ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

فایل الکترونیکی حلقه وصل رسالت و امامت

تالیف آیت الله وحید خراسانی


لطفا جهت دانلود به فایل پیوست مراجعه شود.

فقیه ری (ویژه نامه بزرگداشت شیخ صدوق رحمة الله علیه)

  با کلیک کردن بر روی هر مطلب فرعی از لیست موضوعات ویژه نامه در ذیل، به مقاله مرتبط مطلب جهت مطالعه دسترسی خواهید یافت.

 

 
 
ابوجعفر محمد بن علی بن بابویه قمی ملقب به صدوق، سرآمد حدیث شناسان و روایتگری راست گفتار از امامان است. او که نزدیک به عصر معصومان می زیست، با جمع آوری روایات اهل بیت، خدمات ارزنده و کم نظیری به اسلام وتشیع نمود. به همین دلیل روز پانزدهم اردیبهشت ماه، از طرف مقام معظم رهبری، حضرت آیت اللّه خامنه ای به عنوان روز بزرگداشت شیخ صدوق نامگذاری شده است.
تاریخ انتشار : 1395/2/14
بازدید : 1709

معرفی شیخ صدوق(ره)

ابوجعفر محمد بن علی بن بابویه قمی ملقب به صدوق، از پیشتازان علم حدیث، و از رجال نامی تشیع در حدود سال 306 ق. در شهر قم متولد شد.

پدر بزرگوارش ابن بابویه قمی از فقهای بسیار عظیم الشان که در زمان امام حسن عسکری(ع) و امام زمان(ع) می زیسته و مورد احترام آنان بوده است.

عصر صدوق را باید «عصر حدیث» نامید؛ دوره ای که با حرکت علمی «کلینی» آغاز شد و با تلاش های پیگیر و بی وقفه «صدوق» ادامه یافت.

شیخ صدوق در راه جمع آوری احادیث، از بلخ تا بخارا، از کوفه تا بغداد، از مشهد تا نیشابور و از آن جا تا مکه و مدینه سفر کرد و مشکلات فراوانی را به جان خرید و با کوله باری از احادیث پیامبر و اهل بیت (ع) به ری بازگشت.

شیخ صدوق در سال 381 هجری قمری، پس از عمری تلاش در راه خدمت به مکتب اهل بیت(ع)، در هفتاد سالگی چشم از جهان فرو بست و پیکر پاکش، در نزدیک مرقد مطهر حضرت عبدالعظیم(ع) به خاک سپرده شد.

شیخ صدوق

ابن بابویه، محمد

خاطره های ماندگار

خورشید پرشکوه حدیث

فقیه ری: بزرگداشت شیخ صدوق رحمه الله

خاندان شیخ صدوق(ره)

یكی از معروفترین خاندانهای بزرگ كه بیش از سیصد سال در مركز ایران دانشمندان نامور از آن برخاسته اند خاندان "بابویه" است كه صدوق بزرگترین شخصیت این خاندان به شمار می رود.

بابویه جد اعلای صدوق است اولین كسی كه از این خاندان لقب "ابن بابویه" گرفت پدر صدوق یعنی علی بن حسین بن موسی بن بابویه است.

ابن بابویه خود از دانشمندان به نام شیعه بوده و بیش از یكصد كتاب در موضوعات مختلف نگاشته است. وی پیشوای شیعه در قم و اطراف آن در زمان خود بوده و در عصر امام حسن عسكری علیه السلام و غیبت صغری حضرت ولی عصر(عج) و در عهد نیابت خاصه حسین بن روح می زیسته است .

ستارگان حرم- ابن بابویه قمی (صدوق اول)

الإمامة والتبصرة من الحیرة

حسین بن علی بن بابویه قمی

شیخ صدوق(ره)، مولود دعای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

عمر با برکت «علی بن بابویه» از پنجاه می گذشت و او هنوز فرزندی نداشت. از آنجا که فرزند میوه شیرین باغ زندگی است و همه انسانها آرزوی داشتن فرزندانی را دارند که پس از خود نام و آثار آنها را حفظ کنند، ابن بابویه جهت طلب فرزندی صالح دست به دعا برداشته و برای استجابت دعایش از مولایش حضرت ولی عصر(ع) استعانت می جوید. بدین منظور درخواست خود را در نامه ای نوشته و توسط «محمد بن علی الأسود» برای «حسین بن روح»، سومین نایب خاص حضرت ولی عصر(ع) می فرستد تا وی آن را به محضر حضرت حجت(ع) تقدیم نماید.

محمد بن علی الاسود می گوید: من پیغام را به نماینده حضرت(ع) رساندم پس از سه روز به من خبر داد که آن حضرت برای علی بن بابویه دعا کرده و فرموده است:

به زودی فرزندی مبارک برای او متولد خواهد شد که خداوند به وسیله او جامعه را بهره مند خواهد گردانید و بعد هم فرزندان دیگری نصیب وی خواهد شد.

و بدین سان بود که در حدود سال 306ق. شیخ صدوق با دعای امام زمان(ع) و با تعابیری چون «فقیه خیر و مبارک» به دنیا آمد.

مولود دعای موعود

عنایات امام زمان(ع) به علما و اندیشمندان

چرا درباره غیبت کتابی نمی نویسی؟

آثار شیخ صدوق(ره)

شیخ صدوق از علمائی است که رحله حدیث داشته است. رحله حدیثی یعنی مسافرت به کشورهای مختلف برای جمع آوری احادیث و روایات اهل بیت(ع) و این شیوه برخی از محدثین بزرگ ما بوده است که با تحمل زحمت ها و مشقت های بی شمار با آن شرایط بسیار سخت و دشوار به کشورها و قطرهای دور و نزدیک مسافرت می کردند تا اینکه روایات و احادیث معصومین(ع) را از رواة و محدثین و علمای مختلف گرفته و در کتاب خود ثبت کنند و همچنین در این مسافرتها از محضر اساتید بزرگ استفاده می کردند و یا اینکه از علوم و معارف خود به دیگران تدریس می نمودند و بدینوسیله فرهنگ اسلامی همواره در حرکت و تکامل بود.

با اینکه مسافرتها وقت زیادی از شیخ می گرفته و کار او منحصر به نوشتن حدیث نبوده و بسیاری از وقت شریفش را در تعلیم و تعلم می گذرانده بیش از سیصد کتاب در علوم مختلف تالیف کرده است که متاسفانه از این همه ثروت علمی جز مقدار معدودی که از بیست جلد نیز کمتر است از آن بزرگوار بیادگار نمانده که عبارتند از:

علل الشرایع، ثواب الاعمال، عقاب الاعمال، عیون اخبار الرضا(ع)، صفات الشیعه، مصادقة الاخوان، فضائل الشیعه، المقنع، فضایل رجب، فضایل شعبان، فضایل رمضان، الهدایة، کمال الدین و تمام النعمة، الامالی، الاعتقادات، التوحید، الخصال، من لا یحضره الفقیه.

آشنایی با منابع دست اول شیعه (من لا یحضره الفقیه)

«معانی الأخبار» کتابی در شرح اصطلاحات قرآنی و روایی

امالی/از شیخ صدوق (حدود 381-306 ق)

کتاب الهدایه اثری از شیخ صدوق(م381ق)

کتاب‌الاعتقادات و تصحیح الاعتقاد

شناخت، سرآغاز گفت وگوست

کمال الدین و تمام النعمة

نسخه های خطی ترجمه های فارسی آثار شیخ صدوق

برگی از دفتر آثار شیخ صدوق(ره)

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خیر در زندگی نیست مگر دو کس را: دانشمندی که فرمانش برند یا دانش آموزی که گوش شنوا داشته باشد.

امام صادق صلی الله علیه و آله نیز فرمود: خیری در دنیا نیست مگر دوکس را: یکی آن که هر روز بر عمل نیکش بیفزاید و دیگری آن که گناهش را با توبه جبران نماید و کجا جبران پذیر است؟

به خدا قسم اگر آن قدر سجده کند که گردنش از بدن جدا گردد، خداوند از او نپذیرد مگر آن که ولایت ما اهل بیت را داشته باشد.

صفات نیک و بد به روایت شیخ صدوق

فلسفه مناسک حج در کتابهای شیخ صدوق (ره)

سیری در کتاب کمال الدین و تمام النعمة

معرفت امام زمان (ع) از دیدگاه شیخ صدوق(1) (2) (3) (4) (5) (6)

در سایه سار قلم

آفتاب، وقتی به شهر ری می رسد، تواضع کنان به مزاری سلام می کند که در جوار عظمت و رحمت الهی غنوده است؛ مزاری که روزی، مردی را در خود نهان کرد که در علمِ حدیث، بسیار راست گو و در فقه جعفری علیه السلام ، از والاترینان بود.

مردی که شهر با عظمتِ تشیّع، قم، زادگاهش و عنایات کریمه اهل بیت علیه السلام ، همیشه تکیه گاهش بود. در سایه تعلیمش، ستارگانی هم چون شیخ مفید(ره)، به پرتو انوار ولایت دست یافته و در سایه صداقتش، احادیث نابِ بسیاری به گنجینه های فقه سپرده شدند. قلمش آیینه ای بود که زشت و زیبا را از هم جدا می کرد و گنجینه «خصال»اش آکنده از تبلور احادیث ناب نبوی صلی الله علیه و آله وسلم و علوی علیه السلام بود.

«من لا یحضره الفقیهِ» او، بازتاب انوار خاص الهی، بر اندیشه های تشیّع است.

قلمش، هنر از علی علیه السلام آموخته و معرفت از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم. جز به پاکی، کتابت نکرد و جز به صداقت، طریقی طی ننمود.

روز بزرگداشت شیخ صدوق

گنجینه خصال حقیقت

حاصل دعا

جمعه, 12 بهمن 1397 22:18

چیستی و چرایی دین نوین

دین نوین جهانی برنامه ای فراماسونری است که تلاش می کند دینی در مقابل اسلام به جهانیان معرفی کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 تئوری دین نوین جهانی از پیچیدگی قابل توجهی برخوردار است که تشخیص آن و اتخاذ تدبیر مناسب در برابر آن را مشکل می‏سازد.پروژه دین نوین جهانی برخلاف آنچه که شاید از عنوان آن به ذهن متبادر شود به دنبال از میان بردن تمام ادیان و معرفی یک دین جدید و واحد جهانی نیست. با این حال مکانیسم پروژه دین نوین جهانی به نحوی است که سبب می شود اصول عقاید و آموزه های متافیزیکی مشترکی مورد پذیرش پیروان تمام ادیان قرار گیرد و پیروان تمامی ادیان و حتی افراد لائیک و غیر دینی همگی زندگی خود را بر اساس این آموزه ها تنظیم نمایند. به این ترتیب در عین حال که در ظاهر هیچ یک از ادیان مورد تعرض قرار نگرفته است، آموزه های عقیدتی مشترکی در مناطق مختلفِ فرهنگی و مذهبیِ جهان حاکم خواهد شد.

نیاز، عامل اصلی تولید اندیشه های انحرافی و ترویج آن در جوامع شد. این بازار گرم معنویت خواهی طمع بسیاری از استعمارگران را برانگیخت و آنها را وارد بازار کرد. از طرفی انسان دور افتاده از معنویت بسان برده در خدمت این جریان قرار گرفت. مدیریت کردن چنین انسانی بسیار آسان است. به قول هیتلر چه خوش شانسی از این بیشتر که رهبر افرادی باشید که فکر نمی کنند. جریان استکبار، متوجه شدند برای چپاول فرهنگی و اعتقادی انسان ها باید از چه راهی وارد شوند. ازاین رو دست به ترویج و تولید عرفان ها و نحله های معنوی زدند. از آن پس اهداف عرفان های نوظهور، استثمار اندیشه ها شد.

این اتفاق امید تازه ای در رگهای کسانی که از جهانی شدن اسلام در هراس بودند جاری کرد. آنها توانستد به مدلی دست پیدا کنند تا به وسیله آن بتوانند دین نوین جهانی در مقابل دین جهانی اسلام ایجاد کنند. در یک هماهنگی جهانی تلاش کردند تمام ادیان و نحله های جهان را دور هم گردآورند. این کار با اهداف مشخصی انجام شد.

برای این کار رهبران فرقه ها را به بهانه سخنرانی در مجامع علمی و ترویج اندیشه شان، آنها را به آمریکا دعوت کردند. امروزه تمام جریانات و نحله های انحرافی یا ساخته دست آمریکاست مانند عرفان اکنکار، عرفان سرخپوستی، یا رهبران آنها ساکن آمریکا هستند یا مشرب فکری آنها آمریکا است.

چگونه انرژی مثبت را در خانه افزایش دهیم؟

 

 

 

خانه شما باید پناهگاه امنی باشد که در آن احساس راحتی و آرامش کنید اما گاهی فضای خانه کلافه کننده است...
 
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 3 دقیقه
انرژی مثبت، انرژی منفی، اعضای خانواده، آرامش، روشنایی،خلق و خو، نورخورشید، آثار هنری، گیاهان،اتاق خواب، عطر، خوشبختی، سلامتی، رنگ کردن، زیبایی، زندگی زیبا

جهان پیرامون ما سرشار از انرژی‌های مثبت و منفی است که بر زندگی ما اثر می‌گذارد. گاهی اتفاقات و حوادث تلخ مثل بیماری یکی از اعضای خانواده در زندگی‌مان، انرژی های منفی تولید می‌کند که وجود این انرژی‌ها در خانه باعث پژمرده شدن گیاهان، دعوا و اختلافات خانوادگی، شکستن برخی وسایل ازجمله ظروف و ... می‌شود؛ اینجاست که باید برای از بین بردن انرژی منفی و افزایش انرژی مثبت در خانه اقدامی انجام دهید. خوشبختانه راهکارهایی برای ورود انرژی مثبت به خانه وجود دارد که ما به برخی از آنها اشاره خواهیم کرد:

1-روشنایی را به خانه بیاورید

نور و روشنایی کم می‌تواند انرژی منفی را جذب و خلق‌وخوی شمارا تحت تأثیر قرار ‌دهد؛ همچنین روشنایی کم در خانه باعث احساس ناامیدی و یأس می‌شود لذا در طول روز از نور طبیعی خورشید استفاده کنید؛ نور خورشید با تولید ویتامین D تأثیر زیادی در کاهش افسردگی و افزایش انرژی و شادی دارد. همچنین در مناطق فاقد پنجره، استفاده از لامپ‌های نمکی Himalayan  برای پاک کردن انرژی منفی، استرس و آلاینده‌های هوا می‌تواند پیشنهادهای خوبی باشد.

5 راه برای داشتن آرامش بیشتر در خانه

2-گیاهانی که انرژی مثبت را به خانه می‌آورند

وجود گیاهان در خانه علاوه بر بهبود کیفیت هوا و زیبایی، باعث حفظ سلامتی و افزایش انرژی مثبت در خانه می‌شود. «برخی از گیاهان تأثیر زیادی در افزایش انرژی مثبت دارند که عبارت‌اند از:

یاسمین
گیاه یاسمن، عشق را در خانه به ارمغان می‌آورد و باعث افزایش انرژی مثبت و بهبود روابط می‌شود. این گیاه را درجایی که بیشتر وقت خود را در آنجا صرف می‌کنید، بگذارید.

اسطوخدوس
به بالشت خود کمی اسطوخودوس بزنید تا راحت‌تر بخوابید. این گیاه در اتاق‌خواب باعث درمان افسردگی، آرامش ذهن و افزایش شادی می‌شود.

آلوئه ورا
این گیاه انرژی منفی را دفع می‌کند و پس از جذب انرژی‌های منفی به خود، پژمرده می‌شود.

رز ماری
رز ماری هوا را پاک می‌کند، شمارا از بیماری‌های مختلف محافظت و خواص درمانی زیادی دارد. همچنین خلق‌وخو و حافظه را بهبود می‌بخشد.

ارکیده
ارکیده گیاهی با عمر طولانی است که انرژی در اتاق را بهبود می‌بخشد و اکسیژن را در طول شب آزاد می‌کند، بنابراین بهتر است آنها را در اتاق‌خواب نگه‌دارید. همچنین عطر خوشایند آنها باعث بهبود خلق‌وخوی شما می‌شود.»(1)


5 راه برای داشتن آرامش بیشتر در خانه

3-آثار هنری را در خانه آویزان کنید

آویزان کردن آثار هنری  به دیوارها، راه مؤثری برای جذب انرژی مثبت به خانه است؛ حتی گاهی نقاشی‌هایی که توسط بچه‌ها و یا نوه‌ها کشیده شده را در چشم‌اندازهای قابل دید مثل یخچال، فریزر و دیوارهای اتاق‌خواب قرار دهید؛ دیدن برخی تصاویر، شمارا یاد فرد موردعلاقه‌تان می‌اندازد و احساس مثبتی را به شما منتقل می‌کند.

5 راه برای داشتن آرامش بیشتر در خانه

4-از عطر استفاده کنید

 آروماتراپی (عطر درمانی) می‌تواند باعث ایجاد احساس خوشبختی و بهبود سلامتی انسان‌ها شود. علاوه بر این پخش شدن بوی عطر در فضا بلافاصله باعث ایجاد انرژی مثبت در خانه می‌شود لذا یک روغن اسانس خوش‌بو مانند اسطوخدوس، رزماری یا نارنگی را انتخاب و آن را در فضای خانه پخش‌کنید.

5 راه برای داشتن آرامش بیشتر در خانه

 

5-تغییر رنگ در فضای خانه

تغییر رنگ یکی از ساده‌ترین روش‌ها برای واردکردن انرژی مثبت به خانه است. حتماً لازم نیست رنگ دیوارها را تغییر دهید بلکه با عوض کردن روتختی، بالشت، رومیزی و... هم می‌توانید رنگ‌های انرژی‌بخش را به ارمغان آورید. ثابت‌شده است که رنگ‌ها به خصوص سبز، زرد و قرمز تأثیر فوق‌العاده مثبتی را در بر خلق‌وخوی، انرژی و شادی دارند.

5 راه برای داشتن آرامش بیشتر در خانه


یک‌خانه سرشار از انرژی مثبت می‌تواند اثرات زیادی بر روی خوشبختی و سلامتی افراد داشته باشد که این 5 راهنمایی ساده می‌تواند به شما کمک کند تا انرژی مثبت را در خانه ایجاد کنید.

گفت‌وگو تبیان با معلمی که خود را به رودخانه می‌زند

 

 

 

آقای تقی‌پور نیز مانند تمام معلم‌هایی که حاضر هستند به خاطر تحصیل و درس خواندن دانش‌آموزانشان از هیچ تلاشی دریغ نکنند، به خطر انداختن جان خود را جز وظایف معلمی خود می‌داند و تاکنون میلی به رسانه‌ای شدن آن نداشته است. اما یک فیلم در شبکه‌های اجتماعی باعث دیده شدن او می‌شود.
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه

 

فداکاری معلم

 

 


خاطرات مدرسه شین‌آباد برای همه مردم فراموش نشدنی است؛ آتش سوزی در کلاس درس و آسیب دیدن دانش آموزان. اما سال 1395 دوباره خبر آتش سوزی یک کلاس درس در اردبیل منتشر شد که این بار معلم برای حفظ جان دانش‌آموزانش خود را درگیر آتش کرد تا مدرسه شین‌آباد تکرار نشود. داستان معلمی که برای همدردی با دانش‌آموز سرطانی‌اش موهای سرش را تراشید را نه مردم ایران و نه اهالی کردستان فراموش نخواهند کرد. هزاران داستان دیگر که یا خود را برای نجات جان دانش‌آموزان به آب و آتش زده‌اند یا برای درمان بیماری آنها از هزینه و اعضای بدن دریغ نکرده‌اند را رسانه ها کم به خود ندیده است.

اما یک فیلم از تنبیه دانش‌آموز توسط مدیر یا معلم را آنقدر در شبکه های مجازی و اجتماعی دست به دست می‌کنند تا ارزش و مقام معلمی را زیر سوال ببرند و از هزاران داستانی که برای حفظ جان شاگردان خلق کرده اند، غافل هستند. سیر فداکاری معلم‌ها با این وجود نه تنها کم نمی‌شود بلکه هر روز یک داستان تازه را رقم می‌زنند و حالا معلم دهه هفتادی ناجی جان دانش‌آموزانش می‌شود.

صیاد تقی‌پور را در روستای سرگچ آقا معلم صدا می‌زنند؛ او تازه به روستای سرگچ از بخش دیشموک استان کهگیلویه و بویراحمد منتقل‌شده است؛ اکنون باید در سال 1397  در ادامه لیست فداکاری معلم‌ها اسمش را اضافه کنیم و در شرح کارش بنویسیم به دل رودخانه می‌زند تا دانش‌آموزنش را از آن عبور دهد.

روستاهای بخش دیشموک از توابع شهرستان دهدشت در استان کهگیلویه و بویر احمد به دلیل موقعیت جغرافیایی و گرفتار آمدن در میان کوه‌ها و دره‌ها، با محرومیت‌های شدیدی روبه‌روهستند. بر اساس سرشماری سال 1395، جمعیت شهر و 86 روستای اطراف این شهر کوچک حدود ۲۱ هزار نفر است که کمتر از6 هزار نفر آن را جمعیت شهری و باقی را روستاییان تشکیل می‌دهند. عمده‌ترین مشکل مردم این منطقه فقدان راه‌های مناسب برای دسترسی به شهر و روستاهاست.10 روستا از ۸۶ روستای این بخش جاده‌های خاکی و سنگلاخی دارند و برخی از روستاها از آب‌لوله‌کشی بی‌بهره هستند. نبود جاده‌های مناسب علاوه بر کشاورزی و دامداری، خدمات رفاهی، آموزشی و بهداشت مردم این منطقه را با دشواری‌های جدی روبرو کرده و آن‌ها را در بن‌بست نگه‌داشته است. یکی از تبعات این موقعیت جغرافیایی و محرومیت به شکل ترک تحصیل و سلب از آن به‌ویژه برای دختران بروز پیداکرده است.

 9 دانش‌آموز دختر و 5 پسر در مقطع ابتدایی تحصیل می‌کنند که برای رسیدن به مدرسه خود در روستای سر گچ دیشموک علاوه بر طی کردن راه در جاده خاکی و سنگلاخ باید از یک رودخانه عبور کنند. به علت شرایط آب و هوایی و بارش زیاد در آن منطقه عموماً در فصل پاییز و زمستان میزان حجم آب رودخانه بالا می‌آید و عبور و مرور برای دانش‌آموزان دشوار می‌شود. آقای تقی پور دست از تلاش خود برای علم‌آموزی به شاگردانش نمی‌کشد و خود را به دل آب می‌زند تا آنها را برای نشستن پشت نیمکت‌های کلاس درس از رودخانه عبور دهد.

این معلم دهه هفتادی به تبیان می‌گوید: «من تازه به این منطقه منتقل‌شده‌ام، به عنوان این کار را وظیفه خودم می‌دانم. برای اینکه چرا تاکنون هیچ پلی برای عبور و مرور مردم و دانش‌آموزان روی این رودخانه احداث نشده، از مردم محلی پیگیری کردم. قرار است در اینجا سد درست کنند اگر آن احداث شود، این روستاهای اطراف باید نقل‌مکان و کوچ کنند. به خاطر اینکه قرار است یک‌زمانی سد بزنند هیچ پلی را برای رفت‌وآمد درست نکرده‌اند. البته بعد از پخش شدن عبور دانش‌آموزانم از رودخانه که به اصرار دوستان گرفته شد، مسئولین استان با بنده تماس گرفتند و وعده دادند که حتماً یک کاری انجام می‌دهند اما تاکنون کاری صورت نگرفته است».

دغدغه او نسبت به دانش‌آموزان و مردم روستا هنوز برطرف نشده است، او گلایه‌مند است و می‌گوید: «مسئولین باید به مطالبات این مردم رسیدگی کنند و به آنها بها دهند. اگر آن را به‌طور عملی نشان دهند خود آن درس و عبرت می‌شود. حداقل‌ترین کاری که باید انجام دهند، فراهم کردن امکانات اولیه برای یک زندگی ساده است مثل امور بهداشتی و جاده که در روزهای بارانی بتوانند راحت رفت‌وآمد کنند. اگر این کلیپ عبور دانش‌آموزان از شبکه‌های مجازی منتشر شد فقط برای نشان دادن محرومیت و نبود امکانات در این مناطق محروم است که باید به آنها توجه و رسیدگی شود وگرنه برای مطرح شدن بنده این کار انجام نشده است.»

این معلم 24 ساله بعد از انتشار کلیپ عبور دانش‌آموزانش از رودخانه نوشته است: «عزیزان و سروران گرانقدرم، من همیشه از این مسئله خجالت می‌کشم که به خاطر انجام وظیفه‌ام مورد تشویق قرار بگیرم.

من همیشه موافق در دسترس و گسترش مطالب خوب در شبکه‌های مجازی بودم اما هیچگاه فکر نمی‌کردم این گسترش شامل حال ما نیز بشود. با این همه توصیفات و تقدیر و تشکرهایی که از بنده شده اما خدا می‌داند بنده هیچ میلی به نشر این کلیپ و این کار نداشتم چون احساس می‌کنم که وظیفه منِ معلم بوده است. اما به اصرار همکاران که گفتند اکر معلمی سهواً اشتباهی مرتکب شود بسیار در رسانه‌ها دست به دست می‌شود، راضی به انتشار آن شده‌ام. بنده هیچ توقعی از هیچ کسی ندارم جز اینکه مشکلات و نبود امکانات در این مناطق دیده شود. پیروز و موفق باشید. صیاد تقی پور»
 

 

 

چه کنیم وقت بحران از رحمت خدا ناامید نشویم؟

 

 

 

 

ناامیدی از رحمت خدا یعنی چه؟ یعنی خدایا تو دیگر نمی‌توانی ما را اداره کنی. در مدیریت رزق و روزی این مخلوقات مانده‌ای؛ می گویی چرا؟ نشانه‌اش این‌همه کم و کاستی!
 
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه

ناامید

 
 
 
زندگی فشار می‌آورد و روزگار تنگ‌ترش می‌کند؛ مشکلات گره میزند و سختی محکم‌ترش می‌کند و در این میانه ما گاهی از دست خدا ناراحت می‌شویم که چرا کاری نمی‌کند یا چرا چنین رقم‌زده است، اما باید حواسمان باشد که ناامیدی از رحمت خدا خط قرمز است. یک خط قرمز پررنگ و جدی.

ناامیدی از رحمت خدا یعنی چه؟ یعنی خدایا تو دیگر نمی‌توانی ما را اداره کنی. در مدیریت رزق و روزی این مخلوقات مانده‌ای؛ می گویی چرا؟ نشانه‌اش این‌همه کم و کاستی! این‌همه فقدان و نقص و کمبود! این‌همه چیزهای ساده‌ای که ما دلمان می‌خواهد اما به هیچ­ وجه جور نمی‌شود! این‌همه ظلمی که به آدم‌ها می‌کنند، اما ظالم همچنان راست‌راست راه می‌رود! امیدی به درست شدن این‌همه نابسامانی نیست!

در پس ناامیدی، قدرت و مهربانی خدا نسبت به مخلوقاتش زیر سؤال رفته است.



با واکاوی این تفکر، معلوم می‌شود که در پس این ناامیدی، قدرت و مهربانی خدا نسبت به مخلوقاتش زیر سؤال رفته است. درحالی‌که اگر زاویه‌ی نگاه کمی جابجا شود، و لنز این دوربین از کادر بسته‌ی مشکلات کمی عقب‌تر رود، فضا کاملاً عوض می‌شود.

ذهن انسان اگر رها شود، عادت می‌کند که روی منفی‌ها زوم کند و آن‌وقت در این اشتباه محاسباتی بماند؛ اما باید تکانش داد؛ ویژگی شگفت‌انگیز انسان این است که توانایی دارد بر خودش اثر بگذارد و ذهن و دل خود را مدیریت کند و از اشتباه محاسباتی دربیاورد.

برای برون‌رفت از محاصره‌ی تفکری که شرح دادیم و ممکن است انسان را به ورطه‌ی ناامیدی از رحمت خدا بکشاند، چند راهکار پیشنهاد می‌دهیم:

بگرد مثال‌های فراوان زندگی خودت را پیدا کن و بشمار. خسته می‌شوی اما تمام نمی‌شود. این یعنی در کنار همه‌ی مشکلات و کمبودهای زندگی، هم­چنان غرق نعمتی. و این یعنی خدا همچنان مهربان است

 

1-نعمت‌های فعلی را بشمار و مرور کن

صبح که از خواب برخاستی، پیش از آن‌که چالش‌های روزمره سراغت بیایند، به دست‌هایت نگاه کن؛ به پاها، این یعنی امروز هم هنوز سالم هستی هنوز حرکت می‌کنی؛ یا حتی اگر در اثر حادثه‌ای خدای‌نکرده نقصی در دست‌وپا داری، امروز هنوز زنده‌ای، هنوز فرصت زندگی کردن داری؛ و این یعنی اگر اراده کنی می‌توانی دنیا را تکان دهی.

به نوری که از کنار پرده، اتاق را به رنگ صبح کرده نگاه کن! این یعنی امروز هم خورشید با همه‌ی عظمتش در خدمت توست [1]؛ بی‌دریغ و بی‌منت و بی‌مزد می‌تابد و یک روز آفتابی دیگر را به تو بخشیده است؛ بلند شو امروز را دریاب!

به سقف بالای سرت نگاه کن! این یعنی هنوز بی‌سرپناه نشده‌ای؛ به کودکی که آرام و معصوم خوابیده نگاه کن! این یعنی هنوز لیاقت و فرصت مادر بودن یا پدر بودن را از دست نداده‌ای!

این‌ها همه مثال بود. بگرد مثال‌های فراوان زندگی خودت را پیدا کن و بشمار. خسته می‌شوی اما تمام نمی‌شود. [2] این یعنی در کنار همه‌ی مشکلات و کمبودهای زندگی، هم­چنان غرق نعمتی. و این یعنی خدا همچنان مهربان است و یعنی:"انّ مع العُسر یُسراً"[3] اگر این آیه را معنا کرد باشند که پس از دشواری و سختی، آسانی و راحتی از راه می‌رسد، معنای دیگر و شاید نزدیک‌تری هم دارد؛ و آن اینکه درست در همین معرکه‌ی دشواری و عُسر، اگر خوب نگاه کنی، آسانی‌ها، خوشی‌ها و نعمت‌هایی می‌بینی و تأکید آیه و تکرار آیه نشان می‌دهد که حتماً همراه هر سختی، آسانی هم هست.

باورمان نمی‌شود که هرکدام برای خدا دردانه‌ایم؛ اگر نبودیم این‌همه برنامه‌ی اختصاصی نداشتیم. این یعنی خدا خیلی مهربان است.

 

2- با دیدن جای خالی نعمت‌هایت در زندگی دیگران بر شکرگزاری خود بیفزا

در دعای جوشن صغیر، امام کاظم (ع) به ما یاد می‌دهد که توجه کنیم در همین لحظه که اینجا نشسته‌ایم، بسیاری از بندگان خدا هستند که گرفتار حوادث سختی شده‌اند؛ در بستر بیماری از درد به خود می‌پیچند؛ در سفر، دور از وطن و اهل‌وعیال مانده‌اند، گرفتار حاکمی ظالم شده‌اند؛ با سکرات موت دست‌وپنجه نرم می‌کنند و ما در این لحظه از آن گرفتاری در عافیت به سر می‌بریم پس جای شکر دارد پس خدا هنوز دوستمان دارد. اگرچه در قسمت بعد خواهیم گفت که خدا همان بندگان گرفتار را هم دوست دارد و شاید بیشتر.

ما در این لحظه از آن گرفتاری در عافیت به سر می‌بریم پس جای شکر دارد پس خدا هنوز دوستمان دارد.

 

3- ناملایمات دنیا را آزمون و امتحان بدان

مگر خودش مؤکد و محکم نفرموده است که امتحانتان می‌کنیم؟ مگر مورد به مورد نام نبرده است که چگونه امتحان می‌کنیم؟[4] پس جای تردید نمی‌ماند که خداوند برای این مشکلات برنامه‌ریزی اختصاصی کرده است؛ برای هرکس مطابق امکاناتش، عرضه، جربزه و ظرفیتش. ما مدام در حال مقایسه کردن خود با دیگرانیم درحالی‌که خدا ما را منحصربه‌فرد می‌بیند؛ چون منحصربه‌فرد و تک آفریده است. باورمان نمی‌شود که هرکدام برای خدا دردانه‌ایم؛ اگر نبودیم این‌همه برنامه‌ی اختصاصی نداشتیم. این یعنی خدا خیلی مهربان است.

ما عزیزکرده‌های خداییم. نشان به آن نشان که وقتی کمترین ناملایماتی می‌رسد و کوچک‌ترین باد مخالفی می‌وزد، شاکی می‌شویم که چرا فراموشمان کرده یا چرا صدای ما را نمی‌شنود؛ انگار از وقتی گفته‌اند که گل سرسبد هستی ما هستیم، کسی حق ندارد بگوید بالای این چشم‌ها ابروست. اما ناامیدی از رحمت خدایی که "سبقت رحمته غضبه" صفت اوست، تهمت بزرگی است؛ برای همین گناه کبیره محسوب می‌شود و هم‌نشین کفر و ضلالت است [5].

 
 
 
پی‌نوشتها:
[1] - "و سخر لکم الشمس و القمر دائبین و سخر لکم اللیل و النهار" (ابراهیم، 33)
[2] - "و ان تعدوا نعمة الله لا تحصوها" (ابراهیم، 34)
[3] - سوره انشراح، آیه 5و6
[4] - "ولنبلونکم بشیء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین" (بقره، 155)
[5] -  "انه لا ییأس من روح الله الا القوم الکافرون" (یوسف، 87)  "و من یقنط من رحمة ربه الا الضالون" (حجر، 56)
جمعه, 12 بهمن 1397 12:59

خانواده در عصر غیبت

 

خانواده مهدوی چه ویژگی‌هایی دارد؟

 

 

 

عشق به حضرت حجت(عج) از ارکان اساسی ولایت‌مداری است. چنانچه پدر و مادر در خانواده بتوانند این امر را در خود و فرزندانشان نهادینه کنند در مسیر ظهور و زمینه‌سازی برای این امر تأثیر بسزایی خواهند داشت.
 
 
 
نویسنده : طیبه نوحی
زمان تقریبی مطالعه : 4 دقیقه

خانواده مهدوی
 
 
 
خانواده یکی از نظام‌های اولیه‌ی جوامع بشری است که با وجود تحولات اساسی، در اهداف و کارکردهای خود ثابت مانده و هنوز اهمیت بسزایی دارد.

خانواده بهترین بستر برای تأمین نیازهای مادی و روانی شخص و همچنین بهترین پایگاه برای برقراری امنیت روانی افراد محسوب می‌شود.

اگرچه خانواده، جامعه‌ای کوچک است، اما اسلام برای تغییر و پاک‌سازی جوامع بزرگ‌تر اهتمام زیادی به سلامت این نهاد داشته، چنانچه امام صادق (ع) می‌فرمایند: «والزمو بیوتکم»؛ ملازم خانه‌های خود باشید.[1]

ملازم خانه و خانواده بودن نشانه‌ی اهمیت وافر به این نهاد بنیادین جامعه است و سالم و فعال نگه داشتن این هسته در تأسیس و تشکیل جامعه مهدوی نقش مؤثری دارد؛ اما آنچه یک خانواده را مهدوی خواهد کرد، عبارت‌اند از:

باور توحیدی و ایمان
ازآنجاکه سبک زندگی هر شخص تابع هدف اوست، افراد ابتدا باید هدفی مناسب برای زندگی خود تعیین کنند و نکته اساسی در این مسئله بحث ایمان و باور توحیدی است، در غیر این صورت پیشرفتی صورت نمی پذیرد؛ چراکه خانواده می‌تواند بر اساس هدف خود تحت ولایت خدا یا شیطان قرار بگیرد و چنانچه به مرز شیطانی راه پیدا کرد دیگر نمی‌توان آن را مؤثر در تحقق ظهور دانست.

اولویت انجام واجبات و ترک محرمات در خانواده مهدوی

ازاین‌رو در تشکیل زندگی نیز نباید ارزش‌های دینی را از نظر دور داشت؛ چراکه از برنامه‌های اصلی حضرت حجت (عج) اهمیت به ارزش‌های دینی است. امام صادق (ع) می‌فرماید: «اذا قام القائم لایبقی أرض إلا نودی فیها شهاد ان لا إله إلا الله و أن محمد رسول الله»؛ هنگامی‌که حضرت قائم قیام می‌نماید هیچ جایی نیست مگر اینکه در آن ندای «لا إله إلا الله و محمد رسول الله» سر داده می‌شود. لذا در خانواده مهدوی انجام واجبات و ترک محرمات در انتخاب‌ها اولویت دارد.

امید و نشاط
بشر از ابتدای آفرینش در پی یافتن منبعی امیدزا بوده است تا در پرتو آن بتواند موانع و مشکلاتی که در زندگی برای او به وجود می‌آید را از مسیر بردارد و راه دسترسی به هدف‌هایش را هموار کند.

یأس و نامیدی بزرگ‌ترین بلا در مسیر جامعه‌ی عصر ظهور است؛ برای افرادی که فعالانه در پی هدف‌ها، امیدها و رؤیاهای خویش‌اند و رهنمون زندگی‌شان، معناجویی و ایثار و تعهد است. تعقیب هدف هیچ‌گاه پایان نمی‌پذیرید. افراد سالم به آینده می‌اندیشند و در آینده زندگی می‌کنند.[2]

ظهور و انتظار، گنجینه عظیم ملت‌ها
مقام معظم رهبری در سخنی دراین‌باره می‌فرمایند: «اعتقاد به قضیه مهدی و موضوع ظهور و فرج و انتظار، گنجینه‌ی عظیمی است که ملت‌ها می‌توانند از آن بهره‌های فراوانی ببرند و امید و تلاش افراد برای نجات نقش عظیمی دارد.»[3]

مسئولیت‌پذیری
حس مسئولیت‌پذیری اعضای خانواده نسبت به یکدیگر نشان از رشد فکری افراد در این زمینه دارد. دلیل چنین عنصری را باید در فرهنگ قرآن و مهدویت جستجو کرد، زیرا از یک‌سو قرآن با فرمان «یا ایها الذین آمنو قوا انفسکم و اهلیکم...»[4] وظایف خانوادگی را مشخص می‌کند، از سوی دیگر مهدویت یعنی احساس مسئولیت بین‌المللی و جهانی نسبت به انسان امروز و فردا و دغدغه اصلاح بشریت داشتن، رنج بشریت را چشیدن و از قالب «من» درآمدن و به «ما» اندیشیدن؛ بنابراین مهدویت یعنی طرحی جهانی برای شکوفایی انسانیت؛ بر این اساس ارتباط تنگاتنگی بین فرهنگ مهدوی و اصالت و رسالت خانواده مهدوی وجود دارد.[5]

خانواده مهدوی نسبت به نسل آینده و تربیت نسل مهدوی و بسترسازی و ایجاد کانون سرشار از عدالت و امنیت مسئولیت‌پذیر است.

اندیشه و تعقل
پیامبر گرامی اسلام (ص) می‌فرمایند: «إنما یدرک الخیر کله بالعقل و لادین لاعقل له»؛ تمام خیر با عقل به دست می‌آید و کسی که اهل اندیشه نیست دین ندارد.[6]

بنابراین ایمان شخص در گرو به کار بستن یا نبستن اندیشه است. جایگاه این مهم را در خانواده مهدوی چه در تشکیل و چه در تربیت و پرورش فرزندان نمی‌توان نادیده گرفت. پیامبر (ص) فرمودند: «حذر کنید از ازدواج با زن احمق؛ زیرا مصاحبت با او بلا آفرین و فرزندانش تباه و بی‌فایده خواهند بود.»[7] این اصل مهم، راهبردی ریشه‌ای برای زمینه‌سازی ظهور و تربیت نسل سرباز گونه خواهد بود. چنانچه خداوند می‌فرماید: «إن شر الدواب عندألله الصم البکم لذین لایعقلون»(8)

محبت و عشق
عشق به حضرت حجت (عج) از ارکان اساسی ولایت‌مداری است چنانچه پدر و مادر در خانواده بتوانند این امر را در خود و فرزندانشان نهادینه کنند در مسیر ظهور و زمینه‌سازی برای این امر تأثیر بسزایی خواهند داشت.

محبت به خداوند، رسول گرامی (ص) و ائمه اطهار (ع) خصوصاً حضرت قائم (عج) باعث جلوگیری از لغزش‌ها در مسیر عبودیت و بندگی خداوند متعال خواهد شد و نقطه محوری و کانون جذب به حضرت حجت (عج) است.
 
 
 

پی‌نوشت:
[1]. غیبت نعمانی / ص 197.
[2]. روان‌شناسی کمال/ ص 16
[3]. تلخیص بیانات در جمع اقشار مختلف مردم/ 17/ 10/ 1374.
[4]. تحریم/ 6
[5].خانواده مهدوی/ ص 91.
 [6].تحف العقول/ ص 54.
[7]. النوادر (للراوند)/ ص 13.
[8]. انفال/ 22

حجت‌الاسلام مبلغی در جمع دانشجویان دانشگاه «کُلن» آلمان تبیین کرد؛

 

 

مقام افتاء یک مرجع اجتماعی نیرومند، پردامنه و پرکارکرد است و می‌تواند در شکل دادن به روند‌ها تنظیم روابط، جلوگیری از پیدایش وضعیت‌های خاص اجتماعی و یا ایجاد وضعیت‌های خاص اجتماعی تأثیرات اساسی داشته باشد و از آنجا که زندگی مبتنی بر رعایت فتوا تعیین کننده نوع نسبت رفتار جامعه با پدیده‌های مختلف اجتماعی می‌باشد طبیعتاً نظام کنشگری خاصی را در مناسبات جامعه در قبال پدیده‌های اجتماعی فراهم می‌آورد.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 13 دقیقه
حجت‌الاسلام مبلغی
 
 
 
مقام افتاء یک مرجع اجتماعی نیرومند، پردامنه و پرکارکرد است و می‌تواند در شکل دادن به روند‌ها تنظیم روابط، جلوگیری از پیدایش وضعیت‌های خاص اجتماعی و یا ایجاد وضعیت‌های خاص اجتماعی تأثیرات اساسی داشته باشد و از آنجا که زندگی مبتنی بر رعایت فتوا تعیین کننده نوع نسبت رفتار جامعه با پدیده‌های مختلف اجتماعی می‌باشد طبیعتاً نظام کنشگری خاصی را در مناسبات جامعه در قبال پدیده‌های اجتماعی فراهم می‌آورد.

کارگاه علمی- آموزشی «فتوا بر پایه اجتهاد» با سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین احمد مبلغی استاد خارج فقه حوزه علمیه قم و رئیس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی، ویژه اساتید و دانشجویان اسلام شناسی، پنجم بهمن‌ماه در دانشگاه «کُلن» آلمان برگزار شد. عضو مجلس خبرگان رهبری در این نشست منطق و چگونگی صدور فتاوا را بر اساس اصول و روش‌های حوزه تشیع تبیین نمود که گزارش آن را می‌خوانید.

بسم‌الله الرحمن الرحیم. بحث را در سه محور پی می‌گیریم: ۱- تعریف فتوا و بیان مؤلفه‌های آن. ۲- فرایند شکل‌گیری مقام افتاء و مراحل آن. ۳- اقسام فتوا و سطح‌بندی آن از حیث اجتماعی.

محور اول: تعریف فتوا و بیان مؤلفه‌های آن:
فتوا اعلام نظری است که از راه اجتهاد به دست آمده و این نظر، حامل حکم شرعی یک موضوع است و اعلام آن با هدف عمل کردن صورت می‌پذیرد. بر این اساس، فتوا بر اساس بر سه مؤلفه تشکیل می‌یابد: الف. مؤلفه دستیابی مفتی به یک رأی بر اساس اجتهاد نسبت به حکم یک موضوع. ب. اعلام آن رأی ج. برخورداری این اعلام از هدف عمل فرد یا افراد یا جامعه به آن رأی.

به بیان دیگر، سه عنصر فتوا را شکل می‌دهند. یکی عنصر دستیابی به رأی در اثر عمل اجتهاد، دوم اعلام و سوم عمل کردن فرد یا افراد یا جامعه به آن رأی. اگر انسان صرفاً به رأی برسد و آن را اعلام نکند، فتوا نیست؛ این رأی اگرچه یک رأی اجتهادی است ولی تا وقتی لباس اعلام بر تن نکند، فتوا محسوب‌ نمی‌شود و نیز اگر اعلام کند، ولی نه به عنوان عمل کردن، بلکه به عنوان یک دیدگاه اجتهادی باز فتوا تلقی نمی‌شود. بسیاری از مجتهدان در کتاب‌های فقهی‌شان آرائشان را ارائه می‌کنند، ولی برای عمل کردن مخاطب نیست.

محور دوم: فرایند شکل‌گیری مقام افتاء:
این فرآیند از سه مرحله‌ تشکیل می‌شود:

مرحله اول، پیدایش اهلیت علمی و تقوایی در شخص:
شرایط فراهم آورنده اهلیت در یک شخص برای فتوا دادن، یک موضوع علمی مهم است که فقیهان به آن مبحث مهمی را اختصاص دادند. اگرچه جای طرح و بررسی این شرایط، دانش فقه است، ولی بسیاری از عالمان به رغم آنکه ماهیت بحث فقهی است، آن را در دانش اصول به سامان آورده‌اند.

عمده شرایط اهلیت از نظر فقیهان، عبارت‌اند از:
شرط اول، اعلمیت در اجتهاد: در صورت آشکار نبودن اعلم، وجود شبهه اعلمیت نسبت به یک مجتهد، سبب روی آوردن جدی به او برای تصدی این مقام می‌شود و مساوی بودن مجتهد با مجتهدان دیگر. شرط دوم، عدالت و شرط سوم: دوری از هوای نفس. ایجاد شرط اول به پیدایش اهلیت علمی در شخص می‌انجامد و ایجاد شرط دوم و سوم به پیدایش اهلیت تقوایی در او، منتهی می‌شود. با این توضیح، اینک به بیان این مرحله می‌پردازیم،

مرحله اول این است که شخص قبل از آنکه با فرصت قرار گرفتن در جایگاه مفتی روبرو شود لازم است در یک دوره ممتد شرایط سه‌گانه فوق را در خود ایجاد کند. همان‌طور که اشاره شد، مقصود از اهلیت علمی، پیدایش ملکه اجتهاد در حد بالا و لازم در شخص است، این پیدایش حاصل حضور و فعالیت علمی و آموزشی و مطالعات اجتهادی ممتد و مستمر از ناحیه او در دانش فقه و دانش‌های مرتبط به آن است. مقصود از “ملکه اجتهاد در حد بالا و لازم” ملکه اجتهادی است که به اعلمیت شخص بیانجامد یا شبهه اعلمیت را نسبت به او فراهم بیاورد و یا دست‌کم وی را با دیگران در حدی مساوی قرار بدهد.

مقصود از اهلیت تقوایی آن است که مجتهد افزون بر آنکه کوشیده است تا ملکه عدالت را در خود محقق کند، باید فرایندی از تمرین‌های لازم به‌صورت ممتد را در جهت مبارزه با نفس و هواهای نفسانی به عمل آورده باشد تا در نتیجه آن فراتر از عدالت جویی، قدرت مبارزه با هوای نفس را پیدا کرده باشد.

 مرحله دوم، تطبیق شرایط:
این مرحله، از آن جهت که در فضای بیرون علم و در جامعه شکل می‌پذیرد، ابعادی اجتماعی پیدا می‌کند. در موارد بسیار، عمل تطبیق از سوی شخص مجتهد صورت‌ نمی‌گیرد؛ یعنی این، او نیست که می‌آید و اعلام می‌دارد که من واجد شرایطم (اگرچه در موارد قابل توجهی هم‌چنین اتفاقی ممکن است صورت بگیرد)، آنچه عمدتاً به عنوان عمل تطبیق شرایط اهلیت رخ می‌دهد، از سوی جامعه علمی است و گاه جامعه عام (اعم از علمی و غیر علمی به تعبیر دیگر اقبال عمومی) به‌سوی شخص به عنوان جایگاه تصدی کننده فتوا روی می‌آورد.

این پرسش مطرح است که اگر عمل تطبیق از سوی جامعه علمی و یا جامعه به‌صورت عام بر مجتهدی تطبیق گردد، آیا او می‌تواند این جایگاه را بپذیرد یا نپذیرد؟ یعنی آیا اراده او در شکل‌گیری این جایگاه دخالت دارد؟

پاسخ این است که طبیعتاً اراده شخص مجتهد در پذیرش یا عدم پذیرش این مقام، نقش اساسی دارد، ولی در موارد قابل توجه، مجتهد هنگامی که به او پیشنهاد مقام افتاء صورت می‌گیرد، در برابر این پیشنهاد، مقاومت می‌کند. این مقاومت برای نپذیرفتن، دلایل مختلف می‌تواند داشته باشد، گاه می‌خواهد، حرمت این مقام را پاس بدارد، به تعبیر دیگر اهتمام خود را به این جایگاه خطیر آشکار سازد و گاه می‌خواهد دیگرانی را هم که در معرض این جایگاه هستند، محترم بشمارد و گاه نیز مقاومت او در برابر این پیشنهاد به این دلیل است که نگاه او بر عمق مسئولیت شرعی متوجه به قبول این مقام تمرکز یافته است؛ گویا ترس از مسئولیت، خطورت و حساسیت مقام افتاء -که اندکی جابجائی و بی‌دقتی نسبت به ابعاد و اجزاء، یا کارکرد آن، تبعات دینی و شرعی و اخروی در پی دارد- او را وا می‌دارد تا از خود یک واکنش برآمده از خاستگاه تقوا در قبال این پیشنهاد نشان دهد.

آنچه گفتیم “فرایند جدی انتخاب متصدی مقام افتاء” است که در طول تاریخ تجربه شده و هم‌اکنون نیز وجود دارد؛ اما این بدان معنا نیست که دقیقاً همیشه این فرایند به وقوع می‌پیوندد؛ چرا که ممکن است کسانی خود را اهل مقام فتوا بینند و با احساس مسئولیت به این عرصه پا بگذارند و خود را پیشنهاد دهند و یا در این جایگاه قرار دهند. اگر بپذیریم تحقق این فرایند در درون مناسبات اجتماعی به وقوع می‌پیوندد و نوعی کنشگری و واکنش گری را میان مجتهدان برمی‌انگیزاند، می‌توانیم بگوییم فرآیند تحقق مقام افتاء برای یک مجتهد یا عده‌ای از مجتهدان، ابعاد اجتماعی در یک جامعه دینی دارد که برخی از آن‌ها ابعادی اخلاقی و آموزنده است.

مرحله سوم، تحقق مقام افتاء:
با شکل دو مرحله پیشین، مقام افتاء برای یک شخصیت مجتهد شکل می‌گیرد. از آنجا که مقام افتاء از آن جهت که احکام دین را در ارتباط با مسائل زندگی ارائه می‌کند، جایگاه اجتماعی بسیار مهمی است. به بیان دیگر، فتواها هنگامی که بر دوش خود، احکام مسائل زندگی را از خاستگاه شریعت و دین حمل می‌کنند، جایگاه و کارکرد اجتماعی بسیار مهمی در جامعه پیدا می‌کنند.

مقام افتاء یک مرجع اجتماعی نیرومند، پردامنه و پرکارکرد است و می‌تواند در شکل دادن به روند‌ها تنظیم روابط، جلوگیری از پیدایش وضعیت‌های خاص اجتماعی و یا ایجاد وضعیت‌های خاص اجتماعی تأثیرات اساسی داشته باشد و از آنجا که زندگی مبتنی بر رعایت فتوا تعیین کننده نوع نسبت رفتار جامعه با پدیده‌های مختلف اجتماعی می‌باشد طبیعتاً نظام کنشگری خاصی را در مناسبات جامعه در قبال پدیده‌های اجتماعی فراهم می‌آورد.
حجت‌الاسلام مبلغی
محور سوم: اقسام فتوا و سطح‌بندی آن از حیث اجتماعی:
سنخ بندی و سطح‌بندی فتوا مبحث مهمی از حیث علمی است که انجام آن، نتایج علمی و اجتماعی مهمی را می‌تواند در پی داشته باشد؛ چه آنکه این سنخ بندی و سطح‌بندی از یک طرف، ما را به ظرفیت فتوا و عمق و ابعاد کارکردهای بالقوه و بالفعل آن در فضای اجتماعی آگاه و آشنا می‌کند و طبعاً چنین آگاهی و آشنایی، امکان تحلیل و تجزیه نسبت به یک “جامعه دینیِ پذیرای فتوا” را گسترش و عمق می‌بخشد و از طرف دیگر بستر و فضایی را فراروی حوزه‌های علمیه می‌گشاید تا بتوانند تعریف‌هایی دقیق‌تر از الزامات و اقتضائات هر سطح از سطوح فتوا را پیدا کنند و درنتیجه سطوح مختلف فتوا را در مسیری چارچوبمندتر، هدفمندتر، دقیق‌تر و بهره گیرنده‌تر از فضاهای اجتماعی معاصر و فضاهای مجازی معاصر و مطابق‌تر با نیازهای انسان معاصر قرار بدهند.

می‌توان فتوا را در یک تقسیم‌بندی کلی به دو سنخ اساسی تقسیم کرد: ۱- فتواهای فردی؛ ۲- فتواهای اجتماعی.

سنخ اول، فتواهای فردی: مقصود از فتوای فردی فتوای حامل یک دستورالعمل شرعی برای فرد است.

فتوای فردی خود به دو دسته تقسیم می‌شود:
دسته اول: فتوای فردی متوجه به یک فرد. این، هنگامی است که یک فرد، مسئله خاصی را که برای او پیش آمده یا مطرح است از یک مفتی [مرجع] از نظر وظیفه دینی پرسش می‌کند و آن مفتی نیز فتوایی را ناظر به مسئله او صادر می‌کند

دسته دوم: فتوای فردی متوجه به افراد در جامعه به عنوان افراد؛ و این، فتوایی است که به افراد جامعه به عنوان افراد متوجه می‌شود.

تعبیر “افراد به عنوان افراد “در مقابل تعبیر “افراد به عنوان جامعه” قرار دارد. در دومی، اگرچه افراد عمل به فتوا می‌کنند اما فتوا هم دارای ماهیت اجتماعی است و هم هدف از صدور آن ایجاد یک حرکت و جهت‌گیری اجتماعی می‌باشد، بر این اساس، فتوا هنگامی کارکرد خود را به شکل مطلوب پیدا خواهد کرد که همه یا اغلب افراد یا دست‌کم مجموعه‌ای قابل توجه در جامعه به آن عمل کنند چه آنکه همان‌طور که گفتیم هدف از صدور فتوا آن است که فتوا شکل‌دهنده به یک حرکت اجتماعی و یا جهت دهنده به آن باشد، برخلاف اولی (یعنی فتوای متوجه به افراد به عنوان افراد) که اگرچه در این قسم نیز فتوا به افراد جامعه توجه پیدا می‌کند ولی دستورالعمل نهفته در فتوا ناظر به مسئله‌ای است که یا تماماً یا عمدتاً بُعد فردی دارد و وظیفه فردی از آن، مورد نظر است به‌گونه‌ای که اگر یک فرد هم آن را انجام دهد این، مطلوبیت دارد و در نوع خود هدف برای صدور فتوا به حساب می‌آید.

فتوای متوجه به افراد به عنوان جامعه فتوای اجتماعی است که به آن اشاره خواهیم کرد.

تفاوت فتوای فردی متوجه به فرد با فتوای فردی متوجه به افراد جامعه، این است که اگر چه هر دو یک ماهیت دارند ولی در اولی این فرد است که استفتاء می‌کند و در مقابل فتوا به او توجه پیدا می‌کند و ممکن است مسئله او اختصاصی او باشد هرچند که ممکن است آن مسئله بر ای افراد در جامعه نیز مطرح باشد در حالی که در دومی، این فقیه است که در رساله عملیه خود و یا در رسانه و یا سایت خود فتواهایی را برای افراد جامعه قرار می‌دهد تا مخاطبین اگر موضوع آن فتوا برای آنان پیش آمد، به آن فتوا عمل ‌کنند.

نکته درخور توجه این است که بیشتر فتوا‌ها صبغه فردی ‎ دارند، خواه از سنخ فتوای فردی متوجه به فرد یا متوجه به افراد جامعه.

سنخ دوم، فتواهای اجتماعی: فتواهایی است که دارای محتوای اجتماعی است و یکی از دو هدف: ۱- ایجاد یک وضعیت اجتماعی یا جهت‌گیری اجتماعی ٢- تنظیم یا تعدیل یک وضعیت حقوقی (خواه با ماهیت اقتصادی یا فرهنگی یا سیاسی و…) را بر اساس شریعت دنبال می‌کند.

فتوای اجتماعی دارای سه سطح مهم اساسی است که در زیر به آن اشاره می‌کنیم:

سطح یکم، فتوای اجتماعی با رویکرد عمومی غیرحقوقی:
فتواهایی هستند که فتوا دهنده آن را خطاب به جامعه صادر می‌کند برای اینکه چارچوب، حرکت و سلوکی را در جامعه ایجاد کند. مخاطبش یک فرد نیست و برای زندگی شخصی نیست. بیشتر به دنبال ایجاد یک چارچوب برای یک حرکت یا وضعیت اجتماعی است که اگر عموم به آن فتوا عمل کنند، آن وضعیت شکل می‌گیرد؛ مثل فتوا دادن در مورد دفاع از کشور یا کمک به یک حادثه مثل زلزله یا تحریم یک کالای خاص و یا و یا… این همان سطحی است که قبلاً از آن تعبیر به فتوای متوجه به افراد جامعه به عنوان جامعه به عمل آمد.

سطح دوم، فتوای اجتماعی با رویکرد حقوقی معطوف به قانون: مقصود فتواهایی است که دارای بار محتوایی اجتماعی و به دنبال تأثیرگذاری اجتماعی نسبت به یک موضوع از رهگذر تأمین محتوای یک ماده ‌قانونی یا مجموعه‌ای از مواد قانونی می‌باشد.

از آنجا که قانون دارای اقتضائات خاص، الزامات خاص و کارکرد ویژه‌ در جامعه است، فقیه فتوا دهنده قبل از آنکه مبادرت به فتوای معطوف به قانون کند، لازم است ابتدا ماهیت قانون را با ابعاد اقتضائی و الزامی و کارکردی آن به‌درستی بشناسد و ثانیاً: موضوعی را که می‌خواهد راجع به آن فتوای تقنینی بدهد را نیز به‌درستی بشناسد و ثالثاً: تبدیل شدن محتوای فتوا به قانون را نیز به‌مثابه یک موضوع مورد شناسایی دقیق قرار بدهد. چرا که قانون دارای کارکرد خاصی در جامعه هست و اگر قانون نتواند کارکرد خود را ارائه کند هم خود را در وضعیت انزوا قرار خواهد داد و هم محتوایی که حامل آن است (یعنی فقه) را در انزوا قرار خواهد داد.

سطح سوم فتواهای اجتماعی با رویکرد حقوقیِ معطوف به تأثیرگذاری بر مقررات و نظم حقوقی در یک موسسه یا شرکت یا بانک یا دولت یا هر نهاد دیگر است.

سطح‌های دوم و سوم ممکن است نسبت به مسئله‌ای دارای ماهیت اقتصادی، یا فرهنگی، یا سیاسی و تربیتی و… شکل بگیرد؛ ولی به هر حال و در هر صورت فتوا ناظر به ایجاد یک وضعیت و نظم حقوقی است.


منبع: شبکه اجتهاد
Ads Error

دیدگاه و نظر؛

 

سیره و روش بزرگان حوزه کاربرد محتاطانه و دقیق القاب بوده است. فقیهی ملقب به «خاتم الفقهاء و المجتهدین» چون شیخ انصاری در به کاربردن القاب قیراطی عمل می‌کند به طوری که از صاحب جواهر به «بعض المعاصرین» یاد می‌کند و در تمام کتاب گرانسنگ مکاسب، لقب«استاذ» را تنها به شریف‌العلماء (مکاسب ج۳ ص۴۰۷) اعطا می‌کند.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 7 دقیقه
حوزه
 
 
 
سیره و روش بزرگان حوزه کاربرد محتاطانه و دقیق القاب بوده است. فقیهی ملقب به «خاتم الفقهاء و المجتهدین» چون شیخ انصاری در به کاربردن القاب قیراطی عمل می‌کند به طوری که از صاحب جواهر به «بعض المعاصرین» (مکاسب ج۳ ص۲۵) یاد می‌کند و در تمام کتاب گرانسنگ مکاسب، لقب«استاذ» را تنها به شریف‌العلماء (مکاسب ج۳ ص۴۰۷) اعطا می‌کند. مراجع بزرگوار تقلید نیز، در نامه‌ به افراد یا تسلیت به بازماندگان عیار لقب را مراعات می‌نمایند. (برای نمونه به پیامهای تسلیت مقام معظم رهبری و مراجع عظام تقلید به بازماندگان رئیس سابق مجمع تشخیص مصلحت نظام و تولیت آستان قدس رضوی دقت شود).

در تعاملات فرهنگی برای احترام گذاشتن به افراد، آنها را با القابی خطاب می‌کنیم که بار معنائی زیادی دارند. القابی مانند آیت‌الله و علامه و مانند آنها این روزها با ملاحظه کمتر به کار می‌روند. احترام گذاشتن همیشه در فرهنگ ما بوده است، همیشه آموخته‌ایم که به بزرگتر باید احترام گذاشت. این یک فرهنگ خوب و پسندیده است. اما اجرای آن همیشه درست انجام نمی‌شود. کاربردهای نابجا و اشتباه به آسیبهایی منجر می‌شود که عواقب نامحمودی می‌تواند داشته باشد:

خلط بین مقام اجرایی و مقام علمی:
برای پرکردن منصب اجرایی نیاز به قابلیت‌ها و سطح علمی خاصی به عنوان حداقل است، اما تناسبی بین درجه منصب اجرایی و مقام علمی لزوما وجود ندارد. چه بسیار شهرداران، استانداران، وزیران یا حتی نخست وزیران و رئیس جمهورانی که مدرکی بیش از کارشناسی نداشتند.

اگر چه این تفکیک بین منصب اجرایی و مقام علمی دانشگاهی موجود است، اما در مقام علمی مناصب اجرایی که حوزویان متصدی آن می‌شوند خلط و اشتباه روی می‌دهد. بدیهی است که مناصبی چون امام جمعه حتی در مرکز استانها و پایتخت، نمایندگی ولی فقیه، ریاست و مدیر اجرایی در سازمانهای حوزوی و اماکن مقدسه نیازمند مقام علمی اجتهاد که بر اساس سنت حوزوی لقب «آیت‌الله» دلالت بر آن دارد، نیست.

بی‌مبالاتی در استفاده از القاب ناظر به مقام علمی حوزوی:
بالاترین مراکز مدیریتی در دانش، چون وزارت آموزش عالی، یا حتی سازمانهای دارای مراتب سازمانی متفاوت، علاوه بر حساسیت شدید نسبت به انتحال و جعل هویت سازمانی افراد خارج از سازمان، نسبت به استفاده صحیح از عناوین و القاب مراتب سازمانی یا علمی دقت مضاعف دارند.

در حالی که هر از گاهی خبر از رسوایی رئیس‌جمهور یا نخست‌وزیری در جهان به جهت جعل مدرک یا سرقت علمی که منجر به استعفا یا برکناری او شده، به گوش می‌رسد یا در ایران مردم با دو چشم خود استیضاح و برکناری وزیری که دارای مدرک دکترا از دانشگاهی غیرمعتبر را مشاهده می‌کنند، اما چنین حساسیتی در به کاربردن القاب ناظر به مقام علمی حوزوی وجود ندارد. کم نیست مواردی که در آن شخصیت اجرایی مهمی که سالها در صدا و سیما و تریبونهای رسمی و غیررسمی از او با عنوانهای باطمطراق همراه لقب «آیت الله» یاد می‌شد اما هنگام درگذشت در اعلامیه‌های تسلیت مراجع عظام تقلید و رهبر معظم انقلاب حداکثر با لقبی چون «حجه الاسلام والمسلمین» از او یاد می‌شود.

اگر چه  بنا به «البلیه اذا عمّت طابت»، آفتی که فراگیر شود جای شکایت نیست و دیگر مردم آن را سهل‌انگاری مراکز مدیریتی نمی‌دانند، اما خدا نکند روزی شاهد پدیده‌ای باشیم که لقب «آیت‌الله العظمی» سالهای متمادی توسط اشخاص مختلفی به کار رود در حالی که مراکز مدیریتی حوزوی در برابر آن سکوت کنند. ترس از این است که ناگهان در برهه حساسی چون انتخابات، برخی سازمانها احساس وظیفه نمایند و عدم شایستگی آن اشخاص را برای تصدی مرجعیت اعلام نمایند. در چنین حالتی باید گفت: چه سازیم درمان خودکرده را، که خودکرده را تدبیر نیست.

خودباختگی مدرکی:
اگر چه بعد از فرموده مقام معظم رهبری به این که حوزه به اعتبار خود به طلاب مدرک دهد، بحمدالله بساط اعطای مدارک معادل دانشگاهی به حوزویان برچیده شد و آیین‌نامه مدارک سطح یک، دو، سه و چهار که ارزش استخدامی برابری با مدارک کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری دارند، تصویب و اجرا شد، اما به علت بی‌ضابطگی مقامهای علمی در حوزه، ارزش این مدرکها حتی برای حوزویان شناخته شده نیست، چه رسد به دانشگاهیان یا عامّه مردم!!! اگر چه ارزش استخدامی این مدارک همان است که گفته شد، اما ارزش علمی آنها به هیچ وجه یکسان نیست. نگاهی گذرا به تعداد واحد گذرانده شده در دو سیستم آموزشی تفاوت ارزش علمی بین دو مدرک را به سادگی نشان می‌دهد:

حوزه
 
 
چگونه ممکن است که مدرک علمی طلبه‌ای که با دیپلم وارد حوزه شده و برای به دست آوردن مدرک به طور میانگین ۳ برابر نظام دانشگاهی واحد می‌گذارند، با مدرک دانشجوی مقابل او از نظر علمی یکسان باشد. آن هم واحدی که بنا به تعریف در حوزه، هر طلبه علاوه بر یک ساعت تحصیل وظیفه دارد یک ساعت مطالعه و یک ساعت مباحثه کند، در حالی که تعریف واحد در دانشگاه همان یک ساعت تحصیل است.

طرفه آن که گه‌گاهی در حوزه دیده می‌شود که برخی طلاب با آن همه علمیّت، تلاش در تحصیل مدرک دانشگاهی دارند و مقامات آموزش عالی به کاربردن القاب دانشگاهی، مانند دکتر، را برای دارندگان مدرک علمی سطح چهار منع می‌نمایند!
گرچه می‌توان منع مقامات آموزش عالی را حمل بر صحت نمود و آن را از این باب دانست که به کارگیری این لقب در حق کسی که مدرک سطح چهار است، توهین به اوست، همانند هنگامی که دارنده مدرک دکترای عمران را با لقب «مهندس» خطاب نمایند. به هر حال هر نظام آموزشی برای خود ضوابطی برای اعطای مدرک دارد و برای خود محترم است و نظامهای دیگر باید بدان ارزش گذارند.

نظام سنتی اعطای مدرک در حوزه که با همان القاب شناخته می‌گردید نظامی آموزشی طولانی که پس از بازگشت به شهر یا روستا همراه با کاروزی عملی و اخلاقی بوده است. نظامی که ملاک آن کیفیت و نه کمیت و پرهیز از عجب و علوّ دنیایی به همراه احترام شئونات و مقامات علمی و معنوی بوده است.

باید گفت با تلاش در کمّی کردن این نظام کیفی، به شدّت تواضع (اگر نگوییم اجحاف) شده است و جانب احتیاط اخذ گردیده است. مهمتر این که، این نظام استقلال خود را از دست داده و ملاک ارزش گذاری در آن رونوشتی از نظام دانشگاهی است. این در حالی است که در نظامی مانند ورزش رزمی کاراته نظام مستقل وجود دارد. در این نظام در طول آموزش، رنگ کمربند رزمی‌کار تیره‌تر می‌گردد و پس از رسیدن به کمربند مشکی برای گرفتن درجه بالاتر(که از آن به دان تعبیر می‌شود) باید به تعداد آن مربّی‌گری نمود به طوری که دارندگان دان۶ و  ۷ به ترتیب دارای سابقه ۲۱ و ۲۸ سال مربّی‌گری رسمی هستند.

به هر حال، از آن جهت که فرآیند کمّی سازی نظام کیفی مدرک علمی به پایان رسیده و در عمل اجرا می‌گردد و بنا به قاعده من التزم بشیء التزم بلوازم ذلک الشیء، به نظر می‌رسد می‌توان سند مختصری تهیه کرد که در آن به کارکنان در سازمان یا محیطهای اجتماعی نشان داده شده باشد که چطور و کجا از چه القابی استفاده کنند. تهیه این دستورالعمل چندان دشوار نیست و می‌تواند از خطاهای آتی که ممکن است عواقب نامطلوب داشته باشند، جلوگیری کنند.



منبع: شبكه اجتهاد
چهارشنبه, 10 بهمن 1397 11:38

حفظ سلامتی به آسانی قدم زدن

 

چند نکته‌ی مهم در مورد پیاده‌روی

 

 

 

پیاده‌روی یکی از ساده‌ترین و قابل دسترس‌ترین راه‌های فعالیت بدنی، کاهش وزن و سالم ماندن است. در این مطلب به بیان برخی نکات پیرامون پیاده‌روی می‌پردازیم.
 
 
 
نویسنده : حمید عبادی
بازدید : 469
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه
پیاده‌روی کنید تا سالم بمانید

 

 

شاید اغلب اوقات پیاده‌روی به‌عنوان یکی از فعالیت‌های بدنی و تمرینی نادیده گرفته شود و به چشم نیاید اما نباید از این حقیقت غافل شد که پیاده‌روی به‌شدت استقامت بدن را افزایش می‌دهد، کالری‌های اضافی را می‌سوزاند و به سلامتی قلب کمک می‌کند.

البته برای دستیابی به این نتایج لازم نیست زمان زیادی را صرف پیاده‌روی کنیم. فقط 10 دقیقه پیاده‌روی سریع در هر روز می‌تواند فواید بسیار چشم‌گیری در سلامتی ما داشته باشد.

اقدامات لازم قبل از تصمیم به پیاده‌روی

به یاد داشته باشید که هر کفش و یا کتانی که با آن احساس راحتی کنید، می‌تواند شرایط مناسبی را برای پیاده‌روی شما فراهم کند و باعث جلوگیری از تاول زدن و ناراحتی پاها شود.

اگر مسیر خانه تا محل کار خود را پیاده‌روی می‌کنید، می‌توانید لباس‌های عادی و روزانه خود را به همراه یک جفت کفش مناسب برای پیاده‌روی بپوشید و بعد از رسیدن به محل کار، کفش‌های مناسب محل کار خود را با کفش‌های مخصوص پیاده‌روی جایگزین کنید.

برای پیاده‌روی در مسافت‌های طولانی، لازم است مقداری آب، مقداری خوراکی سالم و شاید یک لباس یدکی برای نیم‌تنه بالایی به همراه خود داشته باشید که در صورت تعریق بتوانید آن را تعویض کنید.

البته اگر تصمیم دارید پیاده‌روی با مسافت طولانی را به‌طور مداوم در برنامه زندگی خود داشته باشید، احتمالاً نیاز به تجهیزات بیشتری مثل ژاکت ضد آب برای مواقع بارانی خواهید داشت.

چطور بفهمیم سرعت پیاده‌روی‌مان کافی است یا خیر؟

پیاده‌روی سریع معمولاً به نوعی از پیاده‌روی گفته می‌شود که تقریباً دارای سرعت 4.5 کیلومتر در ساعت باشد. یک راه دیگر برای اطمینان از کافی بودن سرعت پیاده‌روی این است که حین پیاده‌روی بتوانیم صحبت کنیم اما نتوانیم به‌درستی آواز بخوانیم و آهنگ و ریتم آواز را به‌درستی اجرا کنیم؛ در این صورت سرعت پیاده‌روی ما به اندازه کافی سریع است.

فعالیت بدنی زیادی ندارید؟ مسافت پیاده‌روی خود را افزایش دهید

اگر خیلی فرد فعالی نیستید و به هر دلیلی در انجام فعالیت‌های بدنی با محدودیت مواجهید اما توانایی پیاده‌روی کردن را دارید، سعی کنید مسافت پیاده‌روی خود را به‌تدریج افزایش دهید.

البته اگر مفاصل شما دارای مشکل هستند و با پیاده‌روی دچار درد و آسیب می‌شوید، می‌توانید از کلاس‌های درمانی که در استخرها برگزار می‌شود استفاده کنید و حتی می‌توانید پیاده‌روی خود را در آب انجام دهید.

پیاده‌روی گروهی یکی از بهترین راه‌ها برای شروع کردن پیاده‌روی است که موجب افزایش انگیزه، یافتن دوستان جدید و افزایش سطح روابط اجتماعی جدید می‌شود.


جالب است بدانید که آب از مفاصل در حین حرکت پشتیبانی می‌کند. به‌بیان‌دیگر آب به حرکت کردن انسان کمک می‌کند و فشار روی مفاصل ناشی از حرکت را کاهش می‌دهد. بنابراین بعد از مدتی حرکت در آب می‌توانید وزن خود را کاهش دهید و متعاقباً می‌توانید خارج از آب هم به حرکت و پیاده‌روی بپردازید چراکه با کاهش وزن، از فشار وارده روی مفاصل کاسته می‌شود و حرکت کردن آسان خواهد شد.

برای اینکه بتوانیم بیشتر به پیاده‌روی اهتمام بورزیم و آن را به بخشی از زندگی خود تبدیل کنیم می‌توان راهکارهایی را در پیش گرفت. در ادامه به معرفی برخی از این راهکارها می‌پردازیم.

پیاده‌روی را تبدیل به عادت کنید

ساده‌ترین راه برای توجه بیشتر به پیاده‌روی این است که این فعالیت را تبدیل به عادت کنید. سعی کنید در کارهای روزانه خود از فعالیت‌هایی استفاده کنید که می‌توانند شامل پیاده‌روی باشند به‌عنوان‌مثال:
-- بخشی از مسافت منزل تا محل کار خود را پیاده‌روی کنید
-- سعی کنید پیاده به خرید بروید
-- از پله به‌جای آسانسور استفاده کنید
-- برای مسافت‌های کوتاه از ماشین استفاده نکنید
-- فرزندتان را پیاده به مدرسه ببرید
-- به‌طور منظم با دوستان خود پیاده‌روی کنید
-- سعی کنید بعد از شام با اعضای خانواده خود یک پیاده‌روی آرام داشته باشید

حین پیاده‌روی به موسیقی گوش کنید

گوش کردن به موسیقی در حین پیاده‌روی می‌تواند ذهن را از خسته شدن بازدارد و خستگی را به تأخیر بیاندازد که از آثار آن می‌توان به پیاده‌روی بیشتر اشاره کرد. موسیقی پیاده‌روی انسان را وارد یک ریتم می‌کند که درنهایت منجر به افزایش سرعت پیاده‌روی خواهد شد.

به‌بیان‌دیگر گوش کردن به موسیقی حین پیاده‌روی، باعث سپری شدن سریع‌تر زمان خواهد شد و در پی آن مسافت بیشتری را طی خواهیم کرد. این اتفاق یکی از آثار بسیار شگفت‌انگیز گوش کردن به موسیقی و افزایش انگیزه در پیاده‌روی است.

به پیاده‌روی خود تنوع بخشید

می‌توان در پیاده‌روی تنوع ایجاد کرد. البته برای این کار لازم نیست که به اطراف شهر و روستاها سفر کنید چراکه در شهرها هم می‌توان پیاده‌روی متنوع و لذت بخشی را تجربه کرد. پارک‌ها، مراکز تاریخی و فرهنگی، مسیرهای کنار رودخانه‌ها، مسیرهای جنگلی، پارک‌های جنگلی، طبیعت، مسیرهای پیاده‌روی عمومی و سایر مکان‌هایی که مناسب پیاده‌روی هستند را می‌توان به‌راحتی در هر شهری یافت و از آن بهره‌مند شد.

 

گروه‌های پیاده‌روی راه‌اندازی کنید و به این گروه‌ها بپیوندید

پیاده‌روی گروهی یکی از بهترین راه‌ها برای شروع پیاده‌روی است که موجب افزایش انگیزه و یافتن دوستان جدید می‌شود. با پیوستن به گروه‌های پیاده‌روی علاوه بر بهره‌مند شدن از فواید سلامتی پیاده‌روی، می‌توان سطح روابط اجتماعی، اعتمادبه‌نفس و انگیزه خود را افزایش داد. این گروه‌ها بهانه‌ای برای گرد هم آمدن افراد در تمامی سنین، سلیقه‌ها و سطح توانایی بدنی را فراهم می‌کنند.

صفحه73 از365