
rezas
اتفاق عجیب؛ بیشتر مجرمان این استان تحصیلکرده اند
اتفاق عجیب؛ بیشتر مجرمان این استان تحصیلکرده اند
سرهنگ ایرج محمدخانی :
رئیس پلیس فتا فرماندهی انتظامی استان گیلان - با بیان این مطلب در جمع خبرنگاران گفت: طبق بررسیهای انجام شده در نیمه نخست امسال ۴۸ درصد بزهکاران اینترنتی استان تحصیلات عالی داشتهاند و ۴۵ درصد این جرایم نیز در پیامرسانهای خارجی اتفاق افتاده است. همچنین در نیمه نخست امسال و در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته آمار جرایم فضای مجازی در این استان حدود ۵ درصد افزایش پیدا کرده است.
وی هتک حیثیت، نشر اکاذیب، برداشت اینترنتی از حساب بانکی اشخاص، سرقت، کلاهبرداریهای مرتبط با رایانه، قماربازی، مزاحمت اینترنتی، تهدید و اخاذی را از جمله مهمترین جرایم اینترنتی در شش ماهه نخست امسال دانست.
وی در مورد شناسایی و تحویل مجرمان به دستگاه قضایی استان نیز عنوان کرد: در نیمه نخست امسال ۵۷ درصد پروندههای حوزه پلیس فتا گیلان با تلاش کارآگاهان این حوزه به شناسایی مجرمان و تحویل آنان به مقامهای قضایی استان ختم شد که ۴۳ درصد این مجرمان را زنان تشکیل میدهند.
وی میانگین سنی بزهکاران اینترنتی دستگیر شده در گیلان را بین ۱۸ تا ۳۵ سال ذکر کرد و اظهار داشت: در شش ماهه نخست امسال هتک حیثیت و نشر اکاذیب از عمدهترین جرایم سایبری بوده است که مجرمان آنها توسط کارشناسان و کارآگاهان پلیس فتا گیلان شناسایی شدهاند.
هرگز پشت سر همکارانتان بدگویی نکنید
هرگز پشت سر همکارانتان بدگویی نکنید
این تنها نظر من نیست. نانسی کورلند و لیزا پلد در تحقیقاتشان بدگویی را چنین تعریف کردهاند: «صحبت غیررسمی و ارزشگذارانه در یک سازمان، معمولا بین تعداد کمی از افراد اتفاق میافتد و در مورد عضو دیگری از آن سازمان است که در آن جمع حضور ندارد.» وقتی فکر میکنید چند وقت یک بار مکالمات محیط کار شما ۱) غیررسمی است؛ ۲) ارزشگذارانه است (بحث بر سر اینکه گرفتن یک پاسخ به موقع از «جان» در بخش حسابداری تا چه حد مشکل است) ۳) بین تنها چند نفر از افراد صورت میگیرد؛ ۴) در مورد عضو دیگر آن سازمان است که در جمع حضور ندارد؛ ممکن است دریابید که چند بار پشت سر همکارانتان حرف زدهاید و در اثرات سوء سخنپراکنی شرکت داشتهاید. اثرات سوء مانند چه؟ مانند تحلیل تدریجی فساد، جریحهدار شدن احساسات، پایین آمدن روحیه، لطمه به شهرت، کاهش اعتبار شخصی و حرفهای، افزایش اضطراب و ایجاد تفرقه. بهرغم هزینههای بالای بدگویی، محرک افتادن در دام آن بسیار قوی است. دکتر پگی درکسلر، استاد روانشناسی در دانشگاه کورنل میگوید «انسانشناسان میگویند در سراسر تاریخ بشر، بدگویی کردن راهی برای ارتباط با سایرین و حتی ابزاری برای مجزا کردن آنهایی بوده است که از گروه حمایت نمیکنند.»
صحبت با یک یا چند همکار پیرامون اینکه چقدر گرفتن یک پاسخ به موقع از «جان» در بخش حسابداری دشوار است، احساس ارتباط با فرد دیگری را ایجاد میکند که او نیز با عدم پاسخگویی جان مشکل دارد. کسانی که بهطور مشابه از جان ناامید بودند، دچار سوگیری گروهی میشوند و از یکدیگر طرفداری میکنند و این یک جنبه مشترک از رفتار انسانی است و به موجب آن افراد نسبت به اعضای گروه خودشان در مقایسه با اعضای بیرون گروه رفتار اجتماعیتری نشان میدهند. بدگویی همچنین ابزاری برای تخلیه احساسات نزد افرادی است که نسبت به ارائه بازخورد مستقیم بیمیل هستند یا مکالمات دشواری با همکارانشان دارند. طبق تحقیقات من روی بیش از ۲۰۰ فرد حرفهای در موضوع مکالمات دشوار، ۸۰ درصد پاسخدهندگان بیان کردند که این مکالمات بخشی از شغلشان بوده است اما بیش از نیمی از آنها اذعان کردهاند که از نظر آنها آموزش کافی در مورد نحوه هدایت موثر آنها نداشتهاند.»
با صحبت با دیگران یا حتی یک نفر در مورد همکار دیگر که برای شنیدن این بازخورد در آنجا حضور ندارد، مزایای یک رابطه آزاد و صادقانه و یک فرهنگ سرشار از بازخورد را از بین میبرید. در نهایت ما از بدگویی بهعنوان راهی برای جمعآوری شواهد و دلایلی استفاده میکنیم که باورهای ما را تایید و سوگیری تاییدی ما را اقناع کند؛ (سوگیری تاییدی گرایش به جستوجو در اطلاعات یا تعبیر کردن آن به نحوی است که باورها یا فرضیههای ما را تایید کند.) هرچند شکستن عادت شرکت در بدگویی- چه محرک آن و چه دریافتکننده آن- میتواند دشوار باشد. با وجود این، چندین استراتژی برای کمک به شما و تیمتان وجود دارد تا از درگیر شدن در چیزی که به شدت اشتباه است اما احساس درستی را منتقل میکند، دست بردارید:
۱) آن را نامگذاری کنید، سپس هدایتش کنید: اول اینکه بدگویی را همان «بدگویی» بنامید تا بتوانید سریعا آن را متوقف کنید. اگر شما در «گفتوگوی غیررسمی و ارزشگذارانه در یک سازمان و معمولا بین تعداد کمی از افراد و در مورد عضو دیگری از سازمان که در آن جمع حضور ندارد شرکت میکنید» بهخصوص اگر هدف شما بهجای دریافت راهحلهای سازنده، تایید تجربه شما باشد؛ آنگاه شما در یک بدگویی شرکت کردهاید. اگر آن را به این نام بنامید، اکثر افراد زمانی که از یکی از همکاران چنین چیزی را میشنوند عقبنشینی خواهند کرد و میگویند «حرفهای شما شبیه بدگویی است. آیا منظورتان همین است؟» دوم اینکه، مکالمه را با پرسیدن این سوال عوض کنید که «چگونه میتوانم در دستیابی به یک نتیجه بهتر به شما کمک کنم؟» تنها در مکالمات توفان فکری و حل مشکلات شرکت کنید؛ نه در مکالمات تایید مشکل.
۲) اجازه دهید تا افراد بدانند که شما این سیاست را دارید که «اگر مشکلی با من دارید، لطفا اول به خودم بگویید.»: سیاست «اول به آنها بگویید» را با همکارانتان بپذیرید و زمانی که کسی به بدگویی در مورد فرد دیگر نزد شما آمد از او بپرسید «آیا قبلا به او گفتهاید؟» تا این سیاست را به آنها یادآوری کنید.
۳) محیطی سرشار از بازخورد را حول خودتان ایجاد کنید: هر چه بیشتر بازخورد را هم مثبت و هم منفی و هم ارائه آن و هم دریافت آن را عادیتر کنید؛ احتمال کمتری دارد که افراد به دنبال ابزار جایگزین برای بیان ناامیدیها و نگرانیهایشان باشند. بهجای «ذخیره» بازخورد برای بازبینیهای عملکرد سالانه، بهعنوان بخشی از هر جلسه نظارت یا پرسش و پاسخ در مورد پروژه، در مورد آنچه فرد به خوبی انجام داده است و آنچه او میتواند بهطور متفاوت انجام دهد صحبت کنید و اطمینان یابید زمانی که افراد بهطور خاص بازخورد مثبت ارائه میدهند، به آنها بازخورد مثبت میدهید؛ حتی اگر شنیدن آن دشوار باشد. بدگویی، حتی با هر عنوان دیگری، یک استراتژی ارتباطات مخرب است که بهطور منفی روی افراد، تیمها و کل سازمان اثر میگذارد. با توقف آن، انتخاب روشهای سالمتر و مفیدتر در بیان آنچه مفید واقع نمیشود و استفاده از حل مشکلات تیمی، روابط و عملکرد در سازمانها میتوانند پیشرفت کنند.
ویژه نامه اخلاق جنسی
تعریف اخلاق جنسی
اخلاق جنسی قسمتی از اخلاق به معنی عام است، شامل آن عده از عادات وملکات و روشهای بشری است که با غریزه جنسی بستگی دارد. حیاء زن از مرد، غیرت ناموسی مرد، عفاف و وفاداری زن نسبت به شوهر، ستر عورت، ستر بدن زن ازغیر محارم، منع زنا، منع تمتع نظری و لمسی از غیر همسر قانونی، منع ازدواج با محارم، منع نزدیکی با زن در ایام عادت، منع نشر صور قبیحه، تقدس یا پلیدی تجرد جزءاخلاق و عادات جنسی به شمار می روند. اخلاق جنسی به حکم قوت و قدرت فوق العاده غریزه - که این قسمت از اخلاق بشری وابسته به آن است - همواره مهمترین بخشهای اخلاق به شمار می رفته است. ویل دورانت می گوید:
«سر و سامان بخشیدن به روابط جنسی همیشه مهمترین وظیفه اخلاق به شمار می رفته است، زیرا غریزه تولید مثل نه تنها در حین ازدواج بلکه قبل و بعد از آن نیزمشکلاتی فراهم می آورد و در نتیجه شدت و حدت همین غریزه و نافرمان بودن آن نسبت به قانون و انحرافاتی که از جاده طبیعی پیدا می کند، بی نظمی و اغتشاش درسازمانهای اجتماعی تولید می شود.» (مجموعه آثار شهید مطهری جلد 19، ص: 633)
غریزه جنسی و رویکردها
با توجه به اهمیتی کـه غـریزۀ جنسی در زندگی انسان دارد، در طول تاریخ رویـکردهای متفاوتی نسبت به ایـن غـریزه اتخاذ شده است.در این باره مـی توان از سـه رویکرد اصلی سخن گفت که به شرح زیر عبارت اند از:
الف)رویکرد مبتنی بـر رهـبانیت
اخلاق مبتنی بر رهبانیت کـه از آن بـا عـنوان«اخلاق جنسی کـهن»نـیز یاد می شود،برگرفته از بـرخی آیـین ها و مکاتب در اعصار گذشته است.از جملۀ این آیین ها و مکاتب می توان به آیین برهمایی(8 تا 9 ق.م)،آیـین جـاینی(6 ق.م)و آیین بودایی(6 ق.م)در هند،آیین تائوئیزم در چـین،آیـین مانی(240 م)در ایـران بـاستان،سـنی سیسم یا کلبیون در یـونان، اسنیه (2 ق.م)در میان یهودیان و مسیحیت در میان پیروان مسیح اشاره کرد.
پایه و بنیان همۀ این آیین ها در اخـلاق جـنسی،مبتنی بر پلیدی غریزۀ جنسی، ریـاضت طلبی و رهـبانیت،دوری از ازدواج و تـشکیل خـانواده،طرد تمتعات و لذت های دنـیوی و تحریم آگاهی های جنسی است.
ب)رویکرد مبتنی بر آزادی روابط جنسی
از این رویکرد با عنوان«اخلاق نوین جـنسی»نـیز یـاد می شود.نقطۀ شروع این رویکرد از دورۀ رنسانس بـه بـعد اسـت و در نـهایت در قـرن بـیستم این جریان به اوج خود می رسد.از بانیان و متفکران این اخلاق جنسی می توان از مارکس (1883-1818 م)،انگلس (1895 - 1820 م)فروید(1939-1856 م)و راسل (1970-1872 م)نام برد.
این متفکران با بیان دیدگاه های خود در حیطۀ مسائل و مشکلات جـنسی،پایه های علمی و فلسفی آزادی روابط جنسی را پی ریزی کردند.
ج)رویکرد اسلامی
رویکرد اسلامی نسبت به مسائل جنسی رویکرد اعتدالی و عبادی است.این رویکرد در آرای متفکران مسلمان همچون ابن سینا(370-428 ه ق)،غزالی(450-505 ق)،ملا احـمد نـراقی(1185-1245 ق)و مطهری (1298-1358 ق)مشهود است. (اسلام و پژوهش های تربیتی، بهار و تابستان 1390 - شماره 5)
علاقه جنسی یا گناه ذاتی در جهان قدیم
چگونگی استفاده صحیح از قوای غریزی
مبانی اخلاق نوین جنسی در غرب
اصول و پایه هایی که اخلاق جنسی در غرب بر روی آنها بنا شده است عبارت است از:
1- آزادی هر فردی مطلقا محترم است و باید محفوظ بماند، مگر آنجا که مزاحم آزادی دیگران باشد، به عبارت دیگر آزادی را جز آزادی نمی تواند محدود کند.
2- سعادت بشر در گرو پرورش استعدادهایی است که در نهاد دارد. خود پرستی ها و ناراحتیهای روحی، ناشی از آشفتگی غرایز و بالاخص غریزه جنسی است، و آشفتگی غرایز از عدم ارضاء و اشباع آنها ناشی می گردد.
3- آتش میل و رغبت بشر در اثر منع و محدودیت فزونی می گیرد و مشتعل ترمی گردد و در اثر ارضاء و اشباع کاهش می یابد و آرام می گیرد. برای انصراف بشر ازتوجه دائم به امور جنسی و جلوگیری از عوارض ناشی از آن، راه صحیح این است که هر گونه قید و ممنوعیتی را در این راه از جلو پایش برداریم.
چنانکه ملاحظه می شود اصل اول از اصول بالا فلسفی و اصل دوم تربیتی و اصل سوم روانی است. این سه اصل را ما از مجموع گفته ها و نظرات طرفداران این سیستم اخلاقی استنباط می کنیم و الا هیچ کدام از آنان به این ترتیب و تفصیل اصول سیستم اخلاقی خود را بیان نکرده اند. (مجموعه آثار شهید مطهری جلد 19، ص 644)
تحلیل و انتقاد از اخلاق نوین جنسی
چگونگی تنظیم رفتارها و روابط جنسی در غرب و کشورهای اسلامی
آموزش جنسی وویرانی اخلاق در آمریکا
دولت مدرن و فرایند تضعیف خانواده
مجموعه خاطرات سفر به دروازه دنیا
آزادی جنسی در بوته نقد
در اخلاق نیز مانند سیاست باید اصول آزادی و دموکراسی حکمفرما باشد، مطلب صحیح و درستی است، یعنی انسان باید با غرایز و تمایلات خود مانند یک حکومت عادل و دموکرات با توده مردم رفتار کند.
ولی عده ای آنجا که پای مسائل اخلاقی در میان می آید یا آنجا که انسان در مقابل خودش قرار گرفته و باید درباره رفتار خودش با خودش قضاوت کند، عمدا یا سهوادموکراسی را با خود سری و هرج و مرج و بی بند و باری اشتباه می کنند. اسلام درباره اخلاق جنسی همان را می گوید که جهان امروز درباره اخلاق سیاسی و اخلاق اقتصادی پذیرفته است.
اخلاق سیاسی به غریزه قدرت و برتری طلبی مربوط است و اخلاق اقتصادی به حس افزون طلبی، همچنانکه اخلاق جنسی مربوط است به غریزه جنسی. از نظر لزوم آزادی از یک طرف و لزوم انضباط شدید از طرف دیگر، هیچ تفاوتی میان این سه بخش اخلاق نیست. معلوم نیست چرا طرفداران اخلاق نوین جنسی این گشاده دستی ها را تنها درباره اخلاق جنسی جایز می شمارند؟! (مجموعه آثار شهید مطهری جلد 19، ص 661)
آثار انقلاب جنسی بر زنان آمریکا
آزادی رفتار جنسی و تأثیر آن بر خانواده
مقایسه تطبیقی فرهگ اسلامی و غربی
مبانی اخلاق جنسی در اسلام
قرآن کتاب آسمانی مسلمانان، با طرح ازدواج و ارضای مشروع غریزه جنسی، راهی میانه را (با نهی از شهوت رانی و فساد) پیشنهاد کرده، می فرماید: «الا علی ازواجهم او ما ملکت ایمانهم فانهم غیر ملومین».
اسلام بر خلاف کلیسا، ازدواج را مقدس و تجرد را پلید شمرده است; رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اکثر اهل النار العزاب» ; بیشتر افراد در جهنم، از افراد عزب و مجرد هستند.
در کتاب شریف مکارم الاخلاق آمده است: «روزی زنی خدمت امام باقر ( علیه السلام) رسید و عرض کرد: من از متبتله هستم. امام پرسید: منظورت ا زتبتل چیست؟ در پاسخ گفت: قصد کرده ام هرگز ازدواج نکنم. حضرت پرسید: برای چه؟ گفت: می خواهم به سبب این عمل، به فضل و برتری دست یابم.
حضرت فرمود: این اندیشه را رها کن. اگر در این کار فضیلتی بود، فاطمه زهرا ( علیهاالسلام) برای رسیدن به آن از تو شایسته تر بود; زیرا هیچ کس در فضیلت بر او پیشی نگرفته است. »
ازدواج سنت پیغمبر اسلام است. امام صادق ( علیه السلام) می فرماید: ازدواج کنید، همانا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: هر کس دوست دارد از روش های من پیروی کند، یکی از روش های من ازدواج است.
با این حال اسلام، از آزادی جنسی و ارضای افراطی غریزه جنسی انتقاد کرده و به عواقب آن هشدار داده است. حضرت علی ( علیه السلام) می فرماید: «من تسرع الی الشهوات تسرع الیه الافات» ; کسی که در شهوات تند روی کند، آفات با سرعت به سوی او می شتابد. (شمیم یاس خرداد 1383، شماره 15)
آیا اخلاق اسلامی با رشد طبیعی استعدادها مباین است؟
تبیین مبانی هستی شناسی اخلاق جنسی از دیدگاه اسلام
هنجارشناسی اخلاق جنسی در زندگی زناشویی از دیدگاه اسلام
شیوه های کنترل و تعدیل غریزه جنسی در اسلام
دین مقدس اسلام، نه با بی بند و باری جنسی موافق است و نه با سرکوب غریزه جنسی. اسلام آنجا که دعوت به پاک دامنی می کند، در کنار آن، راه را برای ازدواج سالم و موفق می گشاید و بدین گونه به تعدیل غریزه جنسی می پردازد.
«از نظر اسلام، محدودیت کام یابی های جنسی به محیط خانوادگی، از جنبه روانی، به بهداشت روانی اجتماع کمک می کند و از جنبه خانوادگی، سبب تحکیم روابط افراد خانواده و برقراری صمیمیت کامل بین زوجین می گردد و از جنبه اجتماعی، موجب حفظ و استیفای نیروی کار و فعالیت اجتماع می گردد و از نظر وضع زن در برابر مرد سبب می گردد که ارزش زن در برابر مرد بالا رود. نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرت های بی بند و بار، هیجان ها و التهاب های جنسی را فزونی می بخشد و تقاضای سکس را به صورت یک عطش روحی در می آورد، همان طور که محرومیت ها، سبب طغیان و شعله ور شدن شهوات می گردد. پیروی و اطاعت و تسلیم مطلق نیز سبب طغیان و شعله ور شدن آتش شهوات می گردد.» ناصحان و عارفان ما کاملاً بدین نکته پی برده بودند. سعدی می گوید:
مراد هر که بر آری، مطیع امر تو گشت
خلاف نفْس، که فرمان دهد چو یافت مراد
دیگری گفته است: هر چه موجبات رغبت نفس را فراهم کنی، بر رغبت می افزاید، ولی اگر او را به کم عادت دهی، قناعت پیشه می کند. به عقیده ما برای آرامش غریزه جنسی، دو چیز لازم است: یکی ارضای غریزه در حد حاجت طبیعی و دیگر، جلوگیری از تهییج و تحریک آن».
«اگر در اسلام، برخی حقوق شخصی مثل بی بند و باری جنسی از انسان سلب شده است، به دلیل ملاحظاتی است که در مذهب، کسب خیر و هدف از حیات انسان و دلیل حقوق انسانی محسوب می شود. از دیدگاه مذهبی، حقوق، نه تنها باید از الزام ها و بایدهایی حاصل شود، بلکه در خود این حقوق، باید شرط هایی توسط جملاتی مثل «نبایدها» وجود داشته باشد تا رعایت حقوق دیگران و محافظت حق روح لایزال انسانی در برابر گرایش آن به شر که در نهاد هر یک ماست، تضمین شود». (طوبی آذر 1386، شماره 24)
راهکارهای کنترل و هدایت غریزه جنسی از منظر قرآن و روایات
همایش سراسری خانواده و مشکلات جنسی
عوامل شهوترانی و جست و جوی راهکارهای عملی مصونیت بخشی
چگونگی مدیریت اخلاق جنسی و نیازهای عاقلانه
کنترل غرایز جنسی و هواهای نفسانی در پرتو آموزه های روایی
ازدواج
علامه محمد تقی جعفری (ره) درجواب فیلسوف شهیر اروپایی برتراند راسل که چرا اسلام این قدر به ازدواج بها داده و برایش قانون وضع کرده است، نوشت:
«با ازدواج می خواهد انسان به وجود آید، مساله انسان مطرح است.»
بنابراین، ارضای غریزه جنسی و تامین نیازهای فیزیولوژیک انسان از آثار مثبت ازدواج است; ولی می توان فلسفه و حقیقت ازدواج از نظر اسلام را در سه امر جست و جو کرد: تکمیل، تسکین و تولید.
کدامیک؟ رهبانیت موقت یا کمونیسم جنسی یا ازدواج موقت؟
عفاف و حجاب
نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرتهای بی بند و بار هیجانها و التهابهای جنسی را فزونی می بخشد و تقاضای سکس را به صورت یک عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی درمی آورد.غریزه جنسی غریزه ای نیرومند، عمیق و «دریا صفت » است، هر چه بیشتر اطاعت شود سرکش تر می گردد، همچون آتش که هر چه به آن بیشتر خوراک بدهند شعله ورتر می شود.
تاریخ همان طوری که از آزمندان ثروت یاد می کند که با حرص و آزی حیرت آور در پی گرد آوردن پول و ثروت بوده اند و هر چه بیشتر جمع می کرده اند حریصتر می شده اند، همچنین از آزمندانی در زمینه مسائل جنسی یاد می کند.اینها نیز به هیچ وجه از نظر حس تصرف و تملک زیبارویان در یک حدی متوقف نشده اند. صاحبان حرمسراها و در واقع همه کسانی که قدرت استفاده داشته اند چنین بوده اند.
کریستن سن نویسنده کتاب ایران در زمان ساسانیان در فصل نهم کتاب خویش می نویسد:
«در نقش شکار طاق بستان فقط چند تن از سه هزار زنی که خسرو (پرویز) در حرم داشت می بینیم.این شهریان هیچ گاه از این میل سیر نمی شد.دوشیزگان و بیوگان و زنان صاحب اولاد را در هر جا نشان می دادند به حرم خود می آورد.هر زمان که میل تجدید حرم می کرد نامه ای چند به فرمانروایان اطراف می فرستاد و در آن وصف زن کامل عیار را درج می کرد.پس عمال او هر جا زنی را با وصف نامه مناسب می دیدند به خدمت می بردند.» از این گونه جریانها در تاریخ قدیم بسیار می توان یافت.در جدید این جریانها به شکل حرمسرا نیست، به شکل دیگر است، با این تفاوت که در جدید لزومی ندارد کسی به اندازه خسرو پرویز و هارون الرشید امکانات داشته باشد.در جدید به برکت تجدد فرنگی، برای مردی که یک صد هزارم پرویز و هارون امکانات داشته باشد میسر است که به اندازه آنها از جنس زن بهره کشی کند.
ارزشمندی حیا و عفاف جنسی در زندگی دختران و زنان
غیرت
«غیرت» در لغت؛ به معنای رشک بردن، تعصب و حفظ کردن ناموس است و در اصطلاح عبارت است از «تأثیر پذیری همراه با بغض و کینه و تیرگی دل، که انسان معمولاً زمانی درکش می کند که احساس کند فرد محبوب وی، توجه یا محبتش را معطوف شخص دیگری کرده است».
به عبارت دیگر، «غیرت، حس درونی است که آفرینش برای محافظت و نگاهبانی از حریم خانواده و پاسداری از نسل، در وجود مرد نهاده است. در حقیقت، این حس در مرد وجود دارد که می خواهد ناموس خود را از دسترس کامجویی دیگران دور کند و همسر خود را تنها در انحصار خود نگه دارد».
غیرت، یکی از ویژگی های برجسته اخلاقی پیامبران و اولیای الهی است. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
کانَ ابراهیمُ اَبی غَیورا، و أنا أغیرُ مِنْه و أَرْغَم اللّهُ أنْفَ مَن لا یَغارُ مِن المؤمنین.
پدرم ابراهیم، غیور و جوان مرد بود و من از او غیورترم و خداوند بینی کسی را که اهل ایمان است، ولی غیرت ندارد، به خاک بمالد.
امام صادق علیه السلام نیز در حدیثی فرمود:
اِنَّ اللّهَ غَیُورٌ، یُحِبُّ کُلَّ غَیُورٍ، وَ مِنْ غَیْرَتِهِ حَرَّمَ الْفَواحِشَ ظاهِرَها وَ باطِنَها.
همانا خداوند، غیور است و هر غیوری را دوست دارد و از غیرت اوست که همه گناهان آشکار و پنهان را حرام کرده است.
مرد، پاسدار حرمت و کرامت زن است و زمینه ساز این پاسداری و حراست از نوامیس، ویژگی ها و مسئولیت هایی است که خداوند در مردان قرار داده است. هرچه مرد بر کمالات انسانی خود بیفزاید، بر معرفت و غیرت او نیز افزوده می شود؛ غیرتی که از جلوه های مردی و مردانگی است.
غیرت(1)
غیرت(2)
اخلاق جنسی در سیره اهل بیت علیهم السلام
پیامبر صلی الله علیه و آله ازدواج را وسیله ای برای کامجویی سالم لذت جنسی و ارضای نیاز جنسی، عفت و سلامت فرد و جامعه می دانست و می فرمود:
«ازدواج بهترین وسیله برای حفظ و فروهشتن نگاه شهوانی، عفت جنسی، پاکدامنی وشرافت انسانی است.»
بنابه فرمایش امیرالمؤمنین، رسول خدا صلی الله علیه و آله فراوان این جمله را می فرمود:
«هر کس دوست دارد از سنت من پیروی کند، ازدواج نماید، زیرا ازدواج از سنت من است.»
ایشان با ازدواج هر یک از یاران، خرسند می گشت و پس از اطلاع، درباره او چنین می فرمود: «دینش کامل شد.»
حضرت محمد صلی الله علیه و آله تجرد را پلید می شمرد و بدترین مردم را عزب ها و مجردانی می دانست که توان ازدواج دارند ولیکن بدان روی نمی آورند، بی شک چنین واکنشی بجا و شایسته است چون روی گردانی از ازدواج، ضمن آسیب رسانی به روح و جسم آدمی، تهدیدی برای جامعه نیز به شمار می آید. روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله به توصیف قیامت برای مردم پرداخت، مخاطبان از این سخنان به شدت متاثر شده، گریه کردند. دو نفر از مسلمانان به منزل عثمان بن مظعون آمده و با یکدیگر قرار گذاشتند تا روزها روزه بگیرند و شب ها عبادت کنند، در بستر نخوابند، گوشت نخورند، با زنان نزدیکی نکنند، عطر استمعال ننمایند و... حتی بعضی تصمیم گرفتند آلت رجولیت خود را قطع کنند! وقتی این خبر به پیامبر رسید، فرمودند: من به چنین روشی مامور نیستم. آن گاه فرمودند: «من هم عبادت می کنم، گوشت می خورم و سراغ زنان می روم. هر کس از سنت من اعراض کند از من نیست.»
آموزش و تربیت جنسی
آموزش و تربیت جنسی در مراحل مختلف رشد انسان، به منظور پیشگیری از بروز انحرافات جنسی و اخلاقی ضروری است. در اهمیت تربیت جنسی کافی است گفته شود که پایه و اساس بسیاری از انحرافات بعدی تا پایان دوران جوانی، بر آموزش و پرورش جنسی استوار است. بر اساس دیدگاه های آسیب شناسان جرم و جنایت، بخش زیادی از جرایم که تا سنین بیست و نه سالگی انجام می شود یا جنسی است یا دارای رنگ و هوای جنسی؛ مثل برخی موارد سرقت که جوانان برای تأمین خواسته های جنسی بدان دست می زنند.
به دلیل اهمیت تربیت جنسی، دستورالعمل های دینی بسیاری در مراقبت از کودکان و نوجوانان، به جهت پیشگیری از لغزش ها و صیانت آنان از خطرات و عوارض ناشی از تمایلات جنسی ارائه شده است که می توان به برخی از آن ها اشاره کرد:
سفارش به تقویت مبانی مذهبی و اخلاقی، آموزش راه و رسم صیانت از خود و دفاع از شرافت انسانی خویش، رعایت ضوابط در معاشرت ها، ایجاد شرایط مناسب در خواب و استراحت، تفکیک بستر فرزندان، مراقبت در دفع و تخلیه ی کودک، مراعات لازم در نحوه ی پوشش، آموزش مقدمات لازم برای ورود به دنیای بلوغ و نوجوانی، آشنایی با تغییرات جسمانی و روانی دوره بلوغ، توجه دادن به خطرها و عوارض آسیب زا، کنترل غیرمستقیم در عرصه ی حالات، مواضع و آمد و شدها، آموزش تکالیف شرعی و سعی در واداشتن به انجام وظیفه ی دینی بر اساس شناخت و باور.
رفتارشناسی جنسی در اندیشه دینی
کاوشی در آموزش جنسی با نگرش اسلامی
شیوه های آموزش و تربیت جنسی با نگاهی به سبک زندگی اهل بیت علیهم السلام
انحرافات جنسی
انحرافات جنسی مجموعه رفتارهایی برای ارضای غریزه ی جنسی هستند که خارج از شیوه های طبیعی ارضای این میل می باشند. اسلام تنها روشی که برای پاسخ به نیاز جنسی به رسمیت می شناسد و آنرا به مسلمانان توصیه می کند آمیزش در چهارچوب پیوند زناشویی میان دو جنس مخالف است که آن هم باید در شرایطی انجام گیرد که زن آمادگی لازم جسمی و روانی را داشته باشدو رفتارهای جنسی خارج از این پیوند را حرام می داند و پیروان خود را از غیر آن نهی می کند. معیاری که اسلام برای تشخیص انحرافات تعیین می نماید خلاف سرشت و شرع بودن آنهاست. امّا در جامعه ی غربی هر رفتاری اگرچه غیرطبیعی باشد چنانچه پذیرش اجتماعی داشته واکثریت نسبی آن را بپذیرند طبیعی قلمداد می شود مثلاً هم جنس بازی هرچند خلاف اخلاق بشری است امّا چون مورد علاقه ی عده ای از افراد آن جامعه می باشد آزاد شده و در اجتماع انجام می گیرد! از دیدگاه اسلام پذیرش نسبی یا حتّی مطلق جامعه نمی تواند هیچ باطلی را حقّ نماید و اگر جامعه یی به فساد مبتلا گردد سرانجامش هلاکت و نابودی است. با توجه به تعریفی که اسلام از انحرافات جنسی ارائه می دهد می توان رفتارهای زیر را انحراف به شمار آورد: نمایشگری (عورت نمایی)، چشم چرانی (تماشاگری)، خودارضایی، هرزه گویی تلفنی، مالش، یادگارپرستی، مبدّل پوشی، عضوخواهی، نارضایتی جنسیتی، هم جنس گرایی، میل جنسی به کودکان، گرایش جنسی به حیوانات، زنای به عُنف، زنا با محارم، تمایل جنسی به مردگان، آزارگری جنسی، آزارطلبی جنسی؛ هر کدام از این انحرافات چون زیان و ضرر فردی و اجتماعی رادر پی داشته و مورد تأیید اسلام نمی باشند، گناه به حساب می آیند.
وضعیت قرمز، خطر فروپاشی اجتماعی
مقابله با غرایز جنسی یا مقابله با انحرافات جنسی؟!
مدرنیسم و تجاوز جنسی به محارم در خانواده
بحران جنسی و تدبیرها
بحران جنسی زمانی به وجود می آید که غریزه و ساختار اجتماعی آن با هم تناسب نداشته باشند. یا به عبارتی آن نهاد اجتماعی که جواب گوی این غریزه است، از پاسخگویی مشروع آن ناتوان باشد. بنابراین بین غریزه متقاضی و پاسخ نهاد مربوط، تضاد به وجود می آید که این تضاد، به بحران می انجامد.
بحران جنسی به عنوان یک پدیده عمومی در سطح جامعه، سبب فحشا و نیز سبب از هم پاشیدگی خانواده و رشد میزان طلاق می شود که خود این رشد طلاق از عوامل اصلی رشد فحشا محسوب می شود . شاهد آن افزایش زنان خیابانی و قاچاق این نوع زنان به خارج از کشور خصوصا کشورهای توریستی مثل امارات و ترکیه می باشد.
دامنه بحران جنسی، فقط در سطح جنسی متوقف نمی شود; بلکه به حوزه های دیگر فرهنگی - اجتماعی نیز سرایت می کند و تبدیل به بحران های اجتماعی عام و فراگیر می شود . در کشورهای سنتی این بحران ها در اثر تجددگرایی سطحی تبدیل به بحران های سیاسی حاد شده و سوء استفاده های قدرت های خارجی از آنان را در پی خواهد داشت; چنان که در برخی اظهارات مقامات اسراییل و امریکا درباره ایران آمده بود.
نابسامانی های اخلاق جنسی در جامعه و علت ها و تبعات آن
پیشگیری از افزایش روابط نامشروع
مهارت های اجتماعی در یک زندگی دخترانه
فرهنگ عفاف، خانواده و دولت؛ مسئولیت ها و بایسته ها
کتابشناسی
معرفی کتاب(تربیت جنسی در اسلام)
سلامت جنسی در جامعه اسلامی با تأکید بر نقش رسانه ملی
Hook upو جهل پلورالیستی در دختران
لینک های مرتبط
ویژه نامه حقیقت فضای مجازی
ویژه نامه حقیقت فضای مجازی
با کلیک کردن بر روی هر مطلب فرعی از لیستهای فرعی ویژه نامه در ذیل، به مقاله مرتبط مطلب جهت مطالعه دسترسی خواهید یافت.
1. حقیقت شبکه اجتماعی و فضای مجازی
اینترنت پلی به سوی دنیای مجازی و دروازه ورود به واقعیت فضای حقیقیِ مجازی است. فضای مجازی حقیقتی است که از سکوی فضای شبکه ای اینترنت به این سو پرتاب شده است. افزایش سرعت فضای مجازی در برخی موارد بر اثر استفاده نادرست و ناسالم، ذهن، روح و فرهنگ مردم جامعه به ویژه جوانان را خدشه دار کرده است. پدیده جهانی سازی، قصد دارد جهان را به سمت یک نظام هماهنگ براساس ارزش های مدرنیته سوق دهد. محور جهانی سازی توسعه انسانی است؛ یعنی ساخت انسانی که جامعه جهانی را از نظر رفتار، اندیشه، اعتقادات، اخلاق و غیره براساس سیاست های خود هماهنگ کنند.
- ۱. تأملی درباره رابطه انسانی از راه اینترنت
- ۲. پدیده اینترنت
- ۳. شبکه ملی اطلاعات
- ۴. بردگی مدرن در فضای مجازی
2. شبکه مجازی در آئینه فقه و فتوا
فناوری همیشه جلوتر از قوانین و مقررات از جمله فقه حرکت می کند. در جهان مدرن زندگی می کنیم و مدعی هستیم که فقه تنظیم کننده زندگی ما است. از این رو اگر بنا باشد ۸۰ درصد از زندگی ما هیچ نسبتی با فقه نداشته باشد، معلوم می شود که فقه پاسخگو نیست! روزگار ما تغییر کرده است، فقها و بزرگان ما اگر می خواهند در وسط میدان اجتماع جدید باقی بمانند، باید به این مسائل توجه کنند. باید موضوعات این مسائل را بشناسند، راهکار ارائه دهند و به جوانان و افرادی که می خواهند کسب و کار جدید ایجاد کنند، دستور العمل های جدید بدهند. پالایش فضای مجازی از نظر فقهی چه حکمی دارد؟ (حکم شناسی) و اجرای پالایش مجازی، چه مسائل و مشکلات مستحدثه ای دارد؟ (مسئله شناسی). پالایش فضای مجازی بر اساس «وجوب نهی از منکر» و «حرمت تعامل با کتب ضلال»، می تواند یک فعل واجب تلقی گردد. فضای مجازی آری؛ اما فضای مجازی پالایش شده چراکه هیچ یک از نظام های دنیا بدون پالایشی که بر اساس ارزش هایشان است راه فضای مجازی را باز نمی گذارند. فضای مجازی محل امتحان ها و تکلیف های جدید ماست؛ امتحاناتی که ماهیت متفاوتی نسبت به دیگر آزمایش های آدم ها، در قرون و اعصار گذشته ندارد، ولی متناسب با وضعیت انسان معاصر مختصات خاصی پیدا کرده است.
- ۱. تحلیل و بررسی فقهی اجرای فیلترینگ در فضای مجازی
- ۲. در جستجوی حکم بازی های رایانه ای در فقه و فتوا
- ۳. فضای مجازی از منظر بزرگان
- ۴. فضای مجازی در آینه فتوا
- ۵. پالایش فضای مجازی؛ حکم و مسائل آن از دیدگاه فقهی
- ۶. الزامات فقهی و قانونی استفاده از فضای مجازی
- ۷. نگاه اندیشمندان و کارشناسان دینی به فضای مجازی
- ۸. احکام شبکه های اجتماعی
3. فضای مجازی از منظر مقام معظم رهبری
ابزارهای تسهیل کننده، مثل رایانه ها و ارتباطات اینترنتی و فضای مجازی و سایبری هم که الان در اختیار شماست. اگر بتوانید اینها را یاد بگیرید، می توانید یک کلمه حرف درستِ خودتان را به هزاران مستمعی که شما آنها را نمی شناسید، برسانید؛ این فرصت فوق العاده ای است؛ مبادا این فرصت ضایع شود. رسانه و فضای مجازی، یکی از مهم ترین و پر دغدغه ترین مباحث جامعه به شمار می آید. مقام معظم رهبری می فرماید: «تعرض به امنیت و حریم داخلی مردم «حرام شرعی» است و نباید انجام شود. متصدیان کار در دستگاه های دولتی و قضائی مراقبت کنند تا حریم داخلی زندگی مردم و اسرار آن ها محفوظ بماند...فضای مجازی، به صورت توأمان دارای منافع و مضرات بیشماری است که باید با استفاده از فرصت های آن، مفاهیم اسلامی را در سطح گسترده ترویج کرد و در همین خصوص، شورای عالی فضای مجازی با هدف تمرکز در فکر، تصمیم و اقدام تشکیل شد». در اینجا به نظرات و استفتاءات درباره فضای مجازی از منظر مقام معظم رهبری اشاره می شود.
- ۱. فقه فضای مجازی و شبکه اجتماعی در فتوای مقام معظم رهبری
- ۲. فضای مجازی نرم افزار مدرن در کلام مقام معظم رهبری
- ۳. «فضای مجازی» در نگاه رهبر معظم انقلاب
- ۴. برخی فتاوای مقام معظم رهبری درباره فضای مجازی
- ۵. فضای مجازی از منظر مقام معظم رهبری، فرصت ها و تهدیدها
- ۶. وظیفه و نقش روحانیت در فضای مجازی از دیدگاه رهبر معظم انقلاب
- ۷. تحلیل ارزشیابی بیانات رهبر معظم انقلاب در مورد فضای مجازی
4. فرصت های فضای مجازی
ظرفیت ها و چالش های فضای مجازی به تفاوت هایی که فضای مجازی با فضای فیزیکی دارد برمی گردد. فضای فیزیکی یک فضای برخوردار از ارتباطات چهره به چهره، مکان محور و در بستر زمانی است که موضوع گذشته و حال و آینده است. در حالی که فضای مجازی فضایی است که در مقابل ماهیت شیئی فضای فیزیکی، ماهیت عددی دارد لذا یک محیط دیجیتال است. فضای مجازی یک فضای منعطف برای هر نوع تغییر در بستر جهانی است. فضایی فرامکان است. فضایی است که در بستر مبتنی بر زمان مجازی است. فنّاوری های ارتباطی پیشرفته و فنّاوری مجازی، با ظهور و پیدایش خود، در عمل به تضعیف «ماده باوری کهن» پرداخته و به میزان زیادی از ثبات و پایداری جدی و فشردگی و سنگینی جهان مادی کاسته اند و به شکلی تمثیل گونه به ما نشان داده اند که فراتر از دنیای مادی، دنیایی بزرگ تر، پر محتواتر، ارزشمندتر و واقعی وجود دارد؛ واقعیتی که ادیان الهی از بدو ظهورشان پیوسته بر آن تأکید داشته اند.
- ۱. اینترنت، حوزه، فرهنگ
- ۲. همزیستی دین با فرهنگ و فنّاوری مجازی
- ۳. دین، فرهنگ و فناوری اطلاعات، مزایا و چالش های هویت مجازی در فضای سایبر
- ۴. کاربرد رسانه های اجتماعی مجازی در آموزش دانشجویان
- ۵. گوگل، طاغوت مجازی یا سهولت در دسترسی!
- ۶. شبکه های اجتماعی؛ فرصت یا چالش؟
- ۷. کدهای اخلاقی برای رسانه های اجتماعی
- ۸. دنیای مجازی عبور از «امپریالیسم» به «امپراتوری»
- ۹. شبکه اجتماعی اینترنت، دروازه ای نامحدود
5. تبلیغ دین و فرهنگ اسلامی در فضای مجازی
برخی معتقدند که جدال دنیا و آخرت در تعامل با پدیده های زمان به نوعی چالش بین مؤمن و کافر تبدیل شده و اینترنت و فضای مجازی برای مسخ هویت اسلامی به وجود آمده است. در مقابل بسیاری از طالبان علم و دانش ورزان توانسته اند که این اسلحه را علیه دشمنان خدا به کار گیرند. این در حالی است که در اندیشه معاصر از امکان وجود شرایط ارتباطات فضای مجازی و در نور دیدن مرزهای مکان و زمان سخن گفته می شود.در برابر این دیدگاه چالش و منفی، دیدگاه دیگری وجود دارد که ابعاد جهان موازی را درک کرده و معتقد است که فضای مجازی یک زمینه و یک کانال و یک فرصت است که از طریق آن می توان با جهان واقعی رابطه برقرار کرد و با پرهیز از هویت های مشکوک فضای مجازی و تبیین حلال و حرام و تأثیر آگاهی بر تصویر و غلبه تکنولوژی بر عقل با آن به تعامل پرداخت. با این حال، فضای مجازی فرصتی دینی و تبلیغی است که واقعیت موجود، ضرورت آن را حتمی می سازد.
- ۱. اینترنت و هویت اسلامی
- ۲. جهان اسلام ، سایت ها و ماهواره ها
- ۳. دینداری در اینترنت
- ۴. تبلیغ مجازی و راه کارهای دینی مجازی
- ۵. تبلیغ از راه اینترنت1
- ۶. تبلیغ از راه اینترنت2
- ۷. تبلیغ از راه اینترنت3
- ۸. اینترنت نفی یا نقد؟
- ۹. شبکه های اجتماعی و در حاشیه قرار گرفتن دیدارهای چهره به چهره
- ۱۰. ویژگی های رسانه و فضای مجازی مطلوب
6. فضای مجازی و حریم خصوصی
حریم خصوصی افراد در اینترنت و فضای مجازی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است و در ایران نیز قوانین متعددی برای حفظ حریم خصوصی کاربران در نظر گرفته شده است که شامل موارد اخلاقی، مالی و... می شود. در قانون جرائم رایانه ای و مصادیق محتوای مجرمانه در فضای مجازی، حریم خصوصی مورد تاکید و مجازات های متفاوتی برای مخلان آن در نظر گرفته شده است. اگر در فضای مجازی شخصی حقیقی یا حقوقی وارد حریم دیگران شود، حمایت های قانونی از فرد آسیب دیده وجود دارد. امروزه حریم خصوصی اشخاص در معرض خطراتی است که قبل از فنّاوری اطلاعات هرگز وجود نداشت، همان طور که قبل از پیدایش فنّاوری الکتریسته هیچ کس در معرض خطر برق گرفتگی نبود. حال باید مواظب بود که توسعه فنّاوری، حریم خصوصی افراد را به آتش نکشد.
- ۱. اخلاق فنّاوری اطلاعات
- ۲. جای حریم خصوصی در فضای مجازی کجاست؟
- ۳. نقض حریم خصوصی سبب قربانی شدن در فضای مجازی
- ۴. چالش های حقوق کاربران در شبکه های اجتماعی
- ۵. طبقه بندی و آسیب شناسی جرایم رایانه ای
7. فضای مجازی و سبک زندگی خانواده نوین
ایجاد تغییرات گسترده جهانی بعد از شکل گیری اینترنت، و فضای مجازی و کانال های اجتماعی بومی و غیر بومی متعدد بسیاری را به این باور رسانده است که فضای مجازی عامل بسیاری از تغییرات فرهنگی و تکنولوژیک در حوزه های مختلف زندگی روزمره است. فضای مجازی توانسته است ابعاد تازه ای به سبک زندگی بدهد. هر چند استفاده از آن توانسته است بسیاری از مشکلات موجود در زندگی را حل نماید، اما نسل بشر را دچار مشکلات متعددی کرده است؛ البته تأثیر فن آوری اینترنت و فضای مجازی در این زمینه، مستقیم نیست و بیشتر تابع نوع استفاده از آن و نیز بسته به متغیرهای سن، جنس، تحصیلات و غیره است؛ مشکلاتی نظیر استفاده تفریحی و غیر علمی، دسترسی به مسائل غیر اخلاقی، عدم وجود محدودیت در استفاده برای قشرهای مختلف و...در پی دارد.
- ۱. فراغت مجازی
- ۲. آسیب شناسی فضای مجازی و خانواده
- ۳. سلامت روانی کودکان و نوجوانان در فضای مجازی
- ۴. فضای مجازی، فرصت یا تهدیدی برای خانواده؟
- ۵. خانواده در پس کوچه های اینترنت
- ۶. مادران خانه دار یا زنان وب گرد
- ۷. شبکه های اجتماعی و خانواده
- ۸. اینترنت و خانواده من
- ۹. اثرات مثبت و منفی اینترنت بر سبک زندگی
- ۱۰. اینترنت و سبک زندگی
- ۱۱. آنارشیسم فرهنگی در اینترنت و تهدیدات اخلاقی، اجتماعی
- ۱۲. راه های تحکیم خانواده در فرآیند جهانی شدن
- ۱۳. اینترنت و چالش های تربیتی فرزندان
- ۱۴. شبکه های اجتماعی اینترنتی و سبک زندگی جوانان
8.فضای مجازی، جاهلیت مدرن و جنگ نرم
میان عضویت در شبکه های اجتماعی فضای مجازی کانال های اجتماعی و سبک زندگی جوانان، ارتباط وجود دارد. بیشتر اعضای بزرگ ترین شبکه اجتماعی اظهار داشته اند که در مقایسه با سایر فـعالیت های فـراغتی، بـیشتر وقت خود را به استفاده از فضای مجازی اختصاص می دهند که این امر، نشان دهنده تغییر در زندگی کاربران شبکه های اجتماعی است. استفاده اعضای جوامع مجازی از اینـترنت در مـقایسه بـا سایر فعالیت های فراغتی در مقادیر بالا و متوسط نسبت به سایر مقادیر، کاملاً برتری دارد. امپریالیسم فرهنگی، ظریف ترین نوع سیاست امپریالیستی به شمار می آید که هدف آن، تصرف ارضی یا کنترل حیات اقتصادی نیست بلکه می کوشد تا در ذهن انسان نفوذ کرده، آن را به کنترل درآورد. یکی از ابزارهای مهم غرب برای رسیدن به این گونه از امپریالیسم، فضای مجازی است. نظارت بر فضای مجازی و مدیریت صحیح در دنیای مدرن بر اساس شاخص های فرهنگی و امنیتی باید تعریف و تعیین شود و با جدیت اعمال شود.
- ۱. امپریالیسم فرهنگی با سلاح فضای مجازی
- ۲. فضای سایبر و شیوههای نوین درگیری
- ۳. اَپل (AEPI) فرقه شرک آمیز فضای مجازی
- ۴. رویارویی نامه رسان های الکترونیکی با PGP
- ۵. سایبر و جنگ سایبری و ارتباط جمعی نوین
- ۶. حملات سایبری
- ۷. اسب تراوای یونانی و صهیونیستی!
- ۸. راهبردهای امنیتی ایران در مقابله با جنگ نرم
- ۹. شبکه های مجازی و حقیقت فضای مجازی
- ۱۰. فضای سایبر و شیوههای نوین درگیری
- ۱۱. اینترنت یا دموکراسی هرج و مرج
- ۱۲. انقلاب های اینترنتی یا اشغال فضای مجازی
- ۱۳. جنگ نرم، جنگ سایبری، و تکنیک ها
9.فضاي مُجاز يا غير مُجاز
فضای مجازی حوزه جدیدی شبیه فضای حقیقی است که کاربران زیادی به آن وارد شده اند. یکی از مهم ترین ویژگی های فضای مجازی این است که برخی کاربران با هویت های نامعلوم وارد آن می شوند و به همین دلیل شرایط برای برخی افراد سودجو باز مهیا است تا به بعضی کژرفتاری ها مانند شایعه سازی دامن بزنند. فضای مجازی عرصه ای امن برای سودجویان است تا با خیالی راحت به انجام برخی کارهای ناشایست در آن بپردازند و البته بعضی از افراد نیز به صورت ناخواسته درگیر برخی مسائل مانند بازنشر شایعات می شوند. یکی از دلایل گسترش شایعات در فضای مجازی، بی سوادی یا کم سوادی کاربران در حوزه رسانه است. اگر کاربران قصد دارند که درگیر شایعات در فضای مجازی نشوند و حتی به صورت ناخودآگاه آنها را نشر ندهند، باید با دقت بیشتری در شبکه های اجتماعی رفتار نمایند و هرآنچه را که می بینند، برای دیگران ارسال نکنند. به این ترتیب، با افزایش اطلاعات و سواد رسانه ای افراد، زمینه برای گسترش شایعات نیز از بین می رود.
- ۱. بروز شایعات در فضای مجازی
- ۲. زندگی «open»تر با فضای مجازی
- ۳. فضای مجازی و سقوط در «مقام مَگَسی»
- ۴. موقعیت یوسف و زلیخایی!
- ۵. انتخاب همسر در فضای مجازی!
- ۶. سبک زندگی با طعم موبایل
- ۷. آسیب تلفن همراه
- ۸. اینترنت، دروغ پردازی و روابط عاشقانه
- ۹. اس ام اس یا پیام کوتاه
- ۱۰. صفحه من نسل سومی ام
- ۱۱. با اشغال فضای مجازی، و سلطان جهان بودن
- ۱۲. خرید خیالی در شهر مجازی
10.فضای مجازی در فضای جوانی
حقیقت فضای موافقان و مخالفانی دارد. برخی افراد و گروه ها مزایای فضای مجازی را سپر هواهای نفسانی یا مزایای اقتصادی یا سیاسی خود قرار دهند و مخالفان را با چوب اتهام ارتجاع و مخالفت با پدیده های نو بکوبند. مخالفان هم ممکن است دغدغه های مبارکی همچون پرهیز از تهدیدهای این فضا برای اخلاق، فرهنگ، اعتقادات، معنویت و سلامت مردم داشته باشند. نیز ممکن است به سبب نادانی از مزایای آن یا تعصبات بیجا با آن مخالفت کرده، طرف مقابل را به بی اخلاقی و بی دینی متهم کنند. اما کودک و نوجوان ما در معرض آسیب هستند. اعتیاد به فضای مجازی، بازهای رایانه ای و...به راحتی در دسترس آنها قرار دارد. فضای مجازی قابلیت استفاده سودمند و زیان بار را دارد و امکان استفاده زیان بار از آن موجب ممنوعیت استفاده از آن به طور کلی نیست.
- ۱. جوانی و نوجوانی در فضای مجازی
- ۲. کودکان و اعتیاد به اینترنت
- ۳. بازی های رایانه ای
- ۴. آسیب های اینترنت و بازی های رایانه ای
- ۵. آسیب های اینترنت بر دختران و راهکارهای رویارویی با آن
- ۶. فضای مجازی؛ مُجاز یا غیر مُجاز
- ۷. پیامک (SMS)کاربردها و آسیب ها
- ۸. واقعیت حجاب یا تصویری مبهم!
- ۹. فناوری اطلاعات، نوجوان و بحران هویت
11. مدیریت و نظارت فضای مجازی
فضای مجازی، سبب قدرت اجتماع شده که با حاکمیت می تواند هـم افزایی کند. عمده مخاطرات فضای مجازی را بـاید در پیدایش شبکه های اجتماعی جست وجو کرد و بیشترین توان را در نظارت، هدایت و کنترل این قدرت نرم هزینه کرد. برای داشتن فضای مجازی پاک، لازم است فرصت ها و تهدید های این فضا را شناخت و متناسب با آن، راهبردهایی را طراحی نمود. بـه نـظر ما، بایسته های جامعه اسلامی را می توان به جوامع مجازی سرایت داد و ایجاد فضای مجازی پاک را ممکن شمرد. یکی از شاخصه های قدرت در فضای مجازی، شبکه های اجتماعی است که روش های متعددی توسط کارشناسان برای مهار و کـنترل ایـن قدرت نرم پیشنهاد شده است. ورود حاکمیت به فضای مجازی، ایـجاد بـسیج سایبری، تأسیس شبکه های بدیل، تولید اطلاعات و محتوا و در نهایت، کنترل و نظارت، می تواند فضای مجازی همساز با هنجارهای دینی و فرهنگی جامعه ما را به عنوان فضای مجازی پاک ترسیم کند.
- ۱. مسئولیت حکومت دینی در فضای مجازی
- ۲. فضای مجازی، شبکه های اجتماعی و حاکمیت
- ۳. وابستگی رسانه ها به شبکه های مجازی
- ۴. جایگاه رسانه در ترویج دین در بین عموم مردم بویژه جوانان
- ۵. مدیریت محتوای اینترنت
- ۶. مدیریت در شبکه های اجتماعی
- ۷. خود کنترلی در فضای اینترنت
- ۸. شبکه های اجتماعی مجازی و بحران هویت
- ۹. اینترنت، بایدها و نبایدها
- ۱۰. نرم افزارهای فیلترینگ خانگی
- ۱۱. ده اصل در جلوگیری از سقوط در فضای مجازی 1
- ۱۲. ده اصل در جلوگیری از سقوط در فضای مجازی 2
12. چالش ها و آسیب های فضای مجازی
نقش شبکه های اجتماعی، نقشی غیرقابل انکار، مهم و تأثیرگذار در دنیای امروز، به ویژه در دنیای مجازی و فضای ابری است. افراد در فضای مجازی در عین حال که می توانند در گروه های مختلف حضور داشته باشند؛ می توانند خود را جدا از دیگران و تنها نیز حس کنند. نبود مراتب قدرت در فضای مجازی، باعث می شود فردیت افراد در جمع حل نشود. این شبکه ها با سرویس ها و خدمات گسترده موجب تأثیرگذاری بیشتر بر زندگی آنها و جامعه و نیز رفتارهای اجتماعی می شوند، کارکردهای گوناگون اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و ارتباطی دارند و به گفته متخصصان ارتباطات، بیش از پیش رابطه های چهره به چهره را کاهش می دهند. افراد دچار نوعی آزادی روابط شوند. افراد جوان با ورود به دنیای مجازی به راحتی می توانند با جماعتی گسترده از غیر همجنسان خود ارتباط داشته باشند. و این یکی از بزرگ ترین آسیب ها می تواند به شمار آید.
- ۱. شبکه های اجتماعی و آسیب های سیاسی و روانی
- ۲. آسیب ها و راهکارهای فضای مجازی
- ۳. آسیب شناسی شبکه های اجتماعی
- ۴. آسیب های روان شناختی اینترنت
- ۵. شبکه های اجتماعی؛ قابلیت ها و تهدید ها
- ۶. تأثیرات سوء شبکه های اجتماعی
- ۷. آسیب های فرهنگی و پژوهشی اینترنت
13. پایان نامه شبکه مجازی
در عصر مجازی، بیشتر امور زندگی انسان به شکل مجازی انجام می شود. دفتر کار مجازی، تجارت مجازی، تفریح های مجازی، سفرهای مجازی تبلیغ دینی مجازی و...نمونه هایی هستند که در فضای سه بُعدی، شرایط مناسبی را برای خانواده فراهم می کنند. آیا آسیب شناسی عصر مجازی، سؤال بعدی مسئولان تربیتی عصر مجازی نخواهد بود؟ از بُعد فرهنگی و اجتماعی انزوای بسیاری از اعضای خانواده و جامعه اعم از کودکان، جوانان و زنان با رایانه و فضای مجازی است که به دلیل کمبود فضاهای تفریحی و آموزشی و...با تلفن همراه به جای «با هم بودن» در محیط خانه و اجتماع «بی هم بودن» و «با دیگران بودن» را در فضای مجازی ترجیح و تجربه می کنند.
- ۱. اینترنت، جهانی شدن و هویت فرهنگی جوانان در ایران
- ۲. بررسی وضعیت دینداری کاربران ایرانی اینترنت
- ۳. بررسی تطبیقی میزان بهره مندی دانشجویان از اینترنت
- ۴. اثر اینترنت بر روابط اجتماعی و فرهنگی نوجوانان
- ۵. پیامدها و چالش های سیاسی فرهنگی اینترنت در جامعه اسلامی ایران
- ۶. بررسی مردم شناختی فضای اینترنت و تاثیر آن برالگوهای فرهنگی نسل جوان
- ۷. ارتباط دین با اینترنت
- ۸. با قوانین زندگی در عصر مجازی آشنا هستید؟
سنجش هوش و استعدادیابی چیست؟
سنجش هوش و استعدادیابی چیست؟

تعریف تربیتی هوش
به اعتقاد روانشناسان تربیتی، هوش کیفیتی است که مسبب موفقیت تحصیلی می شود و از این رو یک نوع استعداد تحصیلی به شمار میرود. آن ها برای توجیه این اعتقاد اشاره می کنند که کودکان باهوش نمره های بهتری در دروس خود میگیرند و پیشرفت تحصیلی چشم گیری نسبت به کودکان کم هوش دارند. مخالفان این دیدگاه معتقدند کیفیت هوش را نمی توان به نمره ها و پیشرفت تحصیلی محدود کرد، زیرا موفقیت در مشاغل و نوع کاری که فرد قادر به انجام آن است و به گونه کلی پیشرفت در بیشتر موقعیت های زندگی بستگی به میزان هوش دارد.
تعریف تحلیلی هوش
بنابه اعتقاد نظریه پردازان تحلیلی، هوش توانایی استفاده از پدیده های رمزی و یا قدرت و رفتار موثر و یا سازگاری با موقعیت های جدید و تازه و یا تشخیص حالات و کیفیات محیط است. شاید بهترین تعریف تحلیلی هوش به وسیله «دیوید وکسلر»، روان شناس امریکایی، پیشنهاد شده باشد که بیان میکند: هوش یعنی تفکر عاقلانه، عمل منطقی و رفتار موثر در محیط.
تعریف کاربردی هوش
در تعاریف کاربردی، هوش پدیده ای است که از طریق تست های هوش سنجیده میشود و شاید عملی ترین تعریف برای هوش نیز همین باشد.

تاریخچه مطالعات مربوط به هوش
مساله هوش به عنوان یک ویژگی اساسی که تفاوت فردی را بین انسان ها موجب میشود، از دیرباز مورد توجه بوده است. زمینه توجه به عامل هوش را در علوم مختلف می توان مشاهده کرد. برای مثال زیست شناسان، هوش را به عنوان عامل سازش و بقا مورد توجه قرار دادهاند. فلاسفه بر اندیشه های مجرد به عنوان معنای هوش و متخصصان تعلیم و تربیت، بر توانایی یادگیری تاکید داشتهاند.
در مقاله ای معتبر که در سال 1904 منتشر شد، « چارلز اسپیرمن »، روان شناس بریتانیایی، نخستین کوشش برای تحقیق در ساختمان هوش را با روش های تجربی و کمی تشریح کرد. پیدایش مقیاس هوشی بینه سیمون، در سال 1905 و به دنبال آن تهیه و استاندارد شدن مقیاس استنفرد _ بینه، در سال 1916 در امریکا، از فعالیت های اولیه به منظور تهیه ابزار اندازه گیری هوش بوده است. البته در سال 1838 « اسکیرول » به منظور تهیه ضوابطی برای تشخیص و طبقه بندی افراد عقب مانده ذهنی، روش های مختلفی را آزمود و به این نتیجه رسید که مهارت کلامی فرد بهترین توانش ذهنی اوست. جالب آن که بعدها نیز مهارت کلامی از عوامل اساسی توانش ذهنی شناخته شد و امروز نیز محتوای اکثر تست های هوش را مواد کلامی تشکیل میدهد.
ترستون، ثرندایک، سیریل برت، گیلفورد، فیلیپ ورنون، از دیگر افرادی بودند که در زمینه هوش به تحقیق و بررسی پرداختند.
عوامل موثر بر هوش
از عوامل مهم موثر بر هوش، تغذیه و دیگر شرایط دوران بارداری است. تغذیه مناسب در این دوران و رعایت بهداشت جسمی و روحی مادر، تاثیر مهمی در هوش نوزاد خواهد داشت. سطح هوشی والدین، تغذیه دوران کودکی و نوزادی، شرایط و امکانات محیطی، نوع ارتباط والدین با کودک از دیگر عوامل موثر در رشد و شکوفایی هوش به شمار می روند. عوامل محیطی مثل وجود محرکات مناسب در محیط پرورش کودک که او را به کنجکاوی و کنکاش وا میدارد، در بروز و ظهور و شکوفایی هوش وی نقش اساسی دارد.
انواع آزمون های هوش
تست بینه به عنوان قدیمی ترین آزمون برای سنجش هوش شناخته میشود که آزمون استنفرد _ بینه شکل تجدید نظر شده است که به فارسی نیز برگردانده شده است. تست ریون از دیگر آزمون های هوش است که به لحاظ سهولت اجرا معروف است. آزمون وکسلر که آزمونی پیشرفته برای سنجش ابعاد مختلف هوش است، آزمون دقیقی است که برای گروه های سنی خردسالان و کودکان و بزرگسالان فرم های مجزایی دارد.
طبقات هوش
با توجه به نمرات حاصل از اجزای آزمون های هوشی و تعیین بهره هوشی، افراد در طبقات مختلفی قرار میگیرند. در طبقه بندی های گذشته افراد دارای هوش پایین در طبقات کودن، کانا و کامیو قرار می گرفتند. امروزه دیگر این طبقه بندی رایج نیست و از طبقه بندی عقب مانده ذهنی، بهره هوشی پایین، متوسط و بالا استفاده میشود.
کاربرد هوش و استعداد
موفقیت افراد در تمامی فعالیت ها و رفتارهای او تا درجاتی به میزان هوش و استعداد او بستگی دارد. هرچند برخی فعالیتها نیاز چندانی به سطح هوشی بالا و یا استعداد خاص در آن زمینه ندارند و همه افراد تا حدودی از عهده انجام آن فعالیتها برمیآیند، مثل امور روزمره و شخصی زندگی. اما برخی فعالیت ها نیز وجود دارند که لازمه آنها و موفقیت در انجام آنها سطح معینی از هوش و استعداد فرد در آن زمینه است. به عنوان مثال در هنر موسیقی علاوه برداشتن سطح معینی از هوش، داشتن استعداد از عوامل بسیار ضروریست. بنابراین کاربرد سطح هوشی و استعداد عمدتا در زمینه انتخاب مشاغل و رشته های تحصیلی مورد توجه است.
رابطه هوش و استعداد
در گذشته از بهره هوشی برای تعیین اینکه یک فرد در یک زمینه خاص می تواند کارایی لازم را از خود نشان دهد یا نه استفاده میکردند. به عبارتی آزمون های هوشی برای تعیین میزان استعداد فرد در آن زمینه بکار می رفت و اولین بار چنین روشی در جنگ جهانی اول و دوم برای گزینش افراد برای تخصص های مختلف استفاده شد. در جنگ جهانی دوم فقط داوطلبانی را که نمره آن ها در آزمون هوشی از حد خاصی بالاتر بود برای آموزش خلبانی انتخاب میکردند. در تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده بود برای حقوقدان شدن بهره هوشی 95 – 157، مهندس شدن 100 -151، مکانیک شدن 60 – 155 و … تعیین شده بود.
امروزه علاوه بر تاکید اساسی که بر بهره هوشی در یادگیری مهارت ها و حرفهها میشود مساله استعداد نیز در کنار آن اهمیت ویژهای دارد و آزمونهای هوشی نمیتوانند تعیین کننده صرف میزان موفقیت فرد در یک زمینه باشند. به عنوان مثال فردی که از لحاظ سطح هوشی در حد بالایی قرار دارد لزوما مهندس یا پزشک خوبی نخواهد شد. موفقیت آن وابسته به بهره هوشی او در کنار استعدادهایی که در آن زمینه دارد میباشد. افرادی با بهره هوشی یکسان ممکن است
استعدادهای مختلفی در زمینه های مختلف از خود نشان دهند. فردی ممکن است در زمینه موسیقی مهارت و شایستگی نشان دهد، دیگری در مکانیک و دیگری در علوم پزشکی.
سنجش هوش و استعداد
برای سنجش استعداد افراد در زمینه های گوناگون معمولا از آزمون های ویژه سنجش استعداد استفاده میشود. برخی از این آزمون ها کلی بوده و توانایی ها و استعدادها فردی را به صورت کلی میسنجند. مثلا ابزارها و آزمایشاتی وجود دارد که توانایی فرد را در زمینه انجام فعالیت های ظریف مورد سنجش قرار می دهند برخی از این افراد در این زمینه نمرات بالایی میگیرند که نشان دهنده استعداد آن ها در کارهای ظریف مثل ساعت سازی، طلاسازی و … است. افرادی که در این زمینه نمره پایین میگیرند در یادگیری و انجام این فعالیت ها دچار مشکل میشوند یا حداقل باید زمان بیشتری برای کسب مهارت در آنها صرف کنند.
برای سنجش هوش نیز از آزمون های جداگانهای استفاده میشود. یک آزمون استعداد بیانگر سطح هوشی فرد نخواهد بود و یک آزمون هوش میزان استعداد فرد را در یک زمینه بطور کلی مشخص نمیکنند. البته برخی از آزمون های هوشی با تعیین هوش و عملی تا حدودی توانایی فرد را در زمینه های مختلف کلامی و عملی را برآورد کنند و به صورت یک راهنمایی کلی میتوانند مفید باشند. به این ترتیب روشن میشود با توجه به مجزا بودن بحث هوش و استعداد آزمون های جداگانه نیز برای برآورد دقیق ویژگی های فرد مورد استفاده قرار میگیرند.
نابغه های کودن
در روانشناسی عقب ماندگی ذهنی با افرادی هر چند نادر مواجه میشویم که با وجود پایین بودن بهره هوشی حتی در سطحی که به عنوان یک عقب مانده ذهنی معرفی میشوند، استعدادهای فوق العاده ای از خود در یک زمینه خاص نشان میدهند. بطوری که استعداد آن ها دائما چشمگیر و قابل توجه باشد. یکی از این نابغههای کودن با بهره هوشی مربوط به طبقه عقب ماندگی ذهنی متوسط قادر بود با یک قیچی و یک طلق اشکالی را با ظرافت و دقت تمام برش دهد. بدون اینکه از الگو یا مواد و … استفاده میکند. این اشکال معمولا اشکال پیچیده مثل یک اسب در حال رسیدن، یک گوزن با گردنی افراشته بر روی یک صخره و مواردی از این قبیل را شامل میشود که با تمام ظرافت هنری برش داده میشد.

توصیه هایی به والدین و مربیان در زمینه رابطه هوش و استعداد
والدین باید توجه داشته باشند که لزوما داشتن بهره هوشی بالا به منزله دارا بودن استعداد در تمامی زمینهها نیست. افرادی که بهره هوشی بالا دارند ممکن است در زمینههای مختلف استعدادهای مختلف داشته باشند. از اینرو بهره هوشی به تنهایی نمیتواند تعیین کننده رشته تحصیلی یا شغلی فرد در آینده باشد. بر این اساس والدینی که اصرار دارند فرزند باهوش آنها حتما در رشته های ریاضی فیزیک یا مهندسی تحصیل کند ممکن است با در نظر نگرفتن استعداد فرزند خود در زمینه هنر استعدادهای او را سرکوب سازند.
مربیان در مدارس بویژه در مدارس دوره متوسطه باید تمام تلاش خود را در جهت راهنمایی دانش آموزان برای کشف استعدادهای خود به عمل آورند، یکی از این روش ها می تواند اجرای آزمون های معتبر استعداد سنج باشد.
هوش هیجانی و هوش عمومی
نظریهپردازان هوش هیجانی معتقدند که IQ به ما میگوید که چه کار می توانیم انجام دهیم در حالی که هوش هیجانی به ما میگوید که چه کاری باید انجام دهیم. IQ شامل توانایی ما برای یادگیری، تفکر منطقی و انتزاعی میشود، در حالی که هوش هیجانی به ما میگوید که چگونه از IQ در جهت موفقیت در زندگی استفاده کنیم. هوش هیجانی شامل توانایی ما در جهت خودآگاهی هیجانی و اجتماعی ما می شود و مهارت های لازم در این حوزهها را اندازه میگیرد. هم چنین شامل مهارت های ما در شناخت احساسات خود و دیگران و مهارت های کافی در ایجاد روابط سالم با دیگران و حس مسئولیت پذیری در مقابل وظایف می باشد.
هوش عمومی و هوش هیجانی توانائیهای متفاوتی نیستند بلکه بهتر است که چنین بیان نمود که از یکدیگر متفاوت هستند. همه ما ترکیبی از هوش و هیجان داریم، در واقع بین هوش عمومی و برخی از جنبه های هوش هیجانی همبستگی پایینی وجود دارد و باید گفت این دو قلمرو اساساً مستقل اند. بر اساس مطالعات دانیل گلمن در بهترین شرایط همبستگی اندکی (0/07) بین هوش عمومی و برخی از ابعاد هوش هیجانی وجود دارد به طوری که میتوان ادعاد کرد آنها عمدتاً ماهیت مستقل دارند. وقتی افراد دارای هوش عمومی بالا در زندگی تقلا می کنند و افراد دارای هوش متوسط به طور شگفت انگیزی پیشرفت میکنند، شاید بتوان آن را به هوش هیجانی بالای آنان نسبت داد (گلمن، 1995).
روون بار ـ آن (1999) در پی یافتن پاسخی برای این سوال که چرا برخی از افراد نسبت به برخی دیگر در ابعاد مختلف زندگی موفق ترند، به تحقیقات بسیاری دست زده است. این سوال لزوم مرور کامل عواملی که تصور می شود موقعیت کلی را رقم میزنند و سلامت هیجانی را موجب میشوند، ایجاب میکند. بار ـ آن دریافت که تنها کلید موفقیت و تنها عامل پیشبینی کننده موفقیت آن ها هوش کلی نیست، بلکه باید در جستجوی عوامل دیگری بود (بار ـ آن، 1999).
دیدگاه های هوش هیجانی
با نگاه به تعاریف متعدد هوش هیجانی می توان دو راهبرد نظری کلی را در این زمینه مشخص نمـود:
1ـ دیدگاه اولیه از هوش هیجانی که آن را به عنوان نوعی از هوش تعریف میکند که در برگیرنده عاطفه و هیجان میباشد.
2ـ دیدگاه دوم که به دیدگاه مختلط مشهور است و هوش هیجانی را با دیگر توانمندی ها و ویژگی های شخصیتی مانند انگیزش ترکیب میکند.
دیدگاه توانمندی (پردازش اطلاعات)
اصطلاح هوش هیجانی، برای اولین بار از سوی سالوی و مایر در سال 1990، به عنوان شکلی از هوش اجتماعی مطرح شد. الگوی اولیه آن ها از هوش هیجانی شامل سه حیطه یا گستره از تواناییها میشد:
1ـ ارزیابی و ابراز هیجان: ارزیابی و بیان هیجان در خود توسط دو بعد کلامی و غیرکلامی هم چنین ارزیابی هیجان در دیگران توسط ابعاد فرعی ادراک غیرکلامی و همدلی مشخص میشود.
2ـ تنظیم هیجان در خود و دیگران: تنظیم هیجان در خود به این معناست که فرد تجربه فراخلقی، کنترل، ارزیابی و عمل به خلق خویش را دارد و تنظیم هیجان در دیگران به این معناست که فرد تعامل موثر با سایرین (برای مثال آرام کردن هیجاناتی که در دیگران درمانده کننده هستند) میباشد.
3ـ استفاده از هیجان: استفاده از اطلاعات هیجانی در تفکر، عمل و مساله گشایی است (سالوی و مایر، 1990).

شاخه بندی هوش
مایر، سالوی و کاروسو (1997) مدل اصلاح شدهای از هوش هیجانی را تدوین کردند که این مدل هوش هیجانی را به صورت عملیاتی در دو سیستم شناختی و هیجانی بررسی میکند. این مدل در یک الگوی کاملاً یکپارچه عمل میکند اما با این وجود مدل مورد نظر از چهار شاخه یا مولفه تشکیل میشود. (مایر و سالوی، 1997) که هر یک طبقهای از توانمندیها را که براساس پیچیدگی و به صورت سلسله مراتبی، منظم شدهاند، نشان میدهد. این چهار شاخه عبارتند از:
1ـ ادراک هیجانی که در برگیرنده شناسایی و درون دهی اطلاعات از سیستم هیجانی است.
2ـ تسهیل سازی هیجانی از افکار
به طور کلی تسهیل هیجانی شاخه تفکری در برگیرنده استفاده هیجان برای بهبودی فرآیندهای شناختی است حال آنکه شاخه فهم هیجانی در برگیرنده پردازش شناختی هیجان است.
3ـ فهم هیجانی که در برگیرنده پردازش آتی و جلوتر اطلاعات هیجانی با نگاهی به حل مساله.
4ـ مدیریت هیجان در رابطه با خود و دیگران
شاخه اول
اولین شاخه از هوش هیجانی با گنجایش ادراک و اظهار احساسات آغاز میشود. هوش هیجانی نمیتواند بدون اولین شاخه آغاز شود. اگر زمانی که احساس بدی در فرد ظهور پیدا کند فرد توجهاش را از آن برگرداند تقریباً هیچ چیز از احساس خودش یاد نمیگیرد. ادراک هیجان در برگیرنده ثبت، توجه و رمزگشایی کردن پیامهای هیجانی است، همانگونه که در اظهارات و بیانات صورتی، تون صدا، اشیاء هنری و دیگر دستاوردهای هنری فرهنگی اظهار شدهاند (بار ـ آن و پارکر، 2000).
شاخه دوم
دومین شاخه هوش هیجانی در رابطه با تسهیل سازی هیجانی است. هیجانات سازمان های پیچیده ای از ابعاد فیزیولوژیکی، هیجانی، تجربی شناختی و هشیاری از زندگی روانی هستند. هیجانات هم به عنوان احساسات (همانگونه که فرد احساس غمگینی میکند) و هم به عنوان شناختارهای تغییر شکل یافته به سیستم شناختی ورود پیدا میکنند، (به عنوان مثال زمانی که فرد غمگین فکر میکند که الآن حالم خوب نیست). هنگامی که هیجانات شناسایی شده و برچسب زده میشوند، فهم هیجانی یا شاخه سوم آغاز میشود.
سوالی که در اینجا مطرح است این است که تسهیلسازی هیجانی یا همان شاخه دوم بر چه چیزی تمرکز دارد ؟ چگونه هیجانات به سیستم شناختی ورود پیدا میکنند ؟ برای کمک به تفکر چگونه شناختها را تغییر میدهند ؟
البته شناخت توسط اضطراب خراب میشود اما هیجانات میتوانند الویتهایی را تحمیل کنند بهگونهای که سیستم شناختی به آنچه که مهمترین مطلب قلمداد میشود، توجه کند (ایستربروک، 1959 ؛ ماندلر، 1975 و سیمون، 1982) و حتی بر آنچه که به بهترین نحوی در یک خلق انجام میپذیرد، متمرکز شود (پالفی و سالوی، 1993).
همچنین هیجانات شناختها را تغییر میدهند. ممکن است زمانی که فرد خوشحال است آنها را مثبت کنند و هنگامی که فرد ناراحت است آنها را منفی کنند (فورگاس، 1995 ؛ مایر، گاشک، براورمن و ایوانز، 1992 ؛ سالوی و برنبام، 1989). این تغییرات، سیستم شناختی را معطوف به مشاهده موارد از جوانب مختلف میکند، برای مثال میان نقطه نظرات خوشایند و شکاکانه تفاوت قائل شود. سودمندی اینگونه تغییر و تحولات برای تفکر کاملاً واضح است. نقل و انتقال نقطه نظر از شکاک بودن به خوشبینی، فرد را تشویق میکند به اینکه نقطه نظرات چند گانهای را ببیند و به عنوان نتیجه در باب مشکل عمیقتر و خلاقانهتر فکر کند (بار ـ آن و پارکر، 2000).
شاخه سوم
سومین شاخه در برگیرنده فهمیدن و استدلال با هیجان است. همانگونه که سابق بر این قید شد هیجانات شکل دهنده یک دسته از سمبلهای غنی و پر از روابط پیچیدهای هستند که بسیاری از فلاسفه برای قرنها راجع به آن بحث و جدل کردهاند. فردی که قادر است هیجانات را درک کند به عبارت دیگر درک معانی آنها و اینکه چطور خمیرهشان با هم ممزوج میشود و چطور در طول زمان رشد میکنند، حقیقتاً با گنجایش فهم حقایق بینادی طبیعت بشری و روابط بین فردی مانوس میشود و مورد تمجید قرار میگیرد. در حقیقت افرادی که دارای هوش هیجانی بالا هستند به طور منظم با حالات بیثباتی خلقی مواجه شده و بر آن ها فائق میآیند و این نیازمند فهم قابل توجهی از خلقیات میباشد (سالوی، بیدل، دتویلر و مایر، 1999 به نقل از بار ـ آن و پارکر، 2000).
شاخه چهارم
چهارمین شاخه مدیریت هیجانی است. فردی که دارای مدیریت هیجانی میباشد از اینرو باید بعضی از خطوط راهنما را رعایت کند ولی آن کار را با انعطافپذیری انجام دهد. برای مثال: باز بودن به سوی یک احساس یک باید است اما نه همیشه. گاهی اوقات برای هر کسی اتفاق میافتد، خیلی دردناک است که با مطلبی مواجه شود و احتمالاً هیجانپذیری به بهترین نحوی بسته میشود. مدیریت هیجانی در برگیرنده این است که چگونه یک فردی پیشرفتهای هیجانی را در روابطش با دیگران بفهمد. این روابط میتواند غیرقابل پیشبینی باشد، از اینرو مدیریت هیجانی دربرگیرنده خصوصیت و اهمیت راههای هیجانی مختلف و انتخاب میان آن هاست.
برای انطباق با واکنش های هیجانی بسیار محتمل در موقعیتها، مدیریت هیجانی بایستی دارای انعطافپذیری لازم باشد. این مطلب به فرد اجازه میدهد که در جهاتی پیشرفت کند که او فکر میکند بهترین جهت است. اینکه از نظر هیجانی، معنوی و دیگر زمینه ها غنی باشی ضرورتاً به این معنی نیست که فرد بخواهد در یک شغلی بماند و یا اینکه یک ازدواج را نجات دهد. اینکه باهوش باشی بدین معنی نیست که فرد در یک روز کتاب های چالش برانگیز را بخواند بلکه به این معنی است که دیگر بخشهای شخصیت و دیگر موقعیت هایی هستند که باید به حساب بیایند و درک کنیم که آن وقت چه اتفاقی میافتد. در اینجاست که نیاز به انعطاف پذیری توضیح میدهد که چرا هوش هیجانی به عنوان یک توانمندی سنجیده میشود و هیچگونه همبستگی بالایی با خوشبینی، خوشحالی و مهربانی، درست بودن و دیگر خصوصیات ندارد. با این وجود نتایج مهم زندگی را پیشبینی میکند (بار ـ آن و پارکر، 2000).
دیدگاه مختلط
هوش هیجانی از سوی بعضی از پژوهشگران برای توصیف کردن اسنادها یا تواناییهایی که برخی از جنبههای شخصیت را نشان میدهد، به کار رفته است. مایر و سالوی و کاروسو (1997) مدل توانمندی را از مدل مختلط هوش هیجانی متمایز کردند. مدل مختلط شامل طیف وسیعی از متغیرهای شخصیتی است که مخالف با مدل توانمندی مایر و سالوی میباشد که کاملاً شناختی است. یک وجه کاملاً متفاوت این دو مدل، تفاوت میان مفهوم «صفت» و «پردازش اطلاعات» هوش هیجانی است. این وجه تفاوت در دیدگاههای مختلف سنجش و تعاریف عملیاتی از سوی نظریهپردازان مدل مختلط و توانمندی، نمایان است. مفهوم «صفت» هوش هیجانی با شاخصهای بین موقعیتی رفتار نظیر همدلی، جرات و خوشبینی ارتباط دارد، در حالیکه مفهوم «پردازش اطلاعات» مربوط به توانائیهایی نظیر توانایی تشخیص، ابراز و بر چسب زدن هیجان میباشد.
مفهوم «صفت» ریشه در چارچوب شخصیتی دارد که از طریق پرسشنامه های خودسنجی که رفتار خاصی را میسنجند، اندازهگیری میشود (بار ـ آن، 1997 ؛ سالوی، مایر، گلمن، تروی و پالفی، 1995).
این دیدگاه در بررسی هوش هیجانی تحت الشعاع متغیرهای شخصیتی (نظیر همدلی و تکانشی بودن) و ساختارهایی که همبستگی بالقوه با آنها دارند (مانند انگیزش، خودآگاهی و امیدواری) قرار میگیرند، برعکس دیدگاه «پردازش اطلاعات» بیشتر بر بخشهای سازنده هوش هیجانی و رابطه آن با هوش سنتی متمرکز میشود (بار ـ آن و پارکر، 2000).

هوش هیجانی از نقطه نظر گلمن
به نظر گلمن (1995) هوش هیجانی هم شامل عناصر درونی است و هم بیرونی. عناصر درونی شامل میزان خودآگاهی، خودانگاره، احساس استقلال و ظرفیت خودشکوفایی و قاطعیت میباشد. عناصر بیرونی شامل روابط بین فردی، سهولت در همدلی و احساس مسئولیت میشود. همچنین هوش هیجانی شامل ظرفیت فرد برای قبول واقعیات، انعطاف پذیری، توانایی حل مشکلات هیجانی، توانایی حل و مقابله با استرس و تکانهها میشود.
گلمن هوش هیجانی را از IQ جدا کرده و به نظر او هوش هیجانی شیوه استفاده بهتر از IQ را از طریق خودکنترلی، اشتیاق و پشتکار و خودانگیزی شکل میدهد. او مفهوم هوش هیجانی را در 5 حوزه قرار میدهد:
آگاهی از هیجانات خود
خودآگاهی ـ بازشناسی احساس، آنگونه که رخ میدهد ـ محور اصلی هوش هیجانی است. توانایی کنترل لحظه به لحظه احساسات، برای بینش روان شناختی و درک خویشتن، اساسی است. تعریفی که گلمن (1995) برای خودآگاهی در نظر گرفته است چنین است: «درک عمیق و روشن از احساسات، هیجانات، نقاط ضعف و قوت، نیازها و سائقهای خود. افرادی که به احساسات و هیجانات خود اطمینان بیشتری دارند، مهارت بیشتری در هدایت و کنترل وقایع زندگی از خود نشان میدهند، در کارهای خود دقیق هستند امیدواری آن ها غیرواقع بینانه نمیباشد و مسئولیتی را قبول میکنند که در حد توان آنها میباشد. همچنین این افراد با خود و دیگران صادق بوده و خیلی خوب میدانند که هر نوع احساسی تا چه اندازه بر آنها و اطرافیان تاثیر میگذارد.
کنترل هیجانات
کنترل هیجانات به شیوهای مناسب مهارتی است که به دنبال خودآگاهی ایجاد میشود. اشخاص کارآمد در این حیطه بهتر میتوانند از هیجان های منفی نظیر ناامیدی، اضطراب، تحریکپذیری رهایی یابند و در فراز و نشیبهای زندگی کمتر با مشکل مواجه میشوند و یا در صورت بروز مشکل به سرعت میتوانند از موقعیت مشکلزا و ناراحتکننده به شرایط مطلوب بازگردند. برعکس افرادی که در این حیطه توانایی کمتری دارند، همواره درگیر احساسات درمانده کننده هستند.
مطالب مرتبط:
«سنجش هوش» برای داوطلبان پایه هفتم مدارس استعدادهای درخشان
برگزاری فرآیند سنجش هوش و استعداد پایه هفتم با حضور 150 هزار دانش آموز
استقرار نظام استعدادیابی دانش آموزان توانمند مهم ترین استراتژی در حوزه تربیت بدنی است
منبع: تیزلند
هنر شناخت بچه ها
هنر شناخت بچه ها

ما انتظارات بالایی از فرزندانمان داریم؛ دوست داریم فرزندانمان مؤدب، باهوش، موفق و مسئولیتپذیر باشند و درعینحال بهشدت تمایل داریم که آنها ازنظر روانی، هیجانی و احساسی نیز شاد و سالم باشند. اینها انتظارات بهحق هستند؛ امّا معمولاً ما در تمام این ارزشها یکچیز را نادیده میگیریم: هر کودکی یک شخصیت منحصربهفرد دارد؛ ازاینرو راهکارِ عملی کردن ارزشهای یادشده دربارهٔ هر کودک متفاوت است. تا زمانی که ما شخصیت منحصربهفرد کودکمان را نفهمیم و با راهکارهای مناسبِ هر تیپ شخصیتی آشنا نشویم، ممکن است شیوهٔ تربیتیمان، هم خودمان را خسته و بی انرژی کند و هم کودکمان را.
در کتاب هنر شناخت بچهها ابتدا سعی شده است تا بر اساس یکی از نظریات شخصیت در روانشناسی، دیدگاهی نسبتاً جامع و کاربردی در مورد تیپهای شخصیتی داده شود. نویسندگان این کتاب سپس در یک کارِ جدیدِ متفاوت و مبتنی بر تجربههای فراوان عملی، به توصیف خصوصیات 16 تیپ شخصیتی در سه بازه سنی: پیشامدرسه، دبستان و نوجوانی میپردازند و این کار را نیز با تلفیق مباحث نظری، کاربردی و داستانهایی از زندگی واقعی روزمره انجام میدهند تا شناسایی و درک تیپ شخصیتی کودک شما را بسیار ساده و راحت سازند.
شناخت تیپهای شخصیتی و روشهای کارآمد تربیتی ارائهشده در مورد هر تیپ، نهتنها برای والدین، بلکه برای معلّمان، مربیان و هرکسی که بهگونهای در تعامل با کودکانی از تیپهای شخصیتی متفاوت است، راهگشا و مفید خواهد بود. والدین، معلّمان و مربیان با شناخت تیپ شخصیتی کودکان، گوهر ناب وجود آنها را میکاوند و با بهکارگیری روش مناسب تربیتی برای هر تیپ، اعتمادبهنفس و عزتنفس واقعی را به کودکان عطا میکنند و آنها را تبدیل به بزرگسالانی میکنند که خود را افرادی ارزشمند دانسته و هیچگاه با رفتارهای نامناسب و پرخطر درصدد خدشه واردکردن به این تصویر برنمیآیند. از سوی دیگر، این سنخ تربیت، خودِ تجربهٔ تکرارناپذیرِ فرزند پروری را برای شما شیرین و لذّت بخش میسازد.
به گمان ما هر خانواده ایرانی باید این کتاب را یکبار بخواند؛ معلّمان و مربّیان باید مدام به این کتاب مراجعه کنند و حتی خود بچهها نیز میتوانند با خواندن این کتاب خود را بهتر بشناسند. ازآنجاکه تربیت هر فرد محصولی از تعامل بنمایههای شخصیتی او و محیط گسترده پیرامونش است، با شناخت تیپهای شخصیتی میتوان محیطی مناسب ترتیب داد، تا از زحمتی که کشیده میشود، بیشترین بهرهوری حاصل شود و حتی خودِ زحمات نیز شیرین و دلچسب شوند. اصلاح جامعه از تربیت صحیح کودکان آغاز میشود. خواندن دقیق کتابِ هنر شناخت بچهها و به کار بستن روشهای آن، برداشتن گام نخست برای داشتنِ بزرگسالانی سالم، خانوادههایی مثبت و جامعهای آزاد، شاد و اخلاقی است.
سبک زندگی در«هفت سال پادشاهی فرزند»
سبک زندگی در«هفت سال پادشاهی فرزند»
انفجار اینترنت موبایل درایران
بیش از ۶۰ میلیون نفر در ایران کاربر اینترنت موبایل هستند
حالا آن پیشبینیها در حال واقعی شدن است و درحال حاضر بیش از ۶۰ میلیون کاربر در ایران هستند که از اینترنت موبایل استفاده میکنند. آخرین آمار وضعیت استفاده ایرانیها از اینترنت پرسرعت تا پایان خرداد امسال (سال ۹۷) که از سوی سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی منتشر شده نشان میدهد که تعداد مشترکان اینترنت پرسرعت به ۷۲ میلیون و ۹۴۱ هزار و ۸۷۷نفر رسیده است که از این تعداد، ۱۲ میلیون و ۸۸۸ هزار و ۵۰ نفر مشترک اینترنت ثابت (ADSL) و ۶۰ میلیون و ۵۳ هزار و ۸۲۷ نفر کاربر اینترنت پرسرعت موبایل هستند. بررسیهای این مرکز نشان میدهد که ضریب نفوذ اینترنت در ایران به مدد توسعه موبایل باندپهن به ۸۶/ ۸۸ درصد رسیده است. براین اساس ضریب نفوذ اینترنت پرسرعت ثابت ۷۰/ ۱۵ درصد و ضریب نفوذ اینترنت موبایل ۱۶/ ۷۳ درصد عنوان شده است. آمارها هم نشان میدهد که نفوذ اینترنت پرسرعت ثابت (ADSL) در کشور بهصورت خطی رو به رشد بوده اما نفوذ اینترنت موبایل با شیب صعودی به سرعت در حال حرکت است. از لحاظ فناوریهای دسترسی به اینترنت نیز، اینترنت موبایل و فناوریهای ۳G و ۴G با ۸۲درصد دربرگیری در رده نخست قرار دارد. آمارها نشان میدهد که پس از فناوری نسل سوم و چهارم موبایل، ۱۲درصد کاربران به اینترنت ADSL دسترسی دارند و ۳ درصد به اینترنت وای فای و ۲درصد از طریق TDLTE به اینترنت وصل میشوند.
استفاده از اینترنت موبایل از زمانی اوج گرفت که اپراتورهای همراه اقدام به ارائه خدمات اینترنتی با نسلهای بالا کردند. بر این اساس در نیمه دوم سال ۱۳۹۳ اپراتورهای اول و دوم یعنی همراه اول و ایرانسل اقدام به ارائه نسل سوم شبکه تلفن همراه در شهرهای بزرگ از جمله تهران، مشهد و شیراز کردند. تا قبل از آن کاربران اینترنت موبایل که تحت پوشش نسل دوم موبایل بودند در ایران بسیار کم و ناچیز بودند. دو سال پس از آن نیز افزایش میل به استفاده از ابزارهایی که راه اتصال به اینترنت را مهیا میکرد رو به فزونی گذاشت و در سال ۹۵ مرکز آمار ایران، به سازمان فناوری اطلاعات اخبار جدیدی از پایش شاخصهای ICT کشور داد. آمار آن سال نشان داد که نسبت خانوارهای دارای رایانه در سال ۹۵ نسبت به سال ۹۴، ۷ درصد رشد داشته و نسبت خانوارهای دارای دسترسی به اینترنت درسال ۹۵ نسبت به سال قبل ۱۲ درصد بیشتر شده است و همچنین نسبت افرادی که از اینترنت استفاده میکنند در همین سال نسبت به سال ما قبل ۵/ ۱۷ درصد بیشتر شده است.
سرعت دانلود هنوز پایین است
همه این اطلاعات اگرچه به این مساله اشاره میکند که کاربران اینترنت موبایل در ایران در حال افزایش هستند، اما هنوز مشکل سرعت و کیفیت خدمات در کشوربه قوت خود باقی است و بهجز انتقاداتی که از سوی کاربران مطرح میشود این مساله خود را در آمارهای جهانی نیز نشان میدهد. فهرست رتبه بندی شاخص سرعت دانلود موبایل جهان که آذر سال قبل منتشر شد نشان داد که ایران در جایگاه ۶۷ جهان قرار دارد. این شاخص در ایران ۷۴/ ۱۶ مگابیت بر ثانیه محاسبه شد که از متوسط جهانی ۲۸/ ۲۰ مگابیت بر ثانیه کمتر است. سرعت دانلود موبایل جهان طی سال ۲۰۱۷ ۱/ ۳۰ درصد و سرعت آپلود موبایل نیز ۹/ ۳۸ درصد افزایش را نشان میداد. این ابزار همچنین نشان داد سرعت دانلود پهنای باند ثابت نیز ۶/ ۳۱ درصد بهبود یافته است. این درحالی است که متوسط سرعت دانلود موبایل ۲۸/ ۲۰ و دانلود پهنای باند ثابت ۱۱/ ۴۰ مگابایت بر ثانیه اعلام شده است.
طبق این شاخص، سرعت دانلود موبایل در ایران ۷۴/ ۱۶ مگابیت بر ثانیه و سرعت آپلود موبایل Mbps ۸/ ۳۷ است. در همین راستا رتبه ایران در این بخش ۶۷ است. اما در حوزه سرعت دانلود موبایل با پهنای باند ثابت ایران با سرعت دانلود ۲۸/ ۱۰ مگابیت بر ثانیه و آپلود ۴/ ۹۲ Mbps در رتبه ۱۰۵ قرار دارد. این درحالی است که نروژ با سرعت دانلود موبایل ۶۶/ ۶۲ مگابایت بر ثانیه در رتبه اول این فهرست قرار دارد. پس از آن هلند با سرعت ۵۳/ ۰۱ Mbps، ایسلند با Mbps۵۲/ ۷۸ مگابیت در ثانیه قرار گرفتهاند. در شاخص سرعت دانلود با پهنای باند ثابت نیز سنگاپور با سرعت ۸۵/ ۱۵۳ مگابیت برثانیه در رتبه نخست قرار دارد. پس از آن ایسلند با سرعت Mbps۱۴۷/ ۵۱ و هنگ کنگ با سرعت
Mbps ۱۳۳/ ۹۴ قرار دارند. کارشناسان دلایل متفاوت و مختلفی را برای افت سرعت اینترنت در ایران اعلام میکنند که دور بودن از مسیرهای بینالمللی انتقال ترافیک اینترنت یکی از آن دلایل است. «مرکز جهانی مخابرات» سه سال قبل پیشبینی کرده بود که در سال ۲۰۲۰ میلادی بیش از ۵۰ میلیارد دستگاه الکترونیکی با قابلیت اتصال به اینترنت در سراسر جهان مورد استفاده قرار میگیرند که البته ۵۰ درصد آنها طی ۳ سال پایانی به کار گرفته خواهند شد. در سال ۲۰۲۰ میلادی تمام ساکنان جهان به اینترنت دسترسی خواهند داشت و پایان دهه حاضر امکان استفاده از خدمات اینترنتی برای همه ساکنان کره خاکی فراهم خواهد بود. در آن سال اینترنت از لحاظ جغرافیایی در مناطق بیشتری نفوذ خواهد کرد و در انواع دستگاههای الکترونیکی روزمره به کار گرفته خواهد شد.
حالا آخرین آمار در ماه اکتبر ۲۰۱۸ نشان میدهد چیزی بیش از ۲/ ۴ میلیارد نفر در سراسر جهان از اینترنت استفاده میکنند که این آمار ۷ درصد نسبت به ماه اکتبر سال ۲۰۱۷ بیشتر شده است. میل بیشتر برای حضور در شبکههای اجتماعی یا اطلاع یافتن از آخرین تحولات از طریق موبایل به نظر میرسد بزرگترین عامل در رشد تعداد افراد آنلاین از طریق این جعبه کوک جادویی باشد.
عرفان یک چیز است و اسلام چیزی دیگر
در گفتوگوی شوکران با یثربی مطرح شد:
مسلمان جواهری باشیم و نه عرفانی و عاشقانه

عرفان اسلامی همیشه در ترازوی نقد و بررسی بزرگانی از فلاسفه و فقها وزنکشی شده است؛ درحالیکه برای طرفداران عرفان، کفه وجوه مثبت سنگینتر بوده و برای مخالفین عرفان، کفه وجوه مخالف با ظاهر دین و شریعت سنگینتر بوده است.
در دوازدهمین قسمت از برنامه شوکران، فضلی نژاد در مصاحبهای چالشی و متفاوت پیرامون عرفان اسلامی، با دکتر سید یحیی یثربی، چهره ماندگار فلسفه به گفتوگو پرداخت.
ترازوی اعتبار سنجی عرفان یثربی، پس از سالها نوسان، سرانجام با سنگین شدن کفه رد و انکار، او را به یک منتقد جدی نسبت به عرفان اسلامی تبدیل کرد؛ تا جایی که برخی از او به اپوزیسیون تمام تاریخ عرفان و فلسفه یاد میکنند.
آمادگی عرفان برای فریب اذهان خرافی
یثربی در ابتدای سخن، ضمن بیان این نکته که اسلام بیشترین تاکید را بر تعقل دارد گفت: ما در جامعه خودمان بهقدر کافی به ترویج عقلانیت نپرداختهایم و جامعه تا حدودی خرافی شده است و به همین دلیل کتابی به نام «فلسفه خرافات» منتشر کردهام؛ من آنجا ریشه خرافات را تجزیه و تحلیل کردهام. منشأ خرافات، سادگی ذهن انسان است که میخواهد حوادث جهان را تفسیر کند ولی [چون] فهم دقیق و علمی ندارد، اینها را به جادوگری و... نسبت میدهد. اما از منشأ خرافات که بگذریم، اصل عرفان را نمیشود گفت خرافی است اما اذهان خرافی آمادگی زیادی دارند که یکعده از عرفان بهعنوان ابزار استفاده کرده و از آنها بهرهکشی کنند.
عدول یثربی از نظراتش
فضلی نژاد در ادامه این مصاحبه، به سه کتاب یثربی با عناوین «فلسفه عرفان» در سال 65، «عرفان نظری» در سال 72 و «عرفان عملی» در سال 88 اشاره کرد که یثربی در هر کدام، نظرات متفاوتی را نسبت به عرفان اتخاذ کرده است.
اولین کاری که کردم این بود که کتابی با نام نسبت دین و عرفان نوشتم. فقط تلاشم این نیست که عرفان را رد کنم. تلاشم این است که عرفان یک چیز است و دین مقدس اسلام چیز دیگر.
یثربی در پاسخ به این مطلب گفت: عرفان نظری بهعنوان آموزش محتوای عرفان است. فلسفه عرفان، دفاع از عرفان است و اینها با هم فرق دارند. در «فلسفه عرفان» میخواهم دفاع کنم. من از آن دیدگاه عدول کردهام.
یثربی درباره علت عدول از نظراتش گفت: جریاناتی برایم پیش آمد که من از این مسیر برگشتم. ر یک سفر به مشهد حوادثی برایم پیش آمد و به دنبال آن ماجرایی با یکی از دوستانم؛ از شاگردان مرحوم علامه طباطبایی پیش آمد و بالاخره نمیخواهم تفصیلش را بگویم و خوب هم نیست که بگویم.
عرفان یک چیز است و دین مقدس اسلام چیزی دیگر
این مفسر قرآن و متفکر اسلامی در بیان اعتقادش نسبت به جدایی عرفان و تصوف از اسلام گفت: دیدم خیلی جاافتاده که عرفان عین اسلام است و حتی بعضی مثل غزالی، تصوف را عین اسلام میدانند و میگویند اصلاً یک کلمه نمیشود کم و زیاد کرد و میگویند تصوف [همان] اسلام است و تمام. در شیعه هم یکی مثل مرحوم سیدحیدر آملی میآید و عرفان را با تشیع یکی میکند. من به نظر آنها هم احترام قائلم ولی اینکه من بهعنوان یک کارشناس و محقق رسیدهام، این است که [این درست نیست.] اولین کاری که کردم این بود که کتابی با نام نسبت دین و عرفان نوشتم. فقط تلاشم این نیست که عرفان را رد کنم. تلاشم این است که عرفان یک چیز است و دین مقدس اسلام چیز دیگر.
عرفان به دو صورت دروغ است
یثربی عرفان را به دو صورت دروغ توصیف کرد: یکی اینکه آدمی که هیچ اهل ریاضت نیست، با درس دادن ادعا کند که من عارفم. من مدتی فصوص درس دادهام، مثنوی درس دادهام، با اینها ادعا کنم من عارفم این دروغ است. عرفان بیسلوک دروغ است.
دروغ دیگر اینکه کسی خودش میداند اهلش نیست ولی دری به تخته خورده و شده «قطب». این هم خودش را به دروغ به عالم عرفان میزند و مردم را فریب میدهد. این هم دروغ است؛ قسم دومش هم در جامعه زیاد است. جوانان ما باید هوشیار باشند.
به امام خمینی عارف یا صوفی نگوییم!
شما بگو آقا عاشقانه باشیم یا «مسلمان جواهری» باشیم؟ من میگویم مسلمان جواهری باشیم. این به صلاح جامعه ماست
این استاد فلسفه با بیان اعتقادش نسبت به اینکه نباید از واژه عرفان و عارف در گفتمان دینی استفاده کرد گفت: بنابر این معنویتی که در قرآن هست، حسابش جداست. ولی من علاقهمندم که نام آن را عرفان نگذاریم. حتی نام میرزاجوادآقا ملکیتبریزی یا امثال علامه[طباطبایی] و مرحوم امام[خمینی] را صوفی یا عارف نگذاریم! قدیم به اینها چه میگفتند؟ میگفتند عالم الهی و عناوین دیگر. ما چه اصراری داریم که بگوییم اینها عارف بودند و بعد بگوییم عارف هم دو جور است؛ عارف بد و عارف خوب.
مسلمان جواهری باشیم نه اسلام عاشقانه
این منتقد عرفان و تصوف، ضمن بیان این نکته که هنوز هم به عرفا علاقه دارد گفت: من هنوز هم از یک غزل عرفانی لذت فوق تصور میبرم و اشک در چشمم جمع میشود. اما این غیر از این است که درباره اینها، آنچه را که میفهمم، به زبان نیاورم. ملک سخن به مملکت جم نمیدهم/ یک بیت عاشقانه به عالم نمیدهم. اما شما بگو آقا عاشقانه باشیم یا «مسلمان جواهری» باشیم؟ من میگویم مسلمان جواهری باشیم. این به صلاح جامعه ماست و همین الان، چندی پیش یکجا یک حمله کرده بودند که ما باید عرفان را ترویج کنیم که از فقه راحت شویم.
اپوزیسیون تاریخ عرفان و فلسفه
فضلی نژاد با اشاره به یکی از مصاحبههای یثربی که گفته بود، ما در دویست سال گذشته فیلسوف نداشتهایم، او را اپوزیسیون کل تاریخ عرفان و فلسفه خواند و یثربی ضمن اینکه این اعتقاد خود را رد نکرد گفت: جامعه ایرانی که الان شاید دوهزار فیلسوف پرورش داده است.
من میخواهم فلسفه باشد، کاملتر و قویتر. فلسفه به اقتصاد نظر بدهد. به سیاست نظر بدهد. به جامعه نظر بدهد. به ازدواج نظر بدهد.
این همه رشتههای فلسفه، چه فلسفه غرب و چه فلسفه شرق یا اسلامی. آن فیلسوفی که فیلسوف زمان خود باشد و سخن جدید، طرح جدید، افق جدید در پیش رو داشته باشد و به مردم معرفی کند، ما منتظر آنیم.
از فیلسوف جالبتر این است که500 صفحه کتاب نوشتهام که ما روشنفکر نداشتهایم؛ حاشیهنویسی زیاد بوده، تعلیقهنویسی زیاد بوده، نقدهای حاشیهای زیاد بوده ولی از نوع تحلیلهای من و نقدهای من، من کم دیدهام یا ندیدهام. این ادعای من است. غیر از این است؟
با مکتب تفکیک اختلاف جدی دارم
یثربی با اشاره به نظر مکتب تفکیکیها مبنی بر عدم اختلاف نظر با او گفت: من همچنان معتقدم که اختلاف داریم؛ فرق داریم. اساسی مبنا این است که من معتقدم آنها میخواهند فلسفه نباشد و من میخواهم فلسفه باشد، کاملتر و قویتر. فلسفه به اقتصاد نظر بدهد. به سیاست نظر بدهد. به جامعه نظر بدهد. به ازدواج نظر بدهد.
دکتر یثربی بدون شک از مفاخر علمی کشور است، اما این مانع از به نقد کشیدن افکار او نمیشود. همانطور که فضلی نژاد در این مصاحبه عناون کرد، عقائد یثربی درباره عرفان و عرفا دچار آشفتگی و تشتت است و همین بی ثباتی او را در قامت یک اپوزیسیون نسبت به دستاوردهای عرفانی و فلسفی جهان اسلام قرار داده است.
چگونه میشود کسانی مانند امام خمینی، علامه طباطبایی، حاجی سبزواری، ملاصدرای شیرازی و سایر اندیشمندان شیعی، متوجه جدایی و شکاف عمیق بین عرفان و دین نشده باشند و کماکان به اهمیت برداشتهای عرفانی از دین توجه داشته باشند؟
هیچکس مدعی نشده که تمام ساختمان عرفان مقدس است و یا عرفا معصومند، بلکه شخصیتهایی مانند مرحوم امام همیشه منتقد عرفان و فلسفه بودهاند اما نباید انتقاد را با تخریب خلط کرد.
منابع: با استفاده از متن پیاده شده این گفتوگو در روزنامه فرهیختگان.
کمتر مدیریت کردن افراد و بیشتر مدیریت کردن رفتار
چرا شرکتها علاوه بر شکل کار باید مدیریت مدیران را هم متحول کنند؟ (بخش دوم و پایانی)
بنابراین، مدیران به جای تمرکز بر رویههای رسمی، باید به دینامیکهای رفتاری شکلدهنده عملکرد سازمانی توجه کنند: چرا افراد این کار را انجام میدهند؛ چگونه به اهداف فردی خود پی میبرند؛ منابع در دسترس آنها برای رسیدن به اهدافشان کدام است؛ در مسیرشان با چه محدودیتهایی مواجه هستند؛ و رفتارهای فردی چگونه ترکیب میشوند تا رفتار جمعی ایجاد کنند. به همین منظور، آنها باید مجموعه مهارتهای جدیدی را در خود پرورش دهند که از سه وظیفه چارچوببندی از طریق عمل، یکپارچگی در مورد یک وظیفه و شکل دادن زمینه سازمانی تشکیل شده باشد. در قسمت قبل توضیح داده شد چرا چارچوببندی از طریق عمل در محیطهای کاری جدید امری ضروری است و در این مقاله به ادامه این مطلب میپردازیم.
پارادوکس تخصصیسازی
افزایش پیچیدگی وظایف نیازمند یکپارچگی انواع جدیدی از تخصصها و نقشهای ویژه است که آن را «پارادوکس تخصصیسازی» مینامیم: هر چقدر کار پیچیدهتر شود، نیاز به دانش محتوایی عمیق و متمرکز در حوزههای متعدد بیشتر میشود. به هر حال، هر چقدر تعداد وظایف و واحدهای تخصصی بیشتر باشد، وادار کردن افراد به فکر کردن، کار کردن و تعامل فراتر از ذهنیت تخصصی خودشان سختتر میشود. این غیرممکن است که هر مدیری طیف کاملی از دانش و قابلیتها را که برای ارزشآفرینی لازم دارد، داشته باشد. بنابراین، آنها باید با تیمهای مختلف سازمان با کارکردهای مختلف تعامل داشته باشند و از قابلیتهای متنوع آنها برای انجام وظایف پیچیده استفاده کنند.
در نهایت، وقتی ایجاد ارزش به شکلهای پیچیدهتری از همکاری نیاز دارد، چارچوببندی از طریق عمل به یک الزام تبدیل میشود. در مورد همه محیطهایی که پیچیدگی بالا دارند همینطور است. اما هر چقدر همکاری بیشتر ضروری میشود، امکان اینکه نقش هر فرد و عملکرد فردی او را بسنجیم، سختتر میشود.
سازمانها معمولا تلاش میکنند این مشکل را با ارزیابی افراد در قالب همکاریای که با بقیه دارند حل کنند. یعنی عملکرد جمعی گروه، تیم یا واحد آنها را میسنجند. البته باز هم مشکلی که وجود دارد، افرادی هستند که از زیر کار گروهی درمیروند و معیاری برای فهمیدن این موضوع وجود ندارد. بنابراین، تنها راه این است که عملکرد آنها بر اساس مشاهدات مدیران از دینامیک رفتاری گروه ارزیابی شود؛ اینکه چه کسی مشارکت موثر دارد و چه کسی ندارد. برای قضاوت درست، مدیران باید کاملا به کار نزدیک باشند.
همه مواردی که تاکنون (و در قسمت قبل این مطلب) گفته شد، نشان میدهد چرا چارچوببندی از طریق عمل، اصل کلی مدیریت در محیطهای کاری جدید است. به هر حال، معنای دقیق این اصل بستگی به این دارد که یک مدیر کجای سازمان قرار گرفته است.
در خط مقدم هر سازمانی، ارزش توسط تیمها ایجاد میشود. افرادی که چشماندازها و قابلیتهای متنوع دارند، تخصص و تلاشهای خود را جمع میکنند تا به بهترین راهکارها برای برطرف کردن نیازهای مشتری برسند و اهداف سازمانی را محقق کنند. نقش مدیریت در سطح تیم خط مقدم این است که کار اعضای مختلف تیم را در مورد وظیفهای که در دست دارند، یکپارچه کند. یعنی مطمئن شود همکاری به درستی اتفاق افتاده و افراد به شکل بهرهوری با هم کار میکنند تا آن وظیفه تکمیل شود.
بهعنوان مثال، مالک محصول یک تیم چابک را در نظر بگیرید. بر خلاف مدیران پروژه سنتی که مسوولیت اصلی آنها تحویل محصول بهموقع و بهصرفه است، مالکان محصول یک فرآیند پیچیده اکتشاف را طراحی میکنند که در نهایت به محصول یا خدمتی منجر میشود که برای مشتری و شرکت ارزش ایجاد میکند. ایجاد این توازن بدهبستانهای زیادی نیاز دارد. مدیر توسعه محصول در یک شرکت اینترنتی برجسته، این فرآیند را بر اساس مدیریت چهار نوع ریسک توصیف کرده است:
۱- ریسک اینکه مصرفکننده نهایی ارزشی برای محصول قائل نباشد.
۲- ریسک اینکه مصرفکننده نداند چگونه باید از محصول استفاده کند.
۳- ریسک اینکه سازمان نتواند محصول را بسازد.
۴- ریسک اینکه فروش محصول به سازمان در برآورده کردن اهداف کسبوکار کمکی نکند.
اقدامات مختلف برای چابکسازی (مثل نمونهسازی سریع) طراحی شدهاند تا به تیمها کمک کنند این ریسکها را مدیریت کنند. از این منظر، مالک محصول چابک در خط مقدم مدیریت در محیط کاری جدید قرار دارد.
با این حال، اجزای یک تیم چابک تقریبا هیچگاه در مورد مالکان محصول بهعنوان مدیر صحبت نمیکنند. بهطور کلی، مالکان محصول چابک رابطه رسمی با اعضای تیم خود ندارند. آنها مسوول ارزیابی عملکرد اعضا نیستند و مسیر پیشرفت شغلی آنها را تعیین نمیکنند.
اما برای اینکه نتیجه بگیریم مالکان محصول مدیر نیستند، باید روش جدید کار کردن را از چشمانداز مدل قدیمی فرماندهی و کنترل ببینیم. فرض این مدل بر این است که مدیر بودن یعنی داشتن یک موقعیت تعریف شده در سلسله مراتب یا بر عهده داشتن مسوولیت ساختارها، فرآیندها و سیستمهایی که در تئوری عملکرد کارکنان را مشخص میکنند.
مشکل چنین چشماندازی این است که وظیفه اصلی مدیریت خط مقدم را در محیط کاری جدید، بهطور کامل نادیده میگیرد. مدیریت خط مقدم یعنی کمتر «مدیریت کردن افراد» و بیشتر «مدیریت کردن رفتار» و مدیریت کردن این زمینه رفتاری دقیقا همان کاری است که یک مالک محصول اثربخش باید انجام دهد.
این کار به شدت چالشبرانگیز است. یک دلیل آن این است که مالک محصول نمیتواند به اعضای تیم خودش دستور بدهد کاری را که او میخواهد انجام دهند. میتوان اینگونه توضیح داد: «کار یک مالک محصول، گرفتن تصمیمهای درست نیست، بلکه او باید مطمئن شود تیم تصمیمهای درست میگیرد.»
مالک محصول را میتوانیم «یکپارچهکننده» بنامیم. او میتواند مسوول مدیریت همکاری اثربخش باشد؛ یعنی کسی که کلیه چشماندازها و قابلیتهای متنوع اعضای تیم را حول یک وظیفه خاص یکپارچهسازی میکند.
چه چیزی به یک مالک محصول چابک امکان میدهد یکپارچهکنندهای اثربخش باشد؟ پاسخ قدرت است، اما نه قدرتی که مثلا سرپرست کسی باشد یا پیشرفت شغلی کسی را کنترل کند. بلکه منظور قدرتی است که ناشی از داشتن ظرفیت برای ایجاد تفاوت در اهداف یا موقعیتهایی باشد که برای اعضای تیم اهمیت دارد. وقتی یک مالک محصول بر ابهامات کلیدی کنترل دارد، نسبت به سیستم رفتاری گروه قدرت به دست میآورد و بنابراین میتواند بهعنوان یکپارچهکنندهای اثربخش عمل کند.
نقش مدیران ارشد در یک سازمان چابک تعیین «محتوای» کار افراد نیست، بلکه آنها باید «زمینه و فضا» را برای آن کار فراهم کنند. یعنی باید به کارکنان کمک کنند که بدانند اهداف فوری آنها در رابطه با اهداف استراتژیک سازمان چیست. مدیران ارشد باید یک زمینه استراتژیک قوی ایجاد کنند که قطبنمایی برای تیم باشد و ضمن اینکه اعضا را راهنمایی میکند، استقلالشان را به این اهداف پیوند بزند. در نبود چنین زمینه استراتژیکی، بعید است صرفا راهاندازی تیمهای چابک بتواند ارزش کسبوکار ایجاد کند.
بدانید افرادتان واقعا چه کار میکنند
مدیران برای پرورش سیستم رفتاری یک سازمان باید ابتدا دینامیکهای رفتاری را که محرک عملکرد شرکت هستند تشخیص دهند: اینکه چرا افراد یک کار را انجام میدهند. آنها برای هر مشکل یا هدف مرتبط با عملکرد باید بپرسند:
•افراد یا واحدهای سازمانی مهم چه کسانی هستند تا بتوانیم استراتژی خود را منتقل کنیم؟
•این افراد چه کارهایی انجام میدهند و رفتارهای آنها – چه بهصورت فردی و چه در مشارکت با رفتارهای دیگران – چه تاثیری در عملکرد سازمانی دارد؟
•این افراد برای کاری که انجام میدهند چه دلایلی دارند؟ دلایل «خوب» رفتاری آنها چیست، حتی اگر این رفتار با اهداف سازمان در یک جهت حرکت نکند؟
•چه تغییراتی در زمینه سازمانی رفتارهای آنها را تغییر میدهد تا بتوانند عملکرد خود را ارتقا دهند؟
•چه نوع مداخلات یا تعهدات مشترکی لازم است تا این تغییرات اتفاق بیفتند؟
•من بهعنوان مدیر چگونه میتوانم این تعهدات مشترک را ایجاد کنم؟
مدیران باید کیفیت پاسخهای خودشان را به این پرسشها ارزیابی کنند. چرا؟ چون بهطور واضحتری به دینامیکهای رفتاری سازمان پی میبرند. هر چقدر این دینامیکها را بهتر بدانند، بیشتر در وضعیتی قرار میگیرند که در سیستمهای رفتاری مداخله کنند و همکاری اثربخشتر را مورد تشویق قرار دهند.
یکی از این مداخلهها این است افرادی را که ذاتا نقش یکپارچهکننده در سازمان دارند، شناسایی و تقویت کنند. یکپارچهکنندهها افرادی هستند که در واحدهایی کار میکنند که برای پیشبرد کار عمدتا به همکاری وابستهاند. نقش آنها بهطور خاص در محیطهای کاری پیچیده مهم و حیاتی است. تقویت کردن آنها یعنی اولا ماهیت مدیریتی نقش آنها را تشخیص دهیم و سپس به اندازه کافی به آنها قدرت بدهیم تا بتوانند بر رفتار دیگران تاثیر بگذارند و آنها را به مشارکت با هم تشویق کنند.
افزایش کمیت کلی قدرت
در محیطهای کاری جدید، قدرت اغلب یک کلمه کثیف محسوب میشود، چون در سازمانهای سنتی قدرت با سلسله مراتب همراه است. بهتر است یک روش فکری متفاوت در مورد آن داشته باشیم. معنی واقعی قدرت ظرفیت یک فرد برای تفاوت ایجاد کردن در مسائلی است که برای دیگران اهمیت دارد و یک ویژگی اجتنابناپذیر زندگی سازمانی است؛ چه مدیران آن را درک کنند و چه نکنند.
به علاوه، روشی که قدرت در یک سازمان توزیع میشود، امکان عملکرد موثر را فراهم میکند (یا مانعی برای آن است). گاهی اوقات افزایش اندازه کلی قدرت در سیستم رفتاری میتواند به همکاری موثرتر منجر شود. هر چقدر مهرههای بیشتری داشته باشید، حرکتهای بیشتری میتوانید در بازی انجام دهید. به همین ترتیب، افزایش گزینههای رفتاری افراد به آنها انگیزه میدهد بهترین روشهای برطرف کردن ملزومات چندگانه یک وظیفه پیچیده را پیدا کنند.
افزایش تقابل
تقابل یعنی در یک سیستم رفتاری، دو طرف اعتقاد راسخ داشته باشند که در همکاریشان منافع مشترک وجود دارد و موفقیت هر یک به موفقیت دیگری وابسته است. یکی دیگر از نقشهای کلیدی مدیر این است که مکانیزمهایی ایجاد کند که وابستگیهای متقابل میان کارمندان واضح و روشن باشد. بهعنوان مثال، تعیین اهداف عملکرد غنی که فراتر از اهداف فردی برود و اثر رفتار یک فرد بر عملکرد دیگران را شامل شود، یک راه افزایش حس تقابل در میان فعالان یک سیستم رفتاری است.
بزرگتر کردن سایه آینده
روش دیگری که مدیران با آن میتوانند سیستم رفتاری را پرورش دهند این است که حلقههای بازخوردی ایجاد کنند که افراد را بهطور مستقیم در معرض عواقب تصمیمهایی که در آینده میگیرند و اقداماتی که الان انجام میدهند، قرار دهد. بهعنوان مثال، مدیران میتوانند مقدار زمانی را که یک گروه خاص از افراد باید با هم کار کنند تا اصطلاحا «همه در یک قایق قرار بگیرند» طولانیتر کنند. این اصل کلی تیمهای چابک با کارکردهای چندگانه در قالب یک واحد است. یا سازمانها میتوانند تناوب ضربالاجلها یا اهداف را بیشتر کنند. روش دیگر برای گسترده کردن سایه آینده این است که افراد را مجبور کنیم «پا در کفش همدیگر کنند»؛ مثلا مسیرهای کاری را طوری طراحی کنیم که افراد بدانند در وظایف بعدی که به آنها محول میشود، همان چیزی را تجربه کنند که نتیجه تصمیمهای امروزشان است.
پاداش دادن به همکاری
قانون آخر این است که همکاری و مشارکت را جدیتر نشان دهید و برای آن پاداشهای مالی و غیرمالی در نظر بگیرید.
پیشتر صحبت شد که سنجش میزان همکاری کار سختی است. در نگاه اول، مدیران ممکن است این سختی را یک محدودیت ببینند. در واقع، این موضوع یک منبع کلیدی برای بازسازی یکپارچگی نقش آنها است، چون معنای آن این است که در محیطهای کاری جدید، هیچ گزینه دیگری برای قضاوت مدیریتی آنها وجود ندارد. هیچ سیستم، هیچ معیار و هیچ سرفصلی نمیتواند اثربخشی همکاری را در میان یک گروه، بهتر از قضاوت انسانی ارزیابی کند و این کار بر عهده مدیر است تا به افرادی که خوب همکاری میکنند پاداش دهد و آنهایی که همکاری نمیکنند را از عواقب کارشان مطلع کند.
مطمئنا، چون قضاوت مدیریتی در محیطهای کاری جدید، سیال، خودمختار و خودمدیریتی امروزی بسیار مهم است، آگاهی داشتن از این قضاوت هم به همان اندازه اهمیت دارد. مدیران دیگر نباید از دور و بر اساس اطلاعات و گزارشهای دست دوم قضاوت کنند. آنها برای ارزیابی کیفیت همکاری خود، باید از نزدیک بدانند سازمان و افراد آن چگونه کار میکنند.
افزایش اهمیت قضاوت مدیریتی در محیطهای کاری که با افزایش پیچیدگی مواجه میشوند، دلیل دیگری است که مدیران را به دنیای کار جدید برمیگرداند.
کتاب الکترونیکی اخلاق کاربردی
کتاب الکترونیکی اخلاق کاربردی
مولفان: دکتر مجتبی سپاهی و دکتر محسن شیراوند
اخلاق تصمیم گیری(نظریات اخلاقی و فرآیندهای تصمیم گیری اخلاقی) ،Decision ethics
اخلاق حرفه ای (اخلاقیاتی بمنظور بهبود مسایل شغلی) ،professional ethics
اخلاق بالینی (بمنظور بهبود نیازهای اساسی سلامتی افراد) ،clinical ethics
اخلاق کسب و کار (جهت بهبود اخلاق در محیط کسب و کار) ،businessethics
اخلاق سازمانی (اخلاقیات موجود در سازمانها) ،organization ethics
اخلاق اجتماعی (اخلاق موجود در بین ملتها بعنوان یک واحد جهانی) ،social ethics
اخلاق کاربردی نامیده میشود.
این کتاب برای دانشجویان مقطع کارشناسی رشته های مختلف دانشگاهی و نیز مقطع کارشناسی ارشد رشته های اخلاق کاربردی و اخلاق زیست اسلامی و فلسفه اخلاق میباشد.
لطفا جهت دانلود کتاب به فایل پیوست مراجعه شود.
