ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

استراتژی‌هایی برای مدیریت زمان

 

نویسنده: Alice Boyes
مترجم: آناهیتا جمشیدنژاد
منبع: HBR :
 
 
آیا تا به حال شده است که در پایان یک روز کاری احساس کنید که ضرب‌الاجل‌ها را پشت سر گذاشته‌اید اما آنچه که اساسا مهم بوده است را انجام نداده‌اید؟ در مجموعه‌ای از مطالعاتی که اخیرا در مجله Consumer Research منتشر شده است، افراد معمولا انجام وظایفی را انتخاب کردند که ضرب‌الاجل‌های بسیار کوتاهی داشتند؛ این امر حتی در مواردی که وظایفی با ضرب‌الاجل زمانی بیشتر، آسان‌تر بودند و پاداش بیشتری داشتند نیز صادق بود. مقاله «اثر فوریت» بیان کرده است که افراد در زندگی روزمره، اغلب با انتخاب‌هایی بین وظایف سطوح مختلف «فوریت» و «اهمیت» رو‌به‌رو هستند.
 
 
 

 

 

اما انتخاب افراد چگونه است؟ ممکن است افراد به‌جای انجام وظایف مهم با نتایج بزرگ‌تر، انجام وظایف فوری را انتخاب کنند؛ چون وظایف مهم دشوارتر هستند. وظایف فوری بازدهی فوری و مطمئن‌تری دارند یا اینکه افراد می‌خواهند ابتدا وظایف فوری را انجام دهند و سپس روی وظایف مهم کار کنند. تحقیق اشاره شده یک «اثر فوریت» را شناسایی می‌کند: تمایلی به پیگیری وظایف فوری مقدم بر وظایف مهم.

به‌طور خاص، نتایج ناشی از پنج آزمایش نشان می‌‌دهد که وقتی وظایف غیرمهم اما با فوریت ساختگی مشخص شده‌اند (به‌عنوان مثال با این ترفند که مهلت آن به پایان می‌رسد) افراد به احتمال بیشتری وظایف غیرمهم (به‌عنوان مثال، وظایفی با بازدهی عینی پایین‌تر) را مقدم بر وظایف مهم (وظایفی با بازدهی عینی بهتر) انجام می‌دهند.

طبیعی است که بخواهید وظایفی که ضرب‌الاجل‌محور هستند را سر و سامان بدهید و از فهرست «بایدهای» ذهنی حذف کنید. اما پارادوکسی که بسیاری از افراد با آن مواجه‌اند این است که معنادارترین وظایف ما نسبت به وظایفی که نسبتا مهم نیستند، به احتمال کمتری ضرب‌الاجل دارند. برخی از اولویت‌های مهم افراد ممکن است مربوط به موارد زیر باشد:

• اعمال ارز‌ش‌های‌تان (به‌عنوان مثال، صرف زمان بیشتر با فرزندان‌تان)

• به‌دست آوردن توجهات عمومی (دعوت شدن برای کار در پنل‌های تخصصی یا نوشتن یک کتاب)

• بهبود مهارت‌های اساسی (بالا بردن دانش آمارتان یا یادگیری یک زبان جدید)

• دفع فجایع (برنامه‌ریزی زمانی یک چک‌آپ سالانه نزد پزشک یا ایجاد یک پروتکل مدیریت بحران برای کسب‌و‌کارتان)

اگر شما مانند بیشتر مردم هستید، وقتی روی وظایف کم‌اهمیت و زمان‌محور مانند رزرو اتاق هتل برای یک کنفرانس، پاک کردن صندوق ذخیره ایمیل‌تان یا نوشتن یک خبرنامه ماهانه کار می‌کنید، ممکن است اولویت‌های مهم فراموش شوند.

بنابراین چه می‌توانیم کنیم؟ من لیستی از استراتژی‌ها و ترفندهای عملی را جمع‌آوری کرده‌ام اما می‌دانم که هیچ کدام از این پیشنهادها منجر به بهترین انتخاب‌ها نمی‌شوند. هدف‌گذاری برای رسیدن به کمال چیزی است که باعث می‌شود افراد در تله کمال‌گرایی گیر کنند. در واقع کمال‌گرایی مانند هر ویژگی افراطی دیگر، می‌تواند یک شمشیر دولبه باشد. داشتن استانداردهای بالا و سخت‌کوش بودن می‌تواند به افراد کمک کند تا خودشان را از سایرین متمایز کنند و سرسختی آنها طی زمان می‌تواند به بهبود مهارت‌های آنها کمک کند.

اما مزایایی که اشاره شد و ترس از اینکه هرگونه اشتباه منجر به فاجعه خواهد شد، می‌تواند افراد را در تله کمال‌گرایی گرفتار کند. در عوض، شما می‌توانید استراتژی‌هایی را اجرا کنید که به تدریج شما را در مسیر درست قرار خواهند داد.

  وظایف مهم را برنامه‌ریزی کنید

پژوهش‌ها نشان می‌دهد که برنامه‌ریزی زمان و مکان انجام کارهایتان باعث می‌شود تا به احتمال بیشتری وظیفه مذکور انجام شود.

در مورد وظایف خیلی مهم و کارهایی که خیلی وقت بوده از آنها اجتناب شده است، استراتژی موردعلاقه من «پاکسازی سطوح۱» است. به این ترتیب که یک روز کامل را به «تنها» همان کار اختصاص می‌دهم. من اخیرا برای وادار کردن خودم به انجام وظایف مهم نصب از یک سیستم مدیریت پسورد استفاده کردم، کاری که سال‌ها بود آن را عقب می‌انداختم.

وظایف ناآشنا اما مهم، اغلب یک منحنی یادگیری دارند (learning curve: منحنی یادگیری به روند و سرعت کارآموزی یک فرد در یک شغل می‌گویند) که نشان می‌دهد چه مقدار زمان برای وظایف غیرقابل‌پیش‌بینی صرف خواهند کرد. کار روی این وظایف اغلب بیش از احساس کارآیی، احساس عدم آمادگی ایجاد می‌کند که عامل مهم دیگر در چرایی عدم انجام آنها توسط افراد است. استراتژی «پاک کردن سطوح» حتی زمانی که به نظر افراطی می‌آید، می‌تواند در این موارد مثمرثمر باشد.

به این ترتیب شما  انجام مراقبت‌های شخصی را به تعویق نمی‌اندازید؛ یک بازه زمانی را یک بار در ماه امتحان کنید؛ بازه‌ای که برای کارهای شخصی طی ساعات کاری در دسترس باشد. این کار می‌تواند به شما این اطمینان را بدهد که  وظایف مربوط به بررسی‌های سلامتی خود را انجام دهید و مشکلات پزشکی را خیلی زود متوجه شوید. اکثر ماه‌ها این بازه زمانی بدون استفاده خواهد ماند، اما آن را برای زمان نیاز نگه دارید.

  تاثیرگذارترین المان‌های وظایف مهم را جدا کنید

وظایف مهم اغلب نیاز به پیشرفت تدریجی دارند. به مثال سیستم مدیریت پسورد برمی‌گردیم؛ هدف اولیه من ایجاد پسوردهای جدید و منحصربه‌فرد برای همه اکانت‌های آنلاینم بود؛ اما این کار مطلقا ضروری نیست و شروع این کار برای ۱۰ تا ۲۰ اکانت ارزشمند من منطقی‌تر است.

اگر طبق عادت، به دنبال اهداف بلندپروازانه باشید، در نهایت آنها را به بعد موکول خواهید کرد. سعی کنید زمانی که یک هدف را برمی‌گزینید، یک نسخه کوچک‌تر از آن هدف را نیز در نظر داشته باشید.

ورژن اصلی و ورژن کوچکتر را از نظر ذهنی کنار یکدیگر قرار دهید و از خودتان بپرسید که کدام یک هدف بهتر (و واقع‌گرایانه‌تری) است. اگر وظیفه شما هنوز ترسناک به نظر می‌رسد، آن را آنقدر کوچک کنید که «شدنی» به نظر برسد.

ممکن است به هدفی برسید که یک چهارم یا یک دهم اندازه‌ای است که در ابتدا ملاحظه کردید اما دست‌یافتنی‌تر است و وقتی شروع کردید، می‌توانید آن را ادامه دهید.

  حس اضطراب را پیش‌بینی و مدیریت کنید

بسیاری از وظایف مهم، شامل تفکر در مورد چیزهایی می‌شود که ممکن است اشتباه پیش برود؛ مسائلی که سبب‌ساز نگرانی و اضطراب هستند. به‌عنوان مثال: بررسی ماهانه یک توده در بدن، برنامه‌ریزی پیاپی برای کسب‌وکارتان، خواندن سیاست‌های بیمه‌ای‌تان، یا ایجاد برنامه مدیریت بحران.

حتی وقتی وظایف‌تان شامل تفکر و تامل در مورد اتفاقات بد نمی‌شود، آنهایی که پتانسیل نتایج بزرگ در آینده را دارند به‌طور معمول شامل اضطراب و نگرانی می‌شوند. مثال‌های عمومی از وظایف مهم اما به‌طور بالقوه برانگیزنده نگرانی شامل موارد زیر هستند:

گسترش دوستی‌های جدید، انجام کاری چالش‌برانگیز برای بار اول، درخواست آنچه می‌خواهید، داشتن مکالمات ناشیانه، مواجهه و تصحیح اشتباهات و کوچک کردن وظایف بزرگ و چندماهه که در آنها نیاز به تحمل تغییر مداوم اعتماد به نفس‌تان و شک در سراسر پروژه دارید.

به‌طور کلی، کار روی مسائل مهم نیاز به داشتن مهارت‌های خوب برای تحمل احساسات ناخوشایند دارد. یک مثال مشخص در این زمینه بیان می‌کنم: مطالعه کار نویسندگانی که بهتر از من هستند، برای بهبود مهارت‌های من مفید است اما حسادت و مقایسه اجتماعی۲ را تحریک می‌کند. تشخیص و طبقه‌بندی این نوع احساسات که یک تجربه را از نظر احساسی چالش‌برانگیز می‌سازند، یک گام ابتدایی اما موثر برای کاهش این احساسات است.

اگر شما مهارت‌های درجه یک برای مدیریت افکار و احساس خود داشته باشید، بهتر خواهید توانست اهدافی را دنبال کنید که بیرون رفتن از دایره آسایش روانی را شامل می‌شوند.

  زمان کمتری روی وظایف غیرمهم صرف کنید

وظایف غیرمهم معمولا تمایل دارند تا زمان بیشتری را نسبت به آنچه باید اشغال کنند. به‌عنوان مثال، ممکن است پشت میزتان نشسته باشید تا گزارش یک کارمند را غلط‌گیری کنید، اما پیش از آنکه بفهمید یک ساعت را صرف بازنویسی کل آن کرده‌اید.

در آینده، ممکن است تصمیم بگیرید تا خودتان را محدود کنید تا سه نظر از مهم‌ترین نظرات خود را روی هر قسمت از کار که اساسا قابل‌پذیرش است ارائه دهید یا به خودتان یک محدودیت زمانی بدهید که چقدر روی ارائه یادداشت‌ها وقت صرف خواهید کرد.

داشتن استراتژی‌هایی برای اخذ تصمیمات سریع‌تر نیز می‌تواند راهگشا باشد. وقتی مجبورید یک تصمیم عاجل بگیرید، بهتر است به جای یک تصمیم بی‌نقص که زمان بیشتری می‌برد، یک تصمیم فوری در زمانی کوتاه بگیرید.

  تعداد وظایف فوری اما غیرمهم را کاهش دهید

در زندگی مدرن، ممکن است خیلی راحت به دلیل درگیری زیاد با کارهای جزئی، فرصت برای کارهای پایه‌ای و اساسی نداشته باشید. سناریوهایی که بیشتر می‌خواهید از آنها اجتناب کنید این است که به مشکلات مشابه بارها و بارها رسیدگی کنید یا دستور‌العمل‌های مشابه را مکررا ارائه دهید.

برای فائق آمدن بر الگوی صرف همه زمانتان برای کارهای جزئی می‌توانید برون‌سپاری کنید، خودکارسازی کنید، وظایف کوچک را دسته‌بندی کنید، وظایف را حذف کنید، جریان‌کاری‌تان را ساده و موثر کنید یا قالب‌هایی برای وظایف تکراری بسازید. شرایطی ایجاد کنید که بتوانید روی زمان سرمایه‌گذاری کنید.

مثلا سیستمی راه‌اندازی کنید که در آینده زمان شما را ذخیره کند. برای نمونه، به جای سفارش دادن مواد لازم برای شرکت به‌صورت مقطعی و وقتی که چیزی تمام شده است، سفارش‌های دوره‌ای و منظم داشته باشید.

یک استراتژی خاص که من در کتاب «ابزارهای ذهن سالم» بیان کرده‌ام، آگاهی از «زالوهای تصمیم» در زندگی شماست. زالوهای تصمیم افرادی هستند که تصمیمات شما را به تاخیر می‌اندازند. به‌عنوان مثال، ممکن است از کسی بخواهید تا تصمیمی بگیرد اما بجای انجام این کار، لیستی از گزینه‌ها را برای شما ایمیل می‌کند تا نگاهی به آنها بیندازید و به این ترتیب مسوولیت را به شما برمی‌گرداند. بجای پاسخ دادن اتوماتیک به آن فرد، از آنها بخواهید تا یک پیشنهاد واضح ارائه دهند.

  تصویر کلی و بلندمدت آینده را ببینید

به‌طور کلی، داشتن فضای ذهنی کافی برای مشاهده تصویر کلی و بلندمدت آینده دشوار است. توجه کنید که چه چیزی به‌طور طبیعی به شما در انجام این کار کمک می‌کند. «مسافرت» و به‌خصوص پرواز کردن به تنهایی، چیزی است که برای من راه‌گشا بوده است. هیچ چیز مانند یک پرواز چشم‌انداز واضح‌تری در مورد مسیرم به من ارائه نمی‌دهد.

صفحه گسترده (Spreadsheet) نیز به مشاهده تصویر کلی برای من مفید است. آنقدر که از دفترداری و مالیات‌ها متنفرم، انجام آنها  به کمک این ابزار به من کمک می‌کند تا به موقعیت کلی‌ام توجه و آن را بهینه کنم. استراحت بیشتر می‌تواند به شما کمک کند تا وارد موقعیت‌های پیچیده و دشوار صرف زمان بسیار زیاد روی مسائل غیرمهم نشوید.

نکته دیگری که به تمرکز من روی اهداف مهم کمک می‌کند، بیشتر کار کردن با همکارانی است که هر شش ماه یا بیشتر آنها را می‌بینم. این کار شامل ارائه یک به روز رسانی اطلاعات به یکدیگر در مورد آنچه انجام داده‌ایم و آنچه می‌خواهیم انجام دهیم است. همچنین، وقتی صحبت از پول به میان می‌آید، می‌توان از بلاگرهای شخصی در حوزه مالیه کمک گرفت که من گاهی مایل به خواندن وبلاگ آنها هستم و برای من بسیار مفید هستند.

پیگیری زمان‌تان نیز می‌تواند مفید باشد؛ اما جنبه منفی آن این است که پیگیری زمان عزم راسخ زیادی می‌برد. من از اپلیکیشن RescueTime استفاده می‌کنم تا بدون زحمت، زمانی که روی وب‌سایت‌های متفاوت (از جمله جی‌میل) صرف می‌کنم را پیگیری کنم. سپس هر هفته نگاهی سریع به هر گزارش می‌اندازم.

از هر آنچه به شما کمک می‌کند تا تصویر کلی و بلندمدت را ببینید، غافل نشوید. همچنین بعد از این فعالیت‌ها به خودتان زمان بدهید تا دریابید که چگونه می‌خواهید دیدگاه‌های خود را به برنامه‌ها و فعالیت‌های خاص برگردانید.

اگر با اولویت‌بندی مسائل مهم مقدم بر مسائل فوری مشکل دارید، خیلی به خودتان سخت نگیرید.

تعداد ضرب‌الاجل‌ها و تصمیماتی که در زندگی مدرن با آنها مواجه هستیم، در کنار ماهیت چالش‌برانگیز هیجانی بسیاری از وظایف مهم، این جدل را به یک جدل تقریبا جهانی تبدیل کرده است. من با وجود کتاب‌های بسیاری که در این زمینه نوشته‌ام، هنوز آن را دشوار می‌دانم.

 

 

  پی‌نوشت:

۱. clearing the decks

۲. social comparison فرآیندی که از طریق آن مردم صحت نیازهایشان، میزان توانایی‌هایشان و مناسب بودن دارایی‌هایشان را با دیگران ارزیابی می‌کنند.

چهارشنبه, 27 تیر 1397 08:19

راه‌های مراقبت از لپ‌تاپ

 

نکاتی برای طول عمر وسایل کامپیوتری

 

 

این روزها قیمت خیلی از کالاها بالا رفته است. به همین دلیل بیشتر از قبل لازم است بدانیم چطور از وسایلی که در حال حاضر داریم یا می‌خواهیم در آینده نزدیک بخریم، مراقبت کنیم تا عمرشان بیشتر شود و مجبور به پرداخت هزینه‌های اضافی نشویم. به گزارش فارنت، یکی از این وسایل مهم که تقریبا در هر شرایطی می‌تواند همراه و یاری‌کننده ما باشد، لپ‌تاپ و لوازم جانبی آن است. در این مقاله به بررسی نکاتی می‌پردازیم که روش‌های مراقبت بهتر از این وسیله و لوازم جانبی‌اش را آموزش می‌دهد.
 
 
 

 

 

به دمای اتاق عادتش دهید

اگر شما هم مثل هزاران نفر دیگر، لپ‌تاپ‌ را با خودتان از جایی به جای دیگر می‌برید، به یک نکته اساسی دقت کنید. ورود از هر مکانی به مکان دیگر، تغییرات دمایی را به دنبال خواهد داشت. هیچ وقت لپ‌تاپی را که از هوای گرم بیرون وارد اتاق سرد و کولردار شده، به سرعت روشن نکنید. بگذارید حداقل یک ربع در محیط اتاق باقی بماند تا دمای آن پایین بیاید سپس روشنش کنید. برعکس این قضیه هم صادق است؛ یعنی نباید لپ‌تاپی را که از هوای سرد، داخل فضای گرم آمده به سرعت روشن کرد. اگر لپ‌تاپ با دمای اتاق همسان شود، طول عمر آن به مراتب بیشتر خواهد شد.

باتری را درنیاورید

یکی از اشتباهاتی که خیلی‌ها مرتکب می‌شوند، درآوردن باتری لپ‌تاپ و اتصال مستقیم آن به برق است. ممکن است به هر دلیلی باتری لپ‌تاپ‌تان خراب شده باشد یا فکر کنید اگر بیشتر وقت‌ها باتری را دربیاورید و لپ‌تاپ را مستقیم به برق بزنید، به طول عمر باتری کمک کرده‌اید؛ با این کار شاید طول عمر منبع انرژی لپ‌تاپ بیشتر شود ولی طول عمر خود لپ‌تاپ کم خواهد شد. برای اینکه مراقب این وسیله برقی باشید، هر وقت که باتری‌اش خراب شد فورا به فکر خرید و تعویض آن بیفتید. مهم نیست لپ‌تاپ شما ساخت کدام کمپانی است، مهم این است که برای خرید انواع باتری لپ‌تاپ ایسوس، دل و... سراغ مراکز معتبر و باتری‌های اصل بروید.

خوراکی‌ها را دور کنید

هیچ وقت با گذاشتن لیوان نوشیدنی‌ها کنار لپ‌تاپ‌تان ریسک نکنید. یک لحظه غفلت، یک تکان کوچک یا یک بی‌احتیاطی ساده کافی است تا نوشیدنی روی لپ‌تاپ بریزد. در خوش‌بینانه‌ترین حالت باید برای تعمیر هزینه زیادی بپردازید. در غیر این صورت باید با لپ‌تاپ خداحافظی کرده و با هزینه خیلی بیشتر، گزینه خرید را انتخاب کنید. علاوه بر نوشیدنی‌ها، از خوردن غذا و خوراکی پشت میز کار و روی لپ‌تاپ‌تان بپرهیزید. تکه‌های کوچک غذا یا خوراکی می‌توانند به راحتی وارد صفحه کلید شوند و به مرور زمان کلیدها را از کار بیندازند یا کند کنند.

قبل از نصب مطمئن شوید

علاوه بر اینکه باید از اصل بودن لوازم جانبی که می‌خواهید برای لپ‌تاپ‌تان بخرید، مطمئن شوید؛ حتما قبل از اتصال هر کدام از این وسیله‌ها هم باید مراقب باشید. خیلی وقت‌ها عجله یا بی‌دقتی در نصب انواع اسپیکر و بلندگوی بلوتوثی یا هر کدام از سایر لوازم جانبی مثل ماوس، باعث کج شدن پین‌ها و آسیب‌دیدگی سوکت‌ها می‌شود. بنابراین وقتی پای لپ‌تاپ وسط آمد، پای حواس جمعی و دقت را هم وسط بیاورید.

داخل تخت نبرید

دراز کشیدن روی تخت و چک کردن سایت‌های خبری یا ایمیل‌ها خیلی راحت‌تر از نشستن پشت میز است؛ اما نه برای کمر و ستون فقراتتان خوب است و نه برای لپ‌تاپ شما. قرار دادن لپ‌تاپ روی تخت باعث گرم شدن بیش از حد آن و آسیب رسیدن به قطعاتش می‌شود؛ چون هیچ فضایی برای تهویه وجود ندارد و لپ‌تاپ رسما در حال خفگی است! بهترین جا برای قرار دادن این وسیله، روی سطح صاف و سفتی مثل میز کار است. تهیه یک فن خارجی برای قرار گرفتن زیر لپ‌تاپ هم به‌خصوص در روزهای گرم سال می‌تواند به گردش بهتر هوا و عمر طولانی‌تر این وسیله کمک کند. در نهایت اگر علاقه‌ای به تهیه فن ندارید، لپ‌تاپ را داخل اتاقی قرار دهید که دمای آن متعادل و تهویه‌اش مناسب است. از قرار دادن لپ‌تاپ روی شکم یا پاهایتان به شدت خودداری کنید. این کار می‌تواند طول عمر شما را کاهش دهد!

به موقع از شارژ دربیاورید

برای طولانی کردن عمر شارژر لپ‌تاپ و نوت بوک، زمانی که قرار است برای چندین ساعت سراغ لپ‌تاپ‌تان نروید، شارژر را از پریز برق خارج کنید. ماندن شارژر وسایل برقی در پریز علاوه بر اینکه باعث می‌شود هزینه مصرف برق‌تان بیشتر شود، به شارژر هم آسیب می‌رساند. نکته بعدی در رابطه با شارژرها، لزوم خارج کردن آنها بعد از شارژ کامل است. اگر حواستان نباشد و بعد از شارژ شدن لپ‌تاپ، شارژر را از آن خارج نکنید، بعد از مدتی مجبور می‌شوید باتری لپ‌تاپتان را عوض کنید و هزینه اضافی بپردازید.

به موقع تمیز کنید

هیچ وقت نگذارید خاک روی لپ‌تاپ‌تان بنشیند و همان‌جا هم بماند؛ شاید نتوانید جلوی نشستنش را بگیرید؛ اما حتما می‌توانید برای نماندنش از دستمال و اسپری مخصوص استفاده کنید. خاک می‌تواند به مرور زمان مانع تهویه مناسب هوا و داغ شدن قطعات داخلی شود. خوب است هرازگاهی هم از یک برس کوچک یا مسواک برای پاک کردن خروجی هوا استفاده کنید و باعث بیرون آمدن آشغال‌های کوچک احتمالی از آن شوید. تمیز کردن لپ‌تاپ را در شرایطی انجام دهید که دستگاه خاموش باشد و دستمال شما خشک.

سراغ اکسسوری‌های درست بروید

کسانی که لپ‌تاپ‌شان را مرتب با خودشان این طرف و آن طرف می‌برند باید از کیف و کوله مناسب استفاده کنند؛ در غیر این صورت به ستون فقرات و گردنشان آسیب می‌زنند. اگر به جای خرید یک کوله پشتی راحت و مخصوص لپ‌تاپ سراغ کوله‌های معمولی بروید، احتمال اینکه هم به خودتان آسیب بزنید و هم لپ‌تاپ‌تان را خراب کنید، زیاد است. بندهای کوله لپ‌تاپ باید پهن و نرم بوده و ترجیحا از Shock Control برخوردار باشد. این ویژگی، نوعی حالت ارتجاعی به بندهای کوله می‌دهد که مانع فشار ناگهانی و مداوم به کمر خواهد شد.

دقت داشته باشید که یک کیف یا کوله خوب باید ویژگی‎های زیر را هم در خودش جا داده باشد. هیچ کس دوست ندارد لپ‌تاپ چند میلیونی‌اش به‌خاطر باران یا یک اشتباه، خیس و خراب شود. محفظه‌های مناسب داشته باشد: جایی برای شارژر و سایر لوازم جانبی لپ‌تاپ، همان‌چیزی است که باید یک کوله برای مناسب بودن داشته باشد. علاوه بر اینکه وزن لپ‌تاپ باید سبک باشد، بهتر است وزن کوله یا کیف لپ‌تاپ هم سبک باشد؛ مگر اینکه لپ‌تاپ‌تان را مرتب با ماشین جا‌به‌جا کنید. کوله بهتر از کیف است: بهتر است به جای کیف از کوله لپ‌تاپ استفاده کنید؛ چون تقسیم وزن بهتری دارد. اگر هم به کیف علاقه بیشتری دارید، بهتر است آن را کج بیندازید و مرتب جا‌به‌جا کنید.

قبل از بستن چک کنید

همیشه به خاطر داشته باشید قبل از بستن لپ‌تاپ، روی صفحه کلید را چک کنید. گاهی وقت‌ها که با عجله عمل می‌کنید، ممکن است یک خودکار جا مانده باشد یا یکی از گوشی‌های هندزفری کنار صفحه کلید جا خوش کرده باشد و با بسته شدن لپ‌تاپ، باعث خرابی آن شود.

از اصل هر چیزی استفاده کنید

لپ‌تاپ‌تان را به یک آنتی‌ویروس خوب مجهز کنید. دی‌وی‌دی‌های اورجینال یا اصل در آن بگذارید و برنامه‌هایی را روی آن نصب کنید که از امن بودنشان مطمئن هستید. در غیر این صورت با دست‌های خودتان هزینه‌تراشی می‌کنید.

آیا فقه شیعه در ایستگاه صدر اسلام متوقف شده است؟

 

 

 

حوادث زمان منتظر و معطل فقه نمی‌مانند و اگر فقه جواب شایسته‌ای برای آنها نداشته باشد آنها راه دیگری را برای حضور و بروز در جامعه می یابند.
 
 
 
فقه شیعه

 

 


موضوع پویایی فقه شیعه و پاسخگو بودن آن در هر عصر و زمان نسبت به رویدادها و رخدادهای مختلف روزگار و عوامل و موانع این پویایی ازجمله مسایلی است که گاه در فضای امروز جامعه مورد نقد و نظر قرار می گیرد. این که آیا فقه 1400 ساله ای که باظهوراسلام در جزیره العرب شکل گرفت، امروز می تواند پاسخگوی سوالات و مسایل جامعه اسلامی باشد یا خیر؟

در همین رابطه گفتگویی داشته ایم با حجت الاسلام احمد مبلغی، رییس دانشگاه مذاهب اسلامی که بخش اول این گفتگو را در ادامه می خوانید.

با تشکر از فرصتی که در اختیار خبرگزاری شبستان قرار دادید، موضوع بحث ما ویژگی های فقه شیعه، توامندی ها و ظرفیت های آن و مسئله پویایی فقه است. که آیا فقه شیعه به معنای واقعی و آنگونه که ادعا می شود از پویایی و جوشش لازم و متناسب با زمان برخوردار است یا خیر؟

این بحث نیاز به مقدماتی دارد. اصولا فقه دارای 4 بخش اساسی است. بخش اول قواعدی است که در استنباط فقه باید به کار گرفته شود و این قواعد در یک مرحله متقدم بر استنباط، بررسی و فراهم‌آوری می‌شود که عبارتند از قواعد اصولی، قواعد فقهی و قواعد رجالی. اما باید توجه داشت که هنگام بررسی این قواعد، این فقه نیست که پردازش می شود بلکه علوم دیگری هستند که در حال پردازش و ایجاد قواعدی برای فقه می‌باشند. بخش دوم، نفس فقه و استنباط فقهی است که در این مرحله فقیه با تکیه بر یک روش به سراغ منابع می‌رود و حکم یک موضوع را از منابع استخراج می‌کند.

 منابع فقهی که معین و مشخص هستند اما آیا روشهای استخراج احکام از این منابع نیز مشخص و یکسانند؟
منابع فقه موارد مشخصی هستند. اما آنچه مهم است روش پرداختن به این منابع برای تولید گزاره‌هاست. در روش پرداختن، اگرچه برخی عناصر مسلم بوده و قابل تغییر نمی‌باشند اما چنان نیست که این روش، مجموعه دربسته و سربسته‌ای باشد که چیزی بر آن افزوده نشود و یا حتی مواردی از آن قابل تنقیح و بازنگری نباشد، بنابراین هم راه بازنگری و بازسازی و تعمیق آن باز است و هم راه افزودن بر آن. تجربه فقهی در گذشته نیز این را نشان می‌دهد که هرچه فقه رو به جلو رفته است، عناصری به «مجموعه عناصر روشی» آن افزوده شده و یا عناصری از آنچه که بوده است مورد تعمیق و تنقیح قرار گرفته است و از سویی این تعمیق و تنقیح و از سوی دیگر تکمیل عناصر، فقه را پویایی بخشیده است.

یعنی می توان گفت تعمیق و تکمیل «عناصر روشی»، از عوامل پویایی فقه به شمار می رود؟
بله. چون این تکمیل و تنقیح در برخی موارد با لحاظ مواجهه فقه با مسایل جدید بوده است. یعنی در این مواجهه، فقیه احساس کاستی کرده و لذا این کاستی او را واداشته است تا به فکر تکمیل و تنقیح بیفتد و فقه را از لحاظ روشی عمق ببخشد. فقه برخوردار از روش عمیق و غنی، قدرت پاسخ‌گویی بیشتری دارد و یک فقه نارسا از حیث روش، در ارایه جواب و پاسخ به نیازها دچار کاستی می‌شود.

در ابتدای صحبت 4 بخش برای فقه نام بردید، دو بخش دیگر فقه کدامند؟
بخش سوم خروجی‌های فقه است. یعنی نتایجی که از استنباط حاصل می‌شود که این استنباط ها گاه تبدیل به فتوا می‌شود و گاه در اختیار قانون‌گذاران قرار می‌گیرد تا تبدیل به قانون شود و یا در اختیار نهادها و موسسات قرار می‌گیرد تا آن موسسات در چهارچوب فقه حرکت کنند. بنابراین خروجی‌های فقه یاحالت قتوایی دارد، یا احکامی است که در اختیار قانون‌گذار یا موسسات و نهادها می‌باشد.

مرحله چهارم نیز، عمل به فقه است. به این معنا که این فتاوا یا «خروجی‌های فقه» در اختیار افراد و جامعه قرار داده می‌شود تا به آن عمل کنند، بنابراین 4 مرحله فقه عبارتند از مرحله اول که متقدم بر فقه است و همان فراهم‌آوری قواعد را شامل می‌شود، مرحله دوم «نفس فقه» که خاستگاه توانمندشدن فقه یا رو به توانمندی‌گذاشتن آن، روش است، مرحله سوم «خروجی‌های فقه» و مرحله آخر عمل به فقهی که در اختیار جامعه قرار گرفته است.

کدامیک از این 4 بخش در پویایی فقه یا عدم پویایی آن موثر هستند؟
به نظر می‌رسد کانون اصلی تحول یا پویایی، «روش» می‌باشد. پویایی در «روش» به این معنا نیست که ما همه آنچه را که وجود دارد، کنار بگذاریم که در این صورت علم فقه هویت خود را از دست می‌دهد. چون در «روش» همیشه قدر مسلم‌هایی که همواره در دل تاریخ وجود داشته و قابل زوال نیستند، به چشم می‌خورند. منتهی این روش نباید حالت ایستایی پیدا کند و نباید محروم از تعمیق و تکمیل بماند.

چگونه می توان «روش های تولید گزاره های فقهی » از ایستایی و سکون حفظ کرد؟
فقیهان در حوزه همواره باید به فکر تعمیق روش و تکمیل آن باشند. تکمیل و تعمیق را نباید به دست تصادف یا گذر طولانی زمان سپرد تا قرنی بگذرد و عنصری بر عناصر روشی افزوده شود، در آن صورت فقه منفعل خواهد شد. چون حوادث زمان منتظر و معطل فقه نمی‌مانند و اگر فقه جواب شایسته‌ای برای آنها نداشته باشد آنها راه دیگری را برای حضور و بروز در جامعه پیدا می‌کنند، بنابراین فقه و فقیهان حوزه باید به فکر تعمیق روش باشند و همان روش موجود را که از سلف به ما رسیده تکمیل کرده و عمق ببخشند.

حوادث و رویدادهای زمان چه میزان در تکمیل و عمق بخشیدن به «عناصر روشی فقه» تاثیرگذار هستند؟
فقیهان در تکمیل و تنقیح روش، می‌بایست حوادث زمان را با تیزبینی یا به اصطلاح چهار چشمی مشاهده کرده و نگاهی رصدکننده و پردقت بر حوادث زمان داشته باشند تا بببیند این روش چه نارسایی‌هایی دارد و بر اساس یک روند فقه‌پسند، آن را تعبیه یا تهیه کنند، این بسیار مهم است.

امروز متأسفانه روش‌شناسی در فقه دچار ضعف است. «روش فقهی» قوی و قدرتمند است ولی شناخت این روش و تخصیص جایگاه‌ها و فضاهای علمی برای شناخت این روش نیاز به یک حضور جدی‌تر فقهای حوزه و بحث و بررسی‌های علمی فقهی حوزویان دارد.

به نظر شما امروز«برای تکمیل روش های فقهی» و «پویایی فقهه» از چه ابزارهایی می توان استفاده کرد؟
برای تکمیل روش ما می‌توانیم از مرحله چهارم (عمل به احکام ) نیز بهره بگیریم. یعنی هنگامی که فقه در اختیار جامعه قرار می‌گیرد و جامعه به آن عمل می‌کند، نوع واکنش جامعه نسبت به خروجی‌های فقه و نوع موفقیت و میزان موفقیت این خروجی‌ها، در جامعه، در قانون‌گذاری و احیانا بازتاب‌های مثبت یا منفی آن و یا عدم هم‌گرایی بخش‌های مختلف فقه در عرصه عمل با یکدیگر، همه می‌بایست از یک کانال علمی مورد مطالعه و بازیافت قرار گرفته و سپس برای تحلیل در اختیار فقیه قرار داده شود، اگر فقیه دید فقهی که تولید می‌کند هنگام ورود به جامعه، به جای ساختن جامعه آن را در تشتت قرار می‌دهد یا به جای آنکه در خدمت تقویت ایمان جامعه باشد، ابهامی در جامعه ایجاد می‌کند و به جای آنکه حضوری برجسته، محوری، اساسی و پیوسته پیدا کند در حاشیه قرار می‌گیرد، نواقص را باز خواهد شناخت. همه این موارد باید در یک بازیافت و بازتحلیل شناخته شود و فقیه با توجه به نتایج این تحلیل و باز تحلیل، ببیند کجای روش او نقص و کاستی داشته است و در این مطالعه دوباره، روش فقهی خود را کامل کند، بنابراین باز همه چیز به روش بازمی‌گردد.

فقه چگونه می تواند با رویدادها و رخدادهای امروز جامعه ارتباط برقرار کند؟
از بخش‌ چهارم فقه(عمل به احکام) می‌توان به جامعه‌شناسی فقهی تعبیر کرد، ما نیاز به یک جامعه‌شناسی فقهی داریم تا نحوه حضور فقه در جامعه، نحوه حضور خروجی‌های فقه در تعامل با سایر پدیده‌ها و نحوه انفعال یا قدرت آن خروجی، را بررسی دوباره کرده و نهایتا به تعمیق روش بینجامد، این تنها راهی است که فقه می‌تواند با زمان و حوادث زمان ارتباط برقرار کند. ما نمی‌توانیم هنوز حوادث زمان را نشناخته، فقه را به میدان پاسخ‌گویی نسبت به حوادث بیاوریم یا نمی‌توانیم برای فعال‌کردن فقه بی‌توجه به بازتاب‌های خروجی فقهی باشیم. اگر می‌خواهیم فقه را با زمان پیش ببریم و پاسخ‌گو در برابر نیازها قرار دهیم، باید بدانیم که کانون این مطالبه و تحول، «روش» است و برای اینکه این روش کارآمد و پویا باشد اولا باید حوادث زمان، پیش از استنباط به درستی شناخته شوند و ثانیا پس ورود فقه به جامعه بازتاب‌ها، نتایج و نحوه و میزان موفقیت آن در جامعه را رصد کرد و در این رصد، به بازنگری نسبت به پاره‌ای از روش فقهی پرداخت، در غیر این صورت برجانشستن و بی‌اعتنایی به حوادث زمان، فقه را قادر به پاسخ‌گویی نمی‌کند حتی اگر ما همواره ادعای این توانمندی را تکرار کنیم.
 


 

 منبع: خبرگزاری شبستان

سه شنبه, 26 تیر 1397 15:46

بایسته‌های مالی انتظار

اوصاف منتظران؛

 

 

مسلمان منتظر، نباید زندگی و کسب و کار و درآمد خود را به ربا و رشوه، سوءاستفاده از بیت المال، جعل سند و فاکتور، اختلاس، شرکت های هرمی، تصرف عدوانی در مال و ملک دیگران، تدلیس و تقلب و ... بیالاید، یا از ساعت کاری کم بگذارد.

 

 

 

مهدویت

 

 


رزق حلال و درآمد مشروع، نعمتی الهی است و ثروت های به دست آمده از راه گناه و خلاف، حرام است و خوردن آن «حرام خواری» است و تاثیر سوء بر اخلاق و افکار خود انسان و نسل و فرزندان و خانواده او دارد و آخرت هم مورد مواخذه قرار خواهد گرفت. به همین جهت در دعای امام زمان(عج) آمده است: «وَطِهّر بُطونَنا من الحرامِ و الشُّبهه؛ شکم های ما را از حرام و لقمه های شبهه ناک پاک بدار».

کسی که زندگی خود را از راه دزدی، قمار، کم فروشی، گران فروشی، احتکار، ربا، قاچاق، تصرف در اموال یتیمان، تعدی به حق شریک، اختلاس، رشوه و ... می گذراند، از دایره «زندگی اسلامی» بیرون است و مورد غضب پروردگار قرار می گیرد و خیری از زندگی و درآمدهای نامشروع نمی بیند.

رسول خدا(ص) فرمودند: «هر کس یک لقمه از حرام بخورد، تا چهل روز نماز او قبول نمی شود»(1).  و نیز فرمودند: «خداوند، جسد و بدنی را که از حرام تغذیه کرده باشد، بر بهشت حرام نموده است.»(2)

و نیز از کلمات نورانی آن حضرت(ص) است: «مَن اکتَسَبَ مالاً مِن غَیرِ حِلِّه کانَ رادَّهُ الَی النّارِ؛ هر کس از راه غیر حلال، ثروت به دست آورد، او را به دوزخ بر می گرداند.»

هم درآمد باید حلال و مشروع باشد، هم خرج کردن ها در راه خداپسند و جایز باشد، هم مدیون دیگران نباشد و حق افراد را نخورد، هم اگر به دارایی و درآمد او خمس و زکات تعلق گیرد، تکلیف الهی را عمل کند و خمس و زکات بدهد تا اعمال عبادی او دارای اشکال نشود و امام زمان(عج) را از خود ناراضی نکند.

بعضی ها کسب و کار خوب و درآمد سرشاری دارند، ولی حساب سال ندارند و خمس نمی دهند. خمس دو بخش است، بخشی سهم سادات است و بخشی سهم امام(ع)، کسی که خمس نمی دهد، هم بدهکار سادات است و هم بدهکار امام(عج).

در زمان غیبت صغری، گویا عده ای نسبت به پرداختنن خمس و سهم امام سهل انگاری داشتند. امام زمان(عج) طی نامه ای به تایب خاص خود محمد بن عثمان نوشتند: «... کسی حق ندارد در مال دیگری بدون اجازه تصرف کند، تا چه رسد به مال ما! هردکس چنین کند، چیزی را حلال شمرده که خدا حرام کرده و هرکس چیزی از مال ما را بخورد، گویا آتش خورده و دچار دوزخ خواهد شد...»(4)

در احادیث دیگری از آن حضرت(عج) آمده که لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر کسی که یک درهم از مال ما را برای خودش حلال بداند، یا لعنت خدا و ملائکه و مردم بر کسی که یک درهم از مال ما را به حرام بخورد.

اینها نشان می دهد که یک مسلمان مکتبی باید در زندگی خود، انضباط اقتصادی، داشته باشد و از خط قرمز دین عبور نکند و هر مالی را از هر راهی که باشد به دست نیاورد.

امروز، جاذبه های درآمدهای نامشروع و شغل های حرام بسیار است و خیلی ها گرفتار آن شده اند و به دست آوردن روزی حلال، بسیار دشوار خواهد بود. آنان که شیرینی مال دنیا فریب شان می دهد و در قید و بند حلال و حرام نیستند، برای روز قیامت چه پاسخی دارند؟ روزی که طبق روایات، در مورد اموال می پرسند و حلالش حساب دارد و حرامش عقاب «فی حَلالِها حِساب و فی حرامها عِقاب».

مسلمان منتظر، نباید زندگی و کسب و کار و درآمد خود را به ربا و رشوه، سوءاستفاده از بیت المال، جعل سند و فاکتور، اختلاس، شرکت های هرمی، تصرف عدوانی در مال و ملک دیگران، تدلیس و تقلب و ... بیالاید، یا از ساعت کاری کم بگذارد، یا تخلف از قراردادهای مالی داشته باشد.

خوشا به حال آنان که در آمد و کسب شان چنان است که اگر امام زمان(عج) ظهور کند، بتوانند او را به خانه و سر سفره خود دعوت کنند و از راه حلال پذیرایی کنند.

گفتنی است که بانوان در خانواده ها، اگر اهل تجملات و تنوع طلبی باشند و به فرهنگ مصرفی روی آورند، این شیوه ناپسند در کشیده شدن مردان به درآمدهای غیرحلال و تامین آن خواسته ها از هر راه که باشد، موثر است. پس زنان هم باید بر این شیوه نادرست خط بطلان بکشند تا زندگی شان به حرام آلوده نشود.

 


پی نوشت:
1.کنزالمّال.حدیث 9266
2.همان، حدیث 9261
3.المحاسن، ج2،ص445
4.کمال الدین و تمام النعمه، ص521
*برگرفته از کتاب «زندگی مهدوی(اخلاق و اوصاف منتظران)»، نوشته جواد محدثی

 


 

منبع:خبرگزاری شبستان

تفاوت سنی معقول در ازدواج

 

 

دوره ای که مردان 10 تا 20 سال از زنان بزرگ تر بودند گذشته است. در حال حاضر چیزی که در ازدواج های امروزی بیشتر به چشم می خورد تفاوت سنی هم سن و یا بزرگتر بودن دختر از پسر است. مسئله ی بسیار مهمی که این روزها در ازدواج پیش پا افتاده شده است.
 
 
 
 

 

تفاوات سنی، ازدواج،اختلافات زناشوییف انتخاب همسر، خواستگار، نامزدی، مشاوره، کلوب ازدواج، انتخاب با چشمان باز

 

 


تفاوت سني عاملي است که در کنار تفاوت هاي اخلاقي، شخصيتي و ظاهري اختلافات زناشويي را تشديد مي کند. آنچه در اين ميان اهميت دارد اين است که اختلاف سني زن و مرد نبايد آنقدر زياد باشد که در مسائل اساسي زندگي شان نظير عقايد و ارزش ها، ارتباط با اقوام و دوستان، تفريحات و سرگرمي ها شکاف زيادي را ايجاد کند چرا که تفاوت فاحش نگرش در اين حوزه ها باعث بروز اختلافات و يا دلسردي هايي در زندگي زناشويي مي شود.

 اختلاف سنی زیاد در کنار بلوغ فکری و پختگی پایین زوجین، می تواند باعث به وجود آمدن مشکلات جدی و مهم در رابطه شده، به رابطه زناشویی آسیب وارد کرده و آن را از مسیر اصلی خود دور کند.

فرقی نمی کند که خانم باشید یا آقا، تفاوت سنی فاحش می تواند در ازدواج برای شما مشکل ساز شود. این چیزی است که عقل سلیم آن را تایید می کند، اما اختلاف سن از چه قدر به بالا بد است؟

همسن بودن یا نبودن

تعریف تفاوت سن و پذیرش آن، کاملا به فرهنگ و تربیت خانوادگی بستگی دارد. در مساله ازدواج درصورت فراهم بودن نیازهای اساسی و شناخت متقابل نمی توان فاصله سنی را از عوامل و عناصر اصلی دوام زندگی دانست. با این حال هرچقدر فاصله و اختلاف سنی بین زن و مرد کمتر باشد آنها به درک بهتری از یکدیگر می رسند.

 زن و مرد هرچقدر تناسب و سنخیت بیشتری داشته باشند پیوند و ازدواج مستحکم تری خواهند داشت.

یکی از معیارهای انتخاب همسر هماهنگی و تناسب بین زوجین از نظر فاصله سنی است. به هر حال افرادی که در محدوده سنی نزدیک هم باشند، تجربه ها و خاطره های یکسانی دارند و پیش زمینه فرهنگی مشابهی برای درک کردن هم خواهند داشت. دختر و پسری که در سن ازدواج قرار دارند باید از نظر فکری در یک سطح قرار گیرند. تفاوت سن در فرهنگ ما اهمیت دارد ولی میزان آن را  هیچ علم و منطقی با قاطعیت تخمین نزده است.

فاصله سني زياد در کدام سنين مخاطره بيشتري ايجاد مي کند؟

بسته به اين که زن و مرد در کدام دهه از زندگي شان به ازدواجي با فاصله سني زياد «بله» مي گويند، ميزان مخاطراتي که شکاف سني ايجاد مي کند، کم يا زياد مي شود. به طور کلي ازدواج در دوره نوجواني و اوايل جواني به دليل اتخاذ تصميم هاي هيجاني و عاطفي طرفين و احساسي عمل کردن آن ها در امر انتخاب همسر، چه براي دختران و چه براي پسران جداي از اهميت مبحث فاصله سني، توصيه نمي شود.

به عبارت ديگر شرايط و نکات حائز اهميت در ازدواج دختري ۱۳ساله که ۱۱سال با همسرش اختلاف سني دارد، کاملاً متفاوت از شرايط ازدواج دختري ۲۷ساله با مردي ۳۸ساله است. يقينا تفاوت سني زياد در ازدواج هايي که طرفين خصوصا دختر از نظر سني به نوعي ثبات و پختگي عاطفي، هيجاني، شخصيتي، اخلاقي و جسمي رسيده باشد و بتواند روي خط ثابتي از مديريت هيجاني حرکت کند به مراتب خطرات کمتري را در پي دارد.

تفاوت سنی در ازدواج با اختلاف ده سال

در فرهنگ ایرانی همیشه رسم بوده است که مرد از همسرش از لحاظ سنی بزرگتر باشد و از طرفی به دلیل نحوه شکل گیری شخصیت زن و مرد و تفاوتهای رفتاری و بلوغی، همیشه بر این باور بوده اند که بزرگتر بودن سن مرد توازن بوجود می آورد. اما اگر همین اختلاف سن بیشتر شود و در حدود ده سال یا بیشتر شود ممکن است  بروز اختلافاتی در زندگی زناشویی را به همراه داشته باشد . گفتنی است این اختلاف سن خصوصا در جوانان بیشتر ممکن است اختلاف ساز باشد تا میانسالان یا افراد پیر. به عنوان مثال وقتی مردی هفتاد ساله با زنی پنجاه و پنج ساله ازدواج کند اختلاف میان آنها کمتر خواهد بود نسبت به زمانی که دختری 20 ساله با مردی 35 ساله ازدواج کند. طبیعی است که دختر 20 ساله هنوز در اوایل جوانی است و دغدغه ها و سطح فکرش با مردی که وارد میانسالی شده متفاوت است و گستره اختلاف میان آنها ممکن است بیشتر باشد.

معمولا  تفاوت سنی در ازدواج بیش از 10 سال به مرور ممکن است باعث تغییر نقشها شود, این تغییر نقشها دو صورت کلی دارد. نقش استاد, شاگردی و نقش والد, فرزندی. همسرانی که از لحاظ سنی بزرگتر هستند و این اختلاف بیش از ده سال است ممکن است به دلیل تجارب بیشتر و رفتارهای محتاطانه نقش همسری شان کمرنگ شود و نقش های استادی و والدی جایگزین و پررنگ شود, احتمال بروز این مشکل برای زوجینی که تفاوت سنی کمتری دارند خیلی کم است.

وقتی خواستگارمان سنش با ما فاصله دارد

درنظر گرفتن توصیه های زیر می تواند به شما کمک کند که درباره این مواردی که برای ازدواج پیش می آیند، راحت تر تصمیم بگیرید:

1- مجذوب تفاوت سنی نشوید
تعجب نکنید. این اتفاق واقعا ممکن است برای شما هم بیفتد که مجذوب تفاوت ها خودتان با نامزد بالقوه تان بشوید. شاید این را شنیده باشید که می گویند، آدم های مخالف یکدیگر را جذب می کنند. این موضوع تا حدودی درست است. اگر شما از نامزد بالقوه تان خیلی کوچک تر باشید، ممکن است پختگی و رشدیافتگی و موفقیت های او همچنین حمایت هایی که او می تواند از شما به عمل بیاورد، برایتان مجذوب کننده باشد.
از طرفی اگر از نامزد بالقوه تان خیلی بزرگ تر باشید، ممکن است مجذوب شادابی و جوانی او بشوید و این نکته را فراموش کنید که این موضوع می تواند در بلندمدت برایتان آزاردهنده شود. پژوهش های زیادی روی شباهت یا تفاوت زوج ها صورت گرفته نشان داده است که برخلاف تصور عمومی، زوج هایی که از لحاظ متغیرهای گوناگون، به هم شباهت بیشتری دارند، رضایت زناشویی شان هم بیشتر است.

2- از مواضع خودتان کوتاه نیایید
گاهی اوقات ممکن است احساس کنید که به خاطر ازدواج با یکی شخص خاص (در این جا کسی که فاصله سنی زیادی با شما دارد) حاضر هستید که از نیازها و تمایلات خودتان بگذرید، اما وقتی جذابیت ها و اتفاقات هیجان انگیزی ابتدا آشنایی بگذرند و شما در رابطه ای باشید که در آن برای به دست آوردن همسرتان از تمایلات خودتان گذشته اید، به مرور زمان احساس دلخوری و ناراحتی بیشتری خواهید کرد.

3- حتما ویژگی های شخصیتی دیگر را هم در نظر بگیرید
درست است که تفاوت سنی بالا همیشه مطلوب نیست، اما عوامل مختلفی روی رضایت زناشویی یک زوج تاثیر می گذارد. برای مثال ممکن است زوجی که با وجود تفاوت سنی زیاد، شباهت های شخصیتی زیادی با یکدیگر دارند و یا به پختگی و رشد فردی قابل توجهی رسیده اند، بتوانند در کنار هم خوشحال و راضی زندگی کنند؛ بنابراین به بررسی دقیق بقیه ویژگی های فرد مقابل بپردازید و از خودتان بپرسید: آیا با وجود تفاوت سنی، می توانم به تصمیم هایش اعتماد کنم؟ آیا می توانم در سختی هایی که ممکن است پیش بیاید، روی کمکش و همچنین قضاوتش درباره مسائل حساب کنم؟ آیا به دیدگاه هایش احترام می گذارم و یا آن ها را از مد افتاده/ کودکانه می دانم؟

4- از یک مشاور خبره بپرسید
به خصوص وقتی که نگران اختلاف سنی با همسرتان هستید، مشاوره پیش از ازدواج می تواند به شما بگوید که آیا تفاوت میان شما و نامزد بالقوه تان مشکل ساز خواهد شد و یا خیر.


 

منابع :مشرق نیوز / آرگا / پارسی طب

مائده هژبری و داستان تکراری تقابل با اندیشه رایج

 

 

 

نسل کنونی امثال هژبری را باید نسلی دانست که گفتمان رسمی و رایج را نمی‌تواند بپذیرد و با آن کنار بیاید چون گروه‌ها مرجع جدیدی را پیدا کرده است، که ساختار شبه‌مدرن و یا به تعبیری کژمدرنِ جامعه ایجاد کرده است.
 
 
 
نویسنده : مصطفی ساجدی
 مائده هژبری

 

 

شاید اگر چند سال پیش خبر خودکشی دختری را به دلیل پخش شدن تصویری از زندگی شخصی‌اش را می شنیدیم، چندان برایمان تعجب برانگیز نبود، هرچند که قطعا تاسف‌آور بود. در آن سال‌ها اولین راه حل را در اقدامات قضایی و برخورد قانونی جستجو می‌کردند و به دنبال منتشر کننده تصویر می‌گشتند. اما این تفکر و این واکنش به اقدامی همچون انتشار تصویر، برای بخشی از جامعه کنونی [که کمیت آن را نظرسنجی‌ها باید مشخص کنند] دیگر قابل پذیرش نیست.

اگرچه نمی توان فضای مجازی را نمونه‌ای دقیق برای بررسی کردن و حکم دادن در رابطه‌ی با این موضوع دانست، اما واکنش‌های منفی و مثبت به رخدادهای شبکه‌های اجتماعی از یک اختلاف و شکاف عمیق میان گفتمان رایج اعتقادی که در رسانه‌های رسمی تبلیغ می‌شود و گفتمان غیررسمی که توسط رسانه‌های دیگر ترویج می‌شوند، خبر می‌دهد.

نوع نگاه به موضوعاتی این چنینی، با سال‌های پیش متفاوت شده و نمی‌توان برخورد سخت و قضایی را به عنوان راه‌حلی برای برطرف کردن آن در نظر گرفت. علل تغییر و بعضا تقابل با گفتمان رایج به خصوص گفتمان‌های رایج عقیدتی را می توان در عاملی به نام تغییر گروه‌های مرجع جستجو کرد.

توجه افراطی به تناسب اندام و تشابه به مدل‌های غربی، افزایش مصرف لوازم آرایشی به منظور زیبا نشان دادن خود، تعریف هویت فردی با مصرف زیاد، تظاهر به استفاده از کالاهای لوکس ولو تقلبی و ... نمونه‌هایی است که نشان می‌دهد در جامعه امروز، فرد سعی بر این دارد که تایید خود را از گروه‌های مرجعی بگیرد که نظام سرمایه‌داری برای او تعریف کرده‌اند.



اگر در سال‌های گذشته این خانواده‌ها بودند که به عنوان نقطه ابتدایی و البته اصلی‌ترین نقطه برای شکل‌گیری فرایند جامعه پذیری یک فرد تعریف می شدند، دیگر امروزه فقط خانواده‌ها نیستند که گروه‌های مرجع را تشکیل می‌دهند؛ رقبای کنونی خانواده‌ها یعنی ابررسانه ها و حتی رسانه‌های خرد، گروه‌های اجتماعی، دوستان و... در حال رقابت با نهاد خانواده هستند تا به گروه مرجع تبدیل شوند و تاحد زیادی موفق بوده‌اند.

گروه مرجع همان گروهی است که فرد سعی بر آن دارد که از ظواهر اندام بدن، نوع پوشش، خوراک و سبک حرف زدن تا دیدگاه، نگرش و جهان بینی خود را نسبت به آنها بسنجد و خود را به آن نزدیک کند. فرد در سنین پایین، با توجه به تقلیدی بودن رفتارها تا حد زیادی از خانواده الگو می‌پذیرد و سعی بر این دارد که رضایت خانواده خود را در اعمال و رفتارهایش جلب کند؛ اما با بالاتر رفتن سن و قرار گرفتن فرد در موقعیت‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی و حتی فیزیولوژی، با گروه‌های جدیدی رو به رو می‌شود.

در صورتی که ارزش‌های نهاد خانواده نتواند از خود در برابر این گروه‌های جدید مرجع دفاع کند، مرجعیت و جایگاه خود را از دست می‌دهد. علاوه بر خانواده، سایر گروه‌های مرجع که کارکرد و روش سنتی دارند، با چنین مخاطره‌ای رو به رو هستند.

از این منظر می‌توان وضعیت کنونی جامعه نوجوان و جوان کشور را چنین تفسیر و تصویر کرد. این گروه سِنی، در عصر و جامعه‌ای شبه مدرن رشد کرده که رسانه‌های همیشه در دسترس حرف اصلی را می‌زنند. در مدل انتقادی باید گفت که ذات مدرنیته در عصر کنونی، جهان را به زندانی تبدیل کرده است که به انسان‌ها می‌گوید، چه کسی چه بپوشد، چطور غذا بخورد و چگونه سخن بگوید؛ همه این فرایند هم توسط ابزاری به نام رسانه صورت می‌گیرد.

توجه افراطی به تناسب اندام و تشابه به مدل‌های غربی، افزایش مصرف لوازم آرایشی به منظور زیبا نشان دادن خود، تعریف هویت فردی با مصرف زیاد، تظاهر به استفاده از کالاهای لوکس ولو تقلبی و ... نمونه‌هایی است که نشان می‌دهد در جامعه امروز، فرد سعی بر این دارد که تایید خود را از گروه‌های مرجعی بگیرد که نظام سرمایه‌داری برای او تعریف کرده‌اند. حتی اگر این تایید صورت نپذیرد، افراد سعی در نزدیک کردن خود به این گروه و تشابه بینشی، رفتاری و ظاهری با آن را دارد.

نگاهی به نظریه وبلن می تواند بهتر شرایط کنونی جامعه‌ای همچون ایران که در حال گذار به مدرنیته است را توضیح دهد. وبلن معتقد است که سرمایه داران با تولید انبوه به فکر رفع نیازهای مردم نیستند بلکه آنها می‌خواهند که سود خود را بیشتر کنند. او به یک موضوع دیگر نیز اشاره می کند که آن حرمت نفس است. از نظر وبلن حرمت نفس بازتاب همان حرمتی است که دیگران برای فرد قائل هستند! یعنی اگر فردی از سوی دیگران مورد پذیرش قرار نگیرد از فقدان حرمت رنج می برد. در واقع وبلن عملا از لزوم تایید فرد توسط دیگران سخن میگوید؛ تاییدی که ملاک‌های کسب آن را سرمایه‌داری مشخص کرده است.

این نگاه وبلن هنگامی بیشتر قابل فهم می شود که بخواهیم به مفهومی به نام "ارزش" اشاره کنیم. پیشتر گفتیم که این گروه های مرجع هستند که ارزش ها را مشخص می کنند؛ اگر در سال های گذشته، به عنوان مثال در دهه شصت مفاهیمی همچون دفاع از وطن، از جان گذشتگی، فداکاری، کمک به دیگری، قناعت و ... به عنوان ارزش شناخته می شد، اکنون این مفاهیم جایگاه خود را از دست داده اند و این رسانه های جدید هستند که ارزش های جدید را تعریف می کنند. مفاهیمی چون مصرف بیشتر، پول بیشتر، توجه به زیبایی و... که در دهه شصت به عنوان ضدارزش معرفی می شدند، امروز به  مفاهیم ارزشمند جدیدی تبدیل شده که رسانه‌های سرمایه‌داری آن را به بدنه جامعه تزریق کرده اند.

اما نوجوان و جوانی که به دلیل ضعف ممتد گروه های مرجع سنتی همچون خانواده، نهادهای دینی و مدرسه، به گروه و یا گروه‌های مرجع جدید و غیر رسمی رو آورده، قرار است کجا این تشابه به آن گروه‌ها و یا تایید آنها را به "نمایش" بگذارد و "حرمت نفس" کسب کند؟

برای تایید اینکه آیا این سوال مطرح شده صحیح است یا خیر باید اشاره ای داشت به نظر بودریار. بودریار معتقد است که جهان کنونی جهان فراواقعیت است. از نظر او کالاها کارکرد اصلی خود را از دست داده‌اند و صرفا به عنوان محصولی برای "نمایش" تعریف می‌شوند. پس عملا نمی‌شود که در این جهان با همه ملزوماتی که دارد زیست کرد و نمایشی رفتار نکرد! بازتاب این نمایش، باید در جایی صورت پذیرد؛ بستر حقیقت یا مجاز و یا هردوی آنها.

در بستر حقیقت نمایش آنچه که مدرنیته و سرمایه‌داری برای نسل جدید تعریف کرده است انجام می پذیرد اما نه در همه وجوه آن. یعنی نوجوان و جوان امروزی اگر با ظاهری نامناسب(نسبت به آنچه که عرف معرفی می کند) در جامعه ظاهر می‌شود، در حال نمایشی است از آنچه که به او آموزش داده اند؛ هرچند شاید با گشت ارشاد هم رو به رو شود. لباس پاره، آرایش غلیظ، مدل های رفتاری و ظاهری شبه غربی و ... همان چیزی است که گروه‌های مرجع جدید به این نسل آموزش داده اند و نسل جدید برای گرفتن تاییدیه اجتماعی و طبقاتی آن را به اجرا در می‌آورد.

این تاییدیه در بُعد اقتصادی خودش را در مصرف گرایی دیوانه وار نیز به نمایش می گذارد. صف های طولانی خرید جدیدترین مدل های تلفن همراه مصداقی از زندان اقتصادی سرمایه‌داری مدرن است. در همه اینها ارزش‌های قدیمی که توسط نهادهای سنتی ترویج می شدند جای خود را به ارزش ها جدید داده‌اند.

در بستر مجازی نیز این وضعیت به شکل افراطی آن وجود دارد. تلفن های همراه به عنوان خرده رسانه های عصر حاضر این قابلیت را دارند که با برنامه های کاربردی گوناگونی که تحت عنوان شبکه های اجتماعی شناخته می‌شوند، فضای جدیدی را برای نمایش های گوناگون ایجاد کرده اند. اگر در بستر حقیقی جامعه، به دلیل حضور رواج گفتمان رسمی دینی و بافت اعتقادی و همچنین نهادهای نظارتی همچون گشت ارشاد، نمایش آنچه که گروه های مرجع غیررسمی آموزش داده اند، سخت باشد؛ در فضای مجازی این نمایش به راحتی صورت می‌گیرد؛ به همین دلیل است که میان فضای مجازی و فضای حقیقی جامعه، اختلافاتی را شاهد هستیم.

مائده هژبری و سایر نوجوانان هم سن و سال او را باید بر طبق همین بستر مورد بررسی قرارداد. نسل کنونیِ امثال هژبری را باید نسلی دانست که گفتمان رسمی و رایج را نمی‌تواند بپذیرد و با آن کنار بیاید چون گروه‌ها مرجع جدیدی را پیدا کرده است، که ساختار شبه‌مدرن و یا به تعبیری کژمدرنِ جامعه ایجاد کرده است. در واقع نشر ناقص اعتقادات رسمی و رایج از یک طرف و حمله رسانه های مدرن از طرف دیگر، گروه های قدیمی و سنتی را از مرجعیت خارج کرده است.
گرچه نمی‌توان این آسیب را کاملا فراگیر دانست اما باید پذیرفت که امثال مائده هژبری در چنین فضایی رشد کرده  و طبیعی است که میل به خودنمایی، پوشش نامتعارف و آرایش داشته باشد و یا رقصیدن و انتشار آن را هنر بداند؛ اما هرچه باشد، نوع برخورد با این مسئله اجتماعی نباید قضایی و انتظامی باشد.
خانواده‌ای که با مسائل جدید فرزندان خود آشنا نیستند، نهادهایی که در بلع، هضم و دفع بودجه‌های میلیاردی ید طولایی  دارند، ضعف آموزش و پرورش، ناتوانی حوزه‌های علمیه در فهم اقتضائات نسل جوان، رسانه ملی که فشل است و خود در زمین سرمایه ‌‌‌‌‌‌داری بازی می‌کند و برخوردهای نابخردانه نسبت به شبکه‌های اجتماعی و... بخشی از پازل رشد امثال هژبری است! باید این مسائل برطرف شود و ریشه‌ی آن در حل مشکلات گروه‌های مرجع ناتوان است.

رکوردشکنی کاربران در شبکه‌های اجتماعی

 

 

گروه فناوری الف،     رکوردشکنی کاربران در شبکه‌های اجتماعی

 

 

نتایج تحقیقات موسسه پژوهشیpew نشان از روند رو به رشد ضریب نفوذ شبکه‌های اجتماعی در جهان دارد و در آخرین گزارش این موسسه آمده است درحالی که در سال 2017، حدود 71درصد از کاربران اینترنت در شبکه‌های مختلف اجتماعی حضور داشتند، انتظار می‌رود این رقم، در سال‌های آینده رشدی فزاینده‌تر داشته باشد.

هر روز بر تعداد کاربران اینترنت و شبکه‌های اجتماعی افزوده می‌شود و موسسات مختلف پژوهشی رفتار کاربران جهان را در این حوزه رصد می‌کنند. در این میان موسسه پژوهشی و تحقیقاتیPEW (یک موسسه تحقیقاتی امریکایی که در واشنگتن دی سی واقع است و به صورت ویژه در زمینه شبکه های اجتماعی و جمعیت شناسی در امریکا و جهان فعالیت دارد) که پیش از این تخمین زده بود تا سال 2019 حدود 2.77میلیارد نفر از جمعیت جهان کاربر شبکه‌های اجتماعی خواهند بود در تازه‌ترین گزارش خود به این نتیجه رسیده است که این تعداد در ژانویه 2018 از پیش‌بینی‌ها سبقت گرفته و 3میلیارد و 196میلیون نفر از کاربران اینترنت در جهان، عملاً کاربر فعال حداقل یکی از شبکه‌های اجتماعی هستند.این رقم نشان از رشد 13درصدی نسبت به سال 2017 دارد.

رکوردشکنی کاربران در شبکه های اجتماعی

گوشی‌های هوشمند برگ برنده شبکه‌های اجتماعی

نتایج تحقیقات موسسه پژوهشیpew نشان از روند رو به رشد ضریب نفوذ شبکه‌های اجتماعی در جهان دارد و در آخرین گزارش این موسسه آمده است درحالی که در سال 2017، حدود 71درصد از کاربران اینترنت در شبکه‌های مختلف اجتماعی حضور داشتند، انتظار می‌رود این رقم، در سال‌های آینده رشدی فزاینده‌تر داشته باشد.

تحقیقات این موسسه همچنین نشان می‌دهد در ژانویه 2018 حدود 4میلیارد و 21میلیون نفر از جمعیت 7میلیارد و 593میلیون نفری جهان، کاربر اینترنت بوده‌اند که البته از این رقم، 55درصد شهرنشین هستند. این رقم نشان از ضریب نفوذ 53درصدی کاربران اینترنت و رشد سالانه 7درصدی این شاخص دارد. گفتنی است که بالاترین ضریب نفوذ اینترنت در جهان 74تا 94درصد است که این شاخص به شمال، غرب و جنوب اروپا و نیز امریکای شمالی مربوط می‌شود.

در این گزارش همچنین برای تعداد کاربران گوشی‌های همراه جهان در ژانویه سال 2018، رقم 5میلیارد و 135میلیون نفری عنوان شده که این عدد نشان از ضریب نفوذ جهانی 68درصدی و رشد 4درصدی نسبت به سال قبل دارد. یکی دیگر از نکات جالب توجه این گزارش نیز تعداد کاربرانی است که از طریق گوشی‌های هوشمند خود به شبکه‌های اجتماعی دسترسی دارند. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که 2میلیارد و 958میلیون نفر از 3میلیارد و 196میلیون کاربر فعال شبکه اجتماعی در جهان برای سر زدن به اپلیکیشن‌ها و پیام رسان‌های مورد علاقه خود از گوشی هوشمند استفاده می‌کنند که این رقم نشان از ضریب نفوذ 39درصدی و رشد 7درصدی این شاخص نسبت به سال 2017 دارد.

محققان همچنین چند شبکه اجتماعی و پیام رسان را از نظر این شاخص مورد بررسی قرار داده و دریافته‌اند که در سال 2018، حدود 90درصد از کاربران فعال ماهانه فیس‌بوک از طریق گوشی هوشمند به این شبکه اجتماعی سر می‌زنند و این رقم برای توئیتر به 82درصد می‌رسد. اینستاگرام نیز از آنجا که نخستین اپلیکیشن موبایلی محبوب جهان به شمار می‌رود تقریباً همه کاربران فعال برای مشاهده پست‌های خود از گوشی بهره می‌گیرند که این موضوع برای اسنپ چت نیز مصداق دارد چون این شبکه اجتماعی هنوز نسخه تحت وب ندارد. این گزارش همچنین نشان می‌دهد که 80درصد از کاربران فعال ماهانه پینترست و 60درصد از کاربران لینکدین برای سر زدن به این شبکه‌های اجتماعی و گذاشتن پست و... از گوشی‌های هوشمند خود استفاده می‌کنند.

عربستان رکورددار رشد کاربر شبکه‌های اجتماعی

مطالعات موسسه تحقیقاتی Pew همچنین نشان می‌دهد با اینکه رشد جهانی میزان استفاده از شبکه‌های اجتماعی نسبت به ژانویه 2017 رشدی 13درصدی دارد ولی تعداد کاربران شبکه‌های اجتماعی بویژه در کشورهای در حال توسعه افزایش بیشتری دارد و از کشورهای توسعه یافته پیشی گرفته است.

طبق نموداری که موسسهpew ارائه داده است، درحالی که میزان رشد تعداد کاربران شبکه‌های اجتماعی در کشورهایی همچون امارات متحده عربی، کره جنوبی و بریتانیا به ترتیب 2، 3 و 5درصد است و این ارقام کمترین میزان رشد را در سال 2018 نشان می‌دهد، این شاخص برای عربستان سعودی با 32درصد رشد بالاترین جهش را در جهان در زمینه تعداد کاربران شبکه‌های اجتماعی داشته که این رقم، 17درصد بالاتر از متوسط جهانی است. گفتنی است که در عربستان 71درصد کاربران شبکه‌های اجتماعی یعنی 23میلیون و 61هزار نفر از یوتیوب استفاده می‌کنند و پس از آن فیس‌بوک با 66درصد، اینستاگرام و توئیتر با 54 و 52درصد قرار دارند. در این کشورها دسترسی کاربران به تکنولوژی و شبکه‌های اجتماعی ساده‌تر شده و این رشد نیز از همین موضوع نشات گرفته است.

بعد از عربستان نیز در این شاخص می‌توان به هندوستان با رشد 31درصدی، اندونزی با رشد 23درصدی و غنا با رشد 22درصدی اشاره کرد. پس از این کشورها نیز آفریقای جنوبی، ویتنام، آلمان، روسیه، کنیا، مراکش، لهستان، فیلیپین و... جای گرفته‌اند. گفتنی است از دیگر کشورهایی که کمترین میزان رشد را از نظر تعداد کاربران شبکه‌های اجتماعی در سال 2018 داشته‌اند می‌توان به هنگ کنگ، فرانسه، ترکیه، امریکا، برزیل، استرالیا و... اشاره کرد.

رفتار جوانان در شبکه‌های اجتماعی

اما جوانان جهان چه رفتاری در این شبکه های اجتماعی دارند؟ طبق این گزارش در کل جهان مشاهده شده که 79 درصد کاربران اسنپ چت، جوانان13تا 24 ساله هستند و به همین دلیل این شبکه اجتماعی لقب جوان گراترین پیام رسان را به خود اختصاص داده است. 73درصد از کاربران اینستاگرام و 76درصد کاربران فیس بوک نیز 13 تا 24 ساله هستند.

همچنین 40درصد کاربران توئیتر نوجوان و جوانان 13 تا 24سال هستند و این رقم برای پینترست به 31درصد و برای واتس اپ به 15درصد می‌رسد. البته این موضوع در کشورهای مختلف متغیر است؛ به‌عنوان مثال در امریکا بخش عمده کاربران از فیس‌بوک و یوتیوب استفاده می‌کنند ولی وقتی نوبت به کاربران جوان 18 تا 24ساله می‌رسد، باید گفت که برگ برنده در اختیار اسنپ چت و اینستاگرام است.

این موسسه همچنین به زمان حضور رده‌های سنی مختلف کاربران در شبکه‌های اجتماعی گوناگون پرداخته و به کشورهایی که کاربران آن، بیشترین زمان را در شبکه‌های اجتماعی می‌گذرانند اشاره‌ای داشته است. طبق این اطلاعات، کاربران فیلیپینی با 3ساعت و 7دقیقه حضور روزانه در شبکه‌های اجتماعی رکورددار هستند و پس از آن، برزیل با 3ساعت و 3 دقیقه، مکزیک و آرژانتین با 3ساعت و 2دقیقه و امارات متحده عربی و مالزی با 3ساعت قرار دارند. پس از این کشورها نیزعربستان سعودی با 2ساعت و 9دقیقه حضور، قرار دارد.

 

منبع: روزنامه ایران

سه شنبه, 26 تیر 1397 14:18

عامل گمنام تربیتی

تاثیر فضای مجازی در هویت و تربیت فرزندان

 

 

امروزه با مقوله جدیدی در امر تربیت مواجه هستیم که نقش زیای در شخصیت انسانها ایفا میکند، ولی در همان حدِ مهم بودنش ناشناخته است. اسم این عامل تربیتی گمنام (فضای مجازی)؛ فضایی که کاربرانش را مدیریت میکند و بیشترین خطر را برای کودکان و نوجوانانی دارد که در معرض الگوپذیری و تقلیدند و از لحاظ هویتی دارای تعریف و شناخت خاصی از خود نیستند و بیشتر در این فضا به دنبال ساختن هویت خود، می گردند.
 
 
 
نویسنده : نسیم یزدانی
 
فضای مجازی و کودک

 

 


فضای مجازی؛ میدان متفاوت و جذاب است که شیوه های مختلف فکر کردن، زندگی و هدف داشتن را به نمایش می گذارد و کاربر است که حق انتخاب دارد، چگونه با او ارتباط برقرار کرده و در این میدان نقش آفرینی کندولی انخاب زمانی محقق میشود که ابعادموضوع را به صورت کامل بشناسیم و قادر باشیم  آن در جهت استفاده بهینه مدیریت کنیم.

 اثرات فضای مجازی برای کاربر کودک ونوجوان

1.دور شدن از واقعیت: کودکی ونوجوانی سن آموزش دیدن و تاثیرپذیری و یک فرصت مهم برای شناخت واقعیت های دنیا و برنامه ریزی برای قبول مسئولیت و ایفای نقش در بزرگسالی است. باتوجه به فضای امروز کودک و نوجوان ما از منبعی واقعیت را می آموزد که خودش غیر واقعی و مجازی است پس هر چه بنا برای زندگی واقعیش طرح ریزی کند، بیهوده است چون از واقعیت دوراست. پس عمر مخاطب کاربری تلف شده و انرژی و شور دوره طلایی زندگیش را در جایی خرج کرده که نه تنها هیچ کمکی برای ساخت آینده اش نمی کند، بلکه فضا را برای ساختن هویت های غیر واقعی فراهم کرده و او را به غیر واقعی بودن عادت داده است.

2. وابستگی(اعتیاد) مجازی: در گروه های سنی مختلف افراد نیازمند راه هایی برای تخلیه انرژی خود هستند. کودک و نوجوان امروز که انرژی و انگیزه های زیادی برای حرکت دارند تنها یک مسیر مهیج تخلیه انرژی پیش رو خود میبیند و آن در گیرشدن با فضای مجازی  است. شبکه ای که جذابیت های آن انقدر زیاد است که بدون تمرین قبلی قادر به کنترل و خودمدیریتی در مواجه با آن نخواهند بود. این معضل، اختلالی در فرد با نام اعتیاد مجازی پدید می آورد ، اعتیادی که براثر استفاده مکرّر و دیوانه وار  از اینترنت  حاصل می شود به صورتی که  فرد بدون استفاده از آن، احساس کمبود کرده ، روابط او با محیط مختل، و از حالت عادی خارج می شود.در واقع کودک و نوجوان تمام آن توجه که در صورت استفاده از انرژی در دنیای واقعی طلب کرده است را  در دنیای مجازی دریافت می کند وبه همین جهت دچار انزوا و کناره گیری اجتماعی می شود.

3.تنها ماندن:ما با تعداد زیادی از انسانها مواجه ایم که به فضای مجازی رو می آورند تا شاید بتوانند تنهایی درونی خود را در آن جبران کنند. این معضل در سن نوجوانی بیشتر به چشم میخورد، ازآن جهت که افراد در این سن احساس می کنند که درک نمی شوند و کمی از خانواده فاصله می گیرند و به دنبال تعریف متفاوتی از خویش بر می آیند.   حال در این حالت،  به فضایی پناه می برد که در دسترس است. که در نهایت نه تنها آن تنهایی را ازبین نمی برد بلکه در آینده حس منفرد بودن بیشتری را تجربه می کند. چراکه در جهت جبران تنهایش با انسانهایی تعامل کرده که حتی در درست بودن هویتشان(زن یامرد بودن) هم میتوان شک کرد و هیچ علاقه عمیقی درآن شکل نخواهد گرفت و روابط غیر همدلانه را تجربه میکند.  همچنین فرصت ارزشمند یافتن روابط عمیق و انسانهای واقعی همفکر برای جبران خلأ تنهایی را از دست می دهد و تنهاتر خواهد شد.

4. سوء استفاده جنسی:کودکان و نوجوانان به دلیل پاکی و صداقتشان به عنوان اولین قربانیان فضای مجازی محسوب می شوند، که گاهأ از طریق اتاق های چت و گپ زنی، مورد اغفال و سوءاستفاده قرار می گیرند .حتی گاهی از طریق ضبط تصاویر خصوصی و احیاناً غیراخلاقی از طریق دوربین اینترنتی و آوردن اطلاعات و عکس های خصوصی آنان را وادار به پذیرش رابطه جنسی فیزیکی کرده و با تنظیم قرارهایی در محیط خانه ها در دام آنها میفتند. آنگاه ما با کودک و نوجوان بیقراری مواجه میشویم که در کارهای روزمره اش موفق نمیشود و ناراحتی و ترس شدیدی را حمل میک ند ولی جرأت بازگو کردن این مسائل را به خانواده ندارد.

5.پورنوگرافی:  نمایش تصویری و یا کلامی رفتارهای جنسی با هدف ارضای خواسته های جنسی تعریف می شود. خطر این پدیده در نوجوانی به دلیل انفعالات هورمونی و شدت میل جنسی جدی تر است و زمانی که در معرض  این گونه مطالب و تصاویر محرک قرار بگیرد معمولاً به ارضای غیرطبیعی جنسی آن می انجامد.حالا فرض کنید که این فرآیند در سن پایین تر یعنی  کودکی اتفاق بیفتد.کودک ما توانایی هضم روحی این تصاویر را نخواهد داشت و دچار اختلال های مختلف روحی و بلوغ زودرس خواهد شد.

 

محافظت از فرزندان در فضای مجازی

والدین و متولیان تربیتی معمولا دغدغه چگونگی برخورد ومحافظت از کودک ونوجوان را در برابر خطرات فضای مجازی را دارند در این مقاله سعی شده  راهکارهای پیشنهادی در جهت ارائه رفتار مناسب بیان گردد:

1. مدیریت تلفن همراه: بهترین شیوه برای مصون نگه داشتن کودک ون وجوانمان دور نگه داشتن او از آن امریست که یقین داریم خطرات زیادی را به همراه دارد،ولی به هرحال با توجه به گستردگی ارتباط و استفاده مفید آموزشی از این وسیله، ما نیازمند مدیریت آن برای استفاد از منافعش  هستیم. بهترین شیوه مدیریتی در اختیار قرار ندادن تلفن همراه شخصی، برای کودک و نوجوان  است در صورتی که شما با اصرار فرزندتان مبنی بر داشتن تلفن همراه مواجه شدید از او بخواهید که 4دلیل مفید بودن تلفن همراه هوشمند که  غیر از تلفن همراه قابل تحقق نبود را برای شما ذکر کنند در صورت قانع شدن اورا در اختیارش میگذارید(طبق تحقیقات هنوز کسی به 4دلیل مفید بودن تلفن همراه هوشمند برای کودک ونوجوان دست پیدا نکرده است)  و این امر اطمینان را به کودک ونوجوان خواهد داد که اثرات مثبت این فضا درک شده و شرایط روحی و سبک زندگی امروز راپذیرفتید و بنای ناسازگاری با اورا ندارید و عملکرد شما بریک منطقی استوار است.

2. مسلط شدن بر اینترنت و ملحق شدن به فرزندان: اگر شما از آن دسته از والدین هستید که به هر دلیلی گوشی همراه هوشمند در اختیار فرزند خود قرار داده اید پس از این به بعد باید خود را مجهز به دانش فضای مجازی کنید. درباره آن مطالعاتی داشته، در فضای اینترنت به سیر و سیاحت پرداخته و به قسمت‌های مختلف آن سر بزنید. از موتورهای جستجو استفاده کنید. از برنامه‌های تجاری مختلفی که فعالیت‌های نوجوانان را در اینترنت کنترل می‌کند استفاده کنید این نرم‌افزارها می‌توانند سایت‌هایی را که فرزندانتان به آن‌ها مراجعه کرده‌اند ذخیره کرده و از دسترسی به سایت‌ها و برنامه‌های ویژه‌ای ممانعت کنند. همچنین ازنرم‌افزارهایی که قادرند از دریافت و نصب کردن (دانلود کردن) برنامه‌ها از اینترنت جلوگیری کنند و محدودیت‌هایی را برای مدت زمان استفاده از اینترنت در نظر بگیرند اطلاع پیداکرده و نصب کنید . وقتی اطلاعات شما دقیق باشد نظارت شما به صورت مستقیم و غیر مستقیم بیشتر خواهد شد.

3. راه اندازی جلسات گفتگو با فرزندان: معمولا والدین  در صورت خرید کوچک ترین وسیله برای فرزند درباره نحوه استفاده آن باهم به گفتگو مینشینند، پس لطفأ پس از خریدگوشی هوشمند  هم در مورد فواید آن و هم در مورد معایب آن بایکدیگر صحبت کنید. علاقه آنان به این فضا را بپذیرید ولی خطرات آن را هم به آن‌ها گوشزد کنید؛ آنان را آماده سازید که اگر با موقعیت‌ها و افراد مشکوکی روبه‌رو شدند بدانند که باید چگونه باید برخورد کنند.  بدون تحمیل موضوعی با آنها گفتگو کنید و از آن‌ها بپرسید که کدام قسمت فضای مجازی را دوست دارند و علت آن را بیان کنند.از آنها سئوال کنید ولی  از بازجویی پرهیز  و در عوض خود را علاقه‌مند نشان دهید که می‌خواهید در مورد دوستان اینترنتی‌اش بیشتر بدانید و نگران نباشید که حریم بین شما و او از بین برود، این راهکار فرزندتان را به شما نزدیک تر و فضای اعتماد بیشتری ایجاد میکند.

4. قواعد منطقی وضع کنید: در هر خانه ای قواعدی حاکم است مثلا اینکه والدین هرگز اجازه نمی‌دهند که فرزندشان تمام شب را در بیرون از خانه بگذراند یا هر فیلمی را تماشا کنند. برای استفاده از این فضا هم باید قواعدی حاکم باشد مثلاً در چه مواقعی و یا چه مدتی آن‌ها می‌توانند خودشان را با اینترنت سرگرم سازند . آن‌ها چه کارهایی را می‌توانند و چه کارهایی را نمی‌توانند انجام دهند وابه علاوه بیشتر والدین به بدرفتاری فرزندانشان در جهان واقعی عکس العمل نشان میدهند. در مورد بدرفتاری‌های اینترنتی آن‌ها هم باید به همان صورت عمل نمایند و اگر والدین متوجه شدندکه فرزندشان دیگران را از طریق اینترنت مورد آزار و اذیت قرار می‌دهند و یا به بعضی سیستم‌ها آسیب وارد می‌کنند و یا به جاهایی که نباید بروند ، می‌روند و چیزهایی را که نباید بگوید ، می‌گوید باید با آنها برخورد کنند.

به علاوه  نوجوانان را تشویق نمایید که در کنار استفاده از اینترنت به فعالیت‌های جهان واقعی هم توجه نشان دهند برای رسیدن به این هدف باید زندگی در فضای اینترنتی را فرع  فضای واقعی قرار داده و تمام تلاش خود را در جهت گسترش فعالیت‌های غیر اینترنتی نوجوانان انجام دهید.

چطور به فرزندمان پول تو جیبی بدهیم؟

 

 

کودکان وقتی با مفاهیم شمارش، پول، قیمت، مقایسه کردن و ارزش گذاری اشیا آشنا می شوند، می توانند پول توجیبی دریافت کنند.

 

 

 

 

 

 

آشنا کردن کودکان با پول و زمان مناسب پول توجیبی دادن به آن ها، یکی از موارد مهمی است که والدین باید با آگاهی و رفتاری مناسب نسبت به آن اقدام کنند. . آنچه که باید به آن توجه کرد این است که «پول تو جیبی» یک وسیله آموزشی و تربیتی است که هدف و غایتی مشخص دارد: ما می خواهیم از طریق «حق انتخاب» و «مسئولیت»، به فرزند خود یاد بدهیم که چگونه از پولش استفاده کند و او را در اندوختن تجربه در این راه یاری کنیم.
از چه زمانی می توان به کودکان پول توجیبی داد؟

زمانی که کودک تشخیص دهد در ازای پرداخت مبلغ مشخصی پول می‎تواند کالا یا خدمات مشخصی دریافت کند، آن‎گاه از این پول به‎عنوان پاداش نیز می‎توان برایش استفاده کرد؛ مثلا برای انجام کار و فعالیتی که باعث موفقیت چشمگیر یا پیشرفت بزرگی برای او شده باشد. آنان در ابتدا نمی توانند تشخیص دهند که مثلا دوهزار تومان دوبرابر هزارتومان ارزش دارد و مقایسه کردن برایشان سخت است. برای این کار ابتدا باید کودک را با مفهوم شمارش و مقدار آشنا کنید؛ مثلا کودک بتواند پول را بشمارد؛ اما برای شروع می‎توانید مقادیر اندک و مشخصی از پول را برای خرید چیز خاصی در اختیار کودک قرار دهید؛ مثلا هزار تومان برای خرید.

چقدر پول توجیبی مناسب است؟

از 6 سالگی به بعد می توان به کودکان پول توجیبی داد؛ اما به مقدار اندک و برای خرید چیزهایی که با اجازه پدر و مادر باشد؛  مثلا اولین پولی که به فرزندتان می دهید می تواند برای خرید بستنی باشد. شما دقیقا همان مبلغ را به فرزندتان می دهید و همراه او برای خرید به مغازه می روید. اجازه می دهید پول را به فروشنده بدهد و بستنی را تحویل بگیرد. وقتی که کودک بزرگ تر شد؛ مثلا در سن 8 سالگی می توانید مخارج کودک را برای مدتی محاسبه کنید و مبلغی را به صورت آزمایشی در اختیارش قرار دهید تا خودش آن را مدیریت کند. در ابتدا کمکش کنید و راهکارهایی ارائه دهید؛ مثلا راهنمایی اش کنید.

روال کار بر این است که کودکان تا سن ده سالگی از طریق تقویت کننده های غیر نقدی مانند:  ژتون، جدول ستاره و ... به خواسته های خود می رسند؛ برای مثال کودک به ازای رفتارهای خوبش ستاره می گیرد و با جمع شدن این ستاره ها آنچه را که می خواهد برایش تهیه می کنند. یعنی آنجا ستاره یا ژتون حکم پول را دارد؛ اما پولی که فقط در نزد پدر و مادر تعریف شده و فقط به کمک پدر و مادر  یا افراد مورد اعتماد می توان چیزی را خریداری کرد؛ مثلا از قبل تعریف شده که یک خوراکی به ازای دو ستاره، رفتن به شهربازی با مثلا 5 ستاره و به همین ترتیب سایر خواسته های کودک برآورده می شود. حال با بزرگ تر شدن کودکان و آشنایی بیشتر آن ها با پول می توان به جای ژتون پول به آنان داد ولی دقیقا مشخص کرد که این پول برای خرید چه چیزهایی می تواند خرج شود و بعدا اختیاراتی به کودک می دهیم تا خودش تصمیم گیری کند؛ مثلا اگر هر روز 5 هزار تومان پول توجیبی داشته باشد، می تواند آن را پس انداز کند تا آخر هفته تفنگ آبی دلخواهش را بخرد یا این که هر روز کارتون مورد علاقه اش را از سی دی فروشی تهیه کند یا ممکن است هر روز بخشی از این پول را پس انداز کند تا پایان ماه لباس ورزشی مورد علاقه اش را خریداری کند. کودک متوجه می شود که اگر پولش را بیهوده خرج کند دیگر پولی نخواهد داشت تا خرج کند. این کار باعث می شود تا با برنامه ریزی مالی از همان دوران کودکی آشنا و مسئولیت‎پذیر شود.

مقدار پول متناسب با سن کودکان متفاوت است.

پول توجیبی و میزان آزادی عمل یک کودک 11 ساله با 8 ساله متفاوت خواهد بود. همچنین مقدار آن در خانواده های مختلف متفاوت است. یک خانواده ممکن است در توانش باشد که هر روز 20 هزار تومان به فرزندش پول بدهد وخانواده دیگر پانصد تومان هم نتواند؛ اما برای این مبلغ باید سقفی در نظر گرفت. ممکن است خانواده‎ای در توانش باشد روزی دویست هزار تومان به کودک 7 ساله بدهد اما این کار صحیح نیست. حداقل تا زمانی که کودکان به سن نوجوانی نرسیده‎اند، باید برای میزان پول توجیبی آنان سقفی را در نظر گرفت. در ادامه نکاتی آورده می‎شود که در این رابطه به شما کمک کند.

*  قبل از این که بخواهید به فرزندتان پول توجیبی بدهید، زمان خرید او را با خود همراه کنید و برخی از کارها را از او بخواهید؛ مثلا برای خریدهای کوچک پول را به کودک بدهید تا همراه شما به فروشنده بدهد و بقیه پول را تحویل بگیرید.

*  کودکان را از هفت سالگی به بعد با دستگاه عابر بانک و دستگاه کارت خوان آشنا کنید. برای این کار هنگام برداشتن پول از دستگاه او را با خود ببرید تا فرایند این کار را مشاهده کند.

*  گاهی برای موفقیت‎های چشمگیر فرزندتان می‎توانید علاوه بر پول توجیبی مبلغی را به‎عنوان پاداش به او بدهید. فقط مراقب باشید که با پول توجیبی یکی نشود؛ مثلا اگر می‎خواهید ده هزار تومان پاداش به فرزندتان بدهید آن را با پنج هزار تومان پول توجیبی‎اش قاطی نکنید بلکه جداگانه بدهید و تاکید کنید که این پول، پاداش فلان کار است.

 

 

منابع:

-خراسان نیوز

-بیتوته

چطور به فرزندمان پول تو جیبی بدهیم؟

 

 

کودکان وقتی با مفاهیم شمارش، پول، قیمت، مقایسه کردن و ارزش گذاری اشیا آشنا می شوند، می توانند پول توجیبی دریافت کنند.

 

 

 

 

 

 

آشنا کردن کودکان با پول و زمان مناسب پول توجیبی دادن به آن ها، یکی از موارد مهمی است که والدین باید با آگاهی و رفتاری مناسب نسبت به آن اقدام کنند. . آنچه که باید به آن توجه کرد این است که «پول تو جیبی» یک وسیله آموزشی و تربیتی است که هدف و غایتی مشخص دارد: ما می خواهیم از طریق «حق انتخاب» و «مسئولیت»، به فرزند خود یاد بدهیم که چگونه از پولش استفاده کند و او را در اندوختن تجربه در این راه یاری کنیم.
از چه زمانی می توان به کودکان پول توجیبی داد؟

زمانی که کودک تشخیص دهد در ازای پرداخت مبلغ مشخصی پول می‎تواند کالا یا خدمات مشخصی دریافت کند، آن‎گاه از این پول به‎عنوان پاداش نیز می‎توان برایش استفاده کرد؛ مثلا برای انجام کار و فعالیتی که باعث موفقیت چشمگیر یا پیشرفت بزرگی برای او شده باشد. آنان در ابتدا نمی توانند تشخیص دهند که مثلا دوهزار تومان دوبرابر هزارتومان ارزش دارد و مقایسه کردن برایشان سخت است. برای این کار ابتدا باید کودک را با مفهوم شمارش و مقدار آشنا کنید؛ مثلا کودک بتواند پول را بشمارد؛ اما برای شروع می‎توانید مقادیر اندک و مشخصی از پول را برای خرید چیز خاصی در اختیار کودک قرار دهید؛ مثلا هزار تومان برای خرید.

چقدر پول توجیبی مناسب است؟

از 6 سالگی به بعد می توان به کودکان پول توجیبی داد؛ اما به مقدار اندک و برای خرید چیزهایی که با اجازه پدر و مادر باشد؛  مثلا اولین پولی که به فرزندتان می دهید می تواند برای خرید بستنی باشد. شما دقیقا همان مبلغ را به فرزندتان می دهید و همراه او برای خرید به مغازه می روید. اجازه می دهید پول را به فروشنده بدهد و بستنی را تحویل بگیرد. وقتی که کودک بزرگ تر شد؛ مثلا در سن 8 سالگی می توانید مخارج کودک را برای مدتی محاسبه کنید و مبلغی را به صورت آزمایشی در اختیارش قرار دهید تا خودش آن را مدیریت کند. در ابتدا کمکش کنید و راهکارهایی ارائه دهید؛ مثلا راهنمایی اش کنید.

روال کار بر این است که کودکان تا سن ده سالگی از طریق تقویت کننده های غیر نقدی مانند:  ژتون، جدول ستاره و ... به خواسته های خود می رسند؛ برای مثال کودک به ازای رفتارهای خوبش ستاره می گیرد و با جمع شدن این ستاره ها آنچه را که می خواهد برایش تهیه می کنند. یعنی آنجا ستاره یا ژتون حکم پول را دارد؛ اما پولی که فقط در نزد پدر و مادر تعریف شده و فقط به کمک پدر و مادر  یا افراد مورد اعتماد می توان چیزی را خریداری کرد؛ مثلا از قبل تعریف شده که یک خوراکی به ازای دو ستاره، رفتن به شهربازی با مثلا 5 ستاره و به همین ترتیب سایر خواسته های کودک برآورده می شود. حال با بزرگ تر شدن کودکان و آشنایی بیشتر آن ها با پول می توان به جای ژتون پول به آنان داد ولی دقیقا مشخص کرد که این پول برای خرید چه چیزهایی می تواند خرج شود و بعدا اختیاراتی به کودک می دهیم تا خودش تصمیم گیری کند؛ مثلا اگر هر روز 5 هزار تومان پول توجیبی داشته باشد، می تواند آن را پس انداز کند تا آخر هفته تفنگ آبی دلخواهش را بخرد یا این که هر روز کارتون مورد علاقه اش را از سی دی فروشی تهیه کند یا ممکن است هر روز بخشی از این پول را پس انداز کند تا پایان ماه لباس ورزشی مورد علاقه اش را خریداری کند. کودک متوجه می شود که اگر پولش را بیهوده خرج کند دیگر پولی نخواهد داشت تا خرج کند. این کار باعث می شود تا با برنامه ریزی مالی از همان دوران کودکی آشنا و مسئولیت‎پذیر شود.

مقدار پول متناسب با سن کودکان متفاوت است.

پول توجیبی و میزان آزادی عمل یک کودک 11 ساله با 8 ساله متفاوت خواهد بود. همچنین مقدار آن در خانواده های مختلف متفاوت است. یک خانواده ممکن است در توانش باشد که هر روز 20 هزار تومان به فرزندش پول بدهد وخانواده دیگر پانصد تومان هم نتواند؛ اما برای این مبلغ باید سقفی در نظر گرفت. ممکن است خانواده‎ای در توانش باشد روزی دویست هزار تومان به کودک 7 ساله بدهد اما این کار صحیح نیست. حداقل تا زمانی که کودکان به سن نوجوانی نرسیده‎اند، باید برای میزان پول توجیبی آنان سقفی را در نظر گرفت. در ادامه نکاتی آورده می‎شود که در این رابطه به شما کمک کند.

*  قبل از این که بخواهید به فرزندتان پول توجیبی بدهید، زمان خرید او را با خود همراه کنید و برخی از کارها را از او بخواهید؛ مثلا برای خریدهای کوچک پول را به کودک بدهید تا همراه شما به فروشنده بدهد و بقیه پول را تحویل بگیرید.

*  کودکان را از هفت سالگی به بعد با دستگاه عابر بانک و دستگاه کارت خوان آشنا کنید. برای این کار هنگام برداشتن پول از دستگاه او را با خود ببرید تا فرایند این کار را مشاهده کند.

*  گاهی برای موفقیت‎های چشمگیر فرزندتان می‎توانید علاوه بر پول توجیبی مبلغی را به‎عنوان پاداش به او بدهید. فقط مراقب باشید که با پول توجیبی یکی نشود؛ مثلا اگر می‎خواهید ده هزار تومان پاداش به فرزندتان بدهید آن را با پنج هزار تومان پول توجیبی‎اش قاطی نکنید بلکه جداگانه بدهید و تاکید کنید که این پول، پاداش فلان کار است.

 

 

منابع:

-خراسان نیوز

-بیتوته