ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

موانع پرورش خلاقیت کودکان در خانه

 

 

 

خلاقیت، توانایی قابل پرورش می باشد. اما گاهی خانواده ها ناخواسته موانعی در مسیر پرورش این توانایی ایجاد می کنند.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 4 دقیقه
موانع پرورش خلاقیت کودکان در خانه

 

 

همه کودکان توانایی و استعداد خلاقیت را دارند، لیکن در سطح کلی محیط یادگیری، یاد می گیرند که غیرخلاق باشند. موانع بسیاری سبب می شوند که کودکان ما در محیط خانه و مدرسه دچار محدودیت تفکر گردند و نتوانند خلاقیت خود را بروز دهند. شناسایی این موانع ما را یاری می کند تا بتوانیم با آگاهی، آن ها را برطرف ساخته و مسیر خلاقیت کودکان خود را هموار سازیم. در ادامه به برخی از این موانع موجود در خانه اشاره می شود.

نظرسنجیموانع بروز خلاقیت کودکان در خانه
حاکمیت قوانین خشک و انعطاف ناپذیر: برخی والدین کودکان خود را محدود کرده و برای تمامی امور آن ها اعم؛ از درس خواندن، غذا خوردن، تفریح، استراحت و ... برنامه ریزی می کنند و کودکان خود را محدود به این برنامه می سازند. این امر سبب می شود که کودک به انجام د ادن کارهای تکراری عادت کند و از خود اختیاری نداشته باشد. عادت کردن کودک به کارهای تکراری و نداشتن اختیار و استقلال، خلاقیت کودکان را تحت شعاع قرار می دهد.

نقد و ارزیابی مداوم کودک: بعضی والدین فرصت اشتباه کردن را به کودکان خود نمی دهند و احساس می کنند که کودک باید همانند خودشان کارها را صحیح و باظرافت انجام دهد، براین اساس به طور مداوم کودک خود را مورد نقد قرار می دهند. این کار سبب می گردد که آزادی و امنیت خاطر کودک از بین برود و یک ترس مرضی در او شکل بگیرد، این ترس مرضی باعث می شود که کودک از انجام کارهای مبتکرانه و ابراز ایده های جدید هراس داشته باشد.

تحمیل نقش های کاذب بزرگسالی: برخی والدین تمایل دارند که فرزندشان درک بالاتری از سن خود داشته باشد و این خواسته را به طور نابجا تحمیل می کنند. آن ها از کودک می خواهند که مانند بزرگ ترها رفتارکند و حرکات کودکانه و شیطنت ها را کنار بگذارد، در صورتی که این حرکات و شیطنت ها فرصت خلاقیت را به کودک می دهد. کودک از طریق شیطنت و بازی است که می تواند به حل مساله و خلاقیت برسد. تحمیل نقش بزرگسالی به کودک رفتارهای ساختگی را در او ایجاد می کند و استعدادهای خلاقانه او را ریشه کن می سازد.

اولویت افراطی به هوش و حافظه: بسیاری از والدین احساس می کنند که چنانچه فرزندشان به خوبی بتواند اطلاعات درسی خود را یاد بگیرد و نمرات بالایی بگیرد، پس بسیار موفق است، از این رو بر روی هوش و حافظه کودک خود تاکید بسیاری دارند و پی درپی او را به کلاس های کمک آموزشی می فرستند، این امر سبب می شود که تنها هوش و حافظه پایه قرار بگیرد و با پایه قراردادن هوش، فرصتی برای پرورش سایر استعدادهای کودک که مهم ترین آن ها تفکر خلاق است، فراهم نشود.

بهادادن به نقش جنسیت: در گذشته باور بر این بود که پسران از هوش و قابلیت های بالاتری نسبت به دختران برخوردارند. لیکن نتایج تحقیقات اثبات کرده که زنان قابلیت های بسیاری دارند و در عرصه صنعت توانسته اند به جایگاه های رفیع برسند. با وجود تمامی این موارد، هم اکنون نیز برخی والدین به کودکان پسر اهیمت بسیاری می دهند و در مشارکت های جمعی تنها از آن ها نظر می خواهند. این نوع برخورد، تحقیر و کمرنگ شدن تفکر خلاق را در دختران به دنبال دارد.

نادیده گرفتن قوه تخیل کودک: خلاقیت کودکان از قوه تخیل آن ها سرچشمه می گیرد، اما اغلب اولیا فرزندان خود را از خیال پردازی منع می کنند و گاهی افکار آن ها را مورد تمسخر نیز قرار می دهند. زمانی که کودک نتواند خیال پردازی کند یا از ترس والدین و اطرافیان افکار خود را عنوان کند، در سنین بالاتر هم نمی تواند خلاق شود.

منع کردن یا بی توجهی به شوخ طبعی کودک: یکی از خصوصیات افراد خلاق، شوخ طبعی آن هاست. آنها می توانند فی البداهه در مورد موضوعات مختلف شوخی کنند. لیکن در برخی خانواده ها جدیت بیش از اندازه، این امکان را به کودک نمی دهد تا شوخی کند. شوخی نکردن، خشکی و عدم انعطاف را در کودک ایجاد می کند.

پراکنده ساختن ذهن کودک: بسیاری از والدین به غلط تصور می کنند که اگر کودکان خود را در یک زمان واحد به کلاس های متنوع بفرستند و به فعالیت های مختلف وادارند، خلاقیت آن ها را پرورش داده اند. لیکن این کار آن ها سبب می شود ذهن کودک از این شاخه به آن شاخه بپرد و نتواند روی یک کار تمرکز کافی داشته باشد. عدم تمرکز یکی از موانع اساسی خلاقیت به شمار می آید.

مطالب مرتبط:
تاثیرکانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بر رشد خلاقیت های کودکان
عوامل موثر در پرورش خلاقیت دانش آموزان را بهتر بشناسیم
پرورش خلاقیت در دانش آموزان ابتدایی

نویسنده: اعظم پیکانی

معرفی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

 

 

 

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان دارای گسترده ترین شبکهٔ کتابخانه های کودکان و نوجوانان و نیز از برجسته ترین تولیدکنندگان و ناشران کتاب های این کودکان و نوجوانان در ایران به شمار می رود.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 2 دقیقه

کانون تهیه کنندهٔ فیلم ها و سایر فرآورده های فرهنگی برای کودکان و نوجوانان است که پس از انقلاب 1357 ایران، به عنوان نهادی دولتی و وابسته به وزارت آموزش و پرورش به فعالیت خود ادامه می دهد.

 

 

معرفی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

 

 


کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در دی ماه 1344 به عنوان سازمان ناسودبر فرهنگی و هنری، به ریاست عالیه فرح پهلوی و مدیریت لیلی امیرارجمند بنیان نهاده‌شد.

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان دارای گسترده‌ترین شبکهٔ کتاب خانه‌های کودکان و نوجوانان و نیز از برجسته‌ترین تولیدکنندگان و ناشران کتاب‌های این کودکان و نوجوانان در ایران به شمار می‌رود. کانون همچنین تهیه‌کننده فیلم‌ها و سایر فرآورده‌های فرهنگی برای کودکان و نوجوانان است که پس از انقلاب 1357 ایران، به‌عنوان نهادی دولتی و وابسته به وزارت آموزش و پرورش به فعالیت خود ادامه می‌دهد.

کانون امروزه بیش از 850 مرکز فرهنگی ثابت، سیار شهری، سیار روستایی و پستی در سراسر ایران و با ارایه فعالیت های فرهنگی، هنری با مخاطبین کودک و نوجوان خود ارتباطی چهره به چهره و نزدیک برقرار می‌کند. انتشار 140 عنوان کتاب با شمارگانی بیش از 3 میلیون در سال، تولید هزاران دقیقه فیلم‌های کوتاه، بلند، زنده، مستند و پویانمایی، تولید ده ها عنوان نوار موسیقی، نمایش عروسکی، سرگرمی های سازنده و اسباب بازی و نرم‌افزارهای آموزشی رایانه‌ای از آن جمله به شمار می‌روند. کانون زبان ایران نیز پس از انقلاب اسلامی به عنوان یکی از زیر مجموعه‌های کانون مشغول به فعالیت است که با داشتن شعبه‌های زیادی در سراسر کشور کار آموزش زبان‌های فارسی، انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، اسپانیایی و عربی را بر عهده دارد.

معرفی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان


کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تا سال 1358 زیر نظر هیات امنا، هیات مدیره و مدیرعامل فعالیت می‌کرد، تا این که بر اساس جلسه 31 اردیبهشت 1359 شورای انقلاب جمهوری اسلامی ایران اساس‌نامه کانون با تغییراتی تصویب شد با گشایش روزهای زوج و فرد و به صورت یک شرکت دولتی، ابتدا نظارت آن به وزارت فرهنگ و آموزش عالی و سپس به وزارت آموزش و پرورش سپرده شد.

بخش پژوهش های دانش آموزی تبیان، تنظیم: نسرین صادقی

پنج شنبه, 12 مهر 1397 19:05

مردان زندگی خراب کن را بشناسید

آقایان نامناسب برای ازدواج کدامند؟

 

 

برای داشتن یک ازدواج موفق ملاک هایی بسیار مهم را باید در نظر گرفت که شاید کمتر کسی به آنها توجه می کند و بعد از گذشت زمان متوجه اشتباه در انتخاب خود می شود.اصولا زنان به صحبت ها و گفته های مردان تکیه می کنند و به راحتی اعتماد خود را نشان می دهند این در حالی است که مردان رفتار زنان را ملاک اعتماد به آنها قرار می دهند این اصل ثابت می کند که زنان راحت تر می توانند مورد گول خوردن قرار گیرند اما به دور از تمام اینها باید قبل از ازدواج دقت بالایی در شناخت همسر آینده به کار گرفته شود و تنها با تکیه به یک سری کلمات و تعاریف آینده خود را خراب نکنید.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 6 دقیقه

 

ازدواج

 

 

انتخاب شریک زندگی شوخی نیست ، ازدواج با فرد نادرست می تواند زندگی شما را خراب کند. قرار گذاشتن با پسران بد و پسران بی مسئولیت قبل از ازدواج شاید مهم نباشد، اما ازدواج با آنها بدترین اشتباهی است که می توانید انجام دهید.
ازدواج با فرد مناسب ضروری است، و چون ما واقعا به شما اهمیت می دهیم، در این بخش تصمیم گرفتیم انواع مردانی را که هرگز نباید با آنها ازدواج کرد رامعرفی کنیم. اهمیت نمی دهیم که او را چقدر دوستش دارید، چقدر خوش تیپ است یا چقدر پولدار است، با او ازدواج نکنید.

مردان دروغگو

آیا او در مورد چیزهای کوچک دروغ می گوید؟ این ها چیزهای کوچکی است که با گذشت زمان بزرگ می شوند. اگر شما نمی توانید هر چیزی را که می گوید باور کنید، پس با او ازدواج نکنید.

مردان خسیس

این مرد لباس خوب و ماشین خوبی دارد اما هر بار که شما دوستان باهم بیرون می روید، او ادعا می کند که کیف پول خود را فراموش کرده و از شما می خواهد که پولش را پرداخت کنید.او همچنین به طور مداوم از شما کم کم پول قرض می گیرد و قول می دهد تا برگرداند.
خرج و هزینه بخش جدایی ناپذیر زندگی است البته تا حدی که منجر به ولخرجی نشود و اسراف را به همراه نداشته باشد. مردان خسیس با هزینه های ضروری هم مخالفت می کنند و با ایجاد مضیغه هایی مشکلات زندگی را تشدید می کنند.

پرکار بیش از حد ، مردی که همه زندگیش کار اوست

این پسری بزرگ، سخت کوش و موفق است، اما کار او دائما از شما مهمتر است ، همیشه درحال سفر است و قرارهایتان را لغو می کند. هر زمانی که از او می خواهید که با والدین شما ملاقات کند، به نحوی انجام نمی دهد. اگر با او ازدواج کنید، از نظر مالی به شما کمک می کند، اما از بسیاری جهات ناراضی خواهید بود.

پسر مامانی و وابسته به پدر و مادر

این مرد شگفت انگیز است ، او می داند که چگونه از یک زن مراقبت کند و به درستی ارتباط برقرار کند.تنها مشکل این است که ریسمان پررنگ وابسته ای با مادرش دارد و به طور مداوم همه چیزها را به مادرش می گوید. اگر با او ازدواج کنید، با مادر او نیز ازدواج خواهید کرد.

ازدواج با مرد معتاد

اعتیاد سرمنشاء بسیاری از طلاق ها است چرا که مردی که اعتیاد دارد و وابستگی او به چیزی غیر از زندگی آن هم منفی است هرگز نمی تواند آینده ای خوب برای همسر و خانواده خود تامین کند و بدتر اینکه او خانواده خود را فدای اعتیادش خواهد کرد.

مردان تنبل و بیکار

مردی که قدرت کار و تلاش را در خود به واسطه تنبلی از بین برده است موجب آزار و ناراحتی و در نهایت مشکلات مالی می شود. در دنیایی که همه چیز برای پیشرفت وابسته به حرفه و درآمد است چطور می تواند زندگی بدون این دو ویژگی را تحمل کرد.

مردان منزوی

ما همیشه نمی توانیم در زندگی فردی و شخصی خود محبوس باشیم علاقه به معاشرت در ذات انسان است و اگر این اصل نباشد حس کسالت و افسردگی حاکم می شود. مردانی که از رفت و آمد و جمع های دوستانه فرار می کنند کمبود های روانی خود را به همسرشان هم منتقل می کنند.

مردانی که دوستانشان همه چیز آنها هستند

رفاقت و دوستی لذتی دارد که نمی توان از آن چشم پوشی کرد اما اگر از حد معمول خود بگذرد دیگر نقاط مثبت آن به چشم نمی آید. مرد بعد از ازدواج باید بداند که وقت او تنها به خودش تعلق ندارد و آنها باید در زندگی و گذراندن وقت خود تغییراتی ایجاد کنند که در غیر این صورت مشکل ساز خواهد شد.

مرد نا امن و بی اعتماد

وقتی که او می بیند شما با دیگران صحبت می کنید و با دیگران ارتباط برقرار می کنید، همیشه غیرتی و عصبانی است، این نشانه بدی است. اعتماد در رابطه بسیار مهم است و حتی در ازدواج نیز بسیار مهم است. اگر او همیشه نسبت به هر فردی که نزدیک به شما است، غیرتی می شود و حسود است، سپس دو باره در مورد بودن با او در طول زندگیتان فکر کنید.

کشش به سوی زنان دیگر

اگر شما دوستدار مردی هستید که برایتان احترام قائل نیست و به طور مداوم با زنان دیگر حرف می زند، قطعا اگر با او ازدواج کنید، او خیانت خواهد کرد.

ولخرج

مسئولیت مالی بسیار مهم است. اگر او بیشتر در مورد ظاهر بطری هایی که در بیرون می خورید و طرح لباس هایش که باید توسط طراحان معروف طراحی شده تمرکز دارد تا صرفه جویی و پس انداز، قطعا او برای شما نیست.

مردانی که دنبال دعوا هستند و بحث را تمام نمی کنند

مبارزه در روابط خوب است و گاهی سالم است، اما اگر آنها هرگز پایان نداشته باشند، تعهدی وجود نخواهند داشت. زندگی و رابطه شما پر از مصالحه خواهد بود، اگر او به نظر شما گوش نمی دهد و تصمیمات خودش را تحمیل می کند ؛ او نشان می دهد که گوش می دهد، اما نمی فهمد که شما چه چیزی می گوئید، او قطعا ارزش زمان شما را ندارد.

دارای محدودیت ذهنی

مردی که به شما اعتماد ندارد همیشه محدودیت هایی را برای شما اعمال می کند، مهم نیست که چقدر وفادار هستید یا چقدر دوستش دارید. این شرایط همیشه وجود خواهد داشت. او شما را از انجام کارهای عادی در زندگی متوقف خواهد کرد، از ترس اتفاق چیزهای بد. می تواند یک کابوس تبدیل شود.

متنفر از خانواده

پدر و مادر ما گاهی می توانند روی اعصاب ما راه بروند، اما این بدان معنا نیست که والدین خود را از زندگیتان بیرون ببرید. خانواده ما جایی است که ما متولد و بزرگ شده ایم، و نمی توانیم خانواده ام را فراموش کنیم.
به یاد داشته باشید که مردی که پدر و مادر خود را به سرعت می تواند فراموش کند، شما را در یک یا دو روز فراموش خواهد کرد. اگر او از والدینش متنفر است، پس نمی تواند با خانواده خودش هم خوب رفتار کند او مرد خانواده نیست.


 

منبع : نمناک

سلسله گفتارهایی در ارتباط با "شما در کدام گروه تیپ شخصیتی قرار دارید؟"(2)

 

 

هیچ انسانی بدون شخصیت نیست و هرکسی یک تیپ شخصیتی دارد که روابط زندگی شخصی، اجتماعی و شغلی‌اش بر اساس آن خصایص شکل می‌گیرد حتی اگر نداند که دارای چه تیپ شخصیتی است.
 
 
 
نویسنده : زهرا جمشیدی
زمان تقریبی مطالعه : 7 دقیقه

 

تیپ های شخصیتی

 

 


جوامع، فرهنگ، اقلیم و عقاید بومی هر منطقه در جهت‌گیری‌های شخصیتی افراد آن جامعه تأثیرگذار است. افراد حتی  اگر در نگاه روان‌شناسی دارای تیپ‌های شخصیتی خاص خود باشند باز با توجه به فرهنگ بومی منطقه زندگی و نگاه‌هایی که به نقش‌های مختلف اجتماعی  وجود دارد، ممکن است برخلاف تیپ شخصیتی که دارند یک ویژگی از خود نشان دهند.

در علم روان‌شناسی شناخت خود و ویژگی‌های رفتاری تحت عنوان شخصیت شناسی (اناگرام) از آن یاد می‌شود. اناگرام شخصیت‌ها را در 9 دسته طبقه‌بندی و ویژگی‌های متداولی که هر تیپ از خود در موقعیت‌های مختلف بروز می‌دهد را توصیف می‌کند.

تبیان به‌منظور واکاوی "چگونگی شکل‌گیری شخصیت انسان" و "تیپ‌های شخصیتی" با دکتر مهشید رضوی روضوانی روان‌شناس و مشاور خانواده، به سلسله گفتگوهایی دراین‌باره می‌پردازد. شما می‌توانید با دنبال کردن این مباحث تیپ شخصیتی خود را شناسایی و متناسب با خصوصیاتی که دارید آن را در زندگی فردی و اجتماعی خود به کار بگیرید.

در اولین قسمت از این مجموعه ضمن بیان مبانی و چرایی مهم بودن شناخت شخصیت و پرداختن به آن، اولین تیپ از تیپ های 9 گانه که به نام "کمال گراها" را مورد بررسی قرار دادیم. در سری دوم از این سلسله گفتار به دومین تیپ از شخصیت های 9 گانه با عنوان " یاری رسان و مددکننده" خواهیم پرداخت.

تیپ دو؛ یاری رسان ها

این تیپ‌ افرادی هستند که اغلب با کمک، خدمت و حضور فعال در محیط اجتماعی شناخته می‌شوند. به همین علت به آن‌ها یاری‌رسان گفته می‌شود؛ چون معتقدند با عشق و محبت نسبت به دیگران می‌توان زندگی و نوع روابط انسان‌ها را بهبود بخشید.  همچنین عقیده دارند برای آنکه زندگی خوبی داشته باشیم باید نسبت به هم علاقه و محبت داشته باشیم.

از دیگر خصوصیات این تیپ شخصیتی:
 معمولاً در زندگی هرکسی مشکلی ایجاد شود این افراد حاضرند و کمک می‌کنند.
 بامحبت و علاقه خودشان را نشان می‌دهند.
کمتر می‌توانند نه بگویند شاید اصلاً نه نگویند.
اغلب زندگی‌شان را صرف دیگران می‌کنند.
یک فرد تیپ دو، همدل، خوش‌زبان، دارای محبت زیاد و در وقت گذاشتن برای دیگران نگاه خوش‌بینانه دارند.

معمولاً این افراد می‌توانند مشاور خوبی باشند به این سبب که خوب می‌توانند انسان‌ها را بشناسند و ازنظر عاطفی با
آن‌ها ارتباط برقرار کنند. ازآنجایی‌که می‌توانند خوب ارتباط بگیرند ممکن است خیلی مشتاقانه هم بتوانند کمک کنند. درحالی‌که ممکن است کمک آن‌ها هم موردپذیرش نباشد. یاری‌رسان‌ها در زندگی، محیط کار و روابط اجتماعی خیلی خوب می‌توانند بدرخشند چون افراد تأثیرگذاری در ارتباط با انسان‌ها هستند. همچنین آن‌ها توانایی پیوند زدن انسان‌ها را باهم دارند چراکه می‌توانند صمیمانه وارد فضا شوند. علاقه آن‌ها به خدمت کردن به دیگران ممکن است به زیاده‌روی تبدیل شود و سوءتفاهم برای آن‌ها ایجاد کند که چرا این فرد این میزان کمک می‌کند.

یاری رسان ها؛ یک کمک کننده مالی و فکری

افراد مددرسان مبنای رفتارشان در محیط کار و زندگی عاطفی است. در محیط‌های کاری  وظایف دیگران را بر عهده می‌گیرند مخصوصا اگر همکارشان را خسته یا ناراحت ببینند. درواقع این شخصیت‌ها هر کاری بتوانند از کمک مالی تا فکری می‌دهند.
آن‌ها روی محبتی که می‌کنند باور دارند اما گاهی به حدی می‌رسد که هم مخاطب اذیت می‌شود و هم نهایتاً به‌طور ضمنی رفتارش برای خودش ایجاد توقع می‌کند. این توقع باعث می‌شود اگر از آن‌ها غافل شوند به‌مرور موجب رنجشان شود. گرچه تیپ دویی ها معمولاً وقتشان صرف دیگران است و نسبت به خودشان غافل هستند اما نمی‌توان گفت به‌طور کامل غافل از  خود می شوند چراکه با حالات عاطفی‌شان سعی می‌کنند در این فضا معامله انجام دهند؛ یعنی محبت و توجه می‌دهند  و انتظار دارند که متقابلاً این محبت برای آن‌ها نیز اتفاق بیفتد.

یک تیپ دویی در نقش های مختلف

یک تیپ دویی اگر مادر باشد؛ برای بچه‌ها بسیار وقت و انرژی می‌گذارد، بسیار قربان صدقه آن‌ها می‌رود اما همین مادر که خیلی عاطفه، علاقه و انرژی می‌گذارد یکجایی احساس می‌کند که فرزندان به‌اندازه کافی به او محبت نمی‌کنند ازاین‌رو او می‌رنجد که این رنجش او قابل‌توجه است.

یک تیپ دویی اگر در نقش همسر باشد، در خانم‌ها این بارز است که از طرف همسر خود محبت را دریافت کند و این علاقه را به او بگویید چراکه او این محبت را محسوس می‌خواهد. در مردان تیپ دویی هم به همین صورت است.

یک مرد اگر تیپ دویی باشد؛ در خانواده با فرزندان و همسرش ارتباط عاطفی خاصی برقرار می‌کند به‌گونه‌ای که ممکن است تعجب کنید چرا به‌عنوان یک پدر جذبه ندارد اما این خصوصیات شخصیتی مرد است که  محبتش  را بروز دهد و در مقابل انتظار دارد که این محبت را هم دریافت کند. اگر همسر یک مرد تیپ یاری‌رسان در گروه شخصیت‌های دیگر باشد که علاقه را بروز نمی‌دهد مرد دچار آزردگی خاطر می‌شود. همه  افراد در تیپ دو انتظار دارند به‌قدر کافی بعد از محبت و توجهی که می‌کنند مورد محبت قرار گیرند، این افراد ممکن است که خودشان این نیاز را اعلام نکنند اما باید توجه داشت که آن‌ها محبت لازم دارند.

خانواده‌های تیپ یاری‌رسان، اعتراض می‌کنند که این شخصیت‌ها بیشتر زمان خود را صرف دیگران می‌کنند.

 

یاری رسان ها هم عصبی می شوند

سطوح و لایه‌های مختلف هر تیپ شخصیتی  می‌تواند شدت و ضعف این حالت رو متفاوت نشان دهد. یک تیپ دویی وقتی می‌تواند رفتارش تا حد قابل‌قبول و ایدئال باشد که نسبت به نیازهایش از خودش غافل نشود با علم به اینکه او اصولاً با یک نگاه خوش‌بینانه‌ای در حال خدمت و کمک و توجه و همدلی  با دیگران است.

تیپ یاری‌رسان با توجه به روحیه بسیار گرم و صمیمانه که دارند اما می‌توانند به هم‌شدت عصبانی شوند و پرخاش کنند. البته باید توجه داشت که همه تیپ‌های شخصیتی در وضعیت‌های  مختلف ممکن است  واکنش‌های گوناگونی از خود نشان دهند.  یکی از این شرایط در فشار و استرس است. وقتی تیپ دویی در شرایط معمول خدمت می‌کند و به‌صورت ضمنی انتظار دارد  که دیگران این محبت را دریافت کنند درست درزمانی که همه‌وقت انرژی خود را برای یک مورد خاص گذاشته است اما احساس کند که توجهی دریافت نمی‌کند و مورد درک قرار نگرفته است به‌صورت انفجاری تندی و پرخاش می‌کند. این پرخاش همراه با عصبانیت خیلی زیاد همراه است به‌گونه‌ای که تعجب می‌کنید این همان آدم مهربان و مددرسان است.  در این مواقع از سوی او یک کنترل گری مشاهده می‌شود.  پس همین تیپ دویی می‌تواند در یک شرایطی البته به‌ندرت ولی به‌طور  طبیعی در صورت فشار (منظور از طبیعی  این نیست که این رفتار پرخاش طبیعی است منظور این است که به‌صورت خودبه‌خود این حالت در او قابل‌دیدن است) پرخاش و تندی هم کند و می‌خواهد گرچه باز از سر محبت اما حرف خودش را به کرسی بنشاند البته محبتی که خودش فکر می‌کند مقبول است و ممکن است ازنظر مخاطب پذیرفتنی نباشد. این‌یک کنترلی است که در روابط خودش با دیگران ایجاد می‌کند.

یاری رسان ها متضرر در روابط با دیگران

 تیپ دویی با توجه به این خصوصیت رفتاری‌شان که در خدمت و محبت کردن به دیگران هستند متأسفانه اغلب احساس می‌کنند که سر آن‌ها کلاه رفته و یا متضرر شده‌اند مخصوصاً در سال‌های بالاتر زندگی این حس بیشتر می‌شود که در محبتی که به نزدیکان و دوستان و... کرده‌اند آن‌ها متضرر شده‌اند.


اگر در بین خودتان چنین شخصیتی دارید توجه داشته باشید که آن‌ها حرف نمی‌زنند و محبتی را که انتظار دارند از دیگران دریافت کنند را بازگو نمی‌کنند درحالی‌که چشم به این محبت می‌دوزند.

پنج شنبه, 12 مهر 1397 18:56

پشت‌صحنه زندگی یک مادر شاغل

زنان دو شغله؛ خانم خانه و کارمند بخوانند

 

 

اگر شما یک خانم شاغل هستید و دلتان می‌خواهد در کار وزندگی خانوادگی‌تان موفق باشید می‌توانید پیشنهاد‌ها ما را بخوانید و با توجه به شرایطتان آن‌ها را عمل کنید.
 
 
 
نویسنده : ندا داودی
زمان تقریبی مطالعه : 8 دقیقه
 
مادر

 

 


 چند دههٔ قبل اکثر خانم‌ها خانه‌دار بودند و معیشت خانواده تنها بر عهدهٔ همسرشان بود، این روزها اگر نخواهیم یک آمار رسمی هم ارائه کنیم، با نگاهی به اطرافیان خودمان و حتی چهرهٔ شهر در اول صبح و عصر متوجه می‌شویم خانم‌های زیادی برای رفتن به محل کار در رفت و آمد هستند.

دلایل مختلفی می‌تواند باعث این موضوع شود که شاید پررنگ‌ترین آن شرایط اقتصادی است. اینکه تورم بالا رفته و همچنین سطح خواسته‌های افراد تغییر کرده و درنتیجه گرداندن یک زندگی چهارنفره درصورتی‌که پدر خانواده کارمند، معلم یا هر شغل دیگری باشد به‌تنهایی کار سختی است، می‌تواند محرک قوی برای اشتغال مادر خانواده شود.

علاوه براین سطح تحصیلات زنان نیز بالا رفته است. گرچه علم‌آموزی به خودی خود ارزشمند بوده و اگر زنی سطح تحصیلات بالایی داشته باشد الزاماً به این معنا نیست که باید شاغل شود، اما کسی که سال‌ها درس می‌خواند و تخصصی به دست می‌آورد به‌صورت طبیعی  علاقه دارد از این تخصص و مهارت استفاده کند.
با توجه به آمار قبولی‌ دانشگاه و حضور بیشتر دختران در تحصیلات عالیه، بدیهی است که زنان بیشتری تمایل بیشتری برای اشتغال نشان دهند.

 اشتغال زنان مانند هر پدیدهٔ اجتماعی دیگری جنبه‌های مثبت و منفی خود را دارد. زنانی که وارد بازار کار می شوند، احتمال زیادی دارد که همزمان تشکیل خانواده نیز بدهند و یا نقش مادری را عهده دار شوند، از این رو اشتغال زنان نه تنها در سطح اجتماع که بیش از ان در واحد خانواده تاثیراتی را متحمل می شود.

اگر شما یک خانم شاغل هستید و دلتان می‌خواهد در کار وزندگی خانوادگی‌تان موفق باشید می‌توانید پیشنهاد‌ها ما را بخوانید و با توجه به شرایطتان آن‌ها را عمل کنید.

_اولویت‌هایتان را مشخص کنید

هر کس باید در زندگی‌ به‌صورت کاملاً مشخص و عینی بداند  چه اولویت‌هایی دارد تا بتواند بر طبق آن برنامه‌ریزی کند. گاهی فردی موضوع  A  برایش از بیشترین اهمیت برخوردار است اما طوری در زندگی انتخاب می‌کند که در اواسط یا اواخر لیست اولویت ها و وقت گذاری‌اش قرار می‌گیرد. بهتر است شما بر روی یک کاغذ مشخص کنید که درجه اهمیت هر چیزی برایتان چقدر است و تعریفتان از آن نقش چیست تا مرحلهٔ بعد که برنامه‌ریزی است برایتان راحت‌تر باشد.

برای مثال:
1_ من یک همسرم: توجه به رفع نیازهای روحی و جسمی همسرم/ زمانی برای گذراندن وقت به‌صورت دونفره/ تماس تلفنی یا پیامکی در روز/ رسیدگی به تغذیه و علایق او در خانه و.....

2_ من یک مادرم: رسیدگی به تغذیهٔ فرزندم / وقت گذاشتن برای بازی با او / قصه گفتن برایش قبل از خواب / رسیدگی به انجام تکالیف/ شرکت در جلسات مدرسه و....

3_ من یک معلمم: هفته‌ای چهار روز حضور در مدرسه / تصحیح اوراق بچه‌ها در خانه / مطالعه در جهت بهبود سطح کاری و....

4_ من یک دخترم: سر زدن به والدین و انجام کارهای آن‌ها / باخبر شدن از حالشان در طول روز / خبر گرفتن از خواهر و برادر و.....

5_ من یک زنم: شرکت در کلاس‌های ورزشی / مطالعه در زمینه‌هایی که علاقه‌مندم / وقت گذراندن با دوستان / رفتن به آرایشگاه و...

زمانی که اولویت‌های شما مشخص شد می‌دانید که برای هرکدام چه زمانی را باید در نظر بگیرید و همچنین کمک می‌کند وقتی همه را در کنار هم می‌بینید مراقب باشید چیزی از قلم نیافتد و با اصطلاح تک‌بعدی رفتار نکنید.

_برنامه‌ریزی و مدیریت زمان داشته باشید.

شاید مهم‌ترین توانایی یک زن شاغل باید در حیطهٔ مدیریت زمان باشد. در فرهنگ ما هرقدر مرد همراه و کمک‌حال در امور خانه باشد بازهم وظیفهٔ اصلی کارهای خانه برعهده زن خانه است.

سلامتی اعضای خانه و رسیدگی به تغذیهٔ آن‌ها نیازمند این است که بیشتر غذاهای خانگی استفاده کنید. داشتن یک‌خانه تمیز و رسیدن به همه امور، نیازمند صرف زمان است که این محقق نمی‌شود مگر اینکه بتوانید زمان را به‌خوبی مدیریت کنید. با یک برنامه‌ریزی دقیق مدیریت زمان هم انجام می‌شود.

برای مثال شما قرار است هرروز وعدهٔ غذایی شام را  بپزید، به فرزندتان دیکته بگویید، هفته‌ای دو بار جاروبرقی بزنید، هفته‌ای سه بار به ورزش بروید و ... زمانی که برنامه‌تان مشخص باشد، سردرگم نمی‌شوید. می‌دانید که وقت زیادی برای حضور در شبکه اجتماعی نخواهید داشت چون در این صورت فرصت نخواهید داشت برای شب، آشپزی کنید.

طبق برنامه‌ریزی هفتگی و اولویت‌هایتان می‌توانید زمان را مدیریت کرده تا به همهٔ کارها در حد نیاز بپردازید. شاید لازم باشد روزی که به ورزش می‌روید، وقت کمتری را برای استراحت بگذارید یا زمان امتحانات بچه‌ها که لزوم رسیدگی به درس آن‌ها بیشتر است، قرار دوستانه‌ای نگذارید. شما یا به اجبار و یا خود انتخاب کرده اید که شاغل باشید پس زمان شما برای رسیدگی به کارهای خانه، تقریباً نصف یک زن خانه‌دار است به همین دلیل باید دقیق‌تر و باانرژی بیشتری به امور رسیدگی کنید.

_از مادر بودنتان لذت ببرید

رسیدگی به امور خانه مخصوصاً بچه‌ها را از یک کار اجباری به یک وظیفه عاشقانه تبدیل کنید. یادتان باشد بچه‌ها خیلی زود بزرگ می‌شوند و گاهی دلتان برای روزهایی که می‌توانستید باهم نقاشی کنید و عروسک‌ها را بخوابانید تنگ خواهد شد. روزی شما بازنشسته می‌شوید اما مادری همیشگی بوده و موفقیت در این نقش تضمین‌کنندهٔ حال خوب شما در طول زندگی مخصوصاً سال‌های میان‌سالی و پیری است. از اینکه فرزندانی دارید خدا را شکر کنید و باعلاقه و حس خوب با آن‌ها وقت بگذرانید، بازی کنید، حرف بزنید، به درس‌هایشان رسیدگی کنید، باهم آشپزی کنید، به پارک بروید و خلاصه نقش مادری‌تان را دل‌چسب‌ترین نقش زندگی قرار دهید.

_از دیگران کمک بگیرید

سعی نکنید در زندگی‌ رابین‌هود باشید و کارهای همه را انجام دهید. دنبال اثبات این نباشید که از پس همه‌چیز به‌تنهایی برمی‌آیید. همسرتان می‌داند که شما شاغل هستید و وقتتان برای امور خانه چندان زیاد نیست پس می‌توانید از او کمک بگیرید. البته در کمک گرفتن از همسرتان شرایط کاری او را و خستگی‌اش را هم در نظر بگیرید. بچه هاهم قرار نیست در خانه منفعل بوده و کمک نکنند، اتفاقاً یکی از محاسن فرزندان مادر شاغل می‌تواند مسئولیت‌پذیری بیشتر باشد به شرطی که شما در روش تربیتی‌تان چنین هدفی را دنبال کرده باشید.

خانهٔ شما برای سروسامان داشتن نیازمند کار تیمی و همکاری اعضا باهم است. درست است که جمع‌کردن اسباب‌بازی‌های فرزندتان چند دقیقه طول می‌کشد اما اگر بخواهید به او یاد بدهید تمام خانه‌سازی‌ها را بعد از بازی داخل سبد بیاندازد باید وقت بیشتری صرف کنید اما یادتان باشد این وقت گذاشتن‌ها مانند سرمایه‌گذاری بلندمدت در آینده به دردتان می‌خورد وقتی‌که او یک نوجوان شد و دیگر لازم نیست وسایل شخصی و اتاقش را هم شما مرتب کنید.

بچه‌ها می‌توانند با توجه به سنشان در خرید، نظافت و حتی آشپزی همراه شوند درحالی‌که شما توانسته باشید آن‌ها را مسئولیت‌پذیر تربیت کنید.

_ خسته و خواب‌آلود نباشید

چه بخواهید و چه نخواهید اشتغال بخشی از انرژی شمارا می‌گیرد و وقتی به کارهای خانه و بچه‌ها رسیدگی می‌کنید شاید دیگر رمقی برایتان نماند اما یادتان نرود اگر نقش همسری‌تان کمرنگ شود کارمند نمونه یا استاد تمام دانشگاه باشید، تمام فرزندانتان در تحصیل و زندگی موفق شوند و همیشه خانه و زندگی‌تان برق بزند درنهایت احساس خوشبختی و آرامش نخواهید کرد و خطرات و آسیب‌هایی زندگی مشترکتان را تهدید می‌کند.

وظیفهٔ همسری از آن دست وظایفی است که به هیچ بهانه‌ای نباید از آن جاخالی بدهید. وقتی بار عاطفی رابطه‌تان زیاد باشد و رابطه دونفره شما صمیمت اش را حفظ کند، خیلی از مسائل و سختی‌های مسیر زندگی برایتان قابل‌تحمل‌تر خواهد بود. برای اینکه یک همسر خوب باشید در قدم اول باید خودتان را فراموش نکنید، رسیدن به‌سلامتی، زیبایی، ورزش و سعی در داشتن ظاهری مناسب کمک می‌کند تا حس همسرتان هم مثبت‌تر باشد.

بعضی کارهای کوچک در روابط همسران می‌تواند تأثیرات بزرگ بگذارد مثلاً اگر موقع ورود همسرتان به تمام خستگی که دارید به استقبال او بروید، چهره‌تان شاد و آرام باشد و مثل روزهای اول اهمیت بدهید بالباسی که پیازداغ درست کرده‌اید در خانه نچرخید، وقت زیادی از شما نخواهد گرفت اما در احساس شخص خودتان و همسرتان تأثیر زیادی می‌گذارد.

اگر بتوانید بعد از مراجعت به خانه یک‌زمان کوتاه استراحت کنید مثلاً نیم ساعت بخوابید، سرحال‌تر می‌شوید.
حتماً ورزش کنید حتی یک پیاده‌روی به‌اندازه نیم ساعت و به تغذیه‌تان توجه کنید.
هیچ‌چیز برای یک‌خانه ضروری‌تر از بانویی صبور، مهربان، باپشتکار، همدل، پرتلاش که می‌داند چگونه زندگی را مدیریت کند نیست.

بیشتر بخوانید
مادران شاغل بخوانند

فرزندان مادران شاغل سالم ترند یا خانه دار؟

ارتباط اموات با زنده‌ها

 

 

ارتباط مردگان با انسان‌های دنیوی در روایات و احادیث رسیده از پیشوایان اسلام به صورت زیارت و ملاقات آنان با انسان‌های دنیوی ذکر گردیده چنانکه امام موسی کاظم (ع)، ملاقات مؤمن بعد از مردن، در عالم برزخ، با اهل و عیال خود را در بیانی تأیید فرمودند.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه

 

ارتباط مردگان با زنده ها

 

 


ارتباط مردگان با انسان‌های دنیوی در روایات و احادیث رسیده از پیشوایان اسلام به صورت زیارت و ملاقات آنان با انسان‌های دنیوی مطرح گردیده است چنانکه اسحاق بن عمار که یکی از یاران امام موسی کاظم (ع) می‌باشد، می‌گوید: «به امام کاظم (ع) گفتم: آیا مؤمن بعد از مردن، در عالم برزخ، اهل و عیال و خویشاوندان خویش را ملاقات می‌کند؟ پاسخ دادند: آری.» (1)

مردگان در عالم مثال با جسد مثالی، از علوم دنیائی و کارهای موجود و انجام شده اطلاعاتی دارند و ارواح مردگان همان ارواح دارای حواس باطنی و دارای حافظه و ذهن و علم و غیر آن می‌باشند که در دنیا داشته‌اند بلکه مقداری نیز به جهت تجرد ارواح از مشکلات و محدودیت‌های جسمی و جسمانیت و ماده و مادیت وسیع‌تر گشته است.

 مؤمن و کافر در اصل ملاقات با زندگان دنیائی با خویشاوندان و اهل و عیال خویش، مساوی و برابر هستند و لکن در نحوه ملاقات و نتیجه حاصل از آن با یکدیگر فرق دارند، مؤمن آنچه را که دوست دارد می‌بیند و آنچه را که از آن کراهت دارد نمی‌بیند و لکن کافر آنچه را که دوست ندارد می‌بیند و آنچه را دوست دارد نمی‌بیند.

 

مؤمن و کافر در اصل ملاقات با زندگان دنیائی مساوی هستند

روایات زیادی وارد است که مؤمن و کافر در اصل ملاقات، با یکدیگر فرق ندارند، کفار و بدکاران و غیر آنان نیز اصل رابطه با عالم دنیا با خویشاوندان و فرزندان خویش را می‌توانند داشته باشند منتها طبق روایات و احادیث منقول، چگونگی ملاقات مؤمنین با کفار و مشرکین و بدکاران و غیر آن با یکدیگر فرق دارد و نتیجه آن دو نیز متفاوت است.

چنانکه در روایتی از «حفص بن بختری» از امام صادق (ع) چنین وارد است: (2) امام صادق (ع) فرمود: «مؤمن اهل و عیال و خویشاوندان خود را دیدار می‌کند و می‌بیند آنچه را که دوست دارد و از او مخفی می‌شود آنچه را که آن را دوست ندارد و کافر نیز اهل و عیال خویش را دیدار می‌کند و لکن می‌بیند آنچه را که آن را دوست ندارد و از او مخفی می‌شود آنچه آن را دوست دارد (یعنی درست نقطه مقابل دیدگاه مؤمن، زیرا این نحوه ملاقات، موافق روحیه و اعمال مؤمن و کافر است چون این حالت را از همان دنیای مادی به ارمغان آورده‌اند و درست نتیجه مستقیم افعال آن دو می‌باشد.»

مؤمن و کافر در اصل ملاقات با زندگان دنیائی با خویشاوندان و اهل و عیال خویش، مساوی و برابر هستند و لکن در نحوه ملاقات و نتیجه حاصل از آن با یکدیگر فرق دارند، مؤمن آنچه را که دوست دارد می‌بیند و آنچه را که از آن کراهت دارد نمی‌بیند یعنی مؤمن یک حالت وجد و شادمانی و آرامش روح دارد و لکن کافر آنچه را که دوست ندارد می‌بیند و آنچه را دوست دارد نمی‌بیند چون روحیه کافر با این نوع نمایش و شرح حال و ملاقات، تناسب دارد.(3)

ملاقات مؤمن و کافر آزادانه و بدون محدودیت نیست

ملاقات مؤمن و کافر نیز آزادانه و بدون محدودیت انجام نمی‌گیرد، بلکه همراه آنها، دو فرشته مأمور الهی نیز هستند چنانکه در روایتی از امام ابوالحسن اول [امام موسی بن جعفر (ع)] سؤال شده است: آیا مؤمن با اهل و عیالش دیدار می‌کند؟ (4) امام در پاسخ سؤال مذکور فرمود: «آری مؤمن با اهل و عیال خود ملاقات می‌کند زیرا خداوند به او اجازه می‌دهد همراه و فرشته‌ای که با او هستند و اعمال او را تحت کنترل دارند، با افراد فامیل خود دیدار کند.»

زمان و مقدار ملاقات بین مردگان و زندگان

مقدار این ملاقات و فاصله زمانی بین دیدارها با ملاحظه دیدگاه پیشوایان اسلام ممکن است هر روز یا هر دو روز و یا هر سه روز و یا روز جمعه و... انجام پذیرد و زندگانی در عالم مثال و برزخ از این جهت با یکدیگر مختلف بوده، یکنواخت نیستند و مقدار این ملاقات و کیفیت آن بستگی به مقدار و کمی و زیادی اعمال خوب و یا بد میت در دنیا دارد چنانکه از امام صادق (ع) وارد شده است که فرمود: «از مردگان کسانی هستند که هر روز جمعه، خویشاوندان خویش را دیدار می‌کنند و برخی از آنان بر اساس اندازه و قدر اعمال و رفتاری که داشتند برنامه دیدار آنان با انسان‌های دنیائی، قرار داده شده است.» (5)

مؤمن با اهل و عیال خود ملاقات می‌کند زیرا خداوند به او اجازه می‌دهد همراه و فرشته‌ای که با او هستند و اعمال او را تحت کنترل دارند، با افراد فامیل خود دیدار کند.

 

درک و شنوائی مردگان از انسان‌های دنیائی بیشتر است

طبق روایات رسیده می‌توان گفت که؛ آگاهی ارواح مردگان از وقایع دنیائی و شنیدن کلمات و دیدن اعمال انسان‌های دنیائی ممکن بوده، و حتی می توان گفت درک و شنوائی آنان از انسان‌های دنیائی بیشتر و واضح‌تر است. چنانکه در تواریخ معتبر وارد شده است که پس از خاتمه جنگ بدر رسول الله صلی الله علیه و آله دستور داد جنازه‌های بزرگان مشرکین را در چاه‌های (متروک) بدر بریزند آنگاه آنان را مورد خطاب قرار داده فرمود: «آیا آنچه پروردگارتان به شما وعده داده بود، حق یافتید؟ من آنچه پروردگارم به من وعده داده بود، حق یافتم. اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله با تعجب عرض کردند یا رسول الله با مردگان سخن می گویید؟ فرمود: شما شنواتر از آنان نیستید، لکن آنان قدرت سخنگوئی با شما را ندارند.» (6)

 


 

پی نوشت:
1) فروع کافی، ثقة الاسلام کلینی رازی متوفای، 328 - 329، ه.ق، ج 3، ص 230.
2) همان، ح 1.
3) همان، ح 2.
4) همان، ح 1.
5) همان، ح 1.
6) ابن هشام، السیرة النبویة، چ قاهره، ج 2، ص 292.

 


منبع :
این مطلب تلخیصی است از مطلب " ارتباط مردگان با انسان‌های دنیایی " نوشته حسین حقانی زنجانی که در شماره 5 فصلنامه مکتب اسلام منتشر شده است.

چهارشنبه, 11 مهر 1397 23:34

شما حق ترک منبر را نداری !

 

توصیه حضرت آیت الله میلانی به استاد انصاریان:

 

 

در خلوت دلم گفتم و مصمم بودم که دیگر از فردا به بعد منبر نمی روم، برمی گردم قم به دنبال درس و بحث، کاری به منبر ندارم چرا که در حد خودم منبر رفتم. این نیت را کردم و تمام شد. همان شب مرحوم آیت الله العظمی میلانی را خواب دیدم، فرمودند: شما حق ترک منبر را نداری ...
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 10 دقیقه
استاد انصاریان
 
 
 
 
استاد حسین انصاریان در بقعه شیخ نوایی شهرستان خویی با اشاره به هوشیاری و بصیرت بیش از پیش مردم اظهارداشت: یک روایت بی نظیر وجود دارد که این روایت در کتاب های بسیار مهم شیعه نقل شده، جمله به جملۀ روایت با قرآن هماهنگ است، روایت هم از معدن علم الهی امیرالمؤمنین(ع) صادر شده است، اما قبل از اینکه وارد روایت بشویم دو مطلب را به عنوان دو موعظۀ حسنه به برادران هم لباسی خودم عرض می کنم.

 فعالیت پنج هزار سایت بهائیت علیه تشیع
استاد اخلاق حوزه ادامه داد: مطلب اول، در این روزگار تبلیغ دین به صورت عالمانه، با محبت، با مهربانی، با لحن آرام و با زبان مردم بدون پیچیدگی دیگر مستحب نیست، من از طریق سایتی که دارم با بیش از صد و بیست کشور سر و کار دارم، من از دستگاه های تبلیغاتی جهان خبر دارم، فقط پنج هزار سایت بهائیت علیه فرهنگ اهل بیت(ع) بیست و چهار ساعته در فعالیت اند.

وی افزود: برادران! اینکه محرم و صفر و ماه رمضان یک منبر ده دقیقه یک ربعه برویم و یک روضه بخوانیم و دوتا شعر بخوانیم و بیاییم پایین، این شیوه خدا، پیغمبر(ص) و اهل بیت(ع) را راضی نمی کند، در واقع تلف کردن عمر خودمان و مردم است. شما باید از وضع روز و جنایات دشمن آگاه باشید، بیش از هزار ماهوارۀ دشمن علیه قرآن و اهل بیت(ع) فعالیت دارند، این هزار ماهوارۀ دشمن علیه این مجالس و عزاداری و قرآن و مرجعیت شبانه روز می کوشند و میلیون ها دلار خرج می کنند.

نویسنده کتاب « اسلام دین آسان » بیان داشت: شما عزیزان را خدایی نکرده گول نزنند که چرا عده ای می آیند دهۀ عاشورا و دهه های دیگر محرم و صفر هزینه می کنند، دسته عزاداری به راه می اندازند، جلسه برپا کرده و خرج می کنند. این حرف ها را نگویید. دل حضرت زهرا(س) را نسوزانید. امام زمان(عج) را نسبت به خودتان خشمگین نکنید.

استاد انصاریان گفت: من طبق اخبار درستی که دارم تا الان عربستان ـ اروپا را نمی گویم، امریکا را نمی گویم، وسائل جمعی غرب را نمی گویم ـ فقط و فقط عربستان هشتاد و سه بیلیون دلار خرج نابودی فرهنگ اهل بیت(ع) کرده است. هشتاد و سه میلیارد نه، هشتاد و سه بیلیارد دلار یعنی این پول را اگر اسکناس کنند و در کل جغرافیای ایران بچینند، چهار پنج بار روی همدیگر جمع می شود.

 وظیفه روحانیت از زبان استاد انصاریان
وی در بخش دیگری از سخنانش اظهارداشت: شخصی با زن و دوتا بچه شصت متر خانه دارد، اگر بخواهد خانه اش را بسازد، شصت میلیون باید بدهد، نسلش هم نمی تواند این خانه را بسازد، پس به او احسان کنید. از قانون عبور کنید و به طرف نیکی بروزید، به طرف احسان بروزید. اسلام به بن بست قانون محدود نیست. محبت کنید تا همۀ مردم را از دست ندادید، شما باید مردم را حفظ کنید؛ شما روحانی ها، شما اداری ها، شما نیروها، مردم را حفظ کنید.

 مداحان برای گرفتن اشک از مردم با داد نخوانند
استاد انصاریان افزود: مسئولیت شما روحانی ها خیلی سنگین تر است، مسئولیت شما علم است، خوب بخوانید، نمی گویم تا سرحد یک مرجع تقلید ولی تا مرز اجتهاد، تا مرز آگاه شدن به اوضاع جهان درس بخوانید و بعد درس خودتان را از طریق قرآن و روایات انتقال بدهید، ولی با زبان نرم، روی منبر داد نکشید، فریاد نزنید.

وی خطاب به مداحان گفت: شما مداح ها هم با داد نخوانید، چون فریاد کشیدن در قرآن مجید به عنوان نشانه های عذاب الهی بیان شده است. مردم با فریاد گریه نمی کنند، مردم با شنیدن مصائب اهل بیت(ع) گریه می کنند، نه با داد کشیدن. مگر اهل بیت(ع) وقتی برگشتند مدینه سر مردم داد کشیدند؟ امام باقر(ع)، زینب کبری(س) و زین العابدین(ع) آرام برای مردم مصائب کربلا را بیان کردند، مردم هم زار زار گریه کردند، هیچ کدام داد نکشیدند. آرام، علمی و با زبان نرم با مردم برخورد کنید. اگر مثل من بیمار سخت بدنی هم شدید، نباید منبر را ترک کنید، بازنشستگی در این روزگار برای شما حرام است.

استاد حوزه با اشاره به خوابی از آیت الله العظمی میلانی(ره) خاطرنشان کرد: در سفری به مشهد مقدس من در سلامت کامل بودم، مرحوم آیت الله العظمی میلانی هم نزدیک ده سال بود فوت کرده بود، من در باطن خودم تصمیم قطعی گرفتم منبر را ترک کنم، آن زمان ماهواره، موبایل ها و این ابزار نبود که به بدترین وجه به خانواده ها ضرر می زند، مردم استفادۀ صحیح که نمی کنند، هیچ چیز نبود، خانه های مردم هم تلویزیون نبود. من در خلوت دلم گفتم بود و مصمم بودم که دیگر از فردا به بعد منبر نمی روم، برمی گردم قم به دنبال درس و بحث، کاری به منبر ندارم چرا که  در حد خودم منبر رفتم. این نیت را کردم و تمام شد. همان شب مرحوم آیت الله العظمی میلانی را خواب دیدم، فرمودند: شما حق ترک منبر را نداری چون هر منبری که می روی در برزخ به ما منعکس می شود، من از هیبت ایشان از خواب پریدم. به شما طلاب و مبلغین جوان می گویم امروز ترک منبر به شما حرام است، منبر مستحب نیست، واجب است.

 یک نصیحت و یک آرزو از زبان مفسر قرآن
وی به مطلب دوم اشاره کرد و افزود: مشهد به من گفتند یکی از علمای بزرگ که پنج بار در سه چهار دهه اخیر جلسه تفسیر قرآن بعد از نماز مغرب و عشا داشته، مریض و در حال مرگ است، من هم با او ارتباطی نداشتم، نمی دانم چرا حالا کسی او را معرفی نکرده بود، از او خبر نداشتم. به من گفتند: می آیی دیدنش؟ گفتم: بله، عالم مفسر قرآن، چرا نیایم؟ این قضیه را که می گویم برای چهل و چهار، پنج سال پیش است.

استاد انصاریان ادامه داد: دو ماه پیش پسر این مفسر به دیدنم آمد، بعد از ماه رمضان روی تخت بیماری بودم.  پسرش را نشناختم ، گفت: یادت است آمدی دیدن پدر من؟ گفتم: شما؟ گفت: من پسر آن مفسر قرآنم. گفتم: بله. گفت: یادت است بین تو و پدرم چه گذشت؟ گفتم: بله، می خواهی خودت برای من تعریف کنی؟ گفت: نه، یک بار خودت بگو.

وقتی آمدم بالای سر پدرش، آن عالم بزرگ بیهوش بود، بیست و چهار ساعت نکشید بعد از اینکه عیادتش کردم از دنیا رفت، در گوش پدرش گفت: بابا فلان کس آمده عیادت. پسرش گفت: من وقتی اسم تو را در گوشش بردم، چشمش را باز کرد و آخرین باری که در دنیا حرف زد همان دو سه دقیقه ای بود که با تو حرف زد، بعد دیگر چشمش بسته شد و سحر فردایش هم از دنیا رفت. چشمش را باز کرد و گفت: یک نصیحت به تو دارم، یک آرزو هم خودم دارم؛ آن آرزو را به آن نمی رسم، اما آن نصیحتی که به تو دارم فکر می کنم این نصیحت برای خودم سودمند باشد.

گفتم: بفرمایید. گفت: تبلیغ دین در دریای خلقت ـ این عین جمله اش است ـ تبلیغ دین در دریای خلقت پر ارزش ترین گوهر پروردگار است، تا نفست می آید تعطیلش نکن. اگر دکترها هم از تو دست کشیدند، در خانه، در رختخوابی، در حال مرگی و می توانی تبلیغ کنی، تبلیغ کن و بمیر. این برای تو و اما یک آرزو برای خودم دارم، این آرزو انجام نمی گیرد. گفتم: بگو. اشکش ریخت و گفت: آرزو دارم فقط یک بار دیگر برای پروردگار دو رکعت نماز ایستاده بخوانم، اما نمی توانم.

این محقق و پژوهشگر نهج البلاغه و صحیفه سجادیه تصریح کرد: برادران و خواهران! تا می توانید با این بدن سالم عبادت انجام بدهید، روزی که از پا بیافتید آرزو می کنید دو رکعت نماز ایستاده بخوانید اما نمی توانید، یک روزۀ ماه رمضان بگیرید نمی توانید.

 جاذبه و دافعه
استاد حسین انصاریان در ادامه سخنان خود با اشاره به موضوع «جاذبه و دافعه» گفت: چگونه باید فرهنگ اهل بیت(ع) و زحمات انبیا(ع) و ائمه(ع) را حفظ کرد؟ روحانیون باید قوی درس بخوانید، نسبت به اوضاع دنیا را آگاه باشید، باید منبرهای عالمانۀ با محبت و با زبان نرم برای مردم داشته باشید، باید حوزۀ جاذبۀ کامل باشید، روحانیون نباید حوزۀ دفع باشید، حالا شما روحانیون، شما اداری ها بازار محبت را به روی مردم باز کنید.

 دو ویژگی مهم مؤمن
ایشان به معرفی ویژگی های انسان مؤمن پرداخت و افزود: امروز فکر می کردم در محضر شما برادران و خواهران با ایمان شهر با ارزش خوی این مسئله را با آیات قرآن شروع کنم و به دنبال آیات با روایات موضوع را باز کنیم، اما فرصت خیلی کم است. اگر خداوند مهربان مهلتی به من عنایت کند با علاقه و عشقی که قلباً دارم، دوباره خدمت شما می رسم و این بحث را که بعد از توحید عالی ترین بحث قرآن و روایات است، از قرآن و روایات برای شما مطرح می کنم. این مطلب خیلی بحث مفیدی است، در این پنجاه ساله جایی هم مطرح نکردم. با عنایت خدا و لطف او مطرح می کنم (گر بماندیم زنده بردوزیم/ جامه ای که از فراق چاک شده/ ور بمردیم عذر ما بپذیر/ ای بسا آرزو که خاک شده).

 مؤمن از نگاه پیامبر(ص)
استاد برجسته اخلاق حوزه های علمیه بیان داشت: مؤمن چه کسی است؟ سراغ روایت امیرالمؤمنین(ع) نمی روم چون طولانی است، نمی توانم بگویم؛ چون امیرالمؤمنین در بیان ویژگی های مؤمن غوغا کرده است. بروم سراغ پیغمبر اکرم و بگویم: یا رسول الله! به اندازۀ مهلت مجلس شما برای ما بیان کنید، به نظر وجود مقدس شما مؤمن چه کسی است؟

ایشان افزود: ای کاش صدای ما به این کرۀ زمین می رسید، کرۀ زمین امروز کاملاً برعکس این حرف پیغمبر(ص) است. حالا چهارتا در ایران، در تهران، در شیراز، در اصفهان، در خوی، در تبریز و... با چهارتا که دنیا گلستان نمی شود، آدم غصه می خورد، با این چهارتا که یک مملکت آباد نمی شود، سرسبز نمی شود.

این مفسرّ قرآن کریم بیان داشت: پیغمبر(ص) فرمودند: «الخیر منه مأمول» مؤمن کسی است که تمام مردمی که او را می شناسند، قلباً به خیرش امیدوارند و می دانند خیری که از دستش برمی آید انجام می دهد، نه نمی گوید، نه نیست در دهانش، بلد نیست بگوید نه انجام نمی دهم، این کار را نمی کنم، این طور نیست.

 ویژگی های مؤمن
استاد انصاریان بیان داشت: شهر باید شهر محبت باشد، دین دین محبت است، دین دین گذشت است، این یک ویژگی است. مؤمن چه ویژگی دارد؟ «خیره مأمول و شرّهُ مَأمون» مؤمن کسی است که یک نفر از او ضرر نمی بیند، آدم آرام و بزرگوار و خوبی است، آدم با وفا و با کرامتی است، اصلاً اهل ضرر زدن نیست. یک بار جمله را کامل بخوانم در «اصول کافی» است «المؤمن خیره مأمول و شره مأمون».



منبع: حوزه نیوز

میان فقر و ایمان رابطه عکس وجود ندارد

 

 

 

هیچ یک از علما معتقد نبوده و نیستند که میان فقر و ایمان رابطه عکس وجود دارد؛ یعنی اگر فقر آمد، ایمان از در دیگر خارج می‌شود. این عقیده را روایات ما هم رد می‌کند.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 8 دقیقه
رزاقیت خدا

 

 


این روزها فشار و بحران اقتصادی را همه ما تک تک با تمام وجود حس می کنیم؛ روزهایی که صحبت از دلار و ارزش و طلا و نوسانات موجود در بازار نقل محافل و گفت و گوها و دورهمی های امروز شده است. صحبت هایی که اکثراً بوی ناامیدی و غم می دهد، اما ناگفته نماند که در این فضای غبار آلود هستند افرادی که امیدوارانه صحبت می کنند، از وضع موجود و بی تدبیری ها و سوء مدیریت ها شاکی هستند اما به لحاظ اعتقاد و باوری که دارند، می دانند و یقین دارند که روزی دهنده اصلی کسی است که گرانی و ارزانی و تورم برایش فرقی نمی کند و در روزی رسانی اش اثری ندارد.

اگر رزاقیت خدا نبود، هیچ موجودی وجود نداشت؛ زیرا رزق و روزی به معنی اعم، چیزی جز مددگیری موجودات از موجودات دیگر و در نهایت مددگیری همه از خداوند نیست.


در این فرصت بر آن شده ایم تا سؤالاتی که میان مردم رواج یافته را مروری داشته باشم؛  اگر رزق و روزی دست خداوند است، مدیریت ها و سازمان ها که در این مسیر مسئولیت دارند، نقششان چه می شود؟ اینکه تنها باور داشته باشیم که روزی دست خداوند است، می تواند توجیهی باشد بر اینکه ما دست از تلاش و کوشش برداریم؟ در بحران های مالی امروز اعتقاد به رزاقیت خدا چگونه کمک می کند؟ رزاقیت خداوند چه معنا و مفهومی دارد؟ آیا فقر ایمان را ازبین می برد؟

ریشه قسمتی از ناهنجاری‌های جامعه، بی اعتمادی به خداوند است

با کمی تأمل در بسیاری از ناهنجاری های امروز می توان این گونه ادعا کرد که عامل بسیاری از دزدی ها، اختلاس ها، ضرب و شتم ها و قتل ها، ناراحتی های عصبی و فشارهای روحی و بسیاری از نابسامانی های فردی و اجتماعی امروز که شاهد آن هستیم، از آنجا ناشی شده که بسیاری از افراد، بدون توجه به تدبیرات و مقدرات حکیمانه خداوند و غفلت از آنها و تنها با اتکاء به قدرت تدبیر و زور بازوی خود، به این سو و آن سو می دوند تا لقمه ای نان به دست آورند.
به راستی اگر به جای خود، به خدا متکی شویم و در فکر و عمل در برابر تقدیرات حکیمانه او سر تعظیم فرود آوریم، بسیاری از التهاب ها و ناراحتی های فردی و اجتماعی از بین نرفته و جای آن را راحت و آرامش نمی گیرد؟

رزاق بودن خدا چه معنایی دارد؟

معنای رازقیت خداوند باید برای همگان باز شده و معنای صحیحی از آن فهمیده شود؛ «ما من دابّه فی الارض الّا علی الله رزقها» آیه در حقیقت بیانگر این موضوع است که اگر این ضمانت در نظام و عالم نبود، هیچ گرایشی وجود نداشت. به عبارتی اگر رزاقیت خدا نبود، هیچ موجودی وجود نداشت؛ زیرا "رزق و روزی به معنی اعم، چیزی جز مددگیری موجودات از موجودات دیگر و در نهایت مددگیری همه از خداوند نیست." (1)

اینکه هر کدام از ما در عالم خلقت وظیفه ای داشته و در مقابل حقوقی بر گردن دیگران داریم، یا اینکه خداوند هر جاندارى را بوسیله یك سلسله میل ها و رغبت هایی که در او ایجاد کرده تا در در پى مایحتاج خود برود، همین اندیشه و تلاش و كوشش و روابطی که میان موجودات وجود دارد همه به موجب رزّاقیت خداوند است و رزاقیت اوست كه روزى و روزى خوار، رزق و مرزوق را عاشق یكدیگر قرار داده است.

این رزاقیت به قدری ظریف و زیبا نهادینه شده تا جایی که طفل تا زمانی که طفل است و قادر به تهیه روزی اش نیست، روزى او را آماده و مهیا در اختیار او قرار داده است و تدریجا كه او قدرت بیشترى پیدا مى كند دیگر روزى او به آسودگى در اختیارش نیست مثل اینكه روزى او را بر مى دارند.

نقش اراده انسان در رسیدن روزی

فاکتور دیگری که در مباحث روزی مطرح می شود، اراده انسان است. در این رابطه باید گفت که اراده انسان علت تامه رزق او نیست. این امر از زبان علامه طباطبایی چنین است: سعی و کوشش آدمی و علم و اراده او برای تحصیل رزق، سبب تام به دست آمدن آن نیست وگرنه می بایستی همواره و در همه اشخاص این سعی و کاردانی موثر واقع شود و صاحبش را به رزق فراوان برساند. با اینکه به چشم خود می بینیم که این طور نیست. بسیار جویندگان هستند که مایوس برمی گردند و بسیار کوشندگان هستند که نتیجه ای عایدشان نمی گردد. پس معلوم می شود که غیر از کوشش و کاردانی خود انسان، شرایط و علل زمانی و مکانی دیگری هم موثر است و موانع مختلفی هم هست که با اختلاف شرایط، مانع از به نتیجه رسیدن کوشش ها می شوند.
... این نظام جاری با اینکه یک نظام است و اجزایش با هم تناسب و سازگاری دارند خود دلالت بر وحدانیت ناظم و مدبّر و مدبرش دارد، مدبّر و مدیری که خودش جزء اجزای این عالم نیست ... و آن مدبّر، خدای عزّ و جلّ است. بنابراین خالق عالم، مدبّر آن است و مدبر آن، رازق آن است و آن همان خدای متعال است. (2)

 

توکل به معنای ترک فعالیت و کوشش و تدبیر عقلانی نیست، چرا که این امر در اسلام حرام و قبیح شمرده شده است. توکل علم و آگاهی به این است که مخلوق نه توانایی رساندن سود دارد و نه زیان، توکل مأیوس شدن از خلق است.



توکل، بی‌اعتنایی به عالم اسباب نیست

فاکتور دیگری که در حیطه رزق و روزی مطرح است موضوع "توکل" است. مرحوم راغب اصفهانی در مفردات می گوید: «توكل» اگر با حرف «علی» بیاید به معنای اعتماد كردن می باشد. (3)
به بیان مرحوم سید عبدالله شبر، "حقیقت توكل همان اعتماد قلبی در همه كارها بر خداوند و صرف نظر كردن از غیر او است." (4) به معنای دقیق تر توكل به معنای ترک فعالیت و كوشش و تدبیر عقلانی نیست، چرا که این امر در اسلام حرام و قبیح شمرده شده است. توكل علم و آگاهی به این است كه مخلوق نه توانایی رساندن سود دارد و نه زیان، توكل مأیوس شدن از خلق است (یعنی همه چیز را از خدا و به فرمان او بداند.) (5)

بی اعتنایی به عالم اسباب نه تنها توكل نیست، بلكه به معنای بی توجهی به سنت های الهی است و این با روح توكل ناسازگار است.چنانچه در این باره در تاریخ بیان شده که مرد عربی در حضور پیامبر(ص) شتر خود را رها كرد و گفت: «توكلت علی الله» پیامبر اكرم(ص) فرمود: «اعقلها و توكل» شتر را پایبند بزن و سپس توكل بر خدا كن (با توكل زانوی اشتر ببند) (6)

اعتماد كردن به خداوند یکی از ارکان مهم در مباحث رزق و روزی است . اگر به این باور و یقین برسیم که رازقیت تنها و تنها از آن خداوند است و بقیه اسباب و وسایلی بیش نیستند، دیگر در شرایط های سخت اقتصادی که به طرق مختلفی چون تحریم های دشمنان و بی کفایتی و سوء مدیریت داخلی بر زندگی مردم سایه افکنده، ترس و نگرانی وجودمان را لبریز نمی کند. دیگر شرایط سخت عاملی نمی شوند که من به هر کسی رو بیاندازم و به هر طریق نامشروعی در پی به دست آوردن لقمه نانی بروم، چرا که یقین داریم که خالقی که رازقیت تنها از آن اوست کارش را به خوبی م یداند و انجام می دهد.


پی نوشت:
1- مطهری، مرتضی، «بیست گفتار»، ص 150
2- «المیزان»، ترجمه ی موسوی همدانی، ج17، ص 417
3- راغب اصفهانی، مفردات، ماده وكل
4- اخلاق شبر، ص 275، با تلخیص و تصرف
5- بحار، ج 68، ص 138، ح 23
6- المحجه البیضاء، ج 7، ص 426

منابع:
"راز رزق؛ عوامل افزایش و کاهش روزی" که در مجله نشر زمزم هدایت به چاپ رسیده است.
"تأثیر مبانی فلسفی بر نظام اقتصادی اسلام از دیدگاه امام علی(ع)"؛ نوشته احمدعلی یوسفی که در شماره 9 مجله اقتصاد اسلامی به چاپ رسیده است.
"جمع میان مفهوم مقدر بودن رزق با تأثیر تلاش و تدبیر در جلب رزق"؛ نوشته حجتی، سید محمد باقر؛ رضایی، علی که در شماره 3 پژوهش نامه قرآن و حدیث منتشر شده است.

دوشنبه, 09 مهر 1397 15:07

هیس؛ حرف بد نزن !

 

والدینی که فرزندشان حرف بد می زند، بخوانند

 

 

 

کودک سه‌ساله در مهمانی پشت سر هم می‌گوید آشغال! و والدین او سرخ و سفید می‌شوند، پشت چشم نازک می‌کنند یا سر کودک داد می‌کشند. آن‌ها نمی‌دانند چطور از میزبان عذرخواهی کنند. مرتب می‌گویند ببخشید، ببخشید. میزبان هم سعی می‌کند رفتار خود را کنترل کند و می‌گوید عیبی ندارد. اما معلوم است که او هم ناراحت شده است. پرسش این است که وقتی کودکی این حرف‌ها را می‌زند چه باید کرد؟
 
 
 
 
نویسنده : حسن فرامرزی
زمان تقریبی مطالعه : 3 دقیقه

  

کودکان بد دهن

 

 

 

واقعیت آن است که یک کودک دو یا سه‌ساله، محتوا و درون‌مایه واژه‌هایی که ما آن‌ها را توهین‌آمیز یا فحش می‌دانیم درک نمی‌کند. در حقیقت یک اتفاق گول زننده اینجا روی می‌دهد. ما تصور می‌کنیم کودک با همان جهت‌گیری فکری و شناختی که از واژه‌ها داریم آن‌ها را به کار می‌برد درحالی‌که این‌طور نیست و یا کودک واقعاً می‌داند در درون‌مایه کلمه آشغال یا بی‌شعور و... چه چیزی ریخته شده است بنابراین رفتارهای بعدی ما نیز کامل کردن همان جورچین اشتباه است.

 کودک، شناختی از  محتوای کلماتی که ما در فرهنگ‌عامه آن‌ها را زننده یا توهین‌آمیز و زشت می‌دانیم ندارد. تصور کنید کسی به یک پرنده دست‌آموز حرفی آموخته و او تکرار می‌کند. شما هیچ‌وقت انتظاری از یک پرنده ندارید چون می‌دانید او طوطی‌وار تکرار می‌کند و پشت آن فحشی که به طوطی یاد داده‌اند هیچ نظام ارزشی و جهت‌گیری و عداوتی وجود ندارد. وقتی کودک به کسی می‌گوید آشغال! واقعیت آن است که او مثل یک بزرگ‌سال که مثلاً از او کلاه‌برداری شده و حالا در برابر کلاه‌بردار ایستاده آن کلمه را ادا نمی‌کند، بنابراین با آگاهی به این موضوع رفتارهایتان را دراین‌باره طراحی کنید.

آن کلمه، اسباب‌بازی کودک است به‌زور از او نگیرید

اشتباهی که بسیاری از والدین دراین‌باره مرتکب می‌شوند این است که می‌خواهند آن کلمه را سریعاً از حافظه کودک پاک کنند درصورتی‌که هر اشاره مستقیم و غیرمستقیم به آن کلمه، کودک را بیشتر متوجه آن می‌کند. اگر  والدین  بدانند آن لغت برای کودک بیشتر  یک اسباب‌بازی است که به همین زودی از دست آن خسته خواهد شد حساسیت زیادی درباره‌اش نخواهند داشت. احتمالاً دیده‌اید  وقتی کسی به اسباب‌بازی کودک نزدیک می‌شود یا آن را بغل می‌کند کودک دست به رفتار تملکی می‌زند یعنی اسباب‌بازی‌ای که در گوشه خانه افتاده بود به‌یک‌باره باارزش، مهم و حیاتی می‌شود. برخی از کودکان، کار را به گریه و اعتراض‌های شدید می‌کشانند  تا دوباره صاحب آن اسباب‌بازی فراموش‌شده  شوند.

در اینجا هم اتفاق مشابهی روی می‌دهد. در واقع آن کلمه زشت یا فحش، اسباب‌بازی کودک شده است اما به‌محض این‌که احساس می‌کند پدر و مادر یا بزرگ‌ترها می‌خواهند این اسباب‌بازی را از دست او بگیرند به‌شدت واکنش نشان می‌دهد و می‌خواهد سفت به آن بچسبد بنابراین بیشتر و بیشتر می‌خواهد آن کلمه را تکرار کند. 
شما به‌عنوان پدر و مادر  نباید که این اسباب‌بازی را  به‌زور از او  بگیرید. اگر شما نخواهید این اسباب‌بازی را به‌زور از او  بگیرید  طولی نخواهد کشید که کودک از اسباب‌بازی خود خسته خواهد شد.  درواقع کودک در محاسباتش درمی‌یابد چیزی را یافته است که می‌تواند به‌واسطه آن جلب‌توجه کند اما اگر به‌مرور متوجه شود که این وسیله دیگر جلب‌توجه نمی‌کند آن را به گوشه‌ای پرتاب خواهد کرد.

حرف زشت کودک و فشار روانی جامعه بر روی پدر و مادرها

 برخی از پدر و مادرها دراین‌باره آگاه هستند و می‌دانند کودک آن‌ها صرفاً  قشر و پوسته‌ای ظاهری از یک کلمه زشت را که از کودکان یا تلویزیون یا هر جای دیگری شنیده  تکرار می‌کند اما فشار جمع و ترس از قضاوت شدن آن‌ها را وا‌می‌دارد که دست به رفتارهای غیرمنطقی و اعمال فشارهای عصبی به کودک بزنند. رشد آگاهی جامعه دراین‌باره می‌تواند به پدر و مادرها در کاستن از این فشار ذهنی و روانی کمک کند. این‌که افراد جامعه بدانند آنچه کودک بر زبان می‌آورد صرفاً ظرف خالی است و هیچ محتوایی ندارد چون او با هیچ قصد و غرضی این سخن را  مطرح نمی‌کند.

بیشتر بخوانید

با کودک بد دهن چگونه رفتار کنیم ؟

فحش های کودکانه

فرزندان چگونه دروغگویی را از والدین می‌آموزند؟

در "زاویه" بررسی شد؛

 تاریخ در پایین‌ترین مراتب علوم

 

 

آیا علم تاریخ معتبر است؟ و یا چگونه می توان تاریخ روزآمدی نوشت که فقط در گذشته محبوس نباشد؟؛ مجله علوم انسانی زاویه در آخرین برنامه‌اش، برآن شد تا برای سوالات مذکور از گفتگوی دو کارشناس حاضر در برنامه پاسخی به دست آورد.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 6 دقیقه

 

زاویه

 

 

 

«تطبیق رخدادهای روز با وقایع تاریخی»، «عبرت گرفتن از تاریخ» و «استفاده از نقل‌های تاریخی در مباحث اعتقادی» گزاره‌هایی هستند که در کشور‌های ایدئولوژیک و دینی بیشتر مطرح می‌شوند و اساسا بخشی از بدنه اعتقادی جامعه دینی  بر پایه نقل‌های تاریخی شکل می‌گیرد.

بنابراین تاریخ و سوالاتی که پیرامون آن وجود دارد از اهمیت برخوردارند؛ سوالاتی نظیر اینکه آیا علم تاریخ معتبر است؟ و یا چگونه می‌توان تاریخ روزآمدی نوشت که فقط در گذشته محبوس نباشد؟ و یا چه خوانش‌هایی از تاریخ صدر اسلام وجود دارد؟

مجله علوم انسانی زاویه در آخرین برنامه‌اش، برآن شد تا برای سؤالات مذکور از گفتگوی دو کارشناس حاضر در برنامه پاسخی به دست آورد.

در یک سوی میز محمد اسفندیاری، مدیر دانشنامه امامت و در سوی دیگر میز حجت الاسلام هدایت پناه، استادیار گروه تاریخ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه حضور داشتند.

بخش اول: آیا می‌توان به تاریخ اطمینان کرد؟

در این گفتگو اسفندیاری مؤلف کتاب "عاشورا شناسی" آغازگر مسئله‌ای مهم، پیرامون اعتبار گزاره‌های تاریخی بود که با جمله "تاریخ اساساً یک علم ظنی و تردیدآمیز است" موضع صریح و روشن خود در قبال علم تاریخ را معلوم ساخت.

چون بسیاری از مورخین اسلامی خودشان یا از فقها و یا از متکلمین بوده‌اند، به گزاره‌های تاریخی به عنوان بخشی تأثیر گذار بر اعتقادات نگاه می‌کردند


او تاریخ را از لحاظ اطمینان‌بخشی در پایین‌ترین مرتبه علوم قرار داد؛ چراکه تاریخ از گذشته‌ای صحبت می‌کند که در دسترس نیست و معلوم آن مفقود است.

از نگاه اسفندیاری روایت‌های تاریخی به دو بخش معتبر و نا‌معتبر تقسیم می‌شوند که روایات معتبر نیز شامل تمام واقعیت نیستند؛ چراکه راویان موثق چیزی را نوشته‌اند که یا دیده‌اند و یا شنیده‌اند و همان نوشته‌ها هم به طور کامل به دست ما نرسیده است.

 مورخ باید مانند ژانوس باشد

اسفندیاری مورخ موفق را به ژانوس یکی از اساطیر روم تشبیه کرد. ژانوس دو چهره داشت که با یک چهره جلو را می‌دید و با چهره دیگر پشت سرش را می‌دید؛ اگر پیامبران پیشگویی می‌کردند مورخان باید پس‌گویی کنند؛ چون حقیقت پشت سر آن‌هاست.

در سوی دیگر میز هدایت‌پناه با کلیت صحبت‌های اسفندیاری موافقت کرد، اما به تبیین دو نکته پرداخت؛ یکی اینکه هر علمی را باید بر اساس روش علمی خودش مورد سنجش قرار داد و نکته دیگر اینکه سؤال از اعتبار گزاره‌های تاریخی در بین بسیاری از مورخین تاریخی نیز مطرح بوده است.

تاریخ عاشورا در گذشته مردسالارانه بود و فقط یک قهرمان داشت، اما امروز به دلیل وارد شدن نظریات فمینیستی به حوزه تاریخ، تاریخ عاشورا دو قهرمان دارد؛


اعتقاد او بر این بود که چون بسیاری از مورخین اسلامی خودشان یا از فقها و یا از متکلمین بوده‌اند، به گزاره‌های تاریخی به عنوان بخشی تأثیرگذار بر اعتقادات نگاه می‌کردند و لذا برای آن‌ها مهم بود که تاریخی نقل کنند که یقین‌آور باشد. به طور مثال شیخ مفید گزاره‌ای را می‌پذیرد که به تواتر رسیده باشد و یا قاضی عبدالجبار معتزلی می‌گوید مجموعه قدر متیقن‌های تاریخی را می‌توان به عنوان یک علم در آورد که اسمش را حال می‌گذارد و همچنین ابن حضم اندلسی می‌گوید گزاره‌ای معتبر است که اکثر علما آن را پذیرفته باشند.

صاحب کتاب "بازتاب تفکر عثمانی در واقعه کربلا"  پس از بیان این سه راهکار آن‌ها را در عصر حاضر به طور کامل کارآمد ندانست و راهکار محدثین مبنی بر عمل به ظنون معتبر علم آور را کارآمد توصیف کرد.

بخش دوم: تاریخ را چگونه به نحو روزآمدی باید نوشت؟

«تمام تاریخ، تاریخ معاصر است»؛ اسفندیاری با این نقل قول از کتاب "تاریخ چیست؟" نوشته "ای اس کار" به این پرسش پاسخ داده و آن را چنین تشریح کرد که ما همواره به تاریخ رنگ معاصرت می‌زنیم و با عینک امروز مسائل دیروز را روایت می‌کنیم.

او برای مثال به تفاوت تاریخ عاشورانویسی گذشته، با امروز اشاره کرد که تاریخ عاشورا در گذشته مردسالارانه بود و فقط یک قهرمان داشت، اما امروز به دلیل وارد شدن نظریات فمینیستی به حوزه تاریخ، تاریخ عاشورا دو قهرمان دارد؛ یکی امام حسین(ع) و دیگری حضرت زینب(س). این تفاوت در تحلیل‌ها به این دلیل است که محیطی که ما در آن زندگی می‌کنیم در نقل تاریخ مؤثر است.

وجه منفی روزآمدی، تفسیر به رأی و تحلیل تاریخ بر اساس مد روز است؛ به طور مثال در صد سال اخیر برخی از مصلحان ما کوشیدند تفسیری انقلابی از اسلام ارائه کنند که در مقابل مارکسیسم کم نیاورد.


در ادامه گفتگو هدایت‌پناه برای جلوگیری از شبهه در رابطه با اعتبار تاریخ، سوالی را مطرح ساخت و آن اینکه تاریخ روزآمد به چه معناست؟

او در پاسخ به این سؤال گفت که تاریخ یک تاریخ است و چند بار تکرار نمی‌شود، اما ممکن است بر اثر تحقیقات، زوایای جدیدی کشف شود و ما اطلاعات خود درباره یک واقعه تاریخی را روزآمد کنیم. این اضافه به معنای جعل تاریخ نیست.

اما بحث دیگری که درباره تاریخ مطرح می‌شود، این است که ما نمی‌خواهیم تاریخمان در گذشته بماند، بلکه ما نیازهایی در جامعه داریم و می‌خواهیم ببینیم آیا می‌توان از تاریخ عبرت گرفت یا نه؟

بخش سوم: خوانش روز آمد تاریخ آیا صحیح است؟

اسفندیاری روزآمد کردن تاریخ را به یک اعتبار صحیح دانست و به اعتبار دیگر نادرست خواند. وجه منفی روزآمدی، تفسیر به رأی و تحلیل تاریخ بر اساس مد روز است؛ به طور مثال در صد سال اخیر برخی از مصلحان ما کوشیدند تفسیری انقلابی از اسلام ارائه کنند که در مقابل مارکسیسم کم نیاورد. اما گاهی همین متفکران ما به افراط دچار شدند و از پیامبر و ائمه چریک‌هایی مسلح می‌ساختند.

اما معنای مثبت روزآمد کردن تاریخ این است که ببینیم نیازهای روز جامعه ما چیست و بعد از تاریخ اسلام مطالبی را انتزاع کنیم که به این نیازها پاسخ دهد.

در پایان این گفت و گو هر دو کارشناس این برنامه تاکید داشتند که شرط استفاده از تاریخ، برای نیازهای جامعه این است که به صحت تاریخ توجه کرده و از نقل‌های غیرمعتبر پرهیز شود.

به نظر می‌رسد هر دو کارشناس در کلیات مباحث با یکدیگر هم عقیده بودند و هر دو تاکید بر این داشتند که تاریخ روایتی ظنی بوده و برای استفاده از آن در جامعه امروز، نباید گرفتار تفسیر به رأی و نگاه تک بعدی به بخشی از تاریخ شد.