ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

فرزندسالاری خطرناک‌تر از مردسالاری

 

 

این روزها حکومت جدیدی در خانه‌ها حکم فرماست؛ حکومتی که می‌تواند در آینده‌ای نه چندان دور مشکلات بزرگی را برای خانواده‌ بوجود بیاورد.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 7 دقیقه

 

سالارهایی که حاکم خانه‎ها شده اند

 


از دور صدای گریه دختری به گوش می‌رسد. به آن سمت خیره می‌شوم. دختر5  ساله‌ای را می‌بینم که گریه‌کنان مادرش را تهدید به کتک زدن می‌کند و می‌گوید: "یا برایم عروسک می‌خری یا می‌زنمت!" در این حالت عکس‌العمل مادر بچه هم بسی جای تعجب دارد که به تهدیدهای دخترش می‌خندید و می‌گوید: "یکی یدونه‌ای دیگه چیکارت کنم برو هر چی میخوای انتخاب کن!" 

شاید این صحنه در دوران کودکی شما هم اتفاق افتاده باشد اما نه شما کودکی بودید که با تهدید و گریه به خواسته‌تان برسید و نه والدین‌تان به سرعت در برابر موضع‌گیری شما کوتاه می‌آمدند؛ پس بهتر است بگوییم نه‌تنها کودکان امروزی بلکه والدین هم تغییر کرده‌اند.

اگر روزی در خانه حرف پدر خانه حکم بود، امروز این کودک است که تصمیم می‌گیرد اعضای خانواده به کجا بروند، چه ماشینی بخرند، غذا چه بخورند و...؛ فرزندسالاری یعنی محور بودن فرزند به‌گونه‌ای که خواسته‌های کودک حتی اگر نامطلوب هم باشد بدون چون‌وچرا توسط والدین اجرا می‌شود و کودکان تصمیم‌گیرنده اصلی خانواده هستند لذا ما در این مقاله به کمک دکتر الناز صالحی پور روانشناس کودک و نوجوان و مدرس دانشگاه به  بررسی سؤالاتی در این زمینه می‌پردازیم :

تبیان: چه عواملی باعث فرزند سالار شدن کودکان و نوجوانان امروزی شده است؟
فرزندپروری یکی از مشکلاتی است که خانواده‌ها در اکثر جوامع با آن دست به گریبان هستند،  البته عوامل مختلفی باعث به وجود آمدن این امر شده است؛ ازجمله آنها اصول تربیتی نادرست والدین است. این اصول تربیتی ممکن است از روانشناسی زردی به وجود بیایید که در شبکه‌های مجازی توسط افرادی که تخصص کاملی در این زمینه ندارند رواج پیداکرده باشد و یا حتی می‌تواند ناشی از انتظار نا‌به‌جای والدین از فرزندان باشد.

- گاهی والدین سعی می‌کنند تمام انتظارات به‌جا و نابه‌جای فرزند را برآورده کنند تا او کمبودی را احساس نکند و عقده‌ای نشود.

-  همچنین برخی از والدین برای جبران ناکامی‌ها و کمبودهای که در زمان کودکی خود داشته‌اند، سعی می‌کنند رفتاری که در کودکی از سمت پدر و مادرشان داشته‌اند با فرزندان خود انجام ندهند.

- نکته مهم دیگر این است که برخی از والدین با این ذهنیت که فرزند متوجه نمی‌شود، جایگاه یکدیگر را رعایت نمی‌کنند برای مثال مادر حواسش به جایگاه پدر نیست و مشکلات خود با همسرش را در روابطش با فرزندش تحت تاثیر قرار می دهد. در صورت اختلاف رفتار درستی را در برابر یکدیگر ندارند و احترام کافی را به هم نمی‌گذارند درحالی‌که این موارد می‌تواند الگوهای رفتاری برای کودکان در ارتباط با والدین‌شان باشد.

-  گاهی فرزندسالاری بر روی یک والد انجام می‌شود؛ مثلاً پدری احساس قدرت و مادری احساس ضعف می‌کند، که این باعث تسلط پدر بر مادر می‌شود و فرزند این تسلط را می‌بیند؛ همین مسئله باعث می‌شود که فرزند آن تسلط را روی مادر داشته باشد که  البته در اکثر مواقع این رفتار به دلیل مشکلات روان‌شناختی در والدین است مثل‌اینکه یکی از والدین یا هر دو دچار عدم اعتمادبه‌نفس و یا  افسردگی هستند که این مشکلات بر روی رفتارشان تأثیر خواهد گذاشت و فرزندان متوجه این مسئله می‌شوند و رفتارشان به سمت فرزند سالاری کشیده خواهد شد.

- یکی از مشکلاتی جوامع امروزی، کار کردن هر دو والد است که زمان کافی را برای فرزندان نمی‌گذارند و سعی می‌کنند با باج دادن این نبود را جبران کنند؛ همین‌طور ممکن است جدایی‌هایی به دلیل طلاق و یا فوت یکی از والدین به وجود بیایید که در این صورت والد سعی می‌کنند عدم حضور والد دیگر را با توجه بیش‌ازحد نسبت به فرزند برطرف کند. تمام اینها عواملی است که فرزندان را به سمت فرزندسالاری سوق می دهد.

تبیان: والدین چه نقشی در فرزندسالاری فرزندان دارند؟
 والدین نقش پررنگی در تربیت فرزندان دارند و فرزندان در حقیقت آن چیزی که از والدین می‌شنوند را اجرا نمی‌کنند بلکه آنچه می‌بینند، اجرا می‌کنند لذا ما نمی‌توانیم فرزندان را با نصیحت کردن و تشویق به سمت درستکاری و مسیر صحیح تربیت کنیم. درواقع ما با رفتارهایمان فرزندانمان را تربیت می‌کنیم در نتیجه اینکه ما چه برخوردی در برابر خواسته‌های فرزندان‌مان داشته باشیم و یا اینکه چه نوع ارتباطی بین والدین وجود داشته باشد، جز مسائلی هستند که در فرزندسالاری  بسیار تأثیرگذار است .


سالارهایی که حاکم خانه‎ها شده اند


تبیان: تعداد فرزندان چه نقشی در فرزند سالاری دارد؟ 
تعداد فرزندان بر مقوله فرزندسالاری بی‌تأثیر نیست چراکه زمانی که یک فرزند در خانواده باشد تمام توجه و انرژی، صرف برآورده کردن خواسته‌های او می‌شود اما زمانی که فرزند دوم وارد خانواده می‌شود به‌هرحال والدین تجاربی را از تربیت فرزند اول کسب کرده‌اند و سعی می‌کنند بازخوردها و رفتارهایی که در برابر فرزند اول داشتند، به‌صورت اصلاح‌شده برای فرزند دوم اجرا کنند البته گاها پیش خواهد آمد که فرزند اول و یا به‌اصطلاح فرزند سوگلی خانواده که در چشم پدر و مادر منطقی‌تر است، تسلط بیشتر بر خانواده داشته باشند و تصمیم‌گیری‌های بیشتری را برای خانواده بگیرد لذا نقش فرزندسالاری به آن فرد نسبت داده شود.

تبیان: آیا فرزند سالاری باعث انحرافات اخلاقی فرزند می‌شود یا خیر ؟
یکی از موارد تأثیرگذار بر انحراف اخلاقی فرزندان نوع فرزندپروری و یا سبک تربیتی والدین است که یکی از آثار آن فرزند سالاری است که بر رفتار و شکل‌گیری شخصیت کودک و یا نوجوان تأثیرگذار است. کودکان الگوهای رفتاری را از والدین خود یاد می‌گیرند و در نوجوانی با ورود به جامعه سعی می‌کنند که آن رفتارها را اجرا کنند اما بالطبع بازخوردی که خانواده به آن فرد می‌دهد با بازخورد جامعه متفاوت است درنتیجه موجب ناکامی در فرد می‌شود که ممکن است به شکل انحرافات اخلاقی بروز پیدا کند؛ از سوی دیگر الگوهای رفتاری در خانواده و همچنین بحران دوران بلوغ، دست‌به‌دست هم می‌دهند و به‌صورت انحرافات اخلاقی در خانواده بروز پیدا می‌کند.

تبیان:  برای کنترل و مهار چنین عارضه‌ای چه باید کرد ؟
پیامدهای فرزندسالای را ما می‌توانیم به سه دسته تقسیم کنیم:
دسته اول پیامدهایی برای خود فرد، دسته دوم پیامدهایی برای خانواده و دسته سوم پیامدهایی برای جامعه‌ای که فرد با آن در ارتباط است.

در دسته اول، می‌توان به مشکلات روان‌شناختی که برای فرد به وجود خواهد آمد اشاره‌کنیم مثل اضطراب، عدم اعتمادبه‌نفس، عدم توانایی در تصمیم‌گیری، اختلال خودشیفتگی، افسردگی و ...

در دسته دوم که خانواده به دلیل الگوهای رفتاری، محوریت را بر فرزندسالاری شکل می دهند، فرزند محور قرار گرفته و حال که به دوران نوجوانی رسیده و نیاز به راهنمایی بیشتری دارد، اجرای آن الگوهای رفتاری توسط نوجوان بیشتر می‌شود و بالطبع کنترل و مدیریت نوجوان کار سختی خواهد شد.

در رابطه با دسته سوم، نوجوان با ذهنیتی که در خانواده شکل‌ گرفته وارد جامعه شده و دچار سرخوردگی می‌شود چراکه آن بازخوردی که خانواده با نوجوان داشته، جامعه ندارد و این باعث می‌شود که آن کودک یا نوجوان در برخورد با دیگران دچار مشکل و گاها دچار انزوا شود.

راه‌های بسیار زیادی برای مهار کردن فرزندسالاری وجود دارد اما یکی از مهم‌ترین راه‌هایی که می‌توان به آن اشاره کرد، سبک فرزندپروری صحیح و مقتدرانه است؛ سبکی که در آن بتوانیم بر احساسات‌مان کنترل کنیم و رفتاری منطقی در برابر خواسته‌ها، نیازها و رفتارهای خوشایند و ناخوشایند فرزندان‌مان داشته باشیم. همچنین رفتاری از خود نشان دهیم که باعث حفظ جایگاه پدر و مادر و فرزندان شود.

برای آنکه بتوانیم روش فرزندپروری صحیحی را انتخاب کنیم شاید فقط یک روانشناس متخصص بتواند به ما کند. گاهیما از تجربیات بزرگترهایمان یا حتی از تجربه‌ای که دوست‌مان از روانشناس دیگری داشته، استفاده می‌کنیم اما این راه‌ها به ما کمک نمی‌کند چراکه هر فردی نوع سبک فرزندپروری مختص خود را دارد لذا بهترین شخصی که می‌تواند به ما کمک کند روانشناسان متخصص کودک هستند.

پیشنهاد دکتر کامیار صداقت در ایام فاطمیه؛

 

 

کتاب‌های ارزشمند بسیاری در معرفی مقام شامخ و سخنان تابناک حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا (س) نگاشته شده‌اند که معطر به عطر حبّ اهل‌بیت نبی(ص) مصطفی‌اند و انتخاب گُلی از چنان گلزاری معطر سخت دشوار است.
 
 
 
 
نویسنده : فاطمه مقدمی
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه

فاطمیه
 
 
 
دهه فاطمیه اگرچه فرصت مهمی است که شیعیان در آن به برپایی شکوهمند عزای دختر پیامبر می‌پردازند، اما بی شک فرصت مغتنمی است که به جهت غلبه فضای معنوی و آمادگی روحی برای شناخت بیشتر حضرت فاطمه الزهرا(س) به مطالعه پیرامون زندگی و شخصیت آن بانوی بزرگوار بپردازیم. دکتر کامیار صداقت ثمرحسینی، عضو هیأت‌علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی که آثار و تالیفات بسیاری در حوزه شیعه‌شناسی به رشته تحریر درآورده، طی یادداشتی، چند کتاب برای مطالعه در ایام فاطمیه به مخاطبین «تبیان» معرفی می‌کند. در ادامه متن این یادداشت را از نظر می‌گذرانید.

کتاب‌های ارزشمند بسیاری در معرفی مقام شامخ و سخنان تابناک حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا (س) نگاشته شده‌اند که معطر به عطر حبّ اهل‌بیت نبی(ص) هستند و انتخاب گُلی از چنان گلزاری معطر سخت دشوار است؛ بااین‌حال، بنابر ضرورت امر و محدودیت فضا، یادداشت کنونی به معرفی کوتاه سه کتاب در این باب اختصاص دارد که هر یک به سبک و سیاق خاص خود به رشته تحریر درآمده‌اند.

1. کتاب «فاطمه زهرا سلام‌الله علیها، ام‌ابیها»

کتاب فاطمه زهرا سلام‌الله علیها، شامل مجموعه گفتارهای علّامه حاج شیخ عبدالحسین امینی نجفی قدس سره (متوفی 1390ق)، صاحب کتاب ارزنده «الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب» است که توسط مرحوم حبیب‌الله چایچیان (متوفی 1396 شمسی) که از شاعران و مرثیه‌سرایان بزرگ معاصر بود و به حسان تخلص می‌کرد، گردآوری‌شده است. کتاب مذکور شامل دو بخش است:

بخش اول به حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها از دیدگاه قرآن می‌پردازد.
بخش دوم به بررسی آن حضرت از دیدگاه روایات اختصاص دارد و به بررسی احادیثی که در مناقب و فضائل آن حضرت واردشده است، پرداخته.

در بخش اوّل، علّامه امینی، نکته‌هایی ناب و علمی درباره حضرت فاطمه زهرا (س) از هفت آیه شریفه (آیه 33 سوره احزاب؛ آیه 55 سوره آل‌عمران؛ آیه 37 سوره بقره؛ آیه 124 سوره بقره؛ آیه 23 سوره شوری؛ آیات 8 و 9 سوره دهر؛ و آیه 73 سوره احزاب) استخراج کرده است که خواننده، با مطالعه آن بیشتر متوجه عظمتِ مقام والای آن حضرت می‌شود.

در بخش دوّم؛ یعنی بخش روایات نیز علّامه امینی به صورتی مستدل، به چهل منقبت آن حضرت اشاره‌کرده است که در جای خود بسیار جالب‌توجه است.

انتشار کتاب مذکور داستانی لطیف دارد. ماجرا از این‌ قرار است که مرحوم علّامه امینی به اصرار یکی از محبان اهل‌بیت (ع) بنام حاج کریم رومینا (دستمالچی) سخنانی درباره حضرت صدیق زهرا (س) ایراد فرمود که در مجموعه نوارهایی ضبط شد. آنگاه مرحوم حبیب‌الله چایچیان مأمور پیاده کردن نوارها شد. مرحوم چایچیان خود در مقدمه کتاب می‌نویسد: «شبی در یک رؤیای صادقه علّامه امینی را دیدم که بر فراز تختی نشسته است و جمعی از علاقه‌مندان و عاشقان مقام والای حضرت زهرا سلام‌الله علیها بر گرد او ازدحام نموده و بی‌تابانه درخواست انتشار آن فرمایشات را داشتند.» در آن رؤیا علّامه امینی با دست به‌سوی "حسان" اشاره کرد و فرمود: «حسان مأمور انجام این کار است.» دیدن این رؤیا کافی بود تا مرحوم چایچیان به‌سرعت عازم مشهد شود و با دسترسی به نوارهای مذکور، کتاب را از نوار پیاده سازد و آن را آماده انتشار کند.  اینک این کتاب، بالغ‌بر پانزده بار تجدید چاپ ‌شده است.

مشخصات کتاب:
«فاطمه الزهراء سلام‌الله علیها؛ ام‌ابیها»؛ گفتار علّامه امینی (به کوشش) حبیب چایچیان (حسان) تهران، امیرکبیر (چاپ پانزدهم)، سال 1392 شمسی. نشانی آن کتاب در کتابخانه ملی ایران چنین است:



2. کتاب «ملکه اسلام»

کتاب ملکه اسلام تألیف آیت‌الله علّامه حاج میرزا خلیل کمره‌ای قدس سره (متوفی 1405ق) است که به شرح خطبه فدکیه و خطبه حضرت فاطمه زهرا (س) در جمعِ زنان مدینه اختصاص دارد. کتاب مذکور از شرح‌های تحقیقی و علمی است که درباره خطبه‌های حضرت فاطمه زهرا (س) نگاشته شده است و نویسنده آن، یکی از علمای بزرگ و شناخته‌شده معاصر است. لازم به ذکر است که این کتاب اوّل بار در سال 1327 شمسی منتشر شد و چاپ اخیرش (انتشارات دارالعرفان: 1393ش) با تقریظ استاد حاج شیخ حسین انصاریان همراه است.

همچنین در مقدمه چاپ مذکور، شرح تفصیلی از زندگی‌نامه حضرت فاطمه زهرا (س) از ولادت تا رحلت پیامبر اکرم (ص) دیده می‌شود.

مشخصات کتاب:
علّامه حاج میرزا خلیل کمره‌ای (1393ش) «ملکه اسلام؛ شرح خطبه فدکیه و خطبه حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها در جمعِ زنان مدینه»، قم، دار العرفان، 2 جلد. نشانی آن کتاب در کتابخانه ملی ایران چنین است:


3. کتاب کوثر ولایت

یکی از کتاب‌های خوب درباره مقام والای حضرت فاطمه زهرا (س) که برای مخاطب عمومی‌تری نگاشته شده است، کتاب «کوثر ولایت» تألیف آقای عبدالرحیم موگهی است. کتاب مشتمل بر یک مقدمه و بیست فصل؛ و جمعاً شامل دویست حدیث (پنج اربعین) از احادیثی است که در شأن حضرت فاطمه زهرا (س) واردشده است. کتاب مذکور به ارائه موضوعی احادیثِ شریف بسنده کرده و از ارائه شرح و تفسیر آن‌ها خودداری کرده است.

نویسنده در مقدمه کتاب مذکور می‌نویسد: «تلاش ما بر این بوده است تا احادیثی فراهم آید که برای همگان قابل‌درک باشد؛ ولی تحلیل آن‌ها و برداشت بهتر و دریافت بیشتر از همین احادیث نیز – با رعایت شرایط آن – به عهده خوانندگان گذاشته‌شده است؛ با این‌ همه، ممکن است، راز برخی از احادیث برای ما تاکنون ناگشوده مانده باشد.» (ص 9 و 10)

کتاب از حیث موضوعی بسیار متنوع و جالب‌توجه بوده و شامل موارد زیر است: معرفت به فاطمه(س)؛ محبت به فاطمه(س)؛ اطاعت از فاطمه(س)؛ ولادت؛ اسامی و القاب و کنیه‌ها؛ فاطمه در کلامِ معصومین(ع)؛ خرسندی زهرا(س)؛ برترین بانوان؛ تسبیحات حضرت زهرا(س)؛ مصحف فاطمه(س)؛ دعا و نیایش؛ توسل به فاطمه زهرا(س)؛ سلام‌وصلوات بر زهرا(س)؛ نماز و زیارت زهرا(س)؛ فضایل و مناقب؛ ازدواج و پیوند زناشویی؛ مصائب؛ وصایا؛ شهادت؛ قیامت زهرا(س)

مشخصات کتاب:
عبدالرحیم موگهی (1360ش) «کوثر ولایت، پنج اربعین از احادیث معصومین (ع) پیرامون حضرت فاطمه زهرا(ع)» تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، مرکز چاپ و نشر. نشانی آن کتاب در کتابخانه ملی ایران چنین است:
 


 

ابعاد گوناگون از زندگی حضرت زهرا(س)

 

 

 

همه رفتارهای حضرت زهرا (س) مبنی بر کوثر بودن ایشان بوده است. کوثری که وصل به بی‌نهایت بوده و از طرفی می‌دانیم که تنها خداوند بی‌نهایت است، پس رفتار و اسلوب حضرت زهرا (س) خدایی بوده است. غیر از رضایت خدا در رفتار ایشان نبوده، از فاطمه(س) عیناً همان رفتاری سر می‌زند که خداوند می‌خواهد.
 
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 16 دقیقه
شهادت حضرت زهرا

 

 


الگوگیری از زندگی ائمه و معصومین همواره به عنوان یک دغدغه در بین محبان اهل بیت مطرح بوده است. نگاه‌های متفاوتی به این موضوع وجود دارد، برخی به واسطه جایگاه والای معصومین، این الگوبرداری را عملی سخت و بعضا دست نیافتنی می‌دانند و برخی دیگر با ایجاد شبهه‌ای با اشاره به زندگی معصومین در دورانی متفاوت از نظر تاریخی، برنامه‌های عملی زندگی آنها را برای روزگار کنونی مناسب نمی‌دانند. به همین دلیل در گفتگو با دکتر شیرین سیدنیا، کارشناس مذهبی در امور خانواده و تربیت فرزند به بررسی روش‌های عملی برای الگوبرداری از زندگی ائمه و معصومین پرداخته‌ایم؛

تبیان: با گذشت زمان و تغییراتی که در زندگی انسان‌ها به وجود آمده است، امکان الگوبرداری از زندگی معصومین(ع)، همچون حضرت زهرا(س) چگونه امکان پذیر است؟

برای پیروی از زندگی هرکدام از معصومین(ع)، من‌جمله حضرت زهرا(س) نیازمند سرشاخه‌های اصلی و نوعی اسلوب‌شناسی و سبک‌شناسی هستیم که با شناخت آن‌ها بتوانیم در مسیر الگو‌گیری از زندگی آن بزرگواران قدم برداریم.

اوج زیبایی رابطه پدر و دختری را می توان بین پیامبر (ص) و حضرت زهرا (س) دید. اینکه حضرت زهرا (س) طوری با پدر خود رفتار می‌کردند که غم را از دل پدر خود می‌بردند، دختران خیلی خوب می‌توانند این رفتار را در منش و سبک زندگی خود داشته باشند.


الگو‌گرفتن از زندگی حضرت زهرا(س) به این معنا نیست که جزییات زندگی ایشان را بررسی کنیم و بخواهیم آن‌ها را با رفتارهای امروز تطبیق دهیم، چراکه اصلاً ممکن است همانند آن رفتارها در زندگی فردی پیش نیاید، و در مسیر او را به این نتیجه برساند که الگو بودن ائمه برای زندگی‌های امروز منتفی است. کار درست این است که بتوانیم سبکی از زندگی ایشان را دریافت کرده که باگذشت زمان پیروی کردن از آن سبک و سیاق، امکان پذیر باشد.

تبیان: با توجه به تعریفی که برای الگوگیری از زندگی معصومین (ع) فرمودید، بارزترین ویژگی‌هایی که در سبک زندگی حضرت زهرا(س) مشهود بود را معرفی بفرمایید.

بارزترین ویژگی سبک زندگی حضرت زهرا(س) کوثر بودن ایشان است. "کوثر" از نظر لغوی به معنای خیر کثیر، یعنی چیزی که کثرت و خیر آن بی‌نهایت و تا آخرت ادامه دارد، است. در مقابل کوثر "ابتر" قرار می‌گیرد. خداوند در سوره کوثر خطاب به پیامبر(ص) می‌فرماید: "من کوثر را به تو دادم و دشمنان تو که این کوثر را ندارند، ابتر هستند."  ابتر یعنی کوتاه، به‌طوری‌که هرچه دارند محدود به همین دنیا بوده و یافته‌هایشان به آخرت کشیده نمی‌شود.

با این نگاه خواهیم دید که همه رفتارهای حضرت زهرا(س) مبنی بر کوثر بودن ایشان بوده است. کوثری که وصل به بی‌نهایت بوده و از طرفی می‌دانیم که فقط خداوند بی‌نهایت است، پس رفتار و اسلوب حضرت زهرا (س) خدایی بوده است. غیر از رضایت خدا در رفتار ایشان نبوده، از فاطمه(س) عیناً همان رفتاری سر می‌زند که خداوند می‌خواهد. مبنای زندگی‌ حضرت اطاعت همه‌جانبه از شریعت خداوندی بوده که توسط پیامبر خدا(ص)، ارائه‌شده است.
نتیجه این اطاعت آن‌گونه می‌شود که حب و بغض قلبی زهرا (س)، مظهر رضایت و غضب الهی می‌شود و این موضوعی است که همه انسان‌ها، اعم از مردان و زنان جامعه می‌توانند از آن الگوبرداری داشته باشند.

چگونه می‌توان کوثری زندگی کرد

این‌که رفتار حضرت زهرا(س) بر مبنای اطاعت خداوند بوده و حب و بغض قلبی حضرت با چیزی جز رضایت خداوند قابل سنجش نبود، جنسیت بردار نیست؛ هرکسی می‌توانند از این سبک الگوبرداری داشته باشند. در حیطه عمل در زندگی خود نگاه کنیم. ببینیم هر عملی که می‌خواهیم انجام دهیم، هر فکری می‌خواهیم داشته باشیم و هر حالی که بخواهد در قلب ما بگذرد، در شرایطی که اگر حضرت زهرا (س) کنار ما بودند،  بازهم همین رویه را ادامه می‌دادیم؟ همین می‌تواند حلقه اتصالی بین ما و حضرت زهرا(س) و زمینه‌ای برای کوثری شدن ما باشد.

حق‌مدار بودن، جنسیت‌بردار نیست

بُعد دیگر شخصیت حضرت زهرا(س)، حق‌شناسی ایشان بود. در تمام زوایای زندگی خود نگاه می‌کردند حق با چه کسی و کجاست. تا پای جان از حق پیروی می‌کردند و مدافع حق بودند. این سبک زندگی هم چیزی است که ربطی به زن یا مرد بودن ندارد، اگر قرار باشد حضرت الگو باشند چه زن و چه مرد می‌توانند ایشان را مبنای رفتاری خود قرار دهند.

تبیان: از چگونگیِ ارتباط حضرت زهرا(س) با پیامبر اکرم(ص) بفرمایید.چگونه می‌شود که یک دختر، مادر پدر خود باشد؟
ایشان به‌واسطه خیر کثیری که در وجودشان جریان دارد، خیلی بیش از یک فرزند معمولی، رفتار می‌کنند. در رابطه با پدر، آن‌چنان کوثری و خدامدارانه برخورد می‌کنند که گویا مادر پدر خود هستند. در ظاهر رابطه دختر و پدری است اما نوع رفتار، فراتر از این رابطه است.

آرامش‌دهی یک دختر در برابر پدر

حضرت زهرا(س) باوجود سن کمی که داشتند، چنان منبع مهربانی و عطوفت بودند که بعد از وجود حضرت خدیجه(س)، کسی جز ایشان التیام‌بخش زخم‌ها و مرهم دردهای پدر نبود. چه مهربانی و آرامشی از این بالاتر داریم که دختر خانواده چنین اثرگذاری داشته باشد؟

اوج زیبایی رابطه دختر و پدر

حضرت زهرا (س) رفتار بسیار مؤدبانه و محترمانه با پدر داشتند. ما به عنوان پیروان مکتب فاطمی، باید توجه داشته باشیم که شکل‌گیری این روابط عاطفی در خانواده را بین همه اعضای خانواده داشته باشیم.

اوج زیبایی رابطه پدر و دختری را می توان بین پیامبر (ص) و حضرت زهرا (س) دید. اینکه حضرت زهرا (س) طوری با پدر خود رفتار می‌کردند که غم را از دل پدر خود می‌بردند؛ دختران خیلی خوب می‌توانند این رفتار را در منش و سبک زندگی خود داشته باشند.

مرد و زن هر دو باید بهترین کمک بر طاعت خداوند برای یکدیگر باشند و شرایط اطاعت از خداوند را برای یکدیگر فراهم کنند و حضرت زهرا (س) این کار را به بهترین شکل انجام می‌دادند.


دختران ما به‌واسطه جنس لطیف و سن نوجوانی و جوانی، می‌توانند در خانه شادی‌آفرین باشند، به‌گونه‌ای رفتار کنند که وقتی پدر از راه می‌رسد، خوشحال باشد که دختری در منزل دارد. به نحو احسن با ابراز ادب و مهربانی نسبت به پدر، گردوغبار خستگی و  مشغله کار بیرون را از جسم و روح پدر خارج کنند. به استقبال از پدر بروند. روبوسی کردن با پدر، دست نوازش بر سر و روی پدر کشیدن، همه این‌ها در آرامش‌دهی به پدر بسیار مهم و مؤثر است.

ناگفته نماند که دخترخانم‌ها در امور زندگی از مادر الگوبرداری می‌کنند، بنابراین در درجه اول باید مادران الگو باشند، به‌گونه‌ای که محیط خانه را طوری مدیریت کنند که حضور و عدم حضور پدر در منزل به جهت احترام گذاشتن به او کاملاً متفاوت باشد، در واقع با حضور پدر در خانه مهربانی‌ها بیشتر شود.

تبیان: سبک زندگی همسرداری حضرت زهرا(س) چگونه بود و در چه موارد همراه و مطیع همسر بودند؟
مردها نیاز دارند که از سوی اعضای خانواده، مخصوصاً همسرشان حمایت شوند. این حمایت را در زندگی حضرت زهرا(س) نسبت به همسر خود می‌بینیم. ایشان به‌واسطه ویژگی کوثری بودنشان، تا پای جان از امیرالمؤمنین علی(ع) حمایت کردند.

بهترین همراه در طاعت خداوند

اوایل ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمؤمنین علی(ع)، پیامبر (ص) از امیرالمؤمنین (ع) می‌پرسند: همسرت را چگونه یافتی؟ حضرت علی (ع) می‌فرمایند: "نعم العون علی طاعة الله: بهترین کمک بر طاعت خدا بودند."

این نیز الگویی برای زندگی امروز برای همه مردان و زنان است. مرد و زن هر دو باید بهترین کمک در طاعت خداوند برای یکدیگر باشند و شرایط اطاعت از خداوند را برای یکدیگر فراهم کنند و حضرت زهرا (س) این کار را به بهترین شکل انجام می‌دادند.

آن‌وقت شما ببینید خانمی که اسباب غیبت را در منزل فراهم می‌کند، چطور می‌تواند بهترین کمک بر طاعت خداوند برای همسرش باشد؟ خانمی که اسباب دل‌نگرانی، ناراحتی، دلخوری را در زندگی فراهم کرده، یا شرایط را برای توجه به بعد عبادی در خانواده فراهم نمی‌کند، با خواسته‌های ان‌چنانی زندگی را بر شوهر تنگ می‌کند، چگونه می‌تواند زندگی فاطمی داشته باشد؟ او نمی‌تواند بگوید الگوی من فاطمه زهرا (س) است هرچند نماز بخواند و حجاب داشته باشد.

از فرمایشات حضرت زهرا (س) است که می‌فرمایند: خواسته‌ای از علی (ع) نداشتم که او را شرمنده کنم. این خود مهم‌ترین الگو در حیطه همسرداری است. آیا خانم‌های ما این‌چنین هستند؟

 اگر دین مخالف حضور زن در جامعه بود اصلاً حجاب را مطرح نمی‌کرد. وجود حجاب در دین، یعنی موافقت برای حضور زنان در جامعه اما مهم این است که این حضور چقدر و با چه هدفی باشد. مبنای اساسی برای میزان و کیفیت حضور زنان در جامعه را باید به آنچه مورد رضایت خداوند است معطوف دانست

 

من در خانه بنشینم و بچه‌داری کنم؟!

ایشان در اوایل زندگی خدمت حضرت رسول‌خدا (ص) رسیدند و سؤال کردند: ما کارها را باید چطور انجام دهیم؟ پیامبر(ص) دستور دادند کارهای داخل منزل با زهرا(س) و کارهای خارج از منزل برای علی(ع) باشد و هر دو این دو بزرگوار از این تقسیم‌کار راضی بودند.

حضرت زهرا (س) اعتراض نکردند و نگفتند که: "من در خانه بنشینم و بچه‌داری کنم؟!" چراکه به‌یقین می‌دانستند که این تقسیم، متناسب با ساختار روحی و جسمی زن و مرد است. آن ظرافتی که جسم زن دارد منزل را می‌طلبد و با مقاومتی که جسم مرد دارد، کارهای بیرون از منزل برای او راحت‌تر است.

اسلام با فعالیت اجتماعی زن مخالفتی ندارد

حضور زن در جامعه مورد مخالفت اسلام نیست. حضرت زهرا(س) در عین این‌که همسرداری و بچه‌داری می‌کردند، کلاس قرآن هم داشتند و به زنان قرآن آموزش می‌دادند.

اگر دین مخالف حضور زن در جامعه بود اصلاً حجاب را مطرح نمی‌کرد. وجود حجاب در دین، یعنی موافقت برای حضور زنان در جامعه اما مهم این است که این حضور چقدر و با چه هدفی باشد. مبنای اساسی برای میزان و کیفیت حضور زنان در جامعه را باید به آنچه مورد رضایت خداوند است معطوف دانست، وگرنه با ارائه یک نسخه کلی نمی‌توان معیار مشخصی برای همه خانواده‌ها بیان کرد.
اگر زنان جامعه رضایت خداوند را در اهداف خود در نظر داشته باشند، آن‌وقت است که هر شغلی را انتخاب نکرده و کنار هرکسی کار نخواهند کرد. وارد محیط‌های مردانه‌ای که آسیب‌های بالایی برای عفاف آنان دارد، نمی شوند.

رازدار اسرار خانواده‌ات باش

نکته دیگری که در همسرداری حضرت زهرا(س) قابل‌توجه بوده، رعایت اسرار خانواده است. در روایت داریم که ایشان در حالی که آثار ضعف و گرسنگی در چهره ایشان مشاهده می‌شد، خدمت پدر بزرگوارشان رسیدند اما با رعایت حال همسر و حفظ اسرار خانواده و شوهر، چیزی به پدر خود نگفتند.

چیزی به نام درد و دل کردن در اسلام نداریم

ما چیزی به‌عنوان درد و دل کردن در اسلام نداریم. درد و دل کردن با مادر و خواهر و دوست و... مشکلات را که حل نمی‌کند هیچ، به دنبال آن باب غیبت، ناراحتی و افسردگی باز می‌شود. راه رها شدن از مشکلات و رسیدن به آرامش تنها یک‌چیز است؛ در هر عصر و زمانی امام زمان(ع) مشکل‌گشای آن زمانه است. ما هم که در عصر غیبت به سر می‌بریم همین شیوه را می‌توانیم داشته باشیم. چه کسی است که صادقانه سراغ امام زمانش رفته و با او حرف بزند و جوابی نگیرد؟ همه عالم تحت مدیریت امام زمان (عج) صورت می‌گیرد. امکان ندارد کسی به امام خود رجوع کند و امام پاسخ ندهند.

بدون چشم‌داشت محبت داشتن به همسران، نتایج بسیار درخشانی را برای زندگی در پی خواهد داشت. خانمی که نسبت به شوهرش محبت بدون چشم‌داشت دارد، جبران و محبت بی‌شائبه از همسر را دریافت خواهد کرد. خانم‌ها تا جایی که می‌توانند به همسرانشان محبت کنند. محبت آدمی را عبد می‌کند.

 

زنان مأمن آرامش همسران هستند

در قرآن کریم خداوند می‌فرماید: "و مِن آیاته أنْ خلق لکم مِن أنفسکم أزواجاً لتسکنوا إلیها و جعل بینکم مودة و رحمة؛ برای شما از جنس خودتان زوج‌هایی آفریدیم که مایه آرامش شما هستند و در میان شما مودت و رحمت آفرید."

وقتی پیمان و عقد زوجیت خوانده می‌شود، مودت و رحمت بین زن و شوهر به وجود می‌آید که در کانون آن سکنی و آرامش از طرف زن برای مرد حاصل می‌شود. منتهی در مسیر زندگی خودشان ناجوانمردانه این دوستی را از بین می‌برند. "مودت" به معنی دوست‌داشتن به همراه ابراز محبت است و "رحمت" دوست‌داشتن یک‌طرفه و بدون چشم‌داشت است.

محبت داشتن بدون چشم‌داشت به همسران، نتایج بسیار درخشانی را برای زندگی در پی خواهد داشت. خانمی که نسبت به شوهرش محبت بدون چشم‌داشت دارد، جبران و محبت بی‌شائبه از همسر را دریافت خواهد کرد. خانم‌ها تا جایی که می‌توانند به همسرانشان محبت کنند. محبت آدمی را عبد می‌کند.

غرور مانع محبت کردن است

خداوند قدرت محبت را در درون همه خانم‌ها قرار داده است. دلیل اینکه شاهد هستیم در انتشار این محبت نسبت به همسران خود کوتاهی می‌کنند،غرور بی‌جا است. این درحالی‌ است که در مقابل شوهر غرور‌داشتن معنایی ندارد.

مصادیق اطاعت‌پذیری از همسر

در فرمایشی از حضرت علی (ع) است که: "فاطمه در هیچ امری قدمی خلاف میل باطنی من برنداشت. هرگاه به رخسارش نگاه می‌کردم تمام غصه‌ها و دردهایم برطرف شده و برای من مرهمی بود." این‌ها همه در حالی بود که حضرت زهرا (س) همسری داشتند که دائماً همراه رسول خدا در جنگ بوده و اداره کل امور خانه و فرزندان برعهده حضرت زهرا (س) بود.


از مصادیق دیگر اطاعت‌پذیری حضرت زهرا (س) از همسر، لحظه شهادت ایشان است. در روزهای آخر حیات شریف حضرت زهرا(س)، خلیفه اول و دوم مرتب می‌آمدند و می‌خواستند با حضرت زهرا (س) ملاقات داشته باشند. در ابتدا حضرت زهرا(س) آن‌ها را راه نمی‌دادند. این دو برای وساطت خدمت حضرت علی (ع) رفته و ایشان را واسطه قراردادند. وقتی امیرالمؤمنین خدمت حضرت زهرا(س) آمدند و خواستند که اجازه این ملاقات را بدهند، حضرت زهرا(س) در جواب ایشان می‌فرمایند: "خانه از آن شما و من همسر شما و در اختیار شما هستم، آنچه خود صلاح می‌دانید عمل کنید!" حضرت در اوج ناراحتی خود را تسلیم همسر خود می‌کنند.

تبیان: در محور تربیت فرزندان، چه مؤلفه‌هایی از سبک زندگی حضرت زهرا(س) را می‌توان به عنوان الگو معرفی کرد؟
ایشان از همان مبنای خیر کثیری که داشتند، فرزندان خود را تربیت کردند. چیزی از فرزندان خود نخواستند که خود نبوده باشند و این خود اصل اساسی تربیتی است؛ "بچه‌ها آن چیزی می‌شوند که می‌بینند، نه آنچه می‌شنوند." وقتی می‌بینند مادر چگونه است همان می‌شوند.

حضرت برای فرزندان‌شان شوق بندگی و خضوع در برابر خداوند را نهادینه کرده بودند. همین‌که بچه‌ها می‌دیدند مادر چگونه در تنظیم و مدیریت زندگی، برای عبادت برنامه‌ریزی می‌کند و در وقت نماز، این عبادت را بر تمام کارها ارحج می‌داند، تربیت است. مادر که عابد باشد و عبادت را درست انجام دهد، بهترین راه برای پرورش بعد عبادی فرزندان است.

مهم‌ترین مصداق عبادت، نماز است

یکی از مهم‌ترین مصادیق عبادت، نمازخواندن است. مادری که سروقت و با شوق و عشق نماز می‌خواند، با مادری که در هنگام اذان و نماز، کارهای دیگرش را مقدم بر نماز می‌داند و بعد هم نماز را به جهت انجام یک تکلیف صرف انجام می‌دهد، خیلی فرق می‌کند و بچه‌ها همه این‌ها را به‌خوبی می‌فهمند.  

بچه‌ها را از فیوضات محروم نکنیم

رفتار دیگری که حضرت در مسیر تربیت عبادی فرزندان به کار می‌بردند این بود که هیچ‌گاه در موضوعات مختلف عبادی بچه‌ها را محروم نمی‌کردند. در موضوعات و مناسبت‌های مختلف، متناسب با سن فرزندان، در مورد آن مناسبت و موضوع خاص به آن‌ها آگاهی می‌دادند. مثلاً در شب‌ها قدر و بیدار ماندن و کسب فیوضات در این شب‌ها، برنامه زندگی را به شکلی برنامه‌ریزی می‌کردند که بچه‌ها در طول روز استراحت داشته باشند، شب‌ها غذای سبک تهیه می‌کردند و خلاصه اسباب کسالت و خواب‌آلودگی برای شب‌زنده‌داری را مرتفع می‌ساختند.

یکی از مهم‌ترین مصادیق عبادت، نمازخواندن است. مادری که سروقت و با شوق و عشق نماز می‌خواند، با مادری که در هنگام اذان و نماز، کارهای دیگرش را مقدم بر نماز می‌داند و بعد هم نماز را به جهت انجام یک تکلیف صرف انجام می‌دهد، خیلی فرق می‌کند و بچه‌ها همه این‌ها را به‌خوبی می‌فهمند.


 مادری که با چنین برنامه‌ریزی و تدبیری شب احیا فرزند خود را می‌نشاند، با او حرف می‌زند، دست بچه را بالا را می‌گیرد و می‌گوید: "دعا کن، تو پاک هستی و امشب شب دعا است. دعاها در این شب مستجابت می‌شود." قطعاً در مسیر تربیت، الگویش حضرت زهرا(س) بوده و موفق خواهد بود.

مراقب شخصیت‌سازی‌های فرزندان باشیم

مورد دیگر که حضرت زهرا(س)، در تربیت فرزندان به آن توجه داشتند، توجه به شخصیت‌سازی آن‌ها بود. بسیاری از ابعاد شخصیت اصلی بچه‌ها در شش‌سالگی شکل‌گرفته و نهادینه می‌شود و با توجه به اینکه قسمت اعظم این ساعات را کودک با مادر سپری می‌کند، شخصیت توسط مادر شکل‌گرفته می‌شود.

در زندگی و مسیر تربیتی حضرت زهرا (س) می‌بینیم که ازآنجایی‌که ایشان خود کوثر بودند، فرزندان را کوثری پرورش دادند، حق مدار بودند و حق مدار پرورش دادند. ظلم‌ستیز بودند و ظلم‌ستیز پرورش دادند. و همه این رفتارها را عملاً  نشان دادند و می‌بینیم که بچه‌ها، امام حسن و حسین و حضرت زینب و ام‌کلثوم، همه این‌ها حق مدار و ظلم‌ستیز هستند. رعایت حق و انصاف را حتی با دشمن خود هم دارند. در جنگیدن هم بی‌انصافی نمی‌کنند. بی‌راهه حرف نمی‌زنند.

پنج راه آسان برای سخنران بهتری شدن

 
 
 

سخنرانی در رویدادها راهی عالی برای بهبود موقعیتتان به‌عنوان متخصص یا کارآفرین است که منجر به ایجاد روابط بهتر برای موفقیت کسب‌وکارتان می‌شود. تبدیل‌شدن به یک سخنران بزرگ علم نیست، بلکه هنر است. خبر خوب این است که با رعایت یک سری نکات و عمل به آن‌ها، می‌توانید تأثیری ماندگار در ذهن افراد بگذارید.

در ادامه چندراه آسان بیان‌شده که به شما کمک می‌کند سخنران بهتری شوید:



۱-مفهوم را حفظ کنید، نه محتوا و مطالب را

ممکن است تصور کنید بهترین راه برای سخنرانی بی‌عیب و نقص، حفظ کردن کلمه به کلمه متن سخنرانی است. اما این کار ممکن است برای سخنرانان مشکلات زیادی به وجود آورد. حفظ کردن کلمه به کلمه نه‌تنها به‌خودی‌خود باعث می‌شود صدای شما بلندتر از حد معمول باشد، بلکه اگر در موقعیتی از سخنرانی، بخشی از متن ارائه را فراموش کنید، در این صورت جایگاه خود را از دست خواهید داد و سکوتی سنگین در جمع ایجاد می‌کنید و بدتر از آن به هراس و اضطراب فراوانی دچار خواهید شد.

به‌جای حفظ کردن متن، روی مفاهیم آن تمرکز کنید و سعی کنید مفهوم متن را درک کنید. برای این کار از متن سخنرانی، داده‌ها،‌ داستان‌ها و نتیجه‌گیری‌های کلیدی که می‌خواهید در هر بخش از سخنرانی بیان کنید، نکته برداری کنید. سپس به‌طور طبیعی در مورد آن‌ها صحبت کنید. اگر همه این نکات را به خاطر داشته باشید عالی است و اگر هم تعدادی از این نکات را فراموش کنید نگران نباشید زیرا می‌توانید از نکات دیگر استفاده کنید تا زمانی که این نکات را مجدداً به خاطر بیاورید.

از طرفی این کار به شما انعطاف‌پذیری لازم را می‌دهد که داستان‌ها، نتایج و اطلاعاتی بسته به نوع مخاطب، ایجاد کنید.

 

۲-قبل از سخنرانی با حضار صحبت کنید.

ملاقات با حضار قبل از شروع سخنرانی مزایای بسیاری دارد. اولاً، این کار باعث صمیمی‌تر شدن آن‌ها با شما می‌شود. ثانیاً، این کار به شما اجازه می‌دهد حس شوخ‌طبعی خود را نشان دهید مخصوصاً زمانی که می‌خواهید از کلمات و داستان‌هایی استفاده کنید که ممکن است واکنشی منفی در مخاطب ایجاد کند.

درنهایت اینکه، می‌توانید دیدگاه‌های مختلف حضار را قبل از سخنرانی گلچین کرده و در سخنرانی خود از آن‌ها استفاده کنید. استفاده از حضار به‌عنوان نمونه و مثال در سخنرانی‌تان برای ایجاد صمیمیت و تعامل بیشتر با آن‌ها فوق‌العاده مؤثر است. به‌عنوان‌مثال اگر با صاحبان کسب‌وکارهای کوچک در مورد بازاریابی صحبت می‌کنید و یکی از آن‌ها در مورد تکنیک‌های غیرمعمول بازاریابی که در کارش استفاده کرده صحبت می‌کند، آنگاه شما می‌توانید از داستان وی برای سخنرانی خود استفاده کنید. مثلاً بگویید من قبل از سخنرانی با آقای فلانی که در ردیف سوم نشسته صحبت می‌کردم و وی در مورداستفاده از روابط عمومی در بازاریابی این نظر را دارد.

 

۳-از موارد بصری و شنیداری در سخنرانی خود بیشتر استفاده کنید.

بیشتر سخنرانان می‌دانند که نباید به‌طور مستقیم از روی اسلایدها بخوانند (و اگر شما این را نمی‌دانستید پس الان بدانید). اگر شما از اسلاید در طول سخنرانی خود استفاده می‌کنید، سعی کنید از اسلایدها برای مواردی مثل ویدئوهای کوتاه و سرگرم‌کننده یا تصاویر طنزآمیز استفاده کنید.

 

۴-برای کاهش عصبانیت خود طرز فکرتان را عوض کنید.

حتی باتجربه‌ترین سخنرانان نیز قبل از سخنرانی تا حدی عصبی می‌شوند. مؤثرترین راه برای کاهش فشار عصبی‌تان این است که ذهنیت خود را تغییر داده و به‌جای فکر کردن در مورد خودتان و سخنرانی، به حضار فکر کنید. به این فکر کنید که شما قرار است به حضار اطلاعات ارزشمند و جدیدی بدهید. با تمرکز روی اینکه چقدر شما برای مخاطبان مفید هستید می‌توانید استرس و حالت عصبی بودن خود را کاهش دهید.

 

۵-گفتگویی تعاملی و دوطرفه ایجاد کنید.

سعی کنید در طول سخنرانی، حضار را وادار کنید در گفتگوی شما شرکت کنند و نظرات خود را بیان کنند. می‌توانید از آن‌ها بخواهید نکات کلیدی صحبت‌های شما را برایتان بازگو کنند. این کار مخاطبین را درگیر سخنرانی می‌کند و حس خوبی هم به شما و هم به آن‌ها می‌دهد.

همان‌طور که در حال برنامه‌ریزی برای سخنرانی خود هستید، به این فکر کنید که چگونه و از چه طریقی مخاطبین خود را در گفتگو وارد کنید و به‌جای اینکه فقط شما گوینده باشید و آن‌ها شنونده، گفت‌وگویی تعاملی شکل گیرد.

 

ابراز محبت کلامی را یاد بگیرید

 

 

 

تا به حال شده مداوم به کسی ابراز محبت کنید، قربان صدقه اش بروید و به او بگویید دوستت دارم اما جواب محبتتان را تنها با سکوت و یا سر تکان دادن دریافت کنید؟! این مطلب برای شماست...
 
 
بازدید : 594
زمان تقریبی مطالعه : 6 دقیقه
همسران
 
 
 
 
عشق و محبت یکی از مهمترین و اساسی‌ترین مسائل برای دوام زندگی مشترک است؛ عشق هم برای دوام آوردن، نیاز به ابراز شدن دارد اما گاهی بروز آن برای برخی از زوجین سخت است. دشواری در ابراز عشق از سوی همسران دلایل مختلفی دارد:

- برخی از افراد به دلیل خجالتی بودن نمی‌توانند به دیگران ابراز علاقه کلامی داشته باشند. برخی دیگر در دوران کودکی از ابراز عشق از طرف والدین محروم بوده‌اند و این مسئله باعث شده است تا ندانند چگونه باید عواطف‌شان را به دیگران نشان دهند.(1)

- سخت بودن ابراز عشق به همسر گاهی نشأت گرفته از باورهای نادرست است؛ برخی از افراد معتقدند بروز محبت به همسر باعث بالا رفتن سطح تقاضا و خواسته‌­های همسرشان می‌­شود. یا برخی محبت کردن را دلیل احساس نیاز اطرافیان به آنها می‌دانند مثلاً به همسرتان محبت می‌کنید و در جواب می‌شنوید: "چیه مهربون شدی چیزی میخوای؟!" متاسفانه این باورهای اشتباه است که باعث سخت شدن ابراز علاقه بین زوجین می‌شود.

- عامل دیگر عدم ابراز احساسات می‌تواند ریشه در شخصیت افراد داشته باشد؛ افراد درون‌گرا به راحتی نمی‌توانند احساس واقعی‌شان را به اطرافیان ابراز کنند. اساساً آنها افراد کم حرفی هستند که بیشتر محبت خود را عملی نشان می‌دهند تا کلامی.

- برخی از افراد به دلیل بی توجهی از سوی همسر، اصطلاحا ذوق‌شان برای ابراز محبت کور شده است. اگر شما همیشه یک طرفه به همسرتان محبت کنید و در مقابل با بی­‌توجهی یا توجه منفی از سوی او مواجه شوید قطعاً دیگر انگیزه‌ای برای محبت کردن نخواهید داشت.

اکسیر محبّت در زندگی، تحمل سخت‌ترین مشکلات را آسان می‌کند. برقراری رابطه محبت‌آمیز نقش مهمی در استحکام خانواده، حسن رابطه و سازگاری زن و شوهر دارد؛ قطعاً همه این تاثیرات شگرف زمانی است که محبت با بهترین کلمات و حرکات ابراز شود؛ این نکته بسیار اساسی در زندگی حضرت علی(ع) و زهرا(س) به خوبی قابل لمس است؛ حضرت زهرا(س) در کلماتی زیبا، خطاب به امیر المومنین(ع) می‌فرمایند:
«جانم فدایت و سپر بلایت ای ابا الحسن همواره با تو هستم، چه در خوشی و چه در سختی‌ها و…» (2)
ابراز محبت در خانواده حضرت علی طرفینی بود و امیر المومنین نیز با کلماتی مانند «پدر و مادرم به فدایت و…»(3) محبت خود به حضرت زهرا را ابراز می‌نمودند.

ابراز عشق کلامی به همسر

ابراز عشق کلامی برای برخی افراد بی معناست، مثلا بعضی از مردان برای آنکه ثابت کنند همسرشان را دوست دارند، از بلندترین کوه بالا می‌روند، در عمیق‌ترین دریا شنا می‌کنند، برای خرید گران‌ترین هدیه‌ها چندین شیفت کار می‌کنند اما خانم‌ها این محبت‌ها را دوست داشتن نمی‌دانند! خانم‌ها می گویند:« دوست داشتن یعنی مرد ابراز احساسات کند و مرا ببیند.» بنابراین زن شاکی است که چرا مرد احساسش را بروز نمی‌دهد و مرد شاکی است که همسرس محبت‌هایش را نمی‌بیند! حتی گاهی عدم بروز احساسات از جانب زنان اتفاق می افتاد و باعث نارضایتی مردان می شود با این اوصاف تنها راه‌حل این مشکل یادگیری بیان ابراز احساسات است که ما به برخی از آنها اشاره خواهیم کرد:

1- از روش نوشتاری شروع کنید
برای فردی که زبانش به بیان جملات احساسی و عاشقانه نمی‌چرخد، سخت است تا یک‌باره این کار را انجام دهد. برای شروع کار، نوشتن روش خوبی است. شما می‌توانید با ارسال پیامک یا نوشتن کلمات عاشقانه بر روی آینه یا یخچال احساسات خود را به همسرتان منتقل کنید. با این روش مسلماً با واکنش مثبتی از طرف همسرتان مواجهه می‌شوید که این واکنش می‌تواند تشویقی برای ابراز عشق به صورت کلامی باشد.

2-تأثیر اسامی را دست کم نگیرید
هر کلمه‌ای یک بار روانی و عاطفی دارد که در روح و فکر شنونده تأثیر می‌گذارد و به مرور زمان پایدار و ثابت می‌شود. در طول روز شاید بارها و بارها همسرتان را صدا بزنید، نحوه صدا کردن همسر می‌تواند وسیله‌ای برای ابراز عشق و محبت بین زن و مرد باشد، به شرط آنکه شرایط استفاده از آن را نیز بدانید. مثلاً وقتی آقا/خانم صدایش می‌زنید حس مردانگی را به او منتقل می‌کنید و وقتی می گویید عزیزم و جانم حس محبت منتقل می‌شود.

ابراز عشق غیرکلامی به همسر

برخی افراد توان ابراز علاقه به صورت مستقیم را ندارند مثلا از گفتن عبارت «دوستت دارم» عاجزند یا نمی توانند قربان صدقه کسی بروند اما این افراد می‌توانند با انجام  کارهایی به صورت غیر مستقیم عشق و علاقه خود را به همسرشان ابراز کنند.
ویلیام جیمز روانشناس می‌گوید: عمیق‌ترین نیاز انسان، نیاز به احساس قدردانی است. درست است که بیان احساسات به صورت کلامی برای بعضی افراد مهم است اما بعضی از محبت‌ها حتی اگر کلامی هم نباشد، تأثیرگذار است مثل خریدن یک شاخه گل یا درست کردن غذای مورد علاقه همسر.

دریافت هدیه یکی از نمادهای قابل رویت عشق است که نیاز به بیان کلامی هم ندارد و در واقع ساده‌ترین و موثرترین راه برای افرادی است که از بیان احساسات خود عاجز هستند.
 
همچنین انجام دادن کارهای مورد علاقه همسرتان یکی دیگر از روش‌هایی است که در عین بی کلامی، تأثیرگذار است و عشق شما به همسرتان را به طور واضح نشان می‌دهد.

همسر شما دوست دارد در کارهای خانه مثل غذا پختن، تغییر پوشک بچه، تمیز کردن خانه، ظرف شستن و...به او کمک کنید یا شوهر شما عاشق این است که به خانواده اش احترام بگذارید، لباس های زیبا بپوشید و به حرف او گوش دهید گاهی این کارها را با میل و رغبت تمام انجام دهید. انجام این کارها در واقع عبارتی از عشق است.(4)

بیان عشق و محبت کار دشواری نیست، کمی سعی و تلاش می‌خواهد تا همسرتان را با جملات محبت آمیز سیراب کنید.
امام جعفر صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «هرگاه کسی را دوست داشتی به او خبر بده! زیرا اینکار دوستی میان شما را استوار می‌سازد.»(5)


 
پی نوشت‌ها:
1- برگرفته از مقاله" Why do Some People Have Trouble Showing Affection" که در سایت 2knowmyself منتشر شده است.
 2-نهج الحیاه، «دشتی، محمد» ص۱۴۷
3-بحار الأنوار، ج‏۴۳، ص: ۱۵۴
4- برگرفته از مقاله " Understanding the Five Love Languages" که در سایت focusonthefamily منتشر شده است.
5- اصول کافی، ج۲، ص۶۴۴.

خانواده‌ی مهدوی

 

 

دوران کودکی، مقدمه‌ای برای رشد فکری و آماده‌سازی جهت دریافت مفاهیم و معارف مهدوی است. نه‌تنها دوران رشد فکری کودک، بلکه پراهمیت‌ترین مرحله برای تربیت مهدوی کودک نیز هست.
 
 
 
 
نویسنده : طیبه نوحی
زمان تقریبی مطالعه : 4 دقیقه
مهدویت
 
 
 
نشاط روحی برای نیل به مطلوب که ضد آن، یأس و ناامیدی است، مفهوم زیبایی از انتظار را برای بشریت روشن می‌کند. اینکه منتظر چشم‌به‌راه است، امری واضح می‌نماید، اما این چشم‌به‌راه بودن به‌تنهایی برای رسیدن به مقصود کافی نیست، بلکه مهیا نمودن شرایط اصل اساسی انتظار است. عقل سلیم نمی‌پذیرد که بذر را در زمین پاشیده و تنها دست روی دست گذاشته تا خودش رشد نماید، بلکه باید برای بارور شدن آن تلاش نمود.

یکی از ارکان اساسی ظهور، آماده کردن نسل بشریت برای ورود به عرصه ظهور و مهیا شدن این شرایط است. تربیت نسل آینده، بسترسازی و ایجاد کانونی که همراه با سلامت، دیانت، امنیت و عدالت را نیز پذیرا باشد، از شرایط ظهور منجی است. شاید بخش اعظمی از موانع ظهور به حوزه خانواده و تربیت نسل و نیروی آماده‌باش حضرت حجت (عج) مربوط می‌شود؛ اما آنچه می‌تواند ما را در این زمینه یاری کند، آشنا کردن کودکان با مفهوم انتظار و آماده‌سازی است.

تربیت نسل آینده، بسترسازی و ایجاد کانون که همراه با سلامت، دیانت، امنیت و عدالت را نیز پذیرا باشد از شرایط ظهور منجی است.


زنده نگه‌داشتن یاد حضرت در زندگی:

دوران کودکی، مقدمه‌ای برای رشد فکری و آماده‌سازی جهت دریافت مفاهیم و معارف مهدوی است. نه‌تنها دوران رشد فکری کودک، بلکه پراهمیت‌ترین مرحله برای تربیت مهدوی کودک نیز هست. اگر از همان ابتدا یاد حضرت حجت (عج) را در زندگی وی پررنگ کنید، تأثیر بسیار عظیمی در روح کودک خواهد داشت. در فرهنگ شیعی ذکر و یاد از اهمیت بسزایی برخوردار است، چنانچه یاد خدا، قیامت و... سازنده و مؤثر در تربیت و تصمیم‌گیری فرد برای آینده‌اش خواهد بود.

اگر یاد حضرت (عج) را در زندگی، مجالس و محافل پررنگ کنیم مهر و محبت ایشان در دل کودکان نقش خواهد بست؛ مانند اینکه؛ هنگام شنیدن نام حضرت حجت (عج) برخیزیم و یا روزانه به یاد ایشان و برای سلامتی ایشان صدقه دهیم قطعاً اگر این کار را کودک انجام دهد تأثیرگذاری دوچندان خواهد شد. دعای عهد روزانه یا ندبه هفتگی و یا رفتن به مکان‌های منتسب به حضرت مهدی (عج) و خواندن دعاهای وارده در روزها و مکان‌ها به نام ایشان و توسل در هنگام شداید همه نشان‌دهنده ارادت به آن حضرت و بهانه‌ای برای یاد ایشان است که می‌تواند در بطن کودک نقش ببندد.

فضاسازی برای کودک:

یکی از با اهمیت‌ترین کارها در زمان کودکی نهادینه شدن محبت امام زمان (عج) در نهاد او است؛ لذا با فضاسازی در خانه می‌توان نقش و نگاری زیبا در ضمیر کودک ایجاد کرد. تهیه و نصب پوستر و تابلوهای مزین به نام و فرمایشات حضرت (عج) در خانه، پخش دعاهای منتسب در فضای خانه، استفاده از سخنرانی‌ها، مناجات و مدایح مربوط به ایشان، تهیه اسباب‌بازی‌هایی که به نوعی در مورد امامت و شخص امام عصر (عج) باشد همه در روح و جان کودک تأثیر خواهد گذاشت.

وظیفه ما این است که به هر طریق ممکن نام حضرت حجت (عج) را زنده کنیم، چنانچه در زمان خانه‌نشینی حضرت امیر (ع) شیعیان خاص برای احیای نام آن حضرت موقع بلند شدن «یا علی» می‌گفتند. دوران ما، زمان خانه‌نشینی حضرت مهدی (عج) است. ما باید در کلیه احوال و از هر طریق ممکن برای احیای نام حضرت تلاش کنیم و در همه حال بگوییم: یا ولی‌عصر...[1]

تهیه و نصب پوستر و تابلوهای مزین به نام و فرمایشات حضرت مهدی (عج) در خانه، پخش دعاهای منتسب در فضای خانه، استفاده از سخنرانی‌ها، مناجات و مدایح مربوط به ایشان، تهیه اسباب‌بازی‌هایی که به‌نوعی در مورد امامت و شخص امام عصر (عج) باشد همه در روح و جان کودک تأثیر خواهد گذاشت.


انتقال معارف و مفاهیم مهدوی:

یکی از بهترین زمان‌ها برای انتقال مفاهیم در زمان نوزادی و کودکی و از طریق لالائی و شعرهای کودکانه است. چنانچه الگوی نمونه بشریت فاطمه زهرا (س) بسیاری از مفاهیم والا چون شجاعت، عشق و ...را از طریق شعر و لالائی‌های کودکانه در ضمیر فرزندان خود می‌نشاندند.

ارائه معارف مهدوی با زبان دل‌نشین و ساده کودکی از طریق شعر و یا داستان در روح لطیف کودک جایگزین خواهد شد. می‌توان هم‌زمان با رشد کودک مفاهیم را نیز از لالائی به قصه و داستان و یا اجرای نمایش‌های خانگی برای او ارتقاء داد.

بسیاری از افراد برای فرار از جست‌وخیزهای کودک به اسباب‌بازی‌هایی با آهنگ‌های مختلف روی می‌آورند که این امر جز تخریب روح و روان کودک چیزی در پی ندارد.

بازی؛ محرک دیگری در انتقال مفاهیم است. یکی از طبیعی‌ترین و مؤثرترین وسایل برای انتقال مفاهیم به کودکان، عنصر بازی است. بازیِ امروز کودک تعیین‌کننده‌ی گرایش و منش فردای اوست. اینکه پدر و مادر یا مربی با کودک همبازی می‌شوند و اخلاق و منش مهدوی مانند صبر، گذشت، راست‌گویی، خوش‌خلقی و ... را به کودک تزریق می‌کنند، شخصیتی مهدوی و تأثیرگذار تربیت خواهند نمود. کودکانمان سرمایه‌های ذخیره شده دوران ظهور صاحب‌الزمان (عج) هستند، لذا شایسته است جهت آمادگی ایشان برای ظهور تلاش کنیم.
 
 

پی نوشت:
[1]. مرتضی آقا تهرانی، محمدباقر حیدری کاشانی/ خانواده و تربیت مهدوی/ ص 358.

 
مباني خدمتگزاری به ساحت قدس مهدوی

 

 

ای علی (بن مهزیار)! من تو را آزمودم و در خیرخواهی و اطاعت و خدمت و بزرگداشت و اقدام به آنچه که بر تو واجب است، تو را برگزیدم. اگر به تو بگویم که مثل تو ندیده‌ام، امیدوارم که درست گفته باشم. خداوند جایگاه تو را در قیامت، فردوس برین قرار دهد. ایستادگی تو و خدمتگزاری‌ات در روز و شب، در گرما و سرما، از ما پوشیده نیست                                                          

 

 
در غیبت شیخ طوسی در باب اخبار سفیران امام علیه السلام در زمان غیبت، از حسن بن شمّون نقل می کند که وی گفت: نامه¬ای که به خط شریف و مبارک امام جواد بود را برای علی بن مهزیار قرائت کردم. متن نامه به این ترتیب بود:

 

متن روایت:

بسم الله الرحمن الرحیم،


یا علیُّ أحسَنَ اللهُ جَزاکَ و أسکنکَ جنَّتَهُ و مَنَعَکَ مِنَ الخِزیِ فی الدّنیا و الاخِرةِ و حَشَرَکَ اللهُ مَعَنا.
یا علیُّ قَد بَلَوتُکَ و خَیَّرتُکَ فی النَّصیحَةِ و الطّاعَةِ و الخِدمَةِ و التَّوقیرِ و القیامِ بِما یَجِبُ عَلَیکَ،
فَلَو قُلتُ إنّی لَم أرَ مِثلَکَ لَرَجَوتُ أن أکونَ صادِقاً.
فَجَزاکَ اللهُ جنّاتِ الفردوسِ نُزُلاً.
فمَا خَفِیَ عَلیَّ مُقامُکَ و لا خِدمَتُکَ فِی الحَرِّ و البَردِ، فی اللّیلِ وَ النَّهارِ،
فأسئلُ اللهَ إذا جَمَعَ الخَلائقَ لِلقیامةِ أن یَحبُوَکَ بِرَحمَةٍ تُغتَبَطُ بِها، إنّهُ سمیعُ الدّعاءِ

ترجمه:
به نام خداوند رحمان و رحیم،
ای علی، خداوند به تو جزای خیر دهد، و تو را در بهشتش ساکن گرداند و تو را در دنیا و آخرت از زیان‌کاری حفظ فرماید و تو را با ما محشور گرداند.
ای علی! من تو را آزمودم و در خیرخواهی، و اطاعت، و خدمت، و بزرگداشت، و اقدام به آنچه که بر تو واجب است، تو را برگزیدم.
اگر به تو بگویم که مثل تو ندیده‌ام، امیدوارم که درست گفته باشم.
خداوند جایگاه تو را در قیامت، فردوس برین قرار دهد.
ایستادگی تو و خدمتگزاری‌ات در روز و شب، در گرما و سرما، از ما پوشیده نیست
و من از خداوند تقاضا می‌کنم که آنگاه که همة مردمان را در روز قیامت جمع کرد، تو را به رحمتی مورد محبت قرار دهد که به آن غبطه بخورند، همانا او شنوای درخواست‌هاست.

بیان توضیحی روایت:
حضرت امام جواد به خط مبارک خودشان خطاب به علی بن مهزیار، در ابتدای نامه 4 دعا برای ایشان کردند. علت و وجه این دعاها را در ادامه نامه چنین بیان مي‌فرمايند:

ابن مهزیار، ما تو را آزمودیم و در این 5 زمینه ما تو را انتخاب کردیم:


1- در خیرخواهی. در این زمینه که تو خیرخواه ما بودی ما تو را انتخاب کردیم.
2- مطیع بودن. تو مطیع فرمان ما بودی. ما تو را در مطیع بودن، انتخاب کردیم.
3- در انجام خدمت. تو را در خدمت گزاری انتخاب کردیم
4- در بزرگداشت ما. تو احترام ما را داشتی، وقار ما را داشتی. تو را در داشتن وقار و احترام اهل البیت علیهم السلام انتخابت کردیم.
5- در انجام وظایف. آن چیزی که وظیفه ات بود، در انجامش اقدام کردی. آدم سست و تنبلی نبودی؛ بلکه وظایف خودت را در قبال دین و اهل البیت انجام می دادی.

در ادامه مي فرمايند كه اگر من امام جواد بگویم تا کنون کسی مانند تو در میان اصحابم ندیده ام، امیدوارم که درست گفته باشم. این عبارت خیلی مهم است. یعنی تو جزو برترین اصحاب ما هستی. لذا در ادامه دعا مي فرمايند كه امیدواریم خداوند، فردوس را به عنوان منزلگاه تو پاداش دهد و منزلگاه تو در قیامت فردوس برین باشد.
عبارت عجیب و مهم تر این روایت، عبارت آخر آن است:
فمَا خَفِیَ عَلیَّ مُقامُکَ و لا خِدمَتُکَ فِی الحَرِّ و البَردِ، فی اللّیلِ وَ النَّهارِ، بر ما پوشیده نیست ایستادگی و خدمتگزاری تو در گرما و سرما، در شب و روز.

اینکه گرما و سرما مانع از خدمت نبود. اینکه در چله تابستان خدمت می کردی و در اوج سرما و یخبندان زمستان هم دست از خدمت بر نمی‌داشتی. خواه روز باشد خواه شب باشد. اینها بر ما پنهان نبود. در همه شرایط و شبانه روز خدمتگزار ما بودی و مانعی در این مورد بر سر راهت نبود. لذا در ادامه دعا مي‌فرمايند كه: من از خداوند تقاضا می کنم زمانی که مردم را در قیامت گرد می آورد، یک رحمتی را بر تو ببخشاید که مورد غبطة مردم قرار بگیری، دیگران بر حال تو غبطه ببرند، که خداوند شنوندة درخواست هاست.

این روایت ارزشمند امام جواد نشان می دهد که ما باید در مقام خدمتگزاری چقدر کوشا باشیم و چقدر با اخلاص باشیم تا امام زمانمان در مورد ما چنین تعابیری را بکار ببرد. این استاندارد خدمتگزاری است که امام زمان در مورد ما بفرماید:
قَد بَلَوتُکَ و خَیَّرتُکَ فی النَّصیحَةِ و الطّاعَةِ و الخِدمَةِ و التَّوقیرِ و القیامِ بِما یَجِبُ عَلَیکَ،
و بفرماید: فمَا خَفِیَ عَلیَّ مُقامُکَ و لا خِدمَتُکَ فِی الحَرِّ و البَردِ، فی اللّیلِ وَ النَّهارِ،

درس هائی از این روایت:
• شناخت مقام و ارزش خدمتگزارانی که مورد تأیید امام هستند.
• امام از حال خدمتگزاران خود مطلع هستند.
• امام برای خدمتگزاران خود دعا می کنند.
• با انجام خدمت خالصانه و پیوسته، مشمول دعای حضرت قرار می گیریم
• در هیچ شرایطی نباید کار خدمتگزاری را ترک کرد.
• بدون ابتلا و امتحان جهت خدمتگزاری انتخاب نمی شویم.

 

• خدمتگزارپنج ویژگی خاص دارد:
• خیرخواه امامش می باشد
• مطیع آقایش می باشد
• خدمتگزار مولایش می باشد
• احترام ویژه به امامش دارد
• به تمام وظایفش عمل می کند
• خدمتگزار واقعی جایش فردوس برین است

توضیح:
1- این حدیث شفاهی نیست، بلکه یک روایت کتبی است که اعتبارش از روایات شفاهی قطعاً بیشتر است.
2- در تاریخ چند علی بن مهزیار وجود دارد که مشهورترین ایشان همینی است که قبرش در اهواز وجود دارد. در این روایت نمی‌دانیم که آیا منظور امام، ایشان بوده یا علی بن مهزیار دیگر؛ ولی احتمال دارد که وی باشد.
3- ما در فارسی النَّصیحَةِ را به پند و اندرز ترجمه می‌کنیم. معنی اصلی نصیحت خیرخواهی است. امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه 34 نهج البلاغه می فرمایند: وظیفه رعیت در برابر امام نصیحت است یعنی خیرخواهي کار امام باشد نه اینکه امام را پند و اندرز بدهد. امام که به پند و اندرز ما نیازی ندارد. ... وَ أَمَّا حَقِّي عَلَيْكُمْ فَالْوَفَاءُ بِالْبَيْعَةِ وَ النَّصِيحَةُ فِي الْمَشْهَدِ وَ الْمَغِيب‏ و...
4- توقیر از وقار به معنی بزرگداشت
5- یَحبُوَکَ از ریشة حَبَوَ به معنای عطا

 

منابع:
کتاب الغیبة للطوسی (كتاب الغيبة للحجة) فصل 6 ذكر طرف من أخبار السفراء الذين كانوا في حال الغيبة، ص 345.
ترجمه کتاب غیبت شیخ محمد بن حسن طوسی ترجمه¬ی مجتبی عزیزی فصل ششم اخبار سفیران امام در زمان غیبت، ص 607.
بحار الانوار، جلد50، ص 105، ح 22 به نقل از غیبت طوسی.

پیام آیت الله صافی گلپایگانی به نخستین همایش بین‌المللی امام رضا(ع) و گفت‎وگوی ادیان

 

 

 

 

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی به مناسبت آغاز به کار نخستین همایش بین المللی امام رضا(ع) و گفتگوی ادیان پیامی را صادر کردند.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 4 دقیقه
آیت الله صافی گلپایگانی
 
 
 
حضرت آیت الله صافی گلپایگانی به مناسبت آغاز به کار نخستین همایش بین المللی امام رضا(ع) و گفتگوی ادیان پیامی را صادر کردند؛ متن این پیام بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
مُطَهَّرُونَ نَقِیّاتٌ ثِیابُهُم  تَجرِی الصَّلاةُ عَلَیهِم أَینَما ذُکِروا فاللهُ لمَّا بَرا خَلقاً فَأَتقَنَهُ  صَفَاکُم و اصطَفَاکُم أیُّهَا البَشَرُ فَأنتُمُ المَلَأُ الأَعلی وَ عِندَکُم * عِلمُ الکِتَابِ وَ مَا جَاءَت بِهِ السُّوَر

با عرض سلام و تحیّات خالصانه و صمیمانه به محضر اندیشمندان و فرهیختگان حاضر در این محفل قُدسی و ملکوتی و با تقدیر از برگزار کنندگان این همایش باشکوه؛ چند کلمه‌ای را تقدیم محضر شریف بزرگواران می‌نمایم:

البته باید گفت چه کسی می‌تواند درباره شخصیّت بی‌نظیر و فضایل بی‌بدیل عالم آل محمّد حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیة و الثّناء سخن بگوید؟ با کدام کلمات و عبارات می‌توانیم درباره وجود مبارک حجّت خداوند متعال ایراد سخن کنیم؟ آن بزرگواری که از اعظم آیات و حجج الهى است و دانشمندان توانا، نویسندگان بزرگ و نبغاء جهان عِلم و دانش، پیرامون شخصیّت عظیم او قلم‌‏فرسایى‌ها كرده و با این همه كه گفتند و نوشتند، هم‌چنان باب ابراز بلاغت، تألیف، تصنیف و ایراد خطابه در مناقب آن حضرت، به روى دانشمندان باز است و هر كسى در این باغ پهناور وارد مى‏‎شود، به میوه‏اى تازه دست مى‌‏یابد: كَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ تُؤْتِی أُكُلَها كُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّها

برای جوامع انسانی بخصوص جوامع دینی، هیچ چیزی مانند آشنایی با سیره و مکتب حجّت‌های خداوند متعال و پیشوایان الهی، نمی‌تواند آموزنده‌تر و سازنده‌تر ‌باشد و باید آن را به عنوان یک علم بزرگ جهانی معرّفی نمود که در حقیقت، راهنمای بشر به سوی تعالی آگاهی و اندیشه‌های تابناک و رفتارهای پاک بوده و همه شئون حیات مادّی و معنوی بشر را فراگرفته است.

از بزرگترین پیشوایان بشر که شئون و عظمت‏‌هاى وی، نه فقط سرتاسر عالم اسلام را، از شرق تا غرب فراگرفته، بلكه قلوب پیروان دیگر ادیان را به این شخصیّت ممتاز متوجّه نموده است، حضرت امام علی بن موسی الرضا علیهم‌السلام می‌باشد. شخصیتی که از جهات مختلف، مورد توجّه اندیشمندان و بزرگان قرار گرفته است و اگر بخواهیم درباره هر یک از ابعاد عظمت ایشان، سخن بگوییم، ساعت‌ها و روزها باید بگذرد تا به قطره‌ای از آن اقیانوس بی‌کران دست یابیم. یکی از ابعاد مهمّ آن وجود مبارک، علم و دانش الهی ممتاز ایشان است؛ از آن روست که آن حضرت، به عالم آل محمد صلی الله علیه و آله ملقّب گردیده است؛ علمی و دانشی که دانشمندان ادیان مختلف و فرقه‌های اسلامی را به اعجاب و تحسین واداشت.

دانشمندان و فرهیختگان محترم
به عنوان نمونه، چنانچه شرح مسافرت آن حضرت(ع) به خراسان را مطالعه فرمایید، خواهید دید که در این سفر، چگونه آن حجّت خداوند، عقاید الهی و معارف وحیانی را تجدید كرد و به واسطه همین مطلب است كه آن حضرت را «مجدّد رأس مأة ثانیه» خوانده‌اند.

عصر مأمون، که عصر شروع آشنایى مسلمانان با اصطلاحات و مكتب‌هاى فلسفى بوده و به واسطه ترجمه كتب فلسفى به زبان عربى و حمایت‌های شخصِ مأمون، القاى شبهات و اشكالات، در عقاید دینی زیاد گردید و از سوى دیگر، بحث و مناظره بین مسلمانان و علماى ادیان دیگر نیز توسعه یافت و مباحثات مذهبى رایج گردید، حضرت رضا علیه السّلام براى حفظ معارف الهی و وحیانی، و ردّ هر گونه شبهه و ایراد و نیز راهنمایى علما، مجاهدت‌هاى فراوانى فرمودند و شخصاً با دانشمندان بزرگ ادیان مختلف، مباحثه كرده و آن‌ها را مجاب می‌كردند؛ كه صورتِ آن جلساتِ مباحثه و مناظره، در كتب تاریخی و حدیثی ثبت و ضبط گردیده است و امروزه یكى از ذخایر بسیار مهمّ علمى در فنّ احتجاج و استدلال محسوب مى‌شود و همواره مورد استفاده دانشمندان بوده و خواهد بود.

دانشمندان و مردم، هر گونه اشكال درباره مسایل فلسفى را به آن حضرت عرضه مى‌داشتند، پاسخ شافى و كافى مى‌شنیدند. مشایخ علماى سنّت نیز به آن حضرت، ارادت می‌ورزیدند و ایشان را یكى از اولیاى بزرگ مى‌شمردند و در مدح آن حضرت، اشعار و قصاید بسیارى سروده اند. علمای دیگر ادیان نیز هنگامی که با آن حضرت روبرو می‌شدند و ایشان را سرچشمه علوم الهی و معارف آسمانی می‌یافتند، در برابر ایشان خاضع شده و زبان به تمجید و مدح می‌گشودند و تا آنجا که می‌توانستند جان‌های تشنه‌شان را از آن معارف بی‌نظیر، سیراب می‌نمودند.

غرض این‌که، باید درباره شخصیت آن حضرت، کنگره‌ها و همایش‌ها برگزار و در مجامع علمی دنیا، کرسی‌های تدریس برپا گردد و در معارفِ آن حجّت الهی، کاوش و تحقیق شود تا بشر بتواند راه سعادت و نجات خویش را دریابد. در پایان با اعتراف به اینکه لسان و قلم امثال حقیر از بیان ابعاد آن وجود عظیم القدر، الکن و عاجز می‌باشد و چاره‌ای جز ساییدن جبهه ساییدن جبهه خضوع بر این درگاه نداریم، از برگزارکنندگان و شرکت کنندگان در لین همایش بزرگ بین المللی، قدردانی می نمایم و برای همگان از خداوند متعال توفیق کسب معارف نورانی قرآن و اهل بیت را مسالت دارم.
 
 

لطف الله صافی گلپایگانی

 فقه فتوایی نتوانسته همپای مسائل جدید حرکت کند

 

 

 

تعامل مالی در بحث فقه بازی‌های رایانه‌ای بسیار جدی است. کسانی تعاملات مالی در بازی‌های رایانه‌ای را نتوانستند خوب موضوع شناسی فقهی کنند و حکم دادند که قمار صورت گرفته است. کم نداریم بازی‌هایی که گفته‌اند قمار است و حال آنکه وقتی به‌صورت دقیق موضوع شناسی می‌‌‌شود، مشخص می‌‌‌شود که قمار نیست و از آن طرف هم کم نیست بازی‌هایی که قمار است اما توجه ندارند که قمار است.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 26 دقیقه
مدل پیشبرد فقه در عرصه‌ی بازی‌های رایانه‌ای
 
 
 
 
نشست «مدل پیشبرد فقه در عرصه بازی‌‌های رایانه‌‌‌ای» با همکاری مرکز دانش بازی‌‌های رایانه‌‌‌ای و موسسه عالی فقه و علوم اسلامی، طی دو جلسه در روزهای پایانی آذرماه با حضور اساتید و صاحب‌نظران در موسسه عالی فقه و علوم اسلامی برگزار شد. این نشست‌ها با هدف تبیین ضرورت بررسی فقهی بازی‌های رایانه‌ای و ارائه‌ی یک مدل کارآمد جهت بررسی فقهی بازی‌های رایانه‌ای و به نتیجه رساندن آن انجام شد. از دیگر اهداف این نشست بررسی چگونگی پیشبرد یک بحث فقهی در عرصه‌های نوین بدون وجود حمایت‌های بالادستی و صرفاً با تلاش جمعی از طلاب حوزوی بود؛ و از آنجا که بررسی الگوی اسلامی بازی‌های رایانه‌ای در مرکز دانش بازی‌های رایانه‌ای با همین مدل انجام شده است، پژوهشگران این مرکز به بیان مدل اجرایی و لوازم آن پرداختند.

سخنرانان نشست اول عبارت بودند از: دکتر بهروز مینایی، استادیار دانشگاه علم و صنعت تهران و عضو هیئت علمی مرکز دانش بازی‌های رایانه‌ای و مدیر سابق بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای، حجت‌الاسلام عسگر درخشان دوست، پژوهشگر سطح ۴ حوزه علمیه قم و دبیر گروه فقه مرکز دانش بازی‌های رایانه‌ای و حجت‌الاسلام محمود عبداللهی، پژوهشگر سطح ۳ حوزه علمیه قم و مسئول پژوهش مرکز دانش بازی‌های رایانه‌ای.

«تبیین اهمیت بازی‌های رایانه‌ای در دنیای امروز»، «بررسی ظرفیت‌ها و تهدیدات بازی‌های رایانه‌ای»، «نقد برخی نگاه‌های سطحی موجود نسبت به بازی‌های رایانه‌ای»، «بررسی چالش‌های فقهی و دینی بازی‌های رایانه‌ای»، «لوازم پیمودن مسیر صحیح پژوهش در عرصه‌ بازی‌های رایانه‌ای» و «گزارشی مختصر از مدل پیشروی مرکز دانش بازی‌های رایانه‌ای در ترسیم الگوی اسلامی بازی‌های رایانه‌ای» از اهم مباحث نشست اول بود.

در نشست دوم حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی خادمی کوشا، استاد درس خارج فقه بازی‌های رایانه‌ای، به تبیین ویژگی‌های موضوع بازی‌های رایانه‌ای پرداخت و مدل صحیح بررسی فقهی آن را بیان کرد و سپس به سؤالات طلاب و پژوهشگران حاضر در جلسه پاسخ گفت. در ادامه گزارش نشست‌های اول و دوم پیش رویتان قرار می‌گیرد. نگاه مطلقاً منفی به بازی‌های رایانه‌ای ناشی از عدم اطلاع نسبت به چیستی بازی‌های رایانه‌ای است. در این نشست ابتدا دکتر مینایی به تبیین اهمیت بازی‌های رایانه‌ای در بین رسانه‌های موجود پرداخت و با بیان آمارهایی از میزان مصرف بازی‌های رایانه‌ای و میزان تبادلات مالی و ظرفیت‌ها و تهدیدهای آن، به تبیین ضرورت تحقیق و پژوهش در این عرصه پرداخت.

او آسیب‌های بازی‌های رایانه‌ای را این‌گونه برشمردند: افزایش پرخاشگری، انزوای کودکان و نوجوانان، افت تحصیلی، تأثیرات منفی اخلاقی – دینی، متزلزل شدن روابط خانواده، مشکلات جسمی (بینایی، اسکلتی، چاقی و…)، ترس و دلهره، خیال‌پردازی و واقعیت‌گریزی و … . مینایی سپس به بیان برخی ظرفیت‌های بازی‌های رایانه‌ای پرداخت که عبارتند از: افزایش دقت دیداری، افزایش قدرت حل مسأله، افزایش گستره تخیل، افزایش تفکر خلاق، یادگیری آسان، تأثیرات درمانی، نتایج ورزشی – بهداشتی و…

مینایی در ادامه نگاه مطلقاً منفی به بازی‌های رایانه‌ای را یک نگاه اشتباه دانست و آن را ناشی از عدم اطلاع صاحبان این نگاه از چیستی بازی‌های رایانه‌ای عنوان کرد و افزود: اینکه بازی‌های رایانه‌ای جذاب هستند گناه نیست. مینایی بازی‌های رایانه‌ای را یک منشور چند وجهی معرفی نمود که وجوه آن عبارتند از: هنر، رسانه، صنعت، آموزش و سرگرمی. در ادامه نشست، برای درک بهتر فضای بازی‌های رایانه‌ای، قسمتی از تریلر بازی last of us پخش شد. سپس سؤالاتی توسط طلاب و برخی اساتید حاضر در جلسه مطرح شد که دکتر مینایی و حجت‌الاسلام عبداللهی به بیان پاسخ آن‌ها پرداختند. سؤالات مطرح شده عبارتند از:

منظور از فقه رسانه چیست؟ آیا همین احکام عملی اسلام است یا اینکه اعم از مباحث فلسفی و کلیه معارف دینی است؟

اینکه برخی امور به عنوان کارکردهای مثبت بازی‌های رایانه‌ای معرفی می‌‌‌شود دلیل بر خوب بودن این پدیده نیست بلکه برخی ابزارهای دیگر به نحو بهتری همین کارکردها را دارند و اینکه چرا مطلوبیت استفاده از این ابزاری که در جوامع غربی مورد استفاده قرار گرفته را مسلم گرفته‌ایم و حالا باید به این فکر کنیم که چگونه آن را اصلاح کنیم؟

اگر اثر بازی رایانه‌ای، کم‌حوصلگی و پرخاشگری است پس چه فرقی بین بازی داخلی و خارجی و مطلوب و نامطلوب است؟

نظام سؤالات فقه بازی شامل چه مسائلی است؟ و خوب است که برخی از این مسائل مطرح شوند.

در فقه مدون ما چه مباحثی داریم که به عنوان منبع در این عرصه کارایی دارد؟

سپس حجت‌الاسلام عبداللهی به بیان برخی دغدغه‌های مجموعه مدبر و کیفیت شکل‌گیری این گروه پرداخت و دو مساله را به عنوان شاخصه‌های مجموعه مدبر اعلام کرد. ۱- شکل‌گیری این پژوهش در متن حوزه و بر اساس متد فقه جواهری.

۲- رعایت ضوابط پژوهش میان‌رشته‌ای به این معنا که در این کار پژوهشی می‌‌‌بایست رسالت اصلی طلبه و حوزه علمیه محفوظ بماند؛ و رسالت اصلی حوزه علمیه، تولید چارچوب‌های دینی پدیده‌هایی است که در مسیر پیشبرد انقلاب اسلامی عزیز مورد نیاز جامعه اسلامی می‌‌‌باشد. این کار در ابتدا توسط جمع محدودی از جوانان طلبه و بازی‌ساز به‌صورت خودجوش و بدون وابستگی به نهاد خاصی انجام شد.

سپس حجت‌الاسلام درخشان به بیان فاز اول پژوهشی مجموعه مدبر پرداخت و هدف‌گذاری فاز اول مرکز مدبر را ایجاد فهم مشترک و ادبیات مشترک بین طلاب و بازی‌سازان دانست. وی دیگر اهداف فاز اول را شناخت نقاط تلاقی بازی‌های رایانه‌ای و علوم دینی و استخراج سؤالات الگوی اسلامی بازی‌های رایانه‌ای دانست. وی زمان برگزاری فاز اول را حدود سه ماه اعلام کرد و به بیان سرفصل‌های آموزشی آن پرداختند.

فقه توانایی و قابلیت پاسخگویی به تک‌تک مسائل جدید را دارد
در نشست دوم، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی خادمی کوشا، استاد خارج فقه بازی‌های رایانه‌ای به تبیین ویژگی‌های موضوع بازی‌های رایانه‌ای پرداخت و مدل صحیح بررسی فقهی آن را بیان کرد.

نکته اول: در باب ضرورت پرداختن به مسائل مستحدثه است که با توجه به رسالت حوزه‌های علمیه در پرداخت به مسائل مورد نیاز جامعه ضرورت آن روشن می‌‌‌شود. با توجه به جامع بودن و خاتم بودن دین مبین اسلام و اینکه این دین برای تمامی شوون زندگی انسان برنامه دارد، کشف و استخراج این برنامه‌ها و دستورات را بر عهده حوزه‌های علمیه و علما دانستند. امروزه بیان حکم مسائل مستحدثه از حرکت پرشتاب مسائل مستحدثه عقب‌مانده است هر چند که فقه ما بر اساس منابع غنی قرآن و روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام و توانایی و قابلیت به پاسخگویی به تک‌تک این مسائل را دارد و برای تمامی این مسائل حرف دارد.

اولین کار فقیه در مواجه با موضوعات جدید موضوع شناسی فقهی است
نکته دوم: اینکه وقتی فقیه می‌‌‌خواهد در موضوعات جدید ورود کند اولین کاری که باید انجام دهد موضوع شناسی فقهی است؛ و آن هم در مورد موضوعات جدید جایش خالی است خصوصاً روش و متد موضوع شناسی در حوزه ما کمتر دیده شده است و هنوز هم به حوزه آموزش ما نیامده است؛ یعنی در متون و حتی در دروس خارج بحثی از روش موضوع شناسی بیان نشده است. فقهای قدیم ما بحث‌هایی را راجع به موضوع شناسی و روش آن مطرح کرده‌اند اما در فقه ما به عنوان یکی از محورهایی که طلاب باید تحصیل کنند، قرار داده نشده است و اصول فقه ما عمدتاً اصول فقه استنباط احکام است اما اصول فقه شناخت موضوعات به آن پرداخته نشده است.

برای مثال گاهی در شناخت احکام، ظنون را حجت نمی‌‌‌دانیم مگر آنکه با ادله اعتبارش ثابت شده باشد مثلاً قیاس و برخی ظنون دیگر که عقلا از آن‌ها استفاده می‌‌‌کنند را در استنباط احکام منع می‌‌‌کنیم؛ اما در موضوع شناسی جا برای این‌ها باز است. در موضوع شناسی راه‌های ظنی که عقلا به آن توجه می‌‌‌کنند قابل توجه هست، حتی قیاس و جا دارد که بحث شود و روش‌های موضوع شناسی محل بحث قرار بگیرد.

پیش‌نیاز ورود به مسائل مستحدثه این است که ابتدا یک روش‌شناسی موضوع شناسی فقهی را داشته باشیم.

انواع مسائل فقه سنتی، در بازی‌های رایانه‌ای تحقق گرفته است
نکته سوم: یکی از کاروان پر سرعت موضوعات جدید که امروزه با آن مواجه هستیم بازی‌های رایانه‌ای است.

یکی از ویژگی‌هایی که در بازی‌های رایانه‌ای دیده می‌‌‌شود این است که انواع مسائل فقه سنتی ما در این بازی‌ها تحقق گرفته و برخی از آن‌ها به اندازه‌ای مخفی انجام می‌شود که افراد از تحقق آن‌ها بی‌خبر هستند. طلاب و اساتید ما هم گاهی توجه نکردند که بازی‌های رایانه‌ای چقدر مسائل فقهی دارد. ما زمانی یک طلبه‌ای وقتی می‌‌‌خواست در مورد بازی‌های رایانه‌ای پایان‌نامه‌ای بنویسد ابتدا تردید داشت که آیا به اندازه یک پایان‌نامه مطلب دارد یا نه اما وقتی رفت روی این موضوع بررسی کرد قبول کرد که حتی یکی از موضوعات مرتبط با آن یک پایان‌نامه شود. این آغاز احساس نیاز حقیر بود به اینکه لازم است جامعه علمی حوزه نیز وارد مباحث فقهی بازی‌های رایانه‌ای شود.

آیا بازی‌های رایانه‌ای ظرفیت مباحث فقهی گسترده را دارد؟
بازی‌های رایانه‌ای امروزه بیشتر به عنوان یک کالای فرهنگی مطرح است تا به عنوان فعل مکلف. آنچه در بازار می‌‌‌بینید ساختن و خریدن و فروختن و توزیع و غیره همه کارهایی است که در مورد کالای بازی‌های رایانه‌ای به کار می‌‌‌برند. ما در مورد بازی‌های رایانه‌ای دو معنا را مورد توجه قرار می‌‌‌دهیم: یک معنای آن کالایی است که جزو کالاهای فرهنگی است؛ و یکی هم فعل مکلف که این‌ها را به کار می‌‌‌گیرد و بنابراین نقطه اصلی از منظر فقه کالای بازی‌های رایانه‌ای است که حول آن سه عرصه‌ی تولید و توزیع و مصرف مطرح می‌‌‌شود. پس سه حوزه برای بازی‌های رایانه‌ای باز می‌‌‌شود تولید بازی‌های رایانه‌ای و توزیع آن و مصرف آن. بازی‌سازهای ما از حوزه علمیه سؤال دارند و گاهی در حین ساخت یک بازی به سؤالی مواجه می‌‌‌شوند که با اطلاعات کم خودشان احساس می‌‌‌کنند این مساله ممکن است با دستورات شریعت اسلام سازگار نباشد و این را از ما می‌‌‌پرسند. توزیع کننده‌های ما هم سؤالاتی دارند و مصرف کنندگان هم سؤالاتی دارند.

اولین کار در موضوع شناسی فقه بازی‌های رایانه‌ای تجزیه موضوع است
وقتی در مرحله موضوع شناسی با موضوع بازی‌های رایانه‌ای مواجه می‌‌‌شویم اولین کار این است که این موضوع را تجزیه کنیم و مشخصات و شاخصه‌های آن را در بیاوریم تا ببینیم چقدر می‌‌‌توانیم در مورد آن، مسائل فقهی مطرح کرد و فقه حرف دارد و ما می‌‌‌توانیم به آن بپردازیم. ما تا اینجا که بررسی کردیم متوجه شدیم که فقه در برخی زمینه‌ها حرف‌هایی را به‌صورت ایجابی دارد و حرف‌هایی را به‌صورت سلبی دارد.

ما هر پدیده‌ای را وقتی می‌‌‌خواهیم بررسی کنیم ابتدا در یک سه‌گانه قرار می‌‌‌دهیم. اول اهداف خود موضوع را باید بررسی کنیم باید ببینیم بازی‌سازها و تولیدکننده‌ها و مصرف کننده‌ها چه اهدافی را پیگیری می‌‌‌کنند و در مرحله بعد باید محتوای آن کالا را و خود آن کالا را بشناسیم و زوایا و ابعاد آشکار و پنهان آن را بشناسیم و در مرحله بعد آثار آن را بررسی کنیم و این سه حوزه را در همان سه محور تولید و توزیع و مصرف می‌‌‌بینیم؛ یعنی خود بازی و اهداف و آثار آن در سه حوزه تولید و توزیع و مصرف باید به‌صورت مستقل مورد بررسی قرار بگیرند؛ و از در هرکدام از این جهات نه‌گانه هم فقه ما حرف دارد. آنچه که راه را برای ما در هر سه عرصه باز می‌کند این است که خود بازی‌های رایانه‌ای به عنوان یک موضوع باید شناخته شود.

ماهیت و تعریف بازی‌های رایانه‌ای
یک سؤالی به عنوان سؤال اصلی مطرح می‌‌‌شود که خود بازی‌های رایانه‌ای چیست؟ این مساله را در جاهای مختلف مورد فحص قرار دادیم اما فقهای ما به این مساله ورود نکرده بودند که بازی‌های رایانه‌ای را با نگاه فقهی معنا کنند. معنا کردن یک فقهی برای شناساندن چیستی یک موضوع نیست بلکه فقیه وقتی به تعریف یک پدیده می‌‌‌پردازد، با نگاه فقهی زوایای موجودی که با فعل مکلف در ارتباط است و می‌‌‌تواند موضوع فقهی باشد را جدا می‌‌‌کند با نگاه فقهی همه آن چیزی که تشکیل دهنده این موضوع است را بشناسم تا ببینم در کدام حوزه می‌‌‌تواند مساله فقهی داشته باشد اما در فحصهایمان ندیدیم که فقیهی به این مساله پرداخته باشد.

تعریف‌هایی که دانشمندان علوم تربیتی و روانشناسان دارند کلی است و به اجزا و ارکان یک بازی نپرداخته‌اند و به ندرت در مورد بازی‌های رایانه‌ای پرداخته‌اند؛ بنابراین لازم دیدیم که به شناخت شاخصه‌های بازی‌های رایانه‌ای بپردازیم؛ و البته هر موضوع جدیدی هم که به ما بدهند ما ابتدا به تعریف آن می‌‌‌پردازیم.

روش تعریف ما تعریف مفهومی از نوع انتزاعی است. یک زیست‌شناس یا گیاه‌شناس یا جانورشناس وقتی می‌‌‌خواهد گیاهان را طبقه‌بندی کند، یکی‌یکی گیاهان را بررسی می‌‌‌کند و بر اساس مشخصات مشترک، یک اسمی را برای یک مجموعه مشترک می‌‌‌گذارد. ما باید در بررسی بازی‌های رایانه‌ای هم آن مشخصات مشترکی که موجب می‌‌‌شود یک پدیده‌ای بازی رایانه‌ای باشد را استخراج کنیم؛ و ما این کار را انجام دادیم و به یک تعریف رسیدیم و الآن خوب است که به بازی‌های رایانه‌ای یک نگاه تجزیه‌ای داشته باشیم تا حول این تجزیه، خدمتتان عرض کنم که چه مباحث پیچیده‌ای می‌‌‌تواند حول همین مساله به‌ظاهر ساده مطرح شود.

مشخصه‌ها و مؤلفه‌های مفهومی بازی‌های رایانه‌ای
بازی رایانه‌ای به عنوان یک کالا، یک نرم‌افزار است. شاخصه دوم این است که برای سرگرمی است نه مثل دیگر نرم‌افزارها. شاخصه سوم اینکه این سرگرمی مثل باقی سرگرمی‌ها نیست بلکه دارای تعامل است. شاخصه چهارم این‌که قواعدی را در داخل این بازی مشاهده می‌‌‌کنید. در مرحله‌به‌مرحله و قدم‌به‌قدم بازی قواعدی دارد که یا قبل بازی و یا در حین بازی آن‌ها را آموزش می‌‌‌دهند. شاخصه بعدی این است که بازی رایانه‌ای دارای هدف داخلی است. شاخصه ششم اینکه اکثر بازی‌ها دارای جلوه‌های هنری بسیار پیچیده و هزینه‌بر هستند. از انیمیشن‌ها و تصاویر و صوت‌ها گرفته تا؛ و شاخصه هفتم اینکه تعداد قابل توجهی از بازی‌ها داستان دارند.

بازی رایانه‌ای هفت شاخصه دارد که هر شاخصه آن مسائل فراوان فقهی دارد که در فقه‌های مختلف چه در فقه‌های سنتی ما و چه در فقه‌های مضاف ما محل بحث دارد. فقه هنر یکی از علومی است که می‌‌‌تواند قسمتی از مسائل فقه بازی‌ها در آنجا مطرح شود. البته فقه هنر هنوز شکل نگرفته است. فقه سرگرمی یکی دیگر از فقه‌های مضافی است که برخی از مسائل بازی‌های رایانه‌ای در ذیل آن می‌‌‌تواند مطرح شود و این علم هم هنوز شکل نگرفته است و فقه فضای مجازی هم به همین صورت. وقتی شما می‌‌‌گویید بازی‌های رایانه‌ای یک نرم‌افزار است بسیاری از مسائل مربوط به نرم‌افزارها در آن مطرح می‌‌‌شود از مسائل حقوقی و معاملات و واگذاری فضایی که خریداری می‌‌‌شود و مسائل متعدد و تنوع بسیاری که با فقه فضای مجازی از این جهت مشترک است.

وقتی می‌‌‌گوییم سرگرمی، دنیای وسیعی از مباحث مطرح می‌‌‌شود که در فقه سنتی ما هم جای آن خالی است. این مساله از گذشته در زندگی بشر وجود داشته است اما حتی در فقه سنتی به آن پرداخته نشده است. تا اسم سرگرمی می‌آید ذهن‌ها به سراغ لهو و لعب می‌‌‌رود درحالی که چه امروز و چه دیروز کسی به سرگرمی، لهو و لعب اطلاق نمی‌‌‌شود. امروزه هم عرب‌ها به آن می‌‌‌گویند ترفیه و ما در فارسی به آن تفریح می‌‌‌گوییم. واژه لهو و لعب گویا دارای بار منفی‌ای است که در مورد سرگرمی آن را به کار نمی‌‌‌برند در روایات ما هم که به کار برده شده است، مطلق سرگرمی را نمی‌‌‌گویند. کسانی که در این زمینه کار کرده‌اند و نوشته‌اند را ببیند لهو لعب در روایات ما عمدتاً در مورد لهوهای غیر مجازی که در آن زمان عمدتاً با گناهان خاصی همراه بوده است به کار برده شده است.

شاخصه‌های سرگرمی
سرگرمی دارای مسائل بسیار گسترده‌ای است حال چرا ما به سرگرمی توجه نداریم؟ چون ما خود سرگرمی را نشناخته‌ایم. اگر بخواهیم حکم خود سرگرمی را بیان کنیم ابتدا باید خود سرگرمی را تجزیه کنیم و شاخصه‌های اصلی آن را بیان کنیم تا با توجه به هر کدام از شاخصه‌های آن، حکم آن روشن شود. اولین شاخصه‌ی سرگرمی این است که باید جذابیت داشته باشد و اگر جذابیت نداشته باشد نمی‌‌‌تواند سرگرمی باشد. نکته دیگری که باید در اینجا به آن توجه داشت این است که سرگرمی غیر از سرگرم کننده است و الا همین کتابی که دست شما هست هم سرگرم کننده است نمازی که شما می‌‌‌خوانید هم سرگرم کننده است. دعای شما هم سرگرم کننده است ولی سرگرمی نیست. سرگرمی هدفی غیر از خودش ندارد و اگر هدفی غیر از خودش داشته باشد دیگر سرگرمی نیست. سرگرمی جایی است که اگر از کسی که مشغول سرگرمی است بپرسیم برای چه داری این کار را انجام می‌‌‌دهی، او بگوید برای اینکه سرگرم شوم اما اگر بگوید این کار را برای این‌که پول دربیاورم انجام می‌‌‌دهم و یا برای اینکه شغلم است، در این صورت دیگر سرگرمی نیست بلکه شغل است.

سرگرمی اولین مشخصه‌اش جذابیت است. ما کی جذابیت‌ها و شاخصه‌های جذابیت را از فقهمان استخراج کرده‌ایم؟ ما می‌‌‌بایست باید‌ها و نباید‌های سرگرمی را از فقه استخراج کنیم و میزان آن را بیان کنیم. سرگرمی به عنوان یک فعل بدون هدف خارجی که دارای جذابیت است را چه کسی باید بررسی کند و جوابگوی سؤالات مردم باشد این سؤالاتی که هر چه می‌‌‌گذرد در بین مردم گسترده‌تر و دقیق‌تر می‌‌‌شود را چه کسی باید پاسخگو باشد؟ فقه باید پاسخگو باشد عزیزان. همان فقهی که منبعش همان وحی است نه فقه فتاوایی که الآن هست این‌ها یک بخشی از تجلی منابع فقهی ماست. در این فقه موجود بسیاری از مسائل مانده است که به آن پرداخته نشده است. حوزه ما باید به‌صورت مشخص یک بخشی را قرار بدهد برای اینکه این مسائل را شناسایی و بررسی کند و راه‌های حل آن را نیز بیان نماید. هنوز همین سرگرمی عالم ناشناخته مفصلی دارد که باید راجع به آن صحبت کرد.

تعامل: شاخصه‌ی بعدی، تعاملی بودن است که در بازی‌های رایانه‌ای غوغا کرده است. تعامل در بازی‌های رایانه‌ای کاربر می‌‌‌نشیند در برابرش بازی پیچیده‌ای را می‌‌‌گذارند و همین که برنده می‌‌‌شود سکه‌هایی به او داده می‌‌‌شود و یک جای دیگر سکه‌هایی از او گرفته می‌‌‌شود و یک جای دیگر باید از حساب بانکی خود پولی را پرداخت کند تا اینکه امکاناتی در اختیار او قرار گیرد.

تعامل مالی‌ای در بازی‌های رایانه‌ای در حال انجام است، بدون هیچ قراردادی و بدون هیچ معامله‌ای به‌صورت اتومات انجام می‌‌‌شود. همین که می‌‌‌بازی پولی از حسابت می‌‌‌رود و یا به حسابت می‌‌‌آید. در برخی از این بازی‌ها، پول واقعی از حسابت می‌‌‌رود و گاهی پول سوری از شما گرفته می‌‌‌شود یعنی عکس پول را از شما می‌‌‌گیرند؛ یعنی امتیازت کم می‌‌‌شود. این امتیازها هم آنجا خودش را نشان می‌‌‌دهد که باعث می‌‌‌شود این بازی‌ای که تو داری پیش می‌‌‌بری به مراحل برتری برسد که قیمتش بالاتر برود. حالا وقتی خواستی این بازی را بفروشی حکم آن چیست؟ بازی‌ای که در ابتدا با قیمت ناچیز خریداری کرده بودی و یا اصلاً رایگان در اختیار تو گذاشته شده بود حالا چندین میلیون ارزش پیدا کرده است. هم آن پول‌هایی که دادی و گرفتی و هم اگر پولی نگرفتی و ندادی بلکه صرفاً تلاش کردی و بازی را به مراحل بالا رساندی حال که می‌‌‌خواهی آن را بفروشی چه کسی باید به این سؤال پاسخ دهد که اولاً این معاملاتی که انجام گرفته درست بوده یا نه؟ و در مرحله بعد حالا که افزوده‌ای که بر اثر این تعاملات ایجاد شده، آن افزوده مالیت دارد و می‌‌‌توانی در ازای آن پول بگیری یا نه؟

تعامل مالی در بحث فقه بازی‌های رایانه‌ای بسیار جدی است. کسانی تعاملات مالی در بازی‌های رایانه‌ای را نتوانستند خوب موضوع شناسی فقهی کنند و حکم دادند که قمار صورت گرفته است. کم نداریم بازی‌هایی که گفته‌اند قمار است و حال آنکه وقتی به‌صورت دقیق موضوع شناسی می‌‌‌شود، مشخص می‌‌‌شود که قمار نیست و از آن طرف هم کم نیست بازی‌هایی که قمار است اما توجه ندارند که قمار است.

این فقط تعاملات مالی بود که عرض کردم و تعاملات دیگری هم در بازی است که یک نمونه‌ی خطرناک آن پدیده‌ی نهنگ آبی بود که اگر بگوییم بازی بود یک تعامل بسیار خطرناک در آن اتفاق می‌‌‌افتاد به این صورت که شما باید می‌‌‌رفتید در محیط واقعی مأموریتی را انجام می‌دادید و گزارش آن را اعلام می‌‌‌کردید؛ که می‌‌‌تواند هم تهدید باشد و هم ظرفیت. بازی‌های رایانه‌ای چنین ظرفیت‌هایی دارد. تهدید و فرصت بودن آن، بستگی دارد که ما چقدر توانایی داریم از این ظرفیت‌ها استفاده کنیم. نقطه مهم این است که ما اولاً ظرفیت‌های بازی را از نگاه فقهی بشناسیم و بعد در مرحله بعد دستورات ایجابی و سلبی مربوط به آن را بیان کنیم.

تا بازی‌سازان ما در مسیر دین و تربیت دینی حرکت کنند. چه کسی باید این کار را بکند غیر از فقه ما چه کسی می‌‌‌تواند این مهم را انجام دهد. چه کسی می‌‌‌تواند فقه را به‌خوبی بشناسد تا بگوید چه چیزهایی خط قرمز فقه ماست و چه چیزهایی خط سبز فقه ماست. فقه هم که تا موضوع را به‌صورت کامل نشناسد و تمامی زوایای ریز و درشت و پیدا و پنهان آن را نشناسد نمی‌‌‌تواند حکم کند. کجا باید این موضوع را به این صورت شناخت مگر با یک سال و دو سال می‌‌‌شود؟ ما تجربه کردیم که نمی‌‌‌شود. فقط بازگو کردن مسائل آن، مدت زیادی را لازم دارد چه برسد به استنباط آن‌ها. این در زمینه تعاملات مالی و غیرمالی بازی‌های رایانه‌ای که به‌صورت سرفصل گونه عرض شد.

قاعده‌مندی: شاخصه بعدی قاعده‌مند بودن بازی‌های رایانه‌ای است. در بازی‌ها روش‌ها و شیوه بازی کردن را قبلش می‌‌‌گوید. برای مثال اگر این کار را بکنی فلان اتفاق می‌‌‌افتد و اگر آن کار را بکنی فلان اتفاق دیگر می‌‌‌افتد. قواعد بازی همیشه به این صورت نیست که اگر این دکمه را بزنی فلان اتفاق می‌‌‌افتد بلکه گاهی از این قبیل است که باید کاری انجام دهی یک نقاشی بکشی یا در آن صحنه بازی چیزی را بسوزانی یا نماد یک دین و مذهبی در یک صحنه‌ای است که باید آن را مورد اهانت قرار دهی و گاهی به این صورت است که باید کسی را مسخره کنی. یک بازی‌ای بود که اصلاً کارش این بود که به‌صورت پنهانی باید به خانه همسایه می‌‌‌رفتی و همه چیز را خراب می‌‌‌کردی و همه چیز را به هم می‌‌‌ریختی و وقتی صاحب آن متوجه می‌‌‌شد می‌‌‌آمد و جلوی شما را می‌‌‌گرفت.

قاعده و قانون آن بازی این بود که بزنی و بشکنی تا بروی مرحله بعدی. این‌ها هم از قواعد بازی است برای این قواعد بازی چه چیزهایی را می‌‌‌توانیم بگذاریم و چه چیزهایی را نمی‌‌‌توانیم بگذاریم و چه چیزهایی خوب است گذاشته شود و چه چیزهایی باید و نباید آن است. من معتقدم که فقه ما هم توانایی این را دارد و هم اینکه فقه باید این‌گونه باشد که هم به جهات سلبی بپردازد و هم به جهات ایجابی نه اینکه صرفاً به جهات سلبی بسنده کند و فقه آینده ما فقه الگوهاست. من معتقدم فقه ما باید وارد ارائه الگوهای عملی برای فعالیت‌های بشری شود اگر می‌‌‌گویند نظام هم به‌صورت استقرایی و هم به‌صورت ادله عقلی و عقلایی می‌‌‌توان ثابت کرد که نظام دارد.

فقه نظام یک پیچیدگی‌هایی دارد که برخی قائل شدند نظام دارد ولی کشف آن ممکن نیست برای این نظام‌ها ما باید کاری بکنیم. یک بخشی از این نظام‌ها، الگوهاست. باید الگو برای آن‌ها طراحی شود. این درد و دلی بود در جمع طلبه‌ها که معلوم شود که فقه ما هم خودش نظام دارد و هم مسائلش نظام دارد و باید راجع به این‌ها بحث و بررسی کرد البته همیشه مثل هر بحث فقهی دیگری موافق و مخالف دارد. باید کاملاً ادله طرف مقابل را بشنویم و هم خوب جواب دهیم تا فقه شکل بگیرد.

هدف داخلی: هیچ بازی را شما ندارید که هدف نداشته باشد حتی بازی‌هایی که ظاهراً هدف ندارد یعنی نقطه برنده شدن ندارد، خود این پیشرفت بازی یک نوع برنده شدن محسوب می‌‌‌شود؛ و بازیکن دارد به هدفی می‌‌‌رسد. بله هدف نهایی ندارد برخی از بازی‌ها آخر ندارند و همچنان باید بازی کن بازی کند و جلو برود. سؤال اینجاست که چه چیزی می‌‌‌تواند به عنوان هدف قرار بگیرد. ویژگی‌های یک هدف چیست؟ تنوع بازی‌های رایانه‌ای خیلی متفاوت است با بازی‌هایی مثل فوتبال. در بازی‌های رایانه‌ای از هدفی که در فوتبال هست تا هدفی که در والیبال و بسکتبال و غیره هست تا آن ترکیب‌ها و پیدایش‌های جدیدی که توسط طراحان ما صورت می‌‌‌گیرد؛ که بسیار اهداف وسیع و گسترده‌ای است به نحوی که تا می‌‌‌خواهیم یکی را بشناسیم و تجزیه و تحلیل کنیم ده بازی جدید ساخته می‌‌‌شود و به همین ترتیب با سرعت زیاد در حال افزایش است.

ما در فقه بازی‌ها می‌‌‌خواهیم صرفاً یک سری اصول کلی بازی‌ها را بگوییم اما بررسی هر بازی به‌صورت جزئی خودش عرصه وسیعی است زیرا دائماً بازی‌های جدید در حال پیدایش هستند؛ که مسائل جدیدی را ایجاد می‌‌‌کنند مثل معاملات جدیدی که در حال ایجاد هستند. هنوز فقه فتوایی ما نه فقه منبعی ما، هم پای بازار بورس ما جلو نرفته است همین چند روز پیش بود یک از عزیزان راجع به فارکس و باینری آپشن سؤال داشت. می‌‌‌گفت من این مسائل را از وقتی می‌‌‌پرسم موضوع را نمی‌‌‌شناسند من به او گفتم خب اگر موضوع را به‌خوبی برای این بزرگواران تبیین کنید پاسخ خواهید گرفت. هنوز در این امور که مربوط به اقتصاد زندگی مردم است و بسیار مهم است فقه فتوایی نتوانسته همپای مسائل جدید حرکت کند. در بحث بازی‌های رایانه‌ای هم همین‌گونه است.

جلوه‌های سمعی – بصری: این دو شاخصه جزو ارکان نیست ولی بسیار مهم است و بسیاری از سؤالات بازی‌سازان و بازیکنان ما راجع به همین شاخصه است. بازی‌هایی با صحنه‌های عجیب از نظر مسائل اخلاقی و تربیتی تا اموری که فطرتاً انسان از آن‌ها دلزده است صحنه‌هایی در برخی بازی‌ها وجود دارد به‌گونه‌ای است که گاهی شرم‌آورترین گناهان را در غالب همین جلوه‌های هنری به مخاطبینشان آموزش می‌‌‌دهند. این ابزار با این سطح از توانایی‌ای که به خاطر همین جلوه‌های هنری دارد را چرا ما هدایتش نکنیم ما که نمی‌‌‌توانیم جلوی آن را بگیریم. پس بر اساس چه ضابطه‌ای می‌‌‌توان این پدیده را در مسیر درست قرار داد؟ براساس چه دستورات ایجابی‌ای می‌‌‌توان بازی‌های سالمی و مطلوبی را تولید کرد. دستورات سلبی ما چیست؟ جلوه‌های هنری بیشترین هزینه‌ها را دارد و بیشترین جذابیت‌ها را نیز می‌‌‌آفریند.

داستان: بخشی داستان‌ها جذابیت‌هایشان به جهت ماجراجویی‌هایشان است و گاهی داستان‌های عشقی است و گاهی جنگی است. این‌ها جذابیت‌های خاصی برای گروه‌های خاصی دارند. ما هنوز به این مرحله نرسیدیم که بین داستان‌هایی که برای جماعت مذکر هست و برای جماعت مؤنث هست تفاوت قائل شویم و حال آنکه همه می‌‌‌دانند با توجه به تفاوت روحیات این دو گروه داستان متناسب با آن‌ها متفاوت است. این‌ها را چگونه باید تجزیه کنیم و فقه ما هم به آن پاسخ دهد. من فقه را به معنای اعم آن نمی‌‌‌گویم. همین فقهی که مصطلح است را که باید پاسخگوی پرسش‌های مردم در زندگی‌شان باشد را عرض می‌‌‌کنم. همین فقهی که احکام معاملات را بیان می‌‌‌کند باید به معاملات جدید هم بپردازد.



منبع: شبکه اجتهاد

حضرت آیت الله سیستانی در دیدار با استاد دانشگاه کوفه:

نقش معلم در میان دانشجویان مانند نقش پیامبر در قوم خویش است

 

حضرت آیت الله سیستانی با اشاره به اهمیت استاد گفتند: با دانشجویان همراهی و رفاقت کنید تا بر آنها تاثیر بگذارید و آنها نیز دیر یا زود به ارزش شاگردی نزد شما پی خواهند برد و بدانید که نقش معلم در میان دانشجویان مانند نقش پیامبر در قوم خویش است.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 2 دقیقه
التعالی علی الکراهیة فی الخطاب الشیعی
 
 
 
 
شیخ جواد احمد البهادلی استاد دانشکده فقه دانشگاه کوفه با حضرت آیت الله سیستانی دیدار کرد و کتاب خود به نام "التعالی علی الکراهیة فی الخطاب الشیعی" را به ایشان تقدیم کرد. شیخ بهادلی درباره دیدار خود با حضرت آیت الله سیستانی گفت: ملاقات با ایشان 14 دقیقه طول کشید و من در این دیدار کتاب خود را به ایشان تقدیم کردم و معظم له پس از دعا برای توفیق بیشتر بنده فرمود: شما در انتخاب موضوعات روز موفق هستید به ویژه در این روزگار که افراط گرایی رواج یافته و مردم به دنبال اهل اعتدال و میانه روی هستند.

ایشان سپس فرمود: شما از اساتید دانشگاه کوفه هستی و باید تلاش کنید که شهر پایتخت امیرالمؤمنین(ع) و همچنین ارزش دانشگاه خود را که منسوب به این شهر است حفظ کنید. حضرت آیت الله سیستانی در ادامه فرمود: با طلاب و دانشجویان خود متواضع باش همان گونه که با اساتید خود متواضع هستی و با دانشجویان به اندازه میزان فهم آنها سخن بگو و خود را به اندازه سطح آنها پایین بیاور زیرا پیامبران نیز مامور بودند که با مردم به اندازه میزان فهم آنها سخن بگویند.

معظم له در ادامه با اشاره به اهمیت استاد گفتند: با دانشجویان همراهی و رفاقت کنید تا بر آنها تاثیر بگذارید و آنها نیز دیر یا زود به ارزش شاگردی نزد شما پی خواهند برد و بدانید که نقش معلم در میان دانشجویان مانند نقش پیامبر در قوم خویش است و در این زمینه به روایاتی از کتاب کافی استناد کردند. حضرت آیت الله سیستانی در ادامه به ماجرای سقوط اندلس اشاره کردند که پس از آن مسیحیان با کلیسا شرط کردند که در هر مدرسه یک کشیش حضور داشته باشد و بدین ترتیب آنها بر نسل های خود تاثیر گذاشتند و ما نیز باید با خود بیندیشیم که چگونه می توانیم تاثیرگذار باشیم و نباید تمام دغدغه ما مانند اهل سیاست، جمع پول و ثروت و به دست آوردن مقام باشد.

ایشان افزودند: شما در دانشگاه ها به ویژه دانشگاه کوفه و تمام روحانیون باید تلاش کنید مصداق این سخن معصوم باشید که فرمود: مبلغان بدون سخن ما باشید و با راستگویی و اخلاق و علم سودمند خود تبلیغ کنید.
 


منبع: حوزه نیوز
صفحه72 از365