ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

آیا دعا در جلوگیری از لغزش بچه تاثیر دارد؟

 

 

آیا درست است که برای نگهداری و جلوگیری یک بچه، از لغزش، محافظت یا دعا از کسی درخواست شود؟


دعا

 

 

پاسخ:
دعا در لغت به معنی فراخوانی ، ندا کردن،  درخواست و نیز حاجت خواهی از خداوند است. حقیقت دعا یعنی توجه به خداوند متعال و درخواست رحمت و عنایت او.


 در سرشت هر مخلوقی – انسان و غیر انسان – نهفته است که رشته وجود همه آنها به ذات بی نیاز او پیوسته است، او پدید آورنده و پرورش دهنده مخلوقات است، و تنها پناهگاه به هنگام سختی و ناتوانی. و انسان بدون ارتباط با خداوند و دلبستگی به او در نگرانی و پریشانی به سر می برد، بخصوص در وقت بیچارگی و درماندگی.
 این حالت استغاثه و مدد خواهی از خداوند در انسان بیشتر آشکار می گردد، و بی آنکه کسی او را تعلیم دهد خود به خود به درگاه الهی روی می آورد و التماس می کند.
تاریخ دعا با شروع آفرینش همراه بوده است، آدم و حوا در بهشت و بعد از هبوط به زمین نیایشهایی داشته اند که بعضی از آنها در آیات قرآن و احادیث معصومین بیان گردیده است.  همچنین از سایر انبیای الهی و امتهای آنان، در آیات و روایات دعاهای بسیار نقل شده است.


 در تاریخ اسلام علاوه بر ادعیه بسیاری که در آیات قرآن مجید آمده، و جمعی از دانشوران آنها را در آثار جداگانه ای تدوین نموده اند، هر یک از پیشوایان معصوم (ع) نیز دعاهای بسیاری به مردم آموخته اند.
به طوری که در آیات و روایات تصریح شده و به تجربه ثابت است؛ در هر امری ، دعا نافذ است و موثر - به جز دعاهایی که قابل اجابت نیست و بیان خواهد شد – .


کسانی که می پندارند سرنوشت انسان و جهان به طور کامل مقدر و تعیین گردیده، و برای تغییر آن هیچ راهی وجود ندارد سخت در اشتباهند. گذشته از سخنان قاطع پیشوایان دین در نکوهش و بطلان  این  طرز فکر، در عمل و رفتار آنها نیز می بینیم که در مواقع گوناگون دعا کرده اند و یا دیگران را به دعا دستور فرموده اند. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: (چیزی غیر از دعا پیش آمدهای ناروا را باز نمی گرداند [1] ).


دعا معارضه با طبیعت نیست ، تا بگوئی موجودات غیبی مقهور طبیعت اند و با او بر نمی آیند، بلکه طبیعت هم به تدبیر ملائکه است. اگر خدای بخواهد بیماری که اجل محتوم بر وی ننوشته گاه به داروئی بهبود می یابد و گاه به داروئی دیگر، و گاه به تاثیر دعای یکی از اولیا و توسل به مقربان درگاه الهی، چون سبب شفا یک چیز نیست. چنانکه تاثیر یک دارو منافی تاثیر داروئی دیگر نیست. تاثیر دعا منافی دوا نیست. شبهه بیشتر مردم از آن است که طبایع این جهان را به امر خدا نمی دانند؛ تصور می کنند طبیعت ضد خدا و خدا ضد طبیعت است.


دین بر پایه عبادت استوار است و مغز عبادت دعا است که خود بهترین عبادت و نزدیکترین راه به سوی خداوند است. حضرت علی (ع) فرمودند: محبوبترین اعمال نزد خداوند در زمین، دعا است [2] .


بعضی شبهه می کنند که: خواسته ی انسان از دو حال خارج نیست ، یا مقدر و معلوم الوقوع است و یا تقدیر نشده و قضای الهی بر وقوع آن تعلق نگرفته است. و اگر چیزی مقدر شده باشد که نیازی به دعا کردن نیست و چنانچه مقدر نباشد، دعا کردن نسبت به آن هیچ تاثیری ندارد، بنابراین دعا سودمند نیست.
 پاسخ این شبهه آن است که اولاً: دعا علاوه بر ابلاغ حاجت، تضرع و عبادت است یعنی هم مقدمه است و هم ذی المقدمه و ما وظیفه داریم که خدای را عبادت کنیم و به درگاه او تضرع و زاری و ابراز حاجت و نیاز بنمائیم. ثانیاَ یکی از مهمترین عوامل تحقق یافتن مقدرات الهی، دعا و درخواست است، چنانکه در احادیث متعدده ای تاکید شده که دعا قسمتی از تقدیرات خداوند است.
خداوند وعده فرموده که دعای بندگانش را اجابت کند و خواسته های آنان را عطا نماید، وعده الهی قطعی و تخلف ناپذیر است … البته باید توجه داشت که گاهی اثر اجابت با تاخیر ظاهر می شود و گاهی به تدریج محقق می گردد و قسمتی از دعاها مردود و قابل اجابت نیست، از جمله اینکه شخص بر خلاف نظام حکیمانه آفرینش و حکم قطعی الهی درخواستی داشته باشد .
 و نیز افکار و یا حالات دعا کننده در منع و عدم اجابت دعا یا حبس کردن آن کاملاَ موثر است.


دعا با عمل رابطه تنگاتنگی دارد، امیر مؤمنان فرموده است: دعا کننده بدون عمل همچون کسی است که بدون زه تیراندازی کند [3]

 


پیش نوشت:
[1] بحارالأنوار، ج 57 ، ص 155، باب 33- تحریم أکل الطین و ...
بحارالأنوار، ج90، ص300 ، باب 16- فضله و الحث علیه ...
شرح ‏نهج‏البلاغه، ج20، 259، الحکم المنسوبة .....  ص : 253
[2] میزان الحکمه، ج3، ص245 روایت 5524
[3] نهج البلاغه فیض الاسلام حکمت 330


 منبع: پایگاه حوزه

چهارشنبه, 29 آذر 1396 20:16

به یک شب لذت نمی ارزد!

به یک شب لذت نمی ارزد!

 

 

هر روز شاهد روابط جدیدی بین زن و مرد هستیم، روابطی که غالبا محصول انقلاب جنسی غرب هستند و حالا این رابطه با فرمی جدید به نام وان نایت استند در کشور ما نمود پیدا کرده است.

 

ارتباط دو نفره، وان نایت استند

 

 


افسارگسیختگی جنسی دنیای غرب موجب شده دیگر آن ها از روابط معمول و سنتی زن و مرد لذت نبرند و بجهت این تنوع طلبی هر روز رابطه ای جدید را مورد امتحان قرار دهند.
انقلاب جنسی غرب تا جایی پیش رفته که در سطحی فراگیر جنس موافق جایگزین جنس مخالف شده است.
یکی از این انواع بی شمار روابط که تازگی بر سر زبان ها افتاده، وان نایت استند است.
در این مدل دو نفر که از پیش همدیگر را نمی شناسند تصمیم می گیرند یک شب را با هم بگذرانند. علاوه بر تبعات منفی اجتماعی آن لازم است از حیث دینی هم این مسئله مورد تحقیق قرار گیرد.
 

اسلام تقیداتی دارد

در این روش فرقی نمی کند دو نفری که قرار است با هم باشند هردو مجرد باشند و یا متاهل.
از نگاه اسلام دختر باکره ای که تا بحال ازدواج نکرده است باید با اجازه پدر یا ولی خود (در صورت نبود پدر)  به عقد پسری در بیاید. و همچنین زن پس از ازدواج اجازه عقد و یا همباشی با مردی غیر از شوهر خود را ندارد. همچنین بر خلاف تصور غالب مردم که فکر می کنند اسلام مطلقا دست مردها را برای ازدواج باز گذاشته است قوانینی هم برای ازدواج مجدد مردها وجود دارد. اسلام به دنبال هرزگی و صحه گذاشتن بر تمایلات زیاده خواهانه مردها نیست.

خطری در کمین خانواده

گسترش این گونه روابط دیر یا زود زن و مرد دارای همسر را نیز به دام خود می کشاند و پس از مدتی زن و شوهر عشق و علاقه خود نسبت به هم را از دست می دهند و دلبسته انواع پوشالی غرائز جنسی می شوند. غافل از اینکه تا پای عشق در میان نباشد ارضای حقیقی حاصل نمی شود و فقط عطش شخص را بیشتر می کند همانگونه که خوردن آب شور عطش را نه تنها بر طرف نمی کند بلکه آدم را تشنه تر می کند.

گسترش این گونه روابط دیر یا زود زن و مرد دارای همسر را نیز به دام خود می کشاند و پس از مدتی زن و شوهر عشق و علاقه خود نسبت به هم را از دست می دهند و دلبسته انواع پوشالی غرائز جنسی می شوند.

 

ریشه روابط خارج از عرف

همه این رو آوردن ها به مدل های جدید، ریشه در تنوع طلبی انسان دارد. انسان ذاتا تنوع طلب است اما بعضی چیزها، بر تنوع طلبی بشر دامن می زند.
نگاه یکی از عوامل قطعی و تاثیرگذار بر تنوع طلبی است. اگر انسان نتواند نگاه خود را کنترل کند حتما به منجلاب سبک هایی چون یک شب همباشی یا ازدواج های دیگر دچار خواهد شد.
به همین دلیل خداوند در قرآن فرموده است:
« قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ.... و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن» (نور، 30 و31)
و همچنین در احادیث تاکید ویژه ای در مراقبت از نگاه شده است. امام صادق(علیه السلام)  در این باره فرموده اند:
ایّاکُم وَ النَّظرَة فَانَّها تَزرَع فی القَلبِ الشَهوَة وَ کَفى بِها لِصاحِبِها فِتنَة؛
از نگاه [ناپاک] بپرهیزید که چنین نگاهى تخم شهوت را در دل مى‌کارد و ‏همین براى فتنه‌ى صاحب آن دل بس است.( تحف ‏العقول، ص 305)
 
توصیه ای به بانوان
نکته دیگری لازم به ذکر است و آن اینکه خانم ها به سبب غلبه احساسات بسیار ساده در دام مردان هوس باز می افتند. مردانی که بدون ذره ای ارزش قائل بودن برای زن و جایگاه رفیعش فقط به دنبال بهره گیری جنسی از او هستند و  زن در نگاه آن ها ابزاری برای لذت جوئی می باشد.
به همین جهت با تحلیل دقیق این سبک روابط بین زن و مرد به نتیجه ای جز سوء استفاده ای جنسی در غالب اوقات نخواهیم رسید.

دلربایی در خیابان برای آقای شوهر

 

 

برخی زنان جامعه امروز را می بینی انگار می خواهند پا به فرش هالیوودی بگذارند. شاید به اندازه بازیگران هالیوودی هم زیبا باشند اما هرگز جذاب نخواهند بود و با وجود تمام تلاش برای زیبا کردن خود هیچ وقت تیرشان به هدف نمی خورد و در اکثر اوقات با شکست مواجه می شوند می دانی چرا؟

 

مردان ف زنان ایرانی، ارایش، برجسته کردن اندام، سلامتی، زن ایده آل ، همسر، حیاف انتخاب همسر، خانواده ایرانی، بانوی شرقی

 

 

برخی ازکارهای زنان امروزی دردآور شده است. وقتی می بینی زنان ایرانی در باشگاه نه برای سلامتی بلکه برای برجسته کردن اندام ورزش می کنند! و نه برای اصلاح سر و صورت بلکه برای تغییر ساختار صورتشان به آرایشگاه مراجعه می کنند، دردناک است!

نمی دانم چه کسی به زنان و دختران ایرانی گفت که با برجسته کردن لب هایشان زیبا تر می شوند؟! چه کسی گفت که برای اینکه زیبا تر شوی ابروهایت را بتراش و هاشور بزن!

دردآور است که وقتی کسی به این دختران و زنان انتقاد می کند او را متهم به عهد قجر می کنند و می گویند شوهرمان اینگونه دوست دارد! به راستی مردان جذب زنانی با چهر ی مصنوعی می شوند؟

شما زن ایده آل همسرتان نیستید!
سمانه.ر خانمی 36 ساله است که می گوید : به شدت روی همسرم حساس هستم و با توجه به وضع موجود جامعه مجبور هستم

اگر حتی کمی شک دارید که کسی که قرار است همسر آینده تان شود شما را تنها بخاطر زیباییتان می خواهد در انتخابتان دقت کنید.

که خود را از همه ی لحاظ زیبا کنم تا همسرم چشم داشتی به زنان زیبا نداشته باشد و چشمش را سیراب کنم به همین خاطر چند سال پیش دوبار عمل جراحی بینی انجام دادم که یکبار عروسکی عمل کردم  که دوباره به شکل سابق برگشت و مجبور شدم مجددا عمل کنم. من دختر نماز خوان و مقیدی بودم اما تنها بخاطر همسرم قید اعتقاداتم را هم زدم و تصمیم گرفتم کاشت ناخن انجام دهم. همچنین کارهای دیگری مثل بوتاکس و آرایش و لباس های مد روز را هم جزو جذابیت هایم می دانم، اما با تمام این اوصاف باز هم احساس میکنم همسرم آنگونه که باید به من توجه داشته باشد ندارد حتی گاهی از من تعریف هم می کند اما باز هم یک کمبودی در زندگیم حس می کنم...

سپیده .د خانمی 45 ساله است که بر اساس تجربیات زندگی اش و همچنین رشته تحصیلی اش در زمینه روانشناسی می گوید: بنظرم خانم‌هایی که تصور می کنند با آرایش و هزار و یک جور عمل جراحی می توانند همسرشان را به خود جذب کنند باید بدانند که زن ایده آل همسرشان نیستند! شاید می خواهند زیبا شویند و دل همسرشان را به دست بیاورند و به قول معروف چشم او را سیراب کند تا مثلا با دیدن زنان زیبا در خیابان به هوس نیفتند اما بدتر او را دلسرد می کنند.

اکثر زنان فکر می کنند که هرچه بیشتر به وضع و ظاهر خودشان برسند همسرشان را بیشتر به خود جذب می‌کنند آری این درست است اما رسیدن به وضع و ظاهر جا و مکان و حتی حد و اندازه ای دارد بگذریم از مردانی که به خواسته و میل خودشان همسرشان را در معرض نمایش می گذارند و در مقابل خودشان هم از دید زدن زنان دیگران ابایی ندارند اما روی سخن ما با آن زنانی است که به خواسته خودشان دست به هر اقدامی می‌زنند تا همسرشان را به خود جذب کنند  اما آیا همانطور که زنان تصور می کنند، آرایش کردن و تغییر در چهره با عمل های زیبایی خوشایند مردان است؟ ما نظر چند مرد را که خودشان همسرانی داشته اند که مرتب به خودشان می رسند را در این رابطه جویا شدیم این گفته ها را بخوانید و ببینید که در زندگی شما هم رد پای آنها دیده می شود یا نه؟

-محمدرضا. ر مردی 30 ساله معتقد است: زن هایی را که تلاش می کنند همیشه آرایش کرده باشند و مدام در خط مد روز هستند نمی توانم تحمل کنم. هر روز را صرف آرایش و موهایشان می کنند. دوست دارم با زنی ازدواج کنم که شیک و در عین حال ساده باشد. اولویت زندگی اش چیزهای مهمتری باشد و به جای آنکه تمام توجه اش به  ارایش و پوشیدن لباس های انچنانی و عمل جراحی و غیره اش باشد به من توجه کند...

- سعید. ص 43 ساله  می گوید:همسر سابقم زنی بسیار خوش پوش و زیبا و بی اخلاق !بود اما زیباییش برای من نبود . او با کارهایش مرا نسبت به خودش سرد کرده بود. همیشه در خانه بدون ارایش بود و همینکه می‌خواستیم از خانه خارج شویم حسابی به خودش می رسید. او با گذاشتن ناخن های مصنوعی مانند عروسکی شده بود که نمی توانست دست به سیاه و سفید بزند...

گرچه مردها، زن هایی که به سلامت و زیبایی خود اهمیت می دهند را خیلی هم دوست دارند، اما زیبایی های طبیعی همسرشان را بیشتر دوست دارند تا روبه رو شدن با یک عروسک آرایش و تزیین شده که دست زدن به آن آرایش می تواند دردسرهایی را برای شان ایجاد کند. زن هایی که به طرزی وسواسی نگران قیافه خود هستند، این زن ها مردها را نسبت به خود سرد می کنند چراکه این حالت نشان دهنده عدم اعتماد به نفس و احساس ناامنی درونی آنهاست.

مردان از زنانی که کمی با بقیه فرق داشته باشند، خوش شان می‌آید و احساس می کنند زندگی در کنار زنی که همراه او  فوتبال می بیند و اطلاعات به روزی دارد، چقدر می تواند هیجان انگیز باشد!



زنی که با ارایش و عمل و ... سعی در جذب شوهرش می‌کند، او با زبان بی زبانی می گوید که اعتماد به نفسش پایین است و تنها ابزارش برای جذب شوهرش تغییر در ظاهرش است. سعی کنید برای همسرتان هیجان انگیز باشید.مردان از زنانی که کمی با بقیه فرق داشته باشند، خوش شان می آید و احساس می کنند زندگی در کنار زنی که همراه او  فوتبال می بیند و اطلاعات به روزی دارد، چقدر می تواند هیجان انگیز باشد!

مرا فقط بخاطر خودم بخواه !
اکثر مردان باغیرت عاشق زنی باحیا و ساده و نجیب هستند. زنی که در کنار شوهرش حتی از زیر باران بودن هم لذت ببرد .زنی که تمام دلربایی هایش را فقط در خلوتش برای همسرش نمایان کند.  اگر حتی کمی شک دارید که کسی که قرار است همسر آینده‌تان شود شما را تنها بخاطر زیباییتان می خواهد در انتخابتان دقت کنید.

یک نفر را در زندگیتان انتخاب کنید که نیازی نباشد برای بودن و ماندنش دست به قد و قواره تان بزنید.کسی که برای راضی نگه داشتنش نیازی نباشد که بشوید آدمی که تا به حال نبوده اید.

کسی که قیچی دست گرفته و خودش قرار است طرز فکر و عقیده جدید بدوزد و تنتان کند را راه ندهید به خلوتتان؛کسی که دنیایتان را رنگ دنیا خودش میکند و از شما چیزی میسازد که میخواهد بعد مشغول دوست داشتن آن آدمی که خودش ساخته میشود...

یک نفر را انتخاب کنید که شما را با همین چهره و ظاهر بخواهد،با همین رنگ مو و مدل چشم معمولی،با همین هیکل و اندام، با همین لحن صحبت کردن و نوع زندگی...

یک نفر را بخواهید که شما را دوست داشته باشد بخاطر آنچه که هستید نه بخاطر آنچه که دوست دارد باشید...

تاثیر شبکه های اجتماعی بر روابط

پژوهش ما درباره ی تاثیرات شبکه های اجتماعی در اجتماع و بر خانواده و روابط است که در مقاله زیر به بعضی از این تاثیرات (منفی) پرداختیم.

 تاثیر شبکه های اجتماعی بر روابط، دستاورد تقدیری دوره اول پژوهشسرای آفرینش در بخش غرفه

مقطع: دوره اول متوسطه
موضوع: عکاسی مستند با موضوع تاثیر شبکه های اجتماعی بر روابط
نام مدرسه: پژوهشسرای آفرینش
نام استاد: خانم نادره علی اصغریان
دانش آموزان: کیمیا کرم پور، تکماه کیقباد، درسا صادقی،‌ هلیا عباسی


تعاملات فرد به فرد یا رو در رو را کاهش می ‌دهد.
با استفاده بیش از حد از شبکه ‌های اجتماعی نه تنها وقت کم‌ تری برای گذراندن با افرادی خواهید داشت که به صورت فیزیکی در اطراف شما حضور دارند بلکه دوستان و اعضای خانواده‌ تان زمانی که ببینند شما به دستگاه‌های الکترونیکی، موبایل و گجت های تان بیش از آن‌ ها اهمیت می ‌دهید، از محبت شما نا امید شده و ناراحت خواهند شد. در نهایت هم افراد تمایل کم ‌تری به صرف وقت و بودن در کنار شما خواهند داشت.

تاثیر شبکه های اجتماعی بر روابط، دستاورد تقدیری دوره اول پژوهشسرای آفرینش در بخش غرفه

 

احساس نیاز به توجه را به شدت افزایش می ‌دهد.
ارسال پست ‌ها و استاتوس های غیر مفید و مبهم در فیس ‌بوک به راحتی می ‌تواند تبدیل به عادتی زننده و مخرب در زندگی افرادی شود که غالباً از شبکه ‌های اجتماعی استفاده می‌کنند. رقابت بی‌پایان برای به دست آوردن لایک بیشتر و کامنت های متعدد می‌تواند زندگی شما را به نابودی بکشاند.  

توجه شما را از اهداف زندگی واقعی منحرف خواهد کرد.
درک این موضوع که توجه بیش از حد افراد به دنیای مجازی و هویت خود در شبکه‌ های اجتماعی آن ‌ها را از رقابت در دنیای واقعی و رسیدن به اهداف مهم بازداشته بسیار آسان است. اکثر جوانان به جای اینکه با تلاش و پشتکار مهارت‌ های لازم برای رسیدن به اهداف عالی خود را کسب کنند، ترجیح می‌دهند به فوق ستاره ‌ای در دنیای مجازی و شبکه ‌هایی از قبیل فیس‌ بوک، توییتر و … شوند.


تاثیر شبکه های اجتماعی بر روابط، دستاورد تقدیری دوره اول پژوهشسرای آفرینش در بخش غرفه

خطر ابتلا به افسردگی را افزایش می ‌دهد.
افرادی که از شبکه‌های اجتماعی استفاده‌ای اعتیاد گونه دارند نسبت به افراد عادی احساسات منفی بیشتری از جمله افسردگی را تجربه می‌کنند. افرادی که قبلاً سابقه ابتلا به افسردگی داشته‌اند بیش از دیگران در معرض خطر هستند.  


احتمال شکست روابط موجود در شبکه‌های اجتماعی بیش از روابطی ست که در دنیای واقعی داریم.
از حسادت و غیرتی که در روابط موجود در شبکه ‌های اجتماعی وجود دارد به ندرت نتیجه مثبتی حاصل می ‌شود. استفاده از شبکه‌ های اجتماعی برای ایجاد روابط بیشتر و صمیمی ‌تر گزینه ‌ای آسان است اما بهتر است بدانید که این گزینه آسان می‌تواند خسارات غیر قابل جبرانی به روابط شما در دنیای واقعی بزند. مطالعات نشان می ‌دهد زمانی که یکی از زوجین بیش از حد درگیر یک شبکه اجتماعی مانند فیس ‌بوک  شود همسر او تمایل بیشتری برای نظارت و کنترل اعمال و رفتار او خواهد داشت که این موضوع می ‌تواند منجر به بحث ‌های طولانی و در نهایت مرگ رابطه شود.

استفاده بیش از حد از شبکه ‌های اجتماعی خلاقیت افراد را نابود می‌ کند.
شبکه‌ های اجتماعی آسان‌ترین راه برای توقف رشد یا کشتن فرآیند خلاقیت در انسان است. تأثیرات منفی گشت ‌وگذار های بی ‌هدف در شبکه‌ های اجتماعی مانند زمانی ست که شما از روی بی ‌فکری و بدون برنامه خاصی به تماشای تلویزیون و برنامه‌ های این جعبه جادویی بپردازید. اگر تصمیم گرفته ‌اید که بهره‌ وری خود را افزایش دهید و از وقت خود استفاده ‌ای بهینه کنید، تمام اپلیکیشن های شبکه‌های اجتماعی را از همین امروز خاموش کنید.

مقایسه پیوسته خود با دیگران در شبکه ‌های اجتماعی شما را به نابودی خواهد کشاند.
شخصیت ‌های دیجیتالی افراد که در شبکه‌ های اجتماعی وجود دارد به طرز چشم‌ گیری با شخصیت و هویت واقعی آن ‌ها متفاوت است. بعد از چند ماه درگیر شدن با این شبکه ‌ها و مقایسه خود با افراد دیگر ممکن است فکر کنید که آن‌ ها از شما خیلی بهترند. اما بهتر است این موضوع را همیشه به خاطر بسپارید که آن‌ ها هم مانند شما یک انسان هستند و درست مانند شما از نقاط ضعف و قوت مشخصی برخوردارند.  

تاثیر شبکه های اجتماعی بر روابط، دستاورد تقدیری دوره اول پژوهشسرای آفرینش در بخش غرفه

شبکه ‌های اجتماعی افراد را به شدت بی ‌خواب می ‌کنند.
نوری که از صفحه ‌نمایش دستگاه ‌های الکترونیکی مختلف به چشمان شما ساطع می‌شود ذهن را فریب داده و به آن القا می‌کنند که الآن وقت خواب نیست. یکی از عوامل کلیدی برای برخورداری از سلامت جسمی و روانی کامل خواب کافی ست و عوارض بی‌ خوابی‌ های مکرر بر هیچ‌ کس پوشیده نیست. بنابر این بهتر است هنگام خواب گوشی خود را در اتاق دیگری بگذارید و آن را با خود به رختخواب نبرید.

حریم خصوصی شما را به خطر می ‌اندازد. 
در بین شبکه‌ های اجتماعی خرید و فروش اطلاعات افراد امری طبیعی ست و طبق افشاگری‌ های اخیر، دولت ‌هایی نظیر آمریکا به تمام اطلاعات افراد از جمله آدرس ایمیل، تماس ‌های شما در اسکایپ و … دسترسی دارد که این امر موجب کم رنگ شدن مفهومی به نام حریم خصوصی در فضای مجازی شده است. بنابراین اگر هر چیزی را که به ذهنتان می ‌رسد در شبکه‌ های اجتماعی با دیگر کاربران به اشتراک بگذارید، باید بدانید که تنها به دولت‌ ها و شبکه‌ های اجتماعی کمک کرده ‌اید که شما را راحت ‌تر به دام بیندازند.

تاثیر شبکه های اجتماعی بر روابط، دستاورد تقدیری دوره اول پژوهشسرای آفرینش در بخش غرفه



بخش پژوهش های دانش آموزی تبیان
تهیه: نگار تجملیان -  تنظیم: زینب شاه مرادی

سه شنبه, 28 آذر 1396 16:24

پیدایش و توسعه‌ی اینترنت

پیدایش و توسعه‌ی اینترنت

 

 

در اواسط سال ۱۹۹۴ سه میلیون کامپیوتر به اینترنت وصل شد و صفحات جدید وب که شامل همه چیز، از اسناد دولتی گرفته تا مدارک شرکت‌ها و مدل‌های جدید لباس در سراسر دنیا چندین برابر شد.

 

اینترنت

 

بی‌تردید شما هم ساعات زیادی را در طول شبانه روز، به استفاده از اینترنت اختصاص می‌دهید. استفاده از شبکه‌های اجتماعی، تلفن همراه هوشمند و ... همگی مستلزم اتصال به اینترنت هستند. اما تاکنون به چگونگی ایجاد اینترنت، این ضرورت غیر قابل تَرک، فکر کرده اید؟ تا بحال به روزی که دیگر اینترنت نباشد اندیشیده‌اید؟ امروز به چگونگی راه‌اندازی اینترنت و دلایل ایجاد آن می‌پردازیم.

قوانین ارتباطی

در اواخر دهه 1960 میلادی، وزارت دفاع آمریکا تشخیص داد که دولت به شبکه‌های کامپیوتری خود بسیار وابسته است و این سوال مطرح شد که اگر دشمن در یک حمله هسته‌ای به شبکه‌های کامپیوتری ملی آنها آسیب برساند چه اتفاقی خواهد افتاد؟
بنابراین وزارت دفاع آایالات متحده یک نوع جدید از شبکه‌های بزرگ را طراحی کرد که حتی اگر یکی از بخش‌های آن از کار می‌افتاد باز هم می‌توانست به کار خود ادامه دهد. آنچه که کل این شبکه عظیم را که با هم مرتبط می‌ساخت، مجموعه‌ای از قوانین ارتباطی یا به اصطلاح "پروتکل" بود که آن را TCP/IP نامیدند. (1)
اصولاً هر شبکه‌ای که از قوانین TCP/IP استفاده کند می‌تواند با هر شبکه دیگری که آن هم با قوانین TCP/IP کار می کند ارتباط برقرار کند و اگر در شبکه بزرگی که هر یک از شبکه‌های کوچکتر داخل آن از قوانین TCP/IP استفاده می‌کنند یک شبکه کوچک از کار بیافتد مابقی متصلات به شبکه، کار خود ادامه خواهند داد.
بنا به الزام، بتدریج این روند پیشرفت‌های فراوانی داشت که نهایتا به پروژه "آرپانت" ختم شد. پروژه آرپانت در سال 1967 آغاز به کار کرد و نتیجه آن پس از چندین سال همان شبکه جهانی اینترنت کنونی شد که اکنون به صورت غیرنظامی گردیده و تمامی عرصه گیتی را تحت پوشش خود قرار داده است.

در ابتدا بیشترین مصرف اینترنت، تبادل پست الکترونیکی یا همان ایمیل بود که هنوز هم یکی از ابزارهای ارتباطی کارآمد به شمار می‌رود.



اتحاد شوروی 60 سال پیش در تاریخ 4 اکتبر 1957 اولین ماهواره جهان را به فضا پرتاب کرد. در آن روز میلیون ها نفر از آمریکایی های متحیر به آسمان چشم دوخته  و ستاره درخشان در حال حرکت را تماشا کردند که هر 90 دقیقه یک بار در آسمان طلوع می‌کرد. با پرتاب آن عصر جدید در تحقیق فضا و جبهه جدید در جنگ سرد فرا رسید.

ایالات متحده پس از این پرتاب موشک توسط اتحاد جماهیر شوروی به فضا، احساس خطر کرده و به منظور پاسخ گویی به این تهدید، مؤسسه پروژه‌های تحقیقی پیشرفت آرپا را به وجود آورد. هدف از تأسیس چنین مؤسسه ای پژوهش و آزمایش برای پیدا کردن روشی بود که بتوان از طریق خطوط تلفنی، کامپیوترها را به هم مرتبط نمود به طوری که چندین کاربر بتوانند از یک خط ارتباطی مشترک استفاده کنند.

در ماه ژوئیه 1955 دولت "آیزنهاور" اعلام کرد آمریکا قصد دارد چند ماهواره کوچک را در مدار اطراف زمین قرار دهد. بعد از چهار روز شوروی اطلاع داد که بزودی ماهواره خود را به فضا پرتاب خواهد کرد. بعد از یک ماه در مسکو یک گروه ویژه دانشندان آغاز بکار کرد و وظیفه آن تامین پیروزی مسکو بر واشنگتن در فضا بود. به این ترتیب مسابقه فضایی دو قدرت شروع شد.

شکل‌گیری اینترنت

افراد مختلفی در تشکیل اینترنت سهم داشته اند، پل باران “Paul Baran” یکی از مهمترین آنهاست. وی که در دوران جنگ سرد زندگی می‌کرد می ‌دانست که شبکه سراسری تلفن آمریکا توانایی مقابله با حمله اتمی شوروی سابق را ندارد. مثلا اگر رییس جمهور وقت آمریکا حمله اتمی متقابل را دستور دهد، باید از یک شبکه تلفنی استفاده می‌کرد که قبلا توسط روس‌ها منهدم شده بود. در نتیجه طرح یک سیستم مقاوم در مقابل حمله اتمی روس‌ها ریخته شد.

 

اینترنت

 

آقای باران از بانیان اینترنت، تشکیل و تکامل اینترنت را به ساخت یک کلیسا تشبیه می‌کند و معتقد است طی سال‌های اخیر هر کسی سنگی به پایه‌ها و سنگ‌های قبلی بنا اضافه می‌کند، بنابراین نمی‌توان گفت کدام بخش از کار مهمترین بخش بوده و در کل، پیدایش اینترنت نتیجه کار و تلاش گروه کثیری از دانشمندان و متخصصان این حوزه محسوب می‌شود. حائز اهمیت آن که "باران" ساختمان و ساختار اینترنت را با الگوگیری از کار سلول‌های مغزی انسان پیش بینی می‌کرد و معتقد بود "همانطور که وقتی سلول‌های مغزی از بین می‌روند، شبکه‌ی عصبی مسیر دیگری را در همه از انتخاب می‌کند؛ می‌توان شبکه‌ای با تعداد زیادی اتصالات فراهم نمود که در صورت نابودی بخشی از آن، همچنان به صورت مجموعه‎‌ای به هم پیوسته کار کند."
در سال ۱۹۶۵ نیروی هوایی آمریکا و «آزمایشگاه‌های بل»، نظرات باران را مورد توجه قرار داده و با سرمایه‌گذاری پنتاگون در طراحی و ساخت شبکه‌های بر اساس نظریات او موافقت کردند ولی آقای باران بنابر دلایلی حاضر به همکاری با نیروی هوایی آمریکا نشد.

در این میان فردی با نام "تیلور" وارد میدان شد. او مستقیماً به آقای هرتسفلد رييس مؤسسه آرپا پیشنهاد کرد این موسسه هزینه‌ی ایجاد یک شبکه‌ی آزمایشی کوچک با حداقل چهار گره را تأمین کند که بودجه‌ی آن بالغ بر یک میلیون دلار می‌شد. با این پیشنهاد تیلور تجربه‌ای را آغاز کرد که منجر به پیدایش اینترنت امروزی شد. او موفق شد در سال ۱۹۶۶، دو کامپیوتر را در شرق و غرب آمریکا به هم متصل کند. با این اتصال، انقلابی در نحوه‌ی صدور اطلاعات در دنیای ارتباطات رُخ داد که نتیجه‌ی آن را امروز همگی شاهد هستیم.

در واقع این شبکه به بسته‌هایی از داده‌ها که به وسیله‌ی کامپیوترهای مختلف ارسال می‌شدند اتکا داشت. پس از آن که با آزمایش‌های متعدد، سودمندی آن را مشخص کردند، سایر بخش‌های دولتی و دانشگاه‌های پژوهشی تمایل خود برای وصل شدن به آن را اعلام کردند. ارتباطات الکترونیکی به صورت روشی مؤثر برای دانشمندان و دیگران به منظور استفاده  مشترک از داده‌ها در آمد. در همان زمان که آرپانت در حال رشد بود، تعدادی شبکه‌ی پوشش محلی در نقاط مختلف آمریکا به وجود آمد. مدیران  LAN ها سال‌ها بعد به وصل کردن کامپیوترهای خود به شبکه‌های بزرگتر اقدام کردند. پروتکل اینترنت ARPAnet IP زبان استاندارد حکم‌فرما برای برقراری ارتباط کامپیوترهای شبکه های مختلف به یک دیگر شد.

تولد اینترنت

تاریخ تولد اینترنت به طور رسمی اول سپتامبر ۱۹۶۹ اعلام شده است زیرا اولین IMP در دانشگاه UCLA واقع در سانتابارا در این تاریخ بارگذاری شده است.

در اندک زمانی، ارتباطات الکترونیکی به صورت روشی مؤثر برای دانشمندان و دیگران به منظور استفاده مشترک از داده‌ها و تبادلات اطلاعاتی در آمد.



از اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰ رشد استفاده از اینترنت به صورت تصاعدی افزایش یافت. یکی از علل چنین استقبالی ابزار جستجویی مانند Gopher و archie بوده است اما این‌ها در سال ۱۹۹۱ تحت تأثیر Word Wide Web قرار گرفتند که به وسیله‌ی CERN یا آزمایشگاه فیزیک هسته‌ای اروپا ساخته شد. البته اینترنت از ابتدا طوری بود که مبادله‌ی اطلاعات برای تازه واردها بسیار ساده باشد.

نرم افزار موزاییک

بزرگ‌ترین جهش وب، در سال ۱۹۹۳ با عرضه‌ی نرم افزار موزاییک که نخستین برنامه‌ی مرورگر وب گرافیکی بود، به وجود آمد. برنامه‌ی موزاییک محصول تلاش دانشجویان و استادان بخش "مرکز ملی کاربردهای ابر کامپیوتر" در دانشگاه ایلینویز آمریکا بود. برای نخستین بار موزاییک امکانات اشاره و کلیک (به وسیله‌ی ماوس) را فراهم کرد. کاربران می‌توانستند صفحات وب یا مجموعه‌ای از متن و گرافیک را کنار هم بگذارند تا هر کسی که می‌خواست بتواند آنها را روی اینترنت ببیند.
وقتی با ماوس روی کلمه‌ها یا تصاویر خاصی که hyper link نامیده می‌شد کلیک می‌کردند برنامه‌ی موزاییک به طور خودکار یک صفحه‌ی دیگر باز می‌کرد که به کلمه یا تصویر خاص و کلیک شده اختصاص داشت. بهترین بخش این سیستم آنجا بود که hyper link ها می‌توانستند به صفحاتی روی همان کامپیوتر یا هر کامپیوتر دیگر اینترنتی با خدمات وب اشاره کنند.

صفحات وب هر روز متولد می شدند و مفهوم موج سواری یا Surfing روی وب افزایش می‌یافت. در اواسط سال ۱۹۹۴ سه میلیون کامپیوتر به اینترنت وصل شد و صفحات جدید وب که شامل همه چیز، از اسناد دولتی گرفته تا مدارک شرکت‌ها و مدل‌های جدید لباس در سراسر دنیا چندین برابر شد.

در ابتدا بیشترین مصرف اینترنت، تبادل پست الکترونیکی یا همان ایمیل بود که هنوز هم یکی از ابزارهای ارتباطی کارآمد به شمار می‌رود. پیام‌ها از کامپیوتری به کامپیوتر دیگر با سرعت پرواز می‌کنند و منتظر می‌مانند تا شخص فرصت خواندن آنها را پیدا کند. وب امکانات خوبی برای کپی از نرم افزارهای مجاز از لحاظ کپی نیز فراهم می‌سازد. در سال ۱۹۹۶ با ورود فناوری جدید "گرید" یا "اینترنت 2" به عرصه ارتباطات، اینترنت دیگر به وسیله ای برای ارسال ایمیل و یا داشتن وب سایت خلاصه نمی شود بلکه با ایجاد امکان استفاده از منابع سخت افزاری سایر کامپیوترها، زمینه فعالیت خود را گسترش داد. (2)


پی‌نوشت:
1. تاریخچه اینترنت، شبکه ملی رشد، 1390
2. کتاب عملیات روانی رسانه، حجت اله مرادی، چاپ دوم 1389

سه شنبه, 28 آذر 1396 16:18

فرزندان خودشیفته امروزی

فرزندان خودشیفته امروزی

 

 

فرزندان دهه های 80 و 90 از آن دست کودکانی هستند که به علت دنیا آمدن در دنیایی که تکنولوژی سرعت نوری خود را طی می کنند و اغلب یک خواهر یا برادر و یا تک فرزند هستند، و والدین سعی می کنند که از صبح تا شب کار کنند که آنها احساس کمبود نکنند این زمین و زمان در اختیار آنها بودن باعث شده که فکر کنند جهان تحت مالکیت و حکمرانی آنهاست و برتر از او وجود ندارد.

 

خودشیفتگی فرزندان

 

 


شما هم به احتمال زیاد در اقوام و خویشاوندان خود از آن پدر و مادرهایی دیده اید که فکر می کنند فرزند آنها تک فرزند این عالم است و بهتر از  او هرگز زاده نشده است. اگر پسر باشد فکر می کنند که تنها آنها صاحب  این شاهزاده هستند و اگر او به دنیا نمی آمد دنیا برقرار نمی ماند. اگر دختر هم داشته باشند به خیال آنها او زیباترین دختر روی زمین است. از کودکی آنقدر در اختیار او بوده اند و هر کار خواسته طبق میل او رفتار کرده اند که وقتی کودک بزرگ می شود در هر مکان و با هر افرادی که همکار، دوست، همسایه و ... شوند فکر می کند آنها هم باید تمام و کمال دراختیار او باشند و هیچ کسی حق ندارد با او مخالفت کند.

پژوهش های روان شناختی انجام شده در حوزه عوامل ایجاد خودشیفتگی در افراد، نظام خانواده و پویایی های آن را در شکل گیری این اختلال بسیار موثر ارزیابی کرده اند. در نظام خانواده، نوع اعتقادات، نگرش ها، فعالیت ها و نحوه برخورد والدین با فرزندان، در قالب الگوهای خانوادگی و سبک های فرزندپروری نمود پیدا می کند؛ حال این که والدین در هر عصری چه سبک و الگویی را برای تربیت فرزندان خود انتخاب می کنند، تحت تاثیر عوامل گوناگونی است که مهم ترین این عوامل شرایط و مقتضیات حاکم بر جامعه در آن دوره زمانی است؛

در رابطه با علل شیوع خودشیفتگی در عصر حاضر، باید گفت که نظام های خانوادگی شکل گرفته در این عصر، عملکرد مناسب و صحیحی در رابطه با فرزندپروری نداشته اند که در نتیجه آن شاهد افزایش این اختلال در فرزندان امروز هستیم که در ادامه، این دو عامل مورد بررسی قرار خواهدگرفت. در مورد عامل اول شیوع بالای خودشیفتگی در نسل امروز، این نکته قابل توجه است که امروزه والدین، در مقایسه با نسل پیشین خود، حساسیت بیشتری نسبت به افکار و الگوهای حاکم بر جامعه دارند؛ به گونه ای که به دلیل یکسری تغییرات صورت گرفته در اذهان عمومی، برای نمونه، در این عصر ازدواج ها معمولا با انتخاب جوانان صورت می گیرد و تقریبا اجبار والدین برای ازدواج با یک فرد خاص، دیگر رایج نیست و یا تنبیه بدنی کودکان در جوامع امروزی تقریبا منسوخ شده است و در مقابل احترام به فرزندان و حفاظت از عزت نفس آن ها، بیش از پیش مورد توجه والدین امروز قرار گرفته است.

ستایش افراطی کودکان توسط والدین آن ها، غلو کردن در توانایی های آن ها، تحسین و تمجید بی مورد و در عین حال عدم انتقاد از کودکان در مواقع لزوم، همچنین ارضای بی چون و چرا و دائمی نیازهای فرزندان و عدم اقتدار لازم در والدین، باعث شکل گیری شخصیت ناپخته، بسیار شکننده و پرتوقع در کودکان امروز شده است.

در عین حال، این تجربه هم زمان عشق و تنبیه از سوی والدین نسل دیروز، به فرزندان آن نسل، درس بزرگی آموخت، از جمله این که می توان به این والدین قدرتمند اعتماد کرد و در نتیجه در کودک دیروز، خودپنداره سالم عزت نفس متعادلی شکل می گرفت که باعث می شد در آینده، وقتی از سوی دیگران مورد انتقاد قرار می گرفت، احساس حقارت و بی ارزشی در او ایجاد نشود. بدین ترتیب فرزندان نسل های گذشته ای که با سبک فرزندپروری مقتدرانه و محبت آمیز، بارآمده بودند از امنیت عاطفی بنیادینی برخوردار می شدند که آن ها را قادر می ساخت که در طول زمان، خود را از پوسته تخیلات و تفکرات کودکی رها کرده و در نهایت به بلوغ روانی- عاطفی دست پیدا کنند.

اما در عصر امروز، ستایش افراطی کودکان توسط والدین آن ها، غلو کردن در توانایی های آن ها، تحسین و تمجید بی مورد و در عین حال عدم انتقاد از کودکان در مواقع لزوم، همچنین ارضای بی چون و چرا و دائمی نیازهای فرزندان و عدم اقتدار لازم در والدین، باعث شکل گیری شخصیت ناپخته، بسیار شکننده و پرتوقع در کودکان امروز شده است. فرزندانی که در نتیجه چنین تربیتی، واجد نشانه های خودشیفتگی شده اند و به دریافت تحسین و تمجید مداوم و ارضای بی چون و چرای خواسته هایشان عادت کرده اند و توقع دارند که تمامی افرادی که با آنان در ارتباط هستند، چنین برخوردی را با آنان داشته باشند، وقتی در مراحل بعدی زندگی و ورود به محیط های اجتماعی، با برخورد دیگری از سوی دیگران مواجه می شوند، سرخورده و منزوی خواهند شد.

هر کودکی نیاز دارد که از سوی والدین خود، برای دستاوردها و کارهای مثبتی که انجام می دهد، مورد تشویق و تایید قرار بگیرد و بدون دریافت چنین بازخوردهای مثبتی، تنها دو راه انتخاب برای ادامه مسیر زندگی کودک باقی می ماند؛ مسیر اول، انتخاب یأس و ناامیدی و افسردگی در زندگی که به شخصیتی افسرده‌خو در بزرگسالی منجر خواهدشد و مسیر دوم پناه بردن به خیال پردازی های خودبزرگ‌بینانه برای جبران آن چیزی است که کودک در زندگی خود از آن بی بهره بوده است.

این خیال پردازی های خودبزرگ‌بینانه و این خودشیفتگی جبرانی، به کودک ناایمن، احساس امنیت کاذبی می دهد که در نتیجه آن خودِ چندپاره ای ایجاد می شود که به طور متزلزلی بر عقاید خودبزرگ‌بینانه و غیرواقعی در مورد شایستگی و جذابیت فرد استوار است. در حقیقت، کودکی که در یک خانواده آشفته و نابسامان، به طور مکرر مورد آزارد جسمی، روانی و بی توجهی والدین قرار می گیرد، این خودشیفتگی جبرانی، می تواند راه حل سازگارانه ای برای او محسوب شود؛ او با استراتژی افکار واقعیت و غوطه ور شدن در جهان تخیل خود، می تواند از رویارویی با احساسات دردناک درونی خودش اجتناب ورزد.

هنگامی که این کودک به دوران بزرگ سالی خود می رسد، خودشیفتگی جبرانی او، به صورت جنبه های تثبیت شده و ناخودآگاه از نمای شخصیت او جلوه گر می شود. با توجه به آنچه گفته شد، به نظر می رسد فقدان آگاهی خانواده های امروز از شیوه های درست فرزندپروری و تاثیرات مخربی که جو ناسالم خانواده بر روی شخصیت فرزندان می گذارد، مهم ترین عوامل ایجاد چنین معضلی در جامعه امروز است؛ معضلی که تبعات منفی اجتماعی و حتی اقتصادی در بر خواهدداشت، زیرا افراد خودشیفته بسیار مستعد ابتلا به افسردگی هستند که این امر مشکلاتی را برای آن ها ایجاد کرده و حضور موثر آن ها را در جامعه کاهش می دهد.

کودکان امروز نسبت به نسل پیش علاقه بیشتر و گاه تعجب آوری برای جلب توجه دیگران دارند. از طرف دیگر، خودشیفتگی در میان نوجوانان و جوانانی که به تازگی وارد دانشگاه شده اند نسبت به نسل های قبلی رو به افزایش است. این در حالی است که برای بسیاری از والدین چنین خصیصه ای به معنای عزت نفس فرزندشان است، برداشتی اشتباه که به طور قطع آینده فرزند آنها را تحت تأثیر قرار می دهد.
در واقع، توجه بیش از اندازه به کودکان و قرار دادن ابزار لازم در اختیار آنها برای پاسخ گویی به نیاز خود محوری می تواند آسیب های شخصیتی از جمله خودشیفتگی برای آنها به دنبال داشته باشد. به همین دلیل توصیه می شود، در کنار توجه به نیاز دیده شدن کودکان مراقب رفتارهای آسیب زا باشیم و اجازه ندهیم آنها خود را در مرکزیت همه چیز بینند.

توجه بیش از اندازه به کودکان و قرار دادن ابزار لازم در اختیار آنها برای پاسخ گویی به نیاز خود محوری می تواند آسیب های شخصیتی از جمله خودشیفتگی برای آنها به دنبال داشته باشد.

درواقع در نسل امروز، یک جا به جایی قدرت اتفاق افتاده است، به این صورت که امروزه والدین به عنوان مراجع قدرت از سوی فرزندان در نظر گرفته نمی شوند و دوران کودکی آن ها، بدون وجوه درکی از اقتدار والدین سپری شده و قدرت با فاصله زمانی به نهادهای آموزشی و اجتماعی انتقال یافته است، این حالت، رسیدن به استقلال عاطفی را برای فرزندان نسل امروز دشوار می سازد. این درحالی است که تا پیش از این، فرزندان نسل های پیشین، به والدین خود به عنوان مراجع قدرتی نگاه می کردند که در عین حال که تکیه گاه قدرتمندی برای آنان بودند، در مواقع لزوم آن ها را به دلیل اشتباهات شان مورد مواخذه قرار می دادند و در عین حال محبت کافی را نیز نثارشان می کردند؛ این تجربه فرزندان نسل های گذشته، باعث می شد تا آن ها با تصویری کاملا آرمانی یا کاملا اهریمنی از والدین خود بزرگ نشوند و تصورشان از والدین خود، به واقعیت نزدیک باشد.

 

 

 منابع:میگنا، مپل

سه شنبه, 28 آذر 1396 16:15

آثار فردی رشوه

آثار فردی رشوه

 

 

قبل از برشمردن آثار فردی، تذکر این نکته لازم است که پیامدهای فردی رشوه خواری همان آثاری است که در روایات، برای مطلق حرام خواری ذکر گردیده و از آنجا که ما حُرمت رشوه را بیان کردیم، پیامدهای مذکور در این روایات شامل فرد رشوه خوار نیز می شود.

ا

رشوه

اکنون به برخی از این آثار اشاره می کنیم:

1. قساوت و سنگدلی
رشوه از مصادیق بارز «اکل مال به باطل» بوده و کسبی حرام محسوب می شود. خوراک و تغذیه انسان، به منزله بذری است که در زمین ریخته می شود؛ پس اگر آن خوراک و تغذیه، پاکیزه و حلال باشد، اثرش در قلب که به منزله سلطان بدن است، ظاهر می شود و از اعضا و جوارحش جز خیر و نیکی تراوش نمی کند؛ امّا اگر خوراک و تغذیه اش پلید و حرام باشد، آثار زیانبار معنوی در قلب آدمی دارد. خوردن مال حرام چون سمّی کشنده، حیات معنوی قلب را نابود می کند و آن را کدر و تیره و چون سنگی سخت می گرداند و در اثر قساوت و ظلمت، امید خیری به او نخواهد بود و دیگر هیچ گونه سخن حق و پند و اندرزی را نمی پذیرد و آه و ناله هیچ مظلومی در او اثر نمی کند.


در یکی از خطبه های امام حسین علیه السلام خطاب به لشکریان یزید چنین آمده است: «وَیْلَکُمْ مَا عَلَیْکُمْ ان تُنْصِتُوا اِلَیَّ فَتَسْمَعُوا قَوْلِی وَاِنَّمَا اَدْعُوکُمْ اِلَی سَبِیلِ الرَّشَادِ فَمَنْ اَطَاعَنِی کَانَ مِنَ الْمُرْشَدِینَ وَمَنْ عَصَانِی کَانَ مِنَ الْمُهْلَکِینَ وَکُلُّکُمْ عَاصٍ لِاَمْرِی غَیْرُ مُسْتَمِعٍ قَوْلِی فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرَامِ وَ طُبِعَ عَلَی قُلُوبِکُمْ؛ وای بر شما! چرا ساکت نمی شوید تا گفتارم را بشنوید! همانا من شما را به راه هدایت و رستگاری فرا می خوانم، هر کس از من پیروی کند، سعادتمند است و هر کس نافرمانی ام کند از هلاک شدگان است، شما همگی نافرمانی ام می کنید و به سخنم گوش نمی دهید، آری شکمهای شما از حرام پُر و بر قلبهایتان مُهر زده شده است.»
افرادی هستند که وقتی به گناه بودن کاری مانند رشوه اطمینان کامل دارند، آن را شروع می کنند، در ابتدا از این کار ناراحت هستند، ولی کم کم با رشوه انس می گیرند و دیگر ناراحت نیستند و گاهی کار به جایی می رسد که آن را وظیفه خود، بلکه وظیفه دینی خود می پندارند.

2. قبول نشدن دعا و عبادت

رشوه، یکی از موانع قبولی دعا و عبادت است. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرمایند: «اِنَّ الْعَبْدَ لَیَرْفَعُ یَدَهُ اِلَی اللّهِ وَمَطْعَمُهُ حَرَامٌ فَکَیْفَ یُسْتَجَابُ لَهُ وَهَذَا حَالُهُ؛ همانا بنده دستش را (برای دعا) به درگاه خدا بالا می برد در حالی که خوراکش حرام است. با چنین حالی، چگونه دعایش مستجاب می شود؟»

و نیز فرمودند: «مَنْ اَحَبَّ اَنْ یُسْتَجَابَ دُعَاؤُهُ فَلْیُطَیِّبْ مَطْعَمَهُ وَمَکْسَبَهُ؛ هر کس دوست دارد دعایش مستجاب شود، باید آنچه را می خورد و کسب می کند، پاکیزه نماید.»

3. سختی حساب و عذاب اخروی

کسی که در جمع کردن ثروت توجهی به حلال و حرام نکرده و با رشوه خواری ثروت اندوخته و روزی خویش را به دست آورده است، در این دنیا در دوزخی از آه یتیمان و درماندگان زندگی می کند که در آخرت به جهنمی پاینده تبدیل شده و هلاکش می گرداند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «لاَ یَدْخُلُ الْجَنَّةَ مَنْ نَبَتَ لَحْمُهُ مِنَ السُّحْتِ النَّارُ اَوْلی بِهِ؛ کسی که گوشتش از حرام روییده باشد، داخل بهشت نخواهد شد و دوزخ برای او سزاوارتر است.»
در روایتی دیگر از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله آمده است که حضرت حق می فرماید: «مَنْ لَمْ یُبَالِ مِنْ اَیِّ بَابٍ اکْتَسَبَ الدِّینَارَ وَالدِّرْهَمَ لَمْ اَبَالِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مِنْ اَیِّ اَبْوَابِ النَّارِ اَدْخَلْتُهُ؛ هر کس باکی نداشته باشد که دینار و درهم را از کجا به دست می آورد، من هم روز قیامت باکی ندارم که او را از کدام در وارد آتش جهنم کنم.»

و نیز در روایات آمده است که: «زن و فرزندان آدمی در روز قیامت به او می آویزند و او را در موقف حضور پروردگار باز می دارند و می گویند: پروردگارا! حق ما را از این شخص بستان! به درستی که ما جاهل به احکام شریعت بودیم و او ما را تعلیم نکرد و غذای حرام به ما خورانید و ما عالم به آن نبودیم.»

 


منبع : پایگاه حوزه

فناوری اطلاعات اهرمی در انقلاب حضرت مهدی (عج)

 

 

مکتب های بشری و همه فرهنگ ها محکوم به فنا و نابودی هستند چرا که بشر امروز به خوبی دریافته است که آراء وی و فرهنگ های رو به زوالش هر چند به ظاهر حاکم باشند گویا کفی روی آب اند که در نهایت نابود شده و بشر از معرفت دینی؛ این آب زلالی که از وحی الهی و عقل و فطرت و اعماق وجود وی سرچشمه می گیرد، سیراب خواهد شد. در این کویر خشک جهان مادی معاصر تنها با برقرای حکومت اسلامی در جهان است که می توان انسان را نجات داد. این جهانی شدن با انقلاب تنها منجی موعود روی خواهد داد .

 


فناوری اطلاعات اهرمی در انقلاب حضرت مهدی (عج)

 

 

آنچه مسلم است این است که، این انقلاب منطقه ای و مربوط به یک مملکت خاص نیست بلکه فراگیر بوده و بر طبق فرموده رسول اکرم (صلی الله و علیه وآله) : «و یبلغ سلطانه المشرق و المغرب»؛ دولت و سلطنت مهدی (عج) همه شرق و غرب جهان را در بر می گیرد.[1]اینکه چطور این اتفاق می افتد و شرق و غرب عالم از حکومت حضرت با خبر و این انقلاب رخ دهد امری شگرف نیست. روایات مهدوی،  به ارتباط آسان و سریع جهانیان و انقلاب ارتباطات و انفجار اطلاعات در این امر بزرگ تصریح می کنند.

امام صادق علیه السلام می فرمایند: زمانی که قائم ما قیام کند، هیچ سرزمینی باقی نخواهد ماند، مگر اینکه شهادت به یکتا پرستی و نبوت در آن ندا داده خواهد شد.


چنانچه امام صادق (علیه السلام) می فرماید: هنگامی که قائم ما قیام کند، خداوند آنچنان گوش ها و چشمان شیعیان ما را تقویت می کند که میان آنها و قائم نامه رسان نخواهد بود. با آنها سخن می گوید، پس سخنش را می شنوند و به او نگاه می کنند و او را می بیند، در حالی که او در مکان خویش است (و آنها در مکان های دور).[2]

ویدئویی که زمینه ساز یک انقلاب می شود

این امر خیلی دور از ذهن نیست چنانچه اندیشمندان و برخی اهل فن به این امر اذعان دارند که با وجود امکانات ارتباطی در این زمان هر فردی که توانایی داشته باشد می تواند بر قسمت اعظمی از جمعیت جهان تاثیر بگذارد. دکتر فیل آترعضو هیت مدیره انجمن ارتباطات امریکا می گوید: امروزه یک فرد به تنهایی می تواند انقلابی را آغاز کند، حتی اگر در زندان باشد ویدئو وی می تواند زمینه ساز یک انقلاب باشد.
یک نکته مهم و شگفت انگیز درباره این فناوری و خدمات این است که اجازه می دهد افراد همفکر در سراسر جهان به عنوان گروه های چند ملیتی قدرتمندی که می توانند تغییرات مثبتی به وجود آورند، گرد هم آیند. [3]
آنچه امروز با ماهواره و رایانه روی می دهد و صدا و تصویر انسان و پیام و گفتارش به طور همگانی و سریع به سراسر جهان می رسد امری است که ائمه علیهم السلام قرن ها قبل آن را پیشگویی کرده و از لوازم و ضروریات انقلاب حضرت حجت عج نام برده اند.
ویژگی های حکومت جهانی و یکپارچه،  استفاده از این وسایل و اینگونه ارتباطات حتی در سطح پیشرفته تر را می طلبد .
امام صادق علیه السلام می فرمایند: زمانی که قائم ما قیام کند، هیچ سرزمینی باقی نخواهد ماند، مگر اینکه شهادت به یکتا پرستی و نبوت در آن ندا داده خواهد شد.[4]
دنیای معاصر دنیای الکترونیکی است و با وسایل ارتباط جمعی ارتباط بین انسانها نزدیک و بعد مسافت از بین رفته است به طوری که طبق دیدگاه برخی اهل فن، جهان امروز به دهکده جهانی تبدیل شده است. فرایند تبادل اطلاعات ، علوم و اندیشه و تسری سریع آن به اقصی نقاط جهان مسیر را برای انقلابی جهانی هموار کرده است. از آنجا که این ابزارها و مدیریت آن در عصر ظهور تحت سیطره مهدی امت است لذا حکومت جهانی به راحتی محقق شده و صدای حق به گوش جهانیان خواهد رسید.

فاکتورهایی برای تحقق یک حکومت جهانی

برای محقق شدن اهداف یک حکومت آن هم حکومت جهانی؛ رفع فقر، برقراری عدالت وافزایش علم بشر، از بین بردن بیکاری، در دسترس بودن حاکم و  ... به کار گیری علم فناوری اطلاعات و ارتباطات کاری ضروری است.

دنیای معاصر دنیای الکترونیکی است و با وسایل ارتباط جمعی ارتباط بین انسانها نزدیک و بعد مسافت از بین رفته است به طوری که طبق دیدگاه برخی اهل فن، جهان امروز به دهکده جهانی تبدیل شده است. فرایند تبادل اطلاعات ، علوم و اندیشه و تسری سریع آن به اقصی نقاط جهان مسیر را برای انقلابی جهانی هموار کرده است. از آنجا که این ابزارها و مدیریت آن در عصر ظهور تحت سیطره مهدی امت است لذا حکومت جهانی به راحتی محقق شده و صدای حق به گوش جهانیان خواهد رسید.


به بیان دیگر این مقوله امری زیر ساختی جهت برآورده شدن مقدمات ظهور و قیام و حکومت حضرت مهدی (عج) می باشد.اولین طلیعه جهانی شدن و جهانی سازی که اسلام، نخستین  مدعی آن است بسته به این امر و پیشرفت در این زمینه می باشد .
چرا که در عصری که مک لوهان آن را انفجار اطلاعات می نامد، قدرت فناوری برقراری ارتباط سریع در فضای تقریبا نامحدود را امکان پذیر نموده و توانش ارتباطات بین المللی به کارکرد واقعی تبدیل شده است بنابراین، این امر نقش بسیار مهمی را در ایجاد انقلاب حضرت و برقراری حکومت ایشان خواهد داشت. هر حکومتی که داعیه دار رهبری کل جهان است باید راهکارهای متناسب را نیز ارائه داده و گسترش دهد. فناوری اطلاعات و ارتباطات جهانی یکی از ضروریات این امر است.

 


پی نوشت ها:
[1]. کشف الغمه، ج3، ص 297.
[2]. اصول کافی ، ج 8 ، ص 240-241 روایت 329
[3]. ماهنامه مدیریت ارتباطات ، ش 25
[4]. بحارالانوار، مجلس، ج52، ص 340.

سه شنبه, 28 آذر 1396 15:58

"معجزه" يا "آيه و بيّنه"

 

"معجزه" يا "آيه و بيّنه"

 

پيامبران كه از جانب خدا مامور به ابلاغ فرامين الهي هستند، براي اينكه به امت خود اثبات كنند كه رسالت و نمايندگي از جانب خدا دارند، نشانه اي از طرف خدا ارائه ميدهند تا آن، نشانة صدقِ ادعاي نمايندة الهي بودن آنها باشد و بدنبال آن، فرامين خدا را ابلاغ كنند.

 

آيات زير به اين مهم اشاره دارد:

قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ[i]

گفت اى قوم من بينديشيد اگر از جانب پروردگارم دليل روشنى داشته باشم و او از سوى خود روزى نيكويى به من داده باشد [آيا باز هم از پرستش او دست بردارم] من نمى‏ خواهم در آنچه شما را از آن باز مى دارم با شما مخالفت كنم [و خود مرتكب آن شوم] من قصدى جز اصلاح [جامعه] تا آنجا كه بتوانم ندارم و توفيق من جز به [يارى] خدا نيست بر او توكل كرده‏ ام و به سوى او بازمى‏ گردم.

وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَ الْمِيزَانَ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ [ii]

و به سوى [مردم] مدين برادرشان شعيب را [فرستاديم] گفت اى قوم من خدا را بپرستيد كه براى شما هيچ معبودى جز او نيست در حقيقت‏ شما را از جانب پروردگارتان برهانى روشن آمده است پس پيمانه و ترازو را تمام نهيد و اموال مردم را كم مدهيد و در زمين پس از اصلاح آن فساد مكنيد اين [رهنمودها] اگر مؤمنيد براى شما بهتر است.

و حتي خود مردم در پي دستيابي به فرامين خدا بوده و اين نشانه هاي الهي را از مدعيان رسالت طلب ميكردند تا با اين نشانه، تسليم فرامين پيامبر بعنوان فرامين خدا گردند.

وَقَالُوا لَوْلَا يَأْتِينَا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ أَوَلَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ مَا فِي الصُّحُفِ الْأُولَى[iii]

و گفتند چرا از جانب پروردگارش معجزه ‏اى براى ما نمى ‏آورد آيا دليل روشن آنچه در صحيفه ‏هاى پيشين است براى آنان نيامده است

در قرآن در مورد كل نشانه ها و همچنين در مورد نشانه هاي ارائه شده توسط انبيا براي اثبات نبوّتشان (كه موضوع اين مقاله است)، لفظ آيه و بيّنه بكار رفته است.

در لغت، کلمة آيه به معنای نشانه و يا «‌شیء واضح و روشن‌» است[iv] و به صورت مفرد و تثنيه و جمع روی هم ۳۸۲ بار در قرآن به کار رفته است که معنی اصلی آن نشان و علامت است.

و واژة بيّنه مؤنّث «بيّن» از ريشة «بان، يبين، بيانا» به معنای دليل روشن و چيزی که چيزی ديگر با آن اثبات می‌شود، آمده است.[v] يعني خودِ آية بيّنه، واضح و روشن است و نياز به چيز ديگري براي اثباتش ندارد. لذاست كه فرد با ديدن آن به يقين و اطمينان ميرسد و بدين ترتيب حجت بر او تمام ميشود.

با توجه به اين معني لغوي، چند مطلب را ميتوان دريافت:

مطلب اول: در برخي منابع اهل سنت و متكلمين و در برخي آثار نويسندگان و منابع شيعي، از لفظ آيه در قرآن به معجزه تعبير شده است؛[vi] يعني كارهايي كه مردم از آوردن مثل آن عاجز باشند. با اين معني، در مورد آيات ارائه شده توسط پيامبران براي اثبات نبوتشان، ممكن است اين برداشت به ذهن متبادر شود كه مردم از روي عجز، به تبعيت از پيامبران مبادرت ميورزند و اگر عجز نداشتند و بر پيامبران فائق مي آمدند، اي بسا كه تبعيت نمي كردند. به اين ترتيب، گويا صحنه رويارويي انبيا و مردم، صحنة كارزار و زورآزمايي و قدرتنمايي بوده و منطق زورمداري و قدرتمندي ملاك حق مداري ميباشد!

ولي بايد به اين مطلب توجه كرد كه قرآن نه منطق زورمداري را، بلكه منطق يقين و اطمينان قلبي افراد را اصل ميداند و در پي تحقق آن است و ميخواهد با آن نشانه، حجت را بر مردم تمام كند (كه در ادامه بيشتر توضيح داده ميشود) تا آنها به الهي بودن پيامبران يقين كنند و با اطمينان قلب به تبعيت از پيامبران همت گمارند.

البته بايد يادآور شد كه در آيه، عدم توانايي مردم و حتي خود پيامبر و عجز كل بشريت از آوردن مثل آن ملحوظ است، چرا كه كارهاي الهي فقط از خدا ميتواند سر بزند، ولي فقط آن نيست، بلكه فراتر از آن، بايد آيه بعنوان نشانة الهي بودنِ آن مدّ نظر قرار گيرد؛ يعني مردم در پي شناختشان از خدا (كه توضيح در ادامه خواهد آمد) فقط بدنبال نشانه اي يقين آور هستند كه اين اوامر و نواهي از طرف خداست. آيه بعنوان خرق عادت، با عادات و قوانين جاري و متداول جامعه مطابقت نداشته و بسيار فراتر از آن و مافوق قدرت بشر است و به اين ترتيب، علامتي اختصاصي از طرف خداست تا نشان دهد كه اين كار فقط از قدرت الهي برميآيد و اصلاً از بشر ساخته نيست و همين يقين آور است كه دارندة آن نشانه از طرف خداست و مردم با اين يقين، سرِ تسليم در مقابل او فرود ميآورند. لذا در هيچ جايي از قرآن، لفظ اعجاز و ريشه هاي آن در اين مورد بكار نرفته و بجاي آن از واژه هاي "آيه" و "آية بيّنه" و "آيات بيّنات" استفاده شده است؛ يعني مردم با ديدن آنها، به الهي بودن آن آيات و متعاقب آن، به الهي بودن پيامبران يقين پيدا ميكردند[vii] و البته در اين آيه، عجز بشر از انجام آن مستتر است. در مورد ناتواني بشريت از آوردن آن آيات، خودِ پيامبران نيز تصريح كرده اند كه ما نيز مانند شما بشر هستيم و قدرت بر انجام اين كارهاي شگفت انگيز را نداريم و اين قدرتنمايي و نشانة ارائه شده از طرف ما، از ما نيست بلكه از خدا و به اذن اوست.

قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِن نَّحْنُ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ وَلَكِنَّ اللّهَ يَمُنُّ عَلَى مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَمَا كَانَ لَنَا أَن نَّأْتِيَكُم بِسُلْطَانٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَعلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ

پيامبرانشان به آنان گفتند ما جز بشرى مثل شما نيستيم ولى خدا بر هر يك از بندگانش كه بخواهد منت مى‏نهد و ما را نرسد كه جز به اذن خدا براى شما حجتى بياوريم و مؤمنان بايد تنها بر خدا توكل كنند [viii]

وَرَسُولًا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ [ix]

و [او را به عنوان] پيامبرى به سوى بنى اسرائيل [مى‏فرستد كه او به آنان مى‏گويد] در حقيقت من از جانب پروردگارتان برايتان آيه‏اى آورده‏ام. من از گل براى شما [چيزى] به شكل پرنده مى‏سازم آنگاه در آن مى‏دمم پس به اذن خدا پرنده‏اى مى شود و به اذن خدا نابيناى مادرزاد و پيس را بهبود مى‏بخشم و مردگان را زنده مى‏گردانم و شما را از آنچه مى‏خوريد و در خانه هايتان ذخيره مى‏كنيد خبر مى‏دهم مسلما در اين [معجزات] براى شما اگر مؤمن باشيد عبرت است

اصولا سنخ آن نشانة ارائه شده توسط پيامبران با معجزه ها و شعبده هايي كه بشر از خود ارائه ميدهد متفاوت است؛ تردستيهاي بشر هر چند كه بزرگ و محيّر العقول باشد، جلوه اي در برابر آيات الهي ندارد.

وَقَدْ مَكَرُواْ مَكْرَهُمْ وَعِندَ اللّهِ مَكْرُهُمْ وَإِن كَانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ [x]

بنابراين با اينكه در آيه مسألة اعجاز هم نهفته، ولي هرجا از آيه به معجزه تعبير شود، بايد در نظر داشت كه منظور، بيشتر از آن بوده و منظور نشانة الهي بودن آن آيه و پي بردن به صدق و راستگويي پيامبران است نه فقط به عجز كشيدن مردم! اين مطلب در حديث شريف زير نيز از امام صادقعليه السلام ملاحظه ميشود:

و المعجزه علامهٌ لله لا يعطيها إلا انبياءهُ و رُسُلَهُ و حججه ليعرف به صدق الصادق من کذب الکاذب[xi]

«معجزه» نشانه‌ای ازخداونداست که آن را جز بهپيامبرانو فرستادگان وحجت‌هایخود نمی‌دهد، تا به وسيلة آن، راستگويي (مدّعيان ارتباط با خدا) ازدروغگويي (مدّعيان دروغين) شناخته شود

مطلب دوم:نشانه در جايي كاربرد دارد كه شناخت قبلي از موضوعي باشد و براي تطبيق موضوع جديد با آن، فرد بدنبال نشانه و شاهد صدق باشد. مثلاً اگر كسي به ما بگويد كه من از طرف پدرت آمده ام و براي شما از طرف ايشان دستوري دارم، از او نشانة صدق طلب مي كنيم. در اين درخواست نشانة صدق، چند نكته قابل تعمق است:

اولاً: در ابتداي كار و قبل از هر چيز، ما پدر را مي شناسيم (يعني معرفت پيشين).

ثانياً: ما او را لازم الاطاعه ميدانيم و حتي ممكن است خود نيز بدنبال دستورات پدر باشيم و با اشتياق آنرا جستجو كنيم تا آن فرامين را عمل نماييم.

ثالثاً: نشانه اي كه بيانگر اين ارتباط است را از او طلب مي كنيم تا با اطمينان خاطر به گفته هاي او كه گفته هاي پدر است، گردن نهيم. اين نشانه ممكن است يك دستخط يا امضا و يا يك كُد و يا رمز مخصوص پدر و يا هر چيز يقين آور ديگر باشد.

پس نكتة مهم در آيه و نشانه بودن كارهاي خداگونة انبيا، معرفتِ پيشين نسبت به خداست. اين مطلب، بيان و منطق قرآن است كه مردم همگي فطرتاً خداشناس بوده و معرفت الهي در نهاد همه وجود دارد؛ لذا همه او را مي شناسند و او را لازم الاطاعه ميدانند و بدنبال فرامين او هستند تا از او اطاعت كنند.

آيات زيادي بر معرفت پيشين مردم از خدا دلالت دارند؛ از جمله:

وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ [xii]

و اگر از آنان بپرسى چه كسى آنان را خلق كرده، مسلما خواهند گفت‏ خدا ! پس چگونه [از حقيقت] بازگردانيده مي‏شوند

روايات زير نيز اين مطلب را تصريح ميفرمايند:

- زراره گويد:«سألت أبا جعفرعليه‌السلام عن قول الله عزّوجّل (فطرت الله التي فطر الناس عليها)[xiii] قال: فطرهم علي معرفته انّه ربّهم، و لو لا ذلك لم يعلموا ـ اذا سئلوا ـ من ربّهم و لا من رازقهم.[xiv]

از امام باقرعليه‌السلام در بارة معني آية (فطرت الله التي فطر الناس عليها) سؤال كردم، حضرت فرمودند: آنان را با شناخت نسبت به پروردگارشان آفريد و اگر چنين نبود، هنگامي كه از آنان سؤال مي‌شد، نه پروردگارشان را ميشناختند و نه رازقشان را.

- زراره گويد: «سألت ابا جعفرعليه‌السلام من قول الله (حنفاء لله غير مشركين به)[xv] ما الحنيفيه؟ قال: هي الفطرة التي فطر النّاس عليها، فطر الله الخلق علي معرفة.»[xvi]

از امام باقرعليه‌السلام پرسيدم منظور از حنيف بودن در آية (حنفاء لله غير مشركين به) چيست؟ حضرت فرمودند: منظور از آن، فطرتي است كه خدا مردم را بر اساس آن آفريده است. به عبارت ديگر، خدا مردم را با شناخت نسبت به خودش آفريد.

- رسولخدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: «كل مولود يولود علي الفطرة يعني علي المعرفة بان الله عزّوجّل خالقه، فذلك قوله: (و لئن سألتهم من خلق السماوات و الارض ليقولنّ الله).[xvii]»[xviii]

هر كودكي با فطرت الهي زاده مي‌شود؛ به اين معني كه آگاه است كه خداي ـ عزّوجّل ـ آفريدگار اوست. اين است معني آية (و لئن سألتهم من خلق السماوات و الارض ليقولّن الله ...) (اگر از آنها بپرسي: چه كسي آسمانها و زمين را آفريده است؟ خواهند گفت: خدا.)

-       علاء بن فضيل گويد: «سألته عن قول الله عزّوجّل (فطرت الله الّتي فطر الناس عليها)؟ قال: التوحيد.»

از امام صادقعليه‌السلام پرسيدم معناي اين سخن خداي عزّوجّل (فطرت الله الّتي فطر النّاس عليها) چيست؟ حضرت فرمودند: منظور توحيد است. [xix]

-       هشام بن سالم مي‌گويد: قلت: (فطرت الله الّتي فطر النّاس عليها)؟ قال: التوحيد. [xx]

از امام صادقعليه‌السلام معني آية (فطرت الله الّتي فطر النّاس عليها.) را پرسيدم حضرت فرمودند: يعني خدا آنان را با علم به يگانگي خويش آفريد.

-       امام صادقعليه‌السلام فرمود: (فطرت الله الّتي فطر النّاس عليها) قال، فطرهم علي التوحيد.[xxi]

(فطرت الله الّتي فطر النّاس عليها) يعني خدا آنان را با معرفت به يگانگي خويش آفريد.

از اين روايات بر مي‌آيد كه معرفت خداي عزّوجّل و توحيد، امري فطري است.

به اين ترتيب پيامبران در ارائة نشانه هاي پيامبري به مردم، اين پيام را دارند كه ما از طرف آن آشناي فطري شما آمده ايم و ميخواهيم فرامين او را به شما ابلاغ كنيم. طبيعي است كه مردم بگويند كه ما از كجا بدانيم كه تو از طرف آن آشناي ديرينة ما هستي! و براي رفع اين شبهه و دستيابي به وسيلة ارتباطي با خدايشان -كه رسولان باشند- از آنها نشانه و شاهد صدق بخواهند. همچنانكه آيات زير ميفرمايد:

مَا أَنْتَ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا فَأْتِ بِآيَةٍ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ [xxii]

(قوم صالح گفتند) تو جز بشرى مانند ما [بيش] نيستى اگر راست مى‏ گويى معجزه ‏اى بياور

قَالَ إِنْ كُنْتَ جِئْتَ بِآيَةٍ فَأْتِ بِهَا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ [xxiii]

[فرعون] گفت اگر معجزه ‏اى آورده‏ اى پس اگر راست مى‏ گويى آن را ارائه بده

مطلب سوم:فرستادن رسولان الهي همراه با آيات بيّنات، براي اتمام حجت بود كه اگر آن را تكذيب مي كردند، سزاوار عقوبت الهي شده و به عذاب الهي گرفتار مي شدند.

سَلْ بَنِي إِسْرَائِيلَ كَمْ آتَيْنَاهُمْ مِنْ آيَةٍ بَيِّنَةٍ وَمَنْ يُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ

از فرزندان اسرائيل بپرس چه بسيار نشانه‏ هاى روشنى به آنان داديم و هر كس نعمت‏ خدا را پس از آنكه براى او آمد [به كفران] بدل كند خدا سخت‏ كيفر است[xxiv]

عذاب كردن معاند در جايي عادلانه است كه مطلب به درستي و به صورت صحيح به او برسد و بر او اتمام حجت شود تا اگر از آن سر باز زد، معلوم شود كه او معاند است و با حق معارضه مي كند؛ و الّا اگر با ديدن آيه، براي فرد اطمينان قلبي حاصل نشده و اتمام حجت نشود، مخالفت فرد از روي عناد نبوده و عذاب كردن او صحيح نيست و عين ظلم است. پس معلوم مي شود كه آيه و نشانة رسولان، بايد افراد را به يقين برساند تا مخالفين اين ادعا و معاندين، مشخص شده و سزاوار عذاب شوند.

مطلب چهارم: فرد دانشمند و عامي در برابر نشانه هاي پيامبران يكسان هستند و آيات بايد همگان را به يقين برسانند؛ اي بسا مردم دانشمند و حقجو با ديدن آن نشانه‌ها سريعتر به الهي بودن آنها يقين پيدا كرده و فوراً به سجده افتند. همچنانكه ساحران فرعون كه دانشمندان و بزرگان قوم در علم سحر بودند، با ديدن آن نشانة الهي فوراً سر به سجده گذاشته و با اين عمل حتي از جان خود نيز دست شستند. همچنانكه در قرآن ميخوانيم:

فَأَلْقَى مُوسَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ ﴿۴۵ فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ ﴿۴۶ قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۴۷ رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ ﴿۴۸ قَالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿۴۹ قَالُوا لَا ضَيْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنْقَلِبُونَ ﴿۵۰ إِنَّا نَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَنْ كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۵۱ [xxv]

پس موسى عصايش را انداخت و بناگاه هر چه را به دروغ برساخته بودند بلعيد (۴۵) در نتيجه ساحران به حالت‏ سجده درافتادند (۴۶) گفتند به پروردگار جهانيان ايمان آورديم (۴۷)پروردگار موسى و هارون (۴۸) گفت [آيا] پيش از آنكه به شما اجازه دهم به او ايمان آورديد قطعا او همان بزرگ شماست كه به شما سحر آموخته است به زودى خواهيد دانست‏ حتما دستها و پاهاى شما را از چپ و راست‏ خواهم بريد و همه‏ تان را به دار خواهم آويخت (۴۹) گفتند باكى نيست ما روى به سوى پروردگار خود مى ‏آوريم (۵۰) ما اميدواريم كه پروردگارمان گناهانمان را بر ما ببخشايد [چرا] كه نخستين ايمان‏ آورندگان بوديم (۵۱)

          و يا در آيات زير ميخوانيم:

فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سُجَّدًا قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هَارُونَ وَمُوسَى ﴿70 قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ وَلَتَعْلَمُنَّ أَيُّنَا أَشَدُّ عَذَابًا وَأَبْقَى ﴿71 قَالُوا لَن نُّؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ﴿72 إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنَا لِيَغْفِرَ لَنَا خَطَايَانَا وَمَا أَكْرَهْتَنَا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ وَاللَّهُ خَيْرٌ وَأَبْقَى ﴿73

پس ساحران به سجده درافتادند گفتند به پروردگار موسى و هارون ايمان آورديم (70) [فرعون] گفت آيا پيش از آنكه به شما اجازه دهم به او ايمان آورديد قطعا او بزرگ شماست كه به شما سحر آموخته است پس بى‏شك دستهاى شما و پاهايتان را يكى از راست و يكى از چپ قطع مى‏كنم و شما را بر تنه‏هاى درخت‏خرما به دار مى‏آويزم تا خوب بدانيد عذاب كدام يك از ما سخت‏تر و پايدارتر است (71) گفتند ما هرگز تو را بر آياتي كه به سوى ما آمده و [بر] آن كس كه ما را پديد آورده است ترجيح نخواهيم داد پس هر حكمى مى‏خواهى بكن كه تنها در اين زندگى دنياست كه [تو] حكم مى‏رانى (72) ما به پروردگارمان ايمان آورديم تا گناهان ما و آن سحرى كه ما را بدان واداشتى بر ما ببخشايد و خدا بهتر و پايدارتر است (73)

          ساحران ميگويند كه ما به نشانه هاي الهي رسيديم و از آنها دست برنميداريم و دانستيم كه آنها از طرف پروردگار ماست كه ما را خلق كرده و اميد داريم كه خطاهاي گذشتة ما را بر ما ببخشايد. يعني ساحران با وجود پيروزي حضرت موسي، در برابر موسي به سجده نيفتادند، بلكه مستقيم و بلافاصله در برابر خدا و ربّ موسي به سجده افتادند و تسليم پروردگار خود شدند و در راه ايمان به او، حتي دست از جان شستند و فرعون آنها را بطور عجيب و جانكاهي با عذاب و شكنجه كشت.

و بايد هم آيات الهي اينچنين خارج از قدرت بشر باشد تا همگان در هر سطحي كه هستند، يقين كنند كه آنها از طرف خداست و به اشتباه سر بر آستان بشري همچون خودشان نسپارند.

مطلب پنجم: نشانه هاي ارائه شده توسط پيامبران دو خصوصيت دارد:

خصوصيت اول: مردم بايد يقين كنند كه اين علم و قدرت و نشانة ارائه شده توسط پيامبران، الهي و وهبي بوده و از طرف خدا به آنها اعطا شده و اكتسابي آنها نيست و از خود آنها اينگونه كارها ساخته نيست و بر اساس اين يقين، حجت بر آنها تمام شود و زمينه براي دريافت اوامر و نواهي الهي از پيامبران فراهم آيد.

خصوصيت دوم: آيه و نشانه بايد در حد فهم و درك مردم همان زمان باشد و لازم نيست كه عام و براي همة اعصار باشد. مثلاً نشانة ارائه شده توسط حضرت صالح، بايد افراد همان زمان را قانع كند و اي بسا نشانه هاي ارائه شده توسط حضرت موسي آنها را به اين يقين نرسانَد. همچنانكه در فلسفة نشانه هاي ارائه شده توسط پيامبران، در روايات چنين آمده است كه:

ابن سکّيت از امام هاديعليه السلام پرسيد: «چرا خداوند پيامبران را با معجزه‌هاي مختلف برانگيخت؟ موسيعليه‌السلام را با معجزه عصا و يد بيضا، عيسيعليه السلام را با معجزه بينا کردن کور مادرزاد و شفاي بيمار مبتلا به بَرَص و زنده کردن مردگان و محمد صلي الله عليه و آله را با معجزه قرآن و جنگ با شمشير؟»

حضرت هاديعليه‌السلام فرمود: «زماني که خداوند حضرت موسيعليه‌السلام را با معجزه عصا و دست نوراني برانگيخت، سحر و جادو کار مرسومي بود و موسيعليه السلام با اين اعجاز بر همة سحر و جادوها غلبه و حجت را بر مردم تمام کرد. زماني که خدا عيسيعليه السلام را با معجزه شفا دادن کور و مبتلا به بَرَص و زنده کردن مرده‌ها مبعوث کرد، درمان و معالجه‌هاي مختلف کار مرسوم و شايعي بود و حضرت عيسي نيز با اين اعجاز همه را مقهور اعجاز خداوندي ساخت. حضرت محمّدصلي الله عليه و آله نيز در زماني با قرآن و شمشير مبعوث شد که کار رايج در آن زمان جنگجويي با شمشير و سرودن شعر بود. پيامبر خدا نيز با قرآن و شمشير بر شعر و شمشير آنان پيروز شد و حجّت را بر آنان تمام کرد.» [xxvi]

در مورد خصوصيت دوم، بايد دانست كه حضرت ختمي مرتبت استثنا هستند؛ چرا كه ايشان براي همة اعصار و همة جهانيان مبعوث شده اند و بايد حجت و نشانه اي بياورند كه همگان را تا قيام قيامت به اين باور برساند كه ايشان فرستادة خدا هستند. و لذا نشانه هاي ارائه شده توسط ايشان بسيار زياد و بسيار متنوع است؛ از شق القمر و سخن گفتن سنگريزه و حركت و تعظيم كردن درختان گرفته تا بيانات قرآن كريم و علوم شگفت انگيزي كه از زبان فردي بيرون آمده كه نزدِ كسي درس نخوانده و در كلاس و مكتبي شركت نكرده؛ علوم محيّر العقولي كه از فهم و درك بشر خارج است و از جنبه هاي متفاوتي همگان را در همة زمانها به تحدّي فرا ميخواند. همگيِ اين آيات، مردم را تا آخر الزمان به اين يقين ميرساند كه آنها از طرف خدا و با قدرت او ميباشند و كارِ خودِ پيامبر نيست و لذا تسليم فرامين پيامبر بعنوان فرامين خدا ميشوند.

نتيجه:

مردم بايد از آن آيات و نشانه ها، به صدق گفتار رسول كه او فرستادة خدا و نمايندة اوست، ايمان بياورند و فرمانهاي او را فرمان خدا بدانند. لذا در همة آيات قرآن، سخن از "آيه" و "آية بيّنه" است و در هيچ آيه اي لفظ معجزه بكار نرفته است؛ يعني بدين ترتيب:

-       قرآن معرفت خدا را در نهاد آدميان مجهول نميگيرد، بلكه آنها را آشناي به خود ميداند؛

-       مردم حقجو، با توجه به شناخت پيشين خود از خدا، براي دستيابي به فرامين او و گردن نهادن به دستورات الهي، فقط بدنبال شناسايي رسولان او كه مبلغ فرامين او هستند بوده و از آنها نشانه و علامت آشكار مي طلبند و سرِ ستيز و عناد ندارند.

-       رسولان الهي براي اين دسته مردم، نشانه هاي الهي بايد ارائه دهند تا صداقت آنها مبني بر فرستادة خدا بودن بر مردم ثابت شود و حجت بر آنها تمام شود. تا راستگويان و طالبان هدايت و مطيعان به رستگاري برسند و معاندان و ستيزه جويان مستحق عذاب الهي گردند.

بنابراين با توجه به منطق قرآن در مورد آيه، بهتر است كه ما نيز با تبعيّت از همين منطق قرآن، حتي الامكان از لفظ معجزه استفاده نكنيم، بلكه همان تعبير آيه و آية بيّنه را در گفتارمان بكار گيريم.

ناصر فرشباف


منابع:

قرآن كريم

بحارالانوار، علامه محمد باقر مجلسي

توحيد، شيخ صدوق

دانشنامة آزاد

مفردات راغب اصفهاني


پي نوشت:


[i]- هود/ آيه 88

[ii]- اعراف/ آيه 85.

[iii]- طه/ آيه 133.

[iv]- راغب اصفهانی، معجم مفردات الفاظ القرآن.

[v]- راغب‌اصفهانی، المفردات، واژه «بین».

[vi]- اولین تألیف دربارة اعجاز قرآن از ابوعبیده معمر بن مثنی (م۲۰۹هـ) بوده، «بیان اعجاز القرآن» -بعنوان قدیمی‌ترین رساله موجود- نوشته ابوسلیمان محمد بُستی (م۳۸۸هـ) می‌باشد. «الموضح عن جهة اعجاز القرآن» از سید مرتضی (م۴۳۶هـ)، «دلائل الاعجاز» از عبدالقاهر جرجانی (م۴۷۱هـ)، «الطراز فی أسرار البلاغة و حقائق الاعجاز» از یحیی بن حمزه علوی زیدی (م ۷۴۹هـ. ق) و در دوره معاصر «المعجزة الخالدة» تألیف هبة اللّه شهرستانی، «اعجاز القرآن»، نوشته مصطفی صادق الرافعی از زمره تالیفات در اینباره می‌باشند. (از دانشنامة آزاد ويكي پديا- در اينترنت)

[vii]- اعجاز در لغت به معنی عاجز ساختن است و گرچه در قرآن مستقیماً به کار نرفته، اما قرآن مخالفان را دعوت به آوردن ده و حتی یک سوره مشابه سوره‌های قرآن می‌کند (تحدی) و تأکید می‌کند که هرگز کسی نخواهد توانست این کار را انجام دهد. (معرفت، محمدهادی. «اعجاز القرآن». در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. ج.۹. بازبینی‌شده در 11/30/۲۰۱۲.)

[viii]- ابراهيم/11

[ix]- آل عمران/ 49

[x]- ابراهيم/46

[xi]- بحارالانوار/ ج۱۱/ ص۷۱.

[xii]- زخرف/ 87. همچنين آيات: زخرف/ 9 - عنكبوت/63 و 61- زمر/38 لقمان/25 و آيات ديگر.

[xiii]- روم/ 30.

[xiv]- بحارالانوار/ ج 3/ ص 279/ ح 13.

[xv] - حج/ 31.

[xvi]- بحارالانوار/ ج 3/ ص 279/ ح 12.

[xvii]- لقمان/ 25.

[xviii]- بحارالانوار/ ج 3/ ص 279/ح 11.

[xix]- همان، ص 277/ ح 4. و نيز توحيد شيخ صدوق.

[xx]- بحار الانوار/ ج3/ ص 277/ ح 5.

[xxi]- همان، ص 277/ ح 6. و نيز توحيد شيخ صدوق

[xxii]- شعرا/ 154.

[xxiii]- اعراف/ 106.

[xxiv]- بقره/211.

[xxv]- شعراء/ ايات 45-51

[xxvi]- بحار الانوار/ ج 50/ ص 164

در وصف فیلترینگی که دیگر جواب نمی‌دهد

 

 

ايسنا :
 
در شرایطی که سرمایه‌گذاری میلیاردی فیلترینگ هوشمند جوابگوی فضای رمزنگاری‌شده‌ی شبکه‌های اجتماعی نبود و اصولا هیچ سایت فیلترشده‌ای نیز با وجود فیلترشکن‌ها غیرقابل دسترس نیست، شاید بهترین راه مقابله با مطالب نامناسب فضای مجازی، نهیبی به خود افراد باشد و نه راهکارهای سلبی که هر یک تاکنون به نحوی با شکست روبه‌رو شده‌اند.
 

در حال حاضر فضای مجازی به زیست‌بوم دوم افراد تبدیل شده است؛ اما بی شک این فضا بدون آسیب نبوده و مشکلاتی از جمله هرزه‌نگاری‌های جنسی، ترویج خشونت و فساد، خرید و فروش مواد مخدر و اشاعه اطلاعات خصوصی افراد و سازمان‌ها از مشکلات آن است. با وجود این یکی از مواردی که شاید اکنون مسوولان به آن رسیده‌اند این است که راهکارهای سلبی دیگر به نتیجه مطلوب نمی‌رسد و باید راهکارهای ایجابی انجام دهیم و مهمترین راهکار در فضای مجازی، رسانه‌های دیجیتال و بازی‌های رایانه‌ای نیز بحث آموزش و فرهنگ سازی است.

داستان فیلترینگ هوشمند زمانی آغاز شد که مسوولان وزارت ارتباطات دریافتند راه چاره‌ی جلوگیری از دسترسی به مطالب مستهجن و نامناسب، فیلتر کردن تمامی محتوای یک سایت نیست. سیستم فیلترینگ هوشمند برخلاف روش‌های سنتی فیلترینگ باعث نمی‌شود که دسترسی به یک سایت به طور کامل محدود شود بلکه تنها محتوای نامناسب و غیرمجاز روی آن سایت غیرقابل دسترسی خواهد شد.

از طرف دیگر، نظارت و مدیریت شبکه‌های اجتماعی خارجی مشکلات خاص خود را دارد، زیرا دسترسی به محتوای این نوع برنامه‌ها عموما در اختیار نویسندگان آن‌ها و خالق این سیستم‌هاست که اکثرا هم متعلق به شرکت‌های آمریکایی هستند. بنابراین حتی اگر برخی کشورها می‌توانستند امتیازهای خاصی از این شرکت‌ها بگیرند، این امکان عموما برای کشور ما فراهم نمی‌شد. یعنی وزارت ارتباطات مجبور می‌شد یا کل شبکه را فیلتر کرده و یا راهکاری برای فیلترینگ هوشمند پیدا کند.

اما در مقاطع زمانی متفاوت وزارت ارتباطات، راهکارهایی را برای پیشبرد فیلترینگ هوشمند مطرح کرد، فیروزآبادی -دبیر شورای عالی فضای مجازی- درباره میزان موفقیت فیلترینگ هوشمند گفته بود: «چاره‌ای جز فیلترینگ هوشمند نداریم و این برنامه باید موفق شود» و حتی سرمایه‌گذاری‌هایی برای این طرح صورت گرفت اما به تعبیر محمود واعظی -وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت یازدهم- «هر چه ما در این حوزه تلاش می‌کنیم، طرف مقابل هم در این حوزه پیشروی دارند و در کل شاهد نوعی جنگ الکترونیک و قدرت‌نمایی در حوزه فناوری هستیم.»

 

از کار افتادن فیلرینگ هوشمند با رمزگذاری داده

بنابراین در شرایطی که برای فیلترینگ هوشمند هزینه میلیاردی شده بود، اخیرا شبکه‌های اجتماعی برای حفظ و برقراری امنیت داده‌های خود، آنها را هنگام ارسال و دریافت رمزگذاری (Encryption) می‌کنند و این موضوع امکان قابلیت فیلرینگ هوشمند را سلب می‌کند. زیرا اگر افراد بخواهند به ترافیک درونی این نرم‌افزارها دسترسی داشته باشند، باید با صرف وقت و هزینه‌های سنگین به کلید آنها پی ببرند که حتی با فرض یافتن این رمز، به محض تشخیص توسط شرکت هدف، با یک تغییر ساده در روش رمزنگاری داده‌های نرم‌افزار خود، باز هم موجب سردرگمی و تکرار هزینه‌های سنگین را فراهم می‌کند.

در این زمینه برات قنبری - رئیس هیات مدیره شرکت مخابرات ایران - با بیان این که ما هیچ وقت به دنبال بستن فضا نبوده‌ایم، معتقد است که در کشور ما فیلترینگ جواب نمی‌دهد. رویکرد ما نه انسدادی بلکه گسترش خدمات است. تجربه نشان داده است که در کشور ما اگر یک سرویسی مسدود شود، جایگزین‌های آن پیدا می‌شوند و فقط زحمت مردم زیاد می‌شود.

اما در دنیا مرسوم است که در موارد رمزگذاری با سرویس‌دهنده تعامل می‌کنند و به یک مفهوم و چارچوب مشترک می‌رسند. محمدجواد آذری جهرمی -وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات- هم درباره رمزنگاری شدن سایت‌ها گفته بود: با توجه به اینکه برخی از سایت‌ها به صورت رمزی هستند و قابلیت فیلترینگ هوشمند ندارند، این کار شاید در قالب مذاکره با سرویس‌دهنده یا استفاده از راهکارهای دیگری انجام شود.

از طرفی وی درباره اعمال سیاست‌های یکسان برای تمامی افراد در حوزه اینترنت بیان کرده بود: در حال حاضر حتی کسانی که می‌خواهند در حوزه پزشکی تحقیقات کنند، هم باید فیلترشکن نصب کنند. به کار بردن یک مکانیزم پالایش برای همه مطلوب نیست. یکی از بحث‌هایی که در پالایش هوشمند به دنبال آن بودیم و اکنون زیرساخت‌اش فراهم شده همین موضوع است که برای گروه‌های مختلف، سیاست‌های مختلف اعمال شود. طبیعتا باید نسبت به گروه‌های اجتماعی کم سن و سال‌تر مراقبت‌های بیشتر داشته و به کسانی که نیاز به دسترسی‌های علمی یا سیاسی دارند، دسترسی بهتری بدهیم.

البته جهرمی اخیرا درباره طرح فیلترینگ غیرهمسان اظهار کرد تاکنون طرحی با این مضمون در وزارت ارتباطات مطرح نشده است؛ با وجود این به اعتقاد برخی کارشناسان  به نظر نمی‌رسد اعمال سیاست‌های مختلف برای گروه‌های سنی متفاوت و یا مشاغل مختلف ایده بدی باشد. زیرا با رمزنگاری شبکه‌های اجتماعی و فیلترینگ هوشمندی که دیگر کارایی مناسبی ندارد، مسوولان بهترین راه مقابله با هرزه‌نگاری را مذاکره با سرویس‌دهنده‌ها می‌دانند و شاید در مرحله‌ی بعدی صرف نظر از اینکه این مذاکرات به کجا بینجامد، انجام کار فرهنگی جدی مهم‌ترین راهکار باشد.