ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

تاثیرات فوق العاده ی رابطه ی جنسی در زندگی زناشویی

 

 

آیا می‌دانید که بیشتر ناسازگاری‌ها، پرخاشگری‌ها، خشونت‌های خانوادگی، بداخلاقی‌ها و حتی طلاق‌های پیش رو که زوجین را به دادگاه‌های خانواده می‌کشاند ناشی از شرم‌های بی‌جای جنسی است!
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 7 دقیقه
 
رابطه جنسی
 
 
 
 
اگر به چند دهه ی قبل نگاه کنید می‌بینید که بیشتر اختلافات زوجین بر سر مسائلی همچون مسائل مالی، خانواده همسر، اعتیاد و مسائلی از این قبیل بود و گزینه ی مشکلات جنسی در روابط زوجین در دهه‌های قبل کمتر به چشم می‌خورد اما این روزها طبق گزارش وکلا و دادگاه‌های خانواده مشکل جنسی بیشترین آمار طلاق را به خود اختصاص داده است چنانچه در پژوهش‌های مختلف آمار مختلفی درباره میزان تأثیر مسائل جنسی بر روی طلاق به‌دست‌آمده است. ۶۶ درصد، ۷۵ درصد و حتی ۸۴ درصد هم به‌عنوان میزان تأثیر این مسائل بر روی طلاق عنوان‌شده است این در حالی است که چندی پیش مسئولان تدبیری اندیشیدند که برای حل مشکلات زناشویی، کلاس‌های آموزش مسائل جنسی در 16 ساعت به جوانان در آستانه ی ازدواج آموزش داده شود اما باوجودی که یکی دو سال از عمر این طرح می‌گذرد،چنین آموزش‌های محدودی راه گشا نبوده است و همچنان شاهد مشکلات جنسی در بین زوجین هستیم.

یکی از مسائل مهمی که لازم است تا در هنگام خواستگاری راجع به آن مفصل صحبت شود مسائل جنسی است چراکه با عقد و پیوند زناشویی رابطه ی جنسی آغاز می‌شود و یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین روابط بین زوجین روابط جنسی است که می‌تواند تأثیر زیادی در ارتقا کیفیت روابط زناشویی و همچنین رضایت زناشویی داشته باشد.

ازدواج و شروع روابط زناشویی موفق بسیاری از نیازهای روانی و جسمی را در یک محیط امن برآورده می‌سازد؛ درواقع ارضای نیاز جنسی در زندگی زناشویی تا جایی اهمیت دارد که می‌تواند فرد را ازلحاظ فکری، روانی و اخلاقی به آرامش برساند و عدم ارضای نیاز زناشویی باعث اختلال و فروپاشی و تعارضات زناشویی خواهد شد بنابراین رضایت جنسی تأثیر به سزایی در روابط زوجین دارد.(1)

رضایت جنسی چیست؟

رضایت جنسی یکی از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر کیفیت روابط زناشویی همسران است. رضایت جنسی خود شامل رضایت با فعالیت‌های جـسمی و رضایت عاطفی و هیجانی است.

رضایت جنسی به معنای پاسخ صحیح به تمایلات و نیازهای جنسی است که عدم ارضای خواسته‌ها می‌تواند منجر به ناکامی، خشم و سرد شدن روابط بین زوجین شود.

برخی معتقدند که رابطه ی جنسی یکی عوامل تأثیرگذار در رضایت زناشویی است اما مهم‌تر از عوامل دیگر نیست و ممکن است مشکل در روابط جنسی به دلیل سایر مشکلات زناشویی باشد و به‌اصطلاح کار از جای دیگری خراب است اما برخی دیگر معتقدند که روابط جنسی موفق باعث می‌شود که زوجین باوجود مشکلات زناشویی دیگر به یکدیگر نزدیک شوند و از شدت نا به هنجاری‌های زناشویی کاسته شود.

خیانت به خاطر نارضایتی جنسی

یکی از مسائل دردناکی که این روزها از طریق روزنامه‌ها و اخبار به گوش می‌رسد شرکت در روابط خارج از حیطه ی زناشویی است.گاهی زوجینی را می‌بینیم که در ظاهر زندگی خوبی رادارند اما از رضایت زناشویی برخوردار نیستند و سعی می‌کنند با برقراری روابط فرا زناشویی خلأهای خود را به گونه ای دیگر پر کنند.

مطالعات نشان داده است که بین رضایت جنسی و تعهد زناشویی همبستگی قوی وجود دارد یعنی کاهش در رضایت زناشویی باعث کاهش یا عدم تعهد در زوجین شده و بالعکس کاهش تعهد زناشویی باعث اختلال جنسی و درنتیجه کاهش رضایت جنسی می‌شود اما چرا خیانت با رضایت جنسی رابطه دارد؟

به نظر شما اگر فردی در یک رابطه ی زناشویی ازنظر عاطفی تأمین باشد و با این‌وجود به دنبال روابط فرا زناشویی رود، آیتم دیگری جز مسئله ی جنسی و هوس برای وارد شدن به چنین روابطی باقی می‌ماند؟!

استتز و هامونزیکی یکی از علل اصلی خیانت را کمبودهای جنسی-عاطفی و یا عدم جذابیت جنسی در هریک از زوجین می‌داند. امروزه ثابت‌شده است که علت بسیاری از آشفتگی‌های روانی، ناسازگاری زناشویی و همچنین افزایش آمار طلاق و خیانت،عدم رضایتمندی زوجین از روابط جنسی است. (2)

نویسندگان کتاب‌های مرجع روان‌پزشکی و روانشناسی هم در تعریف خیانت به‌طور مشخص به رابطه جنسی اشاره‌کرده‌اند مثلاً کاپلان خیانت را ارتباط جنسی با شخص سوم خارج از رابطه زن و مرد تعریف کرده و تامسون ارتباط جنسی خارج از ازدواج را بدون آگاهی یا رضایت همسر خیانت دانسته است؛ (3) حال اگر تعریف‌های کاپلان و تامسون درباره خیانت را ازنظر بگذرانیم می‌توان خیانت را چنین تعریف کرد:

«خیانت نوعی درگیری جنسی و عاطفی با فردی غیر از همسر است که پنهان نگه‌داشته می‌شود.»بنابراین با این تعاریف روابط فرا زناشویی خارج از محوریت جنسی بی‌معنا خواهد بود.

با رابطه ی جنسی سالم به آرامش برسید

همان‌طور که اشاره کردیم رابطه ی جنسی در زندگی زناشویی یکی از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار در رضایت زناشویی است. درواقع نیاز جنسی مثل نیاز به خوردن و آشامیدن جز یکی از نیازها در زندگی همه انسان‌ها و به عبارتی لازمه ی یک زندگی مشترک سالم است.  برطرف کردن نیاز جنسی تنها از طریق ازدواج امکان‌پذیر است و این موضوع از اهمیت بالایی برخوردار است لذا رابطه ی جنسی مطلوب به‌نحوی‌که بتواند باعث رضایت طرفین شود، نقش بسیار مهمی در پایداری کانون خانواده و رضایت زناشویی خواهد داشت اما تأثیرات رابطه جنسی تنها به این مورد محدود نمی‌شود بلکه هرچه بیشتر در مورد رابطه جنسی تحقیق به عمل می‌آید به فواید بیشتری درباره ی یک رابطه  ی جنسی سالم پی می‌بریم که ما به برخی از مزیت‌های مهم رابطه ی جنسی اشاره می‌کنیم:

رابطه ی جنسی بهتر، سرماخوردگی کمتر!

طبق پژوهشی که در دانشگاه ویلک Wilkes انجام شد، افرادی که دو بار در هفته رابطه جنسی برقرار می‌کنند، در مقایسه با افرادی که کمتر از یک‌بار در هفته رابطه جنسی دارند، مقادیر بیشتری از آنتی‌بادی ایمونوگلوبین A یا IGA در بدن خود دارند. اهمیت این آنتی‌بادی چیست؟ کارل چارنتسکی Carl Charnetski، یکی از محققان دانشگاه ویلک می‌گوید: IGA یا Immunoglobulin A اولین عامل دفاعی در برابر سرماخوردگی و آنفلوانزا محسوب می‌شود.(4)

کاهش فشارخون

جوزف جی. پینزن (MD) معتقد است: تحقیقات نشان می‌دهد که رابطه ی جنسی باعث پایین آمدن فشارخون می‌شود.

جوزف جی. پینزن، مدیرعامل و مدیر پزشکی Amai Wellness است. او می‌گوید: " مطالعات نشان داده است که رابطه جنسی به‌طور خاص (استمناء نه) باعث کاهش فشارخون می‌شود.(5)

خواب راحت

 با برقراری رابطه ی جنسی بدن شما در طول ارگاسم، اکسی‌توسین که به آن هورمون عشق یا صمیمت هم می‌گویند، آزاد می‌کند که این هورمون می‌تواند به‌عنوان آرام‌بخش عمل کند.

تسکین سردرد

مطالعه دیگری نشان می‌دهد که فعالیت جنسی می‌تواند تسکین کامل یا جزئی از میگرن و سردرد را فراهم کند.

گزارش به‌دست‌آمده از افرادی که حین رابطه ی جنسی دچار سردرد بودند نشان می‌دهد:
60 درصد بهبودی در طی یک میگرن گزارش‌شده است.
70 درصد از آن‌ها در طول یک میگرن گزارش داده‌اند که می‌تواند آرامش‌بخش باشد.
37 درصد بهبود علائم را در سردرد گزارش دادند.(6)

جلوگیری از حملات قلبی

 رابطه جنسی منظم می‌تواند از حملات قلبی جلوگیری کند. داشتن رابطه جنسی سه بار در هفته می‌تواند خطر ابتلا به حمله قلبی یا سکته مغزی را به نصف کاهش دهد.

این‌ها تنها بخشی از مزایای رابطه جنسی سالم است اما همچنان ابهام وجود دارد که چرا با توجه به اینکه رابطه ی جنسی باعث افزایش آرامش روحی و روانی و سلامت جسمی می‌شود، همچنان هستند افرادی که نمی‌توانند رابطه ی خوبی را با شریک زندگی‌شان برقرار کنند؟!

یکی از مهم‌ترین مشکلات در کشور ما درزمینه ی مسائل جنسی نبود مراکز آموزشی است. اینکه کجا، چه چیزی و به چه میزان باید درزمینه ی مسائل جنسی آموزش داده شود معضلی است که بر مشکلات جنسی زناشویی دامن می‌زند لذا ما قصد داریم در مقالات بیشتر بر دانش جنسی زوجین بیفزاییم...

با ما همراه باشید...


 
 
پی‌نوشت‌ها:
(1)(2) آقایی، مرضیه، پایان‌نامه بررسی نقش صمیمت و رضایت جنسی در گرایش مردان متأهل به روابط فرا زناشویی،،1393.
3-مسلمی فر، مهدی، مشاور و روانشناس خانواده،تهران، سخن؛1394.
4-مک گری،سرسرا، 2000؛به نقل از شاه سیاه، بهرامی، محبی،1388.
5- 10 مزیت شگفت‌انگیز بهداشت جنسی-ترجمه از سایت webmd
6-فواید رابطه ی جنسی-ترجمه از سایت healthline

مشاوره مشاوره اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .

چهارشنبه, 02 آبان 1397 16:42

دلیل بزرگداشت اربعین

رسول جعفريان: دليل بزرگداشت اربعين

رسول جعفریان:

 

اعتبار اربعین امام حسین (علیه السلام) از قدیم الایام میان شیعیان و در تقویم تاریخی‌ وفاداران به امام حسین (علیه السلام) شناخته شده بوده است‌.

 

کتاب مصباح المتهجد شیخ طوسى كه حاصل گزینش دقیق و انتخاب معقول شیخ طوسی از روایات‌ فراوان در باره تقویم مورد نظر شیعه در باره ایام سوگ و شادى و دعا و روزه وعبادت است‌، ذیل ماه «صفر» می‌نویسد: نخستین روز این ماه (از سال 121)،روز كشته شدن زید بن علی بن الحسین است‌. روز سوم این ماه از سال 64روزى است كه مسلم بن عقبه پرده كعبه را آتش زد و به دیوارهاى آن سنگ‌پرتاب نمود در حالى كه به نمایندگی از یزید با عبدالله بن زبیر در نبرد بود.

روز 20 صفر یعنى اربعین زمانى است كه حرم امام حسین (علیه السلام) یعنى كاروان‌اسرا، از شام به مدینه مراجعت كردند. و روزى است كه جابر بن عبدالله بن‌حرام انصاری‌، صحابی رسول خدا (ص‌)، از مدینه به كربلا رسید تا به زیارت‌ قبر امام حسین (علیه السلام) بشتابد و او نخستین كسى است از مردمان كه قبر آن‌حضرت را زیارت كرد. در این روز زیارت امام حسین (علیه السلام) مستحب است واین زیارت‌، همانا خواندن زیارت اربعین است كه از امام عسكرى (ع‌) روایت ‌شده كه فرمود:

علامات مؤمن پنج تاست‌: خواندن 51 ركعت نماز در شبانه‌روز نمازهاى واجب و نافله و نماز و شب به دست كردن انگشترى دردست راست‌، برآمدن پیشانى از سجده‌، و بلند خواندن بسم الله الرحمن‌الرحیم در نماز .

شیخ طوسى سپس متن زیارت اربعین را با سند به نقل از حضرت صادق علیه ‌السلام آورده است‌: السلام على ولى الله و حبیبه‌، السلام على خلیل الله ونجیبه‌، السلام على صفى الله و ابن صفیه‌... این مطلبى است كه شیخ طوسی‌، عالم فرهیخته و معتبر و معقول شیعه در قرن‌پنجم در باره اربعین آورده است‌. طبعا بر اساس اعتبارى كه این روز میان ‌شیعیان داشته است‌، از همان آغاز كه تاریخش معلوم نیست‌، شیعیان به حرمت‌ آن‌، زیارت اربعین می‌خوانده‌اند و اگر می‌توانسته‌اند مانند جابر بر مزار امام حسین (علیه السلام) گرد آمده و آن امام را زیارت می‌كردند. این سنت تا به امروز درعراق با قوت برپاست‌ و شاهدیم كه میلیونها شیعه عراقى و غیر عراقى در این روز بر مزار امام حسین (ع) جمع مى شوند.

در اینجا و در ارتباط با اربعین چند نكته را باید توضیح داد.

1. عدد چهل‌ نخستین مسأله‌اى كه در ارتباط با «اربعین‌» جلب توجه می‌كند، تعبیر اربعین‌ در متون دینى است‌. ابتدا باید نكته‌اى را به عنوان مقدمه یادآور شویم‌: اصولا باید توجه داشت كه در نگرش صحیح دینی‌، اعداد نقش خاصی به‌ لحاظ عدد بودن‌، در القاى معنا و منظورى خاص ندارند، به این صورت كه‌ كسى نمی‌تواند به صرف این كه در فلان مورد یا موارد، عدد هفت یا دوازده یاچهل یا هفتاد به كار رفته‌، استنباط و استنتاج خاصى داشته باشد. این یادآوری‌، از آن روست كه برخى از فرقه‌هاى مذهبی‌، بویژه آنها كه تمایلات‌ «باطنی‌گری‌» داشته یا دارند و گاه و بیگاه خود را به شیعه نیز منسوب می‌كرده‌اند، و نیز برخى از شبه فیلسوفان متأثر از اندیشه‌هاى انحرافى و باطنی‌ و اسماعیلی‌، مروج چنین اندیشه‌اى در باره اعداد یا نوع حروف بوده وهستند. در واقع‌، بسیارى از اعدادى كه در نقلهاى دینی آمده‌، می‌تواند بر اساس یك‌ محاسبه الهى باشد، اما این كه این عدد در موارد دیگرى هم كاربرد دارد و بدون یك مستند دینى می‌توان از آن در سایر موارد استفاده كرد، قابل قبول نیست‌. به ‌عنوان نمونه‌، در دهها مورد در كتابهاى دعا، عدد صد بكار رفته كه فلان ذكر را صد مرتبه بگویید، اما این دلیل بر تقدس عدد صد به عنوان صد نمی‌شود. همینطور سایر عددها. البته ناخواسته براى مردم عادی‌، برخى از این اعداد طی‌ روزگاران‌، صورت تقدس به خود گرفته و گاه سوء استفاده‌هایى هم از آن‌ها می‌شود. تنها چیزى كه در باره برخى از این اعداد می‌شود گفت آن است كه آن اعداد معین نشانه كثرت‌است‌. به عنوان مثال‌، در باره هفت چنین اظهار نظرى شده است‌. بیش از این‌هرچه گفته شود، نمی‌توان به عنوان یك استدلال به آن نظر كرد. مرحوم اربلی‌، از علماى بزرگ امامیه‌، در كتاب كشف الغمه فی معرفة الائمة‌ در برابر كسانى كه به تقدس عدد دوازده و بروج دوازده‌گانه برای اثبات امامت‌ ائمه اطهار(ع) استناد كرده‌اند، اظهار می‌دارد، این مسأله نمی‌تواند چیزى را ثابت كند؛ چرا كه اگر چنین باشد، اسماعیلیان یا هفت امامی‌ها، می‌توانند دهها شاهد مثل هفت آسمان ارائه دهند كه عدد هفت مقدس است‌، كما این كه این كار راكرده‌اند. عدد «اربعین‌» در متون دینی‌ یكی از تعبیرهاى رایج عددی‌، تعبیر اربعین است كه در بسیارى از موارد به كار رفته است‌. یك نمونه آن كه سن‌ّ رسول خدا (ص‌) در زمان مبعوث شدن‌، چهل بوده است‌. گفته شده كه عدد چهل در سن انسانها، نشانه بلوغ و رشد فكرى است‌. گفتنى است كه برخى از انبیاء در سنین كودكى به نبوّت رسیده‌اند. از ابن عباس گویا به نقل از پیامبر (ص‌) نقل شده كه اگر كسى چهل ساله شد و خیرش بر شرش غلبه نكرد، آماده رفتن به جهنم باشد. در نقلی آمده است‌ كه‌، مردمان طالب دنیایند تا چهل سالشان شود. پس از آن در پی آخرتخواهند رفت‌. (مجموعه ورام‌، ص 35) در قرآن آمده است «میقات‌» موسى با پروردگارش در طى چهل روز حاصل‌شده است‌. در نقل است كه‌، حضرت آدم چهل شبانه روز بر روى كوه صفا درحال سجده بود. (مستدرك وسائل ج 9، ص 329) در باره بنى اسرائیل هم آمده كه‌ برای استجابت دعاى خود چهل شبانه روز ناله و ضجّه می‌كردند. (مستدرك ج 5،ص 239) در نقلى آمده است كه اگر كسى چهل روز خالص براى خدا باشد، خداوند او را در دنیا زاهد كرده و راه و چاه زندگى را به او می‌آموزد و حكمت ‌را در قلب و زبانش جارى می‌كند. بدین مضمون روایات فراوانى وجود دارد. چله نشینى صوفیان هم درست یا غلط‌، از همین بابت بوده است‌. علامه مجلسى در كتاب بحار الانوار در این باره كه برگرفتن چهل نشینى از حدیث مزبور نادرست است‌، به تفصیل سخن گفته است‌. اعتبار حفظ چهل حدیث كه در روایات ‌فراوان دیگر آمده‌، سبب تألیف صدها اثر با عنوان اربعین در انتخاب چهل ‌حدیث و شرح و بسط آنها شده است‌. در این نقلها آمده است كه اگر كسى ازامّت من‌، چهل حدیث حفظ كند كه در امر دینش از آنها بهره برد، خداوند درروز قیامت او را فقیه و عالم محشور خواهد كرد. در نقل دیگرى آمده است كه ‌امیرمؤمنان (ع‌) فرمودند: اگر چهل مرد با من بیعت می‌كردند، در برابردشمنانم می‌ایستادم‌. (الاحتجاج‌، ص 84). مرحوم كفعمى نوشته است‌: زمین از یك‌ قطب‌، چهار نفر از اوتاد و چهل نفر از ابدال و هفتاد نفر نجیب‌، هیچگاه خالی‌نمی‌شود. (بحار ج 53، ص 200) در باره نطفه هم تصور براین بوده كه بعد از چهل‌ روز عَلَقه می‌شود. همین عدد در تحولات بعدى علقه به مُضْغه تا تولد درنقلهاى كهن بكار رفته است‌، گویى كه عدد چهل مبدأ یك تحول دانسته شده‌است‌. در روایت است كه كسى كه شرابخوارى كند،نمازش تا چهل روز قبول ‌نمی‌شود. و نیز در روایت است كه كسى كه چهل روز گوشت نخورد،خلقش‌ تند می‌شود. نیز در روایت است كه كسى كه چهل روز طعام حلال بخورد،خداوند قبلش را نورانى می‌كند. نیز رسول خدا(ص) فرمود: كسی كه لقمه حرامی‌ بخورد، تا چهل روز دعایش مستجاب نمی‌شود. (مستدرك وسائل‌، ج 5، ص 217). اینها نمونه‌اى از نقلهایى بود كه عدد اربعین در آنها به كار رفته است‌.

2 . اربعین امام حسین (علیه السلام) باید دید در كهن‌ترین متون مذهبى ما،از «اربعین‌» چگونه یاد شده است‌. به عبارت ‌دیگر دلیل برزگداشت اربعین چیست‌؟ چنان كه در آغاز گذشت‌، مهمترین نكته درباره اربعین‌، روایت امام عسكرى (ع‌) است‌. حضرت در روایتى كه در منابع ‌مختلف از ایشان نقل شده فرموده‌اند: نشانه‌هاى مؤمن پنج چیز است‌: 1- خواندن پنجاه و یك ركعت نماز (17 ركعت نماز واجب + 11 نماز شب + 23نوافل‌) 2ـ زیارت اربعین 3ـ انگشترى در دست راست 4ـ وجود آثار سجده ‌بر پیشانى 5ـ بلند خواندن بسم الله در نماز این حدیث تنها مدرك معتبرى است كه جداى از خود زیارت اربعین كه درمنابع دعایى آمده‌، به اربعین امام حسین (علیه السلام) و بزرگداشت آن روز تصریح كرده ‌است‌. اما این كه منشأ اربعین چیست‌، باید گفت‌، در منابع به این روز به دو اعتبار نگریسته شده است‌. نخست روزى كه اسراى كربلا از شام به مدینه مراجعت كردند. دوم روزى كه جابر بن عبدالله انصاری‌، صحابى پیامبر خدا (ص‌) از مدینه به ‌كربلا وارد شد تا قبر حضرت اباعبدالله الحسین (ع‌) را زیارت كند. شیخ مفید (م 413) در«مسار الشیعه» كه در ایام موالید و وفیات ائمه اطهار علیهم السلام است‌، اشاره به روز اربعین‌كرده و نوشته است‌: این روزى است كه حرم امام حسین (علیه السلام) از شام به سوی مدینه مراجعت كردند. نیز روزى است كه جابر بن عبدالله برای زیارت امام حسین (علیه السلام) وارد كربلا شد. كهن‌ترین كتاب دعایى مفصل موجود، كتاب «مصباح المتهجّد» شیخ طوسی ازشاگردان شیخ مفید است كه ایشان هم همین مطلب را آورده است‌. شیخ ‌طوسى پس از یاد از این كه روز نخست ماه صفر روز شهادت زید بن على بن‌الحسین (ع‌) و روز سوم ماه صفر روز آتش زدن كعبه توسط سپاه شام در سال‌64 هجرى است‌، می‌نویسد: بیستم ماه صفر (چهل روز پس از حادثه كربلا) روزى است كه حرم سید ما اباعبدالله الحسین از شام به مدینه مراجعت كرد ونیز روزی است كه جابر بن عبدالله انصاری‌، صحابى رسول خدا (ص‌) ازمدینه وارد كربلا شد تا قبر حضرت را زیارت كند. او نخستین كس از مردمان بود كه امام حسین (علیه السلام) را زیارت كرد. در چنین روزی زیارت آن حضرت‌ مستحب است و آن زیارت اربعین است‌. (مصباح المتهجد، ص 787) در همانجا آمده است كه وقت خواندن زیارت اربعین‌، هنگامى است كه روز بالا آمده‌ است‌. در كتاب «نزهة الزاهد» هم كه در قرن ششم هجرى تألیف شده‌، آمده‌: در بیستم‌این ماه بود كه حرم محترم حسین از شام به مدینه آمدند. (نزهة‌الزاهد، ص 241) همین طور در ترجمه فارسى فتوح ابن اعثم (الفتوح ابن اعثم‌، تصحیح مجد طباطبائی‌، ص‌916) و كتاب مصباح كفعمى كه از متون دعایی بسیار مهم قرن نهم هجرى است‌ این مطلب آمده است‌. برخى استظهار كرده‌اند كه عبارت شیخ مفید و شیخ‌طوسی‌، بر آن است كه روز اربعین‌، روزى است كه اسرا از شام به مقصد مدینه ‌خارج شدند نه آن كه در آن روز به مدینه رسیدند. (لؤلؤ و مرجان‌، ص 154) به هرروی‌، زیارت اربعین از زیارت‌هاى مورد وثوق امام حسین (علیه السلام) است كه ازلحاظ معنا و مفهوم قابل توجه است‌.

3 . بازگشت اسیران به مدینه یا كربلا اشاره كردیم كه شیخ طوسی‌، بیستم صفر یا اربعین را، زمان بازگشت اسرای‌ كربلا از شام به مدینه دانسته است‌. باید افزود كه نقلى دیگر، اربعین رابازگشت اسرا از شام را به «كربلا» تعیین كرده است‌. تا اینجا، از لحاظ منابع كهن‌، باید گفت اعتبار سخن نخست بیش از سخن دوم است‌. با این حال‌،علامه مجلسی پس از نقل هر دو این‌ها، اظهار می‌دارد: احتمال صحت هردوى اینها (به لحاظ زمانی‌) بعید می‌نماید. (بحار ج 101، ص 334 ـ 335) ایشان این ‌تردید را در كتاب دعایی خود «زاد المعاد» هم عنوان كرده است‌. با این حال‌، درمتون بالنسبه قدیمی‌، مانند «لهوف» و «مثیرالاحزان» آمده است كه اربعین‌، مربوط ‌به زمان بازگشت اسرا، از شام به كربلاست‌. اسیران‌، از راهنمایان خواستند تا آنها را از كربلا عبور دهند. باید توجه داشت كه این دو كتاب‌،در عین حال كه مطالب مفیدی دارند، ازجهاتی‌، اخبار ضعیف و داستانى هم دارند كه برای شناخت آنها باید با متون‌كهن‌تر مقایسه شده و اخبار آنها ارزیابی شود. این نكته را هم باید افزود كه ‌منابعى كه پس از لهوف‌، به نقل از آن كتاب این خبر را نقل كرده‌اند، نباید به‌عنوان یك منبع مستند و مستقل‌، یاد شوند. كتابهایى مانند «حبیب السیر» كه به ‌نقل از آن منابع خبر بازگشت اسرا را به كربلا آورده‌اند، (نفس المهموم ترجمه شعرانی‌، ص 269) نمی‌توانند مورد استناد قرار گیرند. در اینجا مناسب است دو نقل را در باره تاریخ ورود اسرا به دمشق یاد كنیم‌. نخست نقل ابوریحان بیرونى است كه نوشته است‌: در نخستین روز ماه صفر، أدخل رأس الحسین علیه السلام مدینة دمشق‌، فوضعه یزید لعنه الله بین یدیه‌ و نقر ثنایاه بقضیب كان فى یده و هو یقول‌: لست من خندف ان لم أنتقم‌ من بنى أحمد، ما كان فَعَل‌ لیت‌َ أشیاخى ببدرٍ شهدوا جَزَع الخزرج من وقع الاسل‌ فأهلّوا و استهلّوا فرحا ثم قالوا: یا یزید لاتشل‌ قد قتلنا القرن من أشیاخهم‌ و عدلناه ببدر، فاعتدل (الاثار الباقیه‌، ص 422) وی روز اول ماه صفر را روزى مى داند كه سر امام حسین (ع) علیه السلام را وارد دمشق كرده و یزید هم در حالى كه اشعار ابن زبعرى را مى خواند و بیتى هم بر آن افزوده بود، با چوبى كه در دست داشت بر لبان امام حسین (ع) مى زد. دوم سخن عماد الدین طبرى (م حوالى 700) در «كامل بهائی» است كه رسیدن اسرا به دمشق را در16 ربیع الاول دانسته یعنى 66 روز پس از عاشورا میداند كه طبیعی‌تر می‌نماید.

4. میرزا حسین نورى و اربعین‌، علامه میرزا حسین نورى از علماى برجسته شیعه‌، و صاحب كتاب «مستدرك الوسائل» در كتاب لؤلؤ و مرجان در آداب اهل منبر به نقد و ارزیابی برخى ازروضه‌ها و نقلهایى پرداخته كه به مرور در جامعه شیعه رواج یافته و به نظر وی‌از اساس‌، نادرست بوده است‌. ظاهرا وی در دوره اخیر نخستین كسى است كه به نقد این روایت پرداخته و دلایل متعددى در نادرستى آن اقامه كرده است. ایشان این عبارت سید بن طاوس در لهوف را نقل كرده‌است كه اسرا در بازگشت از شام‌، از راهنماى خود خواستند تا آنها را به كربلا ببرد؛ و سپس به نقد آن پرداخته است‌. (لؤلؤ و مرجان‌، ص 152) داستان از این قرار است كه سید بن طاوس در «لهوف» خبر بازگشت اسراء را به‌كربلا در اربعین نقل كرده است‌. در آنجا منبع این خبر نقل نشده و گفته می‌شود كه وى در این كتاب مشهورات میان شیعه را كه در مجالس سوگوارى بوده‌، درآن مطرح كرده است‌. اما همین سید بن طاوس در «اقبال الاعمال» با اشاره به این كه شیخ طوسى در مصباح‌می‌گوید اسرار روز اربعین از شام به سوی مدینه حركت كردند و خبر نقل شده ‌در غیر آن كه بازگشت آنان را در اربعین به كربلا دانسته‌اند، در هر دو موردتردید می‌كند. تردید او از این ناحیه است كه ابن زیاد مدتى اسراء را در كوفه ‌نگه داشت. با توجه به این مطلب و زمانى كه در این نگه داشته صرف شده و زمانی كه در مسیر رفت به شام و اقامت یك ماهه در آنجا و بازگشت مورد نیاز است‌، بعید است كه آنان در اربعین به ‌مدینه یا كربلا رسیده باشند. ابن طاوس می‌گوید: این كه اجازه بازگشت به كربلا به آنها داده باشد، ممكن است‌، اما نمی‌توانسته در اربعین باشد. در خبر مربوط به‌ بازگشت آنان به كربلا گفته شده است كه همزمان با ورود جابر به كربلا بوده و با او برخورد كرده اند . ابن طاوس در این كه جابر هم روز اربعین به كربلا رسیده باشد، تردید می‌كند. (اقبال الاعمال‌، ج 3، ص 101). این ممكن است كه ابن طاوس لهوف را در جوانى و اقبال را در دوران بلوغ فكری تألیف كرده باشد. در عین حال ممكن است دلیل آن این باشد كه آن كتاب را براى محافل روضه خوانى و این اثر را به عنوان یك اثر علمى نوشته باشد. دلیلى ندارد كه ما تردید هاى او را در آمدن جابر به كربلا در روز اربعین بپذیریم. به نظر مى رسد منطقى ترین چیزى كه برای اعتبار اربعین در دست است همین زیارت جابر در نخستین اربعین به عنوان اولین زایر است. اما در باره اعتبار اربعین به بازگشت اسرا به كربلا توجه به این نكته هم اهمیت دارد كه شیخ مفید در كتاب مهم خود در باب زندگى امامان و در بخش خاص به امام حسین (علیه السلام) از كتاب «ارشاد» در خبر بازگشت اسرا، اصلا اشاره‌اى به این كه‌ اسرا به عراق بازگشتند ندارد. همین طور ابومخنف راوى مهم شیعه هم‌اشاره‌اى در مقتل الحسین خود به این مطلب ندارد. در منابع كهن تاریخ كربلاهم مانند انساب الاشراف‌، اخبارالطوال‌، و طبقات الكبرى اثرى از این خبردیده نمی‌شود. روشن است كه حذف عمدى آن معنا ندارد؛ زیرا براى چنین‌حذف و تحریفی‌، دلیلى وجود ندارد. خبر زیارت جابر، دركتاب بشارة المصطفى آمده‌، اما به ملاقات وى با اسرا اشاره نشده است‌. مرحوم حاج شیخ عباس قمى هم‌، به تبع استاد خود نوری‌، داستان آمدن ‌اسرای كربلا را در اربعین از شام به كربلا نادرست دانسته است‌. (منتهی الامال‌، ج 1،صص 817 ـ 818) در دهه‌هاى اخیر مرحوم محمد ابراهیم آیتى هم در كتاب‌بررسى تاریخ عاشورا بازگشت اسرا را به كربلا انكار كرده است‌. (بررسى تاریخ‌عاشورا، صص 148 ـ 149) همین طور آقاى مطهرى كه متأثر از مرحوم آیتى است. اما این جماعت یك مخالف جدى دارند كه شهید قاضی طباطبائى است.

5. شهید قاضى طباطبائى و اربعین‌، شهید محراب مرحوم حاج سید محمدعلى قاضى طباطبائى رحمة الله علیه‌، كتاب‌ مفصلى با نام «تحقیق در باره اولین اربعین حضرت سید الشهداء» در باره اربعین ‌نوشت‌ كه اخیرا هم به شكل تازه و زیبایى چاپ شده است. هدف ایشان از نگارش این اثر آن بود تا ثابت كند، آمدن اسراى از شام‌ به كربلا در نخستین اربعین‌، بعید نیست‌. این كتاب كه ضمن نهصد صفحه‌ چاپ شده‌، مشتمل بر تحقیقات حاشیه‌اى فراوانی در باره كربلاست كه بسیارمفید و جالب است‌. اما به نظر می‌رسد در اثبات نكته مورد نظر با همه زحمتى كه مؤلف محترم كشیده ، چندان موفّق‌ نبوده است‌. ایشان در باره این اشكال كه امكان ندارد اسرا ظرف چهل روز از كربلا به كوفه‌،از آنجا به شام و سپس از شام به كربلا بازگشته باشند، هفده نمونه از مسافرتها ومسیرها و زمانهایى كه براى این راه در تاریخ آمده را به تفصیل نقل كرده‌اند. دراین نمونه‌ها آمده است كه مسیر كوفه تا شام و به عكس از یك هفته تا ده دوازده ‌روز طى می‌شده و بنابر این‌، ممكن است كه در یك چهل روز، چنین مسیررفت و برگشتى طی شده باشد. اگر این سخن بیرونى هم درست باشد كه سر امام حسین (علیه السلام) روز اول صفر وارد دمشق شده‌، می‌توان اظهار كرد كه بیست ‌روز بعد، اسرا می‌توانستند در كربلا باشند. باید به اجمال گفت‌: بر فرض كه طى این مسیر براى یك كاروان‌، در چنین زمان ‌كوتاهی‌، با آن همه زن و بچه ممكن باشد، باید توجه داشت كه آیا اصل این ‌خبر در كتابهاى معتبر تاریخ آمده است یانه‌. تا آنجا كه می‌دانیم‌، نقل این خبر در منابع ‌تاریخی‌، از قرن هفتم به آن سوى تجاوز نمی‌كند. به علاوه‌، علماى بزرگ شیعه‌، مانند شیخ مفید و شیخ طوسی‌، نه تنها به آن اشاره نكرده‌اند، بلكه به عكس‌ِ آن تصریح كرده و نوشته‌اند: روز اربعین روزى است كه حرم امام حسین (علیه السلام) وارد مدینه شده یا از شام به سوى مدینه خارج شده است‌. آنچه می‌ماند این است كه نخستین زیارت امام حسین (علیه السلام) در نخستین اربعین، توسط جابر بن عبدالله انصاری صورت گرفته است و از آن پس ائمه اطهار علیهم السلام كه از هر فرصتی براى رواج زیارت امام حسین (علیه السلام) بهره می‌گرفتند، آن‌روز را كه نخستین زیارت در آن انجام شده‌، به عنوان روزى كه زیارت امام حسین (علیه السلام) در آن مستحب است‌، اعلام فرمودند. متن زیارت اربعین هم ازسوى حضرت صادق علیه السلام انشاء شده و با داشتن آن مضامین عالی‌،شیعیان را از زیارت‌آن حضرت در این روز برخوردار می‌كند. اهمیت خواندن زیارت اربعین تاجایى است كه از علائم شیعه دانسته شده است‌، درست آن گونه كه بلند خواندن بسم الله در نماز و خواندن پنجاه و یك ركعت نماز در شبانه روز درروایات بیشماری‌، از علائم شیعه بودن عنوان شده است‌. زیارت اربعین در «مصباح المتهجد» شیخ طوسى و نیز «تهذیب الاحكام» وى به نقل ازصفوان بن مهران جمال آمده است‌. وى گفت كه مولایم امام صادق (ع‌) فرمود: زیارت اربعین كه باید وقت برآمدن روز خوانده شود چنین است... (مصباح المتهجد، ص 788، تهذیب الاحكام‌، ج 6،ص 113، اقبال الاعمال‌، ج 3، ص 101، مزار مشهدی‌، ص 514 (تحقیق قیومی‌)، مزار شهید اول (تحقیق‌مدرسة الامام المهدی‌، قم 1410)، ص 185 ـ 186). این زیارت‌، به جهاتى مشابه برخى از زیارات دیگر است‌، اما از آن روى كه‌مشتمل بر برخى از تعابیر جالب در زمینه هدف امام حسین از این قیام است‌، داراى اهمیت ویژه می‌باشد. در بخشى از این زیارت در باره هدف امام حسین (علیه السلام) از این نهضت آمده است‌: «... و بذل مهجته فیك لیستنقذ عبادك من الجهالة ‌و حیرة الضلالة‌... و قد توازر علیه من غرّته الدنیا و باع حظّه بالارذل الادنی‌». خدایا، امام حسین (علیه السلام) همه چیزش را براى نجات بندگانت از نابخردى وسرگشتگى و ضلالت در راه تو داده در حالى كه مشتی فریب خورده كه انسانیت‌ خود را به دنیاى پست فروخته‌اند بر ضد وى شوریده آن حضرت را به‌شهادت رساندند.

دو نكته كوتاه: نخست آن كه برخى از روایاتى كه در باب زیارت امام حسین (علیه السلام) در كتاب كامل الزیارات‌ ابن قولویه آمده‌، گریه چهل روزه آسمان و زمین و خورشید و ملائكه را بر امام حسین (علیه السلام) یادآور شده است‌. (اربعین شهید قاضی‌، ص 386) دوم این كه ابن طاوس یك اشكال تاریخى هم نسبت به اربعین بودن روز بیستم صفرمطرح كرده و آن این كه اگر امام حسین (علیه السلام) روز دهم محرم به شهادت رسیده‌باشد، اربعین آن حضرت نوزدهم صفر می‌شود نه بیستم‌. در پاسخ گفته شده ‌است، به احتمال ماه محرمى كه در دهم آن امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیده‌، بیست و نه روز بوده است‌. اگر ماه كامل بوده‌، باید گفت كه روز شهادت را به ‌شمارش نیاورده‌اند. (بحار الانوار، ج 98، ص 335).

چهارشنبه, 02 آبان 1397 12:16

آیا خیانت را باید بخشید؟

آیا خیانت را باید بخشید؟

 

 

بخشش خیانت چه زمانی لازم است؟ اگر همسرتان در زندگی به شما خیانت کند چه واکنشی از خودتان نشان می دهید؟ مورد خیانت واقع شدن یک تجربه آسیب زا است که موجب از بین رفتن اعتماد در روابط بین فردی می شود. خیانت تاثیرات منفی عمیقی در تمام ابعاد زندگی به دنبال خواهد داشت. یکی از موضوعات مهم در بحث خیانت، بخشش خیانت می باشد. زمانی که خیانت رخ می دهد در ابتدای امر موضوع بخشش غیر ممکن به نظر می رسد زیرا فردی که مورد خیانت واقع شده است از درد شدیدی رنج می برد. اما گاهی با گذشت زمان به تدریج تمایل به بخشش در فرد ایجاد می گردد. در نهایت بخشش خیانت برای فرد آرامش از دست رفته را باز می آفریند.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 9 دقیقه

 

خیانت

 


آیا بخشش همسر خیانتکار کار درستی است؟

نخستین رویداد پس از آشکار شدن خیانت، از بین رفتن احساس امنیت است. رو به رو شدن با تجربه خیانت، بسیار دشوار است. فردی که مورد خیانت واقع شده دچار خشم، شوک، سردرگمی و عدم توانایی در اعتماد کردن مجدد می شود. با این حال باید در نظر داشته باشیم که ما با افرادی زندگی می کنیم که کامل نیستند. در تمام روابط، این امکان وجود دارد که ما به تمام انتظاراتمان از فرد مقابل نرسیم. بخشش نقطه عطف اساسی در بهبود روابط افرادی است که دچار خیانت شده اند. بین بخشش و رضایت از زندگی، رابطه وجود دارد. بخشش در سلامت روان، کمک به بهبود کیفیت ارتباطات و مناسبات بین فردی نقش تعیین کننده ای دارد .

بخشش خیانت

بخشش خیانت فرآیندی است که در طول زمان رخ می دهد. به تدریج احساسات منفی مانند خشم و ناراحتی در فردی که مورد خیانت واقع شده است کاهش پیدا می کند و همدلی جای آن را می گیرد. آن چه در این موضوع دارای اهمیت است زمان مناسب برای بخشیدن فرد خیانتکار است. بخشش زود هنگام، احتمال تکرار خطا از سوی فرد خیانتکار را افزایش می دهد در مقابل هر چه فرآیند بخشش به تاخیر بیفتد فرد آسیب دیده با آزردگی بیش تری مواجه می شود.

 آیا می خواهید ببخشید؟

بخشش یک انتخاب است. فراموش کردن اشتباهاتی که دیگران در ارتباط با ما انجام می دهند مشکل است به خصوص اگر از لحاظ روحی برای ما دردناک باشند. بخشش خیانت به معنای پذیرفتن خیانت نیست، بلکه در واقع رها کردن خودتان از خشم و غضب نسبت به شخصی است که به شما خیانت کرده است. بخشش واقعی زمانی اتفاق می افتد که ما آگاهانه تصمیم بگیریم که روی اشتباهات و خیانت شریک زندگی خود تمرکز نکنیم. فکر کردن مداوم باعث باقی ماندن دردهای عاطفی ناشی از خیانت می شود و هر زمان که روی آن متمرکز می شویم، تجربه دردناک خیانت را با تفکر خود بازسازی می کنیم در حالی که بخشش واقعی می تواند به بازسازی رابطه کمک کند.

مراحل رسیدن به بخشش خیانت

تصمیم به بخشش خیانت شاید برای شما در یک لحظه قابل انجام باشد، اما بخشش خیانت بدون تامل می تواند برای فرد درد و رنج شدیدتری را به همراه داشته باشد. قبل از آن که تصمیم به بخشش خود را عملی کنید مراحل زیر را بهتر است طی نمایید.

تصمیم آنی نگیرید

هر انسانی ممکن تحت تاثیر احساسات، تصمیمات نامعقولی بگیرد. بنابراین نباید یک مرتبه به دلیل بد عهدی همسرتان تصمیم به جدایی از او بگیرید. شما به زمان نیاز دارید. می توانید در این زمینه از یک فرد متخصص کمک بگیرد. بهتر است مراحل درمان طی شود بعد در مورد جدایی تصمیم بگیرید. در غیر این صورت ممکن است این تجربه دوباره تکرار شود و حتی تاثیر منفی، بر روابط بعدی شما خواهد داشت.

آگاهی از علل شروع و تداوم خیانت

با همسر خود در مورد بد عهدیش صحبت کنید هرچه به مسئله پرداخته نشود، مشکلات پیچیده تر می شوند. آگاهی از علل شروع خیانت و تداوم آن می تواند نقش تعیین کننده ای در چگونگی طی کردن این مرحله بحرانی در زندگی داشته باشد. انگیزه های اصلی که به خیانت منجر شده است را شناسایی کنید و نسبت به برطرف کردن آن ها تلاش کنید وگرنه این قضیه دوباره تکرار خواهد شد. برای اطلاع از علل خیانت همسر کلیک کنید.

برای فرد خیانتکار نامه بنویسید

نوشتن نامه نوعی درمان محسوب می شود و به پردازش هیجانی در شما کمک می کند. پس از افشای خیانت همسر، در مورد احساسات خود و ضربه ای که خوردید بنویسید. بعد از چند روز، بروید دوباره نامه را بخوانید. لزومی ندارد نامه را به شخص مورد نظر بدهید. نوشتن نامه به کاهش احساسات منفی در شما کمک می کند، می تواند آرامش را به شما برگرداند و به شما کمک کند تا آسان تر ببخشید.

همدلی

همدلی یک رفتار حمایتی است که به افراد کمک می کند تا از مراحل بحرانی زندگی خود به خوبی عبور کنند. همدلی به این معناست که خود را در موقعیت طرف مقابل (فرد خیانتکار) قرار دهید و از دید او به مسائل نگاه کنید. ببینید او در چه شرایطی بوده است و بر چه اساسی چنین تصمیمی گرفته است، با او همدلی کنید. بدون شک شما هم در به وجود آمدن زمینه خیانت بی تقصیر نبوده اید سعی کنید سهم خود را مشخص کنید. این کار به شما کمک می کند که تمایل بیش تری برای بخشش خیانت او داشته باشید. نجات و حفظ رابطه‌ای که از خیانت آسیب دیده است نیاز به همدلی هردو نفر دارد. این هدفی نیست که به تنهایی به آن برسید. مشاوره خیانت می تواند به هر دو طرف در این زمینه یاری برساند.

ذهن آگاهی را تمرین کنید

در حال زندگی کنید و به یاد داشته باشید که خیانت در گذشته اتفاق افتاده است. با اشتباهات گذشته زندگی نکنید و بر زمان حال و  متمرکز باشید.

از بخشش به عنوان سلاح استفاده نکنید

گاهی اوقات فرد، خیانت شریک زندگی خود را به ظاهر می بخشد، اما هر زمان که بحثی بین آن ها پیش آید، یک وسوسه در فرد ایجاد می شود که از خیانت گذشته به عنوان یک سلاح برای پیروزی استفاده کند. اما یادآوری خیانت یک اقدام اشتباه است چون در واقع درد عاطفی ناشی از خیانت را دوباره راه اندازی می کنید. این درد عاطفی باقیمانده به خشم منجر می شود. خشمی که فرد با انتقام گرفتن، احساس آرامش می کند.

این بار فردی که خیانت کرده است، احساس می کند مورد خیانت واقع شده. چون تصور می کرد طرف مقابلش او را بخشیده است ولی این رفتار بارها و بارها تکرار می شود. در نتیجه فرد در رابطه دچار اضطراب می شود که باعث فاصله بیش تر در رابطه می گردد. در نهایت این جریان به نابودی رابطه منتهی می شود. دیگر آن که هرگز از بخشش به عنوان راهی برای رسیدن به خواسته‌هایتان و گرفتن امتیاز از همسرتان استفاده نکنید.

بخشش و عدم شایعه سازی

در بخشش واقعی، فرد به دنبال شایعه سازی در مورد فرد خیانت کار نیست. شایعه پراکنی در واقع شکلی ظریف از انتقام جویی است، در واقع با این کار به دنبال تحقیر فرد پیش دیگران هست. در مقابل صحبت کردن با یک دوست قابل اعتماد می تواند مرحله مهمی در التیام عاطفی شما بعد از خیانت محسوب شود. به علاوه روند درمان را سرعت می بخشد چون حس بهتری خواهید داشت. میل شما برای بخشیدن فرد خطا کار بیش تر خواهد شد.

تصمیم گیری در مورد آینده

در مورد آینده خود با کسی که به شما خیانت کرده است، تصمیم بگیرید. حتی وقتی کسی را می بخشید، ممکن است احساس کنید که دیگر نمی خواهید به این رابطه ادامه دهید. به رابطه خود با فردی که به شما خیانت کرده فکر کنید. آیا می توانید زندگی بدون وی را تصور کنید؟ آیا ماندن در این رابطه اعتماد به نفس شما را تخریب می کند؟ می دانید چطور یک رابطه را تمام کنید؟ نگران به وجود آوردن فرزندان طلاق هستید؟ طلاق توافقی راه حل بهتری می تواند باشد

نتایچ بخشش خیانت
بازسازی رابطه:

بازسازی رابطه به حفظ و ماندگاری آن، با هم بودن و ثبات رابطه اشاره دارد. برخی از افراد برای روابط خود تلاش زیادی کرده اند و نمی خواهند چیزی را که به زحمت به دست آوردند به راحتی به خاطر اشتباه طرف مقابل از دست بدهند. بازسازی رابطه بر پایه بخشش پیامد مطلوبی است که برخی از افراد به دنبال آن هستند تا رابطه به چالش کشیده شده خود را، دوباره از نو بسازند.

حفظ کرامت انسانی:

حفظ کرامت انسانی شامل مواردی مانند: حفظ آبرو، تکریم شخصیت افراد، تاکید بر انسانیت و ارزش های مثبت درونی افراد می باشد. گاهی فرد به دلیل ارزش ها و خصلت های مثبتی که در شریک خود می بیند او را لایق بخشش می داند و معتقد است که شرافت انسانی نباید به خاطر یک خطا از بین برود.

فرصت جبران:

فرصت جبران شرایطی را برای کاهش آثار خیانت به وجود می آورد. هنگامی که پشیمانی به طور واقعی در فرد خیانت کار بارز باشد، می توان از فرصت جبران به عنوان راهکار تعیین کننده در مسیر بخشش استفاده کرد.

آرامش درونی:

انگیزه بسیاری از فعالیت های انسان رسیدن به آرامش است. یکی از مهم ترین پیامدهای بخشش خیانت، رسیدن به آرامش برای فرد است در واقع انسان با بخشش فرد دیگر، خود را سزاوار آرامش می داند.

سودمندی:

فرد به دنبال بخشش، می تواند از زیانی که متوجه اوست خود را رها کند. گاهی در بخشش افراد منفعت شخصی وجود دارد البته سود الزاما به معنای منفعت مادی نیست، بخشی از آن سود معنوی است و در حفظ پایگاه خانواده نهفته است.

نتایج عدم بخشش خیانت

گاهی فردی که مورد خیانت واقع شده است به دلایل اقتصادی و اجتماعی مانند عدم کسب درآمد، حفظ آبرو، حفظ خانواده و فرزندان، ترس از تنهایی برای طلاق اقدام نمی کند. از طرفی نمی تواند همسر خود را نیز ببخشد در چنین شرایطی ممکن است تنش در میان زوجین بالا رود و دعوا و مشاجره و طلاق عاطفی روی دهد. همچنین ممکن است فرد به دنبال انتقام جویی باشد و او هم خیانت کند. مسلم است که این کارها صرفا به بدتر شدن شرایط دامن می زند و در این شرایط استرس زا فرزندان بیش از پیش قربانی تعاملات والدین خود می شوند.

پیشگیری از خیانت خود موضوعی است که زوجین باید همیشه در زندگی مشترک خود در نظر داشته باشند. خیلی اوقات زوجین در طول تعامل خود متوجه نشانه های خیانت همسرشان شده اند اما با نادیده گرفتن شان به آن دامن زده و موجب بدتر شدن شرایط می شوند. زوج درمانی در بسیاری از مواقع در   کاهش آسیب های ناشی از خیانت یاری رسان است.


 

منبع: هنر زندگی

چهارشنبه, 02 آبان 1397 12:06

چرا دانش آموزان تقلب می کنند؟

چرا دانش آموزان تقلب می کنند؟

 

 

 

این طور نیست که دانش آموزان ندانند تقلب، کار نادرستی است بلکه مسئله این است که آن ها خود را از نظر اخلاقی توجیه کرده و محق می دانند...
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 6 دقیقه

 زینب شاه مرادی - مرکز یادگیری تبیان 

تقلب دانش آموزان

 

 


سال هاست که معلمان، مدیران و سیاستگذاران نظام آموزشی در سراسر جهان درگیر پدیده تقلب هستند اما پیش از آن شاید این سوال مطرح باشد که تقلب تا چه میزان شیوع دارد؟ در سال 2012 مرکز اخلاقیات جوانان وابسته به موسسه جوزفسن گزارشی را منتشر نمود حاکی از آن که بیش از نیمی از دانش آموزان در مدارس از تقلب در امتحانات استفاده می کنند. همچنین حدود 74% از آن ها نیز تکالیف همکلاسی هایشان را رونویسی می کنند. همچنین تحقیقی از هفتاد هزار دانش آموز دبیرستانی از سال 2002 تا 2015، نشان داد که 58% دانش آموزان در مقالات خود سرقت ادبی می کنند و 95% از آن ها به نحوی تقلب می کنند.
با این میزان از گستردگی، حال این سوال مطرح می شود که چرا دانش آموزان تقلب می کنند؟ بر اساس یافته های محققان و روان شناسان، دلایل تقلب متعدد و متنوع هستند با این حال آموزشگران در تلاش هستند دلایل و عوامل ایجاد کننده این پدیده را کشف و برای رفع آن راهکارهایی را به کار برند.

توجیه تقلب:
این طور نیست که دانش آموزان ندانند تقلب، کار نادرستی است بلکه مسئله این است که آن ها خود را از نظر اخلاقی توجیه کرده و محق می دانند. دکتر دیوید رتینگر، استاد دانشگاه مری واشنگتن و سرپرست گروه تحقیق در این زمینه، بر این باور است که دانش آموزان خودپنداره ای مبتنی بر باور به نظام اخلاقی صادقانه برای خود می سازند اما تقلب کردن را به عنوان استثنایی که قاعده را زیر سوال نمی برد، تصور می کنند و سعی می کنند با انواع استدلالات این عمل نادرست را توجیه کنند.
برخی از آن ها تقلب می کنند زیرا نمی توانند ارزش کار یا تکلیفی که برایشان معین شده است را درک کنند برای مثال وقتی دانش آموزان با تکالیف حجیم، مفصل و سنگین مواجه می شوند نمی توانند درک کنند که چرا باید این همه کار را انجام دهند و دست به رونویسی می زنند. یکی از دانش آموزان در این باره می گوید" وقتی هیچ تفکر انتقادی در بین نباشد و تنها وظیفه تو به عنوان دانش آموز انجام تکالیف سنگین و رونویسی از کتاب باشد، معلوم است که تلاش می کنی این کار را برای خودتر سبک تر و رنج آن را کمتر کنی"
اما دانش آموزان حتی در مورد تکالیفی که ارزش و اعتبار آن را هم درک می کنند، دست به تقلب می زنند. بسیاری از دانش آموزان موفق که تحت فشار زیادی برای گرفتن نمرات عالی و کمالگرایی بیش از حد هستند، نیز برای بالا بردن نمره خود در یک امتحانی که ماه ها برای آن زحمت کشیده اند، به تقلب رو می آورند. به طوری که حاضر نیستند حاصل ماه ها تلاش و درس خواندن خود را بابت یک چند سوال امتحان یا یک تکلیف سخت گیرانه هدر دهند.
هم چنین تحقیقات نشان می دهند که دانش آموزانی که معمولا از بابت هوش و استعداد خود و نه از بابت ارزش کاری که انجام داده اند مورد تشویق قرار گرفته اند، نیز برای حفظ جایگاه و تصویری که از آن ها ساخته شده است و کم کردن فشار روانی و اجتماعی ناشی از آن، به تقلب روی می آورند.

بخشی از مراحل رشد:
طبق پژوهش های انجام شده، نوجوانان بیشتر از سایر مقاطع سنی، در معرض استفاده از تقلب هستند. نوجوانان احتمالا به سبب عوامل بیولوژیک و روانی، بیش از کودکان دبستانی و دانشجویان در دانشگاه، مترصد درگیر شدن در رفتارهای پرخطر، نتایج پیش بینی نشده و ریسک کردن برای استفاده از تقلب هستند. نوجوانان معمولا کمتر از سایر برهه های سنی، به عواقب کارهایشان فکر می کنند و از همین رو، خطر پذیری و انجام رفتارهای پرخطر در این مرحله سنی بیشتر است. نوجوانان اغلب مایلند جرأت و جسارت خود را به رخ دیگران بکشند و از همین رو حتی در صورتی که انجام تقلب برایشان عواقب بدی نیز داشت هباشد، همچنان مایل به انجام آن هستند و معمولا با دوستانشان شرط بندی می کنند که قادر خواهند بود از این مسئله، قسر در روند.
هم چنین تقلب معمولا در بین جوانان شایع تر است و به عنوان یک رفتار اجتماعی پذیرفته شده است. در تحقیقی که بین سال های 1959 تا 2002 در آکادمی نظامی امریکا صورت گرفته بود نشان داد که دانش آموزان/دانشجویان در محیط هایی که تقلب در آن ها پذیرفته است و با سخت گیری کمتری مواجهه می شود، تحت فشار همسالان قرار می گیرند به طوریکه تقلب نکردن برای آن ها به مراتب سخت تر از تقلب کردن می شوند و منجر به از دست رفتن جایگاه اجتماعی بین دوستان می شود. به طوریکه "نه گفتن" به دوستانی که درخواست تقلب دارند، بیش از تحمل فرد سخت می شود و این دور باطل، آغاز و تقویت می شود.

تکنولوژی: تسهیلگر
امروزه دسترسی گسترده به تلفن های هوشمند و کامپیوترهای شخصی، گستره وسیعی را برای دانش آموزان فراهم آورده است تا بتوانند در کمترین زمان ممکن پاسخ سوالات، تکالیف و امتحانات را به دست آورند. از طرف دیگر به عقیده لیز راف، معلم زبان انگلیسی دبیرستان گارفیلد در لوس آنجلس، دانش آموزانی که از شبکه های اجتماعی مجازی استفاده می کنند، به میزان بیشتری از سرقت ادبی در تکالیف و مقالات خود استفاده می کنند به عقیده این معلم، این دانش آموزان از آنجایی که به همرسانی، بازنشر و استفاده از آثار و سخنان دیگران در شبکه های اجتماعی عادت کرده اند، تصویر به کلی متفاوتی از مالکیت معنوی افکار و آثار دارند و مالکیت عکس، فیلم و نوشته را پدیده ای سیّال و غیرانحصاری تلقی می کنند. وقتی در مورد ارتکاب سرقت ادبی در مقالات شان به آن ها تذکر می دهید نمی توانند تفاوت آن را با آنچه هر روز در شبکه های اجتماعی انجام می دهند، به خوبی متوجه شوند.
یافته های پروفسور دانلد مک کیب از دانشگاه راجرز نیز نشان می دهد که 60% از دانشجویانی که از تکنولوژی دیجیتال برای تقلب و سرقت ادبی استفاده می کنند، حتی ارتکاب این عمل را تقلب تلقی نمی کنند و برعکس از آن به عنوان یک روش مناسب و موثر برای انجام تکالیف نام می برند.
آن چه مسلم است آن که تقلب به شیوه های سنتی و مدرن آن همواره بخشی جدا ناپذیر از هر نظام آموزشی بوده و هست. آنچه به معلمان و اساتید در رو به رو شدن با این پدیده کمک می کند، مطالعه و درک عواملی است که دانش آموزان و دانشجویان را به سمت تقلب سوق می دهد زیرا تا زمانی که عوامل انگیزه بخش جوانان برای مبادرت به تقلب به خوبی شناخته نشود، با تهدید و تنبیه نمی توان تقلب را مهار کرد.

 


مطالب مرتبط:
دیگر نمی توان در کنکور تقلب کرد
علل میل به تقلب
لطفا تقلب نکنید

 

منبع: http://www.amoozesh118.com

هوش هیجانی یک مزیت رقابتی ثابت‌شده

 

 

مترجم: بهاره صفوی
منبع: HBR :
 
 
بسیاری از مدیران همچنان مفهوم هوش هیجانی را دست‌کم گرفته و آن را یک مهارت جزئی در نظر می‌گیرند. به‌تعبیر آنها، فردی که دارای این مهارت است، فقط می‌تواند تفکرات و علایقش را با دیگران به اشتراک بگذارد. اما شواهد خلاف این موضوع را نشان می‌دهد: هوش هیجانی بالا، شاخص قدرتمندی از موفقیت است. در واقع، هوش هیجانی تقویت‌کننده مهارت‌های سخت است و به ما کمک می‌کند در مورد بهترین شیوه استفاده از توانایی‌های فنی‌مان، خلاقانه‌تر فکر کنیم.
 

امتیازی برای برند شخصی شما: لورا ویلکاکس، مدیر برنامه‌های مدیریت مدرسه عالی هاروارد، این‌طور می‌گوید که «زمانی که برنامه رهبری استراتژیک را تدریس می‌کردم، از شرکت‌کنندگان خواستم که ویژگی‌های یک مربی عالی را فهرست و الگوی آن را شبیه‌سازی کنند. سپس هر ویژگی را در یکی از دسته‌های زیر قرار دهند: ضریب هوشی و مهارت‌های فنی یا هوش هیجانی. تقریبا در اکثر اوقات، اکثر ویژگی‌ها در گروه هوش هیجانی قرار می‌گیرند.»  اگرچه اکثر افراد از این نتایج شگفت‌زده می‌شوند، اما تحقیقات علمی نیز این موضوع را اثبات کرده‌ است. گُلمن، روانشناس و نویسنده، هوش هیجانی را در بستر تجاری مورد بررسی قرار داده‌است. او متوجه شد که در سطوح بالای بهره هوشی، همبستگی چندانی بین بهره هوشی و سطح موفقیت حرفه‌ای وجود ندارد. به بیان دیگر، با ضریب هوشی بالاتر از متوسط- به گفته گلمن بالاتر از ۱۱۵- می‌توان بر دانش فنی، تخصص پزشکی، وکالت یا مدیریت اجرایی، تسلط یافت. اما در محیط‌های کار، بهره هوشی و مهارت‌های فنی نیروهای درحال‌رشد، تقریبا مشابه است. در غالب موارد، زمانی که مهارت‌های فنی و بهره هوشی یکسان باشد، آنچه باعث پیشرفت افراد می‌شود، هوش هیجانی است که به‌عنوان امتیازی مهم به‌شمار می‌آید.  تحقیقات نشان داده‌است که هوش هیجانی اثری قوی بر عملکرد سازمانی دارد. سانوفی، شرکت دارویی فرانسوی با تمرکز بر مهارت‌های هوش هیجانی کارمندان فروش خود، عملکرد سالانه نیروی کارش را تا ۱۲درصد و کمپانی موتورولا تا ۹۰ درصد افزایش داده‌اند.خود‌آگاهی مبنای هوش هیجانی : برای اینکه به رهبری با هوش هیجانی بالا تبدیل شوید، باید در چهار زمینه، قابلیت داشته باشید: خود آگاهی، خود مدیریتی، آگاهی اجتماعی و مدیریت رابطه.

ویژگی اصلی هوش هیجانی بالا خودآگاهی است: اگر انگیزه‌ها و رفتارهای خود را نشناسید، غیرممکن است بتوانید انگیزه و رفتار دیگران را درک کنید. نداشتن خودآگاهی می‌تواند تفکر توانایی منطقی و اجرای قابلیت‌های تکنیکی را از بین ببرد. دو بخش شناختی و احساسی مغز همواره در به‌دست گرفتن کنترل با یکدیگر در مبارزه هستند. بهره هوشی و حافظه کاری ما در بخش شناختی مغز قرار دارد. به‌طور میانگین، در حالت عاطفی نرمال، این بخش می‌تواند تا ۲۴ رابطه را پردازش کند. در فرآیند اجرای وظایف مهم این روابط می‌توانند شامل توسعه یک استراتژی، بهبود فرآیندهای پیچیده، اولویت‌بندی، درک پیامدها و استخراج دیدگاه‌های دقیق از داده‌ها و اطلاعات باشند.

مرکزکنترل احساسات در مغز با بقای انسان سروکار دارد و به مراتب سریع‌تر از بخش شناختی به محرک‌ها پاسخ می‌دهد. این حساسیت در موقعیت‌های تهدیدکننده اهمیت زیادی پیدا می‌کند. اما از آنجا که بخش احساسی مغز با تهدیدهای واقعی و شهودی تحریک می‌شود، این امکان وجود دارد که ما قبل از اینکه تمام حقایق را بدانیم، دچار تله تصور بدترین‌ها شویم و واکنشی متناسب با آن سناریو را از خود بروز دهیم.

زمانی که احساسات توانایی تفکر را از شما می‌گیرد: زمانی که بخش احساسات مغز ما با محرکی مواجه شود، سیستم شناختی از کار می‌افتد. با کوچک‌ترین انگیزه‌ای، توانایی تفکر و تحلیل تا ۷۵ درصد کاهش می‌یابد. بنابراین، در این حالت، به‌جای مدیریت کردن ۲۴ رابطه، تنها می‌توانیم از پس ۲ رابطه برآییم. زمانی که قوه تفکر عملکردش ضعیف شود، مسائل را در چارچوب‌های دوتایی مانند سیاه و سفید، بله و خیر، درست و غلط و برد و باخت تحلیل می‌کند.

در طول یک روز کاری، محرک‌های احساسی زیادی وجود دارد: ایمیلی از مافوقتان، نظر یک همکار با موضوع محرمانه، حتی نگاه معنی‌داری از سمت یک فرد مهم در دفتر کار. بهبود یک برخورد عاطفی حدود ۲۰ دقیقه طول می‌کشد. اگر احساسات مکررا تحریک شوند، تمام زمان ما صرف بهبود و ترمیم احساسات‌مان می‌شود، در نتیجه توانایی کمی برای استفاده از قابلیت‌های تخصصی و هوش درونی‌مان خواهیم داشت.

به‌جای قضاوت کردن، درک کنید: چگونه می‌توانیم عملیات بازیابی احساسات را سریع‌تر انجام دهیم؟ برای این کار باید توجه خود را از عوامل عاطفی به عوامل فیزیکی معطوف کنیم. فعالیت‌های فیزیکی مانند قدم‌زدن یا نوشیدن آب مقدار آدرنالین و کورتیزول بدن را کاهش می‌دهد. زمانی که بدن از نظر فیزیکی آرام شود، باید به جست‌وجوی اطلاعات برویم و واقعی بودن یا شهودی بودن تهدید را مشخص کنیم. اگر تهدید واقعی باشد، باید مشخص کنیم که برای برطرف کردن آن‌چه کاری می‌توانیم انجام دهیم. از خودتان بپرسید که این مساله برای چه مدتی اهمیت دارد، شش دقیقه، شش روز، شش هفته، شش ماه یا شش سال. سوال پرسیدن و کنجکاوی، بخش شناختی مغز را درگیر می‌کند. با این حال، حکم کردن یا قضاوت کردن، احساسات ما را تحریک می‌کند. اگر فردی همیشه در قرارها دیر حاضر می‌شود، به جای اینکه بگویید: «دیگر نمی‌توانم دیر آمدنش را تحمل کنم» از خودتان بپرسید چرا این اتفاق رخ می‌دهد. این سوال مکالمه شما را سازنده‌تر می‌کند. استفاده از سوالات به‌جای حکم‌کردن به مدیران کمک می‌کند که از فشارهای عاطفی در دیگران جلوگیری کنند. ذهن احساسی ما متوجه می‌شود که ما یک عضو، مستقل، توانا، با ارزش، با احترام و مطمئن هستیم. سوالاتی مانند «می‌توانید کمی بیشتر توضیح بدهید که چطور به این نتیجه رسیدید؟» یا چه اطلاعاتی به درد شما می‌خورند؟ نسبت به عباراتی مانند «من کاملا موافق نیستم»، یا «من در مورد این اتفاق نگران هستم» کمتر باعث تحریک احساسات می‌شوند.  در محیط کاری کنار گذاشتن هوش هیجانی و تمرکز بر ضریب هوشی و تکنیک‌های عملی کار ساده‌ای است اما این تمرکز احتمالا مانع موفقیت خواهد شد. در این حالت ما از مهم‌ترین شاخص مزیتی برند شخصی خود محروم می‌شویم و نمی‌توانیم محدودیت‌های شدید و توانایی استفاده از مهارت‌های سخت را که برای مسلط شدن به آن، تلاش زیادی باید انجام شود مدیریت کنیم.  به همین ترتیب، هوش هیجانی یک مزیت رقابتی ثابت‌شده است که باعث بالا بردن سطح شرکت در رقابت می‌شود. رهبرانی که دارای هوش هیجانی هستند، با الهام‌بخشی دیگران می‌توانند فعالیت‌های داوطلبانه را در تیم خود توسعه دهند و بهره‌وری شرکت را افزایش داده و به سطوح بالای مشارکت کارمندان برسند.

 

تهیه شده در موسسه معنا

5 دلیل ابری شدن مغز

 

 

مه مغزی یا مغز مه آلود نوعی اختلال در ذهن انسان است که می‌تواندعدم حضور ذهن، عدم توانایی تمرکز، مشکلات حافظه‌ای و شفاف نبودن ذهن را در پی داشته باشد. این اختلال می‌تواند بر اثر عوامل بسیار ساده‌ای رخ دهد که به راحتی می‌توان از آن‌ها جلوگیری کرد.
 
 
 
نویسنده : حمید عبادی
زمان تقریبی مطالعه : 7 دقیقه
دلایل مه آلود شدن مغز و راه‌های جلوگیری

 

 

 

مه مغزی چیزی مثل یک علامت از یک وضعیت پزشکی است که نباید نادیده گرفته شود. مه مغزی یک اختلال شناختی است که می‌تواند منجر به مشکلات حافظه‌ای، عدم حضور و وضوح ذهنی و ناتوانی در تمرکز شود. اغلب دلیل وجود مه مغزی را تجربه‌ی یک روز سخت بهانه می‌کنند البته شاید هم برای چشم‌پوشی و نادیده گرفتن آن از این بهانه استفاده می‌کنند. اما نکته قابل توجه اینجاست که وقتی مه مغزی نادیده گرفته می‌شود، می‌تواند تاثیرات منفی در کار و یا تحصیل داشته باشد. دلیل بسیاری از این بی‌توجهی‌ها به مغز مه‌آلود این است که اغلب نمی‌دانیم دلیل این اتفاق چیست و چطور باید با آن برخورد کرد.

عملکرد کامل و حداکثری مغز نکته‌ای بسیار حائز اهمیت است. بسیاری از مردم در طول روز با مشکل عدم تمرکز و مه‌آلود بودن ذهن مواجه هستند. به‌طور مثال افرادی که فراموش می‌کنند کلید خود را کجا گذاشته‌اند، البته طبیعی است که برخی از روزها نمی‌توان به‌طور کاملا شفاف و واضح تمرکز کرد، اما اگر این مشکل به‌طور روزانه اتفاق دهد، احتمالا به دلیلی دچار مه مغزی شده‌ایم.

حال سوال اینجاست که چه چیزی باعث مه مغزی می‌شود؟ این پدیده می‌تواند دلایل متعدد و متاثر از رشته‌ای از عوامل باشد. بنابراین ما لیستی از دلایل مه‌آلود شدن مغز و راه‌های جلوگیری از آن را آماده کرده‌ایم.

1- استرس یکی از عوامل مغز مه‌آلود

تعجبی ندارد که استرس در ابتدای این لیست قرار دارد. اغلب مردم از خطرات استرس و معضلات استرس مطلع هستند. استرس می‌تواند فشار خون را افزایش دهد، منجر به افسردگی شود و با تحت الشعاع قرار دادن سیستم ایمنی بدن افراد را دچار بیماری کند. یکی دیگر از علائم استرس، خستگی ذهنی است. وقتی استرس داریم مغزمان نمی‌تواند بهترین عملکرد را از خود نشان دهد. فکر کردن و تمرکز کردن دشوار می‌شود و حتی همین اتفاق منجر به افزایش بیشتر استرس نیز می‌شود.

 کمبود ویتامین ب 12،  ویتامین D و امگا 3 از عوامل موثر در ابری شدن مغز هستند. افراد گیاه‌خوار بیشتر در معرض کمبود ویتامین ب 12 قرار دارند.


استرس را می‌توان با چند روش کاهش داد و یا متوقف کرد. اگر استرس دارید باید از کافئین و نیکوتین دوری کنید اگرچه شاید بر این باور هستید که این دو برای لحظاتی می‌توانند به شما کمک کنند. دو مورد دیگر در این رابطه افزایش فعالیت فیزیکی و صحبت کردن با کسانی  است که روی کاهش استرس تاثیرگذار هستند. علاوه بر این‌ها می‌توانید از دیگر روش‌های کنترل استرس مثل تکنیک‌های ریلکسیشن و خواب بیشتر استفاده کنید.

2- تاثیر رژیم غذایی بر مه مغزی

بیشتر مردم می‌دانند که رژیم غذایی می‌تواند باعث افزایش و یا کاهش وزن آن‌ها شود. اما افراد زیادی این را نمی‌دانند که یک رژیم غذایی خاص می‌تواند تاثیراتی منفی روی سلامت فردی نیز بگذارد هرچند که آن رژیم جزو رژیم‌های سالم باشد.

یکی از رایج‌ترین کمبودهای ویتامین، کمبود ویتامین ب 12 است به‌خصوص در وگان‌ها یا همان گیاه‌خواران که رژیم‌های غذایی آنان معمولا فاقد ویتامین ب 12 است و منجر به مه‌آلود شدن مغز می‌شود. کمبود ویتامین ب 12 می‌تواند منجر به اختلالات ذهنی و عصبی شود. یکی از حقایق وحشتناک این است که تقریبا در رژیم غذایی 40 درصد از بزرگسالان ویتامین ب 12 وجود ندارد. ویتامین ب 12 معمولا در غذاها و منابع حیوانی یافت می‌شود.

ویتامین حیاتی دیگری که کمبود آن می‌تواند سبب بروز مه مغزی شوند ویتامین D است. جالب است بدانید که بیش از 1میلیارد نفر در دنیا رژیم غذایی با ویتامین D ناکافی دارند. علاوه بر ویتامین ب 12 و ویتامین D، کمبود امگا 3 نیز در این اختلال می‌تواند نقش داشته باشد.

در این بین خوراکی‌هایی نیز وجود دارند که مضر هستند مثل شکر. کربوهیدرات‌های تصفیه شده مثل شکر، میزان قند خون افراد را بالا می‌برند و سپس به حالت قبل برمی‌گردانند. این اتفاق منجر به مه مغزی می‌شود. چراکه مغز انسان از گلوکز به عنوان منبع اصلی سوخت استفاده می‌کند و هنگامی که این اتفاق می‌افتد اختلال در نظم واشتباه در عملکرد پیش خواهد آمد.

مصرف شکر علاوه بر ایجاد مه مغزی منجر به خستگی، نوسانات خلقی، سردرگمی و اختلال ذهنی نیز می‌شود. بنابراین اگر می‌خواهید ذهن واضح و شفافی داشته باشید، باید از شکر دوری کنید. البته گاهی اوقات برخی از رژیم‌های غذایی ممکن است برای برخی صحیح و برای برخی دیگر اشتباه باشد. بنابراین اگر درگیر مه مغزی هستید می‌توانید به پزشک خود و یا پزشک تغذیه مراجعه کنید. پزشکان  قادرند رژیم غذایی مناسب برای افراد را تشخیص دهند و از کمبود مواد در رژیم غذایی مطلع شوند.

3- آلرژی‌ها

اگر آلرژی‌های غذایی و یا حساسیت‌هایی به برخی از خوراکی‌ها دارید، باید بدانید که خوردن آن غذاها می‌توانند به مه مغزی منجر شوند. ببینید چه چیزهایی روی ذهن‌تان تاثیر منفی می‌گذارند چیزهایی مانند برخی لبنیات، بادام زمینی و یا آسپارتام‌ها که بیشتر معروف به آلرژی‌زا بودن هستند.

اغلب افراد کالری مورد نیاز خود را از گندم، ذرت و سویا دریافت می‌کنند و جالب است بدانید که این‌ها از انواع خوراکی‌های رایج آلرژی‌زا هستند. برای اطمینان از اینکه به کدام مواد خوراکی آلرژی دارید می‌توانید علائم آلرژیایی خوراکی‌های مختلف را با علائم خود مطابقت دهید. اگر مطمئن نیستید که کدام غذا باعث ایجاد آلرژی یا حساسیت در شما می‌شود می‌توانید به مدت یک یا دو هفته آن خوراکی را از رژیم غذایی خود حذف کنید و اگر بعد از این مدت علائم مه مغزی برطرف شد بنابراین آن خوراکی عامل ایجاد آلرژی یا حساسیت در شما بوده است.

4- کمبود خواب

همه ما می‌دانیم که به خواب نیاز داریم اما ممکن است میزان نیاز خواب در افراد مختلف متفاوت باشد. به‌طور مثال برخی افراد با 3 الی 4 ساعت خواب در شب هم توانایی این را دارند که مغزشان عملکرد خوبی داشته باشد اما این افراد بسیار نادر هستند. بنابراین اکثر افراد بین 8 تا 9 ساعت خواب شبانه نیازمندند. حال اگر شخصی به میزان کافی نخوابد، عملکرد مغز وی تحت تاثیر قرار گرفته و مغز مه‌آلود را در پی خواهد داشت.

برخی از افراد از خواب خود می‌کاهند تا بتوانند کارهای خود را انجام دهند، اما غافل از اینکه این کار در نهایت ساعت‌های مفید کاری را از بین خواهد برد چرا که وی قادر نخواهد بود تمرکز کند و ذهن او ابری و مه‌آلود می‌گردد.
بسیاری از افراد نیز در خوابیدن مشکل دارند اما می‌توان این مشکل را با انجام چند راهکار برطرف کرد. برای بهبود شرایط خواب می‌توان از الگوهای منظم تنفسی استفاده کرد و یا از در معرض نور آبی بودن اجتناب کنید.

5- تغییرات هورمونی

مه مغزی می‌تواند بر اثر تغییرات هورمونی رخ دهد. زمانی که پروژسترون و استروژن افزایش یابد، می‌تواند منجر به اختلال شناختی کوتاه مدت شود و تاثیرات بدی روی حافظه نیز بگذارد. اگر باردار یا یائسه هستید، نباید از اینکه ذهن‌تان ناگهان مه‌آلود می‌شود نگران باشید. روی داشتن یک رژیم غذایی خوب تمرکز کنید و خواب کافی داشته باشید تا مه مغزی با نرمال شدن شرایط شما بهبود یابد.

در پایان گفتنی است اگر قادر به تشخیص این مسئله در خود نیستید باید از هرگونه خودتشخیصی و خوددرمانی پرهیز کنید. اگر شک دارید که به مغز مه‌آلود دچار هستید می‌توانید به پزشک مراجعه کنید و از طریق پزشک این مسئله را پیگیری کنید. فقط نکته قابل توجه این است که این مشکل می‌تواند بر اثر مسائل بسیار ساده‌ای مثل کمبود خواب، کمبود ویتامین، رژیم غذایی نامناسب و یا استرس باشد.

شما در کدام گروه تیپ شخصیتی قرار دارید؟(4)

 

 

تیپ های 9 گانه اناگرام خود در یک دسته بندی سه تایی قرار می گیرند. تیپ های شخصیتی 9-8-1 در گروه غریزی، شهودی و یا حرکتی قرار می گیرند. تیپ های 4-3-2 در گروه تیپ های هیجانی و تیپ های 7-6-5 درگروه تیپ های ذهنی قرار دارند.
 
 
 
نویسنده : زهرا جمشیدی
زمان تقریبی مطالعه : 7 دقیقه

 

تیپ های شخصیتی

 

 


 در علم روان‌شناسی شناخت خود و ویژگی‌های رفتاری تحت عنوان شخصیت شناسی (اناگرام) از آن یاد می‌شود. اناگرام شخصیت‌ها را در 9 دسته طبقه‌بندی و ویژگی‌های متداولی که هر تیپ از خود در موقعیت‌های مختلف بروز می‌دهد را توصیف می‌کند.

تبیان به‌منظور واکاوی "چگونگی شکل‌گیری شخصیت انسان" و "تیپ‌های شخصیتی" با دکتر مهشید رضوی روضوانی روان‌شناس و مشاور خانواده، به سلسله گفتگوهایی دراین‌باره می‌پردازد. شما می‌توانید با دنبال کردن این مباحث تیپ شخصیتی خود را شناسایی و متناسب با خصوصیاتی که دارید آن را در زندگی فردی و اجتماعی خود به کار بگیرید.

تیپ های 9 گانه اناگرام خود در یک دسته بندی سه تایی قرار می گیرند. تیپ های شخصیتی 9-8-1 در گروه غریزی، شهودی و یا حرکتی قرار می گیرند. تیپ های 4-3-2 در گروه تیپ های هیجانی و تیپ های 7-6-5 درگروه تیپ های ذهنی قرار دارند.

هنرمند ها؛ چهارمین تیپ از نه گانه اناگرام

تیپ شخصیتی هنرمند یا رمانتیک شخصیت کاملا متمایزی دارند و سعی می کنند این متمایز بودن را نشان دهند. شما تمایز  و تفاوت های آنها را به خصوص با حالات و روحی و خُلق متغییر، احساسات عمیق و چگونه لباس پوشیدن او می بینید.

در افراد تیپ 4 ظرافت های روحی و احساسی خیلی مشهود است. روحیات حساس و لطیف درآنها وجود دارد از همین رو استعدادهای عالی در کارهای هنری خواهند داشت.

افراد هنرمند، اغلب ناخشنود و ناراضی هستند. هر چیزی که بدست بیاورند باز هم ناراضی  هستند چرا که همیشه احساس خلاء شدید دارند. در روابطشان اعتراض وجود دارد. اغلب آنها با وجود داشته هایشان باز هم شاکی اند.  با وجود چیزهایی که دارند گویا ناشکرند و مداوم گله مند هستند. احساس آنها این است که دیگران دارا هستند و من ندارم.

این افراد در قِبال خرده ای که به سبب اعتراض دائمی به آنها شود موضع می گیرند چون بسیار باریک بین و حساس هستند.

به طور مثال اگر یک فرد با این تیپ شخصیتی در خانه شما وارد شود بشدت این توانایی را دارد که ناهمگونی و عدم هارمونی بین اجزا و وسایل خانه شما را بفهمد و بخاطر نگاه زیباشناختی که دارد درک می کند. آنها به سبب همین نگاه زیباشناختی ،استعداد خوبی در هنرهایی مثل خطاطی، نقاشی، موسیقی، نویسندگی و... دارند. هنرمندها اگر به هنر و استعدادی که دارند بها بدهند حس بهتری نسبت به خود دارند اما اگر به آن نپردازند معمولا شکایت می کنند و معترض هستند و راضی و خشنود نمی شوند.


در مواجه شدن با افراد تیپ چهار، به خاطر داشته باشید آنها بسیار حساس و باریک بین هستند. بواسطه مشکل پسندی شان خیلی آدم ها را قبول ندارند و اصولا زیاد با دیگران هم ارتباط نمی گیرند. آنها افراد معدودی را برای معاشرت انتخاب می کنند. اما، چنانچه این افراد معدود را انتخاب کنند خیلی خوب و با حوصله برای او وقت می گذارند تا حرفایشان را بشنوند اما بالعکس انتظار دارند که حرف هایشان  نیز با صبر و حوصله شنیده شود.

افراد در این تیپ شخصیتی بسیار فردگرا هستند. همچنین هر مسئله ای که برایشان پیش بیاید یا  هر چیزی که آنها را درگیر کند به دنبال پیدا کردن یک نسبت با خودشان هستند و چون  همیشه یک خلا دارند نسبت به آن موضوع معترض می شوند. ممکن است خشنودی در ابتدا از خود نشان بدهند اما این رضایت خشنودی اصلی نیست. تیپ های رمانتیک معمولا ساکت هستند تا زمانی که در موقعیتی با شخصی نتوانند ارتباط برقرار کنند وارد گفتگو نمی شوند. در جمع و محیط با کسی وارد بحث می شوند که بفهمند جنس حرف ها و موضوعات شان با فضای ذهنی و روحی وی مشترک است. دغدغه های عاطفی و روحی و احساسی خودشان به قدری مهم است که بر اساس آن به دنبال برقراری ارتباط هستند. گرچه برای آنها ارتباط مهم است اما عواطف شان را مهمتر می دانند چون توام با یک خیال و تخیل همراه است.

رمانتیک ها، به علت روحیات حساسی که دارند فردی با خُلقیات متغیر هستند؛ به این معنا که یک روز خلقشان خوب و  حالاتشان دل نشین است و یک روز حالشان خوب نیست و نگاه منفی به زندگی و پیرامون خودشان دارند. این ویژگی آنها موجب می شود تا دیگران این تصور را داشته باشند که این افراد شخصیت باثبات و قابل اعتمادی ندارند. اما باید به این نکته مجددا اشاره کرد که ما درباره ویژگی های عمومی تیپ 4 صحبت می کنیم که به طور معمول این حالت ها را از خودش نشان می دهد. اگر به طور معمول این تیپ ها هنرمند، توانمندی و استعدادهای فوق العادش را بتواند به صورت عمل دربیاورد به سمت ویژگی های مثبت تیپ شخصیتی حرکت کرده است که در اصطلاح روان شناسی اناگرام گفته می شود به سمت آرامش حرکت کرده است و فعالیت می کند که این کار و فعالیت حال تیپ 4 را خوب خواهد کرد.

همسر یک تیپ چهار در زندگی مشترک باید بسیار صبور و با حوصله باشد. باید بداند که همسر رمانتیک او بسیار مشتاق است تا تجربه های نو به نویی از نظر عاطفی و احساس عاشق بودن را داشته باشد از این رو باید همیشه در ارتباط با همسرشان این نوآوری را داشته باشند.  

یک تیپ 4 یک شخصیت هنرمند، توانا، باهوش، خلاق و دارای  اثر و آثار خوب هنری می تواند باشد اما در عین حال می تواند خشنود و شکرگزار هم نباشد. این افراد به دنبال یک افقی هستند و نسبت به آنچه امروز هستند شاکر نیستند. انسان باید به هر آنچه دارد شاکر و به هر آنچه می خواهد برسد طالب باشد.  هنرمندها، باید داشته هایشان را هم ببینند. البته آنها وقتی داشته هایشان را می بینند که به دیگران می خواهند بگویند که آنها عمیق به زندگی ندارند و آنجاست که به خودش نگاه می کند که چیزهایی را متوجه می شود که شما آن را متوجه نمی شوید.

در تیپ های 9 گانه تیپ 4ها در اوج خلاقیت هستند. آنها با نگاه هنرمندانه و درک شهودی شان می توانند پیام های قوی و اثرگذاری داشته باشند. با این حال اگر به او بگوییم که این ویژگی با ارزشی است  باز هم ابراز نارضایتی می کند و می گوید این آن چیزی نیست که میخواهم.

باید به این نکته توجه کرد که همه تیپ ها در انسان ها وجود دارد.  فراتر رفتن و دنبال آن بودن که در تیپ یک یعنی کمال گراها از آن بحث شد با افراد در تیپ 4 می تواند دارای قرابت و شباهت باشد. در تیپ یکی ها که می خواهند دنبال یک امر عالی و بهتر باشند این را در عمل پیاده می کنند یعنی می خواهند حتما عالی تر را عملی سازند. اما در تیپ چهاری ها رفتن به سمت ایده آل ممکن است در شرایطی است که اصلا این ایده آل وجود نداشته باشد و یک افق معناگرایانه است. این افراد با این نگاه بسیار مستعد هستند که به سمت عرفان بروند و دوست دارند به عشقی فوق العاده دست یابند.

یک بچه تیپ 4 ممکن است وقتی به مدرسه می رود و معلمش از نقاشی، خط یا هر چیز دیگر تعریف و او را تشویق می کند، حالت متغییر بودن روحیات عاطفی اش ممکن است باعث شود تا نسبت به معلم خودش بی توجه باشد

آنها باید استعداد فوق العاده شان را در مسیر آفرینش و خلق آثار به کار ببندند تا این کار کمکشان کند به یک وضعیت متعادل و قابل قبولی در روابط اجتماعی و خانوادگی برسند. در نهایت باید دانست که آنها بسیار حساس و عمیق هستند و توجه کردن به موضوعات از لحاظ عمق برایشان مورد اهمیت است.

 
 
بیشتر بخوانید

با اولین تیپ شخصیتی آشنا شویدیاری کننده ها؛

دومین تیپ از تیپ های نه گانه شخصیت

موفقیت طلب ها؛ سومین تیپ از نه گانه های شخصیت

جادوگری که به مراجعانش میگوید کجا شوهر پیدا کنند

 

 

ایران نوشت:
 
روی کاغذ کوچکی کلماتی بی‌معنی می‌نویسد و چند شکل و نشانه پشت کاغذ می‌کشد و می‌دهد دست دختر جوان که برایش شوهر خوبی پیدا شود. برای مرد سن و سال‌داری هم نسخه‌ای می‌پیچد تا وقتی فردا زنش برای طلاق به دادگاه رفت دهانش پیش قاضی بسته شود و برگردد خانه. برای مرد جوانی هم جملاتی بدون نقطه پشت هم می‌نویسد و می‌دهد دستش تا دست به هرچیزی که زد طلا شود.
 

دکانی کوچک در منطقه ۱۷ تهران جایی است که وقتی گذرت به آنجا بیفتد فکر می‌کنی مردم برای گوشت و مرغ یا برنج کوپنی صف ایستاده‌‌اند. مرد میانه‌قدی با مو و ریش جوگندمی هم جلوی در ایستاده و به مشتری‌ها نوبت می‌دهد. آدم‌هایی می‌بینی که با قیافه‌های نگران، گرفته و ماتم‌زده ایستاده‌اند تا نوبت‌شان برسد. امیدوارند تا مرد دعانویس برایشان کاری کند. من هم صف می‌ایستم که ببینم مرد دعانویس چه می‌کند که از ساعت ۷ صبح تا ۱۰ شب کلی آدم گرفتار صف می‌ایستند. یک ماهی است این مغازه را تحت نظر گرفته‌ام. شاید روزی بیش از ۱۰۰ نفر سراغ او می‌آیند. توی صف بی‌آنکه بقیه بدانند که چه کاره‌ام مشغول تسبیح چرخاندن می‌شوم. جوان افغان بیست و چند ساله‌ای که جلوی من ایستاده، برمی‌گردد و می‌پرسد: «شما این دعانویس را می‌شناسی؟ نسخه‌هاش می‌گیره یا نه؟» و من سری به نشانه بی‌اطلاعی تکان می‌دهم.

این بار نوبت به من می‌رسد. از او می‌پرسم برای چه آمده؟ می‌گوید: «چهاردانگه عاشق دختری شده‌ام. دختر خوبی است. فکر کنم او هم من را دوست دارد. پدر و مادرش قبول نمی‌کنند او را به من بدهند. آمده‌ام چیزی برایم بنویسد که پدر و مادرش راضی شوند به ازدواج.» همین یک سؤال کافی است که این جوان همین‌طور از عشقش به دختر رؤیاهایش برایم بگوید.

نیم ساعتی بیشتر نیست منتظرم. دو دختر جوانی که پشت من ایستاده‌اند درباره شوهر کردن حرف می‌زنند. آمده‌اند دعانویس برایشان کاری کند. یکی از دوستان‌شان او را معرفی کرده‌. از تهرانپارس آمده‌اند. مدام باهم شوخی می‌کنند که خدا کند جوان قدبلند و خوش‌تیپی بیاید خواستگاری‌شان.

بالاخره بعد از ۴۵ دقیقه که دو نفر از دکان قدیمی بیرون می‌آیند دربان مرا می‌فرستد داخل. هوای مغازه خفه است. بوی سیگار با دم و بازدم مشتری‌ها هوا را سنگین کرده. دکان کثیف‌تر از آن چیزی است که فکرش را می‌کردم. سقف دود گرفته است و کاشی‌های ۱۵ در ۱۵ سفید رنگ مغازه انگار که سال‌هاست رنگ تمیزی به خود ندیده‌اند. چند کیسه نایلونی چرک‌مرده با آت و آشغال از میخ‌‌ها آویزانند. قاب عکس کوچکی هم خیره مانده به مشتری‌ها.

مرد قد بلندی که جلویم ایستاده کنار می‌‌رود و من با مرد دعانویس رو در رو می‌شوم. مرد ۶۰ ساله‌ای با موهای جوگندمی که به یک طرف زده، هیکلی فربه دارد و سیگاری گوشه لبش. عینکش را نوک بینی گذاشته و مدام چیزهایی روی کاغذ می‌نویسد. کسی حرفی نمی‌زند. چشم‌های مردان و زنانی که در این دکان کوچک و تنگ گرفتار شده‌اند روی کاغذی است که دعانویس کلمات را پشت سر هم با خودکارهای رنگی می‌نویسد.

روی میز دعانویس که اسمش آقا رضاست ۵۰- ۴۰ خودکار و روان‌نویس با رنگ‌های متفاوت چیده شده و دفترچه‌های کوچک و بزرگی که بنا به هر درخواست ورقی از آنها جدا می‌کند. کنار دست او در قفسه چوبی قدیمی

۱۲- ۱۰ کتاب قدیمی روی هم تلنبار شده‌. آنقدر از آنها کار کشیده که چیزی به متلاشی شدن‌شان نمانده است.

آقا رضا برای مرد کوتاه قامت و سیه‌چرده‌ای که همراه همسرش برای باز شدن قفل بیکاریش آمده، روی کاغذ جملاتی می‌نویسد. هر خط را با یک خودکار می‌نویسد. دو خط اول را با رنگ نارنجی و خط بعدی را با آبی و خط بعدی را هم بنفش. او در این سکوت پر از دود، برگه‌ها را تا خط انتهایی پر می‌کند و برگه را برمی‌گرداند و شروع می‌کند با مداد دو جدول کج کنار هم می‌کشد. بعد یکی از دفترها را برمی‌دارد و شماره‌هایی در خانه‌های جدول می‌نویسد. ۱۵ دقیقه‌ای می‌شود که مشغول نوشتن است. رو می‌کند به مرد و می‌گوید: «شریک هم داری؟» مرد پاسخ می‌دهد: «بله ۲ تا شریک دارم یکی بچه شهریاره یکی بچه منیریه.»

دعانویس: ایراد از یکی از شریک‌هاته، اون نمی‌ذاره تو کارت پیشرفت کنی.

مرد: حاج آقا کار ما خرید و فروش ضایعاته، تا می‌خوام مناقصه‌ای بگیرم لحظه آخر جفت و جور نمیشه.

دعانویس: می‌خوای چیزی بنویسم که دست به هر چیزی می‌زنی طلا بشه؟

مرد: چرا نمی‌خوام فقط چقدر باید بدم؟

دعانویس: سنگینه، چقدر می‌تونی پول بدی؟

مرد: الان چیزی همرام نیست بذارید هفته بعد با پول بیام. بی‌زحمت همین چیزی که نوشتید رو بهم بدین تا هفته بعد.

دعانویس: چیزی که می‌خواستم بهت بدم مخصوص بازاری‌ها و تجاره. سود میلیاردی می‌برن، به درد تو نمی‌خوره. تو گنجایش این همه پول رو نداری.

آقا رضا دوباره شروع می‌کند به نوشتن و چند دقیقه بعد برگه را تا می‌کند و به کوچک‌ترین حد در می‌آورد و با چسب شیشه‌ای آن را بسته‌بندی می‌کند و می‌دهد دست مرد و به او توصیه می‌کند دست‌نوشته را فقط توی جیب پیراهنش بگذارد. با آن تا چند روز آینده وضعش خوب می‌شود. مرد از زنش ۱۰ هزار تومان می‌گیرد و می‌گذارد روی میز و سریع از مغازه می‌زنند بیرون. دعانویس سری به نشانه نارضایتی تکان می‌دهد و رو به بقیه می‌گوید: «نوبت کیه؟»

دختر جوانی که با مادرش آمده جواب می‌دهد: «حاج آقا من چهارشنبه اومده بودم. گفتین تخم‌مرغ روی گاز بذار بترکه اما نتیجه‌ای نداد، نامزدم زنگ نزد.» پیرمرد از او درباره مشکلش می‌پرسد و دختر می‌گوید:

«سه ماه پیش نامزد کردیم ولی فقط صیغه خوندیم. دو ماه با نامزدم که اسمش عباسه رابطه خیلی خوبی داشتیم و همه حسودی ما رو می‌کردن. یکدفعه از یک ماه پیش ناپدید شد. هفته پیش اس‌ام اس داده که منو حلال کن با این وضع اقتصادی نمی‌تونم باهات ازدواج کنم.»

سؤالات دعانویس شروع می‌شود:

- چند تا خواهر و برادر داره؟

- یه خواهر و یه برادر داره که از خودش کوچیکترن.

- هفته‌ای چندبار خونه شما میومد؟

- معمولاً آخر هفته‌ها.

-اسم مادرش چیه؟

- سلطنت.

- دوست‌داری برگرده یا چیز دیگه‌ای براش بنویسم؟

- دوست دارم برگرده.

آقا رضا برای لحظاتی توی فکر می‌رود و شروع می‌کند زیر لب ورد گفتن: «شما زمان نامزدی رفتی مهمونی و همونجا طلسمت کردن. برادرش هم این کار رو کرده. من چیزی برات می‌نویسم که پسره به دست و پات بیفته. اونوقت تو بهش کم محلی کن تا ادب بشه.»

پیرمرد شروع می‌کند به نوشتن روی ۳ تکه کاغذ. او در حال نوشتن است و دو دختر جوان که برای بخت‌گشایی آمده‌اند از دختر نگران درباره نامزدش می‌پرسند. می‌گوید در طول دو ماهی که نامزده بوده‌اند خانواده‌اش کوچک‌ترین بی‌احترامی به نامزدش نکرده‌اند و حتی مادرش بهترین غذاها را برای او ‌پخته.

۲۰ دقیقه بعد کار نوشتن و رسم اشکال و کشیدن مربع و دایره و مثلث تمام می‌شود. پیرمرد هر کاغذ را روی شمعی می‌پیچد و چسب می‌زند. بعد روی یک تخم‌مرغ شکلی شبیه به درخت می‌کشد و اسم دختر و پسر و اسم مادرهایشان را رویش می‌نویسد:

«ببین دخترم این ۳ تا شمع رو ۱۲ شب به بعد روشن کن و توی آشپزخانه قدم بزن و مواظب‌باش شمع‌‌ها خاموش نشن. حواست باشه باید تا آخر بسوزن. بعد از این کار تخم‌مرغ را بذار روی گاز تا منفجر بشه. توی این چند ساعت مدام از خدا بخواه که نامزدت رو برگردونه. فردا عصر نامزدت بهت زنگ می‌زنه و ازت عذرخواهی می‌کنه.»

چهره دختر که گویا کارمند یکی از شرکت‌ها است خندان می‌شود. از کیفش ۲۰ هزار تومان درمی‌آورد و می‌گذارد روی میز:«حاج‌آقا این ناقابله، اگه نامزدم فردا زنگ زد شیرینیش رو براتون میارم.»

آدم‌هایی که توی دکان ایستاده‌اند، خسته شده‌اند. ساعت‌هاست که منتظرند تا نوبت به آنها برسد. روی نیمکت چرک‌‌مرده‌ای دو دختر جوان نشسته‌اند. یکی‌شان بلند بلند با خنده می‌گوید: «حاجی هر وقت نوبت ما شد چیزی بنویس که دو تا پسر خوب خواستگاری ما بیان. از این زپرتی‌ها نباشن‌ها! اقلاً دکتر مهندس باشن و سرشون به تن‌شون بیارزه.» با خواسته این دو دختر همه می‌خندند. شاید پیش خودشان می‌گویند چه درخواست رؤیایی!

حالا نوبت به مرد ۵۸ ساله‌ای رسیده که قرار است فردا ساعت ۹ صبح به دادگاه خانواده برود. زنش دادخواست طلاق داده. اسمش قاسم است. کت و شلوار کهنه به تن دارد و با حالتی ملتمسانه جلوی دعانویس ایستاده تا کاری برایش بکند. آقا رضا از او درباره زنش می‌پرسد که چرا می‌خواهد طلاق بگیرد و مرد جواب می‌دهد: «نمی‌دونم... هرازگاهی با هم دعوامون می‌شد ولی این بار دعوا خیلی جدی شد. چند ماهی میشه که قهر کرده و رفته خونه برادرش. فردا قراره بریم دادگاه. حاج آقا کاری کن که برگرده. والا من توی این سن و سال نمی‌تونم مهریه پهریه بدم!»

پیرمرد دستش را به نشانه سکوت جلوی بینی‌اش می‌گیرد و چند لحظه‌ای آرام می‌شود و وردی زیر لب می‌گوید و رو به مرد کت و شلواری می‌کند: «فردا ساعت ۷ صبح یعنی قبل از اینکه بری دادگاه بیا اینجا. یک چیزی برات می‌نویسم تا وقتی زنت روبه‌روی قاضی نشست زبونش بند بیاد و نتونه حرفی بزنه و مثل بره رام برگرد خونه. برو امشب راحت بگیر بخواب!» مرد، امیدوار به طلسم کردن زنش دست توی جیب می‌کند و ۲۰ هزار تومان روی میز می‌گذارد و از مغازه می‌زند بیرون.

نوبت به مرد لاغر اندامی می‌رسد که همراه دختر کوچکش برای حل مشکلش آمده. لکنت زبان دارد ولی هر طور شده سیر تا پیاز زندگی‌اش را برای دعانویس تعریف می‌کند: «زنم نمی‌گذاره برم خونه مادر و خواهرم. اگه بخوام بی‌سر و صدا هم برم، نمی‌دونم روحش از کجا باخبر میشه و زندگی رو برام جهنم می‌کنه. الان ۳ سالی میشه که اجازه نمیده برم خونه مادرم. امروز هم به بهونه اینکه دخترم رو می‌خوام ببرم پارک از خونه زدم بیرون. تو رو خدا چیزی بنویسین که از خر شیطون بیاد پایین.»

در جواب مرد جوان می‌گوید: «چیزی می‌نویسم بشه کنیز مادرت. از کرده خودش تا آخر عمر پشیمون بشه. خوب جایی اومدی والا. چیزی که می‌خوام بنویسم حلال مشکل توست.»

دوباره در مغازه سکوت می‌شود و پیرمرد شروع می‌کند به نوشتن. همین طور می‌نویسد و می‌نویسد و کاغذ سفید را سیاه می‌کند. پشت برگه اشکالی می‌کشد که از توی کتابی با جلد چرمی قهوه‌ای رنگ دیده است. بعد با یکی از ۵ خودکار نارنجی رنگ که توی جیب پیراهنش گذاشته شروع می‌کند به نوشتن اعداد: «۹، ۳۵، ۱۲۷، ۳، ۱۶»

کاغذی که توی آن طلسم را نوشته تا می‌کند و پس از چسب‌‌کاری می‌گذارد روی میز. زیرلب مدام ورد می‌گوید و دست راستش را روی تکه چوبی که با گیره آهنی سنجاق شده به میز، می‌کشد. یک دقیقه‌ای این کار را می‌کند و می‌گوید:

«این طلسم را اصلاً باز نکن چون اثرش از بین میره. امشب بندازش توی کاسه آب. یک خرده از آب را به هر ترتیبی که شده به زنت بخورون. بقیه رو هم برو بریز روی در و دیوار خونه خواهرش. اونه که زنت رو طلسم کرده. این کارهایی که بهت گفتم مو به مو انجام بده تا مشکلت برای همیشه حل بشه.»

۱۲ نفر بیرون دکان ایستاده‌اند. می‌خواهند بیایند داخل ولی نه جایی هست و نه وقتی. صدای اذان می‌آید و دعانویس بی‌توجه به صدای اذان کار خودش را می‌کند؛ فقط می‌نویسد. زن جوانی مدام در را می‌زند و می‌خواهد بیایید داخل. اعصابش خرد شده از این همه انتظار. بالاخره با هزار زور و زحمت داخل می‌شود. از لابه‌لای مردان و زنان که ساعت‌هاست گویی در جایشان خشک شده‌‌اند، می‌رود جلو و به پیرمرد می‌گوید: «شما گفتین روز جمعه بیا برای شوهرت چیزی بنویسم کار درست و حسابی گیرش بیاد. پس چرا منو از ظهر معطل کردین.»

آقا رضا سرش را بالا می‌آورد و می‌‌گوید باید خود شوهرت بیاید. زن برافروخته می‌شود: «خب سه‌شنبه که اومدم پیش‌تون می‌گفتین شوهرم باید بیاد. اون پیک موتوریه وقت نمی‌کنه بیاد. تو رو خدا یک چیزی بنویسین مشکل‌مون حل بشه.» مرغ آقا رضا یک پا دارد و می‌گوید باید شوهرت بیاید. در نهایت قرار می‌شود روز یکشنبه ساعت ۸ صبح زن و مرد باهم بیایند.

بعد از اینکه پیرمرد برای دو دختر ۲۸-۲۷ ساله نسخه‌ای می‌پیچد و برای جوان افغان طلسمی می‌نویسد تا دختر مورد علاقه‌اش را به‌دست بیاورد، نوبت به من می‌رسد. همه آنهایی که توی مغازه ایستاده‌اند منتظرند ببینند من چه می‌خواهم. پیرزنی که آمده برای دخترش با سحر و جادو شوهر پیدا کند زل زده به من تا ببیند چه چیزی از دهان من خارج می‌شود؛ شاید آمده باشم تا زنی گیرم بیاید!

رو به آقا رضا می‌کنم و به دروغ می‌گویم می‌خواهم مهاجرت کنم ولی نمی‌توانم. چیزی بنویسید بتوانم بروم. می‌پرسد برای چه خاطر می‌خواهم بروم و من هم با جواب‌هایی غیرواقعی او را گمراه می‌کنم. پیش خودم می‌گویم اگر واقعاً می‌توانی سحر و جادو کنی جلوی بقیه بگو که خبرنگارم. بگو که می‌خواهم از همه این اتفاقاتی که در این مغازه ۱۰ متری شاهد بوده‌ام گزارشی بنویسم، یالا بگو! مگر جن در اختیار نداری، مگر نمی‌توانی ذهن‌‌ها را بخوانی؟ پس بگو برای چه اینجا حضور دارم!

پیرمرد شروع می‌کند به نوشتن و وسط نوشتن می‌پرسد دوست دارم کدام کشور بروم؟ می‌گویم آلمان. چند لحظه مکث می‌کند و می‌گوید:

- آلمان خوب نیست. برو جای دیگه!

-چرا؟

- چون موکلم میگه اونجا جونت رو از دست میدی.

- به نظر شما کجا برم؟

- موکلم میگه ایتالیا و فرانسه خوبه. من برات یک چیز می‌نویسم که مثل آب خوردن بری برسی فرانسه. اگه امریکا هم بخوای بری میشه فقط هزینه سنگینی داره.

آقا رضا می‌نویسد و توصیه‌‌هایی به من می‌کند که فلان کار را بکنم و فلان کار را نکنم و من بی‌اعتنا به حرف‌هایش به این فکر می‌کنم آدم‌هایی که هر روز از صبح تا شب جلوی دکان صف می‌بندند دچار چه شرایطی شده‌اند که دست به دامن این مرد می‌شوند.

کسی که حتی سواد درست و حسابی ندارد و شب‌ها هم در همین دکان می‌خوابد. به قول یکی از مغازه‌دارهایی که همسایه پیرمرد است، اگر او می‌توانست سحر و جادو کند چرا خودش به این وضع دچار شده و نه خانه‌ای دارد و نه خانواده‌ای!

 

امان از جهل و خرافه و ایمان نداشتن به رب العالمین ارحم الراحمین و رزاقیتش در این عصر تکنولژی ارتباطات

 

 

اگر همسرتان از شما می‌خواهد لاغر شوید، این مطلب را بخوانید

 

 

 

اندام همسرتان نسبت به زمانی که با هم ازدواج کردید تغییر کرده؟ یا شاید هم زنی هستید که اندام شوهرتان کاملا بهم ریخته و این موضوع افسرده‌تان کرده؟ آیا درست است از همسرتان بخواهید وزن کم کند و لاغر شود؟
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه
همسر، زندگی مشترک، ظاهر، اندام، تغییر ظاهر، تعهد، خانواده ایرانی، عشاق موفق

 

 

 

در بیشتر موارد به گفته‌ی کارشناسان شما هرگز نباید به خاطر کس دیگری وزن کم کنید اما اگر همسرتان از شما می‌خواهد وزن کم کنید، مواردی هست که خوب است بدانید.

آیا همسر شما باید به خاطر زندگی مشترک‌تان وزن کم کند؟

این باور عمومی وجود دارد که شما هیچوقت نباید با این هدف وزن کم کنید یا تغییری در اندام خود ایجاد کنید که یک شخص دیگر را راضی و خوشحال کنید. اما در مورد رابطه‌ی زناشویی، این جواب ساده و کلی ممکن است کافی نباشد.

مثلا افزایش وزن همسر شما ممکن است به این معنی باشد که شما زمان کمتری را با هم می‌گذرانید یا کمتر با هم ارتباط دارید. مثلا در اوایل ازدواج همیشه با هم به پیاده روی می‌رفتید یا با هم ورزش می‌کردید اما چند سال بعد، یکی از شما دیگر ادامه نداد و دچار افزایش وزن شد. این شرایط می‌تواند هم روی کیفیت رابطه اثر بگذارد و هم بر شرایط فیزیکی‌.

یا شاید در مورد بیماری همسرتان نگران هستید. یک همسر علاقه مند و مراقب از همسرش می‌خواهد وزن کم کند چون نگران وضعیت سلامت اوست. اگر امکان کاهش وزن برای همسرتان وجود دارد، فرصت خوبی است برای هر دوی شما تا تغذیه‌ی سلام و ورزش را به سبک زندگی خود وارد کنید.

آیا همسرتان چاق شده و از جذابیتش کم شده؟

ممکن است احساس کنید همسرتان به خاطر اضافه وزنش دیگر مثل سابق جذاب نیست و مثل روز عروسی‌تان خوش اندام به نظر نمی‌رسد. با این حساب آیا درست است از او بخواهید تغییر کند؟ شاید از شنیدن جوابی که بعضی از کارشناسان به این سوال می‌دهند تعجب کنید.

دکتر مایک آبرام روانشناس بالینی و استاد روانشناسی در دانشگاه نیویورک می‌گوید: وقتی ناهمخوانی آشکاری در سایز اندام همسران ایجاد می‌شود، کاهش وزن می‌تواند بجا و مناسب باشد. دکتر آبرام کتابی به نام The Art and Science of Rational Eating نوشته که به موضوعات مرتبط با کاهش وزن می‌پردازد از جمله بادی ایمیج (تصور ذهنی که هر کسی از چگونگی وضعیت ظاهری و اندام خود دارد) و پذیرش هر اندامی که دارید.

او می‌گوید: «وقتی یکی از همسران افزایش وزن پیدا می‌کند و چاق می‌شود، تعادل نسبت جذابیت تغییر می‌کند.» نسبت جذابیت یعنی اینکه همسران از جهت ظاهری در مقایسه با هم (نسبت به هم) چه احساسی دارند. دکتر آبرام می‌گوید همه‌ی رابطه‌ها تا حدودی بر اساس این معیار شکل می‌گیرند.

حقیقت تلخ دیگری که دکتر آبرام می‌گوید این است که آدمها حتی وقتی که در یک رابطه‌ی تعهد آمیز هستند نیز همچنان در ذهن خود به دنبال موقعیت‌های بهتر می‌گردند. دکتر آبرام می‌گوید: «این بخشی از طبیعت ماست که سایر کِیس‌های بالقوه‌ی دیگر را هم ببینیم و در تصور خود بسنجیم در کنار افراد دیگر (جنس مخالف) چگونه خواهیم بود.

حالا تصور کنید اگر یکی از همسران تغییرات اساسی در ظاهرش ایجاد شود، این واقعیت تلخ چقدر می‌تواند پُررنگ‌تر ایفای نقش کند!

وقتی تعادل نسبت جذابیت در رابطه زناشویی‌تان تغییر می‌کند، شما همسرتان را تشویق می‌کنید که با شوق و تمایل بیشتری به دنبال بهتر کردن خودش باشد و همزمان خودتان هم از توانایی‌تان برای بهتر شدن کم خواهید کرد!

البته اینکه همسرتان وزن اضافه کرده دلیل نمی‌شود که دیگر جذاب نباشد و یا الزامی برای بهتر شدن در کار باشد. اما هر تغییری در ظاهر این پتانسیل را دارد که روی نگاه طرف مقابل اثر بگذارد و جذابیت فیزیکی را از نظر فرد مقابل تحت تاثیر قرار بدهد.

آیا می‌توانید از همسرتان بخواهید وزن کم کند؟

اگر می‌خواهید همسرتان وزن کم کند اما او مقاومت می‌کند چه باید بکنید؟ دکتر آبرام می‌گوید، درخواست از همسر برای کاهش وزن فرقی با این ندارد که درخواست هر گونه تغییر قابل توجه دیگری مانند جراحی پلاستیک داشته باشید. چنین حالتی به رابطه، قید و شرط اضافه می‌کند.

در یک رابطه، قید و شرط ، دلالت بر «اگرها» بین طرفین دارد. مثلا اگر از همسرتان می‌خواهید وزن کم کند تا جذاب‌تر شود، تلویحا این منظور را به همسرتان می‌رسانید که برای جذاب‌تر شدن باید لاغر شوی. یعنی همسرتان اینگونه دریافت می‌کند: من فقط در اینصورت برایت جذاب خواهم بود که وزن کم کنم و لاغر بشوم. این نوع جملات شرطی، چه مستقیم و چه غیر مستقیم می‌توانند فشار و استرس زیادی به همسری که دچار اضافه وزن است وارد کنند.

دکتر آبرام می‌گوید اگر شما همسری هستید که چاق شده و نمی‌خواهید وزن کم کنید، می‌توانید از همسرتان بخواهید صبر کند تا شما آمادگی ایجاد تغییر در خود را پیدا کنید. او نیز متوجه می‌شود که شما خودتان پیشنهاد یک تغییر را داده‌اید.

می‌توانید از همسرتان بپرسید آیا ناراحتی او فقط بابت اضافه وزن شماست؟ آیا مسئله‌ی دیگری هم در رابطه‌تان هست که بتوانید با هم روی آن کار کنید؟

وقتی یک دوست یا آشنا در مورد وزن‌تان، حرف ناخوشایندی می‌زند خودش به اندازه‌ی کافی آزاردهنده است، چه برسد به اینکه این اظهار نظر از سوی همسرتان باشد؛ تاثیرات آن می‌تواند بسیار بد و مخرب باشد، حتی اگر در قالب شوخی ابراز شود.

ایراد گرفتن از اندام و ظاهر،احساس خجالت و حقارتی ایجاد می‌کند که هرگز اثرش از بین نمی‌رود و ضمنا هیچ کمکی هم به کاهش وزن نخواهد کرد. برای خیلی از مردها و زنها، استفاده از کلمه‌ی «چاق»، تمسخرآمیز و تحقیر کننده است.

دکتر آبرام می‌گوید هم زن و هم مرد باید خشم و خصومت پنهان پشت اینچنین اظهار نظرهایی را بدانند. فکر می‌کنید اصلا چرا باید کسی را که دوستش دارید با نظرتان تحقیر کنید و برنجانید؟! در بیشتر موارد این گفتگو می‌تواند با کمک یک مشاور یا درمانگر به صورت مناسبی صورت بگیرد.

همه‌ی روابط زناشویی دچار تغییر و چالش می‌شوند. اگر تغییر سایز شما یا همسرتان تبدیل به منبعی برای درگیریها و بحث‌هایتان شده، با همسرتان حرف بزنید و ببینید چه تصمیمی مناسب شما و به نفع رابطه‌تان است. اگر همسرتان انتخاب کرد که لاغر شود، حمایتش کنید و کمکش کنید تا تغییرات سالم را در خانه راحت‌تر اجرا کند تا بتوانید با هم به سمت یک زندگی سالم‌تر و شادتر پیش بروید.

 


منبع : برترین ها

دکتر ویدا فلاح روانشناس به این سوال پاسخ می دهد:

 

 

دومین باری بود که برای خواستگاری به خانه‌شان می‌رفتیم و او را می‌دیدم؛ یک دل نه و صد دل عاشقش شدم و احساس کردم او همان دختر آرزوهایم است؛ به اصرار خانواده‌ها به مشاورهٔ قبل از ازدواج رفتیم اما نظر مشاور برای ازدواج ما منفی بود و در همان لحظه انگار سقف آرزوهایم روی سرم خراب شد نمی‌دانستیم چه باید بکنیم؛ پا روی علاقه و احساسمان بگذاریم یا به حرف مشاور گوش کنیم و از ازدواج با هم منصرف شویم؟
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه
ازدواج،مشاوره ازدواج

 

 

 

خیلی هنوز بر این باور هستند که ازدواج هندوانهٔ در بسته است. اگر دقت کرده باشید اکثراً هم کسانی این حرف را می‌زنند که تجربهٔ خوبی از زندگی مشترکشان ندارند و خودشان را در انتخابشان مقصر نمی‌دانند بلکه زندگی مشترک تلخشان را به گردن تقدیر الهی می اندازند اما یادتان باشد که شما اگر بخواهید یک هندوانهٔ در بستهٔ شیرین و قرمزی هم بخرید راه دارید و می‌توانید آن را به شرط چاقو بخرید و با بریدن تکه‌ای از هندوانه از شیرین و قرمزی آن آگاه شوید. در مورد ازدواج هم اینگونه است شما می‌توانید برای شناخت فرد مقابلتان به ظاهر طرف اکتفا کنید و آن را هندوانهٔ در بسته‌ای بدانید که به هیچ نحو نمی‌توانید او را بشناسید و یا از هر طریقی شده است پی به درون او ببرید. مشاوره قبل از ازدواج یکی از همان راه‌هایی است که فرد مقابلتان را از لحاظ اخلاق و رفتار کالبد شکافی می‌کند و نقشهٔ راه درست را برای تشکیل یک زندگی مناسب در اختیارتان قرار می‌دهد اما گاهی بعد از مراجعه به مشاوره دچار دوگانگی می‌شوید یعنی خودتان احساس می‌کنید از همه لحاظ مناسب یکدیگرید اما مشاور این ازدواج را برایتان تجویز نمی‌کند؛ در این صورت چه باید بکنیم؟ جدا شویم یا ازدواج کنیم؟!

چرا باید به مشاوره ازدواج رویم؟

در چند سال اخیر به دلیل آمار نگران کننده در خصوص طلاق زوجین اهمیت مشاوره قبل از ازدواج بسیار زیاد شده است چرا که دنیای امروز با دنیای چهل سال پیش زمین تا آسمان فرق کرده است. چهل سال پیش  اگر پسری قصد ازدواج با دختری را داشت  از اهالی محل راجع به دختر، خانواده دختر و...تحقیق می‌کرد؛ همینطور خانوادهٔ دختر هم  از محل کار و محل زندگی پسر پرس و جو می‌کردند اما این برای زمانی بود که خانواده‌ها مدت طولانی در یک محل سکونت داشتند و اهالی محل هم پایدار و ثابت بودند اما متاسفانه امروزه اهالی محل و همسایه‌ها یکدیگر را نمی‌شناسند و حتی سلام و علیک هم با یکدیگر ندارند؛ دکتر ویدا فلاح رواشناس و مدرس مهارت‌های زندگی به تبیان می‌گوید: امروزه اگر بخواهید کسی را به طور جدی بشناسید باید با خود فرد معاشرت کنید تا طرف مقابل را بشناسید در این صورت شما یا دوره‌هایی را برای شناخت قبل از ازدواج گذرانده‌اید و می دانید که چه سؤال‌هایی را بپرسید و چگونه جواب فرد مقابل را تجزیه و تحلیل کنید و یا راه شناخت را نمی‌دانید و به مشاور و متخصص در این زمینه مراجعه می‌کنید؛ مشاوره فقط نباید به شما بگوید که به درد هم می‌خورید یا نه؛ گاهی اوقات به شما می‌گوید که شما یکسری مشکلاتی دارید و هنوز آمادگی ازدواج ندارید و یا هنوز مسئولیت‌های زندگی مشترک را نمی‌شناسید و در این زمان فرصتی می‌دهد تا روی خودتان کار کنید و ملزومات یک رابطهٔ زناشویی ر ا فراهم آورید لذا همانطور که تهیه کردن امور مادی مثل تهیهٔ جهیزیه و برگزاری مراسم و خانه نیاز به پول و زمان دارد، آمادگی درونی هم نیاز به فرصت دارد تا تغییرات لازم ایجاد شود.

آیا نظر مشاورهٔ ازدواج قطعی است؟

وظیفهٔ مشاورهٔ قبل از ازدواج آگاه کردن است؛ در واقع مشاوره نتیجهٔ ازدواج را به شما خواهد گفت تا خودتان دست به انتخاب بزنید اما آیا نظر مشاور، وحی منزل است و در صورتی که نظر مشاور برای چنینی ازدواجی منفی باشد نظر او قطعی است و باید اجرایی شود؟

دکتر فلاح می‌گوید: با یک مشاور به نتیجهٔ قطعی نرسید بلکه به دو یا سه مشاور مراجعه کنید تا تحلیل‌های آنان را درباره ازدواجتان با فرد موردنظر بشنوید؛ اگر مشاور به شما می‌گوید که این ازدواج خوب است، نقاط قوت و ضعف چنین ازدواجی را از او بپرسید و از او بخواهید که برایتان توضیح دهد که قبل از ازدواج چه چیزهایی را باید یاد بگیرید؛ همچنین اگر نظر مشاور برای ازدواج منفی بود، دلیل آن را بپرسید و از او بخواهید که برایتان توضیح دهد که چه چیزی ممکن است در شروع زندگی برایتان دردسرساز باشد.
متأسفانه جوانان ما برای مراجعه به مشاوره قبل از ازدواج دست‌خالی می‌روند و خودشان هم نمی‌دانند که انتظار چه چیزی را دارند لذا این سؤال‌ها باعث می‌شود که هم خودتان و هم طرف مقابلتان را بیشتر بشناسید. همچنین با پرسیدن این سؤال که چرا برای ازدواج باهم مناسب هستید و چرا برای ازدواج باهم مناسب نیستید ممکن است بشنوید که مثلاً پسر از روحیه لطیفی برخورد دار است و زود ناراحت می‌شود در این صورت در پاسخ باید گفت که ناراحتی که وجود دارد اما راهکارهای کنار آمدن با ناراحتی چیست؟! اینجاست که مشاور می‌بیند که دستش خالی است و خیلی اوقات این اتفاق می‌افتد و تصمیماتی غلطی بر این بنا گرفته می‌شود لذا توصیه می‌کنیم که تلاش کنید طرز شناخت طرف مقابلتان را یاد بگیرید و برای مشاوره قبل از ازدواج به دنبال متخصص در این زمینه بروید.

 
بیشتر بخوانید

مشاوره ازدواج در رابطه با عوامل اخلاقی و روانی

قبل از ازدواج مشاوره کنیم یا بعد از آن؟

چرا برای ازدواج مشاوره بگیریم؟