ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

کسی که ظهر عاشورا امام حسین(ع) را تنها گذاشت

 

 

 

ضحاک بن عبدالله همقدم و همراه کاروان خورشید بود، اما دیری نپایید که در زمانی حساس امتحان خود را پس داد و باید گفت که نتیجه این امتحان برای او جز سرافکندگی، چیزی به همراه نداشت.
 
 
 
بازدید : 4359
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه
ظهر عاشورا

 

 


یکی از موضوعاتی که برای بسیاری از موضوعات مهم شمرده می شود عاقبت بخیریاست. این موضوع به قدی با اهمیت است که یكى از دعاهای اولیا و انبیای الهی دعا برای عاقبت بخیری و فرجام نیک و زندگی را به خیر پایان بردن بوده است: «وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرار» (1) «تَوَفَّنِی‏ مُسْلِماً»(2) «أَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ»(3) اینها ردیف ‌های این دعاست که در قرآن کریم آمده است.

کربلا، صحنه سوء عاقبت و حسن عاقبت است. کسانی که در یک لحظه تصمیم گرفتند و مسیر زندگی خود را از باطل به سوی حق تغییر دادند و به عاقبتی نیک و خیر دست یافتند و گروهی که از راه سعادت باز ماندند و از نور به تاریکی و گمراهی گرایش پیدا کردند.



قرآن کریم و ائمه اطهار علیهم السلام، دائماً به پیروان خود راجع به سرانجام کار و عاقبت بخیری تذکر می دهند و توصیه می نمایند. چون عاقبت خوب و سرانجام نیک در تمامی امور به خصوص در پایان عمر بسیار مهم و ضروری است. امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند: «لکُل امرٍ عاقبةٌ» (4) برای هر کاری عاقبتی است. هر شروعی یک پایانی دارد، هر اوجی فرودی پیش رو دارد. هر آغازی، انتهایی دارد و هر بلندی، سرازیری را در پی دارد؛ اما مهم این است که این پایان، فرود، انتها و سرازیری چگونه باشد. لذا خوب شروع کردن، هنر نیست، خوب به پایان رساندن مهم هست.

با بررسی ابعاد عاشورا و کربلا می بینیم که افرادی بودند که در سپاه حضرت تا لحظه آخر بودند اما شب آخر توفیق همراهی حضرت را از دست دادند که و از طرفی هم افرادی بودند که تا لحظه آخر و حتی بعد از شهادت حضرت در سپاه حضرت حضور نداشتند اما به دلیل عاقبت بخیری و توفیشان جزو یاران حضرت شمرده شده و به شهادت رسیدند.

از افرادی که توفیق همراهی حضرت را از دست دادند در نگاه عام و کلی تر مردم کوفه بودند. به طوری که وقتی مسلم بن عقیل به کوفه آمد، مردم به هر مناسبتی دور او جمع می شدند. مسلم نیز هر از گاهی نامه ی سیدالشهداء که خطاب به کوفیان بود را می خواند.
«فلما اجتمع الیه منهم جماعه قرأ علیهم کتابه الحسین علیه السلام و هم یبکون» (5) هر زمانی که عده ای از مردم جمع می شدند مسلم نامه ی امام را برایشان می خواند و آنان از شوق، اشک می ریختند.
از این رو امام غریب و مظلوم در روز عاشورا فرمود: «سللتم علینا سیفا لنا فی ایمانکم» (6) شمشیرهایی در برابر من کشیده شده که روزی بنا بود مرا یاری دهند.

از دیگر افرادی  که توفیق همراهی حضرت را از دست داد ضحاک بن عبدالله بود. از او به عنوان زیانکار کربلا نام می‌برند، شاید هم درست می‌گویند، کسی که تا لحظه آخر باشد اما در نهایت کم آورد و امام و مراد خود را تنها بگذارد و یا بهتر بگوییم به امام خود خیانت کند، باید هم زیانکار باشد. 
 
ضحاک بن عبدالله همقدم و همراه کاروان خورشید بود، با امام بیعت کرده بود که تا آخر در رکاب ایشان باشد، اما دیری نپایید که در زمانی حساس امتحان خود را پس داد و باید گفت که نتیجه این امتحان برای او جز سرافکندگی، چیزی به همراه نداشت. 

صبح عاشورا نبرد آغاز شد و اکثر یاران امام حسین به شهادت رسیدند و  کسی باقی نمانده بود و دشمن به حضرت و اهلش تسلط پیدا کرد، ضحاک بن عبداللّه  به خدمت حضرت رسید و عرض کرد: «یابن رسول اللّه! می دانی که بین من و شما شرطی بود و آن اینکه از شما دفاع کنم مادامی که یارانی داشته باشی و چون بی‌یاور شدی و ماندن من برای شما فایده ای نداشته باشد، در رفتن از میدان جنگ آزاد باشم»! 
 
امام فرمود: درست می‌گویی اما چگونه می توانی خود را از اینجا نجات بدهی، اگر می‌توانی برو که از طرف من آزاد هستی، ضحاک بن عبداللّه به طرف اسبش رفت وچون عمر سعد اسبان را پی می کرد، وی اسب خود را در وسط خیمه‌ها بسته بود و پیاده جنگ می کرد، آن روز حضرت چندین بار فرمود: خداوند متعال از اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) جزای خیر یه تو عنایت کند. 

هر آغازی، انتهایی دارد و هر بلندی، سرازیری را در پی دارد؛ اما مهم این است که این پایان، فرود، انتها و سرازیری چگونه باشد. لذا خوب شروع کردن، هنر نیست، خوب به پایان رساندن مهم هست.


 
در احوال این فرد نگاه کنید، امام به او هیچ نیازی نداشت اما او خود به چشمه محبت و خورشید امام نیاز وافر داشت، با این حال در لحظات آخر خود را در نابودی غوطه‌ور کرد و فاصلی میان او و شهدای کربلا به وجود آمد. 
 
باید زندگی این فرد را عبرتی برای خود دانست، چه می‌شود که فردی در کنار سرچشمه حیات‌بخش و نورانی امام قرار گیرد اما در نهایت عاقبتی چون ضحاک بن عبدالله داشته باشد. 
  
در حقیقت کربلا، صحنه سوء عاقبت و حسن عاقبت است. کسانی که در یک لحظه تصمیم گرفتند و مسیر زندگی خود را از باطل به سوی حق تغییر دادند و به عاقبتی نیک و خیر دست یافتند و گروهی که از راه سعادت باز ماندند و از نور به تاریکی و گمراهی گرایش پیدا کردند.

 


 

پی نوشت:
1.آل ‌عمران/۱۹۳
2. یوسف/۱۰۱
3. یوسف/۱۰۱
4. غررالحکم، 7299.
5. لهوف، ص 58. ارشاد مفید، ج2، ص 54، مقتل ابی مخنف، ص 40.
6. لهوف، ص 132، مقتل خوارزمی، ج2، ص 7.

 


منابع:
دانشنامه امام حسین علیه السلام
ویکی شیعه
کتاب "اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت (جلد اول)" نوشته میرزا حسن ابوترابی
یادداشتی از محسن یوسفی 
نهضت حسینی، جامعه مهدوی (10 سخنرانی پژوهشی)،نوشته صادقی واعظ، علیرضا

 

تکه‌ی گم‌شده پازل مسئولیت پذیری

 

 

 

یکی از مهمترین اصول اعتماد به نفس مسئولیت‌پذیری است. انسانی که دارای اعتماد به نفس بالایی باشد، در جامعه به بهترین نحو قبول مسئولیت می‌نماید.
 
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 7 دقیقه
مسئولیت پذیری

 

 

 

افزایش تجردگرایی بخاطر عدم مسئولیت پذیری"، "مسئولیت پذیر نیستم، پس طلاقت می‌دهم!" و ده‌ها خبر دیگر با چنین مضامینی را طی سال‌های اخیر در انواع رسانه‌ها مشاهده کرده‌ایم که نشان از کاهش سطح مسئولیت‌پذیری در اقشار مختلف جامعه به‌ویژه جوانان است.

در این راستا، باید توجه داشت که طی سال‌های اخیر با کاهش شدید آمار ازدواج جوانان مواجه بوده‌ایم که جامعه‌شناسان، برای آن علل و عوامل متعددی را ذکر کرده‌اند که مشکلات اقتصادی و تغییر در سبک زندگی، جزو مهم‌ترین این عوامل محسوب می‌شوند اما کاهش سطح "مسئولیت پذیری" جوانان نیز به نوبه‌ی خود در این حوزه، نقش بسزایی داشته است.

امروزه، بنا به تغییرات گسترده در حوزه‌ی سبک زندگی و فرهنگ؛ اصل مسئولیت‌پذیری با اختلالات فراوانی همراه شده است که به آسیب‌های گسترده‌ای منجر شده و از این رو، جامعه‌شناسان اجتماعی را به واکاوی و چاره‌یابی این جریان وا داشته است.

اهمیت مسئولیت پذیری

شاید بتوان در یک تعریف همگانی، "مسئولیت پذیری" را وظیفه شناسی و متعهد بودن به مسئولیت‌های شخصی عنوان کرد اما این موضوع در نگان جامعه‌شناسان وسعت بی‌نهایتی دارد.

"هایدن" لازمه‌ی حضور در جامعه را مسئولیت پذیری عنوان کرده و معتقد است که مسئولیت پذیری افراد، عامل اصلی هدفمندی و بهینه‌سازی فعالیت‌های اجتماعی است.

"میلتون فریدمن" تاکید فراوانی بر اصل مسئولیت پذیری دارد و معتقد است؛ کوچک‌ترین خللی در این اصل اساسی ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد تا جایی که به اختلال در این حوزه‌ها می‌انجامد.

"فریدمن" که برای اقتصاد جامعه اهمیت ویژه‌ای قائل است، یکی از ارکان مهم پیشرفت در این عرصه را مسئولیت پذیری افراد ذکر می‌کند و پایداری توسعه‌ی چرخه‌ی اقتصادی را بر اصل مسئولیت پذیری استوار می‌داند که در صورت هرگونه کوتاهی و خللی؛ منجر به عدم تححق اهداف اقتصادی و به تبع آن اهداف اجتماعی می‌شود.

در این زمینه، می‌توان به ساختار فرهنگی و تاثیر مستقیم آن بر اقتصاد اشاره کرد. متاسفانه در کشور ما، تکیه‌ی اصلی اقتصاد بر نفت و درآمدهای نفتی و همین موضوع باعث شده تا اکثریت مردم با این باور نادرست زندگی کنند که فرزندان‌شان آینده‌ای بی‌دردسر و روشن دارند و دولت موظف به حمایت‌های مالی همه‌جانبه از جمله اشتغال همگانی را دارد. در حالی که این روند نامطلوب زمینه‌ساز توجه کم‌تر به حوزه‌ی تولیدات و نیز کاهش سطح تخصص‌گرایی شده که این روند به عدم ریسک‌پذیری افراد در جامعه می‌انجامد. زمانی که افراد یک جامعه از ریسک‌پذیری دوری کنند، تدریجا حس مسئولیت‌پذیری در آن‌ها کم‌رنگ شده و آسیب‌های فراوانی را به فرد و جامعه وارد خواهد آورد.

انسان در برابر خانواده خویش مسئول است و اگر بشر درمقابل خانواده خویش احساس مسئولیت نداشته باشد بنیان خانواده بسیار سست می‌شود.


بنا‌ به ضرورت واکاوی موضوع "مسئولیت پذیری" به نظریه‌ی چهار بُعدی مسئولیت پذیری "کارول گیلیگان" (روانشناس آمریکایی) اشاره می‌کنیم. کارول، معتقد است که مسئولیت‌پذیری افراد در 4 بُعد اجتماعی، اقتصادی، حقوقی و اخلاقی نمود پیدا می‌کند.

- مسئولیت اجتماعی:
مسئولیت‌پذیری اجتماعی در فرد حس مثبت‌اندیشی، عزت‌نفس و مشارکت اجتماعی را تقویت می‌کند و این عوامل باعث تکامل و پیشرفت جمعی و فردی می‌شود.

- مسئولیت اقتصادی:
مهم‌ترین بُعد مسئولیت‌پذیری، بُعد اقتصادی است. به این معنی که نهادها و سازمان‌های اقتصادی باید برای رفع مشکلات این حوزه، در جامعه اقدامات گسترده و هماهنگی را صورت دهند که تنها در سایه‌ی تهعد و مسئولیت‌پذیری افراد، امکان‌پذیر است.

- مسئولیت حقوقی:
تعهد به قوانین و مقررات حاکم در جامعه و نیز عمل به پیمان‌های اجتماعی در حوزه‌ی مسئولیت‌پذیری حقوقی قرار دارند.

- مسئولیت اخلاقی:
بی‌تردید در جامعه‌ای که نوع‌دوستی و تعهد اجتماعی در آن روزبه‌روز در حال رنگ باختن باشد، اعتماد اجتماعی نیز رنگ می‌بازد. در نتیجه مسئولیت اخلاقی  نیز از بین می‌رود.


اهمیت ویژه مسئولیت‌ اجتماعی در ایران

باید توجه داشت که انسان موجودی اجتماعی است. او در خانواده و جامعه وظایفی را عهده‌دار است که رعایت آن‌ها الزامی است و کوچک‌ترین خللی در تحقق آن‌ها، خانواده و حتی جامعه را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد و این مهم، حکایت از اهمیت ویژه و گسترده‌ی مسئولیت‌های اجتماعی دارد.

مسئولیت‌پذیری اجتماعی (Social – Responsibility) یکی از ارکان مهم جامعه‌شناسی محسوب می‌شود. امروزه جامعه‌شناسان براین عقیده‌اند که جامعه ایران در اثر گذر از جامعه سنتی به جامعه مدرن، آسیب‌های فراوانی را متحمل شده از جمله در میان قشر جوان فرهنگ مسئولیت‌پذیری و احترام به قانون از میان رفته است.

در این خصوص آمارهای نگران کننده‌ای از جامعه ایران وجود دارد که شاخصه‌ی "توسعه مسئولیت اجتماعی" در میان 151 کشور دنیا، ایران دارای رتبه 90 است.

مصرف‌گرایی و عدم مسئولیت پذیری

در جامعه امروزی رویکرد قالب در جوانان مصرف گرایی است که از عوامل بوجود آمدن این آسیب روی آوردن جوانان به زندگی مدرن و لاکچری، انگیزه مصرف گرایی را بشدت در میان آنها تقویت می‌نماید.  مصرف‌گرایی و رفاه‌طلبی در میان جوانان باعث تضعیف مسئولیت‌پذیری در آنان می‌شود.

"اصغر مهاجری" (جامعه‌شناس)، در خصوصی مصرف‌گرایی جوانان می‌گوید: فراهم بودن غذا و پول توجیبی از جانب خانواده‌ها برای جوانان، بهانه ادامه تحصیل مدت مصرف‌گرایی را طولانی‌تر کرده است. مصرف‌گرایی بسته‌های رفاه‌طلبی و لذت‌جویی را تولید می‌کند، تولید مصرف‌گرایی در نوع پوشش و آرایش و الگوی ارتباط جنسی تاثیر می‌گذارد که نتیجه این فرایند مسئولیت ناپذیری از جانب جوانان است.(1)

یکی از مهم‌ترین معضلات و آسیب‌های عدم مسئولیت‌پذیری در قشر جوان جامعه‌ی ایرانی، دوری از ازدواج و تمایل به تجردگرایی است. جوانان امروزی برای عدم مسئولیت پذیری، فرار از ازدواج بهانه‌هایی می‌آورند که برخی از آن‌ها عبارتنداز؛ بالابودن هزینه‌های زندگی، گرانی مسکن و نبود شغل مناسب.

مسئولیت‌پذیری و سبک زندگی، ارتباط تنگاتنگ و مستقیمی با یکدیگر دارند. به‌نظر می‌رسد در ادامه‌ی تهاجم فرهنگی و تغییرات گسترده در سبک زندگی اقشار مختلف جامعه، آسیب‌های فراوانی بر پیکره‌ی اجتماعی کشور وارد شده است که روند فزاینده‌ای را در پیش گرفته است. مصرف‌گرایی، تجمل‌گرایی، اشاعه‌ی فرهنگ غربی و دوری از ارزش‌های اسلامی، تنها بخشی از این آسیب‌ها به حساب می‌آیند که کم‌کاری نهادهای فرهنگی و آموزشی در کنار برنامه‌های بی‌محتوای رسانه‌ی ملی به بروز این معضل اجتماعی دامن زده است.

اگر این موضوع ریشه‌یابی نشده و به حال خود رها شود، در کوتاه مدت آسیب‌های فراوان و جبران‌ناپذیری در حوزه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به بار خواهد آورد



عوامل موثر در رشد مسئولیت پذیری

یکی از وظایف مهم والدین آموزش و رشد مسئولیت‌پذیری در فرزندان است. ضروری است که خانواده‌ها در هنگام تربیت فرزندان مسئولیت‌هایی به‌عهده آنها قرار دهند تا ضمن و  تقویت حس اعتماد به نفس در فرزندان، در پیش‌برد اهداف تربیتی قدمی موثر بردارند.

بسیاری از جوانان که حس تجربه‌گرایی در آنان بطور بارزی مشهود است، جزء افرادی هستند که حس مسئولیت‌پذیری در آن‌ها تقویت نشده و نمی‌توانند به دیگران اعتماد کنند، در نتیجه این حس بی‌اعتمادی باعث می‌شود که تمایل بیش‌تری به فردیت‌گرایی و تجربیات شخصی داشته باشند.

ضرورت آسیب‌شناسی مسئولیت‌پذیری

امروزه برای تقویت حس مسئولیت‌پذیری جوانان، برنامه‌ها و طرح‌های گسترده‌ای لازم است که تنها با مشارکت هماهنگ سازمان‌ها و ارگان‌های مختلف آموزشی و رسانه‌ای امکان‌پذیر است و اگر این موضوع ریشه‌یابی نشده و به حال خود رها شود، در کوتاه مدت آسیب‌های فراوان و جبران‌ناپذیری در حوزه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به بار خواهد آورد که بارزترین آن روند نزولی آمار ازدواج و تعهد خانوادگی است. موضوع مهمی که بی‌شک پایه‌های جامعه را متزلزل خواهد کرد.

البته نباید از نقش حساس سیستم آموزشی کشور در حوزه‌ی مسئولیت‌پذیری افراد، چشم‌پوشی کرد، چراکه تبعیضات فراوانی در حوزه‌ی تحصیلی دانش‌آموزان مشاهده می‌شود که یکی از قطعات تکمیل پازل حس مسئولیت‌پذیری است. به طور مثال می‌توان به مدارس خاص استعدادیابی و نخبه‌پروری اشاره کرد. این مدارس ضمن تقویت افزون علمی دانش‌آموزان نسبت به دیگر مدارس و آموزشگاه‌ها؛ تمرکز ویژه‌ای در رشد حس مسئولیت‌پذیری، اعتماد به‌نفس و مشارکت اجتماعی افراد دارد که آن‌ها نسبت به دیگر محصلان، برتری می‌بخشد، در حالی که طبق قانون اساسی کشور، حق تحصیل برای همگان یکسان بوده و این مهم یکی از الزامات سیستم آموزشی کشور محسوب می‌شود.

 


پی نوشت:
1- بسترهای عدم مسئولیت پذیری جوانان در جامعه محیا است، خبرگزاری شبستان

چهارشنبه, 04 مهر 1397 12:26

تفاوت سازمان‌های مجازی و سنتی

تفاوت سازمان‌های مجازی و سنتی

 

 

نویسنده: PRAVIN DURAI
مترجم: مریم حاج سیدجوادی
 
 
 
اگر چه سازمان مجازی شکل مبتنی بر وب سازمان سنتی است، اما ویژگی‌های متعددی دارد که منجر به تفاوت آن با سازمان سنتی می‌شود. در واقع، ویژگی‌های منحصر به فرد سازمان‌های مجازی مانند پراکندگی (به معنای محل پراکنده کارکنان)، توانمندسازی، پویایی و وابستگی متقابل، آنها را با سازمان‌های سنتی متفاوت می‌سازد. در این تعریف، پراکندگی، به محل پراکنده کارکنان سازمان اطلاق می‌شود؛ توانمندسازی به قدرت و آزادی عمل کارکنان در مسوولیت‌هایشان اشاره دارد؛ پویایی به تغییرات مداوم در شیوه‌های سازمانی، سیاست‌ها و ویژگی‌های تیم اشاره می‌کند و وابستگی متقابل، به شبکه و وابستگی متقابل کارمندان به یکدیگر به‌منظور دستیابی به هدف اشاره دارد. در ادامه به تفاوت‌های سازمان‌های مجازی و سنتی با یکدیگر پرداخته می‌شود.
 
 
 

 

 

 

• سازمان‌های مجازی معمولا هیچ‌گونه حضور و فعالیت فیزیکی ندارند؛ در حالی که سازمان‌های سنتی دارای حضور و فعالیت فیزیکی و تداوم در فعالیتشان هستند؛ مانند دفاتر دنیای واقعی.

• هیچ‌گونه ارتباط رودررو میان اعضای سازمان‌های کاملا مجازی وجود ندارد و اشتراک‌گذاری اطلاعات فقط از طریق ارتباط الکترونیکی صورت می‌گیرد، در حالی‌که در سازمان‌های سنتی ارتباط رو در رو و تماس فیزیکی میان کارکنان برقرار است.

• عضویت در سازمان‌های مجازی به‌علت پیوستن و ترک سازمان به هنگام آغاز و پایان هر نقش، پویاست؛ در حالی که عضویت در سازمان‌های سنتی معمولا پایدار و مستقل از تکمیل پروژه یا فعالیت خاصی است.

• سازمان‌های مجازی، سلسله مراتبی افقی دارد و بر تعهد و انضباط داوطلبانه اعضای خود تاکید می‌ورزند؛ در حالی که در سازمان‌های سنتی، سلسله مراتب، عمودی بوده و سیستم انضباطی مشخصی بر آن حاکم است.

• در سازمان‌های مجازی، ارزیابی عملکرد و کنترل کار به‌صورت مجازی و دشوار است؛ اما در سازمان‌های سنتی ارزیابی عملکرد به‌صورت حقیقی و آسان است.

• در سازمان‌های مجازی، دپارتمان منابع انسانی معمولا مبتنی بر وب است و بر پایه مشارکت شکل می‌گیرد؛ اما در سازمان‌های سنتی این دپارتمان فیزیکی است و بر پایه مدیریت پرسنل شکل می‌گیرد.

• در سازمان‌های مجازی، تعهدات منابع انسانی حاکم بر عملکرد کارکنان روشن و موثر نیست، بلکه متغیرند؛ در حالی که اثربخشی این تعهدات در سازمان‌های سنتی به‌خوبی اثبات شده است.

• رهبری و کنترل در سازمان‌های مجازی امری خود به خودی است؛ در حالی که در سازمان‌های سنتی، این امر بر پایه کنترل و فرمان خارجی صورت می‌گیرد.

• در سازمان‌های مجازی، مهارت و دانش کارکنان معمولا از طریق فرآیند یادگیری الکترونیکی توسعه می‌یابد؛ اما در سازمان‌های سنتی، پیشرفت در این زمینه معمولا از طریق برنامه‌های آموزشی حقیقی صورت می‌گیرد.

• در سازمان‌های مجازی، قدرت کارکنان بستگی به نقش آنها در روند کسب‌وکار دارد؛ اما در سازمان‌های سنتی، این امر به موقعیت‌های اشغال شده در سلسله مراتب، توسط کارکنان بستگی دارد.

  انواع تیم‌های مجازی

تیم مجازی به گروهی از کارمندان گفته می‌شود که امور مشخصی را در زمان و مکانی جدا از یکدیگر، در حالی که از طریق ابزار الکترونیکی مانند ایمیل، ویدئو کنفراس و سایر دستگاه‌های مبتنی بر وب به یکدیگر متصل هستند، به انجام رسانند. اعضای این‌گونه تیم‌ها، با ادغام در عملکردها، سازمان‌ها، فرهنگ‌ها و مناطق، دست به دست هم می‌دهند و مهارت‌ها و دانش خود را برای رسیدن به اهداف و مقاصدی که به‌منظور آن گرد هم آمدند، با یکدیگر ترکیب می‌کنند. سنجش کارآیی این تیم‌ها معمولا به لحاظ بهره‌وری، انعطاف‌پذیری، خلاقیت و وحدت صورت می‌گیرد. بر اساس بررسی‌‌های صورت‌گرفته، به نظر می‌رسد به‌طور کلی سه نوع تیم در سازمان‌های مجازی کارآیی داشته باشند: تیم پروژه‌ای، تیم خدماتی و تیم فرآیندی.

• تیم پروژه‌ای: تیم پروژه‌ای، برای تکمیل پروژه‌ای مشخص، با محدودیت زمانی شکل می‌گیرد و مدت آن به طول پروژه بستگی دارد. ترکیب تیم براساس شرایط و مهارت‌های خاص و مورد نیاز پروژه، مشخص می‌شود و حتی ممکن است زیرگروه‌ها، به‌منظور تکمیل نمونه یا کار مشخصی در پروژه شکل گیرند. هنگامی که تیم پروژه در قالب چند زیرگروه عمل می‌کند، لازم است اعضای تیم، جلسات دوره‌ای برای برنامه‌ریزی و هماهنگ‌سازی فعالیت‌های مختلف پروژه داشته باشند. همچنین تیم پروژه، در صورت لزوم می‌تواند از خدمات سایر اعضای سازمان که عضو تیم نیستند، بهره گیرد.

• تیم خدماتی: هدف اصلی از تشکیل یک تیم خدماتی، رسیدگی به مشکلات خاص مشتریان است. تخصص تیم خدماتی ممکن است برای مشتریان تعدادی از سازمان‌ها، مکان‌ها و کشورها در دسترس باشد. به همین دلیل، منبع استعداد تیم خدماتی ممکن است وابسته به مکان یا سازمان خاصی نباشد. به عبارت دیگر، یک تیم خدماتی معمولا تنها قادر به ارائه مشاوره تخصصی به چند سازمان در چند کشور است. پشتیبانی آنلاین فناوری اطلاعات ارائه شده به سازمان‌های مشتریان، یکی از وظایف معمول تیم‌های خدماتی است. یکی از ویژگی‌های اصلی تیم خدماتی، این است که این تیم، مبتنی بر نیاز است. بنابراین هنگامی که مشکلی از جانب سازمان یکی از مشتریان گزارش شود، تیم خدماتی برای رفع آن، تشکیل می‌شود و هنگامی که مشکل مرتفع شود، تیم منحل می‌شود. بنابراین فعالیت کاری این تیم به‌صورت مستمر نیست.

• تیم فرآیندی: تیم فرآیندی زمانی شکل می‌گیرد که اهداف سازمان مبتنی بر پاسخ مداوم به چالش‌های بلند‌مدت تجارت باشد. از آنجا که بازه زمانی این چالش‌ها قابل پیش‌بینی نیست، دوره کاری این تیم نیز نامشخص و عضویت در آن منعطف و پویاست. ماهیت و نوع تعامل در میان اعضای تیم فرآیندی، معمولا به هدف آن بستگی دارد و از آنجا که هدف آن مبتنی بر زمان خاصی نیست، ممکن است تا زمانی که هدف سازمان گسترش بازار باشد، این تیم به حیات خود ادامه دهد. تیم‌های مدیریتی تشکیل‌شده برای ایجاد استراتژی، برای تداوم گسترش عملیات تجاری در بازار نمونه‌هایی از تیم فرآیندی هستند.

تهیه شده در موسسه معنا

 

دفاع شجاعانه از علی(ع) در کاخ یزید

سرزمین کربلا؛ بیت الله است

 

 

 

پدرش حسین بن علی(ع) درباره‌اش گفته بود؛ «خانه‌ای که سکینه و رباب باشد را دوست دارم» و «غالب اوقات بر سکینه چنین است که با تمام وجود محو جمال ازلی است. ایّامش غرق در عبادت و راز و نیاز با پروردگار سپری می‌شو.»
 
 
 
بازدید : 522
زمان تقریبی مطالعه : 12 دقیقه
حضرت سکینه
 
 
 
 
 
 
اتفاقات و حوادث جانگداز عاشورا سال 61 هجری از نمونه هایی است در عین جانگداز و سوزناک بودن  از درد و غم و محنت ها، در عین حال سرشار از درس ها و عبرت هاست. جلوه ای است از سنگین ترین بلا در تاریخ بشریت. تاریخی از حضور افرادی که سن و سال و زن و مرد بودن برای آن ها مهم نیست؛ از کودک شیرخواره  گرفته تا پیرمرد کهنسال هر کدام با نوع برخورد و مقاومتشان در این عرصه حضور دارند.به طوری که ائمه معصومین(ع) در حفظ جلوه های این رویکرد از تاریخ تلاش کرده و نیز دستور داده اند که ما نیز در زنده نگه داشتنش تلاش کنیم.


در این فرصت بر آن شده ایم تا در رابطه با یکی از بانوان عاشورایی که نه تنها با تمام وجود صحنه ها و مصیبت های عاشورای سال 61 را درک و لمس کرده بلکه در واپسین های عاشورا و دوران اسارتش همچون عمه اش حضرت زینب (س) و جدّه اش حضرت زهرا (س) تا لحظه های آخر زندگی در مسیر حفظ ارزش های الهی تلاش کرده و تابع دستورات الهی بوده اند، بپردازیم؛ دختر امام حسین و رباب(ع) و خواهر حضرت علی اصغر(ع)؛ سکینه خاتون. تاریخ سن ایشان را در ماجرای عظیم کربلا بین 10-15 سال بیان کرده است. بانوی کوچکی که حرکت عظیمی را در تاریخ به یادگار گذاشته است.

در کلامی از امام حسین (ع) داریم که در رابطه با ازدواج بانو سکینه می‌فرمایند: "سکینه غرق در الوهیت خداوند است و الان آمده پذیرش ازدواج نیست."

 

علاقه وافر بانو سکینه(س) به شعر

حضرت سکینه (س) علاقه زیادی به شعر داشت و افزون بر این که خود شعر می سرودند، در این امر از توانایی وافری برخوردار بوده به طوری که هرگاه اختلاف نظری بین شاعران پدیدار می گشت، نزد آن حضرت می رفتند و داوری او را ملاک قبولی یا رد اشعار خود می دانستند.
چنانچه زرکلی درباره او می نویسد: «سکینه دختر حسین بن علی بن ابی طالب(ع)، زنی شریف، شاعر و کریم است و از زیباترین زنان، خوش نفس ترین و سرور زنان عصر خویش بود که با بزرگان قریش مجالست داشت. شعرا نزد او جمع می شدند و به گونه ای می نشستند که او آنها را می دید اما آنها او را نمی دیدند. سخنان آنان را می شنید و یکی را بر دیگری برتری می داد. اشعار آنان را نقد می کرد و به آنها جایزه می داد.»(1)

سکینه غرق در الوهیت خداوند است

طاهری همیز در رابطه با شخصیت دینی  و توانایی حضرت سکینه در سخنوری می گوید: از جلالت و بزرگی سکینه دختر امام حسین(ع) هر چه بگوییم کم است، چنانچه در تاریخ داریم که این بانو بنابر شرایط آب و هوایی و منطقه ای که پرورش یافته اند، در سن 10 سالگی به بلوغ برای ازدواج رسیده بودند و خواستگارانی داشتند. در کلامی از امام حسین(ع) داریم که در رابطه با ازدواج این بانو می فرمایند: "سکینه غرق در الوهیت خداوند است و الان آمده پذیرش ازدواج نیست."(2)

همیز غرق شدن در الوهیت خداوند را این گونه توصیف می کند که؛ سکینه به خداوند، معرفت داشت. جمله ای از امام علی (ع) است که می فرمایند: "ما نَظَرتُ إلَی شَی‏ءٍ إلّا و رَأیتُ اللَهَ قَبلَهُ و بَعدَهُ و مَعَهُ!؛ من نگاه نکردم به چیزی مگر اینکه قبل از او خدا را دیدم، بعد از او خدا را دیدم، با او خدا را دیدم!"(3)
و جمله ای که امام خمینی (ره) فرمودند: "عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنید"،(4) این حس کردن خدا و خود را در حضور او دیدن یک قدرت روحانی است که در هر کسی وجود ندارد. اندیشه و تفکر توحیدی است که انسان را به این سمت و سو هدایت می کند  و می بینیم که امام حسین (ع) آن را در وجود دخترشان دیده اند که او را این گونه توصیف می کنند.
در روزگار کنونی نیز شاهد هستیم عالمانی به این مقام رسیده اند چنانچه در احوالات آیت الله بهبهانی است که این حضور را درک کرده و زندگی را در این مسیر رشد داده اند.

قبل تر بیان کردیم که حضرت سکینه با این همه توانایی و درخشش دختر رباب (س) است، حال باید به این نکته نیز توجه کرد یک دختر چه مادری می تواند داشته باشد که تحت تربیت او به این مقام و درجه رسیده باشد.

حس کردن خدا و خود را در حضور او دیدن  قدرت روحانی است که در هر کسی وجود ندارد؛ اندیشه و تفکر توحیدی است که انسان را به این سمت و سو هدایت می‌کند و امام حسین (ع) آن را در وجود دخترشان حضرت سکینه(س) دیده‌اند.

 

خانه‌ای را که سکینه و رباب در آن باشند، دوست دارم

رسول جعفریان علاقه امام حسین(ع) به رباب (س) و حضرت سکینه(س)  را این گونه گزارش می دهد؛ امام حسین (ع) رباب را بسیار دوست می داشت و در اظهار این دوستی هیچ تقیه ای نداشت. این ویژگی خاص او و از روحیات شخصی اش بود. آنچه در منابع از شعر امام حسین علیه السلام در این باره نقل شده، بسیار مشهور است:
به جان تو سوگند، من خانه ای را دوست دارم که سکینه و رباب در آن باشند.
آن دو را دوست دارم و تمامی اموالم را در این راه می بخشم و برای ملامتگرم حاضر به پذیرش عتاب نیستم.

علاقه امام حسین (ع) به این بانو تا بدین جا بود که به نقل از تاریخ، سید الشهداء با عناوینی چون "من خیار النساء و افضلهنَّ(5)؛ بهترین زنان و از برترین آنها" از رباب (س) یاد می کرد.

با همه این عظمت در شخصیت خانم حضرت رباب و نیز دختر بزرگوارشان حضرت سکینه (س)، می بینیم که در ماجرای عاشورا و درخشش های حضرت زینب (س)، شناخت شخصیت این بزرگواران مغفول مانده است.

درخشش فکری حضرت سکینه(س) در بیان آیت الله جوادی آملی

یکی از جایگاه های درخشش خانم حضرت سکینه (س) در خطبه ای که در برابر یزید داشته اند. همیز در رابطه با این موضوع نقلی را از آیت الله جوادی آملی در رابطه با خانم حضرت سکینه(س) بیان می کند؛ خطبه ای که امام سجاد(ع) در کوفه خوانده به توانایی و نفوذ خطبه حضرت سکینه(س) نیست. این خودش یک نکته بسیار مهم است چرا که امام سجاد (ع) نمی خواستند که با بیاناتشان در مقابل یزید آن بعد امام بودنشان افشا شود به همین جهت تمام حرف های امام سجاد ساده است و خانم حضرت سکینه (س) در بیاناتشان در خطبه، با درخشش فکریشان امامت امام سجاد (ع) را حفاظت کرده و افکار دشمنان ر را از صدمه زدن به امام سجاد (ع) منحرف کردند.

و این نشان می دهد که این بزرگواران چقدر عرصه شناس و زمان شناس هستند به طوری که توانایی حفاظت از امام را در کلام و نوع سخنرانیشان می توان مشاهده کرد.

صفات تجسمی در بیان خطبه‌ای حکیمانه

این کارشناس مسائل دینی در رابطه با ویژگی های خطبه ای که حضرت سکینه در برابر یزید ایراد کردند، به موارد مهم و اساسی در حوزه تربیت و شخصیت اشاره کرد؛ در قوانین تربیت و روانشناسی انسان ها در سطوح مختلف سنی  طبقه بندی می شوند؛  تولد تا 7 سالگی، 7تا 14 سالگی و 14 تا 21 سالگی که هر کدام از آن ها ویژگی های مختلف شخصیتی دارند.

حضرت سکینه(س) در بازه سنی 7-14 سال قرار دارند با ویژگی های خاص این رده سنی، به طوری که بچه ها در این سن تجربه گرا و تجسمی هستند. این حالات را به زیبایی می توان در توصیفاتی که سکینه(س) در ابتدای خطبه(6) در توصیف خداوند و شرح جنایات روز عاشورا بیان می کند مشاهده کرد؛ "حمد و سپاس ذات مقدس خداوند را ساز است به شماره ریگ ها و سنگ های بیابان و به اندازه سنگینی عرش خداوند مهربان، تا سطح زمین و آسمان! او را سپاس می گویم."

 حضرت سکینه(س) سرزمین کربلا را خانه‌ای از خانه‌های خدا معرفی می‌کند که عده‌ای که تنها به زبان مسلمان بوده و ایمان در قلب و جانشان جایگاهی نداشته، عامل شهادت ذریه رسول خدا شدند.

 

شرح چگونگی شهادت پدر توسط دختر

همیز در ادامه، روش و منش بیان خطبه از یک بانوی کوچک را در حکیمانه بودن آن این گونه توصیف کرد: سکینه (س) در بحث امامت، پدرش را امام معرفی می کند و چگونگی و کیفیت کشته شدن پدرش را با انتخاب یک لفظ بسیار هوشمندانه و حکیمانه شرح می دهد؛ "ذبحوا بشطّ الفرات بغیر ذحل و لا تراث، ذریّه و فرزندان او را در كنار فرات سر بریدند، با آنكه كسى را نكشته بودند تا طلب قصاص كنند."

دفاع جانانه‌ای از حضرت علی(ع)

این مشاور مذهبی در رابطه با پیوند میان سقیفه و فراموش کردن ولایت امیرالمؤمنین(ع) و اتفاقات عاشورا گفت: حضرت سکینه (س) بین سقیفه و از بین رفتن عهد در روز غدیر را با اتفاقات عاشورا پیوند می دهد و از حضرت علی (ع) دفاع جانانه ای می کنند و این بیعت و مقام ولایت و جانشینی را حق امیرالمؤمنین معرفی می کند که به ناحق غصب شده تا جایی که این غصب خلافت منجر به شهادت امیرالمؤمنین (ع) و کشته شدن فرزند ایشان یعنی امام حسین (ع) در روز عاشورا شد؛ "المسلوب حقّه المقتول بغیر ذنب المسلوب حقّه المقتول بغیر ذنب- كما قتل ولده بالامس" و بسیار زیبا سرزمین کربلا را خانه ای از خانه های خدا معرفی می کند که عده ای که تنها به زبان مسلمان بوده و ایمان در قلب و جانشان جایگاهی نداشته، عامل شهادت ذریه رسول خدا شدند؛ "فی بیت من بیوت اللَّه، فیه معشر مسلمة بألسنتهم."

حضرت سکینه به معرفی و روانشناسی شخصیت مردم کوفه می‌پردازد و آنان را اهل حیله و نیرنگ و بی وفا و خودخواه معرفی می‌کند.


بعد با توصیفاتی زیبا، صفات حضرت علی (ع) را برای همگان معرفی می کند؛ "هدیته یا ربّ للاسلام صغیرا، و حمدت مناقبه كبیرا، و لم یزل ناصحا لك و لرسولك صلواتك علیه و آله، زاهدا فی الدّنیا غیر حریص علیها، راغبا فی الآخرة، مجاهدا لك فی سبیلك، رضیته، فاخترته، و هدیته الى صراط مستقیم."

همیز در ادامه شرح ریشه اتفاقات عاشورا در توصیف روانشناسی شخصیتی مردم کوفه گفت؛ سکینه (س) با شجاعت تمام به تحقیر بیعت شکنندگان غدیر و سردمداران ظلمی که در عاشورا 61 هجری اتفاق افتاده اشاره می کند و با بیانی هوشمندانه و انتخاب حکیمانه لغات و عبارات، ریشه این جنایات را یاری نکردن امام در حیات و ممات معرفی کرده و می گوید؛ "تعسا لرءوسهم، ما دفعت عنه ضیما فی حیاته، و لا عند مماته حتّى قبضته الیك."

حضرت سکینه بعد از بیان مقدمات زیبا و یادآوری حکمت های اسلام به معرفی و روانشناسی شخصیت مردم کوفه می پردازد و آنان را  اهل حیله و نیرنگ و بى ‏وفا و خودخواه معرفی می کند.  بعد حضرت در ادامه به بیان یک نکته اعتقادی بسیار مهم و اصولی پرداخته به طوری که همگان را از این همه فهم و معرفتی که یک کودک 10-11 ساله نسبت به دین و پروردگارش دارد شگفت زده می کند؛ "فانّا اهل بیت ابتلانا اللَّه بكم و ابتلاكم بنا فجعل بلاءنا حسنا." ایشان اهل بیت را مشخص کرده و ابتلائاتی که به آن ها رسیده را وسیله ای برای آزمایش معرفی می کند .

بعد ایشان ویژگی ها و توصیفاتی را برای اهل بیت مطرح می کند؛ "جعل علمه عندنا، و فهمه لدینا فنحن عیبة علمه، و وعاء فهمه و حكمته، و حجّته على اهل الارض فی بلاده لعباده، اكرمنا اللَّه بكرامته و فضّلنا بنبیّه محمّد صلى اللَّه علیه و آله و سلم‏ عَلى‏ كَثِیرٍ مِمَّنْ‏ خلق تفضیلا بیّنا." و به چگونگیه برخورد مردم کوفه با اهل بیت می پردازد؛ "فكذّبتمونا و كفّرتمونا، و رأیتم قتالنا حلالا، و اموالنا نهبا، كأنّنا اولاد ترك او كابل، كما قتلتم جدّنا بالامس، و سیوفكم تقطر من دمائنا اهل البیت." و ریشه این تکذیب و تکفیر و مجاز دانستن کشتن اهل بیت توسط مردم کوفه را حسادتی معرفی می کند که این ها از اول نسبت به برتری اهل بیت نسبت به دیگر مخلوقات داشتند، می داند؛ "لحقد متقدّم، قرّت لذلك عیونكم، و فرحت قلوبكم."

و این گونه حضرت سکینه (س) خدعه، نیرنگ و تلاش دشمنان را در مسیر خاموش شدن نور اهل بیت افشا کرده به طوری که نه تنها نور اهل بیت خاموش نمی شود بلکه به مدد و فضل الهی روز به روز بر نور آن ها برکت داده شده است.

 


 

پی نوشت:
1- زرکلی، الأعلام؛ ج 3، ص 106/ سبط بن جوزی، تذکرة الخواص، ص 278.
2-اسیران و جانبازان كربلا؛ محمدمظفری سعید، - سكینه(ع)... . ص: 162.
3- أسرار الصلاة، ص ۶۵.
4- صحیفه امام خمینی، جلد ۱۳، صفحه ۴۶۱.
5- الاغانی، ج16، ص141.
6- بحارالانوار، ج 45، ص 110.

نکاتی مهم برای گام برداشتن در مسیر جدید

 

 

مترجم: هوتسا عسکری‌نسب
منبع: success :
 
 
انجام کارهای روزمره را طبقه‌بندی کنید: یکی از مهم‌ترین کارها، انجام کارهای روزمره صبحگاهی است. صبح‌ها زودتر از خواب بیدار شوید و به انجام کارهایی مانند نوشتن، مطالعه کتاب، دویدن یا انجام فعالیت ورزشی، مشغول شوید تا از نظر ذهنی، توانایی نوآوری و پیشرفت داشته باشید.
 
 

به نوشتن روی آورید: نوشتن افکار و ایده‌های روزانه برای افراد فواید بسیاری دارد از جمله اینکه روی وضوح و خلاقیت ذهنی تاثیر فراوانی می‌گذارد. نوشتن را جزو اولویت‌های اساسی زندگی قرار دهید و همیشه دفتر یادداشتی به همراه داشته باشید.

 

تا جایی که برایتان امکان دارد به مسافرت بروید: عالی‌ترین راه برای تقویت ذهن و داشتن دیدگاه جدید درباره زندگی، مسافرت کردن است. بسیاری از درس‌های مهم زندگی را می‌توان مستقیما از سفر یا تجارب وابسته به آن آموخت.

 

بدون هیچ انتظار و چشم‌داشتی به دیگران کمک کنید: اگر این امکان برای شما وجود دارد به افراد نیازمند کمک کنید، از انجام این کار رویگردان نباشید و برای افراد ارزش قائل شوید در ضمن هرگز از آنها انتظار نداشته باشید.

 

 به دلایل مختلف قدردان باشید: تقریبا هر روز صبح در مسیر رفتن به محل کار، به سه دلیل کوچک یا بزرگ فکر کنید و قدردان باشید. موارد ساده‌ای را همچون شرایط آب و هوایی، وضعیت ترافیک یا مواردی که اهمیت بیشتری دارند مانند سلامتی و حضور خانواده و دوستان را در نظر بگیرید. قدردان بودن بهترین روشی است که می‌توانید به آرامش برسید و از زندگی لذت ببرید.

 

وقت خود را با افراد دانا بگذرانید: اکثر انسان‌ها در زندگی با افراد نادان برخورد داشته‌اند. ارتباط خود را با چنین افرادی به حداقل برسانید و به‌طور کلی بیش از حد برای دیگران مایه نگذارید. به فکر پیشرفت شخصی در زندگی باشید و اوقات خود را با اشخاص دانا و ارزشمند سپری کنید.

 

مسوولیت تمام کارها را بپذیرید: تمام اتفاقاتی که در زندگی رخ می‌دهد نتیجه مستقیم کارهایی است که تا به حال انجام داده‌اید. مسوولیت کارهای خود را به عهده بگیرید و از همین لحظه به فکر انجام کارها و ایجاد تغییراتی باشید که مایل هستید در زندگی تان اتفاق بیفتد وگرنه دیگر هیچ عذر و بهانه‌ای مورد قبول نخواهد بود.

 

کارهای متفاوتی انجام دهید: کارهای متفاوتی انجام دهید که تا به حال حاضر به انجام آنها نبوده‌اید. تنها راه رشد و موفقیت، کنار گذاشتن مرزها و محدودیت‌هایی است که برای خود به وجود آورده‌اید. پذیرفتن روش‌های جدید برای انجام کارها، مهارتی است که نتایج درخشانی به دنبال خواهد داشت.

 

صبور باشید:  از آن جا که همه چیز به سرعت تغییر می‌کند برای موفقیت در کارها به صبر زیاد و روحیه قوی نیاز دارید. هیچ کس در مدت زمان کوتاهی به موفقیت‌های چشمگیری دست پیدا نمی‌کند بلکه به زمان نسبتا طولانی نیاز است. لازمه کسب موفقیت در هر زمینه‌ای در اختیار داشتن مدت زمان طولانی، انضباط و انسجام در کار بدون در نظر گرفتن میزان استعداد برای انجام کارها است.

 

از کوچک‌ترین لحظات زندگی لذت ببرید: برای تحقق و انجام کارها به زمان نیاز دارید بنابراین از تمام لحظات زندگی لذت ببرید و موفقیت‌های خود را جشن بگیرید. زندگی فقط در کارکردن خلاصه نمی‌شود، بلکه تفریح هم جزو مهمی از آن به شمار می‌رود البته مهم است بدانید که انجام چه کارهایی یا معاشرت با چه گروه از افرادی باعث سرحالی و شادی شما می‌شوند و در عین حال خستگی و فرسودگی شما را از بین می‌برند.

 

درباره احساسات یا افکار خود صحبت کنید: صحبت کردن درباره احساسات و افکار، مهارت بسیار مهمی است که باید آن را تقویت کرد.

 

 از آغاز کار جدید نترسید: چه عالی می‌شود که بهترین لحظاتی که در زندگی تجربه کرده و به آن افتخار می‌کنید مربوط به تصمیمات جدید و متفاوت باشد. به موقعیت جدید و خاصی دست پیدا نمی‌کنید مگر اینکه شهامت و شجاعت گام برداشتن در مسیر جدید را داشته باشید. زمان آن فرا رسیده تا از همین لحظه دست به کار شوید و کار جدیدی را آغاز کنید.

 

دوشنبه, 02 مهر 1397 12:03

شرایط پرداخت نفقه‌ اقارب

دانستنی‌های حقوقی

 

 

برخلاف نفقه‌ زوجه که حتی شامل نفقه‌ ایام گذشته نیز می‌شود و مانند دینی برعهده‌ی شوهر قرار می‌گیرد؛ نفقه‌ اقارب صرفا شامل نفقه‌ی آینده خواهد بود و نفقه‌ ایام و روزهای گذشته را نمی‌توان مطالبه کرد.
 
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 10 دقیقه
نفقه

 

 

 

نفقه در فرهنگ لغت به‌معنای خرجی و هزینه‌های ضروری برای تأمین مایحتاج زندگی است و در اصطلاح حقوقی نیز مفهومی مشابه به معنای لغوی خود دارد. به این صورت که در ادبیات حقوقی نیز نفقه به‌معنای هزینه‌های ضروری و درواقع چیزی است که برای گذراندن زندگی لازم و موردنیاز است و به‌موجب قانون تأمین آن برعهده‌ی برخی از اشخاص قرار می‌گیرد. نفقه در حقوق اسلامی بر دو عنوان نفقه زوجه و نفقه اقارب بررسی می‌شود. در این مقاله شما را با مفهوم نفقه اقارب، شرایط وجوب پرداخت نفقه اقارب، تفاوت آن با نفقه زوجه و آثار ترک انفاق آشنا خواهیم کرد.

نفقه اقارب چیست؟

اقارب به‌لحاظ لغوی جمع اقرب است و به کسانی گفته می‌شود که طولاً و عرضاً به شخصی دیگر منسوب باشند. گاه بنا به ضروریات و مقتضیات و همچنین ایجاد شرایطی خاص، برخی از اقوام یا در اصطلاح حقوقی «اقارب» ملزم می‌شوند تا به یکدیگر نفقه بپردازند. پس به‌طور کلی و به‌عنوان یک اصل، اقارب یا اقوام الزامی به پرداخت نفقه به یکدیگر ندارند، مگر اینکه شرایطی که در ادامه به آنها اشاره می‌کنیم، در کنار یکدیگر قرار بگیرند.

در قانون مدنی ایران، برای نفقه‌ اقارب تعریف خاصی ارائه نشده است و صرفا در ماده‌ی ۱۲۰۴ قانون مدنی آمده است که «نفقه‌ اقارب عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث‌البیت به‌قدر رفع حاجت و با در نظر گرفتن درجه‌ی استطاعت منفق.»

مطابق با ماده‌ی ۱۱۹۶ قانون مدنی «در روابط بین اقارب، فقط اقارب نسبی در خط عمودی اعم از صعودی یا نزولی ملزم به انفاق به یکدیگرند.» منظور این ماده از عبارت «اقارب نسبی در خط عمودی اعم از صعودی یا نزولی» این است که فقط خویشاوندان نسبی که بعضی از آنها از بعضی دیگر به دنیا آمده باشند، ملزم هستند تا تحت شرایطی ازجمله نیاز طرف مقابل، به او نفقه بپردازند. شرایط پرداخت نفقه اقارب به شرح زیر است:

۱. نسبی و عمودی بودن قرابت

این نسبت می‌تواند صعودی (مثل پدر و جد و جدِ جد) یا نزولی (مثل فرزند، نوه، نتیجه) باشد؛ در این خصوص تفاوتی میان اقارب نسبی صعودی یا نزولی وجود ندارد. همچنین فرقی نمی‌کند که در این قرابت واسطه‌ای وجود داشته باشد یا نه (مثل الزام به پرداخت نفقه بین جد و نوه)؛ با استناد به قانون مدنی این نکته را نیز خواهیم فهمید که خویشاوندانی که از هم متولد نشده‌اند (خواهر و برادر یا خاله و خواهرزاده یا عمو و برادرزاده) قانونا ملزم به انفاق به یکدیگر نیستند.

پس در وهله‌ی اول نفقه‌ اقارب (با جمع شرایطی) اساسا شامل آن دسته از خویشاوندانی است که باواسطه یا بی‌واسطه از یکدیگر متولد شده باشند و از نظر قانونی، خواهر و برادر و عمو و برادرزاده و دیگر اقوام الزامی به پرداخت نفقه به یکدیگر ندارند. گرچه از نظر اخلاقی گفته می‌شود که شخص ثروتمند باید به خواهر یا برادر فقیر خود کمک کند، اما درواقع این الزام صرفا الزام اخلاقی یا عرفی است و از لحاظ قانونی شخص چنین وظیفه‌ای ندارد.

۲. فقر و ناتوانی مالی دریافت‌کننده

به این صورت که به‌موجب ماده‌ی ۱۱۹۷ قانون مدنی «کسی مستحق نفقه است که ندار باشد و نتواند به‌وسیله‌ی اشتغال به شغلی وسایل معیشت خود را فراهم کند». پس برای اینکه شخصی مستحق دریافت نفقه‌ اقارب شود باید نیاز مالی داشته باشد و نتواند این نیاز مالی خود را از طریق اشتغال به شغلی که مناسب اوست رفع کند. این جمله به این معناست که اگر کسی ندار باشد ولی قدرت و توانایی کار کردن (کاری که مناسب شأن و جایگاه او باشد) داشته باشد مستحق نفقه نخواهد بود، زیرا خودش به‌وسیله‌ی کسب قادر به اعاشه و تأمین هزینه‌های ضروری زندگی خود است. همچنین پُر واضح است که فردی که از نظر وضعیت جسمانی توانایی کار کردن ندارد ولی ثروتمند و غنی است؛ مستحق دریافت نفقه‌ اقارب نخواهد بود، زیرا چنین شخصی احتیاجی به دریافت نفقه ندارد.

پس درخصوص شرط دوم وجوب نفقه‌ اقارب، باید هر دو شرط ناتوانی مالی و ناتوانی از اشتغال به کسب‌وکار مناسب برقرار باشد، در صورت وارد شدن خدشه‌ به هر یک از این دو جنبه، وجوب نفقه منتفی خواهد شد.

۳. تمکن و استطاعت مالی پرداخت‌کننده‌ی نفقه

در همین خصوص ماده‌ی ۱۱۹۸ قانون مدنی مقرر می‌دارد: «کسی ملزم به انفاق است که متمکن از دادن نفقه باشد، یعنی بتواند بدون اینکه از حیث پرداخت نفقه در وضع معیشت خود دچار مضیقه گردد، نفقه بدهد. برای تشخیص تمکن باید تعهدات و وضع زندگی شخصی او در جامعه در نظر گرفته شود.»

این ماده از قانون مدنی شرط دیگری را برای وجوب نفقه‌ اقارب بر دایره‌ی شروط قبلی می‌افزاید، به این صورت که قانونا کسی ملزم به پرداخت نفقه به خویشاوندان نسبی می‌شود که خود توانایی و تمکن مالی داشته باشد و بتواند از پس مخارج شخصی خود بربیاید. این ماده پیش از هر چیز تمکن منفق را شرط قرار داده است و سپس در توضیح تمکن می‌گوید باید از این حیث در وضع معیشت خود دچار تنگدستی نگردد. بنابراین ممکن است کسی با داشتن ثروت زیاد مجبور به پرداخت نفقه نباشد، چرا که ممکن است وضعیت او در جامعه طوری باشد که مخارجش فوق‌العاده زیاد باشد یا در مقابل ثروت خود، بدهی زیادی هم داشته باشد. در این صورت نمی‌توان شرط تمکن را محقق دانست.

بنابراین اگر ثروت فردی تنها کفاف مخارج خودش را بدهد، ملزم به انفاق به اقاربش نخواهد بود؛ همچنین اگر شخص ثروتی مازاد بر مخارجش داشته باشد، لکن دیونی هم داشته باشد که موظف به پرداخت آنان باشد، الزام به انفاق به اقارب منتفی خواهد شد، چرا که او ابتدا باید مخارج خود را تأمین کند و سپس به پرداخت دیون بپردازد و اگر مازاد بر این مالی داشت، پرداخت نفقه به اقارب نیازمندش بر او واجب می‌شود و جنبه‌ی الزام قانونی به خود می‌گیرد.

تفاوت نفقه زوجه و نفقه اقارب

این سه شرط، شروط وجوب پرداخت نفقه‌ اقارب هستند و اگر هر یک از این سه مورد منتفی شوند، وجوب و الزام قانونی پرداخت نفقه‌ اقارب نیز منتفی می‌شود. علاوه‌بر اینکه وجوب نفقه‌ اقارب منوط به شرایط مزبور است، تفاوت‌های دیگری نیز با نفقه‌ زوجه دارد؛ ازجمله اینکه نفقه‌ اقارب برخلاف نفقه‌ زوجه، دارای الزام به پرداخت قانونی متقابل است. یعنی ممکن است زمانی پدر بزرگ توانایی مالی داشته باشد و به نوه‌ی نیازمند خود نفقه بپردازد، بعد از مدتی این احتمال وجود دارد که شرایط عکس شود و پدر بزرگ فقیر و نوه ثروتمند شود. در این صورت الزام قانونی به پرداخت نفقه برعکس می‌شود و این بار نوه باید به پدربزرگ خود نفقه بپردازد.

این در حالی است که در نفقه‌ زوجه، الزام قانونی شوهر به پرداخت نفقه هرگز تغییر نخواهد کرد و عکس این حالت قابل‌تصور نیست. به‌طوری که حتی زنی که ثروتمند است (در صورت تمکین و جمع سایر شرایط) مستحق دریافت نفقه از شوهر (حتی در صورت فقر او) می‌باشد و زن (حتی در صورت ثروتمند بودن) هرگز الزامی به پرداخت نفقه به شوهر خود (حتی در صورت فقیر بودن) پیدا نمی‌کند.

نکته‌ی دیگر این است که برخلاف نفقه‌ زوجه که حتی شامل نفقه‌ ایام گذشته نیز می‌شود و مانند دینی برعهده‌ی شوهر قرار می‌گیرد؛ نفقه‌ اقارب صرفا شامل نفقه‌ی آینده خواهد بود و نفقه‌ ایام و روزهای گذشته را نمی‌توان مطالبه کرد.

بر همین اساس ماده‌ی ۱۲۰۶ قانون مدنی مقرر می‌دارد که «زوجه درهرحال می‌تواند برای نفقه‌ی زمان گذشته‌ی خود اقامه‌ی دعوی کند و طلب او از بابت نفقه‌ی مزبور طلب ممتازه محسوب می‌شود و در صورت افلاس یا ورشکستگی شوهر، زن مقدم بر غرما خواهد بود، ولی اقارب فقط نسبت به آتیه می‌توانند مطالبه‌ی نفقه نمایند.»

فرضیات نفقه اقارب

افزون‌بر شرایط وجوب نفقه‌ اقارب، فروض و خصوصیاتی برای نفقه‌ اقارب وجود دارد که پرداختن به آنها خالی از فایده نیست. به‌طور مثال ممکن است با در نظر گرفتن شرایط سه‌گانه‌ی فوق، منفق یا مستحق نفقه بیش از یک نفر باشند و در این صورت حالت‌های متعددی پیش می‌آید که شایسته‌ی بررسی است.

۱. اگر منفق (فردی که الزام قانونی به پرداخت نفقه دارند) بیش از یک نفر باشد، ممکن است در خط صعودی یا نزولی یا در یکی از این دو قرار گیرد؛ در این صورت به‌موجب قانون مدنی، منفقین موظف هستند تا به‌طور مساوی نفقه‌ی فرد واجب‌النفقه را بپردازند. به‌طور مثال اگر فردِ مستحقِ نفقه، چند پسر و دختر توانگر داشته باشد، آنان موظفند تا به‌طور مساوی به پدر یا مادر یا جد خود نفقه بپردازند و در این خصوص فرقی میان دختر و پسر نیست.

۲. اگر مستحق نفقه (فردی که باید به او نفقه پرداخت شود) بیش از یک نفر باشد؛ باید با رعایت قاعده‌ی «الاقرب فالاقرب» به آنها نفقه پرداخت شود. این جمله به این معناست که منفق باید با لحاظ کردن توانایی مالی خود و به ترتیب اولویت به مستحقین نفقه، نفقه بپردازد. به این ترتیب که منفق ابتدا باید نفقه‌ی همسرش را از منابع مالی موجود بپردازد، چرا که طبق قانون مدنی نفقه‌ زوجه (همسر) بر نفقه‌ اقارب مقدم است. بعد از نفقه‌ همسر، نفقه‌ فرزند در اولویت است و اگر فردی که توانایی مالی محدودی دارد هم فرزند نیازمند و هم پدر یا جد نیازمند داشته باشد، اولویت با فرزند او است، چرا که قانون مدنی انفاق به اقارب خط نزولی (فرزند، نوه، نتیجه) را بر اقارب خط صعودی (پدر، جد، جد جد) اولویت داده است.

در همین راستا ماده‌ی ۱۲۰۲ قانون مدنی مقرر می‌دارد: «اگر اقارب واجب‌النفقه متعدد باشند و منفق نتواند نفقه‌ی همه‌ی آنها را بدهد، اقارب خط عمودی نزولی مقدم بر اقارب در خط عمودی صعودی خواهند بود.» همچنین درصورتی که فردی فرزند و نوه‌ی نیازمند و همچنین منابع مالی محدود داشته باشد، بنابر قاعده‌ی الاقرب فالاقرب؛ نفقه‌ی فرد نیازمندی که نسبت نزدیک‌تری به او دارد واجب‌تر است.

اگر از این دو قاعده‌ی اصلی (قاعده‌ی الاقرب فالاقرب و قاعده‌ی تقدم نفقه‌ زوجه بر نفقه‌ اقارب و تقدم خط نزولی بر صعودی) بگذریم، حالت‌های متفاوت دیگری نیز درخصوص نفقه‌ اقارب قابل‌فرض است. به‌طور مثال اگر کسی هم پدر بزرگ مادری داشته باشد و هم پدربزرگ پدری و هر دو نیازمند باشند، منفق باید آنچه را که در توان دارد به‌صورت مساوی میان آنها تقسیم کند و به یک اندازه به آنها نفقه بپردازد.

آثار ترک انفاق

درصورتی که علی‌رغم جمع شرایط مزبور و حصول وجوب انفاق نفقه‌ اقارب، شخص متمکن نفقه‌ی افراد واجب‌النفقه‌ی خود را نپردازد؛ مستحقین به دریافت نفقه‌ اقارب می‌توانند به‌طور قانونی و با رجوع به محکمه نفقه‌ی خود را مطالبه کنند.

البته با عنایت به اینکه دعوای مطالبه‌ی نفقه‌ اقارب، دعوایی مالی و عموما زیر بیست میلیون تومان است؛ رسیدگی به چنین دعاوی (زیر بیست میلیون تومان) در صلاحیت شورای حل اختلاف است و چنانچه حاصل جمع نفقه‌ی مورد ادعای فرد بیش از بیست میلیون تومان باشد، باید دعوای خود را در دادگاه طرح نماید.

دوشنبه, 02 مهر 1397 11:41

شما چند شخصیت دارید؟

هویت ها؛ پازل های هزار تکه زندگی مدرن

 

 

 

چیستی ما به عنوان یک انسان، از زمان خلقت بشر همواره اذهان را به خود درگیر کرده است. اما در میان ویژگی‌های گوناگونی که به عنوان مقوم انسانیت ما یاد می‌شود همواره تاکید بر یک ویژگی محوری برای جدا ساختن انسان از سایر موجودات به نام "انتخاب‌گری" می شود.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 7 دقیقه

 

بحران هویت

 

 

 


محدوده انتخاب‌گری انسان، امکان و یا عدم امکان آن، میزان اراده انسان، جایگاه اراده انسان در مقابل اراده خداوند، تقابل انتخاب‌گری و محدودیت توسط ساختارها، دنیای مدرن و رهایی از قید و بندهای سنت و... که در آثار دینی، فلسفی، روانشناختی و جامعه‌شناختی مختلف مورد بررسی قرار گرفته‌اند، نشان از اهمیت اساسی این موضوع دارد؛ چرا که قائل بودن به همین یک ویژگی به کلی زندگی ما را زیر و رو خواهد ساخت.

 فارغ از حوزه‌های فکری و علمی کافی است به حدود انتخاب‌هایمان در سبک زندگی که برای خویش برگزیده‌ایم نگاهی بیندازیم. قدرتی که در انتخاب سبک زندگی به مدد زیستن در دنیای مدرن به دست آورده‌ایم همچون، تحقق گمنامی در کلان‌شهرها و رهایی از قضاوت و ارتباط تنگاتنگ با آشنایان، فرارفتن از محدوده انتقال وراثتی سبک زندگی، تحمیل انتخاب‌ها توسط سنت، خانواده، عرف و رسوم و از همه مهم‌تر امکان گزینش آنچه که می‌خواهیم باشیم یا نباشیم ما را به افرادی پازلی تبدیل کرده است. افرادی که تکه تکه توسط انتخاب‌های متنوع و بعضاً متناقضشان ساخته شده‌اند.

انسان های هزار رنگ

از همین روست که در زندگی روزمره با افرادی مواجهیم که شاید به دلیل تنوع رفتارهایشان در موقعیت‌های مختلف و تناقض در انتخاب‌هایشان ما را گیج می‌سازند؛ زنی که با ناخن‌های مصنوعی نماز می‌خواند، تحصیل‌کردگانی که برای حل مشکلات خود دست به دامن سحر و جادو می‌شوند، کسی که ادعای عزت‌نفس دارد اما به انواع و اقسام عمل‌های جراحی روی آورده، مرد شاعری که شعرهای عاشقانه می‌سراید اما به افکار ضد زن مشهور است، کسی که در پی پیوند زدن سکولاریته و دین‌داری است، فرد متأهلی که پیوند زناشویی را معتبر نمی‌داند و به آزادی روابط معتقد است، جوانی که در محرم و صفر با ظاهری زننده در دسته‌های عزاداری حضور دارد، فردی که ادعای وطن‌پرستی دارد اما قائل به مرزهای کشورش نیست، صلح‌طلبی که به حذف فیزیکی مخالفانش دست می‌زند، دین‌داری‌های انتخابی و رفتار هر دم به سویی، اموری هستند که هرروز شاهد آن هستیم و دامنه آن از کوچک‌ترین انتخاب‌های ما گرفته تا سطوح کلان و ساختاری را دربر می‌گیرد.

ممکن است در بسیاری اوقات، این رفتارها ما را با ریاکاری و تزویر مشتبه سازد، که چندان نیز بی‌ربط به یکدیگر هم نیست اما چه‌بسا بسیاری از افراد ناخودآگاه دست به چنین رفتار متناقضی می‌زنند. ازآن‌رو که هر یک از تکه‌های شخصیت خود را از یک موقعیت، طرز فکر و پارادایم اخذ کرده‌اند.

سبک زندگی پازلی به‌ویژه برای جوانان در نگاه اول بسیار جذاب و موردپسند است اما درعین‌حال می‌تواند تبعات بسیاری را نیز با خود در پی داشته باشد که مهم‌ترین آن عدم اطمینان به ثبات روانی و اخلاقی فرد است.
این افراد ما را در برزخ چه باید کرد رها می‌سازند. ازاین رو نمی‌توان هیچ‌یک از رفتارهای آنان را به بخش دیگری از زندگی‌شان تسری داد. از سوی دیگر این سبک زندگی می‌تواند درعین‌حال که داعیه فراهم ساختن بیشترین حد آزادی، کم‌ترین پایبندی به اخلاقیات و امور مختلف، امکان نگه‌داشتن همه‌چیز در کنار هم را داشته باشد اما با خود عدم تعادل رفتاری، سردرگمی، کشاکش درونی را نیز به دنبال آورد.

به نظر می‌رسد این سبک زندگی پازلی با منفعت‌طلبی نیز پیوند داشته باشد. فرد در هر موقعیتی بر مبنای منفعتی که دارد به یک‌گونه رفتار می‌کند.همچنین این سبک زندگی با عدم اعتماد در ارتباط است؛ عدم اعتماد فرد به یک نگرش، نظام اخلاقی و رفتار. ازاین‌رو او می‌کوشد با انتخاب‌های گوناگون میزان ضرر و شکست خویش را به حداقل برساند.

بحران هویت

سبک زندگی پازلی بیش از هر چیز با بحران هویت پیوندی تنگاتنگ دارد. مفهوم بحران هویت ناشی از شرایط جدید فضای جهانی شده کنونی است. از مهم‌ترین عوامل بروز بحران هویت در جوامع فعلی، گسترش صنعت ارتباطات و به‌ویژه فضای مجازی اینترنت و شبکه‌های اجتماعی سایبری است. اینترنت و شبکه‌های اجتماعی که آزادترین محیطی است که بشر تا به امروز با آن مواجه بوده، منابع هویت‌ساز سنتی و معمول در جوامع را تضعیف و کارکرد آن‌ها را با دشواری روبه‌رو کرده است. این بحران فقط به کشورهای جهان سوم و درحال‌توسعه محدود نبوده و نخواهد بود؛ به‌طوری‌که در جهان امروز هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند ادعا کند که از تأثیرات ناشی از این بحران در امان خواهد بود. هویت‌های دینی و ملی در ایران امروز، هر یک به گونه ای با نوعی از بحران هویت مواجه‌اند.(1)
 
رسانه‌ها می‌توانند با بهره جستن از نمادها و واژه‌ها، به پدیده‌ها و حوادث و رفتارها و کردارها، محتوا و معنای خاص خود را اعطا کنند و از رهگذر انتقال این معنی و محتوا، بر فرد مصرف‌کننده تأثیری ژرف بگذارند و او را از گزند بحران‌های هویتی، فرهنگی، معرفتی، ارزشی، سیاسی و اجتماعی برهانند یا در معرض و مسیر چنین بحرانی‌هایی قرار دهند. به‌بیان‌دیگر، رسانه‌ها می‌توانند بازی بالقوه پایان‌ناپذیری از نشانه‌ها را پایه‌گذاری کنند که نظم جامعه و احساس آرامش و ثبات روانی، شخصیتی و هویتی افراد را تقویت یا تضعیف کند.(2)

چرا سبک زندگی پازلی؟

اگرچه مفهوم سبک زندگی با انتخابی بودن آن معنا پیدا می‌کند اما سبک زندگی افراد در خلأ شکل نمی‌گیرد و باید در نظر داشت که تا حد زیادی تحت تأثیر طبقه اجتماعی و اقتصادی، جنسیت، شهرنشینی یا روستانشینی، دین، فرهنگ، رسانه، اتفاقات بزرگ تاریخی همچون انقلاب‌ها و جنگ و ... قرار دارد. حتی در میان اعضای یک طبقه اجتماعی، یک خانواده و حتی یک فرد در دوره‌های مختلف زندگی نمی‌توان تنها و تنها یک‌رویه را مشاهده کرد. تنوع انتخاب‌ها کاملاً طبیعی است زیرا افراد تاریخچه و تجربیات متفاوتی را پشت سر گذاشته‌اند، انتخاب‌های متفاوتی دارند و با هر تلفیقی که دارند، مجموعه متفاوتی  از سبک زندگی نسبت به دیگری به وجود می‌آورند. بنابراین اساساً تلاش برای ایجاد یک سبک زندگی مشترک و یک‌شکل کردن جامعه تلاش عبثی است.

 نباید فراموش کرد که هرگز نمی‌توان از سطح زندگی یکپارچه، تمامیت‌گرا و کلی یادکرد اما درعین‌حال نیز نمی‌توان متصور شد با روند کنونی دامنه سبک زندگی انتخابی تا کجا خواهد بود؟ تا کجا زندگی رنگارنگ ما ادامه خواهد یافت و جایگاه محکمی که بتوان خود را با آن تعریف کرد کجاست؟ شاید بهتر باشد راهی میانه در این خصوص برگزیده شود راهی که نه همچون گذشته در دامن رسوم و سنت بیفتیم و نه همچون دوران کنونی در دام عدم ثبات.

در کشوری که به لحاظ فرهنگی، قومیت، دین‌داری، رسوم، جغرافیا، قشربندی اجتماعی و... به‌خودی‌خود دارای تنوع و اقسام گوناگون است، کشش مواجهه با دامنه وسیع‌تری از تنوعات را یکه‌تازی رسانه‌ها در غفلت نهادهای مؤثری همچون آموزش‌وپرورش نخواهد داشت. بسیاری از آسیب‌های اجتماعی همچون افزایش طلاق، افزایش خشونت، درگیری‌های فکری و کلامی، فاصله نسلی، آسیب‌های اجتماعی معطوف به جوانان و ... ریشه در همین سبک زندگی انتخابی دارند؛ این در حالی است که همواره این تنوع و گوناگونی مصادره به میل شده و در رسانه‌های دولتی و نهادهای کلان تنها به جنبه‌های همسویی از آن اشاره می‌شود. بی‌آنکه توجه شود انکار این مقوله و بی‌اعتنایی به آن هرروز تبعات بیشتری را با خود در پی خواهد داشت.


 

پی نوشت:
(1) معمار، ثریا؛ عدلی پور، صمد؛ خاکسار، فائزه (1391)، شبکه‌های اجتماعی مجازی و بحران هویت (با تأکید بر بحران هویت در ایران)، مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران دوره اول زمستان 1391 شماره 4
(2)تاجیک، محمدرضا(1387)، رسانه و بحران در عصر فراواقعی‌ات (با تأکید بر بحران هویت)، مجله پژوهش های ارتباطی، شماره 56

دوشنبه, 02 مهر 1397 11:19

اینترنت جهان دوقطبی می‌شود

 

 

اینترنت دو نیم می‌شود

 

 

 

ایسنا :
 
 
مدیر اسبق اجرایی گوگل به‌تازگی برآورد کرده که اینترنت در طول یک دهه آینده به دو قسمت آمریکایی و چینی تبدیل خواهد شد. اریک اشمیت، مدیر اسبق اجرایی ارشد گوگل که قبل از آن مدیریت شرکت مادر آن یعنی آلفابت را نیز برعهده داشت، به تازگی در مصاحبه و گفت‌وگویی با شبکه CNBC عنوان کرده است که تا سال ۲۰۲۸ میلادی، شبکه جهانی اینترنت به دو بخش تقسیم خواهد شد که یکی از آنها توسط ایالات متحده آمریکا و دیگری توسط چین هدایت خواهد شد. به نظر می‌رسد تقابل و جنگ تجاری میان چین و آمریکا به حوزه فناوری ارتباطات و تکنولوژی نیز کشانده شده و شرکت‌های فعال در این زمینه را نیز به زودی درگیر خود خواهد کرد.
 

تحلیلگران فعال در حوزه فناوری اخیرا هشدار داده بودند که اینترنت و خدمات اینترنتی در جهان به شدت به سمت دوقطبی شدن درحال پیشروی است که این امر درنهایت می‌تواند به ضرر بسیاری از کاربران جهانی تمام شود و آینده جهان را به سمتی که نباید هدایت کند. دوقطبی شدن اینترنت به آن معناست که برخی از اپلیکیشن‌ها و سرویس‌های اینترنتی که ازسوی شرکت‌های توسعه‌دهنده چینی منتشر می‌شوند، قابلیت‌های مشابه و در عین حال متفاوتی را با اپلیکیشن‌های توسعه‌یافته توسط شرکت‌های آمریکایی ارائه خواهند داد و توسط برخی کشورها نظیر چین، نظارت شدیدی روی محتوای اینترنت و فعالیت اپلیکیشن و سرویس‌های مختلف وجود دارد و برخی دیگر از کشورهایی که از کنترل و نظارت شدید بر محتوای اینترنت استقبال می‌کنند، در جبهه اینترنت چینی قرار خواهند گرفت.

 

این درحالی است که ایالات متحده آمریکا آزادی بیشتری را برای فضای مجازی و سرویس‌های اینترنتی قائل شده است و به کشورهایی که از این سرویس‌ها بهره می‌برند، سرویس‌های موردنظر خود را ارائه می‌دهد و کشورهایی با سیاست فضای مجازی آزاد در جبهه آمریکایی این تقابل و دوقطبی شدن قرار می‌گیرند. وی در ادامه سخنانش افزود: به نظر می‌رسد کاربران و مردم نیز در این دوقطبی شدن اینترنت چاره و انتخاب درستی نخواهند داشت چراکه به‌طور مستقیم تحت تاثیر سیاست‌گذاری‌های کشور محل سکونت خود، قرار خواهند گرفت، بنابراین نمی‌توانند فضای آزادانه یا کنترل محتوای اینترنت مورد استفاده را خود انتخاب کنند.

 

 

جنگ قدرت در دنیا حالا دیگر تنها به سیاست، اقتصاد و صنعت محدود نیست. این روزها گسترش تکنولوژی‌های ارتباطی، نیاز به اینترنت را در زمینه‌های مختلف بیشتر و بیشتر می‌کند. با این اوصاف است که انتظار می‌رود اینترنت عرصه بعدی زورآزمایی رقابتی کشورهای مهم جهان با یکدیگر باشد. «اریک اشمیت» مدیرعامل سابق شرکت گوگل و یکی از تاثیرگذارترین افراد در دنیای تکنولوژی، به تازگی در یک رویداد خصوصی به این موضوع اشاره کرده است. او انتظار دارد تا یک دهه آینده اینترنت به دو شاخه چینی و آمریکایی تقسیم شود. اشمیت در رویدادی خصوصی که توسط شرکت سرمایه‌گذاری(Village Global VC) در نیویورک برگزار شد، درباره این پیش‌بینی‌ها صحبت کرد. این شرکت بعضی از قدرتمندترین افراد حوزه تکنولوژی مانند اریک اشمیت، جف بزوس، بیل گیتس و دیان گرین را به‌عنوان شرکای محدود در اختیار دارد تا به کمک آنها در مراحل اولیه سرمایه‌گذاری‌های حوزه تکنولوژی شرکت کند.

اینترنت چینی و غیرچینی

در این رویداد «تیلر کوون» اقتصاددان آمریکایی درباره احتمال چند تکه شدن اینترنت به زیرمجموعه‌هایی با قوانین و محدودیت‌های دسترسی متفاوت در سال‌های آینده سوال کرد و گفت: «چقدر احتمال دارد که بین ۱۰ تا ۱۵ سال آینده ما سه یا چهار اینترنت مجزا داشته باشیم؟» اشمیت در پاسخ گفت: «فکر می‌کنم محتمل‌ترین سناریویی که الان داریم، تجزیه اینترنت نیست، در عوض پیش‌بینی می‌کنم که اینترنت به دو قسمت اینترنت چینی و غیرچینی که توسط آمریکا اداره می‌شود، تقسیم شود. اگر چین را ببینیم و مقیاس شرکت‌هایی که در آن راه‌اندازی می‌شوند، خدماتی که آنجا ارائه می‌شود و سرمایه‌ای که آنجا وجود دارد را با دقت بررسی کنیم، خواهیم دید که مختصات لازم برای ایجاد یک پدیده را دارد. اینترنت چینی از تولید ناخالص داخلی آن - که خود رقم بزرگی است- و همچنین تولید ناخالص داخلی آمریکا هم بزرگ‌تر است».

اشمیت معتقد است که جهانی‌سازی به معنای این است که آنها هم در این روند نقش دارند و می‌گوید: «با این روند در آینده‌ای نه‌چندان دور شاهد رهبری عجیب و باورنکردنی چین در زمینه محصولات و خدمات خواهیم بود. همزمان اما نگرانی و دغدغه‌های جدی درباره ورود محصولات و ارائه خدمات توسط دولتی با الزامات خاص خودش برای کنترل و سانسور، وجود دارد. نگاهی به استراتژی حمل‌ونقل BRI آنها که همان جاده ابریشم قرن بیست‌ویکم است و ۶۰ کشور را در برمی‌گیرد، نشان می‌دهد که این کشورها به احتمال زیاد با چین برای اقدامات لازم زیرساختی و اقتصادی در این زمینه همکاری می‌کنند». استراتژی BRI مجموعه اقدامات گسترده‌ای است که دولت چین برای گسترش نفوذ سیاسی و اقتصادی خودش با مرتبط و تجهیز کردن همه ابزارهای تجاری شامل تجارت دیجیتالی، بین چین و دیگر کشورهای اروپایی، آفریقا، خاورمیانه و آسیا انجام می‌دهد.

اریک اشمیت در نوامبر سال گذشته میلادی پیش‌بینی کرد که چین تا سال ۲۰۳۰ حاکمیت جهان در صنعت هوش‌مصنوعی را در اختیار خواهد گرفت و به دولت ایالات‌متحده‌آمریکا هشدار داد که اگر نمی‌خواهد این رقابت را به چین ببازد، باید فعالیت‌هایش را در این زمینه توسعه داده و بیشتر پیشرفت کند. چین در ماه جولای سال میلادی گذشته استراتژی جدیدش برای توسعه هدفمند و تبدیل شدن به رهبر صنعت هوش‌مصنوعی تا سال ۲۰۳۰ را ارائه کرد. اشمیت در تایید این موضوع به دولت آمریکا برای جلوگیری از مغلوب شدن در این زمینه هشدار داد و در نهایت گفت: «به من اعتماد کنید، این مردم چینی خوب هستند. آنها می‌خواهند با وجود سختی‌ها و مشکلات مختلف، از تکنولوژی‌های جدید برای هر دو اهداف تجاری و نظامی خودشان بهره بگیرند. این روند کاملا ساده است. آنها تا سال ۲۰۲۰ بر آمریکا غلبه خواهند کرد و تا سال ۲۰۲۵ آن را پشت‌سر می‌گذارند و بالاخره تا سال ۲۰۳۰ حاکمیت صنعت هوش‌مصنوعی را در اختیار خودشان خواهند گرفت. این همان برنامه‌ای است که دولت چین ارائه داده است».

به هر حال اگر آمریکا غول‌هایی مانند گوگل، فیس‌بوک، مایکروسافت، آی‌بی‌ام و اوپن ای‌آی (OpenAI) را دارد، چین هم غول‌های تکنولوژی مطرحی مانند علی‌بابا، بایدو و تنسنت را در اختیار دارد که اگرچه در مقابل شرکت‌های تکنولوژی بزرگ آمریکایی کم‌تعداد هستند، اما پر کار و با‌انگیزه هستند و به همین دلیل احتمال موفقیت‌شان در آینده‌ای نه‌چندان دور بالاست.

جنجال‌های سنجاقکی

پیش‌بینی‌های اریک اشمیت حالا درست مطرح شده است که جانشینش در گوگل یعنی ساندار پیچای بحث‌هایی را درباره استراتژی این شرکت در چین، به جریان انداخته است. اخیرا خبرهایی منتشر شده است که نشان می‌دهد گوگل در حال توسعه پروژه سنجاقک است که در واقع نسخه سانسورشده‌ای از موتور جست‌وجویش است تا بتواند با آن مقامات چینی را راضی کند. این پروژه ظاهرا شامل ابزاری برای سانسور نتایج جست‌وجو است تا آنها را از صفحه اول حذف کند و ابزاری برای مسدود کردن تمام نتایج برای پرسش‌های حساس؛ برای مثال درباره تظاهرات مسالمت‌آمیز. در هفته‌های اخیر صدها کارمند گوگل تلاش‌های زیادی برای متقاعد کردن ساندار پیچای برای ایجاد شفافیت بیشتر و امضای نامه‌ای کرده‌اند که نشان دهد این برنامه‌های مطرح شده اخیر مسائل اخلاقی را زیر پا نمی‌گذارد.

این در حالی است که بسیاری از کارشناسان معتقدند اقدام گوگل برای عرضه نسخه سانسور شده موتور جست‌وجویش در چین - حتی اگر موفقیت‌آمیز هم باشد- بسیار دیر و ناچیز است و سود احتمالی آن اصلا به هزینه‌هایی که تحمیل می‌کند، نمی‌ارزد. پیچای اما گفته است که گوگل درباره هدفش برای توسعه فعالیت‌هایش در چین، بسیار شفاف است و تیمش فعلا در مرحله تحقیقات و بررسی گزینه‌های بیشتر برای اجرای این طرح هستند.  در این رویداد که با حضور اشمیت و موسسان استارت‌آپ‌های مهم برگزار شده بود، او محصولات و خدمات تکنولوژی چین و سرعت نفوذ آنها در میان مردم این کشور به‌خصوص در بحث پرداخت‌های موبایلی را تحسین کرد. کافی‌شاپ‌های استارباکس در چین نمونه خوبی در این مورد هستند. مشتریان قبل از آنکه به کافه بروند و قهوه‌هایشان را بگیرند، آن را به‌صورت آنلاین سفارش داده و با موبایل‌هایشان پرداخت می‌کنند.

 

 

۷ نیرویی که روش کار ما را متحول خواهند کرد

 

 

نویسنده: Philip Yuen
مترجم: مریم رضایی
منبع: World Economic Forum :
 
 
 
نیروهای تکنولوژیک و اجتماعی این روزها شیوه انجام کار، اینکه چه کسی کار را انجام می‌دهد و حتی شکل کار چگونه است را در دنیا متحول کرده‌اند. با اینکه تکنولوژی باعث می‌شود کارکنان بهره‌ورتر شوند، دست و پنجه نرم کردن سازمان‌ها با پیچیدگی و غیر قابل پیش‌بینی بودن یک محیط کار متغیر، آشفتگی‌های زیادی به بار می‌آورد. تحقیقی که موسسه مشاوره دلویت انجام داده، نشان می‌دهد هفت نیروی قدرتمند مختل‌کننده وجود دارند که شکل کار را آن‌گونه که ما می‌شناسیم، تغییر می‌دهند. این هفت نیروی مختل‌کننده عبارتند از:
 

۱) حضور تکنولوژی در همه جا

۲) سونامی داده

۳) تنوع‌پذیری و تغییر نسل

۴) تغییر در ماهیت یک شغل

۵) هوش مصنوعی، رایانش شناختی و روباتیک

۶) آسیب‌پذیری مشاغل در برابر اتوماسیون

۷) انفجار مشاغل موقت

 

رهبران کسب‌وکار برای اینکه این نیروهای مختل‌کننده را در نظر بگیرند، باید درگیر تفکر قابل تغییر شوند که هم شکل طراحی و هم تصویر کاری را که در سازمان انجام می‌شود تغییر می‌دهد. آنها باید بزرگ فکر کنند، کوچک شروع کنند، چابک‌تر شوند و در نهایت، سریع‌تر از واقعیت‌های جدید کاری حرکت کنند.

 

آیا سازمان‌ها آماده انقلاب صنعتی چهارم هستند؟

گزارش موسسه دلویت دیدگاه‌های مدیران ارشد را در مورد اثر انقلاب صنعتی چهارم مورد بررسی قرار داده است. انقلاب صنعتی چهارم با اتوماسیون و تکنولوژی‌های دیجیتال همراه است. طبق این گزارش، رهبران کسب‌وکار مطمئن نیستند که استعدادهای مناسب را برای موفق شدن در این دوره از پیشرفت تکنولوژیک در اختیار دارند یا نه. تنها ۲۵ درصد این رهبران کاملا اطمینان دارند که نیروی کارشان مهارت‌های مورد نیاز برای مشاغل آینده را دارد. همچنین تنها ۱۴ درصد از آنها کاملا به توانایی خود برای مهار تغییرات همراه با انقلاب صنعتی چهارم اطمینان دارند. با این حال، ۸۶ درصد رهبران کسب‌وکار فکر می‌کنند هر کاری از دستشان بربیاید برای تربیت نیروی کار مناسب انجام می‌دهند. نکته عجیب‌تر این است که کمتر از ۲۰ درصد کل رهبران کسب‌وکار، استعداد و نیروی انسانی را یک اولویت برتر می‌دانند. مخلص کلام اینکه رهبران کسب‌وکار این تفکر را ندارند که برای رسیدن به جایی که باید برسند، به تغییرات بنیادی نیاز دارند.  اما تغییر بنیادین یک امر ضروری است. اثر اتوماسیون را در نظر بگیرید. ارزیابی‌ها نشان می‌دهد ۵۷ درصد کل مشاغل در ۵ سال آینده، در معرض اتوماتیک شدن هستند. اقتصادهای نوظهور در منطقه جنوب شرق آسیا بیشترین آسیب‌پذیری را در برابر اتوماسیون مشاغل دارند. اما اقتصادهای پیشرفته هم تحت تاثیر قرار خواهند گرفت. مثلا در سنگاپور، انتظار می‌رود اتوماسیون نیروی کار ظرف سه سال آینده دو برابر شود.

به‌طور حتم، احتمال اینکه یک شغل به‌طور کامل در اثر اتوماسیون از بین برود، پایین است. احتمال بیشتر این است که تکنولوژی فقط جایگزین بخش‌هایی از یک شغل شود. هوش انسانی در کنار هوش مصنوعی، یادگیری ماشینی، پردازش زبان طبیعی و هر چیز دیگری که می‌تواند جایگزین وظایف در یک فرآیند کسب‌وکار شود و آنها را سریع‌تر، دقیق‌تر و کم‌هزینه‌تر کند، کار خواهد کرد. در این سناریو، مناسب‌ترین منبع – چه تکنولوژیک باشد چه انسانی – طوری متناسب‌سازی می‌شود که پربارترین دستاورد را ارائه می‌کند. به این ترتیب، مدل‌های استعدادیابی و استعدادپروری قدیمی دچار اختلال می‌شوند. سازمان‌ها باید تعادل درستی بین انسان و ماشین ایجاد کنند تا این دو مکمل هم باشند.

افزونه‌سازی هم ساختارها و فعالیت‌های استعدادهای فعلی را به چالش می‌کشد، چون آنها را منعطف‌تر می‌کند. نیروی کار مشروط بیش از پیش افزایش می‌یابد و کارکنان گیگی، قراردادی یا آزادکار بیشتر مورد استقبال کسب‌وکارها قرار می‌گیرند، چون کسب‌وکارها می‌خواهند برای حل مشکلات پیچیده کسب‌وکار، به باهوش‌ترین افراد دسترسی داشته باشند. در واقع، در آمریکا بیش از ۹۰ درصد مشاغل جدید ظرف پنج سال گذشته، با این نوع نیروی کار انجام شده است. از نظر نیروی کار، این افزونه‌سازی از طریق تکنولوژی به این معنا است که افراد حالا می‌توانند تصمیم بگیرند بهترین جا برای کار کردن‌شان کدام است؛ چه در دفتر کار باشند، چه در خانه، چه در یک ایستگاه ماهواره‌ای و چه در یک فضای کار اشتراکی. این ویژگی‌ها با تمایل نسل هزاره و نسل Z که محیط کار انعطاف‌پذیر را می‌پسندند، همخوانی دارد. برای این نوع نیروی کار، اقتصاد گیگی بهترین گزینه است.  در آسیا این موضوع اهمیت ویژه‌ای دارد، چون میانگین سنی حدود ۶۰ درصد نیروی کار ۲۸ سال است. از آنجا که انتظارات شغلی این گروه سنی بسیار متفاوت است، سازمان‌ها باید مدل‌های خود را برای جذب و حفظ استعدادهایی که کسب‌وکار آنها را به سوی آینده سوق می‌دهند، متناسب‌سازی کنند.

 

مرتبط ماندن در آینده کار

نیمه عمر یک مهارت از ۳۰ سال به حدود ۶ سال کاهش یافته است. این موضوع برای کسانی که تازه از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده‌اند هم کاربرد دارد. یعنی مدل «در مدرسه یاد بگیر» و «در کار عملی کن» دیگر پایدار نیست و در محیط‌های کاری جدید مهارت‌ها باید بازآموزی و یادگیری‌ها باید تمدید شوند. گزارش مجمع جهانی اقتصاد نشان می‌دهد بازآموزی مهارت‌ها برای سازمان‌هایی که به دنبال استراتژی نیروی کار آینده هستند، یک اولویت اصلی است و فقط مختص جوانان نیست. افراد، شرکت‌ها و نهادهای آموزشی باید راه‌‌حل‌های جمعی و نابی را پیدا کنند که برای همه کاربرد داشته باشد و به دنبال روش‌های هوشمندی باشند که تفکر عادلانه و پیشرو را در محیط کار ارتقا می‌دهد. دولت‌ها و سیاست‌گذاران می‌توانند با رهبری جسورانه‌تر در آموزش و قوانین بازار کار و با توسعه استانداردهایی که امکان فرصت‌های کاری آینده را فراهم می‌کند، در این الگوی جدید نقش مهمی ایفا کنند. یک واکنش جمعی پلت‌فرم‌هایی ایجاد خواهد کرد که به افراد قدرت می‌دهد خودشان را بازآفرینی کرده و راه‌های جدیدی را به سوی پیشرفت کاری آغاز کنند.  رهبران کسب‌وکار دیگر نمی‌توانند صرفا مصرف‌کنندگان منفعل سرمایه انسانی حاضر و آماده باشند. آنها باید توسعه استعدادها و استراتژی نیروی کار را در مرکز برنامه‌های رشد خود قرار دهند که این کار مستلزم داشتن ذهنیتی جدید برای شناخت چالش‌هایی است که نیروی کار با آن مواجه می‌شود.

آیا امام حسین(ع) برای حکومت قیام کرد؟/ محمدتقی سبحانی

 

آیا امام حسین(ع) برای حکومت قیام کرد؟

 

محمدتقی سبحانی

شبکه اجتهاد:

 

حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر محمد تقی سبحانی استاد حوزه علمیه قم و مدیر بنیاد فرهنگی امامت طی یادداشتی تحلیلی به قیام امام حسین (ع) و ایستادگی قهرمانانه در برابر ستم و سیاهی پرداخته است که در پی می‌آید:

 

۱- در سده معاصر این پرسش بارها به میان آمده و دیدگاه‌ها‌ی گوناگونی را برانگیخته است. در این خصوص، دیدگاه روشنفکران دینی ایران و روحانیت همسو با آنان، از همه جالب‌تر و عبرت‌انگیزتر است؛ آنان که پیش از انقلاب، در فضای چپ مارکسیستی می‌زیستند، با تفسیر انقلابی‌منش از نهضت حسینی، نه تنها این حرکت را منحصر در یک قیام سیاسی می‌کردند بلکه همه حقائق دیگر عاشورا را به سود این نظریه به فراموشی می‌سپردند و یا به تیغ تحریف و تکذیب می‌بریدند. از میان این گروه، دکتر علی شریعتی و آقای صالحی نجف‌آبادی را به طور مشخص می‌توان نام برد.

همین گروه، آن گاه که از عرصه کشتی جمهوری اسلامی پیاده گشتند و به فکر اصلاحات سیاسی افتادند، بنای تفسیر معکوس گذاشتند و از اساس هر گونه انگیزه سیاسی را در سیدالشهداء(س) انکار کردند و در افراطی‌ترین تحلیل، همه حرکت ایشان را در قالب یک «فرار از حکومت جور» به تصویر کشیدند. اینان بر این باورند که امام(ع) تنها به دلیل فشار حکومت برای بیعت بود که به پذیرش دعوت کوفیان برای تشکیل حکومت تن داد و در میانه راه نیز از این نیت بازگشت.

در تفسیر کلاسیک از این گروه، پیام‌آوران الهی هرگز به دنبال به دست گرفتن حکومت نبودند و تنها اجرای قسط و عدالت را از حکومت‌ها‌ی حاکم می‌خواستند. نمونه ایرانی این تفسیر در مهندس بازرگان(در سال‌های واپسین) و نسخه قدیمی‌تر آن در علی عبدالرازق مصری قابل پیگیری است.

۲- وجود عناصر حکومت در قرآن کریم و سیره پیامبر اسلام چنان است که جای انکار نمی‌گذارد که دولت‌سازی بر محور پیامبر اکرم، یکی از اصول رسالت اسلامی بوده است. این نکته را با شواهد فراوان، در نقدهائی که سنیان بر عبدالرازق و شیعیان بر بازرگان نوشته‌اند، به خوبی می‌توان دید. مطالعه کتاب «الدین و الدوله» از علی بن ربّن طبری (پزشک مسیحی در قرن سوم که استاد زکریای رازی بود و مسلمان شد و این کتاب را در حقانیت نبوت پیامبر اسلام نوشت) را توصیه می‌کنم که او مهم‌ترین شاهد بر همسانی موعود انجیل با شخصیت پیامبر را همین تلاش رسول الله(ص) برای تاسیس دولت می‌داند.

تشکیل حکومت توسط پیامبر(ص) در مدینه کاملا در حالت اختیار بود و مقدمات شکل‌گیری آن را خود پیامبر با پیمانهای پیش از مدینه و از آغاز حضور در میان اهل یثرب، سبب شدند. دستورات قرآنی هم دقیقا در راستای حاکمیت ایشان در بین مسلمین است و با اثبات لزوم فرمانبرداری و افتراض طاعت، تنها فرمان ایشان را به عنوان فصل الخطاب در مدیریت اجتماعی می‌داند. این در حالی است که گزینه‌ها‌ی دیگر نیز فراروی پیامبر بود و ایشان می‌توانستند با وانهادن حکومت به مردم، تنها اجرای عدالت و تحقق احکام را از آنان طلب کنند.

ماجرای انتصاب امیرمومنان(ع) به مقام ولایت و موضوع جانشینی رسول خدا(ص) در واقعه غدیر و امثال آن، نیز بی‌گمان به حق خلافت برای امام معصوم می‌انجامد و تلاش ایشان برای دستیابی به این جایگاه را موجه و معقول می‌سازد. خلافت سیاسی هر چند همه هویت ولایت معصومان نبود اما به عنوان بخشی از این مقام و منصب، جزء جدائی ناپذیر اندیشه تشیع در سراسر تاریخ به شمار رفته است.

۳- اگر گرفتن خلافت اصلا در دستور کار امام حسین(ع) نبود، نباید دعوت کوفیان را برای حکومت در هیچ شرایطی می‌پذیرفت و از این کار به روشنی استنکاف می‌کرد، چرا که پذیرش دعوت نه تنها فشار سیاسی را بر امام(ع) سخت‌تر می‌ساخت و دستگاه خلافت را بیشتر بر علیه ایشان حساس می‌کرد، بلکه اساسا با هدف و برنامه امام در تنافی بود.

شاهد دیگر بر این که امام حسین دعوت کوفیان را تحت فشار و به اجبار نپذیرفت، این که امام سجاد(ع) و امامان بعدی در همین تنگنای سیاسی بودند ولی دعوت مکرر شیعیان را نپذیرفتند و با مماشات با خلیفگان، سرمایه‌ها‌ی شیعه را برای تربیت انسانِ تراز و ساختن آینده‌ای پرتوان‌تر ذخیره کردند. برعکس، این زیدیان و حسنیان بودند که به این دعوت‌ها‌ پاسخ مثبت می‌دادند و برای سرنگونی سران خلافت و تشکیل حکومت دینی، ستیز و پیکار می‌کردند.

۴- اجمال مدعای ما که با همه مدارک تاریخی نیز راست می‌آید، آن است که اهل بیت(ع) تا حدوث واقعه عاشورا، پروژه بازگرداندن خلافت به مدار اصلی و گرفتن حق ولایت سیاسی خود (که به منظور اصلاح امت رسول الله(ص) بود) را در دستور کار خود داشتند و هر زمان که شرایط را مناسب می‌دیدند، بدان قیام می‌کردند و اما پس از یاس از همراهی مردم (حضور حاضر و وجود ناصر) با تحریم «دولت جور و غاصب» و مبارزه منفی با آن، به احیای سنت نبوی در قالب شکل دهی به یک «جامعه محدود و مطلوب»(شیعه) و در واقع تاسیس یک «دولت مقدور» بسنده کردند و بدین ترتیب، ولایت جامعه مومنان در صورتی دیگر غیر از حکومت سیاسی ادامه یافت.

۵- البته این برداشت شیعه از امامت که حکومت را جزئی از اصل ولایت (و البته نه مهم‌ترین عنصر ولایت و نه جزء تعطیل‌ناپذیر از آن) می‌داند، با برداشت‌ها‌ی معاصر که همه اسلام و ولایت را در حکومت خلاصه می‌کنند و برای حفظ نظام سیاسی، همه چیز و همه کار را مجاز و مشروع می‌دانند، فاصله بسیار دارد.

حکومت در اندیشه قرآن کریم و سیره معصومان تنها یکی از راه‌های پیاده سازی اهداف بعثت می‌باشد و منحصر دانستن دین در دولت‌داری، خطائی است که بر سر اثبات آن، باید تاریخ و سیره و عقل و نقل را قربانی کرد. از آن سو، انکار ولایت سیاسی به عنوان بهترین و عادی‌ترین راه برای تحقق ارزش‌های الهی در حیات انسان‌ها، ستیز با اصول مکتب و تجربه بشر است ولی نباید فراموش کرد که رسولان و‌امامان، دولت دینی را در صورت وجود قدرت(حضور حاضر و وجود ناصر) و در سایه پذیرش عمومی(رضایت) برپا می‌کردند و با نبود شرایط، راه‌ها‌ی دیگر را برای تربیت امت و توسعه دیانت ترجیح می‌دادند.

۶- به نظر می‌رسد که این تحلیل می‌تواند لحظه لحظه نهضت حسینی را از هنگامه پرهیز از بیعت تا پذیرفتن دعوت و تا مذاکره برای یافتن راهکاری برای حفظ امام و شیعیان و در فرجام فاجعه، ایستادگی قهرمانانه در برابر ستم و سیاهی و اعلان حقانیت خود برای احیای سنت و حاکمیت عدل، به خوبی تبیین و توجیه کند.