ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

چهارشنبه, 14 شهریور 1397 12:11

مدل‌های محیط سازمان‌های مجازی

مدل‌های محیط سازمان‌های مجازی

 

 

نویسنده: Pravin Durai
مترجم: مریم حاج سیدجوادی
 
 
مانند انواع گوناگون سازمان‌های مجازی، محیط‌های کاری در سازمان‌های مجازی را می‌توان بر اساس ماهیت شبکه‌ای موجود میان اعضای سازمان طبقه‌بندی کرد. در این محیط‌های کاری، یقینا هیچ‌گونه دفتر و حضور فیزیکی کارمندان وجود نخواهد داشت. در ادامه سه مدل مشهور از این محیط‌های کاری که بر اساس موقعیت کارمندان مشخص می‌شود معرفی شده است.
 
 
 
 

 

 

مدل دورکاری

در این مدل کارمندان اغلب کار را دور از سازمان و در منزلشان انجام می‌دهند. در این میان سازمان‌ها می‌توانند تمهیدات رسمی یا غیررسمی برای تسهیل وضعیت کارمندانی که دور از شرکت و در خانه مشغول به کارند، ترتیب دهند. بنابراین لازم نیست یک کارمند مجازی، روزهای مشخصی در هفته، در سازمان حضور یابد. با توجه به سیاست‌ها و تسهیلات موجود، سازمان می‌تواند هر تعداد کارمند راه دور که نیاز دارد به کار گیرد. در کل این وضعیت به کارمندان ارشد این اجازه را می‌دهد که با کار از راه دور در گذراندن وقت با ارزش خود برای انجام کارها صرفه‌جویی کنند.

مدل دورکاری، مزایا و معایب خاص خود را داراست. این مدل در وهله اول منجر به حذف یا کاهش فضای اداری می‌شود؛ در وهله دوم منجر به صرفه‌جویی در زمان و هزینه برقراری ارتباط توسط کارمندان با /  از شرکت می‌شود؛ در وهله سوم، منجر به برقراری تعادل در زندگی کاری و شخصی می‌شود و در نهایتا، منجر به کمک به موارد خاص مانند دوران قبل و بعد از زایمان کارمندان زن می‌شود. با وجود مزایای مطرح‌شده، این مدل دارای معایبی نیز هست:

برخلاف سازمان‌های سنتی، تنظیم استانداردهای عملکردی برای کارمندان براساس استانداردهای قابل اندازه‌گیری دشوار است. بنابراین ارزیابی پیشرفت کارمندان در کار و کیفیت عملکردی و میزان دستیابی به اهداف سازمان، ممکن است به چالشی برای مدیریت سازمان‌های مجازی تبدیل شود.

وحدت تیمی ممکن است امری مشکل‌زا برای این نوع محیط‌های کاری باشد. به‌عبارتی ممکن است برای سازمان‌ها، هماهنگ‌کردن فعالیت‌های کارکنان برای انجام کار در زمان مناسب، دشوار باشد.سازمان‌ها ممکن است از حقوق و وظایف قانونی و غیرقانونی میان خود و کارمندان راه دور کاملا آگاه نباشند. لذا، این امر ممکن است منجر به اغتشاش در مسائل کاری و نگرانی کارمندان شود.تعیین معیارهایی برای شناسایی کارکنانی که تحت پوشش دورکاری قرار می‌گیرند، ممکن است به موضوعی قابل بحث برای سازمان تبدیل شود به‌طوری که بر صمیمیت بین کارفرما و کارکنان و نیز بین کارکنان با کارکنان تاثیر بگذارد.

توسعه و نگهداری کانال‌های اختصاصی ارتباطاتی نیز ممکن است یک چالش در محیط کار از راه دور باشد. این سازمان‌ها باید از عملکرد بدون مشکل ابزارهای الکترونیکی به‌طور مداوم، اطمینان حاصل کنند.

  مدل خط مقدم

در این مدل، معمولا کارکنان، کار را نه از دفتر و نه از خانه خود انجام می‌دهند، بلکه آن را در دفتر یا محیط کار کارفرمایان به انجام می‌رسانند. هدف این مدل، این است که برای کارفرما این امکان را فراهم آورد که از خدمات سازمان‌های مجازی در محل خود بهره‌مند شود. این امر، علاوه بر اینکه کنترل بیشتر و دسترسی آسان و فوری به فعالیت‌های سازمان‌های مجازی را برای کارفرما به ارمغان می‌آورد، به سازمان‌های مجازی در کاهش هزینه‌های محیطی و ارتقای رضایت مشتریان نیز کمک می‌کند. با این حال، محدودیت اصلی این مدل این است که کارفرمایان، یک جا، متوجه عملکرد و مشکلات رفتاری کارمندان می‌شوند که این مساله بر تصویر سازمان‌های مجازی تاثیر می‌گذارد. از معایب دیگر این مدل می‌توان به افزایش فضای مورد نیاز کارفرمایان و ایجاد وقت و هزینه مازاد برای آنها اشاره کرد.

  مدل پیوند سایبری

در این مدل، تیم تولیدکنندگان، تامین‌کنندگان و مشتریان از طریق فضای سایبری شبکه‌سازی شده و به‌طور جامع و هماهنگ، برای دستیابی به اهداف مشترکی مانند ایجاد یک محصول یا خدمات کار می‌کنند. هدف اصلی این مدل اطمینان از رضایت کامل مشتری و تکرار سفارشات از جانب آنها است. بنابراین، این مدل در جهت همکاری بلندمدت بین سازمان مجازی و کارفرمایانش گام بر می‌دارد. در این مدل که تیم‌ها برای رسیدن به اهداف یا ماموریت‌های خاص تشکیل می‌شوند، پس از دستیابی به یک هدف، تیم‌ها از هم جداشده و اعضای آن ممکن است تیم جدیدی را با اعضای جدید یا موجود برای انجام اهداف بعدی تشکیل دهند. بنابراین یک پیش‌نیاز مهم برای موفقیت این مدل، بازسازی کامل سیستم فرهنگ و کار است. مهم‌ترین نقاط قوت این روش عبارتند از:

  •  رویکرد مبتنی بر هدف و اجرای سریع‌تر کار؛
  •  توانمندسازی کارکنان به‎‌منظور تصمیم‌سازی برای تیم خود؛
  •   ارتباط موثر بین کارکنان؛
  • تیم‌های خودگردان که باعث افزایش مشارکت و انگیزه می‌شوند؛
  •  به اشتراک‌گذاری اطلاعات مبتنی بر فناوری اطلاعات که تغییر در وظایف و مسوولیت کارمندان را تسهیل می‌کند.

 

منبع: موسسه معنا

p28-03

 
سه شنبه, 13 شهریور 1397 12:42

راز ماندگاری میثم در تاریخ

به مناسبت شهادت میثم تمّار؛

میثم تمّار؛ غلامی که به دست امیرالمؤمنین آزاد شد

 
 
 
شهید میثم تمار ایرانی، اولین بار امیرالمومنین (ع) را در کوفه دیدار می‌‌کند و در آن زمان غلام یک زن عرب بوده که امیرالمؤمنین علیه‌السلام، میثم را می‌‌خرد و آزاد می‌کند.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 7 دقیقه

 

میثم تمار

 

 

 


در صدر اسلام کسانی که ممدوح واقع شده اند، بیش از آنکه به خاطر نماز و روزه و عبادتشان ممدوح واقع شوند به خاطر موضع گیری های اجتماعی و سیاسی که داشته اند، ممدوح واقع شده اند و تاریخ، مواضعی را بیان می کند که این مواضع تعیین کننده هستند. از آن طرف هم در تاریخ به خاطر عدم نماز و شرب خمر و ... کسی خاصه تنها به جهت این رفتارها مذموم نشده اند، در حقیقت مذمت افراد  به خاطر بی نمازی نبوده بلکه به خاطر عدم حضور آن ها در جایی که حضورشان لازم بوده، است.

میثم در تنزیل، تفسیر و تأویل قرآن متبحر بود، که ابن عباس مفسر و شاگرد علی (ع) که تفسیرش اعجاب همگان را برمی‌انگیخت، وقتی در پای تفسیر و تأویل قرآن میثم نشست، دستور داد قلم و کاغذ برایش بیاورند تا سخنان میثم را درباره قرآن بنویسد.


از بزرگواران و شخصیت های برجسته ممدوحی که با حرکت و ذکاوتی که داشت توانست جامعه را هدایت کرده و شکل دهد، میثم تمّار بود. به مناسبت شهادت این یار و همراه مکتب اهل بیت گذری خواهیم داشت بر زندگی او که از شخصیت‌های برجسته تاریخ شیعی بوده است؛ چرا که با مرور تاریخ اسلام خواهیم دید که یک ارتباط و شیفتگی دو سویه میان میثم و مولایش علی علیه السلام برقرار بود به طوری که میثم توانست به مقامی برسد که محرم راز امامش باشد.

آزاد شده امیرالمؤمنین(ع)

ایرانی‌زاده ای که تا سنین جوانی به دست اعراب اسیر بوده و بعد از آن توسط زنی عرب خریداری می شود. بعدها وقتی امیرالمؤمنین علی علیه السلام وارد کوفه می شوند و او را می بینند ، توسط ایشان خریداری شده و بعد آزاد می شود.

میثم خرما فروشی بود که در کوفه زندگی می‌کرد و از موالیان بود. موالی به ایرانیانی گفته می‌شد که در بلاد اسلامی زندگی می‌کردند. به بیان دیگر به ایرانیانی که از شهر و کاشانه خود آمده بودند و در مناطق عرب‌نشین دنیای اسلام مثل کوفه که یکی از مراکز تشیع بوده، با قبایل عرب زندگی می‌کردند، موالی گفته می‌شد.
امام علی علیه السلام گاهی که فراغتی پیدا می‌کرد در دکان او می‌نشست و گاهی که میثم نبود به جای او خرما می‌فروخت و دکانش را اداره می‌کرد!

میثم در مکتب امام علی (ع)

میثم پس از آزادی از شاگردان و اصحاب خاص امام علی (ع) شد به طوری که دریچه قلبش به روی معارف علوی گشوده و با اسرار و رازهای نهانی امام آشنا شد. (1) به طوری که رفته رفته چنان در پیشگاه امام و مولایش مقرّب شد، تا جایی که صاحب سرّ علی و محرم راز او و، در خلوت و جلوت انیس امام بود.

سعادتی بزرگ برای میثم تمّار

آشنایی میثم با مولایش علی علیه السلام برای او توفیقی بزرگ و سعادتی ارزشمند بود.امیرالمؤمنین با مشاهده استعداد روحی و زمینه مناسب وی دانش و آگاهی های بسیاری را به او آموخت و میثم از علومی بهره مند و برخوردار بود که فرشتگان مقرب و رسولان الهی از آن آگاه بودند. 

میثم، علم تفسیر قرآن را نزد علی -علیه السلام فرا گرفت و از معارفی که از آن حضرت آموخته بود کتابی تدوین کرد که کتابش را پسرش از او روایت کرد. به همین جهت، میثم یکی از مؤلفان شیعه به حساب می آید. به حدی میثم در تنزیل، تفسیر و تأویل قرآن متبحر بود، که ابن عباس مفسر و شاگرد علی (ع) که تفسیرش اعجاب همگان را برمی انگیخت، وقتی در پای تفسیر و تأویل قرآن میثم نشست، دستور داد قلم و کاغذ برایش بیاورند تا سخنان میثم را درباره قرآن بنویسد. (2)

پیشگویی‌های شاگرد مکتب علی(ع)

میثم از بسیاری حوادث آینده، آگاهی داشت و گاهی آن ها را پیشگویی می کرد. دانای رازهای نهان بود. نامه سربسته می خواند و راز نشنیده می گفت. این را نیز از مولایش علی علیه السلام فراگرفته بود. آگاهی از سرنوشت خود و افراد دیگر و با خبر بودن از وقایعی که بعدا به وقوع خواهد پیوست، فتنه هایی که بعدا پیش خواهد آمد، تاریخ و نحوه شهادت ها و وفات ها و... از علومی بود که امیرمؤمنان، آن را به برخی از یاران برگزیده خویش که روحی بزرگ و استعدادی بالا و دلی وسیع و ظرفیتی افزون داشتند، آموخته بود. اینان را «اصحاب سر» حضرت امیر می دانستند و میثم هم یکی از این اصحاب بود.

روزی میثم با «ابن عباس » - مفسر قرآن و شاگرد علی علیه السلام- در مدینه دیدار کرد و به او گفت: "آن چه از تفسیر قرآن می خواهی، بپرس! من تمام قرآن را نزد علی علیه السلام فرا گرفتم و آن حضرت تاویل قرآن را به من تعلیم فرمود. ابن عباس که مراتب فضل و علم و تقوای میثم را می دانست، کاغذ و دواتی طلبید تا سخنان میثم را در باره تفسیر قرآن بنویسد. میثم پیش از بیان تفسیر، گفت: ای ابن عباس! چگونه خواهی بود وقتی که من را مصلوب و به دار آویخته ببینی، نهمین نفری که چوبه دارش هم کوتاه تر از دیگران است؟... ابن عباس گفت: کاهن هم که هستی؟! و خواست که کاغذ را پاره کند.

ابن عباس از علم به آینده بی بهره بود، و چون چنین خبر و پیشگویی را از میثم شنید که از جزئیات شهادتش خبر می دهد، برایش غیر قابل هضم بود، از این جهت. این گونه برخورد کرد. اما میثم گفت: آرامتر!...آن چه را از من می شنوی بنویس و نگهدار! اگر آن چه می گویم راست بود، نگاهش دار و اگر باطل بود، آن گاه پاره اش کن... و ابن عباس پذیرفت که چنان کند." (3)

وقتی وعده و پیشگویی امیرالمؤمنین محقق می‌شود

امام علی علیه السلام میثم را از چگونگی شهادتش، قاتل وی و آویخته‌شدنش به درخت نخلی که آن را به او نشان داده بود، آگاه ساخته و به او بشارت داده بود که پاداش مقاومت او در آخرت همنشینی با علی است.

موالی به ایرانیانی گفته می‌شد که در بلاد اسلامی زندگی می‌کردند. به بیان دیگر به ایرانیانی که از شهر و کاشانه خود آمده بودند و در مناطق عرب‌نشین دنیای اسلام مثل کوفه که یکی از مراکز تشیع بوده، با قبایل عرب زندگی می‌کردند، موالی گفته می‌شد


از آن پس میثم کنار آن درخت نماز می‌خواند و با آن سخن می‌گفت؛ درختی که در مقابل خانه عمرو‌بن حُریث بود. عمرو می‌گوید: گاهی که میثم به من می‌رسید می‌گفت: با تو همسایه خواهم شد با من خوب رفتار کن!
من می‌گفتم: کدام خانه را می‌خواهی بخری؟! خانه این پهلو را یا آن پهلو را؟ روزی که او را بر در خانه من به دار زدند معنی حرفش را فهمیدم.

بالأخره وعده و پیشگویی امیرالمؤمنین درباره شهادت میثم محقق می شود؛ میثم را بر تنه همان درخت خرما به دار کشیدند. دست‌ها و پاهایش را به تنه این درخت میخ زدند، ولی در همان حال راجع به فضایل و سیره امام و بدبختی‌ای که مردم بدان گرفتار بودند سخن می‌گفت و مردم را ارشاد و هدایت می‌کرد.
تا اینکه خبر به جائر کوفه رسید و دستور داد شکمش را دریدند و او را به شهادت رساندند.


 

پی نوشت:
1- سفینة البحار، ج2: 524
2- بحارالانوار، ج42: 128
3- همان

سه شنبه, 13 شهریور 1397 12:37

کاربرد فناوری اطلاعات

کاربرد فناوری اطلاعات

 

 

كاربرد شبكه اینترنت توسط سازمانهای دولتی جهت ارایه خدمات و اطلاعات به مردم، شركتها و سایر سازمانهای دولتی یكی از تعاریف دولت الكترونیكی است.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 6 دقیقه
فناوری اطلاعات

 

 

 

متخصصان و كارشناسان، دولت الكترونیكی را سازمانی مجازی بدون ساختمان و دیوار توصیف می‌كنند كه خدمات دولتی را بدون واسطه بصورت 24 ساعته و هفت روز هفته به مشتریان ارایه می‌دهد.

به عبارتی دولت الكترونیكی به مجموعه ارتباطات الكترونیكی میان دولت، شركتها و شهروندان و كاركنان دولت كه از طریق شبكه اینترنت برقرار می‌شود اطلاق می‌گردد.

مزایای دولت الكترونیكی

از جمله مزایایی كه برای دولت الكترونیكی برشمرده شده عبارت است از:

1- افزایش اختیارات شهروندان از طریق دسترسی به اطلاعات و اداره موثرتر امور دولتی
2- بهبود ارتباطات میان سازمانهای دولتی با تجارت و صنعت و سایر سازمانهای دولتی
3- افزایش دقت و شفافیت در كارهای دولتی
4- رشد درآمدهای دولت و كاهش هزینه‌های آن
5- ارتقاء كارآیی سیستم‌های اقتصادی و ایجاد شفافیت برای جذب سرمایه‌گذاریهای خارجی و پشتیبانی در كشورهای در حال توسعه
6- ایجاد احساس بهتر در مشاركت اجتماعی و اصلاح تصمیم‌گیریها و پیاده‌سازی برنامه‌های توسعه

زمینه‌های كاربرد دولت الكترونیكی

دولت الكترونیكی دارای كاربردهای متفاوتی است كه می‌توان آنها را در 4 گروه زیر دسته‌بندی كرد:

خرید و فروش و تبادل هر گونه كالا، خدمات و یا اطلاعات از طریق شبكه‌های رایانه‌ای یا انجام مبادلات تجاری در یك قالب الكترونیكی،‌‌ از تعاریفی است كه برای تجارت الكترونیكی بیان شده است.



- ارتباط دولت با شهروندان
- ارتباط دولت با تجارت و صنعت
- ارتباط دولت با كاركنان
- ارتباط دولت با دولت

شهرهای الكترونیكی

در تعریف شهر الكترونیكی گفته شده:  

ارایه دسترسی الكترونیكی شهروندان به شهرداری و اماكن مختلف شهری به صورت شبانه روزی و هفت روز هفته به شیوه ای با ثبات، قابل اطمینان، امن و محرمانه شهر الكترونیكی نام دارد. 
با عملی شدن نظریه ایجاد شهرهای الكترونیكی شهروندان می‌توانند از طریق اینترنت هر زمان یا هر مكان به اطلاعات و یا خدمات آموزشی، تفریحی، تجاری، اداری و بهداشتی دسترسی پیدا كنند.  

مزایای شهر الكترونیكی

شهر الكترونیكی دارای شرح وسیعی از عملكردها، قابلیتها و مزایا می‌باشد كه بصورت اختصار به موارد زیر می‌توان اشاره نمود:  

1- فراهم آوردن خدمات اینترنت با كیفیت و سرعت بالا برای شهروندان و بهبود زندگی مردم با افزایش آگاهی آنان از فرایندهای شهری و همچنین امكانات شهر و تسهیل انجام فعالیت های شهری.
2- دسترسی 24 ساعته مردم به خدمات شهری
3- كاهش ترافیك شهری و به تبع آن كاهش آلودگی هوای شهر به دلیل كم شدن رفت و آمدها
4- صرفه جویی در وقت و انرژی
5- كاهش فساد اداری

پروژه های شهرهای الكترونیكی در ایران

مدتی است در كشور ما نیز به این مهم توجه شده كه در این زمینه می توان به پروژه‌های شهرهای الكترونیكی كیش و مشهد اشاره كرد.  

سند راهبردی شهر الكترونیكی مشهد در 500 صفحه تنظیم و تحویل شهرداری آن شده است. این سند در راستای اهداف سند توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات قرار دارد و از این جهت كه زمینه اجرای عملیات شهر الكترونیكی مشهد را بر اساس اصول علمی جهان راهبردی می كند حائز اهمیت است.

برای پیاده سازی اصولی طرح شهر الكترونیكی و هوشمند كیش به عنوان پایلوت كشور، از یك شركت ایرلندی با تجربه برای تدوین طرح راهبردی فناوری اطلاعات و ارتباطات كیش استفاده شده است.

نمایندگان این شركت تا پایان اردیبهشت ماه سال جاری (1383) در جزیره مستقر خواهند شد و فعالیت خود را آغاز خواهد كرد. این شركت ایرلندی تا شش ماه آینده طرحی بر اساس مطالعه و تحقیق و تحلیل از وضعیت جغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی كیش ارایه خواهد كرد.   

آموزش الكترونیكی

آموزش الكترونیكی نوع جدید از آموزش و مبتنی بر فناوری است كه در آن نیازی به حضور دانشجویان در كلاسهای برنامه ریزی شده نیست. به عبارتی این نوع آموزش استفاده از اینترنت برای یادگیری می باشد كه از طریق ارتباطات اینترنتی و مرورگر در هر زمان و یا مكانی می توان به این مقصود دست یافت.

مفاد آموزشی در آموزش الكترونیكی با آموزش سنتی متفاوت است، بطوری كه در آموزش الكترونیكی 40 تا 50 درصد متن آموزشی از طریق استاد و بقیه درس از طریق همكاری و ارتباط مستمر دانشجویان تعیین و تدوین می‌شود.

مزایای آموزش الكترونیكی

مزایای آموزش الكترونیكی با توجه به افزایش قابلیت‌های آن ارتقاء می‌یابد ولی بطور كلی می‌توان به اهم موارد آن اشاره كرد:

1- پویایی دانشجویان در حین آموزش و ترغیب به امر پژوهش و در واقع ادغام امور آموزشی و پژوهشی در یكدیگر در حین فراگیری
2- حذف مشكل استاد محوری
3- حذف فاصله و بُعد مكان و قابل دسترس بودن اطلاعات تمامی رشته‌های علمی در حداقل زمان ممكن و در هر نقطه 
4- عدم اختصاص مطالب آموزشی به قشر خاصی و امكان استفاده عموم افراد اعم از بیكار، شاغل و ...
5- صرفه جویی در زمان و هزینه
6- افزایش نیروی انسانی مجرب و همگام با فناوری روز

تجارت الكترونیكی

تجارت الكترونیكی به عنوان یكی از مباحث مهم فناوری اطلاعات و ارتباطات مورد تاكید كارشناسان بوده و با سرعت در حال جایگزین شدن تجارت سنتی است و بسیاری از كشورها بهره‌مندی از آن را سرلوحه استراتژیهای بازرگانی خود قرار داده‌اند.

در كل نظام داد و ستد الكترونیكی اولین مشخصه آن سرعت، دقت، صحت، كنترل آمار و ارقام و استفاده صحیح از فرمهای استاندارد مربوطه بسیار حائز اهمیت می‌باشد و برای تصحیح اشتباهات ثبتی فرصت كوتاه است. با این وجود كارشناسان معتقدند كه به صرف وجود برخی خطرات نمی توان از كارایی بالا و دستاوردهای مهم اقتصادی تجارت الكترونیكی چشم پوشید و استفاده از آن را برای سود بردن از گردونه تجارت جهانی الزامی می دانند و معتقدند استفاده از این فناوری جدید نیازمند ایجاد بسترهای فكری و فرهنگی برای پذیرش آن از طرف جامعه، رفع موانع حقوقی و قانونی و تامین پیش نیازهای سخت افزاری و نرم افزاری است.


مزایای تجارت الكترونیكی

گستره مزایای تجارت الكترونیكی روز به روز افزایش می‌یابد و هر سال سهم بیشتری از تجارت جهانی توسط تجارت الكترونیكی انجام می‌شود. از اهم مزایای تجارت الكترونیكی می‌توان موارد زیر را برشمرد:

در خرید و فروش كالاها و ارایه خدمات فروش سهولت فراوانی وجود دارد. مشتری از قدرت انتخاب بالایی برخوردار می شود و می‌تواند به فروشگاههای مجازی زیادی سرزده كالای مورد نظر خود را انتخاب كند.

لازم به ذكر است، به رغم مزایایی كه تا كنون برای همگانی شدن تجارت الكترونیكی عنوان شده، خطراتی نیز در این شیوه داد و ستد نوین وجود دارد كه دزدی الكترونیكی یكی از آنهاست، بگونه‌ای كه رمزهای نقل و انتقال وجوه یا كالاها، شناخته شده و از حسابی به حساب دیگر منتقل شود.

گرچه تدابیر مختلفی به كار رفته و كنترلهای متعددی در مراحل مختلف به عمل آمده تا در حد قابل قبولی نظام تجارت الكترونیكی اطمینان بخش باشد، لهذا گهگاه گزارشهایی در خصوص بروز تخلفات، و سرقتهای الكترونیكی داده می‌شود كه كارشناسان و متخصصین امور تجارت الكترونیكی با برپایی همایشهای بین‌المللی و نشستهای تخصصی درصدد بوده‌اند كه با اعمال شیوه‌های نوین و اطمینان بخش مانند تمهید حصول اطمینان در امضاهای الكترونیكی و روشهای دیگر از بروز تخلفات جلوگیری به عمل آورند

 


منبع: گجت نیوز

اگر انتخاب و استخدام بدی انجام داده‌اید، چه بکنید؟

 

 

نویسنده: Liz Kislik
مترجم: آناهیتا جمشیدنژاد
منبع: HBR :
 
 
گاهی اتفاق می‌افتد که یک کاندید شغل که ویژگی‌های درستی دارد و به نظر می‌رسد که در فرآیند مصاحبه به خوبی عمل کرده و معرف‌های خوبی نیز داشته، پس از استخدام به یک مشکل غیرمنتظره تبدیل شده است. اگر این اتفاق هنوز برای شما نیفتاده است، خودتان را خوش‌شانس فرض کنید؛ چون بنا به مطالعه‌ای که انجام شده است، تنها ۱۹ درصد استخدام‌های جدید کاملا موفقیت‌آمیز از آب درمی‌آیند. اگر در این موقعیت بوده‌اید، باید با این مساله روبه‌رو شده باشید که آیا کار با کارمندی که نمی‌تواند از پس کارش بربیاید و در حال صدمه زدن به تیم است بدتر است یا علنی کردن اینکه یک اشتباه قابل‌توجه مرتکب شده‌اید؟
 

معمولا در این موقعیت‌ها، ایجاد یک تغییر کمتر هزینه دارد و هر چه زودتر این کار را انجام دهید بهتر است. گرچه مواجهه و فائق آمدن بر اثر یک استخدام بد هرگز آسان نخواهد بود، اما پیروی از گام‌های زیر به شما کمک خواهد کرد تا شرایط بهبود یابد و با حداقل صدمه ممکن به همه بخش‌ها ادامه دهید.

برای یک مکالمه مستقیم و احتمالا اندکی ناخوشایند با فرد تازه استخدام‌شده آماده شوید:به‌جای امید داشتن به بهترین عملکرد یا تلاش برای جلوگیری از یک مواجهه، صادق بودن با فرد تازه استخدام‌شده در مورد نارضایتی‌ها و مشکلات عملکردی او می‌تواند راهی برای حل مشکلات مشترک ایجاد کند. با اشتراک نگرانی‌های خود ممکن است بتوانید پیشنهاد‌های عملی پیدا کنید یا حداقل بدانید که این موقعیت واقعا تا چه حد بد است. ممکن است با چیزی شبیه این شروع کنید: «جیمز، می‌خواهم در مورد چند هفته گذشته و اینکه کجاها به نظر می‌رسد که می‌توانیم ادامه دهیم و کجاها نیاز به تعدیل و اصلاح داریم، صحبت کنیم.» در خاطر داشته باشید که ممکن است کارمند جدید مشکلات یکسانی که شما انجام می‌دهید را تشخیص دهد و برای فرصتی که برای رفع شک و شبهه‌ها و کار روی یک راه‌حل با یکدیگر در اختیارش قرار داده‌اید سپاسگزار نیز باشد.

با بازخورد متمرکز یا انتصاب دوباره، برای اصلاح موقعیت تلاش کنید:یکی از مراجعه‌کننده‌های من یک پرسنل نسبتا جوان را برای توانایی، انرژی و انگیزه‌‌اش استخدام کرد. گرچه، در عرض تنها چند هفته، کارمند جدید شروع به بیان نگرانی‌هایش کرد؛ او می‌گفت که شغلش آن‌قدری که انتظار داشت هیجان‌انگیز یا رضایت‌بخش نیست و او شروع به ارتکاب اشتباهات از روی بی‌دقتی کرد و بسیار پیش می‌آمد که با کارمندان دیگر وقت تلف می‌کرد. در این میان، مدیرش به او در مورد رفتارش اخطاری محتاطانه داد و سوالات زیادی در مورد اینکه چرا از شغلش احساس نارضایتی می‌کرد، می‌پرسید. خوشبختانه، به لطف رشد پیش‌بینی‌شده کسب‌و‌کار و پارامترهای سازمانی منعطف، مدیر توانسته بود تا فرد جدید را به دپارتمان دیگر و یک شغل چالش‌برانگیزتر منتقل کند که با بلندپروازی‌های او تناسب بهتری داشت. ما یک برنامه آموزشی فشرده را توسعه دادیم تا او را برای نقش جدیدش آماده کنیم و او را از یک گذار آرام مطمئن‌سازیم. این کار همیشه موثر واقع نمی‌شود. در یکی از شرکت‌های مراجعه‌کننده، یک نایب‌رئیس جدید که از یک صنعت متفاوت آمده بود، تعهدات بی‌شماری ارائه داد تا بازخوردهایی که دریافت کرده بود را به‌کار گیرد؛ اما او مدل کسب‌و‌کار را درک نکرده بود و به نظر می‌رسید که نمی‌تواند یا نمی‌خواهد مهارت‌های فنی خود را تطبیق دهد؛ بنابراین در انجام بازخوردها به‌طور درست ناتوان بود. اگر به فردی بازخوردهای بسیاری ارائه می‌دهید و تلاش فردی قابل‌توجه و بهبود واقعی را طی ۳ تا ۶ ماه آینده از او شاهد نیستید، در یک نقطه مشخص باید آماده باشید تا به ضررهای خود پایان دهید.

هزینه فعلی و آینده حفظ یک استخدام بد را شناسایی کنید: در برخی مواقع، اثر منفی استخدام بد روی سایر اعضای تیم یا کسب‌و‌کار، جست‌وجوی سایر فرصت‌های داخلی یا سرمایه‌گذاری در توسعه مداوم را غیرعملی می‌کند. در یکی از موارد، یک مدیر ارشد که قبلا برای یک شرکت دولتی بسیار بزرگ کار کرده بود با انتظارات غیرواقعی در مورد منابع و تصمیم‌گیری خودمختار، به یکی از مراجعه‌کننده‌های من- یک شرکت خانوادگی با اندازه متوسط- پیوست و به این ترتیب مشکلات بسیاری برای کسب‌و‌کارش رقم خورد. ارائه بازخورد به او فایده نداشت و انتقال او به نقشی دیگر مشکل را حل نمی‌کرد.

در مواقعی مانند این، هزینه‌های معمول شامل بهره‌وری کاهنده یا هزینه‌های فرصت فزاینده، استعفای کارمند و درگیری فزاینده بین دپارتمان‌ها می‌شود. همچنین باعث برگزاری پس‌جلسه‌های اضافی است که اغلب تلاشی از سوی همکاران برای جبران تلاش‌های یک فرد با عملکرد ضعیف به شمار می‌رود. این اثرات را با هزینه جایگزینی و آماده‌سازی بدو استخدام برای یک کاندیدای جدید مقایسه کنید.

برای یک استثنا در برنامه خروج دلیل بیاورید: اگر این رابطه مخرب نمی‌تواند نجات یابد، به دنبال هر فرصتی باشید تا این گذار و خروج را تا حد ممکن آرام و برازنده انجام دهید. با در نظر گرفتن اینکه آیا می‌توانید در مورد یک برنامه سودمند دو طرفه مذاکره کنید یا خیر شروع کنید. یک مکالمه صادقانه می‌تواند به فرد استخدام‌شده ناموفق حس کنترل شخصی بیشتری بدهد و به شما نیز مهلتی برای یک حمایت عمومی از فعالیت‌های تیمی و یافتن یک جایگزین ارائه دهد. به‌طور خاص اگر کارمند قبلا اظهار ناراحتی کرده است، می‌توانید با جملاتی مانند این شروع کنید «اینکه از میزان نگرانی خود به من می‌گویید بسیار ارزشمند است و موقعیت فعلی اثری منفی روی تیم دارد؛ بنابراین فکر می‌کنم که ما می‌توانیم به طریقی کار کنیم که به همه منفعت برساند.» پیش از انجام این کار، با بخش منابع انسانی سازمان‌تان بررسی‌های لازم را انجام دهید. در غیر این صورت، اگر این امر باید برای کارمند غیرمنتظره باشد، صریح باشید: «همان‌طور که چندین بار بحث کرده‌ایم، یک فرد در نقش شما باید بتواند این وظایف و اهداف را با موفقیت انجام دهد و شما نتوانسته‌اید این کار را انجام دهید. بنابراین متاسفانه، ما می‌خواهیم به استخدام شما پایان دهیم.»

حق سنوات خدمت و خدمات راهنمایی برای کاریابی (outplacement) هم به کارمند ناموفق و هم به همکارانش نشان می‌دهد که شما با صداقت و حسن‌نیت فعالیت می‌کنید. گرچه درست است که اکثر شرکت‌ها در موقعیت‌هایی که یک کارمند خدمات طولانی و صادقانه ارائه داده است، تنها حق سنوات خدمت و خدمات راهنمایی برای کاریابی ارائه می‌دهند؛ اما زمانی که سازمان‌ها مسوولیت اشتباه یک استخدام بد را به عهده می‌گیرند، این کار به همه افراد کمک می‌کند تا سریع‌تر ادامه دهند.

بپرس تا بدانی  (بخش اول)

 

 

نویسندگان: Alison Wood Brooks Leslie K. John
مترجم: مریم مرادخانی
منبع: HBR :
 
بخش اعظمی از زمان یک مدیر اجرایی در طول روز، صرف دریافت اطلاعات از دیگران می‌شود، مثل سوال از رهبر تیم‌ها درباره وضعیت فعلی‌شان. با این حال، برخلاف افرادی مثل وکلا، روزنامه‌نگاران و پزشکان که سوال پرسیدن، جزئی از دوره آموزشی‌شان است، از میان مدیران اجرایی، کمتر کسی سوال پرسیدن را یک مهارت تلقی می‌کند و کسی نمی‌داند که پاسخ به سوالات تا چه حد می‌تواند در ایجاد یک گفت‌وگوی سازنده تاثیر داشته باشد.
 
 
 

 

 

این فرصت را باید غنیمت شمرد. سوال پرسیدن یک ابزار قدرتمند برای کشف و بهره‌گیری از ارزش‌ها در سازمان است: افراد را به یاد گرفتن و تبادل ایده‌ها تشویق می‌کند، نوآوری و عملکرد را تقویت می‌کند، میان اعضای تیم‌ها اعتمادسازی می‌کند و روابط دوستانه را ترویج می‌کند و با کشف و شناسایی خطرها و مشکلات، ریسک را کاهش می‌دهد.برای بعضی از آدم‌ها، سوال پرسیدن اصلا سخت نیست. حس کنجکاوی ذاتی، هوش هیجانی و توانایی ذهن‌خوانی باعث می‌شود همیشه سوالات خوبی در آستین‌شان داشته باشند. اما بسیاری از ما به اندازه کافی سوال نمی‌پرسیم یا سوالاتمان را به بهترین شکل مطرح نمی‌کنیم.

خبر خوب این است که با سوال پرسیدن می‌توانیم هوش هیجانی خود را تقویت کنیم که این به نوبه خود کمک می‌کند سوالات بهتری بپرسیم و این دو یکدیگر را تقویت می‌کنند. در این مقاله، با استفاده از یافته‌های تحقیقات علوم رفتاری به این سوال پاسخ خواهیم داد که «نحوه مطرح کردن سوال و پاسخ‌دهی بر نتیجه یک گفت‌وگو چه تاثیری خواهد گذاشت؟» سپس راهکارهایی در رابطه با نوع سوال، لحن، ترتیب و ساختار سوال ارائه خواهیم کرد. برای آنکه از گفت‌وگوهایمان بیشترین بهره را ببریم، (هم از نظر فردی و هم برای سازمان)، چه اطلاعاتی بدهیم و چقدر؟

بپرس تا بدانی

«دیل کارنگی» در کتاب آیین دوست‌یابی می‌گوید: «شنونده خوبی باشید». «سوالاتی بپرسید که طرف مقابل از جواب دادن به آنها لذت ببرد». ۸۰ سال از آن زمان گذشته اما هنوز بیشتر مردم این پند را جدی نمی‌گیرند. هفت سال پیش، یکی از همکاران ما به نام آلیسون در مدرسه کسب‌وکار هاروارد تصمیم گرفت درباره مقوله «گفت‌وگو» تحقیق کند. او در همان ابتدا به این نتیجه رسید: مردم به اندازه کافی سوال نمی‌کنند. در واقع، بیشترین گلایه‌ای که مردم پس از گفت‌وگوها دارند (مثل مصاحبه‌ها، قرار دوستی یا جلسه) این است که «ای کاش بیشتر از من سوال می‌شد.»

چرا از سوال پرسیدن امتناع می‌کنیم؟ دلایل مختلفی وجود دارد. بعضی‌ها خودمحورند و دوست دارند با داستان‌ها و ایده‌های خودشان بقیه را تحت تاثیر قرار دهند و حتی فکر سوال پرسیدن هم به ذهنشان خطور نمی‌کند. شاید هم حوصله ندارند، اهمیت نمی‌دهند یا فکر می‌کنند مخاطب با جواب‌هایش حوصله‌شان را سر ببرد. شاید فکر می‌کنند عقل کل هستند و همه جواب‌ها را می‌دانند. یا شاید می‌ترسند سوال اشتباهی بپرسند و بی‌ادب به نظر برسند. اما به نظر ما، بزرگ‌ترین مانع این است که بسیاری از مردم از مزایای سوال پرسیدن درست، چیزی نمی‌دانند. اگر می‌دانستند، جملاتشان بیش از آنکه با نقطه تمام شود، با علامت سوال تمام می‌شد.

طبق تحقیقاتی که در دهه ۱۹۷۰ انجام شد، مکالمه با دو هدف انجام می‌گیرد: تبادل اطلاعات (یادگیری) و مدیریت احساس دیگران نسبت به خود (خوشایندی). تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که با سوال پرسیدن، هر دو هدف محقق می‌شوند. آلیسون و چند تن از همکارانش در هاروارد، هزاران مکالمه را (به‌صورت آنلاین یا حضوری) با دقت بررسی کردند. از بعضی از شرکت‌کنندگان خواستند سوالات زیادی بپرسند و از بعضی دیگر خواسته شد که سوالات کمتری بپرسند. در چت‌های آنلاین، کسانی که سوال بیشتری پرسیده بودند، بیشتر مورد علاقه طرف مقابل قرار گرفته بودند و درباره علایقش اطلاعات بیشتری کسب کرده بودند. در مورد روابط دوستی نیز، کسانی که در قرار اول، سوالات بیشتری از آنها پرسیده شده بود، تمایل بیشتری به ادامه رابطه داشتند.

«سوال پرسیدن، یادگیری را ممکن می‌سازد و پیوند میان افراد را مستحکم می‌کند.»

سوال پرسیدن یک ابزار قدرتمند و سودمند است، به ویژه در موقعیت‌هایی که این کار خلاف هنجارهای اجتماعی است. به‌عنوان مثال، همیشه رسم بوده که متقاضیان کار در مصاحبه فقط به سوالات جواب دهند. اما تحقیقات «دن کیبل» از مدرسه کسب‌وکار لندن و «ویرجینیا کی» از دانشگاه کارولینای شمالی نشان می‌دهد بیشتر مردم، بیش از حد از خود تعریف می‌کنند و وقتی تمام تلاش شما، فروختن خودتان باشد، معمولا یادتان می‌رود سوال بپرسید (درباره مسوول مصاحبه، سازمان یا شغل مربوطه). در حالی که با سوال کردن شما، مسوول مصاحبه احساس می‌کند بیشتر در گفت‌وگوها سهیم است و به شما کمک می‌کند که ببینید آیا آن شغل برای‌تان مناسب است یا خیر. متقاضی کار با پرسیدن سوالاتی مثل: «آیا سوالی هست که باید بپرسم اما نپرسیده‌ام؟»، می‌تواند اعتمادسازی کند و اطلاعات کلیدی را از گفت‌وگوها استخراج کند.

مطالعات آلیسون نشان داد که گرچه مردم، سوالات مطرح‌شده در گفت‌وگوها را به خوبی به خاطر می‌آورند اما نمی‌توانند رابطه میان سوالات و ایجاد علاقه را درک کنند.

روش سقراطی جدید

برای اینکه سوال‌کننده خوبی باشیم، در وهله اول باید سوالات بیشتری بپرسیم. البته، این صرفا کافی نیست و به تنهایی روی کیفیت مکالمه تاثیری ندارد. نوع سوالات، لحن، ترتیب و ساختار سوالات نیز مهم است.

ما برای بررسی این موضوع، دانشجویان مدرسه هاروارد را به سه دسته تقسیم کردیم. گروه اول، شامل گروه‌های دو‌نفره‌ای بودند که از آنها خواستیم، تا جایی که می‌توانند سوالات کمتری از یکدیگر بپرسند. از افراد گروه دوم خواستیم حتی‌المقدور سوالات بیشتری از یکدیگر بپرسند. گروه‌هایی که سوالات کمتری پرسیده بودند، نتیجه را این گونه اعلام کردند: «حس کردیم در یک بازی موازی کودکانه شرکت کرده‌ایم (در این بازی‌ها کودکان کنار هم بازی می‌کنند اما هیچ‌گونه تعاملی بین آنها صورت نمی‌گیرد). جملات خبری رد و بدل می‌کردیم اما دیالوگ سازنده، مشارکتی یا لذت‌بخشی بین ما شکل نگرفت.» افراد گروه دوم می‌گفتند زیاد سوال پرسیدن هم، مکالمه را خشک و رسمی و غیرطبیعی می‌کند. اما گروه سومی هم وجود داشت. گروهی از افراد که یکی از آنها بیشتر و یکی کمتر سوال پرسیده بود. اعضای این گروه تلفیقی از تجربه گروه اول و دوم را تجربه کرده بودند. وقتی یکی از طرفین بیشتر سوال می‌پرسد، فرد سوال‌کننده، فرد جواب‌دهنده را بهتر می‌شناسد و فرد جواب‌دهنده احساس می‌کند یک نفر هست که به حرف‌هایش گوش کند، در نتیجه، طرفین احساس نزدیکی می‌کنند. البته همیشه هم این‌طور نیست. گاهی یکی از طرفین احساس معذب بودن می‌کند و آن یکی نمی‌داند چقدر اطلاعات بدهد، در نتیجه، مکالمه شبیه بازجویی می‌شود.

ما رویکردهایی را توصیه می‌کنیم که می‌توانند قدرت و اثربخشی پرس و جو را افزایش دهند. اینکه کدام رویکرد بهتر است کاملا به اهداف طرفین مکالمه بستگی دارد. آیا مکالمه مشارکتی است (قرار است رابطه‌ای ایجاد شود یا همکاری صورت بگیرد) یا رقابتی (طرفین به دنبال افشای اطلاعات حساس طرف مقابل یا به فکر منافع خود هستند) یا هر دو.(جدول)

اهداف مکالمه مهم‌اند و مکالمات در طیفی قرار دارند که یک سوی آن کاملا رقابتی و سوی دیگر، کاملا مشارکتی است. هنگام پرسش و پاسخ ممکن است با چالش‌هایی مواجه شوید. این چالش‌ها در جدول آورده شده است:

اهمیت سوالات تکمیلی

همه سوالات با هم برابر نیستند. طبق تحقیقات آلیسون، چهار نوع سوال وجود دارد:

۱- سوالات مقدمه‌ای (چطوری؟)

۲-  سوالات بازتابی (خوبم. تو چطوری؟)

۳- سوالات انحرافی (که بحث را به کلی عوض می‌کنند)

۴- سوالات تکمیلی (برای کسب اطلاعات بیشتر)

گرچه در هر گفت‌وگویی، هر چهار نوع سوال مطرح می‌شود اما سوالات تکمیلی قدرت خاصی دارند. این سوالات به طرف مقابل این پیغام را می‌دهند که شما به حرف او گوش می‌دهید، به او اهمیت می‌دهید و مایلید بیشتر بدانید. او احساس می‌کند مورد احترام است.

یکی از مزایای این سوالات این است که نیاز به فکر کردن ندارند و ناگهان به ذهنتان می‌رسند. وقتی آلیسون در تحقیقاتش از افراد خواست در گفت‌وگوها سوالات بیشتری بپرسند، آنها بیشتر سوالات تکمیلی پرسیدند.

استفاده به موقع از سوالات باز

هیچ کس دوست ندارد مورد بازجویی قرار بگیرد و سوالات باز، این حس را خنثی می‌کنند. این سوالات، منشأ خلاقیتند و حقایقی را برملا می‌کنند که هیچ کس انتظارش را ندارد.

تحقیقات نشان داده که بهتر است دست مخاطب خود را باز بگذارید و از پرسیدن سوالات بسته یا چند گزینه‌ای بپرهیزید. البته استفاده از سوالات باز، همیشه خوب نیست. مثلا در یک مذاکره حساس که طرف مقابل تمایلی به افشای اطلاعات ندارد، پرسیدن این سوالات باعث می‌شود فرد دروغ بگوید یا بخشی از حقایق را پنهان کند. در این شرایط، سوالات بسته بهتر جواب می‌دهند. طبق تحقیقات، اگر در این شرایط، سوالات بسته با مفروضات منفی بپرسید، احتمال دروغ گفتن طرف مقابل به مراتب کمتر است (مثلا به جای پرسیدن این سوال «تجهیزات به خوبی کار می‌کنند، مگر نه؟» بپرسید «این کسب‌وکار به تجهیزات جدید نیاز دارد، درست است؟»)

در بخش دوم مقاله، به بررسی سایر عوامل، مثل ترتیب سوالات، لحن، تعداد افراد شرکت‌کننده در گفت‌وگو (گروهی یا دونفره) و قدرت سوال پرسیدن در حوزه فروش خواهیم پرداخت و یافته‌های تحقیقاتمان در این رابطه را مطرح خواهیم کرد. 

28

از امروز میخواهم موفق شوم (2)

 

 

هر فرد موفق در زندگی باید اصول و اقدامات اولیه را در عملکرد روزمره خود انجام دهد تا بتواند نتایج مورد دلخواه خود را به دست آورد. برخلاف ذهنیت های رایج که راه های رسیدن به موفقیت را انحصاری و سخت میدانند گاهی این موارد خیلی ساده و پیش‌پاافتاده هستند اما تأثیر به سزایی در مسیر رسیدن به موفقیت خواهند داشت، و در کمال ناباوری باید گفت در صورت عدم رعایت این اصول تقریبا راه رسیدن به موفقیت محال خواهد بود.
 
 
 
نویسنده : نسیم یزدانی
زمان تقریبی مطالعه : 6 دقیقه

 

برنامه ساعات خواب

 

 


 هر فرد موفق به خوبی می‌داند که توجه به جزئیات چقدر می‌تواند دستاوردهای بزرگی برایش داشته باشد و برای اینکه  موفق باشد نیازمند رعایت بایدها و نبایدهایی است. این بایدها و نبایدها؛ اصول اولیه یک زندگی شاد و پویا خواهد بود و مبنای سلامت جسمی و به تبع آن به جهت تعامل ابعاد وجودی با یکدیگر باعت ایجاد سلامت روانی انسان خواهد شد. حال این سوال به ذهن خطور میکند این مبانی اساسی و تاثیرگذار چیست که در صورت نبود آن رسیدن به موفقیت تقریبا محال خواهد بود؟

این عوامل متشکل از  نحوه و سبک درست زندگی در فرآیند چرخه خواب؛ خوراک؛ ورزش است که در صورت درست کارکردن این فرآیند ما میتوانم این امید را داشته باشیم که در برنامه ریزی برای خودکنترلی و رسیدن به موفقیت؛ موفق خواهیم شد.

قبل از خواب برای بیدار شدن به ذهنتان برنامه بدهید و پایان خوابتان را مشخص کنید.

 

گام اول: خواب و میزان ساعت کافی برای خوابیدن

اگر در روند زندگی خواب مناسبی نداشته باشید ذهن شما بهم می ریزد و احساس خستگی، تحریک پذیری، و ناتوانی در برابر مشکلات روزمره دارید. باید بدانید بدن شما به چه مقدار خواب نیاز دارد؛ که این تشخیص از هر فردی به فرد دیگر متفاوت است و برای شناخت این موضوع لازم است در شبانه روز  ساعت‌های خواب‌تان را ثبت کنید. برای چند هفته میزان خواب شبانه‌تان را یادداشت کنید و از میزان خواب مورد نیاز و ساعت بیدار شدن‌تان میانگین بگیرید. مثلا اگر به‌طور متوسط باید ۶ ساعت بخوابید و در این مدت حس خستگی شما برطرف می شود و روزتان را پر انرژی سپری می کنید نشان دهنده کفایت این مقدار خواب است و حالا برنامه ریزی می کنید اکر قصد دارید  ۵ صبح بیدار شوید باید ساعت ۱۱ شب بخوابید.

البته پزشک‌ها معتقدند هر فرد نیاز به حداقل ۷ ساعت خواب شبانه را دارد و زمان طلایی خوابیدن بین ساعت 10 شب که اولین سیکل خواب عمیق اتفاق میفتد تا 3شب به این صورت که در دوره‌های خواب  یک ساعت یا یک ساعت و نیم تکرار می‌شود هر کدام از این دوره‌ها ۳ مرحله دارد و در هر خواب به طور متوسط ۴ یا ۵ بار رویا می‌بینیم که گاهی به یاد می آوریم و گاهی از یاد خواهیم برد و باید توجه داشت که خواب رونده بعد از ساعت 3 عملا خواب عمیق را تجربه نخواهند کرد.حداقل 2بار در هفته را اختصاص به خوابیدن در این ساعات طلایی بدهید تا جسم در فعالیت های طول هفته توان یاری کردن تان را داشته باشد.

برای همگام شدن با یک برنامه منظم خواب، نیازمند چند هفته برای عادت دارید پس در پی تغییر روند خوابتان به خودتان فرصت سازگاری با شکل جدید را بدهید و انتظار نتیجه سریع نداشته باشید.

گام دوم:  تنظیم رفتار خواب

خوابیدن هم یک رفتار است که باید برای آن  مثل بقیه رفتارها شروع و پایانی در نظر بگیریم. رفتار درست،  اراده را قوی و شما را مسلط بر جسم خود خواهد کرد. برای شروع خواب حتما لازم است یک ربع تا نیم ساعت قبل از به خواب رفتن کامل، برنامه برای خود داشته باشید؛ به این شکل که مکان خواب راحتی را انتخاب کنید، لباس راحت مخصوص خواب بپوشید، و روانداز که نه خیلی کم و نه خیلی زیاد باشد را انتخاب کنید تا احساس گرما و سرما شما را از خواب بیدار نکند یا مانع به خواب رفتن شما نشود و توجه داشته باشید که از مواد غذایی دارای کافئین مثل قهوه و چای و یا خوردن غذاهای پرکالری و تند به شدت خود داری کنید. در مقابل به جهت آنکه  خواب بهتری را تجربه کنید فکرهای مزاحم را کنار بگذارید و رفتارهای لذت بخش و آرامش بخش مثل مطالعه کتاب یا استحمام  و....را انجام دهید. قبل از خواب برای بیدار شدن به ذهنتان برنامه بدهید و پایان خوابتان را مشخص کنید.

گام سوم: روبه رو شدن با اختلال خواب

اگر از جمله افرادی هستید که شبها ساعت های طولانی میگذرد تا به خواب بروید و یا در حین خواب به یکباره از خواب بیدار میشوید لازم است ادامه این مقاله را مطالعه کنید تا راه حل این اختلال پیش آمده را حل کنید:

 برای ترک این عادت میتوانید تنها هشیاری خود را بالا ببرید به محض اینکه توجهتان به این جلب شد که مدتی در رختخواب بیدار دراز کشیده اید به خود بگویید: حالا وقتش نیست، وقتی نصف شب به مشکلات فکر کنید معمولا وحشتناک تر به نظر می رسند. در این زمان از شب ممکن است مشکلات را غیر قابل کنترل و بسیار بزرگ ارزیابی کنید. به خود یادآوری کنید بهترین زمان برای روبه رو شدن با مشکلات روز است. اگر نگران هستید که برخی مسائل را فراموش کنید آنها را یادداشت کنید تا فردا نگاهی به آن بیندازید و همین رفتار به ظاهر کوچک شما را بر ذهنتان مسلط می کند و از این به بعد شما هستید که به ذهن تان برنامه میدهید.

پس:
1. اگر در نیمه شب یه یکباره ازخواب برمی خیزید و دوباره به سختی به خواب می روید باید بدانید که مهم ترین عملکرد این است که نگران به خواب رفتن دوباره نباشید چراکه نگرانی در مورد به خواب رفتن، شما را بیدار نگه میدارد، و بدانید که از دست دادن خواب آنقدر ها هم وحشتناک نیست.

2.به خودتان یاد آوری کنید که حالا وقت این نیست که نگران چیزی باشید و آنها را در جایی یادداشت کنید.

3.از خودتان بپرسیدآیا تشنه اید؟ گرسنه اید؟ گرم یا سردتان است؟ آیا هوای اتاق مناسب وکافی است؟ همه این سوالها باعث می شود با توجه کردن به احساسات خود حال بهتری را تجربه کنید ودر صورتی که مشکل محیطی باعث اختلال در خواب شما شده باشد با توجه به آن، مسئله را سریع تر برطرف کنید.

4.کاری کنید که از این مرحله عبور کنید به عنوان مثال مدتی را مطالعه کنید یا حمام بروید ویا لیوان آبی بنوشید ودوباره فرآیند خواب را اغازکنید.

درست خوابیدن و داشتن انرژی مطلوب و کافی باعث ایجاد انگیزه و توان برای حرکت در مسیر موفقیت خواهد بود در ادامه مقالات "میخواهم موفق شوم" گام های دیگر موفقیت را در کنار یکدیگر طی خواهیم کرد.

با ما همراه باشید...


 

پی نوشت:
مسعود جان بزرگی،ناهید نوری، (1394)، شیوه های درمانگری،اضطراب و تنیدگی (استرس)، تهران:سمت.

یکشنبه, 11 شهریور 1397 15:56

مهم‌ترین ویژگی مثبت فرهنگ غرب

«قضاوت‌نکردن دربارۀ دیگران»

 

 

 

در غرب، برای خلاص‌شدن از قضاوت‌ها، ریشۀ «نظام ارزشی» را می‌زنند؛ اما در اسلام با مُدل «تقوا» این مشکل حل می‌شود
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 3 دقیقه
قضاوت کردن درباره دیگران

 

 


ریشۀ فرهنگیِ «عدم قضاوت دربارۀ آدم‌ها» در غرب، «نسبی‌گری در اخلاق» است. در غرب، برای خلاص‌شدن از قضاوت‌ها، ریشۀ «نظام ارزشی» را می‌زنند؛ اما در اسلام با مُدل «تقوا» این مشکل حل می‌شود. تقوا، فرهنگ قضاوت دربارۀ دیگران را اصلاح می‌کند و «آرامش روانی» در جامعه پدید می‌آورد.

تقوا می‌گوید: «اگر می‌خواهی قضاوت کنی، علیه خودت و به نفعِ دیگری قضاوت کن». در مُدل تقوا، قضاوت دربارۀ دیگران، باید کم و مثبت باشد، اما قضاوت دربارۀ خودت باید منفی باشد!. وقتی قضاوت دربارۀ خودت منفی باشد، مغرور نمی‌شوی؛ یعنی خوبی‌هایت فاسد نمی‌شود. «تقوا» فرهنگی است که مهم‌ترین ویژگی مثبت فرهنگ غرب را به‌صورت عالی‌تر در خودش دارد و آن «قضاوت‌نکردن دربارۀ دیگران» است.

علت مهاجرتِ عده‌ای از جوانان به «اروپا»

طبق بررسی‌های روان‌شناختی، علت مهاجرتِ عده‌ای از جوانان به «اروپا» این است که می‌گویند: «در غرب، دربارۀ آدم‌ها، قضاوت نمی‌کنند. به‌طور مثال من اگر مسجد بروم یا نروم کسی با من کاری ندارد؛ این، موجب آرامشِ روانی برای ما می‌شود»
فرهنگ «عدم قضاوت دربارۀ آدم‌ها» خیلی عالی است، اما ریشۀ فرهنگیِ «عدم قضاوت دربارۀ آدم‌ها» در غرب، «نسبی‌گری در اخلاق» است و اینکه بین مسلمان و مسیحی و بت‌پرست، فرقی نمی‌گذارند. دیگر نه «مسجد رفتن» ارزش دارد، نه «مسجد نرفتن»! یعنی در غرب، برای خلاص‌شدن از قضاوت‌ها، تیشه به ریشه «نظام ارزشی» زده‌اند! اما در اسلام، با سیستمِ «تقوا» این مشکل(یعنی قضاوت نابجا دربارۀ دیگران) حل‌شده است. سیستم «تقوا» نه‌تنها اجازه نمی‌دهد شما در مورد کسی «قضاوت بد» داشته باشی؛ بلکه اجازه نمی‌دهد در مورد خودت هم «قضاوت خوب» کنی!

آیۀ قرآن می‌فرماید: «فَلا تُزَکُّوا أَنْفُسَکُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى» (نجم/32) خودتان را آدمِ خوبی ندانید! به خودت نمرۀ بیست نده، برای خودت نوشابه باز نکن؛ خدا بهتر می‌داند چه کسی باتقواتر است! در واقع ارزیابیِ تقوا «پنهان» است. رعایت همین قاعده طبق روش «تقوا» در جامعۀ اسلامی موجب «آرامش روانی» و رهاشدنِ انسان‌ها از سایه سنگین «قضاوت دیگران» می‌شود.

من خودم را بهتر می‌شناسم

امیرالمؤمنین(ع) در اوصاف متقین می‌فرماید: «فَهُمْ لِأَنْفُسِهِمْ مُتَّهِمُونَ»(نهج البلاغه/ خطبه 193)؛ آدمِ اهل تقوا، همیشه خودش را «متّهم» می‌‌کند. «إِذَا زُکِّیَ أَحَدٌ مِنْهُمْ خَافَ مِمَّا یُقَالُ لَهُ فَیَقُولُ أَنَا عْلَمُ بِنَفْسِی مِنْ غَیْرِی»(همان) اگر کسی از او تعریف کند به‌جای اینکه خوشش بیاید، نگران می‌شود! وقتی به او می‌گویی: «تو آدم خوبی هستی» می‌گوید: «من خودم را بهتر می‌شناسم.»
امام رضا(ع) می‌فرماید: «عقل انسان کامل نمی‌شود مگر این ده خصلت داشته باشد و دهمین خصلت، عجب خصلتی است؛ آن است که هیچ‌کسی را نبیند مگر آنکه بگوید: او از من بهتر و باتقواتر است.! «لَا یَرَى أَحَداً إِلَّا قَالَ هُوَ خَیْرٌ مِنِّی وَ أَتْقَى»(تحف العقول، ص443) بعد می‌فرماید: مردم دو دسته هستند؛ یک‌دسته، آدم‌هایی هستند که از ظاهرشان هم معلوم است از تو باتقواتر هستند؛ آن‌ها که هیچ! اما عده‌ای را می‌بینی که ظاهرشان از تو بهتر نیست؛ وقتی چنین کسی را دیدی، پیش خودت بگو: «این عیبش آشکار است، من عیب‌هایم هنوز پنهان است.» تقوا چنین فرهنگی را در جامعه گسترش می‌دهد.

علیه خودت و به نفعِ دیگری قضاوت کن!

در مُدل مبتنی بر تقوا «نتیجه‌گرا» نیستیم؛ چون نتیجه‌ها مشخص نیست و مخفی است. تقوا می‌گوید: نتیجه‌گرا نباش؛ فرایندگرا باش! در ارزش‌گذاری‌های خودت، نتیجه را نبین! اگر در مقام نتیجه هم خواستی قضاوت کنی، علیه خودت و به نفعِ دیگری قضاوت کن!
در مُدل تقوا، قضاوت‌ها در مورد دیگران کاهش پیدا می‌کند؛ حتی قضاوت‌ها در مورد دیگران باید مثبت باشد، اما در مورد خودت باید منفی باشد! وقتی قضاوت دربارۀ خودت منفی باشد، مغرور نمی‌شوی؛ یعنی خوبی‌هایت فاسد نمی‌شود.
تقوا یک فرهنگ است؛ فرهنگی که مهمترین ویژگی مثبت فرهنگ غرب را به‌صورت عالی‌تر در خودش دارد و آن هم «قضاوت‌نکردن دربارۀ دیگران» است. «تقوا» فرهنگ قضاوت دربارۀ دیگران را اصلاح و «آرامش روانی» در جامعه پدید می‌آورد.


منبع:
حجت الاسلام پناهیان؛ سایت بیان معنوی

یکشنبه, 11 شهریور 1397 15:47

خدا چی بهم داده که شکرش را بکنم؟

هر‌چه از دوست رسد نیکوست

 

 

یا موسی! خدا لطف کرده و معرفت نسبت به خودش را در این منطقه به من داده است، در این منطقه همه بت پرست هستند و به لطف او تنها من خدا پرست هستم، با این وصف می‌خواهی که شاکر خدا نباشم؟!
 
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 2 دقیقه

 

شکرگزاری

 

 

 


مرحوم محدث قمی، صاحب مفاتیح الجنان در کتاب سفینة البحار روایتی بسیار زیبا آورده است؛ روزی حضرت موسی به خداوند متعال عرضه داشت که خدایا، عابدترین بنده ات را به من نشان بده. آدرسی به او داده شد تا بتواند عابدترین بندگان خدا را ببیند.
موسی به آن آدرس رفت و دید که فردی فلج است که جزامی و بیماری برص هم داشت. اول شک کرد که آیا عابدترین مردم چنین انسانی است؟ چرا که در نظر او عابدترین انسان ها علی القاعده باید جانمازش پهن باشد و شب و روز در حال نماز و راز و نیایش باشد. پرسید خدایا من درست آمدم؟
جبرئیل نازل شد و گفت: موسی شک نکن، این فرد از عابدترین مردم است که همین الان هم من مأمور شده ام  چشمانش را از او بگیرم. موسی که شاهد این صحنه ها بود، می بینید که وقتی فرد نابینا شد سرش را رو به آسمان کرد و خدا را با لفظ یا "بارّ و یا وصول؛ کسی که خیلی به من خوبی کردی و خیلی به من صله و نعمت داده ای"، یاد کرد.

در این لحظه موسی تعجب کرد و جلو رفت و گفت: من موسی پیامبر مستجاب الدعوه خدا هستم. اگر حاجتی داری به من بگو که من به درگاه خدا واسطه شوم تا دعایت مستجاب شود. آن فرد تشکرد کرد و گفت؛ خدا هر چه را به لازم و در خیر و صلاح من بوده به من داده است. موسی عرضه داشت که خدا چه چیزی به تو داده، ظاهرت را هم گرفته است؛ فلج و جذامی و پیسی،چشم هایت را هم گرفته است!
رو کرد به موسی و گفت: یا موسی! خدا لطف کرده و معرفت نسبت به خودش را در این منطقه به من داده است، در این منطقه همه بت پرست هستند و به لطف او تنها من خدا پرست هستم، با این وصف می خواهی که شاکر خدا نباشم؟!
و این جا بود که موسی فهمید چرا این پیرمرد فلج، کور،جزامی و کسی که به بیماری پیسی گرفتار است، عابدترین بندگان نزد خداوند است.


حال من و شما از این داستان برای زندگی هایمان چه عبرتی می توانیم داشته باشیم؟ آیا من و شما در چنین شرایطی باز هم شاکر نعمتهایی که داریم و در بسیاری مواقع خیلی هم توجه نمی کنیم هستیم؟ نگاهمان را که نسبت به همه اتفاقات عالم زیبا کنیم خواهیم دید که به راحتی می توانیم همه چیز را زیباتر ببینیم و آن وقت است که این باور روز به روز در ما قوی و قوی تر می شود که "هر چه از دوست رسد، نیکوست"

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
                  منم که دیده نیالوده‌ام به بد دیدن
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
                 که در طریقت ما کافریست رنجیدن

در ادامه شنیدن این سخنان از لسان حجت الاسلام عالی بسیار شیرین تر خواهد بود ...

 

https://article.tebyan.net/443290/%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%DA%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D8%B4%DA%A9%D8%B1%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DA%A9%D9%86%D9%85-


 

آیا اسلام برای شادی تعریفی ارائه داده؟

 

 

 

به تعبیری کل بحث شادی و نشاط را می توان در این آیه از قرآن کریم خلاصه کرد که؛ «لِكَیْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ» (سوره حدید/آیه 23)
عکس نویسندهعکس نویسنده
زمان تقریبی مطالعه : 7 دقیقه

 

امام کاظم


یکی از موضوعاتی که در باب ولادت اهل بیت علیهم السلام مناسبت مطرح شدن دارد، بحث شادی و نشاط است. به تعبیری شاید این گونه بتوان به موضوع پرداخت که؛ تعریف شادی در اسلام چیست و اسلام چه حد و مرزی برای شادی مطرح کرده است؟ که در این فرصت در ولادت امام موسی کاظم علیه السلام بر این مسأله مروری خواهیم داشت.

شادی یکی از نیازهای انسان و لازمه زندگی اوست. چنانچه در سخنی از اهل بیت یکی از قسمت های چهارگانه در برنامه ریزی روزانه را به تفریح و شادی اختصاص داده شده است.

به تعبیر امیرالمؤمنین علی (ع) شادی دل را باز می‌کند و موجب نشاط می‌شود، شادی هیجان نیست؛ آرامش و بسط درونی و حس خوب درونی را شادی می‌گویند.



اما اینکه این شادی چه تعریف و المان هایی دارد را می توان از آیات و روایات استنباط کرد؛ در روایتی داریم که شادی حقیقی و واقعی برای کسی وجود دارد که به آنچه خداوند برای او قسمت کرده خرسند و شاد باشد؛ اینکه چشمش به اموال این و آن نباشد. به تعبیری کل بحث شادی و نشاط را می توان در این آیه از قرآن کریم خلاصه کرد که؛ «لِكَیْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ»(1)

به تعبیر حضرت سلیمان(ع)، پیامبری که همه عالم مطیع فرمان او بودند، در تعبیری می فرمایند؛ نرمی و سختی زندگی را آزمودیم و گواراترین زندگی را که باعث شادی و نشاط باشد در کمترین و ساده ترین آن یافتیم.

جهان، بازتابی از خود ماست

یادمان باشد که جهان، بازتابی از خود ماست؛ وقتی خود را دوست داریم، همه را دوست می­داریم و آن­گاه که از خودمان بیزار می شویم، بیزاریم، به هیچ کس نمی توانیم عشق بورزیم.

در لحظه حال زندگی کنید

کلید شادی و خرسندی، متمرکز ساختن ذهن در لحظه حال است؛ پی بردن به این حقیقت که تمام دارایی ما این لحظه است و میزان آرامش ذهن و کارایی فردی ما براساس مقدار توانایی برای زیستن در زمان حال مشخص می­ شود.

ویکتور هوگو گفته است: «سراسر عمر ما تلاشی است پیوسته برای دستیابی به کامیابی و سعادت، در حالی که خوشبختی، همین لحظه ­ای بود که به آن می ­اندیشیدیم» و این نکته همان است که قرآن کریم می فرماید: «لِكَیْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ»

از مشکلات استقبال کنید

نومیدی و یأس آثار تخریب کننده­ای به همراه دارد و راه دوری و مبارزه تمام عیار با آن، این است که از داستانهای انسانهای برجسته استفاده کرده، درس عبرت گیریم و از موانعی که می­تواند مسدود کننده موفقیّت و کامیابی انسان شود، آگاه شویم: «دموستنس»، ناطق برجسته یونانی از چنان لکنت زبانی رنج می ­برد که به سختی می ­توانست حرف بزند، وی با دهان پر از ریگ تمرین حرف زدن می ­نمود و خود را در حالی مجسّم می­ کرد که با مهارت در برابر یک جمع در حال سخنرانی است؛ وی یکی از بزرگ­ترین سخنرانان گردید»

«توماس ادیسون» نیز که در ایّام تحصیل، او را از مدرسه بیرون انداختند، اما خود را باز شناخت و مخترع برق گردید.

از اشتباهات نترسید

روزی از «توماس ادیسون» پرسیدند: از اینکه بارها و بارها در تلاش برای ساختن لامپ برق با شکست روبه­ رو شدی چه احساسی داشتی؟ ادیسون پاسخ داد: «من هیچ وقت شکست نخورده ­ام، بلکه با موفقیت توانستم هزاران طریقه نساختن لامپ برق را کشف کنم!»

خشم و کینه را در خود نگه ندارید

کاری کنید که امروز آخرین روزی باشد که اسیر ناراحتی‌های قدیمی هستید. چیزی که در گذشته اتفاق افتاده است، فقط یک بخش از کتاب زندگی شماست. فقط کافی است که کتاب را ورق بزنید.
همه ما در زندگی بخاطر تصمیمات خودمان و دیگران صدمه دیده‌ایم و با اینکه درد و ناراحتی ناشی از این تجربیات کاملاً طبیعی هستند، گاهی‌ اوقات برای مدتی طولانی در شما می‌مانند. احساس خشم و کینه ما را وا می‌دارد که همان درد را دوباره و دوباره برای خودمان تکرار کنیم و فراموش کردن آن برایمان سخت شود.

بخشش چاره کار است. باعث می‌شود بتوانید بدون مقابله کردن با گذشته، روی آینده‌تان تمرکز کنید و زندگی را باشادی و نشاط بیشتری سپری کنید. برای دریافتن قدرت بی‌نهایت چیزی که در آینده اتفاق می‌افتد، باید هر چیزی که پشت سرتان است را ببخشید.

بدون بخشش، زخم‌ها هیچوقت خوب نمی‌شوند و رشد فردی شما حاصل نخواهد شد. به این معنی نیست که گذشته‌تان را پاک می‌کنید یا اتفاقاتی که افتاده را فراموش می‌کنید. به این معنی است که آن درد و خشم را کنار می‌گذارید و درعوض انتخاب می‌کنید که از آن اتفاق درس بگیرید و به سمت آینده‌تان حرکت کنید.

به دنيا نگرش مثبت داشته باشید

الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنسَانِ مِن طِينٍ؛ او كسی است كه هر چه را آفريد نيكو آفريد و آغاز آفرينش انسان را از گل قرار داد.»(2)
جهان و همه ذرات آن آفرينشی نيكو دارد. دنيايی كه اسلام معرفی می‌کند بسيار زيباست، زيرا نظام احسن است. اصلاح نگرش فرد به زندگی مهم‌ترین عامل خرسندی و شادی است‏.

اميد به فضل و رحمت الهي

قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُواْ هُوَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ؛ بگو به فضل و رحمت خدا بايد خوشحال شوند كه از آنچه گردآوری كرده ‏اند بهتر است.»(3)
مفسران بر آنند كه فضل الهی به نعمت‌های ظاهری و رحمت الهی به نعمت‌های باطنی اشاره دارد. اهل ايمان، اهل بينش و بصيرتند و با توجه و عنايت به نعمت‌های الهی كه به صورت فضل و رحمت بر بندگانش در حال بارش و نزول است، در پناهگاه مطمئن پروردگار، احساس سرور و شادمانی درونی می‌کنند.

شادی با ائمه معصومین (ع)

از شادی‌های پسندیده، شاد بودن در ایام ولادت ائمه معصومین علیهم السلام و برپایی جشن شادی و سرور است؛ حضرت علی علیه السلام پیرو واقعی خود را کسی معرفی می‌فرمایند که شادی و غم‌هایش با شادی و غم‌های ائمه معصومین علیهم السلام هماهنگ است و در شادی آنها شاد و در اندوه آنها غمگین است. «إن الله تبارک و تعالی اطلع إلی الارض فاختارنا و اختارلنا شیعه ینصروننا و یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا و یبذلول اموالهم و انفسهم فینا اولئک منا و إلینا» (4)

بخشش چاره کار است. باعث می‌شود بتوانید بدون مقابله کردن با گذشته، روی آینده‌تان تمرکز کنید و زندگی را باشادی و نشاط بیشتری سپری کنید. برای دریافتن قدرت بی‌نهایت چیزی که در آینده اتفاق می‌افتد، باید هر چیزی که پشت سرتان است را ببخشید.



شادی هیجان نیست

به تعبیر امیرالمؤمنین علی علیه السلام شادی دل را باز می کند و موجب نشاط می شود، شادی هیجان نیست؛ آرامش و بسط درونی و حس خوب درونی را شادی می گویند. بنابراین با این تعریف باید ببینیم برنامه هایی که از طریق صدا و سیما و برپایی کنسرت ها و مسائل این چنین به بهانه ایجاد شادی در میان مردم برگزار می شود، و عده ای کنترل این معقول این مسائل را خلاف شادی مردم می دانند، آیا این ها به معنای واقعی شادی آور هستند؟

برای ایجاد حس شادی پایدار، باید تلاش کنیم تا این حس در ما ایجاد شود چرا که ریشه بیماری ها، شاد نبودن است. از نظر روحی وقتی سالم هستیم که شاد باشیم؛ بنابراین باید از ترس های نابجا، غصه خوردن های بی جا، عادت هایی که روح کسالت و خستگی را به انسان می دهند دوری کنیم.


پی نوشت:
1- سوره حدید/آیه 23
2- سجده/7
3- یونس/58
4- حسنی استرآبادی، 1409: 642

منبع:
مطلب "چیستی و ماهیت شادی در قرآن و روایات و راهکارهایی برای شاد زیستن" ؛ نوشته دکتر محمدحسین مردانی نوکنده
مطلب "شادی و نشاط در سبک زندگی اسلامی" نوشته علی قنبریان

اختلال شخصیت وابسته چیست؟

 

 

افراد دارای اختلال شخصیت وابسته قادر به تصمیم‌گیری نیستند و حتی برای تصمیم‌گیری‌های روزانه خود به کمک دیگران نیاز دارند. این کمک را هم معمولاً از کسی می‌گیرند که وابستگی خاصی به او دارند.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 8 دقیقه
شخصیت وابسته

 

 

 آقایی سی ساله و مجرد هستم که فوق العاده شخصیت وابسته ای دارم و این وابستگی بیشتر از نوع عاطفی می باشد. برای مثال اگر شخصی را دوست داشته باشم آنقدر ذهنم را پر می کند که دیگر هیچ کار دیگری نمی توانم انجام دهم. از این رفتارم خسته شده ام. لطفا من را برای حل این مشکل راهنمایی کنید.


افرادی که خیلی زود به دیگران احساس وابستگی عاطفی پیدا می کنند سعی می کنند زمان زیادی را به او بپردازند و این کار را در ذهن و رفتار خود تکرار کنند. این افراد دوست دارند هر فعالیتی را با فرد مذکور انجام دهند و استقلال خود را به کلی در این زمینه از دست می دهند. این افراد در واقع به اختلال شخصیت وابسته مبتلا می باشند.

به‌ طور کلی می‌توان شش ویژگی‌ اصلی افراد مبتلا به اختلال شخصیت وابسته را به این شکل بیان کرد:

۱) آنها قادر به تصمیم‌گیری نیستند و حتی برای تصمیم‌گیری‌های روزانه خود به کمک دیگران نیاز دارند. این کمک را هم معمولاً از کسی می‌گیرند که وابستگی خاصی به او دارند.

۲) مسئولیت امور زندگی‌شان را نمی‌پذیرند و آن را بر عهده ‌افراد دیگر می‌گذارند.

۳) از مخالفت با دیگران هراس دارند و سعی می‌کنند نظر خودشان را نگویند، چون ممکن است این کار باعث طرد شدن و از دست رفتن رابطه وابسته‌شان شود.

۴) اعتماد به نفس بسیار پایینی دارند و اغلب نمی‌توانند کاری را آغاز کنند. از اینکه کاری را ناقص انجام دهند و مورد قضاوت منفی دیگران قرارگیرند، به شدت بیم دارند.

۵) تنهایی برایشان مانند مرگ است و اصلاً نمی‌توانند از خودشان مراقبت کنند. بعد از قطع یک رابطه، احساس اجبار می‌کنند که فوراً وارد رابطه دیگری شوند. گاهی هم چند رابطه همزمان دارند تا بتوانند در هر موقعیتی یک نفر را در کنار خود داشته باشند و بر ترس ناشی از احساس طرد شدن از سوی یکی از این افراد غلبه کنند.

۶) گاهی برای اطمینان از تأیید دیگران دست به کارهایی می‌زنند که اصلاً با آن موافق نیستند. این کار را برای این انجام می‌دهند که می‌خواهند همیشه حمایت و رضایت دیگران را داشته باشند.

بطور کلی بروز اختلال شخصیت وابسته در زنان در مقایسه با مردان بیشتر است. این تفاوت معنی دار می تواند ریشه در چند عامل داشته باشد. در درجه اول باید در نظر داشت دختران بیشتر از پسران تشویق به وابسته بودن به دیگران می شوند. آنها تشویق می شوند تا افرادی حامی و مراقبت کننده باشند و نیازهای دیگران، به ویژه نیاز مردان را به نیاز خود ترجیح دهند.
دوما، تاثیر بعد فرهنگی است. در بعضی فرهنگ ها، دختران وابسته، منفعل، خدمتگزار و فداکار را به دختران مستقل خود محور و فعال ترجیح می دهند و دلیل آخر استراتژی های متفاوتی است که زنان و مردان در شرایط استرس آور از خود نشان می دهند.
مردان در چنین شرایطی به خشونت یا دیگر راهبردهای انفعالی متوسل می شود. اما زنان احتمالا به گریز، فرار و راهبردهای انفعالی روی می آورند.

اگر فرد در فکر برقراری روابط پایدار و زندگی با شخصی که دارای اختلال شخصیت وابسته است می باشد باید بداند این زندگی بعد از مدتی خسته کننده و رنج آور می شود رابطه ای که در ابتدا شیرین و جذاب به نظر می رسد اما به تدریج به رابطه ای محدود کننده و عذاب آور مبدل می گردد. تقاضاهای فرد وابسته روزبه روز از شما بیشتر می شود.

افزون بر آن فرد وابسته از توان عاطفی قوی برخوردار نیست که بتواند به شما اجازه دهد تا قدری هم برای خودتان زندگی کنید. چنین رابطه ای از توازن عاطفی برخوردار نیست و نقش شما در این رابطه نقش یک والد است.
وابستگی عاطفی فرد وابسته به شما در حد یک خردسال است و زمانی شما به این نتیجه می رسید که در حال بچه داری هستید یا همسر داری!

اختلال شخصیت وابسته ریشه در تجارب دوران کودکی دارد. در این راستا، اعتقاد بر این است که رفتار بعضی از والدین در ایجاد وابستگی در کودکان نقش دارد. آن ها با دادن پیام های آشکار و پنهان به کودک می گویند که استقلال «بد» است و در صورت مشاهده ی استقلال رأی یا رفتارهای استقلال طلبانه در کودک، او را طرد می کنند. این والدین این احساس را در کودکان ایجاد می کنند که قضاوتش نادرست است و تنها خودشان هستند که قضاوت درستی دارند و کودک باید کاملاً به نظر آن ها متکی باشد. این طرز تلقی و این شیوه ی برخورد سبب می شود که در کودکان مفاهیمی از درست و نادرست شکل نگیرد یا در صورت شکل گیری درونی نشود. صفات غالب و مغلوب شخصیتی نیزمی تواند به طور ژنتیکی به فرد ارث برسد.

اگر فرد در فکر برقراری روابط پایدار و زندگی با شخصی که دارای اختلال شخصیت وابسته است می باشد باید بداند این زندگی بعد از مدتی خسته کننده و رنج آور می شود رابطه ای که در ابتدا شیرین و جذاب به نظر می رسد اما به تدریج به رابطه ای محدود کننده و عذاب آور مبدل می گردد. تقاضاهای فرد وابسته روزبه روز از شما بیشتر می شود.


خوشبختانه درمان اختلال شخصيتي وابسته با نتايج خوبي همراه است و اغلب نتيجه بخش مي باشد. پايه اصلي درمان بر روش هاي غيردارويي بنا شده است. يکي از آنها درمان هاي مبتني بر بينش است که بيمار بتواند صورت هاي اوليه رفتار خود را بشناسد و با حمايت درمانگر به فردي مستقل تر، با جرأت تر و با اتکا به نفس بيشتر تبديل شود.

طبيعي است که ايجاد اين تغييرات نياز به زمان دارد. بنابراين صبر و حوصله و بردباري کمک زيادي به پيشرفت مي کند. رفتاردرماني، جرأت آموزي، خانواده درماني و گروه درماني نيز از جمله ساير روش هاي غيردارويي هستند که به کار مي روند و در بسياري از بيماران نتايج موفقيت آميزي هم داشته اند. اگرچه از روش هاي دارويي هم براي درمان اين مشکل استفاده مي شود اما روش هاي غيردارويي، آثاري ديرپا و ماندگار بر جا مي گذارند و به اين ترتيب بيماري که تحت اين دسته از درمان ها قرار گيرد، تا سال هاي سال قادر به بهره مندي از يک زندگي طبيعي خواهد بود.

اولین گام در حل مشکل این است که افراد وابسته بپذیرند که توانایی حل مشکلات را دارند. البته این کار برای آنان دشوار است زیرا افراد وابسته افکار منفی زیادی در مورد توانایی های خود دارند. مانند: «نمی توانم بدون راهنمایی های همسر، مادر یا دوستم لباس مناسبی انتخاب کنم»، «شغل مناسبی داشته باشم» یا «رفتار درستی نشان دهم». بنابراین پذیرش این موضوع که آن ها مانند دیگران توانایی هایی دارند که در حل مشکلات و تصمیم گیری ها می توانند از آن استفاده کنند، کمک کننده خواهد بود.

فرد باید وجود مشکل را بپذیرد و سعی نکند آن را انکار کند.

لذا سعی کنید پیش از هر چیز موارد مشکل زا را یادداشت کنید. تا گام به گام بتوانید آنها را برطرف کنید.
و اگر صرفا مسئله مورد نظر به وابستگی احساسی می انجامد باید تلاش کنید تا در آستانه بروز علائم آگاه باشید و به محض احساس وابستگی و روابط خارج از عرف زنگ تغییر را برای خود به صدا درآورید.
در این گونه مواقع باید بی اعتنایی را تمرین کنید. نه تنها در ذهن بلکه در رفتار. به این منظور باید تلاش کنید تا ارتباط خود را به مرور و با یک برنامه به سطح عادی و معمول برسانید. مثلا اگر شما تمایل دارید تا در روز چهار بار با فرد مورد نظر تماس بگیرید ، طی سه روز باید این ارتباط را به سه بار برسانید. در سه روز بعد به دو. در سه روز بعد به یک بار و در سه روز آتی یک روز در میانش کنید. این رویه را تا برگشت رابطه به حالت معمول وعرف ادامه دهید. کم شدن ارتباط و تماس ممکن است برای شما مشکل باشد اما با مقاومت چند باره می تونید این رویه را در خود به ثبات برسانید.
اگر تحمل این شرایط بسیار طاقت فرسا باشد باید از دارو درمانی استفاده کنید. و اگر پیش از افراط در روابط از تشدید آن پیشگیری کنید در روند مقابله موفق تر خواهید شد.

برای طردهای ذهنی باید از روش ها ایست دهنده استفاده کنید. هر زمان که به وجودش در ذهن آگاه شدید با یک ایست ذهن را بر چیز دیگری متمرکز کنید و یا موقعیت را تغییر دهید. تکرار این کار خود آگاهی را بیشتر کرده و متوقف کردن را با موفقیت همراهی سازد.


منبع: پرسش و پاسخ های عمومی مشاوره روانشناسی مرکز مشاوره تبیان