود عمده وجوه يا تمامى وجوهى كه در مبدأ اشتقاق «اله» فرموده‌اند.

وامّا «اللّهمّ»؛ در چگونگى تركيب آن فرمودهاند: معناى آن «يا الله» است وكلمه «يا» به‌ جهت تعظيم اسم جلاله از آن حذف شده وعوض آن ميم مشدّد در آخر آن آورده شده است واين از خصايص اين اسم است؛ چنان‌كه تاء قسم به آن اختصاص دارد.فرّاء گفته است: اصل «اللّهمّ»، «يا الله آمنّا بالخير»[20] است، يعنى اى خدا قصد كن ما را به خير؛ ولى قول اوّل ارجح واقوى است.

 


[1]. ابن‌خالویه، اعراب ثلاثین سوره (سورة حمد).

[2]. مريم، 65. «آیا برای او همنامی می‌دانی؟».

[3]. مریم، 65 «آیا برای او همنامی می‌دانی؟».

[4]. راغب اصفهانی،‌ مفردات، ص21.

[5]. طه، 110.

[6]. راغب اصفهانی،‌ مفردات، ص21. «در بیان صفات الهی برشمردن صفت‌های زیبا بی‌اثر وامانده و ناکارآمد شد و به‌کاربردن الفاظ گوناگون آنجا گم و بی‌اثر است».

[7]. کفعمی، المصباح، ص113؛ مجلسی، بحارالانوار، ج78،‌ ص176 177. «زبان‌ها از بیان وصف او و عقل‌ها از شناخت حقیقتش وامانده است».

[8]. دیوان امام‌علی(علیه السلام)، ص518.

[9]. نور، 41.

[10]. اسراء، 44.

[11]. بقره، 156.

[12]. آلعمران، 83.

[13] . راغب اصفهانی،‌ مفردات،‌ ص21.

[14]. يس، 83.

[15]. ابن‌منظور، لسان‌العرب، ج13، ص468.

[16]. انعام، 103.

[17]. مجلسی، بحارالانوار، ج66، ص292.

[18]. رعد، 28.

[19]. مجلسی، بحارالانوار، ج95،‌ ص226.

[20]. ر.ک: طریحی، مجمع‌البحرین،‌ج6، ص340؛ رضی‌الدین استرآبادی، شرح‌الرضی علی ‌الکافیه،‌ ج1، ص384؛ مجلسی، بحارالانوار، ج77، ص180.

مصاحبه رفتاری چیست و چرا ناکارآمد است؟

 

نویسنده: Liz Ryan
مترجم: مریم مرادخانی
 
مشاور عزیز، من در بخش منابع انسانی یکی از واحدهای دانشگاهی کار می‌کنم. حدود چهار ماه پیش کارم را شروع کردم. شغلم را دوست دارم اما مدیرانم (مدیر منابع انسانی و سایر مدیران) طرفدار رویکردهای سنتی هستند. آنها از من خواستند که روش «مصاحبه رفتاری» را به فرآیند جذب نیرو اضافه کنم.
 
 

 

 

من این روش را نمی‌پسندم و مطمئنم که شما هم با آن مخالفید. چطور می‌توانم مخالفتم را مطرح کنم؟

پاسخ: دوست عزیز، مصاحبه رفتاری یکی از روش‌های قدیمی جذب نیرو است. در این مصاحبه‌ها، تو از متقاضی کار می‌خواهی برای اثبات مهارت، قابلیت و صلاحیتش، از تجربیات گذشته‌اش بگوید و مثال بیاورد.  اگر می‌خواهی مدیرانت را متقاعد کنی که این روش را کنار بگذارند، باید یک رویکرد بهتر به آنها پیشنهاد کنی.در مصاحبه رفتاری، مسوولان مصاحبه از متقاضی می‌پرسند: «اگر در گذشته توانسته‌ای یک مشکل پیچیده را حل کنی، آن را برایمان تعریف کن» یا «برایمان بگو که چگونه در گذشته توانستی با یک مشتری عصبانی برخورد کنی.»

این رویکرد در دهه ۱۹۸۰ رونق بسیاری داشت و به مرور زمان، طرفدارانش را در بسیاری از سازمان‌ها از دست داد اما گاهی از مراجعانم می‌شنوم که در بعضی از شرکت‌ها هنوز از این روش استفاده می‌کنند. این یک روش منسوخ و از کار افتاده است اما گفتن این موضوع به مدیرانت، دردی را دوا نمی‌کند. اما چرا مصاحبه رفتاری یکی از بدترین روش‌ها برای انتخاب نیرو است؟ دلایلی که ناکارآمدی این روش را ثابت می‌کنند از این قرارند:

۱. تقریبا تمام جویندگان کار، پاسخ سوالاتی را که در مصاحبه رفتاری از آنها پرسیده می‌شود، از قبل در ذهن خود آماده کرده‌اند و پاسخ‌هایی که می‌شنویم، معمولا یکسان یا شبیه به هم هستند. تو نمی‌توانی با مطرح کردن سوالات از پیش تعیین شده، متقاضی کار را بشناسی یا درباره ویژگی‌های شخصیتی او اطلاعات کسب کنی.

۲. مصاحبه رفتاری اساسا یک روش «مبتنی بر ترس» است. مصاحبه‌کنندگانی که اعتماد به نفس دارند، جزئیات جایگاه شغلی مربوطه را شرح می‌دهند و علت ایجاد این جایگاه را توضیح می‌دهند. سپس به متقاضی اجازه می‌دهند که درباره گفته‌های آنها در جلسه مصاحبه، اظهار نظر کند. آنها از مشکلی که سازمان را وادار به جذب نیرو کرده سخن می‌گویند. مصاحبه رفتاری، یک روش خشک، تصنعی و پیچیده است که برای مدیرانی طراحی شده که نمی‌خواهند به مشکلات سازمان یا واحد تحت نظارتشان اقرار کنند.

۳. تو هرگز نمی‌توانی با پرسیدن سوالات از پیش تعیین شده، با یک نفر ارتباط برقرار کنی یا او را بشناسی. با این روش نمی‌توانی در ذهن او نفوذ کنی و ببینی در سرش چه می‌گذرد. بهتر نیست به جای پرسیدن سوالاتی که با عبارت «از زمانی بگو که...» آغاز می‌شوند، با متقاضی صادق باشیم؟ بهتر نیست او را در جریان وضعیت فعلی سازمان قرار دهیم؟ به جای آنکه از متقاضی امتحان شفاهی بگیری، می‌توانی یک گفت‌وگوی سازنده داشته باشی و با او تبادل نظر کنی.

۴. مصاحبه رفتاری از این باور قدیمی نشأت گرفته: «هدف از مصاحبه این است که کارفرما تصمیم بگیرد که کدام‌ یک از متقاضیان برای جایگاه شغلی مناسب‌ترند.» این طرز فکر، نشان‌دهنده نارسایی در سیستم مدیریتی است. مدیران خبره به خوبی می‌دانند که هدف از مصاحبه، انتخاب کسی است که میان نیازهای او و نیازهای سازمان تناسب وجود داشته باشد. در یک گفت‌وگوی دوطرفه، کارفرما و متقاضی در یک سطح قرار دارند، اما در مصاحبه رفتاری، پیش فرض این است که کارفرما در موضع قدرت قرار دارد.

۵. در نهایت اینکه مصاحبه رفتاری می‌تواند تلاش‌های شما را در راستای اعتمادسازی یا حل مساله در جلسه مصاحبه با شکست مواجه کند.

بهترین راه برای مصاحبه این است که روش گفت‌وگوی «انسانی» را به مصاحبه‌کنندگان یاد بدهی. تو می‌توانی الگوی سایر مسوولان استخدام باشی.  من هرگز از متقاضی نمی‌پرسم که «اگر با یک مشتری بد اخلاق روبه‌رو شوی، چه کار می‌کنی؟». من به شرایط فرضی کاری ندارم. من درباره شرایط واقعی صحبت می‌کنم و از حقایق سازمان پرده برمی‌دارم. معمولا در جلسه مصاحبه به متقاضی می‌گویم: «ببینید! شرکت ما در چنین شرایطی قرار دارد. ما در زمینه X فعالیت می‌کنیم. کسی که در این جایگاه شغلی استخدام شود، باید این وظایف را انجام دهد. مهم‌ترین جنبه‌های شغل مربوطه از این قرارند و این چالش‌ها وجود دارند. نظرتان چیست؟»

می‌توانی مصاحبه‌های آزمایشی (mock interview) را با همکارانت تمرین کنی یا ویدئوهایی در این رابطه به نمایش بگذاری. می‌توانی به آنها یاد بدهی که چگونه متقاضی کار را در گفت‌وگوها سهیم کنند، به سوالات او پاسخ دهند و درباره شغل مربوطه از او بازخورد دریافت کنند.

یک دستورالعمل ساده برای مسوولان مصاحبه که می‌خواهند با متقاضی کار یک گفت‌وگوی دوطرفه برقرار کنند:

۱. با متقاضی کار بنشینید، خودتان را با ذکر نام و منصب معرفی کنید و بپرسید: «قبل از آنکه کارمان را شروع کنیم، آیا سوالی دارید؟»

۲. به سوالات آنها پاسخ دهید. سپس درباره اهداف و ماموریت سازمان (یا فلسفه وجودی آن) توضیح دهید. سپس بگویید که واحد شما و شغل مربوطه در این میان چه نقشی دارند. سپس جزئیات شغل مربوطه را شرح دهید.

۳. از متقاضی بخواهید تا درباره گفته‌هایتان اظهار نظر کند. آیا در گذشته تجربه مشابهی (کاری یا غیرکاری) داشته است که بخواهد با شما در میان بگذارد؟ شاید سوالی درباره شغل مربوطه داشته باشد یا خودش را در این شغل تصور کرده باشد.

۴. در جلسه مصاحبه از پرسیدن سوالات از پیش تعیین شده بپرهیزید، چرا که این سوالات، گفت‌وگوهای شما را محدود می‌کنند. در عوض، هر از گاهی از متقاضی بپرسید آیا سوالی دارد یا خیر. سوالات متقاضی، بیشتر از جواب‌هایش به شما اطلاعات می‌دهد که در ذهنش چه می‌گذرد.مصاحبه‌ای که بر اساس گفت‌وگوی دوطرفه صورت بگیرد، موثرتر، حرفه‌ای‌تر و برای طرفین جذاب‌تر است. عمر مصاحبه رفتاری به پایان رسیده است.می‌توانی کمپینی راه‌اندازی کنی و روش‌های برقراری یک گفت‌وگوی انسانی را به مسوولان مصاحبه آموزش دهی. بدون شک، تک تک کسانی که در این کمپین شرکت می‌کنند، مهارت‌ها و تجربیات جدید کسب خواهند کرد.

آشنایی با پنج اصل یادگیری سازمانی

 

نویسنده: پیتر سنگه
مترجم: کیارش رمضان‌نژاد
 
 
مدارسی که تنها دانش‌آموزان خود را برای فرمانبرداری از مقام بالادستی و اجرای دستورهای محول شده آموزش می‎دهند، بدون تردید در زمینه‎ آماده کردن دانش‎آموزان خود به منظور زندگی در دنیای پیچیده و در هم تنیده‎ معاصر، عملکرد ضعیفی دارند. پنج اصل یادگیری سازمانی، مجموعه‎ پویایی از تمرین‎ها و مهارت‎ها است که کمک می‎کند توانمندی‎ها و نگرش‎های لازم برای زندگی در دنیای پیچیده‎ معاصر را به‌دست آوریم.
 

دو مورد زیر از این پنج اصل کمک می‎کند تا انگیزه‎های فردی و گروهی را برای ترسیم مسیر صحیح یادگیری به کار بگیریم:

قابلیت‎های فردی: آگاهی از قابلیت‎های فردی باعث می‎شود تصویر ملموسی از اهداف شخصی خود در زندگی ترسیم کنیم و ارزیابی منطبق بر واقعیتی نیز برای دستیابی به این اهداف به‌دست بیاوریم. آگاهی از این قابلیت‎ها، این آمادگی ذاتی را در اختیار فرد قرار می‎دهد تا انگیزه‎های خود را برای انتخاب‎های بهتر به کار گیرد و توانمندی‎های خود را در زمینه‎ دستیابی به تعداد بیشتری از این اهداف و انتخاب‎ها بسیج کند.

چشم‌انداز و آرمان مشترک: این اصل که به‌صورت گروهی محقق می‎شود به اعضای سازمان کمک می‎کند تا انرژی و توان خود را روی اهداف و آرمان‎های مشترک متمرکز کنند. زمانی که اعضای یک سازمان چشم‎انداز و آرمان مشترکی داشته باشند (برای مثال اگر اعضای مدرسه هدف یکسانی را دنبال کنند) قادر خواهند بود وقت و کوشش خود را دقیقا صرف همان چشم‎اندازی کنند که آینده‎ سازمان خود را با آن تعریف می‎کنند و دستورالعمل‎ها و راهبردهای مشابهی را دنبال کنند که تحقق این چشم‎انداز مشترک را در پیش چشمانشان ممکن و میسر می‌سازد. مدارس و سازمان‌هایی که می‎خواهند به مدرسه و سازمان یادگیرنده تبدیل شوند، باید یاد بگیرند چطور چشم‎انداز مشترک داشته باشند و برای رسیدن به این آرمان مشترک تلاش کنند.

دو اصل زیر از اصول پنجگانه‎ یادگیری کمک می‎کنند تفکر تاملی و گفت‎وگوی سازنده را تمرین کنیم:

مدل ذهنی: این اصل که در دسته‎ مهارت‌های اندیشیدن و کاوشگری قرار می‎گیرد، کمک می‎کند آگاهی بهتری از نحوه‎ عملکرد ادراک و تصمیم‎گیری خود و همکارانمان داشته باشیم. استفاده از مدل‎ ذهنی سبب می‎شود شناخت روشن‎تری از واقعیت‎های موجود به‌دست بیاوریم. این مسأله در مورد مدارس اهمیت بیشتری نیز پیدا می‎کند چرا که اغلب در محیط‎های آموزشی، مدل ذهنی، موضوعی محرمانه و غیر قابل بحث به حساب می‎آید. بنابراین، اعضای مدرسه‎ای که تلاش می‎کنند عضوی از یک مدرسه‎ یادگیرنده شوند باید این توانایی را نیز در خود تقویت کنند که بتوانند در مورد موضوعات مختلف و حتی ناخوشایند به راحتی صحبت کنند و تصمیمات موثر بگیرند و بر مبنای واقعیت‎های موجود برای تمام اعضا به مدل ذهنی یکسانی دست پیدا کنند.

 یادگیری گروهی: این اصل به روابط درون‎گروهی و به ارتباطات اعضای گروه با یکدیگر اشاره می‎کند. گفت‌وگو و مناظره‎ سازنده به اعضای یک گروه کمک می‎کند تا در کنار یکدیگر هوشیاری بیشتری در مقایسه با حاصل جمع ضریب هوشی تک‎تک اعضای گروه داشته باشند و با اتکا به این توانمندی گروهی، انرژی اعضای گروه را به شکل موثرتری در جهت نیل به آرمان‎های مشترک به کار بندند. یادگیری گروهی را می‎توان در کلاس‎های درس، میان معلمان و اولیای دانش‌آموزان، در بین اعضای اجتماع و میان اعضای گروه‎هایی هدفشان ایجاد تغییر و تحول در مدارس و نظام‎های آموزشی است، کشف و تقویت کرد.آخرین اصل یادگیری سازمانی که از آن می‎توان به‌عنوان پنجمین اصل نیز در مسیر یادگیری سازمانی نام برد، ممنوعه‎ گسترده‎ای از معرفت‎ها و ممارست‎ها است که کمک می‎کند پیچیدگی‌های زندگی در دنیای امروز را درک و مسائل روزمره را مدیریت کنیم.

نگرش سیستمی: این اصل از اصول یادگیری سازمانی به افراد کمک می‎کند تا درک بهتری از تغییرات و روابط درون‌سازمانی داشته باشند و با اتکا به این شناخت و آگاهی، با عواملی که پیامدهای رفتارشان را شکل می‎دهند، روبه‎رو شوند. نگرش سیستمی بر مبنای نظریه‎هایی که روی بازخوردهای رفتار افراد تمرکز می‎کنند، بسط یافته و گسترش پیدا کرده است و تلاش می‎کند پیچیدگی‎های هر نظام را که در طول زمان و به واسطه‎ گرایش سیستم‎ها به رشد یا حفظ وضعیت موجود، ایجاد می‎شوند را تفسیر و تبیین کند. ابزارهایی مانند نمودارهای متنوع گرافیکی، الگوها و مثال‎های مصداقی، مراکز مختلف یادگیری و محیط‌های شبیه‎سازی شده از جمله مواردی هستند که با تقویت این ویژگی در دانش‌آموزان، کیفیت یادگیری آنها را از موضوعی خاص، ارتقا می‎بخشند و تقویت می‎کنند.

نگرش سیستمی، ابزاری بسیار موثر برای دستیابی به «سرمایه»ای است که می‌تواند به سنگ بنای اصلی برای تغییرات بنیادین در سازمان‎ها تبدیل شود.  با شنیدن این صحبت‌ها احتمالا آموزشکاران، از اصول پنجگانه‎ یادگیری تعریف و تمجید خواهند کرد، اما پس از تمام شدن تعریف‌ وتمجیدهایشان این سوال را خواهند پرسید که اصول یادگیری وقتی شنبه اول وقت در سر کلاس حاضر شوند چه کمکی به آنها خواهد کرد؟ آیا پیاده‎سازی این اصول در بهبود عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان تاثیری هم خواهد داشت؟ از کجا باید شروع کنیم؟ والدین و اولیای دانش‎آموزانی که با پنج اصل یادگیری آشنا هستند، پرسش‎هایی مشابه سوال‌های فوق مطرح می‎کنند: چطور می‎توانیم از این اصول برای انجام تکالیف مدرسه یا حل دعوا و مرافعه‌های بچه‎ها در مدرسه استفاده کنیم؟ به‌عنوان اولیای دانش‎آموزان چگونه می‎توانیم ارتباطی سازنده میان مدرسه‌ دانش‌آموزان، محیط کار و اجتماع خود برقرار کنیم؟

در روزگار ما جماعت چندین هزار نفری از معلم، دانش‎آموز، استاد، معاون، مدیر، سیاستمدار، اولیا و... با هم همکاری دارند و در کنار هم رشد می‎کنند تا اجتماعی یادگیرنده را در بطن نظام آموزشی ایجاد کنند و گسترش دهند. در این شرایط است که آن دسته از افرادی که با اصول پنجگانه‎ یادگیری از قبل آشنا شده‎اند و روش‎ها و ابزارهای به کارگیری یادگیری سازمانی را می‎شناسند، بهتر می‎توانند برای ایجاد تغییر در نظام آموزشی داوطلب شوند و با اتکا به آگاهی که در این زمینه کسب کرده‌اند در مقایسه با همکارانی که از یادگیری سازمانی کمتر شنیده‌اند، تصمیمات درست‎تری در مورد حوزه‎هایی که نیازمند تغییر و تحول هستند، اتخاذ کنند.  باید اذعان کنیم که در عصر ارتباطات و در دنیای به هم پیوسته‎ کنونی که مدارس وظیفه‎ خطیر تربیت دانش‎آموزان برای زندگی در جامعه‎ پساصنعتی را بر عهده دارند، با کمک اصول یادگیری برای چالش‎های حیاتی که مدارس را در این زمینه تهدید می‎کنند، پاسخ‎های موثرتری داشته باشیم.

 

منبع: کتاب مدارسی که یاد می‌گیرند

راهکارهایی به مدیران برای مواجهه با بحران‌های احتمالی

 

دکتر محیا کربلایی
تحلیلگر اقتصادی و کسب‌وکار
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
 
زمانی که شرکت ایکوئیفاکس (Equifax) مورد حمله سایبری قرار گرفت، حساب مالی ۱۴۳ میلیون نفر در دسترس هکرها قرار گرفت و سرمایه‌گذاری این افراد مورد تهدید قرار گرفت. این حمله سایبری به شرکت‌های بزرگ جزو بزرگترین حمله‌ها به‌شمار می‌رود. شرکت ورایزن (Verizon) چندی پیش اعلام کرد، حساب ۱۴ میلیون از کاربرانش توسط هکرها لو رفت.
 
 

 

 

بلاکانادا (Bella Canada) قبل از آن تایید کرد که ۱۹ میلیون کاربر آن مورد حمله سایبری قرار گرفته‌اند. سایت آموزشی ادمودو (Edmodo) گفت اطلاعات مربوط به ۷۸ میلیون کاربر آن در سایت‌های غیرقانونی به فروش رسیده‌اند و یکی از بزرگترین اتفاقاتی که یاهو آن را نهایتا پس از چهار سال تایید کرد، این بود که در حمله سایبری سال ۲۰۱۳، تمامی ۳ میلیارد حساب کاربری در یاهو هک شده بودند. اخبار مربوط به حملات سایبری دیگر تقریبا به یک مورد روتین تبدیل شده‌ است. شاید اخبار مربوط به شرکت‌های ایرانی کمتر به گوش برسد، اما این به معنای آن نیست که شرکت‌های ایرانی از طرف هکرها تهدید نمی‌شوند. کارشناسان معتقدند، شرکت‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند: شرکت‌هایی که متوجه می‌شوند که مورد حمله سایبری قرار گرفته‌اند و شرکت‌هایی که از آن مطلع نمی‌شوند.

البته در این بین خبر خوبی نیز وجود دارد؛ و آن اینکه به دلیل انتشار این اخبار، بسیاری از شرکت‌ها اکنون این مساله را کاملا جدی می‌گیرند و سعی می‌کنند خود را پیشاپیش برای چنین مشکلاتی آماده کنند. سطح امنیت در بسیاری از شرکت‌ها برای حفاظت از اطلاعات و داده‌هایشان به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای افزایش یافته است. این در حالی است که یک دهه قبل، مساله امنیت اطلاعات تنها در صنعت فناوری اطلاعات (IT) مطرح بود. اما امروزه در بسیاری از شرکت‌ها مساله امنیت سایبری در سطح هیات‌مدیره و هیات‌رئیسه شرکت‌ها مطرح و بحث می‌شود. بسیاری از شرکت‌های بزرگ، به‌خصوص شرکت‌های بورسی موضوع بررسی وضعیت امنیت داده‌های شرکت را بخشی ثابت از صورت‌جلسه‌های خود قرار داده‌اند. ما در این مطلب با تاکید بر بحران‌های سایبری راهکارهایی را به مدیران پیشنهاد می‌کنیم که برای مواجهه با حملات احتمالی به بهترین شکل به‌کار بگیرند، اما بسیاری از این راهکارها می‌توانند برای هر بحران عمده‌ای به‌کار گرفته شوند.

  تیم برخورد با بحران را از پیش تعیین کنید

حملات سایبری به هر شکلی که باشند می‌توانند به یک بحران واقعی بدل شوند. به همین دلیل لازم است از قبل افرادی را از مجموعه خودتان تعیین کنید که مسوولیت برخورد با این بحران را بر عهده داشته باشند. با اینکه این موضوع ممکن است ساده به نظر برسد، اما بسیاری از شرکت‌ها برای شرایط اضطراری، تیم مشخصی را ندارند و در نتیجه در این شرایط هرکس به دنبال مقصر می‌گردد. این مساله باعث افزایش هرج و مرج در شرکت شده و روابط را بدتر از قبل می‌کند. هنگام بروز بحران، نباید به دنبال مقصر بگردید، در این شرایط حتی نباید به دنبال فرد شایسته برای حل آن نیز باشید، بلکه باید از قبل افراد مناسب را برای آن تعیین کرده باشید. افرادی که می‌توانند در بحرانی‌ترین شرایط آرامش و تمرکز خود را حفظ کرده و به دنبال بهترین راه‌حل باشند.  مسوولیت هر یک از افراد این تیم باید از قبل تعیین شده باشد؛ چه کسی قرار است این موضوع را به گوش کارمندان برساند؟ چه کسی آن را با بازار درمیان خواهد گذاشت؟ چه کسانی به دنبال بازگرداندن سیستم به شرایط قبلی خواهند بود؟ این تیم طبیعتا نباید تنها متشکل از متخصصان آی‌تی شما باشد، بلکه باید به غیر از چند متخصص آی‌تی، مدیرعامل و مدیرمالی شرکت، فرد یا افرادی، بسته به فعالیت و اندازه شرکت، از بخش ارتباطات عمومی و ارتباط با سرمایه‌گذاران نیز در این تیم حضور داشته باشند و شاید حتی فردی از بخش نیروی انسانی. مطمئن شوید که حداقل دو نفر از اعضای این تیم قابلیت برقراری ارتباط مناسب را با رسانه‌ها دارا هستند؛ اینکه خبر حمله سایبری را چگونه به رسانه‌ها ارائه می‌کنید، می‌تواند تاثیر زیادی در آینده شرکت شما در بازار سهام داشته باشد.

  ریسک‌های خود را مشخص کنید

یکی از وظایف تیم ارتباط با سرمایه‌گذاران این است که یک استراتژی برخورد با شرایط بحرانی را از پیش تعیین کند و به‌صورت دستورالعمل آماده داشته باشد. این استراتژی باید براساس ریسک‌هایی که این حمله می‌تواند در شرکت شما ایجاد کنند، تعیین شود. ممکن است تیم آی‌تی شرکت شما خود به خود به‌صورت دوره‌ای چنین گزارش‌هایی داشته باشد و ریسک‌های موجود را شناسایی کرده باشد و بنابراین لازم نباشد شما دوباره این کار را انجام دهید. تنها کافی است در بازه‌های زمانی مشخصی با تیم آی‌تی شرکت جلساتی را داشته باشید که در آن گزارش این ریسک‌ها به شما منتقل شوند. به یاد داشته باشید برای اینکه بتوانید استراتژی صحیحی از برخورد و کاهش این ریسک‌ها تعیین کنید، باید آنها را به درستی درک کنید. در بسیاری از موارد، از آنجا که مدیران سایر بخش‌ها ممکن است به اندازه متخصصان آی‌تی از این مسائل سررشته نداشته باشند، به سختی این مشکل را درک خواهند کرد. اما تجربه شرکت‌های موفق نشان داده است، اگر قصد دارید چنین بحرانی را با موفقیت پشت‌سر بگذارید، هر دو بخش آی‌تی و سایر مدیران باید سعی کنند این مفاهیم را برای گروه دیگر ساده و قابل درک کنند. پس از اینکه ریسک‌ها تعیین شدند، باید وظایف هر فرد از تیم بحران در هنگام این ریسک‌ها را مشخص کنید. هرچه بتوانید این وظایف و عملکردها را در شرایط خارج از بحران بهتر مشخص کنید، در شرایط بحرانی کمتر دچار سردرگمی خواهید شد و هر فرد بهتر می‌تواند وظایفش را به‌درستی انجام دهد.

  نقش هیات‌مدیره را فراموش نکنید

یکی از درس‌هایی که از لو رفتن اطلاعات ایکویفاکس گرفته شد، این بود که هیات‌مدیره باید به خوبی از میزان امنیت داده‌ها و اطلاعات شرکت مطلع باشد. معمولا در کشورهای توسعه‌یافته با بورس‌های پیشرفته، مقام ناظر بر بورس انتظار دارد هیات‌مدیره شرکت‌ها از وضعیت خود در برابر حملات سایبری کاملا مطلع باشند و سیاست مشخصی را برای برخورد با آن از پیش تعیین کرده باشند. در برخی موارد مقام ناظر از شرکت‌های بزرگ می‌خواهد تیم برخورد با بحران سایبری را با حداقل یک متخصص آی‌تی خود معرفی کند که ریسک‌های شرکت را برآورد کرده‌اند. هرچند که انتظار نمی‌رود هیات‌مدیره مستقیما در تصمیم‌گیری برای حل مشکل وارد شود، اما انتظار می‌رود آنقدر آگاهی داشته باشد که در صورت بروز بحران بتواند پاسخگوی بازار و مقامات ناظر باشد.

  پیام‌هایتان را از پیش تهیه کنید

زمانی که ریسک‌های شرکت را تعیین کردید و برای برخورد با هرکدام، یک یا چند سناریو را در نظر گرفتید، باید برای مخابره آنها از پیش پیام‌هایی را آماده کنید. برای این کار می‌توانید یک ساختار مشترک تعیین کنید. وقتی ساختار این پیام‌ها از قبل تعیین شده باشند، هر فرد در تیم بحران با توجه به نقش خود بخشی از آن را آماده خواهد ساخت؛ اینکه چه بخش‌هایی از شرکت حادثه دیده است، عواقب آن چه می‌توانند باشند؛ افرادی که مورد تهدید قرار گرفته‌اند چه گروه‌هایی هستند؛ این بحران نهایتا تا چه اندازه ممکن است شرکت شما را تهدید کند. می‌توانید در جلساتی، گروهی از همکاران‌تان را در موقعیت سهامداران یا رسانه‌ها قرار دهید و سعی کنید سوالات احتمالی را از خود بپرسید و پاسخ‌های مناسبی برای آنها تعیین کنید. حتی می‌توانید گزارش‌های ارائه شده از سوی شرکت‌هایی که مورد حمله قرار گرفته‌اند را بررسی کنید و ببینید آیا برای شرایط مشابه پاسخ‌های مناسبی دارید یا خیر. طبیعی است که هیچ فردی نمی‌تواند تمامی شرایط را از قبل پیش‌بینی کند و به همین دلیل لازم است تیمی که برای برخورد با بحران تعیین می‌‌کنید قابلیت پاسخگویی و تصمیم‌گیری در شرایط بحرانی را داشته باشند، اما هرچه بیشتر بتوانید از قبل شرایط را حدس بزنید، کار خود و تیم‌تان را در شرایط نامناسب ساده‌تر کرده‌اید.

بسیاری از شرکت‌ها تصور می‌کنند حل مشکلات ناشی از حمله سایبری می‌تواند به سرعت انجام شود و به همین دلیل مرتکب اشتباهی بزرگ می‌شوند؛ آنها سعی می‌کنند تا جایی که بتوانند این بحران را از رسانه‌ها و بازار مخفی نگه دارند و همین مساله به مشکلات عدیده‌ بعدی دامن می‌زند. ایکویفاکس بعد از ۴۰ روز حمله سایبری، لو رفتن اطلاعات مشتریان خود را تایید کرد. این موضوع باعث شد تحلیلگران و سهامداران آن را بیش از پیش مقصر بدانند. در حالی که اطلاع‌رسانی به‌موقع نه‌تنها می‌تواند شما را از شایعات دور نگه دارد، بلکه به این ترتیب می‌توانید کنترل شرایط را به دست بگیرید.

سهامداران‌تان را قبل از شرایط بحرانی بشناسید، نه بعد از آن. یکی دیگر از اشتباهاتی که شرکت‌ها مرتکب آن می‌شوند این است که تا قبل از بروز بحران با سهامداران خود ارتباطی نزدیک برقرار نمی‌کنند. در زمان بروز بحران با عجله به سراغ آنها می‌روند و می‌خواهند همه را مطمئن سازند که قابلیت برخورد موفق با این مشکل را دارند و به عبارتی، جای نگرانی وجود ندارد. در واقع مدیران به‌خصوص واحد ارتباط با سرمایه‌گذاران باید از قبل به فکر این مساله باشد و حداقل با سهامداران عمده و تحلیلگران اصلی بازار جلساتی را برگزار کند که مختص معرفی قدرت آنها در برخورد با بحران‌های سایبری است. وقتی این افراد متوجه شوند که شما از پیش آمادگی برخورد با این مساله را دارید، در زمان بروز مشکل با اعتماد بیشتری با آن برخورد خواهند کرد. آنها به یاد خواهند آورد که شما این مشکل را از قبل پیش‌بینی کرده بودید و بنابراین راه‌حل‌های مناسبی را نیز تهیه کرده‌اید. این موضوع باعث می‌شود این سهامداران در هنگام انتشار اخبار مربوط به حمله سایبری به سرعت اقدام به فروش سهام خود نکنند و همین رفتار آنها می‌تواند آرامش خوبی را در بازار برقرار کند تا تیم برخورد با بحران شما به انجام وظایفش بپردازد.به‌یاد داشته باشید، اگر به دنبال سرمایه‌گذاران خارجی هستیم باید نشان دهیم که از استانداردهای بین‌المللی برای مقابله با بحران برخورداریم. با توسعه تکنولوژی، هکرها نیز قابلیت‌های خود را دائما افزایش می‌دهند. انکار این مساله که ممکن است شما روزی قربانی چنین حمله‌هایی باشید، مانند این است که آشغال‌ها را زیر فرش مخفی کنید. پس بهتر است به جای آن خود را برای برخورد با این مشکلات مجهز کنید.

 
سه شنبه, 28 آذر 1396 14:46

تکنولوژی در سالی که گذشت

مهم‌ترین فناوری‌های نوآورانه که در ۲۰۱۷ روی کار آمدند

 

عاقله ترابی حدود ۱۰ روز به پایان سال ۲۰۱۷ مانده و تکنولوژی همچنان پیشتاز است. در چند سال اخیر فناوری با چنان سرعتی در حال رشد و توسعه است که گاهی حتی برای کارشناسان و دانشمندان هم نگران‌کننده و هراس‌آور است.
 
 

 

 

 

حالا دیگر کارشناسان از پیشرفت تکنولوژی می‌ترسند و مدام هشدار می‌دهند که به فناوری بیش از حد معمول اجازه رشد ندهیم. یکی از این موارد هوش مصنوعی است که به‌سرعت در حال رشد است و تا حد زیادی هم خود را جایگزین انسان کرده و طبق برآورد پژوهشگران دیری نمی‌پاید که از انسان هم جلو بزند و نه‌تنها از کنترل انسان دربیاید، بلکه انسان را هم در کنترل خود بگیرد. و آن وقت است که سریال مشهور وست‌ورلد رنگ واقعیت به خود می‌گیرد. با این حال بشر هیچ‌گاه نمی‌تواند این پیشرفت‌ها را متوقف کند و همواره می‌تازد و در حال گسترش انواع نوآوری‌ها است. روبات‌ها حالا بسیاری از مشاغل را گرفته‌اند و در بسیاری از حوزه‌ها دیگر نیازی به انسان نیست.

جالب اینجاست که هرچه می‌گذریم تعداد این مشاغل بیشتر می‌شود و هر چند وقت یک بار می‌شنویم که روبات‌ها شغل دیگری را از آن خود کرده و انسان را از کار بیکار کرده‌اند. البته تا اینجای کار ظاهرا همه‌چیز به نفع انسان است؛ ما می‌نشینیم و روبات‌ها کار می‌کنند ولی موضوع به این سادگی‌ها هم نیست. اگر این رشد همچنان بدون هیچ چارچوب و قانونی ادامه پیدا کند به‌مرور تسلط انسان بر روبات جای خود را به تسلط روبات بر انسان خواهد داد. با همه این حرف‌ها چه ما آن روزهای نگران‌کننده را که برخی از دانشمندان به تصویر می‌کشند ببینیم و چه نبینیم، نمی‌توان جذابیت‌ رشد تکنولوژی را نادیده گرفت. در سال جاری میلادی هم مانند هر سال و حتی چشمگیرتر از سال‌های پیش شاهد پیشرفت فناوری در حوزه‌های مختلف بوده‌ایم که هریک به نوبه خود تحسین‌برانگیز بوده‌اند. در این مطلب می‌خواهیم به مهم‌ترین نوآوری‌ها و پیشرفت‌های تکنولوژیکی که در سال ۲۰۱۷ شاهدش بودیم بپردازیم.

قابلیت یادگیری هوش مصنوعی

این همان موضوعی است که بسیاری از بزرگان تکنولوژی مانند استیون هاوکینگ و ایلان ماسک را نگران کرده و به اعلام هشدارهای مختلف واداشته است. هوش مصنوعی که مدتی است نقل محافل حوزه فناوری شده است حالا قابلیت یادگیری دارد و می‌تواند از مواردی که یاد گرفته استفاده کند. درواقع در این مورد رفتار هوش مصنوعی تقویت شده و دارای مهارتی است که می‌تواند کارهای پیچیده انجام بدهد و در این راه حتی انسان را هم شکست بدهد. چندی پیش کمپانی گوگل نوعی هوش مصنوعی به نام «AutoML » ساخت که در آن قرار بود هوش مصنوعی سیستم‌هایی مشابه خودش را توسعه دهد. چند ماه پس از آن، این کمپانی اعلام کرد که AutoML یک نرم‌افزار یادگیری ماشینی تولید کرده که از نمونه‌های ساخت متخصصان گوگل قوی‌تر و بهینه‌تر است. درواقع این نرم‌افزار توانسته کدهایی را طراحی کند که عملکرد بهتری در مقایسه با کدهای نوشته‌شده از سوی طراحان این روبات دارد.

 اپلیکیشن‌های هوشمند

با توسعه موبایل‌ها و رشد تلفن‌های هوشمند و از طرفی با همه‌گیرشدن اینترنت موبایل دور از ذهن نیست اپلیکیشن‌ها هم به سمت هوشمند‌شدن بروند. یکی از کمپانی‌هایی که در این حوزه پیشتاز است و اپلیکیشن‌های هوشمند متنوعی را روانه بازار کرده مایکروسافت است. این کمپانی به‌ویژه با عرضه نرم‌افزار تدوین هوشمند عکس و فیلم Story Remix قدرت هوش مصنوعی خود را به تصویر کشیده است. این نرم افزار که نسخه‌ پیشرفته‌‌ای از نرم‌افزارهای ویرایش عکس و فیلم محسوب می‌شود، به‌طور هوشمند تعدادی عکس و ویدئو را از مجموعه فایل‌های چندرسانه‌ای مربوط به یک رویداد تفریحی یا کاری انتخاب می‌کند و با ترکیب و تدوین هوشمند آنها کلیپی کوتاه را در اختیار کاربران قرار می‌دهد. درواقع Story Remix مجهز به ابزار تدوین و ویرایش هوشمندی است و این قابلیت را دارد که جلوه‌های تصویری متنوع و انواع انیمیشن را به کلیپ مورد نظر اضافه کند. یکی دیگر از نمونه‌های اپلیکیشن‌های هوشمند که باز هم به مایکروسافت مربوط می‌شود Microsoft Pix نام دارد. این اپلیکیشن نوعی دوربین هوشمند است که از بین چندین تصویر ثبت‌شده از یک سوژه واحد می‌تواند بهترین شات را انتخاب کند و برای شما به نمایش بگذارد.

پرداخت پول با چهره

پرداخت پول در طول این سال‌ها با روش‌های متفاوتی انجام شده است. زمانی که روش پرداخت پول از طریق کارت‌های شتاب امکان‌پذیر شد همه محو این فناوری نوین بودند و کسی به این فکر نمی‌کرد که در کمتر از چند سال آینده این روش منسوخ و پیش‌پا‌افتاده خواهد شد. یکی دو سال پیش فناوری پرداخت پول از طریق ساعت‌های هوشمند وارد میدان شد و توجه همه را به خود جلب کرد. البته که این فناوری در ایران هیچ‌گاه استفاده نشد ولی شنیدن اینکه در اقصی‌نقاط دنیا می‌توان با یک تلنگر به ساعت هوشمند هزینه لازم را پرداخت کرد به حد کافی جذاب است. ولی حالا این روش به کشور ما نرسیده منسوخ شده است و فناوری جدیدتری برای پرداخت پول پا به عرصه گذاشته است؛ از طریق فناوری تشخیص چهره. دانشمندان و پژوهشگران در صدد هستند که از فناوری تشخیص چهره در راستای پرداخت پول استفاده کنند و کمابیش موفق هم شده‌اند. فروشگاه KFC در چین از این فناوری برای نخستین بار استفاده کرد و به مشتریان خود اجازه داد از طریق اسکن چهره خود در کیوسک‌های مربوط غذای خود را تحویل بگیرند. چندی پیش هم که کمپانی اپل محصولات خود به ویژه آی‌فون ۱۰ را معرفی کرد از فناوری تشخیص چهره و پرداخت از طریق آن هم گفت.

کامیون‌های خودران

خودروهای خودران از موضوع‌های مهمی است که چند سال است وارد دنیای تکنولوژی شده و اغلب تولیدکنندگان خودرو را به سمت خود جلب کرده است. ولی امسال خبر جالب‌تری در این مورد منتشر شد و آن مجهز‌شدن کامیون‌ها به این فناوری بود.  البته این خبر چندی است که در محافل مطرح شده و کمپانی‌های متفاوت در حال کار روی این تکنولوژی بوده‌اند ولی امسال این موضوع قدرت بیشتری گرفته و چند کامیون خودران از کمپانی‌های متفاوت به‌طور آزمایشی وارد خیابان‌ها شده‌اند. حالا دیگر می‌توانیم با جدیت بیشتری بگوییم که چیزی نمانده که کامیون‌ها هم به‌صورت خودکار هدایت بشوند و از حضور انسان بی‌نیاز. هرچند هنوز راه زیادی تا آن روز و همه‌گیرشدن این فناوری در پیش داریم و همچنان موانعی بر سر راه تولید انبوه آنها وجود دارد. به گفته کارشناسان یک کامیون خودران به یک سیستم پشتیبان نیاز دارد تا در صورت از کار افتادن یکی از قسمت‌ها بتواند هدایت خودرو را در دست بگیرد. تعداد زیادی حسگر هم لازم است تا بتواند یک دید ۳۶۰ درجه‌ای کامل و بدون عیب و نقص از محیط اطراف در اختیار بگذارد و به‌طور کلی قدرت محاسباتی و هوش مصنوعی قابل ملاحظه‌ای نیز مورد نیاز است. با این حال پژوهشگران در حال توسعه هستند و کمتر از یک ماه پیش بود که ایلان ماسک از بزرگ‌ترین محصول تسلا یعنی کامیون تمام برقی، رونمایی کرد که از ویژگی اتوپایلوت (Autopilot)، نسل دوم فناوری نیمه خودران تسلا استفاده می‌کند؛ این فناوری قابلیت‌هایی چون ترمز خودکار، سیستم رانندگی در بین خطوط و هشداردهنده‌ انحراف مسیر را به همراه دارد.

 دوربین ۳۶۰ درجه

تجربه دیدن تصاویر ۳۶۰ درجه بی‌شک برای همه جذاب است. دوربین‌های ۳۶۰ درجه از زمان ظهور محبوبیت چشمگیری به دست آورده‌اند. سال جاری میلادی سال رشد این صنعت بود و شرکت‌های مطرحی مانند گوپرو پا به این عرصه گذاشته‌اند. دوربین ۳۶۰ درجه گوپرو قادر است تصاویر ۳۶۰ درجه را با کیفیت ۱۸ مگاپیکسل بگیرد. ایسر نیز چندی است وارد این حوزه شده و دو دوربین ۳۶۰ عرضه کرده که یکی از آنها با نام ویژن ۳۶۰ قابل نصب در خودروها است. این دوربین می‌تواند از هر زاویه‌ای ویدئوهای ۳۶۰ درجه تهیه و آنها را روی کلود بارگذاری کند. به ویژه هنگامی که خودروی شما پارک است و خودروی دیگر به آن برخورد می‌کند این دوربین ویدئوی تصادف را ذخیره و تصویر آن را به گوشی صاحبش ارسال می‌کند. این محبوبیت و تمایل به استفاده و تولید از این نوع دوربین‌ها تاجایی پیش رفت که پای این نوع دوربین‌ها به گوشی‌های هوشمند هم باز شد. چند ماه پیش یک شرکت چینی با نام ProTruly برای نخستین بار از این فناوری در گوشی هوشمندش استفاده کرد. دوربین این گوشی ۱۶ مگاپیکسلی با قابلیت فیلمبرداری است.

درآمدی بر لغت شناسی
daramadi bar loghat shenasi

تردیدی نیست یکی از مهمترین روشها برای فهم متون قرآن و روایات،آشنایی با زبان آن متون است. در دانشهایی که به طور سنتی در حوزههای علمیه مرسوم و متداول بوده است، ادبیات عرب به دلیل بنیادی بودن مفاهیم و رویکرد ابزاری بودن آن در علوم حوزوی، به طور طبیعی در جایگاه ویژهای قرار دارد.

دانش «لغت شناسی » یکی از علوم مطرح و پایه در یادگیری ادبیات عربی است که به فهم متون قرآنی وروایی کمک شایانی میکند. هدف از یادگیری این دانش کشف معنای واژگان است؛ امری که شاید یکی از دلایل عدم توجه به آن را بتوان آسان پنداشتن مراجعه به معاجم تلقی نمود. اما واقعیت آن است که با مراجعه به کتب لغت و به طور خاص معاجم قرون اولیه درمییابیم آن متون دارای مسائل و گزاره های پیچیده ای هستند که تنها با ممارست بر آن و اتخاذ مبنا میتوان به روشی صحیح در فهم آن رسید؛ هرچند فهم معنای یک واژه در معاجم هم، ما را از استفاده از دیگر منابع لغت شناسی جهت فهم دقیق معنای واژه بینیاز نمیکند. از سویی باید به این نکته نیز اشاره نماییم که مسائل این علم به صورت غیررسمی و در میان دیگر موضوعات حوزوی مورد
تحقیق قرار میگرفته ولی به صورت کتابی مدون و بر اساس استانداردهای کتب درسی، مورد تالیف و پژوهش قرار نگرفته بود.

تامین نیاز علمی پیش گفته، برنامه ریزان نظام آموزشی حوزه را بر آن داشت تا یکی از مواد درسی خود را آشنایی با شیوه لغت شناسی قرار دهند. برای تامین این هدف، دفتر تدوین متون درسی با تشکیل کمیته (فقه اللغة )کتاب " درآمدی بر لغت شناسی " را به رشته تحریر درآورد.

می توان ویژگی های این کتاب را این گونه بیان کرد:
اول؛ تدوین رئوس ثمانیه و مسائل این علم
دوم؛ بیان تفصیلی معاجم به صورت کاربردی
سوم؛ توجه به رو ش شناسی لغویین
چهارم؛ بیان آموزشی مراجعه به معاجم لغوی

کتاب "درآمدی بر لغت شناسی" شامل مباحث مقدماتی، و دو بخش می باشد که در مباحث مقدماتی به بیان رئوس ثمانیه در علم لغت می پردازد و از تعریف، موضوع، غایت، ضرورت تا تاریخچه، منابع و رو ش شناسی دانش لغت را مورد توجه قرار داده است. در ادامه مفاهیم اساسی و مبانی لغت شناسی این علم بیان شده و به ساختار و جایگاه آن در جغرافیای دیگر علوم می پردازد.

همچنین در این بخش با مبانی و مسائل علم لغت آشنا می شویم که شامل:
اشتقاق، اشتراک لفظی و معنوی، اضداد، ترادف، حقیقت و مجاز است.
در بخش اوّل با سیر تاریخی تدوین معاجم لغوی آشنا و سپس به معرفی تفصیلی برخی از مهمترین معاجم پرداخته شده است. ضمنا موضوعات مطرح در معاجم در این بخش بیان شده و سپس چگونگی
مدخل یابی، جهت یافتن ماده دقیق واژگان بیان شده است.
 
بخش دوّم کتاب با رویکرد تطبیق و کار عملی تنظیم شده است. و روش استخراج لغات از معاجم تبیین گردیده که باید به طور ویژه مورد توجه اساتید محترم قرار گیرد. متذکر میشود تدوین مباحث مقدماتی و بخش اول عمدتا توسط اساتید بزرگوار حجج اسلام دکتر سید محمود طیب حسینی، مهدی مویدی، عبدالرضا مهاجر و حمید رضا حقشناس با مشاوره علمی آقایان دکتر محسن حس نزاده، دکتر رضا حبیبی و شهاب الدین شمس، و تدوین بخش دوّم توسط استاد بزرگوار جناب حجةالاسلام دکتر محمد ملکی نهاوندی انجام شده است که بدینوسیله از تمام عزیزان قدردانی می شود.
 

سید حمید جزایری
دفتر تدوین متون درسی حوز ههای علمیه 
 
 

کودکی اجتماعی و خوش صحبت تربیت کنید

 

 

یکی از مهم ترین و سازنده ترین ابعاد رشدی هر فردی، رشد زبان، یعنی نحوه سخن گفتن است. والدین با نوع آموزشی که در این زمینه به کودکانشان می دهند می توانند آن ها را افراد خوش زبان و یا بد زبان پرورش بدهند. برای هر پدر و مادری لازم است که با مراحل رشد گویایی و یا همان زبانی فرزندش آشنا بشود و راهکارهای مناسب برای آموزش صحیح آن را به فرزندان یاد بگیرند.

 

کودک ، اجتماعی ، خوش صحبت، پدر و مادر، والدین، بارداری، الگو پذیری، مهد کودک، خانواده ایرانی، تربیت کودک

 

 

هر انسانی از قبل از تولد (دوران بارداری) تا لحظه مرگ در ابعاد مختلفی رشد می کند. رشد جسمانی، عقلی، اخلاقی، عاطفی و زبانی. تمام ابعاد رشدی برای زندگی هر فردی لازم می باشد. اما از بین آنها رشد زبانی و یا گویایی می تواند مهم ترین و سازنده ترین بعد باشد. زیرا زبان یکی از بهترین راه های برقراری ارتباط با محیط اطراف هر فردی است.

غان و غون 
بهتر است والدین از دوران بارداری با فرزندشان صحبت کنند و بعد از تولد نیز این کار را ادامه بدهند و به دفعات متعدد برایش شعر و قصه بخوانند و با او صحبت کنند تا کودکشان از دامنه لغات بالایی برخوردار شود.

سعی کنید قبل از دیدن هر فیلم و کارتنی توسط فرزندتان، ابتدا خودتان آن را مشاهده کنید و زمانی که متوجه شدید مشکل گفتاری در آن ها وجود ندارد، برای فرزندتان هم بگذارید


کودکان از لحظه تولد کم کم به شنیدن صداهای محیطی واکنش نشان می دهند. از شنیدن هر صدایی لذت می برند. بعد از گذشت چند ماهی از تولد، کودک به دلیل الگوپذیر بودن  سعی به تکرار صداهایی که می شنود، می کند. پدر و مادر باید به این نکته توجه داشته باشند که هر صدا و هر کلمه ای را که کودکان مداوم بشنوند، قطعا یک روزی آنها را به کار می برند. اگر والدین در خانه با یکدیگر با لحن آرام و ملایم و با استفاده از کلمات مناسب با یکدیگر صحبت کنند می توانند بر روی رشد صحیح و مناسب گویایی فرزندشان تاثیر مثبتی را بگذارند.

استفاده از عروسک های انگشتی
یکی دیگر از راه های تقویت این مهارت در فرزندان استفاده از عروسک های انگشتی است. با استفاده از این ترفند و در صورت امکان با تغییر صدا، تبدیل به دوستی هم سن و جدانشدنی برای فرزند خردسال خود شوید و دائما در خانه با او صحبت کنید. قبل از رفتن به میهمانی با استفاده از عروسک به او توضیح دهید که در برخورد با دیگران چگونه رفتار کند و در بازگشت به خانه، رفتارهای او را بررسی کنید و از خودش بخواهید به عروسک توضیح دهد که تا چه میزان در طول میهمانی درست رفتار کرده و اشتباهاتش چه بوده است؛ مسلما با ادامه این روند، از پیشرفت فرزندتان در برقراری ارتباط با دیگران شگفت زده خواهید شد.
به کودکانتان توضیح دهید که در محیط پیرامونشان چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است، حتی اگر آنان قدرت تحلیل این رویدادها را هم نداشته باشند، این کار را انجام دهید؛ زیرا این توضیحات به آنها می فهماند که باید خود را برای یادگیری چیزهای بیشتری آماده کنند و حداقل کارایی این توضیحات این است که کودکان با الفاظ و لغات جدیدتری آشنا می شوند و سرانجام زمانی می رسد که آنان نیز می توانند در بحث شما مشارکت کنند و درست آن زمان است که شما می توانید از تمایلات درونی فرزندانتان باخبر شده و در نهایت از علایق اولیه آنان مطلع شوید.

شنیدن کلمات منفی ممنوع
اگر والدین در خانه با یکدیگر با لحن آرام و ملایم و با استفاده از کلمات مناسب با یکدیگر صحبت کنند می‌توانند بر روی رشد صحیح و مناسب گویایی فرزندشان تاثیر مثبتی را بگذارند.
در برخی موارد در فیلم ها و کارتن هایی که کودکان می بینند، کلمات مناسبی گفته نمی شود و یا با لحن مناسبی صحبت نمی شود. به دلیل اینکه کودکان مشاهده گرهای توانا و الگوپذیرهای قابلی هستند، به راحتی می توانند آن حرف ها یا کلمات نامناسب را یاد بگیرند و تکرار کنند. سعی کنید قبل از دیدن هر فیلم و کارتنی توسط فرزندتان، ابتدا خودتان آن را مشاهده کنید و زمانی که متوجه شدید مشکل گفتاری در آن ها وجود ندارد، برای فرزندتان هم بگذارید.

به صورت کلی وظیفه والدین و مربیان مهدهای کودک این است که تا قبل از 7 سالگی به پایه گذاری ارزش ها در ابعاد مختلف در کودکان بپردازند


حتی اگر با بستگان و یا آشنایانی رفت و آمد می کنید که لحن و کلمات مناسبی را در گفتارش به کار نمی برند، بهتر است تا زمانی که کودک تان کاملا حرف زدن را یاد نگرفته است، رفت و آمد خود را با او کمتر کنید. زیرا دیدن و شنیدن جملات جدید و متفاوت برای کودکان جذابیت دارد و ممکن است که آن ها را یاد بگیرد و به کار ببرد.

کمی بخندید و اشتباهات خود را بپذیرید
گاهی، شوخ طبعی بهترین راه برای رفع یک درگیری، یا واکنش نشان دادن به خواسته یا ناراحتی کودک است همچنین می توانید از فرزند خود کمک بخواهید تا مشکل رفع شود. بچه ها عاشق این هستند که از والدین بشنوند که اشتباه کرده اند وقتی خطائی مرتکب می شوید اقرار کنید و بگوئید: ”خرابکاری کردم، نه؟ می شه با هم کمک کنیم تا یه جوری اوضاع را درست کنیم؟“

آنچه کودک می گوید تکرار کنید، اما بالغانه تر
شما می توانید جملات او را به شکل یک سؤال منعکس کنید. به این صورت که: ”آیا من درست فهمیدم؟“ با این روش شما به هوش و فهم کودکتان احترام گذاشته و باعث شده اید احساس کند او را می فهمید و تشویقش می کنید تا بیشتر صحبت کند.

پایه گذاری ارزش ها
به صورت کلی وظیفه والدین و مربیان مهدهای کودک این است که تا قبل از 7 سالگی به پایه گذاری ارزش ها در ابعاد مختلف در کودکان بپردازند. اگر تا قبل از این سن در ابعاد مختلف فرهنگی، مذهبی و اجتماعی بتوانیم خوبی ها و بدی و به صورت کلی ارزش ها را به کودکان از طریق غیر مستقیم یعنی بازی کردن، قصه خواندن، شعر خواندن و فیلم دیدن، آموزش بدهیم بعد از ورود به مدرسه و با فرا رسیدن 7 سالگی کودکان کم کم می‌توانند طبق آموزشی که دیده اند خوبی ها را از بدی ها تشخیص بدهند.

 


منابع :مجله موفقیت / الو دکتر / مشرق

دوشنبه, 27 آذر 1396 15:03

چشم دوم همسر خود باشیم

چشم دوم همسر خود باشیم

 

 

انسان وقتی در کنار شخص دیگری قرار می گیرد، چشم های او هم به یاری‌اش آمده و در راه دست پیدا کردن به عیب ها کمکش می کند. در زندگی مشترک به جهت علاقه میان زن و شوهر و ارتباط زیاد آن‌ها با هم، دو طرف علاوه بر این که می توانند در یافتن عیب ها به یکدیگر کمک کنند، در برطرف کردن این عیب ها هم یاران خوبی برای هم هستند؛ البته این در صورتی است که هر دو طرف انتقادپذیر باشند؛ یعنی تمایل داشته باشند، همسرشان عیب های آنان را تذکر دهد.

انتقاد همسران

 



هیچ دو انسانی به اندازه زن و شوهر به همدیگر نزدیک نیستند. زوجین در اصطلاح یک روح در دو بدن باید باشند. آنها به علت میزان علاقه ای که بین شاان وجود دارد، از اینکه اگر عیبی را در همسرش به او یادآور شود روابط شان دچار مشکل شود و اگر رفتاری از همسر خود را مورد سوال قرار دهند ممکن است در مدت زمان کوتاهی نیز مورد سوال قرار بگیرند، زمانی را برای بررسی ابعاد مختلف رفتاری همدیگر صرف نمی کنند. برای از بین بردن این تفکر اشتباه، زوجین باید در ساعات پایانی شب و یا اگر فرصتی نیست یک روز در هفته برای بررسی زوایای مختلف رفتاری و گفتاری همدیگر فرصت بگذارند و از طرف مقابل خود، بخواهند که حتما نکات رفتار و گفتاری آنها را به زبان بیاورد. البته بیان آنها نیاز به شناخت موقعیت و شرایط خاص خود را دارد و در هر زمان و شرایطی نه تنها اثر وضعی نخواهد داشت بلکه ممکن است موجب اختلافات دیگر نیز شود.

انتقاد به معنای ذرّه بین به دست گرفتن و به دنبال عیب های همسر گشتن نیست. این صفت علاوه بر این که خود عیب بزرگی است، موجب می شود رابطه محبتی میان زن و شوهر از بین برود.


الف) زمان انتقاد
بهترین زمان انتقاد وقتی است که همسر، آمادگی روحی و ذهنی لازم برای شنیدن انتقاد را داشته باشد. به عنوان مثال انتقاد در زمانی که همسر از کار روزانه خسته است، در اوج عصبانیت، در هنگام ناراحتی از یک مساله و...، کار چندان درستی نیست. بدون این آمادگی ممکن است انتقاد موجب ایجاد تنش در زندگی شود. گاهی بهتر است گفتن یک انتقاد را تا چند هفته و یا چند ماه به تأخیر انداخت تا آمادگی لازم برای شنیدن آن در همسر ایجاد شود؛ البته ما نباید در این مدت بی کار نشسته و فقط منتظر باشیم که خود همسر این آمادگی را کسب کند؛ بلکه بهتر است خودمان هم نکات لازم در زمینه سازی را رعایت کنیم تا زمان انتقاد زودتر فرا برسد.

ب) مکان انتقاد
اگر با انتقاد به دنبال تغییر همسرتان هستید، در جمع به او انتقاد نکنید؛ زیرا بسیاری از افراد؛ حتّی آن‌هایی که مشتاق شنیدن عیب های خود هستند، از انتقاد در جمع، عصبانی شده و واکنش منفی از خود نشان می دهند.

برخی، عقده های خود را به بهانه انتقاد خالی می کند؛ یعنی در جمع عیب فرد را می گویند تا شخصیت او خُرد شود، بعد هم اسم این عمل را انتقاد می گذارند.

ج) زبان انتقاد
اگر انتقاد را اهداء عیب به همسر بدانیم، باید در هنگام انتقاد رویی گشاده، گفتاری دوستانه و لحنی مهربانانه داشته باشیم. در غیر این صورت، انتقاد تأثیر خود را نخواهد داشت. برخی انتقاد خود را با زبان سرزنش آمیز مطرح می کنند. این کار بیش از این کار شخص را تغییر دهد، ناراحت می کند؛ پس باید مراقب بود که انتقاد ما شکل زخم زبان یا سرزنش به خود نگیرد.

د) انتقاد غیرمستقیم
تا حدّ ممکن انتقادها را به صورت غیرمستقیم بگوییم. وقتی همسرمان دیروز کار خوبی انجام داد و امروز همان را ترک کرد، به جای یادآوری این اشتباه بهتر است، آن کار خوب را به یادش بیاوریم. فرض کنید مردی به رابطه با وقار همسرش با افراد نامحرم حسّاس است. دیروز دوستانش به خانه آمدند و زن بسیار متین و با وقار با آن‌ها برخورد کرد. امروز یک عده دیگر از دوستان او به خانه آمده؛ امّا زن وقار خود را آن گونه که بایسته بود رعایت نکرد. در این جا می توان دو برخورد داشت؛ یکی این که مرد بگوید چرا امروز وقارت را حفظ نکردی؟ دیگر آن که بگوید دیروز خیلی از دستت خوش‌حال شدم؛ چرا که بهتر از امروز وقارت را رعایت کردی. به طور حتم شیوه دوم تأثیر بیشتری دارد؛ زیرا علاوه بر این که انتقاد هست و غیرمستقیم، تشویقی هم در آن نهفته که تأثیر سخن را بیش تر می کند.

هـ) میزان انتقاد
انتقادهای پشت سر هم موجب می شود که همسرمان احساس کند، ما فردی عیب‌جو بوده و فقط به دنبال نقص های او می گردیم. به وجود آمدن این احساس موجب می شود که همسرمان گرایش دوستانه ای را که در انتقاد هست حسّ نکند.

ز) قالب انتقاد
لازم نیست همیشه انتقادها در قالب گفتار باشد، گاهی می توان در قالب یک نامه دوستانه انتقاد کرد. گاهی هم در قالب رفتار؛ یعنی به جای این که از رفتار نادرست همسرمان انتقاد کنیم، با رفتار صحیح به او بفهمانیم که کار او نادرست است؛ مثلاً اگر همسرمانی عصبانی شده و بر سر ما فریاد می کشد، ما به او به نرمی و آرامی سخن بگوییم تا بفهمد که کار درست، آرام سخن گفتن است.

ح) نیّت انتقاد
انتقاد، تنها و تنها باید برای اصلاح عیب همسر بیان شود. اگر عیب همسر را پیدا کرده و از آن در مواقعی استفاده کنیم  که با او دچار اختلاف شده ایم، علاوه بر این که از نظر معنوی ضربه سهمگینی به خود زده‌ایم، رابطه خود و همسرمان را هم به مرز دشمنی رسانده ایم.

ط) حفظ حریم خصوصی
نباید انتقاد از یک فرد به کس دیگری جز خود او گفته شود.این کار علاوه بر این که غیب محسوب می‌شود، نوعی دشمنی به شمار می آید. در صورتی که فرد متوجه شود، همسرش عیب او را به کس دیگری گفته، در روابط زناشویی تنش های قابل توجّهی پیش می آید. عیب همسر باید به خود او گفته شود و در غیاب او هم باید حریم او را حفظ کرد.

ی) عیب جویی ممنوع
انتقاد به معنای ذرّه بین به دست گرفتن و به دنبال عیب های همسر گشتن نیست. این صفت علاوه بر این که خود عیب بزرگی است، موجب می شود رابطه محبتی میان زن و شوهر از بین برود.

فرق عیب‌جو و انتقاد کننده آن است که عیب‌جو نگاهش را تیز کرده تا لغزش در رفتار و گفتار طرف مقابل بیابد و به او بگوید، انتقادکننده در همان روابط عادی خود با دیگران، بدون این که قصد پیدا کردن عیب داشته باشد، در صورت مشاهده عیبی، آن را به صاحبش منتقل می کند.

می توانید پس از آنکه عیب و نقاط ضعف همسر خود را با توجه به شرایط مناسب آن با او در میان گذاشتید، از او بخواهید که ضعف های شما در مدت یک هفته ای که پشت سر گذاشته اید را برای آنکه عیب  خودتان را بدانید و در جهت رفع آن تلاش کنید نیز به شما بگوید.

 


برگرفته از کتاب تا ساحل آرامش نوشته محسن عباسی ولدی

آیا خدا به مردودی‌ها اجازه‌ی تلاش مجدد می‌دهد؟

 

 

یک معلم مهربان، به شاگرد خود اجازه می‌دهد که در صورت مردود شدن دوباره تلاش کرده و امتحان_مجددی بدهد، نه اینکه راه پیشرفت را برای ابدیت به روی او ببندد. آیا خدا به مردودی‌ها اجازه‌ی تلاش مجدد می‌دهد؟


دعا

 

 

پاسخ شبهه:

1- مگر تا کنون که زنده هستیم و امکان تلاش مجدد داریم، مردود نبوده‌ایم و کارنامه‌ی قبولی گرفته‌ایم؟!
چه بد مثالی است وقتی مخلوق با خالفش قیاس می‌شود و فضیلتی از اسماء الله که مقداری در او تجلی یافته به رخ کشیده شده و سؤال می‌شود: آیا خالق او نیز از چنین فضیلیتی برخوردار است؟! گویی آن معلم، خودش خویشتن را خلق نموده، و به خود اخلاق و مهربانی داده، و رب شاگرد مردودش می‌باشد؟! « وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِيَ خَلْقَهُ ... - و براى ما مثلى آورد و آفرينش خود را فراموش كرد ...» (یس، 78)

اولا :معلم کیست؟ علمش را از کجا کسب :
کرد؟ مهربانی چیست و معلم، مهربانی را از کجا آموخت و در خود ایجاد نمود؟! چکاره است که به شاگرد مردود خود اجازه‌ی تلاش مجدد بدهد؟ اگر قانونگذار در قانون اجازه ندهد، از دست او چه کاری بر می‌آید؟ و اگر او به واسطه‌ی قانون اجازه تلاش دوباره بدهد، اما شاگرد اراده‌ی چنین تلاش مجددی نداشته باشد، مهربانی معلم به چه کار او می‌آید؟! پس این چه سخن بی‌جا، ناهمگون و بی‌ربطی است؟!

دوما:حال آیا این معلم مهربان، عقل، درایت و حکمت هم دارد یا ندارد، آیا خبیر، بصیر و مدبرالامور هم هست یا فقط مهربانی دارد؟ دوستی و مهربانی بدون علم، حکمت، خبر، بصیرت، تدبیر و سایر کمالات که "همان خاله خرسه" می‌شود!

اگر شاگرد مردود گردنکشی کند، چه می‌کند؟ اگر مزاحم تحصیل بقیه شود چه می‌کند؟ اگر پس از گذشت ده یا بیست سال از تحصیل، باز در کلاس اول بماند و مردود شود، چه می‌کند؟! اگر به رغم مهربانی، دانش آموز کاملاً به معلم و کتاب پشت کند، چه می‌کند؟ اگر هر چه به او تعلیم و تذکر داده می‌شود را به سخره بگیرد، معلم مهربان چه می‌کند؟!

2- آیا خداوندی که رحمان، رحیم، خالق، ربّ و غفار است، و در عین حال رحمتش عین حکمت، حکمتش عین جود و کرم، و کرمش مطابق با عدل و فضل است، با مخلوقی که گاه لطفش بدون بصیرت و مهربانی‌اش عین ظلم (ترحم بر پلنگ تیز دندان) است، و اگر نباشد نیز بسیار سطحی و محدود است، مقایسه می‌شود؟!
پس چه مثال نسجیده و بی‌ربطی است!

3- اندازه و سررسید:
در نظام حکیمانه‌ی خلقت، هر چیزی اندازه‌ای دارد « لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا – برای هر چیزی اندازه‌ای هست»، هم آب از آسمان بر اساس اندازه‌ها نازل می‌گردد « وَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ - و از آسمان آبى به اندازه [معين] فرود آورديم / المؤمنون، 18»، و هم ارزاق مادی (متاع دنیا) و معنوی (درجات و فضیلت‌های) انسان‌ها بر اساس اندازه‌های معین می‌باشد

4- نظام هدایت الهی نیز منطبق با نظام خلقت اوست، و بالتبع خارج از اندازه‌هایی که او قرار داده نمی‌باشد. پس، بر اساس اندازه‌های معینی خلق نمود، و بر همان اساس هدایت می‌کند

اندازه، هر چقدر هم که زیاد باشد، باز هم محدود است، لذا هر چیزی [فرد، جامعه، کار، ضرر، منفعت و ...] پایانی دارد.

« [ما] آسمان‌ها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است جز به حق و [تا] زمانى معين نيافريديم و كسانى كه كافر شده‏‌اند از آنچه هشدار داده شده‏‌اند رويگردانند. » (الأحقاف، 3)

5- اندازه‌ی مغفرت:
رحمت، مغفرت، جود، کرم و لطف خداوند سبحان واسعه است و اندازه و محدودیتی ندارد، اما اندازه‌ی فرصت و امکان بندگان خدا، در اخذ و جذب این رحمت و مغفرت محدود است. چنان که علم محدود نیست، اما زمان، امکان و شرایط کسب علم محدود است، یا جمال، قدرت و سایر کمالات محدود نیستند، اما ظرفیت وجودی مخلوقات برای اخذ و متجلی شدن محدود است. لذا اگر فرصت و امکان برای دانش‌آموز از دست برود، او دیگر نمی‌تواند کسب علم نماید، و مهربانی معلم، سود و فایده‌ای به حال او ندارد.

- اندازه‌ای که از مغفرت خداوند منّان و غفّار به انسان می‌رسد، به مراتب بیش از آن است که انسان خودش طلب نموده و جذب می‌نماید؛ چه بسیارند گناهانی که انسان برای آنها هیچ استغفار و توبه‌ای ننموده، اما خداوند می‌بخشد و اگر قرار بود فرصت ندهد، هر جنبده‌ای، با اولین گناه و ظلم به خودش و دیگران، مستحق عذاب بود و هلاک می‌شد، اما خداوند مهربان، با بخشش خود، تا زمان معینی به او فرصت می‌دهد

6- « و اگر خداوند مردم را بخاطر ظلم‌شان مجازات می‌کرد، جنبنده‌ای را بر پشت زمین باقی نمی‌گذارد؛ ولی آنها را تا زمان معیّنی به تأخیر می‌اندازد. و هنگامی که اجل‌شان فرا رسد، نه ساعتی تأخیر می‌کنند، و نه ساعتی پیشی می‌گیرند.» (النّحل، 61)

« و هر [گونه] مصيبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و [خدا] از بسيارى درمى‌گذرد (تا نتایج سوءاش به شما نرسد) » (الشوری، 30)

7- زمان مغفرت:
زمان مغفرت نیز محدود است، چرا که اراده‌ی انسان برای عبادت، معصیت، ثواب، گناه، استغفار و توبه، و یا تکبر و گردنکشی محدود به زمان حیات او در دنیاست. پس وقتی دیگر نه اراده‌ای بود و نه زمان و امکانی برای بازگشت و اصلاح، استغفار و توبه نیز موضوعیتی ندارد.

- فرض کنید که دستان سارقی در تصادف قطع شود و تصمیم بگیرد که دیگر با دستش سرقت نکند و یا چشمان انسان (مرد یا زن) چشم چرانی، بر اساس بیماری یا حادثه‌ای نابینا گردد و تصمیم بگیرد دیگر با این چشمان گناه نکند، یا همین طور گوش و سایر اعضا. یا بگوید: اگر این اعضا را به من بازگردانید، من دیگر با آنها گناهی انجام نمی‌دهم. اما نه اعضا باز می‌گردد و نه اگر به فرض محال بازگردانده شوند، او ترک گناه می‌کند، چرا که گناهش به خاطر دلش بود، نه اعضایش.

8- بنابراین، وقتی پایان (اجل) حیات کسی در این دنیا سر رسید، و او مرگ را با چشم دید، دیگر استغفار و توبه‌ی او فایده‌ای ندارد، هر چند که هنوز نمرده است. چرا که دیگر نه بازگشتی امکان پذیر است و نه اراده و امکانی برای اصلاح دارد، و نه اگر به فرض محال باز گردد، اصلاح می‌شود! چرا که جان او به واسطه‌ی کفر، شرک، نفاق، معصیت، غفلت، تکبر، خودداری از استغفار و توبه، یا تلاش برای اصلاح خود، کَر، کور، لال و فلج شده است.

« (آنها همچنان به راه غلط خود ادامه می‌دهند) تا زمانی که مرگ یکی از آنان فرارسد، می‌گوید: «پروردگار من! مرا بازگردانید! * شاید در آنچه ترک کردم (و کوتاهی نمودم) عمل صالحی انجام دهم!» (ولی به او می‌گویند:) چنین نیست! این سخنی است که او به زبان می‌گوید (نه بازگشتی هست و و نه اگر بازگردد، متغیر و اصلاح خواهد شد)! و پشت سر آنان برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند! » (المؤمنون، 99 و 100)

9- نتیجه:
پس نباید مخلوق را با خالق کریم مقایسه نمود و فضلی که از خدا در او تجلی یافته را به رخ خدا کشید، آن هم در مثال‌هایی نامربوط و بی منطق (مع الفارق)! بلکه باید شاکر رحمت و مغفرت خداوند متعال باشیم که به رغم جهالت‌ها، غفلت‌ها، معصیت‌ها، ناسپاسی‌ها ... و حتی تکبرها و اهانت‌ها و نیز ظلم به خود و دیگران، نه تنها ما را به عذابش نگرفته و هنوز فرصت اصلاح و رشد داده، بلکه به بندگان گناهکارش فرمود که هیچ گاه از رحمت من ناامید نباشید؛ اگر تا دیر نشده، استغفار و توبه کنید، من تمامی گناهان را یکجا می‌بخشم.

« بگو: «اى بندگان من -كه بر خويشتن زياده‌روى روا داشته‌ايد- از رحمت خدا نوميد مشويد. در حقيقت، خدا همه گناهان را مى‌آمرزد، كه او خود آمرزنده مهربان است.(الزّمر، 53)

 


منبع : قرارگاه پاسخ به شبهات و شایعات