ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

ثبات و تغییر در احکام شرعی

 

 

مقرراتی را در شریعت می‌توان یافت که بر پایه واقعیت‌های متغیر شکل گرفته اند و منافاتی با احکام ثابت ندارد. این گونه مقررات با تغییر اوضاع و احوال دگرگون می‌شوند و بدینسان زمینه سازگاری اسلام با پیشرفت‌ها و دستاوردهای نوین بشر را فراهم می آورند.
 
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 7 دقیقه

 

قرآن

 

 


مسلمانان اتفاق نظر دارند كه پيامـبر اسلام، حضرت محمد (ص)، پيامبر خاتم و كتاب او آخرين كتاب و شريعت او خاتم شرايع و قوانين او جاودان بوده و تا‌ روز‌ قيامت نسخ نمى‏‌شود. از طرف ديگر، تحولات اجتماعى مستلزم تحول و دگرگونى در قوانين جامعه است؛ زيرا ممكن است قانونى كه در اوضـاع و شـرايط خاصى وضع شده، در شرايط ديگر مفيد‌ نباشد‌ و با تغيير جامعه و ظهور گونه‌‏هاى ديگر زندگى، مقتضيات زمان هم دستخوش تغيير شود؛ بنابراين آنچه ديروز صحيح بوده، امروزه صحيح نيست و آنچه امروزه درست اسـت مـمكن است فردا درست نباشد. پس‌ چگونه‌ مى‏‌توان بين اين دو حقيقت، جمع كرد؟

اين اشكالى است كه برخى شيفتگان قوانين غربى به منظور جايگزين كردن آن قوانين به جاى قوانين شرعى طرح كرده‌‏اند. خلاصه سخن آنان‌ اين اسـت‌ كه چنانچه زندگانى اجتماعى يكنواخت‌ مى‌‏ماند‌، اين‌ امكان وجود داشت كه در تمامى زمان‌ها يك قانون حاكم باشد. اما زندگى اجتماعى همواره دستخوش تحول است و شكل‌هاى مختلفى به خود‌ مى‏‌گيرد‌؛ بنابراين‌ يك قانون نمى‌‏تواند بـراى هـميشه حـاكم باشد. به منظور‌ حلّ‌ اين اشـكال كه ذهـن بـسيارى را به خود مشغول كرده، توضيح خواهيم داد كه مراد از قوانين ثابت و قوانين متغيرى‌ كه‌ اصل‌ شريعت را دچار دگرگونى نمى‏‌كند، چيست و در عين حال چگونه‌ مـمكن اسـت شريعت جـاودان اسلام بر كليه مقتضيات و گونه‌‏هاى زندگى منطبق باشد.

چنانچه زندگانى اجتماعى يكنواخت‌ مى‌‏ماند‌، اين‌ امكان وجود داشت كه در تمامى زمان‌ها يك قانون حاكم باشد. اما زندگى اجتماعى همواره دستخوش تحول است

 

احکام مطابق با فطرت تغییر نمی‌کنند

انـسان، فـارغ از شرايط مختلف زندگى كه‌ در‌ آن‌ به سر مى‏‌برد، داراى روحيات و غرايز خاصى است كه همواره با‌ او‌ هستند و از او جدا نمى‌‏شوند؛ زيرا اين روحيات در حـقيقت ويژگـي‌هاى تـكوينى او هستند و با همين ويژگی‌ها‌ از‌ ديگر‌ حيوانات متمايز مى‌‏شود و در هر زمانى بـا او بوده‌‏اند و با گذشت زمان از‌ او‌ جدا‌ نمى‌‏شوند.

بنابراين‌ احكامى‌ كه‌ به‌ اين‌ موارد تعلق گرفته، در تمامى عـصرها و نـسل‌‏ها ثابت است؛ زيرا ضرر اين اعمال بـا گـذشت زمـان، تغيير نمى‌‏كند. به طور مثال شـراب عـقل را زايل مى‏‌كند و قمار تخم دشـمنى را‌ در جـامعه مى‏‌كارد و آزادى جنسى همواره موجب قطع نسل بشر و به باد رفتن حاصل كار او خواهد شد؛ بنابراين احـكام آنـ‌ها هم ثابت خواهد بود.

خلاصه اين كه تـحول و دگـرگونى بـرخى جـنبه‏‌هاى زنـدگى اجتماعى، مستلزم دگـرگونى نـظامى كه بر طبق فطرت پايه ريزى شده و احكامى‌ كه‌ مطابق ملاكات واقعى؛ يعنى مصالح‌ و مفاسد‌ نهفته در موضوعات آن وضع شـده، نـيست. بـنابراين اگر به عنوان مثال شكل زندگى در وسايل حـمل و نـقل و يا ادوات جـنگى و... تـغيير كنـد، مـوجب نمى‌‏شود‌ كه‌ حرمت ظلم و وجوب عدل‌ و لزوم اداى‌ امانات و پرداخت غرامت و وفاى به عهد و قسم و... نسخ شود.

براين اساس اگر تشريع، مطابق فطرت انسانى است و نظام حاكم بـر احكام، حافظ حقوق جامعه و برطبق ملاكات واقعى كه در تمامى نسل‌ها‌ ملازم‌ موضوعات است، وضع شده باشد، چنين تشريع و نظامى، دايمى خواهد بود.

مقررات تغییر می‌کنند؛ اما قوانین ثابت‌اند

انسان با اين صفات و خصوصيات ذاتى كه بـر شـمرديم، داراى شرايط زمانى و مكانى خاصى در زندگى‌ است‌ كه همواره‌ در حال تغيير است و با تغيير آن، وضع و حال او نيز دگرگون مى‏‌شود.

بنابراين با تغيير شرايطى كه‌ پيش مى‌‏آيد، احكام شرعى هم تغيير مى‌‏كند. ما اصطلاحا احـكام مـربوط به‌ اوضاع‌ و شرايط‌ متغير را، [مقررات] و احكام مربوط به اوضاع ثابت را، [قوانين] مى‌‏ناميم. اين مقررات، داراى گستره‏‌اى جداى از قوانين ‌‌كلى‌ اسلامى نيستند، بلكه در پرتو قوانين كلى ثابت جاى مـى‏‌گيرند. يعـنى‌ نه متضاد با‌ آنها‌ مى‌‏باشند‌ و نـه مـوجب تعطيلى آن‌ها مى‏‌شوند. به عبارت ديگر، در اسلام احكام و عناوينى كلى و اصلى وجود دارد‌ كه قاعده مركزى تشريع اسلامى را تشكيل مى‌‏دهند؛ اين احكام، در هر اوضاع‌ و احوالى از تغييرات مصون‌ هـستند‌. امـا احكام ديگرى هم وجود دارد كه ريشـه در اين احـكام دارند و محققان اسلامى با تلاش خود، آنها را از آن احكام و عناوين كلى استنباط مى‌‏كنند، البته به شرط اين كه تضادى با‌ آنها نداشته باشند. اين گونه احكام با عوض شدن اوضاع و احوال و پديد آمدن شرايط جديد، عوض مـى‏‌شوند.

تحول و دگرگونى اوضاع اجـتماعى، تـحول و دگرگونى در قوانين و نظام‏ هاى اجتماعى را مى‏‌طلبد، اما اين بدان معنا نيست كه بايستى احكام‌ مربوط‌ به‌ حقيقت انسانى كه در تمامى شرايط وجود دارد نيز تغيير‌ يابد. همچنان كه با تحول اوضاع اجتماعى، قوانين مربوط به هستى كه به وسـيله آنها جهان تدبير مى‏ شود، تغيير‌ نمى‏ يابد‌؛ مثلاً‌ هر قدر اوضاع و شرايط اجتماعى و تمدن ها دگرگون شود، قوانين رياضى و دست‌ آوردهاى‌ هندسى عوض نمى‏ شود. آنچه دگرگون مى‏ شود، ظاهر و پوسته و شكل عملى اين احكام در اوضاع مـختلف و مـتحول جامعه‌ است‌ و آنچه‌ تاثير مى‏‌پذيرد، قسم دوم از احكام است و تغيير آنها خللى به دين وارد‌ نمى‏ كند‌؛ زيرا‌ دين به مسائلى كه به حقيقت بشرى و هستى و سرشت انسان مربوط است مى ‏پردازد و شكل‌ عملى‌ را‌ به مكلف واگذار كرده تا طـبق شـرايط و اوضاعى كه در آن به سر مى‏ برد انجام‌ دهد‌.

آنچه دگرگون مى‏ شود، ظاهر و پوسته و شكل عملى اين احكام در اوضاع مـختلف و مـتحول جامعه‌ است‌ و آنچه‌ تاثير مى‏‌پذيرد، قسم دوم از احكام است و تغيير آنها خللى به دين وارد‌ نمى‏ كند‌؛

 

نمونه هایی از تغییر احکام

روابط‌ ديپلماتيك بـين المـللى: بـرحكومت اسلامى واجب است كه مصالح اسـلام و مـسلمانان را در نـظر بگيرد‌ و اين‌، اصلى ثابت‌ و قاعده‏ اى كلى است. اما كيفيت اين كار با توجه به شرايط زمانى‌ و مكانى‌، تغيير مى‏ يابد. به عنوان مثال گاهى مصلحت،صـلح و آتـش بـس با دشمن را ايجاب مى‏ كند و گاهى‌ مصلحت‌، خلاف آن را مـى‏ طلبد.

روابط تجارى بين‌ المللى‌: گاه‌ مصلحت‌ ايجاب‌ مى‏ كند كه ميان‌ مـسلمانان‌ و ديگـر كشـورها قراردادهاى اقتصادى منعقد شده،شركت‏ هاى تجارى يا مؤسسه‏ هاى صنعتى تاسيس شود و گاه مصلحت خلاف‌ آن را‌ ايجـاب مى‏ كند. حكم مرحوم ميرزاى شيرازى مبتنى بر‌ تحريم‌ تنباكو‌ كه‌ به‌ سبب‌ منع از اجـراى قـرارداد اقـتصادى بين ايران و انگليس صادر شد، از اين قبيل است؛

تغییر در نوع علوم مورد نیاز در هر عصر: نشر علم و فرهنگ و كامل كردن معارفى كه سيادت مادى و معنوى جامعه را تضمين مـى‏ كند از واجـبات اسـلامى به شمارمى‏ رود. اما عملى كردن‌ اين‌ امـر و تـعيين شـكل و نـوع ابـزارهاى آن، مـحدود به حالت خاصى نيست و به نظر حاكم اسلامى وگروه هاى تخصصى كه به اين منظور از جانب او و بر حسب امكانات موجود در پرتو‌ قوانين‌ ثابت، تشكيل شده بستگى دارد. به طور كلى اسلام، رهبران جـامعه و واليان حكومت را ملزم كرده تا علم را ميان انسانها منتشر و جهل را از ميان آنان ريشه كن كنند و با هر‌ نوع‌ بى سوادى به مبارزه بپردازند. اما نوع علم و ويژگيهاى آن به حاكم اسلامى كه بيش از هر كس بـه نـيازهاى زمانش آگاه است، بستگى دارد. چه بسا علمى؛ مانند اقتصاد‌ و سياست‌ كه‌ در دوران گذشته نيازى به‌ آنها‌ نبوده‌، امروزه در رديف اوّلين علوم ضرورى و مفيد جامعه محسوب شود.


 

پی‌نوشت:
این متن خلاصه‌ای است از مقاله "ثبات و تغییر در احکام شرعی" به قلم آیت الله جعفر سبحانی که در شماره 49 مجله "فقه اهل بیت" منتشر شده است

کتاب الکترونیکی اسرار آل محمد علیهم السلام

تالیف سلیم بن قیس هلالی

متوفای سال 76 هجری

ابو صادق سلیم بن قیس هلالی رضوان الله علیه در شرایطی این کتاب را تالیف نمود که پس از رحلت پیامبر اسلام ص در جامعه مسلمین جو رعب و وحشت و اقدامات پیشگیرانه شدید علیه نقل حدیث نبوی و ثبت و ضبط تاریخ اسلام و معارف دینی ایجاد شده بود و هر گونه فعالیت در این زمینه ممنوع بود، ولی دستبرد به حقایق دین را در پشت نقاب اسلام آغاز کرده بودند.

او در مدت شصت سال توانست حقایق مهمی از حدیث و تاریخ اسلام را گرد آورد و برای تالیف و حفظ کتابش زحمات طاقت فرسایی کشید و در سفرهای بسیاری با افراد کثیری تماس حاصل کرد تا توانست چنین مجموعه ای را آماده کند.

او از محضر امیر المومنین تا امام باقر علیهم السلام کسب فیض کرده  و با اصحاب خاصی چون سلمان و ابوذر و مقداد در تماس بود و از تمامی فرصتها حداکثر استفاده را در راه هدفش بهره برد.

امامان معصوم کتابش را تایید و علما و محدثین در نقل و حفظ کتابش کوشیده اند بطوریکه اثر جاودان آن در طول 1400 سال بعنوان اولین کتاب در تاریخ اسلام باقی مانده است.

و این ما هستیم که باید با نشر و حفظ و مطالعه این کتاب ،قدردانی خود را از زحمات آنان نشان دهیم.

 

لطفا جهت دانلود کتاب به فایل پیوست مراجعه شود.

پنج شنبه, 08 شهریور 1397 23:39

اعترافات علما اهل سنت به جریان غدیر

 

عواملی که سبب شد پیمان غدیر فراموش شود

 

 

 

اندیشمندان اهل سنت هر کجا که وارد شدند و در مورد غدیر اعترافاتی داشتند، یا مجبور شدند معنای حدیث غدیر را متحول کنند؛ تغییر بدهند و تحریف کنند یا اینکه به شدت مورد اعتراض مردم زمان خود واقع شدند.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 17 دقیقه

 

محمد علی موحدی

 

 

به مناسبت روز عید ولایت و امامت امیرالمؤمنین علی (ع) و جریات تاریخ ساز غدیر خم؛ در رابطه با زوایای مغفول این رویداد مهم و نظرات اهل سنت در خدمت محمد علی موحدی، پژوهشگر حوزه علوم اسلامی هستیم.

تبیان: در مورد مواضع عالمان اهل‌سنت و مخالفان غدیر بفرمائید؛ این که چرا فردی چون طبری در کتاب خود از واقعه مستند غدیر سخنی نگفته است؟
موضع علمای اهل سنت در خصوص غدیر یکسان نیست. برخی از اندیشمندان اهل سنت هستند که غدیر را خوب گزارش کرده و در آثار خود نیز از این جریان بزرگ سخن گفته اند. البته تمام کسانی که به ذکر واقعه غدیر پرداخته اند در زمان حیات خود دچار تهمت‌هایی شدند، چرا که همان طور که در گفتگوی گذشته بیان کردیم موضوع غدیر موضوع حساسی بوده است، اکثر اندیشمندانی که قدری آزادانه به غدیر پرداختند به تهمت این که شما گرایش به تشیع دارید، گرفتار شده اند. بنابر این برخی دیگر از اندیشمندان اهل سنت به شدت در مقابل جریان غدیر تلاش کردند که ایستادگی کنند و آن را کتمان کنند.

افراد متشیّع و رافضی چه کسانی هستند؟

تشیّع در آن زمان به معنای تشیع در زمان حاضر نیست، اگر به کسی از علما در گذشته می‌گفتند "متشیع" یا "فیه التشیع"، یعنی او سنی است، اما گرایشات خاصی دارد که به او متشیع می‌گویند. ابداً به معنای این نیست که او سنی نبوده؛ چرا که بعد از گذشت هزار سال اصطلاحات تغییر کرده است. آن زمان اگر می‌خواستند بگویند کسی شیعه است می‌گفتند رافضی است.

بعد از گذشتن جریان غدیر چند عامل سبب می‌شود که این پیمان را فراموش کنند. یک غلبه الهوی، هوای نفس بر آنها غلبه نمود. دوم حب الریاسه، آنها به خاطر حب به ریاست خود حمل عمود الخلافه، عمود و استوانه خلافت را جابجا کردند و پیمان نبوت را زیر پا گذاشتند، راه امت را برای بازگشت به دوران جاهلیت باز کردند



متشیّع به کسانی گفته می شد که کاملاً قائل به خلافت خلفا بوده اند اما در کنارش برخی از فضائل حضرت امیر را قبول داشته و حضرت امیر را خلیفه چهارم می‌دانسته‌اند و چون به برخی از امور امیرالمؤمنین گرایش داشته، اتهام تشیع به او می زدند. در حقیقت متشیع افراد خودی بوده اند که قدری تمایل به فضائل امیرالمومنین (ع) پیدا می‌کنند و اگر به کسی می خواستند شیعه به معنای امروز ما را بگویند، از لفظ رافضی استفاده می کردند.

اسرائیلیات؛ خوراک غربی‌ها برای ساختن فیلم‌های موهن علیه پیامبر

محمد بن اسماعیل البخاری، نویسنده صحیح ترین متن حدیثی اهل سنت تحت عنوان "الجامع الصحیح"، متوفی 256 هجری قمری است. او ادعا می‌کند 600 هزار حدیث صحیح از پیامبر (ص) در اختیار دارد که از میان این 600 هزار حدیث، 100 هزار حدیث صحیح السند است. از این میان کمتر از 7 هزار مورد را در کتاب صحیح گردآوری می‌کند یعنی بخاری بیش از 93 درصد احادیث صحیحی که خود ادعا دارد از پیامبر (ص)  در اختیار دارد، در کتاب خود نمی‌آورد. و آن ها احادیث شأن نزول آیه ولایت، شأن نزول آیه تطهیر، شأن نزول آیه اکمال، شأن نزول آیه تبلیغ، شأن نزول آیه انذار، حدیث غدیر، حدیث ثقلین و هرچه به امیرالمؤمنین باز می‌گردد، است.

لذا با این که احادیثی را نقل کرده است که شکی نیست آنها اسرائیلیات هستند، فراوان از ابوهریره در کتاب خود حدیث نقل می‌کند، اسرائیلیاتی که امروز خوراک غربی‌ها برای ساختن فیلم‌های موهن علیه پیامبر (ص) است. نسبت‌های ناروا و تهمت‌های وحشتناک در کتاب او موجود است، اما می‌بینید هر چه به امیرالمومنین (ع) بر می گردد، از میان فضائل امیرالمومنین (ع)، یا نقل نمی‌شود و یا محرّف نقل می‌شود. در برابر غدیر می‌ایستد و در کتاب خود کلمه‌ای از غدیر نقل نمی‌کند.

در حالی که بنده در یک تحقیق خیلی کوچک به این نتیجه رسیدم که 196 تن از عالمان سنی قبل از تولد بخاری، حدیث غدیر را نقل کرده اند. ما از ایشان سؤال می کنیم؛ شما هر چه را از هر جایی خواسته اید بیان کرده ای؛ اسرائیلی، جعلی، محرّف ولی وقتی به فضائل امیرالمومنین (ع) می‌رسید بیان نمی‌کنید. از میان فضائل امیرالمومنین (ع) فقط یکی را نقل می‌کند که آن هم حدیث منزلت است.

عبارتی که در کتاب مسلم بیان نشده است

نمونه دیگر مسلم ابن حجاج متوفی 261، نویسنده کتاب صحیح مسلم است؛ او وقتی می خواهد حدیث غدیر را نقل کند همه حدیث غدیر را می‌گوید و قبل از عبارت "من کنت مولا"، تمام می‌کند؛ "من کنت مولاه فهذا علی مولا" را در جریان غدیر ذکر نمی‌کند.

پس برخی از علمای اهل سنت تلاش می‌کنند که بخواهند با این روش غدیر را کم اهمیت جلوه دهند که البته طبیعی است که در مقابل آن سیل بی امان احادیث و اسنادی که از غدیر برجای مانده است، نمی توانند ایستادگی کنند.

یکی دیگر از علمای اهل سنت که کتابی تحت عنوان "السنن الکبری" می‌نویسد. آخرین نویسنده صحاح سته است که متوفی 303 هجری است و تنها نویسنده صحاح السته است که در قرن چهارم از دنیا رفته است. او وقتی کتاب "السنن الکبری" را به حاکم وقت عرضه می‌کند، حاکم وقت می‌گوید آیا در این کتاب همه احادیث صحیح هستند؟ می‌گوید خیر، برخی صحیح هستند، برخی حسن هستند، برخی ضعیف هستند. حاکم می‌گوید این را خلاصه کنید و فقط احادیث صحیح را جمع کنید.

او کتابی تحت عنوان "السنن" می‌نویسد. در "السنن" که قصد داشته تمام احادیث صحیح را جمع‌آوری کند که البته کلی حدیث ضعیف هم جمع کرده است، ولی یکی از احادیثی که با چند طریق صحیح خود در "السنن الکبری" نقل کرده است را در این کتاب نقل نمی‌کند و آن حدیث غدیر است و از میان صحاح السته فقط ابن ماجه و ترمذی هستند که حدیث غدیر را نقل می‌کنند.

 

 

تغییر موضع طبری در بیان نقل تاریخ سال دهم هجری

در ادامه بحث کتاب طبری باید گفت که؛ هر کسی که یک دور کتاب تاریخ طبری را خوانده باشد متوجه می شود که روش کاملاً مشخصی در نقل وقایع تاریخی دارد. شما به سال دهم هجرت می‌رسید، که در آخر این سال یعنی در ذی‌الحجه این سال واقعه غدیر است، اگر کمی دقت کنید متوجه می‌شوید کاملاً روش طبری برای نقل تاریخ متفاوت است. یعنی طبری به طرز عجیبی در سال دهم هجرت شروع می‌کند حرف‌های بی‌ ربط زدن که هیچ ربطی به سال دهم هجرت ندارد؛ اسم زنان پیامبر چه بود؟ یکی یکی اسم زنان پیامبر را می‌آورد و حرف‌هایی در سال دهم می زند که در کل تاریخ طبری که از تاریخ انبیاء سلف تا سال 302 هجری کل وقایع تاریخی ذکر شده است، هیچ سالی همانند سال دهم نیست. یعنی این حدس به ذهن آدم می‌رسد که نکند این کتاب مواردی داشته که بعداً کم و زیاد شده یا کسی دیگر سال دهم را نوشته‌اند. تا این اندازه سبک طبری در تاریخ متفاوت است.

تفاوت دو کتاب طبری در بیان نقل یک ماجرا

طبری جریان یوم الدار؛ فأَیكُمْ یؤَازِرُنِی عَلَى هَذا الْأَمْرِ عَلَى أَنْ یكُونَ أَخِی وَ خَلِیفَتِی فِیكُم؟ که در باب انذار بنی هاشم است را در تاریخش می نویسد؛ اما وقتی در کتاب تفسیرش می خواهد بیان کند، به طرز عجیبی نقل می کند؛ کل سند و متن مشترک است؛ نویسنده مشترک است؛ یکی تفسیر طبری و دیگری تاریخ طبری است؛ به عبارت "أَیكُمْ یؤَازِرُنِی عَلَى هَذا الْأَمْرِ که در تاریخ طبری آمده "عَلَى أَنْ یكُونَ أَخِی وَ وَصِیی وَ خَلِیفَتِی فِیكُمْ فَاسْمَعُوا لَهُ وَأَطِیعُوا"، همین مطلب در تفسیر ان أَنْ یكُونَ أَخِی و کذا و کذا فَاسْمَعُوا لَهُ وَأَطِیعُوا آمده است. یعنی وصی و خلیفتی را کذا و کذا می‌گوید. چقدر هم به طرز عجیبی دو کذا می‌آورد؛ یعنی پیامبر(ص) دو وصف درباره حضرت بکار برده است.

پس یک نویسنده حتی نمی‌تواند نقلی که به دستش رسیده را درست نقل کند. جالب است که هر دو سند یکسان است و صحیح هم هست. طبری کار کتاب را در سال 303 تمام می‌کند. یعنی تا وقایع سال 302 می‌نویسد و کتاب را تحویل می‌دهد.

همان طبری کتابی را تحت عنوان "الرد علی الحرقوصیه" یا "کتاب الولایه" می‌نویسد. این کتاب یک کتاب بی‌نظیر و استثنائی درباره غدیر است و الان موجود نیست. دو نفر از علما این کتاب را در اختیار داشتند، "نباطی عاملی" از جمع علمایی شیعه و "ذهبی" از جمع علمای اهل سنت بودند.

ذهبی می‌گوید کتاب طبری 4 جلد بود.‌ یک جلد را دیدم و از تعداد سندهای فراوانی که طبری برای جریان غدیر بیان می‌کند، مدهوش شدم. طبری که 4 جلد تماماً سند و متن غدیر را نقل می‌کند در تاریخ خود هیچ چیزی از غدیر را بیان نمی‌کند. حالا چرا این طبری یکباره انقلاب پیدا می‌کند و در تاریخ هیچ چیزی بیان نمی‌کند ولی یکباره کتاب "الرد علی الحرقوصیه" را می‌نویسد؟

وقتی عدو سبب خیر می‌شود

ما فراوان از این در تاریخ داریم که گاهی مواقع علمایی از اهل سنت که کاری برای امیرالمومنین می‌کردند، نیت آنها خالصانه برای حضرت نبوده و دعواهای بین فرقه‌ای داشته اند. طبری کسی بود که در زمان خود امام فقهی بوده و پیروانی داشته است همانند ابوحنیفه، شافعی، حنبلی که در عصر خود امام بودند، طبری هم در عصر خود امام بوده است لذا جایگاه ویژه‌ای دارد.

او به شدت با تفکرات و فقه احمد بن حنبل مخالف بوده است. یکی از علمای حنبلی زمان طبری، عبارتی را نقل می‌کند مبنی بر اینکه ما هیچ سندی درباره غدیر نداریم. طبری برای این که آن آدم حنبلی را مفتضح کند، کتابی درباره غدیر می‌نویسد. می‌گوید ببینید چقدر حنبلی‌ها بی‌سواد هستند. یعنی عدو شود سبب خیر!

در مورد دعواهای میان فرقه‌ای خود طبری، نه به قصد دفاع از غدیر و ترویج فرهنگ غدیر و دفاع از امیرالمومنین (ع)، بلکه به قصد اینکه بگوید فلانی سواد ندارد، با عنوان "الرد علی الحرقوصیه" می نویسد. چون وقتی می‌خواستند از حنبلی‌ها بدگویی کنند به آنها حرقوصیه می‌گفتند. حرقوص جد احمد بن حنبل بوده است که از سران خوارج به حساب می‌آمد. می‌خواستند بگویند که شما خارجی هستید و کتابی را تحت این عنوان می‌نویسد.

این می شود طبری که در تاریخ خود از غدیر بحثی نمی‌کند و عملاً در مورد وقایع سال دهم صحبت های بی ربطی می‌گوید، یک باره کتابی چهار جلدی در مورد غدیر می‌نویسد.

نمونه همین دوباره در اواخر قرن چهارم و در آخر قرن پنجم داریم. حاکم حسکانی شاگرد حاکم نیشابوری یکی از علمای عصر می‌گویند هیچ آیه‌ای در قرآن راجع به علی بن ابیطالب نیامده است و حاکم حسکانی کتاب "شواهد التنزیل" را می‌نویسند، که به سیصد آیه قرآن در مورد امیرالمومنین را در آن اشاره می کند.

در واقع اینها بیشتر برای دعواهای میان فرقه‌ای خودشان بوده است و اینکه بگویند ما با سواد هستیم و شما با سواد نیستید، این چنین در تاریخ ضبط و ثبت شده است؛ وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ

تبیان: در رابطه با اعترافات علمای اهل‌سنت در ارتباط با غدیر بفرمایید و عاقبت کار آنها چه می‌شود؟
اندیشمندان اهل سنت هر کجایی که وارد شدند و در مورد غدیر اعترافاتی داشتند، یا مجبور شدند معنای حدیث غدیر را متحول کنند؛ تغییر بدهند و تحریف کنند یا اینکه به شدت مورد اعتراض مردم زمان خود واقع شدند.

مثالی می‌زنم؛ مثلا نسائی که عرض کردم که خود در کتاب "سنن الکبری" حدیث غدیر را می‌آورد، در "السنن" حدیث غدیر را نمی‌آورد با اینکه سند آن قوی است، کتابی را در اواخر عمر خود تحت عنوان "مناقب امیرالمومنین علی بن ابیطالب" که کل کتاب در مورد فضائل حضرت است و قضیه غدیر در آن بارها و بارها نقل شده است، می‌نویسد. یک اشتباه استراتژیک می‌کند؛ کتاب را به علمای شام عرضه می‌کند، علمای شام طرفدار معاویه هستند. وقتی کتاب را از نسایی می‌گیرند به نسایی می‌گویند؛ کتاب خوبی نوشته ای، حالا که مناقب علی بن ابی طالب را نوشته ای، کتابی هم در رابطه با مناقب معاویه بنویس.
نسائی در جواب می گوید: چه بگویم در مورد کسی که هیچ فضیلتی ندارد جز اینکه پیغمبر فرمود خدا ان شاء الله شکمت را سیر نکند.نفرین پیغمبر خدا تنها فضیلت معاویه است. بعد از این پاسخ او را به شدت مورد ضرب و شتم قرار می دهند، آنقدر نسایی را می‌زنند که نسایی به مدینه نرسیده از دنیا می‌رود.

اعتراف دیگری از عالم دیگری از اهل سنت است؛ نظام معتزلی یکی از اندیشمندان و متکلمین مشهور معتزلی است. این فرد کسی است که در زمان خود، امام بوده است. فرقه‌ای تحت عنوان نظامیه شناخته می‌شدند. ایشان یک حرفی می‌زند در مورد اینکه "امامت ثابت نمی‌شود مگر به نص صریح و قاطع! یعنی اولاً نصّ صریح باشد، معنای دیگری آن مطلب ندهد. ثانیاً قاطع باشد، یعنی به طور قطعی از پیغمبر به ما رسیده باشد. یعنی مثلاً حدیث متواتر باشد.

در ادامه حرف خود می‌گوید: پیامبر در روز غدیر خم رسماً امیرالمومنین را به عنوان امام بعد خود با نص صریح و قاطع معین کرده است.
بعد از این حرفی که نظام می‌زند چنان "نظام" را مورد ترور شخصیتی قرار می‌دهند که تا امروز از نظام نزد اهل سنت بدگویی می‌شود. همان کسی که قبل از گفتن این حرف آدم اهل علم، خوش چهره و خوش نامی بود، بعد از گفتن اعتراف در مورد غدیر به شدت و تندی با او برخورد می‌شود.

تبریک خلیفه دوم به امامت حضرت علی (ع)

از آن دسته از علمایی که امروز ما می‌توانیم در آثار آنها اعترافات خوبی در مورد غدیر پیدا کنیم، محمد ابن طلحه شافعی نویسنده کتاب "کفایت الطالب" است و سبط بن جوزی بوده است. یک عبارتی هم منتسب به "ابو حامد غزالی" است که به خاطر جایگاهی که ابو حامد غزالی دارد عبارت مهمی است، هر چند که در انتساب کل کتاب به ابو حامد غزالی، تردیدهایی رخ داده است. آن هم این است که ابو حامد غزالی در کتاب خود تصریح می‌کند که جماهیر، بر متن حدیث غدیر اتفاق نظر دارند؛ یعنی همه فرق اسلامی متفق بر متن حدیث غدیر هستند. پیغمبر (ص) در غدیر خم فرمودند من کنت مولاه  فعلی مولا و خلیفه دوم آمد به امیرالمومنین (ع) تبریک گفت و این سخن خلیفه نشان‌دهنده تسلیم وی در برابر فرمان الهی و رضایت او از انتخاب امیرالمومنین (ع) به عنوان امام امت است.
بعد خود غزالی ادامه می‌دهد؛" اما بعد از گذشتن جریان غدیر چند عامل سبب می‌شود که این پیمان را فراموش کنند. اول غلبه الهوی، هوای نفس بر آنها غلبه نمود. دوم حب الریاسه، آنها به خاطر حب به ریاست خود حمل عمود الخلافه، عمود و استوانه خلافت را جابجا کردند و پیمان نبوت را زیر پا گذاشتند، راه امت را برای بازگشت به دوران جاهلیت باز کردند و مصداق این آیه شدند که؛ فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ؛ آن عهد و پیمان را به پشت سر خود انداختند که بد معامله‌ای انجام دادند. این هم عبارت منسوب به غزالی است، در میان اندیشمندان اهل سنت که می‌شود به آن تحت عنوان اعترافات غدیر اشاره کرد.

تبیان: گفته شده است نسخه‌ای از غدیر در واتیکان وجود دارد. اگر در این مورد نکته‌ای دارید بفرمایید؟
بله، یکی از آثار خیلی دور از دسترس از میان اندیشمندان شیعی قرن سوم که متعلق به قاسم الرسی است. قاسم الرسی فرزند طباطبا است و طباطبا از نوادگان امام مجتبی (ع) است. او در زمان مامون زندگی می‌کرد. برادر او محمد با امام رضا علیه السلام هم دوره بودند. اگر چه قاسم الرسی خود به خاطر اینکه ادعای امامت داشت، ما با نگاه مثبتی به خود او نداریم، اما جایگاه علمی ویژه‌ای داشت.

کتابی در رد خوارج دارد. کتاب خیلی مختصری است که کمتر از سی حدیث در آن کتاب ذکر کردهاست و مخاطب در آن کتاب خوارج هستند و می‌خواهد به خوارج بگوید چرا شما باطل هستید و شیعیان برحق هستند لذا درباره ولایت امیرالمومنین (ع) با خوارج احتجاج می‌کند.

در دو جای این کتابی که قبلاً در صفحات رحلی نگاشته شده و امروز خطی، نسخه 8 صفحه ای  آن در موزه واتیکان نگهداری می‌شود که بنده ندیدم این کتاب به صورت چاپی امروز چه در میان زیدی‌ها و چه در میان شیعیان امامی و چه در میان اهل سنت و یا وهابیت وجود داشته باشد حتی متن و ترجمه خطبه هم وجود ندارد، بنده اولین بار در کتاب خودم متن و ترجمه خطبه‌ای که قاسم الرسی از غدیر یاد می‌کند را ذکر کردم.

تشیع در آن زمان به معنای تشیع در زمان حاضر نیست، اگر به کسی از علما در گذشته می‌گفتند "متشیع" یا "فیه التشیع"، یعنی او سنی است، اما گرایشات خاصی دارد که به او متشیع می‌گویند. ابداً به معنای این نیست که او سنی نبوده؛ چرا که بعد از گذشت هزار سال اصطلاحات تغییر کرده است. آن زمان اگر می‌خواستند بگویند کسی شیعه است می‌گفتند رافضیه است.



نکات جالبی این خطبه دارد. حدود 700 واژه است. متنی که از خطبه غدیر قاسم الرسی روایت می‌کند و ابتدا توضیح می‌دهد که من از اهل سنت سند برای خطبه غدیر می‌آورم که این خوارج هم مخالف ما و هم مخالف شما هستند. از گروه بی‌طرف بیان می‌کند که آنها غدیر را این گونه روایت کردند؛ و چند نکته قابل جالب توجه در متن الرسی است که در سایر نقل‌های خطبه غدیر یافت نمی‌شود حتی در نقل طولانی خطبه غدیر که حدود 3 هزار واژه است، این دو مطلب بیان نشده است؛ یکی بحث حدیث حوض است که اصحاب پیامبر(ص) وقتی به سمت حوض در روز قیامت می‌روند عده‌ای را به سمت جهنم می‌برند و نکته دوم بحث این است که پیامبر (ص) در غدیر امر بر امیرالمومنین می‌کنند که صحبت‌های پیامبر (ص) در غدیر همان جا نگاشته شود و همان جا تائید از مردم گرفته شود.

این دو مطلب از خصوصیات و مختصات این متن است که از یکی از نوادگان امام مجتبی (ع) امروز موجود است و در موزه واتیکان نگهداری می‌شود.

پنج شنبه, 08 شهریور 1397 23:11

اگر غدیر نبود جهانی خلق نمی‌شد

نگاهی به ارتباط غدیر با حدیث لولاک

 

 

با توجه به مضمون حدیث لولاک، ولایت یکی از اهداف مهم خلقت است که بدون آن خلق کردن جهان عبث خواهد بود؛ حال اگر غدیر به عنوان آغاز ولایت وجود نداشت، خلق کردن عالم عبث می‌شد.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه

 

غدیر خم

 

 


خالق جهان زمانیکه انسان را خلق می‌کرد، نمی‌خواست او را بدون هدف رها کند که این‌کار از مخترع با شعور بشری هم امکان ندارد سر بزند، چه برسد به خالق عقل که قطعا مخلوقاتش را بدون هدف نمی‌آفریند. انسان به دنیا آمد تا با شناخت خدای خویش و عبادت و پیروی از او به کمال درخور خود دست یابد؛ کمالی که خالقش را به وجد آورد: «فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ»[1] و جهان را همچون فرشی به زیر پای انسان پهن کرد: «سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ».[2]

اما راه شناخت معبود کدام است؟ چگونه باید به رهنمود‌های خالق دست پیدا کرد؟ از اینجاست که ضرورت وجود راهنما فهمیده می‌شود. در قرآن کریم آمده است: «وماقدروا اللّه حق قدره اذ قالوا ما انزل اللّه على بشر من شى‏ء؛[3] گروهى قدر خدا را چنان كه باید نشناختند زیرا گفتند: خدا به كسى وحى نكرده است.» یعنی اگر وحی نباشد شناخت خداوند میسر نمی‌شود؛ بنابر این شناخت خداوند باید با راهنمایی خودش به وسیله وحی صورت بگیرد و بدون این راهنمایی، شناخت صحیح و عمیق دشوار است.

بدون راهنما خلقت عبث خواهد بود

همانگونه که گذشت اگر راهنما نباشد شناخت خدا حاصل نمی‌شود و بدون شناخت خدا خلقت عبث خواهد شد. مقام نبوت همان راهنمای لازمی است که با دریافت وحی از جانب خدا، بندگان را به سوی حق راهنمایی می‌کند و جز از راه آن، شناخت صحیح به دست نمی‌آید؛ بنابراین بدون نبوت خلقت عبث خواهد بود: « یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ»[3]؛

غدیر مکان و زمانی بود که این تکامل تاریخی در آن رقم خورد و اگر غدیر را کنار بگذاریم و آن را پس زده و قبول نکنیم، در حقیقت هدفگذاری خلقت را زیر سوال برده‌ایم.

اما نبوت انتهای راه نیست و بشر زمانی به بلوغ معرفتی می‌رسد که با مقام امامت گره بخورد و از همین روست که وقتی نبوت پایان می‌پذیرد، امامت آغاز می‌شود و امامت بالاتر از نبوت است؛ چه اینکه گفته‌اند: «نبی تنها مأمور به ابلاغ رسالت و دادن نویدها و بیم‏‌ها به مردم است، اما امام علاوه بر آن پیشوایی است که دارای سمَت امر و نهی و تکلیف و دستور است و جامعه بشری را با مدیریت صحیح به حد کمال رساند.»[5] بنابراین بدون امامت آن هدف اصلی خلقت که رسیدن به کمال است محقق نمی شود و خلقت عبث خواهد ماند؛ به همین دلیل اطاعت از امام در کنار اطاعت از خدا و رسول قرار گرفته است:« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ»[6]

آنچه گذشت مفاد حدیث قدسی مشهوری است که خداوند خطاب به رسولش می‌فرماید: « لولاک لما خلقت الأفلاک و لولا علی لما خلقتک»[7] یعنی ای محمد(ص) اگر تو نبودی عالم را خلق نمی‌کردم و اگر علی نبود تو را هم خلق نمی‌کردم؛ همانطور که گذشت نبوت و امامت دو منبع معرفتی هستند که ما را به کمال انسانی خویش رهنمون می‌کنند؛ اگر قرار باشد این دو منبع نباشند، مخلوقات خدا راه را گم می‌کنند و این خلاف لطف خداوند است که اجازه دهد بندگانش به بیراهه روند؛ پس حاضر است در نبود پیامبر و علی علیهما‌السلام که هر کدام نمادی از نبوت و امامت هستند، اصلا عالم را خلق نکند.

این حدیث گرچه از لحاظ سندی ضعیف است، یعنی صدور آن از زبان امام معصوم معلوم نیست، اما از لحاظ محتوا قابل خدشه نیست، به خصوص آنکه احادیث صحیحی با محتوای حدیث لولاک وجود دارد: «یا عَلِی، لَوُلا نَحْنُ ما خَلَقَ اللّه آدَمَ علیه السلام وَ لا حَوّاءِ وَ لا الجَنَّةُ وَ لا النّار؛ وَ لا السَّمَاءَ وَ لا الأرضَ؛ [8] ای علی ، اگر ما نبودیم آدم علیه السلام و حوّا و بهشت و جهنم و آسمان و زمین ، خلق نمی شد.»، همچنین با بیانی که گذشت راز محتوای این حدیث، یعنی عبث بودن خلقت بدون نبوت و امامت فهمیده می‌شود.

غدیر، آغاز‌گر تکاملی که هدف خلقت است

امامت کشتی نجات انسان‌های حیران است که دست آن‌ها را گرفته و به مقصد می‌رساند؛ بدین جهت گفته‌اند امام ارائه طریق و ایصال الی المطلوب می‌کند، یعنی هم هدف را نشان می‌دهد و هم به هدف می‌رساند.

درخت امامت که بدون آن هدف و غرض خلقت تامین نمی‌شود، ریشه در وجود مقدس امیرالمومنین دارد و نسل امامت از آن وجود قدسی به وجود آمد که اگر علی نبود، چنین نسلی از امامان به وجود نمی‌آمد؛ و غدیر مکان و زمانی بود که این تکامل تاریخی در آن رقم خورد و اگر غدیر را کنار بگذاریم و آن را پس زده و قبول نکنیم، در حقیقت هدفگذاری خلقت را زیر سوال برده‌ایم.

غدیر فقط یک واقعه تاریخی نبود، بلکه شروع فصل جدیدی از بندگی بود و این شروع امامت بود که دین و نعمت خدا را کامل کرد: « اَلْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتی»[9].

بنابر این با توجه به حدیث لولاک، نبود علی علیه‌السلام در جایگاه امامت، جهان را با پوچی مواجه می‌کند و هدف‌ والای خلقت را زیر سوال می‌برد؛ حال می‌دانیم غدیر‌خم شروع جایگاه امامت بود و از این جهت می‌توان گفت اگر غدیر نبود، جهانی خلق نمی‌شد.

 


پی نوشت‌ها:
[1] سوره مومنون، آیه 14
[2] سوره جاثیه، آیه 13
[3]سوره انعام، آیه 91
[4] سوره نساء، آیه 59
[5] منشور جاوید، ج 5، ص 252.
[6] سوره نساء، آیه 59
[7] الوافی، ج1، ص 52
[8] عیون اخبار الرضا(ع)؛ ج 1، ص 204، ح 22 .
[9] سوره مائده، آیه 3

 


منابع:
-"شرح خواندنی حدیث لولا فاطمه لما خلقتکما: حضرت آیت الله گرامی"/خبرگزاری شفقنا
-مقاله "بررسی سند و متن حدیث« لولاک لما خقلت الافلاک»" به قلم چنگیز پهلوان که در شماره 13 مجله "حدیث پژوهی" منتشر شده است.

پنج شنبه, 08 شهریور 1397 23:06

پاسداشت غدیر

معرفی چند کتاب با موضوع «غدیر»

 

 

مروری بر چند کتاب با موضوع «غدیر»، که کمک می کند این واقعه مهم را بهتر بشناسیم.
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه
پاسداشت غدیر

 

 

الغدیر

نویسنده: علامه امینی/ انتشارات: بنیاد بعثت

معرفی کتاب: علامه امینی این کتاب پرمحتوا و متقن را با اشاره به 110 تن از صحابه و 84 نفر از تابعین پیامبر که حدیث غدیر را روایت کرده‌اند و پس از آن ۳۶۰ تن از راویان حدیث غدیر از قرن دوم تا چهاردهم را برمی‌شمارد. در بخش‌ انتهایی کتاب هم اشعار شاعران مختلف را درباره این موضوع ذکر می‌کند.

علامه درباره سختی‌های تولید این اثر 20 جلدی ارزشمند می‌گوید: «من برای نوشتن الغدیر، ۱۰هزار کتاب را از بای بسم‌ا... تا تای تمت خوانده‌ام و به ۱۰۰ هزار کتاب مراجعه مکرر داشته‌ام.»

از دیگر امتیازات کتاب الغدیر آن است که علامه امینی مطالعات گسترده‌ای را روی منابع مختلف در حوزه دینی و علمی داشت و منحصرا به منابع اسلامی رجوع نکرد. علامه برای نگارش الغدیر کلیه کتاب‌های تفسیری، روایی، تاریخی، رجالی، انصاب، لغت و دواوین شعری را با دقت، مورد مطالعه قرار داد.

اگر در غدیر بودیم...!

نویسنده: محمدباقر انصاری/ انتشارات: دلیل ما

معرفی کتاب: دل نوشته‌هایی درباه غدیر است آن گونه که اگر خواننده‌ای از خود بپرسد که اگر در غدیر بودم چه حالی داشتم و چه افکاری به ذهنم هجوم می‌آورد، می‌تواند با صفحات مختلف کتاب همراه باشد و هر آن چه که به عنوان سوال در مورد آن روز به ذهن‌‎اش می رسد در آن جا ببیند، گویی با آن قافله همراه است.

از دیدن علی (ع) و پیامبر (ص) تا دیدن منافقان و صحنه‌های چیده شده پشت پرده، از قرار گرفتن تحت انوار رسول خدا (ص) و خطبه غدیر تا نفوذ آن در عمق وجود، از معانی ولایت و آثارش تا رسیدن به همه آنچه که نیاز داریم ولی نمی‌دانیم در این کتاب آمده است.

غدیر در احساس ملّت ها

نویسنده: جمعی از نویسندگان / انتشارات: دلیل ما

معرفی کتاب: غدیر در احساس ملت‌ها از نخستین گام‌هایی است كه در راه جهانی سازی غدیر برداشته شده است. كتاب حاضر ،‌مجموعه مقالاتی است كه افرادی از ملیت‌های مختلف جهان در یك اقدام جالب توجه، ‌احساسات و دغدغه‌های خود را پیرامون غدیر بیان می‌كنند.

در این کتاب ایم واقعه از ابعاد مختلف تاریخی ، جغرافیایی ، ادبی ،‌مسائل پیش روی غدیر در جهان معاصر و شبهات وارد بر غدیر و پاسخ به آنها مورد بررسی قرار گرفته است. تنوع ادبیات‌های مختلف و ترجمه زیبای كتاب ،‌مطالعه آن را برای هر دوستدار غدیر و ولایت ،‌زیبا و سودمند ساخته است.

پاسداشت غدیر

نویسنده: محمد ابراهیم حامد مهدوی/ انتشارات: دلیل ما

معرفی کتاب: کتاب «پاسداشت غدیر» کوششی است برای ثبت حقایق و آموزه‌های این مراسم با شکوه و پیام آن برای پیروان امروزی آن آئین آسمانی. آغاز مباحث کتاب نگاهی مختصر به ماجرای غدیر با زبانی ادبی است. مولف در این بخش به تشریح اهمیت و ابعاد واقعه غدیر می‌پردازد. در ادامه نویسنده پس از اشاراتی به معجزات روز غدیر فرازهایی از خطابه حضرت رسول صلی الله علیه و اله در این روز را مورد بررسی قرار می‌دهد.

در بخش پایانی کتاب نیز مولف می‌کوشد تا با مطرح کردن جایگاه پیام غدیر در زندگی امروز ما، اهمیت و ابعاد مختلف آنچه امروز ما بر عهده داریم را به تصویر بکشد. 

حساسترین فراز تاریخ (داستان غدیر)

نویسندگان: جمعى از نویسندگان/ انتشارات: آفاق

معرفی کتاب:  در كتاب «حساسترین فراز تاریخ» به منظور اثبات حقانیت خلافت حضرت علی (ع)، اسناد و گفتاری مبنی بر صحیح بودن حدیث ولایت آورده شده كه از قول یكصد و سی و هفت تن از اصحاب رسول خدا (ص) نقل گردیده است. آن گاه روایات تابعین و پس از آن روایات اعلام حدیث ـ از قرن سوم تا قرن حاضر ـ بررسی شده است.

این کتاب گزارشی است از واقعه غدیر خم که همراه با خلاصه‌ای از سیر تاریخی این بحث مهم مذهبی در عالم اسلام مورد بررسی قرار گرفته است.

موعود غدیر

نویسنده: سید مجتبی حسینی/ انتشارات: نیستان

معرفی کتاب: «موعود غدیر»، تدوین سخنرانی سید مجتبی حسینی، اسلام‌شناس معاصر است که در سال ۱۳۸۷ و در دانشگاه الزهرا ارائه گردیده. کتاب علاوه بر این، دو پیوست نیز به خود می‌بیند. پیوست نخست، خطبه‌ای است که رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در عرفات بیان فرموده‌اند و نویسنده در مطالب خود به آن استناد کرده‌اند. پیوست دوم، ترجمه خطبه حضرت رسول در غدیر خم است که به «خطابه غدیر» مشهور گردیده و با ترجمه سید مهدی شجاعی زینت‌بخش کتاب می‌باشد.

آن‌طور که از نام کتاب بر می‌آید، نویسنده در پی یافتن ارتباط بین واقعه غدیر و ظهور امام قائم (عجل الله فرجه) است و این کار را با تامل در متن خطابه‌های حضرت رسول انجام می‌دهد. این تامل، با نگاهی جریان‌وار به واقعه غدیر انجام می‌پذیرد؛ یعنی ارتباط آن با گذشته یا با آینده بررسی می‌شود.

تنها راه رستگاری

نویسنده: سیدمهدی شجاعی/ انتشارات: نیستان

معرفی کتاب: «تنها راه رستگاری» متن خطبه‌ی غدیر به همراه ترجمه و مقدمه‌ای کوتاه به قلم سید مهدی شجاعی است.

در مقدمه‌ی این کتاب می‌خوانیم: به چه کمال و سعادتی می‌رسید انسان اگر به فرمان خدا و رسولش جان می‌سپرد و از شیطان بی‌صفت فریب نمی‌خورد و گندم را به ایمان مرجح نمی‌شمرد و از قامت در بهشت ولایت، محروم نمی‌گشت و بر خاکستر تباهی و ذلالت و مذلت نمی‌نشست؟ پاسخ صریح و آشکار خداوند متعال به این سؤال این است: «اگر که مردم پس از ارتحال پیامبر، سر می‌سپردند به ولایت علی، امیرالمؤمنین، من درهای جهنم را می‌بستم و الی الأبد بسته نگه می‌داشتم.»

بیشتر بخوانید

درباره ی غدیر بیشتر بخوانیم
درغدیرچه بخوانیم؟
کتاب هایی با بوی عید غدیر

 


منابع: انتشارات نیستان/ انتشارت دلیل ما/ فارس

چهارشنبه, 07 شهریور 1397 13:13

عملی با پاداش عجیب برای روز غدیر

ترازوی اهمیت غدیر و عاشورا

 

 

غذا دادن به یک مومن در روز عید غدیر ثواب اطعام یک میلیون پیامبر و صدیق و یک میلیون شهید و یک میلیون فرد صالح در حرم خداوند را دارد.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 6 دقیقه

 

اطعام در روز غدیر

 

 

سید بن طاووس در کتاب شریف "اقبال الاعمال" صفحه ۴۶۴ از حضرت امام رضا (ع) روایت کرده است که حضرت فرمودند: "هنگامی که قیامت فرا می رسد، چهار روز با فخر و مباهات بر خداوند وارد می شوند همانند ورود عروس در شب زفاف بر شوهر." از حضرت سوال شد: "آن چهار روز کدامند؟" حضرت فرمودند: "روز قربان، روز فطر، روز جمعه و روز غدیر و بدرستیکه روز غدیر در بین آنها مانند ماه است در بین ستارگان و آن روزی است که حضرت ابراهیم خلیل از آتش نجات یافت و به شکرانه اش آن روز را روزه گرفت. و آن روزی است که خداوند در آن روز، دین را کامل کرد و این کامل کردن به سبب نصب کردن امیرالمومنین به عنوان شاخص توسط پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) است و فضیلت و جلوهای نور آن حضرت را آشکار نمود و آن روز را روزه گرفت. و بدرستیکه آن روز، روز کمال است و روز به خاک مالیدن بینی شیطان و قبولی اعمال شیعیان و دوستان آل محمد صلوات الله علیهم. و روزی است که خداوند به اعمال مخالفین نظر می کند و آن را نابود می گرداند و این قول خداوند است «فجعلناه هباءً منثورا»" (1)

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: وَ الدِّرْهَمُ فِیهِ بِمِائَةِ اَلْفِ دِرْهَمٍ: و کسی که در روز غدیر یک درهم خرج کند، صد هزار درهم حساب می‌گردد.


امام رضا در ادامه روایت به بیان امتیازاتی که در روز غدیر برای بندگان وجود دارد می پردازد که به واقع بسیار جذاب و تعجب آور است که این همه رحمت و برکت در چنین روزی خداوند بر بندگان نازل می کند؛ غدیر روزی است که خداوند مخصوص محمد و آل محمد و صاحبان رحمت (محبین و شیعیان) قرار داده است.
در این روز خداوند متعال در حق بنده مومنش وسعت می بخشد در همه انواع رزق برای خانواده و خودش و برادرانش (دینی و نسبی). و آزاد می کند آن ها را از آتش.

غدیر روز آسایش و رهایی از غم، و روز از بین رفتن گناه، روز عطای بی عوض، روز مژده و عید اکبر و روز اجابت دعا و روز موقف بزرگ، روز پوشیدن لباس نو و در آوردن لباس سیاه، روز شرط مشروط، روز دور کردن غم ها و روز در گذشتن از گناهان شیعه امیرالمومنین(علیه السلام) است.

غدیر روز پیشی گرفتن و روز افزودن صلوات بر محمد و آل محمد (ص) است. روز خرسندی روز عید اهل بیت محمد(ص) روز پذیرفتن اعمال، روز افزونی طلب، روز آسایش مومنین، روز فائده بردن، روز اظهار دوستی، روز رسیدن به رحمت الهی، روز پاک شدن و ترک گناهان بزرگ.

اطعام انبیای الهی و صدیقین

بنابراین روز غدیر بسیار روز بزرگی است که باید آن را غنیمت دانست. یکی از موضوعاتی که برای روز غدیر در کنار اعمالی چون دید و بازدید،لباس نو پوشیدن،زینت کردن،جشن گرفتن، عقد اخوت و.. در روایات بسیار به آن تأکید شده، اطعام دادن است. امام رضا (ع) فرموده اند؛ "وَ مَنْ‏ أَطْعَمَ‏ مُؤْمِناً كَانَ كَمَنْ أَطْعَمَ جَمِیعَ الْأَنْبِیَاءِ وَ الصِّدِّیقِینَ"، کسی که در روز غدیر به مؤمنی اطعام دهد مانند آن است که تمام انبیای الهی و صدّیقین را اطعام داده است.(2)



نیز امام صادق علیه السلام فرمودند: "وَ الدِّرْهَمُ فِیهِ بِمِائَةِ اَلْفِ دِرْهَمٍ": و کسی که در روز غدیر یک درهم خرج کند، صد هزار درهم حساب می گردد. (3)
و نیز حضرت در بیانی دیگر فرموده اند؛ غذا دادن به یک مومن در روز عید غدیر ثواب اطعام یک میلیون پیامبر و صدیق و یک میلیون شهید و یک میلیون فرد صالح در حرم خداوند را دارد. (4)

افطاری دادن؛ یکی از مصادیق اطعام در روز غدیر

از طرفی نیز روزه گرفتن و نیز افطاری دادن روز غدیر نیز بسیار سفارش شده؛ هر کس روزه دار مومنی را در این روز افطاری دهد مانند کسی است که فئامی را اطعام کرده پس حضرت شمردند تا ده فئام سپس فرمودند: آیا می دانی فئام چیست؟؟ راوی عرض کرد خیر حضرت فرمودند: صد هزار. (هر کس روزه دار مومنی را افطار دهد مثل آن است که یک میلیون نفر را افطار داده است.)

قطعاً غدیر مهم‌تر از عاشورا است و قطعاً غدیر از فاطمیه مهم‌تر است. حضرت زهرا فدای ولایت و امیرالمؤمنین و راه خدا شد. غدیر یک جریان، یک فرهنگ، یک دین و مکتب است و ما باید این را احیا کنیم.



بنابراین به عنوان بچه شیعه، باید سرمان را بالا بگیریم و شاکر این نعمت بزرگ باشیم؛ شیعه علی بودن سعادت کوچکی نیست. برای مایی که از کودکی با «یا علی» رو پای خودمان ایستادیم و هر وقت در زندگی، گرهی به کارمان افتاده از مولا مدد گرفته‌ایم، غدیر برترین عید سال است.

غدیر مهجور و غریب است. یک خبرنگار در دنیا میکروفن دست بگیرد و اسم فلان فوتبالیست را ببرد. همه می‌شناسند. فلان خواننده و فلان هنرپیشه را می‌شناسند. بپرسد علی بن ابی طالب چه کسی است؟ غیر از کشورهای اسلامی، در کشورهای اروپایی، علی علیه السلام را یا نمی شناسند یا بسیار کم از او می دانند.

پیغمبر اسلام را اکثراً می‌شناسند. نام علی باید کنار نام پیغمبر و خدا باشد. امام حسین را اکثراً می‌شناسند. چون تاسوعا و عاشورا در اغلب کشورها دسته راه می‌افتد. ولی علی بن ابی طالب را به اندازه یک انسانی که شهرت جهانی دارد در دنیا معرفی نکردیم. نهج‌البلاغه‌اش، خودش و شخصیت‌‌اش را معرفی نکردیم. 

 

ترازوی اهمیت غدیر و عاشورا

روایت داریم که امام معصوم سه بار قسم خورده است قطعاً غدیر مهم تر از عاشورا است و قطعاً غدیر از فاطمیه مهم تر است. حضرت زهرا فدای ولایت و امیرالمؤمنین و راه خدا شد. غدیر یک جریان، یک فرهنگ، یک دین و مکتب است و ما باید این را احیا کنیم. پس همانطور که ایام صادقیه، ایام فاطمیه، ایام محرم جا افتاده است، بیاییم غدیر را هم از این مهجوریت و غربت در بیاوریم. یکی از از کارهایی که می توانیم در راستای این هدف گام برداریم، اطعام دادنی است که همان طور که گفته شد بسیار مورد تأکید می باشد.

 


 

پی نوشت:
1- فرقان آیه ۲۳
2- إقبال الأعمال، ج‏1، ص465
3-همان، ص: 476
4- بحارالانوار، ج ۶، ص ۳۰۳

پاسخ کارشناسان دینی به این سوال؛

 

 

یکی از مسائل مهم در مقوله تربیت دینی فرزندان، آشنایی آنان با اهل‌بیت است که غدیر از شاخه‌های اصلی آن می باشد. در این راستا پدر و مادر نیازمند آموزش هستند. یکی از نکات مهم در مسیر آموزش، توجه به گروه سنی فرزندان است چرا که ...
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 6 دقیقه

 

ترغیب فرزندان به غدیر

 

 

تربیت فرزند از مقوله های بسیار مهم در نظام خانواده می باشد که کم و بیش فکر و ذکر پدران و مادران را با هر طرز تفکری به خود مشغول کرده است. خانواده هایی که رنگ و بوی مذهب در میان آنان جریان عمیق تری دارد دغدغه دین و مذهب در بعد تربیت فرزندانشان از اهمیت بیشتری برخوردار است.

از طرفی با به دنیا آمدن فرزند در خانواده، وظایف پدر و مادر شرایط خاص تری را به خود می گیرد؛ چرا که یکی از وظایف آنان نسبت به فرزندشان، تربیت در ابعاد مختلف است که البته باید طبق اصول صحیح و به فراخور سن و شرایط روحی و روانی و حتی جسمانی کودک، خوراک فکری - تربیتی فرزند را تهیه کرده و آموزش دهیم.

در مقوله تربیت زمان را نباید از دست داد. بدین معنا که تربیت فرزند فصل مناسب خود را دارد که در آن بهتر و آسان‌تر به بار می‏‌نشیند. فصل مناسب تربیت، در اوایل زندگی یعنی دوره کودکی، نوجوانی و عنفوان جوانی است

 

زمان را از دست ندهید

از طرفی نیز باید به این نکته توجه داشته باشیم که در مقوله تربیت زمان را نباید از دست داد. بدین معنا که تربیت فرزند فصل مناسب خود را دارد که در آن بهتر و آسان‌تر به بار می‏‌نشیند. فصل مناسب تربیت، در اوایل زندگی یعنی دوره کودکی، نوجوانی و عنفوان جوانی است و اگر زمانش بگذرد یا تأثیرگذاری اش کم شده و یا ممکن است خوراک تربیتی فرزندانمان از منبعی دیگر که شاید شایستگی لازم را هم نداشته باشد، فراهم شود.

تنها زیبایی چهره فرزند کافی نیست

همان طور که گفته شد یکی از مقوله ها و ابعاد تربیت، تربیت دینی و آموزش مسائل دینی به فرزندان می باشد چنانچه این مهم را می توان در بیان مولایمان امیر المؤمنین (ع) یافت که فرمود:"من از خداوند خویش، طلب فرزندان زیبا چهره و نیکوقامت ننموده‌ام، بلکه از پروردگارم خواسته‌ام، فرزندانم مطیع او باشند و از او بترسند تا وقتی با این صفات به آنها نظر افکنم، مایه چشم روشنی من باشند".

یکی از مسائل مهم در مقوله تربیت دینی فرزندان، آشنایی آنان با اهل‌بیت است که غدیر از شاخه‌های اصلی آن می باشد. در این راستا پدر و مادر نیازمند آموزش هستند. یکی از نکات مهم در مسیر آموزش، توجه به گروه سنی فرزندان است چرا که هر بازه سنی، شرایط خاص خود را دارد که باید طبق آن برخورد کرد.

در این فرصت نظر کارشناسان دینی را در ارتباط با اینکه چگونه می توانیم فرزندانمان را به غدیر ترغیب کرد جویا شده تا ببینیم چگونه باید برخورد کرد تا نسبت به غدیر ترغیب  شده و ثابت قدم باشند.

مهارت‌های تربیت دینی برای کودکان زیر هفت سال

طاهره همیز، کارشناس امور دینی و مشاور خانواده در گفتگو با تبیان در خصوص تربیت دینی کودکان گفت: این که می گویند وقتی فرزند به دنیا می آید مستحب است کامش را با تربت امام حسین علیه السلام و یا آب فرات  بردارید یا در گوشش اذان و اقامه بگویید، یا اینکه نام اهل بیت را برای فرزندانتان برگزینید به این خاطر است که "حب ولایت" در قلبش روشن شده و به جریان بیافتد.

بنابراین نامگذاری فرزندان به نام اسامی اهل بیت از همان زیر 7 سال در حقیقت پایه ریزی است که حب و یاد اهل بیت در وجود آن ها نهادینه شود.

همیز در رابطه با ترغیب فرزندان زیر هفت سال به غدیر گفت؛ داستان غدیر را به صورت نمادین برای بچه ها نمایش بازی کنید و حتی از حضور آن ها در این نمایش بهره ببرید. در روز غدیر حتماً و حتماً کودکان در جشن ها و میهمانی های غدیر حضور داشته باشند، در تدارکات این مراسمات نقش هایی دلنشین را برعهده شان قرار دهیم، لباس شاد بپوشند،شادی قابل توجهی برایشان مهیا شود به طوری که این شادی با شادی های دیگر خیلی متفاوت و خاطره ساز باشد.

داریم که ائمه علیهم السلام برای غدیر رسماً جشن می گرفتند؛ امام رضا علیه السلام در این روز جشن بزرگی را ترتیب می دادند و مداحان را برای مدیحه سرایی دعوت می کردند.

از قدرت حافظه بچه‌ها استفاده کنید

طاهره همیز در ارتباط با توانایی بچه های 7 تا 14 سال می گوید: در مباحث روانشناسی گفته می شود که حافظه و قدرت یادگیری بچه ها در سن 7 تا 14 سال بسیار توانا و گیرا است.بنابراین از حافظه آن ها استفاده کرده و آنان را به حفظ خطبه غدیر دعوت کنید

افکار انتزاعی در سن 14-21 سال

به گفته این کارشناس دینی؛اسرار غدیر را برای فرزندانتان در سن 14 تا 21 سال تفسیر کنید. مثلا آن ها را در این مسیر قرار دهیم که در خطبه غدیر چند آیه قرآن وجود دارد؟ این ها را در قالب مسابقه ترتیب دهیم تا بچه ها بتوانند قدرت آیه‌شناسی از لابلای خطبه غدیر را داشته باشند. برای آن ها مسابقاتی از معماهای ریاضی که در نقل های مربوط به  حضرت علی(ع) آمده ترتیب دهید، بعد برایشان توضیح دهید که امیرالمؤمنین چگونه این‌ها را تبیین و حل و فصل می‌کردند؛ جوانان در این برهه سنی محاسبات را دوست دارند و برایشان خیلی جذاب است.

در مباحث روانشناسی گفته می‌شود که حافظه و قدرت یادگیری بچه‌ها در سن 7 تا 14 سال بسیار توانا و گیرا است.بنابراین از حافظه آن‌ها استفاده کرده و آنان را به حفظ خطبه غدیر دعوت کنید.



همیز در ادامه با بیان اینکه این گروه از بچه ها دارای تفکر انتزاعی هستند، ادامه داد؛ در ایام غدیر جلوه های علمی، نشاط علمی، عدالت در قضاوت ها و چگونگی حکومت‌رانی حضرت علی (ع) را بیان کرده و با توجه به دارا بودن تفکر انتزاعی برای این رده سنی، اطلاعات علمی غدیر را بین جوانان توسعه دهید. برای سنین بالاتر برای دانشجویان و.. تفسیر خطبه غدیر را داشته باشیم.

نکته قابل توجه در جمع بندی مطلب اینکه اگر بخواهیم تعلیم و تربیت دینی مناسبی را برای فرزندانمان برنامه‌ریزی کنیم، ناچاریم در دنیای آن ها در هر سن و سالی قدم برداریم و از دید او، به دین و معارف آن بنگریم. فراموش نکنیم که تصورات فرزندان ما از مفاهیم دینی، متفاوت و مطابق با سن و سال خودشان بوده است.

چهارشنبه, 07 شهریور 1397 13:03

کشف استعدادها و توانمندی های کودکان

چگونه استعدادهای فرزندم را شکوفا کنم؟

 

 

اسباب بازی های مناسب به کودکان قبل از دبستان کمک می کند تا رفتار اجتماعی مطلوب را هم بیاموزند. ظاهرا اسباب بازی به کودکان کمک می کند رفتارهایی را که در بازی آموخته اند در زندگی اجتماعی خود به کار گیرند.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 4 دقیقه

 

خلاقیت در کودکان

 

 

برای پیدا کردن مهارت و استعدادهای کودک پیش از دبستانم بنده را راهنمایی بفرمائید.


این یک واقعیت انکار ناپذیر است که بازی پیش نیازی است برای مهارتهای بعدی کودک. جروم برونر می گوید: بازی برای رشد مهارتهای ذهنی اساسی است. کودکان در بازی می توانند بدون دخالت دیگران تجربه بیندوزند و در ضمن توانایی های پیچیده ای کسب کنند.

یکی از فرضیه های روان شناسی رشد این است که بازی رشد شناختی و هوشی کودکان را تسریع می بخشد. در تایید این فرضیه مطالعاتی صورت گرفته است که نشان می دهد کودکانی که اسباب بازی چندانی ندارند و امکانات کمی برای بازی دارند از لحاظ شناختی از همسالان خود عقب تر هستند. اگر بپذیریم که بازی برای رشد هوشی اهمیت دارد در این صورت آشنا کردن کودکان با بازی و محرک بازی یکی از عواملی است که رشد شناختی را تسهیل می کند.

اسباب بازی های مناسب به کودکان قبل از دبستان کمک می کند تا رفتار اجتماعی مطلوب را هم بیاموزند. ظاهرا اسباب بازی به کودکان کمک می کند رفتارهایی را که در بازی آموخته اند در زندگی اجتماعی خود به کار گیرند.

البته با توجه به بالاتر رفتن سطح درآمد خانواده ها و همچنین کم جمعیت تر شدن خانواده ها قطعا میزان امکانات رفاهی و اسباب بازی هایی که در دسترس کودکان قرار می گیرد خیلی بیشتر از کودکان نسل قبل شده است اما این بدان معنا نیست که اتاق هر کودکی اگر انباشته تر از اسباب بازی باشد رشد شناختی و رشد هوشی اش چشم گیر تر است بلکه درگیر شدن کودک با این اسباب بازی ها، ارایه بازی های هدف دار و شناخت روحیه کودک و سپس ارایه اسباب بازی مناسب است که در رشد هوشی کودکان موثر خواهد بود.

برای سرگرم کردن کودکان در سن و سال پیش از دبستان و دبستان، مجموعه ای از فعالیت ها توصیه اکید می شود.

حتی اگر شما مادر گرامی شاغل و یا پر مشغله هستید حداقل روزی یک ساعت صرف بازی با کودکتان کنید.

بازی هایی توصیه شده در این گروه سنی عبارتند از:

- طراحی، نقاشی و رنگ آمیزی

- بریدن و چسباندن

- مدل سازی و ساختمان سازی

- کتاب ها، تصاویر و داستان ها

- سرگرمی با حروف الفبا و اعداد و کلمات

- گوش دادن به موسیقی

- بازی با ماسه و شن و آب

- پوشیدن لباس دیگری و تظاهر کردن

کودکانی که اسباب بازی چندانی ندارند و امکانات کمی برای بازی دارند از لحاظ شناختی از همسالان خود عقب تر هستند. اگر بپذیریم که بازی برای رشد هوشی اهمیت دارد در این صورت آشنا کردن کودکان با بازی و محرک بازی یکی از عواملی است که رشد شناختی را تسهیل می کند.


در ادامه ما چند مورد از سرگرمی های مورد علاقه کودکان را به اختصار شرح می دهم :

- رنگ آمیزی و طراحی و ... از سرگرمی های مورد علاقه کودکان است که به شدت با آن سرگرم می شوند. تهیه کتاب های رنگ آمیزی توصیه می شود. ضمن اینکه می توانید برای جذاب تر شدن بازی حتماً شما نقاشی های ساده ای بکشید یا از جایی الگو برداری کنید و در اختیار کودک قرار دهید تا رنگ کند.

- بریدن و چسباندن نیز از سرگرمی های رایج کودکان است. وقتی کودکتان نقاشی خود را به پایان رساند قطعاتی از آن را جدا کرده و روی صفحه جدیدی بچسبانید و بقیه را با رنگ پر کنید. مثلاً خورشید را از صفحه جدا کنید و روی صفحه جدید بچسبانید و بقیه صفحه ابر و کوه و درخت بکشید.در مراحل پیشرفته تر کلاژ، اریگامی و همچنین ملیله کاغذ برای کودکان بسیار جذاب خواهد بود.

- مدل سازی؛ برای مدل سازی حتماً از خمیر استفاده کنید. اگر توان تهیه خمیر بازی ندارید با آرد کمی خمیر درست کنید و برای رنگ آمیزی آن از زردچوبه (برای رنگ زرد)، از آب اسفناج (برای رنگ سبز)، آب لبو (برای رنگ قرمز) و ... استفاده کنید. البته رنگ های مجاز خوراکی هم می تواند بسیار سرگرم کننده باشد. خود رنگ کردن خمیر بازی برای کودکان جذاب است.

- کتاب ها و تصاویر نیز از سرگرمی های جذاب دیگر است. حتی ما توصیه می کنیم فقط دنبال خرید کتاب نباشید بلکه حتماً برای یکبار هم که شده برای کودکتان با کمک هم کتاب بسازید. مثلاً چند کاغذ 4A تهیه کنید، از وسط تا کنید سپس روی آن تصاویری از حیوانات، گیاهان، میوه ها و یا حتی تصاویر و عکس های خانوادگی را بچسبانید و در صورت علاقه یک خط هم زیر آن بنویسید.

حتی داستان سازی کنید. این داستان سازی خلاقیت نمی خواهد. اکثر کودکان داستان هایی که با اندکی تغییر مربوط به خودشان است را خیلی دوست دارند.

فراموش نکنید که در طی همه این بازی ها باید با کودکتان همراه باشید. او را تنها رها نکنید. با او بازی کنید تا از کودکی فرزندتان لذت ببرید و زندگی کردن را در غالب بازی به او بیاموزید.


منبع: پرسش و پاسخ های عمومی مشاوره شیوه های تربیتی مرکز مشاوره تبیان

پرسش و پاسخ هایی پیرامون مشکلات رفتاری کودکان

 

 

به قولی که به کودکتان می دهید بیش از هر قولی پایبند باشید، چون باعث شده او به شما اطمینان کند و با شما راحت تر کنار بیاید.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 10 دقیقه
پرخاشگری

 

 

 پسری پنج ساله دارم که اصلا از پدر و مادرش حرف شنوی ندارد مثلا برای انجام ندادن کار اشتباهی که انجام می دهد چندین بار باید تذکر بدهیم و در آخر هم مجبور به تهدید یا کتک می شویم. لطفا راهنماییمان کنید که چگونه با او رفتار کنیم؟

کودکتان آینه شماست هر رفتاری که انجام دهید او با الگو گیری از شما همان عمل را تکرار خواهد کرد پس اگر می خواهید کودکتان صدایش را بلند نکند خودتان نیز در عمل صدایتان را در حد معقول نگه دارید.

به او صادقانه نشان دهید که چه حسی از رفتاری که کرده است دارید. مثلا اگر با کاری ناراحتتان کرد این ناراحتی را پنهان نکنید بلکه به او نشان دهید که ناراحت شده اید.

فرزندتان را تشویق کنید، برای مثال اگر فرزند شما کاری که شما به او گفته اید به موقع انجام داد با کلمات محبت آمیز از او تشکر کنید و یا در چندبار نخست هدیه کوچک تشویقی به او بدهید. (درصورتی که در دفعات بعدی شرطی نشود)

به آسانی جلوی کودکتان زانو زده و مقابل او بنشینید بگذارید به واسطه حرفایتان توجه او به شما جلب شود نه اینکه به زور او را وادار به این امر کنید. این عمل یکی از مثبت ترین راه های ارتباطی با کودک است.

به سخنان او گوش دهید، نقش یک شنونده خوب را برایش ایفا کنید.

به قولی که به کودکتان می دهید بیش از هر قولی پایبند باشید، چون باعث شده او به شما اطمینان کند و با شما راحت تر کنار بیاید. برای مثال اگر قول داده اید بعد از تمیز کردن اطاقش او را به پارک ببرید سر قولتان باشید و این کار را انجام دهید.

وسایل با ارزشی که کودکتان برای بازی به آنها توجه دارد برای آنکه به آنها صدمه ای نرسد از دسترس او دور کنید در این صورت هم خودتان در آرامشید و هم او خرابکاری نمی کند.

حد و مرزی برای روابطتان با فرزند خود قائل شوید. مثلا در هر کار شخصی او دخالت نکنید. دستورالعمل ها، درخواست ها و پاسخ های منفی را تا حد امکان کم کنید تا او دچار ناهنجاری فکری و ذهنی نشود.

به او بفهمانید که با داد و فریاد کاری از پیش نمی برد اگر شما به داد و فریاد او برای در خواست چیزی توجه کنید او تصور می کند که به این شیوه به آنچه می خواهد می رسد پس تمام خواست های نا معقول خود را اینگونه بیان می کند.

خواست هایتان را راحت و صریح و با ملایمت به گونه ای مثبت با او در میان بگذارید مطمئن باشید حتما انجام خواهد داد. برای مثال به جای گفتن در را باز نگذار به او بگوئید عزیزم لطفا در را ببند!

بگذارید مسئولیت کارهایش را خود به گردن بگیرد، به این ترتیب به او کمک کرده اید تا در مقابل بر خورد با مشکلات خود تصمیم بهتری بگیرد و در قبال کاری که انجام می دهد مسئولیت پذیر باشد.

زیاد انتقاد نکنید چون نتیجه ای جز خستگی خود را به دست نمی آورید. خواسته های خود را در قالب یک بازی ساده به او بگوئید تا او نیز حین انجام بازی به خواسته شما عمل کند.

به او ارزش دهید و به او نشان دهید که او نیز برای شما اهمیت دارد. او را در کارهائی که از پس آنها بر میاد سهیم کنید به این صورت هم اعتماد به نفس او را به کار انداخته اید هم به شما کمک کرده و هم مسئولیت پذیری در او پرورش می یابد.

موقعیت را فراهم کنید تا او خود از حقوقش دفاع کند چون شما همیشه کنار او نیستید که حق او را بگیرید او باید خود قادر به این کار باشد.

فرزندتان را تشویق کنید، برای مثال اگر فرزند شما کاری که شما به او گفته اید به موقع انجام داد با کلمات محبت آمیز از او تشکر کنید و یا در چندبار نخست هدیه کوچک تشویقی به او بدهید.


لبخند را به چهره فرزندتان هدیه دهید. با او شوخی کنید. با او بازی کنید و در بازی باعث خنده وی شوید. با یک شوخی ساده می توانید خنده را برای او به ارمغان بیاورید.

کودک دو ساله ای دارم که خواسته هایش را با گریه شدید از ما می خواهد. لطفا بفرمایید در مقابل او چگونه رفتار کنیم؟

1. مهم ترین کار در بر طرف کردن مشکلات رفتاری کودکان، بر قرار کردن ارتباط عاطفی با کودک می باشد.

- با کیفیت ترین زمانی را که در آن حوصله ارتباط و بازی با کودک خود را دارید انتخاب کنید.

- با کودک خود گفتگو کنید و همراه او بازی مورد علاقه اش را انتخاب کنید.

- در طول روز با کودک خود حداقل یک ساعت بازی کنید.

2. زمانی که کودکتان شروع به جیغ زدن می کند، صبور بوده و زود از کوره در نروید. از چنین فرصت هایی برای آموزش کودک خود بهره گیرید. با آرامش با او صحبت کنید و به او بگوئید چگونه برای به دست آوردن خواسته های خود باید عمل کند.

3. کودکان از نوع برخورد اطرافیان، واکنش بعدی را انجام می دهند؛ بنابراین شایسته است گاه در مقابل برخی از رفتارها و واکنش های او بی تفاوت باشید تا آن رفتار در وی خاموش گردد؛ زیرا چه بسا توجّه شما خود به خود باعث تقویت رفتار در کودک گردد؛ به عنوان مثال وقتی کودک می بیند شما در برابر جیغ زدن او برآشفته شدید تازه یاد می گیرد که برای آشفته شدن شما باید چه کند.

4. زمینه بروز این گونه رفتارها را در فرزند خود کاهش دهید. به عنوان مثال اگر تجربه نشان داده زمانی که با تندی با او برخورد می شود او شروع به جیغ زدن می کند، سعی کنید خود و دیگران چنین رفتاری با او نداشته باشید.

5. با توجّه به موقعیّتی که او اقدام به جیغ زدن می کند، سعی نمایید در برخی از مواقع از روش محروم سازی به جای تنبیه کلامی و رفتاری برای کاهش رفتار نادرست فرزند خود بهره گیرید. به این صورت که پس از اقدام وی به جیغ زدن، به او اجازه ندهید با اسباب بازی، بازی نماید. به او توضیح دهید که چرا او را از اسباب بازی هایش محروم کردید. او را از اسباب بازی هایش دور کنید تا مهلت یابد که دریابد چرا او را از اسباب بازی هایش، دور نموده اید ( برای مدت زیاد او را از اسباب بازی ها دور نکنید؛ زیرا در این صورت فراموش می کند که چرا چنین رفتاری با او داشته اید). به وی بگویید که اگر به شما قول دهد که دیگر این کار را تکرار نکند او را به محل بازی باز می گردانید.

اگر بد رفتاری‌ کودک نشانه اعتراض وی است؛ به او و اعتراضش گوش دهید؛ زیرا گاه بد رفتاری‌ در بچه ها نشانه اعتراض آنهاست. این نوعی رفتار تلافی جویانه است که برخی از کودکان در پیش می گیرند؛ زیرا احساس می کنند فقط با اینگونه رفتارها است که می توانند نارضایتی خود را نشان دهند.


6. در انتخاب‌ فیلم و کارتون نیز دقت‌ نموده و شرایطی‌ فراهم‌ آورید فیلم و کارتونی که مناسب‌ سن‌ وی‌ نیست را نبیند.

7. یکی از دلایل تکرار رفتار پرخاشگرانه این است که کودک به این نتیجه می‌رسد که نه ‌تنها رفتار پرخاشگرانه‌اش منجر به پیامد بدی نمی‌شود، بلکه تقویت هم می‌شود. مثلاً والدین گاهی چون حوصله سر و صدا و داد و فریادهای کودک خود را ندارند یا از رفتارهای پرخاشگرانه او می‌ترسند، هنگام بروز رفتار پرخاشگرانه از سوی کودک سریع او را به خواسته‌اش می‌رسانند تا او را آرام کنند، در نتیجه کودک یاد می‌گیرد برای رسیدن به خواسته‌اش پرخاشگری کند. گاهی هم کودک تنها برای جلب توجه والدین به خود و قراردادن خود در کانون توجه خانواده، پرخاشگری می‌کند و والدین نیز بدون آنکه متوجه باشند با توجه به او (توجه مثبت مثل دلسوزی کردن) او را به خواسته‌اش می‌رسانند و به این ترتیب احتمال اینکه در دفعات بعد برای جلب توجه والدین، پرخاشگری کند را افزایش می‌دهند. باید مراقب باشید که با رفتار خود موجب تقویت رفتار منفی در او نشوید.

8. اگر بد رفتاری‌ کودک نشانه اعتراض وی است؛ به او و اعتراضش گوش دهید؛ زیرا گاه بد رفتاری‌ در بچه ها نشانه اعتراض آنهاست. این نوعی رفتار تلافی جویانه است که برخی از کودکان در پیش می گیرند؛ زیرا احساس می کنند فقط با اینگونه رفتارها است که می توانند نارضایتی خود را نشان دهند.

9. در موارد عدم جیغ زدن، رفتارهای مثبت کودک مورد تشویق و توجه قرار گیرد. جهت تقویت رفتارهای مثبت می توان از جدول رفتاری و امتیاز دادن بهره برد. البته با توجه به سن او باید بیشتر به صورت دیداری باشد تا بتواند بفهمد. یعنی قرار گرفتن و بالا رفتن امتیازات را ببیند.

10. در مخالفت های خود با کودک، دقت داشته باشید که پای « نه گفتن » خود بایستید تا کودک تصمیمات را جدی بگیرد. جدیت شما، آرامش و امنیت را برای کودک به ارمغان می آورد. البته منظور از قاطعیت به موقع، خشونت و دیکتاتوری در برابر فرزند نیست (در تربیت او کم نه بگوئید اما محکم).

11. آنچه می گویید واقعی و درست باشد؛ مثلاْ اگر بچه کار خوبی انجام داد و به او قول هدیه دادید، باید سر موقع هدیه اش را به او تحویل دهید. این کار باعث می شود که فرزند روی حرف والدینش حساب باز کند و برای تقویت رفتارهای خود و جلب رضایت پدر و مادرش، تمام تلاش خود را به کار گیرد. اما اگر به او قول دهید و در عمل به قولتان، سستی به خرج دهید، کودک به حرفتان اعتماد نمی کند و کم کم نسبت به انجام کارهای مفید و خوب بی رغبت می گردد. در مقابل اگر بچه کار اشتباه و عمدی را انجام داد و او را تنبیه محرومیتی کردید، باید حتماْ تنبیه محرومیتی خود را عملی کنید. اگر این کار را نکنید، کودکتان این برداشت را می کند که انجام کارهای اشتباه تنبیهی را برایش به همراه ندارد و تنبیه های ذکر شده توسط والدین، هرگز عملی نخواهد شد.

12. اگر کودک شما عصبانی و خشمناک شد، شما در برابر او عصبانی نشوید.

13. سعی کنید در دعواهای کودکانه فرزندتان با هم سن و سالانش دخالت نکنید و اجازه دهید که خودشان مشکلشان را حل کنند.

چهارشنبه, 07 شهریور 1397 12:52

وظیفه ی همسران سادات در عید غدیر

 

قابل توجه کسانی که همسر سادات شده اند

 

 

 

ازدواج یکی از مقوله های مهم در زندگی هر فردی به شمار می آید. هر دختر و پسری لازم است که قبل از ازدواج در مورد انتخاب همسر اطلاعات کافی را کسب کنند و ملاک های اصلی خود را در نظر داشته باشند اما ممکن است برای شما پیش بیایید که با خواستگاری مواجه شوید که با وجود داشتن تمام ملاک ها، سادات است و خرافات های موجود در رابطه با سادات شما را بترساند . همچنین ممکن است شنیده باشید که زندگی با سادات نسبت به یک فرد عام متفاوت است اما این خرافات ها تا چه حد درست است و آیا زندگی با فرد سادات اصول خاصی دارد ؟
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 6 دقیقه
همسران همسر سید سادات خرافات رابطه جنسی خاندان پیامبر خدمت کردن هدیه خریدن زندگی مشترک ازدواج شاد ازدواج موفق خانواده ایرانی عشاق موفق

 

 

سادات کیست ؟

واژه «سید» در لغت به معنای سرور، مهتر، بزرگ و آقا است.؛ یک عنوان موروثی است و به اعضای طبقه ای گفته می شود که از نسل پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) هستند و به دلیل این انتساب است که سادات در طول تاریخ همواره مورد احترام عموم مسلمانان بوده اند.

در زندگی حتما با افرادی دوست یا برخورد کرده اید که نَسب شان به اهل بیت (ع) بر می گردد که به آنها سادات می گویند و حتما، برای  آنها بواسطه ذریه اهل بیت بودن احترام خاصی قائل هستید. حتی عده ای ترجیح می دهند در ازدواج، همسرشان حتما جز سادات باشد و یکی از ملاک های ازدواج شان است. گرچه باید گفت همسر سادات بودن افتخار بزرگی است اما در کنار آن سنجیدن سایر کفویت ها و سازگاری های دیگر نیز لازم و ضروری است.
در اکثر سادات خصیصه های همچون اخلاص در عمل، صبر و شکیبایی در برابر سختی‌ها و مصائب روزگار، داشتن توکل به خداوندو ... وجود دارد. علاوه بر این آنها نیز مانند غیر سیدها دارای ویژگی های اخلاقی مختلف هستند که نمی توان آن را به سید بودن ربط داد.
 عده ای  که در صدد گسترش شایعات بر علیه دین اسلام و اهل بیت (ع) هستند، تلاش می کنند تا خصیصه های رفتاری نامناسبی را مانند جوشی بودن، گرم مزاجی در رابطه ی جنسی، عصبانیت در روز چهارشنبه و... را به سادات منتسب  و از این رو ارتباط و ازدواج با آنها را معادل یک زندگی دشوار و سخت قلمداد کنند اما باید بگوییم که این موارد ، باورهای غلطی است که برخی با شیوع آنها سعی دارند تا نسل ائمه را افرادی نامتعادل جلوه دهند چرا که عصبانیت ، توانای جنسی سردی و گرمی، جوش آوردن در افراد متفاوت است و هر فردی چه سید و چه غیر سید در موقعیت های مختلف واکنش های گوناکونی نشان می دهد.

با خاندان پیامبر ازدواج کنید

ازدواج با ذریه ی حضرت زهرا(س) آرزوی دختر و پسرهای زیادی است اما چرا؟ حتما تا به حال روایت های زیادی را درباره ی ثواب خدمت به خانواده شنیده اید که خدمت به خانواده برابر جهاد در راه خدا است اما خدمت به همسر سید یا سیده جایگاهی ویژه تر خواهد داشت و به نوعی خدمت به خاندان پیامبر است. همچنین روایات زیادی  در رابطه با احترام به سادات وارد شده است چنانچه رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: "هر كه اولاد مرا ببيند و تمام قامت به پيش پايش برنخيزد، خداوند او را به درد بي درماني گرفتار سازد."(1) لذا همانقدر که زندگی و خدمت کردن به همسر سادات ثوابی چند برابر نسبت به همسر غیر سادات دارد، به تندی برخورد کردن با وی هم به مراتب عقوبت بیشتری خواهد داشت. به هر ترتیب وصلت کردن با سادات علاوه بر مزایایی که دارد، فرصت طلایی خوبی برای رسیدن به سلوک معنوی خواهد بود.

وظیفه ی همسران سادات در عید غدیر

کسانی که همسر سادات شده اند باید بدانند که آنان در روز عید غدیر که یکی از بزرگترین اعیاد شعیان است وظایفی برعهده دارند:

هدیه بخرید
یکی از سنت های عید غدیر عیدی دادن سادات به افراد عام است اما خوب است که همسران سادات به شکرانه ی اینکه همسرشان از نوادگان پیامبر اسلام (ص) است، برای وی هدیه ای هر چند کوچک بخرد. هدیه دادن حتی اگر بدون دلیل باشد حس خوبی را ایجاد می کند و باعث صمیمت بیشتر می شود حال چه دلیلی بهتر از هدیه دادن در روز شادی همچون غدیر؟

همسرتان را همراهی کنید
یکی دیگر از سنت های عید غدیر دیدار سادات است. سعی کنید در این روز همسری خاص باشید. اگر شوهر شما سید است به همین مناسبت مهمانی را تدارک ببینید و فامیل را دور هم جمع کنید و در عیدی دادن همسرتان به دیگران ذوق و سلیقه به خرج دهید و سکه و یا پول هایی را که برای عیدی دادن تدارک دیده اید با کمترین هزینه به زیبایی تزئین کنید. اگر فرزندی دارید که او هم سید است مختص او عیدی های کودکانه ای را تهیه کنید که به هم سن و سالان خود عیدی دهد؛ همچنین لباس و یا شال سبز زیبایی را برای شوهر و فرزندتان تهیه کنید تا تفاوت غدیر با اعیاد دیگر مشخص شود.
اما اگر خانم شما سادات است او را در برپایی مهمانی و تکریم این روز همراهی کنید. حتی اگر همسرتان خیال میزبانی در چنین روزی را ندارد شما او را تشویق کنید و به او این اطمینان را بدهید که نمی گذارید ذره ای در این مهمانی دادن اذیت شود و در تمام مراحل به او کمک خواهید کرد و ثواب عظیمی را از کمک به همسر نصیب خود کنید چنانچه پیامبر گرامی اسلام به حضرت علی (ع) می فرمایند: "بشنو از من آنچه را که به دستور پروردگارم می گویم...ای علی،کسی که در کارهای خانه به همسر خود بدون سرکشی و دلتنگی و تکبر خدمت نماید، پروردگار اسمش را در دفتر شهدا ثبت می کند و برایش به هر روز و شبی ثواب هزار شهید و به هر قدمی که بر می دارد به آن مرد ثواب حج و عمره می دهد و به هر قطره ای که از بدنش عرق بیاید یک خانه در بهشت برایش منظور می نماید."(2)

همسرتان را به حرمت جدش ببخشید
انسان ممکن الخطاست و ممکن است شما هم بنا به دلایلی در طول زندگی مشترک از همسرتان دلخوری هایی داشته باشید اما عید غدیر فرصت مناسبی برای فراموشی خطاهای یکدیگر است به خصوص که همسرتان از ذریه ی پیامبر(ع) باشد.

فراموش نکنید که ازدواجی شاد و موفق است که در آن درک متقابل ، گذشت و بخشش وجود داشته باشد چرا که بدون گذشت نمی توان زندگی کرد ؛همچنین باید گفت همین خطاهای کوچک و بزرگ زندگی است که آدمی را پخته و با تجربه می کند و این گذشت و بخشش اطرافیان است که فرصتی را برای پی بردن به اشتباهات و جبران آن فراهم خواهد کرد. مطمئن باشید با گذشت کردن نه تنها چیزی از شما کم نخواهد شد بلکه به کرامت و بزرگ منشی شما افزوده خواهد شد.

در نهایت  باتوجه به مطالب گفته شده در زمینه ی احترام به سادات و بیان وظایف همسران سادات نباید از این نکته غافل شویم که سادات بزرگوار هم وظایفی سنگین تر از افراد عام خواهند داشت و انان به واسطه ی انتسابی که به پیامبر و ائمه اطهار(ع) دارند باید مراقب اعمال و رفتار خود باشند.امام سجاد (ع) در این زمینه می فرمایند: که نزدیکان پیامبر (ع) بخاطر موقعیت حساس شان ، ثواب هایشان دو برابر و عذاب هایشان نیز دو برابر خواهد بود. (3)


 

پی نوشت ها:
1- كتاب فضائل السادات، تاليف : العلامه المحدث السيد محمد اشرف ؛فرزند آيه الله محقق داماد ، صفحه 41
 2- بحار ج 13 ص 133 چاپ ایران و جامع الاخبار ص 102
3- الحمیرى؛ قرب الاسناد، ص: 357