ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

 

سید حمید حسینی
عضو اتاق ایران

در جوامع مدرن، دولت‌ها دو وظیفه اصلی بر عهده دارند 1- توسعه و 2- رفاه. بنابراین همه دولت‌ها در تلاش هستند تا با قدم برداشتن در مسیر توسعه خصوصا توسعه صنعتی، کشور را در ریل پیشرفت قرار داده و با افزایش تولید ناخالص «GDP» و درآمد سرانه جامعه، رفاه را افزایش دهند.

 

در مسیر توسعه صنعتی ما با دو نوع نگرش و مدل روبه‌رو هستیم؛ 1- مدل توسعه ماشینی 2- توسعه انسان‌محور.

در مدل توسعه ماشین‌محور کشورها تلاش می‌کنند با خرید دانش فنی و تکنولوژی‌ و ساخت ماشین‌آلات صنعتی، اقدام به توسعه‌ و رشد کنند و از این طریق نیازهای داخلی را تامین کرده و با صدور محصولات، کسب ارز کنند. بدون شک یکی از راه‌های کمک به رفاه جامعه از این طریق میسر خواهد شد.در شرایط فعلی ایران، حتی توسعه بر مبنای افزایش تولیدات دچار چالش شده است و به علت کاهش تقاضا در رقابتی نبودن بسیاری از تولیدات، روند توسعه از این طریق کند شده است. بنابراین در سال‌های گذشته شاهد رشد بیکاری و بحران اشتغال بوده‌ایم.ضمن اینکه این نوع توسعه نیاز به سرمایه‌گذاری و زیرساخت‌های مناسب دارد که اکنون در کشور فراهم نیست. بنابراین ضروری است که توسعه انسان‌محور مورد توجه قرار گیرد و با تقویت بخش خدمات ضمن ایجاد اشتغال به رفاه جامعه کمک شود.

در این راستا سال‌های اخیر بحث استارت‌تاپ‌ها مطرح شده است که قادر هستند به نیروی انسانی و ارائه خدمات مبتنی بر استفاده از IT ضمن ارائه خدمات مناسب، به جامعه و رفاه آن کمک کنند.پیش از این در جامعه ایران استفاده از تکنولوژی و فناوری اطلاعات عمدتا در بخش بانکی و کارت سوخت مورد استفاده قرار گرفته بود و در سایر بخش‌های کشور شاهد حضور پررنگ این بخش نبوده‌ایم.خوشبختانه اخیرا فروشگاه‌های اینترنتی، خدمات توریستی و مسافرتی، حمل‌ونقل، سفارش غذا، بازاریابی و تبلیغات بر بستر اینترنت مورد توجه قرار گرفته و با سرعت بالا درحال گسترش است و رقیب جدی برای کسب‌وکارهای سنتی به شمار می‌روند. این در حالی است که اگر صاحبان کسب‌وکارهای قدیمی قادر نباشند خود را به این سیستم مجهز کنند قطعا بازنده این رقابت خواهند بود.با توجه به نفوذ نسبتا بالای اینترنت در کشور و رایج شدن فضای مجازی نظیر تلگرام و اینستاگرام شاهد تغییر ذائقه و سلیقه مصرف‌کنندگان نیز هستیم.

سرعت خدمات‌رسانی و ارزانی این برنامه‌ها باعث شده است که اینگونه برنامه‌ها مورد استقبال کاربران قرار گیرد. نمونه دیگری از این استارت‌آپ‌های محبوب که می‌توان به آن اشاره کرد تپسی و اسنپ هستند که به خوبی در میان عامه مردم جای خود را باز کرده‌اند.  با روندی که کسب‌وکارهای انسان‌محور آغاز کرده، می‌توان پیش‌بینی کرد که در 5 سال آینده سهم اصلی بازار کشور تحت کنترل این تکنولوژی قرار گیرد. در این شرایط کسب‌وکارهای سنتی به شدت آسیب خواهند دید و باید خود را با آن سازگار کنند. چرا که با عدم سازگاری، این کسب و کارهای سنتی هستند که از سوی مردم مورد بی‌مهری قرار می‌گیرند.

 

کسب و کارهای جدید!

سیر توسعه استارت‌آپ‌ها

 

 

بمانجان ندیمی: کسب‌و‌کارهای تازه وارد چگونه در دنیا، گلیم خود را از آب بیرون می‌کشند و روند توسعه آنها چگونه است؟ در گفت‌وگویی که با پدرام سلطانی، نایب رئیس اتاق بازرگانی ایران داشتیم، با او در این باره به گفت‌وگو نشسته‌ایم. او حمایت دولت از استارت‌آپ‌ها را ضروری می‌داند و می‌گوید: به‌رغم اینکه نیاز است دولت در بخش‌های اقتصادی نقشی نداشته باشد، اما ضروری است به حمایت از استارت‌آپ‌ها بپردازد؛ چراکه استارت‌آپ‌ها در کشور ما در استیج اول ورودشان به فعالیت و چرخه کسب‌و‌کار هستند. در این استیج، یک قشر دو یا سه درصدی (استارت‌آپ)، در مقابل یک قشر 97- 98 درصدی (سنتی‌ها) قرار دارند. برای اینکه این گروه کوچک بتواند به مرحله بعد چرخه رشد ورود پیدا کند، نیاز به حمایت دارد. در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید.

 

از فعالیت استارت‌آپ‌ها در ایران زمان زیادی نمی‌گذرد. اما شاهد حمایت‌های چندانی از این استارت‌آپ‌ها نیستیم. نمونه آن هم اسنپ و تپسی هستند که هر روز با حاشیه‌های جدیدی برای ادامه فعالیت خود مواجه می‌شوند. از این رو به نظر می‌رسد هنوز این نحوه کسب‌و‌کار از حمایت‌های لازم برخوردار نیستند. تحلیل شما از این موضوع چیست؟ آیا کسب‌و‌کارهای اینچنینی در تقابل با طیف سنتی بازار هستند؟

از سال‌ها و دهه‌های گذشته همواره شاهد این بودیم که نیروهای سنتی جامعه کار در مقابل روندهای روز و نگرش‌های مدرن مقاومت کرده‌اند. اگر به گذشته برگردید می‌توانید اشکال مختلف چنین تغییراتی را در فضای کسب‌و‌کار ببینید. به‌عنوان مثال این روند در ارتباطات نوین قابل مشاهده است. ورود فکس به عرصه ارتباطات، پس از آن ورود تلفن همراه، فعالسازی اینترنت و سپس شبکه‌های مجازی، همگی در ابتدا با مقاومت‌هایی از سوی بخش‌های مرتبط روبه‌رو بوده‌اند. تقریبا هیچ نمودی از فناوری و تکنولوژی را در کسب‌و‌کار نمی‌بینید که مقاومت و مخالفت در مقابل آن وجود نداشته باشد. وقتی به ادبیات فناوری یا نوآوری در مدیریت هم رجوع کنید، می‌بینید که چرخه رشد آنها در کسب‌و‌کار یک منحنی است. این منحنی در ابتدا با شیب بسیار ملایمی حرکت می‌کند. این شیب ملایم، به این معناست که شروع استفاده از یک نوآوری و فناوری و تجاری‌سازی آن توسط یک گروه بسیار کوچک انجام می‌شود.

اینها پیشتازان استفاده و به‌کارگیری نوآوری هستند که به آنها پیشگامان اولیه گفته می‌شود. بعد از آن، این منحنی، شیب تندتری پیدا می‌کند و با نهادینه شدن و استفاده از نوآوری، بخش بیشتری از جامعه و کسب‌و‌کارهای مختلف از آن استفاده می‌کنند. اینها گروه دوم یا آداپتورها هستند که خودشان را با آن تغییر و تحول، سازگار می‌کنند و در نهایت 20 تا 30 درصد هم هستند که اینها همچنان هنگامی که در معرض این تغییرات قرار می‌گیرند، مقاومت می‌کنند و تا جایی که بتوانند، تمایلی به تغییر نشان نمی‌دهند. اما در نهایت فناوری و نوآوری، خود را به آنها دیکته می‌کند. به این افراد در انگلیسی لاگرد گفته می‌شود. آنها افراد کندی هستند و به کندی این تغییر و تحول را می‌پذیرند.

در حال حاضر جامعه ما در کدام قسمت این منحنی قرار گرفته است؟

جامعه ما الان در شرایطی است که در جدال بین ورود مدل‌های نوین کسب‌و‌کار مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات با مدل‌های سنتی کسب‌و‌کار است. در مدل‌های سنتی، کسب‌و‌کارها با استفاده از نیروی کار یا ماشین‌آلات متعلق به نسلهای قبلی فناوری، فعالیت‌هایی را انجام می‌دهند. اما استفاده از مدل‌های جدید کسب‌وکار مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات، در دنیا نشان داده که اینگونه کسب‌و‌کارها تا چه اندازه می‌تواند چند مولفه مهم در کسب‌و‌کار یعنی سرعت و شفافیت را بالا ببرد و از سویی هزینه را با ابزار مختلف پایین بیاورد. کاهش نیاز به ابزار و ماشین‌آلات، واسطه‌زدایی و ارتباط دوسویه و مستقیم با مشتری نیز حاصل فعالیت این نوع کسب‌و‌کارها است. از این رو میزان رضایتمندی مشتری در کسب‌و‌کارهای نوین بالا می‌رود. اینها مولفه‌هایی هستند که برای مصرف‌کننده بسیار حائز اهمیت است و البته اگر حاکمیت هم به این ابزارها نگاه کند، برای حاکمیت هم خیلی مفید است. چون زمانی که شفافیت فعالیت کسب‌و‌کارها بالا برود، به این معنی است که میزان سوء‌استفاده، فرار مالیاتی، پولشویی و تخلف از قوانین و مقررات کاهش پیدا می‌کند.

بنابراین حاکمیت باید از این موضوع استقبال کند. اما به هر حال الان استارت‌آپ‌ها در کشور ما در استیج اول ورودشان به فعالیت و چرخه کسب‌و‌کار هستند. در این استیج، یک قشر دو یا سه درصدی(استارت‌آپ)، در مقابل یک قشر 97، 98 درصدی قراردارند. برای اینکه این گروه کوچک بتواند به مرحله بعد چرخه رشد ورود پیدا کند، نیاز دارد که آداپتورها یا آن‌هایی که با مدل‌های جدید کسب‌و‌کار سازگاری ایجاد می‌کنند نیز به این جمع بپیوندند. در حال حاضر یک اینرسی و سکون شدیدی در مقابل استارت‌آپ‌ها وجود دارد. نمونه آن هم اتفاق‌هایی است که در حال حاضر در ایران می‌بینیم. هر کدام از استارت‌آپ‌هایی که در ایران شکل گرفتند، جامعه بزرگی از سنتی‌ها در مقابل آنها به مخالفت ایستادند. البته منافع آن جامعه بزرگ از طریق فعالیت استارت‌آپ‌ها مورد تهدید قرار می‌گیرد و نمی‌شود خیلی آنها را از این باب سرزنش کرد؛ اما این نکته را هم باید گفت که متاسفانه یا خوشبختانه این اقتضای کسب‌وکار است که چرخه عمر هر فعالیتی یک روز به پایان می‌رسد.

در نتیجه آنهایی موفق هستند که این موضوع را پیش‌بینی کنند؛ یعنی زمانی که احساس می‌کنند عمر کسب‌و‌کارشان رو به اتمام است، اقدامی بکنند که یا با تغییر فناوری و تکنولوژی کسب‌و‌کار، خود را به چرخه جدید وارد کنند یا بر اساس یافته‌هایشان آن فعالیت اقتصادی را در مسیر هدایت شده تعطیلی قرار دهند. منظور از مسیر هدایت شده این است که هنگامی که می‌دانند کسب‌و‌کارشان به‌زودی به‌واسطه ورود فناوری‌های جدید، دچار اضمحلال می‌شود، از فرصت باقی مانده برای جمع کردن کسب‌و‌کار استفاده و آن را مدیریت کنند. می‌توانند منابعشان را به کسب‌و‌کار دیگری تخصیص بدهند و در اصطلاح مدیریتی به «دوشیدن کسب‌و‌کار» روی آورند. «دوشیدن» در اصطلاح مدیریتی به معنای بهره‌وری حداکثری از فروش است که در عین حال، آن کسب‌و‌کار را به مرحله کاهش فعالیت و نهایتا توقف آن با مدیریت و با برنامه هدایت می‌کند. در روش سوم هم می‌توانند مدل کسب‌و‌کارشان را عوض کنند. این روش، مصداق استارت‌آپ‌هاست. مثلا اگر آژانس‌های تاکسیرانی زودتر از موسسان اسنپ و تپسی بر مدل مبتنی بر آی‌تی مبادرت می‌کردند، می‌توانستند مالکان این مدل جدید کسب‌و‌کار بشوند.

اما چنانچه کسب‌وکارها به یکی از این سه روش متوسل نشوند، طبیعتا اتفاق چهارم، تعطیلی و ورشکستگی آنهاست. متاسفانه بسیاری از کسب‌و‌کارها عملا به جهت غفلتی که می‌کنند، به ورطه چهارم می‌افتند و در مقابل عمل انجام شده قرار می‌گیرند. از این رو در ابتدا سعی می‌کنند آن را نفی کنند، هنگامی که می‌بینند این اتفاق در شرف وقوع است، نارضایتی‌هایشان شروع می‌شود. سپس با گروه‌هایی که امکان دارد منافع آنها در خطر باشد، شریک می‌شوند و مقاومت‌ها و مخالفت‌هایی را شکل می‌دهند که در برخی از موارد، کامیابی‌هایی را هم پیدا می‌کنند و حتی منجر به تعطیلی موقت کسب‌و‌کارهای نوین می‌شوند. البته نهایتا چون این روند اجتناب‌ناپذیر است، خودش را تحمیل می‌کند و این مقاومت‌ها شکسته می‌شود.

بنابراین با توجه به آنچه شما به آن اشاره کردید، آیا می‌توان گفت برنده این رقابت، کسب‌و‌کارهای نوین هستند؟

بله؛ برنده نهایی قطعا آنها هستند. چون همانطور که گفتم این سیر جدید، خود را به ما تحمیل می‌کند. ما در توقف این روندها تعیین‌کننده نیستیم. شاید بتوانیم در تاخیرشان تعیین‌کننده باشیم. ولی در میرایی و توقف کاملشان تعیین‌کننده نیستیم. حتی ما در جامعه خودمان مثالهایی داریم که با قانون خواستیم یک روند را کنترل کنیم اما نتوانسته‌ایم. مثل ماهواره که حتی قانون هم نتوانسته تماشای آن را کنترل کند. نگاه هوشمندانه به این روندها این است که از بالا کنترل و هدایت بشوند. یعنی حاکمیت با شناخت این روندها سعی کند آنها را به بستری بیندازد که بیشترین انتفاع را برای محیط اقتصاد کلان کشور به همراه بیاورد و در یک جریان مدیریت شده آسیب‌هایی که به مدل‌های سنتی کسب‌و‌کار می‌زند کمتر کند. اقتصادهای فعال، بیشترین میزان ریزش و رویش را دارند. یعنی میزان ورشکستگی در کشورهای توسعه یافته مثل کشورهای اروپایی از کشورهایی مانند ایران بیشتر است. اما از آن طرف میزان ایجاد کسب‌و‌کارهای جدید هم از کشورهایی مثل ایران بیشتر است. پس این یک روند طبیعی است. ما باید بپذیریم که هر سال یکسری کسب‌و‌کار به دلایل مختلف از رده خارج می‌شوند، ورشکسته می‌شوند و به جای آنها کسب‌و‌کارهای دیگری جایگزین می‌شوند. همانطور که انسان چرخه عمر دارد، صنعت هم چرخه عمر دارد و نمی‌شود در مقابل آن مقاومت کرد.

در حال حاضر حمایت از استارت‌آپ‌ها را در کشور ما چطور می‌بینید؟ آیا مقاومتی که از سوی کسب‌و‌کارهای سنتی در قبال استارت‌آپ‌ها وجود دارد، در دستگاه‌های بالادستی هم دیده می‌شود؟

مقاومت در دستگاه‌ها وجود دارد. اما ابراز و علنی نمی‌شود و عملا چراغ خاموش است. حمایت به آن معنا وجود ندارد. شاید سازمان‌ها و نهادهایی که متصدی علم و فناوری و نوآوری در کشور هستند مثل معاونت علمی فناوری ریاست‌جمهوری و صندوق‌های حمایت از کسب‌و‌کارهای دانش‌بنیان و یکی دو سازمانی که معاونت علمی فناوری دارند، تا حدی در این خصوص تلاش کنند. اما این میزان بسیار کم است. به نظر من حاکمیت دولت فرآیند تحول و نوآوری در کسب‌و‌کار را تقریبا به حال خودش رها کرده، البته از اینکه دولت در یک بخش خودش را رها کند، باید تا حدی ابراز خوشحالی کرد، اما در این مقطع به‌دلیل اینکه مقاومت‌های شدیدی در مقابل کسب‌و‌کارهای نوین وجود دارد، اتفاقا دولت‌ها وظیفه حمایت دارند.

تجربه جهانی درخصوص حمایت از چنین کسب‌و‌کارهایی چگونه است؟

در کشورهای دیگر دولت‌ها کسب‌و‌کارهای بالغ را به حال خودشان رها می‌کنند. چون آنها می‌توانند گلیم خودشان از آب در بیاورند، ولی معمولا از کسب‌و‌کارهای نوین و فناوری‌های پیشتازانه حمایت می‌کنند و آنها را در سایه حمایت‌های دولتی و قانونی خود قرار می‌دهند. اما در ایران چنین چیزی وجود ندارد. برعکس شما می‌بینید که بخش‌های مختلف دولتی در ایران از بسیاری از صنایع و فعالیت‌های تولیدی تقریبا از رده خارج و محکوم به ورشکستگی، حمایت می‌کنند و ورشکستگی آنها را به تاخیر می‌اندازند. در این شرایط، هزینه آن را به کل جامعه تحمیل می‌کنند که این کار، خطاست. این کار مصداق سرنا را از سر گشادش زدن است. به جای اینکه از فناوری و نوآوری حمایت کنند، از ورشکستگی جلوگیری می‌کنند؛ یعنی دولت یک آی‌سی‌یو درست کرده و هزینه هنگفتی را در این رابطه پرداخت می‌کند که بعضی از صنایع در حال احتضار را بتواند در کما حفظ کند. اما بخش خصوصی نهادهایی را برای حمایت به‌وجود آورده است که موردنیاز کسب‌و‌کار‌های مخاطره‌پذیر، استارت‌آپ‌ها و کسب‌و‌کارهای دانش‌بنیان است.

یکی از موانعی که این روزها برای فعالیت کسب‌و‌کارهای نوین وجود دارد، مربوط به دریافت مجوزها است. در این خصوص چه نظری دارید؟

من بارها مخالفت خودم را با تفکر مجوزگرایی اعلام کرده‌ام. زمان عمر مجوز به پایان رسیده؛ ولی ما هنوز شیوه کشورداریمان مبتنی بر مجوز است؛ در‌حالی‌که نسل مدرن کشورداری مبتنی بر اعتماد است. همین اعتماد، بالاترین مجوز را به افراد می‌دهد که تخلف نکنند. چون دیده شده مجوز ضمن اینکه اصطکاک شدیدی در بستر علم و فناوری به وجود می‌آورد، با شیوه‌ها و ابزارهای نوین جامعه به راحتی دور زده می‌شود؛ جامعه قرن بیست‌ویکمی، جامعه اطلاعاتی است. بنابراین این بستر اطلاعات باید به‌طور کامل در دولت توسعه پیدا کند.

پنج شنبه, 21 بهمن 1395 13:20

جستجوهای خاص گوگلی

 
روش های خاص جست وجو در گوگل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روش‌های متعددی برای جست‌وجو در گوگل وجود دارد که استفاده از آنها می‌تواند یافتن مطلب موردنظر را آسان‌تر کند. ما در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که شاهد پیشرفت چشمگیر تکنولوژی هستیم و اینترنت پرسرعت به انتقال اطلاعات کمک زیادی می‌کند. همین موضوع باعث شده است که با حجم بسیار بالایی از اطلاعات روبه‌رو شویم. تنها با سپری کردن دقایقی می‌توانید از جدیدترین اخبار باخبر شوید، دستور پخت غذایی را به دست آورید یا در مورد جدیدترین تئوری‌های فیزیک مطالعه کنید. با وجود این گاهی اوقات حجم بالای مطالب و روش‌های نادرست جست‌وجو باعث می‌شود یافتن آنچه می‌خواهیم برایمان دشوار شود. به این ترتیب قرار است در اینجا با روش‌های جست‌وجوی خاص در گوگل آشنا شویم که یافتن مطالب موردنظرتان را ساده‌تر و سریع‌تر خواهد کرد.

 

استفاده از نشانه «|» یا عبارت «or»: گاهی اوقات جزئیات موضوعی که می‌خواهیم در مورد آن جست‌وجو کنیم، ناقص بوده یا آنها را به یاد نمی‌آوریم، اما این موضوع چندان هم دردسرساز نیست. کافی است که تعدادی از مدل‌های مختلف از آنچه در نظر داریم را قرار داده و با نشانه «|» آنها را از یکدیگر جدا کنیم. البته به‌جای این نشانه می‌توانید از عبارت «or» استفاده کنید. با انجام این روش مشاهده خواهید کرد که نتایج جست‌وجوی گوگل به آنچه در نظر دارید نزدیک‌تر خواهد بود.

جست‌وجو با استفاده از مترادف‌ها: نکته‌ای که شاید کمتر کسی به آن توجه کرده باشد استفاده از مترادف‌ها برای جست‌وجو در اینترنت است. در صورتی که جست‌وجوی شما به زبان انگلیسی باشد باید بدانید که این زبان دارای کلماتی با مترادف‌های بسیار بوده و همین امر می‌تواند در جست‌وجو به شما کمک بسیاری کند. اگر می‌خواهید وب‌سایت‌هایی را بیابید که در زمینه‌ موردنظرتان فعالیت می‌کنند؛ کافی است در جست‌وجوی خود از نشانه «~» استفاده کنید. برای مثال اگر جست‌وجوی شما به این حالت باشد «healthy ~food» در نتایج مشاهده خواهید کرد که محتوایی شامل تغذیه سالم و دستورالعمل‌های تهیه غذا به نمایش درآمده است.

جست‌وجو در درون وب‌سایت‌ها: حتما برایتان اتفاق افتاده که مقاله جالبی را در یک وب‌سایت بخوانید و بخواهید محتوایی مرتبط با آن بیابید، دوباره آن را بخوانید یا مقاله را به اشتراک بگذارید. ساده‌ترین روش برای یافتن اطلاعات مدنظرتان، جست‌وجو درون آن وب‌سایت خواهد بود. برای انجام این کار کافی است که آدرس سایت را نوشته و سپس واژه کلیدی از مقاله مدنظرتان را جست‌وجو کنید.

استفاده از نشانه «*» در جست‌وجو: گاهی شرایطی به وجود می‌آید که واژه کلیدی برای جست‌وجو یا عدد مهمی را فراموش می‌کنیم. در چنین حالتی می‌توان از نشانه «*» استفاده کرد. کافی است به جای واژه کلیدی از این نشانه استفاده کرده و جست‌وجو کنید تا محتوای مدنظرتان را بیابید.

وقتی کلمات زیادی از عبارت را فراموش کرده‌اید: گاهی اوقات باید عبارتی طولانی را جست‌وجو کنید اما تعدادی از کلمات آن را از یاد برده‌اید و تنها استفاده از یک واژه کلیدی نیز پاسخگو نیست. در چنین شرایطی کافی است که ابتدا و انتهای عبارت را نوشته و سپس از عبارت (...)AROUND استفاده کنید. سپس در داخل پرانتز تعداد کلماتی را که از عبارت حذف شده‌اند، قرار دهید.

از بازه زمانی استفاده کنید: گاهی اوقات به اطلاعاتی نیاز داریم که متعلق به دوره زمانی خاصی هستند. برای دست یافتن به این اطلاعات می‌توانید بازه زمانی را به جست‌وجوی خود اضافه کرده و سپس سه نقطه میان سال‌ها قرار دهید.

جست‌وجو برای تیتر یا URL: برای یافتن واژه‌های کلیدی و نام یک مقاله کافی است که عبارت «:intitle» را قبل از وارد کردن واژه‌های جست‌وجو قرار دهید. در نظر داشته باشید که نباید میان آنها فاصله باشد. برای یافتن کلمات به کار رفته در یک URL نیز می‌توانید از عبارت «:inurl» استفاده کنید.

یافتن وب‌سایت‌های مشابه: فرض کنید موضوع جالبی در اینترنت یافته‌اید و می‌خواهید وب‌سایت‌هایی را که محتوای مشابهی دارند بیابید. برای انجام این کار کافی است که از عبارت «:related» استفاده کرده و سپس آدرس سایت مدنظر را وارد کنید. در نظر داشته باشید که میان عبارت و آدرس وب‌سایت مدنظرتان فاصله قرار ندهید.

جست‌وجوی عبارات کامل: استفاده از نشان‌های نقل‌قول می‌تواند در جست‌وجو بسیار کارآمد باشد. فرض کنید عبارتی را بدون به کار بردن نقل‌قول جست‌وجو کرده‌اید. در چنین حالتی نتایجی را مشاهده خواهید کرد که کلمات عبارت جست‌وجو شده به‌صورت نامرتب در آن دیده می‌شود. این در حالی است که استفاده از نقل‌قول به شما کمک خواهد کرد تا نتایجی را به دست آورید که عبارت مدنظرتان به‌صورت منظم و پشت سر هم در مقاله یا مطلب مدنظر وجود داشته باشد. درواقع حالت اول برای زمانی مناسب است که شما از صحت عبارت مدنظرتان اطمینان نداشته باشید.

حذف کلمات غیرضروری: برای حذف نتایجی که برگرفته از کلمات غیرضروری باشند، کافی است یک خط فاصله قرار داده و سپس آن کلمه را تایپ کنید.

دوشنبه, 18 بهمن 1395 10:51

رموز موفقیت در گسترش ایده ها

 
پنج آموزه جاودان از بیل گیتس اندی گرو و استیو جابز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بیل گیتس، اندی گرو و استیو جابز بین سال‌های 1968 و 1973 شرکت‌های بسیار مهمی را راه‌اندازی کردند. این بنگاه‌ها که فعالیت‌شان معطوف به فناوری سطوح بالا است تاکنون درآمدی بیش از یک تریلیون دلار نصیب خود کرده و زندگی همه ما را تغییر داده‌اند. آنان واقعا چگونه به این دستاوردها نائل شدند؟ کتاب «قواعد استراتژی؛ پنج آموزه جاودان از بیل گیتس، اندی گرو و استیو جابز» حیات حرفه‏ای این سه نفر را برای نخستین‌بار در کنار هم مورد تفحص قرار می‏دهد، موفقیت‏ها و شکست‌ها، نقاط مشترک و تفاوت‌هایشان را بررسی می‏کند و استراتژی‌ها و روش‌های عملی پیشگامانه آنان را حین ساختن شرکت‌هایشان توضیح می‌دهد.

«دیوید یوفی» و «مایکل کوسومانو» حدود 30 سال در دانشگاه‌های هاروارد و ام‏ آی ‏تی به تدریس موضوع استراتژی مشغول بوده‌اند. طبق گفته آنان، حین تدریس استراتژی در دانشگاه‌ها معمولا به ابزارهای تحلیلی و اجرایی پرداخته می‌شود، اما طرز تفکر استراتژیست‌های بزرگ، چگونگی یادگیری آنان از تجربه‌هایشان و نحوه تبدیل ایده‌هایشان به عمل، کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. از نظر این دو استاد استراتژی ما از آنچه استراتژیست‌های ماهر در عمل انجام می‌دهند درک چندان دقیق یا درستی نداریم.

«دیوید یوفی» و «مایکل کوسومانو» نویسندگان کتاب قواعد استراتژی، تحقیق خود را در اواسط دهه 1980 آغاز کردند و از نزدیک با بیل گیتس، اندی گرو و استیو جابز و شرکت‌هایشان کار کرده‏اند. آنان اذعان دارند در ابتدای پروژه نوشتن این کتاب، چند فرض اولیه اساس کارشان قرار گرفته است. اول آنکه مدیران و کارآفرینان می‌توانند از بیل گیتس، اندی گرو و استیو جابز چیزهای بسیار زیادی بیاموزند، اگرچه شخصیت‏های هر کدام از این سه نفر بسیار ویژه است. فرض دوم آنکه هر چند شرکت‌های مایکروسافت، اینتل و اپل در دنیای فناوری سطح بالا فعال بوده‌اند، تجربه این سه نفر نظرگاه بسیار گسترده‌ای را در مورد نقش و اهمیت استراتژی و روش‌های عملیاتی کردن آن در انواع مختلف کسب‌وکار فراهم می‌آورد. سومین فرض آن بوده که استراتری و اجرا به شکل تنگاتنگ به هم مرتبط هستند. نویسندگان کتاب نقل می‌کنند که «دانشجویان غالبا از ما می‌پرسند که استراتژی مهم‌تر است یا اجرا؟ ما هم در جواب از آنها می‌پرسیم ترجیح می‌دهند یک استراتژی خوب داشته باشند که بد اجرا شود یا یک استراتژی بد داشته باشند که تمام و کمال اجرا شود؟» البته از نظر نویسندگان هیچ‌یک از این دو درست نیست؛ نه استراتژی عالی که اجرا نشده باشد ارزش دارد و نه اجرای تمام‌عیار استراتژی‌ای که شما را به جهتی نادرست هدایت کند. مدیرعامل ماهر باید سازمانش را در مسیر درست قرار دهد و سپس آن را برای دستیابی به نتایج تعریف‌شده هدایت کند. نویسندگان کتاب بر این باورند که اغلب مدیران اجرایی موفق طی زمان می‌آموزند که با رویکرد استراتژیک به مسائل سازمانی و اجرایی نگاه کنند و این قابلیت را در خود افزایش دهند. یکی از جالب‌ترین ابعاد این کتاب نیز آن است که در آن به دفعات نشان داده شده است که بیل گیتس، اندی گرو و استیو جابز استراتژیست به دنیا نیامده‌اند.

بخش اصلی این کتاب را روش‌های عملی مشترک میان بیل گیتس، اندی گرو و استیو جابز در قالب قوانین استراتژی تشکیل می‌دهد. رویکرد نویسندگان کتاب آن را از سایر کتاب‌هایی که در زمینه استراتژی نوشته شده است، متمایز می‌کند. این رویکرد متمایز همچنین باعث شده است که کتاب حاضر با دیگر کتاب‌هایی که درباره شرکت‌های مایکروسافت، اینتل و اپل و مدیران ارشد آن نوشته شده است کاملا متفاوت باشد. این کتاب در پنج فصل، پنج آموزه را از بیل گیتس، اندی گرو و استیو جابز به خواننده ارائه می‌کند که شامل موارد زیر است: «نگاهتان به آینده و استدلالتان بر مبنای آموخته‌های قبلی باشد،» «شرط بزرگ ببندید، اما روی شرکت شرط‌بندی نکنید،» «همزمان پلت‌فرم و اکوسیستم ایجاد کنید-نه فقط محصول،» «از نقطه اتکا و قدرت خود همزمان بهره ببرید، هم جودو و هم سومو بازی کنید،» «سازمان خود را به گونه‌ای شکل دهید که خودتان رکن اصلی‌اش باشید.»

گیتس، گرو و جابز توانستند با به‌کارگیری این پنج قاعده در شرکت‌هایشان به برخی از بهترین نتایجی دست یابند که تاکنون در دنیای کسب‌وکار به دست آمده است. شاهکار مالی تنها بخش کوچکی از حکایت پیچیده آنها است، اما قطعا شاخص مشهودی درباره موفقیت‌شان است. برای مثال به سود عملیاتی شرکت‌های آنها می‌توان اشاره کرد. بیل گیتس از سال 1975 تا سال 2000 مدیرعامل مایکروسافت بود. سود سالانه شرکت در این بازه زمانی از صفر به 11 میلیارد دلار رسید. اندی گرو در سال 1987 به سمت مدیرعاملی اینتل رسید. در سال 1997 سال آخری که گرو در جایگاه مدیرعاملی قرار داشت، اینتل تقریبا 10 میلیارد دلار سود کسب کرد.

استیو جابز در سال 1997 به اپل بازگشته بود. زیان شرکت در آن سال بیش از 400 میلیون دلار بود. در سال 2011، سالی که او به علت بیماری‌اش استعفا داد، اپل حدود 34 میلیارد دلار سود عملیاتی داشت. گیتس، گرو و جابز همگی بخشی از موفقیت خود را مدیون اختراع انفجاری کامپیوتر شخصی، ظهور اینترنت و به‌کارگیری فراگیر تجهیزات سیار دیجیتالی هستند. آنها بدون شک در زمان مناسب و در موقعیت مناسب قرار داشتند. البته بسیاری از کسب‌وکارهایی هم که تحت مدیریت افرادی مستعد و سختکوش بودند و جایگاه خوبی داشتند، در همان زمان و در همان بازارها عقب ماندند یا شکست خوردند. برجستگی گیتس، گرو و جابز ناشی از تسلط آنها بر صنعت شان و حفظ آن تسلط بود، حتی در شرایطی که تکان‌های متزلزل، دورنمای پیش‌رویشان را تغییر داده بود. آنها طی این فرآیند روی شرکت‌هایشان، صنعت‌شان و عصر تاریخی‌شان تاثیری جاودان گذاشتند.

کتاب «قواعد استراتژی؛ پنج آموزه جاودان از بیل گیتس، اندی گرو و استیو جابز» در اواسط سال 2015 میلادی از سوی انتشارات هارپر کالینز منتشر شد و در مدت کوتاهی جایگاهی جهانی در میان پرتیراژترین و پرفروش‌ترین کتاب‌های مدیریتی یافته و طی یک‌سال به 17 زبان مختلف ترجمه شده است. نسخه فارسی این کتاب از سوی دردانه داوری ترجمه شده و در پاییز امسال از سوی انتشارات افرند روانه بازار شده است. مترجم این کتاب خود از شاگردان «مایکل کوسومانو» در دانشگاه «ام‏ آی‏ تی» بوده و در سال 2011 میلادی در کلاس استراتژی او شرکت کرده است. پس از آن اجازه ترجمه کتاب را مستقیما از او و «دیوید یوفی» گرفته است.

 
 
منتورینگ، مهم‌ترین استراتژی حفظ کارکنان نمونه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده: Ari Kopoulos

مترجم: مریم مرادخانی

هر انسانی برای موفقیت نیاز به یک راهنما دارد. این راهنما می‌تواند معلم، والدین، خواهر، برادر، یک قهرمان سیاسی یا شریک تجاری او باشد. به چنین فردی منتور می‌گویند. منتور کسی است که دانش و تجربیات خود را در اختیار فردی کم‌تجربه‌تر می‌گذارد. در طول تاریخ، افراد موفق بی‌شماری را می‌توان یافت که از راهنمایی‌های یک فرد باتجربه بهره برده‌اند. یکی از بهترین نمونه‌های تاریخی، رابطه سقراط (در جایگاه راهنما) و افلاطون (در جایگاه شاگرد) است. در عصر حاضر نیز شاهد نمونه‌های فراوانی بوده‌ایم. ریچارد برانسون بارها تاکید کرده که اگر راهنمایی‌های سر فردی لیکر نبود، او به هیچ موفقیتی دست نمی‌یافت. فرانک سیناترا درس‌های زیادی از بینگ کرازبی یاد گرفته است. چارلز شواب از اندرو کارنگی مشاوره مالی دریافت می‌کرده و رابرت فریدلند، راهنما و مشاور استیو جابز بوده است.

براساس گزارش‌ها، ۲۵ درصد کارکنانی که دارای پتانسیل‌ بالایی هستند در کمتر از یک‌سال تصمیم به استعفا می‌گیرند. به همین علت سازمان‌ها باید به دنبال راه‌هایی جدید برای حفظ کارکنان نمونه باشند. جوزف کمپبل، پس از انجام مطالعاتی روی داستان‌های اسطوره‌‌ای دریافت که درونمایه مشترک بسیاری از این داستان‌ها، وجود یک راهنما بوده است که در تمامی فرهنگ‌ها و مقاطع تاریخی بارها تکرار شده است، مثل یودا در ارباب حلقه‌ها، آقای میاگی در پسرک کاراته‌‌باز و گندالف در هابیت. شاید به همین علت است که سازمان‌ها به‌طور فزاینده‌ای در حال حمایت از برنامه‌های منتورینگ درون‌سازمانی، پلت‌فرم‌های اجتماعی، تشکیل گروه‌های فرد به فرد و دیگر استراتژی‌هایی هستند که بتوانند منتورها و شاگردان را دور هم جمع کنند.

 

منتور کیست؟

منتورینگ (mentoring) و کوچینگ (coaching) تا حدی شبیه هم هستند. در منتورینگ، تمرکز اصلی روی قابلیت‌ها، پیشرفت شغلی و مهارت‌های رهبری در بلندمدت است، درحالی‌که در کوچینگ، تمرکز بر طیف محدودی از مهارت‌ها برای انجام یک وظیفه مشخص است. در منتورینگ، ارتباط بین طرفین داوطلبانه است، اما در بعضی از سازمان‌ها به‌منظور پرورش استعدادها، شرکت در برنامه‌های منتورینگ اجباری است. برخی از عناصر اولیه منتورینگ عبارت است از: بهبود عملکرد شغلی، مشاوره به کارکنان، تبادل دانش و اطلاعات و تقویت مهارت‌های شغلی.

 

چرا به یک منتور نیاز دارید؟

منتورها می‌توانند دانش و خرد خود را که پس از سال‌ها تجربه به دست آورده‌اند در اختیار شما بگذارند. آنها دارای ارتباطات، رهنمون‌ها و توصیه‌هایی هستند که معمولا سال‌ها طول می‌کشد تا یک فرد تازه‌کار، چنین قابلیت‌هایی را کسب کند که آن هم نیازمند تجربیات و شکست‌های فراوان است. یک منتور می‌تواند از بسیاری از موانع جلوگیری کند، راه‌هایی برای پیشرفت سریع شغلی را به شما ارائه کند و الگوی شما باشد. شما با کمک او می‌توانید به دانش و بینشی فراتر از تجربیات خود دست پیدا کنید. یک مشاور مناسب می‌تواند به منبعی تبدیل شود که در بلندمدت، بارها به او رجوع کنید. منتورها الهام‌بخش هستند، از احتمالات پرده برمی‌دارند و بهترین استراتژی‌ها‌ برای نیل به اهداف را به شما نشان می‌دهند.

 

روش‌ها و توصیه‌هایی برای یافتن یک منتور

بسیاری از شرکت‌ها برنامه‌های منتورینگ و فروم‌های گفت‌وگوی رسمی را پیشنهاد می‌کنند. این برنامه‌ها مانند پل ارتباطی میان منتورها و شاگردان هستند. این روش‌ها و استراتژی‌ها به شما کمک می‌کنند به یک منتور دسترسی پیدا کنید، اما تنها یافتن یک منتور کافی نیست. حفظ رابطه با منتور نیازمند تلاش است:

۱) کجا دنبال یک گزینه برای منتورینگ بگردیم؟

می‌توانید منتور خود را در محیط‌های رسمی یا غیررسمی جست‌وجو کنید. می‌توانید او را در میان ارتباطات فعلی خود جست‌وجو کنید یا در شبکه‌های اجتماعی، مثل لینکداین، توییتر یا فیس‌بوک به دنبال او بگردید. بسیاری از سازمان‌ها مجری برنامه‌های منتورینگ هستند و این برنامه‌ها را در اختیار بسیاری از صنایع می‌گذارند. برنامه‌هایی هم مختص کارآفرینان وجود دارد. مجله فوربس این چند استراتژی را برای یافتن یک منتور پیشنهاد می‌کند:

* از محدوده محل کار خود فراتر بروید و دوستان، همسایه‌ها، شرکای تجاری و تمام کسانی را که به نوعی با آنها در ارتباط هستید در نظر داشته باشید.

* به یکی از شبکه‌های اجتماعی بروید و به دنبال کسانی بگردید که همکار، همشهری، هم‌دانشگاهی یا هم‌مدرسه‌ای سابق شما بوده‌اند. ما سایت لینکداین را به شما پیشنهاد می‌کنیم.

* از کارفرمای خود بپرسید که آیا برنامه منتورینگ یا کوچینگ خاصی را به شما پیشنهاد می‌کند یا خیر.

* تحقیق کنید که آیا در نزدیکی محل کار یا زندگی شما کلاس‌های منتورینگ برگزار می‌شود یا خیر.

* به گروه‌های تفکر جمعی بپیوندید. در این گروه‌ها که به جلسات منتورینگ فرد به فرد (peer to peer) شباهت زیادی دارند، همه اعضا دارای یک هدف مشترکند و با یکدیگر تبادل‌افکار می‌کنند. در این گروه‌ها، اعضا موظفند نسبت به عملکرد خود پاسخگو باشند و هریک از آنها از همتای خود کمک و مشاوره دریافت می‌کند.

* برای دریافت راهنمایی، افرادی را انتخاب کنید که در کار خود پیشرفت کرده‌ و از شما باتجربه‌تر هستند.

 

۲) به دنبال کسی بگردید که آرزو دارید جای او باشید

منتورها محدود به حوزه کسب‌وکار نیستند. در هر عرصه‌ای از زندگیتان که دچار مشکل هستید، می‌توانید از راهنمایی‌های یک منتور بهره‌مند شوید. ممکن است با تقویت مهارت‌های اجتماعی یا توانایی‌های بدنی یا یادگیری مهارت‌هایی مثل آشپزی، خوانندگی یا کاردستی به یک شخصیت تاثیرگذارتر تبدیل شوید. بهترین منتورها کسانی هستند که شما تحسین‌شان می‌کنید یا از آنها الهام می‌گیرید. آنها بیشترین تاثیر را روی شما خواهند گذاشت، حتی اگر حوزه فعالیتشان ارتباطی به کسب‌وکار شما نداشته باشد. اما علایق، اصول و ارزش‌های طرفین باید با یکدیگر متناسب باشد.

 

۳) چگونه منتوری پیدا کنیم که ارزش‌هایش با ارزش‌های ما همسو باشد؟

یافتن منتوری که ارزش‌هایش با قابلیت‌ها و اعتقادات شما همخوانی داشته باشد بسیار مهم است چون اگر ارزش‌هایتان با هم تناسب نداشته باشد، مجبور می‌شوید موضعی اتخاذ کنید که به آن اعتقادی ندارید. بهترین استراتژی برای یافتن یک منتور، جست‌وجوی فردی است که نظام اعتقادی‌اش با شما یکسان باشد. مثلا اگر شما جزو افرادی هستید که از تعامل رو‌در‌رو با افراد لذت می‌برید، در مشاغلی مثل حسابداری یا فناوری اطلاعات که با مشتریان مستقیما در تماس نیستند، احساس رضایت نخواهید داشت.

 

۴) از شبکه‌های اجتماعی برای شناخت افراد استفاده کنید

همیشه می‌توانید از افراد موفق الگوبرداری کنید، اما یک رابطه منتورینگ حقیقی، فراتر از الگوبرداری است. منتورینگ در واقع، یک رابطه دو طرفه و بر پایه «بده بستان» است. به همین علت، پیش از انتخاب منتور باید به یک شناخت کلی از او دست پیدا کنید. می‌توانید از شبکه‌های اجتماعی برای جست‌وجوی کسانی که با شما همفکر هستند، استفاده کنید.

سایت‌هایی وجود دارند که منتورها و شاگردان را گرد هم می‌آورند. شما می‌توانید به‌منظور تحقیق درباره منتورهای احتمالی از شبکه‌های اجتماعی استفاده کنید. به این شبکه‌ها بروید، افراد تاثیرگذار حوزه کاری خود را پیدا کنید، آنها را فالو کنید و از آنها بخواهید توصیه‌های خود را در اختیار شما بگذارند. از این طریق می‌توانید میزان پذیرش آنها را بسنجید. با آنها چند پیام یا توییت رد و بدل کنید تا رابطه‌ای میان شما شکل بگیرد. هرچه درباره آنها بیشتر بدانید، انتخاب یک منتور مناسب از میان چند گزینه آسان‌تر خواهد بود.

یکی از موثرترین روش‌ها استفاده از سایت لینکداین است چون می‌توانید بلافاصله با منتورهای احتمالی خود ارتباط برقرار کنید. اگر گزینه ایده‌آل خود را پیدا نکردید، می‌توانید از قابلیت ارجاع استفاده کنید و گزینه‌های نامناسب را از فرآیند جست‌وجو حذف کنید. همچنین می‌توانید از نقطه‌های اتصال خود بخواهید شما را به فرد موردنظرتان معرفی کنند. ارجاع و معرفی دو قابلیت مفید لینکداین برای یافتن یک منتور مناسب هستند.

 

۵) رویکرد خود را انتخاب کنید

یافتن منتور، پایان ماجرا نیست. پس از پیدا کردن فرد مورد نظر، باید بتوانید با او ارتباط برقرار کرده و این ارتباط را حفظ کنید. این یعنی نباید به محض آشنایی از او بخواهید که منتور شما شود. وقتی گزینه احتمالی خود را پیدا کردید، ابتدا درباره‌اش تحقیق کنید، با او رابطه‌ای غیررسمی برقرار کنید و سپس به اصطلاح، مزه دهان او را بچشید و نظر او را درباره منتورینگ کشف کنید. این روش شاید کمی پیش پا افتاده به نظر برسد، اما معمولا وقتی همزمان با تعریف و تمجید از کسی درخواست می‌کنید که منتور شما شود، پاسخ مثبت دریافت می‌کنید. سوال بپرسید، به توصیه‌هایش دقت کنید و بعضی از آنها را به‌کار بگیرید. سپس برای او توضیح دهید که چگونه توصیه‌هایش برای شما مفید یا مشکل‌آفرین بوده است. استراتژی‌های دیگری که برای یافتن یک منتور توصیه می‌شوند:

سعی کنید با او حضوری دیدار کنید، اما اگر ملاقات حضوری ممکن نیست، با او تلفنی تماس بگیرید یا جلسه‌ای را در یکی از شبکه‌های اجتماعی ترتیب دهید.

اگر هر یک از روش‌های ذکر شده نتیجه نداد، به او یک ایمیل بفرستید. از او بخواهید در یک جلسه حضوری یا یک کنفرانس ویدئویی شرکت کند.

برای او توضیح دهید که دلیل شما برای انتخاب او، دستاوردها، توانمندی‌ها و گرایش‌های او بوده است.

او برای برقراری این ارتباط، به انگیزه نیاز دارد. به او بگویید که او نیز از برقراری این رابطه نفع خواهد برد. مثلا می‌توانید درباره موضوعاتی صحبت کنید که مورد علاقه هر دوی شماست. یا راهی پیدا کنید که شما نیز توصیه‌هایی را در اختیار او بگذارید.

برای او توضیح دهید که تنها به دنبال راهنمایی‌های او هستید، نه به دنبال یک معلم خصوصی.

اگر او را از طریق سایت‌ها یا برنامه‌های منتورینگ پیدا کرده‌اید، باید از سیاست‌ها و راهبردهای برنامه مربوطه پیروی کنید.

اجازه دهید که او محدوده‌ها و چارچوب‌های رابطه را تعیین کند.

به او بگویید که ترجیح می‌دهید چگونه بازخورد دریافت کنید. اما اگر او شما روش دیگری را پیشنهاد کرد، آن را بپذیرید.

به او نشان دهید که مشتاقانه منتظر شنیدن و به‌کارگیری توصیه‌های او هستید.

هرگز حالت تدافعی به خود نگیرید و بابت راهنمایی‌ها و توصیه‌هایش از او تشکر کنید.

 

۶) زمان منتور ارزشمند است

زمان، منبع ارزشمندی است. منتور شما سخاوتمندانه وقت خود را به شما اختصاص می‌دهد تا به اهداف خود نزدیک شوید. نظرات و صحبت‌های شما باید کوتاه و مختصر باشد. اگر او با شما تماس گرفت یا پیامی فرستاد، بلافاصله پاسخ دهید و اگر قرار ملاقات حضوری (یا غیر حضوری) گذاشتید، به موقع در محل قرار حاضر شوید. اگر توافق کرده‌اید که مدت زمان هر جلسه، مثلا 10 دقیقه باشد، صحبت خود را بیشتر از 10 دقیقه طول ندهید، مگر اینکه او تمایل به ادامه گفت‌وگو داشته باشد. هرگز در مسائل شخصی او دخالت نکنید. فراموش نکنید که او دوست صمیمی شما نیست، مگر اینکه خودش مایل به برقراری چنین رابطه‌ای باشد.

 

۷) در شرایط سخت، میدان را خالی نکنید

هدف اصلی منتورینگ، یافتن راه‌هایی برای مدیریت پروژه‌های سخت و کسب مهارت در دل بحران‌ها است. پس انتظار نداشته باشید که او شرایط را برای شما آسان کند. تنها زمانی می‌توانید مهارت‌های خود را توسعه دهید که خودتان را به چالش بکشید. به همین علت نباید در شرایط سخت میدان را خالی کنید. پروژه‌های سخت را به پایان برسانید. اگر از مشکلات فرار کنید، چیزی یاد نخواهید گرفت.

 

۸) تکالیف خود را انجام دهید

باید تمام وظایفی را که او به شما محول می‌کند تمام و کمال انجام دهید. این تکالیف می‌تواند شامل مطالعات و تحقیقات، دریافت مدارک آموزشی، سخنرانی یا گذراندن دوره‌های آموزشی باشد. حفظ رابطه‌ با منتور حائز اهمیت است. محور این رابطه شما نیستید. انعطاف‌پذیر باشید و زمان خود را با وقت‌های بیکاری او تنظیم کنید. با او بحث نکنید اما اگر نکته‌ای را درک نکردید، سوال بپرسید. طی جلسات، به گفته‌های او توجه کنید و نسبت به صحبت‌های او اشتیاق نشان دهید. از او بخواهید به شما بازخورد ارائه کند. شنیدن انتقاد، آسان نیست اما برای رشد شما لازم است. از او بخواهید که مکررا به شما بازخورد دهد و نقاط مثبت و منفی شما را بازگو کند. اگر در محل کارتان جلسه یا سخنرانی مهمی دارید، از او بخواهید در محل کار شما حاضر شود و نحوه عملکردتان را ارزیابی کند. صداقت، شفافیت و احترام، سه عنصر اصلی حفظ ارتباطات هستند. شما در حال ایجاد برقراری یک رابطه بلندمدت هستید پس بد نیست گاهی منتور خود را به ناهار یا قهوه دعوت کنید تا محبت‌های او را جبران کنید. منتورینگ به بخش جدایی‌ناپذیر فرآیند جذب نیرو و استراتژی‌های حفظ کارکنان تبدیل شده است. با یافتن یک راهنمای توانمند می‌توانید به زندگی شغلی خود جهت ببخشید و هنگام مواجهه با مشکلات به حضور آنها دلگرم باشید.

ضرورت و نیاز انسان به مربی و الگوی جامع فطری است و دستیابی و دستگیریش آرمان و کمال هر دو طرف است !

منبع: employeeconnect.com

شنبه, 16 بهمن 1395 11:53

علت خیانتها !

علل شیوع خیانت در جامعه !

مدتهاست واژه خیانت را به کرّات در گفتگوهای عادی مردم مى‏شنوم. در مترو، محل کار، بازار و ... ؛ هر کس هم به زعم خود، درباره یک رفتار از طرف مقابلش، ادعای خیانت‌کاری دارد؛ خیانت‌هایی که بین دو دوست، دو همکار، بین همسران، یا حتی در بازار بین خریدار و فروشنده اتفاق افتاده. این بود که به فکر افتادم به یک مرجع درست رجوع کنم و ببینم واقعا خیانت به چه رفتارهایی مى‏گویند و به چه دلایلی رخ مى‏دهد! پس لازم بود به سراغ قرآن بروم.

لیلا علیخواه- کارشناس ارشد نهج البلاغه
خیانت، دروغ، ریا

قبل از آن نظر لغت ‌شناسان را جویا شدم؛ خیانت در برابر وفای به عهد و امانت است. لغت ‌شناسان خیانت را منع حق و مخالفت با حق معنا کرده‌اند. که دو سر دارد: خیانت‌کننده و خیانت‌شونده.

راغب مى‏گوید: كلمات «خیانت» و «نفاق» هر دو به یك معنا است و آن پیمان‏ شکنی مخفیانه است؛ با این تفاوت كه خیانت در مورد عهد و امانت است و نفاق در مورد دین است. با توجه به اینکه قوانین و مقرراتی که خداوند برای بندگان وضع نموده، به عنوان «امانت» از آنها نام برده، یکی بودن خیانت و نفاق آشکار مى‏شود. 

هنگامی که از امام صادق علیه‏السلام معنای «خیانت» سؤال شد، فرمود: «آیا ندیده‌ای گاه انسان به چیزی نگاه می‌کند اما چنین وانمود می‌کند که به آن نگاه نمی‌کند؟ این نگاه‌ها خیانت ‌آلود است». این نگاه‌ها خواه به نوامیس مردم باشد و یا امور دیگری که نگاه کردن به آن ممنوع است بر خداوند که ذره‌ای از آنچه در آسمانها و زمین است از علم او مخفی نیست پنهان نمی‌ماند.

این مطالب نشان مى‏ دهد که مصادیق خیانت بسیار زیاد است.

و اما قرآن...

در قرآن کریم 16 بار واژه خیانت با مشتقاتش بکار رفته است. (یوسف/52، انفال/27 و58 و 71، نساء/105 و 107، حج/38، تحریم/10، مائده/13، بقره/187، غافر/19) در اکثر آیات مورد اشاره، خیانت‌شونده خدا یا پیامبرش است و خیانت‌کننده یک فرد یا گروهی از انسان‌هاست و معنای خیانت همان مخالفت و ضدیت با حق معنا شده است. و در دو آیه، صحبت از خیانت بین انسان ‌ها شده که یکی از آنها مربوط بهخیانت انسان به همسرش است.

آنچه از مطالعه آیات قرآن در باره خیانت و صفات خائن کسب کردم را اینجا به شما عرضه مى‏کنم. 

خیانت به دیگران، خیانت به خود است

وقتی به جامعه رجوع می‏کنی، درمى‏یابی که کسانی که مورد خیانت قرار گرفته‌اند بسیار ناراحت و شاکی هستند و این بدیهی است اما مطالعه آیات الهی نشان می‏دهد که این سکه روی دیگری هم دارد زیرا از نظر خداوند، هر چند خیانت در ظاهر آسیب ‏زدن به دیگران تلقی می شود ولی در واقع بیشترین آسیب را به شخص خائن مى‏رساند؛ گویی آن‏کس که خیانت مى‏کند، در واقع به خود خیانت کرده است.

عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتانُونَ أَنْفُسَكُمْ(بقره/187)؛ خدا دانست كه شما همواره با انجام این عمل[خیانت] به خود خیانت مى‏كردید.

از آیه 10 سوره تحریم نیز مى‏توان فهمید که خیانت زن و شوهر، صورت‌های مختلفی می‌تواند داشته باشد؛ مثلا: خیانت اقتصادی و مالی؛ یعنی زن در غیاب مرد، بی ‌اذن او در اموال مرد تصرف کند و در جایی که مرد رضایت ندارد، مصرف نماید. یا خیانت عرضی و آبرویی‌؛ یعنی زن اسرار مرد را افشا نماید و او را نزد دیگران بی‌آبرو کند

خائن هرگز به هدفش نمیرسد

سنت الهی بر این است که هرگز شخصی، با خیانت نتواند به اهداف و مقاصد خود برسد.

أَنَّ اللَّهَ لایَهْدی كَیْدَ الْخائِنینَ(یوسف/52)؛خدا نیرنگ خیانت‏كاران را به هدف نمى‏رساند.

زیرا اگر خائنان با چنین رفتاری بتوانند به اهداف و مقاصد خود برسند دیگر اجتماعی بجا نخواهد ماند و هر کسی مى‏کوشد تا با خیانت در امانت‏ها و پیمان‏ها به هدف خویش برسد. در این صورت فلسفه وجودی اجتماع از میان مى‏رود و ظلم و ستم جامعه را از درون فرومى‏پاشاند.

خائن محروم از محبت و حمایت خداوند است

محبت و حمایت دو سرمایه‌ای است که انسان برای بدست آوردن آن تلاش بسیار دارد و گویی هدف زندگی‌اش همین است که از اطرافیان خود محبت و حمایت دریافت کند. البته خداوند منبع مهر و قدرت است اما خدای مهربان، خائنان را از محبت بی دریغ و حمایت حکیمانه خود محروم مى‏کند. اینها قوانینی است که از آیات زیر قابل استنباط است:«و از آنهایى كه به خویشتن خیانت مى‏كنند، دفاع مكن كه خدا كسى را كه خیانت‏گر و گنه پیشه باشد دوست ندارد.» (نساء/107)

خائن رسوا و بدنام خواهد بود

شاید بدترین و البته ملموس ‏ترین اثرِ خیانت، بی‏آبرویی و رسوایی در بین انسانها باشد؛ بى ‏آبرویی که او را هم در این دنیا و هم در آخرت دامن‏گیر مى ‏کند. جالب است که انسان ها همیشه سعی در کسب آبرو و اعتبار نزد مردم دارند اما چون از بى ‏آبرویی نزد خدا ترس ندارند، با خیانت، به جای آن که اعتبار کسب کنند، نزد همان مردم، بى ‏اعتبار و بى ‏آبرو مى ‏شوند.

قرآن در وصف حال خائنین، این ویژگی آنها را توضیح مى‏ دهد: «چون این گروه از مردم شرم دارند، ولى از خدا حیا نمى‏كنند با اینكه خدا همه‏جا با آنان است و آن زمان كه سخنانى خلاف رضاى او مى ‏پردازند حاضر است و دانایى خدا بدآنچه مى‏كنند صفت اوست.» (نساء/108)

خیانت بین زن و شوهر

در بین آیاتی که درباره خیانت است، آیه 10 سوره تحریم درباره خیانت بین زن و شوهر مى‏باشد. شاید اولین گزینه‌ای که از عبارت «خیانت همسر» به ذهن برسد، رابطه نامشروع و منافی عفت باشد. اما جالب اینجاست که این آیه‌ی شریفه اشاره به افشای راز پیامبر توسط همسران ایشان است نه انحراف از جاده عفت! زیرا هرگز همسر هیچ پیامبری آلوده به بی عفتی نبوده است. خیانت همسر لوط و نوح این بود که با دشمنان آن پیامبر همکاری می‌کرد و اسرار خانه او را به دشمن می‌سپرد.

مصادیق خیانت

با نگاهی به جامعه و تطبیق رفتار مردم با آیات فوق، روشن مى‏شود که خیانت مصادیق بسیاری دارد و بسیاری از گناهان ما در جرگه خیانت قرار مى‏گیرد. زیرا خیانت در سه حوزه‏ی خیانت به خدا و پیامبر و اطرافیانمان رخ مى‏دهد. اما آنچه برای مردم ملموس‏تر و آزار‏دهنده‏تر است خیانت بین دو انسان است که از همه آنها بدتر خیانت بین زن و شوهر است که آن هم تنها به رابطه نامشروع خلاصه نمى‏شود.

اما این روزها خیانت راه‌های نفوذ بسیاری در زندگی‏مان پیدا کرده ‏است. سبک زندگیِ این روزها، خیانت را از دنیا واقعی به دنیای مجازی کشانده و از ارتباط جنسی به خیانت‌های عاطفی و روانی تبدیل کرده‏ است. شیوه زندگی بگونه‌ای شده که داشتن اَکانت‏های متفاوت، مخفی کردن چت‏ها و گفتگوهای فضای مجازی، مخفی کردن عکس‏ها و فیلم‏های نامناسب توی گوشی، حتی گذاشتن کامنت‏های یواشکی، خیانت محسوب مى‏شود.

از آیه 10 سوره تحریم نیز مى‏توان فهمید که خیانت زن و شوهر، صورت‌های مختلفی می‌تواند داشته باشد؛ مثلا: خیانت اقتصادی و مالی؛ یعنی زن در غیاب مرد، بی ‌اذن او در اموال مرد تصرف کند و در جایی که مرد رضایت ندارد، مصرف نماید. یا خیانت عرضی و آبرویی‌؛ یعنی زن اسرار مرد را افشا نماید و او را نزد دیگران بی‌آبرو کند.

هنگامی که از امام صادق علیه‏السلام معنای «خیانت» سؤال شد، فرمود: «آیا ندیده‌ای گاه انسان به چیزی نگاه می‌کند اما چنین وانمود می‌کند که به آن نگاه نمی‌کند؟ این نگاه‌ها خیانت‌آلود است». این نگاه‌ها خواه به نوامیس مردم باشد و یا امور دیگری که نگاه کردن به آن ممنوع است بر خداوند که ذره‌ای از آنچه در آسمانها و زمین است از علم او مخفی نیست پنهان نمی‌ماند

عوامل و موانع خیانت

با توجه به تعریف و توصیفی که از خیانت و مصادیقش داشتیم، روشن مى‏شود که تنها عامل خیانت، «نفس اماره» یا همان «هوای نفس» است. البته نفس اماره مصادیق بسیار زیادی دارد؛ آنکه در راز، مال، آبرو، همسر و ... خیانت مى‏کند، یعنی نفس و دلبستگی‌اش او را به سمت آن خواسته مى‏کشاند و بر او غلبه مى‏کند. حتی گاهی دلبستگی و علاقه افراطی به فرزند نیز زمینه ‏ساز خیانت و انحراف انسانها از دین و حق و حقیقت مى ‏شود که آن نیز ریشه در نفس اماره دارد(انفال آیات ۲۷ و ۲۸)

اما برای دریافتن عامل و مانع خیانت، هیچ آیه‌ای گویاتر و رساتر از آیه ذیل نیست که مى ‏فرماید: وَ مَا أُبَرِّئُ نَفْسىِ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةُ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبىّ‏ إِنَّ رَبىّ‏ غَفُورٌ رَّحِیمٌ(یوسف/53)

من خویش را مبرا نمى ‏كنم زیرا نفس پیوسته به گناه فرمان مى‏دهد مگر آن را كه پروردگارم رحم كند. پروردگار من آمرزگار و رحیم است.

این آیه که کامل کننده آیه 52 است، عامل اصلی خیانت را نفس اماره معرفی مى‏کند و تنها راه خلاصی از نفس و در نتیجه خیانت را، رحم پروردگار مى‏داند. پروردگار رحم‏کننده به انسانِ با تقوایی است که به کمک نماز و روزه و شریعت و ذکر الهی، گام‏های عملی برای مهار و مدیریت نفس برداشته است و با خودسازی افسار نفس اماره را به دست عقل سپرده است.

و رحمت حقیقی الهی بر عالمین نفس حجت الهی زمانه است همو که به تصریح حدیث زرین رضوی شرط اصلی امان از عذاب برای مستقرین در حصن توحید است و شرط صدق طاعت الهی در اطاعت محض(و عدم خیانت) اوست که کهف حصین و دژ استوار الهی از رجم شیطان و نفس اماره است تا خداوند امانت و اطاعتش را در غیبت و ظهورش نصیبمان سازد.

پنج شنبه, 14 بهمن 1395 12:31

بستن چشمهای بیگانه و نامحرم !


وب‌کم رایانه‌تان را به دلایل امنیتی غیرفعال کنید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گسترش نفوذ اینترنت به کاربران خدمت بزرگی انجام داده است و کاربران حالا می‌توانند نه‌تنها با ارسال متن و صوت، بلکه با ارسال زنده تصاویر خود با سایر کاربران ارتباط برقرار کنند. این موضوع باعث شده است تا بیشتر کامپیوترهای خانگی به وب‌کم مجهز باشند. از طرف دیگر تمام لپ‌تاپ‌های موجود در بازار هم حالا مجهز به وب‌کم هستند. در این بین وب‌کم نقش دریچه‌ای بصری را میان حریم شخصی شما و فضای اینترنت ایفا می‌کند. به همین دلیل هم هست که باید مواظب این دریچه باشیم و تا حد امکان، موارد امنیتی را برای وب‌کم‌ رایانه خود رعایت کنیم. دلایل امنیتی مختلفی برای غیرفعال کردن وب‌کم وجود دارد. با این حال اما ممکن است بسیاری از ما هنوز دقیقا ندانیم که باید چطور و چرا وب‌کم کامپیوتر شخصی‌مان را غیرفعال کنیم.

 

بد نیست بدانید که هک کردن وب‌کم، کار چندان سختی هم نیست و هر هکر خرده‌پایی می‌تواند وب‌کم شما را به راحتی هک کند. هک کردن وب‌کم تنها به نفوذ به حریم شخصی شما ختم نمی‌شود و هزار و یک کلا‌ه‌برداری و خلاف اینترنتی را هم در پی دارد. اگر یک هکر از طریق وب‌کم به حریم شخصی شما نفوذ کند، به‌راحتی می‌تواند از دریچه وب‌کم، زندگی شما را زیر نظر بگیرد و پس از ضبط فیلم و عکس‌های مختلف، این عکس‌ها را در فضای اینترنت در معرض چشم‌های ناپاکِ نامحرمان قرار دهد. با این اوصاف بهتر است ببینیم جاسوسی از طریق وب‌کم تا چه اندازه می‌تواند خطرناک باشد. شاید 10 سال پیش، ادعای جاسوسی دولت‌ها یا هکرها از طریق وب‌کم کامپیوترهای خانگی، ادعای بی‌پایه و اساسی به نظر می‌آمد. اما اگر به رمز و راز دنیای هکرها علاقه داشته باشید، حتما می‌دانید که این ادعا چندان هم که گفته می‌شود بی‌اساس نیست و هرازگاهی شاهد انتشار اخبار جاسوسی دولت‌ها یا افراد از طریق وب‌کم هستیم.

جالب است بدانید هفت سال پیش یک دانش‌آموز متوجه شد وب‌کم‌ لپ‌تاپ‌های مدرسه‌اش به‌صورت غیر محسوس از رفتار دانش‌آموزان عکس می‌گیرند. پس از شکایت این دانش‌آموز و دخالت مقامات قضایی مشخص شد که این مدرسه حدود ۵۶ هزار عکس از طریق وب‌کم از دانش‌آموزان بدون کسب اجازه آنها گرفته و جمع‌آوری کرده است. سه سال پیش هم محققین ثابت کردند که می‌توان وب‌کم مک‌بوک را بدون روشن شدن چراغ آن فعال کرد. این کار پیش از این غیرممکن تلقی می‌شد. یک مامور سابق اف‌بی‌آی نیز هک وب‌کم مک‌بوک را تایید کرد و مدعی شد مدت‌هاست که وب‌کم‌های مک‌بوک قابل هک بوده است.

ادوارد اسنودن معروف نیز در همان سال مستنداتی را افشا کرد که مشخص شد آژانس امنیت ملی ایالات متحده آمریکا (NSA) با موفقیت توانسته است به دوربین‌ گوشی‌های آی‌فون و بلک‌بری نفوذ پیدا کند. یک سال بعد هم در سال 2014، ادوارد اسنودن اسنادی را مبنی بر دسترسی آژانس امنیت ملی آمریکا به ابزارهای هکی افشا کرد که با استفاده از آنها می‌توان از طریق وب‌کم، زندگی کاربران را زیر نظر گرفت و ضبط کرد. این ابزارها شباهت زیادی به بدافزار Gunfish دارد. این بدافزار قادر است ویدئوهای گرفته شده از وب‌کم را ضبط کند. یک سال پیش هم گروهی که از آنها در فضای اینترنت با نام BlackShades یاد می‌شود متلاشی شد و پس از متلاشی شدن این گروه مشخص شد نرم‌افزاری که توسط آنها با قیمت ۴۰ دلار به‌ فروش می‌رسیده، به وب‌کم کامپیوتر قربانیان دسترسی داشته است. البته این شیوه چندان جدیدی نیست و اگر به اخبار هک علاقه داشته باشید، احتمالا چنین شیوه‌ای را در قالب نرم‌افزاری با نام Back Orifice به‌خاطر می‌آورید. جالب است بدانید، این نرم‌افزار در سال ۱۳۶۹ شمسی ساخته شده بود!

همان‌طور که گفتیم هک کردن وب‌کم کار چندان سختی نیست و به غیر از آژانس امنیت ملی آمریکا، حتی یک هکر خرده‌پا نیز می‌تواند با ترفند‌های مختلف به کامپیوتر قربانی نفوذ کند. با این حساب می‌توان گفت این روزها در کنار دولت‌ها، هکرها نیز به‌راحتی قادر به در اختیار گرفتن کنترل کامپیوتر شما هستند. اینجاست که باید درخصوص حفظ امنیت خود در فضای سایبری توجه بیشتری به‌ خرج دهید. حالا که اهمیت غیرفعال کردن وب‌کم به دلایل امنیتی را متوجه شدید، بهتر است راه‌حل‌های خوب و ساده‌ای را هم برای غیرفعال کردن وب‌کم یاد بگیرید.

از نصب و آپدیت بودن آنتی‌ویروس اطمینان خاطر حاصل کنید: وقتی صحبت از حفظ امنیت کامپیوترهای خانگی به میان می‌آید، اولین نکته‌ای که باید در نظر بگیرید استفاده از یک آنتی‌ویروس خوب و مطمئن است. آنتی‌ویروس ممکن است جلوی تمامی فعالیت‌های خرابکارانه را نگیرد، اما باز هم تا حد امکان جلوی احتمال آلوده شدن سیستم‌ شما به بدافزارهای جاسوسی را می‌گیرد.

به هر کسی اجازه دسترسی به کامپیوتر خود را ندهید: حتما برای شما هم پیش آمده است که در زمان خرابی کامپیوتر از فامیل و آشنایان کمک می‌گیرید. به این ترتیب شما رسما اجازه دسترسی کامل وی را به سیستم‌ خود داده‌اید و این فرد به راحتی قادر است دور از چشمان شما، بدافزارهای خرابکارانه و جاسوسی را بر روی کامپیوتر شما نصب کند. به این ترتیب توصیه می‌کنیم برای نصب آنتی‌ویروس و حفظ امنیت کامپیوتر خود حتما از افراد متخصصی کمک بگیرید که کاملا به آنها اعتماد دارید.

اتصال وب‌کم را قطع کنید: بیشتر کامپیوترهای خانگی از یک وب‌کم به‌صورت جداگانه بهره می‌برند، با این حساب برای حفظ هرچه بیشتر امنیت کامپیوتر و حریم شخصی خود توصیه می‌کنیم اتصال USB وب‌کم را از کامپیوتر جدا کنید. کاملا مشخص است، وب‌کمی که به کامپیوتر شما متصل نباشد، امکان جاسوسی ندارد. برای این کار پیشنهاد می‌کنیم وب‌کم را بالای مانیتور مستقر کرده و در زمان‌هایی که از آن استفاده نمی‌کنید اتصال USB وب‌کم را با کامپیوتر قطع کنید، زمان‌هایی نیز که به وب‌کم نیاز دارید، به‌ راحتی پورت USB وب‌کم را متصل کنید.

از تنظیمات بایوس، وب‌کم را غیرفعال کنید: این روزها شاهد گسترش تقاضا برای خرید لپ‌تاپ هستیم و کاربران زیادی لپ‌تاپ را به کامپیوترهای خانگی ترجیح می‌دهد، این دسته از کاربران بیشتر باید مواظب حفظ حریم شخصی خود باشند، چراکه لپ‌تاپ را در قسمت‌های مختلف منزل قرار می‌دهیم و از آنجایی که وب‌کم به‌صورت مستقل در تمامی لپ‌تاپ‌ها تعبیه شده است، اتصال وب‌کم را به‌صورت سخت‌افزاری و با قطع کابل USB نمی‌توان قطع کرد. اینجاست که می‌توان با مراجعه به قسمت بایوس (BIOS) لپ‌تاپ،‌ وب‌کم را غیرفعال کرد. برای این کار باید لپ‌تاپ خود را ریست کرده و قبل از اینکه سیستم‌عامل اجرا شود وارد تنظیمات بایوس شوید، فشردن دکمه F2 یا کلید DEL یا ترکیبی از کلید‌های F و دکمه fn در لپ‌تاپ‌ها باعث باز کردن منوی بایوس می‌شود.

پس از اینکه وارد بایوس لپ‌تاپ خود شدید کافی است به دنبال عبارت‌هایی نظیر Webcam, Integrated Camera یا CMOS Camera بگردید. در نهایت نیز پس از اینکه گزینه غیرفعال کردن وب‌کم در بایوس را پیدا کردید، به راحتی می‌توانید این گزینه را غیرفعال کنید تا سیستم‌عامل دیگر به وب‌کم دسترسی نداشته باشد.  باید گفت تمامی لپ‌تاپ‌ها به ویژگی غیرفعال کردن وب‌کم از طریق بایوس مجهز نیستند. لپ‌تاپ‌های تجاری دل و لنوو در بیشتر موارد از قابلیت غیرفعال کردن بایوس بهره می‌برند، اما همان‌‌گونه که اشاره شد اگر چنین گزینه‌ای در بایوس لپ‌تاپ شما وجود نداشته باشد به احتمال زیاد سازنده لپ‌تاپ، از تعبیه کردن این امکان صرف‌نظر کرده است. غیرفعال کردن وب‌کم باعث غیر فعال شدن میکروفن لپ‌تاپ نیز خواهد شد، چرا که در بیشتر لپ‌تاپ‌ها ماژول وب‌کم و میکروفن از یک منبع تغذیه می‌شوند. البته به لحاظ امنیتی این امر را باید به فال نیک بگیرید چرا که با غیرفعال کردن وب‌کم، عملا نه تنها جلوی جاسوسی تصویری از طریق وب‌کم را خواهید گرفت، بلکه از آنجایی که به همراه وب‌کم، میکروفن لپ‌تاپ نیز غیرفعال می‌شود، با یک تیر دو نشان زده و جلوی جاسوسی صوتی هکرها و خرابکاران اینترنتی را نیز خواهید گرفت.

غیرفعال کردن وب‌کم در سیستم‌عامل: این راه‌حل همانند سایر راه‌هایی که به آنها اشاره کردیم، امن نیست، اما اگر امکان انجام موارد بالا را نداشتید، می‌توانید از این روش کمک بگیرید. با این روش شما از داخل سیستم‌عامل، درایورهای مربوط به وب‌کم را پاک می‌کنید تا از این طریق وب‌کم حاضر در کامپیوتر شما عملا غیرفعال شود. از آنجایی که سیستم‌عامل‌های مختلفی را بر روی کامپیوترهای شخصی شاهد هستیم، انجام این کار راه‌های متفاوتی خواهد داشت اما کلیت کار به یک شکل است. در سیستم‌عامل ویندوز که ما ایرانی‌ها بیشترین استفاده را ازآن انجام می‌دهیم، برای غیرفعال کردن وب‌کم از طریق سیستم‌عامل کافی است تا به قسمت Device Manager وارد شوید، با تایپ عبارت Device Manager در منوی استارت ویندوز به راحتی می‌توانید این گزینه را پیدا کنید. در قسمت Device Manager به دنبال قسمت وب‌کم در زیر گزینه Imaging Devices بگردید، پس از اینکه وب‌کم را پیدا کردید بر روی آیکون آن راست کلیک کرده و گزینه Disable یا Uninstall را انتخاب کنید. همان‌گونه که اشاره شد، زیاد نمی‌توان به لحاظ امنیتی روی این راه‌حل حساب باز کرد. چراکه اگر شخص دیگری از راه‌دور به کامپیوتر شما با مجوزهای مدیر سیستم دسترسی داشته باشد، به راحتی قادر است تا درایورهای حذف شده را مجددا نصب کرده و وب‌کم کامپیوتر شما را فعال کند. این موارد دست به دست یکدیگر داده‌اند تا راه‌حل پایانی ما، راه‌حلی بسیار ساده و کارآمد باشد.

پوشاندن وب‌کم: اگر حوصله ندارید که وب‌کم کامپیوتر خود را از طریق بایوس غیرفعال کنید یا اینکه قطع کردن کابل USB وب‌کم نیز برای شما دردسر ساز می‌شود در این قسمت راه‌حل ساده و آسانی را برای شما سراغ داریم. در این روش پیشنهاد می‌کنیم روی لنز وب‌کم خود را با یک جسم خارجی بپوشانید. منظور ما از یک جسم خارجی نیز وسیله خاصی نیست و پوشاندن وب‌کم با یک تکه کاغذ یا مقوا کفایت می‌کند. این امر در کنار سادگی، مزایای امنیتی جالب و کارآمدی دارد، زمانی که روی لنز وب‌کم پوشیده شده است، به راحتی از حفظ حریم شخصی خود مطمئن هستید، از طرف دیگر در صورت نیاز به وب‌کم نیز کافی است بدون انجام هرگونه تنظیماتی، روی وب‌کم را باز کرده و از آن استفاده کنید.

یکشنبه, 10 بهمن 1395 23:12

هنجارها در شبکه‌های اجتماعی

هنجارهای اجتماعی در شبکه‌های اجتماعی مجازی

 

اگر در دنیای واقعی با کسی روابط رسمی دارید در تلگرام هم با او رسمی باشید. اگر در دنیای واقعی او را "خانم" یا "آقای" خطاب می کنید نمی شود بدون هیچ زمینه یا اتفاق خاصی، در تلگرام او را عزیزم، جون، فدات و غیره خطاب کنید.

به گزارش خبرآنلاین گاهی اوقات نوشتن بهتر از بکار بردن نشانه ها(استیکرها) است. مثلا این پیام که" الان من خیلی خوشحالم" در مقایسه با اثر گذار تر است. اینطور نیست؟

گاهی اوقات در گروهها، دو نفر در مورد موضوعی صحبت می کنند که صرفا به خود آنها مربوط است. دلیلی ندارد که سایر اعضای گروه هم شاهد این گفتگو باشند. 
همینکه از خبر یا مطلبی خوشتان آمد فورا آنرا برای دیگران ارسال نکنید. قبل از ارسال از خودتان سوال کنید آیا این خبر حقیقت دارد؟ بدانید هر پیام مانند یک قطره باران است و با ارسال هر کاربر، در نهایت می تواند سیل شود. 
مبنای ما آن نباشد که روابط واقعی مان با افراد را به روابط مجازی و تلگرامی کاهش دهیم. این کار در بلند مدت روابط اجتماعی را نابود می کند. مبنای مان این باشد که روابط مجازی را به روابط واقعی تبدیل کنیم. 
باور کنید اعتیاد به شبکه های اجتماعی مسأله ای جدّی است. اگر تاکنون عضو خانواده تان به شما درباره اعتیادتان چیزی نگفته؛ یا خودش هم مثل شما معتاد شده (: یا با خودش می گوید صبر کنم شاید التهاب و تب کار با گوشی هوشمند از سرش بپرد. 
در ایران شبکه های اجتماعی موبایلی عمدتا برای به اشتراک گذاشتن پیام های عمومی و غیر شخصی نظیر جملات حکیمانه، اخطارها، پیشنهادها، جوک ها، طنزهای سیاسی و اموری درباره سبک زندگی بکار می روند. پس پیام شخصی مهمی برای شما نرسیده است. لزومی ندارد که هر دقیقه گوشی را بردارید و پیام ها را چک کنید. 
 لطفا گوشی تان را با خودتان به تختخواب و حمام نبرید. بگذارید حمام و تختخواب تنها جاهایی باشند که هنوز به اشغال گوشی هایمان درنیامده اند. 

در ارتباطات، صدا در مقایسه با کلمه به واقعیت نزدیک تر است. برای احوالپرسی با دیگران، حتی الامکان صدایتان را ضبط کنید و برای دیگران بفرستید. این کار از ارسال پیام نوشتاری بهتر است. البته اگر به او زنگ بزنید خیلی بهتر است.
درست است که مغز ما گنجایش بسیاری دارد. ولی گاهی اوقات بد نیست از خودمان سوال کنیم " این حجم از اطلاعات و اخبار دریافتی به چه کار من خواهد آمد؟" شما در روز چند کیلومتر انگشت اشاره یا شصت شان را روی صفحه نمایش گوشی تان سُر می دهید؟ آیا واقعا شما در روز به چند کیلومتر اطلاعات نیاز دارید؟ گاهی از خودتان سوال کنید: مگر من فعال یا مفسر سیاسی هستم که اینقدر پیام های سیاسی می خوانم؟ مگر من شاعر؛ متخصص دکوراسیون؛ فوتبالیست، طراح مد و ...هستم که اینقدر در این خصوص می خوانم؟پس گاهی اوقات لازم است که انگشت تان را خیلی تند روی صفحه گوشی سر بدهید. خیلی تند و بدون اینکه مطالب را بخوانید.

برایتان پیام مهم است یا فرستندۀ پیام؟ دوست من ؛ وقتی هنوز پیام را نخوانده اید صرفا با دیدن نام فرستندۀ آن علامت لایک

سه شنبه, 05 بهمن 1395 20:55

معالجه مرضی سخت !

معالجه ی مرضی به نام آرزوهای طولانی!!

امام حسن علیه السلام: مرگ، بزرگ ترین شادی است که به مؤمنان می رسد؛ زیرا از سرای رنج و بدبختی به نعمت جاویدان منتقل می شوند و بزرگ ترین هلاکتی است که بر کافران می رسد» (میزان الحکمه، ص 5669، ح 19105)

فرآوری: آمنه اسفندیاری ـ بخش اخلاق 

یاد مرگ

 

درست است که نام مرگ برای عده ی زیادی از ما بسیار و وحشت ناك است، ولی در جهان بینی اسلامی این موضوع چهره دیگری دارد، چرا كه مرگ گذرگاهی است به دنیای دیگر، و در حقیقت یك تولد دوم محسوب می‌شود.

فراموشی یاد مرگ 

انسان دلبستگیهایی به دنیا پیدا می کند که بعضی از این دلبستگیها به دلبستگی دیگری می انجامد تا او را هلاک می کند؛ همچنان که حضرت عیسی علیه السلام فرمود: «مَثَلُ طالِبِ الدُّنیا مَثَلُ شارِبِ ماءِ الْبَحرِ کُلَّما اِزدادَ شُربا اِزدادَ عَطَشا حَتّی یَقْتُلَهُ؛ حکایت طالب دنیا، حکایت کسی است که از آب دریا می نوشد. هر چه بیشتر بنوشد، بر عطش او افزوده شود تا او را بکشد».

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «اَکثِرُوا مِنْ ذِکْرِ الْمَوتِ فَاِنَّهُ یَزْهَدُ فِی الدُّنْیا؛ مرگ را بسیار یاد کنید؛ زیرا یاد مرگ از میل و رغبت به دنیا می کاهد».

غفلت از مرگ، دنیا را در نظر انسان زیبا و با ارزش جلوه می دهد و او را سخت شیفته ی خویش می گرداند، به طوری که عقل او را از درک هر حقیقت و واقعیتی همچون مرگ محروم می سازد؛ امّا انسان غافل، در راه رسیدن به خواسته های نفسانی از هیچ سعی و تلاشی فروگذاری نمی کند و از پای نمی نشیند. از جمله آثار یاد مرگ، رهایی از غفلت و هشیاری نسبت به حقایق مهم پیرامونمان می باشد. 

امام باقر علیه السلام فرمود: مرگ را زیاد یاد کن! چرا که هر انسانی آن را بسیار یاد کند، نسبت به دنیا بی رغبت می شود».

حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «كسى كه زیاد به یاد مرگ باشد، از دنیا به اندكش راضى مى شود» (رى شهرى، میزان الحكمه، حدیث شماره: 19163)

کوتاهی آرزو

انسانی که همواره در یاد مرگ باشد، هیچ گاه عملی انجام نمی دهد که در قیامت نتواند پاسخگوی آن باشد و بدین سبب، عذاب الهی را بر خود هموار سازد؛ بلکه آرزوها را کوتاه نموده، سعی در طاعت و بندگی خدا خواهد داشت تا بهشت الهی را جایگاه خویش قرار دهد؛

یاد مرگ می تواند آرزوها را کوتاه کند و موجب بی قراری و کناره گیری از خانه فریب (دنیا) گردد و آدمی را برای سرای جاودان آماده سازد؛ زیرا که آرزوهای طولانی، انسان را بیشتر در دنیا غرق و او را اسیر هوا و هوس نموده، در نتیجه عملش را بد می سازد؛ همچنان که حضرت علی علیه السلام به این نتیجه ناپسند اشاره و به عنوان یک قانون کلی مطرح می نماید و می فرماید: «مَا اَطَالَ عَبدٌ الاَْمَلَ إلاَّ أَسَاءَ الْعَمَلَ؛ هیچ بنده ای آرزویش را طولانی نمی کند، جز اینکه عملش را بد می کند».

آرزوی مرگ

آرزوی مرگ دارای دو جنبه مثبت و منفی است، گاهی انسان به خاطر ضعف، نا امیدی و ناتوانی و بی حوصله شدن طلب مرگ می کند و شکیبایی و پایداری را در مقابل سختی ها و کشاکش های روزگار از دست داده است و از این جهت مرگ را کانون آرامش و رهایی خود می بیند و گاهی آدمی دنیا و آخرت را چون مزرعه ای می داند که دنیا محل کشت و آخرت، گاه برداشت می باشد و طبیعتاً هر برزگری آرزوی برداشت را دارد ولی همین برزگر دوست دارد که هر چه بیشتر کشت کند تا برداشت بیشتری نصیب او شود. او هم فصل زندگی را دوست دارد تا کشت کند و هم مشتاق رفتن است تا به برداشت خود دست یابد و این است که اولیاء خداوند در عین حالی که به مرگ به عنوان یک امر مطلوب می نگریستند و سخت مشتاق آن بودند، از خداوند طلب عمر طولانی و با برکت می کردند. 

آیا یاد مرگ موجب افسردگی می شود؟

اگر چه به یاد مرگ بودن باعث غمگین بودن و افسردگی می شود البته افسردگی به این معنا که امروزه بسیار است و باعث روانی شدن انسان بشود نیست چرا که اهل بیت ما پیوسته در حال کار و تلاش و عبادت بودند و زندگی روزمره شان را تأمین می کردند و الا با این نوع افسردگی باید دست از تمام کارها برمی داشتند، اما این عمل (به یاد مرگ بودن) پیروی از پیغمبر (صلی الله علیه و اله) می باشد، مطمئنا انسانی موفق خواهد بود که به فرمایشات خدا و رسولش جامه عمل بپوشاند پس مهمترین وظیفه انسانها اطاعت از فرامین الهی و فرمایشات چهارده معصوم علیهم السلام است. اما نکته ای که لازم به ذکر است این است که به یاد مرگ بودن به این معنا نیست که دست از دنیا برداریم و فقط گوشه ای بنشینیم و پیوسته فکر و ذهنمان به یاد مرگ باشد، این درست نیست باید همانطور که به یاد مرگ هستیم به فکر دنیا هم باشیم چرا که تا دنیایمان را درست نکنیم یعنی به وظایفمان در این دنیا عمل نکنیم آخرتمان هم درست نخواهد شد همانطور که پیغمبر (صلی الله علیه و اله) فرموده «الدنیا مزرعة الآخرة» (عوالی اللئالی ج 1 ص 267) دنیا مزرعه آخرت است پس در این دنیا باید زحمت بکشیم تا در آن دنیا بتوانیم برداشت کنیم چرا که دنیا مقدمه ای برای آخرت است و هر چه در این دنیا تلاش کنیم نتیجه رنج و زحمت را در آن دنیا خواهیم گرفت.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «اَکثِرُوا مِنْ ذِکْرِ الْمَوتِ فَاِنَّهُ یَزْهَدُ فِی الدُّنْیا؛ مرگ را بسیار یاد کنید؛ زیرا یاد مرگ از میل و رغبت به دنیا می کاهد»

کسی که ترک دنیا کند به این معنا که تمام کارهای دنیوی را رها کند و فقط به فکر مرگ و آخرت باشد مورد مذمت قرار گرفته که این حدیث از امام صادق (علیه السلام) بیانگر همین مطلب است:  لَیْسَ مِنَّا مَنْ تَرَکَ دُنْیَاهُ لآِخِرَتِهِ وَ لَا آخِرَتَهُ لِدُنْیَاهُ (من‏لایحضره‏الفقیه ج3 – ص156) یعنی کسی که دنیایش را بخاطر آخرتش و برعکس آخرتش را بخاطر دنیا ترک کند از ما اهل بیت نیست. و در حدیث دیگری از امام صادق (علیه السلام) آمده: اعْمَلْ لِدُنْیَاکَ کَأَنَّکَ تَعِیشُ أَبَداً وَ اعْمَلْ لآِخِرَتِکَ کَأَنَّکَ تَمُوتُ غَداً (من‏لایحضره‏الفقیه ج3 – ص156) یعنی در دنیا آنچنان کار کن که گویا تا ابد قصد زندگی کردن داری و برای آخرت چنان کار کن که گویا تا صبح بیشتر در این دنیا ماندنی نیستی. با این وجود نتیجه می گیریم که همانطور که به فکر مرگ و آخرت هستیم باید به فکر دنیا هم باشیم چون این دو لازم و ملزوم یکدیگرند و هیچکدام بدون یکدیگر ممکن نخواهد شد.

کلام آخر: 

پس بیاییم در هر شغل و موقعیت اجتماعی که هستیم یاد مرگ را از زندگی خود حذف نکنیم، یادمان باشد که اگر در رفاه و غرق در لذتهای دنیایی هم باشیم یاد مرگ دنیا را بر ما تنگ می کند و دیگر نمی توانیم بر دارایی محدود خود ببالیم و یا مغرور شویم و اگر در تنگنای زندگی و رنج فراوان دنیا هم باشیم باز وقتی یاد مرگ باشیم دنیا بر ما وسیع می شود و دیگر از سختی های چند روزه ی دنیا رنج نمی بریم به همین دلیل است که حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «كسى كه زیاد به یاد مرگ باشد، از دنیا به اندكش راضى مى شود» (رى شهرى، میزان الحكمه، حدیث شماره: 19163)

سه شنبه, 05 بهمن 1395 20:48

آرزوهای طولانی دروغین

ره آورد آرزوهای طولانی و دروغین

داشتن آرزو در زندگی امری ناپسند نیست. حتی می تواند مفید و حرکت ساز باشد. انسانی که آرزو و هدف در زندگی داشته باشد و برای رسیدن به آن تلاش نماید از تنبلی و خمودگی دوری جسته و حرکتی رو به پیش خواهد داشت. اما باید توجه داشت که نوع آرزوها، معقول و ممکن باشد. داشتن آرزوهای طولانی و دروغین امری است که زندگی را برای انسان تلخ ساخته و آسیب های فراوانی را با خود با همراه دارد.

زینب مجلسی راد - بخش نهج البلاغه 
دروغ؛ ممنوع

 

نهج البلاغه را که ورق می زدم کلامی زیبا از امام علی (علیه السلام) توجه مرا به خود جلب نمود. ایشان در یکی از خطبه ها به مخاطبان خویش چنین فرمودند: "اى مردم! همانا بر شما از دو چیز مى ترسم: هوا پرستى و آرزوهاى طولانى. اما پیروى از خواهش نفس، انسان را از حق باز مى دارد، و آرزوهاى طولانى، آخرت را از یاد مى برد.
آگاه باشید! دنیا به سرعت پشت كرده و از آن جز باقى مانده از ظرف آبى كه آن را خالى كرده باشند، نمانده است. بهوش باشید كه آخرت به سوى ما مى آید، دنیا و آخرت، هر یك فرزندانى دارند. بكوشید از فرزندان آخرت باشید، نه دنیا، زیرا در روز قیامت، هر فرزندى به پدر و مادر خویش باز مى گردد. امروز هنگام عمل است نه حسابرسى، و فردا روز حسابرسى است نه عمل". (نهج البلاغة/ترجمه دشتى/ص 95)
به راستی آرزوهای طولانی چه ره آوردی با خود دارد که امام علی (علیه السلام) به عنوان دومین عامل نگرانی خویش برای مردمان از آن یاد می کنند. برای پاسخ به این سؤال شاید بهترین منبع همان کتاب نهج البلاغه و بهره گیری از کلمات مولا باشد.

1 بدرفتاری، بدی کردار


یکی از مواردی که در بررسی نهج البلاغه به عنوان ره آورد آرزوهای طولانی به دست آمد بدی کردار است. امام علی (علیه السلام) در این زمینه فرموده اند: "كسى كه آرزوهایش طولانى است كردارش نیز ناپسند است". (همان/ص 631)
دستیابی به آرزوهای طولانی و دروغین در بسیاری موارد ناممکن است و در برخی موارد نیز نیازمند آن است که انسان دست به هر اقدامی زند. اقداماتی که با روح آدمی سازگاری ندارند و ناپسند هستند. این امر سبب می گردد انسان آخرت خویش را به بهایی بس اندک از دست دهد. در بسیاری موارد عواقبی دنیوی نیز دامنگیر او خواهد شد.

دستیابی به آرزوهای طولانی و دروغین در بسیاری موارد ناممکن است و در برخی موارد نیز نیازمند آن است که انسان دست به هر اقدامی زند. اقداماتی که با روح آدمی سازگاری ندارند و ناپسند هستند. این امر سبب می گردد انسان آخرت خویش را به بهایی بس اندک از دست دهد. در بسیاری موارد عواقبی دنیوی نیز دامنگیر او خواهد شد

انسان باید همواره توجه داشته باشد که در کنار تلاش برای رسیدن به آرزوها، انجام اعمال نیک را از یاد نبرد و فراموش نکند حقیقت زندگی چیست و به چه منظور پای در گیتی نهاده است. در جایی دیگر از امام علی (علیه السلام) آمده است: "آگاه باشید! هم اكنون در روزگار آرزوهایید، كه مرگ را در پى دارد، پس هر كس در ایام آرزوها، پیش از فرا رسیدن مرگ، عمل نیكو انجام دهد، بهرمند خواهد شد، و مرگ او را زیانى نمى رساند، و آن كس كه در روزهاى آرزوها، پیش از فرارسیدن مرگ كوتاهى كند، زیانكار و مرگ او زیانبار است، همانگونه كه به هنگام ترس و ناراحتى براى خدا عمل مى كنید، در روزگار خوشى و كامیابى نیز عمل كنید". (همان/ص 77)

2 غفلت از مرگ

انسانی که تمام وقت خویش را صرف رسیدن به آرزوهای واهی می نماید به تدریج گذر عمر و نزدیک شدن موعد رفتن را فراموش می کند. در نظر او مرگ بسیار دور است و فرصت ها بسیار. اما به ناگاه همه چیز را از دست رفته می بیند و بی آنکه به مطلوب دست یابد بار بسته و از دنیا کوچ می کند.
امام علی (علیه السلام) چه زیبا این صحنه را توصیف کرده و می فرمایند: "نشانه عبرت انگیز بودن دنیا، آن است كه، آدمى پس از تلاش و انتظار تا مى رود به آرزوهایش برسد، ناگهان مرگ او فرا رسیده، امیدش را قطع مى كند، نه به آرزو رسیده، و نه آنچه را آرزو داشته باقى مى ماند. سبحان الله! شادى دنیا چه فریبنده و سیراب شدن از آن، چه تشنگى زاست!". (همان/ص 221)
در کلامی دیگر از آن امام (علیه السلام) آمده است: "آن كس كه در پى آرزوى خویش تازد، مرگ او را از پاى در آورد". (همان/ص 627)

3 کوردلی

آرزوهای طولانی سبب می گردد تا چشم انسان بر روی حقایق بسته شود و بصیرت از او دور گردد. چنین فردی بصیرت را از دست داده و درک صحیح از زندگی نخواهد داشت. او جز به آرزویش نمی اندیشد و جز برای آن تلاش نمی کند. چنین انسانی از یاد خواهد برد که خدا در عالم چه جایگاهی دارد و بی اذن و اراده او برگی به زمین نخواهد افتاد. اوست که روزی رسان است و همراهی او در هر قدمی می تواند زمینه ساز موفقیت های بزرگ و رسیدن به آمال باشد. بی بصیرتی یکی از بزرگ ترین آفاتی است که ممکن است گریبانگیر چنین افرادی شود. چنانچه مولا و مقتدایمان فرموده اند: "و آرزوها چشم بصیرت را كور مى كند، و آنچه روزى هر كسى است بى جستجو خواهد رسید". (همان/ص 697)

نتیجه

داشتن آرزو در زندگی امری ناپسند نیست. حتی می تواند مفید و حرکت ساز باشد. انسانی که آرزو و هدف در زندگی داشته باشد و برای رسیدن بدان تلاش نماید از تنبلی و خمودگی دوری جسته و حرکتی رو به پیش خواهد داشت. اما باید توجه داشت که نوع آرزوها، معقول و ممکن باشد. داشتن آرزوهای طولانی و دروغین امری است که زندگی را برای انسان تلخ ساخته و آسیب های فراوانی را با خود با همراه دارد. چنین آرزوهایی از منظر امام علی (علیه السلام) امری قبیح است و در شمار مواردی است که ایشان از آن نسبت به مردمان ابراز نگرانی کرده اند. بررسی سخنان ایشان در نهج البلاغه نشان می دهد که داشتن آرزوهای طولانی ره آوردی جز بدرفتاری، بدی کردار، غفلت از مرگ و کوردلی نخواهد داشت.