ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

شنبه, 05 آبان 1397 14:21

نقش قصه گویی در آموزش

نقش قصه گویی در آموزش

 

 

مقدمه:

قصه گویی در کشور ما سابقه ای بس دیرینه و قدیمی دارد، اما نفوذ عوامل و وسایل ارتباط جمعی و علاوه بر آن مسائل خاص حوزه های شهرنشینی، موجب شده تا نقش قصه گویی در طول دوران و به ویژه در نظام های آموزشی کم رنگ شود.

 

همچنین به قصه گویی هنوز به عنوان یک فن نگاه نمی شود و در نظام آموزش و پرورش جایگاه شایسته ای برای قصه گویی به چشم نمی خورد. بسیاری از علاقمندان به این فن، به تجارب خود متکی هستند و کمتر با روش های علمی و اصول قابل قبول این فن آشنایی دارند. بحث درباره ی نظام تعلیم و تربیت بسیار گسترده است، به گونه ای که وارد شدن به هر حیطه از آن، نیازمند دانش و تخصص است و اگر محققی واجد تخصص نباشد و علاوه برآن در زمینه ی مسائل تربیتی صبر و حوصله و دقت لازم را به کار نبرد، بی شک نمی تواند این نظام را به سر منزل مقصود هدایت کند.

همان گونه که می دانید در کشور ما به رغم وجود گنجینه های علم و معرفت و داستان ها و افسانه های زیبا و آموزنده، اولیا و مربیان بیشترین وقت خود به مسائل آموزشی کودکان اختصاص می دهند و دانش آموزان نیز، در خانه و مدرسه بیشتر اوقات خود را صرف یادگیری های غیر فعال کرده، از سختی و خشکی دروس و اضطراب امتحان و نمره رنج می برند. بدین ترتیب اغلب اولیا و مربیان از هدف اصلی تعلیم و تربیت که پرورش انسان های خلاق، مبتکر و کارآمد است باز می مانند.

 

آنچه که این مقاله در پی آن است، بررسی جایگاه قصه گویی در نظام آموزش رسمی کشور است. این نظام گسترده بخش بسیار وسیعی از جامعه را تحت پوشش قرار می دهد. از دوران پیش دبستان تا دوران دانشگاه گستره ی نظام تعلیم و تربیت است، اما در این مقاله هرجا به نظام آموزشی اشاره می شود، مراد دوران پیش دبستان و دبستان است. این دو بخش نیمی از جمعیت دانش آموزی را تحت پوشش خود دارد. با این اوصاف این مقاله در پی آن است که به این سوالات پاسخ دهد:

 

  • آیا قصه گویی می تواند در رقابت با فعالیت های رسمی مدرسه به جایگاهی مطمئن دست یابد؟
  •  آیا در نظام آموزشی ما به قصه گویی به عنوان فعالیتی جدی نگاه می شود یا فعالیتی تفننی است که ارزش علمی - آموزشی خاصی ندارد ؟ و... 

 

با توجه به همه ی عوامل فوق در این مقاله ضمن مطالعه ی آرا و نظرات صاحب نظران سعی شده است تا با نگاهی دوباره به فعالیت قصه گویی جایگاه واقعی آن در نظام آموزشی کشور مورد ارزیابی قرار گیرد.

 

 

قصه چیست؟

ادبیات کودک شامل قصه، شعر، نمایش، افسانه و داستان و... است. ادبیات کودکان عبارتست از: تلاشی هنرمندانه در قالب کلام برای هدایت کودک به سوی رشد، با زبان و شیوه ای مناسب و در خور فهم او. به بیانی دیگر ادبیات عبارت است از چگونگی تعبیر و بیان احساسات، عواطف و افکار به وسیله ی کلمات در اشکال و صورت های گوناگون.

 

برای شناخت جایگاه واقعی قصه گویی در نظام تعلیم و تربیت ابتدا لازم است عناصر اصلی این سرفصل را مورد دقت قرار دهیم.

پایانی خوش برای قصه‌های خوب

 

مطمئناٌ با شناخت و تعریف صحیح از کلیدهای واژگانی اصلی این عنوان، زمینه برای دستیابی مطمئن تر به جایگاه قصه گویی فراهم می شود.

 

در این عنوان به دو کلمه ی اصلی بر می خوریم نخست:

 قصه و دوم:

نظام تعلیم و تربیت برای شروع بحث بهتر است ابتدا کلمه ی قصه و قصه گویی را مجدداٌ تعریف کنیم: خانم سیما داد در کتاب فرهنگ و اصطلاحات ادبی ذیل کلمه ی قصه آورده است: " قصه در لغت به معنی حکایت و سرگذشت است و دراصطلاح به آثاری اطلاق می شود که در آن ها تاکید برحوادث خارق العاده بیشتر از تحول و تکوین آدم ها و شخصیت ها است. در قصه یا حکایات محور ماجرا بر حوادث خلق الساعه قرار دارد. حوادث قصه ها را به وجود می آورند و در واقع رکن اساسی بنیادی آن را تشکیل می دهند ؛ بی آنکه در گسترش و بازسازی قهرمان ها و آدم های قصه نقشی داشته باشد. "

 

همچنین در لغت نامه ی دکتر معین درباره ی کلمه ی تعلیم آمده است: "آموختنی های مربوط به مسائل اجتماعی، تمدن و امور اجتماعی. آموختن و یاد دادن" و تربیت: "پرورش دادن، رشد کردن "معنی شده است.

 

با توجه به دو تعریف فوق زمینه های بررسی جایگاه قصه گویی در نظام های آموزشی مشخص تر می شود.

 

 

جایگاه قصه

برای بهبود نظام تعلیم و تربیت با توجه به گستره ی بسیار وسیع آن؛ نخست لازم است نوع جامعه ای که درآن به نقش و جایگاه قصه می پردازیم را بشناسیم. در بررسی جوامع و تا حدود پانزده سال قبل به دو نوع جامعه برمی خوریم: جامعه ی کشاورزی و جامعه ی صنعتی.

هرکدام از این دو جامعه از ارتباطاتی یک سویه بهره می بردند و وسیله ی انتقال پیام در آن ها عمدتاٌ نوشته، رادیو و تلویزیون بود. در اواخر قرن بیستم شاهد پیدایش جامعه ی دیگری به نام جامعه ی اطلاعاتی بودیم که اصلی ترین منبع در این جامعه دانش و اطلاعات است و عمده ترین سازمان های آن مراکز تحقیقاتی، دانشگاه ها و نظام های آموزشی می باشد. در این جامعه ارتباطات دوسویه و چند سویه است و این توانایی علاوه بر افزایش دادن سرعت ارسال و دریافت اطلاعات باعث افزایش فوق العاده ی سرعت رشد دانش نیز شده است. بنابراین در بخش آموزش دیگر نیازی به حفظ کردن مطالب نیست و باید هدف گذاری، برنامه ریزی و فرایند تدریس به سرعت از شیوه ی حفظ کردن و انبارداری اطلاعات به سمت ایجاد مهارت در فراگیرندگان به منظور توانایی دریافت اطلاعات مفید و مورد نیاز، چگونگی تجزیه و تحلیل داده ها و کسب نتایج تولید دانش تغییر جهت دهد و زمینه برای یافتن روابط و حقایق به جای آموزش آن ها فراهم شود.

 

مفاهیم کودکانه در جهان کودکانه

 

با این اوصاف آیا نظام تعلیم و تربیت قابلیت این را دارد که مجدداٌ به فعالیت هایی نظیر قصه گویی رویکرد تازه ای ایجاد کند یا خیر ؟

اکنون همه ی نظام های تعلیم و تربیت به گونه ای با فناوری های ارتباطی درگیر می باشند. با توجه به هزینه های بسیار بالایی که در بسیاری از مدارس جهت بهبود امر تدریس و یادگیری به کار برده اند، انتظار می رفت که این عوامل به سمت ساده سازی و هیجان بخشیدن به آموزش پیش رود؛ اما متاسفانه در عمل مدارس فاقد نشاط و شادابی لازم می باشند. جریان تعلیم و تربیت نه فقط باید موجب شود تا خلاقیت در دانش آموزان توسعه یابد بلکه باید زمینه های آن را هم فراهم کند.

از سویی در نظام آموزشی رسمی کشورها و به ویژه در کشورهای جهان سوم به دلیل نیاز روزافزون جوامع به نیروهای متخصص تاکید بر یادگیری تئوریک است و به آموزش های نظری بیش از سایر آموزش ها توجه می شود.

به نظر می رسد نظام های آموزشی به ویژه نظام تعلیم و تربیت در کشور ما نیاز به بازسازی در زیربناهای فکری دارد. برای این منظور باید افراد آگاه و خبره بتوانند نیازهای جامعه ی اطلاعاتی را در کنار امور آموزشی به گونه ای سازماندهی کنند که تنوع فعالیت ها حفظ شده و همه چیز در خدمت سازندگی افرادی پرشور قرار گیرد.

 

 

نقش قصه

از جمله فعالیت هایی که می تواند بدون ایجاد حساسیت در نظام آموزشی از عهده ی مسئولیت خطیر پرورش کودکان بر آمده و همه چیز را همانند حلقه ای واحد به دور خود جمع کند، فعالیت قصه گویی است. قصه به لحاظ نیاز فطری انسان، همیشه یکی از برنامه های مورد علاقه ی اوست. در طول تاریخ علی رغم پیشرفت های سریع تکنولوژی هنوز زبان ساده ی قصه نقش بسیار مهمی در بیان مسائل آموزشی دارد. هرچند با توجه به تغییرات تکنولوژی، تغییراتی اساسی در استفاده از قصه ها صورت گرفته است و به سختی رویکردهای سابق نسبت به قصه گویی ایجاد می شود، اما با هماهنگی بین بخش های مختلف نظام های آموزشی می توان خلا موجود در آن را پر کرد.

در این راستا توجه به این نکته ضروری به نظر می رسد، که یکی از بخش های مهم ادبیات کودک، قصه می باشد. قصه کودک را در همه ی اوقات زندگی پرورش می دهد و باعث مسرت خاطر، وسعت تخیل و قوت تصور او می شود و نیز نیروی ابتکار و ابداع به او می بخشد. قصه هایی که کودکان می خوانند و می شنوند اثری عمیق در فکر و روحیه ی آنان می گذارد و آن ها را برای رویارویی با مسائل رشد و معاشرت با دیگران آماده می سازد و نیز در درک و فهم مشکلات زندگی آن ها را یاری می دهد.

قصه، به ویژه در زمینه های زبان آموزی و آموختن کلمات تازه به کودکان نقش قاطعی دارد.

 

هدف های برنامه ی ادبیات کودکان و به ویژه قصه در آموزش و پرورش دوره ی ابتدایی عبارتند از:

1- کمک به پرورش قدرت بیان و عواطف و افکار کودکان
2- تقویت و پرورش نیروی تخیل در کودکان
3-تحریک قوه ی ابتکار و ابداع در کودکان
4-ایجاد عشق و علاقه به ادبیات در کودکان
5- رشد اعتماد به نفس کودک و علاقمند ساختن او به آزادی و عدالت اجتماعی
6- برآوردن نیازهای عاطفی کودک و آماداه ساختن او برای دریافت پیام های اخلاقی و انسانی و شهروندی خوب بودن.

 

کودک و قصه

 

متاسفانه نکته ای که تا کنون در نظام های آموزشی به چشم می خورد، تاکید بر جهل و نادانی کودکان است و این نگرش حاکی از طرز تلقی " انسان شکل نیافته " در تعلیم و تربیت است.

علاوه بر آن کتاب های درسی در هزاره ی جدید در حال تغییر است، اگر چه هنوز کتاب ها به صورت کامل متناسب با توانایی ها و خصوصیات ذهنی کودکان تدوین نشده است، اما آموزشگران جدید نسبت به نقش قصه در پرورش جسمی و روانی و ذهنی کودکان تاکید بسیار دارند و جامعه هم تا حدود زیادی این تغییرات را پذیرفته است.

طرز تلقی بزگسالان نسبت به کودک و سرشت او بخش مهمی از برداشت نسبت به مفهوم کودکی است. ادبیات جدید کودک، محصول دگرگونی در مفهوم کودک است و نگرش های تازه ای را نسبت به کودکان و توانایی ها و ویژگی های ذهنی آن ها پدید آورده است.

 

داستان و قصه نقش بسیار مهمی در تکوین شخصیت کودک دارد. از طریق قصه ها و داستان های خوب کودک به بسیاری از ارزش های اخلاقی پی می برد. پایداری، شجاعت، نوع دوستی، امیدواری و... ارزش هایی هستند که هسته ی مرکزی بسیاری از قصه ها و داستان ها را تشکیل می دهند.

پرورش حس زیبایی شناسی در کودک، متوجه ساختن کودک به دنیایی که اطرافش را فراگرفته، پرورش عادات مفید در کودک، تشویق حس استقلال طلبی و خلاقیت در کودک هدف های اصلی طرح قصه های خوب برای کودکان است.

کودک در نظام تعلیم و تربیت جدید انسانی فعال و پویا است که حق انتخاب دارد. او با تجارب متفاوتی روبه روست. یکی از کارهایی که کودک در نظام های آموزشی امروزه با آن روبه روست شنیدن، نوشتن و باز گفتن است. در ذهن کودک میلیون ها جرقه وجود دارد که هر کدام می تواند زمینه ی بروز و ظهور استعدادهای تازه را فراهم کند.

میل ذاتی کودک به شنیدن قصه موجب شده است تا قصه گویی به عنوان یکی از روش های آموزشی و تربیتی در طول اعصار مورد توجه باشد. کودک در داستان مایه ی زندگی خود را می یابد و خصوصیات رفتاری افراد را درک می کند.

داستان ها منعکس کننده ی نگاه انسان به جهان هستی و محیط پیرامون اوست و به همین دلیل قصه گویی راهی برای انتقال و آموزش آداب و رسوم و سنن از نسلی به نسل دیگر است. در تجدید حیات جاری قصه گویی، تعیین مرز ظریف بین اجرا و گفتن قصه به گونه ای فزاینده دشوار است و این تفاوت مربوط به رابطه ی بین گوینده و شنونده است و قصه در کانون این رابطه قرار دارد.

دانش آموز باید بتواند در طول قصه با قصه گو همراه باشد. اگر در نظام آموزشی به این مساله توجه شود، که قصه می تواند بسیاری از آموزه های تربیتی را به خوبی به مخاطب منتقل کند، مطمئنا رویکردها نسبت به فعالیت قصه گویی تغییرات جالبی پیدا خواهد کرد. متاسفانه به دلیل این که انتخاب معلمین در کشور با نگاه های پرورشی همراه نیست و در گزینش معلمان به توانمندی های خاص توجه نمی شود و ملاک گزینش بر اساس نمره می باشد، جایگاه قصه و قصه گویی و سایر فعالیت های پرورشی در نظام آموزشی به خوبی قوام نیافته است.

اگر فعالیت قصه گویی توسط فردی ناتوان که با اصول قصه گویی آشنا نیست، ارائه شود؛ نه تنها نمی تواند موثر واقع شود بلکه علی رغم میل فطری کودک به قصه او را از محیط قصه فراری می دهد. در این رابطه ما با دسته های مختلفی از قصه گویان روبه رو هستیم: قصه گو - مجری ها، قصه گو -کتابدارها و قصه گو- معلمان.

 

در نظام های آموزشی بیشتر شاهد قصه گو - معلمان هستیم؛ یعنی آن دسته از قصه گویانی که برای کودکان در برنامه های آموزشی قصه می گویند، اما علاقه مند به کار قصه گویی نیستند، در واقع آنان علاقه مند به اجرای قصه توسط قصه گو نیستند.

قصه خواند برای کودک، ارتباط پدر و کودک

 

به دلیل حاکمیت این دیدگاه در نظام آموزشی، معلمین نمی توانند نقش قصه گویی را به خوبی ایفا کنند. معلیمن در نظام های آموزشی باید بدانند که بین اجرای فعالیت های آموزشی و فعالیت های پرورشی و فوق برنامه ارتباطی بسیار عمیق وجود دارد. ممکن است بسیاری از معلمین برای بچه های خود در خانه قصه بگویند و با شناختی که از او دارند درباره ی علاقه ها، ترس ها، یا محبت هایش قصه بگویند؛ اما قصه در مدرسه ویژگی های خاص خود را دارد. شکل ارائه ی آن متفاوت است. قصه در مدرسه شور و عاطفه ی بیشتری را می طلبد و باید به کودک آزادی عمل بیشتری بدهد. قصه با توجه به نیازهای فطری مخاطب فرق می کند. برای این منظور باید کتاب های درسی سرشار از ادبیاتی غنی و مفید باشد. این ادبیات باید با مدیریت و برنامه ریزی آموزشی همسو بوده و در برنامه ی تحصیلی خللی وارد نکند. معلم می تواند با قصه به دانش آموزان مهارت های پژوهشی را بیاموزد، می تواند گوش سپردن به قصه و برانگیختن کودکان را با آن ها تجربه کند.

 

 

نظام تعلیم و تربیت و قصه گویی

علاوه بر موارد فوق برنامه های آموزشی از جمله برنامه های چند رسانه ای می باشند. برنامه ی چند رسانه ای، برنامه ای است که ترکیبی از دو یا بیش از دو شکل هنری است که هر کدام می تواند جایگاه خود را داشته باشد و در مجموع کل واحدی را بیافریند.

قصه گویی در نظام آموزشی می تواند با اشکال مختلف درسی بیامیزد، به شرطی که روی برنامه ها به خوبی فکر شده باشد و ارتباط بین بخش های آن منسجم باشد. موثرترین برنامه ها آن هایی هستند که بر درون مایه یا موضوع درسی یا نویسنده ای خاص متمرکز شده باشند.

برای آماده سازی یک برنامه ی درسی که بتواند در نظام تعلیم و تربیت مفید واقع شود باید در مواد مورد استفاده ی آن دقت شود.

شرط موفقیت یک برنامه نظیر قصه گویی در مدارس روانی و موزون بودن آن است. در یک نظام تعلیم و تربیت باید بخش ها مکمل هم باشند و در عین حال آنقدر قدرت داشته باشند که مستقل به کار آیند.

اگر چه امروزه به عواملی نظیر تفکیک بودجه و کاهش تعداد کارکنان در نظام های آموزشی اشاره می شود، با این حال رویکردهای تازه ای نسبت به فعالیت هایی نظیر قصه گویی درحال پیدایش است

داستان ارثیه شرقى ماست

 

به نظر می رسد برای رفع مشکل عدم توانمندی معلمین به عنوان یکی از اصلی ترین عناصر آموزشی باید دوره هایی برای آن ها برگزار شود. مدیران، معلمین و سایر افراد دست اندرکار نظام تعلیم و تربیت بایستی نسبت به شرکت در برنامه های قصه گویی ترغیب شوند، چون اگر بهترین قصه ها هم در خدمت شخصی که علاقمند به قصه گویی نباشد قرار گیرد و نتواند از عهده ی ارائه ی آن برآید، در واقع کاری عبث انجام شده است.

دوره های آموزش ضمن خدمت که بعضا بی توجه به نیازهای واقعی معلمین برگزار می شود نتایج مفیدی را به دنبال نخواهد داشت، اما با شناسایی افراد توانمند و علاقمند و برگزاری دوره های ضمن خدمت ویژه ی آنان کم کم نگرش ها نسبت به قصه گویی تغییر خواهد کرد.

در تدریس معلم باید طرح درس خود را از قبل آماده کرده باشد و از شیوه های مختلفی برای ارائه ی مطلب به دانش آموزان سود بجوید، اما متاسفانه در عمل چنین اتفاقی نمی افتد. معلم باید بداند که در عصر ارتباطات باید حجم دانسته هایش به حدی باشد که بتواند در برابر سوالات مختلف دانش آموزان پاسخگو باشد. با مسلط کردن خود به این تجهیزات است که او می تواند پله های موفقیت را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارد.

کسانی که شغل معلمی را برگزیده اند خود زمانی دانش آموز بوده اند و شرایط آموزشی و پرورشی را در مدارس تجربه کرده اند. علی رغم پیشرفت های ظاهری هنوز اتفاق تاثیر گذاری در مدارس و در نحوه ی تدریس معلمین نیفتاده است. باید در نظام آموزشی فرصت هایی فراهم شود که در برانگیختن انگیزه برای معلمین نقش کاربردی باشد.

همچنین برای کسب جایگاه مناسب برای فعالیتی نظیر قصه گویی لازم است در دانشگاه ها و سایر موسسات مرتبط رشته ای خاص ایجاد گردد تا نیروهایی توانمند برای فن قصه گوی تربیت شوند.

 

 

پشنهادات

آنچه در این مقاله به آن پرداخته شد، درواقع بررسی نظام آموزشی کشور و رویکردهای موجود در آن بود و سعی شد با تکیه بر مطالب صاحب نظران، به جایگاه قصه گویی و تاثیری که می تواند بر مخاطبان داشته باشد مطالبی ارائه شود. آنچه به نظر می رسد این است که در قدیم در مکتب خانه ها بسیاری از مسائل با زبان قصه به مخاطبان منتقل می شد، اما در نظام آموزشی امروزی از این ابزار سود برده نمی شود؛ حال آنکه در کتاب های جدید آموزش ابتدایی درس هایی با زبان قصه برای کودکان گنجانده شده است، که این امر می تواند جایگاه سابق قصه و قصه گویی را در نظام آموزشی تجدید کند.

دراین مقاله نویسنده با تجاربی که در مدت کار در کانون پرورش فکری کسب کرده و با حضور در جشنواره های قصه گویی یه این نتایج دست یافته است که:

 

کتا ب خوانی

 

کتاب های موجود در کتابخانه های کانون منابع بسیار مناسبی برای قصه گویی هستند، اما به دلیل این که ارتباط بین مراکز کانون و مدارس و به ویژه معلمان کم رنگ است، معلمین از این منابع آگاهی ندارند. با تشکیل گروه های قصه گویی در مدارس، حضور مربیان کانون در مدارس و ارائه ی قصه های جذاب و استفاده از شیوه های خلاق در قصه گویی توسط مربیان می تواند زمینه را برای بهبود وضعیت قصه گویی در مدارس فراهم کرد.

 

علاوه بر آن دوره های آموزش ضمن خدمت ویژه معلمین و معرفی منابع غنی ادبی به آن ها از سوی مراکزی نظیر کانون که قصه گویی را به عنوان یکی از فعالیت های اصلی در سر لوحه ی برنامه های خود دارد، می تواند جایگاه واقعی قصه گویی و نقشی که می تواند در آموزش و پرورش کودکان ایفا کند را به معلمین نشان بدهد.

برگزاری جشنواره های قصه گویی بین معلمین ابتدایی و همچنین جشنواره ی رقابتی بین مربیان کانون و معلمین مدارس نیز می تواند جایگاه قصه گویی رابهبود بخشد.

 

همچنین کانون به عنوان متولی قصه گویی در کشور باید در شیوه های برگزاری این فعالیت در کانون تجدید نظر انجام دهد تا زمینه ی بروز و ظهور استعدادهای جدید در قصه گویی فراهم شود. مثلا کانون می تواند قصه گویی و کتاب هایی در این زمینه و به ویژه کتاب قصه ها را به خانواده ها امانت دهد تا علاوه بر ایجاد فرهنگ مطالعه هنر قصه گویی در خانواده ها زنده بماند.

 

 


 

مرکز یادگیری سایت تبیان - تجمیع: نسیم گوهری

ضرورت ارتباطات خویشاوندی

صله‌رحم به سبک مدرن

 

 

صله رحم یکی از ضروریات شرعی هر شخص مکلف به شمار می‌رود، تا آنجا که به فرموده حضرت علی (ع) "قطع رحم از زشت‌ترین خصلت‌هاست".
 
 
 
نویسنده : علی اکبری
زمان تقریبی مطالعه : 7 دقیقه
خانواده

 

 


شاید برای خیلی‌ها جالب باشد که اگر در زندگی‌شان به طور مداوم صله رحم با خویشاوندان را انجام می‌دادند وضع آن‌ها طور دیگری می‌بود. از اوضاع اقتصادی‌شان گرفته تا ده‌ها و یا شاید صدها موردی که در زندگی مادی و معنوی آن‌ها تأثیر به سزایی داشته‌اند.

صله رحم امری دینی است که بسیاری از مسلمانان گمان می‌کنند انجام آن صرفاً مستحب بوده و اگر نشد هم نشد! درحالی که دین مبین اسلام توصیه‌های جدی‌ای را در رابطه با آن به کار برده است. تا آنجا که امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند: «به خدا ایمان نیاورده است کسی که با خویشاوند خود قطع رحم کند». [1]

کسی که صله رحم کند، خداوند او را دوست دارد و روزی‌اش را افزایش می‌دهد و عمرش را طولانی می‌کند و او را به بهشتی که وعده داده است وارد می‌کند.

در لغتنامه زندگی خیلی‌ها عناوین فامیلی معنایی ندارند. عموها و فرزندانشان، خاله و دایی و بچه‌هایشان و یا عمه و دختران و پسرانش نه تنها غریبه هستند، بلکه برخی در فکر چگونه دورماندن از آن‌ها نیز به سر می‌برند!

شاید عده‌ای بگویند ما اهل صله رحم هستیم، اما آن‌ها کاری به این مسائل ندارند و یک عمر هم که حالی ازشان نپرسی حتی نمی‌گویند مرده‌ای یا زنده‌ای!

این مسئله از زمان‌های گذشته در میان برخی خانواده‌ها وجود داشته است. این که با این دسته از اقوام آیا قطع رابطه کار صحیحی است یا خیر؟

پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: «برترین فضیلت‌ها این است که با کسی که از تو بریده است پیوند برقرار کنی و به کسی که تو را محروم کرده است عطا کنی و از کسی که به تو ستم نموده است درگذری». [2]

قطع رحم مانع استجابت دعاست

از آن سوی عده‌ای هستند که با انواع گرفتاری‌ها و مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنند. گره‌های کاری پی در پی، شرایط مالی سخت و یا شاید کسی بگوید چرا هرچه از خدا می‌خواهم اتفاق خاصی نمی‌افتد؟ در رابطه با استجابت دعا و این که چه می‌شود که دعای برخی مستجاب نمی‌شود، یکی از علت‌های آن به جا نیاوردن صله رحم است. رسول خدا (ص) در این باره می‌فرمایند: «قطع رحم مانع استجابت دعاست». [3]

قطع رحمی که حرام است این است که : به گفتار یا کردار، ایذاء (آزار) به او برسانی و با او رفتار ناشایست کنی یا سخن ناخوش نسبت به او بگویی که دل او شکسته گردد.

اما آن دسته‌ای که سختی و تنگدستی‌ها رفیق هرروزه‌شان شده است اگر اهل انجام صله رحم نیستند خوب است به این روایت از حضرت محمد (ص) توجه کنند: «هرکس یک عمل را برای من تضمین کند، من چهار چیز را برای او ضمانت می‌کنم. کسی که صله رحم کند، خداوند او را دوست دارد و روزی‌اش را افزایش می‌دهد و عمرش را طولانی می‌کند و او را به بهشتی که وعده داده است وارد می‌کند».

همچنین پیامبر خدا (ص) در جایی دیگر چنین می‌فرمایند: «گروهی از مردم گناهکارند و از نیکان نیستند، اما صله رحم می‌کنند پس اموالشان زیاد می‌شود و عمرشان طولانی می‌گردد چه رسد اگر مردمان خوب و نیکوکاری باشند». [4]

عذابی زودرس تر از ظلم و قطع رحم وجود ندارد

گاهی اوقات صِرف این که کسی صله رحم را ترک می‌کند، برایش دردساز می‌شود. یعنی شخصی صله رحم نمی‌کند و در قبال ترک این واجب دینی، عذابی به او می‌رسد. این عذاب ممکن است به هرجایی از زندگی مادی یا معنوی او اصابت کند و آن چه که مسَلَم است آن است که عذاب عوارض بدی را با خود به همراه دارد. رسول مکرم اسلام (ص) می‌فرمایند: «عذابی زودرس‌تر از ظلم و قطع رحم وجود ندارد». [5]

این حدیث گویای آن است که ترک صله رحم نه تنها دارای کیفر است بلکه کیفری زودرس و سریع التاثیر را به همراه دارد.

قطع رحمی که حرام است

در این جا شاید سؤال پیش بیاید که معنای صله رحم و یا ترک آن دقیقاً چیست و چه وظایفی را بر عهده شخص می‌گذارد؟ ملأ احمد نراقی (ره) از علمای صاحب نام و بزرگ در پاسخ به این سؤال در کتاب معراج السعاده چنین می‌نویسد:

«قطع رحمی که حرام است این است که: به گفتار یا کردار، ایذاء (آزار) به او برسانی و با او رفتار ناشایست کنی یا سخن ناخوش نسبت به او بگویی که دل او شکسته گردد. یا او را احتیاجی و ضرورتی باشد به سکنایی (خانه) یا لباسی یا خوراکی یا نحو (مانند) آن و تو قدرت بر رفع احتیاج او داشته باشی و زیادتر از قدر ضرورت خود را متمکن باشی و از او مضایقه کنی. یا ظالمی نسبت به او ظلمی کند و تو بتوانی آن را دفع کنی و کوتاهی نمایی. یا از راه کینه و حَسَد از او کناره کنی و دوری جویی و بدون عذر مسموع (عذر موجه) در وقت مرض، عیادت او نکنی و چون از سفر آید به دیدن او نروی و چون او را مصیبتی روی دهد به تعزیه او حاضر نشوی و امثال این‌ها و جمیع این‌ها قطع رحم است». [6]

صله‌رحم؛ ضرورت شرعی هر مکلفی

با این توصیفات و با توجه به سفارشات جدی‌ای که دین مقدس اسلام به آن امر نموده است، انجام صله رحم یکی از ضروریات شرعی هر شخص مکلف به شمار می‌رود و هرکس آن را ترک کند همان گونه که حضرت علی (ع) فرموده‌اند که «قطع رحم از زشت‌ترین خصلت‌هاست» [7] باید در پی برطرف نمودن آن بربیاید.

امروزه صله رحم با روش های مختلفی انجام می شود. در زمان حاضر و با استفاده از تکنولوژی می توان به روش های جدیدتری نیز به صله رحم پرداخت.

انجام صله رحم دارای آثار مثبت فراوانی است. افزایش ایمان، طولانی شدن عمر، پاداش‌های زودرس، محبوبیت نزد خداوند، سلامت جسم، دفع بلاء، پیشگیری از مرگ‌های بد و تسهیل در محاسبه اعمال بخشی از آن آثار به شمار می‌روند. امام صادق (ع) پیرامون آثار مثبت صله رحم می‌فرمایند: «هرکس دوست دارد خداوند سختی‌های بزرگ را بر او آسان کند با خویشانش زیاد صله رحم کند و به پدر و مادر خود نیکی نماید. هرگاه چنین باشد خداوند سختی‌های مرگ را بر او آسان گرداند و هرگز در زندگی‌اش به فقر گرفتار نخواهد شد». [8]

صله‌رحم با استفاده از تکنولوژی

امروزه صله رحم با روش‌های مختلفی انجام می‌شود. در زمان حاضر و با استفاده از تکنولوژی می‌توان به روش‌های جدیدتری نیز به صله رحم پرداخت. دیدار اقوام و نیکی به آن ها و موارد متعددی را که از کتاب معراج السعاده نقل کردیم بخشی از آن ها بود.

اما امروزه به دلیل مشغله‌های فراوان و یاد دلایلی که منجر به تصمیمی شود که دیدار با فلان فامیل برای شخص یا خانواده اش مضر قلمداد شود می‌توان از راه‌های دیگری نیز بهره برد. یکی از آن‌ها برقراری تماس تلفنی با آن‌ها و یا حتی در ضعیف‌ترین حالت، ارسال پیامکی مناسب برای آن فامیل می باشد. این روش‌ها کار صله رحم را در مواردی ساده و آسان‌تر کرده، اما یادمان باشد که صله رحم درجاتی دارد که متناسب با هر شخص و قرابت و نزدیکی ای که با ما دارد، باید روش صحیح و یا بهترین روش در نظر گرفته شود.

 


پی‌نوشت‌ها:
[1]غررالحکم ص 407
[2]صله رحم ص 101
[3]مستدرک الوسائل ج 15 ص 185
[4]عیون اخبارالرضا ج 2 ص 37
[5]الجامع الصغیر ج 2 ص 455
[6]معراج السعاده ص 530
[7]غررالحکم ص 406
[8]اَمالی صدوق ص 473

زن هایی که ذوق شوهرشان را کور می کنند

 

 

اگر می خواهید زن ایده آل همسرتان باشید بهتر است بدانید که مردان از چه زنانی خوششان می آید؟
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 6 دقیقه
عشق
 
 
 
هر رابطه ی زناشویی روزهای اول با شور و حرارت زیادی همراه است که باگذشت زمان کم‌کم این اشتیاق خاموش می‌شود اما شاید بپرسید که  چه اتفاقی می افتد که برخی از زوج ها آن شور و حرارت قبل را ندارند؟ باید بگوییم که هیچ اتفاقی نمی افتد بلکه تنها طرفین از یکدیگر چیزهایی می بینند که ذوق اولیه شان را کمرنگ می کند. استحکام زندگی مشترک نیاز به تدابیری دارد که اگر کوتاهی شود لطمه‌های جبران‌ناپذیری خواهد داشت. ما در این مقاله به شما خواهیم گفت که یک زن برای داشتن زندگی آرام و جذاب چه‌کارهایی باید انجام دهد تا ازجمله زن‌های توی ذوق زن نباشد! 


اکثر مردان جذب زنی می‌شوند که با او سه چیز به دست آورند: در درجه ی اول لذت، درجه ی دوم آرامش و در درجه ی سوم پیشرفت است چرا که از لذت آرامش به دست می آید و با رسیدن به آرامش می توان راه های پیشرفت را هموار کرد.

درست است که مردان با چشمشان عاشق می‌شوند و ظاهر برای مردان بی‌اندازه مهم است اما این مسئله به‌تنهایی کافی نیست و مردان برای آنکه جذب یک زن شوند دوست دارند که همسرشان ویژگی‌های دیگری هم داشته باشد:

پایه و همراه بودن

یکی از مسائلی که زن را برای مرد جذاب می کند پایه و همراه نبودن در شرایط مختلف با همسر است. یک زن جذاب و دوست‌داشتنی سعی می‌کند در هر شرایطی همراه همسرش باشد و به قولی او را تنها نگذارد. زن پایه باید این‌گونه باشد:

-وقتی همسرش در حال تماشای فیلمی است مدام در آشپزخانه مشغول کار کردن نباشد و جلوی چشم شوهرش مثل کوزت کار نکند بلکه کار خانه را تعطیل کند و چند لحظه‌ای در کنار همسرش بنشیند و با یکدیگر فیلم نگاه کنند.

- برای مهمانی و یا مسافرت رفتن هزار بار نگوید:"حوصله ندارم"؛ شما دیگر تنها نیستید، نباید تنها شرایط خودتان را در نظر بگیرید. به خاطر همسرتان به مسافرت و مهمانی بروید و در بازی‌ها و هیجانات، همسرتان را همراهی کنید؛ مثل یک رفیق پایه ی شوهرتان باشید. این مسئله هم‌سطح انرژی خودتان را بالا می‌برد و هم همسرتان را و از همه مهم‌تر باعث ایجاد صمیمت زیادی در رابطه‌تان خواهد شد.

شاداب و خندان

مردها دوست دارند که همسرشان را شاداب ببینند چه ازنظر درونی و چه ازنظر ظاهری. زنی که همیشه اخم می‌کند و ظاهری جدی دارد نشان می‌دهد که ازنظر درونی از شادابی چندانی برخوردار نیست؛ همچنین ظاهر ژولیده و نامرتب  هم چندان برای مردان خوشایند نیست لذا آراستگی خودتان را در هر حالتی حفظ کنید؛ همان‌قدر که به فکر چی پوشیدن برای مهمانی و عروسی و سرکار و ... هستید کمی هم دغدغه ی لباس  چی پوشیدن برای همسرتان را داشته باشید.

ازآنجاکه دید و نگاه مردان بصری است دوست دارند که زیبایی‌ها را با چشم ببینند اما توجه داشته باشید که آراستگی در مردان متفاوت است برخی آراستگی را در لباس خوب پوشیدن می‌دانند، برخی در موی بلند و بلوند و برخی هم آراستگی را در سادگی محض می‌دانند لذا ملاک‌های زیبایی ازنظر همسرتان را پیدا کنید.

باب گرانت روانشناس و مشاور خانواده برای رسیدگی به‌ظاهر، سه‌راه کار ساده به خانم‌ها پیشنهاد می‌کند: اول این‌که خانم‌ها به‌جای لباس‌های کوتاه، مانند کت‌وشلوار و بلوز و شلوار، بیش‌تر در منزل پیراهن و لباس‌های دامن دار بپوشند؛ چراکه پوشیدن پیراهن، حرکات زن، راه رفتن و حتی نشستن او را جذاب نشان می‌کند. دومین راه‌کار گرانت، مربوط به موهای زن است و آن این‌که مردان، موهای بلند را برای زنان بیش‌تر می‌پسندند. وی با اذعان به این‌که برخی از زنان با موهای کوتاه نیز جذاب می‌شوند، اشاره می‌کند اغلب مردها موهای بلند را ترجیح می‌دهند. نکتهٔ جالب‌توجه در نوشته‌های گرانت این است که علی‌رغم تمایل مدگرایان و حتی زنان به شینیون و زیور موها، گرانت به علاقهٔ مردان و جذاب شدن زنان با موهای «دم‌اسبی» اشارهٔ ویژه‌ای دارد و ازنظر روان‌شناسی در چندین سطر، این نکته را ثابت می‌کند که موهای دم‌اسبی ازنظر مردان جذاب‌تر است. پوشیدن کفش‌های روفرشی پاشنه‌دار در منزل و در مقابل دیدگان همسر، نکتهٔ ظریف دیگری است که باب به آن اشاره می‌کند.(1)

احساس خوب به خود داشتن

زن محبوب مردان زنی است که احساسات مثبتی نسبت به خودش داشته باشد. وقتی زنی نسبت به‌ظاهر خودش احساس خوبی ندارد و مدام زشتی‌های خودش را مقابل همسرش به زبان می‌آورد چگونه می‌توان انتظار داشت که همسرش او را دوست داشته باشد لذا از دیدن خودتان لذت ببرید و خودتان را دوست داشته باشید این مهم‌ترین ویژگی است که یک زن باید داشته باشد .

«گرانت»معتقد است در مرحلهٔ اول، زنان باید احساسات منفی را که به خودشان دارند بشناسند. پیشنهاد گرانت این است: «چنین زنانی باید روی شهامت خود کار کنند؛ یعنی شهامت این را پیدا کنند که انسان کاملی نباشند. چنین تمرینی سخت، اما لازم است؛ یعنی به خودشان اجازه دهند که اشتباه کنند و سعی نکنند همهٔ رفتارهای خود را کنترل و به شکل نمایشی اجرا کنند. راحت بودن و اجازهٔ اشتباه کردن به خود دادن، چنین زنانی را در برابر مردان، با اعتمادبه‌نفس نشان می‌دهد و این اعتمادبه‌نفس بسیار گیراست.(2)

زن‌صفت!

حتماً شنیده‌اید از زنانی که به خود می‌بالند و می‌گویند ما هزارتا مرد رو حریف می‌شویم یا ما خودمان یک‌پا مرد هستیم! اما باید بدانید مردان به‌هیچ‌وجه جذب چنین زنانی نمی‌شوند. زنانی که به‌تنهایی به سفر می‌روند و کارهای خطرناک و مردانه انجام می‌دهند از دید مردان جذاب نیستند و ازنظر مردان زن باید لطافت و ظرافت زنانگی اش را حفظ کند و در برخی مواقع حتی مردان دوست دارند که زنان خودشان را به آن‌ها نیازمند نشان دهند مثل باز کردن در کنسرو، درست کردن کولر، بلند کردن چیزهای سنگین و....

زنان زیادی هستند که هنوز نمی‌دانند چگونه می‌توانند همسرشان را جذب و عاشق خود کنند اما شما دیگر با رعایت این نکات می‌دانید که چگونه می‌توانید مردتان را شیفتهٔ خود کنید تا نگاهش تنها به سمت شما باشد و بس!


پی‌نوشت:
1- گرانت، باب (1388)؛ زنانی که مردان عاشقشان می‌شوند و هرگز ترکشان نمی‌کنند، مترجم: فاطمه ساری زاد، قم: چاف،ض153.
2-همان،ص19.

بهترین فاصله سنی فرزندان چقدر است؟

 

 

فرزندان با فاصله سنی کم در آینده دوستان بهتری برای یکدیگر می‌شوند، و هم بازی‌های خوبی برای یکدیگر به حساب می‌آیند.
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 8 دقیقه
فرزندان

 

 


در فیلم انگلیسی- امریکایی "فرزندان بشر" جهانی را می‌بینیم که از تولد آخرین فرزند انسان در آن 18 سال گذشته است و جهانی رو به تباهی، تاریک و پر از ناامیدی و در یک کلام رو به مرگ و نابودی به تصویر کشیده می شود که دیگر هیچ انسانی متولد نخواهد شد.

مهم‌ترین عامل بقای یک کشور به لحاظ اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی افزایش جمعیت هر کشور است. سالهاست که کشورهای توسعه یافته برای افزایش جمعیتشان برنامه‌های تشویقی بسیاری را به اجرا در می‌آورند. حتی کشورهایی با جمعیت بالا همچون چین که زمانی سیاست‌ها کنترل جمعیتی سفت و سختی را در دستور کار داشت مجددا افزایش جمعیت را مورد بررسی قرار داده اند.

به عقیده جمعیت شناسان وضعیت کشورمان که روزگاری نه‌چندان دور خانواده‌های 6 نفره و بالاتر بیشترین جامعه آماری را تشکیل می‌دادند به خانواده‌های 3 نفره تبدیل شده است. علاوه بر بالا رفتن سن ازدواج و در نتیجه کاهش زاد و ولد بسیاری از والدین که ترجیح می‌دهند تنها یک فرزند داشته باشند. در این راستا فرزندآوری خود را  هم تا حد ممکن به تاخیر می‌اندازند و حتی عده‌ای نیز ترجیح می‌دهند فرزندی نداشته باشند. فارغ از دغدغه‌ها و عوامل این اتفاق باید گفت که با ادامه روند کاهش زاد و ولد در ایران تبعات بسیاری دیر یا زود یقه کشورمان را خواهد گرفت. باید تاکید کرد که علاوه بر تبعات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی این پدیده به لحاظ روحی و روانی نیز بر روی جامعه تاثیر می‌گذارد. روزگاری که چندان هم برای ما دور نیست خواهد رسید که در آن تنها خویشاوند خود هستیم و داشتن خواهر و برادر به یک خاطره دور بدل شده است. روزگاری که به عنوان افرادی منزوی، غیر اجتماعی، خودخواه و ناتوان در زندگی جمعی هر یک در جزیره تنهایی خویش اقامت خواهیم گزید.

طبق آمارهای سازمان ثبت‌احوال میزان موالید  در 9 ماه نخست سال 96 نسبت به مدت مشابه در سال 95 کاهش 1.2 درصدی داشته است و بر اساس پیش بینی ها تا سال 1425 زیر 0.6 خواهد بود که بیانگر هشدار جدی نسبت به بحران جمعیت است؛ یعنی زمانی می‌رسد که جمعیت به زیر نرخ جایگزینی می‌رسد.(1)

در این میان افرادی که به داشتن چند فرزند تمایل دارند به دلایل گوناگون با مشکلات بسیاری مواجه‌اند. برخی زنان ترجیح می‌دهند برای کاهش فاصله‌شان از فضای شغلی و تحصیلی، فرزندانی با فاصله سنی کم به دنیا آورند برخی نیز تا جای ممکن فاصله سنی فرزندان را افزایش می‌دهند تا از حمایت فرزند اول نیز بهره‌مند گردند. اما سوال این است که در شرایطی که مدام بر طبل افزایش فرزندان کوبیده می‌شود فاصله سنی مناسب فرزندان چقدر باید باشد؟

بهبود وضعیت بیولوژیک مادر در اولویت است

مهم‌ترین فاکتوری که برای باروری مجدد در نظر گرفته می‌شود پیش از عوامل اقتصادی و اجتماعی وضعیت فیزیولوژیک مادر است. مادر در هنگام بارداری و زایمان سختی‌های بسیاری را تحمل می‌کند و آهن و کلسیم بسیاری را از دست می‌دهد؛ همچنین تغییرات هورمونی که در بدن وی اتفاق افتاده او را با مشکلات بسیاری مواجه خواهد ساخت. بارداری زودهنگام علاوه بر مادر وضعیت فرزند دوم را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد و ممکن است سلامت، رشد و زندگی او را به دلیل فقر مواد ضروری بدن خطر بیاندازد. علاوه برآن وضعیت فرزند اول نیز به دلیل مشکلات شیردهی و رسیدگی به وی نیز دچار مشکلاتی خواهد شد از این رو بهتر است تا زمانی که مادر انرژی و سلامت خویش را بازنیافته از بارداری مجدد خودداری کند. از این رو متخصصان زنان و زایمان معمولا فاصله بین بارداری اول و دوم را  دو تا چهار سال عنوان می‌کنند.

بد و خوب فاصله سنی کم فرزندان

در فاصله سنی زیر دو سال فرزندان بیشترین میزان حسادت به یکدیگر را تجربه می‌کنند و معمولا برای جلب توجه هرچه بیشتر والدین با یکدیگر رقابت دارند. فرزند اول که خیلی زود توجه و محبت والدین را از دست داده معمولا در ابتدا نفرت بیشتری را نسب به فرزند دوم احساس می‌کند و مشاهده می‌شود که برای آسیب رساندن به او دست به هر اقدامی می‌زند. به همین دلیل والدین باید تا می‌توانند از تنها گذاشتن دو کودک با یکدیگر خود داری کنند.

در این شرایط والدین نیز که به دلیل داشتن دو فرزند کوچک مشکلات و مسائل بیشتری را تجربه می‌کنند به ناچار وقت و انرژی بیشتری را صرف کنند. معمولا مادرانی که دو فرزند کوچک دارند به لحاظ جسمانی، از خستگی دائمی و مشکلات خواب رنج می‌برند. با این حال باید اشاره کرد که فرزندان با این فاصله سنی کم در آینده دوستان بهتری برای یکدیگر می‌شوند، و هم بازی‌های خوبی برای یکدیگر به حساب می‌آیند و به ندرت از لحاظ پر کردن اوقات فراغت و فعالیت دچار مشکل می‌شوند. اینها خاطرات مشترک بسیاری با یکدیگر خواهند داشت و تجربیات مشابهی را در دوران رشد و بلوغ تجربه خواهند کرد از این رو مشاوران و همدلان خوبی برای یکدیگر محسوب می‌شوند. اما والدین آنها باید دوران سختی را سپری کنند. با این حال برای والدین شاغل این فاصله سنی می‌تواند به یکباره شدن زحمت فرزندان کوچک منجر شود و مادر می‌تواند پس از مدتی به راحتی به فضالی کار خویش باز گردد.

در اختلاف سنی بیش از دو سال نیز رقابت، حسادت و تنش‌ها ادامه خواهد داشت اما مشکلات میان آن دو به مراتب کمتر است. آنها ترجیح می‌دهند با هم بازی کنند و همه چیز را به اشتراک بگذارند. اعتمادبه‌نفس و مسئولیت‌پذیری بیشتری نسبت به یکدیگر تجربه می‌کنند. برخی صاحب‌نظران معتقدند اگر فاصله سنی بین دو فرزند بیش از ۴-۳ سال باشد، چون حس مالکیت کاملاً در آن‌ها شکل نگرفته، حسادت‌هایشان کمتر خواهد بود. بعد از ۵ سال هم چون اصل مالکیت کامل شده، باز هم حسادت چندان زیاد نخواهد بود ولی اختلاف سنی بین ۳ تا ۵ سال، معمولاً پذیرش فرزند دوم را برای فرزند اول سخت خواهد بود و حسادت بین آن‌ها خود را بیشتر بروز می‌دهد.

معایب و محاسن فاصله سنی زیاد بین فرزندان

با وجود فاصله سنی زیاد، فرزند بزرگتر رفتاری مهربان و با عطوفت و برتری نسبت به فرزند کوچکتر به همراه دارد. معمولا حسادت و رقابت در میان آن ها وجود ندارد و رابطه آنها همیشه به شکل علاقه و توجه نسبت به یکدیگر شکل می‌گیرد. اما معمولا رابطه بین دو فرزند با فاصله سنی زیاد از حالت دوستانه و صمیمی خارج شده و بیشتر شکل مرشد و مرادی و راهنما و رهجو به خود می‌گیرد. در برخی مواقع فرزند بزرگتر در نقش پدر یا مادر فرزند کوچکتر ظاهر می‌شود. در این شرایط ممکن است اعتماد به نفس فرزند کوچک‌تر به دلیل قرار گرفتن در زیر سایه فرزند بزرگتر کاهش یابد و در خانواده‌هایی که فرزندان کوچک‌تر سالها پس از بچه اول به دنیا آمده‌اند همواره عصیان‌گری ها و آشوبگری‌هایی توسط وی دیده می‌شود.

در عین حال فرزند بزرگتر به دلیل احساس مسئولیت در برابر خواهر یا برادر کوچک خود زودتر از آنکه باید در دایره مسئولیت و وظایف قرار می‌گیرد که این امر می‌تواند به لحاظ روحی و روانی فشار بیشتری را بر وی تحمیل کند. فرزند کوچک تر همچنان حالت وابستگی خود را به خواهر یا برادر بزرگتر حفظ کند، بنابراین برای فرزند دوم همواره مساله عدم استقلال و توانایی در تصمیمگیری مشکل جدی تری تلقی می‌شود.

باروری مجدد تابع برنامه ریزی و جمع‌بندی والدین است

رفتارهای باروری در هر جامعه متأثر از عوامل متعددی است. عوامل اثر گذار در رفتارهای باروری را می‌توان در دو سطح کلان و خرد بررسی کرد.  در سطح کلان یا عوامل زمینه‌ای، به شناخت تأثیر عوامل محیطی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در رفتار باروری پرداخته می‌شود، در حالی که در سطح  خرد به آرزوها و گرایشهای فردی و تأثیر عوامل ذهنی - روانی نظیر انگیزه‌پذیری رفتار باروری بررسی می شود. عوامل ذهنی و روانی تحت تأثیر جامعه و فرهنگ پذیری است که خود گرفته شده از ساختارهای فرهنگی - اجتماعی هر جامعه است، زیرا یکی از وجوه اساسی فرهنگ، نظام ارزشهایی است که رفتارها و هنجارهای افراد از جمله رفتارهای خانوادگی  را جهت می‌دهد. (2)

چیزی که مهم است این است که پیش از بارداری مجدد والدین باید نسبت به شرایط اجتماعی و اقتصادی خود به یک جمع بندی برسند. لازم است پدر و مادرها با شناختی که از فرزند اول دارند و در نظر گرفتن حالات و روحیات وی که در آینده نقشی اساسی در زندگی وی خواهد داشت نسبت به بارداری مجدد اقدام کنند تا هیچ یک از فرزندان دچار مشکلات عاطفی و روانی نگردد و آنچه که بینشان باقی خواهد ماند دوستی و خاطرات شیرین از حضور یکدیگر باشد.


پی نوشت:
(1) درگاه ملی آمار ایران. گزارش جمعیتی 95-96
(2) مشفق محمود؛ غریب عشقی، سارا (1391). تحلیلی بر رابطه ارزش فرزندان و باروری بین زنان تهرانی. مجله مطالعات راهبردی زنان سال پانزدهم، شماره 58.

میانگین عمر شرکت‌ها به ۱۷ سال کاهش یافته است

 

 

نویسندگان: Nandu Nandkishore -James Michael Lafferty
مترجم: مریم رضایی
منبع: London Business School :
 
 
چه کسی می‌خواهد تا ابد زنده بماند؟ برای انسان‌هایی که چنین چیزی نمی‌خواهند، یک زندگی نسبتا طولانی و البته سالم - مثلا ۹۰ سال - کافی است. در سال‌های ۱۹۲۰، میانگین طول عمر یک شرکت برجسته ۹۰ سال بود. ۹۰ سال عمر ما، ۹۰ سال عمر شرکت‌هایمان: انعکاس زیبایی از موجودیت ما در دنیا. در سال‌های ۱۹۵۰، میانگین طول عمر شرکت‌ها به ۶۰ سال کاهش یافت. امروز این رقم به ۱۷ سال رسیده است. چرا این روزها شرکت‌هایمان در اوج جوانی می‌میرند؟
 

شرکت کداک در سال ۱۸۸۸ تاسیس شد و در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۸۰ به اوج فعالیت رسید و همه جا نام آن شنیده می‌شد. این غول عرصه عکاسی در سال ۲۰۱۲ اعلام ورشکستگی کرد. کداک تصمیم گرفته بود به مدل کسب‌وکار فیلم‌های عکاسی و چاپ کاغذی وفادار بماند؛ آن هم در دورانی که «دیجیتال» به‌عنوان بزرگ‌ترین عامل ایجاد اختلال در این صنعت، ظهور کرده بود. جالب است که کداک ابتدا خودش تکنولوژی عکس دیجیتال را اختراع کرده بود. آنها حتی یک بخش مجزا برای مدیریت دیجیتال ایجاد کرده‌ بودند. اما به این نتیجه رسیدند که این بخش پولساز نیست و خود به خود از بین می‌رود. کداک یکی از بهترین نمونه‌هایی است که می‌گوید اگر شرکتی نخواهد همزمان با دنیای اطرافش تغییر کند، چه اتفاقی برایش می‌افتد.در این مطلب، یک الگوی چهار مرحله‌ای در زندگی شرکت‌ها را که در همه بخش‌ها و صنایع کاربرد دارد، مورد توجه قرار داده‌ایم. حتی موفق‌ترین شرکت‌ها از اثر آن در امان نیستند. در واقع بسیاری از آنها نمونه‌هایی مثال‌زدنی هستند.

  مرحله ۱: موسس انقلابی

پشت هر شرکت معروفی یک موسس افسانه‌ای وجود دارد؛ فردی با ذهن انقلابی که درک کرده مردم زمانه به چه چیزی نیاز دارند و چگونه باید آن را در اختیارشان قرار دهد؛ آن هم به شیوه‌ای که کل یک صنعت را متحول کند. ری کراک را در نظر بگیرید که نه تنها مک‌دونالد را بنیان‌گذاری کرد، بلکه کل مفهوم غذای بیرون‌بر را تغییر داد. یا آنیتا رادیک را که اولین مگابرند لوازم آرایش طبیعی در دنیا به نام بادی شاپ را معرفی کرد. مردم دوست دارند داستان این افراد در طول تاریخ را بشنوند. اما امروز چه کسی تاریخ را می‌سازد؟

طبق اعلام موسسه گالوپ، صنایع رفاهی سریع‌ترین رشد را در جهان دارند. اما عصر طلایی مگابرند در حال افول است. شرکت‌های رفاهی که به سرعت رشد می‌کنند دیگر مگابرند نیستند، بلکه استارت‌آپ‌هایی هستند که اغلب به دست کسانی تاسیس شده‌اند که هیچ سابقه‌ای در کسب‌وکار ندارند.

برای جوانان نسل هزاره همه چیز باید در حال تغییر و حرکت باشد. همه چیز باید جدید باشد و باعث شود آنها احساس خاص بودن کنند. این اتفاق وقتی می‌افتد که آنها به طیفی از برندهای مختلف توجه کنند، نه فقط یک برند بزرگ که تصویر بزرگ واحد و دائمی داشته باشد. نسل هزاره نمی‌خواهد یک مصرف‌کننده معمولی در میان انبوه بی‌نظمی از جماعت باشد، بلکه می‌خواهد فردیت خود را حفظ کند. این در حالی است که کسب‌وکارهای بزرگ، بیش از حد در بند قوانین شرکتی، بیش از حد جهانی و فاقد مسوولیت اجتماعی هستند.

  مرحله ۲: جهانی شدن

تقریبا هر شرکت موفقی در ابتدای کارش مرحله ۱ را پشت سر گذاشته است. اما مرحله ۲ کمی پیچیده‌تر می‌شود. برای اینکه در سطح بین‌المللی خودتان را بالا بکشید، به صبر، تلاش پایدار و کمی بازدهی فوری و نظم زیاد نیاز دارید. برندهای بزرگ سال‌های دهه ۸۰ این اقدامات را با اعتماد به نفس بالایی انجام دادند. حدود ۲۰ سال یا بیشتر طول کشید تا برندهایی مثل یونیلور، نستله، کوکا کولا و P&G تا دهه ۹۰ بر بازارهای جهانی مسلط شدند و همزمان کشورهای آسیای شرقی ایجاد بازارهایی با رشد سریع و دسترسی آسان به منابع مالی را شروع کردند. رقبای محلی قوی به تدریج ظاهر شدند: آسیا پالپ (Asia Pulp)، پیپر (Paper) و وینگز (Wings) در اندونزی؛ نیرما (Nirma) در هند؛ URC و Lucky Me در فیلیپین؛ و بسیاری از برندهای دیگر.

وقتی رقابت برای به دست آوردن سهم بازار ظاهر می‌شود، حاشیه سود از طرف شرکت‌هایی که حاضرند بازگشت سرمایه کمتری را بپذیرند، تحت فشار قرار می‌گیرد.

  مرحله ۳: ضربه رقابت

کند شدن رشد باعث می‌شود سرمایه‌گذاران و تحلیلگران خواهان سود سهام بیشتری شوند. برای این کار فقط سه راه وجود دارد: بالا بردن قیمت، فروش بیشتر یا کم کردن هزینه‌ها.

بالا بردن قیمت محصول شما را از بازار خارج می‌کند و بالا بردن فروش در بحبوحه کند شدن رشد یک تناقض است. بنابراین هزینه‌ها را کم می‌کنیم. که ممکن است کار درستی باشد، اما تا زمانی جواب می‌دهد که رقبای جدید در این مرحله وارد نشوند. این تازه‌واردهای تشنه تکنولوژی و نوآوری، بازارهایی فرعی که برندهای پیشکسوت و قدیمی توجهی به آنها نمی‌کنند، ایجاد می‌کنند و رشد می‌دهند.

امروز، آنها به ارگانیک بودن، طبیعی بودن یا مسوولیت اجتماعی داشتن متمایل هستند. شرکت ۳۱ میلیون پوندی نکد (Nakd) را در نظر بگیرید که برای افرادی که به سلامت خود اهمیت می‌دهند، تکه‌های اسنک‌ تولید می‌کند و در سال ۲۰۱۵ جایگاه منحصر به فردی در بازار بریتانیا به دست آورد و با رشد سالانه ۴۵ درصد، همچنان این جایگاه را حفظ کرده است. در سال ۲۰۱۶، نکد که خوراکی‌هایش از مواد ۱۰۰ درصد طبیعی درست شده و هیچ‌گونه مواد نگهدارنده، افزودنی یا شکر ندارد، اسپانسر Veganuary شد؛ موسسه‌ای جهانی که مردم را به گیاه‌خوار شدن تشویق می‌کند.

  مرحله ۴: اخلالگری

وقتی بازگشت سرمایه‌ای که ابتدا از یک ارزش نه چندان بالا به دست می‌آمد، کلا از بین می‌رود، دایناسور غول‌پیکر به زمین می‌افتد. ممکن است قبل از آن، دستکاری‌های مالی زیادی صورت گرفته باشد. مثلا برای اینکه ارزش سهام سهامداران را افزایش بدهند، با قوانین مالیات بازی کنند یا بخشی از کسب‌وکار را یکجا بفروشند و بخشی دیگر را بخرند و همه این کارها را انجام می‌دهند تا داستانی قانع‌کننده برای تحلیلگران بسازند. اما این کارها رقص یک انسان در حال مرگ است.

این چهار مرحله از تکامل تدریجی شرکتی اجتناب‌ناپذیر نیست، اما متداول است. افراد پیشرو، نوآور و شجاع شرکتی را تاسیس می‌کنند. این شرکت به قدری موفق می‌شود که باید جهانی شود و به بقیه دنیا خدمات‌رسانی کند. اما دنیا متناهی و محدود است بنابراین زمانی می‌رسد که سود شرکت ثابت می‌شود یا شروع به سقوط می‌کند. سپس برای حفظ رشد سود، ناگزیر باید هزینه‌ها را کاهش داد. در نهایت، سودآوری در سراشیبی سقوط قرار می‌گیرد که دلیل آن معمولا ظاهر شدن شرکت‌های نوپا و نوآورتر است و تنها کاری که شرکت پیشکسوت می‌تواند انجام بدهد، کمی تغییرات مالی برای ساکت کردن تحلیلگران ناراضی است.

هر یک از این مراحل نیازمند یک استراتژی متفاوت، مدیران متفاوت و رهبران سازمانی متفاوت است. مدیران و رهبران در هر مرحله بر اساس به‌کارگیری استعدادهای متناسب ارزیابی می‌شوند. به عبارت دیگر، خلاقیت و جسارت مورد نیاز برای مرحله اول، در مرحله دوم دیگر مورد استقبال نیست که دلیل آن بوروکراسی بیش از حد، سیاست‌های داخلی و پیروی کردن از قوانین است. برای اینکه نوآوری واقعی اتفاق بیفتد، رمزها و قوانین نوشته و نانوشته زیادی وجود دارد.

وقتی رشد کند می‌شود، یک مرحله پایان می‌یابد. و در نهایت، این شرکت‌ها همگی به مرحله ۴ می‌رسند. سه روند وجود دارد که آنها را به این جایگاه می‌رساند:

۱- مدل کسب‌وکار فرسوده

۳۰ سال پیش، شرکت P&G دو نوع خمیردندان داشت. برند Gleem دندان‌ها را سفیدتر می‌کرد و برند کرست از کرم‌خوردگی جلوگیری می‌کرد. داشتن دو برند در یک دسته محصولی موثر بود: P&G در بیشتر دسته‌بندی محصولات خود، بیش از دو برند داشت. این شرکت هر وقت می‌خواست مزایا و فواید مختلف را برای مصرف‌کننده پوشش دهد، یک برند جدید معرفی می‌کرد. اما به تدریج هزینه‌های بازاریابی افزایش یافت و خرده‌فروش‌های بزرگ مثل والمارت، حمایت از مگابرندها را آسان‌تر می‌دیدند. در نتیجه، Gleem به «کرست سفید‌کننده» تبدیل شد.

دهه‌ ۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰ عصر مگابرندها بود. برندهای کوچک آنقدر در مقیاس بزرگی تولید نمی‌شدند که بخواهند در قفسه‌های سوپرمارکت‌های بزرگ جای بگیرند. این به آن معنا نیست که مشتریان برندهای کوچک و فرعی را نمی‌خواستند، بلکه یعنی این برندها اصلا در دسترس نبودند. اما این روند چندان طول نکشید.

۲- تجارت الکترونیک

برای رسیدن به مقیاس زیاد، نیاز نیست حجم تولید را بالا ببرید. یک ایده محصولی جدید دارید؟ آن را در سایت‌های خرده‌فروشی معروف معرفی کنید. امروز مگابرندها باید دور و بر خود را خوب نگاه کنند. هر کسی می‌تواند یک رقیب جدی باشد. و مصرف‌کنندگان به جای اینکه مجبور باشند این مگابرندها را به خاطر نبود گزینه‌ای دیگر بخرند، به راحتی هر چه بخواهند و نیاز داشته باشند را به دست می‌آورند. مگابرندها نمی‌توانند به راحتی به بازارهای «فرعی» یا گوشه روی بیاورند. تنها یک سال پیش، P&G کلیه برندهای لوازم آرایشی فرعی خود را به شرکت لوازم آرایشی چندملیتی کوتی (Coty) فروخت؛ کاری که آن را بهترین عکس‌العمل ممکن می‌داند، اما این شرکت در واقع یک فرصت رشد بزرگ را از دست داده است. شکی وجود ندارد که دقیقا همین الان، P&G در یک بازار فرعی قرار دارد. مطمئنا، اگر از فروشگاهی مثل والمارت بپرسید بهترین تامین‌کننده آنها چه کسی است، هنوز P&G در رده‌های بالایی قرار دارد. اما اگر از آمازون که پیش‌بینی می‌شود در سال ۲۰۱۸ بیش از ۵ درصد کل خرده‌فروشی آمریکا را به دست بگیرد، این سوال را بپرسید، لیستی از برندهای کوچک متعددی را به شما می‌دهد که بزرگان P&G حتی نام آنها را نشنیده‌اند.

۳- نوآوران انقلابی اجباری‌اند

بدون وجود موسسان انقلابی، هیچ نوآوری رخ نمی‌دهد. به همین سادگی! شرکت‌ها به افرادی نیاز دارند که مسائل را به شیوه متفاوتی می‌بینند، مرزها را درمی‌نوردند و ریسک می‌کنند. آنها ممکن است باعث شوند افراد دیگر احساس ناراحتی داشته باشند، اما همه ماجرا همین است. بدون حس ناراحتی هیچ پیشرفتی حاصل نمی‌شود. بدون به کار گرفتن یک مدیر ارشد نوآوری نمی‌توانید در شرکت‌تان نوآوری داشته باشید یا طرحی را پیاده کنید. نوآوری باید در فرهنگ سازمان نهادینه شود و تنها راه انجام این کار این است که آن را به‌صورت استراتژیک در سراسر سازمان منتشر کنید. موسسان انقلابی در ارشدترین سطوح به افرادی که پایین‌تر از خودشان هستند القا می‌کنند که از متفاوت بودن خودشان برای تحول‌آفرینی و خلق کردن بهره ببرند. اگر با دیگران هماهنگ نیستید و اعصاب بعضی‌ها را خرد می‌کنید، چه بهتر!

در دهه ۸۰ میلادی، شرکت P&G و نستله تعداد کمی از این افراد انقلابی را در اختیار داشتند. افرادی که دور و بر اینها بودند، دائم غر می‌زدند و انرژی آنها را می‌گرفتند. اما چون این نوآوران با آنها همسو نمی‌شدند، افراد دیگری سعی می‌کردند رای‌شان را بزنند. نوآوران انقلابی باید مورد حمایت قرار بگیرند. رهبران سازمانی هوشمند این موضوع را می‌دانند. سیستم‌های ارزیابی‌کننده امروزی که رسیدن به موفقیت در آنها بر پیروی کردن از یکسری اصول استاندارد مبتنی است، رفتار خوبی با آنها ندارند. با شروع هزاره جدید، نوآوران انقلابی در هر جایی همان راهی را در پیش گرفتند که ماموت‌های ماقبل تاریخ می‌رفتند.

امروز نه P&G و نه نستله نوآوری پیشتازانه قابل‌توجهی در طول بیش از ۲۰ سال نداشته‌اند. رهبران این شرکت‌ها هم مستعد هستند و هم الهام‌بخش، اما شرکت بدون نوآوری مثل غذای بدون چاشنی است. مهم نیست کیفیت گوشت چقدر خوب باشد، وقتی غذا چاشنی نداشته باشد، یک طعم کاملا متفاوت پیش روی شما است.

بیشتر شرکت‌های بزرگی که کالاهای تند-مصرف (FMCG) تولید می‌کنند اکنون در مرحله ۴ به سر می‌برند. تحلیلگرانی که اسیر مشکلات مالی جهانی شده‌اند، نشانه‌ها را نمی‌بینند و از صحنه مرگ این شرکت‌ها دور می‌شوند. و مرگ تنها جایی است که بعد از مرحله ۴ نصیب این شرکت‌ها می‌شود؛ مگر اینکه آنها موارد زیر را رعایت کنند:

• از افراد نوآور و انقلابی استقبال کنند و برای این کار باید با تغییر فرهنگ خود شروع کنند.

• ساختار خود را تغییر دهند و واحدهای کسب‌وکار کوچک، فرعی و مستقل ایجاد کنند تا ایده‌ها در آنها به شکوفایی برسند. این واحدها باید از طریق مداخله کردن حمایت شوند.

• خرید متقابل سهامداران شرکت را که هیچ اثری به جز افزایش مصنوعی سود هر سهم ندارد، متوقف کنند و در عوض سود سهام را در مدل‌های کسب‌وکار نوآورانه سرمایه‌گذاری مجدد کنند.

• نگذارند تحلیلگران استراتژی‌های پیش‌فرض را پیش ببرند. به جای آن، انتظارات سرمایه‌گذاران را با وارد شدن شرکت به یک فاز جدید مدیریت کنند و نگاه بلندمدت داشته باشند.

اعمال این تغییرات بنیادین کار آسانی نیست. اما لازم است. شرکت‌ها اگر می‌خواهند بقا داشته باشند، باید انتخاب‌هایی آگاهانه و در عین حال دردناک داشته باشند. اما نشاطی را که ناشی از نوآوری‌های پیشرو شما و عامل ایجاد موفقیت‌های واقعی و پایدار است، تصور کنید. شما به نوآورانی واقعی نیاز دارید که انقلاب کنند، همه چیز را به هم بزنند و قبل از اینکه تحولی واقعی اتفاق بیفتد، خودشان سوار این موج تغییر شوند.

فرهنگ‌های شرکتی معمولا جزیره‌ای و بسته هستند. اما نوآوران انقلابی افرادی غیرقابل پیش‌بینی و بی‌قید و شرط هستند. آنها از ریسک کردن نمی‌هراسند و پایه‌های نوآوری محسوب می‌شوند. از این ریسک‌پذیری استقبال کنید.


مقاله:(بسیار زیبا، خواندنی و جالب) ایندی پندنت درباره زیارت اربعین حسینی(ع)!

 



 ایندی پندنت در مقاله ای تحت عنوان:
 " بزرگترین حرکت زائرانه‌ی جهان در جریان است، اما شما هرگز چیزی از آن نشنیده‌اید!"
به زیارت اربعین حسینی و پیاده روی ملیونها زائر به سوی کربلای معلی پرداخته است. در این مقاله به شرح و چرایی این پیاده روی عظیم پرداخته شده است و گوشه هایی از این شور حسینی در این مقاله به اطلاع مردم رسانده شده است . مراسم اربعین در این مقاله یک مراسم منحصر به فرد در مقایسه با تجمع های مختلف در سراسر دنیا معرفی شده است و جمعیت زائران را پنج برابر زائران حج میخواند. در ادامه این مقاله به ویژگی های خاص زیارت اربعین حسینی از جمله برگزاری آن در موقعیت های خطرناک و تهدیدات مختلف، شرکت کردن سایر ادیان و مذاهب در آن و همچنین نحوه میزبانی بی مانندی از شرکت کننده گان در این مراسم پرداخته شده است.
متن ترجمه مقاله ایندی پندنت :

بزرگ‌ترین حرکت زائرانه‌ی جهان در جریان است اما چرا شما هرگز چیزی از آن نشنیده‌اید!

این حرکت حج یا کومبه‌میلای هندوها نیست. این حرکت با عنوان «اربعین» مشهور بوده و پرجمعیت‌ترین اجتماع جهان است و احتمالا هیچ وقت چیزی درباره‌ش نشنیده‌اید.. نه‌تنها تعداد این افراد از زائران مکه بیش‌تر است (درواقع 5 برابر آن است)، بلکه از کومبه ‌میلا نیز مهم‌تر است؛ زیرا کومبه‌ میلا تنها هر سه سال یک‌بار برگزار می‌شود. جمعیت مراسم اربعین پارسال به 20 میلیون نفر رسید و خلاصه، هر اجتماع بشری دیگری را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

از همه مهم‌تر، مراسم اربعین یک مراسم منحصربه‌فرد است؛ زیرا در موقعیتی برگزار می‌شود که به لحاظ ژئوپلتیکی متشنج و خطرناک است. داعش، شیعه را دشمن خونی خود می‌پندارد. از این رو، هیچ چیز بیش‌تر از این گروه‌های ترور را به خشم نمی‌آورد که ببینند زائران شیعه به خاطر بزرگ‌ترین تجلی ایمان‌شان گرد هم می‌آیند.

مراسم اربعین یک ویژگی خاص دیگر هم دارد. هرچند اربعین مشخصاً یک مراسم شیعی است، سنی ها و حتی مسیحیان، ایزدی‌ها، زرتشتی‌ها و... نیز هم به‌عنوان زائر و هم به‌عنوان خادم زائران در این مراسم شرکت می‌کنند. اگر به ماهیت انحصاری آیین‌های دینی توجه کنیم، خواهیم دید که این اتفاق چه‌قدر مهم است و این تنها یک معنا خواهد داشت: مردم ـ فارغ از رنگ و نژاد ـ حسین‌بن‌علی را نماد فراگیر، بی‌حد‌و‌مرز و فرامذهبی از آزادی و ایثار می‌دانند.

اما چرا شما هیچ‌گاه درباره‌ این مراسم چیزی نشنیده‌اید؟ احتمالاً به این قضیه مربوط است که رسانه‌ها عموماً و خصوصاً وقتی با اسلام مواجه می‌شوند، بیش‌تر با تصویری منفی، سیاه و افراطی سرو کار دارند تا روایتی مثبت و امیدبخش. اگر چندهزار معترض ضدمهاجرت در خیابان‌های لندن جمع شوند، در سرخط‌های خبری جای خواهند داشت. به راه‌پیمایی دموکراسی‌خواهانه در هنگ‌کنگ یا تجمع ضد پوتین در روسیه نیز به همین میزان توجه خواهد شد. اما یک تجمع بیست میلیونی در یک محیط متشنج سرشار از ترور و ناعدالتی حتی در بخش‌های خبری تلویزیونی جایی ندارد. این حرکت باشکوه به‌طور نانوشته مسکوت گذاشته می‌شود؛ حتی اگر تمام مؤلفه‌های یک پدیده‌ی چشم‌گیر را داشته باشد؛ مؤلفه‌هایی مانند جمعیت چشم‌گیر، اهمیت سیاسی، پیام انقلابی، محیط متشنج و اصالت. اما اگر این خبر از زیر دست سردبیران بخش‌های خبری در برود، شگفتی می‌آفریند و افرادی زیادی را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

در میان افراد بی‌شماری که تحت تاثیر این مراسم خاص بودند، جوانی استرالیایی بود که چندین سال پیش با او ملاقات داشتم و به‌تازگی اسلام آورده بود. واضح است که کسی به‌راحتی دین‌ش را تغییر نمی‌دهد. بنابراین، وقتی از او جویا شدم، گفت که همه چیز از سال 2003 شروع شد. یک شب، همان‌طور که صحنه‌ای از حرکت میلیون‌ها نفر به سمت شهر کربلا را در خبرها مشاهده می‌کرد، با اسم فردی مواجه شد که هیچ‌گاه آن را نشنیده بود: «حسین». برای اولین بار در دهه‌های گذشته و در یک رخدادی که در سرتاسر جهان به تصویر کشیده می‌شد، جهان توانسته بود شمه‌ای از حرکتی را ببیند که پیش‌تر در عراق ممنوع شده بود.

وقتی که رژیم بعثی و سنی در عراق سقوط کرد، بینندگان غربی مشتاق بودند که ببینند عراقی‌هایی که هم‌اکنون از دست کنترل دیکتاتور خلاص شده اند، چه‌ عکس‌العملی خواهند داشت. «جمهوری وحشت» سقوط کرده بود. آن جوان استرالیایی می‌گفت که دائم از خودش می‌پرسید که کربلا کجاست و چرا همه رو به سوی آن دارند؟ حسین کیست که چنین شوری به پا کرده که مردمان بعد از چهارده قرن برای عزای او می‌آیند؟

آن‌چه او در یک گزارش شصت‌ثانیه‌ای دیده بود تکان‌دهنده بود؛ زیرا این تصویر بر خلاف آن چیزی بود که قبلا دیده بود. پیوند قوی‌‌ای باعث شده بود که مردمان مانند براده‌هایی باشند که هرچه به مغناطیس لامَفَرّ حسینی نزدیک می‌شوند تجمع‌شان بیش‌تر شود. آن جوان اس

ترالیایی گفت:

اگر می‌خواهید یک دین حی و حیات‌بخش را ببینید، به کربلا بیایید.

چه‌طور مردی که 1396 سال پیش کشته شده است این‌چنین حی و حاضر است که میلیون ها نفر مصیبت او را مصیبت خود می‌دانند؟ بعید است که آدم‌ها وارد نزاعی شوند که دغدغه‌ی شخصی‌ای نسبت به آن نداشته باشند. از سوی دیگر، اگر احساس کنید که کسی به خاطر آزادی شما، حق برخورد عادلانه با شما و حق زندگی باشرافت شما جنگیده است، احساس می‌کنید که علاقه‌ی زیادی به او دارید و دل‌بسته‌ی او هستید تا آن جا که بعید نیست که به باورها و عقاید او روی بیاورید و تغییر دین یا مذهب بدهید.

تراژدی نهایی

مسلمانان حسین نوه‌ی محمد، پیام‌بر اسلام، را سیدالشهدا می‌نامند. او از بیعت با خلیفه‌ی نابکار، یزید، سرتافت و در کربلا و در روز عاشورا کشته شد. او و خانواده‌اش در صحرا با لشگر سی‌هزار نفره محاصره شدند و از آب و غذا محروم شدند و نهایتاً سر از تن‌شان جدا کردند و تن‌شان زیر سم اسبان رفت.

ادوارد گیبون، مورخ انگلیسی، می‌نویسد: «داستان تراژیک مرگ حسین احساسات هر خواننده‌ی دل‌سنگی را نیز تحریک می‌کند».

از آن روز به بعد، شیعیان در روز عاشورا و روز اربعین، در رثای حسین عزاداری می کنند. در بسیاری از سنت های اسلامی، عزاداری چهل ‌روزه مرسوم است.

سفر دراز

من به کربلا، شهر اجدادیم، سفر کردم تا بفهمم که چرا این شهر این‌قدر همگان را از خود بی‌خود می‌کند. مشاهده کردم که حتی بزرگ‌ترین لنزهای دوربین‌ها هم برای به تصویر کشیدن روح این اجتماع پرجوش و خروش اما آرام و ایمن کوچک اند.

انبوهی از مردان، زنان (غالباً با حجاب مشکی) و کودکان از این کران تا آن کران را پر کرده‌اند. جمعیت آن‌قدر زیاد است که صدها مایل را بند آورده‌اند.

فاصله‌ی 425مایلی میان شهر بندری بصره تا کربلا مسیری طولانی است که معمولاً با ماشین طی می‌شود اما به‌طور خارق‌العاده‌ای در این مراسم، افراد با پای پیاده آن را می‌گذرانند. دو هفته‌ی کامل طول می‌کشد تا زائران این مسیر را طی کنند. آدم‌ها با سن‌های مختلف زیر آفتاب سوزان روز و سرمای‌ استخوان‌سوز شب این مسیر را پیاده می‌روند. آن‌ها از میان مسیرهای ناهموار و از دل نقاط تمرکز تروریست‌ها و از نقاط خطرناک عبور می‌کنند. زائران حتی سازوبرگ‌های اولیه را با خود ندارند و تنها وسایل کمی هم‌راه با عشق آتشین‌شان به «مولا» حسین را با خود می‌آورند. پرچم‌ها و بنرها مقصود این سفرشان را به آن‌ها یادآوری می‌کند:

جان بعد از حسین بی‌ارزش است

مرگ و زندگیم یک‌سان است

رواست که مرا مجنون بخوانند

این پیام شعری حماسی است که عباس، برادر حسین و فرمانده‌ی معتمد او، خوانده است. عباس نیز در نبرد کربلا در سال 680 میلادی آن هنگامی که تلاش می‌کرد برای برادرزادگان و خواهرزادگان‌ش آب بیاورد، کشته شد. میزان امنیتی که در عراق وجود دارد و آن را سرخط خبرهای جهانی کرده است، جای شکی نمی‌گذارد که این عبارت یک عبارت اصیل به تمام معناست.

صبحانه، نهار و شام رایگان

یکی از بخش‌های این حرکت زائرانه که هر بیینده‌ای را به شگفتی وامی‌دارد مشاهده‌ی هزاران موکبی است که همراه با آشپزخانه‌ی سیار هستند و توسط روستاییانی ساخته شده است که در محدوده‌ی مسیر پیاده‌روی زائران زندگی می‌کنند. موکب‌ها جاهایی هستند که تمام مایحتاج زائران در آن‌جا تأمین می‌شود. از غذای تازه گرفته تا جای استراحت؛ از تلفن رایگان بین‌المللی گرفته تا گهواره‌های کودکان؛ همه چیز رایگان است. درواقع، لازم نیست در این مسیر 400مایلی، زائران چیزی غیر از لباس‌هایشان را حمل کنند.

شگفت‌تر از آن نحوه‌ی دعوت از زائران برای خوردن و نوشیدن است. فعالان موکب‌ها به میان راه آمده و به زائران التماس می‌کنند تا پیشنهاد آن‌ها را قبول کنند. غالبا این پیشنهاد شامل سرویس کاملی است که در شأن پادشاهان است. ابتدا پاهای‌تان را ماساژ می‌دهند؛ سپس یک وعده‌ی غذای لذیذ به شما می‌دهند؛ سپس از شما دعوت می‌کنند تا در فاصله‌ای که لباس‌هایتان را می‌شویند و اتو می‌کنند، استراحت کنید. البته همه‌ی این‌ها را با افتخار انجام می‌دهند.

برای آن‌که شمه‌ای از ماجرا را درک کنید، به این نکته توجه کنید. پس از زلزله‌ی هائیتی و با حمایت و هم‌دلی جهانی، برنامه‌ی غذای جهانی سازمان ملل اعلام کرد که با تلاش‌های زیادش، نیم‌میلیون وعده‌ی غذایی تحویل داده است. ارتش ایالات متحده منابع عظیمی از آژانس‌های فدرال را فراهم کرد و اعلام کرد که در مدت پنج‌ماه بعد از این فاجعه‌ی انسانی، 4.9 میلیون وعده‌ی غذایی به اهالی هائیتی تحویل داده شده است. حالا این را مقایسه کنید با تعداد بیش از 50 میلیون وعده‌ی غذایی در روز در طول مراسم اربعین که برابر است با حدود 700 میلیون وعده‌ی غذایی برای تمام مدت این مراسم. تمام این غذاها نه با سازمان ملل متحد یا هر خیریه‌ی بین‌المللی دیگری بلکه توسط کارگران و کشاورزان فقیری تأمین شده است که عاشق این اند که به زائران خدمت کنند و تمام سال پس‌انداز می‌کنند. همه چیز، مانند امنیت این مراسم، غالباً بر عهده‌ی رزمندگان داوطلبی است که یک چشم بر داعش دارند و یک چشم بر محافظت از مسیر پیاده‌روی زائران. یکی از افراد فعال در موکب‌ها می‌گوید: «برای آن‌که ببینید اسلام چه آموزه‌هایی دارد، به رفتار چندصد تروریست وحشی نگاه نکنید. بلکه به از جان گذشتگی بی‌چشم‌داشتی نگاه کنید که میلیون‌ها زائر اربعین از خود نشان می‌دهند.»

درواقع، از چند لحاظ باید مراسم اربعین در کتاب‌ گینس ثبت شود: بزرگ‌ترین گردهم‌آیی سالانه، طولانی‌ترین میز غذای پیوسته، بیش‌ترین افرادی که به‌رایگان غذا می‌خورند، بزرگ‌ترین گروه داوطلبانه‌ای که به یک واقعه‌ی خاص خدمت می‌کنند و همه‌ی این‌ها در جایی است که تهدید حملات انتحاری وجود دارد.

از خودگذشتگی بی‌همتا

فقط به این جمعیت انبوه نفس‌گیر نگاه کنید. چیزی که باید به این منظره اضافه کنید این است که هرچه شرایط امنیتی بدتر می‌شود، حتی افراد بیش‌تری انگیزه پیدا می‌کنند که تهدیدهای تروریست‌ها را به چالش بکشند و در این موقعیت خطرناک به پیاده‌روی می‌پردازند. بنابراین، این حرکت زائرانه صرفاً یک فعالیت مذهبی نیست بلکه مظهری از مقاومت است. ویدئوهایی در فضای آنلاین منتشر شده است که نشان می‌دهند چه‌طور مهاجمان انتحاری خود را به میان زائران می‌اندازند و صرفاً باعث افزایش جمعیت زائران می‌شوند؛ زائرانی که هم‌صدا می‌خوانند:

اگر دست و پای‌مان را قطع کنند، به سرزمین‌های مقدس می‌رویم.

انفجارهای وحشتناکی که در طول سال اتفاق می‌افتند غالباً علیه شیعیان بوده و جان افراد بی‌شماری را می‌گیرد. این انفجارها خطرات و ناامنی‌هایی که متوجه شیعیان عراق است را نشان می‌دهد. اما به نظر می‌رسد که این تهدیدهای مرگ‌آور نمی توانند مردم ـ پیر و جوان، عراقی و خارجی ـ را از این سفر خطرناک به سوی شهر مقدس کربلا بازدارند.

برای فردی که بیرون از این ماجراست راحت نیست که بفهمد چه چیزی به این زائران امید و نیرو می‌بخشد. شما زنان بچه ‌به‌ بغل، مردان ویلچر ‌نشین، مردمان عصا‌ به ‌دست و نابینایان زیادی را در این مسیر می‌بینید. من پدری را دیدم که تمام مسیر بصره تا کربلا را با پسر معلولش سفر کرده بود. پسر دوازده ساله معلولیت ذهنی داشت و نمی‌توانست بدون یاری دیگران راه برود. بخشی‌هایی از مسیر، پدر پسر را روی شانه‌های خود نشانده بود و راه می‌رفت. این داستانی است که می‌توان از روی آن فیلم‌هایی ساخت که قابلیت دریافت اسکار دارند اما به نظر می‌رسد که هالیوود بیش‌تر با قهرمانان کمیک سروکار دارد.

گنبد طلایی حسین

زائران حرم حسین و برادرش، عباس، صرفا تحت تاثیر احساسات نیستند. آن‌ها به یاد شهادت جانسوز ایشان گریه می‌کنند و با این کار، بر دلبستگی‌شان به آرمان‌های او تأکید می‌کنند.

وقتی زائران به حرم حسینی می‌رسند، اولین کاری که می‌کنند خواندن زیارت‌نامه است؛ متن مقدسی که شمه‌ای از مقام حسین را نشان می‌دهد. در این زیارت، آن‌ها حسین را وارث آدم، نوح، ابراهیم، موسی و عیسی می‌خوانند. در این مطلب، نکته‌ی عمیقی خوابیده است. نشان می‌دهد که پیام حسین در باب حقیقت، عدالت و عشق، امتداد جدایی‌ناپذیر پیام همه پیامبران راستین است.

مردم به کربلا می‌روند اما نه برای آن‌که از مناظر آن لذت ببرند، از زیبایی‌های آن به هیجان بیایند، خرید کنند و اماکن تاریخی را ببینند. آن‌ها می‌روند تا گریه کنند. تا عزاداری کنند و فضای روحانی مرقد‌ حسین را درک کنند. آن‌ها وارد حرم حسینی می‌شوند تا بر بزرگ‌ترین ایثار و ازخودگذشتگی‌ای که تا به حال دیده شده گریه و عزاداری کنند.

انگار همگان پیوندی شخصی با مردی دارند که هیچ‌گاه او را ندیده‌اند. با او سخن می‌گویند و نامش را می‌خوانند. به ضریحش چنگ می‌زنند و زمین حرم را بوسه می‌زنند. در و دیوار آن‌جا را آن‌گونه لمس می‌کنند که انگار صورت یک دوست صمیمی و قدیمی را لمس می‌کنند. این تصویری حماسی است. انگیزه‌‌شان چیست؟ باید شخصیت و شأن امام حسین را فهمید و درک کرد که اینان چه ارتباط روحانی ‌ای با سرگذشت جاوید او برقرار می‌کنند.

اگر جهان حسین را، پیا‌مش را و ایثارش را درک می‌کرد، ریشه‌های تاریخی داعش و تمایل آن‌ها به خون‌ریزی را می‌فهمیدند. قرن‌ها پیش در کربلا بود که انسانیت خباثتی را دید که در قتل حسین موج می‌زد. نور در مقابل تاریکی بود. فضیلت در مقابل رذالت بود. حضور حسین در همه‌ی جنبه‌های زندگی دوستدارانش موج می‌زند. سرگذشت حسین رشد و تکامل را تشویق کرده و هیچ نوعی از بایکوت رسانه‌ای نمی‌تواند نور آن را خاموش کند.

این حسین کیست؟

از نظر صدها میلیون نفر از پیروانش، چنین سوالی که حتی ممکن است کسی را به تغییر دین و مذهبش وادارد، زمانی پاسخ می‌گیرد که شما با پای پیاده به سوی حرم حسینی راهپیمایی کنید. متن اصلی مقاله

از غروب عاشورای حسینی ع تا طلوع ظهور مهدی علیه السلام

مولف: احمد حسینی قمی

لطفا جهت دانلود به فایل پیوست مراجعه شود.

راهکارهای یک کلاس خوب - مشکلات و راهکارها

 

 

راهکارهای یک کلاس خوب - مشکلات و راهکارها

 

 

مشکلات مطرح شده را ببینید، راهکارهایتان را بنویسید تا با نام خودتان در این بخش اضافه شود. به بهترین راهکارها جایزه هم داده می شود! جای طرح مشکلات جدید هم هست!

همه‌ی ما معلمیم! گاهی مشکلی در کلاس ما پیش می‌آید که روند آموزش را تغییر می‌دهد و گاهی این مشکل با مشورت ساده اما راهگشای یک همکار، یک دوست یا یکی از دانشآموزانمان حل می‌شود.

فکر کردیم حالا که در مدرسه‌ی اینترنتی این امکان را داریم که با معلمان بسیاری در ارتباط باشیم، خوب است جایی برای طرح مشکلات و ارائه‌ی مشورت و راهکار داشته باشیم.

از مهر ماه امسال همزمان با بازگشایی مدرسه‌ها بخش«راهکارهای یک کلاس خوب» در مدرسه‌یاینترنتی فعال شدهاست. مشکلات مطرح شده را ببینید، راهکارهایتان را بنویسید تا با نام خودتان در این بخش اضافه شود. بهترین راهکارها هم انتخاب می شوند!جای طرح مشکلات جدید هم هست!راهکارهایی که در ماههای گذشته انتخاب شده اند، در میان راهکارها دیده می شوند.

فهرست مشکلات را ببینید، برای دیدن راهکارهای مطرح شده و وارد کردن راهکارهای جدید برای هر مشکل روی آن کلیک کنید.

 

78 - ریاضی - کلی - چگونه درس ریاضی را به دانش اموزان بیاموزم كه بهتر یاد بگیرند؟ عسگر هوشیار

 

77 - کلی - کلی - من به تازگی تدریس را شروع كردم و می خواهم به من راهنمایی كنید كه چطور كلاس درس را شروع كنم و چطور رفتاری داشته باشم؟ چون تا به حال تدریس نكردم ولی علاقه زیادی به تدریس دارم البته من در مقطع هنرستان رشته معماری تدریس را شروع كردم چون من كار دیگری هم دارم و در آن كار كه فنی است مهارت زیادی دارم ولی احساس میكنم قدرت بیان خوبی ندارم یا اینكه میترسم میشه منو راهنمایی كنید؟ سحر سیفی

    

76 - زبان - کلی - بله درس زبان لطف کنید یک نمونه طرح درس زبان برای من بفرستید اشرف واحدی

    

75 - ادبیات - راهنمایی - نمونه طرح درس فارسی راهنمایی می خواهم. ا-ن!

    

74 - کلی - کلی - با توجه به مساله ی رضایت شغلی كه نقش تعیین كننده در فعالیت دبیران دارد چرا همكاران مخصوصاُمدیران محترم ضرورت این امر را در پیشبرد اهداف آموزشی درك نمیكنند.برخوردبا همكاران انگیزه ی فعالیتهای تازه وخلاق را از آنان می گیرد. همیشه نشانه ی پیكان تیر به سوی دبیران است نه تشویقی دركار است نه تمجیدی ونه همیاری ، فقط حرف ، حرف كمبودها وموانع اداری . با این وجود از معلمان خواسته میشود كه شق القمر كنند.چرا؟؟ ا-ن!

    

73 - کلی - پیش دبستانی - نوآموزی دارم كه در كلاس فعالیت آموزشی انجام نمی دهد .مانند نقاشی .كاردستی. خواندن شعر و سایر فعالیت های مربوط به پیش دبستانی . در تست سنجش هم همكاری نكرده و پاسخی نداده است .اما مادرش می گوید در خانه این كارها را انجام می دهد.و در كلاس تنبلی می كند .خیلی سعی كردم با استفاده از روش های مختلف ازقبیل تشویق و دادن جایزه به او كمك كنم اما نتیجه ی قابل توجهی نگرفتم .لطفا من را راهنمایی كنید. زهرا نقندریان

    

72 - هنر- انشا - کلی - باعرض سلام  راهکار هایی برای داشتن کلاس های ورزش و هنر مفید و بدون وقت کشی می خواستم! سجاد-س

    

71 - کلی - کلی - با سلام ، دانش آموزان من کلاس دوم هستند در هنرستان کارودانش ، دانش آموزانی که به رشته خود هیچ علاقه ای ندارند و به اجبار به این رشته آمده اند هر وقت سرکلاس درس می دهم می گویند بلد هستیم ولی موقع امتحان همه نمراتشان ضعیف است در کلاس 32 فقط 2 نفر نمره بالای 10 می گیرند با خانواده هایشان که صحبت می کنم که چرا دختراتان درس نمی خواند میگویند. در خانه هیچ کاری ندارند و مدام درس می خوانند . فقط دوست دارند سر کلاس حرف بزنند و بخندند و می گویند ما به درس کامپیوتر هیچ علاقه ای نداریم و دوست ندارم که آن را یاد بگیریم .به همه چیز علاقه دارند به جز ء درس خواندن به نظر شما من با این دانش آموزان چگونه برخورد کنم لطفا" سایتی را به من معرفی کنید که بدان چگونه می توان از افت تحصیلی پیشگیری کرد و روش تدریس جدید در درس کامپیوتر چگونه است ؟ با تشکر شهره پاسلار

    

70 - کلی - کلی - با توجه به این كه در مدرسه نمونه دولتی تدریس می كنم دوست دارم هر بار مطالب جدید و یا نحوه تدریس هرچه بهتر و متنوع تر باشد و از روش هایی غیر از روش های تكراری كه همیشه استفاده می كنیم باشد و همجنین بتوانم از وسایل كمك اموزشی بهتری كمك بگیرم ولی امكانات شهرستان بسیار محدود است ایا می توان در این زمینه از شهرهای بزرگ تر كمك گرفت ؟ یا وسایل خاصی در این زمینه وجود دارد؟ سیده محبوبه جابری

    

69 - جغرافیا - راهنمایی - سلام خدمت همکاران محترم ،خسته نباشید. دوستان یک طرح درس جغرافیا دوره راهنمایی سوم می خواستم. در ضمن اگر امکانش هست راهکار تازه ای برای تدریس جغرافیا ارائه دهید چون در منطقه ای که من تدریس می کنم امکان این که دانش آموز از نزدیک با پدیده ها آشنا شود وجود ندارد من فقط از سحنرانی برای تدریس استفاده می کنم . کیانوش رحیمی

    

68 - ریاضی - دبیرستان - لطفا یک طرح درس برای ریاضی اول دبیرستان ارائه دهید . الهام داوری

    

67 - انشا - کلی - راههای تشویق سواداموزان به انشاء نوسی؟ پریسا امامی

    

66 - زبان - کلی - در روز تدریس ضمایر فاعلی با روش استفاده از تصاویر، فاعل و مفعول را نشان دادم و تدریس کردم از ضعیف ترین شاگردان کلاس آزمون شفاهی به عمل آمد به خوبی پاسخگو بودند ولی در جلسه بعد در حین حل تمرین متوجه می شدم که نمی توانند ضمایر را از یکدیگر تشخیص بدهند و حل تمرین به معضل بزرگی در آن روز مبدل شد و دبیران فارسی نیز به تشکیل کارگاه مشترک برای تدریس ضمایر مفعولی رضایت نمی دهند . زهرا درگاهی پور

    

65 - الفبا - دبستان - من در پایه ی دوم تدریس می کنم و با دو شاگرد سرو کار دارم که در سال قبل موفق به یادگیری حروف الفبا (صامت ها و مصوت ها )نشده اند و با این که سال قبل هم خودم معلم آن ها بودم و تمام تلاشم را نمودم و تشخیص من در مورد این دو نفر این بود که نیاز به تکرار پایه دارند اما با سیستم جدید ارزشیابی، رایانه آن ها را قبول اعلام کرده و اکنون در این پایه مشغول به تحصیل شده اند؛حالا در خواندن و فهمیدن دروس و نیز در املا و کلا در تمام دروس این پایه با آن ها مشکل دارم و دلم هم نمی خواهد که این دو در این کلاس و در جمع سایر دوستان خود احساس حقارت کنند لذا از شما اساتید و همکاران عزیز تقاضای راهنمایی از طریق این سایت دارم. و پیشنهادات شما را به دیده ی منت پذیرایم. محسن مسعودی

    

64 - عربی - کلی - به نظر شما بهترین روش برای تدریس درس عربی و علاقمند کردن دانش آموزان به آن چیست تا از حالت خشک بودن و بی تفاوتی بیرون بیاید؟ متشکرم. ماندانا رحیمی

    

64 - کلی - کلی - یکی از دانش آموزان موقع درس در کلاس راه می رود وحرف های بی ربط می زند به نظر شما من چه کنم؟ زهرا رنجبر

    

63 - املا و انشا - دبستان - درباره ی چگونگی آموزش املا و چگونگی تصحیح آن همچنین زمان شروع انشا و چگونگی تقویت آن راهکارهایی بیان کنید. سمیه بابایی

    

62 - کلی - کلی - با دانش آموزانی که رنگ آمیزی کلاسها را دو روز بعد از آغاز سال تحصیلی، تخریب می کنند چه باید کرد؟ روزیتا همتی

    

61 - زبان - کلی - لطفا یك طرح درس انگلیسی برایم بفرستید. زهرا یزدان پرست

    

60 - کلی - دبستان - بنده نیاز به طرح درس از درسهای دوم ابتدایی دارم از هر کتاب یکی دو درس در صورت امکان دروس فارسی ریاضی جمله نویسی زیبا جعفری

    

59 - نوشتن - دبستان - راهکارهایی برای برطرف کردن مشکل غلط دست گرفتن مداد مثل شل گرفتن مداد، فشار بیش از حد به آن و....... را بگویید. مریم محمودیان

    

58 - کلی - کلی - با سلام من دبیر شیمی هستم در کلاس مشکلی ندارم چون با عشق و علاقه کار می کنم و به یاری حق تا کنون همیشه درصد قبولی بالا و ایجاد انگیزه ی خوبی با دانش آموزان دارم .اما مشکل من در رابطه با معلمین ارجمند است .تقریبا حالتی از خستگی و بی تفاوتی آنها که توام با نا امیدی است من را نگران می کند . نگران دانش آموزان بی گناهی که در کلاس آنها درس می خوانند و همچنین نگران این همکاران خوبم که بجای لذت بردن از کلاس و درس و بازی با کلمات مرتب قر قر می کنند . خواهش می کنم چگونگی ایجاد انگیزه و ایجادشور و نشاط در بین همکاران را شرح دهید البته ناگفته نماند که این عزیزان فکر می کنند که علت موفقیت من شانس و یا موقعیت مدرسه است در حالیکه در مدارس عادی و خاص نیز یکسان عمل کرده ام با تشکر از شما. مریم -ن

    

57 - تربیت بدنی - کلی - با عدم توجه مسولان و مدیران آموزش وپرورش به ساعت تربیت بدنی در مدارس چه باید کرد؟ علی بهبهانی نیا

    

56 - کلی - دبیرستان - با سلام. دانش آموزان متوسطه در کلاس درس بسیار با هم صحبت می کنند. البته باید گفت که کار من در آموزش زبان انگلیسی در کلاس درس، به صورت گروهی است حتی وقتی در گروه ها هم کار می کنند درباره مسائل خصوصی با هم صحبت می کنند. چه کنیم که به آنها انگیزه در یادگیری بدهیم و یا کمتر در کلاس صحبت کنند؟ فرزانه فتحی

    

55 - کلی - کلی - یکی از مشکلات اساسی یکی از مشکلات اساسی در اموزش و پرورش این است که معلمین روش درگیر کردن دانش اموزان برای درک بهتر مطالب اموزشی را نمی دانند. لطفا تجربیات خودرادر این زمینه بیان فرمایید. ادریس حسینی تبار

    

54 - هنر - دبستان - من در تدریس درس هنر دچار مشکل می شوم لطفا مرا راهنمایی کنید. الهام علی پور

    

53 - زبان - راهنمایی - در مورد مشکلات یادگیری انگلیسی در مقطع راهنمایی از چه منابعی می توان اطلاعات به دست ُآورد؟ سحر ملکی

    

52 - ریاضی - راهنمایی - من احساس میكنم زمان درس ریاضی خیلی كمه واسه همینم دانش اموزان در این درس دچار ضعف هستن چه كار میشه كرد واسه اضافه كردن وقت این درس؟ سجاد باجلان

    

51 - ادبیات - دبیرستان - تشکیل اتاق ادبیات البته خیلی جدید نیست اما من با توجه به اینکه فضای کافی در اختیار دارم و ازطرفی مدرسه نیز فقط رشته انسانی دارد و درسهای ادبیات هم از درس های اصلی رشته انسانی است خواستم تا با ایجاد یک فضای اختصاصی برای تدریس ادبیات دانش آموزان را هنگام تدریس ادبیات فارسی از فضای تکراری کلاس های همیشگی خارج کنم و در یک محیط ادبی درس را ارائه بدهم هرچند مدرسه ما خیلی ثروتمند نیست و پول زیادی بابت این کار خرج نمیکند اما تا حد امکان مدیر محترم تلاش کرده اند میخواستم همکاران محترم پیشنهاد های خود را در رابطه با این طرح واجرای بهتر آن ارائه نمایند پیشنهادهایی که کم خرج باشند اما بتوان آنها را با سرعت و با بازدهی بالا در اتاق ادبیات اجرا نمود از طراحی فضای اتاق بگیرید تا برنامه های فوق برنامه و روش تدریس ها. منتظرم زود جواب بدهید که به کمکتان محتاجم. فرهاد قاسم پور

    

50 - کلی - کلی - مشکل من در رابطه با صحبت کردن چند تن از دانش آموزان در کلاس و ایجاد بی نظمی است که با هیچ روشی تا کنون قابل کنترل نبوده. لطفا من را راهنمایی کنید. ریما خدایی

 

همکار محترم در همین سایت مطلبی خواندم که خیلی کار برد داشت شما هم امتحان کنید .خوب است بچه ها متوجه باشند که معلم کاسه ی صبری دارد که اگر لبریز شود دست به اقداماتی می زند .مثلا کم کردن نمره ،یا هر چیزی که از دست دادن آن برای دانش آموز سخت است .برای این کار ظزفی را روی تابلو بکشید وهمان ساعات اول شروع کلاس برای بچه ها توضیح دهید که این ظرف صبر شماست سعی کنید تا لبریز نشود سپس نیازی به تذکر نیست تنها با پر کردن آن به بچه ها می فهمانید که کاسه ی صبرتان لبریز می شود. چنانچه پر شد اولین اقدام حذف چیزی است که دانش آموز دوست دارد مثلا جدا کردن آن ها یا دادن نمره ی مثبت به بقیه و منفی به آن ها چنانچه یک روز ظرف یک کمی هم خالی ماند سریع تشویق کنید برای این کار جعبه ای درست کنید و درون آن چند جایزه قرار دهید طوری که بچه ها درون جعبه را نبینند. درون جعبه دست کنید و از درون آن جایزه ای خارج به دانش آموز بدهید و تاکید کنید هر چه این ظرف خالی بماند جایزه ی تو بهتر می شود. فروزان جعفریان

 

49 - ریاضی - دبستان - دانش آموزان درس را دیر یاد می گیرند. چه کنم؟ سیاه منصوری

    

48 - ریاضی - رشته انسانی دبیرستان - تدریس ریاضی درمقطع پیش دانشگاهی رشته انسانی بدلیل ضعف پایه بچه ها برایم خسته کننده شده همه تلاشم رامیکنم تا کاربرد های مفید ریاضی را در زندگی روزمره مخصوصا مربوط به مطالب درسی در شروع درس عنوان کنم حتی با استفاده از کامپیوتر اما موقع حل مساله آه و واخ یک عده در می آید. چطور میتوانم اینها را به ریاضی علاقمند کنم؟ در ضمن در مورد نحوه گروه بندی وچگونگی ارزشیابی دانش آموزان هم برایم روش خود رابگویید. از لطف شما در راه اندازی این سایت بینهایت سپاسگزارم. معصومه مستقیمی

 

   با سلام شما می توانید به دانش آموزان بگویید که نمره مستمرتان بسته به فعالیت کلاسی است و آنها را به گروه های 2 یا 3 نفره تقسیم کنید و کار گروهی و حل تمرین کتاب و حل تمرین اضافی ( از کتاب های کمکی ) بخواهید و در هر جلسه سعی کنید چند گروه را بطور تصادفی به پای تخته بیاورید و نمرات آنها را در قسمتی خاص از دفتر کلاسی یادداشت کنید .و حتی قسمتی از نمره پایان ترم اول را را نیز اختصاص به همین سوالهای خارج از کتاب بدهید . انشاالله که موفق باشید ز - ف!

 

47 - کلی - کلی - با سلام متاسفانه همه مشكلات بچه ها به ایجاد انگیزه و رغبت آنها به مسئله آموزش و درس می باشد . چرا كه امروزه با توجه به تكنولوزی آموزشی باید به سمت سواد علمی تكنولوزی پیش بروند كه این طور نیست. پس چه باید كرد ؟ حمید نقی زاده

    

46 - کلی - دبستان - فایده یا ضرر کلاس مختلط - دختر وپسر- در دوره ابتدایی چیست؟ فرهان حیاوی

    

45 -  -  - آیا به نظر شما با این فرصت کم که دبیران در اختیار دارند وقتی برای فعالیت های فوق برنامه باقی می ماند ؟ مانند مسئو ل کتاب خانه و... (ما در مدرسه مربی پرورشی نداریم.) شریف

    

***برنده***

44 - ریاضی - دبستان - لطفا یک نمونه طرح درس ریاضی برای کتاب ریاضی دوم دبستان ارسال کنید .متشکرم. اعظم عبدللهی

 

   به نام خدا سناریوی طرح درس ریاضی به روش گروهی پایه ی دوّم:

((فهرست)) 1- مقدمه: 2-اهداف: 3- موضوع درسی: - جمع اعداد دو رقمی با توجّه به ارزش مکانی 1-آماده سازی فیزیکی و کلاسی : (5دقیقه) 2-آماده سازی درسی وارزشیابی تشخیصی: (5دقیقه ) 3- فرایند یادگیری وکشف راه های حلّ مسئله وبروزخلّاقیّت ونو آوری دانش آموزان: ( 15 دقیقه) 4-تثبیت یادگیری وفعّالیّت کلاسی مربوط به فراینــــــدیادگیری: (15دقیقه ) 5-ارزشیابی تشخیصی و پایانی از میزان مهارت در تثبیت فرایندیادگیری جدید ودادن تکالیف مربوط به درس به منظور مهارت بیشتر: (5دقیقه)

به نام آنکه جان را فکرت آموخت دست توانمند معلّمی را می بوسم که شیوه ی کشف راه حل ها را به من بیا موزد ، نه خود راه حل را ! همان طور که هنگام طلوع آفتاب قسمت عظیمی از جهان هستی درمعرض نورافشانی این ستاره ی هستی بخش قرار می گیرد ، و با شروع آن زمان فعّالیّت وحرکت شروع شده وهمه ی نظام هستی تحت تاثیرطلوع آن قرار می گیرد. فعّالیّت وحرکت وشروع زندگی اجتماعی و پیشرفت وتمام دستاوردهای انسان در جهان متاثراز قلب تپنده وفعّال هر کشور یعنی آموزش وپرورش آن کشور می باشد . پیشرفت چرخانندگان عرصه ی تعلیم وتربیت (آموزش وپرورش ) موجب پیشرفت چشمگیری در کشورخواهد شد. هرچه نگرش و روش کار با آینده سازان کاربردی تر باشد و بیشتر آنها را به فعّالیّت وا داشت در آینده مسئولیّت پذیری و کارشناسی بیشتر حاصل شده و خلّاقیّت در همان دست پروردگان امروز بیشتر خواهد شد . در واقع می توان گفت ، مدرسه عرصه ی آزمایش و کسب تجربه ی چگونه زیستن است ،آزمایشگاهی است که دانش آموزان باید در آن میزان توانایی ، مهارت و خلّاقیّت خود را شناخته و به استعدادهای خود پی برده و به آنها خطّ درست داده تا در آینده بتواند برای خود و جامعه ای که در آن زندگی می کند مفید باشد. حقّ دانش آموز است که خود راه حل ها را کشف کند تا قدرت خلّاقیّت و نو آوری در او افزایش یابد . در نهایت همان روش های نوین تدریس یعنی کار گروهی و روش حل مسئله توسط خود دانش آموز و روش مکاشفه ای و دیگر روش هایی که دانش آموز، محوراصلی در فرایند یادگیری قرار می گیرد، زمینه ی تقویتِ خلّاقیّت و مسئولیّت پذیری و ابتکار دانش آموزان امروز و مسئولین فردا را فراهم می سازد. روشی که ازنظرتان می گذرد ، روشی است گروهی ، حل مسئله و کشف راه حل مناسب بر عهده ی خود دانش آموز بوده و معلّم تنها نقش راهنما و هدایت کننده و رابط بین گروه ها می با شد . به امید روزی که اگر دانش آموز از ما گل خواست ، گل آماده را به او ندهیم ؛ شیوه ی پرورش گل را به او بیا موزیم تابتواند برای خود و د یگران گل تهیّه نما ید. اهداف 1- پرورش حس مسئولیّت پذیری 2- پرورش روحیه ی همکاری 3- پرورش قدرت اعتماد به نفس 4- پرورش روحیه ی رفاقت و دوست داشتن 5- پرورش روحیه ی گوش دادن به نظرات دوستان 6- ایجاد شور و نشاط در کلاس 7- ایجاد زمینه ی بروز خلّاقیّت و ابتکار 8- کشف راه حل های مناسب و فراوان توسط دانش آموزان 9- یادگیری بهتر جمع اعداد دو رقمی 10- فعّال و پویا بودن فرایند یاد گیری 11- پایین آوردن استرس امتحان 12- آشنا نمودن دانش آموزان با طرح سوال و نوشتن آن @@ وسایل لازم@@ 1- کتابریاضی 2- چند ورقه کاغذ سفید 3- مداد 4- گچ 5- تخته سیاه یا وایت برد موضوع: جمع اعداد دو رقمی با توجّه به ارزش مکانی ( ریاضی) زمان: 45دقیقه تعداد دانش آموزان : 13نفر مراحل فرایند یادگیری 1- آماده سازی کلاسی و فیزیکی: (5 دقیقه) به محض ورودآموزگار به کلاس و سلام واحوال پرسی با دانش آموزان و اطلاع از وضعیّت جسمی و روحی آنها اقدام به آرایش کلاس به صورت گروهی می نماید. بدین صورت:آموزگار: بچّه های عزیز دوست دارید قبل از هر چیز گروه بندی کنیم ؟ دانش آموزان: بله آموزگار: خیلی خوب ، شادمان تو بیا و این کاغذهای تا شده را که اسم شما را در آن نوشته ام به سه گروه تقسیم کن تا شادمان گروه ها را مشخّص می کند آموزگار میزها را طوری می چیند که سه گروه دور هم بنشینند. آموزگار: عزیزان حالا که گروه ها معلوم شد دوست دارید یک بازی جالب انجام بدهیم؟ دانش آموزان با شور و اشتیاق فراوان: بله آموزگار: بسیار خوب، (یک بازی شادی آور مثل؛ بشین بر پا ، این کار را بکن این کار را نکن و......) را اجرا می کند. تا در کلاس یک نفر باقی بماند ، او را به عنوان برنده معرّفی و دانش آموزان تشویقش می کنند. 2- آماده سازی درسی و ارزشیابی تشخیصی: (5دقیقه ) آموزگار: بچّه ها من به هر گروه یک کاغذ می دهم ، از هر گروه می خواهم با هم سه جمع و سه تفریق روی کاغذ ها بنو یسید. بچّه ها این کار را با علاقه ی زیاد انجام می دهند . آموزگار کاغذ ها را جمع و کاغذ هر گروه را به گروه دیگر می دهد . آموزگار: عزیزان ، جمع و تفریق ها را با کمک همدیگر انجام بدهید ( نحوه ی فعّالیّت گروه ها را کنترل و مشاهده می کند ) پس( 18) نوع جمع وتفریق توسط خود دانش آموزان نوشته شده و جواب داده شده است . آموزگار: بچّه ها دوست دارید بدانید دوستانتان چکار کرده اند. دانش آموزان : بله آموزگار: خیلی خوب روژین تو کاغذ ها را جمع و آنها را بین گروه ها تقسیم کن ، بچّه ها شما هم گروهی ورقه را بررسی کنید ( تاکید شود که یک نفر همه ی کارها را انجام ندهد ، کارها را تقسیم کنند ). آموزگار در این مدّت فعّا لیّت گروه ها را با دقّت مشاهده و کنترل می کند و در چک لیست میزان مهارت ونگرش بچّه ها را به صورت کیفی تحت عناوین ( عالی.بسیارخوب.خوب.متوسط.ضعیف ) (گروه تعیین شده ) ثبت می کند. آموزگار: دانش آموزان عزیز ورقه ها را بررسی کردید . دانش آموزان : بله آموزگار: آفرین به شما بچّه های خوب و فعّال . پس همه آماده هستید درس جدید را با کمک هم وبه صورت گروهـــــــــی یاد بگیریم. (( این کار به معلّم کمک می کند تا او بداند آیا کل کلاس آمادگی فرایند یاد گیری تازه را دارند یا نه)) 3- فرایند یادگیری وکشف راه حل های حل مسئله و بروز خلّاقیّت و نوآوری دانش آموزان: (15دقیقه ) آموزگار: بچّه ها ی عزیز درس جدید ما درباره ی جمع عددهای دو رقمی با عددهای یک رقمی به صورت ستونی می باشد . حال من ورقه هایی را به گروه ها می دهم که در آن چند تا جمع نوشته ، از شما می خواهم با هم در مورد آنها بحث و برای حل آنها فکر کنید . یادتان باشد درباره ی راه حل ها با هم مشورت کنید . چون ما به بهترین راه حل و فعّال ترین گروه جایزه میدهیم . آموزگار: مهیار تو بیا و ورقه ها را به گروه ها بده . آموزگار: بچّه ها از همین حالا شما (10دقیقه) فرصت دارید تا ببینید کدام عددها زیر هم نوشته شده اند ؟، چرا زیر هم نوشته شده اند؟ چگونه آنها را با هم جمع می کنیم؟ بچّه ها مشغول می شوند و آموزگار با دقّت فعّالیّت گروه ها را مشاهده و به گروه ها سر زده و اگر سوال یا مشکلی داشتند سعی می کند با راهنمایی وهدایت کاری کند که بچّه ها خود جواب سوال یا حل مشکل را کشف کنند. در مدّت کار آموزگار با استفاده از چک لیست میزان مهارت و نگرش گروه ها را با استفاده از عبارات کیفی مانند ؛( عالی، بسیارخوب، خوب، متوسط، ضعیف )برای خود ثبت می کند: مانند نمونه برای دیگر اعضای گروه اعمال می شود . مهارت مشاهده، کاربرد ابزار، اندازه گیری، برقراری ارتباط، آزمایش، فرضیه سازی، پیش بینی، طراحی تحقیق، تفسیریافته ها. مهیار عالی عالی عالی عالی بسیارخوب عالی عالی بسیارخوب عالی .... .. .. .. .. .......... .. .... .. بعد از تمام شدن (10دقیقه) آموزگار : بچّه ها کارتان تمام شد؟ دانش آموزان : بله آموزگار : خیلی خوب ، از گروه اوّل یکی به عنوان نماینده بلند شود و برای ما شرح بدهد که چه کار کرده اید ؟ صاحب بلند شده و توضیح می دهد : در جمع (5+13) عدد 5 را زیر 3 می نویسیم ؛ چون هر دوی آنها یکی هستند و اوّل 5 و 3 را چون یکی هستند با هم جمع می کنیم و در زیر ستون یکی می نویسیم 8 بعد چون یک بسته ی ده تایی خودش تنها است آن را زیر ستون ده تایی می نویسیم . و جواب آن می شود (18=5+13) آموزگار : آفرین بسیار خوب است . عزیزان : آیا شما هم این راه حل را کشف کرده بودید ؟ دانش آموزان : با شادی فراوان :بله در حالی که گروه ها به یافته ها و کشفیات دوستانشان گوش می دهند از گروه های دیگر می خواهیم که نظرات و یافته های خود را توسط نماینده ی خود بیان کنند تا تمام کلاس از راه حل های هم دیگر اطلاع پیدا کرده و به دانسته های خود بیافزایند. آموزگار : آفرین به شما دانش آموزان فعّال و کوشا . حالا بگویید که کدام گروه فعّالیّتش را بهتر انجام داده و برای شما شرح داد ؟ دانش آموزان : گروه اوّل آموزگار : بسیار خوب ، گروه اوّل را تشویق کنید ، من هم به آنها جایزه می دهم . آموزگار: بچّه ها دوست دارید فعّالیّت صفحه ی (58) کتاب را با هم انجام بدهید ؟ دانش آموزان: با شادی فراوان : بلــه 4- تثبیت یادگیری و فعّالیّت کلاسی مربوط به فرایند یادگیری (15دقیقه) آموزگار: بچّه ها هر گروه یک کتاب باز کرده و فعّالیّت صفحه ی (58) را با کمک هم انجام بدهید . دانش آموزان : با علاقه ی فراوان دور هم جمع و مشغول فعّالیّت می شوند. بعد از چند دقیقه که کار همه ی گروه ها تمام شد . آموزگار: عزیزان : کارتان تمام شد ؟ دانش آموزان : بله آموزگار: حالا هم نماینده ی گروه های یک و دو فعّالیّت انجام شده ی خود را برداشته و پیش گروه سه بزوند . بچّه ها با علاقه وشادی فراوان بین خود نما ینده انتخاب و پیش گروه سه می فرستند . آموزگار: بسیار خوب حالا هر سه کتاب را کنار هم بگذارید و با هم بررسی کنید . آموزگار هم پیش آنها رفته و شیوه ی بررسی وانجام فعّالیّت را تماشا کرده وبعد از تمام شدن بررسی می پرسد ؟ مثل هم بودند؟ دانش آموزان : بله ( یا مثلاً گروه دوّم یکی از جمع ها را درست انجام نداده بود ) آموزگار : خیلی خوب به او کمک کردید تا درستش را بنویسد ؟ دانش آموزان :بله آموزگار: پس حالا می توانید فعّالیّت همان صفحه را همه انجام بدهید . برای هیجان بیشتر میتوان یک به یک اعضای هر گروه فعّالیّت خود را با یک به یک اعضای گروه دیگر مقایسه کنند . (بعد از تمام شدن مقایسه توسط همه ی دانش آموزان ) آموزگار : بچّه ها دوست دارید در آخر برای آنکه بدانیم همه مطلب را یاد گرفته اید بین گروه ها مسابقه بگذاریم ؟ دانش آموزان : فریاد می زنند :بله آموزگار : بسیار خوب ، هر گروه یک نفر را به پای تخته بفرستد . سه نفر به پای تخته آمده ، تخته را به سه قسمت تقسیم کرده و به هر کدام از نماینده ها یک جمع می دهیم تا انجام بدهد نماینده ی گروه اوّل: شادمان نماینده ی گروه دوّم: کامیار نماینده ی گروه سوّم: هژیر 4 1 6 1 2 1 3 + 2 + 5 + _____ _____ _____ بعد از آنکه جمع ها را انجام دادند و همه را تشویق کردند آموزگار: آفرین بچّه ها . دوست دارید کاری را که در مدرسه با هم انجام دادید در خانه هم در دفتر ریاضی انجام بدهید؟ دانش آموزان :بله آموزگار : پس این کار را انجام بدهید تا بهتر یاد بگیرید. آموزگار: آرمین یک لطیفه برای ما تعریف می کنی ؟ آرمین : بله و تعریف می کند ............................. آموزگار : آفرین بچّه ها تشویقش کنید .

برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ زیر مراجعه شود : p2dagaga.blogfa.com

 عطا حسینی

 

43 - کلی - کلی - یکی از دانش آموز های من بسیار باهوش ولی درس نمی خواند. ما باید با این دانش آموز چکار کنیم. محمد حسن بزرگی

    

***برنده***

42 - مدیریت کلاس - کلی - با دانش آموزان پرخاشگر و ناهنجار کلاس چه کنم ؟ ربابه اورعی

 

   من در کلاسم دانش آموز پرخاشگر دارم اتفاقا از همین صفحه نیز کمک خواستم ولی راهکاری داده نشد این بود که دست به یک عمل جدید زدم دوربین فیلم برداری به کلاس بردم و در مواقعی که دانش آموز شروع به انجام کارهایی می کرد که باعث به هم زدن نظم کلاس می شد از او فیلم گرفتم وبعد از دقایقی به بهانه ی دیدن فیلم کارتن بچه ها را به سالن تماشای فیلم می بردم و فیلم را پخش می کردم و از خود او می پرسیدم به نظر شما این کار درستی است؟ شاید بعضی بچه ها برایشان این وسیله یک تقویت مثبت هم باشد بنابراین از همین امر استفاده کرده و با حذف چیزی که دوست دارد رفتارش را کنترل کردم و گفتم زمانی فیلمی از تو پخش می کنیم که در آن مثل همه ی بچه ها به حرف های معلم گوش کنی مثلا از ... خبری نیست در مورد بچه های استثنایی که دیر تر پی به یک مطلب می برند زمان بیشتری برای شرطی کردن آن ها طول می کشد ولی برای بچه های عادی زمان کمتری کار می برد. فروزان جعفریان

 

41 - - - بله.بچه های کلاس اصلا به حرف من گوش نمی کنند و خیلی شلوغ هستند من هر روشی را برای ساکت کردن انها به کار برده ام ولی اصلا کارساز نبوده در کلاس خیلی حرف می زنند، کتک کاری می کنند، به درس گوش نمی کنند و هر ادایی دارند در می آورند. لطفا مرا راهنمایی کنید. اعظم عبدللهی

    

40 -  - - سلام،من آموزگار پایه اول مدارس استثنایی هستم دانش آموزی دارم که پرخاشگر و بی توجه است و با آن که در سطح خود می تواند بیاموزد ولی با وجود این مشکل کار سخت شده است از روش های مختلفی استفاده کرده ام ولی نتیجه چندانی نگرفته ام راه حل شما همکار عزیز چیست؟ فروزان جعفریان

    

39 - آمادگی دفاعی - دبیرستان - در مقطع دبیرستان درسی كه احساس می كنیم دانش آموزان بالا ترین نمره رامی گیرند دفاعی است.در حالی که این طور نمی باشد.چرا؟ حمید سالمی

    

38 - مدیریت کلاس - کلی - بچه های كلاس از من حرف شنوی ندارند، چه کنم؟ زهرا ایرجی

 

   این مسله می تواند دلایل مختلفی داشته باشد. 1- شما باید روش برخوردتان را عوض کنید زیرا دانش آموزان دست شما را خوانده اند دیگر روش شما کارایی ندارد. الف - اگر دختر هستند باید روابط عاطفی بیشتر شود زیرا دخترها بیشتر عاطفی هستند. ب- اگر پسر هستند باید روش تندتری پیش بگیرید. ج- روابط دوستی با دانش آموزان داشته باشید تا آنان شما را بپذیرند. د-با هر دانش آموز با توجه به شخصیت آنها برخورد داشته باشید زیرا بعضی ها به علت مشکلات عاطفی که دارند نمی شود به آنها میدان داد زیرا جنبه یا پذیرش همه چیز را ندارند . ه- محیط وشرایطتان را باید مورد توجه قرار دهید. با چه خانوادهایی سرکار دارید.اگر سواد دارند مشکل را با خانواده های آنها درمیان بگذارید تا به شما کمک کنند و اگر سواد ندارند بعضی مشکلات را با کمک مدیر و بعضی را با کمک اولیا باید حل کنید. محمود کلانکی

 

37 - کلی - کلی - با بی انگیزه بودن بچه ها در درسها چه کنیم؟ -

   با سلام به نظر من اگر معلم خودش در كلاس با درس خود عشق ورزی كند و كارهایی كه باعث موفقیت او در رشته تحصیل خود شده را به دانش آموزان ارائه دهد این موضوع خود نوعی ایجاد انگیزه است . اگرهم در دل خود از رشته كاری خود خوشش نمی آید به روی خود نیاورد و ظاهر درس و رشته درسی خود را حذاب جلوه دهد. حمید نقی زاده

 

36 - ریاضی - دبستان - لطفا در مورد اموزش جدول ضرب به شیوه های نوین ما را راهنمای کنید. -

   البته من این راهكار را برای آموزش فرزندم به كار بردم ضرب راروی كارتهایی نوشتم وپاسخ ها را روی كارت های دیگر با پسرم بازی میكردیم به این ترتیب كه كارتهای سؤال یك طرف و كارت های پاسخ طرف دیگر قرار میدادیم وبه نوبت یك كارت سؤال برمی داشتیم و یك كارت جواب هم بر می داشتیم اگر پاسخ درست بود به عنوان جایزه یك بار دیگر هم انجام می دادیم و گرنه نوبت نفر بعد می شد این بازی رابه صورت چند نفره در كلاس هم می شود اجرا كرد . یا این كه پاسخ را پشت كارت بنویسیم بچه ها دو نفره یاچند نفره یكی از بچه ها كارت ها را نشان دهد بقیه پاسخ بدهند بعد از این كه بچه ها پاسخ دادند طرف دیگر را كه پاسخ روی آن نوشته شده است به بچه ها نشان بدهد هر كس خودش متوجه می شود كه پاسخش درست بوده است یا نه و به كسانی كه بیشترین پاسخ درست را بدهند جایزه ای داده شود. به این ترتیب بچه ها برای این كه بتوانند بیشترین پاسخ رابدهند سعی می كنند هر چه زودتر جدول ضرب را از بر كنند و تكراری كه ضمن بازی صورت می گیرد در یادگیری سریعتر مؤثر است. (البته این روشی برای تمرین جدول ضرب است نه آموزش آن.) صدیقه قنواتی

 

35 - قرآن - کلی - درمورد بسیاری از درسها راه کارهای عملی برای تدریس داده شده اما در مورد قرآن روشهای زیادی ارایه نشده و یا اگر مطلبی ارایه شده کاربردی نیست. لطفا به فکر باشید و از همین الان شروع کنید. ش-ک

 

   سلام ،چندی پیش در یک کلاس ضمن خدمت شرکت کرده بودم در مورد آموزش قرآن به بچه های پیش دبستانی !کاری که به نظر خیلی مشکل می آید ولی بچه ها با این روشی که عزیزان از مکتب قرآن قم آموزش می دادند به خوبی روخوانی قرآن را فرا می گیرند روشی که تماما بازی و قصه ونمایش است به طوری که آموزش حروف است وفقط خواندن آن بدون هیچ نوشتنی. اما برای بچه های بالاتر که این طور یاد نگرفته اند چه کنیم .خوب ما برای این بچه ها مشکل آموزش حروف را نداریم پس باید حرکات وعلامات قرآن را به صورت قصه و نمایش به بچه ها آموزش دهیم برای آموزش به کتب تدریس مکتب القران 1و2در مقطع پیش دبستانی مراجعه کنید همین طور به راهنمای تدریس این کتب و البته خود شما می توانید نسبت به سن بچه ها نمایش ها وقصه ها را تغییر دهید .فروزان جعفریان

 

34 - کلی - کلی - در مدرسه ی ما اولیای بچه ها خیلی از كار معلم ایراد می گیرند فكر می كنند چون اكثرشان معلم هستند پس خیلی اگاهی دارند مخصوصا از من كه دو سال تجربه دارم لطفا مرا یاری فرما یید زهره تاجیك

    

33 - کلی - کلی - همیشه درسرابهچند بخش کوچک تقسیم میکنم وتدریس مینمایم وبعد از تدریس چند نمونه بلافاصله توسط خود دانش اموز حل میشود ولی جلسه بعد مثل اینکه دانش اموز هیچی نشنیده اند و مات مبهوت نگاه میکنند با این مشکل چه کارکنم؟ م صنعی شرق

    

32 - انگلیسی - راهنمایی - reading آخر هر درس سوم راهنمایی برای دانش آموزان خسته کننده است. چگونه می توان آن را جذاب تر کرد تا دانش آموز بیشتر دل به درس بدهد.نجف.م

 

   reading هر درس را به صورت نمایشی اجرا می کنیم و شاید بتوان گفت که بچه ها برای رسیدن به این قسمت از درس لحظه شماری می کنند. به طور مثال از بچه های کلاس پولی جمع آوری شد و کیکی سفارش دادیم که به صورت ببر بود و با کیک به کلاس رفتم و reading حیوانات اهلی و وحشی را شروع کردم و در حین درس دادن از اسباب بازیهای فرزندانم برای تدریس کمک گرفتم و پس از کمی تدریس بچه ها کیک خوردند و پس از آن از روی متن خواندیم و کارهای همیشگی انجام شد و برای جلسه بعد به جای روخوانی از افراد درسخوان تر به صورت حفظ reading پرسیده شد و از دیگران رو خوانی پرسیدم . برای درس رفتن به مسافرت از تصاویر شجره خانوادگی به همراه عکسی که با خانواده ام در مشهد داشتیم استفاده می کنم. و نکته مهم این است که ضعیف ترها با این روش درس را بهتر می فهمند و کمتر کلاس را به هم می ریزند . زهرا درگاهی پور

 

31 - کلی - کلی - بی انگیزه بودن نسبت به تحصیل و ادامه درس از عمده ترین مشكلات دانش آموزان در سالهای اخیر است .به نظر دوستان چه راهكارهای عملی می تواند در كاهش یا رفع این مشكل كمك كند? ممنونم علی نصرت فلاح

   استفاده از شیوه های نمایشی و شیوه ی رسم نقاشی در کلاس درس درباره ی موضوع درسی که باعث می شود کلاس درس از حالت انجماد در آمده و یک شور و شوق خاصی در کلاس بوجود آید در صورت لزوم می توانم نکات مربوط به این روش اجرایی و راهکارهای آن را اعلام نمایم رقیه محمد دخت یگانه

 

   من همیشه سر کلاس موقعی که بی تفاوتی و بی انگیزه بودن را در چشمهای دانش آموزانم می بینم با عوض کردن موضوع صحبتم توجه بچه ها را جلب میکنم به تعریف کردن خاطرات مثبت و خوب دوران تحصیل خودم. سعی می کنم با دادن روحیه و امید به همه آنها بقبولانم که چند سال دیگه آنها هم میتوانند تمام این خاطرات و موفقیتها را در زندگی خودشان داشته باشند. حتی گاهی با آنها همراه می شوم و از خودشان راجع به بی انگیزگی دانش آموزان بطور کلی سوال می کنم. یعنی آنها را صاحب نظر قرار میدهم به گونه ای که تصور کنند خودشان مشکلی ندارند و قرار است در باره بقیه دانش آموزان راهکار ارائه دهند. کوچکترین جنبه ی مثبت افکارشان را سعی می کنم بزرگ جلوه دهم و با دادن اطلاعاتی که احساس می کنم به موفق شدن آنها در راه رسیدن به این اهداف منجر می شود امیدشان را برای گام نهادن در این راه تقویت می کنم. گاهی وقتها شده برای بچه هایی که هدفی جز درس خواندن را انتخاب کرده اند نیز از دیگران مشورت خواسته ام تا با نشان دادن نزدیک ترین راه برای رسیدنشان به هدف اعتماد به نفسشان را تقویت کنم. به نظر من همه ی راههای موفقیت از درس خواندن صرف نمی گذرد، شاید بعضی مواقع با دادن امیدهای خیالی حداقل بتوان فکردانش آموزان را تا تمام کردن مقطع متوسطه و یا حتی دانشگاه از اندیشیدن به عدم درس خواندن منحرف کرد، آنموقع دیگر قدرت تفکرشان قوی تر شده بهتر می توانند برای خودشان تصمیم بگیرند. اما این هم یادمان نرود انسانی موفق میشود که در زندگی هدف داشته باشد، هر گاه توانستیم دانش آموزانمان را در پیدا کردن هدفشان یاری کنیم می توانیم انتظار داشته باشیم که آنها را به همه چیز علاقمند کنیم. مریم کاوه

 

30 - کلی - کلی - با عدم علاقه همکاران به فعالیتهای فوق برنامه چه کنیم؟ امید احمدی

   1-همه به پاداش نیازمندیم.اگر مدیر و مسوولین برای معلمان در ارزشیابی امتیازی قایل شوند خوب است.

2-اهمیت وضرورت فوق بر نامه ها در جلسات شورای معلمان توجیه شود.

3-آ.پ به صورت غیر متمرکز اداره شود وبخشنامه های زیاد کاری صادر نگردد.

4-مدیران فعال و پویا مدارس را اداره کنند.

 سیده صبورا هاشمیان رستمی

 

29 - کلی - کلی - مشکل عدم تمرکز دانش داموزان روی مطالب درسی وجود دارد!  البته راهبردی که به کار برده ام این است که درهر گروه ازمون بین گروهی برگزار می کنم سوالات هر گروه را گروه دیگر پاسخ می دهد و در مقابل به بهترین سوالات و پاسخ ها کارت امتیاز تعلق می گیرد و بعضی از دروس ساده را از طریق همیاری تدریس می کنند که این مساله باعث شده گروه ها فعالیت بیشتری کرده توانایی تمرکز کردن روی مطالب درسی را فرا بگیرند. (اما دنبال راهبردهای دیگری هم هستم.) زهرا اظهری

    

28 - کلی - کلی - چگونه بر فکر های گیجو ویج خود غلبه کنم؟ فاطمه بیاگوی

    

27 - کلی - کلی - برخی از بچه ها دچار مشكلات رفتاری خانوادگی هستند. مثلا در لا به لای كلمات خود از كلمات زشت استفاده می كنند. برای رفع این مشكل چه می توان كرد؟ مسعود نبی دوست

    

26 - کلی - ابتدایی - چگونگی برخورد با دانش آموز وظیفه نشناس و همچنین ترغیب و تشویق او نسبت به انجام وظایف علی طاوسی

    

25 - کلی - ابتدایی - به هنگام تدریس یك موضوع جدید دانش آموزان آنچه خاطره از آن موضوع دارند را می خواهند بر زبان بیاورند كه این باعث اتلاف وقت كلاس می شود . لطفاً با توجه به عواطف كودكان راهنمایی فرمایید. محمد جوادی

   کلاستان را قانون مند نمایید و برای بچه ها توضیح دهید که بچه ها موقع تدریس فقط شما گوش کنید و بعد از پایان تدریس شما اجازه دارید در مورد درس داده شده هر مطلبی که به ذهن تان می آید صحبت کنید. البته این بدان معنی نیست که تدریس در کلاستان از حالت پرسش و پاسخ خارج شود. فروزان جعفریان

 

24 - کلی - کلی - دانش اموزان مشورت کردن را جدی تلقی نمی کنند. رقیه کاظمی

   این مشکل در کشور ما فرا گیر است .یک دلیل، بی توجهی والدین در نظر خواهی از کودکان است.اما در مدرسه نیز بخاطر عدم نقد کار کودکان مشورت جایگاهی پیدا نمی کند . حالا برای رفع این نقیصه می توان یک کار را پیشنها د کرد مثلا برای ساختن یک وسیله در کلاس از همه نظر خواهی می کنیم و به بهترین پیشنهاد جایزه داده شود. سید عبداله سید یعقوب زاده

 

23 - کلی - کلی - متاسفانه برخی دبیران بعضی مطالبی که جزء اهداف کتاب نیست را در کلاس خود مطرح می کنند و برخی مدارس هم از همین مطالب اضافه در آزمونهای ورودی خود استفاده می کنند. در چنین شرایطی معلمهایی مثل من - که معتقدیم بهتر است عمق مطلب آموزشی را بیشتر کنیم نه طول و عرض آنرا - دچار مشکل می شویم. چه باید کرد؟ رهی صادق

    

22 - کلی - کلی - مدیران با دبیران همکاری نمی کنند واگر مشکلی در کلاس پیش بیاید در بقیه موارد انضباطی واخلاقی نیز به خود دبیر ایراد میگیرند. چه باید کرد؟ ع- استکی

   دریك جلسه توجیهی آغازسال تحصیلی مدیر با معلمان خود باید انتظارات خود را بیان كند و در هنگام بروز مشكلات به صورت دوستانه بدون حضور دانش آموزان مشکلات را بررسی نماید اردشیر عالی پور

 

21 - کلی - کلی - با وجود حجم زیاد مطالب و شلوغ بودن کلاس ها چگونه می توان تفکر صحیح و یادگیری عمیق را به دانش آموزان آموخت محمد رضا رحمانی

 

   در كلاس درس وقتی ببینم دویا چند نفر از دانش موزان صحبت می كنند كاملا ساكت می شوم و سرم را به نشانه ی اعتراض پایین می اندازم بعد از چند لحظه می بینم كه كلاس كاملا آرام شده است . داود عباسیان

    

20 - قرآن - کلی - چرا درباره روش تدریس قران مدارس چیزی نمی نویسید؟ محسن چینی فروشان

   من همیشه لوحه مربوط به سوره یا صفحه را در کنارتخته سیاه نصب میکنم و هرروز در ابتدا زنگ اول به مدت 5 تا 10 دقیقه آن سوره یا کلمات قرانی را تکرار وتمرین می کنم و بچه ها به راحتی در طول هفته سوره و کلمات را حفظ می کنند. سید عبداله سید یعقو ب زاده

 

   جهت تدریس در درس قرآن اول به دانش آموزان توضیح مختصری در باره قواعد و طرز تلفظ حرف مورد نظر ارایه بدهید بعد هنگام خواندن با وسایل کمک آموزشی تاکید کنید گوش کنند، خط بری نمایند و هنگام تلفظ بار دوم بگوییم که شما هم تلفظ کنید یادر جملات بلند بگوییم که نفس بگیرید. نادر اسد اله زاده

 

19 - دیکته - ابتدایی - من در دیکته گفتن به بچه ها مشکل دارم و به نظرم کار تکراری کم نتیجه اما لازمی است. آیا راه دیگری هم برای دیکته گفتن وجود دارد؟ شراره آذربایجانی

 

   دوست عزیز مشکل شما را خواندم و متن زیر را از روزنامه ی همشهری 29/06/1385 برایتان انتخاب کردم. امیدوارم برایتان راهگشا باشد.

 اهمیت نوشتن و نیاز به صحیح نوشتن در ایجاد ارتباط با دیگران بر کسی پوشیده نیست. در همین ارتباط از ابتدای آموزش رسمی خواندن و نوشتن، به کودکانمان می‌آموزیم که چگونه بنویسیم وچه اقداماتی در این باره انجام می‌دهیم تا بتوانند آموخته‌های خود را در موقعیت‌های مختلف به کار گیرند. مهمترین ماده درسی که این وضعیت را بر عهده دارد، املای فارسی است. املا در لغت به معنی پر کردن، بر سر جمع گفتن، تقریر کردن مطلبی تا دیگری آن را بنویسد، است. در زبان فارسی کلمه‌ای معادل املا و دیکته نداریم، ولی می‌توانیم «از بر نویسی» یا «گفتار نویسی» را جایگزین کلمه املا یا دیکته کنیم. منظور این است که شخص گفته‌های دیگران را بدون دیدن آن کلمات بنویسد. با توجه به این که درس املا بنای علمی در یادگیری سایر دروس است و توجه به این مهم، یکی از ضروریات نظام آموزشی ماست و از طرفی روش‌های متداول املا نمی‌تواند راه گشای مشکلات آموزشی در این درس باشد، لذا در این مجموعه سعی شده است چندین روش متنوع و جالب برای املا و تصحیح آن ارائه شود. تا از همین ابتدای سال تحصیلی با یاری اولیا و آموزگاران در افزایش توانمندی دانش‌آموزان تلاش شود.

1) املا به صورت گروهی. به این شکل که بچه‌ها را به گروه‌های 5 یا 6 نفره تقسیم می‌کنیم و در هر گروه، هر خط را یک نفر از گروه می‌نویسد و در انتها نمره گروهی می‌دهیم و آن املا در پوشه کار گروه‌ها قرار می‌گیرد.

2) هر گروه یک متن املا با کمک تمام اعضای گروه خود می‌نویسد و ما املای همه گروه‌ها را جمع‌آوری کرده و می‌خوانیم و سپس یا بهترین متن دیکته را به کل کلاس می‌گوییم و یا از هر گروه یک پاراگراف انتخاب کرده و دیکته تلفیقی تهیه کرده و به کل کلاس، دیکته می‌گوییم. در این صورت متن دیکته را بچه‌ها انتخاب کرده‌اند.

3) بچه‌ها را گروه‌بندی می‌کنیم و سپس هر گروه متن دیکته‌ای را می‌نویسد و برای گروه دیگر می‌خواند تا آن گروه بنویسند. دیکته گروه به گروه نام دیگر این دیکته است.

4) در روش دیگر، باز بچه‌ها به گروه‌های 5 یا 6 نفره تقسیم می‌شوند. 10 کلمه مهم از درس انتخاب می‌کنیم و از بچه‌ها در گروه‌ها می‌خواهیم که هر کدام جمله‌ای را در ارتباط با درس بنویسند و از کلمات مهم مورد نظر استفاده کنند و هر گروه جملات خود را کنار هم گذاشته و یک متن کوتاه و زیبا بسازد.

5) در مواقعی که شاگردی ضعیف است و در املا پیشرفت چندانی ندارد، می‌توان در هنگام دیکته دانش‌آموز ضعیف را کنار دانش‌آموز قوی نشاند تا بعضی از لغات را که برایش مشکل است، با مشورت بنویسد. در نتیجه دانش‌آموز ضعیف، هم آن لغت را به خوبی به ذهن می‌سپارد و هم با افت نمره به طور مکرر مواجه نمی‌شود. البته این روش نباید به طور تکرار و همیشگی باشد.

6) در هنگام تصحیح کردن املا، معلم صحیح لغات را نمی‌نویسد و دانش‌آموزان خودشان درست لغات را از کتاب پیدا می‌کنند و بعد ما به آن املا نمره می‌دهیم. یعنی، ابتدا دور کلمات اشتباه خط می‌کشیم و صحیح آن را بچه‌ها می‌نویسند و ما به صحیح نوشتن آنها نمره می‌دهیم.

7) روش دیگر این است که معلم بهتر است متن دیکته را قبل از املا برای بچه‌ها بخواند، ولی بچه‌ها چیزی ننویسند و تنها گوش دهند.

8) بعد از املا هم باید متن مجدداً خوانده شود، یعنی در هر املا کل متن باید سه بار خوانده شود.

9) در صورت دیگر املا، می‌توان شفاهی دیکته را خواند و بچه‌ها لغات مهم آن را هجی کنند و در هوا بنویسند.

10) نوع دیگر املا می‌تواند چنین باشد که شاگرد پشت سری کلمات را روی پشت فرد جلویی بنویسد و شاگرد جلویی از روش حرکت انگشتی فرد عقبی بتواند لغات را بفهمد و بنویسد که این یک نوع بازی و املا است.

11) در روش دیگر به بچه‌ها می‌گوییم روزنامه با خود به کلاس بیاورند و لغات را ببرند و از لغات بریده شده یک بند املا برای ما درست کنند و بر روی ورقه بچسبانند. یا این روش می‌تواند به صورت گروهی هم صورت گیرد.

12) می‌توان املایی را به صورت پلی‌کپی بدون نقطه، بدون تشدید و یا به صورت لغات ناقص به دانش‌آموزان داد تا آنان در جای مناسب نقطه بگذارند و یا تشدید قرار دهند یا لغات ناقص را کامل کنند.

13) می‌توان دیکته را به صورت لغات صحیح و غلط در کنار هم قرار داد تا بچه‌ها کلمه غلط را خط بزنند.

14) روش دیگر املا می‌تواند به صورت تصویری باشد. یعنی، شکل را به دانش‌آموزان بدهیم تا آنان املای صحیح آن را بنویسند.

15) املای تقویت حافظه: بدین صورت که معلم متنی را روی تخته می‌نویسد و سپس متن را برای دانش‌آموزان می‌خواند و سپس روی نوشته‌هایش روی تخته پرده می‌کشد و بچه‌ها باید هر آنچه از متن فهمیده‌اند را بنویسند. سپس معلم پرده را از تخته برمی‌دارد و بچه‌ها متن خود را با متن تخته مقایسه می‌کنند و به خود امتیاز می‌دهند.

16) روش دیگر، می‌تواند استفاده از آینه باشد که کلمات را بر عکس بنویسیم و بچه‌ها با آینه درست آن را بنویسند و یا صحیح آن را بخوانند.

17) دیکته آبکی: روش دیگر، استفاده از آب و محیط حیاط مدرسه است. بدین ترتیب که بچه‌ها به صورت انفرادی و یا گروهی با خود آب‌پاش به مدرسه می‌آورند و با آب دیکته را روی زمین بنویسند و گروهی نوشته‌های خود را تصحیح کنند.

18) روش دیگر در تصحیح املا این است که دانش‌آموزان با اشتباهات خود جمله بسازند و یا دیکته به صورت جمله‌سازی از لغات مهم درس باشد.

19) کلمات مهم یا مشکل درس را روی پارچه بنویسند و سپس با خمیر و یا نخ و سوزن کلمات را بسازند و یا بدوزند که در این صورت املا با هنر و بازی توأمان می‌شود (یادگیری تلفیقی)

20) دانش‌آموزان از اشتباهات خود در املا کلمات هم‌خانواده، متضاد و یا هم معنا بنویسند.

21) برای آشنایی دانش‌آموزان با انواع صداها و لهجه‌ها در هنگام دیکته گفتن و از این که بچه‌ها تنها به صدا و لحن معلم خود خو نگیرند، معلم می‌تواند از اطرافیان خود بخواهد تا متن املا را بر روی نوار بخوانند و صدای خود را ضبط کنند و سپس آن متن را به کلاس بیاورد و بچه‌ها از روی آن نوار دیکته بنویسند و در هنگام ارزشیابی پایانی و یا هر زمان دیگر بچه‌ها دچار مشکل نشوند.

22) همکاران معلم می‌توانند در املاهای کلاسی جای خود را تعویض کنند و به بچه‌های کلاس‌های دیگر املا بگویند تا بچه‌ها با انواع صداها و لحن‌ و گویش در دیکته آشنا شوند.

23) دانش‌آموزان می‌توانند به والدین خود دیکته بگویند و والدین در املای خود چند کلمه را اشتباه بنویسند تا بچه‌ها آنها را تصحیح کنند و به پدر و مادر خود نمره دهند.

24) بچه‌ها می‌توانند به معلم خود دیکته بگویند. هر گروه یک پاراگراف به معلم بگوید و در انتها گروه‌ها ورقه‌ معلم را تصحیح کنند و یا هر گروه پاراگراف مخصوص به خود را صحیح کند. البته بهتر است معلم چند کلمه را عمداً اشتباه بنویسد.

25) برای والدین بی‌سواد، فرزند می‌تواند صدای خود را ضبط کند و از روی صدای خود به خودش دیکته بگوید یعنی صدای ضبط شده خود را جایگزین صدای اولیای خود که بی سواد هستند، نماید.

26) یکی دیگر از روش‌ها برای تصحیح املا این است که می‌توان املا را به بچه‌ها داد تا تصحیح کنند، ولی در نهایت نمره نهایی را معلم بدهد و یا دانش‌آموزان تصحیح کننده با مداد کنار دفتر فرد، نمره بگذارند و بعد معلم، نمره خود را با نمره‌ای که دانش‌آموزان داده مقایسه کند.

27) معلم لغاتی را بر روی مقوا می‌نویسد و مقوا را به تخته نصب می‌کند و زمان کوتاهی وقت می‌دهد تا دانش‌آموزان کلمات را به دقت نگاه کنند و سپس مقوا را جمع می‌کند. در این جا بچه‌ها هر آنچه از لغات در ذهنشان مانده است را می‌نویسند و ما لغات و کلمات آنان را تصحیح می‌کنیم تا دقت آنان سنجیده شود.

28) دانش‌آموزان املا را در هوا بنویسند و ما هم در هوا تصحیح کنیم نه با قلم و روی کاغذ.

29) روش دیگر املا که همراه با بازی هم است، این است که دانش‌آموزان با گچ روی زمین مدرسه و حیاط مدرسه دیکته بنویسند و سپس حیاط را دسته‌جمعی بشویند تا آثار گچ حیاط مدرسه را کثیف نکند.

30) معلم می‌تواند املا را بر روی چندین کارت بنویسد و این کارت‌ها بین گروه‌ها تقسیم شود تا تمام گروه‌ها کارت را ببیند و سپس کارت‌ها را جمع کرده و از روی آنها دیکته بگوید. لازم به تذکر است که روش‌های املا که به عنوان نمونه بیان گردید را نباید به عنوان روش واحد تلقی کرد. اگر هر روشی بیشتر از اندازه استفاده گردد، ارزش آموزشی خود را از دست می‌دهد. لذا اگر معلم بنا به ضرورت و در نظر گرفتن تنوع، روش‌های متنوع املا را به کار گیرد نتیجه مفیدی عاید دانش‌آموزان خواهد شد.  زهره دانایی

 

   درباره دیکته در ابتدایی با توجه به پایه و مشکلات خاص در بعضی از دانش اموزان راههای بسیاری وجود دارد. امادر پایه اول چند راه وجود دارد به جز راه معمولبه طور مثال می توان دیکته با حروف گفت معلم چند حرف وصدا را می گوید ودانش آموزان کلمه می سازند ومی نویسند- راه دیگر معلم جمله های خارج از کتاب را تهیه می کند ویکی یکی پای تخته می نویسد وزمانی را برای خواندن فرصت می دهد وبلافاصله ان را پاک می کند واز دانش اموزان می خواهد ان را بنویسند در این روش علاوه بر دقت وتمرکز باعث تند خوانی هم می شود. سید عبداله سید یعقو ب زاده

 

   چگونه املا بگوییم! با عنایت به این كه شیوه های تدریس درس فارسی به بخوانیم و بنویسیم تغییر نموده است لزوم استفاده از روشهای نوین املا گفتن نیز جزء ضروریات یك كلاس پویاو شاداب می باشد.گرچه شاید كاربرد این نوع املا برای كلاسهایی با كثرت دانش آموز ممكن است مشكل زا باشد لیكن با درایت معلمین ارجمند وبا تغییرات اندكی قابل اجرا بوده و املا با نشاط وآموزش همراه می شود .

1- در وقت املا سعی شود جای دانش آموزان را تغییر ندهیم .

2- دانش آموزان كنار هم بنشینند وحق داشته باشند آرام به یكدیگر تذكر بدهند.(چون بهترین وقت یادگیری همان لحظه ای است كه ببینند و درست بنویسند .)

3- هنگام املا وسط كلاس بایستیم تا صدایمان به طور یكنواخت به گوش همه برسد.

4- هنگام خواندن املا در بین ردیفها قدم نزنیم چون سبب حواس پرتی دانش آموزان می شود.

5- املا را با عجله و شتاب نخوانیم .

6- وقت وزمان املا را با توجه به متن در نظر بگیریم تا مجبور نشویم پایان آن را به سرعت بخوانیم.

7- هیچ وقت زمان املا را بعد از زنگ ورزش یا زمانی كه بچه ها به گردش علمی رفته اند ،یا حتی در پایان زنگ مدرسه قرار ندهیم.

8- متن املا را از یك صفحه آن هم با خط خود دانش آموز در نظر بگیریم .

9- متن املا را از قبل آماده كرده ودر قالب یك داستان یا متنی شنیدنی وقابل درك وفهم دانش آموزان ارائه كنیم.

10- از دادن كلمه های دشوار یا كلمه هایی كه به گوش دانش آموزنخورده باشد خودداری كنیم.

11- سعی كنیم علاوه بر كلمه ها و واژه های كتاب ،هر بار چند كلمه خارج از آن ،كه مترادف و هم خانواده ی كلمات كتاب باشند به دانش آموزان املا بگوییم.

12- قبل از گفتن املا ،یك بار آن را با صدایی آرام برای آن ها بخوانیم .

13- كلمه های دشوار را برایشان معنی كرده و آنها را با خط تحریری نستعلیق روی تخته بنویسیم.

14- نوشته های روی تخته همیشه زیبا ،خوانا و واضح بوده و تا پایان املا ،روی تابلو باقی بمانند.

15- آهنگ صدا را با توجه به جملات پرسشی ،تعجبی،یا امری تغییر دهیم تا املا را بهتر بفهمند.

16- در پایان، املا را بار دیگر برایشان بخوانیم تا اگر كلمه ای را جا گذاشته اند ، بنویسند.

17- از متن املای خود كپی بگیریم.

18- بعد از اتمام كپی آن را روی هر میز قرار دهیم.

19- از روی كپی املا ،دانش آموزان املای دوستان خود را تصحیح می كنند.

20- از آنها می خواهیم دور كلمه های اشتباه را خط بكشند و صحیح آن را با رنگ دیگری بنویسند.

21- كار كنترل و نظارت را ، با قدم زدن در كنار هر میز شروع كنیم.

22- در پایان همه ی املا ها را كنترل وبه جای نمره از واژه های مثبت مانند:از سعی شما ممنونم،اگر بیشتر تلاش كنی، موفق تر خواهی بود و... استفاده كنیم.

23- در جلسه ی بعد، دانش آموزان املاهای خود را یكبار دیگر می خوانند و با كلمه های اشتباه جمله می سازند.

24- جمله های ساخته شده را روی تابلو می نویسیم.

25- از روی جمله های ساخته شده به كمك دانش آموزان ،متن دیگری می سازیم.

26- متن های ساخته شده را در كلاس می خوانیم تا زمینه ساز نوشتن انشا شود. محمد جوادی

 

   بیان املا به صورت جملات مسجع (حتی با تغییر کلمات ) به شرطی که از کلماتی استفاده شود که دانش آموزان ازقبل با آن ها آشنایی داشته باشند باعث می شود که نه تنها دانش آموزان در زمینه ی بیان شعر رشد نمایند وخودشان در جلسات بعدی با معلم در بیان شعر همکاری نمایند بلکه برای گفتن املا لحظه شماری می کنند معلم نیز با کاری تکراری و بی روح سروکار نخواهد داشت. عبدالغفور جامی رودی

 

   در بعضی از روز ها به جای دیکته گفتن ، متنی را به دانش آموز بدهید که یک حرف در آن نوشته نشده باشد سپس از بچه هابخواهید آن متن را کامل کنند (حروفی را مجهول کنید که اکثر دانش آموزان در آن دچار اشکال شده باشند) فاطمه قادری

 

   می توان با یك بازی پای تابلو كلمات را به صورت غلط نوشت (به طوریكه هر حرف روی یك كارت باشد) و از دانش آموز خواست تا صحیح كلمه را با جابجاكردن كارتها بسازد. ( یك مجموعه كارت كه روی هر یك فقط یك حرف نوشته شده است وجود دارد) فرزانه نوراللهی

 

   به نام خداوندی كه جان را فكرت آموخت موضوع: آموزش املا و گرفتن املا به صورت گروهی ادگاردیل می گوید : دانش آموزان 90 درصد آنچه را كه از راه دیدن ، نوشتن ، شنیدن ، و كار كردن یا انجام دادن می آموزند را خیلی راحت می توانند به یاد بیاورند . بنابر، این قانون هر چه در راه یاد گیری حواس بیشتری مشغول باشند، عمر مطالب و درك آن پایدارتر و مانگارتر خواهد بود. مدّتی است این سوال در ذهن من به وجود آمده است كه تا چه اندازه شیوه ی درست نوشتن كلمه ها و واژه ها را در كلاس به دانش آموزان آموزش داده ایم كه با افتخار زیر كلمه ی غلط خودكار قرمز می كشیم ؟ لذا برای مرتفع كردن این مشكل بزرگ به ظاهر كوچك ،نگرانی همكاران محترم و دلسوز از این كه عدّه ای از دانش آموزان كند نویس ، كم كار یا بد خط و نمی توانند كلمه ها را درست بنویسند، تصمیم به نوشتن مطلبی در این راستا نموده به امید آنکه بتواند گام كوچكی در راه بر طرف نمودن مشكلات خاصّ املا بر دارد. آموزش املا باید از زمان تدریس كتاب فارسی ( بخوانیم و بنویسیم ) شروع شود. یعنی در زمان تدریس، فراگیران و معلّم توجّه داشته باشند هر كلمه ای كه از نظر همه دارای ارزش املایی بوده و تا حدّی در نوشتن آن دانش آموزان با مشكل مواجه می شوند در كلاس كار شود . كه این مورد خود می تواند به روش هایی اجرا شود . برای مثال : 1- دانش آموزان به صورت گروهی خود كلمات را پیدا كنند . و با هم برای آن ها هم معنی ، جمله و ..... پیدا كنند . 2-كلمه های مشكل با خط درشت روی تابلو نوشته شده و دانش آموزان ضعیف با انگشت اشاره روی كلمات كشیده و آن را لمس می كنند . كه این امر باعث می شود یكی دیگر از حواس در راه آموزش به كار گرفته شده و یاد گیری را بهترو پایدارتر كند . 3- دانش آموزان كلمات سخت را با چشم های بسته در هوا بنویسند . یعنی دانش آموزان به صورت حفظی با انگشت اشاره آن كلمات را در هوا می نویسند. 4- معلّم كلمات سخت را كه توسط دانش آموزان انتخاب شده اند، روی كاغذ در اشكال مختلف نوشته به صورتی كه حرف های چند شكلی با رنگ های دیگرنوشته شود ، در كلاس روی تابلو و در معرض دید همه نصب می نماید و به مدّت یك هفته همان جا هستند . این كار باعث میشود كه دانش آموزان با استفاده از حس بینایی و گفتاری كلمات را هر روز تكرار و تمرین كنند . 5- پیدا كردن كلماتی كه دارای حرف چند شكلی مثل كلمه ی كتاب هستند توسط خود دانش آموزان به صورت گروهی با همكاری معلّم . برای مثال اگر در درس كلمه ی بعضی به عنوان كلید انتخاب شده است ، دانش آموزان كلماتی كه حرف (ض) دارند راپیدا كرده و برای همدیگر می خوانند و می نویسند . مثل . رضا ، حاضر ، ماضی بن ، مریض و ...... به این روش تا حدودی املای كلمات درس تمرین و برای نوشتن آن ها به صورت حفظی آمادگی پیدا می كنند . كه برای تثبیت این یاد گیری املای گروهی راه حل مناسبی به نظر می رسد . روش گرفتن املا به صورت گروهی قبل از هر چیز در هنگام شروع كلاس توسط یكی از دانش آموزان ، آن ها را به گروه های حداكثر پنج نفره تقسیم و در میان آنها در زمان گروه بندی نویسنده را انتخاب می كنیم . بعد از مشخص شدن جای هر كدام از دانش آموزان و توصیه های لازم ، این كه گروه ها اوّل فقط به نویسنده نگاه می كنند و در صورت غلط نوشتن كلمه به او یاد آوری می كنند كه كلمه را غلط نوشته و در درست نوشتن كلمه با هم به او كمك می كنند . همه ی دانش آموزان به صورتی در نوشتن املا دخیل هستند . یعنی اعضای گروه با هم جمله ای را از درس كه می دانند انتخاب كرده و یكی از آن ها می خواند و بقیّه ی گروه ها و گروه خود شان آن را می نویسند . تمام گروه ها این كار را انجام می دهند . تو صیه شود كه اعضای گروه ها به جملات دوستان خود خوب گوش بدهند چون جمله تكرار نمی شود . بعد از این كه تعداد جملات خوانده شده توسط گروه ها به حد كافی رسید . از گروهی می خواهیم كه املای خود را بخواند ، این كار توسط عضوی غیر از نویسنده انجام می گیرد . این كار باعث می شود اول نویسنده در خوانا نوشتن دقّت كند . دوّم گروه ها خوب گوش بدهند مباد ا كلمه ای را جا گذاشته باشند . سوّم یك بار دیگر املای خود را مرور می كنند ، شاید كلمه ای را غلط نوشته باشند و آن را اصلاح می كنند . بعد از خواندن املا از گروه ها می خواهیم كه نام همه ی اعضا را روی ورقه نوشته و دور نام نویسنده خط بكشند . املا ی گروه ها را بین همدیگر عوض كرده و از آن ها می خواهیم كه با هم املای دوستان شان را بررسی كنند ودور كلمه های غلط خط بكشند . این كار باعث می شود كه دانش آموزان به اشتباهات احتمالی خود پی ببرند و حس دیداری خود را در راه یاد گرفتن به كار گیرند اعتماد به نفس دانش آموزان ضعیف به و كم رو و منزوی به دلیل شركت در كار گرو هی بالا رفته و به یك خود باوری می رسند كه برایشان لذّت بخش است . لازم است كه بدانیم یاد گیری از گروه هم سال خیلی بیشتر از معلّم و كتاب است . بعد از بررسی املا ها توسط گروه ها معلّم هم املا ها را چك كرده و برای غلط های احتمالی هر گروه راه كار هایی مثل پیدا كردن درست كلمه و جمله سازی با آن كلمات را توسط اعضای گروه ارائه می كند . و كیفیت گروه ها را نسبت به همدیگر در دفتر چه ی یادداشت خود ثبت می كند . اگر معلّم بخواهد نمره منظور كند ، نمره ی گروه مال تك تك اعضای گروه هم می باشد . یعنی اگر گروهی نمره ی 19 گرفته باشد برای تمام اعضای آن گروه نمره ی 19 منظور خواهد شد . ولی توصیه می شود كه اصلاً برای املای كلاسی نمره منظور نگردد . بلكه از واژه های كیفی مثل ( عالی ، بسیار خوب ، آفرین ، خوب ، بیشتر دقّت شود و .....) استفاده شود . شكل بالا روش آرایش گروه بوده و دایره ای كه فلش ها به طرف آن رفته اند نویسنده می باشد. در پایان توصیه ای به همكاران و گوشزدی به خود (( از دانش آموزان همان چیزی را بخواهیم كه به آن ها كمك كرده ایم تا یاد بگیرند .)) بیشتر سعی كنیم كه غلط یاد نگیرند تا بعد برای آنها تصحیح كنیم .

برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ زیر مراجعه شود : www.p2dagaga.blogfa.com

 عطا حسینی

***برنده***

   از چند روش می توان برای دیکته استفاده کرد:

1-استفاده از جای خالی و دادن تصویر برای آن کلمه ی مورد نظر

2-املا ی خورشیدی :بشترین صدایی که در ان درس تکرار شده نوشته ودانش اموزان آن کلمه ها را پیدا کنند و مشارکتی بنویسند.

3-دانش اموزان نقاشی بکشند و در آن املا بنویسند و یا ورقه ها با طرح های نقاشی شده به آنها بدهیم و در آن املا بنویسند. و ... فاطمه احمدی گوهردان

 

18 - فارسی - ابتدایی - بهترین و جدید ترین روش تدریس حروف هم صدا (مشابه صدا) مثل ص س یا ز ذ ظ ض چیست؟ محمد نوذری

 

   من معلمی را می شناسم كه موقع خواندن متن دیكته این حروف را به صورت عربی تلفظ می كرد.بچه ها تلفظ او را می شناختند و كارایی آن زیاد بود. فكر می كنم خود عرب زبانها هم از روی آهنگ حرف در هنگام تلفظ آن را می شناسند! زهره دانایی كجانی

 

17 - کلی - کلی - در بعضی از كلاسهایم تعدادی از دانش اموزان با حرف زدن و وول خوردن نظم كلاس را به هم می زنند و تذكر دادن هم فایده ای ندارد چگونه میتوان مشكل را در كلاس به روش تازه ای حل كرد. اسدزاده

   این سوال مشابه سوال 16 است! راهکارها را در پاسخ سوال 16 هم مشاهده کنید. 

   من معمولا در کلاسهایی که نسبتا کم جمعیت یا بزرگتر هستند از دانش آموزان خواهش می کنم که در تمام طول سال صندلی ها را طوری بچینند که انگار امتحان دارند بدین ترتیب در موقع درس به هم دسترسی ندارند تا صحبت کنند همچنین در مواقع امتحان های کلاسی هم زمانی برای جابجایی صندلی ها تلف نمی شود. معصومه توکلی

   در كلاس درس وقتی ببینم دویا چند نفر از دانش آموزان صحبت می كنند كاملا ساكت می شوم و سرم را به نشانه ی اعتراض پایین می اندازم بعد از چند لحظه می بینم كه كلاس كاملا آرام شد . داود عباسیان

   بی شك ، كم شدن مشكلات انضباطی به داشتن آموزش اثر بخش تری می انجامد.لازم نیست كه همه ی دانش آموزان كلاس رفتار نا هنجاری داشته باشند . سه یا چهار دانش آموز ویا حتی یك نفر می تواند فرایند یادگیری را چنان مختل كند كه حتی دانش آموزان خوب نیز نتوانند از كلاس استفاده كنند. در زیر پیشنهادهایی برای رفع این مشكل مطرح كرده ام كه بخش بسیار كوتاهی از كتاب " الفبای مدیریت كلاس درس ، نوشته ی روبرت تی . تابر و با ترجمه ی روان و خوب دكتر محمد رضا سر كار آرانی از انتشارات مدرسه است .به شما توصیه می كنم حتما این كتاب را بخوانید .این پیشنهادها زیاد شعاری نیست من آن ها را امتحان كرده ام ، جواب می دهد . شما هم امتحان كنید . پیشنهاد های زیر در صورتی كه به طور منظم و با قاعده و آگاهانه به كار گرفته شوند ، مدیریت كلاس درس را بهبود خواهد بخشید . 1 - عمل كنید ، تنها واكنش نشان ندهید : عمل كردن مسلط بودن است و واكنش نشان دادن یعنی تسلط عوامل و شرایط را پذیرفتن .بنابراین پیش از آغاز مدرسه به برنامه ریزی فنون بر قراری انضباط بپردازید ، همان گونه كه برای فنون تدریس و ترتیب مواد درسی برنامه ریزی می كنید نه این كه صبر كنید مشكلی پیش بیاید و شما در آن زمان به دنبال وضع قانونی باشید كه دیگر چنین مشكلی پیش نیاید . 2 - مسئولیت ها را واگذار كنید : دانش آموزان در قبال رفتارشان هر چه بیش تر احساس مسئولیت كنند ، نیاز كم تری به اعمال مدیریت از سوی معلم خواهند داشت .بر حسب توانایی دانش آموز از مسئولیت های ساده شروع كنید تا دانش آموز حتما از عهده ی عمل به مسئولیت بر آید تا مشكلات بعدی را به دنبال نداشته باشد. 3 - عقب بایستید و به دیگران فرصت بدهید :هنگامی كه دانش آموزی به سوالی پاسخ می دهد ویا هر مطلب دیگری را بیان می كند به او نزدیك نشوید، به طوری كه گفتگو دو نفره شود، زیرا در صورتی كه دانش آموزان دیگر صدای صحبت شما را نشنوند احساس می كنند كنار گذاشته شده اند واین بی نظمی به همراه دارد . 4- آرام، خونسرد و حرفه ای برخورد كنید : حتی یك بچه ی بی ادب مستحق احترام است .از فریاد زدن ، با حركت انگشت تهدید كردن ، نگاه های تهدید آمیز و غیره اجتناب كنید . اجرای برنامه ی انضباطی با خونسردی ، دانش آموز را متوجه ارتباط رفتارش با نتیجه ی منطقی ناشی از آن می كند .در ضمن رفتار شما هنگام تأدیب دانش آموزان برای آن ها الگو است . 5 - به دانش آموزان توجه كنید و تلاش كنید تا این توجه رانشان دهید : سلام و احوال پرسی با دانش آموز در نظر گرفتن رفتار های خوب آن ها و بیان تشكر از آن ها در مواقع گوناگون مانند زمانی كه برای شما كاری انجام می دهندویا نتیجه ی خوبی در امتحانات بدست آورده اند . 6 - رفتارهای خوب دانش آموزان را در نظر بگیرید: هر قدر كه خوبی ها بیش تر در نظر گرفته شود انگیزه ی بیش تری برای تداوم آن ها وجود خواهد داشت . 7 - از تجربه های همكارانتان استفاده كنید : خواه به صورت كلی ویا در مورد كلاس یا دانش آموز خاص . 8 - به صورت انفرادی تأدیب كنید : نادیده گرفتن رفتار ، اشاره ، كنترل از نزدیك و كنترل همراه با بر خورد . 9 - تفاوت های فردی و ویژگی های خاص دانش آموزان را در نظر بگیرید :به عنوان مثال اگر دانش آموزی از نظر درس شما از همكلاسان خود جلو تر باشد ممكن است به دلیل خسته شدن از مباحث تكراری باعث ایجاد بی نظمی شود . چنین دانش آموزانی را شناخته و با تمرینات خاص آن ها را سر گرم كنید . 10 - برای موقعیت های اضطراری و غیر مترقبه برنامه ریزی كنید : بر نامه هایی داشته باشید تا در صورتی كه مجبور به ترك كلاس شدید ، دانش آموزان مجبور به اجرای آن برنامه شده و نظم كلاس حفظ شود . 11- قانون را اجرا كنید دلیل تراشی را نپذیرید : در مقابل دانش آموزانی كه تلاش می كنند با بحث و چانه زدن ، تخفیفی در تنبیه خود بدست آورند ، تسلیم نشوید حتی برای یك بار . 12 - ارتباطات چشمی را دست كم نگیرید : وقتی قانونی را تكرار می كنید و یا پیامدی را به دانش آموزی می رسانید ،مستقیما به چشمانش بنگریدونگاهتان را با نگاهش تلاقی دهید . 13 - به جای دوست بودن با دانش آموزانتان دوستانه رفتار كنید : بین خود شما ( معلم ) و آنان ( دانش آموزان ) فاصله ی شغلی را حفظ كنید . 14- كینه توزی نكنید : هر رفتار دانش آموز را جدا در نظر گرفته وتأدیب كنید .به دانش آموزان لقب ندهید ، مانند درد سر آفرین ، بی ادب و... 15 - در صورت امكان برخی رفتار های نا شایست را نادیده بگیرید . 16 - عدالت را بر قرار كنید . 17 - نشان دهید كه از آن چه در كلاس جریان دارد ، آگاه هستید : قبل از آن كه رفتار انحرافی گسترش یابد فنون مدیریت كلاس را اجرا كرده و رفتار را كنترل كنید . 18 - به رفتار های طبیعی جنبه ی قانونی بدهید : به عنوان مثال به آن ها بگویید در پایان كلاس می توانند 5 دقیقه آزادانه صحبت كنند در صورتی كه در سراسر كلاس به درس توجه داشته باشند . 19 - به سخنان دانش آموزان گوش دهید : نه برای تأیید و دادن راه حل بلكه به عنوان همدردی . 20 – دانش آموزان را با احترام صدا كنید : استفاده از القاب خانم یا آقا به آن ها احساس بزرگی داده و قبول مسئوولیت و داشتنن رفتار مناسب به همراه دارد . 21 – نام دانش آموزان را سریع به خاطر بسپارید . 22 – انتظارات خود و نیاز های دانش آموزان را در نظر بگیرید : انتظارات خود را به طور آشكار بیان كرده و مستمرا مورد تقویت قرار دهید . 23 – دانش آموزان وقتی خسته شده باشند ویا كار به خصوصی نداشته باشند بد رفتاری می كنند : پس این فرصت را از آن ها بگیرید ، برای هر لحظه ی آن ها برنامه ای داشته باشید . 24 – وقت شناس باشید : شما فعالیت هایی كه قرار است انجام دهید به موقع انجام دهید تا الگویی برای نداشتن تأخیر در فعالیت های گو ناگون دانش آموزان باشید . 25 – به دنبال جانشین های بهتری برای تنبیه باشید . 26 – نتایج امتحانات و تكالیف را زود اعلام كنید : بدین ترتیب دانش آموز به اهمیت آن برای ما پی برده و با دانستن نتیجه ی فعالیت قبلی خود فعالیت جدید را بهتر انجام میدهد . 27 – قبل ازشروع درس ، حواس دانش آموزان را متمركز كنید . 28 – نپرسید چرا ؟ : علت بد رفتاری را از دانش آموز نخواهید .این گونه سوالات هیچ پاسخی نداردو ممكن است مشكلات جدیدی ایجاد كند . 29 – سمبلی از رفتار مطلوب باشید : هر رفتاری را كه می خواهید تقویت كنید خودتان انجام دهید البته نه این كه تظاهر كنید ، اول خودتان را تغییر دهید . 30 - اساس و ریشه ی رفتار های نا مطلوب را از بین ببرید. از این كه وقت خود را صرف خواندن این مطالب كردید متشكرم . فرحناز مهدی پور

 

16 - کلی - کلی - با شلوغی كلاس چه كنیم. 

   این سوال مشابه سوال 17 است! راهکارها را در پاسخ سوال 17 هم مشاهده کنید. 

   سلام. در دوران كارورزی معلم راهنمایی داشتیم كه به كوچكترین حركت و صدایی حساس بود .من هم الگو گرفتم و در سال اول تدریس عكس العملهای شدیدی نشان می دادم .اما درسال دوم با معلمی آشنا شدم در همان مدرسه كه ریاضی درس می داد و كلاس خیلی شلوغی داشت. سایر معلمین از كلاس اون بنده خدا ناراضی بودند .اما جالب اینكه این دوست ما درریاضی آمار قبولی صد درصد را می داد.خوب دنبال ارتباط گشتم .نكته اینجا بود .كه هرشلوغی بد و منفی نیست. اگر این جنب و جوش و سروصدا و صحبت درمورد درس باشد چه اشكالی دارد؟ از انرژی دانش آموز به بهترین وجه استفاده شده و انرژی آن در یادگیری مصرف می شود وتخلیه می شود. اما چگونه جهت دهیم ؟ رفیق ما درس را كوتاه می داد بعد به بچه ها تمرین می داد از آسان به مشكل .تمرین اول را می داد و می نشست .به بچه ها می گفت هركه زود تر حل كند و درست باشد پای تابلو او جواب راخواهد نوشت .بچه ها باهم یا تنها مشورت می كردند(این سروصدا خوب است) تا فقط نفر اولی باشند كه بدو پیش معلم می آیند تاجواب صحیح را نشان اوبدهند و پای تابلو بنویسند. خوب امیدوام متوجه شده باشید . كافی است از انرژی بالای آنها درتدریس توسط خودشان استفاده كنیم دراین صورت شلوغی مثبت وشیرین خواهیم داشت بهمراه یك ارتباط عالی ودرسی با دانش آموز. بنده همین شیوه را در درس علوم تجربی در مدت 6سال تدریسم خوب امتحان كرده ام.(همچین جدید هم نبود.نه!!!!!) موفق باشید. محمد كاوند

 

   همیشه یک مداد روی میز می گذارم و در ابتدای کلاس می گویم که هر نوع صحبت کردن خارج از درس نمره منفی دارد و زمانی که کلاس بهم میریزد فقط مداد را بالا می آورم و بچه هایی که صحبت می کنند از ترس نمره منفی اخلاقی ساکت می شوند و در بیشتر مواقع از آنها قول می گیریم که اگر همین یک مورد باشد منفی را منظور نمی کنم و معمولا آنها رعایت می کنند . زهرا درگاهی پور

 

   همانطور كه می دانیم وقتی دانش آموزان به مدرسه می روند از همان روز اول به آنها درس آب بابا نمی دهند .بلكه ابتدا به مدت یك ماه تمرین خوب گوش دادن و نظم و .... داده می شود بعد نوبت درس است . به نظر من در هر كلاسی قبل از هر چیز لازم است سكوت و نظم باشد . در قدیم معلمان ما دو یا سه جلسه ی اول نظم و مقررات را توضیح می دادند و كلاس كه مطلوب شد تدریس شروع می شد . اما حالا به محض ورود به كلاس تدریس شروع می شود . لازم است اگر كلاس ما بی نظم است قبل از هر چیز كلاس را ساكت كنیم و سپس تدریس كنیم . ناراحت عقب ماندن نباشید . اگر موفق شوید كلاس را ساكت كنید بعد درس را شروع كنید می توانید كمبود را جبران كنید . بیشتر از درس بچه ها به نظم اهمیت بدهید . چون درصورت درس نخواندن دانش آموز به خود ضرر می زند . اما با بی نظمی به دیگران بیشتر لطمه می زند. برای این كار مقررات وضع كنید و در اولین جلسات با قاطعیت آن را به اجرا بگذارید بعد كه عادت شد درس را شروع كنید. سید مهدی یثربی

 

   از بهترین روش ها برای برقراری نظم در کلاس تنظیم یک طرح درس حساب شد ه می باشد اگر چه این طرح درس ذهنی و کلی تر می باشد. طرح درسی که از ثانیه های اول کلاس شروع می شود و تا شنیدن صدای زنگ به اتمام می رسد. اگر بتوانیم دانش آموزانی که کمی بازیگوش تر هستند را در طول ساعت تدریس به کاری مشغول کنیم مطمئناً احتیاج به ابزار دیگری نخواهد بود . اما امور دیگری ممکن است برای حل این مشکل به ما کمک کنند که عبارتند از : جابجایی برخی از دانش آموزان در صورت لزوم از بین بردن مزاحمت های بیرونی کلاس که باعث سوءاستفاده برخی از دانش آموزان می شود. ارزشیابی در اول کلاس از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. شناخت دقیق از دانش آموزان و رفتار مناسب با توجه به آن و.... محمد نعیم محمدی

 

15 - کلی - کلی - دانش آموزانی که درس بلد نیستند به دنبال قایم کردن خود هستند که ما معلم ها را گول بزنند پس من به معلم ها پیشنهاد میدهم که بیشتر به این دانش آموزان دقت کنند.( آیا پیشنهاد دیگری هم هست؟) 

    

14 - کلی - کلی - مشکل من بی توجهی اولیا به وضعیت دانش آموزان است.چون بعضی مطالب درسی باید در منزل برسی وتوجه شود تا نتیجه مطلوب به دست اید اما متاسفانه به دلیل بی توجهی والدین بعضی از طرح های من ناتمام می ماند وتاثیری که می تواند بر روی درس بچه ها داشته باشد را غیر ممکن می سازد.با این که چند سالی است که در همان روستا درس می دهم وبارها باوالدین صحبت کردم اما نتیجه نگرفتم. سید عبداله سید یعقوبزاده

    

13 - کلی - ابتدایی - دانش آموزی دارم که از لحاظ کنترل در دست مشکل دارد.برای حل مشکلش گفته ام مقداری خمیر بازی در دست بگیرد وبازی کند تا انگشتانش در گرفتن مداد قوی شود. اما تا کنون تاثیر نداشته است. سید عبداله سید یعقوبزاده

 

   برای بچه یک عالمه روزنامه پهن کنید و به دستش یک تکه ذغال بدهید. از او بخواهید با ذغال تمام روزنامه ها را خط خطی کند. اگر موفق شد از او بخواهید خط های صاف و یک تکه بکشد. این کار در اصل یکی از تمرین های ابتدایی طراحی است. ساناز فرهنگی

 

12 - کلی - ابتدایی - با سلام یکی از شاگردانم در تلفظ بسیاری از حروف مانند: غ-خ-گ-ل-مشکل جدی دارد .اگر چه هنوز زمان زیادی برای کار کردن باقی است اما این نکته من را نگران ساخته است. لطفا من را در این ارتباط راهنمایی فرمایید. رحمت ابراهیمیان

 

   همکار محترم اگر فکر می کنید که مشکل او جدی است بهتر است که با خانواده ی دانش آموز صحبت کنید تا برای رفع مشکل او حتما با یک مرکز گفتار درمانی مشورت نمایند.ضمن این که از طریق مدرسه با مراکز استثنایی نزدیک مشورت کنید شاید گفتار درمان های مرکز به شما کمک کنند. فروزان جعفریان

 

11 - کلی - کلی - با اینکه من از زنگ تفریح در دوران تحصیلم خیلی لذت برده ام و قدر آن را می دانم و فکر می کنم برای بچه ها واقعا" لازم است، خیلی وقتها در زنگ تفریح ناچار شده ام به سوالات بچه ها پاسخ دهم یا آنها برای ادامه ی آزمون کلاسیشان از من وقت خواسته اند. با این حساب خیلی وقتها هم من و هم بچه ها، زنگ تفریح را از دست داده ایم و تازه این کار نگاه معنادار ناظم مدرسه را هم در پی دارد. زهره دانایی

 

   من هم همین مشکل را داشتم. با اولیای مدرسه صحبت کردم و تقاضای ساعت فوق برنامه کردم. گرچه هنوز ساعتی در اختیارم نگذاشته اند ولی لا اقل نگاه معنی دار هم نمی کنند. خودم هم سعی می کنم کلاس را چند دقیقه قبل از زنگ تمام کنم و به بررسی سوالات باقیمانده بپردازم.نادر شکاری

 

   برای جوابگویی به سوالات می توانید پاسخها را برای آنها به توضیح کامل در برگه ای بنویسید و به آنها بدهید. اما در مورد زمان امتحاناتشان باید تایم برای آنها مشخص کنید تا سر زمان مشخص برگه ها را تحویل دهند اگر کسی امتناع کرد برگه را از او قبول نکنید. به یاد داشته باشید که پافشاری روی انجام مقررات وضع شده از طرف معلم یکی از راههای رسیدن به موفقیت است. با آرزوی موفقیت برای شما. دولتی کوهسار ساوجبلاغ

 

10 - ریاضی - همه مقاطع - خیلی وقت ها، یک موضوع محاسباتی را در کلاس تدریس می کنیم و عده زیادی متوجه می شوند و می توانند محاسبات را انجام دهند. اما به محض آنکه توضیحات شفاهی را به شکل صورت یک مسأله در آوریم، بچه ها از آن فرار می کنند و گاهی در برابر حل آن، اظهار ناتوانی می کنند! نوشین فراهانی

 

   گاهی اوقات مسائلی به بچه ها بدهید و از آنها بخواهید فقط صورت مساله را بخوانند و برای هم تعریف کنند. به آنها تاکید کنید لازم نیست مساله را حل کنند. اجازه دهید بچه ها خواندن و فهمیدن مساله را تمرین کنند.حل مساله را برای بچه ها شیرین کنید. از آنها بخواهید پیش از حل مساله درباره ی آن داستان بسازند یا نقاشی کنند. کم کم آنها را کمک کنید تا داستان یا نقاشیشان طوری باشد که غیر از فهمیدن مساله به حل آن هم کمک کند.استفاده از روش پولیا و تقسیم فرآیند حل مساله به چهار گام بسیار موثر است. این چهار گام عبارتند از:فهمیدن مسالهانتخاب راهبردحل مسالهبازگشت به عقبکه البته گام انتخاب راهبرد در این روش خیلی مهم است. می توانید در طول یک سال تحصیلی و با توجه به مقطعی که تدریس می کنید چند راهبرد را به بچه ها معرفی کنید. مثلا" استفاده از دو راهبرد رسم شکل و ساده کردن مساله در دبستان بسیار مفید است. حسین اصلانی - رعنا محدث -سیدهشیرین مرتضوی

 

9 - کلی - کلی - دلم نمی خواهد از تشویق به صورت مادی، در کلاس زیاد استفاده کنم. تا به مقایسه ی زیاد و شرطی شدن بچه ها دچار نشویم. اما حس می کنم کلاس بی تشویق، کاملاً بی رونق است. از روش هایی که به طور شخصی بلد بوده ام، استفاده کرده ام تا بچه ها را به صورت معنوی تشویق کنم. اما دلم حرف تازه می خواهد. زهره دانایی

 

   اولاً جایزه بیش از حد، اذهان بچه ها را شرطی می كند. یعنی آموزش به شرط جایزه! ولی تشویق در حد معمول بسیار موثر است. و راهكار روانشناسی این مشكل: به طور كلی باید معلم در نظر دانش آموزان موجود بسیار دوست داشتنی باشد و دانش آموزان به خاطر توجه معلم در حل مسائل بر یگدیگر پیشه بگیرند. در این صورت چون توجه دانش آموز به معلم است و نه معلم به دانش آموز در نتیجه ذهن دانش آموز شرطی نمی شود و كلاس نیز از رونق نمی افتد. مسعود نبی دوست

 

   به نام خدای مهربان سلام كاملا درست است بچه های امروز تقریبا نیازی به تشویق مادی نداشته و در اكثر مدارس جایزه هایی كه در حد بودجه مدارس است ، برای بچه ها جذابیتی ندارد .( البته حتما به محلی كه در آن تدریس می كنیم بستگی دارد ) اما در هر حال این راه كارها در كلاس من مفید بوده است پیشنهاد می كنم شما هم امتحان كنید . 1 - برای هر دانش آموز نمره ای به عنوان نمره ی تدریجی در نظر بگیرید . این نمره قابل افزایش در طی جلسات مختلف است . برای فعالیت های مختلف در كلاس مانند پاسخ درست به سوالات احتمالی در حین درس ، توجه خاص شاگردان به بعضی نكات كتاب كه از دید دیگران مخفی مانده ، كسب بالا ترین نمره در یك آزمون ، پیشرفت آنان و هر آن چه از نظر شما نیاز به تشویق دارد ، یك مثبت به دانش آموز بدهید و حتما مثبت را برای آن ها تعریف كنید به عنوان مثال هر مثبت معادل 2 نمره است . بدین ترتیب با گرفتن 10 مثبت یك نمره ی 20 به نمرات دانش آموز اضافه شده و حتما به اطلاع هم كلاسان و والدین میرسد . دانش آموز با تلاش بیشتر مایل به كسب مثبت بیشتر و نمره ی 20 بیشتر خواهد بود ، زیرا 20 هم چنان برای بچه ها و خانواده ها خوش آیند است .( به شما توصیه می كنم اگر برای بار اول است كه چنین نمره ای را در كلاس معرفی می كنید از قانون هر مثبت ، دو نمره استفاده كرده تا شاگردان زود تر به اولین 20 برسند و نا امید نشوند ، بعد از گذشت مدتی در صورتی كه لازم دیدید قانون را به هر مثبت ، یك نمره تغییر دهید . ) 2 - به دانش آموزی كه به صلاح دید شما نیاز به تشویق دارد این اجازه را بدهید كه ساعتی از كلاس شما را به كاری كه دوست دارد بپردازد مثلا در كلاس ورزش مدرسه شركت كند ، به كتابخانه و یا اگر وجود دارد ، به سایت مدرسه برود و حتی سر كلاس خودتان كتابی كه دوست دارد بخواند . البته حتما با مسئولین مدرسه هماهنگ كرده تا برایتان ، از نظر نبودن دانش آموز در كلاس ، مشكلی پیش نیاید . 3- در صورتی كه تمام كلاس نیاز به تشویق دارد ، یك جلسه كلاستان را كلا تعطیل كرده و همراه با دانش آموزانتان كاری كه دوست دارند انجام دهید مثلا بازدید تفریحی بروید ( نیازی نیست جاهای دور و پر خرج برای مدرسه باشد كه با شما موافقت نشود !! نزدیكترین پارك به مدرسه بسیار مناسب است) ، اگر در مدرسه تلویزیون دارید همرا بچه ها به دیدن یك فیلم سینمایی ( لطفا علمی نباشد قرار است تشویق باشد نه آموزش ) و یا كارتون مشغول شو ید و از همه راحت تر به حیاط مدرسه رفته و یك مسابقه ترتیب دهید . البته یادتان باشد این كه چه كاری انجام شود به شرایط مدرسه و علاقه ی شاگردان شما بستگی دارد . كاری را انتخاب كنید كه بهترین جذابیت را داشته باشد . یك نكته ی مهم : تكرار بیش از حد هر یك از موارد فوق از ارزش آن می كاهد ، پس دقت كنید نوع تشویق انتخابی شما با فعالیت انجام شده توسط شاگردانتان تناسب داشته باشد . از این كه وقت خود را صرف خواندن این مطالب كردید از شما متشكرم . فرحناز مهدی پور

 

8 - جغرافی - کلی - من در پایه های مختلف جغرافیا درس می دهم. هر بار که به بحث مقیاس ها در نقشه می رسیم، ناچارم یک بار هم ریاضی درس بدهم. نمی دانم می شود کاری کرد که دوباره کاری لازم نباشد یا نه؟ رضا کرمی

 

   یک پیشنهاد ساده! یک کارگاه مشترک ریاضی و جغرافیا در مدرسه راه بیاندازید. مهارتهای ریاضی که لازم است بچه ها در درس شما بلد باشند را فهرست کنید، با معلم ریاضی مدرسه صحبت کنید، با کمک هم فعالیتهایی طراحی کنید که دانش آموزان با انجام آنها مهارتهای لازم را پیدا کنند. می توانید در یک روز این کارگاه را اجرا کنید.می توانند با معلم ریاضی هماهنگ کنند که تا قبل از شروع درس جغرا فیا معلم ریاضی درس را بدهد رویا حسینی-محمدمهدی افتخاری زاده

 

7 - کلی - کلی - من اغلب در کلاس یادم می رود بنشینم. همبشه یک جایی بین کلاس یا روبروی تخته، ایستاده ام. صندلی معلم، در واقع صندلی کیف و ابزار کلاس است. خیلی سعی کرده ام خودم را به نشستن عادت دهم. همکاران قدیمی ام، خطرات این مدام ایستادن را بارها به من یادآوری کرده اند. اما تا پایم به کلاس می رسد باز فراموش می کنم. بعضی وقت ها هم که یادم می آید و به اجبار می نشینم، دیگر حرفم یادم می رود! شیدا مبین

    

6- کلی - کلی - من خیلی از حشراتی مثل سوسک می ترسم. اما دلم نمی خواهد این ترس را به بچه ها منتقل کنم. در درس طبقه بندی بندپایان از این بحث، فقط با عکس و اسلاید حرف می زنم. هیچ وقت نمونه ی خشک شده و... را از بچه ها نمی پذیرم. اما فکر می کنم بدون حرف زدن هم، این دوری از طبیعت واقعی به بچه ها منتقل می شود! رؤیا غفاری

    

5 - کلی - کلی - من معلم صبوری هستم، باور نمی کنید از بچه ها بپرسید اما گاهی صبرم لبریز می شود و یکدفعه داد می زنم به همین دلیل واکنشم به مسایل برای بچه ها غیر قابل پیش بینی است. هم خودم و هم بچه ها از این موضوع ناراحتیم. روشنک شکیبا

***برنده***

   با بچه ها رو راست باشید! من معلمی را می شناسم که کاسه ی صبرش را روی تخته می کشد و هر وقت لازم باشد کمی آنرا پر یا خالی می کند. با این روش بچه ها تکلیف خودشان را می دانند و سعی می کنند کاسه ی صبر معلمشان لبریز نشود. زهرا اسلامی

 

4 - کلی - کلی - من همیشه سعی می کنم حال خودم و مشکلات خارج از کلاسم در رفتارم در کلاس تأثیر نگذارد. برای همین خیلی به خودم فشار وارد می شود. گاهی مجبورم بخندم در حالی که ناراحتم. و این واقعاً خیلی سخت است. اما با خاطراتی که از معلم های خودم دارم همیشه ترجیح می دهم ناراحتی ام را برای خودم نگه دارم و سفره ی دلم را برای بچه ها باز نکنم. ستاره دلپذیر

 

   لازم نیست سفره ی دلتان را برای بچه ها باز کنید. کافیست در یک جمله وضعیتتان را بیان کنید. مثلا" بگویید امروز بی حوصله ام یا عصبانی یا حتی خوشحال. اجازه دهید بچه ها شما را همانطور که هستید ببینند و البته از شما زندگی کردن را یاد بگیرند. سارا بی‌باک

 

3 - فیزیک - دبیرستان - مدرسه ما اتاق تاریک ندارد و در انجام آزمایش های مبحث نور، ما همیشه با مشکل مواجه هستیم. مدرسه بودجه تهیه اتاق تاریک را ندارد(حتی در حد خرید پارچه تیره و...) چه طور در نور نسبی آزمایش ها را با وضوح بیشتری انجام دهیم. سمانه دهقانی

 

   شاید استفاده از پارچه ی تیره کمی از مشکل شما را حل کند. اگر مدرسه بودجه ی خرید پارچه را هم ندارد از بچه ها کمک بگیرید. یک چادر  مشکی که دیگر قابل استفاده نیست می تواند تا حدودی کارساز باشد. سارا بی‌باک

 

   با کمی مقوای سیاه راحتتر میشود این مشکل را حل کرد، چون نسب آن راحتتر است. در صورت نبود مقوای سیاه میتوان با اثصال کمی پارچه تیره به مقوا آنرا تیره کرد. حتی در صورت نبودن آن هم میشود از دانش آموزان خواست پاکت آب میوه خود را درور نینداخته نگهدارند با اتصال این پاکتها توسط منگنه یک پوشش تیره خوب بدست میآید. م-ش!

 

2 - جغرافی - ابتدایی و راهنمایی - من روانشناسی خوانده ام اما در یک دبستان معلم پایه هستم و هر سال یک کلاس را درس می دهم. اوضاع همیشه خوب است مخصوصا" در کلاسهای اجتماعی، علوم، ادبیات و ریاضی. اما کلاس جغرافی برایم غیر قابل تحمل است. حس می کنم بر خلاف همه ی چیزهایی که به آنها اعتقاد دارم مجبورم مغز بچه ها را پر از محفوظات کنم. علی اسلامی

 

***برنده***

   کلاس جغرافی را از حالت سنتی خارج کنید و مفاهیم را با بازی و سرگرمی به بچه ها منتقل کنید: مثلا" اگر جغرافیای ایران را تدریس می کنید كشیدن نقشه بزرگ كشور، كف حیاط مدرسه و مشخص كردن استانها و مراكز آنها كار مشكلی نیست. با جدول بندی حیاط مدرسه و كمی دقت و حوصله می توان این كار را انجام داد. این كار انگیزه فعالیت های زیادی را در كلاس جغرافی تقویت می كند نمونه این فعالیت ها در زیر بیان شده است.

  • بچه ها با مطالعه عمیق مكان خاصی، اطلاعات عمومی و كلی جغرافیایی خود را گسترش می دهند. لیستی از جاهای مختلف كشور تهیه كنید و از بچه ها بخواهید منطقه ای را انتخاب و به دقت تحقیق كنند. از آنها بخواهید كار دستی یا ماكتی مبتنی بر طبیعت زیستی آن استان یا منطقه تهیه كنند و آن را متناسب با ابعاد آن ناحیه در نقشه واقع در حیاط بسازند. پس از اتمام مهلت مقرر، تحقیقات و ماكت های همه بجه ها را در حیاط مدرسه روی نقشه قرار داده به نمایش بگذارید. از والدین و سایر بچه های مدرسه برای دیدن این نمایشگاه ایران گردی و شنیدن توضیحات بچه ها دعوت كنید.
  • می توانید نمایشگاه غذاهای محلی ایران را ترتیب بدهید. در هر استان روی نقشه كف حیاط یك سینی بگذارید و با همكاری بچه ها ، خوراكی های مخصوص آن استان را در آن قرار دهید. می توانید محل آن غذا را در هرم غذایی مشخص نمایید. همچنین محصولات كشاورزی هر استان را بهمین ترتیب نمایش دهید.
  • اگر نقشه كف حیاط دقت كافی را داشته باشد، می توانید از بچه ها بخواهید فاصله شهرها را اندازه بگیرند و با ضرب در مقیاس نقشه، فاصله حقیقی شهرها را پیدا كنند.
  • در نزدیكی نقشه در حیاط، یك تور بسكتبال نصب كنید. از بچه ها بخواهید در استان های مختلف بایستند و توپ را به طرف تور بیندازند و برای آن استان امتیاز كسب كنند. می توانند در زنگ تفریح در روی نقشه كشور با تكه سنگی لی لی بازی كنند.
  • هنگام قرائت انشاء (تابستان را چگونه گذراندید) بچه ها را به حیاط آورده تا مسیر حركت مسافرت خود را روی نقشه كشور با گچ های رنگی مشخص كنند. منصوره فروزان

 

1 - کلی - ابتدایی و راهنمایی - با وجود دفترچه یادداشت و برچسب وسایل، من هر هفته حداقل سه-چهار بار از بچه ها درباره ی گم شدن وسایل یا فراموش کردن تکالیف یا... توضیحاتی می شنوم. به صداقت بچه ها اعتماد می کنم. اما نمی دانم چه طور می توان این مسأله را ریشه ای حل کرد. ربابه سادات حسینی

 

   من از ابزاری به نام تنبیه استفاده می کنم. گرچه به صداقت بچه ها اعتماد دارم ولی گم کردن و فراموش کردن هم به خودی خود قابل پیش گیری و دقت است. قانونی را برای کلاسم وضع کرده ام و برای هر نقص یا کمبود وسایل لازم یا تکلیف، تنبیهی را مشخص کرده ام.هرگاه یكی از دانش آموزان تكالیفش را ناقص تحویل دهد، از او می خواهم برگه ای را پر كند. متن این برگه را از قبل تهیه كرده و چندین كپی از آن گرفته ام و در پوشه مخصوص نگه داری می کنم. این برگه چند قسمت دارد: تاریخ روز، نام تكلیف، و نام دانش آموز و علت عدم انجام تكلیف، این اطلاعات توسط دانش آموز پر می شود. هرگاه تعداد برگه های یك دانش آموز به 5 عدد برسد آنها را بهم منگنه كرده و برای مشاهده و امضاء والدینشان می فرستم. این كار معمولا اوضاع را خیلی زود به حالت عادی بر می گرداند. علیرضا شادمان - منصوره فروزان

 

نویسنده: زهره پندی

از روش‌های نوین آموزشی استفاده کنیم

 

 

 

امروزه یکی از مهم‌ترین مسائلی که ذهن بسیاری از کارشناسان را به خود مشغول داشته است، استفاده از روش‌های نوین آموزشی می‌باشد. شیوه‌هایی که بتوانند مطالب آموزشی را به سادگی هر چه تمام‌تر به دانش آموزان بفهمانند و رشد آن را به زودی در جامعه شاهد باشند.

از روش‌های نوین آموزشی استفاده کنیم

فرزندان ما از آن آینده هستند و آینده نیز شرایطی متفاوت با زمان حال دارد. بنابراین، باید فرزندان خویش را با توجه به رویدادها و شرایط حاکم بر آینده تربیت کنیم و آن‌ها را مطابق با آینده پرورش دهیم. حضرت علی (علیه‌السلام) در این باره می‌فرماید: «فرزندانتان را بر آداب خود تربیت نکنید؛ چرا که آنان برای _آینده_ زمانی غیر از زمان شما آفریده شده‌اند.»(ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج20، ص 267)

در زمان تحصیل کودکان دیروز که اکنون پدر و مادرهای امروز هستند کسی راجع به روش‌های نوین آموزشی چیزی نمی‌دانست. تمام معلمان کتابی به دست می‌گرفتند، جمله به جمله کتاب را می‌خواندند وهمان مطالب را به عینه برای دانش آموزان توضیح می‌دادند، بدون حتی یک کلمه بیشتر...

با گذشت زمان و بالا رفتن تحصیلات خانواده و به سبب آن جامعه، ورود رایانه به منازل و آشنایی با کشورهای پیشرفته و قیاس سطوح آموزشی خود با این کشورها چه در آسیا و چه در جهان و البته تیز هوشی کودکان امروز، رفته رفته به اهمیت این موضوع افزوده شد. تا آن جا که والدین سعی می‌کنند فرزندان خود را در مدارسی ثبت نام نمایند که از امکانات آموزشی بهتر و بیشتری برخوردار باشند و نیاز امروز خانواده‌ها را پاسخ گویند.

 

اولین تلاش‌ها

از روش‌های نوین آموزشی استفاده کنیم

 

در دهه‌های اخیر تلاش‌های زیادی در كشور صورت گرفته تا روش‌های کلیشه‌ای و سنتی آموزشی جای خود را به روش‌های تازه و بدیع، مبتنی بر نیازهای فردی و اجتماعی دانش آموزان دهد. آنان را خلاق و تولید كننده علم و دانش پرورش دهد و دریچه‌های نوینی را در زمینه علوم و تكنولوژی در كشور بگشاید. تغییرات نظام آموزشی و كتب درسی دانش آموزان نیز در همین راستا صورت گرفته است. اما به واقع تا چه میزان در این امر موفق بودیم؟ آیا واقعاً اتفاقی که منتظرش بودیم در امر آموزش افتاده است؟

 

یک قیاس ساده

بیایید روش تدریس سنتی با روش نوین را با هم مقایسه کنیم تا بهتر متوجه موضوع شویم. در روش سنتی معلم کلاس را کنترل می‌کند و فعال است، تمرین می‌دهد و تمرین‌ها را حل می‌کند، تکالیف رو نویسی از کتاب است، هدف یاد دادن به دانش آموز است و معلم تنها کسی است که می‌داند. در این روش تنها معلم انتقال دهنده معلومات است و مطالب طوطی‌وار توسط شاگردان حفظ می‌شوند؛ آسان طلبی و استفاده از یافته‌های دیگران پررنگ است و معلم مانند یک سخنران در کلاس حضور دارد.

اما در روش نوین معلم بر کلاس نظارت دارد، دانش آموز در کلاس کاملاً فعال هستند و با دیگران بحث می‌کنند؛ آموزگار آن‌ها را راهنمایی می‌کند، تکالیف به صورت آزمایش و جمع آوری اطلاعات است. هدف آموزش نوین یاد گیری است و معلم تنها ایجاد کننده پرسش‌ها می‌باشد. در روش نوین این دانش آموزانند که باید به دنبال پاسخ بروند، آموزگار شرایط یادگیری را فراهم و مفهوم سازی می‌کند. آن وقت دانش آموزان یافته‌ها را با یکدیگر چک می‌کنند و روحیه همکاری تقویت می‌شود. روش نوین اگر به درستی انجام بگیرد روشی است که شاگردان به خاطر فعالیت و حضور فکری و نه فقط فیزیکی در کلاس مطالب را بهتر می‌فهمند؛ اما این به معنی کم کاری معلم نیست. یادمان نرود این کودکان ما هستند که قرار است آموزه‌ها را در ذهن بسپارند نه معلمان.

 

برنامه ریزی و تامل

از روش‌های نوین آموزشی استفاده کنیم

 

بی تردید جایگزین کردن روش‌های نوین به جای روش‌های سنتی کار یک روز و دو روز نیست؛ برنامه ریزی صحیح و سنجیده می‌طلبد و اتاق فکری که در آن برای آینده برنامه ریزی کرد. در این باره باید از مشاوران فرهیخته سود جست و مرکز مشاوره‌ای که برای هر سنی ایده‌ای داشته باشد و آینده نگری در آن موج بزند فراهم ساخت. کودکان برای امروز نیستند و در واقع روش تدریس امروز باید تربیت این نسل را برای فردا فراهم سازد. نسلی پویاتر، فهیم‌تر و مقاوم‌تر تا با توکل بر خدا وارده قوی شکافنده علوم باشند.

 

باید وقت گذاشت و همه چیز را آماده کرد؛ روزی را باید انتخاب کرد و با اعلام آن که از این لحظه به بعد دیگر تدریس سنتی وجود نخواهد داشت؛ روش نوین را جایگزین نمود. چنین امری مستلزم اندکی پشتکار و تلاش است. ابتدا باید به آموزگاران آموزش‌های لازم داده شود؛ کلاس‌های توجیهی برگزار کرد، در زمان مناسب سی دی‌های آموزشی در اختیار مربیان و مدرسه قرارداد، برنامه ریزی نمود، نظر متخصصان آموزشی را جویا شد و همچنین در چند مدرسه طرح را به صورت آزمایشی برگزار کرد تا کاستی‌ها رفع و به ایده آل نزدیک شویم.

طرف دیگر این مسئله دانش آموزان هستند؛ متأسفانه بسیار دیده‌ایم که برخی از شاگردان بعد از در خواست معلم مبنی بر انجام کار تحقیقاتی، بنا را بر راحتی گذاشته و بلافاصله از طریق اینترنت، حتی بدون این که خودشان کار را انجام دهند به بزرگتری سپرده و تحقیق کامل شده را بدون اینکه حتی یک بار از رو بخوانند به مدرسه می‌برند! آن‌ها این عمل را زرنگی می‌گمارند و از آن شادمان می‌شوند؛ اما چرا!؟

از روش‌های نوین آموزشی استفاده کنیم

 

برای این که شاگردان کارهای محوله را به خوبی انجام دهند والدین باید از پذیرش انجام تکالیف آن‌ها امتناع کنند و فرزند را راهنمایی نمایند تا او خود وظیفه خواسته شده را انجام دهد. این‌گونه نه تنها به دانسته‌های وی افزوده می‌شود بلکه با تکرار و تشویق از سمت دیگران اعتماد به نفس و استقلال فکری پیدا می‌کند.

 

نهایتاً

امروزه در دنیای اینترنت و عصر ارتباطات، بسیاری از شرکت‌های کوچک و بزرگ سعی می‌کنند نرم افزارهای آموزشی برای کمک به دانش آموزان ارائه دهند، و هر کدام سعی می‌کنند بهترین شیوه را انتخاب کنند و ایده آل باشند. اما آیا نرم افزار به تنهایی می‌تواند جای آموزش در مدرسه را بگیرد؟

 

 


 

مرکز یادگیری سایت تبیان - تهیه کننده: فاطمه رضایی گلستان

پنج شنبه, 03 آبان 1397 19:03

اسرار ناخوشایند بودن مرگ

چرا مردم مرگ را دوست ندارند؟

 

هر ترس و وحشتی از مرگ بد و منفی و هر خوفی از آن‌هم خوب و مثبت نیست. اگر ترس از مرگ بر اثر غفلت و جهل و وابستگی به دنیای مادی باشد وحشتی منفی و نابخردانه است اما اگر وحشت از مرگ بر اساس خوف از عظمت حق‌تعالی و ترس از چگونگی رویارویی باخدا باشد، ترسی مثبت و سودمند است.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 3 دقیقه
یاد مرگ

 

 

علت اینکه بعضی از آدم‌ها از مرگ می‌ترسند چیست؟


گاهی معصومین در سخنانشان به برخی از موجبات ترس از مرگ اشاره‌کرده‌اند که عبارت‌اند از:
1. جهل
از امام جواد (علیه‌السلام)، سؤال شد چرا مردم مرگ را دوست ندارند؟ حضرت فرمود: زیرابه حقیقت مرگ جاهل‌اند، اگر بدانند مرگ چیست و از دوستان خدا باشند مرگ را دوست خواهند داشت. سپس حضرت رو به سؤال‌کننده كرد و فرمود: چرا كودک از خوردن دارو امتناع می‌کند بااینکه دارو درد او را کاهش می‌دهد و او را از بیمارى می‌رهاند؟ آن شخص جواب داد: زیرا كودک فایده خوردن دارو را نمی‌داند. امام فرمود: به خدا سوگند! مرگ براى كسى كه آمادگى دارد از آن داروى شفادهنده مفیدتر است ...

2. دل‌بستگی به دنیا
علت دیگر ترس و نفرت از مرگ، علاقه و دل‌بستگی به دنیا و مواهب آن از مال، قدرت، ریاست و ... است. مولایمان امیرالمؤمنین على (علیه‌السلام) می‌فرماید: مَنْ كانَتِ الدُّنْیا هِمَّتَهُ اِشْتَدَّ حَسْرَتُهُ عِنْدَ فِراقِها ... هر كس دنیا نهایت همتش شود هنگام جدایى از آن سخت حسرت می‌خورد.

بی‌ایمانی به خدا و قیامت، مرگ را به معنای نابودی پنداشتن، از عوامل اساسی ترس از مرگ است.


هر ترس و وحشتی از مرگ بد و منفی و هر خوفی از آن‌هم خوب و مثبت نیست. اگر ترس از مرگ بر اثر غفلت و جهل و وابستگی به دنیای مادی باشد وحشتی منفی و نابخردانه است اما اگر وحشت از مرگ بر اساس خوف از عظمت حق‌تعالی و ترس از چگونگی رویارویی باخدا باشد، ترسی مثبت و سودمند است.

3. اعمال ناشایست
مجرمان ‌همواره نگران مجازات و جریمه هستند؛ به همین جهت گناهكاران نیز از مرگ می‌ترسند ولى مؤمنان محاسبه‌گر و مراقب، هراسى از مرگ ندارند. قرآن كریم درباره یهودیان دنیادوست می‌فرماید: وَ لا یَتَمَنَّوْنَهُ أَبَداً بِما قَدَّمَتْ أَیْدیهِمْ وَ اللَّهُ عَلیمٌ بِالظَّالِمینَ ... به خاطر گناهان زیادى كه مرتكب شده‌اند هرگز آرزوى مردن را ندارند.

امیرالمؤمنین على (ع) می‌فرماید: مَنْ كانَتِ الدُّنْیا هِمَّتَهُ اِشْتَدَّ حَسْرَتُهُ عِنْدَ فِراقِها هر كس دنیا نهایت همتش شود هنگام جدایى از آن سخت حسرت می‌خورد.

شخصى از امام حسن (علیه‌السلام)، پرسید چرا از مرگ می‌ترسیم؟ امام (علیه‌السلام) فرمود: شما آخرت خویش را خراب و دنیایتان را آباد کرده‌اید، به همین دلیل خوش ندارید از جای آباد به منزل ویران نقل‌مکان کنید.

بی‌ایمانی به خدا و قیامت، مرگ را به معنای نابودی پنداشتن، از عوامل اساسی ترس از مرگ است.

4. فراهم نساختن ره‌توشه آخرت
این همان است که حضرت علی (علیه‌السلام) در یکی از سخنان حکمت آمیزش از آن، آه و ناله سر می‌دهد و هشدار داده، می‌فرماید: (آه مِنْ قِلَّةِ الزّادِ وَ طُولِ الطَّریقِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ وَ عَظیمِ الْمُورِدِ)

آه از کمی توشه‌ی راه آخرت و طولانی بودن راه و دور بودن سفر و بزرگ بودن مقصد و محل ورود.

روایات دیگری نیز در این باب واردشده است که ائمه علت هراس از مرگ را ویرانی آخرت در مقابل ساختن دنیا دانسته‌اند.

مشخص  شد كه  هر ترس و وحشتی از مرگ بد و منفی و هر خوفی از آن‌هم خوب و مثبت نیست. اگر ترس از مرگ براثر غفلت و جهل و وابستگی به دنیای مادی باشد وحشتی منفی و نابخردانه است اما اگر وحشت از مرگ بر اساس خوف از عظمت حق‌تعالی و ترس از چگونگی رویارویی باخدا باشد، ترسی مثبت و سودمند است.