ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

دوشنبه, 23 اسفند 1395 12:47

ضرورت CRM و راهبریش !

آیا مجموعه شما به رهبر CRM نیاز دارد؟

Customer relationship management مدیریت ارتباط با مشتری(CRM)

 

نویسنده: Chris Ward

مترجم: مریم رضایی

طبق اطلاعات سایت لینکدین، حدود 20 هزار نقش مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) در کل دنیا وجود دارد. استخدام یک رهبر CRM کار منحصربه‌فردی نیست، اما این نقش به‌طور فزاینده‏ای مملو از جزئیات شده و نیازهای افرادی را که مسوولیت آنها را بر عهده دارند، تغییر می‏دهد. با ادامه اقدام بنگاه‏ها و کسب‏وکارهای بزرگ برای استخدام افراد در این نقش، این سوال مطرح می‏شود که آیا برای نظارت و سرپرستی فعالیت‏های مربوط به CRM وجود یک فرد لازم است و اگر این طور است، مسوولیت‏های کلیدی این فرد چیست؟

 

تعیین نیازها

بسته به اینکه سیستم CRM شما چقدر تکامل یافته باشد، به نقش‏های مختلفی نیاز خواهد بود، از جمله متولیان CRM که بر جزئیات اجرای آن نظارت دارند؛ مربیانی که آخرین دیدگاه‏ها و به‏‏روزرسانی‏ها را در اختیار کارمندان می‏گذارند و گروه‏های کاربر برای ثبت سوابق در سازمان‏. به هر حال، همان‏طور که جرمی وارد، مدیر مشاوره CRM در شرکت تاچ‏استون (Touchstone Group) توضیح می‏دهد داشتن یک مدیر CRM تمام وقت، باعث می‏شود شبکه‏ای بین مدیران اجرایی به وجود آید تا تصویر برندشان را منتقل کنند و نتایج قابل سنجشی از CRM به دست آورند؛ به‏خصوص وقتی استراتژی شما نوباوه است. او می‏گوید: «در مراحل اولیه، مهم‏ترین وظیفه این است که تضمین شود حمایت مدیران و رهبران تیم‏ها وجود دارد و اینکه کل سازمان از نیاز برای ایجاد تغییر و گماردن افراد مناسب برای این برنامه آگاه است.» مایک ریچاردسون، مدیرعامل شرکت ماکسیمایزر (Maximizer Software)، با این موضوع موافق است و می‏گوید: «یک راه حل CRM که خوب تنظیم شده باشد، به نفع کل تیم‏ها و کارکرد کسب‏وکار است، نه فقط تیم مدیریتی. این راه حل یک تمرین کسب‏وکار است که باید هدایت شود. صرف‌نظر از اینکه شرکت چه اندازه‏ای است، باید فردی در سازمان وجود داشته باشد که مسوولیت و مالکیت CRM را بر عهده بگیرد – چه به‌صورت تمام وقت و چه پاره‌وقت.»

در سال‏های اخیر، پتانسیل CRM به‌عنوان یک سیستم تعهدآمیز به‌خوبی مستندسازی شده و باعث شده فعالان عرصه کسب‏وکار، خواسته‏های خود را از آنچه CRM می‏تواند به دست آورد، تغییر دهند. این خواسته‏ها آنقدر افزایش یافته که فعالیت‏های مبتنی بر بازاریابی بیشتری را دخیل می‏کنند. این جنبه‏ای است که ماتئو استوری، مدیر CRM شرکت کوییدکو (QuidCo) انگلستان در نقش خود دیده و آن را ارتباط‌محور می‏داند. او می‏گوید: «اشتباه متداولی که وجود دارد این است که ترافیک بیشتری به سایتتان منتقل کنید یا بدون داشتن یک کمپین CRM درست، مشتریان را به ثبت نام در سایت تشویق کنید، سپس از اینکه آنها به مشتریانی وفادار تبدیل نشده‏اند، شگفت‏زده شوید. بخشی از نقش مدیر CRM این است که تضمین کند پیامی منسجم در همه کانال‏های سازمان منتقل شده است.»

 

مسوولیت‏ها

استوری پنج مسوولیت کلیدی را برای یک رهبر CRM برمی‏شمرد:

1) استراتژی – با اینکه بارها تکرار شده، اما باز هم تاکید می‏شود داشتن دیدگاهی که همه اعضای تیم به آن باور داشته باشند، امری مهم است. همچنین همان‏قدر مهم است که نشان دهید این دیدگاه چگونه با استراتژی کلی کسب‏وکار شما همخوانی دارد تا همه بدانند کاری که هر روز انجام می‏دهند چه تفاوت‏هایی دارد. به محض اینکه هدفی واحد ایجاد کنید و مجموعه‏ای گسترده از دستورالعمل‏ها را خلاصه‏وار بنویسید، تیم‏تان می‏تواند با حمایت شما وارد عمل شود.

2) تکنولوژی – مسوول CRM باید مطمئن شود اعضای تیمش ابزارهای لازم برای رسیدن به اهداف را دارند. داشتن ترکیب مناسبی از سرویس‏دهنده ایمیل، پلت‌فرم مدیریت داده و سرویس‏دهنده ارتباطات موبایل حیاتی است تا بتوانید بر رفتار مخاطبتان تاثیر بگذارید. همچنین باید دائما تکنولوژی جدید را امتحان کنید و به‏کار بگیرید تا مطمئن شوید یک قدم از رقبایتان جلوتر هستید.

3) توانمندسازی افراد – باید به افرادی که برای شما کار می‏کنند، اطمینان کامل داشته باشید و در نتیجه به آنها در هر سطحی که هستند برای تصمیم‏گیری اختیار بدهید. چه در مورد تحلیل داده و چه در مورد صرف بودجه، مهم است محیطی ایجاد کنید که در آن اعضای تیم از گرفتن تصمیم قطعی نترسند. باید بدانید شکست خوردن طبیعی است و اشتباه کردن بخشی از فرآیند یادگیری است.

4) مدیریت بودجه – با اینکه تیم شما اختیاراتی برای یکسری هزینه‏های فردی دارد، اما در نهایت باید تضمین شود که هیچ پولی بیش از حد خرج نمی‏شود و بهترین بازدهی از سرمایه‏گذاری صورت‌گرفته به دست می‏آید.

5) دست به‌کار شدن – آخرین و اما یکی از مهم‏ترین ویژگی‏های نقش رهبر CRM این است که در کارهای روزمره‏ای که اعضای تیم انجام می‏دهند درگیر شود. دانستن قابلیت‏ها و کمبودهای ابزارهایی که با آن کار می‏کنند، کمک می‏کند راحت‏تر به تاثیر هر گونه تقاضا پی ببرید. ریچاردسون می‏افزاید: مدیر CRM اغلب مسوول ترکیب کردن فرآیند جمع‏آوری داده در کل کسب‏وکار است و اینکه مدیریت داده چگونه می‏تواند ساده‏سازی شود تا شناخت پرباری از مشتریان به دست آید.او می‏گوید: «سه رکن اصلی یک راه‌حل CRM یکپارچه عبارت است از بازاریابی، فروش و خدمات به مشتری. یک مدیر CRM خوب به خوبی از جریان اطلاعات در این تیم‏ها آگاه است و همچنین می‏داند چگونه باید معیارهای مناسب کسب‏وکار را از داده‏های موجود تولید کند تا مطمئن شود هر فعالیتی به‌طور موثر صورت می‏گیرد.» با بیشتر شدن نیاز کسب‏وکارها به CRM، نقش مدیر CRM مهم‏تر می‏شود که چالش‏ها و حوزه‏های جدیدی را هم به دنبال دارد.

ارادت خاص ام البنین، به فرزندان حضرت زهرا(س)!

جناب ام البنین علیهاالسلام، مادر گرامی علمدار کربلا، حضرت قمر بنی هاشم علیه السلام است که پس از شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، به همسری امام علی علیه السلام برگزیده شد. 

زهرا حاجی علی عسگری
ام البنین ،ابوالفضل العباس،علی علیه السلام

 

 

نام ایشان، فاطمه مشهور به ام البنین دختر حزام بن خالد بن ربیعه از قبیله بنی کلاب است. این قبیله از جمله قبایلی است که در دلاوری و شجاعت زبانزد خاص و عام بود. پدر ایشان، حزام مکنّی به ابوالمجل، از چهره های شاخص و ممتاز و دلاور عرب و مادر ایشان، لیلا یا ثمامه دختر سهیل بن عامربن مالک است که از خاندانی شجاع و از چهره های به نام عرب به شمار می آمد.(عمده الطالب، ج1،ص 356؛ تاریخ طبری، ج 4،ص 118) بنابراین و به عبارت دیگر خاندان حضرت ام البنین علیها السلام چه از طرف پدری و چه از طرف مادری،در دوران قبل و بعد از اسلام جزء دلیران و شجاعان عرب محسوب می شدند.(باقر شریف القرشی،العباس بن علی علیهما السلام، ج 1،ص 24) 

امام علی علیه السلام پس از شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها با توجه به اهداف بلندی که آثارش در واقعه کربلا ظاهر شد و با توجه به حکم قانون وراثت که سجایا و خصوصیات اخلاقی را از نسلی به نسل بعد منتقل می کند، با برادر خود عقیل که در نسب شناسی عرب شهره بود درباره انتخاب همسری که از خاندانی دلیر و جنگاور باشد، مشورت کرد که نتیجه این مشورت انتخاب جناب ام البنین به همسری حضرت علی علیه السلام در سال بیست و پنج هجری شد.(باقر شریف القرشی،العباس بن علی علیهما السلام،ج1،ص 26)

حضرت ام البنین علیهاالسلام، بانویی گرامی و پرهیزکار، فاضل و دانشمند و عارف به مقام امیرالمؤمنین علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام بود که در مؤدت به ایشان مخلص و در یاریشان پابرجا و محکم بود (العباس المقرم ص 125) که سند این وفاداری را می توان در واقعه کربلا با قربانی کردن هر چهار فرزندشان به نام های عباس بن علی، عبدالله بن علی، جعفر بن علی و عثمان بن علی در راه دفاع از ولی امرشان مشاهده کرد.(مقاتل الطالبین ص 87)

امام علی علیه السلام پس از شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها با توجه به اهداف بلندی که آثارش در واقعه کربلا ظاهر شد و با توجه به حکم قانون وراثت که سجایا و خصوصیات اخلاقی را از نسلی به نسل بعد منتقل می کند، با برادر خود عقیل که در نسب شناسی عرب شهره بود درباره انتخاب همسری که از خاندانی دلیر و جنگاور باشد،مشورت کرد که نتیجه این مشورت انتخاب جناب ام البنین به همسری حضرت علی علیه السلام در سال بیست و پنج هجری شد

ایشان در سراسر زندگی خود، فرزندان حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام را بر فرزندان خود مقدم می دانست و بر آنان بسیار محبت می کرد. وی این توجه و رجحان را نه تنها وظیفه ای عاطفی می دانست- که بر ذمه ی هر انسانی است که کودکان یتیم را مورد محبت خود قرار دهد- بلکه آن را فریضه ای دینی نیز به شمار می آورد چرا که خداوند سبحان اجر رسالت پیامبر خویش را محبت به خاندان او معرفی کرده است. (شوری42/آیه23) 

این بانوی مکرمّه با نظر به آیه * النَّبِیُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِم‏ *(احزاب33/آیه 6) حفظ حقوق، منافع، حرمت و جان ولی امرش را بر حفظ حقوق، منافع، حرمت و جان خود و خانواده اش مقدم دانست و جانب آنان را بر جانب خود ترجیح داد.(ترجمه تفسیر المیزان ج 16 ، ص 413)

مادر گرامی حضرت ابوالفضل علیه السلام حدیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که را فرمود: "من کنت مولاه فهذا علی مولاه" شنید و در جهت پیروی از آن عزیزترین ثمرات زندگی اش را در راه دفاع از مولایش فدا کرد و مشمول دعای پیامبر گرامی اسلام که "اللهم وال من والاه و أعن من أعانه و نصر من نصره و أحبّ من أحبه"بود، قرار گرفت.(شواهد التنزیل لقواعد التفصیل،ج1،ص256)

جناب ام البنین علیهاالسلام معرفت و ادب خاصی نسبت به ساحت مقدس فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها داشت. روزی که ایشان با امام علی علیه السلام ازدواج کرد، هنگامی که به درب خانه حضرت رسید، به فرزندان حضرت علی علیه السلام عرض کرد: سادتی، أنا هنا خادمة عندکم جئت لخدمتکم ، فهل تقبلونی بهذا الشرط....و إلا فإنّی راجعة إلی داری ، ای آقایانم، من اینجا نزد شما خدمتکاری هستم که آمده ام تا خدمتگذاری کنم، پس آیا مرا به این شرط می پذیرید؟ که اگر نپذیرد من به خانه خود بازمی گردم، پس حسنین علیهماالسلام و حضرت زینب سلام الله علیها در مقابل این سخن فرمودند: شما عزیز و بزرگوار هستید و این خانه هم متعلق به شماست. (عبدالحمید مهاجر،العباس بن علی، ص 9) پس از ازدواج با امیرالمؤمنین علیه السلام نیز، هنگامی که حضرت ایشان را با نام فاطمه صدا می زنند، این بانوی گرامی از امام علیه السلام درخواست کردند که او را اینگونه صدا نزنند، زیرا هنگامی که فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها نام فاطمه را می شنوند به یاد مادرشان می افتند و غمگین می شوند، لذا امیرالمؤمنین ایشان را به نام ام البنین - یعنی مادر فرزندان و پسران- نامیدند. (محمد تقی مدرسی،العباس بن علی،ص 23) 

ایشان در سراسر زندگی خود، فرزندان حضرت فاطمه زهرا علیها السلام را بر فرزندان خود مقدم می دانست و بر آنان بسیار محبت می کرد. وی این توجه و رجحان را نه تنها وظیفه ای عاطفی می دانست- که بر ذمه ی هر انسانی است که کودکان یتیم را مورد محبت خود قرار دهد- بلکه آن را فریضه ای دینی نیز به شمار می آورد چرا که خداوند سبحان اجر رسالت پیامبر خویش را محبت به خاندان او معرفی کرده است

 

لکن گفتنی است که این محبت و احترام تنها از طرف جناب ام البنین علیهاالسلام نبود و فرزندان حضرت فاطمه سلام الله علیها نیز برای این بانوی با فضیلت احترام خاصی قائل بودند و ایشان را همچون مادر دوست می داشتند.(العباس بن علی ج 1 ص 27) آورده اند که حضرت زینب سلام الله علیها پس از واقعه کربلا و پس از ورود به مدینه به دیدار این بانوی بزرگوار رفتند و شهادت فرزندان او را به وی تسلیت گفتند.(العباس المقرم ص 125)

حضرت ام البنین علیه السلام علاقه و ارادت خاصی نسبت به امام حسین علیه السلام داشتند، پس از واقعه کربلا هنگامی که این بانوی گرامی با بشیر بن جذلم که خبر ورود کاروان اسرای کربلا را به مدینه اعلام می کرد، رو به رو شدند، نخستین سوالی که ایشان از وی پرسیدند درباره امام حسین علیه اسلام و سلامتی ایشان بود، بشیر به جهت اینکه به همسر علی علیه السلام صدمه ای وارد نشود، به صورت جداگانه شهادت فرزندان او را به وی تسلیت می گفت، اما ایشان در مقابل پاسخ او، تنها از امام حسین علیه السلام و سلامتی حضرت می پرسید، هنگامی که بشیر از شهادت امام حسین علیه السلام خبر داد، این بانوی گرامی در مقابل این خبر سنگین، در حالی که بر صورتش لطمه می زد، ناله ها سر داد که "واویلا، واحسیناه" (محمد تقی مدرسی،العباس بن علی،ص 23)

آن حضرت، هنگامی که متوجه شد که هر چهار فرزندش همراه امام علیه السلام کشته شدند، فرمود: ای کاش فرزندانم و تمامی آنچه در زمین است، فدای حسین می شد.( مع رکب الحسینی،ص 409) جناب ام البنین، با بزرگواری با کشته شدن فرزندانش برخورد کرد و به شهادت ایشان در کنار امام خویش افتخار می کرد.

ایشان هر روز به قبرستان بقیع می رفت و در گوشه ای می نشست و در خصوص فرزندانش اشعاری جانسوز می سرود. هنگامی که زنان مدینه با خطاب ام البنین وی را تسلیت می گفتند، در پاسخ آنان می فرمود: دیگر مرا ام البنین نخوانید، دیگر مرا مادر شیران شرزه و شکاری ندانید. (مقاتل الطالبین، ص 90، ادب الطف، ج 1 ، ص 73 و اعیان الشیعه ، ج 4 ص 130)

حضرت ام البنین پس از شهادت فرزندانش، گوشه عزلت گزید و سرانجام در سیزدهم جمادی الثانی سال 64 هجری یعنی سه سال پس از جریان جانسوز عاشورا رحلت فرمود.(ام البنین علیها السلام نجم الساطع فی المدینه نبی الامین ،ص 201) اکنون گنبد و بارگاه این بانوی مکرمه به دست وهابیان تخریب شده و فقط آثاری از قبر و سنگ قبر وی باقی مانده است.

یکشنبه, 22 اسفند 1395 09:35

باز کردن یخ افراد !

ترفندهایی برای باز کردن یخ افراد در جلسات !

چگونه شروعی فوق‌العاده برای رخدادی بزرگ داشته باشیم؟

مترجم: ساسان قاسمی

(ala.ir)

آشنایی یا اصطلاحا شکستن یخ افراد می‌تواند راهی موثر برای شروع جلسه آموزشی یا تشکیل تیم باشد. از آنجا که جلسات تعاملی و اغلب سرگرم کننده، پیش از جلسات اصلی برگزار می‌شوند، می‌توانند به افراد در شناخت یکدیگر و درک هدف از جلسه، کمک کنند. اگر چنین جلسه‌ای به درستی طراحی و ساده‏سازی شود، حقیقتا می‌تواند همه‌چیز را برای شروعی فوق‌العاده آماده سازد. افراد با شناخت یکدیگر، با شناخت تسهیل‌کننده‌ها و با درک اهداف جلسه، می‌توانند مشارکت بیشتر و مفیدتری در جلسات داشته باشند و به شکلی موثرتر به کسب نتیجه موفقیت‌آمیز کمک کنند.

اما آیا تا به حال رویدادی را تجربه کرده‌اید که جلسه آشنایی پیش از آن به خوبی پیش نرفته باشد؟ همان‌طور که یک جلسه فوق‌العاده می‌تواند مسیر را برای یک رویداد فوق‌العاده هموار سازد، یک جلسه بد نیز می‌تواند گواه یک فاجعه باشد. یک جلسه بد در بهترین حالت، اتلاف وقت و در بدترین حالت، شرمساری تمام افرادی است که در آن شرکت کرده‌اند. رمز یک جلسه آشنایی موفق به‌عنوان یک تسهیل‌کننده، این است که ساده برگزار شود. جلسه را با اهداف مشخصی که در سر دارید، طراحی کنید و این اطمینان را حاصل کنید که جلسه برای تمامی افرادی که قرار است در آن شرکت کنند، جوی مناسب و راحت ایجاد خواهد کرد. مقاله حاضر به شما درخصوص اندیشیدن به اهداف جلسه، کمک خواهد کرد و انواع جلسات آشنایی که می‌توانید از آنها بهره ببرید را به شما پیشنهاد می‌دهد. پیش از هر چیز باید دلیل برگزاری جلسه آشنایی را به یاد داشته باشید، یعنی شروعی فوق‌العاده برای رخدادی بزرگ.

 

چه زمانی باید از جلسه آشنایی بهره برد

همان‌طور که از نام این جلسات مشخص است، این جلسات برای آشنایی یا اصطلاحا «شکستن یخ» افراد شرکت کننده در یک رویداد یا جلسه برگزار می‌شوند. این تکنیک اغلب زمانی به‌کار می‌رود که افرادی که معمولا با یکدیگر کار نمی‌کنند و شناختی از یکدیگر ندارند، قرار است به‌منظور هدفی مشخص و مشترک، با یکدیگر دیدار کنند. بنابراین زمانی از جلسه آشنایی بهره ببرید که:

• شرکت‌کنندگان پیش‌زمینه‌های متفاوتی دارند.

• نیاز است که پیوندی بین افراد ایجاد شود تا بتوانند برای هدفی مشخص با یکدیگر همکاری داشته باشند.

• تیم شما تازه تشکیل شده است.

• موضوعاتی که قرار است در خصوص آنها بحث کنید، برای بسیاری از افراد شرکت‌کننده، ناآشنا و جدید است.

• شما باید شرکت‌کنندگان را بشناسید و خود را بهتر به آنها بشناسانید.

زمانی‌که می‌خواهید «یخ» افراد را بشکنید، در ابتدا باید از «یخی» که قرار است شکسته شود آگاهی یابید. اگر قرار است افرادی با ذهنیت‌های مشابه را گرد هم آورید، «یخ» صرفا به این حقیقت اطلاق می‌شود که افراد تا به حال با یکدیگر دیداری نداشته‌اند. اگر افرادی با مدارج و سطوح مختلف در سازمان را برای یک بحث آزاد گرد هم آورید، «یخ» بر تفاوت جایگاه بین شرکت‌کنندگان دلالت دارد. یا اگر قرار است افرادی با پیش زمینه‌ها، فرهنگ‌ها و چشم‌اندازهای کاری مختلف را گرد هم آورید، «یخ» بر برداشت‌های افراد از یکدیگر اطلاق می‌شود. شما باید با حساسیت خاصی این تفاوت‌ها را مدیریت کنید. تنها بر آنچه برای رویداد مورد نظر اهمیت دارد، متمرکز شوید. (به‌خاطر داشته باشید که می‌خواهید برای رویدادی که در راه است «یخی» را بشکنید نه اینکه کل توده یخ را درهم بشکنید و صلحی جهانی ایجاد کنید). زمانی‌که به دنبال طراحی و تسهیل رویداد موردنظر هستید، همیشه بهترین کار این است که به جای تفاوت‌ها، بر شباهت‌هایی نظیر علایق مشترک در نتیجه رویداد موردنظر، معطوف شوید.

 

طراحی جلسات آشنایی

کلید موفقیت این است که اطمینان حاصل کنید این فعالیت به‌طور مشخص بر تحقق اهداف معطوف است و برای تمامی افراد شرکت‌کننده مناسب است. زمانی‌که تعیین کردید آشنایی در چه زمینه‌ای باید شکل گیرد یا اصطلاحا «یخ» مورد نظری که باید شکسته شود چیست، مرحله بعدی مشخص کردن اهداف جلسه است.

برای مثال، زمانی‌که افراد برای حل مشکلات کاری گرد هم جمع می‌شوند، اهداف مورد نظر عبارت است از:

محیط کاری سازنده‌ای برای رویداد موردنظر با مشارکت خوب افراد شرکت‌کننده، صرف‌نظر از سطح یا نقش آنها در سازمان ایجاد کنید. با ذهنیتی مشخص از اهداف، می‌توانید طراحی جلسه را آغاز کنید. از خود در خصوص چگونگی تحقق این اهداف، سوال کنید. برای مثال از خود بپرسید:

• چگونه می‌توان مشارکت را برای افراد راحت کرد؟

• چگونه می‌خواهید جوی همسطح برای افرادی با سطوح مختلف ایجاد کنید؟

• چگونه می‌خواهید حسی مشترک از هدف را در ذهن افراد ایجاد کنید؟

برای بررسی بیشتر همچنین باید از خود بپرسید که واکنش هر یک از افراد به جلسه چه خواهد بود؟ آیا شرکت‌کنندگان احساس راحتی خواهند کرد؟ آیا شرکت‌کنندگان، جلسه را مناسب و ارزشمند تلقی خواهند کرد؟

مثال: جلسات آشنایی (یا اصطلاحا یخ‌شکن‌ها) انواع مختلفی دارند که هرکدام برای یک منظور طراحی شده‌اند. در اینجا نگاهی به چند نمونه از معروف‌ترین آنها خواهیم داشت و اینکه چگونه می‌توانند مورد استفاده قرار گیرند.

 

جلسات آشنایی مقدماتی

این نوع جلسات آشنایی برای معرفی شرکت‌کنندگان به یکدیگر و تسهیل گفت‌وگو بین آنها به‌کار می‌روند.

حقایق کمتر شناخته شده: از شرکت‌کنندگان بخواهید که نام، بخشی که در آن کار می‌کنند، یا شغلی که در سازمان دارند، طول مدت خدمت و اطلاعاتی که ممکن است دیگران در مورد آنها ندانند را با دیگران به اشتراک بگذارند. عنوان «حقایق کمتر شناخته شده»، به رکنی بدل می‌شود که می‌تواند در کمرنگ کردن تفاوت‌های مرتبه ای/ موقعیتی در تعاملات و معاشرات آتی به افراد کمک کند.

درست یا غلط: از شرکت‌کنندگان بخواهید خودشان را معرفی کنند و ۳ یا ۴ جمله در مورد خود بیان کنند که یکی از آنها واقعیت ندارد؛ سپس از دیگر افراد گروه بخواهید که جمله کذب در مورد آن فرد را تشخیص دهند. این تمرین نه‌تنها در شناسانده شدن افراد به یکدیگر موثر است، بلکه به شروع تعامل و معاشرت در گروه نیز کمک می‌کند.

مصاحبه ها: از شرکت‌کنندگان بخواهید به دو گروه تقسیم شوند. سپس افراد در قالب گروه‌های دو نفره با همگروهی خود برای مدت زمان تعیین شده، مصاحبه کنند. زمانی‌که گروه مجددا گرد هم آمدند، هر گروه مصاحبه خود را با افراد دیگر در میان می‌گذارد.

حل مسائل و مشکلات: از شرکت‌کنندگان بخواهید در قالب گروه‌های کوچک با یکدیگر کار کنند. یک طرح مساله ساده برای آنها جهت کار برای مدت زمانی کوتاه طراحی کنید. زمانی‌که همه گروه‌ها، مشکل را تحلیل و بازخوردهای خود را آماده کردند، از هر گروه بخواهید تحلیل و راه‌حل‌های خود را برای کل گروه ارائه دهند.

نکته: طرح بسیار ساده‌ای انتخاب کنید که امکان مشارکت برای همه وجود داشته باشد. قصد این نیست که یک مشکل واقعی را حل کنیم، بلکه هدف این است که گروه برای معاشرت و تعاملات بیشتر یا حل مشکلات در رویدادی که در پیش است، با یکدیگر آشنا شوند و اصطلاحا «یخشان باز شود».

 

«یخ‌شکن‌هایی» برای تشکیل تیم

از این ترفند‌ها زمانی استفاده می‌شود که بخواهیم افرادی را در مراحل اولیه تشکیل تیم، گرد هم آوریم. این می‌تواند به افراد در شروع کار با یکدیگر به شکلی منسجم‌تر در راستای تحقق اهداف و برنامه‌هایی مشترک، کمک کند.

وب انسانی: بر چگونگی ارتباط و وابستگی افراد گروه با یکدیگر، متمرکز است. این تسهیل‌کننده با کلاف توپی آغاز می‌شود. به این شکل که یک طرف از کلاف را نگه می‌دارید و سپس توپ را به نفر بعدی می‌دهید و هر یک از افراد که نوبت به او می‌رسد، خود و نقشی که در سازمان بر عهده دارد را معرفی می‌کند. زمانی‌که این فرد خود را معرفی کرد، از او بخواهید کلاف را به فرد دیگر گروه بدهد. فردی که توپ را دست به دست می‌کند باید توضیح دهد ارتباطش با فرد دیگر چیست. این فرآیند تا زمانی ادامه پیدا می‌کند که همه خود را معرفی کرده باشند. برای تاکید بر وابستگی‌های بین افراد تیم، تسهیل‌کننده ابتدای کلاف را می‌کشد و دیگر افراد گروه باید دست خود را حرکت دهند.

چالش توپ: این تمرین یک چالش ساده و زمان بندی شده برای تیم جهت کمک به تمرکز بر اهداف مشترک و تشویق افراد برای شرکت دادن افراد دیگر، ایجاد می‌کند. این تسهیل‌کننده، گروه را در قالب یک محور مدیریت می‌کند و از هر فرد می‌خواهد توپ را داخل دایره مورد نظر بیندازد و ابتدا اسم خود و سپس اسم فردی که توپ را برای آن پرتاب می‌کند، بیان کند. (در اوایل این تمرین، افراد صرفا توپ را برای فردی پرتاب می‌کنند که نام او را می‌دانند). وقتی هر فرد حداقل یکبار توپ را پرتاب کرد، حال زمان این است که چالش آغاز شود - یعنی چرخش هرچه سریع‌تر توپ در میان تمامی افراد گروه.

برای این فرآیند، مدت زمانی را تعیین کنید و سپس از افراد گروه بخواهید که در خلال مدت زمان تعیین شده، کار را به پایان برسانند. همان‌طور که چالش بیشتر و بیشتر می‌شود، افراد باید عملکرد خود را بهبود بخشیده و توپ را برای فردی که در فاصله نزدیک تری به آنها قرار دارد، پرتاب کنند؛ و به این ترتیب افراد یاد می‌گیرند که در قالب یک گروه کار کنند.

امیدها، ترس‌ها و انتظارات: زمانی‌که شرکت‌کنندگان درک بهتری از چالش خود به‌عنوان یک تیم دارند، بی‌شک عملکرد بهتری خواهند داشت. افراد را در قالب گروه‌های ۲ یا ۳ نفره تقسیم‌بندی کنید و سپس از افراد بخواهید درخصوص انتظارات خود در مورد رویداد یا کار پیش رو، اعم از ترس‌ها و امید‌های خود، صحبت و بحث کنند. با گردآوری ۳ یا ۴ مورد از امیدها، ترس‌ها و انتظارات هر یک از گروه‌های ۲ یا ۳نفره، پاسخی کلی از گروه اتخاذ کنید.

 

یخ‌شکن‌هایی برای کشف موضوع

این ترفند به‌منظور انتخاب موضوعی برای آغاز یا شاید برای تغییر سرعت و انرژی بخشی دوباره به افراد در خلال رویداد مورد نظر به‌کار می‌رود.

ارتباط واژگانی: این تمرین به افراد کمک می‌کند دامنه موضوع مورد بحث را دریابند. فهرستی از کلمات مرتبط با موضوع آموزش یا رویداد مورد نظر تهیه کنید. برای مثال، در کارگاهی با موضوع ایمنی و سلامت، از افراد بخواهید کلمات یا عباراتی که درباره «مواد خطرناک» به ذهنشان می‏آید را بازگو کنند. آنها احتمالا پاسخ‌هایی نظیر «خطر، » «ویرانگر»، «قابل اشتعال»، «هشدار» و... را ارائه خواهند کرد. تمامی پیشنهادها را روی تخته بنویسید و بر حسب موضوع، ارتباطی بین آنها ایجاد کنید. می‌توانید از این فرصت برای معرفی اصطلاحات اساسی و بحث درباره دامنه آموزش یا رویداد مورد نظر (چه چیزی در حیطه مورد نظر قرار می‌گیرد و چه چیزی خارج از حیطه مورد نظر است)، استفاده کنید.

سوالات حیاتی و مهم: این سوالات به هر یک از افراد این فرصت را می‌دهد سوالات کلیدی خود را که امید دارند آموزش یا رویداد مورد نظر به آنها پاسخ دهد، مطرح کنند. همچنین می‌توانید از این فرصت برای بحث در خصوص دامنه و اصطلاحات کلیدی حوزه مورد نظر استفاده کنید. مطمئن شوید که سوالات را نزد خود نگه دارید و در خلال رویداد مورد نظر و نتیجه‌گیری‌های پایانی، مجددا به سوالات مطروحه بازگردید.

همفکری و توفان فکری: از این ترفند می‌توان برای اصطلاحا «شکستن یخ» شرکت‌کنندگان و انرژی بخشی مجدد به آنها در خلال رویداد مورد نظر بهره برد. اگر در خلال فرآیند حل مساله، پیشرفتی حاصل نمی‌‌شود، می‌توانید به‌راحتی با برگزاری یک جلسه همفکری و توفان فکری، سرعت فرآیند را تغییر دهید. اگر به دنبال پاسخ‌هایی برای مشکلات مربوط به خدمات مشتریان هستید، به جای همفکری در مورد راه‌حل برای مشکلات، درباره چگونگی مطرح کردن مشکلات به همفکری بپردازید. این کار می‌تواند مجددا تفکر خلاقانه را در افراد ایجاد کند و در زمانی‌که سطح انرژی در حال افول است، انگیزه‌ای دوباره به گروه ببخشد.

منبع: Mind Tools

موزه هنرهای معاصر در ضلع شمالی بلوار كشاورز و غرب پارك لاله با بهای قیمت بلیط ۲۰۰۰ریال در ایام نوروز ارائه خدمت میکند.

به گزارش خبرنگار بازار باشگاه خبرنگاران تهران به عنوان پایتخت دارای مراکز متعدد فرهنگی و هنری است که در میان دارای موزه های از جمله:

موزه هنرهای معاصر تهران

آدرس : خیابان كارگر شمالی‌، پارك لاله
وب سایت : www.irtmca.com
پست الكترونیك : این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

موزه هنرهای معاصر در ضلع شمالی بلوار كشاورز و غرب پارك لاله واقع شده است و در 1356 فعالیت فرهنگی و هنری خود را آغاز كرد. در زمینی به وسعت 2000 مترمربع و پیرامون آن فضایی سبز و زیبا موسوم به پارك مجسمه با تندیس‌هایی ارزشمند از هنرمندان پر آوازه معاصر ایران و جهان قرار گرفته‌است‌.
ساختمان موزه كه یكی از نمونه‌های با ارزش و كم همتای معماری نوین ایران است‌، با الهام از معماری سنتی ایران و مفاهیم فلسفی آن بنا شده است‌. طراحی و معماری این بنا به دست كامران دیبا انجام گرفته است‌. هشتی‌، چهارسو، معبر و گذرگاه از جمله عناصر چشم‌نوازی هستند كه بازدیدكنندگان هنر دوست را به تأمل در هنر و فرهنگ ایران زمین وا می‌دارند. موزه هنرهای معاصر مركز فعالیت‌ها و رویدادهای مهم هنری ایران در زمینه هنرهای تجسمی به شمار میآید. گالری موزه مكان برگزاری نمایشگاه‌های مختلف هنری است‌. به هنگام برپایی هر نمایشگاه‌، یك یا دو گالری نیز به نمایش گنجینه‌هایی از هنرمندان بزرگ جهان اختصاص می‌یابد.
ساختمان موزه تلفیقی ازمعماری مدرن و سنتی است كه با الهام از بادگیرهای مناطق حاشیه كویر ایران ساخته شده است‌. تندیس‌هایی زیبا و با ارزش از هنرمندان معاصر هم‌چون هنری مور، آلبرتو جیاكومتی و پرویز تناولی فضای سبز اطراف را به پارك مجسمه بدل ساخته است‌. بیننده مسیری چرخشی را در گرداگرد فضای اصلی موزه می‌پیماید و پس از تماشای نگارخانه‌ها، به هشتی می‌رسد در دل هشتی‌، اثر زیبا و نوین ماده و فكر، كه توسط هنرمند ژاپنی‌، نوریوكی هاراگوچی‌، از روغن و پولاد ساخته شده است‌، خود نمایی می‌كند.
مجموعه دایمی موزه هنرهای معاصر تهران از نزدیك به 3000 اثر ارزشمند و یكتا تشكیل شده كه به نخبگان دیروز و امروز هنرهای تجسمی ایران و جهان تعلق دارد و در مالكیت موزه است‌. آثاری از هنرمندان پرآوازه مانند رنوار، لوترك‌، گوگن‌، پیكاسو، ماكس ارنست و ماگریت از آن جمله‌اند.
مجموعه‌ای تماشایی از هنرمندان پاپ و فتورئالیست انگلیسی و آمریكایی و نیز آثار دیدنی آبستره از جكسون پولاك‌، كلاین و سوییز در گروه آثار مدرن‌تر جای دارند.
موزه هنرهای معاصر تهران آثاری از بیكن‌، هاكنی‌، كیتاج‌، دو بوفه و جانسن را نیز در اختیار دارد.
موزه مجموعه‌ای است متشكل و نظام یافته از بخش‌های امور هنری‌، امور اداری‌، روابط‌عمومی‌، كتاب‌خانه تخصصی‌، روابط بین‌الملل‌، سینما تك‌، سمعی و بصری‌، خدمات نمایشگاهی‌، راهنمایان هنری‌، مراقبان‌، حراست‌، آرشیو آثار هنری‌، دبیرخانه دایمی نمایشگاه‌ها، فروشگاه كتاب و هم‌چنین كافی‌شاپ‌.
در كتاب‌خانه تخصصی موزه هزاران عنوان كتاب فارسی و غیر فارسی در زمینه‌های معماری‌، نقاشی‌، طراحی‌، ارتباط تصویری‌، عكاسی‌، صنعت سینما و دیگر زمینه‌های هنری گرد آمده است‌.
كتاب‌های كتاب‌خانه به روش LC (كتاب‌خانه كنگره‌) طبقه‌بندی و با نظام دهدهی دیویی فهرست نویسی شده و اطلاعات مربوط به هركتاب در برگه‌های مؤلف‌، عنوان و موضوع انعكاس یافته است‌.

روزهای بازدید
همه روزه به جز ایام سوگواری

ساعت کار
۹ - ۱۷:۴۵و جمعه ها ۱۴ به بعد

بهای بلیت (اتباع ایرانی)
۲۰۰۰ریال


تلفن
۸۹۵۱۹۶۵8

نشانی
خیابان کارگر شمالی جنب پارک لاله

__________________________________________

موزه کاخ گلستان

آدرس: میدان امام خمینی

مجموعه کاخ گلستان، یادگاری به جای مانده از ارگ تاریخی تهران محل اقامت شاهان سلسله قاجار و از زیباترین و کهنترین بناهای پایتخت دویست ساله ایران می باشد. این بنا روزگاری همانن نگینی در میان این ارگ می درخشید .

سابقه تاریخی ارگ سلطنتی که محدوده مکانی تاریخی آن را در شمال خیابان و میدان امام خمینی (سپه) در سمت غرب خیابان خیام ،در شرق خیابان ناصر خسرو و در جنوب خیابان پانزده خرداد و میدان ارگ تشکیل می دهد، به روزگار صفویه باز می گردد .

شاه طهماسب اول صفوی (930-984) نخستین پادشاهی بود که در سفرهای خود به قصد زیارت مقبره حضرت عبدالعظیم دستور داد بارویی به طول یک فرسخ به دور قصبه تهران احداث شود. پس از او شاه عباس صفوی در قسمت شمالی حصار طهماسبی چهار باغ و چنارستانی احداث نمود که بعدها دیوار بلندی گرد آن بنا کرده و عمارات مقر سلطنتی را در داخل آن ساخته، ارگ نامیدند .

در اواخر عهد صفوی تهران گاهی مقر موقت در بار شاهان صفوی قرار می گرفت و حتی شاه سلیمان (1077-1105) کاخی در این شهر برای خود بنا نهاد. ولی امروز اثری از بناهای دوره صفوی باقی نمانده است .

کهنترین بناهای موجود در مجموعه گلستان، ایوان تخت مرمر و خلوت کریمخانی متعلق به دوران کریمخان زند است. وی در نبرد های خود بر ضد محمد حسن خان قاجار در سال 1172 تهران را مرکز اردوکشی خود قرار داد و پس از پیروزی در این جنگ در دیوانخانه قدیم تهران که در زمان ساه سلیمان ساخته شده بود بار عام داد و با عنوان وکیل الرعایا حکومت ایران را در دست گرفت .

به فرمان او در تابستان همان سال حصار ارگ مجددا احیاء شد و یک دست حرمخانه و خلوتخانه و عمارت دارالحکومه در داخل آن بنا گردید و در تابستان سال بعد (1173) که اردوی خود را به چمن سلطانیه (زنجان) منتقل نمود. دستور داد یک دست عمارت خاصه و دیوانخانه بزرگ به سبک ساسانی و باغی در جنب آن بنا نمایند .

پس از مرگ کریمخان زند در 1193 آقا محمد خان قاجار در 1200 تهران را به پایتختی برگزید، ولی به دلیل لشکر کشیهای دائمی کمتر در مقر حکومت خود به سر می برد، و برای عمارت و آبادانی چندان فرصت نداشت . تا آنکه فتحعلی شاه در سال 1211 بر تخت ساطنت ایران حلوس کرد، از آن زمان به بعد با گسترش دستگاه اداری و تشریفات سلطنتی بناهای متعددی در داخل ارگ تهران عمدتا در زمان فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه قاجار احداث شد .

در دوران رضا شاه پهلوی، بخشهای بزرگی از ارگ تهران، از جمله حصار دور آن، سردر باب عالی، ساختمان دفتر استیفا، نگارخانه، تکیه دولت، نارنجستان، باغ گلشن و ساختمانهای اندرونی تخریب شد. محل سکونت شاه به سعدآباد وسپس در دوران محمد رضا شاه پهلوی به نیاوران منتقل و مجموعه گلستان به محل پذیرایی از میهمانان خارجی تبدیل گردید.پس از انقلاب مجموعه گلستان همچون اغلب عمارات سلطنتی ریگر بصورت موزه در آمد تا همگان بتوانند از آن دیدن کرده و از تماشای زیباییهای حاصل فکر و دست هنرمندان و صنعتگران ایرانی بهره برند .

بخشهای مختلف این مجموعه در حال حاضر عبارت است از:

ایوان تخت مرمر، خلوت کریمخانی، اتاق موزه (تالار سلام) و حوضخانه آن، تالار آینه ، تالار عاج یا سفره خانه تالار برلیان یا سفره خانه، تالاربرلیان یا تشریفات، ساختمان کتابخانه، عمارت شمس العماره، عمارت بادگیر و حوضخانه وسیع آن، تالار الماس، کاخ ابیض، چادر خانه

اشخاص و گروه های مشمول بازدید رایگان

1- گروه های سنی كمتر از 7 سال و بیشتر از 70 سال با ارائه كارت شناسایی معتبر.

2- بازنشستگان با ارائه یا حكم بازنشستگی.

3- پژوهشگران و محققان با ارائه تاییدیه از مراكز تحقیقاتی و علمی مربوط.

4- مدعوین و میهمانان رسمی دولت با ارائه دعوت نامه مربوط.

5- اشخاصی كه به منظور انجام فرایض و آیین های دینی در ساعت مقرر وارد مساجد و اماكن متبركه می شوند.

6- عموم مردم در روز 28 اردیبهشت ( روز جهانی موزه ).

7- كودكان و نوجوانان و والدین همراه ایشان در روز 16 مهر ( روز جهانی كودك ).

8- گروه های دانش آموزان و دانشجویی به همراه معلمان، استادان و سرپرستان آنان با ارائه معرفی نامه هماهنگی قبلی

9- دانش آموزان و دانشجویان در ایام دهه فجر با ارائه كارت شناسایی یا معرفی نامه.

10- اعضای ایكوم ( سازمان جهانی موزه ها ) با رائه كارت شناسایی.

11- اعضای كاج ( كانون ایرانگردان و جهانگردان جوان ) با ارائه كارت شناسایی.

12- اعضای انجمن دوستداران یادگارهای فرهنگی با ارائه كارت شناسایی.

13- دارندگان كارت ویژه بازدید، صادره از دفتر ریاست سازمان میراث فرهنگی كشور.

14- كاركنان سازمان میراث فرهنگی كشور و خانواده های آنان با ارائه كارت شناسایی.

اشخاص و گروه های مشمول بازدیده نیم بها

بازدید دانش آموزان، دانشجویان، معلمان و استادان دانشگاه ها به صورت انفرادی با ارائه كارت شناسایی به میزان مبلغ مقرر خواهد بود.

اشخاص و گروه های مشمول بازدید با بهای ثابت

افراد تحت پوشش كمیته امداد خمینی (ره ) و سازمان بهزیستی، آزدگان، جانبازان و خانواده های مظم شهدا، كاركنان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان های وابسته و خانواده های آنها 0 به استثنای سازمان میراث فرهنگی كشور ) ملزم به پرداخت ورودیه به میزان 1000 ریال خواهند بود.

نحوه دسترسی :

مجموعه تاریخی كاخ گلستان در میدان 15 خرداد ( ارگ ) تهران واقع گردیده است.

این مجموعه با استفاده از وسایل نقلیه عمومی قابل دسترسی می باشد. برای دیدن جزییات دقیق تر به نقشه راهنما مراجعه فرمائید.

تلفنهای اصلی:

تلفن : 8-33113335
دورنگار: 33111811
صندوق پستی : 4595-11365

امكان ویژه :

فروشگاه محصولات فرهنگی در طبقه همكف كاخ ابیض قرار دارد.

چایخانه سنتیدر زیر زمین تالار الماس واقع شده است.

باجه اطلاعات در قسمت ورودی كاخ می باشد.

راهنمای بازیدكنندگان در قسمت ورودی هر مجموعه راهنمایان آماده پاسخگویی و راهنمایی در خصوص مجموعه می باشد.

عکاسی و فیلمبرداری در بعضی از قسمتها بدون استفاده از فلاش و سه پایه مجاز است.

استعمال دخانیات در سراسر مجموعه ممنوع می باشد

__________________________________________
موزه نیاوارن

در گوشة شمال شرقی باغ نیاوران، بنای کاخ نیاوران با مساحتی در حدود 9000 مترمربع در دو طبقه و یک نیم طبقه احداث شده است.
عملیات احداث این بنا در سال 1337 ﻫ . ش، با طرحی ایرانی آغاز گردید و با وقفه ای که در ساخت آن پیش آمد در سال 1346 به اتمام رسید و در سال 1347 مورد بهره برداری قرار گرفت.
ساختمان این بنا ابتدا به عنوان محلی برای پذیرایی میهمانان خارجی در نظر گرفته شده بود اما در هنگام ساخت به محل سکونت محمدرضا پهلوی و خانواده اش اختصاص یافت. طرح این بنا از محسن فروغی است که توسط شرکت فرمانفرمائیان به مرحله اجرا درآمده است.
طرح چهار ضلعی کاخ و فضاسازی معماری داخلی آن الهام گرفته از معماری ایرانی با بهره گیری از فناوری مدرن است. تزئینات آن نیز تلفیقی از هنر پیش از اسلام و پس از اسلام است که گچبری توسط استاد عبداللهی، آینه کاری توسط استاد علی اصغر و کاشی کاری نمای خارجی توسط استاد ابراهیم کاظم پور و ایلیا انجام شده است. کف بنا از جنس سنگ سیاه و سقف آن از جنس آلومینیوم است که از وسط باز می شود. دکوراسیون و مبلمان داخلی کاخ توسط یک گروه فرانسوی طراحی و اجرا شده است.
طبقه همکف این بنا شامل سرسرای بزرگی است که کلیه اتاق ها در اطراف آن شکل
گرفته اند که از آن جمله می توان به سینمای اختصاصی، اتاق غذاخوری، سالن پذیرایی، اتاق انتظار و راهروهای فرعی و همچنین تالار آبی اشاره کرد.
در نیم طبقة این بنا اتاق کار، اتاق کنفرانس و دفتر منشی فرح دیبا ، اتاق خواب لیلا و اتاق ندیمه او قرار دارد.
اتاقی نیز در مسیر راه پله ها قرار دارد که لباس های رسمی و نظامی و مدالها و نشان های محمدرضا پهلوی در آن نگهداری می شوند.
در طبقه سوم اتاق خواب واستراحتگاه نیمروزی پهلوی دوم و همچنین اتاق های فرزندان وی و ندیمه هایشان قرار دارد.
این فضاها با نقاشی ها و فرش هایی گرانبها و هدایای متعددی از کشورهای مختلف پوشیده شده اند.

موزه جهان نما

در سال 1355 شمسی، فضایی در ضلع غربی کاخ صاحبقرانیه جهت نگهداری آثار و اشیاء هنری اهدایی به فرح دیبا و یا خریداری شده توسط وی با چهار سالن در طبقه همکف و یک سالن در زیرزمین در نظر گرفته شد. بر سقف تالار میانی این موزه، نقاشی روی چوب با نقوش گل و مرغ شیراز به چشم می خورد. این موزه در بهمن ماه سال 1376 گشایش یافت.
آثار موجود در این موزه در دو بخش هنر پیش از تاریخ و آثار هنرهای تجسمی معاصر ایران و جهان به نمایش درآمده اند. از جمله می توان به آثار بجامانده از تمدن های باستانی پیش کلمبیایی، مفرغ های لرستان، سفالینه های املش، هنرهای سرخپوستان آمریکای شمالی مربوط به هزاره های اول و دوم پیش از میلاد و آثاری از هنرمندان معاصر ایرانی همچون سهراب سپهری، ناصر اویسی، فرامرز پیلارام، جعفر روحبخش، پرویز کلانتری، بهمن محصص، سیراک ملکونیان، ژازه طباطبایی، مش اسماعیل، پرویز تناولی و هنرمندان غیر ایرانی چون ژرژ براک، پل گوگن، پل کله، پابلو پیکاسو، کامیل پیسارو ، پیر آگوست رنوار ، دیگو جاکومتی، فرنان لژه و مارک شاگال اشاره کرد.

موضوع : تاریخی ، هنری
وضعیت : فعال
وابستگی : سازمان میراث فرهنگی كشور
سال تاسیس : بازگشایی برای عموم مردم ۱۳۷۷
ساعت بازدید : ۱۷-۹
روزهای تعطیل : ایام سوگواری رسمی
بهای بلیط داخلی : 2500 ریال
بهای بلیط خارجی : 30000 ریال
نشانی : تهران ، میدان شهید باهنر ( نیاوران)
تلفن : 021-2282012

کاخ صاحبقرانیه

ناصرالدین در سال 1267 ﻫ .ق دستور داد ساخت قصر نیاوران را در دو طبقه شامل شاه نشین، کرسی خانه، حمام و 50-40 دستگاه خانه هر کدام شامل 4 اتاق و یک ایوان برای زنانش بسازند. او در سی و یکمین سال حکومتش خود را صاحب قران نامید و این کاخ را «کاخ صاحبق&» نام نهاد.
پس از او، مظفرالدین شاه تغییراتی در ساختمان ایجاد و قسمتی از حرمسرا را خراب کرد. فرمان مشروطیت نیز در حیاط کاخ صاحبقرانیه، توسط او امضا گردید.
در دوران پهلوی اول این کاخ برای برگزاری مراسم ازدواج محمدرضا پهلوی و فوزیه بازسازی می شود، اما به علت سرمای شدید آن سال مراسم در مکان دیگری برگزار می گردد.
در زمان پهلوی دوم، فرح دیبا تغییراتی اساسی در قسمتهای داخلی بنا و دکوراسیون آن ایجاد کرد و طبقه اول یعنی حوضخانه برای پذیرایی میهمانان و طبقه دوم به عنوان دفتر کار محمد رضا پهلوی مورد استفاده قرار گرفت.
از دیگر اتاقهای این کاخ می توان به کرسی خانه، چایخانه، ظرفخانه، اتاقهای بازی، بار و پذیرایی در طبقه اول و اتاقهای مذاکرات انتظار سفرا، منشی، هدایا، دندانپزشکی و استراحت محمدرضا پهلوی نام برد.
همة درها و پنجره های چوبی این بنا به شکل اُرُسی بوده و با شیشه های رنگی تزئین شده است.
این کاخ در سال 1374 مرمت شد و در اردیبهشت سال 1377 به عنوان موزه بازگشایی گردید.

موضوع : معماری، تاریخی ، هنری
وضعیت : فعال
وابستگی : سازمان میراث فرهنگی كشور
سال تاسیس : بازگشایی برای عموم مردم ۱۳۷۷- بنا قاجاری
ساعت بازدید : ۱۷-۹
روزهای تعطیل : شنبه ها و ایام سوگواری رسمی
بهای بلیط داخلی : 3000 ریال
بهای بلیط خارجی : 30000 ریال
نشانی : تهران، میدان شهید باهنر ( نیاوران )
تلفن : 021-2287045

کوشک احمدشاهی

این عمارت، اواخر دورة قاجار جهت خوابگاه ییلاقی احمدشاه در میان باغ نیاوران با مساحتی بالغ بر 800 متر در دو طبقه با سقف شیروانی بنا گردید. از ویژگی های عمدة این بنا تزئینات و نمای آجری به کار رفته در سرتاسر نمای بیرونی آن است. آجرها از نوع منقوش قالبی با طرح های متنوع به رنگ نخودی است.
ورودی بنا در ضلع جنوبی قرار دارد که به وسیله چندین پله از کنار حوض بیضی شکل پوشیده از کاشی، به کوشک منتهی می شود.
عمارت احمدشاهی در دورة پهلوی دوم مرمت و الحاقات جدیدی در آن صورت گرفت و مبلمان داخلی آن به طور کامل عوض شد تا به عنوان محل کار و سکونت رضا پهلوی مورد استفاده قرار گیرد.
طبقه همکف این عمارت شامل یک هال با حوضی از جنس مرمر در وسط می باشد و 6 اتاق و 2 راهرو در اطراف آن قرار دارند. اشیاء تزئینی از جنس نقره، برنز، عاج، چوب، هدایایی از کشورهای مختلف مثل هند، تابلوهای نقاشی و گوبلن و نشانها و مدالها در این فضا به نمایش در آمده است همچنین ویترینی شامل اشیاء و سنگهای معدنی تزئینی، سنگی از کره ماه و چندین فسیل گیاهی و حیوانی در معرض دید قرار دارند.
طبقه دوم عمارت از یک سالن مرکزی و ایوان سرتاسری چهارطرفه تشکیل شده است. در چهار طرف سالن مرکزی که به عنوان اتاق موسیقی استفاده می شد، قفسه چوبی ویترین دار نصب شده است. دور تا دور ایوان را 6 ستون با مقطع مربع قطور با نمای آجری بدنه و 26 ستون مدور با نمای گچی فرا گرفته است. نقش شیر و خورشید گچبری شده بر پیشانی دیوارة ضلع شمالی ایوان به چشم می خورد.
پس از انقلاب، در جریان حفاظت و مرمت این بنا، بخش پایین دیواره های آن نیز تعمیر شد. و در اردیبهشت سال 1379 همزمان با هفته میراث فرهنگی این عمارت گشایش یافت.

موضوع : معماری
وضعیت : فعال
وابستگی : سازمان میراث فرهنگی كشور
سال تاسیس : قاجاری
ساعت بازدید : ۱۷-۹
روزهای تعطیل : ایام سوگواری رسمی
بهای بلیط داخلی : 2000 ریال
بهای بلیط خارجی : 20000 ریال
نشانی : تهران، میدان شهید باهنر ( نیاوارن )
تلفن : 021-2287032-15
__________________________________________
موزه آبگینه

آدرس : خیابان 30 تیر

ساختمان موزه آبگینه به خودی خود می‌تواند برای علاقه‌مندان بسیار دیدنی باشد. این ساختمان متعلق به قوام‌السلطنه‌، وزیر احمد شاه قاجار، بوده است‌. این ساختمان در دو طبقه و پنج تالار ساخته شده است‌. تالار یك و دو در طبقه اول و تالارهای دیگر در طبقه فوقانی قرار دارد. در تالار شماره دو (بلور) قدیمی‌ترین شیشه‌ها و لوله‌های شیشه‌ای و سفال‌ها قرار داده شده است‌. طراح ویترین‌های موزه مهندسی اتریشی به نام هانس هولاین است‌. تزیینات بنا شامل منبت كاری چهارچوب درها و پله‌ها است و آجر كاری نما كه در 50 نوع‌است‌.
گچ‌بری موزه شامل دو دوره است‌: دوران قوام‌، و سبك غربی در زمان سفارت مصر و آینه‌كاری‌های طبقه دوم‌، كه مربوط به دوره قاجار است‌. موزه آبگینه در واقع موزه تخصصی شیشه و سفال است‌. قدیمی‌ترین شیشه‌ها لوله‌های شیشه‌ای به نام سیلندر شیشه است كه از معبد چغازنبیل كشف شده است و مربوط به هزاره دوم قبل از میلاد است‌. شیشه‌ها و سفال‌های طبقه اول نیز مربوط به دوره‌های پیش از تاریخ است كه قدیمی‌ترین سفال دست‌ساز از دوران اشكانی‌، هزاره‌های اول به دست آمده است‌. تالار صدف به علت شباهت شكل آن به صدف نیمه باز به این نام خوانده می‌شود و شامل انواع سفال‌های قرن سوم و چهارم شهر نیشابور است‌. تالار چهار (زرین‌) كه به خاطر ظروف زرین‌فام كه از دوران سلجوقی به جا مانده چنین نامی گرفته است‌، شامل ظروفی است كه دور تا دور با خط نسخ و نستعلیق تزیین شده‌است‌. هم‌چنین چهره‌های مغولی روی این ظروف خود نمایی می‌كنند كه با توجه به شهر محل پیدایش‌، نقوش آن‌ها فرق می‌كند. تالار پنج (لاجورد) به خاطر لعاب‌های یك رنگ فیروزه به این نام خوانده می‌شود، و از قرن هفتم و هشتم (دوره ایلخانی‌) به جا مانده است‌.
با نزدیك شدن به دوران صفویه‌، اشیا مصرفی‌تر می‌شود. تزیینات این بخش شامل گلاب پاش و صراحی است‌. هم‌چنین میزی كه از دوران قاجار به جا مانده با لعاب هفت رنگ و مزین به نقش چهره‌های شخصیت‌های شاهنامه است كه نام هر شخص بالای چهره نوشته شده است‌.
موزه شامل بخش‌های اداری (زیر زمین‌)، دبیرخانه و ریاست (طبقه بالا) است‌. كتاب‌خانه نیز، واقع در ضلع شمال غربی‌، شامل 4000 جلد كتاب فارسی و انگلیسی در زمینه‌های باستان شناسی‌، تاریخ و هنر است‌. در ضلع شمالی محوطه‌، بناهایی برای تكمیل مجموعه در دست احداث است كه در طبقه اول كلاس‌های آموزشی و در طبقه دوم نمایشگاه موقت قرار دارد.
این مجموعه تا 1330 محل سكونت و كار قوام‌السلطنه بود و بعد از آن مدت هفت سال در اختیار سفارت مصر قرار گرفت‌. بعد از آن‌، به ترتیب سفارت افغانستان‌، بانك بازرگانی و در سال 1355 با همكاری مهندسان ایرانی و اتریشی تغییرات آن شروع شد.
ساختمان موزه هشت ضلعی است و در باغی به مساحت 7000 مترمربع قرار دارد. طرح‌های بدیع و در و پنجره‌های نفیس كه بسیار خوب نگه‌داری شده‌اند، یادآور معماری عصر سلجوقی است و می‌تواند الهام بخش معماران معاصر برای طرح‌های سبك كلاسیك‌باشد.

روزهای بازدید همه روزه به جز ایام سوگواری-دوشنبه
ساعت کار ۹- ۱۷
بهای بلیت (اتباع ایرانی) ۲۵۰۰ریال
بهای بلیت
( اتباع خارجی ) ۲۵۰۰۰ریال
تلفن ۶۷۰۵۶۱۴
نشانی خیابان جمهوری خیابان سی ام تیر پلاک ۵۵
__________________________________________
موزه سعدآباد

آدرس : میدان تجریش خیابان سعد آباد

موزه خط و كتابت میرعماد

در پهنه پر طراوت كوهپایه های توچال و دره سرسبز دربند, بخش دل انگیزی از شمال شهر تهران شكل می گیرد كه مجموعه سعدآباد با یك میلیون و صد هزارمترمربع وسعت دراین گستره غنوده است.

سعدآباد كه از شمال با كوههای البرز,از مشرق با گلابدره, از مغرب با ولنجك و از جنوب با تجریش همسایگی دارد, در زمان قاجار, محل استقرار و سكونت تابستانی شاهان این سلسله بوده است.پس از كودتای 1299, در وسعتی تازه و الحاق باغ های مختلف, به اقامتگاه تابستانی رضاخان اختصاص یافته,كاخ و كوشك هایی به مناسبت و ضرورت های گوناگون در جای جای این پهنهء برتافته از درختان كهن و سپیدار و سرو, به فاصله ای از بازمانده بناهای قاجار سر برآورده كه طی سالیان به چهارده كاخ كوچك و بزرگ, هركدام به سبك و شیوه ای در معماری رسیده است.

حاج آقا رضا رفیع در خاطرات خود می نویسد:" من سعدآباد را از ابوالفتح سردار اعظم- پسر بانو عظمی خواهر ظلل السلطان به مبلغ چهارصد هزارتومان با مهر حاج آقا نورا… و كلباسی برای رضاخان سردار سپه خریداری كردم.

سعدآباد كه من آن موقع خریداری كردم به این بزرگی نبود و وسعت آن هشت هزار متر كنار رودخانه با عمارت حالیه ملكه مادر بود.

البته بعد از خریداری سعدآباد از سردار اعظم, تپه علی خان والی را از پدر سرتیپ والی به مبلغ هفت هزار تومان خریداری نمودم و این تپه همان تپه ای است كه كاخ شهوند را رضا خان بر روی آن بنا كرد و مادر شاهپور عبدالرضا(عصمت دولتشاهی)در آن كاخ می نشست.

از باغ هایی كه اراضی آنها داخل اراضی سعدآباد شد,باغ آقامحمد جواد گنجه ای است كه جزء جعفرآباد بود, از باغ امام جمعه هم مقدار زیادی داخل باغ سعدآباد شد و خانه های جنوبی سعدآباد كه مربوط به دوره قاجار بود از نصیرالدوله خریداری گردید و در زمان پهلوی اول به عنوان سربازخانه سعدآباد مورد استفاده قرار می گرفت.سپس باغ های دیگری در اطراف سعدآباد از جمله باغ های سالار جنگ, سپهبد امان ا… میرزا, مستوفی الممالك,شكرا… قوام الدوله, همدم السلطنه خواهر مستوفی و محمود بدر(به فتح باء و كسر دال)خریداری و جزو سعدآباد گردید.رضاشاه درآن زمان در میان درختان چنار سعدآباد چادری می زد و گاهی هم زیر آن پذیرایی می كرد.

در زمان پهلوی اول, سراسر باغ سعدآباد از رودخانهء دربند مشروب می شد.رضاشاه آب رودخانهء دربند را خریداری كرد و به آبیاری این باغ اختصاص داد ولی پهلوی دوم دوازده ساعت از آب رودخانه را به رعایا بخشید

و چون آب این رودخانه برای آبیاری سعدآباد كافی نبود از دوازده رشته قنات های قدیمی و جدیدالاحداث استفاده گردید.

قناتهای باغ سعدآباد

1- هراش آب (به فتح هاء).
2- قنات قوام الدوله.
3- قنات كاخ سنگی

4- قـــــات جعــــفرآبـــاد.
5- قـــنات آب نـما.
6- قنات كاخ سفید.
7 و8-قنات های دفتر مخصوص
.9- قنات جوادیه.
10- قنات گلخانه

11 - قنات كاخ شمس.
12- قنات خوابگاه

درهای باغ سعدآباد

1- در نظامیه كه رضاشاه بیشتر از این در وارد سعدآباد می شد.

2- در زعفرانیه

3- در خیابان دربند كه محمدرضا شاه بیشتر از این در وارد كاخ می شد.

4- در میدان دربند
5و6- دو در در جعفرآباد

7- در رودخانه

8- در كاخ سفید


كاخ های سعدآباد

هیجده كاخ كوچك و بزرگ از دوره های قاجاریه و پهلوی در سعدآباد وجود دارند كه چون در نظر است در شماره های آینده این نشریه , درباره هر یك از آنها به صورت مشروح , مطالبی آورده شود در این شماره فقط به ذكر نام آنها بسنده می كنیم .

1- كاخ احمدشاهی (در اختیار بسیج خواهران) .

2- كاخ شهوند (كاخ موزه سبز فعلی) .

3- كاخ سفید (كاخ موزه ملت).

4- كاخ اختصاصی (موزه تاریخ طبیعی سابق در حال حاضر در اختیـار نهاد ریاســت جمهوری) .

5- كاخ اسود (سیاه) موزه هنرهای زیبا فعلی .

6- كاخ شمس (موزه مردم شناسی) .

7- كاخ اشرف (موزه ظروف سابق) .

8- كاخ غلامرضا (ساختمان تبصره 36) .

9- كاخ ملكه مادر (ســــاختمان جمهوری) .

10- كاخ احمدرضا (در اختیار نهاد) .

11- ساختمان عبدالرضا (امور اداری سعدآباد) .

12- كاخ بهمن پهلوی پسر غلامرضا (مركز آموزش) .

13- كاخ شهرام پسر اشرف (موزه نظامی) .

14- كاخ فریده دیبا (در اختیار نهاد) .

15و 16- كاخهای قدیم و جدید ولیعهد رضا پهلوی (موزه بهزاد و دفینه).

17- كاخ فرحناز و علیرضا فرزندان محمدرضا شاه( موزه خط و كتابت میرعماد).

18- كاخ لیلا (موزه آبكار)

علاوه بر كاخ های مذكور و چندین ساختمان قدیمی دیگر , تاسیسات و امكانات دیگری همچون : سالن های مرغداری و گاوداری , موزستان و گلخانه های گوناگون , استخرهای مختلف , چشمه سارها , زمین های تنیس و سالن بولینگ , سینما و آمفی تئاتر روباز در این مجموعه 110 هكتاری وجود دارند

تلفنهای اصلی :

تلفن : 22285017 - 9-22282031
دورنگار: 22282079

هزینه

كاخ موزه ملت
30،000 ریال

كاخ موزه سبز
30،000 ریال

موزه بهزاد
25،000 ریال

موزه خط وكتابت میرعماد
25،000 ریال

موزه آبكار
25،000 ریال

موزه فرشچیان
30،000 ریال

موزه هنرهای زیبا
25،000 ریال

موزه مردم شناسی
15،000 ریال

موزه هنروملل
25،000 ریال

موزه آب
10،000 ریال

__________________________________________
موزه طبیعت و حیات وحش ایران

آدرس : دارآباد
پست الكترونیك : naturemusm @ neda.net

موزه طبیعت و حیات وحش ایران در 1372، از سوی شهرداری تهران به منظور آشنا كردن‌، مردم با میراث فرهنگی و طبیعی و شناخت اهمیت حفاظت از محیط سبز و حیوانات افتتاح شد.
این موزه در 1376 به عضویت شورای بین‌المللی موزه‌ها (ICOM) و كمیسیون آموزش و ارتباطات سازمان جهانی حفاظت از طبیعت (IUCN CEC)درآمد و در همین سال نیز به شبكه جهانی اینترنت پیوست‌.
ساختمان موزه با مساحتی حدود 12000 مترمربع در دو طبقه‌، بخش‌های متعددی دارد كه عبارتند از:
بخش پرندگان و پستان‌داران با شش سالن كه به شرح ذیل است‌:
سالن مارها، گوزن‌ها، خرس قهوه‌ای آمریكای شمالی و پرندگان‌، سالن آهو، قوچ‌، قرقاول‌، خرس‌، پلنگ‌، شغال‌، روباه‌، گرگ و سالن پستان‌داران قاره آفریقا و سالن آب‌زیان و خزندگان‌.
بخش زمین‌شناسی با دو سالن كه در آن ویژگی‌های دوران‌های مختلف زمین‌شناسی از نظر محیط زیست جانوری و گیاهی به تصویر كشیده شده است‌.
سالن هشت كه شامل بخش پروانه‌ها، عنكبوت‌ها، رتیل‌ها و عقرب‌ها است‌.
موزه دارای كارگاه تاكسیدرمی است كه در آن چگونگی فن حفظ و نگه‌داری موجودات به صورت غیر زنده به نمایش گذاشته شده است‌.
از جمله ویژگی‌های خاص این موزه دارا بودن نوع كم‌یاب پوست ببر است‌. هم‌چنین‌، دو نمونه از نادرترین و زیباترین پستان‌داران جهان‌، با نام‌های گور ایرانی و یوزپلنگ آسیایی در آن به نمایش گذاشته است‌.
سایر قسمت‌ها و امكانات رفاهی موزه به شرح ذیل است‌:
كتاب‌خانه با داشتن 15000 جلد كتاب در تمام زمینه‌های تخصصی مربوط به محیط زیست‌، از معتبرترین كتاب‌خانه‌های علوم گیاهی و جانوری در تهران به شمار می‌رود. این كتاب‌خانه در ابتدای خیابان نیاوران جنب پاركینگ طبقاتی شهرداری واقع است‌.
آمفی تئاتر با ظرفیت 60 نفر محل نمایش فیلم‌هایی درباره حیات‌وحش و هم‌چنین برگزاری سمینار و كنسرت‌های این مركز در ایام جشنوارة كودك و طبیعت و روز جهانی كودك است‌.
سینمای روباز كه هرساله از اول تابستان تا پایان شهریور دایر است و فیلم‌های سینمایی را در سئانس 21 و 23 به نمایش در میآورد ورودی سینما 1000 ریال است‌.
دام‌پزشكی یا كلینیك pet cheak up مركزی است جهت معاینه و درمان حیوانات مختلف خانگی‌. هم‌چنین در این كلینیك حیوانات مختلف اهلی از جمله پرندگان‌، سنجاب‌، خرگوش‌، سگ و ماهی به فروش می‌رسد.
ورودی موزه برای بزرگ‌سالان 3000 ریال‌، خردسالان 1500 ریال و توریست‌ها 15000 ریال است‌.

روزهای بازدید
همه روزه به جز ایام سوگواری و شنبه

ساعت کار
۸:۳۰ - ۱۲:۳۰ و ۱۳:۳۰ -۲۰:۳۰

بهای بلیت (اتباع ایرانی)
۳۰۰۰ریال

بهای بلیت
( اتباع خارجی )
۱۵۰۰۰ریال

تلفن
۲۲۹۰۰۰۲

نشانی
خیابان نیاوران دار آباد
__________________________________________
موزه جواهرات ملی

آدرس : خیابان فردوسی

تاریخچه جواهرات ایران از زمان حكومت صفویه آغاز می‌شود، زیرا تا قبل از صفویه‌، جواهرات گران‌بهایی در خزانه دولتی وجود نداشته است و براساس‌نوشته‌های سیاحان خارجی‌، پادشاهان صفوی بیش‌از دو قرن (907 تا1148ق‌) دست به جمعآوری جواهرات زدند و حتی كارشناسان دولت صفوی جواهرات را از بازارهای هند و عثمانی و كشورهایی مانند فرانسه و ایتالیا خریداری می‌كردند و به اصفهان‌، پایتخت حكومت‌، میآوردند.
در پایان سلطنت شاه سلطان حسین و با ورود محمود افغان به ایران‌، خزاین دولت با حمله افغان‌ها غارت شد و مقداری از آن‌ها كه به وسیله محمود افغان به اشرف افغان منتقل شده بود، پس از ورود شاه تهماسب دوم به اصفهان‌، به چنگ نادر افتاد و از خروج آن‌ها از ایران جلوگیری شد.
بعداً نادر برای پس گرفتن آن قسمت از جواهرات كه به هندوستان منتقل شده بود، نامه‌هایی به دربار هند نوشت‌، اما جواب نامساعد شنید. پس از لشكركشی نادر به هند (1158 ق‌)، محمدشاه گوركانی مبالغی نقدینه‌، جواهر و اسلحه تسلیم نادر كرد. اما بخشی از اموال و خزاینی كه نادر از هندوستان به دست آورده بود به ایران نرسید و در راه بازگشت به ایران از میان رفت‌. نادر پس از بازگشت به ایران‌، مقدار قابل ملاحظه‌ای از جواهرات را به رسم ارمغان برای امرا و حكام و شاهان كشورهای همسایه فرستاد. هم‌چنین مقداری از اشیای نفیس و مرصع را به آستان حضرت امام‌رضا (ع‌) تقدیم كرد و مقداری را نیز به سپاه خود بخشید. در 1160 ق‌، پس از قتل نادر، احمد بیگ افغان ابدالی‌، از سرداران نادر، دست به غارت جواهرات خزانه نادر زد. از جمله گوهرهایی كه از ایران خارج شد و هرگز بازنگشت‌، الماس معروف كوه نور بود. این الماس در 1266 ق‌، به ملكه ویكتوریا اهدا شد.
در دوران قاجار مجموعه جواهرات جمعآوری و ضبط شد و تعدادی از جواهرات بر تاج كیانی‌، تخت نادری‌، كره جواهرنشان و تخت‌طاووس نصب گردید.
در 1316 ش‌، قسمت عمده جواهرات به بانك ملی ایران منتقل گردید و پشتوانه اسكناس و بعداً وثیقه اسناد بدهی دولت به بانك بابت پشتوانه اسكناس قرار گرفت‌. خزانه فعلی در 1334 ساخته و در 1339 با تأسیس بانك مركزی ایران افتتاح و به این بانك سپرده شد.
این موزه تا قبل از انقلاب فعالیت داشته و بعد از آن تعطیل و دوباره در 1369 برای عموم بازگشایی شد.
جواهرات مهم این موزه الماس دریای نور، تخت طاووس یا تخت خورشید، تخت نادری و كره جواهر نشان است‌.
موزه جواهرات ملی با مساحتی حدود 1000 مترمربع مجهز به سیستم ایمنی است كه توسط آلمانی‌ها ساخته است‌.
جواهرات شاخص موزه عبارتند از:
دریای نور كه درشت‌ترین و زیباترین الماس برلیان در میان گوهرهای سلطنتی ایران و یكی از گوهرهای معروف جهان است‌. گفته می‌شود این الماس هزار سال پیش كشف و استخراج شده است‌. وزن آن اكنون هفت مثقال و 20 نخود، یعنی در حدود 182 قیراط‌، و صورتی است‌، ولی پیش از تراش‌، زیادتر از این بوده است‌. این الماس توسط نادرشاه افشار، جزو هدایای محمد شاه گوركانی و غنایم جنگی از هند به ایران آورده شده و بعد از طی دوران‌های مختلف به دست شاهان قاجاریه رسیده است‌.
دریای نور تا زمان ناصرالدین شاه در وسط یكی از بازوبندهای سلطنتی نصب می‌شد، ولی در زمان او كه استفاده از بازوبند منسوخ شد، آن را به صورت پیش كلاه درآوردند و در قابی زرین با شیر و خورشید و تاج مرصع به 457 قطعه برلیان ریز و عالی و چهار قطعه یاقوت قرار دادند. این الماس برلیان از دو سو تراش خورده و به شكل هرم مثلث‌القاعده‌ای است كه قاعده آن چهار سانتی‌متر درازا و سه سانتی‌متر پهنا دارد و دو سوی دیگر حدود دو سانتی‌متر است‌. همه سطوح دریای نور صاف و یك نواخت است‌، جز یك سمت آن كه فتح‌علی‌شاه با كندن عبارت ، از ارزش آن كاسته است‌.
كره جغرافیایی از دیگر اشیای نفیس موزه است‌. وزن كره با پایه‌های طلایی آن حدود 37/5 كیلوگرم و در روی آن 51366 قطعه جواهر گوناگون به وزن 3656/4 گرم نشانده شده است‌.
اقیانوس‌ها و دریاها زمردنشان و آسیا مرصع به یاقوت و لعل‌، ایران مرصع به الماس‌، اروپا مرصع به یاقوت‌، آفریقا مرصع به یاقوت سرخ و كبود و آمریكای شمالی و جنوبی و استرالیا مرصع به یاقوت و لعل است و خط استوا به وسیله الماس نشان داده شده و دو حلقه زرین ساده كه در روی آن‌ها گل‌های الماس نشان نصب شده‌، به طور متقاطع كره را در میان گرفته است‌.
بر روی كره القاب ناصرالدین شاه منبت و الماس نشان شده است‌. در این كره‌، كوه دماوند با یاقوت درشتی مشخص و شهر تهران با یاقوت معروفی به نام اورنگ زیب نمایان است‌.
تاج‌ماه جواهر دیگری است كه بعد از دریای نور، در میان جواهرات سلطنتی خودنمایی می‌كند. این سنگ سفید و خوش آب و رنگ بادامی شكل 112 قیراط وزن دارد و در وسط بازوبند سلطنتی بازوی چپ قرار داشت‌. اما بعدها به صورت دگمه یا بر روی سینه یا پیش كلاه نصب می‌كردند و اینك به صورت پیاده در خزانه جواهرات سلطنتی ایران نگه‌داری می‌شود.
تاج‌كیانی تاجی است كه پادشاهان در مراسم تاج‌گذاری از آن استفاده می‌كردند.

روزهای بازدید
شنبه تا سه شنبه

ساعت کار
۱۴- ۱۶:۳

بهای بلیت (اتباع ایرانی)
۶۰۰۰ریال

بهای بلیت
( اتباع خارجی )
۳۰۰۰۰ریال

تلفن
۶۴۴۶۳۷۸۵

نشانی
خیابان فردوس مقابل سفارت ترکیه
__________________________________________
موزه هنرهای ملی ایران

آدرس : خیابان بهارستان

170 سال پیش‌، در زمان فتح‌علی‌شاه‌، در محل ساختمان‌های وزارت فرهنگ و سازمان برنامه و بودجه‌، باغ بزرگی بود كه از شمال تا خیابان هدایت فعلی و از جنوب تا میدان بهارستان گسترده بود. در حال حاضر از آن باغ و قصر فقط حوض خانه‌ای باقی‌مانده كه تبدیل به موزه هنرهای ملی شده است و شاید همین آن را از خطر نابودی محفوظ داشته است‌.
این مجموعه در برگیرنده بهترین هنرهای ملی ایران در همه سال‌های اخیر مانند مینیاتور، تذهیب‌، خاتم‌، كاشی‌كاری‌، قالی‌بافی‌، پارچه‌بافی‌، زری دوزی مخمل بافی‌، میناكاری‌، قلم‌زنی و معرق است‌. این ساختمان در 1309 ش به موزه تبدیل شده است‌. ساختمان موزه از همان دوران باقی مانده و فقط حوض وسط تالار برداشته شد.
نام موزه از نام باغ برداشته شد و چون این محل حوض خانه بوده‌، به حوض خانه باغ نگارستان معروف است‌. این موزه به همت مرحوم استاد حسین طاهرزاده بهزاد تأسیس شده است‌.

روزهای بازدید
همه روزه به جز پنجشنبه و جمعه

ساعت کار
۸ - ۱۶

بهای بلیت (اتباع ایرانی)
۲۰۰۰ریال

بهای بلیت
( اتباع خارجی )
۲۰۰۰۰ ریال

تلفن
۳۱۱۶۳۲۹

نشانی
میدان بهارستان خیابان کمال المک ساختمان فرهنگ و ارشاد اسلامی
__________________________________________
موزه فرش ایران

آدرس : تقاطع خیابان دكتر فاطمی‌، و كارگر

موزه فرش ایران در ضلع شمالی پارك لاله و روبه‌روی فروشگاه سپه خیابان فاطمی واقع شده است‌. این موزه در 22بهمن ماه 1356 افتتاح شد.
ساختمان موزه فرش ایران معماری شكیل و چشم‌گیری دارد كه آذین‌های نمای بیرونی آن شبیه به دار قالی است‌. سطح نمایشی موزه مساحتی برابر 3400 مترمربع را در بر می‌گیرد كه شامل دو تالار است و برای نمایش انواع قالی‌های دست بافت و گلیم مورد استفاده قرار می‌گیرد.
تالار طبقه هم‌كف به نمایشگاه دایمی اختصاص دارد و تالار فوقانی جهت برگزاری نمایشگاه‌های موقت گلیم و قالی طراحی شده است‌.
پژوهش در سوابق‌، تحولات و كیفیت تاریخی هنر و صنعت فرش‌، خاصه در ایران‌، گردآوری و خریداری نمونه انواع قالی‌های دست بافت ایرانی و برگزاری نمایشگاه‌های موقت از فرش ایران و سایر نقاط جهان‌، از اهداف موزه به شمار میآید.
در موزه فرش انواع گلیم‌ها و فرش‌های دست بافت‌، با توجه به مرغوبیت و قدمت آن‌ها و با در نظر گرفتن ویژگی‌های قالی ایران از لحاظ رنگ آمیزی‌، طرح‌، نقش‌، بافت و تنوع مناطق قالی بافی حفظ و نگه‌داری می‌شود.
مجموعه موزه فرش ایران شامل با ارزش‌ترین نمونه‌های قالی ایران از قرن نهم هجری تا دوره معاصر است و از منابع غنی تحقیقی برای پژوهشگران و هنر دوستان به شمار میآید. معمولاً حدود 135 تخته از شاه‌كارهای قالی ایران‌، بافت مراكز مهم قالی‌بافی مانند كاشان‌، كرمان‌، اصفهان‌، تبریز، خراسان‌، كردستان و جز آن‌ها، در تالار طبقه هم‌كف به معرض نمایش گذاشته می‌شود.
در كتاب‌خانه موزه حدود 3500 جلد كتاب به زبان‌های فارسی‌، عربی‌، فرانسه‌، انگلیسی و آلمانی در اختیار هنر دوستان و پژوهشگران قرار می‌گیرد. هم‌چنین بهترین كتاب‌ها و نشریات و تحقیقات مربوط به فرش ایران و قالی‌های مشرق زمین به طوركلی و كتاب‌هایی در زمینه مذهب‌، هنر و ادبیات ایران در كتاب‌خانه موزه موجود است‌. در كنار كتاب‌خانه‌، كتاب فروشی موزه نیز مشغول به كار است‌.
هم‌چنین برای استفاده از بازدیدكنندگان موزه‌، فیلم‌ها و اسلایدهایی در زمینه قالی‌بافی و گلیم و هنرهای دستی ایران در سالن نمایش موزه به نمایش در میآید.
از ویژگی‌های موزه فرش قالیچه دست‌بافت ارزشمند و بی‌نظیر ایرانی‌، كار فرش بافان كاشان‌، در اندازه‌های 130 در 220 سانتی‌متر، معروف به قالیچه میرزا كوچك خان جنگلی است كه این شخصیت روحانی ملی را در لباس نظامی مسلح به تفنگ و اسلحه كمری‌، قطار فشنگ نمایش می‌دهد. در شمسه بالای تصویر میرزا، كتیبه‌ای با عبارت و نام كارخانه ملامحمود دیده می‌شود كه احتمالاً، با توجه به این عبارات‌، تاریخ بافت قالیچه سال‌های آخر دوره قاجار است‌.
قدیمی‌ترین فرش شناخته شده در جهان قالی 2500 ساله پازیریك است كه در 1949 م‌، در جنوب سیبری كشف‌شد و آن را بافت ایران در دوره هخامنشی دانسته‌اند. آشكار است كه قالی‌بافی در ایران در دوره هخامنشی وجود داشته و در قرن پنجم پیش از میلاد، دوره‌ای طولانی از تكامل را پشت‌سر گذاشته است‌.
قالی ایرانی پیوسته به عنوان یكی از اصیل‌ترین هنرها مورد توجه بوده و طیف وسیعی از طرح‌ها و نقوش زیبا را در برداشته است‌. در میان قالی‌ها با طرح‌های گوناگونی كه در آن‌ها به كار گرفته شده‌، قالی‌های تصویری جایگاه ویژه‌ای دارند. بافت این قالی‌ها اواخر سده نهم هجری مجدداً آغاز شد و تا به امروز ادامه یافته است‌.
در این نمایشگاه نمونه‌هایی از قالیچه‌های تصویری شاهنامه بایسنغری به نمایش درآمده است كه گوشه‌هایی از ادبیات‌، اسطوره‌، مذهب و فرهنگ و هنر غنی ایران را نشان می‌دهد. این آثار همه در كارگاه قالی‌بافی استاد موسوی سیرت‌، به یاری هنرمندان جوان ایرانی و ذوق و سلیقه استاد دنیا دیده و تكنولوژی كامپیوتری آفریده شده‌اند.
در واقع چند عامل اصلی را در به وجود آمدن این 26 قالیچه می‌توان متذكر شد: اول تهیه طرح و نقشه از روی نسخه اصلی‌; دوم تنظیم رنگ‌ها و عمل آوردن مواد رنگی گیاهی و شیمیایی روی پشم‌های مرغوب‌; و بالاخره مهارت قالی بافان هنرمند بافنده این آثار كه به مدت پنج سال مستمر، روزانه گاه تا 12 ساعت به كار بافت قالی اشتغال داشته‌اند. از نكات جالب این قالیچه‌ها هم زمانی امر طراحی و بافت را می‌توان متذكر شد. قالیچه‌ها حاشیه ندارند، اما یك حاشیه تشعیری با الهام از نقوش سنتی برای آن‌ها انتخاب شده كه هر دو قالی یك نقش مشترك دارند. در بالای حاشیه‌، درون كتیبه‌هایی نام مجلس مربوط به آن قالیچه و نام هنرمندان آمده است‌.
در طول سالیان دراز، در این موزه نمایشگاه‌های مختلفی برگزار شده كه مشهورترین آن‌ها از این قرارند: نمایشگاه طرح بته كه در دی ماه 1365 بر پا شده‌; نمایشگاه سجاده‌ها و قالی‌های طرح محراب از سده دهم تا چهاردهم هجری‌; نمایشگاهی از قالی‌های گل برجسته از قرن هشتم هجری تا دوره معاصر به مناسبت بزرگ‌داشت دهه‌فجر در 12 بهمن 1364; و دست بافت‌های ارامنه ایران‌.

روزهای بازدید
همه روزه به جز دوشنبه و ایام سوگواری

ساعت کار
۹ -8 ۱

بهای بلیت (اتباع ایرانی)
۲۵۰۰ریال

بهای بلیت
( اتباع خارجی )
۲۵۰۰۰ریال

تلفن
۶۵۲۷۰۳

نشانی
دکتر فاطمی قبل از کارگر شمالی
__________________________________________
موزه ایران (رضا عباسی

آدرس : خیابان دكتر شریعتی، نرسیده به پل سیدخندان

این موزه در بزرگداشت یكی از نگارگران عصر صفویه نامگذاری شده است. هدف از تشكیل آن گردآوردن، پاس داشتن، مطالعه كردن و شناساندن دستمایه‌های به یادگار مانده از هنرمندان چیره دست این مرز و بوم می‌باشد كه به روی عموم شیفتگان هنر و فرهنگ والای ایران گشوده است. آثار این موزه از دوره ماقبل تاریخ تا قرن 13 هجری را در بر می‌گیرد.
مراكز و تالارهای تشكیل‌دهنده این موزه هنری عبارت است از:
1- تالار پیش از اسلام
2- تالار هنرهای اسلامی شامل:
الف) آثار هنری و صنعتی
ب ) نگار گری
ج ) خوشنویسی
3- كتابخانه

روزهای بازدید
همه روزه به جز دوشنبه

ساعت کار
۹- ۱۸

بهای بلیت (اتباع ایرانی)
500۰ریال

بهای بلیت
( اتباع خارجی )
۲۵۰۰۰ریال

تلفن
88463001-3

نشانی
خیابان شریعتی نرسیده به پل سیدخندان شماره۹۷۲
__________________________________________
موزه تاریخ ( تماشاگه تاریخ

آدرس : خیابان ولی‌عصر، بالاتر از بلوار میرداماد

آثار به نمایش گذاشته شده در موزه تاریخ به تاریخ معاصر ایران (200 سال اخیر) اختصاص دارد و شامل ظروف و وسایل شخصی ناصرالدین شاه‌، تابلوهای كمال‌الملك و ... است‌.
تماشاگه تاریخ مشتمل بر چند خانه است‌: نگارخانه‌، كتاب‌خانه‌، تماشاخانه‌، چای‌خانه‌، سفره‌خانه و ساختمان اصلی كه در مجموع سه طبقه را تشكیل می‌دهد. طبقه زیرین شامل تماشاخانه‌، طبقه میانی‌، سالن‌های موزه و بخش اداری و طبقه فوقانی نگارخانه است كه مكان نمایش ادواری آثار گوناگون هنرمندان است‌.
در بخش تماشاخانه‌، تابلوهای رنگ روغن مربوط به قرن 13 هجری‌، ظروف سفالی‌، جام و ظروف فولادی كه در قرون 12 و 13 هجری‌، در كشورهای انگلستان‌، روسیه و ایران ساخته شده‌اند و هم‌چنین‌، ظروف شیشه‌ای از جنس كریستال متعلق به چكسلواكی سابق و كاسه و بشقاب چینی و بسیاری ظروف دیگر به نمایش گذاشته شده‌اند.

در بخش‌های دیگر تماشاخانه‌، تابلوهای رنگ روغن كه چهره‌های صنیع‌الدوله‌، مصورالممالك‌، ظهیرالدوله و مظفرالدین شاه در آن‌ها دیده می‌شود، قلمدان‌های بسیاری با طرح‌های مختلف از جنس مقوای فشرده‌، كاشی نقش برجسته‌، قاب آینه از جنس نقره‌، شمعدانی‌ها، نقاشی‌های مینیاتور از استاد فرشچیان‌، انواع شمشیر و تفنگ‌، كیف دستی ناصرالدین شاه و بسیاری آثار دیگر و در بخش نگارخانه نیز آثار به نمایش گذاشته شده هنرمندان مختلف دیده می‌شود. در فضای باز مجموعه سفره خانه سنتی و مركز خرید دایر است‌.

روزهای بازدید همه روزه به جز ایام سوگواری
ساعت کار ۹:۳۰ - ۱۳ و ۱۴ -۲۱:۳۰

بهای بلیت (اتباع ایرانی) ۳۰۰۰ ریال
بهای بلیت

( اتباع خارجی ) ۲۰۰۰۰ ریال
تلفن ۱-۸۷۸۸۶۸۰
نشانی خیابان ولیعصر بعداز میرداماد نبش قبادیان
__________________________________________
موزه پول ( تماشاگه پول)

آدرس : بلوار میرداماد

موزه پول اولین گنجینه تخصصی و دایمی سكه و اسكناس در ایران است كه به تاریخ 17 تیرماه 1376 به همت اداره كل موزه‌های بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی افتتاح شد. این مجموعه شامل 1400 سكه و 750 قطعه اسكناس و تعداد تقریبی 200 قطعه اشیای موزه‌ای غیر از سكه و اسكناس است كه در محوطه‌ای به وسعت 2000 مترمربع به نمایش گذاشته شده و ضمن ارائه بخش قابل توجهی از سكه‌ها و اسكناس‌های ایران‌، گوشه‌هایی از تاریخ این سرزمین را نیز به نمایش می‌گذارد.
بخش‌های تشكیل‌دهنده موزه پول عبارتند از: بخش ماقبل پول‌، سالن مربوط به تاریخ سكه و سالن‌های مربوط به تاریخ اسكناس‌. این بخش‌ها به شكلی دیدنی به نمایش گذاشته شده و تاریخ چند هزار ساله این مرز و بوم را پیوسته و زنجیروار معرفی می‌كند. هم‌چنین‌، تلاش شده است تا سكه‌ها، این مستندترین اسناد تاریخی‌، از نظر اقتصادی‌، هنری‌، تزیینی و آرایشی در كنار مهم‌ترین جنبه آن‌، كه همان جنبه تاریخی و فرهنگی است‌، به نمایش گذاشته شود.

در اردیبهشت ماه 1378، بخش جدیدی در سالن اصلی نمایش با موضوع پول ملل راه‌اندازی شده است كه اختصاص به نمایش سكه و اسكناس كشورهای مختلف با اطلاع‌رسانی عمومی شامل پرچم‌، نقشه‌، اطلاعات پولی و ارزش و واحد پول آن كشور دارد.
موزه پول علاوه بر سالن‌های نمایش‌، بخش‌های جنبی دیگری نیز دارد كه به اختصار عبارتند از: كتاب‌خانه تخصصی‌، بانك اطلاعات‌، نگارخانه‌، تماشاخانه‌، سالن اجتماعات‌، نمایشگاه‌های متفرقه‌، كتاب فروشی و چای‌خانه‌.

روزهای بازدید همه روزه به جز ایام سوگواری
ساعت کار ۸:۳۰- ۲۰

بهای بلیت (اتباع ایرانی) ۲۰۰۰ ریال

( اتباع خارجی ) ۲۰۰۰۰ ریال

تلفن ۸۷۷۴۷۴۵
نشانی خیابان میرداماد نرسیده به پل میرداماد .
__________________________________________
موزه تاریخ

آدرس:خیابان پیروزی‌، خیابان افروز، جنب فروشگاه اتكا

موزه تاریخ یكی از مراكز خاص كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان است و در 1369، با هدف ترغیب كودكان و نوجوانان به مطالعه و شناخت بهتر تاریخ و وقایع تاریخی احداث شد.
كودكان در این موزه‌، بعد از عبور از تونل زمان و تماشای روند پیدایش تمدن‌، به سالنی می‌رسند كه به صورت زیبایی درست شده و در آن‌جا با نمایش عكس و توضیحاتی مبنی بر چگونگی به وجود آمدن كره زمین و موقعیت ما در كهكشان‌، به فراخور سنی خود با تاریخ جهان‌، نمونه‌هایی از تاریخ ایران‌، سرزمین پیامبران (خاورمیانه‌)، تاریخ انبیا، دین اسلام‌، سرزمین مكه (كعبه‌) و نمونه‌ای از جنگ و صلح در زمان پیامبر اسلام آشنا می‌شوند.
معماری این بنا با توجه به بخش‌های مختلف آن‌، با مخاطب ارتباط برقرار می‌كند، مخصوصاً این كه موزه به‌صورت حلزونی طراحی شده و دارای تونل‌های تنگ به سبك خانه‌های قدیمی است‌.

روزهای بازدید همه روزه به جز ایام سوگواری
ساعت کار ۹:۳۰ - ۱۳ و ۱۴ -۲۱:۳۰
بهای بلیت (اتباع ایرانی) ۳۰۰۰ ریال
بهای بلیت
( اتباع خارجی ) ۲۰۰۰۰ ریال
تلفن ۷- ۲۴۱۷۳
نشانی خیابان پیروزی

__________________________________________
موزه تاریخ طبیعی

آدرس:
میدان هفت‌تیر، ابتدای خیابان قائم مقام فراهانی

حیوانات تاكسیدرمی شده در این موزه به نمایش گذاشته شده است. این موزه به غیر از جمعه‌ها باز می‌باشد
__________________________________________
موزه دكتر حسابی

آدرس : خیابان تجریش‌، خیابان مقصود بیك‌، خیابان دكتر پروفسور حسابی‌، پلاك 8

موزه دكتر حسابی چند ماه پس از فوت دكتر حسابی‌، در اواخر 1371 و در منزل مسكونی او افتتاح شد. بنای خانه متعلق به 1310 ش‌، است‌. موزه در طبقه سوم و در ضلع غربی منزل دكتر حسابی ایجاد شده و مساحتی حدود 40 مترمربع دارد و شامل وسایل شخصی دكتر از جمله پوشاك‌، مسواك‌، عینك‌، شانه‌، خودكار، دفتر یادداشت و وسایل دست ساز ایشان‌، لوح تقدیر و مدارك تحصیلی و علمی‌، مدال‌ها و نشان‌ها، عكس‌های خانوادگی‌، اسباب بازی فرزندان و نوه‌ها، هدایای خانوادگی و... است‌. هم چنین آثار تقدیمی به دكتر حسابی شامل تابلوی نقاشی‌، تابلوی خط‌، فرش و صنایع دستی همراه وسایل شخصی و كلیه آثار تألیف و ترجمه شده وی به نمایش گذاشته شده است‌. بخش‌های فعال در منزل و موزه دكتر حسابی عبارتند از:
بخش فرهنگی كه وظیفه چاپ‌، جمع آوری‌، تدوین‌، تجدید چاپ و ترجمه آثار وی را بر عهده دارد;
بخش تحقیقات علمی كه پیرامون زندگی و آثار دكتر حسابی فعالیت می‌كند.
بازدید از موزه در سه نوبت با هماهنگی قبلی و حداكثر 25 نفر، به طور رایگان از ساعت 8 تا 16 امكان‌پذیر است‌.
سید محمود حسابی در 1281 ش از پدر و مادری تفرشی در تهران زاده شد. در 17 سالگی لیسانس ادبیات و در 19 سالگی لیسانس زیست شناسی و پس از آن مدرك مهندسی راه و ساختمان را از دانشگاه امریكایی بیروت اخذ كرد.
او در رشته‌های پزشكی‌، ریاضیات و ستاره‌شناسی به تحصیلات آكادمیك پرداخت و در 1924 به پاس زحماتش‌، شركت راه‌سازی فرانسوی از او برای تحصیل در مدرسه عالی برق پاریس دعوت كرد. هم‌زمان با تحصیل در رشته معدن‌، در راه آهن برقی فرانسه نیز مشغول به كار شد. سپس به دلیل روحیه علمی به تحصیل و تحقیق در دانشگاه سوربن در رشته فیزیك پرداخت و در 1927 در 25 سالگی دانش‌نامه دكترای فیزیك خود را با عنوان حساسیت سلول‌های فتوالكتریك ارائه كرد. فعالیت‌های مهم وی در موضوعات علمی عبارتند از:
اولین نقشه برداری علمی و فنی‌، رسم اولین نقشه نوین راه ساحلی سراسری میان بنادر خلیج فارس‌، تأسیس دارالمعلمین عالی (1306)، تأسیس مدرسه مهندسی وزارت راه و تدریس در آن در 1307، تأسیس دارالمعلمین عالی (1307)، ساخت اولین رادیو در كشور (1307)، تأسیس دانش سرای عالی و تدریس در آن (1308)، ایجاد اولین ایستگاه هواشناسی در ایران (1310)، نصب و راه اندازی اولین دستگاه رادیولوژی در ایران (1310)، تعیین ساعت ایران (1311)، تأسیس اولین بیمارستان خصوصی در ایران به نام بیمارستان گوهرشاد به یاد مادرش (1312)، پیشنهاد تدوین قانون تأسیس دانشگاه تهران و دانشكده فنی (1313) و ریاست آن تا 1315، پایه‌گذاری مراكز تحقیقات راكتورهای اتمی دانشگاه تهران‌، تأسیس سازمان انرژی اتمی و عضو هیئت دایمی كمیته بین‌المللی هسته‌ای‌، تأسیس اولین رصد خانه نوین در ایران‌، و تأسیس اولین مركز مدرن نصب ماهواره در شیراز.
دكتر محمود حسابی به چهار زبان زنده دنیا (فرانسه‌، انگلیسی‌، آلمانی و عربی‌) مسلط بود و به زبان‌های سانسكریت‌، لاتین‌، یونانی‌، اوستایی‌، تركی و ایتالیایی اشراف داشت‌. نشان اوینسیه دولالژیون دونور و نشان كوماندور دولالژیون دونور، بزرگ‌ترین نشان‌های فرانسه‌، به وی اهدا شده است‌.
او تنها شاگرد ایرانی پروفسور اینشتین بود و با دانشمندان طراز اول دنیا نظیر شرودینگر، پورن‌، پل‌دیراك‌، نیلز و بوهر و فلاسفه‌ای چون آندره ژید و برتراند راسل ارتباط داشت‌.
در 1990 از سوی جامعه علمی جهانی به عنوان مرد اول علمی جهان برگزیده شد و در كنگره 60 سال فیزیك ایران در 1366 ملقب به پدر فیزیك ایران گردید.
دكتر حسابی در 12 شهریور 1371 در بیمارستان دانشگاه ژنو به هنگام معالجه قلب بدرود حیات گفت‌. مقبره استاد بنا به خواسته وی در زادگاه خانوادگی و در شهر دانشگاهی تفرش قرار دارد.

روزهای بازدید
شنبه تا چهار شنبه

ساعت کار
۸-۱۶:۳۰

بهای بلیت (اتباع ایرانی)
رایگان

بهای بلیت
( اتباع خارجی )
رایگان

تلفن
۲۲۰۲۰۰۶
__________________________________________
موزه استاد صبا

آدرس : خیابان ظهیرالاسلام

استاد ابوالحسن صبا از اساتید بزرگ موسیقی اصیل ایران است‌. او در 1281 ش‌، در تهران متولد شد. پدرش‌، ابوالقاسم كمال‌السلطنه‌، فرزند محمد جعفرخان صدرالحكما، فرزند محمودخان صبا، شاعر و نقاش بلند آوازه عهد ناصری‌، و از مردان فاضل و هنردوست عصر خویش بود. كمال‌السلطنه طبیب و ادیب و دوست‌دار موسیقی بود. سه تار را دل‌نشین می‌نواخت و اولین استاد پسرش بود. صبا علاوه بر نوازندگی‌، گاه آهنگ نیز می‌ساخت و علاوه بر موسیقی‌، ادبیات كلاسیك ایران را به خوبی می‌شناخت و زبان انگلیسی را می‌دانست‌. او به پرورش گل نیز علاقه‌مند بود. ساز اصلی استاد ویولن بود كه آن را نزد حسین‌خان هنگ آفرین فراگرفت‌. هم‌چنین سنتور را نزد علی‌اكبر شاهی و حبیب سماعی‌، كمانچه را نزد حسین‌خان اسماعیل‌زاده‌، ضرب را نزد حاجی‌خان ضربی‌، نی را نزد اكبرخان‌، تار را نزد استاد علی‌نقی وزیری و سه تار را در مكتب استاد میرزا عبدالله و غلامحسین درویش به كمال رسانید. در جوانی به مدرسه كمال‌الملك رفت و نقاشی را فراگرفت‌. هم‌چنین‌، مهارت‌هایی چون سوهان كاری‌، نجاری‌، ریخته‌گری‌، معرق‌كاری و خاتم‌كاری به دست آورد كه بعداً در ساختن آلات موسیقی به كار بست‌.
صبا در شب جمعه 29 آذر ماه 1336 در سن 55 سالگی به علت ناراحتی قلبی چشم از جهان فروبست‌. بعد از مرگ استاد، بر طبق وصیت ایشان و به خاطر تجلیل و قدردانی از این هنرمند نامی‌، خانه ایشان در 29 آبان 1353، به موزه تبدیل گردید و همسر ایشان به كمك فرزندان استاد، اشیا و لوازم متعلق به استاد را جمعآوری و به موزه اهدا كردند.

به‌طوركلی‌، موزه صبا به دو بخش تقسیم می‌شود: بخش اول شامل سازها، لوازم شخصی و آثار استاد از جمله ردیف‌های موسیقی است‌; و بخش دوم اختصاص به كارهای دستی خانم صبا، همسر استاد صبا، دارد كه شامل مجموعه تندیس‌های مومی و لباس‌های محلی و سنتی ایران قدیم است‌.
در حال حاضر موزه فعال‌، ولی نیازمند مرمت است‌.

موزه ابوالحسن صبا
موضوع : شخصیت ( استاد ابوالحسین صبا )
وضعیت: فعال
وابستگی: وزارت ارشاد
سال تاسیس : ۱۳۵۴ هجری شمسی
ساعت بازدید : ۱۶-۸
روزهای تعطیل : پنجشنبه ها و جمعه ها و تعطیلات رسمی
بهای بلیط داخلی : 2000 ریال
بهای بلیط خارجی : 4000 ریال
نشانی : تهران، میدان بهارستان، خ ظهیر الاسلام، شماره ۹۰
تلفن : 021-3111246

ابوالحسن صبا خانه کوچک اما خاندان بزرگی داشت. پدرش ابوالقاسم کمال السلطنه فرزند محمد جعفر خان صدرالحکما فرزند محمود خان صبا شاعر و نقاش بلند آوازه عهد ناصری بود.

ابوالحسن صبا به سال 1281 شمسی در چنین خاندانی پا به عرصه هستی نهاد. ساز اصلی صبا ویولن بود. اما در نواختن سازهای دیگر از قبیل سنتور، تار، سه تار، کمانچه، ضرب و نی به درجه استادی رسید.

صبا ویولن را نزد حسن خان هنگ آفرین، سنتور را نزد علی اکبر شاهی و حبیب سماعی، کمانچه را نزد حسین خان اسماعیل زاده، ضرب را نزد حاجی خان ضربی، نی را نزد اکبر خان، تار را نزد استاد علینقی وزیری، سه تار را در مکتب استاد میرزا عبدالله و غلامحسین درویش به کمال رساند.

در جوانی نیز به مدرسه کمال الملک رفت و از وی تعلیم نقاشی گرفت. چند تابلو رنگ و روغن که تصویر منظره، گل، پرنده و حیوانات است از او در موزه صبا یعنی در همین خانه در حال ویرانی که در سال 1353 به موزه تبدیل شد، به یادگار مانده است.

در این موزه اشیاء شخصی صبا و همسرش و نیز سازها و کتابهای او نگهداری می شود.

استاد صبا در سال 1306 از طرف استاد علینقی وزیری مامور شد تا در رشت مدرسه ای مخصوص موسیقی تاسیس کند.

وی نزدیک دو سال در رشت اقامت کرد و در آنجا ضمن تعلیم موسیقی، به روستاها و کوهپایه های شمال رفت و به جمع آوری آهنگ های محلی پرداخت و ارمغان های بی نظیری از این سفر به همراه آورد. زرد ملیجه، دیلمان، رقص چوبی قاسم آبادی، امیری مازندرانی و چند قطعه دیگر یادگار همین دوره از زندگی اوست.

در سال 1318 که رادیو تهران تاسیس شد، صبا در رادیو به کار نوازندگی پرداخت ولی در همه حال در هنرستان موسیقی به کار تدریس و تحقیق موسیقی اشتغال داشت و در اواخر عمر نیز در منزلش کلاس موسیقی دایر کرده بود و علاقه مندان را تعلیم می داد.

شاگردان معروف صبا عبارتند از علی تجویدی، فرامرز پایور، حسین تهرانی، حسین ملک، حسن کسایی، غلامحسین بنان، محمد بهارلو، ابراهیم قنبری، رحمت الله بدیعی، مهدی خالدی، عطاء الله خرم، همایون خرم، داریوش صفوت، لطف الله مفخم پایان و ...

صبا علاوه بر اینکه ادبیات کلاسیک ایران را به خوبی می شناخت، زبان انگلیسی را خوب می دانست و از ادبیات جدید ایران نیز اطلاع داشت.

این موسیقیدان بزرگ، آثار نیما و هدایت را می خواند و با نیما و شهریار روابط نزدیک داشت.

او با شهریار از ایام جوانی دوست و رفیق گرمابه و گلستان بود. این دوستی تا پایان عمر او دوام کرد و در زمان مرگ نیز شهریار بر بالین او حضور داشت.

صبا در 29 آذر ماه سال 1336 در سن 55 سالگی به علت ناراحتی قلبی چشم از جهان فروبست. آرامگاه صبا در ظهیرالدوله شمیران در خیابان دربند واقع شده که آن نیز در دست ویرانی است
__________________________________________
موزه امام علی(ع)

آدرس : ولی‌عصر شمالی‌، بالاتر از میرداماد، روبروی اتوبان نیایش (بلوار اسفندیار)

در خردادماه سال 82 افتتاح شده است و در بنایی 4 طبقه واقع می‌باشد. همانطور كه از نام این موزة پیداست همة فعالیت‌هایی كه در این موزه انجام می‌شود مربوط به حضرت علی (ع‌) می‌باشد. و شامل تابلوهای نقاشی‌، نقاشی‌های قهوه‌خانه‌ای و آثاری مربوط به پرده خوانی در زمان‌های قدیم می‌باشد.
آثار هنرمندان خوشنویس كه در رابطه با مسائل مذهبی كار انجام داده‌اند ازدیگر آثارست كه در این موزه وجود دارد. در طبقه همكف این موزه نمایشگاه‌های دوره‌ای برگزار می‌شود كه چندی پیش اصل پردة كعبه كه به ایران هدیه شده بود در این نمایشگاه در معرض دید عموم قرار گرفت‌. آمفی‌تئاتری در این موزه وجود دارد كه جلسات عرفانی ادبی و فرهنگی با حضور نویسندگان و شعرای كه كارهای مذهبی انجام داده‌اند، در این مكان برگزار می‌شود.
در طبقه اوّل مرمت آثار تأسیسات نمازخانه
در طبقه همكف‌) نمایشگاه ادواری
در طبقه 1 ) تابلوهای نقاشی معاصر
در طبقه 2 ) آثار خوشنویسی مستقر می‌باشد

روزهای بازدید همه روزه
ساعت کار 9-16
بهای بلیت (اتباع ایرانی) 300
بهای بلیت
( اتباع خارجی ) 2000
تلفن 2017471
نشانی خیابان ولی‌عصر
__________________________________________
موزه تنوع زیستی

آدرس : تهران بزرگراه همت پارك پردیسان

این موزه در پارك طبیعت پردیسان و در فضایی با مساحت داخلی 1800 متر مربع در شمال غربی شهران واقع شده است كه در فروردین ماه سال 1383 توسط ریاست محترم جمهوری افتتاح گردید. موزه با تاكید بر اهمیت و ارزش تنوع زیستی و در راستای وظایف قانونی سازمان حفاظت محیط زیست ایجاد شده است و هدف مدیریت موزه همواره این بوده است که با استفاده از کادر کارشناسان خود نقش موثری در تحقیقات، اطلاع رسانی و آموزش برای گروه های مختلف سنی و علاقه مندان به محیط زیست ایفا نماید.

روزهای بازدید همه روزه به جز ایام سوگواری
ساعت کار 9-15
بهای بلیت (اتباع ایرانی) رایگان
بهای بلیت
( اتباع خارجی ) 2000
__________________________________________
موزه پست و تلگراف

آدرس: خیابان امام خمینی

موزه پست و مخابرات در بهمن ماه 1369 به نام موزه پست شروع به كار كرد. این موزه در یكی از قدیمی‌ترین و شكیل‌ترین عمارت‌های دولتی تأسیس شده كه از دو طبقه بنا متشكل از سالن‌ها و غرفه‌های متعدد تشكیل شده و مكانی مناسب جهت بازدید مشتاقان دیدار آثار تاریخی و كهن است‌.
در 20 اسفند ماه 1374، به استناد موافقت سازمان امور اداری و استخدامی كشور، موزه پست به موزه وزارت پست و تلگراف و تلفن و در 12 مرداد ماه 1378، به موزه پست و مخابرات تغییر نام داد.
این بنا در 1307 ش‌، در زمان وزرای قدیم پست‌، صوراسرافیل و نظام‌الدین حكمت‌، با صرف هزینه پانصد هزار تومان و با مساحت 15000 متر مربع در خیابان سپه (امام‌خمینی‌) تأسیس گردید. قسمتی از این ساختمان (یك‌سوم‌) در كنار سردر باغ ملی‌، كه قبلاً اداره گمركات پست بوده‌، به موزه اختصاص داده شده است‌.
استفاده از ستون‌های سبك نو هخامنشی در ساختمان پست به قدری جالب و موفق بود كه در شكلی بارزتر و حجمی وسیع‌تر در عمارت نظمیه یا كاخ شهربانی به كار گرفته شد.
شایان ذكر است كه كاروان‌سراهای چهار ایوانی با وجود رونق و رواج ساختشان در دوره اسلامی‌، ریشه در دوران قبل از اسلام دارند و قدمت بناهای چهار ایوانی به پیش از اسلام‌، به خصوص دوره ساسانیان‌، بر می‌گردد و بسیاری از كاخ‌ها به این شكل ساخته شده‌اند.
بنای پست در منطقه‌ای فرهنگی تاریخی به نام میدان مشق واقع شده كه اكثر ساختمان‌های آن از قاجاریه تا پهلوی اول زمان گذاری شده‌اند و به غیر از بنای وزارت جنگ‌، مقابل سردر باغ ملی كه متعلق به دوره ناصری است‌، ساختمان‌های این محوطه در زمان وزارت جنگ پهلوی اول بنا شده است‌.
در ساختمان موزه مانند سردر باغ ملی و سایر بناهای میدان مشق و هم عصر، از مصالح مشابهی استفاده شده است‌; از جمله از سنگ در پی (ستون و سرستون و كف و پله‌ها) و آجر در بیش‌تر نقاط بنا و بدنه و در و پنجره و سقف چوبی و بام شیروانی استفاده شده و در تركیب این مصالح نهایت ظرافت و زیبایی مد نظر قرار گرفته است‌.
زیر زمین موزه با دو متر بالاتر از سطح خیابان در حالت نیم سطح قرار گرفته است‌. بنای موزه سه در ورودی شمالی‌، جنوبی و غربی دارد كه در حال حاضر ورودی شمالی مسدود است‌. موزه با 43 متر عرض و 53 متر طول‌، و حدود 2279 متر مربع مساحت دارد.
كل بنای پست دارای یك محور مركزی است كه شرق و غرب بنا را قرینه ساخته است‌. این محور در حال حاضر ورودی منطقه 11 پستی است‌، كه قسمت غربی آن (موزه پست و مخابرات‌) درست معادل شرق آن كه در حال بازسازی و احیا است‌، ساخته شده است‌. عمارت پست و گمرك تهران از پست ایالتی تهران (یال شرقی‌)، گمرك امانات پستی و دو قسمت دیگر تشكیل شده است كه در آینده نزدیك به موزه فعلی اضافه و تبدیل به یكی از بزرگ‌ترین موزه‌های ارتباطات (پست و مخابرات‌) در دنیا خواهد شد.
موزه پست و مخابرات از هشت غرفه تشكیل گردیده است كه در دو طبقه بنا قرار گرفته‌اند. طبقه اول شامل غرفه‌های تشریفات یا وزرا است كه شامل تصاویری از وزرای پست و تلگراف و تلفن‌، از اولین وزیر تلگراف‌، علی قلی خان مخبرالدوله (1255 ش / 1293 ق‌) تا وزیر وقت است‌. سالن تمبرهای داخلی شامل 1100 سری تمبر از سه دوره قاجاریه‌، پهلوی و جمهوری اسلامی است و نیز دو ویترین مربوط به كلیشه ادیسون و كلیشه تمبر احمدشاه و در انتهای سالن‌، ماكت پستچی زمان قاجاریه و نمادی از كوچه پست قرار دارد. غرفه اشیای پستی شامل صندوق‌های پستی دوره پهلوی‌، انواع مهرهای دستی‌، گرد، ساده‌، بیضی‌، مستطیل و غلتكی‌، نمونه‌های مهرهای مصرفی دفاتر پست خارج از كشور، مهر روز جمهوری اسلامی‌، انواع حكم‌های دولتی‌، حكومتی‌، دستگاه‌های دستی و برقی قدیمی ابطال تمبر، دستگاه‌های دستی و برقی قدیمی نقش تمبر، دستگاه تایپ قدیمی و ویترین هایی از قبیل ویترین سیم و سرب و انواع پلمپ شكن‌، وسایل و پاكت‌های پست مالی‌، قاب عكس‌های وسایل پستی دوره قاجاریه و تصاویر كاركنان پست دوره قاجار است‌.
غرفه راه ابریشم یا سالن مركزی شامل انواع وسایل ارتباطی قدیمی و حمل محموله‌های پستی اعم از ارابه‌، ماشین سه چرخ و هواپیما، ویترین‌های وسایل و هدایایی از كشورها، دولت‌ها و اشخاص مختلف‌، چندین نمونه از مجسمه‌های پستچی‌های زمان قاجار، نقشه راه‌های مختلف پستی و ارتباطی‌، صندوق‌های پستی قدیمی زمان قاجار و در راهروهای طبقه اول‌، پانل‌هایی از عكس‌های كاركنان پست قدیم و پستچی‌های زمان قدیم و ویترین وسایل اهدایی از شخصیت‌های مختلف است‌. هم‌چنین‌، در طبقه اول قسمت‌های اداری‌، فروشگاه و كتاب خانه قرارداد و كتاب‌هایی راجع به تاریخچه پست و تلگراف و تلفن‌، تمبر و منابع قدیمی درباره ارتباطات به زبان‌های فارسی‌، لاتین و فرانسوی كه دانشجویان و محققان در امور ارتباطات و معماری می‌توانند از منابع بهره‌برداری كنند.
طبقه دوم متشكل از سالن تمبر بین الملل و شامل قطعه‌هایی از تمبرهای منتشره توسط 130 كشور عضو اتحادیه جهانی پست و هم‌چنین ویترین‌های افقی شامل پاكت‌های مهر روز اهدایی شخصیت‌های مختلف‌، تمبر و پاكت‌های ارسالی از كشورهای مختلف است‌.
غرفه اشیای پستی شامل انواع ترازوهای قدیمی پست‌، نمونه صندوق‌های پستی كشورهای مختلف از جمله برزیل‌، مصر، كانادا، آلمان‌، مكزیك و سوئد است‌.
غرفه شماره یك مخابرات شامل انواع وسایل ارتباطی از مورس تا ماهواره زهره‌، تله تایپ‌، تلگراف‌، تلكس‌، فاكس و نمونه تیروسیم است‌.
در این غرفه هم‌چنین ویترین افقی مربوط به نمونه دست‌خط حضرت امام (ره‌) در خصوص ثبت تلفن منزل ایشان به اداره تلفن شهرستان قم در 1341 مشاهده می‌گردد.
غرفه شماره دوی مخابرات شامل انواع دستگاه‌های تلفن مغناطیسی صد شماره‌ای قدیمی‌، دیواری‌، دستگاه‌های ارتباطی قدیمی مثل دستگاه گیرنده و فرستنده و تلفن بی‌سیم‌، میز سوئیچ برد، دستگاه اندازه‌گیری و آزمایش خطوط كاریر و تلفن‌های مغناطیسی رومیزی است‌.
در طبقه دوم نیز بخش‌های اداری‌، سالن اجتماعات با گنجایش 100 نفر جهت نمایش فیلم و CD و نیز برگزاری جلسات و همایش‌ها و سالن كنفرانس كه مربوط به جلسات اداری هیئت امنای موزه پست و مخابرات و جلسات داخلی است‌، و هم‌چنین بوفه جهت پذیرایی از بازدید كنندگان قرار دارد.
مهندس نیكلای ماركوف‌، معمار ساختمان اداره پست تهران‌، این سبك خاص معماری را در نهایت ظرافت هم در این بنا و هم در دیگر بناها پیاده كرده است‌. سبك وی در معماری هم مدرن‌، هم التقاطی و هم ایرانی‌، هم غربی است‌. شایان ذكر است كه طراح و شروع كننده عمارت پست ماركوف و تمام كننده آن مهندس مظلومیان‌، از مهندسان شهرداری تهران‌، بوده است‌.
از ویژگی‌های سبك معماری رضاخانی (پهلوی اول‌) تركیب سبك‌های معماری دوران‌های مختلف تاریخی ایرانی و غربی با هم و شكل‌گیری سبكی خاص با عملكرد امروز خود است كه در بنای پست‌، این تركیب به صورت تزیینی در ستون و سرستون‌های متصل به بدنه و طاق نماهای آجری دور تا دور صحن مركزی در طبقه بالا مشهود است‌. سبك معماری و پلان ساختمان به گونه‌ای است كه یادآور كاروان سراهای چهار ایوانی است‌; به خصوص به خاطر وجود شاه‌نشین در بنا، كاروان‌سرا گونه ساخته شدن بنا تأیید می‌شود. شاه‌نشین طبقه اول رو به روی طاق نمایی به عرض چهارونیم متر، كه اتاق روابط عمومی است‌، و دیگری رو به روی طاق نمایی با عرض پنج متر در طبقه دوم‌، كه اتاق كنفرانس است‌، قرار دارد. در هر دو مورد پنجره‌ها عریض‌تر از سایر اتاق‌ها و غرفه‌های موزه است‌.
در تركیب معماری بنا، هم سبك معماری دوره هخامنشیان قابل تشخیص است و هم سبك معماری دوره اسلامی‌. مورد اول در ستون نماهای چهارگوش بیرونی بنا در ضلع جنوبی ساختمان‌، كه به صورت خوابیده و چسبیده به پیكره بناست و پایه ستون و سرستون دو گاو پشت به هم‌، به صورتی نمادین یادآور ستون و سرستون‌های تخت جمشید است و سبك دوران اسلامی در طاق نماهای گنبدی شكل آجری دور تا دور حیاط مركزی‌، در طبقه دوم قابل بررسی است و با سبك معماری صفویان هم خوانی و قرابت دارد.
__________________________________________
موزه بانك

آدرس: خیابان امام‌خمینی

ساختمان موزه بانك یكی از قدیمی‌ترین بناهایی است كه به نام بانك شاهنشاهی ایران در 1267 ش تأسیس شد و به موجب امتیازی كه از طرف ناصرالدین شاه به شخصی انگلیسی به نام بارون جولیوس دو رویتر مؤسس خبرگزاری رویتر اعطا گردید، كار خود را در همان زمان آغاز كرد.
بانك شاهی ایران در مدت كار خود در ایران با موانع و مشكلاتی مواجه بود كه مهم‌ترین آن‌ها را باید رقابت صرافان ایران‌، رقابت بانك استقراضی روس‌، تنزل بهای نقره و لطمات ناشی از لشكركشی متفقین و متحدین به ایران در جنگ جهانی اول نام برد.
در نخستین سال‌های پس از جنگ جهانی اول‌، بانك به علت داشتن حق نشر اسكناس‌، هم‌چنان مقام اول را در اقتصاد ایران دارا بود، تا آن كه در 1309 ش‌، حق نشر اسكناس از طرف دولت ایران باز خرید و انتشار اسكناس به بانك ملی واگذار شد.
آخرین بانكی كه قبل از انقلاب در این ساختمان فعالیت داشت بانك بازرگانی ایران بود و سرانجام در 29 آذر 1358، بنا به تصویب مجمع عمومی بانك‌ها، بانك تجارت از ادغام 11 بانك تشكیل گردید.
ساختمان موزه با قدمتی بیش از یك قرن‌، بنایی آجری است با مساحت قریب به 1535 مترمربع كه از سه طبقه مجزا، شامل زیرزمین‌، هم‌كف و فوقانی تشكیل یافته و با سه مسیر جداگانه به محوطه اصلی ساختمان كه مشرف به فضای سبز است‌، متصل می‌گردد.
در حال حاضر، طبقه هم‌كف و فوقانی با تلاش مسئولان بانك و هنرمندان مرمت و بازسازی گردیده و به نمایش آثار بانكی و فرهنگی‌، مشتمل بر اسناد، اشیا و تابلوهای قدیمی متعلق به بانك اختصاص یافته است‌.
در این موزه مجموعه آلبوم بازی‌های المپیك كانادا (1976) و سكه‌های طلای یادبود افتتاح بانك ملی‌، سكه‌های مدور طلا به مناسبت پنجاهمین سال شاهنشاهی پهلوی و یك جفت دكمه سردست اشرفی طلا مربوط به عزیزالله‌خان سردار بجنوردی با زنجیر و گیره مربوط به دوره قاجاریه (1297) و هم‌چنین اسكناس‌های سه تومانی‌، پنج‌تومانی‌، 10 تومانی و ... از دوره قاجاریه‌، و نیز ماشین‌های فاسیت پریما ساخت ایتالیا، ماشین تایپ اپتیما و ... به نمایش گذاشته شده است‌.

روزهای بازدید همه روزه
ساعت کار ۹- ۱
بهای بلیت (اتباع ایرانی) رایگان
بهای بلیت
( اتباع خارجی ) رایگان
تلفن ۹-۳۱۱۰۰۱۰
نشانی میدان امام خمینی خیابان فردوسی کوچه طبس بانک سپه اداره مرکزی
__________________________________________
موزه سینمای ایران

آدرس : خیابان ولی‌عصر، باغ فردوس

فكر ایجاد موزه سینمای ایران در 1373 با حمایت مهندس سیدمحمد بهشتی در زمان ریاست مركز توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری تهران مطرح شد و در 1377 در مراسمی‌، فاز اول موزه سینمای ایران در خیابان لاله‌زار، كوچه پیرنیا افتتاح شد. انتشار چند كتاب‌، یك مجموعه كارت پستال‌، یك مجموعه موسیقی متن فیلم‌های ایرانی و برگزاری جشن‌های 100 سالگی سینمای ایران‌، آغاز فعالیت‌های موزه سینما بود.
سرانجام در 1380، با حمایت و كمك وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‌، معاونت امور سینمایی‌، سازمان میراث فرهنگی‌، شهرداری تهران و بنیاد فارابی‌، موزه سینمای ایران در بخشی از باغ فردوس‌، كه قبل از انقلاب ستاد جشن هنر شیراز و نمایشگاه هنرهای تجسمی و محل اجرای كنسرت موسیقی بود و سپس در سال‌های پس از انقلاب‌، مركز آموزش فیلم‌سازی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد، با حضور سیدمحمد خاتمی‌، رئیس‌جمهور، افتتاح شد.


امكانات موزه عبارتند از:
عكس‌ها: شامل هزاران عكس از صحنه‌های فیلم‌های سینمایی‌، پشت صحنه و مراحل فیلم‌سازی و فعالیت‌های سینمایی و هنرمندان و دست اندركاران صنعت و هنر سینما است كه قدیمی‌ترین آن به نخستین روزهای نمایش فیلم در ایران باز می‌گردد;
فیلم‌نامه‌ها: شامل 400 فیلم‌نامه ساخته شده است‌;
اعلان‌ها: بیش از 2500 اعلان سینمایی از دهه 1310 تاكنون گردآوری شده و بخشی از آن به نمایش گذاشته شده‌است‌;
جایزه‌های داخلی و بین‌المللی‌: بخشی از جوایز و افتخارات بین‌المللی سینمای ایران كه عمدتاً به دوره جمهوری اسلامی تعلق دارد، در موزه جمع شده و تكمیل آن ادامه دارد;
كتاب‌ها: شامل كتاب‌های سینمایی از نخستین چاپ‌ها تاكنون است كه به حدود 8000 جلد می‌رسد;
اسناد و مدارك‌: حدود 3000 قطعه سند شامل اسناد دولتی‌، نمایش‌ها، قراردادها، اسناد تاریخی‌، اسناد مالكیت‌، سینماها و ... از حدود 90 سال پیش تاكنون موجود است‌;
فیلم و ویدئو: 1000 فیلم سینمایی ایرانی به همراه 500 عنوان نمونه كوتاه (آنونس‌) آرشیو تصویری فعلی موزه را تشكیل می‌دهد;
مطبوعات‌: شامل 5000 جلد نشریه است كه قدیمی‌ترین آن متعلق به 1309 است‌;
اسباب سینما توگراف‌: شامل حدود 300 دستگاه و ابزار قدیمی است كه عمدتاً بسیار قیمتی و قابل نمایش در موزه است كه قدیمی‌ترین این دستگاه‌ها متعلق به 1309 و اغلب ساخت صنعتگران قدیمی سینمای ایران است در همان زمان موجب شگفتی فن‌كاران خارجی می‌شده است‌;
لباس‌، دكور و گریم‌: شامل نمونه‌های تاریخی لباس‌، دكور سازی‌، صحنهآرایی و چهره‌پردازی است كه تلاش بسیار زیادی برای جمعآوری آن‌ها صورت گرفته است‌.

تالارهای موزه شامل 7 تالار است ، با ورود به محوطه باغ از طریق پله های ساختمان زیبای باغ فردوس می توان وارد تالارهای موزه شد. در طبقه فوقانی 3 سالن وجود دارد و از داخل تالار سوم سینما به وسیله پله های مارپیچ می توان 4 تالار دیگر را بازدید کرد.

تالار اول
تاریخچه ورود سینما به ایران

پرده خوانی | شهر فرنگ |پوسترهای اولیه | پیشگامان | اسباب سینما توگراف

تالار دوم
سینما در سالهای١٣٨٠-١٣٣٠

تالار سوم
جوایز و حضور بین الملل سینمای ایران

تالار چهارم
سینمای جنگ و دفاع مقدس

تالار پنجم
ارامنه و سینمای ایران

تالار ششم
بخش کودک و نوجوان

تالار هفتم
اتاق صدا، دوبله و موسیقی

بازدید از موزه روزهای شنبه‌، یك‌شنبه‌، سه‌شنبه‌، چهارشنبه و پنج‌شنبه از ساعت 10 تا 17 و جمعه‌ها 14 تا 17 امكان‌پذیر است روزهای دوشنبه و ایام سوگواری موزه تعطیل است

کدام تحویل سال، کدام خانواده؟

هر سال، چند هفته قبل از عید، دیالوگ های عاشقانه ای راجع به تحویل سال، بین زنان و مردان خانواده ها رد و بدل می شود. بعضی از این گفتگو ها به خیر و خوشی تمام می شود، بعضی شان باعث درگیری و پرتاب ماهیتابه و احیانا خونریزی می شود، بعضی با قهر و اخم هنوز هم ادامه دارد و بعضی هم بی نتیجه رها می شود.

علی نیک سرشت- بخش خانواده ایرانی تبیان

کدام تحویل سال، کدام خانواده؟

 

 

شوهر به همسر می گوید: شما مثل اینکه یادت رفته ها ! و همسر محترم در حالیکه چانه اش را بالا می اندازد و چشمانش را نازک می کند می گوید: نه اتفاقا حسابش رو دقیق دارم!! شوهر اما از رو نمی رود و ادامه می دهد: بابا جان! همین سال پیش نبود که عموی مادر شما، دو روز مانده به عید، گفتن دلم برای برادرزاده ام و دخترش قد یه عدس کوچیک شده! عید رو بیاین پیش ما ؟! نگفت ؟ بعدشم مادر و پدر و شما با بغض و خواهش ما رو بردن شهرستان پیش عموی محترم جنابعالی؟ 

و همسر که انگشتانش از شدت بهم فشار داده شدن رنگ ندارد، پاسخ های رگباری اش را در ذهنش مرور می کند، نفسی می گیرد و شروع می کند....

اصطلاح معروفی بین مشاوران ازدواج متداول است که می گوید: ازدواج مثل کنکور است، اگر با موفقیت سپری شود تازه باید برای بعد از آن فکر و برنامه داشت.

اگر همه تلاش تان را کردید و نتوانستید جمع های دورهمی که قبل از این اشاره شد را تدارک کنید، از اصل قدیمی (یکی من یکی تو) استفاده کنید

یکی از چالش های همیشگی بین همسران گرامی، همین نوروز باستانی عزیز است. در نظر همه ما این یک آیین ایرانی کهن و مبارک است، اما با بعضی بد اخلاقی ها، تمامی شیرینی های آن تبدیل به زهر می شود. سوال اساسی این است که نوروز در کنار کدام خانواده عید را سپری کنیم؟ 

خانواده شوهر مقدم ترند یا خانواده همسر؟به واقع خون کدام رنگین تر است؟

واقعیت این است که فی نفس ذاته! هیچ کدام از خانواده ها بر دیگری برتری ندارد. یعنی هیچ قانون از پیش تعیین شده ای نمی تواند تعیین کند که هر سال شمسی در موعد نوروز، دستورالعمل حضور در خانواده ها به چه صورت باید باشد. اما از آنجا که ممکن است شما هم در گیر این چالش ها و مسائل باشید، ما سعی می کنیم دو راهکار ساده را برایتان مطرح کنیم تا به حول و قوه الهی از دردسر و ناراحتی های احتمالی تان کاسته شود.

یکی برای همه، همه برای یکی!

بهترین و شاید دم دستی ترین راه حل، این است که بتوانید به نوعی همه خانواده ها را در کنار یکدیگر جمع کنید. از چند هفته قبل از عید برنامه نوروز را با همسرتان تنظیم کنید. از خانواده هایتان به صورت تلفنی قول بگیرید که در زمان تحویل سال به کسی وعده نکنند.

با یک برنامه ساده و یک پذیرایی محترمانه، برنامه دورهمی خاطره انگیزی را تدارک کنید. هم پدر و مادر شما، هم پدر و مادر همسر شما، می خواهند موقع سال تحویل در کنار فرزندشان باشند، خب چه چیز بهتر از اینکه همگی با هم در یک مکان جمع شوند.

اگر هنوز مستقل نشده اید و در منزل خودتان نقل مکان نکرده اید، یکی از خانه های والدین را انتخاب کنید و از والدین دیگر دعوت کنید به آن جا تشریف بیاورند. اما یادتان باشد که شما باید میزبان باشید!

این موضوع را به طور جدی پیگیری کنید و بر آن اصرار بورزید که همه کارها را خودتان انجام دهید. این روش به قدری موثر است که ذره ای دلخوری و ناراحتی برای کسی باقی نخواهد گذاشت؛ به علاوه اینکه به یک سنت خیر دائمی تبدیل می شود و دیگر حساب سال های بعدی از همین حالا مشخص است. هر دو خانواده می دانند که دم عید با هم یک جا خواهند بود.

باجناق ها و جاری ها، برادر زن ها و خواهر شوهر ها !

نکته ای که ممکن است باقی بماند این است که باجناق و جاری و غیره و ذلک هم والدینی دارند که با والدین ما مشترک نیستند. این یعنی که درخواست همراهی لحظه سال تحویل از سمت آنان هم مطرح است. 

نگران این موضوع نباشید، راه حل قبلی ما همچنان کاربردی است. اگر می خواهید از پس این مشکل هم بربیابید کافی است از این عزیزان هم خواهش کنید تا لحظه تحویل سال را در کنار شما بگذرانند. اگر منزل تان مناسب این کار نیست از منزل بزرگ تر یکی از خانواده ها استفاده کنید.

تدارک برنامه را به صورت مشترک با بقیه خانواده ها انجام دهید و به آن ها توضیح دهید که قدیمی های ما همه همین کار را می کردند از این جهت که جمع های ایرانی، هر چه شلوغ تر باشند، گرم تر و صمیمی ترند.

این ایده نه تنها کدورت های جزیی بین افراد را ناخودآگاه برطرف می کند بلکه باعث می شود شما و همسرتان به عنوان زوج گرم و گل فامیل در ذهن ها باقی بمانید و همه دعاگوی شما به خاطر پیشنهاد خوب تان باشند.

با یک برنامه ساده و یک پذیرایی محترمانه، برنامه دورهمی خاطره انگیزی را تدارک کنید. هم پدر و مادر شما، هم پدر و مادر همسر شما، می خواهند موقع سال تحویل در کنار فرزندشان باشند، خب چه چیز بهتر از اینکه همگی با هم در یک مکان جمع شوند

اما اگر نشد!

اگر همه تلاش تان را کردید و نتوانستید جمع های دورهمی که قبل از این اشاره شد را تدارک کنید، از اصل قدیمی (یکی من یکی تو) استفاده کنید. در یک جمع خانوادگی که اوضاع بر وفق مراد است و هر دو خانواده حضور دارند، اعلام کنید که امسال قصد دارید لحظه سال تحویل را در کنار کدام خانواده باشید.

علت های تصمیم تان را به وضوح ذکر کنید و تاریخچه نوروزهای قبلی را یادآوری کنید تا سو تفاهمی ایجاد نشود. البته به طور شفاهی و مشخص به خانواده ای که پیش آن ها نخواهید بود بگویید که به سرعت برای عید دیدنی مزاحم شان می شوید.

خانواده ها با این توضیحات شما درک خواهند کرد که این تصمیم گیری برای شما دو نفر دغدغه مهمی بوده و این تصمیم شما را که با برخورد خوب تان همراه شده خواهند پذیرفت.

در آخر امیدواریم که موضوع سال تحویل و اینکه در کنار کدام خانواده باشید،هیچ گاه برای شما زوج های ایرانی به چالش و نگرانی تبدیل نشود و به خوشی و سلامتی از پس این تصمیم گیری زندگی مشترک هم بر بیایید.

پنج شنبه, 19 اسفند 1395 21:44

پدیده شوم قرن !(4)

پدیده شوم قرن جدید

 

حسن حسن و جمعی از نویسندگان

مترجم: محمدحسین باقی

در این مجموعه که پیش رو دارید «داعش» از زاویای مختلف به تفصیل بررسی شده است. این مجموعه 8 فصلی رویکرد فرقه‌گرایانه و ایدئولوژیک داعش، تاثیراتی که از عربستان سعودی گرفته، برند و دکترین داعش، «دولت کاغذی» تا «اعلام واقعی خلافت»، وب‌سایت‌ها و متفکران جهادی، آبشخورهای فکری داعش از گذشته تاکنون، یگان‌های زنان داعش با عنوان «الخنسا»، نحوه تشکیل ولایت‌های داعش‌نشین در سراسر خاورمیانه و چگونگی پیوستن تروریست‌ها به این استان‌ها و در نهایت تحلیل زبان شناختی/ مفهومی مجله دابق را به تفصیل بررسی کرده است. این مجموعه به دل داعش رفته و ضمن کالبدشکافی این گروه ناگفته‌هایی از این «پدیده شوم قرن 21» به دست داده است.

 

بخش سی و یکم

 

در بخش قبل به نزاع میان «دولت اسلامی عراق» و «ارتش اسلامی عراق» اشاره و گفته شد که ترکی بن‌علی به‌عنوان تئوری‌پرداز داعش به گروه‌های رقیب به شدت تاخت و مشروعیت آنها را زیر سوال برد. همچنین به روابط داعش و القاعده و درنهایت گسست در روابط آنها نیز اشاره شد؛ چراکه داعش راه طغیانگری در پیش گرفته بود و عملا نه تنها رهبری القاعده را زیر سوال برد، بلکه مشروعیت آنها را هم مورد سوال قرار داد.

 

«عطیه الله اللیبی» در نامه‌ای مورخ دسامبر 2005 به زرقاوی اظهار کرد که اساسا هچ همکاری‌ای میان رهبری و شاخه عراقی اش وجود ندارد. او به «اختلال فعلی و فقدان ارتباطات» اشاره داشت. او «دستور» مستقیمی به زرقاوی داد تا اولویت را به اعزام قاصدان برای دیدار با رهبران القاعده بدهد. او افزود که آماده کردن قاصدان مهم‌تر از آماده کردن «برادران برای عملیات‌های خاصی مانند عملیات اخیر در هتل امان» است که منظور، مجموعه حملاتی به هتل‌ها در پایتخت اردن در ماه نوامبر بود. ارتباطات با اعلام تاسیس به اصطلاح «دولت اسلامی» بهبود نیافت. در مارس 2008، ظواهری به ابوحمزه المهاجر نامه‌ای نوشت و خواستار «گزارش‌های جامع و مفصل در مورد شرایط فعلی‌شان» شد و اشاره کرد که این درخواست بارها تکرار شده است. او به نامه خود نامه قدیمی دیگری از سیف العدل ضمیمه کرده بود که تاریخ آن به نوامبر 2007 باز می‌گردد که از ابوحمزه می‌خواست تا «ارتباطات را فراموش نکند زیرا ما در انتظار اخبار جدیدتان و گزارش‌ها در مورد شرایط تان خواهیم بود. تمام درخواست‌های قبلی ما هنوز منتظر پاسخ به آنها هستیم.» وقتی اخبار در نهایت به رهبری القاعده رسید، از وضعیت اوضاع در عراق شوکه شدند. تاسیس «دولت اسلامی» شکستی فضاحت بار بود. در اواخر آوریل 2007، قاضی ارشد «دولت به اصطلاح اسلامی»- که یک سعودی بود به نام ابو سلیمان العُطیبی- نامه‌ای به رهبران القاعده نوشت و آنها را نسبت به وضعیت دلسرد‌کننده آگاه کرد. نه تنها «دولت اسلامی» در حال از دست دادن سرزمین در قلمروش بود – مانند الرمادی- بلکه رهبرانش برداشت درستی از واقعیت ندارند. ادعای تکراری ابوحمزه مبنی بر کسب حمایت تعداد زیادی از شیوخ قبایل عرب کاملا نادرست بود. جناح رسانه‌ای «دولت اسلامی» ویدئوهایی از عملیات‌های قدیمی منتشر کرد که گویی جدید هستند. این گروه در یک وضعیت بی‌نظمی بود. در اعلام دولت سرعت به خرج داده شده بود و «امیرالمومنین» ابوعمر البغدادی به‌صورت اتفاقی انتخاب شده بود. وقتی رهبران القاعده نامه را تقریبا در پایان سال، دریافت کردند کاملا نگران شدند. آنها خواستار پاسخی کامل از جانب ابوحمزه شدند. با این حال، در بهار 2007، یکی از علمای مذهبی ارشد القاعده که یک فلسطینی به نام «ابو الولید الانصاری» نام داشت نامه‌ای تند به البغدادی و ابوحمزه فرستاد و از ناکامی آنها برای مشورت با القاعده پیش از اعلام دولت‌شان انتقاد کرد.

 

بخش سی و دوم

 

در بخش قبل اشاره شد که «دولت اسلامی» در سال 2007 عملا شکست خورد. وقتی خبر شکست این گروه به رهبری القاعده رسید، آنها نگران شدند. «دولت اسلامی» در یک وضعیت بی‌نظمی بود. در اعلام دولت سرعت به خرج داده شده بود و «امیرالمومنین» ابوعمر البغدادی به‌صورت اتفاقی انتخاب شده بود. در بهار 2007، یکی از علمای مذهبی ارشد القاعده که یک فلسطینی به نام «ابو الولید الانصاری» بود نامه‌ای تند به ابو عمر البغدادی و ابوحمزه فرستاد و از ناکامی آنها برای مشورت با القاعده پیش از اعلام دولت‌شان انتقاد کرد.

 

انصاری مخالف ایده انحلال دولت بود زیرا چنین اقدامی به نفع «دشمنان» است اما او آشکارا از تاسیس آن اظهار پشیمانی کرد. او اعلام کرد که «بسیاری» در القاعده «سوالات و نگرانی‌هایی» در مورد دولت تازه اعلام شده‌ اسلامی دارند و این موجب ترس و نگرانی شده است. انصاری از رهبران امارت جدید خواستار گزارشی در مورد شرایط منتهی به این تصمیم شده بود. این گزارش احتمالا از سوی ابوحمزه تهیه شد که به گفته الظواهری، در نامه‌ای به القاعده «تاسیس دولت را توجیه می‌کرد.»

ماهیت واقعی روابط میان القاعده و «دولت اسلامی» برای مردم چندان فاش نشده است. در سال 2014، ظواهری اعلام کرد که ابوحمزه المهاجر در خفا بیعت «دولت اسلامی» را به رهبری القاعده اعلام کرد. ظاهرا به نظر می‌رسد این گروه با رهبر القاعده بیعت نکرده باشد؛ اقدامی که معیاری عملی برای زیرشاخه‌های القاعده به حساب می‌آید. در هر صورت، بیعت سرّی «دولت اسلامی» با القاعده ظاهرا در حال انکار و تایید باقی ماند. در سال 2011، رهبران القاعده همچنان شکایت می‌کردند که «دولت اسلامی» توجه اندکی به آنها کرده است. «آدم غدن»، سخنگوی آمریکایی القاعده که به بن‌لادن مشاوره می‌داد خواستار «قطع روابط سازمانی» با «دولت اسلامی عراق» شد زیرا به «دولتی خیالی» تبدیل شده که اقدامات متضادش و خشونت بی حد و اندازه اش باعث خدشه به چهره القاعده شده است. القاعده نه دستور و نه توصیه‌ای به رفتارهای «دولت اسلامی» کرده بود. در هر صورت، «روابط» میان دو گروه «تا چند سالی به شدت از هم گسست.»

در زمانی که ابو عمر البغدادی و ابوحمزه المهاجر در حمله مشترک نیروهای عراقی و آمریکایی نزدیک تکریت در 18 آوریل 2010 کشته شدند، «دولت اسلامی» ظاهر دولت بودن را از دست داد. ابوحمزه سال پیش از مرگش، در حال نبرد با اتهاماتی بود دال بر اینکه دولتش «یک دولت کاغذی است.» براساس شواهد ارائه شده در برابر پلیس عراق، همسرش چنین پرسید: «آن دولت اسلامی عراق که از آن صحبت می‌کنید کجاست؟ ما در صحرا و بیابان زندگی می‌کنیم.» پنتاگون در ترسیم کاهش ارزش سیاسی این گروه، در فوریه 2008 جایزه تعیین شده برای ابوحمزه را از 5 میلیون دلار به 100 هزار دلار کاهش داد. سخنگوی پنتاگون در آن زمان گفت: «ارزیابی‌های اخیر، براساس مولفه‌های بسیار، نشان می‌دهد که او به اندازه سال گذشته دیگر یک رهبر موثر القاعده در عراق نیست.» در عین حال، نفوذ ابو عمر البغدادی چنان حاشیه‌ای شد که مقام‌های آمریکایی در سال 2007 به این باور رسیدند که او بازیگری است که ویژگی افسانه‌ای دارد و دیگر برای آنها اهمیت گذشته را ندارد. با تمام این توصیفات، برخی گفتند که این سخنان درست نیست اما با این حال، غیبت البغدادی تا سال 2009 به طول انجامید.

 

انتخاب رهبر جدید

ظرف یک ماه پس از مرگ آنها، شورای شریعت «دولت اسلامی» امیر جدید را انتخاب کرد. او ابوبکر البغدادی بود که همچنان رهبر این گروه است. رهبر جدید هم مانند سلفش ادعا کرد که از قبیله قریش و از تبار پیامبر است و خود را «امیرالمومنین» نامید. هیچ بیانیه‌ رسمی‌ تا نیمه سال 2011 از سوی رهبر جدید صادر نشد تا اینکه سخنگوی جدید داعش در آن زمان یعنی ابومحمد العدنانی بیانیه‌ای را از طرف رهبر جدید قرائت کرد. چیزی نگذشت که العدنانی و البغدادی به دو تن از رهبران برجسته و جدید داعش تبدیل شدند که پیوسته پیام‌های صوتی منتشر می‌کردند. رهبران جدید که به عربی فصیح سخن می‌گفتند به مراتب سخنوران با استعدادتری نسبت به گذشتگان خود بودند. اطلاعات قابل اعتماد در مورد سوابق و هویت این دو نفر طی دو سال گذشته به دست آمده است.

به گفته العدنانی، نام واقعی ابوبکر البغدادی این بود: «ابراهیم بن عواد بن ابراهیم بن علی بن محمد البدری السامرایی.» البغدادی در سامرا متولد و بزرگ شد و در بغداد تحصیل کرد. به گفته اینترپل، او در سال 1971 زاده شد. تنها زندگینامه‌ای که از البغدادی وجود دارد از سوی ترکی بنعلی نوشته شده که در اوت 2013 منتشر شد. او علاوه بر اینکه نسب البغدادی را به پیامبر رساند اعلام کرد که وی در زمینه فقه اسلامی از دانشگاه دولتی بغداد دکترا گرفته است و کتابی در مورد ترتیل در قرآن نگاشته است و در مساجد عراق به‌عنوان واعظ حضور داشته است. در سال 2003، او یک گروه جهادی تشکیل داد و در سال 2006 به‌عنوان قاضی به «دولت اسلامی عراق» پیوست و عضو شورای شریعت آن شد. بغدادی از سوی نیروهای آمریکایی در فوریه و دسامبر 2004 دستگیر شد. به گفته وزارت خارجه آمریکا،نام واقعی عدنانی نیز «طاها صبحی فلاحه» بود که در سال 1977 نزدیک حلب در شمال سوریه متولد شد. بیوگرافی بنعلی از العدنانی چنین می‌آورد که «عدنانی و گروه جهادیون سوری با زرقاوی پیش از اشغال عراق از سوی آمریکا بیعت کرده بودند. عدنانی به عراق رفت تا از شورش جهادیون حمایت کند اما با زندانی شدن 6 ساله او در فعالیت‌هایش وقفه افتاد. عدنانی هم تمایلات علمی داشت و در اردوگاه‌های جهادیون کلام و فقه تدریس می‌کرد.

 

دوره بازگشت

در اواخر ژانویه 2012، «دولت اسلامی» در مرحله بازگشت بود. این گروه با انتشار سخنرانی‌ها و بیانیه‌هایی «بازگشت قریب‌الوقوع» خود را اعلام کرد و افزود که روزانه حامیان جدیدی را به‌دست خواهد آورد. عدنانی در فوریه 2012 اعلام کرد: «دولت اسلامی به زودی و به اذن خدا به تمام مناطقی باز می‌گردد که از او گرفته شده است.» البغدادی هم در جولای 2012 پا فراتر گذاشت و اعلام کرد که دولت اسلامی «در حال بازگشت است و سرزمین‌هایی که از قبل داشت را در کنار سرزمین‌های جدید تسخیر خواهد کرد... دولت اسلامی مرزهای فعلی را به رسمیت نمی‌شناسد و قائل به هیچ‌گونه مفهومی از شهروندی نیست.

 

 

 

 

 

 

بخش سی و سوم

 

در بخش قبل به نحوه انتخاب ابوبکر البغدادی به‌عنوان رهبر جدید داعش اشاره کردیم. اما پیش از آن داعش اهمیت خود را از دست داده بود.

 

در زمانی که ابوعمر البغدادی و ابوحمزه المهاجر در حمله مشترک نیروهای عراقی و آمریکایی نزدیک تکریت در 18 آوریل 2010 کشته شدند، «دولت اسلامی» به یک دولت کاغذی تبدیل شده بود به‌گونه‌ای که پنتاگون در ترسیم کاهش ارزش سیاسی این گروه، در فوریه 2008 جایزه تعیین شده برای ابوحمزه را از 5 میلیون دلار به 100 هزار دلار کاهش داد. انتخاب ابوبکر البغدادی خون تازه‌ای در کالبد گروهی بود که در انتظار مرگ خویش نشسته بود.

ابوبکر البغدادی با استفاده از اختلاف شیعه و سنی پایگاه خود را محکم‌تر کرد. خشونت در سال 2012 و احیای دولت اسلامی در عراق به شدت افزایش یافت. با این حال، در اواخر 2011، البغدادی گروهی از مبارزان را به سوریه فرستاده بود تا گروهی جهادی را که «جبهه النصره» نامیده می‌شد، تاسیس کنند. نقش این گروه در جنگ داخلی سوریه قابل چشم‌پوشی نیست و در نهایت با داعش وارد درگیری مسلحانه شد.

 

3- دولت تفرقه (2013 تا 2014)

در فاصله زمانی 9 آوریل 2013 و 29 جولای 2014 «دولت به اصطلاح اسلامی» - که اندک اعتباری در میان معدودی از افراد داشت- به‌دنبال طرح ریزی برای حاکمیت خود در سوریه بود. مبارزان در مورد اخبار مربوط به توسعه «دولت اسلامی» حالتی سرمستانه داشتند؛ جهادگرایی با نزاع‌های درونی در عرصه میدان جنگ و در عرصه ایدئولوژیک دچار بحران شد. شکاف‌های ایدئولوژیک که ادامه یافت، موجب جدایی حامیان القاعده و داعش در این دوره شد.

 

طرد القاعده

در 9 آوریل 2013، ابوبکر البغدادی پیامی صوتی منتشر کرد و در آن توسعه دولت اسلامی در شام را اعلام کرد. او اعلام کرد که «جبهه النصره» امتداد این گروه در سوریه است. ابومحمد الجولانی، امیر جبهه‌النصره، یکی از «سربازان دولت اسلامی» بود که با تنی چند از همراهان برای رسالتی به سوریه اعزام شد. بر همین اساس نام دولت اسلامی به «دولت اسلامی در عراق و شام» تغییر یافت. «بیرق» این گروه تازه تاسیس هم «همان بیرق خلافت خواهد بود.» پس از 6 سال و نیم، «دولت اسلامی» بار دیگر در مسیر توسعه‌طلبی قرار گرفته بود. با این حال، رقابت‌هایی میان این دو گروه درگرفت. جولانی از بیعت با البغدادی سر باز زد و در عوض با رهبران القاعده بیعت کرد و بیرق خود را نیز متفاوت از بیرق «دولت اسلامی» اعلام کرد. جولانی اعلام کرد که «رهبر ما ظواهری است نه البغدادی.» با وجود مخالفت النصره، اما داعش به سوریه حمله کرد و بسیاری از اعضای النصره را وارد صفوف خود کرد. الظواهری، رهبر القاعده، در سال 2013 در فرمانی برای حل‌وفصل موضوع اعلام کرد که دولت اسلامی به عراق محدود شود و کاری به سوریه نداشته باشد. در نگاه البغدادی، ظواهری رئیس او نبود. در اینجا نزاع البغدادی با ظواهری و جولانی شروع شد. نتیجه، آغاز درگیری مسلحانه میان داعش و النصره در سوریه و بریدن تمام‌عیار داعش از القاعده و تمام زیرشاخه‌های آن بود.

 

بیعت با البغدادی

ایدئولوگ‌های جهادی دچار اختلاف شده و نمی‌دانستند از کدام جناح حمایت کنند. برخی به دفاع از البغدادی و داعش برخاستند و برخی دیگر به حمایت از القاعده و ظواهری روی آوردند. مساله در میان علمای جهادی به «بیعت» مربوط بود. در سال 2013، تعدادی از علمای جهادی این مساله را در رساله‌هایی که در فضای آنلاین قرار می‌دادند، مطرح کردند. اولین رساله در ماه ژوئن همان سال از سوی یک تونسی به نام «شیخ ابو جعفر الحطاب» بیرون آمد که پیش‌تر عضو شورای شریعت گروه جهادی «انصار الشام» در تونس بود و در این زمان یکی از اعضای ارشد «دولت اسلامی» بود. الحطاب دو نوع بیعت را در قوانین اسلامی معرفی کرد: «بیعت محدود» و «بیعت نامحدود.»

«بیعت محدود» با رهبر یک گروه شبه‌نظامی مانند ابومصعب الزرقاوی به مثابه رهبر «القاعده در عراق» صورت می‌گیرد؛ مدت آن محدود است و مخاطبان فقط در مساله جهاد اجبار دارند. «بیعت نامحدود» با رهبر یک جامعه سیاسی صورت می‌گیرد که مدتش نامحدود است و مخاطبان در تمام قضایا ملزم به اطاعت هستند. به گفته الحطاب، بیعت با «دولت اسلامی» نامحدود است. از دریافت‌کننده بیعت نامحدود هم به‌طور سنتی انتظار می‌رود تا ویژگی‌های خاصی داشته باشد – که الزامی است برای خلیفه- مانند مسلمان بودن، مرد بودن، آزاد بودن، قریشی بودن، عادل بودن، به لحاظ عقلی سالم بودن و با سواد بودن. الحطاب اعلام کرد که البغدادی واجد تمام این ویژگی‌ها است. بیوگرافی ترکی البنعلی در مورد البغدادی که روی وب‌سایت ابو محمد المقدیسی در اوت 2013 منتشر شد، استدلال‌های مشابهی مطرح کرد. این بیوگرافی با عنوان «با البغدادی دست بیعت دهید» خواستار بیعت همگان با البغدادی شده بود. او اعلام کرده بود: «از خدا می‌خواهیم که روزی را ببینیم که شیخ بر کرسی خلافت تکیه زده باشد.»

 

مخالفان بیعت با البغدادی

در نوامبر 2013، دو روحانی و ایدئولوگ ارشدِ جهادی – المقدیسی و ابو قتاده الفلسطینی- بیانیه‌ای صادر و نسبت به بیعت با البغدادی در سوریه انتقاد کردند. ابو قتاده در نامه‌ای سرگشاده به مجاهدین در سوریه از آنها خواست تا از «اشتباهات گذشته درس بگیرند» و نسبت به «تفرق و اختلاف» در میان صفوف مجاهدین هشدار داد. او با به چالش کشیدن عنوان «امیرالمومنین» برای البغدادی گفت: «هیچ امیر مستقری وجود ندارد که بتوان چنین عبارتی را برای او به‌کار برد.» او گفت داعش یک «دولت» واقعی نیست بلکه «فرمانده میدان جنگ» است همچون سایر گروه‌های جهادی. به دیگر سخن، بیعت با «دولت اسلامی» یک «بیعت محدود» بود. ابوقتاده از علمای جهادی برای حمایت از بیعت با البغدادی انتقاد کرد و گفت فتاوای آنها بازتاب «ساده لوحی و بچگی» است و نویسندگان این فتاوا هم «بچه‌های دبستانی» یا «متظاهران به علوم مذهبی» هستند. المقدیسی هم ادعای دولت بودن داعش یا جایگاه خلافت برای این گروه را رد کرد و گفت: «تفاوت روشنی میان فرماندهان میدان جنگ... و دولتی با ظرفیت سیاسی وجود دارد.» او گفت مسیر حرکت به سوی دولت باید «مراحل» خاصی داشته باشد که منجر به «ظرفیت سیاسی» شود. او افزود حذف هر یک از این مراحل – مثل اعلام زودهنگام دولت- خطرناک است زیرا موجب جنگ داخلی می‌شود. مقدیسی به «برادران مان در النصره و برادرانمان در دولت اسلامی در عراق و شام» توصیه کرد تا «زیر یک بیرق و یک امیر» بجنگند. بی تردید آن امیر، البغدادی نخواهد بود. او تاکید کرد که این رهبر باید سوری باشد تا بتواند خواسته مردم سوریه را برآورده سازد.

 

 

 

 بخش سی و چهارم

 

در بخش قبل به سومین دولت داعش با عنوان «دولت تفرقه (2013 تا 2014)» اشاره و گفته شد که در این بازه زمانی داعش اعتبار اندکی داشت. این گروه با دو بحران مواجه بود: یکی نبرد در میادین جنگ با مخالفان و دیگر هجمه ایدئولوژیک از سوی گروه‌های رقیب. در این دوره رقابت با النصره و القاعده شروع می‌شود که نتیجه آن طرد داعش از سوی القاعده بود. در این دوره بود که بحث «بیعت محدود» و «بیعت نامحدود» از سوی ایدئولوگ‌های داعش مطرح شد. موافقان و مخالفان البغدادی رخ نمودند و صفوف موافق و مخالف روشن شد.

 

شکاف میان علما

علمای حامی داعش به سرعت پاسخ المقدیسی و قتاده را دادند. «عمر مهدی زیدان» که اردنی بود و مانند الحطاب تونسی و البنعلی بحرینی در قلمرو داعش زندگی می‌کرد، اتهام ابو قتاده را مبنی بر اینکه جهادیون حامی دولت اسلامی به خاطر ترویج البغدادی «ساده‌لوحی و بچگی» به خرج می‌دهند، رد کرد. زیدان پس از نام بردن از 12 ایدئولوگ جهادی که از داعش حمایت کرده‌اند، پرسید: «آیا تمام اینها ساده لوح و بچه هستند؟» پاسخ دیگر از سوی یکی از اعضای شورای شریعت داعش روی وب‌سایت المقدیسی داده شد. او یک عالم موریتانیایی گمنام به نام «ابوالمجیر الشنقیطی» بود. او در مجموعه مقالاتی به استدلال المقدیسی و ابو قتاده دال بر اینکه دولت اسلامی، یک دولت نیست، بلکه فرماندهی میدان جنگ را دارد تاخت. او بیعت با «دولت اسلامی» را «بیعت نامحدود» نامید. الشنقیطی پرسید چگونه می‌توان آن را دولت ننامید؛ در حالی که آنها که بیعت می‌کنند آن را «دولت» می‌نامند؟

 

«طرح‌های» مصالحه

این بحث‌ها تاثیراتی عملی بر سوریه بر جای گذاشت. «دولت اسلامی» نه تنها خود را «امامتی نامحدود» تلقی می‌کرد، بلکه به‌دنبال «بیعت نامحدود» نیز بود. آنها به‌دنبال تاسیس دادگاه‌هایی برآمدند که موجب خشم گروه‌های شبه‌نظامی اهل سنت شد. در اوایل ژانویه 2014، این خشم به یک تهاجم نظامی گسترده علیه داعش تبدیل شد. بحران در شهر «مسکنه» در شرق حومه حلب شدت گرفت زمانی که اعضای «جبهه اسلامی»، به نبرد با «دولت اسلامی» برخاستند که موجب تلفات و اسیر شدن نفراتی از هر دو گروه شد. «جبهه اسلامی» خواستار یک «دادگاه مستقل شریعت» برای میانجیگری در مورد این نزاع شد؛ اما «دولت اسلامی» هیچ میانجیگری‌ای را نپذیرفت. «جبهه اسلامی» مدعی بود که یکی از فرماندهان ارشدش به دست نیروهای «دولت اسلامی» در مسکنه کشته شده است. علمای حامی داعش هرگونه میانجیگری در دادگاهی بی‌طرف را رد کردند. بنعلی در مقاله‌ای آنلاین نوشت که میانجیگری طرف سوم «تخطی از حق حاکمیت اسلام و دولت اسلام است.» او معتقد بود که دادگاه‌های «دولت اسلامی» تنها دادگاه‌هایی هستند که می‌توان به آنها مراجعه کرد. این مساله که آیا «دولت اسلامی» باید میانجیگری در مسکنه و جاهای دیگر را بپذیرد یا خیر به تنش و بحث‌های زیادی در میان جهادیون دامن زد. علمای حامی القاعده حامی این میانجیگری بودند. در ماه ژانویه، تنی چند از رهبران و علمای برجسته جهادی پیشنهاد «طرح‌های» آشتی و مصالحه را براساس ایده دادگاه مستقل ارائه دادند. از جمله کسانی که مدافع این طرح بودند می‌توان به جولانی (رهبر النصره)،‌هانی محمد يوسف السباعی مصری تبار و طارق عبدالحلیم، ظواهری (رهبر القاعده) و عبدالله المهیسنی سعودی تبار اشاره کرد. این طرح خواستار یک دادگاه مستقل بود؛ ایده‌ای که «دولت اسلامی» باز هم آن را نپذیرفت. در واکنش به این درخواست‌ها، البغدادی در 19 ژانویه در بیانیه‌ای صوتی پیشنهادی دیگر داد: «یک آتش‌بس بدون قید و شرط.» او توضیح داد که «دولت» فقط در راستای دفاع از خود می‌جنگد و هرکس که از این جنگ کنار بکشد، آسیبی نخواهد دید. با این حال، المقدیسی که یک روحانی حامی القاعده بود روی طرحی دقیق‌تر کار می‌کرد تا شکاف میان داعش و النصره را پر کند. او گفت هر گروه قاضی خود را معرفی کند و قاضی سوم نیز از سوی او (المقدیسی) انتخاب خواهد شد (اگر لازم باشد). این طرح هم به بایگانی تاریخ سپرده شد. بنعلی که روزگاری شاگرد مقدیسی بود در نامه‌ای به او نوشت: «دولت، دولت است. آیا تا به حال شنیده‌اید که دولت پیامبر، دولت خلفای راستین، دولت اموی یا دولت عباسی به قضاوت فرد سومی بنشیند و سخن او را فرا راه خود قرار دهد؟... ما دولت هستیم. چرا می‌خواهید ما را وادار کنید تا به قضاوت یک دادگاه مستقل تن در دهیم؟... آیا نمی‌دانید که یک دادگاه مستقل یعنی دولتی متفاوت؟»

 

گسست از القاعده

در دوم فوریه 2014 القاعده بیانیه‌ای رسمی صادر و ارتباط خود از «دولت اسلامی» را گسست. این بیانیه اظهار می‌کرد که القاعده «مسوول اقدامات دولت اسلامی نیست» و هیچ پیوند سازمانی میان آنها وجود ندارد. این بیانیه نام داعش را ذکر نکرده بود و فقط به نام «این گروه» بسنده کرده بود. تنش‌ها میان القاعده و داعش در نیمه 2014 شدت گرفت؛ آن‌گاه که ظواهری آشکارا روابط تاریخی میان این دو گروه را از هم برید. او گفت «دولت اسلامی» زیرشاخه القاعده نیست. ظواهری اشاره کرده بود که اعضای این گروه پیش‌تر نامه‌هایشان خطاب به «ما» را با عنوان «فرماندهان ما» یا «رهبران ما» می‌نوشتند. داعش در یکی از بیانیه‌هایش در سال 2010 از القاعده خواستار بیعت با این گروه شده بود. جدال لفظی میان رهبران دو طرف شروع شد. العدنانی، سخنگوی وقت داعش اعلام کرد که «دولت اسلامی نه مطیع و زیرمجموعه القاعده است و نه پیش از آن مطیع و زیرمجموعه آن بوده است.» پس از آن اعضای داعش دستورات رهبری القاعده در تحولات عراق را نادیده و به هیچ گرفت و اعلام کرد که هرگز دستورات القاعده را دنبال نخواهد کرد. العدنانی خطاب به رهبران القاعده اعلام کرد: «ما هدف قرار دادن توده‌های شیعی را متوقف نخواهیم کرد.»

 

شکاف در جهادگرایی

مشاجره بر سر «بیعت دولت اسلامی» با القاعده به بحثی ایدئولوژیک در دنیای جهادیون تبدیل شد. جهادیون حامی القاعده مدافع ادعای ظواهری بودند و جهادیون حامی داعش سخنان العدنانی را پذیرفتند. بدون بیعت هیچ تعهد یا وظیفه‌ای بر دوش داعش نبود که از دستورات القاعده تبعیت کند. با تشدید این مناقشات در اوایل 2014، جهادیون حامی القاعده بر گرایش داعش به خشونت فراوان و تکفیر تاکید کردند. برخی آنها را به خوارج تشبیه کردند. این مناقشات پس از آن بدتر شد که آن طرح مصالحه راه به جایی نبرد. بی‌طرفی در نزاع ایدئولوژیک میان داعش و القاعده غیرممکن بود. مقدیسی و دیگران تلاش کردند تا به نوعی مصالحه برسند؛ اما نشد. این مناقشه تا مرحله بعد که اعلام خلافت بود ادامه یافت.

 

 

بخش سی و پنجم

 

در بخش قبل اشاره شد که میان علمای حامی داعش و القاعده اختلافاتی بروز کرد. طرح‌های مصالحه راه به‌جایی نبرد و باعث شد میان افراطیون شکاف‌هایی پدید آید. در این بخش به آغاز خلافت داعش و بحث‌های مربوط به بیعت پرداخته شده و چشم‌انداز اتحاد یا رقابت القاعده- داعش مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

 

 

4- آغاز خلافت (2014 تاکنون)

در ژوئن 2014 «دولت به اصطلاح اسلامی» بار دیگر اقدامی شگفت‌آور انجام داد اما این بار در عراق. این گروه به غرب عراق خزید، بدون هیچ مانعی و بخش‌های زیادی از قلمرو اهل سنت – به‌ویژه موصل- را فتح کرد. در 29 ژوئن، این گروه در نهایت در پیامی صوتی از سوی ابومحمد العدنانی خلافت رسمی خود را اعلام کرد. 5 روز بعد، البغدادی برای اولین بار در میان هواداران در مسجد موصل حضور یافت و سخنرانی کرد. او سخنانی را از زبان ابوبکر، اولین خلیفه مسلمانان، بر زبان آورد. اعلام خلافت با آغاز ماه رمضان در پایان ژوئن همزمان شده بود. العدنانی در سخنانش اعلام کرد که «دولت اسلامی از تمام عناصر لازم خلافت برخوردار است» و البغدادی – که اکنون خلیفه ابراهیم نامیده می‌شد- دارای تمام ویژگی‌های لازم برای خلافت است. علمای حامی داعش از این خلافت استقبال کردند.

 

بیعت یا عدم بیعت

با تشکیل داعش، مشروعیت القاعده زیر سوال رفته بود و برای زیرشاخه‌های این گروه و حتی رهبری القاعده دشوار بود که در نزاعی که میان داعش- القاعده جریان داشت، بی‌طرف بمانند. القاعده در مغرب اسلامی (AQIM) و زیرشاخه القاعده در الجزایر در بیانیه‌ای که نیمه ماه جولای بیرون دادند به سرعت اعلام خلافت را تقبیح کردند. با این حال، برخی اعضا و گروه‌های مرتبط با القاعده از این گروه جدا شده و به «دولت اسلامی» پیوستند. این جداشدگان گروهی به نام «سربازان خلافت در ارض الجزایر» تشکیل دادند. به گفته یکی از تحلیلگرانی که با حوادث منطقه آشنا است «در نوامبر 2014 اشتیاق زیادی میان گروه‌های شورشی در یمن برای پیوستن به داعش وجود داشت.» «دولت اسلامی» در ابتدا از میزان بیعت‌ها سرخورده شده بود. در اوایل نوامبر 2014، این گروه سریال بیعت‌ها را در پیام‌های صوتی و آنلاین به راه انداخت. این گروه با تبلیغات فراوان در فضای آنلاین اعلام کرد که بسیاری از عربستان، یمن، شبه‌جزیره سینا در مصر، لیبی و الجزایر دست بیعت با «خلیفه» داده‌اند. یک هفته بعد، البغدادی پیامی صوتی منتشر کرد و بیعت‌ها را «پذیرفت». او در این پیام با استقبال از نیروهای جدید اعلام کرد که «دولت اسلامی» به این سرزمین‌ها رسیده است. این «حقه» موثر افتاد. گروه‌های جهادی با مشاهده این روند، یکی پس از دیگری به بیعت روی آوردند و آن بیعت چند نفره که با آب و تاب نقل شد به بیعتی گسترده در میان مردم، گروه‌ها و علمای حامی آنها تبدیل شد.

 

پاتک القاعده

رهبری مرکزی القاعده در 29 ژوئن به شکلی غیرقابل پیش‌بینی به اعلام خلافت واکنش نشان داد. این گروه به جای رد و تقبیح فوری خلافت جدید، خلیفه مدنظر خود را اعلام کرد: «ملا محمد عمر»، رهبر طالبان، به‌عنوان رهبر امارت اسلامی افغانستان. ملا عمر همچون البغدادی عنوان «امیرالمومنین» را مختص خود می‌دانست. در 13 جولای، القاعده ویدئویی قدیمی از بن‌لادن را منتشر کرد که در آن ملا عمر را با عبارات شایسته خلیفه نام برده بود. در بخش پرسش و پاسخی که پس از این سخنرانی مطرح شد، از بن‌لادن پرسیده شد که ماهیت بیعت با رهبر طالبان «ملا عمر» را به‌صورت شفاف بیان کند. سوال‌کننده از بن‌لادن پرسید: «شما گفته‌اید که با امیرالمومنین ملا عمر بیعت کرده‌اید. آیا این بیعت، بیعت عظمی است یا بیعتی موقت که به بیعتی عظمی ختم می‌شود؟» بن‌لادن مدعی شد: «بیعت ما با امیرالمومنین ملا عمر یک بیعت عظمی است. این بیعت براساس احادیث و استدلالات قرآنی صورت گرفته است... بر هر مسلمانی واجب است که در قلب خود بپذیرد که با امیرالمومنین ملا عمر بیعت کرده است. این بیعتی عظمی است.» القاعده این رویکرد را تا ماه سپتامبر ادامه داد؛ زمانی که تشکیل زیرشاخه القاعده در شبه قاره هند (AQIS) را اعلام کرد. این بار، ظواهری بر رهبری ارشد ملا عمر تاکید کرد. «ابوالمجیر الشنقیطی»، ایدئولوگ سابق و حامی دولت اسلامی، نیز به مدافعان القاعده پیوست و از اینکه این گروه ملاعمر را به‌عنوان خلیفه انتخاب کرده استقبال کرد. این عالم افراطی موریتانیایی در ماه جولای با فتوای خود مبنی بر زیر سوال بردن اعلام خلافت، غوغایی به پا و اعلام کرد که ملاعمر از پیش خلیفه بوده و دیگر نیازی به خلیفه جدید نیست. حامیان «دولت اسلامی» از به چالش کشیدن البغدادی سخت خشمگین شدند. دست‌کم 6 جهادی حامی داعش «ردیه»‌هایی بر القاعده و الشنقیطی نوشتند. آنها دلایلی برشمردند در مورد اینکه چرا ملاعمر نمی‌تواند خلیفه باشد. از جمله دلایل آنها این بود: او تبار از قریش ندارد؛ در سازمان ملل شرکت کرد؛خلیفه نمی‌تواند فقط در تئوری باشد بلکه باید از قدرت سیاسی واقعی و عملی هم برخوردار باشد مانند البغدادی؛ باید تمام جوانب عبارت بیعت بررسی شود (چگونه ملا عمر خلیفه باشد اما هیچ کس دیگری تا امروز به‌عنوان خلیفه مطرح نبوده است؟) و خلیفه باید از فقه و کلام و الهیات سلفی برخوردار باشد نه ماتریدی‌گرایی طالبان.

 

نتیجه‌گیری

ظهور داعش در سال 2014- 2013 انرژی تازه‌ای به حرکت افراطیون بخشید و باعث شد ده‌ها هزار نفر از سراسر جهان جذب این گروه شوند. اگرچه این گروه تلاش خود را از سال 2006 شروع کرد اما در اولین گام شکست خورد. تشدید فرقه‌گرایی در عراق و سوریه روح تازه‌ای به کالبد این گروه بخشید و باعث شد بار دیگر تجدید خلافت از سر گرفته شود. ایدئولوژی سلفی- جهادی «دولت اسلامی» این روزها بیش از گذشته محبوبیت دارد. اگرچه عملیات‌های آمریکا علیه این گروه از سال 2014 شروع شد اما معلوم نیست که چنین عملیات‌هایی بتواند سرعت پیشروی داعش را کاهش دهد. با این حال، شرایط بحرانی در خاورمیانه- لیبی، یمن، عراق، سوریه و ...- شرایط مساعدی برای فعالیت داعش فراهم کرده است. فارغ از موفقیت بلندمدت نیروهای ائتلاف اما حقیقت این است که عملیات نظامی موجب تقویت ایدئولوژی داعش می‌شود، زیرا آنها به این باور دامن می‌زنند که شیعیان منطقه با آمریکایی‌ها و حاکمان سکولار عرب تبانی کرده‌اند تا قدرت اهل سنت را در خاورمیانه کاهش دهند. توافق هسته‌ای با ایران این تصور را تقویت کرده است. همچنین بعید است اتحادی میان داعش و القاعده صورت گیرد. هرچه این گروه ادعای بیشتری در مورد «دولت شدن» داشته باشد وحدت سازمانی‌اش هم بیشتر می‌شود. اما اگر ادعایش از خلافت به یک «خلافت کاغذی» تقلیل یابد احتمال حذف شدنش بیشتر می‌شود، چرا که مبنای اعتبار خود را از دست داده است.

 

 

 

بخش سی و ششم

 

فصل 4

مبانی تئوریک اندیشه داعش

در این فصل به مبانی تئوریک اندیشه داعش اشاره می‌شود. یکی از ایدئولوگ‌های سرشناس جریان سلفی تکفیری به نام ابوبکر ناجی کتابی به نام «إدارة التوحش أخطر مرحلة ستمر بها الأمة» نوشت و چارچوبی برای فعالیت گروه‌های جهادی در سراسر جهان به دست داد. در واقع، این کتاب آبشخور فکری گروه‌های جهادی به‌ویژه داعش است. به تعبیر دیگر، استراتژی، رویکردها و خشونت گروهی مانند داعش ریشه در این کتاب دارد. نویسنده با استناد به احادیث همه نوع اعمال خشونت علیه متمردین، کفار، مرتدین و جاسوس‌ها را موجه می‌داند. روح حاکم بر کتاب، نفی هرگونه مدارا با ساکنان مناطق مفتوحه است. این کتاب برای اولین بار در ایران و در این ستون ترجمه می‌شود. متن عربی از سوی ویلیام مک کانتس به انگلیسی ترجمه شده و آنچه در زیر خواهد آمد ترجمه انگلیسی کتاب مذکور است. پس از این فصل، به ترتیب فصل‌های بعدی که قول آن داده شده ترجمه خواهد شد.

 

مقدمه

الحمد لله والصلاة والسلام على رسول الله وعلى آله وصحبه ومن والاه... و اما بعد

در مقاله قبلی در مورد آماده سازی‌های اساسی از سوی گروهی از اسلامگرایان نوشتم که به گمان من در این عصر به دنبال اجرای فرمان الهی هستند؛ گروهی که به اذن خدا به پیروزی خواهد رسید. این مقاله به برنامه‌ای اشاره می‌کرد که بر اساس آن، این گروه بنا دارد تا امت را از تحقیری که شامل حالش شده برهاند تا بار دیگر امت بتواند بشریت را به راه هدایت الهی و نجات و رستگاری رهنمون شود. این مقاله، این برنامه را با برنامه‌هایی مورد مقایسه قرار می‌داد که مورد حمایت جناح‌ها و گروه‌های اسلامی دیگر است و باعث سردرگمی و گمراهی جوانان شده است. بله... بسیاری از جوانان این یا آن راه را بر اساس سازگاری با کار، امیال یا فعالیت‌های رفاهی‌شان انتخاب می‌کنند، اما برخی از این جوانان به‌دلیل تعدد روش‌ها برای حل مساله‌ای که متون مرجع اسلامی و نصوص شرعی در برابر انظار عموم در مورد آن تصمیم‌گیری کرده دچار سردرگمی شده‌اند. از میان تمام جریانات معاصر اسلامی، تنها 5 جریان دارای برنامه بوده‌اند. غیر از جریان «التبلیغ و الدعوه»، جریان سلفی «تصفیه و تربیت» (سلفی‌های صوفی) و جریان سلفی‌های حاکم (سلفیه ولاة الامر) و دیگران، درخواهیم یافت که 5 جریان وجود دارند که دارای برنامه‌های مکتوب هستند و به خاطر واقعیت عملی شان برای بحث و بررسی مناسب هستند. این 5 جریان عبارت است از:

1- جریان سلفی‌های جهادی، 2- جریان سلفی‌های صحوه که شیخ سلمان العوده و شیخ سفر الحوالی نماینده آن هستند، 3- جریان اخوان (جریان اصلی... سازمان بین‌المللی)، 4- جریان اخوانی‌های ترابی، 5- جریان جهاد مردمی (مانند حماس، جبهه آزادیبخش مورو و دیگران)

اما در مورد برنامه سلفی‌های صحوه به‌ویژه شکل جدید آن (تاسیس نهادها) باید گفت که برنامه آنها تا حد زیادی شبیه است به برنامه جنبش اخوان (سازمان بین‌المللی)؛ شاید در بخش‌هایی از برنامه‌اش با این گروه قابل مقایسه باشد. با این حال، به اذن خدا روشن خواهم کرد که این گروه نمی‌تواند از مراحل اول خود گام فراتر بگذارد مگر پس از گذشت هزاران سال زیرا تا حد زیادی از قوانین کیهانی که قوانین شریعت هم هستند تخطی کرده است. این موجب دور باطلی می‌شود که نتیجه‌اش تقویت کفار، طواغیت و اهل نفاق است. اینها کلماتی هستند که جهادیون برای حاکمان معاصر عرب که قانون شریعت را به اجرا در نمی‌آورند به‌کار می‌برند و اهل نفاق این قوانین را به بازی می‌گیرند. بر خلاف اخوان، سلفی‌های صحوه تلاش دارند تا به برنامه‌های خود آنگونه که روی کاغذ آمده دست یابند.

در مورد جریان اخوان، آنها قوانین را به لحاظ نظری روی کاغذ شرح می‌دهند تا برنامه بدعت آمیز خود یا بخشی از برنامه سکولار خود را بر آن مبنا به اجرا در آورند و پشتیبانیِ اساسیِ جوانان را از برنامه فاسد خود با استفاده از الگوی مکتوب نظری و شعارهای درخشان به دست آورند تا چیزی مانع آنها از طرح شعار «جهاد راه ما، مرگ در راه خدا بزرگ‌ترین اشتیاق ما» یا «یک جنبش سلفی» یا «واقعیت صوفی» نشود چرا که به صراحت آن را بیان می‌کنند. [گفته شده حسن البناء فعالیت تبلیغی خود را به سه جزء تقسیم کرده بود: تبلیغ سلفی، راه سُنی، واقعیت صوفی. منظور او از واقعیت صوفی همانا رقابت این سازمان و اخوان با طریقت صوفی بود].

اما جریان سلفیِ جهادی جریانی است که من آن را «روش» و «طرحی جامع» از سوی شریعت و قوانین کیهانی در نظر می‌گیرم. اگرچه این روش، آسمانی است اما کسانی که آن را به اجرا درمی‌آورند انسان‌هایی هستند که مبتلا به همان کمبودها و نقائصی هستند که دیگر انسان‌ها. اگر می‌خواهید رستگار شوید، به مقاله ایده‌آلیسم و رئالیسم شیخ محمود ابو عمر – حفظ الله- رجوع کنید. می‌گویم اگرچه برخی از مشکلات و ناکامی‌هایی که برنامه‌شان به آن دچار شد برای آنها مقدر بوده و نمی‌توان متوقفش کرد، اما مراحل برنامه‌شان به پیش رفت زیرا آنها با قوانین شریعت و قوانین استوار کیهانی همراه بودند. غیر از توجه و مراقبت الهی (به لطف خدا) آنچه که از آنها در برخی مراحل پنهان شد به آنها اعطا می‌شود. آنها و دشمنانشان گرفتار در نبردی هستند که همچون نبرد پیامبر با کفار است. شاید برخی این را باور نداشته باشند، اما تداوم واقعی همان نبرد است. جریان ترابی، جریانی است که آنچه برای تاسیس دولت لازم است را از قوانین کیهانی به دست آورد (دولت عمر البشیر و الترابی، فارغ از اختلافی که میان شان به وجود آمد). اما جهل این جریان نسبت به فرامین شریعت و فسادهای دیگر این دولت را به دولتی سکولار تبدیل کرد؛ هیچ اسلامی در آن به چشم نمی‌خورد.

در مورد جریان جهاد مردمی (مانند حماس و جنبش جهاد در فلسطین)، در مقایسه با 4 جریان قبلی و آنچه شما از این جریان‌ها آموختید، می‌توانید ماهیت برنامه‌هایش را درک کنید. به‌طور خلاصه، برنامه‌اش شبیه به برنامه جریان «سلفی جهادی» است به جز اینکه، این گروه در اندیشه سیاسی از اخوانِ مادر و اخوانِ ترابی فراتر می‌رود. این جریان از دو سرنوشت می‌هراسد: یا فقدان میوه (نیرو) در پایان و سقوط به دست مرتدین سکولار و ملی گرایان یا تاسیس دولتی شبیه به دولت البشیر و الترابی در سودان.

 

بخش سی و هفتم

 

در بخش قبل به مقدمه کتاب ابوبکر ناجی اشاره و گفته شد که او تنها 5 جریان معاصر اسلامی را دارای برنامه و روش می‌دانسته است. او هر یک از این جریان‌ها را توضیح می‌دهد. در این بخش به «نظم» و «نظام» سایکس- پیکو و تاثیرات آن همچنین به انواع دولت‌هایی که اداره سرزمین‌های «دولت خلافت» را بر عهده گرفتند، اشاره می‌کند.

 

در مقاله قبلی نشان دادم که من به دنبال اتمام مطالعه‌ای هستم که در آن گیر و گرفتاری‌های تمام بخش‌های قبلی این برنامه را نشان دهم. در آن مقاله، رئوس کلی برنامه «جماعت توحید و الجهاد» را که در تمام نشریات و نوشته‌های آنها در یک بازه طولانی پراکنده شده بود ارائه دادم؛ هر که به آنها وصل باشد از آن با خبر است. به همین ترتیب، ما این برنامه‌ها را که بازماندگان این جریان‌ها مطرح کرده‌اند به بحث گذاشتیم و از خدا می‌خواهم که به من صداقت و انصاف بدهد و اشتباهاتم را عفو کند.

این مطالعه «مدیریت توحش: خطرناک‌ترین مرحله‌ای که امت باید از آن عبور کند» متشکل از یک طرح گسترده است که جزئیات آن فقط برای دو گروه روشن است: گروهی که در هنرهایی متخصص هستند که این مطالعه آن را به بحث می‌گذارد و گروهی از رهبران که در مناطق مربوط به «مدیریت توحش» قرار دارند. وقتی در این مطالعه جزئیاتی ارائه می‌شود فقط براساس اهمیت آنها یا به‌عنوان نمونه‌ای برای آماده کردن و تیز کردن ذهن است. «مدیریت توحش» مرحله‌ بعدی است که امت باید از آن عبور کند و به‌عنوان خطرناک‌ترین و مهم‌ترین مرحله تلقی می‌شود. اگر در مدیریت این توحش موفق شدیم به اذن خدا این مرحله پلی خواهد بود برای «دولت اسلامی» که از زمان سقوط خلافت، انتظار تشکیل دوباره آن را می‌کشد. اگر شکست خوردیم به این معنا نیست که مساله پایان یافته است. این شکست به افزایش توحش منجر خواهد شد. این افزایش توحش که در نتیجه آن شکست صورت می‌گیرد، بدترین چیزی نیست که اکنون یا در دهه‌های قبل رخ داده باشد. بدترین مراحل توحش، بهتر از ثباتی است که یک نظام کفر توانسته میزانی از آن را اعمال کند.

 

بررسی مقدماتی

نظمی که از دوران سایکس - پیکو بر جهان حاکم بوده است

با تامل در قرون گذشته، حتی تا میانه قرن بیستم، درمی‌یابیم که وقتی دولت‌ها یا امپراتوری‌های بزرگ – و حتی دولت‌های کوچک، خواه اسلامی باشند یا غیراسلامی- فرو می‌پاشیدند دولتی که قدرت آن قابل قیاس با دولت فروپاشیده باشد و بتواند بر سرزمین‌ها یا مناطق دولت مضمحل شده کنترل یابد، به وجود نمی‌آمد. مناطق و بخش‌هایی از این دولت به واسطه ماهیت بشری و براساس تسلیم به آنچه دولت‌های متوحش نامیده می‌شد دچار تغییر می‌شدند. وقتی دولت خلافت فرو پاشید، برخی از این وحشی‌گری‌ها در برخی مناطق رخ نمود. با این حال، اندکی بعد به دلیل برقراری معاهده سایکس- پیکو وضعیت به ثبات رسید.

 

بخش سی و هشتم

 

در بخش قبل به مقدمات «توحش» اشاره و گریزی به نظم سایکس – پیکو زده شد. به گفته ناجی، با تامل در قرون گذشته حتی تا میانه قرن بیستم، درمی‌یابیم که وقتی دولت‌ها یا امپراتوری‌های بزرگ – و حتی دولت‌های کوچک، خواه اسلامی باشند یا غیراسلامی- فرومی‌پاشیدند دولتی که قدرت آن قابل قیاس با دولت فروپاشیده باشد و بتواند بر سرزمین‌ها یا مناطق دولت مضمحل شده کنترل یابد، به‌وجود نمی‌آمد. مناطق و بخش‌هایی از این دولت به واسطه ماهیت بشری و براساس تسلیم به آنچه دولت‌های متوحش نامیده می‌شد، دچار تغییر می‌شدند اما به دلیل برقراری معاهده سایکس- پیکو وضعیت به ثبات رسید.

 

پس از آن، تقسیم دولت خلافت و خروج دولت‌های استعماری به‌گونه‌ای بود که دولت خلافت به دولت‌های بزرگ و کوچک تقسیم شد که حکومت‌های نظامی و غیرنظامی مورد حمایت نظامیان بر آنها حکومت یافتند. توانایی این حکومت‌ها برای اداره این سرزمین‌ها (دولت‌ها) با میزان ارتباط آنها با این نیروهای نظامی و توانایی این نیروها برای حمایت از آن دولت به دو چیز ارتباط داشت: یا از طریق قدرتی که این نیروها از پلیس یا ارتش به‌دست می‌آوردند یا از طریق فلان قدرت خارجی که مدافعشان بود.

در اینجا ما به این مساله نمی‌پردازیم که چگونه این دولت‌ها حفظ می‌شدند یا چگونه این حکومت‌ها اعمال قدرت می‌کردند. فارغ از اینکه باور داشته باشیم که آیا آنها با ایمان به پیروزی‌شان بر دولت‌های استعماری اعمال قدرت می‌کردند یا با همکاری پنهانی با دولت استعماری و جانشین شدن به‌جای آن هنگام عقب‌نشینی‌اش یا ترکیبی از هر دو، اما این دولت‌ها، به‌طور خلاصه، به دلیل یکی از این دلایل بالا به دست این حکومت‌ها افتادند. خواه این کشورها کاملا مستقل باشند یا هر یک به‌طور پنهانی جانشین دولت استعماری قبلی شده باشند اما آنها پس از مدتی شروع به گردش در مدار نظمی جهانی کردند که پس از پایان جنگ دوم جهانی شکل گرفته بود. شکل بیرونی این نظم جهانی همانا نهاد سازمان ملل بود که واقعیت درونی‌اش دو ابرقدرت بودند که اردوگاه‌های رقیبی از دولت‌های قدرتمند متحد به آنها پیوسته بودند. هر ابرقدرت چندین دولت اقماری را در حمایت خود داشت.

آن دولت اقماری که در مدار یکی از این دو ابرقدرت می‌چرخید از مزایای اقتصادی و نظامی برخوردار می‌شد و الطاف گوناگون آن دولت ابرقدرت شامل حال او می‌شد. به دلیل ماهیت ساکنان کشورهایی که این رژیم‌های اقماری بر آنها حکومت داشتند (به تعبیر دیگر، مانند کشورهایی که ساکنانش مسلمان هستند) این حمایت محدود بود. به عبارت دیگر، بیشتر این حمایت یا از «افرادی» که بر این رژیم‌ها حاکم بودند یا کسانی که در زمره «فرماندهان نظامی» بودند یا «مقام‌های تاثیرگذار» ارتش‌هایشان صورت می‌گرفت. به‌دنبال این دوران، برخی از رژیم‌ها فروپاشیدند و برخی دیگر تاسیس شدند خواه به این دلیل که آن ابرقدرت، آن کشور را رها کرده بود یا توان حمایت از او در برابر فروپاشی را نداشت یا به این دلیل که ابرقدرت دیگر به گروه دیگر کمک کرده بود تا در آن رژیم رسوخ کند، آن را سرنگون سازد و با تصاحب آن جایش را – براساس قوانین محض کیهانی - بگیرد.

آن رژیم‌هایی که به ثبات دست یافتند توانستند ارزش‌های خود را بر جامعه آن دولتی که بر آن کنترل یافتند، تحمیل کنند. اگر آنها در مدار یک ابرقدرت جدید قرار می‌گرفتند یا همچنان در آغوش آن ابرقدرتی می‌ماندند که از رژیم قبلی پشتیبانی می‌کرد، آنها ارزش‌های اقتصادی و اجتماعی‌شان را با ارزش‌های آن ابرقدرتی که در مدارش حرکت می‌کردند، ترکیب می‌کردند و یک ملغمه‌ای را بر آن جامعه تحمیل می‌کردند و یک‌هاله مقدسی گرد این ارزش‌ها می‌تنیدند حتی اگر این ارزش‌ها، ارزش‌هایی باشند که هر عقل سلیمی آن را رد کند.

این رژیم‌ها با نظام عقیدتی آن جوامعی که بر آنها حکومت می‌کردند، مخالف بودند و با مرور زمان و زوال تدریجی، آنها منابع این دولت‌ها را حیف و میل و غارت می‌کردند و نابرابری را میان مردم می‌گستراندند. براساس این قوانین محض کیهانی، درمی‌یابیم قدرت‌هایی که یکبار دیگر می‌توانند نظام ارزشی و عقیدتی آن جامعه را برای اداره آن دولت توانمند سازند – نه به‌خاطر نظام و حقیقت عقیدتی بلکه به خاطر نفی نابرابری‌ها و بی‌عدالتی‌هایی که اکثریت معتقد آن را می‌پذیرند- بر دو نوع هستند:

اول: قدرت توده‌ها (قوه‌الشعوب). این‌قدرت‌ «رام» شد و به‌واسطه هزاران انحراف - خواه از طریق شکم و اندام‌های جنسی باشد خواه «له له زدن» برای امرار معاش و جمع‌کردن مال و ثروت - حواسش پرت شد تا چیزی از ‌هاله‌ فریبنده رسانه‌ای به شیوه‌های مختلف و اشاعه افکار جبری، صوفی و مرجئه‌ای در تمام بخش‌های جامعه نفهمد. گاهی برخی از این توده‌ها که به واسطه ارتش یا پلیس‌های چنین دولت‌هایی از خواب غفلت بیدار می‌شوند، بی‌حس و بی‌تفاوت می‌شوند و تصور می‌کنند که وظیفه اساسی‌شان جمع کردن مال و ثروت (الاموال و العطا) است. این نگاه مدافع این رژیم‌هاست یا مدافع چرخش رژیم حاکم در مدار یکی از این دو ابرقدرت است.

دوم: قدرت ارتش. دومین قدرتی که می‌تواند جامعه را به عدالت و نظام عقیدتی و ارزش‌هایش بازگرداند – حتی اگر تا حدودی براساس سنت باشد- قدرت ارتش است. این دولت‌ها پول‌های غارت شده را خرج آنها [ارتش] می‌کنند و آنها را می‌خرند تا نتوانند کارویژه خود را انجام دهند. با وجود بیدادگری شیطانی اما گروه کوچکی از عقلا، خردمندان و افراد صادق باقی می‌مانند که با ستمگری مخالفت و به دنبال عدالت بر می‌آیند. این گروه براساس نظام باور و عقیدتی خود می‌خواهند از قدرتی که دارند برای تغییر این واقعیت به سوی وضعیتی بهتر استفاده کنند.

با این حال، دومین ملاحظه‌ای که پیش‌روی آنها قرار می‌گیرد همانا وجود یک «نیروی گستاخ» (القوه المجرمه) در این ارتش‌هاست که اعتنایی به این ارزش‌ها نمی‌کند. حتی اگر در بهترین شرایط برنامه روشنی برای متحد کردن (بخوانید محاصره) این عناصر ناهماهنگ در ارتش وجود داشته باشد، یک یا هر دوی این ابرقدرت‌ها تحت‌پوشش سازمان ملل این رژیم‌های جدید را- از طریق حقه، زور، فشار یا تمام اینها- واخواهند داشت تا همچنان در مدار یکی از این ابرقدرت‌ها بچرخند و آنها [ابرقدرت‌ها] ذی‌نفعان جدیدی در این رژیم‌ها خواهند بود. این فرد شریفی که به قدرت می‌رسد شبیه به کسی می‌شود که قبل از خودش بوده مانند البشیر در سودان.

 

 

/ بخش سی و نهم

 

در بخش قبل اشاره شد که «دولت خلافت» به دست نیروهای استعمارگر تجزیه شد و دولت‌های کوچک تری از دل آن زاده شدند. این دولت‌های مستقل شروع به همکاری با دولت‌های استعماری کردند. این دولت‌های تازه تاسیس در مدار یکی از دو ابرقدرت قرار گرفتند. اینها نقش «دولت اقماری» را داشتند. آن دولت اقماری از مزایای اقتصادی و نظامی و مواهب آن دولت ابرقدرت برخوردار بود. ابوبکر ناجی همچنین به «قدرت توده‌ها» و «قدرت نظامی» هم اشاره کرد که در این بخش به اشارات او به تفصیل پرداخته می‌شود.

در اکثر موارد، کسانی که به این افراد شریف می‌اندیشند از ایده تغییر رژیم چشم می‌پوشند و وضع موجود را می‌پذیرند و به درون روی می‌آورند و در دل و قلب خود جز تلخی چیزی حمل نمی‌کنند. کسانی در میان آنها که روح ضعیف خود را می‌شناسند و صادق هستند از خدمت نظامی استعفا می‌دهند؛ در غیر این صورت، دور نخواهد بود که در باتلاق تاریکی و انحطاط زیر شعار «نه دین نه دنیا» [لا دین و لا دنیا] یا «نه خدا، نه عدالت و نه دنیا» [لا خیر و عدل و لا دنیا] فرو روند. از زمان فروپاشی خلافت، وضعیت همین گونه بوده است.

 

توهم قدرت: مرکزیت ابرقدرت‌ها در میان قدرت نظامی و‌ هاله رسانه‌ای فریبنده‌شان

دو ابرقدرتی که سابق بر این بر نظم جهانی مسلط بودند، این تسلط را از طریق قدرت متمرکز خود کنترل می‌کردند. معنای «قدرت متمرکز» این است: قدرت نظامی فزاینده که از مرکز برای کنترل مناطق و سرزمین‌هایی که مطیع هر ابرقدرت است تعمیم می‌یابد؛ این از مرکز شروع شده و به منتها الیه این سرزمین‌ها می‌رسد. تسلیم در ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین شکل آن یعنی این سرزمین‌ها باید به مرکز وفادار باشند، تسلیم قضاوتش بوده و مسوول منافعش باشند. تردیدی نیست قدرتی که خداوند به این دو ابرقدرت داده (آمریکا و روسیه) در برآورد انسانی فراوان است. با این حال، در واقعیت و پس از تامل دقیق و استفاده از عقل ناب انسانی، فرد درک می‌کند که این قدرت نمی‌تواند اقتدار خود را از کشور مرکز- مثلا آمریکا یا روسیه- بر مصر یا یمن بگستراند مگر اینکه این کشورها در تمام امور خود مطیع آن قدرت مرکز شوند. درست است که این قدرت، فراوان است و به‌دنبال طلب کمک از توانمندی رژیم‌های محلی است که از سوی نایبانی (الوکلا) اداره می‌شوند که بر جهان اسلام حاکمند. با این حال، این همه (برای کنترل دولت‌های اقماری) کافی نیست. بنابراین، دو ابرقدرت باید به‌هاله فریبنده رسانه‌ای متوسل شوند که این قدرت‌ها را به مثابه قدرت‌های جهانی ترسیم می‌کند که اطاعت از آنها اجباری نیست و می‌توانند به هر نقطه‌ای از زمین و‌ آسمان دسترسی داشته باشند گویی آنها از قدرت خالق یکتا برخوردارند.

اما اتفاق جالبی که افتاد این است که این دو ابرقدرت – برای مدتی- به فریب رسانه‌ای‌شان باور داشتند: اینکه آنها به راستی از قدرت و ظرفیت کنترل کامل هر جایی از این جهان برخوردارند و اینکه این‌قدرت حامل ویژگی «قدرت خالق» است. براساس فریب رسانه‌ای، این یک قدرت فراگیر و گسترده است و مردم هم به واسطه ترس و هم علاقه مطیع آن هستند زیرا برابری، عدالت و آزادی را در میان بشریت می‌گستراند و برخی شعارهای دیگر. وقتی یک دولت – توانایی‌اش هر چقدر می‌خواهد باشد- مطیع توهم فریبنده قدرت باشد و بر این اساس رفتار کند، این زمانی است که زوال و سقوط آن دولت شروع می‌شود. این درست همان چیزی است که «پاول کندی»، نویسنده آمریکایی می‌گوید: «اگر آمریکا استفاده از قدرت نظامی خود را توسعه دهد و به لحاظ استراتژیک این‌قدرت را بیش از حد لزوم توسعه دهد، این به سقوط و فروپاشی منجر می‌شود.»

آنچه به کمک این‌قدرت فزاینده می‌آید انسجام جامعه در آن قدرت مرکزی و انسجام نهادها و بخش‌های آن جامعه است. قدرت نظامی فزاینده (تسلیحات، فناوری و مبارزان) بدون انسجام جامعه و انسجام نهادها و بخش‌های آن جامعه هیچ ارزشی ندارد. اما اگر «کیان» جامعه فرو بپاشد، این‌قدرت نظامی فزاینده وبال این ابرقدرت خواهد شد. چند عنصری که موجب فروپاشی و مرگ [احتضار] این «کیان» می‌شود به اختصار عبارتند از: فساد اعتقادی، فروپاشی اخلاقی، ظلم و ستم اجتماعی، اشرافی‌گری، خودخواهی، اولویت دادن به لذات این دنیایی، عشق [حب] به دنیا و ارزش‌هایش و .... هرگاه ترکیبی از این عناصر در آن ابرقدرت جمع شود و آن عناصر به شیوه‌ای ادغام یابند که یکدیگر را تقویت کنند، سرعت فروپاشی آن ابرقدرت افزایش می‌یابد. خواه این عناصر به شکلی فعالانه حاضر باشند یا غایب اما نیازمند عنصری کمک رسان هستند که فعالشان کند و موجب سقوط آن ابرقدرت و تمرکز قدرتش شود و مهم نیست که قدرت نظامی‌اش چقدر است. این بدان دلیل است که قدرت تمرکز آن ابرقدرت- که در قدرت نظامی فزاینده‌اش و‌هاله رسانه‌ای فریبنده‌اش جلوه گر می‌شود- تنها می‌تواند در یک جامعه منسجم رخ نماید.

چه می‌شود اگر این عنصر کمک رسان حکم/ فرمان الهی باشد که به منظور فعال کردن این سه محور مقدر داشته است؟ این عنصر نه تنها به کار فعال کردن عناصر پنهان نابودی (هلاک) فرهنگی بلکه به کار تقابل فرسایشی با آن قدرت نظامی هم می‌آید. این تقابل و فرسایش به‌طور مستقیم بر محور سوم که‌ هاله رسانه‌ای فریبنده است، تاثیر می‌گذارد. این موجب از میان رفتن‌ هاله شکست‌ناپذیری‌ می‌شود که آن قدرت در صدد دامن زدن به آن است که هیچ چیزی در برابرش توان عرض اندام ندارد. این دقیقا همان چیزی است که برای ابرقدرت کمونیسم رخ داد آنگاه که در تقابل نظامی با قدرتی به مراتب ضعیف تر از خود قرار گرفت؛ این‌قدرت حتی قابل قیاس نیز نبود. با این حال، (قدرت ضعیف‌تر) موفق به فرسایش و خسته کردن نظامی آن ابرقدرت می‌شود و مهم‌تر از آن، عناصر هلاک فرهنگی در سرزمین آن ابرقدرت را فعال کرده است:

* عقاید الحادی در برابر اعتقاد به زندگی پس از مرگ و خدا

* حب دنیا، لذات و علائق دنیوی در برابر افرادی که هیچ چیزی برای از دست دادن ندارند.

* فساد اخلاقی که حداقل بروز آن، این بود که وقتی سربازان روسی به خانه بازگشتند دیدند همسرانشان پس از ارتباط با فردی دیگر صاحب فرزند شده‌اند.

* با بدتر شدن وضعیت اقتصادی به دلیل جنگ، نابرابری‌های اجتماعی آشکارا از زیر به سطح می‌آیند. بنابراین، وقتی پول نایاب شود و بحران مالی شروع شود، دزدی‌های بزرگ - به ویژه وقتی حسابرسی دقیق شروع شود-رخ می‌نماید.

بخش چهلم

 

در بخش قبل به مرکزیت ابرقدرت‌ها اشاره شد. همچنین به نقش رسانه‌ای فریبنده آنها نیز اشاره شد. ناجی معتقد است که جهان دو ابرقدرت دارد: شوروی و آمریکا. به باور او این دو قدرت نمی‌توانند اقتدار خود را از مرکز- مثلا آمریکا یا روسیه- بر مصر یا یمن بگسترانند مگر اینکه خود آن کشور اقماری بخواهد. این دو قدرت دارای قدرت نظامی و رسانه‌ای هستند که به‌عنوان بازوی رسانه‌ای آنها عمل می‌کند.

 

 

نکته‌ای مهم: توجه داشته باشید که ضعف اقتصادی ناشی از هزینه‌های جنگ یا وارد آوردن ضربات مستقیم به اقتصاد مهم‌ترین عنصر هلاک فرهنگی است زیرا توانگری و لذات دنیوی را که آن جوامع تشنه آن هستند،تهدید می‌کند. سپس، رقابت برای این چیزها (توانگری و لذات دنیوی) پس از آن شروع می‌شود که به دلیل ضعف اقتصادی، این چیزها کمیاب می‌شوند. به همین ترتیب، بی‌عدالتی‌های اجتماعی به دلیل بن‌بست اقتصادی به سطح می‌آیند. این مساله موجب مخالفت سیاسی و رویارویی در میان بخش‌های مختلف جامعه در کشور مرکز می‌شود. به همین ترتیب، این‌قدرت- با وجود ضعف آن- با زدودن احترام ارتش روسیه در قلوب مردمی که رژیم هایشان در اروپا و آسیا بر مدار شوروی می‌چرخد بر‌اساس محور سوم [هاله رسانه‌ای فریبنده] عمل می‌کند. از این رو، یکی پس از دیگری، این رژیم‌ها شروع به جدایی و ترک آن قدرت [شوروی] می‌کنند. با این حال، این نیروی ضعیف با محور چهارم و ویژه‌ای در امت تاثیر می‌گذارد. این احیای جزم‌اندیشی و جهاد در قلوب توده‌های مسلمان - که تابع و مطیع هویت (اجتماعی) این ابرقدرت شده‌اند- است که نمونه و الگوی این مردم فقیر افغانی در جهاد را مشاهده کردند. آنها توانستند در مواجهه با قوی‌ترین زرادخانه نظامی و شرورترین ارتش در جهان با توجه به ماهیت اعضایش در آن زمان، ثابت قدم بمانند. از این‌رو، مشاهده کردیم که جهاد باعث جذب بسیاری از مسلمانان از سرزمین‌های ناشناخته مانند چچن و تاجیکستان شد.

هر آنچه که ما در اینجا ثبت کرده‌ایم حقیقت است، اما مهم‌ترین نکته این است که درک آن برای اهل دانش و بصیرت در نتیجه فضل خدا ساده است (که چگونه این فرآیند کار می‌کند) که چه کسی شجاعانه در دریای نبرد فرو می‌رود. برای مثال، شهید سید قطب (که ما او- رحمت خدا بر او باد- را شهید می‌شناسیم) سقوط شوروی را مطرح کرد و قوانینی (سنت‌ها) را توضیح داد که – تا حد زیادی- به آن منتج می‌شود؛ اما او نمی‌توانست زمان وقوع آن را اعلام کند یا جزئیاتی از آن به دست دهد. در مقابل، «شیخ عبدالله عزام»- که پیش از سقوط شوروی شهید شد- تحلیلی داشت که سقوط این ابرقدرت و تقسیم آن به جمهوری‌ها و ظهور جنبش‌های اسلامی که با برخی از این جمهوری‌ها مخالفت می‌ورزند را پیش‌بینی کرده بود. حتی قابل‌توجه‌تر از این، تحلیل او است که براساس عدد و رقم بنا گرفته بود که وی تعداد نیروهای ارتش روسیه – که بیشترین زرادخانه تسلیحاتی در جهان را داشت و به لحاظ تعداد، اندازه و ظرفیت تداوم فضای جنگ و وارد آوردن تلفات انسانی بزرگ‌تر از ارتش آمریکا بود- را تخمین زده بود.

باز هم چشمگیرتر این است که تحلیل او بر عقب‌نشینی ارتش روسیه از افغانستان مبتنی نبود، اگرچه او امید آن را داشت. در عوض، تحلیل او مبتنی بر این ایده بود که فشار مجاهدین، روسیه را وادار به پمپاژ تعداد بیشتری نیرو به افغانستان می‌کرد که از ذخایر ارتش شوروی می‌کاست و این فشار و کاهش، جمهوری‌های شوروی را تشویق به جدا شدن می‌کرد به‌ویژه آن جمهوری‌های مسلمان‌نشین که ساکنانش آن را الگویی کارآمد برای احتمال مقاومت می‌دیدند. تقریبا هر چه او گفت محقق شد گویی یک فیلم سینمایی است. از این مساله در می‌یابیم که درک توانایی‌های دشمن و زمان این شکست فقط با ورود به جنگی فعالانه با او میسر است، صرف‌نظر از اینکه ما ذهنی منطقی یا تحقیقی تئوریک در دست داشته باشیم. در اینجا اشاره می‌کنیم که جمهوری‌های آن ابرقدرت در زمان فروپاشی اش دچار هرج و مرج شدند، اما به این دلیل که عناصر ویژه‌ای به سرعت رخ نمودند، اداره بیشتر این دولت‌ها بدون عبور آنها از مرحله اداره توحش انجام گرفت؛ برخی از آنها موفق به حفظ ثبات شدند.

در چچن و افغانستان (افغانستان یکی از جمهوری‌های شوروی نبود)، اداره توحش موفق به تاسیس آن چیزی شد که «دولت» نامیده می‌شود، اما آنها هم اکنون فروپاشیده‌اند. آنها به مرحله ماقبل اداره توحش بازگشتند که مرحله «قدرت کینه و فرسایندگی» است. همچنین خاطر نشان می‌کنیم که مسیر حوادث در این دو کشور به دلیل حوادث داغستان یا 11 سپتامبر- حتا اگر اینها تسریع‌کننده باشد- نیست. تبیین دقیق این، زمان زیادی می‌برد و قبلا به آن، که مربوط به افغانستان است، اشاره کردیم. بنابراین، آن دولت فروپاشید، اما تمدن شیطان به سرعت توانست اوضاع را اصلاح و کنترل در جهان را از طریق انسجام قدرت باقی‌مانده (آمریکا) تثبیت کند. به همین دلیل، حامل نقشی است که دو ابرقدرت - به‌طور کلی- همراه با دولت‌های جهان و به‌طور اخص، دولت‌های منطقه ما ایفا می‌کردند، اما تصویر در چشم برخی از نجبا– خواه مذهبی یا غیر آن – در دولت‌های تابع این نظم جهانی تیره و تارتر شد. این نجبا، تردید دارند که ابرقدرت باقی مانده بتواند نابود شود زیرا مولفه‌ها و اجزای قدرتش متفاوت از ابرقدرت فروپاشیده است به‌ویژه آنجا که هاله رسانه‌ای اش قوی‌تر از هاله رسانه‌ای ابرقدرت فروپاشیده است.

برخی دیگر در میان «اهل صدق و جهاد» آن چیزی را مطرح کردند که خداوند به آنها نشان داده بود و این مفهوم در ذهن آنها شکل گرفته بود که دشمن ضعیف و قلیل است؛ اگر خدا چیزی را مقرر دارد، آن چیز انجام خواهد گرفت. این گروه به سایر اهل دین و مردم خواهد گفت: «ای مردم! شرارت سرباز روسی دو برابر سرباز آمریکایی است. اگر تعداد آمریکایی‌های کشته شده یک دهم تعداد روس‌های کشته شده در افغانستان و چچن باشد آنها، غافل از همه‌چیز، خواهند گریخت. به این دلیل است که ساختار فعلی ارتش آمریکا و غرب مانند ساختار ارتش‌هایشان در دوران استعمار نیست. آنها به مرحله زن صفتی رسیده‌اند که باعث شده نتوانند در جنگ‌ها برای مدتی طولانی دوام آورند و با هاله رسانه‌ای فریبنده‌شان آن را جبران می‌کنند.‌ای مردم! مرکز در شوروی، تا حدی، نزدیک به کشورهایی است که با او مخالفند. آنها حتی در مناطقی مرز مشترک دارند که با آن مخالفند. بنابراین، تجهیزات و ادوات، واحدهای موتوریزه و خودروهای زرهی با سهولت و بدون هزینه زیاد به آنجا سرازیر می‌شوند. مساله در مورد آمریکا متفاوت است. دوری مرکز از پیرامون باید به آمریکایی‌ها کمک کرده باشد که دشواری تسلیم دائمی ما به آنها، کنترل آنها بر ما و غارت منابع ما را در صورتی که تصمیم به نفی آن بگیریم را بپذیرند؛ اما تنها در صورتی که ما آن را رد کنیم و مخالفت با مادی‌گرایی‌اش را مشتعل سازیم.»

 

 

پنج شنبه, 19 اسفند 1395 13:20

پرهیز از غضب و لعن خدا و رسولش !

تأسف خلیفه در پایان عمر، چرا ؟

به نظر شما اگر قرار باشد یک فیلم‏نامه نویس توانا بر اساس همین چند گزارش تاریخی، وقایع مربوط به دختر گرامی رسول خدا را به تصویر بکشد، شاهد چه صحنه‏ هایی خواهیم بود؟

محمدحسن بشیری - بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

k

 

 

پیامبر رحمت صلّی الله علیه و آله از دنیا رفت؛ تعدادی از مهاجر و انصار جناب ابوبکر را به عنوان جانشین (خلیفه) رسول خدا انتخاب کردند؛ گروهی برای گرفتن بیعت برای خلیفه اوّل درب خانۀ علی بن ابی طالب علیه السلام آمدند؛ در این میان گفته شد اگر اهل خانه برای بیعت بیرون نیایند، خانه و اهلش را به آتش خواهند کشید.فاطمۀ زهراء دختر گرامی رسول خدا با خلیفه اوّل قهر کرد و در همین حال از دنیا رفت. خلیفه اوّل در پایان عمر از گشودن خانۀ فاطمه حتی اگر قصد جنگ با او را داشتند، اظهار تأسف کرد.

چرا دختر گرامی رسول خدا با خلیفۀ رسول خدا قهر می‏کند؟ چرا این مشکل تا پایان عمر کوتاه دختر گرامی رسول خدا حل نمی‏شود؟ آیا خلیفه از برخوردی که با ایشان داشته است پشیمان است؟ آیا اساسا قهر دختر گرامی رسول خدا اقدام قابل توجیهی است؟ شکی نیست که حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها از منزلت بسیار رفیعی نزد پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله برخوردار است؛ سخن معروف پیامبر: "فاطمة بضعة منی فمن أغضبها أغضبنی"گواه آن است. می‏دانیم که پیامبر دربارۀ افراد هیچ‏گاه مبالغه نمی‏کند. اکنون این سؤال را مطرح می‏کنیم: چه کسی فاطمه را غضب‏ناک کرد؟ گفته شده بر اساس روایتی که شیخ صدوق در کتاب علل الشرایع خود نقل کرده علی بن ابی طالب سبب غضب دختر گرامی رسول خداست چون قصد ازدواج با دختر ابو جهل را داشتند و فاطمه زهراء از این اقدام علی بن ابی طالب ناراحت شدند؛ پس مخاطب سخن معروف رسول خدا علی بن ابی طالب است. در این‏جا توجه به نکته‏ای ضرورت دارد: ملاحظۀ تراث مکاتب مختلف کار ارزشمندی است البته مشروط به این‏که کامل باشد؛ نه به صورت گزینشی. صدوق در باب 149 کتاب علل الشرایع دو روایت نقل می‏کند؛ روایت دوم باب را صرف نظر از دقت‏های سندی و ابهاماتی که در متن روایت وجود دارد، مورد بررسی قرار می‏دهیم.

امام صادق علیه السلام فرمودند: فردی شقیّ نزد دختر گرامی رسول خدا آمد و گفت: آیا خبر داری علی از دختر ابوجهل خواستگاری کرده؟ این خبر سبب غم و اندوه شدید دختر گرامی رسول خدا شد؛ پیامبر از این جریان آگاه شدند و به علی بن ابی طالب فرمودند: 

یَا عَلِیُّ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْهَا فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی وَ مَنْ آذَانِی فَقَدْ آذَى اللَّهَ وَ مَنْ آذَاهَا بَعْدَ مَوْتِی كَانَ كَمَنْ آذَاهَا فِی حَیَاتِی وَ مَنْ آذَاهَا فِی حَیَاتِی كَانَ كَمَنْ آذَاهَا بَعْدَ مَوْتِی‏؟

آیا نمی‏دانی فاطمه پاره تن من است و من از اویم؛ هر کس او را اذیت کند مرا اذیت کرده و هر کس مرا اذیت کند خدا را اذیت کرده است؟

به نظر شما اگر قرار باشد یک فیلم‏نامه نویس توانا بر اساس همین چند گزارش تاریخی، وقایع مربوط به دختر گرامی رسول خدا را به تصویر بکشد، شاهد چه صحنه‏هایی خواهیم بود؟

علی بن ابی طالب در جواب عرض کرد: می‏دانم ای رسول خدا؛

پیامبر در ادامه فرمودند: پس چرا از دختر ابوجهل خواستگاری کردی؟

علی بن ابی طالب در پاسخ عرض کرد: چنین کاری نکرده‏ ام.

در ادامۀ روایت به بیماری دختر گرامی رسول خدا که به رحلت ایشان منتهی می‏شود اشاره شده است؛ شیخین (خلیفه اول و دوم) قصد عیادت از ایشان را داشتند ولی ایشان اجازه ندادند؛ برای همین علی بن ابی طالب را واسطه قرار دادند؛ با ضمانت علی علیه السلام به عیادت دختر گرامی رسول خدا آمدند؛ خلیفه اول چنین گفت: ای دختر رسول خدا آمدیم تا رضایت تو را جلب کنیم و از سخطت دوری کنیم؛ از تو می‏خواهیم ما را ببخشی؛ دختر گرامی رسول خدا رو به علی بن ابی طالب کرده چنین اظهار داشتند: با این دو سخن نگویم مگر از مطلبی که از رسول خدا شنیدند سؤال کنم: شما را به خدا قسم آیا این سخن پیامبر را شنیدید:

یَا عَلِیُّ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْهَا فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی وَ مَنْ آذَانِی فَقَدْ آذَى اللَّهَ وَ مَنْ آذَاهَا بَعْدَ مَوْتِی كَانَ كَمَنْ آذَاهَا فِی حَیَاتِی وَ مَنْ آذَاهَا فِی حَیَاتِی كَانَ كَمَنْ آذَاهَا بَعْدَ مَوْتِی‏؟

در جواب گفتند: بله شنیدیم؛ آن‏گاه فاطمه زهراء فرمود: خدایا تو را و حاضران را شاهد می‏گیرم این دو مرا در زندگی و هنگام مرگم اذیت کردند.5

همان‏طور که ملاحظه می‏فرمایید بر اساس این روایت کاملا روشن است که چه کسی اسباب آزار و اذیت دختر گرامی رسول خدا را فراهم کرده است؛ همچنین معلوم می‏شود چرا خلیفه در پایان عمر از این‏که خانۀ فاطمه را گشوده است اظهار تأسف می‏کند؛ تأسفی که نشان از افراط دارد.

خدای سبحان در قرآن کریم می‏فرماید:

  {إِنَّ الَّذینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهینا}6

با ضمیمه کردن آیه به روایت فوق، قیاسی از نوع قیاس اقترانی شکل اوّل به دست می‏آید. امید که پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام با اعمال خود مصداق اذیت‏ کنندگان خدا و رسول نباشند که ملعون بودنِ در دو دنیا را به دنبال خواهد داشت.


پی‏ نوشت‏ها
1. طبری، محمد بن جریر،تاریخ الطبری، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ج2، ص443.
2. بخاری، محمد بن اسماعیل، الصحیح، دارالفکر، بیروت، ج4، ص42.
3. ذهبی، شمس الدین، تاریخ الاسلام ،تحقیق: د. عمر عبد السلام تدمرى، دار الكتاب العربی، بیروت، ج3، صص117-118.
4. بخاری، محمد بن اسماعیل، الصحیح، دارالفکر، بیروت، ج4، ص210.
5. صدوق، محمد بن علی بن الحسین، علل الشرایع، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، صص219-220.
6. احزاب/57.

پنج شنبه, 19 اسفند 1395 12:56

جهان اینترنتی !

 

فناوری‌هایی برای فراگیری اینترنت!

تکنیک‌هایی که برای دسترسی همه جهان به اینترنت ابداع شده‌اند

 
فناوری هایی برای فراگیری اینترنت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یکی از بهترین فناوری‌هایی که می‌توان گفت تاکنون بشر لذت بی‌پایانی از آن برده است و با وجود ضررهای غیر‌قابل کتمانش هنوز هم از محبوب‌ترین ابداعات بشر محسوب می‌شود، استفاده از اتصال به یک فضای مجازی و فرا واقعی است که دنیای مدرن و تکنولوژی امروزی را رو به جلو گسترش می‌دهد؛ اینترنت. با این وجود فراگیری این فناوری در جهان به‌طور مساوی و یکسان نیست، هرچند که سرعت استفاده از آن نیز همانند توسعه آن در دنیا متفاوت و بسته به توسعه کشورها در زمینه تکنولوژی است و بر همین اساس تخمین زده می‎شود که تنها 40 درصد مردم جهان به آن دسترسی دارند. برای این منظور شرکت‌های بزرگ ابداعات فناوری در تلاش هستند هم مشترکان خود را افزایش دهند و هم سطح استفاده از خدمات اینترنت را به‌طور عادلانه‌تری در دنیا قسمت کنند.

 

در تعریفی که ویکی‌پدیا مرکز گردآوری داده‌ها درباره موضوعات مختلف ارائه داده است گفته شده که اینترنت سامانه‌ای جهانی از شبکه‌های رایانه‌ای به هم پیوسته است که از پروتکلِ «مجموعه پروتکل اینترنت» برای ارتباط با یکدیگر استفاده می‌کنند. به‌عبارت دیگر اینترنت، شبکه شبکه‌ها است که از میلیون‌ها شبکه خصوصی، عمومی، دانشگاهی، تجاری و دولتی در اندازه‌های محلی و کوچک تا جهانی و بسیار بزرگ تشکیل شده است که با ارائه وسیعی از فناوری‌های الکترونیکی و نوری به هم متصل شده‌اند. اینترنت دربرگیرنده منابع اطلاعاتی و خدمات گسترده‌ای است که برجسته‌ترین آنها وب جهان‌گستر و رایانامه هستند. سازمان‌ها، مراکز علمی و تحقیقاتی و موسسات متعدد، نیازمند دستیابی به شبکه اینترنت برای ایجاد یک وب‌گاه، دستیابی از راه دور (وی‌پی‌ان) انجام تحقیقات یا استفاده از سیستم رایانامه هستند.

بسیاری از رسانه‌های ارتباطی سنتی مانند تلفن و تلویزیون نیز با استفاده از اینترنت تغییر شکل داده‌اند یا دوباره تعریف شده‌اند و خدماتی جدید همچون صدا روی پروتکل اینترنت و تلویزیون پروتکل اینترنت ظهور کردند. انتشار روزنامه نیز به‌صورت وب‌گاه، خوراک وب و وب‌نوشت تغییر شکل داده‌است. اینترنت اشکال جدیدی از تعامل بین انسان‌ها را از طریق پیام‌رسانی فوری، تالار گفت‌وگو و شبکه‌های اجتماعی به وجود آورده‌است. حالا نیز در چند قاره، پروژه‎های تحقیق و توسعه برای فراهم کردن امکان دسترسی به اینترنت از طریق بالن‎های ارتفاع بالا شبیه به نمونه‎هایی که برای دریافت اطلاعات هواشناسی استفاده می‎شود تا روبات‎های پرنده خورشیدی بدون سرنشین و نسل بعدی روترهای بی‎سیم در حال انجام است. هر کدام از این فناوری‎ها امکان اتصال پرسرعت‎تر و با قابلیت اطمینان بیشتری را نسبت به روش‎های کنونی فراهم می‎کنند و از آن مهم‎تر اینکه قصد دارند به‌طور هم‌زمان تمام دنیا را به هم متصل کنند.

 

توسعه اینترنت با روبات‎های پرنده خورشیدی

بنیانگذار فیسبوک مارک زاکربرگ به بلندپروازی‎هایش برای اتصال کل دنیا به اینترنت معروف است. این شرکت قصد دارد روبات‎های پرنده بزرگ با سیستم تامین انرژی خورشیدی را به پرواز درآورد و امکان دسترسی به اینترنت را برای گوشه و کنار دنیا فراهم کند. آزمایشگاه اختصاصی فیسبوک (Connectivity Lab) یک روبات پرنده خورشیدی توليد کرده است که طول بال‎های آن به بزرگی یک هواپيمای بوئینگ 747 است. این روبات پرنده که نام آن را Aquila گذاشته‎اند، اولین پرواز آزمایشی خود را در ژوئن 2016 انجام داد و هرچند در آن زمان هیچ‌گونه تجهيزات اینترنتی همراه این روبات پرنده نبود، اما پرواز با موفقیت کامل انجام شد.زمان پرواز حدود 96 دقیقه به طول انجامید (66 دقیقه بیشتر از زمان برنامه‌ریزی شده) و این امر به گروه تحقيقاتی کمک کرد تا وارد مرحله بعدی از تکمیل نوآوری خود شوند. فیسبوک امیدوار است روزی روبات‎های پرنده کم‌مصرف بتوانند در شعاع 100 کیلومتری در‌حالی‌که هم‌زمان امکان دسترسی به اینترنت را برای نواحی مورد نظر فراهم می‎کنند، به پرواز درآیند.

 

وای‎فایی که 330 درصد سریع‎تر است

چند ماه قبل، محققان علوم کامپیوتر و آزمایشگاه هوش مصنوعی (CSAIL) دانشگاه ام‎ای‎تی تحولی بزرگ در اینترنت بی‎سیم را معرفی کردند که 330 درصد سریع‎تر و پهنای باند آن دو برابر فناوری فعلی است. این فناوری با نام MegaMIMO 2.0 از چندین فرستنده و گیرنده برای بازپخش هم‌زمان داده و افزایش میزان داده در یک پهنای باند مشخص استفاده می‎کند. این ابداع جدید روزی باعث دسترسی بهتر و سریع‎تر به اینترنت در فضاهای عمومی‎ و گرد‎همایی‎های بزرگ مثل کنسرت‎ها و رویدادهای ورزشی خواهد شد. MegaMIMO 2.0 همچنین می‎تواند با توزیع داده به شکلی متفاوت مشکلات مربوط به طیف امواج را برطرف کند تا به‌سادگی تراکم بیش از اندازه روی یک شبکه حادث نشود.

 

لای‎فای

سال گذشته استارت‌آپی فرانسوی یک فناوری اینترنت بی‎سیم مبتنی بر نور LED را معرفی كرد که بنابر ادعای این گروه صد برابر سريع‎تر از وای‎فای فعلی است. این فناوری که Li-Fi نام‎گذاری شده است، الگوهای مربوط به سوسو زدن لامپ‎های LED که معمولا با چشم غیر‌مسلح قابل‌دیدن نیست را استخراج می‎کند. این فرکانس خیلی بالاتر از امواج رادیویی معمول به کار رفته در اینترنت بی‎سیم است. لای‎فای برای اینکه بتواند کار خود را انجام دهد به نور نیاز دارد؛ بنابراین مثل امواج وای‎فای نمی‎تواند از بین دیوار عبور کند، اما می‎توان از آن به‌طور خاص برای هدف قرار دادن یک کاربر خاص استفاده کرد. از دیگر مزایای این فناوری می‎توان به ماهیت امن آن اشاره کرد که آن را برای استفاده در مکان‎هایی مثل بیمارستان و دانشگاه که دو معیار سرعت و امنیت از اهمیت بالایی برخوردار هستند، بسیار ایده‎ال می‎کند.

 

ابداع Loon و امکان دسترسی به اینترنت از طریق بالن‎های شناور

پیش‌تر فیسبوک با به پرواز درآوردن روبات پرنده خود توانسته بود اینترنت را از طریق آسمان در اختیار عموم قرار دهد. حالا گوگل در یک پروژه که Loon نامگذاری شده اقدام مشابهی را انجام داده که به بالن‎ها متکی است. بالن‎های مجهز به تجهيزات اینترنت که در ارتفاع بالا به پرواز درمی‎آیند، به‌گونه‎ای طراحی شده‎اند تا در مناطق روستایی آفریقا و جنوب شرق آسیا و هر منطقه دیگری که در آن دسترسی به اینترنت با مشکل همراه است، امکان یک اتصال گسترده را فراهم کنند. این پروژه در سال 2013 وقتی گوگل در دره مرکزی کالیفرنیا اقامت داشت آغاز شد و گروه‎های داوطلب با نصب یک آنتن در خانه خود نحوه ارسال امواج توسط بالن‎ها را آزمایش می‎کردند. سه سال بعد و پس از پشت سر گذاشتن آزمايش‌های متعدد در چندین کشور مختلف، پروژه لون (که حالا زیر نظر X یا همان Google X هدایت می‎شود) در حال تکمیل فناوری ارسال اینترنت است، به امید اینکه روزی نقاط فاقد دسترسی به اینترنت را در نقشه کره زمین پوشش دهد.

 

اینترنت در اعماق فضا

طی ماموریت 340 روزه ایستگاه فضايی بین‌المللی، فضانورد آمریکایی اسکات کلی با ارسال مناظری حیرت‌انگیز از زمین و پیرامون آن، به یک ستاره اینستاگرام تبدیل شد. مردم نیز احتمالا به این نتیجه رسیدند که فضانوردان به اینترنت دسترسی دارند. در واقعیت، ارسال داده از فضا به همان پیچیدگی سفر به فضا است، اما ناسا در سال 2016 فناوری جدیدی را به ایستگاه فضايی بین‌المللی ارائه کرد که درنهایت می‎توان از آن برای بازنشر خدمات اینترنت تا اعماق فضا استفاده کرد.  اگر کسانی که برای زندگی در مریخ ثبت‌نام کرده‎اند، موفق به انجام این کار شوند، قطعا از مهندسان ناسا برای اینکه این امکان را فراهم می‎کنند که بتوان از داخل سیاره سرخ صفحات جامعه مجازی را چک کرد، سپاسگزار خواهند شد.

 

ماهواره سامسونگ

شرکت تولید لوازم الکترونیکی مصرفی سامسونگ طرح بزرگی برای رساندن اینترنت به سراسر دنیا توسط ماهواره دارد. در سال 2015 این شرکت پیشنهاد ایجاد یک شبکه جهانی متشکل از 4600 ماهواره شناور در مدار پایین زمین را داده بود که می‎توانست تا 1 زتابایت (1 میلیارد گیگابایت) داده را در ماه منتشر کند. این طرح با به پرواز درآوردن ماهواره‎ها در نزدیکی زمین (نزدیک‌تر از طرح‎های قبلی) امکان دسترسی به همان اینترنت پرسرعتی که کاربران از قبل تجربه استفاده از آن را دارند فراهم می‎کند. اما آیا واقعا روزی ایده ماهواره‎های سامسونگ به واقعیت خواهد پیوست؟ بعید هم نیست، اما ایده‎های بزرگی مثل این برای به نتیجه رسیدن به بررسی و زمان زیادی نیاز دارند.

 

اوترنت، یک اینترنت جهانی

با آغاز پروژه آمریکایی Outernet ( اینترنت رایگان جهانی) و قرار گرفتن مجموعه‌ای از ماهواره‌ها در جو و فضای کره زمین، کاربران می‌توانند با روشن کردن وای‌فای تلفن همراه خود؛ امواج اینترنت را از ماهواره دریافت کنند. دولت آمریکا در قالب این پروژه با هزینه چند میلیارد دلاری از طریق شبکه‌های ماهواره‌ای تلاش کرده در سراسر جهان حتی مناطق دور دست خدمات اینترنت رایگان عرضه کند. آمریکا ظاهرا گران‌بودن خدمات اینترنت و محدودیت اینترنتی برخی کشورها را از دلایل تلاش خود برای عرضه خدمات اینترنتی رایگان اعلام کرده است. البته این پروژه را دولت آمریکا به‌طور مستقیم اجرا نمی‌کند؛ بلکه بخش خصوصی «صندوق سرمایه‌گذاری برای توسعه رسانه‌ها (MDIF)» مستقر در نیویورک به دنبال تحقق آن است.اساس پروژه اوترنت در واقع استفاده از صدها ماهواره کوچک است که به مدار اطراف زمین فرستاده خواهد شد.

پس از آن کاربران اینترنت می‌توانند با استفاده از دیش خانگی یا دریافت‌کننده‌های مشابه تمامی اطلاعات موجود در اینترنت را روی دستگاه‌های مرسوم مانند رایانه‌های خانگی، لپ‌تاپ‌ها، تبلت‌ها و گوشی‌ها دریافت کنند. تنها تفاوت این پروژه با اینترنت، این است که دسترسی به اطلاعات از طریق اوترنت به‌صورت آفلاین خواهد بود. از طریق اوترنت می‌توان به همه اطلاعات موجود در اینترنت، از ویدئو و موسیقی گرفته، تا سرویس دهنده‌های مختلف، سایت‌های خبری، کتاب‌های الکترونیکی و... با سرعت بسیار بالا دسترسی پیدا کرد. اوترنت از موسسات و سایت‌های مختلفی برای توسعه پروژه خود بهره می‌برد. بر اساس نقشه‌ای که سایت اوترنت منتشر کرده، این پروژه بخش‌هایی از آمریکا، اروپا و خاورمیانه را مورد پوشش قرار می‌دهد. به گفته شرکت MDIF، با راه‌اندازی شبکه اوترنت، می‌توان تصور کرد که ۴ میلیارد کاربر جدید وارد بازار جهانی اینترنت شوند.

 

 
 

هتل

خیال انگیزترین مسیرهای ایران+عکس

 

چنانچه در تدارک سفر نوروزی هستید و قصد دارید مقصد سفرتان را به شکلی انتخاب کنید که هم فال باشد و هم تماشا، می توانید یکی از جاده های زیر را انتخاب کنید و از مناظر زیبای پرشماری که در طول مسیر با آنها برخورد می کنید، لذت کافی را ببرید. اما به خاطر داشته باشید که رانندگی در برخی از این جاده ها به علت شرایط غیر استاندارد آنها خطرناک و مستلزم احتیاط و دقت است. بنابراین با هوشیاری کامل در این جاده ها قدم بگذارید.

فرآوری: علیرضا عابدینی-بخش گردشگری تبیان

خیال انگیزترین مسیرهای ایران

ما در این نوشتار قصد داریم 10 جاده دیدنی کشورمان را به انتخاب خودمان به شما معرفی کنیم. انتخاب این 10 جاده به این معنی نیست که جاده های زیباتری از این جاده ها در ایران وجود ندارد، چرا که در گوشه و کنار کشورمان جاده های رویایی خاصی وجود دارند، ولی این جاده ها به لحاظ زیبایی از معروفیت بیشتری برخوردار هستند.

جاده چالوس

جاده چالوس یکی از زیباترین جاده های دنیا است. در برخی از معتبرترین سایت های انگلیسی‌زبان می توانید نام جاده چالوس را در میان 10 جاده زیبای دنیا مشاهده کنید. این جاده که یکی از پاتوق های آخر هفته تهرانی ها است، آبشار، جنگل، باغ میوه، رودخانه، تپه کوه های بلند و آب و هوای دلپذیر را با هم دارد.

 این جاده بیش از 80 سال قدمت دارد و پیچ و خم های آن برای خیلی ها خاطره های زیبا به همراه دارد.

خیال انگیزترین مسیرهای ایران

گردنه حیران

گردنه حیران در مسیر راه ارتباطی آستارا - اردبیل قرار دارد. این گردنه، از یک طرف به کوه‌های پوشیده از جنگل‌های انبوه‌ و از طرف دیگر به دره‌ای مشرف است که از میان آن رود «آقچای» عبور می‌کند که مرز میان ایران و کشور آذربایجان است.

این گردنه در بیشتر زمان ها در زیر پوششی از مه قرار دارد و از نظر طبیعی دره‌ها و کوهپایه‌های آن، پوشیده از گل‌ها و گیاهان جنگلی و مرتعی است. 

خیال انگیزترین مسیرهای ایران

جاده عباس آباد – کلاردشت

به احتمال زیاد از میان جنگل بسیار زیبای عباس آباد گذشته اید. جاده ای بسیار سرسبز و زیبا با درختان کهنسال و رستوران ها و سفره خانه های متعدد که در طول مسیر عباس آباد به کلاردشت قرار گرفته اند. این جنگل به اندازه ای زیبا است که اگر هر روز هم از آن عبور کنید، باز چشم اندازهای آن نگاهتان را پر می کند و باز هم مجذوب زیبایی هایش می شوید.

خیال انگیزترین مسیرهای ایران

جاده اسالم به خلخال

جاده ۷۰ کیلومتری اسالم به خلخال با داشتن ارتفاع 3300 متری از سطح دریا یکی از محورهای سخت گذر ایران به شمار می رود ولی هرقدر این جاده خطرناک است به همان اندازه مانند بهشت زیباست. چشم انداز ییلاق های اطراف جاده و کلبه های چوبی روستاییان به اضافه درختان بلند و انبوه که سایه شان جاده کوهستانی را در بعضی نقاط تاریک می کند، برای گردشگرانی که از این جاده عبور می کنند، خیره کننده است. یکی از زیباییهای منحصربه فرد این جاده مه غلیظی است که دره ها را سفیدپوش کرده و در بعضی نقاط تا روی جاده پایین می آید. بیشتر گردشگران این مسیر معتقدند احساس می کنند به مسیر دیگری قدم گذاشته اند.

خیال انگیزترین مسیرهای ایران

جاده شهداد -نهبندان

زیباترین جاده کویری ایران، جاده شهداد به نهبندان است. سالانه بر شمار گردشگرانی که برای دیدن کویر زیبای شهداد و کلوت های خیال انگیز آن به این جاده می آیند، افزوده می‌شود. گذر جاده از میان بزرگترین عارضه‌های فرسایش بادی جهان معروف به «کلوت‌های شهداد» که گردشگران از آن به عنوان قصرهای «جن و پری» نام برده‌اند، از ویژگی های منحصر به فرد این جاده است. از سوی دیگر برآمدن خورشید از شرق و تابیدن آفتاب بر شن‌های طلایی کویر و تماشای غروب بی‌آنکه مانعی از چشمانت حتی ثانیه‌ای از پشت کوه رفتن خورشید را بگیرد و نشستن ستاره‌های پرشمار بر صفحه آسمان کویر، از این جاده تصویری رویایی ساخته است.

خیال انگیزترین مسیرهای ایران

هجیج ـ اورامانات

اگر جاده پاوه تا «هجیج» را تا انتها بروید، با مناظر بكر و بدیعی از رودخانه پرآب سیروان، آبشارها و چشمه‌های گوناگون روبه‌رو می‌شوید. عرض كم، ریزش هر از گاه كوه، شیب تند و پیچ و خم های خطرناک و طرح هندسی عجیب این جاده نیز هیجانی به یاد ماندنی را برای گردشگران رقم می‌زند. در برخی نقاط جاده، باغ‌های سرسبز و در نقاط مرتفع چند‌متر برف، تنوع آب و هوایی بی‌مانند این جاده هستند.

خیال انگیزترین مسیرهای ایران

جاده شهرکرد-ایذه

این مسیر در فصل بهار فوق العاده زیباست و استان خوزستان را به استان چهارمحال و بختیاری وصل می کند . جاده ای که مهد تمدن های کهن ایرانی بوده است. البته این جاده در زمستان بسیار برفگیر و سرد است.  مسیر این جاده مملو از جنگل های بلوط است و در فصل بهار و تابستان بسیار سرسبز و زیباست. سد زیبای کارون 3 نیز در امتداد این مسیر قرار دارد.

خیال انگیزترین مسیرهای ایران

نوار مرزی ارس - جلفا

یکی دیگر از جاده های زیبای ایران در شمال غربی ایران و در امتداد رود ارس قرار دارد. این جاده که به موازات ارس از منطقه ارسباران شروع و در جلفا تمام می شود، زیبایی های بسیاری در خود دارد. در طول مسیر این جاده، از یک طرف جنگل ها و کوه های سرسبز را می توانید مشاهده کنید و از طرف دیگر، رود ارس و خانه های روستایی و البته خالی از سکنه  کشور همسایه را می بینید. جاده های آن طرف که برای کشورهای ارمنستان و منطقه مستقل نخجوان هستند را می توانید بسیار آسان ببینید و تنها فاصله با آنها، یک رود است.

خیال انگیزترین مسیرهای ایران

جاده چابهار- بریس

در فاصله ۵۵ کیلومتری چابهار یک بندر ماهیگیری به نام بندر بریس قرار دارد که اگر بخواهید از چابهار به این بندر بروید از جاده ای ساحلی و بسیار زیبا خواهید گذشت. در ابتدای این مسیر، صخره هایی را می بینید که بر اثر فرسایش سوراخهایی در آنها ایجاد شده و هنگامی که موج دریا به آنها می رسد پدیده خیره کننده ای به نام موج افشان شکل می گیرد. یعنی آب با شدت از داخل حفره ها به سمت آسمان پرتاب می شود و منظره ای شگفت انگیز می سازد. کمی که پیش بروید در فاصله ۱۵ کیلومتری به تالاب لیپار می رسید، محلی که آبهای سرگردان حاصل از بارندگی تالابی وسیع با آب قرمز رنگ می سازند و می توانید از تماشای لک لکها و مرغهای ماهی خوار لذت ببرید. کوه های مینیاتوری که به نام کوههای مریخی هم شهرت دارند یکی دیگر از جاذبه های فوق العاده در این جاده ساحلی است.

خیال انگیزترین مسیرهای ایران

جاده بکر شاهرود به گرگان(توسکستان)

جاده شاهرود - گرگان جاده ای بکر و کم تردد، با منظره هایی مسحور کننده است. در مسیر این جاده مناظری است که قابل وصف نیست.این جاده مسیری پرپیچ و خم را طی می کند تا این که به بالا ترین نقطه خود ،یعنی منطقه «جهان نما» برسد. هرچند این جاده پیچ هایی دارد که هر راننده ای را اولین بار دچار ترس می کند، اما مناظر دلکش و هوای مطبوع آن، نسیمی از بهشت را می نوازد. 

هرچه جاده از میان جنگل توسکستان به سمت بالا می رود، درختان تنک تر می شوند، به گونه ای که وقتی به جهان نما می رسیم، پوشش گیاهی تغییر چشمگیری می کند و درختان توسکا کم کم جای خود را به درختان ارس می دهند. ذکر این نکته خالی از لطف نیست که بدانیم حداقل اختلاف دما از پایین جنگل تا نقطه جهان نما 15 درجه سانتیگراد است.

خیال انگیزترین مسیرهای ایران

دوشنبه, 16 اسفند 1395 12:11

تحلیل روایات فقر (1)

 

تحلیلی بر روایات ستایشگر فقر !

پیش از این گذشت که در برابر آیات و روایاتی که فقر را مذموم دانسته آن را نکوهش کرده‌ فرمان جهاد برای نابودی آن را صادر می‌کنند روایاتی وجود دارد که در ظاهر فقر را می‌ستایند و آن را برتر از توانگری نشان‌می‌دهند. برخی با دستمایه قراردادن این اخبار، با تبلیغ «فقیرانه زیستن» آن را سبکی از زندگی متعالی اسلامی معرفی می‌کنند.

امید پیشگر/دکتری تفسیر قرآن،  تبیان

فقر، فقیر، فقرا،

در این نوشتار نخست روایاتی را نقل می‌کنیم که در ظاهر چنین مضمونی دارند سپس توضیح و تحلیلی دربارۀ آنها ارائه می‌‌دهیم.

روایات ستایشگر فقر

در منابع روایی روایاتی وجود دارد که در ظاهر، فقر را می‌ستایند. برای نمونه: 

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله)نقل است که فرمود: «الفقر فخری و به أفتخر على سائر الأنبیاء؛ فقر مایۀ افتخار من است و با آن بر دیگر پیامبران مباهات مى‏ورزم.»(عوالی اللآلی،1/39) یا فرمود: «من قل ماله و كثر عیاله و حسنت صلاته و لم یغتب المسلمین؛ جاء یوم القیامة و هو معی كهاتین؛ هر كس مالش اندك باشد و خانوارش پرشمار و نمازش نیكو و از مسلمانان غیبت نكند، روز رستاخیز چنان با من پیوسته و همراه است كه این دو [انگشت كنار هم‏] هستند.‏»(مسند أبی یعلى‏،1/463)

از امیرالمؤمنین(علیه السلام) نقل است که فرمود: «الفقر مخزون عند الله بمنزلة الشهادة یؤتیه الله من یشاء؛ فقر همانند شهادت است كه گنجینه‏اى است نزد خدا و او به هر كه خواهد، عطایش فرماید.»(جامع الأخبار،300)

امام جواد(علیه السلام) در پاسخ فردی که از او درخواست سفارشی کرده بود فرمود: «بر بالش صبر سر بِنِه؛ فقر را در آغوش بگیر و شهوت‏ها را از خود بران.»(تحف العقول،455)

روایات نشان‌دهندۀ برترى فقر بر توانگرى‏

جدا از روایات پیشین، روایاتی وجود دارد که بالاتر از ستودن، فقر را برتر از توانگری نشان می‌دهند. برای نمونه:

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: «الفقر خیر للمؤمن من الغنى‏؛ براى مؤمن، فقر بهتر از توانگرى است.»(جعفریات،155)

خدای متعال به موسی(علیه السلام) فرمود: «یا موسى إذا رأیت الفقر مقبلا فقل مرحبا بشعار الصالحین و إذا رأیت الغنى مقبلا فقل ذنب عجلت عقوبته؛ اى موسى! هر گاه دیدی که فقر به تو رو آورد بگو خوش آمدى اى نشانه شایستگان؛ و هر گاه دیدی توانگرى روی آورد بگو گناهى است كه كیفرش زود آمده است.»(کافی،2/263)

به طور طبیعی روشن است که زندگیِ بی‌کمبود و سختی، برتر از زندگیِ فقیرانه است؛ اما اگر همین «دارایی» سبب عصیان و فراموشی خدا و خلق خدا شود و در مقابل، آن «نداری» زمینه‌سازِ توجهِ بیشتر به خدای متعال و خدمت به مردم گردد، تردیدی نیست این فقرْ از آن دارایی، برتر است

پیش از سخن‌گفتن دربارۀ این دسته از روایات که به ظاهر در تعارض جدی با آیات و روایات پیشین(نکوهش کنندۀ فقر) هستند به روایاتی اشاره می‌کنیم که قدری این «فقر ستایش‌شده» در این روایات را تبیین می‌کنند.

روایات تبیین کنندۀ فقر ستایش‌شده

امام علی(علیه السلام) فرمود: «الحرفة مع العفة خیر من الغنى مع الفجور؛ پیشه‏ورى[کارگری؛ کنایه از درآمد کم] پاكدامنانه بهتر از توانگرى زشت‌كارانه است.»(نهج‌البلاغه، نامه31)

آن حضرت خطاب به جابر بن عبدالله انصارى فرمود: «اى جابر! مایۀ استوارى دین و دنیا، چهار است: ... و فقیرى كه آخرتش را به دنیایش نفروشد ...»(همان، حکمت 372)

فضیل بن یسار نقل می‌کند امام باقر(علیه السلام) فرمود: «هیچ یك از شما به حقیقت ایمان دست نمى‏یابد، مگر این كه در وى سه ویژگى باشد: مرگ برایش دوست داشتنى‏تر از زندگى باشد و فقر محبوب‏تر از توانگرى و بیمارى خواستنى‏تر از تندرستى.» گفتیم: «چه كسى چنین است؟» فرمود: «همۀ شما.» سپس فرمود: «كدام‌ براى شما دوست‌داشتنى‏تر است؛ مرگ با دوستى ما یا زندگى با دشمنى ما؟» گفتم: «به خدا سوگند! مرگ در دوستی شما براى ما محبوب‏تر است.» فرمود: «و همچنین است فقر و توانگرى؛ و بیمارى و تندرستى؟» گفتم: «بله؛ به خدا سوگند! چنین است.»(معانی‌الاخبار، 189)

کسی به امام صادق(علیه السلام) عرض کرد: از ابوذر نقل مى‏شود كه مى‏گفت: سه چیز را مردم دشمن مى‏شمارند و من دوست مى‏دارم: مرگ و فقر و بلا. فرمود: «این‌گونه نیست؛ مراد ابوذر این بود: مرگِ در حالِ بندگى خدا براى من دوست‌داشتنى‏تر از زندگى در حال نافرمانى خداست و بلادیدن در بندگى خدا برایم محبوب‏تر از تندرستى در نافرمانى خداست و فقر در بندگى خدا نزد من گرامى‏تر از توانگرى در حال نافرمانى خداست.»(کافی، 8/222)

تحلیلی بر روایات ستایشگر فقر 

ما در موضوع فقر با سه دسته روایت روبرو هستیم روایاتی که فقر را نکوهش می‌کنند؛ روایاتی که آن را می‌ستایند؛ روایاتی که با مقید ساختن توانگری به امری نامطلوب؛ مانند گناه و عصیان، و همراه ساختن فقر با مطلوبِ دین؛ مانند عزت و پاک‌دستی؛ فقر را برتر از دارایی معرفی می‌کنند. که این دستۀ سوم می‌تواند راهکار مناسبی برای آشتی بین آن دو دسته باشد.

یک انسان موحد که زندگی در دنیا را با نگاه به آخرت می‌نگرد هرگز پدیده‌ها را به شکل مطلق ارزش‌گذاری نمی‌کند اگر می‌گوید علم برتر از جهل است؛ مرادش علمی است که دنیاسازِ آخرت‌آبادکن است (که نوعاً همین گونه است)؛ نه دانشی که دنیا را ویران می‌کند و جهنم را شعله‌ورتر. با این منطق اگر فقر، بد است و باید نابود شود فقری است که سودی به حال دنیا و آخرت ندارد (که نوعاً اینگونه است) و الا اگر فقری یافت شود که برای شخص مفیدتر از توانگری باشد و چاره‌ای هم از آن نباشد (که نوعاً اینگونه نیست) بی‌تردید این فقر برتر از آن است که در حدیث جابر بن عبدالله نمونه‌ای از آن گذشت

نکته مهمی که نباید فراموش شود موافقت آیات قرآن کریم با روایات دستۀ اول است که این مهم‌ترین علت برای پیروی ما از آن روایات و توجیه و تأویل روایات دسته دوم (روایات مخالف) است.

و نیز باید بدانیم که اکثر قریب به اتفاق روایات دستۀ دوم (ستایشگر فقر) به دلیل مرسل بودن از سند معتبر و قابل قبولی برخوردار نیستند. 

با در نظر گرفتن این سه مقدمه و نیز آیات و روایات معتبری که در نکوهش فقر یاد شد، با اطمینان می‌توان گفت که فقر از نگاه اسلام نه تنها پسندیده نیست؛ بلکه اسلام تمام ظرفیت‌های قانونی و انسانی خود را برای نابودی آن به کار گرفته است. بر این پایه، در برخورد با روایاتى كه در ظاهر، مردم را به سوى فقر دعوت مى‏كنند، پس از قطعى شدن انتساب آن‏ به پیشوایان دین، چاره‏اى جز آن نیست كه مقصود روایت را در غیر ظاهر آن بجوییم؛ در این راه باید به معنایی رسید که مخالفِ آیاتِ ضد‌فقر و روایات همسوی با آنها نباشد. در این زمینه روایات دستۀ سوم بسیار راهگشایند.

به طور طبیعی روشن است که زندگیِ بی‌کمبود و سختی، برتر از زندگیِ فقیرانه است؛ اما اگر همین «دارایی» سبب عصیان و فراموشی خدا و خلق خدا شود و در مقابل، آن «نداری» زمینه‌سازِ توجهِ بیشتر به خدای متعال و خدمت به مردم گردد، تردیدی نیست این فقرْ از آن دارایی، برتر است. 

یک انسان موحد که زندگی در دنیا را با نگاه به آخرت می‌نگرد هرگز پدیده‌ها را به شکل مطلق ارزش‌گذاری نمی‌کند اگر می‌گوید علم برتر از جهل است؛ مرادش علمی است که دنیاسازِ آخرت‌آبادکن است (که نوعاً همین گونه است)؛ نه دانشی که دنیا را ویران می‌کند و جهنم را شعله‌ورتر. با این منطق اگر فقر، بد است و باید نابود شود فقری است که سودی به حال دنیا و آخرت ندارد (که نوعاً اینگونه است) و الا اگر فقری یافت شود که برای شخص مفیدتر از توانگری باشد و چاره‌ای هم از آن نباشد (که نوعاً اینگونه نیست) بی‌تردید این فقر برتر از آن است که در حدیث جابر بن عبدالله نمونه‌ای از آن گذشت.

از همین نوع است انتخاب زندگی فقیرانه از سوی کسی که می‌خواهد برای مردمی که اکثر آنها یا لااقل بخشی از آنها فقیر هستند و او موظف به مدیریت آنهاست؛ مانند رهبر یا هر یک از مسئولان جامعه اقتصاد مردم به تصمیم آنها بستگی دارد. (در قسمت بعد در این باره سخن خواهیم گفت.)

به این تحلیل و توضیح باید افزود که در مواردی منظور از «فقر» نیازمندی به خدای متعال است؛ مانند این آیه که می‌فرماید: «یا أیها الناس أنتم الفقرآء إلى الله‏؛ ای مردم شما به خدا نیازمندید.»(فاطر/15) اگر از اشکال سندی روایاتی نظیر «الفقر فخری» چشم بپوشیم می‌توان فقر ستایش‌شده در آنها را به این معنا گرفت.

(ادامه دارد)