ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

 

سبک زندگی؛ انعکاس مرتب و نظام وار اخلاق و فقه در زندگی

 

 

 

برای اسلامی شدن زندگی کافی نیست که از حرام پرهیز شود ممکن است تمام زندگی از حلال پر باشد مثلاً از صبح تا به شام را به سرگرمی‌های حلال بپردازیم اما زندگی ما اسلامی نباشد از این جهت در ترسیم سبک زندگی اسلامی نباید صرفاً به دنبال حلال و حرام باشیم بلکه باید به کشف راهبردهای زندگی اهتمام بورزیم.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه
سبک زندگی اسلامی
 
 
 
آداب اسلامی نماد ظاهری اسلام است و هر نمادی علاوه بر اینکه معنا و مفهوم خود را می‌نمایاند، درجه حضور و حیات آن معنی را در جامعه بیان می‌کند. التزام مسلمانان به احکام و آداب شرعی، اعلام حضور اسلام و حیات آن در جامعه و نیز توسعه دهنده فکر و ایده و فرهنگ اسلامی خصوصاً برای نسل های آینده است.

نماز یک مسلمان و همه آداب و جلوه های ظاهری رفتار او یادآور فرهنگ اسلامی و تبلیغ غیر مستقیم اندیشه توحیدی است. به طور کلی چگونگی رفتار ظاهری انسان، نمادی است از نوع تفکر و علاقه او.

ضرورت بحث از آداب و سبک زندگی
بنابراین التزام به آداب را به ظاهرگرایی یا جزئی نگری نمی‌توان متهم ساخت. بلکه با توجه به آثار تربیتی فرهنگی فراوان این جلوه های رفتاری، باید پایبندی به آن را بیشتر کرد. دنیای غرب نیز با توجه به اهمیت فراوان آداب به منظور انتشار فرهنگ و آداب و سبک زندگی مورد قبول خود چند تلاش عمده را انجام می دهد.

۱. یگانه و منحصر به فرد نشان دادن فرهنگ و زندگی مدرن و تبلیغ جذابیت ها و نقاط قوت آن

۲.تضعیف و ناکارآمد نشان دادن فرهنگ های خاص و بومی دیگر و تحقیر زندگی سنتی و تخریب نمادها و اسطوره های آن

۳. دعوت به جایگزین ساختن آداب، سبک ها و شیوه های زندگی مدرن به جای اشکال فرهنگ سنتی و اسلامی

مباحث فقهی آدابی عهده‌دار تنظیم ظاهر زندگی و لایه بیرونی زندگی فرد است صورت‌بندی لایه ظاهر زندگی بر اساس مبانی و اصول معنوی اسلام آداب زندگی اسلامی را پدید می‌آورد الگوی زندگی دینی چهره عینی تفصیلی و جامع دستورات دینی است که این چهره معمولا رغبت بیشتری بر می انگیزد و با پذیرش بیشتری در جامعه مواجه می شود.

آداب اسلامی در علم فقه و علم اخلاق منعکس شده است.علم فقه علاوه بر بیان واجبات و محرمات بیان مستحبات و مکروهات را نیز بر عهده دارد و به موضوع آداب هم پرداخته است.

مرزهایی اخلاقی و فقهی سبک زندگی
اخلاق نیز بسیاری از آداب را در خود دارد البته انتظار می‌رود آداب به تناسب گسترش زندگی ما در این عصر و روزگار توسعه یابد و کلیات اخلاق به صورت دستورالعمل های کاربردی درآید و به چگونگی تجسد خارجی آنان خصوصاً در عصر جدید تصریح شود. مثلا چگونگی تحقق خارجی زهد، سخاوت، احسان، مردانگی و شفقت را در دنیای جدید باید معلوم کرد.

نکته ای که باید به طور جدی مورد توجه قرار گیرد این است که گاهی نظر دین را در باب حلال و حرام یا مجاز و ممنوع یک فعل جویا شویم. گاهی هم می‌خواهیم بدانیم که آیا دین به چنان فعلی توصیه کرده است یا نه؟ بنابراین نباید دستورات دینی و خواسته‌های دین را در حلال و حرام شرعی منحصر کرد. به بیان دیگر اگر فرض کنیم موضوعی قطعا از نظر فقهی حلال است، باز هم مجال پرسش از خوبی و بدی آن باقی است. هنجارهای قابل توصیه و باید ونبایدهای اخلاقی و آدابی، فراتر از حلیت وحرمت است. به جهت آنکه جواز فقهی، فراتر از جواز اخلاقی است. به این ترتیب پاسخی فقهی برای یک موضوع که مرز حلال و حرام را روشن می گرداند، پایان بررسی اسلامی آن و به معنای کفایت مذاکرات نیست.

از نظر فقهی حد واجب شرعی پوشش برای مردان، یک لباس کوچک ساتر عورتین است. اما می‌توان اینگونه لباس پوشیدن را توصیه و به صورت فرهنگ عمومی ترویج کرد؟ این نشان می دهد که در مقام فرهنگ‌سازی و جامعه سازی باید از مرزهای فقهی به سوی کانون اخلاقی تعالی پیدا کرد و نظام آداب و توصیه ها و ارزش ها را ترویج نمود.

حداقل و حداکثر زندگی اسلامی
گویا رفتارهای انسان مسلمان در مجموعه ای از انتخاب ها، محدود به حداقل و حداکثری است که مسلمان در حرکت میان این کف و آن سقف، مختار است. اما توصیه شده همواره از کف فاصله بگیرد و خود را به سطح بالا نزدیک گرداند. مانند اینکه نمره قبولی دانش آموز در مدرسه میان ۱۰ و ۲۰ قرار دارد اما نمره ۱۰ کف توقع از اوست. هرچه دانش آموز به بیست نزدیک تر باشد موفق‌تر است. در واقع نمره ۱۰ مورد رضایت نیست و به ناچار پذیرفته می شود.

چارچوب سبک زندگی در شریعت
در شریعت اسلام نیز بعضی از امور حلال است اما حلالی که نباید آن را مرتکب شد. حلالی که به فاصله گرفتن از آن توصیه می‌شود و تنها در شرایط خاص و از سر ناچاری رضایت داده می شود. زندگی مسلمان باید مورد رضایت حداکثری خدا باشد نه اینکه تنها از خشم خدا دور ماند بر خلاف این دستور روشن برخی افراد به بهانه اینکه «مگر حرام است؟» به حداقل‌ها اکتفا کرده و هر حلالی را مرتکب می شوند و به این ترتیب از مطلوبیت های شرعی فاصله زیادی گرفته اند.

شاید تفاوت تعبیر این دو آیه ناظر به همین موضوع باشد: «تلک حدودالله فلا تعتدوها» از مرزهای خدا تعدی نکنید؛ «تلک حدودالله فلاتقربوها» به مرزهای خدا نزدیک نشوید. بسیاری از مصادیق لهو و لعب از نظر فقهی حلال است اما بدان توصیه نمی شود. بلکه خدای متعال شرط موفقیت و فلاح مومنان را پرهیز از این حلال ها دانسته است: «قد افلح المومنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون و الذین هم عن اللغو معرضون» مومنان رستگار شدند کسانی که در نمازشان خشوع دارند و آنها که از لغو و بیهودگی روی گرداند.

برای اسلامی شدن زندگی کافی نیست که از حرام پرهیز شود ممکن است تمام زندگی از حلال پر باشد مثلاً از صبح تا به شام را به سرگرمی‌های حلال بپردازیم اما زندگی ما اسلامی نباشد از این جهت در ترسیم سبک زندگی اسلامی نباید صرفاً به دنبال حلال و حرام باشیم بلکه باید به کشف راهبردهای زندگی اهتمام بورزیم.

اصلی‌ترین عامل گریز جوانان از ازدواج چیست؟

 

 

 

روزنامه رسالت در گزارشی نوشت: این روزها اخبار و آمار زیادی از ازدواج گریزی جوانان و ازدواج در سنین بالا به گوش می‌خورد.
 

باید اذعان داشت اینکه میل و رغبت جوانان به ازدواج  نسبت به دهه‌های گذشته کاهش چشمگیری داشته جای تردیدی نیست اما به‌راستی چرا جوانان در جامعه امروزی از ازدواج سرباز می‌زنند آیا این امر با ذات وجودی انسان و آموزش‌های دینی ما مطابقت دارد که باید گفت قطعاً چنین نیست. در یک بررسی در خصوص دلایل این امر به نکات جالبی رسیدیم و متخصصان امر هر یک عاملی بر این مدعا عنوان کرده‌اند.

 چنانچه گفته می‌شود جوانان تحت نفوذ فرهنگ غرب‌زده‌ای که از دریچه فضای مجازی و خوراک آنتن‌های ماهواره  به میان آنان رسوخ کرده از فرهنگ ازدواج و حفظ خانواده و جامعه دور شده‌اند. البته این امر تا حدودی درست است اما همه ماجرا نیست و باید دلایل دیگری جستجو کرد.

برخی متخصصان تمایل به ادامه تحصیل تا سطوح عالی را یکی از عوامل گریز از ازدواج جوانان دانسته‌اند و برخی دیگر نبود خواستگار دلخواه و بالا رفتن توقع برای انتخاب همسر آینده را عاملی برای آن عنوان کرده‌اند. شانه خالی کردن از پذیرش مسئولیت و سلب آزادی‌های فردی پس از ازدواج هم یکی دیگر از این عوامل عنوان‌شده است. اما آنچه بسیاری از صاحب‌نظران متفق‌القول بر آن تأکیددارند مسائل اقتصادی و معیشتی و سطح توقع بالای خانواده‌ها برای ازدواج فرزندانشان منوط به داشتن خانه و ماشین و جهیزیه آن‌چنانی است امری که جزء کم‌اهمیت‌ترین موارد در دهه‌های گذشته بوده چراکه دختر و پسر گاها پس از ازدواج با چندتکه کوچک وسیله و در یک اتاق خانه پدری زندگی خود را آغاز می‌کردند امری که این روزها جزء محالات ممکن شده است و یک در هزار هم اتفاق نمی‌افتد. 

باید به‌صراحت اذعان داشت که پول خوشبختی نمی‌آورد و چه زوج‌های متمولی که پس از چند ماه از ازدواج طلاق گرفته و جداشده‌اند و چه بسیار زوج‌های جوان و دانشجویی که با یک ازدواج دانشجویی به خانه بخت رفته و اکنون سال‌هاست زندگی می‌کنند. 

 

وقتی پول هم خوشبختی نمی‌آورد!

کریمی نسب خانم جاافتاده‌ای که به همراه دخترش به مرکز مشاوره ازدواج مراجعه کرده، می‌گوید: «دخترم 32 ساله است و تاکنون به دنبال ادامه تحصیل و گرفتن دکتری خواستگاران خوب بسیاری را رد کرده است و امروز بعد از سال‌ها آرزویم برای خوشبختی دخترم دارد محقق می‌شود چراکه یکی از همکلاسی‌های دخترم که او نیز 35 ساله است به خواستگاری‌اش آمده و قرار است باهم ازدواج کنند.»

دختر جوان 30 ساله‌ای هم که به همراه نامزدش برای آموزش‌های همسر داری مراجعه کرده، می‌گوید: «چند سالی می‌شود که نامزد کردیم اما هر بار خانواده‌هایمان با دلایلی که ازنظر ما خیلی کم‌اهمیت است چون نداشتن خانه مستقل همسر آینده‌ام و یا نداشتن شغل ثابت و درآمد مشخص مانع‌تراشی کرده‌اند.» می‌افزاید: « نمی‌گویم مسائل مالی اهمیتی ندارد اما جزء مسائل اساسی نیست. چنانچه دخترخاله‌ام سال گذشته در حالی از همسرش جدا شد که هم‌خانه و هم ماشین و درآمد آن‌چنانی داشتند اما چون مهارت‌های لازم را برای زندگی مشترک آموزش ندیده بودند، نتوانستند در کنار هم دوام بیاورند.»

در ادامه برای بررسی و کنکاش بیشتر در خصوص دلایل ازدواج گریزی جوانان و راهکارهای لازم برای حل آن پای صحبت‌های «طاهره همیز»مشاور ارشد خانواده و استاد دانشگاه نشسته‌ایم. همیز در خصوص ازدواج گریزی جوانان به «رسالت» می‌گوید:« طبیعتاً جوانان شناختی نسبت به زندگی آینده ندارند و آنچه از اخبار می‌شنوند از هول و هراس و زندان و طلاق سبب شده رغبتی نسبت به ازدواج نداشته باشند.»

 

اصلی‌ترین عامل گریز جوانان از ازدواج کدام است؟

وی معتقد است: «برای حل یک مسئله می‌بایست تمام حواشی آن را هم در نظر بگیریم و اینکه چه عاملی ایجادکننده این مسئله است؟» می‌افزاید: « از ابتدای انقلاب تاکنون تمام مصاحبه‌ها پیرامون این مسئله به مشکلات اقتصادی و لاابالی‌گری و سرایت فرهنگ مبتذل غرب به کشور بوده است ولی این‌ها هیچ‌کدام نمی‌تواند اصلی‌ترین مشکل در گریز جوانان از ازدواج باشد چراکه ذاتاً انسان‌ها به خانواده علاقه‌مندند و سروسامان گرفتن  همسر و فرزند وزندگی خانوادگی داشتن برای همه ازنظر عقلی قابل‌پذیرش است.»

این مشاور خانواده به نکته‌ای اشاره می‌کند که شاید تاکنون از جانب هیچ‌یک از صاحب‌نظران و مشاوران خانواده مطرح نشده و موردتوجه نبوده است. وی عنوان می‌کند: «بنده برخلاف سایر متخصصان در این حوزه به نکته‌ای اشاره می‌کنم که خودم چند سالی می‌شود که به شکل خیلی حرفه‌ای روی آن تحقیق و پژوهش داشته‌ام و آن بحث خانواده گسترده برای حفظ خانواده هسته‌ای است و باید اشاره داشته باشم که متأسفانه یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های سال در آمریکا کتابی با همین محتوا و به نویسندگی یک خانم یهودی بوده است یعنی حتی غرب هم به این مسئله رسیده که تنها با خانواده گسترده می‌توان جوانان و جامعه را حفظ کرد ولی در کشور ما هنوز متخصصان دلایل گریز از ازدواج را به مسائل حاشیه‌ای و کم‌اهمیت نسبت می‌دهند. این در حالی است که غربی‌ها به این نکته رسیدند که برای حفظ جوان باید شناخت مردم را نسبت به خانواده گسترده بالا ببرند و فواید خانواده گسترده را برای مردم مطرح کنند.»

 

نگاه اقتصادی به ازدواج گریزی نتیجه‌بخش نیست

به اعتقاد وی مسائل اقتصادی نمی‌تواند دلیل متقنی برای گریز جوانان از ازدواج باشد و ادامه می‌دهد: «اما اگر به این مسئله صرفاً یک نگاه اقتصادی داشته باشیم قطعاً به نتیجه نمی‌رسیم؛ چراکه ثابت‌شده که پول هم حافظ خانواده نیست چنانچه تالاری در بالا شهر تهران است که عروسی‌های بسیار گران‌قیمت در آنجا برگزار می‌شود، در سالگرد تأسیسش تمامی عروس و دامادهای یک سال گذشته خود  را دعوت کردند و متأسفانه دریافتند که ۷۰ درصد این زوج‌های جوان طلاق گرفتند. بنابراین علل اقتصادی را نمی‌توان به‌عنوان گریز جوانان از ازدواج معرفی کرد.»

وی می‌گوید: «باید برای حل مسئله به حاشیه‌ها بپردازیم و آموزش مهارت‌های ازدواج را برای دختران و پسران از سن ۱۴ الی ۱۵ سالگی شروع کنیم و به دختران خود در دبیرستان‌ها آموزش مهارت‌های زندگی زوجیتی بدهیم که چگونه حرمت شوهرشان را حفظ کنند و چگونه می‌توانند با خانواده همسرشان پیوند عمیق و خوب داشته باشند و به پسران هم آموزش داده شود که چگونه حق همسر را ادا و با خانواده همسرش ارتباط شایسته و معقولی برقرار کند.»

این کارشناس می‌گوید: «ضرورت دارد که اصول قرآنی مرتبط با خانواده را از قرآن و روایات استخراج و به‌صورت آموزشی ارائه دهیم و اطمینان داشته باشیم وقتی‌که دختران و پسران ما به بالندگی حفظ خانواده برسند قطعاً نگاه عمیق‌تر و آگاه‌تری به ازدواج خواهند داشت و با چنین نگاهی چرا ازدواج نکنند؟! و چه دلیلی وجود دارد که از ازدواج بترسند؟!»

همیز می‌افزاید: «وقتی جوان ما بحران‌ها و راهکارهای حل آن را بشناسد دلیلی برای ترس از ازدواج وجود ندارد؛ مصداق آموزش‌هایی است که در فضای مجازی و در کلاس درس خود برای جوانان انجام می‌دهم و مخاطبانم واقعاً راضی هستند. باید به پدر و مادرها آموزش دهیم که فرزندانشان را در این مسیر با آگاهی و شناخت همراهی کنند.»

 

یک فکر کلان اجتماعی برای حل معضل ازدواج!

وی با تأکید بر اینکه باید یک فکر کلان اجتماعی داشته باشیم، می‌گوید: « به‌عنوان نمونه مدارسی تأسیس کنیم که دختران ازدواج‌کرده به‌راحتی بتوانند تحصیل کنند و آموزش‌وپرورش هم به دانش‌آموزان متأهل خدمات ارائه دهد. اینکه ما به‌عنوان مسئول در این مسیر برنامه‌ای نداشته باشیم و از خود دختر و پسر انتظار داشته باشیم که زندگی موفقی داشته باشند واقعاً غلط است. باید به جوانانمان آموزش کلان دهیم تا با انتخاب‌های خوب، زندگی خوب و سالمی داشته باشند و به فرموده حضرت آقا باید درس زندگی را از درون قرآن استخراج و به دست مردم دهیم و به عبارتی امین مردم باشیم.»

استاد دانشگاه می‌گوید: «باید بیشتر به حاشیه مسائل ازدواج دقت کنیم تا مسائل اقتصادی؛ اگر واقعاً مشکل ازدواج جوانان ما اقتصاد است چرا زندگی این‌همه زوج‌های پولدار دوام پیدا نمی‌کند؟! جوانان زیادی داریم که وضع اقتصادی خوبی دارند اما طلاق گرفتند آیا مشکل مالی داشتند؟ خیر؛ مشکل اصلی فرهنگی است، باید فرهنگ صحیح ازدواج را آموزش دهیم؛ ازدواج دو زوج تشکیل خانواده‌ای هسته‌ای است که باید با خانواده گسترده ارتباط داشته باشد.»

 

دخالت‌های خانمان‌برانداز

این مشاور خانواده  با ابراز تأسف از دخالت‌های بی‌جای برخی خانواده‌ها در زندگی مشترک فرزندانشان به‌عنوان یکی از عوامل مؤثر در افزایش آمار طلاق می‌گوید: « بعضی از پدر و مادرها آمادگی ندارند که فرزندانشان از آن‌ها جدا شوند و دخالت‌های شدید دارند و مصداق آن آمار دو سال گذشته است که اعلام کردند 50 درصد طلاق‌ها به دلیل دخالت خانواده‌ها است.»

وی معتقد است که مردان ایرانی ذاتاً" خانواده‌دوست بوده و به دنبال آزادی‌های غرب نیستند بلکه دوست دارند آش مادربزرگ را بخورند و در مهمانی دایی و خاله و عمه شرکت کنند و می افراید: « یکی از رسم‌های قشنگی که در ایران داریم رسمی است که وقتی دختر و پسر ازدواج می‌کنند مراسم پاگشا می‌گیرند و مهمانی‌های متعدد برگزار می‌کنند و این معاشرت‌ها و شرکت در مهمانی‌های خانوادگی باعث لذت و تقویت بنیان خانواده این زوج می‌شود؛ کجا چنین برنامه‌های قشنگی در خارج از ایران داریم؟! کجا چنین فرهنگی دارند؟!»

همیز ادامه می‌دهد: «بنابراین ضروری است که برخی فرهنگ‌ها را در کشورمان زنده و یا تقویت کنیم؛ باید آسیب‌های خانواده گسترده را شناسایی و رفع کنیم اما متأسفانه این موضوع برای متخصصین ما ناشناخته مانده درصورتی‌که پرفروش‌ترین کتاب سال در آمریکا از یک زن یهودی در مورد خانواده گسترده نوشته می‌شود.»

وی می‌گوید: «ما این‌همه متخصص داریم آیا توانستند راهی باز کنند که جوانان مشتاق ازدواج شوند؟! اگر جامعه این را بشناسد خیلی از مسائل من‌جمله 

ازدواج گریزی جوانان حل می‌شود. آیا ما این موارد را آموزش می‌دهیم؟ درحالی‌که برعکس زندگی اروپایی را ترویج می‌کنیم که دختر و پسر به فلان رستوران بروند و صحبت کنند و باهم آشنا شوند درصورتی‌که قرآن کریم خانواده را محور قرار می‌دهد و برای روابط دختر و پسری که قصد ازدواج دارند حریمی در چارچوب خانواده تعریف کرده است.»

 

لزوم رجوع به قرآن و آموزه‌های اسلامی

همیز تأکید می‌کند: «فرهنگ ما ایرانی‌ها بسیار قابل‌احترام است؛ باید از آداب اسلامی در زندگی خود استفاده و فرزندان‌مان را در همین حوزه رشد دهیم و به فرموده امام خمینی (ره) تفکرات غرب‌زده‌ها را دور بریزیم؛ در این صورت است که زندگی ما به سامان می‌رسد. بعضی افراد به فرزندان آموزش‌های غلط می‌دهند درصورتی‌که آیه ۲۵ سوره نساء می‌گوید با دختری ازدواج کنید که دوست‌پسر نداشته باشد و آیه پنج سوره مائده می‌گوید با پسری ازدواج کنید که دوست‌دختر نداشته باشد و در خانواده گسترده به این مهم توجه شده که فرزندان را به‌گونه‌ای تربیت کنند که زندگی پاکی را از ابتدا شروع کنند.البته این مبحث پیچیده‌ای است که باید بعداً بیشتر روی آن کار شود»

وی خاطرنشان می‌کند: «خداوند در قرآن به ما متذکر شده که «ان الباطل کان زهوقا» که باطل را از بین می‌برم و تاکنون هم روش‌هایی که ارائه‌شده چون باطل است دارد از بین می‌رود. اگر می‌خواهید کاری اساسی در حوزه ازدواج جوانان انجام دهید، سلسله مباحث خانواده گسترده را ارائه دهید و متخصصین را درگیر این مبحث کنید شاید که شاهد تحول در چند سال آینده در کشورمان باشیم و اگر با تحلیل صحیح وارد مسئله نشوید به‌هیچ‌عنوان به نتیجه نمی‌رسید چراکه به فرموده مقام معظم رهبری "تحلیل غلط، استنتاج غلط  می‌دهد".»

 

بخش دوم

 

چگونه یک سازمان با نشاط ایجاد کنیم؟

 

 

 

 

نویسنده: Cheryl Stein
مترجم: سیدحسین علوی‌لنگرودی
 
 
در بخش اول این مطلب گفته شد که همه شرکت‌ها و سازمان‌ها حتی سازمان‌های به شدت موفق و پیشرو به شدت نیازمند آن هستند که شرایطی را فراهم آورند که در آن به افراد سوای عملکردشان و بنا به دلیل یا دلایلی که آنها را به کار کردن در آن سازمان علاقه مند و مشتاق می‌سازد توجه شود که این مساله شامل مدیران و روسا نیز می‌شود. سه مورد از هفت توصیه کاربردی در این زمینه که در مطلب هفته قبل بدان پرداخته شد عبارت بودند از ۱)لزوم استخدام افرادی شاد و پرامید،۲) تشویق کارکنان به در فکر همدیگر بودن و ۳) بیرون زدن از محل کار و گذراندن چند ساعت در کنار همکاران. در ادامه به چهار توصیه کاربردی دیگر در این زمینه اشاره خواهد شد.

 

 

 

۴- نشان دهید که کارکنان تان برای شما مهم هستند

 

هنگامی که کارکنان یک سازمان به این نتیجه برسند که به آنها توجه می‌شود و مدیران، نگاه خاص و ارزشمندی نسبت به آنها دارند آن گاه میزان بهره وری و بازدهی آنها به شدت افزایش می‌یابد. در چنین شرایطی افراد یک نوع احساس شادی خاصی در محل کارشان تجربه می‌کنند. برای شکل‌گیری و تقویت چنین احساسی در کارکنان لازم است که در فواصل زمانی کوتاه مثلا دو بار در هفته از آنها در مورد خودشان و خانواده‌شان پرسش شود تا یک نوع احساس خودمانی و صمیمی بودن به افراد دست دهد. مدیران باید همیشه به یاد داشته باشند که گفتن یک جمله کوتاه مانند «حالت چطوره؟» هیچ خرجی ندارد اما تاثیرات مثبت آن باورنکردنی است.

 

۵- افرادتان را تشویق کنید تا گاهی اوقات روی پروژه‌های شخصی‌شان کار کنند

 

یکی از رموز شکل‌گیری و افزایش احساس شادی در کار این است که به افراد این اجازه داده شود یا حتی آنها را تشویق کرد تا روی پروژه‌های کاری یا شخصی مرتبط با کارشان که مورد علاقه شدیدشان قرار دارد کار کنند. در این حالت تا حد زیادی از استرس‌ها و خستگی‌ها در محل کار جلوگیری خواهد شد و افراد به احساس خوشایندتری از کار کردن دست خواهند یافت. در این میان مدیران نباید نگران این باشند که پرداختن کارکنان به اهداف کاری شخصی شان موجب عقب افتادن وظایف کاری‌شان می‌شود چرا که انرژی و علاقه مضاعفی که از این طریق به افراد دست می‌دهد تا حد زیادی بر بهره وری و کارآیی آنها خواهد افزود.

 

۶-همیشه نیمه پر لیوان عملکرد کارکنان‌تان را ببینید

 

متمرکز شدن بیش از حد مدیران بر نقاط ضعف و اشکالات کارکنان نه تنها درد چندانی را از ما دوا نمی‌کند بلکه روحیه کارکنان برای ادامه کار را خراب خواهد کرد. به همین دلیل لازم است که ضمن توجه به نقاط ضعف و مشکلات موجود و مدیریت هوشمندانه آنها به گونه‌ای عمل کرد که نقاط مثبت و امیدوارکننده موجود در عملکرد افراد نیز مورد توجه و تاکید قرار گیرد تا نگرش مثبت تری نسبت به کار و کار کردن در سازمان در ذهن افراد شکل بگیرد و این یعنی شادکاری بیشتر.

 

۷-همیشه پشتیبان و حامی افرادتان باشید

 

مدیران و روسا همیشه باید به یاد داشته باشند که بهترین حامی کارکنان شان کسی نیست جز مدیر مستقیم او و کسی که آن فرد به او گزارش می‌دهد. بنابراین اگر می‌خواهید روحیه و احساس شادی را در کارکنان تان افزایش دهید در برابر دیگران حتما از او حمایت کنید و اگر انتقادی هم از عملکرد او دارید تذکر دادن نسبت به آن را به دیداری خصوصی و پس از حمایت کامل از او در برابر دیگران، موکول کنید.

 

 

 

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

 

«سوگنامه یاس کبود»

 

 

 

حضرت زهرا سلام الله علیها ریحانه نبی، همسر علی علیه السلام و مادر امامان معصوم است که نقش زیادی در پیشبرد مسیر اسلام و تشیع بر عهده داشت. از مقام و فضایل او نمی توان سخن گفت چرا که او دریای بیکران کوثر است و سرانجام در راه حمایت از ولایت و امامت به شهادت رسید.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 8 دقیقه
شهادت حضرت زهرا
 
 
 
برترین بانوی گیتی

ارزش انسانها مسلماً یکسان نیست، بعضی از مقربترین فرشتگان الهی برترند، و بعضی از درنده ترین حیوانات پائین تر، و آنچه به این انسان ارزش می دهد بر اساس معرفی قرآن و اسلام همان «علم و ایمان و تقوی و ملکات فاضله انسانی» است. با توجه به این معیارها بانوی اسلام فاطمه زهرا (س) برترین زنان جهان - در لسان پیامبر(ص) - معرفی شده است. در روایات فراوانی که در منابع معروف اهل سنت آمده تصریح شده است که فاطمه زهرا(س) افضل زنان جهان بود، آن سخنی است که پیغمبر اکرم (ص) آنرا به تعبیرات مختلف بیان فرموده است:

در یک جا می فرماید:
«ان افضل نساء اهل الجنة خدیجة بنت خویلد و فاطمة بن محمد(ص) و مریم بنت عمران و آسیة بنت مزاحم: برترین زنان بهشت خدیجه دختر خویلد، و فاطمه دختر محمد(ص) و مریم دختر عمران، و آسیه دختر مزاحم است.» در حدیث دیگری می خوانیم پیغمبر اکرم (ص) در بیماری وفاتش هنگامی که بیتابی فاطمه را مشاهده کرد، فرمود: «یا فاطمة الا ترضین ان تکونی سیدة نساء العالمین، و سیدة نساء هذه الامة، و سیدة نساء المؤمنین؟ ای فاطمه! آیا راضی نیستی که تو برترین بانوی زنان جهان، و بانوی زنان این امت، و بانوی زنان با ایمان باشی؟»

منقبت فاطمی

حضرت زهرا علیها السلام هم به لحاظ نسب و خانواده و هم به جهت رفتار و منش شخصی و اوصاف فردی در اوج قله عظمت و بزرگی قرار دارد . او در عظمت و بزرگی نسب خانوادگی شهره جهان است؛ زیرا پدری چون حضرت محمد صلی الله علیه و آله - اولین فرد جهان هستی در کمال و فضائل - و مادری چون خدیجه کبری علیها السلام - یکی از زنهای کامله جهان هستی و دومین مسلمان، و فداکارترین فرد در راه اسلام - و همسری چون امیرمؤمنان علی علیه السلام - که به منزله جان پیامبر صلی الله علیه و آله و برترین انسان بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله می باشد - و فرزندانی چون حسنین علیهما السلام و زینبین علیهما السلام دارد.

اگر محصول تربیت زهرا علیه السلام فقط زینب علیها السلام بود، در افتخار و عظمت حضرت زهرا علیها السلام کفایت می کرد. راستی کجا می توان خانواده ای یافت که مانند خانواده زهرا علیها السلام پدر معصوم، همسر معصوم، فرزندان ذکور معصوم و خود خانم نیز معصومه باشند و کجا می توان خانه ای یافت که چنین انسانهای بزرگی در آن جمع شوند، جز خانه گلی فاطمه. و او در اوج فضایل قرار دارد به حدی که شناخت او جز برای معدودی از انسانها غیرممکن است. امام صادق علیه السلام فرمود: «و هی الصدیقة الکبری وعلی معرفتها دارت القرون الاولی ؛ او صدیقه کبری است که بر محور شناخت او قرنهای گذشته دور زده است.»

چگونه می توان او را شناخت، در حالی که خدای متعال به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرموده است: «یا احمد لولاک لما خلقت الافلاک و لولا علی لما خلقتک و لولا فاطمة لما خلقتکما؛ ای پیامبر! اگر تو نبودی هستی را نمی آفریدم، و اگر علی علیه السلام نبود تو را خلق نمی کردم، و اگر فاطمه نبود شما دو نفر را به وجود نمی آوردم .»

منزلت علمی فاطمه زهرا سلام الله علیها

فاطمه زهرا علیهاالسلام نه تنها در آغاز با علم لدُنّی از مسائل آگاه بود، بلکه در طول حیاتش ملائکه با او حرف می زدند و او را از مسائل آینده آگاه می کردند. حضرت صادق علیه السلام در این باره می فرماید: «فاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللّهِ کانَتْ مُحَدَّثَةً وَ لَمْ تَکُنْ نَبِیَّةً اِنَّما سُمِّیَتْ فاطِمَةُ مُحَدَّثَةً لِاَنَّ الْمَلائکَةَ کانَتْ تَهْبِطُ مِنَ السَّماءِ فَتُنادِیها کَما تُنادی مَرْیَمَ بِنْتَ عِمْرانَ...؛ فاطمه، دختر رسول خدا، محدّثه بود؛ نه پیامبر. فاطمه را از این جهت محدّثه نامیده اند که فرشتگان از آسمان بر او نازل می شدند و با او همانند مریم دختر عمران گفتگو داشتند.»

امام صادق علیه السلام سخن خود را چنین ادامه می دهد که «شبی حضرت صدیقه به فرشتگان هم کلام خویش فرمود: آیا آن زن که بر جمیع زنان عالم برتری دارد، مریم دختر عمران نیست؟ جواب دادند: نه؛ زیرا مریم فقط سیده زنان عالم در زمان خودش بود؛ ولی خدای متعال تو را سیده زنهای عالم خودت و هم عالم زمان مریم و اوّلین و آخرین قرار داده است (یعنی تو را بانوی بانوان جهان قرار داد).»

همچنین فرمود که فاطمه بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله 75 روز بیشتر زنده نماند و غم جانسوز داغ پدر قلب او را لبریز کرده بود. به این جهت، جبرئیل پی درپی به حضورش می رسید و او را در عزای پدر تسلیت می گفت. آن حضرت در ادامه فرمود: «وَ یُخْبِرُها عَنْ اَبِیها وَمَکانَهُ، وَیُخْبِرُها بِما یَکُونُ بَعْدَها فی ذُرِّیَتِها وَکانَ عَلِیٌّ علیه السلام یَکْتُبُ ذلِکَ فَهذا مُصْحَفُ فاطِمَةَ علیهاالسلام ؛ و او را از پدرش و مقام و منزلتش [در بهشت] و نیز به حوادثی که بعد از رحلت او بر ذریه اش وارد خواهد گشت، خبر می داد. علی علیه السلام نیز آنچه را جبرئیل گزارش می داد، می نوشت. پس این [مجموعه] همان مصحف [معروف] فاطمه زهرا است.»

کوثر قرآن در آیینه معصومین علیهم السلام

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:
«من احب فاطمة ابنتی فهو فی الجنة معی و من ابغضها فهو فی النار؛ هر کس فاطمه علیها السلام دخترم را دوست بدارد، در بهشت با من است، و هر کس با او دشمنی ورزد، در آتش [دوزخ] است.»

اطاعت از فاطمه علیها السلام؛ امام باقر علیه السلام می فرمایند:
«... ولقد کانت - علیها السلام - مفروضة الطاعة علی جمیع من خلق الله من الجن والانس والطیر والوحش والانبیاء والملائکة ... ؛ اطاعت از فاطمه علیها السلام بر تمامی آفریدگان خدا از جن و آدمیان و پرندگان و وحوش و پیامبران و فرشتگان واجب است.»

سبک زندگی فاطمی

احترام به همسر و رعایت حقوق همسر و همسردوستی و فرزند دوستی و سخت کوشی در امور خانه و تبدیل خانه به مدرسه و تبدیل بخشی از خانه به مسجد و عبادت گاه و برنامه ریزی در کار خانه و رعایت حق خدمت کار و آموزش قرآن و اخلاق به خدمت کار از ویژگی های حضرت زهرا(س) بود چنان که تبدیل خانه به سنگر جهاد و مبارزه بر علیه ستمگران و دفاع از ولایت را در راستای وظایف خویش می دانست، همچنین توجه به دعا در حق همسایه و قانع بودن به خانه اجاره ای در اول زندگی و ایجاد روحیه عبادت و انفاق گروهی و خانوادگی در بین اعضا و و رعایت تفاهم با همسر و قبول مسئولیت شخصی در تربیت فرزندان و تقسیم کار در امور خانه و مشورت در امور و بردباری و تحمل فقر خانوادگی و مشکلات خانوادگی و فرمان پذیری از همسر، از اخلاق و روحیات خاص حضرت زهرا(س) بود.

فصل فراق
فاطمه علیها السلام در روزهای آخر زندگی، «اسماء بنت عمیس » را فراخواند و فرمود: دوست ندارم بر پیکر زن پارچه ای بیفکنند و اندام وی زیر آن نمایان باشد. اسماء پاسخ داد: نه من چیزی به تو نشان خواهم داد که درحبشه دیدم سپس چند شاخه تر خواست، آنها را خم کرد و پارچه ای بر روی آن کشید و تابوت گونه ساخت. فاطمه ( علیها السلام) فرمود: چه چیز خوبی است پیکر زن و مرد قابل تشخیص نست. ای اسماء! هنگامی که جان دادم تو مرا غسل بده و نگذار کسی نزد جنازه من بیابد . این اولین تابوتی بود که در اسلام ساخته شد و هنگامی که فاطمه ( علیها السلام) آن را دید تبسمی کرد که تنها تبسم او بعد از وفات پدرش رسول خدا صلی الله علیه و آله بود.

غربت خورشید فاطمی
فلسفه اصلی مخفی بودن قبر حضرت زهرا(س) مربوط می شود به وقایع و جسارت هایی که از طرف خلفای وقت و اطرافیان خلفا، به آن بزرگوار وارد شده بود، در این زمینه نقل شده است که حضرت زهرا(س) زمانی که وقت رحلتشان نزدیک شد و در بستر به حالت احتضار به سر می بردند، حضرت علی(ع) بر بالای بسترشان آمدند و بعد از صحبت هایی که با همدیگر کردند، حضرت فاطمه(س) اجازه خواستند تا چند وصیّت به همسرشان علی(ع) کنند.

از جمله وصایای حضرت زهرا(س) به علی(ع) این بود که فرمودند:
«ای پسرعمو! اگر تا چند ساعت دیگر از دنیا رفتم، جنازه ام را شبانه تشییع کن و مراسم تشییع مرا اعمّ از غسل و کفن و نماز خواندن و دفن کردن باید در محیطی مخفی و پنهان انجام دهید و فقط به کسانی اجازه در تشییع دهید که ظلم و جفا نسبت به من روا نداشته اند.»

 

منبع: حوزه نت

چرا مجبور کردن کودکان به بوسیدن دیگران کار اشتباهی است؟

 

 

 

شاید با دیدن عنوان این مطلب تصور کنید منظور ما این باشد که کودک خود را نباید مجبور به ارتباط با پدربزرگ و مادربزرگ، نشستن روی پای آن‌ها کنید و اجازه ندهید که عمه و خاله‌هایش او را در آغوش بگیرند و مواردی از این قبیل، اما چنین نیست. شما نباید کودک خود را از ارتباط با دیگران به خصوص فامیل درجه یکش منع کنید. در واقع این مطلب درباره این است که باید به احساسات و غرایز کودکان احترام بگذارید.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 6 دقیقه
بوسیدن، کودکان، غرایز، خلق و خو، تجاوز، احساس بد، احساسات،والدین، آموزش جنسی، خانواده ایرانی، تربیت کودک
 
 
 
 
گاهی بزرگسالان این غریزه و احساس را در کودکان نادیده گرفته و آن‌ها را مجبور به بوسیدن پدربزرگ و مادربزرگ می‌کنند. گاهی کودکان دوست ندارند با یکی از اعضای خانواده یا دوستان خانوادگی ارتباط برقرار کنند و از این ارتباط احساس خوبی ندارند. بنا به دلایلی گاهی کودکان از بوسیدن یا بقل شدن توسط دوستان یا خویشاوندان سرباز می‌زنند اما والدین کودک با نادیده گرفتن احساس بدش او را مجبور به این کار می‌کنند و دلیلی که برای این کار دارند جلوگیری از ناراحت شدن و برخورد بد کودکشان با اقوام و آشنایان است.
برای والدین این چنینی، در مجبور کردن کودک به بوسیدن دیگران تنها چیزی که اهمیت دارد این است که کودکی خوش برخورد داشته باشند و باعث ناراحتی دیگران نشوند.
گاهی این که به کودکتان اجازه ندهید احساس بد خود را بیان کند و حق بیان احساسش را نداشته باشد و نتواند احساسش را از تماس با فردی بگوید حتی اگر این تماس بوسیدن پدربزرگ و مادربزرگ باشد، باعث می‌شود کودک شما به گونه‌ای بزرگ شود که حس کند هیچ حقی نسبت به بدن خود ندارد و قدرت نه گفتن در آینده را نداشته باشد.
بزرگ شدن کودک با چینین خلق و خویی باعث می‌شود در صورت بروز حوادث بد مانند تجاوز یا لمس بد از طرف سایرین توانایی گفتن آن را نداشته باشد و اجازه دهد دیگران به بدنش دست بزنند.  راه‌های زیادی برای درک بهتر احساسات کودکان وجود دارد که به شما یاد می‌دهد چطور به کودکتان آموزش دهید احساسات بد و منفی خود را بیان کند و قدرت نه گفتن داشته باشد.

درک احساسات کودکان

برای درک بهتر احساسات کودکتان گاهی خودتان را در موقعیت او قرار دهید و از این که دوست ندارید کسی شما را ببوسد یا در آغوش بگیرد و اگر کسی شما را مجبور به این کار کند و بر خلاف میلتان این کار را انجام دهد چه احساسی خواهید داشت. درست است که به عنوان یک فرد بالغ نحوه آنالیز موقعیت‌ها با کودکان متفاوت است اما احساس بد در همه ما یکسان است و گاهی دوست نداریم توسط کسی که حتی نزدیک‌ترین فرد زندگی ما است در آغوش گرفته یا حتی بوسیده شویم.
بنابراین اگر کودکتان از بوسیدن پدربزرگ و مادربزرگ خودداری کرد به هیچ وجه برای ناراحت نکردن مادر و پدرتان او را مجبور به این کار نکنید.
به عقیده پیتر ساندرز سرپرست انجمن افرادی که در کودکی مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند، به هیچ وجه نباید کودکان خود را زمانی که احساس خوبی نسبت به کسی ندارند مجبور به لمس شدن از طرف شخص مقابل کنند. کودکان غریزه‌ای بسیار قوی و روحی بسیار حساس دارند و با مجبور کردن آن‌ها به کاری که دوست ندارند به خصوص لمس شدن از طرف سایرین باعث ضربه زدن به روح و جسم کودک خود خواهید شد.
درصد بسیار زیادی از افرادی که مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته‌اند کسانی بودند که در کودکی و سنین زیر پنج سال تجربه چنین احساسات و مجبور شدن به کاری که دوست نداشتند توسط والدینشان داشته‌اند.
به عقیده ساندرز، این که شما کودک خود را مجبور به بوسیدن پدربزرگ و مادربزرگ می‌کنید یا حتی او را مجبور می‌کنید دیگران را در آغوش بگیرد با کارهای روزمره مانند مجبور کردن او برای مسواک زدن و غذا خوردن بسیار متفاوت است.
مجبور کردن کودک به بوسیدن فردی که دوست ندارد باعث ضربه زدن به احساسات و روح او می‌شود. این اجبار درباره رد کردن و نقض تعریف حد و حدود و مرزهای روحی و احساسی کودکتان است و زمانی که او را مجبور به بوسیدن و در آغوش گرفتن کسی می‌کنید که دوست ندارد، مرزهای احساسی او را در هم شکسته‌اید و باعث خواهید شد نتواند تشخیص دهد چه چیزی درباره بدنشان درست یا غلط است و لمس بدنشان توسط دیگران در آینده برایشان مسئله مهمی نخواهد بود.
کودک شما ممکن است یک روز از بوسیدن پدربزرگ و مادربزرگ امتناع کند و روز دیگر عاشق پدربزرگ و مادربزرگش باشد اما گاهی اوقات کودکان درباره شخصی از خویشاوندان یا دوستان خانوادگی غریزه‌ای بسیار قوی دارند و اصلا دوست ندارد آن شخص به آن‌ها دست بزند. ممکن است چیزی از او دیده باشند یا با یک بار اجازه دادن بوسیده شدن از طرف مقابل رفتار ناشایست و احساس بدی به آن‌ها دست داده باشد. رفتار کودک شما می‌تواند بین این دو متغیر باشد.
اگر فرد مقابل که شخصی بالغ است و از این که کودکتان او را نبوسیده یا در آغوش نگرفته و اجازه نداده به او دست بزند، ناراحت شود این مشکل او خواهد بود نه مشکل کودکتان که رضایت او را جلب کند. بهتر است آن بزرگسال با احساسات خود مقابله کند و با مقصر جلوه دادن کودک باعث نشود که والدین او شرمنده شوند. هرچند که شرمندگی برای والدینی که کودک خود را با قدرت نه گفتن بزرگ کرده‌اند معنی ندارد.

نتیجه گیری در مورد مجبور کردن کودک به بوسیدن

شما به عنوان والدین کودک هرگز نباید اجازه دهید کودکتان در موقعیتی ناخوشایند حتی اگر بوسیدن پدربزرگ و مادربزگ باشد قرار گیرد. کودک شما همانند یک انسان دارای احساسات و غریزه‌ای است که باید به آن احترام بگذارید.
شما به عنوان والدینی دلسوز و حامی باید به کودک خود آموزش‌های جنسی لازم را بدهید و به او بگویید اشکالی ندارد اگر از احساسات بد خود صحبت کند. در بسیاری از موارد مشاهده شده کودکان توسط خویشاوندان بسیار نزدیک یا دوستان خانوادگی مورد آزار و اذیت جنسی و لمس نامناسب قرار گرفته‌اند و تبدیل به قربانیانی شده‌اند که از ترس مجازات و سرزنش شدن و طرد شدن از جانب دیگران سالیان سال نتوانند از این موضوع صحبت کنند و زمانی که جرات صحبت کردن پیدا کردند، از طرف دیگران متهم به دروغگویی و اتهام به آن شخص می‌شوند.
کودکان روحی بسیار حساس دارند و تربیت جنسی آن‌ها بسیار اهمیت دارد باید به کودک نواحی ممنوع را آموزش دهید و به او بگویید هرگز اجازه ندهد هیچکس حتی اقوام نزدیک به آن نواحی دست بزند و اگر چنین شد حتما به مادر یا پدر خود اطلاع دهد. کودکتان را شجاع بزرگ کنید و به او قدرت نه گفتن را آموزش دهید. احترام به نظر کودکتان درباره احساسش باعث می‌شود انسانی ارزشمند با روحیه قوی باشد.
 

 
منبع : کودکت 

ناگفته‌هایی از پشت پرده تبلیغات؛

 

 

در این شرایط نامساعد اقتصادی که بیشتر مردم فقط قادر به تهیه ضروریات زندگی خود هستند، تبلیغاتی وجود دارند که با استفاده از سلبریتی‌ها، مردم را تشویق می‌کند تا مثلا ساعت ده میلیونی بخرند یا خودروی خارجی لوکس سوار شوند و یا از فروشگاه‌های زنجیره‌ای برند خرید کنند.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 4 دقیقه
تبلیغات

 


بیلبوردها حرف‌هایی برای گفتن دارند که ما فقط بخشی از آن را درک می‌کنیم. هریک از تبلیغاتِ محیطی پیرامون ما که وقتی پایمان را از خانه بیرون می‌گذاریم با آن‌ها روبرو می‌شویم، بیانگر اندیشه‌ای هستند؛ تفکری که گاهی پشت زرق‌وبرق‌ها و رنگ‌های تبلیغاتی پنهان می‌شوند.

بیلبوردهای فرهنگی و تجاری، رسانه‌هایی هستند که عده‌ای می‌خواهند از طریق آن‌ها محصولی را به جامعه منتقل کرده و به نوعی به مردم بقبولانند که دنبال آن‌ها حرکت کنند.

در این یادداشت به چند نمونه از بیلبوردهایی اشاره می‌شود که علیرغم ظاهر ساده‌شان، باطنی پررمز و راز دارند. هدف از این نوشته این است که با دید بازتری به مسئله تبلیغات نگاه کنیم و تاثیر تبلیغات بر جامعه را بهتر بشناسیم.

بیلبوردهایی که ما را به خرید وادار می‌کنند

بعد از انقلاب صنعتی در اواسط قرن هجدهم و افزایش روزافزون تولیدات کارخانه‌ها، تبلیغات جای خود را در زندگی مردم باز کردند. اما در قرن بیستم، ادوارد برنایز، خواهرزاده زیگموند فروید، انقلابی در حوزه روابط عمومی و تبلیغات آمریکا به وجود آورد.

برنایز با استفاده از نظریات فروید در علم روانشناسی، راهکارهایی را برای جذب مشتری کشف کرد. او معتقد بود می‌توان ناخودآگاه انسان‌ها را مدیریت کرد و بدون اینکه احساس نارضایتی داشته باشند، آن‌ها را به خریدن و مصرف کردن وادار نمود، هرچند خریدن آن کالا برای مشتری ضرورتی نداشته باشد یا حتی کالایی مثل سیگار، برای مشتری ضرر هم داشته باشد.

 برنایز با استفاده از چهره‌های شناخته شده در عرصه‌های مختلف، کاری کرد تا کارخانه‌دارها برای مازاد تولید خود نگرانی نداشته باشند.این سبک جدید تبلیغات، سرآغاز مصرف‌گرایی بی‌حدومرز در غرب بود و با گذشت زمان بیشتر کشورهای جهان را درگیر کرد.

سلبریتی



سندرم مصرف‌گرایی با شعار "من خرید می‌کنم، پس هستم"، انسان را وادار به خرید می‌کند، حتی اگر به آنچه که می‌خریم نیاز نداشته باشیم. مصرف‌گرایی مصداق کامل اسراف و تبذیر است؛ چراکه از شما می‌خواهد مثلاً مبلمانی که یک سال قبل خریدید و هنوز قابلیت استفاده کردن دارد را دور بریزید و یک دست مبل نو بخرید.

در بسیاری از بیلبوردهای تجاری اطرافمان از روش تبلغاتی برنایز استفاده می‌شود. در این شرایط نامساعد اقتصادی که بیشتر مردم فقط قادر به تهیه ضروریات زندگی خود هستند، تبلیغاتی وجود دارند که با استفاده از سلبریتی‌ها، مردم را تشویق می‌کند تا مثلا ساعت ده میلیونی بخرند یا خودروی خارجی لوکس سوار شوند و یا از فروشگاه‌های زنجیره‌ای برند خرید کنند.

 

بیلبورد با پوشش منافقین

 

بیلبوردهای فرهنگیِ ضد‌ فرهنگ

نمونه دیگری از بیلبوردهایی که در چند وقت اخیر مشاهده شده، بیلبوردهایی هستند که به نام فرهنگ و هنر معرفی می‌شوند، اما باطنی ضد فرهنگ دارند.

بیلبوردهای سربازان اسرائیلی در شیراز و مشابهت پوشش زنان در تبلیغ یک کنسرت، با پوشش زنان عضو گروهک منافقین، از مواردی بودند که در رسانه‌ها حاشیه‌ساز شدند. اگر نگوییم این موارد اتفاقی نبوده و بخشی از پروژه نفوذ است، حداقل می‌توان گفت اشتباهات عجیبی است که نظارت نهادهای فرهنگی را زیر سؤال می‌برد.

 از تبلیغات به‌ظاهر فرهنگی که واکنش‌های زیادی را به همراه داشت، بنرهای شهرداری تهران در رابطه با تغییر چهره شهر توسط بانوان است. روی این بنر چند رنگ مختلف کشیده و روی رنگ مشکی خط زده شده است. همه می‌دانند که چادر مصداق اصلی پوشش بانوان با رنگ مشکی است، بنابراین درخواست حذف رنگ مشکی از پوشش بانوان، به‌منزله حذف چادر خواهد بود.

سوء‌استفاده از باورهای مردم

برخی از تبلیغات از شعارهای ملی یا باورهای مردم برای فروختن کالای خود سوءاستفاده می‌کنند. مثلاً  به تازگی عکس بیلبوردی منتشر شده است که با شعار "طب کهن خود را باور کنیم" داروهای یک شرکت داروسازی تبلیغ می‌شود.

این عکس اولین بار در پیج اینستاگرام حجت‌الاسلام رسول جعفریان منتشر شد و واکنش ایشان به سوءاستفاده از طب قدیم را در پی داشت.

بیلبورد


بی‌شمار از این موارد در تبلیغات تلویزیونی و در بیلبوردها دیده می‌شود، مثلاً برخی از شرکت‌ها با استفاده از شعار تولید ملی و حمایت از کالای داخلی، برای فروش تولیدات غیراستاندارد خود استفاده می‌کنند.

نتیجه این تبلیغات، این است که اگر محصول ارائه شده بی‌کیفیت باشد، ریشه باورهای ذهنی مردم را خراب کرده و آن‌ها را نسبت به ارزش‌ها بی‌تفاوت می‌کند.

تمامی این نمونه‌ها و ده‌ها نمونه دیگر موجود در رسانه‌ نشان می‌دهد حوزه تبلیغات در کشور ما از اصول سازگار با ساختارهای بومی پیروی نمی‌کند. این نوع تبلیغات به روند غربی شدن جامعه سرعت بخشیده و مردم جامعه را در دام تجمل و مصرف‌گرایی می‌اندازد. تبلیغات به جهت اینکه در گردش اقتصادی موثرند و رسانه‌ای برای ارتقای فرهنگ مردم محسوب می‌شوند، قابل حذف شدن از زندگی انسان نیستند، اما باید نحوه اجرای آن مدیریت شود، تا سبک زندگی مردم به انحراف کشیده نشده و به تضاد درونی دچار نشوند.

دوشنبه, 01 بهمن 1397 10:47

پول همسران در جیب چه کسی؟

حساب مالی مشترک در زندگی

 

 

زندگی مشترک پازلی است که اجزای آن را زن، مرد و مجموعه روابط بین آنها شکل می‌دهد؛ پس باید آن را به شکلی چید که همه‌چیز باهم هماهنگ باشد. نحوه ارتباط زن و شوهر تعیین می‌کند که آیا پول، خانه و ماشین، باعث اختلاف می‌شود و یا وسیله‌ای برای ادامه زندگی!
 
 
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه
مسائل مالی زوجین
 
 
 
 
بر اساس گزارش هافینگتون پست از نتایج پرسشنامه‌ای که به‌وسیله مجله «پول»بدست آمد، دلیل اصلی دعوای 70 درصد زوجین «پول» است که طبق گفته افراد شرکت‌کننده در این پرسشنامه خرید بیش‌ازحد، بودجه‌بندی مسائل مالی و بدهی، بزرگ‌ترین عامل برای بحث‌وجدل در بین آنها بوده است.(1)

پنهان‌کاری و دروغ‌گویی زوجین در ارتباط با مسائل مالی را می توان نوعی خیانت مالی آنها به هم دانست؛ قانون و عرف تشکیل زندگی مشترک، دروغ گفتن و پنهان‌کاری همسران را تقبیح می‌کند.

متأسفانه برخی از مردان باوجود داشتن شغل مناسب همیشه خودشان را بی‌پول نشان می‌دهند تا همسرشان تقاضایی از آنها نداشته باشد؛ عده‌ای دیگر هم شاغل بودن زن را دلیلی برعدم پرداخت هزینه‌های ماهانه به او می دانند.

ضرب‌المثل حساب حساب است و کاکا برادر باور نادرستی است که نباید وارد زندگی مشترک شود لذا اگر مرد و زن هر دو شاغل هستند و درآمد دارند، نباید مباحث مالی زندگی مشترک‌شان را بر اساس این الگو ترسیم کنند. همچنین اگر زن تمام درآمد خود را در خانه هزینه کند ممکن است همسرش دیگر تن به پرداخت هیچ هزینه‌ای در زندگی ندهد و انتظار داشته باشد که تمامی مخارج بر عهده زن باشد. 

آیا زوجین باید حساب مشترک داشته باشند یا خیر؟

داشتن حساب مالی مشترک در زندگی، کاملاً توافقی است. نمی‌توان قانون مشخصی وضع کرد که چون زندگی مشترک است پس حساب بانکی هم باید مشترک باشد. در این امر زوجین باید قبل از باز کردن حساب به شناخت کافی از یکدیگر رسیده و درباره نحوه برداشت پول از حساب مشترک توافق کنند.

اگر یکی از طرفین نیاز به برداشت پول داشت، حتماً با مشورت همسر این کار را انجام دهد؛ ممکن است یکی از طرفین ریسک‌پذیر و ولخرج و دیگری محافظه‌کار و اقتصادی باشد در این صورت داشتن حساب بانکی مشترک توصیه نمی‌شود.

بااین‌حال حساب بانکی مشترک علاوه بر اینکه باعث اتحاد و اعتماد بیشتر طرفین می‌شود، درصورت عدم توافق می‌تواند اختلافات و مشکلات زیادی را نیز به‌وجود آورد.

دکتر حمید حبشی مشاور و کارشناس خانواده عقیده دارد در مسائل مالی، وظیفه زن طرح نیاز و وظیفه مرد تأمین مالی است. همچنین بیان می کند:«خداوند برای هر پدیده یک شأنی آفریده و برای آن تکلیفی مقرر کرده است؛ به خورشید شأن گرمی و نور داد، به آب زلالی و شفافیت بخشید، به زن شأن نرمی و لطافت و برای مرد تکلیف تأمین دهندگی قرارداد.

زمانی که پیامبر گرامی اسلام (ص) امورات را در تقسیم کارکردهای زندگی بین حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) تقسیم می‌کرد فرمود: کار در خانه برای فاطمه و کار بیرون برای علی است. این به معنای این نیست که فاطمه(س) از خانه بیرون نیاید چراکه تاریخ، فراوان از فعالیت‌های حضرت فاطمه (س) در اجتماع ازجمله مساجد یادکرده است؛ مبنا بر اساس شأنی است که خداوند برای مرد مقرر کرده است. خداوند زن را لطیف آفرید و از همین جهت او را امام، مدیر و نبی قرار نداد چراکه باروحیه زن در تعارض است.

متأسفانه زنان امروز به میدان پراسترس اشتغال آمده‌اند که این مسئله دو آسیب را به همراه دارد: 1- نرمی و لطافت زن را تلف می‌کند. 2- شأن تأمین دهندگی مرد را به باد می‌دهد؛  ازیک‌طرف اشتغال استرس و تنش‌هایی کاری به زن وارد می‌کند و از طرف دیگر گاهی مرد متوقع می‌شود و انتظار دارد زن تأمین یکسری از مخارج را بر عهده بگیرد اما ازآنجایی‌که زن تأمین معاش را وظیفه مرد می‌داند تعارض و اختلافات بین آنها شروع می‌شود»

حبشی به کنجکاوی‌های زنان در مباحث مالی مردان اشاره می‌کند و می‌گوید: «نه‌تنها زن نباید در مسائل و جزئیات فعالیت تأمین دهندگی مرد دخالت کند بلکه مرد هم نباید چنین اجازه‌ای به او بدهد؛ دانستن اینکه "چقدر بدهکاری، چقدر در ماه خرج کردی، چقدر باید قسط بدهی و..." باعث ایجاد استرس در زنان می‌شود.  لذا وظیفه زن در مسائل مالی، طرح نیاز متناسب با توان مالی همسر و وظیفه مرد تأمین مالی است.»

همچنین محسن محمدی نیا (معین) زوج‌درمان -روانشناس و مشاور خانواده در رابطه با اشتغال زنان و مسئولیت‌های مالی زوجین به تبیان گفت:«نقش مرد تأمین نیازهای خانواده، حمایت و ایجاد امنیت مالی، اجتماعی و جانی از خانواده است؛ به همین دلیل مردان قدرتمندتر از زنان آفریده‌شده‌اند اما زنان موجودی لطیف و ظریف‌اند. اگر می‌بینیم زنانی در جامعه همراه مردان به اشتغال دست‌یافته‌اند این از وظایف زن نیست بلکه او از سر لطف خود کمک‌خرج زندگی می‌شود.

زنان باید بدانند که مرد توانایی اداره زندگی را دارد؛ یک‌زمانی مشکلاتی همچون بیکاری و ورشکستگی برای مرد اتفاق می‌افتد و زن مجبور است برای حفظ زندگی‌شان کار کند، اینجا کار کردن زن موقتی است اما شرایط نباید به‌گونه‌ای شود که زنان بار مالی زندگی را به دوش بکشند؛ اگر چرخ مالی زندگی را در دست گرفتید، این توقع را در مرد ایجاد می‌کنید که همه امورخانه بر عهده زن باشد! لذا اشتغال زنان ایرادی ندارد اما زن نباید مسئولیت مالی زندگی را بر عهده بگیرد.»

محمدی نیا ادامه می‌دهد: «مدیریت مالی خانواده بر عهده مردان است. آنها از تامین مایحتاج و نیازهای خانواده در درون خود احساس فخر و غرور می‌کند. خداوند در آیه 34 سوره نساء می‌فرماید: «الرجال قوامون علی النساء» مردان سرپرست و نگهبان زنان‌اند که این سرپرستی و نگهبانی به‌صورت عام است و تنها مسائل مالی را شامل نمی‌شود بلکه مرد باید ازلحاظ عاطفی، جنسی، امنیت و آرامش و... نیازهای زن را تأمین کند.»

این مشاور خانواده اشاره می‌کند: «زنان شاغل باید ظرفیت همسرشان را بسنجند و تمام درآمدشان را در زندگی خرج نکنند. متأسفانه برخی از مردان از ظرفیت پایینی برخوردارند و اگر همسرشان کوچک‌ترین هزینه‌ای را متقبل شود، سریع شانه خالی می‌کنند که در این صورت توصیه می‌کنیم زنان برنامه‌ریزی شده در خانه هزینه کنند.»


 
پی نوشت: 1- برگرفته از مقاله " مسائل مالی چه به روز رابطه‌تان می‌آورد؟" که در سایت برترین ها منتشر شده است.

 

با این شرایط می توانید برای کودکتان تلفن همراه بخرید

 

 

 

 

 

در حال حاضرعلاقه کودکان به حضور در فضای مجازی، نگرانی‌هایی را برای والدین ایجاد کرده است که تنها راه‌حل آن نظارت اصولی بر فعالیت آن‌ها و ارائه سرگرمی‌های جایگزین است.
 
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 7 دقیقه
فضای مجازی، کودکان
 
 
 
با توسعه اینترنت در جهان، سن استفاده از آن بسیار پایین آمده است. به گزارش ایسنا از هر سه کاربر اینترنت در جهان، یک نفر کودک است؛ کودکانی که امروز اسباب‌بازی‌هایشان به عروسک و ماشین محدود نمی‌شود. تلفن همراه، تبلت و رایانه برای کودکان امروزی به‌قدری جذاب است که با سرعت حیرت‌آوری کار با این وسایل را یاد می‌گیرند.
اغلب کودکان تمایل زیادی به بازی‌های رایانه‌ای و آنلاین دارند. در دنیای کنونی، نه می‌توانیم کودکان را به کوچه‌ها بفرستیم تا باهم سن و سالانشان همچون قدیم لی‌لی، دوچرخه‌سواری و هفت‌سنگ بازی کنند و نه می‌توانیم آنها را وادار به ماندن در خانه کنیم پس والدین باید در عین احترام به سلایق کودکان، برفعالیت فرزند خود نظارت داشته باشند.

نقش والدین در میزان علاقه‌مندی کودکان به فضای مجازی

متأسفانه امروزه بی‌توجهی به مسئولیت فرزند پروری در بین والدین به‌شدت دیده می‌شود. آن‌ها با سرگرم کردن فرزندشان با تلفن همراه، به کارهای شخصی خود می‌پردازند و به مسائل تربیتی کودک کمتر توجه می‌کنند درحالی‌که والدین مهم‌ترین الگو برای کودکان هستند و سبک زندگی پدر و مادر نقش عمده‌ای را در سلامت جسمی و روانی کودک دارد. پدر و مادری که اوقات فراغت خود را در فضای مجازی می‌گذراند، ناخودآگاه این باور را به کودک القا می‌کند که او هم می‌تواند با تلفن همراه سرگرم شود.

مهرناز طهرانی روانشناس کودک و نوجوان، عدم گفت‌وگوی والدین با کودکان و همچنین تک‌فرزندی را یکی از علل روی آوردن کودکان به فضای مجازی می‌داند و دراینباره به تبیان می‌گوید: "کاهش ارتباطات کلامی در خانواده‌های کم‌جمعیت سبب حاکمیت دنیای مجازی و رسانه شده است. کودکی که از تنهایی رنج می‌برد، برای فرار از سکوت حاکم در خانه به دنبال جایگزینی برای اوقات فراغت خود است درنتیجه به تلویزیون، هیجان کاذب بازی‌های رایانه‌ای و شبکه‌های مجازی رو می‌آورد."

وی می‌گوید: "متأسفانه والدین تلفن همراه را برای فرزندشان تهیه می‌کنند اما نحوه استفاده از آن را آموزش نمی‌دهند. اگر آنهابر فعالیت‌های کودک در فضای مجازی نظارت داشته باشند و ساعت معینی را برای استفاده از تلفن همراه برای او تعیین کنند، مشکلی ایجاد نمی‌شود."

مدت‌زمان استفاده از تلفن همراه برای کودکان در روز چقدر است؟

طبق تحقیقات آکادمی آمریکایی اطفال، کودکان نباید قبل از 18 ماهگی در معرض رسانه اعم از رادیو، تلویزیون،روزنامه، اینترنت و... قرار گیرند. همچنین کودکان دو تا پنج سال، نباید روزانه بیش از یک ساعت از تلفن همراه استفاده کنند.

محققان اعلام کرده‌اند که اگر کودکی بیشتر از دو ساعت در روز را صرف موبایل هوشمند خود یا تماشای تلویزیون کند، در معرض خطر آسیب مغزی قرار می‌گیرد همچنین آمار و ارقام نشان می‌دهد که کودکانی که اکثر وقت خود را صرف دیوایس‌های الکترونیکی یا تماشای تلویزیون می‌کنند، عملکرد شناختی حدوداً ۵ درصد ضعیف‌تری نسبت به دیگر کودکان ۸ تا ۱۱ ساله دارند.(1)

نحوه نظارت برفعالیت کودکان در فضای مجازی

در حال حاضرعلاقه کودکان به حضور در فضای مجازی، نگرانی‌هایی را برای والدین ایجاد کرده است که تنها راه‌حل آن نظارت اصولی بر فعالیت آن‌ها و ارائه سرگرمی‌های جایگزین است.

طهرانی روانشناس کودک، اشاره می‌کند: "والدین باید الگوی مناسبی برای فرزندان باشند؛ زمانیکه والدین در برابر کودک از فیلترشکن استفاده می‌کنند، او احساس می‌کند چیز جذابی است؛ دقت کنید حس دیداری و شنیداری در یادگیری کودکان بسیار مهم است و آنها از این طریق به‌سرعت همه‌چیز را یاد می‌گیرند لذا والدین باید خودشان از فضای پاک اینترنت بهره‌مند شوند تا کودکشان هم از آنها یاد بگیرند."

چگونه می‌توان کودکان را از اینترنت پاک بهره‌مند کرد؟

منظور از اینترنت پاک، استفاده سالم و درست از اینترنت است؛ به صورتی که در آن خبری از فیس‌بوک، یوتیوب، شبکه‌های اجتماعی، توئیتر و محتویات ناسالم نیست.

والدین موفق درزمینه نظارت و استفاده از اینترنت پاک برای فرزندانشان راه‌های جالبی را به ما ارائه داده‌اند:

فیلترگذاری در استفاده از اینترنت:
خانم رضایی صاحب دختر 12 ساله‌ای است که می‌گوید: هانیه تبلت و یا تلفن همراه جداگانه ندارد بلکه ما یک تبلت عمومی در خانه داریم که همه اعضای خانواده می‌توانند از آن استفاده کنند. یک سیم‌کارت در آن تبلت خانوادگی انداخته‌ایم و با آن شماره در تلگرام و ایسنتاگرام حضور دارد اما ما برای نظارت بر او با نصب نرم‌افزاری دسترسی به اینترنت را محدود کرده‌ایم. با ایجاد این محدودیت او دیگر امکان سرچ در گوگل و اینستاگرام و همچنین عضویت در لینک‌های ارسالی در گروه‌های تلگرام را ندارد و برای انجام هر کاری باید از رمزی استفاده کند که رمز آن را تنها من و پدرش داریم.

استفاده از تلفن همراه بدون اجازه ممنوع!
خانم زیتونی مادر دختر 7 ساله دراینباره می‌گوید: لیلا تبلت شخصی دارد اما تنها با اجازه پدرش امکان استفاده از آن را دارد و تنها در صورتی می‌تواند بازی اینترنتی بخرد که پدرش به او اجازه بدهد و آن بازی را تأیید کند.

استفاده مفید از فضای مجازی
خانم موسوی روش استفاده از اینترنت پاک را به پسر 10 ساله‌اش آموزش داده است. او می‌گوید: پسرم علاقه زیادی به حضور در شبکه‌های مجازی دارد و البته تحت نظر من و پدرش وارد فضای مجازی می‌شود اما با یک روش ساده فکر کردم که حضور در فضای مجازی را می‌توانم برای او مفید کنم؛ از او خواستم هرروز یک پاراگراف از کتابی را مطالعه کند، سپس آن را خلاصه و در اینستاگرام منتشر کند تا هم به معلومات علمی خودش اضافه شود و هم به فالوئرها مطالبی را آموزش دهد.

با توجه به این روش‌ها می‌توان برای کودکانی که در آستانه نوجوانی قرار دارند در شبکه های مجازی فضاهایی همچون تبادل خلاصه کتاب، هنرهای دستی، مطالب علمی و چیزهای دیگری که کودکان استعداد آن را دارند، ایجاد کرد تا هم از آن استفاده کنند و هم زمینه ای  برای رشداستعدادهایشان شود.

چگونه زمان بدون اینترنت را پرکنیم؟

طهرانی روانشناس کودک معتقد است: "گروه سنی 5 تا 12 سال را باید با پیشنهاد و بازی‌های جذاب از فضای مجازی دور کرد. وقتی پیشنهاد جذاب نیست، کودک گزینه جذاب و هیجان‌انگیزتر یعنی استفاده از تلفن همراه را انتخاب می‌کند؛ لذا والدین می‌توانند زمان کیفی خیلی خوبی را با فرزندان خود سپری کنند تا آنها را از این فضاها دورنگه دارند.‌ اما سؤال اساسی این است که روش‌های جایگزین استفاده از تلفن همراه چیست و والدین چگونه می‌توانند زمان‌های بدون اینترنت را پر کنند؟

بازی و تفریح سالم یکی از مهمترین روش‌های جایگزین استفاده از تلفن همراه است که البته در گروه سنی‌های مختلف متفاوت است:

بازی برای گروه سنی 5 تا 6 سال

کودکان در این سن، بیشتر اسباب‌بازی‌هایی را می‌پسندند که مشخصات واقعی داشته باشند. همچنین به بازی‌های نمایشی بیشتر از بازی‌های خیالی تمایل دارند لذا مجموعه وسایل بنایی و ساختمانی، وسایل نقاشی، اسباب‌بازی‌های الکترونیکی، انواع عروسک، وسایل خیاطی، دوربین عکاسی، پازل‌های تصویری، فرفره، طناب‌بازی، انواع وسایل ورزشی، ابزار و لوازم هنری و مدل‌سازی از اسباب‌بازی‌های موردعلاقه کودکان در این سن است که والدین می‌توانند به‌وسیله آنها به سرگرمی با کودکان خود بپردازند.

بازی برای گروه سنی 7 تا 12 سال

در این سن بازی‌های فکری تبدیل به بازی‌های جمعی می‌شود و کودکان در این سن علاقه‌مند به بازی‌های نمایشی، ذوقی و خلاقانه هستند؛ لذا اسباب‌بازی‌های برقی، وسایل تردستی، وسایل بافندگی، وسایل نجاری، وسایل نقاشی، وسایل باغبانی، ابزار و آلات موسیقی، قطارهای برقی، بازی‌های کارتی، پازل‌های تصویری و حجمی، وسایل آزمایشگاهی، اسباب‌بازی‌های فکری، انواع عروسک، کتاب کاردستی‌ها و حتی بازی های جدیدی مانند درست کردن دابسمش ازجمله بازی هایی است که کودکان در این سن می‌توانند با آنها سرگرم شوند و اوقات خوشی را به‌دوراز هرگونه فضای مجازی سپری کنند."



 
پی نوشت ها: 
1-گزارش " کودکان در فضای مجازی به چه محتوایی نیاز دارند؟" که در خبرگزاری ایسنا منتشرشده است.
2-گزارش از مقاله" ?How much is too much time online for your kids" که در سایت http://home.bt.com منتشر شده است.

نقد تفکر «آگوست کنت» پدر پوزیتیویسم؛

 

 

 

فیلسوفی همچون نیچه شاید بتواند خدا را بکشد، اما هیچ فیلسوف و سیاست‌مداری نتوانسته از دست دین خلاص شود. اینجاست که باید بگوییم دنیا هرقدر هم که تغییر کرده و تغییرات علمی سرعت گرفته؛ اما نتوانسته‌اند جای دین را بگیرند.
 
 
 
 
نویسنده : ساجده مقدمی
زمان تقریبی مطالعه : 6 دقیقه
آگوست کنت

 

 

رشد تکنولوژی و تغییرات در نیمه دوم قرن بیستم به حدی سریع بوده که می‌توان گفت، این روند از دوره ابتدای تولد بشریت بی‌سابقه بوده است. در زندگی روزمره خود از اپلیکیشین‌ها، نرم‌افزارها، برنامه‌های متفاوتی استفاده می‌کنیم. این تکنولوژی‌ها که نتیجه پیشرفت علمی‌اند بخش ضروری از زندگی روزمره ما شده‌اند اما نکته مهم اینجاست که علی‌رغم همه‏‌ی این پیشرفت‌های منتج از علم، دین همچنان به حیات خود ادامه می‌دهد و علم نتوانسته جایگزین دین شود. چنان‌که بسیاری به‌غلط پیش از جهانی‌شدن تصور می‌کردند که علم جایگزین دین شده است.

بسیاری از اندیشمندان به‌صراحت اعلام می‌کنند در قرون اخیر پیشرفت‌های علمی را پشت سر گذاشته‌ایم و دین هم‌چنان به حیات خود ادامه می‌دهد و عملاً از فرآیند سکولاریزاسیون و انقلاب‌های علمی نجات‌یافته است. (1)

فیلسوفی هم‌چون نیچه شاید بتواند خدا را بکشد، اما هیچ فیلسوف و سیاست‌مداری نتوانسته از دست دین خلاص شود.


مهم نیست که تکنولوژی تا چه حد پیشرفت کرده است یا ادعای منکران و ملحدان چیست، مهم این است که دین هم‌چنان عمل می‌کند و به حیات خود ادامه می‌دهد. فیلسوفی هم‌چون نیچه می‌تواند خدا را بکشد، اما هیچ فیلسوف و سیاست‌مداری نمی‌تواند از دست دین خلاص شود. اینجاست که باید بگوییم دنیا هر قدر هم که تغییر کرده و تغییرات علمی و تکنولوژیکی سرعت گرفته و بیشتر شده‌اند؛ اما نتوانسته‌اند جای دین را بگیرند. هرچند که تأثیرات زیادی روی دین گذاشته‌اند.(2)

نمی‌شود از دین حرف زد اما سخنی از تأثیرات انقلاب علمی جهانی، دوره روشنگری و اندیشه‌های اصحاب روشنگری به میان نیاید. در این میانه متفکری چون آگوست کنت هم که داعیه‌دار سیاست اثباتی و مکتب اثباتی بود؛ در ذیل همین سیستم فکری حاکم بر قرن هجدهم اروپا قرار می‌گیرد. در این مجال به بررسی اندیشه‌های کنت، سیستم تفکر اثباتی(تجربه‌گرایی) و نقد آن خواهیم پرداخت.

انقلاب علمی با چالش کشیدن جدی جهان‌بینی ارسطویی-مسیحی، جهان را نه سیستمی معنوی مملو از ارزش، معنا و هدف، بلکه سیستمی مکانیکی مرکب از ماده‌ای در حال حرکت می‌دید که از قوانین طبیعی تبعیت می‌کند.


انقلاب علمی با چالش کشیدن جدی جهان‌بینی ارسطویی-مسیحی، جهان را نه سیستمی معنوی مملو از ارزش، معنا و هدف، بلکه سیستمی مکانیکی مرکب از ماده‌ای در حال حرکت می‌دید که از قوانین طبیعی تبعیت می‌کند. هدف الهی و اراده بشری در جهان‌بینی علمی به اموری حاشیه‌ای و در حقیقت غیرضروری بدل شدند و دیگر جهان همچون نظمی سلسله مراتبی تلقی نمی‌شد که در آن هر موجودی جایگاه و هدفی به‌حق در عالم داشت که خداوند آن را ساخته و پرداخته بود. دیگر جای تعجب نیست که روشنگران در پرتو توفیق‌های جهان‌بینی علمی اسلافشان روی علم به‌منزله وسیله مبارزه با فرهنگ مسیحی دست گذاشتند.(3)

آن‌چه در این میان مورد توجه بوده و به‌عنوان بدلی برای دین و نگرش مسیحی قرار می‌گیرد؛ دانش حقیقی است.  دانشی که بر پایه‏‌ی مشاهده، واقعیت‌ها و روش‌های علمی است و مسلماً شهود و سنت که جایگاهی مهم در دین دارند، با چنین نگرشی بی‌اعتبار شناخته می‌شود و تنها اموری معتبرند که با حواس قابل درک باشند.

قرن نوزدهم و تغییر بنیان علم

تا پیش از قرن نوزدهم علم به معنای معرفتی بود که عهده‌دار شناخت و یا کشف خارج بود و  دانش‌های غیرتجربی و آزمون‌ناپذیر را هم شامل می‌شد، اما از قرن نوزدهم به بعد، معنای علم در حقیقت دگرگون نشد بلکه بنیان آن تغییر یافت و به دلیل غلبه معرفت‌شناسی تجربه‌گرایی و اثباتی، علم حسی به‌عنوان تنها راه شناخت و ارتباط انسان با جهان خارج معرفی شد.

در قرن نوزدهم «آگوست کنت» نماینده برجسته تفکر پوزیتیوستی است. او تاریخ بشری را به لحاظ معرفتی به سه دوره تقسیم کرد، دوران تفکر ربانی، دوران تفکر فلسفی و دوران تفکر علمی.


معنای پوزیتیویستی علم در قرن نوزدهم و نیمه نخست قرن بیستم به اوج اقتدار تاریخی خود رسید. در قرن نوزدهم «آگوست کنت» نماینده برجسته تفکر پوزیتیوستی است. او تاریخ بشری را به لحاظ معرفتی به سه دوره تقسیم کرد، دوران تفکر ربانی، دوران تفکر فلسفی و دوران تفکر علمی. 

ازنظر کنت معرفت علمی جایگزین معرفت دینی و فلسفی شده است. به نظر او و غالب کسانی که در آن زمان علم را به معنای جدید آن به کار می‌بردند. این نوع از معرفت کارکردهای دو نوع معرفت فلسفی و دینی را می‌توانست داشته باشد. از نظر آن‌ها معرفت دینی و فلسفی به لحاظ تاریخی نقش مقدماتی برای شکل‌گیری و پدید آمدن معرفت علمی داشته‌اند و با آمدن این نوع از معرفت نیازی به معارف پیشین نیست. به نظر کنت معرفت علمی به‌حسب ذات خود مستقل از معرفت دینی و فلسفی است و با رشد معرفت علمی، معرفت‌های پیشین زائل و نابود خواهد شد. (4)

واقعیت آن است که تجربه‌گرایی یا همان اثبات‌گرایی و پوزیتویسم در برهه‌های مهمی از تاریخ با تأکید خاص بر امور حسی بر رشد علم شدت بخشیده و شیوه‌ی زندگی بشریت را ارتقا داده است. بسیاری از امکانات زندگی کنونی ما ناشی از همین دیدگاهی است که باید جهان بیرون را کشف کرد و حواس انسانی را ارتقا داد و نمی‌توان یکسره به نقد تجربه‌گرایی پرداخت؛ چراکه بسیاری از تکنولوژی‌های مورد استفاده ما در زندگی روزمره مدیون همین نگاه بیرونی و تجربی است. 

بن‌بستی که انسان در دنیای کنونی با آن مواجه است ناشی از چنین نگرشی است. زمانی که انسان و حواس او در مرکزیت قرار گیرد، به یک ماشین تبدیل می‌شود. ماشینی که باید کار کند، سوخت‌گیری کند و اندکی به خود استراحت دهد تا بتواند دوباره کار کند و کار و کار


اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که تأکید یک‌جانبه بر امور بیرونی، حسی و ملموس راه را برای بروز سایر ابعاد روحی انسانی می‌بندد و انسان را عملاً در یک بن‌بست قرار می‌دهد. بن‌بستی که انسان در دنیای کنونی با آن مواجه است ناشی از چنین نگرشی است. زمانی که انسان و حواس او در مرکزیت قرار گیرد، به یک ماشین تبدیل می‌شود. ماشینی که باید کار کند، سوخت‌گیری کند و اندکی به خود استراحت دهد تا بتواند دوباره کار کند و کار و کار.

مسیحیت کنونی و به‌تبع آن مسیحیت قرن هفدهمی گرفتار تحریفات زیادی بوده و هست. شاید همین تحریفات بر دین‌زدگی و خرافه‌پنداری امر دینی دامن زده باشد و موجی از تجربه‌گرایی را در جامعه ایجاد کرده باشد، اما نمی‌توان تجربه مسیحیت در برخورد با علم را به‌صورت تام و تمام به اسلام نیز سرایت داد. بلکه باید همواره این نکته را مدنظر داشته باشیم که اسلام علی‌رغم آن‌که نگرش تجربی دارد و بر بهبود شرایط زندگی مادی انسان تأکید می‌کند، هم چنان درون انسان را نیز مدنظر قرار می‌دهد. ارتقا نفس انسانی و فراهم نمودن ملزومات رشد روحی بشر، امور مورد تأکید اسلام هستند که  نباید از آن‌ها غفلت کرد و در سایه بهبود شرایط مادی زندگی از آن‌ها چشم پوشید.


پی‌نوشت‌ها:
1.Gilbert Achar (2015)
2. The i- zation of society, Religion, and Neo liberalism post secularism,Addam possami,2017 , page 3-5
3. کشاکش آرا در جامعه شناسی، استیون سیدمن، ترجمه هادی جلیلی، نشر نی 1391، صفحه 26
4.روش شناسی انتقادی حکمت صدرایی،حمید پارسانیا، کتاب فردا، 1393 صفحه 24

 

 

 

مهارت‌های مدیریت پروژه

 

 

 

 

 

 

باید اعتراف کنم تمام پروژه‌هایی که روی آنها کار کرده‌ام دارای موفقیت‌های شگرفی نبوده‌اند. برخی از آنها کاملا فاجعه بودند و من با نگاه به گذشته این درس کلیدی را فراگرفتم: معمولا بذرهای موفقیت یا شکست در طول مراحل نخستین برنامه‌ریزی و تشکیل تیم کاشته می‌شوند. واقعا تمام پروژه‌های شکست‌خورده از یک یا چند اشتباه خطرناک اما رایج برنامه‌ریزی رنج کشیده‌اند. این اشتباهات به ترتیب اولویت خاصی فهرست نشده‌اند زیرا غالبا مانند مجموعه‌ای از سگ‌های خشمگین گرد هم می‌آیند.

 

 

 

۱. بهره‌گیری از اهداف مبهم: «نمی‌دانیم به کجا می‌رویم اما دست‌کم خوش می‌گذرانیم!» پروژه‌هایی که به این طریق اجرا می‌شوند معمولا با به‌ناکجاآباد رفتن پایان می‌یابند. شتاب به سمت پیاده‌سازی هرچه سریع‌تر باعث می‌شود که تفکر جدی و مناسبی برای شفاف‌سازی اهداف، اقدامات و روابط میانی آنان صورت نگیرد. با اینکه ممکن است اهداف مبهم شوند، هیچ عذری وجود ندارد که اجازه دهیم آنها تیره و مبهم بمانند. اهداف مبهم انگشت‌نماشدن، سرزنش و شکست قابل پیش‌بینی را در پی دارند.

 

۲. نادیده گرفتن بستر محیطی: «چیزی که آن را نمی‌شناسیم به ما آسیبی نخواهد زد.» خب، ممکن است این اتفاق بیفتد. پروژه‌ها به طرق غیرقابل پیش‌بینی‌ای مطرح می‌شوند اما برخی اوقات افراد فقط جلوی پای خود را نگاه کرده و این موضوع را مدنظر قرار نمی‌دهند که عوامل ریسک خارج مرزهای پروژه‌شان چگونه می‌توانند بر آنها اثر بگذارند. درست است که شما نمی‌توانید باد را کنترل کنید اما قطعا می‌توانید بادبان‌های خود را تنظیم کنید.

 

۳. استفاده از فرآیند و ابزارهای محدودکننده: «این نرم‌افزار مدیریت پروژه می‌تواند تمام نیازهای برنامه‌ریزی ما را مدیریت کند.» هنگامی که تنها ابزار در اختیار شما یک چکش باشد، تمام دنیا مانند یک میخ به نظر خواهد آمد. با وجود آنکه من واقعا برای نرم‌افزارهای پروژه مایکروسافت و پریماورا و سیستم‌های شرکتی احترام قائلم اما این برنامه‌ها وقتی که خیلی زود مورد استفاده قرار گیرند واقعا خطرناک می‌شوند زیرا درک اشتباهی از قطعیت و اطمینان را به وجود می‌آورند.  باوجود اینکه این قبیل کارها معمولا رایج هستند اما ایجاد فهرست وظایف یا راه‌اندازی یک نرم‌افزار مدیریت پروژه نقطه شروع مناسبی نیست. منظور من را اشتباه متوجه نشوید- شما به این ابزارها نیاز دارید اما آنها زمانی به بهترین نحو مورد استفاده قرار می‌گیرند که زمان تفکیک وظایف آغاز شده باشد نه در زمان «مبهم بودن مسیر» که در آن شما هنوز در حال تحکیم اهداف هستید.

 

۴. نادیده گرفتن منافع ذی‌نفع: «همه روی عرشه هستند و کاملا از این پشتیبانی می‌کنند.» پروژه‌ها جلوه‌هایی از زندگی واقعی‌ای هستند که بازیگران مختلفی در آنها ایفای نقش می‌کنند؛ بازیگرانی که برنامه‌های مختلفی دارند و میزان منفعت و پشتیبانی آنها نیز متفاوت است. در صورتی که ذی‌نفعان درگیر یا ذی‌نفعانی که پروژه بر آنها اثرگذار است نسبت به خرید سهام اقدام نکنند پروژه‌ها با مشکل روبه‌رو می‌شوند. استیفن هینس، یکی از متفکران برجسته سیستم‌ها، این مطلب را بهتر بیان کرده است: «مردم از چیزی که در ساخت آن کمک کنند حمایت می‌کنند.» حضور و مشارکت اولیه ذی‌نفع باعث کاهش مقاومت می‌شود، راهکارهای مناسب‌تری را به دست می‌دهد و مسیر مناسبی را به سمت پیاده‌سازی هموار می‌سازد.

 

۵. برنامه‌ریزی یکباره‌ای: «آن‌قدر سر ما شلوغ است که نمی‌توانیم برنامه‌ریزی را به روز کنیم.» مانند نان‌های خانگی که با گذشت زمان کپک می‌زنند، طرح و برنامه‌های پروژه هم زمان نگهداری محدودی دارند. آنها مانند اطلاعاتی هستند که تنها در زمان ایجاد شدن‌شان خوب هستند. با گذشت زمان و تغییر شرایط باید به روز شوند تا بیانگر میزان پیشرفت و یادگیری جدید باشند. به‌روزرسانی چیزی فراتر از نظارت بر هزینه‌ها و تنظیم دقیق زمان‌بندی است. به‌روزرسانی به معنای بازنگری دوره‌ای و بررسی شیوه تغییرات محیط و سپس در صورت نیاز تجدیدنظر در استراتژی‌های اصلی است.  

 

۶. مدیریت نامناسب منابع انسانی: «مسلما تیم من کار خود را انجام خواهد داد، آنها به این پروژه اختصاص داده شده‌اند.» موفقیت پروژه نیازمند اقدام متعهدانه و هماهنگ افراد بسیار زیادی است. در حالی‌که برخی مدیران پروژه‌ها با بی‌ملاحظگی با تیم خود رفتار می‌کنند اما برخی هم به پویایی‌های انسانی رفتار می‌کنند و تجربه رشد مثبت را به درون پروژه‌ها می‌آورند.

 

  خطاهای برنامه‌ریزی

 

راهکارها

 

۱. بهره‌گیری از اهداف مبهم:

 

- تصریح اهداف و سنجش‌پذیر کردن آنها

 

- شناسایی سطوح منطقی و پیوندهای اگر- ‌آن‌گاه

 

- تعریف فرضیه‌های استراتژیک

 

- تعریف چرایی پیش از چیستی و چگونگی

 

۲. نادیده گرفتن بستر محیطی

 

- پایش محدودیت‌های محیطی

 

- درک بستر درونی و بیرونی

 

- شناسایی عناصر ریسک

 

- ساخت، آزمون، مدیریت و نظارت بر مفروضات

 

۳. استفاده از فرآیند و ابزارهای محدودکننده

 

- انتخاب زبان و مدلی عمومی برای برنامه‌ریزی

 

- برنامه‌ریزی بالا به پایین، آزمون پایین به بالا

 

- برنامه‌ریزی برای برنامه‌ریزی

 

- استفاده از چارچوب منطقی به‌عنوان ابزاری محوری برای برنامه‌ریزی

 

۴. نادیده گرفتن منافع ذی‌نفعان

 

- به خاطر داشته باشید که انسان‌ها از آنچه خلق کرده‌اند پیروی می‌کنند.

 

- دخیل کردن افراد مهم

 

- درک دیدگاه‌های دیگران

 

۵. برنامه‌ریزی یکباره

 

- برخورد با اسناد پروژه به صورت برنامه‌های ماهیتا زنده و ارگانیک

 

- استفاده از «منطق چرخه‌ای»- فکر، برنامه، عمل و ارزیابی

 

- به‌روزرسانی چرخه‌های یادگیری از پیش تعیین شده

 

- پالایش پیوسته فرضیه‌های استراتژیک

 

۶. مدیریت نادرست منابع انسانی

 

- استفاده از مزایا (سرگرمی، آموزش، پاداش)

 

- پرورش تیم هم‌‌زمان با پیشرفت برنامه

 

- تاکید بر چارچوب چه‌کسی- چه‌وقت- چه- چگونه

 

- مدیریت به وسیله هوش هیجانی

 

 

 

منبع: کتاب «مدیریت استراتژیک پروژه،

 

نویسنده: تری اشمیت،

انتشارات: دفتر پژوهش‌های فرهنگی

 

صفحه76 از365